دسته: مصاحبه و گزارش

  • عاصم عمر، رهبر القاعده برای شبه قاره هند که بود و چگونه کشته شد؟

    عاصم عمر، رهبر القاعده برای شبه قاره هند که بود و چگونه کشته شد؟

    ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان تایید کرد که عاصم عمر رهبر القاعده برای شبه قاره هند در عملیات مشترک نیروهای امنیتی افغان و امریکایی در ولسوالی موسی‌قلعه ولایت هلمند کشته شده است.

    در خبرنامه ریاست عمومی امنیت ملی که روز سه‌شنبه (16 میزان) به نشر رسید آمده بود عاصم عمر، هفده روز پیش زمانی که در یک مخفیگاه طالبان در ولسوالی موسی‌قلعه به سر می‌برد هدف قرار گرفت.

    اما عاصم عمر که بود؟ با القاعده چه‌زمانی و چگونه رابطه پیدا کرد؟ چه وقت به افغانستان آمد؟ برای طالبان چقدر مهم بود و عملیات که منجر به کشته شدن او شد چگونه برنامه ریزی شده بود؟
    یک منبع امنیت ملی به شرط افشا نشدن نامش در این باره به رادیو آزادی معلومات داده است.

    “عاصم عمر” کی بود؟

    عاصم عمر پاکستانی هندی‌الاصل بود، یعنی در هند تولد شده بود، اما خانواده‌اش به ایالت سند پاکستان مهاجر شدند، وی 53 سال عمر داشت و بیشتر عمرش را در کراچی پاکستان سپری کرده بود.
    منبع گفته که بر اساس معلومات امنیت ملی، عاصم دو خانم دارد، که هر دو پاکستانی هستند، اما خانمی که با وی به افغانستان آمده است، ‘بی بی ثروت’ نام دارد، اما منبع در مورد فرزندان و دیگر اعضای خانوادۀ عاصم عمر جزئیات بیشتر ارائه نکرد.

    رابطه عاصم عمر با القاعده

    عاصم عمر نخست با گروه‌های تروریستی در پاکستان رابطه پیدا کرد، وی نخست با حزب مجاهدین و بعدا با گروه تروریستی لشکر طیبه همکار بود، وی تمام شرایط عضویت در گروه القاعده را پیدا کرد بود و چون که حزب مجاهدین و لشکر طیبه با گروه القاعده رابطه نزدیک داشت و کمک مالی می‌کرد، به زودی به این گروه پیوست.
    منبع می‌گوید ، عاصم عمر در گروه القاعده به‌خاطر پیدا کردن نفوذ بیشتر و داشتن روابط خوب با اسامه بن لادن رهبررکشته شده پیشین القاعده در سال 2014 میلادی از سوی ایمن الظواهری رهبری فعلی این گروه به حیث رهبر شبه‌ جزیره هند تعیین شد.
    منبع می‌گوید، او آموزش‌های تروریستی را در پاکستان فرا گرفته بود، در کنار لشکر طیبه و حزب مجاهدین در پاکستان با شبکۀ حقانی نیز نزدیکی زیاد داشت.

    رابطه وی با طالبان و آمدنش به افغانستان

    منبع امنیت ملی می‌گوید، طالبان و القاعده باهم روابط بسیار نزدیک و پیچیده دارند، به گفتۀ منبع، روابط میان دو طرف درسال 2001 میلادی از آدرس نهادها بود، اما آهسته آهسته این روابط بسیار نزدیک شد، به این معنا که میان فرماندهان طالبان و القاعده به‌شمول قاچاق، داد و گرفت پول، حتٰی به خویشاوندی مبدل گردید.
    منبع می‌گوید که شماری از فرماندهان القاعده و طالبان در این فکر اند که هرگاه رهبر طالبان قطع روابطش را با القاعده اعلام و برضد این گروه سلاح بردارد، این تماس‌ها قطع نخواهد شد.
    منبع می‌افزاید، پس از تعیین شدن عاصم عمر به حیث رهبرشبه جزیره هند در سال 2014 میلادی، وی تلاش کرد که به افغانستان بیاید و طالبان زمینه آمدنش را فراهم کردند، تا جایی که وی در سال2015 میلادی به افغانستان آمده و در ولایت‌های غربی افغانستان بودوباش می‌کرد.
    منبع می‌گوید ، بستر بزرگ القاعده، مراکز آموزش تروریستان و مراکز جلب و جذب آن بیشتر در حوزه جنوبی و جنوب غربی یعنی ولایات هلمند، زابل، کندهار، فراه، غزنی و نمیروز می‌باشد.
    به قول منبع امنیت ملی، عاصم عمر روابط خود را از آدرس شورای کویته با طالبان قوی ساخته و در ایجاد این روابط ملا گل آغا مسئول مالی شورای کویته، صدر ابراهیم مسئول ایجاد روابط میان شورای کویته و ایران و ملا نعیم بریس نقش مهم را بازی کرد.
    منبع می‌افزاید، عاصم عمر به همین گونه با ملا مزمل که معاون وزارت دفاع طالبان می‌باشد و دو روز قبل در غزنی کشته شد رابطه نزدیک داشت، تاجایی که به زور پول این افراد را به طرف خود کشانده بود.
    منبع می‌گوید، عاصم عمر در سقوط ولایت غزنی و در کنار آن در حمله اخیر ولایت فراه دست داشت و تعدادی از افراد مسلح خود را که وی کماندو می‌خواند، به انجام این حمله فرستاده بود
    این منبع امنیت ملی می‌گوید، حالا هم طالبان با گروه القاعده رابطه نزدیک دارد و از منابع مالی آن نفع می‌برد ، به گفته منبع، فرهنگ جنگ طالبان از گروه القاعده است و اولین آموزش حملات انتحاری را همین گروه داده است.
    منبع می‌افزاید، طالبان فکر نمی‌کنند که القاعده جانشین شان شود، بخاطریکه در فرهنگ جنگی این گروه که نگرفتن قدرت است، باور دارد پس به همین خاطر می‌خواهد با آن در نزدیکی قرار داشته و تنها از منابع مالی و دیگر بخش‌های آن نفع ببرد.

    پلان عملیات بر ضد عاصم عمر

    منبع امنیت ملی می‌گوید ، آنها اخیراً معلومات موثق دریافت کردند که عمر در ولسوالی‌های دیشو، موسی‌قلعه و خانشین ولایت هلمند تحرکات دارد، اما معلومات اخیر ثابت ساخت که وی در موسی قلعه زندگی می‌کند.
    منبع می‌گوید، هدف این عملیات در کنار عاصم عمر، از بین بردن ابوریحان کسی که میان ایمن الظواهری و عمر روابط ایجاد می‌کرد و شماری از قوماندان القاعده و طالبان که مدنی، قریشی و‌ کرامت بودند نیز بود.
    منبع می‌گوید که برای بازداشت این افراد دو نوع عملیات پلان شده بود، رفتن نیروهای خاص امنیت ملی از طریق زمین به منطقه و حمله از طریق هوا بود.
    منبع می‌افزاید، نیروهای خاص امنیت ملی به تاریخ 31 سنبله ساعت ده بجه شب در منطقه خاکساری ولسوالی موسی قلعه داخل شدند، جایی که عاصم عمر و همکارانش در آن جا پنهان شده بودند، اما با داخل شدن این نیروها مخالفان مسلح دست به درگیری زدند و آنها نیز مجبور شدند که حمله کنند.
    به قول منبع، به اساس معلومات آنها در این منطقه دو عروسی بود که یکی آن از اعضای خانواده یک قوماندان طالبان بود به همین خاطر شماری از افراد مسلح به کمک عاصم عمر و همکارانش به منطقه رسیدند ، اما نیروهای امنیتی افغان حمله کردند و در نتیجه به شمول عاصم عمر، ابوریحان، مدنی، قریشی و کرامت کشته شدند.
    این عملیات تا ساعت 9 صبح اول میزان ادامه یافت و در نتیجه برعلاوه کشته شدن این افراد، 15 طالب دیگر نیز کشته شدند.
    منبع می‌افزاید به همین ترتیب هشت نفر مرد و شش نفر زن به شمول زن عاصم عمر بی بی ثروت گرفتار شدند.
    افراد بازداشت شده هنوزهم در بند امنیت ملی افغانستان بسر می‌برند.
    این در حالی است که گروه طالبان کشته شدن عاصم عمر رهبر القاعده برای شبه جزیره هند را رد و آن را تبلیغ حکومت افغانستان خوانده است.

    روسله یاسینزی عثمانی

  • وزارت خارجه مجری سیاست هایی است که از سوی حکومت اعلام می شود

    وزارت خارجه مجری سیاست هایی است که از سوی حکومت اعلام می شود

    در حالی که پیش از این سخنگوی وزارت امورخارجه تأکید کرده بود که افغانستان امسال ضعیف‌ترین حضور خود را در نشست مجمع عمومی سازمان ملل داشت، معین سیاسی این وزارت می‌گوید، حضور هیأت افغانستان در ۷۴مین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد پررنگ بوده و این هیأت در تمامی نشست‌ها مخصوصا نشست‌هایی که موضوع آن افغانستان بوده، حضور داشته است.

    ادریس زمان روز شنبه(۱۳میزان) در نشست خبری تشریح سفر هیأت افغانستان در نشست مجمع عمومی سازمان ملل و در واکنش به سخنان صبغت احمدی، سخنگوی وزارت خارجه تصریح کرد: “وزارت خارجه مجری سیاست خارجی است که از سوی رییس‌جمهور و دیگر نهادها ساخته می‌شود و هرنوع اظهار نظر در مخالفت با این سیاست، دیدگاه شخصی آن فرد را می‌رساند. در وزارت خارجه، دو دستگی وجود ندارد. به همین لحاظ است که پس از این، من به گونه مستمر با رسانه‌ها خواهم بود”.

    او گفت: “نشست خبری آقای احمدی را ندیدم، اما چیزی که من می‌گویم، موقف افغانستان است.”

    سخنگوی وزارت خارجه چندی قبل در یک کنفرانس خبری گفته بود: “مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بیست و چهارم سپتامبر آغاز شده بود و هیئت افغانستان زمانی به نیویارک رسید که تقریبا تمامی هیات‌های دیگر کشورها نیویارک را ترک کرده بودند و متأسفانه افغانستان، امسال ضعیف‌ترین حضورش در سازمان ملل متحد را تجربه کرد.”

    واکنش سخنگوی ریاست جمهوری

    صبح امروز نیز صدیق صدیقی، سخنگوی رییس‌جمهور در یک پیام توییتری در مورد اظهارات سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد: “آخرین اظهارات سخنگوی وزارت امورخارجه در مورد دیدار طالبان و پاکستان یا روند صلح منعکس‌کننده نظرات دولت افغانستان نیست؛ بلکه این اظهارات شخصی وی است.”

    به گفته وی، سیاست‌های صلح افغانستان توسط ریاست جمهوری اعلام شده و اظهارات اخیر سخنگوی وزارت خارجه در مورد صلح، منعکس‌کننده نظرات دولت افغانستان نیست.

    این در حالی است که علاوه بر سخنان صبغت احمدی در مورد چگونگی شرکت هیأت افغانستان در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، وی در مورد سفر هیأت طالبان به پاکستان نیز گفته است: “احتمالأ ما به‌زودی شاهد از سرگیری گفت‌وگوها میان طالبان و طرف‌های دیگر و جمهوری اسلامی افغانستان باشیم”.

    وی افزوده که “صلح از اولویت‌هاست، صلح نیاز مردم افغانستان است و ما باید یک روزی به صلح برسیم. طبیعتا از تلاش هر کشور استقبال می‌کنیم. امیدوار هستیم پاکستانی‌ها به خاطر کشانیدن طالبان به میز مذاکره این‌بار با دولت افغانستان رو راست و عملی کار بکند.”

    تمام راه‌های منتهی به صلح از کابل می‌گذرد

    ادریس زمان در ادامه نشست خبری امروز خود در کابل در مورد روند صلح کشور و سفرهای منطقه‌ای طالبان گفت: “صلح اولویت رییس‌جمهور و خواست اصلی مردم است و افغانستان صلحی می‌خواهد که مالکیت و رهبری آن را به عهده داشته باشد و صلحی که به رهبری افغانستان نباشد، نتیجه‌بخش نخواهد بود، بلکه منجر به ناکامی است.

    او با یادآوری از سفر شماری از سیاسیون افغانستان به پاکستان افزود، تمام راه‌های منتهی به صلح از کابل می‌گذرد و دور زدن حکومت افغانستان توسط افراد و نهادها، جز سر افکندگی به افراد و نهادها، چیزی دیگری در قبال ندارد.

    معین سیاسی وزارت خارجه خاطرنشان کرد، قبل از آغاز مذاکرات، طالبان باید دست از خشونت بکشند و صلح نمی‌تواند موازی با خشونت نتیجه دهد .

    به گفته او، حکومت پاکستان با وجود تعهد عمران خان، نخست‌وزیر این کشور مبنی بر از بین بردن لانه‌های تروریزم در خاک آن کشور، هیچ‌گونه نقش عملی در راستای صلح افغانستان نداشته و تا زمانی که این لانه‌های ترورزیم در کشورهای همسایه فعال باشد؛ هر روز مردم افغانستان را قربانی می‌کند و صلح تامین نمی‌شود.

    زمان تاکید کرد: “اشتراک مردم در انتخابات نشان داد که اسلامیت، جمهوریت، آزادی بیان، قانون اساسی و دست‌آوردهای چند سال گذشته خطوط قرمز آنان است و ما یک اینچ هم از این خطوط در جریان گفتگو عدول نمی‌کنیم .

    او ادامه داد، صلح زمانی نتیجه می‌دهد که طالبان وارد گفتگوهای رو در رو با حکومت افغانستان شود؛ دولت افغانستان بر اساس تمام قوانین، دولت مشروع است و یگانه مرجع پیش برنده مذاکرات در کشور.

    معین سیاسی وزارت خارجه در مورد سفرهای اخیر طالبان به کشورهای منطقه گفت، گفتگوی طالبان و نمایند‌گان امریکا در پاکستان درباره رهایی شهروندان امریکایی که در قید طالبان است، بوده، نه گفت‌وگوهای صلح.

    او همچنان تاکید کرد: “سفر طالبان به کشورهای دیگر جز جرات بخشیدن به این گروه تروریست، هیچ نتیجه‌ای در پی نداشته است.”

    زمان ادامه داد: “هر لحظه‌ای که حکومت افغانستان بخواهد، می‌تواند پاسپورت‌های طالبان را پس بگیرد و جلو رفتن آن‌ها را به کشورها بگیرد و نیز تعزیرات را بر آنان برگرداند، اما حکومت افغانستان برای تسهیل گفت‌وگوهای صلح این امکانات را در اختیار طالبان قرار داده‌است”.

  • کارشناسان: احتمال تشکیل دولت موقت هنوز وجود دارد

    کارشناسان: احتمال تشکیل دولت موقت هنوز وجود دارد

    بر اساس گزارش‌ها، مقامات امریکایی و نمایندگان طالبان پس از لغو مذاکرات صلح به دستور ترامپ، بار دیگر در پاکستان دیدار کردند. گفته می‌شود این دیدار غیررسمی بوده است.

    یک مقام ارشد پاکستانی به خبرگزاری رویترز گفت ملاقات کوتاه میان زلمی خلیل‌زاد نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان و هیئت طالبان که در اسلام‌آباد به سر می‌برد، انجام شده ولی جزئیات آن در دست نیست.

    در همین حال شماری از آگاهان امور سیاسی کشور بر این باورند با آغاز دوباره مذاکرات میان امریکا و طالبان، تشکیل حکومت موقت در افغانستان حتمی است.

    آستانه‌گل شیرزاد؛ آگاه مسایل سیاسی در صحبت با خبرگزاری جمهور گفت:” امریکایی‌ها دنبال تامین منافع‌شان در افغانستان اند و اگر طالبان در منافع امریکا در افغانستان مانع ایجاد نکنند و رابطه شان را با گروه‌های تروریستی قطع کنند، در این صورت احتمال حکومت موقت هم موجود است”.

    وی بیان داشت:” ظاهر امر نشان می‌دهد که امریکایی‌ها از یک سوی خواهان حفظ ارزش‌های 18 ساله در افغانستان است و از سوی هم خواهان تامین صلح و ختم جنگ، در این صورت باید حکومتی را تشکیل بدهد که با خواست طالبان همخوانی داشته باشد.”

    آقای شیر زاد با بیان اینکه طالبان باورمند به انتخابات نیستند بلکه خواهان امارات اسلامی گفت:” یگانه راه رسیدن به صلح پایدار نیز این است که حکومت افغانستان با هماهنگی امریکایی‌ها، سیاسیون افغانستان و طالبان حکومتی را تشکیل دهند که چهره همه جوانب در آن نمایان شود این امرتحقق نمی‌یابد جز تشکیل حکومت موقت.”

    این آگاه مسایل سیاسی می‌‎گوید:” به احتمال قوی امریکایی‌ها به خاطرتامین منافع شان در افغانستان و ختم جنگ با به بحران بردن نتایج انتخابات ششم میزان؛ حکومت موقت را در افغانستان تشکیل دهد و باز هم تاکید می‌کنم این یک احتمال است”.

    پیش از این وحید مژده آگاه مسایل سیاسی نیز در مصاحبه با خبرگزاری جمهور گفته بود:”برآیند انتخابات ریاست جمهوری ششم میزان تامین کننده خواست امریکایی‌ها و طالبان که همانا تشکیل حکومت موقت در افغانستان است، می‌باشد”.

    وی گفته بود:” امریکایی‌ها در افغانستان خواهان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نبودند بلکه خواهان حکومتی بودند که همه جناح‌های درگیر جنگ در آن سهم داشته باشند… آقای محمد اشرف غنی به منظور تداوم قدرت خود تاکید بر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری کرد اما برآیند این انتخابات غنی و عبدالله را به قدرت نخواهد گذاشت.”

    وی گفته بود:” حالا به وضوح دیده می‌شود هدفی را که امریکایی‌ها قبل از برگزاری انتخابات (حکومتی که طالبان در آن حضور داشته باشند) دنبال می‌کرد آن ر را با برگزاری انتخابات ششم میزان حصول خواهد کرد.”

