وظیفه سربازی جدا از اینکه یکی از سختترین وظیفهها به شمار میرود در حین حال در فرهنگ ملل از مقدسترین وظایفی میباشد که رسالتمند به میهن است. از همینرو تعدادی از جوانان به خاطر آرمان و علاقه به مهین به صفوف پلیس و ارتش میپیوندند که آنان شامل مردان و زنان میشوند. این در حالیست که مشکلات زیادی فراروی بانوان در تمام ادارات دولتی افغانستان وجود دارد و افزایش حضور زنان در پولیس، امیدها را نسبت به آینده مصون بانوان افزایش داده است.
سمونیار عبدالواحد وجدان فرمانده امنیه پلیس جوزجان در یک گفتوگو با خبرگزاری نشانه میگوید: “یک بخش بزرگ و مهم را در پولیس، بانوان پولیس اجرا مینمایند که تلاشی خانهها و روستاها در هنگام بازداشت مجرمین و عملیاتها است که باید پلیس زن به عنوان محرم خانهها را تلاشی نمایند”. فرمانده امنیه ولایت جوزجان به این باور است که کار پولیس، بدون حضور پولیس زن نامکمل است.
در یکسال اخیر علاقمندی بانوان برای شامل شدن به صفوف پلیس در جوزجان بیشتر شده است در این ارتباط آقای وجدان میگوید: “حتا خانوادهها خود شان علاقمندی به این نشان میدهند تا دخترانشان به صف پولیس بپیوندند”.
در حال حاضر در جوزجان در مکانهایی مثل بانکهای خصوصی و دیگر نهادهایی که ضرورت به بازپرسی و تلاشی زنانه وجود دارد؛ پولیس زن ایفای وظیفه میکند.
فرمانده امنیه جوزجان اضافه میکند: “ما در گذشته مشکل این را داشتیم که در نبود پولیس زن، بانوان نمیتوانستند مشکلات خصوصی خود را با پولیسهای مرد در جریان بگذارند و حالا بانوان به راحتی میتوانند، مشکلات خصوصی خود را با پولیسهای زن در میان بگذارند”.
در سال جاری نزدیک به هفتاد پلیس زن در بخشهای مختلف در فرماندهی امنیه ولایت جوزجان وظیفه اجرا میکنند که آمار امسال نسبت به سالهای گذشته افزایش پنجاه درصدی حضور زنان را در ساختار پولیس جوزجان نشان میهد.
آقای وجدان خبر خوشی دیگر به بانوانی که علاقمنداند به پولیس بپیوندند داده و میگوید: “ما روی برنامهای کار میکنیم که بیشتر در بخش کارهای دفتری در پولیس جوزجان زنان را سهم بدهیم تا اینگونه زمینه کار برای بانوان بیشتری فراهم شود”.
فرمانده امنیه جوزجان در پایان گفتوگو اضافه میکند: “ما افتخار داریم که همراه با بانوان پلیس شانه به شانه کار میکنیم”.
یک دهه پیش حضور زنان پولیس در فرماندهی امنیه ولایت جوزجان انگشتشمار بود؛ اما حالا زنان حضور پُررنگی در این نهاد مهم امنیتی دارند.
چندی پیش خبرگزاری نشانه مصاحبه را با لومری ساتنمن نجیبه نور به عنوان – نجیبه؛ پلیس دلاور- انجام داد که نشر گزارش در میان باشندگان ولایت جوزجان با استقبال خوبی به خصوص در میان بانوان روبرو شد. در همین ارتباط سمیرا عزیزی یکی از باشندگان ولایت جوزجان که فارغ صنف دوازده است میگوید: “بعد از اینکه حرفهای نجیبه را شنیدم و قصه زندگیاش را خواندم؛ به دختر بودن افتخار کردم و علاقمندی پیدا کردم که من هم شامل پولیس شوم”.
برای کنکاش بیشتر روی چگونه کارکرد بانوان پلیس همراه با دریم ساتنمن ناجیه مصاحبه کردیم که در بخش مدیریت جنایی فرماندهی امنیه ولایت جوزجان وظیفه اجرا میکند و مدت یکسال میشود که شامل پولیس شده است. او میگوید: “از اینکه افغانستان یک کشور درد دیده است؛ همینگونه زنان این سرزمین نیز درد و رنج بسیار دیدهاند. هدف من این است که زنان به راحتی بیایند و مشکلاتی را که به مردان گفته نمیتوانند با پولیسهای زن درمیان بگذارند. ما خیلی خوشحال میشویم که در خدمت هموطنان خود باشیم”.
برای فعلا بانوان در پولیس جوزجان بیشتر در بخشهای جنایی، تلاشی و اداری مصروف وظیفهاند و گاهگاهی در عملیاتهایی که از سوی نیروهای امنیتی راهاندازی میشود نیز به عنوان کسانیکه حضور شان حتمی است؛ اشتراک مینمایند.
دور تازه ای از ماراتون مذاکرات صلح بین امریکا و طالبان سرانجام چندی پیش با سفر زلمی خلیل زاد، نمایده ویژه ایالات متحده امریکا در امور صلح افغانستان به دوحه قطر از سر گرفته شد. اگرچه جزئیات مذاکرات پشت درهای بسته خلیل زاد با طالبان در دوحه قطر هنوز به طور کامل مشخص نیست اما گفته می شود «جدول زمانی برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، تعهد طالبان به کاهش خشونت در افغانستان و شریک ساختن طالبان در قدرت» از محورهای اصلی گفت و گوی بین دو طرف باشد.
مذاکرات امریکا با طالبان در مورد صلح افغانستان آن هم پشت درهای بسته سبب ایجاد نگرانی هایی در بین شهروندان افغان و افکار عمومی جهان شده است.
مجله «دی دیپلمات» در مطلبی در این مورد می نویسد در مذاکرات صلح امریکا با طالبان سرنوشت مردم افغانستان نباید به بازی گرفته شده فراموش گردد؛ دستاورهایی که ملت و دولت افغانستان طی هجده سال گذشته به سختی رقم زده نباید معامله شود.
این مجله در ادامه با طرح سوال «چه کسی می تواند بگوید که در مذاکرات امریکا و طالبان در دوحه دستاوردهایی چون آزادی بیان، برابری و عدم تبعیض و عدالت قربانی نخواهد شد؟» می نویسد مذاکرات اینچنینی امریکا با طالبان حتی اگر منجر به امضای یک توافق صلح هم شود، نمی تواند جنگ در افغانستان را خاتمه دهد، جنگ در افغانستان گسترده تر خواهد شد و آمار تلفات غیرنظامیان همچنان افزایش خواهد یافت.
به باور نویسنده مطلب، افغانستان همچنان شاهد مرگبارترین جنگ برای کودکان در دنیا خواهد بود و طالبان از روی عمد و در یک بی تفاوتی خاص غیرنظامیان را هدف حملات انتحاری و تهاجمی خود قرار خواهد داد. در چنین حالتی هیچ مدرسه و مسجدی از تیررس حملات طالبان در امان نخواهد ماند. سال های آتی نیز همچون سال گذشته که یکی از خونین ترین سال ها برای افغانستان بود و تنها در نه ماه اول آن دست کم 2563 غیرنظامی کشته و 5676 تن دیگر زخمی شدند، مرگ بار خواهد بود.
در بخش دیگری از مطلب تاکید شده: جنگ کنونی افغانستان که اکنون وارد نوزدهمین سال خود شده را اغلب طولانی ترین جنگ امریکا می دانند در حالیکه فراموش شده افغان ها نزدیک به چهل سال است از جنگ رنج می برند: چهار دهه جنگی که یک سوم افغان ها را به اجبار بی خانمان و آواره کشورهای همسایه ساخته است و براساس آمار سازمان ملل در یک دهه گذشته یعنی از سال 2009 به بعد نزدیک به 100 هزار غیرنظامی افغان کشته و زخمی شده اند. عدالت در مورد قربانیان جنگ در افغانستان اجرا نشده است و عاملان کشتارهای افراد ملکی هرگز براساس قوانین بین المللی محاکمه و مجازت نشده اند.
به عقیده نویسنده مطلب ایالات متحده امریکا به جای همکاری در محاکمه جنایت کاران جنگی در چارچوب دادگاه بین المللی کیفری همواره در رفتاری طنزگونه مانع پاسخ گویی طالبان در قبال جنایات جنگی مختلفی که در حق مردم مظلوم افغانستان انجام داده اند، شده است.
نویسنده مطلب در پایان تأکید می کند هرگونه صلح در افغانستان باید محاکمه جنایات کاران جنگی از جمله طالبان را مد نظر داشته باشد؛ هیچ کس بیش از مردم افغانستان مشتاق صلح نیست، مردمی که مدت های طولانی ست انواع و اقسام درد و رنج ها را چشیده اند، اما صلحی برای این مردم ارزش دارد که صداهای آنان را نشنیده نگیرد. اگر قرار باشد قربانیان جنگ و از همه مهمتر زنان و کودکان در صلح نادیده گرفته شوند و صدای عدالت خواهی آنان به جایی نرسد، این صلح هیچ ارزشی ندارد. حقوق انسانی که شهروندان مظلوم افغانستان بیش از دو دهه است فریاد می زنند و برای آن زحمات زیادی کشیده و قربانی های زیادی داده اند باید در صلح به صراحت بیان و خواست مردم تضمین گردد.
این در حالی ست که براساس اعلام رسانه ها در دور تازه مذاکرات امریکا با طالبان دردوحه قطر، دو طرف روی کاهش خشونت بحث و گفت و گو دارند. حکومت افغانستان اما واژه کاهش خشونت را بی معنی دانسته بر اعلام آتش بس به عنوان یک پیش شرط قوی برای صلح تاکید می کند.
از سویی هم برخی کارشناسان و چهره های دولتی نیز معتقدند مذاکرات امریکا با طالبان تنها برای ختم جنگ امریکاست و کمک خاصی به پایان جنگ در افغانستان نمی کند؛ دلایل این کارشناسان در تایید اظهارنظرشان نفوذ گروه داعش و فعالیت چنیدن گروه تروریستی دیگر در افغانستان می باشد.
این همه در حالی ست که براساس اعلام رئیس جمهور غنی در کنفرانس رسانه های خارجی در حاشیه اجلاس دائوس، مذاکره با طالبان از کانال حکومت افغانستان می تواند به مدیریت بهتر طالبان و ختم جنگ کمک کند و در صورت به حاشیه راندن حکومت افغانستان هرگونه توافق امریکا و طالبان در مورد صلح بی نتیجه مانده تنها آتش جنگ را شعله ورتر می سازد.
