دسته: برگزیده ها

  • هفتاد فیصد اعضای گروه تروریستی داعش تقریبا هیچ دانشی از اسلام ندارند

    هفتاد فیصد اعضای گروه تروریستی داعش تقریبا هیچ دانشی از اسلام ندارند

    براساس این اسناد، بسیاری از جوانانی که به این گروه تروریستی می پیوندند، تقریبا هیچ دانشی از اسلام ندارند.

    یک نهاد مخالف دولت سوریه از سال 2013 تا 2014 تمامی ورودی های این گروه تروریستی را از سال 2013 تا 2014 تحلیل کرده است و تحلیل های این نهاد نشان می دهد که تقربیا 70 فیصد جوانانی که وارد سوریه شدند تا به این گروه بپیوندند تقریبا هیچ دانشی از اسلام ندارند و تنها اطلاعات بسیار کم و پایه ای دارند.

    براساس این گزارش تنها 5 فیصد این گروه دانش جویان سطح پیشرفته در اسلام هستند، و تنها 5 جنگجویی که به این گروه طی مدت ذکر شده پیوستند، قرآن از حفظ بودند.

    این اطلاعات در اخیتار اسوشیتد پرس گذاشته شده است.

    اسوشیتد پرس نوشت؛ گروه تروریستی داعش از این ناآگاهی جنگجویان تازه واردش از اسلام استفاده کرده و به آنها نوعی از اسلام را نشان و اموزش می دهد که در راستای اهداف سرزمین گیری و قتل عام این گروه می باشد.

    لازم به ذکر است که برحسب اتفاق، این یافته های نهاد مخالف دولت سوریه با اطلاعاتی که از سوی یک سازمان دیگر در بروکسل بلجیوم منتشر شده مطابقت دارد؛ این سازمان بلجیومی می گوید، اعضای تازه وارد گروه تروریستی داعش بیشتر “افراط گرهای مسلمان شده” هستند تا اینکه “مسلمان های افراطی” باشند.

    این سازمان می گوید بیشتر اعضای این گروه، ابتدا شخصیتی افراط گری داشته اند سپس وارد اسلام شده اند.

    براساس یافته های این سازمان، این اشخاص افرادی منزوی، ناسازگار و نامتناجس با اجتماع شان هستند که دقیقا با وعده های انهدام گری گروه داعش مطابقت دارند.

    لازم به ذکر است که طی یک سال گذشته، همچنان که این گروه سرزمین از دست داده است، آمار سربازگیری های این گروه نیز به شدت کاهش یافته است.

    بربنیاد یافته های همین سازمان، تقریبا تمامی مسلمانان واقعی دنیا، گروه تروریستی داعش و ایدولوژی گیج کننده این گروه را رد کرده اند.

    وزیر داخله فرانسه چندی پیش گفته بود “ما هم اکنون با گروه داعش مواجه نیستیم، بلکه با افراد مواجه هستیم. هر کسی از هر جای دنیا بدون داشتن تجربه نظامی و یا دسترسی به سلاحی جواب مثبت به این گروه می دهد و خود را وابسته به این گروه اعلام می کند.”

  • جنگ در افغانستان توسط جرج بوش نه، بلکه توسط باراک اوباما آغاز شد

    جنگ در افغانستان توسط جرج بوش نه، بلکه توسط باراک اوباما آغاز شد

    خانم کاترینا پیرسون سخنگوی دونالد ترامپ نامزد جمهوری خواه برای ریاست جمهوری آمریکا امروز شنبه در مصاحبه ای با شبکه سی ان ان گفت “باراک اوباما رئیس جمهور دموکرات آمریکا مسئول لشکر کشی به افغانستان است.”

    این در حالیست که آمریکا سال 2001 وارد افغانستان شد، و این تصمیم توسط جرج دبلیو بوش رئیس جمهوری سابق آمریکا گرفته شد.

    خانم پیرسون که با مجری شبکه سی ان ان “ویکتور بلاکویل” در خصوص موضع جدید و جنجالی دیگر آقای دونالد ترامپ مبنی بر اینکه “آیا باراک اوباما و هیلاری کلینتون داعش را تاسیس کرده اند و یا خیر” صحبت می کرد گفت این باراک اوباما و هیلاری کلینتون بودند که بدون توجه به اطلاعات، تمام برنامه ها و نقشه های آمریکا را بر هم زدند و خواستند تا زودتر از افغانستان خارج شوند.

    خانم پیرسون گفت “به یاد آورید؛ قبل از سرازیری شمار زیادی از سربازان به افغانستان، ما اصلا واقعا در افغانستان حضور نداشتیم. باراک اوباما وارد افغانستان شد و مشکل دیگری خلق کرد. کلینتون نیز به لیبیا رفت و تصمیم بی فکرانه ای در آنجا گرفت که سبب ایجاد این خلا در آنجا شد. این دو شورشیان را مسلح می کنند، حتی هم اکنون نیز آنها را حمایت مالی می کنند.”

    این صحبت های خانم پیرسون سبب شد تا بلاکویل مجری شبکه سی ان ان گفته های او را به زعم خودش اصلاح کند و پرسید “منظور شما این است که باراک اوباما پس از سال 2009 آمریکا را وارد جنگی دیگر در افغانستان کرد. این چیزی است که شما می گویید؟”

    سخنگوی دونالد ترامپ در پاسخ گفت “منظورم این است که سیاست های باراک اوباما و هیلاری کلینتون …. ”

    سخنان خانم پیرسون اما توسط مجری شبکه قطع شد زمانی که گفت “اما شما همین الان گفتید که ما قبل از آن در افغانستان نبودیم.”

    کاترینا پیرسون نیز در جواب گفت “بله، این جنگ باراک اوباما است.”

    لازم به ذکر است که چندی پس از رویداد حملات یازدهم سپتامبر در آمریکا، جرج دبلیو بوش رئیس جمهوری سابق این کشور تصمیم گرفت که به افغانستان حمله کرده تا رژیم طالبان که حامی تروریسم بود را سرنگون کند.

    باراک اوباما در آن زمان، سناتور در ایالت ایلینویز آمریکا بود.

    مجری شبکه سی ان ان باز هم تلاش کرد تا اشتباهی که شاید ناخواسته در گفته های خانم کاترین پیرسون سخنگوی دونالد ترامپ پیش آمده را اصلاح کند. به همین منظور بار دیگر از او پرسید: “کاترینا! می خواهم فقط به واقعیت برسیم، و اطلاعات درست به مردم بدهیم، شما گفتید که باراک اوباما ما را وارد جنگ افغانستان کرد، اما شما و همه گان می دانید که ما در زمان ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش برای اولین بار وارد افغانستان شدیم.”

    پیرسون اما این بار گفت “نه، ما مشخصا در خصوص داعش صحبت می کنیم.”

    بلاکویل بار دیگر گفت: “درست است، اما شما مشخصا گفتید که اوباما ما را وارد افغانستان کرد، این در حالیست که جرج بوش ما را وارد جنگ افغانستان کرد.”

    پیرسون جواب داد: “اوه، من فکر می کردم ما درباره پیدایش داعش صحبت میکنیم. داعش از دستاوردهای جانبی جنگ آقای اوباما است.”

    لازم به ذکر است که این گفته ها پس از آن مطرح شد که دونالد ترامپ نامزد جمهوری خواه آمریکا در گفته های جنجالی دیگری گفته بود باراک اوباما و هیلاری کلینتون شاید داعش را تاسیس کرده باشند.

    وی روز گذشته جمعه در صفحه تویترش اما نوشت “گفته هایم از روی تمسخر بودند.”

    اما ساعاتی بعد در جمع کثیری از هوادارانش گفت “آن صحبت ها گرچه آشکارا از روی تمسخر بودند، اما آنچنان هم تمسخرآمیز نیستند.”

  • مودی: بمب گذاری های اخیر در کویته پاکستان، کار خود دولت پاکستان است

    مودی: بمب گذاری های اخیر در کویته پاکستان، کار خود دولت پاکستان است

    آقای نارندرا مودی که طی جلسه ای با تمامی احزاب سیاسی این کشور گفت پاکستان چطور می تواند حرف از حقوق بشر بزند در حالیکه خودش علیه شهروندانش توسط برنامه های تروریستان و شورشیان بمب گذاری می کند.

    سخنان تازه نارندرا مودی در خصوص پاکستان، سبب خشم مقامات پاکستانی شده، اما خوشحالی برخی فعالان ضد پاکستانی را در پاکستان نیز بدنبال داشته است.

    نارندرا مودی در این جلسه که به منظور خشونت های اخیر در کشمیر برگزار شده بود تاکید کرد که تمامی بخش های کشمیر به شمول جامو، دره کشمیر، لاداکی و کشمیر تحت کنترول پاکستان متعلق به هند می باشد.

    وی گفت که در خصوص اتفاقات افتاده در کشمیر مانند دیگر هندیان متاسف است و دولت هند تمام تلاشش را می کند تا هر چه زودتر به این وضعیت خاتمه دهد.

    او گفت که دولت هند به تازگی مبلغ 800 میلیارد روپیه هندی (12 میلیارد دالر) را برای انکشاف همه جانبه کشمیر در نظر گرفته است که می تواند در بخش های مختلفی به مصرف برسد.

    همچنین وی گفت که دولتش نیروهای امنیتی بیشتری برای حفظ حاکمیت قانون به جامو و کشمیر اعزام می کند، و با هر تحرک ضد هندی مقابله خواهد کرد.

    نارندرا مودی نخست وزیر هند در این جلسه پاکستان را متهم به حمایت از تروریسم کرد و گفت که این کشور چطور می تواند حرف از حقوق بشر بزند در حالیکه خودش علیه شهروندانش خودش در ایالت بلوچستان بمب گذاری می کند و مردم بی گناه را به کشتن می دهد.

    وی افزود “زمان آن رسیده است که پاکستان به تمام جهان در خصوص خشونت هایی که در بلوچستان و کشمیر تحت کنترول خودش مرتکب شده پاسخ بدهد.”

    لازم به ذکر است که منطقه جامو و کشمیر اخیرا بار دیگر شاهد نزاع های دو کشور بر سر تصرف آن بوده است. چند هفته پیش، در پی کشته شدن مظفر وانی رهبر حزب المجاهدین جدایی طلبان کشمیر از پاکستان توسط نیروهای امنیتی که هند انها را شورشی خطاب می کند، درگیری ها و خشونت ها بار دیگر در این منطقه آغاز شد.

    در این درگیری ها بیش از 50 نفر جانشان را از دست دادند و بیش از 3000 تن دیگر زخمی شدند.

