برچسب: چین

  • هجوم اتحاد جماهیر شوروی و رویایی که هرگز تعبیر نشد

    هجوم اتحاد جماهیر شوروی و رویایی که هرگز تعبیر نشد

    در ششم جدی ۱۳۵۸، اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان حمله کرد. افغانستان برای مدت ده سال تحت اشغال نظامی ارتش سرخ بود و پس از ده سال، اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان عقب‌نشینی کرد. پیامد این تجاوز، کشته‌شدن و زخمی‌شدن میلیون‌ها شهروند افغانستان بود؛ همانطور که پس از خروج نیروهای شوروی نیز افغانستان به پرتگاه جنگ‌های داخلی رفت و کابل، به ویرانه‌ای بازمانده از جنگ تبدیل شد. رهبران اتحاد جماهیر شوروی، اهداف مختلفی را برای حمله به افغانستان در نظر گرفته بودند که البته به آن‌ها دست نیافتند. در این نوشته تلاش شده است تا اهداف اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان تبیین شده و میزان موفقیت شوروی در دسترسی به این اهداف بررسی شود. مدعای نویسنده این است که با توجه به شواهد موجود، میزان موفقیت شوروی در پایین‌ترین حد ممکن بوده و حمله به افغانستان، هرگز باعث سود مهم برای شوروی نشده است.

    «از همین اکنون می‌توان گفت که در افغانستان، یک رژیم کمونیستی ثابت و خودمختار روی کار نخواهد آمد» این کلمات را اولیور روآ، افغانستان‌شناس فرانسوی، در سال‌های ۱۹۸۴ نوشته است، پنج سال پس از حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی و زمانی که هنوز ارتش سرخ در افغانستان حضور نظامی دارد. روآ به خوبی به یکی از اشتباهات استراتژیک رهبران شوروی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که روی‌کارآمدن رژیم کمونیستی، با توجه به ساختار اجتماعی افغانستان، ناممکن است. پیش‌بینی روآ پنج سال بعد با خروج نیروهای شوروی و پس از آن سقوط دولت داکتر نجیب، به واقعیت بدل می‌شود. پیش‌بینی روآ هر چه باشد، از یک حقیقت مهم حکایت می‌کند و آن هم این‌که رهبران اتحاد جماهیر شوروی، در حمله به افغانستان دچار اشتباه محاسباتی شده‌اند و اهدافی را در افغانستان تعیین کرده‌اند که قابل دسترسی نیست، مطمئنا که شوروی از حمله به افغانستان اهداف متعددی داشته است که یکی از آن‌ها گسترش ایدئولوژی کمونیسم یا همان (صدور انقلاب اکتبر) بود که این هدف به واقعیت بدل نشد. نه‌تنها این هدف که اهداف دیگر شوروی هم در حد رویا باقی ماند. در ادامه به اهداف دیگر شوروی اشاره می‌شود.

    • رقابت با بلوک غرب و ایدئولوژی سرمایه‌داری: مهم‌ترین چارچوبی که برای تحلیل اقدامات شوروی سابق به کار برده می‌شود، چارچوب رقابت دو بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد است. در سال‌های جنگ سرد، آنچه سیاست خارجی کشورهای مختلف را تبیین می‌کرد، رقابت دو بلوک شرق و غرب بود، لذا حمله‌ی شوروی به افغانستان نیز با همین چارچوب تبیین می‌شود، شوروی به دنبال گسترش حوزه‌ی نفوذ خود بود، رهبران شوروی فکر می‌کردند که باید (انقلاب بلشویکی اکتبر) را به جهان گسترش بدهند، لذا از احزاب کمونیستی در سرتاسر جهان حمایت می‌کردند. با توجه به این‌که در سال‌های ۱۹۷۹ حزب خلق بر روی کار بود، و از سویی خطراتی از ناحیه‌ی اسلام‌گرایان این حزب را تهدید می‌کرد، لذا رهبران اتحاد جماهیر شوروی تصمیم گرفتند که برای حمایت از رژیم کمونیستی حاکم، به افغانستان حمله کرده و به‌‌عنوان حامی ارتش این کشور عمل کنند.

    • هراس از نزدیک‌شدن حفیظ‌الله امین به امریکا:

    یکی از مواردی که به‌‌عنوان عامل حمله‌ی شوروی به افغانستان شمرده می‌شود، هراسی بود که برای رهبران شوروی مبنی بر نزدیک‌شدن حفیظ‌الله امین، رییس حکومت وقت افغانستان، به وجود آمده بود. ملاقات‌های پیدا و پنهان امین با سفیر امریکا و همین‌طور رفتارهای خودسرانه‌ی امین، باعث شده بود که این تصور برای شوروی به‌وجود بیاید که امین در پی نزدیکی با رقیب شوروی، یعنی امریکا است. این هراس باعث شد تا در اولین ساعات حمله‌ی شوروی، امین توسط گارد امنیتی‌اش که نیروهای شوروی بودند کشته شده و ببرک کارمل، به‌‌عنوان رییس دولت معرفی شود. این اتهام به امین، در پیامی که در روز ششم جدی از طریق رادیو توسط کارمل خوانده شد نیز محسوس بود، آن‌جا که کارمل، حفیظ‌الله امین را مزدور امپریالیسم غربی معرفی کرد.

    • دسترسی به منابع خلیج فارس و اقیانوس هند:

    یکی از اهدافی که پای اتحاد جماهیر شوروی را به افغانستان کشانید، چشم‌داشت به آب‌های گرم اقیانوس هند و منابع نفتی خلیج فارس بود. شوروی می‌خواست از افغانستان به‌‌عنوان مسیری برای گذر به سمت پاکستان و پس از آن هند، و همین‌طور مسیری برای گذر به سمت ایران استفاده کند. به همین جهت بود که از اولین روزهای حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی، ایران و پاکستان کمر به حمایت از مجاهدین بستند تا شوروی را در خاک افغانستان زمین‌گیر کنند (البته حمایت این دو کشور از مجاهدین دلایل دیگری هم داشت). لذا دسترسی به این منابع هم جز اهداف اتحاد جماهیر شوروی از حمله به افغانستان بود.

    • تقویت حزب مارکسیستی حاکم:

    یکی از هراس‌هایی که در میان رهبران اتحاد جماهیر شوروی مطرح شده بود، تضعیف و سقوط جمهوری دموکراتیک خلق و روی‌کارآمدن رژیمی اسلامی بود. مجاهدین اسلامی هر روز به بسیج نیرو در روستاها می‌پرداختند و با تبلیغات خود پیشروی می‌کردند. از سویی اختلافات درون‌حزبی میان شاخه‌ی خلق و پرچم موقعیت حکومت را با خطر مواجه کرده بود، این هر دو عامل باعث می‌شد تا دولت وقت افغانستان که متمایل به شوروی و ایدئولوژی مارکسیستی بود، با خطر سقوط مواجه گردد. لذا رهبران اتحاد جماهیر شوروی تصمیم گرفتند برای تقویت موقعیت دولت حاکم، به افغانستان حمله‌ی نظامی کرده و قدرت نظامی دولت را تقویت بخشند.

    • منحرف‌کردن افکار عمومی داخلی:

    یکی از مشکلاتی که شوروی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اقتصاد ضعیف آن بود. اتحاد جماهیر شوروی که نظام اقتصادی‌اش را نظام اقتصاد دولتی تشکیل می‌داد، با مشکلات متعددی در زمینه‌ی رشد اقتصادی و رفاه مواجه شده بود و افکار عمومی رهبران حکومت را مورد انتقاد قرار می‌دادند. حقیقت این است که اقتصاد دولتی شوروی توانایی تامین نیازهای دولت و جامعه را نداشت، به همین جهت بود که روزبه‌روز گراف رشد اقتصادی شوروی پایین‌تر می‌آمد؛ به گونه‌ای که به باور برخی تاریخ‌نگاران روابط بین‌الملل، اتحاد جماهیر شوروی در طول‌ سال‌های جنگ سرد، کشوری قدرت‌مند و نه‌چندان ثروت‌مند بود. این مسأله باعث شد تا رهبران اتحاد جماهیر شوروی برای منحرف‌کردن افکار عمومی به سمت دشمن خارجی، تصمیم حمله به افغانستان را بگیرند.

    • هراس از نفوذ ایرانِ پسا انقلاب در افغانستان:

    نزدیک به یک سال پیش از حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، در همسایگی غربی این کشور، انقلاب اسلامی ایران رخ داده بود و از سویی انقلابیون ایران، به فکر (صدور انقلاب) و صدور ایدئولوژی اسلام سیاسی‌شان بودند. این عامل باعث شد تا اتحاد جماهیر شوروی برای جلوگیری از نفوذ ایران، به افغانستان حمله کرده و نفوذ خود بر این کشور را تحکیم ببخشد.

    • هراس از نزدیکی چین به امریکا:

    چین در سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۵ استراتژی‌های مختلفی در عرصه‌ی سیاست خارجی در نظر گرفت. از رهاشدن از وابستگی به شوروی گرفته، تا رفتن به سمت اتکای به خود و پس از آن انزواطلبی و سپس تنوع جهت‌گیری، این تغییرات سریع در سیاست خارجی چین، احتمال نزدیکی این کشور را به بلوک غرب و امریکا افزایش می‌داد، لذا رهبران شوروی برای داشتن نفوذ بیشتر بر چین و جلوگیری از نزدیکی این کشور به امریکا، تصمیم گرفتند تا به افغانستان حمله کنند.

    گرچند عوامل دیگری نیز برای حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان مطرح شده است، اما بی‌گمان موارد ذکرشده از مهم‌ترین اهدافی است که رهبران شوروی برای حمله به افغانستان در نظر گرفته بودند. اما اتحاد جماهیر شوروی در برآورده‌کردن اهداف خود ناکام ماند. این حمله نه‌تنها به سود شوروی تمام نشد، بلکه با گیرماندن این کشور در منجلاب افغانستان و یک جنگ ناتمام، زیانی بزرگ بر اقتصاد شوروی و همین‌طور وجهه و پرستیژ بین‌المللی آن وارد کرد. حمله به افغانستان چنان ضربه‌ای به اتحاد جماهیر شوروی وارد کرد که در فروپاشی آن، نقشی مهم داشت. شوروی با حمله به افغانستان، نتوانست در رقابت با امریکا برنده شود، بلکه این امریکا بود که با حمایت از مجاهدین و جنگ‌جویان چریکی، ارتش سرخ را در افغانستان زمین‌گیر کرد. همین‌طور شوروی به‌دلیل شکست‌های خود در افغانستان، نتوانست بر کل این جغرافیا مسلط شده و به سمت پاکستان و یا ایران برود، به همین دلیل هم نتوانست بر چین نفوذ پیدا کند. از سویی حمله به افغانستان باعث شد تا ایران برای حمایت از مجاهدین مصمم‌تر شده و بتواند توسط مجاهدین، استراتژی صدور انقلاب خود را به گونه‌ی بهتری در بیرون از مرزهای خود عملی کند، قدرت‌مندشدن احزابی که دفترشان در ایران بود، نشانه‌ای از موفقیت ایران در صدور  انقلابش تلقی می‌شود. همین‌طور نتوانست افکار عمومی داخلی را منحرف کند، بلکه به‌دلیل حمله به افغانستان و مصارف هنگفت، بر مشکلات اقتصادی جامعه افزود و میزان نارضایتی از دولت افزایش یافت. همچنان اتحاد جماهیر شوروی نتوانست باعث تقویت حزب حاکم شود، نه‌تنها باعث تقویت نشد، بلکه با حمله‌ی خود به‌‌عنوان نیروی اشغالی، بر اراده‌ی مخالفان و مجاهدین افزود و در نتیجه، باعث سقوط جمهوری دموکراتیک شد. تنها امری که شوروی در آن موفقیت نسبی‌ای داشت، کشتن حفیظ‌الله امین و منتقل‌کردن قدرت به جناح پرچم بود، که این موفقیت هم در درازمدت به سود شوروی تمام نشد. باری، حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، دو بازنده‌ی قطعی داشت، یکی مردم افغانستان و دیگری اتحاد جماهیر شوروی.

    اطلاعات روز

  • جاسوسان چینی در کابل بازداشت شدند

    جاسوسان چینی در کابل بازداشت شدند

    ریاست امنیت ملی ده شهروند چينايي را به ظن جاسوسی از منطقه ۳۱۵ خیرخانه کابل بازداشت کرده است.

    اين ده تن كه مربوط به شبكه جاسوسي چين هستند با همكاري استخبارات ISI پاكستان و ارتباط با شبكه حقاني و طالبان فعاليت هاي جاسوسي مي نمودند.

    با اينكه چين از افغانستان خواسته اين موضوع را علني نسازد اما امرالله صالح گفت چين بايد از افغانستان معذرت بخواهد در غير ان دست بِه اعمال كيفري زده خواهد شد.

  • پمپئو روسیه را دشمن امریکا خواند

    پمپئو روسیه را دشمن امریکا خواند

    مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه ای با برنامه رادیویی مارک لوین، روزنامه نگار آمریکایی گفت: «همه وقت از من می پرسند که دشمن ما کیست و پاسخ این است: افراد زیادی هستند که می خواهند سبک زندگی ما،  جمهوری ما و اصول اساسی دموکراتیک را تضعیف کنند. روسیه قطعاً در این لیست است.»

    به طور معمول، مقامات آمریکایی از روسیه به عنوان یک دشمن، نه بلکه به عنوان یک مخالف یاد می کنند.