این طرح شامل سه فصل، عناوین فرعی و در نزدیک به ۳۰ صفحه ارائه شده است. عطامحمد نور رییس اجرایی جمعیت اسلامی افغانستان، طرحی را برای تامین صلح فراگیر، ایجاد دولت ملی، تعدیل قانون اساسی و مشارکت تمام احزاب و جریانهای سیاسی به شمول گروه طالبان، با عنوان « طرح صلح فراگیر برای افغانستان» ارائه کرد. این طرح شامل سه فصل، نزدیک به ۳۰ عنوان و محتوای جامع برای تامین صلح در افغانستان است. در فصل اول این طرح که به دو زبان فارسی و انگلیسی ارائه شده روی موضوعات زیر پرداخته است: فصل اول طرح شامل دو بخش است: ریشههای بحران افغانستان و بازیگران موثر در بحران که هر دو بخش شامل دو- دو بخش فرعی دیگر است. فصل دوم طرح شام یک بخش بوده که دارای عناوینی همانند: مذاکرات بینالافغانی، الزامات و پیششرطها، میکانیزمهای روند مصالحه، مشارکت سیاسی، نهادهای غیر قابل معامله با طالبان، تضمینهای بینالمللی مفاد مذاکرات مصالحه ملی، میکانیزم زمانبندی و دوره بندی، خلع سلاح عمومی و ملکی سازی، توافق نامه آشتی عمومی و تامین عدالت، تدویر لویه جرگه برای تعدیل قانون اساسی، انتخابات و انتقال قدرت به حکومت منتخب است. همچنان فصل سوم طرح ارائه شده برای صلح فراگیر از جانب آقای نور شامل دو بخش است که در بخش اول آن دارای چهار بند و بخش دوم آن نیز دارای دو بند است. این طرح در نزدیک به ۳۰ صفحه و در دو زبان فارسی و انگلیسی ارائه شده و در آن موانع و چالشهای فرا راه صلح و میکانیزمهای رسیدن به یک صلح پایدار به صورت اساسی و همه جانبه بررسی شده است.
شیوع ویروس کرونا در شهر ووهان چین تا کنون جان 41 تن را گرفته و زندهگی بیش از یک هزار تن دیگر را تهدید میکند.
مقامها در چین میگویند علایم این ویروس تب شدید، سرفه خشک و پس از یک هفته تنگی نفس بیماران می باشد.
دانشمندان در چین میگویند هر فرد آلوده به این ویروس میتواند این ویروس را به حدود شش نفر انتقال دهد.
مقامات چین برای جلوگیری از شیوع این ویروس مکانهای تفریحی را بسته و فعالیت وسایل حمل و نقل عمومی مانند قطارها و اتوبوس ها را در 13 شهر این کشور متوقف کردهاند.
رسانههای چین همچنان از ساخت یک بیمارستان هزار بستری در شش روز برای درمان بیماران این ویروس در شهر ووهان خبر دادهاند.
دانشمندان در آمریکا نیز اعلام کردهاند واکسین ویروس کرونا تا سه ماه آینده آماده میشود.
گزارشها میرساند که این ویروس در کشورهای تایلند، ویتنام، سنگاپور، جاپان، کوریای جنوبی، تایوان، نپال، فرانسه، آمریکا و استرالیا نیز دیده شده است.
در این نشست که در منزل حاج محمد محقق، معاون دوم رئیس اجرایی و رهبر حزب وحدت مردم افغانستان برگزار شده بود داکترعبدالله عبدالله و حامد کرزی به همراه دیگر سیاسیون عضو تیم انتخاباتی ثبات و همگرایی در مورد صلح و دیگر مسائل سیاسی کشور رایزنی کردند.
در این نشست که بیشتر حالت اضطراری داشت داکتر عبدالله عبدالله، محمد یونس قانونی، ضراراحمد مقبل، سید حامد گیلانی، حاجی دین محمد و تعدادی دیگری از چهرههای مطرح سیاسی روز گذشته گرد هم آمده بودند. گفته میشود که در این نشست در مورد نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و سخنان اخیر رییس جمهور اشرف غنی موضع گیری هایی صورت گرفته است.
“عکس فوری از ایران”، عنوان نمایشگاهی از نیکلا تاچوسکی، عکاس اهل یوگسلاوی سابق، است که در سال ۱۹۹۹راهی ایران شده و گوشههایی از زندگی پناهجویان و مهاجران افغان در این کشور را با دوربین خود مستند کرده است.
این مجموعه که نزدیک به ۶۰ عکس سیاه و سفید در را در برمیگیرد، نحستین نمایشگاه از این دست است که در آلمان برپا شد.
پناهجویان افغان و “مردم در نیاز”
بر اساس آمار رسمی در سال ۱۹۹۹ بیش از ۴ میلیون پناهنده در ایران زندگی میکردند که نزدیک به ۳ میلیون تن از آنان را افغانها تشکیل میدادند. انگیزه اصلی نیکلا تاچوسکی، اما بررسی وضعیت پناهندگی این گروه در این کشور آسیایی نبود.
این عکاس با تجربه که در سال ۱۹۹۱ به پراگ مهاجرت کرده بوده، خود میگوید که بهطور اتفاقی به ایران سفر کرده و با زندگی پناهجویان افغان آشنا شده است: “یکی از دوستانم کنشگرم، ایگور بلاژویچ، که سازمان حقوق بشر “مردم در نیاز” را در جمهوری چک تأسیس کرده بود، برای تهیه فیلمی برای تلویزیون این کشور با یک تیم سه نفره عازم منطقه بود تا در مورد زلزله گلچک در ترکیه و پناهندگان افغان فیلمی تدارک ببیند. روزی از من پرسید که آیا میتوانم او را همراهی کنم؟ من که در آن زمان عکاس تبلیغاتی بودم و همیشه در آرزوی تهیه عکسهایی از موضوعات جدی و انسانی، فوری قبول کردم.”
به گفته این عکاس، رسانههای غربی اصولا در پوشش خبری وضعیت اضطراری و نیازهای پناهجویان در ایران و منطقه کوتاهی میکنند و از اینرو افکار عمومی این کشورها از شرایط سخت کمتر آگاهند.
“آوارگان افغان”، از بیدفاعترین اقشار اجتماعی در ایران
پناهجویان و مهاجران افغان، یکی از محرومترین و بیدفاعترین اقشار اجتماعی در ایران هستند که هیچ یک از دولتهای وقت حقوق مدنی آنان را به رسمیت نشناخته است. مسئولان اغلب در سالهای آغازین حضور اتباع افغانستان در این کشور، از عبارات “آوارگان افغان” و “اتباع بیگانه” استفاده میکردند. از این رو در مدارک اقامتی این گروه، از واژگانی که بر پناهنده یا مهاجر بودن آنان دلالت کند، نشانی نیست. بیش از نیمی از این “آوارگان” فاقد مدارک اقامت قانونی هستند که به “بیهویتی رسمی” آنان میانجامد و بر مشکلات و دشواریهای تامین معاش، سر و سامان دادن به زندگی فردی و اجتماعی آنان میافزاید.
اغلب قربانیان این بیعدالتیهای قانونی را کودکان تشکیل میدهند که بهعنوان نیروی کار ارزان مورد سوءاستفادههای اقتصادی و اجتماعی قرار میگیرند. پژوهشهای میدانی نشان میدهند که ۸۶ درصد از کودکان کار خیابانی ایران را اتباع خارجی تشکیل میدهند.
زندگی در اتاق خالی
نیکلا تاچوسکی در عکسهای خود، پیامدهای این گونه نابسامانیهای اجتماعی را نه تنها بر شرایط زیستی، بلکه بر جسم و روان پناهجویان دستمایه قرار داده است. او در بازتاباندن زندگیهای فلاکتبار و فقرزده این گروه آگاهانه از استفاده از رنگ پرهیز میکند تا به فضای دراماتیک اثر با برجسته کردن تاثیر تضاد میان سایه و نور، ژرفا ببخشد.
دوربین اغلب در ثبت لحظهها در فضای بسته، از انسانها فاصله میگیرد تا حریم شخصی و “خلوت” آنان را رعایت کند. در عکسی که یک زن افغان چادری در برابر پنجره اتاقی خالی و محنتزده در کنار دختر کوچک روسری به سر خود ایستاده، حد و مرز این فاصله، چارچوبِ دَر است که دوربین در آستانه آن کاشته شده است.
در عکس دیگری از این زن که در گوشهای از اتاق نشسته، زاویهی دوربین تغییر میکند و بیشتر بر نمایش دنیای درونی زن که از استیصال و نگرانی خبر میدهد، تاکید میکند. این اتاق محقر خالی، محل زندگی او با پنج فرزندش است که باید به تنهایی از عهدهی تامین مخارجشان برآید.
زنان و کودکان، نیروی کار ارزان
موضوع کار یا بیگاری پناهجویان افغان، یکی دیگر از دستمایههای مجموعه کارهای تاچوسکی است. دوربین در این عکسها، بیشتر بر روی کار زنان و کودکان متمرکز است: زنها اغلب به عنوان کارگران ارزان در بازارهای محلی به کار گرفته میشوند و کودکان در کورههای آجرپزی یا کارگاههای بینور و نمور فرشبافی عمر میگذرانند.
به عنوان مثال، در عکسی از زندگی روزمره یک فروشنده محجبه افغان، دوربین با شکار لحظهای که او در میان بساط سبزیفروشی در کنار کیسههای پلاستیکی بستههای خیار پوشیده در اشعههای قوی نور خورشید ایستاده، او را به مجسمهی سیاهپوشی تبدیل کرده است که آشکارا از سرنوشت محتوم خود راضی نیست، ولی با همه توش و توان خود در تلاش تغییر آن است.
نگاه به فردای روشن در شرایط سخت امروز
این نگرش امیدوارکننده در مجموعه عکسهایی که از “کودکان کار” افغان در اقامتگاههای پناهجویان در غرب ایران برداشته شده نیز، چشمگیر است: هم در تصویر دو کارگر نوجوان خندان و پرانرژی یک کورهی آجرپزی که پس از کار در راه بازگشت هستند و هم در عکسی که پسرکی را در کارگاه قالیبافی نشان میدهد: برق نگاه این کارگر نوجوان، از معدود نقطههای روشن تصویر است که در فضای تاریک کارگاه میدرخشد.
نیکلا تاچوسکی، ولی در پاسخ به این پرسش که آیا آگاهانه خواسته است با پیامی امیدوارکننده شرایط سخت پناهجویان را به ثبت برساند، جواب میدهد: “من هر وقت که زمان و شرایط اجازه میداد، عکس فوری میگرفتم، بعضی وقتها حتی به لنزها نگاه نمیکردم یا دوربین را به سادگی نگه میداشتم.”
