دسته: مصاحبه و گزارش

  • تأمی در گفته‌های اتمر که می‌گوید «هزاره بودن جرم نیست، افتخار است!»

    تأمی در گفته‌های اتمر که می‌گوید «هزاره بودن جرم نیست، افتخار است!»

    ظهر (پنجشنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۷) حمله‌ای تروریستی به مراسم بیست و چهارمین سالگرد درگذشت «عبدالعلی مزاری» رهبر فقید حزب وحدت در دشت برچی، مردم کابل را در ترس و وحشت فرو برد. تروریست‌های مسلح با شلیک چند فیر هاوان به مناطق اطراف مصلی شهید مزاری که این مراسم در آن، در حال برگزاری بود، موجب مختل شدن مراسم و فرار مردم و مهمانان گردیدند. این حمله کور موجب کشته و زخمی شدن ده‌ها غیرنظامی شد. غیرنظامیانی که در خانه‌های خود بودند و قربانی این حمله ناجوانمردانه شدند.


    رئیس‌جمهور «محمد اشرف غنی» ضمن محکومیت شدید این حمله تروریستی گفت: «حمله بر گردهمایی‌ها و تجمعات مردمی، عمل جنایتکارانه و دشمنی با ارزش‌های مدنی و مردم‌سالاری است.» رئیس‌جمهور با ابراز مراتب تسلیت و همدردی خود با خانواده‌های قربانیان این رویداد، افزود: «نهادهای امنیتی و دفاعی کشور به‌خاطر تأمین امنیت مردم، از تمام امکانات استفاده کرده و در این راستا از هیچ‌گونه سعی و تلاش دریغ نخواهند ورزید.»


    ساعاتی پس از وقوع این حمله تروریستی کور، گروه تروریستی «داعش» مسئولیت آن را به عهده گرفت. شاخه افغانستان گروه داعش با تضعیف این گروه در عراق و سوریه فعالیت‌های خود را از سال ۱۳۹۳ و از ولسوالی اچین ولایت ننگرهار شروع کرد. گرچه حجم زیادی از قدرت انسانی و تسلیحاتی داعش در حملات نیروهای امنیتی افغان و هچنین حملات هوایی ائتلاف بین‌المللی در افغانستان نابود شده‌است، اما باقیمانده‌های این گروه با سازماندهی مجدد خود و با حمایت سرویس‌های استخباراتی بعضی از کشورهای منطقه، در سایه فضای ناامن کشور مردم افغانستان را هدف قرار می‌دهند.


    از ابتدای حملات تروریستی گروه داعش در افغانستان این گروه به شکل ویژه‌ای بر کشتار شیعیان متمرکز شده‌است. حمله تروریستی به یک تظاهرات مردمی در ۲ اسد ۱۳۹۵ که دستکم ۸۰ کشته و بیش از ۲۳۱ زخمی برجای گذاشت، حمله تروریستی به یک مرکز توزیع تذکره در منطقه قلعه ناظر در حوزه ششم پولیس کابل در تاریخ ۲ ثور ۱۳۹۷ که دستکم ۷۰ کشته و ۱۲۰ زخمی برجای گذاشت و همچنین حمله توریستی به مسجد باقرالعلوم در دشت برچی کابل در تاریخ ۱ قوس ۱۳۹۵ که ۳۲ کشته و ۶۴ زخمی برجای گذاشت، تنها چند نمونه از حملات داعش بر علیه شیعیان است تقریباً پس از انجام تمامی این حملات، گروه طالبان نیز به نکوهش آن می‌پرداخت و آن را شدیداً محکوم می‌کرد. شماری از مقامات و سیاستمداران همسو با طالبان نیز این اقدام آن‌ها را نشانه صلح خواهی طالبان و حمایت این گروه از غیرنظامیان تفسیر می‌کردند. در شماری از رسانه‌ها نیز اینگونه تبلیغ می‌شد که طالبان در حملات خود حقوق بشر را در نظر می‌گیرد و از وارد شدن تلفات به غیرنظامیان جلوگیری می‌کند.


    روشن است که مسئولیت اصلی اینگونه حملات به عهده طالبان است. گروه طالبان با داشتن شمار قابل توجهی نیروی آموزش دیده داخلی و خارجی در سرتاسر افغانستان، «تنها» عامل ناامنی کشور است. در سایه ناامنی ایجاد شده توسط طالبان، دیگر گروه‌های تروریستی، همچون داعش، که نیروی چندانی نیز ندارند، توانستند به اهداف موردنظر خود حمله کنند. وگرنه اگر طالبی وجود نمی‌داشت که افغانستان را ناامن کند، چه کسی می‌توانست چنین فجایعی در کشور بیافریند؟ تمامی این حملات به نفع طالبان است زیرا هر چه افغانستان ناامن‌تر باشد این گروه می‌تواند امتیاز بیشتری از آمریکا و حکومت در گفتگوهای صلح بگیرد.
    از سوی دیگر تئوری تقویت داعش در افغانستان به‌عنوان جایگزین طالبان برای ادامه کشتار و جنگ در افغانستان هر روز پررنگ‌تر می‌شود و برخلاف موضع‌گیری‌های امروز تیم صلح و اعتدال به سرکردگی حنیف اتمر که دولت را به حمایت از داعش متهم کردند، برهمگان واضح است که پیش از این حنیف اتمر یگانه حامی داعش در حکومت افغانستان بود که اکنون در لباس اپوزیسیون ظاهر شده است و چه بسا سازمان‌دهی این حمله نیز توسط وی و برای پاک کردن دامان خود از این اتهام صورت نگرفته باشد؟! سوء قصد در مراسمی که اتمر حضور دارد می‌تواند در آستانه انتخابات ریاست جمهوری انگشت اتهام را از روی وی بردارد و توپ را در میدان دیگران بیاندازد. اتمر استاد بازی‌های پیچیده امنیتی و استخباراتی است.

     
     

  • امریکا و روسیه به مواضع مشترک در مورد صلح افغانستان نزدیک می‌شوند

    امریکا و روسیه به مواضع مشترک در مورد صلح افغانستان نزدیک می‌شوند

    مقامات روسی اعلام کرده‌اند که آن‌ها با مقامات امریکایی برای پی‌گیری پروسه صلح افغانستان و نیز پیشرفت این پروسه به صورت منظم و از نزدیک در تماس هستند. از تابستان امسال تا کنون، دست‌کم دو بار نمایند‌گان ویژه این دو کشور در امور افغانستان، با محوریت بحث درباره صلح افغانستان، از نزدیک دیدار کرده‌اند. هم‌چنان تماس‌هایی در سطح وزیران خارجه امریکا و روسیه به منظور چگونگی برقراری صلح در افغانستان نیز انجام شده است. وزارت امور خارجه افغانستان می‌گوید از تمامی تلاش‌هایی که منتج به شروع مذاکرات مستقیم میان حکومت و گروه طالبان و برقراری صلح در کشور شود، حمایت می‌کند.

    سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، روز دوشنبه سیزدهم حوت، در سفری به دوحه با مقامات قطری، روی مسایل مورد علاقه دو کشور، از جمله پروسه صلح افغانستان، گفت‌وگو کرد. آقای لاوروف، در یک نشست خبری در دوحه گفت که نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان به صورت منظم با معاون وزارت خارجه روسیه در ارتباط است. سرگی لاوروف افزود که همکاری میان روسیه و امریکا بهتر از رقابت میان این دو کشور است و آن‌ها در همکاری با همسایه‌های افغانستان می‌توانند برای آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی کمک کنند. او تأکید کرد که این یگانه راه برای پایان بخشیدن به جنگ در افغانستان است. سرگی لاوروف پیشتر گفته بود که روسیه و امریکا برای پی‌گیری اوضاع در افغانستان، سوریه و کوریای شمالی، به صورت مشترک کار می‌کنند.

    پیش از این، زلمی خلیل‌زاد و ضمیر کابلوف، نماینده‌گان ویژه امریکا و روسیه در امور افغانستان، دو بار به منظور بحث در باره صلح افغانستان با هم دیدار کرده‌اند. دیدار اولی آن‌ها در شانزدهم قوس در شهر مسکو و دیدار دومی‌شان در سوم حوت امسال در ترکیه انجام شد. دو طرف در این دیدارها، مواضع‌شان را در مورد چگونگی پایان بخشیدن به جنگ جاری افغانستان، نزدیک توصیف کرده‌اند. آن‌ها در این دو دیدار روی اقداماتی نیز به منظور رسیدن به این هدف، توافق کرده‌اند. تشکیل هیأت مذاکره‌کننده فراگیر در افغانستان برای گفت‌وگو با طالبان، جست‌وجوی یک راه حل مناسب برای رفع محدودیت‌های سفر اعضای هیأت مذاکره‌کننده طالبان و استفاده نشدن خاک افغانستان توسط تروریست‌های بین‌المللی، پس از توافق صلح در این کشور، از موضوعات مهمی است که این دیپلمات‌های امریکایی و روسی روی آن به توافق رسیده‌اند.

    با این حال، وزارت خارجه کشور، می‌گوید که افغانستان از تمامی تلاش‌هایی که منتج به برقراری صلح در کشور شود، استقبال می‌کند. صبغت‌الله احمدی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشور، به روزنامه ۸صبح گفت که کابل از تمامی تلاش‌ها با محوریت حکومت افغانستان در زمینه صلح حمایت می‌کند و انتظار دارد که این تلاش‌ها منتج به برقراری صلح در کشور شود. او تأکید کرد که افغانستان از تمامی کشورهای منطقه و جهان می‌خواهد که نقش سازنده‌ی‌شان را در روند گفت‌وگوهای جاری صلح ایفا کنند؛ زیرا صلح در افغانستان به نفع تمامی این کشورها است.

    هیأت جدید مذاکره‌کننده صلح در حال تشکیل است

    هم‌زمان با پیش‌رفت‌هایی که گفته می‌شود در پنجمین نشست نماینده‌گان امریکا و گروه طالبان در قطر صورت گرفته است، حکومت می‌گوید که هیأت جدید مذاکره‌کننده‌اش با گروه طالبان در حال تشکیل است. شاه‌حسین مرتضوی، معاون سخنگوی ریاست جمهوری، روز سه‌شنبه چهاردهم حوت به ۸صبح گفت که حکومت هفته گذشته از احزاب و جریان‌های سیاسی خواسته بود تا نماینده‌گان‌شان برای عضویت در این هیأت را معرفی کنند. او گفت که قرار است ترکیب هیأت مذاکره‌کننده کنونی تغییر کند و در هیأت مذاکره‌کننده در حال تشکیل، نماینده‌گان تمامی احزاب و جریان‌های سیاسی شامل خواهند بود. به گفته آقای مرتضوی، کار بر سر تشکیل هیأت مذاکره‌کننده جدید جریان دارد و تا هنوز رقم مجموعی اعضای آن مشخص نشده است.

    در همین حال، شماری از احزاب سیاسی تأیید می‌کنند که حکومت از آن‌ها خواسته است تا نماینده‌گان‌شان برای عضویت در هیأت مذاکره‌کننده صلح را معرفی کنند. عبدالله قرلق، معاون حزب جنبش ملی، می‌گوید که این حزب یک نفر را به عنوان نماینده‌اش به حکومت معرفی کرده است تا شامل هیأت مذاکره‌کننده صلح شود. به همین شکل، عبدالحفیظ منصور، از اعضای ارشد حزب جمعیت اسلامی، نیز می‌گوید که این حزب نماینده‌اش را برای عضویت در هیأت مذاکره‌کننده صلح به حکومت معرفی کرده است.

    اما جریان سیاسی موسوم به «محور مردم افغانستان» می‌گوید که این جریان سیاسی از فراخوان حکومت، اطلاعی ندارد و تا هنوز نماینده‌اش را برای عضویت در هیأت مذاکره‌کننده صلح، معرفی نکرده است. محمدعارف کیانی، سخنگوی محور مردم افغانستان، به ۸صبح گفت که حکومت تا هنوز چگونگی گزینش اعضای هیأت مذاکره‌کننده صلح را مشخص نکرده است و هم‌چنان از این جریان سیاسی دعوت نشده است تا نماینده‌اش را برای عضویت در این هیأت به حکومت معرفی کند. آقای کیانی تأکید کرد که حکومت با نشر معلومات نادرست در صدد به بازی گرفتن افکار عمومی است و اگر قصد دارد یک هیأت مذاکره‌کننده همه‌شمول تشکیل شود، باید تمامی جریان‌ها و احزاب سیاسی را به صورت رسمی در جریان قرار دهد.

    حکومت در اوایل ماه قوس امسال فهرست هیأت مذاکره‌کننده‌اش با گروه طالبان را منتشر کرد. از میان ۱۲ عضو این هیأت، نُه نفر آن‌ها حکومتی هستند. احزاب و جریان‌های سیاسی گفته‌اند که این هیأت، فراگیر و ملی نیست و واجد صلاحیت برای گفت‌وگو با جانب طالبان نمی‌باشد. گروه طالبان نیز گفته است که با این هیأت حاضر به گفت‌وگو نیست. از جانب دیگر، نماینده‌گان ویژه امریکا و روسیه برای افغانستان هم بر ضرورت اعمال تغییر در ترکیب این هیأت تأکید کرده‌اند. زلمی خلیل‌زاد و ضمیر کابلوف گفته‌اند که برای آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی باید هیأت مذاکره‌کننده‌ای تشکیل شود که در آن هم نماینده‌گان حکومت و هم نماینده‌گان احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان شامل باشند.

    این در حالی است که پنجمین نشست نماینده‌گان امریکا و گروه طالبان در قطر در حال جریان است. این نشست روز سه‌شنبه ششم حوت آغاز شد و تا کنون به پایان نرسیده است. گفته می‌شود که دو طرف در پنجمین نشست‌شان در قطر پیش‌نویس یک توافق‌نامه را نیز تهیه کرده‌اند. تا هنوز محتوای این پیش‌نویس همه‌گانی نشده است. حکومت افغانستان نیز در جریان توافقات احتمالی دو طرف قرار نگرفته است.

    خلیل اسیر، 8am

  • «انتخابات» یگانه راه تمدید حاکمیت قانون، «دولت موقت» حربه سودجویان و قانون‌گریزان!

    «انتخابات» یگانه راه تمدید حاکمیت قانون، «دولت موقت» حربه سودجویان و قانون‌گریزان!

