دسته: برگزیده ها

  • افغانستان اولین چالش سیاست خارجی تیم دونالد ترامپ خواهد بود

    افغانستان اولین چالش سیاست خارجی تیم دونالد ترامپ خواهد بود

    اما اصلی ترین چالش سیاست خارجی آقای دونالد ترامپ و تیمش به احتمال بسیار قوی، مسئله ای است که در دوران رقابت های انتخاباتی کمتر توجهی به آن شد.

    افغانستان!

    افغانستان که آمریکا طولانی ترین جنگ را در آن تجربه کرده است. جایی که آمریکا و متحدانش در ناتو و شمار دیگری از کشورهای متحد پس از گذشت 15 سال همچنان در حدود 13 هزار سرباز دارند. جایی که آمریکا تنها در سال گذشته میلادی در حدود 3.6 میلیارد دالر در بخش تقویت نیروهای امنیتی آن مصرف کرد. جایی که آمریکا بیش از هر زمان دیگری، بمب های قوی تر و کلان تری برای بدست آوردن تاثیر استراتژیک رها کرده است.

    درست همانند زمانی که باراک اوباما رئیس جمهوری بر حال آمریکا به قدرت رسید، مسئله افغانستان بخاطر جنگ عراق کم اهمیت جلوه کرده بود و تقریبا فراموش شده بود؛ و همانطور که باراک اوباما جنگ افغانستان را به ارث برد، رئیس جمهوری جدید این کشور نیز این جنگ را که به گمان بسیاری ها در مسیر اشتباه قرار دارد، به ارث خواهد برد. هم اکنون، اقتصاد افغانستان در حال افول است و تولید ناخالص ملی افغانستان طی 3 سال گذشته کاهش یافته است. دولت افغانستان نیز با چالش و هرج و مرج فراوانی مواجه است، به طوریکه به تازگی پارلمان، هفت وزیر کابینه دولت را سلب صلاحیت کرد.

    شرایط امنیتی نیز وضعیت خوبی ندارد. فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا چندی پیش گفته بود که تنها 60 فیصد کل جمعیت افغانستان تحت کنترول کامل و یا نفوذ دولت زندگی می کنند، در حالیکه 10 فیصد جمعیت تحت کنترول شورشیان بسر می برند. (مابقی جمعیت در مناطقی زندگی می کنند که همواره در آن مناطق درگیری است.)

    سی ان ای در تحقیقی مستقلانه از وضعیت نیروهای امنیتی افغانستان در سال 2013 اینگونه نوشته بود:

    “فعالیت های گروه های شورشی پس از افزایش شمار سربازان آمریکایی و ناتو از سال 2009 تاکنون به حد قابل ملاحظه ای کاهش یافته است، اما آنها همچنان تهدیدی واقعی برای دولت افغانستان محسوب می گردند. خروج نیروهای خارجی تا حد بسیار زیادی به کاهش عملیات های ضد تروریستی و ضد شورشیانه نیروهای امنیتی افغانستان، آمریکا و ناتو خواهد انجامید. تاریخ نشان داده است که هر بار که فشار بر طالبان افزایش یافته، آنها از پناهنگاه های امن شان در پاکستان استفاده می کنند تا قدرت بگیرند و هر زمان که فشار عملیات های نظامی کاهش یافت، بار دیگر به فعالیت های خود بپردازند. براساس ارزیابی های ما، طالبان احتمالا در سال های 2015 و 2016 فشارهای نظامی شان را علیه نیروهای امنیتی افغانستان در قریه جات و مناطق روستایی اعمال خواهند کرد، و تلاش خواهند کرد تا نفوذشان را در مناطقی که از نیروهای ائتلاف خالی شده اند افزایش داده، شهرهای کلان را محاصره کرده و حملات مرگباری در کابل و دیگر کلان شهرها راه اندازی می کنند تا بتوانند اهرم فشاری در گفتگوهای صلح احتمالی بدست داشته باشند.”

    در حقیقت، طبق ارزیابی و پیش بینی های این سازمان، طالبان در سال جاری واقعا این کار را نیز کردند. شورشیان طالبان ابتدا نفوذشان را در مناطق روستایی و قریه جات اطراف کندز افزایش دادند و سپس به شهر کندز حمله کردند؛ و یا در ولایت هلمند، که آنها ابتدا دیگر مناطق را تصرف کردند و سپس تلاش کردند تا به شهر لشکرگاه مرکز این ولایت حمله کنند. در هر دو شهر، اعزام سربازان بیشتری از سوی ناتو و آمریکا و انجام چندین عملیات هوایی علیه مواضع شورشیان تنها توانست از پیشروی بیشتر طالبان جلوگیری کند. (عملیات های هوایی گرچه با تلفات مرگبار غیرنظامیان نیز همواره همراه بوده است. در یک مورد، حمله هواپیمای جنگی آمریکا علیه شفاخانه داکتران بدون مرز در کندز بود که 42 کشته برجای گذاشت.) گرچه گروه طالبان نتوانست مرکز ولایتی را به طور کامل تصرف کند، اما توانست 5 مرکز ولایت به شمول شهر کندز، لشکرگاه، ترینکوت، میمنه و شهر فراه را به طور مستقیم مورد حملات خود قرار دهد.

    به نظر می رسد تنها مانعی که پیش روی طالبان برای پیروزی می باشد، نیروهای امنیتی افغانستان هستند که در سال جاری به شدت با آنها دست و پنجه نرم کرده اند. اما در این خصوص، در سه مرتبه تحقیق و بررسی که از سوی سازمان «سی ان آی» راه اندازی شدند، نتایج قابل ملاحظه ای بدست آمد.

    در بررسی های دور اول، پیشرفت های خوبی در برخی مناطق افغانستان بویژه در شرق کشور و در قول اردوهای 201 و 203 وجود داشت؛ در حالیکه در شمال و جنوب غرب، مشکلات سیستماتیک جدی در درون نیروهای امنیتی دیده می شدند. قول اردوی 215 در ولایت هلمند نیز با وجود اینکه سال گذشته به طور کامل بازسازی شد، اما همچنان کارایی خاصی در نبردها ندارد. در بسیاری مواقع، نیروهای پولیس نیز نمی توانند مناطقی که توسط اردوی ملی پاکسازی شده اند، را به طور کامل نگه دارند. هر دو نیروهای پولیس و اردوی ملی به شدت نیازمند حمایت های لوجستیکی و نگهداری می باشند، و کشورهای آمریکا و اعضای ناتو همچنان از طریق قراردادی ها هزینه آنان را می پردازند.

    عدم توانایی کافی نیروهای پولیس عادی و اردوی ملی سبب شده تا بسیاری از مردم افغانستان به نیروهای ویژه (قطعات خاص) و نیروی هوایی اتکا کنند؛ که هر دوی این نیروها (نیروهای قطعات خاص و نیروی هوایی) بیش از حد مورد استفاده قرار می گیرند و یا به طور نامناسب مورد استفاده قرار می گیرند. در واقع، نیروی هوایی بیش از حد استاندارد با هلی کوپترهای جنگی اش پرواز می کند. هلی کوپترهایی که آمریکا به تازگی تصمیم گرفته است با هلیکوپتری های «بلک هاوک» ساخت خودش جایگزین کند.

    پس از انجام بررسی سوم، معلوم شد که نیروهای امنیتی افغانستان تنها قادر به حفظ مناطقی هستند که فشار کمتری از سوی طالبان است، و یا مقامات امنیتی عالی رتبه ای در آن مناطق و یا در نزدیکی آن مناطق حضور دارند. در مناطقی که این شاخصه ها وجود نداشته باشند، نیروهای امنیتی توانایی کمتر و ضعیف تری از خود نشان داده اند.

    تمامی این موارد چه معنایی می تواند برای دولت دونالد ترامپ داشته باشد؟

    اول اینکه، شورشیان طالبان همانند سال های دیگر در آغاز فصل گرما به شدت حملات شان می افزایند و نباید متعجب بود که نیروهای امنیتی را تحت فشار قرار دهند. در واقع، حمله طالبان به ولسوالی ها و مراکز ولایات در سال 2017 چیزی است که تقریبا 4 سال پیش نیز پیش بینی شده بود. “بین سال های 2016 الی 2018، و زمانی که دیگر فشار عملیات های نیروهای آمریکایی و ناتو علیه شورشیان وجود ندارد، احتمال تلاش های گروه های شورشی به شدت افزایش خواهد یافت. کسی نباید متعجب باشد که اگر طالبان در فصل گرما حملات گسترده ای علیه شهرهای کلیدی راه اندازی کند.”

    دوم اینکه، با در نظر داشت آغاز فصل گرما و شدت فعالیت های شورشیان، تیم دونالد ترامپ باید بازبینی بسیار جامع و کاملی در خصوص استراتژی و سیاست افغانستان داشته باشد.

    سوال هایی که این بازبینی باید به دنبال پاسخی برای آنها باشد می تواند موارد زیر را شامل شود:

    • تعهدات تیم دونالد ترامپ نسبت به افغانستان تا چه زمان و تا چه اندازه ای خواهد بود؟ آیا طرح جایگزین کردن تجهیزات نظامی روسی با تجهیزات نظامی آمریکایی برای نیروهای امنیتی افغانستان به شمول هلی کوپترهای جنگی، که تقریبا جایگزین کردن تنها هلی کوپترها یک میلیارد دالر هزینه خواهد داشت، با تعهدات تیم دونالد ترامپ سازگاری دارد و یا خیر؟
    • آیا امضای یک توافقنامه صلح با گروه طالبان همچنان کارساز است؟ اگر جواب مثبت است، چه «بایدهایی» و چه «بایدهای خوبی» در مفاد قرارداد باید وجود داشته باشد تا منافع آمریکا در افغانستان حفظ گردد؟ چه چیزهای دیگری را می توان انجام داد تا این توافق صورت بگیرد؟
    • چه کارهایی می توان انجام داد تا اصطکاک های داخلی دولت افغانستان را کاهش داد و اعتماد مردم نسبت به دولت را افزایش داد؟
    • چه کارهای بیشتری می توان انجام داد تا از سرمایه گذاری ها و مصارف آمریکا در افغانستان محافظت کرد و فساد وابسته به مصارف آمریکا در افغانستان را کاهش داد.
    • آیا نیروهای پولیس افغانستان آمیزه ای از توانایی ها و ساختار لازم را دارد تا بتوانند نیروهای نگهدارنده باشند، بویژه در مناطق قریه جات و روستایی؟
    • آینده برنامه نیروهای پولیس محلی چه خواهد بود؟
    • آیا فعالیت های سربازان آمریکایی باقی مانده به عنوان مشاور میان نیروهای امنیتی موثر خواهد بود؟ آیا در کل این مشاوران صلاحیت کافی دارند تا موثر واقع شوند؟

    گرچه موضوعات دیگری هم اکنون وجود دارد که در رسانه ها بیشتر حائز اهمیت پنداشته شده اند و به نظر می رسد که بیشتر انرژی دولت جدید آمریکا را خواهد گرفت، اما افغانستان همچنان یکی از چالش های اصلی سیاست خارجی آمریکا، بار مالی و معمای استراتژیک برای آمریکا و متحدانش می باشد. بی توجهی به این موضوع، به راحتی شدت بحران در حال حاضر را برای تیم دونالد ترامپ افزایش می دهد.

    جاناتان شرودین (سازمان تحقیقی سی ان آی)

  • تا سال 2020 بیش از 1400 کیلومتر راه آهن ساخته می شود

    تا سال 2020 بیش از 1400 کیلومتر راه آهن ساخته می شود

     

    محمود بلیغ، سرپرست وزارت فواید عامه، امروز دوشنبه در نشستی خبری در کابل گفت که در شش نقطه کشور برنامه های ساخت راه آهن توسط اداره راه آهن کشور مد نظر گرفته شده است که این برنامه ها وابستگی ما را از کشورهای همسایه کمتر می کند.

    راه آهن خواف به هرات، راه آهن بندر حیرتان در مزار شریف، راه آهن 5 جانبه ایران، افغانستان، تاجیکستان، قرغیزستان و چین، راه اهن اسپین بولدک، راه آهن هرات تورغندی از برنامه های وزارت فواید عامه است.

    آقای بلیغ افزود، کشور ما یک کشور محاط به خشکه است که انکشاف خطوط راه آهن، وابستگی ما را از یک یا دو بندری که در حال حاضر مورد استفاده قرار دارد، کم می کند و از طریق خط آهن با کشورهای بیشتری متصل می شویم.

    گفتنی است که از برنامه های ذکر شده، تنها مسیر حیرتان در مزار شریف، مسیر خواف تا غوریان در هرات و مسیر امام نظر ترکمنستان تا بندر اقینه در بادغیس کار شده است.

    خط آهن خواف-هرات سه قطعه آن کار شده است و قطعه چهارم آن از غوریان تا پارک صنعتی هرات باقی مانده است، در مزار شریف نیز بندر حیرتان به خطوط راه آهن ازبکستان، تاجیکستان و چین وصل شده و بندر آقینه در بادغیس به ترکمنستان وصل شده است.

