برچسب: چین

  • کرزی: چین می تواند روابط افغانستان و پاکستان را بهبود ببخشد

    کرزی: چین می تواند روابط افغانستان و پاکستان را بهبود ببخشد

    آقای کرزی که با شبکه جهانی چین صحبت می‌کرد گفت، پکن به طور ویژه‌ای می تواند در بهبود روابط میان افغانستان و پاکستان و همچنین ایجاد رابطه همزمان میان دو کشور نقش موثری داشته باشد.

    وی در ادامه افزود نسبت به آینده خوش‌بین است و احساس امیدواری می‌کند که افغان‌ها بتوانند صلح را برقرار سازند، چرا که هم به نفع این کشور و هم به نفع همسایه‌های آن خواهد بود.

    این اظهارات در حالی بیان می‌شود که وانگ یی، وزیر خارجه چین به تازگی از واشنگتن خواسته تا با صداقت عمل کرده و نسبت به موضوعات که مربوط به کشورهای افغانستان و ایران است تلاش جدی کند.

    وزیر خارجه چین تاکید کرده است اولویت اصلی افغانستان برقراری صلح، حفظ و ثبات وضعیت، جلوگیری از جنگ داخلی و هرج و مرج است که ایالات متحده به عنوان آغازگر مسئله این کشور باید مسوولیت آن را به دوش بگیرد.

  • برنامه میلیارد دالری چین برای افغانستان پسا امریکا

    برنامه میلیارد دالری چین برای افغانستان پسا امریکا

    با خروج امریکا از افغانستان، پکن در حال آماده‌سازی برای ورود به کشوری جنگ‌زده و پرکردن خلایی است که خروج سربازان امریکایی و ناتو بر جا گذاشته است.

    چین آماده است تا با برنامه‌ی ابتکار عمل کمربند و جاده‌ی  -BRI-خود به گونه‌ی انحصاری وارد افغانستانِ پساامریکا شود. منبع نزدیک به مقامات دولتی در افغانستان که خواست نامش فاش نشود، به روزنامه‌ی «دیلی‌بست»، گفت که مقامات کابل با توسعه‌ی ۶۲ میلیارددالری راه‌رو اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)  -پروژه‌ی شاخص  BRI- دست به هم‌کاری پردامنه‌ای با چین بزدند. به گزارش رسانه‌های بین المللی، این پروژه‌‌ی چین-پاکستان، شامل احداث بزرگ‌راه‌ها، راه‌آهن و خطوط لوله‌ی انتقال انرژی به افغانستان می‌شود.

    نیروهای امریکایی، روز جمعه از پایگاه اصلی و نهایی ارتش این کشور در افغانستان، خارج شدند. هرچند تاریخ خروج کامل نیروها یازدهم سپتمبر در نظر گرفته شده بود؛ اما، مقامات امنیتی انگلیس، اعلام کردند که بیش‌تر نیروها تا چهارم جولای [از افغانستان] خارج می‌شوند.

    به گفته‌ی یکی دیگر از منابع که محرم مکالمات پکن و کابل است، یکی از پروژه‌های خاص روی میز، ساخت جاده‌ی اصلی مورد حمایت چین بین افغانستان و شهر پیشاور در شمال‌غربی پاکستان است؛ جاده‌ای که قبلا با مسیر CPEC مرتبط بوده است. این منبع به شرط ناشناس‌ماندن، به روزنامه‌ی دیلی‌بیست، گفت: «بحث و گفت‌وگو میان مقام‌های کابل و پکن در مورد بزرگ‌راه پیشاور-کابل وجود دارد. اتصال کابل به پیشاور از طریق جاده، به معنای پیوستن رسمی افغانستان به CPEC است.» به عبارت دیگر: دولت افغانستان، در پشت صحنه، بلافاصله پس از خداحافظی با امریکا، از چین استقبال می‌کند.

    چین مشتاق تمدید برنامه‌ی ابتکار عمل کمربند و جاده‌ی«BRI» خود به افغانستان است و حداقل نیم دهه است که از کابل می‌خواهد به این پروژه بپیوندد؛ اما، دولت افغانستان که تحت حمایت ایالات متحده‌ی امریکا بود، از ترس این که برداشتن چنین گامی، ناخوشی از واشنگتن به نظر برسد، از پیوستن به بی‌آی‌آر مردد بود. این منبع گفت: «از چند سال گذشته، تعامل مداوم بین دولت افغانستان و چینی‌ها وجود داشته است، که این البته منجر به مشکوک‌شدن امریکا به دولت غنی شد.»

    او، هم‌چنان افزود؛ حالا که نیروهای امریكایی در حال ترك افغانستان اند و «غنی به یك متحد با منابع، پرنفوذ و توانا برای پشتیبانی نظامی از دولت خود احتیاج دارد»، هم‌کاری این کشور با چین شدیدتر می‌شود.

    پس از آن كه جو بایدن، رییس‌جمهور امریكا، از برنامه‌ی خود برای عقب‌نشینی كامل نیروهای امریكایی تا یازدهم سپتمبر خبر داد، ژایو لیجیان، سخن‌گوی وزارت امور خارجه‌ی چین، ماه گذشته تأیید كرد كه چین در واقع در مورد تمدید CPEC  با کشورهای سوم، از جمله افغانستان، گفت‌وگو می‌كند.

    چین طبق استرتژی بی‌آر‌آی خود، می‌خواهد آسیا را از طریق شبکه‌های زمینی و دریایی با افریقا و اروپا متصل کند که حدود ۶۰ کشور را در بر می‌گیرد. این استراتژی، نه تنها باعث ایجاد ارتباط درون‌منطقه‌ای می‌شود؛ بل ‌که نفوذ چین را در سراسر جهان با هزینه‌ی تقریبی ۴ تریلیون دالر افزایش می‌دهد. افغانستان به یُمن موقعیتی که دارد، می‌تواند پایگاه استراتژیکی برای چین فراهم کند که نفوذ این کشور را در سرار جهان گسترش دهد و در کنار آن به عنوان مرکز تجارتی‌ای میان خاورمیانه، آسیای میانه و اروپا به کار رود. به گفته‌ی منبع، «چینی‌ها هم‌زمان با دقت فراوانی با رهبران سیاسی برای فراهم‌کردن پشتیبانی سیاسی در افغانستان روابط نزدیکی ایجا کرده اند… دولت چین در صورت عدم برخورداری اتصال بی‌آی‌آر از طریق افغانستان، در برآوردن هزینه‌های این پروژه با مشکل‌های بی‌شماری روبه‌رو خواهد شد.»

    او ادامه داد: «چنین سرمایه‌گذاری‌ای که به اقتصاد تزریق خواهد، مطمینا، برای افراد زیادی شغل ایجاد خواهد کرد و در صورت عدم وجود فعالیت‌های اقتصادی دیگر، ممکن است مردم از آن استقبال کنند؛ اما فضای سیاسی در افغانستان تقسیم شده است و احتمالا تعدادی از بزرگان قومی، مخالفت خواهند کرد، نه به این دلیل که اضراری در آن می‌بینند، بل‌ که به این دلیل که دست‌اندرکاران خارجی، می‌خواهند جلوش را بگیرند.»

    به گفته‌ی این منبع ، یک افسر ارشد در خدمات خارجی افغانستان، به او گفته بود که مقامات چینی حدود پنج سال پیش با صلاح‌الدین ربانی، وزیر خارجه، در باره‌ی تمدید CPEC و BRI بحث کرده اند. وزیر علاقه‌مند می‌نمود، دست‌کم تا زمانی که یک سفیر هندی برای عقب‌انداختن معامله پا پیش کرد-. این منبع، گفت: «سفیر هند در افغانستان برای ابراز نگرانی‌های خود حتا به سفیر امریکا در کابل مراجعه کرد. سرانجام، به روایتی، سفیر امریکا ربانی را تحت فشار قرار داد تا از گفت‌وگوهای بیش‌تر در باره‌ی CPEC با چین خودداری کند.»

    در مورد دیگر، یک دیپلمات «احساساتی»، رییس‌جمهور غنی را به «در کنار چینی‌ها ایستادن» و «به آن‌ها منابع افغانستان را پیشنهاددادن» متهم کرد و پروژه متوقف شد؛ اما حالا، با توجه با خروج ایالات متحده، پکن ممکن است در موقعیت خوبی برای ازسرگرفتن توافقات از جایی که متوقف شده بود، باشد و کابل را برای پیوستن به بی‌آی‌آر تحت فشار قرار دهد؛ به ویژه، اگر عقب‌نشینی امریکا منجر به روی‌کارآمدن طالبان شود. گفته می‌شود که از ماه فبروری گذشته، هنگامی که دولت ترامپ توافق صلح با طالبان را امضا کرد، مقامات چینی مکررا با نمایندگان این گروه شورشی در تماس بوده ‌اند. «طالبان مسلما شراکت یک‌پارچه‌تری را به چینی‌ها ارائه خواهند کرد؛ اما دیگر کشورهای منطقه کوشیده ‌اند به جای صلح با طالبان، جنگ‌سالاران را گرد هم آورند و به فکر مقاومت بوده ‌اند.»

    چین به عنوان بخشی از تکالیف استراتژیک خود برای افغانستان، تعدادی از پروژه‎های استراتژیک را آغاز کرده است؛ از جمله ساخت فرودگاه تاکسکورگان در فلات پامیر در شمال‌غرب منطقه‌ی خودمختار سین‌کیانگ اویغور، که در مرز افغانستان واقع است. چین در همین حال، سازنده و مجری بندر گادر در ولایت بلوچستان پاکستان است که این منطقه نیز با افغانستان هم‌مرز است. تاکسکورگان و گادر هر دو تحت برنامه‌ی CPEC در حال توسعه است.

     مایکل کوگلمن، معاون مدیر و معاون ارشد آسیای جنوبی در مرکز ویلسون در واشنگتن، به «دیلی‌بست»، گفت: «خروج واشنگتن از افغانستان به پکن یک فرصت استراتژیک می‌دهد. مطمینا خلایی برای پرکردن وجود خواهد داشت؛ اما، نباید ظرفیت چین برای پرکردن این خلا را بیش از آن چه هست در نظر بگیریم. با توجه به این که وضعیت امنیتی در افغانستان به یقین از اداره خارج می‌‌شود، تنها کاری که چین می‌تواند انجام بدهد، این است که جای پای خود را در کشور محکم کند.»

    پاکستان به عنوان شریک استراتژیک چین در بازی آخر افغانستان، می‌تواند برگ برنده‌ای برای چین باشد. سودا راماچاندران، تحلیل‌گر امور سیاسی و امنیتی آسیای جنوبی مستقر در هند، به «دیلی‌بست»، گفت: «من فکر می‌کنم، چین با توجه به روابط نزدیک و پرنفوذش با پاکستان، می‌تواند موفقیت بیش‌تری نسبت به ایالات متحده در افغانستان کسب کند. چین می‌خواهد اطمینان حاصل كند كه بی‌ثباتی در افغانستان بر BRI تأثیر منفی نداشته باشد و افغانستان را به سوی عضوشدن به CPEC یا BRI سوق دهد.»

    کوگلمن توضیح داد که توانایی چین در تحکیم رد پایش در افغانستان، «به پیمانه‌ی وسیع در به‌توافق‌رسیدن این کشور با طالبان بر می‌گردد، که تأثیرش چه به قدرت برسد چه نرسد، ادامه خواهد یافت. اگر طالبان با این که چین زیرساخت‌ها و دیگر پروژه‌ها را در افغانستان تطبیق کند مشکلی نداشته باشند، پکن دست بالایی پیدا خواهد کرد.»

    «چین به سادگی می‌تواند طالبان را وارد بی‌آی‌آر کند. شورشیان گفته اند در صورتی که این سازوکارهای انکشافی به تأمین منافع ملی بینجامد، از آن حمایت خواهند کرد.»

