دسته: برگزیده ها

  • امریکا با صلح نیابتی به دنبال غارت منابع معدنی افغانستان است

    امریکا با صلح نیابتی به دنبال غارت منابع معدنی افغانستان است

    برخی از کارشناسان و منابع امنیتی کشور می گویند امریکا و تعدادی از کشورهای غربی با طرح صلح نیابتی به دنبال غارت منابع معدنی افغانستان می باشند.

    به گفته آنها آمریکا و انگلیس برای شناسایی و غارت منابع معدنی افغانستان در مناطق هلمند و اطراف پایگاههای آمریکا، اقدام به حفاری های زیاد و مشکوک برای شناسایی معادن کرده اند.

    یک مقام امنیتی ارشد پیشین کشور نیز گفت زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، گفت و گوهایی را در این زمینه با مقامات افغان آغاز کرده است.

    رحمت الله نبیل، رئیس پیشین امنیت ملی، روز پنجشنبه گذشته در صفحه فیسبوک خود نوشت صلح نیابتی در افغانستان با هدف بازگشت آرامش به کشور نیست بلکه مهمترین هدف آن غارت منابع کشور است.

    وی اضافه کرد علاوه بر آمریکا و انگلیس، ارتش پاکستان، قطری‌ها و دیگر بازیگران بزرگ به بهانه توسعه اقتصادی پسا صلح افغانستان درحال برنامه‌ریزی برای غارت منابع افغانستان هستند.

    نبیل خاطرنشان کرد سراج‌الدین حقانی، دستیارش ذبیح‌الله معروف به «مهندس» را نزد ملابرادر فرستاده است تا با گروه شرکت‌های قطری به نام بنیاد «Al Atiyyah» در مورد معاملات تجاری‌ که باعث تقویت وضعیت مالی آینده طالبان می‌شود، مذاکره کند.

    رئیس پیشین امنیت ملی گفت خلیل زاد نیز همراه با آدام بوهلر مدیرعامل شرکت مالی توسعه بین‌المللی آمریکا نشست‌هایی با طالبان در دوحه با حمایت مالی قطری‌ها برگزار کرده‌اند. 

    وی افزود: برای پاکستان، طالبان و آمریکایی‌ها در قطر برای تسهیل گفت وگوهای صلح، پاداشی در نظر گرفته شده است.

    نبیل گفت طالبان، پاکستان، قطر و آمریکا به بهانه توسعه اقتصادی پسا صلح در حال غارت منابع معدنی افغانستان هستند.

    گفت وگوهای بین  الافغانی صلح که حدود یک و نیم ماه پیش در دوحه پایتخت قطر آغاز شد، تاکنون پیشرفت محسوسی نداشته است.

    برخی سیاستمداران افغان می گویند آمریکایی ها به دنبال برقراری صلح در کشور نیستند بلکه روند صلح با هدف تاثیر گذاری بر انتخابات امریکا دنبال می شود.

  • تمرکز بی سابقه هند و پاکستان روی افغانستان

    تمرکز بی سابقه هند و پاکستان روی افغانستان

    وزیر امور خارجه هند پس از دیدار با همتای امریکایی خود اظهار داشت مردم افغانستان باید بدون هیچ اعمال فشاری درباره سرنوشت کشورشان تصمیم بگیرند.

    اس جی شنکر وزیر امور خارجه هند با مایک پامپئو وزیر امور خارجه و مارک اسپر وزیر دفاع امریکا دیدار و گفت‌وگو کرد.

    در این دیدار مقامات هندی و امریکایی درباره مسائل منطقه‌ای از جمله افغانستان و گسترش همکاری‌ها رایزنی کردند.

    شنکر به همتای امریکایی خود گفت مردم افغانستان بدون هیچ اعمال فشاری باید درباره سرنوشت کشورشان تصمیم بگیرند.

    برخی رسانه‌های هندی گزارش دادند که وزیرامور خارجه این کشور در این دیدارها خاطرنشان کرد: ثبات افغانستان به نفع هند است.

    دیدار پامپئو و اسپر پیش از برگزاری سومین دور از مذاکرات امریکا و هند صورت گرفته است.

    گفته می‌شود که وزیر امور خارجه امریکا، مواضع کشورش را درباره افغانستان نیز در دیدار با مقامات هندی شرح داده است.

    هند همواره تاکید کرده است که تمایل دارد در روند صلح افغانستان مشارکت کند اما درصورتیکه مذاکرات بین‌الافغانی به مالکیت و رهبری افغان‌ها باشد.

    به گفته منابع، امریکا اکنون هند را به سمت مشارکت در مذاکرات سوق می‌دهد زیرا به وضوح می‌بیند که توافقش با طالبان آنطور که دولت ترامپ پیش‌بینی کرده بود به پیش نمی‌رود.

    نگران ضربۀ هند از خاک افغانستان هستیم

    در این حال، عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان طی سخنرانی در نشست مشترک سرمایه‌گذاری پاکستان و افغانستان با اشاره به حضور گسترده هند در افغانستان، گفت: نگران استفاده هند از خاک افغانستان به منظور ایجاد بی ثباتی در کشورمان هستیم.

    وی با تاکید بر اینکه اسلام آباد بدون در نظر گرفتن تغییر دولت‌ها در افغانستان به دنبال تقویت روابط با کابل است، افزود که آینده بهتر دو کشور در گرو اتحاد، تجارت متقابل و روابط اقتصادی است.

    نخست وزیر پاکستان همچنین با اشاره به این اینکه دو کشور می‌توانند از کریدور اقتصادی پاکستان و چین برای گسترش روابط خود استفاده کنند، اظهار داشت: نگران استفاده هند از خاک افغانستان به منظور بی ثباتی در کشورمان هستیم.

    وی همچنین از ادامه تلاش‌های پاکستان برای حل و فصل مساله کشمیر در چارچوب قطعنامه‌های شورای امنیت خبر داده است.

    هند و پاکستان به افغانستان متمرکز شده‌اند

    هند و پاکستان به‌طور بی‌سابقه روی اوضاع افغانستان متمرکز شده‌اند.

    اسلام‌آباد و دهلی جدید در روزهای پسین از چهره‌های برجستۀ سیاسی- جهادی دعوت کرده‌اند.

    عبدالله عبدالله، مارشال عبدالرشید دوستم، عطا محمد نور و برخی از چهره‌های دیگر در روزهای اخیر از هند دیدار کرده‌اند. آنان با رهبران هند از جمله وزیر خارجه، مشاور امنیت ملی و رییس استخبارات هند دیدار داشته‌اند. به نظر می‌رسد هند به دنبال بسیج متحدان سابقش در افغانستان است. هند از روند صلح افغانستان ناراضی است و آن را پروسۀ پاکستانیزه‌سازی افغانستان خوانده است.

    پاکستان نیز دعوت از سران سیاسی افغانستان را افزایش بخشیده است. عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ماه پیش در سفر رسمی از اسلام‌آباد دیدار کرد. همچنان، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی به دعوت سران پاکستان از اسلام‌آباد دیدار نمود. میررحمن رحمانی رییس مجلس نمایندگان نیز از سوی پارلمان پاکستان دعوت شد. محور این دیدارها و سفرها روند صلح و آیندۀ سیاسی افغانستان بود. پاکستان از تغییر سیاست و استراتژی‌اش در افغانستان سخن می‌زند.

    نا امیدی خلیل‌زاد از منطقه

    زلمی خلیلزاد، نمایندۀ ویژۀ ایالات متحده برای مصالحۀ افغانستان با انتقاد بر افزایش خشونت‌ها در این کشور هشدار داد که فرصت رسیدن به یک توافق سیاسی برای همیش مساعد نخواهد بود.

    آقای خلیلزاد که دیروز راهی قطر شد در صفحه تویتراش نوشته است که با ناخشنودی به منطقه می‌گردد، زیرا با وجود تعهدات، خشونت‌ها در افغانستان کاهش نیافته است.

    آقای خلیلزاده بدون ذکر نام کدام کشور یا گروه نوشته است: “افغان‌ها به میزان بلند می‌میرند و تخریب‌کاران منطقوی برای اهداف غیرمشروع شان از افغان‌ها منحیث جنگجویان بی‌ارزش استفاده می‌کنند. خونریزی باید پایان یابد.”

    او نگاشته است که افغان‌ها باید به عوض ویرانگری به انکشاف، به جای هرج و مرج به ثبات، به عضو انتقام به بخشندگی و به جای انعطاف‌ناپذیری به سازش تن دهند.

    نمایندهٔ ویژهٔ‌ ایالات متحده نوشته است: “ناسازگاری و رد ترک دشمنی،‌ رد پذیرفتن هموطنان، رد توافق روی یک فورمول همکاری سیاسی و رقابت، حمایت از تهداب جنگ است.”

    پیش از این آقای خلیلزاد گفت بود که تشدید خشونت‌ها برای امتیازطلبی در مذاکرات صلح “بسیار خطرناک” است.

  • چرا ترامپ و بایدن هر دو به جنگ های نیابتی  متعهد هستند؟

    چرا ترامپ و بایدن هر دو به جنگ های نیابتی متعهد هستند؟

    برای بسیاری از ناظران، فضای آرام و عمدتاً حرفه‌ای مناظره معاونان نامزدهای ریاست جمهوری یک فاصله‌گذاری خوشایند با مناظره ناهماهنگ و آشفته اول (بین خود نامزدها) بود. برخلاف مناظره اول، مناظره معاونان ریاست جمهوری امکان گفت‌وگو درباره موضوعات سیاست خارجی را فراهم آورد. با این حال این مناظره یک فرصت از دست رفته است. فرصتی که می‌شد برای گفت‌وگو درباره ماهیت دو حزبی بخش اعظم سیاست گذاری‌های ایالات متحده در قبال خاورمیانه به کار برده شود.

    درحالی که جو بایدن، نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری، وعده داده ایالات متحده را به توافق هسته ‌ای ایران بازگرداند و کاملا هریس و بسیاری از دیگر دموکرات‌ها به وضوح ترور جنرال قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای قدس ایران را در ماه جنوری مورد انتقاد قرار داده‌اند، اما هر دو در استنطاق از مایک پنس درباره موضوعی که خودش در مناظرات مطرح کرد، کوتاهی کردند. در پی شیوع جهانی همه گیری کرونا که تقریباً بلافاصله بعد از این اتفاق رخ داد، راحت بود که مخاطرات این اقدام امریکا در خاورمیانه از جمله برای نیروهای امریکایی در عراق نادیده گرفته شود؛ نیروهایی که هدف بمباران قرار گرفتند و اگرچه کشته نشدند، اما به شدت آسیب دیدند. همچنین، پس از این ترور مجلس عراق خروج نیروهای امریکایی از این کشور را خواستار شد.
    ترور سلیمانی هیچ نتیجه‌ای در جهت منافع امریکا نداشت و تنها دیدگاه جهانی به این کشور را خدشه دار کرد. با این حال، به نظر می‌رسد که حزب مخالف درباره جزئیات اتفاقاتی که به ترور انجامید و به طور کلی درباره نقش امریکا در خاورمیانه، به طور عجیبی سکوت کرده است. با توجه به اظهارات هریس و بسیاری از دیگر افراد در حزب دموکرات در زمینه سیاست خارجی که به «لیبرالیسم زوری» اشاره دارد، می توان گفت که این عدم انتقاد عمدی بوده است. هرچه که نباشد، آخرین مرتبه از این واژه برای توجیه نابود کردن لیبیا، کشوری با بالاترین استانداردهای زندگی در افریقا، و تبدیل آن به مقری برای جنگ طلبان، گروه‌های جهادگرای افراطی و بازار برده داری آزادانه، استفاده شد.
    سناتور هریس و بسیاری از هم کیشان او همچنین به استفاده از اظهارات شدیدالحن برای توجیه رژیم‌های تحریمی بی‌پایان علیه سوریه و ایران گرایش دارند؛ تحریم‌هایی که بی‌شک به دیپلماسی آسیب رسانده و تنش‌های منطقه‌‌ای را تشدید کرده‌اند. هر چه که می‌گذرد، درک اینکه ایفای نقش ایالات متحده به عنوان «متحد قدرتمند» عربستان سعودی تا چه اندازه امکان موجودیت دیدگاه‌های متفاوت و جایگزین برای سیاست گذاری‌های کنونی را فراهم می‌آورد، دشوارتر می‌شود؛ اتحادی که بیش از هر اتفاق دیگری مشارکت امریکا در جنگ‌های نیابتی در خاورمیانه را می‌طلبد.
    شاید دلیل اصلی که انتقادات بسیار اندکی از دولت دونالد ترامپ در این زمینه شده، به طور ویژه سوریه باشد. اعتراف بسیاری از دموکرات ها به اینکه حمایت از شورشی‌های سوری و تامین سلاح برای آنها یک اشتباه بزرگ بوده که بسیاری از گروه های جهادگرای افراطی را توانمند کرده و به طور غیرمستقیم به ظهور داعش انجامیده، به معنای اذعان داشتن به این است که پیشینه باراک اوباما در سیاست خارجی هم در حقیقت چیزی نبوده که بتوان از آن الگوبرداری کرد. به علاوه، این مسئله فضایی را برای گفت‌وگویی ناخوشایند برای همه امریکایی‌ها درباره اینکه سردار سلیمانی به طور موثر با این جهادگرایان جنگیده بود، فراهم می‌آورد.
    مردم امریکا لیاقت آن را دارند که چیزی بیش از دو گزینه در حوزه سیاست خارجی در برابر آن‌ها ارائه شود. هر کسی که به دنبال به چالش کشیدن وضعیت موجود است، باید این مسئله را مد نظر قرار دهد چرا که بی‌شک از این طریق می‌تواند از ذخایر جدیدی از حمایت انتخاباتی مطمئن باشد.