    ​

    بر اساس جدول زمانبندی کمیسیون مستقل انتخابات و اعلام رئیس پیشین این نهاد، قرار است انتخابات ریاست جمهوری آینده در تاریخ ۲۹ سرطان ۱۳۹۷ برگزار شود. گرچه پس از تصویب طرح تعدیل قانون انتخابات توسط کابینه حکومت وحدت ملی و جایگزینی کمیشنران جدید به جای کمیشنران قبلی، گفته می‌شود که امکان دارد این تاریخ تغییر کند. در همین رابطه «ذبیح‌الله سادات» معاون سخنگوی کمیسیون مستقل انتخابات می‌گوید که مشکلات موجود در روند نام‌نویسی رأی‌دهندگان براساس سیستم بایومتریک، احتمال تغییر تقویم انتخابات ریاست جمهوری را تقویت می‌کند. وی می‌افزاید: «تاریخ برگزاری انتخابات ریاست جمهوری توسط کمیشنران پیشین کمیسیون انتخابات اعلام شده‌است، اما کارهای اجرایی آن به دوش اعضای جدید کمیسیون انتخابات قرار گرفته خواهد گرفت که خود یک چالش است.» پیش از این نیز تاریخ انتخابات ریاست جمهوری به دلایل تخنیکی از ۳۱ ماه حمل به ۲۹ سرطان تغییر یافته بود.
    از سوی دیگر شواهد و قرائن نشان می‌دهد که مذاکرات دو جانبه میان نمایندگان گروه طالبان و دولت ایالات متحده آمریکا در شهر «دوحه» پایتخت «قطر» به مراحل حساس و سرنوشت سازی رسیده‌است. شماری از تحلیل گران مسائل سیاسی و رسانه‌های حاضر در نشست دوحه می‌گویند که در نتیجه این مذاکرات، افغانستان بیشتر از هر زمان دیگری به صلح نزدیک شده‌است. همچنین شماری از اعضای دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر روز گذشته به رسانه‌ها گفتند که «مسوده ابتدایی توافق نهایی میان آمریکا و طالبان آماده شده و قرار است از سوی طرفین به زودی امضا شود.» «زلمی خلیلزاد» نماینده ویژه وزارت امور خارجه ایالات متحده و رهبر تیم مذاکره کننده آمریکا در دوحه قطر نیز در اظهارنظرهای خود در روزهای گذشته از نزدیک شدن دو طرف به توافق بر سر صلح خبر می هد.
    بحث بر سر تغییر در تاریخ برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال آینده و همچنین نزدیک شدن طالبان و آمریکا به توافق بر سر برقراری صلح در افغانستان، درحالی صورت می‌گیرد که شماری از سیاستمداران با انگیزه‌های شک برانگیز و نامعلومی خواستار به تعویق افتادن انتخابات ریاست جمهوری و تشکیل «حکومت موقت» شده‌اند. در همین رابطه «محمد حنیف اتمر» یکی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، رهبر حزب حق و عدالت و همچنین مشاور پیشین امنیت ملی ریاست جمهوری در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آمریکایی رویترز گفته‌است که «پس از پایان دوره کاری دولت در ماه جوزا، از تشکیل دولت موقت حمایت می‌کنیم.» بحث بر سر تشکیل یک حکومت انتقالی پس از امضای توافقنامه صلح، با هدف تشکیل نظام آینده افغانستان، ابتدا در جریان گفتگوهای آمریکا و طالبان مطرح شد که با واکنش منفی حکومت افغانستان روبرو گردید و نوعی عقبگرد به گذشته و زمینه‌ساز بحران‌های شدیدی تعبیر شد.
    درحالی که مردم افغانستان دارای یک حکومت قانونی می‌باشند و این حکومت قانونی براساس قانون اساسی درحال مقدمه چینی برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتقال آرام قدرت است، مطرح کردن بحث تشکیل حکومت موقت و به تأخیر انداختن انتخابات تا پس از امضای موافقتنامه صلح، هیچ معنایی ندارد و خیانت به مردم افغانستان محسوب می‌شود. خوشبختانه حکومت افغانستان مطابق خواسته مردم مصمم به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است، چنانچه «عارف صمیم» معاون سخنگوی رئیس حکومت وحدت ملی به رسانه‌ها گفته‌است، «هیچ روندی بالای انتخابات افغانستان تأثیر ندارد و گفت‌وگوهای صلح نیز نمی‌تواند سبب تأخیر برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری گردد.»
    از سوی دیگر تشکیل حکومت موقت و تاخیر در برگزاری انتخابات زمینه امتیازگیری هرچه بیشتر طالبان و همچنین بهره‌برداری از فضای آشفته ایجاد شده از عدم حاکمیت مقتدر در دوران حکومت موقت را بیشتر می‌کند و دستاوردهای ارزشمند سال‌های اخیر در زمینه حقوق بشر و دموکراسی در افغانستان را با خطر نابودی مواجه می‌کند.

  • به خانه برگردید، جنگ بس است/ مزرعه و باغ دستان پرتوان و اولادها آغوش تو را طلب می‌کنند!

    به خانه برگردید، جنگ بس است/ مزرعه و باغ دستان پرتوان و اولادها آغوش تو را طلب می‌کنند!

    جنگ به عنوان یک پدیده‌ی شوم در تمام فرهنگ‌ها و در بین تمام مردم جدای از مرزهای جغرافیایی‌شان شوم و منفور است؛ هیچ‌کس دوست ندارد جغد شوم جنگ بر خرابه‌های خانه‌هایشان بنشیند و در شب‌های تاریک «هوهویِ مرگ» کند.

    جنگ سبب می‌شود بسیاری از عروس‌ها بدون اینکه حتی قبل از ازدواج همسر خود را دیده باشد، به عقد وی درآید و روزها و شب‌ها را با عکسی از همسرش که در دست دارد سپری کند. جنگ باعث می‌شود، وقتی مردان پس از ماه‌ها دوری از خانه و کاشانه برای دیدن همسران و فرزندان خود به خانه می‌آیند، فرصت کافی حتی برای زدودن گردو غبار از سر و گردن و لباس‌های خود نداشته باشد چه برسد به اینکه پای درددل‌های انبوه زنان و کودکان خود بنشینند.

    جنگ سبب می‌شود خانواده‌ها از هم بپاشند؛ یا مرد خانه کشته می‌شود و زن او در ادامه تحت فشارهای اقتصادی و نگاه‌های تحقیرآمیز یا یک‌دفعه می‌میرد یا هر روزوشب می‌میرد، یا زن خانه کشته می‌شود و مردم خانه با چشم اشک‌بار به فرزندان کوچک خود نگاه می‌کند و خانه خراب شده‌ی خود را می‌نگرد، یا اینکه پدر و مادر و فرزندان یک‌جا می‌میرند تا برای همیشه خانه‌ی آنها خراب شود.

    آری! جنگ برای همه بد است؛ جنگ انسان‌کُش است، مهم نیست از کدام قبیله و کدام سرزمین باشی! از هرجا که باشی و متعلق به هر طایفه و قومی که باشی، وقتی جنگ شد قربانی می‌شوی!

    نقطه‌ی مقابل جنگ اما صلح است! در صلح که باشی، آسمان آبی، رودخانه‌ها شفاف، کوه و دشت و جنگل زیبا و صدای پرندگان آهنگ زیبای زندگی‌ست!

    صلح که باشد، پدرها دست در دست فرزندان خود در حالیکه لباس‌های عید به تن دارند شادوخندان خانه به خانه اقوام می‌روند، چای می‌نوشند و نان چاشت یا نان شام را کنار اقارب خود صرف می‌کنند.

    صلح که باشد، زنان دیگر مجبور نیستند از سوراخ‌های ریز چادری‌های سنگین آبی رنگ و سیاه دنبا را ببینند و سرک به سرک به دنبال یک لقمه نان برای اولادهای خود باشند!

    آری صلح که باشد، زندگی جاری‌ست!

    زنان و کودکان افغانستان که سالهاست از چشیدن طعم شیرین صلح محروم بوده‌اند، اینک بازگشت مردان و جوانان خود به خانه را فریاد می‌زنند!

    زنان سرزمین ما دیگر تاب و توان تحمل جنگ را ندارند و صلح می‌خواهند؛

    مهم نیست از کدام ولایت باشی، همینکه زن هستی و مردت دور از خانه! زندگی به کامت تلخ است!

    زنان به معنای واقعی کلمه از جنگ خسته است و مرد فریب خورده‌اش را به صلح می‌خواند؛ زنان در ولایت خوست که شوهران خود را در صفوف طالبان می‌بینند، از آنان می‌خواهند به دامان خانواده بازگردند و از فرصتی که برای صلح ایجاد شده استفاده کنند.

    روز گذشته (شنبه 11 حوت) زنان اعضای طالبان به همراه دیگر زنان در ولایت خوست زیر یک سقف نشستند، از جنگ بیزاری خود را اعلام کردند و در اجماع نظر نامه‌ای به مردان خود نوشتند و گفتند به خانه برگردید! فرزندانتان اکنون کلان شده‌اند و سراغ پدر را می‌گیرند! به خانه برگردید، جنگ دیگر بس است! بیایید مزارع و باغ‌های میوه دستان پرتوان شما را انتظار می‌کشند!

    به خانه برگردید، جنگ بس است! بیایید همراه فرزندانتان گندم و جو بکارید، میوه بچینید و به بازار ببرید و بفروشید و شب‌ها در کنار هم سر سفره نان شام بخندیم و غم‌ها را فراموش کنید!

    این زنان برای نشان دادن عمق درد و رنج خود از جنگ، نامه خود به شوهرانشان را با دستان خود امضا کردند و به آنها گفتند: «برگردید به خانه! روز بازگشت خود را اعلام کنید، تا براساس عنعنات به  استقبال شما بیاییم و دامن رنگین خود را فدای گام‌های استوار شما کنیم!»

    زنان در این نامه خطاب به شوهرانشان افزودند: «به خانه برگردید و دیگر برای دیگران نجنگید! دیگر آلت دست این و آن نباشید. دیگر پسوند نیروهای جنگ نیابتی را از روی خود بردارید و به افغانستان آباد فکر کنید!»

      زنان به همسرانشان گفتند: «بیایید ببینید که در گورستان قریه، جسد شهدای نیروهای امنیتی و کشته شدگان طالب در کنار هم دفن شده‌اند، بیایید ببینید که همه ما افغان هستیم، بیایید ببینید که در مراسم فاتحه‌های یکدیگر می‌رویم، اجساد همدیگر را به  کمک هم دفن می‌کنیم و یک جا عزاداری و شادی می‌کنیم!»

    ای مرادان خانه، برگردید تا در سال‌های آخر عمر کنار هم باشیم و دیگر به خاطر دیگران ملک خود را خراب نکنیم!

    روسله یاسینزی عثمانی

  • حمایت اتمر از تشکیل دولت موقت چه دلایلی دارد!

    حمایت اتمر از تشکیل دولت موقت چه دلایلی دارد!

    در حالی‌که مذاکرات صلح در دوحه میان طالبان و نماینده امریکا در حال برگزاری می‌باشد و هنوز نتایج آن مشخص نشده است، حنیف اتمر مساله تشکیل حکومت موقت را بار دیگر مطرح نموده و آن‌را تنها راه رسیدن به رویکردی فراگیر در مساله صلح دانسته. این صحبت‌ها در حالی صورت می‌گیرد که حکومت افغانستان در تلاش برای حفظ ساختار کلی و نظم موجود در سیستم سیاسی افغانستان می‌باشد و به‌دنبال چانه‌زنی و صلح از موضع قدرت با طالبان می‌باشد.
    اتمر در گفتگو با رویترز اقدامات رئیس جمهور را به ضرر روند صلح دانسته و خواستار کناره‌گیری اشرف غنی از قدرت در ماه می میلادی شد.
    وی اظهارداشت: پس از پایان دوره کاری دولت در ماه جوزا، از تشکیل دولت موقت حمایت می‌کنیم و با توجه به کارنامه غنی عدم حضور وی در راس دولت بهتر خواهد شد.
    حنیف اتمر در توضیح اقدامات غنی درباره روند صلح و واکنش به نشست احزاب و طالبان در مسکو نیز گفت: رئیس جمهور از شرکت کنندگان در این نشست انتقاد کرد و در گام دوم طی نامه‌ای به سازمان ملل خواستار ممانعت از سفر طالبان شد.
    اتمر ادامه داد: ما شدیدا از مداخله دولت در انتخابات نگران هستیم و غنی بطور جدی در حال سوء استفاده از حاکمیت است.
    وی افزود: اگر غنی رفتار خود را تغییر ندهد به عنوان مانع اصلی نه تنها بر سر صلح بلکه برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه دیده خواهد شد.
    ادعاهای اتمر در حالی صورت می‌گیرد که افغانستان در شرایط سرنوشت‌سازی قرار دارد و همزمان با مذاکرات حساس قطر، مسائلی مطرح می‌گردد که دولت افغانستان را در موضع ضعف قرار می‌دهد و درواقع سبب می‌شود طالبان با استناد به حرف‌های اتمر (که خود را نماینده طیفی از رهبران سیاسی می‌داند)، قدرت چانه‌زنی خود را در مذاکرات بالا برده و حکومت افغانستان را مورد هجوم بیشتر قرار دهد و امتیازات گسترده‌تری از طرف آمریکایی مطالبه نماید و همچنان دولت و ملت افغانستان را در حاشیه نگه دارد.
    اگر به‌راستی آقای اتمر به فکر سعادت ملت و رسیدن به صلحی عزتمند می‌بود در چنین شرایط حساس که حتی موضوع حکومت موقت از سوی طالبان و امریکایی‌ها هم مطرح نشده است، چنین ایده‌ای را بار دیگر سرتیتر رسانه‌ها نمی‌کرد.
    آنچه مسلم است تشکیل حکومت موقت و بازگشت به شرایط 17 سال قبل به معنای نفی تمام دستاوردهای ارزشمند یک و نیم دهه قبل خواهد بود و کشور را بار دیگر دچار آشفتگی و نابسامانی خواهد کرد و این آب گل‌آلود بهترین موقعیت برای صید ماهی مورد نظر گروه‌های تندرو بالاخص طالبان خواهد بود. یادمان نرود که امریکا هیچگاه نمی‌تواند از ملت افغانستان نمایندگی کند و دلخوش داشتن به مذاکرات بدون حضور افغانان سرابی بیش نیست.
    هوش سیاسی و زیرکی اتمر بیش از آن است که این مسائل را درک نکند. وی بهتر از هر کسی می‌داند که نتیجه این سخنان و این طرح چه خواهد بود لذا برای این کار تنها دو انگیزه می‌تواند داشته باشد:
    1) تحت فشار دادن اشرف غنی و ضعیف کردن رقیب اصلی در آستانه انتخابات؛
    2) کمک به قدرتمندتر شدن هرچه بیشتر طالبان و گروه‌های تندرو.(یادمان باشد هنوز حنیف اتمر به عنوان متهم درجه اول داعش در افغانستان به‌شمار می‌رود)
    از سوی دیگر، «هارون چخانسوری» سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان گفته که اشرف غنی طرح مشخصی برای برقراری صلح در افغانستان دارد و بارها از طالبان خواسته تا با دولت وارد گفت‌وگو شوند.
    چخانسوری تاکید کرد: تنها فردی که برنامه، نقشه راه و ابتکار مناسبی برای صلح دارد رئیس جمهور غنی است و وجود اجماع درباره صلح نیز نتیجه همین نقشه راه است.
    وی افزود که تا زمان برگزاری انتخابات اشرف غنی به عنوان رئیس جمهور به کار خود ادامه خواهد داد و درخواست اتمر برای کناره‌گیری وی بی‌اساس است.

  • دستاوردهای هفده ساله افغانستان باید در گفتگوهای امریکا با طالبان حفظ شود

    دستاوردهای هفده ساله افغانستان باید در گفتگوهای امریکا با طالبان حفظ شود

    پنجمین دور نشست های دوجانبه نمایندگان گروه طالبان و نمایندگان حکومت آمریکا در شهر دوحه پایتخت قطر درحال جریان است. در این دور از گفتگوها «زلمی خلیل زاد» نماینده ویژه وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا مسئولیت هیئت آمریکایی و «مولوی عبدالغنی برادر» معاون سیاسی گروه طالبان و رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر مسئولیت هیئت مذاکره کننده گروه طالبان را به عهده دارد. براساس گزارش ها و اظهارنظرهای مقامات ارشد هیئت‌های مذاکره کننده، دو طرف با در اختیار داشتن صلاحیت‌های لازم و کافی برای امضای توافقنامه احتمالی صلح، تمایل و جدیدت بالایی برای خاتمه دادن به بحران چهل ساله افغانستان دارند.
    از سوی دیگر لجاجت گروه طالبان در مقابل پیشنهاد مذاکره مستقیم با حکومت افغانستان و عدم گزارش دهی مقامات آمریکایی درباره محتوای نشست‌های مشترک با طالبان، موجب بروز نگرانی‌هایی برای مردم و همچنین ارگ ریاست جمهوری شد. با این حال، با تعهد «زلمی خلیل زاد» به رئیس جمهور «محمداشرف غنی» مبنی بر اینکه هرگونه توافق دولت آمریکا با گروه طالبان فقط با مشورت و اجازه حکومت افغانستان صورت خواهد گرفت، مقداری از نگرانی های مردم نسبت به نتایج این گفتگوها کاسته شد.
    با این حال دولت آمریکا و هیئت مذاکره کننده این کشور در قطر می‌بایست بیش از پیش به دغدغه‌های مردم افغانستان توجه داشته باشند و خود را پاسخگوی آن ها بدانند. مردم افغانستان علی رغم اینکه با تمام وجود خواستار برقراری صلح در کشور هستند و برای رسیدن به صلح قربانی‌های بی‌شماری داده‌اند، اما تنها صلحی می‌خواهند که با عزتمندی همراه باشد. بدون شک، صلحی که نتیجه آن، به پایمال شدن عزت مردم افغانستان و همچنین بی احترامی به خون شهدای وطن ختم شود، مورد تایید هیچ شخص آزاده‌ای نخواهد بود.
    مردم افغانستان صلح می‌خواهند اما نه به هر قیمتی. در 17 سال گذشته مردم افغانستان نظامی را تاسیس کردند و آن را توسعه دادند که خون‌های بسیاری برای قوام آن ریخته شد و جان های بی‌شماری فدای برپا ماندن آن گردید. در 17 سال گذشته مردم با تلاش بی‌نهایت و فداکاری‌های بی دریغ  به دستآوردهای زیادی رسیدند. آن‌ها نمی‌خواهند این دست‌آوردهای ارزشمند و سخت بدست آمده، فدای صلحی ناپایدار شود.
    «تشکیل نیروهای امنیتی اعم از اردوی ملی، پولیس ملی و امنیت ملی»، «کسب حق تحصیل و حق کار توسط زنان»، «برقراری امنیت نسبی در سرتاسر کشور»، «تشکیل نظام اداری برای اداره امور کشور»، «کسب آزادی های اجتماعی و سیاسی توسط مردم»، «آغاز به کار هزاران مکتب، دانشگاه و مراکز آموزشی و تحصیلات علی»، «تربیت هزاران جوان در دانشگاه های کشور»، «دسترسی اکثریت مردم در سرتاسر کشور به خدمات صحی»، «بهره مندی 95 درصد مردم از پوشش ارتباطی شبکه های مخابراتی»، «آغاز به کار هزاران شرکت تولیدی و خدماتی و فابریکه های صنعتی در سرتاسر کشور»، «امضای معاهده های دوجانبه و چندجانبه اقتصادی و سیاسی میان افغانستان و دیگر کشورهای جهان» و همچنین «برگزاری چند دوره انتخابات برای مشارکت مردم در سرنوشت خود» از جمله دستآوردهای مردم افغانستان در 17 سال گذشته است. آمریکا باید بداند که معامله برسر این دستآوردها و صداها دسـتآورد دیگر مردم افغانستان با طالبان حتی اگر با هدف صلح صورت گیرد، مورد قبول آنها نخواهد بود و نتیجه ای جز افتادن افغانستان در چرخه بی پایان بحران و ناامنی نخواهد داشت.

