دسته: برگزیده ها

  • شرح حال روحیه بالای یک سرباز ارتش/ طالبان صلح کنند تا آخرین نفس برای دفاع از مردم می جنگم

    شرح حال روحیه بالای یک سرباز ارتش/ طالبان صلح کنند تا آخرین نفس برای دفاع از مردم می جنگم

    ۱۷ سال تمام را در بیش از ۲۰ ولایت کشور در برابر طالبان رزمیده و میدان‌دار نبردهای خونین در برابر این گروه و تروریستان بین‌المللی بوده است.

    محمد حسن سالارزی نام دارد و باشندۀ اصلی ولایت کنر است. او اکنون در لوای دوم قول اردوی ۲۱۷ پامیر در ولایت بدخشان آمریت آموزش و پرورش این لوای نظامی را برعهده دارد و همه‌روزه با پلان منظمی که در اختیار دارد، افزون بر آموزش تکتیک‌های رزمی، ارزش‌های قانونی و حقوق بشری، مصروف انتقال آموزه‌های دینی به سربازان ارتش در لوای دوم ارتش در بدخشان می‌باشد.

    این ارتشی می‌گوید که به هدف تحکیم پایه‌های نظام جمهوری اسلامی، تأمین امنیت برای شهروندان، مبارزه با هراس‌افگنی، دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی پا به میدان مبارزه و پیکار نهاده و به صفوف نیروهای ارتش ملی پیوسته تا آرمان‌‎های دیرینه‌اش را در این میدان تحقق بخشد.

    سالارزی از میدان‌های نبرد در برابر طالبان خاطره‌های تلخی دارد. از دست دادن نزدیک‌ترین دوستان و عزیزانش که پیش چشمانش در پی انداخت هاوان طالبان جان داده‌اند را فراموش نمی‌تواند. این نظامی می‌گوید که پس از دیدن این همه خون‌ریزی‌ها تصمیم گرفته تا برای گرفتن انتقام خون همرزمانش صفوف ارتش را ترک نکند و پیوسته در برابر طالبان بجنگد.

    به گفتۀ او، هنگامی‌ که جنگ‌جویان گروه طالبان راه خان‌آباد را در ولایت کندز به روی مردم بستند، آنان جهت بازگشایی مسیر راه به محل آمدند و طی نشستی برای بازگشایی این مسیر برنامه‌ریزی می‌کردند که ناگهان هاوان طالبان به محل جلسۀ آنان اصابت کرد. سالارزی می‌افزاید که در نتیجۀ برخورد این هاوان چهار تن از هم‌سنگرانش کشته شدند و چهارده تن دیگری زخم برداشتند.

    این تنها نمونه‌یی از ده‌ها موردی است که آقای سالارزی در درازای این ۱۷ سال گواه آن بوده و طی آن همرزمانش که برای دفاع از تمامیت ارضی و نوامیس ملی در سنگرهای داغ نبرد در برابر طالبان پَر پَر شده‌اند.

    این ارتشی اما تأکید می‌کند که طولانی شدن جنگ افغانستان و فراهم شدن فصل تازۀ گفت‌وگوهای صلح این فرصت را فراهم آورده تا آنان با گذشته پشت کنند و برای دست‌یابی مردم افغانستان به صلح، خون هم‌سنگران‌شان را ببخشند. این نظامی کارکشته اما می‌افزاید که به هیچ عنوانی حاضر به معامله با آرمان‌های گذشته‌گان ارتش ملی که همانا حفظ استقلال، تمامیت ارضی، آسایش و امنیت مردم است، نمی‌باشد.

    به سخن او، حفظ ارزش‌های ملی و اسلامی، تحقق ارزش‌های حقوق بشری، آزادی بیان، استقلال افغانستان و دفاع از تمامیت ارضی عمده‌ترین آرمان‌ نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان است که به هیچ عنوانی او و هم‌سنگرانش در برابر این ارزش‌ها فروگذاشت نمی‌کنند.

    محمد حسن سالارزی می‌گوید، اگر طالبان از فرصت پیش آمده برای صلح استفاده نکنند و به صدای عمومی مردم افغانستان، جامعۀ جهانی، کشورهای اسلامی و دستورهای دین اسلام جهت پایان جنگ و خشونت تمکین نکنند، آنان با همۀ توان برای سرکوب این گروه جهت نجات شهروندان کشور از خشونت‌های خونین استفاده خواهند کرد.

