برچسب: چین

  • شورای عالی دولت تشکیل می شود و عالمان دین با طالبان  دیدار می کنند

    شورای عالی دولت تشکیل می شود و عالمان دین با طالبان دیدار می کنند

    منابع معتبر تایید می‌کنند ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان با ایجاد شورای عالی دولت، موافقت کرده و قرار است این شورا تا چند روز دیگر ایجاد شود. از سویی هم تلاش‌ها از راه‌های دیگر بر طالبان شدت یافته و حکومت افغانستان از تصمیم عالمان دین مبنی بر دیدارشان با طالبان استقبال کرده است.
    فریدون خوزون، سخن‌گوی شورای عالی مصالحه‌ی ملی افغانستان، ایجاد شورای عالی دولت را در وضعیت فعلی، یک نیاز مبرم می‌داند و تأکید دارد که ایجاد این شورا، یکی از مواد توافق‌نامه‌ی سیاسی میان آقای غنی و عبدالله بود.
    به گفته‌ی او، وظایف اساسی این شورا، مشوره‌دهی برای رییس‌جمهور در موارد مختلف است. سخن‌گوی شورای عالی مصالحه‌ی ملی، ایجاد این‌شورا را در مخالفت با شورای مصالحه نمی‌داند و تأکید دارد که نقش بیش‌تر شورای دولت، مشوره‌دهی است. پیش از این انتقادها بر این بود که ایجاد چنین شورایی بدون میکانیزم فعالیت، کارا نخواهد بود و در واقع موقف شورای عالی مصالحه را زیرپرسش قرار خواهد داد.
    با این حال مقام‌های حکومت افغانستان، اعلام کرده‌اند رییس‌جمهور غنی از پیشنهاد شماری از عالمان دین مبنی بر دیدارشان با طالبان و رای‌زنی در مورد روند صلح، استقبال کرده و قرار است این عالمان دین با طالبان جرگه برگزار کنند.
    محمداکرم خپلواک، مشاور ریاست‌جمهوری در امور سیاسی، می‌گوید این عالمان و بزرگان قومی در جرگه‌ای با طالبان از این گروه خواهند خواست که اراده‌ی شان را برای یک صلح دایمی در کشور نشان دهند.
    آقای خپلواک، می‌گوید: « این یک اقدام مثبت است که تأکید عالمان دینی و بزرگان قومی در این جرگه بیش‌تر روی این مسأله خواهد بود که چگونه روند صلح را به یک روند کاملا افغانی و مردمی تبدیل کنیم و چگونه به یک صلح دایمی برسیم.»
    گروه طالبان تااکنون در این مورد چیزی نگفته است.
    وزارت دولت در امور صلح افغانستان نیز، تأکید دارد که این نهاد از هر اقدامی که به پیشرفت روند صلح کمک کند، استقبال می‌کند.
    ناجیه انوری، سخن‌گوی این وزارت، می‌گوید: «حکومت افغانستان و شورای عالی مصالحه‌ی ملی تلاش می‌کند از تمام راهکارها استفاده کنند تا بر اساس آن به یک صلح دایمی برسیم.»


    افزایش فشارها بر طالبان
    مقام‌های حکومت افغانستان، می‌گویند که از همه‌ی هرم‌های فشار برای کشاندن طالبان به صلح استفاده می‌کنند.
    محمد حنیف اتمر، وزیر امور خارجه‌ی افغانستان دیروز (سه‌شنبه،۲۸ ثور)، در یک نشست خبری در کابل، گفت که پاکستان نقش و تاثیر عمده‌ی بر طالبان دارد و فشاری که اخیرا بر پاکستان وارد شده، بی‌سابقه بوده است.

    او تأکید کرد تمام کشورهای جهان بر پاکستان فشار آورده؛ چون در این مسأله تنها منافع افغانستان دخیل نیست. او تأکید کرد: «در بیست سال گذشته هیچ وقت تمرکز دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی به اندازه‌ی امروزی روی پاکستان و کشورهای منطقه نبوده است.»
    وزیر خارجه‌ی افغانستان هم‌چنان، تأکید کرد که بیش‌تر جنگ‌جویانی که در حال حاضر در افغانستان می‌جنگند، جنگ‌جویان خارجی استند: « یک چهارم گروه‌هایی که علیه دولت و مردم افغانستان می‌جنگند، گروه‌های خارجی استند. طوری‌که در مورد خروج نظامیان خارجی تصمیم شجاعانه گرفته شد؛ همان‌طور در مورد اخراج جنگ‌جویان خارجی نیز تصمیم مسئولانه باید گرفته شود و این مسئولیت طالبان است.»
    پیش از این حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان نیز، تأکید کرده بود که باید از همه‌ی هرم‌های فشار برای مجبورسازی طالبان به صلح به صورت جدی استفاده شود. او وضع تحریم‌های سازمان ملل علیه طالبان را یکی از این اهرم‌ها یاد کرده بود.
    مقام‌های حکومت افغانستان در حالی از افزایش فشارها بر پاکستان سخن می‌زنند که در مقابل برخی از مقام‌های پیشین حکومت افغانستان، تأکید کرده اند که یک «معامله‌ی پنهانی» میان حکومت افغانستان و پاکستان جریان دارد.
    اشرف غنی، رییس‌جمهور افغانستان یک هفته پیش با قمر جاوید باجوه، رییس ستاد ارتش پاکستان و سرنیک کارتر، فرمانده‌ی عمومی نیروهای بریتانیایی در کابل نشست سه‌جانبه داشته است.
    هرچند جزئیات این دیدار به گونه‎‌ی رسمی منتشر نشد؛ اما رحمت الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی افغانستان، اعلام کرده که در این دیدار سه‌جانبه که حدود دو و نیم ساعت در پشت درهای بسته انجام شده، روی یک «توافق نظامی میان کابل و اسلام آباد» بحث شده است.
    آقای نبیل که از منتقدین حکومت است، در صفحه‌ی فیس‌بوکش نوشته است: «همین اکنون با میانجی‌گری انگلیس‌ها، بعضی معاملات “شرم آور” دیگری جریان دارد و در حال تکمیل‌شدن است که در آن سود شخصی افراد در نظر گرفته شده و زیان آن متوجه افغانستان است.»
    به گفته‌ی آقای نبیل، در این نشست سه‌جانبه، روی مسأیل جدیدی، از جمله «کاهش کمیت نظامیان افغانستان، آموزش نظامیان افغان توسط آموزگاران نظامی پاکستان، انجام عملیات‌های مشترک نظامی و استخباراتی در خاک افغانستان و فراهم‌سازی کمک‌های تسلیحاتی و تخنیکی برای استخبارات افغانستان از جانب پاکستان، ترمیم اسلحه و طیاره‌های نظامی نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان توسط پاکستان و سرکوب جنبش تحفظ پشتون‌ها»، بحث و گفت‌وگو شده است.
    این مقام پیشین استخبارات افغانستان یادآور شده است که اشرف غنی در این نشست سه‌جانبه به رهایی ۷۰۰۰ زندانی طالبان تعهد کرده و گفته است که در این مورد لویه‌جرگه برگزار خواهد کرد؛ اما وحید عمر، مشاور ارشد رییس‌جمهور افغانستان در واکنش به این ادعاهای ریيس پیشین امنیت ملی در صفحه‌ی توییترش نگاشته است: «برخی از کاربران توییتر در مورد محتوای صحبت‌های سری جنرالان باجوه و کارتر معلوماتی را به نشر سپرده اند. منبع این معلومات به گمان اغلب موش‌های دیوار باشند. قصه کوتاه، این موش‌ها خیلی دروغ‌گو هستند.»
    هم‌زمان با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، شماری از کشورها با اعلام حمایت از حکومت افغانستان و شهروندان این کشور، اعلام کرده اند که آن‌ها برای شکل‌گیری یک زندگی مسالمت‌آمیز برای شهروندان این کشور تلاش می‌کنند.
    وانگ یی، وزیر امور خارجه‌ی چین، روز دوشنبه‌ی این هفته (۲۷ ثور) در صحبت تلفنی با حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، حمایت کامل کشورش را از روند صلح افغانستان اعلام و گفته که چین خواهان افغانستان مستقل، با اقتدار و یک‌پارچه است.
    این مقام چینی، توافق سیاسی را تنها راه‌حل مناسب برای پایان جنگ افغانستان دانسته است.
    وانگ یی، هم‌چنان پیشنهاد داده که چین می‌تواند تلاش‌هایش را در منطقه برای حمایت از صلح در افغانستان افزایش دهد.
    از سویی هم ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه، می‌گوید که توسعه‌ی افغانستان بسیار مهم است و کمک فدراسیون روسیه برای تسهیل زندگی صلح‌آمیز در افغانستان ادامه خواهد داشت.
    او در مراسم پذیرش اعتماد نامه‌های سفرای کشور خارجی در کاخ کرملین، گفت: «توسعه‌ی صلح‌آمیز افغانستان کلید امنیت و ثبات در آسیای مرکزی و جنوبی است. روسیه به کمک در شکل‌گیری یک کشور مستقل از نظر اقتصادی، عاری از تروریسم و ​​جرایم مرتبط با مواد مخدر ادامه خواهد داد.»

  • امریکا یک ارتش مخفی 60 هزار نفره دارد

    امریکا یک ارتش مخفی 60 هزار نفره دارد

    نویسندگان این تحقیقات می‌گویند ایالات متحده نه تنها برای مبارزه با ترویزم بلکه برای افزایش نفوذ و رقابت با روسیه و چین و به چنین ترکیبی نیاز دارد. نشریه “Newsweek” پس از دو سال تحقیقات گزارش می‌دهد در ده سال گذشته، پنتاگون یک ارتش مخفی عظیم را متشکل از 60 هزار نفر ایجاد کرده است.

    این نشریه همچنان تاکید دارد که شماری از این تشکیلات نظامی زیر دست سازمان استخباراتی امریکا ” ” کار می‌کنند.

    در تحقیقات آشکار شده است که این نظامیان به صورتی در داخل امریکا و بیرون از این کشور کار می‌کنند، بیشتر وظایف این سربازان با لباس های نظامی و غیر نظامی انجام می‌شود.

    هزینه این ارتش مخفی را حدود 130 شرکت خصوصی تمویل می‌کند، بودجه مصرفی سالانه آن بیش از 900 میلیون دالر است.

    نیروهای های ویژه ارتش امریکا که بیش از نیمی از قدرت کل نیروهای مخفی را تشکیل می‌دهند، وظیفه اصلی آنها تعقیب ترویست‌ها در مناطق جنگی و کشورهای دشمن است.

    گزارش شده است که جدیدترین و سریع ترین گروه ارتش جنگنده های سایبری اند، که با نام‌های جعلی، فعالیت و به صورت آنلاین اطلاعات جمع آوری می‌کنند، حتی ممکن آن‌ها در کمپین های که در شبکه های اجتماعی ایجاد می‌شود، شرکت کنند.

    نویسندگان این تحقیقات می‌گویند که ایالات متحده نه تنها برای مبارزه با ترویزم بلکه برای افزایش نفوذ و رقابت با روسیه و چین و به چنین ترکیبی نیاز دارد.

  • محب: وضع تحریم های سازمان ملل بر طالبان می تواند این گروه را به صلح وادار کند

    محب: وضع تحریم های سازمان ملل بر طالبان می تواند این گروه را به صلح وادار کند

    حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، می‌گوید برای مجبورکردن گروه طالبان به صلح، باید از تمامی اهرم‌های فشار از جمله وضع تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه این گروه استفاده شود.

    دفتر شورای امنیت ملی با نشر خبرنامه‌ای گفته است آقای محب این موضوع را روز گذشته (دوشنبه، ۲۷ ثور) در یک صحبت تلفنی با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین مطرح کرده است.

    به نقل از خبرنامه، او تأکید کرده است استفاده از «تلاش‌ها که توانایی‌های منحصر به فرد کشور چین» است نیز برای مجبورکردن گروه طالبان به صلح، مفید است.

    وزیر خارجه‌ی چین در این صحبت تلفنی ضمن ابراز حمایت کامل این کشور از صلح در افغانستان گفته است که چین می‌تواند تلاش‌هایش را در منطقه برای حمایت از صلح در افغانستان افزایش دهد.

    او افزوده است توافق سیاسی تنها راه‌حل مناسب پایان جنگ در افغانستان است.