  • زورش به هند نمی‌رسد، سر افغانستان «پتکه» می‌کند

    زورش به هند نمی‌رسد، سر افغانستان «پتکه» می‌کند

    تنش‌های لفظی و درگیری‌های روزهای اخیر هند و پاکستان جدای از اماواگرهای دیگر یک نکته را به صراحت برای افکار عمومی افغان‌ها و جهان روشن ساخت.

    مقامات حکومتی و شهروندان افغانستان سالهاست که فریاد می‌زنند جنگ افغانستان ریشه بیرونی دارد و تا زمانیکه لانه‌ها و پناهگاه‌های امن تروریستان در خاک پاکستان نابود نشود، جنگ در افغانستان به پایان نمی‌رسد.

    حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، در سالهای پایانی حکومتش درتوصیه‌ای به امریکا گفته بود به جای بمباران قریه‌جات افغانستان و کشتار غیرنظامیان افغان، لانه‌های تروریستان در خاک پاکستان را هدف بگیرد.

    این اظهار نظر کرزی به مذاق امریکایی‌ها خوش نیامد چراکه امریکا به خوبی می‌دانست پاکستان با چه نیتی از تروریستان حمایت می‌کند.

    جنرالان پاکستانی و سازمان استخباراتی این کشور(آی‌اس‌آی) در یک تضاد فکری با دستگاه دیپلماسی این کشور نوعی جنگ نیابتی در افغانستان را آغاز کرده و هم اکنون نیز به پیش می‌برند.

    اسلام‌آباد حتی بعد از فشارهای امریکا مبنی بر مبارزه صادقانه با گروه‌های تروریستی به شمول شبکه حقانی، که در راستای استراتژی تازه امریکا در قبال جنوب آسیا و افغانستان انجام می‌شد، نیز حاضر نشد دست از حمایت گروه‌های تروریستی بردارد.

    افزایش حملات تهاجمی و انتحاری طالبان در ماه‌های آخر سال میلادی گذشته و سال جاری میلادی و دستگیری افسران پاکستانی در صفوف طالبان از سوی نیروهای امنیتی و دفاعی افغان خود گواه این مدعاست.

    در بسیاری از جنگ‌هایی که طالبان برای گرفتن ولسوالی‌ها و برخی ولایات در افغانستان به راه انداخته بودند و به راه می‌اندازند، مشاوران نظامی پاکستان و جنگجویان خارجی در میان طالبان به چشم می‌خورد.

    پاکستان با نگاهی ابزاری به طالبان، همواره از این گروه برای تسلط بر افغانستان و ضربه زدن به منافع هند در افغانستان استفاده کرده است.

    فریادهای ملت مظلوم و سران حکومت افغانستان مبنی بر حمایت پاکستان از تروریست و شعله‌ور نگهداشتن آتش جنگ در افغانستان در تظاهرات‌های مدنی و نشست‌های مهم داخلی و بین‌المللی هیچگاه به درستی از سوی مقامات نظامی پاکستان وحامیان بین‌المللی‌اش شنیده نشد.

    پاکستان همانند کپکی(نوعی پرنده) که سر در برف فرو کرده باشد، خود را به نادانی زد و همواره فریاد برحق مردم مظلوم  افغانستان را نشنیده گرفت و از نیت پلید خود دست برنداشت و سیاست خارجی خود در قبال افغانستان را تغییر نداد.

    اسلام‌آباد از نشنیده شدن فریادهای مردم مظلوم افغانستان که همواره قربانی حملات تهاجمی و انتحاری طالبان بوده‌اند، یک برداشت غلط نمود: پاکستان تصور می‌کرد که حملات تروریستی گروه‌های هراس‌افکن مورد حمایت این کشور علیه کشورهای دیگر نیز همان واکنش افغان‌ها را در پی خواهد داشت.

    جنرالان پاکستانی زمانی متوجه عواقب بد کارهای زشت خود شدند که جنگنده‌های هندی مواضع گروه تروریستی جیش محمد در خاک پاکستان را بمباران کردند.

    هند پس از حمله تروریستی به کاروان نظامیان این کشور در کشمیر گفته بود که پاسخی دندان شکن به پاکستان خواهد داد و تنها چند روز پس از این اخطار به خاک پاکستان حمله هوایی کرد.

    داستانی مشابهی در مورد برخورد ایران با پاکستان نیز اتفاق افتاد؛ حمله تروریستی در ولایت سیستان و بلوچستان ایران که در آن چندین سرباز سپاه پاسداران کشته و زخمی شدند، باعث شد مقامات ارشد ایران در واکنشی تند به پاکستان اخطار دهند که اگر دست از حمایت تروریستان برندارد، خود ایران برای سرنگونی این گروه‌ها به  خاک پاکستان حمله می کند.

    حمله تروریستی در ولایت سیستان و بلوچستان ایران را گروه تروریستی جیش‌العدل فعال در خاک پاکستان برعهده گرفته بود.

    نظامیان پاکستان که اینک به اقدام نظامی هند روبرو شده‌اند، به تکاپو افتاده‌اند تا به  کمک دوستان خارجی خود مشکل را حل کنند.

    اسلام‌آباد به خوبی می‌داند که هند و ایران دیگر افغانستان نیست که تنها به گپ اکتفا کنند.

    پاکستان که اینک چوب نادانی‌های خود در حمایت از گروه‌های تروریستی را می‌خورد هنوز به اشتباه خود اعتراف نکرده‌ و همچنان به استفاده ابزاری از طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی برای پیش‌برد اهداف خود امیدوار است.

    سفیر پاکستان در کابل چندی پیش گفته بود اقدام نظامی هند علیه پاکستان می‌تواند مذاکرات صلح افغانستان را به خطر بیندازد.

    در این راستا، به نقل از رویترز، امروز نیز ذبیح‌الله مجاهد از هند خواست از حملات نظامی خود علیه پاکستان دست بردارد در غیراینصورت مذاکرات صلح افغانستان آسیب می‌بیند.

    اینگونه اظهار نظر طالبان در حمایت از پاکستان نشان می‌دهد که سرانجام برخلاف اعتراف مقامات پاکستانی، همه دنیا متوجه حمایت پاکستان از طالبان و استفاده از این گروه برای  ایجاد مشکل در پروسه صلح افغانستان شدند.

    پاکستان به جای اینگونه دیدگاه و سیاسیت بهتر است در حمایت خود از گروه‌های تروریستی تجدید نظر کند.

    اینکه پاکستان انتقام حملات نظامی هند به خاک خود را بخواهد از افغانستان و مردم مظلومش بگیرد، یک اشتباه بزرگ است.

  • مذاکره مستقیم طالبان با دولت افغانستان، کلید اصلی صلح است

    مذاکره مستقیم طالبان با دولت افغانستان، کلید اصلی صلح است

    پنجمین دور مذاکرات امریکا با طالبان با موضوع صلح افغانستان از دو روز پیش در دوحه پایتخت قطر آغاز شد، روز گذشته نیز برگزار شد و امروز نیز ادامه دارد.  
    با اینکه در سال‌های گذشته طالبان و آمریکا بارها پای میز مذاکره نشسته و بر سر مسئله صلح و آتش بس گفتگو کرده‌اند، اما از نظر کارشناسان و تحلیلگران مسائل سیاسی دور جدید مذاکرات میان دو طرف که از میزان سال جاری و در پی اعلام استراتیژی «دونالد ترامپ» برای جنوب آسیا و فشار آمریکا بر پاکستان آغاز شد، بسیار جدی تر از دورهای پیشین است.
    نخستین نشست میان نمایندگان طالبان و نمایندگان آمریکا در تاریخ ۲۰ میزان  ۱۳۹۷ در دوحه قطر انجام شد. دومین نشست نیز در تاریخ ۲۵ عقرب ۱۳۹۷ باز هم در دوحه صورت گرفت. سومین نیز نشست که در تاریخ ۲۶ قوس  ۱۳۹۷ برگزار شد، در «ابوظبی» پایتخت «امارات متحده عربی» قرار داشت. نشست چهارم طالبان و آمریکا نیز در تاریخ ۲۹ جدی ۱۳۹۷ در دوحه برگزار گردید و شش روز به طول انجامید. در این چهار نشست، «زلمی خلیل زاد» نماینده ویژه وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در امور صلح افغانستان مسئولیت هیئت آمریکایی و «شیرمحمد عباس استانکزی» رئیس پیشین دفتر سیاسی گروه طالبان در دوحه قطر رهبری هیئت طالبان را به عهده داشت.
    نشست پنجم اما در زمینه هایی متفاوت با نشست‌های پیشین برگزار می‌شود و تغییراتی در آن روی داده است. اول اینکه در این نشست «ملا عبدالغنی برادر» معاون سیاسی گروه طالبان و رئیس دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر – که به تازگی از زندان پاکستان رها شده و به این سمت منسوب گشته است – حضور دارد. گفته می‌شود که «ملا برادر» نسبت به سایر رهبران طالبان تمایل بیشتری برای صلح دارد و آزادی او توسط مقامات پاکستان به دلیل فشارهای حکومت آمریکا انجام گرفته است. قاعدتا حضور وی که از برجسته‌ترین مقامات طالبان و شخص شماره دو این گروه محسوب می‌شود، در این دور از مذاکرات می‌تواند مسیر گفتگوهای صلح را هموار کند.
    دومین تغییر اما در مناسبات میان ایالات متحده آمریکا و افغانستان روی داده است. چهار نشست پیشین میان آمریکا و طالبان به این دلیل که نمایندگان حکومت افغانستان در آن حضور نداشتند و اخبار ضد و نقیضی مبنی بر معامله میان گروه طالبان و کشور آمریکا بر سر دست آوردهای 17 ساله مردم افغانستان، از آن منتشر می‌شد، موجب بروز نگرانی‌هایی در میان مقامات حکومت و همچنین شخص رئیس جمهور شده بود. برهمین اساس در نشستی که اخیرا میان رئیس جمهور غنی و «زلمی خلیل زاد» انجام شد، حکومت آمریکا تعهد سپرد تا تمامی جزئیات مذاکرات صورت گرفته با طالبان را در اختیار حکومت افغانستان قرار دهد و هر گونه توافق با گروه طالبان در هماهنگی و مشورت با حکومت قانونی افغانستان انجام شود. این تغییر نیز می‌تواند به ادامه یافتن روند گفتگوهای صلح کمک زیادی کند.
    این دو تغییر گرچه برای پروسه صلح افغانستان لازم بود اما کافی نیست. شکی نیست که بدون حضور حکومت افغانستان در گفتگوهای صلح و بدون مذاکره مستقیم طالبان با هیئت مذاکره حکومت افغانستان صلح پایداری در افغانستان برقرار نخواهد شد. اینکه طالبان مردم افغانستان را نادیده انگارد و تنها آمریکا را طرف مذاکرات خود بداند اشتباهی استراتژیک است. طالبان باید بداند که بدون نظرداشت مردم و حکومت افغانستان، هر گونه توافقی با آمریکا و روسیه و چین و پاکستان و رهبران حزبی و جهادی، مورد قبول ملت افغانستان نخواهد بود.

  • اتمر، حامی دیروز  داعش، منتقد امروز حکومت!

    اتمر، حامی دیروز داعش، منتقد امروز حکومت!

    «حمدالله محب»، مشاور شورای امنیت ملی پنجشنبه هفته گذشته (دوم حوت) در دیدار با جوانان قندهار اعلام کرد که معاش تمامی کارمندان این شورا که توسط برخی سفارت‌های خارجی تمویل می‌شد را قطع کرده‌است. وی هدف از این اقدام را قطع وفاداری کارمندان شورای امنیت ملی به نهادهای خارجی به ویژه سفارت‌ها دانست و گفت: «ما در شورای امنیت ملی تمامی پروژه‌های خارجی به شمول پرداخت معاش‌ها و دیگر کمک را قطع کردیم، ما این کار را به این خاطر نکردیم که به پول نیاز نداریم، به این هدف معاش خارجی برای کارمندان را قطع کردیم که در یک مرکز و یک اداره که پالیسی امنیتی ساخته می‌شود و در چنین جایی معاش کارمندانش را یک سفارت خانه بدهد، پس همین کارمند باید وفادار به کجا باشد وطن یا به سفارت خانه؟» وی با تأکید بر اینکه هیچ کشوری توسط کمک‌های کشورهای خارجی ساخته نشده‌است، پس باید افغانان از امکانات دست داشته برای ساختن افغانستان تلاش کنند؛ افزود: «شورای امنیت ملی در گذشته به یک کودکستان بدل شده بود که برای بیرون شدن از این وضعیت اصلاحات تازه در این شورا آغاز شده‌است.»
    این اظهارات حمدالله محب با استقبال فراوانی روبرو شد. اینکه برای اولین بار در ۱۷ سال گذشته یک مقام ارشد حکومت خواستار قطع وابستگی کارمندان یکی از حساس‌ترین نهادهای کشور به کمک‌های خارجی شده بود، دقیقاً همان چیزی بود که مردم افغانستان خواستار آن بودند.
    در همین جهت، «صالح محمد صالح» عضو کمیسیون امنیت داخلی ولسی جرگه پرداخت معاش به کارمندان شورای امنیت از سوی سفارت‌خانه‌های خارجی را یک کار غیرقانونی خواند و از اقدام محب مبنی بر قطع این معاشات استقبال کرد.

     وی گفت: «هیچ‌کس به رضای خدا کمک نمی‌کند آن‌ها مفاد خود را در نظر می‌گیرند، پس من می‌گویم آن‌ها که مفادشان را در نظر می‌گیرند و معاشات را به برخی از کارمندان چنین یک ارگان مهمی می‌پردازند، حتماً تأثیر آن کشورها بالای شورای امنیت ملی بوده‌است. این‌که معاشات کارمندان که از سوی سفارت خانه‌ها پرداخت می‌شد و حالا قطع شده‌است، ما از آن استقبال می‌کنیم.»


    «باری عارض» کارشناس مسائل نظامی نیز اقدام مشاور امنیت ملی را در جهت جلوگیری از درز کردن رازهای حکومت به سفارت خانه‌ها یک گام مهم دانست و گفت: «پرداخت معاشات و تمویل کردن برخی از کارمندان شورای امنیت ملی آن هم از سوی سفارت خانه‌ها یک مسئله قابل تاسف است، این یک اقدام به موقع و وطن پرستانه بود که این معاشات را قطع کرد و این در حقیقت رازهای مهم، فیصله‌ها و تصامیم حکومت را محفوظ کرد.»
    «عتیق‌الله امرخیل» تحلیلگر مسائل استراتژیک نیز در این رابطه گفت: «بارها شنیده بودم که برخی کارمندان امنیتی در کنار دریافت معاشات دولتی، از خارجی‌ها نیز پول دریافت می‌کنند که این عدم وفاداری شان به نظام را نشان می‌دهد. خارجی‌ها به‌ویژه استخبارات آنان با پرداخت پول دهن کارمندان امنیتی را بسته کرده و وضعیت کشور را به نحو دلخواه خود رقم می‌زدند. حمدالله محب با این اقدام خود مردم را از غلام و نوکری بیگانه‌ها خلاص کرده‌است.»


