برچسب: چین

  • بازی جدید منطقوی بعد از خروج امریکا

    بازی جدید منطقوی بعد از خروج امریکا

    اما قبل از ان یک سوال اساسی را باید مطرح کرد. درتصویر بزرگ چه باعث موفقیت فوری طالبان شد؟ جواب که تابحال من دریافت کرده ام اینست که یک معامله یی خیلی بزرگ بین ایران و چین.

    روز های اینده نشان خواهد داد که یکی از اساسی ترین تحولات منطقوی که باعث حمایت شدید چینی ها از به قدرت رسیدن طالبان شد این بود که انها توانستند با ایران یک معامله بزرگ خرید انرژی درمقابل سلاح را انجام بدهند.

    چه نوع معامله؟

    دوماه قبل از شکست دولت افغانستان چینی ها با ایران یک قرار داد امضا کردن و این قرار داد تاجایی که حالا میبینیم سرنوشت حضور امریکایی ها در افغانستان را یک سره ساخت. در این قرار داد ایران نفت مورد نیاز چین را برای ۲۵ سال اینده پیش فروش میکند و در عوض چین تعهد میکند که برای فروش هرنوع سلاح به ایران ممانعتی وجود نخواهد داشت. یعنی ایران میتواند هر نوع سلاحی را که خواسته باشد از چین خریداری کرده میتواند. این معامله اساسی ترین ضروریات دو کشور را درعین زمان حل میکند. ایران اشد ضرورت به سلاح دارد و چین دو برابر بیشتر از ان ضرورت شدید برای تامین انرژی.

    با در نظر داشت اینکه نیروی بحری امریکا برای سال های متمادی کنترول ابهای بین المللی را در اختیار خواهد داشت چین به جز کشیدن پایپ لاین از راه زمین گزینه بهتری برای دست رسی به ذخایر انرژی نخواهد داشت. بنا به محض اینکه قرار داد با ایران امضا شد دیگر مساله افغانستان برای چینی ها در اولویت کار قرار گرفت. به اساس گذارش های مختلف چینی ها بعد از امضای این قرار داد برای طالبان وعده کردند که با گرفتن هر متر جفرافیای افغانستان برایش پول نقد میدهند. درست همان معامله یی که یک وقت داکتر نجیب با جنرال دوستم انجام داده بود. سرازیر شدن پول یکی از مهم ترین فاکتور ها برای شکست سرسام اور قریه ها ولسوالی ها و حتی ولایت ها و قول اردو ها بود. همه میدانیم که در افغانستان کاری را که پول میکند هیچ نیروی دیگری انجام داده نمیتواند. ولی یک مساله عمده دیگری که در این معامله خیلی قابل توجه است اینست که ایرانی ها فروش نفت را به چین به یک قیمت خیلی نازل قرار داد کرده اند. به قیمتی که اکثر کشور های دنیا را شگفت زده ساخته است.

    میدانید چقدر ارزان؟

    یک سوم قیمتی که روس ها نفت را فعلا به چین می فروشند.

    بنا پولی که چینی ها در طی ۲۵ سال اینده از این قرار داد پس انداز میکنند برابر است با بیش از ۱۰ برابر از مصارفی که امریکایی ها در طول ۲۰ سال در افغانستان انجام داده اند. اگر یک دهم انرا هم برای ساختار جدید قدرت در افغانستان مصرف کنند هنوز هم خیلی فاضل خواهند بود. نه تنها فاضل که بلکه چندین دست اورد دیگر را در عین زمان بنام خودشان خواهند کرد. شکست امریکا در افغانستان – فروش سلاح برای کشوری که میتواند حضور امریکا در خاور میانه را به چالش بکشد – موفق ساختن بیشتر ابتکار شاهراه های بزرگ یا راه ابریشم – وحتی جلوگیری از محاصره اقتصادی شدن در صورت جنگ با امریکا. به هر صورت تا جایی که حدس زده میشود – خیلی وقت نخواهد گرفت که حکومت جدید طالبان در افغانستان بتوانند وضعیت اقتصادی کشور را سرو سامان بدهند خصوصا اگر مثل حکومت های طرف حمایت امریکا غرق در فساد و تجمل نشوند.

    اما در این میان بازنده های منطقوی این معامله هم دست روی دست نخواهند نشست. قبل از همه روس ها تمام ان پولی را که چینی ها و ایرانی ها باید به جیب بزنند از خودش میداند و فکر میکند که از دست داده است. از اینکار چندان خوشش نخواهد امد و دست زیر الاشه به تماشا نخواهد نشست. حد اقل باید منتظر حرکاتی جدی از قبیل تمویل نیرو های ضد ظالبان از طرف روس ها باید بود.

    هندی ها به شدت در مارکیت تامین انرژی از چین عقب می افتند و ناچار هستند با روس ها همکاری کنند تا از چنین رویکردی جلوگیری گردد.سهم پاکستان از این معامله هنوز دقیق معلوم نیست اما اگر پایپ لاین را چینی ها از طریق بدخشان به کشور شان ببرند پاکستان هم یکی از بازنده های این معامله به حساب خواهد امد. بنا بی دلیل نیست که سر و کله داعش اهسته اهسته پیدا شود. داعش برای پاکستان یک پالیسی بیمه درمقابل بی بهره ماندن در این بازی جدید و گپ نا شنوی طالیان است. به محض اینکه بدانند انها گوشه زده شده اند و یا طالبان سر حرف شنیدن ندارند با حمایت بیشتر از داعش مانع این پایپ لاین خواهد شد و اکثر بازنده های دیگر هم برایشان کمک خواهند کرد.

    بالاخره امریکایی ها به هیچ وجه دست زیر الاشه نخواهند نشست. انها در هر صورت دیر یا زود به سراغ طالبان و چینی ها خواهند امد تا حساب خود را تصفیه کنند. خصوصا وقتی کشور هایی مانند پاکستان هند و روس بخواهند همرایشان همکاری بکنند. علل خصوص وقتی جمهوری خواهان دوباره به قدرت برسند. ماه های اینده در جریان ایجاد حکومت طالبان و حرکات جدید در فغانستان آثار به وقوع پیوستن این بازی جدید را بیشتر و بیشتر متوجه خواهیم شد. برای فعلا بزرگ ترین اثر اش حضور تمام دیپلومات های چینی در داخل سفارت شان است در حالیکه تمام کشور های دیگر دیپلومات هایشان را بیرون کردند.

    ادریس رحمانی

  • ایتالیا در بیانیه پایانی گروه جی هفت مانع تحریم طالبان شد

    ایتالیا در بیانیه پایانی گروه جی هفت مانع تحریم طالبان شد

    ایتالیا در بیانیه پایانی جی ۷، با وجود موافقت بریتانیا و شماری از دیگر کشورها، برای پیچیده نشدن مذاکرات با مسکو و پکن مانع وضع تحریم‌ها علیه طالبان شد.

    ماریو دراگی، نخست وزیر ایتالیا، توانست پس از اجلاس اضطراری ۲۴ آگوست در مورد اوضاع افغانستان، در بیانیه مشترک رهبران کشورهای گروه ۷، مانع وضع تحریم‌ها علیه گروه طالبان شود. در این خصوص روزنامه «Messagzero» می نویسد.

    این روزنامه می افزاید ایتالیا در مقام ریاست گروه بیست در تلاش است نشست اضطراری این گروه را در مورد افغانستان سازماندهی کند تا روسیه، هند، ترکیه و چین نیز در برای خروج از بحران فعالانه مشارکت دهد.

    این روزنامه همچنان تاکید دارد قرار است در روزهای آینده نخست وزیر ایتالیا با رئیس جمهور چین تماس تلفنی داشته باشد.

    رسانه های ایتالیایی همچنان گزارش می دهد نشست اضطراری در مورد افغانستان در اواسط ماه سپتامبر قبل از شروع برگزاری نشست سطح بالای مجمع عمومی سازمان ملل متحد، که از ۲۱ تا ۲۸ ماه سپتامبر برگزار می‌شود، برگزار شود.

  • چین و تلاش برای حمایت از طالبان در برابر تهدید های غرب

    چین و تلاش برای حمایت از طالبان در برابر تهدید های غرب

    این هفته به عنوان یک لحظه حیاتی و مهم در دوران ریاست جمهوری جو بایدن به ثبت خواهد رسید: لحظه ای توام با فروتنی اما تعیین کننده، سرشار از جسارت و دور اندیشی اما تاکتیکی که بر منافع ملی امریکا تمرکز نمود.

    آن تاکید می کند توانایی ایالات متحده امریکا برای تحمیل اراده اش بر دیگر کشورهای جهان و حتی بازیگران غیر دولتی به طور چشمگیری کاهش یافته است.

    به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری رها برای مخالفین و منتقدین جو بایدن این ممکن است لحظه ضعف به نظر آید: اینکه ویلیام برنز، رئیس سازمان استخبارات مرکزی امریکا(سیا) مجبور شد برای جلب رضایت رهبران طالبان مبنی بر تمدید ضرب العجل 31 آگوست برای خروج نیروهای امریکایی از میدان هوایی کابل، به افغانستان سفر کند و با پاسخ منفی ملاعبدالغنی برادر مواجه گردد از دید منتقدان بایدن ضعف دولت او را نشان می دهد.