    اولین محموله راه آهنی از کشور چین بارگیری شد و بعد از دو هفته از طریق کشورهای تاجیکستان و ازبکستان وارد بندر حیرتان در ولایت بلخ شد.

    محمود بلیغ در این نشست به مقدار تبادله های خط آهنی اشاره کرد و افزود: پیشبینی می شود، در سال آینده حدود یک میلیون تُن و تا سال 2018 سالانه حدود 3 میلیون تُن کالا از طریق خط آهن اقینه تبادله شود.

    وزارت فواید عامه در برنامه های تطبیقی در سال های آینده، در نظر دارد که 5550 کیلومتر راه آهن در سراسر کشور بسازد که تاکنون کمتر 200 کیلومتر راه آهن ساخته شده است.

    عبدالباری صدیقی رئیس اداره راه آهن کشور در همین حال گفت: در نظر داریم تا سال 2030 حدود 3.5 هزار کیلومتر راه آهن را در نقاط مختلف کشور بسازیم که افغانستان را به کشورهای آسیای میانه، ایران و چین وصل می کند.

    وی در قسمت مطالعات امکان سنجی ساخت راه آهن نیز افزود که 2511 کیلومتر راه تحت مطالعه است و 770 کیلومتر دیگر نیز از نظر اقتصادی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

    آقای صدیقی خارج از نشست خبری به خبرنگاران گفت که هزینه ساخت یک کیلومتر راه آهن حدود 1.7 میلیون دالر خواهد بود که این مبلغ در مسیرهای کوهستانی کشور به دلیل حفر تونل بیشتر نیز خواهد شد.

    مشکلات راه آهن کشور با منطقه

    بر اساس گفته های وزارت فواید عامه، مسیر راه آهن 5 جانبه (افغانستان، ایران، تاجیکستان، قرغیزستان و چین) از نوع استاندارد است اما خط هایی که از سمت کشورهای آسیانه میانه کشیده می شود با استاندارد روسی و خطی که قرار است از سمت پاکستان کشیده شود، با استاندارد انگلیسی است.

    استاندارد جهانی عرض خط آهن بیش از 143 سانتی متر است اما عرض خط آهن روسی حدود 152 سانتیمتر و نوع انگلیسی آن 163 سانتیمتر است که این نوع خطوط راه آهن کشور را با چالش هایی مواجه خواهد کرد.

    آقای بلیغ در این مورد می گوید که برای وصل شدن کشورهای آسیای میانه به خطوط اهن افغانستان یک خط دیگر به اندازه خط روسی اعمار خواهد شد تا قطارهای کشورهای آسیای میانه و روسیه نیز وارد بندرهای افغانستان شود.

    این روش به دلیل آماده بودن زیر ساخت، هزینه زیادی را نخواهد داشت اما با توجه به این معیارها، قطارهای افغانستان قادر نخواهند بود –در صورت مهیا نبودن خط استاندارد- به کشورهای پاکستان و یا اسیای میانه سفر کنند.

    مطالعات امکان سنجی ساخت راه آهن

    وزارت فواید عامه در مورد خط آهن 5 جانبه (ایران، افغانستان، تاجکستان، قرغیزستان و چین) می گوید که در سال 2014 نشستی در تاجیکستان برگزار شد و توافق بر مطالعه امکان سنجی ساخت این مسیر کردند.

    طول این مسیر، 2100 کیلومتر است که 1100 کیلومتر آن از خاک کشور می گذرد که به نوعی احیا کننده راه ابریشم نیز خواهد بود.

    خط آهن آقینه، شبرغان، هرات، کندز و در نهایت شیرخان بندر نیز تحت مطالعات فنی و اقتصادی است است. مطالعات این مسیر در دو بخش صورت گرفته است که بخش اول آن حدود 8 میلیون دالر هزینه در بر گرفته است.

    خط آهن تورغندی-هرات به طول 170 کیلومتر است که با هزینه 1.7 میلیون دالر از کمک های بلاعوض بانک انکشاف آسیایی مورد مطالعه قرار گرفته است.

    مطالعه مسیر مزار شریف- میمنه – هرات که به طول 585 کیلومتر است با یک شرکت بنگلادیشی در سال 2011 قرار داد شده است.

    مطالعه مقدماتی فنی و اقتصادی مسیر راه آهن هرات- فراه – زابل ایران که 404 کیلومتر است شروع شده است، از این مسیر 254 کیلومتر در خاک افغانستان خواهد بود.

    وزارت فواید عامه همچنین گفت که مطالعات مقدماتی خط راه آهن فراه-قندهار- اسپین بولدک با طول 482 کیلومتر در سال 2010 با یک شرکت کشور از جمهوری چک سپرده شده است.

    محمود بلیغ همچنین در قسمتی دیگر از سخنان خود گفت: در مسیر خط گاز موسوم به تاپی یک خط آهن و یک مسیر انتقال برق نیز کشیده خواهد شد. اما از نوع و زمان این پروژه چیزی نگفت.

    گفتنی است که افغانستان در بین کشورهای منطقه کمترین راه آهن را دارد و در صورت ساخت راه آهن کشوری امکان عوایدهای ترانزیتی و صادرات کالا مهیا می شود./روزنامه راه مدنیت

  • غنی از پاکستان خواست تا پول کمکش به افغانستان را خرج مبارزه با تروریسم کند

    غنی از پاکستان خواست تا پول کمکش به افغانستان را خرج مبارزه با تروریسم کند

    غنی امروز یکشنبه در سخنرانی خود در ششمین کنفرانس “قلب آسیا – روند استانبول” در شهر امریستار هند به تهدیدات تروریستی و توسعه زیرساخت ها به عنوان بحث های کلیدی تمرکز کرد. او با اشاره به آنچه موج جدید تروریسم و خشونت سیاسی در منطقه می خواند، گفت: «ما باید با ارواح خبیثه در نطفه مقابله کنیم.”

    غنی با اشاره به سرتاج عزیز، مشاور امنیت ملی پاکستان گفت: «پاکستان سخاوتمندانه ۵۰۰ میلیون دالر برای بازسازی افغانستان وعده داده است. این پول، آقای عزیز، به خوبی می تواند برای مقابله با افراطی گری استفاده شود چون بدون صلح هیچ کمکی به کار مردم افغانستان نمی آید».

    کنفرانس “قلب آسیا – روند استانبول” متشکل از ۱۴ کشور به شمول ترکیه، چین، روسیه، ایران و عربستان سعودی، به عنوان یک همکاری منطقه ای برای بازسازی افغانستان است.

    غنی در ادامه گفت که هزینه زیادی با مرگ افراد و از دست دادن فرصت ها، پرداخت می شود. رئیس جمهور افغانستان فهرستی از پنج چالش اساسی ارائه کرد. او اولویت اول را شبکه های اقتصادی جنایتکار عنوان کرد که بر قاچاق مواد مخدر و انسان تمرکز دارند و زمینه را برای سیاست جنایی آماده می کنند.

    غنی در سخنرانی خود مسئله دوم را وجود ۳۰ گروه تروریستی در افغانستان عنوان کرد که برای بی ثبات ساختن این کشور، منطقه و جهان فعالیت می کنند.

    در ادامه سخنانش، رئیس جمهوری به عملیات های اردوی پاکستان علیه شبکه های افراطی در این کشور اشاره کرد و گفت هرچند که دستاوردهای بزرگی داشته اما گزینشی بوده است.

    غنی گفت: «پاسخ کشورها به این مسئله مهم است اما برخی کشورها مکانی امن برای این شبکه ها می سازند و با آنها با شکیبایی رفتار می کنند».

    او همچنان از کاکازاده، یکی از رهبران کلیدی طالبان اخیرا نقل قول کرد که گفته است اگر شورشیان مکان امن در پاکستان نمی داشتند، این گروه حتا یک ماه هم دوام نمی آورد.

    رئیس جمهوری گفت که برای پایان ناآرامی در افغانستان به مشارکت و گفتگوهای فشرده نیاز می رود.

    در نشست امریستار ۱۴ کشور حامی بازسازی افغانستان از جمله ایالات متحده، بریتانیا، کانادا، آسترالیا، جاپان، ناروی، و اتحادیه اروپا حضور دارند/DW.

  • چراغ سبز طالبان به صلح/ طرح توسعه ای را تخریب نمی کنیم

    چراغ سبز طالبان به صلح/ طرح توسعه ای را تخریب نمی کنیم

    طالبان در خبرنامه‌ای که روز گذشته منتشر کرده بود گفته طرح های توسعه ای شامل خط انتقال گاز ترکمنستان از مسیر خاک افغانستان به پاکستان و هند( تاپی)، انتقال برق قرقیزستان و تاجیکستان از طریق افغانستان به پاکستان (کاسا یک هزار) و همچنین استخراج مس عینک در ولایت لوگر که توسط یک شرکت چینی قرارداده شد نیز می‌شوند.

    در این خبرنامه همچنین محافظت از راه آهن، جاده، طرح‌های تولید انرژی و سدهای آبی برای کشاورزی یاد شده که طالبان آنها را در راستای اهداف کاری خود دانسته‌ است.

    اما بعد از صدور این خبرنامه شاه حسین مرتضوی در صفحه فیسبوکش نوشته که طالبان درعمل ثابت نمایند که به زیرساخت ها و تاسیسات عام المنفعه آسیب وارد نمی کنند.

    او نوشته “در طول «دو ماه فعالیت‌های تروریستی گروه طالبان» در یازده ولایت کشور، ۳۰۲ باب مکتب، 41 مرکز صحی، پنجاه محراب مسجد، ۵۳۰۵ باب منزل مسکونی، ۱۸۱۸ باب دکان، یک باب ساختمان دولتی، شش پایه پل، ۲۹۳ معبر، ۱۷۰ پلچک، ۱۲۳ کیلومتر سرک، ۲۰۳ دیوار استنادی و هشتاد و چهار مرکز ارایه خدماتی تخریب شده‌اند و یا هم آسیب جدی دیده‌اند. ”

    دولت افغانستان گروه طالبان را عامل اصلی اجرا نشدن طرح‌های بازسازی در این کشور اعلام کرده و مدعی است که طرح‌های اجرا شده از جمله جاده‌ها و پل‌ها توسط بمب‌های کارگذاری شده توسط افراد این گروه دوباره تخریب شده ‌است.

     

  • پرو ازول: امنیت در افغانستان به طور چشمگیری رو به وخامت است

    پرو ازول: امنیت در افغانستان به طور چشمگیری رو به وخامت است

    از ماه جنوری تا ماه اکتوبر ۲۰۱۶ بر اساس گزارش “پرو ازول” در مورد قضایای پناهندگی ۳۲ هزار و ۲۵۲ افغان تصمیم گرفته شده است. از این میان، ۱۴ هزار و ۱۰۷ پناهجوی افغان جواب رد به دست آورده اند.

    فعالان حقوق بشر به این نظر اند که “بعد از چندین سال که از اخراج افغان ها به کشور شان خودداری گردیده است، اینک سیاست در یک راه کاملا کورکورانه ای روان است.”

    به قول این فعالان، افغانستان در سال ۲۰۱۶ شاهد وخامت چشمگیر اوضاع و افزایش ناامنی بوده است.

    علاوه بر این، وضعیت در افغانستان از ماه جنوری بیشتر به وخامت گراییده است، زیرا پاکستان و ایران، کشورهای همسایه افغانستان، پناهجویان افغان را به کشور شان می فرستند.

    روز سه شنبه وزیران داخله دولت فدرال و ایالت های آلمان در مورد سیاست پناهندگی به ویژه در مورد اخراج احتمالی افغان ها به کشور شان با هم مشورت می کنند. اما در حال حاضر این نشست بحث برانگیز گردیده است.

    تعدادی از سیاستمداران حزب سوسیال دموکرات (اس. پی. دی.) از سیاست پناهندگی به طور فزاینده محدود دولت فدرال آلمان شدیدا انتقاد می کنند.

    شتفان اشتوت، وزیر داخله ایالت شلسویگ-هولشتاین به رسانه انترنتی آلمانی “سایت آنلاین” گفته است که در مورد درست بودن طبقه بندی مناطق مختلف در افغانستان به عنوان «مناطق به اندازه کافی امن» تردید دارد.

    این سیاستمدار حزب سوسیال دموکرات گفته است که در مورد اخراج افغان ها به این مناطق او خود را خوب احساس نمی کند.

    نگرانی های امنیتی بعد از حمله به قونسلگری آلمان

    بحث و گفتگوها در مورد به اصطلاح “مناطق امن” در افغانستان پس از حمله خونین دهم نوامبر به قونسلگری آلمان در شهر مزار شریف که از مناطق نسبتاَ امن به حساب می آمد، شدت گرفته است.

    دیپلومات های آلمانی از آن حمله به بعد تحت شرایط امنیتی شدید و حفاظت نظامی گسترده در شهر مزار شریف کار می کنند. با این حال، قرار است بیش از ده هزار مهاجر افغان از آلمان به کشور جنگ زده افغانستان فرستاده شوند.

    در عوض توماس شتروبل، وزیر داخله ایالت بادن-وورتمبرگ از حزب دموکرات مسیحی (س. دی. یو.) خواستار اخراج مهاجران شده است.

