برچسب: صلح افغانستان

  • یک هیأت طالبان از قطر به اسلام آباد سفر کرده است

    یک هیأت طالبان از قطر به اسلام آباد سفر کرده است

    سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر در رشته‌ توییت‌هایی از سفر یک هیأت از دفتر قطر این گروه به ریاست ملا عبدالغنی برادر به پاکستان خبر داد.

    شاهین گفت این هیأت به دعوت وزارت خارجه پاکستان روز یک‌شنبه، دوم سنبله، به اسلام‌آباد سفر کرده است.

    سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر می‌گوید این هیأت با مقامات بلندپایه پاکستانی درباره آخرین جزییات روند صلح افغانستان، مساله مهاجران، فراهم‌سازی سهولت در رفت‌وآمد مردم و تجارت بین دو کشور و دیگر مسایل گفت‌وگو خواهد کرد.

    هیأت دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر در حالی به پاکستان سفر می‌کند که وزارت خارجه این کشور بر شماری از رهبران طالبان از جمله ملابرادر «تعزیرات» وضع کرده است.

    تحریم‌ها شامل ضبط دارایی‌ها، محدودیت سفر و حمل اسلحه می‌شود.

    وزارت امور خارجه وضع «تعزیرات» بر شماری از رهبران طالبان و شبکه حقانی از سوی پاکستان را «یک انکشاف» مهم می‌خواند.

    گران هیواد، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت اعلامیه وزارت خارجه پاکستان در مورد تطبیق «تعزیرات» بر رهبران طالبان با درنظرداشت قطع‌نامه سازمان ملل متحد، یک «انکشاف» مهم است و وزارت خارجه آن را یادداشت کرده است.

    هیواد افزود بعد از ارزیابی همه‌جانبه نتیجه‌گیری‌ها در این مورد اعلام می‌شود.

  • طالبان: تحریم مقامات طالبان از سوی پاکستان مانع گفت و گوهای صلح می شود

    طالبان: تحریم مقامات طالبان از سوی پاکستان مانع گفت و گوهای صلح می شود

    دفتر سیاسی طالبان اعلام کرد «تحریم سران طالبان» مانع مذاکرات صلح می‌شود.

    پاکستان دیروز اعلام کرد سران طالبان از جمله ملاعبدالغنی برادر و سراج‌الدین حقانی را تحریم کرده است.

    بربنیاد گزارش‌ها، جایدادهای ملا برادر و سراج‌الدین حقانی در پاکستان بلوکه می‌شود؛ بر سفر‌های‌شان محدودیت وضع می‌شود و حق نگهداری اسلحه را هم نخواهند داشت.

    سهیل شاهین سخنگوی دفتر طالبان در قطر گفت آن‌ها در آستانۀ مذاکرات بین افغان‌ها قرار دارند و در این مرحله نیاز به سفرها است. او افزود طبعاً این اقدامات پاکستان می‌تواند مانع پروسه صلح شود.

    بر اساس این گزارش‌ها، پاکستان این تعزیرات را بر اساس قطعنامۀ ۲،۲۵۵ سال ۲۰۱۵ شورای امنیت سازمان ملل متحد بر این دو تن وضع کرده است.

  • صلح افغانستان و بازی جدید در آسیای میانه

    صلح افغانستان و بازی جدید در آسیای میانه

    پس از حملات ۱۱ سپتامبر بر مرکز تجارت جهانی، جورج بوش رییس‌جمهور امریکا شدت خشم‌اش را با این جمله ابراز کرد: «یا با ما و یا در مقابل ما.» دیک چینی معاون رییس‌جمهور و دونالد رامسفلد وزیر دفاع از نومحافظه‌کارانِ جمهوری‌خواه همواره به رییس‌جمهور بوش گوشزد می‌کردند تا به هر نحو ممکن، ایالات متحده امریکا قدرت و صلابتِ خود را به کشورهای سرکش همچون عراق، نشان بدهد. احتمالا بوش پسر به همین دلیل در اوج قدرت امریکا جنگ در دو جبهه را آغاز کرد. حمله به افغانستان در همسایگی با آسیای میانه و حمله به عراق در دل خاورمیانه از جنگ‌های پرهزینه‌ای بودند که امریکا تاکنون در آن گیر مانده است.

    با پایان دو دور ریاست‌جمهوری بوش، بارک اوباما از حزب دموکرات پس از پیروزی در نخستین سفرهای خارجی‌اش در ۶ اپریل ۲۰۰۹ نخست به انقره پایخت ترکیه و بعد به قاهره پایتخت مصر و به دنبال آن به جاکارتا پایتخت اندونیزیا سفر کرد. وی در این سفرها بیش‌تر از هر چیز بر گفت‌وگو با جهان اسلام، استفاده از دیپلماسی به‌جای نیروی نظامی و نیز ائتلاف‌جهانی کشورها به رهبری ایالات متحده سخن زد. چنانچه در یکی از سخنرانی‌هایش گفت: «وقتی توان خویش را برای ساختن ائتلاف‌ها استفاده می‌کنیم و بعد نمی‌گذاریم که احساس ترس ما چشمان ما را در برابر فرصت‌هایی که عصر جدید فراهم آورده، بپوشاند.» در آن زمان احتمالا کلان‌ترین تشویش کاخ سفید علاوه بر مقابله با تروریزم، هزینه‌ای تداوم و گسترش جنگ‌های بی‌پایانی بود که اوباما قادر نشد –آن‌گونه که وعده داده بود- آن‌ها را پایان دهد. افزون بر افغانستان و عراق، جنگ سوریه چنان ویرانگر شد که اوباما باری گفت: «جنگ سوریه موهای سرم را سفید کرد.»

    در تلاطم جنگ‌های ناتمام، اوباما هنوز چند سالی از حکومت‌اش نگذشته بود، در ۱۷ نوامبر ۲۰۱۱ در سفرش به استرالیا اعلام کرد: «امریکا قصد دارد منطقه‌ای آسیا-پسیفیک را به اولویت سیاست خارجی خود تبدیل کرده و توجه بیش‌تری به آن معطوف دارد.» برمبنای این استراتژی، قرار شد امریکا ۶۰ درصد از تمرکزش را بر آسیا-پسیفیک معطوف بدارد. گویی که تهدیدی خطرناک‌تر از جنگ با تروریزم در کمین است. در سال ۲۰۱۷ دیری نگذشته بود رییس‌جمهور ترمپ، چین را به‌عنوان تهدید بر ایالات متحده قلمداد کرد. تهدیدی که احتمالا دکترین اوباما ۶۰ درصد از تمرکزش را بر آسیا-پسیفیک به همین منظور معطوف کرده بود؛ منطقه‌ای که بیش‌ترین تردد چین از همین جغرافیا صورت می‌گیرد. دونالد ترمپ یک سال بعد در سال ۲۰۱۸ جنگ تجاری را علیه چین به راه انداخت که علاوه بر دو غول اقتصادی،‌ رشد اقتصادی و تجارت‌ جهانی را نیز متأثر ساخت. از پی‌گیری استراتژی‌های امریکا معلوم می‌شود که در حال حاضر مهم‌ترین تهدیدی که امریکا را نگران کرده تروریزم نه، بل ظهور بی‌پیشینه‌ای چین در جهان است. از این رو ایالات متحده تنها با جنگ‌ تجاری ‌به‌دنبال چین نیست، بلکه در هر گوشه‌ای از جهان پی‌گیر آن است.

    در این اواخر آسیای میانه هم شاهد استراتژی جدید امریکا بود. چنانچه با پایان سفر «مایک پمپئو» وزیر خارجه امریکا به آسیای میانه، وزارت خارجه آمریکا به تاریخ ۵ فبروری ۲۰۲۰ استراتژی‌ای را زیرا عنوان «استراتژی ایالات متحده برای آسیای میانه ۲۰۱۹-۲۰۲۵، تقویت حاکمیت و چشم‌انداز شکوفایی اقتصادی» اعلام کرد که موارد عمده‌ای آن بر «حمایت و تقویت حاکمیت و استقلال دولت‌های آسیای میانه در سطح ملی و منطقه‌ای، کاهش تهدیدات تروریستی، توسعه و حفاظت از ثبات در افغانستان، تشویق اتصال آسیای مرکزی و افغانستان به جنوب آسیا و تقویت سرمایه‌گذاری امریکا در آسیای میانه» تأکید دارد. با توجه به این، آیا بدون پایان جنگ و برقراری صلح در افغانستان، چنین رویایی برآورده خواهد شد؟ آیا آسیای میانه می‌تواند در روند صلح افغانستان نقشِ سرنوشت‌ساز را بازی کند؟ و آیا امریکا به هدف نقش آسیای میانه در برقراری صلح در افغانستان به‌دنبال آن است، و یا بازی جدیدی در راه است؟

    آنچه که از پی‌گیری اولویت‌های استراتژی ایالات متحده به‌نظر می‌رسد، این کشور در هر کجای جهان به‌دنبال چین است. هفته‌ی قبل در سفرِ مایک پامپئو، وزیر خارجه امریکا به کشورهای اروپای شرقی ظاهرا از پیش‌گیری تهدیدات روسیه چیزهای گفته شد، اما وزیر خارجه امریکا صراحتا از تهدید و خطرات احتمالی چین به‌ویژه از زیربنای تکنولوژی (شبکه‌ی ۵ جی) آن کشور یادآوری کرد: «فکر می‌کنم تمام جهان اکنون به‌وضوح می‌بینند که حزب کمونیست چین قصد دارد از زیربنای تکنولوژی خود به هدفی استفاده کند که هیچ تکنولوژی دیگری در جهان آن را انجام نمی‌دهد: دقیقا آن را وابسته به دستگاه استخباراتی و نظامی استفاده می‌کند.» سخن‌گوی وزارت خارجه چین اما در پاسخ به این گفته‌های مایک پامپئو بیان داشت: «وی هرجا که می‌رود همیشه ویروس سیاسی و معلومات نادرست را پخش می‌کند!» با توجه به این،‌ استراتژی جدید ایالات متحده امریکا پیرامون آسیای میانه در پی چیست؟

    در حال حاضر چین بیش‌ترین سرمایه‌گذاری را در آسیای میانه کرده است، تا جایی که روسیه را به‌لحاظ سرمایه‌گذاری به عقب کشیده است. مهم‌تر از آن پروژه «کمربند و راه» ظاهرا یک پروژه‌ای اقتصادی است، اما در واقع یک پروژه‌ای سیاسی توسعه‌طلبانه‌ای چین به‌حساب می‌رود. چین تا پایان جنوری ۲۰۲۰ نزدیک به ۲۰۰ سند همکاری مرتبط به پروژ‌ه‌ی کمربند و راه را با ۱۳۸ کشور و ۳۰ سازمان بین‌المللی امضا کرده است. خطوط لوله گاز از آسیای مرکزی به چین به‌عنوان یکی از پروژه‌های بزرگ خط لوله‌ای در جهان است که در سال ۲۰۰۹ افتتاح شد. این خط لوله‌ای، گاز را از ترکمنستان و از طریق ازبیکستان و قزاقستان به چین انتقال می‌دهد.

