دسته: برگزیده ها

  • طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    آمارها نشان می‌دهد، قرن بیستم میلادی رکورد دار بیشترین تلفات انسانی در تاریخ بشر است. این واقعیت تلخ برای ما قرن بیستمی ها تأسف بار است، اما جالب تر آنکه حداقل در دو قرن اخیر دیده شده است که بیشترین بحران های بشری و تحولات سیاسی نظامی، اعم از جنگ های جهانی و تغیر وتبدیل رژیم ها ریشه‌ی اقتصادی داشته است.

    در کشور های فقیر و در حال توسعه که جهان سوم لقب گرفته اند جنگ ها، کودتا ها، مرزبندی ها، و روی کار آمدن و سقوط رژیم ها به وسیله‌ی غول های اقتصادی دنیا صورت می‌گیرد. ایالات متحده‌ی امریکا با داشتن وال استریت ، مرکز تجارت جهانی و بانک های جهانی بیشترین حصه را در تغیر و تبدیل نظام ها و حکومت ها به عهده داشته است. البته قدرت نظامی برتر، ابر نشریه ها و غول های رسانه ای، مافیا و جاسوسی سحر آمیز شبکه های استخباراتی آن، موجودیت سازمان های حقوقی و از جمله مقر ملل متحد و شورای امنیت در کنار اقتصاد و موازی با آن بوده است، اما نقش محوری را همیشه اقتصاد امریکا بازی نموده است.

    کشور های مقتدر و ثروتمند دیگر که ابرقدرت یا نیمه ابرقدرت هستند هرکدام به اندازه‌ی سهم شان درین جنگ اقتصادی برای بلعیدن سرمایه های دنیا حصه گرفته اند.

    مسایلی از قبیل گسترش دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، صلح و کمک به همنوع که به وسیله‌ی سازمان هایی که باز همه مرکز فرماندهی شان درین همین کشور های صنعتی و اقتصادی یا به اصطلاح جهان اولی تمرکز دارند ابزاری برای سوء استفاده وسرپوشی برای سه مفهوم ماکیاولی استحمار، استعمار و استثماراست. حتی اگر بسیار آرمان گرایانه بحث نکنیم با چشم باز و واقعیت های عینی دیده می‌شود که سازمان های اقتصادی می‌توانند یک شبه ملتی را نابود و رژیمی را روی کار آرند. آنچه هر سال یا هر چند سال بعد در منطقه شاهد آن می باشیم. آنها می‌توانند یک شبه سرنوشت ملت های فقیر چون افغانستان را تغیر بدهند.

    برای شرکت های اقتصادی و غول های انرژی خوار دنیا کشته شدن میلیون ها انسان که در نتیجه‌ی جنگ ها ، کودتا ها و تغیر و تبدیل رژیم ها اتفاق می افتد ، چیز پیش پا افتاده است. آنها به کرامت انسانی نمی اندیشند و تنها چیزی که اندیشه‌ی شان را اشغال کرده است پول دار شدن بیشتر ، عیش و مصرف بیشتر، تولید بیشتر ، کشتن و ویرانی بیشتر و بلعیدن بیشتر ثروت وسرمایه‌ی ملت های جهان است. تاریخ شاهد به قدرت رسانیدن پینوشه و صدام حسین در شیلی و عراق بوسیله امریکا است، و پس ازآنکه عالی جنابان میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستادند بوسیله خودامریکا نابود شدند. گویا همانند صافی یکبارمصرف تاریخ انقضای شان به اتمام رسیده بود. از اینگونه مثال ها بسیار سراغ داریم، نه اول کار است ونه آخر آن. در سال های اخیر شاهد یکشبه روی کار آمدن ویکشبه نابود شدن دیکتاتور های زیادی بوسیله غول های اقتصادی و نظام سلطه‌ی جهانی خواهیم بود.

    اینکه در این بازی شطرنج میلییون ها لیتر خون به زمین می ریزد، سرزمین های فراوانی ویران می شود و به آتش می سوزد و مردمان بسیاری از فقر و فلاکت وبیماری می‌میرند، کسی خم به ابرو نمی‌آورد، و این است داستان مستند قرن ما!

    خاورمیانه برای آن بحرانیست و جنگهای همیشگی در آن شعله ور، و کودتا های پیاپی در آن اتفاق و رژیم های گوناگون می روند و می آیند که در آن نفت و انرژی بیشتر موجود است و در واقع این بوی نفت است که ابرقدرت ها را مست کرده وبسوی خلیج فارس می کشاند. اما بالاخره نفت خلیج فارس به اتمام خواهد رسید، نفت خواران به فکر چاره می‌بایست بر می‌آمدند. بعد از اینکه جستجو گران انرژیِ و شرکت های نفتخوار غربی دریافتند که ذخیره‌ی بزرگ انرژی (نفت و گاز) در آسیای میانه موجود است، از حرص و طمع دیوانه شدند و بخاطر به دست آوردن آن به تکاپو افتادند. درهمین امریکا که ذکر خیر آن پیشتر رفت، سنا و پارلمان در دست رؤسای شرکت های نفتی و میلیونر ها می چرخد و اکثر سازمان های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را آنها اداره می‌کنند. تلویزیون ها ، روزنامه ها ، سینما و هنر و منابع اطلاعات جمعی و سازمان های حقوقی دیگر نیز در دست آنهاست. جورج بوش اول که جنگ اول خاور میانه موسوم به طوفان صحرا را به راه انداخت رییس جمهور و یکی از ثروتمداران میلیونر امریکا ودر ضمن مالک شرکت نفتی بود . دبلیو بوشِ پسر که سکان دار جنگ های اخیر عراق و افغانستان است نیز چند شرکت نفتی دارد و کابینه اش با اشخاص محوری چون ( دیک چینی، کوندولیزا رایس، رامسفیلد، جنرال پاول، زلمی خلیل زاد و… ) در دید نخست یک کابینه‌ی نفتی و به طبع آن کابینه‌ی جنگی بود.

    موجودیت ذخایر بزرگ نفت و گاز در آسیای میانه و چگونگی انتقال آن برای افغانستان نیز حوادث آفرین و دردسرساز بود. از جمله‌ی شرکت های بیشمار نفتخوار جهانی دو شرکت نفتی بریداس آرژانتین و یونیکال امریکا که برای نفت و گاز افغانستان رقابت می کردند . مسؤولین ومدیران ارشد این دو شرکت نفتی همواره میان کابل ، اسلام آباد و آسیای میانه در رفت و آمد بودند.

    احمد رشید روزنامه نگار و پژوهشگر سیاسی نامدار پاکستانی در کتاب طالبان ، اسلام، نفت و بازی بزرگ، آسیای میانه را به بوتل پر از نفت و انرژی تشبیه می‌کند و افغانستان می‌توانست خواه ناخواه دهنه این بوتل باشد. در واقع سه محور یا سه راه حمل و نقل برای عبور لوله های نفت وگاز آسیای میانه وجود داشت. اول راه انتقال نفت وگاز ازطریق ترکیه که بسیار طولانی بود و برای شرکت ها بی صرفه به نظر می‌آمد. دومین راه ایران بود که به لحاظ دشمنی با امریکا و غرب عبور نفت و گاز از طریق آن ناممکن بود . و سومین و آخرین راه موجود که کوتاه ترین وباصرفه ترین راه نیز بود افغانستان ناآرام وبی ثبات بود که درآن هیچگونه تضمین امنیتی برای عبور پاپلاین های گاز و نفت وجود نداشت.

    آنها طالبان را آگاه یا ناآگاه از آینده‌ی خطرناک آنها به عنوان جاده صاف کن شرکت های نفت یا حتی برای تسلط دایمی در افغانستان انتخاب کردند و پاکستان نیز که از یکطرف گاز ترکمنستان را می‌خواست و از طرف دیگربه دنبال سپر دفاعی از گروه های رادیکالِ وهابی سلفی در مقابل هند بود و هم نگران از خط دیورند مسلماً از پروسه‌ی تولید گروهی به نام طالبان حمایت می‌کرد و گویا آنرا برای خود چانس بزرگ می پنداشت و در عمق استراتیژیکش جای داده بود و فقط طالبان می‌توانست از عهده‌ی این همه برنامه های بزرگ و شوم برآید.

    اسامه بن لادن ثروتمند میلیاردر سعودی و رهبر شبکه‌ی القاعده که زمانی امریکا اورا علیه اتحاد شوروی تسلیح و تقویه می کرد و روابط ویژه با او داشت تشویق شد تا به طالبان کمک اقتصادی و نظامی کند . اسامه شبکه‌ی وسیع تروریستی و افراد آموزش دیده اش را که از آسیای میانه، چچن، ترکستان، کشمیر وشبه قاره، خلیج فارس وجزایر عربی، شمال افریقا و حتی اروپا و امریکا گردآورده بود در افغانستان به کمک طالبان سوق داد. آی اس آی و ارتش پاکستان نیز از او و طالبان حمایت می‌کردند و گویا طالبان عروسک های کوکی در دست آنان بود.

    گفته می‌شود وقتی رابین رافایل معاون وزارت خارجه امریکا به دیدار احمد شاه مسعود فرمانده کل و وزیردفاع دولت مجاهدین آمد، با کنایه گفت: گروه جدیدی(طالبان) در شرف ظهور است، گروهی که سراسر افغانستان را تسخیر خواهد گرد. مسعود در جواب گفته بود به کوه ها پناهنده می‌شویم و آنجا سنگر می‌گیریم و رافایل در ادامه ایضاح می‌کند که این گروه جدید بر فراز قله ها و شاخ های کوه هم مسلط خواهد شد! این شواهد همه نشانگر طرح بزرگ کشورهای معین در تولید کالایی به نام طالبان است.

    معلوم نیست که عربستان سعودی چه منافع اقتصادی دربه وجود آوردن طالبان داشت که امیر ترکی فیصل وزیر استخبارات سعودی در بحبوبه‌ی شکل گیری طالبان سفر های سری به پاکستان و افغانستان داشت وبعد ها واضح شد که او برای تنظیم وکمک گزاف اقتصادی برای طالبان در رفت و آمد بوده است.

    شاید برای سعودی ها مسایل ایدیولوژیک و همراهی مداوم با طرح های امریکایی مهم تر از مسایل اقتصادی مطرح بوده باشد. مهم ترین دغدغه‌ی آل سعود جمهوری اسلامی ایران و به زعم آنها تفکرات شیعی و گسترش آن به جهان اسلام و مخصوصا کشور های عربی بوده است. این نگرانی ها وقتی افزایش می یافت که ایران با شعار صدور انقلاب اسلامی گاهی اعراب را آزار می داد.‌

    می‌دانیم که در سوریه علوی های طرفدار ایران و دشمن رژیم صیهونیستی حاکم بود و کشور های عراق، لبنان، یمن و بحرین در اطراف عربستان اکثریت شیعی هواه خواه ایران دارند وبه همین مناسبت است که اعراب خلیجی در تبلیغ ایران هراسی و ظهور هلال شیعی می‌کوشند.

    عربستان سعودی با ایجاد سپر طالبانی با مفکوره های متحجرِ وهابی سلفی که مذهب رسمی آل سعود نیز است و رمز بقای این خانواده ، می‌خواست از ایدیولوژی رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران و مفکوره های امام خمینی جلوگیری کند.

    جلوگیری از خطر رو به تزاید ایران، روسیه، هند و چین که قدرت های بزرگ نظامی و اقتصادی در منطقه به شمار می آیند و می روند تا قطب مخالفی را علیه غرب بسازند، پیشروی ناتو بسوی قطب ورشو و ساحه‌ی تحت نفوذ شوروی سابق، حرکت بسوی جهانی شدن و دهکده‌ی کوچک، طرح خاور میانه بزرگ و دموکراتیزه کردن رژیم های خودکامه‌ی آن و بالاخره نمایاندن چهره‌ی زشت از اسلام نیز می‌تواند از دلایل موجه اما گاهی به ظاهرمتناقض ایجاد طالبان و به تبع شبکه جهانی تروریستی( القاعده ) باشد.

    در سیاست جهانی ماکیاولی امروز نیت های شوم پشت چهره های زیبا و سخنان شیرین بازی گران سیاسی پنهان می ماند، اما دانایان از روی طرز رفتار و نتیجه‌ی کار آنها قضاوت می کنند.

    قطعا طالبان با آن قیافه های ژولیده و وحشتناک ، با آن چماق ها و شلاق های شرعی ، با آن مفکوره های سلفی متحجر و قرون وسطایی و با آن شعار های خشک وافراطی برای امریکا و غرب و حامیان منطقوی شان ناخوش آیند و نامطلوب بودند ، اما آنها از طالبان به عنوان یک پروژه سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی وتمدنی استفاده می‌کردند و هم چنین کردند.

    صلح و امنیت سرپوش رنگینی بود که به روی طالبان کشیده شده بود

    قبلا مفهوم صلح وابعاد امنیت ملی را به کنکاش گرفتیم. بررسی مفهوم امنیت ملی در رژیم امارتی طالبان چندش آور و مسخره آمیز است. ابعاد اساسی امنیت ملی اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی و… برای طالبان نامفهوم بود. طالبان از امنیت زیست محیطی و فرهنگی بیگانه بودند و اصولا برای از بین بردن آنها آمده بودند.

    تنها امنیت که طالبان برای مردم و کشورما به زور تفنگ و شلاق و زندان های امر بمعروفی و تفتیش عقاید و بریدن دست و پا و سنگسار کردن به وجود آورده بود زنده ماندن در زندان بزرگی تحت اداره طالبان بود. در زندان های امروز هم گاهی شکنجه‌ی جسمانی وجود ندارد، اما زندان بزرگ طالبان پر از شکنجه و تعذیب بود. آنها مردم افغانستان را به اسارت گرفته بودند.

    استاد ربانی رییس جمهور دولت مجاهدین، حکومت طالبان را به گورستان خاموش و اندوهبار تشبیه نموده بود و از واقعیت نگذریم که این تشبیه بسیار رسا و ریالیستیک بوده است.

    بعضی ها امنیت در نظام طالبان را با وضعیت اسفبار جنگ های داخلی در حکومت مجاهدین مقایسه می‌کنند و با قیاس مع الفارق شان امنیت طالبانی را ترجیع می دهند.

    آنها حق دارند این گونه فکر کنند. شاید شکنجه برای برخی انسان ها بهتر از مرگ باشد اما باید متوجه بود برای عده ای هم یکبار مردن بهتر از هر لحظه مردن است. با این همه شکنجه در حکومت طالبان اکثر به مرگ و معیوبیت می‌انجامید.

    اگر آمار دقیقی اخذ شود، شاهدان عینی به هزاران نفر خواهد رسید که ادعای ما را صحه بگذارد.

    آیا اعدام های صحرایی، کشتار دسته جمعی، سوزانیدن مزارع، کوچ دادن های جبری اقوام، بریدن دست وپا و سنگسار کردن ها، محبوس کردن زنان و تحریم آموزش آنان، شلاق زدن تا سرحد مرگ، اجبار بستن عمامه و گذاشتن ریش و تراشیدن مو، تحریم فاتحه بر اموات و زیارت قبور، تکفیر مسلمانان غیروهابی و … چه همخوانی با صلح و آموزه های اسلامی دارد ودر کجای امنیت ملی قرار می گیرد؟ طالبان وحشت قرون وسطایی، خفقانِ تفتیش عقاید مسیحیت و شنکنجه و اعدام که انسان در اوراق تاریخ مطالعه می‌کند یکبار دیگر در آخرین سالهای قرن بیستم تکرار کردند، اما در آخر ناگفته نباید گذاشت تقصیر اصلی به دوش مجریان طرح ایجاد طالبان و تولید کننده های این سموم کشنده است، کارخانه هایی که تاهنوز هم در تولید این سموم جهانی ادامه می دهند.

    کارنامه سیاه طالبان

    بدون شک طالبان کارنامه های بزرگ و بلندی!؟ دارند که در مقاله‌ی کوچک ما نمی گنجد . صرف به اهم آنها اشاره می کنیم:

    1ـ قتل عام مردم افغانستان درگور های دسته جمعی در مزارشریف، بامیان، فاریاب و شمال کابل که در نتیجه هزاران انسان بیگناه به کام مرگ فرورفتتند.

    2ـ سوزانیدن باغ بزرگ افغانستان یا سرزمین سرسبزشمالی (کوهدامن زمین) و اعمال سیاست زمین سوخته وکوچ اجباری اقوام در مناطق گوناگون افغانستان.

    3ـ شهادت قهرمان ملی کشور احمدشاه مسعود ورهبران دیگر افغانستان.

    4ـ سوء استفاده از اسلام و شریعت و ارائه‌ی چهره‌ی زشت و خشن از دین مقدس اسلام که به این آیین مهرآفرین وسعادت بخش لطمه‌ی سختی وارد نمود.