او حتی با این برداشت که در مجموعهی “عکسهای کار” بیشتر به شرایط طاقتفرسای زنان و کودکان پرداخته، موافق نیست و میگوید که “نه، من فقط از نظر انساندوستی میخواستم، وضعیت پناهجویان افغان را بهطور کلی مطرح کنم تا بیننده از شرایط سخت آنها با خبر شود.” او برای اثبات نیت خود، به تصویرهایی که چهرهی چند مرد چوپان را با گلهی خود در صحراهای بی آب و علف منطقه نشان میدهد، اشاره میکند.
معادلی متعارف با ذهنیت هنرمند
نمایشگاه “عکس فوری از ایران”، نمونه بارز عکاسی مستند است که در بحبوحه رکود بزرگ سال ۱۹۳۰ در آمریکا شکل گرفت و نقش تعیینکنندهای در آگاهسازی مردم در مورد شرایط نابسامان اقتصادی ـ اجتماعی این کشور بازی کرد. در این نوع عکاسی، نه تجهیزات مدرن عکسبرداری مانند دوربین و لنز دارای کیفیت برتر اهمیت دارد و نه مهارت و تجربه عکاس، ضامن انتقال موفقیتآمیز آگاهی است.
نیکلا تاچوسکی توانسته در این نمایشگاه با نشان دادن عدم حضور خود در پشت دوربین و بدون دخالت در نظم موجود واقعیتهای جهان پیرامون خود، معادلی نزدیک به تصاویر ذهنیاش برای آگاهسازی بیننده بیابد.
نیکلا تاچوسکی زاده اسکوپیه، پایتخت کنونی کشور جمهوری مقدونیه است و مدرسه عالی هنرهای تجسمی را در اواسط دهه سالهای ۱۹۸۰ در زاگرب (پایتخت کرواسی کنونی) در یوگسلاوی سابق به پایان برده است. او در جنگ این کشور در سال ۱۹۹۰ به عنوان خبرنگار جنگی فعالیت داشت و پس از آن به عکس برداری در بخش تبلیغات مشغول شد.
نمایشگاه “عکس فوری از ایران” که در ماه مارس ۲۰۱۹ در پراگ و در ماه ژانویه در بنیاد هنری میشاییل هورباخ در شهر کلن برگزار شد.
پیرزنی کهنسال را میبینم که داغ دختر و نواسههای زیبا و معصومش را یدک میکشد. آه و ناله خانۀ عبدالستار را فرا گرفته است؛ کارمند سادۀ وزارت حملونقل که پریشب از همسرش خواست تا لحافی روی دیانا، هلال و جلال بیاندازد که مبادا سردشان شود.
«مادرجان مواظب خود باش!» آخرین پیام بصیره، مادر دیانا به مادرش بود.
مردان ناشناس روز گذشته وارد خانۀ عبدالستار شدند و همسر و سه فرزند قدونیمقدش را با تیشه کشتند. دستهاوپاهای بصیره را شکستند و میخی بر پیشانی هلال کوبیدند که حتی وقتی کفن جسد هلال را کنار زدم، خون از شیار میخ همچنان جاری بود.
امشب حوزۀ هفتم شهر کابل و تمام آنانی که این خبر به گوششان رسید، به یاد کودکان معصوم و مادر جوان 26 سالۀشان گریستند.
خواهر بصیره نمیتواند صحبت کند. شوکه شده است و بغض گلویش را رها نمیکند. صبر کردم و پس از ساعتی انتظار گفت، آخرین بار چاشت همان روز با خواهرزادههایش صحبت کرده است.
هلال 10 ساله و جلال 8 ساله هر کدام شاگرد صنف سوم و دوم مکتب بودند. هر دو برادر که از استعداد خاصی برخوردار بودند، آرزو داشتند خلبان شوند. دیانای چهار ساله اما با خیال کودکانهاش فقط آرزو داشت به مکتب برود، اول نمره شود و اینطور مادرش را خوشحال کند.
یکی از نزدیکان این خانواده میگوید، در اثر مقاومت مادر خانواده، افراد ناشناس دستهاوپاهای وی را شکستهاند. به گفتۀ او، بصیره تا آمدن شوهرش زنده بود، اما در راه شفاخانه جان داد.
پولیس کابل از آغاز بررسیها در این مورد خبر میدهد. نصرت رحیمی به تماسهای پیهم ما پاسخ نداد، اما در صفحۀ فیسبوکش از آغاز بررسیها استاتوس گذاشت.
توییتی از رنو اُمُکری نویسنده و فعال مدنی نایجریایی سبب نوشتن این سیاهه شد. این نویسنده و فعال مدنی افریقایی در توییتی، نسبت به دارایی های معدنی افغانستان افزایش فقر به رغم آن اشاره کرده است. توییت رنو اُمُکری:« افغانستان یکی از فقیرترین کشورهای حال حاضر در دنیا است که به طور دائم در جستجوی مساعدت های بین المللی است. با این حال، به ارزش بیش از یک تریلیون دالر مواد معدنی موجود در خاک خود دارد. اگر آنچه را که خدا برای شما قرار داده است استفاده ننمایید، مجبور خواهید شد تا التماس کسانی را که ضعیف تر از خودتان است کنید!». برای دریافتن چرایی فقر فزاینده در کشور، ایجاد جامعه طبقاتی و وابستگی کشور به کمکهای جامعه جهانی به رغم ثروت عظیمی که در دل دشتها و کوههای کشور خوابیده، باید کمی به عقب برگردیم- به زمان حضور نظامیان شوروی در افغانستان و حتا کمی پیشتر از آن. هرچند کشور از دورههای گذشته تاکنون دچار فقر فزاینده بود، ولی گاه گاهی در تاریخ ۱۰۰ سال اخیر جهشهای اجتماعی و اقتصادی را نیز شاهد بوده است. دوره اول در زمان صدارت ده ساله محمد داوود بود، در آن دوره برخی شاهراههای کشور ساخته شد، گاز طبیعی جوزجان استخراج شد و سرمایهگذاری روی ساخت کارخانههای تولیدی آغاز شد. دوره دوم جهش اقتصادی کشور بر میگردد به زمان اشغال از سوی نیروهای شوروی. در این دوره هرچند استقلال سیاسی کشور زیر سوال رفت و مشکلات زیادی خلق شد، ولی دست کم روی زیربناها، استخراج معادن و فعالیت کارخانهها سرمایهگذاری خوبی صورت گرفت. جامعه طبقاتی نشد و فقر و ثروت به صورت دو قطب در جامعه مطر نشد. دوره سوم اما مهمتر از تمام دورههای قبلی است. باید چرایی فقر فزاینده، ایجاد جامعه طبقاتی و وابستگی مطلق کشور را به کمکهای جامعه جهانی در این دوره جستوجو کرد. از سال ۲۰۰۱ تاکنون که نیروهای امریکایی در کشور ما حضور گسترده نظامی و سیاسی دارند، فقط از سطح ۵۰درصد گذشته، جامعه به دو قطب فقیر و ثروتمند تقسیم شده و ثروتهای زیر زمینی ما هیچ کمک به حال جامعه نشده است. اختلاف و تضاد طبقاتی را که در نزدیک به ۲۰ سال اخیر در کشور به میان آمده، میتوان از چهره شهرها و ساختمانهای کوچهها دریافت. در این برهه زمانی هرچند ثروت عظیمی از سوی جامعه جهانی به کشور سرازیر شد، ولی از یک طرف فساد اداری با حضور امریکاییها گسترش یافت و از سوی دیگر بخشی از جامعه در فقر مطلق فرو رفت و بخشی دیگر از جامعه به صورت بیسابقه ثروتمند گشت. حضور امریکا در افغانستان در شهر و روستا عدم رضایت شهروندان را از نظام افزایش داد. کمکهای خارجی فقط در سطح روبنا ها بوده هیچ توجه به زیربنا سازی انجام نشده است. امریکاییها نه روی استخراج معادن سرمایهگذاری کردند و نه کمکها را گذاشتند که از مجرای حکومت و مطابق نیازمندیهای جامعه افغانستان مصرف کند. یک مورد یادم است که نقل میکنم. قرار بود دستگاه تولید برق حرارتی با هزینه ۱ میلیارد دالر در مزارشریف ساخته شود که میتوانست دست کم برق ولایات شمالی را تامین میکرد، ولی به شمول امریکا هیچ کشور غربی حاضر نشد روی آن سرمایه گذاری کند، در عوض روی واردات برق از کشورهای همسایه سرمایه گذاری شد. امریکا در افغانستان مدعی است که بیش از ۱تریلیون دالر مصرف کرده است، ولی به رغم آن فقط اکنون از سطح ۵۰ درصد گذشته و جامعه به سوی یک اقلیت چاق و اکثریت لاغر در حرکت است. در چنین وضعیتی میتوان نتیجه گرفت که حضور ۱۸ ساله امریکا در افغانستان و کمکهای هزار میلیارد دالری آن برای کشور ما نه تنها که درد فقر ما را درمان نکرده، در کنار آن سبب افزایش فقر و وابستگی کشور ما به کمکهای خارجی نیز شده است.
هرچند گزارشها از توافق بر سر کاهش خشونت میان امریکا و طالبان خبر میدهد، اما حکومت افغانستان میگوید که مردم این کشور کاهش خشونت نه، بلکه آتشبس میخواهند. همچنان حکومت افغانستان با رد کاهش خشونت میگوید که کاهش خشونت برای مردم افغانستان معنا ندارد و این مسأله برای مردم و حکومت افغانستان و کشوهای منطقه مبهم است.
روز پنجشنبه، ۲۶ جدی، وزیر خارجهی پاکستان از توافق گروه طالبان بر سر کاهش خشونت خبر داد. روز جمعه، ۲۷ جدی، نمایندگان امریکا، اروپا، ناتو و یوناما در نشستی در شهر دبی امارات متحده عربی توافق کردند که کاهش خشونت در افغانستان مهم است.
هرچند گروه طالبان تاکنون در مورد مسألهی کاهش خشونت بهصورت رسمی اظهار نظر نکرده است، اما روز جمعه این گروه اعلام کرد که گفتوگو روی امضای توافقنامهی صلح میان امریکا و طالبان و مراسم امضای آن میان هیأت مذاکرهکننده دو طرف در دوحه، پایتخت قطر جریان دارد.