    وانگ یی در بخشی از صحبت‌هایش همچنان گفته است که چین خواهان افغانستان مستقل، با اقتدار و یک پارچه است.

    دفتر شورای امنیت ملی افزود حمدالله محب و وزیر خارجه‌ی چین همچنان در این صحبت تلفنی تروریسم را تهدید مشترک خوانده و تأکید کرده‌اند هر دو طرف باید با آن مبارزه کنند.

    قبلا نیز دولت افغانستان گفته بود که در رابطه به وضع تحریم بر گروه طالبان و سایر گروه‌های تروریستی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد با شماری از کشورها از جمله هند که ریاست کمیته‌ی تعزیرات این شورا را به عهده دارد، مصروف رأی‌زنی است.

    رهبران گروه طالبان از سال‌ها به این طرف زیر تحریم‌ها و تعزیرات سازمان ملل متحد و شماری از اعضای این نهاد قرار دارند. کمیته‌ی تعزیرات شورای امنیت سازمان ملل متحد از سال ۱۹۸۸ میلادی به این طرف تعزیرات این شورا بر طالبان را نظارت می‌کند.

    ناروی، ایرلند، کنیا و مکزیک عضو این کمیته اند.

    گروه طالبان بارها خواستار رفع تحریم‌ها براساس توافق‌نامه‌ی صلح دوحه میان این گروه و امریکا شده‌اند.

  • چین از خروج غیرمسئولانه امریکا از افغانستان انتقاد کرد

    چین از خروج غیرمسئولانه امریکا از افغانستان انتقاد کرد

     وانگ یی دوشنبه شب در تماس با «حمدالله محب» مشاور امنیت ملی رئیس جمهور افزود: خروج یک جانبه نیروهای آمریکایی در مرحله کلیدی روند آشتی داخلی افغانستان، عوامل نامشخصی در تغییرات اوضاع افغانستان ایجاد کرده است.  

    وی ادامه داد: چین با اصل  «رهبری افغانها و تعلق به افغانستان» موافق است و از همه طرفهای افغانستان برای یافتن ترکیب سیاسی گسترده و فراگیر از طرق صلح آمیز حمایت می کند.

    وزیر خارجه چین با اشاره به ضرورت گفت وگوهای صلح در افغانستان تصریح کرد پکن مایل است شرایط برای مذاکرات داخلی افغانستان فراهم شود.

    وی افزود جین و افغانستان همسایه و دوست سنتی یکدیگرند وپکن مایل به اصل عدم دخالت در امور داخلی و رفتار برابر است.

    وانگ یی گفت که  چین از افغانستان در حفاظت از استقلال ،حق حاکمیت، تمامیت ارضی  و عزت ملی خود حمایت می کند . چین مایل است به حمایت متقابل در زمینه های مربوط به منافع اصلی  دو طرف ادامه دهد.

    حمدالله محب هم در این تماس ضمن تشکر از چین به خاطر حمایت قاطعانه از روند صلح در افغانستان ابراز امیدواری کرد همکاری دوجانبه کشورش با چین و همکاری دو کشور در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل تقویت شود.

    وی تأکید کرد که افغانستان به سیاست چین واحد پایبند است و قاطعانه از چین در حفاظت از حق حاکمیت و تمامیت ارضی  حمایت می کند.

  • چین خواستار توافق سیاسی در افغانستان شد

    چین خواستار توافق سیاسی در افغانستان شد

    وزارت خارجۀ پاکستان امروز (یک‌شنبه، ۲۶ ثور) با نشر خبرنامه‌یی می‌نویسد اقای وانگ یی این موضوع را در یک گفت‌وگوی تلفنی با شاه محمود قریشی، وزیر خارجۀ پاکستان مطرح کرده است.

    به نقل از این خبرنامه، آقای یی به میان آمدن توافق سیاسی را برای پایان جنگ در افغانستان ضروری می‌داند. به باور او، کشورهای منطقه از جمله چین و پاکستان باید برای تسهیل این توافق وارد اقدام شوند.

    وزیر خارجۀ چین خاطرنشان می‌سازد جناح‌های دخیل در جنگ و صلح افغانستان از فرصت جاری برای صلح استفاده کنند و با امضای یک توافق‌نامۀ جامع صلح به جنگ جاری در این کشور پایان دهند.

    این در حالی است که پس از پایان آتش‌بس سه روزه در جریان عید فطر، دور تازه‌یی از گفت‌وگوهای مستقیم صلح میان هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان در قطر آغاز شده است.

    این بار طالبان خواستار آزادی هفت هزار زندانی خود از بند حکومت افغانستان شده‌اند. رییس‌جمهور غنی اما می‌گوید تنها در صورت یک توافق جامع صلح این زندانیان را آزاد خواهد کرد.

  • ایران از طریق خط ریلی افغانستان به چین متصل می شود

    ایران از طریق خط ریلی افغانستان به چین متصل می شود

    اواخر خزان سال گذشته بالاخره قطعات یک، دو و سه راه‌آهن خواف-هرات با دستور روسای جمهور ایران و افغانستان افتتاح شد و ازهمان ابتدا مقرر شد تا فاز چهام این خط ریلی که به مزار شریف می‌رسد را طرف افغانستانی اجرایی کند که با اعلام آمادگی ایران برای سرمایه‌گذاری میلیارد دلاری وارد فاز تازه‌ای شده است.

    پیش از این محمد اسلامی –وزیر راه و شهرسازی – در روز افتتاح این پروژه در سال گذشته اظهار کرد: اجرای پروژه راه‌آهن خواف- هرات به طول ۲۲۵ کیلومتر در برنامه قرار داشت که ما ۱۴۰ کیلومتر آن را در برنامه داشتیم که با فرمان روسای جمهور دو کشور ایران و افغانستان افتتاح شد. برای ۸۵ کیلومتر باقیمانده در تلاش هستیم تا با همکاری متفاوت‌تر بتوانیم از اتصال کامل این خط، بهره‌مند شویم.

    وی افزود: این خط ریلی با قابلیت جابه‌جایی ۶ میلیون تن بار و یک میلیون نفر مسافر در سال به دومین مرکز جمعیتی کشور افغانستان متصل شده است و امروز که این خط برقرار می‌شود سهم بزرگی در ترانزیت برای کشور افغانستان و برای تبادلات بین دو کشور و تجارایران و افغانستان فراهم خواهد شد. در سال جاری بیش از ۱۰ میلیون تن بار ترانزیتی بین دو کشور، کشورهای منطقه و بنادر جنوبی و شمالی و کریدور شرق- غرب و شمال- جنوب تبادل شد. هدف‌گذاری برای رسیدن به ۵۰ میلیون تن بار در سال برای ترانزیت است که در دستور کار قرار دارد و با این روش، سهم قابل‌ملاحظه‌ای در افغانستان و از طریق افغانستان و بالعکس به نقاط مختلف جهان فراهم می‌شود.

    حالا به نظر می‌رسد ایران قصد دارد سرمایه‌گذاری را در تکمیل این مسیر انجام دهد. چرا که سید حسین میر شفیع –مشاور وزیر راه و شهرسازی – در این باره گفت: پروژه راه‌آهن هرات- مزارشریف در شمال افغانستان، از پروژه هایی است که در برنامه سرمایه گذاری و تکمیل توسط شرکت‌های ایرانی است. این مسیر ریلی می‌تواند ارتباط ریلی ایران را به آسیای میانه و کشور چین، فراهم کند. طول این راه آهن ۶۵۶ کیلومتر است. از طریق رسمی اعلام آمادگی شده است که این راه آهن با سرمایه گذاری بخش خصوصی ایران اجرا شده و به بهره برداری برسد. برآورد اجرای این پروژه ۲.۲ میلیارد دلار است.

    وی افزود: البته زمینه‌های مشترک بسیار مناسبی در حوزه حمل و نقل در افغانستان برای سرمایه‌گذاری وجود دارد که و این پروزه‌ها که مبلغ مورد نیاز برای سرمایه‌گذاری در آن‌ها به ۳.۱ میلیارد دلار می‌رسد در حال مذاکره با طرف افغانستانی است.

    با این سرمایه‌گذاری ایران در این خط ریلی به نظر می‌رسد که مشکلات افغانستان در تکمیل راه‌آهن‌اش حل شود و ایران نیز بتواند از طریق این خط ریلی به آسیای میانه و چین متصل شود.

  • چین بمب گذاری های کابل را به خروج ناگهانی امریکا از افغانستان مرتبط دانست

    چین بمب گذاری های کابل را به خروج ناگهانی امریکا از افغانستان مرتبط دانست

    چین افزایش حملات در سراسر افغانستان را به خروج ناگهانی امریکا از این کشور جنگ زده مرتبط دانست.

    پکن از انفجارهای چندگانه در کابل در روز شنبه هفته جاری شوکه شده است.

    به گزارش بخش ترجمه خبرگزاری رها و به نقل از خبرگزاری آناتولی هوا چونینگ، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، روز یک شنبه طی اعلامیه ای تاکید کرد اعلام خروج ناگهانی امریکا از افغانستان سبب افزایش حملات انفجاری پی در پی در سراسر این کشور شده، اوضاع امنیتی را بدتر ساخته و صلح و ثبات و زندگی شهروندان افغان را تهدید کرده است.

    قابل ذکر است در حمله انفجاری روز شنبه هفته جاری بر یک مکتب در دشت برچی کابل، منطقه ای که بیشترین اقلیت هزاره و شیعه را در خود جای داده، دست کم 58 محصل که اکثرا دختر بودند، کشته شدند.

    در حملات پی در پی به مکتب سید الشهداء در غرب کابل دست کم 150 نفر دیگر زخمی شدند.

    انفجارها زمانی اتفاق افتاد که محصلین دختر از مکتب رخصت شده و روانه خانه هایشان بودند.

    سخنگوی وزارت امور خارجه چین گفت پکن از نیروهای خارجی مستقر در افغانستان می خواهد امنیت مردم این کشور و منطقه را به طور کامل مد نظر بگیرند، خروج مسئولانه داشته باشند و رنج و قربانی بیشتر بر مردم افغانستان تحمیل نکنند.

    هوا چونینگ تاکید کرد چین با خشونت های ناشی از افراط گرایی از هر نوعی که باشد مخالف است و چین به همکاری های خود با دولت و مردم افغانستان برای مبارزه تروریزم و برقراری امنیت و ثبات ملی ادامه می دهد.

    وی افزود چین در کنار جامعه بین الملل ایستاده است تا به برقراری صلح در زودترین فرصت ممکن در افغانستان کمک کند.

  • دیدار خلیلزاد با رئیس جمهور تاجیکستان/ اجماع منطقه ای برای صلح افغانستان تقویت می شود

    دیدار خلیلزاد با رئیس جمهور تاجیکستان/ اجماع منطقه ای برای صلح افغانستان تقویت می شود

    زلمی خلیل‌زاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور صلح افغانستان با رییس‌جمهور تاجیکستان دربارۀ صلح افغانستان گفت‌وگو کرد.

    سفارت امریکا در تاجیکستان اعلام کرد این دیدار دیروز (سه‌شنبه، چهاردهم ثور) در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان صورت گرفته است. روند صلح افغانستان و تقویت اجماع منطقه‌یی برای موفقیت این روند محور بحث میان دو جانب در این دیدار بود.

    به نقل از خبرنامۀ سفارت امریکا، رییس‌جمهور تاجیکستان می‌گوید دوشنبه از همۀ ظرفیتش برای حل مسألۀ افغانستان استفاده خواهد کرد.

    همزمان با این، آقای خلیل‌زاد نیز نقش تاجیکستان را در موفقیت روند صلح افغانستان و اتصال منطقه‌یی برای انکشاف اقتصادی منطقه مهم توصیف می‌کند و از این کشور می‌خواهد که از ظرفیت‌های خود در روند صلح افغانستان کار بگیرد.

    گفتنی است که زلمی خلیل‌زاد دو روز پیش، پس از دیدار با همتایان روس، چین و پاکستانی‌اش در دوحه، وارد کابل شد و با سران دولت و سیاسیون افغانستان دیدار کرد. خلیل‌زاد در جریان این سفر اعلام کرد که واشنگتن مخالف هر گونه تلاش طالبان برای کسب قدرت از راه نظامی در افغانستان خواهد بود.

