برچسب: امریکا

  • نگاهی به اهداف و پیامدهای ترور فخر هسته ای ایران

    نگاهی به اهداف و پیامدهای ترور فخر هسته ای ایران

    دکتر محسن فخری‌زاده رییس «سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع» ایران روز جمعه در تهران ترور شد. گرچه عاملان به طور رسمی مسئولیتی نپذیرفته‌اند، ولی بسیاری از رسانه‌ها و ناظران، موساد را عامل این ترور قلمداد کرده و نیویورک‌تایمز نیز وی را هدف شماره یک موساد دانسته است. این ترور را در دو بُعد اهداف و پیامدها می‌توان ارزیابی نمود.

    ۱️. اهداف

    با فرض عاملیت اسراییل در این ترور، می‌توان ریشه آن را به برخی تحرکات اخیر سه‌جانبه آمریکا، عربستان و اسراییل در فاصله دو ماه مانده به پایان ریاست‌جمهوری ترامپ و همچنین خبرهایی مبنی بر سفر نخست‌وزیر اسراییل به عربستان مرتبط دانست. عاملان این اقدام در واقع به گمان خود، شمشیری دولبه برای ایران تدارک دیده‌اند. اولاً در صورت واکنش جدی و علنی ایران به این ترور، مذاکرات هسته‌ای با مانع روبرو می شود. علاوه بر این، این ترور می‌تواند به عنوان اهرم فشاری برای دولت آمریکا در مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران عمل کند. ثانیاً در صورت عدم واکنش نیز بازدارندگی ایران را تضعیف نموده و موجبات تکرار این اقدام‌های ضدامنیتی را علیه جمهوری اسلامی فراهم می کند.

    ۲️. پیامدها

    برنامه‌‌های هسته‌ای و دفاعی ایران به سطحی از ارتقای ساختاری دست یافته است که فقدان برخی چهره‌ها، آن را متوقف نمی‌کند. چنان‌چه رشد برنامه موشکی پس از ترور سردار تهرانی‌مقدم با سرعت بیشتر تداوم یافت. با این حال تشدید بی‌اعتمادی ایران به غرب و تضعیف گرایش به مذاکره را می‌توان از پیامدهای این رخداد به شمار آورد. هم‌چنین افزایش تنش‌های منطقه‌ای میان جبهه مقاومت و آمریکا و اسراییل در عراق و سوریه می‌تواند از تبعات دیگر این حادثه باشد.

    با وجود اینکه پیگیری حقوقی این ترور در سازمان ملل، می‌تواند یکی از گزینه‌های اقدام ایران باشد اما عدم واکنش متناسب و پاسخ دیرهنگام می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیر امنیتی و دفاعی در پی داشته باشد که حتی میز مذاکرات نیز از تبعات آن مصون نخواهد ماند.

    دکتر عبدالطیف نظری

  • خیز امریکا در ایران عرب/رویکرد بایدن در قبال تحولات عراق

    خیز امریکا در ایران عرب/رویکرد بایدن در قبال تحولات عراق

    به دلیل نفوذ اجتماعی و سیاسی شیعیان عراق و تاثیر گذاری بر وضعیت شیعیان در سایر کشورهای عربی در سطح منطقه ای، عراق را ایران عرب می گویند. زیرا شیعیان در عراق علاوه بر ان که جمعیت قابل ملاحظه ای را تشکیل می دهند، تاثیر گذاری جدی در سطح منطقه ای نیز دارند. دلیل این امر به موقعیت ژیو استراتژیک عراق و جایگاه سیاسی و مذهبی این کشور در جهان تشیع باز می گردد.

    اکنون مهم ترین پرسش این است که ایا «بایدن» طرح تجزیه عراق را اجرا خواهد کرد؟ با اعلام پیروزی «جو بایدن» طراح نظریه تجزیه عراق در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، نحوه تعامل او با پرونده عراق چگونه خواهد بود؟ بویژه که وی با چالش لاینفک بودن دو پرونده ایران و عراق مواجه است. در حالی که هر دو نامزد دموکرات و جمهوری‌خواه ریاست‌جمهوری آمریکا در کمپین‌ها و مناظرات انتخاباتی خود از پرداختن به پرونده عراق پرهیز کردند تا از پیامدهای منفی اظهارنظر درباره عراق بر انتخابات در امان بمانند اما هر دو به خوبی از اهمیت این پرونده برای سیاست خارجه آمریکا آگاه بودند و هر یک برای تعامل با این پرونده، شیوه‌ خاصی و چه بسا متفاوتی را در سر می‌پروراندند.

    هرچند که بررسی موضع‌گیری‌های غیر انتخاباتی هر دو طرف نشان می‌دهد که هر دو از تجزیه این کشور استقبال می‌کنند.حال که انتخابات پایان یافته و تا ورود «جو بایدن» به کاخ سفید راهی نمانده، وی باید موضع مشخصی برای عراق داشته باشد. وی که صاحب نظریه تجزیه عراق به سه اقلیم کردی، سنی و شیعی است و اشراف ویژه‌ای بر روی پرونده عراق دارد و تاکنون ۲۷ سفر به این کشور داشته و روابط نزدیکی با برخی سیاستمداران عراقی دارد، شاید بتواند بیش از ترامپ در این پرونده برای واشنگتن دستاورد کسب کند.با توجه به انتظاراتی که از رئیس‌جمهور جدید آمریکا می‌رود، از «جو بایدن» دموکراتی که پشت درهای کاخ سفید منتظر ورود است، خواسته خواهد شد که تغییرات زیادی ایجاد کند.

    سازماندهی و بازترسیم وجهه آمریکا که به دلیل اقدامات رئیس‌جمهور سابق متزلزل شده، بر گردن او خواهد بود. رئیس‌جمهوری که اگر قرار بود چهار سال دیگر باقی بماند، بزرگترین کشور جهان را به هرج و مرجی بی‌پایان می‌کشاند.موضوع عراق که این‌بار در رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا وارد نشد، یک پرونده دایمی بر روی میز رئیس‌جمهور جدید آمریکا خواهد بود. رئیس‌جمهور دموکراتی که در دوره ریاست‌جمهوری «جورج بوشِ» پسر به آغاز جنگ در عراق رای داد و پس از آن نظرش را تغییر داد.این دموکرات از طرفداران تجزیه و تقسیم عراق بود.

    زمانی که او یک عضو در مجلس سنا در سال ۲۰۰۶ بود،در روزهایی که نیروهای آمریکایی زیر آتش نیروهای مقاومت عراق بودند و شمار حملات روزانه آنها علیه آمریکایی‌ها به هزار بار هم می‌رسید، در آن‌روزها، بایدن پیشنهاد تقسیم عراق به سه منطقه نیمه خودمختار شیعی، سنی و کُردی را ارائه کرد. وی معتقد بود که این تقسیم به نیروهای آمریکایی اجازه خواهد داد تا در سال ۲۰۰۸ از عراق عقب‌نشینی کنند در غیر این صورت، عراق وارد گردابی از خشونت طائفه‌ای خواهد شد که ممکن است به عدم ثبات در منطقه منجر شود.پیش‌بینی بایدن محقق شد و مدت کوتاهی پس از آن، جنگی طائفه‌ای در عراق آغاز شد که بیش از دو سال طول کشید. به این ترتیب عراق، وارد یک تونل فرقه‌ای و طائفه‌ای شد که به نظر می‌رسد به خوبی از سوی کهنه‌کاران سیاست آمریکا برنامه‌ریزی و طراحی شده بود. بایدن ۲۷ بار به عراق سفر کرده است و رابطه خوبی با این پرونده و سیاستمداران عراق دارد.

    لذا انتظار می‌رود که وی به شیوه‌ای متفاوت از ترامپ جمهوری‌خواه با این پرونده برخورد کند. برخی همپیمانان آمریکا در عراق ترامپ را به عنوان سلاحی برای کاهش نفوذ ایران در کشورشان می‌دیدند. البته ترامپ چنین خواسته‌ای را محقق نساخت و هیچ اقدامی جز یک تهدید به بستن سفارت آمریکا در بغداد که در دوره او به سیبل حملات راکتی عراقی‌ها تبدیل شده بود، نکرد. بنابراین اگر بایدن به دنبال موفقیت در پرونده عراق است اکنون باید دیدگاه خود را از نو سازمان‌دهی کند زیرا عراق امروز عراقی نیست که بخواهد تئوری تقسیم آن به سه منطقه نیمه خودمختار را اجرایی کند. عراق امروز در بدترین مراحل تاریخی خود قرار دارد و حتی آمریکایی که از حمایت و همراهی گروه‌های سیاسی متعددی در عراق برخوردار بوده امروز خود را در لحظه‌ای خارج از حساب و کتاب‌های این کشور می‌بیند و نه زمینی دارد و نه نفوذی و نه حتی قدرت در دخالت برای تصمیم‌گیری‌های سیاسی. فشار اقتصادی فوق‌العاده ترامپ علیه ایران موجب شد که این کشور به گزینه افزایش نفوذش در عراق روی بیاورد و به مدد همین سیاست آمریکا، عراق به عنوان حیاط خلوت ایران راهی برای دورزدن تحریم‌ها به شمار آمد.

    اکنون به نظر نمی‌رسد که بایدن بخواهد مانند ترامپ با دو پرونده عراق و ایران که اکنون در حکم یک پرونده هستند و هر یک بر دیگری تاثیر دارند، برخورد کند. وی تلاش خواهد کرد تا توافق جدیدی با ایران امضا کند و ممکن است که به بازگشت مشروط به توافق هسته‌ای منجر شود. این چیزی بود که ترامپ نیز آن را می‌خواست اما عدم سازش ایران و عدم تمایلش به امتیازدهی این توافق را تا زمان آمدن رئیس‌جمهور جدید آمریکا به تاخیر انداخت.بر اساس این تحلیل، آمریکا پس از ترامپ به دنبال آن است که منافع از دست رفته خود در عراق را بازپس‌ گیرد.

    منافعی که به دلیل نفوذ ایران که هرگونه حضور آمریکا در عراق را ـ به ویژه پس از ترور جنرال قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در اوایل سال جاری میلادی در نزدیکی میدان هوایی بغداد- رد می‌کند و نیز به دلیل سیاست‌های ترامپ از جمله تهدید زیاد و اقدام اندک، اکنون از دست رفته است.البته با بعید ندانستن خیز آمریکا برای تجزیه عراق به بهانه فشار بر ایران این نتیجه‌ به دست می اید: درست است که بایدن صاحب نظریه تقسیم عراق به سه اقلیم نیمه خودمختار است اما شاید دیگر، وی تمایل چندانی به اجرای این نظریه نداشته باشد به ویژه که منافع آمریکا تا به این لحظه در یکپارچگی عراق نهفته است اما این احتمال وجود دارد در پی مخالفت ایران با گشودن راه بر روی حضور و نفوذ آمریکا در عراق، بار دیگر نظریه قدیمی بایدن در این‌باره احیاء و مطرح شود. به ویژه که برخی سیاست‌مداران عراقی هنوز علنا از ضرورت ایجاد اقلیم‌های فدرالی بر اساس اصول طائفه‌ای و نژادی سخن می‌گویند. پس آیا بایدن به عملی شدن چشم‌انداز ایجاد این اقلیم‌ها تسریع خواهد بخشید یا منازعه نفوذ ایران-آمریکا به امر دیگری منتهی خواهد شد؟

    داکتر عبدالطیف نظری

  • امریکا ناو هواپیما بر نیمیتز را به خلیج فارس اعزام کرد

    امریکا ناو هواپیما بر نیمیتز را به خلیج فارس اعزام کرد

    ه نقل از دیلی میل، به دنبال تصمیم امریکا برای خروج نیروهایش از افغانستان و عراق، واشنگتن ناو هواپیمابر نیمیتز را همراه با سایر کشتی‌های جنگی برای پشتیبانی و پوشش هوایی خروج سربازانش به خلیج فارس اعزام کرد.
    بر بنیاد این گزارش، تصمیم برای اعزام این ناو هواپیمابر قبل از ترور محسن فخری‌زاده دانشمند برجستۀ هسته‌ای ایران صورت گرفته است.
    آقای فخری‌زاده عصر روز گذشته هدف حمله هدفمند قرار گرفت و در نتیجه جراحات وارده جان باخت؛ کسی که ناتنیاهو نخست‌وزیر اسراییل از وی به عنوان پدر برنامۀ هسته‌ای ایران یاد کرده است.
    یک مقام امریکایی و دو مقام اطلاعاتی به نیویارک تایمز گفته است که اسراییل در این حمله دست دارد.
    با این حال، گفته شده است که اعزام ناو هواپیمابر برای پوشش هوایی و پشتیبانی از خروج نیروهای امریکایی از منطقه صورت گرفته است.