ظاهراً معلوم میشود که دو طرف بر سر کاهش خشونت به توافق رسیدهاند. تاکنون جزئیات توافق بر سر «کاهش خشونت» مشخص نشده و معلوم نیست که میزان کاهش خشونت تا چه سطح خواهد بود. همچنان معلوم نیست که منظور از کاهش خشونت، آتشبس موقت یا نسبی است یا کاهش خشونت بهجای آتشبس؟
گروه طالبان تاکنون در این مورد بهصورت رسمی اظهار نظر نکرده، اما حکومت افغانستان مکرار به آن واکنش نشان داده است. حکومت کاهش خشونت بهجای آتشبس را نپذیرفته و تأکید دارد که این موضوع عملی نیست و یک موضوع بیمعنا است.
موقف حکومت افغانستان: رد کاهش خشونت و تأکید بر آتشبس کامل
هرچند گزارشها از توافق بر سر کاهش خشونت میان امریکا و طالبان خبر میدهد، اما حکومت افغانستان میگوید که مردم این کشور کاهش خشونت نه، بلکه آتشبس میخواهند. همچنان حکومت افغانستان با رد کاهش خشونت میگوید که کاهش خشونت برای مردم افغانستان معنا ندارد و این مسأله برای مردم و حکومت افغانستان و کشوهای منطقه مبهم است.
پس از نشر خبرها مبنی به توافق امریکا و طالبان بر سر کاهش خشونت، حکومت افغانستان مکررا واکنش نشان داده و ضمن رد کاهش خشونت، بر برقراری آتشبس تأکید کرده است. صدیق صدیقی، سخنگوی ریاستجمهوری افغانستان روز جمعه در رشتهتویتی گفت که دولت و مردم افغانستان از هر طرحی صلح که در آن آتشبس به حیث یک قدم اساسی مطرح شود، استقبال میکنند. آقای صدیقی افزود که صلح پایدار و باعزت برای دولت، مردم و متحدان بینالمللی افغانستان اولویت اساسی است و تنها راه رسیدن به آن، تأمین آتشبس میباشد. به گفتهی او، طرح حکومت افغانستان برای آغاز گفتوگوهای صلح بهجای کاهش خشونتها، تأمین آتشبس است: «کاهش خشونت معنای دقیق نظامی، حقوقی و جنبهی عملی ندارد. (اما) هدف ما از آتشبس، همانند آتشبسی است که دو سال پیش، در روزهای عید در کشور برقرار شد.»
همزمان عبدالسلام رحیمی، وزیر دولت در امور صلح نیز گفته که مردم افغانستان آتشبس میخواهند و برای دولت و مردم افغانستان کاهش خشونت معنا ندارد. آقای رحیمی روز پنجشنبه، ۲۶ جدی در نشستی در «انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان» در کابل گفت که مردم افغانستان کاهش خشونت نه، بلکه آتشبس میخواهند. به گفتهی رحیمی، مردم افغانستان از کاهش خشونت چیزی نمیدانند و در کاهش خشونت کسی مکلف به انجام چیزی نیست، اما در آتشبس با وجودی که عملیکردن صد در صدی آن مشکل است، تعهدی وجود دارد. رحیمی همچنان گفت در صورتی که طالبان با آتشبس توافق کند، بازهم دولت افغانستان در مرحلهی آتشبس با چالشهایی مواجه خواهد بود.
صدیق صدیقی، سخنگوی ریاستجمهوری روز شنبه نیز در این مورد کنفرانس خبری گرفت و ضمن تأکید و تکرار اظهارات قبلی خود و آقای سلام رحیمی گفت که از آغاز گفتوگوهای امریکا با طالبان از سوی رییسجمهور و مردم افغانستان بر آتشبس تأکید شده است.
ریاستجمهوری افغانستان موضوع کاهش خشونت را بیمعنا و پر از ابهام میداند عکس از مرکز رسانههای حکومت
آقای صدیقی افزود که معلوم نیست طرح جدید کاهش خشونت است یا آتشبس: «برداشت ما در حکومت افغانستان این است هرنامیکه به این طرح داده میشود یا هر پیشنهادیکه طالبان از پاکستان با خود آورده به قطر و با آقای خلیلزاد مطرح میسازند، مردم ما باید شاهد آتشبس باشند. آتشبس اساسیترین موضوع و اساسیترین خواست برای مردم افغانستان است. به جز از این مسأله کدام موضوع دیگر نیست که روی آن در دوحه گفتوگو صورت میگیرد. امیدوار استیم که طالبان هم با پیشنهاد آتشبس از پاکستان برگشته باشند.»
او همچنان طرح کاهش خشونت را غیرعملی خواند و پرسید که کاهش خشونت به چه معنا؟ آیا بهجای ۱۰ حمله پنج حمله میکنند. یا بهجای کشتن ۱۰ نفر پنج نفر را میکشند.؟
«توافق ترمپ و غنی پیشنهاد آتشبس بود»
از سوی هم سخنگوی ریاستجمهوری گفت که در جریان مذاکرات ۱۲ ماههی امریکا با طالبان به خواست آتشبس توجه نشد، اما پس از دیدار دنالد ترمپ و اشرف غنی در بگرام و صحبت روی اهمیت آتشبس، به آن توجه و بهعنوان پیششرط اصلی برای آغاز دوبارهی گفتوگوها مطرح شد: «رییسجمهور آیالات متحده امریکا نیز موافقت کرد که برای آغاز دوباره گفتوگوها میان آقای خلیلزاد و طالبان، پیششرط یا موضوع آتشبس به گونهی مشترک باید با طرف طالبان مطرح شود.»
او افزود که در دیدار ترمپ و غنی در بگرام روی مسأله آتشبس بهحیث یک پیشنهاد و پیششرط برای آغاز دوبارهی گفتوگوها موافقت شد: «آنچهکه امروز در دوحه میان آقای خلیلزاد و طالبان است، امیدوار استیم که روی مسألهی آتشبس تأکید شود. آنچهکه میان دو رییسجمهور موافقت شده، موضوع آتشبس است.»
صدیقی گفت که اگر گروه طالبان به تأمین آتشبس موافقه نکنند، گفتوگوها و تلاشهای مشترک برای آوردن صلح و ختم جنگ در افغانستان به نتیجه نخواهد رسید: «این پیام از طرف ما و ایالات متحده امریکا بهگونهی واضح به طالبان داده شده بود. بعد از آغاز دوبارهی گفتوگوها، گروه قطر طالبان موضوع را گرفتند و به پاکستان سفر کردند تا در مورد آن با رهبران خود مشوره کنند.»
او یادآور شد که تاکنون در نشست قطر پیشرفت قابل ملاحظهی در مورد آتشبس یا کاهش خشونت صورت نگرفته است.
گروه طالبان پیششرط آتشبس برای آغاز مذاکرات را قابل پذیرش نمیداند
هرچند اعضا مذاکرهکننده گروه طالبان در قطر در مورد طرح کاهش خشونت چیزی نگفته، اما قبلا آتشبس بهعنوان پیششرط آغاز مذاکرات بینالافغانی را پذیرفتنی و عملی ندانسته بود.
سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر و یکی از مذاکرهکنندگان این گروه با امریکا میگوید وقتی توافقنامهی صلح با امریکا امضا شد، مذاکرات بینالافغانی آغاز میشود و آتشبس یکی از موضوعات قابل بحث در این مذاکرات خواهد بود. او اخیراً در گفتوگو با اطلاعات روز گفته بود: «آتشبس به این معنا است که همه موضوعات مهم حل شده و آتشبس کامل و صلح در کشور آغاز میشود.»
آقای شاهین در مورد تعیین پیششرط از سوی حکومت افغانستان گفته بود: «این شرط غیرعملی است و قابل پذیرش نیست. آنهایی که چنین شعار را سر میدهند، میخواهند روند صلح را سپوتاژ نمایند. چون آنها نمیتوانند صراحتاً با صلح مخالفت کنند، تاکتیکهای مخرب دیگری را برای تخریب روند صلح به کار میبرند و آتشبس یکی از همین تاکتیکهای مخرب است.»
کاهش خشونت یا آتشبس و مسأله تطبیق آن
حکومت افغانستان کاهش خشونت را عملی و اجرایی نمیداند و میگوید که کاهش خشونت کسی را مکلف به انجام چیزی نمیکند. اما برخی از کارشناسان آن را قدمی بهسوی آتشبس و صلح میدانند و میگویند که کاهش خشونت یک فرصت است و پس از امضای موافقتنامه برای طرفها مکلفیت بهبار میآورد.
محیالدین مهدی، عضو پیشین مجلس نمایندگان توافق بر سر کاهش خشونت را یک گام به پیش به طرف صلح و آتشبس کامل میداند.
آقای مهدی در صحبت با اطلاعات روز در مورد اجرایی بودن طرح کاهش خشونت میگوید که کاهش خشونت وقتی روی اسناد و براساس تعهد و پیمان میان هر دو طرف باشد، تعهد به بار میآورد و هر دو طرف را مکلف میسازد تا آن را رعایت بکنند: «به گمان من این یک غنیمت است. یک گام به پیش به طرف صلح است. استقبال میکنیم هرچند تعیین تعریف دقیق برایش مشکل است. میشود جزئیات آن را بخوانیم. ممکن است مواضع خاص در شهرها، مناطق و شاهراهها را استثنا کرده باشند که در این جاها جنگ واقع نشود.»
آقای مهدی توافق بر سر کاهش خشونت را به نفع مردم افغانستان میداند و میگوید: «گمان میکنم به نفع مردم ا فغانستان است. اگر برای یک لحظه خشونت کاهش یابد، کسیکه در این وسط سود میبرد، مردم افغانستان است. اینها میتوانند برای یک لحظه نفس راحت بکشند.»
دکتر اورزلا نعمت، رییس واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان طرح کاهش خشونت را به معنی آتشبس نمیداند. خانم نعمت اخیراً در گفتوگو با اطلاعات روز گفته بود: «اما وقتی در افغانستان میآییم، گپ به جاهای مختلف کشانده میشود. زمانیکه نیروهای خارجی بهجای آتشبس کاهش خشونت را مطرح میکنند، این امر به معنای آتشبس نیست. هرکس تفسیر خود را دارند. طالبان از طریق برخیها تفسیر کردند که کاهش خشونت یعنی اینکه ما امریکاییها را مورد حمله قرار نمیدهیم، ولی حکومت را هدف قرار میدهیم. به این معنا که امریکا هدف نیست بلکه افغانها هدف هستند. این آتشبس نیست.»
