دسته: برگزیده ها

  • سفسطه جریان نفاق

    سفسطه جریان نفاق

    عده‌ای کمر بسته‌اند که خط نفاق را در جامعه و میان مردم گسترش دهند. ادبیات سفسطه آلود این افراد عبارتند از:

    ۱. رعایت بی‌طرفی تا روشن شدن وضعیت جنگ؛ ولی این افراد توجه ندارند که در همه جا این طالبان بوده‌اند که در ابتدا وارد مناطق شده و مردم را در سر دو راهی مقاومت و تن دادن به ذلت و بیعت ننگین قرار داده‌اند. واضح است که دفاع حق هر انسانی است. هیچ کسی نمی‌تواند مردم را از دفاع منع کند.

    ۲. طالبان مردم عادی را کاری ندارند؛ به فراموشی می‌زنند که در سال‌های اخیر از سوی طالبان به صورت مستقیم و غیر مستقیم در حدود سی و یک حمله انتحاری بر مردم عادی انجام شده است. برای مثال هنوز داغ شهدای مکتب سیدالشهدا زنده است. مگر فراموش کرده ایم که طالبان در دره میدان چقدر از مردم عادی قربانی گرفتند. گناه اون دختر خرد سال بامیانی که با فامیلش در خزان سال قبل، در یک تونیس شهید شدند چه بود؟ مگر عروس و داماد را در فیروز کوه تیرباران نکردند؟ خاطره تلخ به شهادت رساندن کارگران هزاره در ننگرهار و معدن کاران در بغلان هنوز در بخش خودآگاه ذهن جامعه حضور دارد. همین چند روز قبل مناطق مسکونی مردم عادی را در ولسوالی پاتو به آتش کشیدند و خودشان را آواره نمودند.

    ۳. نادیده گرفتن گستره جنگ و خصلت اندام وارگی جامعه؛ طالب در یک جبهه نمی‌جنگد. بر فرض محال مناطق مرکزی بی‌طرف بماند، ولی مناطق دیگر چه؟ طالبان تفکیک نمی‌کنند. علاوه بر آن باید توجه داشت که جامعه مثل ارگانیزم زنده است که بخش‌های آن به همدیگر مرتبط است. مناطق مرکزی در صورت در آسایش می‌ماند که مناطق دیگر در امن و آرامی باشد و الا هزینه جنگ بر همه تحمیل می‌شود. وقتی بندری بسته می‌شود، مواد خوراکی برای همه گران می‌شود. نه برای آن‌های که با طالب در جنگند. سرنوشت همه به یکدیگر گره خورده است. اگر خراب کار کشتی را سوراخ کرد همه غرق می‌شود؛ حتی کسی که جایش سالم است.

    ۴. تقلیل جنگ به جنگ رهبری حکومت و طالبان؛ پس این جنگ ربطی به ما ندارد. چشم‌های خود را به روی این حقیقت بسته می‌کنند که طالبان با اصل نظام، دستاوردها و ارزش‌های دنیای جدید مبارزه می‌کنند. آن‌ها به دنبال پوشاندن قبای تنگ شریعت خود تفسیر بر اندام جامعه متحول و پویای حال اند. علاوه بر آن جنگ با حکومت نیز دلیل نمی‌شود که ما سکوت کنیم و گوشه گیری.

    ۵. اراده بر جنگ نیست؛ اگر اراده نباشد، پس چه کسانی در مقابل طالبان مقاومت می‌کنند. با وارد ساختن ضربات سنگین حداقل جلو پیشروی طالبان گرفته شده است. در روزهای آینده شاهد تحولات خوبی خواهیم بود. بدون شک طالبان از خلا استفاده کرد و مناطقی را گرفت. سروسامان دادن و باز تجدید جبهات زمان لازم دارد. محدودیت‌ها را نباید فراموش کرد. در اکثر ولایات جنگ است. این امر سبب می‌شود که کمک‌ها به موقع آنگونه که میل داریم نرسد. تنظیم مسائل جنگی زمان لازم دارد، همانگونه که یک مسافرت کوتا و نزدیک به تدارکات خاص خود محتاج است.

    ۶. طالبان تغییر کرده‌اند؛ موقف طالبان در مورد مسائل بنیادی جامعه ما هیچ تغییری نکرده است. رفتارهای آن‌ها از دوحه تا جبهات جنگ گواه این حقیقت است. دیدگاه شان را هم باربار بی‌پرده بیان داشته‌اند.

    ۷. هیچ سازش و توافق پشت پرده نیز وجود ندارد. نه پنجاه پنجاه و نه هفتاد و سی. همه چیز در میدان و گفتگوهای صلح تعیین می‌شود.

    دکتر امان فصیحی

  • آمریکا برای فرار از مسئولیت های پسا دو دهه جنگ افغانستان را ترک کرد

    آمریکا برای فرار از مسئولیت های پسا دو دهه جنگ افغانستان را ترک کرد

    آمریکا کشوری است که در تاریخ خود به هر سرزمینی که هجوم برده است، پایبند به قوانین آن سرزمین نبوده و به عنوان یک کشور تجاوزگر بوده است.

    امریکا در افغانستان طی دو دهه جنگ ناکام بوده، در هیچ عرصه موفق نبوده، در دهه دوم شکست را پذیرفته، دست به خرابکاری هایی زده و شرایط را برای خروج از باتلاقی که خود برای سربازانش ساخته بودند را آماده کرده است.

    امریکا در دهه دوم حضور خود در افغانستان به حمایت از گروه داعش در افغانستان پرداختند که ناموفق بودند و پس از آن با گروه طالبان به نام پروسه صلح بازی کردند، طالبان را رشد دادند و در آخر زمینه را برای گروه سومی آماده کردند که شامل القاعده، طالبان و داعش می باشند. معلوم نیست پرچم و نام آنها چه می باشد.

    آمریکا باور به افغانستان آزاد و آرام ندارد چون افغانستان را باتلاقی برای جنگ نیابتی خود، عربستان و اسرائیل می داند. این کشور ها در سوریه در مقابله با ایران و روسیه شکست خوردند و این شکست را می خواهند در افغانستان جبران کنند. در افغانستان با این گروه های افراطی که معلوم نیست نامش را چه میگذارند می خواهند شکست خود را جبران کند. این گروه ها که شامل جنگجویان آسیای میانه، اویغور های چینی و اعرابی که در سوریه و عراق و یمن عضو گروه داعش بودند، می شود. امریکا با استفاده از این گروه ها می خواهند کشور های آسیای میانه که تحت نظر و حمایت روسیه هستند و مخصوصا ایران را تحت فشار امنیتی قرار بدهد.

    نعیم حیدری

  • جنازه های طالبان و مراسم ویژه در پیشاور

    جنازه های طالبان و مراسم ویژه در پیشاور

    معضم انصاری، رئیس پلیس این ایالت از تحقیقات در این زمینه پس از آن خبر داد که هفته گذشته ویدیوها و تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌دهد گروهی از مردم سوار بر موتورسیکلت و خودرو در پیشاور کاروانی برای حمل جنازه یک عضو کشته شده طالبان شکل داده و در حالی که پرچم‌های طالبان را با خود دارند، مراسمی برگزار کرده‌اند.

    آقای انصاری گفته است در روزهای گذشته جسدی را آورده بودند که بعدتر به خاک سپرده شد اما پس از نیمه شب به پلیس گزارش رسید که برخی از مردم در مراسم جنازه این فرد پرچم‌های سفیدی که در آن کلمه شهادت نوشته شده را برافراشته بودند. او اضافه کرد: من ویدیوی آن را هم دیدم.

    رئیس پلیس ایالت خیبر پختونخواه می‌گوید هویت این افراد را مشخص خواهد کرد و مطابق به قانون اقدام خواهد شد.

    برخی منابع در پیشاور به بی‌بی‌سی گفته‌اند که نام این طالب کشته شده عبدالرشید بوده و باشنده باری بوده است و در چند سال گذشته در منطقه ریگی پیشاور ساکن بوده است. مشخص نیست که این عضو طالبان در کدام ولایت افغانستان کشته شده است. اما منابع محلی می‌گویند که جنازه او در شب جمعه یا شنبه از طریق گذرگاه تورخم به پیشاور آورده شد و برخی در بازار “بورد” این شهر منتظر رسیدن جنازه او بوده‌اند که پس از تحویل گرفتن آن به شکل گروهی به سمت “ریگی” در حرکت شدند و او را در همانجا به خاک سپردند.

    یک خبرنگار محلی در پیشاور می‌گوید در چند هفته گذشته اجساد زیادی از طالبان کشته‌شده از طریق مرز تورخم به پاکستان آورده می‌شود و در مراسمی از سوی گروه‌هایی از مردم به خاک سپرده می‌شوند.

    شماری از کاربران در شبکه‌های اجتماعی برگزاری مراسم به جنازه‌های طالبان و شعارهای همراهی با طالبان افغانستان از سوی پاکستانی‌ها را انتقاد کرده‌اند و از دولت خواسته‌اند در این زمینه اقدام کند.

    شیخ رشد احمد: طالبان حالا تغییر کرده‌اند

    در حالی که خروج نیروهای خارجی از افغانستان ادامه دارد، جنگ هم نسبت به سال‌های گذشته شدت یافته است. در همین حال حال حرف و حدیث در میان مقام‌های پاکستان برای حمایت از طالبان هم بیشتر شده است. شیخ رشید احمد، وزیر کشور/داخله پاکستان روز یکشنبه (۲۰ سرطان/تیر) در یک نشست خبری گفت که طالبان اکنون تغییر کرده‌اند و به گفته او این گروه دیگر طالبان گذشته نیستند که تمام اقدامات شان از طریق جنگ انجام شود.

    او اضافه کرد که باید با این طالبان جدید و تغییرکرده گفتگو شود و در افغانستان صلح بیاید. همچنین در روزهای گذشته شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه پاکستان گفته بود که طالبان را نظر به لباس و ظاهر ساده‌ای که دارند نباید قضاوت اشتباه کرد، آن‌ها “مردم بسیار زیرک و هوشیاری هستند”.

  • عبدالله بیگ، سنگردار موج دوم مقاومت علیه طالبان در تخار

    عبدالله بیگ، سنگردار موج دوم مقاومت علیه طالبان در تخار

    افزایش نبردهای خونین طالبان و حمله‌های تهاجمی این گروه برای تصرف ولسوالی‌ها در شمال کشور، پای شمار زیادی از فرماندهان پیشین جهادی و بزرگانی محلی را به میدان مقاومت علیه طالبان کشانده است. در شکل‌گیری مقاومت مردمی بر ضد طالبان، شمال افغانستان پیش‌قدم شده و علاوه بر افزایش روحیۀ همکاری مردم با نیروهای امنیتی، روند بسیج خیزش‌های مردمی و شکل‌گیری مقاومت ملی علیه این گروه نیز سیر صعودی خود را می‌پیماید.

    فرمانده عبدالله‌ بیک، فرزند عبدالمطلب بیک از فرماندهان نام‌دار جهادی به تازه‌گی علیه گروه طالبان در ولایت تخار جبهۀ مقاومت را باز کرده و تلاش دارد با بسیج بیشتر مردم از حمله‌های تهاجمی طالبان بر مرکز این ولایت جلوگیری کند و مناطق از دست‌رفته را از تصرف این گروه بیرون کند.

    آقای بیک متعلق به خانوادۀ جهاد، مقاومت و بازی‌گر سیاست در افغانستان است و حضور او در میدان‌های نبرد می‌تواند به نیروهای امنیتی و مقامت‌گران روحیۀ رزمی بخشد و همچنان بر وضعیت شکنندۀ کنونی نقطۀ پایان بگذارد. پدرش از فرماندهان جهادی و نمایندۀ مردم تخار در مجلس نماینده‌گان بود، اما چندی پیش بر اثر جنگ و خشونت‌های طالبان کشته شد. آقای بیک می‌افزاید که اکنون او و سایر همرزمانش روند بسیج مردمی علیه طالبان را آغاز کرده‌اند و همه روزه در برابر جنگ‌جویان این گروه مصروف نبرد هستند.

    به گفتۀ او، همۀ فرماندهان مقاومت و سایر نیروهای خیزش‌های مردمی در کنار نیروهای امنیتی ایستاده‌اند و تعهد کرده‌اند که به قیمت از دست دادن جان خود از مال، ناموس، جغرافیا، ارزش‌های اسلامی و انسانی که به بهای خون هزاران شهید به دست آمده است، دفاع کنند.

    این فرمانده جوان علاوه می‌کند که تخلیۀ ولسوالی‌ها و توسعۀ جغرافیای جنگی طالبان به این گروه غرور کاذب بخشیده و گمان می‌کنند که از راه جنگ و خشونت می‌توانند بر سرنوشت مردم حاکم شوند. به سخن او، شکل‌گیری مقاومت ملی در برابر طالبان این امید را در دل مردم زنده نگه‌داشته که بازگشت امارت طالبانی در افغانستان ناممکن است.