  • چین تمایل دارد با دولت تازه امریکا در افغانستان همکاری کند

    چین تمایل دارد با دولت تازه امریکا در افغانستان همکاری کند

    س از برگزاری کنفرانس جنوا برای افغانستان تعهد جامعه جهانی به حمایت از دولت افغانستان، سفارت چین در افغانستان به دولت جدید امریکا پیشنهاد همکاری در این کشور را داد.
    سفارت چین در افغانستان در بیانیه‌ای گفت: «ما مایل به همکاری با دولت جدید ایالات متحده بر اساس عدم تقابل، احترام متقابل و روحیۀ همکاری برد-برد برای ایجاد روابط متعادل، کمک‌کننده و پایدار چین و امریکا هستیم».
    بیانیه افزود چین به دنبال ترویج مشترک توسعه صلح‌آمیز و پایدار افغانستان است و به آرزوی مردم افغانستان برای داشتن زندگی زیبا کمک می‌کند.
    سفارت چین پس از آن این سخنان را مطرح می‌کند که مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا بار دیگر چین را به خاطر همه‌گیری ویروس کرونا مقصر دانست.

  • جامعه جهانی کمک 12 میلیارد دالری مشروط خود به افغانستان را اعلام کرد

    جامعه جهانی کمک 12 میلیارد دالری مشروط خود به افغانستان را اعلام کرد

     جامعه جهانی و کشورهای کمک‌کننده روز گذشته در پایان نشست دو روزه جنوا ۳ میلیارد دالر را برای توسعه افغانستان در سال ۲۰۲۱ و در مجموع ۱۲ میلیارد دالر برای این این کشور تعهد شد.
    اتحادیه‌ اروپا این بار ۱.۴ میلیارد دالر، بانک توسعه‌ آسیایی میزان کمک‌هایش را به ۹۰۰ میلیون دالر، امریکا میزان کمک‌های سالانه‌اش را ۳۰۰ میلیون دالر خواند، آلمان ۵۱۰ میلیون دالر، بریتانیا، ۷۰۰ میلیون پوند برای سه سال آینده، کانادا ۲۷۰ میلیون دالر، دنمارک ۶۴ میلیون دالر، هالند ۲۲۰ میلیون، استرالیا ۱۵۰ میلیون دالر و در مجموع بیش از ۱۲ میلیارد دالر کمک برای چهار سال آینده برای افغانستان با تأکید بر حفظ ارزش‌های حقوق بشری و برقراری آتش‌بس تعهد شد.
    کنفرانس بین‌المللی افغانستان-۲۰۲۰ با صدور اعلامیه‌ و با اشتراک ۶۶ کشور و ۳۲ سازمان بین‌المللی در «قصر ملل» مقر سازمان ملل‌متحد پایان یافت.
    نشست افغانستان-۲۰۲۰ در جنوا با توسل به قطعنامۀ شماره ۲۵۱۳ شورای امنیت سازمان ملل از آغاز مذاکرات صلح افغانستان در ۱۲ سپتمبر ۲۰۲۰ به هدف رسیدن به یک راه حل سیاسی دایمی و جامع استقبال کرده و خواستار روند صلح جامع و معنادار با مشارکت زنان، جوانان و گروه‌های نژادی، مذهبی و سایر اقلیت‌ها شد.
    این نشست همچنان بر اقدامات برای از بین بردن فساد اداری در افغانستان تأکید کرد.

    تاکید بر تامین آتش‌بس و تداوم حمایت در افغانستان

    دومین روز نشست جینوا با سخنرانی رییس جمهور غنی و نمایندگان شماری از کشورها و نهاد های بین المللی نیز همراه بود. رییس جمهور در این نشست از حکومت فنلند و ملل متحد به خاطر فراهم آوری شرایط برای برگزاری نشست و از شرکای افغانستان و سازمان های بین المللی و از حمایت های دوامدار سازمان ناتو از نیروهای امنیتی و دفاعی در راستای مبارزه با تروریزم، سپاسگزاری کرد.

    غنی افزود: «از تعهد ثابت قدم جامعه بین المللی با افغانستان بخاطر مبارزه با ویروس کرونا نیز ابراز امتنان کرده، کنفرانس امروزی نتیجه تلاش‌های مشترک افغانستان و همکاران بین‌المللی‌اش و نتیجه پروسه‎های مملو از همکاری و تعامل می‎باشد».

    او با بیان اینکه رویکرد افغانستان بر سه اصل صلح‎سازی، دولت‎سازی و مارکیت سازی استوار است خواستار دوام همکاری ها شد.

    رییس جمهور با اشاره بر اینکه اولویت مهم مردم افغانستان، تامین صلح پایدار است، گفت رسیدن به هدف مطلوب که همانا یک افغانستان مستقل، متحد و دموکراتیک در صلح با خود، منطقه و جهان که توانایی حراست و توسعه دستاوردهای دو دهه گذشته را دارد، دیدگاه مشترک مردم و حکومت افغانستان و جامعه جهانی را تشکیل می‌‎دهد.

    غنی خاطرنشان کرد تیم مذاکراتی حکومت در دوحه روی صلح کار می کند و مسؤولیت پیشبرد این روند در حال حاضر بر دوش تیم‌های مذاکره کننده جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان است.

    او تاکید کرد افغانستان از خود تعهد، شجاعت و اراده نشان داده و با وجود افزایش خشونت‎‌ها، از ماه فبروری بدینسو نیروهای خویش را در میدان های جنگ در وضعیت دفاعی نگه داشته و نیز روی آزادی پنج هزار زندانی طالب که محکوم به جرایم سنگین علیه بشریت بودند، موافقت کرده است.

    رییس جمهور ایجاد شرایط رفاه، کاهش فقر، بهبود وضعیت معیشتی مردم و اشتغال‌زایی را اقداماتی برای برقراری صلح پایدار دانست و گفت که مارکیت سازی و دولت سازی رابطه جدایی‌ناپذیر با اعمار صلح دارند.

    غنی تصریح کرد تقریبا نیمی از جمعیت افغانستان در یک دموکراسی نوپا متولد شده و رشد کرده اند و آنان بر اختلافات نسل‌های گذشته غالب شده و یک صدای منسجم و هدف مشخص در دموکراسی پیدا کرده اند.

    او از همکاران بین المللی افغانستان خواست که با دولت افغانستان کمک کنند تا با امکانات کمتر، کار بیشتر را انجام دهد.

    از سوی هم آنتونیو گوتیرش، سرمنشی ملل متحد در سخنرانی‌ آنلاین‌اش از تداوم میزان بلند خشونت‌های در افغانستان نگرانی کرد و حملات بر غیرنظامیان به ویژه شاگردان مکاتب را شنیع خواند.

    او گفت: «من برای نجات جان مردم و جلوگیری از گسترش بیشتر کووید۱۹ بر دو برابرشدن تلاش‌ها برای آتش‌بس فوری و بدون قید و شرط تاکید می‌کنم. این یک زمینه مناسب را برای مذاکرات صلح افغانستان در دوحه خلق می‌کند و یک فرصت مهم برای تحقق آرزوهای دیرینه مردم افغانستان است».

    گوتیرش تاکید کرد مردم افغانستان با چالش‌های جدی، از جمله جنگ، فقر و تطبیق نابرابر حاکمیت قانون روبرو هستند و از کشورهای همسایه و شرکای افغانستان خواست که با استفاده از این فرصت‌های همکاری، سهم خود را در ساختن آیندۀ صلح‌آمیز و مرفه انجام دهند.

  • یک مقام پیشین امریکا: امریکا می خواهد افغانستان را با جنگ تنها بگذارد

    یک مقام پیشین امریکا: امریکا می خواهد افغانستان را با جنگ تنها بگذارد

    مشاور وزیر خارجه جورج دابلیو بوش، توافق دولت ترامپ با طالبان را یک توافق بسیار ناقص توصیف کرد که در آن دولت افغانستان کنار گذاشته شده است.

    وی گفت: «کسی این توافق را توافق صلح نمی‌نامد.»

    ریچارد هاس روز یکشنبه در گفت وگو با شبکه خبری سی ان ان درباره توافق با طالبان و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان اظهار کرد: «من فکر می‌کنم آن یک توافق کاملا ناقض بود که با کنار گذاشتن دولت افغانستان که در طول ۲ دهه در کنار ما بود، صورت گرفت.»

    وی افزود: «کسی این را توافق صلح نمی‌نامد بلکه یک توافق برای خروج نیروهای آمریکایی است.  ما می‌خواهیم افغانستان را با جنگ تنها بگذاریم و دست طالبان را برتر نگه داریم.»

    رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا ادامه داد: «چیز دیگری که می‌بینیم این است که افغانستان بار دیگر بزرگراهی برای تروریسم می‌شود. هیچ کسی نباید فراموش کند که تروریست‌های ۱۱ سپتامبر (۲۰۰۱) در افغانستان آموزش می‌دیدند و این می‌تواند بار دیگر روی دهد. این پیشگیری شدنی است.»

    هاس با بیان اینکه چند هفته گذشته و دو ماه آینده بسیار دشوار بوده و است، اضافه کرد: «جدای از مشکلات دوره انتقال، دولت بایدن سیاست خارجی مواجه است که در طول چهار سال گذشته به جای بازسازی، از هم گسسته شد.»

    ریاکاری 

    وی درباره سفر مایک پمپئو به منطقه و سرزمین‌های اشغالی هم گفت: «حتی شخصی همچون نتانیاهو که یک متحد دموکراتیک آمریکا است، از وضعیت انتقال قدرت در آمریکا ابراز تاسف کرده است.»

    رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا افزود: «این دولت تنها کاری را انجام می‌دهد که مورد علاقه او (ترامپ) و مقامات اوست.»

    هاس با بیان اینکه اسرائیل پس از جنگ جهانی دوم خلق شد و برای مدت طولانی اشغالگری دارد، اظهار کرد: «باعث شکست شکل‌گیری دولت فلسطینی شد. از نظر من، اسرائیل دیر یا زود باید بین دولت یهود یا دولت دموکراتیک، یکی را انتخاب کند.»

    وی ادامه داد: «اشتباه نکنید، من از عادی سازی روابط کشورهایی چون امارات متحده عربی و بحرین با اسرائیل خرسندم و آن را یک مسیر درست می‌دانم اما فلسطینی‌ها طرف مغبون مذاکرات ما هستند.»

    رئیس دانشکده شورای روابط خارجی آمریکا، دیدار وزیر خارجه آمریکا از شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیستی را ارسال کننده این پیام دانست که آمریکا با این رفتار اسرائیل مشکلی ندارد.

    هاس اضافه کرد: «من فکر می‌کنم در طولانی مدت هم به نفع اسرائیل نیست و ما را هم در موضع ریاکارانه‌ای قرار می‌دهد که از یک طرف مدعی صلح‌آفرینی هستیم و از طرف دیگر جانب یک طرف را گرفته‌ایم.»

  • عبدالله عبدالله: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان شرایط محور است

    عبدالله عبدالله: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان شرایط محور است

    رئیس شورای عالی مصالحه ملی می‌گوید بیرون شدن کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان، باید مشروط به پیشرفت در روند صلح با طالبان باشد.

    عبدالله عبدالله تأکید می‌‎ورزد تصمیم دونالد ترامپ را برای کاهش سربازان آمریکایی به 2500 تن در افغانستان حرمت می‌گزارد اما به‌گفتۀ او حکومت و سیاست‌گران در امریکا وعده داده‌اند بیرون کشیدن نیروهای باقی ماندۀ امریکایی از این کشور، به پیشرفت در روند صلح با طالبان مشروط خواهد بود.

    وزارت دفاع آمریکا اخیرأ بربنیاد دستور دونالد ترامپ اعلام کرد نیروهای امریکایی را از 4500 تن به 2500 تن در افغانستان کاهش می‌دهد.

