دسته: برگزیده ها

  • ترامپ بایدن را کم هوش خواند و بایدن ترامپ را دلقک!

    ترامپ بایدن را کم هوش خواند و بایدن ترامپ را دلقک!

    اولین مناظره انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده روز سه‌شنبه با حضور جو بایدن، نامزد دموکرات و دونالد ترامپ، نامزد جمهوری‌خواه و رئیس جمهوری کنونی این کشور برگزار شد.

    در این مناظره انتخاباتی موضوعاتی نظیر جایگزین قاضی درگذشته دیوان عالی آمریکا، روث بیدر گینزبرگ، بیمه حفاظت از بیمار و مراقبت مقرون‌به‌صرفه (اوباما کر)، بحران شیوع کرونا و تاثیر اقتصادی آن و واکسن کووید ۱۹، بحران تبعیض نژادی، اظهارنامه مالیاتی دونالد ترامپ، تغییرات اقلیمی و پذیرش نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ به برخورد شدید دو نامزد انتخاباتی منجر شد و جو بایدن در مقطعی ترامپ را «دلقک» نامید.

    اولین سوال این مناظره درباره جایگزین قاضی درگذشته دیوان عالی، روث بیدر گینزبرگ توسط جمهوری‌خواهان و دونالد ترامپ بود. جو بایدن در پاسخ به این سوال دلیل اقدام حزب رقیب خود برای انتخاب ایمی کنی برت به عنوان قاضی جایگزین در فاصله نزدیک به انتخابات را تلاش این حزب برای از بین بردن طرح بیمه اجتماعی اوباما کر دانست و با متهم کردن آقای ترامپ به تلاش برای محروم کردن میلیون‌ها نفر از بیمه عمومی گفت: «تمام تلاش او (ترامپ) از بین بردن اوباما کر است، او کارزار انتخاباتی‌اش را بر مبنای این وعده جلو برده و می‌برد و بر مبنای همین حکومت می‌کند.» وی افزود که جایگزینی سریع ایمی برت در دیوان عالی برای تحقق همین وعده است.

    بایدن: حزب دموکرات یعنی من

    جو بایدن، معاون رئیس جمهور در دولت باراک اوباما در ادامه «اتهام سوسیالیست» بودن که بارها از سوی دونالد ترامپ مطرح شده بود را رد کرد. در همین زمان ترامپ به او گفت: «اما هم حزبی‌های شما می‌خواهند بیمه سوسیالیستی بیاورد»

    به نظر می‌آید که منظور دونالد ترامپ از بیمه سوسیالیستی، بیمه همگانی باشد. وی به جای ترکیب Socialized medicine به معنای بیمه همگانی از socialist medicine به معنی بیمه سوسیالیستی استفاده کرد.

    بایدن در جواب گفت: «در حال حاضر من حزب دموکرات هستم و حزب دموکرات یعنی من.»

    Julio Cortez/Copyright 2020 The Associated Press. All rights reserved.

    بایدن: میشه خفه بشی؟

    در بیست دقیقه اول مناظره هرج و مرج بر گفت‌وگوی دو طرف حاکم بود و دونالد ترامپ بارها صحبت‌های جو بایدن را قطع می‌کرد. تا جائی که در دقیقه ۱۸ مناظره نامزد حزب دموکرات با قطع شدن صحبت‌هایش توسط آقای ترامپ، خطاب به وی گفت: «میشه خفه شی مرد؟»

    ترامپ نیز در پاسخ گفت: «مردم می‌فهمند جو. تو در ۴۷ سال گذشته هیچ کاری را پیش نبردی.»

    در بخش دیگری از مناظره نیز کریس والاس، مجری مناظره و خبرنگار با سابقه شبکه فاکس نیوز به دونالد ترامپ تذکر داد و به دلیل صحبت کردن همزمان نامزدها با هم با بالا بردن صدای خود گفت: «من دوست ندارم صدای خود را بالا ببرم اما تفاوت من با شما چیست؟» وی خطاب به آقای ترامپ گفت که به آنچه کمپین انتخابی‌اش پیش از برگزاری مناظره به آن متعهد شدند احترام بگذارد.

    ترامپ خطاب به مجری مناظره: ظاهرا من در حال مناظره با شما هستم نه بایدن

    دونالد ترامپ در آغاز صحبت‌هایش بایدن را به تلاش برای از بین بردن بیمه خصوصی متهم کرد.

    رئیس جمهوری آمریکا سپس در پاسخ به سوالات مکرر مجری برنامه درباره شکست آقای ترامپ در ارائه طرح جامع بیمه درمانی جایگزین اوباماکر گفت: ظاهرا من در حال مناظره با شما هستم نه او (بایدن) که البته جای تعجب هم ندارد.

    جو بایدن: با توجه به همه دروغ‌ها صحبت‌های ترامپ درباره ویروس کرونا را باور می‌کنید؟

    در ادامه مناظره انتخاباتی دو نامزد دموکرات و جمهوری‌خواه، جو بایدن با اشاره به گفت‌وگوی تلفنی آقای ترامپ با باب وودورد که اخیرا توسط این خبرنگار منتشر شده به مساله پنهان‌کاری دولت دونالد ترامپ در مورد وخامت همه‌گیری ویروس کرونا در ماه‌های ابتدایی شیوع پرداخت و گفت: «با همه دروغ‌هایی که توسط رئیس جمهور ترامپ گفته شده است برای لحظه‌ای هم می‌توانید به او و حرف‌هایش اعتماد کنید؟ او اعتراف نمی‌کند که می‌دانست این اتفاق‌ها خواهد افتاد. او حتی در ماه فوریه از خطر این ویروس اطلاع داشت.»

    ترامپ: تو در کالج نفر آخر کلاس بودی، در مورد هوش با من حرف نزن

    جو بایدن با اشاره به «پنهانکاری» ترامپ درباره خطر شیوع کرونا «به دلیل وحشت خودش» یا «نگرانی از سقوط بازار سهام» رو به دوربین و مخاطبان گفت: «اگر او باهوش‌تر و سریع‌تر نباشد، تعداد بیشتری از مردم جان خود را از دست می‌دهند.»

    Olivier Douliery/AP

    در اینجا دونالد ترامپ خطاب به وی گفت: «درباره هوش با من صحبت نکن.» وی با زیر سوال بردن هوش جو بایدن افزود: «شما با کمترین نمره در کلاس فارغ التحصیل شده‌اید.»

    ترامپ: تولید واکسن کرونا خیلی سیاسی است

    با مطرح شدن سوال درباره واکسن کرونا و پرسش مجری درباره تناقض صحبت‌های مسئولان بخش سلامت ایالات متحده و رئیس جمهوری درباره زمان دسترسی همگانی به واکسن کرونا، دونالد ترامپ با اشاره به اینکه واکسن می‌تواند سریعتر به همه مردم ارائه شود اذعان کرد که مساله تولید واکسن کرونا سیاسی است.

    آقای ترامپ گفت: «من با بسیاری از کمپانی‌های تولید دارو صحبت کردم و ما خیلی زودتر از پیش‌بینی‌ها می‌توانیم واکسن را داشته باشیم اما این مساله خیلی سیاسی است و آدم‌هایی مثل این (بایدن) می‌خواهند که این مساله سیاسی باشد به جای اینکه فکر جان افراد باشند.»

    دفاع ترامپ از تجمع انتخاباتی در میان بحران کرونا: بایدن هم اگر می‌توانست آدم‌ها را جمع کند همین کار را می‌کرد

    دونالد ترامپ در پاسخ به سوال مجری درباره برگزاری تجمع انتخاباتی در میان بحران شیوع کرونا با دفاع از عملکرد خود گفت: «مردم می‌خواهند حرف‌های من را بشنوند.» وی با اشاره به اینکه تجمع‌های انتخاباتی خود را در فضای باز برگزار کرده است، درباره خطر ابتلای هوادارن به ویروس کرونا افزود: «ما تا کنون مشکلی نداشتیم.»

    از ۲۱ تجمع انتخاباتی دونالد ترامپ از اواسط ماه مارس تا کنون، سه مورد از آنها در فضاهای بسته برگزار شده و اکثر هواداران وی بدون رعایت فاصله اجتماعی و استفاده از ماسک در آنها شرکت کرده‌اند.

    Patrick Semansky/Copyright 2020 The Associated Press. All rights reserved.

    زمانی که جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا را به اهمیت ندادن به جان هوادارنش و «مسئولیت ناپذیری» متهم می‌کرد، آقای ترامپ که دقایقی پیش از این ماسک پوشیدن دائمی جو بایدن را به تمسخر گرفته بود دلیل برگزار نشدن تجمع انتخاباتی توسط نامزد دموکرات را این دانست که «هیچکس در آن شرکت نمی‌کند» وی گفت: «اگر می‌توانستید جمعیت را جمع کنید همان کار (من) را می‌کردید.»

    پسران بایدن

    حملات شخصی و خانوادگی نیز بخشی از مناظره دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را تشکیل می‌داد. دونالد ترامپ چند بار از موضوع تجارت هانتر، پسر بایدن در اوکراین و چین سخن گفت و از آن به عنوان نمادی از «فساد» نزد خانواده بایدن یاد کرد. او گفت: «پسر شما آمده و میلیاردها دلار گرفته.»

    معاون رئیس جمهوری پیشین آمریکا نیز در واکنش به این ادعا گفت که او نیز می‌تواند درباره خانواده ترامپ و به خصوص دخترش «تا صبح» حرف بزند. ایوانکا، دختر ترامپ به عنوان مشاور پدرش مشغول کار است.

    ترامپ همچنین یادآوری کرد که پسر بایدن به دلیل مصرف مواد مخدر از خدمت در ارتش نیز «اخراج» شده است. بایدن از این سخن به شدت برآشفت و گفت: «پسر من مانند خیلی‌های دیگر مشکل اعتیاد داشت، اما تمامش کرد، حلش کرد. من به او افتخار می‌کنم.»

    دونالد ترامپ پیش از این به دلیل اتهامی که به پسر بایدن زده بود، مورد غضب دموکرات‌ها واقع شده و به اتهام اعمال نفوذ نزد رئیس جمهوری اوکراین برای جاسوسی از فعالیت‌های پسر بایدن، به استیضاح کشیده شد.

    جو بایدن همچنین با ذکر نام پسر دیگرش «بو» که در سال ۲۰۱۵ بر اثر سرطان فوت کرد، جمله‌ای از ترامپ در تحقیر نظامیان آمریکایی را یادآوری کرد که گفته بود سربازان کشته شده، «بی‌عرضه» بوده‌اند. او درباره پسرش گفت: «بو که در دوره احتیاط به سر می‌برد، بی عرضه نبود، اون یک فرد وطن‌پرست بود.»

    Patrick Semansky/Copyright 2020 The Associated Press. All rights reserved.

    برتری سفیدها

    موضوع جنجالی دیگر در مناظره سه شنبه خیزش تاریخی در آمریکا علیه برتری‌طلبی نژادی بود. مجری از رئیس جمهوری آمریکا پرسید که آیا برتری‌جویی سفیدپوستان را محکوم می‌کند یا نه. ترامپ گفت که آماده است این کار را بکند اما صراحتا واژه «محکوم کردن» را به کار نبرد. پس از چند بار طفره در پاسخ دادن و با اصرار دوباره مجری، دونالد ترامپ خطاب به گروه ملی‌گرای «پسران پرغرور» که طرفدار برتری سفیدپوستان هستند، گفت: «کوتاه بیایید و منتظر بمانید».

    او همچنین با یادآوری گروه بنیادگرای چپ موسوم به «آنتی‌فا» (مخفف «آنتی‌فاشیسم»، ضد فاشیسم) گفت: «اما این را هم بگویم باید برای آنتی‌فا هم فکری بکنیم.»

    جنجال مالیاتی ترامپ

    کریس والاس در بخشی از مناظره با اشاره به انتشار گزارشی مبنی بر این که دونالد ترامپ در سال‌های اخیر مالیات شخصی خود را پرداخت نکرده از رئیس جمهوری آمریکا پرسید که آیا او واقعا در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ تنها ۷۵۰ دلار مالیات پرداخته است.

    ترامپ در پاسخی کلی به این پرسش گفت که «میلیون‌ها دلار» مالیات پرداخت کرده است. او با وجود اصرار مجری برای اعلام رقم دقیق مالیات پرداختی، باز هم تأکید کرد که در این دو سال میلیون‌ها دلار بردرآمد داده و در برابر پرسش بایدن که چرا برگه‌های اظهار مالیاتی خود را فاش نمی‌کند، گفت که همه این اظهارنامه‌ها را خواهند دید.

    روزنامه نیویورک تایمز اخیرا با انتشار گزارشی مدعی شد مدارکی دارد که نشان می‌دهد دونالد ترامپ در بیشتر سال‌های اخیر مالیات شخصی خود را پرداخت نکرده و در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ تنها ۷۵۰ دلار مالیات داده است. ترامپ بلافاصله این ادعا را تکذیب کرد و آن را «جعلی» خواند. بر خلاف او جو بایدن، ساعاتی پیش از مناظره سه شنبه شب، مالیات‌های پرداختی خود را منتشر کرد.

    تغییرات اقلیمی

    دونالد ترامپ در پاسخ به پرسشی در آتش‌سوزی‌های غرب آمریکا و نیز مورد تغییرات اقلیمی گفت: «من آب‌های زلال و هوای پاک می‌خواهم.»

    او با دفاع از کارنامه دولت خود در زمینه اقلیم و محیط زیست گفت از توافق پاریس خارج شده چون این پیمان «به ضرر آمریکا» بوده است. او دلیل آتش‌سوزی‌ها را نیز به دلیل نحوه جنگلداری و باقی گذاشتن چوب‌های خشک در کف جنگل مرتبط دانست.

    سناتور بایدن در پاسخ به پرسشی در مورد گرمایش زمین گفت که برنامه پیشنهادی او بر خلاف ادعای ترامپ باعث تخریب اقتصاد نمی‌شود. او با یادآوری آتش‌سوزی در جنگل‌های آمازون، خشکسالی و دیگر فجایع طبیعی و نیز خسارات ناشی از آنها، تأکید کرد که در صورت پیروزی در انتخابات بار دیگر به پیمان آب و هوایی پاریس خواهد پیوست.

    دونالد ترامپ در واکنش به سخنان بایدن گفت که او در طول ۴۷ سال حیات سیاسی خود برای مقابله با گرمایش زمین کاری نکرده است.

    کدام نامزد نتیجه انتخابات را می‌پذیرد؟

    جو بایدن گفت که نتیجه نهایی انتخابات سوم نوامبر را خواهد پذیرفت، اما دونالد ترامپ در این مورد نیز به صراحت سخنی نگفت. بایدن در پاسخ به پرسشی که کریس والاس، مجری معروف آمریکایی در این زمینه مطرح کرد، گفت: «می‌پذیرم. نتیجه انتخابات را به رسمیت می‌شناسم حتی اگر خودم برنده نباشم.»

    دونالد ترامپ به این پرسش پاسخ نداد و تنها بار دیگر نظام رأی‌گیری پستی را زیر سؤال برد و این شیوه را مستعد «تقلب» خواند. وی گفت: «با این شیوه (پستی) ممکن است اعلام نتایج ماه‌ها بعد از انتخابات طول بکشد. بد می‌شود.»

    ترامپ افزود: «هم‌حزبی‌هایم را به شعب رأی‌گیری می‌فرستم تا از نزدیک نظارت کنند.»