    آسیای میانه از لحاظ ذخایر و منابع انرژی (نفت و گاز) پس از خاورمیانه جایگاه دوم را در سطح جهان دارد. افزون بر نفت و گاز، اورانیم، المونیم، ذغال سنگ، طلا و مس از ذخایر مهم معدنی این منطقه به‌شمار می‌روند. چین از جمله کشورهای است که شدیدا به ذخایر دست‌نخورده‌ای آسیای میانه نیاز دارد. احتمالا ایالات متحده، استراتژی ۲۰۱۹-۲۰۲۵ برای بازی جدید علیه غولِ اقتصادی چین روی دست گرفته است تا دردسری باشد بر پروژه‌های کلان و رویایی آن. برمبنای این استراتژی امریکا تا کنون نزدیک به ۹ میلیارد دالر با کشورهای آسیای میانه در بخش‌های صلح، امنیت، اصلاحات دموکراتیک، رشد اقتصادی و نیازمندی‌های بشری کمک کرده است. همچنان حدود ۵۰ میلیارد دالر از سوی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول به‌گونه‌ای قرضه و کمک‌های تخنیکی به کشورهای آسیای میانه پرداخت شده است. همین اکنون سکتور خصوصی امریکا حدود ۳۱ میلیارد دالر در بخش‌های مختلف در کشورهای آسیای میانه سرمایه‌گذاری کرده است.

    جاده ابریشم و یا همان مسیر «یک کمربند و یک راه» در دل آسیای میانه قرار گرفته است. از این‌رو چین سرمایه‌گذاری‌های زیادی را در آسیای میانه کرده است. شرکت پتروچاینا بزرگ‌ترین پروژه‌ای انتقال گاز از ترکمنستان به چین را به عهده دارد. تاجکستان برای ساخت نیروگاه حرارتی دوشنبه-۲، یک معدن طلا را با ذخایر ۵۰ تُن «برای مدت نامعین» به چین تحویل داده است. مجتمع پارلمان تاجکستان به ارزش ۳۵۰ میلیون دالر به کمک چین ساخته شده است. بر علاوه برخی از زیرساخت‌های مهم، مانند جاده‎ها، نیروگاه‌های حرارتی و نوسازی استیشن‌های برق توسط قرض‌های چین شروع به فعالیت کرده‌ است. در کل حجم سرمایه‌گذاری مستقیم چین در تاجکستان از مرزِ ۲.۶ میلیارد دالر عبور کرده. درحالی‌که سرمایه‌گذاری روسیه در تاجکستان از مرز یک میلیارد دلار عبور نکرده است. تلاش‌های چین بر این است تا تولیدکنندگان دیگر در تاجکستان و قرغیزستان، جای پای چین را نگیرند.

    در این میان اما در استراتژی ایالات متحده پیرامون آسیای میانه مسأله‌ای صلحِ افغانستان جا داده شده است. برعلاوه زلمی خلیل‌زاد نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در تویتی گفته است: «یک افغانستان باثبات و مرفه برای صلح، امنیت و رفاه در آسیای میانه مهم است؛ یک آسیای میانه‌ی متشکل از دولت‌های بااقتدار و مستقل که مشترکا با افغانستان برای اتصال با آسیای جنوبی کار کنند به نفع منطقه و ایالات متحده است.»

    بازی را که ایالات متحده در آسیای میانه راه‌اندازی کرده است در صورتی که بتواند بر بلندپروازی‌های چین فایق آید، احتمالا در این چارچوب صلحِ افغانستان تا جایی معنای پیشرفت را پیدا می‌کند، در غیر آن ظرفیت‌های که بتواند بر اهداف چین هم در آسیای میانه و هم در ترکستان شرقی دردِ سرساز باشد، به‌ویژه در افغانستان بسیار است. وقتی دولت افغانستان اعلام می‌کند که ۲۲ گروه تروریستی وجود دارد و بعد ایالات متحده -احتمالا‌ دولت افغانستان- با یک گروه آن که همانا طالبان‌اند بابِ توافق را باز کرده‌اند، معنایش چیست؟ گویی که تروریزم رویایی بود که هیچ‌گاه واقعیت‌اش در جنگ امریکا تعریف و معلوم نشد، و اما بازی جدید در آسیای میانه، در صورت گسترده‌شدن احتمالا بن‌بست سیاسی-نظامی در افغانستان را پیچیده‌تر سازد.

    اطلاعات روز

  • نقش عربستان در پروسه صلح  افغانستان

    نقش عربستان در پروسه صلح افغانستان

    به گفته‌ی برخی از تحلیل‌گران، اگر پاکستان مادر طالبان است، عربستان پدر آنان است. عربستان از معدود کشورهایی بود که حکومت طالبان را به رسمیت شناخت و براساس برخی تحلیل‌ها و گزارش‌ها طالبان به کمک‌های عربستان در این مدت شدیدا وابسته بوده است.

    پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که آیا دخالت‌های عربستان در افغانستان و حمایت این کشور از گروه‌های جهادی، طالبان و بنیادگرایی اسلامی برای دفاع ارزش‌های اسلامی در افغانستان بوده است و یا این‌که اهداف دیگری را در پی دارد؟ عربستان سعودی در افغانستان، اهداف و منافع خاصی را دنبال می‌کند که این اهداف از یک طرف با توجه به همسویی عربستان و امریکا تعیین می‌شود و از جانب دیگر خواسته‌های دولت سعودی را در پی دارد. افغانستان با توجه به چهار دلیل برای این کشور اهمیت دارد:

    اول این‌که عربستان سعودی خواهان رهبری بر جهان اسلام است. این خواسته عربستان، سبب شده تا این کشور حضور خود را در افغانستان حتمی بداند. دومین دلیل حضور این کشور در افغانستان به رقابت‌های منطقه‌ای عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران برمی‌گردد. سعودی‌ها می‌دانند که نفوذ آنان در افغانستان در رقابت آنان با ایران از اهمیت جدی برخوردار است.

    سومین دلیل عربستان برای دخالت در افغانستان حمایت از سیاست‌های پاکستان در منطقه به‌عنوان متحد و هم‌پیمان این کشور است. و سرانجام ترویج و تبلیغ ارزش‌های اسلام بینادگرایانه و سلفی‌گری در افغانستان.

    عربستان به‌عنوان سرزمین وحی، همیشه از موضع دینی خواسته است ارزش‌های اسلام سلفی را در افغانستان گسترش دهد. این کشور به‌عنوان خاستگاه دین اسلام می‌تواند بر تحولات کشورهای اسلامی تأثیرگذار باشد که این تأثیرگذاری یا مثبت است و یا منفی.

    عربستان سعودی از جمله کشورهای مهم منطقه‌ای است که حضور خود را در پروسه صلح افغانستان الزامی می‌داند و هر گونه انزوا را در تحولات افغانستان به ضرر خود محاسبه می‌کند. این کشور نمی‌خواهد در روند صلح افغانستان در حاشیه قرار گیرد؛ زیرا در حاشیه‌بودن عربستان به سود رقیبان منطقه‌ای او یعنی ایران و قطر تمام می‌شود. ایالات متحده امریکا در دوره اوباما بیش‌تر با کشور قطر رابطه دوستانه داشت تا عربستان که این خود برای عربستان گران تمام می‌شد.

    اما دوره ترمپ رابطه امریکا و عربستان بیش‌تر دوستانه شد. عربستان ترمپ را نزدیک‌تر از اوباما یافت. ترمپ در نخستین سفر خود به عربستان استقبال گرم شد و هدایای گران‌بها دریافت کرد. کشور سعودی یک بار دیگر توجه امریکا را به خود جلب کرد و ترمپ را کاملامتقاعد کرد و زمینه‌های حضور خود را در پروسه صلح افغانستان و طالبان دوباره فراهم گردانید.

    عربستان همان‌گونه که از حکومت اشرف غنی اعلام حمایت کرد، در مورد روند صلح افغانستان نیز ابراز همکاری کرد. در سال گذشته در گردهمایی علمای اسلامی که در عربستان برگزار شد، برای نخستین بار از دولت افغانستان حمایت جدی صورت گرفت و به‌نحوی از فعالیت‌های خرابکارانه طالبان برعلیه دولت افغانستان سلب مشروعیت شد. این امر برای گروه طالبان به‌شدت سخت و ناخوشایند تمام شد.

     با توجه به جایگاه و پایگاهی که عربستان سعودی در جامعه افغانستان دارد، این کشور می‌تواند در روند صلح افغانستان نقش اساسی بازی کند. منتها این مسأله برمی‌گردد به سیاست دولت سعودی که می‌خواهد نقش مخرب داشته باشد و یا نقش سازنده. کشور عربستان با در نظرداشت محورهای ذیل می‌تواند در پروسه صلح افغانستان تأثیرگذار باشد:

    جایگاه عربستان در اعتقادات دینی جامعه افغانستان

    عربستان سعودی جایگاه بلندی از لحاظ اعتقادات دینی در میان مردم افغانستان دارد. محل برگزاری حج که یکی از ارکان عبادی مسلمانان است، در این کشور موقعیت دارد و همچنین کعبه که قبله مسلمانان است در شهر مکه قرار داد و مقبره حضرت پیامبر (ص) در شهر مدینه. مردم افغانستان نسبت به مردمان عرب، نگاه ویژه‌ای دارند و آنان را تا حدودی انسان مقدس در نظر می‌گیرند. بسیاری از مردمان ما رفتن به عربستان را آرزوی خود می‌دانند و برای زیارت مکان‌های مقدسه، حاضرند هزینه‌های هنگفتی را به مصرف برسانند. این موقعیت عربستان در تلقی مردم افغانستان می‌تواند در تحولات افغانستان و به‌ویژه در صلح کشور ما تأثیرگذار باشد.

