دسته: مصاحبه و گزارش

  • فدراسیون اسکی بدنبال رشد گردشگری زمستانی در بامیان

    فدراسیون اسکی بدنبال رشد گردشگری زمستانی در بامیان

    تاکنون اما هیچ پیست اسکی در این ولایت ساخته نشده است تا ورزشکاران در آن به تمرین و مسابقه بپردازند. اداره محلی بامیان بتازگی اعلام کرده است که برای ساخت یک پیست اسکی در این ولایت تلاش می کند.

    خبرنگار خبرگزاری رها در زون مرکز، گفتگویی را در این مورد با افضل نوری مسئول فدراسیون اسکی افغانستان و اسکی کلپ بابا ایوریست انجام داده و نخست از او پرسیده است که بامیان چقدر برای ساخت پیست اسکی مناسب است؟

    چنانچه شما هم در جریان هستید، مسابقات اسکی از شش سال بدینسو در بامیان برگزار می شود که خوشبختانه دستاوردهایی هم داشته که به عنوان نمونه می توان به ترویج و رشد ورزش اسکی در این ولایت اشاره کرد. ما یک ماه قبل با والی بامیان صحبت هایی داشتیم در مورد ساخت یک پیست اسکی که بتواند گردشگران داخلی و خارجی را جذب کند. ساخت پیست اسکی سبب می شود تا از یکسو ما بتوانیم در فصل زمستان، میزبان گردشگران بیشتری باشیم و از سوی دیگر کسانی که می خواهند ورزش اسکی را یاد بگیرند، مکانی برای تمرین در دسترس خواهند داشت. بامیان از هر لحاظ برای ورزش اسکی مناسب است. این ولایت 300 کیلومتر ساحه بی خطر و بدون برفکوچ/بهمن برای اسکی دارد. والی بامیان وعده داده است که بزودی مکانی را برای ساخت پیست اسکی مشخص می کند.

    در حال حاضر مکان مشخصی برای تمرین ورزش اسکی در بامیان تعیین نشده است و اعضای تمام اسکی کلپ های فعال در این ولایت، بصورت پراکنده و در مناطق مختلف به تمرین می پردازند. ساخت پیست اسکی چقدر می تواند در زمینه برطرف سازی این مشکل و رشد ورزش اسکی تاثیر بگذارد؟

    ورزش اسکی در افغانستان بویژه در بامیان نوپا است. ورزشکاران عزیز برای تمرین به آدرس و مکان مشخصی نیاز دارند که مشکلات اجتماعی و سایر مشکلات در آن وجود نداشته باشد. ما نقاط خاصی را بخصوص در دره فولادی بررسی کردیم و همین طور آمدیم به تپه های گنبدک مرکز بامیان. تپه های این ساحه خاکی هستند و برای ساخت پیست اسکی کاملا آماده اند. از طرف دیگر این ساحه از اراضی دولتی به شمار می رود و به مرکز شهر نیز نزدیک است در عین حالیکه مشکل اجتماعی ندارد. ما این ساحه را برای ساخت پیست اسکی به اداره محلی پیشنهاد کرده ایم. حال دیده شود که اداره محلی چه تصمیمی می گیرد و کدام ساحه را در اختیار ما قرار می دهد. یقینا ساخت پیست اسکی می تواند مشکلات ورزشکاران را از لحاظ نبود مکان مناسب مرفوع کند و نیز باعث جذب گردشگران بیشتر به بامیان گردد.

    ساخت پیست اسکی چقدر هزینه برمی دارد؟ شما به عنوان مسئول فدراسیون اسکی افغانستان با کدام نهادهای خارجی در این زمینه صحبت کرده اید و آنها چقدر علاقه مند هستند تا برای ساخت پیست اسکی در بامیان همکاری کنند؟

    ما از یک سال بدینسو به دنبال پیدان کردن دونر/کمک کننده برای ساخت پیست اسکی در بامیان بوده ایم. با سفارتخانه های متعدد و نیز بامیان اسکی کلپ که مسئول آن فردی به نام کریستوف از کشور سویس است، صحبت هایی داشتیم. آنها علاقه مند بودند که یک ماشین بالابر ابتدایی به بامیان منتقل شود. مسئولان بامیان اسکی کلپ گفتند که سه بالابر را از یک موسسه سویسی دریافت کرده اند که قرار است به بامیان منتقل شود اما زمان آن تا کنون مشخص نشده است. گمان نمی برم که نهادهای خصوصی داخلی حاضر به سرمایه گذاری در این زمینه شوند. با این وجود هزینه های مورد نیاز برای ساخت پیست اسکی، بستگی به آن دارد که چگونه آن را بسازیم. ساخت پیست اسکی خوب از 300 هزار تا یک میلیون دالر هزینه برمیدارد اما ما درحال حاضر می توانیم با 20 هزار دالر یک پیست ابتدایی را در بامیان ایجاد کنیم تا مسابقات در آن برگزار شود و ورزشکاران نیز بتوانند به راحتی تمرین کنند.

    با این حال امکان آن وجود دارد که بامیان تا زمستان آینده صاحب پیست اسکی شود؟

    ما تلاش می کنیم با مقام های محلی، نهادهای خارجی، کمیته ملی المپیک و ریاست تربیت بدنی کشور صحبت کنیم و کمک هایی را از آنها دریافت کنیم. می ماند موضوع افتتاح زمین پیست! ما زمانی که زمین را در اختیار داشته باشیم بعد از آن می توانیم دونریابی کنیم.

    به عنوان سوال آخر، شماری از موسسات خارجی که پیش از این هزینه های برگزاری مسابقات اسکی در بامیان را می پرداختند، بتازگی کمک های شان را قطع کرده اند. از سوی دیگر علاقه مندی جوانان بامیان به ورزش اسکی با گذشت هر روز افزایش می یابد. با این وجود آینده ورزش اسکی در این ولایت را چگونه می بینید؟

    در طول چهارده سال گذشته، اکثر برنامه ها پروژه ای بودند. برنامه های پروژه ای مقطعی هستند و آنگونه که باید، ثمر بخش نیز نیستند. تلاش ما بر این است که ورزش اسکی را بومی بسازیم و با همان امکانات دست داشته، مسابقات را در سالهای آینده نیز برگزار کنیم. نخستین مسابقه ملی اسکی در زمستان گذشته، به مناسبت عضویت بامیان در شبکه شهرهای خلاق جهان برگزار شد. چندی پس از آن ششمین دور مسابقات بین المللی اسکی نیز در بامیان برگزار شد که شماری از نهادهای داخلی و خارجی در برگزاری آن نقش داشتند اما تاکید ما بر این است که ورزش را بومی بسازیم تا بتوانیم با امکانات هرچند کم، برای طولانی مدت آن را داشته باشیم.

    بار دیگر تشکر از شما آقای نوری!

     

  • افغانستان در ردیف 18 کشور کمتر انکشاف یافته قرار دارد

    افغانستان در ردیف 18 کشور کمتر انکشاف یافته قرار دارد

    وی تاکید کرد کشورهای دریافت کننده کمک ها، بدون ایجاد ظرفیت و اصلاحات لازم تنها به منافع شخصی دولتمردان خود توجه کردند و به فساد اداری دامن زدند.

    صلاح الدین ربانی، وزیر امور خارجه افغانستان، نیز در این نشست گفت:”کمک های ارسالی به افغانستان در 15 سال گذشته کمکی به توسعه اقتصادی و در نهایت رفاه شهروندان افغانستان نکرده است.”

    با تامل در سخنان امروز رئیس جمهور و وزیر امور خارجه باید گفت کمک های مالی خارجی نه تنها گرهی اساسی از مشکلات عمده افغانستان باز نکرده که سبب پیچیده شدن اوضاع نیز شده است؛ شاید اگر کشورهای کمک کننده نیمی از پولی را که در قالب کمک به بازسازی افغانستان به کشور سرازیر کردند را در بخش نظارت بر نحوه مصرف این کمک های مالی صرف می کرد امروز شاهد اوضاع بهتری بودیم. بر اساس آمار موجود، پولی که به افغانستان آمد چیزی بیشتر از هزینه ای بود که در قالب مارشال پلان به اروپای بعد از جنگ جهانی دوم سرازیر شد؛ اروپا با آن پول از خاک بلند شد اما افغانستان حتی نتوانست بخش نظامی به شمول اردو و پلیس ملی خود را بسازد و تروریزم را نابود کند تا امروز برای ایجاد صلح کاسه گدایی پیش پاکستان و طالبان مزدور دراز نکند.

    رئیس جمهور اشرف غنی امروز در کنفرانس گروه به اضافه هفت در حالی از مبارزه مشترک کشورها علیه فساد اداری سخن می زند که بیخ گوش او کسانی در بدنه دولت امروز و دولت دیروز میلیون ها دالر از کمک های خارجی که در بخش نظامی و مبارزه با تروریزم تخصیص یافته بود را به طرز ماهرانه و بدون به جای گذاشتن اثری هدر دادند.

    افغانستان امروز علی رغم تلاش های پی در پی اما نامشخص بیش از پیش قربانی تروریزم منطقه و بین الملل می باشد؛ طالبان بیش از پیش جولان می دهند و داعش در برخی از ولایات لانه سازی کرده است.

    تنها چند هفته بعد از راندن جنگجویان داعش از شرق افغانستان، این گروه دوباره در بخش های دیگر بازسازی شدند.

    در اوایل ماه مارچ درست زمانیکه نیروهای امنیتی افغانستان داعش را از ولایت ننگرهار دور ساخت رئیس جمهور اشرف غنی گفت که افغانستان را به گورستان داعش تبدیل می  کند؛ در آن زمان داعش تنها 8 کیلومتر به عقب رانده و 22 قریه باز پس گرفته شد.

    اکنون بیش از یک سال است که داعش و گروه های وفادار به داعش مناطق دور دست زیادی در افغانستان را تحت کنترل خود دارند و با جذب جوانان افغان و شست و شوی ذهنی آنان عضو گیری می کنند.

    داعش در بسیاری مناطق مدارس را به روی دانش آموزان بسته و کودکان وطن را از نعمت علم آموزی محروم ساخته است.

    ده ها سرباز اردو و پلیس ملی در باز پس گیری مناطق توسط داعش سر بریده می شوند.

    باشندگان ولایت ننگرهار در یک بی اعتمادی کامل به دولت می گویند”دولت برای حفاظت از ما اقدام کافی انجام نداده است و مردم برای دفاع از خود گروه های نظامی ایجاد کرده اند.”

    این باشندگان در کمترین خواسته از دولت توقع دارند از قیام های مردمی علیه داعش حمایت کند.

    آنان می گویند اگر دولت از ما حمایت کند، داعش نمی تواند مناطق را بگیرد اما اگر دولت حمایت نکند، داعش هر روز مناطق را اشغال می کند.

    جنرال جان کمپبل، فرمانده اسبق نیروهای امریکا و ناتو در افغانستان، نیز اوایل ماه جاری گفته بود بین 1000 تا 3000 جنگجوی داعش در افغانستان فعالیت دارند.

    بنابراین افغانستان و دیگر کشورهای عضو گروه به اضافه هفت که با نام کشورهای متاثر از جنگ یاد می شود هرگز با کمک های خارجی آباد و مرفه نمی شوند؛ این کشورها که وابسته به کمک های اقتصادی خارجی هستند تا زمانیکه با ایجاد اصلاحات عمیق در بخش سیاسی، دولتمردان بی اراده را کنار نگذارند و با شناخت ظرفیت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود به یک خود باوری و در نهایت استقلال فکری و مالی نرسند، هرگز موفق به حل اساسی چالش در کشور های خود نمی شوند.

    رئیس جمهور گرچه به این واقعیت پی برده است اما نبود یک سیستم سیاسی هماهنگ و بی برنامه و از همه مهمتر دخالت استعمارگران، توان هرگونه اقدام عملی را از وی گرفته است.

    کشورهای استعماری در یک برنامه ریزی دقیق برای تک تک ملت و کشورهای وابسته برنامه های خاص خود را دارد و به این راحتی اجازه نمی دهد که این کشورها خود کفا شوند.

    نگاهی به اوضاع یک دهه و نیم افغانستان این  ادعا را ثابت می سازد: همه چیز در افغانستان نیمه کاره رها شده، از اردو و پولیس ملی گرفته تا پروژه های اقتصادی. افغانستانی که با شعار مبارزه با تروریزم، آمریکا و هم پیمانانش را اجازه ورود داد، امروز بیش از هر کشور دیگری قربانی تروریست است و تمرکز لازم برای پیشرفت اقتصادی و حل چالش های خود را ندارد.

    .

    .

     

  • در کابل “زنگ مکتب” و در ولایات “زنگ خطر” به صدا درآمد!

    در کابل “زنگ مکتب” و در ولایات “زنگ خطر” به صدا درآمد!

    بر اساس آمار اعلام شده از سوی وزارت معارف در حدود 33 هزار محصل از 58 مکتب در ولسوالی های اچین، هسکه مینه و مناطق برین کوت در ولایت ننگرهار از دسترسی به آموزش محروم اند و هزاران محصل دیگر در ولایات شرقی کشور به دلیل بسته شدن مکاتب از سوی داعش نمی توانند از نعمت تحصیل برخوردار باشند.

    بیش از نیمی از 45 مکتب موجود در منطقه اچین ننگرهار بسته و محصلین به همراه خانواده هایشان به مناطق همجوار که مکاتب در آنها باز است، جابه جا شده اند.

    صبغت الله، مسئول یکی از لیسه ها در منطقه اچین ولایت ننگرهار، به رسانه ها می گوید اکنون 450 محصل به شمول 200 محصل از باشندگان منطقه و 250 محصل از مناطق دیگر ولایت را ثبت نام کرده ایم.

    افزایش خشونت های داعش

    در ماههای اخیر خشونت گروه تروریستی داعش در سراسر افغانستان و به ویژه در ولایت ننگرهار افزایش یافته است و این گروه حملات چندگانه زیادی را بر مقر نیروهای امنیتی کشور انجام داده اند. بر اساس آمار موجود داعش در نقاط مرزی افغانستان به قاچاق انسان، پول و حتی چوب دست می زند و خبر آموزش جنگجویان خود در افغانستان را از طریق رسانه های خود منتشر می کند.