    عبدالله عبدالله که تازه با مقامات ترکیه دربارۀ روند صلح کشور گفت وگو کرده‌است، در گفت وگو با خبرگزاری اسوشیتدپرس می‌گوید اطمینان دارد حکومت تازۀ ایالات متحده نیز از روند صلح کنونی افغانستان پشتیبانی خواهد کرد.

    او افزود: «مذاکرات و حمایت ایالات متحده از ادامۀ مذاکرات ادامه خواهد یافت. این‌که این پشتیبانی چه شکلی خواهد داشت مربوط به ایالات متحده خواهد بود، اما مطمینا برای حل و فصل صلح آمیز فشار خواهد آورد. نوعی تفاهم دو جانبه در ایالات متحده در میان قانونگذاران و در میان سیاستمداران وجود دارد و آن این‌که فرصتی برای صحبت میان دولت افغانستان، جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان وجود دارد.»

    آقای عبدالله در بخش دیگر از مصاحبه‌اش دست داشتن نیروهای استرالیایی را در قتل غیرنظامیان افغان تآسف‌بار خواند و گفت«این تکان دهنده بود. گزارش استرالیا دربارۀ کشته شدن 39 افغان متأسفانه، مشابه به رویدادهایی هستند که از این پیش نیز اتفاق افتاده‌اند و نیروها در آن دخیل بوده‌اند، اما واقعیت دولت استرالیا بدون هیچ‌گونه شک در این باره عذرخواهی کرده‌اند.»

    یک گزارش تازۀ ارتش استرالیا نشان داده‌است 25تن از نیروهای ویژۀ این کشور در جریان مأموریت یازده ساله در افغانستان در قتل 39غیرنظامی افغان دست داشته‌اند.

  • صلحی که خود سبب جنگ شده است

    صلحی که خود سبب جنگ شده است

    فون کلاوزویتس در کتاب «در باب ماهیت جنگ» می‌نویسد «جنگ صرفا یک عمل سیاسی نیست، در حقیقت ابزاری برای به درازاکشاندن نزاع سیاسی یا چیزی شبیه آن است.» بارها گفت‌‌وگوهای صلح، خلاف ماهیت خود عمل کرده و منجر به ادامه جنگ شده است. تقریبا در همه موارد یا در برخی موارد، گفت‌‌وگو همراه با جنگ، تهدید و ارعاب بیشتر همراه شده و یا این روند، پوششی برای ادامه درگیری‌‌ها به‌کار گرفته شده است.

    بیشتر چنین گفت‌‌وگوهایی ظاهرا «موفق» نتوانسته منجر به ایجاد ثبات در کشور شود و یا از درگیری‌‌های بیشتر جلوگیری کند. شاید گفت‌‌وگو بتواند زمینه‌ی خاتمه جنگ را فراهم کند، اما زمینه‌ی کاهش عوامل جنگ مانند برخورداری از زیرساخت‌‌های موثر سیاسی، امنیتی، اقتصای، عدالت اجتماعی، حکومت‌داری خوب و حاکمیت قانون واقعی را فراهم نمی‌‌کند.

    حتا در مواردی ممکن است گفت‌‌وگو باعث بروز جنگ نشود، اما زمانی که در پایان گفت‌‌وگوها آنچه را که طرفین مد نظر داشته‌اند به‌دست نیاورده باشند، همان صلح ممکن است خود آغازگر جنگی دیگر باشد.

    گفت‌وگوهای صلح؛ پوششی برای خروج از افغانستان؟

    برنامه ترمپ برای ترک افغانستان ماه می ‌‌2021 بود و ممکن است گفت‌‌وگو‌‌های صلح پوششی برای خروج نیروهای امریکایی باشد؟

    از همان آغاز بحث مذاکرات صلح بین‌الافغانی در فبروری 2020 امریکا با موافقت خود این تصور را ایجاد کرد که بیشتر از این‌که به آن به‌عنوان راه حلی برای پایان‌دادن به درگیری‌‌های خونین در افغانستان بنگرد، آمدن صلح را فرصتی برای بیرون‌کشیدن نیروهای نظامی خود می‌دانست. هیچ‌گاه امریکا رسما خروج نیروهای خود را از اهداف اصلی مذاکرات ذکر نکرده است، اما تفاهم با طالبان به‌طور مشخص بایسته‌ها و یا تصویر دقیقی از صلح را ترسیم نکرده است. بیشترین تأکید این تفاهم‌نامه بر خروج 14ماهه نیروهای امریکایی است تا آماده‌سازی شرایط برای یک صلح واقعی.

    امریکا عملا حکومت مرکزی افغانستان را از روند مذاکرات مستقیم صلح این کشور با طالبان کنار گذاشته بود و بدون این‌که شرایط مشخصی برای یک آتش‌بس گسترده و در نهایت صلح پایدار پیش‌بینی کند، از گفت‌‌وگوهای میان افغان‌‌ها حمایت کرد و اما تمرکز خود را بیشتر بر روی خروج نظامیان خود تا زمان پیش‌بینی‌شده، معطوف کرد.

    حتا با توجه به شرایط جنگی و روند صلحی که امریکا در ویتنام با آن سروکار داشت، این کشور نتوانست پیش‌شرط‌هایی وضع کند که طالبان را وادارد تا بیش از یک صلح ظاهری را در پیش بگیرند. امریکا نتوانسته توان نظامی حکومت مرکزی افغانستان را به سطح نیروهای نظامی دولت ویتنام برساند تا با فشار نظامی بیشتر از طرف دولت مرکزی، بتواند طالبان را درحالی‌که نسبت به مخالفان نظامی وقت دولت جمهوری ویتنام در شمال این کشور، میزان اراضی خیلی بیشتری تحت اشغال خود دارند، از موضع‌شان سر میز مذاکره عقب‌نشینی کنند یا دست‌کم پایان درگیری‌‌های نظامی را بپذیرند.

    مهم‌تر از آن، حکومت مرکزی افغانستان نتوانست یک انتخابات موفق در کارنامه خود ثبت کند و حتا در ظاهر هم که شده اتحاد درونی را حفظ کند. از سر درماندگی مجبور شد تا به رقیبان انتخاباتی خود باج دهد. در عین حالی که بخش بزرگی از کشور که اصولا توسط حکومت مرکزی باید اداره شود، توسط گروه‌‌های قدرتمند شبه‌نظامی محلی اداره می‌شود.

    ترک یک کشور شکست‌خورده

    بیش از دو دهه تلاش حکومت نتوانسته چشم‌اندازی از خودکفایی را در افغانستان ترسیم کند. نظام سیاسی دولت افغانستان که با کمک امریکا در سال 2001 شکل گرفت، عمیقا دچار تقسیمات سیاسی میان رقبای جناحی و دولت شده است و بخش‌‌های عمده کشور توسط این سهامداران قدرت و یا طالبان کنترل می‌شود. در نتیجه تعیین تاریخ خروج و تمرکز روی ادامه مذاکرات برای امریکا حتا در صورت شکست سیاست‌هایش، منصفانه به‌نظر می‌‌رسد.

    ارزیابی‌‌های موسسه شفافیت بین‌الملل و بانک جهانی نشان می‌‌دهد که فساد در دولت افغانستان استثنا نیست، بلکه یک قاعده است. مذاکرات بین طالبان و امریکا در حالی برگزار شد که اختلافات شدیدی میان سران دولت وجود داشت و عملا امریکا مجبور به کنارگذاشتن رهبران سیاسی افغانستان در مذاکرات شد.

    در طول دهه اخیر توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور مانند بخش سیاسی بسیار محدود بوده است. ادعاهای اغراق‌آمیز بسیاری در زمینه انکشاف حکومت‌داری، خدمات اجتماعی، تعلیم و تربیت، صحت عامه، حاکمیت قانون و حقوق زنان وجود داشته است که بازرس ویژه امریکا در افغانستان (سیگار) در گزارش‌های زیادی بسیاری از این ادعاها را نادرست ارزیابی کرده است.

    نهادهای دیگری چون بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و شفافیت بین‌الملل به صراحت اظهار کرده‌اند که پس از سال 2008، دولت افغانستان در نقاط بسیاری بی‌تأثیر بوده است و نتوانسته به‌رغم کمک‌‌های مالی دولت امریکا با فقر مبارزه کند. درحالی‌که تا امروز صنعت کوکنار تنها بخش خصوصی است که موفق بوده است.

    کمک‌‌های بی‌پایان نظامی و ملکی

    بانک جهانی به‌وضوح روشن کرده که هیچ دولتی در افغانستان نمی‌‌تواند بدون کمک‌‌های گسترده جامعه جهانی ــ حتا اگر دولت و طالبان بتوانند در مورد نوعی ترکیب اقتصادی به توافقی برسند ــ دوام بیاورد. براساس ارزیابی این نهاد، 75 درصد کل مصارف داخلی افغانستان توسط کمک‌‌های جامعه جهانی فراهم می‌‌شود که امریکا بزرگ‌ترین حامی مالی این کشور به‌شمار می‌‌رود.

    در حال حاضر کل بودجه ملکی و امنیتی حکومت مرکزی افغانستان سالانه بالغ بر 11 میلیارد دالر است، درحالی‌که درآمد داخلی افغانستان تنها 2.5 میلیارد دالر ارزیابی می‌‌شود. بانک جهانی همچنین یادآور می‌‌شود که کمک‌‌های سالانه به افغانستان حدود 8.5 میلیارد دالر می‌‌باشد که برابر با حدود 45 درصد تولید ناخالص داخلی آن کشور است، درحالی‌که برای کشورهای کم‌درآمد تقریبا 10 درصد می‌‌باشد. بنابراین این وابستگی، نشانگر فاصله زیاد بین درآمد و مصارف افغانستان است.

    برآورد نیازهای کشور افغانستان نیز در صورت کنارآمدن با طالبان بسیار دشوار خواهد شد. با این حال، با مطالعه اولیه‌ای که بانک جهانی انجام داده است هشدار می‌‌دهد که دولت افغانستان شدیدا وابسته به کمک‌‌های جهانی است، اما پس از به نتیجه‌رسیدن گفت‌‌وگوهای صلح بیشتر از هر زمانی به این کمک‌‌ها نیاز خواهد داشت. این شامل جذب یا تأمین مالی جنگ‌جویان طالبان و حفظ نیروهای امنیتی فعلی دولت افغانستان به‌طور همزمان نیز است تا با گذشت زمان زمینه ادغام آن‌ها در بدنه جامعه فراهم شود.

    صلح بدون ضمانت یا امنیت

    در گزارش سیگار و بازرس ارشد وزارت دفاع (LIG) در سال 2020، کاملا روشن است که نیروهای امنیتی افغانستان برای حفظ امنیت به‌گونه‌ی مستقل، به کمک‌‌های بیشتری نیاز دارند. دولت مرکزی هنوز هم در حال از دست‌دادن اراضی تحت کنترل خود است و نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان نیز بدون پشتیبانی هوایی و حمایت‌‌های مستشاری ایالات متحده از توان کمتری برخوردارند.

    امریکا در تعیین شرایط و ضمانت‌‌های امنیتی ایالات متحده در صورت عدم موفقیت مذاکرات صلح، یا ادامه جنگ توسط طالبان و یا نقض شرایط صلح که طالبان قبلا با آن موافقت کرده بودند، نیز شکست خواهد خورد. ایالات متحده دیگر گزارشی از این‌که چه مقدار از خاک افغانستان تحت کنترل طالبان است، و یا چه نقاطی از کشور امنیت دارند و تحت حاکمیت قانون یا حاکمیت محلی قرار دارند، ارائه نمی‌‌دهد.

    ادامه جنگ و توقف روند صلح

    با ختم ماه اکتبر 2020 هشت ماه از 14 ماه روند گفت‌‌وگوهای صلح سپری می‌‌شود و در تمام این مدت، هیچ پیشرفتی در راستای تحکیم و رسیدن به یک صلح واقعی و پیشرفتی در جهت پایان جنگ شکل نگرفته است. طالبان فشار خود بر نیروهای امریکایی و ناتو را در قبال قطع حملات بالای این گروه و پس از آزادی پنج‌هزار زندانیان خود از زندان‌‌های دولت افغانستان کاهش داده یا به کلی قطع کرده است. با وجود این، حملات این گروه بر اهداف اردو و دولت افغانستان در 24 ولایت از 34 ولایت افغانستان و گاهی در کابل همچنان ادامه دارد.