جاوید کوهستانی کارشناس مسایل نظامی طرح کاهش خشونت را بهعنوان آتشبس نسبی یا موقت میداند و میگوید یکی از تلاشهای امریکا و متحدانش در گفتوگو با طالبان این بود که اگر طالبان قبل از امضای توافقنامه یا در جریان مذاکره روی یک آتشبس موقت توافق کنند تا بهگونهی امتحانی ببیند که چه نتایجی را به بار میآورد و طالبان تاچه حد روی جنگجویان خود کنترل دارند: «فشارها بسیار جدی بود که باید بهعنوان کاهش خشونت اقدام صورت بگیرد. طالبان به احتمال زیاد به یک آتشبس ۱۰ روزه بعد از امضای توافقنامه با جانب امریکا توافق کند.»
آقای کوهستانی در مورد مخالف حکومت افغانستان با طرح کاهش خشونت میگوید که حکومت افغانستان موقعیت و جایگاه خود را بهصورت جدی در خطر میبیند و در حال حاضر میخواهد بهنحوی مذاکرات صلح را به گروگان بگیرد و سبوتاژ کند: «خارجیها این موضوع را درک کردند. آنها اقدامات خود را انجام میدهند. اقدام ا ول کاهش خشونت است که بعد بتواند زمینهی دیالوگ بینالافغانی را فراهم و از آن طریق به پایان جنگ برسند.»
کوهستانی در مورد این که کدام طرفها از توافق کاهش خشونت بیشتر نفع میبرد، میگوید بعد از امضای توافقنامه چون تعهد کتبی، رسمی و با ضمانتهای اجرایی بهوجود میآید، خشونت کاهش پیدا میکند. در حال حاضر کاهش خشونت، آتشبس موقت یا آتشبس قسمی منفاع هردو جانب را تأمین کند.
حمدالله محب مشاور امنیت ملی کشور در سخنرانی خویش در دیالوگ سالانه ریسینه در دهلی نو، کد امنیتی و اتمام حجت کشور را به جامعه جهانی و کشورهای منطقه و جهان ارائه کرد. مشاور امنیت ملی طالبان را در کنترل دیگران خواند و عزم حکومت را در مبارزه با هراسافکنی تبیین کرد. او گفت: طالبان در روند صلح جدی نیستند و کنترلی بر این روند ندارند. حکومت افغانستان در مبارزه با هراس افکنی جدی است و علیه هیچ گروه هراس افکن رحم نخواهد کرد. اکنون این پرسش به میان میآید که چرا آقای محب این دو موضوع را در دیالوگ سالانه ریسینه و آن هم در هندوستان بیان کرده و حکومت در پی چیست؟ تاکنون گروه طالبان از مذاکره مستقیم با حکومت افغانستان خودداری کردهاند و در برابر طرح آتشبس نیز طرح کاهش خشونت را مطرح نمودهاند. همچنان در چندین دور گفتوگو میان امریکا و طالبان، حکومت افغانستان غایب اصلی بوده و همواره از این جهت نگرانی داشت. افغانستان چند خواست اصلی و مشخص در روند صلح دارد: آتشبس، گفتوگوی مستقیم، معلوم شدن رابطه طالبان با پاکستان و پرداختن به پناهگاههای امن در آن سوی خط دیورند. اکنون اما به نظر میرسد که حکومت افغانستان از در حاشیه بودن خسته شده و تلاش دارد که به صورت جدی تر وارد میدان شود. ظاهراً کابل هر قدر مدارا کرد، نه پاکستان، نه طالبان و نه هم امریکا به عنوان متحد راهبردی افغانستان وقعی به خواستها و نگرانیهای آن نگذاشتند. اقدامات و سفرهای خلیلزاد در گذشته همواره سوءظن کابل را در پی داشته است. تاجایی که باری آقای محب در خود امریکا علیه او تاخت و خلیلزاد را متهم به تلاش برای رسیدن به قدرت در افغانستان کرد. حال کابل خسته از دوست و «دشمن» تلاش جدیدی را برای یارگیری منطقهای آغاز کرده و سخنان آقای محب نیز در این راستا بیان شده است. به باور نگارنده، پس از این شاهد فعالیتهای جدیتر و موضعگیریهای استوارتر از جانب کابل در روند صلح و مسئله مذاکره با گروه طالبان خواهیم بود. چنین تلاشی باید پیشتر از این به صورت جدی آغاز میشد و دیپلماسی طالبان و حامیان آن را در نطفه خنثی میکرد که نشد. در چنین وضعی، کابل باید تلاش کند که با کشورهایی همانند هند، ایران، کشورهای آسیای میانه و برخی قدرتهای تاثیرگذار ولی همسو با موقف نظام افغانستان نزدیک شده و برای خود یارگیری کند تا از یک طرف بتواند با هژمونی امریکا مقابله کند و از جانب دیگر تلاشهای پاکستان و طالبان را خنثی سازد. سخنرانی محث در دهلی نو کود جدید و جدی بود که به منطقه داده و این نشان میدهد که عزم حکومت افغانستان در موضعاش جزم است. چنین باد!
در این دیدار در نخست برخی تنفذین مناطق و اصناف مختلف صحبت کرده و مشکلات شان را با رییس جمهور غنی در میان گذاشتند. آنان مشکلات و راههای حل خویش را در زمینههای ایجاد حوزۀ پولیس در ناحیۀ هژدهم، شفاخانه، دانشگاه، سالون فاتحه خوانی، پارکها و ورزشگاه، نبود ترانسپورت و برق منظم، سرکهای اسفالت ناشده، غصب زمین، ناامنی، بیعدالتی، عدم توجه به معارف، حقوق زنان و خشونت با آنان، کمبود آب، محیط زیست نامناسب، ایجاد حوزههای معارف در ناحیه های ۱۸ و ۱۹ و مشکل مواد مخدر با رییس جمهور شریک ساختند. رییس جمهورغنی گفت: تشخیص و پیام مردم این است که مسئولین در مقابل اهالی ولسوالی ده سبز چشم بینا، گوش شنوا و دست کارا نداشته اند، این وضعیت به هیچ وجه قابل قبول نیست. رییس جمهور غنی با اشاره به غصب زمین گفت: غاصب دیگر جای ندارد، در مقابل آنان اقدامات جدی صورت میگیرد. افراد مسلح غیر مسئول، یا مسئول و یا هم خلع سلاح میشوند؛ چون حوصله ملت دیگر به سر رسیده است. وی افزود که هیچ فرد بالاتر از قانون نیست. وقتی در مقابل دشمنان افغانستان میجنگیم، نباید در مقابل زورگویان بیتفاوت بمانیم. محمد اشرف غنی به مسئولان دستور داد که ولسوالی دهسبز باید برای سرمایهگذاری آماده گردد و به ساحه انکشافی مبدل شود. وی افزود که در سه سال آینده، مشکلات معارف، آب و برق به گونه اساسی حل میشود. رییس جمهور خاطرنشان کرد که برای باشندگان ولسوالی دهسبز تسهیلات زندگی، زمینه کار و محیط زیست فراهم شود و باغداری در آن تامین گردد، زیرا برای ما ارزش حیاتی دارد. رییس جمهور کشور با تاکید گفت: وزارت معارف باید پاسخگو باشد که ولسوالی ده سبز چه مشکل دارد که مانند شماری از ولایات با آن برخورد دوگانه صورت میگیرد. دستگاه حکومتی باید مطابق دیدگاه رییس جمهور فعالیت کند. رییس جمهور غنی گفت که مردم به گونه واضح، قاطع و همه جانبه اصلاحات میخواهند، ما برای اصلاحات زمینه را فراهم کردهایم و من اصلاحات را میآورم، اما کسانی که در برابر اصلاحات موانع ایجاد میکنند، به مردم پاسخ بگویند.
وی در اخیر سخنانش افزود: میخواهم که مردم کاستیها و مشکلات را بدون سانسور به گونه آزادانه مطرح نمایند تا به منظور حل آن، اقدامات به موقع صورت گیرد.
چین و ایالات متحده چهارشنبه ۱۵ ژانویه بهطور رسمی مرحله نخست توافقنامه اقتصادی و تجاری خود را در واشنگتن امضا کردند. امضای دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا و لیو هه، معاون اول رئیس جمهوری چین زیر این توافقنامه آمده است.
آقای لیو گفت که دستیابی به فاز نخست توافق اقتصادی و تجاری هم برای چین، هم آمریکا و هم کل جهان مناسب است.
وی در سخنانی در مراسم رسمی امضای توافقنامه در کاخ سفید گفت: «چین و ایالات متحده، دو اقتصاد بزرگ جهان و دو بازیگر اصلی در امور بینالملل به توافق فاز یک رسیدند.»
وی تاکید کرد که این توافق با حقوق قانونی و منافع هیچ شخص ثالثی منافات ندارد و همچنین مطابق قوانین سازمان تجارت جهانی است.
دونالد ترامپ نیز در این مراسم گفت که این توافق «کارهای اشتباه گذشته را جبران میکند.» وی امضای این توافق را راهی برای تحقق عدالت اقتصادی برای کارگران آمریکایی توصیف کرد.
طبق این توافق صادرات آمریکا به چین افزایش چشمگیری پیدا میکند بهطوری که پکن در یک دوره دو ساله ۲۰۰ میلیارد دلار کالای بیشتر از آمریکا در مقایسه با سال ۲۰۱۷ خریداری میکند. آمریکا با این اقدام میخواهد کسری تجاری این کشور در مقابل چین را که در سال ۲۰۱۸ به رقم ۴۲۰ میلیارد دلار رسیده بود جبران کند.
در مقابل آمریکا از اعمال تعرفههای جدید روی کالاها و خدمات چین خودداری میکند و نیمی از تعرفههای اعمال شده روی ۱۲۰ میلیارد دلار کالاهای وارداتی چین را هم از ۱۵ درصد به ۷.۵ درصد کاهش میدهد.
خرید هواپیما، خودرو، قطعات خودرو، ماشینهای کشاورزی و ابزارآلات پزشکی از جمله کالاهایی است که چین باید از آمریکا طبق این قرارداد خریداری کند. همچنین در بخش کشاورزی نیز میزان خرید چین از ایالات متحده نسبت به سال ۲۰۱۷ باید با افزایش ۳۲ میلیارد دلاری روبرو شود.
در بخش انرژی نیز پکن باید خریدهای خود از واشنگتن را تا حدود ۵۰ میلیارد دلار افزایش دهد.
پیشبینی میشود این توافق آتش ۱۸ ماهه درگیری تعرفهای بین این دو کشور را فعلا خاموش کند. یک ماه پیش این توافق ۸۶ صفحهای حاصل شده بود اما امروز به طور رسمی بین دو کشور به امضا رسید.