    او به روزنامه آلمانی “بیلد ام زونتگ” گفته است برای اینکه اخراج مهاجران جدی عملی گردد نیاز به یک “قدرت ملی” می رود. او در ادامه گفته است که این امر ممکن نیست که ۵۰۰ هزار خارجی بدون داشتن اجازه اقامت در آلمان تحمل گردند. این سیاستمدار حزب دموکرات مسیحی خواستار “ابزار جدید فوری برای بازگشت و اخراج مهاجران” گردیده است.

    دولت پیشتر گفته که حدود 40 هزار پناهجو شرایط پذیرش ندارند و باید المان را ترک کنند./DW

  • سیما سمر: پروژه‌های توسعه‌ای در کشور، باید عادلانه تطبیق شود

    سیما سمر: پروژه‌های توسعه‌ای در کشور، باید عادلانه تطبیق شود

    سیما سمر رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در این نشست گفت تمام کشورها مسوولند تا اهداف توسعه پایدار را تطبیق کنند. خانم سمر بر مشارکت مردم در تطبیق پروژههای انکشافی تاکید کرد.

    خانم سمر افزود که در کشور مردم در تطبیق پروژه‌های انکشافی سهم ندارند به همین دلیل در حفاظت از این پروژه‌ها نیز احساس مسوولیت نمی‌کنند: «پروژه‌های انکشافی بعضا باعث ایجاد تشنج در بین مردم می‌شود، چون مردم خود در تطبیق آن نقشی ندارند. ما به صورت جدی از حکومت می‌خواهیم که مردم را در پروژه‌های انکشافی سهیم سازد.»

    گفتنی است که پیش از این مردم برخی از مناطق کشور، به خصوص مناطق مرکزی کشور، توسعه نامتوازن دولت شاکی بودند و همواره به این موارد اعتراض می کردند.

    چندی پیش یک رسانه امریکایی نیز نوشته بود که ولایت های دایکندی و بامیان طی 15 سال گذشته کمترین توجه از بخش کمک های بین المللی شده است.

    در نشست “اهداف توسعه پایدار” که امروز شنبه در کابل برگزار شده بود، شماری از مقام‌های حکومتی، نمایندگان کمیسیون‌های حقوق بشر در کشورهای منطقه شرکت کرده‌ بودند.

    اهداف توسعه پایدار که هفده هدف را در بر دارد، در سال 2015 از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید. پایان دادن به فقر و گرسنگی، دسترسی به خدمات صحی، فرصت‌های برابر آموزشی، تقویت برابری جنسیتی و حمایت از زنان و کودکان، دسترسی به آب پاک، دسترسی به انرژی، اشتغال و پیشرفت، از اهداف مهم توسعه پایدار است.

    مدت زمان تطبیق اهداف توسعه پایدار از سال 2016 تا سال 2030 است. این اهداف به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم بر حقوق بشری مردم در سراسر جهان تاثیر می‌گذارد و به همین دلیل کمیسیون مستقل حقوق بشر بر آگاهی مردم، نهادهای حکومتی و دولتی بر آگاهی از اهداف توسعه پایدار تاکید کرد.

    پایان دادن به فقر و گرسنگی

    اولین هدف توسعه پایدار، پایان دادن به فقر و گرسنگی است. سخنرانان کنفرانس گفتند که افغانستان به شدت از فقر رنج می‌برند و حکومت باید برنامه‌های مشخصی برای پایان دادن به فقر داشته باشد.

    خانم سمر گفت که زدودن فقر در افغانستان با برنامه‌های کوتاه مدت ناممکن است. بنابراین دولت باید استراتژی درازمدت را به منظور محو فقر روی دست گیرد: «اگر زدودن فقر ممکن نیست ولی برای پایان دادن به فقر باید تلاش‌های جدی صورت گیرد تا زمینه صلح، ثبات و انکشاف پایدار را در افغانستان به وجود آوریم.»

    عدم تبعیض

    کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تاکید کرد که براساس اهداف توسعه پایدار، همه پروژه‌های انکشافی باید بدون تبعیض تدوین و تطبیق شوند.

    خانم سمر گفت: «عدم تبعیض اصل دیگر است. تمام پروژه‌هایی که در افغانستان ساخته می‌شود باید تبعیض در آن وجود نداشته باشد. اگر قرار باشد که پروژه‌ها براساس تبعیض ساخته شوند، تهداب این پروژه‌ها متاسفانه غلط ساخته می‌شوند.»

    دسترسی به خدمات صحی یکی از اهداف مهم توسعه پایدار است. این در حالیست که مردم افغانستان به خصوص در روستاها و مناطق دورافتاده به خدمات صحی معیاری دست‌رسی ندارند. در این کنفرانس تاکید شد که حکومت باید زمینه دسترسی بدون تبعیض به خدمات صحی را برای مردم فراهم نماید.

    از سوی دیگر حضور کمرنگ زنان در نهادهای عرضه کننده خدمات صحی یکی از چالش‌های دسترسی به حق صحت است. رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان گفت که زنان بیشتری باید در این نهادها به کار گماشته شوند تا دسترسی به حق صحت عادلانه‌تر گردد.

    هیولای فقر و گرسنگی

    سرور دانش معاون دوم رییس جمهور افغانستان در این کنفرانس بر آگاهی دهی به نهادهای حکومتی در رابطه به اهداف توسعه پایدار تاکید کرد. او گفت در صورتی که جامعه جهانی در این راستا با حکومت همکاری‌ بیشتر داشته باشد، افغانستان به اهداف توسعه پایدار نزدیک‌تر می‌شود.

    آقای دانش گفت: «اهداف و شاخصه‌های توسعه پایدار باید در متن استراتژی‌ها و پلان‌های کاری وزارت‌ها و ادارات دولتی دیگر شامل ساخته شود. سپس برای تطبیق آن در بودجه ما امکانات لازم مدنظر گرفته شود.»

    معاون رییس جمهور افغانستان گفت که جنگ و فقر دو مانع اصلی در برابر انکشاف پایدار است. چنانچه همه روزه تعدادی از شهروندان افغانستان توسط گروه‌های مسلح «قتل عام» می‌شوند و مکتب‌ها و سایر تاسیسات عامه توسط همین گروه‌ها تخریب می‌گردد.

    دانش گفت: «باید همگی دست به دست هم دهیم و در مقابل این دو هیولای وحشتناک یعنی جنگ و فقر، راه حل پیدا کنیم.»

    هنریک جسپرسن معاون سفیر دنمارک در این کنفرانس بر برابری جنستی تاکید کرد و گفت: «تساوی جنسیتی اصلی اساسی برای توسعه اقتصادی، دموکراسی و رفاه است.» آقای جسپرسن افزود: «تساوی جنسیتی، اساس تمامی تمامی حقوق بشر و آزادی‌های اساسی است.»

    مایکل پیترسن معاون اتحادیه اروپا از حکومت افغانستان خواست تا به تعهداتی که در کنفرانس بروکسل داده است، عمل کند. او گفت بسیاری‌ اهداف توسعه پایدار در صورت تطبیق تعهدات حکومت در این کنفرانس تامین خواهد شد.

     

  • وب سایت شورای امنیت ملی هک شد

    وب سایت شورای امنیت ملی هک شد

    این گروه امروز جمعه 5 قوس گفته که به سبب عدم برقراری عدالت و برابری برای تمام اقوام افغانستان اقدام به هک سایت شورای امنیت ملی کرده است.

    این هکرها در پیامی روی وبسایت شورای امنیت ملی افغانستان نوشتند که “ما عدالت و برابری برای همه اقوام افغانستان را می‌خواهیم” و تا برقراری عدالت از پا نخواهیم نشست”.

    این گروه همچنین گفته است که کنترل این وبسایت را در اختیار گرفته و تمام اطلاعات آن در دسترس این گروه است و افزوده که “امنیت تنها فریب یا وهم است”.

    هکرها همچنین عکس‌های حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی افغانستان و معصوم استانکزی رئیس اداره امنیت ملی، گل‌نبی احمدزی فرمانده گارنیزیون کابل و عبدالرحمان رحیمی، فرمانده پلیس کابل را با پس‌زمینه پرچم گروه دولت اسلامی (داعش) چاپ کردند.

    این هکرها از این افراد به عنوان “قاتلان” قربانیان چهار حمله مرگبار به هزاره‌ها در سال جاری، که گروه داعش مسئولیت آن‌ها را به عهده گرفته نام برده و خواستار “محاکمه و مجازات” آنها شده‌ا

    وبسایت شورای امنیت ملی افغانستان برای مدتی در اختیار این هکرها بود، ولی بعداً از کنترل آنها خارج شد و در حال حاضر این پیام روی صفحه آن ظاهر می‌شود که “سرور” این وبسایت به صورت موقت تحت تعمیر قرار گرفته است.

    به نظر می‌رسد سروری که وبسایت شورای امنیت ملی افغانستان روی آن قرار دارد، خاموش شده تا این وبسایت از دسترس خارج شود.

  • غنی: خشونت علیه زن بدبختانه یک مشکل ملی است

    غنی: خشونت علیه زن بدبختانه یک مشکل ملی است

     

    آقای غنی گفت: امروز روز تجلیل، روز تشخیص و روز تصمیم است. روز تجلیل از مقام زن بحیث زن و به حیث شخصیت مساوی با مرد، نه بحیث فرد و شهروند درجه دوم.

    محمد اشرف غنی افزود: خشونت و بد رفتاری با زنان در تضاد کامل با مقام خلافت و کرامتی است که خداوند به نوع آدمی بخشیده است.

    رئیس جمهور با تاکید گفت: بی حرمتی به مقام زن و اقدام به خشونت در برابر وی هم تخطی از تعالیم اسلام است و هم در تعارض با قوانین و عرف های بین المللی قرار دارد.

    وی افزود: خشونت علیه زنان تنها به این خلاصه نمی شود، فروختن خواهر و دختر در بدل مقداری از پول یک شکل نادرست خشونت است که متاسفانه در جامعه ما هنوز هم به مشاهده می رسد.

    او ادامه داد، ندادن میراث به زنان، سلب حقوق مالی آنان، محروم کردن دختران از تعلیم، عروسی های جبری، عروس کردن دختران کم عمر اشکال مختلف دیگری خشونت است و ما باید بر اساس دستورات دین خود و حقوق انسانی با آن مبارزه کنیم و آنرا از بین ببریم.

    رئیس جمهور کشور گفت: مقابله با خشونت علیه زنان هم مسئولیتی اخلاقی، هم وظیفه ای قانونی، هم وجیبه ای دینی و هم ضرورتی انسانی است، تا دختران ما در کنار پسران ما زندگی توأم با خوشبختی داشته باشند، تا همه بدون تبعیض به آرزوها و رؤیاهای شان دست یافته بتوانند، تا مرد و زن جامعه ما به رفاه و آسایشی که حق شان است، دست پیدا کنند.

    رئیس جمهور با اشاره به فعالیت های نهاد های عدلی و قضایی در زمینه محو خشونت علیه زنان گفت که در حال حاضر شمار زنان محبوس از ۹۰۰ تن کاهش یافته است و در هر فرمان برای زنان عفو درخواست کرده ایم.

    وی افزود: دستگاه قضایی به این نتیجه رسیده است که برای یک زن یک سال حبس مساوی به دو سال حبس برای مرد تلقی شود.

    رئیس جمهور با اشاره به فرهنگ زن ستیزی در ادارات دولتی گفت: این برخورد قابل تحمل نیست و مکلفیت تمام ما است تا در رفع و تغییر این فرهنگ زن ستیز تلاش نماییم. دولت وسیله ایجاد فرصت و مساوات و وسیله تطبیق قانون اساسی است و فرهنگ زن ستیز تخلف و تمرد از قانون اساسی و از روحیه ملی ما می باشد.

    وی در اخیر سخنانش، گفت که یک جلسه خاص کابینه بالای پیشنهادات وزیر امور زنان در رابطه به بهبود حقوق زنان غور خواهد کرد و تصامیم عملی اتخاذ خواهد شد.

    این مراسم که در ارگ انجام شد، در آن خانم اول کشور، داکتر عبدالله عبدالله رئیس اجرائیه، سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر و شمار دیگری از مقامات دولتی و اعضای کوردیپلوماتیک مقیم کابل حضور داشتند.

     

  • افزایش رشد داعش در افغانستان متوقف شده؛ اما گروه نابود نشده است

    افزایش رشد داعش در افغانستان متوقف شده؛ اما گروه نابود نشده است

    آنها سپس رهبران، بزرگان و آن دسته از مردم منطقه که علیه شان توطئه می کردند را حذف کردند.

    برای مثال، آنها شخصی به نام ظاهر شاه را به مناطق کوهستانی منطقه بردند، و از آن پس دیگر هیچ کس از سرنوشت ظاهرشاه با خبر نشد، تا اینکه خانواده او در یک فایل تصویری در فیس بوک متوجه شدند که چه اتفاق ناگواری برای ظاهرشاه افتاده است.