    پمپئو اوایل این هفته نیز روسیه را چالشی واقعی برای منافع ایالات متحده خواند.

    وزیر امور خارجه گزارش های منتشر شده در رسانه های آمریکایی مبنی بر دست داشتن روسیه در حملات سایبری اخیر را یادآوری نموده افزود: «ما این را مدت زمان طولانی دیده ایم، آنها (روسیه) با استفاده از پتانسیل نامتقارن برای رسیدن به موقعیتی که بتوانند ایالات متحده را به پرداخت آن بپردازند، عمل نموده است.»

    وی همچنین اظهار داشت رهبری روسیه “یک خطر واقعی برای کسانی است که آزادی را دوست دارند”.

    پمپئو اضافه کرد نمی خواهد خطر روسیه را کمرنگ کند، اما او چین را تهدید  “وجودی”  مهم تر برای ایالات متحده می داند.

    وزیر خارجه آمریکا از اظهار نظر در مورد هک شدن نهادهای آمریکایی منتسب به روسیه خودداری کرد، اما اظهار داشت که روسیه “چالشی” برای آمریکا در فضای مجازی است.

    پمپئو پیشتر نیز روسیه را به دخالت در انتخابات آمریکا متهم کرد.

    وی گفت: «آنها سعی کردند در انتخابات ما در سال های 2008، 2012 و 2016 دخالت کنند. ما در سال 2020 بهتر عمل کردیم و مقابله کردیم. این یک چالش واقعی است.»

    پمپئو افزود:«ما روس ها را وادار کردیم بهای آن را بپردازند؛ ما از آنها خواستیم که این فعالیت های مخرب را متوقف کنند. اما آنها یک چالش واقعی هستند.»

  • آیا چین جای آمریکا را در عراق پر می کند؟

    آیا چین جای آمریکا را در عراق پر می کند؟

    هفته گذشته بلومبرگ در گزارشی از انعقاد یک قرارداد نفتی میان دولت‌های چین و عراق خبر داد که بر اساس آن، بغداد قرارداد‌های بلند مدتی را با پکن امضا می‌کند و پول نفتی را که قرار است در آینده بفروشد به صورت پیش‌فروش دریافت می‌کند.البته این‌گونه قرارداد‌ها پیشتر هم تجربه شده است، اما از نظر حجم، قرارداد اخیر یکی از قرارداد‌های بزرگ نفتی در حوزه تجارت محسوب می‌شود.

    عراقی‌ها به پول نیاز دارند، چینی‌ها نیز پول دارند و برای نفتی که می‌خواهند بخرند به حساب فروشنده واریز می‌کنند. طرف‌های این معادله برای آنکه از امنیت اقتصادی و جریان پایدار انرژی برخوردار باشند این قرارداد را به امضا رساندند، اما نکته اصلی چیست؟اینکه چینی‌ها به عراق تمایل بسیاری دارند، به دلیل ذخایر و تولید نفت این کشور است، اما این همه ماجرا نیست؛ پکن از دوران حکومت صدام سعی می‌کرد جای پای خود را در خاورمیانه و این کشور محکم کند، هرچند که در ابتدای ابراز وجود گام‌هایش محتاطانه بود، ولی طی یک دهه اخیر بیشترین سرمایه‌گذاری در میان کشور‌های خاورمیانه را در عراق انجام داده است. این کشور بیش از ۱۵۰ میلیارد بشکه نفت دارد که با توجه به تازه نفس بودن میادینش، منبع بزرگی برای تأمین کشوری است که تا هفت سال آینده به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نفت جهان تبدیل می‌شود.

    کشوری در این مختصات، حتماً دسترسی به منابع را در اولویت و استراتژی‌های خود قرار می‌دهد تا جایگاهش را در اقتصاد جهانی مستحکم‌تر و عنوان نخستین قدرت اقتصادی را تصاحب کند.با چنین رویکردی، چین در عراق سرمایه‌گذاری می‌کند و در قبال آن، علاوه بر کسب امتیازات شیرین، آینده انرژی خود را نیز تضمین می‌کند. کشوری که تقریباً در حوزه زیرساخت‌های صنعتی، نیروگاهی، برقی و عمرانی بسیار وضعیت ناگواری دارد، مورد توجه چینی‌ها قرار گرفته است. اما مسئله اینجاست که عراق تصمیم گرفته در چه پازلی بازی کند.

    از زمان نخست‌وزیری نوری مالکی تا عادل عبدالمهدی، رویکرد سیاستمداران عراقی برای بازسازی کشورشان روی چین متمرکز بوده است؛ چینی‌ها برنامه بلندپروازانه‌ای را در حوزه اقتصادی در دست اجرا دارند و اصولاً هر کشوری که در این برنامه حضور داشته باشد، می‌تواند آینده روشنی را برای خود ترسیم کند. درست برعکس چین، امریکایی قرار گرفته که برای «کارسازی» برای شرکت‌های خود از ابزار تحریم و تهدید استفاده کرده و بابت قرارداد‌هایی که میان بغداد و پکن امضا می‌شود، آتش اعتراضات در جنوب عراق و حتی پایتخت این کشور را شعله‌ور می‌کند.

    استراتژی انرژی چین، پایه سرمایه‌گذاری‌های خارجی این کشور است و عراق هم با درک درست از سند‌های بالادستی پکن، همکاری‌های خود را افزایش داده است؛ چین به نفت عراق نیاز دارد و عراق نیز به پول چین. بین‌النهرینی‌ها دوست ندارند تماشاگر بازی باشند که جایگاه نخست صادرکننده نفت به چین، میان عربستان و روسیه دست به دست می‌شود. گرچه غربگرایان در عراق روی اتحاد استراتژیک با امریکا تأکید دارند، اما نباید از یاد برد که عراق چیزی جز نفت و خرما ندارد؛ کالا‌هایی که اصولاً بازار مصرفی در ایالات متحده ندارد و اگر هم پیوندی برقرار شود یک پیوند تجاری است، درست برخلاف چین.وقتی در سال ۲۰۰۳ ارتش این کشور به عراق حمله کرد، شرکت‌های غربی و امریکایی صاحب قرارداد‌های نفتی شدند تا با استخراج نفت عراق، امنیت انرژی کشورشان را تأمین کنند.

    از سال ۲۰۱۰ به بعد با افزایش تولید نفت امریکا، استراتژی واشنگتن تغییر کرد. شرکت‌های امریکایی عراق را ترک کردند و به کردستان رفتند. نفت عراق دیگر برای کاخ سفید اهمیت امنیتی نداشت و تنها چیزی که ایالات متحده در پی آن بود، پول صادرات نفت این کشور بود.

    عراقی‌ها این را درک کرده‌اند؛ عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر سابق عراق نیز به این موضوع در پارلمان اعتراف کرد و گفت که ترامپ او را تهدید کرده چنانچه به جای شرکت‌های امریکایی با شرکت‌های چینی قرارداد‌های اقتصادی امضا کند، این کشور را تحریم می‌کند. با این وجود، بغداد گرایش خود را به سمت چین حفظ کرده است تا علاوه بر جذب سرمایه‌گذاری از پکن، نیاز‌های مالی و اقتصادی خود را نیز برطرف کند.

    دکتر عبدالطیف نظری

  • پمپئو خواستار اعمال محدودیت برای دانشجویان چینی در امریکا شد

    پمپئو خواستار اعمال محدودیت برای دانشجویان چینی در امریکا شد

    مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، با انتقاد از سیاست حزب کمونیست چین از دانشگاه‌های آمریکایی خواست پذیرش دانشجویان چینی را محدود کنند.

    آقای پمپئو که روز گذشته در انستیتو فناوری ایالت جورجیا حضور یافته بود دانشگاه‌های آمریکایی را «گرفتار پول نقد حزب کمونیست چین» خواند و گفت این دانشگاه‌ها باید برای دفع تلاش‌های جاسوسی از آمریکا با دولت همکاری کنند.

    دولت دونالد ترامپ همواره ادعا کرده است که دانشگاه‌های آمریکایی مقدار پول واقعی را که از چین و سایر کشورهای به گفته آمریکا «رقیب» می‌گیرند کمتر از مقدار واقعی گزارش می‌کنند.

    از زمانی که دولت آمریکا دانشگاه‌ها را برای افشای مبالغ دریافتی واقعی تحت فشار گذاشته است، این دانشگاه‌ها جزییات ۶.۵ میلیارد دلار را که قبلا از آن حرفی نزده بودند اعلام کرده‌اند.

    به موجب یک قانون آمریکا مصوب سال ۱۹۸۶، موسسات آموزشی باید هدایا و یا قراردادهای بالای ۲۵۰ هزار دلار را که از منابع خارجی دریافت می‌کنند گزارش دهند.

    در اکتبر امسال همچنین وزارت آموزش آمریکا ۱۲ دانشگاه شامل هاروارد، استنفورد و جرج‌تاون را مورد تحقیق قرار داد تا دریابد آیا این موسسات به قانون ۱۹۸۶ پایبند بوده‌اند یا نه. بر اساس این گزارش، اغلب این دانشگاه‌ها با شرکت فناوری چینی هوواوی قرارداد داشته‌اند. این در حالی است که مقامات اطلاعاتی آمریکا می‌گویند این شرکت یک تهدید امنیتی است.

    وزیر خارجه ایالات متحده در سخنرانی خود در این باره گفت: «هر کسی از هواوی استفاده می‌کند، اطلاعات خود را به دولت چین می‌دهد.»

    مایک پمپئو با بیان اینکه دانشجویان چینی برای ربودن حاصل تحقیقات آمریکا به این کشور می‌آیند گفت: «حزب کمونیست چین می‌داند که نخواهد توانست در عرصه نوآوری با ما رقابت کند به همین دلیل است که سالانه ۴۰۰ هزار دانشجو به آمریکا می‌فرستد.»

    وزیر خارجه آمریکا همچنین در سخنرانی خود خواستار تعطیلی موسسات «کنفسیوسی» شد. موسسات تحقیقاتی کنفسیوسی موسساتی هستند که بر اساس توافقی بین دانشگاه‌های چینی و دانشگاه‌های خارجی ایجاد شده‌اند با این هدف که فرهنگ، زبان و آموزش چینی را در سراسر جهان گسترش دهند.

    پیشتر شماری از اعضای جمهوریخواه مجلس نمایندگان ایالات متحده خواستار تحقیق در مورد ارتباط چین با دانشگاه‌های آمریکا شده بودند.

    در نامه گروهی از اعضای جمهوریخواه مجلس نمایندگان به وزیر آموزش کابینه دونالد ترامپ آمده بود: «نمی توانیم اجازه دهیم یک حکومت کمونیستی خطرناک با پول به نهادهای آموزش عالی ما دسترسی پیدا کند.»

  • بایدن: جنگ تجاری با چین را بلافاصله پایان نمی دهم

    بایدن: جنگ تجاری با چین را بلافاصله پایان نمی دهم

    رئیس جمهور منتخب ایالات متحده می‌گوید که قصد ندارد فورا پس از مراسم تحلیف تعرفه وضع شده از سوی دونالد ترامپ، بر کالا های چینی را لغو کند.

    به گزارش اسپوتنیک، جو بایدن، پیروز احتمالی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت قصد ندارد فوراً جنگ تجاری با چین را خاتمه دهد و تعرفه های تجاری وضع شده توسط رئیس دولت فعلی، دونالد ترامپ را لغو كند.

     وی در مصاحبه ای با The New York Times  خاطر نشان کرد که ابتدا باید تجزیه و تحلیل کامل انجام شود.

    بایدن تأکید کرد باید با متحدان دایمی واشنگتن در اروپا و آسیا مشورت و استراتژی جدیدی را تدوین و سپس اقداماتی لازم را انجام داد.

    سیاستمدار با این حال  اظهار داشت که هدف این استراتژی پیشرفت در مبارزه با سرقت مالکیت معنوی، دامپینگ ، ترجیحات غیر بازاری برای شرکت های دولتی چین و وادار کردن شرکت های آمریکایی به شرکت در فناوری است. در واقع ، ما در مورد همان اهدافی صحبت می کنیم که ترامپ اعلام کرد.

    در جنوری آمریکا و چین موافقتنامه‌ای را با هدف تخفیف جنگ تجاری میان دو کشور که بازارها را تکان داده و بر دوش اقتصاد جهان سنگینی کرده امضا کرده اند.

    بر اساس توافقنامه کاخ سفید تعرفه های 25 درصدی به ارزش 250 میلیارد دالر کالاهای چینی را حفظ کرد. همچنین تعرفه 7.5 درصدی کالاها به ارزش 120 میلیارد دالر همچنان پابرجا باقی ماند.

  • چین تمایل دارد با دولت تازه امریکا در افغانستان همکاری کند

    چین تمایل دارد با دولت تازه امریکا در افغانستان همکاری کند

    س از برگزاری کنفرانس جنوا برای افغانستان تعهد جامعه جهانی به حمایت از دولت افغانستان، سفارت چین در افغانستان به دولت جدید امریکا پیشنهاد همکاری در این کشور را داد.
    سفارت چین در افغانستان در بیانیه‌ای گفت: «ما مایل به همکاری با دولت جدید ایالات متحده بر اساس عدم تقابل، احترام متقابل و روحیۀ همکاری برد-برد برای ایجاد روابط متعادل، کمک‌کننده و پایدار چین و امریکا هستیم».
    بیانیه افزود چین به دنبال ترویج مشترک توسعه صلح‌آمیز و پایدار افغانستان است و به آرزوی مردم افغانستان برای داشتن زندگی زیبا کمک می‌کند.
    سفارت چین پس از آن این سخنان را مطرح می‌کند که مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا بار دیگر چین را به خاطر همه‌گیری ویروس کرونا مقصر دانست.