  • نمایندگان امریکا، روسیه، چین و پاکستان نشستی را در مورد صلح افغانستان برگزار می کنند

    نمایندگان امریکا، روسیه، چین و پاکستان نشستی را در مورد صلح افغانستان برگزار می کنند

    ضمیر کابلوف؛ نماینده ویژه روسیه برای افغانستان روز چهارشنبه (۸ ثور) به خبرگزاری تاس گفت که او با زلمی خلیلزاد؛ نماینده خاص امریکا و نمایندگان چین و پاکستان در این نشست اشتراک می‌کند.

    کابلوف افزوده هدف از گردهمایی تسریع روند صلح افغانستان است.

    تاس به محل برگزاری این نشست اشاره نکرده است؛ اما برخی منابع گزارش دادند این نشست در دوحه قطر برگزار خواهد شد.

    ضمیر کابلوف به خبرگزاری اسپتونیک گفت در روزهای آینده در نشستی در دوحه در مورد گزینه‌های احتمالی و راه حل روند صلح افغانستان بحث می‌شود.

    او گفته که این بحثها با نمایندگان کشورهای تاثیرگذار شامل ، نماینده امریکا ، نماینده ویژه پاکستان و نماینده چین در دوحه صورت می‌گیرد «اما تصمیمی گرفته نمی شود، تصمیم را تنها طرف‌های افغان، از جمله طالبان می‌گیرند.»

  • تحولات سیاست خارجی پاکستان/به مناسبت سفر صادق خان به کابل

    تحولات سیاست خارجی پاکستان/به مناسبت سفر صادق خان به کابل

    استقرار دولت بایدن در امریکا تاثیر چندانی بر روابط دوجانبه پاکستان و آمریکا نداشته است. به نظر می رسد که امریکا می خواهد به توسعه بیشتر روابط خود با پاکستان بپردازد چرا که پاکستان در شرایط کنونی به دلیل رشد طبقه متوسط، توسعه صنایع و جمعیت جوان زیاد پتانسیل بالایی برای کارآفرینی و سرمایه گذاری دارد. همچنین از منظر راهبرد امنیت ملی آمریکا طی سال‌های اخیر، افزایش ارتباط با پاکستان، می‌تواند هم بر روابط با چین اثرگذار باشد و هم تنش‌های پاکستان با متحد آمریکا یعنی هند را کاهش دهد. همچنین در صورت اجرای توافق با طالبان نیز بهبود روابط با اسلام‌آباد می‌تواند برای منافع غرب در افغانستان پس از خروج نظامیان آمریکایی حیاتی باشد.

    از طرف دیگر اسلام آباد نیز برای روابط خود با واشنگتن ارزش بالایی قائل است و آماده است این همکاری را هر چه بیشتر تقویت کند. چرا که آمریکا طی یک دهه گذشته یکی از سرمایه‌گذاران برتر در پاکستان بوده و بیشتر سرمایه‌گذاری های آن بر کالاهای مصرفی، مواد شیمیایی، انرژی، کشاورزی، حمل و نقل و ارتباطات متمرکز بوده است. آمریکا همچنین بزرگترین مقصد صادرات پاکستان است. تجارت دو جانبه بین دو کشور در سال گذشته میلادی به ۶٫۵ میلیارد دالر رسید.

    چین نیز بزرگترین شریک تجاری پاکستان است. بندر گوادر پاکستان با خط ساحلی ۶۰۰ کیلومتری هم‌اکنون توسط چین در حال توسعه و گسترش می باشد. چین در چارچوب پروژه کریدور اقتصادی پاکستان-چین و با سرمایه‌گذاری ۶۴ میلیارد دالری به دنبال دسترسی مستقیم به اقیانوس هند از طریق بندر گوادر است. چین به کمک این کریدور می‌تواند دسترسی ارزانتری به غرب آسیا و آفریقا داشته باشد. البته باید توجه داشت که پکن و اسلام آباد علاوه بر روابط اقتصادی، دغدغه‌های استراتژیک مشترکی دارند که به تعامل بیشتر آنها در منطقه کمک می‌کند.

    رابطه با عربستان نیز برای اسلام اباد مهم است.در سالی که گذشت پاکستان درخواست برگزاری نشست سازمان همکاری اسلامی جهت بررسی مناقشه کشمیر را داشت که با مخالفت عربستان مواجه شد و متعاقب آن از عربستان و سازمان همکاری اسلامی مستقر در آن کشور، به دلیل عدم همراهی در مساله کشمیر انتقاد کرد و بدین جهت عربستان نیز پاکستان را مجبور به پازپرداخت وام ۱ میلیارد دالری نمود و همزمان با آن پرداخت وام و صادرات نفت به این کشور را متوقف نمود.

    تعلل عربستان در ورود به مساله کشمیر را می‌توان به دلیل روابط نزدیک عربستان با هند دانست. چرا که تجارت دو طرف در سال به ۲۷ میلیارد دالر می‌رسد در حالی که تجارت با پاکستان ۳٫۶ میلیارد دالر است. معنی این امر بنا بر نظر تحلیلگران این است که عربستان نمی‌خواهد با تاکید بر مسئله کشمیر موجبات عصبانیت هند را فراهم کند. البته شایان ذکر است که نفوذ عربستان در کشور پاکستان تنها محدود به روابط تجاری و سیاسی نبوده است و عربستان در دهه‌های گذشته با تامین مالی مدارس امور دینی منجر به صادرات رادیکالیزم در پاکستان شده است.

    نحوه ی رابطه با هند مهم ترین موضوع سیاست خارجی پاکستان است.در رابطه با همکاری های مشترک دو کشور هند و پاکستان باید اذعان نمود که مساله کشمیر همواره روابط دوجانبه دو کشور همسایه را تحت الشعاع خود قرار داده است بخصوص که در سال گذشته وضعیت مردم کشمیر پس از لغو خودمختاری منطقه توسط هند به شدت وخیم شده است ولی سازمان ملل و نهاد های مسئول بین المللی واکنش خاصی نداشته اند. هند مخالف برگزاری همه پرسی است و تلاش می کند به زور کشمیر را بخشی از خاک خود کند و در تمام این مدت حکومت نظامی سنگینی را در کشمیر اعمال کرده است. ضمن آنکه غیر از مساله کشمیر، پاکستان همواره نسبت به استفاده هند از خاک افغانستان برای ایجاد بی‌ثباتی در پاکستان ابراز نگرانی نموده است و مناقشات دو کشور تنها محدود به کشمیر نبوده است.

    رابطه با افغانستان، مساله مهم دیگر در سیاست خارجی پاکستان است.

    سال گذشته آغاز ترانزیت کالا از پاکستان به افغانستان از طریق بندر گوادر در این کشور بود که نقطه عطفی جهت تبدیل این بندر به بندری ترانزیتی و آغاز عصری جدید در روابط تجاری دو کشور محسوب می شد. اما گذشته از روابط تجاری، پاکستان به عنوان بازیگری کلیدی در تحولات سیاسی افغانستان نقش آفرینی می کند. این کشور همواره اعلان کرده که از کاهش خشونت و آتش‌بس در افغانستان حمایت و امنیت در افغانستان را به معنای امنیت پاکستان تلقی می کند. اما در طی سال گذشته ملاقات سران طالبان با مسئولین پاکستانی بارها موجبات رنجش خاطر مقامات افغانستانی را در پی داشته است. دولت افغانستان بارها اعلام نموده است که حضور علنی و فعالیت‌های سران طالبان در قلمرو پاکستان حاکمیت ملی افغانستان را آشکارا نقض می‌کند و سبب ایجاد چالش در تامین صلح پایدار در کشور می‌شود.

    اما از سویی دیگر دولتمردان پاکستانی بر این عقیده اند که ارتباط پاکستان با همه ذی‌نفعان افغان از جمله رهبران طالبان بخشی از تلاش‌های تسهیل‌کننده اسلام‌آباد برای اطمینان از پیشرفت به‌سوی یک توافق سیاسی فراگیر و جامع در روند صلح است. در مجموع، گذشته طالبان و فعالیت مستمر پاکستان در حوزه افغانستان و همچنین حضور برخی رهبران طالبان در خاک پاکستان باعث شده است که اسلام‌آباد به بازیگر کلیدی پروسه صلح افغانستان تبدیل شود.

    همانگونه که ظواهر امر پیداست و بسیاری اذعان نموده اند پاکستان نقش مهمی در کمک به مذاکرات امریکا و طالبان و اغاز مذاکرات بین‌الافغانی و نیز شکل دهی اجماع منطقه ای داشته است و مقامات افغان همواره خواستار مشارکت صادقانه پاکستان در روند صلح شده‌اند. چنان که در سفر صادق خان به کابل و دیدار وی با مقامات ارشد سیاسی و دولتی، همگان بر این مساله تاکید داشته و خواستار نقش بیشتر اسلام آباد در روند صلح شده اند. بنابراین به نظر می رسد پاکستان همچنان به ایفای نقش خویش برای صلح افغانستان و رایزنی با کشورهای منطقه ادامه خواهد داد و تلاش خواهد کرد تا کنفرانس استانبول با دستاورد بیشتر همراه شود.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • رویکرد تهاجمی چین در برابر امریکا

    رویکرد تهاجمی چین در برابر امریکا

    چین به عنوان دومین اقتصاد جهان پس از آمریکا، که در بلوک دولت‌های غیرغربی قرار دارد، خطری جدی برای هژمونی ایالات متحده محسوب می‌شود. اعلام استراتژی «چرخه دوگانه» به عنوان برنامه اقتصادی پنج‌ساله از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ نیز ضمن توسعه توان اقتصادی چین، می‌تواند رویکرد تهاجمی‌تری به سیاست خارجی این کشور در قبال آمریکا ببخشد.

    جمهوری خلق چین پس از اجرای ایده اقتصادی «درهای باز» در دهه ۱۹۸۰، با عبور از سیاست‌های چپ‌گرایانه، راه را برای جذب سرمایه خارجی هموار کرد. راهبرد «چرخه بزرگ بین‌المللی» که پکن در دستور کار قرار داد، بر این مبنا سامان یافت که با ارتقای ظرفیت‌های صنعتی، توان تولیدی با نیروی کار ارزان چندان افزایش یابد که چین در مدت زمانی کوتاه بتواند سهم بسیاری از بازارهای جهانی را کسب کند و به یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان کالا به دیگر کشورهای جهان بدل شود. در نتیجه اجرای این راهبرد، تولید ناخالص ملی چین با میانگین رشد سالانه ۹.۴ درصد، از ۱۵۰ میلیارد دالر در ۱۹۷۸ به ۱.۶ تریلیون دالر در سال ۲۰۰۳ و ۱۴.۷۳ تریلیون دالر در ۲۰۱۹ رسید.

    علی‌رغم ثمرات چرخه بزرگ برای تصاحب بازارهای جهانی توسط چین، برخی معادلات داخلی و خارجی سبب گردید تا مسئولان حزب کمونیست درصدد جایگزینی طرحی دیگر برآیند. در عرصه داخلی مهم‌ترین مسأله افزایش دستمزدها بوده که به‌تبع به گسترش طبقه متوسط انجامیده است. به بیان دیگر نه‌تنها دیگر آن نیروی کار ارزان سابق در بخش‌های صنعتی چین برای سرمایه‌گذاران خارجی جلب‌توجه نمی‌کند، بلکه طبقه کارگر به بازاری برای مصرف کالا و خدمات تولیدی داخلی تبدیل شده است.

    در حوزه خارجی نیز از عوامل تأثیرگذار بر تغییر استراتژی چین را باید رویکرد خصمانه ترامپ نسبت به چین در آغاز جنگ تجاری در دولت او دانست. تنش‌های طرفین و محدودیت‌های اِعمال‌شده بر سرمایه‌گذاری‌های چین در آمریکا و بالعکس، این تلقی را تقویت کرد که نمی‌توان مانند گذشته در عین رقابت سیاسی به همکاری‌های اقتصادی پرداخت. تداوم رویکرد خصمانه در دولت بایدن نیز طبعاً بر این امر صحه گذاشته است. در عین حال که تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ آمریکا و اروپا و سپس تأثیر کرونا بر کاهش تقاضای بازارهای جهانی نیز عامل مهمی در تثبیت این سیاست بوده است.