    خسور ظاهر شاه در گفتگو با گاردین گفت “آنها (داعشیان) ظاهرشاه را مجبور کردند که روی یک بمب بنشیند. ما حتی قادر نبودیم یک تکه از جنازه اش را پیدا کنیم.”

    گروه داعش با وجود اینکه هم از سوی نیروهای امنیتی افغانستان و هم توسط حملات هوایی نیروهای آمریکایی در افغانستان سرکوب می شود، و از سویی دیگر حمایت مردمی نیز ندارد، به نظر می رسد همچنان جایگاهی هر چند کوچک و قابل انعطافی برای خود در شرق کشور درست کرده است.

    اعضای آن گرچه تعدادشان اندک است، اما همگام و مطابق با رفتار دیگر اعضای این گروه در کشورهای عراق و سوریه، رویه ای خشن و وحشیانه پیش گرفته اند.

    “این گروه شاید یک تهدید برای دولت افغانستان به شمار نیاید، اما به طور قطع برای مردم یک تهدید جدی محسوب می گردد.”

    مقامات محلی می گویند که استفاده از بمب در کشتارهایشان، یکی از شیوه های عادی این گروه می باشد. آنها همچنین قوانین عجیب و سخت گیرانه ای علیه رسومات محلی اعمال کرده اند. برای مثال آنها مردان را به گذاشتن ریش بلند و زنان را به پوشیدن بورقه مجبور می کنند. همچنین ازدواج های ثبت شده رسمی دولت را فاقد اعتبار اعلام کرده اند، و مکان های مقدس و زیارتگاه ها را نابود می کنند.

    این قوانین سخت گیرانه و رفتارهای خشن سبب شده تا ساکنین محلی بسیار اندکی از این گروه اعلام حمایت کنند.

    داعش از زمانی که به طور علنی در سال 2014 در ولایت ننگرهار دیده شد، علاوه بر نگه داشتن برخی سنگرهای خود در این ولایت، تاکنون توانسته حملاتی را نیز خارج از این ولایت راه اندازی کند. برای مثال، در تظاهرات جنبش روشنایی در دوم اسد سال جاری، این گروه با طرح حمله انتحاری جان بیش از 85 تن را گرفت و بیش از 400 تن دیگر را زخمی کرد.

    قربانیان اغلب از ساکنان شیعه مذهب شهر کابل بودند.

    اما نیروهای آمریکایی از سویی دیگر با راه اندازی تقریبا 200 حمله هوایی علیه این گروه از اوایل ماه اپریل سال جاری میلادی تاکنون، توانسته این گروه را وادار به عقب نشینی کنند و «حافظ سعید» فرمانده ارشد این گروه در افغانستان را نیز به هلاکت برسانند.

    گفته می شود که هم اکنون این گروه تنها در 4 ولسوالی ولایت ننگرهار حضور دارد.

    «معلم معشوق» ولسوال اچین می گوید “بدون نیروهای ناتو و آمریکایی، 10 سال طول خواهد کشید تا اردوی ملی و پولیس ما بتواند این گروه را شکست دهد.”

    در همین حال اما، برخی غیرنظامیان و ساکنان محلی در میان سه جناح مختلف گیر مانده اند؛ طالبان که پیش تر اقدام به تصرف قریه هایشان می کرد؛ داعش که قریه هایی که طالبان تصرف کرده بود را به نفع خود تصرف می کند، و نیروهای بین المللی و نیروهای امنیتی افغانستان.

    وضعیت در خصوص دو جناح طالبان و داعش که برای مردم مشخص است، اما حملایت هوایی نیروهای آمریکایی اغلب تلفاتی را برای این غیرنظامیان بدنبال دارد. برای مثال، چندی پیش و براساس گزارش سازمان ملل متحد در افغانستان، یک حمله هوایی این نیروها در این منطقه، 15 غیرنظامی را کشت.

    برهان عثمان پژوهشگر در شبکه تحلیل گران افغانستان می گوید که گرچه داعش هم اکنون تقریبا نیمی از مناطقی که تحت کنترول خودش داشت را از دست داده است، اما به نظر می رسد که پاکسازی و نابودی این گروه از این چهار ولسوالی کمی بعید است.

    “آنها حضورشان را در این چهار ولسوالی مستحکم کرده اند.”

    شمار جنگجویان این گروه در افغانستان تاکنون به طور دقیق مشخص نشده است، و همچنین مقدار هماهنگی و کمکی که از سوی رهبریت این گروه در عراق و سوریه دریافت می کند نیز نامعلوم می باشد.

    برهان عثمان می گوید که تعداد جنگجویان داعش در افغانستان احتمالا بیش از 2 هزار تن می باشد اما این تخمین بسیار سخت است، زیرا تعداد کشته ها و سربازگیری این گروه کاملا نامشخص می باشد.

    وی می افزاید “افزایش رشد گروه داعش در افغانستان متوقف شده، اما این گروه نابود نشده است.”

  • سازوکارهای فعلی در افغانستان اگر کارا نباشند، تدابیر دیگری در نظر گرفته می شود

    سازوکارهای فعلی در افغانستان اگر کارا نباشند، تدابیر دیگری در نظر گرفته می شود

    این گفته ها در دیدار داکتر عبدالله عبدالله رئیس اجرایی کشور در حاشیه نشست سران کشورهای عضو سازمان شانگهای در بیشکک پایتخت قیرقیزستان با دیمتری مدویدوف نخست وزیر روسیه مطرح شد.

    در این دیدار آقای عبدالله ضمن قدردانی از حمایت های روسیه از افغانستان گفت که سازمان شانگهای در مبارزه با تروریزم و تامین صلح در منطقه یکی از سازوکارهای موثر است و روابط میان دو کشور نیز در ۱۵ سال گذشته بهبود یافته است.

    رئیس اجرایی کشور همچنین گفت “قبل از پانزده سال نیز شما ما را در مقابله با تروریزم و القاعده کمک کردید و این همکاری باید تا نابودی دهشت افکنی در منطقه ادامه یابد.”

    آقای عبدالله دراین نشست همچنین درباره آخرین تحولات امنیتی و سیاسی افغانستان به مدویدوف گفت: با وجود اینکه دولت افغانستان در سال جاری در مناطق مختلفی درگیر نبرد با دهشت افکنان بوده، اما همچنان شاهد پیشرفت هایی مثبت در تمامی عرصه ها نیز بوده است.

    وی همچنین در بخش دیگری از صحبت هایش به اعطای بورسیه های تحصیلی روسیه به دانشجویان افغانستانی اشاره کرده و از این اقدام روسیه قدردانی کرد.

    نخست وزیر روسیه نیز در این دیدار گفت: “ما خواهان موفقیت شما در افغانستان هستیم و سیاست ما در مورد افغانستان تغییر نکرده است. امیدواریم روابط اقتصادی ما نیز توسعه بیشتر یابد. ما خواهان گسترش روابط میان دو کشور در تمام عرصه‌ ها هستیم.”

    دیمتری مدویدوف تاکید کرد که امیدوار است ساز و کارهای فعلی در افغانستان کارامد باشند، در غیر این صورت تدابیر لازم دیگری در خصوص عملیاتی ساختن همکاری ها در نظر گرفته می شود.

    آقای مدویدوف در صحبت‌های خویش همچنان علاوه کرد که کشورش به کمک‌های انسانی، فراهم سازی بورسیه برای دانشجویان افغانستان و آموزش نظامیان افغانستان ادامه می‌دهد.

    رئيس اجرایی کشور همچنین از آقای مدویدوف با توجه به تجربه روسیه در عرصه رسیدگی به حوادث خواهان کمک به مرکز رسیدگی به حالات اضطرار و حوادث افغانستان شد.

    آقای مدویدوف با استقبال از این طرح آمادگی کشورش را برای تربیت و آموزش کادرهای افغانستان در این عرصه ابراز کرد.

    در این نشست همچنین روابط منطقه ‌ای افغانستان، مبارزه با تروریزم و همکاری‌ های بانکی میان دو کشور مورد بحث قرارگرفت.

  • بازگرداندن مهاجران از اروپا تنها به بی ثباتی های افغانستان می افزاید

    بازگرداندن مهاجران از اروپا تنها به بی ثباتی های افغانستان می افزاید

    یک کارشناس ارشد حقوق بشری سازمان ملل متحد هشدار داده است که طرح اتحادیه اروپا برای بازگرداندن پناهجویان افغانستانی نه تنها هزاران پناهجو را ناامید می کند، بلکه بی ثباتی های امنیتی را در افغانستان نیز افزایش می دهد.

    چالوکا بیانی گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشری می گوید “بازگرداندن مهاجران آشکارا به بی ثباتی های افغانستان می افزاید. پناهجویان نمی توانند وارد اقتصاد و زندگی اجتماعی افغانستان شوند. دولت افغانستان به وضوح می گوید، «ببینیند! ما ظرفیت کافی را نداریم.»”

    براساس آمار سازمان ملل، امسال 411،327 نفر بخاطر درگیری های داخلی بیجاشده اند. از سویی دیگر، 509،150 نفر دیگر نیز توسط دولت پاکستان مجبور به بازگشت به افغانستان شده اند؛ که تمامی این ها، رقم افراد بیجاشده در افغانستان را به طور جمع، به عدد دو میلیون نفر می رساند.

    کارشناسان امور می گویند که توافقنامه جدید اتحادیه اروپا با افغانستان برای بازگرداندن مهاجران، فشار بیشتری به اقتصاد و بازار کار افغانستان وارد می کند، و می تواند منابع کشور را نیز به خطر اندازد، و حتی خطر پیوستن جوانان به گروه های شورشی را نیز افزایش می دهد.

    چالوکا بیانی گفت برخی از خانواده ها، بخاطر رهایی از بدهکاری هایشان و یا تنها برای بقای خودشان، مجبور شده اند دختران کم سن و سالشان را به ازدواج در بیاورند.

    وی افزود حتی زندگی در شهرها که فرصت های اقتصادی بهتری دارد، نیز آنقدر متزلزل شده است که بسیاری از شهرنشینان نیز مجبور به ترک خانه هایشان شده اند، برخی ها بیشتر از یک بار. برای مثال، سال گذشته، زمانی که نیروهای بین المللی و امنیتی افغانستان در تلاش برای بیرون راندن شورشیان طالبان از شهر کندز بودند، امین الله 58 ساله به همراه خانواده اش در میان درگیری ها گیر مانده بود. دختر 10 ساله او که از بیماری عقب ماندگی ذهنی نیز رنج می برد، همزمان با حملات و بمباران هوایی به شوک عمیقی فرو رفت. بشیره دختر امین الله تا دو هفته پس از اینکه به کما رفت به هوش نیامد. در این مدت خانواده او به تخار رفتند و پس از دو هفته دوباره به کندز بازگشتند.

    اما زمانی که درگیری ها برای دومین بار در ماه گذشته در ولایت کندز شروع شد، امین الله و خانواده اش بار دیگر مجبور به فرار از شهر شدند، اما این بار به کابل آمدند. آنها در کمپ مهاجران و در زیر یک چادر و با تنها سه پتو برای 11 عضو بسر می برند. بشیره دختر امین الله اما پس از گذشت یک سال همچنان قادر به راه رفتن نیست و بیش از چند کلمه نامفهوم نمی تواند حرف بزند.

    امین الله می گوید “زمانی که صدای هواپیما در آسمان به گوش می رسد، دخترم از من می خواهد تا دستانم را روی گوش هایش بگذارم.”

    بی بی نصار 50 ساله یک ساکن دیگر کندز نیز تاکنون مجبور شده است دو بار شهر کندز را ترک کند، اما بار دوم بسیار به سختی موفق به این کار شده است. او سال گذشته یک دستش را پس از اینکه یک راکت به خانه اش اصابت کرد از دست داد. شوهرش نیز یک چشمش را از دست داد. امسال اما، آنها آنقدر منتظر نماندند تا دوباره زخمی شوند، و فورا شهر را ترک کردند.

    بی بی نصار گفت “هنگامی که در حال ترک شهر بودیم، اجساد در هر گوشه و کنار افتاده بود، و ما تلاش می کردیم به آنها نگاه نکنیم و به راهمان ادامه دهیم.”

    بیانی می گوید با این اوصاف، بازگرداندن مهاجران از اروپا به افغانستان تنها به مشکلات می افزاید. گرچه مهاجرانی که بازگردانده می شوند شاید به گروه بیجاشدگان داخلی ملحق نشوند، اما دو گروه تفاوت های زیادی نیز با یکدیگر ندارند.

    او افزود “بیجاشدگان امروزی، مهاجران فردا خواهند بود. اگر به بیجاشدگان رسیدگی نشود، آنها دست به مهاجرت می زنند. از سویی دیگر، مهاجرانی که بازگردانده می شوند، و به مکان اصلی شان نروند، و نتوانند خود را در جامعه ادغام کنند، آنها به بیجاشدگان داخلی مبدل می گردند.”

    گفته ها و گزارشات مقامات در بانک جهانی و کمیشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان نیز با گفته های چالوکا بیانی همخوانی دارند و می گویند که “ادغام مهاجران صورت نخواهد پذیرفت” و بازگشت بیشتر مهاجران از پاکستان، ایران و اروپا تنها به آوارگی مجدد، بیکاری و بی ثباتی بیشتر منجر می شود.