    جنگ هنوز به جدیت تمام ادامه دارد. سازمان ملل در 14 اکتبر 2020 گزارش داد که «چندین ولسوالی هلمند، از جمله مناطق نزدیک به لشکرگاه مرکز ولایت و بخش‌هایی از ولایت همسایه آن قندهار تحت تأثیر درگیری‌‌ها قرار گرفته است. شاهراه بین لشکرگاه و قندهار به‌دلیل وجود ماین‌‌های جاسازی‌شده، غیرقابل دسترسی است.»

    در هفته سوم اکتبر 2020، واشنگتن‌پُست گزارش داد که «طالبان 356 حمله، دو بمب‌گذاری انتحاری و 52 انفجار ماین در سراسر کشور انجام داده است که منجر به کشته‌شدن 51 شهروند و زخمی‌شدن 157 نفر شده است. آن‌ها گفتند که بیش از 400 شورشی طالب در این درگیری‌‌ها کشته شده‌اند، اما آمار تلفات نیروهای افغان را اعلام نکردند.»

    تلفات غیرنظامیان کاهش یافته است، اما بیشتر این تغییر در کانون جنگ مشاهده شده تا در مذاکرات صلح امتیاز بیشتری به‌دست آید. سازمان ملل در گزارشی که در 24 اکتبر ارائه می‌‌دهد، چنین اظهار می‌‌دارد:

    «سطح بالای خشونت‌‌ها با تأثیر کشنده‌ای بر غیرنظامیان در افغانستان ادامه دارد، این کشور همچنان در میان کشنده‌ترین مکان‌ها برای غیرنظامیان در جهان باقی مانده است. براساس گزارش جدیدی که توسط (یوناما) منتشر شده، نشان می‌‌دهد که اگرچه از آغاز گفت‌‌وگوهای صلح بین‌الافغانی، تعداد غیرنظامیان افغان که در درگیری‌‌ها کشته و زخمی می‌‌شوند، چندان کاهش نیافته است، با این هم آمار کلی تلفات غیرنظامیان در 9 ماه اول سال 2020 در مقایسه با مدت مشابه در سال 2019 حدود 30 درصد پایین‌تر است. آخرین گزارش سه‌ماهه از یک جنوری تا 30 سپتامبر 2020، پنج‌هزار و 939 تلفات غیرنظامی (دوهزار و 117 کشته و سه‌هزار و 822 زخمی) را ثبت کرده است.

    در بازه زمانی 12 سپتامبر – آغاز مذاکرات صلح بین دولت جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان در دوحه – تا 30 سپتامبر، هیچ کاهشی در تعداد تلفات غیرنظامیان ناشی از اجرای عملیات‌‌های نظامی طرفین میز مذاکره، در مقایسه با هفته‌‌های گذشته دیده نمی‌‌شود. نگرانی‌‌های دفتر یوناما از تشدید نبردها در هلمند و همچنین چندین حمله خونبار در ننگرهار، لغمان و غور همراه با حمله هوایی در تخار و حمله انتحاری بر غیرنظامیان در کابل که بیش از 400 نفر کشته و زخمی برجای گذاشت، افزایش یافته است.»

    اخیرا تعداد قابل توجهی از نظامیان امریکایی و نیروهای ائتلاف کاهش یافت و بسیاری از تجهیزات منتقل و بعضی از پایگاه‌‌های نظامی تخریب شد. اما سطح دقیق این کاهش‌‌ها معلوم نیست، زیرا ایالات متحده دیگر گزارش معتبری در مورد سطح حضور نیروهای نظامی، ملکی و پیمانکاران خود ارائه نمی‌‌دهد.

    حضور نظامیان امریکایی از حدود 14هزار نفر در اواخر سال 2019 به 12هزار در اوایل سال 2020 کاهش یافت؛ همچنین هشت‌هزار و 600 سرباز در جولای سال 2020 افغانستان را ترک کردند و با این‌که رییس‌جمهور ترمپ اظهار کرده بود که دوهزار و 500 نفر را تا اوایل سال 2021 حفظ خواهد کرد، او اما در اوایل ماه اکتبر سال جاری فرمان داد تا تعداد نظامیان تا کریسمس به صفر برسد، بدون این‌که مشخص کند منظور او از همه نیروها، تمامی افرادی که دارای توان جنگی است یا قوای تهاجمی این کشور است. در ماه می‌‌2020 نیز امریکا ارائه گزارش‌های غیرمحرمانه از حملات هوایی و معلومات کشفی و نظارتی هوایی خود را متوقف کرد.

    به‌نظر می‌‌رسد که امریکا تا حد قابل توجهی حمایت، پشتیبانی و تلاش برای پیش‌بردن عملیات‌‌ها و همچنین بسیاری از ظرفیت‌‌های هدف‌گیری و حملات هوایی خود را بر علیه اهداف پراکنده طالبان، متوقف و یا کاهش داده است. این کشور بیشتر حضور خود در میدان نبرد، نظارت دقیق و درست بر برنامه‌‌های کمک‌‌های نظامی و ملکی‌اش در یکی از فاسدترین کشورهای جهان و همچنین ظرفیت انسانی استخباراتی خود را تا حد امکان متوقف کرده است. امریکا تا حدی تجهیزات و نیروهای خود را کاهش داده است که در صورت شکست مذاکرات یا پروسه صلح هزینه بازگشت به ظرفیت قبلی، بسیار سنگین باشد. با آغاز سال 2021 امریکا ممکن است در جایگاهی قرار بگیرد که بازگشت دوباره غیرعملی خواهد بود.

    نیازهای صلح واقعی چیست؟

    طالبان، دولت مرکزی و بسیاری از افغان‌‌ها به واقعیت‌‌های صلح واقفند. سوال این است که در این مقطع چه تغییرات اساسی برای ایجاد صلحی موفق باید صورت بگیرد؟ جواب مشخص نیست. برای مذاکره واقعی، زمان در صورت تحقق، بسیار محدود است و بین ایدئولوژی و ارزش‌های حکومت مرکزی افغانستان و طالبان فاصله بسیار زیادی نیز وجود دارد.

    ایالات متحده همچنین با دو انتقال مهم خارجی روبه‌روست که تمرکز بر افغانستان را دشوار می‌‌کند. یکی کنارآمدن با نتیجه‌ی انتخابات ایالات متحده است. مورد دیگر مقابله با تأثیرات سیاسی، اقتصادی و امنیتی ویروس کرونا و همچنین نیاز آینده برای تخصیص کمک‌‌های امریکا و کمک‌‌های امنیتی این کشور در سطح جهانی است.

    رسیدن به صلح واقعی برای افغانستان به معنای پرداختن و حل و فصل مسائل کلیدی است که متأسفانه حکومت مرکزی افغانستان را تضعیف کرده است و این بدین معناست که روند صلح باید با اختلافات عمیق‌تر بین دولت و طالبان مقابله کند. این اختلافات که در آن هیچ نشانه‌ای از پرداختن بر سر یک موضوع واحد دیده نمی‌‌شود، عملا بر هر بخش از هر نوع دولت جدیدی که در نتیجه توافق صلح به‌دست آید، تأثیر می‌‌گذارد.

    با چند ماهی که در پیش داریم، دولت مرکزی و طالبان باید برای ایجاد موارد ذیل تلاش کنند:

    • یک ساختار سیاسی که به‌صورت یک دولت یکپارچه یا نوعی فدرالیسم با رویکرد جدید منطبق با سطوح مختلف حکومتداری، خدمات دولتی، امنیت و توسعه اقتصادی، شکل بگیرد؛

    • تمهیدات جدید برای ایجاد و تخصیص درآمد داخلی و کمک‌‌های خارجی به بودجه‌بندی ملی و مدیریت پلان‌‌های انکشافی و مالی در سطوح مختلف دولت؛

    • مدیریت ساختارها و تقسیم قدرت برای توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها، خدمات بانکی و مالی، تجارت، قانون تجارت و قانون استخدام و حمایت از کارگران منطبق با مسائل اسلامی؛

    • برای یکپارچه‌سازی یا ایجاد سیستم‌‌های امنیتی موازی و همچنین آمادگی پذیرش هرگونه حمایت و پشتیبانی نظامی خارجی باید گزینه‌هایی در نظر گرفته شود. سازوکارهایی نیز باید برای مقابله با حوادث احتمالی، درگیری‌ها، اختلافات و اختصاص منابع برای بازنشستگی و خدمات اجتماعی، ایجاد شود؛

    • برنامه‌هایی برای مقابله با نگهداری سلاح و تنظیم پلان‌هایی برای کاهش نیروهای نظامی با در نظرداشت راهکارهایی برای انتقال و فرصت‌‌های شغلی، روی دست گرفته شود؛

    • بر سر سیستم حقوقی، حقوق بشر، اجرای حاکمیت قانون، پولیس و امنیت محلی باید توافق صورت گیرد. با توجه به اهمیت مواد مخدر در اقتصاد افغانستان، باید در مورد درآمد و اجرای قانونی محدودیت‌‌های تولید و صادرات آن توافق حاصل شود؛

    • در مورد موضوع‌های مورد مناقشه ایدئولوژیکی مانند معارف، آزادی بیان، محدودیت در رفتارهای اجتماعی، سرگرمی‌‌ها و حقوق زنان باید از توجه ویژه برخوردار باشند و دیدگاه‌‌های دو طرف در نظر گرفته شود؛

    • دولت مرکزی باید نقشی را که زورمندان قومی بازی می‌‌کنند مد نظر داشته باشند و طالبان نیز باید این مسأله را برای گروه‌‌های خود مورد توجه قرار دهند.

    در حال حاضر، نشانه‌‌های اندکی وجود دارد که طالبان و دولت مرکزی می‌‌توانند به نوعی سازش اولیه برسند. بسیاری از موضوع‌های مورد اختلاف در دیگر مذاکرات ممکن است دلایل اصلی به‌شمار نروند، اما برعکس در افغانستان همان‌‌ها می‌‌تواند جرقه آغاز جنگی دوباره باشد.

    تلاشی دیگر از سوی امریکا برای شکست احتمالی مذاکرات صلح محتمل خواهد بود؟

    با نگاهی به تلاش‌‌های صلح از گذشته تا به امروز، آیا راهی برای دانستن این‌که رویکردی غیرمنتظره از سوی ایالات متحده در روند صلح وجود دارد؟ با توجه به روشی که در برخورد با طالبان در پیش گرفته بود و درحالی‌که نیاز دولت افغانستان به امریکا برای اتحاد و اصلاحات واقعی، بیشتر احساس می‌‌شد، دیدن عقب‌نشینی ایالات متحده نسبت به نقش دولت برای همه دور از انتظار بود.

    هنوز امکان ارائه کمک، اگرچه محدود، از سوی ایالات متحده با متحدان خود برای ایجاد کمک موثر بین‌المللی وجود دارد. در صورت عدم موفقیت در رسیدن به توافق صلح، امکان دارد ضمانت‌هایی به‌صورت پشتیبانی هوایی در جنگ مجدد با طالبان و سایر کمک‌‌ها به دولت افغانستان، فراهم شود.

    از طرفی ممکن است برای اعتماد به این امید که روند صلح به‌رغم تلاش طالبان برای بهره‌برداری از مذاکرات و همچنین استفاده مستمر از خشونت، به نتیجه‌ای برسد، دیر باشد.

    • نشانه‌‌های اندکی از این‌که حکومت مرکزی افغانستان در حال دستیابی به اثربخشی، اتحاد و توانایی کافی برای استفاده صادقانه از کمک‌‌ها برای انتقال به نوعی دولت مشترک یا فدرالیسم با طالبان است، وجود دارد. از طرفی هم وعده‌‌های بیشتر مرهم شکست سیاست‌‌ها در 20 سال گذشته نخواهد بود.

    • با این‌که قوای امنیتی افغان بهبود یافته، اما هنوز هم به بیش از حمایتی که امریکا می‌‌تواند در عدم کمک‌‌های آموزشی و پشتیبانی از نظامیان افغانستان، فراهم کند، نیاز است.

    • ویروس کرونا، مشکلات اقتصادی افغانستان و همچنین بسیاری از شرکای استراتژیک دیگر امریکا و خود این کشور را پیچیده کرده است و زمانی که پای استراتژی در میان باشد، ایالات متحده اولویت‌‌های بالاتری را در سایر نقاط جهان دارد.