    راهبرد «چرخه دوگانه» اولین بار در جلسات سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین در اواخر ۲۰۲۰ و اوایل ۲۰۲۱ مطرح شد. رییس‌جمهور چین این استراتژی را چنین معنا کرد که چین باید به چرخه قویِ تقاضا و ابتکار داخلی به‌عنوان موتور اول محرک اقتصادی روی آورد در حالی که بازارها و سرمایه‌گذاران خارجی را به مثابه موتور دوم رشد حفظ کند. این راهبرد به عنوان روح اصلی برنامه اقتصادی پنج‌ساله جمهوری خلق چین از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، بر توجه به صنایع و خدمات نوآورانه در کنار تکیه بر بازار مصرف داخلی از جمله در کاهش شکاف درآمدی شهری و روستایی، استوار شده است. در عین حال که در تلاش است با افزایش واردات انرژی، از شوک‌های آتی بازار نفت نیز مصونیت یابد.

    از منظر اقتصاد سیاسی، در بلندمدت پکن دو نیازمندی اصلی‌اش را از خارج کمتر می‌کند. اول اینکه این راهبرد بدان معناست که قلمرو گردش مالی خارجی چین به تدریج تحت‌الشعاع گردش مالی داخلی قرار می‌گیرد و تقاضا و مصرف داخلی، سرمایه و ایده‌ها را پرورش می‌دهد. به بیان دیگر در شرایطی مانند همه‌گیری ویروس کرونا که بازارهای خارجی دست‌خوش دگرگونی شدند، هنوز تقاضای مصرف تولیداتش را بالا نگاه می‌دارد. دوم اینکه بر بخش‌هایی مانند هوش مصنوعی و وسایل نقلیه الکتریکی تأکید و قصد دارد با استفاده از یارانه‌های دولتی، کنترل صادرات و کسب داده‌ها و اطلاعات، شرکت‌های چینی را در این بخش جایگزین شرکت‌های آمریکایی و اروپایی حاضر در چین نماید.

    کاهش این دو نیازمندی جدی، دست برتری به چین در جنگ تجاری با آمریکا خواهد داد. اولاً ادعای سرقت مالکیت معنوی برندهای آمریکایی را در بلندمدت فاقد موضوعیت خواهد ساخت و ثانیاً تحریم‌های آمریکا علیه چین را به میزان قابل توجهی کم‌اثرتر خواهد کرد. نتیجه آن‌که چین به اتکای بازار داخلی گسترده و پایدار و هم‌چنین کاهش تبعات شوک‌های خارجی به آن، در پرونده‌های اختلافی با ایالات متحده جسورتر می‌شود. برای مثال در پرونده هنک‌کنگ قانون جدید امنیت ملی را با قدرت بیشتری اِعمال خواهد کرد و نیروهای مخالف با پکن بیش از پیش در تنگنا قرار خواهند گرفت.

    در پرونده تایوان، چین علاوه بر اقدام به تحریم‌هایی علیه آمریکا که خطوط قرمز چین در خصوص ارتباط‌گیری با مقام‌های سیاسی تایوان را رد کرده، تلاش‌هایی برای گسترش نفوذ در آن‌جا به اجرا در خواهد آورد. تلاش‌هایی سیاسی و امنیتی و بدون رویکرد نظامی مشهود که امکان بهانه‌گیری از غرب نیز سلب گردد. در این راستا احتمال تقویت نیروهای هم‌سو و حتی در شدیدترین حالت، مقدمه‌چینی نوعی کودتا در بلندمدت را نمی‌توان از نظر دور داشت.

    دولت بایدن با توجه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی و هم‌چنین تداوم بحران‌های نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا، بعید است در کوتاه‌مدت جز از مرحله اتخاد مواضع رادیکال و لفاظی‌های سیاسی و اقدام‌های عمدتاً نمادین مانند ارسال ناو به تنگه تایوان، قدم‌های فراتری بردارد. اقدام‌هایی که از سوی چین نیز بی‌پاسخ نخواهد ماند. پس می‌توان نتیجه گرفت که متأثر از این راهبرد، رویکرد رقابت‌آمیز پکن در مقابل آمریکا، تهاجمی‌تر از قبل خواهد شد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • کمک های فوری بشردوستان چین به افغانستان تکمیل شد

    کمک های فوری بشردوستان چین به افغانستان تکمیل شد

    جمهوری خلق چین که در توافق با وزارت دولت در امور رسیدگی به حوادث، از سه ماه به اینسو روند تسلیم دهی یک محموله کمک های غذایی به افغانستان را آغاز کرده بود، امروز با اعلام تکمیل جریان این کمک ها سند آن رسماٌ به وزارت دولت در امور رسیدگی به حوادث، تسلیم داده شد.

    غلام بهاءالدین جیلانی، وزیر دولت در امور رسیدگی به حوادث که امروز در یک کنفرانس خبری مشترک در مرکز اطلاعات و رسانه های حکومت، با وانگ یو، سفیر جمهوری خلق چین، حضور یافته بود، افزود: مقدار مجموعی محموله کمک های عاجل غذایی چین به افغانستان، ۵۲۶۶ متریک تن می باشد که ارزش مجموعی آن ۵۰ میلیون ین چینایی، معادل ۵۵۰ میلیون افغانی است.

    او تصریح کرد، این کمک ها که شامل ۱۲۸۴ تن گندم و ۳۹۸۲ تن برنج چینایی می شود با توجه به آسیب پذیری ولایات از لحاظ حوادث طبیعی، سهمیه بندی و انتقال گردیده و روند توزیع آن به صورت عادلانه و شفاف برای خانواده های مستحق این کمک ها، عملاً آغاز شده است.

    وانگ یو، سفیر جمهوری خلق چین مقیم کابل، در این کنفرانس خبری پیش از تسلیم دهی سند کمک های عاجل بشردوستانه این کشور به افغانستان، تأکید کرد که افغانستان و چین دو همسایه نیک هستند.

    وانگ یو، همچنان با اشاره به کمک های کشورش در بخش صحی به افغانستان افزود که چین در آینده نزدیک ۴۰۰ هزار دوز واکسین کرونا نیز، کمک می کند.

  • دورنمای سیاست خارجی چین

    دورنمای سیاست خارجی چین

    مهم‌ترین رویدادهای سیاست خارجی چین پس از اپیدمی کرونا، جنگ نرم چین و آمریکا برای تصویرسازی از یک الگوی حاکمیت مقتدر و کارآمد در عبور سریع و کامل از بحران‌ها بوده است. چین که بارها از سوی دولت‌های غربی به استبداد و نقض حقوق بشر در یک ساختار تمرکزگرای غیردموکراتیک متهم می‌شد، این بار توانست در برابر ناکارآمدی الگوهای لیبرال‌دموکراتیک در آمریکا و بریتانیا، در روایت رسانه‌ای، موفق‌تر عمل کند. به‌ویژه در مقابل این کارآمدی، آمار کرونا در ایالات متحده روزبه‌روز افزایش یافت و دولت ترامپ بی‌توجه به این امر، سیاست‌های متناقضی در پیش می‌گرفت. این رویداد، نقطه عطف مهمی در روند جنگ تجاری چین و آمریکا بود که از ۲۰۱۷ آغاز شد ولی در پایان ۲۰۱۹ با عقد قراردادی، آرام گرفت. ولی نبرد روایت‌ها در خصوص کرونا، آن روند را نیز به تنش واداشت، چنان‌که به نبردی دیپلماتیک و نهایتاً تعطیلی متقابل کنسولگری‌های‌شان انجامید.

    شیوع ویروس کرونا، فرصت‌هایی برای سیاست خارجی چین به همراه داشت. بازگشت زندگی عادی به چین پس از مهار کرونا، موفقیت بزرگی بود که می‌تواند مقدمه‌ای برای جلب توجه کشورهای در حال توسعه به سوی الگوی حکم‌رانی چینی بر مبنای تقدم توسعه بر دموکراسی، باشد. چین پس از عبور از بحران در داخل سعی کرد به مثابه منجی در خارج عمل کند. این موفقیت‌ها به ایجاد زمینه‌ای کمک کرد که چین با ارائه کمک‌های پزشکی و دارویی، دیپلماسی عمومی قدرتمندی از خود به نمایش بگذارد. این مسأله در تقویت نقش بین‌المللی چین به عنوان قدرتی مؤثر در کمک به عبور جهان از بحران‌های انسانی نقشی جدی داشت.

    چین هم‌زمان با رشد اقتصادی روزافزون درصدد گسترش روند توسعه عمق راهبردی در مناطق ژئوپلتیک جهان برآمده است. یکی از مهم‌ترین نمونه‌های توسعه روابط چین در غرب آسیا، همکاری در چرخه سوخت هسته‌ای عربستان در سال گذشته بوده که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در گزارشی پرده از آن برداشتند. مورد مهم دیگر فرآیند عقد قرارداد تجاری راهبردی با ایران است که پایه‌های حضور چین در آینده سیاسی منطقه را مستحکم‌تر کرده و امکانی برای میانجی‌گری در منازعات منطقه‌ای بازیگران درگیر ایجاد خواهد کرد. این دو رویداد سبب خواهد شد روند تعمیق حضور چین در آسیای غربی گسترش یابد. پکن به دلیل روابط اقتصادی با عمده بازیگران اعم از ایران، عربستان، ترکیه و حتی اسراییل، موقعیت بهتری برای گسترش نفوذ سیاسی‌اش در آینده نسبت به آمریکا دارد. به‌ویژه که ایالات متحده درصدد خروج تدریجی نیروهای نظامی‌اش از منطقه برآید و این زمین بازی را برای چین، بی‌رقیب‌تر خواهد ساخت.

    در اروپا چین توانسته است به توفیقاتی در گسترش سرمایه‌گذاری زیرساختی در اروپای شرقی و حوزه بالکان دست یابد. به همین دلیل هر چند که با شیوع کرونا، رسانه‌های اروپایی و آمریکایی بیش‌ازپیش بر طبل چین‌هراسی کوبیدند و توانستند افکار عمومی کشورهای اروپای مرکزی و غربی را تا حدی همراه کنند ولی در اروپای شرقی و جنوبی توفیق کمتری داشتند. علاوه بر اینکه عقد توافق سرمایه‌گذاری جامع چین و اروپا در زمستان سال گذشته نیز نشان داد که قدرت اقتصادی چین بر جنگ رسانه‌ای آمریکا و بعضی قدرت‌های اروپای غربی غلبه کرده است که یکی از دلایل آن را می‌توان در افزایش فاصله دو سوی آتلانتیک در دوران ترامپ جستجو کرد.

    چین در عین سیاست‌های توسعه‌طلبانه در عرصه دور، از عرصه جغرافیای نزدیک خود غافل نیست. در تابستان سال گذشته مانورهای نظامی متقابل آمریکا و چین در دریای چین جنوبی نشان داد که نبرد تجاری طرفین می‌تواند با تشدید اختلافات راهبردی به تقابل‌های نظامی نیز تسری یابد.

    توسعه همکاری‌های تجاری و مالی با آمریکای لاتین بخش دیگری از سیاست خارجی پکن در سال گذشته بود که نگرانی اتاق‌های فکر و نخبگان ایالات متحده را برانگیخت. توسعه روابط دولت چین در عمق راهبردی آمریکا را می‌توان پاسخی به مداخله‌جویی‌های واشنگتن در خاور دور و به‌ویژه حوزه پیرامونی چین قلمداد کرد. در این میان دولت‌های بولیوی، کوبا و ونزوئلا با گرایش‌های چپ‌گرایانه که تحت فشارهای تحریمی آمریکا و اروپا هستند، بیشتر به سمت جلب فرصت‌های سرمایه‌گذاری چین پیش رفته‌اند. در عین حال که چین در سال گذشته توانست بزرگ‌ترین شریک تجاری برزیل، پرو، آرژانتین، شیلی و اوروگوئه شود.

    تقویت روند روابط دوجانبه با روسیه به عنوان دو قدرت بزرگ مخالف هژمونی آمریکا، بُعد دیگری از سیاست خارجی چین در سال های اخیر بوده است. دو کشور که چندین سند همکاری در خصوص انتقال فناوری‌های نسل نوی اینترنت، تجارت الکترونیک، برنامه هسته‌ای و حوزه کشاورزی به امضا رسانده بودند، در سال گذشته گفت‌وگوهایی پیرامون انتقال انرژی از جمله احداث خطوط لوله گاز و انرژی‌های برق و زغال سنگ نیز به انجام رساندند. روند این ائتلاف که با سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه ترامپ افزایش یافته بود، با تشدید تنش‌های چین با آمریکا در شرق دور و روسیه با کشورهای غربی در شرق اروپا، بیش‌ازپیش گسترش یافت. قدرت نظامی مسکو در کنار توان اقتصادی چین، دو مؤلفه‌ای بود که هژمونی اروپا و آمریکا را به چالش کشید و به دلیل برخی اختلافات دو سوی اقیانوس اطلس و هم‌چنین در میان کشورهای اتحادیه اروپا، سیاست مؤثری در مقابل آن اتخاذ نشد.