  • جنبش اسلامی ازبکستان چگونه وارد افغانستان شد؟

    جنبش اسلامی ازبکستان چگونه وارد افغانستان شد؟

    شیرزاد بولتیف با تن لرزان از در وارد شد و روی صندلی‌ای که رو به دیوار رنگ‌رفته بود، نشست. چراغ رومیزی‌ای که پرچم کوچک افغانستان را با نور سفیدش روشن کرده بود، اتاق کوچک زندان را بیش از پیش ناخوشایند نشان می‌داد. بولتی، ازبیک ۳۸ ساله و تنومند با ریش بلند و نازکش، مضظرب و کم‌حرف به نظر می‌رسید. او چنان نرم و آرام حرف می‌زد که حرف‌هایش در میان سکوت عمیق اتاق، به سختی قابل تشخیص بود.
    بولتیف برخلاف اعضای دیگر این زندان مخوف-که توسط امنیت ملی افغانستان اداره می‌شود-، تصمیم دل‌کندن از جنگ دارد. پس از آن‌که محمد‌اشرف‌ غنی، رییس‌جمهوری افغانستان به اعضای شاخه‌ی خراسان داعش وعده‌ی بخشش در صورت تسلیمی آن‌ها داد؛ بولتیف چنین فرصتی را غنیمت شمرد. او خسته از جنگ و ناامید از آینده ‌اش بود.
    در پاییز ۲۰۱۹ بود که شاخه‌ی خراسان دولت اسلامی (داعش)، آخرین سنگر خود را در کوه‌های ننگرهار افغانستان در نزدیکی مرز پاکستان، از دست داد. اعضای زیاد این گروه فرار کردند و شماری از آن‌ها مخفی شدند؛ اما شمار چشم‌گیر آنان، توسط ارتش افغانستان و ایالات متحده‌ی امریکا دست‌گیر و یا کشته شدند. بولتیف در آغاز نوامبر ۲۰۱۹ خود و خانواده‌ی شش‌نفری ‌اش را تحویل این ارتش در حال رشد، داد. خانم باردار و پنج فرزند او در بس جداگانه جابه‌جا شدند و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند؛ جایی که شیرزاد هنوز از آن نمی‌داند.
    شیرزاد بولتیف، مشهور به نجیب‌الله عبدالرحیم – نامی که هنگام پیوستن به «جهاد» انتخاب کرد- یکی از صدها شهروند ازبیک است که طی سال‌های گذشته به عنوان بخشی از جنبش اسلامی ازبیکستان(IMU) وارد افغانستان شده است. جنگ آن‌ها، از دهه‌ی ۱۹۹۰ در سرزمین مادری ‌شان آغاز شد. این جنگ، آن‌ها را طی سال‌های گذشته با گروه‌های مختلفی مثل طالبان، القاعده و دولت اسلامی (داعش) آشنا کرده است؛ آن‌ها به گروه‌های مختلف تقسیم شده و سرانجام سرنوشت‌ شان به نابودی کشانده شده است.
    هرچند جنبش اسلامی ازبیکستان، دیگر نمی‌تواند به عنوان یک بازیگر مهم در صحنه‌ی پیچیده‌ی «جهاد جهانی» باشد و یا تهدید جدی برای کشورهای آسیای میانه به شمار برود؛ اما تا اکنون چنین قضاوتی زود است که بگوییم این جنبش به‌گونه‌ی کامل نابود شده است.
    شکل‌گیری در وضعیت آشفته
    در سال ۱۹۹۰ که اتحادیه‌ی جماهیر شوروی، آخرین روزهای خود را سر می‌کرد، گروهی از جوانان مذهبی از شهر ازبیک نامنگان در دره‌ی فرغانه، «عدالت» را- سازمانی که هدف آن بازگرداندن عدالت در اوضاع آشفته بود- اساس‌گذاری کردند. رهبری آن را یک آخوند جوان به نام طاهر یولداشف و جمعه نامنگانی، سرباز شوروی سابق به دست گرفتند و مسجد نوی برای پیکار عقیده‌ی شان ساختند. آن‌ها گشت‌زنی‌هایی را برای اجرای شرع در جاده‌ها شروع کردند و به تدریج به عنوان اجرا‌کننده‌ی قانون ظاهر شدند. این گروه با افزایش نفوذ شان، خواستار ازبیکستانی با معیارهای شریعت اسلامی شدند.
    مسوولان حکومتی، ابتدا برای پاسخ‌گویی در برابر افزایش این تندروی مذهبی در دره‌ی فرغانه، به کندی عمل کردند. تنها اقدام آن‌ها در سال ۱۹۹۲ بود که «عدالت» را بستند. با این حال اعضای آن سرکوب شد و به بیرون از کشور فراری شدند. نامنگانی به جنگ درون‌مرزی تاجیکستان پیوست و آن‌جا در کنار اسلام‌گراهای تندروتر دیگر جنگید؛ یولداشف اما، به گردش در کشورهای اسلامی شروع کرد.
    در سال ۱۹۹۷، زمانی که حکومت عرفی تاجیکستان روزهای آخرش را سپری می‌کرد، نامنگانی با توافق‌نامه‌ی صلح مخالفت کرد و متحدان تاجیکی ‌اش را که طرف‌دار صلح بودند، رها کرد. در آن‌زمان دولت اسلامی کریموف در ازبیکستان، در حال سرکوب گروه‌های اسلامی در دره‌ی فرغانه بود؛ جایی که شماری از جوانان مذهبی برای پیشبرد فعالیت‌های ‌شان برنامه‌ریزی می‌کردند.
    با این حال، جنبش اسلامی ازبیکستان (IMU) به‌گونه‌ی رسمی در سال ۱۹۹۸ توسط دو چریک و ایدیولوژیک مذهبی از جمله طاهر یولداشف و نامنگانی- کسی که در آن زمان به تجارت سودآورد قاچاق مواد مخدر درگیر شده بود و ارتباطش را با طالبان در افغانستان محکم کرده بود- بنیان گذاشته شد. هدف اصلی این جنبش، سرنگونی دولت‌های ازبیکستان و قرغزستان و هم‌چنان تبدیل‌کردن دره‌ی فرغانه به خواستگاه یک کشور اسلامی بود؛ دره‌ای که هردو کشور (ازبیکستان و قرغزستان) را با تاجیکستان وصل می‌کند. این گروه برای مدتی به دلیل جنگ‌های داخلی و مساله‌ی افغانستان، با لباس طالبان، در تاجیکستان به سر کردند.
    در اوایل ۱۹۹۹، تاشکند شاهد یک سری انفجارهایی بود که جنبش اسلامی ازبیکستان به دست داشتن در آن متهم شد؛ هرچند مشخص نشد که آن‌ها عامل اصلی این انفجارها بودند. در سال‌های بعد، جنبش اسلامی ازبیکستان برای باج‌گیری از حکومت‌های ازبیکستان و قرغزستان در مناطق مرزی این دو کشور و تاجکستان به گروگان‌گیری آغاز کرد. آن‌ها، از قاچاق مواد مخدر درآمد به ‌دست آوردند و به اساس گزارش‌هایی؛ بودجه‌ای از القاعده- متحد افغانستان‌نشین ‌شان- دریافت کردند.
    حمله‌ی ایالات متحده‌ی امریکا به افغانستان برای سرنگونی رژیم طالبان در ۲۰۰۱، جنبش اسلامی ازبیکستان را در مسیر نوی قرار داد.
    پس از آن، این جنبش با تشکیل گروه منسجم‌تر، ارتباط شان را با القاعده و طالبان نزدیک‌تر کرد. در نوامبر ۲۰۰۱ به محض کشته‌شدن نمنگانی، این گروه به پاکستان در مناطق قبایلی تحت اداره‌ی فدرال (FATA) و به‌ ویژه در وزیرستان شمالی در نزدیکی مرز افغانستان انتقال کرد؛ جایی که آن‌ها می‌توانستند با قبایل محلی ارتباط برقرار کنند. جنبش اسلامی ازبیکستان در ۲۰۰۴، مسوولیت برخی از حمله‌ها را در تاشکند پذیرفت؛ کشوری که جنگ علیه اسلام به شدت در آن جریان داشت.
    در سال ۲۰۰۹ طاهر یلداشف در حمله‌ی هواپیمای بدون سرنشین کشته شد. با کشته‌شدن دو رهبر این حرکت، جنبش اسلامی ازبیکستان متلاشی شد و رهبران نوی برگزید؛ اما اعضای آن هم‌چنان به‌شکل فزاینده‌ا‌ی به «جهاد جهانی» متعهد ماندند.
    در جست‌وجوی وطن
    شیرزاد بولتیف در روستایی در منطقه‌ی شیردریا در شرق ازبیکستان، نزدیک مرز تاجیکستان، بزرگ شد. به گفته‌ی بولتیف خانواده‌ی او از مسایل مذهبی دور بودند. آیین اسلامی را در روستای ‌شان انجام می‌دادند؛ اما نه به شکل کامل. خود را مسلمان می‌خواندند؛ اما نماز نمی‌خواندند. بولتیف می‌گوید که زمینه‌ی همه‌ی «گناهان مدرن» در روستا به شمول ودکا، روسپی، سیگار و ساز مساعد بود. شیرزاد در سال ۲۰۰۸ به تشویق برادر کوچکش به اسلام گروید.
    اندکی بعد، بولتیف ازدواج کرد و مشکلات آغاز شد.
    در آن زمان، مبارزات علیه مسلمانان عقیدتی در ازبیکستان جریان داشت. کسانی که از کتاب مقدس دین اسلام پیروی می‌کردند، ریش می‌گذاشتند و یا پنج‌بار در روز نماز می‌خواندند توسط آژانس امنیتی نظم عامه دست‌گیر می‌شدند. بنابر این، دین‌داری می‌توانست برای خیلی افراد خطرناک باشد و آن‌ها را به زندان بیندازد؛ جایی که مکان ابدی برای خیلی از آدم‌ها می‌شد؛ اما نه برای همه. سخت‌گیری‌ها بر مسلمانان سبب شده بود که خانم بولتیف در پوشش ‌اش آزاد نباشد و برادر بولتیف ماه‌هایی از عمرش را در پشت میله‌های زندان بگذراند.
    شیرزاد بولتیف می‌گوید: « آژانس امنیت نظم عامه‌ی منطقه‌ی شیردریا که دوستانم را بازداشت کرده بود، آن‌ها را مجبور به نوشیدن ودکا کرده و اجازه‌ی ادای نماز را به آن‌ها نداده بود. وقتی دوستانم آزاد شدند، آژانس امنیت نظم عامه گفت که فیلم نوشیدن ودکای آن‌ها را دارد. وضعیت مسلمانان ازبیکستان این‌گونه بود.»
    وقتی برادر بولتیف از زندان بیرون آمد، دو خانواده تصمیم گرفتند به مسکو کوچ کنند. چند مدتی پس از زندگی در روسیه، اما به زودی مشخص شد که این کشور نیز جایی نیست که دو برادر به دنبال آن بودند. بولتیف در روسیه کار پخش جزوه‌ها و روزنامه‌ها را داشت؛ اما ترس اسلام‌ستیزی هم‌چنان ادامه داشت. سرانجام، مسلمانان مذهبی در آن‌جا نیز هدف قرار گرفتند. دو برادر ناچار بودند وطن نوی پیدا کنند.
    بولتیف می‌گوید: «برادرم از طریق انترنت با یکی از دوستانش در منطقه‌ی ما به تماس شد. برایش گفته شد که در افغانستان جمعیت بزرگی وجود دارد که در سایه‌ی شریعت اسلامی زندگی می‌کنند. آن‌جا هر روز جنگ است؛ اما شما می‌توانید آزادانه نماز بخوانید. همین بود که برادرم به طرف افغانستان حرکت کرد.»
    برادر بولتیف به او گفت که دوست ندارد بی‌دلیل بجنگد و بمیرد؛ اما کم از کم می‌تواند در یک مدرسه‌ی دینی حتا آشپزی کند و خدمتی برای اسلام کرده باشد. بولتیف می‌گوید: « برادرم گفت که می‌خواهد در مدرسه‌ی دینی کوچکی که در افغانستان است، آشپزی کند، ظرف بشوید؛ اما گفت که دین واقعی در آن‌جا [افغانستان] وجود دارد. بنا بر این، ما نیز تصمیم گرفتیم که «هجرت» کنیم. برادرم گفت که اگر ما این‌جا را ترک نکنیم، دیر یا زود زندانی خواهیم شد.»
    ورود به افغانستان
    در سال ۲۰۱۲، بولتیف و همسرش، هم‌راه با دو فرزند کوچک‎‌ شان، روسیه را ترک کردند. آن‌ها از طریق آذربایجان و ایران، وارد خاک افغانستان شدند و از آن‌جا به مناطق قبایل‌نشین پاکستان، نزدیک مرز افغانستان؛ جایی که بسیاری از جنگ‌جویان ازبیک مستقر بودند، راه یافتند. دو سال در آن‌جا ماندند.
    بولتیف می‌گوید که او در توزیع مواد غذایی به «مجاهدین» ازبیک که در آن زمان در کنار اسلام‌گرایان محلی علیه ارتش پاکستان می‌جنگیدند، کمک می‌کرد. (داستانی که بولتیف از «جهاد»ش تعریف می‌کند، ما نمی‌توانیم در مورد درستی و نادرستی آن، نظر دهیم.)
    در سال ۲۰۱۴، پس از چندین حمله‌ی تروریستی که شهرهای پاکستان را به لرزه درآورد، این کشور تصمیم گرفت که ضربه‌ی نهایی را به گروه‌های قبایل‌نشین که بیش‌تر آن‌ها غیرقانونی آن‌جا، جا خوش کرده بودند، وارد کند. درگیری‌ها سبب شد که یک میلیون تن از این مناطق آواره شوند. هزاران جنگ‌جو هم‌راه با خانواده‌های‌ شان از این مناطق فراری شدند و در همسایگی افغانستان پناه‌گاه امن یافتند. بیش‌تر آن‌ها در ننگرهار ساکن شدند؛ جایی که به آرامی توانستند، اجتماع شان را در میان هم‌پیمانان طالب ‌شان نوسازی کنند.
    ادامه دارد…

    دی دیپلمات

  • اصرار طالبان بر فقه حنفی یعنی حذف مذاهب دیگر!

    اصرار طالبان بر فقه حنفی یعنی حذف مذاهب دیگر!

    در روزگار جنگ هفتادودو ملت به تعبیر حافظ و در روزگاری که فرقه‌های اسلامی جام‌های خون را از پیروان فرقه‌های متخاصم می‌نوشیدند، فقیهی دیدگاهی را در فقه اسلامی مطرح کرد. نعمان‌بن‌ثابت معروف به ابوحنیفه، رأی و اجتهاد را در استنباط حکم مطرح کرد. روش ابوحنیفه حدود 12ونیم قرن قبل از امروز نوع تجدد در فقه شمرده می‌شود و چون او در آخر عصر امویان و آغاز عصر عباسیان می‌زیست، طعم شلاق، آواره‌گی و زندان را چشید.

    در عصر امویان، ابوحنیفه را در یازده روز 110 تازیانه زدند و او از جور حکام در این روزگار آواره شد. عباسیان او را به زندان افکندند و به روایتی در زندان به دستور منصور خلیفۀ عباسی مسموم شد و به زنده‌گی در اسارت بدرود گفت. این دو دستگاه ادعای اسلام داشتند و حدود بیش از 12 قرن پس از امام، در اواخر قرن 20 میلادی، گروهی با سوءتفسیر و سوءاستفاده از میراث ابوحنیفه و زیر نام اسلام دستگاه مخوف و عقب‌گرایانه‌یی را ابداع کردند؛ امارت اسلامی.

    جای هیچ تریدی نیست که اسلام مستعد تفسیرها و خوانش‌های فروانی است. گروهی آن را صلح خوانده‌اند، اما گروهی دیگر با خوانش خشونت‌آمیز از اسلام، در طول تاریخ جشن خون و تحجر برپاکرده اند/می‌کنند. در امتداد خوانش خشونت‌آمیز از اسلام، طالبان در آخرین سال‌های قرن 20 امارت‌شان را با خشونت و کشتار در کابل مستقر کردند. این جماعت، با خوانش مشابه به خوانش عباسیان و امویان از اسلام که قرن‌ها قبل با توسل به آن ابوحنیفه را شکنجه کردند، با استفاده از نام امام به سرکوب و شکنجه دست یازیدند.

    در زمان طالبان، هم‌وغم حکومت ریش، زنده‌گی خصوصی و طرز پوشش مردم بود. آنان مقرر کرده بودند که پاچۀ تنبان بلندتر از مچ (بجلک) پای باشد، زنان حق نداشتند از خانه بیرون شوند، خیابان‌ها با نوارهای شکسته رنگین بود. اکنون که پس از سال‌ها جنگ با آمریکای‌ها آشتی کردند، قصد دارند با استفاده از نام ابوحنیفه، امارت‌شان را برگردانند.

    حدود دو هفته پیش (22 سنبله) مذاکرات به هدف یافتن راه حل سیاسی، میان نمایند‌گان طالبان و نمایند‌گان حکومت افغانستان، در دوحه، پایتخت قطر آغاز شد. از آن زمان به این‌سو طالبان، مصُراند که به زعم آنان «فقه حنفی» باید به عنوان مرجعی برای حل اختلافات شناخته شود. بنابراین تاکنون دو طرف روی دستورالعمل مذاکرات به نتیجه نرسیده‌اند و از مذاکرات جدی هم خبری نیست. یک عضو هیأت گفت‌وگوکنندۀ حکومت افغانستان، در یک مصاحبۀ تلویزیونی می‌گوید که طالبان در مقایسه به 20 سال پیش تغییری نکرده‌اند. به گفتۀ او، «تاکنون هر خبری که ما در مورد تغییر رویکرد طالبان شنیده‌ایم نادرست است.»

    بنابراین آنان توان تحمل تفاوت‌ها را ندارند و با آوردن یک ملای خشک مذهب بر آن‌اند که عصر شلاق و مداخله را دو باره احیا کنند. افغانستان مستعد اختلاف مذهبی است و طالبان با کشتن عبدالعلی مزاری، بنیان‌گذار حزب وحدت اسلامی و روحانیون شیعه در 22 حوت 1373 در اشتعال آتش جنگ مذهبی سابقه دارند. آنان در زمان حاکمیت‌شان اهل تشیع را به صورت کلی از اشتراک در امور مملکت محروم کردند. اکنون نیز انتظار دارند که با تأکید روی مرجع قراردادن «فقه حنفی» آتش اختلاف میان تشیع و تسنن را روشن کنند.

    اختلاف و حذف دیگران در طول تاریخ جز خون و ویرانی، ثمرۀ دیگری نداشته است. بنابراین اگر عوام به جنگ‌های فرقه‌یی و قومی ترغیب شوند، نتیجۀ آن جز فلاکت عمومی چیز دیگری نخواهد بود. آرامش جمعی و رسیدن به ثبات در افغانستان مستلزم احترام به کثرت و عبور از تئکوکراسی است. اما طالبان هیچ‌گاه تنوع را نخواهند پذیرفت و حاضراند برای رسیدن به حذف دیگران و انحصار قدرت، دو باره به جنگ و تفنگ تمسک جویند.

    موضع سخت طالبان در پیوند به مرجع قراردادن «فقه حنفی» و گذشتۀ آن در سرکوب اقلیت‌های مذهبی در کشور بسیاری را نگران ساخته است. از جمله سرور دانش، معاون دوم محمداشرف غنی، کریم خلیلی و محمد محقق از رهبران سیاسی مذهب تشیع نیز اصرار طالبان را به معنی تلاش برای حذف تشیع تعبیر کرده‌اند. در بهترین حالت مرجع قراردادن یک مذهب فقهی می‌تواند محدودیت‌های زیادی فراروی پیشرفت و ارتقای اقلیت‌های مذهبی بگذارد. جامعۀ افغانستان و کسانی که آرزوی آیندۀ بهتر را دارند، نباید اجازه دهند که تفسیر خشک از فقه که اساس آن «رأی و اجتهاد» است، امکان تکرار تاریخ را فراهم کند.

    سلام وطن دار

  • طالبان با عقده های گذشته به میز مذاکره آمده اند!

    طالبان با عقده های گذشته به میز مذاکره آمده اند!

    مذاکره برای صلح اساسا با پیش‌فرض گذشت، مدارا و بردباری آغاز می‌شود. اگر بحث گذشت، مدارا و بردباری در بین طرفین مطرح نباشد، امکان ندارد طرفین برای مذاکره آماده شوند و باهم مذاکره کنند. با وصفی همه خوش‌بینی‌هایی‌که برای صلح وجود دارد؛ مردم، دولت افغانستان و کشورهای جهان از مذاکره برای صلح حمایت می‌کنند، اما تعدادی از هیات مذاکره‌‌ی دولت افغانستان می‌گویند که هیات طالبان تعصب و نفرت را از میدان جنگ با خود بر میز مذاکره آورده‌اند.