    از سوی دیگر، اکبر جان فولاد، آگاه مسایل سیاسی در مصاحبه با خبرگزاری جمهور؛ نشست زلمی خلیل زاد با نمایندگان طالبان در پاکستان را خلاف اصول دیپلوماتیک خواند و گفت:” این نشست یک توطیه علیه حکومت افغانستان توسط امریکایی‌ها و پاکستان است.”

    وی تصریح کرد:” 80 درصد جنگجویان طالبان پاکستانی اند و طالبان و امریکایی‌ها به دنبال تامین منافع پاکستانی‌ها در افغانستان است و پاکستانی‌ها هم خواهان یک حکومتی قوی در افغانستان نیست بلکه خواهان حکومتی است که تحت فرمان آنها باشد لذا برای رسیدن به این هدف در افغانستان تلاش می کنند.”

    وی بیان داشت اگر حکومت افغانستان دست به کار نشود و گفتگو‌ها به همین شکل ادامه پیدا کند نتیجه آن جز تامین منافع آی اس آی پاکستان در افغانستان چیز دیگری نخواهد بود.

  • نظارت از رای یا به چالش‌کشاندن نتیجه‌ی انتخابات؟

    نظارت از رای یا به چالش‌کشاندن نتیجه‌ی انتخابات؟

    شماری از نهادهای جامعه‌ی مدنی مرتبط به انتخابات می‌گویند که فهرست‌ها و اطلاعات ارائه‌شده «خیالی» می‌باشد و نمی‌تواند از چگونگی روند رأی‌دهی نظارت کنند. یوسف رشید، رییس اجرایی مؤسسه‌ی انتخابات آزاد و عادلانه‌ی افغانستان (فیفا) می‌افزاید که این معلومات از سوی شهروندان کشور و اعضای ستادهای انتخاباتی به گونه‌ی «غیرمسئولانه» به نشر می‌رسد و سبب تشنج در کشور می‌شود.

    همزمان با پایان مرحله‌ی رأی‌دهی انتخابات ریاست‌جمهوری کشور، شماری از اعضای ستادهای انتخاباتی و رأی‌دهندگان پیوسته فهرستی از نتایج رأی‌دهی مراکز انتخاباتی را در شبکه‌های اجتماعی نشر می‌کنند. از سویی هم، کمیسیون مستقل انتخابات با پایان روند رأی‌دهی از کاربران و شهروندان کشور خواست که از نشر هرگونه آمار در مورد رأی خودداری کنند.

    محمدرفیع رفیق صدیقی، رییس کمیته‌ی رسانه‎‌های این کمیسیون که روز شنبه (ششم میزان) در یک کنفرانس خبری در کابل صحبت می‌کرد، گفت که معلومات و آمارهای ارائه‌شده اکثرا «جعلی»، «نامنظم» و «نادرست» است. او تأکید کرد که ارائه‌ی این معلومات سبب لطمه‌زدن در مشروعیت و اعتبار انتخابات می‌شود: «خواست ما از شهروندان، جریان‌های سیاسی، نهادهای مدنی و نامزدان انتخابات ریاست‌جمهوری کشور این است که خبرهای جعلی و نادرست را به نشر نرساند.»

    انتخابات ریاست‌جمهوری با رقابت ۱۳ نامزد به‌شمول، محمداشرف غنی و عبدالله عبدالله دو روز پیش در تاریخ ششم میزان در سراسر کشور برگزار شد. اسدالله خالد و محمدمسعود اندرابی در پایان روز انتخابات در یک کنفرانس مشترک خبری اعلام کردند که این انتخابات به‌رغم تهدیدات امنیتی و مشکلات لوجیستیک از مجموع پنج‌هزار و ۳۷۳ مرکز تثبیت‌شده از سوی کمیسیون انتخابات صرفا در ۴۶۸ مرکز برگزار نشده است.

    پس از اعلام پایان رأی‌دهی، کاربران شبکه‌های اجتماعی اما به‌صورت مداوم عکس‌هایی از فهرست تعداد آرای ریخته‌شده در صندوق‌های رأی‌دهی را به نشر می‌رسانند. حتا در موارد شماری از اعضای ارشد ستادهای انتخابات و کارمندان بلندرتبه‌ی دولتی نیز دست به نشر این فهرست‌ها زده‌اند.

    نظارت یا به چالش‌کشاندن نتیجه‌ی انتخابات؟

    فرهاد کاووسی، از باشندگان کابل که عکس‌هایی از فورمه‌های نتایج آرا در چندین مرکز رأی‌دهی را در صفحه‌ی فیسبوک‌اش بارگیری کرده است،‌ می‌گوید که این فهرست‌ها واقعی است و هدف از این کارش نیز جلوگیری از تقلب در روند انتخابات و نظارت بر این روند می‌باشد. آقای کاووسی می‌افزاید که آنان در مقایسه با این فهرست‌ها نتایج نهایی انتخابات را اعتباردهی می‌کنند.

    اما شماری از نهادهای جامعه‌ی مدنی مرتبط به انتخابات می‌گویند که فهرست‌ها و اطلاعات ارائه‌شده «خیالی» می‌باشد و نمی‌تواند از چگونگی روند رأی‌دهی نظارت کنند. یوسف رشید، رییس اجرایی مؤسسه‌ی انتخابات آزاد و عادلانه‌ی افغانستان (فیفا) می‌افزاید که این معلومات از سوی شهروندان کشور و اعضای ستادهای انتخاباتی به گونه‌ی «غیرمسئولانه» به نشر می‌رسد و سبب تشنج در کشور می‌شود.

    رییس اجرایی فیفا همچنان با اشاره به نقش نظارتی بایگانی این فهرست‌ها می‌افزاید: «نشر این فهرست و اطلاعات مبتنی بر اشتراک رأی‌دهندگان و تعداد آرای ریخته‌شده به نفع نامزد خاصی، نمی‌تواند روند بررسی و اعلام نتایج انتخابات را نظارت کنند. نظارت از مراحل مختلف روند انتخاباتی صرفا از طریق طی مراحل قانونی آن امکان‌پذیر است و در غیر آن، این موضوع بهانه‌ای برای تشنج‌کردن وضعیت می‌باشد؛ به خصوص شماری از مقام‌های دولت و اعضای ستاد انتخاباتی که با زیرپاکردن مواد قانون انتخابات در کشور به این موضوع دامن می‌زنند.»

    نشر فهرستی از یک مرکز رأی‌دهی توسط کاربران شبکه‌های اجتماعی در ولایت فاریاب

    در همین حال زبیر حبیب‌زاده، سخن‌گوی بنیاد انتخابات شفاف افغانستان (تیفا) نیز می‌گوید که بایگانی و نشر فهرست رأی از مراکز و محلات رأی‌دهی چالش‌سازی در برابر کار کمیسیون انتخابات می‌باشد. او می‌افزاید که صلاحیت اعلام نتایج رأی‌دهی را بر بنیاد ماده‌های قانون انتخابات صرفا کمیسیون انتخابات دارد. از جانبی هم، آقای حبیب‌زاده می‌افزاید که نشر این فهرست و معلومات اذهان عامه را مخدوش کرده و زمنیه برای عدم پذیرش نتایج انتخابات از سوی شماری از نامزدان را فراهم می‌کند.

    در فقره‌ی سوم ماده‌ی ۸۷ قانون انتخابات نیز آمده است که «کمیسیون مستقل انتخابات مکلف است بعد از آن‌که شمارش آراء توسط کمیسیون شکایات مورد رسیدگی قرار گرفت، نتایج نهایی انتخابات را اعلام و نشر کند».

    از سویی هم علی کاوه، جامعه‌شناس به این باور است که اعلام فهرست رأی‌دهندگان و اطلاعات مربوط به آرای استفاده‌شده در محلات و مراکز رأی‌دهی تأثیر چندانی روی روند اعلام نتایج انتخابات در کمیسیون‌های انتخاباتی ندارد. با آن هم به گفته‌ی او، تعدادی از نامزدان پیشتاز می‌توانند از این اقدامات برای تقلا در نپذیرفتن نتایج در صورت برنده اعلام‌نشدن استفاده ببرند.

    هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) و سفارت بریتانیا در کابل نیز با نشر اعلامیه‌های جداگانه‌ای از تمامی گروه‌ها در کشور خواسته‌اند که در مورد آمار مربوط به مرحله‌ی رأی‌دهی و اشتراک‌کنندگان در انتخابات ریاست‌جمهوری مسئولانه عمل کنند. در اعلامیه‌ یونا که دیروز (یک‌شنبه، ۷ میزان) به نشر رسیده، آمده است که تنها کمیسیون مستقل انتخابات می‌تواند آمار رسمی از نحوه‌ی مرحله‌ی رأی‌دهی و اشتراک‌کنندگان در انتخابات را به نشر برساند.

    رأی‌دهی انتخابات ریاست‌جمهوری کشور با رقابت ۱۳ نامزد در ششم میزان برگزار شد

    یوناما همچنان گفته است که سازمان ملل در مورد آمار اشتراک‌کنندگان در انتخابات نظری نداشته و نخواهد داشت. یوناما در عین حال تأکید کرده است که منتظر می‌ماند تا کمیسیون مستقل انتخابات در این مورد آمار بدهد. در همین حال سفارت بریتانیا در کابل با نشر اعلامیه‌ای تأکید کرده است که از نامزدان انتخابات ریاست‌جمهوری و حامیان آنان نیز خواسته است که از ادعاهای زودهنگام پیروزی و همچنان ادعاهای بی‌اساس تقلب خودداری کنند.

    در اعلامیه‌ی این سفارت از تمامی طرف‌ها، به‌شمول کمیسیون‌های انتخاباتی خواسته شده است که به مراحل قانونی روند انتخابات و نقش قانون در این روند احترام بگذارند.

    عامل پیش‌داوری‌ها

    علی کاوه می‌گوید که نشر فهرست رأی‌دهندگان و پیش‌دواری مبنی بر اعلام برندگی یکی از تیم‌های انتخاباتی توسط اعضای ستادهای انتخاباتی و طرف‌داران آنان صورت می‌گیرد. به گفته‌ی او عمده‌ترین عامل این موضوع، ضعف کاری نهادهای مسئول از جمله کمیسیون‌های انتخاباتی و بی‌اعتمادی به آنان و توجیه رأی برای نامزدان انتخابات و حامیان آنان می‌باشند.

    این جامعه‌شناس به این باور است که کمیسیون‌های انتخاباتی در روند انتخابات تا کنون نتوانسته‌اند اعتماد و اعتبار نزد رأی‌دهندگان از امانت‌داری رأی آنان را ایجاد کنند: «شهروندان بدین باور رسیده‌اند که ممکن‌ترین گزینه برای تعیین مسئول اول حکومت و چگونگی حکومت‌داری، انتخابات می‌باشد، اما کمیسیون‌های انتخاباتی و متباقی نهادهای مسئول تا کنون اعتماد به روند انتخابات نزد شهروندان کشور را ایجاد کرده نتوانسته است.» همچنان آقای کاوه به این باور است ادعای پیروزی پیش از وقت از سوی هواداران و اعضای ستادهای انتخاباتی به هدف توجیه آرای کم‌شان است.

    اطلاعات روز

  • لحظه‌ به لحظۀ انتخابات ریاست جمهوری ششم میزان در افغانستان

    لحظه‌ به لحظۀ انتخابات ریاست جمهوری ششم میزان در افغانستان

    انتخابات در جوزجان

    عبدالواحد وجدان، فرماندۀ پولیس جوزجان می‌گوید، در ولسوالی‌های درزاب و قرقین این ولایت به علت درگیری میان نیروهای امنیتی و گروه طالبان، هیچ مرکز رأی‌دهی باز نشده‌است. به گفتۀ او، این درگیری‌ها از شب گذشته آغاز و هنوز جریان دارد.

    فرماندۀ پولیس جوزجان می‌افزاید که در حال حاضر در ولسوالی‌های فیض‌آباد، مردیان و آقچه نیز جنگ جریان دارد.

    با این همه خبرنگار سلام‌وطندار در جوزجان می‌گوید، حضور زنان در مراکز رأی‌دهی در شهرشبرغان نسبت به مردان پر رنگ‌است.

    رحمت‌الله نبیل، حکیم تورسن و لطیف پدرام نیز رأی دادند

    رحمت‌الله نبیل، از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری به مرکز رأی‌دهی در شش درک کابل رفت و رآی خود را به صندوق انداخت.

    در این حال محمدحکیم تورسن، از دیگر نامزدان ریاست جمهوری به مرکز رأی‌دهی در تایمنی شهرکابل رفت و رأی داد.

    هم‌چنان لطیف پدرام، نامزد انتخابات ریاست جمهوری به مکتب عالی نادریه رفته و رأی خود را به صندوق انداخت.

    اشرف غنی و عبدالله عبدالله رأی دادند

     غنی وعبدالله برای رأی‌دادن به مراکز رأی‌دهی رفتند.

    لحظات پیش محمداشرف غنی، رئیس جمهور با رفتن در مکتب عالی امانی رأی خود را به صندوق ریخت.

    عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی به مکتب عالی نادریه رفته و رأی داد.

    رأی‌دهی در ولایت هرات آغاز شد

    روند رأی‌گیری در هرات حوالی ساعت 7:30 صبح امروز آغاز شد.

    والی هرات پس از انداختن رأی‌اش به صندوق رأی‌گیری از تأمین امنیت تمام مراکز رأی‌دهی در این ولایت سخن می‌زند و از مردم می‌خواهد تا با خاطر جمع در انتخابات شرکت کنند.

    امین‌الله امرخیل، فرماندۀ پولیس هرات می‌گوید که طالبان از شب گذشته تاکنون تحرکاتی را به هدف مختل‌کردن روند انتخابات، در ولسوالی‌های کشک‌کهنه، کشک‌رباط‌سنگی، گلران و بخش‌هایی از ولسوالی کهسان آغاز کرده‌اند.

    به گفتۀ او، نیروهای امنیتی جلو این تحرکات را گرفته‌اند.

     آقای امرخیل می‌گوید، طالبان فعالیت شبکه‌های مخابراتی را در ولسوالی‌های هرات قطع‌کرده‌اند.

    داوود صدیق‌زاده، رئیس کمیسیون انتخابات هرات می‌گوید که از میان 300 مرکز رأی‌دهی در این ولایت، 243 مرکز رأی‌دهی باز است و از 21 مرکز دیگر که در مسیر راه‌ها موقعیت دارند،  به علت قطع‌بودن شبکه‌های مخابراتی خبری در دست نیست.

    او افزود، در ولسوالی‌های پشت‌کوه و زیرکوه به علت تهدیدات امنیتی، انتخابات برگزار نمی‌شود.

    سازمان ملل متحد: جایی برای خشونت و تقلب در انتخابات افغانستان وجود ندارد

    آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد با نشر خبرنامه‌یی گفته‌است که «جایی برای خشونت، تهدید و تقلب» در اانتخابات فغانستان وجود ندارد.

    دبیرکل سازمان ملل متحد افزوده که هر گونه حمله بر روند انتخابات به شمول حمله به مراکز رأی‌دهی، کارمندان انتخابات و رأی‌دهنده‌گان غیرقابل پذیرش‌است.

    روند رأی‌دهی انتخابات ریاست جمهوری به گونۀ رسمی آغاز شد.

    روند رأی‌دهی برای انتخابات ریاست جمهوری، ساعت هفت صبح امروز شنبه (6 میزان) به گونۀ رسمی از سوی کمیسیون مستقل انتخابات آغاز شد.

    آمارهای کمیسیون مستقل انتخابات نشان می‌دهد که از میان 5 هزارو373 مرکز رأی‌دهی، 4 هزارو 928 مرکز در سراسر کشور باز است، اما 445 مرکز دیگر به علت تهدیدات امنیتی بسته‌اند.

    در انتخابات ریاست جمهوری 9 میلیون و 600 هزار نفر ثبت نام کرده‌اند.

    به نقل از سلام وطندار، در این انتخابات هژده تن خود را نامزد کرده بودند، اما حنیف اتمر، زلمی رسول، نورالحق علومی، شیدا محمد ابدالی و محمد ابراهیم الکوزی انصراف دادند.

    وزارت داخله می‌گوید که 72 هزار نیروی امنیتی در سراسر کشور برای تأمین امنیت این روند موظف شده‌اند.

    امروز ششم میزان افغانستان شاهد برگزاری چهارمین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ خود است. روند رأی‌دهی ساعت هفت صبح آغاز شده و تا ساعت سه بعد از ظهر ادامه خواهد داشت.

  • امریکا می گوید داعش را هدف قرار داده/ مقامات ولایتی ادعای امریکا را بی اساس می خوانند

    امریکا می گوید داعش را هدف قرار داده/ مقامات ولایتی ادعای امریکا را بی اساس می خوانند

    چند روز پیش در حمله هواپیماهای بدون سرنشین امریکا به باغ های جلغوزه در ولایت ننگرهار در شرق افغانستان در حدود 30 کارگر که برای جمع آوری محصول به کار گرفته شده بودند، کشته و بیش از 40 تن دیگر زخمی شدند.

    هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی زمانی کارگران که در بین آنها کودکان نیز بودند، را هدف قرار داد که کارگزان تازه کار روزانه خود در باغ جلغوزه را تمام  کرده بودند و برای استراحت در نزدیکی چادرهایشان دور آتش جمع شده بودند.

    نکته جالب این رویداد این است که بزرگان روستای «تنگه وزیر» دوازده روز قبل از جمع آوری جلغوزه با ارسال نامه ای به والی ننگرهار گفته بودند قرار است 200 کارگر به شمول کودکان برای برداشت محصول به کار گرفته شود.

    کشاورزان با درک شرایط موجود و برای در امان ماندن از خطرات احتمالی جنگ نیروهای امنیتی افغان با داعش در منطقه این نامه را به والی ننگرهار ارسال کرده بودند.

     «سهراب قدری» از اعضای شورای ولایتی ننگرهار به رویترز گفت: «طرف‌های درگیر موافقت خود با برداشت محصول جلغوزه در ولسوالی خوگیانی ولایت ننگرهار را اعلام کرده بودند و زمانیکه هواپیمای بدون سرنشین امریکایی به کارگران حمله کرد در منطقه نیز هیچ فعالیت غیرقانونی انجام نمی‌شد.

     اکرم سلطان، یکی از بازماندگان این حمله که با شماری از کودکان از محل حادثه گریخته بود نیز به رویترز گفت:« ما دور آتش کوچکی نشسته بودیم و درباره وضعیت امنیتی در قریه صحبت می‌کردیم که ناگهان همه چیز تغییر کرد. آنها(امریکایی ها) همه جا را ویران کردند.»