    «خالد پشتون»، کارشناس امور نظامی نیز گفت که این تصمیم به جا است و سال‌ها قبل حکومت باید متوجه آن می‌شد.
    در میان این همه استقبال و قدردانی از اقدام مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور اما کسانی نیز بودند که سازی ناکوک می‌زدند. «محمد حنیف اتمر» مشاور پیشین امنیت ملی و نامزد انتخابات ریاست جمهوری و حلقه یاران وی، برخلاف نظر مردم، به انتقاد از «حمدالله محب» پرداختند و اصل ماجرا را زیر سؤال بردند.

    «قادرشاه» سخنگو و مسئول مطبوعاتی دفتر محمدحنیف اتمر، در صفحه فیسبوک خود صحبت‌های محب را رد کرد و گفت اشخاصی که در زمان آقای اتمر در این دفتر کار می‌کردند، «وطن‌پرست و وفادار» به منافع ملی بودند.

    «محمد واعظی»، سخنگوی اتمر نیز سخنان حمدالله محب را نادرست، مردم‌فریبانه و توهین به نیروهای امنیتی دانست و گفت که حدود ۱۰۰ درصد معاشات پرسونل ارگان‌های دفاعی و امنیتی و یک مقدار زیاد معاشات کارمندان غیرنظامی دولت از سوی جامعه بین‌المللی تمویل می‌شود.
    دفتر مطبوعاتی «تیم صلح و اعتدال» به رهبری اتمر نیز با انتشار بیانیه‌ای اظهارات رئیس جدید مشاور امنیت ملی را محکوم کرد. در این بیانیه که در آن دریافت معاش کارمندان شورای امنیت ملی از سوی سفارتخانه‌های خارجی رد شده، آمده‌است: «حدود صد در صد معاشات پرسونل ارگانهای دفاعی وامنیتی و یک مقدار زیاد معاشات کارمندن ملکی دولت امروزه از سوی جامعه بین‌المللی تمویل می‌شود. این امر در زمان آقای اتمر هم همین‌طور بود.» بیانیه در ادامه درحالی که خواستار وضاحت از سوی مشاور امنیت ملی شده‌است، می‌افزاید: «امروزه منسوبین قوای مسلح ما که معاش همه ایشان از سوی جامعه بین‌المللی پر داخته می‌شود هر روز ده‌ها تن زندگی خویش را برای افغانستان قربان می‌کنند. درست نیست که جوانی که خود تابعیت انگلیس را دارد و از احوال کشور بی‌خبر است چنین حرف‌های ناسنجیده بزند.»


    بیانیه حنیف نشان می‌دهد وی هنگامی که خود را بی دفاع در مقابل اتهام دریافت کمک از سوی سفارتخانه‌های خارجی می‌بیند، از دایره اخلاق و انصاف خارج می‌شود و به شخصیت حمدالله محب حمله می‌کند؛ کاری که متأسفانه در میان شماری از سیاستمداران افغانستان رایج و مصطلح است. حنیف اتمری که خود تحصیل کرده دانشگاه‌های انگلیس است و در دوره حکومت کمونیست‌ها به عنوان یک مأمور امنیتی در خدمت سازمان استخباراتی «خاد» و همچنین «ک گ ب» شوروی بوده و در دوره طالبان با پاکستان همکاری داشته و با تشکیل حکومت در افغانستان مدتی با آمریکایی‌ها و پس از آن با روس‌ها رابطه صمیمانه و استراتژیکی داشته‌است، چگونه می‌شود که حمدالله محب را به داشتن تابعیت انگلیسی طعنه می‌زند. وی درحالی پرخاشگرایانه از تصمیمات امنیتی محب انتقاد می‌کند که خود متهم به ضدامنیتی‌ترین اقدامات در افغانستان است. اتهام دست داشتن در حمایت از داعش در افغانستان تنها یکی از اتهامات متوجه وی می‌باشد.


    محمدحنیف اتمر و حلقه گرد وی باید بدانند که دوره قربانی کردن مردم و افغانستان برای منافع شخصی و خدمت به بیگانگان به قیمت قربانی شده منافع ملی، تمام شده‌است و اکنون یا باید به قانون و تصمیم مردم احترام بگذارند یا از صحنه سیاسی افغانستان حذف شوند. سال آینده سال سرنوشت سازی برای اتمر و همپیمانان وی که سال‌ها از جیب مردم و خارجی‌ها خورده‌اند و مانع خروج افغانستان از بحران شده‌اند، خواهد بود.

  • امریکا و سیاست «یک‌بام و دوهوا» در قبال صلح افغانستان

    امریکا و سیاست «یک‌بام و دوهوا» در قبال صلح افغانستان

    پروسه صلح افغانستان جدای از اماو اگرهای خارجی‌اش اکنون به نظر می‌رسد به یک بن‌بست داخلی رسیده باشد و در این میان زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، تلاش دارد طرف‌های دخیل در این بن‌بست را به یک نقطه‌ی مشترک برساند.

    خلیل‌زاد در پنجمین دور از سفرهایش به افغانستان و منطقه که از دیدار با دبیرکل ناتو در اروپا شروع شد، روز گذشته با سران دولت وحدت ملی دیدار و جزئیات ملاقات‌های مختلفش با سران کشورهای مختلف را به غنی ارائه کرد.

    خلیل‌زاد به  غنی اطمینان داد که تمام تصامیم در مورد صلح با رهبری دولت افغانستان گرفته‌شود.

    وی همچین تأکید کرد بین امریکا و دولت افغانستان در مورد صلح اختلاف دیدگاه وجود ندارد.

    نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، امروز سه‌شنبه دیدار با رهبران احزاب و سران جهادی را نیز آغاز  کرد و در اولین اقدام به دیدار عبدالرب رسول سیاف شتافت.

    خلیل‌زاد پس از این دیدار در تویتی نوشت با سیاف گفت‌وگوی خوبی داشته و بر لزوم تشکیل یک تیم مذاکره کننده‌ی ملی، همه شمول و همه جانبه تآکید شده‌است.

    خلیل‌زاد شب گذشته نیز در مصاحبه با تلویزیون طلوع از لزوم تشکیل این تیم مذاکره کننده قبل از برگزاری لویه جرگه مشورتی تأکید کرده بود.

    مسأله‌ای که اینک مطرح است نحوه تشکیل این تیم مذاکره کننده می‌باشد، اینکه چه افرادی در ترکیب این تیم حضور داشته باشند چراکه حکومت پیش از این نیز یک هیأت مذاکره کننده با طالبان را تشکیل داده بود، هیأتی که با  انتقاد شدید رهبران احزاب و سران جهادی روبرو شد و آنها این تیم را مطلوب رئیس جمهور و فاقد مشروعیت لازم برای نمایندگی از تمام اقشار سیاسی و اجتماعی مردم افغانستان دانستنند.

    سران احزاب و رهبران جهادی، حکومت را به در انحصار گرفتن پروسه صلح متهم کرده خواهان رفتار صادقانه رئیس جمهور غنی در این مورد می‌باشند.

    یک طرف این یخ‌زدگی در پیش‌برد مذاکرات صلح افغانستان، رهبران جهادی، رؤسای تشکل‌های سیاسی و چهره‌های برجسته قومی افغانستان می‌باشد: این دسته با دل پری که از اقدامات یک‌جانبه و انحصارگرایانه غنی از آغاز دوران ریاست جمهوری‌اش تاکنون دارند، با دیده‌ی تردید به فراخوان رئیس جمهور مبنی بر تشکیل یک لویه جرگه مشورتی برای صلح نگاه می‌کنند.

    محمد حنیف اتمر، مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان و نامزد کنونی انتخابات ریاست جمهوری سال آینده کشور، روز گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی در کابل گفت تیم صلح و اعتدال در صورتی از این جرگه مشورتی حمایت می‌کند که ترکیب و اجندای آن کاملا واضح، واقعی و روشن باشد.

    وی رئیس جمهور غنی را به اقدامات غیرمسئولانه، غیرقانونی و تصفیه‌ی رقبای سیاسی خود متهم کرد.

    استاد محمد محقق، معاون دوم رئیس اجرایی، نیز در اقدامی مشابه چند روز پیش در کنفرانس مطبوعاتی  اعلام تشکیل تیم «تشریک مساعی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری» در کابل اعلام کرد رئیس جمهور غنی خود یک فرد فرا قانونی‌است و حق ندارد در تبدیل و تغییر مقامات نظام سلیقه‌ای رفتار کند.

    طرف دیگر بن‌بست در تشکیل اجماع ملی برای صلح، آن دسته از رهبران جهادی و بزرگان قومی‌ست که تا این لحظه رخ واقعی خود را نشان نداده‌اند؛ این دسته فعلا تماشاگر هستند تا ببینند وزنه به کدام طرف سنگین می‌شود تا بتوانند تصمیم نان آورتری برای خود و طرفداران خود بگیرند.

    مشکل سوم عدم تشکیل یک اجماع ملی مناسب برای صلح، عدم صداقت و نقشه‌های پنهان رئیس جمهور غنی و تیم اطرافش می‌باشد؛ رئیس جمهور غنی که با تشکیل دولت موقت به شدت مخالفت  کرده اصرار دارد انتخابات ریاست جمهوری در موعد مقرر برگزار شود و زمامدار آینده مردم افغانستان از دل صندوق‌های رأی بیرون آید.

    رئیس جمهور غنی خواستار صلحی‌ست که ریاست او را به خطر نیندازد و به نوعی با رام کردن طالبان در پذیرفتن قانون اساسی ماندن وی در قدرت برای یک دوره دیگر را تضمین کند.

    این در حالی‌ست که کارشناسان امر و نهادهای ناظر انتخاباتی معتقدند حکومت در برگزاری انتخابات مختلف سابقه درخشانی ندارد؛ انتخابات اخیر پارلمانی همچون انتخابات قبلی ریاست جمهور در سال 2014 مملو از تقلب‌های مهندسی شده از سوی حکومت بود.

    با استناد به این پیشینه‌ی تیره، بعید نیست اگر بگوییم در صورت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری با این سازوکار برنده شدن غنی با درصد بالایی محتمل است.

    بعد چهارم قضیه مخفی‌کاری‌های امریکا در پروسه صلح افغانستان است؛ به باور کارشناسان امر و برخلاف ادعاهای زلمی خلیل‌زاد مبنی بر تأکید امریکا بر محوریت و رهبری دولت افغانستان در پروسه صلح، ایالات متحده جزئیات واقعی دیدارهای چند گانه مستقیم خود با نمایندگان طالبان را هرگز به سمع و نظر رئیس جمهور غنی و دکترعبدالله نمی‌رساند و رهبران جهادی و شهروندان افغانستان نیز در یک سردرگمی کشنده دقیق نمی‌دانند که برنامه آینده امریکا برای صلح افغانستان چیست: آیا امریکا به دنبال فرار آبرومندانه از افغانستان از کانال مذاکرات صلح است یا می‌خواهد جنگ در افغانستان را ختم داده یک صلح پایدار ایجاد کند.؟

    با درکنار هم قرار دادن موانع تشکیل یک اجماع ملی برای صلح افغانستان به این نتیجه می‌رسیم که در گام نخست حکومت باید با تلطیف قلوب مخالفان خود از نگاه خصمانه به آنها پرهیز کند؛ مخالفان غنی اگرچه مخالف‌ند اما در صورتیکه صداقت رئیس جمهور را ببینند و مطمئن شوند که همه برای یک صلح واقعی خدمت می‌کنند، ممکن است با غنی همراه شوند.

    در گام بعدی، رهبران جهادی و سران احزاب باید نگاه اقتصادی خود به تمام رویدادهای افغانستان را تغییر دهند. این افراد نباید منتظر تشکیل دولت موقت باشند تا یک بار دیگر زمینه دسترسی بدون حساب و کتاب آنان به پول‌های هنگفت را فراهم سازد و به آنان قدرت قانون‌گریزی بدهد.

    اقدام سوم امریکا و متحدانش می‌باشد: امریکا اگر شیطنتی در کارش  نیست باید به طور شفاف تصمیم بگیرد که اگر طالب و حامیان منطقه‌یی اش صلح نمی‌خواهند و صلح نمی‌کنند، باید نابود شوند.

    سیاست یک بام و دو هوای امریکا در قبال پاکستان کار را بدتر از آنچه امروز می‌بینیم خواهد ساخت.

    در این میان، گام اول و دوم در دست خود افغان‌هاست و به نبوغ سیاسی رئیس جمهور غنی و مخالفان وی به شمول رهبران احزاب بستگی دارد درحالیکه گزینه دوم اگرچه به ظاهر خارج از توان ما به نظر می‌رسد اما در صورت اتحاد حکومت با مردم و حکومت با مخالفان سیاسی‌اش، می‌تواند انجام شدنی است.

    اجماع ملی قدرتمند نه تنها می‌تواند امریکا را وادار کند در مورد صلح افغانستان تصمیم روشن بگیرد که می‌تواند شیطنت های امریکا را نیز کنترل کند.

  • ترکیب و اجندای لویه‌جرگه مشورتی صلح باید واقعی و روشن باشد

    ترکیب و اجندای لویه‌جرگه مشورتی صلح باید واقعی و روشن باشد

    اقای اتمر افزود قبل از برگزاری لویه جرگه مشورتی در مورد صلح باید با تمام بزرگان، رهبران احزاب و اعضای جامعه مدنی مشورت واقعی صورت گیرد.

    حنیف اتمر، در ادامه به اقدام حکومت در تصفیه ادارات دولتی از وجود مخالفان سیاسی دولت اشاره کرد و آن را خلاف قانون و غیرمسئولانه خواند.

    حنیف اتمر امروز دوشنبه 29 دلو در یک نشست خبری در کابل افزود اقدامات غیرقانونی حکومت که در پیوند به انتخابات صورت می‌گیرد، زندگی مردم را به خطر انداخته، اعتبار انتخابات را زیر سئوال برده و امنیت سیاسی را تهدید می‌کند.

    «اعمال غیرقانونی و تطبیق قانون به روش سیاسی» دو مسأله‌ی عمده‌ای بود که حنیف اتمر در انتقاد شدید از حکومت به آنها اشاره کرد.

    مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان افزود حکومت تصفیه رقبای سیاسی خود در ادارات دولتی را آغاز کرده و در این میان بیشترین ضرر به تیم انتخاباتی «صلح و اعتدال» رسیده‌است.

    آقای اتمر گفت: «12 نفر از بهترین شخصیت‌های سیاسی موجود در حکومت که به تیم صلح و اعتدال ارتباط داشته‌اند یا از وظایفشان توسط رئیس جمهور برکنار شده‌اند یا مجبور به استعفا شده‌اند.»

    آقای اتمر افزود به دلایل امنیتی از ذکر نام این 12 چهره سرشناس که در پست‌های وزیر مشاور، معین و والی در نظام خدمت می‌کردند و اکنون برکنار شده‌اند، خودداری می‌کند.

    مشاور پیشین امنیت ملی به عنوان مثال به برکنار استاد محمد محقق، معاون دوم رئیس اجرایی، از سمتش اشاره کرد و گفت پست معاون دوم رئیس اجرایی در موافقت‌نامه سیاسی که براساس آن حکومت وحدت ملی شکل گرفت، به صراحت بیان و در اختیار آقای محقق گرفته‌است و رئیس جمهور حق عزل ایشان را ندارد.

    آقای اتمر گفت: «سه نفری که در ریاست اجرایی حضور دارند، هرکدام به سه تیم انتخاباتی مختلف پیوسته‌اند و اینکه چرا تنها استاد محقق برکنار می‌شود سئوال برانگیز است.»

    به گفته حنیف اتمر، قانون اساسی به رئیس جمهور حق عزل و نصب را می‌دهد اما رئیس جمهور حق ندارد آن را با سلیقه‌ی سیاسی خود ادغام کند.

    مشاور پیشین امنیت ملی خطاب به رئیس جمهور غنی پرسید: «آن عدالتی که از آن سخن می‌گفتید، کجاست؟»

    حنیف اتمر در بخش دیگری از سخنان انتقادی خود افزود حکومت تنها به برکناری چهره‌های سرشناس تیم صلح و اعتدال از وظایفشان اکتفا نکرده و نیروها و امکانات امنیتی آنها را پس گرفته‌است.

    آقای اتمر گفت: «این چهره‌های سرشناس همان کسانی بودند که در جنگ با تروریزم، القاعده و داعش همکار حکومت بودند و در این راستا جان‌ها و زندگی خود را به خطر انداختند.»

    حنیف اتمر افزود حکومت با پس‌گیری امکانات و نیروهای امنیتی از این چهره‌ها در حقیقت جان‌های آنها را به خطر انداخته‌است.

    این کاندید انتخابات ریاست جمهوری افغانستان گفت: «حکومت به طور ظالمانه‌ای، خصوصی‌سازی نظام را  در پیش گرفته‌است.»