     آقای سالارزی خاطرنشان می‌سازد که طالبان در شرایط کنونی که فرصت مناسبی برای گفت‌وگو های صلح فراهم شده است باید ثابت بسازند که برای پایان جنگ، خشونت و نجات مردم افغانستان از بدبختی «صلح» را انتخاب می‌کنند و یا به نفع استخبارات کشورهای بدبین نسبت به افغانستان آتش جنگ را شعله‌ور می‌سازند.

    به سخن این نظامی، از آغاز گفت‌وگوهای صلح تاکنون طالبان نشان داده‌اند که به هیچ چیزی کم‌تر از جنگ و خشونت تمکین نمی‌کنند و تلاش دارند که پیروزی‌شان را از مجرای جنگ به دست بیاورند. این منسوب ارتش ملی تأکید می‌کند که آنان در برابر این محاسبۀ طالبان برای تشدید جنگ آماده‌گی کامل دارند و اجازه نمی‌دهند که افغانستان بار دیگری به پناهگاه تروریسم بین‌المللی تبدیل شود و این کشور توسط طالبان در کام منافع استخبارات بیرونی فرو برود.

    به سخن سالارزی، اگر طالبان به دور از واقعیت‌های عینی جامعۀ افغانستان و اصرار بر انحصارگرایی‌شان به جنگ و خون‌ریزی ادامه دهند، او آن چنانی که ۱۷ سال تمام را در برابر این گروه رزمیده است، بقیه عمرش را نیز برای تأمین امنیت و ثبات شهروندان کشور در برابر این گروه می‌رزمد تا مردم افغانستان بتوانند به صلح پایدار و ثبات دایمی دسترسی پیدا کنند.

    سمیع الله سیحون

  • علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ!  قسمت ۷

    علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ! قسمت ۷

    علی در آیینهٔ شعر و ادبیات

    چکاوک:

    علی هو فی الدار من الرجس بریه …

    هو فی صلح امین، هو فی الحرب جریه

    جورجیا گفت عدالت به علی مدیون است

    و خداوند و رسولش که: علی خیر بریه!

    تمام اشعاری که در زبان فارسی، عربی، ترکی، اردو و … در فضایل، مناقب، توصیف و عشق به علی علیه السلام سروده شده است، اگر در دایرهٓ المعارفی گردآوری شود، بدون شک به بیش از صد مجلد خواهد رسید و اگر نثر ادبی و داستان هم به آن اضافه شود صدها جلد خواهد شد.

    صدها جلد کتاب شعر و نثر ادبی در طول تاریخ در وصف هیچ کسی حتی در وصف حضرت محمد(ص) و مسیح(ع) هم سروده نشده است که در مورد علی(ع) نگاشته شده است. این سخن یعنی اینکه: علی ممتاز ترین و ماندگارتربن چهره در تاریخ بشر است!

    حقیر چند نمونه شعر را به طور سلیقه ای در زبان فارسی برای شما انتخاب نمودم تا مشتی نمونهٔ خروار و قطره ای نمونهٔ اقیانوس باشد:

    مشهورترین شعر فارسی در وصف علی(ع) مربوط به شهریار آن شاعر علوی است که شعرش را همگان خوانده ایم و با آن آشنا هستیم:

    … همای رحمت

    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

    که به ماسوا فکندی همه سایهٔ هما را

    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

    به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

    چو علی گرفته باشد سر چشمهٔ بقا را

    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

    برو ای گدای مسکین در خانهٔ علی زن

    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

    به‌جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

    چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

    به‌جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

    که علم کند به عالم شهدای کربلا را

    چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

    چو علی که می‌تواند که به‌سر برد وفا را

    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

    متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

    به دو چشم خون‌فشانم هله ای نسیم رحمت

    که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

    به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

    چه پیام‌ها سپردم همه سوز دل صبا را

    چو تویی قضای‌گردان به دعای مستمندان

    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

    چه زنم چو نای هردم، ز نوای شوق او دم

    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

    «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

    به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»

    ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

    غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

    … علی بود

    تا صورت پیوند جهان بود، علی بود

    تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود

    سلطان سخا و کرم و جود، علی بود

    هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاس

    هم صالح پیغمبر و داود، علی بود

    هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم ایوب

    هم یوسف و هم یونس و هم هود، علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم زعلی شد

    آدم چو یکی قبله و سجود علی بود

    هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن

    هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود

    آن لَحمُک لحمی بشنو تا که بدانی

    آن یار که او نفس نبی بود، علی بود…

    (مولانا جلال الدین مولوی)

    … بندهٔ اهل بیت

    چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی

    خداوند امر و خداوند نهی

    که من شهر علمم، علیم در است

    درست این سخن گفت پیغمبر است

    اگر خلد خواهی به دیگر سرای

    به نزد نبی و وصی گیر جای

    منم بنده اهل بیت نبی

    ستانیده خاک پاک وصی

    گرت زاین بد آید گناه من است

    چنین دان و این راه، راه من است

    بر این زادم و هم بر این بگذرم

    یقین دان که خاک پی حیدرم

    (ابوالقاسم فردوسی)

    … شیر مردان

    مسلم اول شه مردان علی ست

    عشق را سرمایه ایمان علی ست

    از ولای دودمانش زنده ام

    در جهان مثل گهر تابنده ام

    از رخ او فال، پیغمبر گرفت

    ملت حق از شکوهش پر گرفت

    مرسل حق کرد نامش بو تراب

    حق یدالله خواند در ام الکتاب

    هر که دانای رموز زندگی است

    سر اسماء علی دانه که چیست

    شیر حق این خاک را تسخیر کرد

    این گل تاریک را اکسیر کرد

    هر که در آفاق گردد بوتراب

    باز گرداند ز مغرب آفتاب

    ذات او؛ دروازه شهر علوم

    زیر فرمانش حجاز و چین و روم

    (اقبال لاهور)

    … شاه ولایت

    شیر خدا، شاه ولایت علی

    صیقلی شرک خفی و جلی

    روز احد، چون صف هیجا گرفت

    تیر مخالف به تنش جا گرفت

    روی عبادت، سوی محراب کرد

    پشت بدرد سر اصحاب کرد

    خنجر الماس، بدو آختند

    چاک به تن، چون گلشن انداختند

    غرقه به خون، غنچه زنگار گون

    آمد از آن گلبن احسان برون

    گل گل خونش، به مصلا چکید

    گشت چو فارغ زنماز آن بدید

    صورت حالش چو نمودند باز

    گفت که سوگند به دانای راز

    کز الم تیغ ندارم خبر

    گرچه زمن نیست، خبر دارتر

    (عبدالرحمن جامی)

    … شمع جهان افروز

    خرم دلی که مجمع سودای حیدرست

    فرخ سری که خاک کف پای حیدرست

    جایی که جبرییل، بدانجا نمی رسد

    برتر هزار مرتبه زآن، جای حیدرست

    در دعوت ملایکه، بر خوان آرزو

    هر نعمتی که هست، به آلای حیدرست

    درّ خطیر معرفت و سر کاینات

    یک قطره حقیر ز دریای حیدرست

    علمی که هست عالم افلاک را زبر

    عکسی ز نور خاطر دانای حیدرست

    کس حال کاینات به علم الیقین ندید

    ور دید، کار دیده بینای حیدرست

    عقل ار چه در ممالک هستی، سرآمدست

    دیوانه وار، واله و شیدای حیدرست

    (ابن یمین فریومدی)

    … فهرست افتخار

    اسلام شد مشید و دین گشت استوار

    از بازوی یدالله و از ضرب ذوالفقار

    آن رحمت خدای، که از لطف عام اوست

    شیطان هنوز با همه عصیان امیدوار

    آن اولین نظر که ز رحمت نمود حق

    وآن آخرین طلب که زحق کرد روزگار

    ای برترین عطیه ایزد که امر تو

    بر رد و منع حکم قضا دارد اقتدار

    از کن غرض تو بودی و پیش از خطاب حق

    بودی نهفته در تتق نور کردگار

    نابوده را خطاب به بودن نکرد حق

    وین نغز نکته، گوش خرد راست گوشوار

    (حکیم قاآنی)

