دسته: مصاحبه و گزارش

  • ارتش قوی، عامل سربلندی افغانستان!

    ارتش قوی، عامل سربلندی افغانستان!

    براساس اعتراف صریح کارشناسان و خبرگان عرصه‌ی سیاست، هر کشوری که در سه زمینه‌ی «ٱموزش، دفاع و صحت عامه‌ی» خود سرمایه‌گذاری کند، می‌تواند به سربلندی و سرافرازی خود در جهان امروز امیدوار باشد. اگر از این دریچه به عملکرد دولت وحدت ملی نگاه  کنیم، دستاوردهای خوبی را مشاهده خواهیم کرد؛ رئیس جمهور غنی تمام تلاش خود را به کار بسته تا در دهه‌ی تحول مدرسه سازی را در کشور گسترش دهد و براساس اعلام صریح رئیس جمهور ساخت در حدود شش هزار مکتب در  سراسر کشور در دست کار است. در زمینه صحت عامه هم اقدامات خوبی از سوی حکومت هم انجام شده و هم در دست انجام است. بارزترین عرصه‌ی فعالیت‌ حکومت وحدت ملی و در رأس آن تفکرات و برنامه‌های رئیس جمهور غنی تمویل و تجهیز نیروهای امنیتی و دفاعی  افغانستان می‌باشد اردوی ملی افغانستان یکی از بارزترین نشانه‌های موفقیت حکومت 17 ساله افغانستان می‌باشد. همچنین شاید به جرات بتوان گفت که مهمترین دستاورد حکومت افغانستان پس از نابودی نظام طالبان در هفده سال گذشته، در کنار احقاق حقوق زنان و تامین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی برای مردم، تاسیس و تجهیز اردوی ملی است. اردوی ملی که با تلاش‌های بسیار، از در کنار هم آمدن تمامی اقوام با افتخار کشور شکل گرفته است، روز و شب تلاش می‌کند تا از امنیت و آسایش مردم مظلوم افغانستان در تمامی نقاط کشور دفاع کند. سربازان اردوی ملی در 24 ساعت شبانه روز آماده‌اند تا از سرک‌های اطراف ارگ ریاست جمهوری گرفته تا دورترین قریه‌جات و مناطق کشور، از ملت ستم دیده افغانستان در مقابل تروریست‌های داخلی و خارجی دفاع کنند. سربازان وطن با فداکاری و جان سپاری هر ساعت تلاش می‌کنند تا دست تروریست‌های طالب و داعش از دامن پاک افغانستان کوتاه باشد. آن‌ها  به گواه کارشناسان و تحلیلگران مسائل نظامی و استراتیژیک بزرگترین مانع تطبیق برنامه‌های شوم کشورهای بدخواه افغانستان در منطقه هستند. خوشبختانه سربازان اردوی ملی تاکنون از آزمون از خودگذشتی و خون‌دهی برای دفاع از مردم، موفق برآمده‌اند و دعای خیر مردم را با خود به همراه دارند. گرچه ضعف مدیریتی که آن هم به دلیل دخالت‌های بیجای جنگ‌سالاران و رهبران خودخوانده در تشکیلات اردوی ملی بوده است، موجب شکست‌هایی شده است، اما سربازان اردوی ملی به خوبی نشان داده‌اند که برای دفاع از خاک کشور لحظه‌ای تردید نمی‌کنند. همه این فداکاری‌ها و جان سپاری‌ها موجب خشم دشمنان افغانستان شده است. از همین روی برای انحلال اردوی ملی به تکاپو افتاده‌اند. آن‌ها که به خوبی دریافته‌‌اند با وجود اردوی قهرمان افغانستان نمی‌توانند کاری از پیش ببرند زمزمه‌هایی سرداده‌اند که اردوی ملی باید منحل شود. در همین راستا عباس استانکزی رئیس هیئت سیاسی طالبان در نشست دوم مسکو به صراحت اعلام کرد که انحلال اردوی ملی یکی از شروط طالبان برای صلح است. این دقیقا همان چیزی است که جنرال‌های پاکستانی کوشش کرده‌اند در 40 سال گذشته به سرانجام برسانند. و حال این استراتیژی از دهان طالبانی بیرون می‌آید که خود را ملی‌گرا و وطن پرست می‌خوانند. اما آیا هیچ وطن‌پرستی حاضر به انحلال اردوی کشورش می‌شود؟ آن هم در حالی‌که از شرق و غرب تروریست‌هایی از 20 کشور دنیا در جنگ با اردوی ملی هستند. خوشبختانه مردم افغانستان با تجاربی که در 40 سال گذشته اندوخته‌اند، دوست و دشمن خود را شناخته‌اند و نقشه‌های شوم دشمنان خود را به خوبی تشخیص می‌دهند. آن‌ها می‌دانند که اردوی ملی تا خون در بدن دارد نمی‌گذارد تا دست دشمن به افغانستان برسد، از همین روی در روزهای اخیر نشان داده‌اند که مهمترین پشتیبان اردوی ملی خود هستند. روسله یاسینزی عثمانی
  • تشکیل دولت موقت، تلخ برای منافع ملی و شیرین برای قانون‌گریزان!

    تشکیل دولت موقت، تلخ برای منافع ملی و شیرین برای قانون‌گریزان!

    گفت‌وگوی دو روزه‌ی مسکو میان نمایندگان طالبان و چهره‌های برجسته سیاسی افغانستان در حالی با انتشار یک اعلامیه به پایان رسید که دولت افغانستان غایب بزرگ این گفت‌وگو بود.

    دولت افغانستان در ادامه و در واکنش به اعلامیه‌ی گفت‌وگوی مسکو که در پنجم و ششم ماه میلادی جاری برگزار شد، این نشست را بیشتر یک گفتمان علمی-سیاسی دانست تا تلاشی برای برقراری صلح و ثبات در افغانستان.

    حکومت افغانستان تأکید کرد توافقات چهره‌های سیاسی افغان و طالبان در گفت‌وگوی مسکو فاقد قدرت اجرایی است.

    نگاهی عمیق‌تر و روانشناسانه به محتویات گفت‌وگوی مسکو نشان می‌دهد که شرکت‌کنندگان در این نشست بیش از اینکه به فکر صلح و ثبات افغانستان باشند در پی منافع شخصی خود بوده‌اند: طالبان تلاش می‌کنند با  نادیده گرفتن قانون اساسی زمینه تأسیس امارت اسلامی خود را فراهم کنند و چهره‌های برجسته سیاسی افغانستان که یا رهبر حزب هستند و یا در احزاب بزرگ سیاسی افغانستان به عنوان عضو برجسته فعالیت می‌کنند چون دست‌شان از پول‌های کلان خارجی و قدرت باز مانده سعی می‌کنند بار دیگر قدرت و ثرون و شهرت را برای خود و حتی فرزندان خود تضمین کنند.

    به باور کارشناسان امر، اینکه به یک‌باره به یک نظام سیاسی در حال رشد و اقتدار در کشور پشت پا بزنی و بخواهی یک نظام حاکم در یک کشور را از بیخ برکنی، اصلا به نفع منافع ملی آن کشور نیست.

    نباید نادیده گرفت که بسیاری از کسانی که در گفت‌وگوی مسکو از تشکیل حکومت موقت سخن به میان آوردند، همان کسانی هستند که از ابتدا و تا همین چند روز پیش در قدرت سهیم بودند و یک شبه راه کج کردند.

    نگاهی به حوادث کشور و مسیر رشد بسیاری از سیاسیون افغانستان نشان می‌دهد که آنها سوار بر امواج سهمگین حوادث در کشور بزرگ شده‌اند و صاحب زر و زور گردیده‌اند در حالیکه از نبوغ سیاسی و حکومت‌داری چیز قابل ملاحظه‌ای در ذهن و دل خود ندارند.

    به باور کارشناسان امر،‌ سیاستمداران ما از مدرسه سیاست چیز درخور توجهی نیاموخته‌اند و  تنها اتفاقات بوده که آنها را بالا آورده‌است.

    این آگاهان امور بر این باورند که نتیجه‌ی تشکیل دولت موقت چیزی شبیه کنفرانس بن که در آن کرسی‌ها نه براساس شایستگی که به طور شانسی تقسیم شد، خواهد بود.

    بسیاری از چهره‌هایی که اینکه طرفدار حکومت موقت هستند در کنفرانس بن براساس زد وبند و رفاقت کرسی‌ها را میان خود تقسیم کردند وعواید گمرک ها وکمک های خارجی را حریصانه درجیب‌های خود ریختند ودرظرف دوسه ماه آنانی که درآسمان ستاره ودر زمین نشیمنگاه نداشتند ملیاردر شدند.

    این میلیاردها که نگران حساب‌دهی به ملت و از دست رفتن تاج و تخت خود بودند در ادامه تخم فساد را کاشتند.

    آنها از این می‌ترسیدند که مردم از آنها بپرسند که این ثروت انبوه را یک شبه از کجا آورده‌اند.
    نخستین رئیس جمهوروبرادرانش نیزکه ازهمان راه های ناگفتنی ثروت اندوخته بودند برای اینکه رسوا نشوند خود را با جماعت همرنگ ساختند وتخم رشوه وفساد را برمحیطِ کارخود انداختند ونتیجهٔ کارهمان تقلب، فریبکاری وشکست و اختلاف درمیان به اصطلاح سیاستمداران ریشه دارتر بود.

    سیاسیون دیگر که زمانی ریش بلند و لباس جهاد بر تن داشتند به یک‌باره ریش‌ها را تراشیدند و نک‌تایی پوش شدند و به «نان به نرخ روز خوردن» عادت کردند.

    این سیاسیون فاقد اهداف بلند امروز با یکی عهد بستند و روز دیگر با دیگری! اینگونه رفتار سبب شد سیاست به کالایی مبتذل در افغانستان بدل شود و طرفداران این چهره‌ها هم ندانند که به کدام سو روی آورند.

    اکنون این آقایان یک بار دیگر پنداشته اند که وضع همان وضع سال دوهزار ویک است تا باز خارجی‌ها به آنان فُرصت دهند تا سیل دلار و یور را به جیب‌های خود هدایت کنند.

     این چهره‌های سیاسی که در گفت‌وگوی مسکو نیز شرکت کرده بودند انگار نمی‌دانند که این بار دیگر امریکا و جامعه جهانی هم از رویه گذشته خود درس گرفته‌اند و حاضر نیستند بی‌حساب و کتاب هزینه کنند.

    این عالی‌جنابان این‌بار شاید نمی‌دانند که مردم افغانستان و به ویژه جوانان کشور هوشیار و بیدار شده‌اند و از عهد شکنی‌های سیاسیون خود خسته گشته‌اند.

    شهروند امروز افغانستان دیگر دنباله‌رو کسانی که خود را پادشاه اقلیم خود می‌خواند نیستند و به قانون مداری و حکومتداری پاسخگو رأی می‌دهند.

    این جوانان دیگر به تعصبات قومی، مذهبی و قبیله‌ای که عمری سیاسیون از آنها برای حفظ قدرت خود استفاده کردند، باور ندارند.

    این جوانان که اکنون در سیاست نیز دستی بلند دارند به انتخابات باورمند هستند. نسل امروز افغانستان، نسل ترقی و پیشرفت است، نسل تحمل و همدیگر پذیری و شایسته سالاری‌است.

    این نسل به عقاید مخالف خود احترام می‌گذارد و همچون زورمندان گذشته نظرات خود را بر مردم تحمیل نمی‌کنند.

    نسل جوان به رهبران خود خوانده اعتقادی ندارند و می‌خواهند رهبران خود را از کانال انتخاب برگزینند.

    این نسل جوان در همراهی با بزرگان عاقبت اندیش خود، تصمیم گرفته‌اند گلیم میراثی بودن قدرت را جمع کنند وهمه چیز را به انتخاب مردم واگذار کنند.

    پس بیهوده نیست اگر بگوییم، چهره‌های سیاسی که خود را رهبر و دانای کل می‌دانند به جای اینکه با شرکت در نشست‌هایی چون نشست مسکو به فکر تقلب و فریب مردم باشند، بیایند در آزمون انتخابات خود را بیازمایند.

  • افغانستان را به شاهراه ترانزیتی منطقه تبدیل نماییم.

    افغانستان را به شاهراه ترانزیتی منطقه تبدیل نماییم.

    روز پنجشنبه 22 قوس شاهد افتتاح یکی از پروژه‌های زیربنایی و مهم اقتصادی برای افغانستان بودیم. راه لاجورد بعد از فراز و فرودهای فراوان بالاخره توسط رئیس جمهور اشرف غنی افتتاح شد و به بهره‌برداری رسید. راهی که افغانستان را به بازارهای اروپا متصل می‌کند و مانند بندر چابهار گامی در جهت گسترش راه‌های بدیل ترانزیتی و تجاری برای افغانستان به شمار می‌رود. «مسافر قوقندی» سخنگوی وزارت صنعت و تجارت در گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری “رها” در مورد مراحل اجرای این پروژه و اهمیت این راه توصیحاتی بیشتری داده است که در ادامه می‌خوانید.
    در آواخر 2012 و اوایل 2013 وزارت صنعت و تجارت یک سلسله بررسی‌ها را روی دست گرفت تا وابستگی افغانستان را به یک یا دو راه ترانزیتی کاهش دهد؛ زیرا بر بنیاد برنامه‌های درازمدت حکومت باید راه‌های بیشتر ترانزیتی داشته باشیم و افغانستان را به شاهراه ترانزیتی منطقه تبدیل نماییم. پروژه راه لاجورد با اشتراک پنچ کشور که در نخست میان سه کشور افغانستان و ترکمنستان و آذربایجان بود و همچنین بندر چابهار و راه ترانزیتی ایران، افغانستان-پاکستان و بندر واگه توری هند و بنگلادیش بررسی‌هایی انجام شد.
    یکی از راه‌‌های که موثریت زیاد داشت همین مسیر راه لاجورد بود، البته این به معنای قطع ارتباط با دیگر مسیرها نیست اما منافع افغانستان در ایجاد راه های بیشتر است از همین روی گفتگوهای رسمی در سال 1393 توسط وزارت خارجه آغاز شد. در نخست این گفتگوها میان سه کشور مذکور بود و در مراحل بعدی آن کشورهای گرجستان و ترکیه به گونه رسمی درخواست پیوستن به این مسیر را دادند و مذاکرات پنج جانبه آغاز شد. پس از گفتگوها بر سر تقسیم منافع کشورها در 12 نوامبر 2017 و در حاشیه نشست ریکا7، این پروژه توسط وزرای خارجه چهار کشور و رئیس خط آهن یکی از کشورهای شامل پروژه به امضاء رسید. مبداء این مسیر افغانستان است که شامل بندر آقینه ولایت فاریاب و تورغندی ولایت هرات می‌باشد که پس از گذشتن از بندر ترکمن باشی و عبور از دریای خزر، به آذربایجان و از آنجا به بندر تفلیسی گورجستان و از آنجا به ترکیه می‌رسد.
    پس از عقد تفاهم نامه پنج جانبه در یک سال گذشته و در سطوح مختلف نشست های فنی برگزار شد برای تسهیلات در گمرکات، ایسوکودا سازی در گمرکات، چگونگی عبور و مرور، مسایل ویزا، رودپاس، چگونگی صادرات افغانستان، تجارت میان این کشورهاو… گفتگوها انجام شد و نخستین محموله کالاهای ما سه روز قبل از این مسیر عبور کرده و فعلا در خاک ترکمنستان است و به زودی با عبور از دریای خزر وارد آذربایجان خواهد شد.