    استفاده از قوه قهریه علیه مخالفان سیاسی

    آقای اتمر تأکید کرد حکومت وعده سپرده بود بعد از قضیه قومندان قیصاری دیگر از قوه قهریه به طور غیرمسئولانه و غیرقانونی علیه هیچ کس استفاده نکند، اما همین حکومت با استفاده از قطعه خاص ضد تروریزم خانه جنرال جرأت از هواداران تیم صلح و اعتدال را محاصره کرد و اگر در این میان خونریزی اتفاق می‌اتفتاد، شخص رئیس جمهور مسئول ردیف اول آن حادثه به شمار می‌رفت.

    حنیف اتمر گفت: «جنرال جرأت تمام زندگی خود را صرف جهاد و خدمت به حکومت کرده‌است. پنج سال پیش و در جریان انتخابات ریاست جمهوری گذشته زمانیکه یک عده اوباش در کاپیسا ظهور کردند و مانع برگزاری انتخابات شدند، همین جنرال جرأت رفت و آنها را نابود ساخت و شرایط را مهیا کرد تا آراء به نفع رئیس جمهور غنی به صندوق‌ها انداخته شود.»

    آقای اتمر افزود حال که جنرال جرأت به تیم صلح و اعتدال پیوسته، حکومت به طور غیرمسئولانه از قوه قهریه علیه او استفاده می‌کند و امکانات و نیروهای امنیتی که محافظ جان وی است را از او پس می‌گیرد.

    مشاور پیشین امنیت ملی گفت: «اقدامات غیرقانونی و خلاف اصول جوانمردانه حکومت، افغانستان را به بحران نزدیک ساخته‌است.»

    قابل ذکر است محمد حنیف اتمر، نامزد تیم انتخاباتی صلح و اعتدال، دلیل استعفایش از پست مشاور امنیت ملی را اختلاف دیدگاه با رئیس جمهور غنی اعلام کرد.

    در تیم انتخاباتی صلح و اعتدال، محمد یونس قانونی معاون اول و محمد محقق معاون دوم است.

    آقای محقق و یونس قانونی نیز قبلا در واکنش به اقدامات حکومت در عزل و نصب‌های اخیر، آنها را کنار زدن رقبای سیاسی رئیس جمهور عنوان کرده بودند.  

  • تلاش برای بازپس‌گیری 50 هزار جریب زمین غصب شده در ولایت کابل ادامه دارد

    تلاش برای بازپس‌گیری 50 هزار جریب زمین غصب شده در ولایت کابل ادامه دارد

    محمدیعقوب حیدری تایید کرد که زمین‌های یادشده از سوی شماری از مقام‌های حکومتی، نمایندگان پارلمان و زورمندان غصب شده است و تلاش برای بازستانی این زمین‌ها جریان دارد.

    آقای حیدری افزود بیش از ۶ هزار جریب زمین در ساحه گوسفند دره ولسوالی بگرامی ولایت کابل، سه هزار جریب زمین در ولسوالی شکر دره ولایت کابل، دو هزار جریب زمین در ولسوالی قره‌باغ ولایت کابل، یک‌ هزار جریب زمین در منطقه کاریزمیر کابل و ۴۰۰  جریب زمین در ساحه‌ی میربچه‌کوت ولایت کابل غصب شده است و هم‌چنان قطعات کوچک زمین در بسیاری از ولسوالی‌های دیگر کابل نیز غصب شده است.

    والی کابل می‌گوید که برای بازگرفتن این زمین‌ها از غاصبان، اراده و تلاش جدی در سطح رهبری حکومت وجود دارد.

    پیش از این رییس جمهور غنی به مبارزه جدی با غصب زمین تأکید کرده و گفته بود که غصب زمین یکی از موارد عمده‌ی فساد در کشور است. رییس جمهور افزوده بود که در خصوص مبارزه با غصب زمین، ما باید یک طرح واضح و مشخص داشته باشیم و جایگاه نهادهای امنیتی به ویژه پولیس در این بخش واضح شود.

    رییس جمهور یادآور شده بود که هنوز هم غصب ملکیت‌های دولتی ادامه دارد.

    والی کابل به «هشت صبح» گفت که در درون حکومت، یک تعداد افراد وجود دارند که از تلاش‌های مبارزه با غصب زمین حمایت نمی‌کنند. محمدیعقوب حیدری تصریح کرد که در چند روز اخیر بازهم تلاش‌های یک تعداد افراد زورمند برای غصب زمین در ساحات بگرامی و ده‌سبز کابل شروع شده است. آقای حیدری خاطرنشان کرد که در پی هشدار پی‌هم آنان، این افراد دست از تلاش برای غصب برداشته‌اند.

    والی کابل در مورد غاصبان زمین معلومات نداد، اما گفت که وزارت داخله فهرست غاصبان زمین را در اختیار دارد.

    نصرت رحیمی، سرپرست دفتر سخنگوی وزارت داخله کشور می‌گوید که «صد‌ها» تن در کابل متهم به غصب زمین‌اند که فهرست آن از سوی وزارت داخله نشر می‌شود. آقای رحیمی افزود که فهرتسی از غاصبان زمین هم نشر شده که این افراد تحت تعقیب نیرو‌های امنیتی قرار دارند. در این فهرست تنها نام غاصبان ذکر شده و مشخصات بیش‌تر داده نشده است، اما این افراد در ناحیه‌های مختلف شهر کابل به ویژه ناحیه‌های ۱۲ و ۲۱ شهر کابل به سر می‌برند.

    او هم‌چنان گفت:‌ «غاصبان زمین در هر سطحی که قرار داشته باشند، بازداشت و به پنجه‌ی قانون سپرده می‌شوند.»

    نصرت رحیمی در مورد این که آیا شماری از وکلای پارلمان و مقام‌های دولتی هم در فهرست متهمان غصب زمین شامل است، یا خیر، معلومات نداد. سرپرست دفتر سخنگوی وزارت داخله تاکید کرد که اراده قوی برای دوباره گرفتن زمین‌های غصب شده‌ی دولتی در پولیس وجود دارد.

    جلوگیری از غصب ۳۵ هزار جریب زمین

    والی کابل می‌گوید که در سال روان خورشیدی و در هم‌آهنگی با نیروهای امنیتی و نهادهای عدلی و قضایی کشور از غصب ۳۵ هزار جریب زمین در کابل جلوگیری کرده‌اند. محمدیعقوب حیدری می‌گوید که یک تعداد افراد تصمیم داشتند که روی این زمین‌ها ساخت‌و‌ساز غیر قانونی داشته باشند، اما آنان از این کار جلوگیری کرده‌اند. در کنار این، ولایت کابل سال گذشته ۱۰ هزار جریب زمین غصب شده را از نزد غاصبان دوباره گرفته است. غیر از این ۱۰ هزار جریب زمین،‌ اکنون ۵۰ هزار جریب زمین دولتی در کابل غصب شده است.

    مسوولان باید پاسخ بدهند

    محمدیعقوب حیدری، والی کابل می‌گوید که از سال ۱۳۸۱ به این طرف ده‌ها شهرک در شهر کابل از سوی افراد زورمند و وکلای پارلمان ساخته شده است که سرنوشت «حقوقی» آن معلوم نیست. آقای حیدری افزود که زمین‌های این شهرک‌ها هم به شکلی غصب شده است.

    او هم‌چنان گفت: «اگر رهبر است، اگر قوماندان است و اگر وکیل است،‌ زمین‌ از پدر‌شان نبوده است، سند شرعی ندارند، بل روی آن شهرک ساخته و زمین‌های آن را فروخته‌اند.»

    به قول والی کابل غاصبان بزرگ، شامل قوم پشتون، تاجیک و هزاره است که در چهار سمت شهر کابل شهرک‌ ساخته‌اند.

    والی کابل تاکید کرد: «مسوولان باید پاسخ بدهند، چرا این شهرک‌ها روی زمین غصب شده ساخته شده است، مسوولان یا این که خودشان در غصب شریک بوده‌‌اند یا این که خاموش بوده‌اند،‌ روی کدام اسناد این زمین‌ها توزیع شده است.»

    والی کابل دلیل غصب زمین‌های دولتی را ضعف حکومت و نهاد‌های امنیتی در گذشته دانست و گفت که حالا دیگر زمین غصب نمی‌شود، حالا وقتی آن رسیده است که باید غاصبان جواب بدهند که چرا زمین‌های دولتی را غصب کرده‌اند.

    محمدیعقوب حیدری یادآور شد که زمین‌های دولتی از سوی افراد عادی جامعه غصب نشده، بل از سوی کسانی غصب شده که در گذشته در رأس نهاد‌های دولتی قرار داشته و حالا هم یک تعدادشان در درون دولت وظیفه اجرا می‌کنند. آقای حیدری شماری از نماینده‌گان پارلمان را از غاصبان اصلی زمین دانست و گفت: «یک حلقه خبیثه از کسانی که فعلاً هم عضو پارلمان است، با تأسف هیچ شرم ندارند، وقتی ببینی از اسلام و قانون و کتاب می‌گویند، ولی عملش همان غصب کردن زمین است.»

    والی کابل به عوامل غصب زمین‌های دولتی در کابل پرداخت و گفت، «در سال‌‌های ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ وقتی روس‌ها اطراف شهر‌های بزرگ را بمباردمان کردند، مردم به شهر‌ها رجوع کردند، در او زمان مردم در چهار طرف کابل جابه‌جا شدند، هم‌چنان با شکست حکومت داکتر نجیب نیز هر کسی به کابل آمد و برای خود جایی گرفت و کسی نبود که از این کار جلوگیری می‌کرد.»

    او یادآور شد که پس از شکست حکومت طالبان، ماستر پلان شهر کابل چندین بار تغییر کرد و آمدن به کابل و غصب زمین یک عادت شد. والی کابل می‌گوید که ماستر پلان شهر کابل، برای ۵۰۰ هزار نفر ساخته شده، اما در حال حاضر هفت میلیون نفر در این شهر زنده‌گی می‌کند. والی کابل می‌گوید که اضافه از ۴۰۰ هزار خانه غیر پلانی در کابل ساخته شده و این عامل غصب است.

    با این حال دیده شود در صورت نشر فهرست غاصبان زمین از سوی وزارت داخله، روشن خواهد شد که چه کسانی غاصب زمین‌اند و دولت برای بازداشت و تطبیق قانون بر آنان، چی تلاش‌هایی می‌کند.

  • افغانستان، هند و ایران؛ قربانی تروریزم مورد حمایت پاکستان!

    افغانستان، هند و ایران؛ قربانی تروریزم مورد حمایت پاکستان!

    وقوع یک رویداد تروریستی در اواخر هفته گذشته در ایران سبب بروز بحث‌های زیادی درباره نقش پاکستان در حمایت از تروریسم شد. روز چهارشنبه ۲۴ دلو ۱۳۹۷ یک عامل انتحاری عضو گروه تروریستی جیش العدل در شاهراه خاش-زاهدان ولایت سیستان و بلوچستان ایران به موتر نیروهای سپاه ایران حمله کرد. در نتیجه این حمله تروریستی ۴۲ پاسدار کشته و زخمی شدند.
    این حمله انتحاری که چند هفته پس از سفر «عمران خان» نخست‌وزیر پاکستان به عربستان سعودی و در آستانه سفر «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان سعودی به اسلام‌آباد روی داد، واکنش‌های شدیدی را در میان مقامات ارشد ایرانی بوجود آورد. «حسن روحانی» اولین مقام ایرانی بود که در واکنش به این حادثه تلویحاً به نقش پاکستان در حمایت از تروریسم اشاره کرد و به این کشور هشدار داد. رئیس‌جمهور ایران فردای این حادثه تروریستی برخی همسایگان ایران را به انجام رسالت و وظایف قانونی خود در چارچوب حسن همجواری فرا خواند و از آنها خواست با عمل به وظیفه و رسالت خود، اجازه ندهند تروریست‌ها با سوء استفاده از خاک این کشورها، علیه همسایگان دست به اقدامات تروریستی بزنند. روحانی که در آستانه سفر به نشست سوچی بود با لحن نسبتاً تندی افزود: «اگر این روند بخواهد ادامه یابد و آنها نتوانند جلوی تروریست‌ها را بگیرند، از لحاظ قانونی و مقررات بین‌المللی روشن است که ما حقوقی داریم و در زمان لازم حقوق خودمان را استیفا می‌کنیم.»
    در ادامه اما مقامات نظامی ایران نیز لب به انتقاد از پاکستان گشودند و با لحن تندتری پاکستان را محکوم کردند. جنرال «محمد علی جعفری» فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در سخنانی گفت: انتظار داریم که کشور مسلمان همسایه (پاکستان) به گروه‌های تروریستی اجازه پناه‌گیری ندهد. وی با بیان این انتقاد که چرا ارتش و سازمان امنیت پاکستان به این گروه‌های تروریستی تکفیری پناه می‌دهد و دولت پاکستان سکوت می‌کند، گفت: پاکستان باید در این رابطه پاسخگو باشد. فرمانده سپاه پاسداران افزود: پاکستان محل اختفای این گروه‌های تروریستی، تکفیری را می‌داند ولی سکوت پیشه کرده‌است. جنرال جعفری با لحن به شدت تندی خطاب به پاکستان گفت: دولت پاکستان بداند که از این پس هزینه پناه دادن به این گروه‌ها توسط آی اس آی را باید بپردازد و این هزینه‌ها سنگین خواهد بود.
    در روزهای بعد دیگر مقامات ایرانی نیز خواستار رسیدگی به نقش پاکستان در حمایت از تروریسم شدند. در همین رابطه مجمع نمایندگان ولایت اصفهان ایران در شورای ملی این کشور روز شنبه (۲۷ دلو) در بیانیه‌ای اعلام کردند: وزارتخانه‌های داخله و امور خارجه، دولت پاکستان را ملزم نمایند تا حل و فصل نهایی حضور تروریست‌ها در خاک این کشور را در دستورکار قرار دهند. جنرال «سید یحیی صفوی»، دستیار و مشاور عالی آیت الله خامنه ای نیز در همین روز با اشاره به ضرورت پاسخگویی دولت پاکستان و سازمان استخباراتی ISI به دولت، ملت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، گفت: «این اشرار جنایتکار اهل یکی از طوایف بلوچستان بودند که در کشور همسایه آموزش عملیات انتحاری دیده بودند و کشور همسایه و سازمان اطلاعات ISI بایستی پاسخگوی دولت و ملت ایران و سپاه پاسداران باشد که چگونه آن‌ها از مرز این کشور عبور کردند و چرا این کشور همجوار، مأمن و محل آموزش و اعزام این گروهک‌های تروریست کافر شده‌است.» وی افزود: «در گذشته نیز شاهد بودیم که مرزهای مشترک پاکستان با ایران دچار تهدید و خلاء امنیتی بوده و از این ناحیه تروریست‌ها به عنوان مأمن استفاده می‌کنند. دولت پاکستان باید پاسخگوی این موضوع باشند.» جنرال صفوی با اشاره به اینکه نیروهای مسلح ایران سرکوب عاملان این حملات تروریستی را حق خود می‌دانند گفت: «نیروهای مسلح مقتدر جمهوری اسلامی ایران و نیروی زمینی سپاه، حق خود می‌دانند که برای دفاع و امنیت مرزهای ایران و سرکوب عاملان این تروریست‌های جنایتکار به رسالت انقلابی خود عمل کنند.»