    … خضر راه

    در قیامت کافرینش خیمه بر محشر زنند

    سکه دولت به نام آل پیغمبر زنند

    تشنگان وادی ایمان، چو در کوثر رسند

    از شعف دست طلب، در دامن حیدر زنند

    شهسواران در رکاب راکب دلدل روند

    خاکیان لاف از هوای صاحب قنبر زنند

    هر که او چون حلقه نبود بر در حیدر مقیم

    رهروان راه دین، چون حلقه اش بر در زنند

    مؤمنان حیدری را می رسد کز بهر دین

    حلقه ناموس حیدر، بر در خیبر زنند

    ره به منزل برد هر کو مذهب حیدر گرفت

    آب حیوان یافت، آنکو خضر را رهبر گرفت

    (خواجوی کرمانی)

    … شیر خداوند جان

    مدحت کن و بستای کسی را که پیغمبر

    بستود و قضا کرد و بدو داد همه کار

    آن کیست بر این حال که بودست و که باشد

    جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار

    این دین هدا ٕ را به مثل دایره ای دان

    پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار

    علم همه عالم به علی داد پیغمبر

    چون ابر بهاری که دهد آب به گلزار

    (کسایی مروزی)

    … لطف دوست

    اندر خبر بود که نبی شاه حق پرست

    چون سوی عرش، در شب معراج رخت بست

    بر مسند دنی فَتدلّی نهاد پای

    دستی زغیب آمد و بر پشت او نشست

    چون دست حق بدو اثر لطف دوست بود

    از فرط شادمانی مدهوش گشت و مست

    گویند پانهاد بدوشِ نبی علی

    از طاق کعبه خواست چو اصنام را شکست

    جاه و جلال بین که یدالله پا نهاد

    آنجا که حق نهاد به صد احترام دست

    (ایرج میرزا)

    … در ستایش علی(ع)

    نمی دانم که پیک باد صبحی از کجا آمد

    که پیشش سبزه و گل بر زمین سودند پیشانی

    مگر آمد ز درگاه شریف آسمان قدری

    که دارد خاک راهش صد شرف بر تاج سلطانی

    امام انس و جن، شاه ولایت، سرور غالب

    که می زیبد گدای آستانش را سلیمانی

    اگر در بیشه گردون وصیت عدل او باشد

    اسد در هم دراند ثور را چون گاو قربانی

    نسیمی کز حریم روضه اش آید عجب نبود

    اگر بخشد بطفلان نباتی روح حیوانی

    زراح روح بخشی مهر او خصم است بی بهره

    بلی کی بهره ور باشد جماد از روح انسانی

    بسلطانی نشان مهرش ار آباد خواهی دل

    که بی والی چو باشد ملک رو آرد به ویرانی

    اگر یابد خبر از ریزش دست گهربارش

    صدف دیگر ندارد کاسه پیش ابر نیسانی

    (وحشی بافقی)

    ستایش علی(ع)

    شاهد کل الجمال ایزد یکتا علی ست

    پرتو اشراق آن پیدای ناپیدا علی ست

    معنی فرقان فروغ ملک جان فخرجهان

    شاهد ایمان شه امکان مه بطحا علی ست

    سر مطلق والی حق پیشوای ماخلق

    کاشف اسرار قرآن راز ما اوحی علی ست

    بلبل گویای اسرار گلستان وجود

    سر سبحان شاه ایمان ماه او ادنی علی ست

    بر همه خوبان عالم قبله گاه رحمت اوست

    جمله پاکان جهان را سرور و مولی علی ست

    در صف احزاب میر و بر همه امت امام

    نزد خاصان (کان عهدالله مسئولا) علی است

    تکیه گاه وی سریر «هل اتی» در قرب دوست

    زانکه در حب خدا آن فرد بی همتا علی است

    ( مهدی الهی قمشه ای)

    … علی(ع)

    فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی

    از خم دوست جوانم به خم موی علی

    طی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست

    یاد آرم به خرابات چو ابروی علی

    (امام خمینی)

    … علی علیه السلام در شعر چکاوک:

    دریای کرامت همه از آن علی بود

    آیات بشارت همه در شان علی بود

    درکعبه پدید آمد واز گوشه‌ی محراب

    تا دار بقا رفت که رضــوان علی بود

    نی نی به خدا ؛ شیر خدا ، حیدر کرار

    تا آدم و خاتم همه حــیران علی بود

    در جای پیمبر شب هجرت چو بخوابید

    آری به خدا جان نبی جان علـــی بود

    آن صورت نیکو که نیالود به عــــزّی

    پیشانی و رخسار درخشـــان علی بود

    آن فاتح بدر و احد و خیبر و احـــزاب

    سرهای سران گوی بچوگان علی بود

    آن مسلم اول که در علم رسول است

    افــــــواج مَلَک بر در ایوان علی بود

    یک قطره از آن چشمه‌ی فیّاض نگفتیم

    یک شــمه از آن گلشن بیّاض نگفتیم

    درس حیا

    مــرد را باشـــد حیا زیبنده تر

    گــرچه باشد جان او اندر خطر

    داســـتان عورت فرزند عاص

    ثبت تاریخ است دراوراق خاص

    کشف عورت کرد در میدان جنگ

    نابغه زاده ابا مکــــــــــر زرنگ

    معجزه کردی ! بگفتش بو یزید

    این برهنه عورتت جان را خرید

    یک طرف شمشیر تیز ذوالفقار

    یک طرف شیخ برهنه در فرار

    تا نمودی عمرو ، عورت آشکار

    گفت : لاحول ولا… دلدل سوار

    چشم پوشید وگذشت ازجان شیخ

    مانده در صفّین جا تنبان شیخ

    از علی درس حیا آمــــوختیم

    مردی و صدق و صفا آموختیم

    کابل 26 / 6 / 1387

    اسطوره‌ی بدر

    علی ای مظهر ایمان واسع

    علی ای کعبه ی آمال بارع

    علی دروازه ی علم پیامبر

    نماد دادخواهی در جوامع

    علی شمشیرتیز ظلم بشکن

    شهاب ثاقب و برهان قاطع

    علی خیبرگشا، اسطوره‌ی بدر

    سر عمرو به خندق کرد ضایع

    علی بابای مظلومان عــالم

    بسان کارگر اندر مــزارع

    علی قرآن ناطق، پرچـــم عدل

    احد را دست و احمد را مدافع

    علی درخانه ی حق چشم بگشود

    نخسـتین مرگ د ر محراب جامع

    علی فرمانده‌ی حزب خداوند

    به هنگام دعا آنگونه خاشع

    علی در بستر پیغمبر آنشب

    سپر بنمود جان بر یار نافع

    علی با ذوالفقار تیز اسـلام

    رگ طاغوت بریدی بواقـع

    علی آن اولین مرد مسلمان

    امام باالهدی خورشید طالع

    علی اندر غدیر آیم به بیعت

    وصی و جانشین خاص شارع

    علی صوت رسای داد خواهی

    صدای آشنا تا عرش رافع

    علی رویت خدا پاکیزه گفته

    نساییدی به بت رخسار لامع

    علی نهج البلاغت خوانده آیم

    ندای دلنشین در گوش سامع

    علی را کی شناسد هر منافق

    نه طوفان را شود خاشاک مانع

    علی جانم فدای خاک پایت

    چکاوک را به محشرباش شافع

    نفرین! … (بر قاتل علی)

    ای دشمن خدای! پسر ملجم مراد

    بر چهره‌ی سیاه تو نفرین و مرگ باد!

    چون فرق حق نشانه گرفتی بپای عرش؟

    با تیشه‌ی نفاق شکستی ستون داد

    کابل، 15 / 3 / 1393

    علی(ع)

    علیٌ هو فی‌الدار؛ … من الرجس بریه

    هو فی الصلح امینٌ، هو فی‌الحرب جریه

    جورجیا گفت: عدالت به علی مدیون است

    و خداوند و رسولش: … که علی خیر بریه

    سیدعلی موسوی چکاوک

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! تجاوز اسرائیل به لبنان / ادامهٔ مقاومت مسلمانان (قسمت ۱۳)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! تجاوز اسرائیل به لبنان / ادامهٔ مقاومت مسلمانان (قسمت ۱۳)

    عملیات چریکی فلسطینیان – که از لبنان بر ضد اسرائیل شدت یافته و کیان غاصب آنها را به خطر انداخته بود – صهیونیست‌ها، آمریکائیان و فالانژیست‌های مسیحی لبنان را به تدارک توطئه‌ای مشترک علیه فعالیت چریکی آنان واداشت به طوری که در سال ۱۹۸۲ م. ارتش صهیونیستی به فرماندهی شارون جنایت پیشه و با حمایت آمریکا و اروپا، به خاک لبنان تجاوز و بیروت را اشغال کرد. در این تجاوز هزاران چریک و غیرنظامی فلسطینی به قتل رسیدند و رزمندگان فلسطینی مجبور به ترک لبنان شدند.

    رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۷۸ م. با مصر قرارداد صلح امضا کرد. در سال ۱۹۸۷ م. مردم فلسطین در کرانه غربی و نوار غزه، علیه صهیونیست‌ها یکپارچه قیام کردند و نیروهای جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) فعالانه در انتفاضه شرکت جستند و تلفات فراوانی بر صهیونیست‌ها وارد کردند.

    جنبش مقاومت اسلامی (به عربی: حركة المقاومة الإسلامية) با نام اختصاری حماس یک سازمان اسلام‌گرای سیاسی-نظامی فلسطینی است.

    این سازمان در سال ۱۹۸۷ به رهبری عبدالعزیز رنتیسی و شیخ احمد یاسین به عنوان شاخه فلسطینی اخوان‌المسلمین تأسیس شده و هدف خود را «آزادی تمامی خاک فلسطین» اعلام کرده‌است.

    با آنکه رهبران اصلی حماس توسط رژیم صهیونیستی با ترورهای ناجوانمردانه به شهادت رسیدند، اما این گروه هم اکنون نوار غزه را در دست دارد و به مقاومت و انتفاضه علیه اشغالگران ادامه می دهد و با موشک های الاقصی خواب را از چشم سران صهیونیزم ربوده است.

    در سالهای بعد جنبش جهاد اسلامی فلسطین (به عربی: حرکة الجهاد الإسلامی فی فلسطین) بر اساس اندیشه های امام خمینی(ره) تشکیل شد.

    هدف این سازمان از میان بردن اسرائیل از طریق مبارزه مسلحانه و برپایی کشوری به نام فلسطین با حکومت اسلامی است.

    جهاد اسلامی یکی از مشهورترین گروه‌های نظامی فلسطینی است و نام آن در درگیری‌های نظامی اسرائیل و فلسطین بسیار شنیده می‌شود. با این حال یک سازمان نسبتاً کوچک و حاشیه‌ای محسوب می‌شود.

    جهاد اسلامی در طول حیات خود حاضر به مصالحه با اسرائیل نشده به همین علت غربی‌ها آن را یکی از تندروترین گروه‌های فلسطینی محسوب می‌کنند. این سازمان دولت خودگردان فلسطین را نیز به رسمیت نمی‌شناسد و خواهان انحلال آن است.

    موسس جهاد اسلامی دانشجوی فلسطینی به نام فتحی شقاقی بود که توسط اسرائیل ترور و به شهادت رسید.

    زیاد نخاله دبیرکل کنونی این جنبش است که پس از رمضان عبدالله شلح برای تصدی این جایگاه انتخاب شد.

    تشکیلات مهم و اساسی که در سه دههٔ اخیر چراغ مقاومت را روشن نگهداشته است حزب‌الله است.

    حزب الله گروه سیاسی و نظامی شیعه در لبنان است که در سال ۱۹۸۲م با حمایت جمهوری اسلامی ایران تأسیس شد. این حزب، در سال ۱۹۸۵م ایدئولوژی و استراتژی خود مبنی بر مقابله با اسرائیل را اعلام کرد.

    دبیرکل این حزب سید حسن نصرالله است. پیش از او صبحی طفیلی و سید عباس موسوی در این سمت بودند.

    این حزب در ابتدا با عملیات‌های استشهادی و سپس توسط موشک‌های کاتیوشا و جنگ‌های چریکی، به مقابله با اسرائیل پرداخت و موجب خروج اسرائیل از لبنان در سال ۲۰۰۰م شد. در سال ۲۰۰۶م اسرائیل جنگ ۳۳روزه را با هدف نابودی حزب‌الله آغاز کرد؛ اما پس از ۳۳ روز با توافق میان دو طرف پایان یافت. حزب‌الله همچنین در سوریه به مبارزه با نیروهای تکفیری پرداخته است.