    حمایت عربستان از جهادگرایان افغانستان

    چنانچه قبلا مطرح شد عربستان سعودی از عمده تمویل‌کنندگان مجاهدان افغانستان بود. این کشور در دوران جهاد مردم افغانستان از جمله متحدین سرسخت ایالات متحده امریکا بود و حمایت این کشور از جهادگرایان افغانستان با روابط این دو کشور بی‌ربط نبود. اما آنچه که مهم است نظر مجاهدان افغانستان نسبت به نقش عربستان در تحولات کشور ما است. مجاهدان که بخش مورد توجه مردمان افغانستان را تشکیل می‌دهند این کشور را به‌عنوان حامی ارزش‌های اسلامی در افغانستان می‌شناسند. با توجه به این‌که نقش جهادگرایان افغانستان در پروسه صلح برجسته است، عربستان سعودی می‌تواند از این طریق بر روند صلح افغانستان تأثیرگذار باشد.

    رابطه عربستان با القاعده و طالبان

    یکی دیگر از محورهای نقش عربستان در تحولات افغانستان به‌خصوص پروسه صلح، این است که عربستان در کنار پاکستان، امریکا و امارات متحده عربی از جمله کشورهایی محسوب می‌شود که با طالبان همسو بوده و در زمان حاکمیت طالبان همواره از این گروه حمایت کرده است. حمایت‌های عربستان از جریان‌های تروریستی تندرو مستقر در افغانستان و فعال در سایر نقاط خاورمیانه و جهان اسلام، یکی از عوامل اصلی خشونت‌های چند ساله پسین در افغانستان، منطقه و جهان خوانده می‌شود. مؤلفه‌های فوق پای عربستان را به‌نحوی به روند صلح افغانستان می‌کشاند.

    آنچه که مهم است این است که موضع عربستان در پروسه صلح افغانستان منفی است یا مثبت؟ حکومت عربستان بار ها تأکید کرده که از روند صلح افغانستان حمایت می‌کند. برخی از کارشناسان هم باورمندند که در سیاست‌های رسمی دولت افغانستان، به عربستان همچنان به‌عنوان یک کشور معتمد و صادق در عرصه صلح نگاه می‌شود. این در حالی است که عربستان پیش از این به حمایت از تروریسم در افغانستان، منطقه و جهان متهم بوده است. رژیم ریاض، یکی از سه دولتی بود که در زمان سلطه طالبان «امارت اسلامی» را به‌عنوان دولت رسمی افغانستان به رسمیت شناخت.

    پیشینه‌ی عملکرد دولت عربستان در تحولات افغانستان، به‌خصوص پروسه صلح، نشان‌دهنده نقش تخریبی این کشور در قبال کشور ماست:

    ۱. عرب‌ها تمام هزینه‌های جنگی القاعده و طالبان را که مردم افغانستان را به خاک و خون کشانده‌اند، تمویل می‌کردند. این کشور حتا در دوره پس از سقوط امارت طالبان، بخش عظیمی کمک‌های پولی را در اختیار طالبان قرار دادند و هیچ سهمی در بازسازی افغانستان نگرفتند. کشور سعودی در طول سال‌های که پروسه صلح افغانستان روی دست گرفته شده است، هیچ‌گونه اقدام عملی و سازنده انجام نداده است و به‌عنوان کشوری که در ویرانی‌های افغانستان دست داشته و به‌حیث کشور اسلامی ثروتمند هیچ کمکی در تأمین صلح و ثبات در افغانستان نداشته است.

    ۲. پس از سقوط طالبان ده‌ها کشور غیراسلامی و غربی و صدها مؤسسات خارجی به هر نام و عنوانی در بازسازی افغانستان سهم گرفته‌اند، اما کشور عربستان سعودی و سایر کشورهای مسلمان نفت‌خیز عربی حوزه خلیج فارس در بی‌تفاوتی کامل به‌سر بردند.

    ۳. ازسوی دیگر عربستان سعودی سیاست تفرقه مذهبی را در افغانستان اعمال کرده است که یکی از مصادق آن حمایت از طالبان است که به سیاست نفاق‌آلود و نفرت‌انگیز سعودی‌ها در افغانستان برمی‌گردد.

    دولت سعودی در روند صلح افغانستان نقش مخرب دارد و هر گونه اقدام و عملکرد زمامداران سعودی در گفت‌وگوهای صلح افغانستان موضوع را پیچیده‌تر می‌کند؛ چون این کشور از یک طرف با طالبان رابطه نزدیک دارد، از جانب دیگر دولت سعودی در همسویی با ایالات متحده امریکا گام برمی‌دارد و به‌نحوی تحت تأثیر سیاست‌های امریکا است. به‌نظر می‌رسد اعتماد به دولت سعودی در روند صلح ساده‌انگاری نسبت به روند صلح است. دولت سعودی هم اکنون متعهد به حمایت از طالبان و تفکر طالبانی است. از این جهت است که صداقت دولت سعودی در روند صلح افغانستان پرسش‌برانگیز و قابل تردید است. از طرفی، آن عده از کشورهای که در بی‌ثباتی افغانستان نقش داشته‌اند و از این بی‌ثباتی سود جسته‌اند، حمایت از گفت‌وگو، مذاکره و صلح را در این کشور خلاف منافع خود دانسته و در حد امکان تلاش می‌ورزند حضور و سودجویی مجدد خویش را در این کشور فراهم گردانند.

    اطلاعات روز

  • میلر: طالبان باید خشونت ها را  کاهش دهند

    میلر: طالبان باید خشونت ها را کاهش دهند

    اسکات میلر فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان، در سفر به ولایت‌های شمالی کشور گفت: طالبان برای ادامه روند صلح باید خشونت را کاهش دهند. 

    میلر با بیان اینکه مردم افغانستان خواهان صلح می باشند افزود: نظامیان افغانستان حافظ مردم این کشور هستند، اما ما راه درستی برای حرکت به سمت روند صلح اتخاذ کردیم. 

    شاه محمود میخائیل معاون وزیر داخله افغانستان، که در این سفر میلر را همراهی می‌کرد،‌ گفت: هدف از این سفر بررسی وضعیت امنیتی و کمک به نیروهای نظامی در این منطقه است.

    وی تاکید کرد، هدف نظامیان افغانستانی از مبارزه با دشمنان،‌ پایان جنگ و اعتمادسازی برای حرکت به سمت صلح در افغانستان است. 

    این سخنان در حالی بیان می‌شود که طی ماه‌های گذشته و پس از امضاء توافق صلح میان امریکا و طالبان سطح خشونت در افغانستان افزایش یافته است. 

    در پی انتشار گزارش وزارت دفاع امریکا مبنی بر همکاری طالبان با القاعده برای حمله به نیروهای امنیتی افغانستان، طالبان، در بیانیه‌ای این ادعا را رد کرد.

    سخنگوی طالبان در واکنش به گزارش اخیر پنتاگون، اظهارات آمریکایی‌ها را نوعی کمپین برای اغراض خاص و شوم این کشور خواند.

  • 5 پیشنهاد چین برای صلح افغانستان

    5 پیشنهاد چین برای صلح افغانستان

    وزیر خارجۀ چین در دیدار با وزیر خارجۀ پاکستان «پنج پیشنهاد در مورد صلح افغانستان ارایه کرده است.

    وانگ یی، وزیر امور خارجه چین  پس از دومین گفت‌وگوی استراتژیک چین و پاکستان با شاه محمود قریشی وزیر خارجه پاکستان دیروز ۲۱( اگست سال ۲۰۲۰) به خبرنگاران گفت: «چین از اقدامات انجام شده در روند صلح و آشتی افغانستان خوشحال است. ما امیدوار هستیم که همه طرفین در افغانستان از فرصت نادر برای یافتن راه حل سیاسی مؤثر برای مسئله افغانستان استفاده کنند.»

    او گفت چین در مورد مذاکرات داخلی افغانستان پنج پیشنهاد و انتظار دارد:

    اول: طرف‌ها به اصل اساسی گفت‌وگوی سیاسی پایبند باشند. تنها راه حل مسأله افغانستان گفتگو و مذاکره است. همه طرفین مذاکرات صلح افغانستان برادر و خواهر هستند. آن‌ها باید به خواسته‌های مردم افغانستان گوش داده، نارضایتی‌ها و اختلافات قدیمی را برطرف کرده و به آشتی واقعی دست یابند. من امیدوارم که احزاب و گروه‌های سیاسی در افغانستان اعتماد به نفس محکمی به مذاکرات صلح داشته باشند، صبور، صادق و مصمم بمانند.

    دوم. همه طرف‌ها به اصل اساسی مالکیت افغان‌ها در روند صلح پایبند باشند. سرنوشت افغانستان در دست مردم افغانستان است و باید اصل “تعیین سرنوشت افغانستان تحت رهبری مردم افغانستان” به طور مؤثر حفظ شود.

     هیچ کشوری نباید در افغانستان درگیر رقابت ژئوپلیتیک شود و هیچ کس نباید از مسأله افغانستان برای منافع شخصی استفاده کند.

    سوم. پایبندی به چارچوب همدیگرپذیری گسترده و تحمل همه طرف‌ها. همه طرف‌های مذاکره باید با هم همکاری کنند تا یک ساختار سیاسی ایجاد کنند که در آن همه احزاب، گروه های سیاسی، گروه‌های قومی و فرقه‌ها بتوانند مساویانه مشارکت کرده و قدرت را میان همدیگر تقسیم کنند. طوریکه حکومت نماینده فراگیر تمام مردم باشد و در عین حال بی‌درنگ مبارزه با تروریسم را دنبال کنند. یک سیاست خارجی صلح‌آمیز و دوستانه برای حکومت افغانستان مهم و حیاتی است.

    چهارم. مشکلات به شکل بنیادی ریشه‌یابی شده و علت‌های درونی و بیرونی آن کشف و حل گردد. علاوه بر بزرگترین چالشی که جنگ در افغانستان است، افغانستان همچنین با مشکلات سختی همچون فقر، پناهندگی و مواد مخدر روبرو است. همه طرفین مذاکره باید با اتکا به فهم سیاسی و به طور مشترک به مشکلات و چالش‌ها راه حل یابند. امید است که همه جناح‌ها مبتنی بر اوضاع کلی اقتصاد ملی و معیشت مردم در تحقق صلح و توسعه در افغانستان همکاری کنند.

    پنجم. باید به تلاش‌های بین المللی به دیده قدر نگریسته شده و مسوولانه برخورد شود. جامعه جهانی و کشورهای منطقه باید اصل عدالت و اخلاق را حفظ کرده به جای دوری از صلح به مذاکرات صلح کمک کنند. نیروهای نظامی خارجی باید به صورت منظم و مسوولانه از این کشور خارج شوند تا نیروهای تروریستی با استفاده از این فرصت هرج و مرج ایجاد نکنند تا اوضاع افغانستان به شکل آرام به مرحله جدید انتقال کند.