    طالبان برای مذاکره هیچ‌گونه گذشت و مدارا از خود نشان نمی‌دهند، در تصور تصرف و سلطه بر افغانستان هستند. مذاکره را نوعی از تسلیمی دولت افغانستان به خود می‌دانند. تعصب و نفرت مذهبی و قومی طالبان همچنان پا برجا است. طالبان تاکید به یک حکومت مذهبی دارند که مذهب حنفی مذهب رسمی دولت آینده‌ی افغانستان باشد، با پیروان مذاهب دیگر از جمله با پیروان مذهب تشیع به‌عنوان اقلیت مذهبی برخورد شود. بنابراین غیر از مذهب حنفی دیگر مذاهب به‌خصوص مذهب تشیع را به رسمیت نمی‌شناسند.

    این موضع طالبان خلاف اصول مذاکره و صلح است. نخست دولت افغانستان مذهب رسمی نه، دین رسمی دارد که اسلام دین رسمی آن است. مذاهب اسلامی همه در دولت افغانستان آزاد و برابر است. بنابراین نیاز نیست‌که دولت مذهب رسمی داشته باشد. رسمیت یکی از مذاهب اسلامی در واقع تعصب و تبعیض نسبت به مذاهب دیگر اسلامی است. اما تا هنوز هیات مذاکره‌ی طالبان بر این تبعیض و تعصب مذهبی برای آغاز و مدیریت مذاکره و برای مذهب آینده‌ی دولت افغانستان تاکید دارند.

    هیات مذاکره‌ی طالبان گذشت و مدارا برای مذاکره با هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان نشان نداده است؛ زیرا تاکید هیات مذاکره‌ی طالبان این است‌که مذاکره بر اساس تفاهم‌نامه‌ی آمریکا و طالبان صورت بگیرد. اما هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان به این نظر است‌که مذاکره بین هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان و طالبان از نو و به اساس مواد و موارد جدید طبق نیازمندی‌ها، ارزش‌ها و واقعیت‌های موجود مردم افغانستان آغاز شود. این نظر هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان واقع‌بینانه است.

    درصورتی‌که مبنا تفاهم‌نامه‌ی آمریکا و طالبان باشد، مذاکره‌ی هیات دولت افغانستان با طالبان نمی‌تواند معنای سیاسی داشته باشد. بنابه این نابردباری و گذشت نکردن طالبان برای مذاکره و صلح می‌توان چنین برداشت کرد: طالبان به این نظر استند که از ناگزیری ترامپ در انتخابات آمریکا استفاده کنند. زیرا ترامپ تلاش دارد از
    مذاکره‌ی صلح دولت افغانستان و طالبان استفاده‌ی کمپاینی و انتخاباتی کند. طالبان نیز این هدف ترامپ را درک کرده‌اند. بنابه این درک می‌خواهند جنگ را در جریان مذاکره در افغانستان تشدید کنند که با تشدید جنگ بیشتر قدرت‌نمایی کنند و بیشتر سرسختی نشان بدهند تا بتوانند از ترامپ امتیازات بیشتر کمایی کنند.

    بر این اساس طالبان مشارکت در قدرت و دولت آینده‌ی افغانستان نمی‌خواهند، بلکه قدرت و دولت افغانستان را برای خود می‌خواهند. هدف طالبان سلطه بر دولت و مردم افغانستان است. از این‌که طالبان قصد سلطه بر مردم و دولت افغانستان را دارند؛ بنابراین رسمیت تنوع مذهبی، قومی و فرهنگی را به نفع خود نمی‌دانند. درصورتی‌که تنوع مذهبی، فرهنگی و قومی به رسمیت شناخته شوند، طالبان نمی‌توانند سلطه‌ی خود را بر مردم افغانستان بقبولانند و مشروعیت ببخشند. طالبان می‌خواهند تنوع‌های مذهبی، قومی و فرهنگی را حذف کنند تا روایت طالبانی خود را به‌عنوان روایت رسمی و مشروع بر مردم افغانستان بقبولانند.

    اگرچه طالبان عزم خود را برای تک‌روایتی‌کردن مذهبی، قومی و فرهنگی جزم کرده‌اند اما مشکل است‌که بتوان تنوع مذهبی، فرهنگی و قومی افغانستان را حذف کرد. نخستین پیش‌فرض طالبان برای تک‌روایتی‌کردن قدرت، سیاست و حکومت‌داری در افغانستان این است‌که مذهب اکثریت مردم افغانستان حنفی است. تصور می‌کنند تاکید به تک‌مذهبی‌کردن حکومت افغانستان نه‌تنها به مخالفت رو به رو می‌شود، مورد حمایت مردم نیز قرار می‌گیرد. اما واقعیت فعلی افغانستان بر مبنای تک‌مذهب استوار نیست. فکر می‌کنم که مردم افغانستان این روایت مذهبی طالبانی را نمی‌پذیرند.

    برداشت طالبان این است‌که اگر بتوانند مذهب حنفی را رسمی کنند، مذاهب دیگر را حذف کنند و کنار بگذارند، به اساس مشروعیت مذهبی به سادگی می‌توانند تنوع فرهنگی و قومی را نیز حذف، سرکوب و به حاشیه برانند. زیرا برای این کار خود مبنا دارند. مذهب حنفی را طبق منفعت سیاسی خود تاویل می‌کنند و به اساس دیدگاه خود از مذهب منفعی، چارچوب مشروعیت زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را تعریف می‌کنند و این تعریف را مسلط می‌سازند. در این صورت، هرگونه تنوع قومی، فرهنگی و اجتماعی غیر مشروع و قابل سرکوب خواهد بود. هنوز که در آغاز مذاکره‌ی صلح با طالبان قرار داریم، بهتر است هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان برای حفاظت از ارزش‌ها و واقعیت‌های موجود مردم افغانستان ایستادگی کنند. مردم و دولت افغانستان نیز از نیت طالبان به کشورهای جهان و تاثیرگذار بر روند مذاکره‌ی صلح دولت افغانستان با طالبان اطلاع‌رسانی کنند که کشورهای خارجی تاثیرگذار بر روند مذاکرات صلح به خصوص حکومت آمریکا در مذاکرات با طالبان همسویی نکنند.

    این را همه می‌دانیم که ترامپ در این زمان، شرایط خاص خود را دارد اما شرایط خاص ترامپ به شرایط و واقعیت‌های مردم افغانستان ارتباطی ندارد. بنابراین بهتر این است‌که مذاکرات بنابه شرایط و واقعیت‌های زندگی مذهبی، فرهنگی، قومی و اجتماعی مردم افغانستان رقم بخورد.

    خامه پرس

  • وقتی وزیر داخله صلاحیت تعیین قومندان یک ولسوالی را ندارد!

    وقتی وزیر داخله صلاحیت تعیین قومندان یک ولسوالی را ندارد!

    حکم ریاست جمهوری مبنی بر تعیین و تبدیل فرماندهان پلیس ولسوالی‌ها در “مشورت و هماهنگی با دفتر شورای امنیت ملی” در شبکه‌های اجتماعی خبرساز شده است.

    این حکم اگر چه بر اساس تصاویر منتشر شده مربوط به ماه حمل سال جاری است اما به تازگی واکنش‌هایی را به دنبال داشته است.

    در این حکم که توسط محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری امضا شده، آمده: «به منظور ایجاد اداره سالم و تعیین افراد متعهد، صادق و با تجربه در قوماندانی‌های امنیه ولسوالی‌ها که مستقیما با اقشار مختلف مردم در ارتباط اند، وزارت امور داخله مکلف است تا منبعد تقرر و تبدیل قوماندان‌های امنیه ولسوالی‌ها را در مشوره و هماهنگی با دفتر شورای امنیت ملی اجرا نماید.»

    حبیب‌الرحمن پدرام، عضو مجلس نمایندگان در جلسه عمومی مجلس با انتقاد از این حکم رئیس جمهوری گفت این حکم به معنی سلب صلاحیت وزیر داخله است.

    آقای پدرام در این اظهارت از حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان به شدت انتقاد کرد و گفت: «یکی از مهمترین دلایل ناامنی‌ها و افزایش جرایم در کابل و ولایات، ریشه در عملکرد مشاور امنیت ملی، تعیینات غیراصولی، و صلب صلاحیت مسئولان امنیتی دارد.»

    از متن حکم رئیس جمهوری مشخص می‌شود که این صلاحیت قبلا در اختیار وزارت داخله بوده است. تعیین فرماندهان پلیس ولایت نیز به پیشنهاد وزارت داخله و تاییدی رئیس جمهوری صورت می‌گیرد.

    وزارت داخله درستی این حکم را تایید می‌کند.

    طارق آرین، سخنگوی این وزرات می‌گوید این حکم مطابق با قانون ذاتیه افسران صادر شده است.

    او می‌گوید: «در تعیین قوماندان‌ها با دفتر شورای امنیت ملی مشورت می‌شود و در عین حال با اداره ارگان های محل، که این مشورت می‌تواند به بهبود وضعیت امنیتی و جا به جایی افراد متخصص کمک کند.»

    شورای امنیت ملی افغانستان توسط رئیس جمهور غنی رهبری و جلسات این شورا نیز به ریاست او برگزار می‌گردد.

    شماری از کاربران نیز از این حکم رئیس جمهوری انتقاد کرده آن را تلاشی از سوی رئیس جمهوری برای تمرکز قدرت خواندند.

    یکی از کاربران شبکه اجتماعی نوشته: «حتی وزیر داخله یک کشور صلاحیت تقرر قوماندان امنیته یک ولسوالی را ندارد!»

    بی بی سی

  • سفر عبدالله به پاکستان و تاثیر راهبردی بر ادامه مذاکرات صلح با طالبان

    سفر عبدالله به پاکستان و تاثیر راهبردی بر ادامه مذاکرات صلح با طالبان

    سفر آقای عبدالله به اسلام‌آباد از دو منظر قابل بررسی است و در روند صلح و ادامه مذاکره با طالبان اهمیت راهبردی دارد.
    شکل‌گیری اجماع تازه منطقه‌ای در روند صلح و تاثیر پاکستان بر گروه طالبان دو منظری است که باید بررسی شود تا نقاط تاریک این سفر روشن گردد و در پرتو آن تحلیلی واضح‌تر از شکل و شمایل گفت‌وگوهای صلح ارائه گردد.


    شکل‌گیری اجماع تازه منطقه‌ای

    سفر عبدالله به پاکستان که گفته شده که پس از آن به چند کشور دیگر نیز سفر خواهد نمود، از بعد ایجاد اجماع تازه‌ منطقه‌ای در روند صلح با محور کابل، اهمیت مضاعف دارد، چه از یک طرف دیپلماسی صلح کابل فعال‌تر می‌گردد و از جانب دیگر تضعیف نظام افغانستان در گفت‌وگوهای امریکا- طالبان جبران می‌شود. به نظر می‌رسد که این گام دولت افغانستان در چارچوب دیپلماسی منطقه‌ای در روند صلح، تلاشی است در راستای تقویت موضع دولت در دوحه. پیش از این شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای در روند صلح، بیشتر در محور همسانی جایگاه دولت- طالبان بوده، ولی گام‌های تازه دستگاه پیشبرد امور صلح افغانستان می‌تواند اجماع جدیدی را در محور جایگاه برتر نظام در برابر جایگاه گروه شورشی طالبان شکل دهد. در تحلیل کلی می‌توان گفت که این سفر و سفرهای آینده داکتر عبدالله بیشتر لابی‌گری به سود موقف «جمهوریت» در هتل شرق دوحه است.


    دوم تاثیر پاکستان بر طالبان

    انکار نمی‌توان کرد که پاکستان بر گروه طالبان تاثیر صد در صدی داشته و عقبه سیاسی و نظامی این گروه به شمار می‌رود. تعامل با پاکستان از این منظر برای افغانستان فوق‌العاده اهمیت داشته و می‌تواند در راستای منافع راهبردی تعریف شود. پاکستان همواره نگران حضور هند در افغانستان بوده و فلسفه حمایت از گروه‌های تروریستی و شورشی نیز همین نگرانی است. اما اگر کابل بتواند اسلام‌آباد را متقاعد کند که حضور هند در افغانستان منافع پاکستان را تهدید نمی‌کند و در پیوند به این نگرانی بتواند تضمین‌های عملی ارائه کند، اسلام‌آباد نیز می‌تواند موضع کابل را در دوحه تقویت نماید. از این منظر، دیدار آقای عبدالله با رییس ارتش پاکستان فوق‌العاده حساس و مهم است. اما باید دید که عبدالله در چه سطحی می‌تواند جانب پاکستان را مجاب به پذیرفتن دیدگاه‌های نظام افغانستان نماید. اگر سفر عبدالله خوب پیش برود، اعتماد ارتش پاکستان به دست آید و پاسخ درخوری به نگرانی‌های امنیتی پاکستان داده شود، چنین می‌پندارم که تاثیر آن در دوحه با پذیرفتن آتش‌بس دایمی از سوی گروه طالبان، نمایان خواهد شد.

  • خروج امریکا از افغانستان و گنج بادآورده برای چین!

    خروج امریکا از افغانستان و گنج بادآورده برای چین!

    به طور علنی، رییس جمهور ترامپ خروج امریکا از افغانستان را به عنوان یک رهبر مسئول توجیه می‌کند و کاخ سفید می‌گوید کاهش نیروهایش را نظر به پیروی طالبان می‌سنجد. این افسانه است. پشت پرده، نه تنها جامعه اطلاعاتی، بلکه مقامات ارشد دولت ترامپ به طور خصوصی توافق صلح ماه فبروری را توافق‌نامه «پوچ» می‌پندارند که فقط خروج را خوشایند‌تر می‌کند. در واقعیت، آن‌ها می‌گویند که ناامیدی ترامپ با «جنگ‌ بی‌پایان» در افغانستان بیشتر مربوط به تمایل وی برای توقف هزینه سالانه ۵۰ میلیارد دالر جهت حمایت از عملیات‌های نظامی در این کشور و مصرف این هزینه برای مقابله با چین می‌شود، مشکلی که اکنون در محراق توجه قرار دارد.
    در سطح کلان، این استراتژی منطقی است. طنز تلخ این است که با ترک افغانستان، ترامپ نه تنها یک سرمایه استراتژیک عظیم را به پکن می‌دهد، بلکه ۱۴۰ میلیارد دالر دیگر نیز تحفه می‌دهد. این مقدار پول مالیات‌ دهندگان امریکایی است که تا ماه جولای ۲۰۲۰ به بازسازی افغانستان کمک کرده‌اند و حتی هزینه نظامی عملیات‌ها را در بر نمی‌گیرد. برای هر مرد، زن و کودک امریکایی تقریباً معادل ۴۲۵ دالر می‌باشد.
    این امر به منظور لغو تصمیم ایالات متحده برای مداخله نظامی در افغانستان نیست: امارت اسلامی طالبان وعده‌هایی را که به وزارت خارجه مادلین آلبرایت در دومین دوره بیل کلینتون داده بود شکست، از آن‌جا که از کمپ‌های آموزشی القاعده میزبانی کرد. این به ضرر آن‌هایی است که از توافق زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان پشتیبانی می‌کنند. طالبان امروز حتی بیشتر از زمان پیش از حملات ۱۱ سپتمبر، با القاعده درآمیخته‌اند. دیپلمات‌ها ممکن است از جانب متکلمان خود در قطر این وعده را بگیرند که طالبان خود را از القاعده جدا می‌کنند، اما ترجمه این واقعیت به معنای جدا شدن پدران از پسران و برادران از برادران است. اشتباه ایالات متحده مبارزه با آن‌هایی که به القاعده فضا فراهم می‌کرد نبود، بلکه تلاش‌ها برای ملت‌-سازی بود که فساد سیستماتیک افغانستان را بدتر کرد.
    تمام ۱۴۰ میلیارد دالر سرمایه‌گذاری ایالات متحده برای بازسازی هدر نرفته است. از سال ۱۹۹۷ بدینسو، من بارها به افغانستان سفر کردم، هم قبل از آنکه طالبان مناطق معینی را تصرف کنند، بعداً هم در مناطق تحت کنترول «امارت اسلامی» پیش از ۱۱ سپتمبر و بلاخره، در مناطقی که اکنون توسط جمهوری اسلامی افغانستان کنترول می‌شود. جاده‌هایی که برای سفر روزها طول می‌کشید و اکنون چند ساعت (در صورتی که تهدیدات امنیتی مانع سفر نگردد). میدان‌ها و خطوط هوایی فعال است. امکانات برق، آب و بهداشت وجود دارد. مکاتب برای پسران و دختران فعالیت می‌کند. نسل جدیدی از مردم افغانستان امیدی برای آینده دارند، فرقی نمی‌کند که چقدر نسبت به تجرد و فساد در طبقۀ حاکم و دیدگاه قرون وسطایی طالبان ناامید باشند.
    این اساس و بنیادی که افغانستان روی آن ساخته خواهد شد، چیزی است که ترامپ به دنبال تحفه دادن آن به چین است. چین مدت‌ها به دنبال حضور در افغانستان بوده است. در سال ۲۰۰۸، طبق گزارش‌ها، پس از آنکه کارگزاران چینی به مقامات افغانستان رشوت دادند، وزارت معادن افغانستان قرارداد ۳.۴ میلیارد دالری معدن مس عینک را به شرکت‌های چینی داد، معامه خوبی برای چین بود با توجه به اینکه ذخایر مس عینک به طور بالقوه بالغ بر ۵۰ میلیارد دالر است. یک دهه بعد، معدنی که با درآمد آن افغانستان روی پای خود می‌ایستاد، عملیاتی نشد.
    دیگر اینکه نفت وجود دارد: پیشنهاد ۴۰۰ میلیون دالری چین برای نفت در سه بلوک اکتشافی آمو دریا که طی دو سال نفت تولید می‌کرد، قبل از آن که ناگهان در سال ۲۰۱۳ متوقف شود. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که چین هر دو پیشنهاد را صرفاً برای جلوگیری از امتیاز گرفتن سایر کشورها دنبال کرده است. دیدگاه طولانی‌مدت واشنگتن به ندرت فراتر از چهار سال نیست، اما چین بازی طولانی را انجام می‌دهد.