    سلطان یکی از 200 کارگری بود که برای برداشت محصول جلغوزه استخدام شده بود.

    اما آنچه این رویداد را بحث برانگیز کرده روایت های ضد و نقیض در مورد آن می باشد.

    اینکه با وجود ارسال نامه به والی ننگرهار و اطلاع طرف های جنگ از مشغول به کار بودن کارگران در باغ جلغوزه باز هم هواپیمای بدون سرنشین امریکا به کارگران حمله  و انها را به خاک و خون می کشد سئوال برانگیز است.

    یک احتمال می گوید مقامات ولایتی نامه دریافتی از کشاورزان را به امریکایی ها نشان نداده و فرماندهان نظامی امریکا در بی اطلاعی از موضوع نامه و صرف به خاطر اینکه این منطقه کوهستانی حیطه فعالیت تروریستان داعش است به اشتباه کارگران را هدف قرار داده است.  

    براساس احتمال دوم، امریکایی ها با علم به موضوع نامه به طور عمد به کارگران حمله کرده است.

    روایت مقامات ولایتی از رویداد

    مقامات ولایتی در ننگرهار در واکنش به این حمله و انتقاد از امریکا می گویند همه در منطقه می دانستند که این کارگران برای جمع آوری جلغوزه استخدام شده بودند و ادعای امریکایی ها مبنی بر اینکه کارگران استخدام شده در اصل جنگجویان داعش بودند، بی پایه و اساس است.

    روایت امریکایی ها از رویداد

    امریکایی ها در دفاعی دوباره از اظهار نظر اولیه خود در مورد این رویداد همچنان تأکید می کنند که جنگجویان داعش را در ولسوالی خوگیانی ولایت ننگرهار هدف قرار داده اند.

    یک مقام ارشد عملیات های ضد تروریزم امریکا در افغانستان به رویترز گف:« هواپیمای بدون سرنشین این کشور یک منطقه جنگلی خالی از سکنه را هدف قرار داده است، منطقه ای مملو از درختان جلغوزه که در نزدیکی یک روستا واقع شده است. جنگجویان داعش در این جنگل ها حضور دارند و ساکنان قریه در فصل جمع آوری جلغوزه ارتباط خود با داعش را قطع کرده به جمع آوری محصول مصروف می شوند.»

     به گفته این مقام امریکایی جنگجویان داعشی در لباس کارگران در منطقه جابه جا شده بودند.

    به هر صورت واکنش امریکا در قبال این رویداد باز هم درست شبیه موضع گذشته این کشور نسبت به قضایای مشابه است: امریکایی ها ابتدا کشتار غیرنظامیان در حملات هواپیماهای بدون سرنشین خود را انکار می کنند و زمانیکه در معرض مستندات بین المللی که درستی کشتار آنها را تأیید می کند، قرار می گیرند تنها به یک معذرت خواهی خشک و خالی بسنده می کنند.

    نکته دیگری که به امریکایی ها در کشتار غیرنظامیان در افغانستان دست باز داده مصونیت قضایی آنهاست که براساس آن نمی توان هیچ نیروی امریکایی را در افغانستان محاکمه کرد.

    بعد دیگر کشته شدن کارگران جلغوزه در ولایت ننگرهار برداشت نشدن این محصول گران بها در این ولایت است. وقتی باغ داران و کشاورزان به دلیل ناامنی نتوانند محصول جلغوزه را برداشت کنند، صادرات افغانستان آسیب می بیند.

    افغانستان سالانه 23 هزار تن جلغوزه از باغات خود برداشت و با صادر کردن آن به چین بیش از 800 میلیون دلار درآمد کسب می کند.

  • دوام جنگ محصول سیاست های اشتباه امریکا و سیاستمداران افغان می باشد

    دوام جنگ محصول سیاست های اشتباه امریکا و سیاستمداران افغان می باشد

    شماری از آگاهان سیاسی می‌گویند، پس از حملۀ یازدهم سپتامبر هرچند حضور آمریکا در افغانستان سبب به‌وجود آمدن نظام کنونی شد، اما سیاست‌های اشتباه آمریکا در کنار اشتباهات سیاست‌مداران افغانستان سبب ادامۀ جنگ در کشور شده است.

    عباس فراسو، پژوهش‌گر دانشگاه دیکین در آسترالیا می‌گوید از فرصت‌های به‌وجود آمده پس از حملۀ یازدهم سپتمبر استفادۀ درست نشد.

    فردوس کاوش از دیگر آگاهان سیاسی به این باوراست که حضور آمریکا در افغانستان پس از یازدهم سپتامبر با وجودی که سبب به میان آمدن یک نظام دموکراتیک شد، اما آمریکا با عدم فشار لازم بر پاکستان و مصروف شدن در جنگ عراق مرتکب اشتباه در افغانستان شد.

    بسم‌الله رنجبر، یکی دیگر از آگاهان سیاسی می‌گوید پس از یازدهم سپتامبر صفحۀ جدیدی در تاریخ افغانستان به میان آمد و در افغانستان نظم نوین شکل گرفت، اما در کنار حضور آمریکا در افغانستان جنگ‌های نیابتی نیز در افغانستان شروع شده است.

    شبکۀ القاعده در یازدهم سپتامبر سال 2001 میلادی بر برج‌های دو قلوی، مرکز تجارت جهانی در شهر نیویارک و ساختمان پنتاگون مقر وزارت دفاع آمریکا حمله کرد. این امر واکنش آمریکا را در پی‌داشت و سبب شد که این کشور به منظور مبارزه با هراس‌افگنی وارد افغانستان شود.

    این مبارزه پس از 18 سال هنوز هم ادامه دارد.

  • هند چه طور مخفیانه نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود را تجهیز کرد/بخش دوم

    هند چه طور مخفیانه نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود را تجهیز کرد/بخش دوم

    همان طور که بارها گفته شده افغانستان به بازی بزرگ معروف است و ابرقدرت های جهان برای زورآزمایی خاک افغانستان را از دیرباز انتخاب کرده اند. هند و پاکستان به عنوان دو قدرت هسته ای در منطقه و دو رقیب دیرینه نیز از این قاعده مستثنی نیستند: دهلی نو و اسلام آباد هم برای اقدام علیه منافع یکدیگر به افغانستان چشم دارند و تنها تفاوت قضیه در این است که پاکستان در مقایسه با هند مسیر خطرناک جنگ نیابتی توسط گروه های تروریستی را در قبال افغانستان در پیش گرفته اما هند سعی دارد با راه های نرم حریف خود را زمین گیر کند.

    در افکار عمومی افغان ها، پاکستان حامی تروریست و هند دوست دیرینه افغانستان که در طول هجده سال اخیر کمک شایانی به بازسازی افغانستان انجام داده شناخته می شود. شهروندان افغانستان خوب به یاد دارند که پاکستان و برخی کشورهای عرب چگونه با حمایت از طالبان و القاعده افغانستان را به خاستگاه تروریستان تبدیل کردند!

    وب سایت خبری «دی هندو» طی مطلبی در یک سپتامبر، به حمایت مخفیانه هند از نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود در زمان امارت اسلامی طالبان اشاره کرده است.

    در این مطلب به نقل از یک دیپلمات هندی که در زمان امارت اسلامی طالبان و جنگ این گروه با نیروهای ائتلاف شمال، مسئول هماهنگی و تحویل کمک های نظامی مخفی هند به احمدشاه مسعود، فرمانده نیروهای ائتلاف شمال و کسی که تا زمان ترور شدنش درسال ۲۰۰۱ با طالبان جنگید، آمده است دهلی نو نباید اشتباه استقرار نیروهای هندی در افغانستان را مرتکب شود.

    آقای بهارات راج موتو کومار، سفیر هند در زمان جنگ نیروهای ائتلاف شمال علیه طالبان، به مدت چهار سال از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰ میلادی مسئولیت هماهنگی و تحویل کمک های نظامی و دارویی هند به احمدشاه مسعود را برعهده داشت. آقای کومار تا سال ۲۰۰۰ میلادی زمانیکه احمدشاه مسعود شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان را به مقصد مأمورت تازه خود ترک کرد با فرمانده نیروهای ائتلاف شمال ارتباط داشت.

    مهمانی چای و میوه خشک با احمد شاه مسعود

    احمدشاه مسعود خانه ای در منطقه «کاراموا» در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان داشت، خدمه شخصی به او خدمت می کردند و محمد صالح ریگستانی مسئول امور خانه بود. آقای بهارات راج موتو کومار، سفیر وقت هند، به طور منظم در این خانه با احمد شاه مسعود دیدار می کرد، با فرمانده نیروهای ائتلاف شمال چای و میوه خشک می خورد و در مورد آینده سرنوشت متغییر و متلاطم جنگ در افغانستان گفت و گو می نمود. مسعود انگلیسی بلد نبود و امرالله صالح، کسیکه در سال های بعد رئیس امنیت ملی افغانستان شد، سخنان سفیر هند را برایش ترجمه می کرد. دکتر قریشی نیز مترجم سفیر هند بود که همواره در جلسات حضور داشت.

    در اولین جلسه احمدشاه مسعود کلاه پکل برند خود را به سرعت روی میز پرت کرد و گفت:«تا زمانیکه به اندازه کلاهم در افغانستان فضا در اختیار داشته باشم، می ایستم و از کشورم دفاع می کنم.» آمر صاحب کلاهش را  انداخت و گفت به کمک هند نیاز دارد و سپس لیستی از تجهیزات مورد نیاز را ارائه کرد.

    در ادامه مطلب حمایت هند از نیروهای ائتلاف شمال منتشر شده در سایت «دی هندو» آمده است: دهلی نو از سفیر وقت خود پرسیده کمک به احمدشاه معسود چه سودی برای هند دارد و سفیر پاسخ داده وی با کسی می جنگد که ما باید بجنگیم؛ جنگ مسعود با طالبان در حقیقت جنگ علیه پاکستان است!

    لیست تجهیزات درخواستی گسترده تر می شود

    در بخش دیگری از مطلب می خوانیم که لیست تجهیزاتی درخواستی احمد شاه معسود از هند گسترده تر می شد و دهلی نو یک بار با ارسال بخشی از اقلام مورد نیاز موافقت نمود. آقای موتو کومار یک دفعه پیامی ارسال کرد به با یک فکاهی وضعیت مسعود را اینگونه توضیح می داد: ما مسعود را در «مایع اکسیژن» انداخته ایم؛ مایع نخواهد گذاشت او زنده بماند و اکسیژن مانع مرگ وی خواهد شد.» جاسوانت سینگ، سرباز ساده پیشین و رهبر حزب بهاراتیا جاناتا از احزاب ملی گرای هند، که در ادامه وزیر امور خارجه هند شد، در پیامی به آقای کومار از وی خواست به احمدشاه مسعود اطمینان دهد که تجهیزات درخواستی وی توسط هند ارسال می شود. هند در آن زمان اگرچه تجهیزات نظامی سنگین به نیروهای ائتلاف شمال نمی داد اما تجهیزات جنگی کوچک مانند راکت، مهمات، یونیفورم، کلاشینکوف های تعمیر شده ای که در کشمیر کشف و ضبط می شد، لباس های جنگی و زمستانی، غذاهای بسته بندی شده، دارو و کمک های نقدی خود را از طریق ولی مسعود، برادر احمدشاه مسعود برای نیروهای ائتلاف شمال ارسال می کرد. کمک های دیگر نیز با همکاری کشورهای دیگر به احمدشاه مسعود می رسید. آقای کومار در مورد کمیت و جزئیات کمک ها چیزی نمی گفت و کلیه امور لجیستیکی کمک ها توسط بخش استخبارات ارتش هند در دهلی نو تنظیم می شد. تجهیزات به طور مرتب به دوشنبه می رسید و گمرک تاجیکستان این کمک های نظامی را به فرخور محلی در مرز مشترک تاجیکستان و افغانستان انتقال می داد. مسعود در این منطقه ده هلی کوپتر داشت که در جنگ از آنها استفاده می کرد. دهلی نو همچنین در نگهداری این هلی کوپترها کمک می کرد و قطعات یدکی و دیگر خدمات لازم را انجام می داد. بین  سال های 1996 تا 1999 هند دو فروند هلی کوپتر می-8 را به احمدشاه مسعود تحویل داد.

  • از مصالحه تا حکومت موقت؛ ۱۸ نکته از مهمترین گفته های اخیر رحمت الله نبیل

    از مصالحه تا حکومت موقت؛ ۱۸ نکته از مهمترین گفته های اخیر رحمت الله نبیل

    قرار است تا ۲۳ روز دیگر انتخابات ریاست جمهوری در(۶ میزان) برگزار شود. در آستانه این انتخابات، مصاحبه های ویژه با نامزدان مطرح ریاست جمهوری انجام می شود. در این راستا رحمت الله نبیل رییس پیشین امنیت ملی افغانستان که اکنون از نامزدان ریاست جمهوری است، در مصاحبه ای با طلوع نیوز به گذشته فعالیت هایش پرداخت و دیدگاه های خود را در باره آینده افغانستان بیان داشت که در زیر می بینید؛

    رقابت در انتخابات

    آقای نبیل در پاسخ به سوالی در باره حضور در رقابت های انتخاباتی گفت”بلی برای رقابت در انتخابات آماده هستیم. با تمام برنامه و یک دیدگاه کاملا متفاوت که اساس آن چهل سال گذشته و مشکلات امروزی است وارد میدان انتخابات شده ایم و برای انتخابات قابل قبول آمده هستیم.”

    کنار رفتن به خاطر صلح

    رحمت الله نبیل در باره این که آیا حاضر است به خاطر صلح از انتخابات کنار برود تصریح کرد”سوال اینجا است که در مقابل جمهوری اسلامی افغانستان چه بدست می آورد. اگر در مقابل آن مردم افغانستان و جمهوری اسلامی افغانستان در این شرایط دستاورد بهتری در صلح بدست آورند، بلی حاضر هستم کنار بروم. شک دارم که با همین شیوه ای که به پیش می روند در این شرایط دستاوردی در صلح داشته باشیم.”

    صلح یا انتخابات

    در زمینه این که در چه شرایطی انتخابات بهتر است به تعویق افتد، آقای نبیل تاکید کرد که”در صورتیکه در بحث های صلح وضاحت های روشن به میان آید و مردم افغانستان ترجیح بدهند که به طرف صلح گام بردارند و صلحی باشد که مردم افغانستان و جمهوری اسلامی افغانستان را متضرر نسازد. اگر ما آتش بس سرتاسری را بدست آورده می توانیم خوب است انتخابات به تعویق افتد.”

    دخالت در صلح

    آقای نبیل در باره نقش خود به عنوان نامزد انتخابات در روند صلح گفت “ما که نه حتی رهبران ما در پروسه صلح دخیل نیستند. بحثی که شما با خلیل زاد داشتید و به حرف هایشان گوش دادم و منحیث یک افغان بسیار متاثر شدم. زمین از ما، سرگذشت از ما و قربانی از ما اما به جای اینکه افغان ها بیایند و توضیحات بدهد یک دیپلومات خارجی میآید سر (روی) تمام مسایل که با سرنوشت مردم افغانستان گره خورده است توضیح می دهد.”

    مدیریت پروسه صلح و انتخابات

    رحمت الله نبیل در زمینه این که اگر صلح و انتخابات مدیریت نشود، گفت “بحثی که فعلا در جریان است بحث گفتگوهای بین‌الافغانی است و متاسفانه پراگندگی در اجماع سیاسی ما بوحود آمده است که ما در لیست گفتگو کنندگان جور نمی آییم.  ماه ها طول کشید و گفتگو ها زمانی آغاز شود و بحث های بزرگ تری به میان می آید و من فکر نمی کنم که به این سادگی مشکل بسیار بزرگی که داریم حل شود. اگر پروسه صلح و انتخابات درست مدیریت نشود به بحران بسیار بزرگی می رویم و قیمت اش را همین مردم افغانستان می پردازد. مردم افغانستان نباید از این موضوعات به راحتی بگذرند. ما چهل سال تجربه تلخ جنگ را داریم باید برای هر برنامه خود پلان های اول و دوم و سوم داشته باشیم خصوصا که سرنوشت مردم افغانستان با ان ارتباط دارد.”

    صلح به رهبری آمریکا

    آقای نبیل در زمینه پروسه جاری صلح به رهبری آمریکا گفت “نیت درست است اما شیوه درست نیست. بخاطری که در این بحث قربانی اصلی جنگ مردم افغانستان است. که بعضی قضیه ها فیصله شده است. تا به حال نشنیده ایم که بگویند که جمهوری اسلامی افغانستان محفوظ می باشد و تا به حال حرفی روی گروه های تروریستی نشده. مردم افغانستان قربانی تروریست است اما بیشتر در این بحث ها منحیث صادر کننده تروریست معرفی شده ایم در حالیکه ما قربانی بودیم و پاکستان صادر کننده تروریست بود. در این گفتگو ها پناه گاه های تروریستان اصلا بحث نشده است. در این قبال چه تضمینی وجود دارد که سناریوی چهل سال دوباره تکرار نشود. مردم افغانستان حق دارد که از تمام طرف های ذیدخل بپرسند. قضایای افغانستان خصوصا بحث صلح سه بعد دارد. اجماع داخلی، منطقوی و فرا منطقوی است. در بحث های صلح که رکن اساسی مردم افغانستان است دخیل نیستند.”

    کنار آمدن با طالبان

    او در زمینه این که آیا می تواند با طالبان کنار بیاید و کار کند تاکید کرد که “وقتی می توانیم که با طالبان کنار بیاییم که با آنها یک وجه مشترک را پیدا کنیم و وجه مشترک در راستای منافع ملی باشد. متاسفانه با طالبان با یک دید خویشاوندی دیده شده است. تا حالی من هیچ وجه مشترک را با طالبان ندیده ام. آنها اولاد این وطن را با بمب انفجار می دهند.”