    وانگ یی تأکید کرد که چین به عنوان همسایه نزدیک و دوست صمیمانه افغانستان امیدوار است که افغانستان بیش از هر کشور دیگری به صلح و ثبات دست یابد. ما بر اساس احترام کامل به خواسته‌های همه طرف‌ها در افغانستان، حامی، میانجیگر و تسهیل‌کننده روند صلح و آشتی در افغانستان خواهیم ماند.

  • ارگ: جامعه جهانی باید جنایات طالبان را محکوم کند

    ارگ: جامعه جهانی باید جنایات طالبان را محکوم کند

     ارگ ریاست جمهوری می‌گوید حملات اخیر طالبان بر نیروهای امنیتی و دفاعی کشور، نشان‌دهنده «روایت جنگی و تداوم خشونت‌های فزاینده‌ی» این گروه است و مردم را نسبت به صلح ناامید می‌کند.

    صدیقی صدیقی، سخنگوی ریاست جمهوری، روز شنبه، یکم سنبله، در توییتی گفت هدف‌گیری نظامیان و مردم توسط «شبکه‌های ترور طالبان»، جنایات هولناکی است که باید از سوی جامعه‌ی جهانی محکوم شود.

    این موضع‌ ارگ ریاست جمهوری در حالی اعلام می‌شود که هم‌زمان با تلاش‌ها برای شروع مذاکرات بین‌الافغانی، شدت نبرد در میدان‌های جنگ بیش‌تر شده است.

    در روزهای گذشته چندین ولایت شاهد درگیری میان نیروهای امنیتی و جنگ‌جویان طالبان بوده است.

    گزارش نهادهای امنیتی از این رویدادها حاکی از آن است که سطح خشونت‌ها افزایش یافته است و در دست‌کم یک هفته گذشته صدها جنگ‌جوی گروه طالبان و ده‌ها نیروی امنیتی و غیرنظامی کشته شده‌اند.

    هرچند تاکنون زمان شروع مذاکرات بین‌الافغانی مشخص نشده، اما حکومت قبلاً گفته بود آجندای نخست مورد بحث این مذاکرات برقراری «آتش‌بس» خواهد بود.

  • خلیلزاد: دلیل مشروعی برای عدم آغاز مذاکرات بین الافغانی وجود ندارد

    خلیلزاد: دلیل مشروعی برای عدم آغاز مذاکرات بین الافغانی وجود ندارد

    زلمی خلیل‌­زاد نمایندۀ ویژه امریکا برای صلح افغانستان می‌گوید دلیل مشروعی برای تأخیر مذاکرات بین افغانان وجود ندارد.

    خلیل‌­زاد دیشب در رشته تویت‌هایی، حمله به عبدالباقی امین سرپرست شورای علمی وزارت معارف افغانستان را محکوم کرد و گفت ادای احترام مناسب به امین این است که تمام طرف‌ها خشونت را کاهش دهند و فوراً مذاکرات بین افغانان را آغاز کنند.

    خلیل‌­زاد گفت عبدالباقی امین دانشمندِ با بینش فراوان و متعهد به صلح بود.

    امین در انفجار ماین به روز چهارشنبه در کابل کشته شد.

    مسئولیت رویداد را هنوز کسی نپذیرفته است.

    خلیل‌­زاد گفت این کارِ اخلال‌گرانی بوده که برای بر هم زدن روند صلح افغانستان تلاش می‌ورزند.

  • تقویت دیدگاه ها برای صلح مورد تاکید قرار گرفت

    تقویت دیدگاه ها برای صلح مورد تاکید قرار گرفت

    استفانو پونتکوروو نماینده ارشد ملکی ناتو در ادامه دیدارهایش با سیاسیون کشور، با محمد یونس قانونی از چهره‌های سیاسی و حامد کرزی رییس جمهور پیشین دیدار کرد.
    استفانو پونتکوروو نماینده ارشد ملکی ناتو در افغانستان روز گذشته با محمد یونس قانونی از چهره‌های سیاسی و حامد کرزی رییس جمهور پیشین کشور در مورد روند صلح و حمایت از جمهوریت بحث و تبادل نظر کردند.
    آقای پونتکوروو در مورد دیدارش با آقای کرزی نگاشت: «من بر اهمیت انسجام ملی رهبران افغانستان تأکید نمودم، چنانچه به مذاکرات صلح میان‌افغانی نزدیک می‌شویم. این امر جمهوریت را که به دنبال دفاع از دستاوردهای اجتماعی-اقتصادی ۱۹ سال گذشته است، تقویت و مستحکم خواهد کرد».
    حامد کرزی در این رابطه گفت با نماینده ارشد ملکی ناتو در مورد روند صلح و روابط افغانستان با ناتو صحبت کرده است.
    نماینده ارشد ملکی ناتو در دیدار با یونس قانونی بر «صدای واحد دولت و مخالفان سیاسی برای پشتیبانی از جمهوریت، تقویت دیدگا‌ه‌ها برای صلح» پافشاری کرده است.
    این دیدارها در حالی صورت می‌گیرد که انتظار می‌رود گفت‌وگوهای میان‌افغانی به زودی در دوحه برگزار گردد.

  • وزارت خارجه در پروسه صلح نقش خاصی نداشته است

    وزارت خارجه در پروسه صلح نقش خاصی نداشته است

    تمهید:

    قرار است هیات مذاکره‌کننده دولت افغانستان با طالبان به گونه‌ی رو‌در‌رو بنشینند و روی خواسته‌های‌شان صریح چانه‌زنی کنند. آن‌چه بسیار روشن است، این است که هر‌گونه تغییر در جوامع توسعه‌نیافته، درگیر جنگ و کوچک مثل افغانستان، بدون خواست و اراده قدرت‌های بزرگ جهانی صورت نمی‌گیرد. این حرف به این معنا است که سیاست خارجی کشور‌های کوچک و توسعه‌نیافته متغیر وابسته از جهت‌گیری سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ است. تا این‌جای کار، جهت‌گیری قدرت‌های بزرگ به نفع مردم افغانستان به ویژه نظام کنونی نیست، بلکه تمامی عمل‌کرد‌های قدرت‌های بزرگ و کشور‌های قدرت‌مند منطقه‌ای در جهت مشروعیت‌دهی و توجیه طالبان است. بخشی از این مساله، ناشی از ضعف و بازی دو‌گانه‌ی ژاندارم جهانی یعنی ایالات متحده‌ی امریکا است که در مبارزه با هراس‌افگنی ناتوان شده است و با از دست دادن افغانستان، جایگاه‌ی ژاندارم جهانی یا سیاست هژمون خود را بر جهان از دست خواهد داد. ولی بخشی دیگری از این مساله، بر‌می‌گردد به دستگاه‌ی سیاست خارجی افغانستان که نتوانسته قدرت‌های بزرگ جهانی، کشور‌های قدرت‌مند منطقه‌ای و همسایه‌گان ما را قناعت دهد تا از نظام سیاسی کنونی پسا ۲۰۰۱ حمایت کنند. این نوشته کار‌های خانه‌گی وزارت خارجه‌ی افغانستان که نتواسته نقش درست در قضیه‌ی صلح با طالبان بازی کند را به بررسی گرفته است.

    الف) جای خالی هند در توافق‌نامه‌ی امریکا با طالبان؛ فرصتی برای ما

    هند از جمله کشور‌هایی است که با توافق امریکایی‌ها با طالبان در ۲۹ فبروی سال ۲۰۲۰ بزرگ‌ترین ضرر را از نگاه‌ سیاسی متقبل شده است و اگر این توافق‌نامه عملی شود، این کشور با مشکلات جدی در عرصه‌ی کشمیر و دامن‌گیر شدن تروریزم می‌شود. با عملی شدن توافق‌نامه میان طالبان و ایالات متحده‌ی امریکا، هند با چند خطر احتمالی مواجه است. خطر اولی، مربوط به تروریسم است. هر‌چند در توافق‌نامه امریکا با طالبان آمده است که طالبان مانع فعالیت‌های تروریستی در خاک افغانستان می‌شوند، اما چگونه‌گی تایید و اجرای این توافق روشن نیست. خطر دوم، مربوط به نفوذ روز‌افزون ریاست اطلاعات بین‌المللی پاکستان است که یک ارتباط غیر‌قابل انکار با طالبان به ویژه گروه‌ حقانی دارد. خطر سوم، برای منافع هند، بی‌ثباتی سیاسی در کابل است. بنابر‌این با توجه به این سه خطر اساسی، هند می‌تواند در راستای منافع ملی افغانستان در مساله‌ی صلح کمک شایان کند. فرصت‌هایی که هند می‌تواند در موضوع صلح با طالبان خلق کند، شامل مجموعه‌ای از فرصت‌هایی است که اگر دستگاه دیپلماسی کشور ما ابتکار و توانایی جلب آن را داشته باشد، کارت برنده بازی صلح مربوط به مردم افغانستان و حاکمیت مردم‌سالاری خواهد بود. فرصت‌هایی که هند می‌تواند برای افغانستان فراهم کند، عبارت‌اند از:

    ۱. همکاری از طریق دیگران: هند می‌تواند در تعامل با ایران و روسیه، فرصت‌های همکاری را تا حد ممکن با چین و زمینه مشترکی را با ایالات متحده‌ی امریکا برای آینده افغانستان پیدا کند. این به معنای مجبور کردن منافع رقیب برای تراز کردن نیست، بلکه سرمایه‌گذاری در یک ابتکار عمل دیپلماتیک گسترده‌تر با هدف جلب زمینه‌هایب برای هم‌گرایی است.

    ۲. تعامل گسترده دیپلماتیک: هند با توجه به وضعیت پیش‌آمده، می‌تواند تعامل گسترده دیپلماتیک با کشور‌های حامی طالبان انجام دهد و به نحوی از منافع مردم افغانستان دفاع کند. چون در سیاست دوست دشمن، دشمن است و اگر طالبان حاکمیت مردم افغانستان را به دست گیرند، هند ده‌ها برابر متضرر خواهد شد.

    ۳. ادامه سرمایه‌گذاری و آموزش: فرصت دیگری که در هند وجود دارد، تقویت مالی، حمایت پولی و سرمایه‌‌گذاری نظامی روی ارتش افغانستان و ساختار‌های نظامی و اقتصادی کشور است تا مانع حضور کامل طالبان در افغانستان شود.