    خبرگزاری دید

  • سفر ترامپ به ایالت های کلیدی و تمرکز بایدن بر ایالت های مخالف دموکرات ها

    سفر ترامپ به ایالت های کلیدی و تمرکز بایدن بر ایالت های مخالف دموکرات ها

    دونالد ترامپ در جریان کارزار فشرده‌ی انتخاباتی، بر ایالت‌های کلیدی تمرکز دارد و جو بایدن به ایالت‌های‌ مخالف دموکرات‌ها، سفر می‌کند.

    ترامپ، روزهای پایانی کارزار انتخاباتی را بیش‌تر در ایالت‌های کلیدی در انتخابات امسال می‌گذراند. او، روز سه‌شنبه (۶ عقرب)، در ایالت میشیگان سخن‌رانی کرد.

    میشگان در انتخابات چهار سال پیش امریکا، بیش‌تر به دونالد ترامپ رای داده بود؛ اما در این دور انتخابات جو بایدن محبوبیت بیش‌تری در این ایالت دارد.

    میشگان یکی از ایالت‌های کلیدی است که ۱۶ رای الکترال دارد، طبق نظر سنجی‌ها تا هنوز در این ایالت، جو بایدن ۹ درصد از ترامپ، پیش است.

    ترامپ در همین روز، به ایالت‌های نبراسکا و ویسکانسین سفر و در جمع هوادارانش سخن‌رانی کرد.

    نظر‌سنجی‌ها نشان می‌دهد که ترامپ در ایالت نبراسکا، پیشتاز است. نبراسکا ۴ رای الکترال دارد.

    ایالت ویسکانسین، یکی از ایالت‌های کلیدی است که ۱۰ رای الکترال دارد.

    نظرسنجی‌ها از پیشتازی بایدن در این ایالت خبر می‌دهد.

    ملانیا ترامپ، بانوی اول امریکا، روز سه‌شنبه در پنسیلوانیا حضور یافت؛ جایی‌که ۲۰ رای الکترال دارد و بایدن با فاصله‌ی یک درصدی از ترامپ پیش است.

    از سویی هم، جو بایدن، روز سه‌شنبه (۶ عقرب)، به ایالت جورجیا رفت. ایالتی که به طور سنتی همیشه جمهوری‌خواهان در آن پیروز بوده است.

    جورجیا، ۱۶ رای الکترال دارد و رقابت ترامپ و جو بایدن در این ایالت تنگاتنگ است.

    طبق آخرین نظر سنجی‌ در این ایالت، ترامپ ۴۶ درصد و بایدن هم ۴۶ درصد از حمایت مردم برخوردار اند.

    کامالا هریس، معاون جو بایدن، قرار است به ایالت‌های آریزونا و تگزاس سفر کند.

    آریزونا، ۱۱ رای الکترال دارد و ترامپ با فاصله‌ی یک درصد در آن پیشتاز است.

    تگزاس، ۳۸ رای الکترال دارد و  جو بایدن در این ایالت تا هنوز پیشتاز است.

    در این دو ایالت، هیچ‌گاه دموکرات‌ها برنده نشده اند.

    از سویی هم، بارک اوباما، رییس‌جمهور پیشین امریکا، روز سه‌شنبه (۶ عقرب)، در ایالت فلوریدا، از مردم خواست به جو بایدن رای بدهند. فلوریدا ۲۹ رای الکترال دارد و در این ایالت هم جو بایدن پیشتاز است.

    تا هنوز بیش از ۷۰ میلیون امریکایی به صورت حضوری یا هم از طریق پست، پیش از روز انتخابات رای داده اند.

    انتخابات امریکا قرار است ۳ نوامبر برگزار شود.

  • طالبان و تلاش برای  ارائه یک چهره نو و توانمند برای حکومت داری

    طالبان و تلاش برای ارائه یک چهره نو و توانمند برای حکومت داری

    همزمان با ادامه روند مذاکرات صلح افغانستان، طالبان در تلاش است با یک تغییر شکل از جمله توان بخشیدن به شبکه حقانی، خود را دولت مناسب و در انتظار نشان دهد.

    مذاکره کنندگان از دو طرف در جنگ ۱۹ ساله افغانستان از سپتمبر سال جاری میلادی در قطر وارد مذاکره شده و تلاش می‌کنند تا یک طرح اولیه را برای کشور پس از خروج نیروهای خارجی و امریکایی در سال آتی میلادی ارائه کنند.

    این مذاکرات در یک هتل لوکس در دوحه، قطر با درگیری‌هایی در افغانستان همراه شده است.

    در حالیکه شبه نظامیان به دنبال تسلط در صحنه نبرد شامل حمله گسترده در ماه جاری میلادی در ولایت هلمند هستند، پروپاگاندای طالبان یک جریان با ثبات پیام‌های ویدیویی و رسانه‌ای به راه انداخته و گزارش‌هایی را در وبسایت خود منتشر می‌کند تا خود را “والیان خوب” جلوه دهند.

    در یک سرمقاله اخیر آمده که نیروهای ویژه طالبان در کابل و برای حفاظت از جان مردم در مقابل فساد و بی عدالتی مستقر شده‌اند که این روند ضربه‌ای بر مقام‌های دولت افغانستان است که تلاش می‌کنند تا کنترل جرایم را به دست بگیرند.

    ویدئوی منتشر شده در فیسبوک از سوی این گروه در سال جاری میلادی نشان می‌دهد که اعضای آن با ماسک به توزیع مواد ضدعفونی کننده پس از گسترش ویروس کرونا در افغانستان اقدام می‌کنند.

    و اگرچه این گروه بارها و بارها برج‌ها و دکل‌های مخابرات و ساختمان‌های دولتی را منفجر کرده اما در واتس‌اپ درباره پروژه‌های زیرساختی نظیر جاده‌ها و کانال‌های آبیاری اخباری را منتشر می‌کند.

    صدیق صدیقی، سخنگوی اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان به این تضادها اشاره می‌کند و می‌گوید: به عبارتی دیگر، آنها درباره برادری، رحم و شقفت، انسان دوستی، اتحاد، خدمت و محبت در میان مسلمانان سخن می‌گویند. اما در طرف دیگر، آنها غیرنظامیان بیگناه از جمله زنان و کودکان را می‌کشند و زخمی می‌کنند.

    طالبان که از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ در راس قدرت در افغانستان بود، یک شکل از دولت را اداره می‌کرد که زنان را بابت خروج از خانه مجازات می‌کرد، سرگرمی‌ها را ممنوع کرده بود و ضرب و شتم و اعدام در ملاء عام امری عادی بود.

    حقانی،‌ اصلاح‌طلب بزرگ

    شاید نمایشی‌ترین بخش از روابط عمومی طالبان حول محور شبکه حقانی باشد که شاخه خشن طالبان و مقصر بدترین بی رحمی‌ها در جنگ افغانستان است.

    مستند جدید مربوط به زندگی جلال الدین حقانی، موسس این شبکه وی را یک اطلاح طلب بزرگ نشان می‌دهد که به صورت قهرمانانه برای مدت بیش از ۴۰ سال جنگیده و نخستین آن، علیه شوروی و سپس علیه آمریکایی‌هاست.

    شبکه حقانی که از سوی وزارت خارجه امریکا در ۲۰۱۲ به عنوان یک گروه تروریستی خارجی اعلام شد و به داشتن روابط با دستگاه امنیت مخفی پاکستان متهم است، به یکسری حملات علیه نیروهای خارجی و غیرنظامیان افغان از جمله انفجار کامیون بمب گذاری شده در ۲۰۱۷ در نزدیکی سفارت آلمان در کابل با بیش از ۱۵۰ کشته، ارتباط داده شده است.

    این فیلم شامل تصاویر آرشیوی از حقانی عمامه به سر و ریش‌دار است که در ۲۰۱۸ درگذشت و در آن مدعی شده‌اند که وی مدیری موثر در ولایت خوست، پایگاه سابقش بوده که در آن ده‌ها مدرسه مذهبی باز کرده است و سپس بر امور خیریه و مبارزه با فساد تمرکز کرد.

    ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان نیز می‌گوید، هدف از این فیلم معرفی حقانی به عنوان یک “نماد” است.

    او ادامه می‌دهد: «ما می‌خواستیم شیوه زندگی او، فداکاری‌هایش، سخنرانی‌هایش برای رهبران آینده و مجاهدین جوان را نشان دهیم.»

    حقانی و طالبان، یکی هستند

    اندرو واتکینز، تحلیلگر امور افغانستان در اندیشکده گروه بحران می‌گوید: این فیلم به دنبال تغییر ماهیت شبکه حقانی است که زمانی مرگبار و خودمختار بود و می‌خواهد آن را با جنبش بسیط طالبان متحد بداند. طالبان دستورکاری واضح دارد و می‌خواهد به حامیانش و مخاطبان خارجی نشان دهد که دو گروه هر دو یکی هستند.

    این تحلیلگر ادامه می‌دهد: آنها شاید در گذشته یکی نبودند اما حالا هستند. و بزرگداشت بزرگ شبکه حقانی توسط طالبان راهی به سوی مستحکم کردن این رابطه است.

    در فبروری، سراج‌الدین حقانی، یکی از پسران حقانی که اکنون رهبری این شبکه را برعهده گرفته و همچنین معاون رهبر طالبان نیز است، سرمقاله‌ای برای نیویورک تایمز نوشت.

    او نوشت:‌ «طالبان آماده توافق بر روی یک سیستم سیاسی جامع و جدید است که در آن صدای مردم افغان بازتاب داشته باشد و دیگر هیچ افغانی احساس نکند که محروم شده است.»

    تلاش طالبان برای نشان دادن خودش و حقانی به عنوان حاکمانی کارآمد و با کیفیت از تلاش‌های اولیه‌شان در جلب نظر مردم بسیار متفاوت است، وقتی که این شبه نظامیان، ویدئویی‌ها را تولید می‌کردند که عاملان انتحاری را نشان می‌داد و درباره حملات علیه نیروهای غربی بود.

    واتکینز همچنین می‌گوید: این اقدام در راستای نشان دادن تغییر وجهه به صورت مستقیم با مذاکرات صلح ارتباط دارد؛ آنها ظرفیت‌هایشان را گسترش داده و اکنون در مقیاسی سرسام آور دست به تولید محتوا زده‌اند.

    خبرگزاری فرانسه

  • چرا کورس های آموزشی در  غرب کابل هدف قرار می گیرد

    چرا کورس های آموزشی در غرب کابل هدف قرار می گیرد

    مردم افغانستان به صورت عموم مورد خشونت قرار می‌گیرند و قربانی خشونت هستند. بنابراین می‌توان گفت خشونت در افغانستان فرقه‌ای و قومی نیست، بلکه همگانی است. اما تکرار برخی از خشونت‌ها و حمله‌ها بر محل‌های خاص بیانگر این است‌که در ضمن عمومی بودن خشونت و حمله‌های انتحاری و انفجاری، خشونت فرقه‌ای نیز در افغانستان وجود دارد.

    حمله‌کننده‌ها و تروریستان در ترویج خشونت دو رویکرد دارند: رویکرد عمومی و رویکرد گزینشی. در رویکرد عمومی خشونت هدف شان از حمله و اعمال خشونت این است‌که در جامعه ایجاد دهشت، وحشت و ترس کنند. بنابراین مهم نیست‌که خشونت در کجا صورت می‌گیرد و چه کسانی قربانی خشونت می‌شوند. مهم این است‌که خشونت در تجمع‌های بیشتر انسانی صورت بگیرد، قربانی زیاد داشته باشد تا ایجاد ترس و دهشت بیشتر در جامعه کند.

    اما در اعمال خشونت گزینشی بیشتر بر افراد قوم و فرقه‌ی مذهبی خاصی حمله می‌کنند. کمتر دیده شده است‌که تروریستان در جاهای دیگر افغانستان بر آموزشگاه‌ها و کورس‌های آموزشی حمله کرده باشند. اما تروریستان در غرب کابل که اکثرا مردم هزاره و پیروان مذهب شیعه‌ی افغانستان زندگی می‌کنند، بر آموزشگاه‌ها و کورس‌های آموزشی و حتا بر بیمارستان‌های ملکی از جمله بر زایشگاه‌ها حمله می‌کنند که چندی پیش بر یک بیمارستان در غرب کابل حمله کردند، زنان و کودکان نوزاد را کشتند. حمله بر آموزشگاه‌ها در غرب کابل تازگی ندارد. قبل از این تروریستان بر کورس آموزشی موعود حمله کرده بودند. در آن حمله دانش‌آموزان را مورد حمله قرار دادند و کشتند. در تازه‌ترین حمله بازهم بر کورس آموزشی کوثر دانش در غرب کابل حمله کردند که این حمله تقریبا ۳۰ کشته و بیشتر از ۷۰ زخمی داشت.

    دانش‌آموزان کورس موعود و کورس کوثر دانش اکثرا متعلق به یک قوم و پیروان یک مذهب هستند. بنابراین معلوم می‌شود که تروریستان از حمله بر این کورس‌های آموزشی هدف گزینشی دارند و می‌خواهند بر افراد قوم خاص و پیروان مذهب خاصی حمله کنند. این حمله‌ها حمله بر تاسیسات نظامی و دولتی نیست، حمله بر افراد ملکی و مردم غیر نظامی و غیر دولتی است. از این نظر قصد تروریستان کشتن افراد قوم خاص و پیروان مذهب خاصی است.