    همچنین در این منطقه بیش از دو هفته توسط دولت هند حکومت نظامی و منع رفت و آمد اعلام شد، و جدایی طلبان نیز از طرفدارانشان خواسته بودند تا مغازه ها و تجارت هایشان را تا اطلاع ثانوی کاملا مسدود کنند. در پی این اعلامیه ها، زندگی بسیاری از مردم در این منطقه فلج شد.

    http://www.dnaindia.com/india/report-pakistan-bombs-its-own-people-in-balochistan-full-text-of-pm-modi-s-fiery-speech-2244726

  • سه قاچاقبر بین المللی بعد از ماه ها تعقیب دستگیر شدند

    سه قاچاقبر بین المللی بعد از ماه ها تعقیب دستگیر شدند

    بازمحمد احمدی معین مبارزه با مواد مخدر وزارت امور داخله، دیروز در یک نشست خبری گفت که این قاچاق‌بران در لیست قاچاقبران بین المللی بودند.

    آقای احمدی علاوه کرد که این افراد طی ده سال اخیر، هر ماه بین 5 تا 10 تن مواد مخدر قاچاق می کردند. به گفته او، این قاچاقبران در تمویل گروه‌های هراس‌افگن در کشور نیز نقش داشته‌اند.

    این افراد، حاجی جمعه‌خان، حاجی غلام‌حسن و میرولی نام دارند.

    آقای احمدی می‌گوید: حاجی جمعه‌خان باشنده‌ی اصلی روستای مرکی‌خیل ولسوالی شیرزاد ولایت ننگرهار است. او یکی از قاچاق‌بران بزرگ و یک از تمویل‌کنندگان تروریسم بین‌المللی است که از ده سال به این طرف تحت پیگرد و تعقیب ارگان‌های کشفی و امنیتی اداره پولیس مبارزه با مواد مخدر افغانستان بود.

    معین مبارزه با مواد مخدر وزارت امور داخله همچنین افزود که در نتیجه سه عملیات از ولسوالی‌های مختلف ولایت ننگرهار ۱۱٫۶۸ تن مواد مخدر مختلف‌النوع و شش لابراتوار پروسس مواد مخدر مربوط به حاجی جمعه‌خان تخریب شده است.

    به گفته او، در این عملیات‌ها سی تن از جنگجویان حاجی جمعه‌خان نیز کشته شده‌اند.

    فرد دومی حاجی غلام‌سخی، باشنده اصلی ولسوالی بکوای ولایت فراه است که او نیز در فهرست قاچاق‌چیان بزرگ بین‌المللی قرار دارد.

    به گفته جنرال بازمحمد احمدی این قاچاق‌بر بزرگ مواد مخدر در منطقه صفری میان مرز ایران و افغانستان بازداشت شده‌ است. آقای احمدی تاکید کرد که حاجی غلام‌سخی «ده‌ها تن» مواد مخدر را تاکنون قاچاق کرده است.

    هم‌چنین میرولی خان نیز که شامل فهرست قاچاق‌بران بزرگ بین‌المللی است، از ده سال به این‌سو تحت تعقیب نیروهای امنیتی افغانستان قرار داشته است.

    او زمانی که از پاکستان وارد افغانستان شد، پس از مدتی در ولایت نمیروز بازداشت شده‌ است.

    جنرال بازمحمد احمدی می‌گوید میرولی که باشنده اصلی ولسوالی خانشین ولایت هملند است، مسوولیت مالی چند شبکه بزرگ مافیایی را نیز به عهده داشته است.

    وی گفت: نام‌برده از جمله قاچاق‌بران عمده و بزرگ بین‌المللی است که هرماه تقریبا پنج تا ده تن مواد مخدر نوع تریاک را در منطقه بهرامچه این ولایت خریداری و بعدا به کشورهای ایران و پاکستان قاچاق می‌کرد.

    هم‌چنین این نفر مسوول مالی چند شبکه بزرگ مافیایی مواد مخدر بود که بالآخره به تاریخ ۴/۴/۱۳۹۵ از طریق مرز سپین‌بولدک وارد مرز افغانستان شده و در ساحه حوزه پنجم این شهر از سوی نیروهای مبارزه با مواد مخدر ولایت نیمروز بازداشت و به پنجه‌ی قانون سپرده شده است.

    در همین حال یکی از شرکای اصلی میرولی به نام مستری اکرم که پسر کاکای وی می‌باشد، در نتیجه تلاش پولیس مبارزه با مواد مخدر بازداشت شده است.

  • پنج حقیقت در خصوص تروریزم و بازی های المپیک

    پنج حقیقت در خصوص تروریزم و بازی های المپیک

    برزیل، اما برعکس این کشورها، سابقه بسیار کمی از حملات تروریستی دارد. این در حالیست که بازی های امسال المپیک، در حالی برگزار می شود که در تمام نقاط دنیا نگرانی هایی در خصوص تروریزم وجود دارد. از سویی دیگر، سابقه کم برزیل در داشتن حوادث تروریستی، و خوشحالی مقامات امنیتی این کشور از این موضوع، شاید فرصتی را برای تروریستان فراهم کند تا طرح حملات گسترده ای را بریزند.

     

    و اما، آیا واقعا ارتباطی میان تروریزم و بازی های المپیک وجود دارد؟ در زیر به پنج حقیقت در این خصوص اشاره می شود که به شما کمک می کند تا بتوانید درک واضح تری از این موضوع پیدا کنید.

     

    شاخصه رویداد تروریستی در بازی های المپیک

     

    • طی بازهای المپیک پیشین، افزایش و یا کاهش دوامدار در وقوع حملات تروریستی وجود نداشته است.

    محققان در خصوص وجود ارتباط میان بازی های المپیک و وقوع رویدادهای تروریستی در بازی های المپیک دو فرضیه متقابل دارند. اول اینکه، از آنجایی که بازی های المپیک، رویدادی بسیار کلان در سطح جهانی است، این می تواند توجه تروریستان را جلب کند تا حملات تروریستی کلانی را طرح ریزی و اجرا کنند. و دوم اینکه، از سویی دیگر، با نزدیک شدن به شروع بازی ها، کشور میزبان تمامی اقدامات امنیتی لازم را در نظر می گیرد تا ضریب وقوع یک حمله تروریستی را کاهش دهد.

     

    اما به طور کل، هنوز مشخص نیست که کدام فرضیه درست است و کدام طرف بهتر عمل کرده است.

     

    به گزارش واشنگتن پست، “کنسرسیوم ملی مطالعه بر روی تروریزم و پاسخ به تروریسم” در دانشگاه مریلند آمریکا، مطالعه ای بر روی رویدادهای تروریستی طی بازی های المپیک و شش ماه پیش از آغاز این بازی ها از سال 1972 تاکنون کرده است، و همچنین این اطلاعات را با یک سال قبل از آن در کشورهای میزبان المپیک مقایسه کرده است.

     

    این مطالعه، هیچ ارتباطی مبنی بر اینکه بازی های المپیک شانس وقوع یک رویداد تروریستی را در کشور میزبان بازی های المپیک افزایش و یا کاهش می دهد پیدا نکرده است. اما به باور بعضی از محققان این کنسرسیوم، رویدادهایی مانند حادثه 11 سپتامبر، شاید سبب شده تا شاخصه های گراف منحرف شده و ارتباط مستقیمی پیدا نکرد. (حادثه 11 سپتامبر در سال 2001 و یک سال قبل از شروع بازی های المپیک در سالت لیک روی داد.)

     

    • از سال 1970 تاکنون، 3 رویداد تروریستی مرگبار وجود داشته است

    براساس گزارش این کنسرسیوم که حادثه گروگان گیری مانشن/مونیخ آلمان را جزو رویدادهای تروریستی در نظر گرفته است؛ طی بازی های المپیک در سال 1972 که در شهر مانشن آلمان برگزار شد، اعضای وابسته به سازمان سپتامبر سیاه (سازمانی فلسطینی که خود را از طرفداران “گروه فتح” فلسطین اعلام می کردند) به خوابگاه دهکده المپیک حمله کردند و 11 تن از ورزشکاران تیم اسرائیل را به گروگان گرفتند. این گروگان گیری پس از چندی با کشته شدن هر 11 نفر گروگان اسرائیلی، یک پولیس آلمان و 5 تن از مهاجمان به پایان رسید.

     

    حمله به ورزشکاران اسرائیلی در بازی های المپیک

     

    از آن زمان تاکنون، تنها دو رویداد تروریستی دیگر طی بازی های المپیک به وقوع پیوسته است. در سال 1996، یک بمب لوله ای در جریان بازی های المپیک در آتالانتا منفجر شد. در این رویداد یک تن کشته شده و بیش از 100 تن دیگر نیز زخمی شدند. (یک خبرنگار ترکیه هم به دلیل سکته قلبی جانش را از دست داد.) بمب گذار پس از چندی “اریک رودولف” شهروند آمریکا که در بمب گذاری های دیگری در کلینیک های سقط جنین و کلوپ همجنس گرایان دست داشت معرفی گردید. (به گفته خود او، انگیزه وی از بمب گذاری در المپیک سیاسی بوده است.)

     

    اریک ردولف
    اریک ردولف انگیزه اش از بمب گذاری در بازی های المپیک را سیاسی عنوان کرد.

     

    در سال 2008 و طی بازی های المپیک در بیجینگ / پکن چین، یک مرد با چاقو به یک تاجر آمریکایی و همسرش حمله کرد که در نتیجه این تاجر آمریکایی کشته شد و همسر این تاجر نیز زخمی شد. گرچه این رویداد نیز توسط مطالعات این کنسرسیوم به عنوان یک رویداد تروریستی ثبت شد، اما همچنان انگیزه مهاجم مشخص نشده است. این مهاجم که تانگ یانگ مینگ نام داشت هیچ ارتباطی با گروه های تروریستی نیز نداشت. این مرد پس از حمله به این تاجر آمریکایی خود را از برج درام این شهر که مکانی تفریحی است به پایین پرت کرد و مرد. همچنین در همین سال، یک بمب نیز خارج از شهر بیجینگ منفجر شد که دو تن کشته شدند، اما هدف این بمب گذاری نیز مشخص نشد.

     

    تاجر امریکایی کشته در جریان بازی های المپیک
    تاد بچمن، 62 ساله، تاجر آمریکایی کشته شده در جریان بازی های المپیک 2008 در چین

     

    • از سال 1972 تاکنون، حداقل هشت شهر میزبان بازی های المپیک بدون هیچ حمله تروریستی طی این بازی ها و یا پیش از آغاز این بازی ها بوده است.

    از 22 المپیکی که تاکنون مطالعه شده است، 5 شهر شاهد هیچ گونه حادثه تروریستی در جریان بازی ها و یا شش ماه قبل از آن و یا حتی در مدت مشابه آن در سال گذشته اش را نبوده است. این کشورها شامل جاپان/ژاپن 1972، کانادا 1976، شوروی سابق 1980، یوگسلاویا 1984 و استرالیا در سال 2000 می باشند.

     

    در همین حال، اما بازی های المپیکی که در سال 1988 در کانادا، 2006 در ایتالیا و دوباره در کانادا در سال 2000 برگزار شد، گرچه هیچ حادثه تروریستی را طی بازی ها و حتی شش ماه پیش از آغاز بازی ها شاهد نبودند، اما در مدت مشابه بازی ها، این کشورها یک سال قبل از آن شاهد حملاتی تروریستی بودند.