    مزایایی اقتصادی، امنیتی و سیاسی راه لاجورد: 
    مزایای این راه برای پنچ کشور است که موجب همگرایی اقتصادی میان این کشورها و افزایش ترانزیت می‌شود. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تا 5 الی 10 سال آینده صدها هزار تن کالاهای تجاری از این مسیر تردد نماید. اهمیت این پروژه برای افغانستان از این لحاظ است که مسیر افغانستان تا استانبول ترکیه که حدود 2500 الی 3000 کیلومتر است هم از زیرساخت‌های خوبی برخوردار است و هم از امنیت لازم بهره‌مند است. زیرا هم مسیر کشتی‌رانی دارد، هم خط آهن دارد و هم جاده‌های معیاری در اختیار ما قرار دارد تا ما بتوانیم کالاهای خود را به اروپا انتقال دهیم. البته ما فعلا هم صادرات خوب داریم ولی این مسیر زنجیره ارزشی صادرات ما را افزایش می‌دهد.
    مسئله دیگر این است که افغانستان از این طریق، تبدیل به دهلیز مواصلاتی کشورهای آسیایی جنوبی مانند پاکستان، هند، بنگلادیش، نیپال و بوتان با کشورهای آسیایی میانه، قفقاز، روسیه و اروپا می‌شود. این راه برای باثبات شدن منطقه، با اعتبار شدن آن و رشد اقتصادی منطقه بسیار ارزنده است. در این پروژه منافع تمام کشورهای منطقه شریک است و این سبب می‌شود تا همه این کشورها در این پروژه شریک شود.
    مسئله دیگر این است که در کوتاه‌ترین و امن‌ترین مسیر کالاهای ما به اروپا می‌رسد و از نگاه زمان کاهش به وجود می‌آید و ازنگاه هزینه برای هر کانتینر بین یک تا دو هزار دالر کاهش می‌یابد و در بخش واردات نیز کالای با کیفیت با قیمت پایینتر به دست مصرف کننده ما می‌رسد.
    تا فعلا هیچ گونه مشکلی در این پروژه وجود ندارد که مانع تطبیق آن شود و اگر کدام مشکل فنی به وجود بیاید قابل حل است و جای نگرانی نیست.

  • گشایش راه لاجورد موجب شکل‌گیری همگرایی منطقه‌ای خواهد شد

    گشایش راه لاجورد موجب شکل‌گیری همگرایی منطقه‌ای خواهد شد

    به گزارش رها، «جیلانی فرهاد»، سخنگوی والی هرات در مصاحبه با پیام آفتاب در مورد افتتاح راه لاجورد گفت که راه لاجورد یکی از مهم‌ترین مسیرهای ترانزیتی افغانستان و منطقه است که می‌تواند اتکای افغانستان را به بازارهای منطقه کاهش دهد.
    وی در ادامه اظهار داشت که افتتاح راه لاجورد همانطوری که سبب تقویت روابط تجاری افغانستان با کشورهای منطقه می‌گردد، باعث شکل‌گیری همگرایی منطقه ای نیز خواهد شد.
    او علاوه نمود که افتتاح راه لاجورد باعث بهبود وضغیت اقتصادی مردم، افزایش اشتغال‌زایی و اتصال هرات با کشورهای سابق شوروی خواهد شد.
    آقای جیلانی تأکید کرد که با افتتاح این مسیر جایگاه هرات نیز میان تمامی ولایات کشور رفیع‌تر گردیده‌است.
    سخنگوی والی هرات گفت که راه لاجورد برای دولت‌مردان، سکتور تجارت و سکتور صنعت و شهروندان کشور یک امتیاز بسیار بزرگ است و ما افتتاح این مسیر را به فال نیک می‌گیریم.
    همچنین آقای فرهاد با اشاره در مورد افتتاح راه لاجورد و تأثیر آن بالای امنیت افغانستان و منطقه گفت که بحران افغانستان ابعداد داخلی و خارجی دارد، وقتی به هر اندازه برای تقویت جایگاه افغانستان در سطح منطقه ای تلاش می‌کنیم، منافع کشورهای منطقه هم در داخل افغانستان رقم خواهد خورد و این موضوع باعث می‌گردد که کشورهای سهیم برای تأمین امنیت این مسیر و برای رفع نیازمندی‌هایشان با افغانستان همکاری نمایند.
    وی در ادامه اذعان نمود که همکاری‌های منطقه ای باعث ایجاد صلح و تأمین امنیت در افغانستان خواهد شد.
    او می‌گوید که «ما تلاش‌های کشورهای منطقه را در امر تأمین صلح، در افغانستان نمی‌توانیم نادیده بگیریم و با افتتاح همچو پروژه‌های بزرگی منافع کشورهای منطقه نیز در افغانستان دخیل خواهد شد.»
    سخنگوی والی هرات در مورد انتقاد شماری از آگاهان امور مبنی بر نمایشی خواندن افتتاح پروژه‌های بزرگ ملی گفت که پروژه بزرگ منطقه ای و ملی نیاز دارند تا روی آن‌ها کار بیشتری صورت گیرد.
    آقای فرهاد در ادامه حرف‌هایش تصریح کرد که پروژه‌ها بزرگ به دلیل دخیل بودن کشورهای مختلف، در بعضی مواقع به درازا می‌کشد و این موضوع یک امر طبیعی است.
    او در مورد راه لاجورد گفت راه لاجورد از چهار هزار سال قبل وجود داشته و مسیر جدیدی ساخته خواهد نشد. اما تنها بعضی از زیربناهای این مسیر برای عبور و مرور موترهای ترانزیتی ترمیم خواهد شد.
    وی در ادامه علاوه نمود که قرار است در این مسیر خط آهن نیز ساخته شود اما تاهنوز این موضوع نهایی نگردیده‌است.
    این در حالی است که روز (پنج شنبه ۲۲ قوس) راه لاجورد توسط محمد اشرف غنی رئیس‌جمهور و باحضور مقامات کشورهای دخیل افتتاح و کالاهایی توسط چندین موتر باربری به صورت نمایشی از این مسیر به اروپا ارسال گردید.
    راه لاجورد کوتاه‌ترین و ارزان‌ترین مسیر ترانزیت اموال از مسیر ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان و ترکیه جهت انتقال اموال تجاری از افغانستان به آسیای میانه، قفقاز، بالکان و اروپای مرکزی می‌باشد.
    قابل ذکر است که طرح راه لاجورد در سال ۲۰۱۲ میلادی از طرف دولت افغانستان به منظور همکاری‌های ترانزیتی، تجارتی و ترانسپورت میان افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان و ترکیه به عنوان راه بدیل ترانزیتی برای دسترسی به آب‌های آزاد، ارئه شد.

  • نماینده افغانستان در جشنواره فیلم موبایلی فرانسه

    نماینده افغانستان در جشنواره فیلم موبایلی فرانسه

    به گزارش رها، چهاردهمین جشنواره فیلم موبایلی فرانسه با حمایت دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر ملل متحد و اتحادیه اروپا برای بزرگداشت هفتادمین سال انتشار اعلامیه حقوق بشر در ماه نوامبر ۲۰۱۸ و در شهر پاریس برگزار می‌شود.
    «یک موبایل، یک دقیقه، یک فیلم» شعاری است که این جشنواره از ابتدا تاکنون با خود همراه داشته است.
    فیلم «بچه‌های موریا» که ازدید یک کودک پناهجو در کمپ موریا ساخته شده «به عنوان تنها نماینده افغانستان» موفق به راهیابی به این فستیوال شده است. در همین زمینه پیام آفتاب گفتگویی با سیدمحمدجواد موسوی، کارگردان این فیلم داشته است که در ادامه مطالعه می‌کنید.
    پیام‌آفتاب: با سلام و تبریک به‌خاطر موفقیت شما در راهیابی به این مرحله از جشنواره، به عنوان اولین سوال کمی در مورد این فستیوال توضیح بدهید.
    چهاردمین دوره فستیوال موبایل فیلم فرانسه امسال با هفتادمین سال انتشار اعلامیه حقوق بشر مصادف شده است به همین مناسبت این دوره با شعار “stand up 4 human rights” برگزار شده است.
    یکی از اسپانسرهای اصلی بخش حقوق بشر سازمان ملل می‌باشد و همچنین اتحادیه اروپا یکی از حامیان این فستیوال به شمار می‌رود.
    پیام آفتاب: این فستیوال با شرکت چند کشور برگزار شده است و آثار برتر چگونه انتخاب می‌شود؟
    در این جشنواره 715 فیلم از 81 کشور جهان اشتراک داشتند که از این میان 51 فیلم از 19کشور، به‌عنوان آثار برگزیده انتخاب شده است. در این مرحله از جشنواره، 51 فیلم برگزیده از طریق یوتیوب به نمایش گذاشته شده و توسط سنجش میزان بازدید مخاطبان عمومی، 10 فیلم پربازدید به‌عنوان بهترین فیلم‌ها انتخاب شده و در مراسم اختتامیه از آن‌ها تقدیر خواهد شد.
    انگیزه شما از ساخت این فیلم چه بود؟
    از آن‌جایی که بنده و همکارم رضا ادیب، بعد از سال‌ها فعالیت در عرصه خبرنگاری و رسانه در افغانستان، به یونان پناهنده شدیم و اوضاع نابسمان و نامناسب زندگی پناهجویان در کمپ «موریای یونان» را مشاهده کردیم، وضعیت نابهنجار و أسف‌باری که در یک کمپ با ظرفیت تعریف شده 1500 نفر گاهی شاهد حضور 11000 هزار انسان مهاجر از کشورهای مختلف هستیم، در شرایطی که وضعیت بهداشتی در پایین‌ترین سطح بود، وضعیت معیشت و اسکان مهاجرین در سطح نامناسب و نگران کننده بود، تمام این مشکلات و وضعیت بحرانی مهاجران ما را بر آن داشت تا به رسالت خبرنگاری خود عمل کرده و برای انعکاس گوشه‌ای از این مشکلات و رساندن صدای مهاجرین این اردوگاه به گوش جهانیان تلاشی هرچند کوچک داشته باشیم.
    چرا کودکان را محور اصلی فیلم خود قرار دادید؟
    از میان مشکلات عدیده و نگران‌کننده‌ای که در این اردوگاه شاهد بودیم، آن‌چیزی که بیش از همه ما را تحت تاثیر قرار داد، وضعیت بحرانی و خطرناک کودکان بود که در معرض انواع آسیب‌های جسمی و روانی قرار داشتند. مخصوصاً که خبر تعرض به کودک دختری در کمپ موریا ما را شدیداً تحت تأثیر قرار داد و انگیزه ما را برای این‌کار بیشتر کرد تا بتوانیم از طریق فستیوال «موبایل فیلم فرانسه» این مسائل را بازتاب بدهیم.
    از مجموع 8500 پناهجوی ساکن در اردوگاه موریای یونان، 3000 نفر را کودکان تشکیل می‌دهند که جمعیت قابل توجهی می‌باشد. کودکانی که در برابر خشونت‌هایی که در این اردوگاه وجود دارد توانایی دفاع از خود را ندارند. در کنار خطر خشونت فیزیکی علیه آن‌ها، کودکان با مشکلاتی همچون تغذیه و بهداشت هم روبرو هستند. مثلا فاصله‌ای بیست‌دقیقه‌ای بین خیمه‌ها و توالت‌ها وجود دارد که این مسیر برای کودکانی که شب برای رفع حاجت مجبور به طی این مسیر هستند می‌تواند خطرناک باشد. در یک دقیقه‌ای که ما در فیلم «کودکان موریا» به نمایش گذاشتیم دیدید که چه آسیب‌هایی در این اردوگاه کودکان را تهدید می‌کند چه برسد به فاصله‌ی 20 دقیقه‌ای که باید کودکان به تنهایی آن‌را در شب طی کنند.

    آیا نهادی، شما را در ساخت فیلم «کودکان موریا» یاری کرده است؟
    «ریفوکوس» ارگانی است که در حوزه رسانه فعالیت می‌کند همچنین کار آموزش را در بین پناهجویان پیگیری می‌کند، داگلاس هارمان مسئول این موسسه و خانم سونیا در ساخت این فیلم با ما همکاری نمودند و برای رساندن آن به جشنواره تلاش‌های زیادی کردند که همینجا از آن‌ها هم تشکر می‌کنم.
    برای ساخت این فیلم با چه مشکلاتی دست به گریبان بودید؟
    ساخت فیلم در کمپی مانند «موریا» مشکلات خاص خود را دارد. ما با ممانعت‌های فراوانی در ساخت این فیلم مواجه بودیم از جمله خود پلیس یونان چندین‌بار فیلم‌هایی که توسط موبایل گرفته بودیم را پاک کردند و ما را از این کار منع کردند و ما را تحت فشار قرار دادند که از این کمپ تصویربرداری نکنیم. حتی بعضا از سوی خود پناهجویان هم اعتراضاتی را شاهد بودیم که مانع کار فیلمبرداری می‌شدند.
    به هرحال مشکلات زیادی در سر راه داشتیم که با تمام این وجود موفق به ساخت این فیلم کوتاه شدیم، امیدواریم توانسته باشیم گوشه‌ای از مشکلات مهاجرین این کمپ و بالاخص تهدیداتی که کودکان با آن‌ها مواجه هستند را به نمایش گذاشته باشیم. در پایان از همه هموطنان گرامی تقاضا می‌کنم با انتشار لینک یوتیوب این فیلم، ما را در گزینش نهایی این فستیوال یاری رسانده و حمایت نمایند.
    با کلیک بر روی این لینک می توانید آن را ببیند

  • تنها راه حل مشکلات افغانستان از نگاه حامد کرزی

    تنها راه حل مشکلات افغانستان از نگاه حامد کرزی

    رییس جمهور پیشین کشورمان با اشاره به سالروز استقلال افغانستان گفت که جنگ در کشور توسط استعمار تحمیل شده است و در راستای اهداف کشورهای بیگانه به پیش می‌رود.