    با این وجود جو بایدن اما به آن دسته از مردان سیاسی سرشناس تعلق دارد که نشان داده اند توانایی اتخاذ تصامیم سخت را دارند و می توانند شرایط و اوضاع را تحت کنترل نگهدارند. او کاملا متقاعد شده که ادامه جنگ در افغانستان به اولویت های بازآفرینی ملی ایالات متحده امریکا آسیب می زند.

    بدون شک مواجه شدن با طالبان در کابل آن هم در شرایط نابسامان کنونی یک دیوانگی محض بود. سیاستمداران زبده دولت بایدن نیز حالت ایده آل و مطلوب پایان سریع تخلیه و خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را محاسبه کرده بودند.

    روند تخلیه از فرودگاه کابل با انتشار خبر مشاهده جنگجویان داعش در اطراف میدان هوایی کابل اما خود به یک معضل خطرناک تبدیل شد.

    بنابراین در سی و یک آگوست، طالبان میدان هوایی بین المللی کابل را تصرف خواهند کرد. این گروه اجازه فرار مغزها از افغانستان را نخواهند داد: افراد با تخصص فوق العاده بالا، انجینران و داکتران نخواهند توانست پس از این تاریخ افغانستان را ترک کنند. ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان از غرب خواسته است نخلگان باسواد افغان را برای ترک افغانستان تشویق نکنند.

    با خروج کامل نیروهای غربی از افغانستان در تاریخ سی و یکم آگوست سال جاری میلادی، شاهد تشکیل یک حکومت فراگیر از سوی طالبان آن طور که رهبران این گروه بارها و بارها اعلام کرده اند خواهیم بود. دولتی که به قول طالبان بیشترین درصد حضور اقوام مختلف افغانستان را در برخواهد گرفت. این در حالی ست که بدون شک در این دولت فراگیر نقش اصلی در دست خود این گروه می باشد.

    بوریس جانسون نخست وزیر بریتانیا روز سه شنبه همین هفته در نشست رهبران گروه هفت در مورد افغانستان یک برنامه پنج ماده ای را ارائه کرد که یکی از مفاد آن به تهیه یک پلان روشن برای نحوه رفتار با رژیم تازه در افغانستان به صورت متحد و محکم، مربوط می شد.

    جانسون پس از نشست رهبران گروه هفت مدعی شد کشورهای گروه هفت اهرم های فشار اقتصادی، دیپلماتیک و سیاسی قابل ملاحظه های در اختیار دارد. کشورهای عضو گروه هفت به نظر می رسد سیاست تشویق طالبان را در پیش بگیرند(سیاست هویچ و چماق) که در آن کمک های انسانی، به رسمیت شناختن بین المللی و مواردی دیگر سبب خواهد شد فشار نفوذ بر کابل همچنان حفظ گردد.

    اعلامیه پایانی نشست گروه هفت، لزوم تلاش های انسانی تازه از سوی جامعه بین الملل را تایید می کرد. براساس این اعلامیه، کشورهای گروه هفت در هماهنگ نمودن پاسخ به کمک های انسانی فوری منطقه به شمول دسترسی بدون محدودیت به کمک های انسانی در افغانستان با سازمان ملل همکاری خواهند نمود و به صورت جمعی در راستای این پاسخ همکاری خواهند کرد.

    اعلامیه می افزاید:«به عنوان بخشی از این برنامه، گروه هفت با همکاری هم و نیز همکاری کشورهای همسایه و دیگر کشورهای منطقه از مهاجرین افغان حمایت می کند و به عنوان یک پاسخ منطقه ای بلند مدت هماهنگ شده میزبان جوامع خواهد بود. همچنین از تمام همکاران افغانستان می خواهیم از این تلاش ها و ثبات منطقه ای بیشتر از طریق کانال های چندگانه حمایت نمایند.

    در بخش دیگری از اعلامیه آمده است باید اطمینان حاصل کرد طالبان از تهدید تحریم های غرب به هراس نخواهند افتاد. این گروه هم اکنون دیدگاه های ملی گرایانه از خود نشان می دهند و نمی خواهند انزوای دهه 1990 میلادی برای آنها تکرار گردد. طالبان البته در مذاکره با چین و پاکستان هستند.

    پکن درصد بالایی از پذیرنده بودن را دارد. بنابراین، آنچه چین انتظارش را دارد حیاتی قلمداد می شود. معید یوسف، مشاور امنیت ملی پاکستان روز سه شنبه هفته جاری تماسی تلفنی با ژائو کاژی، همتای چینی اش، داشت.

    معید یوسف پس از این تماس تلفنی در تویتی نوشت:« خوشحالم که با عالی جناب ژئو کاژی همتای چینی ام صحبت نمودم. ما در مورد راه های تقویت هرچه بیشتر همکاری های دو جانبه گفت و گو کردیم. اوضاع در افغانستان را بررسی کردیم و توافق شد همکاری های نزدیک به شمول مواجه با خرابکاران را حفظ کنیم. ما با یک دیدگاه مشترک به پیش می رویم.»

    این در حالی ست که یک زمانی معید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان همکاری های نزدیک با جیک سالیوان مشاور امنیت ملی امریکا داشت و نسبت به افغانستان ابراز دیدگاه مشترک می کردند، مساله یی که دیگر وجود ندارد.

    بنابراین، پکن به دنبال چیست؟

     هو شیجین، مدیر مسئول «گلوبال تایمز» نوشته است:

    اولین نکته در ارتباط چین با طالبان این است که طالبان خط روشنی علیه جنبش اسلامی ترکستان شرقی و دیگر نیروهای تروریستی که به استقلال استان سین کیانگ چین ضربه می زنند، کشیده اند. طالبان دیگر از هیچ فعالیتی که با هدف ناامن ساختن منطقه خودمختاراویغور در استان سین کیانگ چین صورت می گیرد، حمایت نمی کند. 

    دومین نکته این است که طالبان وعده سپرده اند یک دولت فراگیر با حضور تمام اقوام افغانستان تشکیل می دهند و به نزاع های مدنی برای یک صلح دائمی نقطه پایان می گذارند. این گروه همین طور وعده سپرده اند برای رفاه مردم افغانستان و تسهیل روابط منطقه ای تلاش کنند و دیگر هیچگاهی زمینه مداخله نیروهای خارجی در افغانستان را فراهم نکنند.

    سومین دلیل رابطه نزدیک چین با طالبان این است که طالبان از امریکا و دیگر نیروهایی که دشمن چین هستند فاصله گرفته اند. طالبان می بایست نقش ابزار بودن برای این قدرت ها جهت ضربه زدن به منافع استراتژیک چین را کنار بگذارد. با این حال، امیدواریم طالبان به تعهد خود مبنی بر توسعه روابط و همکاری با چین و دیگر کشورهای همسایه پایبند باشند و برای صلح و توسعه در منطقه هماهنگ عمل نمایند.

    نکته چهارمی که در مورد تلاش چین برای نزدیک شدن به طالبان باید اشاره کرد تبلیغ این گروه در مورد «تعدیل سیاست های اساسی اجتماعی داخلی خود، پایبندی به حقوق بشر، حفظ حقوق زنان و کودکان و تبدیل افغانستان به یک کشور اسلامی میانه رو ، می باشد. »

     پکن تلاش می کند برای طالبان یک دیوار محافظتی در برابر فشارهای غرب ایجاد کند. این در حالی ست که نفوذ امریکا در افغانستان بسیار کاهش یافته است.

     اشاره مشاور امنیت ملی پاکستان به «خرابکاران» و توصیه مدیر مسئول رسانه گلوبال تایمز مبنی بر خواست چین از طالبان برای فاصله گرفتن از امریکا و دیگر نیروهایی که دشمن چین هستند می بایست به دقت مورد توجه قرار گیرد.

    از سویی هم سخنان وزیر امور خارجه چین که نسبت به استفاده از تروریزم برای رسیدن به دستاوردهای ژئوپلوتیک اخطار داده بود و از کشورهای منطقه خواسته بود برای نابودی گروه های تروریستی با یکدیگر کار کنند را نیز نباید فراموش کرد. 

    پاکستان لیستی از تروریستان تحت تعقیب را به طالبان تحویل داده است. اقدام اسلام آباد در فاش ساختن مکالمات فوق سری با دستگاه امنیتی چین حاوی یک پیام روشن می باشد: منافع امنیت ملی دو کشور همسو شده و تلاش های مشترک برای عقب زدن دشمنان روی دست گرفته می شود.

  • چین آماده همکاری در روی کار آمدن یک دولت فراگیر در افغانستان می باشد

    چین آماده همکاری در روی کار آمدن یک دولت فراگیر در افغانستان می باشد

    روسای جمهوری روسیه و چین ضمن بررسی مسائل دو جانبه و بین المللی و در راس آنها تحولات افغانستان، بر لزوم تقویت همکاری دو کشور در مقابله با دخالت های خارجی تاکید کردند.

    خبرگزاری رسمی چین (شینهوا) گزارش داد «شی جین پینگ» و «ولادیمیر پوتین»، روسای جمهوری دو کشور امروز (چهارشنبه) به صورت تلفنی، طیفی از مهم ترین مسائل بین المللی و دو جانبه و در راس آنها آخرین تحولات اوضاع در افغانستان به دنبال تسلط جنبش طالبان بر این کشور را مورد بحث و بررسی قرار دادند.