    سه نوع طالب در دوحه

    آقای نبیل در باره این که چند نوع طالب در دوحه هستند و چه تاثیری بر جنگ خواهند داشت گفت که” سه نوع طالب در دوحه هستند. تعدادی بیشتر از ۱۵ سال در گوانتانامو بودند و تعدادی ارتباط مستقیم با آی اس آی پاکستان دارند و تعدادی ملا ها و طالب های مساجد هستند. ترس ما این است که جمهوریت اسلامی افغانستان را زیر سوال ببرند اما ماشین طالب به جایش باقی بماند. شاید خشونت و جنگ ها با صلح کاهش پیدا کند اما ما به صلح دفعتا نمی‌رسیم. حملاتی که در افغانستان صورت میگیرند،  طالبانی که در دوحه هستند از این موضوع بی خبر هستند.”

    اشتباه دوباره اما با شیوه متفاوت

    رحمت الله نبیل در پاسخ به سوالی در باره این که صلاحیت افغان ها در گفتگوهای صلح چیست گفت که “اشتباهی که در بن صورت گرفت همان اشتباه را به شیوه دیگر تکرار می کنیم. در بن طالبان و حزب اسلامی آقای حکمتیار از این پروسه بیرون گذاشته شد و ما قیمت پرداختیم و حالا عین اشتباه صورت می گیرد و طالبان و پاکستان در پروسه صلح حق ویتو دارند. اما برای رهبران ما ورق را نشان می دهند می گویند این را ببین اما حق نداری روی آن بحث کنی. باید در گفتگوهای بین‌الافغانی بسیار دلسوزانه، دور اندیش و درس از گذشته تلخ خود در این بحث وارد شویم.”

    حکومت موقت

    او در باره این که آیا برای رسیدن به صلح طرفدار حکومت موقت است گفت که “حکومت موقت بدترین گزینه اما آخرین گزینه باید باشد و برآمده از اجماع ملی و سیاسی افغانستان باشد. حکومت موقت بیرونی به خیر افغانستان نیست و نسبت به حکومت موقت بیرونی بهتر است ما به طرف حکومت سرپرست برویم. در حکومت سرپرست باید یکی از رهبران سرپرستی حکومت را به عهده بگیرد و از انتخابات کنارگیری کند و دیگری از حکومت خارج شده و فعالیت های انتخاباتی خود را به پیش ببرد.”

    شفافیت انتخابات

    آقای نبیل در باره این که انتخابات پیش رو ریاست جمهوری تا چه حد شفاف خواهد بود گفت که”متاسفانه یک تشویش بسیار بزرگ این است که انتخابات پیش روی به کودتای انتخاباتی روبرو نشود. شفافیت مهم است و مداخله صورت نگیرد. کمیسیون ها استقلالیت خود را ثابت بسازد. در این شرایط امکان ندارد ۶ میلیون نفر اشتراک کنند اما کمیسون ۱۱ میلیون ورق های رای دهی را چاپ کرده است.”

    مدغم شدن با تیم دیگر انتخاباتی

    رحمت الله نبیل درباره سوالی که آیا امکان دارد با تیم های دیگر انتخاباتی مدغم شود گفت که” نخیر، ما بر اساس یک فکر روی مسایل ملی و دیدگاه متفاوت دراین میدان وارد شدیم. ممکن است بعضی تیم ها به ما بپیوندد اما ما به کدام تیمی نمی‌پیوندیم.”

    بازداشت انس حقانی

    آقای نبیل در مورد دستگیری انس حقانی گفت که”زمانی که نصرالدین حقانی برادر دیگر سراج الحقانی در اسلام آباد کشته شد که او مسایل مالی شبکه حقانی را به پیش می‌برد. بعد از او انس حقانی به جای او فعالیت می کرد. انس حقانی به طور مشترک از خارج از افغانستان گرفتار شد و در گرفتاری اش نقش اساسی را ما داشتیم و دوستان بین المللی برای کمک کردن در گرفتاری او با ما کمک کردند. بعد به افغانستان انتقال داده شد و فعلا در زندان بگرام است.”

    رابطه با انس حقانی

    آقای نبیل در مورد اینکه چه کسانی تلاش زیاد داشتند که با انس حقانی ارتباط ایجاد کنند گفت”یک رابطه ای در دور دوم انتخابات ۲۰۱۴ بین تیم اشرف غنی و حقانی ایجاد شد. زمانی که انس حقانی گرفتار شد بعضی اشخاص در حکومت وحدت ملی ناراحت شدند و سراج حقانی شکایت کرده بود که ما به شما کمک کردیم و شما برادر ما را گرفتید.”

    او افزود” شیرخان منگل کسی بود که زیاد تلاش کرد و رفت و آمد هایش در خانه یکی از رهبران جهادی شروع شد و از همان طریق با مشاور امنیت ملی ارتباط گرفت و آقای اتمر زمینه سازی کرد تا با انس حقانی دید و بازدید شود. وقتی من این وضعیت را دیدم انس حقانی را انتقال دادم به بگرام و مدتی بعد از ریاست امنیت ملی استعفا دادم و تا چند وقتی با انس حقانی ارتباط داشتند تا اینکه صلاحیت های رییس جمهور از طرف طالبان چلنج شد و رییس جمهور نیز مقابل طالبان یک موقف دیگر گرفت.”

    اقرار انس حقانی به قلم خودش

    رحمت الله نبیل در مورد اینکه چگونه انس حقانی اقرار کرد گفت “وقتی که به یکی از ادارات امنیت ملی انتقال داده شد خواستم همراهشان ببینم که انگیزه او در برابر خشونت چیست. وقتی با او ملاقات کردم به طرف من بسیار خشن می دید. ما به گروهی وظیفه دادیم که کلیپبی از انفجار  هایی که انجام داده تهیه کند و به گروه دیگر وظیفه دادم که برای انس حقانی تمام کابل نشان داده شود. بعد از اینکه دوباره به اداره برگشت و کلیپ را دید. شدید عذاب وجدان گرفت و گریه کرد و خودش به قلم خود نوشت که چه حملات را انجام داده است و امضا کرد و در محکمه او را به اعدام محکوم کردند و نظر به تحلیل من یک دلیل اینکه در قانون جزا اعدام از بین رفت، مسئله انس حقانی بود.”

    سقوط قندز

    آقای نبیل در پاسخ به اینکه در دور دوم کار او و شروع حکومت وحدت ملی قندز سقوط کرد و این یکی از ناکامی های او است گفت” برای حکومت وحدت ملی ناکامی است اما برای امنیت ملی نیست. پنج ماه بعد از جکومت وحدت ملی، ملا سلام که والی نام نهاد در قندز بود توسط پاکستان رها شد و خبر شدیم که قرار است قندز به خشونت کشیده شود و افراد از امنیت ملی به قندز فرستاده شدند و ۳۳ صفحه راپور (گزارش) را آوردند و به رییس جمهور دادیم که وضعیت قندز اینگونه است. اما یکی از بزرگواران حکومت به دلیل اینگه چهار نفر از گاردهای سرحدی تاجیکستان اختطاف شده بودند از طرف قاچاقبران و آنها از بین نرود به ما اجازه عملیات در قندز را ندادند و شهر قندز سقوط کرد.”

    جاسوس های خارجی

    رحمت الله نبیل در مورد اینکه افغانستان جای پر از جاسوس های خارجی است گفت” بلی افغانستان جای جاسوس های خارجی است. هستند کسانی که منافع کشورهای دیگر را به افغانستان ترجیح می دهند. برای دستگیری جاسوس های کلان اراده سیاسی ضرورت است.”

    استعفا از طریق فسبوک

    رحمت الله نبیل در مورد این که چرا از طریق فسبوک استعفای خود را داد گفت که” من از هشت ماه قبل آن مشکل پیدا کردم. زمانی که رییس جمهور در سفر اول رفت به پاکستان و برگشت گفت دیگر آس اس آی با تو کار نمی کند و تنش بسیار جدی بین من و مشاور امنیت ملی ایجاد شد. ۲۰ روز تلاش کردم تا رییس جمهور را ببینم اما من دیده نشدم و خواسته نشدم. رییس جمهور رییس آی اس آی را می بیند و برای رییس جمهور می گوید که رییس امینیت ملی در جلسه حضور نداشته باشد و رییس جمهور قبول کرد این کار رییس جمهور بی حرمتی برای من نبود بلکه بی حرمتی برای ریاست امنیت ملی بود.”

    0

    Share on Google+

    0

    Tweet about this on Twitter
    Share on Facebook

    0

  • پیمان امنیتی کابل-واشنگتن و ارزش آن در توافق صلح امریکا با طالبان

    پیمان امنیتی کابل-واشنگتن و ارزش آن در توافق صلح امریکا با طالبان

    یک منبع آگاه از مذاکرات نمایندگان امریکا و طالبان می‌گوید لغو پیمان امنیتی میان افغانستان و امریکا از موارد جنجالی در دور نهم گفتگوهای صلح بود که هنوز حل نشده است.

    با آنکه نمایندگان امریکا و طالبان از احتمال امضای توافقنامه صلح سخن می‌گویند؛ اما منابع آگاه تاکید دارند که دوطرف تاکنون به توافق نهایی دست نیافته اند.

    وحید مژده؛ آگاه مسایل سیاسی نزدیک به طالبان گفت متن توافقنامه صلح میان امریکا و طالبان هنوز نهایی نشده و اختلاف نظر جدی بالای لغو پیمان امنیتی کابل- واشنگتن بین طرفین همچنان موجود است.

    وی با بیان اینکه لغو پیمان امنیتی بخشی از توافقنامه صلح است، گفت که مقام‌هایی امریکایی در ابتدا لغو این پیمان امنیتی را پذیرفته بودند؛ اما حالا از این مساله عقب‌نشینی کرده‌اند.

    با توجه به اطلاعات مطرح شده در بالا، دوطرف برای رسیدن به یک توافق جامع نهایی، راه سختی در پیش دارند؛ زیرا در این میان، خطوط سرخ هردو سوی این معامله به مثابه موانع بازدارنده دستیبابی آسان و بی درد سر به یک توافق عمل می کنند. پیمان امنیتی کابل – واشنگتن یکی از این خطوط سرخ است.

    این برای امریکا بسیار حیاتی است که یک پیمان امنیتی قدرتمند با کابل داشته باشد تا در سایه آن بتواند چتر سلطه و هژمونی دایمی خود را بر افغانستان برای سال های سال بگسترد. واشنگتن برای دستیابی به چنین پیمانی، سرمایه گذاری سیاسی و امنیتی سنگینی انجام داده و راه نه چندان آسانی را پیموده تا آن را به امضا برساند. بنابراین، علیرغم میل باطنی افرادی مانند دونالد ترامپ برای ترک افغانستان، استراتژيست های سیاسی و نظامی واشنگتن نمی خواهند پیمانی که به دشواری به دست آمده، به آسانی از میان برود. این پیمان متضمن حضور نظامی دایمی مصون و فاقد هرگونه تعهد حقوقی معنادار و قابل اعمال امریکا در افغانستان است؛ پیمانی که زمینه حضور همیشگی ایالات متحده را فراهم می سازد و به عنوان یک پوشش حقوقی قدرتمند در برابر هرگونه تقلا برای اخراج نیروهای امریکایی از افغانستان عمل می کند.

    از سوی دیگر، فسخ یکجانبه پیمان امنیتی از سوی واشنگتن بدون کسب نظر مساعد کابل، اگرچه با توجه به ماهیت یکجانبه و سلطه جویانه آن، غیر ممکن نیست؛ اما بسیار دشوار است؛ به ویژه در شرایطی که تصور می شود کابل با همه اهداف واشنگتن در توافق صلح با طالبان، همراه و همرای نیست و یکی از مواردی که می تواند به مثابه یک نیروی بازدارنده، مانع از تحمیل خواسته های واشنگتن بر کابل شود، همین پیمان امنیتی دوجانبه است.

    اما طالبان که آشکارا خواهان «پایان اشغال» و خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان هستند، وجود چنین پیمانی را یک مانع جدی در این مسیر می دانند و خواستار فسخ آن هستند. برای طالبان این قابل قبول نیست که از یکسو، امریکا متعهد به خروج همه یا بخشی از نیروهایش از افغانستان در چارچوب تعهدات متقابل طالبان در زمینه مبارزه با تروریزم و عدم استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر باشد و از جانب دیگر، پیمان امنیتی دوجانبه اش را با کابل حفظ کند تا به این ترتیب، بهانه برای ادامه «اشغال» در اختیار داشته باشد.

    این تعارض اهداف و منافع، مذاکرات دوحه را به مرحله ای حساس و حیاتی رسانده است و برای دستیبابی به یک توافق کامل و نهایی و عبور از بن بست، دست کم یکی از طرف ها باید از موضع کنونی شان مخصوصا در قبال پیمان امنیتی کابل –  واشنگتن، عقب نشینی کند.

    در این میان البته گریزگاه هایی نیز برای دوطرف قابل تعبیه است که در سایه آن بتوانند پیمان امنیتی کنونی میان کابل و واشنگتن را دور بزنند؛ بدون آنکه بر بقای ابدی یا فسخ همیشگی آن اصرار بورزند. ایجاد دولت موقت و تعریف یک ساختار سیاسی جدید یکی از این گریزگاه هاست. در آن صورت، همه چیز از بنیاد تغییر می کند و با از میان رفتن ساختار سیاسی موجود، سازوکارهای قانونی پیش بینی شده در پیمان امنیتی هم فرومی پاشد و این پیمان به خودی خود، موضوعیت خود را از دست می دهد و با تعریف یک ساختار موقت، انتقالی یا دایمی جدید، کابل و واشنگتن در صورت لزوم، پیمان امنیتی تازه ای باید منعقد کنند.

    علی موسوی

  • هند چه طور مخفیانه نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود را تجهیز کرد/بخش اول

    هند چه طور مخفیانه نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود را تجهیز کرد/بخش اول

    اینکه در دنیای سیاست «هیچ گربه ای به خاطر رضای خدا موش نمی گیرد» در مورد کشوری به نام افغانستان که به بازی بزرگ معروف است و قدرت های استعماری دنیا از انگلیس گرفته تا اتحاد جماهیر شوروی و اینک ایالات متحده برای تسویه حساب های شخصی خود زمین بازی افغانستان را انتخاب کرده اند، بیش از هر کشور دیگری صدق می کند. در این میان تنها ملت مظلوم افغانستان است که قربانی می دهند و معلوم نیست چه زمانی از دام منافع کشورهای دیگر خلاص شده اجازه می یابند طعم صلح و آرامش را بچشند!

    هند و پاکستان به عنوان دو قدرت هسته ای در منطقه و دو رقیب دیرینه نیز از این قاعده مستثنی نیستند: دهلی نو و اسلام آباد هم برای اقدام علیه منافع یکدیگر به افغانستان چشم دارند و تنها تفاوت قضیه در این است که پاکستان در مقایسه با هند مسیر خطرناک جنگ نیابتی توسط گروه های تروریستی را در قبال افغانستان در پیش گرفته اما هند سعی دارد با راه های نرم حریف خود را زمین گیر کند.

    در افکار عمومی افغان ها، پاکستان حامی تروریست و هند دوست دیرینه افغانستان که در طول هجده سال اخیر کمک شایانی به بازسازی افغانستان انجام داده شناخته می شود. شهروندان افغانستان خوب به یاد دارند که پاکستان و برخی کشورهای عرب چگونه با حمایت از طالبان و القاعده افغانستان را به خاستگاه تروریستان تبدیل کردند!

    وب سایت خبری «دی هندو» طی مطلبی در یک سپتامبر، به حمایت مخفیانه هند از نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود در زمان امارت اسلامی طالبان اشاره کرده است.

    در این مطلب به نقل از یک دیپلمات هندی که در زمان امارت اسلامی طالبان و جنگ این گروه با نیروهای ائتلاف شمال، مسئول هماهنگی و تحویل کمک های نظامی مخفی هند به احمدشاه مسعود، فرمانده نیروهای ائتلاف شمال و کسی که تا زمان ترور شدنش درسال 2001 با طالبان جنگید، آمده است دهلی نو نباید اشتباه استقرار نیروهای هندی در افغانستان را مرتکب شود.

    آقای بهارات راج موتو کومار، سفیر هند در زمان در زمان جنگ نیروهای ائتلاف شمال علیه طالبان، به مدت چهار سال از 1996 تا 2000 میلادی مسئولیت هماهنگی و تحویل کمک های نظامی و دارویی هند به احمدشاه مسعود را برعهده داشت. آقای کومار تا سال 2000 میلادی زمانیکه احمدشاه مسعود شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان را به مقصد مأمورت تازه خود ترک کرد با فرمانده نیروهای ائتلاف شمال ارتباط داشت.

    مطلب در ادامه به نقل از آقای کومار می نویسد:« همه چیز دقیقا یک  هفته پس از 26 سپتامبر زمانیکه طالبان با حمایت سازمان استخباراتی پاکستان(آی اس آی) توانستند کابل پایتخت افغانستان را تصرف کنند شروع شد. طالبان داکتر نجیب الله، رئیس جمهور آن زمان افغانستان، را کشتند و جسدش را از یک پایه چراغ برق در کابل آویزان نمودند. کارمندان سفارت هند با عجله خود را به آخرین هواپیمایی که افغانستان را ترک می کرد رساندند، افغانستان در آغاز سقوط به جهنم بود.»

    نویسنده مطلب با استناد به گفته های آقای کومار می گوید در آن زمان امرالله صالح که مسئول امور کابل در پایتخت تاجیکستان بود به سفیر هند اطلاع می دهد که احمدشاه مسعود می خواهد او را ملاقات کند.

    سفیر هند برای قبول یا رد این درخواست احمدشاه مسعود کسیکه ده سال با ارتش سرخ شوروی سابق جنگیده بود و همه او را «آمر صاحب» و «شیر پنچشیر» می خواندند منتظر دستور دقیق از سوی دهلی نو بود. حکومت هند به سفیر خود دستور داد که با احمدشاه معسود دیدار کند، خوب گوش نماید، صادقانه گزارش دهد و براساس شرایط تصمیم بگیرد.

  • بولتون: ترامپ دیوانه است

    بولتون: ترامپ دیوانه است

    روزنامه واشنگتن پست روز جمعه(۸ سنبله) در گزارشی نوشت: “از آنجا که دستیاران ارشد رئیس‌جمهور در اوایل ماه جاری برای یک نشست مهم در مورد آینده افغانستان آماده شده بودند، یک مقام ارشد در لیست اصلی دعوت‌ها نبود: جان بولتون، مشاور امنیت ملی.”