    مقامات دولتی و ناتو اما از دستاوردهای تازه در مبارزه با داعش در ولایت ننگرهار سخن می گویند و تاکید می کنند داعش در فکر ایجاد پایگاه در ولایت همجوار کنر می باشد.

    ترس طولانی!

    ترس از داعش در مکاتب ننگرهار به خوبی حس می شود و لیسه «ده سرک» بعد از 9 ماه بسته بودن توسط داعش تازه بازگشایی شده است.

    عبدالله خادم، مدیر مدرسه، به رسانه ها می گوید “داعش از ما خواست به مکتب نیاییم چرا که مکتب متعلق به دولت افغانستان است و از نظر داعش دولت افغانستان نامشروع است.”

    داعش مکاتب را به پایگاهی برای برگزاری جلسات تصمیم گیری در مورد استراتژی و به محلی برای اعدام زندانیان مبدل ساخته است.

    لیسه «ده سرک» قبل از بسته شدن در حدود 3 هزار شاگرد داشت و باشندگان این منطقه هم اکنون امیدوارند محصلین به زودی به درس برگردند در حالیکه ذهنیت اشغال مکاتب آنان توسط داعش بر روح و روان شاگردان سایه انداخته و مانع از آمدن دوباره آنان به مکتب می شود.

    یکی از شاگرادان می گوید:”ما داعش را دیدیم. آنها از یک اصطلاح مخفف عربی که می گفت”تمام مردم را خواهیم کشت” برای گروه خود استفاده می کنند.”

    این همه در حالی است که رئیس جمهور محمد اشرف غنی در سخنان امروز خود که به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید در کابل ایراد شد، از عملی شدن تعهدات خود به معلمان و توسعه سیستم آموزشی کشور خبر می دهد.

    رئیس جمهور از طرف معلمین به خود نمره صفر می دهد و بر گسترش پروژه های خانه سازی برای معلمین تاکید می کند.

    به نظر می رسد که دید سران دولت وحدت ملی تنها به کابل خلاصه می شود و معارف کشور در تعریف آنان تنها به کابل و یکی دو ولایت نسبتا امن دیگر خلاصه می شود در حالیکه وقتی سخن از توسعه معارف به میان می آید منظور تمام ولایات است.

    به فرض اینکه برای تمام شاگردان در ولایت کابل فرصت تحصیل مناسب فراهم و تمام معلمین در ولایت کابل و یکی دو ولایت دیگر از خانه و معاش کافی برخوردار شوند، با این حالی نمی توان به رئیس جمهور در بخش آموزش نمره خوب داد.

    رئیس جمهور باید به تمام وعده هایی که در زمان کمپاین انتخاباتی خود سپرده بود نگاهی دوباره بیندازد: تطبیق عدالت اجتماعی، بهبودی امنیت و البته بهبود وضعیت معیشتی معلمان.

    رئیس جمهور در یک اولویت بندی مناسب ابتدا باید به امنیت شاگردانی که به مکتب می روند فکر کند و بعد به زیبایی مکاتب و ناکار آمدی سیستم معارف کشور بیندیشد.

    اکنون در بسیاری از ولایات کشور مدارس یا بسته شده اند و یا در شرف بسته شدن هستند و داعش و طالبان با اندیشه های تندروانه خویش فرصت تحصیل را از کودکان گرفته اند.

     

     

  • اگر مذاکرات صلح شکست بخورد! نقشه B چه است؟

    اگر مذاکرات صلح شکست بخورد! نقشه B چه است؟

    کاخ سفید نیز در پاسخ به این سوال، پاسخ مناسبی ارائه کرد. “نقشه A باید عملی شود.” اخیرا هم جان کری وزیر خارجه آمریکا سخن از برخی طرح های بسیار پیچیده به عنوان نقشه B برای عراق و سوریه مطرح کرده است، که از جمله این طرح ها می توان به تجزیه سوریه و یا همکاری با دولت سوریه را یاد کرد.

    و اما افغانستان!

    گرچه از زمانی که نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در سال 2001 وارد افغانستان شده و رژیم طالبان را سرنگون کردند و درصدد از بین بردن مخفیگاه های گروه تروریستی القاعده شدند، اما هدف اصلی واشنگتن از ورود به افغانستان همچنان سخت است که تشخیص داده شود. برای دولت آقای اوباما، نقشه A تا پایان سال 2014، استفاده از گزینه نظامی برای شکست طالبان و آوردن ثباتی هر چند به ظاهر در افغانستان تعبیر می شد، و همچنین مطمئن شوند که دیگر القاعده در افغانستان جای ندارد.

    در پایان سال 2014، نیروهای خارجی عملا جنگ خود را در افغانستان خاتمه دادند، در حالیکه این جنگ در کشور همچنان ادامه داشت. از این رو، نقشه A ایالات متحده آمریکا در افغانستان از عملیات مستقیم نظامی، به حمایت و مشوره دهی نیروهای امنیتی افغانستان و سازماندهی برگزاری گفتگوهای صلح میان دولت افغانستان و گروه (های) طالبان تغییر جهت پیدا کرد. البته ناگفته نماند، همچنان که آمریکا به همراه چندین کشور دیگر در تلاش برای برگزاری گفتگوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان هستند، همزمان به نیروهای امنیتی افغانستان نیز که در محاصره جدی شورشیان قرار دارند کمک می کند.

    گفتگوهای صلح: نقشه A مفروض اما خطرناک

    به باور برخی آگاهان امور، واشنگتن در حال حمایت و سرمایه گذاری از پروسه صلحی برای خاتمه جنگ در افغانستان می باشد که احتمال موفقیت آن بسیار کم پنداشته می شود.

    قابل ذکر است که تلاش های ناموفق برای کشاندن شورشیان طالبان به میزهای مذاکرات به ده سال پیش نیز برمی گردد. اما در سال 2015، برای اولین بار نمایندگانی از شورشیان طالبان در مذاکراتی رو در رو با مقامات دولتی افغانستان نشستند و درباره پروسه صلح به گفتگو پرداختند. اما ادامه این مذاکرات نیز پس از افشای مرگ ملا محمد عمر رهبر پیشین طالبان به تعویق افتاد. در پی این موضوع و بالا گرفتن برخی تنش ها میان افغانستان و پاکستان بر سر «بازی تقصیر»، اخیرا چهار کشور افغانستان، پاکستان، چین و آمریکا گروهی را تشکیل دادند تا پروسه مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان را پیگیری کنند و نقشه راهی برای از سرگیری این مذاکرات بسنجند. این گروه که با نام «گروه همکاری های چهارجانبه» یاد می شود از زمان شروع کار تاکید داشتند که پیشرفت هایی در زمینه صلح بدست آورده اند و بزودی مذاکرات صلح با طالبان برگزار می شود، تا اینکه گروه طالبان در پنجم ماه مارچ در بیانیه ای اعلام کردند که هیچ تمایلی برای شرکت در گتفگوهای صلح ندارند، و از هر گونه پیشرفتی در این زمینه اطلاع ندارند.

    سه دلیل عمده وجود دارد که سبب می شود نقشه A ایالات متحده آمریکا به پیروزی نرسد و با شکست مواجه شود.

    دلیل اول- طالبان با نشان دادن عملکردی قوی از خود در میدان های جنگ، هم اکنون انگیزه ای کمتری برای کنار گذاشتن سلاح های خود دارد. گرچه برخی ها ممکن است بگویند که این موضع قدرت طالبان می تواند انگیزه بهتری برای شرکت این گروه در مذاکرات صلح باشد، زیرا این گروه را قادر می سازد تا درخواست ها و پیش شرط های بیشتری پیش روی دولت افغانستان بگذارد. بهر حال، طالبان از شرکت در میز مذاکرات سر باز زده اند. در ثانی، دولت کابل نیز هیچ تمایلی ندارد تا با درخواست های کلان طالبان که شاید پست وزارتی نیز شامل آن باشد موافقت نماید. حتی هم اکنون هیچ نشانه ای وجود ندارد که مقامات افغانستان یکی از پیش شرط های طالبان برای شرکت در مذاکرات صلح که همان خروج نیروهای خارجی از افغانستان می باشد را قبول کرده باشد.

    دلیل دوم- پس از افشای مرگ ملا محمد عمر رهبر طالبان، این گروه به دسته و انشعابات مختلفی تجزیه شد که بسیاری از فرماندهان ارشد طالبان به شدت با پروسه صلح مخالف می باشند. ملا اختر منصور رهبر جدید طالبان که گفته می شود حامی ایده صلح نیز می باشد به شدت از سوی برخی فرماندهان این گروه که همچنان در میدان های جنگ فعال می باشند مخالفت می شود.  بنابراین، لازم به یاد آوری است که پیش از آنکه مذاکرات صلحی میان دولت افغانستان و طالبان برگزار گردد، ابتدا باید پروسه صلحی میان طالبان برگزار شود.

    دلیل سوم- دلیل سوم که احتمال می رود نقشه A آمریکا به پیروزی منجر نشود نقش و حضور پاکستان در گروه همکاری های چهارجانبه برای مذاکرات صلح دولت افغانستان است. بسیاری از مقامات درون دولت افغانستان نسبت به مسئولیت و نقشی که این گروه به همسایه بی اعتبار افغانستان یعنی پاکستان برای سازماندهی مذاکرات صلح اعطا کرده است اعتراض دارند. از سویی دیگر، هیچ ضمانتی وجود ندارد که پاکستان بتواند و با بخواهد که طالبان را به میز مذاکرات بکشاند. به عبارتی ساده تر، هم اکنون شاید برای پاکستان سخت هم باشد که بتواند طالبان را برای شرکت در میز مذاکرات ترغیب نماید، زیرا گفته می شود پاکستان اهرم فشاری که سال ها علیه گروه های شورشی از جمله طالبان داشت را اخیرا از دست داده است. همزمان با عملیات نظامیان پاکستانی در وزیرستان شمالی علیه گروه های شورشی، و خروج نیروهای ائتلاف از افغانستان، وضعیت امنیتی در کشور کمی افول داشت و گفته می شود که شورشیان توانستند برخی از مخفیگاه ها و پایگاه های خود را به خاک افغانستان منتقل کنند تا از زیر اهرم فشار جدی پاکستان کمی رهایی یابند.

    از سویی دیگر نیز قابل ذکر است که گرچه گفته می شود ملا اختر منصور رهبر جدید طالبان با سازمان استخباراتی پاکستان (آی اس آی) رابطه ای نزدیک دارد، اما همچنان برخی از گروه های طالبان هیچ علاقه ای به پاکستان از خود نشان نمی دهند. برخی از اسیران طالبان که توسط افسران ناتو در سال 2011 پرس و جو می شدند از نقش پاکستان به شدت انتقاد می کردند و می گفتند که از سوی سازمان جاسوسی این کشور به شدت کنترل می شدند. این موضوع، به باور اگاهان، نه تنها تعهد پاکستان را برای مذاکرات صلح مورد سوال و تردید قرار می دهد، بلکه گفته می شود که این کشور حتی دست به خشونت هایی هم در افغانستان می زند تا حضور هند را در افغانستان کاهش دهد.

    همچنین گفتنی است که در سال 2012، شورای عالی صلح دولت افغانستان طرحی را تحت نام «نقشه راهی برای پروسه صلح تا سال 2015» پایه گذاری کرد که در این طرح نیز به پاکستان نقشی مرکزی داده شده بود. این طرح با شکست مواجه شد.

    زمان کافی به گفتگوهای صلح داده نشده است

    واشنگتن در حال حاضر سکوت و صبر را اختیار کرده است و همانطور که برخی دپیلومات های آمریکایی نیز گفته اند در حال حاضر نیز هیچ گزینه بهتری برای این کشور جز سکوت وجود ندارد. همچنین یک مقام ارشد پاکستانی نیز در مصاحبه ای گفت که پروسه صلح پروسه ای موفق خواهد بود به شرطی که زمان و مهلت برایش تعیین نگردد.

    این صبر استراتژیک شاید مزیت هایی را به دنبال داشته باشد اما قطعی نیست. برای مثال، حضور و نفوذ گروه تروریستی داعش در شرق افغانستان، جایی که برخی از فرماندهان ناراضی طالبان از این گروه اعلام حمایت کرده اند و سنگر طالبان را رها کرده اند، شاید بتواند طالبان را مجبور کند از میدان های نبرد دست برداشته و به توافق نامه ای با دولت افغانستان دست بزند. (گرچه گفتنی است که طالبان تاکنون در مقابله با گروه تروریستی داعش قوی تر ظاهر شده است.) از سویی دیگر، ملا اختر منصور رهبر جدید طالبان که گفته می شود حامی گفتگوهای صلح است شاید بتواند حمایت تمامی گروه های طالبان که هم اکنون با وی مخالف هستند را برای گفتگوهای صلح جلب کند. (گرچه بعید به نظر می رسد اما محتمل نیز می باشد). و در نهایت، با گذشت زمان، شاید طالبان نسبت به پیش شرط های خود برای شرکت در مذاکرات صلح از خود انعطاف نشان دهند. برای مثال، طالبان پس از کنفرانس پگواش در سال 2015 نشانه هایی از این انعطاف را از خود بروز دادند، که از جمله می توان گفت که این گروه اعلام کرد که زنان نیز از این پس حق تحصیل، مالکیت و کار دارند. البته ناگفته نماند که در قبال این گونه تاکتیک ها باید مراقب نیز بود. طالبان همچنان که خود به غیرنظامیان حمله می کنند اغلب حمله به غیرنظامیان را محکوم نیز می کنند.

    مشکل اینجاست که سطح انتظارات بسیار بالا می باشد و نمی توان منتظر ماند. ثبات افغانستان هم اکنون به تاری باریک آویزان است.

    اما برای کاخ سفید، تنها استفاده ای که این صبر استراتژیک دارد این است که دولت آقای اوباما منتظر گذر زمان می باشد تا تمامی این معضلات را به دولت بعدی واگذار کند.

    نقشه B منطقه ای برای افغانستان

    در حال حاضر، آمریکا کار بسیار زیادی برای ثبات افغانستان نمی تواند انجام دهد، زیرا هر گونه تغییر سیاستی برای پیشرفت در پروسه صلح سیاسی یا نابسنده و یا غیرواقع بینانه می باشد.