    فریبا 25 ساله مادر چهار کودک روزی که درگیری ها در کندز درگرفت، او با فروش حلقه ازدواجش توانست کرایه تاکسی تا کابل را پرداخت کند. شوهرش سرباز است و در هلمند مشغول خدمت می باشد و نمی توانست هنگام خروج آنها از کندز به خانواده اش کمکی کند، زیرا درگیری ها در هلمند نیز شدید بود.

    چالوکا بیانی با انتقاد از دولت افغانستان گفت که سیاست سبب شده است تا دولت نتواند به بحران پیش آمده به طور درست پاسخ بدهد.

    او گفت از سویی دیگر، نزاع های درونی میان دولت نیز سبب شده تا سرعت رسیدگی و ارسال کمک به این بیجاشدگان به کندی صورت بگیرد، و یا دولت از کمک کردن به شهروندانی که در مناطق تحت تصرف طالبان هستند خودداری می کند، که مخالف قوانین بین المللی حقوق بشری می باشد.

    گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشری و گزارش های بانک جهانی و کمیشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان همگی معتقدند “افغانستانی ها بخاطر مشکلات شدید اقتصادی و خشونت ها، دلیلی واقعی برای مهاجرت دارند.”

    آنها تاکید کردند “مهاجرت برای آنها یک ضرورت است، تا یک انتخاب.”

  • دادگاه بین المللی جرایم به زودی تحقیقاتی در خصوص جرایم جنگی در افغانستان آغاز می کند

    دادگاه بین المللی جرایم به زودی تحقیقاتی در خصوص جرایم جنگی در افغانستان آغاز می کند

    مجله فارین پالیسی به نقل از چندین منبع آگاه گفته است که «فاتو بنسودا» رئیس دادستان های دادگاه بین المللی جرایم به زودی یک تحقیقات جامع و کامل پیرامون خشونت های اتفاق افتاده در جنگ افغانستان که مشمول نیروهای آمریکایی، نیروهای افغانستان و جنگجویان طالبان می شود را راه اندازی می کند.

    لازم به ذکر است که اگر این تحقیقات راه اندازی شود، این اولین بار است که چنین تحقیقی در افغانستان صورت می گیرد.

    این در حالیست که دادگاه بین المللی کیفری و یا جرایم تاکنون نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان را بخاطر جرایم جنگی احتمالی به این دادگاه نکشانده است.

    مجله می افزاید که این تحقیقات احتمالا پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و در اواخر سال جاری میلادی صورت می گیرد.

    در همین حال، گفته می شود که یک هیات از مقامات آمریکایی به مقر اصلی این دادگاه در شهر لاهه در هلند رفته است تا اطلاعات بیشتری در خصوص مقیاس و پوشش این تحقیق بدست آورد.

    از سویی دیگر، هنوز کاملا مشخص نشده است که دادگاه بین المللی جرایم در تحقیقات و پس از تحقیقاتش، نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان را نیز متهم می کند و یا خیر؛ زیرا برای این اقدام باید مدارک و اسناد کافی داشته باشد، که تاکنون دادگاه از خود چیزی نشان نداده است.

    اما دادگاه بین المللی جرایم تاکنون بارها مقامات ارشد نظامی آمریکا در افغانستان را متهم به دست داشتن در جرایم جنگی از جمله رفتار نامناسب و شکنجه زندانیان کرده است.

    این دادگاه در یک گزارش ابتدایی که سال گذشته منتشر کرد نوشت، که گرچه «کمیته ضد تروریست آمریکا» تشکیل شد تا در خصوص شکنجه مامورین سرویس اطلاعاتی آمریکا (CIA) و یا سربازان این کشور در افغانستان پس از رویداد یازده سپتامبر تحقیق کند، اما احتمال دارد این کمیته در مجازات اعضایی که در شکنجه ها و جرایم جنگی دست داشته اند، سهل انگاری کرده و یا آسان گرفته باشد.

    این گزارش همچنین نوشت که گرچه پنتاگون مدعی است که تاکنون هزاران تحقیق و پیگیری و مجازات علیه نیروهایی که مرتکب این گونه جرایم در افغانستان شده اند، انجام داده است، اما این اقدامات بیشتر اقدامات مدیریتی و نه جنایی بوده است، و افسران ارشد هیچ گاه تحت این اقدامات قرار نگرفته اند.

    دادگاه لاهه همچنین گفته است که شواهدی دارد که نشان می دهد بسیاری از قربانیان عمدا مورد خشونت و شکنجه های فیزیکی و روانی قرار گرفته اند.

    در همین حال، واشنگتن بارها اعلام کرده است که دادگاه لاهه این صلاحیت را ندارد تا علیه این کشور تحقیقاتی پیرامون جرایم جنگی راه اندازی کند، زیرا آمریکا «اساسنامه روم» که دادگاه لاهه بر مبنای آن تاسیس شد، را تاکنون امضا نکرده است.

    اما، دادگاه بین المللی کیفری می گوید از آنجایی که افغانستان این اساسنامه را در سال 2003 امضا کرد، تمامی جرایمی که در خاک افغانستان بوقوع بپویندد و یا توسط اتباع افغانستان صورت بگیرد، مشمول قوانین و نظارت این دادگاه می گردد.

  • احتمال دارد میلیاردها دالری که در بخش سرک سازی افغانستان مصرف شده به هدر برود

    احتمال دارد میلیاردها دالری که در بخش سرک سازی افغانستان مصرف شده به هدر برود

    یک عضو نظارتی کنگره آمریکا روز گذشته (شنبه) به نقل از اداره سیگار گفت که از آنجایی که نحوه مراقبت و نگهداری از سرک های ساخته شده بسیار ضعیف است، احتمال می رود که میلیاردها دالری که در این بخش در افغانستان به مصرف رسیده، به هدر برود.

    اداره سیگار در گزارش خود گفته است که آمریکا از سال 2002 تاکنون تقریبا 2.8 میلیارد دالر در بخش سرک سازی افغانستان مصرف کرده، که این سرک ها ساییدگی و پارگی های زیادی دارند و شورشیان طالبان نیز به شدت به این سرک ها آسیب رسانده اند.

    گزارش می نویسد “اداره توسعه بین المللی آمریکا (USAID) و وزارت دفاع آمریکا میلیاردها دالر در بخش سرک سازی افغانستان هزینه کرده اند، اما تاکنون موفقیت بسیار محدودی برای حفظ و مراقبت دوامدار این سرک ها در دراز مدت داشته اند.”

    اگر افغانستان می خواهد اقتصادی مستقل و بدون وابستگی به کمک های خارجی ها داشته باشد، ارتقای اتصال های ترانسپورتی از اصلی ترین نکاتی است که باید به آن توجه کرد.

    اما وضعیت وخیم بزرگراه ها که در معرض آب و هوای خشن قرار دارد، و یا از سوی گروه های شورشی مسدود و یا ماین گذاری می شوند، همواره شاهد تصادف هایی مرگبار بوده است.

    گزارش تازه سیگار می نویسد که براساس یک سروی جدید، مشخص شد که 54 فیصد زیرساخت های سرک های افغانستان غیر قابل ترمیم هستند و نیاز به احیای مجدد دارند و باید از نو ساخته شوند، و همچنین تلاش برای مراقبت از سرک های ساخته شده، بخاطر نبود امنیت کافی، کمبود ظرفیت و فساد با چالش مواجه است.

    سیگار همچنین می افزاید نظامیان آمریکایی در افغانستان اذعان می کنند که دولت افغانستان قادر به حفاظت از جاده هایی که برایش ساخته شده بودند، نبوده است.

    برای مثال، گزارش سیگار به نقل از یک مقام در وزارت فواید عامه می نویسد که شاهراه کابل-کندهار در جنوب کشور بخاطر بمب گذاری و ماین گذاری ها و فرسودگی طبیعی، غیرقابل ترمیم است و باید از نو ساخته شود.

    به گفته این مقام وزارت فواید عامه، 20 فیصد جاده های افغانستان تخریب شده است، و 80 فیصد دیگر نیز در حال تخریب می باشد.

    مقامات دیگر در این وزارت خانه می گویند که نگهداری و مراقبت مناسب از سرک های کشور، سالانه 100 میلیون دالر هزینه دارد.

  • یک هیات 3 نفره از اعضای ارشد طالبان برای مذاکرات صلح افغانستان به پاکستان رفته اند

    یک هیات 3 نفره از اعضای ارشد طالبان برای مذاکرات صلح افغانستان به پاکستان رفته اند

    گاردین نوشته است که چندین تن از اعضای ارشد دفتر سیاسی طالبان در قطر روز چهارشنبه (28 میزان) به اسلام آباد پایتخت پاکستان رفتند، تا با برخی مقامات امنیتی این کشور در خصوص گفتگوهای صلح احتمالی با دولت افغانستان مذاکره کنند.

    این اعضای ارشد طالبان در حالی به پاکستان می روند که پیش تر نیز گزارشاتی مطرح شد مبنی بر اینکه برخی اعضای ارشد این گروه از دو ماه پیش تاکنون، دو جلسه پنهانی با برخی مقامات ارشد افغانستان به شمول معصوم استانکزی رئیس اداره امنیت ملی و یک دیپلومات ارشد آمریکایی در شهر دوحه با یکدیگر داشته اند.

    «با وجود این که پاکستان همواره رابطه ی خوبی با طالبان داشته، اما در این دو جلسه پنهانی حضور نداشته است.»

    ذبیح الله مجاهد سخنگوی گروه طالبان اما برگزاری این مذاکرات پنهانی را رد کرد. مقامات کشور نیز تاکنون در این باره چیزی نگفته اند.

    اینجا را بخوانید: مذاکرات دولت افغانستان با طالبان تحت رهبری جدید دو ماه پیش به صورت پنهانی آغاز شد

    اما در خصوص گزارش تازه مبنی براینکه طالبان به پاکستان رفته اند، هنوز هیچ یک از طرفین اظهار نظری نکرده اند.

    دو «منبع آگاه» از گروه طالبان به روزنامه انگلیسی گاردین گفته اند که 3 تن از اعضای ارشد طالبان روز چهارشنبه (28 میزان) شهر دوحه قطر را به مقصد اسلام آباد ترک کردند تا با مقامات پاکستانی مذاکراتی داشته باشند.

    یک مقام ارشد طالبان گفت “این هیات سه نفره طالبان در خصوص موضوعات مختلفی به شمول گفتگوهای صلح با دولت افغانستان با مقامات پاکستانی گفتگو می کنند و پیشرفت های اخیر و اطلاعات شان را با این مقامات به اشتراک می گذارند.”

    لازم به ذکر است که این هیات 3 نفره متشکل از «مولوی شهاب الدین دلاور» سفیر اسبق طالبان در پاکستان، «ملا جان محمد مدنی» وزیر خارجه اسبق طالبان در دوره حاکمیت این گروه بر افغانستان و «ملا عبدالسلام» معین اسبق وزارت معارف دولت طالبان می باشد.

    این مقام ارشد طالبان افزوده است که این مذاکرات با مقامات پاکستانی پس از آن صورت می گیرد که در ماه های اخیر نشست های موفقیت آمیزی میان طالبان با مقامات دولت افغانستان و آمریکا برگزار شد.

    وی گفت “طالبان و مقامات آمریکایی چندین دور مذاکره در قطر با یکدیگر داشته اند. آنها پیشرفت های متناوبی داشته اند، اگر خدا بخواهد، گفتگوهای بیشتر بتواند پیشرفتی به ثمر آورد.”

    لازم به ذکر است که سال گذشته، پاکستان میانجی گری و میزبانی یک دور از مذاکرات صلح میان گروه طالبان و دولت افغانستان را بر عهده داشت که در شهر «مری» در نزدیکی اسلام آباد پایتخت این کشور برگزار شد.

    ملا هیبت الله آخوندزاده
    هبت الله آخندزاده به دنبال آن است تا به مذاکرات صلح با دولت افغانستان سرعت بخشد.

    اما دور دوم این مذاکرات که برنامه ریزی شده بود، هیچ گاه برگزار نشد، زیرا پیش از برگزاری دور دوم این مذاکرات، دولت افغانستان تایید کرد که ملا محمد عمر رهبر این گروه سال ها پیش در شفاخانه ای در شهر کراچی پاکستان درگذشته است، و تمامی گفتگوها و فعالیت های گروه طالبان تا آن زمان فقط با نام ملا محمد عمر و توسط ملا محمد اختر منصور صورت می گرفته است.

    پس از افشای این خبر، اختلافات و درگیری های شدیدی میان فرماندهان ارشد گروه طالبان صورت گرفت و منجر به ایجاد شاخه های متعدد میان این گروه شد.

    با وجود مخالفت های بسیار، ملا اختر منصور به عنوان رهبر این گروه انتخاب شد. ملا منصور پس از رهبر شدن، تمایلی کمتری به از سرگیری مذاکرات صلح با میانجی گری پاکستان از خود نشان داد.