    در نهایت، آن چه چین برای گسترش برنامه‌ی «کمربند و جاده‌ی»‌ خود در افغانستان به آن نیاز دارد، صلح است. پکن تا آن جا پیش رفته که در ازای صلح در افغانستان، پروژه‌های زیربنایی و انرژی به ارزش میلیاردها دالر را به طالبان ارایه می‌دهد.

     به گفته‌ی کوگلمن، «طالبان تنها چالشی نیست که چین نیاز دارد بر آن غلبه کند. منابع خشونت فراوانی، هم بر له و علیه دولت، در افغانستان وجود دارد.»

    در این تردیدی نیست که دارایی‌های راه‌بردی در تاکسکورگان، واخان و گادر، زیرساخت‌های لوژیستیک چین را تقویت خواهد کرد و به نوبه‌ی آن، به چین کمک می‌کند اهداف اقتصادی و امنیتی طولانی‌مدت خود را در منطقه پیاده کند. در این میان، صلح هم‌چنان کلید اصلی برنامه‌ی جامع چین برای افغانستان پس از ایالات متحده، باقی می‌ماند.

  • آیا جمهوری خلق چین قادر خواهد شد هژمونی ایالات متحده امریکا را به چالش بکشد؟

    آیا جمهوری خلق چین قادر خواهد شد هژمونی ایالات متحده امریکا را به چالش بکشد؟

    جمهوری خلق چین با تجلیل از صد سالگی حزب کمونیست، ظهور مقتدرانه خود در نظام بین الملل را به نمایش گذاشت. چین از سال ۱۹۷۸ میلادی به رهبری دینگ شاوپین که زمینه ها را برای اصطلاحات اقتصادی و سیاسی فراهم کرد، به تدریج به یک قدرت بین المللی تبدیل شده است. در طی این مدت، جمعیت وسیع خلق چین از فقر و گرسنگی مزمن رهایی یافته و درآمد سرانه هر شهروند چینی از زیر ۵۰۰ دالر به ۱۰ هزار دالر در سال افزایش یافته است.

    چین جدید به رهبری هوجینتاو به طور خاص، رییس جمهور شی جین پینگ رویاهای بزرگی را در حکومتداری جهانی پرورش داده و طرح جاده و کمربند(زمینی و دریایی) بیش از ۵۰ کشور جهان را دربر گرفته است. با طرح این طرح بزرگ و همچنان ایجاد بانک توسعه زیربناها و نقش فعال چین در سازمان شانگهای، این کشور پیوسته تلاش کرده است که سیطره نظام برایتون-ودز را به چالش بکشد و هژمونی ایالات متحده امریکا در پهنه بین الملل تضعیف کند.

    به عبارت دیگر، چین عملا با طرح های بزرگ و طولانی مدت مشارکت دولت- سکتور خصوصی و اعطای قروض طولانی مدت آفریقا را تسخیر کرده و در نظر دارد واحد پول چین را منحیث بدیل دالر امریکایی در کشورهای عضو «طرح جاده و کمربند(Belt Road Initiative) ترویج کند.

    اگرچه نرخ رشد چین از سال ۲۰۱۰ بدین سو روند نزولی را نشان می دهد اما متخصصان اقتصادی و سیاست جهانی پیش بینی کرده است تا سال ۲۰۴۰ میلادی، دارامد ناخالص ملی(GDP) کشور چین از ایالات متحده بیشتر خواهد شد.

    با وجود این دستاوردها چین هنوز کشور در حال توسعه و در ردیف کشورهایی با درآمد متوسط شناخته می شود و ملیون ها جمعیت آن کشور با فقر دست و پنجه نرم می کند و مساله نقض حقوق بشری اویغورها و سایر اقلیت های مذهبی-قومی یک معضل مهم امنیت ملی جمهوری خلق چین است.

    اکنون سوال اصلی که مرتب در سطح بین الملل مطرح می شود این است که آیا همزمان با افزایش قدرت اقتصادی چین و توسعه تدریجی نفوذ چین در سازمان های بین المللی، حزب کمونیست چین قادر خواهد شد که هژمونی امنیتی-سیاسی ایالات متحده را در سطح جهان به چالش بکشد؟

    این پرسش امروزه یکی از گفتمان های اصلی مجامع آکادمیک و تحقیقات ستراتیژیک جهان به خصوص ایالات متحده را تشکیل می دهد. تاهنوز در باره سیاست مبتنی بر سعادت مشترک(A future based on shared prosperity) که شعار اصلی حزب کمونیست چین است و نیز «طرح جاده و کمربند» آن کشور بیش از ۶۰۰۰ مقاله علمی نشر گردیده و صدها گفتگوهای آکادمیک در سطح انجام شده است، اما هنوز پاسخ قطعی برای آن وجود ندارد.

    یاسین صمیم

  • کرزی: داعش با کمک امریکا در افغانستان ظهور کرد

    کرزی: داعش با کمک امریکا در افغانستان ظهور کرد

    حامد کرزی رییس جمهور پیشین کشور نقش چین را در افغانستان بسیار مهم خوانده می‌گوید پکن می‌تواند در بهبودی روابط بین افغانستان و پاکستان نقش سازنده داشته باشد.
    کرزی به تازگی در مصاحبه‌ای با گلوبل تایمز گفته است: «ایالات متحده و متحدانش در ناتو تحت نام مبارزه با تروریزم و افراط‌گرایی و آوردن ثبات به افغانستان آمدند. نه تنها ثبات نیامد و جنگ پایان نیافت، بلکه گروه‌های تروریستی جدیدی ظهور کرد. داعش اکنون پدیده‌ جدیدی در این‌جا است. داعش در جریان حضور امریکا و تحت نظارت آن‌ها ظهور کرد در حالی که کنترول کامل فضا و زمین افغانستان در دست آن‌ها بود.»
    وی با اشاره به وضعیت افغانستان گفت ایالات متحده اکنون می‌خواهند مسئولیت آن‌ را بر گردن مردم افغانستان بیندازد. آن‌ها تلاش می‌کنند به ما بگویند آنچه را اتفاق افتاده مردم افغانستان باید مدیریت کنند و امریکا هیچ مسئولیتی ندارد.
    به گفته وی، از یک نگاه مردم افغانستان باید برای آینده خود تصمیم بگیرند، اما از زاویه دیگر، امریکا و متحدانش برای آوردن ثبات به افغانستان آمده بودند.
    حامد کرزی تأکید می‌کند هرگونه حضور ایالات متحده در افغانستان باید به نفع مردم افغانستان و برای صلح و امنیت در این کشور باشد.
    کرزی افزود: (حضور امریکا) باید به طور واقعی به مسئله تروریزم در افغانستان و گروه‌های تروریستی مانند داعش در افغانستان رسیدگی کند. این امر همچنین باید برای منطقه قابل قبول و به نفع ثبات منطقه باشد.
    رییس جمهور پیشین کشور با بیان این‌که چین می‌تواند در افغانستان نقش خیلی مهمی بازی کند، به ویژه در بهبودی روابط بین افغانستان و پاکستان، گفت: چین همسایه خوب افغانستان است. چین یک بازی‌گر سازنده برای صلح و ثبات در افغانستان بوده و همچنین شریک اقتصادی افغانستان بوده است.
    با این حال، حامد کرزی خواستار خروج مسئولانه امریکا از افغانستان شد و افزود: من امیدوارم خروج امریکا از افغانستان با نیات خوب باشد.

  • آیا گروه صنعتی 7 جایگزین ناتو در افغانستان می شود؟

    آیا گروه صنعتی 7 جایگزین ناتو در افغانستان می شود؟

    در پیوند به رفتن و یا ماندن امریکا از افغانستان، گمانه‌زنی‌ها و چانه‌زنی‌های بی‌شماری وجود دارد و نشانه‌های بسیاری است که می‌تواند به صورت قاطعانه حضور امریکا در افغانستان را تأیید کند. مقام‌های رسمی امریکا اما جدا از ۶۵۰ سربازی که برای تأمین امنیت فردوگاه کابل و سفارت امریکا در افغانستان حضور خواهند داشت، خروج کامل نیروهایش را از افغانستان به گونه‌ی رسمی تأیید می‌کنند.
    به تازگی، سندهای محرم دولت بریتانیا که در یکی از ایست‌گاه‌های بس در مربوطات شهر کینت این کشور پیدا شده، نشان می‌دهد که احتمال ادامه‌ی حضور نظامی این کشور در افغانستان پس از خروج ناتو وجود دارد‎.‎ بی‌بی‌سی با نشر گزارشی، گفته که این سندهای رسمی حساس، در مجموع ۵۰ صفحه است و ‏شامل ایمیل‌ها و برخی گزارش‌ها بوده و در دفتر یکی از مقام‌های ارشد وزارت دفاع بریتانیا، ترتیب ‏شده است‎.‎ این خبرگزاری گفته است که به دلیل حساس‌بودن سندها، تصمیم گرفته تا به جزییات آن ‏نپردازد؛ زیرا، ممکن است زندگی سربازان بریتانیایی در افغانستان با خطر مواجه شوند‎.‎
    در حساس‌بودن این سند‌های شبهه‌ای وجود ندارد؛ اما، چرا سندهای محرمی که تنها حق خواندن آن را وزیر دفاع بریتانیا دارد و حکایت از گفت‌وگوهای محرمانه میان مقام‌های ارشد امریکا و بریتانیا می‌کند، از یک ایست‌گاه بس یافت شود. به نظر می‌رسد که سند‌ها به هیچ وجه یافت نشده اند؛ چرا که سازمان استخباراتی بریتانیا «ام‌آی‌سکس» و زوارت دفاع بریتانیا، آن قدر هم بی‌جبنه نیستند که سندهای اشد محرم را در ایست‌گاه بس رها کنند. احتمال دارد که این سندها از سوی مقامات دو کشور برای ذهنیت‌دادن مردم از حضور خویش در افغانستان، فاش شده و به دست خبرنگاران سپرده شده باشد. مواردی که امکان فاش‌کردن عمدی سندها را برجسته می‌کند، اتفاق‌های جهانی‌ای است که پشت سر هم در حال رخ‌دادن هستند.
    نخست، سرعت تحرکات چین در حدی که جایگاه گروه صنعتی هفت که نبض اقتصاد جهان است را به تزلزل آورده است؛ گروه صنعتی هفت، مدتی پیش در نشستی برای جلوگیری از طرح کمربند چینی، طرح بدیلی را مطرح کردند تا بتوانند در مبارزه با چین و اثبات جایگاه خویش موفق باشند. از آن‌ جا که افغانستان در همسایگی با چین قرار دارد، اکنون نسبت به هر زمانی برای گروه صنعتی هفت مهم شده است. بریتانیا و امریکا که از اعضای این گروه هستند، از هر امکانی مستفید می‌شوند تا در برابر چین بیستند که به بزرگ‎ترین قدرت اقتصادی جهان بدل نشود.
    مسئله‌ی دیگر، حساب بی‌حدوحصر امریکا روی پاکستان است؛ قرار بود که امریکا پس از خروج نیروهایش از افغانستان، پاکستان را قطب نظامی خود در آسیای جنوبی بسازد. محسابه‌ی امریکا این طور بود؛ چین در پاکستان سرمایه‌گذاری قابل چشم‌گیری کرده است، اگر امریکا این کشور را مرکز نظامی خود بسازد هم امکان کنترل القاعده را دارد، هم می‌تواند به چین بفهماند که پاکستان یکی از بزرگ‌ترین متحدان این کشور است. پس از آن ‌که طالبان در برابر پایگاه نظامی امریکا در پاکستان، اخطاریه صادر کردند، تمام محاسبات امریکا نقش بر آب شد.
    پیمان جدید پاکستان با چین و نفوذ این کشور بر طالبان، احتمالی را درشت می‌کند که به مشورت چین، عمدا طالبان را وادار کرده که نسبت به پایگاه‌ امریکا واکنش نشان دهند تا از برپاشدن پایگاه امریکایی جلوگیری صورت گیرد و پاکستان با خیال راحت، دو ابر قدرت را متحد خود نگه دارد.
    امریکا اما اکنون متوجه شده که حساب‌کردن بیش از حد روی کشوری که بر هیچ ارزشی پابند نیست، اشتباه بزرگی بوده است، به همین مایه، جو بایدن، فرضیه‌ای که پاکستان را از افغانستان پنجاه مرتبه مهم‌تر تصور می‌کرد، کنار گذاشته و استرتژی برگشت به افغانستان را محاسبه می‌کند.
    با سند نشرشده از سوی بی‌بی‌سی،‌ گمان می‌رود؛ اعضای گروه صنعتی هفت که شامل کشورهای عضو ناتو نیز می‌شوند، از ناتو بخواهند که افغانستان را ترک کنند و کشورهای شامل این گروه صنعتی با کمک ترکیه، دوباره وارد افغانستان شوند و در خط مبارزه با چین و پاکستان، قرار بگیرند و تا اکنون امریکا و بریتانیا از کشورهای گروه صنعتی هفت، اعلام کرده اند که پس از خروج ناتو در افغانستان خواهد ماند

  • چین: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان باید مسئولانه باشد

    چین: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان باید مسئولانه باشد

    «جائو لی جیان» روز چهارشنبه در یک کنفرانس خبری گفت:  ارتش آمریکا باید با روشی مسئولانه خارج شود تا در این دوره گذار، ثبات اوضاع افغانستان تامین شود تا از ایجاد ناآرامی و رنج بیشتر برای مردم افغانستان توسط نیروهای تروریستی و صدمه زدن به صلح و ثبات منطقه جلوگیری شود.