    بنا بر این گزارش، شی در گفت و گوی تلفنی با پوتین، ضمن ابراز آمادگی چین برای تقویت هر چه بیشتر ارتباط و هماهنگی با روسیه و جامعه بین الملل در رابطه با مسئله افغانستان، افزایش تلاش های هماهنگ با هدف ترغیب طرف های مختلف در این کشور به ایجاد یک چارچوب کار باز و فراگیر از طریق رایزنی و در پیش گرفتن سیاست های خارجی و داخلی میانه رو و خردمندانه به علاوه دوری از هر گونه گروه تروریستی و حفظ روابط دوستانه با جامعه بین الملل به ویژه کشورهای همسایه را خواستار شد.

    رئیس جمهوری چین همچنین بر لزوم تقویت همکاری با روسیه در رویارویی با دخالت های خارجی با توجه به شراکت راهبردی فراگیر میان دو کشور در هماهنگی برای یک دوره جدید تاکید کرده و خاطر نشان ساخت که پکن و مسکو باید با قاطعیت آینده خود را در دست بگیرند.

    این در حالی است که کاخ ریاست جمهوری روسیه (کرملین) تاکنون بیانیه ای در رابطه با گفت و گوی تلفنی رئیس جمهوری این کشور و همتای چینی وی صادر نکرده است.

  • حالا چین چشم به یک تریلیون دالر ذخایر لیتیوم افغانستان دوخته است!

    حالا چین چشم به یک تریلیون دالر ذخایر لیتیوم افغانستان دوخته است!

    هنگامی که آمریکا به افغانستان لشکر کشی کرد، اقتصاد جهانی شکل دیگری داشت. شرکت تسلا یک شرکت نبود، آیفون هنوز وجود نداشت و هوش مصنوعی هم تنها در فیلم های استیون اسپیلبرگ کارگردان مشهور هالیوودی دیده می شد.

    اما هم اکنون هر سه مورد آنها به لطف پیشرفت تکنولوژی و باتری هایی با گنجایش بالا که از عناصر کمیاب معدنی درست می شوند در عصر طلایی خود قرار دارند. افغانستان دقیقا روی یکی از آن ماده های کمیاب معدنی خوابیده است که در حدود یک تریلیون دالر یا بیشتر ارزش دارد؛ بزرگترین ذخایر فلز «لیتیوم» جهان و عناصر خاکی کمیاب که اگر کسی بتواند آن ها را استخراج کند.

    چهار دهه جنگ به شمول هجوم شوروی، جنگ های داخلی و در نهایت لشکرکشی آمریکا تاکنون نگذاشته که این ذخایر استخراج گردد. به نظر می رسد حالا که دولت مرکزی سقوط کرده و طالبان آن را به تصرف خود در آورده اند، به این زودی ها نیز قرار نیست این معادن استخراج گردند.

    اما از آن طرف جامعه جهانی به شمول چین اصرار دارند که طالبان دولتی فراگیر به شمول تمامی سران سیاسی با رعایت حفظ حقوق شهروندی همگان به ویژه زنان تشکیل دهد و علیه عناصر تروریستی که می خواهند از خاک افغانستان علیه دیگر کشورها از جمله آمریکا استفاده کنند مبارزه کنند.

    یک افسر ارشد نظامی چین در یادداشتی برای نیویورک تایمز نوشته است “با خروج آمریکا، پکن آنچه را که کابل بشدت به آن نیاز دارد می تواند فراهم نماید، یعنی سرمایه گذاری اقتصادی و سیاستی بی طرفانه؛ در عوض افغانستان نیز چیزی دارد که چین بسیار علاقمند است و آن یعنی فرصت های سرمایه گذاری در بخش های زیرساختی و صنعتی و در نهایت دسترسی به ذخایر طبیعی یک تریلیون دالری افغانستان.”

    البته برای به واقعیت پیوستن این سناریو باید منتظر وقایع در چند هفته بعد بود. گرچه آمریکا نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کرد و این روزها به سرعت در تلاش برای تخلیه شهروندان خود و همکارانشان از کابل است، اما جو بایدن هنوز قدرت آن را دارد که دولت طالبان را در انزوا قرار دهد و پس از تحمیل تحریم علیه آنها جلوی فعالیت شرکت ها در افغانستان را بگیرد. نمونه ی بارزش نیز مسدود سازی 9.5 میلیارد دالر از دارایی های افغانستان است که پس از تصرف کشور به دست طالبان، آمریکا آن را مسدود کرد، و یا صندوق بین المللی پول که درست قبل از سقوط دولت مرکزی در نظر داشت 500 میلیون دالر به افغانستان کمک کند.  

    اگر طالبان می خواهند به این منابع دسترسی داشته باشند، به نظر می رسد باید زمینه خروج آرام شهروندان خارجی را فراهم سازد، دولتی همه شمول با حضور تمامی جناح ها و قومیت های سیاسی افغانستان تشکیل دهد و در تامین امنیت و حفظ حقوق همه شهروندان تلاش به خرج دهد.

    هیچ چیز تا ابد بی تغییر نمی ماند

    طالبان از روزی که قدرت را به دست گرفته اند به دنبال برقراری روابط حسنه با جامعه جهانی بخصوص چین بوده است. مقامات و رسانه های دولتی چین نیز زمینه مناسباتی خوب را فراهم کرده اند. در یک گزارش از سوی یکی از رسانه های وابسته به حزب کمونیست چین آمده است که احتمالا سرمایه گذاری های اقتصادی چین در افغانستان مورد استقبال گسترده قرار می گیرد.

    یا گزارشی دیگر می گوید که آمریکا هیچ نقشی در همکاری های بالقوه افغانستان و چین حتی در بخش معادن ندارد.

    خانم «هوا چونینگ» سخنگوی وزارت خارجه چین پیش تر گفته بود “مردم افغانستان تاکید دارند که به طالبان اعتمادی ندارند، ما اما می گوییم که هیچ چیز تا ابد بدون تغییر نمی ماند. ما باید به گذشته و حال نگاه کنیم، باید به حرف ها گوش دهیم و منتظر عمل باشیم.”

    افغانستان برای چین ارزش اقتصادی و استراتژیک دارد. رهبران چینی همواره به سران طالبان گفته اند که باید جلوی فعالیت های تروریستی علیه خاک چین از افغانستان گرفته شود و در عوض مناسبات اقتصادی مستحکم میان دو کشور را به عنوان راهی برای ثبات در نظر بگیرند. چین همچنین به دنبال فرصت های سرمایه گذاری در بخش معادن افغانستان است؛ موادی که پس از استخراج به پاکستان که در آنجا نیز خودش سرمایه گذاری کرده برود.

    آمریکا در سال 2010 اعلام کرده بود که ذخایر معدنی کشف نشده افغانستان به حدود یک تریلیون دالر می رسد، اما مقامات افغانستان آن را در حدود سه برابر آن یعنی 3 تریلیون دالر تخمین زده بودند. این معادن شامل معادن فلز لیتیوم، عناصر خاکی کمیاب و مس (موادی کمیاب و نادر که در حفظ محیط زیست و تبدیل انرژی نقشی حیاتی دارند) می گردد. اما متاسفانه زیرساخت های سست و وضعیت امنیتی همواره مانعی برای استخراج و استفاده از این معادن بوده است.

    قدرت گرفتن طالبان در افغانستان دقیقا در زمانی رخ داده که تولید کننده های باتری به دنبال سرمایه گذاری های مطمئن تر بر افراد یا نقاطی که در راس تامین فلز لیتیوم هستند می باشند، پیش از آنکه به گفته ی دانشگاه «مک کویری» استرالیا با کمبود دایمی این فلز مواجه گردیم. آمریکا، جاپان و اروپا به دنبال آن بوده اند تا وابستگی شان را به چین برای دستیابی به عناصر فلزی کمیاب قطع کنند اما به نظر می رسد این کار سال ها و میلیون ها دالر هزینه خواهد داشت.  

    هنوز چندین ساعت از تصرف کابل توسط طالبان نگذشته بود که گزارش هایی مطرح گردید که گویا مقامات اطلاعاتی و نظامی چین به رهبران آن کشور در پکن مشورت داده اند که طالبان را به رسمیت بشناسند.

  • چرا پاکستان و چین از تغییر نظام در افغانستان استقبال می کنند؟

    چرا پاکستان و چین از تغییر نظام در افغانستان استقبال می کنند؟

    مقامات در اسلام آباد نسبت به تغییر نظام سیاسی در افغانستان ابراز خوش بینی کرده و معتقدند با چهره ی مثبتی که طالبان از خود نشان می دهند، می توانند با افغانستان به عنوان یک شریک اقتصادی خوب همکاری کنند.

    لازم به ذکر است که پیش از تغییر نظام و سقوط دولت مرکزی، مقامات افغانستان و بسیاری از چهره های سرشناس کشور همواره پاکستان را به حمایت از طالبان متهم می کردند. در روزهای پایانی دولت پیشین نیز، کمپاینی در فضای مجازی در سراسر دنیا راه افتاد که خواستار تحریم پاکستان از سوی سازمان ملل شده بود.

    از آن سو نیز پس از سقوط دولت اشرف غنی، گزارش هایی توسط برخی رسانه های غربی مطرح گردید که گویا افسران اطلاعاتی و نظامی چین به سران آن کشور توصیه کرده اند طالبان را به رسمیت بشناسند.

    چین در صورت سقوط کابل طالبان را به رسمیت می شناسد

    نماینده سابق پاکستان در سازمان تجارت جهانی نسبت به علاقمندی پاکستان و چین برای به رسمیت شناختن دولت طالبان می گوید پاکستان به دلیل اقتصاد شکننده ای که خود دارد شاید نتواند به دولت طالبان کمک مالی چندانی کند، اما گزینه های دیگری وجود دارد که می توان برای داشتن تعامل خوب با افغانستان از آنها استفاده کرد که به نفع دو کشور نیز است.