    حامدکرزی اظهارداشت: 99 سال پیش پدران و نیاکان ما با زیرکی، اتحاد و همت عالی استقلال کشورمان را از استعمار بریتانیا پس گرفتند.

    کرزی افزود: در شرایط کنونی نیز باید بار دیگر ملت افغانستان با هوشیاری تمام دسیسه‌های بیگانگان را تشخیص دهند و در برابر آن با اتحاد و عزم جدی ایستاده‌گی کنند.

    رییس جمهور پیشین تصریح کرد، بیائید بار دیگر از طریق برگزاری لویه جرگه سنتی اختیار جان و خاک خود را به دست بگیریم و از قربانی شدن مردم برای اهداف بیگانگان جلوگیری کنیم.

    وی از طالبان نیز خواست تا برای پایان دادن به جنگ در کشور همراه با سایر مردم در برگزاری لویه جرگه سهیم شوند.

    با این حال، پیش از این نیز کرزی بارها خواستار برگزاری لویه جرگه سنتی در کشور شده بود اما دولت با هرگونه تلاش برای برگزاری لویه جرگه تاکنون مخالفت کرده است.

    سال گذشته نیز افراد تیم کرزی و شماری از رهبران اپوزیسیون تلاش کردند تا لویه جرگه را برگزار کنند اما اشرف غنی از برگزاری آن ممانعت کرد.

  • گروه طالبان صد نفر را در ولایت قندوز به گروگان گرفت.

    گروه طالبان صد نفر را در ولایت قندوز به گروگان گرفت.

    به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، مقامات افغانستان اعلام کردند که طالبان صد نفر را در قندوز به گروگان گرفته و به مکان نامعلوم انتقال دادند.

    به گزارش آسوشیتدپرس، محمد یوسف ایوبی رئیس شورای ولایتی قندوز در این رابطه گفت: طالبان سه اتوبوس را در منطقه خان آباد متوقف و تمام سرنشینان آن را به گروگان گرفته است.

    وی افزود: طالبان به دنبال کارمندان دولتی و نیروهای امنیتی بوده است و به این دلیل این افراد را به خود به مکان نامعلوم انتقال دادند.

    همچنین عبدالرحمن اکتاش، فرمانده پلیس تخار در این رابطه گفت: این افراد از بدخشان و تخار بوده و قصد مسافرت به کابل را داشتند که توسط طالبان به گروگان گرفته می شوند.

    هنوز طالبان در این رابطه اظهار نظر نکرده است.

  • قطع مناسبات دوستانه افغانستان با هند خواست اصلی پاکستان است

    قطع مناسبات دوستانه افغانستان با هند خواست اصلی پاکستان است

    محمد حنيف اتمر مشاور شوراي امنيت ملي حکومت افغانستان به منظور گفت‌وگو با مقام‌هاي پاکستاني  در رابطه به گفت‌گوهاي صلح افغانستان با مخالفان مسلح و هم‌چنان مبارزه مشترک دوکشور با تروريزم، صبح روز يک‌شنبه کابل را به قصد اسلام‌آباد ترک کرد.

    آقاي اتمر در اين سفر با مقام‌هاي نظامي پاکستان در رابطه به اوضاع امنيتي دوکشور و هم‌چنان هم‌کاري‌هاي آسلام‌آباد با کابل در گفت‌وگوهاي صلح با مخالفان مسلح حکومت افغانستان، گفت‌وگو کرد.

    اين سفر در حالي صورت مي‌گيرد که آگاهان امور سياسي در افغانستان تاکيد مي‌کنند که اين سفر مانند سفرهاي گذشته مقام‌هاي افغانستان نتيجة در قبال نخواهند داشت.

    به باور آگاهان پاکستان نسبت به آنچه مقام‌هاي آين کشور مي‌گويند صداقت ندارد و تنها تلاش اسلام‌آباد فريب دادن افغانستان است.

    اين درحاليست که هم اکنون جنگ در 22 ولايت افغانستان به شدت ادامه دارد و گروه طالبان به باور آگاهان از حمايت هم‌چناني آن کشور هنوز هم برخوردار هستند.

    پس از يک دوره تشديد اختلافات بين دو کشور، نخست وزير پاکستان چندي پيش به افغانستان سفر کرد و در اين سفر مقا‌م‌هاي دو کشور پلان عمل افغانستان و پاکستان براي صلح و همبسته‌گي را تصويب کردند. اداره‌هاي امنيتي دو کشور مکلف شده اند که براي تطبيق اين پلان عمل تلاش کنند. هدف اصلي سفر حنيف اتمر و هيات همراهش به پاکستان، بحث بر سر عملي شدن همين پلان عمل مي‌باشد.

    قادرشاه سخن‌گوي شوراي امنيت ملي به رسانه‌ها گفته است: «اولويت‌ها در اين مرحله صلح و مبارزه با تروريزم است که در چوکات پلان عمل روي اين موضوعات بحث مي‌شود و تا اقدامات عملي در اين دو عرصه صورت گيرد.»

    پلان عمل براي صلح و همبسته‌گي هفت ماده دارد. يکي از اين ماده‌ها پيشبرد گفت‌وگوهاي صلح به رهبري افغانستاني‌ها است و پاکستان وعده سپرده که از روند صلح حمايت کند.

    مبارزه با تروريزم ماده ديگر اين پلان عمل است که به گفتة آقاي قادرشاه تروريستان هردو طرف خط ديورند حق فعاليت ندارند و در صورتي که اين تروريستان بازداشت شوند، دو کشور مکلف شده است تا اين تروريستان را به کشور ديگر تسليم نمايد و دو کشور اجازه فعاليت‌هاي تروريستي را عليه کشور ديگر نمي‌دهد.

    آگاهان امور تاکيد مي‌کنند که تجربه نشان داده است که مذاکره با پاکستان هيچ نتيجه‌اي نداشته است. جنرال عتيق الله امرخيل نظامي پيشين به اين باور است که چنين سفرهايي جز پيامد منفي، هيچ سودي براي افغانستان ندارد:

    به باو آگاهان، پاکستان با اين پلان تصميم دارد تا مناسبات افغانستان و هند را خدشه دار کند و خود از آن نفع ببرد. هند و پاکستان اختلافات ديرينه دارند و يکي از خواست‌هاي اصلي پاکستان، قطع مناسبات دوستانه ميان افغانستان و هند است.

    افغانستان و هند در حال حاضر روابط خوبي دارند و هند يکي از حاميان اصلي در افغانستان است. در مقابل پاکستان هند را متهم به نفوذ بيش از حد در افغانستان مي‌کند و بارها گفته است که برخي از گروه‌هاي شورشي در پاکستان از سوي مراکز سياسي هند در افغانستان تقويت مي‌شود.

    عمل خلاف گفتار

    آقاي امرخيل به اين باور است که پاکستان هنوزهم خاکش را در اختيار تروريزم قرار داده و جنگ افغانستان را شعله‌ور نگهداشته است.

    در شانزده سال گذشته مقام‌هاي حکومت افغانستان، به منظور هم‌کاري پاکستان در گفت‌وگوهاي صلح حکومت افغانستان با طالبان و هم‌چنان برون کردن سردسته‌هاي گروه طالبان از خاک پاکستان به آن کشور سفرهاي متعدد داشته و با مقام‌هاي اسلام‌آباد گفت‌وگو کردند، اما مقام‌هاي پاکستاني با آن که همواره به حکومت افغانستان وعده هم‌کاري داده اند، اما در عمل هيچ‌گاه از تمويل و حمايت گروه‌هاي هراس افگن که در افغانستان مردم را به قتل مي‌رسانند دست برنداشته اند.

    با اين حال باورهاي کلي در افغانستان بر اين است که هيچ نشانه‌اي وجود ندارد که ملاقات‌هاي اخير مقام‌هاي دو کشور بتواند زمينه را براي بهبود اوضاع فراهم کند.

    افغانستان و پاکستان هم‌ديگر را به حمايت از گروه‌هاي تروريستي متهم مي‌کنند، اما آگاهان مي‌گويند پاکستان تا زماني جنگ افغانستان را شعله‌ور نگه مي‌دارد که يک حکومت طرف‌دار اسلام‌آباد در کابل رويکار آيد و سياست خارجي افغانستان از سوي پاکستان تعيين گردد.

    آرمان ملی

     

  • آیا روابط دو همسایه روبه بهبودی است؟

    آیا روابط دو همسایه روبه بهبودی است؟

    از زمان ایجاد کشوری به نام پاکستان در سال ۱۹۴۷، روابط این کشور با افغانستان از اختلافات مرزی، جنگ‌های نیابتی و اختلافات سیاسی آسیب دیده است. اما در سال‌های اخیر به ویژه، این رابطه وارد مسیر پر خم‌وپیچ رو به پایین شده است. پاکستان به فراهم‌آوری پناه‌گاه برای طالبان متهم است؛ گروهی که به صورت بی‌وقفه حملات بی‌رحمانه‌یی را علیه اهداف افغان و بین‌المللی راه‌اندازه می‌کند. پاکستان هم به همین ترتیب افغانستان را به پناه‌دهی به شورشیان ضد پاکستان متهم می‌کند.  این امر باعث شده است که پاکستان افغانستان را به اخراج جمعیت‌ قابل ملاحظه‌ی مهاجران افغان در این کشور تهدید کند. در عین‌حال افغان‌ها هم پیوسته خواستار اعمال تحریم‌های بین‌المللی علیه پاکستان هستند.

    با افزایش خشونت، تلاش‌های دیپلماتیک در جریان است تا روابط دوستانه دو همسایه دیوار به دیوار دوباره برقرار شود. مایا لیوتو با زاهد نصرالله خان سفیر پاکستان در کابل، در مورد آخرین تحولات در روابط دو کشور  صحبت کرده است.

    در ابتدای ریاست‌جمهوری اشرف غنی روابط بین دو کشور به نظر می‌رسید که در حال بهبودی است اما بعدتر این روند سیر نزولی را پیمود. ماه گذشته نخست وزیر شما از کابل بازدید کرد، شما وضعیت فعلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    در حال حاضر تمایل زیادی از سوی دولت افغانستان برای برقراری ارتباط با پاکستان و مقاومت در برابر واقعیت‌های اساسی که اتفاق‌افتادن آن در وضعیت تضاد [منافع] محتمل است، وجود دارد. یکی از نشانه‌های –تمایل دولت افغانستان- این است که در جریان بازدید نخست وزیر، ما روی هفت اصل برای نهایی‌کردن برنامه عمل افغانستان و پاکستان برای صلح و همبستگی توافق کردیم. براساس این برنامه ما پنج گروه کاری داریم که ما را قادر می‌سازند بحث ساختاری در مورد روابط دو جانبه کشورهای‌مان داشته باشیم.  این گروه‌های کاری سیاسی و دیپلماتیک هستند که روی موضوع مهاجران، مدیریت مرزی، روابط اقتصادی، همکاری‌های نظامی و همکاری‌های اطلاعاتی تمرکز دارند. ششمین گروه کاری یک گروه بازنگری است که تحت نظارت معاون وزیر امور خارجه افغانستان و وزیر خارجه‌ی ما در پاکستان کار می‌کند. در صورتیکه پنج گروه فوق در کار شان به بن‌بست خوردند، گروه بازنگری تلاش خواهد کرد که با یافتن راه‌حل مشکل را حل کند.

    پس شما می‌گویید که روابط دو کشور به رغم این واقعیت که ما همین اواخر شاهد درگیری‌های مرزی میان نیروهای افغان و پاکستانی بوده‌ایم، در حال بهبودی است؟

    بلی، این یک سوال خوب است. به همین دلیل است که من اشاره کردم اکنون از جانب دولت افغانستان اراده [برای بهبود روابط] وجود دارد. من به این دلیل «دولت افغانستان» می‌گویم که همین اراده از جانب ما همیشه وجود داشته. از اینرو آن‌ها بر این هفت اصل توافق کردند. یکی از این اصول این است که [بیش از این] در روابط دو کشور “بازی سرزنش” وجود نخواهد داشت. ما همچنین توافق کردیم که هر دو کشور، کشور یا گروه یا شبکه سومی را اجازه ندهند که از خاک شان برعلیه یکدیگر استفاده کند. نکته مهم دیگر این بود که هر دو کشور علیه عناصر آشتی‌ناپذیر اقدام خواهند کرد. بنابراین با وجود درگیری‌های مرزی که ممکن است در آینده، تا زمانی که سرنوشت مرز -با وجود نیت پاک دو طرف- معلوم نشود، ادامه داشته باشند، دو کشور اکنون عزم ادامه‌ی همکاری را در راستای اهداف بزرگ‌تر یعنی صلح و آشتی در افغانستان دارند.

    در افغانستان، پاکستان برای پناه‌دهی به تروریست‌های مرزی مقصر دانسته می‌شود و انتقاد پاکستان از افغانستان نیز همین است. به نظر شما چه کاری باید برای حل این مسأله انجام شود؟

    این مسأله علت اصلی بی‌اعتمادی بین دو کشور است و به همین دلیل است که ما بحث‌ ساختاری را در چوکات برنامه عمل افغانستان و پاکستان برای صلح و همبستگی روی دست داریم تا میکانیزمی برای پایان‌دادن به تهمت‌زنی متقابل ایجاد کنیم و نیز میکانیزمی داشته باشیم تا این اتهامات بتوانند بررسی شوند. در عمل این به معنای ایجاد یک دفتر ارتباطی است که ماموران آن بتوانند هماهنگی و نظارت مشترک بر این نکات داشته باشند. به عنوان مثال اگر افغان‌ها به ما اطلاع بدهند که یک مدرسه مشخص در پاکستان وجود دارد که افراط‌گرایی و رادیکالیسم را تبلیغ می‌کند و شاگردان این -مدارس- آماده می‌شوند تا به افغانستان فرستاده شوند، ما با دریافت چنین اطلاعاتی اقداماتی روی دست خواهیم گرفت و مامور ارتباطی جانب افغانستان را با خود خواهیم داشت تا بتواند ببیند که اقدامات هماهنگ در این خصوص روی دست گرفته می‌شود.