    بر اساس این گزارش، مقامات ارشد آمریکا اظهار نمودند حضور مشاور ارشد امنیتی به طور عادی بسیار مهم بود، اما نبودن وی تصمیم اشتباهی نبود. مقامات گفتند، بولتون که مدت‌هاست از حضور گسترده نظامی آمریکا در سراسر جهان دفاع می‌کند، حال به یک مخالف داخلی پایدار برای توافق صلح و پایان دادن به طولانی‌ترین جنگ آمریکا تبدیل شده است.

    واشنگتن پست خاطرنشان کرد گزارش‌هایی وجود داشت که موضوع‌گیری بولتون در برابر رییس جمهور ترامپ امکان دارد باعث برکناری وی شود.

     در اوایل سال جاری واشنگتن پست گفته بود ترامپ در موضوع ایران، از بولتون ناامید شده؛ در حالی که نیویورک تایمز گفته بود، ترامپ در مورد عدم تمایل خود به بولتون به صورت خصوصی پنهان کاری نمی‌کند.

    حال واشنگتن پست این مسأله را افشا می‌سازد که بولتن در رابطه به مخالفت با انجام معامله صلح با طالبان، در اصل از سیاست افغانستان به حاشیه رانده شده است؛ تا جایی که به وی اجازه ندادند تا پیش‌نویس توافق‌نامه صلح را هنگام درخواست آن مشاهده کند.

     در بن بست اخیر، بولتون خواستار دریافت یک کاپی از نسخه پیش‌نویس توافق‌نامه آمریکا و طالبان شد، اما مقام‌های امریکایی گفتند که زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، درخواست او را رد کرد و ابراز کرد که بولتون می‌تواند توافق نامه را در حضور یک مقام ارشد بخواند، اما نمی‌تواند نسخه‌ای از آن را پیش خود داشته باشد.

    trump

     یکی از مقام‌های امریکایی اضافه کرده است: “این حرف، بولتون را بسیار عصبانی کرد و باز هم طوری تحقیر شد که به او گفتند نسخه پیش‌نویس در نهایت به کارمندان شورای امنیت ملی ارسال شده است.”

    در گزارش واشنگتن پست آمده است: “به حاشیه راندن بولتون سوالاتی را درباره نفوذ وی در اداره‌ای مطرح کرده که به دنبال خروج نیروها از افغانستان و همچنین در پی توافق هسته‌ای با کره شمالی و تعامل احتمالی با دولت رییس‌جمهور ایران، حسن روحانی است. مقام‌های امریکایی گفتند، ایستادگی بولتون در برابر این موضوعات، منجر به حاشیه راندن وی شده است.”

    منزوی شدن بولتون از موضوع افغانستان زمانی آشکار شد که مقام‌های ارشد رییس‌جمهور ترامپ در تفریح‌گاه گلف نیوجرسی کنار هم جمع شدند تا در مورد توافق صلح مقامات افغانستان و طالبان بحث کنند که از حضور وی خبری نبود. علاوه بر این، در این جلسه که در ۱۶ اگست برگزار شد، مقاماتی همچون مارک اسپر، وزیر دفاع، جنرال دنفورد، رییس ستاد مشترک ارتش، پنس، معاون رییس جمهور، مایک پومپئو، وزیر امورخارجه، جینا هاسپل، مدیر سازمان سیا و خلیلزاد حضور داشتند.

    چندین مقام امریکایی اظهار داشتند بولتون به خاطر برخی نگرانی‌ها در مورد مخالفت تیم او با صلح افغانستان به این نشست دعوت نشده بود؛ به خصوص این نگرانی که او و تیم‌اش جزییات را بعدا فاش بسازند.

    اما جان بولتون این ادعاها را رد کرد و در بیانیه‌ای گفت: “من قاطعانه این ادعاها را رد می‌کنم. کسانی که این ادعاها را مطرح می‌کنند، باید خود به آینه نگاه کنند.”

    این در حالی است که مقام‌های آمریکایی یادآور شده‌اند که پنتاگون و رهبران وزارت امورخارجه آمریکا از طرح‌های گسترده برنامه خلیلزاد راضی هستند؛ اگرچه حفظ حضور در افغانستان علیه دهشت‌افکنی بسیار مهم خواهد بود. روز چهارشنبه، جنرال دنفورد تأکید نمود که تمام عناصر معامله صلح “مبتنی بر شرایط” خواهد بود.

  • صلح افغانستان و منافع قدرت ها

    صلح افغانستان و منافع قدرت ها

    وزارت خارجه روسیه اعلام کرده مسکو در روزهای آینده میزبان وزیر خارجه هند خواهد بود و دو کشور در مورد مسایل افغانستان و ایران بحث خواهند کرد.

    ماریا زاخارووا؛ سخنگوی وزارت خارجه روسیه روز دوشنبه این خبر را اعلام کرد.

    از جانب دیگر، رسانه‌های هندی از قول سوبرهمانیام جیشانکار؛ وزیر امور خارجه این کشور نوشته‌اند که او برای دیداری دوروزه در ماه سپتامبر به پایتخت روسیه سفر خواهد کرد و‌ با همتای روسی خود در مورد وضعیت افغانستان، ایران و منطقه خلیج فارس گفتگوهای دوجانبه خواهد داشت.

    این در حالی است که روند مذاکرات امریکا و طالبان در مورد صلح افغانستان در دوحه جریان دارد.
    در عین حال روسیه از احتمال نپذیرفتن توافق صلح از سوی برخی اعضای گروه طالبان خبر داده‌است. سفیر روسیه در کابل به‌تازگی گفته‌است که گزارش‌هایی در اختیار دارد که نشان می‌دهد همه اعضای طالبان توافق صلح این گروه با امریکا را نخواهند پذیرفت.

    هند و روسیه دو قدرت مهم منطقه ای و بین المللی هستند که هیچ نقش مؤثر و مستقیمی در مذاکرات صلح امریکا و طالبان ندارند. اگرچه روابط دو کشور با گروه طالبان، یکسان نیست؛ اما به نظر می رسد هردو، نگرانی های مشترک و مشابهی نسبت به پیامدهای صلح امریکا با طالبان دارند.

    هند نگران بازگشت طالبان به قدرت است؛ چیزی که از دید دهلی نو به معنای سلطه سراسری و مستقیم پاکستان بر افغانستان خواهد بود و رویای اتحاد استراتژیک کابل – دهلی که در زمان حامد کرزی، منعقد شد برای همیشه رنگ خواهد باخت.

    از سوی دیگر، دهلی نو بیمناک است که روی کارآمدن یک رژيم طالبانی در افغانستان، جان تازه ای به سایر نیروهای رادیکال و اسلامگرا در منطقه ببخشد و این مهم با توجه به وضعیت پیچیده و بحرانی حاکم بر کشمیر، چالش های هند برای مقابله به اسلام گرایی پاکستانی در منطقه را چندین برابر افزایش خواهد داد.

    روسیه نیز نگران آن است که صلح امریکا و طالبان به معنای پایان سلطه امریکا بر افغانستان نباشد و ایالات متحده این بار با هدایت نیروهای تندرو و آشتی ناپذیر طالبان به سمت داعش، بحران امنیتی جاری در افغانستان را در ابعاد منطقه ای گسترش دهد.

    هشدار اخیر سفیر روسیه در کابل مبنی بر اینکه بخش هایی از گروه طالبان ممکن است توافق صلح امریکا با طالبان را نپذیرند نیز این نکته را تأیید می کند که روسیه نگران قدرت گیری داعش در پی صلح امریکا با طالبان می باشد.

    این همان چیزی است که هند نیز به نحوی نگران آن است؛ زیرا هیچ پروژه ای تروریستی در افغانستان، بدون دخالت و همکاری مستقیم پاکستان، قابل اعمال نیست و نسخه افغانستانی داعش نیز یکی دیگر از محصولات تروریزم پاکستانی است که آینده صلح و ثبات و امنیت در منطقه را با خطر رو به رو کرده است.

    در این میان البته نقش و سهم قدرت های جهانی به ویژه امریکا را هم نمی توان در این پروژه مخوف تازه انکار کرد. به باور آگاهان مسایل استراتژيک، امریکا همان گونه که روزگاری برای شکست شوروی در افغانستان، تروریست های چندملیتی را از طریق پاکستانی، به افغانستان گسیل داشت و بعدا آنها را در چارچوب نیروی مخوفی به نام طالبان، سازمان دهی کرد، این بار نیز برای مهار بلندپروازی های احیاگرانه ولادیمیر پوتین در آسیای مرکزی و سایر نقاط جهان، نیروی مشابه دیگری به نام داعش را مهندسی کرده است.

    اگر این برداشت درست باشد، روسیه و هند هردو نسبت به روند صلح امریکا با طالبان، با تردید و هراس نگاه می کنند و نسبت به پیامدهای آن برای امنیت و ثبات در منطقه، عمیقا نگران اند.

    با توجه به این مهم، دیدار پیش روی وزرای خارجه دو قدرت منطقه ای و بین المللی درباره موضوع افغانستان، از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ زیرا این دیدار ممکن است مشمول تصمیم های جدید و برنامه ریزی های مشترک آنها به منظور مهار بخشی از پیامدهای مورد نظر امریکا از صلح با طالبان هم باشد.

    به هر حال، با توجه به پیچیدگی بحران چندضلعی افغانستان، نباید تصور کرد که امریکا و طالبان، تنها بازیگران سناریوی صلح هستند و سایر قدرت های منطقه ای و بین المللی، طبق همان قواعدی بازی خواهند کرد که در مذاکرات جاری در دوحه، ترسیم می شود. بر این اساس، چه بسا تضاد و تعارض منافع متفاوت قدرت های مختلف در این فرایند، ممکن است نه تنها مانع از اجرای کامل توافقنامه صلح امریکا و طالبان شود؛ بلکه به تولد یک بحران فراگیر تازه منجر گردد که مهار و مدیریت آن از عهده امریکا و طالبان خارج باشد.

    علی موسوی

  • دولت سازی مشکل اصلی در صد سال پس از استقلال افغانستان

    دولت سازی مشکل اصلی در صد سال پس از استقلال افغانستان

    طی روزهای گذشته شاهد تجلیل باشکوه از صدمین سالگرد کسب استقلال کشور بودیم. دقیقا یک قرن پیش امان‌الله خان، شاه جوان با رویای نوسازی از جمله ایجاد دولت مدرن روی کار آمد. وی در اولین اقدام با پذیرش خطر سومین جنگ افغان – انگلیس، استقلال افغانستان را به‌دست آورد. امان‌الله اصلاحات همه‌جانبه در ابعاد مختلف و سطوح گوناگون از آموزش گرفته تا زندگی اجتماعی و ایجاد دولت ملی مدرن را روی دست گرفت. او می­خواست افغانستان را در جمع ملل متمدن جهان ببیند و الگوی وی نیز در دولت – ملت­سازی الگوی اروپایی و غربی بود. روندی که در اروپا با معاهده‌ی وستفالیا در نیمه‌ی قرن ۱۷ و با آزادی دولت از سلطه مذهب و به رسمیت شناخته‌شدن حق انحصاری اعمال حاکمیت بر قلمرو داخلی دولت­ها، رقم خورد و در قرن­های هجده و نوزده مسیر تکاملی خود را با موفقیت طی کرد. دولت در مفهوم غربی آن طبق تعریف ماکس وبر، سازمان سیاسی است که حق انحصاری استفاده مشروع از زور را در قلمرو خود دارد. موضوعی که هیچ گاه در افغانستان جدید محقق نشد. از این‌رو امان‌الله در صدد ایجاد اداره مرکزی قوی و مشروع بود که مشروعیت را نیز از مردم بگیرد و نه از دین. وی در این راستا برای اولین بار قانون اساسی (نظام‌نامه‌ی اساسی دولت علیه افغانستان) را در ۱۹۲۳ تدوین و تصویب کرد که مفاهیم جدید چون آزادی مذهب، آزادی بیان، برابری شهروندان و حاکمیت قانون در آن گنجانده شده بود. همچنین برای کاهش دخالت روحانیون در دستگاه عدلی و قضایی اصلاحاتی را اعمال کرد و با الهام از قوانین سکولار ترکیه مجموعه قوانین جدیدی را وضع کرد. سقوط امان‌الله در ۱۴ جنوری ۱۹۲۹ در پی شورش­های گسترده نیروهای سنتی، اصلاحات و نوسازی از جمله دولت­سازی را متوقف ساخت. حالا که صد سال از شروع کار امان‌الله می­گذرد، این روند ناکام بوده است و دولت­سازی همچنان مسأله اصلی در افغانستان به‌شمار می­رود. در این یادداشت تلاش شده است که به عوامل اصلی ناکامی دولت در افغانستان، زمینه­ها و تقلاها برای ایجاد مرکزیت پرداخته شود.

    کنفدراسیون قبایلی به جای دولت مدرن

     فرایند دولت­سازی در افغانستان جدید به نیمه‌ی قرن هفده (۱۷۴۷) برمی­گردد؛ زمانی که احمدشاه ابدالی به‌عنوان حاکم در قندهار تعیین شد. ماهیت نظام سیاسی جدید با آنچه در اروپا در حال تکامل بود، بسیار فرق داشت. احمدشاه ابدالی رهبری واحد سیاسی را به عهده گرفت که عمدتا طوایف ابدالی استوانه­های اصلی آن را تشکیل داده و سلطنت وی در گسترش قلمرو و افزایش عواید از ناحیه غنیمت و باج و خراج وابسته به حمایت جنگجویان قبایل بود. از این جهت از آن به‌عنوان کنفدراسیون قبایلی یاد می­شود که قدرت حتا به شکل موروثی بین قبایل تقسیم شده بود. اداره‌ی سیاسی، موظف به تأمین منافع قبایل بود و تداوم خود را نیز در گرو حمایت قبایل می­دید. وابستگی حکومت به قبایل باعث شد که ارتش حرفه­ای که از عوامل اصلی دولت­سازی در اروپا بود شکل نگیرد. همچنین عواید گسترده ناشی از فتوحات و باج و خراج، موجب شد که نظام مالیاتی به‌عنوان منبع اصلی درآمد دولت سازماندهی نگردیده و امتیاز جمع‌آوری مالیات نیز به سران قبایل واگذار گردد. درحالی‌که در الگوی اروپایی نظام مالیاتی در رشد بروکراسی، قوانین مالیاتی و نظام پولی کمک کرد.

    منازعه‌ی مرکز – پیرامون

    یکی از منازعات دوامدار در تاریخ افغانستان منازعه‌ی مرکز – پیرامون است که در مقاطعی مختلف و با اشکال گوناگون پایداری خود را حفظ کرده است. حاکمان همواره تلاش کرده‌اند که دولت را در مرکز قدرت قرار دهند درحالی‌که سران قبایل، رهبران اقوام و نخبگان محلی با ایجاد نوعی خودمختاری از حکومت­ها امتیاز گرفته و جزایر قدرت را در پیرامون حکومت مرکزی شکل داده‌اند. در افغانستان هیچ‌گاه اتفاق نیفتاده است که حکومت مرکزی قادر به اعمال حاکمیت مشروع در تمام قلمرو خود بوده باشد. انتقال پایتخت از قندهار به کابل در دوره‌ی تیمورشاه (۱۷۷۳-۱۷۹۳)، هفده جنگ خونین عبدالرحمن خان (۱۸۸۰-۱۹۰۱)، سیاست جابه‌جایی جمعیت در دوره­های مختلف، ملی‌گرایی هاشم خان (۱۹۳۳-۱۹۴۶) اقتدارگرایی داوود خان (۱۹۵۳-۱۹۶۳) و (۱۹۷۳-۱۹۷۸)، مشروطه‌طلبی ظاهرشاه (۱۹۶۳-۱۹۷۳)، خشونت و سرکوب حزب دموکراتیک خلق (۱۹۷۸-۱۹۸۹)، افراط­گرایی طالبان (۱۹۹۶-۲۰۰۱) و سبک‌دوش­کردن والی­های قدرتمند مثل امیر اسماعیل خان، گل‌آغا شیرزوی و عطامحمد نور، در دوره‌ی جدید نمونه­های بارز از تلاش در راستای ایجاد مرکزیت قوی بوده است. تا کنون هیچ حکومتی در افغانستان یا اعمال اقتدار در تمام نواحی قلمرو نداشته است و یا اگر اعمال قدرت بوده مشروعیت لازم را نداشته است. در نتیجه یکی از شاخص­های دولت که اعمال حاکمیت مشروع در قلمرو باشد، محقق نشده است.

    عوامل اصلی ناکامی دولت

    لوتار بروک و همکارانش در کتاب «دولت­های شکننده» نخبگان خودمحور و دخالت خارجی را از عواملی اصلی ناکامی دولت، می­دانند. نخبگان خودمحور از یک طرف با جمعیت به‌شدت متفرق به‌لحاظ تباری، زبانی و مذهبی روبه‌رو هستند که توان پاسخ‌گوساختن نخبگان را ندارند و از جانب دیگر این نخبگان با خارجی­های مواجه هستند که تمایل به ایجاد دولت ندارند و در صدد بهره‌برداری از شرایط آشفته هستند. افغانستان از ابتدای قرن ۱۹ تا کنون با دخالت قوی خارجی مواجه بوده است. موقعیت جغرافیایی کشور باعث شده که به‌عنوان دروازه‌ی تلاقی تمدن­ها و قدرت­ها به‌شمار رفته و در کشاکش قدرت­های بزرگ مثل بریتانیا و روسیه در دوران بازی بزرگ، امریکا و شوروی در دوران جنگ سرد، امریکا و روسیه در دوره جدید و قدرت­های منطقه­ای ذی‌دخل در مسایل افغانستان، همواره آسیب دیده و ناکامی در دولت­سازی متأثر از این عامل نیز بوده است. علاوه بر عوامل فوق خشونت و گسست در تداوم رژیم­ها از موانع موثر دیگر در برابر دولت­سازی بوده است. شکاف­های اجتماعی از قبیل تکثر قومی، زبانی و مذهبی جزء عوامل به‌حساب نمی‌آیند؛ زیرا تعدادی از کشورهای موفق در دولت­سازی نیز برخوردار از همین خصوصیات هستند. اما شکاف­های اجتماعی زمینه­های هستند که نخبگان با سیاسی‌سازی آن از آن بهره‌برداری می­ کنند.