    پاکستان باوجود اینکه هم در هنگام شکل گیری طالبان و هم پس از سقوط این گروه در سال 2001، همواره از طرفداران این گروه بوده و رابطه ی خوبی با این گروه داشته است، اما همواره از سوی برخی اعضای داخلی گروه طالبان برای مداخلت هایش در امور این گروه با مخالفت مواجه شده است.

    ملا اختر منصور در ماه جوزای سال جاری، توسط یک هواپیمای بی سرنشین نیروهای آمریکایی در خاک پاکستان کشته شد.

    پس از کشته شدن ملا اختر منصور، سرنوشت مذاکرات صلح طالبان با دولت افغانستان به نامعلومی بیشتری گرایید.

    یکی از اعضای ارشد طالبان در گفتگو با گاردین گفته است که ملا هبت الله اخندزاده رهبر جدید این گروه به دنبال آن است تا پروسه گفتگوهای صلح را با دولت افغانستان سرعت بخشد.

    وی گفت “پاکستان و دیگر کشورهای همسایه کم کم به میز مذاکرات آورده خواهند شد. پاکستان همسایه مهمی است و بدون شک، آنها هم می خواهند در این پروسه دخیل شوند.”

    یک مقام غربی آگاه در این رابطه اما می گوید که از سفر دو تن از اعضای ارشد طالبان به پاکستان کاملا مطلع است، و این سفر طالبان احتمالا به گفتگوهای پنهانی دوحه زیاد مربوط نمی شود.

    به گفته این مقام غربی، پاکستان با این اقدام در تلاش است تا از فشار آمریکا و جامعه جهانی فرار کرده تا در انزوای بین المللی قرار نگیرد.

    به گفته این مقام غربی، پاکستان با این اقدام در تلاش است تا از فشار آمریکا و جامعه جهانی فرار کرده تا در انزوای بین المللی قرار نگیرد.

    وی گفت هیاتی که به تازگی به پاکستان مسافرت کرده و گروهی دیگر از اعضای شورای رهبری طالبان در کویته از پاکستان می خواهند تا رهبری گفتگوهای صلح را بدست بگیرد.

    او افزود “این طرحی ابتکارانه از سوی پاکستان است تا از فشار آمریکا، چین و جامعه جهانی فرار کند و در انزوای بین المللی قرار نگیرد.”

    این مقام غربی می افزاید “از سویی دیگر برخی اعضای گروه طالبان به نحوه احضار اعضای دفتر سیاسی این گروه در قطر به پاکستان اظهار نارضایتی کرده اند.”

    لازم به ذکر است که اختلافات در میان گروه طالبان بسیار زیاد است. اختلافات هم در سطح فرماندهان جنگی این گروه و هم در سطح اعضای رهبری این گروه دیده می شود. برخی از اعضا به دنبال از سرگیری مذاکرات صلح با دولت افغانستان هستند، و برخی دیگر این تمایل را ندارند.

    این مقام غربی وضعیت درونی گروه طالبان را “هرج و مرج و عادی” توصیف کرده است.

    یک مقام اطلاعاتی پاکستان نخواست در این رابطه سخنی بگوید.

  • دفتر سازمان ملل گزارش ویژه بررسی حمله انتحاری میان معترضان جنبش روشنایی را منتشر کرد

    دفتر سازمان ملل گزارش ویژه بررسی حمله انتحاری میان معترضان جنبش روشنایی را منتشر کرد

    این گزارش که با نام «حمله به تظاهرات صلح آمیز دوم اسد در کابل» منتشر شده، به بررسی چالش های موجود در برگزاری تظاهرات جنبش روشنایی در دوم اسد، اعم از برنامه ریزی و آمادگی نیروهای امنیتی افغانستان، برخورد نیروهای امنیتی با معترضان حین تظاهرات و پاسخ این نیروها به حمله انتحاری و رویدادهای پس از آن می پردازد.

    در این گزارش همچنین، در هر جایی که مربوط می شده، مسئله الزامیت رعایت قوانین حقوق بشری از سوی مقامات افغانستان را نیز در میان آورده است.

    همچنین این گزارش در خصوص اقدامات لازم برای کاهش خطرات امنیتی که توسط نیروهای امنیتی و برگزارکنندگان این تظاهرات در نظر گرفته شده بود، نیز بحث کرده است.

    لازم به ذکر است که دفتر سازمان ملل اما سعی نکرده است که با ارائه این گزارش، جایگزینی برای تحقیقات جنایی دولت شود.

    در روز دوم ماه اسد سال جاری، سران جنبش روشنایی «تظاهرات صلح آمیز» عظیمی را در کابل راه اندازی کردند، که در پایان این تظاهرات، دو مهاجم انتحاری خود را در میان معترضان در «چوک/میدان دهمزنگ» کابل منفجر کردند. مهاجم انتحاری دوم نتوانست به هدف خود برسد و توسط نیروهای امنیتی به ضرب گلوله کشته شد.

    در این رویداد، 85 تن عمدتا از شهروندان شیعه مذهب کشور و قومیت هزاره جانشان را از دست دادند و بیش از 400 تن دیگر زخمی شدند.

    این رویداد، مرگبارترین حمله به غیرنظامیان طی 15 سال گذشته در افغانستان بوده است.

    این گزارش نه تنها رویداد حمله به معترضان جنبش روشنایی در دوم اسد را، حمله ای آشکار به غیرنظامیان به منظور ایجاد ترس و وحشت میان مردم عنوان می کند، بلکه آن را نقض جدی تمامی قوانین بین المللی نیز می داند که برابر با جنایت جنگی می باشد.

    دفتر سازمان ملل در افغانستان از زمانی که ثبت آمار تلفات غیرنظامیان را در سال 2009 آغاز کرد، این رویداد را مرگبارترین حمله به غیرنظامیان عنوان می کند.

    براساس گزارش، این حمله مشخصا و به طور آشکارا افراد مشخصی که وابسته به قومیت و مذهب خاصی در کشور هستند، را هدف قرار داده است.

    گروه داعش که گفته می شود مسئولیت این رویداد را به عهده گرفته است، از دیدگاه این گزارش، سبب ایجاد نفرت و خشونت های مذهبی شده است.

    گزارش می افزاید این حمله همچنین تاثیر منفی جدی بر حق برگزاری آزادانه تظاهرات و آزادی بیان و عمل و همچنین دیگر گردهمایی های صلح آمیز داشته است.

    دفتر سازمان ملل متحد در افغانستان تاکید می کند که براساس قوانین حقوق بشری بین المللی، حمله به غیرنظامیان و املاک غیرنظامیان به شمول مکان های مقدس آنان ممنوع است.

  • توافقنامه تجاری هند و افغانستان از طریق خاک پاکستان، مساوی با امضای سند مرگ پاکستان است

    توافقنامه تجاری هند و افغانستان از طریق خاک پاکستان، مساوی با امضای سند مرگ پاکستان است

    احمد جواد رئیس کمیته صادرات پالیزکاری (گل های باغبانی) فدراسیون اتاق های تجارت و صنایع پاکستان گفت که هند و افغانستان نتوانستند به پاکستان فشار بیاورند تا خاک پاکستان را به مسیر ترانزیت تجاری خود بدل کنند.

    او افزود “پس از آن، هند شروع به تبلیغات برای دیپلومات های غربی کرد و از خوبی های ترددهای روان و آرام در سطح کشورهای جنوب آسیا برای آنان تعریف کرد.”

    احمد جواد گفت پاکستان تاکنون از تجارت آرام و سریع میان افغانستان و هند بخاطر مسایل امنیتی مشروع جلوگیری کرده است، زیرا این کار امنیت داخلی پاکستان را تهدید کرده، سبب افزایش تروریزم می شود، و حتی پروژه های کلان اقتصادی پاکستان را مانند کوریدور اقتصادی چین و پاکستان به خطر می اندازد.

    به گفته وی، پاکستان تاکنون توافقنامه خط آهن و بزرگراه سارک را امضا نکرده است، و بخاطر مسایل امنیت ملی پاکستان نباید هم امضا بکند، زیرا تجارت هیچ گاه مهم تر از امنیت ملی نمی باشد.

    احمد جواد گفت “ما نمی توانیم کشور را به خاطر رضایت برخی کشورها به سوی هرج و مرج سوق دهیم.”

    او تاکید کرد “امضای این توافقنامه به معنای سند مرگ ما (پاکستان) می باشد، زیرا متصل کردن دو همسایه قطعا به ملت پاکستان صدمه وارد می کند.”

  • شورشیان طالبان پنج ولایت کشور را تهدید می کننند

    شورشیان طالبان پنج ولایت کشور را تهدید می کننند

    این شورشیان حملات و فعالیت هایشان را تنها به یک نقطه از کشور محدود نکرده اند، بلکه در تمامی نقاط کشور فعالیت دارند، اما از این میان، 5 ولایت، به طور چشمگیری در تهدید این شورشیان قرار دارند.

    طالبان هم اکنون دو شهر در دو ولایت شمالی (کندز و پل خمری)، دو شهر در دو ولایت جنوبی (ترینکوت و لشکرگاه) و ولایت فراه در غرب کشور را در معرض تهدید جدی خود قرار داده اند.

    طالبان برای اینکه بتواند این مراکز را تهدید کند، تمرکز خود را بر عملیات در ولسوالی های دور افتاده و روستایی گذاشته است. این ولسوالی ها برای بقای شورشیان طالبان بسیار حیاتی می باشند.

    شورشیان بخاطر موقعیت های صعب العبوری که این ولسوالی ها دارند می توانند فعالیت های عمده ای به شمول سربازگیری، آموزش جنگجویان، جمع آوری پول برای ادامه حملات، تجیهز دوباره جنگجویانش و راه اندازی حملات به مراکز پر جمعیت داشته باشند.

    در واقع این استراتژی جنگ شورشیان طالبان در ماه حمل سال جاری توسط «ملا امین الله یوسف» والی نام نهاد طالبان برای ولایت ارزگان افشا شد.

    مراکز ولایات در تهدید طالبان:

    کندز: شورشیان طالبان دوشنبه هفته گذشته (12 میزان) به شهر کندز از چندین جهت یورش بردند و بخش اعظمی از این شهر را به مدت 9 روز در تصرف خود داشتند. گرچه، مقامات امنیتی کشور به همراه مقامات نظامی خارجی به شمول ماموریت حمایت قاطع ناتو و فرماندهی ناتو در افغانستان اصرار داشتند که کندز یک روز پس از حمله شورشیان طالبان یعنی (13 میزان) کاملا به کنترول دوباره نیروهای امنیتی درآمد، اما گزارش ها می رساند، که درگیری میان این شورشیان و نیروهای امنیتی همچنان به شدت در اطراف و حومه شهر کندز در جریان بود. گفتنی است هر هفت ولسوالی ولایت کندز، به شدت تحت درگیری و تهدید شورشیان طالبان قرار داشت.

    بغلان: پل خمری؛ شهر پل خمری مرکز ولایت بغلان از اوایل ماه ثور سال جاری تاکنون همواره تحت فشار طالبان بوده است. شهر پل خمری به همراه 3 ولسوالی دیگر از 13 ولسوالی ولایت بغلان، همواره در تهدید و حملات طالبان قرار داشته است. شورشیان طالبان به طور معمول بزرگراه شهر کندز و پل خمری را مسدود می کنند.

    لشکرگاه: بهتر است بگوییم شهر لشکرگاه مرکز ولایت هلمند تمام سال تحت فشار شورشیان طالبان بوده است. سال گذشته در همین موقع، شورشیان طالبان توانستند تا چند مایلی شهر لشکرگاه پیشروی کنند و از ان زمان تاکنون نیز این شهر را در محاصره خودشان قرار داده اند. طالبان چند روز پیش در کمین نیروهای امنیتی نشستند و گفته می شود که شماری از زیادی از انان را کشتند. این نیروها از منطقه چاه انجیر که تحت محاصره کامل طالبان قرار گرفته بود، قصد فرار به شهر لشکرگاه را داشتند که در طی مسیر، در کمین طالبان گیر افتادند. مشاوران آمریکایی به شهر لشکرگاه اعزام شده اند تا به نیروهای امنیتی افغانستان که در حال نبرد با طالبان هستند کمک کنند، گرچه نیروهای امنیتی بجای نبرد، در موضعی تدافعی و فقط در حال دفع تهدید می باشند. از 14 ولسوالی ولایت هلمند، گفته می شود که 6 ولسوالی تحت کنترول طالبان است و یک ولسوالی دیگر (شهر لشکرگاه) نیز تحت فشار جدی این شورشیان قرار دارد.

    ترینکوت: شهر ترینکوت مرکز ولایت ارزگان است که از تقریبا دو ماه پیش تاکنون همواره تحت تهدید مستقیم طالبان بوده است. طالبان چندی پیش وارد شهر شدند و با نیروهای امنیتی به شدت درگیر شدند، اما نیروهای امنیتی با کمک نیروهای خارجی این شورشیان را از شهر به عقب راندند. این شورشیان پس از آن، در حومه و اطراف شهر فرار کردند که تا امروز نیز در این مناطق حضور دارند. از 6 ولسوالی ولایت ارزگان، یک ولسوالی تحت کنترول طالبان است و 5 ولسوالی دیگر تحت تهدید جدی این شورشیان قرار دارد.