  • هند با طرح یک جاده یک کمربند چین در شمال افغانستان مقابله می کند

    هند با طرح یک جاده یک کمربند چین در شمال افغانستان مقابله می کند

    مشارکت واقعی مردم و توجه به  مطالبات اقوام شرط مهمی در پیروزی مذاکرات صلح افغانستان می باشد.

    این جمله را احمد ولی مسعود در کنفرانس نقش پاکستان در روند صلح افغانستان که امروز در دانشگاه غرجستان در کابل برگزار شده بود عنوان نمود.

    نامزد پیشین ریاست جمهور افغانستان افزود جمهوریت برای اینکه بتواند از تمام اقشار مردم نمایندگی کند نیازمند برخی اصلاحات می باشد.

    عبدالطیف پدرام، نماینده پیشین مردم بدخشان در ولسی جرگه، نیز گفت هند در شمال افغانستان به دنبال مبارزه با طرح یک جاده یک کمربند چین می باشد.

    وی تاکید کرد صلح افغانستان روند پیجیده ای دارد که بدون مشارکت و همکاری منطقه ای به ویژه پاکستان امکان پذیر نیست.

    قابل ذکر است در سمینار نقش پاکستان در روند صلح افغانستان که امروز دوشنبه سوم قوس ۱۳۹۹ برگزار شده بود علاوه بر احمد ولی مسعود بنیانگذار جریان سیاسی وفاق ملی و رئیس بنیاد شهید احمدشاه مسعود، دکتر لطیف پدرام رئیس کنگره ملی افغانستان، تعداد زیادی از استادان و دانشجویان در دانشگاه غرجستان حضور داشتند.

    داکتر عبدالطیف نظری نیز در مورد چشم انداز صلح و نقش پاکستان صحبت نمود.

  • با پیروزی بایدن، پاکستان به ترمیم روبط خود با امریکا امیدوار شده است

    با پیروزی بایدن، پاکستان به ترمیم روبط خود با امریکا امیدوار شده است

    با پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، پاکستان که تحت فشار سیاست‌های سختگیرانه دولت ترامپ بود،ضمن ابراز خرسندی از انتخاب بایدن امید به ترمیم روابط با واشنگتن،همکاری سازنده در افغانستان، نقش‌آفرینی بهتر در منطقه و ارتباط با همسایگان و کمک به حل تنش‌ها در شبه قاره دارد.

    روابط شکننده اسلام‌آباد-واشنگتن پس از دو دوره اوباما در زمان دونالد ترامپ نیز ادامه داشت. هر چند آمریکایی‌ها به شرط همکاری پاکستان در بحث افغانستان حاضر به کاهش فشار و امتیازدهی به اسلام‌آباد شدند اما رهبران پاکستان همواره نارضایتی خود را نسبت به رویکرد جانبدارانه آمریکا و سیاست‌های تبعیض‌آمیز این کشور ابراز داشته‌اند.

    عمران‌خان نخست وزیر پاکستان در تابستان سال ۹۷ و پس از تشکیل دولت در این کشور اعلام کرد اسلام‌آباد در مشارکت با واشنگتن علیه تروریسم سهم زیادی را ارائه کرده و دیگر زمان زیاده‌طلبی از ما نیست، بلکه پاکستان به دنبال روابط و همکاری‌های برابر با آمریکا است.

    ‌وی ۳ روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز طی گفت‌وگو با نشریه اشپیگل آلمان خطاب به رئیس جمهوری آینده آمریکا گفت: واشنگتن به جای دامن زدن به رویکرد رویارویی در منطقه، سیاست غیرجانبدارانه در منطقه را در دستور کار قرار دهد و در مسیر پیروی از سیاست‌های یکنواخت و عاری از تبعیض گام بردارد.

    بایدن و نگاه پاکستان به ترمیم روابط با آمریکا

    تقریباً اکثر رهبران سیاسی پاکستان به ویژه مقام‌های دولتی این کشور با خرسندی پیروزی بایدن را تبریک گفته و امید به بهبود روابط دوجانبه به ویژه پایان دوران سیاست‌های سختگیرانه کاخ سفید دارند.

    به نقل از خبرگزاری ایرنا، به باور ناظران سیاسی پاکستان، جو بایدن درک بهتری از موقعیت اسلام‌آباد داشته و حتی زمانی که بایدن رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا بود نقش محوری را برای ترمیم روابط با پاکستان و درک سیاست‌های این کشور در مقایسه با خواسته‌های کاخ سفید ایفا کرده است.

    آخرین سفر جو بایدن به پاکستان ۹ سال پیش انجام شد. وی سال ۲۰۱۱ در اقدامی غیرمنتظره از کابل به اسلام‌آباد سفر کرد، بازدیدی که هدف اصلی آن اطمینان دهی به پاکستان برای حمایت از جنگ علیه تروریسم و اذعان به نقش این کشور در بحث افغانستان عنوان شد.

    روزنامه پاکستانی “اکسپرس تریبیون” نوشت: بایدن در طول هشت سال فعالیت خود در مقام معاون رئیس جمهوری و پیش از آن ریاست کمیته روابط خارجی همواره پاکستان را به عنوان یک متحد راهبردی در منطقه دیده است.

    به گزارش این نشریه انگلیسی زبان، برعکس دونالد ترامپ که همواره نگاه شک و تردید به پاکستان داشته، جو بایدن این کشور را شریک راهبردی واشنگتن خوانده و بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی پاکستان را برای ثبات منطقه‌ای مهم دانسته است.

    پرهیز از رویارویی در منطقه، توقع پاکستان از بایدن

    با توجه به اختلافات شدید بایدن با سیاست‌های ترامپ و برخی اقدامات یکجانبه وی مانند خروج از پیمان پاریس، توافق هسته‌ای ایران و ممنوعیت ورود مسلمانان به آمریکا، کارشناسان پاکستانی معتقدند که این کشور نیز انتظار دارد تا با روی کار آمدن جو بایدن، از شدت سیاست‌های سختگیرانه دولت ترامپ کاسته شود.

    “کامران یوسف” از کارشناسان شبکه خبری “اکسپرس” پاکستان در این خصوص گفت: همکاری سازنده آمریکا با پاکستان در افغانستان، رویکرد مثبت در منطقه، پیوستن به برجام و پرهیز از دامن زدن به سیاست‌های تحریک آمیز و نقش آفرینی برای حل تنش‌ها در شبه‌قاره؛ از جمله انتظارات اسلام‌آباد است که نگاه رو به جلو از واشنگتن دارد.

    به گفته این کارشناس امور راهبردی، بازگشت آمریکا به توافق بی المللی هسته‌ای با ایران‌ و سایر قدرت‌های جهان شرایط را برای پاکستانی‌ها آسان‌تر می‌کند، زیرا هرگونه تشدید تنش‌ها میان تهران-واشنگتن به آنچه که این کارشناس پاکستانی افزایش مشکلات منطقه‌ای اسلام‌آباد خواند، منجر می‌شود.

    وی افزود: به نظر می‌رسد جو بایدن روابط آمریکا با کشورهای حوزه خلیج فارس را از نو برقرار کند، اقدامی که شاید سعودی‌ها از آن خرسند نشوند؛ چرا که آنان شاید از این پس با آزادی که در دوران ترامپ داشتند، برخوردار نباشند و این وضعیت نیز ممکن است بر پاکستان تاثیر داشته باشد.

    نوع نگاه آمریکا به روابط با هند و ملاحظه پاکستان به این تعاملات و از سوی دیگر تقابل واشنگتن با پکن و استفاده از زمین شبه‌قاره برای تشدید رویارویی با چین نیز دیگر چالش‌هایی است که پاکستان درصدد رسیدگی به آن با آغاز کار دولت جدید آمریکا است.

    تحلیلگران در پاکستان معتقدند مناسبات این کشور با آمریکا در قالب بده بستان است و افغانستان نیز محور این تعاملات محسوب می‌شود. اما آنچه چالش اصلی برای دولتمردان پاکستانی به حساب می‌آید، توسعه روابط با واشنگتن فراتر از نگاه امنیتی است.

    نشریه اکسپرس تریبیون گزارش داد: رئیس جمهوری وقت پاکستان در سال ۲۰۰۸ و در جریان سفر جو بایدن به اسلام‌آباد به پاس خدمات وی برای حمایت از توسعه روابط میان دو کشور، دومین نشان افتخار غیرنظامی پاکستان موسوم به “هلال پاکستان” را به بایدن تقدیم کرد.

    این روزنامه نوشت: پاکستان بایدن را دوست دیرینه خود می‌داند و امیدوار است که وی در مسیر ترمیم روابط دو کشور گام بردارد.

  • سیاست پاکستان در قبال افغانستان عوض شده است

    سیاست پاکستان در قبال افغانستان عوض شده است

    به نظر می‌رسد مواضع تازۀ رهبران ملکی و نظامی پاکستان در قبال افغانستان، نشان‌دهندۀ تغییر در سیاست خارجی اسلام‌آباد در قبال کابل است.

    ظاهراً در اسلام‌آباد ارادۀ گشایش فصل آشتی و دوستی به جای فصل دشمنی و خصومت، شکل گرفته است. پاکستان به این نتیجه رسیده که روابط از هم گسیخته و پرتنش با افغانستان به ویژه روابط درهم و برهم با نیروهای بیرون دولت و سران احزاب جهادی و سیاسی را ترمیم کند.

    پاکستان در جریان یک ماه پسین میزبان برخی از چهره‌های مهم سیاسی افغانستان بود. عبدالله عبدالله رییس شورای مصالحه ملی، میررحمن رحمانی، رییس مجلس نمایندگان، گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، آقای غوریانی سرپرست وزارت تجارت و صنعت و محمد عمر داووزی، نماینده خاص ریاست جمهوری در امور پاکستان، از جملۀ چهره‌هایی بودند که به گونۀ رسمی از اسلام‌آباد دیدار کردند.

    در این میان، سفر عبدالله عبدالله به اسلام‌آباد تاریخی بود. وی پس از سال ۲۰۰۸ راهی اسلام آباد شد و با استقبال کم‌نظیر رهبر ملکی و نظامی پاکستان مواجه شد.

    برخی منابع هم از سفر عمران خان صدراعظم پاکستان در آیندۀ نزدیک به افغانستان خبر داده‌اند. عمران خان به دعوت رییس جمهور غنی از کابل دیدار می‌کند. اگر این سفر اتفاق بیافتد، عمران خان، به حیث یک چهرۀ شناخته‌شدۀ ورزشی و همچنان به عنوان نخست وزیر پاکستان برای اولین بار کابل را از نزدیک خواهد دید.

    طبق گزارش‌ها، در روزهای پیش رو، مشاور ارشد اقتصادی و تجارتی صدراعظم پاکستان که در عرصۀ اقتصاد و توسعه دست راست سران دولت حساب می‌شود، نیز از کابل دیدار خواهد کرد.

    پیام رهبران پاکستان

    رهبران ملکی و نظامی پاکستان در دیدار با نمایندگان بلندپایۀ افغانستان پیام واحد داشته‌اند:

    – روابط میان دو کشور با اشتباهات بزرگی همراه بوده است. باید به فصل دشمنی بی‌معنی میان دو کشور (به ویژه با جبهۀ شمال) نقطه پایان گذاشته شود.

    پاکستان بیشتر از هرکشوری از موفقیت روند صلح افغانستان سود خواهد برد. بناً ما هرچه در توان داریم برای موفقیت روند صلح انجام می‌دهیم.

    دیگر اسلام‌آباد نگاه دوگانه (ملکی و نظامی) دربارۀ افغانستان ندارد. از اشتباهات گذشته درس گرفته شود.

    – حجم روابط تجاری میان دو کشور به طور چشمگیری کاهش یافته و این روابط باید به حالت اول برگردد.

    –  افغانستان همانطور که به هند و کشورهای دیگر محصل می‌فرستد، به اسلام‌آباد نیز دانشجو اعزام کند.

    – افغانستان باید پایگاه دشمنان پاکستان به خصوص جماعت‌الحرار را در مناطق شرقی ببندد. به گفتۀ آنان، طالبان پاکستانی در مناطق سرحدی به خصوص ولایات کنر، ننگرهار و نورستان افغانستان پایگاه و مراکز نظامی دارند.

    نگرانی‌های پاکستان

    اوضاع کنونی در افغانستان به ضرر اسلام‌آباد است. کابل از سوی حلقۀ وابسته به هند رهبری می‌شود. نفوذ هند در نهادهای سیاسی، امنیتی و اداری افغانستان به شدت بالا رفته است. ادامۀ قدرت نیروهای وابسته به هند در کابل، برای اسلام‌آباد تحمل‌ناپذیر است.