    بن و بازسازی کنفدراسیون

    در سال ۲۰۰۱ با سقوط رژیم طالبانی فرصت استثنایی برای دولت­سازی فراهم شد. با توجه به منازعات خونین دهه‌ی نود، در موافقت­نامه بن (دسامبر ۲۰۰۱) قومیت مبنای تقسیم قدرت قرار گرفت. این اقدام با توجه به پیشینه‌ی طولانی مدت انحصار قدرت از سوی یکی‌دو قبیله، گامی بزرگ برای مشارکت همگانی در قدرت و مشروعیت‌بخش به نظام سیاسی محسوب می­شد. اما در عمل روند دولت­سازی در قالب رشد و سامان سازمان سیاسی و اداری حرکت نکرد، بلکه سران اقوام نقش سران قبایل در حکومت نخستین ابدالی را ایفا کردند و حکومت با اعطای امتیاز برای رهبران و نخبگان قومی که لزوما به معنای مشارکت بدنه‌ی اقوام نبود، نوعی کنفدراسیون قومی را به‌جای کنفدراسیون قبایلی بازسازی کرد و همچنان روند دولت – ملت­سازی ناکام ماند.

    راهکار

    براساس نظریه‌ی بحران توماس اسپریگنز، راه حل یک بحران و درمان یک بیماری به شناسایی علل و ریشه ­های درد و بحران بر­می‌گردد. از این‌رو روند دولت­ سازی در افغانستان زمانی می ­تواند از این چرخه شکست و ناکامی بیرون شود که در گام نخست عوامل و ریشه­ها شناسایی شود. آن‌گاه این عوامل و ریشه­ ها دسته بندی شوند که مصنوعی و قابل تغییر هستند یا طبیعی و تغییر ناپذیر، سپس برای تغییر دسته‌ی نخست و سازگاری با دسته دوم تجویزنگاری و برنامه‌ریزی گردد. به عوامل اصلی در این متن اشاره شد که یکی از ان­ها تداوم گسست­ها می­ باشد. از این‌رو به نظر می ­رسد در شرایط کنونی با توجه به روند صلح جلوگیری از یک گسست دیگر یکی از اقدامات اساسی برای موفقیت روند دولت­سازی به‌شمار می ­رود.

    محمد قاسم عرفانی

  • غنی بار دیگر به عربستان رفت/ کمپاین انتخاباتی غنی بین المللی می شود!

    غنی بار دیگر به عربستان رفت/ کمپاین انتخاباتی غنی بین المللی می شود!

    اشرف غنی در رأس یک هیات دولتی به منظور یک سفر رسمی، به عربستان سعودی رفت.

    ارگ ریاست جمهوری با نشر اعلامیه‌ای گفت آقای غنی بعد از ظهر روز شنبه (2 سنبله) کابل را به مقصد ریاض پایتخت عربستان ترک کرده است.

    در اعلامیه‌ ارگ آمده اشرف غنی در این سفر ضمن ادای حج عمره با ملک سلمان بن عبدالعزیز و شمار دیگری از مقامات سعودی، دیدارهای جداگانه خواهد داشت.

    این در حالی است که پیش از این نیز اشرف غنی دو بار به عربستان سعودی رفته است.

    سال پیش امامان حرمین شریفین با برگزاری یک نشست بزرگ علمای اسلامی در جده، جنگ افغانستان را نامشروع خواندند و از طرف‌های درگیر خواستند تا به این جنگ پایان دهند.

    سفر اشرف غنی به عربستان در حالی انجام می‌شود که مذاکرات صلح امریکا و طالبان به مراحل نهایی رسیده و احتمالاً تا دو روز دیگر دوطرف توافقنامه صلح امضا می کنند.

    بنابراین، سفر آقای غنی به ریاض نمی تواند بی ارتباط به روند جاری گفتگوهای صلح میان امریکا و طالبان باشد. از قضا این سفر، همزمان با آخرین مراحل این گفتگوها صورت می گیرد که طی آن قرار است دوطرف به یک توافق نهایی دست پیدا کنند. اگر این اتفاق رخ دهد، پیش بینی می شود که نخستین قربانی آن، انتخاباتی خواهد بود که اشرف غنی مذبوحانه برای برگزاری آن تقلا می کند؛ اما گروه طالبان به شدت مخالف برگزاری آن هستند.

    امروز خبرهایی نیز از سوی برخی کانال‌ های خارجی درباره توافق امریکا و طالبان روی تشکیل دولت موقت منتشر شد که البته به سرعت از سوی سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر، تکذیب گردید؛ اما سفیر امریکا در کابل به صراحت اعلام داشت که اولویت ایالات متحده، صلح است نه انتخابات.

    به این ترتیب، یکی از اهداف اصلی سفر غنی به عربستان سعودی، جلب حمایت منطقه ای از تلاش خود برای برگزاری انتخابات و ترجیح آن بر روند امریکایی صلح است. آقای غنی می داند که عربستان سعودی در روند جاری صلح، در حاشیه قرار گرفته و از فرایند تحولات در این زمینه، راضی نیست. بنابراین، کابل و ریاض در این خصوص، رویکرد همذات پندارانه ای دارند و اگر او بتواند با استفاده از موضع ریاض در قبال روند صلح که با مدیریت و محوریت رقیب منطقه ای رژيم ریاض یعنی دولت دوحه، پیش برده می شود، حمایت رژيم سعودی از رویکرد خود در قبال انتخابات و صلح پساانتخابات را جلب کند، یک پشتوانه چشمگیر به دست خواهد آورد.

    او از جمله می تواند با استفاده از موقف ویژه رژيم ریاض به عنوان میزبان اماکن مقدس مسلمانان، در صورت لزوم، مشروعیت و اعتبار صلح طالبان با امریکا را زیر سؤال ببرد و به این ترتیب، خود را در موضع حق نشان دهد.

    دومین هدف آقای غنی از سفر به عربستان سعودی، تبانی با رژيم ریاض به ویژه ولیعهد خودکامه و اقتدارگرای سعودی در خصوص سیاست های آینده اش در دور دوم ریاست جمهوری و تراز و تنظیم آن با چشم انداز بلندپروازانه بن سلمان برای سلطه بر سرنوشت جهان اسلام است. او با سفر به ریاض در آستانه انتخابات ریاست جمهوری می خواهد به بن سلمان اطمینان دهد که به پروژه های وی در زمینه توسعه وهابیت و حمایت از جریان های تکفیری همسو با آن، وفادار است؛ موضوعی که طی بیش از پنج سال گذشته نیز به وضوح شاهد آن بوده ایم و افزایش قدرت، نفوذ و جغرافیای تحت سلطه داعش و مصونیت کامل آن گروه در افغانستان، در کنار جنگ نرم نیرومندی که در مدارس مذهبی، دارالعلوم ها، دارالحفاظ ها، دانشکده های شرعیات، مساجد و منابر افغانستان از سوی مبلغان شریعت سلفی جریان دارد، از مصادیق بارز آن است.

    در مقابل، ریاض باید از برنامه های عوام فریبانه او در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، به منظور انحراف افکار عمومی، همراه کردن بخش عمده مردم با انتخابات و ایجاد بدبینی و ترس در نگاه آنان نسبت به صلح، حمایت کند. این حمایت به ویژه می تواند مشمول ارائه بسته های وسوسه انگیز مالی باشد؛ چیزی که برای رژيم ثروتمند سعودی، کار ساده ای است.

    با اینهمه در آستانه امضای توافق صلح میان امریکا و طالبان و با توجه به تردیدهای عمیق و سنگینی که بر انتخابات ریاست جمهوری، حاکم است، باید منتظر ماند و دید که در تقابل تنگاتنگ و نفسگیر صلح امریکایی و انتخابات دولتی، تلاش های آقای غنی برای تغییر شرایط به سود خود نتیجه می دهد یا خیر.

    محمدرضا امینی

  • وقتی امریکا افغانستان را ترک کند؟

    وقتی امریکا افغانستان را ترک کند؟

    به نقل از مجله اشپیگل ایالات متحده می خواهد پس از 18 سال افغانستان را ترک کند. هزینه این همه نابسامانی ها را افغان ها پرداخت می کنند.

    فقط  چند ماهی،  شاید هم در یک سال مشخص میشود و انتظار می رود ارتش ایالات متحده و متحدانش از افغانستان خارج  شوند. کشوری که آمریکایی ها در طی 18 سال طولانی ترین جنگ را در تاریخ خود در آن سپری نمود.

    مذاکرات صلح بین ایالات متحده و طالبان این هفته احتمالاً در دوحه  آخرین دور باشد .  شاید تا  اخر ماه آگست، قرارداد صلح امضا  شود –  قسمیکه منابع افغان و آلمانی که مستقیمآ در مذاکرات سهم  دارند  اطلاع دادند. این یک چرخش بزرگ  تاریخی خواهد بود و سرنوشت  افغانستان را به شدت تغییر می دهد.

    بنابر گزارشها ، اعضای کنفرانس در مورد زمان خروج  نیروهای نظامی اختلاف نظر دارند.
     طالبان خواستار این هستند که آمریکایی ها ظرف شش ماه افغانستان را ترک کنند. زیرا هر دو طرف درگیر دستگاه ترمپ و گروه طالبان توافق را می خواهند و هر دو طرف  هم عجله دارند.

    حکومت ترامپ می خواهد موفقیتی در سیاست خارجی  خود در انتخابات  آینده داشته باشد. طالبان هم از جنگ خسته شده اند. از چشم انداز مشارکت در قدرت لذت می برند و شاید هم تسلط تمام قدرت نصیب آنان شود!

    گفتگوها یک قرارداد نیست بلکه  دو قرارداد است: اولین قرارداد  این است که ایالات متحده می خواهد مستقیماً با طالبان منعقد کند.
     این قرارداد اول تنظیمات خروج  قوای امریکا را تنظیم می کند و باید امریکا اطمینان یابد که تروریست های بین المللی دیگر از خاک افغانستان به عنوان جایگاه و محل ترور استفاده نمی کنند.

    در جایی از قرارداد، چیزی درباره آتش بس و “گفتگوی بین الافغانی” ذکر خواهد شد. انتظار می رود این سند در قطر امضا شود، جایی که 9 دور مذاکرات بین رهبری طالبان و نماینده ویژه ترامپ خلیلزاد در آن برگزار شده است.
    دولت امریکا قصد دارد توافقنامه دوم را با محتویاتی شبیه با قرارداد طالبان، با دولت اشرف غنی ببندد.

    اما رهبران حکومت برخلاف طالبان، در مذاکرات نزدیک به یک ساله هیچ سهمی نداشتند. طالبان از صحبت با مقامات دولت خودداری میکنند چرا که آنان حکومت را به رسمیت نمی شناسند.
    ایالات متحده در برابر این خواسته طالبان سر خم کردند و حاکمیت نظام را که از سال 2001 پی ریختند و از آن دفاع کردند، تضعیف نمودند.

    چندی قبل در مذاکرات طالب – امریکا خلل پیداشد و به نتیجه نرسیدند. همان بود که دولت فدرال آلمان  نقش واسطه ای مهم را ایفا کرد و در ماه جولای  60 نماینده جامعه مدنی افغانستان و طالبان را در یک  جلسه دعوت نمودند.

    البته چگونگی برخورد طالبان پس از عقب نشینی سربازان آمریکایی با مردم معلوم نیست. اگرچه طالبان  تأکید می كنند كه تغییر كرده اند؛ به عنوان مثال: مردان افغان در محافل دیگرضرور نیست حتماً ریش داشته باشند و اکنون به زنان نیز احترام می گذارند. اما افراط گرایان در گذشته  به زنان افغان ممنوعیت کار داده  یا به دلیل ادعای دیدن افراد بیگانه به غیر از اقارب خودشان، آنها را سنگسار کردند.

    خلیلزاد، توافقنامه صلح پایدار و محترمانه را برای ایالات متحده آرزو می کند. آنچه خلیلزاد نمی گوید این است که این کشور پس از کشته شدن ده ها هزار غیرنظامی و بیش از 3500 کشتار سربازان  بین المللی و یک تریلیون دلار هزینه آمریکا چه خواهد شد! آیا  انتخابات وجود خواهد داشت؟ همانطور که در حال حاضر همه  در انتظار هستند.   پارلمانی خواهد بود؟ حقوق زنان مراعات میشود؟ اصلاً در مورد قانون اساسی چه تضمینی وجود خواهد داش زمانیکه  طالبان دوباره به قدرت برگردند؟
     چه کسی می خواهد این پیمان را به عنوان “امارت اسلامی افغانستان” امضا کند؟

    بسیاری از کشورها در حال حاضر شاهد جنگ داخلی بعدی هستند. كشورهایی كه سالها در كنار آمریكا جنگیده اند و عزیزان شان کشته و مجروح شده اند احساس خیانت از جانب آمریكا خواهند کرد.
     همیشه تمام رؤسای جمهور آمریكا از سال 2001 قول داده اند كه افغانستان را از سیطره و سلطه طالبان آزاد میكنند. آیا تاریخ بازهم تکرار می شود؟

    در سال 1989 هنگامی که ارتش اتحاد جماهیر شوروی پس از ده سال جنگ تضمین های مشابهی را برای دولت  افغانستان داد و بعد آن را پس گرفتند، مدت زیادی نگذشت که گروه های مختلف باهم درگیر شدند.
    برای جلوگیری از این اتفاق، ایالات متحده  و متحدین و قدرتهای منطقه بالای همپیمانان خود حساب میکنند.
    مهمتر از همه دولت آلمان طبق خواسته های خلیلزاد باید در روند صلح به همراه ازبکستان “نقشی تعیین کننده” ایفا کنند.

    برلین قرار است “گفتگوی بین الفغانی ” را سازماندهی کنند تا کلیه موضوعات اجتماعی  و سیاسی را که هنوز مورد مذاکره قرار نگرفته است، روشن شود.

    در ماه سپتامبر ، طرفهای درگیر برای مذاکرات بیشتر گرد هم  می آیند. نمایندگان دولت و جامعه مدنی باید در اسلو با طالبان ملاقات کرده و در مورد چگونگی پیشبرد کشور با یکدیگر گفتگو کنند. چین، هند و روسیه با حسن نظر از این روند حمایت می کنند.

    اما نتیجتاً همه چیز مبهم است احتمال اینکه صلح فقط مدت کوتاهی دوام داشته باشد و توسط طالبان و گروهای دیگر افراطی  این تفاهم منحل شود، وجود دارد. تنها گزینه باقی مانده، امید است و مردم افغانستان از گروه افراطی طالبان در هراس اند.

    عنایت الله حبیب

  • مذاکرات صلح امریکا و طالبان به توافقات ژنو برای خروج ارتش سرخ شباهت زیادی دارد

    مذاکرات صلح امریکا و طالبان به توافقات ژنو برای خروج ارتش سرخ شباهت زیادی دارد

    دیشب با دو آکادمیک و‌دیپلومات‌های متقاعد غربی که در دهه های ۸۰ و ۹۰ در افغانستان اجرای وظیفه نموده اند نشستی خودمانی داشتیم. با هم به طور مشترک به یک مطالعه مقایسه ای و نگاه اجمالی به مذاکرات جاری صلح در قطر و مذاکرات ژنیو برای خروج نیرو های قشون سرخ در اواخر دهه ۸۰پرداختیم. شباهت ها وحشتناک است.

    در اینجا من بعضی از آنها را بر می‌شمارم:

    ۱. بن‌ بست جنگی و کنترل قصبات و شاهراه های افغانستان به دست نیرو های مخالف حکومت یکی از شباهت ها است.

    ۲. خستگی وافر و یاس اتحاد جماهیر شوروی از مصارف و قیمت جنگ عین وضعیت در مورد ایالات متحده امریکا امروز صدق می کند.

    ۳. عدم حضور افغانها در میز مذاکره (پاکستان به نمایندگی از مجاهدین و اتحاد جماهیر شوروی به نمایند گی از حکومت کمونیستی وقت) در ژنو حضور داشتند. امروز نیز در میز مذاکره در قطر حکومت افغانستان حضور ندارد.

    ۴. گرفتن زمام امور در مسکو (گورباچف) و واشنگتن (ترامپ) از سوی یک ریس جمهوری که اصلا به جنگ افغانستان عقیده نداشته و به آن به دیده منفی نگریسته و خواهان خروج نیرو های خود از این “جنگ بیهوده” اند.

    ۵. اوضاع مشتنج داخلی سیاسی و‌اقتصادی در درون قدرت های حامی (مسکو و یا واشنگتن) حکومت کابل و اولویت بخشی تخصیص بودجه جنگ افغانستان به برنامه های اقتصادی داخلی ( ترامپ برای اعمار دیوار مکزیکو و گورباچف برای تطبیق برنامه پرسترویکا).

    ۶. مذاکرات ژنو نیز دقیقا مثل مذاکرات قطر دو مرحله یی و شامل چهار جز بود: مرحله اول- حل مشکلات و گرفتن تضمین های لازم امنیتی خروج نیرو های خارجی. مرحله دوم – مذاکرات بین الافغانی و آتش بس بود.

    مذاکرات ژنو شامل چهار جز: الف. امضای توافق نامه میان افغانستان و پاکستان به خاطر عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر . ب. توافق میان اتحاد جماهیر شوروی و امریکا مبنی بر عدم حمایت از گروهک های نیابتی علیه یکدیگر در خاک افغانستان. ج. توافق میان افغانستان و پاکستان برای بازگشت مهاجرین و د. امضای موافقت نامه میان افغانستان، پاکستان، امریکا و اتحاد جماهیر شوروی برای تطبیق تقسیم اوقات خروج نیرو های قشون سرخ شوروی از افغانستان بود.

    تقریبا عین دو مرحله وچهار عنصر در مذاکرات صلح قطر دیده می شود: مرحله اول -توافق میان امریکا و پاکستان (به نمایند گی از طالبان) و مرحله دوم – توافق میان طالبان و گروه های مختلف افغان و آتش بس.

    چهار عنصر: “تضمین ها برای مبارزه با تروریزم، جدول زمانی برای خروج نیرو های خارجی، مذاکرات بین الافغانی و آتش بس” که در مذاکرات قطر مطرح می شود نیز به توافق ژنو شباهت زیادی دارد.

    ۷. حکومت و اردوی پاکستان در آن زمان نیز پا فشاری به عدم مشروعیت حکومت کابل و مذاکرات بین گروه های مختلف افغان می‌کرد. آنها از محوریت مذاکرات با دولت افغانستان در هراس بوده و هر اقدامی را به خاطر مشروعیت زدایی حکومت انجام می دادند و حالا هم دقیقا همان فشار را وارد می کنند.