    گزارش ها حاکی است از ابتدای امسال درگیری های داخلی در افغانستان تشدید شده، حملات تروریستی بطور مستمر رخ داده و اوضاع امنیتی این کشور پیچیده تر شده است.

    جائو گفت: ۲۰ سال پیش، ایالات متحده به نام مبارزه با تروریسم نیروهای خود را به افغانستان اعزام کرد در حالی که علیه سازمان القاعده و طالبان می جنگید. همزمان تلفات جانی سنگین بر غیرنظامیان افغانستان تحمیل کرد و حالا که ۲۰ سال گذشته، اوضاع امنیتی در افغانستان هنوز پیچیده و وحشتناک است. مساله تروریسم هنوز حل نشده است اما آمریکا ناگهان تصمیم گرفته نیروهای خود را از افغانستان خارج کند.

    گروه طالبان از دو ماه پیش تاکنون، براساس گزارش های میدانی بیش از ۶۰ شهرستان در استان های مختلف افغانستان را همزمان با آغاز خروج نظامیان خارجی تصرف کرده و یا در برخی از آنها همچنان شدیدا با نیروهای دولت درگیر است.

    طالبان روز گذشته در ادامه حملات خود با تصرف ۶ شهرستان در استان های بلخ، قندوز و اورزگان با عبور از کمربند امنیتی شهر مزارشریف، عکسی از دروازه ورودی این شهر در فضای مجازی منتشر کرد که باعث نگرانی مردم این شهر شده است.

  • چین و چالش افغانستان و دو راهی آسیای مرکزی

    چین و چالش افغانستان و دو راهی آسیای مرکزی

    عقب‌نشینی نیروهای امریکایی از افغانستان جریان دارد و قرار است تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱ تکمیل شود. در نخستین روزهای جنگ علیه تروریسم، پایگاه‌های نظامی امریکا در آسیای میانه برای اجرای عملیات در افغانستان مهم بود؛ اما فشار منطقه‌ای منجر به بسته شدن این پایگاه‌ها شد.

    در حالی که روایتی در مطبوعات مبنی بر خواست امریکا برای حضور چشم‌گیر در منطقه پس از عقب‌نشینی در جریان است؛ اما مشخص نیست که در این مورد با کدام کشور در آسیای میانه مشورت شده است.

    بعید به نظر می‌رسد که روسیه برای پرکردن خلای عقب‌نشینی امریکا اقدام کند. این کشور در عوض ترجیح می‌دهد در جایی که منافعش تأمین شود، به نقش حمایتی خود ادامه دهد.

    به نظر می‌رسد که ایالات متحده می‌خواهد در کنار سمت‌وسو دهی برخی از توانایی‌های ضد تروریسم خود، هم‌چنان در منطقه درگیر باشد و روی برنامه جدید جاده ابریشم یا ابتکار «یک کمربند و یک راه» چین که آسیای میانه را از طریق افغانستان به آسیای جنوبی وصل می‌کند، تمرکز داشته باشد. معلوم نیست که آیا چین سرانجام پا پیش می‌گذارد تا در قبال افغانستان مسوولیت بگیرد و وعده‌های امنیتی مکرر خود را دنبال کند یا نه.

    از زمان تخلیه پایگاه هوایی ماناس در قرقیزستان توسط ایالات متحده در سال ۲۰۱۴، سیاست‌های آسیای میانه تغییر کرده است. در آن زمان بحث اصلی این بود که چگونه مسکو می‌خواهد خلای امنیتی بعدی را پرکند. با این وجود، «روایت هفت سال مداخله‌گری»، تسلط روسیه نبود؛ بلکه گسترش چین بود. از سیاست تا امنیت تا زبان و اقتصاد، چین در حال افزایش قدرت خود در آسیای میانه است.

    به تاریخ ۱۲ ماه می، چین میزبان دومین دور گفت‌وگوهای وزیران خارجه گروه(C5 + 1)  در «ژیان» بود. پنج وزیر امور خارجه آسیای میانه، اولین گروه از مقاماتی بودند که از آغاز همه‌گیری کووید-۱۹ به چین دعوت شدند.

    روابط سیاسی چین و کشورهای آسیای میانه در دهه گذشته، رشد چشم‌گیری داشته است. موضوع بحث این نشست، افغانستان بود. کشورهای آسیای میانه از گسترش احتمالی درگیری‌ها به قلمروشان هراس دارند و به دنبال تضمین امنیتی از داخل افغانستان و هم‌چنین دیگر قدرت‌های بزرگ منطقه هستند.

    چین مانند روسیه ضمن تأکید بر عقب‌نشینی مسوولانه و منظم نیروهای امریکایی از افغانستان که سبب تجدید قوای گروه‌های تروریستی در آینده نشود، تمایلی به بازگشت ایالات متحده در آسیای میانه ندارد.

    در عین حال، پکن موفق به ارایه برنامه‌های امنیتی برای حمایت از همسایه‌گان غربی خود در صورت تشدید بی‌ثباتی در افغانستان، نشده است. در پایان نشست، چین و کشورهای آسیای میانه، اعلامیه مشترکی را درباره افغانستان با جزئیات منتشر کرد. در چند سال گذشته، چین به عنوان یک بازیگر فعال در افغانستان فعالیت داشته است. این کشور چندین مجرای دیپلماسی را در افغانستان افتتاح کرده است. هم‌چنان چین در گفت‌وگوهای منطقه‌ای شرکت و با ایالات متحده و پاکستان همکاری کرده است تا طالبان را روی میز مذاکره بیاورد. پکن بارها فشار آورد تا سازمان همکاری شانگهای کارهای بیش‌تری را در افغانستان انجام دهد؛ هرچند این فشارها نتیجه‌ای نداشت. چین برای نیروهای مرزی افغانستان، تاجیکستان و پاکستان، پشتی‌بانی محدود ارایه کرده است و گفته می‌شود که در تاجیکستان پایگاهی را راه‌اندازی کرده است. این تلاش‌ها اما فقط روی نگرانی‌های مرزی چین متمرکز است. از نظر اقتصادی نیز داستان به همین شکل بوده است. چین اقدامات خود برای صلح افغانستان را با انگیزه فعالیت اقتصادی گسترش داده است؛ چیزی که سیاست‌گذاران چینی به عنوان مناسب‌ترین سهم کشورشان می‌توانند ارایه دهند. یک کمیته اقتصادی و تجاری دوجانبه در سال ۲۰۱۵ تأسیس شد. پروازهای مستقیم تجارتی بین افغانستان و چین در اواخر سال ۲۰۱۸ آغاز شد. پس از ساخت خط قطار مزار شریف – حیرتان از طریق اوزبیکستان و قزاقستان، یک خط قطار تجارتی بین چین و افغانستان نیز در تابستان ۲۰۱۹ افتتاح شد.

    براساس اطلاعات گمرک چین، تجارت دوجانبه بین چین و افغانستان از ۳۳۸ میلیون دالر در سال ۲۰۱۳ به ۶۲۹ میلیون دالر در سال ۲۰۱۹ رسیده است که دو برابر افزایش را نشان می‌دهد. پکن بارها در مورد آوردن افغانستان به طرح یک کمربند و یک راه خود و وصل کردن این کشور با آسیای میانه، چین و پاکستان، صحبت کرده است. در واقع پکن در این زمینه به دستاوردهای اندک نایل شده است. جدیدترین وعده چین، کمک‌های امنیتی ضد تروریسم است؛ اما مشخص نیست که این کمک‌ها چگونه در امر مبارزه با تروریسم موثر واقع خواهد شد. از نظر اقتصادی، سهم چین در افغانستان افزایش یافته؛ اما نتوانسته است پروژه استخراج مس عینک را که شرکت‌های این کشور در سال ۲۰۰۷ امضا کردند، به ثمر برساند. پروژه شرکت ملی نفت چین (CNPC) در شمال افغانستان نیز به حالت تعلیق درآمده است. پکن هنوز نتوانسته است برنامه‌های اقتصادی خود را در افغانستان عملی کند. پس از خروج ایالات متحده، موفقیت چین در این راستا خیلی دشوار خواهد بود؛ زیرا طالبان احتمالاً کنترل قسمت‌های زیاد افغانستان را به دست خواهند گرفت و ممکن است حاکمیت ایدئولوژی اسلامی به یک امر اجتناب‌ناپذیر مبدل شود که عواقب بدی برای چین خواهد داشت.

    در حالی که پکن به صورت واضح روابط خود را با جناح‌های موجود در دولت افغانستان تقویت می‌کند، تحلیل‌گران به همان اندازه مطمئن هستند که احتمال بازگشت طالبان به قدرت وجود دارد.

    این سردرگمی نشان‌دهنده پیچیده‌گی وضعیت میدان جنگ افغانستان است و اختلاف نظر در برنامه‌ریزی فعلی را برجسته می‌کند. این مسأله هم‌چنین نشان می‌دهد که استراتژی افغانستان پساامریکای چین، چگونه از بین می‌رود. با اصرار واشنگتن برای حضور، پکن می‌تواند امریکا را برای هر اتفاقی که رخ می‌دهد، مقصر بداند. پس از رفتن امریکا، ممکن است این بهانه خریدار داشته باشد؛ اما در عمل کاربرد ملموس نخواهد داشت.

    در حالی که چین تلاش دارد تا نگرانی‌های امنیتی خود را برطرف کند، همسایه‌های آن در آسیای میانه انتظار دارند تا این کشور از وزن و قدرت خود استفاده کند و نقش اساسی‌تر در تثبیت اوضاع داشته باشد.

    هیچ‌کس انتظار ندارد که چین از نظر نظامی جایگزین ایالات متحده شود؛ اما آسیای میانه امیدوار است که پکن نقش پررنگ‌تر و قابل توجه‌تری در افغانستان بازی کند؛ نقشی که در واقع به بهبود اوضاع کمک کند، به جای این‌که بنشیند و فروپاشی را تماشا کند.