    این گونه حملات تروریستی فقط حمله‌ی تروریستی برای ترویج خشونت نیست، بلکه هدف تروریستان نسل‌کشی است. زیرا تروریستان می‌خواهند افراد یک قوم را بکشند؛ مهم نیست‌که این افراد دولتی یا ملکی استند. مهم برای شان این است‌که این افراد متعلق به یک قوم خاص استند.

    کمیسیون حقوق بشر افغانستان به مناسبت حمله بر کورس آموزش کوثر دانش اعلامیه‌ای صادر کرده است. در این اعلامیه گفته شده است: «کمیسیون این حمله را نقض فاحش اصول، قواعد و مقرارت حقوق بین‌الملل بشردوستانه (کنوانسیون‌های جینوا ۱۹۴۹ و پروتکل‌های الحاقی آن) و مقررات حاکم بر درگیری‌های مسلحانه‌ی داخلی و در نتیجه، جنایت جنگی می‌داند و به شدت تقبیح و محکوم می‌کند». اما حقیقت این است‌که تقبیح چنین حملاتی بر کورس‌های آموزشی بر نوجوانان و کودکان دانش‌آموز یک قوم باید فراتر از کنوانسیون‌های جینوا به عنوان نسل‌کشی و جینوساید مورد تقبیح قرار بگیرد.

    برای اقدام به جلوگیری چنین حملاتی تنها در عرصه ملی و داخلی نه بلکه در عرصه‌ی بین‌المللی اقدام باید صورت بگیرد. بنابراین بهتر است نهادهای حقوقی و حقوق بشری در این عرصه اطلاع‌رسانی و فعالیت‌های بیشتری انجام دهند تا نهادهای بین‌المللی حقوقی و حقوق‌بشری متوجهِ این خشونت برای نسل‌کشی شوند.

    انگیزه‌ی حمله‌کننده‌ها بر کودکان و نو جوانان یک گروه قومی و مذهبی روشن و واضح است‌که این حمله‌ها به هدف نسل‌کشی صورت می‌گیرند. اما متاسفانه حکومت افغانستان و جامعه‌ی جهانی در تقبیح و اقدام به جلوگیری چنین حملات ضد حقوق بشری با هدف نسل‌کشی بسیار کم توجه می‌کنند.

    خامه پرس

  • یکی از  منافع ملی دفاع کرد و دیگری  تیشه به ریشه نظام زد

    یکی از منافع ملی دفاع کرد و دیگری تیشه به ریشه نظام زد

    همزمان با سفر استاد عطامحمد نور به هند، گلبدین حکمتیار نیز راه پاکستان را در پیش گرفت، اما آنچه این دو سفر را متفاوت می‌کند، نه مقصد دوگانه سفر، بلکه موضع‌گیری‌های متضاد دو مسافر است.
    حکمتیار با ورد به پاکستان، آن کشور را خانه دوم خود نامید و با استفاده از ادبیات و موضع طالبان، دولت جمهوری اسلامی افغانستان را «اداره کابل» خواند و حتی فراتر از این تأکید کرد که: «حکومت افغانستان دست‌نشانده خارجی‌ها است و نیاز است تا در مذاکرات بین‌الافغانی، موضوع تشکیل حکومت جدید و «مستقل» بحث اصلی باشد!»

    او در بازگشت از پاکستان نیز با قرار گرفتن در موقعیت سخنگوی طالبان، بر طبل حکومت موقت کوبید و گفت: «طالبان حکومت کنونی را نمی‌خواهند و برای رسیدن به صلح تنها راه حل، تشکیل حکومت موقت است.» او همچنین نقش سخنگویی خود را توسعه داد و در قامت سخنگوی اسلام‌آباد افزود: «اسلام‌آباد به وی اطمینان داده‌ که در روند صلح افغانستان «صادقانه» کار خواهد کرد!».
    در مقابل اما استاد عطامحمد نور، در دیدار با مقامات هندی از دولت و مردم افغانستان نمایندگی کرد و با دفاع از جمهوریت و دستاوردهای نوزده‌ساله پسین، خواستار نقش‌آفرینی سازنده هند در شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای و حمایت از روند صلح در چارچوب منافع ملی و منطقه‌ای شد.
    اگرچه نمی‌توان میان سفرهای آقایان نور و حکمتیار، ارتباط مستقیم برقرار کرد، اما پیام‌ها و پیامدهای آشکاری که مواضع این دو سیاست‌مرد برای صلح و جنگ افغانستان در سفرهای شان دارد، عمیقا قابل تأمل است.
    حکمتیار فاقد جایگاه دولتی و وزنه تأثیرگذار ملی است و حوزه اظهار وجود و ابراز نظر سیاسی‌اش به محدوده اندک یک حزب سیاسی دارای کارنامه و شناسنامه شناخته‌شده و مشخص مربوط می‌شود، اما همدلی و همسویی او با پاکستان از آغاز تا امروز، او را در موقعیتی قرار داده که منافع «خانه دوم»اش را بر منافع «خانه اول»اش ترجیح دهد.
    آقای حکمتیار هرگز به چیزی به نام منافع ملی، نه باورمند بوده و نه پایبند، او از ابتدا تا امروز بر خلاف منافع ملی عمل کرده و سهم عظیمی در ویرانی و پس‌مانی این آب و خاک داشته است؛ از جنگ‌های بر سر قدرت او در دهه هفتاد خورشیدی گرفته تا تلاشش برای براندازی ساختار سیاسی در روزگار پساطالبان و تا پارازیت‌پراکنی‌های امروزینش علیه نظام مستقر کشور. بنابراین، موضع‌گیری‌های براندازانه اخیر او علیه نظام سیاسی کشور در کابل و اسلام‌آباد، نه تازه است و نه عجیب، اما آنچه اندکی مایه شگفتی می‌شود ناپایبندی او به اصول اولیه اخلاقی است. نمی‌توان تصور کرد که آقای حکمتیار از یاد برده باشد که ۱۵ سال در کوه‌ها و بیابان‌های دوردست کشور سرگردان بود تا با فعالیت‌های تروریستی و انفجارهای هدفمند، نظام سیاسی محصول خون و رنج مردم افغانستان را به زانو درآورد، اما سرانجام با ارفاقی که در حق او صورت گرفت، از کوه و کمر به کابل نقل مکان کرد و مورد تفقد دولت قرار گرفت و به رغم ویژه‌خواری از دسترخوان حکومت و برخورداری خاص و استثنایی از بیت‌المال، از هر فرصتی برای تخریب و تضعیف نظام و اهانت به مبانی و مبادی اعتقادی و معرفتی مذاهب اسلامیِ دارای رسمیت در قانون اساسی بهره می‌برد و شتابزده‌تر از هر بدخواه معاندی، برای ائتلاف با گروه تروریستی طالبان اعلام آمادگی می‌کند. بر این اساس، افغانستان و نظام سیاسی کنونی‌اش اگر هیچ حقی بر گردن حکمتیار نداشته باشند، حق نمک‌پروردگی دارند. ممکن است آقای حکمتیار ـ آن‌گونه که در عمل نشان داده است ـ هیچ تعلق خاطری نسبت به این آب و خاک نداشته باشد، اما به لحاظ اخلاقی نباید از یاد ببرد که نمک‌پرورده افغانستان و دولت مستقر آن است و این به تنهایی کافی است که او از آنچه علیه مردم و نظام سیاسی کشور بر زبان می‌راند، اندکی بشرمد!

    ولی او مصداق همان مار درون آستین است که مذبوحانه می‌کوشد راه را برای امارت طالبانی در کشور هموار سازد و افغانستان را به قرون وسطای تحجر و انجماد و انزوا و انفعال سیاسی در نظام بین‌الملل برگرداند. بنابراین، آنچه در چندساله پسین از کنش‌گری‌های سیاسی او دیده‌ایم که همگی آشکارا در تعارض و تقابل با منافع ملی و معطوف به رویکرد براندازانه و مبتنی بر اراده حذف جریان‌های سیاسی و اعتقادی مختلف و استوار بر اندیشه انحصار و انعطاف‌ناپذیری و تصلب بوده است، نماد و نشانگان نمایندگی وی از منافع و مطامع سازمان‌های استخباراتی بیرونی و از جمله پاکستان است. آنچه او بر ز بان می‌راند حرف دل دشمنان مردم افغانستان است؛ در حالی که عطامحمد نور در دیدار از دهلی جدید حرف دل مردم افغانستان را بیان و بازگویی کرد. مردم افغانستان از نظام سیاسی و منظومه فکری طالبانی برائت و بیزاری می‌جویند و خواستار حفاظت و حراست از دستاوردهای مادی و معنوی کشور در دو دهه اخیر هستند، اما حکمتیار و طالبان و داعش و القاعده و اسلام‌آباد که همگی سروته یک کرباس‌اند، خواستار فروپاشی نظام سیاسی افغانستان برای استیلای استبدادی خودشان بر این جغرافیای تصرف‌ناپذیر هستند.
    این‌که حکمتیار به عنوان رییس یک حزب سیاسی، می‌تواند صرفاً به کشوری مانند پاکستان، سفر رسمی و با مقامات بلندپایه سیاسی، نظامی و استخباراتی آن دیدار و گفت‌وگو داشته باشد، دال بر وابستگی فکری و مالی و سیاسی وی به اسلام‌آباد است و دقیقاً همین مورد است که دورنمای صلح و ثبات در افغانستان را دشوار و آلوده با غم و غبار می‌کند.
    با توجه به این وضعیت، وظیفه دولت است که برای پاسبانی از ارزش‌ها و دستاوردهای افغانستان و مهار دشمنان قسم‌خورده کشور، راه مدارا و مماشات با این عناصر موذی و مخرب را ببندد و با آنان بر مبنای منافع ملی برخورد کند.

    دید

      

  • طالبان مسئول 58 درصد از تلفات غیرنظامیان در افغانستان است

    طالبان مسئول 58 درصد از تلفات غیرنظامیان در افغانستان است

    سازمان ملل متحد در گزارش تازه‌ای که امروز، سه‌شنبه (۶ عقرب) نشر شد اعلام کرد مخالفان مسلح دولت عامل ۵۸ درصد تلفات غیرنظامیان هستند.

    بر اساس این گزارش، درنُه ماه نخست سال جاری میلادی، ۵،۹۳۹ غیرنظامی درجنگ افغانستان قربانی شده‌‌ است که از این میان، ۲۱۱۷ تن جان باخته و ۳۸۲۲ تن دیگر زخمی شده‌‌اند.
    گزارش سازمان ملل نشان می‌‌دهد ۳۱ درصد از تلفات در نُه ماه اخیر کودکان و سیزده درصد هم زنان بوده‌اند.
    در گزارش سازمان ملل، مخالفان مسلح دولت عامل ۵۸ درصد تلفات غیرنظامیان قلمداد شده‌‌اند.

    در این گزارش، تلفات غیرنظامیان از سوی گروه طالبان در نُه ماه، ۶ درصد افزایش را نشان می‌‌دهد. اما تعداد کلی تلفات یعنی کشته و زخمی از سوی این گروه ۳۲ درصد کاهش یافته‌ است.
    در این گزارش، آمده‌‌ است تلفات غیرنظامیان در نتیجۀ حمله‌‌های گروه‌های ناشناخته افزایش، اما حمله‌‌های گروه‌ داعش کاهش داشته‌‌ است.
    سازمان ملل، مسئول ۲۸ درصد از تلفات غیرنظامیان را نیروهای طرفدار دولت دانسته و هم‌‌چنین یاد آور شده‌‌ است تلفات غیرنظامیان در حمله‌‌های این نیروها ۳۴ درصد کاهش یافته‌ ‌است.
    سازمان ملل متحد، می‌‌گوید که از تشدید نبردها در هلمند، حملۀ بی رویه در ننگرهار، لغمان و غور و نیز انجام حملۀ هوایی در تخار و در آخرین مورد حملۀ انتحاری بر یک مرکز آموزشی در غرب کابل، نگران است.
    هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) از طرف‌‌های درگیر جنگ می‌‌خواهد تا اقدامات بیشتری برای محافظت از غیرنظامیان روی دست گیرند.
    همچنان یافته‌‌های این گزارش نشان می‌‌دهد، هرچند تلفات غیرنظامیان درنُه ماه نخست سال ۲۰۲۰ درمقایسه به زمان مشابه سال ۲۰۱۹، ۳۰ درصد کاهش یافته ‌‌است، اما مذاکرات صلح افغانستان نتوانسته‌‌ درکل تلفات غیرنظامیان را متوقف بسازد.
    در پایان این گزارش، سازمان ملل اعلام کرده تلفات غیرنظامیان در حمله‌‌های هوایی نیروهای دولتی ۷۰ درصد افزایش داشته‌‌ که این مورد نگران کننده ‌است.

    محمد هاشم سلطانی

  • حکمتیار دیگر برای کسی جذاب نیست!

    حکمتیار دیگر برای کسی جذاب نیست!

    در چند روز گذشته گلبدین حکمتیار مهمان « خانه دوم»اش، پاکستان بود. او در اسلام‌آباد با عمران خان نخست وزیر و شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه آن کشور ملاقات نمود، در کنفرانسی خبری اشتراک کرد و حرف حدیثی تکراری علیه حاکمیت ملی افغانستان بیان داشت. او در اسلام‌آباد گفت حکومت افغانستان مانع صلح است و برای تامین صلح و توافق با طالبان، باید رییس جمهور غنی کنار برود.