در این توافقنامه همچنین قید شده است که چنانچه چین بخشی از آن را نقض کند، آمریکا میتواند همۀ تعرفههای لغو شده را دوباره بر کالاهای چینی تحمیل کند. قرار است بهزودی مذاکرات برای فاز دوم توافق تجاری آغاز شود.
ارگ ریاست جمهوری می گوید رئیس جمهور محمد اشرف غنی با جستن ترودو نخست وزیر کانادا در مورد سانحه سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی در ایران تلفنی صحبت کرده است.
ارگ ریاست جمهوری در یک بیانیهای گفت جستن ترودو صدراعظم کانادا شام روز گذشته طی تماس تیلفنی با محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان، در رابطه به سانحۀ سقوط هواپیمای اوکراینی در ایران، صحبت کرده است.
در این بیانیه آمده است در این مکالمه تلفنی صدراعظم کانادا گفته است: “این یک حادثه تکان دهنده بود و باعث تأثر و اندوه بزرگ برای مردم ما شد.”
آقای ترودو افزود: “در این فرصت، همه ما باید روی گام های بعدی تمرکز کنیم؛ یک گام مثبت این بود که ایران مسئولیت سانحه را به عهده گرفت، اما نیاز به برداشتن گام های بعدی می باشد.”
وی وتاکید کرد جامعۀ بین المللی منتظر اقدامات بعدی در پیشرفت تحقیقات قابل اعتبار می باشد تا روشن شود که مشکل در کجا بوده است.
صدراعظم کانادا گفت: در کنار اینکه ایران مسئولیت این حادثه را پذیرفت، باید به گونه شفاف برای فراهم نمودن زمینه تحقیقات بین المللی نیز اقدام کند و راه درست را اختیار نماید.
وی تصریح کرد قرار است در لندن فردا نخستین گروه کاری به منظور هماهنگی بیشتر در خصوص چگونگی وقوع این رویداد، نشستی را برگزار کند. ما تلاش می کنیم تا عدالت برای قربانیان تامین شود و حقایق این رویداد آشکار گردد.
صدراعظم کانادا گفت برای مصئونیت هرچه بیشتر پروازها اگر لازم باشد، جامعه بین المللی، قواعد و اصول حاکم هوانوردی را بازنگری کند، تا از همچون حوادث جلوگیری صورت گیرد.
وی خطاب به رئیس جمهور غنی گفت کانادا برای صلح و ثبات افغانستان و کاهش تنش ها در منطقه متعهد است و همگام با حکومت افغانستان تلاش خواهد کرد.
دراین مکالمۀ تیلفنی، رئیس جمهور گفت که افغانستان در غم شما شریک بوده و دولت و مردم ما نسبت به این سانحه و شهادت سیزده تن از افغان ها، سخت اندوهگین اند.
وی افزود: برای اینکه حقیقت این حادثه آشکار شود، جامعه بین المللی باید نقش مؤثر خویش را ایفا نموده و حقوق قربانیان تامین گردد.
رئیس جمهور تصریح کرد که ما نیز بخشی از گروه کاری هستیم، تاکید ما این است که ایران اقدامات لازم را روی دست گیرد، زیرا هموطنان ما خواهان وضاحت می باشند.
رئیس جمهور غنی ضمن تاکید بر شفافیت در پروسۀ تحقیقات، گفت که از موقف گروه کاری حمایت می کنیم. وی افزود که ایران باید خواست های خانواده های قربانیان را در نظر بگیرد.
رئیس جمهور کشور گفت که سرپرست وزارت امور خارجه افغانستان در هماهنگی با هیات کانادا، روی موارد مطرح شده از نزدیک کار خواهد کرد. وی اضافه نمود که ما خواهان کاهش تنش ها در منطقه هستیم و نقش کانادا برای صلح و ثبات افغانستان نهایت حایز اهمیت می باشد.
رئیس جمهور در اخیر این صحبت تیلفونی با بیان اینکه حکومت افغانستان در تنش های اخیر ایالات متحدۀ امریکا با ایران موقف واضح داشت، گفت: امیدواریم که تلاش های منطقه با حمایت کانادا برای ثبات منطقه و گسترش روابط دولت با دولت مؤثر واقع شود.
براساس گزارشات سلطان قابوس سالها بود که از سرطان روده بزرگ رنج میبرد. او هنگام مرگ ۷۹ سال داشت و بعد از پدرش حدود نیم قرن بر تخت حکمرانی عمان نشسته بود.
به گزارش تلویزیون عمان، او جمعه شب درگذشته است.
به همین مناسبت حکومت عمان سه روز عزای عمومی اعلام کرده است. سلطان قابوس فرزندی نداشت و جانشینی هم برای اریکه خود معرفی نکرده بود.
بنابر قوانین عمان اکنون شورای خاندان سلطنتی عمان که متشکل از ۵۰ مرد از اقوام سطان قابوس است سه روز فرصت دارد که حاکم جدید را معرفی کند.
اگر این شورا نتواند ظرف مدت تعیین شده به توافق برسد آن گاه قاضیالقضات دیوان عالی کشور، شورای نظامی عمان، شورای مشورتی این کشور و هیات دولت به اتفاق نامه مهر و موم شدهای را خواهند گشود که در آن سلطان قابوس به طور محرمانه جانشین خود را پیشنهاد کرده و این گروه فورا او را حاکم جدید عمان معرفی خواهند کرد؛ کسی که احتمالا خودش هم از چنین انتخابی بیخبر بوده است.
آن طور که گفته میشود بخت اصلی جانشینی او سه برادرند که عموزادههای سلطان قابوس هستند؛ هیثم بن طارق آل سعید، وزیر فرهنگ و میراث فرهنگی؛ اسد بن طارق آل سعید، معاون نخست وزیر و شهاب الدین آل سعید، فرمانده سابق نیروی دریایی عمان که مشاور ارشد نظامی سلطان قابوس هم بود.
در ساختار حکومتی عمان سلطان همه کاره است و علاوه بر ایفای نقش شخص اول مملکت همزمان فرمانده کل قوا، نخست وزیر، وزیر دفاع، وزیر خارجه و وزیر دارایی هم هست.
قدیمیترین حاکم منطقه
سلطان قابوس از سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰) که پدر خود را در کودتایی آرام و بدون خونریزی کنار گذاشت و به تبعید فرستاد، زمام امور عمان را در دست داشت. زمامداری فردی وی سبب شده بود که حکومت تمام و کمال به خود او وابسته باشد.
اندکی پس از به قدرت رسیدن قابوس، او با شورش گروهی چپگرا در ایالت ظفار عمان مواجه شد، ولی توانست با حمایت شاه وقت ایران و ارتش ایران بر آنها غلبه کند. از همین رو، او بقای تخت و تاج خود را تا حد زیادی مدیون ایران میدانست.
قابوس کشور عمان را که در آغاز زمامداریش سخت عقبافتاده و منزوی از دنیا بود، به سوی پیشرفت اقتصادی هدایت کرد. او با استفاده از منابع ارزی ناشی از درآمدهای نفتی و جهانگردی، زیرساختهایی را ایجاد کرد و مسکن و مدرسه و بندرگاه ساخت. خود نیز با استفاده از این منابع ثروت بیشتری اندوخت به طوری که در سالهای اخیر بنا به دادههای نشریات غربی، یکی از ده پادشاه ثروتمند جهان به شمار میرفت.
قابوس در میان حکام کشورهای عربی پرسابقهترین بود. او در عین حال یکی از محبوبترین آنها در میان مردمشان به حساب میآید. شکافهای طبقاتی و اجتماعی در عمان نسبت به بسیاری از کشورهای عربی در سطح محدودتری است و روند مدرنسازی با آسیبها و محرومیتهای اجتماعی شدید توام نبوده است.
مدرنسازی نظام آموزشی عمان دستاوردهای قابل اعتنایی داشته و دسترسی به آموزش در این کشور دو میلیون و ۶۰۰ هزار نفر (یک میلیون و ۹۰۰ هزار نفر بومی و ۷۰۰ هزار نفر خارجی) به امری قابل دسترس بدل شده است. دولت سالانه یک چهارم بودجه خود را به امور آموزشی اختصاص میدهد. در زمینه برابری قانونی زن و مرد نیز به گفته ناظران عمان از همه کشورهای عرب منطقه پیشروتر است.
تنگه هرمز
از سلطان قابوس به عنوان حکمرانی معتدل و بازیگر مهمی در میانجیگریها خاورمیانه یاد میشد.
عمان تحت حاکمیت سلطان قابوس تاکنون بارها در مناقشههایی جدی در خاورمیانه نقش مثبت بازی کرده است. از آزادی ملوانهای بریتانیایی و زندانیان آمریکایی در ایران گرفته تا حتی پیغامرسانی مخفیانه برای مذاکرات ایران و آمریکا٬ همه مواردی بودهاند که نقش مهم عمان در آنها٬ عموما بعد از اقدامات دیپلماتیک مخفی افشا شده است.
بنا به اسناد ویکیلیکس، در حالی که در مناقشه بر سر برنامه هستهای ایران، توصیه مخفیانه مقامهای عربستان به مقامهای آمریکایی این بوده که باید “سر مار را زد”، یوسف بن علوی، وزیر امور خارجه عمان در گفتوگوهای محرمانهاش با نمایندگان آمریکا تا آنجا پیش میرود که میگوید: «یک ایران مسلح به سلاح اتمی لزوما عامل بیثباتی در منطقه نیست.»
در گزارشهای ویکیلیکس همچنین خبرهایی از پیگیری دائمی عمانیها برای برقراری ارتباط بین ایران و آمریکا وجود دارد. بر اساس این گزارشها، سلطان قابوس به همراه وزیر امور خارجه و وزیر فرهنگ عمان به طور پیوسته دیدگاه و میزان تمایل ایران برای تعامل با آمریکا را به مقامات این کشور گزارش میکردند. این کنشها حتی از پیش از روی کار آمدن دولت اوباما نیز در جریان بوده است.
همین مناسبات خوب با تهران سبب شده بود که به ویژه در دهه گذشته عمان نقش میانجیگرانه بیبدیل در مناسبات ایران و غرب برای آزادی گروگانها و شهروندان زندانی دو طرف بازی کند.
عبارت «کابل جان» را هر افغانی که بشنود از شدت غرور و خوشحالی دست از پا نمی شناسد و بی درنگ چشم هایش را بسته و روزهای خوش پایتخت کشوری به نام افغانستان را به یاد می آورد: روزگاری که سرک ها قیر بود و هوای پاک از سوی دریای کابل می وزید و مشام هر عابری را نوازش می داد.