    منبع: دیپلمات

  • روسیه، چین و ایران در افغانستان پسا خروج امریکا

    روسیه، چین و ایران در افغانستان پسا خروج امریکا

    پس از تصمیم جو بایدن مبنی بر خروج نیروهای امریکایی در ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱ از افغانستان، فاز جدیدی از هم‌کاری و تلاش‌های منطقه‌ای برای رسیدگی به چالش امنیتی پیش ‌رو در این کشور، روی دست گرفته شده است.
    مسؤولان از اسلام‌آباد، بجینگ و مسکو، تلاش دارند با رهبری طالبان و دولت افغانستان در این زمینه‌ گفت‌وگو کنند. هم‌چنان انتونی بلینکن، وزیر خارجه‌ی امریکا، در نشست ماه مارچ با مقامات افغانستان و پاکستان در مسکو و دوشنبه، روی همین موضوعات دیدار و بحث کرده است.
    این روشن است که جنگ افغانستان، بدون اجماع ملی نمی‌تواند به یک راه‌ حل سیاسی در این کشور منجر شود. هنوز تلاش‌های منطقه‌ای در فرایند یک رویکرد سیاسی پیش می‌‌رود؛ چون چالش افغانستان چندجانبه است. همه قدرت‌های منطقه‌‌ای نفوذ و منافع قابل ملاحظه‌ای خود در آینده‌ی افغانستان را دارند و روابط این قدرت‌ها در منطقه‌، نقش کلیدی را در روند [صلح افغانستان] بازی می‌کند. به صورت ویژه، روسیه، چین و ایران، تأثیرپذیر از روند صلح افغانستان استند. در سال‌های اخیر، این کشورها عملا در افغانستان دست به کار شده‌ اند: هر دو بحث؛ ایجاد راه‌بردی سیاسی دولت با دولت و هم‌چنان برنامه‌ی حمایت از گروه‌های قبلی سیاسی، طرح شده است. روسیه و ایران، بازی‌گران مهم منطقه‌ای در امور افغانستان پس از آَغاز مذاکرات صلح افغانستان در سال ۲۰۱۸ استند.
    پیوستن چین با این بازی‌گران در منطقه‌ هنگام خروج نیروهای امریکایی، باعث می‌شود این کشور پس از خروج نظامیان امریکا نقش بارزتری را در افغانستان بازی کنند.


    روسیه و چین: دوستان و رقبای هژمونیک
    از منظر‌ قدرت‌های بزرگ جهان، روسیه نفوذ قابل ملاحظه‌ای‌ در کشورهای آسیای میانه دارد و‌ خروج نیروهای امریکایی، انگیزه‌ی جابه‌جایی نیروهای روسی را در منطقه‌ی افزایش داده است.
    مسکو که حامی روند صلح افغانستان است و عضویت سازمان «ترویکا» با امریکا، روسیه، چین و پاکستان را دارد، افراط‌گرایی دینی، قاچاق مواد و تولید مواد مخدر در افغانستان، زنگ خطر جدی به این کشور تلقی می‌شود. نگرانی‌ جدی روسیه و کشورهای آسیای مرکزی،‌ امنیت خودشان است: این کشورها می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که پس از خروج نظامیان امریکایی، ناامنی، بی‌ثباتی و تروریزم از مرزهای افغانستان به این کشورها سرایت نکند. روسیه در تلاش یافتن کانال هم‌کاری با گروه طالبان است که احتمالا به صورت «رسمی و غیررسمی» در نظام آینده‌ی افغانستان سهیم استند.
    خروج امریکا، زمینه‌ی اهداف ژیوپولتیکی روسیه در منطقه‌ و افغانستان را فراهم کرد. به همین مبنا بود که روسیه روابط خود با گروه‌های مختلف سیاسی در افغانستان را سرعت داد. روسیه هنوز خود را به عنوان قدرتی در منطقه‌ فرض می‌کند و خروج امریکا را فرصتی می‌داند که می‌تواند با ایجاد اجماع جدیدی با متحدان در منطقه به ویژه چین، نفود خود را دوباره گسترش دهد. چین منافع قابل ملاحظه‌ی اقتصادی-امنیتی در منطقه دارد و می‌خواهد از افغانستان به عنوان پل ارتباطی برای انتقال پروژه‌ی «یک راه‌ یک کمربند» و کریدور اقتصادی پاکستان-چین استفاده کند.
    افزون بر این، پس از ۲۰۰۷، چین در تلاش یافتن فرصت برای سرمایه‌گذاری روی منابع زیرزمینی افغانستان است که نیازمند امنیت و زیربناسازی ترابری –ترانسپورتی- است. رسیدن به هیچ یک از این اهداف، بدون تأمین ثبات در افغانستان ممکن نیست. بنا بر این، چین هنوز روی راه‌ حل سیاسی در افغانستان پافشاری می‌کند؛ راه‌ حلی که افقی آن در توافق صلح افغانستان به چشم می‌خورد.
    به اصطلاح قدیمی که «دشمنِ دشمن من، دوست من است»، بجینگ و مسکو با این رویکرد با واشنگتن برخورد می‌کنند.
    در حال حاضر، چین و روسیه قدرت و مشروعیت بیش‌تری نسبت به دهه‌ی ۱۹۵۰ دارند. این کشورها طبق اهداف استراتژیک، همبستگی خود را در چارچوب توافق دوجانبه و چندجانبه در منطقه‌ انکشاف داده‌ اند. به یاد داشته باشید که توافق میان قدرت‌های جهان، چیزی تازه‌ای نیست. امروز بجینگ و مسکو هر دو روی حضور در افغانستان فکر می‌کنند تا از بی‌ثباتی و ناامنی جدی که از این کشور متوجه‌شان می‌شود، جلوگیری کنند.
    در حالی که این کشورها خواهان ایجاد امارت اسلامی-طالبانی در افغانستان نیستند، اما در چارچوب توافق سیاسی، می‌خواهند با طالبان هم‌کاری داشته باشند.


    ایران: بازی‌گر قدرت
    مانند روسیه، ایران یکی از بازی‌گران کلیدی در افغانستان است، این کشور همواره از منظر امنیتی به افغانستان به عنوان یک تهدید می‌نگرد، هم‌چنان این کشور به افغانستان به عنوان یک فرصت تجارتی که ایران را به بازار کشورهای آسیای مرکزی متصل می‌کند، می‌بیند.
    ایران خواهان حضور دوام‌دار امریکا در افغانستان است و به همین دلیل، از طریق قدرت‌ نرم و سفت، در تلاش تخریب اهداف امریکا در این کشور بود. ایران مخالف توافق‌نامه‌ی امنیتی امریکا با افغانستان بود و از تروریستان مخالف امریکا، حمایت کرد.
    ایران منافع امنیتی قابل ملاحظه‌ای در افغانستان دارد و با ایجاد لشکر فاطمیون که از پیروان مذهب شیعه‌ تشکیل شده، با شاخه‌ی‌ خراسان داعش می‌جنگد. ایران هم‌چنان تلاش می‌کند تا به بازار افغانستان دست‌رسی داشته و مذهب شیعه را تقویت ‌کند. [ایران] نگرانی جدی از سرایت تروریزم و قاچاق مواد مخدر را دارد. از قدرت نرم، برای گسترش نفوذ خود استفاده می‌کند. در حالی که هر دو کشور –ایران و روسیه-، در رابطه به نظامیان امریکایی دیدگاه مشترک دارند؛ اما روسیه طرف‌دار یک ایران قدرت‌مند نیست که نفوذ خود را در منطقه گسترش بدهد.
    نگرانی دیگر روسیه، نزدیکی ایران و امریکا است که می‌تواند به نفوذ روسیه آسیب برساند. با خروج امریکا، ایران منافع مستقیم زیادی در افغانستان می‌یابد و می‌تواند آن را با متحدسازی قدرت‌های منطقه‌ از جمله روسیه، به سادگی به دست بیاورد.
    این در حالی است که توافق‌‌نامه‌ای به ارزش ۴۰۰ بیلیون دالر میان ایران و چین به امضا رسیده است که دومین سرمایه‌گذاری گزاف چین با متحد منطقه‌ا‌ی پس از روسیه است.
    حینی که روابط چین و ایران در حال جوانه‌زدن است؛ اما بجینگ محتاطانه عمل می‌کند و خطر ازدست‌دادن قرارداد نفت با کشورهای خلیج فارس را نمی‌تواند قبول کند.
    هرچند توافق میان قدرت‌های منطقه‌ای در آینده‌ی نزدیک روی افغانستان تأثیر ندارد؛ اما در درازمدت روی قدرت پویای افغانستان نیز تأثیر خود را می‌گذارد. به طور مثال: توافق چین-ایران مبنی بر هم‌کاری و شریک اطلاعات نظامی-استخباراتی که به صورت جدی به مخالفت امریکا در منطقه انجامیده است.


    برنامه‌ی بعدی چیست؟
    توافق دوجابنه‌ی ایران–چین و نزدیکی چین و روسیه، زمینه‌ی هم‌کاری جدی را میان سه قدرت ایجاد کرده که می‌تواند روی امنیت منطقه‌ خیلی تأثیر داشته باشد. چین، روسیه و ایران هیچ‌ گاهی به افغانستان لشکرکشی نمی‌کنند؛ اما از این جغرافیا به عنوان میدان جنگی برای رقابت با امریکا استفاده می‌کنند.
    افزون بر این، افغانستان در درازمدت به بی‌ثباتی مواجه است. این کشورها نگرانی دارند که امریکا به دنبال بی‌ثباتی و ایجاد تهدید در کشورهای منطقه است.
    در چنین اوضاعی، ادامه‌ی هم‌کاری امریکا با افغانستان و شریک‌سازی اطلاعات استخباراتی، می‌تواند از تبدیل‌شدن افغانستان به میدان رقابت‌های منطقه‌ای جلوگیری کند. بهترین راه‌کار سیاسی، ایجاد دیپلماسی چندجانبه است، نه ترک یک‌جانبه‌ی‌ منطقه.
    از سویی، کشورهایی مانند روسیه، ایران و چین، روی منافع خود در این روند گفت‌وگو می‌کنند تا روی منافع‌شان در این کشور چانه‌زنی ‌کنند. تأمین ثبات و امنیت در افغانستان، در محور اصلی این گفت‌وگو شکل می‌گیرد. این می‌تواند منافع اقتصادی-امنیتی این کشور را در منطقه تأمین کند.
    یادداشت: نیلوفر سخی، یکی از مسؤولان غیررسمی در اتلانتیک کانسل در جنوب آسیا و رییس پالیسی و دیپلماسی در کمپنی مک کام است.

    منبع: اتلانتیک کانسل

    مترجم: ابوبکر صدیق

  • تاثیر خروج امریکا بر کشورهای منطقه

    تاثیر خروج امریکا بر کشورهای منطقه

    پایگاه خبری ‘دِ اینترنشنال نیوز’ در گزارشی نوشت خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان تا ۱۱ سپتامبر امسال تاثیری مهم بر مناسبات کشورهای همسایه و منطقه خواهد گذاشت.

    «رامش کومار وانکوانی » یکی از اعضای مجلس ملی و رئیس شورای هندوهای پاکستانی با انتشار مقاله ای در پایگاه خبری “د اینترنشنال نیوز” پاکستان با اشاره به اثرات خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان  اضافه کرد خروج سریع نیروهای آمریکایی از افغانستان به دستور جوبایدن همزمان با بیستمین سالگرد حملات به مرکز  تجارت جهانی و وزارت دفاع آمریکا بدون  دستاورد مهمی می تواند تغییرات زیادی در منطقه  ایجاد کند.

    وی با بیان اینکه  به نظر می رسد که آمریکا قادر به قطع کامل خود با افغانستان نیست اضافه کرد در شرایط جدید با توجه به تلاش روسیه و  چین برای گسترش نفوذ در چین ، واشنگتن نیاز دارد که پایگاههایی در کشورهای همسایه افغانستان داشته باشد.