    این گزینه ها را می توان به طور کلی به دو بخش کوتاه مدت و میان مدت تقسیم کرد زیرا بسیاری از این پروژه ها بخش اعظم کار بر رویشان تمام شده است. این پروژه ها به سه بخش عمده یعنی بخش انرژی، بخش ترانزیت و تجاری دو جانبه و در نهایت شریک سازی افغانستان به عنوان بخشی از پروژه عظیم «کوریدور اقتصادی چین و پاکستان» تقسیم بندی می شوند.  

    در بخش انرژی، افغانستان و پاکستان هر دو متکی به واردات نفت و گاز هستند و تاکنون نتوانسته اند راه مناسب تر و با صرفه تری از ذخایر انرژی آسیای مرکزی برای خود بیابند. ذخایر نفتی و گاز افغانستان هم دست نخورده باقی مانده است. اما موقعیت استراتژیک افغانستان و پاکستان می تواند دو کشور را به کوریدوری مناسب برای انتقال انرژی در سطح کشورهای منطقه تبدیل کند.

    پروژه خط لوله انتقال گاز ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند موسوم به «تاپی» یکی از این پروژه ها است.

    مطالعات عملی بودن ساخت این پروژه به ارزش 7.5 میلیارد دالر که قادر است 33 میلیارد مکعب گاز طبیعی را با لوله ای به قطر 56 اینچ عبور دهد تمام شده است. حتی دیگر مسایل فنی این پروژه از جمله میزان سهم دهی به هر کشور نیز کاملا بررسی شده است. برای مثال پاکستان سالانه 14 میلیارد مکعب معادل 42 فیصد از کل حجم گاز تولیدی و افغانستان 5.11 میلیارد مکعب معادل 16 درصد از آن را خواهد خرید.

    علاوه بر آن، افغانستان سالانه حدود 400 میلیون دالر بابت حق عبور این خط لوله گاز در آمد خواهد داشت.

    افغانستان از ترانزیت خط لوله گاز «تاپی» سالانه یک میلیارد دالر بدست می آورد

    ترکمنستان کار ساخت در خاک خود را تکمیل کرده است و اگر افغانستان نیز کار ساخت در خاک خود را شروع کند، این پروژه به سرعت تکمیل و اجرایی خواهد شد.

    با کار ساخت این پروژه نه تنها گاز مورد نیاز این دو کشور تامین می گردد، بلکه راه برای تامین نفت ارزانتر نیز فراهم می شود. ایران شدیدا تمایل دارد برای انتقال نفت به چین از طریق خاک افغانستان و پاکستان خط لوله ای احداث گردد که این کار علاوه بر عواید سالانه بابت حق عبور سبب می شود که دو کشور به منابع نفتی ارزانتری نیز دسترسی داشته باشند. ایران و چین هر دو علاقمند به آغاز چنین پروژه ای هستند.

    یکی دیگر از این دست پروژه ها در بخش انرژی، پروژه برق کاسا 1000 است که بخش اعظمی از کار ساخت آن به اتمام رسیده و تمویل آن از سوی بانک جهانی و بانک انکشاف/توسعه اسلامی صورت می گیرد. این پروژه به ارزش تقریبی 1.16 میلیارد دالر است که 1300 مگاوات برق تولیدی قرقیزستان را با طی مسیری به طول 1330 کیلومتر به افغانستان و پاکستان می رساند. روسیه نیز تمایل دارد در این بخش سرمایه گذاری کند.

    معرفی کامل و ساختار پروژه “کاسا یک هزار”

    بخش اصلی دیگری که حائز اهمیت برای دو کشور است بحث افزایش تبادل تجاری دو جانبه میان افغانستان و پاکستان است.  

    افغانستان که محاط به خشکی است، بنادر پاکستان آسان ترین راه برای واردات و صادرت کالاهای افغانستان است. پاکستان نیز افغانستان را به عنوان بهترین و آسان ترین مسیر خشکی برای ترانزیت کالاهایش به آسیای مرکزی می بیند.

    در همین زمینه میان دو کشور قرادادی 10 ساله تحت عنوان «توافقنامه تجارت و ترانزیت افغانستان و پاکستان» وجود دارد که اما اخیرا به دلیل تنش های سیاسی رو به کاهش رفته است.

    تقریبا بیش از 70 درصد کالاهای تجاری افغانستان از طریق این بنادر عبور می کرد که اما هم اکنون این رقم چیزی در حدود زیر 30 فیصد است.

    حجم مبادلات تجاری میان دو کشور نیز طی 10 سال گذشته رو به کاهش رفته و از رقم حدود 3 میلیارد دالر در سال 2011 به رقم حدودی 1.3 میلیارد دالر رسیده است. اگر دو کشور پایانه های مرزی بیشتری ایجاد کنند و از طرفی از محدودیت های موجود بکاهند حجم مبادلات تجاری در آینده نزدیک به راحتی از مرز 5 میلیارد دالر عبور خواهد کرد.

    و سوم اینکه پاکستان، افغانستان را وارد پروژه کوریدور اقتصادی چین و پاکستان کند. چین هم اکنون یکی از سرمایه گذاران بزرگ در هر دو کشور است. این کشور در حال ساخت دو خط آهن ویژه چین-افغانستان و دیگری خط آهنی که کشورهای چین، قیرقیزستان، تاجیکستان، ایران و افغانستان را به یکدیگر متصل می کند، است. پاکستان نیز ممکن است به این پروژه بپیوندد.

    چین همچنین دو پروژه دیگر نیز در افغانستان دارد، که یکی از آنها استخراج معدن مس ولایت لوگر به ارزش تقریبی 4.4 میلیارد دالر و دیگری تحقیقات نفتی در ساحه آمو دریا می باشد.

    با نگاهی اجمالی به این گفته ها، شاید اکنون بی دلیل نباشد که چین و پاکستان از اولین کشورهایی هستند که در نظر دارند طالبان را به رسمیت بشناسند.

  • چین: دموکراسی نوشابه کوکاکولا نیست که طعمش در تمام دنیا یکسان باشد

    چین: دموکراسی نوشابه کوکاکولا نیست که طعمش در تمام دنیا یکسان باشد

    خانم «هوا چونینگ» سخنگوی وزارت خارجه چین امروز (جمعه) با تاکید بر این که هیچ مدل ثابتی برای دموکراسی وجود ندارد، گفت دموکراسی مانند نوشابه کوکاکولای آمریکا نیست که همان طعم را در سراسر دنیا بدهد.

    خانم هوا افزود اتفاقات اخیر در افغانستان بار دیگر نشان داد که دموکراسی تحمیلی یا پیوندی توسط نیروهای خارجی همواره بی ثبات و شکستنی است.

    وی گفت تعریف و ترجمه از دموکراسی نباید همواره توسط آمریکا و چند تن از متحدانش به انحصار گرفته شود.

    به باور وی، یکی از معیارهای کلیدی دموکراسی این است که آیا آن نسخه از دموکراسی نیازها و توقعات مردم را بر آورده می سازد و یا خیر.

    سخنگوی وزارت خارجه چین علاوه کرد “به نظر من، دموکراسی که در چین حاکم است دموکراسی مردم است در حالیکه در آمریکا این دموکراسی پول است. مردم چین دموکراسی در بطن دارند، در حالیکه مردم آمریکا ممکن است دموکراسی در فرم داشته باشند.”

    خانم هوا همچنین گفت “بیایید به نتیجه مدل های دموکراسی آمریکایی که تاکنون آمریکا تلاش کرده آنها را در کشورهای مختلف پیاده سازد نگاه بیندازیم. از میان کشورهایی که آمریکا در آنها مداخله دارد، مردم کدام کشور به صلح واقعی، امنیت، آزادی و دموکراسی دسترسی دارند؟ سوریه، عراق و یا افغانستان؟”

    این گفته ها در حالی مطرح می شود که پیتر مایکل مک کینلی سفیر سابق آمریکا در افغانستان به تازگی در مقاله ای گفته است که تلاش های واشنگتن از سال 2001 تاکنون برای تحمیل مدل دموکراسی غربی در افغانستان شکست خورده است. به باور مک کنلی، عدم محاسبات درست و سیاست های شکست خورده دولت آمریکا طی این دو دهه نتیجه این ناکامی است.

    در همین حال، وحید الله هاشمی یک تن از اعضای ارشد طالبان در گفتگو با خبرگزاری رویترز پیش تر گفته بود که دموکراسی در افغانستان جایی ندارد و احتمالا حاکمیت شورایی خواهد بود به نحوی که ملا هبت الله آخند زاده رهبر گروه مقامی بالاتر از این شورا خواهد داشت.

    بخوانید:

    طالبان: دموکراسی در افغانستان جایی ندارد/ حاکمیت احتمالا شورایی است

  • بازگشت طالبان بیش از آنکه برای چین یک فرصت باشد یک تهدید به شمار می رود

    بازگشت طالبان بیش از آنکه برای چین یک فرصت باشد یک تهدید به شمار می رود

    با وجود این‌که چین شاهد صحنه‌های آشفتگی در کابل است، احتمالا خود را بیشتر با خطری قریب‌الوقوع روبه‌رو می‌بیند تا فرصت.