    فراه: تقریبا 10 روز پیش شورشیان طالبان راه های مواصلاتی به شهر فراه را مسدود کردند و از قسمت شمالی این شهر حمله کردند. اما پس از اینکه نیروهای امنیتی با حمایت هوایی نیروهای ناتو وارد کار شدند، شورشیان را به عقب راندند. چهار ولسوالی ولایت فراه یا تحت کنترول طالبان است و یا به شدت در آنها درگیری در جریان است.

  • آیا منبع عظیم گاز در زیر دریای خزر، علت اصلی جنگ افغانستان است؟؟؟

    آیا منبع عظیم گاز در زیر دریای خزر، علت اصلی جنگ افغانستان است؟؟؟

    بهتر است برای درک بهتر این گفته رابرت هویل، نگاهی کوتاه به برخی رویدادهایی از این دست و مرتبط با افغانستان بیاندازیم.

    از سال 2001 تا سال 2015، دولت انگلیس بیش از 27 میلیارد پوند صرف جنگ در افغانستان کرد.

    طی همین مدت، این کشور مجبور شد تا 12 میلیارد پوند از بودجه خدمات صحی اش را بکاهد تا بتواند در جنگ افغانستان هزینه کند.

    برخی رسانه های انگلیس به نقل از مقامات سیاسی این کشور به منظور دادن توجیهی سیاسی برای این اقدام، می نوشتند که انگلیس باید به افغانستان وارد شود تا منطقه را با ثبات سازد؛ و از این رو انگلیس نیز با ثبات خواهد ماند.

    “نمی دانم آیا واقعا این طرز فکر درستی بود و یا خیر؟”

    نظم نوین جهانی
    نظم نوین جهانی

    تاریخ نشان داده است که جنگ تاثیر برعکس داشته و مداخله در خاورمیانه برخلاف تصور غربی ها، سبب افزایش تروریسم در منطقه شده و هرج و مرج هایی به مراتب بیشتر از دوران جنگ را به باور آورده است.

    نویسنده انگلیسی می نویسد که ناکامی در باثبات ساختن افغانستان، بر علاوه مصرف شدن پول های کلان، جان 453 سرباز انگلیسی را نیز گرفته است.

    او می افزاید “چرا کمپاین افغانستان تا به این اندازه طولانی، دچار انحراف و یا پرهزینه شده است؟ یا شاید ناکارآمدی محض سیاست مداران در این واقعه دست داشته است؟؟؟ اما زمانی که به دنبال جوابی بهتر بودم، چیزی کشف کردم که مسیر اصلی خبرها را به بیراهه برده بود.”

    نظریه پردازان توطئه صحبت از یک منبع عظیم گازی در زیر دریای خزر می کنند که شرکت های نفتی تمایل دارند برای استخراج آن، خط لوله ای از آن کشیده و به خلیج فارس امتداد دهند.

    برای این کار، خط لوله یا باید از طریق ایران و یا از طریق افغانستان به خلیج فارس کشیده شود، که بر اساس نظریه توطئه پردازان، این مهم ترین دلیل دولت انگلیس برای به اصطلاح باثبات سازی منطقه است.

    “آیا این واقعا دلیل اصلی انگلیس است؟ آیا واقعیت دارد که این همه پول مصرف شد و این تعداد سرباز جان باختند، آن هم فقط و فقط برای پولدارتر ساختن شرکت های نفتی؟؟”

    دنیل کریگ بازیگر انگلیسی جیمز باند
    دنیل کریگ در یکی از سری فیلم های جیمزباند (شبح)، برای یک اجتماع مخفی می جنگید.

     

    اگر این طور باشد که می توان طور دیگری نیز ماجرا را استنباط کرد؛ نیروهای انگلیس به هدایت دولت انگلیس به منطقه اعزام نشدند که از منطقه محافظت کنند، بلکه آنها در واقع به عنوان یک ارتش شخصی در اختیار شرکت های شخصی بوده اند.

    و همچنین، از آنجایی که این طرح به طور مشترک هم توسط دولت حزب کارگر و هم دولت حزب محافظه کار حمایت می شد، می توان گفت که سیاستمداران نیز در خدمت مردم نبوده اند، بلکه آنها نیز در خدمت شرکت های شخصی بوده اند.

    و این ماجرا تنها به انگلیس خلاصه نمی شود؛ در آمریکا نیز شواهدی این گونه، به مراتب قوی تر و مشهودتر از شواهد در انگلیس است، که سیاست مداران و نیروهای مسلح آمریکایی در خدمت شرکت داران شخصی بوده اند.

    دیک چینی
    دیک چنی سیاست را ترک کرد و وارد شرکت «هلی بورتون» شد.

    در دوران جنگ عراق، دیک چینی وزیر دفاع وقت آمریکا مبلغ 8.5 میلیون دالر به «گروه تولیدی نفتی هلی بورتون» داد، و سپس از سیاست دست کشید و رئیس اجرایی این شرکت شد.

    شرکت هلی بورتون از آن زمان تاکنون طی قراردادهایی متفاوت، (40 میلیون دالر) برای کار در عراق دریافت کرده است.

    به نظر می رسد، این استفاده طلبی کلان از جنگ، از دید اصلی خبرها پنهان مانده است؛ اما به اسناد شواهد نظریه پردازان توطئه افزوده است.

    پژوهشگران خبری بی طرف مدعی اند که دولت ها و رسانه ها با یکدیگر جورآمد/ساخت و پاخت کرده اند تا این گونه وقایع را از صدر خبرها پنهان نگاه دارند، زیرا هر دوی آنها (دولت و رسانه ها) توسط یک گروه مخفی به نام «نظم نوین جهانی» کنترول می شوند.

    این اجتماع مخفی قصد دارد با به کنترول گرفتن بشر، آن را به بردگی و استثمار خود به منظور منفعت «جامعه ای برتر» بگیرد.

    لازم به ذکر است که نظریه «نظم نوین جهانی» در گفتمان های سیاسی از زمان آدولف هیتلر تا زمان جرج بوش پدر بر سر زبان ها بوده است.

     

    ادولف هیتلر
    آدولف هیتلر به برقراری یک نظم نوین جهانی باور داشت.

     

    از آنجایی که این اجتماع مخفی برای پیش برد این اهداف بزرگش نیازمند به سرمایه است، گفته می شود که توسط پول های به ارث رسیده از حکومت های اشرافی و خانواده های بانکدار تامین می گردد. توضیح بهتر و خلاصه برای حکومت های اشرافی و خانواده های بانکدار، (نظم قدیم جهانی) است.

    نظریه پردازان توطئه معتقدند که نظم نوین جهانی متشکل از اجتماع ها و گروه هایی سری و مخفی از اشراف زاده ها می باشند که در خفا تصمیم به هدایت جامعه به سوی یک هدف گرفته اند.

    گفته می شود این اجتماع مخفی در نظر گرفته است از طریق تمامی هرج و مرج هایی که ما همه روزه در گوشه و اطراف دنیا شاهدیم، و با هدف طولانی مدت جهانی سازی، منابع جهانی و حکومت داری یک دولت بر سراسر دنیا، قدرت و ثروت شان را محکم و یک پارچه سازند.

    به نظر می رسد تجزیه ملت ها وسیله و ابزاری مناسب برای رهایی یافتن از ملی گرایی است، زیرا نظریه جهانی سازی به ثروتمندان این اجازه را می دهد تا ملت های ضعیف تر را با امپریالیسم اقتصادی در استثمار خود قرار دهند.

    البته این موضوع آن چنان هم در حد کلمه و نظریه نیست، زیرا در حال حاضر نیز می توان آثار آن را در افزایش روند اجبار کشاورزان و کارگران صنعتی کار به عنوان منابع تولیدی ارزان به خوبی مشاهده کرد.

     

    جرج دبلیو بوش پدر
    جرج دبلیو بوش پدر درباره نظم نوین جهانی سخن گفته بود.

     

    امروزه، تخمین زده می شود بیش از 27 میلیون نفر در سراسر دنیا به گونه های متفاوت در بردگی بسر می برند؛ این، بیشترین تعداد برده در تمام طول تاریخ است.

    برای اینکه بتوانند این اهدافشان را وضع کنند، نظم نوین جهانی از گروه های متفاوتی استفاده می کند که هر یک از این گروه ها موظف به کار کردن بر روی یکی از جنبه های مختلف از طرح هدف قراردادن سرنوشت بشری می باشند.

    اینها گروه هایی واقعی هستند که به منظور ارتقای هماهنگی بین المللی، پس از جنگ جهانی دوم تشکیل شدند و شامل گروه هایی چون «گروه بیلدربرگ»، «کمیسیون سه جانبه»، «باشگاه روم»، «شورای روابط خارجی» و «اعضای مخفی باشگاه» هستند.

    این گروه ها قدرتمندترین و ثروتمندترین افراد دنیا به شمول روسای جمهور کشورها، سیاستمدارها و چهرهای پیشرو در عرصه های تجارت و اقتصاد را به خود جذب می کنند.

    از آنجایی که این گروه ها طرح هایشان را هیچ گاه علنی نمی کنند، و به رسانه ها نیز این اجازه را نمی دهند تا طرح هایشان را افشا کنند، بسیار شبیه به فیلم «شبح» از سری فیلم های «جیمزباند» می باشند.

    اما، شاید تئوری توطئه بزرگ نظم نوین جهانی بسیار بیشتر از آن چیزی که فکر می کنیم به آن هایی که در راس قدرت هستند و در رقابت برای حفظ سرمایه ها و قدرت این توطئه تلاش می کنند، اعتبار می دهد.

    بهرحال، این مردم است که همچنان بهای همه چیز را می پردازند؛ مانند افغانستان که پول را مردم پرداخت می کنند و جان را سربازان از دست می دهند.

    بوستان بوهیمی
    بوستان بوهیمی محلی برای تفریح و قرارهای مخفی اعضای باشگاه بوهیمی بود.

    از سویی دیگر، مداخلات نظامی و میانجی گری های سیاسی در خاورمیانه، بیشتر از ایده های وهمی افراطی گری های مذهبی علیه جامعه غربی حس نفرت برانگیخته است.

    کار ساخت خط لوله گاز طبیعی «عبور از افغانستان» از ماه دسامبر سال 2005 آغاز شد و گفته می شود که تا سال 2019 تکمیل می شود؛ پروژه ای که تحت هیچ عنوان برای خانواده های محروم سربازان کشته شده در جنگ منفعت سازی نمی کند و پول هایی هم که از بخش خدمات صحی کشور برداشته شده را باز نمی گرداند.

    از این رو، به نظر می رسد که نظریه پردازان توطئه تمام این مدت راست می گفته اند و حق با آنها بوده است.

    رابرت هویل می نویسد “شاید به عنوان حداقل یک رای دهنده، بتوانیم دفعه بعد که دولت خبر از مداخله جهانی دیگر داد، بپرسیم چرا ما را به داخل جنگی پر هزینه می کشانند که هیچ تهدیدی علیه ما و کشور ما نیست.”

     

    رابرت هویل
    رابرت هویل نویسنده و پژوهشگر درباره زندگی اجتماع های مخفی است. تازه ترین کتاب وی با نام “افراد طبقه والا (ایلومیناتی)، تکامل ضدفرهنگی از اجتماع های مخفی تا ویکی لیکس و ناشناس” تا چند روز دیگر منتشر خواهد شد.

     

  • باالگو از درس عاشورا، افغانستان به زودی شاهد رعایت شایسته سالاری و تامین عدالت خواهد بود

    باالگو از درس عاشورا، افغانستان به زودی شاهد رعایت شایسته سالاری و تامین عدالت خواهد بود

    معاون رئیس جمهوری کشور که قبل از ظهر امروز در مسجد جامعه الزهرای کابل حضور داشت، در خصوص درس هایی که مسلمانان از قیام عاشورا باید بگیرند سخن گفت.

    آقای دانش ضمن بیان اینکه عاشورا، نقطه وصلی میان اهل تشیع و تسنن می باشد، گفت: از مهمترین درسهای نهضت عاشورا، آموزه های سیاسی و دینی آن می باشد.

    وی افزود “نخستین درس مکتب عاشورا احیای امر دینی، جایگاه دین، معنویت و اخلاق در زندگی جامعه بشری است. هدف قیام امام حسین (ع) در نهضت عاشورا، احیای امر دینی در جامعه ای بود که دچار انحطاط و درماندگی شده بود.”

    معاون رییس جمهور گفت “آنچه از نهضت عاشورا باید آموخت اخلاقیات و معنویت است که نیاز جامعه بشری امروز است، و مواردی چون آزادگی، خودسازی، خداباوری، آزاد منشی و وفای به عهد از صفات برجسته انسانی است که در نهضت عاشورا تبلور یافته است.”

    آقای دانش درس های سیاسی عاشورا را از دیگر جنبه های این نهضت بزرگ تاریخ اسلام عنوان کرد.

    وی گفت: “شایسته سالاری و تامین عدالت از ارکان اساسی قیام عاشورا است که جنبه های سیاسی این نهضت را آشکار می سازد و امام حسین به خاطر نبود شایسته سالاری و فقدان عدالت در حکومت یزید قیام کرد.”