    کوتاه سخن این که تحولات سیاست خارجی پکن در سال ۱۳۹۹ نشان می‌دهد جمهوری خلق چین از سیاست خارجی «اول آمریکا»ی ترامپ و افتراق در جبهه دولت‌های غربی برای توسعه نفوذش در جهان و هم‌چنین ارتقای سطح نفوذش از حوزه اقتصادی به سیاسی و دیپلماتیک استفاده کرده است. ولی احتمال دارد که با استقرار دولت بایدن و تقویت اتحاد آمریکا و اروپا، سویه تدافعی در سیاست خارجی چین نسبت به سویه تهاجمی آن، مقداری تقویت شود. برای مثال افزایش تعداد کلاهک‌های هسته‌ای با احتیاط بیشتری دنبال خواهد شد. همچنین احتمال تشدید رویکردهای مداخله‌جویانه ایالات متحده در شرق دور و به‌ویژه مناطق پیرامونی چین مانند تایوان، هنگ کنگ و تقویت همکاری متحدانی مانند هند، کوریا، جاپان و استرالیا علیه پکن در دولت بایدن وجود دارد. به‌خصوص که تشدید فشارها بر چین از مسائلی است که اجماع نسبی در هر دو حزب در کنگره بر آن وجود دارد و به همین دلیل چین از فرصت رفتارهای نامتعارف و در مواردی تصمیم‌های شخصی ترامپ بی‌بهره است. این بار سیستم آمریکا با یکپارچگی بیشتری در برابر سیاست‌های داخلی، دیپلماتیک و تجاری چین خواهد ایستاد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    روسیه به دلیل برتری‌های نظامی و سیاسی در آسیا و شرق اروپا، قدرت مهمی به شمار می‌رود. در ابعاد دیپلماتیک، روسیه در روند توسعه نفوذ منطقه‌ای‌اش در دو پرونده یعنی بلاروس و قره‌باغ تلاش نمود تا ضمن حفظ متحدانش به آن‌ها گوشزد کند که چشم دوختن به غرب حاصلی برای آنان در پی نخواهد داشت. در پرونده سوریه و لیبی نیز در تقابل با آمریکا، اروپا و هم‌چنین ترکیه گام برداشت. در حوزه بین‌المللی نیز رویدادهای تنش‌آلودی با غرب مانند اتهام‌ها نسبت به مداخلاتش در انتخابات آمریکا و مجادله با برخی دولت‌های اروپا در پرونده‌های حقوق‌بشری به‌ویژه در مورد ناوالنی مد نظر بوده است.

    نقش روسیه در پرونده های منطقه

    بلاروس به دلیل شباهت فرهنگی و زبانی، بیش از دیگر همسایگان روسیه برای این کشور اهمیت دارد. بلاروس علاوه بر اهمیت سیاسی، اهمیت اقتصادی بالایی نیز برای روسیه دارد. زیرا از آن برای دور زدن برخی تحریم‌های غرب بهره می‌برد. هم‌چنین با سرمایه‌گذاری در حوزه نفت و گاز این کشور، اهرم‌های فشار بیشتری در برابر اروپا به دست می‌آورد. به همین دلیل، پوتین به دولت بلاروس تضمین داده که امنیت مرزی آن را تأمین می‌کند و هم‌چنین پیشنهادهایی برای کمک جهت جبران کسری بودجه این دولت ارائه داده است.

    روسیه به دلیل آن‌که خود را وارث اتحاد جماهیر شوروی قلمداد می‌کند، در بحران قره باغ نمی‌خواست که با جانب‌داری از یکی از دو جمهوری‌های بازمانده از دولت پیشین، هژمونی منطقه‌ای خود در محدوده قفقاز را خدشه‌دار سازد. در عین حال،رویکردهای غرب‌گرایانه پاشینیان، روسیه را از وی دور ساخت. از این رو،مسکو که پیش‌تر در جریان صدور قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت، پذیرفته بود که مسئله در چارچوب گروه مینسک حل‌وفصل شود، این بار در روند گسترش عمق راهبردی‌اش در ژئوپلتیک قفقاز، مستقل از غرب ورود کرده و حتی در مخالفت ضمنی با گروه مینسک، همراهی نسبی با ترکیه داشت. بنابراین درباره ارمنستان نیز مانند بلاروس، پس از مدتی ورود کرد تا این دو متحد دریابند که نهایتاً این روسیه است که پشتیبانی اصلی آنان می‌باشد و غرب تکیه‌گاه محکمی برای‌شان نخواهد بود.

    مسکو از ۲۰۱۵ با ورود نظامی به بحران سوریه از دولت مستقر به ریاست بشاراسد به حمایت پرداخت. توسعه موقعیت این کشور در حوزه دریای مدیترانه و دسترسی به آب‌های آزاد و هم‌چنین جلوگیری از استقرار متحدان آمریکا در منطقه از مهم‌ترین دلایل اقتصادی و سیاسی روسیه برای ورود به این بحران بود. روسیه نه‌فقط در حوزه نظامی ارتش سوریه را در تسلط بر تمامیت ارضی این کشور یاری کرد که با تماس با برخی گروه‌های سیاسی مخالف دولت تلاش نمود بُعد دیپلماتیک قوی‌تری از خود در سطح منطقه به نمایش بگذارد. برگزاری جلسات کمیته قانون اساسی با پشتیبانی مسکو در تابستان ۱۳۹۹ مهم‌ترین نمود این اقدام‌ها بود. تداوم مذاکرات آستانه در سال های پسین،که آخرین جلسات آن در دلو ۱۳۹۹ برگزار شد نیز، نمود دیگری از اقدام‌های دیپلماتیک روسیه برای مدیریت بحران سوریه بود.

    لیبی پس از سقوط قذافی شاهد نبرد داخلی خون‌باری بود. از ۲۰۱۴ خلیفه حفتر از فرماندهان نظامی ارتش در برابر دولت مستقر به ریاست فائزالسراج ایستاد و از ۲۰۱۹ بخش‌های مهمی از مناطق نفت‌خیز جنوب لیبی را به تصرف خود درآورد. ترکیه و قطر از دولت سراج که گرایش‌های اخوانی در آن بروز دارد، حمایت کردند و در مقابل، مصر، عربستان و امارات به حمایت از حفتر برخاستند. روسیه نیز از مداخله در لیبی سه هدف اصلی را در پی دارد: بازیابی جایگاه بین‌المللی این دولت به عنوان بازیگری که برای حل مسائل باید به آن رجوع کرد؛ توسعه نفوذ در ژئوپلتیک دریای مدیترانه که منافع اقتصادی چشم‌گیری در حوزه انرژی دارد و سرانجام حفظ لیبی در دایره متحدان روسیه که از دیرباز در این شمول می‌گنجید. در عین حال حمایت از حفتر برای روسیه، برخلاف دیگر حامیانش، بیش از سویه‌های ایدئولوژیک، از رویکردی عمل‌گرایانه برمی‌خیزد. مخالفت با دولت مورد حمایت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و افزایش سطح تعامل با کشورهای حاشیه خلیج فارس از این دلایل است. به‌واسطه همین رویکرد عمل‌گرایانه بود که در سنبله ۱۳۹۹ پس از حمایت نظامی انقره از طرابلس و جلوگیری از سقوط پایتخت توسط حفتر، روسیه درصدد توافق با ترکیه برآمد که هر دو درصدد ثبات در لیبی برای کسب منافع اقتصادی و هم‌چنین مخالفت با گسترش نفوذ غرب در این کشور هستند.

    همکاری و تعامل با چین و تنش و تقابل با امریکا

    تقویت روابط دوجانبه با چین به عنوان دو عضو دائم شورای امنیت، بُعد دیگری از سیاست خارجی مسکو در سال های اخیر است که به واسطه رقابت هر دو با ایالات متحده در ابعاد نظامی و اقتصادی، اهمیت دارد. دو کشور که چندین سند همکاری در خصوص انتقال فناوری‌های نسل نوی اینترنت، تجارت الکترونیک، برنامه هسته‌ای و حوزه کشاورزی به امضا رسانده بودند، در سال گذشته گفتگوهایی پیرامون انتقال انرژی از جمله احداث خطوط لوله گاز و انرژی‌های برق و زغال سنگ نیز به انجام رساندند. فروش تسلیحات از جانب روسیه به چین، توسعه همکاری‌های مشترک در تولید تسلیحات جدید، همکاری‌ها در خصوص فروش نفت روسیه به چین و هم‌چنین انتقال فناوری‌های هسته‌ای، از مهم‌ترین مواردی است که نگرانی‌های تصمیم‌گیران ایالات متحده را برمی‌انگیزد.

    هم چنین از مهم‌ترین رویدادهای سیاست خارجی روسیه در سال گذشته، برگزاری انتخابات آمریکا بوده است. در ماه ثور ۱۳۹۹، کمیته اطلاعات سنای آمریکا گزارش جامعه اطلاعاتی این کشور مبتنی بر ادعای مداخله روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ ایالات متحده به نفع کمپین ترامپ را تأیید کرد. بدین‌ترتیب یکی از محورهای انتقادی کمپین تبلیغاتی دموکرات‌ها علیه روسیه، احتمال مداخله مجدد مسکو در انتخابات آمریکا بود. این ادعا نه‌فقط از سوی دموکرات‌ها بلکه از سوی برخی دولت‌مردان نیز تأیید شد. به‌گونه‌ای که رییس اف‌بی‌آی و مدیر امنیت ملی آمریکا در نشست مشترکی در میزان ۱۳۹۹ هشدار دادند که ایران و روسیه در شبکه‌های اجتماعی درصدد عملیات روانی علیه رأی‌دهندگان آمریکایی هستند. ادعاهایی که همواره از سوی کرملین تکذیب شد. این رویداد را با توجه به مزیت نسبی ترامپ بر بایدن برای روسیه می‌توان درک کرد. به‌واقع فارغ از صحت‌وسقم این ادعا، روابط شخصی نسبتاً مساعد ترامپ با پوتین و هم‌چنین سیاست خارجی «اول آمریکا»ی کاخ سفید که راه را بر توسعه‌طلبی‌های مسکو در رقابت با ناتو در اروپا، هموار می‌کرد؛ به‌وضوح نشان می‌داد مطلوبیت مسکو پیروزی ترامپ می‌باشد.

    مسئله ناوالنی نیز در سیاست خارجی روسیه تاثیر گذار است. ناوالنی با بازگشت به مسکو در ماه جدی ۱۳۹۹، بار دیگر آتش تنش را در این کشور شعله‌ور کرد. وی بلافاصله بازداشت و محاکمه شد. حامیان وی اعتراض‌های خیابانی را سامان دادند و اتحادیه اروپا در کنار آمریکا خواستار آزادی وی شدند. به نظر می‌رسد در شرایطی که خروج ناوالنی از روسیه و حضورش در آلمان، سبب فروکاستن تنش‌ها و آرامش در کشور شده بود و دولت روسیه نیز اصراری بر بازگشت وی و محاکمه‌اش نداشت، می‌توان احتمال دخالت دولت‌های غربی در ترغیب وی به بازگشت به مسکو و تنش‌آفرینی در جامعه روسیه را محتمل دانست. زیرا از یک‌سو مستمسک خوبی برای ایجاد پرونده‌های به‌اصطلاح نقض حقوق بشر در روسیه خواهد بود و از سوی دیگر سبب می‌شود دولت پوتین چندصباحی به مدیریت بحران‌های داخلی مشغول شود.

    جمع بندی و فرجام

    مسکو در سال 1399 رویه‌ای تهاجمی‌تر اتخاذ کرد و در حوزه‌های پیرامونی نزدیک(بلاروس و قره‌باغ) و دورتر(سوریه و لیبی) سعی کرد عمق راهبردی خود را گسترش دهد.