    از زمانی که جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا در ماه اپریل خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان را اعلام کرد، صحبت‌های زیادی در مورد چگونگی استفاده چین از این فرصت برای پر کردن خلای به‌جامانده از ایالات متحده و افزایش حضور و نفوذش در آن‌جا صورت گرفته است.

    چنین استدلال‌هایی پس از دیدار ماه گذشته بین رهبران طالبان و وانگ یی، وزیر امور خارجه چین تشدید شد؛ وانگ اعلام کرد طالبان «نقش مهمی در روند آشتی و بازسازی مسالمت‌آمیز در افغانستان ایفا خواهد کرد.»

    اما برای چین، که در منطقه سرمایه‌گذاری کرده است، چالش‌های امنیتی ناشی از بازگشت ناگهانی طالبان به مراتب بیشتراز هر گونه منافع استراتژیک در این راه است.

    اندرو اسمال، یکی از اعضای صندوق مارشال آلمان در واشنگتن، در مصاحبه‌ای با شورای روابط خارجی اروپا گفت: «چین تمایل ندارد افغانستان را از منظر فرصت ببیند؛ مسأله تقریبا به‌طور کامل مسأله‌ی مدیریت تهدیدها است.»

    پکن از مدت‌ها پیش نسبت به حضور نظامیان امریکایی در افغانستان هشدار داده بود، زیرا این کشور در فاصله ۸۰ کیلومتری منطقه غربی چین‌سین‌کیانگ در انتهای گذرگاه باریک واخان، مرز مشترک بین این دو کشور است. اما در حقیقت، چین از ثبات نسبی ایالات متحده در دو دهه گذشته نیز سود برده است.

    نگرانی اصلی چین این است که افغانستان به پایگاهی برای تروریست‌ها و افراط‌یانی تبدیل شود که برای استقلال منطقه اکثریت مسلمانان سین کیانگ مبارزه ‌کنند. موضوعی که وانگ در دیدار ماه گذشته با رهبران طالبان مطرح کرد. در پاسخ، طالبان متعهد شدند که «هرگز به هیچ نیرویی اجازه نمی‌دهد از خاک افغانستان برای انجام اقدامات مشکل‌آفرین برای چین استفاده کند».

    اما خطرات امنیتی محدود به مرزهای چین نیست. در سال‌های اخیر، چین سرمایه‌گذاری زیادی در آسیای مرکزی از طریق برنامه تجارت و زیرساخت کمربند و جاده انجام داده است. تأثیر استیلای قدرت طالبان بر شبه نظامیان اسلام‌گرا می تواند تهدیدی بالقوه برای منافع اقتصادی و استراتژیک چین در منطقه باشد.

    اسمال گفت: «اگرچه پکن در مورد واقعیت‌های قدرت در افغانستان عمل‌گرا است، اما از برنامه ایدئولوژیک طالبان هرگز راضی نبوده است. دولت چین از تأثیر الهام‌بخش موفقیت آن‌ها در افغانستان برای ستیزه‌جویی در سراسر منطقه از جمله طالبان پاکستانی می‌ترسد.»

    این تهدید امنیتی ماه گذشته هنگامی به اوج خود رسید که ۹ کارگر چینایی در یک حمله انتحاری در پاکستان کشته شدند؛ این حمله یکی از مرگ‌بارترین حملات به اتباع چینایی در خارج از کشور در سال‌های اخیر بود. اسلام آباد گفت که این حمله توسط «طالبان پاکستانی خارج از افغانستان» ترتیب داده شده است.

    ناراحتی پکن از پیامدهای احتمالی در افغانستان در بیانیه‌های وزارت خارجه این کشور که بارها از ایالات متحده به‌دلیل اقدام «غیر مسئولانه» در «خروج شتاب‌زده» آن‌ها انتقاد کرده است، منعکس شده است.

    پکن همچنین برخلاف پیش‌بینی برخی تحلیل‌گران، اعلام کرده است که هیچ قصدی در اعزام نیرو به افغانستان برای پر کردن خلاء قدرت امریکا ندارد. روز یک‌شنبه، در مقاله‌ای در رسانه دولتی گلوبال تایمز به نقل از کارشناسان گفت چنین گمانه‌‌زنی‌هایی «کاملا بی اساس است».

    این مقاله می‌گوید: «مهم‌ترین اقدامی که چین می‌تواند انجام دهد این است که در صورت وقوع یک بحران انسانی بزرگ، اتباع چینی را خارج کند یا در بازسازی و توسعه پس از جنگ مشارکت داشته باشد و پروژه‌ها را تحت «ابتکار پیشنهادی «کمربند و جاده» چین در صورت احیای ایمنی و ثبات در این کشور جنگ‌زده پیش ببرد.

    رسانه‌های دولتی چین وضعیت افغانستان را یک «حقارت» بزرگ برای ایالات متحده خواند و از آن برای نشان دادن برتری سیاسی این کشور، یعنی به اصطلاح «عدم مداخله» چین در امور داخلی دیگر کشورها بهره برده‌اند. این بخشی کلیدی ازاصول سیاست خارجی چین است که توسط ژو انلای، نخست‌وزیر سابق چین در دهه ۱۹۵۰ وضع شد.

    روزنامه گلوبال تایمز در سرمقاله‌ای که اواخر یک‌شنبه منتشر شد، گفت: «تغییر ناگهانی وضعیت افغانستان بدون شک ضربه سنگینی به ایالات متحده است. این ناکامی کامل ایالات متحده در تصمیمش مبنی بر تغییر وضعیت افغانستان را نشان داد. شکست ایالات متحده [در جنگ افغانستان] نسبت به شکست آن در جنگ ویتنام، ناتوانی امریکا در جنگ را با وضوح بیشتری ثابت کرد؛ ایالات متحده در واقع مانند «ببر کاغذی» است.»

    پکن به خوبی از هزینه‌های گرفتار شدن در وضعیت امنیتی افغانستان آگاه است، تجزیه‌وتحلیل‌های متعدد اخیر رسانه‌های دولتی از این کشور به عنوان «قبرستان امپراتوری‌ها» یاد کرده است.

    به احتمال زیاد چین به‌جای پیروی از امریکا، رویکردی عمل‌گرا در قبال افغانستان اتخاذ خواهد کرد. با اعلام سفر هیأت طالبان به چین در ماه گذشته، پکن تمایل خود برای به رسمیت شناختن دولت طالبان و تعامل با آن را مادامی که منافعش تأمین شود آشکار کرد.

    اطمینان پکن در نوع مواجهه با طالبان در کابل مشخص است. درحالی‌که امریکا و متحدانش برای تخلیه سفارتخانه‌ها از افغانستان تلاش می‌کنند، به‌نظر می‌رسد که چین، به همراه روسیه، در این کشور باقی بمانند.

    سفارت چین در کابل در بیانیه‌ای اعلام کرد از احزاب مختلف در افغانستان خواسته است که «از امنیت شهروندان چینایی، نهادهای چینایی و منافع چین محافظت کنند». این وزارت‌خانه اعلام کرد که هیچ گزارشی مبنی بر جراحت یا تلفات اتباع چینایی دریافت نکرده است و به آن‌‌ها یادآوری کرد که «از نزدیک وضعیت امنیتی را دنبال کنند، اقدامات احتیاطی را افزایش دهند و از بیرون رفتن خودداری کنند.»

    منبع: سی ان ان

    مترجم: اطلاعات روز

  • وزیر امور خارجه ایران با نماینده ویژه چین در امور افغانستان دیدار نمود

    وزیر امور خارجه ایران با نماینده ویژه چین در امور افغانستان دیدار نمود

    به نقل از وزارت امور خارجه ایران، محمد جواد ظریف در ابتدای این دیدار با تبریک پنجاهمین سالروز آغاز روابط دیپلماتیک دو کشور مراتب تشکر و قدردانی خود و دولت جمهوری اسلامی ایران در زمینه تامین واکسن از سوی دولت چین را به طرف چینی اعلام کرد.

    وی همچنین با تشریح دیدگاه جمهوری اسلامی ایران در خصوص تحولات اخیر در افغانستان، حمایت ایران از شورای هماهنگی انتقال صلح آمیز قدرت در افغانستان را با هدف جلوگیری از هرگونه تشدید خشونت و وقوع جنگ در شرایط جاری افغانستان مورد تاکید قرار داد.

    ظریف موضوع بیجاشدگان در تحولات اخیر افغانستان و هجوم آن‌ها به سوی کشور‌های همسایه را یکی از مهمترین و ضروری‌ترین موضوعات برگرفته از تحولات افغانستان دانست که خصوصا با توجه به شرایط دشوار همه گیری کرونا نیازمند توجه جدی می‌باشد.

    یوه شیائو یونگ فرستاده ویژه وزارت امور خارجه چین در امور افغانستان نیز در این دیدار با تبریک پنجاهمین سالروز آغاز روابط سیاسی دو کشور همکاری‌های راهبردی دو کشور در حوزه‌های مختلف را با اهمیت توصیف کرد و دیدگاه کشورش در خصوص تحولات افغانستان را تشریح و ضرورت همکاری کشور‌های منطقه خصوصا همسایگان افغانستان را مورد تاکید قرار داد.

  • چین: امریکا مسئول بحرانی شدن اوضاع افغانستان است

    چین: امریکا مسئول بحرانی شدن اوضاع افغانستان است

    به دنبال سقوط تعدادی از شهرهای افغانستان و کنترل آن به دست طالبان، چین امروز (یکشنبه، ۲۴ اسد) آمریکا را مسؤول بحرانی شدن اوضاع در این کشور دانست.