    حضور روز افزون مردم در صفوف مقاومت‌گران و بلند شدن صداهای ضدطالبانی از بدخشان تا تخار، بلخ و بغلان و به همین ترتیب هرات، پروان و ولایت‌های دیگر توسط رهبران جهادی، فرماندهان مقاومت و بزرگان قومی در سایۀ موج دوم مقاومت سبب شده که از افزایش روزافزون حمله‌های تهاجمی طالبان و توسعۀ جغرافیای جنگی این گروه در اندک‌ترین زمان ممکن، جلوگیری شود و به نگرانی‌های روزهای نخست ناشی از هجوم بی‌پیشینۀ طالبان بر ولسوالی‌ها پایان دهد.

    آقای بیک می‌گوید که اکنون اولویت آنان با استفاده از نیروها و امکانات موجود، جلوگیری از حمله‌های تهاجمی طالبان بر مناطق مرکزی و سپس تسریع روند بسیج مردم و آرایش قوا برای پس‌گیری مناطق از دست‌رفته، می‌باشد.

    آقای بیک‌ تصریح می‌کند، اگر طالبان به تلاش‌های جامعۀ جهانی، خواست علمای جهان اسلام و مردم افغانستان برای صلح تمکین نکنند، آنان با همۀ توان با هماهنگی فرماندهان مقاومت در سرتاسر افغانستان سنگرهای نبرد را علیه این گروه گرم نگه‌می‌دارند و اجازه نمی‌دهند بار دیگری استبداد بر مردم افغانستان تحمیل شود.

    آقای بیک می‌افزاید، جبهه‌یی را که او علیه طالبان باز کرده است، اگر مورد حمایت حکومت مرکزی قرار گیرد به زودی می‌تواند افزون بر جلوگیری از پیش‌روی‌های طالبان، مناطق از دست‌رفته در ولسوالی‌های تخار را نیز از کنترل طالبان بیرون کند.

    قیام مردمی و جبهۀ مقاومت علیه طالبان پس از آن شکل گرفت که این گروه همزمان با تسریع روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان، حمله‌های تهاجمی‌ را بالای ولسوالی‌های ولایت‌های شمال و شمال‌شرق کشور شدت بخشیدند و در کمتر از یک ماه بخش بزرگی از این جغرافیا را به تصرف خود در آوردند.

    فرماندهان مقاومت می‌گویند که پشت کردن طالبان به میز گفت‌وگوهای صلح و تمرکز آنان بر جنگ، پای مردم را به میدان‌های جنگ کشانده و به زودی با بسیج عمومی در سرتاسر افغانستان به گروه طالبان درس صلح‌گریزی و جنگ‌طلبی را خواهند داد.

    با آن ‌که گروه طالبان گفته‌اند که آنان میز مذاکره را رها نکرده‌اند و در تلاش پایان دادن به خشونت‌ها از راه گفت‌وگو هستند، اما واقعیت‌های عینی این گروه در میدان‌های نبرد که سقوط بی‌پیشینۀ ولسوالی‌ها را به دنبال دارد، نشان می‌دهد که این گروه در تلاش پیروزی و به دست آوردن قدرت از راه جنگ هستند تا پایان به خشونت‌ها از راه صلح.

  • مجلس: صالح در تایید ادعاهایش در مورد نایب زاده باید سند ارائه کند

    مجلس: صالح در تایید ادعاهایش در مورد نایب زاده باید سند ارائه کند

    طبق یک نوار تصویری که در رسانه‌های اجتماعی نشر شد، امرالله صالح در یک تماس تلفنی نایب‌زاد را «خاین» خطاب می‌کند و می‌گوید او به طالبان وعده داده است که ولایت (بادغیس) را تسلیم این گروه کند. اتهام تشویق نیروها برای تسلیمی به طالبان نیز از سوی صالح علیه نایب‌زاده مطرح شده است.

    میررحمان رحمانی، رییس مجلس نماینده‌گان این رفتار امرالله صالح را «عجولانه و فراقانونی» خواند و از صالح خواست تا برای بررسی این قضیه اسناد عینی ارایه کند.

    به گفته رحمانی، در صورتی که امیرشاه نایب‌زاده عضو این مجلس کار خلاف امنیت ملی انجام داده باشد باید با دلایل مشهود و عینی طبق قانون اساسی و قوانین دیگر از طریق مراجع قانونی مورد بازپرس قرار بگیرد.

    رحمانی خاطرنشان کرد: «معاون اول اسناد مبنی بر اتهام بر نایب‌زاده را به نهادهای قضایی بسپارد تا بررسی و پی‌گیری قانونی شود و اگر ندارد که ندارد، صالح نباید اقدامات احساساتی و خلاف قانون انجام دهد.»

    رحمانی افزود که برخورد با نایب‌زاده آن‌هم با تهدید و انتشار آن در رسانه‌ها به هیچ صورت توجیه قانونی ندارد و یک عمل عجولانه و فرا قانونی است.

    در همین حال، او تصریح کرد که ممنوع الخروج کردن و محاصره خانه امیرشاه نایب‌زاده، نماینده بادغیس حقوق قانونی و مصونیت این عضو مجلس را نقض کرده است و برای پارلمان پذیرفتنی نیست.

    رحمانی گفت که در چنین شرایط حساس کشور معاون اول ریاست جمهوری نباید مصروف ذهنیت‌سازی باشد. به گفته او، صالح کارهای «نامشروع دسیسه بازی» را کنار بگذارد و برای همدلی و یک‌پارچگی مردم اقدام کند.

    از سویی هم، رحمانی خاطرنشان کرد که در مورد اتهام وارد شده به امیرشاه نایب‌زاده به گونه رسمی به مجلس نماینده‌گان اطلاع داده نشده است.

    رییس مجلس نماینده‌گان تصریح کرد که نقض قوانین از سوی مقامات حکومتی و مجریان قانون، ساختار نظام حقوقی را از هم می‌پاشد و سبب بی‌اعتباری نهادها و حکومت خواهد شد.

    چندی پیش نوار صوتی منسوب به امرالله صالح در فضای مجازی نشر شد که در آن معاون اول ریاست جمهوری، امیرشاه نایب‌زاده نماینده بادغیس در مجلس نمایندگان را به تشویق نیروهای امنیتی برای تسلیمی به طالبان متهم می‌کند.

    در این نوار صوتی صالح با لحن تند به او یک ساعت فرصت می‌دهد تا از اقدام خود ابراز پیشمانی کند، در غیر آن او را به «جهنم» می‌فرستد.

    امیرشاه نایب‌زاده این اتهامات را رد کرده است. او گفته است که ریاست جمهوری در این مورد تحقیق کند و هم‌چنان باید از طریق مراجع مسوول برای بررسی اقدام شود.

    پس از نشر صدای امرالله صالح گزارش شد که خانه امیرشاه نایب‌زاده در کابل محاصره شده است. منبعی در وزارت امور داخله تأیید کرده بود که نایب‌زاده ممنوع‌الخروج شده است.

  • مذاکرات بین الافغانی در تهران/طالبان نگران خیزش های مردمی هستند

    مذاکرات بین الافغانی در تهران/طالبان نگران خیزش های مردمی هستند

    یک منبع از ریاست جمهوری روز دوشنبه 21 سرطان گفت این هیات با رئیس و اعضای شورای عالی مصالحه ملی دیدار کرد و نتیجه برداشت‌های خود را با نمایندگان گروه طالبان بیان کردند .
    این منبع که نخواست نامش فاش شود، گفت هیات جمهوری اسلامی از جلسات حاشیه‌ای و گفتگوهای طالبان برداشت کرده است که آنان از انسجام خیزش‌های مردمی و ظهور دوباره گروه تروریستی داعش نگران هستند .
    به نقل از منبع، هیات همچنین از گفتگوها برداشت کرده است که که طالبان در نظر دارد که در راس حکومت انتقالی یکی از افراد  خودشان باشد اما نگفته‌ که این فرد رئیس جمهور باشد یا امیر و پادشاه .
    منبع همچنین می‌گوید که طالبان به این باور است که قدرت را از طریق زور می‌گیرد و مشروعیت را از طریق مذاکرات بین‌الافغانی خواهد گرفت .
    هیات جمهوری اسلامی همچنین در شورای عالی مصالحه گفته‌است که گروه طالبان با وجودی که در جلسات جنگ را راه حل نمی‌داند اما برای پیشبرد جنگ و تشنج کاملآ مصمم هست .
    آنان همچنین به شورای عالی مصالحه گزارش دادند که گروه طالبان تمام محتویات امارت اسلامی را در قالب نظام اسلامی جدید می‌خواهد. تنها نام نظام را متفاوت بیان می‌کند .
    به نقل از منبع، هیات گفته است که هیات طالبان خواستار تجدید قانون اساسی شد و تا تدوین و تصویب قانون اساسی جدید خواستار تطبیق قانون اساسی دوره شاهی است .
    هیات گروه طالبان انتخابات را رد کرده است و در عوض آن خواسته چگونگی حکومت بعد از انتقالی توسط شورای حل و عقد مشخص شود .
    همچنین در قسمت ساختار و مشارکت حکومت باورمند به یک نظام متمرکز دارای صدارت اجرایی است و در قسمت مشارکت به جای اصطلاح همه شمول “افغان شمول” را بکار بردند .
    هیات گفته که گروه طالبان در قسمت تعلیمات و مشارکت زنان مخالفت نشان نداد اما گفت زنان مطابق شریعت اسلامی حضور خواهند داشت .
    به گفته منبع، گروه طالبان در برخوردهای فردی تلاش می‌کند با هر کس یک وجه مشترک پیدا بکند و برای هر قوم و توده اطمینان میدهد که در آینده توجه خاص خود را نسبت به آن قوم خواهد داشت .
    به نقل از منبع به گفته هیات؛ گروه طالبان در برخورد با نمایندگان کشورهای منطقه نیز عین پالیسی را پیش می‌برد و به هر کشور منطقه اطمینان میدهد که در آینده هیچ مشکلی نداشته باشد .
    گفتنی است که نمایندگان جمهوری اسلامی افغانستان و هیات گروه طالبان 16 اسد در تهران با هم دیدار و گفتگو کردند. در این جلسه‌ها ۸ تن به نمایندگی از جمهوریت و ۴ تن از طرف امارت اشتراک کرده بودند .
    محمد یونس قانونی عضو شورای عالی مصالحه ملی و معاون پیشین ریاست جمهوری؛‌ محمدالله بتاش به نمایندگی از حزب جنبش ملی، کریم خرم و ارشاد احمدی به نمایندگی از حامد کرزی رئیس جمهور پیشین کشور، ظاهر وحدت به نمایندگی از وحدت مردم و سلام رحیمی معاون شورای عالی مصالحه ملی به تهران رفته بودند .
    هیات گروه طالبان نیز به ریاست شیر محمد عباس ستانکزی، عضو هیات گفتگوکننده صلح گروه طالبان بود 

  • نور: خروج غیرمسئولانه امریکا و لجاجت دولت سبب پیشروی طالبان در شمال شده است

    نور: خروج غیرمسئولانه امریکا و لجاجت دولت سبب پیشروی طالبان در شمال شده است

    طا محمد نور به تازگی در مصاحبه‌ای با آسوشیتدپرس گفته است ارتش افغانستان به شدت کم‌روحیه است و خروج سریع واشنگتن باعث شد نظامیان افغانستان از نظر منطقی آمادگی لازم را برای حمله به طالبان نداشته باشند.
    رهبر جمعیت اسلامی با اشاره به این‌که انتظار پیشروی سریع طالبان را به ‌ویژه در ولایت بدخشان نداشت، گفته است: برای من تعجب‌آور است که در ۲۴ ساعت، ۱۹ ولسوالی بدخشان بدون جنگ تسلیم شدند.

    وی می‌گوید که در برخی مناطق شمار طالبان بسیار کم است، شاید حتی برای تصرف یک ولسوالی بسیار اندک باشد، با این حال نظامیان سلاح‌های خود را تسلیم کرده‌ و آن‌جا را ترک کردند.
    رهبر حزب جمعیت اسلامی با انتقاد شدید از لجاجت رهبری دولت، افزوده است که دولت اغلب نظامیان را بدون قوای کمکی یا حتی غذا در میدان نبرد رها کرده و معاش آن‌ها را به طور نامنظم پرداخت می‌کند.
    آقای نور با اشاره به حلقه داخلی ریاست جمهوری، گفته است که رییس جمهور اشرف غنی با یک گروه چهار نفره حکومت می‌کند.