    رئیس شورای هندوهای پاکستانی با بیان اینکه  شرایط در برخی از کشورهای آسیای میانه نسبت به گذشته تغییر یافته نوشت هم اکنون قرقیزستان ،قزاقستان و تاجیکستان با تغییر مناسبات و روابط خود از متحدان روسیه هستند.

    هم اکنون بیش از پنج هزار سرباز روس در بزرگترین پایگاه نظامی در روسیه مستقر است و از سوی دیگر قانون  اساسی ازبکستان نیز اجازه ایجاد پایگاه نظامیان خارجی در این کشور را نمی دهد.

    نفوذ چین در آسیای میانه 

    در ادامه این گزارش با اشاره به افزایش نفوذ و تاثیر چین در کشورهای آسیای میانه آمده  است چین و روسیه به همراه  کشورهای آسیای میانه موفق به ایجاد پیوندها و روابط نزدیک با تمام احزاب در افغانستان شدند و بسیار مشتاقتند تا پس از خروج نیروهای آمریکایی از این کشور نقش های فعال تری بازی کنند. 

     وانکوانی با اشاره به نقش محوری پاکستان در جنگ علیه تروریستم اظهار داشت تعداد زیادی از سربازان و مردم پاکستان جان خود را برای  مبارزه با تروریسم فدا کردند و همچنان وضع دشوار و دوراهی در مسئله مرز خارجی وجود دارد.

    پاکستان پایگاه نظامی در اختیار آمریکا قرار نمی دهد 

    روزنامه نیویورک تایمز نیز در گزارشی از بن بست گفت وگوهای آمریکا و پاکستان بر سر ایجاد پایگاه نظامی در  این کشور خبر داد.

    شاه محمود  قریشی وزیر خارجه پاکستان در واکنش به انتشار گزارشهایی در خصوص علاقه مندی امریکا برای ایجاد پایگاه نظامی در پاکستان اظهار داشت اسلام آباد پایگاه نظامی در اختیار آمریکا قرار نمی دهد.

    با وجود اینکه آمریکا برای خروج از افغانستان مصمم است اما تاکنون هیچگونه سیاست و خط مشی مشخصی در باره شرایط پس از خروج نیروهایش ترسیم نکرده است و دراین شرایط رقابت کشورهای  منطقه برای گسترش نفوذ در افغانستان افزایش می یابد.

  • پنتاگون: چین بزرگترین رقیب استراتیژیک امریکا ست

    پنتاگون: چین بزرگترین رقیب استراتیژیک امریکا ست

    جزئیات این دستور برای وزارت دفاع محرمانه می باشد. آستین به روز چهارشنبه به وقت محل گفت که با این خط مشی «شبکه متحدین و شرکای ما را بار دیگر احیا و سیاست تحزیری  ما را تقویت خواهیم کرد، انکشاف طرح های جدید عملیاتی، امکانات جدید، نیروی نظامی آینده و کارمندان ملکی و نظامی نوسازی شده ما را تسریع خواهیم نمود.»

    این اقدام بعد از ارزیابی یک کمیسیون کارشناسان روی دست گرفته شد که توسط جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده درماه فبروری ایجاد شده بود، تا در مورد استراتیژی پنتاگون در برابر چین تحقیق نماید.

    یک کارمند بالارتبه وزارت دفاع گفت که این کارشناسان، «خلایی را» را میان اولویت های اعلام شده و رخداد های واقعی تشخیص داده بودند.

    پیش از آن پنتاگون در استراتیژی ملی سال ۲۰۱۸ اش، چین را به عنوان رقیب مهم استراتیژی شناسایی کرده بود. اما کارشناسان تشخیص دادند که از آن زمان به این سو، کار زیادی انجام نشد تا با مشکلاتی وارده از جانب پکینگ برخورد کرد.

    وزارت دفاع ایالات متحده امریکا در دو دهه گذشته به میزان زیادی بر مبارزه علیه نیروهای جهادگرا در خاور میانه متمرکز شده بود. اما برخورد با نیروی نظامی بسیار مدرن چین، چالش کاملاً جدیدی را با خود همراه داشت.

    اردوی ایالات متحده امریکا در حال حاضر تلاش می‌کند تا حضورش را در حوزه پاسیفیک توسعه دهد. چین در این منطقه به طور فزاینده ای به صورت تهاجمی، از جمله در برابر تایوان برخورد می‌کند؛ چین تایوان را به عنوان ایالت پیمان شکن می نگرد.

     ایالات متحده امریکا بازهم حضور نظامی قابل توجه اش را در خاور میانه حفظ می کند، باوجود آنکه به روند خروج ۲۵۰۰ سرباز باقی‌مانده اش از افغانستان آغاز کرده است.

  • آیا چین جای آمریکا را در افغانستان پر می کند؟

    آیا چین جای آمریکا را در افغانستان پر می کند؟

    مواجهه ی واشنگتن با سناریوی چهارگانه

    ایالات متحده آمریکا در ماه می به طور رسمی روند خروج نیروهایش را از افغانستان آغاز کرد. بر اساس اخرین معلومات، تا کنون ۵۰ درصد نیروهای امریکایی خاک افغانستان را ترک کرده اند.حضور نظامی آمریکا و ناتو در خاک افغانستان تا ۱۱ سپتامبر در حالی به پایان خواهد رسید که واشنگتن با سناریوی چهار گانه ای روبرو می باشد. سناریوی اول مربوط به ادامه حضور حد اقلی در خاک افغانستان با توجه به مسائل مهمی چون احتمال سقوط دولت، قدرت گرفتن بیشتر طالبان و تحکیم جای پای چین در کابل است.

    سناریوی دوم مربوط به گفتمان هزینه_ فایده و محاسبات واشنگتن و حضور بیست ساله در افغانستان می باشد که در این مدت علاوه بر صرف میلیاردها دالر هزینه، متحمل تلفاتی سنگین شدند که در نهایت تغییری را نیز در وضعیت افغانستان به وجود نیاورد. نه مواد مخدر در افغانستان کاهش یافت، نه فساد اداری و مالی کم شد و نه منازعات قومی و هویتی تقلیل یافت. بنابراین تداوم این مسیر می‌تواند هزینه‌های آمریکا را در افغانستان بدون دستیابی به دستاوردی همچنان افزایش دهد. طبق این سناریو، آمریکا نیروهای خود را از میدان نبرد افغانستان خارج می کند اما فضای افغانستان را هم چنان کنترل خواهد کرد.

    سومین سناریو خروج «مسئولانه» آمریکا از افغانستان است. براساس این سناریو با توجه به تعهدات امنیتی بین آمریکا و دولت افغانستان، آمریکا از موضع مستشاری بویژه از منظر آموزش، حمایت مالی و تجهیز نیروها به افغانستان کمک خواهد کرد تا مسئولیتی که قرار است نیروهای امریکایی در ارتباط با امنیت افغانستان برعهده بگیرند، نیروهای افغان برعهده بگیرند. در همین حال در پیشبرد پروسه صلح میان دولت افغانستان و طالبان نیز همکاری خواهد داشت. بر اساس این سناریو، پس از دست یابی به توافق سیاسی، روندی در افغانستان شکل می گیرد که طالبان را از گروهی نظامی به سیاسی بدل خواهد کرد.

    سناریو چهارم، خروج بدون تعهد آمریکا است. در صورت خروج بی قید و شرط و غیرمسئولانه و قطع تمامی همکاری های امنیتی با افغانستان به طور طبیعی پیامدهای منفی آن بروز پیدا خواهد کرد. کما اینکه با خروج نسبی نیروهای نظامی آمریکا، شاهد افزایش تحرکات نظامی و سیر صعودی درگیری ها هستیم؛ مساله ای که می تواند آتش درگیری های داخلی در افغانستان را نیز شعله ورتر کند. بر اساس این سناریو، سقوط حکومت و نقش پر رنگ کشورهای منطقه به خصوص چین و پاکستان دور از ذهن نیست.زیرا در بُعد منطقه ای وقتی یکی از قدرت های بزرگ منطقه را ترک می کند، قدرت های دیگر منطقه ای جای آن را پر خواهند کرد. از همین رو به نظر می رسد که چینی ها برای این امر تلاش زیادی را داشته باشند تا بتوانند خلا آمریکا را پر کنند. به طور طبیعی کشوری مانند پاکستان نیز با چین همسو خواهد بود. ضمن اینکه پکن و اسلام آباد هر دو، روابط خوب با طالبان نیز دارند و البته چین از مناسبات مطلوبی با دولت افغانستان هم برخوردار است.

    چنین موضوعی زمانی اهمیت پیدا می کند که بدانیم چین و آمریکا رقیب استراتژیک یکدیگر در زمان حال و آینده خواهند بود. لذا با خروج آمریکا از افغانستان و ورود چین به این عرصه، فضای مانور بیشتری را پکن به منظور ایستادگی در مقابل آمریکا به وجود خواهد آورد. چین می تواند از معادن و فرصت های اقتصادی افغانستان نیز بهره ببرد. این نکته را نیز باید مد نظر داشت که با رفتن آمریکا رقابت بین هند و چین در کابل بالا خواهد گرفت و پکن با رقیب منطقه ای اش هند در افغانستان مواجه خواهد شد. این مساله در صورتی که مدیریت نشود می تواند ناامنی های بیشتری را در افغانستان دامن بزند.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • پکن ادعای امریکا مبنی بر نشت کرونا از آزمایشگاه های چین را رد کرد

    پکن ادعای امریکا مبنی بر نشت کرونا از آزمایشگاه های چین را رد کرد

    سفارت چین در ایالات متحده ادعاهای “بی‌اساس” درباره نشت ویروس کرونا از یک آزمایشگاه در ووهان را با ادعاهای دروغین مبنی بر وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق مقایسه کرد.

    پکن در واکنش اتهامات آمریکا در خصوص منشاء آزمایشگاهی ویروس کرونا گفت، دانشمندان باید به دنبال منشاء COVID-19 باشند نه سرویس‌های اطلاعاتی.

     لیو پنگیو، سخنگوی سفارت چین شامگاه دوشنبه در پیامی توییتری نوشت: منشاء COVID-19  مساله علم است و باید به صورت مشترک مورد بررسی دانشمندان جهان قرار بگیرد نه اینکه سیاسی شود. هرگونه نتیجه گیری باید مطابق فرایندهای سازمان جهانی بهداشت و طبق متدهای مبتنی بر علم باشد. کمپین سیاسی سازی مطالعه درباره منشاء کرونا و تخریب چین هیچ تفاوتی با دروغهای ۱8 سال پیش درباره وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق ندارد.  

    جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا ماه گذشته به مشاورانش دستور داد تا پاسخهایی درباره منشاء این ویروس بیابند. بایدن گفت، آژانسهای اطلاعاتی آمریکا در حال بررسی دو سناریو هستند؛ اینکه انتشار این ویروس نتیجه یک اتفاق در آزمایشگاه بوده یا از ارتباط انسانی با یک حیوان آلوده نشات گرفته است اما آنها به نتیجه نرسیدند. اطلاعات انگلیس هم سناریوی نشت از آزمایشگاه را رد نکرده است.

    اندکی پیش از حمله مارس 2003 آمریکا و متحدانش به عراق، کالین پاول که وزیر خارجه وقت آمریکا بود در نشست شورای امینت گفت اطلاعات دست اولی دارد که نشان میدهد فناوریهای تولید تسلیحات بیولوژیکی به دست صدام رسیده است. او در ادامه صحبت‌هایش، یک لوله آزمایش محتوی پودری سفیدرنگ را نشان داد و مدعی شد که حاوی نمونه‌ای از تسلیحات کشتار جمعی است که در کارخانه‌های عراقی تولید شده است. همانطور که بعدا فاش شد، پاول اطلاعات غلط از جامعه اطلاعاتی آمریکا گرفته بود و مشخص شد که محتویات آن لوله آزمایش تقلبی است.