    5ـ زمینه سازی برای اشغال افغانستان توسط نیروهای خارجی و انداختن کشور به دام اشغال امریکا.

    6ـ معرفی افغانستان به عنوان تولید کننده و صادرکننده‌ی زهر یا مواد مخدر به مردم جهان طوریکه اط نام افغان بوی ترک وترور به مشام برسد.

    7ـ تبدیل افغانستان این مسکن بزرگان علم و اندیشه به لانه‌ی تروریست ها ، جنایتکاران و مافیای جهانی.

    8ـ سیاست ضد انسانی و اسلامی در مقابل زنان مسلمان کشور وبازداشتن آنان از ابتدایی ترین حقوقشان.

    9ـ اعمال سیاست ضد بشری در مقابل مذاهب اسلامی و پیروان ادیان دیگر و بروز تفرقه‌ی دینی، اپارتایت مذهبی و تصفیه‌ی نژادی.

    10ـ تشدید عقب ماندگی کشور در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و…

    سید علی موسوی چکاوک

  • ازدواج سفید و پیامدهای روانی منفی شدید

    ازدواج سفید و پیامدهای روانی منفی شدید

    آن‌گاه که سرنوشت قهر می‌کند و بی‌مهر می‌شود، همۀ درها در برابر انسان بسته می‌شوند؛ گویا آدم و عالم هم داستان می‌شوند و تنها می‌مانند. جالب بود که برایش پیشنهاد زندگی مشترک، بدون نکاح را دادم (ازدواج سفید). به چشم‌هایم خیره شد و گفت: مگر دیوانه‌ای؟ گفتم: مگر خودت نگفتی که بدون نکاح با هم رابطۀ جنسی داشته باشیم؟ در پاسخ برایم گفت: البته؛ اما نه به شکلی که تو می‌گویی؛ مردم چه خواهند گفت؟ آیا مگر خانوادۀ ما تحمل کشیدن چنین باری را دارند؟ آیا تو می‌دانی ازدواج سفید اصلاً در این جامعه پذیرفتنی نیست.

    برایش گفتم که اختیار داری، اما من در این مورد نمی‌دانم که ازدواج سفید یعنی چه؟ من فقط خواستم اگر رابطه‌یی می‌خواهی، پس باید مدتی باهم یک‌جا زند‌گی کنیم و سپس همزیستی. اگر موافق بودیم رابطۀ ما به ازدواج بینجامد، نظرت چیست؟ این قصه تمام شد و من دغدغه‌هایم بیش‌تر و بیش‌تر شد. پرسش‌هایی برایم پیدا می‌شدند که چرا این موضوع او را خیلی ترسانده بود و منتج به قطع رابطۀ ما شد. تا این که در مورد ازدواج سفید مطالعه کردم که این جا به صورت فشرده در مورد آن اشاره می‌شود.

    ازدواج سفید در واقع تشکیل یک زندگی مشترک‌ به گونۀ غیررسمی، عرفی و شرعی است. این تعریف شاید یکی از کُلی‌ترین تعریف‌ها برای ازدواج سفید باشد و بر مبنای همین تعریف می‌شود روی تأثیرات روانی و اجتماعی آن متمرکز شد.

    ازدواج سفید در افغانستان

    در حال حاضر بیشتر ازدواج‌‌ها در افغانستان در محاکم ثبت نمی‌شوند. شهروندان افغانستان به طور معمول با برپایی مراسم عروسی و نکاح‌، زندگی مشترک‌ را آغاز می‌‌کنند. از سوی دیگر، به دلیل پنهانی بودن چنین روابطی و حساسیت‌های اجتماعی تا هنوز تحقیقی دربارۀ ازدواج سفید در افغانستان صورت نگرفته است. با توجه به این موضوع، نمی‌توان گسترده‌گی پدیدۀ ازدواج سفید را در افغانستان بررسی کرد.

    به باور جامعه‌شناسان، ازدواج سفید یا «خانوادۀ توافقی» یک نوع همزیستی اغلب رایج در جوامع مُدرن و اروپایی است. جامعه‌شناسان کشور به این باورند که این نوع ازدواج‌ها، جنبۀ رسمی ندارند. در کنار این، روان‌شناسان همچنان معتقدند که این گونه ازدواج‌ها بار روانی سنگینی را به همراه دارند.

    به نقل از مادۀ شصتم قانون مدنی افغانستان، ازدواج عقدی است که معاشرت میان زن و مرد را به منظور تشکیل خانواده، مشروع می‌گرداند. این قانون بر اساس اصول اسلامی برای بیش از نود درصد مردم افغانستان با جاری شدن خطبۀ عقد نکاح به میان می‌آید که در مذهب‌های مختلف، شرایط متفاوتی دارد. این ازدواج، حقوق و وجایبی را برای طرف‌های ازدواج از جمله نفقه، مهر و ارث به میان می‌آورد.

    رابطۀ جنسی مرد و زن در افغانستان بیرون از آن چه در قانون مدنی تعریف شده است، نامشروع و غیرقانونی شمرده می‌شود و مجازاتی در پی دارد. پژوهش‌های انجام شده نشان می‌‎دهند، به پیمانه‌یی که مردان به دلیل مشکلات اقتصادی و عدم توانایی مالی از تن دادن به ازدواج رسمی خودداری می‏کنند، زنان نیز به دلیل نابرابری‏های حقوقی و تبعیض‌های قانونی، ازدواج سفید را بر ازدواج رسمی ترجیح می‏ دهند؛ زیرا امکان رهایی از این رابطه آسان‎تر است و دیگر لازم نیست آنان برای طلاق از هفت‎خوان دادگاه‏های خانوادگی عبور کنند. این مسأله البته جنبۀ دیگری هم دارد، نبود حمایت قانونی برای زنان. در این گونه روابط، بارداری‎های ناخواسته که منجر به سقط‎ جنین‎های پُرخطر می‎شود، از جمله مسایلی است که زنان با آن مواجه‌اند.

    تأثیرهای روانی و اجتماعی ازدواج سفید

    اضطراب شدید؛

    گوشه‌گیری و ترس‌ مداوم از تنها ماندن؛

    عدم مسوولیت‌پذیری؛

    به میان آمدن شخصیت ضداجتماعی؛

    سُست شدن نظام ارزشی/ اجتماعی؛

    و همچنان نداشتن یک تکیه‌گاه مطمینی که بیش‌تر زنان از این ناحیه صدمۀ روانی می‌بینند تا مردان.

    با این همه، متأسفانه که به هیچ عنوانی نمی‌توان در جامعۀ افغانستان این مورد را پذیرفت و یا آن را تابوشکنی نام گذاشت؛ زیرا تبعات بیرونی و درونی آن سبب از بین رفتن نظم یک جامعه می‌شود و دست‌کم برای پیاده شدن همچو سنت‌ها، جامعۀ ما هنوز باز نیست.

    خبرگزاری نشانه

  • خواب های آشفته امریکا برای عراق

    خواب های آشفته امریکا برای عراق

    به دنبال انتشار پاره ای گزارش های خبری در رسانه های آمریکایی و اروپایی در خصوص نیت های پنهان دولت ترامپ برای کاهش نیرو در عراق و افغانستان و سپس تایید آن، تحلیل و تفسیرهای مختلفی درباره این تصمیم شتابزده انجام شده که برآیند همه آنها «بازگرداندن مجدد تروریسم و داعش به منطقه است».

    البته این مساله بدان معنا نیست که آمریکا مهمترین قدرت بازدارنده تروریسم در منطقه به شمار می رود، بلکه با توجه به اعترافات ترامپ و «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در دوره «باراک اوباما»، واشنگتن عامل اصلی ایجاد گروه های تروریستی به ویژه داعش و محرک اصلی آنها در منطقه بوده است.

    برپایه این تحلیل ها، ترامپ و جمهوریخواهان در آمریکا به خاطر دعواهای سیاسی که با «جو بایدن» و دمکرات ها دارند، نمی خواهند، منطقه را آسوده خاطر تحویل دولت بایدن بدهند.

    تجربه سه دهه اخیر نشان نداده که جمهوریخواهان در آمریکا همواره کوشیده اند که کاخ سفید را با مجموعه ای از پرونده های بحران زا تحویل دمکرات ها دهند، این سنتی بوده که جمهوریخواهان از زمان «بوش» پدر در ۱۹۹۰ تا به امروز در دوره ترامپ به آن پایبند بوده اند.

    طبق این باور، شکست ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نقشه های جمهوریخواهان را به هم ریخته و برای همین در مدت زمان باقی مانده، دولت ترامپ با پاره ای تصمیمات شتابزده درصدد بحران سازی است تا کاخ سفید را با مجموعه ای از پرونده های بحرانی تحویل دولت بعدی دهد و دولت بایدن نیز به نوبه خود مانند تمامی دولت های قبلی دمکرات ها برای مدت زمانی به جای پرداختن به رتق و فتق امور داخلی، درگیر بحران های خارجی شود.

    در این راستا شبکه تلویزیونی «سی ان ان» آمریکا بود که ابتدا به نقل از مقامات پنتاگون گفت وزارت دفاع آمریکا (قبل از ترک کاخ سفید توسط ترامپ) طرح هایی برای کاهش نیرو در عراق و افغانستان ارائه می کند.

    شبکه «سی ‌بی ‌اس» آمریکا که با شبکه خبری «بی‌ بی ‌سی» انگلیس در واشنگتن همکاری می‌کند روز دوشنبه، ۲۶ عقرب ۹۹، به نقل از مقام‌های نظامی آمریکایی خبر داد: احتمالا تعداد نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان از ۵۰۰۰ تا۴۵۰۰ نفر به ۲۵۰۰ نفر و در عراق هم از ۳۰۰۰ هزار به ۲۵۰۰ نفر کاهش می یابد.

    در نهایت، «کریستوفر میلر» سرپرست وزارت دفاع آمریکا سه شنبه شب با تایید این خبرها گفت تعداد نیروهای آمریکایی در عراق  تا ۱۵ ژانویه ۲۰۲۱ میلادی (۲۶ دی ماه) از ۳۲۰۰ نفر به ۲۵۰۰ نفر کاهش می‌یابد؛ یعنی تنها چند روز پیش از به پایان رسیدن دوره چهار ساله ریاست جمهوری دونالد ترامپ.

    انتشار پاره ای اخبار در عراق در این راستا بر حجم نگرانی ها از سیاست های آمریکا در مدت باقی مانده تا تحویل قدرت از ترامپ به بایدن افزوده است.

    تمرین نظامی سه روزه در هفته جاری با استفاده از گلوله های واقعی در داخل سفارتخانه آمریکا در بغداد که برخی از جریان های سیاسی و مقاومت عراقی ها از آن به عنوان پایگاه نظامی آمریکا یاد می کنند، در کنار انتشار اخباری مبنی بر تهیه فهرست هایی توسط سازمان «سیا» برای ترور برخی از فرماندهان مقاومت و شخصیت ها در عراق بر حجم این نگرانی ها افزوده است.

    در کنار این اتفاقات، برکناری «مارک اسپر» وزیر دفاع آمریکا تنها چند روز بعد از شکست غیرمنتظره ترامپ در انتخابات آمریکا و جایگزین کردن «کریستوفر میلر» فردی که به عدم مقاومت در برابر دستورات ترامپ شهرت دارد، در وزارت دفاع آمریکا از دیگر اتفاقاتی است که به این تحلیل و تفسیرهای نگران کننده دامن زده است.

    در همین راستا «حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله لبنان در سخنانی چند روز پیش خود از همه محور مقاومت در منطقه خواست که در دو ماه پیش رو تا تحویل قدرت در آمریکا، کاملا محتاط و هوشیار باشند.

    شیخ «اکرم الکعبی» دبیرکل جنبش مقاومت اسلامی نُجَباء عراق نیز با انتشار پیامی توئیتری در واکنش به برخی گمانه‌ زنی‌ها مبنی بر احتمال ماجراجویی ترامپ خاطر در منطقه نشان ساخت: محور مقاومت در کمال آمادگی و هوشیاری قرار دارد و به هر تهدیدی از جانب ترامپ دیوانه، دوبرابر پاسخ می‌دهد.

    شیخ الکعبی تاکید کرد: مقاومت نه عقب‌نشینی می‌کند، نه شکست می‌خورد و نه هیچ‌گونه ترس و واهمه‌ای دارد.

    وی ضمن تأکید بر مقابله با اشغالگران تا آزادسازی کامل سرزمین عراق، افزود: مقاومت به خواست خداوند در مسیر امام‌حسین علیه ‌السلام ثابت ‌قدم خواهد بود.

    این درحالی است که خبرگزاری «المعلومه» عراق نیز روز سه شنبه به دنبال پرواز گسترده بالگردهای نظامی عراق بر آسمان برخی شهرهای استان الانبار در غرب عراق که پایگاه «عین الاسد» آمریکا در صحرای غربی آن واقع شده، به نقل از مسوولان این استان آورده است که این پروازها به دنبال دریافت گزارش هایی مبنی بر برنامه ریزی هسته های تروریستی داعش برای دست زدن به یکسری حملات تروریستی در این استان، بغداد و دیگر استان های عراق صورت گرفته است.

    براساس این گزارش، این پروازهای نظامی برای رصد کردن تحرکات این گروه های تروریستی و نابود کردن آنها انجام شده است.

    برخی از رسانه های عراق روز سه شنبه اظهارات سناتور «میچ ماک کانل» رهبر جمهوریخواهان در مجلس سنای آمریکا را مبنی بر اینکه خروج شتابزده آمریکا احتمالا باعث بازگشت داعش و القاعده به عراق شود، منتشر کرده اند.

    عراقی ها براساس تجربه سال ها تعامل با آمریکایی ها به این باور رسیده اند که وقتی آمریکایی ها نسبت به وقوع چیزی ابراز نگرانی می کنند یعنی در واقع برای وقوع آن برنامه ریزی کرده اند و همین امر یکی از علل اصلی نگرانی های فزاینده عراق از سیاست های شتابزده اخیر کاخ سفید – با توجه به اینکه خود آمریکایی ها از احتمال بازگشت داعش و القاعده به عراق ابراز نگرانی کرده اند- است.

    ایرنا

  • طالبان در جوزجان از کودکان برای ماین گذاری استفاده می کنند

    طالبان در جوزجان از کودکان برای ماین گذاری استفاده می کنند

    در یک روز نسبتاً سرد پاییزی سراغ کودکانی می‌روم که نه‌تنها قربانی جنگ‌اند که در شماری از حملات هدفمند نیز سهم دارند؛ کودکانی که از آنان به عنوان ابزار در جنگ استفاده می‌شود. جوزجان، یکی از ولایت‌های شمالی دوردست افغانستان است و من به سمت فیض‌آباد، ولسوالی‌یی در این ولایت می‌روم که «کودکان در بدل ۵۰ افغانی ماین‌گذاری می‌کنند» و این‌گونه خواسته یا ناخواسته بخشی از جنگ را به پیش می‌برند.

    جنگجویان به ویژه افراد طالبان از کارگذاری ماین‌ها برای ترور افراد و تخریب راه‌ها، تأسیسات عمومی و پاسگاه‌‌های نیروهای امنیتی استفاده می‌کنند.

    در فیض‌آباد با شیرمحمد (نام مستعار) که فقط ۱۴ سال سن دارد، ملاقات کردم. طالبان بارها از او و دوستانش برای کارگذاری ماین‌های کنارجاده‌یی استفاده کرده‌اند.

    شیرمحمد می‌گوید که در برابر هر بار کارگذاری ماین، ۵۰ افغانی می‌گرفته و اگر ماین تلفات سنگینی برجای می‌گذاشته، یک هزار افغانی انعام می‌گرفته‌اند. این کودک می‌گوید، اگر به دستور طالبان اطاعت نکنند، لت‌وکوب و شکنجه می‌شوند. به گفتۀ شیرمحمد، استفاده از کودکان از یک سال به این‌سو در فیض‌آباد رواج یافته و ماین‌ها بیشتر در مسیر بزرگراه جوزجان-بلخ جابه‌جا می‌شود. به گفتۀ او، بیشتر اوقات، از کودکان برای جمع‌آوری اطلاعات نیز استفاده می‌شود.

    پس از گفت‌وگو با شیرمحمد با یکی از فرماندهان پولیس محلی وارد صحبت شدم. خان‌محمد با تأیید استفادۀ طالبان از کودکان می‌گوید، شماری از کودکان در زمینه‌های ماین‌گذاری، گردآوری اطلاعات، شناسایی موقعیت‌های استراتژیک و تشخیص موقعیت نیروهای امنیتی آموزش می‌بینند.

    استفادۀ طالبان از کودکان صرفاً برای ولسوالی فیض‌آباد خلاصه نمی‌شود، ولسوالی‌های آقچه و قوش‌تپۀ جوزجان نیز روایت‌های یکسان دارند. خانواده‌های این کودکان نیز نگران‌اند، اما به خاطر ترس از جان‌شان حاضر نیستند در این مورد صحبت کنند.