    • ایالات متحده در حال حاضر حضور خود را تا آن حد کاهش داده است که دیگر نتواند به درستی از قوای امنیتی و حکومت مرکزی افغانستان حمایت کند، و سیاست‌‌های داخلی ایالات متحده و نیازهای رقابتی آن کشور مانع بازگشت یا وعده هرگونه ضمانت امنیتی می‌‌شود.

    • سایر شرکای امریکایی در کمک‌‌های نظامی و غیرنظامی در صورتی که آن کشور به اندازه کافی از حکومت مرکزی افغانستان حمایت و یا روند صلح را تضمین نکند، دلیل کمی برای ماندن خواهند داشت.

    • طالبان احتمالا بتوانند هرگونه کاهش یا افزایش شرطی در کمک‌‌های خارجی را تحمل کنند، اما در حال حاضر این دولت مرکزی است که به کمک‌های نظامی و غیرنظامی خارج وابسته است. با کاهش کمک‌‌ها مردم بیشتر دولت افغانستان را مقصر خواهند دانست.

    اما امیدواری‌هایی نیز وجود دارد

    اقدام به خروج نظامیان از افغانستان و پذیرفتن هر آنچه از یک روند صلح شکست‌خورده به‌دست آید، در حال حاضر بهترین گزینه است. به‌نظر می‌‌رسد تلاش برای حفظ حضور معنادار نظامی در قالب تیم‌‌های تعلیمی یا ارائه ضمانت‌‌های امنیتی خیلی دیر باشد.

    با این حال، ارائه کمک‌‌های مالی مشروط به بخش‌‌های ملکی و امنیتی با توجه به هر آنچه برآمد مذاکرات صلح باشد، نقش امریکا را کم نخواهد کرد. حمایت ایالات متحده از کمک‌‌های مشروط بین‌المللی، آموزش و پلان‌‌های تعلیمی چه در خود امریکا و چه در سایر کشورها، چه زمانی که توافقی از مذاکرات حاصل شود و چه قدرت جدیدی به‌وجود آید، تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

    به‌رغم احتمال دست‌نیافتن به صلح و ثبات پایدار، اما امیدهایی نیز وجود دارد:

    • به احتمال قوی طالبان تقسیم خواهند شد. بسیاری از این چنین جنبش‌‌های ایدئولوژیک در صورتی که فاقد یک رهبر قدرتمند، متحد و کاریزما باشند، از بین خواهند رفت؛

    • قدرت طالبان ممکن است در استفاده از زور و خشونت باشد، اما از مؤلفه‌‌های محبوبیت گسترده، توانایی عملی برای اداره کشور و رهنمود افغانستان به سمت توسعه و پیشرفت، برخوردار نیست؛

    • احتمال تضعیف یا تقسیم طالبان وجود دارد. طالبان حتا اگر «پیروز شوند» برای ماندن در قدرت با چالش‌‌های بزرگی روبه‌رویند. ایدئولوژی طالبان جذب کمک، ایجاد یک ساختار برای اداره و اقتصاد یا ایفای نقشی به‌عنوان بازیگر عمده منطقه‌ای را برای‌شان دشوار خواهد کرد. با گذشت زمان، حکومت یا ساختاری جدید ممکن تکامل یابد؛

    • تمرکز اصلی مشکلات متوجه کشورهایی خواهد شد که ایالات متحده با وجود آن‌ها هیچ دلیلی برای حفظ این بار بر دوش خود نخواهد داشت. پس از خروج امریکایی‌ها، صحنه برای فعالیت‌‌های روسیه، چین، ایران و پاکستان فراهم می‌‌شود؛

    • با آن‌که طالبان، داعش را به‌عنوان رقیب می‌دانند اما به‌نظر می‌‌رسد روابط این گروه با القاعده مانند گذشته ادامه دارد. با وجود این کاملا واضح است که افغانستان همچنان منبع اصلی حملات احتمالی تروریستی به امریکا به‌شمار برود و با برنامه‌ریزی حساب‌شده و هدفمند در مورد کمک‌ها، ممکن است خطر حمایت طالبان از چنین گروهک‌هایی را محدود و موضع دشمنی طالبان بر علیه داعش را نیز حفظ کند.

    با روشن‌شدن همه جوانب برنامه خروج، پیشنهاد چنین کمک‌هایی در این بازه‌ی زمانی می‌‌تواند این واقعیت را که ایالات متحده مطابق با توافق‌نامه فبروری 2020 مذاکرات صلح را وسیله‌ای برای خروج نیروهایش قرار داده است، کمرنگ کند. واقعیتی که افغان‌‌ها نیز با آن روبه‌رویند این است که در نهایت مسئولیت سرنوشت‌شان را باید خود به عهده بگیرند و امید برقراری صلح، ثبات را برای کشورشان به ارمغان داشته باشند.

    مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی

    مترجم: علی احمد حبیبی

  • شکست از چند موترسایکل سوار برای شما باید ننگ باشد

    شکست از چند موترسایکل سوار برای شما باید ننگ باشد

    ادامه ناامنی ها در ولایات مختلف افغانستان از جمله قندهار، کندوز و فاریاب اعتراضات مردمی و شخصیت های سیاسی را به دنبال داشته است.

    یکی از شخصیت های برجسته معترض به ناکامی امریکا و ناتو در کمک به ثبات و امنیت در افغانستان به عنوان شرکای بین المللی افغانستان، مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی و معاون اول پیشین رئیس جمهور غنی می باشد.

    مارشال دوستم در اعتراض به افزایش حملات طالبان که سطح کشتار را در کشور افزایش داده به تازگی در جمع مردم ولایات شمالی گفته است:« تسلیت کافی ست! بایید کار را تمام کنیم با این روش یا روش های دیگر!»

    وی خطاب به نانو و امریکا گفت:«باید جنگ را ختم کرد. یا این سو کنید یا آن سو!»

    مارشال دوستم تاکید کرد طالبان از هم اکنون مدعی اند که امریکا و ناتو را شکست داده اند، این گروه اما باید بداند که افغان ها را نمی تواند شکست دهد.

    رهبر حزب جنبش ملی افغانستان گفت:«طالبان بدانند که مارشال دوستم را شکست داده نمی توانند.!»

    معاون اول پیشین رئیس جمهور غنی افزود ناتو و امریکا صدها جنرال دارد، یک زمانی این جنرال ها به خانه بر می گردند و زمانیکه فرزندانشان از آنها بپرسند که جنگ چه طور بود، آنها اگر در جواب بگویند که از چند موترسایکل سوار شکست خورده اند، این برایشان شرم آور است.

    مارشال دوستم گفت:«این ناتو را سَی کن! این هواپیماهای ناتو و امریکا را سَی کن! چند موتر سایکل سوار را نمی توانند نابود کنند.!»

    رهبر حزب جنبش ملی همچنین خطاب به رئیس جمهور غنی گفت:«ما بدون اجازه بالا جنگ کرده نمی توانیم، اگر ولایات شمال را به ما بسپارید طی مدت کوتاهی امنیت را برقرار می کنم.»

    وی گفت:«من مارشال افغانستان هستم! به طالب نشان می دهم که رتبه مارشال به من از روی بخشش نیست و حقم بوده است.»

    مارشال دوستم با لحنی انتقادی علیه ناتو و امریکا تاکید کرد:«تداوم جنگ در افغانستان و به ویژه ولایات شمالی صبر مردم را لبریز کرده است و ما به گروه های کوچک از حلقات تسلیم نمی شویم.»

  • طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    آمارها نشان می‌دهد، قرن بیستم میلادی رکورد دار بیشترین تلفات انسانی در تاریخ بشر است. این واقعیت تلخ برای ما قرن بیستمی ها تأسف بار است، اما جالب تر آنکه حداقل در دو قرن اخیر دیده شده است که بیشترین بحران های بشری و تحولات سیاسی نظامی، اعم از جنگ های جهانی و تغیر وتبدیل رژیم ها ریشه‌ی اقتصادی داشته است.

    در کشور های فقیر و در حال توسعه که جهان سوم لقب گرفته اند جنگ ها، کودتا ها، مرزبندی ها، و روی کار آمدن و سقوط رژیم ها به وسیله‌ی غول های اقتصادی دنیا صورت می‌گیرد. ایالات متحده‌ی امریکا با داشتن وال استریت ، مرکز تجارت جهانی و بانک های جهانی بیشترین حصه را در تغیر و تبدیل نظام ها و حکومت ها به عهده داشته است. البته قدرت نظامی برتر، ابر نشریه ها و غول های رسانه ای، مافیا و جاسوسی سحر آمیز شبکه های استخباراتی آن، موجودیت سازمان های حقوقی و از جمله مقر ملل متحد و شورای امنیت در کنار اقتصاد و موازی با آن بوده است، اما نقش محوری را همیشه اقتصاد امریکا بازی نموده است.

    کشور های مقتدر و ثروتمند دیگر که ابرقدرت یا نیمه ابرقدرت هستند هرکدام به اندازه‌ی سهم شان درین جنگ اقتصادی برای بلعیدن سرمایه های دنیا حصه گرفته اند.

    مسایلی از قبیل گسترش دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، صلح و کمک به همنوع که به وسیله‌ی سازمان هایی که باز همه مرکز فرماندهی شان درین همین کشور های صنعتی و اقتصادی یا به اصطلاح جهان اولی تمرکز دارند ابزاری برای سوء استفاده وسرپوشی برای سه مفهوم ماکیاولی استحمار، استعمار و استثماراست. حتی اگر بسیار آرمان گرایانه بحث نکنیم با چشم باز و واقعیت های عینی دیده می‌شود که سازمان های اقتصادی می‌توانند یک شبه ملتی را نابود و رژیمی را روی کار آرند. آنچه هر سال یا هر چند سال بعد در منطقه شاهد آن می باشیم. آنها می‌توانند یک شبه سرنوشت ملت های فقیر چون افغانستان را تغیر بدهند.

    برای شرکت های اقتصادی و غول های انرژی خوار دنیا کشته شدن میلیون ها انسان که در نتیجه‌ی جنگ ها ، کودتا ها و تغیر و تبدیل رژیم ها اتفاق می افتد ، چیز پیش پا افتاده است. آنها به کرامت انسانی نمی اندیشند و تنها چیزی که اندیشه‌ی شان را اشغال کرده است پول دار شدن بیشتر ، عیش و مصرف بیشتر، تولید بیشتر ، کشتن و ویرانی بیشتر و بلعیدن بیشتر ثروت وسرمایه‌ی ملت های جهان است. تاریخ شاهد به قدرت رسانیدن پینوشه و صدام حسین در شیلی و عراق بوسیله امریکا است، و پس ازآنکه عالی جنابان میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستادند بوسیله خودامریکا نابود شدند. گویا همانند صافی یکبارمصرف تاریخ انقضای شان به اتمام رسیده بود. از اینگونه مثال ها بسیار سراغ داریم، نه اول کار است ونه آخر آن. در سال های اخیر شاهد یکشبه روی کار آمدن ویکشبه نابود شدن دیکتاتور های زیادی بوسیله غول های اقتصادی و نظام سلطه‌ی جهانی خواهیم بود.

    اینکه در این بازی شطرنج میلییون ها لیتر خون به زمین می ریزد، سرزمین های فراوانی ویران می شود و به آتش می سوزد و مردمان بسیاری از فقر و فلاکت وبیماری می‌میرند، کسی خم به ابرو نمی‌آورد، و این است داستان مستند قرن ما!