    اما مهم‌ترین متغیر در دورنمای کوتاه‌مدت سیاست خارجی روسیه، تغییر دولت در آمریکاست. تیم سیاست خارجی بایدن در عین رویکرد تعاملی در حوزه‌هایی مانند «عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای» با روسیه که آن را در تمدید توافق «استارت جدید» نمود یافته، در حوزه‌های حقوق‌بشری و سیاست‌های منطقه‌ای مسکو در شرق اروپا، رویکرد تقابل‌جویانه‌تری اتخاذ خواهد کرد. به طوری که کامالا هریس بر ضرورت بازپس‌گیری شبه‌جزیره کریمه تأکید داشته است. به نظر می‌رسد پرونده‌های حقوق‌بشری و برنامه منطقه‌ای روسیه در شرق اروپا از جمله بحران اوکراین از جمله مسائلی باشند که به سیاست‌های تهاجمی آمریکا علیه روسیه شکل دهند و روسیه نیز با توسعه برنامه موشکی‌ و عمق راهبردی‌اش در منطقه به آن پاسخ گوید. در عین حال که بر تقویت همکاری‌هایش با چین بیفزاید.

  • چین و امریکا در مسأله تغییر آب و هوا همکاری می کنند

    چین و امریکا در مسأله تغییر آب و هوا همکاری می کنند

    این بیانیه پس از سفر جان کری، نماینده ویژه آمریکا در امور اقلیمی به شانگهای چین و انجام گفتگوهای دوجانبه میان مقامات عالیرتبه دو کشور منتشر شد.

    در این بیانیه مشترک که به امضای آقای کری و شی ژنهو، همتای چینی او رسید، آمده است: «ایالات متحده و چین متعهد می‌شوند که با یکدیگر و دیگر کشورها برای مقابله با بحران آب و هوا همکاری کنند؛ بحرانی که باید با جدیت و فوریت به آن رسیدگی شود.»

    در ادامه متن همچنین به تعدادی از راههای همکاری میان دو قدرت بزرگ اقتصاد جهان که در مجموع مسئول انتشار نزدیک به نیمی از گازهای گلخانه‌ای جهان و تغییرات آب و هوایی ایجاد شده هستند، اشاره شده است.

    دو کشور همچنین متعهد شدند که «همکاری خود را در معاهدات چندجانبه از جمله کنوانسیون تغییرات اقلیمی سازمان ملل و توافق پاریس» تقویت کنند.

    جان کری اولین مقام دولت جو بایدن، رئیس جمهوری جدید ایالات متحده است که به چین سفر می کند.

    این امیدواری وجود دارد که سفر او به چین، با وجود تنش‌های آشکاری که میان دو کشور در موضوعات مختلف وجود دارد، باعث تقویت همکاری‌های بین‌المللی برای مقابله با چالش جهانی تغییرات آب و هوایی و گرمایش زمین شود.

    بر خلاف دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین آمریکا که از طرفداران تداوم استفاده از سوخت‌های فسیلی بود و با زیر سوال بردن موضوع تغییرات آب و هوایی، آمریکا را از توافق پاریس خارج کرده بود، جو بایدن مبارزه با تغییرات اقلیمی را از اولویت‌های کاری خود اعلام کرده است.

  • با خروج امریکا چین به افغانستان نیرو می فرستد

    با خروج امریکا چین به افغانستان نیرو می فرستد

    این روزنامه روز جمعه (۲۷ حمل)، در آخرین گزارش خود در مورد افغانستان، نگاشت به باور تحلیل‌گران، اگر پس از عقب‌نشینی (خروج) نیروهای امریکایی، تهدید امنیتی متوجه کشورهای جنوب آسیا شود، چین نیروهای صلح را به افغانستان خواهد فرستاد.

    در گزارش آمده است خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، نه ‌تنها ثبات و امنیت این کشور را تهدید می‌کند؛ بلکه حتا ممکن است که دامنه‌ی تهدیدها به سین‎‌ کیانگ چین نیز برسد و فعالیت و تلاش‌های ضد تروریزم دولت این کشور را مختل کند.

    سون چی، یکی از تحلیل‌گران روابط بین‌الملل در دانشگاه شانگهای، گفته است که نیروهای امنیتی افغانستان، توانایی تأمین امنیت این کشور را ندارند و ممکن در آینده‌ی نزدیک افغانستان دچار یک هرج‌ومرج شود و جرایم مرزی، قاچاق مواد مخدر و قاچاق سلاح در این کشور گسترش یابد.

    این کارشناس افزوده است: «اگر وضعیت امنیتی، تهدیدی ایجاد کند، ممکن است که چین نیروهای نظامی صلح را به هم‌راه کمک‌های بشردوستانه زیر شرایط منشور سازمان ملل متحد به منطقه اعزام کند تا از امنیت و منافع مردم چین، در آن‌جا اطمینان حاصل کند.»

    در همین حال، ژائو لیجیان، سخن‌گوی وزارت خارجه‌ی چین، روز پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته، در واکنش به اعلام جدول نهایی خروج نیروهایی خارجی از سوی بایدن، گفت: «نیروهای خارجی از افغانستان باید به گونه‌ی مسئولانه و منظم عقب‌نشینی کنند تا از حملات تروریستی جلوگیری کنند.»

    جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، چهارشنبه‌شب (۲۵ حمل) در یک نشست خبری اعلام کرد که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان، از اول می آغاز و تا یازدهم سپتامبر تکمیل خواهد شد.

    آقای بایدن  افزود: «خروج سربازان ما شتاب‌زده نه؛ بلکه به گونه‌ی سنجیده، مسئولانه، مصون و در هماهنگی با تمام متحدین و شرکای امریکا انجام خواهد شد.»

    اعلام جدول زمانی برای خروج نیروهای امریکایی، واکنش‌هایی را نیز در پی داشته است. اچ آر مک‌ ماستر، مشاور پیشین امنیت ملی امریکا، در واکنش به تصمیم اخیر جو بایدن مبنی بر خروج سربازان این کشور از افغانستان، آن را یک «تخریب اخلاقی» و «فاجعه‌ی استراتژیک» خوانده است.

    آقای مک ‌ماستر، روز جمعه (۲۷ حمل)، در برگه‌ی تویترش نوشته است که امریکا در حالی تصمیم خروج از افغانستان را گرفته است، که طالبان هم‌چنان به حملات مرگ‌بار شان علیه نیروهای امنیتی و غیرنظامیان در این کشور ادامه می‌دهند.

  • واشنگتن پست: بایدن به دنبال رهبری جهانی امریکا می باشد

    واشنگتن پست: بایدن به دنبال رهبری جهانی امریکا می باشد

    واشنگتن پست در گزارشی با اشاره به رویکردهای دولت بایدن در حوزه های مختلف نوشت: بایدن معتقد به رهبری جهانی آمریکاست؛ اما این رهبری را تنها در گرو برقراری ارتباط با دوستان و دشمنان و نیز پیشبرد نظم مبتنی بر قانون در جهان می داند.

    “دیوید ایگناشس” ستون نویس واشنگتن پست در این گزارش می افزاید: “آنتونی بلینکن” وزیر خارجه آمریکا رویکرد “جو بایدن” در مورد موضوعات اصلی سیاست خارجی آمریکا را اینگونه شرح می دهد:”هیچ دکترینی نمی تواند به اندازه یک قالب ذهنی عملگرا، حلال مسائل و مشکلات باشد. آن قالب ذهنی این است: حل مشکلات، برقراری ارتباطی واضح و روشن با دوستان و دشمنان، پیشبرد نظم مبتنی بر قانون و برداشتن گام در وقت مناسب.

    بلینکن در این هفته در مصاحبه ای ۴۵ دقیقه ای با من (نگارنده مطلب) که اولین مصاحبه طولانی مدتش در این سمت بوده است شرکت کرد و جهان بینی بایدن و مبانی اصلی سیاست خارجی دولت او را تشریح کرد.

    تا قبل از این مصاحبه و تشریح این مبانی، هیچکس از کم و کیف و ذهنیات بایدن و نحوه تصمیم گیری هایش در حوزه سیاست خارجی مطلع نبود. اما این مصاحبه، دریچه ای رو به قالب ذهنی بایدن در حل مهمترین موضوعات روز سیاست خارجی آمریکا گشود.

    – افغانستان: افغانستان؛ اضطراری ترین و فوری ترین مسئله پیش رو است

    بلینکن بی هیچ ابهامی در باب موضوع گفت که؛ بایدن سربازان آمریکایی را به خانه بازخواهد گرداند، منتها جدول زمانی برای عقب نشینی معین نکرده است.   من از بلینکن سوال کردم: بایدن در یک مصاحبه خبری یک مهلت نهایی برای عقب نشینی از افغانستان را ترسیم کرده است. آیا او در این زمینه به اشتباه گفت که نمی توانم سال آینده سربازان آمریکایی را در افغانستان مجسّم کنم.

    بلینکن پاسخ داد: ” این دقیقا بازتاب کامل همان تفکرات خود اوست. فکر می کنم این اصلاً اشتباه نیست. ما ۲۰ سال است که در حوزه سیاست خارجی کار می کنیم.  کاملا واضح است که بایدن در مقام رئیس جمهوری مایل است نبرد افغانستان را با یک پایان مسئولیت پذیر خاتمه اش بدهد. رسیدن به یک چنین اختتامی؛ لازمه اش این است که ما سربازانمان را به خانه برگردانیم”.

    در همین زمینه؛ بایدن دارد نهایت تلاشش را می کند تا طرحی بریزد که همزمان با عقب نشینی نیروهای آمریکایی، در آنِ واحد، یک انتقال قدرت با ثبات در کشور اتفاق بیفتد.

    به من گفته شده است که مذاکره کنندگان آمریکایی، برخی از ایده های دقیق انتقال را به اطلاع طالبان و دولت کابل رسانده اند. از جمله این ایده های پیشنهادی عبارتست از: اصول اساسی حاکمیت، انتخابات زودهنگام، سایر اقدامات تقسیم قدرت و پیشنهادهایی برای دستیابی به آتش بس پایدار.

    بایدن خوب از این خطر آگاه است و می داند که به محض رفتن سربازان آمریکایی؛ افغانستان مستعد آن است که بی درنگ به دامن یک جنگ داخلی بازگردد. همچنین القاعده” تنها ظرف دو سال بعد از رفتن سربازان آمریکایی دوباره لانه های قدیمی اش را احیا و بازسازی کند.

    اما دولت بایدن به دنبال حفظ یکی از پایگاه های خود و همین نیروی اندک باقیمانده هم می تواند مشغول جمع آوری اطلاعات و عملیات ضد تروریسم شود. طالبان دارد مراکز استانها را تصرف می کند.

    بلینکن وقتی از افغانستان صحبت می کند، دائما به عبارت “فروتنی و اعتماد به نفس” اشاره می کند. این عبارت، نقطه نظر او و بایدن است در مورد قدرت آمریکا.

    تجربه دو کشور عراق و افغانستان به بایدن آموخته است که آمریکا نمی تواند نتیجه را دیکته کند اما؛ آمریکا یک “نیروی محرّک قوی” است.

    – روسیه؛  رویکرد دولت بایدن یک رویکرد عمل گرایانه است

    از بلینکن سوال شد؛ بایدن چطور می تواند از یک طرف “ولادیمیر پوتین” را یک “قاتل” بنامد اما از طرف دیگر؛ با او کار هم می کند.

    بلینکن پاسخ داد:” رویکرد بایدن در قبال روسیه، رویکرد سیاست واقعی(Realpolitik) است. از طرفی هم باید روسیه را بابت اقدامات نسنجیده و خصمانه اش پاسخگو کرد و از طرفی می توان در حوزه هایی که منافع مشترک ما در آن نهفته است، ما رویمان گشاده است و می توانیم در آن حوزه ها با آنها کار کنیم”.

    وزیر امو رخارجه آمریکا از اقدام ماه گذشته پوتین که هزاران سرباز و سلاح سنگین را به مرزهای اوکراین فرستاده است ابراز نگرانی کرد. وزارت خارجه آمریکا ترسش از آن است که این حرکت روسیه، تلاشی باشد برای تحریک اوکراینی ها و اقدامی باشد برای محک زدن آستانه تحمل واشنگتن. این مسئله می تواند منجر به چیزی بسیار خطرناکتر شود.