    با توجه به این سه فرصت، دستگاه‌ دیپلماسی کشور می‌تواند از هند به عنوان لابی در میان کشور‌های قدرت‌مند جهانی و منطقه‌ای استفاده کند و ماهی مراد خودش را از صلح‌ افغانستان به دست آورد.

    ب) تبیین پهلو‌های خطر‌آفرین صلح طالبانی

    آن‌چه که بسیار روشن است، پهلو‌های خطر‌آفرین صلح طالبانی و سپردن حاکمیت به دست طالبان به کشور‌های همسایه و قدرت‌های منطقه‌ای است. عراق بزرگ‌ترین نمونه‌ی واضع از تعامل امریکا در جهان است. امریکایی‌ها با نگرش سیاسی و اقتصادی وارد عراق شدند، ساختار سیاسی آن کشور را دموکراتیک ساختند، ولی در یک مقطع متوجه شدند که این ساختار دموکراتیک عراق ممثل منافع آن‌ها نیست، بلکه منافع ایران را بر‌آورده می‌سازد. بناءً با ایجاد جنگ مذهبی، عراق را وارد جنگ خانمان‌سوز داخلی ساختند که منافع امریکا تامین شود. رفتن عراق به جنگ‌های داخلی و مذهبی، توجیه‌کننده خروج امریکایی‌ها شد و هم خسارات اقتصادی و سیاسی که امریکایی‌ها در عراق ایجاد کرده بودند را پوشانید. حاکمیت طالبان، شروع جنگ‌های قومی در افغانستان خواهد بود و جنگ در مجاورت کشور‌های قدرت‌مند جهانی و منطقه‌ای سودمند نیست؛ چون تهدیدی که متوجه همسایه است، متوجه خانه شما هم‌چنان می‌شود.

    ج) خطر جهانی‌سازی افراطیت

    با پذیرش طالبان و شناسایی آن‌ها به عنوان ممثل حاکمیت مردم افغانستان، افراطیت و هراس‌افگنی جهانی خواهد شد. این پدیده دامن‌گیر چین، روسیه، ایران، ترکیه و سایر نقاط جهان خواهد گشت. هر‌چند افراطیت در قالب‌های برتری‌طبی قومی و دینی در این نقاط و کشور‌های اروپایی به گونه‌ی بالقوه وجود دارد، ولی با رویکرد تساهل که در قضیه‌ی صلح طالبانی صورت می‌گیرد به پدیده‌ی جهانی تبدیل خواهد شد. جهان یک بار دیگر شاهد بر‌خورد گفتمان تساهل و مدارا با افراطیت و هراس‌افگنی خواهند بود. کار دستگاه‌ دیپلماسی کشور است تا خطر جهانی‌سازی افراطیت را با همین قدرت‌هایی که پتانسیل افراطیت در آن‌ها بالقوه وجود دارد، به رای‌زنی بگیرد.

    چه باید کرد؟

    برای دستگاه‌ دیپلماسی افغانستان، بهترین گزینه هند است تا از طریق آن، کشور‌های قدرت‌مند جهانی و منطقه‌ای مانند روسیه، چین، ایران و ترکیه را به عدم حمایت کلی و کامل از طالبان اقناع می‌کرد. یا از هند به عنوان گزینه‌ی نهایی از نگاه مالی و نظامی در جهت مبارزه جدی با طالبان استفاده بهینه می‌کرد. هم‌چنان دستگاه‌ دیپلماسی کشور می‌تواند خطر جهانی‌سازی افراطیت و هراس‌افگنی را برجسته سازد و پهلو‌های خطر‌آفرین صلح طالبان را با آن‌ها تبیین کند. آن‌چه وزارت خارجه تا حال انجام داده است، پرداختن به لغو قرارداد برق با یک کشور و قرار‌داد با کشور دیگری است که جز گمانه‌زنی منافع شخصی، درد حضور و آمدن طالبان را با رویکرد فاتح دوا نمی‌کند.

    هشت صبح

  • آتش بس کنید و مذاکرات بین الافغانی را آغاز نمایید

    آتش بس کنید و مذاکرات بین الافغانی را آغاز نمایید

    رییس‌جمهور اشرف غنی از گروه طالبان خواست آتش‌بس دایمی را بپذیرد و هرچه زودتر مذاکرات مستقیم با دولت افغانستان را آغاز کند.

    آقای غنی امروز (پنج‌شنبه، ۳۰ اسد) در یک پیام ویدیویی به‌مناسب گرامی‌داشت از یک‌صدویکمین سال‌روز استقلال کشور گفت: «صلح یک امر الهی و آرزوی مردم و آرمان ملی ما است. رسیدن به آن را ما رسالت و مسئولیت خود می‌دانیم. به همین خاطر ما بارها از طالبان خواسته‌ایم که آتش‌دایمی را بپذیرند و فورا مذاکرات مستقیم با دولت افغانستان را آغاز کنند.»

    او همچنان افزود دولت افغانستان برای دست‌یابی به صلح «پایدار» و «باعزت» و آغاز مذاکرات هیأت دولت با گروه طالبان تمامی موانع و بهانه‌ها را برداشته است.

    رییس‌جمهوری کشور تأکید کرد برای برقراری صلح باعزت و پایدار تمامی شرایط آماده شده است.

    این درحالی است که براساس گزارش تلویزیون ملی افغانستان، قرار بود روز یک‌شنبه هفته‌ی جاری (۲۶ اسد) مذاکرات بین‌الافغانی در دوحه آغاز شود.

    اما طالبان می‌گویند تکمیل‌نشدن روند رهایی زندانیان این گروه سبب تأخیر در آغاز مذاکرات شده است. ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان نیز گفته است رهانشدن شماری از اسیران نیروهای دولتی از سوی طالبان، مانع صلح است.

  • طالبان تنها 800 زندانی حکومت را رها کرده است

    طالبان تنها 800 زندانی حکومت را رها کرده است

    یک منبع قابل اعتماد می‌گوید، طالبان خلاف ادعای خود مبنی بر رها کردن 1000 زندانی حکومت تنها ۸۰۰ اسیر دولتی را رها کرده‌اند.

    این منبع که از تلاش‌ها برای گفت‌وگوی‌های صلح آگهی دارد گفت تا طالبان ۲۰۰ اسیر باقی‌مانده را رها نکنند، زندانیان باقی‌ماندۀ آن‌ها نزد دولت نیز آزاد نخواهند شد.

    به باور منبع، از جملۀ ۲۰۰ اسیر باقی‌مانده نزد طالبان ۲۴ تن آن‌ها از نیروهای کماندو می‌باشند.

    آزادی این زندانیان ظاهراً یک مانع جدید در برابر آغاز گفت‌وگوی بین‌الافغانی پنداشته می‌شود.

    اما سهیل شاهین سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر گفت، کمیسیون زندانیان به وی در مورد معلومات نداده‌است.

    او ادعا می‌کند دولت افغانستان با این اظهارات خود ارادۀ صلح ندارد.

    طالبان در عید قربان گفتند با رها کردن بیش از هزار اسیر دولتی پروسۀ رهایی زندانیان از جانب آن‌ها تکمیل شد.

  • آخرین گروه از زندانیان طالبان آزاد شود، سیل مواد مخدر بریتانیا و اروپا را می برد

    آخرین گروه از زندانیان طالبان آزاد شود، سیل مواد مخدر بریتانیا و اروپا را می برد

    رئیس جمهور غنی هشدار داد در صورت آزادی آخرین دسته از زندانیان گروه طالبان براساس توافقنامه آمریکا با این گروه، احتمالا موجی از مواد مخدر وارد بریتانیا شود.

    آقای غنی این اظهارات را در گفتگوی اختصاصی با روزنامه تایمز بریتانیا مطرح و تاکید کرد در صورت افزایش تجارت بین‌المللی مواد مخدر در بریتانیا و اروپا، مسئول آن آمریکا و رهبران کشورهای عضو ناتو خواهند بود.

    آقای غنی گفت: «اگر آمفتامین (شیشه) به سواحل آمریکا برسد، باید بدانیم که از عواقب آزادی این زندانیان است و اگر این افراد مرتکب جرم شوند، مسئولیت مشترک بین‌المللی خواهد داشت.»

    او گفت: «صلح به معنی پایان خشونت است، به معنی مقدمه‌ای برای دور بعدی آن نیست.»

    آقای غنی ضمن ابراز تشکری از سربازان بریتانیای به خاطر خدمت به افغانستان گفت آزاد کردن این زندانیان گروه طالبان که «هم مهمانان بین‌المللی ما و هم مردم ما را کشته‌اند» برای او دشوار است.

    چند روز قبل، پس از تایید لویه جرگه مشورتی صلح، رئیس جمهور غنی حکم رهایی ۴۰۰ زندانی “خطرناک” طالبان را امضا کرد اما تاکنون ۸۰ نفر آنان آزاد شده‌اند.

    پیش از این منابعی به بی‌بی‌سی گفته بودند از میان ۴۰۰ زندانی خطرناک گروه طالبان بیش از ۱۵۰ نفر آنان “قاچاقبران بزرگ مواد مخدر هستند.”

    آزادی این شمار از زندانیان گروه طالبان نگرانی‌هایی را در میان سازمان‌های حقوق بشر و عفو بین‌الملل نیز به همراه داشته است.

    پیش از این کشورهای فرانسه و استرالیا نیز مخالفت‌شان را با رهایی شماری از این زندانیان طالبان در کشتن اتباع آنها دست داشتند، با وزارت خارجه افغانستان رسما در میان گذاشتند.

    آزادی زندانیان طالبان

    رهایی پنج هزار زندانی طالبان و یک هزار زندانی حکومت از سوی این گروه از مواد اصلی موافقتنامه صلح میان طالبان و آمریکا است که در تاریخ دهم حوت سال گذشته به امضا رسید. روند تبادله زندانیان که قرار بود پس از ده روز از امضای این سند آغاز و تکمیل شود ماه‌ها به طول انجامید.

    حکومت که در نخست اعلام کرد کاملا مخالف رهایی زندانیان طالبان است بعد در مراحل مختلف هزاران زندانی این گروه را رها کرد اما چهارصد نفر از آنها را “خطرناک” خواند و تصمیم رهایی آنها را به لویه جرگه مشورتی سپرد. این جرگه هفته پیش تصمیم به رهایی این زندانیان گرفت و رئیس جمهوری فرمان آن را امضا کرد اما تاکنون تنها هشتاد نفر از این افراد رها شدند و این روند با تاخیر رو به رو شد و حالا دولت طالبان را مسئول می‌خواند.