    مسئولان حکومتی نیز فعالیت کودکان در صفوف طالبان را تأیید می‌کنند. عبدالواحد وجدان، فرمانده پولیس جوزجان می‌گوید، کودکان شست‌وشوی مغزی شده و سپس از آن‌ها برای کارگذاری ماین و جمع‌آوری اطلاعات استفاده می‌شود.

    لطف‌الله عزیزی، والی جوزجان می‌گوید، استفاده از کودکان یکی از گزینه‌های جنگی طالبان است و این گروه توانسته است به خوبی از این گزینه استفاده کند.

    طالبان اما حضور و فعالیت کودکان را رد می‌کنند. ذبیح‌الله مجاهد، یکی از سخنگویان طالبان آموزش و استخدام کودکان برای جمع‌آوری اطلاعات و کارگذاری ماین را تکذیب می‌کند.

    کودکان در حالی عملاً در جنگ‌ها نقش داشته‌اند که بیشترین قربانی را نیز متحمل می‌شوند. بر بنیاد آخرین گزارش سازمان عفو بین‌الملل، افغانستان در سال گذشتۀ میلادی، مرگ‌بارترین کشور برای کودکان بوده است.

    در گزارش سازمان عفو بین‌الملل آمده است که تنها در نه ماه نخست سال گذشته ۲۴۰۰ کودک در نتیجۀ نبردهای نیروهای امنیتی و طالبان قربانی شده‌اند.

    سلام وطن دار

  • چرا ترامپ در پنتاگون پاکسازی ناگهانی انجام داد؟

    چرا ترامپ در پنتاگون پاکسازی ناگهانی انجام داد؟

    در سال ۲۰۱۸ زمانی که مقامات امریکایی در کابل مشغول مذاکره با طالبان بودند، یک شوخی ناخوشایند در سفارت امریکا پخش شد مبنی بر این که در هر لحظه، ممکن است مذاکرات با تصمیم یکجانبه ترامپ درباره خارج کردن همه سربازان امریکایی از افغانستان بدون نیاز به دست یافتن به توافق با طالبان، از میسر خود منحرف شود. حالا در روزهای باقی مانده از دولت ترامپ، شاید او تلاش کند این عقب‌نشینی را اعمال کند.

    یک مقام دولتی که به طور مداوم با ترامپ در تماس است، در این خصوص گفت وی مصمم است همه ۴۵۰۰ نیروی امریکایی را که در افغانستان باقی مانده‌اند یا دست‌کم هر تعدادی را که می‌تواند قبل از کنار رفتن خود از قدرت، به خانه برگرداند. وی گفت: او می‌خواهد ما را در مسیر برگشت‌ناپذیر خروج کامل قرار دهد.

    این مقام افزود: خروج از افغانستان، یکی از انگیزه‌های اصلی تصمیم اخیر ترامپ برای اخراج مارک اسپر، وزیر دفاعش بود. او از زمان انتخاب خود در سال ۲۰۱۶ وعده داده بود به دخالت نظامی امریکا در افغانستان، جایی که نظامیان امریکایی از سال ۲۰۰۱ در آن مشغول بوده‌اند، پایان دهد.

    ترامپ تعداد این نیروها را از حدود ده هزار نفر، کاهش داده و ماه گذشته اعلام کرد همه آن‌ها را تا کریسمس برمی‌گرداند. اما نتوانسته به خروج کامل دست یابد و مقصر آن را وزرای دفاعش بخصوص اسپر و جیمز ماتیس وزیر دفاع قبل از او می‌داند. به گفته این مقام، ترامپ احساس می‌کند از زمان ورود به کاخ سفید فرمانش به تعویق افتاده و حالا با رفتن اسپر، می‌تواند به این هدف دست یابد.

    یک مقام سابق امریکایی هم که با سیاست‌گذاران ارشد در ارتباط است، این مقاصد ترامپ را تایید کرده است. او درباره سیاست امریکا در قبال افغانستان گفت: همه چیز اکنون روی هواست.

    وضعیت در افغانستان نابسامان است. در ماه فبروری دیپلمات‌های امریکایی در مذاکره با طالبان توافقی را امضا کردند مبنی بر این که امریکا همه نیروهای خود را به محض باثبات شدن اوضاع امنیتی در افغانستان، از این کشور خارج خواهد کرد. اما ترامپ حتی در شرایطی که این شرایط مهیا نشده، به کاهش نیروها اقدام کرده است. مقامات امریکایی بر این باورند که رئیس‌جمهور امریکا با چنین اقدامی، مذاکره‌کنندگان دولت خود را تضعیف کرده و به طالبان جسارت می‌دهد.

    مشخص نیست که آیا دولت ترامپ در فرصت باقی مانده تا بیستم جنوری و تحویل قدرت به دولت احتمالی بایدن، فرصت کافی برای خروج کامل نیروهای امریکا از افغانستان را در اختیار دارد یا خیر؛ با این حال، بسیاری از دیپلمات‌ها و فرماندهان نظامی امریکایی مدعی هستند که بدون حمایت مالی و نظامی امریکا، دولت افغانستان و نیروهای نظامی این کشور سقوط خواهند کرد.

  • تجهیز طالبان به پهباد و دوربین دید در شب خطرناک است

    تجهیز طالبان به پهباد و دوربین دید در شب خطرناک است

    شماری از مقامات دولتی افغانستان با نگرانی از تجهیز گروه طالبان به ابزار مدرن نظامی و جاسوسی از جمله پهپاد و دوربین دید در شب، می‌گویند دستیابی به این تجهیزات و افزایش خشونت ها و حملات این گروه با پیمان صلح آمریکا و طالبان مرتبط است.

    طالبان با استفاده از دهها هزار نیروی آموزش دیده در مدارس مذهبی و اردوگاه های نظامی و تجهیزات مدرن به حملات خود ادامه می‌دهد.

    «نقیب الله فائق» والی فاریاب به طلوع نیوز گفت که طالبان با پهپادهای جاسوسی و سلاح های دید در شب پایگاه‌ها و مواضع نیروهای دولتی را هدف قرار می دهد.

    فایق افزود طالبان به سلاح‌های مدرنی دست یافته‌اند که با استفاده از آن نظامیان داخل تانک ها را هدف قرار می‌دهند و این تجهیزات در اختیار چند کشور محدود است.

    وی اضافه کرد: هم اکنون طالبان به سلاح هایی مجهز هستند که نیروهای امنیتی افغان از آن بی بهره‌اند.

    اگرچه نیروهای امنیتی افغانستان تاکنون توانسته اند شماری از پهپادها و تجهیزات اطلاعاتی طالبان را منهدم یا توقیف کنند، اما شواهد و اظهارات مقام های محلی نشان می‌دهد که در ولایات فاریاب، قندوز و پکتیا طالبان به این تجهیزات دسترسی دارند و از آنها برای شناسایی مراکز نظامی دولتی و کشتار نیروهای امنیتی استفاده می کنند.

    اینکه چرا نیروهای آمریکایی و خارجی مستقر در افغانستان با تجهیزات پیشرفته با پهپادهای طالبان برخورد نمی کنند، نشان می دهد که دستیابی طالبان به تسلیحات مدرن بی ارتباط با توافقنامه طالبان و آمریکا نیست.

    با در نظرداشت سخنان مک مستر مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید آمریکا با طالبان علیه دولت منتخب افغانستان، همدست شده و این تنها پیامد صلحی بود که ترامپ با طالبان منعقد کرد.

    به باور ناظران، ممکن است آمریکا به صورت مستقیم اقدام به تجهیز و تأمین تسلیحات فوق پیشرفته و امکانات اطلاعاتی مدرن برای طالبان کرده باشد.

    به گفته کارشناسان، زلمی خلیلزاد مذاکره کننده ارشد آمریکا همواره حملات طالبان را توجیه و از آنها دفاع کرده است.

  • صدها چهره سرشناس دانشگاهی از جمله نوام چامسکی خواستار تامین حق امنیت و آموزش در افغانستان شدند

    صدها چهره سرشناس دانشگاهی از جمله نوام چامسکی خواستار تامین حق امنیت و آموزش در افغانستان شدند

    این استادان دانشگاه که شمارشان به ۳۲۳ نفر می‌رسد، با نام «دانش‌پژوهان بین‌المللی دارنده امضا» در پای بیانیه‌ای امضا کردند و خواستار تامین حق امنیت و آموزش در کشور شدند.

    در میان اعضای این مجمع، نوام چامسکی زبان‌شناس و فلیسوف امریکایی، داریوش آشوری، نویسنده ایرانی و برخی دیگر از افغان‌ها نیز حضور دارند.

    این دانشگاهیان با یادآوری از حمله بر آموزشگاه کوثر دانش و دانشگاه کابل، حملات اخیر بر دانش‌آموزان، دانشجویان و اعضای هیأت علمی در افغانستان را نکوهش و آن را «وحشیانه» عنوان کرده‌اند.

    به گفته آنان، دانش‌آموزان، دانشجویان و استادان دانشگاه باید بدون هیچ گونه تهدید و ترس از آموزش‌های شان اطمینان حاصل کنند و در یک محیط محافظت شده و امن کاری، روند مطالعه و یادگیری را ادامه دهند.

    این مجمع از دولت افغانستان، ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا،‌ کشورهای منطقه، سازمان‌های بین‌المللی، به ویژه سازمان ملل متحد و سازمان همکاری‌های جهانی خواسته است که از نفوذشان برای زیر پی‌گرد قرار دادن عاملان این رویدادها استفاده کنند.

    افزون بر این، مجمع دانش‌پژوهان بین‌المللی از کشورها و سازمان‌ها خواسته است که اقدامات مشخص را برای محافظت از همه نهادهای آموزشی کشور روی دست گیرند.

    در ادامه گفته شده است که باید طرف‌های درگیر زیر فشار قرار داده شوند که از کنوانسیون ژنو پیروی کنند و به زنده‌گی غیرنظامیان در جریان جنگ احترام بگذارند.

    این مجمع تصریح کرده است که باید همه منابع حمایت از افراط‌گرایی در کشور تشخیص شده و از توقف آن اطمینان داده شود.

    پژوهش‌گران بین‌المللی هم‌چنان خواستار کار سازمان‌های غیردولتی و جامعه مدنی برای حفظ امنیت نهادهای آموزشی شده و تاکید کرده‌اند که حق آموزش و امنیت دانش‌آموزان، دانش‌جویان و استادان دانشگاه به عنوان «اقدام فوری» در مذاکرات صلح دوحه مطرح شود.

    گفتنی است که حملات بر دانشگاه کابل و آموزشگاه آموزشی کوثر دانش، با موجی از انتقادها روبه‌رو شده است.

    در حمله تهاجمی بر دانشگاه کابل، ۲۲ تن کشته و ۲۷ تن دیگر زخمی شدند. بیش‌تر قربانیان را دانشجویان تشکل می‌داد.

    در نتیجه حمله انتحاری در مرکز آموزشی کوثر دانش، ۲۷ تن کشته و بیش از ۵۰ تن زخمی شدند.

    گروه طالبان پیش از این دست داشتن در این رویدادها را رد کرده بودند.

    حکومت اما تصریح کرده ست که این حملات از سوی گروه طالبان و شبکه حقانی سازمان‌دهی و انجام شده است.

    امنیت ملی روز گذشته اعلام کرد که طراح این دو حمله را بازداشت کرده است.

    هشت صبح

  • جو بایدن و سیاست امریکا در قبال افغانستان/آیا نیروهای امریکایی در افغانستان باقی می مانند؟

    جو بایدن و سیاست امریکا در قبال افغانستان/آیا نیروهای امریکایی در افغانستان باقی می مانند؟

    پس از ۱۹ سال و سه دور رییس‌جمهوری امریکا، اکنون میراث جنگ افغانستان به جو بایدن رسیده است. پرسش این است که آیا او هم‌چنان به خروج نیروها دست خواهد زد؟
    شرایط در افغانستان خیلی دشوار است، نیروهای امریکایی بر اساس توافق‌‌نامه‌ی ترامپ و طالبان، در حال خروج از افغانستان قرار دارند. با وجود توافق‌نامه‌ی صلح امریکا-طالبان و دولت افغانستان، موج حملات گسترده‌ی طالبان در شهرهای بزرگ رو به افزایش است.
    مقامات افغانستان این را درک کرده اند که امریکا از جنگ افغانستان خسته شده است؛ چیزی شبیه مناظره‌ی نامزدان ریاست‌جمهوری امریکا که به نظر می‌رسید، دیدگاه جو یایدن با دونالد ترامپ در راستای خروج از افغانستان تفاوت چشم‌گیری نداشت.
    جو بایدن در آغاز سال روان میلادی در نوشته‌ا‌ی به «Foreign Affairs» گفت؛ زمان خروج از افغانستان گذشته است، امریکا هزینه‌‌ی مالی و جانی زیادی داشته است. «من پیش از این خواهان برگرداندن نیروها از افغانستان و خاور میانه بودم تا برای مبارزه با داعش و القاعده، گروه کوچکی از نیروهای‌ امریکایی آن‌جا مستقر شوند. هنوز افغانستانی‌ها به این باور هستند که جو یایدن در این مورد تعمق بیش‌تر کرده و خروج نیروها را متوقف کند.
    نرگس نهان، وزیر پیشین معادن و نفت، گفت: «ما می‌دانیم که نیروهای امریکایی در حال خروج قرار دارند؛ اما در اداره‌ی بایدن امید می‌رود تا روند خروج به اساس مسوولیت‌پذیری راهبردی صورت بگیرد.»
    مقامات در کابل و واشنگتن ابراز نگرانی کرده ‌اند که دونالد ترامپ در روزهای اخیر مسوولیت‌ اش، به خروج تمام نیروها از افغانستان سرعت بخشد. مسوولان امنیتی گفته اند این روند به صورت عادی تا ماه جنوری امکان‌پذیر نیست.
    روی‌کردهای اخیر مقامات پنتاگون را حیرت‌زده کرد، دونالد ترامپ در انتخابات باخت. مسوولان امنیتی گفته اند که در روزهای اخیر اسکات میلر برای بحث به واشنگتن فراخوانده شده است.
    کولینل سونی، یک سخن‌گوی نیروهای امریکایی در افغانستان، گفته است که جنرال اسکات میلر به اساس برنامه‌ی از پیش تعیین‌شده برای بحث به امریکا رفته است.
    فرمانده‌هان امریکایی، مخفیانه گفته اند که رییس‌جمهوری به خروج نیروها به اساس توافق با طالبان دستور داده است. مقامات افغانستانی انتظار دارند که بایدن توافق‌نامه‌ی دوحه را مد نظر داشته باشد؛ اما برای طالبان امتیاز زیاد ندهد.
    روز دوشنبه‌ی هفته‌ی گذشته، محمد سرور دانش، معاون دوم رییس‌جمهوری، گفت که با آمدن اداره‌ی جو یایدن در راس قدرت، توافق‌نامه‌ی امریکا-طالبان دوباره مورد مطالعه قرار بگیرد.
    یک دهه پیش زمانی که جو بایدن معاون رییس‌جمهور اوباما بود، با افزایش نیروها در افغانستان در ۲۰۰۹ مخالفت نشان داد.
    برای سال‌ها پالیسی‌سازان امریکایی روی ساخت‌وساز یک حکومت جدید و قانون مدرن و نیروهای امنیتی-دفاعی و فرودگاه در افغانستان و خاور میانه کار کردند. در ۲۰۰۹ جو بایدن طرح مبارزه با تروریزم بین‌المللی را در افغانستان پیشنهاد کرد.
    تمیم عاصی، معاون پیشین وزارت دفاع اداره‌ی غنی، گفت: «من فکر نمی‌کنم که راهبرد او تغییر کرده باشد؛ نیروهای خود را از افغانستان بیرون می‌کند و دولت افغانستان را به حال خودش می‌گذارد؛ اما یک جای پای برای نیروهای خود نگه ‌می‌دارد.»
    برنامه‌ی حفظ نیروهای اندک در افغانستان برای مبارزه با تروریزم (داعش و القاعده) موضوعی است که پنتاگون و حقوق‌دانان به آن اشاره کرده اند.
    در توافق‌نامه‌ی ۲۹ فبروری، امریکا به خروج از افغانستان تعهد کرد و طالبان تعهد قطع رابطه با القاعده را دادند -شبکه‌ی تروریستی‌ای که زیر حاکمیت طالبان، حملات ۱۱ سپتامبر را راه‌اندازی کرد- هم‌چنان وعده سپردند که افغانستان دوباره به مرکز امن تروریستان تبدیل نمی‌شود. خروج نیروها در حالی ادامه دارد که ماه گذشته یک عضو ارشد القاعده در ساحه‌ی تحت کنترل طالبان در شرق این کشور کشته شد. این نشان می‌دهد؛ میان طالبان و القاعده هنوز رابطه وجود دارد. مقامات افغانستانی انتظار دارند که جو بایدن در رابطه به خروج از افغانستان، محتاطانه عمل کرده و بیش‌تر فکر بکند تا یک بار دیگر افغانستان به چنگال طالبان و کشورهای منطقه سقوط نکند.
    اورزالا نعمت، پژوهش‌گر آزاد در افغانستان گفت: مبارزه با داعش و القاعده بخشی از تامین ثبات در افغانستان است. حضور نمادین نیروهای بین‌المللی و یک توازن ناپایدار، موقف ضعیف افغانستان را در میان قدرت‌‌های ناشناخته‌ی منطقه‌ای نشان می‌دهد.
    آقای عاصی گفت بایدن از افغانستان شناخت خوب دارد؛ زیرا در زمان عضویت سنا و معاونیت رییس‌‌جمهوری، صدها مرتبه به این کشور سفر و با مقامات افغانستان صحبت داشته است. بایدن به رییس‌جمهور غنی نزدیک بود. هم‌چنان با مقامات پیشین به ویژه حامد کرزی –رییس‌جمهوری پیشین افغانستان– لفاظی‌هایی داشته است، مخصوصا زمانی که بایدن گفته بود: «پاکستان ۵۰ مرتبه از افغانستان برای امریکا بهتر است.» در آن زمان به فساد اداری افغانستان اشاره کرد.
    شهروندان افغانستان با انتقاد از توافق‌نامه‌ی دونالد ترامپ، می‌گویند که به آزادی زندانیان طالبان راضی نبودند. نیروهای فعال حقوق بشری نیز در رابطه به آزادی زنان و اقلیت‌های قومی نگرانی کرده اند. آنان ابراز امیداواری کردند که کماله هریس -معاون بایدن- بتواند حامی خوب به اقلیت‌ها و زنان باشد.
    نرگس نهان گفت: ما امیدواریم که هریس در این بخش در اداره‌ی جو بایدن بیش‌تر نقش بازی بکند؛ چیز‌هایی که در اداره‌ی ترامپ فراموش شده بود. علاوه بر آن، این دست‌آوردهایی است که ما در بخشی از آن سهیم بودیم.
    در حالی که ۴۵۰۰ تن از نیروهای امریکایی در افغانستان حضور دارند؛ اما طالبان هشدار دادند که در صورتی که اداره‌ی جو بایدن به حضور در افغانستان، حتا در بخش مبارزه با تروریزم تصمیم داشته باشد، توافق را می‌شکنند. رهبری طالبان اکنون بر گسترش حملات خود تمرکز کرده اند و انتظار می‌کشند.
    نیروهای امریکایی به حمایت از نیروهای امنیتی-دفاعی[افغانستان] حملات هوایی را گسترش دادند؛ مطابق به چیزی که در توافق‌نامه‌ی دوحه ذکر شده است؛ اما در اداره‌ی جدید، طالبان در عقب خط جبهه می‌توانند توافق را دور بزنند. به اساس آمار نیویارک تایمز، ماه اکتبر یکی از ماه‌های خونین برای شهروندان غیرنظامی افغانستان بود، حداقل ۲۱۲ تن جان باختند.