    نیروی نرم هند

    در دو دهه‌یی‌که پاکستان سرگرم تربیه، آموزش و تجهیز طالبان بود، هند به‌طور چشمگیری نفوذش را در سطوح مختلف در افغانستان بالا برد. پاکستان به تربیۀ ملیشه‌های تندرو مذهبی روی آورد؛ اما هند در ۲۰ سال اخیر ۷۱ هزار دانشجوی افغان را در مقاطع دکترا، ماستری و لیسانس تربیه کرد. هم‌اکنون ۲۰ هزار دانشجوی افغان در هند درس می‌خواند. هر یک از تربیه‌شدگان نهادهای تحصیلی هند، به حافظ منافع دهلی جدید در افغانستان مبدل شده‌اند. آنان در سطوح مختلف قدرت و دولت در افغانستان نفوذ دارند. این نیروی قابل ملاحظه بشری، قدرت نرم هند در برابر پاکستان است. پاکستان به عمق نفوذ هند پی برده و ادامه وضعیت را فاجعه بار می‌داند.

    از دست دادن بازار مصرفی

    پاکستان بازار مصرفی‌اش را از دست داده است. بازار افغانستان به طور کامل در کنترل پاکستان بود. اما رییس‌جمهور غنی با چرخش ۱۸۰ درجه‌یی، اقتصاد وابستۀ افغانستان به پاکستان را تغییر جهت داد. اکنون ایران، چین، هند و آسیای مرکزی به ترتیب بزرگترین شرکای اقتصادی- تجاری افغانستان هستند و جای کالای پاکستانی را اجناس ایرانی، کشورهای آسیای مرکزی و چینی گرفته است. افغانستان بیشترین کالا را از ایران وارد می‌کند و بیشترین کالا را به هند صادر می‌نماید. براساس آنچه مقامات پاکستانی گفته‌اند: حجم تجارت با پاکستان به زیر ۳ میلیارد دالر کاهش یافته است. اما نهادهای اقتصادی افغانستان آمار دیگری بیرون می‌دهند. وزارت تجارت افغانستان، سطح روابط تجاری میان دو کشور را زیر دو میلیارد دالر گفته‌‌اند. این درحالی است ‌که در ۱۵ سال حکومت حامد کرزی حجم مبادلات اقتصادی میان دو کشور به بالای ۷ میلیارد دالر می‌رسید.

    پاکستان به ذخایر، منابع و ظرفیت‌های بالقوۀ اقتصادی- تجارتی آسیای مرکزی چشم دوخته است. دست‌یابی به منابع، انرژی و گسترش دادودستد تجارتی با آسیای مرکزی، در موجودیت بحران امنیتی و نظامی در افغانستان ناممکن است.

    تنفر عمومی

    با وجود نزدیکی برخی رهبران جهادی و سیاسی به پاکستان، متن جامعۀ افغانستان به‌شدت پاکستان‌ستیز است. پاکستان‌ستیزی ابزار خوبی برای کسب حمایت مردمی و سیاسی است. برخی چهره‌ها با پاکستان‌ستیزی به شهرت و محبوبیت رسیده‌اند. پاکستان به‌عنوان دشمن قسم‌خوردۀ مردم افغاسنتان شناخته می‌شود. حتا طالبان نیز از این‌که یک نیروی وابسته به پاکستان معرفی شوند، می‌شرمند.

    پاکستان از نظر جایگاه اجتماعی و سیاسی میدان را به نفع رقبای منطقه‌یی‌اش باخته است.

    تهدید امنیت ملی

    استفاده از گروه‌های تندرو در سیاست خارجی بخشی از راهبرد اسلام‌آباد در چهار دهۀ اخیر بود. رد پای اسلام‌آباد در پشت همه سازمان‌های افراطی مذهبی دیده می‌شد. تماس و همسویی با گروه‌های تندرو نه تنها کشورهای منطقه را نا آرام و به دردسر انداخت، بل خود پاکستان را به کانون درگیری‌های فرقه‌یی- مذهبی تبدیل کرد. اکنون، افراطیت و گروه‌های تند رو مذهبی امنیت ملی پاکستان را به مخاطره انداخته است.

    به نظر می‌رسد اسلام‌آباد تصمیم گرفته که به فصل استفاده از رادیکالیزم و تندروی در سیاست خارجی، پایان دهد.

    پاکستان؛ پروژۀ صلح به جای پروژۀ جنگ

    پاکستان آن‌چه را از طریق جنگ در افغانستان به دست نیاورد، می‌خواهد از طریق صلح به دست آورد. پاکستان بیشترین تلاش را در راستای موفقیت روند صلح افغانستان انجام داده است؛ زیرا پروژۀ جنگ اسلام‌آباد در کابل به پروژۀ صلح تبدیل شده است. با فراگیرشدن روابط منطقه‌یی- جهانی طالبان، پاکستان با هراس از دست دادن این گروه، تحریک طالبان را به امریکا فروخت.

    پاکستان بدین باور است که تداوم وضعیت فعلی در افغانستان به سود هند است. هند جنگ با پاکستان را به دور از مرزهایش در افغانستان دنبال می‌کند. این جنگ هم میزان خطرش به هند کم است و هم هزینه‌اش. پاکستان در جغرافیای دورتری سرگرم نبرد با هند است. از این رو، پاکستان تلاش دارد که پروسۀ صلح افغانستان به نتیجه برسد تا از یک‌سو از امریکا امتیاز به دست آورد و از سوی دیگر، جلو برنامه‌های پیشروانۀ هند را بگیرید.

    کار روی فرمول سیاسی برای افغانستان

    اکنون اسلام‌آباد در کنار ایالات متحده امریکا روی فرمول نظام سیاسی آینده افغانستان کار می‌کند. براساس این فرمول، یک نظام شبه‌امارت در کابل شکل خواهد گرفت. شبیه آنچه در همسایگی افغانستان (ایران) حاکم است. اما پاکستان قطعاً در پی ایجاد رژیم یک دست و انحصاری در کابل نیست. حتا پاکستان در پاسخ به درخواست طالبان برای حمایت از احیای امارت اسلامی مخالفت کرده است. پاکستان تلاش دارد که طالبان+ گروه‌های جهادی غیرپشتون نظام آیندۀ افغانستان را شکل دهند. برخی رهبران اتحاد شمال از جمله صلاح‌الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی و کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی با میانجیگیری پاکستان در ائتلاف با طالبان در پی شکل دهی نظام آینده هستند.

    دو خواست مشخص پاکستان

    پاکستان دو مطالبه دارد:

    – یک حکومت متمرکز یک‌دست و قومی در کابل شکل نگیرد که به دردسر تازه به اسلام‌آباد تبدیل شود. حکومت یک دست قومی می‌تواند به متحد «جنبش تحفظ پشتون‌ها» و بلوچ‌ها تبدیل شود و امنیت ملی پاکستان را بیشتر از پیش به مخاطره اندازد.

    – سیاست خارجی کابل در قبال دهلی در مشوره و همسویی با اسلام‌آباد تعیین شود.

    با درنظرداشت حوادث و تحولاتی‌که در پیش است، تحقق چنین خواستی دور از انتظار نیست.

    نتیجه‌گیری

    نگاه تازۀ اسلام‌آباد به کابل، ریشه در پیروزی این کشور در میدان افغانستان دارد.

    اسلام‌آباد ۲۰ سال فشار، تهدید و انزوای بین‌المللی را تحمل کرد، سر انجام جامعۀ بین‌المللی را وادار به تمکین به مطالبات و خواست‌هایش نمود. چه مذاکرات صلح افغانستان به نتیجه برسد و چه نرسد، پیروزی اسلام‌آباد در افغانستان تسجیل شده است. 

    نقش اسلام‌آباد در دو طرف منازعه برجسته شده است. طالبان نیروی نزدیک و همسو با اسلام‌آباد است. در جبهۀ سیاسی نزدیک به دولت نیز اسلام‌آباد دست بلند دارد. اسلام‌آباد با دعوت رهبران سیاسی افغانستان تلاش می‌ورزد آخر برنامه‌هایش را اجرایی سازد. 

    اسلام‌آباد با تعیین صادق‌‌خان به عنوان نمایندۀ ویژۀ در امور افغانستان و گماشتن احمدخان به حیث سفیر جدید در کابل، سیاست فعال و پویای خویش را تسریع بخشیده است.

    رقبای منطقه‌یی اسلام‌آباد نیز تلاش‌های‌شان را افزایش بخشیده‌اند. اما به نظر می‌رسد عنان کار از دست‌شان رفته است.

    جمشید یما امیری

  • روسیه بزرگترین تهدید برای امریکا نیست

    روسیه بزرگترین تهدید برای امریکا نیست

    سخنگوی کرملین به اظهارات اخیر نامزد دموکرات انتخابات آمریکا مبنی براینکه “روسیه بزرگترین تهدید برای ایالات متحده در صحنه بین‌المللی” است، واکنش نشان داد.

    دمیتری پسکوف، سخنگوی رئیس جمهور روسیه، به اظهارات اخیر جو بایدن نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در مصاحبه با شبکه سی‌بی‌اس واکنش نشان داد.

     جو بایدن در مصاحبه با این شبکه خبری ابراز داشت: «من فکر می‌کنم در حال حاضر بزرگترین تهدید آمریکا از نظر تضعیف امنیت و اتحاد ما روسیه است». 

    سخنگوی کرملین در واکنش به این اظهارات گفت: «اصلا چنین نیست. ما کاملاً با این موضوع مخالفیم.»

    پسکوف خاطر نشان ساخت: «ما فقط متأسف هستیم که به این ترتیب  تخم نفرت مطلق از روسیه کاشته می شود و کشور ما به عنوان یک دشمن قرار می گیرد، در حالی که واقعیت چنین نیست».

    این در حالی است که پیشتر نامزد دموکرات آمریکا ابراز داشته بود: «به نظر من در حال حاضر روسیه بزرگترین تهدید برای تضعیف امنیت و اتحاد آمریکا است و دوم، من فکر می‌کنم چین بزرگترین رقیب ما است.»

     پسکوف افزود: «رویکرد ایالات متحده تعیین خواهد کرد که آیا کشورها همچنان به عنوان رقبا ادامه خواهند داد یا از نظر توازن قوا به یک رقابت جدی تر تبدیل خواهند شد.»

  • بایدن: روسیه بزرگترین تهدید برای امریکاست

    بایدن: روسیه بزرگترین تهدید برای امریکاست

    جو بایدن، از رقبای دونالد ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به شبکه CBS گفت: روسیه بزرگ ترین تهدید امنیتی برای ما به شمار می آید این درحالی است که چین بزرگ ترین رقیب ما است.

    نامزد دموکرات انتخابات آمریکا در ادامه افزود: «بزرگ‌ترین تهدید خارجی که آمریکا با آن روبروست از دست دادن جایگاهش در جهان است. ترامپ به همه دیکتاتور‌ها نزدیک می‌شود و دوستانمان را تضعیف می‌کند. بزرگ‌ترین تهدید امنیتی ما، روسیه و بزرگ‌ترین رقیب ما، چین است».

    این در حالی است که در ماه اکتبر، کمالا هریس ، معاون نامزد ریاست جمهوری دموکرات متعهد شد که بایدن در مورد هر گونه تهدید علیه نیروهای آمریکایی “روسیه را مسئول” می داند. پیش از این ، بایدن خود استدلال می كرد كه مسكو بیشتر تلاش می كند تا در انتخابات آمریكا تأثیر بگذارد و بنابراین تهدید اصلی است.

    وی روسیه را به دخالت در انتخابات متهم کرد و  گفت من قبلاً نیز روشن ساخته بودم و اکنون نیز بار دیگر روشن می‌سازم که ترامپ خیلی علاقه دارد که روسیه همچنان همین راه را ادامه دهد. اما من به شما قول می‌دهم، اگر پیروز شدم به دلیل دخالت در حاکمیت ما، پیامدهایی [در انتظار روسیه] خواهد بود.» 

    این نخستین بار نیست که بایدن، علیه روسیه اتهاماتی را مطرح می‌کند . وی پیشتر مدعی شده بود که طی مبارزات انتخاباتی در مقابل پوتین خواهد ایستاد. 

    این گزارش در حالی مطرح می‌شود که روسیه بارها اتهامات مربوط به تلاش برای تأثیرگذاری بر روندهای دموکراتیک در کشورهای مختلف را رد کرده است.

  • گفت و گوهای امریکایی-اروپایی در مورد چین آغاز می شود

    گفت و گوهای امریکایی-اروپایی در مورد چین آغاز می شود

    جوزپ بورل، نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا تلفنی درباره چین بحث و گفت‌وگو کردند.

    این دو مقام سیاست خارجه اروپا و ایالات متحده آمریکا از این گفت‌وگو به‌عنوان زمینه‌ای برای آغاز نشست‌های اختصاصی در مورد طیف گسترده‌ای از مسائل مربوط به چین استقبال کردند.

    آن‌ها توافق کردند جلسات را در سطح عالی و کارشناسی درباره چین در موضوعاتی مانند حقوق بشر، امنیت و چندجانبه‌گرایی ادامه دهند.

    طبق قرار مشخص شده جلسه بعدی در این موضوع اواسط نوامبر برگزار می‌شود.

    مایک پمپئو پس از انجام این گفت‌وگو در توییتی نوشت: «امروز همتای من در اتحادیه اروپا و من نخستین گفت‌وگوی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا درباره چین را آغاز کردیم.»

    خوشحالم که این نشست را به‌عنوان فضایی تخصصی برای بحث درباره طیف وسیعی از چالش‌هایی که چین برای منافع و ارزش‌های مشترک ما ایجاد می‌کند برگزار کنیم.»

    سایت کمیسیون اروپا همچنین نوشت علاوه بر موضوعات مربوط به چین، در گفت‌وگوی تلفنی این دو مقام درباره تحولات قره‌باغ و لزوم توقف درگیری‌ها و رعایت آتش‌بس نیز صحبت شد.