    یکی دیگر از اتهامات رایج علیه پاکستان این است که کشور شما نه‌تنها برای گروه‌های تروریستی لانه‌های امن فراهم می‌کند بلکه در واقع در حمایت از شورشیان فعالانه دخیل است. پاسخ شما چیست؟

    همان‌طور که می‌دانید، ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ وارد افغانستان شد و سپس جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ آغاز شد. با آغاز جنگ عراق استراتژی ایالات متحده تغییر کرد و شرایط داخلی افغانستان هم طوری بود که شورش‌گری بتواند دوباره جان بگیرد؛ امری که صورت پذیرفت. آن‌ها [امریکا و مقامات دولت افغانستان] مجبور بودند کسی را برای متهم‌کردن پیدا کنند که البته بهترین گزینه برای متهم‌کردن پاکستان بود.

    از زمان آغاز جنگ افغانستان، از سال ۱۹۹۷، ما شمار بسیار زیادی از مردم افغانستان را با هر نوع پس‌زمینه‌یی پناه داده‌ایم. کل رهبری افغانستان که در حال حاضر در دولت وحدت ملی این کشور حضور دارند، زمانی در پاکستان زندگی می‌کردند و همین‌طور کل رهبری مجاهدین. ما منکر نمی‌شویم که ممکن است بقایای رهبری افغانستان در پاکستان وجود داشته باشند اما، ما خود قربانی تروریسم هستیم و پس از حمله سال ۲۰۱۴ بر مکتب نظامی در پشاور، ما هرگونه زیرساخت‌های سازمان‌یافته برای حمایت از تروریست‌ها را از بین‌ برده‌ایم. با این‌حال، بقایای [تروریست‌ها] در پاکستان وجود دارند، ما این را قبول می‌کنیم اما در خاک ما هیچ حضور [تروریستی] سازمان‌یافته‌یی وجود ندارد. پاکستان به هیچ‌وجه از آن‌ها حمایت نمی‌کند. ما این مسأله را برای دولت افغانستان در تعاملات سطح بالای مان بسیار واضح ساخته‌ایم. اینکه ما به هیچ‌وجه به طالبان یا حقانی‌ها علاقه‌یی نداریم که آن را از دست داده باشیم. و به همین‌ دلیل است که ما مرز را حصارکشی می‌کنیم.  ما بیش از ۲۰۰ هزار سرباز را در مرز با افغانستان مستقر کرده‌ایم زیرا مرز میان ما و افغانستان بسیار طولانی است و ما پیوسته این اتهامات را دریافت می‌کنیم که تروریست‌ها از این مرز عبور می‌کنند. ما در مقایسه با ۲۰۰ پاسگاه نیروهای افغان در جانب افغانستان، بیش از ۷۵۰ پاسگاه امنیتی در جانب پاکستان داریم. بنابراین ما اجازه نمی‌دهیم که مردم از افغانستان به پاکستان بیایند یا از پاکستان به افغانستان بروند. ما چیزی که در توان داریم را انجام می‌دهیم.

    با این‌حال، پاکستان همچنان تحت فشار قرار خواهد داشت زیرا این سیاست خوب است؛ سیاستی که هم در افغانستان و هم در سطح بین‌المللی به فروش می‌رود.

    در افغانستان قضیه در مورد حصارکشی کاملا برعکس است، مخصوصا در میان پشتون‌ها. واکنش دولت چه بوده است؟

    مخالفت دولت افغانستان با حصارکشی مرز چنین نیست. یگانه مسأله‌ در این خصوص که می‌توانم بگویم این است که ادعاها و نیز ادعاهای متقابلی وجود دارند مبنی بر اینکه این حصار از آن جایی که حدود مرز هنوز مشخص نیست، از کجا باید عبور کند. این‌جاست که اختلاف نظر پیش می‌آید. با این‌حال پاکستان و افغانستان در سطح رییس‌ کل عملیات‌های نظامی بر سر ایجاد مراکز هماهنگی در تورخم و چمن توافق کرده‌اند. این مراکز توسط یک جگرن و یک دگروال از هر دو جانب اداره خواهند شد و در این مراکز آن‌ها قادر خواهند بود که روزانه مسائل مرزی از جمله حصارکشی را به بحث بگیرند.

    من فکر می‌کنم که مشکل روابط پاکستان و افغانستان به رسمیت‌شناختن مرز است. افغان‌ها باید با این مسأله کنار بیایند و باید قبول کنند که آن‌چه را که آن‌ها خط دیورند می‌نامند، حالا مرز رسمی بین دو کشور است. خط دیورند در سطح بین‌المللی هم به رسمیت شناخته شده است و این مشکل نقطه‌ی پایان خواهد داشت. با این‌حال هر دو کشور باید از نزدیک با هم برای تعیین دقیق حدود این خط بر روی زمین کار کنند. گاهی اوقات که ما مشغول حصارکشی هستیم، ادعای آن‌ها این است که «این خاک شما نیست. خاک ما است.»

    اما اجازه بدهید به شما بگویم که ما تا کنون فقط ۱۰۰ کیلومتر از ۲۶۱۱ کیلومتر مرز را حصارکشی کرده‌ایم. و این مناطقی است که شبه‌نظامیان از آن عبور می‌کنند؛ مناطقی در امتداد ولسوالی‌های کلیدی نورستان، ننگرهار و حالا کنر. این مناطق صعب‌العبورترین ساحات جغرافیایی و دارای گذرگاه‌های کوهستانی هستند که از آن تروریست‌ها به شکل سنتی تلاش کرده‌اند عبور کنند. در واقع پاسگاه‌های مرزی ما در این مناطق و از سوی شبه‌نظامیان این مناطق در معرض حملات سنگین قرار گرفته‌اند؛ مناطقی که دولت افغانستان در آن حاکمیت ندارد.

    پاکستان تهدید کرده است که کل مهاجران افغان ساکن در این کشور را به‌رغم این واقعیت که وضعیت امنیتی در افغانستان رو به وخامت است، اخراج می‌کند. اما مهلت اخراج تا حال چند بار تمدید شده است و در آخرین مورد، پایان ماه جون گفته شده است. دلیل آن چیست؟

    ما به‌دلیل حضور مهاجرانی که در چهل سال گذشته از آن‌ها میزبانی کرده‌‌ایم، با چالش‌های امنیتی و اقتصادی مشخصی روبرو هستیم. و این تصمیم مطرح است که مهاجران باید بازگردند. بسیار مهم است که این بند ناف که در سال ۱۹۷۹ میان افغانستان و پاکستان به وجود آمد، بریده شود. ما از ۱.۲۷ میلیون مهاجر و حدود ۱.۵ میلیون افغان بدون مدرک میزبانی می‌کنیم. از ۱.۵ میلیون ما به حدود ۳۰۰ هزار نفر مدرک داده‌ایم و به آن‌ها کارت‌های شهروندی افغانستان را صادر کرده‌ایم تا در نهایت افغانستان به آن‌ها پاسپورت افغانی بدهد و آن‌ها به کشور شان بازگردند. بنابراین این خیل عظیم مردم افغانستان باید بازگردند؛ و در همین‌حال بازگشت‌ آن‌ها باید داوطلبانه، تدریجی و با عزت باشد. پاکستان و افغانستان روی یک طرح عملی برای تضمین ایمنی و رفاه مهاجران بازگشته به افغانستان کار خواهند کرد و ظرفیت دولت افغانستان را برای اسکان آبرومندانه‌ی مهاجران در نظر خواهند گرفت. در حال حاضر مهاجران چیزی [در خانه] ندارند که به افغانستان بازگردند. این دلیل تمدید مهلت خروج است.

    در ماه فبروری غنی یک پیشنهاد جامع صلح را به طالبان ارائه کرد، اما تا کنون پاسخ واضحی از جانب این گروه دریافت نشده است. در گذشته انتظار می‌رفت که پاکستان از نفوذش برای آوردن طالبان به میز مذاکره استفاده کند. پاکستان در حال حاضر چقدر نفوذ دارد؟

    ما به جامعه بین‌المللی از جمله ایالات متحده رسانده‌ایم که یک چیز را باید درک کرد: اینکه شخصیت افغانستان بسیار مستقل است. حتی زمانی که شوروی‌ها در سال ۱۹۸۹ عقب‌نشینی کردند و پاکستان از نفوذ خوبی در درون مجاهدین –به خاطر ایستادگی‌اش با مجاهدین در جنگ نیابتی- برخوردار بود، افغان‌ها هرگز به ما گوش ندادند و هرگز نتوانستند به هرگونه توافقی دست یابند. نمونه دوم آن زمانی بود که ملا عمر در قدرت بود و حادثه یازدهم سپتامبر اتفاق افتاد. پاکستان تنها کشوری بود که حکومت ملا عمر را به رسمیت می‌شناخت، حتی امارات متحده عربی و عربستان سعودی پا پس کشیدند اما او هرگز به ما گوش نداد.

    بنابراین بلی، ما نفوذ داریم اما این نفوذ محدود است. شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که پاکستان تضمین کند طالبان به ما گوش می‌دهند. ممکن است این اتفاق هرگز نیافتد. و اکنون در منطقه کشورهای دیگری نیز وجود دارند که طالبان، به ویژه رهبری این گروه با آن‌ها از ارتباطات خوبی برخوردار است.

    آیا هیچ نشانه‌یی وجود دارد که طالبان در واقع به جای ایالات متحده به مذاکره‌ی مستقیم با دولت افغانستان موافقت کند؟

    ما نمی‌دانیم. آن‌چه را که من خواهم گفت صرفا حدس و گمان است. بیایید امیدوار باشیم [که طالبان موافقت خواهند کرد] زیرا ما نیز از طالبان خواستار پذیرفتن پیشنهاد صلح شده‌ایم. ما کاملا از پیشنهاد رییس‌جمهور غنی حمایت می‌کنیم. ما فکر می‌کنیم که این پیشنهاد یک پیشنهاد واقعی است و دروازه را برای طالبان باز کرده است تا بیایند و به عنوان یک نیروی سیاسی در مناسبات سیاسی این کشور مشارکت داشته باشند.

    در افغانستان یک تصویر بسیار منفی از پاکستان وجود دارد و کمک پاکستان در توسعه این کشور همیشه تحت‌الشعاع مسائل امنیتی و سیاسی قرار گرفته است. پروژه‌های اصلی شما در این کشور چیست؟

    در واقع شما نیز احساس کرده‌اید که در افغانستان نوعی خاموشی رسانه‌یی علیه پاکستان جریان دارد. از اینرو هنگامی که من با یک وزیر یا یک فرد مهم دیگر ملاقات می‌کنم، خبر آن در روزنامه‌ها چاپ نمی‌شود. اصلا نشان داده نمی‌شود. شما حتی اگر به وب‌سایت ریاست‌جمهوری سر بزنید، از اینکه هیچ اشاره‌یی به سفر نخست وزیر ما نشده، متعجب خواهید شد. با این‌حال، از نخست وزیر ما استقبال صورت گرفت و ما با این مسأله (ذکر نشدن خبر آن در وب‌سابت ریاست‌جمهوری) مشکلی نداریم و کاملا آن را درک می‌کنیم.

    اما ما پروژه‌هایی را به انجام رسانده‌ایم. ما یک مرکز کلیه در جلال‌آباد افتتاح کرده‌ایم، در کابل یک مکتب و یک خواب‌گاه ساخته‌ایم. همچنین شفاخانه مدرنی را که ما ساخته‌ایم، یعنی شفاخانه جناح، به زودی به بهره‌برداری سپرده خواهد شد. ما یک واحد کامل در دانشگاه کابل  و در مزارشریف یک دانشگاه ساخته‌ایم. اما علاوه بر این‌ها، آن‌چه که ما به سرمایه‌ انسانی افغانستان اضافه کرده‌ایم فوق‌العاده است. ما در سه سال گذشته به افغان‌ها ۳ هزار بورسیه تحصیلی داده‌ایم و با شروع سال ۲۰۱۸ حدود ۲۰۰ بورس تحصیلی تخصصی را برای زنان اختصاص داده‌ایم. ما به افغان‌ها در زمینه حفاظت از گیاه و کار در مراکز کلیه آموزش داده‌ایم. علاوه بر آن، شمار زیادی از دانش‌جویان افغان –حدود ۱۰۰ هزار دانش‌جو- در حال حاضر در پاکستان تحصیل می‌کنند.

    در بروکسل ما متعهد شده‌ایم تا برای تطبیق پروژه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی در افغانستان ۵۰۰ میلیون دالر به این کشور کمک کنیم. ما از دولت افغانستان دعوت کرده‌ایم تا با ما نشستی برگزار کند تا بتوانیم ضرورت‌های این کشور را ارزیابی کنیم و براساس آن ما مایل هستیم تا پروژه‌های دیگری را نیز در این کشور تطبیق کنیم.

    دیپلمات – مایا لیوتو
    اطلاعات روز

  • افغانستان در جستجوی صلح، بهای خونینی می پردازد

    افغانستان در جستجوی صلح، بهای خونینی می پردازد

    این هفته، کابل شاهد یک حمله مرگبار تروریستی در منطقه شش درک بود که دست کم جان 26 تن به شمول 9 خبرنگار را گرفت. در ولایت کندهار نیز همان روز، یک کاروان نیروهای ناتو مورد حمله یک مهاجم انتحاری قرار گرفت و دست کم یازده شاگرد مکتب جان خود را از دست دادند. شماری از نیروهای ناتو نیز در این رویداد زخمی شدند.

    سربازان آمریکایی با وجود اینکه شمارشان در افغانستان کاهش یافته، اما همچنان در درگیری های مختلف کشته می شوند. از آغاز سال میلادی جاری تاکنون دو سرباز آمریکایی کشته شده است.

    با تمامی این توصیفات، دولت افغانستان همچنان در تلاش برای شروع گفتگوهای صلح با گروه طالبان است. سوالی عادی پس از یک هفته خشونت مانند هفته گذشته می تواند این باشد که: آیا باید از جستجوی صلح ناامید شد؟

    جنگ با واقعیت اینکه دیگر تنها میان دولت افغانستان و گروه طالبان نیست، پیچیده تر نیز شده است. شاخه ای از گروه تروریستی داعش مسئولیت یک حمله انتحاری مرگبار روز دوشنبه در کابل را بر عهده گرفت. گروه تروریستی داعش به محض این که حضورش را در افغانستان نشان داد، مقامات نظامی آمریکا، شمار جنگجویان اعلام شده این گروه را رد کرده و همواره مدعی شدند که حملات هوایی پیاپی علیه این گروه، آنها را شکست داده است. یک سال پس از آن همه ادعا، گروه داعش نه تنها همچنان در افغانستان زنده است، بلکه حتی با هدف قرار دادن قلب دولت افغانستان یعنی کابل، توانایی خود را به رخ می کشد.