    حکمتیار به این هم بسنده نکرده و پس از پنج روز سیر و سیاحت و سفر و دید و بازدید با هموطنان دومش، به خانه اول برگشت و باز هم به تکرار همان نشخوار قبلی پرداخت، با این تفاوت که این جا در کابل افزون بر تخریب نظام و حکومت، به تبرئه ارباب نیز پرداخت. اما پیش از پرداختن به اظهارات روز شنبه حکمتیار، نیاز است که واکنش سیاسیون و مقامات حکومتی را در برابر اظهارات او در پاکستان مرور کنیم.
    وحید عمر مشاور رییس جمهور در امور ارتباطات عامه و راهبردی، در واکنش به سخنان حکمتیار در پاکستان، در توییتی نوشت «صدای حکمتیار از اسلام‌آباد تلاش نافرجام برای تکرار تاریخ و براندازی نظام است. این فلم وحشت‌ناک را در عمر خود به تکرار دیده‌ایم. در مقابل این خیانت تکراری در یک صف بسیج شویم و صدا بلند کنیم».
    رحمت‌الله نبیل از سیاسیون برجسته کشور نیز در واکنش گفت «چهل سال به دستور خانه دوم، خانه اول را ویران کردی».
    ریاست جمهوری اما واکنش رسمی در قبال سخنان حکمتیار نشان نداد. احتمال آن است که ارگ نخواسته در وضعیت کنونی جبهه جدیدی علیه خود باز کند.
    از واکنش عمر و نبیل صراحتاً چنین برداشت می‌شود که حکمتیار در خدمت منافع پاکستان قرار دارد و تلاش می‌کند که نظام و کشور را سبوتاژ کند. حکمتیار هیچگاه این مسئله را تکذیب نیز نکرده است.
    اما اظهارات امروزین رهبر حزب اسلامی در یک تحلیل ساده، کارت آخر بازی بود که او در اسلام‌آباد آغاز کرد. او خواستار حکومت موقت شد و خواست با ایجاد تردید در حضور پاکستانی‌ها در کنار طالبان در درگیری‌های اخیر هلمند، از یک جانب به تبرئه ارباب بپردازد و از جهت دیگر، توپ را به میدان حکومت پرتاب کند تا مسئول افزایش خشونت‌ها دولت را معرفی نماید. حکمتیار خوب بازی کرد، اما ضلع دیگر مسئله گویا فراموشش شده است که هیچ طرف اکنون به حرف و حدیث و برنامه و بازی او باور ندارد. این موضوع را شاه حسین مرتضوی از مشاوران رییس جمهور غنی به خوبی متوجه شده و با طنز بیان کرده است.
    مرتضوی: «حکومت موقت!!! اگر طرح حکومت موقت از سوی حامد کرزی، خلیلی یا زاخیلوال به پیش برده می‌شد طبیعی بود که چند جریان سیاسی دیگر به ساز آنان می‌رقصید. اما حالا که حکمتیار این نسخه را عملی می‌کند، مطمین باشید که هیج جریان راجستر شده سیاسی از آن حمایت نخواهد کرد. با پیش قدم شدن حکمتیار، طرح حکومت موقت در نطفه خفه شد.
    صدیق صدیقی سخنگوی رییس جمهور غنی نیز گفت آقای حکمتیار در چهار دهه‌ اخیر به غیر از مخالفت با نظام‌های بر سر اقتدار، هیچ پیام دیگری به مردم افغانستان نداشته است.
    با توجه به اظهارات بالقوه خطرناک حکمتیار در خصوص حکومت موقت، قاعدتاً باید ارگ واکنش تند دست کم در حد یک اعلامیه نشان می‌داد، اما سکوت معنادار ارگ و تمسخر مشاوران رییس جمهور، حکایت از این واقعیت عیان دارد که حکمتیار مهره‌ای است سوخته. صندوقچه‌ای را می‌ماند که محتوای درونش فاش شده و دیگر جذابیتی برای کسی یا طرفی ندارد. او به شدت لو رفته. افشا شده و بازی‌هایش بیننده ندارد.

    خبرگزاری دید

  • نفوذ اقتصادی و سیاسی چین می تواند جنگ در افغانستان را به پایان برساند

    نفوذ اقتصادی و سیاسی چین می تواند جنگ در افغانستان را به پایان برساند

    مولانا سمیع‌الحق، «پدر معنوی طالبان» در سال ۲۰۱۸ گفت: «از چین به عنوان داور در گفت‌وگوها (برای صلح در افغانستان) استقبال می‌شود و تمام مسائل به این مهمی نباید تنها برای ایالات متحده گذاشته شود». مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و طالبان سرانجام در ماه سپتمبر در قطر آغاز شد – مدت‌ها پس از گفت‌وگوهای ایالات متحده با طالبان که قبل از خروج پیش‌بینی شده ایالات متحده و ناتو از افغانستان صورت گرفت. پاکستان و امریکا به شدت روند صلح را ترغیب و تشویق کردند. اما ایدۀ آوردن چین در میز مذاکره هرگز مطرح نشد.

    چین نیز علاقۀ‌ شدیدی به حل درگیری در افغانستان دارد. با این حال، پکن بسیار در سطح پایین نگه داشته شده است، تا حدی که هیچ حضوری ندارد، حتی با وجود اینکه روابط نزدیک با طرف‌های درگیر – حکومت افغانستان، طالبان و پاکستان – دارد. این کشور شاید بهترین موقعیت را برای میانجی‌گری مذاکرات داشته باشد.
    اکنون زمان آن فرا رسیده که چین پا پیش بگذارد و از نفوذ اقتصادی و قدرت سیاسی خود برای خاتمه دادن ۴۰ سال درگیری در افغانستان استفاده کند.
    در حالی‌که چین علاقۀ چندانی به ریشه‌های درگیری در افغانستان نشان نداده است، اما دو هدف استراتژیک در این کشور دارد. چین برای گرفتن نقش مصلح در افغانستان کاملاً مجهز است.
    طالبان در سطح محلی قبلاً‌ از مسلمانان اویغور برای جنگ در افغانستان استقبال و حمایت کرده است، بنا براین، چین نگران تهدیدات احتمالی و نفوذ فرامرزی از ناحیه ولایت سین کیانگ است. با قوت گرفتن نگرانی‌ها از «سه ناحیه بد» – افراط‌گرایی، تجزیه طلبی و تروریزم – با کاهش حضور ایالات متحده در منطقه، منافع و حضور چین در افغانستان افزایش یافته است.
    در پی نخستین سفر رییس جمهور اشرف غنی به چین در سال ۲۰۱۴، بر بنیاد گزارش‌ها، وی با استرداد ۱۵ شبه‌نظامی اویغور که در خاک افغانستان پناه گرفته بودند، موافقت کرد. در سال ۲۰۱۵، نمایندگان طالبان به گونه پنهانی با استانکزی، از مقامات شورای صلح افغانستان در چین ملاقات کرد تا خشونت‌ها را کاهش دهد. به نظر می‌رسد که چین مایل است با طالبان و رهبران میانه‌رو افغانستان همکاری کند تا رابطه بین افراطیون اسلامی خارجی و تجزیه طلبان سین کیانگ اویغور را قطع کند.
    اقدامات اخیر چین علیه جمعیت اویغور – به شمول ۲ میلیون زندانی در کمپ‌های آموزشی، عقیم‌سازی زنان و نظارت گسترده بر این جمعیت – حاکی از طول دوره‌ای است که هراس از شورش و تروریزم را در درون حکومت چین و درک سیاست خارجی آن از تهدیدات علیه این کشور نشان می‌دهد. ثبات و مصالحه در افغانستان به طور بالقوه می‌تواند یکی از منابع اضطراب پکن را کاهش دهد.
    اما پکن به عنوان بخشی از توسعه منطقه‌ای ابتکار یک کمربند و جاده، به مراتب هدف بسیار بزرگ‌تری در ترویج سرمایه‌گذاری اقتصادی دارد. یک حل و فصل یا حتی کاهش درگیری در افغانستان می‌تواند فضای اقتصادی باثبات‌تری را برای رشد بیشتر اقتصادی چین تضمین کند.
    هرچند، مرز بین چین و افغانستان تنها ۷۶ کیلومتر است، اما این دروازه کوچک می‌تواند بازارهای وسیع و گسترده تجهیزات مورد نیاز توسعه مداوم اقتصادی چین را باز کند. ابتکار کمربند و جاده و دهلیز اقتصادی چین و پاکستان از طریق زیرساخت‌ها و بازارهای لازم برای زنجیرۀ تأمین چین به دنبال اتصال آسیای میانه، پاکستان و افغانستان به خاورمیانه، افریقا و اروپا است.
    از دست دادن این فرصت برای چین گران تمام خواهد شد و بدون صلح و ثبات افغانستان، چین نمی‌تواند از نتیجه مطلوبی بهره‌مند شود. سرمایه گذاری‌های مستقیم مالی چین: امروز، چین بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در افغانستان است که قرارداد استخراج ۴٫۴ میلیارد دالر برای توسعه معدن مس عینک را خریداری کرده است. به دلیل ادامه درگیری‌ها و ناامنی در کشور، حتی با افزایش سرمایه‌گذاری در بخش معدن، چین قادر به فعالیت کامل نبوده است. ثبات افغانستان به چین که از لحاظ اقتصادی متکی به انرژی و مواد خام است، کمک بزرگی می‌کند و در عین حال به افغانستان کمک خواهد کرد تا خود را از وابستگی به کمک‌های بین‌المللی آزاد کند.
    اگر چین آرزوی رهبری در آسیای میانه را دارد، باید از روابط قوی و پایدار خود با اسلام‌آباد برای فشار آوردن بر پاکستان استفاده کند تا این کشور نقش سازنده را در مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان بازی کند. پاکستان، دوست دیرینه چین، هنوز برای تحت فشار قرار دادن طالبان برای کاهش خشوت‌ها در بهترین موقعیت قرار دارد. پکن نمایندگان طالبان را در سپتمبر سال گذشته به چین دعوت کرد و یک ماه بعد اعلان نمود که می‌خواهد از مذاکرات میان‌افغانی میزبانی کند، اما این امر هرگز عملی نشد.

    رهبران چین مدت‌هاست از گفت‌وگوهای صلح حمایت می‌کنند و گزارش‌ها نیز حاکی از آن است که پکن آماده است همراه با پاکستان توافق‌نامه صلح را «ضمانت» کند. به گفته داکتر شی یین هونگ، مشاور امور خارجی شورای دولتی چین: «تا زمانی‌که فرصتی وجود داشته باشد، چین مذاکرات صلح را به روش خصوصی پیش می‌برد». چین همچنین ادعا می‌کند که در صورت لزوم به «همکاری نزدیک» با همه طرف‌ها برای سازش ادامه می‌دهد. به این ترتیب، سهم بالقوه چین می‌تواند توسط همه طرفین در روند آوردن صلح به افغانستان پذیرفته شود.

    منبع: انستیتوت لاوی

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • با فشار بین المللی، آتش بس باید برقرار شود

    با فشار بین المللی، آتش بس باید برقرار شود

    سفارت امریکا، پیمان نظامی ناتو و اتحادیه اروپا به طور جداگانه حمله تروریستی شام روز گذشته در غرب کابل را محکوم نمودند و بر برقراری آتش‌بس تأکید کردند.
    استفانو پونتیکوروو نماینده ارشد ملکی ناتو در افغانستان ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان این حادثه، گفت: «گرفتن جان جوانان بی‌گناه هرگز قابل پذیرش نیست».
    راس ویلسون کاردار سفارت امریکا در کابل نیز ضمن محکوم نمودن این حمله، گفت مردم افغانستان آینده صلح‌آمیز می‌خواهند و خشونت را رد می‌کنند.
    رولاند کوبیا، نماینده ویژه اتحادیه اروپا در افغانستان نیز در توییتی گفت این حملات «به اصطلاح کاهش خشونت» را نشان می‌دهد.
    وی تأکید کرد: «کافی است دیگر. با وحدت کامل جامعه جهانی و فشارهای گسترده، باید آتش‌بس فوری که خواست تمام مردم افغانستان است، برقرار گردد».
    گفتنی است در حمله تروریستی روز گذشته بر یک مرکز آموزشی، دست‌کم ۲۹ تن کشته شده و بیش از ۷۰ تن دیگر زخمی شدند.

  • شاه حسین مرتضوی: چرا طالبان بندهای آب را هدف قرار می دهند؟

    شاه حسین مرتضوی: چرا طالبان بندهای آب را هدف قرار می دهند؟

    شاه‌حسین مرتضوی مشاور رئیس جمهور غنی روز گذشته در توییتی نوشت به جنگ بر سر آب اشاره کرد و پرسید چرا طالبان بندهای آب را هدف قرار می‌دهند؟

    مرتضوی نوشت: «همه متحد شده اند. جنگ جاری در کشور مغلق و پیچیده است. تروریستان با تمام شبکه‌های آن، مافیای مواد مخدر، شبکه‌های اقتصاد جرمی، کشورهای که از مدیریت آب در افغانستان هراس دارند، همسایه‌های که به عمق ستراتیژیک می‌اندیشند و افراد و گروه‌هایی که حیات سیاسی و بقای خود را در جنگ می‌بینند.»

    او اضافه کرد: «در این شرایط سخت و دشوار آگاهی و تشخیص فتنه‌گران و مقابله جمعی علیه آنان مهم است. تجربه‌های صد سال گذشته در فروپاشی نظام‌‌ها درس عبرت برای همه است. مردم و حکومت بیش از هرزمان دیگر ضرورت به همکاری و همدلی دارند.»

    حمله طالبان به بند کمال‌خان؛ شش محافظ این بند کشته شدند

    شش تن از محافظان بند(سد) کمال‌خان در ولایت نیمروز در غرب کشور و در همسایگی ایران توسط طالبان کشته شدند.