    یویه شیاو یونگ، فرستاده ویژه وزارت خارجه چین در امور افغانستان در گفت و گو با خبرگزاری مغربی «ومع» توقف جنگ و خشونت در افغانستان به منظور جلوگیری از بروز هرج و مرج و کشیده شدن آن به دیگر کشورها را خواستار شد و آمریکا را مسئول بحرانی شدن اوضاع امنیتی در این کشور خواند.

    او اخیرا نیز در گفت وگو با تلویزیون مرکزی چین گفته بود که امیدوار است همه طرفها بدانند که وظیفه مهم در این شرایط پایان دادن به جنگ و خشونت و توقف تیراندازی ها به منظور جلوگیری از بروز هرج و مرج و تنشها است.

  • چین در صورت سقوط کابل طالبان را به رسمیت می شناسد

    چین در صورت سقوط کابل طالبان را به رسمیت می شناسد

    چین پیش از این بارها از گروه طالبان خواسته بود تا از طریق مذاکره با دولت افغانستان وارد پروسه صلح گردیده و از این رو به خواسته های سیاسی خود برسد، روندی که در ظاهر خواسته بسیاری از کشورها بوده است.

    اما یو اس نیوز به نقل از منابع آمریکایی در گزارشی آورده که برآوردهای میدانی نهادهای نظامی و اطلاعاتی چین، مقامات در پکن را بر آن داشته تا در صورتی که جنگجویان طالبان موفق به سقوط دولت کابل شود، این گروه را به رسمیت بشناسد.

    این در حالیست که گروه طالبان روز گذشته مدعی شد که شهر قندهار و هرات را به تصرف خود در آورده است.

    گرچه تصاویر منتشر شده در شبکه های اجتماعی نشان از حضور جنگجویان طالبان در برخی نقاط شهرهای هرات و قندهار می داد اما نیروهای دولتی در بسیاری از بخش های این شهرهای بزرگ همچنان مستقر هستند.

    برخی کارشناسان بر این باورند که دولت چین از بیم از دست رفتن سرمایه گذاری هایی که در پاکستان و شمال افغانستان انجام داده، گزینه به رسمیت شناختن گروه طالبان را در سر پرورانده است.

    همچنین سران گروه طالبان چندی پیش به دعوت دولت چین به آن کشور سفر کرده بود.

    گفته می شود که سازمان ملل متحد در حال تهیه بیانیه ای است که در آن تاکید کند هر حکومت بر آمده از راه زور را به رسمیت نمی شناسد.

  • در زمین امریکا بازی نکنید

    در زمین امریکا بازی نکنید

    حوادث تلخ این روزهای افغانستان پر است از صحنه‌های دلخراش و مصیبت باری که متاسفانه با سکوت کشورها و سازمان های مدعی دفاع از حقوق بشر، سازمان کنفرانس اسلامی و … همراه است.
    در طی سالیان گذشته مهم ترین عامل شکل دهنده به سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به افغانستان عامل جئوپلیتیک بوده است. جئوپلیتیکی که به عنوان علم مطالعه «نفوذ و تأثیرگذاری عناصر جغرافیایی بر اقدام سیاسی تعریف می شود.» بخشی از سنت واقع گرایی در روابط بین‌الملل بوده است. افغانستان از محدود کشورهایی است که با توجه به رویکردهای مختلف به جئوپلیتیک همواره جایگاه خود را در سیستم بین المللی حفظ کرده است، بدین معنا که نه تنها در نظریه دریایی ماهان و مکیندر از موقعیت استراتژیک برخورداراست، بلکه در نظریه هارتلند انرژی جفری کمپ نیز قرار دارد و از چنین موقعیتی برخوردار است.
    با توجه به جایگاه جئوپلیتیکی افغانستان و عوامل دخیل در آن، حضور امریکا در افغانستان را می توان به دوره‌های مختلفی تقسیم کرد که آغاز آن از دوران جنگ سرد (۱۹۴۵- ۱۹۷۹) تا به امروز می باشد، در طول دوران این حضور همواره با توجه به تغییر در منافع ملی، سیاست خارجی خود نسبت به افغانستان را با آن عیار کرده و تغییر داده است. از سیاست های تهاجمی با دکترین نیو محافظه کارانه و ژست دمکراتیک گرفته تا سیاست های عدم مداخله و دفاعی در افغانستان پیاده شده است و در این میان کشورهای دیگر و کنش گران سیاسی افغانستان خواسته یا ناخواسته گرفتار در خوابی شدند که یانکی ها برای آنها دیده‌اند.
    بعد از توافق دوحه در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ بین ایالات متحده و طالبان که دارای زوایای پیدا و پنهان زیادی بود، طالبان در سطح بین المللی دارای یک وجهه سیاسی گردید و این فرصت را پیدا کرد تا با خروج نیروهای خارجی و تجدید قوا بخش های زیادی از خاک افغانستان را تصاحب کند که عوامل مختلفی در این پیروزی ها موثر بوده است.
    سفارت امریکا در کابل در اقدامی کاملاً جانبدارانه و در جنگ روانی از شهروندان انگشت شمار خود می‌خواهد خاک افغانستان را ترک کند و عملاً دستگاه تبلیغاتی طالبان می‌شود و از آن طرف با اشاره به اظهارات رئیس جمهور امریکا و نشر هشتگی افغانستان را «کشور قهرمانان» خوانده است و افغان ها را تشویق به کشتن یکدیگر کرده است. جو بایدن نیز، دستور حمله هواپیماهای بمب‌افکن سنگین بی-۵۲ و همچنین جنگنده «اسپکتر» را به مواضع طالبان صادر کرده است، روزنامه تایمز لندن به نقل از منابع وزارت دفاع امریکا گزارش می‌دهد که بمب‌افکن‌های بی-۵۲ بوئینگ امریکا، اصلی‌ترین سلاح قدرت هوایی راهبردی امریکا، از پایگاه هوایی العُدید در قطر به افغانستان پرواز کرده‌اند و در این عملیات، هواپیماهای تهاجمی اسپکتر لاکهید که «مرگبارترین قدرت تیرباران هوایی جهان» نامیده می‌شود، نیز وارد عمل شده است.
    سیاست خارجی کنونی امریکا در تلاش است تا از طریق حفظ توازن قدرت در نظام بین‌الملل به اهداف خود برسد، کاملا منفعت محور و بدون دخالت مستقیم در سیاست کشورها هدف های خود را تامین می کند، برای این منظور در یک تاکتیک، بنیادگرایی اسلامی را تقویت و عناصر و عوامل افراطی مانند داعش را از درون آنها بیرون کشیده و در گوشه و کنار افغانستان مستقر کند اما از آنجا که امریکا بنیادگرایی اسلامی قدرت یافته را در تقابل و مخالفت با قدرت هژمونیک خود می‌داند قطعاً ریشه آن را بعد از استفاده، رسیدن به منافع خود و تخریب وجه اسلام می خشکاند.
    این سیاست جدا از اینکه هزینه های امریکا را کاهش می دهد، به قول دیبورا لاینز، نماینده سازمان ملل در امور افغانستان، عواقب وضعیت کنونی افغانستان از مرزهای آن فراتر خواهد رفت. لذا امریکا بدون کمترین هزینه‌ای جلوی پیشروی چین را گرفته و باعث احساس نا امنی در روس ها می شود، چرا که مرزهای جئوپلتیکی خود را با مرزهای جغرافیایی روسیه مطابقت داده است. با استمرار ناامنی ها ایران را نیز در این بازی وارد کرده و با استفاده از ابزارهای موجود هژمونی خود را تقویت می کند، ایران را در تنگنا قرار داده و سلطه خود را بر خلیج فارس تحکیم می بخشد.
    این شعار که افغانستان پناهگاه تروریستان بین المللی است و امریکا به این بهانه برای نابودی آنها بعد از یازده سپتمبر به افغانستان لشکر کشی کرد در دکترین سیاست خارجی دولت کنونی امریکا و جو بایدن هیچ جایگاهی ندارد بلکه استراتژی آنها انتقال و جایگزینی این تروریست های بین المللی در خاک افغانستان است و در این بین پاکستان به عنوان شریک راهبردی و پادو سیاست های امریکا بیشترین همکاری با امریکا را در نقل و انتقال تروریست ها دارد.

    شاهد بر این مطلب گفتار رحمت الله نبیل رییس سابق امنیت ملی افغانستان است که می‌گوید: بر اساس منابع معتبر ، با وحود اختلاف نظر بین گروه افراطی مذهبی سنی جیش العدل (که علیه ایران می جنگند) و طالبان افغان؛ ISI پاکستان حدود ٦٠٠ تن از جنگجويان جیش العدل را از دالبندین، نوشکی ماشكيل و پنجگور بلوچستان ، به ولايت های نیمروز ، هرات و فراه افغانستان با تجهیزات نظامی ، به منظور کمک به طالبان افغان فرستاده است.
    در این اواخر عمران خان نخست‌وزیر پاکستان در گفت‌وگو با پی‌بی‌اس گفته بود که امریکا همه‌ چیز را در افغانستان خراب کرد، گویا پاکستان هم متوجه این مطلب شده است که فقط یک عروسک خیمه شب بازی است و تاوان و هزینه های همکاری با امریکا را در منطقه روزی خواهد پرداخت. همچنین معید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان از این که جو بایدن، رییس‌ جمهور امریکا تماس عمران خان را رد کرده است انتقاد کرده است، به نقل از فایننشل تایمز، او گفته است که اگر تماس تیلفونی یک امتیاز محسوب می‌شود، اسلام‌آباد گزینه‌هایی دارد.
    لذا دولت افغانستان، طالبان و کشورهایی که حامی طالب است و کسانی که آنها را جنبش اصیل منطقه‌ای می‌خوانند، باید بدانند عمداً یا سهواً در دام بازی که یانکی ها برای آنها و مردم افغانستان طراحی کرده است گرفتار نشوند و بیشتر از پیش مردم مظلوم و بی دفاع افغانستان را داغ دار نکنند، افغانستان را میدان جنگ های نیابتی و رقابت های قدرت خود قرار ندهند.