    عطا محمد نور می‌گوید که ارتش افغانستان پیش از اعلام بایدن در اواسط ماه اپریل برای پایان دادن به «جنگ بی‌پایان» روحیه خود را باخته بود و استخدام نیرو در ارتش کشور در حال حاضر ۶۰ درصد کاهش یافته و فساد به اوج رسیده است.
    وی گفته است: در آن زمان، ما به دولت توصیه کردیم که آن‌ها باید روی روحیه ارتش کار کنند، آن‌ها باید متحد شوند، اما آن‌ها گوش ندادند.
    او با انتقاد از استراتژی جنگی دولت، می‌گوید که رهبری نیروهای امنیتی و دفاع ملی کشور بیش از حد از واحدهای کماندو استفاده کرده است. به گفته وی، این امر شامل اعزام آن‌ها به جنگ بدون آمادگی‌های لازم برای تقویت و تأمین تجهیزات می‌شود و همچنین به آن‌ها دستور داده می‌شود تا ایست‌های بازرسی را کنترول و حفظ کنند، کاری که قرار نیست انجام دهند. به کماندوها استراحت کافی نیز داده نمی‌شود.
    آقای نور می‌گوید هرچند قوای هوایی افغانستان پیلوت‌های کاملاً آموزش‌دیده دارد، اما آن‌ها بیش از حد مورد استفاده قرار می‌گیرند و کم‌تر به آن‌ها رسیدگی می‌شود. در نتیجه اکثر هواپیما‌هایی که برگشته‌اند، نمی‌توانند پرواز کنند و اکثر آن‌ها بدون مهمات هستند.
    خروج غیر مسئولانه امریکا
    رهبر حزب جمعیت اسلامی با انتقاد شدید از خروج غیر مسئولانه ایالات متحده، می‌گوید با آن‌که افغانستان از سرمایه‌گذاری‌ امریکا در کشور ستایش می‌کند، اما این کار هیچ کمکی به خودکفایی افغانستان نکرده است.
    عطا محمد نور افزوده است: ما به فابریکه برای تولید مهمات خود و ورکشاپ‌هایی برای ترمیم هواپیما و سایر موترهایی که به قوای افغانستان داده شده، نیاز داریم. اما نیروهای بین‌المللی برای ایجاد بنیاد خودکفا در افغانستان کار نکردند.
    در اوایل سال جاری وقتی طالبان قوی شدند، نور از جمله اولین شخصیت‌هایی بود که برای ایجاد نیروهای «خیزش مردمی» تلاش کرد.
    رهبر جمعیت اسلامی می‌گوید که خیزش‌های مردمی به همان اندازه که برای نبرد با طالبان تقویت شوند، برای روحیه ارتش نیز لازم هستند.
    نور گفته است: احتمال واقعی جنگ داخلی وجود دارد. این احتمال بسیار خطرناک است.
    وی هشدار داد که این کار از سوی همسایگان افغانستان – پاکستان، ایران، روسیه و هند – به وجود خواهد آمد، چنانچه همه آن‌ها از جناح‌های افغانستان برای پیشبرد منافع خود استفاده می‌کنند.

  • آیا تلاش های جدید برای آغاز مذاکرات صلح می تواند امیدوار کننده باشد؟

    آیا تلاش های جدید برای آغاز مذاکرات صلح می تواند امیدوار کننده باشد؟

    پس از ماه‌ها سردی گفت‌وگوهای صلح در میز مذاکره و گرمی نبرد در میدان‌ جنگ، به نظر می‌رسد که تلاش‌هایی جریان دارد که این گفت‌وگوها دوباره آغاز شود و طرف‌های درگیر جنگ به میز مذاکره برگردند. در هفتۀ گذشته هیأتی از گروه طالبان و رهبران سیاسی افغانستان به نماینده‌گی از جمهوریت در ایران دیدار کردند و همزمان با این، یک هیأت طالبان به مسکو رفته است تا دربارۀ گفت‌وگوهای صلح با مقام‌های روسی دیدار کنند. این نخستین تلاشی است که پس از آغاز خروج نیروهای خارجی و حمله‌های فزایندۀ طالبان در شماری از ولسوالی‌های کشور رخ داده است.

    در کابل نیز فرستادۀ ویژۀ قطر برای صلح افغانستان با رهبران سیاسی کشور دیدارهایی داشته است. به نظر می‌رسد که گفت‌وگوهای صلح دوباره در دوحۀ قطر آغاز می‌شود. نزدیک به سه سال است که مذاکرات صلح در قطر جریان دارد، اما هیچ تغییری در میدان‌های جنگ به میان نیامده است. طالبان جسورتر شده و ماشین جنگی خود را فعال‌تر ساخته‌اند تا فشار بیش‌تری بر دولت افغانستان وارد کنند و به جامعۀ جهانی قدرت نظامی خود را به نمایش بگذارند. نمایش مضحک و ویران‌گری که اقتصاد مردم را فروپاشیده و قربانی بزرگی از مردم گرفته است. پرسش اساسی این است که این ‌بار آیا می‌شود به گفت‌وگوهای صلح امیدوار بود؟ آیا این گفت‌وگوها می‌تواند آتش خشونت‌های موجود را فروکش کند و زمینه‌های صلح را فراهم سازد؟ تفاوت این دور گفت‌وگوی صلح با دوره‌های قبلی آن در چه است؟

    در قدم نخست تفاوت اساسی که بین این دور گفت‌وگوها با دور قبلی وجود دارد، خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان است. تا زمانی که نظامیان امریکایی از بگرام، بزرگ‌ترین پایگاه نیروهای نظامی در منطقه بیرون نشده بودند، همه تردید داشتند که آیا امریکا با این سرمایه‌گذاری هنگفتی که در افغانستان انجام داده است، این کشور را ترک می‌کند و یا خیر. اما خروج شب‌هنگام نیروهای امریکایی برای همۀ طرف‌ها در افغانستان و منطقه غیرقابل پیش‌بینی بود. از این نگاه ممکن است نظر به خروج نیروهای خارجی، طرف‌های جمهوریت و امارت بتوانند به یک توافق صلح دست یابند تا خشونت‌های فزاینده و جنگ‌طلبی‌های طالبان فروکش کند. این مورد یک روزنۀ امید است و می‌تواند یک فرصت خوبی برای توافق به هر دو طرف باشد.

    تفاوت دیگری که این دور گفت‌وگوها با دوره‌های قبلی دارد در این است که طالبان با تلاش‌های پی‌گیرشان نتوانستند کلان‌شهرهای افغانستان و مرکز ولایت‌ها را تصرف کنند. در این میان نیروهای مردمی و ایستاده‌گی این نیروها به طالبان نشان داده است که با حضور امریکا و بدون حضور این نیروها در کشور، جلو جنگ‌جویان طالبان گرفته می‌شود مردم نمی‌گذارند که طالبان با زور وارد شهرها شوند و سرود پیروزی بخوانند. از همین‌رو، طالبان در این اواخر بارها تأکید کرده‌اند که آنان تمایل زیادی به راه حل سیاسی دارند. هرچند حمله‌های فزایندۀ این گروه نشان می‌دهد که به راه ‌حل سیاسی باور کم‌تری دارند، اما شکست‌ آنان در حمله‌های‌شان نشان می‌دهد که از راه نظامی نمی‌توانند بر افغانستان حاکم شوند و قدرت را فراچنگ بگیرند.

    همین اکنون ‌هزاران نفر در شمال و غرب افغانستان مسلح شده‌اند تا در برابر نیروهای طالبان ایستاده‌گی کنند و نگذارند که این گروه وارد شهرها شوند. تفاوت دیگری که می‌تواند برجسته‌گی بیش‌تری داشته باشد، مشروعیت‌زدایی طالبان و جنگ کور این گروه در افغانستان است. با خروج کامل نیروهای خارجی مشروعیت نداشتۀ دینی طالبان نیز فروریخته است و جنگ این گروه دیگر در مصداق جهاد عینیت پیدا نمی‌کند. به دلایل بالا به نظر می‌رسد که دور جدید مذاکرات صلح در افغانستان امیدواری بیش‌تری را به میان آورده تا شاید طرف‌های جمهوریت و امارت به یک توافق اساسی دربارۀ صلح دست یابند. هر دو طرف می‌دانند که دوام این وضعیت ممکن گروه‌های جهادی جهانی مانند داعش را در افغانستان تقویت کند و زمینه‌های قدرت‌گیری و نفوذ این گروه را فراهم سازد.

    مذاکرات صلح به لحظه‌های حساس و تاریخی رسیده است. دولت افغانستان به نمایندگی از جمهوریت و رهبران طالبان به نماینده‌گی از امارت اسلامی نباید این لحظۀ حساس تاریخی را هدر دهند و فرصت پیش‌آمده را قربانی خودخواهی‌ها و فزون‌طلبی‌های خود کنند. این امیدواری نیز وجود دارد که این‌ بار مذاکرات صلح به یک نتیجۀ ملموسی برسد و جنگی که بار اصلی‌اش بر شانه‌های مردم است، اندکی خاموش شود. بزرگ‌ترین نشانۀ گفت‌وگو و مذاکره باید کاهش خشونت‌ها و درگیری‌ها باشد. جریان همزمان صلح و جنگ پذیرفتنی نیست. دیگر هیچ بهانه‎یی برای ادامۀ جنگ در کشور وجود ندارد. حالا از یک‌سو باید به قطع جنگ و کاهش خشونت‌ها امیدوار باشیم و از سوی دیگری به فرا رسیدن صلح پایدار در کشور دل ببندیم.

    ابو مسلم خراسانی

  • ضرورت صلحِ پایدار پس از دو دهه

    ضرورت صلحِ پایدار پس از دو دهه

    نشست «بن» پس از شکست طالبان اگر زمینه‌ساز یک تغییر مثبت پس ۳۰ سال جنگ در کشور بود و منجر به تشکیل «دولت» صلح‌آمیز موقت گردید؛ اما ده‌ها معایب و نقایصی داشت که قطعا نتوانست این نشست بین‌المللی منجر به صلح پایه‌دار و دایمی گردد. نادیده گرفتنِ طرف‌های جنگ یکی از مشکلات اساسی فیصله بن بود که این چالش در دو دهه اخیر هزاران قربانی برجا گذاشت و در طی ۱۹ سال گذشته نه ملتی شکل گرفت و نه «دولت ملی» به وجود آمد. طی ۱۹ سال گذشته در اثر هزاران حملات طالبان بر شهرها و جبهات جنگ، هزاران جوان شهید و زخمی و صدها خانواده در ماتم غم نشستند.

    در چهار انتخابات ریاست جمهوری، نه‌تنها رای مردم تعیین سرنوشت نکرد و زمینهٔ صلح فراهم نگردید، بلکه جعل و تقلب در روند انتخابات‌ها، ویرانی و عقب‌گرد جدی را تجربه کردیم. اینک در آستانه مذاکره و صلح با طالبان پس از دو دهه خونین، نباید فرصت‌هارا به چالش تبدیل کنیم. با درک اشتباه بن و تجارب ناکام، این‌بار تلاش صورت گیرد تا برای تحقق صلح عادلانه و پایه‌دار، به نتیجه‌ای دست یابیم که هیچ گروه و جناحی از آیینه‌ی قدرت بیرون قرار نگیرد و مجالِ جنگ برای هیچ جناحی باقی نماند. افراد و حلقاتِ حاکم بر سر اقتدار نبايد به منظور بقای خودشان، پروسه صلح را به چالش بكشند، خوب است ارق خودخواهی را کنار بگذارند و به خواست جمعى مردم افغانستان تمكين كنند واز اين فرصت تاريخى پيش آمده كه يگانه روزنه اميد براى قطع جنگ و خون ريزى به شمار مي‌رود، استفاده بهینه و خردمندانه صورت گیرد تا به صلح واقعی گذار نماییم.

    طرح تشکیل یک اداره همه‌شمول که زمینه‌ای گذار به دولت‌-ملت و نظام مردم‌سالار را به ارمغان بیارد، يگانه راه بيرون‌رفت از بحران كنونى مي‌باشد.

    هارون معترف

  • چه کسانی در پی خلق شایعات اند؟

    چه کسانی در پی خلق شایعات اند؟

    افغانستان در شرایط حساس تاریخی خود قرار دارد. طالبان در حال تصرف بیشتر ولسوالی ها هستند و آمریکا در حال خروج از افغانستان. در چنین وضعیت، افغانستان نیاز به ترمیم و بهبود و ارتقای روابط با همسایگان دارد.

    یکی از همسایه های تاثیرگذار در روند صلح افغانستان، پاکستان است. هنوز میلیون ها مهاجر افغانستان در پاکستان زندگی می کنند و هزاران دانشجوی افغانستانی در پاکستان مشغول تحصیل هستند. در چنین وضعیت، ایجاد تنش میان افغانستان و همسایگان بویژه افغانستان و پاکستان به دور از عقلانیت سیاسی است. ما باید مشکل خود را با همسایگان بویژه با پاکستان از طریق گفت و گو و مذاکره حل کنیم. در ضمن درست نیست که مشکلات داخلی و ناکارآمدی های خود را به دوش دیگران بیندازیم و از مسوولیت تاریخی خود شانه خالی کنیم.