    هر گونه افزایش سرباز و یا برگشت سربازان خارجی به میدان های جنگ در افغانستان از گزینه های خارج از میز قرار دارد. (حداقل تا تمام شدن دوره تصدی دولت اوباما). همچنین بیش از 100،000 نیروی خارجی در سال های گذشته در  افغانستان حضور داشتند که نتوانستند ثبات را به افغانستان بازگردانند. برای مثال، در اوج جنگ ها، یک پنجم سربازان ناتو تنها در ولایت هلمند حضور داشتند، اما با این وجود، هم چنان طالبان مناطق بیشتری را در این ولایت به تصرف خود می گیرند. افزایش آموزش، مشاوره و حمایت نیروهای افغانستان و یا حملات هوایی علیه مواضع القاعده و شبکه حقانی مفید می باشند، اما نه آنقدر که بتواند معادله بازی را در افغانستان تغییر دهند. با این وجود اما، در حال حاضر حضور نظامی آمریکا در افغانستان حیاتی نیز می باشد، زیرا دست کم می تواند نیروهای امنیتی افغانستان را به لحاظ روحی حمایت کند، اما این چاره راه نیست.

    بنابراین، یک نقشه B عملی و موفق که بتواند شورشیان را به معنای واقعی کلمه ضعیف نماید همکاری افغانستان با کشورهای همسایه در مقیاسی کلان است. متاسفانه، معیارهای چنین سیاستی سالهاست که پیشنهاد شده، اما به صورت عملی کاری در این خصوص صورت نگرفته است. دولت کابل در راستای توسعه اقتصادی خود که پس از خروج نیروهای خارجی از کشور به شدت ضعیف شده باید اقدامی جدی نماید. همچنین دولت در راستای مبارزه با فساد باید عزمی راسخ پیدا نماید و بیش از تلاش های فعلی خود کار کند. اقتصادی ضعیف و فساد گسترده می تواند سبب پیوستن اقشار ضعیف و محروم جامعه به گروه های شورشی گردد که دولت باید در این زمینه اقدامی جدی از خود نشان دهد و این قشر از جامعه را ترغیب نماید که به صفوف دولت پیوستن به مراتب بهتر از رفتن به جرگه طالبان و یا هر گروه شورشی دیگری می باشد. مقامات در دولت کابل در زمینه مسایل امنیتی نیز باید به دنبال راه های دیگری علاوه بر دریافت کمک از نیروهای خارجی باشد. دریافت هلی کوپتر از هند و یا دریافت 10000 کلاشینکوف از روسیه اقدامی خوب به نظر می آید اما برای تقویت نیروهای امنیتی کشور ابدا کافی نمی باشد.

    در همین حال، روسیه و ایران که از پدیده شوم هیروئین تولیدی در افغانستان که منبع مالی کلانی برای طالبان محسوب می گردد آسیب دیده اند، باید با دولت کابل همکاری های بیشتری در زمینه مبارزه با مواد مخدر داشته باشند. از سویی دیگر، کشورهای آسیای مرکزی که از منابع گازی غنی برخوردار می باشند نیز باید با ایجاد خط لوله های گازی کوچک و بزرگ به دولت افغانستان در راستای تامین انرژی کمک کنند تا دولت کابل بتواند اقتصاد خود را تقویت کند.

    چین باید تعهد بسپارد که پروژه های استخراجی این کشور در افغانستان منفعت های واقعی و مستقیمی برای مردم افغانستان به بار می آورد. هند با در نظر داشت حساسیت های پاکستان نیز باید سلاح های بیشتری در اختیار افغانستان قرار دهد.

    این ها و هزاران موارد دیگر که می توانند به اقتصاد و ثبات شکننده افغانستان کمک کنند سال هاست به تعویق افتاده اند.

    سیاست های خارجی پاکستان نیز متاسفانه بستری را برای حضور گروه های شورشی پاکستانی از جمله تحریک طالبانی پاکستان و لشکر طیبه فراهم کرده است که با همکاری دیگر گروه های شورشی افغانی مشغول فعالیت های تروریستی در خاک افغانستان و گاها در خاک پاکستان می باشند. شورشیان طالبان همچنان که برای پیدا کردن مخفیگاهی در افغانستان مشغول فعالیت های تروریستی خود هستند، شبکه حقانی همچنان در پاکستان مامنی امن دارد و گفته می شود به تازگی از خرم ایجنسی به مناطقی در اسلام آباد رفته باشد.

    تا زمانی که روابط دوستانه شورشیان با یکدیگر در پاکستان برقرار باشد، شورشیان طالبان در افغانستان هیچ گاه شکست نخواهند خورد.

    در حقیقت، در حال حاضر هیچ گزینه ای برای آمریکا در افغانستان وجود ندارد. هر نقشه B به همان مقدار که نقشه A مشکل ساز و جنجالی بود مشکل ساز است، و بیشترین ضرر متحمل مردم افغانستان می شود. این مشکلات سبب شده که بسیاری از شهروندان کشور تصمیم به ترک کشور بگیرند.

    نقشه B متواضعانه اما مناسب؛ کمک به مهاجران افغان

    تمامی این تحولاتی که ذکر شد افزایش ناامنی ها را به دنبال داشت که سبب خروج سیل آسای شهروندان کشور از افغانستان شده است. در ماه های اخیر، اداره پاسپورت مرکزی کشور روزانه تا 2،000 پاسپورت صادر کرده است که بیشتر شهروندان پس از اخذ پاسپورت مانند گذشته به ایران و یا پاکستان رفته اند. اما این دو کشور نیز هم اکنون به ظرفیت بالای مهاجر پذیری خود رسیده اند و دیگر نمی توانند مهاجران افغان را بپذیرند، بنابراین این مهاجران، اروپا را مقصد خود تعیین کرده اند. سال گذشته، مهاجران افغان 21 درصد از 500،000 هزار مهاجرینی را شامل می شدند که از طریق آبها وارد اروپا شده بودند، و هم اکنون نیز که در اوایل سال می باشیم بیش از 30،000 مهاجر افغان وارد یونان شده اند.

    آمریکا به نوبه خود در زمینه مهاجرت می تواند به معنای واقعی کلمه به افغانستان و مهاجران افغان کمک نماید. واشنگتن به همراه متحدانش در ناتو که در افغانستان نیرو دارند باید کاری کنند تا مهاجران افغان نیز مانند سایر مهاجران دیگر کشورها میان کشورهای اروپایی تقسیم شوند. واشنگتن همچنین باید در زمینه صدور ویزای ویژه اقامتی برای هزاران شهروند افغان که برای سال ها با دولت آمریکا و نیروهای آمریکایی در افغانستان کار کرده اند سخت گیری های کمتری از خود نشان بدهد.

    ایالات متحده آمریکا نمی تواند منجی افغانستان باشد و این کشور را از بحران ها نجات دهد، اما می تواند به کسانی که از این بحران ها گریخته اند کمک نماید. این شاید بهترین نقشه B در حال حاضر برای آمریکا باشد که واقعی و عملی به نظر می رسد.

     

  • طالبان گفتگوهای صلح را رد کردند/تابستانی خونین شاید در انتظار باشد

    طالبان گفتگوهای صلح را رد کردند/تابستانی خونین شاید در انتظار باشد

    مقامات طالبان چند روز پیش پس از اینکه اعلام کردند در گفتگوهای صلح شرکت نخواهند کرد ضربه محکمی به تلاشهای اخیر گروه همکاری های چهارجانبه که شامل پاکستان، افغانستان، چین و امریکا برای مذاکرات صلح دولت افغانستان می شود وارد کردند.

    همانطور که حکمت خلیل کرزی معاون سیاسی وزارت خارجه کشور از طالبان خواست تا در گفتگوهای صلح شرکت کنند، جان کربی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز در واشنگتن به خبرنگاران گفت که طالبان باید وارد پروسه صلح شوند و بخشی از سیستم سیاسی قانونی و حاکمیت متحد افغانستان گردند.

    آقای کربی گفت “نیاز بسیار شدید و مبرم برای برگزاری این گفتگوها هم اکنون وجود دارد. ما تاکید می کنیم اگر این گفتگوها به زودی برگزار نشود، نظامیان آمریکایی و افغانستان باید آمادگی خود را برای افزایش خشونت ها در فصل گرم سال بگیرند.”

    پیش تر برخی مقامات پاکستان اعلام کرده بودند که گفتگوهای رو در روی دولت افغانستان با گروه طالبان به دلایلی با کمی تاخیر در هفته اول ماه مارچ برگزار می گردد. اما در همین حال که برخی ها دولت افغانستان را در حالت دفاعی میدانند، گروه طالبان در بیانیه ای نوشت تا زمانی که اشغال افغانستان پایان نیافته است در مذاکرات صلح شرکت نخواهند کرد.

    گروه طالبان در بیانیه خود نوشت “ما تمامی شایعات را رد می کنیم و می گوییم که رهبر امارت اسلامی هیچ شخصی را برای شرکت در مذاکرات صلح تعیین نکرده است. و تا زمانی که اشغال افغانستان پایان نیافته است، تحریم های سازمان ملل علیه ما لغو نشده است و زندانیان بی گناه ما آزاد نشده است، این گونه مذاکرات راه به جایی نخواهد برد.”

    این بیانیه طالبان سبب شد تا تردیدهای جدید دیگری بر پروسه صلح دولت افغانستان با طالبان وارد گردد.

    گفتنی است که اولین نشست گفتگوهای صلح دولت افغانستان با گروه طالبان در ماه سرطان/تیر سال جاری برگزار شد، اما پس از اینکه افشا شد ملا محمد عمر رهبر مخفی طالبان دو سال پیش از آن فوت کرده است، این مذاکرات تاکنون به تعویق افتاده است.

    از سوی دیگر، در حالیکه مقامات در پاکستان و افغانستان می گویند که گرچه پیشرفت بسیار کندی در برگزاری مذاکرات صلح داشته اند، مدعی هستند که پیشرفت نسبی خوبی در ماه های اخیر داشته اند. اما از سوی دیگری، طالبان در این اواخر، فعالیت های شورشیانه خود را علیه دولت به شدت افزایش داده اند.

    ناتو ماموریت خود را در افغانستان به طور رسمی در پایان سال 2014 خاتمه داد. باراک اوباما رئیس جمهوری این کشور پیش تر اعلام کرده بود که نیروهای خارجی را کاملا از افغانستان خارج می کند، اما پس از افزایش فعالیت های طالبان، وی تصمیم خود را تغییر داد و گفت که تقریبا 9800 سرباز آمریکایی تا پایان سال 2016 در افغانستان خواهند ماند.

    طالبان هیچ انگیزه ای برای شرکت در مذاکرات ندارند

    تونی کوردزمن تحلیل گر مسایل امنیتی در مرکز مطالعات استراتژیک بین المللی در واشنگتن می گوید که بیانیه طالبان در خصوص شرکت نکردن این گروه در مذاکرات صلح غیر منتظره نبود.

    آقای کوردزمن گفت “طالبان انگیزه بسیار کمی برای شرکت در میز مذاکرات صلح دارند، زیرا این گروه در بسیاری از مناطق با پیروزی روبرو شده است. در حالیکه سربازان آمریکایی در حال خارج شدن از افغانستان هستند، نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان با چالشی بسیار جدی برای مواجه با طالبان روبرو می باشند.”

    وی افزود که گزارش های موجود مبنی بر وجود اختلافات در گروه طالبان، شرایط را بسیار پیچیده تر کرده است.

    کوردزمن گفت “اختلافات عمیق میان طالبان بدین معنی است که اتحاد کافی میان این گروه وجود ندارد تا به میز مذاکرات حاضر شوند.”

    وی همچنین افزود که مقامات آمریکایی باید با خود بسنجند که آیا طالبان چیزی برای برنده شدن در میز مذاکرات دارند که نتوانسته اند در میدان نبرد بدست آورند.

    آقای کوردزمن همچینن پیشنهاد می کند که واشنگتن با اعلام اینکه در نظر دارد حضور نظامی خود را در افغانستان دوباره افزایش دهد و حمایت بیشتری از نیروی هوایی افغانستان کند، می تواند کاری کند که طالبان به میز مذاکرات حاضر شوند.

    از سوی دیگر، گفته می شود که درگیری های میان طالبان هم اکنون در بدترین شرایط خود قرار دارد که بیشتر این درگیری ها در ولایت هلمند به وقوع می پیوندند.

    گفته می شود که گروه طالبان ولایت هلمند را جزوی از پایگاه خود می داند، به همین منظور درگیری ها در این ولایت بیشتر از بقیه نقاط می باشد.

    همچنین گزارش هایی وجود دارد که گروه تروریستی داعش نیز در تلاش است تا بخش های شرقی افغانستان را تصرف کنند و برای خود مسیری تجاری برای مواد مخدر، سلاح و مواد معدنی فراهم کنند.

    قابل ذکر است اما که مقامات کشور می گویند که بیانیه طالبان برای شرکت نکردن در مذاکرات صلح موقتی است و به زودی این گروه مجبور می شود به گفتگوهای صلح بپیوندند.

    یکی از مقامات کشور که نخواست نامش فاش شود در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفت “پروسه صلح ممکن است با تاخیر برگزار شود. اما طالبان به زودی به میز مذاکرات حاضر خواهند شد. این را مطمئنیم.”

    پاکستان نیز در برگزاری صلح نقش پیشتازانه ای گرفته است و در تلاش است تا برگزاری این مذاکرات را میان دولت افغانستان و طالبان سازماندهی نماید.

    سرتاج عزیز مشاور امور خارجی برای نخست وزیر پاکستان هفته گذشته در واشنگتن به خبرنگاران گفت که مقامات در کشورش امیدهای بسیاری به پروسه صلح دارند، اما نسبت به خطراتی که ممکن است وجود داشته باشند هم واقع بین می باشند.

    آقای سرتاج عزیز گفت “زمانی که پروسه صلح آغاز گردد، این پروسه به زودی پاسخ نخواهد گرفت. اما فکر می کنیم اگر در هفته های آتی پیشرفتی در این زمینه داشته باشیم، می توانیم بگوییم که بر سطح فعالیت های شورشیانه در ماه های فصل تابستان نیز تاثیر خواهد داشت. و اما اگر پیشرفتی کسب نکنیم، فعالیت های شورشیانه بیشتر خواهند شد.”