    ۸. دفتر سیاسی ملل متحد در آن زمان از سوی دو ریس پی در پی ضعیف و نهایت بی لیاقت (محمود مستری و بعدا بنین سیوان همراه با دی ایگو کورتیز) اداره می‌شد. هر دو این مامورین ارشد ملل بعد ها معلوم شد که داکتر نجیب را بازی داده و با او صادق نبودند. این وضعیت کماکان در حق یماماتو یوناما صدق می کند .

    ۹. مذاکرات در دو مرحله تقسیم شده بود. زمانیکه شوروی سابق ضمانت های لازم امنیتی و سیاسی را از مجاهدین مبنی بر خروج نیرو هایش در مرحله اول گرفت به مرحله دوم خیلی وقت نگذاشت و مجاهدین نیز از به مشروعیت شناختن حکومت کابل به عنوان شریک صلح ابا ورزیده و به مذاکرات بین الافغانی تن نداده و اصلا روی آتش بس صحبت نکردند. بلکه اکثریت قومندانان مجاهدین پافشاری به پیروزی نظامی داشتند.

    این دقیق چیزی است که امکان اتفاق افتیدن آن در وضعیت فعلی وجود دارد. امریکا در مرحله اول تمام تضمین های خود را بگیرد و خود را متعهد به یک جدول زمانی خروج نیرو هایش نماید در حالیکه در مرحله دوم طالبان از به مشروعیت شناختن حکومت افغانستان به عنوان یک شریک مشروع و اصلی صلح سر پیچی کرده و آتش بس نکند. بالاخره این جنگ به خاطر پیروزی نظامی ادامه پیدا کند.

    ۱۰. نهایتا – مذاکرات طولانی شده و به درازا بکشد که باعث فروپاشی سیاسی و نظامی گردیده و چند نفر رهبران نظامی تحت نام حفاظت از نظام و دست آورد های ۱۸ ساله همانند شهنواز تنی دست به کودتا بزنند.

    ۱۱. ساده لوحی شخص داکتر نجیب، عدم دانش او از سیستم کاری نظام و سازمان ها بین المللی و اعتماد کورکورانه او به بینین سیوان و سازمان ملل متحد بود که باعث سقوط نظام او شد.

    موارد دیگر چون جو و محیط نا مساعد منطقه ای و امثالهم نیز وجود دارد که می شود در یک فرصت دیگر روی آن صحبت کنیم.

    تمیم عاصی

  • عصر امانی به روایت تاریخ (اصلاحات و انقلاب)

    عصر امانی به روایت تاریخ (اصلاحات و انقلاب)

    امان الله خان پسر امیر حبیب الله خان در سال 1892م تولد یافت. بعد از فوت پدرش در فبروری سال 1919م به سن 27 سالگی عهده دار سلطنت شد. امان الله خان در مکتب حربیه درس خواند، به مسایل اردو و امور نظامی از نزدیک در ارتباط بود.
    امان الله خان پس اعلام پادشاهی در 24 فبروری 1919م بیانیۀ مشهوری به پیشگاه مردم کابل در میدان مرادخانی ایراد نمود. امان الله خان درین بیانیۀ تاریخی استقلال خارجی افغانستان و آزادی فردی در کشور را اعلام کرد و از مساوات و برادری، آزادی ملت و تأمین عدالت و صداقت دولت جدید حرف زد.

    شاه جدید نامه هایی به دولت های روسیه شوروی، آمریکا، فرانسه، جاپان، ایران، ترکیه، و کشورهای دیگر نوشت و در آن از جلوس خود برتخت به حیث پادشاه مستقل افغانستان یادآوری نمود.
    امان الله خان دوماه بعد از رسیدن به قدرت معاهدۀ سال 1879م  را که افغانستان را در امور خارجی وابسته به بریتانیا ساخته بود، ملغی کرد که منجر به جنگ سوم افغان- انگلیس (1919م) گردید.

    از طرفی هم اعلان جنگ یک فیصلۀ ملی بود که منعکس کننده ارادۀ آزاد مردم افغانستان بود، بجز جنگ برای بدست آوردن استقلال راه دیگری وجود نداشت و مردم نیز بیعت خود را به امیر امان الله خان مربوط و مشروط به اعلان جهاد در مقابل انگلیس ها ساختند. لیکن عدم تسلیم انگلیس به خواسته های مردم افغانستان منجر به جنگ شد و اگر انگلیس استقلال افغانستان را به رسمیت می شناخت جنگ صورت نمی گرفت.

    در اثنایی که جنگ به شدت بین طرفین جریان داشت و طیارات انگلیس شهر جلال آباد و کابل را بمباردمان می کرد حکومت کابل و هند برتانوی موافقه نمودند تا در میز مذاکرات جلوس نموده در بارۀ آینده روابط بین خود بحث نمایند. این مذاکرات به شناختن استقلال بدون قید و شرط کشور در 25 اسد 1298 ه ش (1919م) در کنفرانس راولپندی گردیده و افغانستان اولین کشوری بود که استقلال خود را از انگلیس ها گرفته و به حیث یک کشور مستقل اسلامی در کره زمین عرض وجود نمود. (معاهدۀ کابل که بعدها در سال 1921 میان دولت انگلیس و افغانستان انعقاد یافت، در مادۀ اول آن استقلال افغانستان از سوی دولت بریتانیا به رسمیت شناخته شد.)

    اعلام استقلال افغانستان فرصت خوبی برای روسیه بود تا با شناختن استقلال افغانستان ضربۀ معنوی به پیکر سیاسی امپراطوری بریتانیا حواله نماید، بناً روسیه رقیب امپراتوری انگلیس در شرق و غرب، استقلال افغانستان را برسمیت شناخت. مقامات رسمی هردو دولت خیال برقراری دوستی درسر می پروراندند اما مرم افغانستان و مسلمانان آُسیای مرکزی حاضر نبودند این روابط برقرار گردد. مسلمانان آسیای میانه که زیر فشار حکومت بلشویکی روس قرار داشتند، این عمل را خیانت به قضیه خویش می دانستند.

    شاه امان الله خان در سال های اخیر سلطنت خود به کشور های هند، مصر، ایتالیا، فرانسه، بلجیم، آلمان، انگلستان، شوروی، ترکیه و ایران سفر نمود. در سال 1927م ایتالیا اولین کشوری بود که از امان الله دعوت به عمل آورد تا از  آن کشور دیدن نماید. در 22 سپتمبر 1927 سفیر افغانستان در لندن به وزارت خارجۀ انگلیس اطلاع داد که پادشاه افغانستان به خارج سفر می کند و از انگلستان و مسکو دیدن می نماید.

     امان الله خان هنگام وداع در قصر ستور وزارت خارجه در محضر کارمندان دولت و شاگردان و منسوبین معارف افغانستان مطالب آتی را بیان نمود: “سفرم به خارج خاص برای منفعت شماست و بس، اگر نیامدم به یاد داشته باشید که از وطن تان دفاع نمایید و یک ملت واحد باشید. زیر سلطۀ حکمران مستبدی به سر نبرید، به هدایات من گوش دهید و به خرافات عقیده نداشته باشید، زیرا بعضی ملاهای بی خرد، دین را یک زنجیر برای تان ساخته و چیزهای غلط برای تان می گویند و شما را فریب می دهند، مطابق اوامر خدا و پیغمبرش (ص) رفتار نمایید. به چیزهای که ملاها می گویند باور نکنید، در مقابل زنان از مدارا و ترحم کار بگیرید، شما همه از یک کشور هستید و با هم برادر می باشید، زنان مانند شما حق دارند و انسان اند، بیشتر از یک زن نگیرید و اطفال تان را به مکتب بفرستید…”

    امان الله خان بعد از انجام سفرش به کشورهای اروپایی و اتحاد شوروی، به ترکیه و ایران رفت. در ترکیه از امان الله خان پذیرایی شانداری به عمل آمد و برنامه های مصطفی کمال اتاترک برای پیشرفت و تعالی کشورش تأثیر فوق العاده در ذهن امان الله خان گذاشت و آرزومند بود تا قدم بر جای پای اتاترک بگذارد، مگر جامعۀ ترک و جامعۀ افغانی دو جامعۀ مختلف و در شرایط کاملاً متفاوت از هم قرار داشتند. از طرفی هم اتاترک برای تطبیق برنامه های اصلاحاتی خود یک اردوی قوی و مقتدر در خدمت داشت. در ضمن ، اصلاحات در ترکیه در زمان اتاترک آغاز نیافته، پیش از این دوره، در عصر آخر عثمانی ها آغاز گردیده بود. به هر صورت، شاه امان الله از ترکیه به ایران رفت و از سوی رضاشاه مورد استقبال قرار گرفت.

    در ایران شاه امان الله بدون تشریفات، مانند یک فرد عادی با مردم برخورد می کرد و در کوچه های تهران تنها و بدون بادیگارد گردش می نمود، مردم تهران این رویۀ شاه افغان را پسندیدند و از شاه ایران انتقاد می نمودند. ملکۀ ایران با ملکه ثریا حسادت می ورزید و از گشت و گذار ملکۀ افغان در شهر تهران بدون چادر یا روی پوش خشمگین بود و بنابرین در دعوت هایی که به افتخار ملکه ثریا داده می شد، شرکت نمی ورزید. حتی در دعوت رضا شاه که به افتخار شاه امان الله ترتیب داده بود، ملکۀ ایران شرکت نکرد. علمای مذهبی ایران از امان الله خان خواستند که ملکه ثریا چادر بپوشد و علمای مشهد نیز چنین تقاضای را کردند. اما شاه امان الله همه را نادیده گرفت و ملکه ثریا و دیگر زنان همراه وی بدون روپوش به روضۀ امام رضا رفتند و نماز گزاردند.

    امان الله خان به تاریخ 20 جون 1928 بعد از شش ماه و ده روز دوباره به وطن برگشت. در قندهار شاه به مردم قندهار گفت: “من به اروپا جهت عیش و عشرت و خوشگذرانی نرفته بودم، بلکه رفتم تا راه ترقی و تعالی کشور را جستجو نمایم، من همه چیز را قربان ترقی و تعالی کشور می کنم. امید است که ترقی و پیشرفت را از قندهار شروع کنم. شرم آور است که پوسته ای را در پشت نقل می دهند، حتی یک مرکب نیست که پوسته را از یک محل به محل دیگر انتقال دهد، وضع تلگراف شرم آور است، شرم آور است که مردم افغان از سبب گرمی و سردی در خانه نشسته و یک زن اروپایی در تمام شرایط شب و روز جان کنی دارد، زنان در اروپا برابر با مردان کار می کنند و از حقوق مساوی برخوردار هستند و در تمام شقوق اجتماعی، سیاسی، تجارتی واقتصادی فعال اند، در حالی که زنان افغان در کنج خانه عاطل و بیکاره به سر می برند، کار کنید و به خود حرکت دهید، امان الله کارها را برای تان انجام داده نمی تواند، تنها شما را رهنمایی می کند و باقی زحمت را شما بکشید، از این خواب گران بیدار شوید. اما ملاهای قندهار گفتند که شاه کافر شده و مارا هم کافر می سازد.”

    اصلاحات اجتماعی حکومت امانی، با دعوت شاه از سفر طولانی اش به کشور آغاز شد. شاه که از پیش آمد رجال مقتدر اروپا و ملاحظۀ تخنیک و فرهنگ غرب و به خصوص از مشاهدۀ برنامه های مصطفی کمال اتاترک در ترکیه و رضاه شاه در ایران متحسس شده بود، در جهت تطبیق برنامه های اصلاحی در افغانستان شتاب ورزید و لویه جرگۀ هزار نفری را در کابل در اوایل سپتمبر 1928 دایر و آرزوها و نیات خود را در زمینۀ تسریع پروسۀ تحولات اجتماعی با لویه جرگه در میان گذاشت.

    امان الله خان برنامۀ اصلاحات خود را در بارۀ تغییرات سریع شرایط اقتصادی و اجتماعی افغانستان مطرح نمود، این پروگرام که قلب قدرت روحانیت را در افغانستان نشانه گرفته بود، شامل رفع چادری (نقاب) زنان، منع مریدی در اردو، ممانعت تحصیل ملایان در مدرسۀ دیوبند هند برتانوی، گرفتن امتحان از ملاها، توزیع تذکرۀ نفوس به مردم افغانستان، جلب جوانان به خدمت سربازی به مدت سه سال، تحصیل مشترک پسران و دختران در مکاتب ابتدایی و اعزام جوانان برای تحصیل به خارج، منع نکاه صغیره و تعیین سن ازدواج برای دختران (18 سال) و برای پسران (22) سال می شد. اعضای لویه جرگه که اکثریت شان ملاکین و روحانیون بودند مخالفت شان را با پیشنهادات اصلاحی شاه اعلان نمودند. سر انجام پیشنهادات با برخی تعدیلات مورد تصویب لویه جرگه قرار گرفت.

    امان الله در زمره برنامه هایش به معارف اهمیت بیشتری داد. او برای بنای معارف جدید ابتدا از حکومت ترکیه و بعداً فرانسه تقاضا نمود که در طرح نصاب تعلیمی معارف افغانستان سهم برازنده گیرند. نصاب تعلیمی نیز مانند سایر برنامه های امان الله اساس “سکولرستی” داشت. امان الله به این نظر بود که علوم متداوله مدارس به درد مردم نمی خورد، لذا باید آنها به فراگرفتن علوم عصری در مکاتب مشغول گردند. رژیم امان الله به نشر و پخش روزنامه ها، مجلات، جراید، کتب و رسائل مختلف نیز پرداخت. مطابق مادۀ 11 قانون اساسی 1923م که در آن گفته شده بود: “مطبوعات و اخبارات داخلیه مطابق به نظامنامۀ مربوط آن آزاد می باشند”، شرایط مساعد سیاسی برای نشر جراید و روزنامه های شخصی ایجاد شده بود که در روشنی آن جرایدی چون اخبار انیس، اتحاد مشرقی، ستارۀ افغان، اتحاد اسلام، بیدار، ارشاد النسوان، اتحاد، ابلاغ، اخبار حقیقت، نسیم سحر، نوروز، مجلۀ معارف، مجلۀ اردو، آئینه عرفان، اصلاح و… به فعالیت آغاز نمودند.

    در این دوره اقدامات دیگری که بخاطر پیشرفت و ترقی کشور از سوی حکومت امان الله خان صورت گرفته بود اینکه، نماینده گان تجارتی افغانستان به کشورهای اروپایی و آسیایی فرستاده شد، فابریکه های چون بافنده گی، کاغز سازی، قند، سمنت، شیشه سازی، صابون، گوگرد، یخ سازی و غیره به فعالیت آغاز نمود، سرک کابل- قندهار و هرات ترمیم گردید، عمارت قصر دارالامان، هوتل کابل، سینمای کابل، مسجده شاه دو شمشیره… بنا یافت، شفاخانه برای مردان و زنان باز گردید، و از همه مهمتر این که برده گی لغو گردید.

    بزرگترین آزادی که امان الله می خواست به زنان افغانستان دهد بدور انداختن حجاب و لباسی بود که به نظر او اساس و بنیاد اسلامی و دینی نداشت، بلکه رسم و رواج و عنعنات مردم طی قرون متمادی به آن تقدس بخشیده بود. امان الله و خانمش (ثریا) در مسئلۀ حجاب همنظر بودند و هردو در این راه مبارزه مشترک می نمودند.

     امان الله خان فرمان داد که همه مردها باید لباس غربی بپوشند. اصلاحات ارضی، تعلیم و تربیۀ زنان در مدارس آزاد، دور نمودن حجاب زنان همه باعث تحرک احساسات مردم افغانستان گردید. این اصلاحات از دید امان الله خان به قصد متمدن ساختن افغانستان براه انداخته شد اما برعکس باعث آشوب و غوغای گردید که به سقوط خود اصلاحگر انجامید.

    اصلاحات اجتماعی و اقتصادی را که امیر امان الله خان در کشور به راه انداخت، چون پیش از وقت و بدون تعمق با عجله صورت گرفته بود، مغایر عنعنات سنتی کشور قرار گرفته و نارضایتی ها را در بین رهبران محافظه کار مذهبی و قبایل بی سواد و عقب مانده افغانی خلق نمود. امان الله آنقدر مست بادۀ پیشرفت و ترقی کشور شده بود که حتی مشورۀ نزدیکترین دوستان خود را در مورد اینکه محتاطانه (بادرنظرداشت شرایط عینی و ذهنی کشور) به پیش برود نادیده می گرفت؛ تا اینکه از طرف دوستان همرزم و همسنگرش مورد انتقاد صریح قرار می گرفت و امان الله به این اهمیت نداده آنهارا از خود رنجانید.

    امان الله خان در بسیاری موارد اسباب ضعیف ساختن دولت خود را خودش آماده ساخت. بسیاری از اصلاحات امان الله اگرچه ضروری بود ولی پیش از وقت بود و ملت آماده قبول آن نبود. مخالفین امان الله خان نیز اعمال امان الله خان را وسیلۀ مناسب برای سقوطش دانستند و از حرکات بی وقت وی استفاده نمودند. اولین قیام مردمی در ولایت پکتیا آغاز شد، بعدا در عقرب 1307 ه ش مردم شینوار در مشرقی قدعلم نموده و اعلام مخالفت کردند با این قیام سایر مردم مشرقی نیز همنوا گردیده و شهر جلال آباد را متصرف شدند، با نشر شایعات شورش همه اکناف کشور را فرا گرفت علما فتوای کفر و قیام علیه امان الله خان را صادر نمودند و شورش سراسر کشور را فرا گرفت.

    در ولایات شمالی، مردم دور حبیب الله کلکانی جمع شده آماده حمله به کابل شدند، در حالی که از هر طرف مردم به سوی کابل در حرکت بودند حبیب الله کلکانی توانست کابل را بزودی در حصار خود در آورد. او در 28 جدی 1307 (جنوری 1929) اعلام پادشاهی نمود و امان الله خان به طرف قندهار متواری شد.