    چندی پیش، هزار دانشجوی افغانستان در بورسیه علامه محمد اقبال، پذیرفته شدند و قرار است به زودی عازم این کشور شوند. ما باید از ظرفیت های همسایگان خود بویژه از دانش مدرن دانشگاههای پاکستان استفاده کنیم و نسل جدید خود را توان مند بسازیم.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • احمد مسعود و رهبری مقاومت دوم علیه طالبان

    احمد مسعود و رهبری مقاومت دوم علیه طالبان

    سقوط سریع چند ولسوالی به دست طالبان در چند هفته گذشته باعث شد تا مردم دور رهبران خود جمع شوند و در حمایت از نیروهای امنیتی بسیج شوند.

    احمد مسعود، فرزند احمدشاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان، کوشیده تا یک روند نظامی را تحت نام «مقاومت دوم» در برابر طالبان ایجاد کند. در این شب و روز که جنگ میان نیروهای امنیتی و دفاعی افغان و طالبان شدت گرفته است، او تلاش‌هایش را در زمینه‌ ایجاد جبهه نظامی مقاومت ضد طالب بیشتر ساخته و می‌خواهد به زودی مبارزات خود را در برابر این گروه به راه بیندازد.   

    احمد مسعود، در روزهای گذشته دیدارهای جداگانه‌ای با شماری از رهبران جهادی و مقاومت‌گران کشور به ویژه مجاهدین پنجشیر را دور از دسترس رسانه‌ها آغاز کرده است و تلاش دارد که با یک دیدگاه و انسجام واحد در برابر طالبان ایستادگی کند.

    احمد مسعود، روز شنبه در دیداری که با امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری، داشت گفت: «شب یازدهم سرطان ۱۴۰۰، دیدار مفصلی با آقای امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری افغانستان داشتم. در این نشست روی وضعیت جاری کشور تبادل نظر نمودیم.»

    مسعود، در مورد این دیدارش با امرالله صالح گفت: «بسیج مردمی در حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی کشور، استقرار وضعیت و عقب زدن تهاجم طالبان محور اصلی گفت‌وگوی ما بود.»

    او تاکید کرد: «ما در زمینه اهداف یاد شده (بسیج کردن مردم و ایستادگی در برابر طالبان)، هماهنگی بیشتری خواهیم داشت.»

    مسعود، که بین طرفداران خود و پدرش به نام آمر جوان و رهبر مقاومت دوم یاد می‌شود، روز دوشنبه، ۷ سرطان، در پنجشیر بار دیگر به طالبان اعلام کرد که از جنگ و کشتار دست بردارید و به روند صلح بپیوندید در غیر آن مردم در برابرتان ایستادگی می‌کنند و نابود خواهید شد.

    او در کنار آنکه طالبان را به صلح دعوت کرد، هشدار داد: «اگر دشمن ما کنار نیاید و صلح را قبول نکند، مردم افغانستان از هلمند تا بدخشان به دفاع از سرزمینشان برمی‌خیزند و پرچم قهرمان ملی خود برافراشته نگه می‌دارند تا از سرزمینشان دفاع کنند.»

    به گزارش ایندپندنت احمد مسعود، از تمام افسران و نظامی‌ها این کشور خواسته است به هر دلیلی که از وظایفشان برکنار شده‌اند با حفظ رتبه نظامی‌شان به جبهه مقاومت ملی که او ایجاد کرده است همراه شوند و “در برابر طالب که دشمن مشترک همه افغان هاست از کشور خود دفاع کنند.

    گفتنی است که از دو ماه به این‌ سو، جنگ در سراسر افغانستان به ویژه شمال کشور میان طالبان و نیروهای امنیتی و دفاعی افغان شدت گرفته است و در این جنگ طالبان پیشروی‌ها و دستاوردهای زیاد داشته‌ است و شماری از روستاها را نیز تصرف کرده است.

    دولت افغانستان با تغییرات آنی در بخش‌های امنیتی و دفاعی کشور تلاش دارد که جنگ را مهار کرده و اجازه ندهد طالبان پیشروی‌های زیادی داشته باشد، اما دیده می‌شود که این تغییرات هنوز هم دستاورد فاحشی نداشته است.

    اکنون از بدخشان تا هملند و از شرق تا غرب افغانستان شماری از رهبران و فرماندهان پیشین جهادی به ویژه فرماندهان جهادی سمت شمال کشور آرام ننشسته‌اند و برای مقابله با طالبان مردم را مسلح ساختند و در کنار نیروهای امنیتی و دفاعی افغان با طالبان در جنگ شدید قرار دارند، تا جایی که توانستند شماری از روستاها را دوباره از تصرف این گروه پس بگیرند.

    حالا جنگ طالبان علیه نیروهای امنیتی و دفاعی افغان در شمال کشور نسبت به مناطق شرقی، جنوبی و غربی افغانستان شدت گرفته است و طالبان که در گذشته در شمال این کشور بارها شکست خورد و فرماندهان این گروه از این مناطق خاطرات خوشی ندارد، پس از آغاز خروج نظامی خارجی از افغانستان، جنگ را در این مناطق (شمال) آغاز کرد و تلاش دارد که شکست‌های پیشین خود را جبران کند.   

    دولت افغانستان از ایستادگی مردم و فرماندهان جهادی به ویژه مردم شمال در برابر طالبان قدردانی و حمایت‌های مالی و نظامی نیز کرده است و اکنون روند مسلح‌سازی مردم نیز به شدت جریان دارد.

    با اعلام رسمی آمریکا برای خروج از افغانستان و آغاز روند خروج، جنگ، حملات انتحاری، انفجاری و ترورهای هدفمند در این کشور شدت گرفته است. افغان‌ها و سیاسیون افغانستان انگشت انتقاد را به سمت جامعه جهانی و آمریکا نشانه گرفته‌اند و تاکید دارند که آنان طالبان را دوباره تقویت کردند و خود پا به فرار گذاشتند، اما آمریکا و جامعه جهانی گفته‌اند که کمک‌هایشان را به دولت افغانستان و به ویژه نیروهای نظامی افغان ادامه می‌دهند و تاکید کردند که مخالف جنگ و رسیدن طالبان به قدرت‌اند و اگر طالب پیروز شد هرگز «امارت»‌شان را به رسمیت نمی‌شناسند.  

    ایسنا

  • ارگ باید توضیح دهد!

    ارگ باید توضیح دهد!

    چند روز پیش یک نوار صوتی از محمد عمر داودزی در رسانه ها درز کرد که نشان می داد وی به یک منبع مهم و تصمیم گیرنده در ارگ مشورت می داد از رفتن قومندان قیصاری به شمال جلوگیری صورت گیرد.

    نشر این نوار صوتی با واکنش های عمدتا منفی از سوی کارشناسان و شهروندان به ویژه در فضای مجازی روبرو شده است.

    هارون معترف، کارشناس مسائل سیاسی،با باز نشر مطلبی از آصف آشنا در این مورد در فیس بوک خود آورده است:«نوار صوتی عمر داود زی، حاوی مسایل بسیار جدی و تکان‌دهنده است. آنچه آقای داوود زی به طرف مقابل – که بدون تردید یکی از تصمیم‌گیرنده گان در امور سیاسی کشور است- مشوره می‌دهد، آشکارا مهندسی قومی جنگ در شمال کشور است.

    بیش از 24ساعت از پخش این‌ نوار صوتی می‌گذرد. انتظار می‌رفت ارگ‌ریاست‌جمهوری در این مورد توضیح بدهد. اما می‌بینم ارگ سوک بی‌شرمانه می‌خواهد این مساله تکان‌دهنده را در افکار عمومی سرد بسازد.

    سکوت ارگ در این مورد بدون هیچ تردیدی، گواه بر ضعف اخلاقی ارگی‌ها است. و همین گونه این سکوت، تایید ضمنی ارگ بر یک توطیه قومی در شمال کشور است. اگر غیر از این است ارگ باید سکوت مرگبار و شرم آور اش را بشکند و به مردم پاسخ بدهد.

    انتظار دارم سران حزب جنبش  و سایر احزاب سیاسی که جغرافیایی شمال عقبه سیاسی مردمی شان می‌باشد، در این مورد جدی باشند و به صورت جدی و رسمی از ارگی‌ها خواستار وضاحت شوند. سکوت در مقابل این نوار صوتی در واقع سکوت در مقابل توطیه قومی در شمال است.

  • طالبان خطاب به هند، در موضوع افغانستان بی طرف بمان!

    طالبان خطاب به هند، در موضوع افغانستان بی طرف بمان!

    به گزارش ایرنا، از نیمه ماه آوریل که “جو بایدن” رییس جمهوری آمریکا خبر پایان حضور نیروهای این کشور در افغانستان را اعلام کرد، طالبان به تدریج پیشروی خود را افزایش داد. بیشتر دستاوردهای مهم طالبان در نیمه شمالی کشور افغانستان بوده است که پایگاه سنتی مردان قدرتمند و متحد واشنگتن بوده که در سال ۲۰۰۱ در شکست طالبان نقش داشتند. بر همین اساس، طالبان محل اقامت احمدشاه مسعودِ فقید را تصرف کرده‌اند. 
    مانور این گروه در شمال افغانستان با تصرف چندین شهر و تسلیم نیروها و تسلیحات افغان‌ها همراه بود. درنتیجه این پیشروی‌ها نیز ۱۰۳۷سرباز افغان از ترس جان خود وارد تاجیکستان شدند. 
    سهیل شاهین در مصاحبه با شبکه “نیوز ۱۸” هند با اعلام اینکه هند نباید از دولت افغانستان حمایت کند گفت: هندی‌ها به طالبان از یک نقطه نظر دشمنی، تبعیض آمیز و یک جانبه نگاه می‌کنند. این رویکرد برای هندی‌ها سودی نداشته است. هند بجای حمایت از دولت افغانستان باید در مورد مسائل این کشور بی طرفی خود را حفظ کند.

    سخنگوی طالبان در مورد پیشروی‌های اخیر این گروه و ضبط ادوات جنگی ارتش افغانستان گفت: اکثر مناطقی که در کنترل ما قرار گرفته‌اند درنتیجه مذاکره و میانجی گری روحانیون و رهبران قبایل بوده است. صدها نیروی نظامی دولت افغانستان به صورت داوطلبانه به ما پیوسته‌اند. تمام سلاح‌ها و ادوات جنگی در اختیار ما، ثبت شده و به صورت امن نگه داری می‌شوند. به آن‌ها صدمه‌ای نخواهد رسید. پس از آغاز به کار یک دولت اسلامی جدید، نیروهای افغان می‌توانند در آینده ارتش افغانستان شرکت کنند.  
    وی  در پاسخ به سوالی در مورد امنیت سفارت خانه‌ها و نیروهای دیپلماتیک در افغانستان گفت: ما به سفارت خانه‌ها، کنسولگری ها و سازمان‌های غیر دولتی حمله نمی‌کنیم و تنها با نیروهای نظامی دولت می‌جنگیم. طالبان خواهان رابطه با جامعه جهانی است. ما یک نیروی آزادی بخش اسلامی هستیم که بیش از ۲۰ سال در مقابل اشغال جنگیده‌ایم تا آزادی بدست آوریم. این حق مشروع ماست. هیچکس نباید نگران باشد. پس از استقلال کشورمان، ما بر بازسازی افغانستان و ایجاد رابطه با جامعه جهانی متمرکز خواهیم شد. 

    مذاکره هند با طالبان: دیرتر از همه 
    ماه گذشته بود که مقامات هندی اعلام کردند دهلی نو برای اولین بار کانال‌های ارتباطی مستقیم با رهبران طالبان از جمله ملا برادر یکی از رهبران ارشد طالبان را باز کرده است. 
    “هندوستان تایمز” در این خصوص گزارش داد: این اقدام هند از دو جهت اهمیت  دارد : اول اینکه نشان دهنده تغییر سیاست دهلی نو در مقابل طالبان است. دوم اینکه در زمانی انجام می‌شود که نیروهای خارجی از جمله آمریکا درحال ترک خاک افغانستان هستند و این تحولات نقش طالبان در آینده افغانستان را مهمتر می‌کند. 
    اگرچه به گفته مقامات هندی این کشور بزرگ‌ترین سرمایه گذار منطقه‌ای در روند بازسازی و توسعه افغانستان است و تاکنون ۳ میلیارد دلار در این کشور سرمایه گذاری کرده است اما دهلی دیرتر از سایر کشورهای منطقه و جهان حاضر به ارتباط با گروه طالبان شد. 