    او با اشاره به این موضوع، شایسته سالاری و تأمین عدالت را از چالش های اصلی در افغانستان عوان کرد، و گفت: “این مشکل ریشه در تاریخ سیاسی افغانستان داشته و هیچ حاکمیتی این اصل را آنگونه که شایسته مردم و شهروندان کشور بوده تامین نکرده است.”

    به گفته آقای دانش، “روند استخدام افراد متخصص و کارفهم و سپردن امور اجرایی به آنان همواره مشکل داشته و توزیع ثروت و قدرت سیاسی نیز همیشه در انحصار یک قبیله بوده است نه حتی یک قوم.”

    معاون رئیس جمهوری کشور تاکید کرد “ما در حکومت وحدت ملی می خواهیم به این دو مورد توجه جدی داشته باشیم و درآینده نزدیک شاهد اقدامات جدی در دو زمینه رعایت شایسته سالاری و تأمین عدالت در برخورداری از فرصتها، توزیع ثروت و خدمات عمومی خواهیم بود.”

    به گفته وی، با توجه به مشکلات موجود در کشور، دولت و مردم افغانستان از حیث دسترسی به منابع مورد نیاز در وضعیت بهتری قرار گرفته اند.

    او علاوه کرد: حضور نزدیک به صد کشور و سازمان بین المللی در نشست بروکسل، حمایت همه جانبه جهان از مردم و دولت افغانستان، حمایت از سیاست های حکومت و تعهد جامعه جهانی در امر کمک به انکشاف و زندگی صلح آمیز مردم افغانستان یک موفقیت بزرگ است.

    معاون رئیس جمهور گفت ” هم اکنون در حدود 18 میلیارد دالر از تعهدات جدید و قدیم جامعه جهانی برای مردم افغانستان در اختیار حکومت قرار دارد وحد اکثر تلاش بر این است که در پایان سه یا چهار سال دیگر، باشندگان تمام ولایات کشور احساس کنند که به چه میزان از این کمک ها مستفید شده و چه تغییری در زندگی آنان رونما شده است.”

    وی تأکید کرد که اگر این کار صورت نگیرد و حکومت در تأمین عدالت ناکام بماند، پوسیدگی اداره، گسست ملی و تشدید شکاف های اجتماعی از پیامد های خطرناک این ناکامی خواهد بود که سبب بحران دیگری در افغانستان خواهد بود.

    معاون رییس جمهور تاکید کرد که حکومت وحدت ملی و رهبری حکومت تصمیم جدی دارد تا بستر شایسته سالاری و تامین عدالت در کشور فراهم گردد و زندگی مردم افغانستان با درس از آموزه های بزرگ قیام حسینی و تاریخ گذشته در مسیر درست هدایت گردد.

  • هبت الله اخندزاده رهبر طالبان در کوچلاک، در نزدیکی کویته پاکستان تدریس می کرده است

    هبت الله اخندزاده رهبر طالبان در کوچلاک، در نزدیکی کویته پاکستان تدریس می کرده است

    همکاران و دانش اموزان هبت الله اخندزاده می گویند که وی پیش از اینکه به عنوان رهبر طالبان انتخاب شد، برای مدت 15 سال در مدرسه «دینی الحج» در شهر کوچلاک در نزدیکی کویته مرکز ایالت بلوچستان به طور آزادانه تدریس و موعظه می کرده است.

    لازم به ذکر است که جزئیات زندگی ملا هبت الله اخندزاده در شهر کوچلاک پاکستان پیش از این در جایی گزارش نشده بود، و این مسئله می تواند فشارها را بر پاکستان افزایش دهد تا این کشور واقعا علیه شورشیان که به طور آزادانه در این کشور زندگی می کنند اقدامی بکند.

    و مسئله اینکه، پاکستان تا چه مقدار راضی است که علیه شورشیان و رهبران شورشیان که در این کشور حضور دارند اقدام کند، رابطه اسلام آباد و واشنگتن را اخیرا دچار چالش کرده است. نزدیک به 10 هزار سرباز آمریکایی هم اکنون در افغانستان حضور دارند که با همین شورشیانی که در پاکستان به طور آزادانه زندگی و اقامت دارند، در حال جنگ هستند.

    یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اما در همین حال گفت که در حال حاضر نمی تواند مکان فعلی و یا قبلی ملا هبت الله اخندزاده رهبر جدید طالبان را تایید کند.

    گفته می شود که اخندزاده پس از رد شدن از مرز افغانستان و پاکستان، هم اکنون در جایی نامعلوم مخفی شده است؛ اما وی زمانی مخفی شد که رسما به عنوان رهبر طالبان معرفی گردید، و پیش از آن، به گفته همکاران و دانش اموزان او، اخندزاده به طور آزادانه در شهر کوچلاک پاکستان اقامت داشت.

    وی پس از اینکه ملا اختر محمد منصور رهبر قبلی طالبان در حمله یک هواپیمای بی سرنشین نیروهای آمریکایی کشته شد، به عنوان امیر طالبان معرفی گردد.

    گفتنی است که این حمله نیروهای آمریکایی، خشم مقامات پاکستان را به دنبال داشت که چرا در خاک پاکستان، عملیات انجام داده اند، اما واشنگتن از سویی دیگر نسبت به سیاست دوگانه پاکستان مشکوک گردید.

    پنج سال پیش نیز، نیروهای آمریکایی به محله ای در نزدیکی اسلام آباد پایتخت پاکستان حمله کردند و موفق به کشتن اسامه بن لادن رهبر القاعده در آنجا شدند.

    حفیظ عبدالمجید مدیر مسجد الحج در شهر کوچلاک پاکستان می گوید “زمانی که اخندزاده به عنوان امیر طالبان معرفی گردید، او و تمام اعضای خانواده اش اینجا را ترک کردند. من خودم سال ها شاگرد اخندزاده بودم.”

    او افزود “شما نمی توانید همزمان هم استاد علوم دینی باشید و هم دولت طالبان را اداره کنید. و البته ماندن او، هم برای مسجد و هم برای همکاران او و دانش اموزان خطرناک بود.”

    پاکستان اما در پیوند به این گزارش گفت که این کشور هر اقدامی را علیه شورشیان می کند، اما در خصوص حضور اخندزاده در شهر کوچلاک چیزی نگفته است.

    یک سخنگوی ارتش پاکستان گفت که ارتش (پاکستان) در این خصوص اظهار نظری نمی کند.

    تحلیل گران منطقه می گویند پاکستان سال هاست که از شورشیان مسلح افغانستان حمایت می کند تا از نفوذ هند در افغانستان جلوگیری نماید.

    پاکستان و هند بر سر کشمیر تا کنون سه بار با هم جنگ کرده اند.

    سرفراز بگتی وزیر داخله ایالت بلوچستان به رویترز گفت “من شدیدا هر گونه حضور سازماندهی شده طالبان را در بلوچستان رد می کنم.”

    مدرسه الحج در کوچلاک پاکستان
    نمایی کلی از مدرسه الحج در کوچلاک، در نزدیکی شهر کویته پاکستان که ملا هبت الله اخندزاده برای مدت 15 سال در آن تدریس می کرد.

    در مسجد الحج شماری از نوجوانان پاکستانی در کلاس های درس دینی اشتراک می کنند، و گفته می شود در این مناطق میلیون ها تن از همین نوجوانان در این گونه مدارس اشتراک می کنند.

    اتاقی که قبلا ملا هبت الله اخندزاده در آن بین کلاس های درس اش استراحت می کرده، قفل شده و پرده های پنجره اش نیز کاملا کشیده شده است، اما نام هبت الله اخندزاده با خط خوشنویسی شده بر روی یکی از دیوارهای این اتاق دیده می شود.

    همکاران و دانش اموزان هبت الله اخندزاده در گفتگو با رویترز درباره او سخن گفته اند.

    هبت الله اخندزاده احتمالا در دهه 50 سالگی اش است و از کندهار افغانستان می باشد. و تنها دو روز قبل از اینکه به عنوان رهبر طالبان معرفی شود، این مدرسه را ترک کرد.

    عبدالمجید مدیر این مسجد می گوید آخندزاده از 8 صبح تا ظهر به دانش اموزان تدریس می کرد و ماهانه 10 هزار روپیه پاکستانی (100 دالر) معاش دریافت می کرد.

    وی گفت “ما بسیار ناراحتیم که او هم اکنون رفته است، زیرا او استاد بسیار خوبی برای دانش آموزان بود و یکی از دارایی های اصلی مسجد الحج محسوب می گردید.”

    چندین تن دیگر در مسجد حرف های عبدالمجید را تایید کردند، اما خواستند که نامی از آنها برده نشود.

    هنگامی که خبرنگار از آنها پرسید که چگونه مردی که رابطه ای بسیار نزدیک با طالبان دارد می تواند آنقدر آزادانه زندگی کند، عبدالمجید پاسخ داد: “اخندزاده فقط یک مرد دینی بود. او یک شیخ الحدیث بود. و زمانی که به عنوان امیر طالبان معرفی شد، اینجا را ترک کرد. این تمام چیزی است که ما می دانیم.”

    برخی دیگر از اعضای این مسجد اما گفتند که اخندزاده چندین تن از اعضای خانواده اش را درجنگ افغانستان و پس از ورود آمریکایی ها از دست داد.

    «پای خان» یکی از دانش آموزان سابق اخندزاده گفت که به یاد دارد در سال 2014، اخندزاده در یک جمعی در کویته به طور علنی از کشته شدن یک فرمانده طالبان در افغانستان تجلیل می کرد.

    پای خان که هم اکنون عضو یکی از احزاب طرفدار طالبان به نام حزب «جمعیت علمای اسلام فضل» در پاکستان است، افزود “اخندزاده در آن اجتماع با خشم زیاد در خصوص حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان صحبت کرد و گفت که ما به جهادمان در افغانستان ادامه می دهیم، و با دولت دست نشانده در افغانستان و یا با آمریکا هرگز مذاکره نخواهیم کرد.”

    وی همچنین گفت که برای چندین سال در مسجد الحج شاگرد اخندزاده بوده است. “اگر شما اخندزاده را روزی در سرک ببینید، قطعا نخواهید شناخت که او یکی از رهبران بزرگ دنیا است.”

    ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان نیز در همین حال می گوید که ملا هبت الله اخندزاده پس از فرار از افغانستان، برای چندین سال در مسجد کوچلاک در نزدیکی کویته پاکستان مستقر شد و به عنوان رئیس عدلیه گروه طالبان فعالیت می کرد.

    مجاهد اما در خصوص اینکه اخندزاده کوچلاک را چه موقع ترک کرد، اطلاعات دیگری نسبت به همکاران او می دهد. ذبیح الله مجاهد گفت “سال گذشته و پس از اینکه اخندزاده به عنوان معاون رهبر طالبان منتخب شد، کوچلاک را ترک کرد.”

    او افزود “آیا شما باور می کنید که چهره ای مانند اخندزاده بتواند، در مکانی آن چنان مشخص مانند کوچلاک زندگی کند و یک مدرسه را اداره کند، در حالیکه نیروهای آمریکایی و افغانستان و تمامی نهادهای امنیتی شان شدیدا در تلاش هستند تا او را بکشند و یا دستگیر کنند؟”

    لازم به ذکر است که گرچه عکس و یا اسنادی پیدا نشد که نشان دهد اخندزاده در این مدرسه حضور داشته است، اما اسم او برای اکثر ساکنان منطقه کاملا اشنا بود و همه او را می شناختند.

    «سید عبدالستارشاه چشتی» سخنگوی حزب سیاسی «جمعیت علمای اسلام نظریاتی» که حزبی طرفدار طالبان و مستقر در کویته پاکستان است، گفت “آخندزاده سال ها در کوچلاک زندگی می کرد. من بارها با او ملاقات داشتم. او همواره به کویته می آمد.”

    دیپلومات های غربی معتقدند که برخی مدارس دینی در کویته پاکستان محلی برای رویش چهره های افراطی اسلامی هستند که به گروه های شورشی می پیوندند.

    در کویته، مدارس بسیاری ایدولوژی طالبانی را تدریس می کنند، و منابع طالبان نیز خود می گویند که «شورای کویته» و یا «شورا» گاه و بیگاه در این شهر برگزار می شود تا تصمیم های کلان به شمول انتخاب رهبر را بگیرند.

    پاکستان اما رد می کند که رهبران طالبان در این کشور آزادانه فعالیت دارند.

    سرفراز بگتی وزیر داخله ایالت بلوچستان می گوید که این کشور اقدامات جدی برای جلوگیری از تردد شورشیان طالبان با استفاده از اسناد مسافرتی جعلی پاکستان را روی دست گرفته است.

    وی اما گفت که مقامات پاکستان نمی توانند چهار میلیون مهاجر افغانستانی که برای دهه ها در پاکستان حضور داشته اند، را ردیابی کنند.

    او گفت “غیرممکن است برای ما که پیش بینی کنیم چه کسی میان مهاجران افغانستانی در پاکستان رئیس جمهور افغانستان می شود، و چه کسی رهبر طالبان!”