    از سویی طالبان هم طی این مدت بیکار نبوده اند. تقریبا یک هفته پیش این گروه اعلام کرد که حملات بهاری اش را تحت نام عملیات الخندق آغاز کرده است؛ آن هم دو ماه پس از آنکه محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور پیشنهاد صلح بدون قید و شرط در جریان دومین نشست روند کابل به آنها داد. طالبان هم که در آن موقع بلافاصله جواب منفی به این پیشنهاد رئیس جمهور ندادند، جای امیدواری برای صلح بود، اما در ماه ها و هفته های اخیر، آنها حملات شان را در سراسر کشور افزایش داده و قربانیان زیادی از غیرنظامیان گرفته اند.

    جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا روز دوشنبه در پنتاگون گفت که گروه داعش و طالبان هر دو یک هدف را دنبال می کنند، و آن بی ثبات ساختن دولت منتخب افغانستان است.

    او همچنین گفت که انتظار ندارد پیشنهاد آقای غنی به گروه های مسلح در پیشبرد صلح افغانستان کمکی کند.

    ماتیس گفت: «ماه اگست گذشته گفتیم که ناتو در خط می ایستد. ما می دانستیم که درگیری های سختی پیش رو خواهد بود. قتل عام خبرنگاران و دیگر غیرنظامیان بی گناه، گواه کافی برای چیزی که ما بخاطر آن و علیه آن ایستاده ایم می باشد. ما پیش بینی می کردیم و نهایت تلاش هایمان را نیز می کنیم و همچنین تا حدودی در خنثی سازی این گونه حملات که غیرنظامیان را هدف قرار می دهند موفق هم بوده ایم؛ اما بعضی اوقات، برخی از آنها موفق می شوند.»

    اگر این موضوع آن چنان متواضعانه برای افغان ها که هر روزه کشته می دهند، دیده می شود، پس می توان گفت که شمار خشونت های مرتبط با گروه طالبان به معنای مرگ پروسه صلح نمی باشد.

    خانم «لورل میلر» که تا سال گذشته سرپرست دفتر فرستاده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان بود می گوید: «افزایش خشونت ها امری غیر عادی نیست. معمولا یک طرف مذاکره خشونت هایش را افزایش می دهد تا امتیازات بیشتری در میز مذاکرات داشته باشد.»

    او گفت: «نمی خواهم این طور فیصله کنم که افزایش خشونت ها به معنای مرگ پروسه صلح است. اما این گونه خشونت ها فضای اعتماد را برای طرفین تنگ می کند. امکان این وجود دارد که حملات مرگبار، فضای جستجوی برای صلح را برای محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان تنگ تر کند.»

    همزمان با تمامی این گفته ها، طرف سوم معادله، یعنی آمریکا که تهاجم نظامی اش در سال 2001 رژیم طالبان را سقوط داد هم اکنون به یک بن بست نظامی رسیده است. دولت افغانستان شاید هم اکنون آن چنان قوی نباشد که روی پای خودش بایستد، نیروهای امنیتی اش هم شاید در حال کاهش باشد و از طرفی با سربازگیری مجدد نیز مشکل داشته باشد، اما حضور نظامی آمریکا حتی با حضور 15 هزار نفری ممکن است کمک کند. از طرفی دیگر، طالبان که به گفته بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) احتمالا برخی تجهیزات نظامی آمریکا به دست آنها نیز می رسد، هم اکنون کنترل 14.5 فیصد از اراضی افغانستان را در اختیار دارد. (اداره سیگار می گوید که دولت افغانستان کنترل 56 فیصد از اراضی کشور را بر عهده دارد و باقی اراضی تحت نزاع می باشد.) به گفته ی این اداره، تعداد مناطقی که هم اکنون گروه طالبان در اختیار دارد، بیشتر از هر زمانی است که اداره سیگار آن را ثبت کرده است.

    خانم میلر هفته گذشته به همراه «استفان واتس» در مقاله ای در مجله نشنال انترنست نوشت که «بن بست نظامی یک پیش شرط ضروری برای گره گشایی درگیری ها از طریق مذاکرات است، و جنگ هم اکنون نزدیک به یک دهه است که در بن بست قرار دارد.»

    او می گوید: «سخت است که در این شرایط به دنبال یک ابتکار دیپلماتیک که به موفقیت برسد، بود، اما بهر حال باید این راه را طی کرد.»

    سخت است که بتوان حدس زد دولت آمریکا دقیقا در حال انجام چه کاری در افغانستان است. دونالد ترامپ پیش از پیروزی اش در انتخابات ریاست جمهوری، بارها تکرار کرد که آمریکا باید هر چه زودتر از افغانستان خارج شود. اما پس از کسب کرسی ریاست جمهوری، یکی از اولین سخنرانی های اش درباره سیاست خارجی این کشور، پرده برداری از استراتژی این کشور در قبال افغانستان و جنوب آسیا بود، که در آن از افزایش نیروهای نظامی در افغانستان، فشار بیشتر بر پاکستان و طالبان سخن گفته بود. و بعد واشنگتن پست در گزارشی می نویسد که دونالد ترامپ به «راند پاول» سناتور جمهوریخواه آمریکا از کنتاکی گفته است که سربازان آمریکایی به زودی افغانستان را ترک می کنند؛ اما هیچ تاریخی گفته نشده است.

    جیمز ماتیس رئیس پنتاگون در پاسخ به پرسشی در این خصوص اما گفت که برنامه های آمریکا در افغانستان تغییر نکرده است. «ما آنجا هستیم تا کاری انجام دهیم. ما آنجا نیستیم که تا ابد بمانیم. اما کارمان اولویت دارد. در واقع، هم اکنون که صحبت می کنیم شماری از کشورها به دنبال افزایش قوای شان در افغانستان هستند.»

    برعلاوه، ترامپ هم اکنون دو عضو جدید در تیم امنیت ملی اش دارد: «جان بولتون» که مشاوریت امنیت ملی را از مک مستر گرفت، و مایک پمپئو که وزارت خارجه را از ریکس تیلرسون بدست آورد. هیچ یک از این دو مرد تاکنون به صورت علنی در خصوص دیدگاه هایشان درباره سیاست آمریکا در افغانستان چیزی نگفته اند.

    خانم میلر می گوید: «این تیم تازه تشکیل شده و منطقی است که دیدگاه های تازه ای درباره سیاست دولت آمریکا برای افغانستان به منظور رسیدن به پروسه صلح وجود داشته باشد.»

    با این حال، گرچه هر از گاهی پس از حملات مرگبار و خشونت های زیاد، در گفته های ماتیس شنیده می شود که می گوید که «بخاطر این ایستاده ایم و بخاطر آن ایستاده ایم»؛ و آمریکایی ها هم با جان شان بهای آن را می پردازند. و باز هم در نهایت و مانند همیشه، این افغان ها هستند که همواره بهای گزافی با یا بدون آمریکا می پردازند.

    کریشنادوف کالامور

  • کابل در محاصره؛ آیا پاکستان بهایش را خواهد پرداخت؟

    کابل در محاصره؛ آیا پاکستان بهایش را خواهد پرداخت؟

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در ماه اگست سال گذشته میلادی استراتژی جدیدی برای جنگ افغانستان اعلام کرد که در آن سخن از افزایش تعهدات آمریکا به افغانستان، نیروی نظامی بیشتر و افزایش فشارها بر پاکستان بخاطر عدم صداقت این کشور در راستای مبارزه علیه تروریسم بود. با افزایش فشارها بر زیرساخت های سازمان های تروریستی در افغانستان، انتظار از این می رفت که دولت محمد اشرف غنی بتواند اراضی تحت نفوذ شورشیان در کابل و دیگر شهرها را از وجود آنان پاک کند.

    همچنین پیش بینی شده بود تا با افزایش فشارها بر پاکستان، این کشور دست از حمایت طالبان افغانستان و دیگر گروه های تحت حمایت «آی اس آی» بردارد و سعی کند آنها را به میز مذاکرات با دولت افغانستان بکشاند.

    اما شش ماه پس از اعلام این استراتژی، نه تنها پاکستانی ها استراتژی خود را تغییر نداده اند، بلکه کابل در یک محاصره مجازی قرار گرفته و خشونت ها از سوی گروه طالبان، شبکه حقانی و شاخه محلی گروه تروریستی داعش به شدت افزایش یافته است.

    و این در حالیست که آمریکا پس از 16 سال حضور در افغانستان و صرف هزینه ای نزدیک به یک تریلیون دالر همچنان اراده، نماد و صبر استراتژی جدید جنگش را آزمایش می کند.

    چند حمله تروریستی پی هم در کابل نشان از این داد که سازمان های تروریستی توانمند شده و به مراکز دسترسی پیدا کرده اند. ابتدا طالبان به یک هوتل انترکانتیننتال در کابل حمله کرده و دست کم 40 تن را کشتند. یک هفته پس از آن، عامل انتحاری وابسته به این گروه موتر آمبولانس مملو از مواد منفجره اش را در قلب شهر کابل در نزدیکی ساختمان پیشین وزارت داخله کشور منفجر کرد. در این رویداد 103 تن جان باخته و بیش از 230 تن دیگر زخمی شدند.

    مقامات در کابل، اسلام آباد را مسئول این رویدادها دانستند. معصوم استانکزی رئیس اداره امنیت ملی گفت که افزایش فشارها بر پاکستان، آنها را بر این داشته از مردم افغانستان انتقام بگیرند. محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور نیز گفت: «آنها این کار را به دستور اربابان خود انجام دادند تا از انزوای سیاسی خودداری نمایند.»

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در توییتی در شب اول سال میلادی جدید گفته بود که آمریکا با دادن 33 میلیارد دالر به پاکستان این پول را اصراف کرده، در حالیکه پاکستان فقط دروغ و فریب تحویل داده است.

    امروز کابل با پوسته های امنیتی متعدد و دیوارهای کانکرتی عظیم و ضخیم محاصره شده است. مقامات آمریکایی که پیشتر با هواپیما وارد میدان هوایی کابل می شدند، و از آنجا فاصله تقریبا سه کیلومتری تا مقرهای نظامی این کشور با موتر طی می کردند، هم اکنون به استفاده از هلی کوپتر روی آورده اند. عاملان انتحاری هم اکنون در جای جای شهر پنهان شده اند و حملات تروریستی متعدد بر تاسیسات دولتی، سفارت خانه ها، مساجد و ایستگاه های پولیس بیش از هر زمان دیگری آسایش روانی را از ذهن مردم ربوده است. محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور اذعان می کند: «کارخانه های تولید عاملان انتحاری وجود دارد. ما در محاصره هستیم.»

    حمله به هوتل کانتیننتال و یا انفجار موتر آمبولانس در قلب شهر کابل، هیچ یک با هدف نظامی انجام نشده بود. کثرت و شدت خشونت های افغانستان بخصوص کابل در واقع اراده و اعتماد اردوی تازه ساخته و دولت تلوتلوخوران و گیح محمد اشرف غنی را مورد آزمایش قرار می دهد.

    این که برخی تحلیل گران می گویند تبدیل کابل به میدان شهری مبارزه که ناشی از وجود صنعت تروریسم در برخی نقاط و منشا اولیه این صنعت یعنی پاکستان بوده، در واقع به دنبال آن است تا توانایی و اراده نیروهای امنیتی تازه شکل گرفته افغانستان را آزمایش کند، کمتر دلی را تسلی می دهد.

    محاربه شهری در ذات خود مشکلات عدیده ای دارد که ناخواسته شهروندان را علیه دولت می شوراند و سبب به بار آوردن صدمات جانبی به جان و مال مردم خواهد گردید.

    حمام خون در کابل سبب شد تا ویس احمد برمک وزیر داخله و معصوم استانکزی رئیس اداره امنیت ملی افغانستان به اسلام آباد بروند تا اسناد بی چون و چرایی را در خصوص وجود پناهگاه های تروریستان در خاک پاکستان به مقامات آن کشور تحویل بدهند. اسنادی که بارها پیش از این نیز توسط دولت هند به اسلام آباد داده شده و هر بار از سوی پاکستانی ها نادیده گرفته شده است.

    راه آزادی کابل از این محاصره مجازی و توانمند شدن دولت اشرف غنی در اسلام آباد است. سخنان تند و صریح واشنگتن در خصوص گسترش عملیات نظامی حتی فراتر از مرزهای افغانستان این پیغام را به فرماندهان نظامی این کشور داده است که می توانند لانه های تروریستان را حتی در پاکستان نیز هدف قرار دهند.

    آمریکا هم اکنون کمک های نظامی اش به پاکستان را بخاطر بازی دو گانه این کشور به حالت تعلیق در آورده است. تاکنون که پاکستان به ظاهر از «کارت چین» علیه تعلیق و تهدیدهای آمریکا استفاده کرده است. اما این یک واقعیت است که تهدید اعمال تحریم ها علیه پاکستان تاکنون به طور کامل علیه این کشور اجرا نشده است.

    اما هم اکنون با احتمال شکست استراتژی جدید آمریکا برای افغانستان، دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا ممکن است که تمهیدات تنبیهی به شمول اقتصادی و نظامی علیه پاکستان در نظر بگیرد تا برای اولین بار پاکستان طعم تحمیل جنگ بر همسایگانش را درک کند. همانطور که ریکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا نیز پیش تر گفته بود که دیگر هیچ تحملی در برابر کسانی که از تروریستان حمایت می کنند و یا به آنها پناه می دهند وجود ندارد.

    بوپیندر سینگ

  • دو درس از منطقه برای سران دولت وحدت ملی!

    دو درس از منطقه برای سران دولت وحدت ملی!

     

    ١-  همین چند ماه پیش رهبران کُردهای عراق با اتکا به حمایت امریکایی ها برای استقلال رقص و پای کوبی می کردند. آن روزها کًردها چنان مغرور بودند که کسی جرات نمی کرد از رهبران انتقاد کند. وقتی منافع امریکایی ها از سوی قدرتهای بزرگتر منطقه تهدید شد٬ کُردها را در مقابل اردوی عراق تنها گذاشتند. امروز کُردها آنچنان تحقیر شده اند که هیچ کس جرات آنرا ندارد تا از همان رهبران دفاع کند.