     

    • کارشناسان معتقدند وقوع رویداد تروریستی در برزیل نسبت به دیگر کشورهای اخیر که میزبان حملات تروریستی بوده اند بسیار ضعیف است

    برزیل به طور کلی در دسته کشورهایی با خطر کم تروریستی قرار می گیرد. موسسه آمریکایی لیست جهانی تروریزم، سال گذشته برزیل را در رده 74 جهان از لحاظ خطر وقوع حملات تروریستی قرار داد. با توجه به این لیست، برزیل در رده بهتری نسبت به دیگر کشورهایی که اخیرا میزبان بازی های المپیک بوده اند قرار گرفته است. (روسیه در رتبه 23، کانادا در رتبه 28، چین در رتبه 22، ایتالیا در رتبه 54، یونان در رتبه 29، آمریکا در رتبه 35 و استرالیا در رتبه 59)

     

    براساس اطلاعات کنسرسیوم، طی سال 2015 در کل پنج رویداد تروریستی در برزیل به وقوع پیوست که منجر به کشته شدن تنها 3 نفر شد و هیچ زخمی نداشت. براساس اطلاعات، تمامی این رویدادها، مرتبط با خشونت علیه خبرنگاران در این کشور بوده است که این خبرنگاران بر روی فساد تمرکز داشتند.

     

    در همین حال، پولیس برزیل دو هفته مانده به شروع بازی ها، 12 تن را به ظن داشتن ارتباط تلفونی با گروه تروریستی داعش بازداشت کرده است. به گفته پولیس این کشور، این 12 نفر به طور غیرماهرانه ای تلفونی با گروه تروریستی داعش ارتباط داشتند.

    لازم به ذکر است که هم اکنون نیروهای امنیتی برزیل در حالت فوق العاده طی این بازی ها قرار دارد، و تقریبا 80 هزار نیروی امنیتی به شهر ریو محل برگزاری بازی های امسال المپیک اعزام شده اند.

     

    • مرگبارترین رویداد مرتبط با بازی های المپیک، رویداد تروریستی نبوده است.

    گرچه بسیاری ها هنگام بازی های المپیک نگران وقوع رویدادهای تروریستی هستند، اما مرگبارترین رویدادی که مرتبط با بازی های المپیک است، حادثه تروریستی نبوده است و بلکه از سوی ارتش این اتفاق مرگبار به وقوع پیوسته است.

     

    ده روز پیش از آغاز بازی های تابستانی المپیک در شهر مکسیکو سیتی در کشور مکزیک در سال 1968، فعالان و معترضان دولت وقت مکزیک در شهر تلاتیلوکو اعتراضات گسترده ای را علیه دولت راه اندازی کردند. این حرکت فعالان مدنی، نگرانی هایی را از سوی مقامات این کشور مبنی بر تخریب چهره بین المللی این کشور پیش از آغاز بازی های المپیک بدنبال داشت. سرانجام، ارتش این کشور به سوی معترضان شلیک کرد که گفته می شود 300 نفر در این روداد کشته شدند.

     

    کشتار گسترده ارتش ده روز پیش از اغاز بازی های المپیک در مکزیک
    پیش از شروع بازی های المپیک در مکزیک در سال 1968، ارتش مکزیک به روی معترضان آتش گشود که گفته می شود 300 تن کشته شدند.
  • پولشویی عامل اصلی افزایش قیمت دالر است/ افت شدید قیمت دالر در چند روز اخیر

    پولشویی عامل اصلی افزایش قیمت دالر است/ افت شدید قیمت دالر در چند روز اخیر

    یک کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه -از ذکر نام خوداری کرد-؛ به خبرگزاری رها گفت که خروج غیر قانونی و بی رویه دالر در کشور باعث افزایش قیمت ان شده است.
    این کارشناس اقتصادی می گوید که اغلب این خروج های غیر قانونی برای پولشویی است.
    این استاد دانشگاه به مسدود بود سرای شهزاده در این دو روز اشاره کرد و گفت: در این دو روز افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی/حکمی قادر به خارج کردن ارز نبوده و در نتیجه نرخ ارز به شدت در عرض دو روز کاهش نشان می دهد.
    گفتنی است که بر اساس اعلام بانک مرکزی قیمت خرید و فروش دالر امروز (سه شنبه 13 اسد) بعد از دو روز بسته بودن سرای شهزاده، خرید 65.8 و قیمت فروش 66 اعلام شده بود.
    دو روز پیش از مسدود شدن سرای شهزاد، هر دالر امریکایی خرید 68.5 و فروش آن 68.7 افغانی بود.
    این قیمت طی چند ماه اخیر کاهش بی سابقه ای داشته است.
    این کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه برای کنترول نرخ ارز پیشنهاد می کند که سرای شهزاده بسته شود و ارز مورد نیاز کشور را برای واردات خود بانک مرکزی در اختیار وارد کنندگان قرار دهد.
    این استاد دانشگاه همچنین پیشنهاد می کند که تمام صرافان غیر قانونی جمع شوند و فقط به چند بانک خصوصی و دولتی اجازه صرافی داده شود.
    وی می گوید که بانک با استتفاده از این روش قادر به پس انداز در حدود سالانه یک میلیارد دالر خواهد بود که ذخایر ارزی آن افزایش خواهد یافت.
    همچنین او بر این باور است که با این روش بانک مرکزی قادر به تمویل پروژه های بزرگ ملی خواهد بود که برای کشور سالانه عواید زیادی ایجاد و از خروج ارز فراوان نیز جلوگیری خواهد کرد.
    این استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی می گوید که درست است مهمترین اصل قانون اساسی زیر پا خواهد شد ولی اقتصاد کشور رشد خواهد کرد.
    او به اصول اشاره کرد که طی چند سال اخیر به دلیل برخی از بازی های سیاسی و شرایط کشور نقض شده است.
    این کارشناس اقتصادی بر این باور است که بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و معاش بگیران افغانی آن به دلیل منافع خود با این طرح قطعا مخالفت خواهند کرد.
    طی سال های اخیر بیش از 100 میلیارد دالر پول وارد کشور شد ولی بدون کمترین سرمایه گذاری در کشور، دوباره از راه های گوناگون از کشور خارج شد.

  • “ترکمنستان هنوز پروژه ساخت خط آهن تات (ترکمنستان-افغانستان-تاجیکستان) را تایید نکرده است”

    “ترکمنستان هنوز پروژه ساخت خط آهن تات (ترکمنستان-افغانستان-تاجیکستان) را تایید نکرده است”

    شیرعلی گنجالزاده وزیر ترانسپورت تاجیکستان در نشستی خبری در دوشنبه گفت طرف های افغانستان و تاجیکستان پروتکل مربوط به این پروژه را در سال ۲۰۱۴ با یکدیگر به امضا رساندند، و پس از ان به ترکمنستان ارائه کردند تا آنها نیز ملاحظات خود را روی پروژه داشته باشند.

    وی گفت “هر زمان که به وزارت ترانسپورت ترکمنستان مراجعه می کنیم، انها می گویند که همچنان در حال بررسی پروژه هستند.”

    وزیر ترانسپورت تاجیکستان گفت که امان الله حکمت الله رئیس سابق خط آهن تاجیکستان در ۲۹ جنوری ۲۰۱۴ در نشستی به خبرنگاران گفته بود که افغانستان و تاجیکستان با یکدیگر بر روی ریل گذاری قسمت افغانستان توافق کرده اند.

    لازم به ذکر است که در ان زمان، تاجیکستان پیشنهاد کرده بود که خط آهن از کلیف افغانستان شروع شده و به ایستگاه خوشادی در ولسوالی شهریتوس تاجیکستان امتداد یابد، و افغانستان نیز این پیشنهاد تاجیکستان را پذیرفته بود. افغانستان ابتدا این خط را از کلیف تا شیرخان بندر پیشنهاد کرده بود که به اعتقاد طرف تاجیکستانی این مسیر برای تاجران تاجیکستانی پرهزینه تر و طولانی تر بود.

    اما وزیر خارجه ترکمنستان در ۳۱ جنوری سال ۲۰۱۴ با این طرح مخالفت کرد و گفت که تغییر مسیر این خط آهن که از سوی حکمت الله پیشنهاد شده، جانب گرایانه است و قابل قبول نمی باشد، زیرا این خط ضد تولیدی است.

    گنجالزاده اما امروز گفت که طرف تاجیک و افغانی این پروژه با یکدیگر توافق کرده اند و پروتوکل مناسبی را نیز میان یکدیگر به امضا رسانده اند، که این پروتوکل برای ملاحظات به طرف ترکمنی هم ارسال شده است.

    از سویی دیگر، وضعیت امنیتی در افغانستان نیز سبب تاخیرهایی در اجرایی شدن این پروژه شده است.

    عثمان قلندروف معاون ریاست خط آهن تاجیکستان در ۲۷ جولای در نشستی به خبرنگاران گفت بانک انکشاف آسیایی حمیات مالی اش را برای این پروژه به حالت تعلیق در آورده است، زیرا خطر امنیتی در افغانستان برای این پروژه وجود دارد.

    قلندروف گفت “ما آماده ایم تا ساخت راه آهن را در قسمت خودمان شروع کنیم، اما همه چیز به افغانستان بستگی دارد.”

    سی سی یو رئیس بانک انکشاف آسیایی برای تاجیکستان در ۱۵ دسامبر سال ۲۰۱۵ به خبرنگاران گفت این بانک حمایت های مالی اش را برای این پروژه بدلایل افزایش تنش ها در افغانستان به حالت تعلیق در آورده است.

    آقای سی سی یو افزود “گرچه ترکمنستان کار ساخت این خط آهن مشترک را در قسمت خودش تکمیل کرده است، اما ما تصمیم نداریم از پروژه خط آهنی حمایت مالی کنیم که از کشوری مانند افغانستان که وضعیت امنیت اش تضمین شده نیست عبور می کند.”

    وی در آن زمان علاوه کرد هر زمان که وضعیت امنیتی در افغانستان بهبود یابد، حمایت مالی به این پروژه را از سر می گیرند.

    لازم به ذکر است که یادداشت تفاهم ساخت این خط آهن مشترک که سه کشور ترکمنستان، افغانستان و تاجیکستان را به هم متصل می کند، در بیستم مارچ سال ۲۰۱۳ میان روسای جمهور وقت این کشورها در عشق آباد پایتخت ترکمنستان به امضا رسید.

    این خط آهن ۴۰۰ کیلومتر طول دارد و قرار است شهرهای آقینه-اندخوی افغانستان را به آتامرات-یامامنظر در ترکمنستان و پنج در تاجیکستان متصل کند.
    کار ساخت این پروژه نیز در ۵ جون سال ۲۰۱۳ توسط روسای جمهور سه کشور رسما آغاز شد.