    نظام خپلواک سخنگوی اداره ملی آب افغانستان گفت در این حمله طالبان، دو محافظ دیگر بند کمال‌خان زخم برداشته اند.

    گفتنی است این حمله طالبان در شرایطی رخ داده که محمد اشرف غنی چهارشنبه 21 اکتبر 2020 اعلام کرد، بند(سد) کمال‌خان در ولایت نیمروز بعد از 700 سال آب خواهد گرفت.

    براساس اعلامیه‌ای ارگ ریاست‌جمهوری، محمد اشرف غنی اظهار کرد: «بعد از 700 سال بند کمال‌خان آب خواهد گرفت، نیمروز سرسبز خواهد شد و در چهار سال آینده، شاهد سرسبزی و شادابی افغانستان خواهید بود.»

    همچنان، محمد اشرف غنی در تاریخ 26 جنوری 2020 درسفری در ولایت نیمروز گفته بود: «آب ما آبروی ماست» و آب‌گیری بند کمال‌خان تا چهار ماه دیگر آغاز خواهد شد.

    براساس اعلامیه‌ای ارگ، محمد اشرف غنی اضافه کرد، این روزی است که مردم افغانستان باید به آیندۀ روشن خود امیدوار شوند. بعد از تکمیل شدن کار ساخت بند کمال‌خان، نیمروز به وقار و عظمت گذشته برخواهد گشت.

    وی علاوه کرد: «معاهدۀ هلمند پابرجاست و در چوکات این معاهده افغان‌ها به حقوق شان خواهند رسید. سیلاب‌های هلمند دیگر نیمروز را تهدید نخواهد کرد و آب‌ها به گونه اساسی مهار می‌گردد و نیمروز دوباره به کندوی غله‌جات مبدل خواهد شد. چنانچه با شما وعده کرده بودم، چهار ماه بعد بند کمال‌خان به ذخیره نمودن آب آماده خواهد شد و افتتاح آن را جشن خواهیم گرفت».

    رئیس‌جمهور تلاش‌های نیروهای امنیتی افغان در زمینه تأمین امنیت بند کمال‌خان را ستایش کرد.

    در همین حال، حکمت ولی مدیر ساختمانی بند کمال‌خان گفت، در چهار ماه آینده کار باقی‌مانده این بند تکمیل می‌گردد و بند کمال‌خان به خاطر ذخیره کردن آب آماده می‌شود که برعلاوۀ آب‌یاری هزاران جریب زمین زراعتی، ظرفیت تولید 9 میگاوات برق را نیز دارد.

    حکمت ولی اضافه کرد: «با تکمیل شدن این بند، دشت‌ها سرسبز، آب‌ها مهار و کانال‌ها تنظیم خواهند شد و هم‌چنان از خسارات سیلاب‌ها، توفان‌ها، رسوبات و خشک‌سالی جلوگیری خواهد شد و علاوه بر ایجاد زمینۀ کار، برای هزاران خانواده زمینه عایدات نیز فراهم می‌گردد».

    اهمیت بند کمال خان

    بند (سد) کمال‌خان یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اقتصادی افغانستان است که در ولسوالی «چاربرجک» به فاصله 95 کیلومتری جنوب شهر زرنج مرکز ولایت نیمروز در غرب افغانستان و هم‌مرز با ایران موقعیت دارد. این بند به هدف کنترل آب‌های شیرین و آب‌های موسمی (سیلاب) در افغانستان ساخته می‌شود.

    محمد اشرف غنی رئیس‌جمهوری افغانستان در تاریخ 20 آوریل 2017 بخش سوم کار ساخت این بند را افتتاح کرد و گفته بود، ساخت این بند به هدف کنترل و مدیریت آب صورت می‌گیرد تا دیگر آب‌های این کشور به هدر نرود.

    غنی افزود: «مدیریت آب‌ها موجب همکاری است نه موجب نزاع که در چارچوب معاهدات و قوانین تنظیم می‌گردد».

    براساس اطلاعات وزارت انرژی و آب افغانستان، برای اولین‌بار کار ساخت بند کمال‌خان در سال 1345 خورشیدی برابر با 1966 میلادی آغاز شد که به دلایل مختلف از جمله جنگ‌های داخلی و تحولات سیاسی کارش به پایان نرسید. کار دوباره این بند در سال 2011 رسماً آغاز شد که کار ساخت بخش‌های اول و دوم آن تکمیل شده و کار بخش سوم آن توسط یک شرکت ترکی ادامه دارد.
    این وزارت افزود، بند کمال‌خان توانایی تولید 9 میگاوات برق و آب‌یاری 80 هزار هکتار زمین زراعتی را دارد. این بند 16 متر ارتفاع دارد و ظرفیت ذخیره 52 میلیون متر مکعب آب را خواهد داشت.

    آب‌های افغانستان به دریاچه هامون سرازیر می‌شود و بخش‌های از این آب در بند کمال‌خان مورد مدیریت و کنترل قرار می‌گیرد. دریاچه هامون دریاچه‌ای مشترک میان افغانستان و ایران است. مقام‌های افغانستان و ایران در سال 1972 میلادی قراردادی را در زمینه حقابه ایران از رود هیرمند امضا کردند.

    شایان ذکر است که محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران سال گذشته هشدار داده بود تهران برای گرفتن آب از کابل از تمام ابزارها استفاده خواهد کرد؛ اما محمد اشرف غنی رئیس‌جمهوری افغانستان گفته بود، کابل متعهد به اجرای این قرارداد می‌باشد.

  • کرزی: در برابر معامله امریکا و پاکستان روی افغانستان می ایستیم

    کرزی: در برابر معامله امریکا و پاکستان روی افغانستان می ایستیم

    حامد کرزی می‌گوید افغان‌ها از روند صلح حمایت می‌کنند اما معامله بین امریکا و پاکستان در مورد افغانستان را نمی‌پذیرند و در مقابل آن مقاومت خواهند کرد.

    حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان گفت: «روند صلحی را که ایالات متحده به میان آورده است، ما می‌بینیم که در هماهنگی عالی با پاکستان قرار دارد. ما نقش پاکستان را در روند صلح درک می‌کنیم. اما صلح برای ما چیز دیگریست و توافق بین ایالات متحده و پاکستان در مورد ما یک موضوع متفاوت است.»

    به گفته وی چنین معاملاتی دقیقاً ، هنگام خروج اتحاد جماهیر شوروی ، بین ایالات متحده و پاکستان بود، چیزی که افغان ها را به بدبختی امروز دچار کرد.

    رییس جمهور پیشین کشور در گفت و گو با صدای امریکا از تمام کشور های همسایه تقاضا کرد تا در تفاهم و همکاری با ایالات متحده، قدرت های منطقه مانند روسیه، چین و هند و سایر کشورهای همسایه از روند صلح افغانستان حمایت کنند.

    مذاکرات بین‌الافغانی در تاریخ ۱۲ سپتمبر (۲۲ سنبله) به گونۀ رسمی در دوحه، پایتخت قطر آغاز شد و این گفتگوها به دلیل اختلاف‌ها در ترتیب اصول مذاکرات تا اکنون پیشرفتی نداشته است.

    آقای کرزی در مورد این گفتگو ها گفت: «هیچ معامله یا برنامه‌ای در پشت صحنه باید وجود نداشته باشد. ما شفافیت می خواهیم. ما نمی خواهیم افغانستان محل تضاد منافع بین کشورها باشد. ما نمی خواهیم افغانستان محل رقابت (قدرت های منطقه‌ای) باشد. به همین دلیل ما رنج کشیده ایم. ما می خواهیم افغانستان محل همکاری باشد. این جنگ مربوط افغان‌ها یا جنگ برای منافع افغان ها نیست. این افغان‌ها هستند که برای اهداف بزرگ خارجی کشته می شوند.»

    آقای کرزی در مورد آیندهٔ گفتگوهای صلح گفت اگر قصد امریکا و پاکستان آوردن صلح در افغانستان باشد، بدون شک صلح خواهد آمد و ما از آن استقبال می‌کنیم.

    آقای کرزی افزود هردو طرف باید فوراً خشونت علیه مردم افغانستان را توقف دهند.

    در پاسخ به سوالی مبنی بر ساختار آیندهٔ حکومت در افغانستان رییس جمهور پیشین گفت: «این تصمیم مردم افغانستان، تصمیم جمعی مردم افغانستان، طالبان و دیگر افغان هاست. »

    این در حالی است که حکومت افغانستان همیشه روی نظام جمهوریت و طالبان روی امارت تاکید کرده اند.

    باوجودیکه گفتگوهای صلح جریان دارد اما افزایش خشونت ها و عدم توافق طرفین سبب شده تا خوش بینی مردم نسبت به آینده مذاکرات و نیت طالبان به صلح کاهش یابد.

    آقای کرزی در این مورد گفت:« آن ها (طالبان) صلح می‌خواهند، درست مثل ما که صلح می خواهیم. آن‌ها همانطور که ما رنج کشیده ایم رنج کشیده اند و می خواهند رنج مردم افغانستان پایان یابد. »

    آقای کرزی یک‌بار دیگر از روند صلح به ابتکار ایالات متحده حمایت کرد و اظهار امیدواری کرد امریکا این روند را شفاف و در هماهنگی با قدرت های دیگر منطقه به پیش ببرد.

    او افزود: «از یک معامله خوب استقبال می شود. ما برادران و خواهرانمان را در پاکستان دوست داریم. اما امیدوارم که ادارات در پاکستان درک کرده باشند که رابطه آینده یک رابطه متمدن خواهد بود نه استفاده از افراط گرایی علیه کشور ما. »

  • آن کتابچه خونین که کار خانگی اش با خون صاحب بی گناهش «ملاحظه شد»!

    آن کتابچه خونین که کار خانگی اش با خون صاحب بی گناهش «ملاحظه شد»!

    کودک که بودیم معلمان مان با قلم سرخ، مشق‌های مان را خط می‌کشیدند. رنگ سرخ بر کتاب‌چه‌های کودکان فقط از سوی معلم‌های شان کشیده می‌شود تا نشانی از «ملاحظه شد» بر روی مشق‌های شان باشد.

    دانش‌آموزان، کتاب‌چه‌های شان را سیاه می‌کنند؛ معلمان خط سرخ می‌کشند. امروز کودکان و نوجوانان زیادی با کفن‌های سفید، هم‌چون سفیدی کاغذ به حفره‌های سیاه فرستاده شدند.

    در میان همه‌ی نشانی‌های مانده از این کودکان، کتاب‌چه‌ای است که با خون سرخ شده است؛ بدون شک که بیش‌تر صفحه‌های آن این رنگ را به خود گرفته است؛ صفحه‌های سفیدی که هنوز مشقی در آن نوشته نشده است.

    رابطه‌ی رنگ‌ها، رنگ‌هایی که درس و مشق را با خون و خشونت گره می‌زند از کجا آمده است؟

    رنگ سفید؛ پاکی‌ کودکانه و معصومیت است، رنگ کتاب‌چه‌ها است که نشان می‌دهد هنوز صاحب آن، چیزی از زندگی نمی‌داند؛ ولی برای سیاه‌کردن استفاده می‌شود. ما برای سیاه‌کردن آمده ایم؛ برای یادداشت آموخته‌های مان.

     کفن هم سفید است؛ می‌خواهد نشانی از معصومیت و نادانی باشد و هیچ مشقی بر آن نوشته نباشد؛ نادانی‌ای که بسیاری از تندروان دینی خواهان آنند؛ ولی آن را به حفره‌های سیاه خاک می‌فرستند. در این دید، جایی برای سیاهی‌های زندگی نیست و ما را در آخرین دم فرا می‌گیرد؛ چنان که گویی ما را نادانی احاطه کرده و هرگز اجازه‌ی بیرون‌شدن از خود نمی‌دهد.

    رنگ سرخ؛ رنگ زندگی است؛ جریان و تپش‌های قلب را تداعی می‌کند؛ رنگی است که می‌خواهد بریزد؛ خون است.

    معلم مشق را خط سرخ می‌کشد؛ می‌گوید درس قبلی تمام شده و ما امروز به سمت درس تازه‌ای می‌رویم.

    تروریست‌ها نیز کتاب‌چه‌های بچه‌های مان را سرخ کردند و گفتند؛ روز قبلی به پایان رسیده و اکنون نزدیکی‌های غروب است و سیاهی فرا می‌رسد. سرمشقی که آنان به بچه‌ها دادند، همه‌ی زندگی شان را پر کرد.

    رنگ سیاه؛ رنگ دانایی است؛ معصومیت و سفیدی‌ها را پر می‌کند؛ رنگ نوشتن است.

    می‌خواستیم این معصومیت‌های به مثابه‌ی نادانی در ذهن بچه‌های مان به سیاه‌مشق‌های دانایی جا بدهد که نگذاشتند و نمی‌خواهند.

    باید برای نمادهایی که در زندگی مان، عوض شده اند معنای دیگری بدهیم. دیگر معصومیت تقدس ندارد. رنگ‌ها نمادهایی استند که در زندگی جامعه‌ی امروز مان، تفاوت پیدا کرده اند. تناقض معنایی رنگ‌ها، جنگ باورهای وابسته به آن‌ها را نشان می‌دهد.

    این که تروریست‌ها به کودکان بی‌دفاع حمله می‌کنند، چیزی جز همین تغییر را نمایان نمی‌کند؛ آنان به سفیدی‌ها، به ذهن‌های خالی که قرار است سیاه‌مشق‌های شان را آن جا یادداشت کنند، حمله کرده اند؛ به رنگ درس، به رنگ دانایی!