    در مقابل طالبان نیز پس از امضای توافقنامه صلح با آمریکا، بارها حکومت را به سنگ اندازی در روند صلح متهم کرد و در مقابل انتقادها از عدم کاهش خشونت‌ها بارها گفت نخست باید تمام پنج هزار زندانی این گروه رها شده و بعدا مذاکرات بین‌الافغانی آغاز و پس از آن در مورد آتش بس تصمیم گرفته شود.

  • صلح و کاهش خشونت مورد بحث قرار گرفت

    صلح و کاهش خشونت مورد بحث قرار گرفت

    حمدالله محب مشاور امنیت ملی با جنرال اسکات میلر قوماندان عمومی مأموریت حمایت قاطع ناتو در مورد کاهش خشونت‌ها گفت‌وگو کرد.

    محب و میلر، در دیدار روز گذشته (۲۹ اسد) در مورد تلاش‌ها و فعالیت‌های صلح دولت افغانستان و شرکای بین‌المللی‌اش بحث کردند.

    مقامات افغان و شرکای بین‌المللی حکومت افغانستان همواره از طالبان خواسته اند تا پیش از آغاز مذاکرات بین افغانان، خشونت‌ها را کاهش دهند و آتش‌بس کنند.

    اما طالبان می‌گویند در این دو مورد در جریان مذاکرات بحث خواهند کرد.

  • دو مشکل برای آغاز گفت و گوی بین الافغانی هنوز پابرجاست

    دو مشکل برای آغاز گفت و گوی بین الافغانی هنوز پابرجاست

    منابع آگاه در حکومت می‌گویند هنوز هم دو مشکل اصلی در برابر آغاز گفت‌وگوهای بین‌ الافغانی وجود دارد.

    این منابع می‌گویند شش نفر زندانیان بحث‌ برانگیز از نیروهای امنیتی افغانستان هستند که “حملات سبز بر آبی” (حمله سربازان افغان به شماری از نیروهای خارجی) را انجام داده‌اند. استرالیا و فرانسه خواسته اند این افراد نباید رها شوند. دوم تا زمانی‌که نیروهای امنیتی افغانستان که نزد طالبان زندانی اند رها نشوند، زندانیان طالب نیز‌ رها نخواهند شد.

    منابع در مورد هویت این شش زندانی جزئیات ندادند، اما فهرست ۴۰۰ زندانی طالبان که از سوی یک منبع امنیتی حکومت افغانستان در دسترس برخی رسانه ها قرار گرفته و یک منبع دیگر امنیتی آن‌را تایید کرده است، نشان می‌دهد که حکمت‌الله، شکرالله، محمد داوود، عبدالصبور و نقیب‌الله که بر نیروهای خارجی حمله کرده و آن‌ها را کشته اند، شامل این فهرست اند.

    این منابع همچنان گفته اند پنج کشور، قطر، جرمنی، ناروی، ازبکستان، اندونزیا‌ کمیته‌ حمایت از روند صلح‌ افغانستان با نام “دوستان صلح” را تشکیل داده‌اند و سازمان ملل‌متحد نیز عضو این کمیته است.

    منابع همچنان می‌گویند اکثریت مطلق اعضای هیئت‌ مذاکره کننده‌ی طالبان‌ فارغ مدرسه حقانیه‌ اند.

  • ملا شیرین طراح ترور تلخ جنرال رازق در هیأت مذاکره کننده طالبان حضور دارد

    ملا شیرین طراح ترور تلخ جنرال رازق در هیأت مذاکره کننده طالبان حضور دارد

    ملا شیرین نورزی، طراح حمله‌ی تلخی که منجر به کشته شدن جنرال رازق، فرمانده پیشین پولیس قندهار، شد یکی از اعضای هیات مذاکره کننده طالبان در گفتگوهای بین‌الافغانی خواهد بود.

    روزنامه بریتانیایی ایندیپندینت گزارش داد ملا شیرین، طراح و عامل قتل جنرال عبدالرازق اچکزی، به‌تازگی به عنوان عضو در هیات مذاکره‌کننده طالبان قرار گرفته است.

    در این گزارش آمده است وی از فرماندهان خطرناک گروه طالبان به حساب می آید و در زمان حاکمیت طالبان در افغانسان محافظ ویژه ملا عمر بوده است.

    ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان در گفتگو با رسانه‌ها این ادعا را نه رد کرده و نه تایید کرده است.

    مجاهد گفته است:«مذاکرات در میان کسانی صورت می‌گیرد که جنگ کرده اند با کسی که جنگ نکرده مذاکرات نیاز نیست. باید یادآورد شوم افراد ما که در جنگ درگیر بودند اکنون در روند صلح هم سهیم هستند و ممکن همین افراد در جنگ و کشتار‌ها هم شامل بودند.»

    جنرال عبدالرازق اچکزی، قومندان امنیه پیشین ولایت قندهار، از فرماندهان معروف و محبوب در میان افغان‌ها در تاریخ ۲۶ میزان سال ۱۳۹۷ از سوی یک فرد نفوذی طالبان به نام گلبدین به قتل رسید.

    قرار است گفتگوهای بین‌الافغانی طی روز های آینده در دوحه پایتخت قطر آغاز شود.

  • صلح افغانستان به مرحله امیدوار کننده رسیده است

    صلح افغانستان به مرحله امیدوار کننده رسیده است

    زلمی خلیل‌زاد پیشرفت ها در پروسه صلح افغانسان را امیدوار کننده عنوان کرد و از سران حکومت و رهبران طالبان خواست از گذشته عبرت گرفته و به توافق سیاسی دست یابند.

    خلیل‌زاد، نماینده‌ای ویژه‌ی وزارت امور خارجه امریکا برای صلح افغانستان، در پیامی به مناسبت روز استقلال گفت تلاش ها برای پایان دادن به جنگ ۴۰ ساله علی رغم چالش های جدی ، در مرحله امیدوار کننده‌ای رسیده است.

    خلیل از آغاز مذاکرات بین الافغانی در آینده نزدیک خبر داد و گفت این یک گام تاریخی و حیاتی برای ختم این جنگ خونین در افغانستان خواهد بود.

    وی تاکید کرد وقت آن است تا گفتگوهای بین‌الافغانی به رهبری افغان ها آغاز شود.

    وی از رهبران حکومت و طالبان مسلح خواست از اشتباهات گذشته بیاموزند و منافع کشور و مردم را در اولویت قرار دهند.

    در عین حال ژنرال اسکات میلر، فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان، در پیامی که به مناسبت روز استقلال صادر شد از همه طرف‌ها خواست تا هرچه زودتر مذاکرات بین‌الافغانی را آغاز کرده و خشونت‌ها را کاهش دهند.

    بر بنیاد گزارش ها قرار است هیات مذاکره کننده حکومت افغانستان طی روز های آینده برای آغاز گفتگو با طالبان به قطر سفر کنند.

  • چرا آتش بس برقرار نمی شود؟

    چرا آتش بس برقرار نمی شود؟

    همزمان با آزادی زندانیان خطرناک طالبان با تصویب لویه جرگه از سوی اشرف غنی، انتظار می رفت که این روند به عنوان آخرین گام عملی شدن توافق دوحه از سوی دولت افغانستان، با واکنش مثبت طالبان و در نتیجه کاهش خشونت ها در کشور منجر شود‏،‌ ولی عملا تنور جنگ با حملات طالبان در این چند روز داغ تر شده است. طالبان این بار برای دومین بار در طول این چند سال اخیر، به مناطق امن مرکزی افغانستان حمله ور شده و در ولسوالی پاتوی ولایت دای کندی و ولسوالی قره باغ غزنی حملاتی را آغاز کرده اند. 

    براستی چرا چنین است و به چه دلیل این جنگ چنین فرسایشی شد؟ طالبان چطور توانستند که در این چند سال با وجود شکست کامل، به بازسازی خود پرداخته و به چنین قدرتی برسند؟

    بعد از حملات آمریکا و متحدینش به افغانستان در اوج قدرت نظامی طالبان، این گروه به سرعت در مقابل حملات هوایی غربی ها و درگیری های نظامی زمینی از سوی بازماندگان جبهه متحد ناچار تن به شکست داده و در مدت کوتاهی تمامی متصرفات خود در افغانستان را با تلفات سنگین نظامی از دست دادند. 

    در اوایل دهه هشتاد خورشیدی دولت بر تمامی مناطق افغانستان تسلط داشت و نیروهای طالبان یا کشته شده بودند‏، یا تن به اسارت داده و یا آنعده از سربازانی که جان به در برده بودند، نا امید از برخاستن دوباره، به زندگی عادی روی آورده بودند. اما با گذشت زمان و خصوصا در دوره دوم کرزی کم کم جنگ های نامتقارن چریکی این گروه در مناطق جنوبی کشور آغاز شد. طولی نکشید که جنگ به مناطق شمال کشور کشیده شده و با ترورهای هدفمند رهبران نظامی پرقدرت مخالف طالبان، این گروه حضور نظامی خود را در مناطقی که انتظار نمی رفت، گسترش دادند. طالبان از یک نیروی کاملا شکست خورده به یک گروه قدرتمند نظامی تبدیل شد. شیوه نبرد هم از جنگهای چریکی به نبرد جبهه‌ای تبدیل شده و آنها در دو نوبت موفق به تصرف شهر مهم و استراتیژیک قندز در شمال افغانستان شدند. دلایل گوناگونی برای این وضعیت وجود دارد که به چند مورد آن اشاره می شود. 