  • رئیس جمهور: کسانی که با داکتران برخورد نادرست می کنند، تحت پیگرد عدلی و قضایی قرار می گیرند

    رئیس جمهور: کسانی که با داکتران برخورد نادرست می کنند، تحت پیگرد عدلی و قضایی قرار می گیرند

    رئیس جمهور غنی طی صحبتی، گفت هفت صد هزار دوز واکسین کرونا از چین در آیندۀ نزدیک می رسد و اقدامات لازم به خاطر فراهم کردن آکسیجن مورد نیاز از داخل و خارج، صورت گرفته است.

    رئیس جمهور غنی با اشاره به بحران موج سوم کرونا، گفت در کنار وزارت صحت عامه، باید همه در مسئولیت پذیری شریک شویم و رهبری دولت برای بیشتر شدن هماهنگی و همکاری، هر وقت آمادۀ کمک است.

    رئیس جمهور کشور، گفت دولت متعهد به حفاظت از حیثیت، عزت و وقار داکتران است و کسانی که با آنان برخورد نادرست کرده اند، مورد پیگرد عدلی و قضایی قرار می گیرند.

    سرپرست وزارت صحت عامه از تطبیق هدفمند واکسین کرونا اطمینان داده گفت پلان منظم به خاطر تکمیل نمودن کمبود آکسیجن در شفاخانه ها ترتیب شده است و شماری از شفاخانه ها با سیستم مرکزی آکسیجن وصل شده و متباقی نیز وصل خواهند شد.

    رئیس جمهور همین طور شماری از پیشنهادات وزارت صحت عامه و کمیته مربوطه کاری در رابطه به محدودیت های اجتماعی را تایید کرد و به والی کابل و شرکت انکشاف ملی برای آغاز کار پروژه ها به خاطر ایجاد فرصت های روزانه کاری، هدایات لازم را داد.

  • طالبان از پروژه های چین در افغانستان حمایت می کند

    طالبان از پروژه های چین در افغانستان حمایت می کند

    به گفته نشریه اکونومیست چین از نفوذ رو به رشدی در افغانستان برخوردار است و طالبان نیز از پروژه‌های این کشور در افغانستان حمایت می‌کند.

    نفوذ روزافزون چین در افغانستان طی سه سال گذشته ارتباط این کشور را با طالبان به طور چشم‌گیری افزایش داده است.

    این نشریه افزود که نمایندگان طالبان به شدت می‌خواهند از نظر سیاسی و اقتصادی از طرف این غول اقتصادی آسیا به رسمیت‌ شناخته‌ شوند و بنابراین از طرح‌های چین برای ساخت بزرگراه‌ها در افغانستان حمایت می‌کنند.

    براساس این گزارش، طالبان همچنین اظهار کرده‌اند که از پروژه مس عینک، بزرگترین معدن مس جهان، حمایت می‌کند.

    پیش از این نیز «فایننشیال تایمز» به نقل از منابعی از مذاکرات دیپلمات‌های چینی با طالبان در پکن خبر داده بود و نوشته بود که چین به طالبان پیشنهاد داده در صورتی که پس از خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان صلح و امنیت را در این کشور تضمین کند، پکن نیز به سرمایه‌گذاری گسترده در افغانستان بویژه مناطقی که طالبان حضور بیشتری دارد، اقدام می‌کند.

    براساس این گزارش، مواردی چون ساخت جاده، سرمایه‌گذاری در بخش انرژی و زیرساخت‌ها، ساخت نیروگاه‌های برق و انتقال نفت و گاز از کشورهای آسیای مرکزی از جمله پیشنهاداتی است که چین در مذاکرات خود با طالبان به آنها اشاره کرده است.

  • حادثه ترافیکی در هرات 15 کشته و زخمی بر جای گذاشت

    حادثه ترافیکی در هرات 15 کشته و زخمی بر جای گذاشت

    منابع صحی در هرات می‌گویند در دو حادثه ترافیکی در مربوطات این ولایت ۴ تن جان باخته و ۱۱ تن دیگر زخمی شده‌اند.

    ابراهیم محمدی؛ مسئول هرات امبولانس به رسانه‌ها گفت شب گذشته (دوشنبه، ۳ جوزا) یک بس مسافربری با یک موتر کرولا در شاهراه هرات- قندهار برخورد کرده‌ که در نتیجه آن ۴ نفر جان باخته و دو نفر دیگر هم زخمی شده‌اند.

    مسئول هرات امبولانس افزود زخمیان این رویداد به شفاخانه منتقل شده‌اند.

    همزمان روز گذشته نیز دو موتر تیزرفتار در مسیر شاهراه هرات- تورغندی در مربوطات ولسوالی کشک رباط سنگی با هم برخورد کردند که در نتیجه آن ۷ زخمی شده‌اند.

    حادثات ترافیکی همه ساله جان ده‌ها تن را در نقاط مختلف کشور می‌گیرد، اما در سال جاری، بیشترین رویداد ترافیکی در مربوطات ولایت هرات رخ داده است.

    بر اساس معلومات وزارت صحت عامه، حادثات ترافیکی پس از رویدادهای تروریستی بیشترین قربانی را از مردم می‌گیرد.

    دلایل مهم رویدادهای ترافیکی بیشتر معیاری نبودن جاده‌ها بی‌احتیاطی رانندگان و سرعت غیرمجاز عنوان می‌شوند.

  • گزارش مجلس در مورد سقوط چرخ بال در بهسود/مشخص نیست چه کسی موشک را شلیک کرده است

    گزارش مجلس در مورد سقوط چرخ بال در بهسود/مشخص نیست چه کسی موشک را شلیک کرده است

    کمیسیون امور دفاعی مجلس نمایندگان گزارش خود را در مورد سقوط چرخبال ارتش در حصه اول بهسود، در نشست عمومی این نهاد ارایه کرد. در این گزارش آمده است این چرخبال ارتش با موشک هدایت شده هدف قرار گرفته است؛ اما در گزارش روشن نشده که این راکت توسط چه کسانی شلیک شده است.

    گزارش هیات حقیقت‌یاب روز (دوشنبه، ۳ جوزا) در نشست عمومی مجلس ارایه شد.

    در بخشی از این گزارش آمده است بعد از «وخامت اوضاع میان نیروهای دولتی و افراد مربوط به علی‌پور، چندین بار بالای چرخبال‌ها تیراندازی شده تا این‌که سر انجام ساعت ۱۲ شب ۲۷/۲۸ حوت، یک چرخبال از چهار چرخبالی که به منظور روتیشن پرسونل قطعات خاص، اکمالات اعاشه و انتقال یک شهید، به بهسود رفته بودند، از فاصله سه کیلو متری مورد اصابت راکت قرار گرفت».

    در این گزارش در مورد نوعیت راکتی که چرخبال ارتش را ساقط کرده، آمده قبلاَ نیز از این نوع راکت بر چرخبال نیروی هوایی در ولایت هلمند شلیک شده بود.

    در گزارش هیات حقیقت‌یاب آمده است: «تحقیقات تیم تخنیکی بین‌المللی نشان می‌دهد راکت شلیک شده بر چرخبال ارتش افغانستان از نوع ATGM یا از جمله راکت‌های رهبری شده‌ای است که توسط حرارت فریکانسی مسیر هواپیما را دنبال می‌کند و در حدود یک و نیم تا پنج کیلومتر برد دارد.»

    در این گزارش همچنین آمده که این راکت به موشک «کانکورس» روسی شباهت دارد و کشورهای چین، جاپان و ایران کپی آنرا ساخته‌اند.

    در گزارش گفته شده هیأت مجلس نمایندگان جعبه سیاه چرخبال را بررسی کرده و در این جعبه تنها مکالمات خلبان چرخبال ضبط شده است.

    خلبان می‌گوید: «هاوان نزدیک طیاره اصابت کرده. عاجل برخاست کنید.» بعداَ او گفته: «سرعت را زیاد کنید تا تیز از منطقه براییم.» همین که جمله دوم خلبان تمام شد، راکت به چرخبال اصابت کرد و صدا خاموش می‌شود.

    گزارش افزوده کمیسیون امور دفاعی مجلس به منظور بررسی بیشتر، جنرال عبدالقیوم؛ رییس کشف وزارت دفاع ملی، محمد داود سخی؛ پیلوت و محمد علی مظفری؛ آمر مصونیت لوای خاص ۷۷۷ را دعوت کرده تا در زمینه چگونگی سقوط چرخبال در بهسود توضیحات دهند.

    یک چرخبال نوع می – ۱۷ ارتش در حوت ۱۳۹۹ در ولسوالی بهسود میدان وردک سقوط کرد. در این حادثه ۹ تن به شمول ۴ خدمه چرخبال کشته شدند.

    عبدالغنی علیپور؛ فرمانده نیروهای مردمی در بهسود در آغار تایید کرد که این چرخبال توسط افراد وی سرنگون شده؛ اما پس از نشر نوار ویدیویی از لحظه سقوط چرخبال، در اظهاراتی با استناد به این ویدیو گفت که چرخبال توسط «موشک پیشرفت» هدف قرار گرفته و افراد وی این نوع موشک را در اختیار ندارند.

    پس از سقوط چرخبال، دولت شماری از نیروهای امنیتی را برای بازداشت علی‌پور به بهسود فرستاد. نیروهای دولتی تاکنون موفق به بازداشت علی‌پور نشده‌اند.

    رسانه‌های محلی گزارش دادند که در جریان عملیات برای بازداشت آقای علیپور نیروهای دولتی در بهسود عملیات تلاشی شبانه را در خانه‌ها راه‌اندازی کرده و نیز برخی از دارایی مردم را مانند هتل تخریب کرده‌اند.

  • چین 7 هزار دوز واکسن کرونا به افغانستان کمک می کند

    چین 7 هزار دوز واکسن کرونا به افغانستان کمک می کند

    دستگیر نظری، سخن‌گوی وزارت صحت عامه امروز (دوشنبه، ۳ جوزا) به روزنامه اطلاعات روز گفت که چین قبلا ۴۰۰ هزار دوز واکسین کرونا به افغانستان تعهد کرده بود، اما با پا درمیانی وزرات خارجه‌ی کشور این مقدار به ۷۰۰ هزار دوز افزایش یافته است.

    آقای نظری همچنین گفت که وانگ یو، سفیر چین در کابل در آخرین دیدارش با وحید مجروح، سرپرست وزارت صحت عامه تعهد سپرده است که به‌زودی ۷۰۰ هزار دوز واکسین کرونا را در اختیار دولت افغانستان قرار می‌دهد.

    سخن‌گوی وزارت صحت عامه گفت که دولت چین قرار بود حدود یک ماه پیش واکسین کمک‌شده را به دولت افغانستان تحویل دهد، اما به دلیل این که واکسین مورد نظر از سوی سازمان صحی جهان تأیید نشده بود، تا کنون به تأخیر افتاده است.

    افغانستان تا کنون بیش از ۹۰۰ هزار دوز واکسین کرونا را در دو محموله دریافت کرده است. این مقدار واکسین از سوی هند و سازمان کواکس در اختیار دولت افغانستان قرار گرفته است.

    براساس آمار رسمی وزارت صحت عامه، تا کنون حدود ۵۵۰ هزار شهروند افغانستان که عمدتا کارمندان صحی، آموزگاران، خبرنگاران، کارمندان دولتی و نهادهای خصوصی، بزرگسالان، زندانیان و… را شامل می‌شود واکسین کرونا در یافت کرده‌اند.

    از سوی هم، آمارهای رسمی وزارت صحت نشان می‌دهد تا کنون بیش از ۶۶ هزار نفر در افغانستان به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند که از این میان، بیش از ۵۶ هزار نفر بهبود یافته و بیش از دوهزار و ۸۰۰ نفر دیگر جان داده‌اند.