    کشتن دانش‌آموزان، سرخ‌کردن‌های با خون، کفن‌پوش‌کردن‌ها، همه به معنای خط‌کشیدن با قلم سرخ تروریست‌ها بر صفحه‌ی‌های سفید تاریخ اند؛ صفحه‌هایی که با قلم‌ها و دانایی‌های بچه‌های دانش‌آموز پر می‌شدند.

    صفحه‌های مشق یک جامعه، ذهن‌های سفید دانش‌آموزان آن است؛ دانش‌آموزانی که این صفحه‌ها را، این ذهن‌های پاک و بدون خط‌‌خوردگی را پر می‌کنند.

    رنگ‌ها و تضادهای آن در حادثه‌ی آموزشگاه کوثر، تضادهای یک جامعه‌ی نو با تعریف‌های نو است؛ جامعه‌ای که دیگر سفیدی و معصومیت تعریف‌شده از آن را به معنای دانایی و سیاهی‌های کشیده بر آن، آگاهی می‌داند.

    کشیده‌شدن جنگ در آموزشگاه‌ها، این تضاد را عمیق‌تر می‌کند. جنگ ما با طالبان و گروه‌های مشابه آن، جنگ فکری است. افغانستان نو، بنیادهای فکری آنان را از ته حتا در نمادهای ساده‌ی آن از میان برداشته است؛ این گروه‌ها با تغییر می‌جنگند و برای همین بر کتاب‌چه‌های سفید خط سرخ خون را کشیده اند.

    پرچم سیاه داعش و پرچم سفید طالبان، رنگ‌هایی استند که می‌خواهند معنای خود شان را بر سفیدی و سیاهی‌های جامعه‌ی مان تحمیل کنند. سیاهی داعش، کفن را می‌پوشاند و سفیدی طالبان به گور ارجاع مان می‌دهد.

    بچه‌های مان اما سفیدی‌ها را با سیاه‌مشق‌های شان پر می‌کنند و سرخی‌های قلم معلم شان بر این سیاهی‌ها پایان می‌دهد؛ سرخی‌هایی که می‌گوید، زندگی جاری است و می‌توان به صفحه‌ی بعد رفت و باز خالی‌‌ها را پر کرد.

    کتاب‌چه‌ای که عکس آن را می‌بینید، ذهن سفید یک جامعه است؛ ذهنی که هنوز مشقی در آن نوشته نشده است؛ تاریخی است که باید بر صفحه‌های آن بنویسم؛ اما داعش، طالب و… بر این صفحه‌ها پیش از سیاه‌مشق‌هایش، خط سرخی با خون مان کشیده اند.

    حمله بر آموزشگاه‌ها، حمله بر جامعه‌ای است که می‌نویسیم‌.

  • هزاره ها در معرض حذف سیستماتیک هستند/دولت حفاظت از شیعیان را جدی بگیرد

    هزاره ها در معرض حذف سیستماتیک هستند/دولت حفاظت از شیعیان را جدی بگیرد

    فرماندهی پولیس کابل گفت در رویداد تروریستی امروز بر مرکز آموزشی کوثر دانش در غرب کابل دست‌کم ۱۳ تن کشته و ۳۰ تن زخم برداشته‌ است.

    عصر امروز یک حمله‎کنندۀ انتحاری خود را در برابر مرکز آموزشی کوثر دانش در دشت‌برچی منفجر کرد.

    وزارت داخله گفت مهاجم انتحاری از سوی نیروهای امنیتی شناسایی شد و پیش از رسیدن به هدف خود را منفجر کرد.

    طاریق آرین سخنگوی وزارت امور داخله گفت انتحارکننده عصر امروز در حوزه ۱۳ کابل ساحه پل خشک قبل از اینکه وارد مرکز آموزشی کوثر شود از سوی محافظین مرکز شناسایی شد اما خود را داخل کوچه منفجر نمود. تا اکنون ۱۰ شهید و ۲۰ مجروح این حادثه به شفاخانه ها منتقل شده اند.

    فرماندهی پولیس کابل اما اعلام کرد احتمال افزایش تلفات ناشی از انفجار امروز وجود دارد.

    رییس شورای عالی مصالحه در واکنش به این حمله گفت: «این حملۀ ضدبشری و خلاف موازین و ارزش‌های اسلامی و انسانی تروریستان بدصفت و جبون را باشدیدترین کلمات محکوم می‌کنیم. تروریستان بزدل و خداناباور، با حمله به کودکان و دانش‌آموزان بی‌گناه و مظلوم، نشان داده‌اند که به هیچ آئیین و اصولی پای‌بند نیستند.»

    امین احمدی عضو هیأت مذاکره‌کنندۀ صلح گفت: «حمله به مرکز آموزشی کوثر و کشتار کودکان تکان‌دهنده و تکرار جنایات پیشین است. رویدادهایی از این دست نشان می‌دهند که هزاره‌ها و شیعیان بیشتر و به صورت سیستماتیک  در معرض حذف،  کشتار و تبیعیض‌ اند، به همین دلیل باید حمایت از آنان جزو اولویت‌های دولت ، ملت و جامعه جهانی باشد، در راستای این هدف نیازمند یک کوشش و تلاش جمعی هستیم تا به یک راهبرد همگانی تبدیل شود. دست یابی به این هدف چندان دور از دسترس نیست.»

    ناهید فرید عضو مجلس نمایندگان گفت اگر طالبان مسوولیت این رویداد را برعهده نمی‌گیرند باید با اعلام آتش بس تعهد خود را برای پایان جنگ و کشتار و تأمین صلح ثابت سازند.

    این دومین حمله بر مرکز آموزشی کوثر دانش در غرب کابل است.

    تاهنوز هیچ گروهی مسوولیت این رویداد را برعهده نگرفته است. اما پیش از این مسوولیت حمله به مدارس و تکیه‌خانه‌ها در غرب کابل را گروه داعش برعهده گرفته است.

  • خواب طالب برای پیروزی هرگز به واقعیت مبدل نمی شود

    خواب طالب برای پیروزی هرگز به واقعیت مبدل نمی شود

    رییس‌جمهور غنی امروز اعضای کابینه را به مجلس نمایندگان معرفی کرد.

    هنگام سخنرانی رییس‌جمهوری، برخی نمایندگان مجلس دست به اعتراض زدند. آنان از «انکشاف نامتوازن و بی‌عدالتی» در نظام انتقاد کردند.

    اشرف‌غنی در واکنش به اعتراضات نمایندگان خشمگین شد و گفت شما از تاریخ درس نگرفته‌اید. می‌خواهید سقوط نظام شاه‌ امان‌الله تکرار شود؟ می‌خواهید کودتای سقوط رژیم داوود خان تکرار شود و زمینه برگشت طالبان فراهم شود؟

    غنی در بخشی از صحبت‎هایش گفت ما در مقطعی از تاریخ قرار داریم که ضرورت عقلانیت در طرح و قاطعیت در عمل را از فرد فرد این ملت عظیم و از همه ما به صورت یک کتلۀ واحد، خواهان است.

    او افزود تصامیم امروز ما تعیین کننده فردای ماست، امروز نه تنها التیام دردهای پنج نسل زندۀ ما، در داخل و خارج کشور اولویت دارد، بلکه رفاه پنج نسل آیندۀ ما نیز مطرح است.

    رییس جمهور غنی با بیان اینکه این نسل، آینده محور و نظام محور است، گفت به شمول همۀ ما، بزرگترین آرزوی پنج نسل زندۀ افغانستان خاتمه دادن به خشونت‌های میراثی و تحمیلی است تا آرزوی وحدت ملی، مشارکت همۀ اقشار و انکشاف متوازن در همه سطوح کشور عملی گردد.

    رییس جمهور از نقش ولسی جرگه در قطعنامۀ لویه جرگۀ مشورتی صلح تشکر کرد و  تصریح نمود: باوجود اطمینانی که برای آتش بس و کاهش جدی خشونت در هنگام برگزاری لویه جرگه داده شده بود، بدبختانه، طالبان و حامیان شان به خشونت ادامه دادند. حملات اخیر طالبان به ولایات هلمند و غور و سایر نقاط کشور، نشان دهنده این است که آنها هنوز هم به روایت کاذب فتح باورمند هستند.

    وی با تاکید براینکه طالب هیچ وقت به روایت پیروزی خود پیروز نخواهد شد، گفت در جلسه اخیر شورای امنیت به مسئولین هدایت داده‌ام تا زمینۀ رسیدگی به خانواده های شهدای پرافتخار قوای امنیتی و دفاعی ما سریع، ساده و موثر گردد و به اطفال و خانواده های آنان رسیدگی جدی صورت خواهد گرفت.

    رییس جمهور با اشاره به بحث‌های چند روز گذشته‌اش با مقامات عالی رتبۀ ایالات متحدۀ امریکا، گفت که آنان اطمینان دادند که به تعهدات شان در رابطه به افغانستان پابند هستند.

    وی باتوجه به آمادگی‌ها برای کنفرانس قریب الوقوع جینوا، گفت ایالات متحدۀ امریکا در زمینۀ آمادگی بهتر کنفرانس جینوا با ما کمک می کند و تعهدات کمک امریکا با افغانستان در زمینه های صحت و معارف، درازمدت است. همچنان در دولت، جامعه و اقتصاد ما ظرفیت ها موجود است که با آن می توانیم، آیندۀ خود را تامین کنیم.

    او گفت به پای خود ایستاده شدن و انکشاف دادن منابع خود ما، شعار واهی نیست. هر روز تجربه می کنیم و شاهد هستیم زمانی که ارادۀ ملی موجود باشد، از ظرفیت ها استفاده بهتر صورت گرفته می تواند.

    رییس جمهور غنی گفت برخلاف تمام تحلیل ها، تمام اعضای تیم مذاکراتی ما با اتحاد، اتفاق و انگیزۀ قوی از ارزش های ملی و دولت جمهوری اسلامی دفاع می کنند و این نمونه مهم ظرفیت سیاسی ماست.

    رییس جمهور غنی گفت تیم مذاکراتی دولت به طالبان پیشنهاد کرده اند که موضوعات اختلافی در روشنایی قرآن کریم، سنت نبوی و شریعت حل شود، اما آنها نپذیرفتند و می گویند که موافقت آنان با امریکا باید اساس باشد، اکنون ببینید که از اسلام چه کسی نمایندگی می کند.

    او گفت ملت از وکیلان و قشر سیاسی می خواهد که از اردوی ملی، امنیت ملی و به خصوص اصلاحات عمیق در پولیس ملی حمایت کنند، کار به اهل کار سپرده شود و از ظرفیت سکتور خصوصی نیز استفاده صورت گیرد.

    اشرف غنی گفت جمهوریت آغوش بزرگ است، بروید از هیبت الله بپرسید که در کجا پنهان است و چرا افغان‌ها را می کشند. این را که می گویید بالای امریکایی ها حمله نمی کنید درست است، اما چرا بالای ما حمله می کنید، آیا این ها فرزندان شما نیستند، ما هر روز می سازیم و شما آن را ویران می کنید.

    رییس جمهور غنی گفت از ظرفیت افغان های مقیم خارج به خاطر آبادانی و عمران کشور استفاده می کنیم. وی از کمک و همکاری شان به افغانستان، تشکر کرد و افزود افغانستان قلب آسیا است و نزدیکترین راه به آسیای جنوبی، مرکزی و غربی است و ما از آن استفادۀ عظیم می توانیم. 

    وی با اشاره به ظرفیت های فراوان معادن در افغانستان، گفت امتداد خط آهن، پایپ لاین ها، لین های برق موقعیت افغانستان را به طلا مبدل می سازد.

    رییس جمهور غنی در مورد مدیریت آب ها و با یادآوری از سخنان مرحوم عبدالمجید خان زابلی در مورد آب ها، گفت که بعد از۷۰۰ سال بند کمال خان آب خواهد گرفت، نیمروز سرسبز خواهد شد و در چهار سال آینده، شاهد سرسبزی و شادابی افغانستان خواهید بود.

    او با اشاره به ریشه های تمدنی و تاریخی افغانستان، گفت: عمده ترین فرصت ما این است که ریشۀ تمدن اسلامی خود را درک کنیم و یکبار دیگر مرکز عظیم تمدن اسلامی شویم.

    رییس جمهور پنج موج تروریزم را تشریح کرد و در مورد خطرات شبکه های جرمی، مواد مخدر و فساد و انکشاف غیر متوازن و برخورد غیرمسئولانه با سرمایه، گفت که بین دین اسلام و تروریزم هیچگونه رابطه ای وجود ندارد و انتحار و تروریزم یک تاکتیک است که هیچ اساس دینی ندارد. 

    رییس جمهور گفت که طالبان به گونۀ واضح به مردم افغانستان اطمینان دهند که از شبکه های تروریستی خود را جدا سازند و به اسلامیت و افغانستان اولویت بدهند.

    رییس جمهور غنی خطاب به وکلا گفت: دستگاه حکومت به تغییرات اساسی نیاز دارد تا بتوانیم حکومت را خادم ملت بسازیم. وی از وکلا خواست تا به خاطر ایجاد اقتصاد متحرک که بتوانیم تمام مصارف نیروهای امنیتی و دفاعی و ملت خود را تمویل کنیم، دست به دست همدیگر بدهید، این کشور به پای خود ایستاده می شود.

    وی خاطرنشان کرد باید بالای یک طرح بنیادی اصلاحات دولتی به نتیجه برسیم، یک اقلیت کوچک، افغانستان را بدنام کرده است، بایید با ارادۀ ملی اصلاحات سرتاسری را انجام دهید و تمرکز را بالای ولسوالی ها معطوف کنید.