    نیویوک تایمز

    صبح کابل

  • امریکا با فرار خود از افغانستان، تنها پیروزی پاکستان را سرعت می بخشد

    امریکا با فرار خود از افغانستان، تنها پیروزی پاکستان را سرعت می بخشد

    انتخابات ریاست جمهوری امریکا در حالی با اماواگرهای تقلب انتخاباتی و پیروزی احتمالی و شکست ترامپ همراه شده که ایالات متحده امریکا یک نکته اساسی در مورد افغانستان را این روزها به دست فراموشی سپرده است. «توافق نامه صلح امریکا با طالبان» به همان میزان که به یک مساله کم اهمیت برای سیاستمداران امریکا بدل شده به همان اندازه برای حکومت افغانستان و مردم این کشور به یک موضوع حیاتی و سرنوشت ساز مبدل گشته است.

    افغان ها منظر نتیجه توافق نامه صلح امریکا با طالبان و مذاکرات بین الافغانی در دوحه می باشند. اگرچه براساس برخی پیش بینی ها دونالد ترامپ با امضای توافق نامه صلح با طالبان دنبال کسب آراء بیشتر بود و اینک که خود را در لبه تیغ شکست می بیند طبیعی ست که اهمیتی به این توافق نامه ندهد و حکومت افغانستان و مردم این کشور را در یک ابهام کشنده قرار دهد.

    برخی پیش بینی ها می گوید چه ترامپ برنده شود و چه شکست بخورد دیگر مثل قبل از انتخابات نگاه جدی به توافق صلح امریکا با طالبان نخواهد داشت و از سویی هم پیروزی بایدن صلح افغانستان را تسریع نخواهد کرد.

    بایدن توافق نامه صلح امریکا با طالبان را کنار بگذارد

    رسانه «دی دیپلمات» طی مطلبی در سیزده نوامبر در مورد توافق نامه صلح امریکا با طالبان خطاب به دولت احتمالی بایدن می نویسد:«دولت بایدن بهتر است توافق نامه صلح امریکا با طالبان را کنار بگذارد.»

    مطلب ادامه می دهد:«توافق نامه صلح امریکا با طالبان از همان ابتدا با پاشنه آشیل های زیادی همراه بود که یکی از آنها نادیده گرفتن نقش پاکستان در افغانستان است و اشتباه حیاتی دیگر ایالات متحده امریکا و حکومت افغانستان در ادامه تلاش برای گنجاندن پاکستان در مذاکرات صلح بود چون این کشور همواره تلاش کرده افغانستان را به یک کشور تابع خود تبدیل نماید. دولت ترامپ از عملکرد پاکستان در سال 2009 درس عبرت نگرفت، زمانیکه اسلام آباد با تمرکز همیشگی روی منافع خود مذاکرات صلحی که دولت اوباما با طالبان آغاز کرده بود را به چالش کشید.»

    با صلح و بی صلح پاکستان برنده است!

    به اعتقاد نویسنده مطلب دیدگاه پاکستان در مورد افغانستان بسیار ساده است: اگر مذاکرات صلح ناکام بماند، پاکستان برنده می شود چون می تواند از طریق طالبان تاثیر خود در افغانستان را ادامه دهد و اگر مذاکرات صلح موفق شود، طالبان در قدرت سیاسی با دولت نه چندان قوی کابل سهیم می شوند و در این صورت بازهم پاکستان برنده است زیرا نفوذ این کشور در افغانستان گسترش خواهد یافت. افغانستان تحت سلطه پاکستان بدون شک مکانی مناسب و پناهگاه امنی برای جنبش های اسلامی تندرو نظیر القاعده و داعش خواهد بود و از خاک افغانستان تهدیداتی متوجه امریکا و اروپا خواهد شد.

    خروج امریکا از افغانستان، ایده آل برای پاکستان

    در ادامه مطلب می خوانیم اگر امریکا نیروهایش را به طور کامل از افغانستان خارج کند، نمی تواند اهرم های فشار لازم برای جلوگیری از این اتفاق را در اختیار داشته باشد و همچنین بازگشت خود به افغانستان را دشوار خواهد ساخت چون پاکستان مسیر اکمالاتی خود را باز نخواهد کرد و روسیه هم دیگر گزینه مناسب نخواهد بود.

    مطلب ادامه می دهد مالیات دهندگان امریکایی از جنگ طولانی در افغانستان خسته شده اند چون هزینه های مالی هنگفت و سربازان امریکایی زیادی در این جنگ از دست رفته است و دولت جو بایدن باید توافق نامه صلح شکست خورده امریکا با طالبان و مذاکرات بین الافغانی را کنار بگذارد. صلح با طالبان نتیجه مطلوبی برای امریکا در پی نخواهد داشت و اوضاع موجود هم چندان امیدوار کننده نیست. افغانستان تحت سلطه پاکستان یا افغانستان بدون حمایت  امریکا بدون شک بسیار بدتر خواهد بود.

    عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان

    در بخش دیگری از مطلب فوق آمده است:«پاکستان از دهه 1960 میلادی تاکنون دیدگاه عمق استراتژیک خود در افغانستان را دنبال کرده است، دیدگاهی که از اصول نظامی جنرال های پاکستانی نشأت گرفته ریشه های آن نه به افغانستان که به هند بر می گردد.  ارتش پاکستان بعد از از دست دادن بال شرقی خود یعنی بنگلادش امروزی مجبور شد استراتژی خود نسبت به هند را تغییر بدهد و در این راستا افغانستان برای پاکستان به منطقه ای تبدیل شد که نیروهای نظامی خود را بتواند خارج کرده دوباره سازماندهی نماید و ضد حملاتی را برنامه ریزی کند. پیاده کردن این استراتژی مستلزم داشتن یک دولت دوست در افغانستان می باشد، دولتی که در صورت جنگ بین پاکستان و هند، خاک خود را در اختیار پاکستان قرار دهد.»

    استفاده ابزاری پاکستان از طالبان

    مطلب ادامه می دهد با پیروزی جهاد و مجاهدین  علیه اتحاد جماهیر شوروی سابق، ارتش پاکستان توانست از مجاهدین علیه هند در جامو وکشمیر تحت کنترل هند استفاده کند. هدف پاکستان از این اقدام سخت کردن حاکمیت هند در این منطقه، جلوگیری از اعزام نیروهای هندی برای مبارزه با شورشیان بومی و کاهش ظرفیت هند در رقابت دیرینه میان اسلام آباد و دهلی نو بود. این برنامه ها در دهه 1988 تطبیق شد و برای اینکه نقش پاکستان پوشیده بماند شورشیان در افغانستان آموزش دیدند. این برنامه ها می طلبید که یک حکومت دوست یا حکومتی که توان مقابله با پاکستان را نداشته باشد در افغانستان در قدرت باشد.

    از سویی افغانستان همواره پشتون های پاکستان را بخشی از پشتون های خود می داند. در زمان ریاست جمهوری محمد ضیاءالحق پاکستان تلاش کرد شهروندان پشتون ساکن در ایالت خیبرپشتونخوا را کنترل نماید و سیاست های اسلامی سازی خود را تطبیق کند. همچنین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و تشکیل کشورهای مستقل آسیای مرکزی افغانستان به دروازه دسترسی به بازراهای انرژی آسیای مرکزی تبدیل شد. سقوط دولت کمونیست و آغاز جنگ های داخلی در افغانستان این جاه طلبی های سیاسی و اقتصادی را از بین برد. با ظهور طالبان در قندهار اما این گروه به بهترین معالمه طالبان تبدیل شد. پاکستان در حالیکه موضوع خط دیورند همچنان حل نشده باقی مانده بود با استفاده ابزاری از طالبان سیاست عمق استراتژیک خود را روی دست گرفت.

    پاکستان و افغانستان پس از یازده سپتامبر 2001

    به اعتقاد نویسنده مطلب پس از حادثه یازده سپتامبر، پاکستان تحت فشارهای بین المللی قرار گرفت تا ارتباط خود با طالبان در افغانستان را قطع کرده از دولت افغانستان حمایت کند. طالبان در این شرایط مناطق قبایلی مرزی را به پناهگاه امن هزاران جنگجوی طالب تبدیل کرد. سازمان استخبارات پاکستان (آی اس آی) پشت حملات تروریستی در داخل افغانستان به ویژه حمله به منافع هند در افغانستان قرار گرفت.

    از دید پاکستان، دولت افغانستان مادامیکه حمایت های بین المللی کمی داشته باشد، شانس زیادی برای بقا نخواهد یافت و حضور روز افزون هند در افغانستان سبب خواهد شد این کشور ارتباط خود با طالبان را همچنان حفظ نماید.

    اگرچه اصول عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان براساس مقتضیات زمان تغییر می کند اما آنچه مسلم است طالبان هنوز ابزار پاکستان برای پیاده کردن اهداف این کشور در افغانستان می باشد.

    در بخش پایانی مطلب می خوانیم:«پاکستان هنوز افغانستان را زمین بازی و تداوم جنگ خود با هند می پندارد و گنجاندن این کشور در مذاکرات صلح حکومت افغانستان با طالبان با محوریت امریکا یک اشتباه مرگبار است.»

    به هر حال در صورت عدم حصول پیروزی یا صلح در افغانستان، حضور نیروهای امریکایی در افغانستان نتایج بهتری برای منافع و امنیت امریکا به دنبال خواهد داشت.

  • آیا خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تسریع می شود؟

    آیا خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تسریع می شود؟

    براساس گزارش رسانه های خبری امریکا تغییرات تازه در پنتاگون توسط رئیس جمهور ترامپ نگرانی ها در مورد تسریع خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را افزایش داده است.

    این در حالی ست که ترامپ قبلا وعده داده بود نیروهای امریکایی را از افغانستان خارج می کند.

    سی ان ان گزارش داد جنرال بازنشسته داگلاس مک گرگور که از مخالفان سرسخت حضور نیروهای امریکایی در افغانستان است به تازگی به عنوان مشاور ارشد در پنتاگون منصوب شده است.  

    پلیتیکو نیز نوشت ترامپ مارک اسپر، وزیر دفاع پیشین امریکا، را به این دلیل برکنار کرد که وی با تسریع خروج نیروهای امریکایی از کشورهای مختلف از جمله افغانستان مخالفت نمود.

    پلیتیکو همچنین گزارش داد هرگونه تسریع در خروج نیروهای امریکایی از افغانستان ممکن است به یک جنجال با جنرال های ارشد امریکایی و دیگر شهروندان که با خروج سربازان امریکایی از افغانستان آن هم در شرایطی که اوضاع ناآرام است، منجر شود.

    مارک پلیمر پولوس، افسر ارشد بازنشسته سی آی ای گفت:«خروج شتابزده و کامل نیروهای امریکایی از افغانستان خلاف دیدگاه شرایط محور جنرال های و شخصیت های سیاسی امریکا می باشد و براساس وعده قدیمی انتخاباتی ترامپ و به تشویق طرفدران متعصب وی صورت می گیرد، این تصمیم نابخردانه است و به امنیت بیشتر امریکا منجر نخواهد شد.»  

    این در حالی ست که جنرال اسکات میلر، فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان، به دفعات اعلام کرده که سطح خشونت ها در افغانستان هنوز بسیار بالاست.

    وزارت دفاع افغانستان نیز به تازگی گفته است دامنه خشونت ها به تقریبا 26 ولایت این کشور به ویژه ولایات جنوبی کشیده شده است.

    این همه در حالی ست که علی رغم پیروزی جو بایدن نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری ا مریکا و تبریک سران بسیاری از کشورهای جهان به وی تکلیف رئیس جمهور آینده امریکا هنوز مشخص نیست و ترامپ نتیجه  انتخابات را نپذیرفته و اعلام کرده تقلبات گسترده صورت گرفته را به صورت مستند به دادگاه تحویل داده است.

    از سویی هم ترامپ در لحظات پایانی ریاست جمهوری خود دست به تغییرات ناگهانی در پنتاگون زده و با برکنار کردن مارک اسپر نگرانی هایی را در بین جنرالان امریکایی و شهروندان این کشور به وجود آورده است.

    به باور کارشناسان امر، این اقدامات ترامپ ممکن است به خروج کامل و سریع نیروهای امریکایی از افغانستان منجر شود.

    در صورتیکه امریکا در مدت باقی مانده از دوران ریاست جمهوری ترامپ سربازانش را از افغانستان خارج کند به نوعی به تعهدات خود به طالبان در چارچوب توافق نامه صلح با این گروه عمل کرده اما شرایط افغانستان را نادیده گرفته است.

    براساس توافق صلح امریکا با طالبان، این گروه نیز می بایست خشونت ها را کاهش و زمینه را برای آتش بس و در ادامه شروع مذاکرات بین الافغانی فراهم می کرد، اتفاقی که نه تنها رخ نداده که طالبان حملات تهاجمی و انتحاری خود در ولایات مختلف افغانستان را افزایش داده اند.

    به هر صورت در شرایط فعلی که خود امریکایی ها درگیر جنجال های انتخاباتی هستند بعید به نظر می رسد دلخوش بودن به امریکا برای استقرار صلح در افغانستان کار خردمندانه ای باشد، به ویژه اینکه طالبان به کمتر از امارت اسلامی تا این لحظه رضایت نداده اند.

  • نشست شانگهای و نقش کلیدی آن برای افغانستان

    نشست شانگهای و نقش کلیدی آن برای افغانستان

    نشست مجازی شانگهای دو روز پیش به میزبانی ولادیمیر پوتین از طریق فضای مجازی برگزار شد. در این دور سران کشورهای روسیه، چین، هند، ایران، پاکستان، تاجیکستان، ازبیکستان و چند کشور دیگر اشتراک و سخنرانی کردند. رییس جمهور غنی نیز به نمایندگی از افغانستان در آن اشتراک و سخنرانی نمود.
    نشست شانگهای در حالی برگزار شد که روند صلح و مذاکرات میان‌افغانی به بن‌بست خورده و آینده و دورنمای روند صلح نه برای دولت افغانستان و نه برای منطقه روشن نیست.