    رئیس مجلس شورای اسلامی ایران دیگر مقام ارشد این کشور بود که خواستار پاسخگویی پاکستان برای پناه دادن به تروریست‌ها شد. «علی لاریجانی» در جلسه روز یکشنبه (۲۸ دلو) پارلمان این کشور، با بیان اینکه وزارت امور خارجه ایران و دستگاه امنیتی این کشور باید حادثه تروریستی زاهدان را با جدیت پیگیری و رسیدگی کنند، اظهار داشت: «دولت پاکستان، باید پاسخگوی این اقدام باشد که از سرزمین این کشور، گروه تروریستی حادثه سیستان و بلوچستان، طراحی‌های خود را انجام و به آن عمل کرده‌است.» رئیس مجلس ایران گفت: «در این مقطع پاکستان نمی‌تواند غیرمسئولانه عمل کند و با تمام احترامی که برای دولت همسایه پاکستان قائل هستیم، اینگونه رفتارها سطح همکاری دو کشور را به شدت مخدوش می‌کند.»
    شواهد و ظواهر نشان می‌دهد که مقامات ایرانی برخلاف قبل، پس از این حمله تروریستی به شکلی جدی، کشور پاکستان را مسئول حمایت و پناه دادن به گروه‌های تروریستی می‌دادند و به شدت خواستار پاسخگویی مقامات این کشور است. در همین رابطه «بهرام قاسمی» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز یکشنبه (۲۸ دلو) گفت: «در پی حادثه تروریستی ۲۴ بهمن ماه در جاده خاش – زاهدان خانم رفعت مسعود سفیر پاکستان توسط دستیار وزیر و مدیرکل آسیای غربی به وزارت امور خارجه احضار شد.» وی افزود: «در این ملاقات ضمن اشاره به افزایش اقدامات تروریستی از داخل خاک پاکستان، از جمله حادثه تروریستی اخیر در جاده خاش – زاهدان، اعتراض کشورمان ابلاغ و با صراحت تأکید شد که جمهوری اسلامی ایران از دولت و ارتش پاکستان انتظار دارد با قاطعیت و جدیت لازم علیه پایگاه‌ها، تحرکات و استقرار گروهک‌های تروریستی فعال در مناطق مرزی این کشور با جمهوری اسلامی ایران برخورد کند.» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت که در این دیدار همچنین تأکید شد که دولت و ارتش پاکستان نباید اجازه دهد گروهک‌های تروریستی بیش از این با اقدامات تروریستی و غیرانسانی خود موجبات تشدید ناامنی و بدبینی و بی‌اعتمادی بین دو کشور را فراهم نماید. به گفته قاسمی در ادامه از دولت پاکستان خواسته شد که اقدامات سریع و لازم جهت شناسایی و دستگیری عوامل جنایت تروریستی جاده خاش – زاهدان را انجام دهد.
    مقامات ایرانی که سال‌ها بنا به دلایل مختلف به نقش غیرقابل انکار پاکستان در حمایت از تروریسم و استفاده سیاسی و استراتیژیک این کشور از تروریست‌ها بی‌توجه بودند، این روزها علاوه بر پاسخ خواستن از پاکستان و هشدار دادن به این کشور به رایزنی با دیگر کشورهای زخم خورده از تروریسم پرداخته‌اند. در همین رابطه یک مقام ایرانی به رایزنی مقامات این کشور و مقامات هندی برای مقابله با تروریسم خبر داد. سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران نیز ضمن اشاره به اینکه این کمیسیون در نشست فوق‌العاده ای به بررسی حمله تروریستی زاهدان پرداخته‌است، گفت: «یکی از نکاتی که در این جلسه مطرح شد بحث استفاده از قلمرو و خاک پاکستان از سوی گروه‌های تروریستی برای انجام اقدام علیه ایران بود، شرایط و مشکلات دولت پاکستان برای کنترل مرز و همجواری با جمهوری اسلامی ایران را درک می‌کنیم، اما انتظار ما اراده سیاسی قوی تر برای عدم استفاده از خاک پاکستان از سوی گروه‌های تروریستی برای ضربه زدن به ایران است.» وی در مورد عملکرد دستگاه دیپلماسی ایران در مورد حادثه تروریستی زاهدان گفت: «کاری که دستگاه دیپلماسی در دو بخش انجام داده‌است این است که اول با اقدامات دستگاه دیپلماسی شاهد محکومیت این حادثه از سوی سازمان ملل متحد، دبیرکل این سازمان، اتحادیه اروپا و کشورهای منطقه بودیم، کار دیگر دستگاه دیپلماسی که در دستور کار قرار دارد احضار سفیر پاکستان بود، سفیر ایران در اسلام‌آباد هم با مسوولان نیروهای مسلح پاکستان دیدار و گفت وگو کرد، رایزنی‌های اطلاعاتی و امنیتی به‌طور جدی در دستور کار قرار دارد.» وی افزود: «همچنین رایزنی با طرف هندی برای مقابله با تروریسم در سطح منطقه در دستور کار است که امیدواریم مجموعه اقدامات پیام روشنی به طرف پاکستانی و گروه‌های تروریستی بدهد.»
    گرچه دقیقاً مشخص نیست که منظور مقامات ایرانی از «رایزنی با طرف هندی برای مقابله با تروریسم در سطح منطقه» چیست، اما نفس این عمل تأثیر زیادی برای سرکوب تروریسم در منطقه دارد. امید است مقامات ایرانی در روزها و هفته‌های آینده نیز به جدیت مسئله حمایت پاکستان از تروریسم را پیگیری کرده و در همین زمینه با دیگر کشورهای قربانی تروریسم در منطقه رایزنی کنند. به نظر می‌رسد پس از هند این افغانستان است که مقامات ایرانی می‌بایست برای مقابله با تروریسم در منطقه با آن به رایزنی بپردازد. زیرا که افغانستان در چند دهه گذشته بزرگترین قربانی تروریسم مورد حمایت پاکستان بوده‌است. اگر رایزنی‌های مقامات ایرانی با کشورهایی همچون هند و افغانستان ادامه یابد و متمرکز بر تشکیل جبهه واحدی علیه تروریسم شود می‌توان امیدوار بود که منطقه به زودی به آرامش و صلح خواهد رسید و دیگر هیچ بیگناهی قربانی تروریسم نخواهد شد.

  • حاکمیت ملی افغانستان یک امر جدی است!

    حاکمیت ملی افغانستان یک امر جدی است!

    وی افزود همسایه‌های ما نیز به خوبی به اهمیت حاکمیت ملی برای افغان‌ها واقف‌ند اما برخی اوقات آن را نادیده می‌گیرند.

    آقای محب گفت: «ما هدف داریم و برای رسیدن به آن  مبارزه می‌کنیم. نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان برای 300 دالر(15000 افغانی) نمی‌جنگند، بلکه برای مرامی می‌جنگند که طالبان آن را فراموش کرده‌اند.»

    مشاور امنیت ملی افغانستان تأکید کرد برخلاف عنوان رسانه‌های خارجی که قربانیان نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان در جنگ را «تلفات» می‌خوانند، کشته وزخمی‌های نیروهای دفاعی و امنیتی ما تلفات نیستند بلکه قربانیان راه آزادی، حاکمیت ملی و ارزش‌های افغانستان می‌باشند.

    حمدالله محب افزود افغانستان یک ملت ایجاد شده نیست بلکه با قربانی‌ها و فداکاری‌های فراوان ملت شده است.

    مشاور امنیت ملی افغانستان به سرباز امریکایی و ناتو که در افغانستان جان باخته اند، ادای احترام کرد و گفت جنگ در افغانستان فقط جنگ افغان‌ها نیست.

    حمدالله محب به بازماندگان حادثه تروریستی دو روز پیش هند تسلیت  گفت.

    مشاور امنیت ملی افغانستان تأکید نمود: «تروریزم یک دشمنی است که تمام منطقه را شکار می‌کند، ولی اگر ما فقط افغانستان را یادآور می‌شویم – این کشور دیگر آن کشور سال ۲۰۰۲ نیست. اکثر مردم حسرت این را می‌خورند تا به گذشته برگشته و خرابی‌های سال ۲۰۰۲ را ترمیم کنند. لیکن افغانستان به برکت حمایت شرکای خویش راه‌های زیادی را طی کرده است. این کشور به حیث ملموس و غیرملموس متفاوت است که با آینده خویش دست و پنجه نرم می‌کند. ما در یک بن بست قرار داریم ولی ما می‌توانیم به پیشرفت چشم‌گیر نایل آئیم در صورتیکه دیگران را جمع کرده و به سوی صلح رهسپار شویم. من فکر می‌کنم که همسایگان ما نقش سازنده را بازی می‌کنند. مثلاً، ازبکستان بحیث یک الگو برای ما حایز اهمیت می‌باشد – تاشکند کنفرانس کابل را پشتیبانی کرده و از ارزش‌هایی حمایت می‌کند که ما برای آن مبارزه می‌کنیم.

    حمدالله محب افزود: «هزاران شهروندی که به حکومت مراجعه کرده یا تماس گرفته‌است، از حفظ نظام جمهوری اسلامی افغانستان سخن گفته اند. این ارزش‌هایی است که نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان روزانه برای آنها مبارزه کرده و قربانی می‌دهند.»

    وی تأکید کرد مردم افغانستان و نیروهای دفاعی و امنیتی آن تا افغانستان هست و تا یک  افغان زنده است به مبارزه خود برای رسیدن به اهداف خود ادامه می‌دهند.

    حمدالله محب گفت: «بعد از ۱۱۷ سال، ما دوباره با ازبکستان و منطقه آسیای‌میانه تماس‌ها را برقرار نمودیم. این یک تحرک سیاسی جدید است. ما به یک کشور محاط به خشکه نیستیم. ما نمی‌خواهیم که یک کشور محاط به خشکه باشیم. ما می‌خواهیم که وصل‌کننده بین آسیای جنوبی و میانه به عنوان منبع رفاه و پیشرفت باشیم. آرمان و آرزوی افغانستان همین است که به یک مکانی تبدیل شود که در آن کالا و مفکوره‌ها آزادانه جریان داشته باشند. من روی آزادانه تأکید می‌کنم – و اینکه آزاد از تروریزم، تعصب و سوء استفاده مفکوره‌ها باشد.»

    وی تأکید کرد: « این جنگ به افغانستان تحمیل شده و از سوی امریکا، اروپا و هر کسی که از آن مستقیماً متأثر است، به پیش برده می‌شود. واقعه دیروز هندوستان را از برای منبع حمله یادآوری کردم. هدف و آرمان ما از آنچه که در افغانستان دیروز و امروز اتفاق می‌افتاده است، بوجود می‌آید.»

    به گفته مشاور امنیت ملی افغانستان صلح در افغانستان آمدنی است. مردم ما صلح می‌خواهند. این آرزو و خواست نهایی اکثریت افغان‌ها است. این فقط یک روند ساده ملاقات‌ها و تسهیل‌سازی نخواهد بود. این پروسه مشمول همه جناح‌های دخیل و درگیر خواهد بود و تضمین خواهد کرد که منافع تمام طرف‌های دخیل در قضیه افغانستان در منطقه مورد توجه قرار گرفته است. لیکن این نیز صلحی خواهد بود که برای همه افغان‌ها قابل قبول بوده و ارزش‌هایی را حفظ کند که ۴۵۰۰۰ نیروی امنیتی در پنج سال اخیر برای آن قربانی داده‌اند.

    «یک نمونه‌ای از این قربانی‌ها؛ ۲۴ سرباز پلیسی بود که مورد حمله دشمن قرار گرفتند. قومندان آن گروه که با پایگاه تماس گرفته بود، می‌گفت مهمات ما تمام شده و تعداد دشمن زیاد است. پایگاه برایش گفت که شما چند گزینه را در اختیار دارید. می‌توانید تسلیم شوید. قومندان گفت: نه! ما تا آخرین رمق خود می‌جنگیم، آنها این کار را کردند. مکالمه قومندان زمانی به پایان رسید که مرمی به وی اصابت کرد و شهید شد. صبح، ما دریافتیم که پوسته سقوط کرده ولی آنها تسلیم نشده بودند. آنها فرار نکرده بودند. این قصه‌ای است که هر روز تکرار می‌شود. این هدف است که افغان‌ها برای آن می‌جنگند؛ آزادی، ارزش‌ها و حاکمیت ملی خودشان، آنها هیچ‌وقت دست به سر نمی‌شوند.»

    قابل ذکر است نشست امنیتی مونیخ که در آن در مجموع بیش از ۳۵ رئیس دولت یا کشور و حدود ۵۰ وزیر خارجه و ۳۰ وزیر دفاع از کشورهای مختلف جهان گرد هم آمده‌‌اند روز جمعه شروع شد، سه روز ادامه دارد.
    «خوداتکایی اتحادیه اروپا، همکاری فرا آتلانتیکی و همچنین پیامدهای احتمالی احیای دوره ای از رقابت قدرت های بزرگ» از جمله مواردی بود که در این نشست مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفت.
    در نشست مونیخ همچنین کارشناسانی از سراسر جهان درباره موضوع آینده کنترل تسلیحات و همکاری در زمینه سیاست های دفاعی، بحث و گفت وگو کردند.

    رئیس جمهور غنی و مشاور امنیت ملی افغانستان نیز در نشست مونیخ شرکت کرده بودند.

    رئیس جمهور غنی صبح امروز از آلمان به افغانستان بازگشت.

    رئیس جمهور غنی و مشاور امنیت ملی افغانستان در دیدارهای مهم با مقامات کشورهای شرکت کننده در نشست مونیخ درباره مسائل کلیدی افغانستان از جمله اوضاع  امنیتی و صلح گفت‌وگو کردند.

  • پاکستان، حامی گروه‌های تروریستی و عامل ناامنی در منطقه

    پاکستان، حامی گروه‌های تروریستی و عامل ناامنی در منطقه

    چهارشنبه هفته گذشته یک عامل انتحاری همراه با یک موتر مملو از مواد منفجره، موتر حامل سربازان سپاه پاسداران ایران، که از ماموریت مرزبانی باز می‌گشتند را هدف قرار داد که منجر به جان باختن 27 تن و زخمی شدن 15 تن دیگر شد. گروه «جیش العدل» که در ولایت  استان سیستان و بلوچستان ایران مسئولیت این حمله تروریستی را به عهده گرفت.
    پس از وقوع این حادثه «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران ضمن محکوم کردن آن بدون نام بردن از کشور خاصی خطاب به همسایگان این کشور گفت که «اجازه ندهند تروریست‌ها با سوء استفاده از خاک این کشورها، علیه همسایگان دست به اقدامات تروریستی بزنند.» وی همچنین هشدار داد: «اگر این روند بخواهد ادامه یابد و آنها نتوانند جلوی تروریست‌ها را بگیرند، از لحاظ قانونی و مقررات بین‌المللی روشن است که ما حقوقی داریم و در زمان لازم حقوق خودمان را استیفا می‌کنیم.»
    با این حال مقامات ارشد ایرانی امروز دیگر با کنایه سخن نگفتند و انگشت بر کشور مشخصی گذاشتند. جنرال «محمد علی جعفری» فرمانده کل سپاه پاسداران ایران روز شنبه (27 دلو) خطاب به دولت پاکستان گفت: «دولت پاکستان که این ضدانقلاب‌ها و عناصر خطرناک برای اسلام را پناه داده و می‌داند محلشان کجاست و اینها تحت حمایت نیروهای امنیتی پاکستان هستند، باید نسبت به این جنایتی که صورت گرفته، پاسخگوی قطعی باشد؛ بدون تردید اگر آنها را مجازات نکند در آینده نزدیک اقدامات جبرانی ما روی این نیروی ضدانقلاب انجام خواهد شد و دولت پاکستان هم هرچه می‌بینید آثار و پیامدهای حمایتش از این گروه ضدانقلاب خواهد بود و همان‌طور که رئیس‌جمهور گفت برخورد ما با گذشته متفاوت خواهد بود و دولت پاکستان باید نحوه برخوردش با این گروه را تغییر دهد.»
    سخنان این روزهای مقامات ایرانی دقیقا همان چیزی است که مقامات افغانستان سال‌ها در حال تکرار آن هستند. در هفده سال گذشته مقامات حکومت افغانستان تقریبا در تمامی مجامع ملی و بین المللی با موضوع بحران افغانستان و همچنین در دیدار با مقامات خارجی تاکید داشته اند که بحران افغانستان هیچگاه بدون توجه به نقش پاکستان در حمایت از گروه های تروریستی، پایان نخواهد یافت.
    به عقیده تحلیلگران مسائل افغانستان، علت اصلی طولانی شدن جنگ افغانستان نیز دقیقا همین امر است. در همین رابطه زلمی خلیلزاد نماینده ویژده وزارت امور خارجه آمریکا در امور صلح افغانستان در سال 1390 در مصاحبه ای با بی‌بی‌سی می‌گوید: «در حالی‌که نیروهای ما در افغانستان بودند تا به حکومت این کشور کمک کنند، پاکستانی‌ها مخالفان افغانستان را مسلح کرده و آموزش داده و از آنها حمایت می‌کردند. آمریکا می‌دانست که آنها از گروه مخالف حمایت می‌کردند.» وی می‌افزاید: «فکر کنم مشکل بتوان باور کرد ]که پاکستان از القاعده حمایت نمی‌کند[. با توجه محلی که بن‌لادن بود، یعنی شهری که رفت وآمد به آن تحت نظارت و بازرسی است و به یک مرکز اصلی نظامی خیلی نزدیک است، طوری که در معرض دید دفتر محلی سازمان اطلاعات پاکستان (آی اس آی) و دفتر محلی آژانس اطلاعاتی پاکستان قرار دارد، برای همین، همانطور که باراک اوباما هم گفته است، مشکل می‌توان باور کرد که او تحت حمایت و پناه شبکه‌ای در پاکستان نبوده باشد.» محمد اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان نیز در اسد سال جاری در سفر به ولایت غزنی سفر گفته بود که که جنرال باجوا، رئیس ستاد ارتش پاکستان باید درباره اینکه چرا زخمی‌های جنگ ولایت غزنی در شفاخانه‌های پاکستان مداوا می‌شوند، پاسخ دهد.
    این که ایران امروز به این نتیجه رسیده است که پاکستان در منطقه از تروریست ها حمایت می‌کند و به آن‌ها پناهگاه داده است، گرچه دیرهنگام صورت گرفته، اما بسیار مهم و مفید است. تا زمانی که تمامی کشورهای منطقه به نقش پاکستان در حمایت از تروریسم اذعان نکنند و به این کشور اخطار ندهند ریشه تروریسم در منطقه خشکانیده نخواهد شد.
    میرویس نورزی

  • ظلم و استبداد علیه پشتون‌ها و بلوچ‌ها را متوقف کن!/حرکات مدنی حق مسلم هر انسانی‌ست!