روزهایی که مردم باسواد و فهیم کابل جان برای خرید روزنامه های چاپ آن روز در صفوف طولانی می ایستادند، برای تماشای فیلم به سینما می رفتند، دختران دانشجو دسته دسته و در حالیکه لبخند بر لب داشتند به سوی پوهنتون کابل که با آن درختان سربه فلک کشیده اش بدون شک گوشه ای از بهشت به شمار می رفت، در حرکت بودند، بایسیکل سواران از کنار سرک به سوی مقاصد خود رکاب می زدند و زیر لب شعر می خواندند، نوجوانان و جوانان مکتبی در حالیکه بگ هایشان را بر دوش انداخته بودند و لباس هایی تمیز و پاک بر تن داشتند مصروف کسب علم و دانش بودند!
اما در یک چشم به هم زدن همه چیز تغییر کرد….!
اکنون ورق برگشته است: پل باغ عمومی خسته است و شانه زیر این همه غم و درد خم کرده است: از صف مردم برای خرید روزنامه که خبری نیست هیچ که عده ای کتابفروش در کنار سرک چشم به مردم دوخته اند که یکی پای پیش بگذارد و کتاب های آنان را بخرد: کتاب هایی که رنگ و رو رفته است و به قول خود کتابفروش ها از پاکستان درست مانند ماشین کچالو و بادمجان رومی به صورت انبوه با کامیون وارد می شود. کابل اکنون پایتختی شده است که هیچ مرز فرهنگی ندارد! هرچه دلتان می خواهد وارد کنید و به اذهان این مردم تزریق نمایید!
داستان سردمداران کنونی که بماند! کاروان رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور، وزرای خودی و حتی روسای برخی ارگان های دولتی همه و همه هیچ توجهی به مردم و وضعیت اسفبار آنها ندارند. کافی ست چند روزی در کابل زندگی کنی و حرف مرا با ته قلبت درک کنی! وقتی این کاروان ها عبور می کنند، زندگی تعطیل می شود! عشق سیاسیون و اربابان قدرت در افغانستان حکومت است نه خدمت!
اکنون که زمستان است، همانند بسیاری از زمستان های سال های قبل در یک و نیم دهه، دودکش های ساختمان ها و منازل تنها دود زغال در هوا رها می کنند: صبح و عصر کابل در میان دود فرو می رود و به سختی می شود همدیگر را پیدا کرد چه برسد به اینکه سراغ اکسیژن را بگیری! این هوا دیری نخواهد گذشت که مردم را یکی پس از دیگری از پای درآورد و نیازی به لشکر طالب برای انفجار و انتحار برای از بین بردن مردم نباشد!
در طرف دیگر شهر اما داستان تلخ تری جریان دارد: صدها انسان نیمه جان و خمار به شکل مارهای سمی در زیر یک پل که در نقطه کلیدی شهر واقع شده و پل سوخته نامیده می شود، دورهم جمع شده اند، در یک هماهنگی کامل اجتماعی برای خود تشکیل داده اند و هر وقت دلشان خواست دود می کنند و دود می کنند! البته منظورم سوزاندن زغال سنگ و لاستیک و چوب در بخاری نیست، جنس دود اینها از نوع مواد مخدر است. این معتادان در زوز آرام هستند اما به محض اینکه هوا روبه سیاهی رفت به دزدانی خطرناک تبدیل می شوند و کسی جرأت عبور از پل سوخته به سمت دشت برچی را ندارد. مردان شاید بتوانند عبور کنند اما زنان و دختران و اطفال به هیچ وجه حتی در خواب هم نمی توانند تصور کنند که با تاریک شدن هوا بتوانند از پل سوخته به سوی برچی عبور کنند!
در کنار معتادینی که شب ها به دزد تبدیل می شوند گروه خطرناک دیگری به نام دزدان مسلح به سلاح گرم نیز در کابل با تاریک شدن هوا و در برخی موارد حتی در روشنی روز نیز وجود دارد. کافی ست در تاریکی هوا در انتهای یک سرک بن ببست یا یک سرک نیمه روشن شما را ببینند، دیگر حق انتخاب نداری، یا باید هرچه داری و نداری را تحویل بدهی و راهت را کشیده بروی یا اینکه جان شیرین را فدای مال و اموال خود کنی! همان داستانی که برای علی سینای 22 ساله در هفته قبل اتفاق افتاد: علی سینا کامپیوتر و موبایل خود را لازم داشت، تحویل دزدان نداد و کشته شد.
یا داستانی که برای محمد رفیع، استاد دانشگاه، شب گذشته اتفاق افتاد. این استاد دانشگاه به طور معجزه آسایی نجات پیدا کرد و در حالیکه گلوله دزدان و سارقین مسلح به نزدیک قلبش اصابت کرده بود جان سالم به در برد. در یک ماه گذشته این دومین مورد است که در آن شهروندان کابل مورد حمله دزدان مسلح قرار می گیرند.
صاف و پوست کنده بگویم! این چه قسم شهر و چه قسم حکومت است: از یک طرف آلودگی هوا می کشد و دولتمردان در موترهای کولر دار و قصرهای شیک خم به ابرو نمی آورند، از سوی دیگر معتادان و دزدان مسلح برای پیسه و مال و اموال مردم کمین کرده اند، از سوی دیگر طالب می کشد، آن طرف تر داعش می کشد!
به نظر شما آیا این شیوه حکومت کردن است؟ آیا بهتر نیست بگوییم افغانستان امروز را برخی از برخی دیگر کنترات گرفته اند. در این سرزمین مردم چوب های آتش اند. مردم بیچاره اند! مردم تنها شب و روز باید فریاد بزنند که این «چه قسم زندگی ست که برای آنها جور کرده اید! این چه قسم حکومت و دولت داری ست!»
پلیس کابل می گوید در یک ماه گذشته 100 قضیه جرمی و جنایی به ثبت رسیده و 200 مظنون در این ارتباط دستگیر شده است. از 120 قضیه جرمی گزارش شده 83 مورد بررسی شده و 39 مورد دیگر تحت بررسی ست.
به نقل از منابع امنیتی روزانه 30 تا 50 نفر در کابل در ارتباط با دزدی و دیگر جرایم دستگیر می شوند.
با درنظرداشت این آما و ناتوانی دولت در تامین جان مردم بدون شک اضافه نخواهد بود اگر بگوییم کابل به یک دزدخانه کلان تبدیل شده و هرکس به توان زور خود می دزدد و می برد و می خورد!
حملات موشکی ایران بر دو پایگاه نظامیان امریکایی در عراق نگرانیها از تشدید تنش در منطقه را شدت بخشیده است. هنوز از تلفات احتمالی و خسارات این حملات موشکی گزارشی در دست نیست و مشخص نیست امریکا چه واکنشی به آن نشان میدهد. برخی کشورهای جهان به این حادثه واکنش نشان داده اند.
آلمان
وزارت دفاع آلمان حملات موشکی ایران به پایگاههای نظامی امریکا در عراق را محکوم کرده و از ایران خواسته که به خشونتها پایان دهد. انه گریت کرمپ کارنباور، وزیر دفاع آلمان به تلویزیون (ای آر دی) گفته است: «دولت آلمان این حمله را به شدت محکوم می کند … اکنون نیاز است تا ایرانیان از تشدید بیشتر تنش خودداری کنند.»
اتحادیه اروپا خواستار پایان خشونت در منطقه شد
اورزولا فان دیر لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، خواستار پایان خشونتها در شرق میانه شده است. او روز چهارشنبه در یک نشست ویژه اتحادیه اروپا در مورد بحران عراق گفت که «استفاده از سلاح باید متوقف شود تا اینکه زمینه برای گفتگو فراهم گردد.»
فون دیر لاین همچنین اظهار داشت كه اتحادیه اروپا می خواهد به توافق هستهای ایران که “به شدت در معرض خطر” است، پایبند بماند.
واکنشهای جهانی
چین
پس از حمله موشکی ایران به پایگاههای نظامیان امریکایی در عراق، چین از همه طرفها خواسته که از خود خویشتنداری نشان دهند. جینگ شوانگ، سخنگوی وزارت خارجه چین روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت که «هیچ کس علاقه ای به وخیم تر شدن اوضاع در خاورمیانه ندارد.»
او از هر دو طرف خواسته که اختلافاتشان را از راه گفتگو و ابزارهای صلحآمیز مبتنی بر احترام متقابل حل کنند. سخنگوی وزارت خارجه چین علاوه کرد: «حفظ صلح و ثبات در منطقه برای جهان بسیار مهم است.»
بریتانیا
دومینیک راب، وزیر امور خارجه بریتانیا، حمله “تلافیجویانه” ایران به سربازان امریکایی در عراق را “حمله بیرحمانه و خطرناک” خوانده و آن را محکوم کرده است. او گفته که اینگونه حملات نباید تکرار شود. او از ایران خواسته که به عوض این حملات باید به دنبال کاهش تنش در منطقه باشد. او گفته است: «از جنگ در شرق میانه فقط داعش و سایر گروههای تروریستی نفع خواهند برد.»
فرانسه
پاریس نیز این حملات را محکوم کرده و خواستار ختم خشونتهای موجود میان ایران و ایالات متحده امریکا شده است.ژان ایو لودریان، وزیر امور خارجه فرانسه در یک بیانیه گفته است: «اولویت باید بیش از هر زمان دیگری تنشزدایی باشد. چرخه خشونت باید قطع شود.»
امارات متحده عربی
امارات متحده عربی، متحد منطقه ای ایالات متحده امریکا میگوید، فروکش تنش در منطقه “عاقلانه و لازم” است. انور قرقاش، وزیر خارجه امارات متحده عربی در تویترش نوشته که «ضرور است که منطقه از تنش نگران کننده کنونی بیرون شود. فروکش تنش در منطقه عاقلانه و لازم است.» او علاوه کرده که در این زمینه باید راهحلهای سیاسی جستجو شود.
افغانستان
هرچند افغانستان تاهنوز مشخصاً در مورد حملات راکتی ایران به پایگاههای امریکایی در عراق واکنش نشان نداده، اما عصر روز گذشته محمد اشرف غنی رئیسجمهور افغانستان با مارک اسپر وزیر دفاع ایالات متحده امریکا در مورد تنشهای بوجود آمده میان امریکا و ایران، صحبت تیلفنی کرده است. ارگ ریاست جمهور در اعلامیهای نگاشته که آنان گفته اند: «زمان آن فرارسیده است تا امریکا و ایران در راستای تشنج زدایی گام بردارند.»
این واکنشها در حالی صورت میگیرند که آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی ایران حمله نظامی این کشور بر نیروهای امریکایی در عراق را ” سیلی در برابر امریکاییها” عنوان کرد.