    گای تیلور

  • بامیان؛ زندانی با حصار  ناامنی و سکوت حکومت

    بامیان؛ زندانی با حصار  ناامنی و سکوت حکومت

    حصر جغرافیایی و تحریم  تقریبی انکشاف و توسعه زیربناهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، بحثی است که از آوان برسرکار آمدن نظام کنونی این خطه را رنج داده است و بر پیکرش زخم زده است.

    با وجود این همه اما، همسایگان نامهربان و قدرنشناس، با ایجاد دایره ناامنی، حصار جغرافیایی موجود را بر باشندگان و شهروندان این ولایت بی آزار، خشن تر و رنج آور تر ساخته است.

    سالهاست آدم کشان بی رحم و دزدان سر گردنه، مسیر های وصل کننده بامیان با پایتخت و حتی سایر ولایات را برای مردم بامیان ناامن ساخته اند و قربانی های زیادی را روی دست این مردم گذاشته اند. دره میدان لقب ”جاده مرگ“ را گرفته است و دره غوربند نیز تبدیل به سیاه چالی برای باشندگان و مسافرین ولایت بامیان گردیده است.

    با وجود اعتراضات گسترده و مکرری که صورت گرفته است، کمتر توجهی نسبت به تامین امنیت این مسیر برای عابرین و مسافرین به مشاهده نرسیده است و هر روز جریان فزاینده ناامنی ها، گروگان گیری ها، قتل ها و سرقت ها، اخاذی ها و … زندگی را بر مردم بامیان دشوار تر گردانیده است.

    با وجود وعده های چرب و آبدار رئیس جمهوری در جریان کاروزار های انتخاباتی مبنی بر شکستن حصار جغرافیایی بامیان و مناطق مرکزی، با گذشت بیش از یک سال از تکیه زدن ایشان بر اریکه قدرت، حتی حرفی هرچند اندک و کم اهمیت درین خصوص از زبان ایشان شنیده نشده است و معمای این حدیث تلخ همچنان برجاست.

    آمار تکان دهنده ربوده شدن حد اقل 30 مسافر در جریان یک ماه گذشته در دره غوربند از سوی گروههای مسلح مخالف دولت و دزدان و رهزنان درین مسیر، اوج فاجعه را به نمایش میگذارد و سکوت تلخ و معنی دار حکومت و دستگاه امنیتی کشور عمق بی کفایتی، بی درایتی، بی توجهی نسبت به سرنوشت شهروندان را حکایت می کند.

    شهروندانی که دست شان از آسمان کوتاه است و پا از زمین، نه رهی بر درگاه قدرت دارند و نه توان مقابله با بی عدالتی ها حق کشی ها. شهروندان درمانده و عاجزی که ستاره های آسمان نیز نور شان را از آنان دریغ میکند و بوریا در زمین از زیر پایشان در فرار هست.

    بسیار بجا و شایسته است که حکومت محلی بامیان با جدیت و قاطعیت درین زمینه گام برداشته و با زیر فشار گذاشتن حکومت مرکزی و اداره های ولایتی ولایت های همجوار بدنبال راه های حل اساسی و دوامدار برای تامین امنیت مسیر های بامیان بسوی کابل و سایر ولایات باشند و بامیان و بامیانیها را ازین ورطه خطرناک نجات دهند تا باشد که در پیشگاه خداوند و ملت مسئولیت ها تعهدات شان را بجا سازند و مهر تقدیر بر کارنامه های شان حک گردد.

    و خوبست صاحبان قدرت و حکومت بدانند که تحمل نیز حد و مرزی دارد و بردباری مردم که  در واقع تبدیل به عقده های سنگین میگردد، روزی به پایان خواهد رسید و در صورت عدم رسیدگی به این امر، غلیان خشم مردم حکایت ”زور مردم زور خداست“ را به گونه عملی بر روی زورمندان مسئولیت گریز پیاده خواهد ساخت.

    زمان احمدی، شهروند بامیانی

     

     

  • بامیانی ها؛ به دولت اعتماد ندارند!!

    بامیانی ها؛ به دولت اعتماد ندارند!!

    نبود میدان هوایی معیاری و ناامنی راه های مواصلاتی منتهی به بامیان، نبود برنامه ای جامع برای رشد گردشگری، سبب شده است که این صنعت درآمدزا، در چند سال گذشته رشد چندانی در این ولایت نداشته باشد.

    هرچند انتخاب بامیان به عنوان نخستین پایتخت فرهنگی سازمان سارک و جشنواره های بزرگ فرهنگی که با حمایت مالی برخی از موسسه های کمک کننده از چند سال بدینسو در این ولایت برگزار می شود و فرصت هایی را برای توسعه گردشگری در این منطقه امن فراهم کرده است اما دولت نتوانسته است آنگونه که باید از این فرصت ها استفاده کند؛ برگزاری جشنواره سارک با کمی و کاستی های فراوانی که داشت، این موضوع را به خوبی ثابت می کند.

    اینک عضویت بامیان شبکه شهرهای خلاق جهان در بخش فرهنگ بومی و صنایع دستی، فرصت دیگری را برای رشد گردشگری در این ولایت فراهم کرده است. اما دولت این بار از این فرصت چگونه استفاده خواهد کرد و بامیانی ها چقدر به این موضوع امیدوارند؟ خبرنگار خبرگزاری رها در زون مرکز، این موضوع را با اقشار مختلف باشندگان بامیان در میان گذاشته و جویای نظر آنان شده است:

    امیر شریف، فعال فرهنگی:

    یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید: پیش طبیب چه می روی، پیش کسی که تجربه دارد برو. تجربه ای که ما داریم، دولت افغانستان به ویژه در سطح مرکز و تا حدودی هم در سطح محلی نتوانسته است از فرصت های پیش آمده استفاده کند. مطابق این تجربه فکر نمی کنم دولت بتواند این بار نیز از فرصت استفاده کند. خوشحال هستیم که به بامیان به عنوان یکی از شهرهای خلاق جهان انتخاب شده است. من مطمئنم آنچه که مربوط مردم، جوانان، نهادهای مدنی و فرهنگی بامیان می شود، بخوبی انجام خواهد شد و آنان همانگونه که در چهارده سال گذشته درخشیدند و این ولایت را پایتخت فرهنگی سارک و شهر خلاق ساختند، بازهم در همین سطح و با همین صداقت و خلاقیت به فعالیت های شان ادامه خواهند داد اما دولت افغانستان خودش به خوبی وظیفه اش را می داند و ماهم آن را در مواردی یاد آوری کرده ایم. فعالان مدنی بامیان هم در چهارده سال گذشته، بارها با زبان صریح طنز کار خانگی دولت را یاد آوری کرده اند. فقط می توانیم امیدوار باشیم و از دولت بخواهیم که بیشتر از این در حق مردم بامیان جفا نکنند و وظیفه شان را در قبال حرکت های انسانی مردم بامیان که در چهارده سال گذشته صورت گرفته اند، انجام دهند و بی تفاوت نباشند.

    حسینداد احمدی، فعال مدنی:

    من متاسفانه خیلی به این مساله باورمند نیستم، چون ما دو تجربه منفی داریم در این زمینه: انتخاب غزنی به عنوان مرکز ثقافت اسلامی و بامیان به عنوان نخستین پایتخت فرهنگی کشورهای عضو سازمان سارک. دولت در این دو مورد نتوانست از این فرصت ها به گونه درست استفاده کند. ناامنی ها و حضور بعضی افراد متعصب در پست های دولتی که نمی خواهند به این مسائل توجه شود و یاهم این موضوعات را نمی فهمند، چالش هایی است که باعث می شود تا از این فرصت ها به گونه درست استفاده نشود. من باورمندم که انتخاب شدن بامیان به عنوان یکی از شهرهای خلاق جهان هم قربانی همین افکار و اندیشه ها و نا امنی ها خواهد شد اما حداقل این توقع را می توانم داشته باشم که اداره محلی بامیان از این موضوع به گونه درستی تجلیل کند و رسانه های بامیان و افغانستان نیز این موضوع را بگونه گسترده پخش کنند تا زمینه حضور توریستان به بامیان فراهم شود. در صورتی که چنین شود بازهم افغانستان و بامیان به عنوان جزئی از آن، از لحاظ فرهنگی رشد خواهد کرد.

    ابراهیم تولا، روزنامه نگار:

    باتوجه به کارهای خلاقانه ای که در ابعاد مختلف در این سرزمین صورت گرفته، بامیان به عنوان یکی از شهرهای خلاق جهان توسط یونسکو نامگذاری شده است. این نامگذاری فرصت خوبی را برای جلب توجه جهانی به این منطقه فراهم کرده و دیگر بامیان یک نام فراموش شده نیست. ولی چگونگی استفاده از این فرصت برمی گردد به دست اندرکاران و به خصوص حکومت مرکزی و محلی بامیان که باید از آن به صورت درست استفاده کنند. ولی باتوجه به تجربه های گذشته، انگیزه و ظرفیت استفاده از این فرصتها و حداقل جذب جهانگردان نه در دولت چه در سطح مرکزی و چه محلی وجود ندارد، از همین رو امیدواری زیادی هم وجود ندارد.

    عبدالله نصرت، دانش آموخته رشته گردشگری:

    من فکر می کنم دولت توان آن را دارد که از این فرصت استفاده کند اما نمی خواهد که فرصت های این چنینی به نفع مردم بامیان تمام شود. رفتار متعصبانه حکومت مرکزی با مناطق مرکزی از جمله بامیان در چهارده سال گذشته، این موضوع را به خوبی ثابت کرده است. با آنکه بامیان به دلیل داشتن امنیت و جاذبه های منحصر به فرد طبیعی، تاریخی و فرهنگی، مناسب ترین مکان برای رشد صنعت گردشگری به شمار می رود اما دولت افغانستان تاکنون نخواسته از فرصت های پیش آمده برای رشد این صنعت در بامیان استفاده کند. دولت تاکنون حتی به وعده هایی که برای آماده سازی بامیان برای برگزاری جشنواره های سارک داده بود عمل نکرده است، با چنین وضعیتی، این بار هم چندان خوشبین نیستم که دولت بخواهد از این فرصت به نفع بامیان استفاده کند. متاسفانه آنگونه که انتظار می رفت، پس از برگزاری دو دور از جشنواره سارک در بامیان، آمار گردشگران خارجی دیدار کننده از این ولایت به دلیل نبود برنامه ای مناسب برای معرفی جاذبه های گردشگری این ولایت، افزایش چندانی نداشته است. این موضوعات به خوبی نشان می دهند که دولت با فرصت  های پیش آمده برخورد سهل انگارانه داشته است.

    آزاده احسانی، دانشجو:

    دولت هیچ وقتی به فکر بامیان نبوده است. ولایت هایی که تنها قوم خاصی در آنها زندگی می کند و پست های کلیدی دولتی نیز در انحصار آنها است، در پانزده سال گذشته شاهد تحولات بزرگی بوده اند، بزرگترین پروژه های انکشافی و بازسازی در این ولایات تطبیق شده اند اما مردم بامیان هنوز از نداشتن برق که یکی از ابتدایی ترین ضروریات زندگی امروزی است، رنج می برند، بماند که این ولایت از کمک های جامعه جهانی و پروژه های بزرگ انکشافی هیچ بهره ای نبرده است. با توجه به این موضوع به صراحت می توانم بگویم که دولت هیچگاهی خوبی بامیان و بامیانی ها را نمی خواهد و به یقین عضویت بامیان در شبکه شهرهای خلاق جهان هم قربانی تعصب انحصارگران قدرت خواهد شد و آنان تمام تلاش خود را بر این متمرکز خواهند کرد که این فرصت هم مانند فرصت های گذشته از دست برود و بامیان نتواند سودی از آن ببرد. هیچ اعتمادی به دولت مرکزی ندارم و انتظاری هم نمی توانم از آن داشته باشم.

    آنچه از این نظرات می توان فهمید، فاصله ای است که میان مردم بامیان و دولت مرکزی ایجاد شده است. با این حال دیده شود که دولت مرکزی و در راس آن رئیس جمهور غنی که در زمان مبارزات انتخاباتی اش وعده سپرده بود که بامیان را به یکی از مراکز توریستی در سطح منطقه تبدیل می کند، چگونه از فرصت پیش آمده برای رشد گردشگری در بامیان و جلب اعتماد دوباره باشندگان این ولایت استفاده می کند.

  • فعالیت های فرهنگی در بامیان؛ اهداف، تاثیرات و چالش ها

    فعالیت های فرهنگی در بامیان؛ اهداف، تاثیرات و چالش ها

    جشنواره ها و برنامه های فرهنگی دیگری که تا کنون در بامیان برگزار شده، سبب شده تا این ولایت بتواند در جریان سال جاری خورشیدی دو لقب بین المللی را کسب کند؛ نخستین پایتخت فرهنگی سازمان سارک و یکی از شهرهای خلاق جهان در بخش فرهنگ بومی و صنایع دستی. از سوی دیگر هدف از راه اندازی این برنامه ها، تقویت صلح و زندگی مسالمت آمیز در بامیان خوانده شده است.

    اما واقعا این برنامه ها چه تاثیراتی داشته اند و با چه چالش هایی مواجه هستند؟

    برای یافتن پاسخ این پرسش، زمان احمدی خبرنگار خبرگزاری رها در زون مرکز، مصاحبه ی کوتاهی با حسینداد احمدی مسئول مجتمع جامعه مدنی افغانستان در بامیان و یکی از فعالان فرهنگی این ولایت انجام داده و نخست از او پرسیده است که تاثیرات این برنامه ها را چگونه ارزیابی می کند.