    وی افزود که بین صلح کردن و اعمار صلح تفکیک قایل شوید و خواهش ما این است که تیم مذاکراتی تان را حمایت کنید و این تیم در خط ملی به پیش میرود و به قوت از منافع ملی نمایندگی می کند.

    رییس جمهور کشور گفت که اعمار صلح از ما زحمت و منابع می خواهد؛ باید در تمام عرصه ها تحرک اساسی بیاید. ملت سازی برنامه های منسجم می خواهد خاصتاً از نگاه معارف و تحصیلات عالی.

    رییس جمهور تصریح کرد که آیندۀ ما به منطقه ما گرۀ خورده است و روز به روز منطقه اهمیت افغانستان را درک می کند. ایجاد اجماع منطقوی به افغانستان که دارای روابط چند جانبه باشد، از ماموریت های کلیدی ماست.

    رییس جمهور در اخیر سخنرانی اش گفت که کابینه جدید دولت جمهوري اسلامي افغانستان را با ادارات مستقل خدمت تان معرفی میکنم و با تایید آن، یک تیم منسجم خواهیم داشت که در تطبیق دیدگاه های ملی، با من همکار خواهند بود.

  • ترامپ به نام افغانستان به کام پاکستان

    ترامپ به نام افغانستان به کام پاکستان

    دونالد ترامپ، رییس جمهوری منفعت گراست. او همه‌چیز را در ترازوی سود و زیان مادی و سیاسی می سنجد و در این میان، تنها چیزی که برای او و امریکای مورد نظری وی، فاقد هرگونه اهمیت حقوقی و اخلاقی است، پیمان‌ها و توافقنامه‌های استراتژیک با دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی است. او در کارنامه چهارساله خود در کاخ سفید، یازده مورد خروج از سازمان‎‌ها و معاهدات بین‌المللی دارد. بنابراین دستور او برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان که متضمن نقض پیمان امنیتی و استراتژیک کابل ـ واشنگتن است، صرفاً از آن جهت برای او و کسانی که از مشی و منش سیاسی وی آگاهی دارند، قابل توجیه است که او یک رییس جمهور منفعت گرا و ابزاری‌نگر است و این اقدامش نیز با هدف سنگین کردن پله آرای انتخاباتی‌اش صورت گرفته است.

    ترامپ به دلیل ناتوانی افتضاح‌آمیز در مدیریت ویروس کرونا، برخورد جانبدارانه و غیر دموکراتیک با اعتراضات ضد نژادپرستی و عقب‌ ماندن در نظرسنجی‌ها از رقیب دموکراتش جو بایدن، به هر خس و خاشاکی چنگ می‌اندازد تا برنده انتخابات ماه نوامبر شود. در این میان، تعهد او به مردم امریکا در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۱۶ مبنی بر بازگرداندن نظامیان امریکایی از افغانستان، وی را بر آن داشته است که در آستانه انتخابات احتمالاً جنجالی پیش رو، از بازگشت این نیروها تا کریسمس امسال خبر دهد؛ چیزی که واکنش‌های منفی بسیاری برانگیخت و تصمیم‌ گیرندگان ارشد امریکا را در موقعیتی متناقض و پارادوکسیکال قرار داد.
    فراتر و مهم‌تر از مواضع متناقض مقامات امریکایی در مقابل تصمیم دونالد ترامپ، واکنش ینس استولتنبرگ دبیر کل ناتو بود. او به طور تلویحی یادآوری کرد که غیر از ترامپ و منافع تبلیغاتی و انتخاباتی او، کسان دیگری هم هستند (اعضای سازمان نظامی ناتو) که دوشادوش ایالات متحده برای هدف مشترک مبارزه با تروریزم وارد افغانستان شده و برای این کار هزینه‌های سنگینی کرده‌اند، پس باید با آنان مشورت شود.
    نکته معنادار دیگری که در اظهارات آقای استولتنبرگ بازتاب یافت و کسی به پیام نهفته در آن برای ترامپ و امریکا توجه نکرد، این بود که: «مبارزه با تروریزم در افغانستان به سود امریکا هم هست.» مفهوم این سخن آن است که اولاً مبارزه با تروریزم در افغانستان به پایان نرسیده و همزمان با آن مأموریت نیروهای امریکایی نیز ـ برخلاف باور آقای ترامپ ـ برای این مبارزه مشترک ـ ادامه دارد و ثانیاً امریکا با خروج نیروهای خود از افغانستان، آن هم قبل از آن‌که مبارزه با تروریزم به سرانجام برسد، باید منتظر پیامدهای زیانبار این تصمیم خود باشد؛ پیامدهایی که مستقیماً منافع و امنیت ملی ایالات متحده را نشانه خواهد گرفت.
    از سوی دیگر در حالی که ترامپ از خروج تمامی نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان تا کریسمس پیش رو سخن به میان آورد، رابرت اوبرایان، مشاور امنیت ملی امریکا برخلاف تصمیم رییس کاخ سفید، نه از خروج ناگهانی و زودهنگام تمامی نظامیان امریکایی، بلکه از کاهش آن‌ها تا سقف ۲۵۰۰ نفر خبر داد. او همچنین توییت اخیر دونالد ترامپ را مبنی بر بازگشت تمامی نیروهای امریکایی تا کریسمس به خانه در حد یک «آرزو» و نه الزاماً یک دستور نظامی فروکاست داد و گفت: «هیچ‌چیز بزرگ‌تر از بازگشت سربازان‌مان تا کریسمس به خانه نیست، اما در حال حاضر ما با متحدان اروپایی خود تعهداتی داریم. ما باهم به افغانستان رفتیم و باهم خارج خواهیم شد».
    افزون بر این، پیش‌تر رییس ستاد ارتش امریکا نیز خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را مبتنی بر شرایط، مسئولانه و آگاهانه خوانده بود.
    این موارد نشان می‌دهد که عملیاتی‌سازی تصمیم ترامپ به عنوان رییس جمهوری به شدت خودشیفته و خودرأی، آنقدرها هم که تصور می‌شود ساده و آسان نیست، بلکه او در مورد اجرایی کردن تصمیم سیاسی ـ انتخاباتی خود برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، با موانع و چالش‌های مهم داخلی و بین‌المللی مواجه است.
    با این حال، آنچه از این تصمیم ترامپ در کلیت امر آشکار شد این مهم بود که امریکا هرچه باشد، هم‌پیمانی مورد اعتماد برای افغانستان نیست. این امر از آنجا آشکار شد که به دنبال دستور ترامپ برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، مرز تورخم، گذرگاه انتقال تجهیزات نظامی این نیروها به پاکستان شد! این یعنی نقض آشکار پیمان امنیتی کابل ـ واشنگتن توسط دونالد ترامپ پیمان‌شکن و ترجیح دادن پاکستان بر افغانستان به عنوان مرکز تولید و توسعه تروریزم سازمان‌یافته و گرانیگاه پخش تروریست‌های رادیکال و افراطی طالبان و القاعده.

    به موجب پیمان امنیتی امضاشده میان کابل ـ واشنگتن، امریکا پس از ترک افغانستان بایستی تجهیزات و پایگاه‌های نظامی خود را سالم و دست‌نخورده در اختیار نیروهای مسلح افغانستان قرار دهد، اما ترامپ برای خوش‌رقصی و خوش‌خدمتی به آی‌اس‌آی و جنرالان تروریست‌پرور اسلام‌آباد و بدون توجه به هزاران سرباز امریکایی در جنگی که با دست‌پروردگان تروریست پاکستان، خون شان در خاک افغانستان بر زمین ریخت و نیز بدون توجه به نزدیک به یک تریلیون دالر پول مالیات‌دهندگان امریکاییِ که در جنگ افغانستان هزینه ‌شده است، این تجهیزات و امکاناتِ شدیداً مورد نیاز نیروهای مسلح افغانستان را در اختیار جنگ‌افروزان پاکستانی قرار می‌دهد تا دست نیروهای دولتی افغانستان که به نیابت از همه جهان علیه تروریزم بین‌المللی می‌جنگند، خالی‌تر از گذشته شود.
    این خیانت آشکار ترامپ به افغانستان است و نسل‌های امروز و آینده این آب و خاک، هرگز آن را از یاد نخواهند برد. اگرچه در دو دهه گذشته و به رغم امضای پیمان امنیتیی که هرگز هیچ‌یک از مفاد آن عملی نشد، کاخ سفیدنشینان همواره دست در کار خیانت به مردم افغانستان بودند. در دو دهه‌ای که پاکستان با گسیل گروهی هراس‌افکنان، ده‌ها هزار شهروند نظامی و غیر نظامی افغانستان را به خاک و خون کشید و تأسیسات زیربنایی و راه‌ها و امنیت و آسایش مردم افغانستان را بازیچه اهداف شوم تروریستی خود قرار داد و مانع استقرار امنیت و اجرای قانون و توسعه قلمرو دولت در سراسر کشور شد، امریکا به عنوان هم‌پیمان استراتژیک و امنیتی افغانستان، جز تماشا کار دیگری نکرد و این هم به معنای خیانت به افغانستان و هم به معنای نقض پیمان‌ها و توافقنامه‌هایی است که میان کابل ـ واشنگتن امضا شده است. این‌همه در حالی است که جنگ افغانستان را نیز کسی جز امریکا شعله‌ور نساخته است. در چنین شرایطی بایسته و برازنده آن است که مسئولان دولتی و مخصوصاً شخص اشرف غنی، به جای چشم امید دوختن به همراهی و همدلی ترامپ یا بایدن، مردم را تکیه‌گاه دولت قرار دهد و با مراجعه به حمایت و حمیت تاریخی مردم افغانستان، پشتوانه نیرومندی برای نیروهای مسلح کشور ایجاد کند و با بسیج سراسری مردم، دفاع از مردم و جمهوریت را به امکانی غیر قابل انکار تبدیل کند.

    راحل موسوی

  • دیپلمات پیشین ایرانی: مذاکرات بین الافغانی نتیجه مثبتی در پی نخواهد داشت/امریکا از بی ثباتی در افغانستان سود می برد

    دیپلمات پیشین ایرانی: مذاکرات بین الافغانی نتیجه مثبتی در پی نخواهد داشت/امریکا از بی ثباتی در افغانستان سود می برد

    یک دیپلمات پیشین ایرانی با بیان اینکه طالبان ترامپ را فرصتی برای بازگشت به قدرت می‌داند، گفت: «رفتار ترامپ و عدم مداخله دادن دولت افغانستان در مذاکرات میان واشنگتن و طالبان موجب احساس برتری در میان این گروه شده و آنها می‌خواهند این پشتوانه را حفظ و از آن استفاده کنند.»

    «محسن روحی‌صفت» در گفت‌وگو با رسانه های ایرانی در مورد مذاکرات بین الافغانی اظهار داشت: «مذاکراتی که تا به امروز انجام شده برای خروج آبرومند نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان میان واشنگتن و گروه طالبان بوده است بنابراین تا الان مذاکرات صلحی درباره افغانستان در کار نبوده است.»

    وی با بیان اینکه در مذاکرات واشنگتن و طالبان، آمریکا اجازه حضور و مداخله به دولت افغانستان را نداد، اظهار داشت: «این حضور نداشتن و عدم مداخله دولت مرکزی افغانستان در مذاکرات موجب شد تا طالبان نسبت به دولت افغانستان احساس برتری پیدا کرده و فکر کند می‌تواند امتیازات بیشتری از دولت کابل دریافت کنند.»

    این کارشناس ارشد مسائل افغانستان ادامه داد: «عبارت صلح که از سوی زلمای خلیل‌زاد، نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان درباره مذاکرات ایالات متحده و طالبان به کار رفته، پوششی برای خروج آبرومندانه نیروهای نظامی این کشور از افغانستان پس از ۱۹ سال حضور نظامی است.»

    روحی‌صفت با بیان اینکه اکنون زمینه برای انجام مذاکرات بین‌الافغانی بیش از هر زمان دیگری فراهم شده است، تصریح کرد اکنون زمان مناسبی است تا گروه‌های افغانستانی درباره سرنوشت کشورشان و مسائل مختلف مانند نحوه مشارکت طالبان در قدرت با یکدیگر گفت‌وگو و توافق کنند.

    وی با اشاره به توقف مذاکرات دوحه در تشریح بیشتر این موضوع خاطرنشان کرد: طالبان اصرار دارد تنها فقه حنفی مبنای شریعت باشد و از طرفی، معتقد است فقط باید در چارچوب توافق با آمریکا، مذاکرات ادامه یابد و رفع اختلافات در این مسیر باشد، اما دولت افغانستان معتقد است توافق دوحه محدود بوده و تمام موارد را در نظر نگرفته و سایر مواردی که مطرح نشده هم باید مورد بررسی قرار گیرد.

    به گفته معاون پیشین دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه ایران، دولت افغانستان تاکنون از خود خویشتنداری نشان داده و سعی کرده این مذاکرات به بن بست کشیده نشود. هیات طالبان هم نیازمند رایزنی با رهبران خود بود و به همین خاطر، مذاکرات فعلا متوقف شده است.

    آمریکایی‌ها می‌خواهند خودشان محور مذاکرات بین‌الافغانی باشند

    روحی‌صفت با اشاره به وجود دو دستگی در درون طالبان اظهارداشت: «طالبان گروه یکدستی نیست. گروه‌های معارض زیادی در افغانستان هستند که با دولت این کشور در حال جنگ هستند که تحت عنوان کلی طالبان فعالیت می‌کنند.»