  • به بهانه کشمیر، نگاهی کوتاه به تمامی دیگر ناآرامی های هند

    به بهانه کشمیر، نگاهی کوتاه به تمامی دیگر ناآرامی های هند

    برای مثال تقابل گروهی از جدایی طلبان مسلمان کشمیر با نیروهای امنیتی هند در دهه های گذشته سبب شده تا هزاران تن طی این سالها جانشان را از دست بدهند. یا برای مثال درگیری هایی که با مایوئیست ها در بسیاری از مناطق مرکزی و غربی هند دارند نیز سبب شده تا سیاستمداران هندی هیچ گاه آسایش فکری نداشته باشند.

    لازم به ذکر است که تمامی این ناآرامی ها بر می گردد به زمانی که هند در سال ۱۹۴۷ استقلالش را از بریتانیا گرفت. در آن زمان طرح کامل و مناسبی برای نقشه ریزی جغرافیایی در نظر گرفته نشد و سبب بسیاری از تفرقه ها میان گروه های مختلف مذهبی و یا نژادی گردید.

    نارامی های دیگری که در این کشور گاها به گوش می رسد نیز ریشه در تبعیض های نژادی و یا انحصار طلبی هایی دارد که به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفته اند و حل و فصل کامل نشده اند.

    این ناآرامی ها می توانست بر رشد سریع هند به عنوان کشوری که به لحاظ اقتصادی به سرعت به یکی از قدرت های برتر دنیا بدل شده تاثیری منفی داشته باشد.

    نگاهی کوتاه به ۳ درگیری و ناآرامی هند:

    مائوئیست ها:

    درگیری های مربوط به مائوئیست های هند در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی آغاز شد، زمانی که روستا نشینان فقیر در قریه ناکسالبری در بنگال غربی درخواست حق زمین برای خود کردند. گرچه در آن موقع قیام آنها سرکوب شد، ولی کشمکش های آرام و دوامدار مربوط به این موضوع به مرکز و جنوب هند نیز کشیده شد.

    از آن زمان تاکنون شورشیان مائوئیستی به تبعیت از “مائو زدانگ” یکی از رهبر انقلابی چین با دولت در منازعه هستند و حملات مختلفی را علیه مقامات هندی تاکنون طرح ریزی کرده اند. آنها تقاضای سهم بیشتری از منابع طبیعی منطقه و فرصت های شغلی بیشتر برای دهقانان و خانواده های فقیر کرده اند.

    هفته گذشته، دست کم ۱۰ شبه نظامی هند در کمین شورشیان مائوئیستی در ایالت شرقی بیهار قرار گرفتند و کشته شدند. دولت نیز سربازان بیشتری به منطقه اعزام کرد، ولی شورشیان به پناهگاه هایشان در دل جنگل ها فرار کردند.

    از اوایل دهه هشتادی میلادی تاکنون، شورشیان مائوئیستی هزاران تن از روستاییان و افراد بومی منطقه را به سربازی گرفته اند و پس از آموزش نظامی و مواد انفجاری آنها را به جنگ علیه مقامات دولتی، نیروهای امنیتی و یا تاسیسات دولتی اعزام می کنند. این شورشیان همچنین با وارد کردن قاچاقی راکت های ساخت چین، موادهای انفجاری و یا ماین مسبب بسیاری از حملات مرگبار شده اند.

    دولت هند مائوئیست ها را بزرگترین دغدغه های داخلی و تهدیدی برای امنیتی داخلی اش می پندارد. تاکنون هزاران تن از دو طرف کشته شده اند، در حالیکه نتیجه بسیار کمی گرفته اند. برخی سیاستمداران هندی، گزینه نظامی گسترده علیه این شورشیان را بر دادن فرصت های بهتر اقتصادی برای فروکش کردن خشم آنها پیشنهاد کرده اند.

    مناقشات شمال شرقی:
    در مناطقی دوردست در نواحی شمال شرقی این کشور، نیروهای دولتی مدت هاست که با گروهی از مخالفان دولت درگیر هستند که رهبران این گروه ها تقاضاهای زیاد و گاها مبهی از دولت دارند. برای مثال آنها می خواهند که سرزمین هایی مستقل داشته باشند و یا دولتی خودمختار درون دولت در این منطقه داشته باشند.
    تاکنون ۲۱ هزار تن در این درگیری ها جانشان را از دست داده اند.

    شدیدترین این درگیری ها به مردمان ناگا در دهه ۱۹۵۰ برمی گردد. رهبران این مردمان به نام های “ایساک چیشی سوو” و “توینگالنگ مویواه” در سال ۱۹۹۷ تفاهنامه ای را با دولت دهلی نو به امضا رساندند و از آن زمان تاکنون در حال مذاکره برای صلح هستند. سوو اوایل ماه پیش فوت کرد، اما مویواه می گوید که مذاکرات صلح همچنان ادامه دارد.

    مویواه اخیرا گفته است “تمامی تلاش ها ادامه دارد و انتظار داریم به زودی به راه حلی برای پایان دادن به دهه ها خشونت برسیم.”

    لازم به ذکر است که دیگر گروه های مخالف دولتی که کوچکتر نیز هستند و در ایالت های شمال شرقی میزورام، مانی پور، تری پورا و آسام که همگی مرز مشترک با میانمار و بنگلادش دارند نیز سبب شده اند تا نیروهای امنیتی هند همیشه در حالت آماده باش قرار داشته باشند.

    دولت هند تقریبا با ۴۰ گروه مخالف مسلح توافق نامه آتش بس به امضا رسانده است و با شش تا از این گروه ها توافق نامه صلح امضا کرده است. این توافق نامه ها به این گروه ها اختیارات بیشتری داده است، اما دولت هند درخواست آنها مبنی بر دادن سرزمینی مستقل را تاکنون رد کرده است.

    کشورهای همسایه هند مانند بوتان و بنگلادش با هند همکاری بسیار نزدیکی دارند تا رهبران شورشی را از خاک کشورهایشان اخراج کرده و جلوی عملیات آنها را علیه هند از خاک خودشان بگیرند. هند در تلاش است تا با میانمار نیز به چنین تفاهمی برسد.

    کشمیر:
    درگیری ها و ناآرامی ها میان گروه های جدایی طلب کشمیر از هند و نیروهای امنیتی هند در کشمیر تحت کنترول هند بار دیگر سبب شد تا یاداور چالش هایی که هند پس از کسب استقلالش از بریتانیا با ان مواجه شد باشد.

    مقامات در دهلی نو از آن زمان تاکنون با جنبش های مسالمت آمیز بسیاری در منطقه کشمیر تحت کنترول خود مواجه بوده است. خطاهای سیاسی و یا سرکوب معترضان توسط نیروهای امنیتی هند سبب درگیری خونینی در سال ۱۹۸۹ شد. هزاران تن از کشمیری ها برای فراگرفتن مهارت های نظامی و جنگی وارد کشمیر تحت کنترول پاکستان شدند و از آنجا با سلاح و موادهای منفجره به کشمیر تحت کنترول هند باز گشتند، تا به جنبش های طرفدار کشمیر متحد که یا تحت کنترول پاکستان باشد و یا کلا مستقل از هر دو کشور باشد بپیوندند.

    به این ترتیب، کشمیر به میدانی جنگ تبدیل شد، که گروه های مخالف دولتی هند هر روزه حملاتشان را علیه نیروهای امنیتی هند و یا تاسیسات هندی افزایش می دهند. هند نیز با اعزام گسترده نظامیان به این منطقه می خواهد تا پاسخی مناسب به جنگ های نیابتی پاکستان در این منطقه بدهد.

    از سال ۱۹۸۹ تاکنون دست کم ۶۸ هزار تن جانشان را در این منطقه از دست داده اند.

    معترضان کشمیری پس از حادثه ۱۱ سپتامبر مجبور به عقب نشینی شدند، زیرا آمریکا به پاکستان فشار وارد کرده بود تا شورشیان را در خاک های خود کنترول کند. اما باز هم اعتراضات در کشمیر تحت کنترول هند علیه دولت هند و سیاست های هند باقی ماند.

    در ماه های اخیر نیز، تظاهرات غیرمسلحانه جدایی طالبان کشمیر از هند اغلب به درگیری های خونینی بدل شده است.

    دهلی نو و اسلام آباد هنوز مشترکاتی برای حل و فصل مناقشه هایشان پیدا نکرده اند.

  • خلیل اندرابی فرمانده پولیس میدان وردگ برکنار شد

    خلیل اندرابی فرمانده پولیس میدان وردگ برکنار شد

    در خبرنامه ی وزارت امور داخله نوشته شده است که بر اساس پشنهاد وزارت امور داخله و منظوری ریاست جمهوری به منظور سوق و اداره بهتر وظایف امنیتی ولایت میدان وردک مل پاسوال محمد رزاق یعقوبی افسر احتیاط پیژنتون به حیث فرمانده پولیس ولایت میدان وردگ تعین شده است .

    به نقل از خبرنامه ریاست جمهوری به وزارت امورداخله دستور داده است ، تا قضیه انتقال یک تن از اعضای طالبان توسط واسطه نقلیه رنجر مربوط به قوماندانی امنیه میدان وردگ را به گونه اي جدي بررسی کند.

    خلیل اندرابی، فرمانده پیشین پولیس میدان وردگ متهم است که توسط بستگانش یکی از فرماندهان طالبان را از صحنه جنگ در بغلان توسط رنجر پولیس برای مداوا به کابل انتقال داده است.

    ماموران امنیت ملی بستگان خلیل اندرابی را هنگام انتقال فرمانده طالبان دستگیر کرده بودند.

    از سوی دیگر خلیل اندرابی در سال گذشته نیز متهم به کم کاری در برابر کشته شدن نزدیک به 30 سرباز پولیس محلی در ولسوالی جلریز است.

  • آدم ربایی اتباع خارجی، تجارت پر سود شورشیان طالبان

    آدم ربایی اتباع خارجی، تجارت پر سود شورشیان طالبان

    براساس منابع خود طالبان، تاکنون بهترین سودی که این شورشیان از سلسله اختطاف هایشان داشته، سرباز وظیفه آمریکایی باو بیرگادل بوده است. شورشیان طالبان پس از اختطاف این سرباز آمریکایی در سال ۲۰۰۹ از ولایت پکتیکا که هم مرز با منطقه قبیله ای نشین وزیرستان جنوبی پاکستان است، توانستند پنج فرمانده ارشد شان را در سال ۲۰۱۴ از زندان گوانتانامو آزاد کنند.

    قطعا طالبان هنگام اختطاف و نگهداری سرباز باو بیرگادل قدر و ارزش او را می دانست، به همین دلیل در زمانی که او را نگه داری می کردند او را “مهمان ویژه” و “پرنده باارزش” صدا می کردند.