    با سلام به شما و خوانندگان خبرگزاری رها. در جریان یک و نیم دهه گذشته ما در بامیان شاهد برگزاری برنامه های فرهنگی و هنری مختلف و در بخش های مختلف بودیم. طبیعی است که این برنامه ها تاثیرات خود را داشته اما میزان تاثیرات آنها قابل بحث است که به چه میزان تاثیر داشته است. خوشبتخانه فرهنگ مردم بامیان، فرهنگ صلح، دوستی و همزیستی است و همین باعث شده که ما صلح را در بامیان داشته باشیم. این برنامه های فرهنگی که برای تقویت صلح و ایجاد همزیستی مسالمت آمیز برگزار شده و می شوند، باید در چنین محیطی برگزار شود، چرا که زمینه راه اندازی آنها وجود دارد، فرهنگ مردم با این برنامه ها مانوس است و مردم از نظر فرهنگی و پذیرش با این برنامه ها هیچ مشکلی ندارند. همین موضوع سبب شده است که برنامه های مختلف فرهنگی که شاید در اکثر مناطق کشور زمینه برگزاری آنها وجود ندارد در بامیان راه اندازی شوند. این برنامه ها از سوی مردم استقبال می شود و توسط رسانه ها و جامعه مدنی مورد نقد قرار می گیرد و گسترش می یابد. این برنامه ها زمینه آن را فراهم می کند که مردم مختلف، با افکار مختلف گردهم جمع شوند و برنامه مشترکی را ببینند و سپس به بحث و گفتگو پیرامون آن بپردازند که خود آغازی برای ایجاد صلح و همزیستی مسالمت آمیز به شمار می رود.

    چنانچه در جریان هستید تا کنون بیشتر فعالیت های فرهنگی و هنری در بامیان جنبه پروژه ای داشته و نهادهایی بوده اند که هزینه های مالی برگزاری این برنامه ها را بپردازند. درحالی که نهادهای کمک کننده، کمک های شان را کاهش داده اند، چگونه می توان فعالیت های فرهنگی و هنری را در بامیان ادامه داد؟

    فعالیت های فرهنگی و هنری در بامیان به دو دسته تقسیم می شوند: یکی فعالیت هایی که توسط نهادهای خاصی حمایت شده اند و برنامه هایی که از سوی مردم و فرهنگیان بامیان برگزار شده است. این دسته از برنامه ها خودجوش بوده و جنبه پروژه ای نداشته اند، مانند گفتمان ها، شب های شعر، محافل نقد داستان ها و دادخواهی هایی که در بامیان صورت گرفته، برنامه هایی اند که از سوی ارگان خاصی تمویل نشده اند، بلکه حس رضاکارانه و احساس مسئولیت مردم سبب شده است که آنان در برابر ناملایمات، نا برابری ها، مشکلات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی، کم کاری ارگان های دولتی و دیگر مسائل واکنش نشان دهند و بصورت مسالمت آمیز و مدنی صدای خود را بلند کنند. تمام این برنامه ها رضاکارانه بوده و حتی مردم از جیب خود پول گذاشته اند تا این برنامه ها راه اندازی شود اما در کنار این موضوع، نگرانی هایی هم مبنی بر کم شدن برنامه های خوبی که تحت عنوان پروژه ها اجرا می شد وجود دارد. طبیعی است که وقت بودجه نباشد، برنامه های فرهنگی و هنری کم می شود اما خوشبختانه مردم بامیان این را ثابت کرده اند که در صورت کم شدن بودجه هم این برنامه ها از میان آنان به صورت کامل برچیده نمی شود. این مردم با آگاهی و احساس مسئولیتی که دارند، در تمام عرصه ها و به ویژه در راه اندازی برنامه های فرهنگی و هنری تلاش می کنند که از خود سرمایه بگذارند و این فعالیت ها را ادامه دهند.

    تمام برنامه ها با چالش ها و مشکلاتی مواجه اند، به نظر شما چالش هایی که فراروی راه اندازی برنامه های فرهنگی و هنری در بامیان وجود دارند، چه چیزهایی هستند؟

    ما در این زمینه چندین مشکل داریم. یکی مربوط می شود به همان موضوع قبلی که با کم شدن بودجه، ممکن است میزان برگزاری این فعالیت ها کم شود. از طرف دیگر فعالیت های فرهنگی تا کنون بیشتر در مرکز بامیان راه اندازی شده اند و اکثر کسانی هم که در راه اندازی برنامه های فرهنگی تجربه دارند در مرکز بامیان هستند؛ یعنی برنامه ها تاکنون محدود بوده و تعداد زیادی از شهروندان بامیان از این برنامه ها بی بهره مانده اند و نتوانسته اند در آنها اشتراک کنند.

    فعالان فرهنگی بامیان تصمیم دارند که در آینده این برنامه ها به مناطق دور دست این ولایت گسترش دهند؟

    ما امیدواریم که در آینده بتوانیم این فعالیت ها را به ولسوالی ها و مناطق دور دست بامیان که مشکلات فرهنگی و اجتماعی دارند به نحوی گسترش دهیم تا هم مردم تاثیرات این برنامه ها را لمس کنند و هم ما کامیاب تر ظاهر شویم. ولی ما متاسفانه نتوانستیم تاکنون این برنامه ها را در مناطقی که مشکلات فرهنگی و امنیتی دارند و این برنامه ها باید در آنجا نیز برگزار می شد، گسترش دهیم، هرچند گهگاهی به صورت پراگنده برنامه هایی در این مناطق اجرا شده اند اما این فعالیت ها به هیچ وجه کافی نیست و ما امیدواریم که بتوانیم در آینده از هر راه ممکن، برنامه های فرهنگی را در آن مناطق هم داشته باشیم تا بیشتر از پیش زمینه ای برای تامین صلح و همزیستی بهتر در بامیان فراهم شود.

    بار دیگر تشکر از شما آقای احمدی

  • نا امنی راه ها، رشد گردشگری در بامیان را به چالش کشیده است

    نا امنی راه ها، رشد گردشگری در بامیان را به چالش کشیده است

    بامیان در مرکز کشور از ولایت هایی است که می تواند در تمام فصول سال میزبان گردشگران باشد. این ولایت با داشتن جاذبه های منحصر به فرد طبیعی، تاریخی و فرهنگی مقصد مناسبی برای گردشگران به شمار می رود. یکی از این جاذبه ها که توانسته است پای شمار زیادی از  گردشگران داخلی و خارجی را به بامیان بکشاند، ورزش های زمستانی و مسابقات اسکی است. هفت سال از آغاز بازی های زمستانی در بامیان می گذرد  و تا کنون پنج دور از مسابقات اسکی در این ولایت برگزار شده است. قرار است ششمین دور مسابقات بین المللی اسکی در بامیان در ماه فبروری سال روان میلادی برگزار گردد. با این وجود آنچه مهم می نماید، نقش برگزاری این مسابقات در جذب گردشگران به این ولایت است. با توجه به این موضوع، زمان احمدی خبرنگار خبرگزاری رها در زون مرکز مصاحبه ای را با عباس خاوری مدیر بخش موزیم ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان انجام داده و نخست از او پرسیده است که برگزاری این مسابقات چقدر توانسته است بر روند جذب گردشگران و رونق صنعت گردشگری در بامیان موثر واقع شود؟

    تشکر از شما و با سلام خدمت خوانندگان خبرگزاری رها. یکی از پالیسی های ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان این است که بتواند گردشگران زیادتری را جذب کند. همانگونه که در جریان هستید، ما در فصل تابستان میزبان گردشگران زیادی بودیم و در نظر داریم که در فصل زمستان نیز گردشگرانی را جذب کنیم که با توجه به وضعیت حاکم در افغانستان تا حدودی هم موفق بوده ایم. بامیان بدلیل برفباری هایی که در آن صورت می گیرد و مکان های مناسبی که برای ورزش های زمستانی دارد، از ظرفیت بالایی در جذب گردشگران زمستانی برخوردار است. روی این ملحوظ ما نیز تلاش می کنیم تا توسط تبلیغات از طریق رسانه ها، وبسایت ها و سایر امکانات انترنتی، بامیان را به عنوان مقصدی مناسب برای ورزش های زمستانی معرفی کرده و گردشگران علاقه مند به این ورزش ها برای سفر به این ولایت ترغیب کنیم. همچنان ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان با راه اندازی برنامه های آموزشی برای کسانی که به ورزش های زمستانی از جمله اسکی علاقه مندند، در تلاش آن است رشد گردشگری در این ولایت از جمله گردشگری زمستانی را افزایش دهد.

    این تبلیغات شما که در حقیقت نوعی بازاریابی به شمار می رود، توانسته  است آمار گردشگرانی که به بامیان سفر می کنند را افزایش دهد؟

    از نزدیک به یک ماه بدین سو بدلیل برفباری هایی که در بامیان صورت گرفته، دهها گردشگر داخلی و خارجی به بامیان سفر کرده و در تمرینات اسکی در این ولایت اشتراک کرده اند. در بیست روز گذشته از نخستین ماه زمستان سال روان، ما میزبان بیشتر از پنجاه نفر از گردشگرانی بوده ایم که برای اشتراک در تمرینات اسکی به بامیان سفر کرده بودند. از جانب دیگر ما تلاش داریم تا با تشویق دو اسکی کلپی/باشگاه اسکی که در بامیان فعالیت می کنند، زمینه رشد ورزش های زمستانی را بیشتر از پیش فراهم سازیم.

    از تشویق نهادهای خصوصی صحبت کردید، تا کنون چه اقداماتی در این زمینه انجام داده اید؟

    ما در صحبت هایی که با اسکی کلپ ها در بامیان داشتیم، روزهای جمعه و تعطیل را برای راه اندازی برنامه های تمرین اسکی تعیین کردیم که براساس این توافق، کسانی که علاقه مند به ورزش زمستانی اسکی اند می توانند در تمرینات اسکی اشتراک کنند که خود زمینه ای برای ترویج هرچه بیشتر این ورزش زمستانی به شمار می رود و نهادهای خصوصی نیز می توانند در آموزش افراد علاقه مند سهم بگیرند.

    گردشگران بطور معمول به مقاصدی سفر می کنند که در کنار وجود جاذبه ها، امکانات اقامتی نیز وجود داشته باشد، به نظر شما تسهیلات و امکانات موجود در بامیان از جمله هتل ها برای پذیرایی از گردشگرانی که به این ولایت سفر می کنند، مناسب اند؟

    شما شاهد بودید که امسال بامیان به عنوان نخستین پایتخت فرهنگی سازمان سارک انتخاب شد و ما در جشنواره سارک میزبان گردشگران زیادی بودیم. از نظر زیرساخت ها در حال حاضر پنج هتل معیاری/استاندارد در بامیان وجود دارند و به همین دلیل ما توانستیم در جشنواره سارک از مهمانان خارجی و داخلی بگونه بهتری میزبانی کرده و خدمات مناسب تری به آنان ارائه کنیم. این امر سبب شده است که بامیان از اهمیت بیشتری برخوردار شود. در عین حال ما توانستیم در همکاری و هماهنگی با بخش خصوصی، جاذبه های گردشگری بامیان را به گردشگران داخلی و خارجی معرفی کنیم که همین موضوع باعث شد تا ما بتوانیم با وجود نا امنی ها در مسیرهای منتهی به بامیان، بازهم میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشیم.

    با توجه به اینکه سفر با هواپیما به بامیان غیر مصون است و هزینه هنگفتی می طلبد، نا امنی راه های ترانسپورتی زمینی منتهی به بامیان چه تاثیری بر  میزان جذب گردشگران به این ولایت داشته است؟

    یکی از مشکلاتی که رشد گردشگری نه تنها در بامیان بلکه در کل افغانستان را به چالش کشیده، وضعیت شکننده امنیتی است. متاسفانه راه های ترانسپورتی منتهی به بامیان نیز تا حد زیادی از این نا امنی ها متاثر شده اند. همچنان پروازهای تجارتی زیادی به مقصد بامیان صورت نمی گیرد. هم اکنون تنها یک شرکت هوایی خصوصی، در طول هفته پروازهای محدودی از کابل به بامیان دارد. ما تلاش می کنیم که در آینده پروازهای سایر شرکت های هوایی کشور را نیز داشته باشیم و از این طریق گردشگران بیشتری را به بامیان جذب کنیم. امیدواریم حکومت مرکزی کشور نیز با تامین امنیت راه های ترانسپورتی منتهی به بامیان و نیز زمینه سازی برای افزایش پروازهای تجارتی به این ولایت، برای رشد گردشگری در بامیان با ما همکاری کند.

     

     

  • رشد رسانه ها و حرکت های مدنی در بامیان، دست آورد دیگران نیست

    رشد رسانه ها و حرکت های مدنی در بامیان، دست آورد دیگران نیست

    بدون شک رسانه ها، فعالان و نهادهای جامعه مدنی و حقوق بشری در بامیان، در طول سالیان اخیر و در پرتو حکومت  تا حدودی دموکراتیک و مردم سالار حاکم، رشد برجسته و غیرقابل کتمانی را داشته اند. آنچه اهمیت این امر را بیشتر می سازد این است که این حرکت ها و فعالیت ها رو به جلو بوده و روند مثبت حرکت ها و فعالیت های مدنی و رسانه ای در بامیان که اعتبار و جایگاه برجسته اجتماعی کسب کرده، به آسانی بدست نیامده است، بلکه دشواری های فراوانی را پشت سر گذاشته و حتی قربانی ها و تاوان هایی را نیز متقبل شده تا به آنچه امروز به آن دست یافته است برسد.

    بنابرین اعتبار و جایگاهی که هم اکنون فعالیت های مدنی و حقوق بشری نهاد های جامعه مدنی، فعالان مدنی و خبرنگاران بامیان بدست آورده اند، بدون شک و تردید، ثمره تلاش های شبانه روزی و کوشش های صادقانه خود آنان است که با تحمل سختی ها، پذیرفتن خطرات و توطئه ها و گذشتن از سدها و موانع، حاصل شده است.

    گذشته نشان داده است که مسیر حرکت های مدنی و رسانه ای در بامیان خطرات و موانع بیشماری را درین راه همواره با خود داشته و این مساله گاهی به شکل عریان و آشکار و گاهی هم به شکل غیر مستقیم و پوشیده، وجود داشته است.