    ٢- ترکیه از چند سال قبل تصمیم داشت تا کُردها را سرکوب کند. اول به سلاح و کمک روسها و سایر کشورها تکیه کرد. اما با خود محاسبه کرد که اگر با سلاح بیگانه ها وارد جنگ شود٬ ممکن است در وسط راه تنها بماند. به همین دلیل دو سال به صورت مخفیانه تولید سلاح را در کشور خود آغاز کرد. وقتی مطمئن شد که به کسی احتیاج ندارد٬ دستور عملیات «عفرین» را با تمام قوا صادر کرد. کُردهای ترکیه و سوریه که قبلاً از تجربه عراق تحقیر شده بودند٬ حتی در برابر ارتش ترکیه یک روز هم طاقت نیاوردند.

    اردوغان دو سال برای خودکفایی تسلیحاتی کشورش عرق ریخت٬ و در جنگ یکروزه پیروز شد.

    اردوغان برای پیروزی حمایت اکثریت مردم خود را داشت. حتی بسیاری از عربها و کُردها که کار و کاسبی شان در زیر سایه حکومت اردوغان رونق دارد٬ از این عملیات حمایت کردند.

    کُردها چندین سال برای جلب حمایت امریکایی ها عرق ریختند٬ اما در دو روز تحقیر شدند. امریکا دو روز سکوت کرد و کردها تحقیر شدند. یک روز در برابر تهاجم اردوی عراق به کرکوک و روز دیگر در برابر تهاجم اردوی ترکیه به عفرین.

    جناب آقای اشرف غنی!

    شما که تنها با اتکا به حمایت آمریکایی ها افغانستان را ناخواسته وارد یک جنگ تمام عیار با پاکستان می کنید٬ آیا این تجربه ها را مطالعه کرده اید؟

    لطفاً همه تخم مرغ های تان را در یک سبد نگذارید. چون اگر روزی منافع آمریکایی ها توسط چین و روسیه که متحدین استراتژیک پاکستان هستند تهدید گردد٬ ممکن است ما نیز با سکوت آمریکایی ها تحقیر شویم.

    ملاقات رئیس امنیت ملی و وزیر داخله کشور با سفیر افغانستان در پاکستان

    گفته می شود سران دو نهاد امنیتی کشور امروز وارد اسلام آباد پایتخت پاکستان شده اند تا در دیدار با مقامات آن کشور سندهای موجود در خصوص منشا خشونت های افغانستان را با آنان در میان بگذارند.

    افغانستان همواره پاکستان را متهم کرده که برای تروریستان پناه گاه های امن فراهم می کند.

    خداداد فقیهی

  • “در افغانستان پیروز نمی شویم، زیرا نمی دانیم برای چه در آنجا هستیم”

    “در افغانستان پیروز نمی شویم، زیرا نمی دانیم برای چه در آنجا هستیم”

     

    دولت ترامپ تازه ترین بازبینی خود را از جنگ افغانستان در ماه اگست سال گذشته میلادی داشت. مشاوران ترامپ مانند پیشینیان خود عوامل دوام جنگ در افغانستان را بررسی کردند: تریاک، فساد، نفاق قومی و مهم تر از همه حمایت و وجود لانه های امن طالبان در پاکستان که از طریق سازمان استخباراتی قدرتمند این کشور یعنی آی اس آی صورت می گیرد.

    چرا این مشکل این قدر سخت است؟ چرا آمریکا پس از حملات یازده سپتامبر نتوانسته پاکستان را که به نحوی متحدش محسوب می شود، از یاری رساندن به طالبان با قیمت جان های سربازان آمریکایی و بدبختی افغان ها مانع شود.

    یکی از اصلی ترین دلایل این است که اهداف جنگ آمریکا در افغانستان دارای تناقضات و توهمات فراوانی بوده و همچنان است که به راحتی توسط سازمان های استخباراتی مورد استثمار قرار می گیرد.

    هر سه روسای جمهور دخیل در جنگ افغانستان پاسخی پیچیده، ناقص و غیرقابل قبول به سوالات اساسی مان در این خصوص داده اند؟ چرا ما در افغانستان هستیم؟ چه منافعی قربانی های ما را توجیه می کند؟ این جنگ چگونه پایان خواهد یافت؟

    دونالد ترامپ بر خلاف همتای پیشین خود موضعی سرسختانه در قبال پاکستان گرفته است. دولت او کمک های نظامی به پاکستان که سالانه بالغ بر یک میلیارد و سه صد میلیون دالر می گردد را به حالت تعلیق در آورده است و دادن دوباره این کمک ها را مشروط به اقدام پاکستان علیه طالبان عنوان کرده است. متاسفانه اما ثابت شده که استفاده از تهدید و تحریم علیه پاکستان تا موضع این کشور تغییر کند، ناامید کننده بوده است، و از سوی دیگر، نفوذ و اهرم فشار آمریکا علیه پاکستان روز به روز کمتر می گردد.

    دونالد ترامپ اولین رئیس جمهور آمریکا نیست که در تلاش است واقعیت ها را با اهداف دولت آمریکا منطبق سازد. در سال 2009، و زمانی که باراک اوباما تعداد سربازان را افزایش داده بود، مشاوران او تنها دو منفعت را برای این افزایش سربازان عنوان کرده بودند.

    یکی امنیت زرادخانه های هسته ای پاکستان بود، و دیگری مهار تهدیدهای گروه القاعده و گروه های وابسته به این سازمان بود؛ که هیچ کدام از این مشکلات در افغانستان نبودند. در واقع تروریستان در آنسوی مرزها در پاکستان اقامت گزیدند. پس از سال 2002، بسیاری از عاملان مرگبار گروه القاعده به پاکستان فرار کردند. استراتژیست های آقای اوباما این طور تحلیل کردند که اگر افغانستان بار دیگر دچار هرج و مرج گردد، زمینه برای بازگشت القاعده به افغانستان فراهم می شود؛ این تحلیل ترسی بجا بود، اما دلیلی غیرمستقیم و تنها از روی گمانه زنی بود.

    باراک اوباما و مشاوران او همچنین همواره بحث بر این داشتند که آیا طالبان هم مانند گروه القاعده می تواند تهدیدی برای آنها باشد یا خیر. آقای اوباما اینطور فکر نمی کرد. او بیشتر تمرکزی کانونی روی القاعده می خواست. در همین حال برخی فرماندهان پنتاگون خواهان جنگ علیه طالبان نیز بودند. اما تیم امنیت ملی اوباما به شمول رابرت گیتس وزیر دفاع وقت آمریکا بدین نظر بودند که جنگ به رهبری آمریکا علیه طالبان هیچ گاه پیروز نخواهد شد، و یا سرعت کافی برای پیروزی نخواهد داشت و یا هزینه های جنگ توجیه پذیر نیست.

    رابرت گیتس معتقد بود که طالبان بخشی از تکه سیاسی افغانستان می باشد.

    استراتژیست های آقای اوباما در نهایت تصمیم گرفتند تا قدرت طالبان را کم کرده و در عوض نیروهای امنیتی افغانستان را قدرتمند ساخته تا مسئولیت تامین امنیت را به عهده بگیرند. در واقع این ایده فقط برای خرید زمان بود تا به دولت افغانستان فرصت داده شود.

    رهبران سازمان استخباراتی پاکستان به این درک رسیده بودند که می توانند منتظر واشنگتن بمانند تا از افغانستان خارج شوند. باراک اوباما هم به آنها کمک کرد و در سال 2009 اعلام کرد که نیروهای خارجی کم کم شروع به خروج می کنند و مسئولیت تامین امنیت به دوش افغان ها خواهد بود. جنرال های پاکستانی به شمول جنرال «پرویز کیانی» رئیس وقت ارتش پاکستان که خود پیش از آن رئیس سازمان جاسوسی پاکستان نیز بوده به نظامیان آمریکا و ناتو هشدار داده بودند که در افغانستان ناکام خواهند شد.

    گفته می شود که جنرال کیانی به نظامیان ناتو و آمریکایی گفته بود: “با توجه به شمار سربازان و محدودیت زمانی، شما شکست خواهید خورد.”

    منظور جنرال کیانی این بود که تلاش های نظامی به رهبری آمریکا علیه طالبان سرنوشت ساز نیست و از سویی هم نیروهای امنیتی افغانستان انسجام کافی برای پیروزی را ندارند. بلندپروازی ایده او کمتر از آمریکایی ها بود و فقط تمرکز بر پاکسازی رادیکال ها از نواحی مرزی افغانستان و پاکستان داشت. با توجه به نقشی که سازمان استخبارات پاکستان در درگیری ها دارد، پیش بینی جنرال کیانی از احتمال شکست آمریکا بیش تر یک تهدید محسوب می شد تا یک پیش بینی محض. هدف پاکستان فقط جلوگیری از سرازیری خشونت های افغانستان به داخل خاک این کشور و همچنین جلوگیری از نفوذ هند در خاک افغانستان بود.

    بر علاوه سیاست های پیچیده آمریکا، دلایل دیگری نیز وجود دارد که با وجود تهدیدهای هر از گاه آمریکا به پاکستان، رویکرد سازمان جاسوسی پاکستان موفق بوده است. دور نگه داشتن تسلیحات هسته ای پاکستان از افتادن به دست نا اهل آن همواره یکی از اولویت های آمریکا و اتحادیه اروپا بوده است، بدین ترتیب، ثبات کامل پاکستان بسیار حیاتی است. با این حال، هر چه پس از سال 2001 و با ورود آمریکا به افغانستان خشونت در افغانستان بیشتر گردید، به همان اندازه نیز ثبات در پاکستان رو به افول رفت.

    پس از آنکه القاعده به پاکستان گریخت، این گروه با رادیکال های محلی پاکستان سر همکاری را شروع کرد، که سرانجام در سال 2007 فعالیت هایشان را شروع کرده و سال های تلخی را برای دولت پاکستان رقم زدند. عاملان انتحاری و موترهای بمب گذاری شده شهرهای بزرگ این کشور را هدف قرار داد و هزاران هزاران شهروند ملکی و نظامی پاکستانی را به کام مرگ فرستاد. پروراندن گروه هایی مانند طالبان و مانند آن از سوی سازمان استخباراتی پاکستان سبب شد تا این کشور بهای بسیار سنگینی بپردازد.

    این کشور تنها از سال 2016 به بعد اقدام جدی به تامین امنیت داخلی خود کرده است. سال گذشته مرگبارترین سال از سال 2005 تاکنون برای آن کشور بوده است که در آن دست کم 500 شهروند ملکی پاکستان قربانی حملات تروریستی گردیدند.

    پنداشت آمریکا و اتحادیه اروپا گرچه کمتر در عموم گفته شده اما تقریبا یکسان بوده است؛ و آن این است که پاکستان ثبات داشته باشد و سلاح های هسته ای اش تحت کنترل آنها باشد.

    باراک اوباما به مامورین سیا صلاحیت انجام حمله توسط هواپیماهای بی سرنشین را در مناطق قبایلی نشین پاکستان و هم مرز با افغانستان داد. همچنین او به یک تیم ویژه بدون کسب اجازه از پاکستان این صلاحیت را داد تا وارد عمل شده و اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده را در خاک آن کشور بکشند. اما گروه های تروریستی دیگری مانند رهبری طالبان افغانستان و بسیاری از گروه های دیگر در خاک پاکستان شکوفا و پرورانده شدند و دامنه فعالیت هایشان از لاهور گرفته تا کراچی و کویته و منطقه تحت کنترل کشمیر امتداد یافت.

    در واقع آمریکا که همواره ترس از آشفتگی خشونت ها در پاکستان داشته است، دخالت های آشکار سازمان استخباراتی این کشور در افغانستان را تحمل کرده و نادیده گرفته است.

    قابل درک است که رهبران افغانستان و جنرال های آمریکایی همواره از بازی دو گانه سازمان جاسوسی پاکستان در دامن زدن به خشونت های افغانستان اظهار خشم کرده اند.

    دفتر سازمان ملل متحد در افغانستان آمار تلفات 9 ماهه اول سال گذشته میلادی را 2،640 تن به شمول 700 کودک اعلام کرد. عامل بسیاری از این تلفات گروه طالبان و دیگر گروه های مسلح عنوان شدند.

    گزینه های دیگری بجز قبول وضعیت فعلی وجود دارد. اگر تحریم های شدید علیه سازمان استخباراتی پاکستان و یا نظامیان این کشور همزمان با شروع دیپلماسی های جدی که قدرت های منطقه ای به شمول چین و دیگر کشورها را شامل می شود شروع گردد، راهی برای پیشرفت و توسعه دیده می شود.

    چین، پاکستان، روسیه و ایران همانند ایالات متحده آمریکا به یک اندازه از جلوگیری از گسترش نفوذ داعش در افغانستان نفع می برند. چین سال هاست که از پاکستان در مقابل فشارهای بیرونی در ارتباط با تروریسم و مسایل هسته ای محافظت می کند، اما این کشور بیشتر نیاز به یک منطقه ای امن با حضور نظامی آمریکای کمتر می باشد.

    سال هاست که هر کدام از جنرال های عالی رتبه آمریکایی که به جنگ افغانستان اعزام می گردند، به این نتیجه می رسند که تنها راه حل بحران افغانستان یافتن راه حلی سیاسی است که توسط قدرت های منطقه نیز مورد حمایت قرار بگیرد و در واقع هیچ گزینه نظامی در افغانستان کارساز نخواهد بود. با این وجود، آمریکا همچنان گزینه نظامی را بر دیپلوماسی ترجیح داده است.

    دولت اوباما با درک نسبی این موضوع تلاش کرد تا گفتگوهایی مخفیانه را با طالبان راه اندازی کند و حتی پیشرفت هایی هم در این خصوص داشت، اما این پیشرفت ها با استراتژی متناقض خودش و دست سازمان استخباراتی پاکستان که همواره می خواهد در هر معامله ای دستی داشته باشد، و با وجود این که طالبان نیز می خواهد مستقل از دخالت های پاکستان باشد، خراب گردید. بسیاری از مقامات دولت افغانستان و طالبان تلاش کرده اند تا راه خود را برای گفتگوهای صلح بیابند، اما همواره برخی از آنها توسط تندرو ها حذف و ترور شده اند.

    گزینه دیگر آمریکا بجای پیگیری مذاکرات نامعلوم و سخت این است که دست برداشته و افغانستان را ترک کند؛ اما از سویی خروج یک طرفه نظامی هم می تواند راه را برای نفوذ بیشتر طالبان و گروه داعش افزایش دهد.

    تنها راهی که بهتر از همه عقلانی دیده می شود، همانی است که دونالد ترامپ به نظر در آن بسیار ضعیف دیده می شود، و آن همکاری نزدیک با متحدین، اولویت دادن به دیپلماسی های عالی، هوشیار بودن در افزایش فشارها بر سازمان استخباراتی پاکستان و بکار گیری خشوع در دیپلماسی بین المللی برای افغانستان است.