    خاورمیانه برای آن بحرانیست و جنگهای همیشگی در آن شعله ور، و کودتا های پیاپی در آن اتفاق و رژیم های گوناگون می روند و می آیند که در آن نفت و انرژی بیشتر موجود است و در واقع این بوی نفت است که ابرقدرت ها را مست کرده وبسوی خلیج فارس می کشاند. اما بالاخره نفت خلیج فارس به اتمام خواهد رسید، نفت خواران به فکر چاره می‌بایست بر می‌آمدند. بعد از اینکه جستجو گران انرژیِ و شرکت های نفتخوار غربی دریافتند که ذخیره‌ی بزرگ انرژی (نفت و گاز) در آسیای میانه موجود است، از حرص و طمع دیوانه شدند و بخاطر به دست آوردن آن به تکاپو افتادند. درهمین امریکا که ذکر خیر آن پیشتر رفت، سنا و پارلمان در دست رؤسای شرکت های نفتی و میلیونر ها می چرخد و اکثر سازمان های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را آنها اداره می‌کنند. تلویزیون ها ، روزنامه ها ، سینما و هنر و منابع اطلاعات جمعی و سازمان های حقوقی دیگر نیز در دست آنهاست. جورج بوش اول که جنگ اول خاور میانه موسوم به طوفان صحرا را به راه انداخت رییس جمهور و یکی از ثروتمداران میلیونر امریکا ودر ضمن مالک شرکت نفتی بود . دبلیو بوشِ پسر که سکان دار جنگ های اخیر عراق و افغانستان است نیز چند شرکت نفتی دارد و کابینه اش با اشخاص محوری چون ( دیک چینی، کوندولیزا رایس، رامسفیلد، جنرال پاول، زلمی خلیل زاد و… ) در دید نخست یک کابینه‌ی نفتی و به طبع آن کابینه‌ی جنگی بود.

    موجودیت ذخایر بزرگ نفت و گاز در آسیای میانه و چگونگی انتقال آن برای افغانستان نیز حوادث آفرین و دردسرساز بود. از جمله‌ی شرکت های بیشمار نفتخوار جهانی دو شرکت نفتی بریداس آرژانتین و یونیکال امریکا که برای نفت و گاز افغانستان رقابت می کردند . مسؤولین ومدیران ارشد این دو شرکت نفتی همواره میان کابل ، اسلام آباد و آسیای میانه در رفت و آمد بودند.

    احمد رشید روزنامه نگار و پژوهشگر سیاسی نامدار پاکستانی در کتاب طالبان ، اسلام، نفت و بازی بزرگ، آسیای میانه را به بوتل پر از نفت و انرژی تشبیه می‌کند و افغانستان می‌توانست خواه ناخواه دهنه این بوتل باشد. در واقع سه محور یا سه راه حمل و نقل برای عبور لوله های نفت وگاز آسیای میانه وجود داشت. اول راه انتقال نفت وگاز ازطریق ترکیه که بسیار طولانی بود و برای شرکت ها بی صرفه به نظر می‌آمد. دومین راه ایران بود که به لحاظ دشمنی با امریکا و غرب عبور نفت و گاز از طریق آن ناممکن بود . و سومین و آخرین راه موجود که کوتاه ترین وباصرفه ترین راه نیز بود افغانستان ناآرام وبی ثبات بود که درآن هیچگونه تضمین امنیتی برای عبور پاپلاین های گاز و نفت وجود نداشت.

    آنها طالبان را آگاه یا ناآگاه از آینده‌ی خطرناک آنها به عنوان جاده صاف کن شرکت های نفت یا حتی برای تسلط دایمی در افغانستان انتخاب کردند و پاکستان نیز که از یکطرف گاز ترکمنستان را می‌خواست و از طرف دیگربه دنبال سپر دفاعی از گروه های رادیکالِ وهابی سلفی در مقابل هند بود و هم نگران از خط دیورند مسلماً از پروسه‌ی تولید گروهی به نام طالبان حمایت می‌کرد و گویا آنرا برای خود چانس بزرگ می پنداشت و در عمق استراتیژیکش جای داده بود و فقط طالبان می‌توانست از عهده‌ی این همه برنامه های بزرگ و شوم برآید.

    اسامه بن لادن ثروتمند میلیاردر سعودی و رهبر شبکه‌ی القاعده که زمانی امریکا اورا علیه اتحاد شوروی تسلیح و تقویه می کرد و روابط ویژه با او داشت تشویق شد تا به طالبان کمک اقتصادی و نظامی کند . اسامه شبکه‌ی وسیع تروریستی و افراد آموزش دیده اش را که از آسیای میانه، چچن، ترکستان، کشمیر وشبه قاره، خلیج فارس وجزایر عربی، شمال افریقا و حتی اروپا و امریکا گردآورده بود در افغانستان به کمک طالبان سوق داد. آی اس آی و ارتش پاکستان نیز از او و طالبان حمایت می‌کردند و گویا طالبان عروسک های کوکی در دست آنان بود.

    گفته می‌شود وقتی رابین رافایل معاون وزارت خارجه امریکا به دیدار احمد شاه مسعود فرمانده کل و وزیردفاع دولت مجاهدین آمد، با کنایه گفت: گروه جدیدی(طالبان) در شرف ظهور است، گروهی که سراسر افغانستان را تسخیر خواهد گرد. مسعود در جواب گفته بود به کوه ها پناهنده می‌شویم و آنجا سنگر می‌گیریم و رافایل در ادامه ایضاح می‌کند که این گروه جدید بر فراز قله ها و شاخ های کوه هم مسلط خواهد شد! این شواهد همه نشانگر طرح بزرگ کشورهای معین در تولید کالایی به نام طالبان است.

    معلوم نیست که عربستان سعودی چه منافع اقتصادی دربه وجود آوردن طالبان داشت که امیر ترکی فیصل وزیر استخبارات سعودی در بحبوبه‌ی شکل گیری طالبان سفر های سری به پاکستان و افغانستان داشت وبعد ها واضح شد که او برای تنظیم وکمک گزاف اقتصادی برای طالبان در رفت و آمد بوده است.

    شاید برای سعودی ها مسایل ایدیولوژیک و همراهی مداوم با طرح های امریکایی مهم تر از مسایل اقتصادی مطرح بوده باشد. مهم ترین دغدغه‌ی آل سعود جمهوری اسلامی ایران و به زعم آنها تفکرات شیعی و گسترش آن به جهان اسلام و مخصوصا کشور های عربی بوده است. این نگرانی ها وقتی افزایش می یافت که ایران با شعار صدور انقلاب اسلامی گاهی اعراب را آزار می داد.‌

    می‌دانیم که در سوریه علوی های طرفدار ایران و دشمن رژیم صیهونیستی حاکم بود و کشور های عراق، لبنان، یمن و بحرین در اطراف عربستان اکثریت شیعی هواه خواه ایران دارند وبه همین مناسبت است که اعراب خلیجی در تبلیغ ایران هراسی و ظهور هلال شیعی می‌کوشند.

    عربستان سعودی با ایجاد سپر طالبانی با مفکوره های متحجرِ وهابی سلفی که مذهب رسمی آل سعود نیز است و رمز بقای این خانواده ، می‌خواست از ایدیولوژی رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران و مفکوره های امام خمینی جلوگیری کند.

    جلوگیری از خطر رو به تزاید ایران، روسیه، هند و چین که قدرت های بزرگ نظامی و اقتصادی در منطقه به شمار می آیند و می روند تا قطب مخالفی را علیه غرب بسازند، پیشروی ناتو بسوی قطب ورشو و ساحه‌ی تحت نفوذ شوروی سابق، حرکت بسوی جهانی شدن و دهکده‌ی کوچک، طرح خاور میانه بزرگ و دموکراتیزه کردن رژیم های خودکامه‌ی آن و بالاخره نمایاندن چهره‌ی زشت از اسلام نیز می‌تواند از دلایل موجه اما گاهی به ظاهرمتناقض ایجاد طالبان و به تبع شبکه جهانی تروریستی( القاعده ) باشد.

    در سیاست جهانی ماکیاولی امروز نیت های شوم پشت چهره های زیبا و سخنان شیرین بازی گران سیاسی پنهان می ماند، اما دانایان از روی طرز رفتار و نتیجه‌ی کار آنها قضاوت می کنند.

    قطعا طالبان با آن قیافه های ژولیده و وحشتناک ، با آن چماق ها و شلاق های شرعی ، با آن مفکوره های سلفی متحجر و قرون وسطایی و با آن شعار های خشک وافراطی برای امریکا و غرب و حامیان منطقوی شان ناخوش آیند و نامطلوب بودند ، اما آنها از طالبان به عنوان یک پروژه سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی وتمدنی استفاده می‌کردند و هم چنین کردند.

    صلح و امنیت سرپوش رنگینی بود که به روی طالبان کشیده شده بود

    قبلا مفهوم صلح وابعاد امنیت ملی را به کنکاش گرفتیم. بررسی مفهوم امنیت ملی در رژیم امارتی طالبان چندش آور و مسخره آمیز است. ابعاد اساسی امنیت ملی اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی و… برای طالبان نامفهوم بود. طالبان از امنیت زیست محیطی و فرهنگی بیگانه بودند و اصولا برای از بین بردن آنها آمده بودند.

    تنها امنیت که طالبان برای مردم و کشورما به زور تفنگ و شلاق و زندان های امر بمعروفی و تفتیش عقاید و بریدن دست و پا و سنگسار کردن به وجود آورده بود زنده ماندن در زندان بزرگی تحت اداره طالبان بود. در زندان های امروز هم گاهی شکنجه‌ی جسمانی وجود ندارد، اما زندان بزرگ طالبان پر از شکنجه و تعذیب بود. آنها مردم افغانستان را به اسارت گرفته بودند.

    استاد ربانی رییس جمهور دولت مجاهدین، حکومت طالبان را به گورستان خاموش و اندوهبار تشبیه نموده بود و از واقعیت نگذریم که این تشبیه بسیار رسا و ریالیستیک بوده است.

    بعضی ها امنیت در نظام طالبان را با وضعیت اسفبار جنگ های داخلی در حکومت مجاهدین مقایسه می‌کنند و با قیاس مع الفارق شان امنیت طالبانی را ترجیع می دهند.

    آنها حق دارند این گونه فکر کنند. شاید شکنجه برای برخی انسان ها بهتر از مرگ باشد اما باید متوجه بود برای عده ای هم یکبار مردن بهتر از هر لحظه مردن است. با این همه شکنجه در حکومت طالبان اکثر به مرگ و معیوبیت می‌انجامید.

    اگر آمار دقیقی اخذ شود، شاهدان عینی به هزاران نفر خواهد رسید که ادعای ما را صحه بگذارد.

    آیا اعدام های صحرایی، کشتار دسته جمعی، سوزانیدن مزارع، کوچ دادن های جبری اقوام، بریدن دست وپا و سنگسار کردن ها، محبوس کردن زنان و تحریم آموزش آنان، شلاق زدن تا سرحد مرگ، اجبار بستن عمامه و گذاشتن ریش و تراشیدن مو، تحریم فاتحه بر اموات و زیارت قبور، تکفیر مسلمانان غیروهابی و … چه همخوانی با صلح و آموزه های اسلامی دارد ودر کجای امنیت ملی قرار می گیرد؟ طالبان وحشت قرون وسطایی، خفقانِ تفتیش عقاید مسیحیت و شنکنجه و اعدام که انسان در اوراق تاریخ مطالعه می‌کند یکبار دیگر در آخرین سالهای قرن بیستم تکرار کردند، اما در آخر ناگفته نباید گذاشت تقصیر اصلی به دوش مجریان طرح ایجاد طالبان و تولید کننده های این سموم کشنده است، کارخانه هایی که تاهنوز هم در تولید این سموم جهانی ادامه می دهند.

    کارنامه سیاه طالبان

    بدون شک طالبان کارنامه های بزرگ و بلندی!؟ دارند که در مقاله‌ی کوچک ما نمی گنجد . صرف به اهم آنها اشاره می کنیم:

    1ـ قتل عام مردم افغانستان درگور های دسته جمعی در مزارشریف، بامیان، فاریاب و شمال کابل که در نتیجه هزاران انسان بیگناه به کام مرگ فرورفتتند.

    2ـ سوزانیدن باغ بزرگ افغانستان یا سرزمین سرسبزشمالی (کوهدامن زمین) و اعمال سیاست زمین سوخته وکوچ اجباری اقوام در مناطق گوناگون افغانستان.

    3ـ شهادت قهرمان ملی کشور احمدشاه مسعود ورهبران دیگر افغانستان.

    4ـ سوء استفاده از اسلام و شریعت و ارائه‌ی چهره‌ی زشت و خشن از دین مقدس اسلام که به این آیین مهرآفرین وسعادت بخش لطمه‌ی سختی وارد نمود.

    5ـ زمینه سازی برای اشغال افغانستان توسط نیروهای خارجی و انداختن کشور به دام اشغال امریکا.