  • ظهور طالبان جدید در پاکستان تحت مدیریت آی اس آی

    ظهور طالبان جدید در پاکستان تحت مدیریت آی اس آی

    گروه مسلح تحریک طالبان پاکستان (TTP) که از درون در هم دریده شده بود، و در اثر مرگ پی در پی رهبرانش ناتوان و از دژ مستحکم خود رانده شده بود، به عنوان یک نیروی خسته و از پا درآمده دیده می‌شد.

    اما تی تی پی، که به عنوان طالبان پاکستان نیز شناخته شده‌است، طی یک سال گذشته دوباره پدیدار شده‌است، جناح‌های درگیر را پیوند داده و یک سری حملات مرگبار را در کمربند قبیله‌ای این کشور به راه انداخته است.

    تحریک طالبان پاکستان، ماه گذشته برای تأکید بر بازخیزش خود، بمب‌گذاری مرگباری را در یک موتر، خارج از یک هتل لوکس که محافظت سنگینی هم داشت، در شهر کویته در جنوب غربی پاکستان، فراتر از سنگر خود در شمال غربی انجام داد.

    اما تی تی پی دیگر همان ملیشه‌ای نیست که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ که یک حمله بزرگ ارتشی این گروه را از مرز پرنفوذ به افغانستان سوق داد، ویرانی عظیمی در پاکستان ایجاد کرد.

    تحریک طالبان پاکستان تحت رهبری نور ولی محسود که یک شخصیت مذهبی است تا یک مبارز، و از سال ۲۰۱۸ مسئولیت آن را بر عهده دارد، روابط نزدیک خود را با القاعده، شبکه تروریست معرفی شده توسط ایالات متحده حفظ کرده‌است.گروه تحریک طالبان پاکستان مدعی یک بمب گذاری مرگبار در موتر ور تاریخ ۲۱ اپریل، بیرون یک هتل لوکس با محافظت سنگین در شهر کویته پاکستان شد.

    گروه تحریک طالبان پاکستان مدعی یک بمب گذاری مرگبار در موتر در تاریخ ۲۱ اپریل، بیرون یک هتل لوکس با محافظت سنگین در شهر کویته پاکستان شد.

    ناظران می‌گویند، این گروه به لحاظ سازمانی نیز غیرمتمرکز شده و حملات بی رویه خود را علیه غیرنظامیان کاهش داده‌است.

    عبدالباسط، یک کارشناس ضد تروریسم و ​​امنیت اهل پاکستانی، در اشاره به هدف قرار دادن غیرنظامیان می‌گوید: “گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) بیشتر نهادهای امنیتی پاکستان و مقامات آنها را هدف قرار می‌دهد و به ندرت به اهداف نرم حمله می‌کند. بدیهی است که تحریک طالبان پاکستان از یک روایت جهانی جهادی به یک روایت محلی بدل شده‌است.”

    نشانه‌هایی نیز وجود دارد که تی تی پی جبهه جدیدی را علیه منافع چین در پاکستان گشوده‌است، جایی که پکن از نفوذ سیاسی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است و میلیاردها دالر برای پروژه‌های زیربنایی هزینه می‌کند.

    جبهه جدید، علیه چین

    ناظران می‌گویند، حمله تحریک طالبان پاکستان به هتل سرنا در کویته، مرکز ولایت ناآرام بلوچستان، نشانی از قدرت عملیاتی رو به رشد این گروه ملیشه  دارد.

    طی چند سال گذشته، این اولین حمله در پاکستان بوده‌است که در آن از یک موتر پر از مواد منفجره یا آنچه کارشناسان نظامی آن را “یک موتر انفجاری دست ساز قابل حمل و نقل” (SVBIED) می نامند، استفاده شده‌است.

    این همچنین، اولین حمله گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) در یک مرکز بزرگ شهری از زمان اتحاد مجدد آن بود.

    باسط می‌گوید: “این اقدام نشان می‌دهد که تی تی پی توانایی سر هم کردن حمله موتر بمب و حمله به اهداف برجسته‌ای را که به شدت محافظت شده‌اند دوباره به دست آورده‌است.”

    اما موتر بمب‌گذاری‌ شده که منجر به کشته شدن پنج تن و زخمی‌شدن ده تن دیگر شد نیز قابل توجه بود چرا که در بلوچستان رخ داد.

    بلوچستان، نه تنها از سنگر قدیمی تی تی پی یا تحریک طالبان پاکستان خارج است، بلکه منطقه‌ای وسیع و غنی از منابع است که در سال‌های اخیر اهمیت زیادی پیدا کرده‌است.

    این ولایت، جایگاه یک بندر جدیدِ‌ آب‌های عمیق در شهر گوادر است که یک سرمایه‌گذاری اصلی چین در دالان ۶۵ میلیارد دالری اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) محسوب می‌شود. این پروژه – که شامل بندر، فرودگاه، شاهراه و شفاخانه است – قرار است ولایت سین کیانگ چین را با دریای عرب پیوند بدهد.

    تجزیه‌طلبان قومی بلوچ به طور مکرر ساخت و سازهای چین را در بلوچستان مورد هدف قرار داده‌اند، صحنه یک شورش تجزیه طلبانه و سرکوب وحشیانه دولت که از سال ۲۰۰۴ موجب مرگ هزاران تن شده‌است. خشمِ گسترده‌ای میان مردم بلوچ وجود دارد، که شکایت دارند ولایت‌شان توسط دولت مورد سو استفاده قرار گرفته‌است.

    ناظران می‌گویند حمله تحریک طالبان پاکستان به هتل سرینا، جایی که سفیر چین در پاکستان در آن اقامت داشت اما در آن زمان حضور نداشت، نشان می‌دهد که این گروه ملیشه به جنگ محلی علیه منافع چین پیوسته است.

    پس از این حمله، تی تی پی طی بیانیه‌ای گفت که “محلی‌ها و خارجی‌ها” هدف این حمله بودند. و بعد در حرکتی عجیب و غیرمعمول، آن بیانیه را تکذیب و بیانیه دیگری صادر کرد که در آن کلمه “خارجی‌ها” حذف شده‌ بود.

    کارشناسان می‌گویند این می‌تواند بخشی از سیاست جدید تی تی پی باشد که آشکارا قدرت‌های بزرگ را به چالش نکشد، بر خلاف روندی که در گذشته داشته است.

    یک محقق محلی در منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی که اجازه بازدید از اردوگاه‌های آموزشی تحریک طالبان پاکستان را داشت، به شرط ناشناس ماندن نامش به رادیو آزادی گفت، این گروه ملیشه به گروه‌های جدایی طلب بلوچ پیوسته است.

    این منبع که از ترس مجازات تمایلی به فاش کردن نام خود نداشت، می‌گوید تحریک طالبان پاکستان آموزش‌های نظامی را به مبارزان بلوچ ارائه می‌دهد. و جدایی طلبان بلوچ در مقابل، تدارکات تی تی پی را در بلوچستان تامین می‌کنند.

    این اتحاد با افزایش شدید حملات علیه نیروهای امنیتی پاکستان در بلوچستان طی ماه‌های اخیر همزمان بوده‌است.

    کارشناسان می‌گویند تجزیه طلبان بلوچ، که بسیاری از آنها سکولار هستند، در گذشته وارد اشکال تاکتیکی و مبادله‌ای همکاری با گروه‌های اسلامگرای افراطی شده‌اند.

    این گروه‌ها شامل متحد اصلی تی تی پی، القاعده نیز می‌شود اما در عین حال گروه افراطی دولت اسلامی (داعش) و لشکر جهنگوی (یک گروه ملیشه مسلمان سنی متعصب در بلوچستان که به مسلمانان شیعه از جامعه هزاره کویته حمله کرده‌اند) را نیز شامل است.

    بلوچستان، که همسایه افغانستان، ایران و کمربند قبیله‌ای پرآشوب پاکستان است، خانه مجموعه‌ای از گروه‌های متعصب،‌ جدایی طلب و ملیشه‌های خارجی، از جمله طالبان افغانستان است.

    عایشه صدیقه  نویسنده و کارشناس امنیتی پاکستانی می‌گوید: “داعش و القاعده‌ استراتژی دستیابی به جنبش‌های محلی و موضوعات محلی را داشته اند.”

    وی می‌افزاید: “گروه‌های بلوچ با گروه‌هایی همکاری کرده‌اند که از نظر ایدئولوژیکی با آنها مخالف هستند.”

    “برادرانِ” اویغور

    گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) و متحدان آن نیز اخیراً صحبت‌های ضد چین خود را افزایش داده‌اند.

    مفتی ابوذر البرمی، یک ایدئولوگ با نفوذ که با گروه‌های ملیشه سنی از جمله تی تی پی متحد است، در یک بیانیه صوتی منتشر شده در ماه مارچ، چین را به دلیل سرکوب اقلیت مسلمان آن کشور محکوم کرد.

    مطابق با برآوردهای سازمان ملل، دست کم ۱ میلیون اویغور و سایر اقلیت‌های بومی مسلمان به اردوگاه‌های اجباری در منطقه شمال غربی سین کیانگ فرستاده شده‌اند.

    پکن اصرار دارد که این تسهیلات “مراکز آموزش حرفه‌ای” است که هدف آن کمک به دور کردن تروریسم از مردم است و اجازه می‌دهد تا آنها دوباره در جامعه ادغام شوند.

    برمی، تبعه پاکستان از نژاد روهینگیا، چین را به “اشغال” این منطقه متهم و ادعا کرد که نیروهای امنیتی چین در حال تجاوز به زنان مسلمان در منطقه بوده‌اند.

    برمی در این بیانیه گفت: “کشورهای مسلمان خاموش می‌مانند. من از مجاهدین و طالبان می‌خواهم که برای آن مسلمانان و آن خواهران کاری انجام دهند.” منظور از مجاهدین مسلمانانی است که مشغول جهاد یا جنگ مقدس هستند.

    در سال ۲۰۱۲، تحریک طالبان پاکستان مسئولیت قتل یک جهانگرد چینی در شهر پیشاور در شمال غربی پاکستان را بر عهده گرفت و گفت این اقدام، انتقام “از دولت چین است که برادران مسلمان ما را در ولایت سین کیانگ خود می‌کشد.”

    به گفته کارشناسان، تحریک طالبان پاکستان روابط نزدیکی را با جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، یک گروه ملیشه متشکل از اویغورها، حفظ کرده‌است.

    تی تی پی قبل از اینکه توسط حمله بزرگ نظامی پاکستان در سال ۲۰۱۴ خلع ید شود، میزبان ملیشه‌های ای تی آی ام در منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی بود، جایی که این گروه چینی اردوگاه‌های آموزشی خود را در آن برگزار می‌کرد.

    ملیشه‌های جنش اسلامی ترکستان شرقی بعد از آنکه در سال ۲۰۱۴ با حمله نظامی از مناطق قبیله‌ای پاکستان رانده شدند، به شمال شرقی افغانستان پناه بردند. بسیاری از جنگجویان ای تی آی ام به سوریه رفتند و در آنجا در کنار گروه‌های وابسته به القاعده جنگیدند. اما منابع محلی می‌گویند که بیشتر آنها به افغانستان برگشته‌اند.

    ای تی آی ام با طالبان افغانستان ارتباط دارد. در سال ۲۰۱۸، نیروهای آمریکایی در افغانستان گفتند که حملات هوایی، اردوگاه‌های آموزشی طالبان را در ولایت بدخشان که از ای تی آی ام پشتیبانی می‌کردند، نابود کرده‌است.

    در آن زمان، جیمز بی. هکر، فرمانده فرماندهی نیروی هوایی ناتو در افغانستان، گفت که “ای تی آی ام از حمایت طالبان در کوه‌های بدخشان برخوردار است.”

    ایالات متحده تخمین می‌زند که حدود ۱۰۰ جنگجوی ای تی آی ام در افغانستان وجود دارد. سازمان ملل در جولای سال ۲۰۲۰ گزارش داد که “حدود ۵۰۰” ملیشه مرتبط با این گروه در بدخشان فعالیت می‌کنند.