    هنگامیکه امان الله خان مجبور به ترک کابل گردید، روس ها به عنوان کمک به موصوف، در افغانستان مداخله نظامی نمودند. روس ها از این مداخله دو هدف داشتند. یکی این بود، تا امان الله خان را زیر احسان خویش قرار دهند. دوم اینکه به روی مردم آسیای میانه راه فرار را مسدود سازند. زیرا مردم آسیای میانه در آن زمان افغانستان را برای خویش جنت روی زمین تصور می نمودند. در آن زمان حکومت نوپای شوروی آرزو داشت تا از طرف سایر کشورها به رسمیت شناخته شود، مداخله نظامی آنها می توانست برای شان در این جهت مشکلاتی را ایجاد نماید، از طرف دیگر امان الله خان به این نتیجه رسیده بود که دیگر در میان مردم خویش محبوبیت نداشته و بازگشتش به کابل سبب خونریزی زیاد خواهد شد، بناً از ادعای پادشاهی مجدد صرف نظر کرد.

    امان الله خان که تاپایان زندگی در تبعید در روم، پایتخت ایتالیا بسر می برد، در سال 1960م درگذشت. جنازه اش به افغانستان انتقال داده شد که در جوار آرامگاه پدرش در جلال آباد با مراسم نظامی به خاک سپرده شد.

    مصطفی کمال اتاترک در مصاحبۀ خود  در 26 اکتوبر سال 1929 با جریدۀ ترکی لیبرتی در باره سقوط امان الله خان گفت که سقوط امان الله خان خسارۀ بزرگی بود و اگر امان الله خان فقط حجاب را از خانمش برمی داشت و دیگر زنان افغانستان را اجبار به رفع حجاب نمی کرد و دختران را برای تعلیم به خارج ارسال نمی داشت ممکن بود انقلاب در افغانستان علیه وی صورت نمی گرفت.

    امان الله در تاریخ کشور یگانه پادشاهیست که بیش از همه در باره اش ضد و نقیض سخن گفته اند و میان نویسنده گان موافق و مخالف وی فاصله های زیادی وجود دارد. محققین مختلف برای شناخت امیر موصوف چهارچوب فکری مختلف را تعیین نموده اند، کسی به نام “پادشاه لیبرال” کسبی بنام “پادشاه سوسیالست” اورا ستوده است. او بخاطری پادشاه لیبرال خوانده شده که مشی خود را مطابق نظر خسر لیبرالست خود محمود طرزی عیار ساخته بود. شاید هم به این جهت پادشاه لیبرالست خوانده شده است که بعد از سفر به کشورهای غربی و ترکیه از لیبرالیزم غربی بخصوص از نظریات اتاترک اثر پذیرفته بود.

    یکی از لویه جرگه های افغانستان به موصوف لقب امیرالمؤمنین تصویب نمود. مسلمانان هند و بخارا نیز این لقب و حیثیت موصوف را به این امید پذیرفتند تا امان الله خان خلافت اسلامی را که در ترکیه پایان داده شده بود، بار دیگر به شکل اصلی آن احیا و عیار نماید. پادشاه سوسیالست بخاطری نامیده شد که به ایجاد روابط تشویشناک و امیدوار کننده با شوروی مجبور شده بود.

    نویسنده: حسیب الله سدید، خبرگزاری جمهور

  • صلح بدون اعلام آتش بس خطرناک  است

    صلح بدون اعلام آتش بس خطرناک است

    طرح صلح پیشنهادی افغانستان که جمعه از سوی مذاکره‌کننده ارشد دولت ترامپ تقدیم او شد هدف اصلی رییس‌جمهوری امریکا برای آغاز خروج هزاران نیروی امریکایی از این کشور را پس از حدود ۱۸ سال جنگ و کشته شدن بیش از ۲۴۰۰ امریکایی تکمیل خواهد کرد.

    در عوض، طالبان به قطع ارتباط با القاعده و جلوگیری از فعالیت آن یا اجرای حملاتی در مناطق زیر نظر طالبان در افغانستان موافقت می‌کنند. این تعهد مساله‌ای است که از نظر مقام‌های ارتش امریکا برای کمک به جلوگیری از فعالیت دیگر گروه‌های افراطی در استفاده از افغانستان به عنوان سکوی اجرای حملات علیه منافع امریکا در این منطقه مهم است.

    با این حال، توافقی که مقام‌های امریکایی آن را توصیف می‌کنند چندین مساله کلیدی را بدون رسیدگی باقی گذاشته است، برخی دیگر که هنوز صریحاً توسط طالبان تأیید نشده‌اند و هنوز روی برخی دیگر در جلسات آینده بین طالبان و رهبران افغانستان که هنوز تأیید نشده‌اند یا اعلام شده‌اند، کار می‌شوند.

    به نقل از واشنگتن پست، مقام‌های کاخ سفید جمعه گفتند، هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که رئیس‌جمهوری امریکا تصمیمی درباره این طرح در آینده نزدیک اتخاذ کند و برخی ناظران می‌گویند زمان بیشتری لازم است تا روی یک توافق نهایی و رسمی با طالبان کار شود.

    در حالیکه این طرح، طبق پیش‌نویس،‌ شامل ارتباط ضمنی میان خروج امریکا و توافق طالبان برای آغاز مذاکرات با مقام‌های افغان می‌شود، مشخص نیست تعهد طالبان در آن چگونه تشریح شده است. این مذاکرات که می‌تواند جایگاه آتی طالبان در قدرت و زندگی عادی را تبیین کند، یک درخواست کلیدی مردم افغان و همچنین رهبران ملی افغانستان است.

    مقام‌های طالبان بارها گفته‌اند که با دولت کنونی کابل به ریاست اشرف غنی که از نظر آنها دست‌نشانده امریکاست، دیدار نخواهند کرد. این مساله همچنان موضع رسمی طالبان است، گرچه مقام‌های امریکایی انتظار دارند این توافق شامل بیانیه طالبان درباره تمایل به مذاکره با نمایندگان رسمی دولت هم شود.

    افغان‌ها پنج سال حکومت طالبان از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ را به عنوان سرکوب مذهبی و ترس خصوصا برای زنان که اجازه کار، تحصیل یا خروج از خانه بدون همراهی یکی از بستگان مذکر را نداشتند، به یاد دارند. از آن زمان، افغانستان یک سیستم دموکراتیک‌تر را در پیش گرفته است و تمامی شهروندان از آزادی‌های شخصی و سیاسی برخوردارند.

    بسیاری از افغان‌ها نگرانند اگر طالبان اراده‌اش را تحمیل کند، چنین حقوق و آزادی‌هایی را از دست بدهند. مقام‌های افغان که از مذاکرات کنونی بیرون گذاشته شدند، مرتبا ابراز نگرانی می‌کنند که دولت ترامپ به شدت روی انتقال نیروهایش متمرکز است، حتی به قیمت ثبات و دموکراسی افغانستان.

    و در حالی که توافق ارائه شده از سوی زلمی خلیل‌زاد به مساله آتش‌بس اشاره دارد، صراحتا شامل توافق یا تاریخی برای اجرای آتش‌بس نمی‌شود بلکه اشاره دارد که جزئیات آن در میان افغان‌ها مورد گفت‌وگو قرار بگیرد. آتش‌بس دائم، یکی از چهار درخواست اصلی ایالات متحده حین این مذاکرات که پاییز گذشته آغاز شد، بوده است.

    افغان‌ها نگرانند، بدون تعهد به آتش‌بس، جنگ بدون حمایت خارجی که نیروهای افغان نیازمند آن هستند، از جمله حملات هوایی در حمایت از نیروهای زمینی، ادامه یابد.  

    نیروهای دفاعی افغانستان خصوصا نیروهای عملیات های ویژه آن در سال‌های اخیر با آموزش و اعتبار بین‌المللی تقویت شدند، اما کارشناسان خارجی معتقدند آن‌ها خودشان قادر به شکست طالبان نیستند. این شبه‌نظامیان هم با نیروهای افغان و هم متحدان خارجی آن‌ها جنگیده‌اند و اکنون کنترل بیش از نیمی از ۴۰۰ منطقه این کشور را در دست دارند.

    در نهایت، آن دو حوزه‌ای که مذاکره‌کنندگان امریکایی می‌گویند توافقی روی آن حاصل شده است (خروج نیروهای امریکایی و همکاری طالبان علیه القاعده) به نظر می‌رسد موارد مهم نادیده گرفته شده یا بدون رسیدگی مانده است که همواره حین این مذاکرات چند ماهه به آن‌ها اشاره می‌شده است.

    درباره خروج نیروها، مقام‌های امریکایی گفته‌اند توافقی روی خروج اولیه و نسبی حدود ۵۰۰۰ نیرو شده است و اکثر نیروهای باقیمانده ظرف ۱۸ ماه آتی خارج خواهند شد اما آن‌ها به مساله حفظ یک نیروی ضد تروریسمی کوچک امریکا در این کشور برای مبارزه با دیگر گروه‌های افراطی توجهی نکردند.

    مقام‌های طالبان بارها گفته‌اند تا زمانی که جدول زمانی مشخصی درباره خروج تمامی نیروهای خارجی تعیین نشود، هیچگونه توافق صلحی با امریکا را نمی‌پذیرند. اما مقام‌های امریکایی می‌گویند مساله نگهداری نیروهای ضد تروریسم امریکا بعدا در مذاکرات افغان‌-افغان که انتظار می‌رود برگزار شود، مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. 

    دولت امریکا همچنین پیشتر گفته بود از طالبان می‌خواهد تا هرگونه ارتباط با گروه‌های تروریست افراطی از جمله داعش را قطع کند اما این توافقی که جمعه از سوی مقام‌های امریکایی توصیف شد، به نظر می‌رسد که تنها به القاعده اشاره کرده باشد.

    آخرین مساله باقیمانده این است که درباره انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که برای ۲۸ سپتمبر تعیین شده است، چه باید کرد. اشرف غنی قصد دارد برای یک دوره پنج ساله دیگر نامزد شود و ۱۷ رقیب دارد. او همچنان تاکید می‌کند تا انتخابات در تاریخ مقرر برگزار شود اما طالبان به حمله به شعب اخذ رای و کمپین‌های انتخاباتی تهدید می‌کند و به رای‌دهندگان هشدار می‌دهد از این مهلکه دور بمانند.

    بسیاری از افغان‌ها نگرانند برگزاری به موقع انتخابات به تضعیف روند صلح بینجامد و از آن‌ها می‌خواهند انتخابات به تعویق بیفتد. مقام‌های امریکایی هم می‌گویند اگر یک توافق صلح به سرانجام رسید، انتخابات به تعویق بیفتد. با این حال آن‌ها گفته‌اند این مساله باید بعدا در میان مذاکره‌کنندگان افغان حل و فصل شود که قصد دارند در اسلو دیدار کنند. در همین حال، تا زمانی که توافقی به امضا نرسیده و میان ایالات متحده و طالبان اعلام نشود، این رقابت همچنان ادامه خواهد یافت.

  • مذاکرات صلح پشت درهای بسته صورت گرفته است/نسبت به آینده نگران هستیم!

    مذاکرات صلح پشت درهای بسته صورت گرفته است/نسبت به آینده نگران هستیم!

    احمد ولی مسعود در مصاحبه با خبرگزاری کشور به برخی سئوالات مهم در مورد انتخابات و پروسه صلح افغانستان پاسخ داده است که از نظر می گذرد؛

    فکر می‌کنید انتخابات به تاریخ تعیین شده برگزار خواهد شد و یا حکومت موقت روی کار می‌آید؟

    هیچ کس نمی‌داند. زیرا حکومت افغانستان صاحب تصمیم‌گیری نیست. آقای غنی می‌گوید که انتخابات برگزار می‌شود، اما هیچ کس مطمین نیست. نه جامعه جهانی، نه نامزدان و نه مردم باورمند به برگزاری انتخابات هستند؛ اما حکومت آقای غنی در تلاش است تا انتخابات را به هر شکل ممکن برگزار کند تا بتواند با مهندسی انتخابات برنده میدان شود و فکر می‌کنند که اگر انتخابات به تعویق برود، ممکن نیست که حکومت را تمدید کنند. تاکید می‌کنم که چون حکومت افغانستان صلاحیت تصمیم‌گیری را ندارد، هیچ کس نمی‌داند که انتخابات برگزار خواهد شد و یا خیر.

    شما همواره از مسایل پشت پردۀ مذاکرات صلح نگرانی استید، واقعاً در پشت پرده مذاکرات صلح خلیل‌زاد طالبان چه جریان دارد؟

    هیچ کس نمی‌داند که در پشت درهای بسته چه می‌گذرد. مردم افغانستان در جریان مذاکرات نیستند. هیچ موردی هم از جریان مذاکرات بیرون داده نشده است. نگرانی ما از سرنوشت مردم افغانستان است. زمانی‌که مردم از سرنوشت خود آگاهی نداشته باشند، بدون شک قابل نگرانی است.

    حامد کرزی مذاکرات صلح را معامله امریکا و پاکستان می‌خواند، فکر می‌کنید که امریکا بار دیگر مدیریت افغانستان را به پاکستان واگذار کند؟

    حدس و گمان‌ها به همین شکل است و ممکن است که مدیریت افغانستان به پاکستان داده شود، اما یک مورد را درباره صلح می‌خواهم بگویم که مردم تشنه صلح هستند، اما نگران هستند و ما هم نگران هستیم. زیرا مردم، جریان‌ها و حکومت افغانستان در جریان این گفت‌وگوها قرار ندارند و نمی‌دانند که در پشت درهای بستۀ صلح افغانستان چه می‌گذرد تا بتوانیم براساس نتایج آن خوش‌بین باشیم. من نگران هستم که صلح افغانستان براساس کدام توافق‌نامه و برنامه امضا می‌شود و نقش مردم افغانستان در این میان چیست.

    آقای حامد کرزی در حال حاضر شهروند این کشور است و امکان دارد که چیزی‌هایی را بداند و اما مشکل رهبران سیاسی ما این است که همواره موقف‌گیری‌شان سیاسی است. طور مثال: اگر حکومت افغانستان یا حکومت حامد کرزی خوهان صلح در افغانستان بودند، باید صلح را از درون حکومت خود آغاز می‌کردند. صلح را نخست از کسانی آغاز می‌کردند که معتقد به قانون اساسی کشور بودند و یک نیروی بزرگ ایجاد می‌کردند تا می‌توانست یک اجماع ملی ایجاد می‌کرد و از همین اجماع ملی قدرتمند با طالبان به تفاهم می‌رسید، اما متاسفانه هیچ زمامداری در کشور این تلاش را نکردند.

    سوال اساسی از حامد کرزی این است که چرا در صورتی‌که تمامی دنیا با شما بود، یک حکومت قدرتمند ایجاد نکردید؟ چرا یک اجماع ملی و اعتماد بین مردم افغانستان ایجاد نکردید تا امروز می‌توانستید با قدرت به مسایل صلح و جنگ بپردازید. اما برعکس کشور را پارچه پارچه کردند و اکنون کشور در جایگاهی نیست که نه رهبران سیاسی، نه حامد کرزی و نه حکومت افغانستان هیچ کس نمی‌تواند در مورد صلح و جنگ با قدرت تصمیم‌گیری نمایند.

    احمدمسعود به تازگی وارد میدان سیاسی شده است، استقبال مردم از او چگونه بوده و آینده او را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    احمدمسعود تلاش می‌کند که مردم را باهم متحد بسازد و این اقدام او قابل تقدیر است. استقبال مردم از او بسیار خوب بود، زیرا کسانی‌که به مردم صادقانه خدمت می‌کنند، استقبال و حمایت مردم را به همراه خواهند داشت که از احمد مسعود مردم استقبال بسیار خوب کردند.

    شما تاپایان مبارزه انتخابات باقی می‌مانید یا قصد ایتلاف با کدام تیم سیاسی را دارید؟

    نه خیر با هیچ تیم ایتلاف نخواهیم کرد. وارد میدان انتخابات می‌شویم و رای خود را خواهیم داشت. منتظر هستیم که چقدر مورد حمایت مردم قرار می‌گیریم. می‌خواهم بگویم که تا پایان انتخابات خواهیم رفت.

    ظاهراً محمد اشرف غنی برای تصاحب کرسی ریاست‌جمهوری برای بار دوم تلاش دارد. آیا امکان برنده شدن دوبارۀ غنی وجود دارد. اگر برنده شود، وضعیت کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    امکان برگشت اشرف‌غنی از طریق رأی مردم صفر است. غنی در میان مردم محبوب نیست. کشور در مدت پنج سال حکومت آقای غنی از این رو به آن رو شد. بیش از سه میلیون معتاد داریم. فقر به شدت در حال گسترش است. فرار جوانان از کشور، افزایش ناامنی و ده‌ها مورد دیگر وجود دارد که ثابت می‌کند که امکان برنده شدن آقای غنی وجود ندارد. بنابراین او بیش از یک سال است که با استفاده از امکانات دولتی و پول بیت‌المال در صدد مهندسی انتخابات است تا با تقلب برنده انتخابات شود. تمام همایش‌ها، برگزاری جرگه مشورتی صلح و برنامه‌های زنان و … همه به خاطر کمپاین انتخاباتی و برنده شدن خودش صورت می‌گیرد. این کمپاین را به خاطر انجام می‌دهد که اگر فردا گفته شود که تقلب کردی، بگوید که من حمایت مردمی را با خود داشتم. امکان ندارد که غنی در یک انتخابات شفاف و عادلانه برنده میدان باشد. به همین دلیل قانون را زیر پای کرد، تقرر می‌کند، عزل می‌کند و تهدید می‌کنید و با پول بیت‌المال مصروف کمپاین است. یک پروژه را ده بار افتتاح می‌کند، یعنی برای برنده شدن از هیچ کاری دریغ نمی‌کند، اما نمی‌داند که افغانستان در حال باختن است.

    روایتی از درگیری شما با اشرف غنی در خیمۀ لویه جرگه وجود دارد. واقعیت ماجرا از چه قرار است؟

    اشرف غنی یک ملی‌گرا نیست و یک ذهنیت سالم ندارد، تعصب دارد و سیاست های ناکام او افغانستان را در این وضعیت قرار داده است. چنین عملکردهایی راه به جایی نمی‌برد.

    بیش از ۵ سال از حکومت وحدت ملی گذشت. ارزیابی شم از حکومت محمد اشرف غنی و عبدالله عبدالله چیست؟

    سه میلیون معتاد، افزایش مواد مخدر، فرار جوانان، افزایش ناامنی و ترور، کشتن سربازان اردو و پولیس و افراد ملکی و بحرانی‌شدن روابط خارجی{محصول کار حکومت است}. این حکومت هیچ دست‌آوردی در چهار سال گذشته نداشته است.