    توهین ها، تحقیرها، دشنام ها، تهدید ها و توطئه های بکار رفته علیه حرکت های مدنی و رسانه ای در بامیان را همگان شاهدند و حتی دست اندرکاران این حرکت ها از سوی بعضی از افراد و حلقات، جنگ سالار و سهیم در جنگ های داخلی گذشته خطاب شده اند که بی نهایت مضحک و خنده  آور هم می نماید. اما در عین حال نشان از موجودیت ترس و هراس از آینده مقتدر و تحول آفرین این حرکت ها در ضمیر و ذهن ناآرام عده ای میباشد.

    اما با این وجود، هم اکنون که جنبش مدنی و دادخواهانه بامیانی ها با سبک خاص و بی نظیری که از آن کار گرفته میشود، به مرز کمال رسیده و با همکاری رسانه ها شهرت جهانی را از آن خود نموده است، بسیاری از نهادهای حکومتی و غیر حکومتی و … میخواهند اعتبار آن را بنام خودشان ثبت کنند و آن را دست آورد عالی و بخشی از کارکرد شان عنوان کنند، چانچه بتازگی اداره محلی بامیان در واکنش به اعلامیه نی(حمایت کننده رسانه های آزاد) مبنی برتشدید محدودیت آزادی بیان در بامیان، ضمن رد این ادعا، حرکت های مدنی این ولایت را بخشی از دست آوردهای خود خوانده است.

    این در حالیست که روند انسجام دهی و هدفمند سازی حرکت های مدنی و رسانه ای در بامیان به اوج خود رسیده است و این جنبش را به اندازه زیاد قوت بخشیده است تا بتواند برای همیشه حضور سایه گونه خویش را در تمام عرصه ها در بامیان به اثبات برساند و دیگر ترسی از فروپاشی، سرکوب و یا اثر پذیری از فشار های مختلف نداشته باشد. بدون شک همین قوت و اقتدار تاثیر گذار جنبش مدنی بامیان است که مخالفینش را تحت تاثیر قرار داده و آنان را وادار کرده است تا حمایت ظاهری شان را از حرکت های مدنی، آزادی بیان و فعالیت های رسانه ای اعلام بدارند و خود شان را همسو و هم هدف با آنان بدانند.

    اما حرف آخر اینکه، افتخار و سربلندی، حرکت های مدنی و رسانه ای بامیان شامل نهاد های جامعه مدنی، فعالین مدنی، رسانه ها و فعالین حقوق بشری، فقط و فقط مختص خود آنان است و دست آورد مشخص آنان به حساب می آید، بناءً هیج اداره و فرد و جریان دیگری، نباید حتی تصور آن را هم بکنند که حرکت های مدنی بامیان را در زمره دست آوردهای شان به حساب آرند و به آن ببالند.

    البته این حرکت ها مربوط به تمام بامیانی ها و در سطح بزرگتر تمام افغان ها بوده و به منظور دادخواهی از حقوق حقه آنان صورت گرفته است و بس و اگر زمینه ای برای رشد حرکت های مدنی و فعالیت های رسانه ای فراهم شده نیز از سوی خود مردم، رسانه ها، نهاد ها و فعالان جامعه مدنی بوده است.

    زمان احمدی- بامیان

     

     

  • پدیده داعش توسط دست های مرموز ایجاد شده

    پدیده داعش توسط دست های مرموز ایجاد شده

     

    آقای اکبری به خبرگزاری رها گفت که هدف این دست های مرموز بدنام کردن چهره اسلام است.

    این گفته ها در حالی از سوی این عضو مجلس ایراد می شود که برخی از رسانه گزارش کرده اند که رادیوی داعش (رادیو خلیفه) از پایگاه امریکایی ها در ننگرهار نشرات دارد.

    «صدای خلیفه» مخاطبین خود را تشویق می‌کند تا پیش از آن‌که دولت مرکزی را هدف قرار بدهند، طالبان را نشانه بگیرند. تا هنوز درگیری‌های شدیدی میان گروه‌ موسوم به داعش و گروه طالبان در بخش‌هایی از ولایت ننگرهار صورت گرفته است.

    محمد اکبری نشرات رادیوی خلیفه از پایگاه نیروهای امریکایی در ننگرهار را تایید نکرد اما اضافه کرد که سیاست های امریکا در منطقه صادقانه نیست.

    آقای اکبری افزود که حمایت امریکا از اسرائیل نشان دهند سیاست های دوگانه امریکا در کشورهای منطقه است.

    او علاوه کرد، سیاست های امریکا در قبال کشور؛ یک سیاست اعلام شده است مثل کمک کردن و دیگری اعلام نشده، که می تواند برای کشور بسیار خطرناک باشد.

    به باور این عضو مجلس نمایندگان، شعارهایی که امریکایی ها برای حقوق بشر، دموکراسی و آزادی بیان می دهد همه دروغ است و تنها به فکر منافع ملی خود می باشد.

    او می گوید که با سیاست های امریکا در منطقه به خصوص کشور باید با تردید دید.

    لازم به ذکر است که علیه گروه تروریستی داعش، روسیه و کشورهای غربی در حال مبارزه است ولیکن کشورهای غربی با روسیه متحدانه مبارزه نمی کند.

  • همکاری مردم با پولیس، مهمترین عامل ناکامی تلاش های مخالفان برای نفوذ به بامیان است

    همکاری مردم با پولیس، مهمترین عامل ناکامی تلاش های مخالفان برای نفوذ به بامیان است

    هرچند مخالفان مسلح دولت همواره در تلاش آن بوده اند تا به بامیان نفوذ کنند و برای رسیدن به این هدف هر ازگاهی از ولایت های همجوار، حملاتی را بر پوسته های مرزی بامیان نیز سازمان دهی می کنند، تا کنون اما نتوانسته اند زمینه نفوذ شان به این ولایت را فراهم کنند. با این وجود تشدید نا امنی ها در ولایات همجوار بامیان از جمله پروان، میدان و بغلان، نگرانی هایی را مبنی بر نفوذ مخالفان مسلح دولت به بامیان ایجاد کرده است.

    با توجه به اهمیت موضوع، زمان احمدی خبرنگار خبرگزاری رها در زون مرکز، گفتگویی را با محمدعلی لگزی رئیس امنیت فرماندهی پولیس بامیان انجام داده و نخست از او پرسیده است که وخامت اوضاع امنیتی در ولایات همجوار بامیان، چه تاثیری بر اوضاع امنیتی در این ولایت گذاشته است؟

    بنام خدا و با سلام بر شما، وضعیت امنیتی در سطح ولایت بامیان به لطف پروردگار تاکنون خوب است و کدام مشکل جدی که قابل نگرانی باشد، در هیچ کدام از مناطق بامیان وجود ندارد. چندی قبل با سقوط ولایت کندز در شمال کشور به دست طالبان، مخالفان مسلح دولت کوشش کردند تا به ولایت بامیان هم نفوذ کنند و حملاتی را نیز بر پوسته های امنیتی در نوارهای مرزی این ولایت انجام دادند اما خوشبختانه یک وجب خاک هم پیشروی نداشتند، و بر عکس شکست سنگینی خوردند، در نتیجه درگیری هایی که میان نیروهای امنیتی و مخالفان مسلح دولت در نوار های مرزی ولایت بامیان صورت گرفتند، چندین تن از مخالفان مسلح دولت به شمول قاری معراج که یکی از سرگروه های طالبان در ولسوالی تاله و برفک ولایت بغلان است کشته شدند. بعد از آن چندین بار مقام های بلند رتبه امنیتی بامیان برای بررسی اوضاع امنیتی، سفرهایی به ولسوالی های شیبر، سیغان و کهمرد این ولایت داشتند که هیچ مشکلی در این سفرها پیش نیامد.

    فرمانده پیشین پولیس بامیان گفته بود که این ولایت در محاصره مخالفان مسلح دولت است، در این مورد چه نظری دارید؟ اگر با این نظر موافقید، بیشترین تهدیدات امنیتی از جانب کدام ولایات متوجه بامیان است؟

    من نمی توانم در این مورد صحبت کنم زیرا هرکس مسئولیت خود را دارد اما تصریح می کنم که درحال حاضر در سطح ولایت بامیان هیچگونه تهدید امنیتی و مخالفت با دولت وجود ندارد. ما از طریق موسفیدان و بزرگان محل با مردم در ارتباط هستیم و حتی فعالیت اوپراتیفی ما، هم اکنون در ولسوالی تاله و برفک بغلان هم جریان دارد. مردم بامیان در آینده نزدیک شاهد دستاوردهای بزرگ نیروهای امنیتی خواهند بود اما در ساحات خارج از بامیان، چون مسئولیت آنها به عهده ما نیست چیزی گفته نمی توانم. هرچند مخالفان مسلح دولت هر ازگاهی از ولسوالی تاله و برفک بغلان بر ولسوالی کهمرد بامیان حملاتی را انجام می دهند اما تا کنون هیچگونه پیشرفتی نداشته اند و در حال حاضر تمامی مناطق مربوط به بامیان، از امنیت کامل برخوردارند.

    در جریان امسال، رویدادهای امنیتی نسبتا زیادی که می توانند نگران کننده باشند در بامیان رخ داده اند از جمله سوء قصد مسلحانه به جان ولسوال شیبر در نزدیکی مرکز بامیان و چند حمله بر پوسته های امنیتی در ولسوالی کهمرد. این رویدادها را ناشی از چه چیزی میدانید، ضعف نیروهای امنیتی یا گسترش نفوذ مخالفان در ساحات بامیان؟

    می خواهم این نکته را یاد آور شوم که حمله برجان ولسوال شیبر در مربوطات این ولسوالی صورت گرفته است. ما به محض اینکه از حمله مخالفان بر موتر حامل ولسوال شیبر آگاه شدیم، نیروهایی را از مرکز بامیان به محل رویداد فرستادیم که خوشبتخانه آنها توانستند مخالفان مسلح دولت را از ساحه متواری سازند. همچنان در قسمت شمال شرق بامیان در ولسوالی کهمرد، در حدود 65 کیلومتر نوار مرزی مشترک با ولسوالی تاله و برفک ولایت بغلان وجود دارد، مخالفان مسلح هر از گاهی از این ولسوالی بر پوسته های مرزی در ولسوالی کهمرد بامیان حمله می کنند اما تاکنون موفق نشده اند وارد این ولسوالی گردند. ما در ماه های گذشته شاهد برخی سرقت های مسلحانه در ساحات مرزی بامیان با ولایات دایکندی، غور و میدان وردک هم بودیم که خوشبختانه نیروهای امنیتی بامیان توانستند تمامی سارقانی که در این ساحات فعالیت می کردند را دستگیر کنند و اوضاع را تحت کنترل خود در آورند.

    با توجه به اینکه طالبان برای نا امن سازی مناطق امن برنامه دارند، برای جلوگیری از نفوذ مخالفان مسلح دولت به بامیان چه برنامه هایی روی دست دارید؟

    ما همواره به تحلیل گزارش ها و اطلاعاتی که روزانه از طریق بخش های کشفی جمع آوری می کنیم می پردازیم و چنانچه اطلاع یابیم که مخالفان مسلح می خواهند بر یکی از پوسته های امنیتی شاهراه ها در نواحی مرزی بامیان با ولایات دیگر حمله کنند، در اسرع وقت اقدام می کنیم تا از نفوذ دشمن به بامیان جلوگیری صورت گیرد اما باز هم تاکید می کنم که هم اکنون در هیچ جایی از بامیان نا امنی وجود ندارد و ما برای کنترل اوضاع، اقدامات لازم را انجام داده ایم.

     درحال حاضر به چه تعداد نیروهای امنیتی در بامیان در تشکیل پولیس ملی فعالیت می کنند و چقدر تجهیزات دارند؟ مردم بامیان شکایت دارند که دولت مرکزی به این ولایت بی توجه است و حتی از دادن تجهیزات به نیروهای امنیتی آن خودداری می کند و هم اکنون تنها سلاحی که نیروهای امنیتی این ولایت در اختیار دارند کلاشینکوف و پیکا است.

    من بارها در صحبت با رسانه ها گفته ام که با وجود نبود قطعات اردوی ملی، پولیس نظم عامه و قطعات سرحدی، هیچ مشکل امنیتی نمی تواند بامیان را تهدید کند، زیرا پولیس بامیان همکاری خوب مردم را با خود دارد، مردم بامیان همیشه به جنگ و نا امنی نه گفته اند و برای تامین صلح و امنیت در این ولایت، با نیروهای امنیتی همکاری کرده اند. زمانی که مردم فعالیت های مشکوک را به پولیس گزارش میدهند، این نیروها به زودی وارد عمل شده و تدابیر پیشگیرانه خود را اتخاذ می کنند.

    چنانچه شما گفتید، درچندسال گذشته مردم بامیان نقش کلیدی را در تامین امنیت این ولایت داشته اند، برنامه شما برای تحکیم روابط با آنها چیست؟

    یک بخش از فرماندهی پولیس بامیان به نام پولیس مردمی است که دارای تشکیلات مشخص است و در راس آن نیز یکی از صاحب منصبان با تجربه قرار دارد. مسئولان پولیس مردمی بصورت هفته وار جلساتی را با مردم در محلات و مساجد برگزار می کنند و در مورد اوضاع امنیتی با آنها صحبت می کنند و از این طریق تلاش می کنند تا روابط خود را با آنها بیشتر از پیش محکم تر کنند و اعتماد مردم را به دست آورند. همچنان نیروهای پولیس بامیان همواره با مردم رفتار نیک داشته اند و در غم و شادی آنان شریک بوده اند، از همین رو مردم از این نیروها رضایت دارند و همواره با آنان همکاری می کنند. ما بر اساس اطلاعاتی که از سوی مردم دریافت می کنیم، برنامه های کاری خود را تنظیم می کنیم.

     

  • شکل گیری موج تازه ای از تلاش ها برای محدودسازی آزادی بیان در بامیان و دایکندی

    شکل گیری موج تازه ای از تلاش ها برای محدودسازی آزادی بیان در بامیان و دایکندی

    زمینه سازی برای رشد آزادی بیان، رسانه ها و درکنار آن فعالیت های مدنی، همواره از ادعاهایی بوده که از سوی مقام های محلی بامیان و دایکندی مطرح شده است؛ تاجایی که در محافل و مجالس مختلف، آن را بزرگترین دستاورد خود در یک و نیم دهه گذشته می خوانند. این دو ولایت همجوار در مرکز کشور، از مناطقی به شمار می روند که پس از تشکیل نظام جدید در کشور در مدت کوتاهی، شاهد رشد چشمگیر رسانه ها و بی مانند ترین حرکت های مدنی بوده اند، بگونه ای که شاید امروزه با بردن نامی از این ولایت ها در هرجایی از دنیا، نخستین چیزی که در ذهن تداعی می شود، همین حرکت های مدنی اند که رسانه ها به بازتاب آن پرداخته اند.