    طالبان در حقیقت معتقد بودند که می توانند روزی زندانیان شان را از زندان گوانتانامو در بدل رهایی سرباز باو بیرگادل آزاد کنند و بالاخره موفق نیز شدند. هم اکنون این پنج فرمانده ارشد که زمانی در زندان گوانتانامو زندانی بودند در قطر به همراه خانواده هایشان زندگی خوب و آزادی دارند.

    لازم به ذکر است که پس از اینکه شورشیان طالبان اجازه یافتتد تا دفتر نمایندگی سیاسی شان را در قطر داشته باشند، معامله سرباز باو بیرگادل و رهایی پنج فرمانده ارشد طالبان از گوانتانامو، اولین مذاکره مستقیم این شورشیان با امریکا بود.

    طالبان اجازه یافتند تا دفتر نمایندگی سیاسی شان را در قطر باز کنند، که در این صورت در خصوص مذاکرات صلح برای خاتمه درگیری های افغانستان آدرس مشخصی از طالبان وجود داشته باشد.

    معامله سرباز باو بیرگادل تنها یک نمونه از این گونه رویداد هایست، کما اینکه تاکنون شورشیان طالبان اتباع خارجی و مقام های افغانستانی بسیاری را اختطاف کرده اند و در بدل رهایی شان، آزادی زندانی هایشان را خواسته اند و یا پول های کلانی دریافت کرده اند.

    یک فرمانده ارشد طالبان در ولایت هلمند که خواست نامش فاش نشود می گوید “از دیدگاه ما، آدم ربایی/اختطاف یکی از منفورترین و کثیف ترین کارهایی است که در مواقع غیر قابل اجتناب انجام می دهیم. ما باور داریم این کار چهره جهانی ما را لکه دار می کند، و الگویی مناسبی میان مبارزانمان ایجاد نمی کند.”

    وی می گوید که طرح آدم ربایی کاملا در سطح رهبری طالبان بررسی می شود و سپس اجازه برای آدم ربایی فردی صادر می شود.

    این فرماند طالبان با اشاره به افزایش رویدادهای اخیر آدم ربایی می گوید با این کار می خواهیم به ناتو و دولت افغانستان فشار بیاوریم تا زندانی هایمان را آزاد کنند.

    او همچنین می گوید که طالبان بارها از طریق دفتر سیاسی قطر از آمریکا و دولت افغانستان خواسته است تا در خصوص آزادی زندانی هایشان به مذاکره بنشینند، اما ظاهرا افغانستان و آمریکا علاقه ای از خودشان نشان نداده اند.

    یک فرمانده دیگر شورشیان طالبان که او هم خواست نامش فاش نشود می گوید که آنها هرگز به هیچ کس و یا گروهی در اختطاف فردی چه خارجی باشد و چه داخلی کمک نکرده اند و نمی کنند.

    وی می گوید “ما (طالبان) در افغانستان قوانین مشخصی برای خود داریم. ما حتی به گروه های اقلیتی مانند القاعده نیز اجازه نمی دهیم که بدون اجازه ما کاری بکنند.”
    این فرمانده طالبان می افزاید که شورای رهبری طالبان باید قبل از نهایی شدن طرح آدم ربایی فردی از تمام امور مطلع شود.

    هنگامی که از این فرمانده پرسیدیم که اشخاص پولدار نیز در بدل پول از سوی شما ربوده می شود گفت “بله، باج گیری هم استفاده های جانبی این کار است. اما هیچ یک از فرمانده های محلی نمی تواند این کار را بدون اجازه انجام دهد. تنها زمانی می توانند این کار را انجام دهند که به آنها رسما اجازه داده شود.”

    وی اما تلویحی این موضوع را رد کرد و گفت که طالبان تنها بخاطر پول، شخصی را اختطاف نمی کنند.

    این فرمانده می افزاید “هر گاه یکی از همقطاران ما در زندان خارجی ها و یا دولت افغانستان می افتد و از داستان های شکنجه شان تعریف می کند ما را بسیار ناراحت می کند. در این صورت، هیچ گزینه ای نداریم مگر اینکه دشمن را اختطاف کنیم و در بدل رهایی شان، آزادی همقطارانمان را بخواهیم.”

    وی گفت که به مبارزانشان گفته اند که در آدم ربایی ها سعی کنند اتباع خارجی بویژه نظامیان خارجی را اختطاف کنند، زیرا در این صورت می توان راحت تر معامله کرد.

    روسله یاسینزی عثمانی

  • سرگذشت تلخ ازدواج های اجباری/  پدرم یک گاو ماده به نام لیلا را در بدل ۳۰ گاو نر عوض کرد

    سرگذشت تلخ ازدواج های اجباری/ پدرم یک گاو ماده به نام لیلا را در بدل ۳۰ گاو نر عوض کرد

    این نهادهای حقوق بشری و مقامات محلی می گویند که قدرت کافی برای مقابله با این رسم را ندارند.

    ولایت غور با جمعیتی در حدود ۳۰۰ هزار نفر یکی از ولایت های کمتر توسعه یافته افغانستان است. برخی از مناطق دور افتاده این ولایت توسط گروه های مسلح اداره می شود و دولت هیچ کنترولی بر این مناطق ندارد.

    در افغانستان این رسم است که داماد به طور سنتی به پدر همسرش قبل از ازدواج مبلغی را به عنوان مهریه پرداخت می کنند. در ولایت غور اما، بسیاری از خانواده های دختران بجای پول گاو و گوسفند و یا سلاح از داماد دریافت می کنند.

    بسیاری ها معتقدند که این رسم مردم این مناطق از ولایت غور مطابق با قوانین اسلام نیست و با مهریه ای که در اسلام ذکر شده تفاوت دارد. مهریه در اسلام برای زن در نظر گرفته شده تا در صورت طلاق و یا موقعیت های اضطراری، زن بتواند از این مهریه استفاده کند.

    موسسه گزارش دهی صلح و جنگ طی شش ماه تحقیق خود از ولسوالی های دور افتاده غور از جمله تایوره، تولاک، ساغر و پسابند در این خصوص با برخی بزرگان قومی و قوماندانان ملیشه این مناطق صحبت کرده و نظر آنان را در این مورد جویا شده است.

    مقامات محلی این مناطق می گویند که قادر به ممنوعیت این رسم نیستند زیرا این رسم سالهاست که در این مناطق اجرا می شود و می گویند اگر قرار بر تغییر و یا ممنوعیت این رسم باشد ده ها سال طول خواهد کشید تا نگرش مردم را نسبت به این رسم تغییر دهند.

    عبدالعلیم ساکن قریه حاجی نظر در ولسوالی دولینه می گوید که سه دختر خود را به نام های گل بدن، زینب و رقیه در بدل ۲۵۰ راس گاو و گوسفند، یک میل کلاشینکوف و ۳ هزار دالر آمریکایی به ازدواج در آورده و از این کار خود نیز خوشحال است.

    او به گزارشگر موسسه می گوید “شما خبرنگاران فکر می کنید که گرفتن پول عروسی از دامادها یعنی فروش دخترانمان. اما گرفتن گاو و گوسفند از داماد در اینجا یک رسم است و من فکر نمی کنم این رسم اشتباه باشد.”

    وقتی از عبدالعلیم پرسیدیم که چرا زنان در اینجا اجازه ندارند خودشان شوهر آینده شان را انتخاب کنند گفت “جای شرم است برای ما که از دخترانمان بپرسیم چه نوعی شوهری دوست دارند داشته باشند.”

    نجم الدین یک دهقان از قریه کاسی اما از اینکه دخترش لیلا را به یکی از مردان محلی به نام محمد که هم اکنون محمد از زن اولش دارای ۵ فرزند است فروخته است اظهار پیشمانی می کند، اما نه به این خاطر که دخترش را فروخته است، بلکه به این خاطر که محمد هنوز پول عروسیش را به پدر همسرش به طور کامل نداده است.

    وی می گوید “واقعا جای شرم است برای محمد که همسرش یعنی دخترم به زودی صاحب اولاد می شود اما او هنوز ۳۰ راس گوسفندی که از پول عروسیش به من بدهکار است را نداده است.”

    محمد اما می گوید که وی هم اکنون به ارزش تقریبا ۲۶ هزار دالر آمریکایی گاو و گوسفند به نجم الدین برای پول عروسیش داده است.

    از محمد پرسیدیم که چرا بیش از ۳۰ هزار دالر آمریکایی برای ازدواج دومش خرج کرده است گفت “همسر اولم زیبا و ظریف نبود. من می خواستم با زیباترین دختر قریه ازدواج کنم و از زندگی لذت ببرم.”

    از آنجایی که در این قریه مردان و زنان نامحرم به هیچ عنوان اجازه ندارند با یکدیگر صحبت کنند گزارش گر موسسه مجبور می شود خانم مسنی را به نام “بی بی” استخدام کند تا بتواند به طور مخفیانه با لیلا مصاحبه ای بکند.

    لیلا در اولین حرفش می گوید دقیقا مانند گاو و گوسفندان به فروش رفته است.

    او می گوید “پدرم در قبال ۳۰ گاو نر یک گاو ماده به نام لیلا را فروخت. زندگی من هر روز توام با بدبختی است. درست است که من ازدواج کرده ام و متاهل هستم اما هیچ کس به رویاهایم اهمیت نداد.”

    جالب است که در اینجا بسیاری از خانواده ها افتخار می کنند که دخترانشان را به فرماندهان محلی ملیشه بدهند. شاید به این دلیل باشد که توقع پول بیشتری می توانند بکنند.

    نصرالله یکی از بانفوذان و قدرتمندان محلی در قریه غرک ولسوالی دولینه است. او که ۳۵ ساله است هم اکنون ۸ زن دارد.

    او در گفتگو با گزارشگرمان می گوید “من پول و سلاح و حدود ۲۰۰ مرد مسلح دارم. من کنترول کاملی در منطقه غرک دارم و هر کاری که بخواهم می توانم انجام بدهم. خب با وجود این همه توانایی و قدرت، چرا نباید ۸ زن داشته باشم؟ اگر دختری را در این منطقه دوست داشته باشم، می توانم به راحتی با او ازدواج کنم، کافیست به پدر دختر یک گله گاو و یا گوسفند بدهم.”

    پیامدهای ناخوشایند

    سعید آرمان یک وکیل است که در خانه ای امن که برای دختران و زنان آسیب پذیر ایجاد شده کار می کند. وی می گوید در خانه ای امنی که او کار می کند ۴۰ زن و دختر اقامت دارند که همگی قربانی این چنین ازدواج های اجباری هستند.

    او گفت “این ۴۰ زن که در اینجا اقامت دارند همگی کسانی هستند که توسط پدرانشان به زور و در بدل گاو و یا گوسفند به ازدواج زورمندان و یا پولداران محلی در آمده بودند. از آنجایی که این خانم ها قادر به تحمل این چنینی زندگی ای نبودند مجبور به فرار از خانه هایشان شده و به این خانه های امن پناهنده شده اند.”

    اما بسیاری از زنان که به زور به ازدواج در می آیند خانه امنی نمی یابند.