    ظلم و استبداد علیه پشتون‌ها و بلوچ‌ها را متوقف کن!/حرکات مدنی حق مسلم هر انسانی‌ست!

    در این حرکت  اعتراضی که پنج‌شنبه هفته گذشته 25 دلو و روبروی مجسمه‌های بودا در بامیان برگزار شده بود، معترضین بامیانی حمایت خود از حرکات مدنی پشتون‌های پاکستان را اعلام کردند.

    قابل ذکر است مجسمه‌های بودا در بامیان در زمان حکومت طالبان در افغانستان به دستور مستقیم پاکستان با شلیک توپ تخریب شد.

    با تخریب این مجسمه‌ها بخش بزرگی از تاریخ کهن بامیان که به چهارراه فرهنگ و ادیان معروف است نیز از بین رفت.
    محمد آصف از اشتراک کنندگان این گردهمایی اعتراضی می‌گوید که پشتون‌ها و بلوچ‌های پاکستان سال‌هاست که مورد ظلم و ستم دولت مرکزی پاکستان قرار گرفته است و وجیبه انسانی ماست که از حرکت‌های حقوق بشری آنها حمایت کنیم.
    او گفت اگر ما در برابر این ظلم و استبداد سکوت کنیم، نباید توقع داشته باشیم که مردم دیگر نقاط جهان از حرکت‌های حقوق بشری ما حمایت کنند.
    زهرا دیگر اشتراک کننده این گردهمایی با حمل عکس یکی از زنان دستگیر شده جنبش «نجات پشتون» پاکستان، نیز گفت که دولت پاکستان با زیر پا گذاشتن ارزش‌های اسلامی و حقوق بشری زنانی که برای برابری به خیابان رفته بودند، را دستگیر کرده است.
    این شهروند بامیانی از جامعه بین‌المللی خواست در برابر این استبداد دولت پاکستان سکونت نکند و نظاره‌گر ظلم بر بلوچ‌ها و پشتون‌ها نباشد.
    معترضان می‌گویند هر چند ما از نظر قومیتی «هزاره‌تبار» هستیم اما به دلیل اینکه حقوق انسانی و اسلامی یک تعداد انسان زیر پا می‌شود، در برابر حکومت پاکستان می‌ایستیم و از پشتو‌ن‌ها و بلوچ‌های پاکستان حمایت می‌کنیم.
    این گردهمایی اعتراضی در حالی برگزار می‌شود که حدود ده روز پیش آرمان لونی، یک فعال حقوق پشتون‌ها، در شهر کویته پاکستان بعد از دستگیری جان باخت.
    خانواده و نزدیکان ابراهیم آرمان لونی ادعا می‌کنند آقای لونی پس از بازداشت توسط پلیس پاکستان، مورد شکنجۀ شدید قرار گرفته و بر اثر شدت شکنجه جان باخته است. اما پلیس و داکتران پاکستانی می‌گویند که آقای لونی بر اثر حمله قلبی فوت کرده است.
    مرگ این فعال مدنی حقوق پشتون و آزار و اذیت پشتون‌ها و بلوچ‌ها باعث واکنش‌های در خارج از پاکستان در برخی از ولایت‌های افغانستان شد.
    محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری کشور هفته گذشته در توییتی نوشت: «دولت افغانستان نگرانی جدی خود در مورد خشونت علیه اعتراض صلح آمیز فعال مدنی ایالت خیبر پختون خواه و بلوچستان را ابراز می‌دارد.»
    همچنین در پیوند به مرگ آرمان لونی، فعال حقوق پشتون‌های پاکستان، در ولایت‌های کابل، غزنی، قندهار و ننگرهار مراسم نماز جنازه به صورت غیابی برگزار شد.
    شهروندان و فعالان مدنی بامیان نیز با شعارهای «پشتون‌ها و بلوچ‌ها قربانی تبعیض دولت پاکستان» و «ترور پشتون‌ها و بلوچ‌ها را بس کنید» از دولت پاکستان خواستند که ترور این افراد را متوقف کنند.
    گفتنی است با جدایی پاکستان از هند، جنبش‌های عدالت‌خواهی زیادی در بین پشتون‌های پاکستان شکل گرفته که برخی منحل و تعدادی تاکنون به مبارزه ادامه می‌دهند. یکی از این جنبش‌ها «نهضت نجات/حفاظت پشتون» یا «د پښتون ژغورنې غوځنګ» با مخفف «پی.تی.ام» است که به اسم «د پښتون تحفظ تحریک» هم شناخته می‌شود.
    این جنبش را فردی به اسم «منظور پشتین» با کلاه مخصوص رهبری می‌کند.
    این جریان که خواستار توقف عملیات ارتش پاکستان در مناطق قبایلی این کشور نیز است، با حمایت و همدردی نمادین شماری از شهروندان افغانستان نیز همراه شده است.
    این جنبش روز شنبه سیزدهم دلو نیز تظاهراتی را در ایالت بلوچستان پاکستان به راه انداخت که نیروهای امنیتی پاکستان، شماری از معترضان را دستگیر کردند. در بین دستگیرشدگان، «ابراهیم ارمان لونی» یکی از سران جنبش نیز حضور داشت. او پس از بازداشت، به طور مشکوکی درگذشت. منظور پشتین، نیروهای امنیتی پاکستان را مسئول مرگ این عضو جنبش دانسته است.
    پس از مرگ لونی، دامنه اعتراضات از پاکستان به افغانستان گسترش یافت و در دو روز گذشته شماری از شهروندان افغانستان در کابل، خوست، قندهار و جلال‌آباد نیز تجمعات اعتراضی علیه اقدامات دولت پاکستان به راه انداخته‌اند.
    در یک هفته گذشته نزدیک به ۱۰۰ تن از اعضای این جریان، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده که در بین آنان، تعدادی خانم نیز دیده می‌شوند. زنان و دختران در نهضت نجات پشتون، جایگاه ویژه دارند.

  • مخالفت حامد کرزی با ایجاد دولت موقت

    مخالفت حامد کرزی با ایجاد دولت موقت

    به گزارش رها، حامد کرزی، رئیس‌جمهوری پیشین می‌گوید مخالف ایجاد حکومت موقت است و تا زمانی که صلح در افغانستان تأمین نشده حکومت وحدت ملی باید به کار خود ادامه بدهد.

    آقای کرزی در گفتگو با بی‌بی‌سی در کابل همچنین آمریکا و پاکستان را عاملان اصلی جنگ در افغانستان خواند.

    آقای کرزی گفت حالا که آمریکا به دنبال صلح در افغانستان است و اگر پاکستان به این نتیجه رسیده باشد که دست از مداخلات در این کشور بردارد، صلح آمدنی است.

    آقای کرزی می‌گوید به دلیل تلاش برای آوردن صلح در کشورش، حاضر به امضای پیمان امنیتی با آمریکا نشد.

    او اگرچه می‌گوید به شدت پشتیبان تلاش‌های صلح از سوی آمریکا است اما تأکید دارد که هنوز هم به نیت پاکستان به دیده شک می‌نگرد و می‌گوید هنوز باید کارهای زیادی صورت بگیرد تا به نیت پاکستان برای آوردن صلح به افغانستان مطمئن شود.

    اما آقای کرزی برخلاف دیدگاهش نسبت به آمریکا و پاکستان، به تلاش‌های روسیه و چین برای آوردن صلح در افغانستان باور دارد.

    او می‌گوید این کشورها مفادشان در ثبات و امنیت افغانستان است و می‌توان با همکاری آنها برای آوردن صلح در افغانستان کوشید.

    مخالفت با ایجاد حکومت موقت

    در جریان گفتگوهای اخیر میان نمایندگان طالبان و نمایندگان دولت آمریکا درباره صلح افغانستان، شماری از رسانه‌ها گزارش دادند که طرفین برای تأمین صلح در افغانستان خواهان تشکیل حکومت موقت در این کشور هستند.

    اما زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا برای صلح افغانستان، طالبان و حکومت افغانستان گفتند هیچ مذاکره‌ای بر سر این موضوع صورت نگرفته است.

    حامد کرزی نیز می‌گوید از تشکیل حکومت موقت پشتیبانی نمی‌کند و حکومت موقت به تنش میان افغان‌ها پایان نمی‌دهد.

    او به این باور است که اگر انتخابات مناسبی در این کشور برگزار نشود، باید حکومت کنونی کارش را ادامه دهد و برای آوردن صلح تلاش کند.

    خوشبینی به نشست مسکو

    هفته پیش نشستی برای گفتگوی مستقیم با نمایندگان طالبان با حضور آقای کرزی و شماری دیگر از چهره‌های سیاسی و نمایندگان احزاب افغانستان در مسکو برگزار شد. حکومت در این نشست غایب بود و بحث‌های آن را غیراجرایی خواند.

    اما رئیس‌جمهوری پیشین نشست مسکو را “بسیار مفید و نخستین مذاکرات بین الافغانی در سطح بزرگ و وسیع با حضور تمام چهره‌های سیاسی” می‌خواند.

    او می‌گوید که این نشست “خودمانی” نتیجه داشت و قرار است روی موضوعات مهمی چون آتش بس در ادامه آن بحث صورت بگیرد.

    آقای کرزی در حالی در نشست مسکو شرکت کرد که در زمان حکومت خود احزاب و گروه‌ها را از برگزاری چنین نشست‌هایی منع کرده بود و خودش نیز با گشایش دفتر طالبان در قطر مخالفت کرد.

    اما او حالا می‌گوید با توجه به ضرورت مبرم به صلح و شرایط کنونی، هر افغانستانی باید برای آوردن صلح بکوشد و تأکید دارد که مخالفت او در گشایش دفتر طالبان در قطر، با آمریکایی‌ها و نیت آنها بود نه با طالبان.

    او تأکید دارد که افرادی که در نشست مسکو شرکت کردند می‌کوشند گفتگوهای آنها زمینه‌ساز مذاکرات مستقیم طالبان و حکومت باشد.

    خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان

    آقای کرزی می‌گوید آمریکایی‌ها شاید نیروهای خود را در افغانستان کم کنند اما هیچ نشانه‌ای از ترک کامل نیروهای این کشور از افغانستان وجود ندارد.

    او پیش از این نیز بارها تأکید کرده بود که آمریکایی‌های افغانستان را ترک نخواهند کرد.

    با آنهم آقای کرزی تأکید دارد که اگر آمریکایی‌ها افغانستان را ترک کنند نباید افغانستانی‌ها نگران باشند “زیرا حفظ این خاک مسئولیت خود افغان‌هاست”.

    او تأکید دارد که پس از خروج آمریکایی‌ها نیز، دوستی و رابطه افغانستان با آمریکا و جهان باقی خواهد ماند و افغان‌ها باید بکوشند که کشورشان محل تفاهم بین قدرت‌های بزرگ باشد نه تقابل آنها.

    در همین حال حضرت عمر زاخیلوال وزیر سابق مالیه گفته است که اگرحکومت موقت به صلح در افغانستان بیانجامد از آن حمایت خواهد کرد.

    این در حالیست که سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در مراسم گرامیداشت از 26 دلو سالروز خروج نیروهای شوروی از افغانستان گفته است که هرگونه تصمیم غیر از برگزاری انتخابات بازگشته به عقب و نقطه صفر است.

  • اجماعی ملی به معنای واقعی کلمه؛ فشار بر طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان و کنترل شیطنت‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای در پروسه صلح

    اجماعی ملی به معنای واقعی کلمه؛ فشار بر طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان و کنترل شیطنت‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای در پروسه صلح

    اگر به حافظه‌ی تاریخی کوتاه مدت خود بازگردیم، می‌بینیم که موضوع مبارزه با تروریزم با ورود امریکا به افغانستان در سال 2001 وارد لیست بلند معضلات منطقه‌ای و جهانی شد؛ امریکا که با شعار ریشه‌کن کردن گروه‌های تروریستی به افغانستان حمله کرد و در ادامه به کمک نیروهای «ائتلاف شمال» که به طور عمده از چهره‌های معروف جهادی در افغانستان تشکیل شده بود، توانست رژیم منفور طالبان را از کابل و بسیاری از ولایات دیگر افغانستان بیرون کند.

    در سالهای اول حکومت موقت به رهبری حامد کرزی و در ادامه ریاست جمهوری وی، افغانستان شاهد یک آرامش نسبی بود، این امنیت اما انگار، آرامش قبل از طوفان بود چراکه با ظهور و قدرت‌گیری مجدد طالبان، افغانستان یک بار دیگر به میدان جنگ تبدیل شد و در خط اول مبارزه با تروریزم قرار گرفت.

    با گذشت زمان، طالبان نه‌تنها حملات انتحاری خود در  کابل و سایر ولایات را گسترش دادند که به حملات تهاجمی نیز دست زدند.

    به باور کارشناسان امر، نبود یک استراتژی مشخص از سوی امریکا و ابهام در تعریف دوست و دشمن در حکومت افغانستان سبب شد طالبان به قدرت کنونی برسند.

    براساس گزارشات، طالبان اکنون بر بیش از نیمی از مناطق افغانستان تسلط دارند، حملات انتحاری و تهاجمی خود را به قدرت تمام در  افغانستان انجام می‌دهند و روز به روز مورد توجه بیشتر کشورهای منطقه و جهان قرار می‌گیرند.

    به اعتقاد آگاهان امور، سیاست «جنگ و صلح همزمان» دولت قبلی و کنونی  افغانستان و نبود یک راهبرد جنگی مشخص از سوی امریکا در مبارزه با تروریستان کار را به اینجا کشانده‌است.

    موضوع صلح افغانستان نزدیک به ده سال است که به طور جسته و گریخته از سوی حکومت کابل و برخی کشورهای منطقه و جهان دنبال شده‌است.

    اما نکته‌ای که در این میان باید مورد توجه قرار داد گرم شدن مذاکره با طالبان این‌بار توسط کشورهای قدرتمندی چون امریکا، روسیه، ایران، پاکستان، هند و برخی کشورهای آسیای مرکزی می‌باشد.

    اگرچه طالبان هنوز به مذاکره مستقیم با دولت افغانستان پاسخ مثبت نداده‌است اما شواهد موجود نشان می‌دهد که نوعی اجماع جهانی برای موفقیت صلح افغانستان شکل گرفته‌است.

    از سویی هم، رئیس جمهور غنی در اعلامی تازه به محمد عمر داوود زی، نماینده ویژه رئیس جمهور در امور اجماع منطقه‌ای، دستور داده یک لویه جرگه مشورتی بزرگ برای بررسی راهکار اجماع ملی در مورد صلح با طالبان را برگزار کند.

    سیاسیون و رهبران احزاب بزرگ سیاسی افغانستان از این دستور رئیس جمهور غنی  استقبال کرده‌اند و برگزاری لویه جرگه‌ مشورتی را راهکاری درست برای رسیدن به یک برنامه‌ی مشخص در مذاکره صلح با طالبان عنوان نموده‌اند.

    با تحلیل تمام رویدادهای اخیر در مورد صلح افغانستان، می‌توان گفت که تلاش‌های حکومت برای برقراری صلح در افغانستان از کانال مذاکرات صلح با طالبان در حال نتیجه دادن است: براساس اظهارات رئیس جمهور غنی، اجماع جهانی برای صلح افغانستان شکل گرفته و اگر افغان‌ها از درون به کنار گذاشتن اختلافات خود به یک اجماع ملی هم برسند، رسیدن به صلح دیگر از قالب یک رویای دست نیافتنی خارج و به یک واقعیت قابل لمس تبدیل خواهد شد.