    وی افزود: همه گروه‌هایی که تحت عنوان طالبان فعالیت دارند، نسبت به مذاکرات دید مثبتی ندارند و برخی از طالبان جدا شده و به داعش پیوسته‌اند. با این وجود، آنهایی که تحت عنوان طالبان همچنان فعالیت دارند، فعلا مخالفت جدی از خود نشان نداده‌اند.

    این دیپلمات پیشین ایرانی درباره نقش‌آفرینی همسایگان افغانستان و قدرت‌های منطقه‌ای در مذاکرات بین‌الافغانی هم بیان کرد: هم‌اکنون آمریکایی‌ها مدیریت مذاکرات را برعهده دارند و تلاش آنها هم این بوده است که خودشان محور باشند و همسایگان افغانستان و قدرت‌های منطقه‌ای توان و نقشی در مذاکرات ایفا نکنند.

    روحی‌صفت اضافه کرد: با این حال آمریکایی‌ها برخی از کشورها را برای مذاکرات دوحه دعوت کردند. حتی از ایران هم رای حضور در این مذاکرات دعوت شد ولی چون ایران مذاکرات کنونی را مبتنی بر خواست آمریکا و نمایشی می‌دانست، در آن شرکت نکرد.

    وی با بیان اینکه کشورهایی هم که در مذاکرات دوحه بودند نسبت به نمایشی بودن آن اعتراض داشتند، یادآور شد: انسجامی در مذاکرات دوحه وجود نداشت و امیدواری زیادی هم برای به نتیجه رسیدن آن نیست. 

    رئیس اسبق ستاد افغانستان وزارت امور خارجه ایران درباره رویکرد آمریکا در مذاکرات دوحه هم عنوان کرد: دولت ترامپ مذاکرات افغانستان را برگ برنده خود در عرصه سیاست خارجی در انتخابات ریاست جمهوری می‌داند. به همین خاطر آنها نمی‌خواهند تا قبل از انتخابات اختلالی در مذاکرات پیش بیاید و مذاکرات شکست خورده تلقی شود.

    طالبان ترامپ پشتوانه خود برای رسیدن به قدرت می‌داند

    روحی‌صفت با بیان اینکه طالبان هم امیدوار است ترامپ مجددا رئیس‌جمهور آمریکا شود، گفت: آنها ترامپ را فرصت خود برای بازگشت به قدرت می‌دانند. رفتار ترامپ و عدم مداخله دادن دولت افغانستان در مذاکرات میان واشنگتن و طالبان موجب احساس برتری در میان این گروه افغانستانی شده و آنها می‌خواهند این پشتوانه را حفظ و از آن استفاده کنند.

    وی با بیان اینکه به نظر می‌رسد آمریکا دیگر منافعی در ایفای نقش موثر در افغانستان برای خود تصور نمی‌کند، اظهار داشت: ایالات متحده از بی‌ثباتی و آشوب در منطقه به ویژه افغانستان نگران نیست. سیاست این کشور بی‌ثبات‌سازی منطقه و کشیده شدن دامنه بحران از افغانستان به مناطق پیرامونی آن به ویژه آسیای مرکزی است.

    به گفته این کارشناس ارشد مسائل افغانستان، هدف اصلی آمریکا در بی‌ثبات‌سازی افغانستان کشیده شدن بی‌ثباتی به آسیای مرکزی برای ضربه زدن به چین و روسیه است. آنها فکر می‌کنند از رهگذر بی‌ثباتی در افغانستان هم ایران متضرر می‌شود و هم می‌توانند به رقبای خود ضربه وارد کنند.

    ایرنا

  • مقام سازمان ملل: اعضای ارشد و صدها جنگجوی القاعده هنوز در افغانستان حضور دارند

    مقام سازمان ملل: اعضای ارشد و صدها جنگجوی القاعده هنوز در افغانستان حضور دارند

    ادموند فیتون-براون، هماهنگ کننده تیم نظارت سازمان ملل متحد از داعش، القاعده و طالبان روز جمعه هشدار داد اعضای ارشد و صدها جنگجوی القاعده هنوز هم در افغانستان حضور دارند. آقای براون در سخنرانی مجازی در مورد آینده افغانستان گفت: «ایمن الظواهری [رهبر القاعده] همچنان با طالبان ارتباط دارد. طالبان در جریان مذاکره با امریکا به صورت مرتب با القاعده مشورت می‌کرده اند و آنان تضمین های غیر رسمی برای ارج روابط تاریخی با القاعده را ارایه می‌داده اند.

    با این حال این مغایر با توافق نامه امریکا و طالبان که در ماه فبروری در دوحه امضا شد، می باشد. در این توافق آمده است طالبان باید همه روابط خود را با گروه های تروریستی، از جمله القاعده قطع کنند.

    هشدار فیتون-براون جدید نیست زیرا براساس گزارش سازمان ملل در ماه جولای، این گروه به طور مخفیانه در ۱۲ ولایت افغانستان فعال است و احتمالا فرماندهی ۴۰۰ تا ۶۰۰ جنگنده را دارد. در همین مقامات افغان ادعاها مبنی بر وجود تهدید القاعده در کشور را رد کرده اند. ضیا سراج سرپرست امنیت ملی در ماه می گفت: «طالبان سعی می کنند بیش از گذشته از این گروه ها و سازمان ها در جنگ در افغانستان استفاده کنند.»

    صدای امریکا نیز گزارش داد کشورهای عضو سازمان ملل متحد نسبت به حمایت مسلحانه اضافی از گروه القاعده در شبه قاره هند (AQIS) هشدار داده است. گفته می شود این گروه ها ۱۵۰ تا ۲۰۰ جنگجوی در ولایت های نیمروز، هلمند و قندهار دارند. براساس این گزارش و به نقل از مقامات ضد هراس افگنی جهانی و افغانستان تهدیدها روبه رشد است. این در حالی است شماری از مقام های امریکایی و افغان می گویند القاعده در حال محو شدن است.

    مایک پومپیو وزیر امور خارجه امریکا اخیرا گفته است کمتر از ۲۰۰ جنگجوی القاعده در افغانستان باقی مانده است. کریستوفر میلر  مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم اما چند روز بعد در شهادت کتبی خود به کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان امریکا گفت حضور القاعده در این کشور به ده‌ها جنگحوی کاهش یافته است.

  • کدامیک سرنوشت جنگ را تعیین می کند، دوحه یا هلمند؟

    کدامیک سرنوشت جنگ را تعیین می کند، دوحه یا هلمند؟

    جنگ شدیدی در هلمند جریان دارد. این بزرگ‌ترین عملیات نظامی طالبان پس از امضای توافق‌نامه‌ی صلح با امریکا محسوب می‌شود؛ رویدادی که می‌تواند نشانگر اجتماع تمام نیروی جنگی طالبان برای خارج‌کردن دولت افغانستان از معادلات جنگ و صلح باشد. اگرچه دولت ادعا می‌کند که طالبان را در هلمند شکست داده و عملیات «پاک‌سازی» جریان دارد؛ اما نشانه‌ای از فروکش‌کردن شعله‌ی نبردها دیده نمی‌شود.
    افزون بر این، هیچ‌‌گونه آماری از شمار تلفات نظامی و غیرنظامی در این جنگ نیز منتشر نمی‌شود. این امر بر نگرانی‌ها افزوده و جنگ هلمند را به یکی از پیچیده‌ترین مسایل امنیتی افغانستان بدل کرده ‌است. برخورد هلیکوپترهای ارتش، آسیب بزرگی به موقف نظامی دولت وارد کرد؛ آسیبی که اشرف‌غنی با شرکت در مراسم تشییع پیکرهای خلبانان جان‌باخته در آن رویداد، سعی کرد آن را به لحاظ سیاسی و تبلیغاتی جبران کند و خود را هم‌چنان حامی قوای مسلح، فرمانده‌ی جنگ ضد طالبان و مقاوم در برابر عملیات سقوط آن گروه نشان دهد؛ این ‌که این نمایش تا چه حد موفق بود، بحث دیگری است.
    سرپرست وزارت دفاع هم به هلمند رفت تا از نزدیک، عزم و اراده و تعهد دولت مرکزی برای سرکوب طالبان را اعلام کند.
    در آن‌سو در اردوگاه طالبان در جنگ هلمند نیز وضعیت بحرانی است. گفته می‌شود که ۸ شفاخانه‌ی شهر کویته‌ی پاکستان به مرکز درمان انبوه زخمی‌های طالبان در جنگ هلمند تبدیل شده ‌است. این خبر دو واقعیت مهم را برجسته می‌کند؛ یکی این ‌که اتاق عملیات جنگ هلمند مثل سایر تحرکات نظامی طالبان در کنترل «فوج» و آی‌اس‌آی پاکستان است و دوم این ‌‌که استوانه‌‌های قدرت نظامی طالبان در این جنگ به شدت آسیب دیده ‌است.
    نبرد هلمند اما صرف نظر از این ‌که به کدام‌یک از دو طرف درگیر، بیش‌تر آسیب زده‌، مانند هر جنگ دیگری یک قربانی بزرگ دارد: غیر نظامیان. سازمان ملل، آوارگی ۳۵ هزار نفر را تایید کرده و مقام‌های محلی هم از بی‌خانمانی ۴۵۰۰ خانواده خبر داده ‌اند که نیازمند دریافت کمک‌‌های فوری در زمینه‌ی غذا، دارو و سرپناه استند.
    در این میان، هیچ آماری در باره‌ی شمار قربانیان و زخمی‌های غیر نظامیان در این جنگ، منتشر نشده؛ اما سازمان‌ ملل و کمیسیون حقوق بشر به طور جداگانه در این باره، عمیقا ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف سریع درگیری‌ها شده ‌اند.
    این در حالی است که در دوحه پس از یک‌ ماه بن‌بست، با فشار و میانجی‌گری قدرت‌های خارجی به ویژه امریکا، آلمان و قطر، یخ‌های مذاکره میان دو طرف در حال آب‌شدن است. گروه‌های تماس، پس از ۱۲ روز توقف چهار روز پیش توانستند یک نشست ناکام را برگزار کنند و نشست عمومی همه اعضای هیئت‌های دولت و طالبان هم به تازگی دایر شد.
    در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که سرنوشت جنگ افغانستان در کجا و از سوی چه کسانی رقم می‌خورد؛ در هلمند و در میدان جنگ یا در دوحه و در میز مذاکره؟
    هیچ پاسخ صریحی در این باره وجود ندارد. طالبان در فقدان یک حمایت استراتیژيک پایدار از سوی قدرت‌های خارجی از نیروهای افغان، خود را نیروی برتر در میدان نبرد می‌دانند و در عرصه‌ی صلح نیز، خواستار امتیازهای استثنایی و برتری‌جویانه استند. آن‌ها استند که نیروی تهاجمی میدان جنگ را تشکیل می‌دهند، آگاهانه به خشونت دامن می‌زنند و نیروهای دولتی را هر روز در جبهات جدیدتر به چالش می‌کشند؛ اما از نظر سیاسی و ایدیولوژیک، توان مجاب‌کردن دولت مرکزی برای پذیرش طرح صلح امریکا و قبول بی‌چون و چرای پیش‌شرط‌های خود را ندارند.
    از سوی دیگر، در درون آن‌ گروه نیز رقابت و انشعاب و اختلاف، موج می‌زند. جنگ شدید قدرت در دفتر قطر میان ملا برادر، مولوی عبدالحکیم و عباس استانکزی در جریان است. این جنگ، انگیزه‌های مالی، سیاسی، قبیله‌ای و جاه‌طلبانه دارد. البته در این میان، رژيم‌های حامی طالبان نیز هرکدام سعی می‌کنند از طریق هریک از این جناح‌ها به درون طالبان نفوذ کنند و منافع خود را تحقق بخشند.
    در این‌سو در دولت نیز اگرچه از نظر نظامی، نیروهای مسلح در موضع تدافعی قرار دارند و ابتکار عمل جنگ در دست طالبان است؛ اما تصور نمی‌شود که شکست نهایی و فروپاشی کامل، محتمل و قریب‌الوقوع باشد؛ به ویژه در شرایطی که قدرت‌های خارجی هم قدرت‌گیری طالبان از راه نظامی را تحمل نمی‌‌‌کنند و هم‌چنان بر حمایت از دولت تاکید دارند.
    با این حال، نیروهای امنیتی دچار فرسایش شدید شده ‌اند و ادامه‌ی جنگ، دامنه و ژرفای این فرسایش را بیش‌تر خواهد کرد.
    به لحاظ سیاسی اما دولت توانسته ‌است مشروعیت ملی و بین‌المللی خود را تثبیت کند و اگر کابینه از پارلمان رای بگیرد، این مشروعیت، تقویت هم خواهد یافت. جنگ‌افروزی و خشونت‌های خون‌بار طالبان هم حمایت سیاسی از دولت را افزایش می‌دهد.
    با این حال، تصور این‌که دولت بتواند ارزش‌ها و اصول خود را در مذاکرات دوحه بر طالبان، تحمیل کند، بسیار بعید است؛ زیرا موازنه‌ی قدرت در میدان جنگ به نحو نامتعادلی به نفع طالبان است؛ هرچند آن گروه نیز قادر به اشغال مراکز شهری نیست و دولت هم با تمام توان در برابر این امر مقاومت می‌کند.
    بر این اساس، نوعی بن‌بست مرگ‌بار در هر دو میدان جنگ و صلح از هلمند تا دوحه وجود دارد؛ وضعیتی که جهان را به چالشی تازه در باره‌ی پرونده‌ی پیچیده‌ی افغانستان می‌کشاند. تضاد، تخاصم و جنگ‌های نیابتی را تشدید خواهد کرد.

    علی موسوی