    آن‌ها از طرفین درگیری خواستند تا بدون تاخیر و تحت نظارت گروه مینسک (سازمان امنیت و همکاری اروپا) بار دیگر وارد مذاکره شوند. آن‌ها از همه گروه‌های درگیر مخصوصا کشورهای خارجی درگیر خواستند از اقداماتی که ممکن خطرات را افزایش دهد خودداری کنند.

  • چین دوست دارد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا پیروز شود

    چین دوست دارد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا پیروز شود

    روابط امریکا و چین هم اکنون نسبت به هر زمان دیگری از زمان ایجاد روابط رسمی دو طرف در چهار دهه پیش سردتر است، در حالی که چین هشدار داده نمی‌خواهد به یک «جنگ سرد» جدید با امریکا کشیده شود.
    ترامپ تحت شعار «اول امریکا»، چین را بزرگترین تهدید علیه این کشور و دموکراسی جهانی به تصویر کشیده است. با این حال یک پیروزی انتخاباتی دیگر ترامپ در ماه نوامبر ممکن است برای چین و در ضمن تلاش‌های شی جینپینگ رییس جمهور این کشور برای تثبیت روند ظهور آن به عنوان یک ابرقدرت جهانی، مزیت‌هایی را داشته باشد.
    «ژو ژیکون» استاد روابط سیاسی و بین‌الملل در دانشگاه باکنل می‌گوید: رهبران چین «این فرصت را ممکن است داشته باشند تا جایگاه جهانی آن را به عنوان یک حامل جهانی سازی، چندجانبه گرایی و همکاری بین‌المللی تقویت کنند».
    شی جینپینگ هر جایی که امریکا عقب نشینی کرده، همانجا قدم جلو گذاشته است. او کشورش را به عنوان حامی تجارت آزاد و یک رهبر در جنگ علیه تغییرات آب و هوایی ارائه کرده و در عین حال متعهد شده به اینکه هر واکسین بالقوه را برای ویروس «کووید-۱۹» در اختیار کشورهای فقیرتر قرار دهد.
    ژو خاطرنشان کرد: «دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ ممکن است به چین زمانی بیشتر برای بالا کشیدن هر چه بیشتر خودش به عنوان یک قدرت بزرگ در صحنه جهانی بدهد».
    فیلیپ لوکور یک کارشناس چین در «هاروارد کندی اسکول» در امریکا با این که سیاست‌های با محور شعار «اول امریکا»ی دونالد ترامپ در بلند مدت به پکن سود می‌رساند، موافق بود. وی اظهار کرد: «این محور تا حدی واشنگتن را از هم‌پیمانان سنتی خود جدا کرد و به چین فضا برای مانور داد».
    در عین حال ملی‌گراهای چین علناً از ترامپ استقبال و او را مسخره کرده‌اند. «هو شیجین»، سردبیر نشریه گلوبل تایمز چین، از نشریات ملی‌گرای این کشور در توییتی با مخاطب قرار دادن رییس جمهور امریکا نوشت: «شما می‌توانید امریکا را عجیب و غریب و به این ترتیب برای جهان نفرت انگیز کنید. شما به اشاعه اتحاد در چین کمک می‌کنید».
    در عین حال در شبکه‌های اجتماعی چین، به ترامپ لقب «جیانگوئو(Jianguo)» به معنی «کمک کننده به سازندگی چین» را داده‌اند. با این حال ترامپ بی تردید مشکلات سیاسی و اقتصادی به چین تحمیل کرده است. «هوآ پو»، یک تحلیلگر سیاسی مستقر در پکن بیان داشت: «چین در برنامه خود در حوزه تجارت و تکنالوجی ضررهای زیادی داشته است».
    ماه جنوری چین و امریکا یک توافق را در راستای اعمال یک آتش‌بس مقطعی در جنگ تجاری خود منعقد کردند که بر اساس آن پکن ملزم به وارد کردن ۲۰۰ میلیارد دالر دیگر از محصولات امریکایی در عرض دو سال اعم از موتر تا ماشین آلات، نفت و محصولات کشاورزی می‌شد. واشنگتن همچنین در قبال شرکتهای تکنالوجی چینی که آن‌ها را به داشتن تهدیدات امنیتی متهم کرده شمشیر را از رو بسته و آینده فعالیت اپلیکیشن اشتراک ویدیوی «تیک تاک» که متعلق به یک شرکت مادر چینی به نام «بایت دنس» است را در بی‌اطمینانی قرار داده است. شرکت مخابراتی بزرگ «هوآوی» نیز در لیست اهداف حمله ترامپ بوده است. خصومت دو کشور در عین حال به حوزه نظامی و حقوق بشر هم کشیده شده و مسائل تایوان، هانگ کانگ و رفتار با اقلیت مسلمان اویغور در چین نیز مواجهه‌هایی را در امریکا ایجاد کرده‌ است.
    اما اگر ترامپ در انتخابات ماه نوامبر از رقیب دموکراتش جو بایدن شکست بخورد باز هم چین ممکن است در هیچ یک از این حوزه‌ها از فشار رهایی نیابد. پکن نگران است بایدن احتمالاً رهبری امریکا را در حوزه مسائل حقوق بشری احیا کرده و چین را در زمینه مسائل مربوط به اویغورها، تبت و آزادی در هانگ کانگ تحت فشار بگذارد.
    ژو از دانشگاه باکنل گفت: «بایدن احتمالاً در زمینه مسائل حقوق بشری در سین کیانگ و تبت سر سخت‌تر از ترامپ خواهد بود».
    در عین حال در زمینه مسائل مورد رقابت مهم دیگر میان امریکا و چین یعنی تکنالوجی و تجارت نیز مشخص نیست کاخ سفید تحت رهبری بایدن چقدر فضا برای مانور داشته باشد. بانی گلایز مدیر پروژه قدرت چین در مرکز مطالعات بین‌المللی و راهبردی اظهار کرد: «بایدن تعرفه‌ها را به ارث خواهد برد و من تردید دارم که آنها را به صورت یکجانبه بالا ببرد. پکن احتمالاً در صورتی که خواستار بالا بردن تعرفه‌ها باشد مجبور به تسلیم شدن در برابر درخواست‌های دیگر امریکا خواهد شد».

    خبرگزاری فرانسه

  • ترامپ در چین حساب بانکی دارد

    ترامپ در چین حساب بانکی دارد

    چین یکی از سه کشوری است که رئیس جمهور آمریکا در آن حساب بانکی دارد.

    به نقل از نیویورک تایمز، اسناد مالیاتی دونالد ترامپ حاکی از آن است یکی از سه کشور خارجی که او در آنها حساب بانکی دارد، چین است.

    طبق گزارش نیویورک تایمز، این حساب بانکی متعلق به مدیریت هتل‌های بین‌المللی ترامپ LLC است که از 2013 تا 2015 میزان 188561 دالر مالیات در چین پرداخته است.

    نیویورک تایمز نوشت، حسابهای بانکی خارجی رئیس جمهوری آمریکا تحت اسامی شرکتی باز شده‌اند و در نتیجه نامشان در فرمهای علنی افشای دارایی‌های وی دیده نمی‌شود.

    اسناد مالیاتی ترامپ که نیویورک تایمز به دست آورده نشان نمی‌دهند که چقدر پول از طریق حسابهای خارجی ترامپ در جریان بوده و این نشریه نوشت که در عین حال مشخص نیست این حسابها در چه موسسات مالی وجود داشته‌اند. سرویس درآمد داخلی آمریکا مالیات دهندگان این کشور را ملزم می‌کند سهم درآمدشان از کشورهای خارجی را گزارش کنند و هویت مدیریت هتلهای ترامپ تنها به گزارش چند هزار دلار از چین پرداخته است.

    آلن گارتن، وکیل شرکت ترامپ اظهار کرد، این شرکت حسابی را در یک بانک چینی که دارای دفاتری در آمریکا است افتتاح کرده تا مالیاتهای مربوط به فعالیتهای تجاری در چین را پرداخت کند. او گفت، این حساب بعد از آن افتتاح شد که شرکت ترامپ دفتری را در چین افتتاح کرد تا از طریق آن به دنبال معاملات مربوط به هتل در آسیا برود.

    گارتن به نیویورک تایمز گفت: هیچ معامله، تراکنش و فعالیت تجاری دیگری تا کنون محقق نشده و از 2015 این دفتر غیرفعال بوده است. هر چند که حساب بانکی همچنان مفتوح است اما هرگز برای هیچ هدف دیگری مورد استفاده قرار نگرفته است.

    ایالات متحده از سال 2017 جنگ تجاری خود را با چین آغاز کرده است. در اوایل سال 2020، طرفین تصمیم به امتیازات متقابل گرفتند و وارد “مرحله اول” معامله شدند ، سپس پکن با خرید کالاهای بیشتر آمریکایی موافقت کرد.

    با این حال، بعداً طرف آمریكایی چین را به پنهان كردن اطلاعات در مورد انتشار ویروس كرونا متهم كرد و از انعقاد “مرحله دوم معامله” خودداری كرد.

    پیش از این ترامپ در ماه آگست، گفته بود اگر در انتخابات ریاست جمهوری بعدی پیروز شود ، آماده بررسی احتمال قطع مناسبات اقتصاد ایالات متحده و چین خواهد بود.

  • دیپلمات پیشین ایرانی: مذاکرات بین الافغانی نتیجه مثبتی در پی نخواهد داشت/امریکا از بی ثباتی در افغانستان سود می برد

    دیپلمات پیشین ایرانی: مذاکرات بین الافغانی نتیجه مثبتی در پی نخواهد داشت/امریکا از بی ثباتی در افغانستان سود می برد

    یک دیپلمات پیشین ایرانی با بیان اینکه طالبان ترامپ را فرصتی برای بازگشت به قدرت می‌داند، گفت: «رفتار ترامپ و عدم مداخله دادن دولت افغانستان در مذاکرات میان واشنگتن و طالبان موجب احساس برتری در میان این گروه شده و آنها می‌خواهند این پشتوانه را حفظ و از آن استفاده کنند.»

    «محسن روحی‌صفت» در گفت‌وگو با رسانه های ایرانی در مورد مذاکرات بین الافغانی اظهار داشت: «مذاکراتی که تا به امروز انجام شده برای خروج آبرومند نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان میان واشنگتن و گروه طالبان بوده است بنابراین تا الان مذاکرات صلحی درباره افغانستان در کار نبوده است.»

    وی با بیان اینکه در مذاکرات واشنگتن و طالبان، آمریکا اجازه حضور و مداخله به دولت افغانستان را نداد، اظهار داشت: «این حضور نداشتن و عدم مداخله دولت مرکزی افغانستان در مذاکرات موجب شد تا طالبان نسبت به دولت افغانستان احساس برتری پیدا کرده و فکر کند می‌تواند امتیازات بیشتری از دولت کابل دریافت کنند.»

    این کارشناس ارشد مسائل افغانستان ادامه داد: «عبارت صلح که از سوی زلمای خلیل‌زاد، نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان درباره مذاکرات ایالات متحده و طالبان به کار رفته، پوششی برای خروج آبرومندانه نیروهای نظامی این کشور از افغانستان پس از ۱۹ سال حضور نظامی است.»

    روحی‌صفت با بیان اینکه اکنون زمینه برای انجام مذاکرات بین‌الافغانی بیش از هر زمان دیگری فراهم شده است، تصریح کرد اکنون زمان مناسبی است تا گروه‌های افغانستانی درباره سرنوشت کشورشان و مسائل مختلف مانند نحوه مشارکت طالبان در قدرت با یکدیگر گفت‌وگو و توافق کنند.

    وی با اشاره به توقف مذاکرات دوحه در تشریح بیشتر این موضوع خاطرنشان کرد: طالبان اصرار دارد تنها فقه حنفی مبنای شریعت باشد و از طرفی، معتقد است فقط باید در چارچوب توافق با آمریکا، مذاکرات ادامه یابد و رفع اختلافات در این مسیر باشد، اما دولت افغانستان معتقد است توافق دوحه محدود بوده و تمام موارد را در نظر نگرفته و سایر مواردی که مطرح نشده هم باید مورد بررسی قرار گیرد.

    به گفته معاون پیشین دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه ایران، دولت افغانستان تاکنون از خود خویشتنداری نشان داده و سعی کرده این مذاکرات به بن بست کشیده نشود. هیات طالبان هم نیازمند رایزنی با رهبران خود بود و به همین خاطر، مذاکرات فعلا متوقف شده است.

    آمریکایی‌ها می‌خواهند خودشان محور مذاکرات بین‌الافغانی باشند

    روحی‌صفت با اشاره به وجود دو دستگی در درون طالبان اظهارداشت: «طالبان گروه یکدستی نیست. گروه‌های معارض زیادی در افغانستان هستند که با دولت این کشور در حال جنگ هستند که تحت عنوان کلی طالبان فعالیت می‌کنند.»

    وی افزود: همه گروه‌هایی که تحت عنوان طالبان فعالیت دارند، نسبت به مذاکرات دید مثبتی ندارند و برخی از طالبان جدا شده و به داعش پیوسته‌اند. با این وجود، آنهایی که تحت عنوان طالبان همچنان فعالیت دارند، فعلا مخالفت جدی از خود نشان نداده‌اند.