    برای مثال موردی که سال گذشته نیز توجه داخل و جامعه جهانی را به خود جلب کرد، دختر ۱۹ ساله ای به نام رخشانه در قریه قلمین در فاصله ۴۰ کیلومتری شهر فیروزکوه مرکز ولایت غور بود. او پس از ازدواج اجباری و به اتهام فرار از خانه به دست طالبان محلی سنگسار شد.

    و اما داستان رخشانه: در سال ۲۰۱۱ عبدالکریم پدر رخشانه از قریه اودک رخشانه را به زور به ازدواج شخص فلجی به نام غلام یاسین در بدل ۸۵ راس گاو و گوسفند در آورد.

    رخشانه تلاش کرد تا از خانه فرار کند اما توسط پولیس دستگیر شده و به پدر وی تحویل داده شد. پدر رخشانه هم خواهر هشت ساله رخشانه به نام فاطمه را به ازدواج یاسین برای جبران عمل رخشانه درآورد.

    ۹ ماه بعد، عبدالکریم رخشانه را به یک چوپان محلی به نام عبدالرزاق که زنش فوت کرده بود در بدل ۱۰ راس گاو و ۶۰ راس گوسفند فروخت.

    رخشانه پس از سپری کردن دو شب با عبدالرزاق تصمیم به فرار می گیرد. اما طالبان رخشانه را به همراه مردی که در فرار به او کمک می کرد دستگیر کردند. رخشانه توسط این طالبان سنگسار می شود و مردی که با وی فرار کرده بود ۱۰۰ ضربه تازیانه خورده و آزاد می گردد.

    مرگ دلخراش و وحشیانه رخشانه توسط موبایلی فیلم برداری شده بود که به سرعت میان رسانه ها و فضای اجتماعی پخش شد و توجه داخل و جامعه جهانی را به خود جلب کرد.

    حنیفه مادر رخشانه می گوید دردش هنوز تازه است.

    او می گوید “طالبان دخترم را در مقابل چشمانم سنگسار کردند. من صورتش را می دیدم که غرق در خون بود و صدای جیغ و ناله های او را می شنیدم. هر چقدر پیش طالبان التماس کردم که سنگسارش نکنند، اما آنها به حرف ها و التماس هایم توجهی نکردند.”

    عبدالکریم پدر رخشانه هم اکنون پشیمان از این ست که چرا دخترش را وادار به این ازدواج ها کرده بود.

    وی می گوید “این من بودم که دو بار رخشانه را بر خلاف میلش فروختم. طالبان دختر مرا نکشتند، بلکه من دختر خودم را کشتم. نمی دانستم که فروش رخشانه به اینجا ختم می شود.”

    رخشانه
    عکسی که در فضای مجازی منتشر شد و گفته می شود که متعلق به رخشانه قبل از سنگسار شدن به دست طالبان است.

    جواد علوی رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان در ولایت غور می گوید که ازدواج اجباری و یا فروش این چنینی زنان سال هاست که در این مناطق صورت می گیرد.

    وی می گوید “از آنجایی که این موضوع یک رسم و سنت در این مناطق است، ما هیچ کاری علیه آن نمی توانیم. قبول دارم که ازدواج های این چنینی پایمال کردن حقوق اولیه انسان هاست، اما در حال حاضر نه این گونه ازدواج ها را نظارت می کنیم و نه به کابل گزارش می دهیم.”

    این در حالیست که قانون اساسی افغانستان حقوق زن و مرد را برابر دانسته است، اما مقامات محلی می گویند که در حال حاضر در مقابل این چنین ازدواج ها قادر به انجام کاری نیستند.

    سیما جوینده والی سابق غور در گفتگویی با گزارشگر موسسه گزارش دهی صلح و جنگ می گوید “زنان در ولایت غور در واقع زن های شوهرانشان نیستند، بلکه برده های شوهرانشان هستند.”

    وی می گوید “زنان مانند لباس فروخته می شوند و این نشان دهنده این است که شرایط برای این زنان چقدر اسفناک است. من واقعا احساس شرم می کنم که بگویم والی ولایتی هستم که ارزش دختران آنجا به مقدار چند راس گاو است.”

    ملا نظام الدین حبیبی عضو شورای علمای ولایت غور می گوید “فروش دختران نه تنها در اسلام ممنوع است، بلکه این عمل از نگاه اسلام به عنوان بدترین گناه دیده می شود که مرتکبین این عمل و یا گناه مجازات سختی را متحمل خواهند شد.”

    وی می گوید قوانین فقهی ازدواج از جمله امضای عقدنامه در حضور یک قاضی و دو شاهد بسادگی نادیده گرفته می شوند.

    آقای حبیبی می افزاید “تا کنون ندیده ام در غور ازدواجی کاملا مطابق با قوانین اسلامی صورت بگیرد. در ازدواج، از دختر باید پرسیده شود که آیا این مرد را به همسری قبول دارد و یا خیر.”

    اما با این وجود رسم و سنت ازدواج های این چنینی در این منطقه ریشه ای عمیق دارد.

    برای مثال پدری دیگر در روستایی در نزدیکی ولسوالی فیروزکوه به گزارشگر موسسه می گوید که از اینکه دخترش را در بدل یک میل کیلاشینکوف و ۱۵۵ راس گاو و گوسفند داده است اصلا پشیمان نیست.

    او گفت “من دخترم را فروختم زیرا ارزش یک اسلحه از چندین دختر مجرد در خانه برایم بیشتر است.”

    روسله یاسینزی عثمانی

  • برخی از نمایندگان مجلس از حضور کوچی ها در بهسود اظهار نگرانی می کنند

    برخی از نمایندگان مجلس از حضور کوچی ها در بهسود اظهار نگرانی می کنند

    گزارش های منتشر شده حاکی از آن هست که کوچی ها مسلح هستند و در بین آنان تروریستان گروه طالبان نیز وجود دارد.

    صدیقه مبارز عضو مجلس نمایندگان امروز شنبه در جلسه علنی مجلس گفت که طی هفته ی گذشته کوچی ها چندمین بار است که به منطقه دایمیرداد این ولسوالی حمله کرده است.

    خانم مبارز افزود که دولت باید در مورد کوچی ها یک راه کاری را در نظر بگیرد تا کوچی ها برای ده نشینان مشکل ساز نشوند.

    پیش از این شهروندان ولایت پروان از حضور کوچی ها در این ولایت شکایت کرده و گفته بودند که هیچ فرد و یا نهادی حق این را ندارد که برای کوچی ها شناسنامه ولایت پروان را توزیع کند.

    در همین حال اعضای مجلس نمایندگان می گویند که کوچی ها در برخی مناطق با پرچم های سفید طالبان حضور پیدا می کنند و با باشندگان محل درگیر می شوند.

    اخیرا گفته می شود که کوچی ها در ولسوالی بهسود هجوم برده و با مردم محل در این ولایت درگیر شده که گفته می شود بالای مواشی ده نشینان نیز حمله کرده اند.

    اعضای مجلس در جلسه امروز گفتند که کوچی های که به بهانه ای کوچی گری در برخی مناطق کشور حضور پیدا می کنند آنان کوچی نیست بلکه پاکستانی های هستند که در لباس کوچی وارد محلات شده و بی نظمی را به وجود می اورند.

    به اساس گزارش های منتشر شده از دیگر نقاط ولایت میدان وردگ، سه پوسته پولیس در جلریز- میدان وردک ساعت پنج، شنبه شب به دست طالبان افتاده است.

    حمله تهاجمی طالبان بر پوسته های پولیس محلی جمعه شب شروع شده بود؛ اما در روز جمعه طالبان با دادن ۱۵ کشته عقب نشینی کردند.

    برخی از باشندگان مناطق بهسود نیز گفته اند که کوچی های که به مناطق انها حمله کرده اند، پرچم طالبان را همراه خود داشته اند.

  • دوستم انتقاد شدیدی از رئیس جمهوری کرد

    دوستم انتقاد شدیدی از رئیس جمهوری کرد

    آقای دوستم که این روزها برای مقابله با شورشیان طالب به شمال کشور رفته است، در مصاحبه ای با یک تلویزیون محلی گفته است که این عمل رئیس جمهوری به او برخورده است.

    چندی پیش محمد اشرف غنی برای شرکت در نشست سران سازمان شانگهای به ازبکستان رفت ولی به جای خودش سرپرستی تعیین نکرد.

    براساس ماده شصتم قانون اساسی، “معاون اول رئیس جمهور در حالت غیاب، استعفا و یا وفات رئیس جمهور، مطابق به احکام مندرج قانون اساسی، عمل می‌کند”.

    ظفر هاشمی از سخنگویان ارگ به خبرنگاران گفت بود که رئیس جمهوری با استفاده تکنولوژی ارتباطی می‌تواند از خارج هم کشور را اداره کند.

    آقای دوستم گفته که کوشش می‌کنند که “پایگاه اجتماعی” او را تضعیف کنند – کاری که به باور او، “تکرار اشتباه حکومت‌های گذشته” است.

    گفتنی است که معاون اول ریاست جمهوری در عین زمان رهبر یکی از پرنفوذترین احزاب سیاسی افغانستان است. او گفته که هرچند به موقعیت اجتماعی خود نسبت به معاونیت اول ریاست جمهوری اهمیت بیشتری قایل است، اما این به معنای آن نیست که سهمی در قدرت نداشته باشد.

    معاون اول ریاست جمهوری حکومت وحدت ملی را متهم به تقسیم 50 -50 کرده است و می گوید که حتی یک پست پایین دولتی را نیز تقسیم می کنند.

  • کشته شدگان پاکستانی داعش به سفارت پاکستان داده شود!

    کشته شدگان پاکستانی داعش به سفارت پاکستان داده شود!

     

    روز گذشته در عملیات های نیروهای امنیتی کشور ده ها عضو گروه تروریستی داعش کشته شد که بیشتر آنان پاکستانی تبار بوده اند.

    این فعالان مدنی، با محکوم کردن جنایات صورت گرفته در ولسوالی “کوت” ولایت ننگرهار توسط تروریستان داعش، از دولت خواستند تا عملیات گسترده تری علیه داعش را در کشور راه اندازی کنند.

    غورزنگ سیال، رئیس روند مدنی جوانان افغان امروز (دوشنبه) در یک نشست خبری، تحت عنوان “نجات ننگرهار، نجات افغانستان است” از مقام های امنیتی نیز خواست که اجساد پاکستانی های گروه تروریستی داعش را به سفارت این کشور تحویل دهند.

    آقای سیال اضافه کرد، داعش در ننگرهار از سوریه و عراق نیامده؛ داعش در ننگرهار در حقیقت همان ملیشه ها و افسران متقاعد پاکستانی اند.

    او گفت: پاکستانی ها روی وهابی ها طی چند سال گذشته سرمایه گذاری های هنگفتی کرده است. آنان اینک در ننگرهار مردم بیگناه را به شهادت می رسانند.