    چرا هند در تعامل با طالبان محتاطانه عمل می‌کند؟ 
    به گزارش ایرنا، دهلی نو تاکنون در مذاکره با گروه طالبان محتاطانه عمل کرده است. به گفته مقامات هندی این کشور به طور غیر مستقیم با طالبان ارتباط محدود داشته اما هند همچنان نگران ادامه خشونت‌ها در افغانستان و حمله به منافع هند مانند حمله تروریستی به معبد سیک‌ها در افغانستان است. 
    اما با توجه به اینکه آمریکا در خارج کردن نیروی‌های خود از افغانستان جدی است، هند باید از وضعیت جدید در افغانستان استفاده کرده و منافع خود در منطقه را تامین کند. 
    هند پیش از این اعلام کرده بود که این کشور به دنبال تحقق یک روند صلح با رهبری مردم و دولت افغانستان است. هند همچنین اعلام کرده است که هرگونه توافق صلح نباید به ایجاد فضاهای خارج از کنترل که در آن‌ها گروه‌های تروریستی رشد کنند منجر شود. 
    یکی از اهداف مهم هند این است که دولت افغانستان به دست افراد حامی گروه‌های شبه نظامی کشمیری اداره نشود. دهلی نو همچنین نمی‌خواهد گروه‌های کشمیری مانند “لشکر طیبه و جیش محمد” که به گفته دهلی نو در خاک پاکستان علیه هند فعالیت می‌کنند توسط طالبان حمایت شوند. به نظر می‌رسد طالبان حاضر است در صورت ایفای نقش در دولت افغانستان، به روابط خود با این گروه‌ها خاتمه دهد. 
    سخنگوی طالبان سال گذشته در مصاحبه‌ای گفت: ما اجازه نخواهیم داد هیچ کشوری از خاک افغانستان علیه کشور دیگری استفاده کند. 
    وی همچنین تاکید کرد که طالبان بر اساس احترام متقابل، علاقه دارد با کشورهای همسایه خود رابطه بیشتری برقرار کند. 
    هند تاکنون با مذاکره مستقیم با طالبان مخالفت کرده است، اما اگر این کشور می‌خواهد در یک آینده افغانستان پس از خروج آمریکا نقش داشته باشد، باید با طالبان وارد مذاکره شود. طالبان در حال بازبینی روابط خود با پاکستان و تلاش برای نفوذ بیشتر در دایره قدرت افغانستان است و هند باید از طریق تعامل با آن‌ها، یک گزینه جدید برای نقش آفرینی در منطقه به آن‌ها ارائه دهد. 
    در یک دهه گذشته، هند یک کمک مالی به ارزش ۳ میلیارد دلار به افغانستان اهدا کرده و به این کشور کمک‌های مجانی دارویی برای مقابله با بیماری کرونا ارائه کرده است. 
    یک دولت با ثبات و صلح آمیز در افغانستان در راستای منافع هند است. این کشور باید روابط خود را با دولت و همچنین گروه‌های اقلیت در افغانستان حفظ کند.  
    گفتنی است که اخیراً دولت بایدن اعلام کرد که نیروهای آمریکایی تا ماه سپتامبر از افغانستان خارج خواهند شد، بدون آن که شرطی بگذارد، متعاقب آن دولت افغانستان گفت که به این تصمیم دولت آمریکا احترام می‌گذارد و در زمینه خروج آنان همکاری خواهد کرد. 
    با این حال، دولت افغانستان از چند ماه به این طرف با ایران و هند، دو کشوری که بیشترین حمایت را از دولت افغانستان در روند صلح نشان داده‌اند، نزدیک شده است. 

  • روزنامه پلیتیکا: امریکا جنگ را در افغانستان باخت

    روزنامه پلیتیکا: امریکا جنگ را در افغانستان باخت

    روزنامه پلیتیکا چاپ بلگراد در آخرین شماره خود نوشت: آخرین سربازان آمریکایی و ناتو پایگاه نظامی “بگرام” را ترک کردند و خروج از این پایگاه هوایی که مرکز عملیات در افغانستان بود، به طور نمادین بیانگر پایان طولانی‌ترین جنگ در تاریخ آمریکا است.
    روزنامه پلیتیکا افزود: «ژوزف بایدن» رئیس جمهور آمریکا اوایل ماه آوریل (فروردین امسال) گفت: من چهارمین رئیس جمهور آمریکا (دو جمهوری‌خواه و دو دمکرات)، هستم که بر سربازان آمریکایی در افغانستان نظارت می‌کنم. این مسئولیت را به رئیس جمهور پنجم انتقال نخواهم داد. همه نیروهای آمریکایی (و ناتو) تا ۱۱ سپتامبر/ ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ از افغانستان خارج خواهند شد.
    روزنامه چاپ بلگراد نوشت: اگرچه رئیس جمهور آمریکا به طور نمادین مهلت خروج آخرین نیروها را در بیستمین سالگرد حمله القاعده به آمریکا (به عنوان دلیلی برای مداخله نظامی آمریکا در این کشور) تعیین کرد، اما ترک پایگاه “بگرام” تایید کننده واقعیتی است که مقامات کاخ سفید و پنتاگون طی سال های متوالی حاضر به شنیدن آن نبودند.
    پلیتیکا ادامه داد: آمریکا پس از دو دهه حداقل ۲ هزار ۴۰۰ تن از نیروهای خود را از دست داد و این جنگ برای آن بیش از ۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار هزینه داشته است. واشنگتن از گفتن اینکه آمریکا افغاتستان را همانند ویتنام به عنوان نیروی شکست‌خورده ترک می‌کند، ‌ طفره می‌رود.
    این روزنامه نوشت: مجهزترین ارتش جهان در درگیری با یک دشمن که از نظر نظامی ضعیف است، شکست خورد. درست مانند انگلیسی‌ها در قرن نوزدهم و شوروی‌ها در قرن ۲۰ که سعی کردند مناطق بی‌حاصل را به دلیل اهمیت استراتژیک (منطقه بین آسیانه میانه تا اقیانوس هند) را تحت کنترل خود قرار دهند.  
    پلیتیکا افزود: بخش عمده از مجموع ۷ هزار نیروهای ائتلاف ناتو نیز یکی از ناخوشایندترین میادین جنگی در جهان را ترک کردند. بریتانیایی‌ها، آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها اعلام داشتند که ماموریت آنها تمام شده است.  
    این روزنامه نوشت: پایگاه «بگرام» که به سمبل قدرت نظامی آمریکا تبدیل گردید، تحت کنترل نیروهای دولتی کابل قرار خواهد گرفت، نماینده ارتش افغانستان اطمینان داد که این پایگاه که در جاده‌ای استراتژیک در ۴۰ کیلومتری کابل واقع شده، مورد حفاظت قرار گرفته و از آن برای مبارزه بر علیه تروریسم استفاده خواهد شد.
    بنا به این گزارش: طالبان پس از توافق با آمریکایی‌ها در فوریه گذشته و تعهد آنها مبنی بر متوقف ساختن همکاری با گروه های مختلف جهادی، حملات خود به نیروهای ائتلاف بین‌المللی را قطع کردند. با این حال، آنها هرگز حملات بر علیه نیروهای دولتی را متوقف نکردند.  
    روزنامه پلیتیکا در ادامه این گزارش نوشت: خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان با این توجیه بود که اعمال فشار بر دولت کابل و همچنین طالبان به منظور عقد یک صلح پایدار افزایش خواهد یافت.
    «آیا آمریکایی‌ها می‌توانند بر طالبان اعمال فشار کنند؟ آنها حتی با کمک بمب‌افکن‌های استراتژیک ب-۵۲، بالگردها و یا پهبادهای خود موفق به چنین کاری نشدند و کسی نبایستی به فکر چنین اعمال فشاری باشد.  
    این روزنامه در پایان گزارش خود نوشت: آمریکایی‌ها موفق به تحقق ماموریت خود نشدند. آنها «اسامه بن لادن» را کشتند اما بن‌لادنیسم همچنان زنده است. مساله مشکل‌زا این است که در واشنگتن برای توجیه خروج نیروهای آمریکایی و پایان دادن به «جنگ ابدی» ادعا می‌شود که تروریسم شکست خورده است.

  • راهبرد ماموریت امریکا در افغانستان تغییر می‌کند

    راهبرد ماموریت امریکا در افغانستان تغییر می‌کند

    لوید آستین وزیر دفاع امریکا، طرح جدید ماموریت امریکا در افغانستان را به زودی اجرایی خواهد کرد. به نقل از رسانه‌ها، وزیر دفاع امریکا به جنرال اسکات میلر دستور داده است تا اختیارات خود در فرماندهی جنگ را به جنرال فرانک مکنزی انتقال دهد. مکنزی در حال حاضر فرمانده فرماندهی مرکزی امریکا (سنتکام) است و پس از این، فرماندهی نیروهای باقی‌مانده در افغانستان نیز بر عهده او خواهد بود.
    بر اساس این راهبرد، مکنزی مدیریت حفظ مکان‌های دیپلماتیک و دیپلمات‌ها را بر عهده خواهد داشت. در کنار آن، مدیریت ارتباط با ارتش و پلیس افغانستان نیز بر عهده آقای مکنزی خواهد بود. همچنین یک دفتر فرماندهی در ساختمان سفارت امریکا در کابل نیز ایجاد می‌شود که مسئولیت آن حفظ جان دیپلمات‌های امریکایی حاضر در سفارت و دیگر دیپلمات‌های غربی خواهد بود.
    در همین حال، یک دفتر نظامی ماهواره‌ای در قطر ایجاد می‌شود که وظیفه آن تامین ارتباط میان نیروهای نظامی امریکا و ارتش و پولیس افغانستان خواهد بود. این دفتر وظیفه تعمیر هواپیماهای افغانستان در خارج از خاک این کشور را هم بر عهده خواهد داشت.
    این تصمیم جدید وزیر دفاع امریکا در حالی گرفته می‌شود که رسانه‌های بین‌المللی از احتمال خروج شمار بیشتری از دیپلمات‌های امریکایی از سفارت این کشور در کابل خبر می‌دهند.
    وال استریت جورنال به ‌تازگی گزارشی منتشر کرده است که گویا وزارت خارجه امریکا در پی تخلیه دیپلمات‌های امریکایی از سفارت این کشور در کابل است. به نقل از وال استریت جورنال، این تخلیه به دلیل نگرانی از افزایش ناامنی‌ها در افغانستان و تصرف مناطق بیشتر به دست گروه طالبان صورت خواهد گرفت.(این موضوع از سوی سفارت امریکا رد شد)
    با این حال، وال استریت نوشته است که تاکنون هیچ اقدام عملی برای تخلیه سفارت کابل انجام نشده است اما این موضوع به‌عنوان گزینه‌ای روی میز مطرح است.
    پیشروی گروه طالبان و تصرف مناطق بیشتر از جغرافیای افغانستان مسلماً نگران‌کننده است. همین حالا تعدادی از مردم از ترس بازگشت طالبان به قدرت در حال فرار از افغانستان‌اند. انتقال پول سرمایه‌گذاران و بازرگانان به افزایش قیمت دلار در مقابل پول افغانی منجر شده است؛ با این حال، طالبان هنوز نتوانسته‌اند یک ولایت افغانستان را کامل تصرف کنند.
    در زمانی که حدود ۱۰۰ هزار نیروی خارجی در افغانستان حضور داشتند، طالبان توانستند روزهای متوالی ولایت کندز را که یکی از مهم‌ترین و راهبردی‌ترین ولایت‌های افغانستان است (به دلیل مرز مشترک با تاجیکستان و قرار داشتن بندر مهم تجارتی شیرخان در آن)، به تصرف خود درآورند. حالا در حالی که کمتر ۲۰۰۰ سرباز خارجی در افغانستان حضور دارند، طالبان هنوز نتوانسته است که یک ولایت را کامل تصرف کند.
    پیش از این پیش‌بینی می‌شد که پس از خروج ناتو از افغانستان، حدود ۱۵ ولایت افغانستان به دست طالبان سقوط کند اما این پیش‌بینی هنوز محقق نشده است. کارشناسان نظامی می‌گویند که در حال حاضر، فشار طالبان با وجود تصرف مناطق بیشتر، در حال کاهش است زیرا تلفات جانی بیش از حد طالبان، قدرت مانوردهی آنان را کمتر کرده است.
    با توجه به این وضعیت، به نظر می‌رسد تغییر ساختار ماموریت امریکا در افغانستان بتواند فرصت را برای واکنش‌ دولت مهیا کند. دولت افغانستان در حال بسیج نیروهای محلی برای مقابله با طالبان است. این نیروها تقریبا آماده جنگ شده‌اند؛ با این حال، دولت می‌خواهد این نیروهای محلی تعریف مشخصی داشته باشند تا بعدها سرنوشت دهه ۷۰ شمسی دوباره تکرار نشود.
    هرچند به این زودی‌ها نمی‌توان کاهش نبردها را پیش‌بینی کرد اما کارشناسان نظامی می‌گویند نیروهای امنیتی افغانستان کم‌کم ابتکار عمل را به دست خواهند گرفت و به‌زودی حملات مشترک نیروهای محلی و نیروهای منظم دولتی علیه طالبان آغاز خواهد شد و به گفته وزیر داخله (کشور) افغانستان، نیروهای امنیتی افغان از حالت دفاعی به حالت تهاجمی تغییر وضعیت داده‌اند.