    این دیپلمات پیشین ایرانی درباره نقش‌آفرینی همسایگان افغانستان و قدرت‌های منطقه‌ای در مذاکرات بین‌الافغانی هم بیان کرد: هم‌اکنون آمریکایی‌ها مدیریت مذاکرات را برعهده دارند و تلاش آنها هم این بوده است که خودشان محور باشند و همسایگان افغانستان و قدرت‌های منطقه‌ای توان و نقشی در مذاکرات ایفا نکنند.

    روحی‌صفت اضافه کرد: با این حال آمریکایی‌ها برخی از کشورها را برای مذاکرات دوحه دعوت کردند. حتی از ایران هم رای حضور در این مذاکرات دعوت شد ولی چون ایران مذاکرات کنونی را مبتنی بر خواست آمریکا و نمایشی می‌دانست، در آن شرکت نکرد.

    وی با بیان اینکه کشورهایی هم که در مذاکرات دوحه بودند نسبت به نمایشی بودن آن اعتراض داشتند، یادآور شد: انسجامی در مذاکرات دوحه وجود نداشت و امیدواری زیادی هم برای به نتیجه رسیدن آن نیست. 

    رئیس اسبق ستاد افغانستان وزارت امور خارجه ایران درباره رویکرد آمریکا در مذاکرات دوحه هم عنوان کرد: دولت ترامپ مذاکرات افغانستان را برگ برنده خود در عرصه سیاست خارجی در انتخابات ریاست جمهوری می‌داند. به همین خاطر آنها نمی‌خواهند تا قبل از انتخابات اختلالی در مذاکرات پیش بیاید و مذاکرات شکست خورده تلقی شود.

    طالبان ترامپ پشتوانه خود برای رسیدن به قدرت می‌داند

    روحی‌صفت با بیان اینکه طالبان هم امیدوار است ترامپ مجددا رئیس‌جمهور آمریکا شود، گفت: آنها ترامپ را فرصت خود برای بازگشت به قدرت می‌دانند. رفتار ترامپ و عدم مداخله دادن دولت افغانستان در مذاکرات میان واشنگتن و طالبان موجب احساس برتری در میان این گروه افغانستانی شده و آنها می‌خواهند این پشتوانه را حفظ و از آن استفاده کنند.

    وی با بیان اینکه به نظر می‌رسد آمریکا دیگر منافعی در ایفای نقش موثر در افغانستان برای خود تصور نمی‌کند، اظهار داشت: ایالات متحده از بی‌ثباتی و آشوب در منطقه به ویژه افغانستان نگران نیست. سیاست این کشور بی‌ثبات‌سازی منطقه و کشیده شدن دامنه بحران از افغانستان به مناطق پیرامونی آن به ویژه آسیای مرکزی است.

    به گفته این کارشناس ارشد مسائل افغانستان، هدف اصلی آمریکا در بی‌ثبات‌سازی افغانستان کشیده شدن بی‌ثباتی به آسیای مرکزی برای ضربه زدن به چین و روسیه است. آنها فکر می‌کنند از رهگذر بی‌ثباتی در افغانستان هم ایران متضرر می‌شود و هم می‌توانند به رقبای خود ضربه وارد کنند.

    ایرنا

  • در سفر وزیر خارجه ایران به چین، سیاست ارعاب آمریکا در قبال ایران محکوم شد

    در سفر وزیر خارجه ایران به چین، سیاست ارعاب آمریکا در قبال ایران محکوم شد

    وانگ یی، وزیر خارجه چین در جریان دیدار روز شنبه با محمد جواد ظریف، همتای ایرانی خود در در شهر تنگچونگ، خواستار ایجاد بستری «برای گفتگوی چندجانبه» با هدف کاهش تنش‌ها در منطقه خاورمیانه شد.

    بنا بر اعلام پکن، آنها در این گفتگوها بار دیگر بر حمایت دو کشور از توافق هسته‌ای امضا شده در سال ۲۰۱۵ میلادی تاکید کرده و سیاست «یکجانبه‌گرایی» و «ارعاب» آمریکا در قبال ایران را محکوم کرده‌اند.

    این گفتگو در حالی انجام شد که علاوه بر تنش‌های تهران و واشنگتن، روابط ایران و عربستان نیز به دلایل متعدد از جمله جنگ یمن، نفوذ ایران در عراق و حمایت ریاض از سیاست «حداکثر فشار» آمریکا علیه تهران بسیار تیره شده است.

    در پایان این دیدار، وانگ یی در بیانیه‌ای که توسط وزارتخانه‌اش منتشر شد اعلام کرد: «چین پیشنهاد می‌دهد با توجه به نگرانی‌های مشروع همۀ طرف‌ها در زمینه‌های امنیتی، بستری برای گفتگوهای چند جانبه و منطقه‌ای ایجاد شود… و همه ذینفعان در یک سطح برابر در این گفتگوها که با هدف بهبود درک متقابل و برای بحث درباره راه‌های سیاسی و دیپلماتیک برای حل مسائل امنیتی برگزار می‌شود، شرکت ‌کنند.»

    تنها پیش‌شرط مطرح شده از سوی وانگ یی برای شرکت در این گفتگوها، دفاع از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ میلادی است؛ یعنی همان توافقی که ایالات متحده آمریکا از آن خارج شد و کشورهای عربستان، امارات عربی متحده، بحرین و اسرائیل نیز از این اقدام آمریکا حمایت کردند.

    محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران در پیامی توییتری «بحث‌های مفید» با همتای چینی خود در جریان این سفر را ستود و افزود که در این دیدار هر دو کشور «یکجانبه گرایی آمریکا و تلاش‌های ایالات متحده برای ایجاد جهانی تک قطبی را رد کرده‌اند.»

  • رئیس جمهور غنی آماده دفاع و عبدالله در اندیشه ریاست دولت موقت

    رئیس جمهور غنی آماده دفاع و عبدالله در اندیشه ریاست دولت موقت

    گفت‌وگوهای بین‌الافغانی در دوحه به طرف بن‌بست روان است. از شروع مذاکرات صلح در دوحه بیشتر از 20 روز می‌گذرد؛ اما تا هنوز هیأت کابل و نمایندگان طالبان نتوانسته اند روی اصول کاری به توافق برسند. موانع موجود شامل اختلافات مذهبی، به رسمیت شناختن ماده‌های توافق نامه بین طالبان و ایالات متحده و تشکیل دولت انتقالی به عنوان شرط آتش‌بس است. برای حل این بن بست زلمى خلیل زاد نماینده ویژه امریکا در افغانستان به دوحه رسیده است.

    شرایط و مقرراتی‌که در مذاکرات در 12 سپتمبر مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است، بیش از 20 ماده است و تاکنون طرفین فقط روی 18 ماده توافق کرده‌اند. در دو مورد اختلافی، دو طرف هنوز نتوانستند به نتیجه برسند: یکی از این موارد اصل شمردن فقه حنفی به عنوان مبنای مذاکرات صلح از سوی طالبان قرار داده شده است و یا هم این مذاکرات باید در چارچوب توافق نامه ایالات متحده انجام شود. اصل شمردن فقه حنفی از سوی طالبان، مورد توجه رهبران و کارشناسان دینی داخلی قرار گرفت و در حال حاضر درگیر آن موضوع هستند. طالبان خواستار پیروی از ارزش‌های فقه حنفی هستند که یکی از چهار مکتب قانونی در اسلام اهل سنت هستند، اما هیأت کابل معتقد است که مطابق قانون اساسی افغانستان ، لازم است مذهب جعفری همچنان مورد توجه قرار گیرد. مانع دوم – پیروی از توافق بین ایالات متحده و طالبان می‌باشد که تداوم مذاکرات صلح را با دولت افغانستان به عنوان شرط خود مطرح کرده اند.

    یکی از ماده توافق نامه کاهش سطح خشونت است ، اما پس از امضای آن ، کابل به طور رسمی شروع به انتشار گزارش‌هایی می کند که افزایش خشونت در کشور را تأیید می‌کند. نمایندگان هیأت طالبان، حتی کابل را به اغراق در تعداد تلفات در جریان درگیری متهم کرده است. به باور انها ، مقامات افغانستان این کار را می‌کنند تا روند عقب نشینی نیروهای خارجی از کشور را کند کنند.

    ادامه خشونت‌ها

    گزارش‌های رسمی نشان می دهد که خشونت در افغانستان رو به افزایش است. گزارش های چند روز اخیر حاکی از آن است که در شب 26 سپتامبر ، طالبان به پایگاه های نیروهای مسلح افغانستان در ولایت فراه حمله کردند و 20 نفر از نیروهای نظامی را کشتند و 10 نفر دیگر را به گروگان گرفتند. نیروهای امنیتی در پاسخی گفتند که 35 شبه نظامی طالبان در همان روز در ولایت های غزنی ، زابل ، سمنگان و فاریاب کشته شده اند. یک روز قبل ، گزارش شده بود که حدود 100 جنگجوی طالب در ولایت پکتیکا در شرق افغانستان کشته و زخمی شدند. از پولیس های محلی سه نفر کشته و شش نفر زخمی شدند. در تاریخ 30 سپتامبر ، در جریان درگیری ها در ولایت بدخشان ، 9 طالب کشته و زخمی شدند ، نیروهای امنیتی شش کشته و چند نفر دیگر آنها زخمی شده اند. حملات که مقامات افغانستان، طالبان را مقصر آن می دانند ، نیز ادامه دارد، به عنوان مثال ، در تاریخ 29 سپتامبر ، یک موتر توسط یک ماین کنار جاده ای در ولایت دایکندی منفجر شد و منجر به کشته شدن 14 غیرنظامی از جمله هفت زن و پنج کودک شد.

    شرایط سیاسی آتش بس

    یکی از موضوعات مطرح شده در مذاکرات صلح مسأله آتش بس است که تنها در صورتی ممکن خواهد بود که حکومت موقت ایجاد شود. در این حال، امرالله صالح معاون اول رییس جمهور افغانستان طرح اداره موقت را غیر عملی خوانده است. سهیل شاهین ، نماینده طالبان در مذاکرات صلح در پاسخ گفت که تا زمانی تصمیم درمورد حکومت آینده گرفته نشود، نمی توان آتش بس برقرار کرد. هیأت طالبان اصرار دارند که مذاکرات در دوحه باید دقیقاً در چارچوب توافق نامه که قبلا با امریکا امضا شده است باشد که پیش فرض ادامه توافقات سیاسی بین کابل و طالبان است. هیأت کابل مقاومت می کند. به گفته نماینده طرف افغان‌ها ، مولوی عطاالله لودین، کابل در این معامله شرکت نکرده و توافق نامه را امضا نکرده است. در نتیجه ، زلمی خلیل زاد، نماینده ویژه ایالات متحده در امور افغانستان ، به دوحه پرواز کرد. وی به طور مکرر تأیید کرد که طالبان تا زمانی که توافق های سیاسی با کابل حاصل نشود ، به دنبال آتش بس دائمی نیستند. خلیل زاد به صورت دیپلماتیک این دو را پیوند داد و نوشت که جامعه جهانی و مردم افغانستان مذاکرات را از نزدیک دنبال می کنند و انتظار دارند که آنها “به منظور توسعه نقشه راه برای آینده سیاسی افغانستان و آتش بس دائمی و جامع” به پیشرفت منجر شوند. زلمی خلیل زاد با ارزیابی سطح خشونت در افغانستان خاطرنشان کرد که “در مقایسه با شش ماه اول سال گذشته ، تعداد قربانیان ، اعم از نظامی و غیرنظامی ، در سال جاری کاهش یافته است. وی گفت: بله ، سطح خشونت بالا است. “و هر دو طرف باید آن را پایین بیاورند.”

    استفانو پونتركورو ، نماینده ارشد غیرنظامی ناتو در جمهوری اسلامی افغانستان ، نیز در مورد ادغام احتمالی طالبان در سیستم های سیاسی افغانستان صحبت كرد. وی با اشاره به لزوم حفظ دستاوردهای 19 سال گذشته ، تأکید کرد که افغان ها باید دولتی قابل قبول برای همه طرف ها را تشکیل دهند.

    واکنش‌های رییس جمهور غنی

    در محافل های سیاسی کابل مدتهاست که در مورد امکان اعلام آتش بس عمومی توسط طالبان در ازای تشکیل یک دولت انتقالی در کابل با مشارکت طالبان بحث می کنند. بدیهی است که این به معنای انحلال دولت فعلی خواهد بود. سیاستمداران در سخنرانی های عمومی خود به زیبایی از این موضوع حساس پرهیز می کنند.

    با این حال ، چند روز قبل ، رییس جمهور اشرف غنی برای اولین بار در یک نشست غیرعلنی با مطبوعات پاسخ روشنی به این سوال داد: «تشکیل دولت موقت تنها با بیرون کردن جنازه ام از ارگ امکان پذیر است». غنی تأکید کرد اگر مذاکرات دوحه شکست بخورد ، برای دفاع آماده است. دو شرکت کننده در این جلسه غیرعلنی، که نخواستند شناخته شوند، سخنان رییس جمهور را تأیید کردند. ظاهراً ، خلیل زاد چنین واکنش سختی را در ذهن داشت که کمی پیش از سفر به دوحه ، در مجلس نمایندگان ایالات متحده گفت: «مذاکره کنندگان باید از منافع شخصی و اختلافات سیاسی عبور کنند ، آنها گروه های مختلف رای دهندگان را نمایندگی می کنند که ما انتظار مشکلات و موانعی را در این روند داریم.»