    استراتژی چین ممکن نتیجه دهد. به نظر می‌رسد پکن آماده است خلاء به جامانده از ایالات متحده را پر کند و در افغانستان به شکل غارتگرانه سرمایه‌گذاری کند که امریکا هرگز انجام نداده است. چین مدت‌هاست که به دنبال انحصار کالا و عناصر کمیاب خاکی است. مقامات چینی از گزارش سازمان زمین شناسی ایالات متحده و گروه ویژه وزارت دفاع برای عملیات بازرگانی و ثبات که برآورد کرده است افغانستان دارای یک تریلیون دالر مواد معدنی دست نخورده است، به خوبی آگاه است. در یادداشت ۲۰۱۰ داخلی پنتاگون آمده است که افغانستان به طور بالقوه می‌تواند به «لیتیوم عربستان سعودی» تبدیل شود. کمبود زیرساخت ها مانع استخراج آن می‌شود، اما چین صبور است و ممکن است خروج امریکا همان چیزی باشد که پکن منتظر آن بوده است. به جای تقویت افغانستان با ثبات و دموکراتیک که واشنگتن تصور می‌کرد، سرمایه‌گذاری چین پس از خروج ایالات متحده می‌تواند پکن را قادر به حمایت از مشتریان کلپتوکراتیک کند، همان‌طور که در افریقا دارد.
    زمینه مساعد است. افغانستان از جمله ۱۳۸ کشوری است که تفاهم‌نامه یک «کمربند و جاده» را با چین امضا کرده است، حتی اگر به گونه رسمی برای پیوستن به ابتکار کمربند و جاده مقاومت کرده است. این امر احتمالاً پس از خروج ایالات متحده تغییر خواهد کرد. به عنوان مثال، رییس جمهور اشرف غنی در یک سخنرانی در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه شینهوا در پکن اظهار داشت که «چین یک شریک استراتژیک برای ما در سطوح مختلف است، این سفر بر اساس همان بنیاد قبلی است، اما در مورد تعمیق و گسترش این روابط، عملی شدن جاده جدید ابریشم اتفاق مهمی است». وانگ یو سفیر چین در افغانستان همچنان از گسترش ابتکار کمربند و جاده در افغانستان سخن می‌زند.
    چین همواره گفته است که تمایل دارد راهرو اقتصادی چین و پاکستان را به افغانستان گسترش دهد. راهرو اقتصادی چین و پاکستان «گل سرسبد» پروژه کمربند و جاده است. موقعیت جغرافیایی افغانستان می‌تواند آن را به نقطه وصل راهرو اقتصادی و کشورهای آسیای مرکزی مبدل کند. افغانستان ممکن کوهستانی باشد، اما چین می‌تواند میلیاردها دالر که ایالات متحده برای بازسازی سرک حلقوی افغانستان و انشعاباتی که پس از آن تا گذرگاه‌های مختلف مرزی افغانستان گسترش خواهد یافت، هزینه کند. چین قبلاً خط آهن ارتباطی بین چین، افغانستان و جمهوری‌های آسیای میانه ایجاد کرده است و پکن هم به دولت افغانستان و هم به طالبان پیشنهاد کمک داده تا یک شبکه جاده‌ای اضافی ایجاد کنند. یکی از رهبران طالبان در بلوچستان که پس از یک ماه حضور در افغانستان با فایننشال تایمز صحبت می‌کرد، گفت چین متعهد شده است شاهراه‌هایی را ایجاد کند که شهرهای اصلی افغانستان را به هم پیوند می‌زند. وی گفت: «وعده چین توسط شبکه جاده‌ای در سراسر افغانستان هدایت می‌شود. چینی‌ها گفته‌اند وقتی چنین شبکه‌ای با شاهراه‌های شش-باند ایجاد شود، کار و بار محلی و تجارت رونق خواهد یافت.» این با اظهارات طالبان مطابقت دارد مبنی بر اینکه شبه‌نظامیان نباید به پروژه‌های تحت حمایت چین حمله کنند که به نفع دورنمای آن‌ها برای یک امارت اسلامی است. مقامات وزارت خارجه چین تأیید کرده‌اند که وقتی ترامپ شروع به خروج نیروهایش کرد، مقامات چینی به ملاقات‌ها با طالبان ادامه دادند.
    مشارکت چین در افغانستان تنها با این کشور ختم نمی‌شود، بلکه نیرویی برای متحدان چین و دشمنان منطقه‌ای امریکا خواهد بود. عمران خان نخست‌وزیر پاکستان هم اکنون پاکستان را به یک دولت اثرگذار وابسته به چین تبدیل کرده است. گرچه درست است که از سال ۲۰۰۵ تا امروز، سرمایه‌گذاری چین در پاکستان بیشتر و بزرگ‌تر از افغانستان بوده است، اما خروج ایالات متحده به چین و پاکستان اجازه می‌دهد تا هر دو نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهند. برای پکن و اسلام‌آباد، تلاش بی‌وقفه دیپلماتیک و اقتصادی در افغانستان می‌تواند تقویت نیرو و ابزاری برای پیروزی در آنچه آن‌ها بازی مجموع-صفر با ایالات متحده و هند می‌دانند، ‌باشد. علاوه بر این، چنين بازی در مرزهای غربی افغانستان پايان نمي‌یابد: تحکيم تسلط اقتصادیش بر افغانستان همچنين به چين کمک خواهد کرد تا آرزوهای خود را در ايران نیز محقق سازد.
    درست یک سال پیش، الیس ولز معاون پیشین وزارت خارجه امریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی گفت که «چین بازی‌گر واقعی در توسعه افغانستان نبوده است.» این ممکن در گذشته درست بوده باشد، اما با خروج ایالات متحده، به نظر می‌رسد پکن محاسبات خود در رابطه به افغانستان را تغییر دهد. کمک‌های چین، فشارسنج منافع پکن در افغانستان، در حال افزایش است. طی یک دهۀ گذشته، چین متعهد شده است کمک‌های بیشتری به افغانستان کند. در سال ۲۰۱۴، چین وعده کمک ۳۲۷ میلیون دالری تا سال ۲۰۱۷ به افغانستان داد، مبلغی بیشتر از کل کمک‌های چین بین سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۱۴. کمک‌های پسا-۲۰۱۷ آن ممکن حتی بزرگ‌تر باشد.

    ترامپ درست می‌گوید که امریکا باید با بلندپروازی‌های چین مقابله کند. و بزرگ‌ترین میراث مایک پمپئو به عنوان وزیر خارجه ممکن عدم ترویج صلح در خاورمیانه و بالکان و تغییر بیشتر گفت‌وگو در واشنگتن و سراسر جهان در مورد تهدید چین باشد. بنابراین، چقدر تأسف‌آور است که در شتاب برای ترک افغانستان، ترامپ ممکن میلیاردها دالرِ سرمایه‌گذاری شده را هدر دهد و همزمان رویاهای چین را تحقق بخشد.

    منبع: نشنل اینترست

    مترجم: سید طاهر مجاب، خبرگزاری دید

  • عمران خان: در افغانستان صلح نباشد، پاکستان نیز آرام نخواهد بود

    عمران خان: در افغانستان صلح نباشد، پاکستان نیز آرام نخواهد بود

    ما به یک لحظۀ مهم، توأم با امید برای افغانستان و منطقه رسیده‌ایم. هیأت‌های مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان و طالبان در تاریخ دوازدهم سپتامبر حاضر شدند مذاکرات را برای دست‌یابی به یک توافق سیاسی و ختم جنگ آغاز کنند.

    در کنار مردم افغانستان، ما (پاکستان) بهای این جنگ طولانی و سنگین را پرداخته‌ایم. طی چندین دهه درگیری، پاکستان مسئولیت مراقبت بیش از 4 میلیون پناهنده افغانستانی را بر عهده گرفته است. در این مدت، اسلحه و مواد مخدر نیز به کشور ما سرازیر شده است. درگیری‌های دوام‌دار در افغانستان، مسیر اقتصادی ما را به‌هم زده است. پاکستانی که در دهه‌های 1960 و 1970 وضعیت مطلوبی داشت، به صورت ناراحت‌کننده‌یی تغییر کرده است.

    این تجربه دو درس مهم را به ما آموخت. اول این‌که ما از لحاظ جغرافیایی، فرهنگی و خویشاوندی با افغانستان بسیار نزدیکیم و حوادثی که در افغانستان اتفاق می‌افتد، قطعاً بالای ما تأثیر دارد. ما فهمیدیم که پاکستان صلح واقعی را تجربه نخواهد کرد، تا زمانی که خواهران و برادران افغانستانی ما در صلح نباشند.

    ما هم‌چنین آموختیم که صلح و ثبات دایمی در افغانستان با استفاده از زور و خواست خارجی‌ها برقرار نمی‌شود. تنها فرایند آشتی میان مردمان افغانستان با رهبری خودشان که واقعیت‌ها و تنوع سیاسی افغانستان را به رسمیت بشناسند، به صلح پایدار می‌انجامد. بنا براین، هنگامی که رئیس‌جمهور ترامپ در اواخر سال 2018 از پاکستان خواست تا برای رسیدن به یک توافق سیاسی در افغانستان با امریکا کمک کند، ما هیچ‌گونه تردیدی نکردیم. ما تعهد کردیم که پاکستان تمام تلاش خود را برای تسهیل این روند انجام خواهد داد و ما این کار را کردیم. امریکا دشوارترین گفت‌وگوهای خود را با طالبان آغاز کرد و این گفت‌وگو منجر به امضای توافق صلح بین امریکا و طالبان شد. امضای توافق صلح بین امریکا و طالبان، زمینۀ آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی را فراهم کرد.

    مسیری را که برای رسیدن به این‌جا طی کرده‌ایم، آسان نبود، اما به لطف، شجاعت و انعطاف‌پذیری دولت افغانستان و طالبان توانستیم به پیش برویم. ایالات متحده و متحدانش تبادل زندانیان بین دولت کابل و طالبان را تسهیل کردند. دولت افغانستان و طالبان به صدای صلح‌خواهی مردم افغانستان پاسخ مثبت دادند.

    مذاکرات بین‌الافغانی احتمالاً دشوار خواهد بود و همه طرف‌ها به صبر و مصالحه نیاز دارند. پیش‌رفت می‌تواند کُند و دشوار باشد، حتا ممکن است دو طرف به بن‌بست بخورند. در چنین موقعتی بهتر است همه‌چیر در پشت میز مذاکره حل شود تا در میدان‌های خونین جنگ.

    همه طرف‌های که در روند صلح افغانستان سرمایه‌گذاری کرده‌اند، باید در برابر خروج شتاب‌زدۀ بین‌المللی بایستند. خروج شتاب‌زدۀ بین‌المللی از افغانستان غیرعاقلانه است. ما هم‌چنین باید در برابر تخریب‌کاران پروسه صلح افغانستان بایستیم و از سرمایه‌گذاری‌یی که روی این روند شده است، محافظت کنیم.

    پاکستان به حمایت از مردم افغانستان و افغانستان مستقل ادامه خواهد داد. پاکستان معتقد است که مذاکرات صلح نباید با اجبار انجام شود و همه طرف‌ها باید خشونت‌ها را کاهش دهند. همان‌طور که دولت افغانستان، طالبان را به عنوان یک گروه سیاسی به رسمیت شناخته است، امید است طالبان نیز پیش‌رفت‌ها و دست‌آوردهای دولت و مردم افغانستان را به رسمیت بشناسند.

    پاکستان نیز مانند ایالات متحدۀ امریکا نمی‌خواهد که افغانستان پناه‌گا امن برای تروریستان باشد. پس از حملۀ 11 سپتامبر، بیش از 80 هزار نیروی امنیتی و غیرنظامی پاکستانی جان خود را در جنگ با تروریسم از دست دادند. پاکستان هنوز هم هدف گروه‌های فعال تروریستی مستقر در افغانستان است. این گروه‌های تروریستی برای صلح جهانی خطر جدی به حساب می‌آیند. ما امیدواریم که دولت افغانستان تدابیر جدی‌یی را برای کنترل مناطقی که تروریستان در آن خانه دارند و از آن‌جا حملات تروریستی را برنامه‌ریزی می‌کنند، روی دست گیرد. ما مانند ایالات متحده راضی به این نیستیم که سرمایه و جان نیروهای امنیتی خود را که در برابر تروریسم از دست داده‌ایم، به هدر برود.

    زمان آن فرارسیده است که برای «روز بعد» برنامه‌ریزی آغاز شود. جهان چه‌گونه می‌تواند به افغانستان پس از جنگ کمک کند؟ چه‌گونه شرایطی را ایجاد کنیم که میلیون‌ها پناه‌جوی افغانستانی که در پاکستان و سایر کشورها زنده‌گی می‌کنند، دوباره بتوانند به کشور خودشان برگردند.

    تلاش ما از سرمایه‌گذاری و برنامه‌های اقتصادی، رشد و شکوفایی پاکستان و کشورهای منطقه است. سرمایه‌گذاری‌های اخیر ما در پروژه‌های مهم اتصال اقتصادی می‌تواند برای منطقه مهم باشد. گفت‌وگوهای نخستینۀ ما با شرکت مالی توسعۀ بین‌المللی ایالات متحده در مورد این مسایل ارزش‌مند بوده است. این دل‌گرم‌کننده است که ایالات متحده و پاکستان در مورد اهمیت «سود صلح» و صلح پایدار در افغانستان توافق نظر دارند.

    برای پاکستان، صلح و ثبات منطقه‌یی کلید تحقق آرمان‌های جمعی برای آیندۀ بهتر است. ما برای دست‌یابی به این هدف، متعهد به همکاری چندجانبه هستیم. نخستین قدم برای رسیدن به صلح در دوحه برداشته شده است. نادیده‌گرفتن روند صلح افغانستان یا مهم نپنداشتن آن به هر دلیلی که باشد، مسخره است.

    نویسنده: عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان

    منبع: واشنگتن پست

    برگردان: مریم مهتر

  • این طالب امارت می خواهد، فعلا شرم گفتار دارد!

    این طالب امارت می خواهد، فعلا شرم گفتار دارد!

    نزدیک به دو هفته پیش که مذاکرات بین الافغانی با هیاهو و طمطراق خاص و با حضور رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان، مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا و بسیاری دیگر از مقامات کشورهای تاثیر گذار منطقه و جهان آغاز شد، تصور بر این بود که مذاکرات مستقیم حکومت با طالبان به زودی شروع و به پیش خواهد رفت.

    اگرچه هیچ کس انتظار نداشت این مذاکرات به سرعت به نتیجه مطلوب که همان آتش بس و در نهایت صلح در افغانستان است منجر شود اما هیچ کس نیز پیش بینی نمی کرد طالبان در یک لج بازی مخصوص خودشان دست روی مواردی بگذارند که میز مذاکره سیاسی جای آن نیست.

    اکنون پس از گذشت دو هفته، تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان حتی نتوانسته اند روی طرز العمل ها به توافق برسند چه برسد به آغاز مذاکره مستقیم حکومت با طالبان!

    منابعی از دوحه محل برگزاری نشست های تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان می گوید هیات مذاکره کننده طالبان چون صلاحیت کافی را ندارد نمی تواند به طور مستقل تصمیم بگیرد و مجبور است مطابق دستور بیرونی عمل کند. به گفته این منبع هیات مذاکره کننده حکومت نیز چون از جناح ها و احزاب سیاسی متفاوت نمایندگی می کند در نشست های هیات های مذاکره کننده ایده ها و حرف های متفاوت و بعضا ناهماهنگ زده و جلسه را ترک می کنند.

    در چنین فضای متشنجی که هیات مذاکره کننده طالبان ایجاد کرده اند بعید به نظر می رسد بتوان به رسیدن به یک نتیجه مطلوب دلخوش بود.

    آنالیز موضوعات مطرح شده توسط هیات مذاکره کننده طالبان در دوحه نشان می دهد این گروه با حمایت اربابان خارجی خود تلاش دارند جای پا محکم کرده مقدمات برپایی امارت اسلامی خود را محکم کنند.

    افزایش حملات تهاجمی و بمب گذاری های طالبان در نقاط مختلف افغانستان و طرح موضوعات جنجالی نظیر اتخاذ تصامیم بر اساس مذهب حنفی خود به خوبی این گفته را تایید می کند: طالبان با نیت صلح خواهی به این مذاکرات نیامده اند که اگر آمده بودند در تهیه طرزالعمل برای مذاکرات به این اندازه کارشکنی نمی کردند.

    براساس برداشت کارشناسان امر، هدف طالبان از آمدن به قطر اطاعت امر دستور امریکاست، چیزی که به گفته مقامات طالبان بخشی از توافق صلح این گروه با امریکا بوده است.

    مولوی خیرالله خیرخواه از اعضای ارشد هیات مذاکره کننده طالبان، در این مورد می گوید حکومت افغانستان باید بپذیرد که گفت و گوهای بین الافغانی دوحه بخشی از توافق صلح طالبان با امریکاست.

    حالت مطلوب برای طالبان این است که حکومت افغانستان از خیر خواسته های خود بگذرد و قید آزادی بیان، حقوق بشر، حقوق زنان وده ها دستاورد دیگر که در طول نزدیک به بیست سال با سختی های زیاد به دست آورده است را بزند و صرف برای راضی نگه داشتن طالبان و تنها به این خاطر که طالبان حاضر به مذاکره مستقیم شوند مطیع امر طالبان باشد.

    مولوی خیرخواه در یک پیام ویدئویی که روز گذشته شنبه 5 میزان نشر شد افزوده است:«نقطه اصلی اختلاف بین هیات های مذاکره کننده طالبان با حکومت در این است که حکومت افغانستان نمی خواهد قبول کند مذاکره بین الافغانی دوحه بخشی از توافق صلح طالبان با امریکا می باشد.»