    “بهبود تصویر تحریک طالبان پاکستان (TTP)”

    چندین منبع محلی می‌گویند که تی تی پی از ولسوالی برمل در ولایت شرقی پکتیکا در شرق افغانستان، که در مجاورت منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی پاکستان، سنگر سابق تی تی پی، است در حال فعالیت است. سابق بر این، مقر این گروه در ولایت‌های شرقی کنر و نورستان افغانستان بود.

    هرچند غالب این مرزهای ۲۶۴۰ کیلومتری در سال‌های اخیر توسط پاکستان حصارکشی شده‌اند، اما ملیشه‌های تی تی پی با تخریب بخش‌هایی از این مانع، موفق به عبور از مرز کوهستانی شده‌اند.یک سرباز در امتداد حصار مرزی، بیرون از پاسگاه کیتون در مرز با افغانستان در وزیرستان شمالی نگهبانی می دهد.

    یک سرباز در امتداد حصار مرزی، بیرون از پاسگاه کیتون در مرز با افغانستان در وزیرستان شمالی نگهبانی می دهد.

    کارشناسانی که تی تی پی را مطالعه می‌کنند می‌گویند که این گروه منابع مالی خود را از طریق زورگیری، قاچاق و مالیات بستن برای افراد محلی و تجارت در مناطقی که فعالیت دارد، افزایش داده‌است.

    گروه تحریک طالبان پاکستان،‌ تحت رهبری جدید، به طور فزاینده‌ای غیرمتمرکز شده و اختیارات زیادی به فرماندهان محلی سپرده شده‌است. هر فرماندهی واحدی را که حدود ۲۵ تا ۳۰ جنگجو دارد، اداره می‌کند. این روند،‌ در تضاد با رهبران قبلی است که فرماندهان را برای مناطق خاصی تعیین می‌کردند.

    یک گزارش توسط تیم نظارت سازمان ملل که در جولای سال ۲۰۲۰ منتشر شد، ارزیابی کرد که در افغانستان بالغ بر ۶۵۰۰ ملیشه پاکستانی وجود دارد که بیشتر آنها اعضای تی تی پی هستند.

    مطابق با گزارش‌ها، این گروه ملیشه حملات بی رویه خود را علیه غیرنظامیان کاهش داده است.

    یک محقق متمرکز بر تحریک طالبان پاکستان به شرط ناشناس ماندن از ترس مجازات، می‌گوید: “سیاست جدید مشابه استراتژی طالبان افغان است. این به معنای سوء استفاده از ضعف دولت و نارضایتی مردم به منظور بهبود تصویر تی تی پی است.”

    در پاکستان این نگرانی و هراس وجود دارد که در صورت عدم رسیدن به توافقنامه صلح، افغانستان بعد از خروج نظامی بین المللی در ماه سپتامبر، وارد جنگ داخلی شود.

    چنین وضعیتی می‌تواند تی تی پی را تقویت کند و به آن جسارت ببخشد، و سبب شود پناهگاه‌های خود را افزایش دهد و حملات خود را در خاک پاکستان بیشتر کند.

    رهبران تحریک طالبان پاکستان (TTP) و القاعده با ملا هبت الله آخوندزاده رهبر طالبان افغانستان بیعت کرده‌اند. هر دو گروه دارای روابط ایدئولوژیک و ارتباطات نزدیک با متحد افغان خود هستند.

    برخی از کارشناسان می‌گویند که تی تی پی تهدیدی برای افغانستان هم است، جایی که هنوز در آن سابقه حمله ندارد.

    صدیقه می‌گوید: ” مقامات پاکستانی پیش بینی می‌کنند که بعد از خروج، تحریک طالبان پاکستان به حمایت از طالبان افغانستان ادامه دهد و شمول بیشتری در افغانستان داشته باشد. در آنجا چیزهای بیشتری برای تخریب و جنگیدن در مقایسه با پاکستان وجود دارد.”

  • عبدالله: صلح در افغانستان نیازمند تطبیق برنامه های بزرگ منطقه ای ست

    عبدالله: صلح در افغانستان نیازمند تطبیق برنامه های بزرگ منطقه ای ست

    او این سخنان را پیش از چاشت روز چهارشنبه، بیست‌ونهم ثور، در سیمناری که به میزبانی سفارت چین، مرکز مطالعات جهانی معاصر چین و انجمن دوستی افغانستان و چین برگزار شده بود، مطرح کرد.

    این سیمنار زیر عنوان «بحث در مورد صدسال گذشته و حمایت مشترک از صلح در افغانستان» برای بزرگ‌داشت از صدمین سالروز تأسیس حزب کمونیست چین و یک ‌صدودومین سال استقلال افغانستان برگزار شده بود.

    عبدالله عبدالله در سخنرانی خود در این سیمنار بر همکاری مشترک میان دو کشور تأکید کرد و گفت که برای استفاده از فرصت‌ها و مقابله‌ها با چالش‌ها باید به صورت جدی کار کرد.

    رییس شورای عالی مصالحه ملی افزود که به رغم چالش‌های موجود، افغانستان امروز تغییر کرده است و این کشور سرمایه‌های معنوی و مادی فراوانی برای همکاری با چین و منطقه دارد.

    به گفته او، نیاز است که برای دست یافتن به صلح و ثبات به صورت مشترک کار و تلاش شود، اما صلح به صورت یک‌طرفه به دست نمی‌آید و نیازمند تعهد و کار مشترک دو طرف قضیه است.

    عبدالله عبدالله در پایان صحبت‌هایش بر گسترش روابط مردمی، روابط احزاب با حزب کمونیست چین و اعطای بورسیه‌های تحصیلی برای دانشجویان افغانستان تاکید کرد.

    این سمینار با اشتراک رهبران، بزرگان، مسوولان حکومتی، استادان دانشگاه و پژوهشگران برگزار شد.

    سانگ تاو، وزیر روابط بین‌المللی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین نیز در این سیمنار بر تحکیم و گسترش روابط میان دو کشور تاکید کرد و حمایت چین را برای برقراری صلح اعلام کرد.

  • دیپلماسی بازی برد-برد برای افغانستان است

    دیپلماسی بازی برد-برد برای افغانستان است

    از ابتدا تا اکنون، تأکید کشورهای بیرونی بر صلح افغانستان، صلح افغانستان را به معضل و مسئله‌ی سرنوشت‌ساز برای منطقه و جهان تبدیل کرده است. ممکن است صلح افغانستان، روابط را در جهان از نو به تعریف بگیرد؛ چرا که اکثر کشورهای دخیل در معضل افغانستان، به دنبال این اند که منافع کشوری ‌شان با به قدرت گرفتن القاعده و طالبان در منطقه نابود نشود. با به میان آمدن فضای جدید، افغانستان مستلزم دستگاه دیپلوماسی قوی است که بتواند بازی را به نفع خود به پایان برساند.
    حقیقت امر نیز این است؛ صلح با طالبان بیشتر از آن که مسئله‌ی میان‌کشوری در افغانستان باشد، معضل منطقه‌ای و جهانی است و این واقعیت، برمی‌گردد به نحوه‌ی هسته‌گذاری و چگونه‌ی شکل‌گیری گروه طالبان. گروه تروریستی طالبان، نه تنها یک گروه خودجوش و شکل‌گرفته از سوی مردم افغانستان نیست؛ بلکه با پول‌های گزاف استخباراتی و سرمایه‌گذاری‌های هنگفت بعضی از کشورها در منطقه و با حمایت القاعده ایجاد شد. به همین دلیل، صلح با طالبان در میز گفت‌وگو با دولت افغانستان حاصل شدنی نیست؛ چرا که طالبان ریشه در خاک افغانستان ندارند و برای متقاعد کردن طالبان نیاز است به کشورهایی فشار آورده شود که طالبان از آن‌ها حساب می‌برند؛ در غیر این صورت، صلح با موارد و مواد پیش‌نهادی طالبان در گفت‌وگوهای صلح، چیره کردن و قدرت بخشیدن القاعده و استخبارات بعضی از کشورهای مخرب در افغانستان است.
    در زمان گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نکته‌ی قابل تأمل، اجماع منطقه‌ای است. این اجماع، میان کشورهای قدرت‌مند در سطح جهان که همسایه‌های افغانستان نیز استند، شکل گرفته است. ترس کشورهای همسایه از حضور تروریزم در منطقه با افغانستان پساطالبانی، کاملا قابل درک است و این هراس، می‌تواند دولت افغانستان را در گفت‌وگوهای صلح قدرت‌مند کند. چین، یکی از کشورهایی است که پیوسته نگران وضعیت افغانستان بوده و برای آرامش خود نیاز می‌بیند تا طالبان را به نحوی رام‌شده و خارج از ساحت استخبارات منطقه‌ای بیبیند. هند، روسیه و ایران نیز از جمله کشورهایی استند که برای منافع خود شان دخیل در صلح افغانستان اند و بیشتر از آن‌که هوادار طالبان باشند، علیه طالبان استند؛ اما در ظاهر، مجبور اند که طالبان را تحویل بگیرند. این اجماع منطقه‌ای، انرژی آن را دارد که طالبان را به تمکین وادار کرده و افغانستان را از طالبانی شدن نجات بدهد.
    توافق‌نامه‌ی دوحه، با آن‌که صلح افغانستان را کلید زد؛ اما صلح را علیه ارزش‌هایی که با صلح شکل می‌گیرد، قلمداد و یک گروه تروریستی را بر یک دولت ساختارمند، چیره کرد. بر اساس توافق‌نامه‌ی دوحه، قرار بود امتیازهای بی‌شماری به طالبان پرداخته شود.
    آقای اتمر که روز (سه‌شنبه، ۲۸ ثور) در یک نشست مشترک خبری با فضل‌احمد معنوی، وزیر عدلیه و نماینده‌ی دادستانی کل در کابل صحبت می‌کرد، گفت: «این مسأله (رفع تحریم‌های سازمان ملل بر رهبران طالبان) هنوز برای ما مطرح نشده است.
    رهبران گروه طالبان، از سال‌ها به این طرف زیر تحریم‌ها و تعزیرات سازمان ملل متحد و شماری از اعضای این نهاد قرار دارند. کمیته‌ی تعزیرات شورای امنیت سازمان ملل متحد، از سال ۱۹۸۸ میلادی به این طرف، تعزیرات این شورا بر طالبان را نظارت می‌کند و ریاست این کمیته را هند بر عهده دارد. رابطه‌ی طالبان با هند، شبیه رابطه‌ی هند با پاکستان است. از آن‌جا که طالبان از حمایت پاکستان برخوردار اند، هند به سادگی نمی‌گذارد که تحریم‌های سازمان ملل علیه طالبان رفع شود. چندلایه‌گی و پیچیدگی گفت‌وگوهای صلح افغانستان و شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای، دولت افغانستان را هوشیارتر از قبل در بازی صلح افغانستان کرده و می‌داند که چگونه از انرژی منطقه‌ای به نفع خود استفاده کند.
    حالا دولت افغانستان نیاز دارد که با طرحی جامع به سراغ این اجماع برود و به کشورها و دادگاهای جهانی رجوع کند. با این روش، کشورهای حامی طالبان، مجبور به تکمیل در برابر بازی جدید افغانستان خواهد بود. دولت، با این روش می‌تواند هم در برابر طالبانی شدن افغانستان مقاومت کند و هم با به میان آمدن صلح، هم‌پیمان‌های جدیدی را دریابد که از نظام افغانستان در سطح بین‌المللی محافظت کنند؛ چرا که افغانستان پیوسته از نداشتن دستگاه دیپلماسی قوی ضربه خورده و تنها راه حل معضل افغانستان نیز در همین نکته نهفته است.

    روسله یاسینزی عثمانی