    ایندیپندنت فارسی

  • برنامه میلیارد دالری چین برای افغانستان پسا امریکا

    برنامه میلیارد دالری چین برای افغانستان پسا امریکا

    با خروج امریکا از افغانستان، پکن در حال آماده‌سازی برای ورود به کشوری جنگ‌زده و پرکردن خلایی است که خروج سربازان امریکایی و ناتو بر جا گذاشته است.

    چین آماده است تا با برنامه‌ی ابتکار عمل کمربند و جاده‌ی  -BRI-خود به گونه‌ی انحصاری وارد افغانستانِ پساامریکا شود. منبع نزدیک به مقامات دولتی در افغانستان که خواست نامش فاش نشود، به روزنامه‌ی «دیلی‌بست»، گفت که مقامات کابل با توسعه‌ی ۶۲ میلیارددالری راه‌رو اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)  -پروژه‌ی شاخص  BRI- دست به هم‌کاری پردامنه‌ای با چین بزدند. به گزارش رسانه‌های بین المللی، این پروژه‌‌ی چین-پاکستان، شامل احداث بزرگ‌راه‌ها، راه‌آهن و خطوط لوله‌ی انتقال انرژی به افغانستان می‌شود.

    نیروهای امریکایی، روز جمعه از پایگاه اصلی و نهایی ارتش این کشور در افغانستان، خارج شدند. هرچند تاریخ خروج کامل نیروها یازدهم سپتمبر در نظر گرفته شده بود؛ اما، مقامات امنیتی انگلیس، اعلام کردند که بیش‌تر نیروها تا چهارم جولای [از افغانستان] خارج می‌شوند.

    به گفته‌ی یکی دیگر از منابع که محرم مکالمات پکن و کابل است، یکی از پروژه‌های خاص روی میز، ساخت جاده‌ی اصلی مورد حمایت چین بین افغانستان و شهر پیشاور در شمال‌غربی پاکستان است؛ جاده‌ای که قبلا با مسیر CPEC مرتبط بوده است. این منبع به شرط ناشناس‌ماندن، به روزنامه‌ی دیلی‌بیست، گفت: «بحث و گفت‌وگو میان مقام‌های کابل و پکن در مورد بزرگ‌راه پیشاور-کابل وجود دارد. اتصال کابل به پیشاور از طریق جاده، به معنای پیوستن رسمی افغانستان به CPEC است.» به عبارت دیگر: دولت افغانستان، در پشت صحنه، بلافاصله پس از خداحافظی با امریکا، از چین استقبال می‌کند.

    چین مشتاق تمدید برنامه‌ی ابتکار عمل کمربند و جاده‌ی«BRI» خود به افغانستان است و حداقل نیم دهه است که از کابل می‌خواهد به این پروژه بپیوندد؛ اما، دولت افغانستان که تحت حمایت ایالات متحده‌ی امریکا بود، از ترس این که برداشتن چنین گامی، ناخوشی از واشنگتن به نظر برسد، از پیوستن به بی‌آی‌آر مردد بود. این منبع گفت: «از چند سال گذشته، تعامل مداوم بین دولت افغانستان و چینی‌ها وجود داشته است، که این البته منجر به مشکوک‌شدن امریکا به دولت غنی شد.»

    او، هم‌چنان افزود؛ حالا که نیروهای امریكایی در حال ترك افغانستان اند و «غنی به یك متحد با منابع، پرنفوذ و توانا برای پشتیبانی نظامی از دولت خود احتیاج دارد»، هم‌کاری این کشور با چین شدیدتر می‌شود.

    پس از آن كه جو بایدن، رییس‌جمهور امریكا، از برنامه‌ی خود برای عقب‌نشینی كامل نیروهای امریكایی تا یازدهم سپتمبر خبر داد، ژایو لیجیان، سخن‌گوی وزارت امور خارجه‌ی چین، ماه گذشته تأیید كرد كه چین در واقع در مورد تمدید CPEC  با کشورهای سوم، از جمله افغانستان، گفت‌وگو می‌كند.

    چین طبق استرتژی بی‌آر‌آی خود، می‌خواهد آسیا را از طریق شبکه‌های زمینی و دریایی با افریقا و اروپا متصل کند که حدود ۶۰ کشور را در بر می‌گیرد. این استراتژی، نه تنها باعث ایجاد ارتباط درون‌منطقه‌ای می‌شود؛ بل ‌که نفوذ چین را در سراسر جهان با هزینه‌ی تقریبی ۴ تریلیون دالر افزایش می‌دهد. افغانستان به یُمن موقعیتی که دارد، می‌تواند پایگاه استراتژیکی برای چین فراهم کند که نفوذ این کشور را در سرار جهان گسترش دهد و در کنار آن به عنوان مرکز تجارتی‌ای میان خاورمیانه، آسیای میانه و اروپا به کار رود. به گفته‌ی منبع، «چینی‌ها هم‌زمان با دقت فراوانی با رهبران سیاسی برای فراهم‌کردن پشتیبانی سیاسی در افغانستان روابط نزدیکی ایجا کرده اند… دولت چین در صورت عدم برخورداری اتصال بی‌آی‌آر از طریق افغانستان، در برآوردن هزینه‌های این پروژه با مشکل‌های بی‌شماری روبه‌رو خواهد شد.»

    او ادامه داد: «چنین سرمایه‌گذاری‌ای که به اقتصاد تزریق خواهد، مطمینا، برای افراد زیادی شغل ایجاد خواهد کرد و در صورت عدم وجود فعالیت‌های اقتصادی دیگر، ممکن است مردم از آن استقبال کنند؛ اما فضای سیاسی در افغانستان تقسیم شده است و احتمالا تعدادی از بزرگان قومی، مخالفت خواهند کرد، نه به این دلیل که اضراری در آن می‌بینند، بل‌ که به این دلیل که دست‌اندرکاران خارجی، می‌خواهند جلوش را بگیرند.»

    به گفته‌ی این منبع ، یک افسر ارشد در خدمات خارجی افغانستان، به او گفته بود که مقامات چینی حدود پنج سال پیش با صلاح‌الدین ربانی، وزیر خارجه، در باره‌ی تمدید CPEC و BRI بحث کرده اند. وزیر علاقه‌مند می‌نمود، دست‌کم تا زمانی که یک سفیر هندی برای عقب‌انداختن معامله پا پیش کرد-. این منبع، گفت: «سفیر هند در افغانستان برای ابراز نگرانی‌های خود حتا به سفیر امریکا در کابل مراجعه کرد. سرانجام، به روایتی، سفیر امریکا ربانی را تحت فشار قرار داد تا از گفت‌وگوهای بیش‌تر در باره‌ی CPEC با چین خودداری کند.»

    در مورد دیگر، یک دیپلمات «احساساتی»، رییس‌جمهور غنی را به «در کنار چینی‌ها ایستادن» و «به آن‌ها منابع افغانستان را پیشنهاددادن» متهم کرد و پروژه متوقف شد؛ اما حالا، با توجه با خروج ایالات متحده، پکن ممکن است در موقعیت خوبی برای ازسرگرفتن توافقات از جایی که متوقف شده بود، باشد و کابل را برای پیوستن به بی‌آی‌آر تحت فشار قرار دهد؛ به ویژه، اگر عقب‌نشینی امریکا منجر به روی‌کارآمدن طالبان شود. گفته می‌شود که از ماه فبروری گذشته، هنگامی که دولت ترامپ توافق صلح با طالبان را امضا کرد، مقامات چینی مکررا با نمایندگان این گروه شورشی در تماس بوده ‌اند. «طالبان مسلما شراکت یک‌پارچه‌تری را به چینی‌ها ارائه خواهند کرد؛ اما دیگر کشورهای منطقه کوشیده ‌اند به جای صلح با طالبان، جنگ‌سالاران را گرد هم آورند و به فکر مقاومت بوده ‌اند.»

    چین به عنوان بخشی از تکالیف استراتژیک خود برای افغانستان، تعدادی از پروژه‎های استراتژیک را آغاز کرده است؛ از جمله ساخت فرودگاه تاکسکورگان در فلات پامیر در شمال‌غرب منطقه‌ی خودمختار سین‌کیانگ اویغور، که در مرز افغانستان واقع است. چین در همین حال، سازنده و مجری بندر گادر در ولایت بلوچستان پاکستان است که این منطقه نیز با افغانستان هم‌مرز است. تاکسکورگان و گادر هر دو تحت برنامه‌ی CPEC در حال توسعه است.

     مایکل کوگلمن، معاون مدیر و معاون ارشد آسیای جنوبی در مرکز ویلسون در واشنگتن، به «دیلی‌بست»، گفت: «خروج واشنگتن از افغانستان به پکن یک فرصت استراتژیک می‌دهد. مطمینا خلایی برای پرکردن وجود خواهد داشت؛ اما، نباید ظرفیت چین برای پرکردن این خلا را بیش از آن چه هست در نظر بگیریم. با توجه به این که وضعیت امنیتی در افغانستان به یقین از اداره خارج می‌‌شود، تنها کاری که چین می‌تواند انجام بدهد، این است که جای پای خود را در کشور محکم کند.»

    پاکستان به عنوان شریک استراتژیک چین در بازی آخر افغانستان، می‌تواند برگ برنده‌ای برای چین باشد. سودا راماچاندران، تحلیل‌گر امور سیاسی و امنیتی آسیای جنوبی مستقر در هند، به «دیلی‌بست»، گفت: «من فکر می‌کنم، چین با توجه به روابط نزدیک و پرنفوذش با پاکستان، می‌تواند موفقیت بیش‌تری نسبت به ایالات متحده در افغانستان کسب کند. چین می‌خواهد اطمینان حاصل كند كه بی‌ثباتی در افغانستان بر BRI تأثیر منفی نداشته باشد و افغانستان را به سوی عضوشدن به CPEC یا BRI سوق دهد.»

    کوگلمن توضیح داد که توانایی چین در تحکیم رد پایش در افغانستان، «به پیمانه‌ی وسیع در به‌توافق‌رسیدن این کشور با طالبان بر می‌گردد، که تأثیرش چه به قدرت برسد چه نرسد، ادامه خواهد یافت. اگر طالبان با این که چین زیرساخت‌ها و دیگر پروژه‌ها را در افغانستان تطبیق کند مشکلی نداشته باشند، پکن دست بالایی پیدا خواهد کرد.»

    «چین به سادگی می‌تواند طالبان را وارد بی‌آی‌آر کند. شورشیان گفته اند در صورتی که این سازوکارهای انکشافی به تأمین منافع ملی بینجامد، از آن حمایت خواهند کرد.»

    در نهایت، آن چه چین برای گسترش برنامه‌ی «کمربند و جاده‌ی»‌ خود در افغانستان به آن نیاز دارد، صلح است. پکن تا آن جا پیش رفته که در ازای صلح در افغانستان، پروژه‌های زیربنایی و انرژی به ارزش میلیاردها دالر را به طالبان ارایه می‌دهد.

     به گفته‌ی کوگلمن، «طالبان تنها چالشی نیست که چین نیاز دارد بر آن غلبه کند. منابع خشونت فراوانی، هم بر له و علیه دولت، در افغانستان وجود دارد.»

    در این تردیدی نیست که دارایی‌های راه‌بردی در تاکسکورگان، واخان و گادر، زیرساخت‌های لوژیستیک چین را تقویت خواهد کرد و به نوبه‌ی آن، به چین کمک می‌کند اهداف اقتصادی و امنیتی طولانی‌مدت خود را در منطقه پیاده کند. در این میان، صلح هم‌چنان کلید اصلی برنامه‌ی جامع چین برای افغانستان پس از ایالات متحده، باقی می‌ماند.

  • آیا جمهوری خلق چین قادر خواهد شد هژمونی ایالات متحده امریکا را به چالش بکشد؟

    آیا جمهوری خلق چین قادر خواهد شد هژمونی ایالات متحده امریکا را به چالش بکشد؟

    جمهوری خلق چین با تجلیل از صد سالگی حزب کمونیست، ظهور مقتدرانه خود در نظام بین الملل را به نمایش گذاشت. چین از سال ۱۹۷۸ میلادی به رهبری دینگ شاوپین که زمینه ها را برای اصطلاحات اقتصادی و سیاسی فراهم کرد، به تدریج به یک قدرت بین المللی تبدیل شده است. در طی این مدت، جمعیت وسیع خلق چین از فقر و گرسنگی مزمن رهایی یافته و درآمد سرانه هر شهروند چینی از زیر ۵۰۰ دالر به ۱۰ هزار دالر در سال افزایش یافته است.

    چین جدید به رهبری هوجینتاو به طور خاص، رییس جمهور شی جین پینگ رویاهای بزرگی را در حکومتداری جهانی پرورش داده و طرح جاده و کمربند(زمینی و دریایی) بیش از ۵۰ کشور جهان را دربر گرفته است. با طرح این طرح بزرگ و همچنان ایجاد بانک توسعه زیربناها و نقش فعال چین در سازمان شانگهای، این کشور پیوسته تلاش کرده است که سیطره نظام برایتون-ودز را به چالش بکشد و هژمونی ایالات متحده امریکا در پهنه بین الملل تضعیف کند.