او در یک سخنرانی که به طور زنده از بسیاری شبکههای تلویزیونی دولتی پخش میشد، اظهار داشت «امریکاییها فقط در این منطقه جنگ و ویرانی انجام داده اند.»
مراسم تشییع پیکر سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران و حسین پورجعفری، یکی از همراهان وی از صبح امروز سه شنبه ۱۷ جدی در شهر کرمان ایران، زادگاه سلیمانی آغاز شد و پس از نزدیک به هفت ساعت، به دلیل ازدحام جمعیت هنوز پیکر دفن نشده است.
مراسم تشییع قاسم سلیمانی از سه روز پیش از شهرهای کاظمین، بغداد، کربلا و نجف آغاز شده و روز یکشنبه پس از ورود به ایران و تشییع در اهواز به مشهد منتقل شد.
روز دوشنبه ۱۶ دی ماه مراسم گسترده تشییع در تهران برگزار شد و آیت الله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی ایران نماز میت را خواند.
عصر دوشنبه جسد قاسم سلیمانی در قم و مسجد جمکران تشییع شد.
مراسم تشییع پیکر سردار سلیمانی امروز در کرمان با حادثه همراه بود و براساس گزارشات مسئولان ایرانی نزدیک به 56 نفر در زیر دست و پا جان باخته و ده ها تن دیگر زخمی شده اند.
آمر عبدالستار از فرماندهان پیشین جهادی یکشنبهشب با شماری از همراهان و اعضای خانوادهاش از سوی مأموران امنیتی در حصۀ اول خیرخانه تیرباران شد.
منابع میگویند ساعت هفت شام گروهی از مأموران امنیتی وارد خانۀ یکی از اقارب آمر ستار شده و مهمانان و مهمانداران را به گلوله بسته است.
یکی از شاهدان رویداد به طلوع نیوز گفت مأموران امنیتی بدون اینکه سؤال و جوابی داشته باشند، به محض ورود به حویلی به تیراندازی پرداختند و آمر ستار، فرزندش، برادرزادهاش و دوتن از بستگان او را به قتل رسانیدند.
مقامات امنیتی کابل از ابراز نظر در این زمینه خودداری کردهاند.
اما امرالله صالح معاون تیم انتخاباتی دولتساز اعلام کرد که آمر ستار در یک دسیسه و اطلاعات اغواکنندۀ اطلاعاتی کشته شده است.
او گفت آمرعبدالستار غوربندی یکی از شخصیت های برجسته جهادی و قومی در اثر یک دسیسه پیچیده و بر اساس اطلاعات اغوا کننده دیشب در خیرخانه توسط یکی از بخشهای امنیت ملی به شهادت رسید.
او گفت آمرعبدالستار شهید برایم یک دوست عزیز و همفکر بود و من در ردیابی این جنایت از هیچ تلاش سیاسی و مسلکی دریغ نخواهم کرد.
در این حال، رئیس جمهور غنی در دیدار با بزرگان شمالی، هیاتی را به منظور بررسی حادثۀ شب گذشته در حوزۀ یازدهم شهر کابل، توظیف کرد.
حاجی الماس زاهد به نمایندگی از بزرگان و شفیع الله به نمایندگی از خانوادۀ مرحوم آمر عبدالستار صحبت کردند و خواهان بررسی جدی حادثۀ متذکره و تامین عدالت شدند.
رییسجمهور غنی پس از استماع صحبت های آنان، ضمن ابراز تاثر و غمشریکی، به نهادهای ذیربط هدایت داد که هیاتی را به منظور بررسی جدی قضیه متذکره تعیین نموده و نتایج آن را به زودترین فرصت به ریاست جمهوری ارائه نماید تا در روشنایی یافتههای هیات مذکور، اقدامات و تصامیم لازم اتخاذ گردد.
این رویداد واکنشهای گستردهیی را در شبکههای اجتماعی و میان مردم برانگیخته است.
فردوس کاوش، روزنامهنگار با اشاره به حمله بر آمر ستار نوشت که حتا امین و استالین هم کسی را در خانهاش نکشته بودند. شخصی که کشته شده، در ساحۀ طالب زندگی نمیکرد که شب نیروهای مسلح به خانهاش وارد شوند و با مهمانش بر او گلولهباری کنند.
او گفت قانون اساسی حکم میکند که حالت اصلی، بیگناهی است. هیچ نیرویی حق ندارد کسی را در خانهاش بکشد. استالین و استالینیست وطنی که امین بود این قدر حیا داشتند که کسی را با مهمانش در خانهاش نکشند. امپراتور روم در قرن پنج و شش میلادی به جلادانش توصیه میکرد که کسی را بدون محاکمه گردن نزنند. مگر جمهوریتی که از آن دفاع میکنیم و سربازان ما به خاطر آن کشته میشوند، وحشیتر از گلادیاتورها است؟ مگر ما در جنگل به سر میبریم که بدون محاکمه مردم را میکشند؟ این اعدام بدون محاکمه نیست؟ این موضوع باید جدا بررسی شود.
تعزیه و تشیع تلفیقی از مذهب و عشقاند انگار که درخت عشق شیعه با اشک آبیاری میشود. همانگونه که عزاداری فلسفهٔ جالبی در تاریخ تشیع دارد، جمهوری اسلامی ایران برگزاری مناسبتهای عزاداری را به شکل ویژهای فرهنگ سازی کرده است که با تازه کردن محرومیت تاریخی اهل تشیع حس انقلابی را در جامعه زنده نگه میدارد وبه تبع آن بهرهٔ لازم سیاسی و اجتماعی را به نفع مذهب و نظام هم میبرد! با آغاز ۲۰۲۰ امریکا با کشتن فرمانده نیروی قدس هرچند ضربهٔ محکمی بر حیثیت جمهوری اسلامی زد، اما نخواسته فرصت فوقالعادهای را برای بازسازی هویت انقلابی جمهوری اسلامی و تحکیم اتحاد ملی شهروندان ایران از معارض تا موافق حاکمیت، در اختیار رهبران نظام گذاشت. حضور کم پیشینهٔ مردم در مراسم تشییع جنازهٔ سلیمانی و همراهانش، پیامهای معنی داری به دوستان و دشمنان ایران در سطح منطقه و جهان فرستاد که تا در محاسبات شان نسبت به تواناییهای جمهوری اسلامی در امر بسیج ملی تجدید نظر کنند. شعارهایی که هنوز کهنه نه شده است، ایدئولوژی انقلابی که هنوز خریدار دارد، محوریتی که بیشتر از پیش قابلیت استحکام و انسجام صف مقاومت خود را در منطقه حفظ کرده است. از جانب دیگر، تجمع میلیونی امروز تهران نشان دهندهٔ نوعی آمادگی به یک حالت غیر مترقبهٔ جنگی داشت و ازین بابت هم به طرفهای مقابل پیام میفرستاد که اگر قرار باشد رویارویی صورت بگیرد، جنبههای متعددی را احتوا خواهد کرد که منحصر به نیروهای نظامی و جنگی نخواهد بود. پیام دیگرش هم این بود که پس از این ایران در اقدامات تلافیجویانه و مسایل کلان دیگر چون بحث هستهای خویش با توجه به این پشتوانهٔ مردمی مشروعیت بیشتر نسبت به گذشته خواهد داشت و با دست باز تری عمل خواهد کرد. پیام اخیر هم این که ما در افغانستان متاسفانه هیچ وقت به یک کار فرهنگی سازمان یافته اهتمام وتوجه نکردهایم که بخش کلانی از مشکل ما ریشه در همین خلا دارد.
بنای یادبود شهید سید مصطفی کاظمی و یارانش که در ۱۵عقرب سال ۱۳۸۶ در بغلان به شهادت رسیدند، امروز در کابل طی مراسمی با حضور مقامات بلندپایه دولتی، اعضای خانواده شهید کاظمی، برخی اعضای پارلمان و دیگر چهره های سیاسی افتتاح شد.
به نقل از خبرگزاری دید، بنای یادبود شهدای پارلمان که آرامگاه شهید کاظمی و یارانش می باشد، روز یکشنبه( ۱۵ جدی) با اشتراک اعضای پارلمان و مقامات دولتی طی مراسمی رسمی افتتاح شد. این بنا که «بنای یادبود شهدای پارلمان» نامیده میشود، از سوی وزارت شهرسازی و اراضی و در سبک معماری دوره تیموریان ساخته شده است.
شهید کاظمی و همراهانش در تاریخ ۱۵ عقرب سال ۱۳۸۶ خورشیدی در ولایت بغلان به شهادت رسیدند و در نزدیکی قصر دارالامان در کابل به خاک سپرده شدند. محمد جواد پیکار سرپرست وزارت شهرسازی، امیر خان یار معاون اول ولسی جرگه، خان محمد وردک رییس کمیسیون محیط زیست ولسی جرگه و شماری از وکلای مردم در شورای ملی ضمن اشتراک، بنای یادبود شهدای پارلمان را امروز رسماً افتتاح کردند.
داکتر سید علی کاظمی رییس حزب اقتدار ملی و برادر شهید کاظمی ضمن صحبتی، از رییس جمهور غنی، وزارت شهرسازی و اراضی و پارلمان کشور تشکر کرد. محمد جواد پیکار سرپرست وزارت شهرسازی و اراضی گفت این بنا به سبک معماری دوره تیموریان در مساحت ۶۸۴۵ متر مربع دیزاین و به گونه پخته و اساسی اعمار گردیده است. امیرخان یار، معاون اول ولسی جرگه، از کارکرد وزارت شهرسازی و اراضی و توجه خاصی محترم محمد جواد پیکار در راستای تحقق این پروژه اظهار تشکر و قدردانی نموده افزود در این اواخر ما شاهد دست آورد های خوب این وزارت هستیم و افتتاح بنای یادبود شهدای پارلمان یکی از نمونه های بارز کارکرد این وزارت است. از سویی هم، فرهاد بیات رییس اداره ملی ترمیم و مرمت آبدات تاریخی در خصوص چگونگی ساخت این بنا و موضوعات تخنیکی آن معلومات ارائه کرد. بنای یادبود شهدای پارلمان از سوی اداره ملی ترمیم و مرمت آبدات تاریخی وزارت شهرسازی و اراضی با هزینه کلی بیش از ۲۸ میلیون افغانی اعمار گردیده است. حضیره شهدای پارلمان در ناحیه ششم شهر کابل جوار قصر دارالامان موقعیت داشته که کار اعمار ان بتاریخ اول قوس سال ۱۳۹۶ آغاز و بتاریخ ۵ قوس سال ۱۳۹۸ تکمیل گردیده است.