    توافق صلح امریکا با طالبان که در فبریه گذشته در دوحه امضا شد، شرایط محور است و براساس بندی از آن طالبان ملزم به گفت و گوی مستقیم با حکومت افغانستان می باشند.  

    براساس گفته مولوی خیرخواه در این پیام ویدئویی، موضوع جنجالی دیگر این است که شیعیان با اتخاذ تصامیم براساس مذهب حنفی مخالفت کرده اند و تیم مذاکره کننده حکومت خواهان اضافه شدن مذهب جعفری و حقوق بشر به طرز العمل مذاکرات می باشند.

    با نگاهی اجمالی به آنچه در نشست های هیات های مذاکره کننده حکومت و طالبان در این دوازده روز گذشته اتفاق افتاده به خوبی می توان درک کرد که طالبان در دل امارت می خواهند و به زبان صلح می گویند و چیزی که در این میان به وخامت اوضاع اضافه کرده توافقات امریکا با طالبان در توافق صلح امریکا با این گروه می باشد، چیزی که در پشت درهای بسته اتفاق افتاد و هیچ کس نتوانست به طور دقیق از آن آگاه شود.

    پیش بینی ها می گوید طالبان به پشت گرمی همین چراغ سبزهای امریکا اینگونه جسورانه در میدان مذاکره و جنگ تاخت و تاز می کنند.

    اگر مشخص می شد که امریکا چه وعده هایی به طالبان داده، بهتر می شد مسیر حرکت به سوی آینده را مشخص کرد: در یک فرضیه دردناک اگر تصور کنیم که امریکا در ازای توافق صلح با طالبان به این گروه وعده قدرت در افغانستان را داده است، آن هم نه شراکت در قدرت که تصاحب شاه راه های اصلی قدرت، آنگاه باید به همه چیز امریکا شک کرد، به مبارزه با تروریزم این کشور، به حمایت از دموکراسی این کشور، به دفاع از حقوق زنان این کشور و به طور خلاصه به تمام وعده های این کشور!

    البته این رویه امریکا از همان روزی که نشست های زنجیره ای یک طرفه خود با طالبان را در دوحه آغاز کرد قابل حدس بود: امریکا می توانست از همان ابتدا تمام نشست های خود را با حضور حکومت افغانستان با طالبان برگزار کند تا طالبان به این اندازه امروز جسور نشود.

    به هر صورت باید نشست و دید که توافق صلح امریکا با طالبان چه پیامدی برای افغانستان و مردم مظلومش دارد! آنچه در این میان اما روشن است امریکایی ها عاشق چشم و ابروی ما نیست که در مراودات خود با طالب ذره ای از منافع خود کوتاه بیاید.

    مردم و حکومت باید به هوش باشد که آنچه از طالبان در میز مذاکره و میدان جنگ بروز می کند مصداق بارز ضرب المثل «خانه از پای بست ویران است و خواجه در فکر نقش ایوان است» می باشد. این طالب دنبال صلح نیست و خواب برافراشته کردن بیرق امارت اسلامی خود را می بیند!

  • حکمتیار و مواضع بوقلمونی!

    حکمتیار و مواضع بوقلمونی!

    «در سالروز بزرگ‌داشت نجیب قاتل و جانی، خیمه لویه‌جرگه محاصره و تمام راه‌های آن را بسته کنید. ارگ و پارلمان تا زمانی محاصره بماند که نه تنها بر عدم تکرار چنین شرارت‌هایی [تجلیل رسمی از سال‌روز ترور داکتر نجیب‌الله] تعهد محکم به‌دست آید، بلکه همه مقام‌های ملحد و سکولار که بر ارزش‌های دینی و ملی مردم افغانستان بی‌حرمتی کرده و در کنار اشغال‌گران و زیر فرمان آن‌ها بر ضد ملت جنگیده‌اند، از وظایف‌شان برکنار شوند.»

    متن بالا، برگردان بخشی از خطبه نماز جمعه گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی از زبان پشتو به فارسی است که با عنوان «متن خطبه مشر معزز» به رسانه‌ها فرستاده شده است. خطبه، روز گذشته، چهارم میزان، در مسجدی در محوطۀ زندگی حکمتیار که در آن خانه و دفتر حزب او واقع شده، ایراد شد. حکمتیار در منطقه دارالامان، در جنوب-غربی کابل زیستگاه خود را انتخاب کرده، سمتی از شهر کابل که در آن ولسوالی چهارآسیاب، پایگاه مرکزی گلبدین حکمتیار در زمان جنگ‌های داخلی نیز واقع شده است.

    گلبدین حکمتیار در میزان سال 1395 خورشیدی با حکومت افغانستان توافق‌نامه صلح امضا کرد و بر اساس ماده دهم توافق‌نامه او حق دارد که «دو یا سه محل مناسب را برای اقامت خویش در افغانستان انتخاب نموده و دولت تدابیر لازم امنیتی و هزینه معین و معقول را برای وی فراهم می‌سازد.» حکمتیار  در آخرین خطبه نماز جمعه، در خانۀ که هزینه آن را حکومت افغانستان می‌پردازد، موضعی را اتخاذ کرد که از زمان امضای توافق‌نامه به این سو بی‌پیشنه بوده است.

    براساس خطبه 4 میزان، محمد اشرف غنی با نور محمد ترکی، از بنیان‌گذاران و دبیرکل پیشین حزب دمکراتیک خلق افغانستان (1344 الی1358) در یک ظرف مورد سنجش قرار گرفت. حکمتیار به زبان کنایه گفته «در دو دور اشغال دیدیم که یکی را نابغه شرق [ترکی] و دیگر را دومین متفکر جهان [غنی] ساختند.»

    موضع حکمتیار در خطبه 4 میزان به شدت تهاجمی است. به گفته حکمتیار، حکومت تصمیم دارد که سال‌روز ترور داکتر نجیب‌الله احمدزی (6 میزان 1375) رئیس‌جمهور پیشین افغانستان را تجلیل کند که به باور حکمتیار این کار «بی‌حرمتی به جهاد مقدس مردم افغانستان است» و هدف آن، تخریب پروسه صلح و تحریک «مجاهدین و طالبان» که آنان را از صلح پشیمان و به جنگ ترغیب کند. حکمتیار حکومت را عروسک و دست‌نشانده خارجی‌ها خوانده که مشتاق دوام جنگ است. در خطبه او آمده که «اهل‌الرای ولایت کابل» جمع شده و پس از بحث‌های مفصل، تصمیم گرفته‌اند که جلو تجلیل از مراسم سال‌روز ترور داکتر نجیب را بگیرند و در برابر آن عکس‌العمل «جدی و عملی» در ولایت‌ها و مرکز گرفته شود.

    واژه‌های و اصطلاحاتی همانند اشغال، رسانه‌های مزدور، فحشا و فساد، نفرت، خون، ملحدان، خباثت، شرارت، دشمنان دین، سکولار و… به کثرت در خطبه نماز جمعه آقای حکمتیار آمده که در ادبیات گروه‌های رادیکال به وفور از آن استفاده می‌شود. اما موضع حکمتیار برخلاف مواضع سخت گروه‌ها رادیکال پس از امضای توافق‌نامه با دولت افغانستان پیوسته تغییر کرده است.

    موضع دوگانه در یک ماه

    گلبدین حکمتیار و جریان سیاسی و نظامی او  پیش از امضای توافق‌نامه صلح با دولت افغانستان، تنها جریان اسلامی بازمانده از جنگ‌ با شوروی و جنگ‌های داخلی بود که از پذیرش نظم نوین در افغانستان سر باز زد. تا آن زمان حکمتیار به عنوان چهره اصول‌گرا در میان افراط‌گرایان شناخته می‌شد، اما با امضای توافق‌نامه با دولت افغانستان به عنوان نظام مورد حمایت غرب، این خوانش از حکمتیار تعدیل شد.

    حکمتیار با امضای توافق، نظم پس از 2002 را پذیرفت و جمهوری اسلامی افغانستان را به عنوان دولت به رسمیت شناخت، از مخفی‌گاه بیرون و در کابل ساکن شد. او براساس قاعده پذیرفته شده در جمهوری اسلامی وارد انتخابات ریاست جمهوری شد و از نظر رأی با گرفتن حدود 4 درصد از مجموع آراء در جایگاه سوم قرار گرفت. حکمتیار در حالی خود را رهبر «اصلی و واقعی» حزب اسلامی می‌خواند که شاخه انشعابی از این حزب به رهبری عبدالهادی ارغندیوال به عنوان جریان سیاسی رسمی در وزارت عدلیه افغانستان ثبت است.

    حکمتیار پیوسته از عهدشکنی حکومت در تطبیق توافق‌نامه سیاسی که بین او و دولت امضا شد، شکایت کرده، اما نگرانی‌ها و هشدارهای او کمتر مورد توجه دولت واقع شده است. در یک ماه گذشته تمرکز خبرگزاری آناتولی، رسانه دولتی ترکیه به خطبه‌های حکمتیار بار دیگر او را در مرکز توجه رسانه‌ها قرار داد.
    برسی متن خطبه‌های نماز جمعه حکمتیار از 7 سنبله ماه گذشته تا 4 میزان ماه روان نشان می‌دهد که موضع او در پیوند به صلح ثابت نبوده است. حکمتیار پیش از آغاز گفت‌وگوهای صلح بین دولت و گروه طالبان یک موضع و پس از آن موضع دیگری را مطرح کرده است.

    الف: پیش از آغاز گفت‌وگوها

    خطبه روز جمعه حکمتیار در هفتم سنبله او را در مرکز توجه قرار داد. او طی خطبه‌یی گفت که حکومت افغانستان به حمایت مالی هند در حال ایجاد نیروهای ملیشه در افغانستان است. به گفته حکمتیار، تجهیز، تمویل و آموزش نیروهای ملیشه به حمایت هند صورت می‌گیرد.
    حکمتیار در آن خطبه گفت، نیروهای ملیشه که در زمان داکتر نجیب ایجاد شده بود، دوباره جذب ساختار جدید می‌شوند. به گفتۀ او، هند حضور طالبان را در حکومت به سود پاکستان می‌داند و از این‌رو مخالف روند صلح است. حکمتیار گفت که صلح آمدنی است و «حکومت  کابل «چاره‌یی» جز خضوع و تسلیم شدن به اوامر نیروهای خارجی را ندارد.»
    در خطبه روز جمعه، چهاردهم سنبله، حکمتیار شمار نیروهای ملیشه‌ را که به گفته او حکومت ایجاد می‌کند، 70 هزار نفر عنوان کرد. اما یک هفته پیش از سفر هیأت گفت‌وگوکننده دولت افغانستان به دوحه، تمرکز حکمتیار در خطبه روز جمعه چهاردهم سنبله چیزی دیگری بود.
    او به ترکیب هیأت گفت‌وگوکنندۀ دولت افغانستان اعتراض کرد و گفت که هیأت دولت «از هیچ گروهی که شامل حکومت کنونی نیست، نمایندگی نمی‌کند و هیچ مشوره‌یی با طرف‌های که در جنگ و صلح افغانستان تاثیرگذار بوده‌اند، نشده است.
    به نقل از حکمتیار، حکومت در گفت‌وگوهای صلح با طرفی مواجه است که موضع واحد دارد، اما هیأت حکومت «مشتمل بر افرادی‌ست که سایه هم‌دیگر را با راکت می‌زنند.»

    پیش‌نهاد حکمتیار این بود که پیش از همه «مرجع عالی تصمیم‌گیری» ایجاد شود که صلاحیت تصمیم‌گیری در همه امور را داشته باشد. به این ترتیب او در پی انتقال صلاحیت‌های حکومت به یک شورا بود. حکمتیار گفت، جریان سیاسی او به عنوان اپوزیسیون در ترکیب هیأت حکومت شامل نمی‌شود؛ مشروط به این‌که روند در انحصار حکومت نباشد و تصمیم مشترک گرفته شود. او گفت که حاضر است گروهی را همراه با هیأت حکومت به هدف گفت‌وگو با گروه طالبان به دوحه بفرستد. او هشدار داد، در صورتی که پیش‌نهادش پذیرفته نشود، به‌گونه مستقل با گروه طالبان وارد گفت‌وگو خواهد شد. (پیش‌نهاد حکمتیار جدی گرفته نشد.)

    ب: پس از آغاز گفت‌وگوها

    در 21 سنبله، هنگامی که هیأت دولت افغانستان در فرودگاه کابل برای پرواز به دوحه لحظه‌شماری می‌کرد، حکمتیار در مسجد خود مشغول ایراد خطبه نماز جمعه بود. در این خطبه، حکمتیار به نشر کاریکاتور پیامبر اسلام در فرانسه و انتشار فیلمی در باره افغانستان که به گفتۀ او از تلوزیون بی‌بی‌سی به نشر رسیده، پرداخت. او در آن روز گفت که اگر در افغانستان حکومت اسلامی بود به دلیل «همین فیلم اهانت‌آمیز و نفرت‌انگیز، سفارت بریتانیا را می‌بستیم و سفیرش را از کشور خارج می‌کردیم.»

    پس از آغاز مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و گروه طالبان، گلبدین حکمتیار در خطبه روز جمعه 28 سنبله موضع قبلی خود را کاملاً رد کرد. او اعلام کرد که آمادۀ پیوستن به گروه طالبان است. حکمتیار افزود، اگر گروه طالبان و حزب اسلامی با هم متحد شوند، هیچ قدرتی در برابر آنان توان ایستادگی را ندارد. حکمتیار گفت که جریان سیاسی او از نظر عقاید، ارزش‌ها و ایدِئولوژی با طالبان نزدیک است و مشترکاتی باهم دارند. (طالبان به این خواست حکمتیار واکنش نشان نداند. او پیش از این نیز بارها تمایلش را برای پیوستن با گروه طالبان ابراز کرد، اما هیچ پاسخ مثبت دریافت نکرد.)

    بررسی خطبه‌های نماز جمعه حکمتیار پس از آغاز گفت‌وگوهای صلح نشان می‌دهد که موضع او در برابر حکومت به شدت تهاجمی شده و در آخرین خطبه هشدار می‌دهد که لویه‌جرگه، ارگ و پارلمان را محاصره خواهد کرد.

    کشورهای حامی صلح و دشمن صلح

    در خطبه‌های نماز جمعه گلب‌الدین حکمتیار، پاکستان، چین و ترکیه به عنوان حامی روند صلح افغانستان معرفی شده‌اند. به عقیده حکمتیار، چین و پاکستان برای منافع منطقه‎یی خود و کم‌رنگ‌شدن حضور هند در تحولات آینده افغانستان، از روند صلح حمایت می‌کنند.
     ایران، هند، فرانسه و شماری از کشورهای عربی که به گفته او با کشورهای اسلام‌ستیز جبهۀ مشترک دارند، مخالف روند صلح در افغانستان اند. به باور حکمتیار، ایران به دلیل اقتصادی مخالف روند صلح است و هند نیز می‌داند که با برقراری صلح، نقش اسلام‌آباد در افغانستان تقویت خواهد شد. حکمتیار دلیل مخالفت فرانسه به برقراری صلح در افغانستان را به درستی واضح نمی‌سازد، اما پیوسته در سخن‌رانی‌های خود از حسادت و مخالفت فرانسه با سیاست‌های ترکیه انتقاد می‌کند.

  • اولین سفر عمران خان به کابل در  میان موجی از نگرانی ها

    اولین سفر عمران خان به کابل در میان موجی از نگرانی ها

    همزمان با مذاکرات صلح افغانستان در دوحه، عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان در پاسخ به دعوت آقای غنی گفته که “در آینده نزدیک” از کابل دیدار خواهد کرد.

    صدیق صدیقی، سخنگوی ریاست جمهوری امروز در توییتر نوشت محمد اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان در صحبت تلفنی با عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان درباره روند صلح و لزوم برقراری آتش‌بس گفتگو کردند.

    عمران خان از زمان روی کار آمدن در جولای/ژوئیه سال ۲۰۱۸ از کابل دیداری نداشته است.

    وقفه در مذاکرات صلح در دوحه

    همزمان، مذاکرات صلح افغانستان در دوحه قطر نیز در جریان است، اما هنوز میان هیات های مذاکره‌کننده در دو مورد اختلاف نظر وجود دارد.

    هیات طالبان مبنای فقه حنفی و سند توافقنامه صلح را که این گروه قبلا با آمریکا امضا کرده، در مذاکرات مطرح کرده که با واکنش در افغانستان مواجه شده است.

    بنا به گزارش‌ها، هیات افغانستان نیز به طالبان پیشنهاد داده به فقه حنفی با حفظ حقوق و آزادی‌های مذهبی شیعیان و سایر اقلیت‌های مذهبی مراجعه شود.

    هیات افغانستان همچنین اضافه شدن سندی را به طالبان پیشنهاد داده که در ۲۹فبروری میان رئیس جمهور افغانستان و وزیر دفاع آمریکا امضا شده است.

    هنوز پاسخی از جانب طالبان به هیات افغانستان داده نشده است. در دو روز گذشته، تیم‌های تماس نیز باهم دیداری نداشته‌اند.

    افزایش خشونت‌ها و تقاضا برای آتش بس

    همزمان با مذاکرات صلح در دوحه، درگیری‌ها و خشونت‌ها در افغانستان نیز افزایش یافته است.

    وزارت امور مهاجرین و بازگشت کنندگان می‌گوید در یک ماه اخیر بیش از پنج هزار خانواده به دلیل تشدید خشونت‌ها بیجا شده اند، این بیجاشدگان عموما در شهرها و روستاهای نسبتا امن، در شرایط دشوار زندگی می‌کنند.

    وزارت دفاع افغانستان می‌گوید در دو هفته از آغاز گفتگوهای صلح در دوحه، حملات مستقیم، مین گذاری و در کل خشونت توسط طالبان تشدید شده است.