    علیرضا عبداللهی سیستانی

  • هشدار امریکا به چین در مورد ساخت سیلوهای موشکی تازه

    هشدار امریکا به چین در مورد ساخت سیلوهای موشکی تازه

    این نهاد در گزارش تازه خود آورده است این سیلوهای موشکی جدید که در شهر «هامی» در نواحی شرقی ایالت سین‌کیانگ قرار دارند، «بزرگترین برنامه ساخت سیلو از زمان احداث سیلوهای موشکی آمریکا و شوروی در میانه جنگ سرد» به شمار می‌روند.

    بنابر تصاویر ماهواره‌ای، سیلوهای جدید در منطقه‌ای به مساحت حدود ۳۰۰ کیلومتر در حال احداث هستند و می‌توانند موشک‌های قاره‌پیما را در خود جای دهند. تحلیلگران می‌گویند وسعت زمین این ناحیه هدف قرار دادن آن را در صورت درگیری نظامی پیچیده‌تر می‌کند.

    همزمان پنتاگون هشدار داده است چین با توسعه توانایی‌های تسلیحات هسته‌ای خود اجماع جهانی در زمینه خلع سلاح اتمی را نقض می‌کند.

    ستاد فرماندهی استراتژیک، ناظر زرادخانه‌ هسته‌ای آمریکا، در بیانیه‌ای گفت: «همگان واقعیت تهدید فزاینده جهان و آنچه را که پرده محرمانه بر آن کشیده شده بود، کشف کرده‌اند.

    موسسه تحقیقات صلح بین‌المللی استکهلم زرادخانه هسته‌ای چین را حاوی ۳۵۰ کلاهک تخمین زده است. این در حالی است که پنتاگون می‌گوید چین قصد دارد ظرف ۱۰ سال آینده اندازه زرادخانه خود را دست‌کم دو برابر کند.

    منطقه نظامی جدید دومین میدان موشکی است که در تابستان امسال کشف شده است. پیش‌تر در ماه ژوئن محققان مرکز مطالعات عدم اشاعه هسته‌ای جیمز مارتین در کالیفرنیا، میدان موشکی دیگری را که در حال ساخت است در استان گانسو چین کشف کرده بودند.

    چین تا کنون در مورد این گزارش‌ها اظهار نظری نکرده، با این حال سردبیر روزنامه دولتی گلوبال تایمز این کشور گفته است که نهادها و رسانه‌های آمریکایی گزارش‌های مربوط به میدان‌های موشکی در دست ساخت چین را منتشر می‌کنند تا این کشور را «تحت فشار قرار دهند».

    گزارش‌‌های تازه در حالی مطرح شده که روابط آمریکا و چین به بدترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسیده است و دو کشور در حوزه‌های گوناگون از جمله تجارت، فناوری، امنیت سایبری، حقوق بشر و سیاست خارجی با یکدیگر اختلاف نظر دارند.

  • وزیر خارجه امریکا: مداخله چین در افغانستان می تواند مثبت باشد

    وزیر خارجه امریکا: مداخله چین در افغانستان می تواند مثبت باشد

    آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا گفته است در صورتی که چین به دنبال “حل مسالمت‌آمیز منازعات” و یک دولت “واقعا انتخابی و فراگیر” در افغانستان باشد، مداخله و حضور احتمالی آن کشور در امور افغانستان می‌تواند “یک اقدام مثبت” تلقی شود.

    این اظهارات آقای بلینکن یک روز پس از سفر نمایندگان گروه طالبان به چین و دیدار آن‌ها با مقام‌های آن کشور بیان شده است.

    وزیر خارجه آمریکا که در سفری رسمی به هند رفته است در پاسخ به سوالی درباره مذاکرات صلح افغانستان گفته است:”هیچ کس علاقه‌ای به تصرف نظامی کشور توسط طالبان و احیای امارت اسلامی ندارد.”

    او از طالبان خواسته که به شکل “صلح آمیز” سر میز مذاکره حاضر شوند.

    روز گذشته (۶ اسد) ملا عبدالغنی برادر، معاون گروه طالبان و هیأت همراهش با ونگ یی، وزیر خارجه چین دیدار کردند.

    در این دیدار وزیر خارجه چین به هیأت طالبان گفته است انتظار می‌رود این گروه” نقش مهمی در روند صلح‌آمیز آشتی و بازسازی افغانستان داشته باشند”.

    وزارت خارجه افغانستان نیز در اعلامیه‌ای گفت چین قبلا دولت افغانستان را از این سفر مطلع ساخته است. در این اعلامیه همچنین آمده است که افغانستان انتظار دارد تا “دولت چین در راستای تقویت اجماع منطقه‌ و اعمال فشارهای بین‌المللی بر طالبان در جهت قطع خشونت‌ها، برقراری آتش‌بس، تأمین صلح و ختم حضور تروریستان خارجی در افغانستان، نقش ارزندۀ خود را ایفا نماید.”

    یک سخنگوی طالبان در توییتی نوشته است طرف چین در این دیدار “به تعهد خود برای ادامه کمک به افغان‌ها تاکید کرده است و گفته است آنها در مسائل افغانستان دخالت نخواهند کرد اما به حل مشکلات و برقراری صلح در این کشور کمک خواهند کرد.”

    وزارت امور خارجه چین در اعلامیه‌ای گفته است این کشور سیاست “عدم دخالت” در امور داخلی افغانستان را در پیش خواهد گرفت.

    در این اعلامیه آمده است:”خروج عجولانه نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان در واقع نشان‌دهنده ناکامی سیاست آمریکا در قبال افغانستان است و مردم افغانستان اکنون فرصت مهمی برای ثبات و توسعه کشور خود دارند.”

    گروه در ماه‌های گذشته با تصرف بخش‌هایی از ولایت بدخشان که مرزی باریک با چین دارد، خود را با این کشور نزدیک کرده است. روندی که می‌تواند برای پکن نگران کننده باشد.

    در ماه‌های گذشته رهبری طالبان به کشورهای مهم منطقه از جمله ایران و ترکمنستان هم سفر کرده‌اند و سفر اخیر نمایندگان طالبان به چین نشان می‌دهد این گروه در حال شناخته شدن به عنوان یک نیروی مهم سیاسی در صحنه بین المللی است.

  • تعهد طالبان به چین، از خاک افغانستان علیه هیچ کشوری اقدام نمی شود

    تعهد طالبان به چین، از خاک افغانستان علیه هیچ کشوری اقدام نمی شود

    آقای وردک گفت این هیأت به دعوت رسمی چین، به این کشور سفر کرده است.

    به گفته وی در این دیدارها پیرامون صلح، مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی گفت‌وگو شده است.

    سخنگوی دفتر سیاسی پیکارجویان طالب گفت این گروه به چین اطمینان داده است از خاک افغانستان علیه امنیت هیچ کشوری استفاده نخواهد شد.

    او تأکید کرده که چین نیز به همکاری خود با مردم افغانستان ادامه می‌دهد. همین‌طور محمد نعیم افزود کشور چین اطمینان داد در امور داخلی افغانستان مداخله نمی‌کند.

    این هیأت در حالی به چین سفر کرده است که پیکارجویان طالب حملات‌شان را در نقاط مختلف افغانستان از جمله ولایت بدخشان هم مرز با چین افزایش داده‌اند. اعضای پیکارجویان طالب در جریان ماه‌های اخیر بیش از ۱۰۰ ولسوالی را تصرف کرده‌اند.

  • نقش فعال تر طالبان در صلح و سرکوب جنبش ترکستان شرقی محورهای گفت و گو

    نقش فعال تر طالبان در صلح و سرکوب جنبش ترکستان شرقی محورهای گفت و گو

    ملا غنی برادر، معاون رهبر گروه طالبان، در راس هیأتی به چین سفر کرد و با ونگ یی، وزیر خارجه چین دیدار نمود.

    به گزارش خبرگزاری رویترز، وزیر خارجه چین به هیأت طالبان گفته است انتظار می‌رود این گروه” نقش مهمی در روند صلح‌آمیز آشتی و بازسازی افغانستان داشته باشند”.

    وزارت خارجه افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است چین قبلا دولت افغانستان را از این سفر مطلع ساخته بود. در این اعلامیه همچنین آمده است افغانستان انتظار دارد تا “دولت چین در راستای تقویت اجماع منطقه‌ و اعمال فشارهای بین‌المللی بر طالبان در جهت قطع خشونت‌ها، برقراری آتش‌بس، تأمین صلح و ختم حضور تروریستان خارجی در افغانستان، نقش ارزندۀ خود را ایفا نماید.”