    به عبارت دیگر، چین عملا با طرح های بزرگ و طولانی مدت مشارکت دولت- سکتور خصوصی و اعطای قروض طولانی مدت آفریقا را تسخیر کرده و در نظر دارد واحد پول چین را منحیث بدیل دالر امریکایی در کشورهای عضو «طرح جاده و کمربند(Belt Road Initiative) ترویج کند.

    اگرچه نرخ رشد چین از سال ۲۰۱۰ بدین سو روند نزولی را نشان می دهد اما متخصصان اقتصادی و سیاست جهانی پیش بینی کرده است تا سال ۲۰۴۰ میلادی، دارامد ناخالص ملی(GDP) کشور چین از ایالات متحده بیشتر خواهد شد.

    با وجود این دستاوردها چین هنوز کشور در حال توسعه و در ردیف کشورهایی با درآمد متوسط شناخته می شود و ملیون ها جمعیت آن کشور با فقر دست و پنجه نرم می کند و مساله نقض حقوق بشری اویغورها و سایر اقلیت های مذهبی-قومی یک معضل مهم امنیت ملی جمهوری خلق چین است.

    اکنون سوال اصلی که مرتب در سطح بین الملل مطرح می شود این است که آیا همزمان با افزایش قدرت اقتصادی چین و توسعه تدریجی نفوذ چین در سازمان های بین المللی، حزب کمونیست چین قادر خواهد شد که هژمونی امنیتی-سیاسی ایالات متحده را در سطح جهان به چالش بکشد؟

    این پرسش امروزه یکی از گفتمان های اصلی مجامع آکادمیک و تحقیقات ستراتیژیک جهان به خصوص ایالات متحده را تشکیل می دهد. تاهنوز در باره سیاست مبتنی بر سعادت مشترک(A future based on shared prosperity) که شعار اصلی حزب کمونیست چین است و نیز «طرح جاده و کمربند» آن کشور بیش از ۶۰۰۰ مقاله علمی نشر گردیده و صدها گفتگوهای آکادمیک در سطح انجام شده است، اما هنوز پاسخ قطعی برای آن وجود ندارد.

    یاسین صمیم

  • پایان طولانی ترین جنگ امریکا در افغانستان/آیا ارزشش را داشت؟

    پایان طولانی ترین جنگ امریکا در افغانستان/آیا ارزشش را داشت؟

    «جنگ ابدی» امریکا در افغانستان از آغازش در اول ‏این قرن تا حال، با مرگ سه فرمانده رو به پایان است. این ‏هفته اما؛ جو بایدن، قرار است رییس‌جمهوری باشد که ‏نقش ایالات متحده در این درگیری خونین و غیر قابل ‏گشایش را به پایان می‌رساند.‏

    بیست سال پس از حمله‌های یازده‌ی سپتمبر -که توسط ‏القاعده از خاک افغانستان نقشه کشیده شده بود و ‏ایالات متحده را به گورستانی از امپراتوری‌های شکست‌خورده کشاند- چندین منبع نظامی، به سی‌ان‌ان، گفتند ‏که خروج امریکا طی چند روز به پایان خواهد رسید. حدود ‏‏۱۰۰۰ سرباز، می‌توانند برای محافظت از سفارت امریکا ‏در کابل و  فرودگاه، باقی بمانند. این نقطه‌ی عطفی‌ست برای حکومت شکننده و نیروهای مسلحش که بر آنند ‏تا جنگ دایمی -که قبل از ورود امریکا آغاز شد و بعد ‏از خروجش هم ادامه خواهد داشت- را پیش ببرند.‏

    عملیات امریکایی اما که توسط رییس‌جمهور جورج ‏دبلیو بوش هنگام ویران‌شدن برج‌های دوگانه‌ی نیویورک ‏و پنتاگون آغاز شد، عملا به پایان رسیده است.‏

    از دید فراخ‌تر استراتژیک، خروج نیروها بیان‌‏کننده‌ی کم‌رنگ‌شدن پدیده‌ی جنگ در برابر تروریزم به عنوان ‏یک اولویت غالب است که به باور ایالات متحده و ‏رهبران متحدش، قرار بود اصل سازمان‌دهنده‌ی روابط بین‌‏الملل در دهه‌های آینده باشد. سال‌ها جنگ در خارج از ‏کشور، سلطه‌ی امریکا را کاهش داد و به شعله‌ورشدن ‏اختلافات داخلی دامن زد که باعث شد جای پای ‏جهانی ایالات متحده به لرزه بیفتد. دوره‌ی جدیدی که از رقابت ‏قدرت‌های بزرگ، با ظهور چین و خصومت روسیه قابل ‏تشخیص است، اکنون بیش‌تر از همه چیز واشنگتن را نگران ‏می‌کند.‏

    همه‌گیری کوید-۱۹، صدها هزار امریکایی را بیش‌تر ‏از تروریزم کشته است.‏

    پس از سال‌ها در تنگناقراردادن کامل هراس‌افگنان، ‏نبردهای تلخ زمینی، اعمار ملت، بی‌توجهی ایالات متحده و ‏سپس عزم راسخش، حملات ضدشورشی، مذاکره با طالبان و ‏سهل‌گرفتن [مذاکرات]، ایالات متحده بیرون خواهد شد ‏و بسیاری از شهرواندان، تعجب می‌کنند که چرا ‏امریکایی‌ها هنوز در افغانستان بوده ‌اند.‏

    تا زمانی که اوضاع در کابل واقعا بدتر نشود، هیچ ‏صحنه‌ای شبیه به آن چه در سایگون پس از جنگ ویتنام ‏-که چرخ‌بال‌هایی از سقف سفارت امریکا بلند شدند-، دیده ‏نخواهد شد. این درگیری به حدی ادامه یافت که ‏تعدادی از سربازان امریکایی، فرزندان خود را به ‏همان میدان نبردی اعزام کردند که خودشان رفته ‏بودند. از دید بیش‌تر شهروندان امریکا، این جنگ عمدتا پایان ‏می‌یابد؛ اما درست مثل جنگ درازمدت قبلی، هیچ ‏رژه‌ی پیروزی دیده نمی‌شود، فقط فرسودگی است، ‏مجموعه‌ای از تهاجم‌ها و برنامه‌های شکست‌خورده‌ی ایالات ‏متحده و میلی شدید سیاسی برای تسلیم‌شدن. ‏

    بوش در اکتبر ۲۰۰۱ گفت: «این مأموریت خواست ما ‏نبود؛ اما ما آن را به سر خواهیم رساند.»‏

    بعد از دو دهه، بسیاری با این پرسش رو‌به‌رو اند ‏که؛ آیا ایالات متحده به قولش عمل کرد؟ این که پاسخ‌دادن به این پرسش چرا این اندازه دشوار است، نشان می‌دهد ‏که جنگ برای آن‌ها که می‌جنگیدند و جنگ را رهبری ‏می‌کردند تا چه میزان تجربه‌ی دلهره‌آوری بوده.‏

    این عزیمت بدون سروصدا، فاقد آن نمایش مهیجی‌ است که ‏بوش را به حمله علیه طالبان و القاعده واداشت. با ‏این وجود اما، اکنون لحظه‌ی مهمی در تاریخ امریکا ‏است. بیش‌تر از ۳۵۰۰ کشته از جنگ امریکا و متحدانش، ‏بسیاری دیگر که از نظر جسمی و روحی معلول اند و ‏ده‌ها هزار نیروی امنیتی افغانستان و غیرنظامی که از ‏بین رفتند، مستحق پس‌گرفتن حساب ‌اند‎.‎

    فصل جدید ایالات متحده

    خروج امریکا پس از حملات ۱۱ سپتمبر، آخرین پیوندها ‏با سال‌های پرفرازونشیب جنگ‌های امریکا در خارج ‏از کشور را قطع خواهد کرد؛ دوره‌ای که احساس امنیت ‏کشور در قاره‌ی خود را فروپاشاند، اعتبار جهانی آن ‏را متزلزل کرده و قانون اساسی را به چالش کشید‎.‎

    بایدن به عنوان رییس‌جمهوری که «طولانی‌ترین جنگ» ‏امریکا را پایان می‌دهد، برای این پاسخ‌ها و ‏اتفاقات بعدی مسؤول خواهد بود. جنگ افغانستان به ‏حدی از اذهان عمومی محو شده است که تقاضاهای زیادی ‏برای ترک وجود ندارد؛ اما پایان جنگ‌های خارجی از ‏اعتقاداتی بوده است که ترقی‌خواهان و رأی‌دهندگان ‏دونالد ترامپ را، به هم پیوند داده است.‏

    رییس‌جمهوری که به این‌ها پایان خواهد داد، سزاوار ‏ستایش خواهد بود. این امتیاز اما این پرسش را با ‏خود به هم‌راه می‌آورد که بایدن با اهداف سیاسی پیش ‏خواهد رفت، یا اهداف استراتژیک. سپس این پرسش نیز سبز می‌شود که؛ آیا ایالات ‏متحده در قبال میلیون‌ها افغانستانی تحت حمایت که در ‏آرمان دموکراسی خود پروراند و اکنون در آستانه‌ی ‏روبه‌روشدن با دوره‌ی تاریکی تازه‌ای زیر سلطه‌ی طالبان ‏فیودال روبه‌رو استند، مسئولیت دارد؛ طالبانی که در ‏میان مصیب‌های دیگر، دختران را از رفتن به مکتب باز می‌‏دارند. در واقع، حالا واشنگتن در تلاش شتاب‌زده‌ای ‏برای خروج مترجم‌ها و افغانستانی‌های دیگری که به نیروهای ‏امریکایی کمک کردنده اند، قرار دارد. ‏

    ‏ در داخل افغانستان، طالبان در حال پیش‌روی و به‌دست‌گرفتن مناطق در سراسر کشور استند. ترس محسوسی ‏از شکست دولت وجود دارد که می‌تواند ضربه‌ی مهلکی به ‏حیثیت امریکا بزند. در حالی که انتظار می‌رود ‏نیروهای امریکایی عملیات ضدهراس‌افگنانه‌ی خود را از ‏پایگاه‌های خارج از کشور، ادامه بدهند، برخی از ‏کارشناسان نظامی، نگران استند که چنین حملاتی به ‏اندازه‌ی حضور در میدان، مؤثر نباشد. عملیات ‏استخبارتی ایالات متحده نیاز به بازسازی خواهد ‏داشت.‏

    با این وجود، همه جنگ‌های خارجی، به رضایت افراد در ‏داخل کشور بستگی دارد. برداشت منطقی از دخالت ‏ایالات متحده –در اصطلاح معروف دوران بوش «مبارزه با ‏تروریست‌ها در آن سو به ‌جای این سو»- برای نسل جدید ‏سخت است‎.‎

    بایدن، که در مقام معاون رییس‌جمهور یکی از ‏مبارزان کم‌اشتیاق در جنگ علیه تروریزم در خارج از ‏کشور بود، او این قطع ارتباط را هنگام اعلام خروج ‏نیروهای امریکا در اپریل مجراسازی کرد. ‏

    بایدن، در اتاق معاهده‌ی کاخ سفید، جایی که بوش ۲۰ سال ‏قبل عملیات جنگی را از همان نقطه آغاز کرد، به ملت ‏گفت: «ما به دلیل حمله‌ی وحشت‌ناکی که ۲۰ سال پیش رخ ‏داده بود، به افغانستان رفتیم. این اما نمی‌تواند ‏توضیحی برای باقی‌ماندن در سال ۲۰۲۱ داشته باشد.»‏

    آیا ارزشش را داشت؟

    ‏ ‏این پرسش که آیا جنگ ارزشش را داشت، از نمای بخش ‏شصتم قبرستان ملی آرلینگتون -که صفوف کشته‌شدگان ‏جنگ‌های پس از یازدهم سپتامبر را در سینه خود جا ‏داده-، با آن چه در اتاق فکر بال غربی -ویست وینگ- ‏یا واشنگتن استريال تفاوت دارد.‏

    آن امریکایی‌های شجاعی که در اوایل جنگ از بین ‏رفتند، بیهوده نمردند.‏

    برای شروع، جنگ موفقیت‌آمیز بود. طی چند هفته، ‏القاعده به درک واصل شد. رویاهای دموکراسی پس از ‏نابودی طالبان توسط نیروهای ایالات متحده و اتحاد ‏شمالی برانگیخته شد. هرچند اسامه بن لادن یک دهه‌ی ‏دیگر هم زنده ماند تا این که آخرسر ایالات متحده ‏انتقام خود را از او در مخفی‌گاه پاکستان گرفت و ‏حملات هراس‌افگنانه‌ی گسترده‌ای که ترس رهبران ایالات ‏متحده را بر انگیخت، هرگز عملی نشد.‏

    اما هنگامی که دولت بوش توجه خود را به عراق متمرکز کرد، مبارزه کم‌رنگ شد و طالبان دوباره مجال تشکیل ‏گروه را یافتند. از آن به بعد، حملات و برنامه‌های ‏جدید امریکا برای ساختن نیروهای افغانستانی آشکار شد که ‏هیچ‌کدام موفقیت چشم‌گیری به دست نیاورد.‏

    اسناد محرمانه‌ی منتشرشده توسط واشنگتن‌پست در سال ،‏‏۲۰۱۹ نشان می‌دهد که مقامات ارشد امریکایی، ‏نتوانسته ‌اند در مورد جنگ با خود امریکایی‌ها واضح ‏باشند. آن‌ها دست به ارزیابی‌های خوش‌بینانه‌ای می‌زدند که ‏خود می‌دانستند نادرست است.‏

    به گزارش این روزنامه: «مقامات امریکایی تصدیق ‏کردند که استراتژی‌های جنگی آن‌ها بسیار ناقص است و ‏واشنگتن مبالغ هنگفتی روی تلاش برای بازسازی ‏افغانستان به یک کشور مدرن هدر داد.”»