    گفتنی است که هفته گذشته، افراد گروه تروریستی داعش در ولسوالی “کوت” ولایت ننگرهار حمله کردند و سه طفل را به صورت فجیعی سر بریدند. داعشیان همچنان در کنار سوزاندان بیش از 20 خانه تعدادی زن را نیز با خود بردند.

    در همین حال، غفور احمد جاوید؛ عضو نهاد مدنی “مشرق” در این نشست خبری تاکید کرد که دولت باید پدیده داعش در ننگرهار را جدی بگیرد، چون سقوط ننگرهار به دلیل هم مرز بودن با پاکستان؛ در حقیقت سقوط تمام افغانستان است.

    براساس گفته های این فعال مدنی، اگر ننگرهار بدست داعشیان سقوط کند، بدون شک در 24 ساعت کابل نیز بدست این گروه سقوط خواهد کرد.

    او همچنان با بیان اینکه هم‏اکنون حامیان داعش در اکثر مراکز دینی و تعلیمی حضور دارند از وزارت های مربوط خواست تا حامیان این گروه را برکنار از این مراکز برکنار کنند.

    آقای جاوید همچنان خاطر نشان کرد که دولت افغانستان باید از طریق جامعه جهانی بر پاکستان فشار بیاورد تا این کشور پالیسی خود را در قبال افغانستان تغییر دهد.

    این فعالان مدنی هشدار دادند که در صورت عدم پاسخ مثبت از سوی دولت به خواسته هایشان، آنان دست به اعتراضات گسترده تر مدنی خواهند زد.

    عبدالله پیکار؛ دیگر فعال مدنی ننگرهار و باشنده ولسوالی کوت این ولایت نیز در این نشست، با انتقاد گفت که حکومت تاکنون در باز پس گیری مناطق تحت کنترول داعش در ولسوالی “کوت” هیچگونه پیشرفتی نداشته است.

    او همچنان افزود که با وجود ادعای سران حکومت مبنی بر متوقف کردن نشرات “رادیو داعش” در ولایت ننگرهار، اما این رادیو هم اکنون با صدای شفاف تر از همه رادیو های دیگر در این ولایت نشرات ارایه میکند.

    او افزود که هر چند این رادیو قبلاً تنها به زبان پشتو نشرات ارایه میکرد، اما هم‏اکنون روزانه دو ساعت به سه زبان –دری؛ پشتو و ازبیکی- نشرات ارایه میکند.

    این باشنده ولسوالی “کوت” ننگرهار همچنان افزود که داعش با در اختیار داشتن بهترین امکانات هم اکنون فلم های با کیفیت HD از جنایات شان را به نشر میسپارند.

    فعالان مدنی ننگرهار، همچنان با صدور اعلامیه ای تاکید کردند که دولت باید نیروهای ارتش و پولیس محلی را تجهیز و تمویل کند و ربوده شده ها در ولسوالی “کوت” ننگرهار را از چنگ داعش هر چه زود تر نجات دهد.

    در اعلامیه این فعالان مدنی، همچنان آمده است که ایالات متحده امریکا باید مواردی که در پیمان امنیتی BSA مبنی بر دفاع از تمامیت ارضی افغانستان و سرکوب تجاوز به این کشور ذکر شده است، را رعایت کند.

    این فعالان مدنی همچنان تاکید کردند که حکومت باید در تمام موسسات شهری و روستایی جلو سرباز گیری داعش و دیگر گروه تروریستی را بگیرد.

  • فرمانده پولیس میدان وردگ به دادستانی کل معرفی شد

    فرمانده پولیس میدان وردگ به دادستانی کل معرفی شد

    یکی از سخنگویان ریاست جمهوری در صفحه فیسبوک خود نوشته است که خلیل اندرابی برای تحقیقات بیشتر به دادستانی کل معرفی شده است.

    یک هفته پیش، موتر رنجر فرماندهی پولیس ولایت میدان وردگ و دو تن از بستگان خلیل اندرابی در حالی دستگیر بازداشت شد که یک فرمانده نظامی طالبان در بغلان را برای درمان می خواستند از بغلان به کابل انتقال دهند.

    وزارت داخله این خبر را منتشر کرد اما نگفته بود که مسئول درجه اول گروه طالبان در بغلان در موتر پولیس میدان وردگ دستگیر شده است.

    یکی از ماموران ریاست امنیت ملی این خبر را با حفظ نام خود منتشر کرده بود. بعد از وقوع این رویداد خلیل اندرابی، با رسانه ها هیچ گفت‏وگویی نکرد.

    قبل از این نیز خلیل اندرابی متهم به کوتاهی کردن در امر کمک رسانی به سربازان پولیس محلی در جلریز بود.

    در حادثه جلریز حدود 20 سرباز محلی کشته شدند.

  • داعش در ننگرهار چند زن را ربود

    داعش در ننگرهار چند زن را ربود

    دفتر مطبوعاتی ولایت ننگرهار با نشر خبرنامه ای گفته است که تروریستان داعش بر ولسوالی کوت ولایت ننگرهار حمله کرده  و ضمن کشتن چند کودک و زن، تعدادی زن را نیز با خود برده اند.

    خبرنامه مشخص نکرده است که چه تعداد خانم ربوده شده است اما گفته افراد کشته شده شامل ۴ کودک در سنین ۶ تا ۹ سال، سه زن و یک مرد می‌باشند.

    همچنین منبع می افزاید که در جریان درگیری ۲۱ عضو گروه تروریستی داعش کشته و ۲۳ تن آنان نیز زخمی شده اند.

    گفته می شود که جنگجویان داعش در جریان درگیری خانه های مسکونی را نیز هدف تیر اندازی قرار داده است اما تا هنوز مشخص نیست که در این تیر اندازی ها به افراد ملکی تلفات وارد شده یا خیر.

    پیش از این حاجی ظاهر قدیر عضو مجلس نمایندگان اعلام کرده بود که او توان مقابل با جنگجویان داعش را دارد و هر زمانی که احساس خطر کند با این گروه وارد جنگ خواهد شد.

    ولایت ننگرهار در شرق کشور یکی از ولایت های ناامن کشور به شمار می رود که گفته می شود در برخی ولسوالی های این ولایت جنگجویان گروه تروریستی داعش حضور دارند و هرازگاهی دست به تحرکات نظامی می زنند.

  • سیک ها: زورمندان و جنگ سالاران زمین های ما را غصب می کنند

    سیک ها: زورمندان و جنگ سالاران زمین های ما را غصب می کنند

    اواتار سینگ یک شهروند سیک کابلی و رییس شورای ملی هندوها و سیک ها می گوید که زمین‌های ما توسط اشخاص قدرتمند در حکومت به ویژه جنگ سالاران غصب شده است.

    آقای سینگ با اظهار نگرانی علاوه کرده که ما با تهدیداتی مواجه هستیم، مجبور به ترک وطن می شویم و اقلیت ما هر روز کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شود.

    به نقل از دویچوله، اواتار سینگ، گفته که شمار خانواده‌های این اقلیت در افغانستان حالا به ۲۲۰ فامیل می‌رسد، در حالی که پیش از سال ۱۹۹۲ شمار آن‌ها به ۲۲۰ هزار نفر می‌رسید.

    این جماعت‌ها زمانی در بسیاری ولایت‌های افغانستان مسکن گزین بودند، اما اکنون صرفاً در ولایت‌های شرقی ننگرهار و غزنی و در کابل زندگی می‌کنند.

    هر چند افغانستان کشوری با اکثریت مسلمان است، اما قانون اساسی کنونی این کشور از لحاظ نظری حقوق اقلیت‌های دینی را تضمین کرده و آن‌ها می‌توانند آزادانه عبادت کنند.

    اما وضعیت سیک ها در عمل خیلی فرق می‌کند. اواتار سینگ حتی می‌گوید که وضعیت این اقلیت حالا بدتر از زمان طالبان است؛ زمانی که هندوها و سیک‌ها مجبور به پوشیدن یک شال زرد رنگ شده بودند تا از دیگر باشندگان کشور متمایز باشند.

    اواتار سینگ در عبادتگاهی در کابل می‌گوید: «روزهای خوب سابق که با ما به حیث افغان برخورد می‌شد نه خارجی، حالا دیگر سپری شده است.»

    اقلیت هندو و سیک افغانستان هرچند که حقوق شان در قانون اساسی تضمین شده است، اما از افزایش آزار و تبعیض شکایت دارند. به این دلیل، جمعیت این اقلیت دینی در افغانستان همواره کم‌تر می‌شود.

    جگتار سینگ لغمانی در روز روشن در دکان سنتی عطاری خود در شهر کابل نشسته بود که مردی چاقو به دست وارد دکان شد و به او گفت «مسلمان می‌شوی یا گلویت را ببرم؟» تنها عابران و دکانداران همجوار بودند که به کمک او شتافتند و نجات‌اش دادند.

    جگتار سینگ در دکان کوچک خود در مرکز مزدحم کابل می‌گوید: «روز ما این گونه شروع می‌شود، با ترس و انزوا. اگر مسلمان نباشی، از نظر آن‌ها انسان نیستی. نمی‌دانم چه کنم و کجا بروم.»

    خصومت

    تنش‌هایی در قلعچه در حومه کابل رونما شده است، جایی که هندوها و سیک‌ها مکانی با دیوارهای بلند برای مراسم شمشان یا مرده سوزان خود دارند. شهر کابل در سال‌های اخیر گسترش یافته است و این محله به شدت مزدحم شده است. باشندگان این محله مخالف قرار داشتن ساختمان آتش سپاری هندوها و سیک‌ها در اینجا است.

    احمد تیمور، یک باشنده مسلمان قلعچه می‌گوید: «وقتی آن‌ها اجساد را می‌سوزاند، بوی آن خانواده ما را مریض می‌کند و ما خواستار چنین چیزی در اینجا نیستیم.»

    سیک‌ها می‌گویند که مسلمان‌های متحجر خصومت علیه آن‌ها را افزایش داده اند و به این دلیل این جماعت حالا نیاز به محافظت پولیس برای انجام مراسم شان خود دارند.

    اواتار سینگ با اشاره به خانه جدیداً ساخته شده در کنار ساختمان آتش سپاری می‌گوید: «هر زمانی که مراسم تشییع جنازه برگزار می‌شود، آن‌ها بر ما و بر جنازه‌ها سنگ و خشت پرتاپ می‌کنند.»

    داعی الحق عابد، معین وزارت حج و اوقاف می‌گوید حکومت هر آنچه در توان داشته برای بهبودی وضعیت زندگی هندوها و سیک‌ها انجام داده است.

    او افزود: «ما تایید می‌کنیم که منازعات آن‌ها را مجبور به ترک کشور کرده است، اما وضعیت آن‌ها آنقدر که خود شان می‌گویند بد نیست.»

    عابد ادامه می‌دهد: «ما جایی برای برای مرده سوزان آن‌ها تعیین کردیم، چونکه در داخل شهر مردم از بوی (مرده سوزان) شکایت دارند، اما آن‌ها موافقت نکردند.»