    اما گروه طالبان حکومت افغانستان را مقصر تشدید این خشونت‌ها می‌داند. ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان به بی‌بی‌سی گفت که آنها اکنون در حالت “دفاعی” هستند و فقط به حملات از طرف مقابل پاسخ می‌دهند. او افزود که حملات دولت افغانستان باعث آوارگی مردم می‌شود.

    از طرف دیگر، ژنرال اسکات میلر، فرمانده عمومی نیروهای امریکایی در افغانستان روز گذشته همراه با یاسین ضیا، رئیس ستاد ارتش افغانستان و مسعود اندرابی، سرپرست وزارت داخله/کشور برای بررسی وضعیت امنیتی به ولایت قندهار رفت. او گفت که خشونت‌ها افزایش یافته و طالبان باید خشونت‌ها را کاهش دهد.

    یاسین ضیا نیز می‌گوید به “طالبان به صلح باور ندارد و از میز مذاکرات استفاده سوء می‌کند”.

  • 24 سال پیش طالبان وارد کابل شد/ تجربیات تلخ مردم از وحشی گری های طالبان هرگز فراموش نمی شود

    24 سال پیش طالبان وارد کابل شد/ تجربیات تلخ مردم از وحشی گری های طالبان هرگز فراموش نمی شود

    در تاریخ ششم ماه میزان ۱۳۷۵ خورشیدی برابر با ۲۶ سپتمبر ۱۹۹۶ میلادی، درست ۲۴ سال پیش از امروز، طالبان پرچم سفید خود را بر فراز ارگ کابل بلند نمودند.

    نادیه غلام، یک تن از دختران جوانی است که در تمام دوره حاکمیت طالبان در کابل بود. نادیه غلام که در حال حاضر در بارسلونا زندگی می کند، توانسته بود با پوشیدن لباس مردانه و تغییر قیافه سال های امارت طالبان را در شهر کابل بماند.

    او می گوید: «من یازده ساله بودم که طالبان کابل را تصرف نمودند و تمام دوره پنج ساله آنان را تجربه کردم. من با لباس مردانه در بیرون از خانه کار می کردم و از همان آوان نوجوانی مجبور شده بودم با کارهایی تقریباً سخت، کمی پول پیدا کنم. در جاهایی که کار می کردم، طالبان هم بودند. مثلاً وقتی زمینداری می کردم، شام می آمدند و چرس می کشیدند. روزانه ترکاری فروشی می کردم. وقتی از ترکاری فروشی بر می گشتم می دیدم که زن ها را لت و کوب می کردند، سنگسار می کردند. ترس و وحشت در زندگی ما بسیار زیاد بود.»

     نادیه غلام که با لباس پسرانه از خانه بیرون می شد، از ترس و وحشت حاکم یاد نموده به دویچه وله گفت:‌ «هر بار که می دیدم که دست کسی را قطع می کنند، یا زنی را می کشند، به خودم می گفتم که حتماً نفر بعدی من هستم.»

    نادیه غلام که تا ۱۶ سالگی هنوز هم با لباس پسرانه در کابل زندگی می کرد، می گوید که پس از سقوط طالبان نیز همه اعضای این گروه از کابل بیرون نشدند: «من تعداد زیادی را می شناختم که با آمدن حکومت جدید، لباس طالبانی خود را عوض کردند، ریش خود را تراشیدند و در کابل ماندند.»‌

    زکریا اصولی یک تن از نویسندگان افغانستان گوشه های از خاطرات خود از سال های تسلط طالبان را چنین بیان می کند: «وقتی ملیشه های طالب وارد کابل شدند، تغییرات زیادی رونما شد. مردم کابل با گروهی مواجه شدند که شعار لاالله الاالله سر می دادند ولی عمل شان ملیشه یی بود. مسلح بودند. با شرایط زندگی شهری ناآشنا بودند و با همه چیز در ستیز بودند. »

    او از جمله تغییرات در زندگی شهروندان کابل وضع مناسک اجباری دینی از جانب طالبان را عنوان کرده گفت:‌ «حتی مردم را مجبور می ساختند تا نماز را بار بار تکراری ادا کنند. در نماز خفتن حاضری گرفته می شد و در مساجد یک وضعیت انظباطی حاکم بود.»

    طالبان در زمان حاکمیت خود شنیدن موسیقی و دیدن فیلم های هنری را کاملاً ممنوع نموده بودند و افراد متخلف را مورد مجازات شدید قرار می دادند. آنچه که آقای اصولی نیز تأیید نموده گفت:‌ «طالبان با برخورد خیلی شدید در برابر هنرمندان و اهل موسیقی، آنان را ملحد و مشرک می خواندند.»

    او می گوید که در زمان حاکمیت طالبان زنان افغانستان در تمام سطوح اجتماعی با ممنوعیت ها و مشکلات خیلی شدید مواجه بودند: «خانم ها حق نداشتند که به وظیفه بروند، به شفاخانه ها بروند و حضور در همه عرصه های زندگی اجتماعی کلاً برای زنان ممنوع شده بود.»

    آقای اصولی افزود: «محاکم صحرایی طالبان از همه بیشتر تکاندهنده بود. در آن زمان شاهد تیرباران زنان و قطع دستان افراد بودیم. اما طالبان به همین ها هم اکتفاد نکردند، قتل عام یکاولنگ، کوچ اجباری مردم و به آتش کشاندن تاکستان های شمالی، منفجر ساختن مجسمه های بودا در بامیان، شمه ای از مظالم طالبان اند که در دوره حاکمیت خود بر مردم روا داشتند.»

    طالبان بعد از تسلط بر کابل به پیشروی به دیگر مناطق ادامه دادند. خانم شفیقه یارقین دیباج،  یکتن از شاعران افغانستان نیز از مظالم طالبان یادآور شده به دویچه وله گفت:‌ «بزرگترین ضربه را از طالب در شبرغان خوردم. دار و ندارم را به یغما بردند و هرچه اسناد داشتم را سوختاندند. از جمله سه دفتر شعرهای چاپ نشده ام، البوم عکس های خانوادگی و عکس های رسمی و فعالیت های ادبی و سیاسی ام، نوارهای ویدیویی و صوتی ام و همه دارایی ام را در بیرل تیل انداخته و خاکستر کردند.»

    خانم دیباج از چگونگی ورود طالبان به تاشقرغان گفت: «طالبان در اواخر حاکمیت خود به کمک «آی اس آی» پاکستان و همکاری جنرال ملک، برادر رسول پهلوان وارد این منطقه شدند. اما بعد از مدتی به تعهدات خود مبنی بر پرداخت ۲۰۰ میلیون دالر به او و همدستانش وفا نکردند.»

    دکتورشفیقه یارقین دیباج، شاعر و نویسنده

    او می گوید که سپس جنگ خانه به خانه میان افراد جنرال ملک و طالبان شروع شد. او در چنین وضعیتی دشوار سه ماه  را در شبرغان پنهانی سپری کرد و سرانجام مؤفق به فرار گردید.

    اسحق یک تن از شهروندان افغانستان با یادآوری از آن زمان گفت: «وقتي كه طالب ها بالای پروان حمله كردند، مردم به شمول زنان و مردان مجبور به فرار گردیده و همراه با مواشی  طرف دره پنجشير حركت كردند. ازدحام مردم به حدی شدید بود كه ما ساعت پنج بعد از چاشت از بازار شركت گلبهار حركت كرديم، و حوالی زردی آفتاب در بازار گلبهار رسيديم. مسیری كه فعلا شايد با موتر فقط چهار دقیقه را در بر می گیرد. دردناك ترين لحظه برای من دیدن يك مادر بود که خودش و طفل اش را به دريای پنجشير انداخت.»

    حکمت الله نوری یک تن از خبرنگاران افغانستان، ‌حاکمیت طالبان را به یاد آورده و به دویچه وله گفت: «سال  ۲۰۰۰ میلادی بود و من سرگرم تحصیلات عالی در دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کابل بودم. زمینه تفریح و میله رفتن میسر نبود. زندگی به شدت رنگ باخته بود. تنها دلخوشی ما رفتن به استدیوم ورزشی کابل و دیدن فوتبال بود. زمان برگزاری این مسابقات از یگانه رادیوی افغانستان «رادیو صدای شریعت» نشر می شد. یکی از روزها اعلام شد که مسابقات ساعت ۱۲ روز پنجشنبه برگزار می شود. من با همصنفی هایم وقت تر رفتیم و پس از خرید تکت وارد استدیوم شدیم. اما فضا کاملاً طور دیگری بود. برخلاف معمول چوکی ها منظم تر چیده شده بودند و در لوژ استدیوم هم بلندگوهایی نصب شده بود. ما با خود گفتیم شاید مسابقات خاصی باشد. اما برعکس دیدیم که چند موتر دادسن به سرعت وارد چمن شدند و طالبان با لنگی های سیاه و سفید از موترها پایین شدند. در حالی که استدیوم پر از علاقمندان فوتبال بود، مهمانان که اعضای ستره محکمه و و وزارت عدلیه بودند به لوژ جا گرفتند. هیئت قضایی جریان قضیه، یعنی این که  فردی متهم به قتل بود را تشریح کردند. از خانواده مقتول خواهان عفو این متهم شدند؛ اما آنان از عفو او ابا ورزیدند. سپس یک مرد قوی هیکل از خانواده مقتول وارد میدان شد. در حالی که کارد کلانی در دست داشت، به فرد مجرم نزدیک شد، در چند قدمی هدف که رسید کارد را به زمینی که پر از سبزه بود کوبید، کارد مثل میخ در چمن ایستاد ماند. بعد از آن آستین های خود را بالا زد و از گردن فرد که توسط محکمه به قتل محکوم گردیده بود، گرفت و او را راست خواباند. کارد را گرفت و به سرعت گردنش را برید. آن مرد دو سه بار خود را تکان داد و بعد جان به حق سپرد. بعد امبولانس آمد و میت را از محل دور کرد. تماشاچیان وحشت زده آهسته آهسته بیرون شدند و من با همصنفی هایم طرف لیلیه پوهنتون آمدیم. چند هفته روح و روانم آزرده بود.

    پنج سال حاکمیت طالبان تقریباً در سرتاسر این کشور خاطره های وحشتناکی را در میان مردم رقم زد. کمتر منطقه ای بود که شاهد این گونه خشونت ها نبوده باشد.

    صدیق الله توحیدی، عضو کمیته مصونیت خبرنگاران افغانستان نیز آن روزگار را به یاد آورده به دویچه وله گفت: «روز نخستی که طالبان وارد شهر شدند، من در کابل بودم. اما بعد از دو روز خودم را به پروان رساندم. طالبان با کشتن داکتر نجیب و لت و کوب مردم در جاده ها و مورد ضرب و شتم قرار دادن زنانی که از خانه بیرون می شدند، چنان وحشتی را ایجاد کردند که در چشم هرکس جز وحشت و ترس چیزی خوانده نمی شد. بعد از ترک کابل هم نصف خانواده ام در شهر کابل زندگی می کردند و اطلاعات کافی از سیطره طالبان را برایم می دادند.»

    توحیدی افزود:‌ «هر روز شمار زیادی از مردم کابل را ترک می گفتند زیرا نه تنها وحشت و بربریت طالبان حاکم بود، بلکه قحطی و قیمتی به اوج رسیده بود. ادارات دولتی عملا فلج بودند. طالبان علناً سیاست تبعیض نژادی را عملی می کردند. تاجیک و هزاره و ازبیک مغضوب دولت آنها بود.»

    او می گوید مهاجرت به حدی گسترده بود که منازل قیمتی به نازلترین قیمت به فروش می رسید. در شهر کابل فقط بی بضاعت ترین آدم ها که توان ترک شهر را نداشتند باقی مانده بودند.

  • 4 بتی که باید در افغانستان شکسته شود

    4 بتی که باید در افغانستان شکسته شود

    فرانسیس بیکن نویسنده و متفکر معروف انگلیسی قرن شانزدهم میلادی در انگلستان در مورد اینکه چرا ما از نظر شناخت و تعامل با اطراف دچار خطا می شویم، معتقد است که انسانها در زندگی خویش چهار بت دارند که این بت ها عملا دست و پای عقل ما را در شناخت درست خود و محیط مان بسته و چشم ما را در دیدن حقایق و واقعیت‌ها می بندد. او معتقد است که تفکر ما عموما در مقابل این بت‌ها مطیع و پرستنده می شود. بیکن این بت ها را به ترتیب «بت غار، بت قبیله، بت بازار، تماشا خانه» نام گزاری می کند. نامگزاری این بت ها بیشتر استعاری اند و بر خلاف اسمی که بیکن روی آن‌ها گذاشته است، توضیح آنها ممکن است با نام این بت‌ها متفاوت باشد.

    «بت غار»، حاصل محدود بودن اندیشۀ ما و ناتوانی در درک و تجربه جهانی غیر از جهان تنگ خویشتن است. باورهایی که ما به دلیل تجربیات محدود مان در زندگی خود به آن مبتلا شده ایم، تبدیل به بت شده و ما در مقابل آن مطیع و خاضع می شویم. نمونه تسلط این بت در زندگی ما بسیار است. همانند کودکی که چون در خانه شاهد قوی بودن پدرش است، فکر می کند که پدرش قدرتمندترین ترین انسان روی زمین است. اغلب ما افغانها به چیزهایی دلمان خوش است که در دنیای واقعی، هیچ تغییری در زندگی ما نیاورده و عملا بود و نبود آن برای ما و جامعۀ ما هیچ فرقی ندارد. از نمونه‌های مشهور آن، افتخار به تاریخ پنج هزار ساله، چندین بار فتح فلان مملکت توسط یک پادشاه و جنگ با فلان امپراتورها است که عملا چه این افتخارات را داشته باشیم و چه نداشته باشیم، هیچ تاثیری در زندگی واقعی امروز ما ندارد. آیا ملت‌هایی چون استرالیا، امریکا و کانادا که تنها چند صدسال از عمر آنها می‌گذرد، از این منظر ضرری کرده اند؟ ایا کشورهایی چون سوئیس، چین و هند که در تاریخ خود پادشاهان کشورگشا و فاتح نداشته‌اند، حالا وضعیتی فلاکت‌بار تر از ما دارند؟

    اما متاسفانه چون ما به این بت معتقد شده‌ایم، به نوعی آن را مقدس شمرده و آن را می پرستیم. اگر کسی بیاید این عقاید ذهنی ما را زیر سوال ببرد، ناگهان جوش و خروشی در ما راه می افتد و با ایجاد هیاهو سعی می کنیم که جلوی زیر سوال رفتن بت‌هایی که برای خود درست کرده ایم‌ را بگیریم.

    بت قبیله، باورهایی است که ما صرف به خاطر اینکه عدۀ زیادی از اطرافیان ما به آن باور دارند، ما نیز به آن باورهای هرچند غلط، بها داده و به آن معتقد می شویم. شاید چندین بار دیده ایم که به خاطر دست کم گرفتن یا اهمیت دادن موضوعی از سوی اطرافیان، ما نیز قوی‌دل می شویم و آن باور هرچند غلط، در ذهن ما نیز تقویت می شود. ما فکر می کنیم که ممکن نیست که اینهمه آدم اشتباه کنند. از این رو به راحتی تن به آن باور نادرست می دهیم و بر اساس آن باور غلط زندگی می کنیم. در حالی که در دنیای واقع، اشتباه، اشتباه است ولو اینکه میلیاردها نفر به آن باور داشته باشند. نمونه این بت‌پروری در جامعه افغانستان کم نیست. متاسفانه اغلب ما حاضریم که حقایق مسلم دینی و واقعیت های اثبات شده و عینی علمی را به پای بت‌ قبیلۀ مان قربانی کنیم و هرگز نتوانسته ایم از دایره تفکرات قبیلوی و قومی خویش پا را فراتر بگذاریم. اگر کسانی پیدا شوند که این بت را بشکنند، با مخالفت سرسخت مواجه شده و مطرود جامعه می شوند.

    با وجودی که بیش از دو صد سال از ورود مبحث ناسیونالیسم و جا افتادن آن به عنوان اصلی ترین مساله وحدت بخش در سطح ملی، در میان کشورهای جهان می گذرد، افغانستان از معدود کشورهایی است که در آن بحث ملت سازی و ملی‌گرایی به دلایل گوناگون پا نگرفته و اکثر مردم این کشور نه تنها ملی نمی اندیشند، بلکه نتوانسته اند پا را از گلیم قوم و قبیله فراتر بگذارند. ملت یک واحد بزرگ انسانی است که عامل پیوند آن فرهنگ و آگاهی مشترک آن مردم است. عامل دیگر در این پیوند، سرزمین مشترک است. در افغانستان به تقلید از دیگر کشورها، شعارهای ما عموما ملی است، اما وقتی پای عملی کردن این شعارها پیش بیاید، چشم‌ها جز منافع شخصی و خانوادگی و فراتر از آن قوم و قبیله فراتر نمی بیند.

    رد پای مقدس‌سازی ها و بت‌سازی‌های ذهنی ما را می توان در حوادث اخیر به وضوح مشاهده کرد. چنانکه اگر کسی بیاید و عملکرد بزرگ قومی یا رهبر دلخواه ما را نقد کند،‌ ما هیچگاه به دنبال این نمیگردیم که آیا نقد و بررسی آن شخص بر اساس واقعیت‌های تاریخی است یا نیست، همینکه شاهد فروریختن بت ساخته شده در ذهن مان از سوی کسی می شویم، بدون سنجش واقعیت‌ها، احساسات مان غلیان کرده و بدور از هر گونه تعقل و انصاف‌ورزی، فرد ناقد را شایسته هر نوع مجازات می دانیم.

    اگر شخصی در آزمونی به خاطر تلاش شخصی اش اول نمره شود، عدۀ زیادی پیدا می شوند که آن را پای قبیله و قومش می گذارند و موفقیت شخصی را به کل یک قبیله تعمیم می دهند. یا اگر بزرگ قبیله‌ای دچار لغزشی شود، ما بلافاصله آن اشتباه را به پای تمامی قوم و قبیله‌اش می نویسیم. غافل از اینکه در متون دینی ما و همینطور در قوانین مدنی کشور، به طور صریحی اشاره شده است که هر کسی مسئوول عملکرد خویش است و نه خدا و نه قانون کسی را به جای فرد دیگر مجازات نمی کند.