    آمریکا؛ “خویشتنداری ” اوکراین را در قبال این تحرکات روسیه تحسین کرده و از اینکه “کی یف” به دام تَله مسکو نیفتاده از او قدردانی کرده است.
    اما روس ها ظاهرا خیال عقب نشینی ندارند. بلینکن می گوید:” نگرانی هنوز پابرجاست. ما با دقت اوضاع را پیگیری می کنیم”.

    – چین؛ رویکرد دولت بایدن تلفیقی و تاکیدی است بر حفظ منافع آمریکا و بررسی زمینه های همکاری با پکن

    در این مورد بلینکن شرح می دهد:” پیامی که بایدن ماه گذشته به من داد تا آن را در اجلاس آنکوراژ” به اطلاع رهبران چین برسانم این بود که اقدامات چین در سین کیانگ و یا هنگ کنگ و یا تایوان و یا در دریای چین جنوبی، صرفا موضوعات داخلی نیستند. بلکه این اقدامات، نظم بین الملل را که مبتنی بر قانون است تهدید می کنند”.

    بلینکن تأکید کرد: “هدف ما این نیست که چین را مهار کنیم و به عقب برانیم و سرش را به زمین بزنیم”.

    – رهبری آمریکا

    وزیر خارجه آمریکا تاکید می کند:”در جهانی که با سرعتی فوق العاده و غیرقابل تصور دارد به پیش می رود، بایدن پیرو ایده های بسیار سنتی درباره رهبری جهانی آمریکاست. عقیده بایدن پیرامون رهبری جهانی آمریکا همیشه همین بوده است و امروز هم همین است و او معتقد است؛ وقتی ما از رهبری جهان شانه خالی می کنیم، در آن موقع شخص دیگری که به احتمال فراوان این شخص “چین” است، سعی می کند خودش را به زور در جای ما بنشاند، آن هم نه بطور طبیعی، بلکه به روشی که ممکن است به منافع آمریکا و به ارزش های آمریکا لطمه بزند”.

    بلینکن ادامه می دهد:”اصلا دنیا هیچ رهبری ندارد و به حال خودش رها شده است و هرکی به هرکی است و قانون جنگل بر آن حاکم است و هرکس می خواهد رهبر آن باشد و یا اینکه هرکس می خواهد هرکاری دلش خواست انجام بدهد. آن موقع؛ آمریکا و دوستانش حتما آسیب خواهند دید”.
    شاید دیدگاه بایدن در مورد رهبری آمریکا این باشد که او معتقد به بسط دادن شکل های جدیدی از همکاری است.

    بلینکن در ارتباط با موضوع “رهبری آمریکا” از ائتلافی نام برد که مشتمل است بر” برخی دموکراسی ها” و برخی از سهامداران بزرگ مانند شرکت های جهانی فناوری.

    او اشاره کرد:” هدف این است که مشکلات خیلی بزرگ جهان حل بشوند. و این مشکلات خیلی بزرگ فقط به صورت جمعی قابل حل هستند؛ مثل بیماری های همه گیر جهانی، تغییرات آب و هوایی و تکنولوژی های مخرب”.

    سیاست خارجی آمریکا همیشه دغدغه ذهنی اش این بوده است که یک توازنی عملی میان ارزش هایش و منافعش برقرار کند.

    امروز در قرن بیست و یکم؛ بایدن به یک سری از نقاط ضعف و محدودیتهای آمریکا اشراف کامل دارد.

    بایدن می داند که قدرت نظامی آمریکا محدودیتهایی دارد. او می داند که آمریکا بطور سنتی همواره بر برخی تعاملاتش تاکید خاص دارد.

    وجه تمایز بایدن از دو مقام سلفش یعنی ” دونالد ترامپ” و “باراک اوباما” هم همین علم او به این محدودیتهای آمریکاست. آن دو مقام هم گرفتار همین معما و چالش بوده اند، اما تجربه کافی بایدن را در حل معما نداشته اند.

    نوع نگاه بایدن به جهان؛ ریشه در گذشته او دارد. اما امروز؛ گذشته نیست. امروز؛ حال است و واقعیت های غیرقابل انکارش.
    یک عمر قرارداد بستن و یک عمر توافق امضا کردن، امروز با هنر نگاه واقع بینانه و مدرن داشتن به واقعیتها و مقدورات و امکانات موجود ممزوج شده  و آن ایده های قدیمی را کمی تعدیل کرده است.

  • ماجرا بیشتر از امضای یک توافق نامه استراتژیک است!

    ماجرا بیشتر از امضای یک توافق نامه استراتژیک است!

    روز جمعه گذشته وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرد که پس از نشست مجازی برجام در دوم ماه آپریل که درآن نمایندگان ایران، روسیه، چین، فرانسه و آلمان شرکت کردند ایالات متحده ی آمریکا تصمیم گرفته است که در نشست آتی برجام در وین پایتخت اتریش شرکت کند.

    ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها قصد ندارند در این مذاکرات با هم مستقیما وارد گفتگو شوند، بلکه آمریکائی‌ها تلاش خواهند کرد به آنچه که آنها فعالیت های ایران برای دسترسی به سلاح های اتمی می نامند بپردازند، لازم به یادآوری است که دولت دونالد ترامپ به طور یک جانبه از این توافقنامه خارج شد.

    محمدجواد ظریف در توییتی که پس از برگزاری جلسه مجازی برجام منتشر کرد نوشت: «هدف ما نهایی شدن سریع برداشتن تحریم ها و محدودیت‌های فعالیتهای هسته ای با هدف لغو برنامه ریزی شده همه‌ی تحریم هاست و به دنبال آن ایران نیز به اقدامات اخیرش در اعتراض به عدم رعایت برجام توسط آمریکا و اروپا پایان خواهد بخشیدن برای رسیدن به این هدف نیاز به برگزاری دیدار مستقیمی با آمریکا نمی باشد و این امر ضروری نیست.»

    تحریم‌های اقتصادی گسترده علیه ایران اهرم اصلی واشنگتن برای وارد آوردن فشار بر روی این کشور است. اما توافقنامه ای ۴۰۰ میلیارد دلاری بین ایران و چین که در هفته گذشته امضا شد اثرات این تحریم ها را بسیار ضعیف می کند.

    کارشناسان چینی به رسانه‌های دولتی این کشور ابراز کردند که جمهوری خلق چین می توانند با استفاده از ارز اختصاصی کشور خود یعنی یوان برای تجارت با ایران و دیگر کشورهای آسیای میانه تحریم‌های آمریکا را دچار اختلال کرده و آن را دور بزند. به این ترتیب ایالات متحده آمریکا در شرایطی نیست که بتواند اقتصاد ایران را فلج کند.

    توافقنامه ۲۵ ساله بین ایران و چین به یک واقعیت در منطقه تبدیل شده است و در مقابل این واقعیت دولت بایدن از خود عکس العمل نشان داد، سخنگوی مطبوعاتی وزارت امور خارجه ند پرایس در یک کنفرانس مطبوعاتی در تاریخ اول آوریل گفت: «همانطور که مطلع هستید شاخص رابطه ما با چین بر اساس رقابت است،اما در بسیاری از موارد ما هم سوئی های بسیار محدود و باریکی با هم داریم از جمله اینکه ما با پکن در مورد مسئله هسته‌ای ایران توافق داریم و آنها در گفتگوهای اخیر تاکید کردند، که آنها موافق تلاش برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران هستند، البته، چین عضو بنیانگذار ۱ + ۵ است. چین علاقه‌ای به اینکه کشوری در منطقه دارای سلاح اتمی باشد ندارد و آن را عاملی برای بی ثبات کردن منطقه می داند»

    این سیاست اعلام شده تنها یکی از برنامه های احتمالی چین در منطقه خاورمیانه است و شامل تمام سیاست‌های چین نمی شود.
    واشنگتن در گذشته جمهوری خلق چین را به تأمین فناوری موشک های بالستیک از جمله فناوری بکار گیری سوخت جامد و فناوری سیستم های هدایت الکترونیکی و همچنین حمایت از برنامه سلاح های هسته ای ایران متهم کرده است.

    «بروس ای بچتول» در نشریه نشنال اینترنیست ادعا می‌کند: شایع است که در سال ۲۰۲۰ چین زمینه فروش بوسترهای موشکی Hwasong-12 ICBM کره شمالی را به ایران فراهم آورده است. برخی تحلیلگران حدس می زنند كه دقت بالای موشكهای ایرانی در انهدام آشیانه هواپیما در پایگاههای آمریكا در عین‌الاسد و اربیل عراق نشانگر این است که تکنیک موشکهای ایرانی همان تکنیک موشکهای «دقیق-زن» چینی است.

    با این وضعیت چین از گزینه‌های بیشتری برخوردار است که می‌تواند از این گزینه‌ها هم به عنوان یک تسریع کننده برای رسیدن به توافق و صلح استفاده کند و هم با کمک این گزینه‌ها اگر لازم باشد بازی را به نفع خود تغییر دهد و مانع موفقیت های آمریکا در منطقه شود البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که چین به عنوان یکی از وارد کننده گان اصلی انرژی از منطقه خاورمیانه قبل از هر چیز به آرامش و ثبات در خاورمیانه نیاز دارد و در این زمینه تلاش می کند.

    نقش احتمالی چین در طراحی سلاح هسته ای (که هنوز هم ثابت نشده است که ایران تلاشی برای رسیدن به ساختن آن کرده است یانه – مترجم) و یا در کمک به ساختن موشک های بالستیک ایران در پرده ای از ابهام قرار دارد و در حقیقت سند و مدرکی برای ادعای آمریکا موجود نمی باشد. اما همین نکته از اهمیت بسیار در تغییر توازن در منطقه برخوردار است که چین از چنین اهرم و توانایی هایی برخوردار است که به ایران در این زمینه کمک رسانی کند و از این اهرم‌ها علیه سلطه گری ایالات متحده آمریکا استفاده کند.

    ,«فرانچسکو سیسیسی» ، سینولوژیست ایتالیایی ، یکی از محققان دانشگاه Tsinghua در پکن ، هفته گذشته در مصاحبه ای گفت که چین می تواند از ایران به عنوان وسیله ای در برابر تلاش های آمریکا برای تقویت جزیره تایوان علیه چین استفاده کند.

    پکن در این مذاکرات دست بالا را دارد و از کارتهای بهتری برخوردار است، واشنگتن از این برتری مطلع است اما نمی داند که به پکن کدامین کارت را در این بازی بر زمین خواهد زد به همین علت در مورد توافقنامه استراتژیک ۲۵ ساله بین ایران و چین رفتار واشنگتن بسیار محتاطانه بوده است، وزارت امور خارجه آمریکا در این مورد موضع گیری مشخص و صریحی از خود نشان نداده است و این نکته به خصوص وقتی آشکار شد که خبرنگاران از ند پرایس سخنگوی مطبوعاتی وزارت امور خارجه آمریکا پرسیدند «آیا [معامله چین و ایران] رویکرد شما در مورد اختلاف هسته ای با ایران و به طور کلی منطقه را تغییر می دهد؟»

    او در پاسخ گفت، «نه، دقیقا به همان دلیلی که گفتم این طور نیست, آن هم به این خاطر که ما با پکن به طور کلی در مورد مسئله هسته‌ای ایران توافق داریم، چین هم مانند ما هیچ علاقه ای ندارد که ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد و درست به همین علت هم هست که چین جزو کشورهای پنج به اضافه یک می باشد ما با همکاری اعضای پنج به اضافه یک در جستجوی یافتن راه حل هایی برای بازگشت متقابل به برجام خواهیم بود.»

    ماجرا بیشتر از امضای یک توافق نامه استراتژیک است.

    این یک ارزیابی خوشبینانه از وقایع چهارده روز گذشته است ، خصوصاً پس از آنکه چین هفته پیش از وزیر امور خارجه روسیه ، سرگئی لاوروف ، برای گفتگو در مورد «جایگزینی دلار آمریکا» به عنوان یک ابزار تجاری در آسیای میانه استقبال کرد ، و کنار نهادن دلار به مثابه یک ابزار تجاری از معاملات بین دو کشور مهم جهان چین و روسیه می تواند تحریم‌های اقتصادی آمریکا را زمین گیر کند.