    سفر هیأت گروه طالبان به چین دو روزه اعلام شده است و نظر به اظهارات این گروه، محور بحث‌ها صلح و امنیت افغانستان بوده است.

    وزیر خارجه چین همچنین گفته است امیدوار است گروه طالبان بتوانند “جنبش اسلامی ترکستان شرقی” را که چین آن را تهدید برای امنیت ملی‌اش می‌داند، سرکوب کند.

    مرکز این گروه در زمان حاکمیت طالبان کابل پایتخت افغانستان بود و از همان زمان روابط نزدیکی با القاعده داشته است.

    جنبش اسلامی ترکستان یک سازمان افراط‌گرای اسلامی است که توسط تندروان اویغور در غرب چین تاسیس شده است و چین، اتحادیه اروپا، آمریکا، بریتانیا، روسیه و پاکستان آن را یک گروه “تروریستی” می‌دانند. اهداف اعلام شده این گروه ایجاد دولت مستقل به نام “ترکستان شرقی” در سین کیانگ چین است.

    طالبان در ماه‌های گذشته با تصرف ولایت بدخشان که مرز باریک با چین دارد خود را با این کشور نزدیک کرده است. روندی که می‌تواند برای پکن نگران کننده باشد.

    در ماه‌های گذشته رهبری طالبان به کشورهای مهم منطقه از جمله ایران و ترکمنستان هم سفر کرده‌اند.

  • هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت

    هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت

    محمدنعیم، سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر می‌گوید هیأت نُه نفره این گروه به رهبری ملا برادر به چین رفته است.

    محمدنعیم با نشر سلسله توییتی گفته است این هیأت روز سه‌شنبه، پنجم اسد، به دعوت رسمی چین، به این کشور سفر کرده است.

    او تصریح کرد این هیأت با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، معاون وزیر خارجه و نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان دیدار کرده است.

    به گفته محمدنعیم در این دیدارها پیرامون صلح، مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی گفت‌وگو شده است.

    سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان گفته است این گروه به چین اطمینان داده است از خاک افغانستان علیه امنیت هیچ کشوری استفاده نخواهد شد.

    او تأکید کرده است چین نیز به همکاری خود با مردم افغانستان ادامه می‌دهد. همین‌طور محمد نعیم افزوده است کشور چین اطمینان داده است به امور داخلی افغانستان مداخله نمی‌کند.

    این هیأت در حالی به چین سفر کرده است که طالبان حملات‌شان را بر نقاط مختلف افغانستان از جمله ولایت بدخشان هم مرز با چین افزایش داده‌اند. جنگ‌جویان گروه طالبان در جریان ماه‌های اخیر بیش از ۱۰۰ ولسوالی را تصرف کرده‌اند.

  • چین آماده میزبانی مذاکرات بین الافغانی ست

    چین آماده میزبانی مذاکرات بین الافغانی ست

    وزیر خارجه چین گفته است که پکن در مسایل داخلی افغانستان دخالت نخواهد کرد و هیچ‌ محاسبه جئوپولیتیک در مورد منطقه ندارد.
    وی افزوده است که چین به حاکمیت و استقلال افغانستان احترام می‌گذارد.
    وانگ یی گفته است: چین به پشتیبانی از افغانستان در مبارزه با همه‌گیری کووید-۱۹، از جمله واکسین ادامه می‌دهد. ما امیدواریم دولت افغانستان امنیت پرسونل و نهاد‌های چینی را در افغانستان تضمین کند.
    به گفته وزیر خارجه چین، خروج زودهنگام نیروهای امریکایی و ناتو تهدیدات امنیتی را در افغانستان تشدید کرده و اولویت این است که مذاکرات میان‌افغانی آغاز و از جنگ داخلی جلوگیری شود.
    این گفت‌وگو در حاشیه نشست وزرای خارجه سازمان همکاری شانگهای در تاجیکستان صورت گرفته است.

  • چین مترصد ورود به افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی ست

    چین مترصد ورود به افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی ست

    از دید شی جین پینگ و حزب کمونیست چین‌، افغانستان از اهمیت ژئوپلیتیکی برخوردار است. این کشور پورتالی را ارائه می‌دهد که به وسیله آن ارتش چین ممکن است از طریق ایران یا پاکستان به دریای عرب دسترسی داشته باشد. به گزارش فاکس نیوز، این کشور جنگ زده می‌تواند دسترسی به ایران و خاورمیانه و در عین حال مسیری را به اقیانوس هند و آفریقا فراهم کند.

    گوردون چانگ‌، نویسنده و کارشناس حزب کمونیست چین در مصاحبه با فاکس نیوز گفت: «از آنجایی که چینی‌ها شرورتر هستند‌، بله‌، من فکر می‌کنم شانس بیشتری برای دستیابی به اهداف خود در افغانستان دارند. اما داشتن شانس بیشتر به معنای موفقیت آنها نیست. من فکر می‌کنم زمان رسیدن به شکست توسط آنها طولانی‌تر است.»

    وی با اشاره به اینکه افغانستان یکی از ۱۴ کشور همسایه چین است‌، گفت ما شاهد برقراری روابط چین در مناطق غیرقابل کنترل بوده‌ایم‌، اما این تعهد بسیار بزرگتری برای آنها خواهد بود.

    وی در ادامه گفت یکی از منافع کلیدی چین در افغانستان، دسترسی است.

    مطابق با گزارش‌ها رهبران چین قبلاً در حال مذاکره در مورد توافق با مقامات کابل برای سرمایه گذاری در زیرساخت‌های افغانستان از طریق “ابتکار یک کمربند و یک راه” بوده‌است.

    این برنامه تریلیون دالری پروژه‌های متعددی را تأمین مالی کرده است و این پروژه‌ها عموماً بر زیرساخت‌های سخت مانند فرودگاه‌ها‌، جاده‌ها و بنادر دریایی در سراسر آسیا‌، آفریقا و خاورمیانه متمرکز بود‌ه‌اند.

    وی گفت که این برنامه توسط حزب کمونیست چین برای افزایش نفوذ خود از طریق ارائه وام‌های زیربنایی به کشورهای فقیرتر در ازای کنترل منابع محلی، که افغانستان به میزان فراوان دارد، مورد استفاده قرار گرفته است‌.

    استفاده از منابع عظیم طبیعی افغانستان از دیرباز مورد هدف چین بوده است.

  • سازمان شانگهای کمک های اقتصادی و اجتماعی به افغانستان را بررسی می کند

    سازمان شانگهای کمک های اقتصادی و اجتماعی به افغانستان را بررسی می کند

    در این نشست در مورد امکان بازسازی و توسعه تأسیسات ساخته شده توسط روسیه افغانستان نیز مذاکره خواهد شد.

    نشست‌ وزیران خارجه کشورهای عضو سازمان همکاری‌های شانگهای قرار است در سیزدهم و چهاردهم ماه جاری میلادی در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، برگزار شود. تاجیکستان ریاست این اجلاس را بر عهده دارد و محمدحنیف اتمر، وزیر امور خارجه، به نماینده‌گی از افغانستان شرکت می‌کند.

    بختیار خاکیموف، نماینده ویژه رییس جمهور روسیه در امور سازمان همکاری‌های شانگهای، به خبرگزاری تاس روسی گفته است که کشورهای عضو  شانگهای پروژه‌های اقتصادی مشترک برای همکاری با افغانستان روی دست دارند.

    نماینده ویژه روسیه برای سازمان همکاری‌‌های شانگهای خاطرنشان کرده است که پروژه‌های دو جانبه مختلف توسط روسیه، چین، هند، ازوبیکستان و سایر کشورهای عضو این سازمان در حال اجرا است.

    خاکیموف گفته است: «در قالب سازمان همکاری‌های شانگهای، ما قصد داریم در مورد یک طرح ابتکاری دیگر از سوی اوزبیکستان بحث کنیم که پیش‌نویس همکاری مشترک برای کمک به بازسازی اجتماعی و اقتصادی افغانستان است».

    در همین حال، خاکمیوف با اشاره به ۱۶۰ تأسیسات قدیمی ساخته شده توسط این کشور در افغانستان گفته است که ایده بازسازی و توسعه این تأسیسات در میان کشورهای عضو شانگهای وجود دارد.

    خاکیموف تذکر داده است که از ایده همکاری‌های اقتصادی و اجتماعی با افغانستان و نیز بازسازی تأسیسات قدیمی ساخت روسیه در این کشور باید حمایت شود.

    قرار است نشست سران کشورهای عضو سازمان همکاری‌های شانگهای در شانزدهم و هفدهم سپتامبر برگزار شود.

    سازمان همکاری‌ شانگهای یا Shanghai Cooperation Organization در سال ۱۹۹۶ ابتدا به منظور خلع سلاح‌ سازی مرزها – به خصوص مرزهای آسیای میانه و چین- به میان آمد. در آن زمان روسیه، چین، تاجیکستان، قزاقستان و قرقزیستان پنج عضو اصلی این سازمان بودند.

    اهداف اصلی ایجاد سازمان همکاری‌های شانگهای اعتماد متقابل میان دولت‌های عضو، همکاری‌های مؤثر، صلح، ثبات و امنیت منطقوی و به میان آوردن یک نظام جدید اقتصادی و سیاسی در جهان می‌باشد. بازیگران اصلی این سازمان روسیه و چین استند و نقش آنان در تشکیل این سازمان کاملا بارز و حیاتی بوده است.