    برای گذر از این وضعیت اسفبار، باید بت‌های درونی مان را بشکنیم و دنیای وسیع تری را تجربه کنیم تا بلکه بتوانیم مسایل کوچک و بی ارزشی را که خود برای ذهن خویشتن ساخته ایم، حل کرده و به مسایل بزرگتر و مهم تر فکر کنیم. برای رسیدن به این وضعیت، هم دلیری لازم است و هم تلاش و انگیزه. این دو موضوع فقط در سایه رشد آموزش و پرورش ما میسر است.

    خامه پرس

  • میز مذاکره صلح جای بحث در مورد مذاهب نیست

    میز مذاکره صلح جای بحث در مورد مذاهب نیست

    می‌خواستم به خاطر جلوگیری از تنش‌های بیشتر و سوء استفاده دشمنان مشترک دو مذهب جعفری و حنفی در این مورد سکوت کنم، اما ترسیدم که مبادا سکوتم مانند سکوت زهاد مسلمان در ماجرای قیام امام حسین باشد که در حین قتل عام خاندان پیامبر نماز استحبابی می‌خواندند. حالا که چنین است به چند مورد به صورت خلاصه اشاره می‌کنم:
    ۱- پیش کشاندن موضوع رسمیت فقه حنفی یا جعفری در مذاکرات صلح دوحه نقشهٔ امریکا، اسرائیل، سعودی و … است تا جنگ‌های مذهبی را در افغانستان شعله‌ور سازند وگرنه در مذاکراتی که هدف اصلی آن آتش‌بس، خروج نیروهای اشغالگر، ختم جنگ و راه حل سیاسی برای تقسیم قدرت حاکمه است؛ مسئله فقه حنفی و جعفری هیچ موضوعیت ندارد.
    ۲- فقه حنفی و جعفری از آغاز یعنی بیش از هزار سال است که کنار هم رشد کرده و به شکوفایی رسیده‌اند و هردو از ریشه‌های مشترک قرآن و سنت برخاسته و پیروان هردو مذهب نیز در طول تاریخ در افغانستان برادرانه و دوستانه زندگی کرده‌اند.
    ۳- در میان تمام مذاهب اسلامی، بیشترین وجه مشترک را مذهب جعفری و مذهب حنفی داشته‌اند و دانایان و اهل علم و به خصوص مجتهدان هردو مذهب می‌دانند که اختلاف[میان دو مذهب] انگشت شمار و آن‌هم در فروعات است.
    ۴- مذهب جعفری منتسب به امام جعفر صادق نواده پیامبر اسلام، مادر مذاهب اسلامی است و ابوعبدالله جعفر الصادق استاد مذاهب بوده است. یکی از افتخارات ابوحنیفه نعمان بن ثابت(امام اعظم) این بوده که در محضر امام جعفر الصادق تلمذ نموده است؛ و هم جامعهٓ الازهر که معتبرترین مرجع فتوای اهل سنت است بسی سال‌های پیش بر جواز مذاهب معتبر اسلامی و از جمله امامیهٔ اثناعشریه که در افغانستان مذهب جعفری یاد می‌شود، فتوا داده است.
    ۵- مذهب جعفری در خراسان بزرگ که افغانستان قسمتی از آن است و در شهرهایی که امروز مربوط افغانستان است، ۲۰ سال یا ۱۰۰ سال نه که هزار و چهار صد سال یعنی در اولین سال‌های فتح خراسان توسط اعراب رواج داشته است. اگر کسی از این موضوع خبر ندارد، تواریخ اسلامی را در دوره امویان، عباسیان، ابومسلم خراسانی، صفاریان، غزنویان، سلجوقیان، صفویان، بابریان، نادر افشار، احمدخان ابدالی و … مطالعه نماید.
    ۶- تطبیق احوال شخصیهٔ شیعیان طبق احکام مذهب جعفری در قانون اساسی افغانستان مشخص شده است و هیچ قدرت و توانی چه خارجی و چه داخلی نمی‌تواند این حق را برای ثلث نفوس کشور نادیده انگارد و نادیده گرفتن این حق و حقوق دیگر یعنی ادامه جنگ و خونریزی و شیعیان از خط قرمز شان که رسمیت مذهب شان است هرگز کوتاه نمی‌آیند و اکثریت قاطع پیروان مذهب برادر نیز با شیعیان همنوا هستند.
    ۷- هردو مذهب جعفری و حنفی باید در افغانستان رسمی باشد و به پیروان مذاهب دیگر و حتی ادیان دیگر مانند سِک‌ها نیز در احوال شخصیه و موضوعات فرقه‌ای و دینی شان حق قائل شویم تا همه دوستانه و برادرانه در افغانستان آرام، آباد، آزاد، مرفه و شگوفا زندگی کنیم.
    ۸- بحث راجع به رسمیت مذاهب، جایش در دوحه و در میز سیاسی تقسیم کنندگان قدرت نیست؛ علمای اعلام، حقوق دانان، مجتهدین و اهل خبره از سراسر افغانستان به آرامی و حوصله‌مندی روی آن بحث کنند و به نتیجهٔ مشترک که حقوق هیچ گروه مذهبی و دینی در آن ضایع نشود، برسند.

    دید

  • حکومت افغانستان و طالبان برای مذاکره مستقیم نیاز به میانجی ندارند

    حکومت افغانستان و طالبان برای مذاکره مستقیم نیاز به میانجی ندارند

    فرستاده ویژۀ امریکا برای صلح افغانستان مذاکرات بین‌الافغانی را فرصت تاریخی خواند که می تواند هم به چهار دهه نزاع در کشور و هم به طولانی ترین جنگ تاریخ امریکا پایان دهد.

    زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در اظهاراتی در یک مراسم برگزار شده از سوی انستیتوت صلح امریکا تاکید کرد، مذاکراتی که در جریان است قلب فرآیند صلح افغانستان است.

    او عنوان کرد: «مهم است که کاملاً به ابعاد مهم این زمان آگاه باشیم و اهمیت تاریخی آن را به رسمیت بشناسیم.»

    او با در پیش گرفتن خوش بینی محتاطانه عنوان کرد، امید وجود دارد اما در عین حال مسیری طولانی نیز در پیش است و مسائل پرمناقشه زیادی طی آن باید مورد مذاکره قرار بگیرند.

    این مسئول امریکایی بیان داشت، برای مردم افغانستان هزینه عدم حرکت به جلو بیش از حد زیاد خواهد بود و آنها بعد از چند دهه تحمل رنج خشونت و نزاع آنها آرزوی صلح را داشته و از طرق زیادی آن را ابراز می کنند.

    خلیلزاد در سخنرانی اینترنتی خود به این مراسم اظهار کرد: این اقدام کلیدی عاملیت را به افغانها سپرده که تنها راه موفقیت فرآیند صلح است.

    خلیلزاد با اشاره به اینکه امریکا به دنبال تعامل هم با طالبان و هم با دولت افغانستان به موازات هم است تاکید کرد: این بر پایه این فرض است که هیچ راه بادوامی که به پیروزی نظامی منجر شود وجود ندارد.

    به گفته خلیلزاد، توافقی که چند وقت پیش در ماه فبروری بین طالبان و امریکا منعقد شد و همچنین مذاکرات مستقیم افغانها در را به روی اینکه دو طرف برای اصلاح تاریخ با یکدیگر پشت یک میز بنشینند باز کرده است.

    او به شکست افغانها در گذشته در غنیمت شمردن فرصت برای برقرار کردن صلح بعد خروج نیروهای شوروی سابق در اواخر دهه ۱۹۸۰ از کشورشان اشاره کرد. او تصریح کرد، آن شانس از دست رفت امروز مسئولیت رهبران افغانستان را بیشتر می کند.

    فرستاده ویژه امریکا همچنین عنوان کرد: حضور نظامی داشتن در افغانستان خودش یک هدف نیست بلکه واشنگتن باید اطمینان حاصل کند که هیچ تهدید تروریستی علیه امریکا در خاک افغانستان وجود نداشته باشد.

    خلیلزاد همچنین گفت، امریکا معتقد است یک افغانستان با ثبات که هم در داخل و هم با همسایگانش در صلح باشد تنها یک اولویت برای افغانستان نیست بلکه به نفع امریکا، به نفع منطقه و به نفع جامعه بین المللی است.

    وی با اشاره به مثبت بودن روند مذاکرات افغانستان گفت دو طرف درگیر در افغانستان خواهان مذاکره بدون میانجی بین المللی هستند.

    این مسئول گفت: تاکنون شاخص های مثبتی وجود دارد و دو طرف دنبال مذاکره بدون وجود میانجی بین المللی هستند.

  • طالبان و تلاش برای به چالش کشیدن حقوق شیعیان از طریق مذهب حنفی

    طالبان و تلاش برای به چالش کشیدن حقوق شیعیان از طریق مذهب حنفی

    شنیده می‌شود که طالبان نمی‌خواهند برای شیعیان افغانستان حقوق مذهبی شان را به رسمیت بشناسند. من در نوشته‌ای دیگر که پیش از این نشر یافته است، خصومت طالبان با شیعیان را شرح داده‌ام. دفاع از حقوق مذهبی پیروان مذاهب مختلف و برابری همه شهروندان در برابر قانون، یکی از حقوق بنیادی شهروندی و یکی از راه‌های ختم منازعات و پایان دادن به تنش‌ها در جامعه است. هنگامی که حقوق یک بخش از جامعه، خواه اقلیت باشد یا نه، نادیده گرفته شود، این کار در را بر روی حق‌تلفی، تبعیض و ستم باز می‌کند. از این رو نباید هیئت دولت در این زمینه کوتاه بیاید و به ستم در حق بخشی از شهروندان افغانستان تن بدهد. با گشوده شدن درِ چنین ستمی، راه ستم‌های دیگر نیز باز خواهد شد و در پیِ آن بی‌ثباتی و منازعات درونی از نو اشتعال خواهد یافت. مردمان حنفی مذهب ما باید صدای خود را به دفاع از حقوق هم‌وطنان شیعی خود بالا کنند و اجازه ندهند که خواسته تبعیض‌آمیز طالبان تحقق پیدا کند. چرا نباید موضع طالبان در زمینه ارجاع همه مسایل دینی به یک مذهب فقهی را پذیرفت؟ برای این کار چند دلیل وجود دارد.
    ۱: پایه مسایل فقهی و شرعی اعتقاد باطنی است و پایه امور قانونی توافق همگانی. زندگی مسالمت‌آمیز اجتماعی هنگامی تحقق می‌یابد که توافق اجتماعی شکل بگیرد، نه تحمیل گرایش‌های یک بخش از جامعه بر بخشی دیگر. پیامبر اسلام بعد از هجرت به مدینه، بر اساس توافق همگانی، قراردادی را با مردمان آن‌جا-مسلمان و یهودی- امضا کرد و در آن برای پیروان دین یهودی در امور مذهبی شان استقلال بخشید. این قرارداد به نام وثیقه مدینه شناخته می‌شود. در آن وثیقه تاکید شده است که: «للیهود دینهم و للمسلمین دینهم» یعنی در مدینه یهودیان به دین خود عمل می‌کنند و مسلمان به دین خود. با توجه به این اصل، آزادی ادیان و مذاهب در طول تاریخ اسلام امری مسلّم در نظر مجتهدان بزرگ مسلمان شناخته می‌شده است.
    ۲: تعدد مذاهب و اختلاف فقهی در طول تاریخ اسلام سبب غنای فقهی و تشریعی مسلمانان بوده است و انحصار جامعه بر یک مذهب سبب تنگناهای فراوان شناخته می‌شده است. عمر بن عبد العزیز در دوران خلافت خود تعدد گرایش‌های فقهی را ستود و گفت: «ما یسرنی أن أصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم لم یختلفوا» یعنی مورد پسند من نیست که در میان صحابه پیامبر خدا اختلاف نظر نمی‌بود. به همین جهت در روایتی منسوب به پیامبر اسلام آمده است: «اختلاف امتی رحمة» یعنی تفاوت نظر در میان امت من رحمت خداوند است. هنگامی که امام مالک کتاب «المؤطا» را گرد آورد، خلیفه عباسی ابو جعفر منصور به او گفت می‌خواهم از این کتاب نسخه‌هایی دیگر نوشته شده و به شهرهای دیگر فرستاده شود تا همه به آن عمل کنند. امام مالک با این کار مخالفت کرد و گفت: «این کار را نکن زیرا به مردم سخنان و احادیث و روایت‌های دیگری رسیده است و هر کس به عمل به بخشی از آن‌ها خو گرفته است، و برگردانیدن ایشان از آن سبب دشواری بر آنان خواهد شد، بگذار مردم بر آن‌چه هستند و برگزیده‌اند بمانند.
    ۳: مذاهب اسلامی در بستر تاریخ شکل گرفته‌اند و هیچ مذهبی، به شمول مذهب حنفی، نیست که تحت تاثیر تحولات مثبت و منفی تاریخی قرار نگرفته باشد. آن‌چه به نام مذهب حنفی می‌شناسیم بخش محدودی از آن، نظرات خود امام ابوحنیفه است و بخش بیشتری از آن نظرات فقها و علمای مذهب حنفی در درازای قرون و اعصار است. از این رو دیدگاه‌های مختلف و ناهمگون در فقه حنفی، مانند هر مذهب فقهی دیگر، وجود دارد. آن‌چه برای جوامع اسلامی امروز، به ویژه برای افغانستان سودمند است مِتود/منهج اجتهادی شخص خود امام ابوحنیفه است نه هر چه که در طول هزار و دو صد سال به نام مذهب او در میان متقدمان و متاخران و دیوبندیان و بریلویان و پنج‌پیریان و سایر جریان‌های منتسب به مذهب حنفی ساخته و پرداخته شده است. طالبان با ارجاع مبهم به مذهب حنفی راه را باز می‌کنند تا راه و رسم مورد نظر خود را زیر این نام بر سر مردم تحمیل کنند.

    ۴: مذهب جعفری نیز یکی از مذاهب فقهی اسلامی است که در بستر تاریخ پرورده شده و از همه پیچ و خم‌هایی که دیگر مذاهب اسلامی گذشته‌اند، این مذهب نیز گذشته است. از همین رو شیخ محمود شلتوت شیخ الازهر اسبق مصر حکمی مشهور در باره جواز عمل به مذهب جعفری صادر کرد، و شیخ محمد ابو زهره کتابی در باره زندگی امام جعفر صادق و آشنایی با دیدگاه‌های وی به نگارش درآورد. کنار زدن فقه جعفری از مشروعیت در افغانستان خلاف روحیه تسامح اسلامیِ مورد نظر بزرگان علم و فقه است. بهتر است اسلام در مقیاسی بزرگ فهمیده شود، مقیاسی که شامل افغانستان، مصر، تونس، مراکش، ایران، عراق، عربستان، ترکیه، مالزی، اندونزی و سایر کشورهای مسلمان بشود. برای تفسیر امور دینی دست کم باید آن چیزی مبنا قرار بگیرد که مورد اتفاق مهم‌ترین مراکز دینی جهان اسلام باشد، مراکزی مانند الازهر در مصر، الزیتونه در تونس، القرویین در مراکش، دار العلوم دیوبند در هند، حوزه علمیه در نجف عراق، سازمان دیانت ترکیه، هیئت کبار علمای عربستان سعودی و وزارت‌های اسلامی اندونزی و مالزی. طالبان نمی‌توانند، و این حق را به هیچ صورت ندارند، که خود را از تمام این مراکز علمی داناتر به اسلام و غمخوارتر به مسلمانان قلمداد کنند.

    دید

  • نتایج کانکور 1399 اعلام شد

    نتایج کانکور 1399 اعلام شد

    نتایج امتحان سراسری کانکور ۱۳۹۹ امروز (پنج‌شنبه، ۳ میزان) اعلام شد.

    شمسیه فرزند محمدنسیم از لیسه محمد آصف مایل شهر کابل با گرفتن ۳۵۳.۱۸۵ نمره مقام اول را به خود اختصاص داد و در دانشکده‌ی طب دانشگاه کابل کامیاب شده است.

    نعمت‌الله ولد محفوظ‌الله از کابل با ۳۵۳.۱۳۳ نمره، محمد مجتبی ولد گل حسین با ۳۵۰ نمره از کابل، توریالی ولد سید کریم با ۳۴۹ نمره از بدخشان، احمد فواد ولد احمد رحیم با ۳۴۹.۷ نمره از کابل، زین‌العابدین ولد بادار با ۳۴۸ نمره، احمد وثیق ولد احمد قسیم با ۳۴۸ نمره و نصیحه ولد رحیم داد با ۳۴۸ نمره از کابل، وثیق ولد خیرمحمد با ۳۴۸ نمره از ولایت غور و فضل احمد با ۳۴۸ نمره از ولایت هرات به ترتیب دوم تا دهم نمره کانکور امسال اعلام شده‌اند.

    عبدالقدیر خموش، سرپرست اداره ملی امتحانات در نشستی به مناسبت اعلام نتایج کانکور گفت از نزدیک از ۲۰۰ هزار داوطلب کانکور امسال در شش دوره در ۳۴ ولایت کشور امتحان گرفته شده است.

    آقای خموش همچنان گفت ۹۸ درصد از داوطلبان کانکور امسال نمرات کامیابی اخذ کرده و تنها در حدود دو یا سه هزار داوطلب نتوانسته‌اند نمرات کامیابی اخذ کنند.

    به گفته‌ی او، امتحانات کامیابی و ناکامی دارند، اما این ناکامی زندگی نخواهد بود. او تأکید کرد که از پنج فردی که بیشترین نمرات را اخذ کرده‌اند، در یک نشست دیگر تقدیر خواهد شد.

    عباس بصیر، سرپرست وزارت تحصیلات عالی نیز در این نشست گفت که اداره ملی امتحانات پروسه امتحان کانکور را به شفافیت پیش برده و از هر نوع دخالت مصئون بوده است.