    دولت افغانستان و خصوصا حامد کرزی با وجود حمایت گسترده جهان،با بازماندگان این گروه از در مماشات پیش آمد. تا جایی که حتی در موارد زیادی روابط دولت افغانستان و دولت های غربی بر سر مخالفت کرزی با سرکوب طالبان به شدت تیره شد. کرزی با وجودی که خوب می دانست که بدون کمک های غربی ها یک لحظه هم دولتش دوام نمی آورد، ولی بازهم بر مخالفت خود با سرکوب بیشتر طالبان به بهانه های مختلف اصرار می کرد و در این باره مقابل همه کشورهای کمک کننده به افغانستان ایستاد. اصطلاح معروف «برادران ناراضی» را کرزی برای طالبان به کار می برد. او هیچگاه با طالبان به عنوان یک گروه شورشی غیرقانونی مخالف مردم و حکومت افغانستان برخورد جدی نظامی نکرد. با وجودی که طالبان به هیچ وجه مشروعیت دولت مرکزی را قبول نداشته و ندارند، اما کرزی و سلفش احمد غنی به دلایل مختلف هیچگاه نخواستند که در مقابل قدرت نمایی های طالبان از زور کار بگیرند. تا همین اواخر هیچگاه به صورت صریح در اعلامیه های دولت حملات طالبان محکوم نمی شد و به صورت بسیار گنگ «دشمنان مردم افغانستان» متهم به نا امنی کشور می شدند. به طور جالبی عملکرد وزارت دفاع کشور در مقابل طالبان به عنوان یک گروه داخلی شورشی، همیشه تدافعی بوده است. گویا حملات تهاجمی در اساس نامه نیروهای نظامی کشور مقابل طالبان وجود ندارد. به نظر می رسد که رئیسان جمهور افغانستان و حلقه مشاورانشان با خوشبینی و خوشخیالی تمام فکر نمی کردند که این مار روزی تبدیل به اژدها شود.

    در کنار این موضوع، در این بیست سال با وجود سرازیر شدن سیل کمک های خارجی به کشور، متاسفانه فساد گسترده باعث هدر رفتن این کمک ها شده و مردم را نسبت به عملکرد دولت به شدت سرخورده کرد. دولت افغانستان در این دوران طلایی می توانست با مدیریت صحیح این کمک ها زمینه های اجتماعی ظهور گروههایی چون طالبان را کمرنگ کرده با شکوفا کردن اقتصاد کشور و ایجاد اشتغال برای مردم خسته از جنگ ما، زمینه را برای زندگی عادی شهروندانش مهیا سازد. اما با تاسف تمام، فساد اداری سالها افغانستان را در صدر جدول فاسدترین کشورهای جهان قرار می داد. مقامات بلند پایه دولتی به جای مقابله با مافیای فساد، خود به طور مستقیم در فسادها دخیل بوده و عملا هیچ جریان محکم و درستی بر علیه این هیولای وحشتناک شکل نگرفت. مافیای فساد هر گونه تلاشی برای مبارزه با این پدیده شوم را در نطفه خفه می کرد. در پروژه های بزرگ اقتصادی نزدیکان مقامات بلند پایه دولتی دخالت داشتند و ثروت کشور بدست چند تن محدود اداره میشد. از سوی دیگر مشکلات سیاسی در درون دولت و جنگ قدرت بین گروههای سیاسی افغانستان، کورسوی امید برپایی دموکراسی و التزام سیاستمداران به رای مردم را کاملا خدشه دار کرد. تمامی انتخابات در این بیست سال که می توانست باعث استحکام دموکراسی در کشور شود، در زیر سایه سنگین تقلب و بی اعتباری رای مردم به صورت ناقص و همراه با تقلب برگزار شد که اندک امید مردم از این زاویه هم بر برباد رفت. این وضعیت باعث نارضایتی مردم و سوء استفاده گروههای ستیزه گر برای جذب نیرو می شد.به صورت طبیعی،جوانان بی کار و سرخورده و مایوس از عدالت به راحتی جذب تبلیغات کسانی خواهند شد که در صدد استفاده از وضعیت بد موجود هستند. از این رو هر روز بر تعداد نیروهای مخالف دولت افزوده میشد.

    زمینه های اجتماعی بر اثر سوء مدیریت در افغانستان باعث ایجاد نارضایتی و زمینه مناسبی برای فعالیت و سربازگیری گروههای مخالف دولت شد. اگر چند نقش دولت پاکستان به حمایت و سازماندهی طالبان بر کسی پوشیده نیست اما بدون شک ناکارآمدی دولت دلیل اصلی ایجاد بستر مناسب برای سرباز گیری دشمنان افغانستان گردید. دولتهای خارجی هم به این با دیدن وضعیت تقریبا از سر و سامان گرفتن حکومت قوی و مردمسالار نا امید شده و تقریبا قانع شده اند که امیدی به بهبود با ادامه این شرایط نیست. از این رو آنها بعد از جنگ طولانی مدت با طالبان به صلح روی آورده و توافق دوحه شکل گرفت. 

    بعد از بیست سال از توافق بن و شکست طالبان، به طور واضحی نه طالبان اراده صلح و آتش بس را دارند و نه دولت اراده جنگ و سرکوب این گروه را. در این وسط فقط مردم افغانستان اند که هر روز قربانی این روند وحشتناک و خونبار می شوند. حکومت تحت فشار آمریکا تا هنوز به توافق دوحه تا حدود زیادی پایبندی از خود نشان داده است.دولت هرگز چنین در موضع ضعف وطالبان هیچگاه در این بیست سال به این اندازه نیرومند نبوده است.  به همین علت طالبان سرمست از پیروزهی های پی در پی دیپلماتیک و حمایت کشورهای خارجی به چیزی کمتر از در دست گرفتن صددرصد قدرت راضی نیستند.آنها هر روز اعلامیه های گنگ تری صادر می کنند و مبهم تر از گذشته در مورد آینده افغانستان سخن می گویند. حفظ دستاوردهای چند سال اخیر و مسایلی چون حقوق زنان، دموکراسی و آزادی های قانونی موجود در کشور، در بیانیه های طالبان هیچ جایگاهی ندارد. ازدیاد خشونت طالبان در این روزها دلیل واضحی دارد:آنها امیدوارتر از گذشته از نقاط ضعف و فساد سیاسی و اقتصادی حاکم بر حکومت مرکزی آگاه اند. طالبان می دانند دولت در راستای تحقق اهداف اقتصادی و امنیتی خود ناکام بوده است. با این خلاء موجود، این گروه در عرصه دیپلماتیک هم فعالیت گسترده‌ای دارند و توانسته اند که وجهه خود را در این مدت در نظر دولتهای جهان ترمیم کنند. از این رو آنها مثل همیشه بر طبل جنگ خواهند کوبید و امیدوارتر از گذشته فعالیت خواهند کرد. در این وسط معلوم نیست که چرا دولت مرکزی همچنان حاضر نیست که علیه این گروه از لاک دفاعی خارج و به صورت جدی و تهاجمی برخورد کند.

    در حال حاضر هردو دوسته به جز حفظ قدرت و رسیدن به منافع گروهی خودشان فکر نمی کنند. مردم همیشه فراموش شده و در حاشیه تصامیم قرار می گیرند.معلوم نیست که سرنوشت صلح آبرومندانه و صلحی که به سود مردم ما باشد، به کجا خواهد کشید و این رویا چه زمانی به نفع مردم افغانستان تحقق خواهد یافت. 

    خامه پرس

  • باید قدرت ادغام طالبان را داشته باشیم!

    باید قدرت ادغام طالبان را داشته باشیم!

    رییس جمهور غنی ضمن تاکید بر حفظ جمهوریت در کشور گفت در هیچ صورت حاضر به معامله و باج دادن نیست.

    رییس جمهوری عضر روز( یک شنبه، ۲۶ اسد) در برنامه‌ی گرامی داشت از روز بین المللی جوانان در کابل بر همدیگر پذیری و حفظ جمهوریت تاکید کرد.

    رییس جمهور گفت در صورت ضرورت از بودجه انکشافی کشور برای تقویت و توامند سازی نیروهای نظامی استفاده خواهد کرد.

    رئیس جمهور گفت:« ما باید با همدیگر پذیری، دست به دست بدهیم و در یک صف واحد از جمهوریت حمایت نماییم. اگر ضرورت شود، سرک نمی سازیم، اما قوای امنیتی و دفاعی ما گرسنه نمی ماند.»

    رییس جمهور افزود:« افغان ها باید قوت ادغام طالبان را داشته باشند.»

    وی اظهار کرد به معامله و باج دادن حاضر نیست، اگر دنیا بالای ما معامله کند به آنان جواب رد خواهد داد.

    از سویی هم وی با بیان اینکه صلح عمده ترین اولویت افغان ها است، گفت ما باید در کنار آن، اقتصاد، مبارزه با کرونا، تحول، حکومتداری و حاکمیت قانون را نیز مدیریت کنیم.

    غنی از جوانان افغانستان خواست است صدای شان را برای ارزش های ملی بلند کرده و مسوولیت های شان را در قبال برقراری صلح و ثبات در کشور ادا کنند.

    رییس جمهور همچنان بر فعال سازی شبکه‌های جوانان در هر ولسوالی تاکید کرد و بیان داشت گفتمان و بحث ها پس از این در پوهنتون ها باید انجام شود، تا سوالات و طرح های جوانان جنبه عملی پیدا کند.

    محمد هاشم سلطانی

  • راه پرپیچ و خم صلح به کجا ختم خواهد شد؟

    راه پرپیچ و خم صلح به کجا ختم خواهد شد؟

    افغانستان کشوری است که مردمش سال‌ها است در سایه‌ی جنگ بی‌پایان با یأس و نا‌امیدی زنده‌گی می‌کنند. این مردم خسته از جنگ و تشنه‌ی صلح‌اند. صلح که اولین و بزرگ‌ترین آرمان دیرینه‌‌ی مردم افغانستان است، زبان‌زد عام و خاص و موضوع بحث جهانیان شده است.

    جنگ قسمی که از نامش پیدا است باعث ایجاد وحشت، خون‌ریزی و فاجعه در جامعه می‌شود و به فجیح‌ترین نوع از مردم قربانی می‌گیرد و واژه صلح که به معنای ضد جنگ است، نیز قربانی و قیمت می‌طلبد، اما تا چه وقت این قربانی ادامه خواهد کرد؟ متاسفانه مدت‌ها است که این راه دشوار رسیدن به صلح واقعی در کشور پر‌پیچ‌‌و‌خم است و حتا در جریان مذاکرات صلح قربانی‌های مردم و نیرو‌های امنیتی ادامه دارد. تنور جنگ گرم‌تر شده می‌رود و خشونت‌ها و جنایات ضد انسانی و وحشیانه‌ی گروه طالبان در نقاط مختلف کشور افزایش یافته است.

    جالب است از یک طرف مذاکرات صلح جریان دارد و از جانب دیگر کشتار بی‌رحمانه مردم افغانستان به شدت ادامه دارد. این روند جنجالی، طولانی و مبهم صلح، مداخلات ابرقدرت‌های جهان، کشور‌های منطقه و همسایه‌ها مبتنی بر منافع ملی‌شان در این پروسه، موضع ضعیف حکومت افغانستان در مقابل طالبان، وجود اختلافات سیاسی و قومی در کشور و افزایش خشونت‌ها و خون‌ریزی از جانب طالبان، آن هم در آستانه‌ی گفت‌وگو‌های صلح، مردم را نسبت به صلح دایمی و واقعی بسیار بی‌اعتماد و بی‌باور ساخته است.