    6ـ معرفی افغانستان به عنوان تولید کننده و صادرکننده‌ی زهر یا مواد مخدر به مردم جهان طوریکه اط نام افغان بوی ترک وترور به مشام برسد.

    7ـ تبدیل افغانستان این مسکن بزرگان علم و اندیشه به لانه‌ی تروریست ها ، جنایتکاران و مافیای جهانی.

    8ـ سیاست ضد انسانی و اسلامی در مقابل زنان مسلمان کشور وبازداشتن آنان از ابتدایی ترین حقوقشان.

    9ـ اعمال سیاست ضد بشری در مقابل مذاهب اسلامی و پیروان ادیان دیگر و بروز تفرقه‌ی دینی، اپارتایت مذهبی و تصفیه‌ی نژادی.

    10ـ تشدید عقب ماندگی کشور در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و…

    سید علی موسوی چکاوک

  • در چارچوب سفر به امریکای لاتین، وزیر خارجه ایران به ونزوئلا رسید

    در چارچوب سفر به امریکای لاتین، وزیر خارجه ایران به ونزوئلا رسید

    وزیر خارجۀ ایران در آغاز سفر خود به امریکای لاتین به ونزوئلا رسید.

    خورخی اریزا وزیر خارجۀ ونزوئلا دیروز بعد از استقبال جواد ظریف در تویت خود نوشت هر بازدید مقام عالی رتبه، ائتلاف استراتژیک و برادری ما را عمیق‌تر می‌کند.

    او در اشاره به تحریم‌هایی که امریکا بر ایران و ونزوئلا وضع کرده گفت ونزوئلا و ایران در برابر تجاوز همبستگی و شهامت نشان داده‌اند.

    قرار است جواد ظریف از ونزوئلا به بولیوی برود و در مراسم تحلیف لویس ارسی، رئیس جمهور جدید اشتراک کند و از آن‌جا به کیوبا برود.

  • ایران  پیروزی ارتش آذربایجان در جنگ با ارمنستان را تبریک گفت

    ایران پیروزی ارتش آذربایجان در جنگ با ارمنستان را تبریک گفت

    نهاد ریاست جمهوری آذربایجان اعلام داد عباس عراقچی، فرستاده ویژه حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در دیدار با الهام علی اف، رئیس جمهوری آذربایجان «پیروزی های اخیر» ارتش این کشور و «آزادسازی بخش‌هایی از مناطق اشغالی» را به وی تبریک گفت.

    در گزارش پایگاه اینترنتی نهاد ریاست جمهوری آذربایجان به زبان آذری به نقل از عباس عراقچی آمده است: «ایران از ابتدا با اشغال سرزمین های جمهوری آذربایجان مخالف بود و از تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان حمایت کرد.»

    در ادامه این گزارش به نقل از فرستاده ویژه حسن روحانی به باکو نوشته شده است: «وظیفه خود می دانم تا پیروزی اخیر ارتش آذربایجان در میدان نبرد و آزادسازی بخش هایی از مناطق اشغالی را به شما تبریک بگویم. در برابر تمام شهدایی که در این راه جان خود را فدا کردند سر تعظیم فرود می آورم.»

    نهاد ریاست جمهوری آذربایجان اعلام داد که عباس عراقچی، فرستاده ویژه حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در دیدار با الهام علی اف، رئیس جمهوری آذربایجان «پیروزی های اخیر» ارتش این کشور و «آزادسازی بخش‌هایی از مناطق اشغالی» را به وی تبریک گفت.

    خبرگزاری رسمی دولت ایران (ایرنا) در گزارش خود از سخنان عباس عراقچی در دیدار با الهام علی اف اشاره ای به «تبریک پیروزی ها» و «ادای احترام» او به «شهدای ارتش جمهوری آذربایجان» نکرده است. در گزارش ایرنا آمده که عباس عراقچی کشته شدن ساکنان غیرنظامی شهر «برده» در حملات موشکی را به دولت و مردم جمهوری آذربایجان تسلیت گفته است.

    سفر عباس عراقچی به باکو در چهارچوب سفر منطقه ای او برای ارائه طرح ایران در مورد مناقشه قره باغ صورت گرفت. معاون امور سیاسی وزیر امور خارجه ایران قرار است به روسیه، ارمنستان و ترکیه نیز سفر کند. وی در همین راستا روز پنجشنبه وارد مسکو شد.

    تلاش ها برای خاتمه درگیری ها بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر کنترل منطقه ناگورنو قره باغ که از روز ۲۷ سپتامبر (ششم مهر) آغاز شده تاکنون بی نتیجه بوده است. سومین دور تلاش ها برای برقراری آتش بس بین دو طرف که با میانجیگری آمریکا صورت گرفت نیز روز دوشنبه شکست خورد.

    باکو روز چهارشنبه ارمنستان را متهم کرد که با حمله موشکی به شهر «برده» ۲۱ نفر را کشته و دهها نفر را مجروح کرده است. ایروان نقش آفرینی در حمله به «برده» را رد کرده است.

  • وزیران خارجه و دفاع امریکا برای مقابله با تهدیدات چین سفر به چهار کشور آسیایی را شروع کردند

    وزیران خارجه و دفاع امریکا برای مقابله با تهدیدات چین سفر به چهار کشور آسیایی را شروع کردند

    مایک پمپئو وزیر امور خارجه و مارک اسپر وزیر دفاع امریکا امروز دوشنبه(۵ عقرب) برای سفر به چهار کشور آسیایی، وارد دهلی‌نو شدند.

    هدف از سفر مقامات بلندپایه ایالات متحده به آسیا مقابله با تهدیدات چین خوانده شده است. همچنان انتظار می‌رود توافق‌نامه‌ای در بخش شریک نمودن اطلاعات جغرافیایی-مکانی امضا کنند تا زمینه برای انتقال تکنالوجی پیشرفته موشکی فراهم شود.

    بر بنیاد این گزارش، آقای اسپر با مقامات هندی در مورد افزایش همکاری‌های نیروی نظامی دو کشور گفت‌وگو خواهد کرد.

    وزرای دفاع و خارجه امریکا قرار است پس از هند، به سریلانکا، مالدیو و اندونیزیا سفر کنند.

  • روسیه بزرگترین تهدید برای امریکا نیست

    روسیه بزرگترین تهدید برای امریکا نیست

    سخنگوی کرملین به اظهارات اخیر نامزد دموکرات انتخابات آمریکا مبنی براینکه “روسیه بزرگترین تهدید برای ایالات متحده در صحنه بین‌المللی” است، واکنش نشان داد.

    دمیتری پسکوف، سخنگوی رئیس جمهور روسیه، به اظهارات اخیر جو بایدن نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در مصاحبه با شبکه سی‌بی‌اس واکنش نشان داد.

     جو بایدن در مصاحبه با این شبکه خبری ابراز داشت: «من فکر می‌کنم در حال حاضر بزرگترین تهدید آمریکا از نظر تضعیف امنیت و اتحاد ما روسیه است». 

    سخنگوی کرملین در واکنش به این اظهارات گفت: «اصلا چنین نیست. ما کاملاً با این موضوع مخالفیم.»

    پسکوف خاطر نشان ساخت: «ما فقط متأسف هستیم که به این ترتیب  تخم نفرت مطلق از روسیه کاشته می شود و کشور ما به عنوان یک دشمن قرار می گیرد، در حالی که واقعیت چنین نیست».

    این در حالی است که پیشتر نامزد دموکرات آمریکا ابراز داشته بود: «به نظر من در حال حاضر روسیه بزرگترین تهدید برای تضعیف امنیت و اتحاد آمریکا است و دوم، من فکر می‌کنم چین بزرگترین رقیب ما است.»

     پسکوف افزود: «رویکرد ایالات متحده تعیین خواهد کرد که آیا کشورها همچنان به عنوان رقبا ادامه خواهند داد یا از نظر توازن قوا به یک رقابت جدی تر تبدیل خواهند شد.»

  • پوتین: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان خطرناک است

    پوتین: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان خطرناک است

    ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه، از حضور سربازان امریکایی در افغانستان حمایت کرد و خروج آن‌ها را خطرناک خواند.

    آقای پوتین، یک‌شنبه شب (۴ عقرب)، در گفت‌وگویی با یک شبکه‌ی تلویزیونی روسیه، گفت حضور نیروهای امریکایی در افغانستان، با منافع ملی مسکو مغایرت ندارد.

    او، این سخنان را پس از آن بیان کرد که جو بایدن، نامزد حزب دموکرات ریاست‌جمهوری امریکا، گفته بود، «روسیه به کسانی که سربازان امریکایی را در افغانستان می‌کشند، پاداش می‌دهد.»

    پوتین این سخنان جو بایدن را بی‌اساس و عجیب خواند و اظهار داشت: «روسیه نیازی به مبارزه با حضور نیروهای امریکایی در افغانستان ندارد و حضور امریکا در این کشور، از نظر ما، فعالیت ضد تروریستی محسوب می‌شود.»

    پیش از این، جو بایدن از دونالد ترامپ، به خاطر رفتار احتیاط گونه‌اش با روسیه، انتقاد کرده بود. روسیه متهم به دخالت در انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا در سال ۲۰۱۶ است.

  • با فشار بین المللی، آتش بس باید برقرار شود

    با فشار بین المللی، آتش بس باید برقرار شود

    سفارت امریکا، پیمان نظامی ناتو و اتحادیه اروپا به طور جداگانه حمله تروریستی شام روز گذشته در غرب کابل را محکوم نمودند و بر برقراری آتش‌بس تأکید کردند.
    استفانو پونتیکوروو نماینده ارشد ملکی ناتو در افغانستان ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان این حادثه، گفت: «گرفتن جان جوانان بی‌گناه هرگز قابل پذیرش نیست».
    راس ویلسون کاردار سفارت امریکا در کابل نیز ضمن محکوم نمودن این حمله، گفت مردم افغانستان آینده صلح‌آمیز می‌خواهند و خشونت را رد می‌کنند.
    رولاند کوبیا، نماینده ویژه اتحادیه اروپا در افغانستان نیز در توییتی گفت این حملات «به اصطلاح کاهش خشونت» را نشان می‌دهد.
    وی تأکید کرد: «کافی است دیگر. با وحدت کامل جامعه جهانی و فشارهای گسترده، باید آتش‌بس فوری که خواست تمام مردم افغانستان است، برقرار گردد».
    گفتنی است در حمله تروریستی روز گذشته بر یک مرکز آموزشی، دست‌کم ۲۹ تن کشته شده و بیش از ۷۰ تن دیگر زخمی شدند.

  • کرزی: در برابر معامله امریکا و پاکستان روی افغانستان می ایستیم

    کرزی: در برابر معامله امریکا و پاکستان روی افغانستان می ایستیم

    حامد کرزی می‌گوید افغان‌ها از روند صلح حمایت می‌کنند اما معامله بین امریکا و پاکستان در مورد افغانستان را نمی‌پذیرند و در مقابل آن مقاومت خواهند کرد.

    حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان گفت: «روند صلحی را که ایالات متحده به میان آورده است، ما می‌بینیم که در هماهنگی عالی با پاکستان قرار دارد. ما نقش پاکستان را در روند صلح درک می‌کنیم. اما صلح برای ما چیز دیگریست و توافق بین ایالات متحده و پاکستان در مورد ما یک موضوع متفاوت است.»

    به گفته وی چنین معاملاتی دقیقاً ، هنگام خروج اتحاد جماهیر شوروی ، بین ایالات متحده و پاکستان بود، چیزی که افغان ها را به بدبختی امروز دچار کرد.

    رییس جمهور پیشین کشور در گفت و گو با صدای امریکا از تمام کشور های همسایه تقاضا کرد تا در تفاهم و همکاری با ایالات متحده، قدرت های منطقه مانند روسیه، چین و هند و سایر کشورهای همسایه از روند صلح افغانستان حمایت کنند.

    مذاکرات بین‌الافغانی در تاریخ ۱۲ سپتمبر (۲۲ سنبله) به گونۀ رسمی در دوحه، پایتخت قطر آغاز شد و این گفتگوها به دلیل اختلاف‌ها در ترتیب اصول مذاکرات تا اکنون پیشرفتی نداشته است.