    جاه‌طلبی‌های داکتر عبدالله

    در حالی که رییس جمهور به شدت مخالف تشکیل یک دولت موقت و اعلام آمادگی خود را با شکست در مذاکرات با طالبان دارد ، دکتر عبدالله عبدالله ، رقیب سابق وی و رییس شورای عالی مصالحه ملی ، برای موفقیت در مذاکرات دوحه در تلاش است. به همین منظور ، وی یک تور بین‌المللی را آغاز کرد که هدف آن ، همانطور که خودش اعلام کرد ، اجماع منطقه پیرامون روند صلح افغانستان است. برنامه سفر دکتر عبدالله شامل پاکستان ، ایران ، ازبکستان و چین است. در عین حال ، عبدالله از هر طریق ممکن از صحبت در مورد تشکیل یک دولت موقت پرهیز می کند. اخیراً او به طور دیپلماتیک از پاسخ دادن به یک سوال مستقیم روزنامه نگاران اجتناب ورزید. با این وجود استقبال بالایی که از دکتر عبدالله در اسلام آباد انجام شد ، گمانه زنی ها را در مورد نامزدی وی برای پست ریاست دولت موقت برانگیخته است.

    در این حال، نادیده گرفتن دور جدیدی از تنش رو به رشد در روابط بین ارگ ریاست جمهوری و سپیدار دشوار است. نشانه های غیر مستقیم این تنش در مراسم افتتاحیه مذاکرات در 12 سپتامبر در دوحه ظاهر شد. رییس شورای عالی مصالحه ملی از خواندن متن سخنرانی که برای وی در کاخ ریاست جمهوری تهیه شده بود و توسط وزیر امور خارجه اسلامی افغانستان اتمر به وی ارائه شد خودداری کرد. دکتر عبدالله ترجیح داد متن سخنرانی خودش را بخواند. عبدالله در آن زمان گفت: «ما به جهان اطمینان می دهیم كه در حد توان خود تلاش خواهیم كرد تا گفتگو های داخلی افغانستان موفقیت آمیز باشد. ما برای یک افغانستان مستقل، دارای حاکمیت ملی، متحد، توسعه یافته و آزاد تلاش می‌کنیم؛ افغانستان با سیستمی مطابق با سنت های اسلامی که در آن همه مردم می توانند بدون تبعیض شرکت کنند. ما آمده‌ایم تا به صلح پایدار برسیم. پیروزی با جنگ یا ابزار نظامی غیرممکن است، اما اگر این بحران با تسلیم در برابر خواست مردم حل شود ، هیچ کس ضرر نخواهد کرد.»

    افغانستان رو

  • خروج امریکا از افغانستان و گنج بادآورده برای چین!

    خروج امریکا از افغانستان و گنج بادآورده برای چین!

    به طور علنی، رییس جمهور ترامپ خروج امریکا از افغانستان را به عنوان یک رهبر مسئول توجیه می‌کند و کاخ سفید می‌گوید کاهش نیروهایش را نظر به پیروی طالبان می‌سنجد. این افسانه است. پشت پرده، نه تنها جامعه اطلاعاتی، بلکه مقامات ارشد دولت ترامپ به طور خصوصی توافق صلح ماه فبروری را توافق‌نامه «پوچ» می‌پندارند که فقط خروج را خوشایند‌تر می‌کند. در واقعیت، آن‌ها می‌گویند که ناامیدی ترامپ با «جنگ‌ بی‌پایان» در افغانستان بیشتر مربوط به تمایل وی برای توقف هزینه سالانه ۵۰ میلیارد دالر جهت حمایت از عملیات‌های نظامی در این کشور و مصرف این هزینه برای مقابله با چین می‌شود، مشکلی که اکنون در محراق توجه قرار دارد.
    در سطح کلان، این استراتژی منطقی است. طنز تلخ این است که با ترک افغانستان، ترامپ نه تنها یک سرمایه استراتژیک عظیم را به پکن می‌دهد، بلکه ۱۴۰ میلیارد دالر دیگر نیز تحفه می‌دهد. این مقدار پول مالیات‌ دهندگان امریکایی است که تا ماه جولای ۲۰۲۰ به بازسازی افغانستان کمک کرده‌اند و حتی هزینه نظامی عملیات‌ها را در بر نمی‌گیرد. برای هر مرد، زن و کودک امریکایی تقریباً معادل ۴۲۵ دالر می‌باشد.
    این امر به منظور لغو تصمیم ایالات متحده برای مداخله نظامی در افغانستان نیست: امارت اسلامی طالبان وعده‌هایی را که به وزارت خارجه مادلین آلبرایت در دومین دوره بیل کلینتون داده بود شکست، از آن‌جا که از کمپ‌های آموزشی القاعده میزبانی کرد. این به ضرر آن‌هایی است که از توافق زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان پشتیبانی می‌کنند. طالبان امروز حتی بیشتر از زمان پیش از حملات ۱۱ سپتمبر، با القاعده درآمیخته‌اند. دیپلمات‌ها ممکن است از جانب متکلمان خود در قطر این وعده را بگیرند که طالبان خود را از القاعده جدا می‌کنند، اما ترجمه این واقعیت به معنای جدا شدن پدران از پسران و برادران از برادران است. اشتباه ایالات متحده مبارزه با آن‌هایی که به القاعده فضا فراهم می‌کرد نبود، بلکه تلاش‌ها برای ملت‌-سازی بود که فساد سیستماتیک افغانستان را بدتر کرد.
    تمام ۱۴۰ میلیارد دالر سرمایه‌گذاری ایالات متحده برای بازسازی هدر نرفته است. از سال ۱۹۹۷ بدینسو، من بارها به افغانستان سفر کردم، هم قبل از آنکه طالبان مناطق معینی را تصرف کنند، بعداً هم در مناطق تحت کنترول «امارت اسلامی» پیش از ۱۱ سپتمبر و بلاخره، در مناطقی که اکنون توسط جمهوری اسلامی افغانستان کنترول می‌شود. جاده‌هایی که برای سفر روزها طول می‌کشید و اکنون چند ساعت (در صورتی که تهدیدات امنیتی مانع سفر نگردد). میدان‌ها و خطوط هوایی فعال است. امکانات برق، آب و بهداشت وجود دارد. مکاتب برای پسران و دختران فعالیت می‌کند. نسل جدیدی از مردم افغانستان امیدی برای آینده دارند، فرقی نمی‌کند که چقدر نسبت به تجرد و فساد در طبقۀ حاکم و دیدگاه قرون وسطایی طالبان ناامید باشند.
    این اساس و بنیادی که افغانستان روی آن ساخته خواهد شد، چیزی است که ترامپ به دنبال تحفه دادن آن به چین است. چین مدت‌ها به دنبال حضور در افغانستان بوده است. در سال ۲۰۰۸، طبق گزارش‌ها، پس از آنکه کارگزاران چینی به مقامات افغانستان رشوت دادند، وزارت معادن افغانستان قرارداد ۳.۴ میلیارد دالری معدن مس عینک را به شرکت‌های چینی داد، معامه خوبی برای چین بود با توجه به اینکه ذخایر مس عینک به طور بالقوه بالغ بر ۵۰ میلیارد دالر است. یک دهه بعد، معدنی که با درآمد آن افغانستان روی پای خود می‌ایستاد، عملیاتی نشد.
    دیگر اینکه نفت وجود دارد: پیشنهاد ۴۰۰ میلیون دالری چین برای نفت در سه بلوک اکتشافی آمو دریا که طی دو سال نفت تولید می‌کرد، قبل از آن که ناگهان در سال ۲۰۱۳ متوقف شود. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که چین هر دو پیشنهاد را صرفاً برای جلوگیری از امتیاز گرفتن سایر کشورها دنبال کرده است. دیدگاه طولانی‌مدت واشنگتن به ندرت فراتر از چهار سال نیست، اما چین بازی طولانی را انجام می‌دهد.

    استراتژی چین ممکن نتیجه دهد. به نظر می‌رسد پکن آماده است خلاء به جامانده از ایالات متحده را پر کند و در افغانستان به شکل غارتگرانه سرمایه‌گذاری کند که امریکا هرگز انجام نداده است. چین مدت‌هاست که به دنبال انحصار کالا و عناصر کمیاب خاکی است. مقامات چینی از گزارش سازمان زمین شناسی ایالات متحده و گروه ویژه وزارت دفاع برای عملیات بازرگانی و ثبات که برآورد کرده است افغانستان دارای یک تریلیون دالر مواد معدنی دست نخورده است، به خوبی آگاه است. در یادداشت ۲۰۱۰ داخلی پنتاگون آمده است که افغانستان به طور بالقوه می‌تواند به «لیتیوم عربستان سعودی» تبدیل شود. کمبود زیرساخت ها مانع استخراج آن می‌شود، اما چین صبور است و ممکن است خروج امریکا همان چیزی باشد که پکن منتظر آن بوده است. به جای تقویت افغانستان با ثبات و دموکراتیک که واشنگتن تصور می‌کرد، سرمایه‌گذاری چین پس از خروج ایالات متحده می‌تواند پکن را قادر به حمایت از مشتریان کلپتوکراتیک کند، همان‌طور که در افریقا دارد.
    زمینه مساعد است. افغانستان از جمله ۱۳۸ کشوری است که تفاهم‌نامه یک «کمربند و جاده» را با چین امضا کرده است، حتی اگر به گونه رسمی برای پیوستن به ابتکار کمربند و جاده مقاومت کرده است. این امر احتمالاً پس از خروج ایالات متحده تغییر خواهد کرد. به عنوان مثال، رییس جمهور اشرف غنی در یک سخنرانی در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه شینهوا در پکن اظهار داشت که «چین یک شریک استراتژیک برای ما در سطوح مختلف است، این سفر بر اساس همان بنیاد قبلی است، اما در مورد تعمیق و گسترش این روابط، عملی شدن جاده جدید ابریشم اتفاق مهمی است». وانگ یو سفیر چین در افغانستان همچنان از گسترش ابتکار کمربند و جاده در افغانستان سخن می‌زند.
    چین همواره گفته است که تمایل دارد راهرو اقتصادی چین و پاکستان را به افغانستان گسترش دهد. راهرو اقتصادی چین و پاکستان «گل سرسبد» پروژه کمربند و جاده است. موقعیت جغرافیایی افغانستان می‌تواند آن را به نقطه وصل راهرو اقتصادی و کشورهای آسیای مرکزی مبدل کند. افغانستان ممکن کوهستانی باشد، اما چین می‌تواند میلیاردها دالر که ایالات متحده برای بازسازی سرک حلقوی افغانستان و انشعاباتی که پس از آن تا گذرگاه‌های مختلف مرزی افغانستان گسترش خواهد یافت، هزینه کند. چین قبلاً خط آهن ارتباطی بین چین، افغانستان و جمهوری‌های آسیای میانه ایجاد کرده است و پکن هم به دولت افغانستان و هم به طالبان پیشنهاد کمک داده تا یک شبکه جاده‌ای اضافی ایجاد کنند. یکی از رهبران طالبان در بلوچستان که پس از یک ماه حضور در افغانستان با فایننشال تایمز صحبت می‌کرد، گفت چین متعهد شده است شاهراه‌هایی را ایجاد کند که شهرهای اصلی افغانستان را به هم پیوند می‌زند. وی گفت: «وعده چین توسط شبکه جاده‌ای در سراسر افغانستان هدایت می‌شود. چینی‌ها گفته‌اند وقتی چنین شبکه‌ای با شاهراه‌های شش-باند ایجاد شود، کار و بار محلی و تجارت رونق خواهد یافت.» این با اظهارات طالبان مطابقت دارد مبنی بر اینکه شبه‌نظامیان نباید به پروژه‌های تحت حمایت چین حمله کنند که به نفع دورنمای آن‌ها برای یک امارت اسلامی است. مقامات وزارت خارجه چین تأیید کرده‌اند که وقتی ترامپ شروع به خروج نیروهایش کرد، مقامات چینی به ملاقات‌ها با طالبان ادامه دادند.
    مشارکت چین در افغانستان تنها با این کشور ختم نمی‌شود، بلکه نیرویی برای متحدان چین و دشمنان منطقه‌ای امریکا خواهد بود. عمران خان نخست‌وزیر پاکستان هم اکنون پاکستان را به یک دولت اثرگذار وابسته به چین تبدیل کرده است. گرچه درست است که از سال ۲۰۰۵ تا امروز، سرمایه‌گذاری چین در پاکستان بیشتر و بزرگ‌تر از افغانستان بوده است، اما خروج ایالات متحده به چین و پاکستان اجازه می‌دهد تا هر دو نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهند. برای پکن و اسلام‌آباد، تلاش بی‌وقفه دیپلماتیک و اقتصادی در افغانستان می‌تواند تقویت نیرو و ابزاری برای پیروزی در آنچه آن‌ها بازی مجموع-صفر با ایالات متحده و هند می‌دانند، ‌باشد. علاوه بر این، چنين بازی در مرزهای غربی افغانستان پايان نمي‌یابد: تحکيم تسلط اقتصادیش بر افغانستان همچنين به چين کمک خواهد کرد تا آرزوهای خود را در ايران نیز محقق سازد.
    درست یک سال پیش، الیس ولز معاون پیشین وزارت خارجه امریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی گفت که «چین بازی‌گر واقعی در توسعه افغانستان نبوده است.» این ممکن در گذشته درست بوده باشد، اما با خروج ایالات متحده، به نظر می‌رسد پکن محاسبات خود در رابطه به افغانستان را تغییر دهد. کمک‌های چین، فشارسنج منافع پکن در افغانستان، در حال افزایش است. طی یک دهۀ گذشته، چین متعهد شده است کمک‌های بیشتری به افغانستان کند. در سال ۲۰۱۴، چین وعده کمک ۳۲۷ میلیون دالری تا سال ۲۰۱۷ به افغانستان داد، مبلغی بیشتر از کل کمک‌های چین بین سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۱۴. کمک‌های پسا-۲۰۱۷ آن ممکن حتی بزرگ‌تر باشد.