    استیو کول/ نیویورک تایمز

  • اسرائیل و هند: ازدواجی که در بهشت صورت گرفت؟

    اسرائیل و هند: ازدواجی که در بهشت صورت گرفت؟

    او که در تهران پایتخت ایران سخن می زد، هشدار داد: “محور تازه شکل گرفته میان آمریکا، اسرائیل و هند تهدید بزرگی برای دنیای اسلام است.”

    اما اگر آقای ربانی کمی بیشتر صریح سخن می زد، او عربستان سعودی را نیز در این اتحاد شامل می کرد. عربستان سعودی با گفتار و کردارش نشان می دهد در حالی که از ایده تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی طرفداری می کند، در عین حال به آرامی در حال حمایت از اسرائیل نیز است.

    اما پس از اینکه این کشور فشارهای خود را بر محمود عباس رئیس جمهور فلسطین مبنی بر قبول انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به اورشلیم آورد، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان به وضوح به ما نشان داد که حس همذات پنداری او در کجا و برای چه کسی خوابیده است.

    هند کشوری است که سال ها با اسرائیل روابط تجاری و مناسبات دیپلوماتیک دارد. هزاران توریست اسرائیلی سالانه برای تفریح وارد هند می گردند.

    همچنین، اسرائیل در حال حاضر سومین بزگترین تامین کننده سلاح هند پس از آمریکا و روسیه است. این در حالیست که دولت های پیشین هند با در نظر داشت احساسات طرفدار فلسطینی در این کشور همواره سعی داشت که این مناسبات را محدود نگاه کند.

    اما با توجه به استقبال گرم از نتانیاهو و کمتر دیده شدن تظاهرات ضد اسرائیلی در این کشور، به نظر می رسد که افکار عمومی هند تغییر عمده ای کرده است.

    البته ناگفته نماند دو کشور یکپارچگی متقارنی در منافع نسبت به هم دارند. اسرائیل تولید کننده و صادرکننده بزرگی در عرصه سیستم های نظامی پیشرفته است. صادرات سال گذشته این کشور به مرز 6.5 میلیارد دالر رسید.

    نتانیاهو در سفر اخیرش به هند موفق شد تا قرارداد فروش موشک های ضد تانک به ارزش تقریبی 500 میلیون دالر را با هند احیا کند. این قرارداد تا پیش از سفر نتانیاهو به این کشور در حالت تعلیق قرار داشت، زیرا هند به فکر توسعه و ساخت موشکی بومی خود بود. همچنین تجربه و دانش اسرائیل در توسعه صنعت زراعت در مناطق خشک بسیار با شرایط هند سازگار است. اسرائیل همچنین به هند پیشنهاد داده است تا نیروهای امنیتی این کشور را در عملیات ضد تروریستی آموزش بدهد.

    در حالیکه دلایل هند برای پیوستن به محوری که رضا ربانی از آن یاد کرده کاملا آشکار است، به نظر می رسد که عربستان سعودی هم با اظهار لطف به تل آویو در تلاش برای کسب رضایت واشنگتن می باشد.

    زمانی که باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین آمریکا موضعی همسان برای خود در قبال ایران گرفته بود، به شدت خشم خانواده سعودی را برانگیخته بود. دونالد ترامپ رئیس جمهوری فعلی آمریکا اما که در تلاش برای خنثی سازی سیاست های اوباما است، موضعی افراطی اتخاذ کرده تا توافقنامه هسته ای که میان شش قدرت جهانی و ایران پس از مشقت های بسیار به امضا رسیده را ملغی اعلام کند. این تلاش ترامپ موسیقی دل نشینی برای گوش های اسرائیل و عربستان سعودی بوده که همواره در تلاشند واشنگتن را علیه تهران بشورانند.

    آن دسته از پاکستانی ها هم که در زمان توییت های ضد پاکستانی ترامپ خود را دل داری می دادند که روابط ما با چین و عربستان سعودی محافظ ما هستند، بهتر است که از سرهایشان را از زیر برف بیرون آورند.

    سیاست های آشکارانه عربستان سعودی در طرفداری از اسرائیل و آمریکا، این کشور را به هند بیشتر نزدیک می کند. هر پیروزی برای هند در میدان نبرد در واقع یک باخت برای پاکستان است؛ البته و برعکس.

    از سوی دیگر گرچه چین به دنبال خنثی سازی هند است و از پاکستان حمایت می کند، اما این بدان معنی نیست که به پاکستان چک سفید می دهد. چین خود را درگیری منازعات پاکستان و هند نمی کند.

    یکی از عملکردهای دیپلماسی این است که از اتحاد قدرت های متخاصم جلوگیری بعمل آید و در عین حال برای تقویت امنیت خود وارد یک اتحاد دفاعی گردید. با این توصیف، می توان گفت که پاکستان در این زمینه ناکام بوده است.

    یک دلیل برای این ناکامی می تواند این باشد که کشور هند هم اکنون سوای از اینکه نقش کلانی در اقتصاد جهانی ایفا می کند، بلکه تمام دنیا به این کشور به دیده یک قدرت نوظهور می نگرد. در مقابل پاکستان است که به طور فزاینده ای به عنوان یکی از کشورهای صادر کننده تروریست و افراط گرایی در حال شهرت است. برای مثال، آزادی حافظ سعید که گفته می شود معمار اصلی حمله تروریستی به بمبئی هند در سال 2008 است، نشان از نقش دو گانه پاکستان می دهد.

    چین هم به دلیل ناتوانی و عدم اراده پاکستان برای تامین امنیت مهندسان و کارگران چینی که در پروژه های اقتصادی این کشور در پاکستان کار می کنند، بسیار ناراحت است. پکن بارها به مقامات پاکستانی توصیه کرده است تا ثبات سیاسی خود را باز یابند، عدم ثباتی که می تواند منجر به لغو پروژه کلان «دهلیز اقتصادی چین و پاکستان» گردد.

    به وضوح دیده می شود که دوستی برای تمام فصول پاکستان بخاطر عدم عملکرد سیاسی شریکش در حالت هشدار بسر می برد.

    عرفان حسین/پاکستان

  • مداخلات قدرت های منطقه عامل افزایش جنگ و ناامنی افغانستان!

    مداخلات قدرت های منطقه عامل افزایش جنگ و ناامنی افغانستان!

    در معادلات منطقه ای افغانستان به “بازی بزرگ” معروف است: تمام قدرت های بزرگ دنیا که ماهیت استعماری و استثماری دارند از بریتانیا گرفته تا شوروی سابق همه به نوعی طعم شکست در میدان جنگ افغان را چشیده اند.

    در برهه کنونی نیز به گواهی شواهد ایالات متحده نیز در جنگ افغانستان در یک باتلاق نافرجام گیر کرده و برای خروج آبرومندانه و بستن پرونده جنگ دنبال وضعیتی می گردد که نشان دهد در قاموس یک برنده کار ناتمام خود را به اتمام خواهد رساند.

    در این راستا اما به تازگی حکومت و نهادهای مسئول دستگاه سیاسی کنونی افغانستان همواره عامل اصلی جنگ و ناامنی در کشور را به مداخلات قدرت های منطقه ای به خصوص پاکستان و حمایت آنها از گروه های تروریستی نسبت داده است.

    رئیس جمهور غنی پس از حملات اخیر گروه طالبان، در سفرش به پکتیا، پاکستان و تلویحا روسیه را به دلیل حمایت های مالی و نظامی از طالبان به تشدید ناامنی در کشور متهم کرده است.

    آگاهان امور اما با تاکید بر ضعف و ناتوانی مسوولان حکومت از آنها می خواهند که به جای انتقاد از دیگران باید اداره کشور را بهبود بخشند چراکه ادامه جنگ و ناامنی در کشور نگرانی ها از افزایش رقابت و جنگ های نیابتی قدرت های منطقه ای و جهانی در کشور را بیشتر کرده است.

    این در حالی است که بحران جنگ و ناامنی در کشور تقریبا با گذشت هر روز پیچیده و گسترده تر می شود.

    روسیه هرچند اتهام حمایت از طالبان را تاکنون رد کرده اما این مساله مدت هاست که به نگرانی ها مبنی بر تشدید رقابت و جنگ های نیابتی قدرت های منطقه ای در کشور دامن زده است. همزمان، حکومت نیز به دلیل عدم دیپلوماسی فعال و موثر نتوانسته زمینه ی نگرانی و مداخلات این کشورها را برطرف کند.

    آگاهان با تاکید بر آوردن اصلاحات اساسی در نحوه اداره  کشور، مسوولان حکومت را متهم می کنند که به جای پاسخگویی به شهروندان، بیشتر به سفارت خانه و کشورهای بیرونی تعلق و پاسخگویی دارند.

  • واکنش های داخلی وخارجی به حمله تروریستی در مسجد امام زمان(ع) در کابل/ این رویداد باید یک جنابت جنگی قلمداد شود

    واکنش های داخلی وخارجی به حمله تروریستی در مسجد امام زمان(ع) در کابل/ این رویداد باید یک جنابت جنگی قلمداد شود

    وزارت خارجه امریکا و اتحادیه اروپا، این حمله را بزدلانه خوانده و گفته که تعهدشان با افغانستان پایدار است. آنتونیو گوتریش، دبیرکل سازمان ملل، ضمن تقبیح کردن این رویداد گفته که باید عاملان این گونه رویدادها محاکمه شوند.

    ارگ ریاست جمهوری و ریاست اجراییه، حمله بر مسجد امام زمان در غرب کابل را، جنایت ضد بشری خوانده اند.

    از سویی هم، شماری از فعالان مدنی ضمن محکوم کردن رویدادهای خونین اخیر به ویژه حمله بر مسجد امام زمان(ع) در کابل، از حکومت و جامعه جهانی می خواهند این رویداد ها را جنایت جنگی قملداد کنند. آنان از حکومت می خواهند برای جلوگیری از چنین رویداد های خونین در کشور، هر چه زودتر، افراد و حلقات نفوذی در سکتور های امنیتی را شناسایی و مجازات نماید.

    فعالان مدنی از حکومت می خواهند که در تعیین رهبری ارگان های امنیتی، از بازی های سیاسی خود داری کند.

    این در حالی است که در کمتر از یک هفته گذشته، افغانستان، گواه خونین ترین رویدادهای تروریستی بوده است.

    هر چند هفته گذشته نشست چهار جانبه گفت وگوهای صلح در مسقطِ عُمان بی نتیجه پایان یافته اما قرار است تا چند ماه دیگر این گفت وگوها تحت نام روند کابل، در پایتخت افغانستان برگزار شود. فعالان مدنی اما از حکومت می خواهند که در این زمینه یک باز بینی صورت گیرد.

    باید گفت رویدادهای خونینی که در کمتر از یک هفته اخیر به ویژه در مسجد امام زمان(ع) در ناحیه سیزدهم کابل به وقوع پیوسته در نوع خود کم پیشینه خوانده می شود. رویدادهایی که حاکی از تغییر تاکتیک های دشمن می باشد، روشی که به باور فعالان مدنی، گروه های مخالف حکومت افغانستان، پس از اعلان راهبرد تازه امریکا در پیش گرفته است.

     

     

  • پیکر شهدای حمله انتحاری روز گذشته به مسجد امام زمان(ع) به خاک سپرده شد

    پیکر شهدای حمله انتحاری روز گذشته به مسجد امام زمان(ع) به خاک سپرده شد

    قبرهایی که در دامنه کوه قوزیغ در غرب کابل کنده شده بود تا تعداد انبوهی از شهروندانی که حین فریضه نماز به طور بی رحمانه ای شهید شده بودند را برای همیشه به آغوش بکشد.

    جنازه شهید فصیحی، ملا امام مسجد امام زمان(ع) در میان تابوت هایی که با ناله و فریاد در حرکت بود دیده می شد. پدر شهید فصیحی نظاره گر دفن پسر بود، پدری که از چشمانش دیگر اشکی نمی بارید چراکه از شب گذشته با اینک در سوگ پسر عالمش گریسته بود و اکنون تنها با نگاهش به این همه بی درایتی و هرج و مرج در این کشور شلاق می زد.

    داستان دو پسر شهید فصیحی اما حکایت دیگری بود: حکایت بی پدر و یتیم شدن، اینکه دیگر نان آوری نیست. غبار یتیمی بر سرشان باریده و توان سخن گفتن ندارند. آن طرف تر برادر شهید از ولسوالی بهسود آمده تا برای آخرین بار برادر عالمش را ببیند.

    کمی آن طرف تر و در میان خانواده شهدا مادر و خواهران شهید مصطفی را می بینی که زجه کنان و با آه و ناله با پیکر این جوان ناکام وداع می کنند: شهید مصطفی نوجوانی بود که در حادثه المناک مسجد امام زمان(ع) در صف نماز گزاران بود و جام شهادت نوشید. پدر و برادر این شهید نیز درمیان زخمیان این رویداد و اینک بدون اطلاع از شهادت شهید مصطفی در شفاخانه بستر می برند.

    پیکر های شماری از شهدای رویداد خونین روز گذشته به مسجد امام زمان(ع) امروز شنبه به خاک سپرده شد.

    صدها تن از شهروندان در مراسم های تدفین شهدا حضور یافته، با بستگان شهدا ابراز غم شریکی کرده و به روح شهدا اتحاف دعا کردند.

    عالمان دینی نیز افزودند دشمنان دین و مردم افغانستان در تلاشند با هدف قرار دادن مراسمات دینی، اتحاد مردم را کم رنگ کنند.

    عالمان دین با اتحاف داعا به ارواح شهداء می گویند دشمنان دین و مردم افغانستان همواره با هدف قرار دادن مردم و اماکن دینی در تلاش اند تا آتش نفاق را در جامعه شعله ورتر نمایند اما وحدت و یکپارچگی مردم افغانستان هیچ گاهی ازبین نمی ورد بلکه استوارتر و مستحکم تر می شود.

    همزمان، شهروندان کشور از ضعف نهاد های کشفی و امنیتی انتقاد کردند.

     

  • گفت و گوهای چهار جانبه  صلح عمان: عدم حضور طالبان اما فشار مضاعف امریکا بر پاکستان!

    گفت و گوهای چهار جانبه  صلح عمان: عدم حضور طالبان اما فشار مضاعف امریکا بر پاکستان!

    نمایندگان کشورهای افغانستان، چین، پاکستان و امریکا در مسقط پایتخت عمان امروز گردهم آمدند تا یخ مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان را بشکنند. طالبان اما در این دور از مذاکرات چهارجانبه صلح که ششمین دور این گفت و گوها می باشد اشتراک نکرده اند.

    ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، هفته گذشته طی اظهاراتی گفته بود که طالبان تمایلی به شرکت در مذاکرات چهار جانبه صلح که در سال 2015 آغاز شد ندارد.

    این اولین دوره گفت و گوهای چهارجانبه صلح بعد از مرگ ملا اختر منصور، رهبر طالبان بعد از ملا عمر، که در ماه می سال 2016 میلادی در بلوچستان پاکستان و در حمله طیاره بدون سرنشین امریکا کشته شد، می باشد.

    گفت وگوهای صلح مسقط با موضوع صلح افغانستان اما از این باب که امریکا و پاکستان این بار نسبت به یافتن راه حلی دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ در افغانستان مصمم تر به نظر می رسند، حائز اهمیت است.

    این در حالی است که پنج دور قبلی مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان هیچ نتیجه ای در بر نداشته است.

    دونالد ترامپ بعد از  رهایی زوج کانادایی که قبلا توسط طالبان ربوده شده بودند، گفت:”همکاری دولت پاکستان نشانه ای است که به آرزوهای امریکا ارج می نهد.”

    موضع سخت ترامپ علیه پاکستان!

    به نظر می رسد سیاست “زردک و  سوته” امریکا نسبت به پاکستان در حال نتیجه دادن است. گفت و گوهای مسقط همچنین نشان می دهد که مقامات امنیتی پاکستان که سالهاست به حمایت از گروه های تروریستی و دنبال کردن جنگ نیابتی در افغانستان متهم اند اکنون درصدد اجابت خواسته های ترامپ می باشند.

    شکیب مستغنی، سخنگوی وزارت امور خارجه افغانستان، می گوید تمرکز اصلی گفت و گوهای مسقط روی مرور تعهدات پاکستان که در دوره های قبلی این مذاکرات سپرده شده بود، می باشد.

    فیاض محمد زلاند، استاد دانشگاه کابل، معتقد است از سر گیری مذاکرات چهار جانبه صلح دولت افغانستان با طالبان نشان می دهد که پاکستان فشارهای بین المللی را حس کرده است. اسلام آباد می خواهد به امریکا اطمینان دهد که برای کشاندن طالبان به میز مذاکرات، با کابل همکاری می کند.

    وی تاکید می کند پاکستان درصدد است به امریکایی ها نشان دهد که در پروسه صلح افغانستان با طالبان می خواهد سهم خود را انجام دهد.

    هیات پاکستانی اشتراک کننده در گفت و گوهای صلح مسقط توسط تهمینه جانجوا، سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان، رهبری می شود.

    وزیر امور خارجه پاکستان، خواجه آصیف، نیز به تازگی به رسانه های امریکایی گفته که نسبت به گفت و گو های مسقط خوشبین است.

    وی تاکید کرد:” گفت و گو های چهار جانبه صلح دوباره آغاز شده و این چیزی است که ما به آن امیدواریم.”

    این در حالی است که کارشناسان و چهره های سیاسی افغانستان امیدی به مثمر ثمر بودن گفت و گوهای صلح مسقط ندارند و معتقداند که پاکستان از حمایت گروه های تروریستی مانند شبکه حقانی دست بر نمی دارد.

     

  • آمریکا افغانستان را ترک نخواهد کرد

    آمریکا افغانستان را ترک نخواهد کرد

    زمانی که باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین آمریکا از طرح خروج سربازان آمریکایی از افغانستان سخن گفت، تصمیم بر این بود تا تعداد کمی از این سربازان اما سربازان ویژه در افغانستان بمانند تا از منافع آمریکا در افغانستان محافظت نمایند؛ که البته اولین و مهمترین دلیل برای ماندن در افغانستان در آن موقع حفظ قدرت نفوذ آمریکا بود، زیرا اگر دوباره درگیری ها در افغانستان شروع گردد، این منافع قطعا به خطر می افتاد.

    دلیل دوم اهمیت افغانستان برای آمریکا، موقعیت جغرافیایی-سیاسی افغانستان است، به ویژه اینکه افغانستان تنها پایگاه نظامی پنتاگون در آسیای مرکزی محسوب می شود.

    دلیل سوم این است که آمریکا از این طریق می تواند ایران، پاکستان، چین و بسیاری از جمهوری های سابق شوروی و حتی روسیه را تحت نظارت خود داشته باشد.

    و دلیل آخر ولی بسیار مهم، این است که آمریکا می تواند از معادن بکر و دست نخورده افغانستان استفاده کند. در حاشیه نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دونالد ترامپ و محمد اشرف غنی با یکدیگر دیدار داشتند که در این دیدار طرفین به توافق رسیدند که آمریکا در استخراج و توسعه معادن افغانستان به افغانستان کمک کند.

    طرفین در این دیدار بر اهمیت ذخایر معدنی افغانستان که کاملا دست نخورده می باشند تاکید کردند.

    کاخ سفید در بیانیه ای گفت: “طرفین به این توافق رسیدند که این گونه ابتکارات در قسمت معادن افغانستان، شرکت های آمریکایی را قادر به ساخت و توسعه مواد حیاتی برای امنیت ملی آمریکا می کند و از طرفی دیگر به رشد اقتصاد افغانستان کمک می کند و فرصت های شغلی زیادی برای دو کشور ایجاد می کند. از این رو از آنجایی که افغانستان بیشتر متکی به خود می شود، بخشی از هزینه های آمریکا برای حمایت افغانستان کاسته و تسویه می گردد.”

    براساس یک ارزیابی که آمریکا از معادن افغانستان انجام داده، ارزش تقریبی معادن افغانستان به شمول معادن طلا و سنگ های قیمتی و دیگر مواد فلزی حیاتی برای ساخت تکنالوجی های مدرن مانند لیتیوم به یک تریلیون دالر می رسد. براساس گزارشی از رویترز، استخراج معادن افغانستان بسیار دشوار است و فرایندی پر هزینه دارد، و از آنجایی که بسیاری از این معادن غنی در ولایت هلمند که بیشتر تحت حاکمیت طالبان است، معدن کاران را مجبور ساخته که به دنبال استخراج دیگر معادن افغانستان بروند.

    آمریکا هم که طی جنگ 16 ساله اش در افغانستان نزدیک به 116 میلیارد دالر هزینه کرده، به دنبال استثمار این معادن برای جبران مصارف خودش می باشد.

    در همین حال مقامات افغانستان و غرب بسیار به معادن افغانستان به دیده مثبت می نگرند و امیدوارند که این معادن بتواند استقلال اقتصادی برای افغانستان به ارمغان بیاورد. اما عدم وجود زیر ساخت های لازم و لوجستیکی مانند جاده و راه های ارتباط ریلی مانعی برای استفاده از این معادن و ایجاد فرصت های اقتصادی شده است. افزایش فعالیت های شورشیان، فساد در سطح رهبری و بروکراسی از دلایل عمده برای دولت کابل است که نتوانسته حاکمیت خود را فراتر از کابل برساند.

    یک سند دولتی که سال گذشته در کنفرانس بروکسل ارائه شد، آمده است: “در حال حاضر ظرفیت کمی برای رشد و تقویت خود کفایی دولت افغانستان در توسعه وجود دارد.” پروژه های بزرگ مانند معدن مس عینک که توسط کنسرسیوم چین در حال توسعه بوده، همچنان متوقف مانده است.

    «لی فوگلمن» رئیس بانک بازرگانی هانام و شرکا در لندن می گوید: “در حال حاضر کار استخراج معدن در افغانستان صفر است و کاوش بسیار اندکی نیز در این زمینه می شود.”

    گرچه در حال حاضر استخراج معدن در سطح کوچک و یا متوسط در حال انجام است، اما بسیاری از این معادن تحت کنترل کامل دولت نیست و زورمندان محلی از آنها بهره می جویند.

    اوایل سال جاری مقامات افغانستان در گفتگو با مقامات آمریکایی برای افزایش عواید افغانستان، ایده کسب درآمد از معادن سرشار و غنی افغانستان که به یک تریلیون دالر می رسد را مطرح کردند.

    اگر بخواهیم اهداف آمریکا از تسلط بر دنیا و استثمار معادن توسط این کشور را سر در بیاوریم، نیازی نیست که سراغ مقاله های طولانی و بلند برویم، فقط کافی است که سری به چند خط از کتاب ریچارد نیکسون رئیس جمهوری اسبق آمریکا بزنیم تا نیت و انگیزه واقعی آمریکا را بدانیم.

    ریچارد نیکسون در کتابش تحت عنوان «جنگ واقعی» می نویسد: “ساده لوحانه خواهد بود اگر فکر کنیم که جنگ جهانی دیگر بخاطر دفاع از دنیای آزاد است، در حالیکه این جنگ هم اکنون نیز جاری است. اگر آمریکا متحدان خود و یا مناطق استراتژیک نظامی اش در سراسر دنیا و یا مناطقی که سرشار از معادن هستند را ترک کند و یا کنترل راه های دریایی و جریان های نفتی را از دست بدهد، می توانیم بگوییم که دنیای آزاد نه تنها در جنگ شکست خورده است، بلکه حتی وجود دنیای آزاد نیز در خطر می باشد.”

    مناطق بسیاری در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین سرشار از منابع غنی هستند و دارای ذخایر اقتصادی وانسانی بسیاری می باشند، در حالیکه تمامی این کشورها فقیر هستند، زیرا تمامی آنها از لحاظ اقتصادی و یا سیاسی کنترل می شوند. لیست کشورهایی که آمریکا در آنها دخالت کرده و یا دولت آنها را سقوط داده بیش از اندازه ای است که بتوان آنها را یادداشت کرد.

    رهبران آمریکایی هرگز نتوانسته اند انگیزه شان از کنترل دنیا و کنترل ذخایر معدنی جهان را پنهان نگه دارند.

    محمدجمیل-لاهور

  • “علی‌خان شایسته است اما یک مشکل وجود دارد که او هزاره است…”/ واکنش ها به رفتار قوم‌گرایانه یک مقام اداره امور ریاست جمهوری

    “علی‌خان شایسته است اما یک مشکل وجود دارد که او هزاره است…”/ واکنش ها به رفتار قوم‌گرایانه یک مقام اداره امور ریاست جمهوری

    در پیوند به افشای این سند، واکنش های فراوانی در فضای مجازی و حقیقی رخ داد که اکثر کاربران شبکه های اجتماعی این اقدام کارمند اداره امور را نکوهش کردند.

    در تازه‌ترین واکنش‌ها به این سند، رحمت الله نبیل، رئیس پیشین ریاست امنیت ملی با نشرعکس 12 ماده ای سند، آن را “شرم آور” خوانده است.

    آقای نبیل در توییترش نوشته است که شرم بر کسانی که افغانستان را به سمت قوم گرایی و دیکتاتوری می برند و مانع اصلاحات می شوند.

    عمر زاخیلوال، سفیر افغانستان در پاکستان نیز نسخه‌ای از این سند را در صفحه توییترش منتشر کرده و نوشته که “هیچ پشتونی با چنین چیزی خوشحال نمی‌شود”.

    آقای زاخیلوال افزوده که هر کسی که در کشور به تفرقه دامن می‌زند، به همان اندازه “دشمن” قوم خود است که دشمن قومی دیگر. او تاکید کرده که اگر درستی این سند ثابت شود، لازم است محکوم شود.

    آصف آشنا، فعال سیاسی و یکی از سخنگویان پیشین عبدالله عبدالله، رئیس اجرائی حکومت وحدت ملی، در فیسبوک درز کردن این سند را “تکان‌دهنده و شرم‌آور” خوانده و افزوده که این سند بخشی از آن چه را که او “استراتژی‌ تباری” اطرافیان آقای غنی می‌خواند، بیان می‌کند.

    درز کردن این راهنمای دوازده ماده‌ای در برخی از رسانه‌ها هم واکنش برانگیخته است. از جمله روزنامه اطلاعات دیروز سرمقاله و یک مقاله خود را به همین موضوع اختصاص داد و مدعی شد که در اداره امور قومگرایی تشویق می‌شود.

    نسخه‌ای از این سند میان کاربران شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود و شماری از کاربران آنچه را که “رویکردهای قومگرایانه کارمندان ارشد دفتر ریاست جمهوری” می‌خوانند، محکوم کرده‌اند.

    براساس آنچه که در این سند به زبان پشتو آمده، از چند کارمند پشتون نام برده شده و گفته شده که از آنها باید حمایت صورت گیرد و مجوز ورود به کاخ ریاست جمهوری تنها به کسانی داده شود که “قابل اعتماد باشند و نه مخالف ما”.

    در بخشی از این سند نام‌های چند کارمند غیرپشتون ذکر و تذکر داده شده که برکنار و به جای آنها افراد پشتون تعیین شوند؛ چرا که یا با “تیم” مورد نظر سند همکاری نمی‌کنند یا افرادی از اقوام دیگر را استخدام می‌کنند. اگرچه دست‌کم در مورد یکی از آنها گفته شده که در کارش شایستگی دارد. در ماده 5 این سند این گونه نوشته شده است: “علی در کارش شایسته است اما یک مشکل وجود دارد که او هزاره است… .”

    در چند جای این سند از ضمیر “ما” استفاده شده که ظاهراً به گروهی از کارمندان پشتون‌تبار اداره ریاست جمهوری اشاره دارد. در سند تاکید شده که زمینه دستیابی این افراد و “دوستان” آنها به سمت‌های “خوب” و دارای امکانات بهتر فراهم شود.

    این گروه تشویق شده که روابط خود را با اشرف غنی، رئیس جمهوری و افراد نزدیک به او و همچنین وزیرانی که “مورد پسند” رئیس جمهوری هستند، افزایش دهند.

    در یکی از مواد این راهنما به این موضوع اشاره شده که پشتون‌های هراتی، که پشتو نمی‌دانند و همچنین افرادی از اقوام تاجیک و ازبک که “مطلقاً مطابق خواست‌ها کارکنند به گونه نمونه” در دفتر اداره امور ریاست جمهوری استخدام شوند تا “مردم فکر کنند که از هر قوم کسی در این جا حضور دارند”.

    پیش از این منتقدان اشرف غنی، از جمله عبدالرشید دوستم، معاون اول او از او به صورت صریحی انتقاد کرده و مدعی شده که آقای غنی تمایلات قوم‌گرایانه دارد و در کارهای دولتی هم از این تمایلات پیروی می‌کند، اما رئیس جمهوری افغانستان این انتقادها را رد کرده است.