     

  • مردی مدعی 20 بار همبستری با “عمر متین” شد/ کشتار اورلاندو انتقام بوده است

    مردی مدعی 20 بار همبستری با “عمر متین” شد/ کشتار اورلاندو انتقام بوده است

    شبکه یونی‌ویژن که از پربیننده‌ترین شبکه‌های لاتین‌تبارها در آمریکا است در گفتگو با مردی که او را با نام مستعار ‘میگوئل’ معرفی کرد، از او در مورد رابطه‌اش با عمر متین پرسیده و نظر او را در مورد انگیزه‌های احتمالی عمر متین برای کشتن ۴۹ نفر در باشگاه شبانه همجنس‌خواهان در مرکز شهر اورلاندو جویا شده است.

    به گفته ‘میگوئل’ این دو ۱۵-۲۰ بار همدیگر را ملاقات کرده‌اند و آخرین ملاقات آنها همین دسامبر گذشته بوده است.

    میگوئل گفته به اعتقاد او عمر متین می‌خواسته از همجنس‌خواهان اهل پورتو ریکو انتقام بگیرد چرا که یکی از دو مرد همجنس‌خواه اهل پورتوریکو که با عمر متین پیش‌تر رابطه جنسی داشته‌اند بعدا به او گفته بوده اچ.ای.وی مثبت است.

    “او (عمر متین) خیلی ترسیده بود. از او پرسیدم تست دادی؟ گفت رفتم داروخانه و بسته آزمایش را تهیه کردم و تست دادم. جواب منفی بود اما همون موقع که جواب را نگرفتم، حدود ۴-۵ ماه طول کشید تا جواب بگیرم… از او پرسیدم حالا چه می‌خواهی بکنی؟ گفت: کاری می‌کنم که اون‌ها سزای کارشان را ببینند.”

    میگوئل که با چهره گریم شده و نام مستعار برابر دوربین/کمره نشسته بود و صدای او هم برای حفظ هویتش توسط کامپیوتر دست‌کاری شده بود، به یونی‌ویژن گفته از نظر او عمر متین “صد درصد همجنس‌خواه” بوده است.

    میگوئل گفته رابطه او با عمر متین، سال گذشته و از طریق یکی از وبسایت‌های دوست یابی برقرار شده بوده است.

    “او (عمر میتن) عاشق مردان همجنس‌خواه لاتین‌تبار بود. از پوست قهوه‌ای آنها خوشش می‌آمد اما احساس می‌کرد از سوی آنها طرد می‌شود. او خاطرات خیلی بدی از باشگاه پالس داشت.”

    میگوئل در پاسخ به این پرسش که چرا خواسته رابطه‌اش را با عمر متین فاش کند گفته “وقتی خبر را شنیدم اول به خودم گفتم این نمی‌تانه کار مردی باشه که مه می‌شناختم. امکان نداره او باشه.”

    آن طور که این مرد به یونی‌ویژن گفته عمر متین هیچ گاه نام واقعی خودش را برای او فاش نکرده و صرفا گفته ازدواج کرده و یک پسر دارد و گفته بوده ‘۳۵ ساله’ است.

    عمر متین که هنگام مرگ ۲۹ سال سن داشت، روز دوازهم ژوئن به باشگاه شبانه همجنس‌خواهان پالس حمله کرد و علاوه بر کشتن ۴۹ نفر که اکثرا لاتین‌تبار بودند، دهها نفر دیگر را هم زخمی کرد و خود در پی شلیک پولیس از پای درآمد.

    مردی که یونی ویژن با نام میگوئل معرفی کرده، گفته به محض مطلع شدن از کشتار اورلاندو با پولیس تماس گرفته و اطلاعاتش را در اختیار آنها گذاشته است.

    یونی ویژن می‌گوید صحت این ادعا را از مقام‌های پلیس جویا شده و آنها تایید کرده‌اند که ‘میگوئل’ با آنها تماس گرفته بوده است.

    در همین حال، دیروز چهارشنبه (۲۲ جون – دوم سرطان) لورتا لینچ، دادستان کل آمریکا گفته با وجود تحقیقات گسترده‌ای که صورت گرفته شاید هیچ‌گاه نتوان فقط یک انگیزه را به عنوان انگیزه اصلی پشت اقدام عمر متین معرفی کرد.

    “در عین حال که اطلاعات‌مان در مورد او بیشتر شده و حالا بهتر می‌دانیم که او که بوده و چه می‌کرده، با وجود این من هیچ احتمال و انگیزه‌ای را نمی‌خواهم نادیده بگیرم و کنار بگذارم.”

     

    بی بی سی

  • ارگ: تا سال ۲۰۱۸ میلادی ۳۰ درصد از پست‌های دولتی به زنان اختصاص داده می شود

    ارگ: تا سال ۲۰۱۸ میلادی ۳۰ درصد از پست‌های دولتی به زنان اختصاص داده می شود

    در اماری که امروز پنجشنبه منتشر شده است، بیشتر زنانی که در نهادهای دولتی فعالیت می کند، معلمی است که ۳۳ درصد از معلمان سراسر کشور را تشکیل می‌دهند اما در شهر کابل، ۷۸ درصد معلم‌ها را زنان تشکیل می‌دهند.

    کمترین حضور زنان در عرصه قضاء است که تعداد زنان قاضی در کشور به ٢٤٠ تن می‌رسد.

    وزارت معارف اعلام کرده که بر اساس آمار، در کشور حدود ۸ و نیم میلیون دانش‌آموز، ۱۷۰ هزار معلم و حدود ۱۶ هزار مکتب وجود دارد. سه و نیم میلیون دختر در کشور مشغول اموزش هستند.

    شمار کارمندان وزارت معارف نیز بیش از ۹۲ هزار نفر است و براساس آماری که ریاست جمهوری ارائه کرده ۲۸ درصد از کارمندان وزارت معارف را نیز زنان تشکیل می‌دهند.

    در این گزارش آمده که ۱۳۰۰ زن در صفوف نیروهای پولیس کشور خدمت می‌کنند و 2 هزار نفر نیز عضو نیروهای امنیتی کشور هستند.

    در سراسر کشور ۳۷۰۰ پزشک/داکتر زن وجود دارد و ۸۰۰ فعالیت اقتصادی خصوصی نیز توسط زنان رهبری می‌شود.

    ۴ دختر جوان افغان نیز رهبر ارگستر ملی این کشور است و صدها خانم ورزشکار نیز در میادین بین المللی به نمایندگی از کشور حضور دارند.

    در سطح ملی ۲۸ درصد از صندلی مجلس نمایندگان در اخیار زنان است و ۱۷ صندلی مجلس سنا نیز به زنان اختصاص یافته است.

    از مجموع ۲۴۹ نماینده مجلس این کشور نیز ۶۸ نفر آنان زنان هستند.

    ۳۶درصد از زنان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ افغانستان شرکت کرده‌اند.

    دولت همچنین بر اساس کنوانسیون 1325 سازمان ملل مکلف است زمینه کاری و حضور زنان را در خدمات ملکی وسیاسی فراهم کند.

  • قرار داد انتقال 300 مگاوات برق به بامیان امضا شد/ جنبش روشنایی واکنش نشان داد

    قرار داد انتقال 300 مگاوات برق به بامیان امضا شد/ جنبش روشنایی واکنش نشان داد

    این قرارداد علاوه بر رییس جمهوری، معاون دوم ریاست جمهوری و معاون دوم ریاست اجراییه، برخی از وزیران نیز حضور داشتند.

    تامس پنیلا، رییس بانک انکشاف آسیایی بعد از امضای قرارداد گفت که با انتقال این مقدار برق، تعداد زیادی از مردم محروم کشور به برق دسترسی پیدا خواهند کرد.

    وی انتقال این خط برق را برابری اجتماعی عنوان کرد.

    اما این قرارداد از سوی جنبش روشنایی که توسط شورای عالی مردمی اداره می شود، با انتقادهای مواجه شده است.

    داود ناجی از اعضای شورای عالی مردمی این قرارداد را سیاسی می خواند.

    او می گوید: “من 14 سال روزنامه نگار بوده ام، هیچ وقت ندیدم که قرارداد اجرای یک پروژه در “ارگ” امضا شود. رسم این است که هر پروژه دو طرف دارد، طرفی که صاحب کار است و طرفی که کار را اجرا می کند. حالا ارگ کدام یکی است؟ مجری است یا صاحب پروژه؟ ”

    او می افزاید، اینکه چرا حکومت تصمیم گرفته این قرارداد را در “ارگ” امضا کند و قبل از امضایش آن را در بوق و کرنا کرده، جای تامل دارد. آن اینکه هدف از آن بیش از آنکه اجرای واقعی پروژه باشد، آرام کردن اعتراضی است که دولت از ادامه آن می ترسد و مشخصا ترفندی است برای خاموش کردن جنبش روشنایی.

    ناجی در ادامه به زمان قرارداد نیز اشاره می کند و می گوید که یادم هست که در مناظره تلویزیونی که من و تقی امینی با نمایندگان برشنا و وزارت شهرسازی داشتیم. می گفتند اگر بخواهیم کار از مسیر بامیان را شروع کنیم، بررسی های اولیه اش 28 ماه طول میکشد و بعد 10 ماه هم زمان اجرای پروژه بیشتر می شود و خلاصه در کل 36 ماه نیاز است.  می گفتند چند ماه فقط برای این نیاز است که داوطلبی کنیم و صورت قرارداد آماده شود و بانک انکشاف آسیایی قناعت کند و این شود و آن شود.

    حالا چطور شد که همه این روندی که قبلا 28 ماه طول می کشید در کمتر از یک ماه تمام شد؟

    این عضو جنبش روشنایی و شورای عالی مردمی به ضمانت اجرایی و بودجه این قرارداد نیز به چشم تردید می بیند.

    او اضافه می کند، قانون و روال این است که هزینه چنین پروژه هایی باید در بودجه باشد. بودجه باید در پارلمان تایید شود. حالا این پروژه منبع تامین مالی اش کجا است؟ گیرم در اصلاحیه وسط سال بودجه بگنجانند، آن وقت اگر پارلمان مثل فرمان تقنینی انتخابات، آن را رد کرد چی؟ کشورها و منابع تمویل کننده برای حمایت از چنین پروژه هایی، روند اجرایی خاصی دارند که زمان بر است. حالا اگر دونرها پول ندادند چی؟ بازهم اشاره می کنم به استدلال نمایندگان دولت در مناظره که می گفتند راه بامیان 35 میلیون بیشتر هزینه لازم دارد و دونرها نمی پردازند. حالا چطور شد که 120 میلیون را می پردازند؟

    آقای ناجی این عمل دولت را نمونه آشکار تبعیض می خواند و می گوید که تبعیض از سر و صورت این حکومت می بارد، باید در برابر تبعیض و بی عدالتی تمام قد، قاطع، محکم و متحد ایستاد شد.