    ترامپ درست می‌گوید که امریکا باید با بلندپروازی‌های چین مقابله کند. و بزرگ‌ترین میراث مایک پمپئو به عنوان وزیر خارجه ممکن عدم ترویج صلح در خاورمیانه و بالکان و تغییر بیشتر گفت‌وگو در واشنگتن و سراسر جهان در مورد تهدید چین باشد. بنابراین، چقدر تأسف‌آور است که در شتاب برای ترک افغانستان، ترامپ ممکن میلیاردها دالرِ سرمایه‌گذاری شده را هدر دهد و همزمان رویاهای چین را تحقق بخشد.

    منبع: نشنل اینترست

    مترجم: سید طاهر مجاب، خبرگزاری دید

  • حکمتیار و مواضع بوقلمونی!

    حکمتیار و مواضع بوقلمونی!

    «در سالروز بزرگ‌داشت نجیب قاتل و جانی، خیمه لویه‌جرگه محاصره و تمام راه‌های آن را بسته کنید. ارگ و پارلمان تا زمانی محاصره بماند که نه تنها بر عدم تکرار چنین شرارت‌هایی [تجلیل رسمی از سال‌روز ترور داکتر نجیب‌الله] تعهد محکم به‌دست آید، بلکه همه مقام‌های ملحد و سکولار که بر ارزش‌های دینی و ملی مردم افغانستان بی‌حرمتی کرده و در کنار اشغال‌گران و زیر فرمان آن‌ها بر ضد ملت جنگیده‌اند، از وظایف‌شان برکنار شوند.»

    متن بالا، برگردان بخشی از خطبه نماز جمعه گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی از زبان پشتو به فارسی است که با عنوان «متن خطبه مشر معزز» به رسانه‌ها فرستاده شده است. خطبه، روز گذشته، چهارم میزان، در مسجدی در محوطۀ زندگی حکمتیار که در آن خانه و دفتر حزب او واقع شده، ایراد شد. حکمتیار در منطقه دارالامان، در جنوب-غربی کابل زیستگاه خود را انتخاب کرده، سمتی از شهر کابل که در آن ولسوالی چهارآسیاب، پایگاه مرکزی گلبدین حکمتیار در زمان جنگ‌های داخلی نیز واقع شده است.

    گلبدین حکمتیار در میزان سال 1395 خورشیدی با حکومت افغانستان توافق‌نامه صلح امضا کرد و بر اساس ماده دهم توافق‌نامه او حق دارد که «دو یا سه محل مناسب را برای اقامت خویش در افغانستان انتخاب نموده و دولت تدابیر لازم امنیتی و هزینه معین و معقول را برای وی فراهم می‌سازد.» حکمتیار  در آخرین خطبه نماز جمعه، در خانۀ که هزینه آن را حکومت افغانستان می‌پردازد، موضعی را اتخاذ کرد که از زمان امضای توافق‌نامه به این سو بی‌پیشنه بوده است.

    براساس خطبه 4 میزان، محمد اشرف غنی با نور محمد ترکی، از بنیان‌گذاران و دبیرکل پیشین حزب دمکراتیک خلق افغانستان (1344 الی1358) در یک ظرف مورد سنجش قرار گرفت. حکمتیار به زبان کنایه گفته «در دو دور اشغال دیدیم که یکی را نابغه شرق [ترکی] و دیگر را دومین متفکر جهان [غنی] ساختند.»

    موضع حکمتیار در خطبه 4 میزان به شدت تهاجمی است. به گفته حکمتیار، حکومت تصمیم دارد که سال‌روز ترور داکتر نجیب‌الله احمدزی (6 میزان 1375) رئیس‌جمهور پیشین افغانستان را تجلیل کند که به باور حکمتیار این کار «بی‌حرمتی به جهاد مقدس مردم افغانستان است» و هدف آن، تخریب پروسه صلح و تحریک «مجاهدین و طالبان» که آنان را از صلح پشیمان و به جنگ ترغیب کند. حکمتیار حکومت را عروسک و دست‌نشانده خارجی‌ها خوانده که مشتاق دوام جنگ است. در خطبه او آمده که «اهل‌الرای ولایت کابل» جمع شده و پس از بحث‌های مفصل، تصمیم گرفته‌اند که جلو تجلیل از مراسم سال‌روز ترور داکتر نجیب را بگیرند و در برابر آن عکس‌العمل «جدی و عملی» در ولایت‌ها و مرکز گرفته شود.

    واژه‌های و اصطلاحاتی همانند اشغال، رسانه‌های مزدور، فحشا و فساد، نفرت، خون، ملحدان، خباثت، شرارت، دشمنان دین، سکولار و… به کثرت در خطبه نماز جمعه آقای حکمتیار آمده که در ادبیات گروه‌های رادیکال به وفور از آن استفاده می‌شود. اما موضع حکمتیار برخلاف مواضع سخت گروه‌ها رادیکال پس از امضای توافق‌نامه با دولت افغانستان پیوسته تغییر کرده است.

    موضع دوگانه در یک ماه

    گلبدین حکمتیار و جریان سیاسی و نظامی او  پیش از امضای توافق‌نامه صلح با دولت افغانستان، تنها جریان اسلامی بازمانده از جنگ‌ با شوروی و جنگ‌های داخلی بود که از پذیرش نظم نوین در افغانستان سر باز زد. تا آن زمان حکمتیار به عنوان چهره اصول‌گرا در میان افراط‌گرایان شناخته می‌شد، اما با امضای توافق‌نامه با دولت افغانستان به عنوان نظام مورد حمایت غرب، این خوانش از حکمتیار تعدیل شد.

    حکمتیار با امضای توافق، نظم پس از 2002 را پذیرفت و جمهوری اسلامی افغانستان را به عنوان دولت به رسمیت شناخت، از مخفی‌گاه بیرون و در کابل ساکن شد. او براساس قاعده پذیرفته شده در جمهوری اسلامی وارد انتخابات ریاست جمهوری شد و از نظر رأی با گرفتن حدود 4 درصد از مجموع آراء در جایگاه سوم قرار گرفت. حکمتیار در حالی خود را رهبر «اصلی و واقعی» حزب اسلامی می‌خواند که شاخه انشعابی از این حزب به رهبری عبدالهادی ارغندیوال به عنوان جریان سیاسی رسمی در وزارت عدلیه افغانستان ثبت است.

    حکمتیار پیوسته از عهدشکنی حکومت در تطبیق توافق‌نامه سیاسی که بین او و دولت امضا شد، شکایت کرده، اما نگرانی‌ها و هشدارهای او کمتر مورد توجه دولت واقع شده است. در یک ماه گذشته تمرکز خبرگزاری آناتولی، رسانه دولتی ترکیه به خطبه‌های حکمتیار بار دیگر او را در مرکز توجه رسانه‌ها قرار داد.
    برسی متن خطبه‌های نماز جمعه حکمتیار از 7 سنبله ماه گذشته تا 4 میزان ماه روان نشان می‌دهد که موضع او در پیوند به صلح ثابت نبوده است. حکمتیار پیش از آغاز گفت‌وگوهای صلح بین دولت و گروه طالبان یک موضع و پس از آن موضع دیگری را مطرح کرده است.

    الف: پیش از آغاز گفت‌وگوها

    خطبه روز جمعه حکمتیار در هفتم سنبله او را در مرکز توجه قرار داد. او طی خطبه‌یی گفت که حکومت افغانستان به حمایت مالی هند در حال ایجاد نیروهای ملیشه در افغانستان است. به گفته حکمتیار، تجهیز، تمویل و آموزش نیروهای ملیشه به حمایت هند صورت می‌گیرد.
    حکمتیار در آن خطبه گفت، نیروهای ملیشه که در زمان داکتر نجیب ایجاد شده بود، دوباره جذب ساختار جدید می‌شوند. به گفتۀ او، هند حضور طالبان را در حکومت به سود پاکستان می‌داند و از این‌رو مخالف روند صلح است. حکمتیار گفت که صلح آمدنی است و «حکومت  کابل «چاره‌یی» جز خضوع و تسلیم شدن به اوامر نیروهای خارجی را ندارد.»
    در خطبه روز جمعه، چهاردهم سنبله، حکمتیار شمار نیروهای ملیشه‌ را که به گفته او حکومت ایجاد می‌کند، 70 هزار نفر عنوان کرد. اما یک هفته پیش از سفر هیأت گفت‌وگوکننده دولت افغانستان به دوحه، تمرکز حکمتیار در خطبه روز جمعه چهاردهم سنبله چیزی دیگری بود.
    او به ترکیب هیأت گفت‌وگوکنندۀ دولت افغانستان اعتراض کرد و گفت که هیأت دولت «از هیچ گروهی که شامل حکومت کنونی نیست، نمایندگی نمی‌کند و هیچ مشوره‌یی با طرف‌های که در جنگ و صلح افغانستان تاثیرگذار بوده‌اند، نشده است.
    به نقل از حکمتیار، حکومت در گفت‌وگوهای صلح با طرفی مواجه است که موضع واحد دارد، اما هیأت حکومت «مشتمل بر افرادی‌ست که سایه هم‌دیگر را با راکت می‌زنند.»

    پیش‌نهاد حکمتیار این بود که پیش از همه «مرجع عالی تصمیم‌گیری» ایجاد شود که صلاحیت تصمیم‌گیری در همه امور را داشته باشد. به این ترتیب او در پی انتقال صلاحیت‌های حکومت به یک شورا بود. حکمتیار گفت، جریان سیاسی او به عنوان اپوزیسیون در ترکیب هیأت حکومت شامل نمی‌شود؛ مشروط به این‌که روند در انحصار حکومت نباشد و تصمیم مشترک گرفته شود. او گفت که حاضر است گروهی را همراه با هیأت حکومت به هدف گفت‌وگو با گروه طالبان به دوحه بفرستد. او هشدار داد، در صورتی که پیش‌نهادش پذیرفته نشود، به‌گونه مستقل با گروه طالبان وارد گفت‌وگو خواهد شد. (پیش‌نهاد حکمتیار جدی گرفته نشد.)

    ب: پس از آغاز گفت‌وگوها

    در 21 سنبله، هنگامی که هیأت دولت افغانستان در فرودگاه کابل برای پرواز به دوحه لحظه‌شماری می‌کرد، حکمتیار در مسجد خود مشغول ایراد خطبه نماز جمعه بود. در این خطبه، حکمتیار به نشر کاریکاتور پیامبر اسلام در فرانسه و انتشار فیلمی در باره افغانستان که به گفتۀ او از تلوزیون بی‌بی‌سی به نشر رسیده، پرداخت. او در آن روز گفت که اگر در افغانستان حکومت اسلامی بود به دلیل «همین فیلم اهانت‌آمیز و نفرت‌انگیز، سفارت بریتانیا را می‌بستیم و سفیرش را از کشور خارج می‌کردیم.»

    پس از آغاز مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و گروه طالبان، گلبدین حکمتیار در خطبه روز جمعه 28 سنبله موضع قبلی خود را کاملاً رد کرد. او اعلام کرد که آمادۀ پیوستن به گروه طالبان است. حکمتیار افزود، اگر گروه طالبان و حزب اسلامی با هم متحد شوند، هیچ قدرتی در برابر آنان توان ایستادگی را ندارد. حکمتیار گفت که جریان سیاسی او از نظر عقاید، ارزش‌ها و ایدِئولوژی با طالبان نزدیک است و مشترکاتی باهم دارند. (طالبان به این خواست حکمتیار واکنش نشان نداند. او پیش از این نیز بارها تمایلش را برای پیوستن با گروه طالبان ابراز کرد، اما هیچ پاسخ مثبت دریافت نکرد.)

    بررسی خطبه‌های نماز جمعه حکمتیار پس از آغاز گفت‌وگوهای صلح نشان می‌دهد که موضع او در برابر حکومت به شدت تهاجمی شده و در آخرین خطبه هشدار می‌دهد که لویه‌جرگه، ارگ و پارلمان را محاصره خواهد کرد.

    کشورهای حامی صلح و دشمن صلح

    در خطبه‌های نماز جمعه گلب‌الدین حکمتیار، پاکستان، چین و ترکیه به عنوان حامی روند صلح افغانستان معرفی شده‌اند. به عقیده حکمتیار، چین و پاکستان برای منافع منطقه‎یی خود و کم‌رنگ‌شدن حضور هند در تحولات آینده افغانستان، از روند صلح حمایت می‌کنند.
     ایران، هند، فرانسه و شماری از کشورهای عربی که به گفته او با کشورهای اسلام‌ستیز جبهۀ مشترک دارند، مخالف روند صلح در افغانستان اند. به باور حکمتیار، ایران به دلیل اقتصادی مخالف روند صلح است و هند نیز می‌داند که با برقراری صلح، نقش اسلام‌آباد در افغانستان تقویت خواهد شد. حکمتیار دلیل مخالفت فرانسه به برقراری صلح در افغانستان را به درستی واضح نمی‌سازد، اما پیوسته در سخن‌رانی‌های خود از حسادت و مخالفت فرانسه با سیاست‌های ترکیه انتقاد می‌کند.