    یکی از نقاط اختلاف رهبران احزاب و دیگر چهره‌های سیاسی سرشناس افغان با حکومت توسل به برخی تحلیل‌های جانبدارانه که حکومت وحدت ملی و به ویژه شخص رئیس جمهور غنی را انحصارگرا می‌خواند، می‌باشد؛ این دسته از رهبران احزاب معتقدند رئیس جمهور غنی، چون سهم قابل ملاحظه‌ای از قدرت و پول را به آنها نداده تکرو و تشنه‌ی قدرت است در حالیکه نگاهی به عملکرد رئیس جمهور در چهار سال اخیر نشان می‌دهد، دولت وحدت ملی به ریاست اشرف غنی در فکر تطبیق حاکمیت قانون و کنترل سلیقه‌های شخصی در حکومت‌داری می‌باشد.

    رئیس جمهور غنی بر این باور است که با توسل به قانون اساسی که ضامن سعادت و خوشبختی افغانستان است می‌توان سیاست خارجی خود را نیز به گونه درست عیار نمود تا از منافع عمدتا متفاوت سهامداران جنگ در افغانستان به  گونه‌ای به نفع افغانستان برآیند گرفت.

    تلاش رئیس جمهور غنی به تقویت نیروهای امنیتی و دفاعی و اتخاذ راهکارهای زیربنایی اقتصادی چون پروژه کلان توتاپ، کاسکا هزار و تاپی برای کمک به افغانستان نمونه‌های بارزی از تلاش‌های حکومت برای رسیدن به آینده‌ای روشن در افغانستان می‌باشد، آینده‌ای که در آن دیگر جنگی نیست و تمام افغان‌ها سوای از قوم و مذهب در رفاه زندگی می‌کنند.

    واکنش تند غنی به ایجاد حکومت موقت و اظهارات چند وقت پیش نمایندگان طالبان مبنی بر انحلال اردوی ملی افغانستان و دیدارهای مستمر غنی با بزرگان قومی و دیگر شخصیت‌های برجسته تأثیر گذار در افغانستان و مشورت در مورد صلح همه و همه از تلاش و اراده محکم حکومت برای مدیریت و مالکیت پروسه صلح می‌باشد.

    در این میان اما برخی از رهبران احزاب و چهره‌های سیاسی که حاکمیت قانون را به نفع خود نمی‌بینند با ایجاد کانال‌های مجزا سعی دارند با طالبان مذاکره کنند و در این میان برخی از کشورهای منطقه نیز به آنها چراغ سبز نشان می‌دهند.

    این افراد از تشکیل حکومت موقت حمایت می‌کنند چون می‌دانند تنها از این طریق می‌توانند منافع خود را تضمین شده بدانند، تشکیل دولت موقت مستلزم کنفرانسی شبیه به کنفرانس بن و تقسیم قدرت براساس سلیقه و رابطه می‌باشد و این خود بهترین فرصت برای اینگونه افراد می‌باشد. درحالیکه حکومت افغانستان و در رأس همه رئیس جمهور خواهان صلح با طالبان از کانال قانون اساسی‌ست، امری که سبب می‌شود دستاوردهای هفده ساله کشور که قانون اساسی، اردوی ملی، آزادی بیان و توجه به حقوق بشر از نمونه ‌های بارز آن می‌باشد، در یکه‌تازی‌های طالبان از بین نروند.

    تمام شخصیت‌های سیاسی افغان اعم از رهبران سیاسی و رؤسای تشکل‌های سیاسی دیگر باید با کنار گذاشتن اختلافات شخصی، سمتی، قومی و مذهبی خود تنها به خاطر منافع ملی به حمایت از دولت خود برخیزند.

    جمع شدن در زیر جتر دولت که همان شکل گیری اجماع ملی به معنای واقعی کلمه می‌باشد سبب می‌شود قبل از همه طالبان حساب کار دستشان بیاید و با مشاهده قدرت اتحاد مردم و دولت خود را ملزم به گفت‌وگوی مستقیم با دولت افغانستان بداند و از طرفی کشورهای منطقه و جهان نتوانند از آب گل‌آلود مذاکره با طالبان ماهی اهداف شوم خود را صید کنند.

  • فرمان دقیق رئیس جمهور غنی در مورد رفتار نیروهای امنیتی و دفاعی در روند انتخابات

    فرمان دقیق رئیس جمهور غنی در مورد رفتار نیروهای امنیتی و دفاعی در روند انتخابات

    تأکید بر تأمین امنیت برای مشارکت حداکثری زنان در انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو و حفظ بی‌طرفی نیروهای امنیتی و دفاعی در روند انتخابات از دیگر دستورات غنی به نیروهای دفاعی و امنیتی بود.

    بسیاری از کارشناسان و آگاهان امور، این فرمان رئیس جمهور و نیز برکنار کمیشنران کمیسیون‌های انتخاباتی از سوی رئیس جمهور را ناشی از حسن نیت و اراده حکومت برای ایجاد اصلاحات و شفافیت در نظام انتخاباتی افغانستان عنوان می‌کنند.

    متن دقیق پیام رئیس جمهور به صورت زیر است؛

    رئیس‌جمهوری اسلامی افغانستان
    در مورد اصول رفتار نیروهای امنیتی و دفاعی در روند انتخابات
    ریاست‌جمهوری سال۱۳۹۸


    مادۀ اول :
    1. وزارت‌های دفاع ملی و امورداخله و ریاست عمومی امنیت ملی مکلف‌اند به‌منظور تأمین امنیت مطمئن کارکنان و دفاتر مرکزی و ولایتی کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی، مراکز و محلات رأی‌دهی و شمارش آراء و اشتراک فعال مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۸ تدابیر لازم را اتخاذ نمایند.
    2. وزارت‌های دفاع ملی و امورداخله و ریاست عمومی امنیت ملی مکلف‌اند، با کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی همکاری لازم نموده و بالاثر تقاضای کمیسیون‌های مذکور، نیروهای امنیتی مربوط را به‌منظور تأمین امنیت دفاتر مرکزی و ولایتی‌شان، مراکز و محلات رای‌دهی و کاروان‌های تدارکاتی انتخابات، توظیف نمایند.

     3. وزارت‌های دفاع ملی و امورداخله وریاست عمومی امنیت ملی مکلف‌اند، جهت اشتراک فعال و هرچه بیشتر زنان در روند انتخابات مؤظفین زن را در مراکز و محلات رأی‌دهی زنانه، توظیف نمایند.
    مادۀ دوم:
    نیروهای امنیتی و دفاعی وظایف محولۀ مرتبط به تأمین امنیت انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۸ را مطابق احکام قوانین و با رعایت اصل بی‌طرفی اجراء نموده و از هیچ‌یک از کاندیدان، جانب‌داری نه‌نمایند.

    مادۀ سوم :
    نیروهای امنیتی و دفاعی حین اجرای وظایف محوله کرامت انسانی و حقوق قانونی رأی‌دهندگان، کاندیدان، ناظرین، مشاهدین و رسانه‌های همگانی را رعایت نموده تا آن‌ها بتوانند از حقوق قانونی خویش بهره‌مند گردند.
    مادۀ چهارم :
    نیروهای امنیتی و دفاعی مکلف اند، حین اجرای وظایف محوله از هرنوع تبعیض و تعصب قومی، نژادی، جنسیتی، سمتی، زبانی و مذهبی اجتناب ورزند.
    مادۀ پنجم:
    نیروهای امنیتی و دفاعی از مداخله در امور انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۸ اجتناب ورزیده و از ورود خودسرانه در مراکز و محلات رأی‌دهی و شمارش آراء نیز خودداری نمایند. در صورت ضرورت می‌توانند، بعد از موافقت مسئولین مرکزی یا ولایتی کمیسیون مستقل انتخابات، داخل مراکز مذکور شوند.
    مادۀ ششم:
    نیروهای امنیتی و دفاعی مکلف اند، از ورود محافظین مسلح مقامات و کارکنان ادارات دولتی و اشخاص مسلح غیر مسئول به مراکز و محلات رأی‌دهی و شمارش آراء جداً جلوگیری نمایند.
    مادۀ هفتم:
    1. نیروهای امنیتی و دفاعی مکلف اند، محرمیت معلومات و اسنادی را که کمیسیون مستقل انتخابات بر حسب ایجابات وظیفوی به آن‌ها ارائه می‌نماید، حفظ نموده و صرف به‌منظور تحقق اهداف توافق‌شده، استفاده نمایند و نمی‌توانند آن‌را نشر یا به کاندید مشخص ارائه نمایند.
    2. نیروهای امنیتی و دفاعی مکلف اند، در صورت کسب هرنوع اطلاعاتی که بر فعالیت‌های انتخاباتی تأثیرگذار باشد، آن‌را به اسرع وقت به مسئولین مرکزی یا ولایتی کمیسیون مستقل انتخابات ارائه نمایند.

    مادۀ هشتم :
    نیروهای امنیتی و دفاعی حین اجرای وظایف محوله با سعی و تلاش از حرکت‌های دسته‌جمعی قهرآميز و خشونت‌بار که منجر به تشنج، شورش و اخلال نظم و امن عامه و بر‌هم‌خوردن جريان انتخابات گردد، جلوگیری نموده و تدابیر لازم و پیش‌گیرانه را اتخاذ نمایند.
    مادۀ نهم:
    نیروهای امنیتی و دفاعی مکلف اند، در تمام روند انتخابات از رویۀ نیک و اخلاق حسنه با کارکنان کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی، رأی‌دهندگان، کاندیدان، ناظرین، مشاهدین، رسانه‌های همگانی و سایر اشخاص ذیدخل درروند انتخابات کار گیرند.
    مادۀ دهم:
    نیروهای امنیتی و دفاعی مکلف اند، حین بروز بی‌نظمی و اغتشاش در مراحل مختلف انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۸، اوضاع را بدون کاربرد اسلحه و خشونت، تحت کنترول آورده و نظم را اعاده نمایند.
    مادۀ یازدهم:
    هرگاه نیروهای امنیتی و دفاعی از اصول مندرج این فرمان تخلف نمایند، درصورت تثبیت تخلف و موجودیت اسناد و مدارک اثباتیه، غرض تعقیب عدلی به‌مراجع ذی‌صلاح معرفی گردند.
    مادۀ دوازدهم:
    وزارت‌های دفاع ملی و امورداخله و ریاست عمومی امنیت ملی مؤظف اند رهنمود عدم مداخله نیروهای امنیتی در روند انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۸ را آماده و به دفتر شورای امنیت ملی ارسال نمایند.
    مادۀ سیزدهم:
    این فرمان از تاریخ توشیح نافذ می‌گردد.

    محمداشرف غنی
    رئیس‌جمهوری اسلامی افغانستان

  • اجتماع کنندگان در ننگرهار خطاب به طالبان؛ بیایید با دولت افغانستان مذاکره  کنید!

    اجتماع کنندگان در ننگرهار خطاب به طالبان؛ بیایید با دولت افغانستان مذاکره کنید!

    عبدالغفور، استاد پوهنتون(دانشگاه)، و از شرکت کنندگان این اجتماع اعتراضی گفت طالبان اگر افغان هستند بیایند با افغان‌ها گفت‌وگو کنند.

    وی در پاسخ به اظهار نظر عباس استانکزی مبنی بر انحلال اردوی ملی گفت: «بیایید نشان دهید که چه‌طور ارتش افغانستان را منحل می‌کنید؟!»

    اشتراک کنندگان این گردهمایی در عین حال از طالبان خواستند پروسه صلح را سرعت ببخشند.

    آنها تأکید کردند دو طرف از جنگ خسته شده‌اند و باید آتش بس اعلام شود.

    حضرت‌علی، نمایند پارلمان، نیز افزود گفت‌وگو در مورد صلح افغانستان در هر کشوری به شمول قطر، مسکو و ایران که برگزار می‌شود باید به کرامت افغان‌ها توجه کند.  

    مولوی احسان‌الله از عالمان دینی نیز از تمام طرف‌های جنگ خواست بیایند و دور یک میز بنشینند و براساس اصول اسلامی وظیفه خود در ساخت افغانستان را انجام دهند.

    اشتراک کنندگان این اجتماع از  طالبان خواستند با دولت افغانستان وارد مذاکره مستقیم شوند.

    میر ولی خان، بزرگ قومی، تأکید کرد طالبان باید پیشنهادات دولت افغانستان را بپذیرد در غیر اینصورت باید فشار لازم بر آنان برای مذاکره با دولت افغانستان وارد شود.

    این روزها تنور مذاکرات صلح افغانستان و برخی کشورهای منطقه با طالبان گرم گرم است و طالبان با بهره‌گیری حداکثری از این توجهات روز به روز بر خواسته‌های خود اضافه  می‌کنند.

    چند روز پیش گفت‌وگوهای دو روزه مسکو در پایتخت روسیه برگزار شد و طالبان در اعلامیه خود بر خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان تأکید کردند و خواستار تغییر قانون اساسی افغانستان شدند.

    از سویی هم زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، دور پنجم از سفرهی زنجیره‌ای خود به افغانستان و چند کشور دیگر را آغاز کرده‌است.

    در دور قبلی گفت‌وگوی مستقیم امریکا با نمایندگان طالبان در دوحه قطر گفته شد که دو طرف روی برخی مسائل اساسی به توافق شفاهی رسیده‌اند.

    در این میان نکته‌ای که از همه مهمتر به نظر می‌رسد مجاب ساختن طالبان به مذاکره با دولت افغانستان به عنوان تنها تصمیم‌گیرنده در مورد سرنوشت  افغانستان می‌باشد.

    در این راستا رئیس جمهور غنی نیز بارها اعلام کرده که سخاوت مندی دولت در شروع بدون قید و شرط مذاکرات صلح با طالبان به این معنا نیست که دولت و مردم افغانستان در جریان مذاکرات صلح هیچ خط سرخی ندارد؛ حفظ دستاوردهای هفده ساله، حمایت و حفاظت از نیروهای امنیتی و دفاعی و فامیل‌های آنان و قانون اساسی افغانستان از جمله مواردی است که به گفته رئیس جمهور غنی روی آنها نمی‌شود معامله کرد.

    رئیس جمهور غنی به دفعات اعلام کرده که صلح نیاز اساسی تمام مردم افغانستان است اما نمی‌توان به بهانه صلح به یکباره همه چیز را در اختیار طالبان قرار داد.

    کارشناسان امر نیز در این مورد با رئیس جمهور غنی موافق هستند، اینکه طالبان بعد از هفده سال جنگ و کشت وکشتار مردم بی‌گناه و سربازان شجاع افغانستان به یک‌باره خود را صاحب همه چیز مردم افغانستان ببینند، ظلم به خون پاک شهدای نیروهای امنیتی‌ست.

    به باور این آگاهان  امور، تلاش رئیس جمهور غنی برای ورود قانونمند طالبان به قدرت سیاسی افغانستان به نوعی تضمین کننده فداکاری‌ها نیروهای امنیتی و سوپاپ اطمینانی برای تکرار نشدن دوران سیاه طالبانی می‌باشد.

    به گفته آگاهان امور، طالبان در یک برداشت غلط در فکر سوء استفاده از نیت خیر دولت و ملت افغانستان هستند و این در سخنان آنان به خوبی آشکار است.

    عباس استانکزی، رئیس تیم مذاکره کننده طالبان در گفت وگوهای مسکو، چندی پیش گفته بود در صورت موفقیت مذاکرات صلح دیگر نیازی به اردوی ملی نیست و ارتش  افغانستان به طور اتوماتیک منحل می‌شود.

    اینگونه اظهار نظر بی‌باکانه‌ی طالبان نه تنها به مذاق دولت‌مردان افغانستان خوش نیامد که مردم غیور افغانستان را نیز  عصبانی ساخت.

    مردم شجاع افغانستان در نوعی هم‌نوایی با زمامداران خود در گوشه و کنار کشور با پرپایی تظاهرات‌هایی خشم خود به این گفته‌ی نماینده طالبان را نشان دادند.

    چند روز پیش باشندگان کابل در اعتراض به این گفته طالبان طی یک تظاهرات تأکید کردند انحلال اردوی ملی یک خیال خام برای طالبان است.

    در این میان به نظر کارشناسان امر همسویی شهروندان کشور با رئیس جمهور غنی در واکنش به اظهارات طالبان نوید بخش یک آینده خوش می باشد، آینده‌ای که با اتحاد مردم و شکل گیری کامل یک اجماع ملی می‌تواند روشن‌تر از هر زمان دیگر باشد.

    رئیس جمهور غنی نیز برای ساخت آینده بهتر برای مردم، آینده‌ای سرشار از رفاه و امنیت تمام تلاش خود را به کار بسته‌است: تلاش برای تمویل نیروهای امنیتی و دفاعی و کمک به افغانستان برای ایستادن روی پای خود بدون کمک خارجی‌ها بخشی از این برنامه‌ها می‌باشد.