    هرچند مقام های محلی بامیان و دایکندی بارها در ظاهر از حرکت های مدنی و رشد رسانه ها در این ولایات اعلام حمایت کرده اند اما در بسا موارد مشاهده شده است که به گونه غیر مستقیم تلاش کرده اند تا ضمن به چالش کشیدن فعالیت رسانه ها، از راه اندازی برخی از حرکت های مدنی که جنبه اعتراضی داشتند جلوگیری کنند؛ موضوعی که رسانه گران و فعالان مدنی این ولایات بارها آنرا تایید کرده و حتی در برخی مواقع برعلیه آن اعتراض کرده اند.

    از سوی دیگر نفس شکل گیری حرکت های مدنی و ایجاد ده ها رسانه با رویکردهای مختلف انتقادی، اجتماعی و فرهنگی در بامیان و دایکندی را بی توجهی دولت مرکزی به انکشاف و بازسازی این دو ولایت و بی کفایتی ادارات محلی تشکیل میدهد. حرکت های مدنی بی نظیری چون کاهگل کردن سرک، ایجاد چوک الیکین، آب در هاون کوبیدن، ارسال یک الیکین به بارک اوباما، اهدای تقدیر نامه به یک خر و دهها حرکت مدنی دیگر در بامیان و اقدامات مشابهی چون سمنت کردن سرک دفتر مقابل ساختمان ولایت دایکندی به دلیل غیر معیاری بودن راه های ترانسپورتی این ولایت، فعالیت هایی اند که برای انتقاد از عملکرد دولت مرکزی و محلی صورت گرفته اند. با این وجود کدام منطق می پذیرد کسی از منتقدانش که کارنامه اش را مورد کاوش و پرسش قرار میدهند حمایت کند؟ با توجه به موضوعات ذکر شده، به جرات می توان ادعا کرد که رشد آزادی بیان در بامیان و دایکندی، دستاورد مقام های دولتی نه، بلکه دستاورد مردم صلح جو، فعالان مدنی و رسانه گران فعالی است که با وجود همه تهدیدها، برای تحقق این امر از جان مایه گذاشته و به فعالیت های شان ادامه دادند.

    اینک اما این دستاورد بزرگ باشندگان بامیان و دایکندی از سوی همان کسانی که ادعای پاسداری و حمایت از ارزش های دموکراتیک از جمله آزادی بیان را دارند، با خطرات جدی مواجه شده است. در بامیان از سال گذشته به این سو خشونت ها علیه خبرنگاران و فعالان مدنی آغاز شده و در سال جاری شدت بیشتری یافته است. در این سال حتی برخی از خبرنگاران در بامیان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند؛ چیزیکه در ده سال فعالیت رسانه ها در بامیان بی سابقه خوانده شده است. مسئله نگران کننده دیگر در بامیان، تلاش مقام های محلی برای فرمایشی سازی فعالیت های رسانه گران و سانسور خبرهایی است که از این ولایت به خروجی رسانه ها مخابره می شود. چند روز پیش یکی از خبرنگاران بامیان که خبری را در مورد دخالت عطامحمد نور والی بلخ در امور اداری بامیان به نقل از والی این ولایت منتشر کرده بود، در نتیجه تماس های پی هم مقام های محلی، مجبور به حذف کردن خبر از وبسایت رسانه ای شد که برای آن کار می کند. نگارنده نیز بتازگی با چنین موردی روبرو شده اما اقدام به حذف خبر نکرده است. با آنکه والی جدید بامیان با شعار حمایت از رسانه ها وارد این ولایت شده بود، این اقدامات نشان میدهد که این شعار به شکل وارونه در حال عملی شدن است.

    در دایکندی نیز خشونت علیه خبرنگاران و فعالان مدنی، نسبت به سال گذشته افزایش قابل ملاحظه ای داشته است. در تازه ترین مورد روز گذشته یکی از فعالان مدنی و سیاسی و دو عضو شورای ولایتی دایکندی پس از آنکه در محفلی از اداره محلی و حکومت مرکزی انتقاد کردند، از سوی محافظان والی این ولایت به شدت مورد لت و کوب قرار گرفتند. این رویداد طی چند سال اخیر در این ولایت بی پیشینه بوده است. والیان پیشین دایکندی باوجودیکه در برخی مواقع مانع راه اندازی برخی از حرکت های مدنی شدند اما هیچگاهی اقدام به لت و کوب فعالان مدنی نکردند.

    با تمام آنچه در بالا آمده است، گزافه نیست اگر گفته شود که روند رو به رشد آزادی بیان و حمایت از رسانه های آزاد و بی طرف، به نوعی با عوامل بازدارنده و تخریبگرانه درگیر هست و درین میان دو عنصر اصلی یعنی مقامات دولتی و حکومتی و رسانه ها دراین فرایند نقش دارند. به عبارتی میشود گفت عوامل دولتی و حکومتی در محدود ساختن کار رسانه ای و رسانه گران با پذیرفتن موانع و سانسور پذیری و حتی خود سانسوری بنابر هر دلیلی، درین امر دخیل هستند.

    حال بعنوان رهیافت و راهکار برون رفت ازین گیرودار، رسالت اصلی و بنیادین در اعمال تغییر در نحوه برخورد رسانه گران و روزنامه نگاران و فعالان عرصه اطلاع رسانی در برابر محور های قدرت سیاسی و اجتماعی و محلی، میتواند به شکل جدی مطرح باشد، چون اطلاع رسانی منجر به کاهش قدرت های مطلقه و خود محور و فرد محور میگردد، بنابرین قدرت ها در موجودیت اهرم های فشار، ملزم و وادار به همکاری و حمایت از روند اطلاع رسانی نمیگردد. بدین اساس تنها راه خروج ازین مشکل، همانا تقویت، حمایت، آگاهی بخشی، افزایش توانایی و ظرفیت کاری، نزدیک سازی اهداف دست اندرکاران، بی طرفی و بیرون شدن از سایه تاثیر و نفوذ حلقات سیاسی در جامعه ی رسانه ای جغرافیایی یاد شده می باشد که این امر در تشکیل و ایجاد شبکه های منظم و موثر با حضور فعالانه تمام رسانه ها و بنگاه های اطلاع رسانی میتواند میسر گردد و این چتر بزرگ با برخورداری از قدرت و تاثیر گذاری بزرگتر، محور های قدرت را برای پاسخگویی و مسئولیت پذیری ملزم می سازد.

    زمان احمدی

    بامیان

     

  • طالبان یک قوم نیست بلکه یک اندیشه است

    طالبان یک قوم نیست بلکه یک اندیشه است

    آقای سعیدی در گفتگویی به خبرگزاری رها گفت: گروه تروریستی طالبان از یک قوم نیست یک اندیشه پوسیده و متحجرانه است که با هیچ شهروند افغان سازگار نیست.

    او گفت، کارهایی که این گروه تروریستی در کندز زده است این گونه تصور می شود که طرفدار یک قوم است بلکه این همان دسیسه هایی است که از سوی اربابان پاکستانی و عرب شان هدایت می شود.

    این کارشناس مسائل سیاسی می گوید که دشمنان ما –پاکستان و عرب ها- می خواهند از این طریق میان افغانستانی ها شکاف ایجاد کند تا آنان به منافع خود دسترسی داشته باشند.

    این گفته ها در حالی ایراد می شود که چندی پیش، یکی از نمایندگان مجلس گفته بود که طالبان پشتون هاست که با مخالفت یکی دیگر از اعضای مجلس روبرو شد. این مخالفت های باعث تشنج در مجلس نیز شد.

    آقای سعیدی می گوید، در این شرایط بسیار حساس و مهم تاریخی نیاز است که همه دست به دست همدیگر دهیم و مشت کوبنده ای بر دهان دشمنان این سرزمین بزنیم.

    اما دشمنان کشور از خلاء ایجاد شده بهترین استفاده را کرده است و حتی در شبکه های اجتماعی نیز حساب های را ایجاد و علیه وحدت ملی تفرقه افکنی می کند.

    اکثر این حساب ها بدون عکس و با نام های مستعار در شبکه های اجتماعی فعالیت می کند و موضوع نفاق در کشور را بین شهروندان افغان دامن می زند.

    علاوه بر این بارها نیروهای امنیتی شهروندان پاکستانی را در کشور به جرم عملیاتی تخریبی دستگیر کرده اند اما پاکستان این اعمال را همواره رد کرده است.

  • شاید اصلا “صلحی” در کار نباشد

    شاید اصلا “صلحی” در کار نباشد

    این تلاش ها نه تنها از سوی دولت افغانستان بوده بلکه اکثر کشورهای جهان نیز در تلاش بوده اند تا ثبات و امنیت به کشور بازگردد. اقداماتی چون اجازه بازگشایی دفتر سیاسی برای طالبان در قطر و یا تعویض زندانیان طالب در بند گوانتانامو با افسران اسیر شده آمریکایی و یا گفتگوهای غیررسمی و پنهانی دولت پیشین با طالبان حاکی از این موضوع است که در پس پرده صحبت هایی بین طالبان و دیگر کسانی که خواهان صلح در کشور هستند رد و بدل شده است.

    اما این اقدامات و تلاش ها تا پایان کار دولت پیشین راه به جایی نبرد، و زحمت ادامه این تلاش ها به دوش دولت فعلی افتاد. به نظر هم می رسد که دولت فعلی کمی موفق تر ظاهر شده و ذینفعان سیاسی صلح در افغانستان را خوش بین به رویدادهای اخیر کرده است. پس از چندین مورد مذاکرات پنهانی در چین و نروژ/ناروی، هفته گذشته اولین مذاکرات رسمی بین طالبان و نمایندگان دولت به میزبانی حکومت پاکستان در اسلام آباد برگزار شد.

    مقامات پاکستانی هم مسرور از نفوذشان بر طالبان و با استفاده از این موهبت، بدنبال برگزاری این مذاکرات بودند و می گویند که این مذاکرات در مراحل اولیه خود می باشد. آنان ولی معتقدند که میزبانی و سازماندهی این مذاکرات را به نحو احسن انجام داده اند.

    چین و ایالات متحده آمریکا هم که هر کدام نمایندگانی حاضر در نشست اخیر داشتند، به نحوی نسبت به برگزاری این مذاکرات احساس غرور می کنند و خود را از مدافعان سرسخت مذاکرات صلح با طالبان می دانند. سخنگوی کاخ سفید این تلاش ها را قدمی مهم در راستای صلح افغانستان بیان کرده، و سخنگوی وزارت خارجه چین هم این اقدامات را برای تقویت ثبات و صلح افغانستان موثر می داند.

    تعبیر این سخنان بسیار ساده است. واشنگتن ناامید از تامین ثباتی هر چند فریبنده در افغانستان و با وجود  هزینه بسیار سرسام آور در اداره جنگ، دیگر به خوبی می داند که خاتمه این جنگ در میدان نبرد چاره ی کار نیست، بخصوص اکنون که سربازانش میدان نبرد را ترک کرده اند. از این رو برای ایالات متحده، راه حل سیاسی بهترین گزینه محسوب می شود.

    سرباز امریکایی

    پکن هم تنها نگران دارایی و سرمایه های خود در افغانستان است. همچنین چین و پاکستان درصدد رشد کوریدور اقتصادی خود نیز هستند که اجرایی شدن این امر نیازمند ثبات منطقه ای کامل و مطمئن می باشد. در ضمن مقامات در پکن دل نگرانی دیگری نیز دارند که با آوردن صلح در افغانستان و منطقه، امیدوارند که این نگرانی نیز برطرف شود. اخیرا شورشیانی موسوم به ایغوری فعالیت های خرابکارانه ای را در سرحدات چین آغاز کرده اند و مقامات چینی بیم این را دارند که ادامه بی ثباتی ها در افغانستان، افغانستان به مامنی برای این شورشیان تبدیل شود.

    دولت پاکستان هم که بدنبال جذب سرمایه گذاری های چین در کشورش می باشد و این موضوع تنها زمانی اتفاق می افتد که صلح و ثبات در افغانستان که همسایه پاکستان است حاکم شود.

    از این رو، چین، ایالات متحده و پاکستان به شدت بدنبال صلح و ثبات در افغانستان می باشند تا هر کدام به اهدافی که در سر می پرورانند نایل شوند. و شاید کاملا تصادفی، این تلاش های جهانی برای صلح افغانستان توفیقی اجباری برای دولت و مردم افغانستان فراهم کرده است.

    با این اوصاف به نظر می رسد میز نشست مذاکرات صلح که در اسلام آباد برگزار شد، چیزی بیشتر از صلح و ثبات افغانستان به ارمغان خواهد داشت.

    اما….

    شاید آنطور که این ذینفعان صلح افغانستان برای خود در سر می پرورانند به واقعیت نپیوندد. آن هم تنها به این دلیل که نمی شود بر روی طرف مذاکره کننده (طالبان) حسابی باز کرد.

    دلایل بسیاری وجود دارد تا بپذیریم چرا نمی توان به این مذاکرات صلح و نتیجه مثبت آن امیدوار بود.

    یکی از این دلایل و شاید عمده ترین این ها، دو دستگی و یا چند دستگی در میان گروه طالبان می باشد، بخصوص با غیبت طولانی که ملا محمد عمر رهبر این گروه از زمان فروپاشی امارت اسلامی در سال 2001 داشته است. در میان طالبان، دسته­ای میانه­رو وجود دارد که بدنبال پیدا کردن راهی مسالمت آمیز برای پایان دادن به این جنگ طولانی می باشد. اما دسته ای دیگر که بسیار قدرتمند و پرنفوذتر از دسته میانه­رو است در میدان های جنگ علیه نیروهای امنیتی کشور در جنگ نیز می باشند که مخالف برگزاری مذاکرات صلح هستند. این دو دستگی در میان گروه طالبان راه را برای رسیدن به صلح دشوار می کند. کشته شدن پر از ابهام بعضی از اعضای میانه­رو طالبان در پاکستان که درصدد پیدا کردن راهی برای صلح بودند نیز می تواند گواهی بر این دشواری ها باشد.