    اما در این دور نشست کشورهای عضو شانگهای، فرصتی خوبی برای کابل ایجاد شده تا بتواند از انزوای بیشتر در روند صلح بکاهد و اجماع منطقه‌ای گسترده‌ای علیه گروه طالبان و سازمان‌های زیر مجموعه آن ایجاد نماید.
    نشست شانگهای فرصتی استثنایی در یک برهه استثنایی برای کابل است، اگر بتواند از آن استفاده درست نماید.
    بیانات و سخنان سران کشورهای عضو همه در محور همکاری منطقه‌ای، مبارزه با رادیکالیزم، مبارزه با مواد مخدر و تروریزم و همچنان حمایت از تلاش‌های دولت-دولت در این جهت استوار بود.
    در این خصوص، افغانستان می‌تواند وجوه مشترکی زیادی با کشورهای عضو جستجو نموده و بالای آن سرمایه گذاری نماید.
    ترافیک مواد مخدر، تروریزم، رادیکالیزم اسلامی و تحرکات ضد دولتی فصل مشترکی است که تقریباً تمام کشورهای عضو نشست شانگهای همانند افغانستان با آن به نوعی و به نحوی درگیر است. اگر افغانستان بتواند روی این فصل مشترک سرمایه گذاری کند، در جهت تقویت جایگاهش در روند صلح و اعتماد منطقه افزوده شده و به مثابه یک نماینده مشروع و مقتدر از ملتی مطرح می‌شود که در واقع قربانی تمام موارد یاد شده است.
    در نشست شانگهای، با ایران، هند، روسیه، آسیای میانه و چین در جهت مبارزه با قاچاق موارد مخدر، تروریزم و رادیکالیزم به گونه بسیار موثر و منظم می‌توان همکاری کرد، کریدور ایجاد کرد و اتکا نمود.
    اما این مامول در صورتی دست یافتنی است که تبعیت کورکورانه از واشنگتن هم در روند صلح و هم در عرصه سیاست‌های منطقه کنار گذاشته شود؛ چیزی که دست کم در چند سال پسین افغانستان به گونه تدریجی و سیستماتیک تضعیف کرده است. تضعیف افغانستان به گونه‌ای پیش رفته که اکنون روند صلح به میدان قماری بر سر هستی و نیستی نظام مبدل گشته است و متاسفانه امریکا نیز متحد مورد اعتماد و قابل اتکا نبوده/نیست.
    دولت افغانستان نیاز دارد که روابطش را با کشورهای عضو نشست شانگهای تقویت کرده و از دهن بینی امریکا بکاهد، به ویژه با توجه به این که اکنون در کاخ سفید کسی ساکن می‌شود که طالبان را مشکل افغانستان تعریف می‌نماید و پاکستان را پنجاه مرتبه پر اهمیت برای کشور نسبت به افغانستان می‌داند.

  • عطا محمد نور: دشمن را متوری می سازیم

    عطا محمد نور: دشمن را متوری می سازیم

    عطا محمد نور رییس شورای اجرایی جمعیت اسلامی شام روز چهارشنبه(۲۱عقرب) وارد شهر مزار شریف شد و مورد استقبال گسترده مقامات محلی، متنفذین و مردم مزارشریف قرار گرفت.
    مقامات حکومت محلی بلخ، نمایندگان این ولایت در شورای ملی و شورای ولایتی و همچنان اقشار مختلف مردم از آقای نور استقبال کردند .

    رییس اجرایی جمعیت اسلامی در مورد روند گفت‌وگوهای صلح، وضعیت امنیتی و شکل دهی اجماع ملی افزود: «با توجه به وضعیت امنیتی بلخ در مشوره با اداره محلی و حمایت حکومت مرکزی و با همکاری شخصیت‌های تاثیر گذارمحل و فرماندهان، عملیات پاک‌سازی را آغاز و دشمن را متواری می‌سازیم».
    او از تلاش‌ها در‌ مورد تداوم روند گفت‌وگوهای صلح خبر داد و اذعان داشت که کشورهای دوست افغانستان در این راستا تلاش مستمر دارند و امید می رود به نتایج خوبی دست پیدا کنیم.

    آقای نور همچنان در مورد شکل دهی اجماع ملی و توافق میان احزاب و شخصیت‌های تاثیر گذار سیاسی اشاره و تصریح نمود با هدف برون رفت از وضعیت کنونی و نجات از بحران، راه حل مؤثر، شکل دهی اجماع ملی واقعی است که حکومت در تفاهم با احزاب و شخصیت‌های سیاسی تاثیر گذار بر حسب منافع ملی کشور در جهت اصلاحات لازم اقدام نماید.

    عطامحمد نور هفته گذشته نیز در مراسم سالیاد شهید کاظمی در کابل نیز از تلاش برای ایجاد اجماع ملی، مقابله با طالبان و نیاز به سرکوب این گروه در میدان‌های نبرد سخن زده بود.

    دید

  • جو بایدن کیست و چگونه رئیس جمهور امریکا شد!

    جو بایدن کیست و چگونه رئیس جمهور امریکا شد!

    جوزف رابینت بایدن جونیور، چهل و ششمین رییس‌جمهور آمریکا در ۲۰ نوامبر سال ۱۹۴۲ در شهر اسکرانتون، پنسیلوانیا، زاده شده است.

    مادر او کاترین فینگان بایدن و پدرش جوزف رابینت بایدن بود. مادرش ایرلندی‌تبار، والدین پدرش انگلیسی، فرانسوی و ایرلندی تبار بودند. پدر بایدن فرد ثروتمندی بود اما در زمان تولد پسرش دچار مشکلات مالی متعددی شده بود. برای سال‌ها، خانواده‌ی آن‌ها مجبور بود با پدربزرگ و مادربزرگ مادری بایدن در یک خانه زندگی کند.

    بایدن در مدرسه دانش‌آموز ضعیفی بود، و کلاس سوم را یک بار تجدید شد و دوباره گذراند، با آن‌هم کودکی و دوران کالج او با دوره‌ی محبوبیت افرادی چون مارتین لوتر کینگ و جان اف. کندی هم‌زمان بود. بایدن وارد دانشگاه دلاویر شد و از این دانشگاه دو مدرک در زمینه تاریخ و علوم سیاسی دریافت کرد. پس از دریافت مدرک لیسانس به دانشگاه معتبر سیراکیوز رفت و در سال ۱۹۶۹ موفق به اخذ درجه دکترا در رشته‌ی حقوق شد.

    او در بین ۸۵ دانشجوی کلاسش در رتبه‌ی ۷۶ام قرار گرفت. بایدن اولین نامزد حزب دمکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری از سال ۱۹۸۴ است که مدرکی از یکی از دانشگاه‌های آیوی لیگ ندارد.

    بایدن پس از پایان تحصیلات، در موسسه وکالتی در ویلمینگتون شروع به کار کرد و همزمان به‌عنوان وکیل تسخیری کار می‌کرد. او در سال ۱۹۶۹ به‌عنوان یک دموکرات نامزد شورای شهرستان نیوکاسل در ایالت دلاویر شد. عمده‌ی وعده‌های انتخاباتی او شامل حمایت از مسکن دولتی بود. بایدن با تفاوت ۲۰۰۰رأی موفق به پیروزی در انتخابات شد. او از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۲ عضو این شورا بود و همزمان به وکالت ادامه داد.

    آقای بایدن بین سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۲ به کار وکالت پرداخت ، تا سال ۱۹۷۲ که در سن ۲۹ سالگی به‌عنوان پنجمین سناتور جوان‌ تاریخ آمریکا به سنای آمریکا راه یافت. او شش بار در انتخابات سنا پیروز شد و رکورد طولانی‌ترین سناتوری از ایالت دلاور را دارد. در کنار خدمت در سنای آمریکا، جو بایدن بین سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ به تدریس در دانشکده حقوق وایدنر در ولمینگتون نیز اشتغال داشت.

    وی در سال ۱۹۶۶ در حالی‌که هنوز دانشجو بود، با نیلیا هانتر ازدواج کرد. مراسم عروسی این دو در شهرک اسکانیتلس در ایالت نیویورک صورت گرفت. حاصل ازدواج نیلیا و جو، سه فرزند به نام‌های جوزف بایدن سوم ملقب به بو بایدن، رابرت هارتر بایدن و نائومی کریستینا بایدن هستند. بو بایدن در ۳۰ می ۲۰۱۵، بعد از سال‌ها مبارزه با سرطان مغز درگذشت.

    خانم اول جو بایدن، نیلیا، در سال ۱۹۷۲ هنگام خرید کریسمس به همراه دختر یک‌ساله‌شان در تصادف رانندگی کشته شد. پسران بایدن از این تصادف با جراحات جزئی جان سالم به در بردند. بایدن در سال ۱۹۷۷با جیل تریسی جیکابز ازدواج کرد و از او دختری به‌نام اشلی بایدن دارد.

    جو بایدن سه بار سابقه نامزدی برای ریاست‌جمهوری آمریکا را دارد و تا به حال برای انتخابات‌های ۱۹۸۸، ۲۰۰۸ و ۲۰۲۰ نامزد بود که در انتخابات سال ۱۹۸۸ و ۲۰۰۸ موفق نشد. بایدن سرانجام در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰  با کسب بیشترین رأی الکترال و بیش از ۷۵ میلیون رأی عمومی شهروندان آمریکا دونالد ترامپ نامزد جمهوری‌خواهان را شکست داد و در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا پیروز شد. بایدن ۷۷ سال سن دارد و  مسن‌ترین رییس‌جمهور آمریکا خواهد بود که وارد کاخ سفید می‌شود. 

  • صلحی که به ما وعده داده بودید کجا رفت؟

    صلحی که به ما وعده داده بودید کجا رفت؟

    رئیس جمهور  غنی پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات امریکا، و کاملا هریس معاون وی را در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا تبریک گفت و خاطرنشان کرد ایالات متحده شریک بنیادی افغانستان است و کابل خواهان ادامه و تعمیق همکاری های چند لایه و  استراتزیک خود با امریکا به شمول مبارزه با تروریزم و استقرار صلح در افغانستان می باشد.

    داکتر عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی، نیز به بایدن به خاطر پیروزی بزرگش و مردم  امریکا به دلیل حضور گسترده و تاریخی شان در انتخابات تبریک گفت.

    حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، هم پیروزی بایدن و کاملا هریس را تبریک گفت و افزود:« بایدن خواستار اتحاد و التیام برای امریکا شده است، یک خواسته درست برای یک هدف عالی.»

    کرزی گفت:«ما خواستار شرایط مشابه البته به روشی عمیق تر برای افغانستان هستیم.»

    وی ابراز امیدواری نمود سیاست و ارتباطات دولت بایدن در افغانستان به طور کامل روی استقرار صلح و ثبات در افغانستان تمرکز کند.  

    این در حالی ست که حکومت افغانستان روز شنبه اعلام کرد همکاری استراتژیک افغانستان و ایالات متحده امریکا بر منافع متقابل استوار است و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری امریکا تغییر عمده ای در سیاست افغانستان در قبال امریکا ایجاد نخواهد کرد.

    صدیق صدیقی، سخنگوی رئیس جمهور غنی، گفت:«اصول همکاری ما در نوزده سال گذشته همواره بر درکی استوار بوده که هر دو دولت و مردم دو کشور در منافع کلی خود داشته اند. بدون شک هر دولتی که در امریکا سرکار بیاید افغانستان متحد امریکا باقی خواهد ماند.»

    در افغانستان این باور شکل گرفته که با پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا تغییراتی در سیاست واشنگتن نسبت به پروسه صلح و خروج نیروهای امریکایی از افغانستان ایجاد خواهد شد.

    منتقدان می گویند تداوم جنگ امریکا در افغانستان یکی از اشتراکات اصلی ست که سبب ایجاد توافق میان سیاسیون امریکا در قبال جنگ و صلح در منطقه شده است.

    به باور این منتقدان تعیین اینکه آیا با مشخص شدن برنده انتخابات ریاست جمهوری امریکا تغییر عمده ای در سیاست امریکا نسبت به افغانستان رخ می دهد نامشخص است.

    توافق صلح امریکا-طالبان

    پس از نزدیک به هجده ماه مذاکره، امریکا و طالبان سرانجام در تاریخ 29 فبروی سال جاری میلادی یک توافق صلح امضاء کردند که راه خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را فراهم کرد و طالبان تعهد سپردند از خاک افغانستان علیه امریکا و متحدانش تهدیدی صورت نگیرد.

    براساس این توافق نامه امریکا متعهد شده طی چهارده ماه آینده تمام نیروهایش را از افغانستان بیرون بکشد و سیزده هزار نیروی امریکایی که در حال حاضر در افغانستان مستقر هستند در عرض 135 روز باید به 8600 تن کاهش یابد. ناتو و دیگر نیروهای ائتلاف نیز در همین بازه زمانی سطح نیروهایشان در افغانستان را کاهش خواهند داد.

    طبق بخش دیگری از توافق نامه صلح امریکا و طالبان، 5 هزار زندانی طالبان باید از زندان حکومت افغانستان رها شوند، مذاکرات بین الافغانی آغاز گردد و طالبان  ارتباط خود با القاعده را قطع کند.

    در این راستا دولت افغانستان به عنوان پیش شرط آغاز مذاکرات بین الافغانی 5 هزار و 600 زندانی طالبان را رها کرد.

    هیات های مذکره کننده حکومت افغانستان و طالبان به دوحه قطر رفتند و با وجود گذشت نزدیک به دو ماه هنوز روی تعیین چارچوب و اجندای مذاکرات رسمی به توافق نرسیده اند. طی دو ماه گذشته گروه های تماس دو طرف نزدیک به ده نشست برگزار کرده اند اما هنوز روی موضوعات جنجالی که مانع شروع مذاکرات رسمی شده، نرسیده اند. به باور بسیاری این مذاکرات یک فرصت تاریخی برای پایان جنگ و خونریزی چند ده ساله در افغانستان می باشد.

    گروه های تماس دو طرف روی هجده مورد از بیست مورد اصول پروسه به توافق رسیده اند و تنها دو مورد اختلاف وجود دارد: طالبان خواهان پیش برد و حل منازعات براساس مذهب حنفی شده اند و می خواهند توافق این گروه با طالبان مبنای گفت و گوها قرار گیرد، موضوعاتی که به مذاق حکومت افغانستان خوش نیامده است.

    گفت و گو میان تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان از 12 سپتامبر در دوحه قطر آغاز شده بود.

    نیروهای امریکایی تا پایان سال جاری میلادی افغانستان را ترک می کنند

    دونالد ترامپ در 22 اکتبر و در جریان یکی از سخنرانی های انتخاباتی اش در کاستونیا، کرولینای شمالی، گفته بود نوزده سال در افغانستان کافی ست. ترامپ در اوایل ماه میلادی جاری نیز گفته بود تا کریسمس پیشرو تمام سربازان امریکایی باید به خانه برگردند.

    به نقل از رسانه هندی «دی هندو»، ترامپ در آن سخنرانی تاکید کرده بود:«هرگز چیزی شبیه این نداشتیم: هدر دادن سرمایه و خون سربازان امریکایی در جنگ های فراموش شده و بی پایان در کشورهایی که شما حتی نامشان را هم نشنیده اید. و تمام سربازان به خانه بازخواهند گشت. شما این را می دانید، درست است؟ امیدوارم هیچ کس مخالفت نکند.»  

    ماه گذشته نیز ترامپ گفت امریکا نیروهایش در افغانستان را به زودی به 4 هزار تن کاهش خواهد داد.

    از سویی هم ناتو 12 هزار نیرو در قالب ماموریت حمایت قاطع در افغانستان دارد.

    جنرال ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو، نیز پس از اظهارات ترامپ در کنفرانس خبری پیش نشست وزرای کشورهای عضو ناتو در بروکسل گفت ناتو از توافق صلح امریکا و طالبان و مذاکرات بین الافغانی دوحه حمایت می کند اما طالبان باید به تعهداتش عمل کند.

    به هر صورت اگرچه گفته می شود که جو بایدن هم مانند ترامپ با حضور نیروهای امریکایی در افغانستان مخالف است اما اینکه در آینده چه تصامیمی قرار است در دولت بایدن در مورد ا فغانستان اتخاذ شود را گذشت زمان نشان خواهد داد.

    آنچه امروز در حال اتفاق افتادن است فضایی مملو از نگرانی و ابهام است: از یک طرف تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان در دوحه به بن بست خورده اند، از طرف دیگر طالبان حملات تهاجمی و انتحاری خود را در افغانستان افزایش داده اند و از سوی دیگر ترامپی که با طالبان پیمان صلح امضا کرده بود کاخ سفید را ترک خواهد کرد.