    برای سال‌ها، افغانستان جنگی بود که ایالات متحده ‏توانایی پرداخت مالی آن را نداشت؛ اما آن چه فکر می ‌کرد این بود که توانایی مالی ترک آن را ندارد. ‏بایدن اما تصمیم برگشت‌ناپذیر خود برای پیش‌برد ‏مسؤولیت ترک‌کردن کشور که ترامپ آغازش کرده بود را ‏ادامه داد.‏

    بایدن در اپریل پرسیده بود: «زمان مناسب ترک‌کردن ‏کی خواهد؟ یک سال بعد؟ دو سال بعد؟ ده سال بعد؟ ده، ‏بیست، سی میلیارد دالر بیش‌تر بر میلیاردها دالری ‏که تا همین حالا مصرف شده، بیفزاییم؟”»

    بیشترین تردید‌هایی که رییس‌جمهورها با آن روبه‌رو ‏می‌شوند، تصامیم بد استند.‏

    اگر دولت کابل سقوط کند و مردم سلاخی شوند، این‌ها ‏همه زیر انظار بایدن خواهد بود. اگر دیپلمات‌های ‏ایالات متحده در یک قتل سیاسی که پلیس‌های تضعیف‌شده ‏مقصر آن دانسته می‌شوند، بمیرند، او با فاجعه‌ای ‏انسانی و سیاسی روبه‌رو خواهد شد.‏

    خطر لانه‌کرده در افغانستان پساایالات متحده، خطر ‏جدی‌ای است. جنرال آستین میلر، فرمانده ارشد امریکا ‏در افغانستان، روز سه‌شنبه به نیویورک‌تایمز، گفت ‏که جنگ داخلی می‌تواند [محتمل] باشد و این «باید ‏برای جهانیان نگران‌ننده باشد.» ‏

    پس از دهه‌ی ۱۹۸۰، هنگامی که ایالات متحده به ‏افغانستان پشت کرد و پس از مسلح‌کردن نیروهای ‏مجاهدین برای شکست‌دادن نیروهای شوروی، زمینه‌ی ظهور ‏پناه‌گاه هراس‌افگنانه‌ی هرج‌ومرج طلب را فراهم کرد، ‏کارشناسان خطر غافل‌شدن از کشور را هشدار می‌دهند. ‏نیروهای شاهین –هاوک- امنیت ملی به عقب‌نشینی بارک ‏اوباما از عراق و متعاقبا ظهور داعش به عنوان یکی ‏از داستان‌های هشداردهنده، اشاره می‌کند.‏

    جنرال متقاعد، دیوید پتریوس، رییس سابق سی‌آی‌ای ‏که فرماندهی نیروهای امریکایی در افغانستان و عراق ‏را به عهده داشت، گفت که او اکنون تهدیدی برای وطن ‏نمی‌بیند. هرچند، او در روز دوشنبه در به واشنگتن‌پست گفت که این گروه «هیچ نشانه‌ای از قطع رابطه با ‏القاعده» را بروز نداده ‌است.‏

    آنتونی بلینکن، وزیر خارجه‌ی امریکا، روز سه‌شنبه در ‏مصاحبه‌ای با ‏RAI TG1‎‏ گفت: «القاعده در افغانستان ‏در حال حاضر تهدیدی واقعی برای ایالات متحده، ‏ایتالیا، یا هیچ کشوری دیگری حساب نمی‌شود.»‏

    این استدلال که ایالات متحده برای جلوگیری از ظهور  ‏یک پناه‌گاه تروریستی جدید باید در کشور بماند، این ‏واقعیت را زیر سایه‌ی خود قرار می‌دهد که افراط‌گرایان از بسیاری از کشورهای شکست‌خورده در سراسر ‏جهان فعالیت می کنند و بدون پادگان‌های عظیم نظامی ‏از ایالات متحده هدف قرار می‌گیرند.‏

    چنین منطقی به بایدن کمک کرد تا در سخن‌رانی اپریل ‏خود، نتیجه بگیرد که پامریکا از زمان مرگ بن لادن و ‏انحطاط القاعده، به اهداف مشخص خود رسیده است، قبل ‏از این که اضافه کند: «حالا زمان پایان‌دادن به جنگ ‏ابدی است.»‏

    سی ان ان

    ترجمه: صبح کابل

  • به فرض که ما طالب را قبول کردیم از کجا معلوم که آنها ما را قبول کنند

    به فرض که ما طالب را قبول کردیم از کجا معلوم که آنها ما را قبول کنند

    ما هم به خدا قسم دوست داریم در کشور ما یک دولت اسلامی عدالت پیشه باشد، امنیت کامل باشد، دیگر درمسیر راه کشته نشویم زنده ذبح و پوست نشویم، درتابستان کوچی تمام علف مراتع ما را نخورند، رشوه خاری نباشد ،ما هم در سرنوشتمان سهیم باشیم ،مذهب ما رسمی باشد دیگر در دانشگاه مدرسه و مسجد کشته نشویم، دراداره  و دادگاه و اجتماعات توهین و تحقیر نشویم، به خدا قسم ازجنگ و نا امنی خسته شده ایم، ازفقر بی کاری بی چارگی جان به لب شدیم،  ازمهاجرت در راه پاکستان وایران و اروپا خسته شدیم، دوست داریم همه اهل افغانستان یک زندگی برادروار و مسالمت امیز و احترام متقابل کنارهم مثل بقیه کشورها ومردم دنیا داشته باشیم و یک زندگی عاری ازتعصب وخشونت، تبعیض، آدم کشی داشته باشیم!

    چه کنیم که نمی شود فکرکنم این آرزو را به گور ببریم!

    شیعیان چون که در موضع ضعف قرار دارند از خدایشان است که طالبان آنها را به عنوان یک مسلمان در کنارشان قبول کنند. پای لخت از خدا چه می خواهد، کفش!

    اگر گفت خب حالا که ما حاکم شدیم شما یا از نو کلمه بخوانید یا جزیه بدهید، یا دسته جمعی کوچ کنید، یا دسته جمعی قتل عام بشید یا یک زندگی ذلت بار که همه نوع آزادی سلب شده باشد نه در قدرت شریک باشید، نه در مملکت کاره ای باشید نه درصدا و سیما حق شبکه رادیو و تلویزیون داشته باشید نه حق احزاب رسمی به عنوان حق سیاسی داشته باشید! این که نشد زنگی، نشد هموطن، این که نشد مسالمت امیز زنگی کردن این که نشد دوستی و روابط حسنه!

    دلم می خواهد داد بکشم از این همه بدبختی و ظلم و نفهمی، هردو طرف به سمت یک قبله نمازمی خواند، خدای واحد را قبول دارند، یک کتاب، یک پیامبر، یک بهشت و جهنم را قبول دارند با هم می جنگند هر دو طرف هم شهید می شوند؟!!!!!!!

    برعلیه همدیگر فتوای جهاد می دهند همدیگر را کافر می خوانند و مستحق جهنم!

  • احمد سعیدی: اجماع ملی و تقویت روحیه نیروهای امنیتی می تواند ما را در جنگ پیروز کند

    احمد سعیدی: اجماع ملی و تقویت روحیه نیروهای امنیتی می تواند ما را در جنگ پیروز کند

    این روزها جنگ در افغانستان به اوج خود رسیده و طالبان یکی پس از دیگری ولسوالی ها را تصرف می کنند. نیروهای امنیتی و دفاعی نیز به کمک نیروهای بسیج مردمی همچنان به جنگ با طالبان مصروف هستند.

    احمد سعیدی، کارشناس مسائل سیاسی، طی مطلبی در فیس بوک خود خطاب به رئیس جمهور غنی می گوید:« سلام آقای غنی رئیس جمهور! می خواهم بدون مقدمه چند نکته اساسی و ضروری را برای شما یاد آورم شوم که امیدوارم جدی بگیرید.

    اگر میخواهید از دست گروه های دهشت افگن و تروریستان خدا نشناس هم خودت زنده بمانی و هم مردم افغانستان نفسی به راحتی بکشند، عجالتاً دو راهکار را برایتان پیشنهاد می نمایم:

    ۱- در قدم نخست از جا طلبی، خود خواهی و قدرت نمایی بگذرید، و به هر قیمت که میشود با یک اجماع ملی که اکثریت آن شخصیت های تاثیر، گذار، احزاب و گروه های مختلف وطندوست حضور داشته باشند و صلاحیت تصمیم گیری را نیز داشته باشد کنار بیایید این اجماع میتواند برای سلامت نظام و مردم افغانستان خیلی موثر واقع گردد.

    اگر بزودی دست بکار نشوید و این اجماع را تشکیل ندهید آینده خیلی تاریک در انتظار نظام و مردم افغانستان خواهد بود.

    همان طوریکه برای مسلمانان نماز و روزه فرض است ولی در شرایط موجود برای حکومت و مردم افغانستان اتحاد، اتفاق، همبستگی و تشکیل یک اجماع ملی فرض دانسته می شود.

    ۲- پشتیبانی، تقویت و روحیه دادن قوت های مسلح برای همه ما یک فرض است. چون قوت های مسلح در بدل خون و جان خود از این وطن دفاع میکنند و برای آرامش ما سینه های خود را سپر میسازند. باید هر چه زودتر قوت های مسلح کشور تشویق و به فامیل هایشان کمک غذایی و امکانات اقتصادی صورت بگیرد تا نیرو های مسلح ما با خیال راحت در مقابل دشمن بجنگند.

    معاش قوت های مسلح به استثنای نیرو های کوماندو خیلی کم و نا چیز است در بعضی ادارات نظامی تا دو الی سه ماه معاشات شان به وقت معین نمی اجرا نمیشود.

    میدانیم شاید مسئولین به شما بگویند بودجه و امکانات مالی نداریم که معاشات قوت های مسلح را اضافه سازیم، ولی اگر شما و مسئولین تان بخواهید از جمله اضافه تر از ۳۰۰ مشاور که جناب شما دارید و از جمله اضافه تر از ۲۰۰ مشاور که آقای داکتر عبدالله دارد و یک تعداد مشاورین که در وزارت خانه ها که وظیفه ی شان تنها خوردن نوشیدن و معاش گرفتن است تمام امکانات از قبیل موتر و محافظین امنیتی در اختیار شان قرار داده شده است ۸۰ فیصد معاشات تمام این مشاورین را به قوت های مسلح تخصیص بدهید.

    ۳ – در چنین شرایط حساس و بحرانی موجودیت بعضی ادارات ضروری دانسته نمیشود بطور مثال وزارت امور پارلمانی و کمیسیون مستقل انتخابات و بعضی ادارات دیگر که با چند کارمند هم میشود مشکل را حل سازند.

    به باور من دیگر به وزارت، معینیت و تشکل زیاد ضرورت نیست، و همچنین ادارات که بنام صلح در سر تا سر افغانستان بشمول کابل ایجاد گردیده باید لغو شوند چون نه صلح آوردند و نه آرامش، تمام کارمندان شان باید تنقیص گردد.

    در ضمن هیئت که ۱۱ ماه میشود در قطر سر گرم عیش و نوش اند فقط معاش و امتیاز میگیرند آیا در کشور صلح را تامین کردند؟ آیا جنگ جنگ کاهش یافت؟ آیا این هیات ارزش همینقدر مصارف هنگفت را دارد؟ که بنام صلح به مصرف برسد؟

    جناب آقای غنی اگر واقعاً سربازان را فرزند خود میدانید از معاش نازدانه های که در داخل ارگ هستند و معاش پنج هزار و ده هزار دالری میگیرند که خداوند زهر شان کند کم کنید و به معاشات نیرو های امنیتی افزود کنید.

    نزد خداوند التماس میکنم که بعد از این در چنین شرایط حساس مشاورین و این و آن اگر از ۵۰۰ الی ۱۰۰۰ دالر بیشتر معاش بگیرند خداوند زهر شان بگرداند و کفن اولاد های شان شود.