    آقای کرزی در مورد این گفتگو ها گفت: «هیچ معامله یا برنامه‌ای در پشت صحنه باید وجود نداشته باشد. ما شفافیت می خواهیم. ما نمی خواهیم افغانستان محل تضاد منافع بین کشورها باشد. ما نمی خواهیم افغانستان محل رقابت (قدرت های منطقه‌ای) باشد. به همین دلیل ما رنج کشیده ایم. ما می خواهیم افغانستان محل همکاری باشد. این جنگ مربوط افغان‌ها یا جنگ برای منافع افغان ها نیست. این افغان‌ها هستند که برای اهداف بزرگ خارجی کشته می شوند.»

    آقای کرزی در مورد آیندهٔ گفتگوهای صلح گفت اگر قصد امریکا و پاکستان آوردن صلح در افغانستان باشد، بدون شک صلح خواهد آمد و ما از آن استقبال می‌کنیم.

    آقای کرزی افزود هردو طرف باید فوراً خشونت علیه مردم افغانستان را توقف دهند.

    در پاسخ به سوالی مبنی بر ساختار آیندهٔ حکومت در افغانستان رییس جمهور پیشین گفت: «این تصمیم مردم افغانستان، تصمیم جمعی مردم افغانستان، طالبان و دیگر افغان هاست. »

    این در حالی است که حکومت افغانستان همیشه روی نظام جمهوریت و طالبان روی امارت تاکید کرده اند.

    باوجودیکه گفتگوهای صلح جریان دارد اما افزایش خشونت ها و عدم توافق طرفین سبب شده تا خوش بینی مردم نسبت به آینده مذاکرات و نیت طالبان به صلح کاهش یابد.

    آقای کرزی در این مورد گفت:« آن ها (طالبان) صلح می‌خواهند، درست مثل ما که صلح می خواهیم. آن‌ها همانطور که ما رنج کشیده ایم رنج کشیده اند و می خواهند رنج مردم افغانستان پایان یابد. »

    آقای کرزی یک‌بار دیگر از روند صلح به ابتکار ایالات متحده حمایت کرد و اظهار امیدواری کرد امریکا این روند را شفاف و در هماهنگی با قدرت های دیگر منطقه به پیش ببرد.

    او افزود: «از یک معامله خوب استقبال می شود. ما برادران و خواهرانمان را در پاکستان دوست داریم. اما امیدوارم که ادارات در پاکستان درک کرده باشند که رابطه آینده یک رابطه متمدن خواهد بود نه استفاده از افراط گرایی علیه کشور ما. »

  • گفت و گوهای امریکایی-اروپایی در مورد چین آغاز می شود

    گفت و گوهای امریکایی-اروپایی در مورد چین آغاز می شود

    جوزپ بورل، نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا تلفنی درباره چین بحث و گفت‌وگو کردند.

    این دو مقام سیاست خارجه اروپا و ایالات متحده آمریکا از این گفت‌وگو به‌عنوان زمینه‌ای برای آغاز نشست‌های اختصاصی در مورد طیف گسترده‌ای از مسائل مربوط به چین استقبال کردند.

    آن‌ها توافق کردند جلسات را در سطح عالی و کارشناسی درباره چین در موضوعاتی مانند حقوق بشر، امنیت و چندجانبه‌گرایی ادامه دهند.

    طبق قرار مشخص شده جلسه بعدی در این موضوع اواسط نوامبر برگزار می‌شود.

    مایک پمپئو پس از انجام این گفت‌وگو در توییتی نوشت: «امروز همتای من در اتحادیه اروپا و من نخستین گفت‌وگوی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا درباره چین را آغاز کردیم.»

    خوشحالم که این نشست را به‌عنوان فضایی تخصصی برای بحث درباره طیف وسیعی از چالش‌هایی که چین برای منافع و ارزش‌های مشترک ما ایجاد می‌کند برگزار کنیم.»

    سایت کمیسیون اروپا همچنین نوشت علاوه بر موضوعات مربوط به چین، در گفت‌وگوی تلفنی این دو مقام درباره تحولات قره‌باغ و لزوم توقف درگیری‌ها و رعایت آتش‌بس نیز صحبت شد.

    آن‌ها از طرفین درگیری خواستند تا بدون تاخیر و تحت نظارت گروه مینسک (سازمان امنیت و همکاری اروپا) بار دیگر وارد مذاکره شوند. آن‌ها از همه گروه‌های درگیر مخصوصا کشورهای خارجی درگیر خواستند از اقداماتی که ممکن خطرات را افزایش دهد خودداری کنند.

  • امریکا آزمایش سامانه دفاعی اس-400 توسط ترکیه را محکوم کرد

    امریکا آزمایش سامانه دفاعی اس-400 توسط ترکیه را محکوم کرد

    وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، روز جمعه ۲۳ اکتبر (۲ آبان) اقدام ترکیه در آزمایش سامانه موشکی روسی اس-۴۰۰ را به «شدیدترین وجه ممکن» محکوم کرد و نسبت به «عواقب جدی» آن هشدار داد.

    جاناتان هافمن، سخنگوی پنتاگون در بیانیه‌ای با اشاره به آزمایش روز ۱۶ اکتبر سامانه دفاعی ترکیه گفت: «ما در موضع‌گیری‌مان شفاف و قاطع بوده‌ایم، سامانه عملیاتی اس-۴۰۰ با تعهدات ترکیه به عنوان یک متحد آمریکا و ناتو سازگار نیست.»

    وی افزود: «ترکیه همین حالا از برنامه خرید جنگنده اف-۳۵ کنار گذاشته شده است و استفاده از سامانه اس-۴۰۰ مانعی مهم برای توسعه دیگر روابط دوجانبه خواهد بود.

    رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، پیشتر در روز جمعه با رد انتقادات آمریکا اولین آزمایش سامانه دفاعی روسی را تایید کرده بود.

    آقای اردوغان در استانبول به خبرنگاران گفت کشورش به آزمایش این سامانه ادامه خواهد داد.

    وی افزود: «ما از آمریکا کسب مجوز نخواهیم کرد.»

    وزارت خارجه آمریکا قبل از این مکررا هشدار داده بود که در صورت فعال شدن سامانه دفاعی اس-۴۰۰ ممکن است تحریم‌هایی علیه ترکیه وضع کند. این وزارتخانه هفته گذشته و در پی انتشار گزارش‌هایی مبنی بر آزمایش سامانه اس-۴۰۰ بیانیه‌ای در محکومیت آن صادر کرده بود.

    روابط میان ترکیه و آمریکا از زمانی دچار تنش شد که آنکارا تصمیم گرفت به جای سامانه دفاعی آمریکایی «پاتریوت» اقدام به خرید سامانه دفاعی روسی اس-۴۰۰ کند.

  • چین دوست دارد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا پیروز شود

    چین دوست دارد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا پیروز شود

    روابط امریکا و چین هم اکنون نسبت به هر زمان دیگری از زمان ایجاد روابط رسمی دو طرف در چهار دهه پیش سردتر است، در حالی که چین هشدار داده نمی‌خواهد به یک «جنگ سرد» جدید با امریکا کشیده شود.
    ترامپ تحت شعار «اول امریکا»، چین را بزرگترین تهدید علیه این کشور و دموکراسی جهانی به تصویر کشیده است. با این حال یک پیروزی انتخاباتی دیگر ترامپ در ماه نوامبر ممکن است برای چین و در ضمن تلاش‌های شی جینپینگ رییس جمهور این کشور برای تثبیت روند ظهور آن به عنوان یک ابرقدرت جهانی، مزیت‌هایی را داشته باشد.
    «ژو ژیکون» استاد روابط سیاسی و بین‌الملل در دانشگاه باکنل می‌گوید: رهبران چین «این فرصت را ممکن است داشته باشند تا جایگاه جهانی آن را به عنوان یک حامل جهانی سازی، چندجانبه گرایی و همکاری بین‌المللی تقویت کنند».
    شی جینپینگ هر جایی که امریکا عقب نشینی کرده، همانجا قدم جلو گذاشته است. او کشورش را به عنوان حامی تجارت آزاد و یک رهبر در جنگ علیه تغییرات آب و هوایی ارائه کرده و در عین حال متعهد شده به اینکه هر واکسین بالقوه را برای ویروس «کووید-۱۹» در اختیار کشورهای فقیرتر قرار دهد.
    ژو خاطرنشان کرد: «دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ ممکن است به چین زمانی بیشتر برای بالا کشیدن هر چه بیشتر خودش به عنوان یک قدرت بزرگ در صحنه جهانی بدهد».
    فیلیپ لوکور یک کارشناس چین در «هاروارد کندی اسکول» در امریکا با این که سیاست‌های با محور شعار «اول امریکا»ی دونالد ترامپ در بلند مدت به پکن سود می‌رساند، موافق بود. وی اظهار کرد: «این محور تا حدی واشنگتن را از هم‌پیمانان سنتی خود جدا کرد و به چین فضا برای مانور داد».
    در عین حال ملی‌گراهای چین علناً از ترامپ استقبال و او را مسخره کرده‌اند. «هو شیجین»، سردبیر نشریه گلوبل تایمز چین، از نشریات ملی‌گرای این کشور در توییتی با مخاطب قرار دادن رییس جمهور امریکا نوشت: «شما می‌توانید امریکا را عجیب و غریب و به این ترتیب برای جهان نفرت انگیز کنید. شما به اشاعه اتحاد در چین کمک می‌کنید».
    در عین حال در شبکه‌های اجتماعی چین، به ترامپ لقب «جیانگوئو(Jianguo)» به معنی «کمک کننده به سازندگی چین» را داده‌اند. با این حال ترامپ بی تردید مشکلات سیاسی و اقتصادی به چین تحمیل کرده است. «هوآ پو»، یک تحلیلگر سیاسی مستقر در پکن بیان داشت: «چین در برنامه خود در حوزه تجارت و تکنالوجی ضررهای زیادی داشته است».
    ماه جنوری چین و امریکا یک توافق را در راستای اعمال یک آتش‌بس مقطعی در جنگ تجاری خود منعقد کردند که بر اساس آن پکن ملزم به وارد کردن ۲۰۰ میلیارد دالر دیگر از محصولات امریکایی در عرض دو سال اعم از موتر تا ماشین آلات، نفت و محصولات کشاورزی می‌شد. واشنگتن همچنین در قبال شرکتهای تکنالوجی چینی که آن‌ها را به داشتن تهدیدات امنیتی متهم کرده شمشیر را از رو بسته و آینده فعالیت اپلیکیشن اشتراک ویدیوی «تیک تاک» که متعلق به یک شرکت مادر چینی به نام «بایت دنس» است را در بی‌اطمینانی قرار داده است. شرکت مخابراتی بزرگ «هوآوی» نیز در لیست اهداف حمله ترامپ بوده است. خصومت دو کشور در عین حال به حوزه نظامی و حقوق بشر هم کشیده شده و مسائل تایوان، هانگ کانگ و رفتار با اقلیت مسلمان اویغور در چین نیز مواجهه‌هایی را در امریکا ایجاد کرده‌ است.
    اما اگر ترامپ در انتخابات ماه نوامبر از رقیب دموکراتش جو بایدن شکست بخورد باز هم چین ممکن است در هیچ یک از این حوزه‌ها از فشار رهایی نیابد. پکن نگران است بایدن احتمالاً رهبری امریکا را در حوزه مسائل حقوق بشری احیا کرده و چین را در زمینه مسائل مربوط به اویغورها، تبت و آزادی در هانگ کانگ تحت فشار بگذارد.
    ژو از دانشگاه باکنل گفت: «بایدن احتمالاً در زمینه مسائل حقوق بشری در سین کیانگ و تبت سر سخت‌تر از ترامپ خواهد بود».
    در عین حال در زمینه مسائل مورد رقابت مهم دیگر میان امریکا و چین یعنی تکنالوجی و تجارت نیز مشخص نیست کاخ سفید تحت رهبری بایدن چقدر فضا برای مانور داشته باشد. بانی گلایز مدیر پروژه قدرت چین در مرکز مطالعات بین‌المللی و راهبردی اظهار کرد: «بایدن تعرفه‌ها را به ارث خواهد برد و من تردید دارم که آنها را به صورت یکجانبه بالا ببرد. پکن احتمالاً در صورتی که خواستار بالا بردن تعرفه‌ها باشد مجبور به تسلیم شدن در برابر درخواست‌های دیگر امریکا خواهد شد».

    خبرگزاری فرانسه