    یکی دیگر از دلایل قابل توجه، پیشروی هایی است که طالبان در میدان های جنگ اخیرا و بالخصوص پس از خروج نیروهای خارجی از کشور داشته اند، و این موضوع، انگیزه آنان را برای عقب نشینی از میدان های جنگ کاهش می دهد. بعضی ها بر این باورند که طالبان با این پیشروی ها می خواهد اهرم فشاری در میز مذاکرات در دست داشته باشند و درخواست های بیشتری مانند پست های کلیدی در دولت از حکومت وحدت ملی بکنند. اما این تصور محتمل نیست زیرا بسیاری از مقامات  در دولت افغانستان تمایلی ندارند که در میز مذاکرات به طالبان میدانی این چنینی بدهند.

    زمزمه های دیگری نیز شنیده می شود که شاید نفوذ داعش در افغانستان طالبان را مجبور به حضور در میز مذاکره کرده است. به تازگی گروه افراطی بنیادگرایی بنام داعش که از عراق و سوریه سرچشمه می گیرد به داخل اراضی کشور نفوذ کرده و فعالیت های خود را در برخی ولایات شروع کرده اند. گفته می شود داعش علاوه بر مخالفت با دولت مرکزی به مخالفت با طالبان هم دست زده اند بطوریکه که ماه پیش نبرد سختی میان دوگروه در گرفت و خانه های بعضی از اعضای عالی رتبه طالبان به دست داعش به آتش کشیده شد.

    اما به باور آگاهان این نمی تواند محرک خوبی برای طالبان باشد تا بر سر میز مذاکرات، آن هم تنها از ترس داعش، حاضر شوند. زیرا تهدید داعش برای طالبان فعلا بی اهمیت است، از طرفی، پیش از مذاکرات اخیر هم دسته­ی تندروی طالبان مخالفت خود را با مذاکرات صلح اعلام کرده بودند.

    پس چرا طالبان نماینده های خود را برای مذاکرات صلح اعزام کرد.

    شاید تنها بخاطر اینکه دولت را محکی زده باشند و بدانند دولت مرکزی چه چیزی را به آنها پیشنهاد می کند. و یا شاید بدنبال نشان دادن چهره ای منعطف و مردمی از خود بوده اند. حاضر شدن در این مذاکرات می تواند بر روابط عمومی این گروه کمک شایانی کند و به دنیا نشان دهند که طالبان افغانستان به گزینه های دیگری بجز جنگ هم می اندیشند.

    اگر کمی سطح توقعات خود را واقعی تر کنیم شاید به نتایجی برسیم.

    باور بر این است که با رویه ی فعلی، جنگ در کشور متوقف نخواهد شد، زیرا اگر تصور کنیم که این مذاکرات صلح به نتیحه ای خواهد رسید که البته بعید به نظر می رسد، حملات طالبان بیشتر از قبل نیز خواهد شد.

    زیرا آن دسته از طالبانی که در میدان های جنگ هستند هرگز این مذاکرات را نخواهند پذیرفت، حتی اگر از طرف رهبر غایب این گروه هم این مذاکرات به نتیجه ای صلح آمیز ختم شود، فرمانده هان جنگی گروه طالبان به گروه داعش سوق پیدا می کنند و از این گروه حمایت می کنند و به عملیات های تروریستی خود ادامه خواهند داد.

    از این رو هر طور که محاسبه کنیم می بینیم شاید اصلا صلحی در سرانجام این مذاکرات نباشد.

     

  • هزینه جنگ افغانستان برای آمریکا 4 میلیون دالر در ساعت است

    هزینه جنگ افغانستان برای آمریکا 4 میلیون دالر در ساعت است

    به گزارش خبرگزاری رها به نقل از وال استریست جورنال؛ به باور آگاهان، با وجود این هزینه سنگین، مقامات دو کشور بر این باور هستند که تنها راه خاتمه جنگ در این کشور، از راه مذاکره و گفتگو می باشد.

    بر اساس تحقیقی که توسط تیم “پروژه اولویت های ملی” ایالات متحده انجام شده، از زمان شروع جنگ افغانستان توسط دولت جرج دبلیو بوش در سال 2001، ایالات متحده تاکنون هفتصد میلیارد دالر در جنگ افغانستان هزینه کرده است.

    بودجه اولیه برای سال های 2001 و 2002 تقریبا چیزی بیش از بیست میلیارد دالر تعیین شده بود که این رقم در سال های سوم و چهارم به بیش از چهارده میلیارد دالر کاهش یافت، زیرا ایالات متحده درگیر اداره جنگ در عراق نیز شده بود.

    از این رو هزینه اداره جنگ در افغانستان برای ایالات متحده در سال های بعد از آن کمتر از هزینه اداره جنگ در عراق بود، اما در اوایل سال 2010 این هزینه به ناگاه افزایش چشمگیری به خود گرفت و به رقم 100 میلیارد دالر در سال رسید. در حالیکه هزینه جنگ در عراق کاهش یافته بود.

    گفتنی است که رقم 100 میلیارد دالر تا سال 2013 ادامه یافت، سپس در سال 2014 این هزینه به 10 میلیارد دالر در سال کاهش یافت.

    هم اکنون بودجه اداره جنگ در افغانستان برای ایالات متحده در سال 2015 سی و پنج میلیارد دالر می باشد.

    بر اساس گزارش نیویورک تایمز، هزینه اعزام یک سرباز امریکایی به افغانستان هم اکنون حدود یک میلیون دالر در سال است که این رقم پیش از این توسط محققان کنگره ایالات متحده در سال 2006، سیصد و نود هزار دالر تخمین زده شده بود.

    با وجود تمامی جزئیات ارائه شده در هزینه های جنگ ایالات متحده در افغانستان، کارشناسان مسایل نظامی معتقدند که 700 میلیارد دالر باز هم رقم واقعی هزینه این جنگ را نشان نمی دهد، زیرا مسائل دیگری از جمله درمان و مراقبت های پزشکی برای سربازان زخمی و یا هزینه بازنشستگان جنگ در نظر گرفته نشده است.

    همچنین در این رقم ارائه شده، سود حاصله از بدهکاری های دولت به ملت آمریکا هم در نظر گرفته نشده است.

  • مصالحه به معنی متارکه حیات است

    مصالحه به معنی متارکه حیات است

    آقای حنفی به خبرگزاری رها گفت که وقتی قدرت داشته باشی، دیگران برای صلح دست دراز می کنند و در حالت کنونی جنگ به معنای جنگ است.

    آقای حنفی افزود: “سرک، مکتب، شفاخانه و … نمی خواهیم، فقط روی بُعد امنیتی کشور کار کنند و بودجه امنیتی را تقویت بخشند و شرایط را برای جنگ مهیا سازند.

    او گفت که امکانات نظامی باید در همه ابعاد در اختیار نیروهای امنیتی قرار بگیرد.

    این عضو مجلس نمایندگان بر این باور است که مصالحه با طالبان ضیاع وقت، اقتصاد و نیروهای امنیتی کشور است.

    هفته گذشته یک هیئت شش نفری از سوی دولت برای یک مذاکره رسمی با نمایندگان با صلاحیت گروه طالبان و حقانی با حضور نمایندگانی از کشورهای پاکستان، چین و آمریکا به اسلام آباد رفتند.

    حاجی دین محمد، رئیس هیئت اعزامی برای مذاکرات صلح در یک نشست خبری در کابل گفت که این نشست به خاطر اعتماد سازی بوده است و قرار بر این شده است که روز عید فطر آتش بس صورت بگیرد.

    عبدالرحمان رحمانی، عضو دیگر مجلس اما می گوید، اعتماد سازی باید بعد از مذاکره صورت می گرفت تا برای دولت و گروه طالبان مشخص می شد که طرف درگیر جنگ چه کسانی هستند.

    آقای رحمانی افزود که اگر در روزهای عید سعید فطر نیز آتش بس صورت بگیرد مایه خوشی است و مشخص می شود که طرف درگیر جنگ در کشور گروه طالبان است.

    از چندی بدین سو، حملات نیروهای مخالف دولت در کشور افزایش یافته است و در برخی از ولایت های شمالی و شمال غرب کشور جنگ بین نیروهای دولت و مخالفان جریان دارد.

    گفتنی است که در برخی از میدان های جنگ، گروه تروریستی داعش، حزب اسلامی و برخی از گروهک های تروریستی اعلام موجودیت کرده اند.

     

  • حکمتیار درصدد انتقام گیری از طالبان می باشد

    حکمتیار درصدد انتقام گیری از طالبان می باشد

    روز گذشته، گلبدین حکمتیار در اعلامیه ای از هواداران خود خواسته بود تا از طالبانی که عضویت داعش را دارند پشتیبانی و حمایت کنند.

    نمایندگان مجلس این عمل گلبدین حکمتیار را یک عقده گشایی می دانند و اظهار می کنند که نگران کننده نیست.

    اقبال صافی، عضو مجلس نمایندگان به رسانه ها گفت که گروه طالبان در اولین جنگ خود با حزب اسلامی درگیر شد و اکنون گلبدین حکمتیار درصدد انتقام گیری می باشد.

    عبدالودود پیمان، دگر عضو مجلس نمایندگان نیز گفت که تنها هدف گلبدین حکمتیار انتقام گیری از مخالفانش می باشد.

    آقای پیمان افزود که بیشتر اعضای حزبش در دولت می باشد و وی به صورت مستبدانه این تصمیم را گرفته است که چندان نگران کننده نیست.

    حزب اسلامی گلبدین حکمتیار یکی از احزاب بانفوذ کشور می باشد. این حزب مخالف دولت می باشد. حزب اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری نیز از نامزدی قطب الدین هلال حمایت می کرد.

    اما، صالح محمد صالح، نماینده مردم کنر می گوید که هدف گلبدین حکمتیار استفاده از امکانات داعش می باشد و جای هیچگونه نگرانی وجود ندارد.

    آقای صالح خاطر نشان کرد که مخالفت های حکمتیار مختص به زمانی مشحص نبوده است و برای ما فرقی نمی کند که با پرچم سیاه باشد یا سفید.

    به باور وی، وظیفه نهادهای امنیتی کشور مهار جنگ می باشد و موضع شان در برابر هیچ دشمنی تغییر نمی کند.

    گفتنی است که پیش از این نیز برخی از اعضای طالبان از پیوستن به داعش سخن گفته بودند.

    بر اساس گزارش ها گروه داعش فعالیت های خود را به صورت پراکنده در چند ولایت کشور آغاز کرده است.

     

  • سقوط ولسوالی جلریز یک توطئه بود

    سقوط ولسوالی جلریز یک توطئه بود

    عارف رحمانی، عضو مجلس نمایندگان می گوید که کشته شدن و سقوط ولسوالی جلریز یک توطئه از سوی نهادهای امنیتی می باشد.

    آقای رحمانی به خبرگزاری رها گفت که سه پایگاه بزرگ نیروهای امنیتی در منطقه وجود داشت که برای حمایت کل کشور تدارک دیده شده بودند ولی آنها هیچ اقدامی را انجام نداند.

    به باور وی، وارد نشدن نیروهای امنیتی به میدان جنگ که اکثر آنان از قوم هزاره بودند، نشانگر یک توطئه آشکار دولت می باشد.

    این عضو مجلس نمایندگان می گوید که یک حلقه متعصب و خائن در چارچوب دولت می باشد که چنین توطئه هایی را سازمان دهی می کند.

    سحرگاه روز پنجشنبه، کاربران رسانه های اجتماعی از درگیری شدید بین نیروهای پولیس محلی و مخالفان مسلح نگاشتند که سربازان در میدان جنگ کمبود مهمات دارند و درخواست نیروی کمکی کرده اند.

    این خبر بسیار سریع به رسانه های جمعی رسید و مقام های دولتی در مرکز و ولایت اوضاع را آرام توصیف کردند و در خبرنامه های ارسالی خود از کشته شدن تنها دو تن و سقوط یک پاسگاه خبر می دادند.

    اما 48 ساعت بعد مشهود شد؛ ولسوالی جلریز که شاهراه مناطق مرکزی از آن می گذرد، سقوط کرده است و بیش از 20 تن دیگر نیز به شهادت رسیده اند.

    اسدالله سعادتی، عضو دیگر مجلس گفت که بعد از شروع جنگ، هیچ یک از نهادهای امنیتی در مرکز و ولایت میدان وردک به نیروهای پولیس محلی کمک نکرده بود و اطلاعات و آماری را که به سایر نقاط مخابره می کردند، دروغ بوده است.

    آقای سعادتی می گوید که احتمال می رود بخش هایی از مقام های محلی ولایت میدان وردک با طالبان همکار بوده اند و در سقوط پاسگاه های پولیس دست داشته اند.

    وی بر این باور است که ولسوالی جلریز که شاهراه مناطق مرکزی از این نقطه می گذرد طی چند سال اخیر از امن ترین نقطه بوده است و مخالفان از این ناحیه دچار عقده شده بودند.

    وی گفت باید در این مورد تحقیق صورت بگیرد.

    اما عده ای از کاربران رسانه های اجتماعی معاونان دوم ریاست جمهوری و ریاست اجراییه را کم کار می خوانند و می گویند که در قبال این رویداد کم کاری کرده اند.

    عارف رحمانی اما اظهار می کند که این دو معاون تا جایی که ممکن بود و موقف سیاسی آنان اجازه می داد کار کردند ولی حلقه های متعصب و خائن درون دولت اجازه فعالیت ندادند.

    وی افزود که وقتی دست توطئه دخیل باشد کسی نمی تواند کاری را به نحوه درست آن انجام دهد.

    مراسم تشیع شهدای ولسوالی جلریز

    گفتنی است که پیکر شهدای رویداد خونین روز گذشته امروز با حضور مقام های دولتی و محمدکریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی و محمد محقق معاون ریاست اجراییه از شفاخانه 400 بستر گرفته شد تا به خانواده های آنان تحویل داده شود.