  • «با تو همدردیم ای همسایه!»، تسلیت ایرانیان به بازماندگان شهدای حمله به دانشگاه کابل

    «با تو همدردیم ای همسایه!»، تسلیت ایرانیان به بازماندگان شهدای حمله به دانشگاه کابل

    این پوسترهای بیان همدردی توسط شهرداری تهران در سطح پایتخت ایران نصب شده بود.

    قابل ذکر است در حمله تروریستی دوشنبه هفته جاری به دانشگاه کابل نزدیک به 22 تن که بیشترشان دانشجویان و  اساتید دانشگاه کابل بودند به شهادت رسیدند و بیش از 40 نفر دیگر زخمی شدند.

    در حمله سه مهاجم انتحاری به دانشگاه کابل که داعش مسئولیت آن را به عهده گرفت، ۲۲ نفر کشته و ۴۰ نفر زخمی شدند؛ بیشتر کشته‌ها و زخمی‌های این حمله، دانشجویان بودند.

    پس از حمله تروریستی به دانشگاه کابل کاربران شبکه های اجتماعی هشتک «جان پدر کجاستی؟» را با چنان سرعت منتشر کردند که به ترند تویتر در افغانستان و ایران تبدیل شد.

    کاربران با انتشار این هشتک خشم و انزجار خود از تروریستان و کوردلان و دشمنان علم و دانایی را نشان دادند.

    داستان هشتک #جان پدر کجاستی؟

    داستان «هشتک جان پدر کجاستی؟» به لحظات پس از حمله تروریستی به دانشگاه کابل بر می گردد، زمانیکه یک شهروند موبایل کشته شدگان حادثه را از کنارشان جمع آوری می کرد و به تماس های خانواده های شهدا پاسخ می داد.

    خانم ناهید فرید، نماینده پارلمان، به نقل از این شهروند در تویتر خود نوشت:«چند تماس را که نام پدر و مادر نوشته شده بود را نتوانستم پاسخ دهم! واقعا ترس داشتم. متوجه تلفنی شدم که 142 تماس بی پایخ داشت و در نهایت یک پیام دریافت کرده بود که جان پدر کجاستی!»

    این تویت خانم فرید سپس 1800 بار توسط کاربران ریتویت شد و عبارت برگرفته از آن «جان پدر کجاستی!» به ترند کاربران شبکه های اجتماعی در افغانستان و ایران تبدیل شد.

    در پوسترهای همدردی پایتخت نشینان ایران با خانواده های قربانیان حادثه تروریستی حمله به دانشگاه کابل که از سوی شهرداری تهران نصب شده بود نیز از عبارت «جان پدر کجاستی» استفاده شده بود.

    برخی از شهروندان ایرانی نیز با ارسال دسته های گل و پیام تسلیت به سفارت افغانستان در تهران با خانواده های شهدای حمله به دانشگاه کابل ابراز همدردی کردند.

    امضای دفتر یادبود شهدای حمله به دانشگاه کابل توسط شخصیت های سیاسی ایران

    در کنار همدردی مردم ایران با خانواده های شهدای حمله به دانشگاه کابل، برخی از شخصیت های ایرانی نیز دفتر یادبود شهدای حمله به دانشگاه کابل را امضا کردند تا با خانواده های این شهدا ابراز همدردی کرده باشند.

    عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران، یکی از کسانی بود که این دفتر یادبود را امضا کرد.

    علاوه بر آقای عراقچی، علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، نیز با حضور در سفارت افغانستان در تهران دفتر یادبود شهدای حمله تروریستی به دانشگاه کابل را امضا نمود.

    واکنش مقامات ارشد ایران به حمله تروریستی به دانشگاه کابل

    حمله تروریستی دلخراش به دانشگاه کابل موجی از واکنش شخصیت های سیاسی در سراسر دنیا به ویژه ایران را برانگیخت.

    این شخصیت ها با محکوم کردن این حادثه دلخراش با مردم و دولت افغانستان ابراز همدردی نمودند.

    محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، با انتقاد از این حمله تروریستی گفت:«جوانان افغان بانیان تروریسم و اشغال را در افغانستان ریشه‌کن می‌کنند.»

    رییس مجلس شورای اسلامی با محکوم کردن حمله تروریستی به دانشگاه کابل، افزود: «جوانان مجاهد افغانستانی سرانجام بانیان تروریسم و اشغال را در افغانستان ریشه‌کن خواهند کرد.»

    محمدباقر قالیباف در صفحه شخصی خود در توییتر نوشت: «‏مسئول مستقیم تمامی جنایت‌های داعش، بنیانگذاران آدم‌کش آمریکایی و صهیونیست، تامین کنندگان مالی آنها در منطقه و حامیان آنها هستند. هر قدمی در راستای تقویت هر یک از این جنایتکاران، دشمنی با آرامش، رفاه و صلح منطقه است.»

    آقای قالیباف گفت:«جنایت داعش علیه فرزندان نازنین افغانستان دل همۀ ما را به درد آورد، اما دلخوشیم که جوانان غیور و مجاهد افغانستانی سرانجام بانیان، عاملان، مجریان و حامیان تروریسم و اشغال را در افغانستان ریشه‌کن خواهند کرد.»

    وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران هم با ابراز همدردی با مردم افغانستان نوشت: «خدا امید هیچ کسی رو ناامید نکنه.»

    محمد جواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران در توئيتر خود در پیامی درباره حمله به دانشگاه کابل نوشت: «خدا امید هیچ کسی رو ناامید نکنه. ۱۴۲ بار تماس و دست آخر پیامکی که جان‌پدرکجاستی؟»

    او افزود:« قلب هر انسانی از شنیدن و دیدن این اتفاق ناگوار می‌گیره. لعنت به ترور و تروریسم، لعنت به جهالت.»  

    سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه ایران هم ضمن محکومیت حمله تروریستی مسلحانه دانشگاه کابل در پیام توییتری نوشت: «اندیشه سیاه و دست‌های آغشته تروریست‌ها به خون بیگناهان، آینده افغانستان و جان‌های پاک فرزندان این سرزمین را هدف گرفته‌اند.»

    او ادامه داد: «در این مبارزه همه‌جانبه با تروریسم و افراطی‌گری، ‎ایران در کنار مردم و دولت افغانستان ایستاده است.»

  • برای ما چه فرقی می کند که ترامپ پیروز شود یا بایدن!

    برای ما چه فرقی می کند که ترامپ پیروز شود یا بایدن!

    شماری از کابران شبکه‌های اجتماعی در افغانستان به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا اشاره کرده اند. تعدادی از این کاربران برنده‌شدن هر یک از نامزدان انتخابات ریاست ‌جمهوری امریکا را بر وضعیت جنگ و صلح افغانستان تاثیرگذار خوانده‌‌اند. تعدادی نیز با نگاه تمسخرآمیز به این انتخابات پرداخته‌اند.
    محمد اکرام اندیشمند از کاربران فیسبوک نگاشته است: «رقابت نزدیک است. هرچند بایدن اینجا پیشقدم دیده می شود، اما ایالت های مهم باقی مانده اند. شمارش در ایالت های تعین کننده ادامه دارد. به نظر می‌رسد که ترامپ برنده انتخابات است.»

    زبیر هجران یکی از کاربران شبکه اجتماعی فیسبوک که در امریکا به سر می‌برد، انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا را با انتخابات ریاست جمهوری افغانستان مقایسه کرده است. وی نوشته است:« در حال تماشای نتیجه انتخابات ریاست جمهوری امریکا هستم و حسرت آن را می‌خورم که با چه امید و امیال و آرزوها در کشور خود ما پای صندوق‌های انتخابات می‌رفتیم.»
    در ادامه یادداشت آقای هجران آمده است « به فکر فرو می‌روم که این روند مردم سالاری و مشروع چقدر در کشور ما به صورت غیر انسانی و‌ گوسپندی زیر تیغ قبیله‌سالاری و قوم‌پرستی قیمه می‌شد.»
    حفیظ الله مصداق از کاربران فیسبوک است. او که همیشه یادداشت‌های طنزی در فیسبوک خود می‌گذارد، در باره انتخابات امریکا نیز طنز نوشته است. یادداشت آقای مصداق به شرح زیر است:
    «تحلیل جامعه شناختی انتخابات امریکا
    تحلیل‌گر: عبدلِ امریکا شرمانده
    انتخابات امریکا از ابعاد مختلف پارادوکسیکالایزیشن است. به‌این معنی که اگر دودبال ترامف پیروز شود، امریکا از سیاست ایزولوشن خارج می‌شود. اما اگر جو گایدن پیروز شود، منافع امریکا در انضمام معادلات گلوبلایزیشن از سمت اور آسیا به‌ غارِ آسیا پسفیک در ساحات تنگی تاشقرغان، متفرجج می‌شود.
    از سوی دیگر؛ بازی امریکا در قبال افغانستان، بازی قطغنی است. آن‌هایی‌که می‌گویند بازی امریکا در قبال افغانستان بازی گنجشکک است، از دید تئوری ریالیستیک در انترنشنل ریلیشن شیپ، قطعاً متغرغر است.
    از دید جامعه شناختی، امریکا یک کشور ذوحیاتین است. این کشور در طول تاریخ ابقای اضمحلال با ساختار‌گرایی هستی شناسی ژاک دریدا با میتافزیکِ حضور، انجماد شده است.
    ما افغانستانی‌ها اگر چه همواره همدیگر را سوار می‌شویم؛ اما انتخابات امریکا تأثیر زیادی بر عمقِ ناف – ببخشید، عمق استراتیژیک‌ِ چیز در چیز که چیزت کنم، چیز می‌شود. در اصل تمام منازعات بین‌المللی از دید بنیان‌گذار سبکِ هندی در ادبیات کشال است. شاعر می‌گوید:
    یار جنگی‌یی من شلوار پلنگی‌یی من.
    به‌هر صورت؛ هرکدام از نامزدان امریکا که پیروز شوند، وضعیت افغانستان به‌گد ودی‌اش ادامه خواهد داد».
    میرویس شمال یکی دیگر از کاربران فیسبوک، نگاشته است: نان برای خوردن نداریم, لیکن انتخابات امریکا را داوری و قضاوت می‌کنیم.
    حسیب معترف از کاربران شبکه اجتماعی فیسبوک نگاشته است: ظاهراً بیشتر پیش‌بینی‌ها و نظرسنجی‌ها در مورد نتایج انتخابات امریکا نادرست ثابت شدند. اعلامیه‌های تبریکی‌تان را اصلاح کنید.
    شعیب زرشناس یکی دیگر از کاربران شبکه اجتماعی فیسبوک نگاشته است: چطور استین قومای ترامپ و بایدن؟ به حالِ زار شما مردم بیچاره چه فرقی خواهد کرد که کدامش انتخاب شود!؟
    او در ادامه نگاشته است: «سناریویی که برای افغانستان طرح شده است با امدن هرچهره‌ دیگر در کرسی ریاست‌جمهوری امریکا تغییری نخواهد کرد. زمانی که اوباما انتخاب می‌شد همین وضع را داشتید و کارشناسی می‌کردید که چنین و چنان می‌شود، ولی چیزی نشد و وضعِ ما بدتر شد. پس‌از آن برای ترامپ چنین دُرفشانی‌هایی می‌کردید. حالا برای بایدن و فردا هم برای اَلکس و ریچارد… تا زمانی که خودما همت نکنیم و چیزی را تغییر ندهیم کوچکترین تغییری در کشور ما بوجود نخواهد آمد و از طرفی‌هم نوکران و دست‌به‌سینه‌هایاشان بالایمان حکومت خواهند کرد. پس ناحق و بی‌فایده برای امریکاییِ که عددی هم برایشان نیستید تعیین تکلیف نکنید! بازهم مختارید و آزاد».
    آنچه از نظریات و پست‌ها و موضع‌گیری‌های کاربران افغانستانی شبکه‌های اجتماعی درمورد انتخابات امریکا بر می‌آید، بیشتر ناامیدی نسبت به وضعیت کشور ما و عدم اعتماد بر خارجی‌ها است.
    اکنون مردم افغانستان به خوبی درک کرده‌اند که مشکل افغانستان با آمدن بایدن یا ترامپ یا کلبی یا مقصود در کاخ سفید حل نمی‌شود، باید این مردم خود دست به کار شوند.

    گذشته از این، اظهارات جو بایدن در خصوص افغانستان ناامید کننده تر از آن است که این ملت در مبارزه با تروریزم و افراطیت بر آن دل ببندد. آنچه به صورت بی‌رحمانه‌ای از شبکه‌های اجتماعی بر رخ آدمی پرتاب می‌شود، ادامه یاس و ناامیدی و سردرگمی مردمی است که از چهل سال به این سو در بحران دست و پا زده و همواره ضربه دیده‌اند، مردمی که بر سرنوشت محزون و محتوم خویش از سر ناامیدی مفرط، طنز می‌گویند.

  • «عدم انسجام استراتژیک» سیاست خارجی ترامپ در خاورمیانه

    «عدم انسجام استراتژیک» سیاست خارجی ترامپ در خاورمیانه

    سیاست خارجی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه در حدود یک سال اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ همان روند همیشگی مورد پذیرش هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه بود که حمایت از اسرائیل، سخت گیری به ایران و سایر کشورهای خارج از ائتلاف شرکای منطقه ای امریکا و حمایت از این شرکا صرف نظر از رژیم حاکم بر آنها را شامل می شد. اکنون که چهار سال ریاست جمهوری ترامپ به پایان خود نزدیک شده، تنها عبارت مناسب برای توصیف سیاست خارجی او در منطقه «عدم انسجام استراتژیک» است. انسجام در سیاست خارجی برای هر دولتی دشوار است، و مشکل رویکرد ترامپ در خاورمیانه در واقع عدم انسجام آن نیست، بلکه کیفیت متفاوت برخورد او با منطقه است.

    وقتی رئیس جمهوری ورای هر چیزی به غرایز خود اتکا می کند، و روند مشورتی سیاست خارجی را نادیده می گیرد، همین می شود. آنچه شرایط را وخیم تر کرده، سیاست گذاری جسته و گریخته خارجی اوست. او یک روز به سوریه می پردازد، یک روز تلنگری به ناتو می زند، روز دیگر درگیر عراق، کره شمالی یا یک جای دیگر در جهان می شود. البته، در رابطه با سرگردانی و آشفتگی در رابطه با خواسته های امریکا در خاورمیانه، ترامپ در واشنگتن تنها نیست. ورود و خروج های ناگهانی دولت ترامپ به مسائل منطقه، به بی ثباتی بیشتر انجامیده است. ترامپ می گوید که می خواهد از جنگ های ابدی خارج شود و به همین منظور، حضور امریکا در عراق و افغانستان را کاهش داده است. او در عین حال یک فشار اعمال فشار حداکثری بر ایران را دنبال کرده که ورطه مشکلات بیشتر بوده و مخاطره تشدید تنش و درگیری را افزایش داده است.

    اگرچه رئیس جمهوری امریکا در میانه تشدید تنش ها در منطقه خلیج فارس در نیمه سال ۲۰۱۹ توانست از رویارویی نظامی با ایران اجتناب کند، اما در اوایل سال ۲۰۲۰ با ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای قدس ایران، به شدت به درگیری نزدیک شد.

    بعد از آن هم مساله «معامله قرن» مطرح شد که قرار بود نتیجه ای را تحقق بخشد که هیچ رئیس جمهوری دیگری در ایالات متحده موفق به رسیدن به آن نشده بود: توافقی برای پایان جنگ بین اسرائیلی ها و فلسطینی ها. چند ماهی تنها موضوع رسانه های غربی طرح صلح ترامپ / کوشنر بود که البته به جایی هم نرسید، چون مستلزم موافقت فلسطین با مذاکره بر سر تسلیم تمام عیار و ننگین بود که هیچ کسی با آن موافقت نمی کرد. مقاومت در برابر اشغال اسرائیل و استوار ماندن تحت فشار این اشغال از اجزای مهم هویت فلسطین است. وقتی مشخص شد فلسطینی ها علاقه ای به چنین معامله یک طرفه ای ندارند، رئیس جمهوری امریکا هم علاقه خود را به آن از دست داد.