    آقای بصیر همچنان گفت که تلاش‌های زیادی در قسمت بالابردن ظرفیت جذب داوطلبان کانکور صورت گرفته است، اما هنوز هم ظرفیت جذب بیش از ده درصد داوطلبان تحصیلات عالی وجود ندارد.

    بصیر در عین حال بر بالابردن کمیت جذب دانشجویان و تقویت کیفیت دروس در دانشگاه‌ها تأکید کرد و گفت که در سال‌های آینده یکی از برنامه‌های وزارت تحصیلات عالی، تطبیق برنامه‌هایی در راستای بلند بردن کیفیت نظام تحصیلی کشور خواهد بود.

    سرپرست وزارت تحصیلات عالی در ادامه‌ی صحبت‌هایش گفت که ۲۰ بورسیه‌‌ی تحصیلی برای اول نمره تا بیستم نمره و ۱۰۲ بورسیه‌ی تحصیلی دیگر برای اول نمره تا سوم نمره ولایات در نظر گرفته خواهد شد.

  • آیا طالبان به چیزی کمتر از امارت اسلامی راضی می شوند؟

    آیا طالبان به چیزی کمتر از امارت اسلامی راضی می شوند؟

    در حالی که یازده روز می‌شود، هیأت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان و طالبان به میزبانی قطر گردهم آمده اند تا به دراز‌ترین جنگ در کشور -که چهل سال است از شهروندان افغانستان قربانی می‌گیرد-، پایان دهند؛ اما هر روز که از گشایش گفت‌وگوهای صلح افغانستان می‌گذرد، حرف‌های تازه‌ای به میان می‌آید که شهروندان افغانستان را نسبت به این روند بی‌باور می‌کند.
    روز دوشنبه (۳۱ سنبله)، امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری، در نشستی به مناسبت «روز جهانی صلح» در ارگ‌ ریاست‌جمهوری، محتوا و خواست‌های طالبان برای آمدن یک دولت اسلامی را پوچ و بی‌مفهوم خواند و گفت هیأت این گروه، در برابر هیأت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان هیچ پاسخی نخواهند داشت و آب خواهند شد.
    معاون نخست ریاست‌جمهوری، بار دیگر افکار طالبان را، افکار پاکستانی خواند و گفت: «گروه طالبان، قصد داشت تا فرهنگ مولانا سمیع‌الحق و مولانا فضل‌الرحمان -ملاهای پاکستانی- را در افغانستان پیاده کند؛ اما موفق نشد.»
    به گفته‌ی امرالله صالح، طالبان برای این که جنگ شان در افغانستان را توجیه کنند، می‌گویند که «دولت اسلامی» به میان آمد، در حالی که در دوران حاکمیت این گروه، جنایت‌های زیادی بر مردم روا داشته شده و به هزاران دختر، تجاوز جنسی شده و ده‌ها هزار دختر به نکاح اجباری جنگ‌جویان این گروه در آمده است.
    در سوی دیگر، طالبان هم‌چنان به حمله‌های شان بر نیروهای امنیتی و غیرنظامیان نیز ادامه می‌دهند. در تازه‌ترین گزارش وزارت امور داخله، آمده است که در ۶ ماه گذشته، در حملات تروریستی گروه طالبان، نزدیک به ۳۵۰۰ غیرنظامی، در سراسر افغانستان کشته و زخمی شده اند.
    طارق آرین، سخن‌گوی این وزارت، روز سه‌شنبه (۱میزان)، در یک نشست خبری، گفت که تروریستان طالب، در شش ماه گذشته، نزدیک به ۷ هزار حمله‌ی تروریستی را بر نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان و شهروندان ملکی انجام داده اند که جاسازی ۱۱۴۰ ماین کنارجاده‌ای را نیز در بر دارد.
    این درحالی است که طالبان، ادعا می‌کنند، بیش‌تر تلفات غیرنظامیان در نتیجه‌ی حمله‌های هوایی نیروهای ارتش است. از سویی‌هم این گروه در تازه‌ترین بیانیه‌ی شان در واکنش به حرف‌های امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری گفته است که این حرف‌ها برنامه‌ریزی شده و بر ضد روند کنونی صلح است.
    این درحالی است که وزارت دفاع افغانستان، می‌گوید که نیروهای امنیتی به دلیل حسن نیت به صلح، در حال «دفاع فعال» قرار دارند.
    بحث دیگری که این روزها در افغانستان بیش‌تر تنش‌‌برانگیز شده، خواست‌های اخیر طالبان است. این گروه اخیرا گفته است، بحث‌های شرعی گفت‌وگوهای صلح افغانستان باید با استناد به فقه‌ حنفی به پیش برده شود.
    و اما، سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری، گفته است که طالبان با مذهبی‌سازی گفت‌وگوهای صلح، افزون بر این که آغاز گفت‌وگوها را به تأخیر می‌اندازند، به اتحاد میان مردم افغانستان نیز، آسیب‌ می‌زنند.
    آقای دانش، گفته است: «امام اعظم، همیشه می‌گفت، همه افرادی که اهل قبله ‌اند، مسلمان اند و هیچ مشکلی با سایر مذاهب نداشت. حالا هم اگر کسی بیاید و بگوید که با اهل تشیع، مانند سایر اقلیت‌های دینی برخورد می‌کنیم، به این معنا است که شیعیان از چارچوب شریعت خارج اند و این کار، توهین به بخش بزرگی از مردم افغانستان است.»
    طالبان اما، در واکنش به حرف‌های سرور دانش و امرالله صالح، معاونان ریاست‌جمهوری را به نداشتن آگاهی از نظام اسلامی این گروه، متهم کرده و آن‌ها را «دشمنان صلح و استحکام نظام اسلامی در کشور» خوانده است.
    در حال حاضر بحث اساسی این است که هرچه زودتر گفت‌وگوها میان دو هیأت آغاز شود تا این گونه، گره ‌کور صلح باز شود و مردم افغانستان به آرامش و ثبات برسند؛ اما مسأله این‌جا است، حرف‌ها و تنش‌های لفظی‌ای که دو طرف (مقام‌های دولت افغانستان و طالبان) در برابر هم‌، رد و بدل می‌کنند، چه اندازه می‌تواند به روند کنونی صلح که در قطر جریان دارد، آسیب بزند.
    علی‌سجاد مولایی، آگاه امور سیاسی، به روزنامه‌ی صبح کابل می‌گوید که ممکن است، حرف‌هایی که دو طرف به هم می‌زنند، روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان را در قطر، به بن‌بست بکشاند و از آغاز گفت‌وگوها میان دو طرف پیش‌گیری کند.
    آقای مولایی نیز به نحوی با حرف‌های اخیر معاونان ریاست‌جمهوری موافق است و می‌گوید که طالبان در زمان حاکمیت شان در افغانستان، جنایت‌های بزرگی علیه مردم مرتکب شده‌اند. آن‌ها، زنان را به بردگی گرفتند.
    به گفته‌ی او، ضدیت طالبان با پیروان مذهب اهل تشیع نیز، نگران‌کننده است؛ زیرا بخشی از شهروندان این کشور پیرو فقه جعفری اند و مخالفت با آنان، روند صلح را آسیب می‌زند.


    آینده‌ی صلح افغانستان و مدغم‌شدن ده ‌هزار جنگ‌جوی این گروه در ارتش
    هر چند افغانستان برای رسیدن به صلح واقعی با طالبان، راه درازی در پیش دارد و تا اکنون نمی‌توان پیش‌بینی کرد که این روند چه زمانی به انجام خواهد رسید؛ اما با این حال، برخی از مسؤولان درجه‌یک حکومت، از آینده‌ی صلحی حرف‌ می‌زنند که طالبان در آن شامل اند.
    رییس‌جمهور غنی، روز دوشنبه (۳۱ سنبله)، که در مراسم گرامی‌داشت از روز جهانی صلح، با بیان این که هدف دولت از صلح، پایان‌دادن به جنگ و خشونت‌های میراثی ۴۰ سال گذشته است، آمادگی نشان داد که دولت برای ادغام ۶۰ تا ۱۲۰ هزار جنگ‌جوی طالبان پس از برقراری صلح، برنامه دارد.
    رییس‌جمهور غنی در حالی از ادغام ده‌ها هزار جنگ‌جوی طالب در ارتش حرف می‌زند که تروریستان طالب، نزدیک به ۲۰ سال است در برابر نیروهای ارتش افغانستان، دست از ماشه برنداشته و ده‌ها هزار سرباز ارتش را کشته اند. نزدیک به هشت ماه پیش- زمانی که تازه زمزمه‌های گفت‌وگوهای صلح افغانستان بلند شده بود- جان سوپکو، سرمفتش ویژه‌ی ایالات متحده برای بازسازی افغانستان، گفته بود که در صورت توافق صلح با طالبان، ادغام مجدد جنگ‌جویان این گروه در جامعه‌ی افغانی، روند بسیار دشوار و پر هزینه خواهد بود.
    بر بنیاد معلوماتی که در آن هنگام، از سوی سیگار نشر شده بود، گروه طالبان نزدیک به ۶۰ هزار نیرو دارد و ۹۰ هزار دیگر نیز، فصل‌وار به این گروه می‌پیوندد.
    جان ساپکو، گفته بود:«ادغام مجدد به حمایت مالی دوامدار از سوی ایالات متحده‌ی امریکا نیازمند دارد. حتا امروز، دولت امریکا، هیچ نهاد رهبری‌کننده و یا دفتری برای تنظیم امور مربوط به ادغام مجدد جنگ‌جویان سابق ندارد. این مسأله در افغانستان، منجر به نبود شفاف‌سازی در مورد دورنمای ادغام مجدد و رابطه‌ی آن با صلح شده است.»
    هرچند رییس‌جمهور غنی از ادغام جنگ‌جویان طالب در قالب یک برنامه سخن‌زد؛ اما از چگونگی ادغام چیزی نگفته است. از سویی هم، آیا خانواده‌‌های هزاران سربازی که در جنگ با طالبان کشته شده اند، به ادغام جنگ‌جویان طالب راضی اند یا خیر، هنوز روشن نیست.
    در این مورد، علی‌سجاد مولایی می‌گوید که با آن‌که برای رسیدن به یک توافق‌ سیاسی با طالبان، دولت افغانستان، باید حاضر به قربانی‌دادن شود و ممکن است بخشی از حاکمیت سیاسی نیز در نتیجه‌ی این توافق از دست برود؛ اما با این حال، حکومت نباید خطوط سرخی که شامل ارزش‌ها، قربانی‌ها، حقوق‌بشر و قانون اساسی می‌شود را در رویارویی با طالبان از دست بدهد.
    به گفته‌ی آگاهان، ادغام جنگ‌جویان طالب در کنار نیروهای امنیتی، به دو دلیل نگران‌کننده است؛ نخست این که تا دیروز، این دو جناح در برابر هم می‌جنگیدند. هزاران نیروی امنیتی در جنگ با طالبان کشته شدند و حال اگر جنگ‌جویان این گروه در ارتش مدغم شود، توهین بزرگی به خانواده‌های سربازان کشته‌شده خواهد بود.
    بحث دوم این است که بخشی از جنگ‌جویان طالب، موافق توافق‌نامه‌ی صلح با دولت افغانستان و هم‌رزمی با نیروهای ارتش نیست و ممکن است با یک‌جا‌شدن، در برابر آن‌ها دست به ماشه ببرند.
    با این همه، تلاش کنونی دولت بر این است که به هر شکل ممکن، رضایت طالبان را برای صلح به دست بیاورد. عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، روز دوشنبه (۳۱ سنبله)، بار دیگر از طالبان خواست که کاری کنند که امید مردم نسبت به برقراری صلح، خدشه‌دار نشود.
    آقای عبدالله گفت: «به طالبان می‌گویم، وقتی که می‌خواهید مسأله حل شود، بروید به سوی آتش‌بس یا کاهش خشونت. حداقل مردم باید احساس کنند که دو طرف تعهد به پایان جنگ دارند. دولت که همیشه آمادگی داشته، طالبان هم باید به این خواست مردم تمکین کند.»
    او، اطمینان داد، در صورتی که صلح در افغانستان برقرار شود، جامعه‌ی جهانی نیز کمک‌هایش را بیش‌تر می‌کند و این کار، سبب خواهد شد تا این کشور، از وضعیت بهتری برخوردار شود.

  • نماینده غزنی در پارلمان: خشونت های بدوی نمی تواند برای یک ملت افتخار باشد

    نماینده غزنی در پارلمان: خشونت های بدوی نمی تواند برای یک ملت افتخار باشد

    یک نماینده مجلس گفت بعضی‌ها می‌خواهد که بدوی‌ترین شکل ستم‌گری و وحشیانه‌ترین نوع خودکامگی و خشونت را به افتخارات و مقدسات یک ملت تبدیل کنند.

    عارف رحمانی نماینده مجلس در توییترش نوشته است:«واکنش‌ها به سخنان آقای دانش خلاف انتظار و تکان دهنده است. بعضی‌ها می‌خواهد که بدوی‌ترین شکل ستم‌گری و وحشیانه‌ترین نوع خودکامگی و خشونت را به افتخارات و مقدسات یک ملت تبدیل کنند. امری که غیر قابل دفاع و بدور از منطق انسان امروزی است.»

     او نوشت:«آیا آنهایی که سخنان استاد دانش را توهین به مقدسات شان می‌دانند، حاضرند سخنان آرین یون را که خواهان قتل عام مجدد هزاره‌ها شده است و انتقام چنگیز و هلاکو را از هزاره‌های امروز می‌گیرند، محکوم کنند؟»

     این نماینده مجلس همچنین گفت متاسفانه اوضاع خوب نیست. باید بزرگان کشور فکری به حال بهبودی اوضاع کنند.

     این در حالیست که دو روز قبل سرور دانش که همراه با اشرف غنی، رئیس جمهور به بامیان سفر کرده بود، در سخنرانی‌اش گفت «امارت نظامی است، متکی بر اراده یک فرد و بدون رأی و حتی بدون رضایت عامه مردم. این نظام با یک نظام کاملا استبدادی و دیکتاتوری هیچ فرقی ندارد.»

     دانش گفته بود «نظام طالبانی با سلطنت سدوزایی و محمدزایی که به نام امارت یا سلطنت از ۱۷۴۷ (۱۱۲۶ش) تا ۱۹۷۸ (۱۳۵۷ش) به مدت بیش از ۲۳۰ سال بر افغانستان حکومت کردند، از نگاه روح و محتوا هیچ تفاوتی ندارد.»

     معاون رئیس جمهور بیان کرده بود که در آن نظام‌ها هم «یک گروهی کوچک از یک قبیله به صورت موروثی و با استبداد و دیکتاتوری بر افغانستان حکومت کردند، در نظام امارت نیز حکومت یک فرد به طور مادام العمر بر سرنوشت یک ملت مطرح است، بدون رعایت حقوق اساسی شهروندان و آزادی‌های عمومی و حتی قانون اساسی.»

     او نظام امارت را که موسس آن طالبان است «یک نظام فراقانونی، نامحدود و مطلقه» خواند.

     همین مقایسه امارت اسلامی طالبان با سلطنت‌های سدوزایی و محمدزایی و دیکتاتور و مستبد خواندن، این سلطنت‌ها، واکنش‌هایی به دنبال داشته است.

      ادریس زمان، سرپرست پیشین وزارت خارجه در توییترش نوشت برای آقای دانش احترام زیادی دارد، با این حال تفسیر تجدید نظرطلبانه و نادرست از تاریخ و تلاش برای عمومیت دادن بخش تاریک تاریخ اخیر به دو قرن و سلسله‌های افغانستان، تعجب‌آور و ناامید کننده است.

  • خشونت های میراثی چهل ساله باید با برقراری صلح پایان یابد

    خشونت های میراثی چهل ساله باید با برقراری صلح پایان یابد

    رییس‌جمهور اشرف غنی می‌گوید هدف دولت از برقراری صلح، ختم اساسی تمامی خشونت‌های میراثی ۴۰ سال گذشته می‌باشد.

    آقای غنی که روز (دوشنبه، ۳۱ سنبله) در مراسمی به مناسبت روز جهانی صلح در کابل صحبت می‌کرد، گفت: «مبارزه شبکه‌ی القاعده و شبکه‌های مخرب آن یک تهدید و موج پنجم جنگ بین‌الملی است. ما (افغانستان) به یک میدان جنگ ناخواسته تبدیل شدیم. جمع‌کردن این‌ها صلح است و هدف ما از صلح ختم اساسی تمامی خشونت‌ها است.»

    او همچنان تأکید کرد برای برقراری صلح پایدار باید روی «اعمار صلح» اقدام شود. رییس‌جمهور کشور رسیدن به صلح را «یک کمان رستم» خواند و تأکید کرد که کار اصلی باید «اعمار صلح» باشد.

    او افزود دولت افغانستان برای ادغام حداقل ۶۰ الی ۱۲۰ هزار جنگ‌جوی گروه طالبان برنامه و آمادگی دارد. همچنان به گفته‌ی او، پس از برقراری صلح لازم است که اعضای طالبان در اقتصاد رسمی و قانونی کشور جذب شوند و سرمایه‌های‌شان نیز از خارج به داخل افغانستان انتقال داده شود.

    او همچنان گفت خواست اصلی مردم افغانستان صلح است و تا مرحله‌ی آغاز مذاکرات به سختی رسیده است و دولت تمامی موانعی که طالبان ایجاد کرده بودند، را برداشته است.

    رییس‌جمهوری در ادامه خاطرنشان کرد برقراری صلح بدون هم‌پذیری، قربانی و سازش ممکن نیست. او مردم را به حوصله‌مندی فراخوانده، گفت طالبان از خدا می‌خواهند که دولت از میز مذاکره کنار برود.

    آقای غنی در ادامه تأکید کرد برقراری صلح برای رشد اقتصادی و محو فقر و ثبات سیاسی ضروری است.

    او گفت از زمان کودتای ثور تا نشست بُن، افغانستان ۲۴۰ میلیارد دالر را از دست داده است.

    رییس‌جمهوری کشور از گروه طالبان نیز خواست آتش‌بس را بپذیرند.