    روزنامه رسمی انگلیسی زبان چینی گلوبال تایمز در گزارشی به سفر سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در تاریخ ۲۲ مارس اشاره می کند:

    سرگی لاوروف قبل از سفر در مصاحبه‌ای با رسانه‌های چینی بر این نکته تأکید کرد که ما می‌بایست به استقلال علوم و فناوری اهمیت بسیار بالایی قایل شویم و به سمت خودمختاری سیستم مالی حرکت کنیم، ما باید تلاش کنیم که معاملات اقتصادی مان بر اساس واحد‌های پول محلی و یا ارزهای بین‌المللی غیر از دلار صورت بگیرد، و به تدریج از سیستم پرداخت های بین المللی تحت کنترل غرب دور شویم تا خطرات ناشی از تحریم های ایالات متحده یا غرب علیه روسیه و چین کاهش یابد.
    «پیشنهاد روسیه با استقبال مثبت چین روبرو شد ، زیرا هر دو طرف خطر عظیم اتکای بیش از حد به دلار آمریکا و سیستم پرداخت تحت کنترل غرب را در بحران مالی ۲۰۰۸ را تجربه کرده‌اند.»، یانگ جین کارشناس روابط چین و روسیه در آکادمی علوم اجتماعی پکن معتقد است که: «تسهیلات کمی گسترده‌ای که اخیراً توسط ایالات متحده آمریکا برای تحریک اقتصاد داخلی خود انجام داده است به این نگرانی ها افزوده.»

    یانگ در ادامه می نویسد: «تشویق به تسویه حساب ارزی با واحد های ارزی محلی روند اصلی برای اقتصاد در سراسر جهان است و هنگامی که آمریکا از توافق هسته ای ایران خارج شد ، اعضای اصلی اتحادیه اروپا نیز برای دور زدن SWIFT تحت کنترل ایالات متحده ، یک سیستم پرداخت جدید روی آوردند.»

    دونگ دنگ شین ، مدیر انستیتوی دارایی و اوراق بهادار در دانشگاه علم و صنعت ووهان ، روز دوشنبه به گلوبال تایمز گفت: «واشنگتن از سوئیفت سو استفاده کرده است تا به دلخواه خود هر کشوری را تحریم کند و باعث نارضایتی جهانی شود. اگر چین و روسیه بتوانند با هم همکاری کنند تا هژمونی دلار را به چالش بکشند ، قطعاً این موفقیت منجر به این خواهد شد که تعداد بیشتری از کشورهای جهان از این روند حمایت کرده و به آن بپیوندند»

    از آنجا که سیستم پرداخت با سیستم تجارت ارتباط مستقیم و ناگسستنی دارند ، دونگ پیشنهاد می‌کند که سیستم پرداخت جدید از یوان به عنوان ارز تسویه حساب مالی استفاده کند.

    راشا تودی گزارش میدهد ، تعدادی از بانکهای روسی برای تسهیل تجارت دوجانبه بین دو کشور به سیستم پرداخت بین المللی چین پیوسته اند.

    دونگ در ادامه گفت: «در ابتدا ، این سیستم می تواند بصورت آزمایشی در كشورهای آسیای میانه و كشورها و مناطقی که در امتداد مسیرهای كمربند و جاده (جاده ابریشم) قرار دارند اجرا شود.. اگر این سیستم موفق بود و مورد قبول واقع شد، می تواند آنرا برای سایر كشورهای اروپا و آسه‌آن نیز بکار گرفت.»
    بر اساس ادعاهای تائید نشده، چین تا نیمه دوم سال ۲۰۲۰ با تحریم های آمریکا علیه ایران همکاری می کرد و واردات نفت از ایران را تقریبا به صفر رسانده (گزارشات رسانه‌های داخلی ایران و آسیائی خلاف این این ادعا تائید می‌کنند. – مترجم).

    براساس گزارش های خبری ، چین واردات نفت از ایران را به میزان قابل توجهی افزایش داده است. چینی‌ها با خرید نفت ایرانی آن را به عنوان محموله های سوختی مالزیائی و یا زیر پرچم دیگر کشورها وارد کرده و به این ترتیب تحریم های آمریکا را دور می‌زند. این درحالی است که سال گذشته واردات نفت رسمی چین از ایران تقریبا به صفر رسیده بود، به نظر میرسد چین از چند ماه پیش به این سو تصمیم گرفت که روابط خود با ایران را تحکیم بخشد.

    منبع: آسیا تایمز

    ترجمه: مجله هفته

  • سیاست ‌خارجی آمریکا در قبال ایران، روسیه و چین

    سیاست ‌خارجی آمریکا در قبال ایران، روسیه و چین

    مهمترین اقدام آمریکا در سیاست خارجی خود در قبال منطقه غرب آسیا را می‌توان نقش این کشور در انعقاد توافقات موسوم به ابراهیم دانست که موجب عادی‌سازی روابط اسراییل با کشورهای بحرین و امارات شد و سودان و مراکش نیز در ادامه به این جرگه پیوستند. اقدامات دولت ترامپ را می‌توان در راستای تلاش برای ایجاد جبهه‌ای واحد از اسراییل و کشورهای عربی در مقابل ایران دانست. البته با وجود تلاش‌های بسیار، عربستان از عادی‌سازی روابط خود با اسرائیل در مقطع فعلی سرباز زده است و به احتمال زیاد در انتظار گرفتن امتیازهای بیشتر از سوی اسراییل است. به نظر می‌رسد دولت بایدن با وجود اعلام حمایت از این فرایند، عادی‌سازی روابط را در اولویت برنامه‌های خود لحاظ نکرده و اساساً ضرورتی در ایجاد اتحادی در برابر ایران در منطقه احساس نمی کند.

    رویکرد دولت ترامپ در قبال ایران در سال ۱۳۹۹ را می‌توان تداوم روند سال‌های گذشته در پیگیری سیاست فشار حداکثری دانست. دولت ترامپ در این سال سعی کرد حتی از مکانیسم تعبیه شده در توافقی که خود از آن خارج شده بود برای بازگشت تحریم‌های سازمان ملل استفاده کند که با عدم همراهی اروپا روبرو شد. در نهایت، بایدن نیز ادعای دولت آمریکا در فعال‌سازی مکانیسم ماشه را پس‌گرفت. با این وجود در حالی که اعضای تیم سیاست خارجی بایدن پیش از پیروزی در انتخابات وعده بازگشت سریع آمریکا به برجام را داده بودند، تحولات پس از روی کار آمدن دولت بایدن نشان می‌دهد این دولت مایل به بازگشت به برجام بدون گرفتن امتیاز از ایران نیست. دولت بایدن اعلام کرده است که به دنبال اصلاح برجام و گفتگو در رابطه با موضوعات موشکی و منطقه‌ای است و به نظر می‌رسد مایل است اهداف خود را بدون تعجیل و به مرور زمان پیش برد. توافق ایران با آژانس در آستانه توقف اجرای پروتکل الحاقی نیز به این روند کمک کرده است.

    در عرصه خارجی، دولت ترامپ با وجود تشدید فشار بر ایران در ابعاد اقتصادی و امنیتی، به اهداف اعلام‌شده خود یعنی رسیدن به توافق هسته‌ای جدید و ایجاد محدودیت‌های منطقه‌ای و موشکی دست نیافت

    همانگونه که در سند مقدماتی امنیت ملی آمریکا که اخیراً منتشر شد اشاره شده است، این کشور به دنبال مقابله با روسیه و چین در زمینه‌های اقتصادی، نظامی، امنیتی و تهدیدات سایبری است. آمریکا در این راستا نیازمند همراهی متحدان خود در اتحادیه اروپاست اما رویکرد دولت سابق آمریکا مسیر دشواری را پیش‌روی دولت بایدن قرار داده است. توافق جامع اقتصادی اتحادیه اروپا و چین علی‌رغم درخواست تیم بایدن برای به تعویق‌انداختن آن به امضا رسید. آلمان نیز با وجود مخالفت آمریکا همچنان به دنبال پیگیری پروژه خط لوله انتقال گاز از روسیه است. مواردی از این دست، پیچیدگی روابط آمریکا و اروپا در مقابل چین و روسیه را نشان می‌دهد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • توافق راهبردی ایران و چین؛ چالش استراتژیک قصر سفید

    توافق راهبردی ایران و چین؛ چالش استراتژیک قصر سفید

    وزیر خارجه چین طی سفری به تهران ضمن دیدار با رییس‌جمهور و وزیر خارجه جمهوری اسلامی، سند همکاری راهبردی ایران و چین را به امضا رساند. در گفت‌وگوهای رسمی مقام‌های طرفین، هدف این سند «بسط همه‌جانبه روابط مبتنی بر مشارکت جامع راهبردی» اعلام شد.

    سیر این توافق، از یک بیانیه مشترک در ماه دلو ۱۳۹۴ تا تهیه پیش‌نویس در سنبله ۱۳۹۸ و ادامه مذاکرات در ۱۳۹۹ نشان می‌دهد مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است. تسریع در امضای این سند از سوی چین، را می‌توان در سه نکته جستجو کرد:

    ۱️. می‌توان دلیل رویکرد همکاری‌جویانه‌تر چین نسبت به ایران را ناشی از رویکرد دولت بایدن نسبت به پکن دانست. به نظر می رسد چین که امیدوار بود شکست ترامپ به تعدیل تنش‌های یک سال پایانی آمریکا و چین در حوزه‌های دیپلماسی و تجاری بینجامد، با مواضع منازعه‌جویانه تیم سیاست خارجی بایدن و تأکید چندباره آن‌ها بر اهمیت مقابله با رشد فزاینده چین، تصمیم به تقویت همکاری با ایران گرفته است.

    ۲️. دیگر اینکه پکن با احتمال احیای برجام و رفع برخی تحریم‌ها به‌ویژه در حوزه فروش نفت و مبادلات مالی، تصمیم گرفته مقدمات بهره‌برداری از این گشایش اقتصادی برای ایران را فراهم کند. هم‌چنان‌که اصل ایده همکاری‌های ۲۵ ساله نیز به پس از انعقاد برجام و بهبود تجارت خارجی ایران بازمی‌گردد.

    ۳️. با توجه به اینکه آمریکا قصد دارد با خروج تدریجی نظامیانش از آسیای غربی و شمال آفریقا، به سوی خاور دور متوجه شود؛ نگاه بلندمدت چین به غرب آسیا نیز اقتضا می‌کند با تقویت حضور در منطقه، از محاصره ژئوپلتیک توسط آمریکا و متحدانش جلوگیری کرده و مسیر هموارتری برای پروژه «یک کمربند، یک راه» تعبیه سازد.

    جدا از نتایج این توافقنامه برای تهران و پکن، چالش این توافقنامه در وهله اول متوجه امریکا و منافعش می شود همانطور که واکنش رسانه های امریکایی در سراسر دنیا نشان از حیرت کاخ سفید و مخالفت با این توافقنامه است.پیوندهای گسترش یافته میان ایران و چین به تضعیف تلاش دولت امریکا برای منزوی ساختن و تضعیف ایران از یک سو و از سوی دیگر منجر به قدرت بیشتر ایران در منطقه خواهد شد.

    در یک جمع بندی به طور خوشبینانه اگر این توافقات به عرصه عمل برسد نه تنها منجر به قدرت یابی و کمک به اقتصاد در حال تحریم ایران می شود بلکه تحریم های نفتی تهران را نیز کاهش می دهد.

    به عبارت دیگر،تهران برای تقویت اقتصاد خود و به حداقل رساندن آثار سیاست فشار حداکثری آمریکا به سرمایه گذاری چین نیاز دارد و چین هم نیازمند نفت، منابع طبیعی و بازار ایران است. در چنین شرایطی، هر دو طرف برای ایجاد روابط و همکاری های نزدیک تر و جدی تر اصرار دارند.

    علاوه بر این، تقابل همزمان آمریکا با چین و جمهوری اسلامی ایران سبب شده است که تهران و پکن به فکر افزایش مناسبات و تحکیم و تعمیق روابط خود باشند. به ویژه که اقتضائات ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران در منطقه مهم خاورمیانه برای چینی ها بسیار حائز اهمیت است. البته ایران هم تمایل جدی به افزایش سطح مناسبات با کشور چین دارد که اکنون به یکی از مهمترین قدرت های اقتصادی، سیاسی، تجاری و صنعتی جهان بدل شده است. پیرو این نکات است که فارغ از سند جامع همکاری های راهبردی، این احتمال وجود دارد که در اینده، سطح روابط ایران و چین به سطح عمق یا شریک راهبردی کشیده شود و مناسبات دو کشور در حوزه های مختلف ارتقا یابد.

    داکتر عبدالطیف نظری