    مرحله بعدی، تبلیغات گروه ترامپ در زمینه «شکست دادن» تروریسم بود و بعد هم رئیس جمهوری وعده بازگرداندن نیروهای امریکایی را داد. نیروها هنوز به امریکا برنگشته اند، اما تعدادشان کمتر شده است. برای نمونه، گروه محدودی در سوریه باقی مانده که دلیل آن هم مشخص نیست. به گفته رئیس جمهوری، آنها آنجا مانده اند تا از «نفت» محافظت کنند یا ایرانی ها را تحت نظر داشته باشند یا بر روس ها برتری یابند – یا ترکیبی از هر سه مورد. لازم به یادآوری است که این نیروها در شرایطی در سوریه مانده اند که ترامپ دو بار به رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، وعده خروج آنها را داده است. رئیس جمهوری همچنین به رغم نقش پررنگ متحدان کرد سوری امریکا در جنگ با داعش، موافقت ضمنی خود را با حملات ترکیه به آنها اعلام کرد. وقتی ترک ها به شمال شرقی سوریه وارد شدند، نیروهای اصلی آنها را آندسته از شبه نظامیان سوری تشکیل می دادند که برخی با افراط گرایان مانند القاعده در ارتباط بودند. اما آن زمان دیگر توجه ترامپ از سوریه به جای دیگری معطوف شده بود.

    در همه این چرخش ها در سیاست خارجی، ظاهرا حقوق بشر بی ارزش ترین مورد برای ترامپ بوده، چرا که در چهار سال گذشته تقریبا هرگز توجه ترامپ را جلب نکرده است. ترامپ در دفتر بیضی بزرگ ترین بستر در جهان برای ابراز حمایت از اخلاقیات در امور جهانی را دارد، اما در مقابل، عبدالفتاح السیسی، رهبر مصر، را «دیکتاتور محبوب» خود خوانده است. سخاوتمندانه ترین تفسیر از این اظهارات، صمیمیت بی ادبانه رئیس جمهوری بود که البته با توجه به شدت سرکوب ها در مصر تحت کنترل سیسی جای تعجب نداشت. اما بهانه ترامپ برای حمایت از محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در رابطه با قتل جمال خاشقچی داستان بهتری نبود. اینکه منافع ایالات متحده احتمالا در همکاری با رهبران اقتدارگرا را بوده، قابل درک است؛ آنچه قابل درک نیست، دوستی و حمایت و نادیده گرفتن مسائل حقوق بشری و سیاست گذاری های آنها در حجم گسترده است.

    جالب این است که در میانه این آشفتگی ها، ترامپ موفقیت های جسته و گریخته داشته و از روابط خود با دیکتاتورهای خاورمیانه برای آزادی برخی از امریکایی های گرفتار در منطقه استفاده کرده است. توافق آبراهام بین امارات متحده عربی و اسرائیل و عادی سازی روابط بین اسرائیل و سودان هم تحت نظارت ترامپ اتفاق افتادند. البته، نباید فراموش کرد که نقش کاخ سفید در توافق آبراهام در واقع، باج دادن به کشورهای عربی خلیج فارس به صورت توافق تسلیحاتی بوده است. دومی هم که ظاهرا نوعی زورگیری بوده: ایالات متحده با تهدید به متوقف کردن کمک های اقتصادی سودان را به تغییر رفتار وا داشته است. وزارت امور خارجه برای مذاکرات مرزی دریایی بین اسرائیل و لبنان هم تلاش کرده که می تواند زمینه را برای گفت و گوهای گسترده تر فراهم آورد؛ اما تمایل لبنان به گفت و گو بیش از هر چیزی با وضعیت اقتصادی آنها ارتباط مستقیم دارد.

    موفقیت در خاورمیانه با هر تعریفی، دشوار و شاید انتظار بیش از حد باشد؛ اما رئیس جمهوری ایالات متحده باید دست کم یک استراتژی مشخص برای این منظور داشته باشد. از این نظر، دولت ترامپ پس از چهار سال شکست خورده است. توجه موقت به هر مساله ای که به طور ناگهانی جلب توجه می کند، نمی تواند نتایج خوبی به بار آورد. هیچ دلیلی برای امیدواری به حصول نتایج بهتر در چهار سال دوم ترامپ وجود ندارد.

    فارن پالسی

    مترجم: اکبر گنجی

  • صلح افغانستان و رقابت شدید هند و پاکستان!

    صلح افغانستان و رقابت شدید هند و پاکستان!

    در پی آغاز گفتگوهای صلح افغانستان شماری از رهبران جهادی افغانستان به دعوت رسمی کشورهای هند و پاکستان به این کشورها سفر کرده اند و با مقامات ارشد سیاسی و نظامی آن‌ها دیدار و گفتگوهایی داشته اند.

    اخیرا عبدالله عبدالله رئیس شورای مصالحه به هر دو کشور پاکستان و هند رفت؛ و درچارچوب همین سفرها، پاکستان از گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی و هند از مارشال عبدالرشید دوستم، معاون اول سابق ریاست جمهوری افغانستان و عطا محمد نور از فرماندهان ارشد جبهه شمال و متحدین سابق دهلی دعوت رسمی کرد تا پیرامون وضعیت گفتگوهای صلح میان دولت و طالبان با مقامات ارشد سیاسی و نظایم این کشورها صحبت کنند.

    با اعلام خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان هم هند و هم پاکستان نگران برگشت وضعیت افغانستان به شرایط مشابه دهه نود میلادی در این کشوراند.

    عمران خان، نخست وزیر پاکستان، دو روز پیش در مصاحبه با مجله اشپیگل گفت که او اخیرا با گلبدین حکمتیار و با عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان دیدار کرده و به آنها گفته است که “ما در افغانستان هیچ ترجیحی نداریم، تنها منافع ما این است که دولت آینده در کابل به هند اجازه عملیات از آنجا علیه پاکستان را ندهد.”

    رهبران حکومت هند هم دقیقا همین نگرانی را دارند. آنها در گفتگو با مقامات افغانستان تاکید کرده اند که با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان نگران فعالیت های گروه‌های افراطی مانند لشکر طیبه و جیش محمد در داخل خاک افغانستان اند. این گروه‌ها در منطقه کشمیر بر ضد نیروهای نظامی هند فعالیت می‌کنند.

    از زمان سقوط حاکمیت طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی در افغانستان، هند حدود دو میلیارد دالر در پروژه های بازسازی افغانستان برای دفاع از همین استراتژ هزینه کرده است در حالیکه اسلام آباد به دلیل اختلافات بر سر کشمیر با دهلی، هر نوع حضور و نفوذ هند در افغانستان را تهدیدی به امنیت خود تلقی می‌کند.

    اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان پیشتر گفته است که جنبش طالبان پاکستان با گروه طالبان افغانستان نزدیکی فکری دارد، اما برنامه سیاسی آن به افغانستان ربطی ندارد.

    با وجود این اختلافات هند و پاکستان کابل همواره تاکید کرده که هند هیچ نوع فعالیت ضد پاکستان از افغانستان نداشته و “حضور هند” در افغانستان نباید بهانه‌ای برای “توجیه حمایت” از طالبان باشد.

    روزنامه هندوستان تایمز هند همچنین می افزاید که این دیدارها “بخشی از ارتباط دهلی نو با طیف وسیع تری از رهبری در کابل” در میان گفتگوهای درون افغانستان است.

    رسانه های هندی گزارش داده اند که عبدالله عبدالله در گفتگو با نخست وزیر نارندرا مودی ، اس جی شانکار، وزیر خارجه، وآجیت دووال، مشاور امنیت ملی هند ، نقش “حیاتی” هند را در برقراری صلح پایدار در افغانستان تأیید کرده و خواستار “حمایت مستمر هند از دولت و مردم افغانستان ” شده است.

    عطامحمد نور به قول رسانه های هندی گفته است که احساس می کند که هند ، به عنوان یک کشور مهم در روند توسعه افغانستان ، توانایی تبدیل شدن به “تسهیل کننده” مذاکرات صلح را دارد.

    رسانه های هند گزارش داده اند که رهبران افغانستان از هند خواسته‌اند تا در گفتگوهای صلح با طالبان کمک کند.

    گلبدین حکمتیار در سخنرانی اخیر خود در اسلام آباد گفت که او خود گفتگوهای جداگانه را با طالبان در پیش خواهد گرفت. او در بازگشت از سفر به اسلام آباد نیز در یک کنفرانس خبری گفت که دولت موقت تنها “راه‌حل” بحران در افغانستان است.

    نگرانی ها چیست؟

    با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، هند و رهبران جبهه متحد سابق شمال افغانستان نگران آن هستند که پاکستان مجددا نقش بیشتری در سیاستگذاری های افغانستان خواهد یافت و برای ایجاد توازن آنها خواستار نقش بیشتر هردو کشور رقیب در تحولات افغانستان هستند.

    به نوشته برخی از رسانه های هندی شماری از رهبران مخالف طالبان در افغانستان به مقامات هندی گفته‌اند در صورتیکه وضعیت این کشور به دهه نود میلادی برگردد آنها آماده اند که دوباره در برابر طالبان بجنگند.

    کارشناسان می‌گویند در حالی که این اطمینان از کابل وجود دارد که خاک افغانستان در برابر هند استفاده نخواهد شد اما این پس از پایان مذاکرات بین طالبان و دولت افغانستان است که تصویر واقعی را روشنتر خواهد کرد.

    زلمی خلیلزاد ، فرستاده ویژه ایالات متحده در امور صلح افغانستان ، در اوایل سال جاری ، پیشنهاد داده بود که اگر هند نگرانی‎‌هایی دارد باید مستقیماً با طالبان در مورد فعالیت های تروریستی وارد مذاکره شود.

    با این حال روزنامه هندوستان تایمز نوشته است که هنوز دهلی در مورد انجام گفتگوهای مستقیم با گروه طالبان تصمیم نگرفته است.

    برخی ناظران از تلاش‌های عمران خان نخست وزیر پاکستان برای ایجاد روند آلترناتیو صلح افغانستان از طریق تسهیل گفتگوهای مستقیم میان چهر‌ه‌های جهادی این کشور و طالبان سخن گفته اند.

    عمران خان می‌گوید در حال حاضر هیچ کس نمی‌تواند پیش بینی کند که تحولات افغانستان به کدام سو خواهد رفت.

    آقای خان مدعی شد که “چیزی که من می‌توانم بگویم کشوری که بعد از افغانستان بیشترین احتیاج را به صلح دارد، پاکستان است.”

    او افزود که مناطق قبایلی ما در مجاورت مرز افغانستان در ۱۵ سال گذشته ویران شده است. نیمی از مردم این مناطق آواره داخلی شده اند و حدود ۱.۵ میلیون نفر از آنها -قربانیان درگیری بین طالبان پاکستان و ارتش هستند.

    با این حال مذاکرات صلح افغانستان در دوحه از هفته ها به این سو روی مسائل فنی به بن بست رسیده است و هنوز مشخص نیست که آیا این مذاکرات به یک نتیجه ملموس و قابل پذیرش به همه طرفهای درگیر در داخل افغانستان و همچنان میان کشورهای منطقه خواهد رسید یا خیر؟

    بسیاری باور دارند که کابل تا حالا نتوانسته خاطر پاکستان را از بابت حضور بزرگترین دشمن این کشور در افغانستان، جمع کند و این عملاً به معنای ادامه سیاست دوگانه پاکستان است.

    بهتر از همه شاید آن پترسون، سفیر سابق آمریکا در اسلام آباد توضیح بدهد که در پیامی به واشنگتن نوشته تا زمانی‌که پاکستان از بابت هند مطمئن نشود، هرچقدر پول به این کشور پرداخته شود، دست از حمایت از گروه‌های اسلامگرای تندرو بر نمی‌دارد.

    بی بی سی

  • سیاست پاکستان در قبال افغانستان عوض شده است

    سیاست پاکستان در قبال افغانستان عوض شده است

    به نظر می‌رسد مواضع تازۀ رهبران ملکی و نظامی پاکستان در قبال افغانستان، نشان‌دهندۀ تغییر در سیاست خارجی اسلام‌آباد در قبال کابل است.

    ظاهراً در اسلام‌آباد ارادۀ گشایش فصل آشتی و دوستی به جای فصل دشمنی و خصومت، شکل گرفته است. پاکستان به این نتیجه رسیده که روابط از هم گسیخته و پرتنش با افغانستان به ویژه روابط درهم و برهم با نیروهای بیرون دولت و سران احزاب جهادی و سیاسی را ترمیم کند.

    پاکستان در جریان یک ماه پسین میزبان برخی از چهره‌های مهم سیاسی افغانستان بود. عبدالله عبدالله رییس شورای مصالحه ملی، میررحمن رحمانی، رییس مجلس نمایندگان، گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، آقای غوریانی سرپرست وزارت تجارت و صنعت و محمد عمر داووزی، نماینده خاص ریاست جمهوری در امور پاکستان، از جملۀ چهره‌هایی بودند که به گونۀ رسمی از اسلام‌آباد دیدار کردند.

    در این میان، سفر عبدالله عبدالله به اسلام‌آباد تاریخی بود. وی پس از سال ۲۰۰۸ راهی اسلام آباد شد و با استقبال کم‌نظیر رهبر ملکی و نظامی پاکستان مواجه شد.

    برخی منابع هم از سفر عمران خان صدراعظم پاکستان در آیندۀ نزدیک به افغانستان خبر داده‌اند. عمران خان به دعوت رییس جمهور غنی از کابل دیدار می‌کند. اگر این سفر اتفاق بیافتد، عمران خان، به حیث یک چهرۀ شناخته‌شدۀ ورزشی و همچنان به عنوان نخست وزیر پاکستان برای اولین بار کابل را از نزدیک خواهد دید.

    طبق گزارش‌ها، در روزهای پیش رو، مشاور ارشد اقتصادی و تجارتی صدراعظم پاکستان که در عرصۀ اقتصاد و توسعه دست راست سران دولت حساب می‌شود، نیز از کابل دیدار خواهد کرد.

    پیام رهبران پاکستان

    رهبران ملکی و نظامی پاکستان در دیدار با نمایندگان بلندپایۀ افغانستان پیام واحد داشته‌اند:

    – روابط میان دو کشور با اشتباهات بزرگی همراه بوده است. باید به فصل دشمنی بی‌معنی میان دو کشور (به ویژه با جبهۀ شمال) نقطه پایان گذاشته شود.

    پاکستان بیشتر از هرکشوری از موفقیت روند صلح افغانستان سود خواهد برد. بناً ما هرچه در توان داریم برای موفقیت روند صلح انجام می‌دهیم.

    دیگر اسلام‌آباد نگاه دوگانه (ملکی و نظامی) دربارۀ افغانستان ندارد. از اشتباهات گذشته درس گرفته شود.

    – حجم روابط تجاری میان دو کشور به طور چشمگیری کاهش یافته و این روابط باید به حالت اول برگردد.

    –  افغانستان همانطور که به هند و کشورهای دیگر محصل می‌فرستد، به اسلام‌آباد نیز دانشجو اعزام کند.

    – افغانستان باید پایگاه دشمنان پاکستان به خصوص جماعت‌الحرار را در مناطق شرقی ببندد. به گفتۀ آنان، طالبان پاکستانی در مناطق سرحدی به خصوص ولایات کنر، ننگرهار و نورستان افغانستان پایگاه و مراکز نظامی دارند.

    نگرانی‌های پاکستان

    اوضاع کنونی در افغانستان به ضرر اسلام‌آباد است. کابل از سوی حلقۀ وابسته به هند رهبری می‌شود. نفوذ هند در نهادهای سیاسی، امنیتی و اداری افغانستان به شدت بالا رفته است. ادامۀ قدرت نیروهای وابسته به هند در کابل، برای اسلام‌آباد تحمل‌ناپذیر است.

    نیروی نرم هند

    در دو دهه‌یی‌که پاکستان سرگرم تربیه، آموزش و تجهیز طالبان بود، هند به‌طور چشمگیری نفوذش را در سطوح مختلف در افغانستان بالا برد. پاکستان به تربیۀ ملیشه‌های تندرو مذهبی روی آورد؛ اما هند در ۲۰ سال اخیر ۷۱ هزار دانشجوی افغان را در مقاطع دکترا، ماستری و لیسانس تربیه کرد. هم‌اکنون ۲۰ هزار دانشجوی افغان در هند درس می‌خواند. هر یک از تربیه‌شدگان نهادهای تحصیلی هند، به حافظ منافع دهلی جدید در افغانستان مبدل شده‌اند. آنان در سطوح مختلف قدرت و دولت در افغانستان نفوذ دارند. این نیروی قابل ملاحظه بشری، قدرت نرم هند در برابر پاکستان است. پاکستان به عمق نفوذ هند پی برده و ادامه وضعیت را فاجعه بار می‌داند.