    از آغاز روند صلح و مذاکرات ایالات متحده امریکا و طالبان در مورد پروسه صلح افغانستان تا اکنون، گروه طالبان در تلاش این بود تا با توسل به افزایش خشونت‌ها و تشدید جنگ به حیث بهترین ابزار فشار علیه دولت افغانستان جهت عملی شدن و بر کرسی نشاندن تمام شروط‌شان قبل از آغاز مذاکرات بین‌الافغانی استفاده کنند. قبول کردن شروط طالبان از جانب حکومت افغانستان قبل از آغاز مذاکرات بین‌الافغانی، بسیار خطرناک بوده و عواقب ناگوار سیاسی، امنیتی و اجتماعی را در پی خواهد داشت. یکی از شروط عمده آن‌ها، رهایی رقم بزرگی از زندانیان طالبان یعنی بیش‌تر از ۵۰۰۰ مجرم و جنایت‌کار است. همه شاهد بودیم که «جرگه مشورتی صلحِ» حکومت در ارتباط به رهایی ۴۰۰  زندانی طالبان که متهم به ارتکاب جنایات جنگی و ضد بشری‌اند، برگزار شد و تمام کمیته‌های جرگه متذکره خوش‌بینانه و عجولانه موافقت صریح‌شان را با رهایی آن‌ها اظهار داشتند و از همه مضحک‌تر این‌که هیچ یک از کمیته‌های جرگه مخالف رهایی این گروه جنایت‌کار ۴۰۰ نفری نبود و همه به آزاد‌سازی قاتلان ملت افغانستان بلی گفتند. شما نمی‌توانید در میان یک گروپ کوچک ده نفری دیدگاه و نظر واحد راجع به یک مساله دریابید، چه رسد که صد‌ها نفر در طی چند روز معدود گرد هم می‌آیند و در مورد مساله بزرگ ملی و سرنوشت‌ساز عجولانه و دیکته‌شده تصمیم واحد اتخاذ کنند و در مقابل فقط خواستار آتش‌بس فوری و برگزاری هرچه زودتر مذاکرات بین‌الافغانی باشند. آتش‌بس فوری هنوز معلوم نیست که چه وقت از جانب طالبان اعلام خواهد شد. ممکن قبول نشود و یا اگر پذیرفته شود، احتمال تخطی از آن بسیار زیاد است؛ طوری که در سه روز عید نیز حکومت و مردم افغانستان شاهد نقض آتش‌بس بودند. بناءً در هیچ شرایطی نمی‌شود به این گروه که خشونت، کشتار بی‌رحمانه مردم، افراطیت و ایجاد وحشت اصول کاری‌شان است، باور کرد و مساله آغاز مذاکرات بین‌الافغانی یک موضوع بود که قبلاً گروه طالبان بعد از رهایی مکمل زندانیان‌شان از جانب حکومت افغانستان خواستار آن شده بود که جرگه مشورتی بر آن نیز تاکید دوباره کردند

    جرگه مشورتی صلح یک جرگه فرمایشی و حضور اشتراک‌کننده‌گان در آن سمبولیک بود. اشتراک‌کننده‌گان جرگه مذکور را می‌توان به سه طبقه تقسیم کرد: یک طبقه عوام که سواد نداشتند، در خواب غفلت بودند و اصلاً از برنامه آگاهی کامل نداشتند. طبقه دومی جوانان تحصیل‌کرده بودند که یک عده‌شان نکتایی‌پوش افراطی و عده‌ای دیگر به خاطر حفظ امتیازات و وظایف‌شان در حکومت نظر مثبت دادند. طبقه سومی سیاسیون کشور بودند که غرض حفظ مقام و منافع شخصی‌شان در حکومت فعلی و داشتن سهم و امتیازات در حکومت مشارکتی آینده با طالبان، حضور یافتند.

    حکومت افغانستان بنا بر فشار‌های ایالات متحده امریکا و افزایش خشونت‌ها و تشدید جنگ از جانب طالبان به منظور عملی شدن رهایی کامل زندانیان‌شان، مجبور شد تا رهایی تمام زندانیان طالبان را بپذیرد و قبل از رهایی ۴۰۰ زندانی خطرناک دیگر با برگزاری جرگه مشورتی صلح خواست مردم را در این تصمیم بی‌نهایت مهم ملی و تاریخی شریک سازد.

    حکومت افغانستان جرگه مشورتی صلح را به دلایل ذیل برگزار کرد:

    • شریک کردن مردم در این تصمیم مهم، ملی و سرنوشت‌ساز و انداختن مسوولیت به دوش مردم؛
    • به جهان نشان دهد که حکومت فعلی افغانستان متعهد به ارزش‌های مردم‌سالاری است و در موارد مهم ملی با ملت مشورت صورت می‌گیرد؛
    • حکومت خواست از مجرای مردمی رهایی ۴۰۰ زندانی دیگر طالبان را که شرط اساسی توافقات صلح میان ایالات متحده امریکا و طالبان بود، عملی کند تا از یک طرف بزرگ‌ترین متحد استراتژیکش یعنی امریکا را راضی نگهدارد و از جانب دیگر خشونت‌ها و حملات ویران‌گر طالبان کاهش یابد.

    جرگه مشورتی صلح یک جرگه سرنوشت‌ساز در تاریخ کشور بود. رهایی زندانیان طالبان توسط حکومت و اشتراک‌کننده‌گان این جرگه، جفای بزرگی است در حق ملت و مسوولیت این تصمیم بزرگ تاریخی به دوش آن‌ها خواهد بود. هرگاه این زندانیان رها شده خطرناک دوباره به میدان جنگ بروند و مرتکب جنایات ضد بشری، ایجاد وحشت و خون‌ریزی شوند، در آن صورت اشتباه بودن تصمیم لویه‌جرگه مشورتی صلح بیش‌تر نمایان شده و یک عمل نا‌بخشودنی از جانب مردم تلقی خواهد شد.

    روند صلح کشور از آغاز تا اکنون پر از فراز و نشیب‌هایی بوده و متاسفانه نهاد‌های موازی و سمبولیک (شورای عالی صلح، وزارت دولت در امور صلح و شورای عالی مصالحه‌ی ملی) کم‌ترین نقش اجرایی و تاثیرگذار را در روند صلح جاری کشور داشته، فقط مصروف تدوین و تنظیم مسایل تیوری مرتبط به صلح بوده‌اند که متاسفانه هیچ‌گاه اثرگذار نبوده و سبب ضیاع وقت، مصارف هنگفت‌، اختلال و کندی در پروسه صلح افغانستان شده است. به همین قسم تدویر جرگه مشورتی صلح جز مصرف گزاف بودجه دولت و ضیاع وقت، کاری نبود.

    روند صلح افغانستان یک روند نهایت مغلق و پیچیده است و مسیرش مملو از دشواری‌ها و کش‌مکش‌هایی بوده و هنوز معلوم نیست به کدام سمت می‌رود و به کجا می‌انجامد. نگرانی‌هایی که نسبت به آینده و عواقب روند صلح جاری افغانستان وجود دارد، عبارت‌اند از:

    • موضع‌گیری‌های متضاد و چانه‌زنی‌های نماینده‌های دولت ج.ا.ا و طالبان در مذاکرات بین‌الافغانی.
    • احتمال طولانی شدن مذاکرات بین‌الافغانی و افزایش دوباره خشونت‌ها و تشدید جنگ به حیث ابزار فشار از جانب گروه طالبان.
    • دخیل بودن بازی‌گران متعدد بین‌المللی و منطقه‌ای (ایالات متحده امریکا، روسیه، اتحادیه اروپا، چین، پاکستان، ایران، عربستان و…) در روند صلح افغانستان که هر بازی‌گر منافع ملی‌اش را جست‌وجو می‌کنند که این سبب مغلقیت و پیچیده‌گی بیش‌تر مسیر صلح می‌گردد و پی‌آمد‌های منفی و ناگوار را در پی خواهد داشت.
    • نمی‌توان به امنیت، صلح دایمی و سراسری در کشور بعد از ختم روند مذاکرات صلح باور قطعی کرد، چون بیم زیاد می‌رود که شاخه‌های ناراضی انشعابی گروه طالبان و سایر گروه‌های تروریستی به جنایات و حملات تروریستی‌شان ادامه بدهند.
    • شریک شدن طالبان در قدرت و اختلاف بر سر نظام آینده افغانستان یک معضل کلان است، زیرا تلفیق نظام جمهوریت و امارت ممکن نیست.
    • احتمال عدم حفظ حقوق و آزادی‌های مدنی، حقوق اساسی اقلیت‌های قومی، مذهبی و زنان، مشارکت جوانان در قدرت، قانون اساسی و دست‌آورد‌ها و ارزش‌های دو دهه اخیر در کشور.
    • بی‌باوری مردم به گروه طالبان که سال‌ها است از مردم درد‌دیده‌ی افغانستان قربانی می‌گیرد. زمانی که خشونت، ویران‌گری، افراطیت و خون‌ریزی لایحه‌ی وظایف‌شان باشد، خیلی‌ها دشوار است که به این گروه وحشی اعتماد کرد که آن‌ها متعهد به صلح، سازش، هم‌دیگر‌پذیری و ارزش‌های دموکراسی نوپای افغانستان می‌مانند.
    • دو دهه می‌شود که گروه طالبان به خاطر ایدیولوژی رادیکالیسم و افراطی‌شان و منافع استخباراتی بازی‌گران جهانی و منطقه‌ای در افغانستان جنگ نیابتی، ایجاد وحشت و خون‌ریزی کرده‌اند، بناءً شریک شدن‌شان در نظام آینده افغانستان، سیستم استخباراتی، امنیتی و دولت‌داری را بیش‌تر از گذشته و حال ضربه مهلک و نابود‌کننده خواهد زد.

    آرزو داریم که راه دشوار و پر‌فراز و نشیب صلح افغانستان موفقانه به نقطه پایان برسد و تمام نگرانی‌های فوق‌الذکر رفع گردد. صلح رویایی به صلح واقعی تبدیل شود و جناب کرزی‌، رییس جمهور پیشین، بتواند به مزار و بدخشان سفر کند، رییس جمهور غنی به سرخ‌رود برود و همه‌ی مردم به آرزو‌های‌شان در پرتو صلح و آرامش دایمی برسند.

    عبدالواحد ساعی، هشت صبح