    از دست دادن بازار مصرفی

    پاکستان بازار مصرفی‌اش را از دست داده است. بازار افغانستان به طور کامل در کنترل پاکستان بود. اما رییس‌جمهور غنی با چرخش ۱۸۰ درجه‌یی، اقتصاد وابستۀ افغانستان به پاکستان را تغییر جهت داد. اکنون ایران، چین، هند و آسیای مرکزی به ترتیب بزرگترین شرکای اقتصادی- تجاری افغانستان هستند و جای کالای پاکستانی را اجناس ایرانی، کشورهای آسیای مرکزی و چینی گرفته است. افغانستان بیشترین کالا را از ایران وارد می‌کند و بیشترین کالا را به هند صادر می‌نماید. براساس آنچه مقامات پاکستانی گفته‌اند: حجم تجارت با پاکستان به زیر ۳ میلیارد دالر کاهش یافته است. اما نهادهای اقتصادی افغانستان آمار دیگری بیرون می‌دهند. وزارت تجارت افغانستان، سطح روابط تجاری میان دو کشور را زیر دو میلیارد دالر گفته‌‌اند. این درحالی است ‌که در ۱۵ سال حکومت حامد کرزی حجم مبادلات اقتصادی میان دو کشور به بالای ۷ میلیارد دالر می‌رسید.

    پاکستان به ذخایر، منابع و ظرفیت‌های بالقوۀ اقتصادی- تجارتی آسیای مرکزی چشم دوخته است. دست‌یابی به منابع، انرژی و گسترش دادودستد تجارتی با آسیای مرکزی، در موجودیت بحران امنیتی و نظامی در افغانستان ناممکن است.

    تنفر عمومی

    با وجود نزدیکی برخی رهبران جهادی و سیاسی به پاکستان، متن جامعۀ افغانستان به‌شدت پاکستان‌ستیز است. پاکستان‌ستیزی ابزار خوبی برای کسب حمایت مردمی و سیاسی است. برخی چهره‌ها با پاکستان‌ستیزی به شهرت و محبوبیت رسیده‌اند. پاکستان به‌عنوان دشمن قسم‌خوردۀ مردم افغاسنتان شناخته می‌شود. حتا طالبان نیز از این‌که یک نیروی وابسته به پاکستان معرفی شوند، می‌شرمند.

    پاکستان از نظر جایگاه اجتماعی و سیاسی میدان را به نفع رقبای منطقه‌یی‌اش باخته است.

    تهدید امنیت ملی

    استفاده از گروه‌های تندرو در سیاست خارجی بخشی از راهبرد اسلام‌آباد در چهار دهۀ اخیر بود. رد پای اسلام‌آباد در پشت همه سازمان‌های افراطی مذهبی دیده می‌شد. تماس و همسویی با گروه‌های تندرو نه تنها کشورهای منطقه را نا آرام و به دردسر انداخت، بل خود پاکستان را به کانون درگیری‌های فرقه‌یی- مذهبی تبدیل کرد. اکنون، افراطیت و گروه‌های تند رو مذهبی امنیت ملی پاکستان را به مخاطره انداخته است.

    به نظر می‌رسد اسلام‌آباد تصمیم گرفته که به فصل استفاده از رادیکالیزم و تندروی در سیاست خارجی، پایان دهد.

    پاکستان؛ پروژۀ صلح به جای پروژۀ جنگ

    پاکستان آن‌چه را از طریق جنگ در افغانستان به دست نیاورد، می‌خواهد از طریق صلح به دست آورد. پاکستان بیشترین تلاش را در راستای موفقیت روند صلح افغانستان انجام داده است؛ زیرا پروژۀ جنگ اسلام‌آباد در کابل به پروژۀ صلح تبدیل شده است. با فراگیرشدن روابط منطقه‌یی- جهانی طالبان، پاکستان با هراس از دست دادن این گروه، تحریک طالبان را به امریکا فروخت.

    پاکستان بدین باور است که تداوم وضعیت فعلی در افغانستان به سود هند است. هند جنگ با پاکستان را به دور از مرزهایش در افغانستان دنبال می‌کند. این جنگ هم میزان خطرش به هند کم است و هم هزینه‌اش. پاکستان در جغرافیای دورتری سرگرم نبرد با هند است. از این رو، پاکستان تلاش دارد که پروسۀ صلح افغانستان به نتیجه برسد تا از یک‌سو از امریکا امتیاز به دست آورد و از سوی دیگر، جلو برنامه‌های پیشروانۀ هند را بگیرید.

    کار روی فرمول سیاسی برای افغانستان

    اکنون اسلام‌آباد در کنار ایالات متحده امریکا روی فرمول نظام سیاسی آینده افغانستان کار می‌کند. براساس این فرمول، یک نظام شبه‌امارت در کابل شکل خواهد گرفت. شبیه آنچه در همسایگی افغانستان (ایران) حاکم است. اما پاکستان قطعاً در پی ایجاد رژیم یک دست و انحصاری در کابل نیست. حتا پاکستان در پاسخ به درخواست طالبان برای حمایت از احیای امارت اسلامی مخالفت کرده است. پاکستان تلاش دارد که طالبان+ گروه‌های جهادی غیرپشتون نظام آیندۀ افغانستان را شکل دهند. برخی رهبران اتحاد شمال از جمله صلاح‌الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی و کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی با میانجیگیری پاکستان در ائتلاف با طالبان در پی شکل دهی نظام آینده هستند.

    دو خواست مشخص پاکستان

    پاکستان دو مطالبه دارد:

    – یک حکومت متمرکز یک‌دست و قومی در کابل شکل نگیرد که به دردسر تازه به اسلام‌آباد تبدیل شود. حکومت یک دست قومی می‌تواند به متحد «جنبش تحفظ پشتون‌ها» و بلوچ‌ها تبدیل شود و امنیت ملی پاکستان را بیشتر از پیش به مخاطره اندازد.

    – سیاست خارجی کابل در قبال دهلی در مشوره و همسویی با اسلام‌آباد تعیین شود.

    با درنظرداشت حوادث و تحولاتی‌که در پیش است، تحقق چنین خواستی دور از انتظار نیست.

    نتیجه‌گیری

    نگاه تازۀ اسلام‌آباد به کابل، ریشه در پیروزی این کشور در میدان افغانستان دارد.

    اسلام‌آباد ۲۰ سال فشار، تهدید و انزوای بین‌المللی را تحمل کرد، سر انجام جامعۀ بین‌المللی را وادار به تمکین به مطالبات و خواست‌هایش نمود. چه مذاکرات صلح افغانستان به نتیجه برسد و چه نرسد، پیروزی اسلام‌آباد در افغانستان تسجیل شده است. 

    نقش اسلام‌آباد در دو طرف منازعه برجسته شده است. طالبان نیروی نزدیک و همسو با اسلام‌آباد است. در جبهۀ سیاسی نزدیک به دولت نیز اسلام‌آباد دست بلند دارد. اسلام‌آباد با دعوت رهبران سیاسی افغانستان تلاش می‌ورزد آخر برنامه‌هایش را اجرایی سازد. 

    اسلام‌آباد با تعیین صادق‌‌خان به عنوان نمایندۀ ویژۀ در امور افغانستان و گماشتن احمدخان به حیث سفیر جدید در کابل، سیاست فعال و پویای خویش را تسریع بخشیده است.

    رقبای منطقه‌یی اسلام‌آباد نیز تلاش‌های‌شان را افزایش بخشیده‌اند. اما به نظر می‌رسد عنان کار از دست‌شان رفته است.

    جمشید یما امیری

  • برنامه بایدن برای افغانستان چیست؟

    برنامه بایدن برای افغانستان چیست؟

    پیشینه موضع گیری جو بایدن درباره افغانستان به بیشتر از یک دهه [پیش] بر می‌گردد که گاهی با واکنش‌هایی در افغانستان مواجه شده است.
    نظرسنجی‌ها، جو بایدن نامزد رقیب دونالد ترامپ رییس جمهور فعلی را همچنان پیشتاز نشان می‌دهد. اگر او رییس جمهور امریکا شود، چه نقشه‌ای برای جنگ و صلح و آینده سیاسی افغانستان خواهد داشت؟
    کریس کونز سناتور دموکرات و دوست قدیمی جو بایدن گفته که جو بایدن بهتر می‌تواند به توافق صلح با طالبان بنا به مشورت جنرال‌ها و دیپلمات‌ها برسد.
    آقای کونز از ترامپ نیز انتقاد می‌کند که «نگرانم که رییس جمهور ما به جنرال‌هایش، به دیپلمات‌ها و به جامعه استخباراتی گوش نمی‌دهد».
    آقای بایدن برنامه کلان سیاست خارجی خود را قبلاً اعلام کرده است. رویکرد بایدن در سیاست خارجی با شعار «امریکا برمی‌گردد»، در جهت مخالف شعار ترامپ است که در چهار سال اخیر دنیا از رییس جمهور امریکا شنیده که «اول امریکا».
    وبسایت جو بایدن عنوان طرح پیشنهادی او را «برای رهبری جهان دموکراسی برای روبرو شدن با چالش‌های قرن ۲۱» آورده که هدفش «بازگرداندن رهبری آبرومندانه در داخل و رهبری محترمانه در صحنه جهانی» است.
    بایدن از ترامپ انتقاد می‌کند که با سیاست «دمدمی‌ مزاج و نادیده گرفتن اصول دموکراتیک» جایگاه امریکا را در دنیا در خطر قرار داده، متحدان دموکرات را نادیده گرفته و توانایی امریکا را در بسیح جهانی در برابر چالش‌ها تضعیف کرده است.
    آقای بایدن بازگرداندن «رهبری اخلاقی» امریکا را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داده که از جمله شامل رفع محدودیت‌های مهاجرتی که ترامپ برای کشورهای اسلامی وضع کرده است.
    درباره افغانستان بایدن گفته که به جنگ‌های بی‌پایان در افغانستان و خاورمیانه خاتمه می‌دهد و بیشتر نیروهای امریکا را از افغانستان به خانه می‌آورد و مأموریت نیروهای امریکا را به طور دقیق بر مبارزه با القاعده و داعش متمرکز می‌کند.
    بایدن معتقد است که «گیر افتادن در جنگ‎های غیرقابل پیروزی، تنها توانایی ما را برای هدایت در موضوعات دیگری که توجه ما را می‌طلبد، تخریب می‌کند و از بازسازی ابزارهای دیگر قدرت امریکا باز می‌دارد».
    ویلیام برنز دیپلمات کهنه‌کار معاون وزارت خارجه در دوران اوباما که روزنامه وال استریت جورنال او را به عنوان نامزد احتمالی وزیر خارجه جو بایدن معرفی کرده است، دو ماه پیش در یک سخنرانی در بنیاد کنریج در واشنگتن گفت که «خروج بیشتر سربازان امریکایی از افغانستان با توجه به توافقنامه مذاکرات با طالبان و با هماهنگی نزدیک با دولت افغانستان می‌تواند گام مفیدی به سمت خلاص کردن خودمان از آن جنگ بی‌پایان باشد».
    نشریه فارین پالیسی می‌گوید محافل دیپلماتیک در واشنگتن شکایت دارند که تیم انتخاباتی جو بایدن هر نوع تماس با مقام‌های خارجی از جمله دیپلمات‌ها را منع کرده و حاضر نیستند که حتی با دیپلمات‌های کشورهای اروپایی معلومات مشخص درباره برنامه‌های این تیم ارائه کند.
    چند دیپلمات‌ اروپایی به فارین پالیسی گفتند برای کشورهای متحد امریکا که نیروهایشان را در کنار سربازان امریکایی به افغانستان و خاورمیانه اعزام کردند، مهم است بدانند که اداره بایدن چه موضعی درباره این نیروها دارد.
    اظهارات جنجالی بایدن درباره افغانستان
    جو بایدن در یک مناظره تلویزیونی با سایر داوطلبان نامزدی حزب دموکرات در ماه فبروری امسال گفت: «درباره افغانستان باید بگویم، من کاملاً مخالف ایده ملت‌سازی در این کشور بودم…ممکن نیست که آن کشور متحد شود، هیچ امکان ندارد که آن کشور یکپارچه شود». وی در همین خصوص اضافه کرد که اما شاید بتوان با اقداماتی از انجام حملات بیشتر از خاک افغانستان جلوگیری کرد.
    او به طور ضمنی فدرالیزم را راه حل افغانستان دانسته بود، قبلاً نیز درباره فدرالی شدن عراق صحبت کرده بود. اظهارات آقای بایدن با واکنش‌هایی در افغانستان مواجه شد.
    آقای بایدن همیشه خواهان فراخواندن سربازان امریکایی از افغانستان بوده است. از آقای بایدن نقل شده که به ریچارد هالبروک، نماینده ویژه وقت امریکا در افغانستان و پاکستان در سال ۲۰۱۰ با فریاد گفته که «من جان پسرم را به آنجا (افغانستان) برای حقوق زنان به خطر نمی‌اندازم». فرزند بایدن که عضو گارد ملی امریکا بوده قبلاً در عراق خدمت کرده بود.
    در اظهارات جنجالی دیگری آقای بایدن در سپتمبر سال ۲۰۱۹ با اشاره به تجربیات خود درباره افغانستان گفت «وقتی که پاکستان سه ولایت افغانستان را در شرق کشور کنترول می‌کند. افغانستان را نمی‌توانیم درست کنیم. درست شدنی نیست».

    آقای بایدن در سال ۲۰۱۱ زمانی که معاون بارک اوباما بود، نیز در مصاحبه با مجله امریکایی نیوز‌ویک گفت که امریکا، گروه طالبان را در افغانستان دشمن خود نمی‌داند، «طالبان دشمن ما نیست. این بسیار مهم است». جو بایدن در آن مصاحبه افزوده بود: «تا کنون هیچ جمله‌ای یا اظهار نظری از رییس جمهوری امریکا (باراک اوباما) در زمینه سیاست ما دیده نشده است که گفته باشد طالبان دشمن ماست، زیرا منافع ایالات متحده را تهدید می‌کند».
    آقای بایدن در آن مصاحبه گفته بود که «اگر طالبان در موقعیتی قرار گیرند که قادر به سرنگونی حکومت کنونی افغانستان باشند، حکومتی که برای جلوگیری از آسیب رساندن افراد بد به امریکا، با ما همکاری می‌کند، آنگاه این موضوع به مسئله‌ای برای امریکا تبدیل خواهد شد».
    به عقیده او «ما تلاش می کنیم دولت (افغانستان) را در موقعیتی قرار دهیم که با قدرت (با طالبان) مذاکره کند و شرایطی پیش نیاید که دولت به دست طالبان سرنگون شود».
    پس از هجده ما مذاکرات فشرده، در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ توافقنامه تاریخی صلح میان زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه امریکا برای صلح افغانستان و ملابرادر، معاون سیاسی طالبان در دوحه قطر امضا شد.
    آیا جو بایدن خواسته‌های خود را در توافقنامه صلح امریکا و طالبان می‌بیند؟ موضوعی است که او در کارزارهای انتخاباتی خود در باره آن اظهار نظری نکرده است.
    آقای بایدن همواره از تلاش‌های صلح در افغانستان حمایت کرده است. در سپتمبر ۲۰۰۹، در اولین سال به عنوان معاون رییس جمهور در یک سخنرانی در بروکسل در جمع نمایندگان ناتو گفته بود که «مذاکره با میانه‌روهای طالبان، تاکتیکی است که ارزش دارد به کار گرفته شود».
    سفرهای بایدن به افغانستان
    جو بایدن زمانی که معاون رییس جمهور امریکا شد، یک هفته پیش از برگزاری مراسم تحلیف ریاست جمهوری در جنوری ۲۰۰۹، سفری به کابل داشت و در جریان این سفر به طور غیرمنتظره از ولایت‌های قندهار و هلمند نیز دیدار کرده بود.
    دو سال بعد، در جنوری ۲۰۱۱ نیز برای بار دوم از کابل دیدار کرد، در حالی که با وجود افزایش نیروهای امریکایی تا ۱۳۰ هزار سرباز، جنگ در افغانستان تشدید شده و دامنه ناامنی‌ها گسترده‌تر شده بود.
    بایدن در سفری به کابل به حامد کرزی رییس جمهور وقت افغانستان گفته بود که «آقای رییس‌ جمهور… پاکستان برای ایالات متحده پنجاه مرتبه مهم‌تر از افغانستان است».
    استیو کول در کتابی به نام «ریاست اس» که درباره پشت پرده جنگ افغانستان است، متن گفت‌وگویی را نقل کرده که بایدن به کرزی گفت: «دوران طلایی اداره بوش رفته است. طالبان مشکل شماست و القاعده مشکل ما».
    گفته می‌شد آقای بایدن با افزایش نیروهای امریکایی در افغانستان توسط باراک اوباما موافق نبوده است. بایدن بارها بر انتقال مسئولیت‌های امنیتی و خروج سربازان امریکایی از افغانستان تاکید کرده است.
    سال گذشته، در یک مناظره میان نامزدان حزب دموکرات نیز آقای بایدن بار دیگر پیشنهاد کرد نیروهای امریکایی از افغانستان خارج شوند و در عوض پاکستان پایگاهی برای این سربازان در اختیار امریکا بگذارد تا واشنگتن بتواند به «جلوگیری از حملات تروریستی از افغانستان به امریکا» ادامه بدهد.

    بی بی سی