    حزب‌الله فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز دارد و رسانه‌های مختلف همچون تلویزیون المنار را تأسیس کرد.

    ایالات متحدهٔ آمریکا در سال ۱۹۹۱ م. با هدف تحمیل صلح در منطقه، کنفرانسی را در مادرید برگزار کند. نتیجه این کنفرانس توافق ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین) با صهیونیست‌ها و امضای موافقت نامه اسلو( ۱۹۹۳ م) بود. ساف، دولت غاصب (اسرائیل) را به رسمیت شناخت تا در مقابل، صهیونیست‌ها نیز این سازمان (ساف) را به رسمیت بشناسند.

    پس از آن، مذاکرات بدون هیچ ثمری آغاز گشت و به موازات آن مقاومت مردم فلسطین ادامه یافت. در سال ۱۹۹۴ م. اردن نیز در منطقه «وادی عربا» موافقت نامه‌ای با رژیم صهیونیستی به امضا رساند.

    ملت فلسطین به مقاومت خود ادامه دادند تا اینکه انتفاضه اقصی در سال ۲۰۰۰ م. شروع شد و صدها کشته و هزاران زخمی بر دشمن صهیونیستی تحمیل کرد.

  • «لحظه خطر و فرصت برای افغانستان» به قلم رئیس جمهور  غنی

    «لحظه خطر و فرصت برای افغانستان» به قلم رئیس جمهور غنی

    لحظه خطر و فرصت برای افغانستان

    تصمیم رییس‌ جمهور جو بایدن مبنی بر خروج ۲۵۰۰ نیروی باقی‌مانده ایالات متحده از افغانستان تا ماه سپتامبر سال جاری، بیانگر یک نقطه عطف برای افغانستان و کشورهای همسایه آن است. حکومت افغانستان به این تصمیم احترام می‌گذارد و آن را به مثابه فرصت و در عین حال خطر برای حکومت، افغان‌ها، طالبان و منطقه می‌داند.

    برای من به عنوان زعیم منتخب جمهوری اسلامی افغانستان، این یک فرصت دیگر برای تأکید بر تعهدم برای صلح و تلاش بیش‌تر برای تحقق آن است. در ماه فبروری سال ۲۰۱۸، پیشنهاد بی‌قید و شرط (گفت‌وگوهای) صلح را به طالبان ارائه کردم و به تعقیب آن در ماه جون همان سال، آتش‌بس سه‌روزه (بین حکومت افغانستان و طالبان) برقرار شد. لویه‌جرگه مشورتی صلح در سال ۲۰۱۹، به حکومت افغانستان مأموریت داد تا با طالبان وارد مذاکره شود و طی دو سال پس از تدویر جرگه مذکور، حکومت من برای ایجاد اجماع ملی بر لزوم دست‌یابی به یک توافق سیاسی که در مطابقت با ارزش‌های قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل باشد، تلاش کرد. حکومت من هم‌چنان آماده است تا گفت‌وگوها را با طالبان ادامه دهد. در صورتی که هدف تأمین صلح در کشور باشد، من حاضر هستم که دوره ریاست‌ جمهوری‌ام را قبل از موعد آن به پایان برسانم.

    برای ملت افغانستان، اعلام خروج نیروهای امریکایی از کشور وارد شدن به یک مرحله دیگر از مشارکت دوامدار ما با ایالات متحده می‌باشد. افغانستان در گذشته نیز خروج باعواقب نیروهای بین‌المللی را تجربه کرده است. در سال ۲۰۱۴ هم‌زمان با آغاز نخستین دوره ریاست‌ جمهوری‌ام، یک‌صد و سی هزار تن از نیروهای امریکایی و کشورهای هم‌پیمان ناتو، افغانستان را ترک کردند که به افغان‌ها امکان بخشید تا رهبری کامل سکتور امنیتی و آن دسته از نهادهایی که با کمک همکاران بین‌المللی ساخته ‌شده بود را به‌ دست گیرند. از آن زمان تاکنون، قوای ملی امنیتی و دفاعی افغانستان از جمهوریت محافظت و حراست نموده‌اند و زمینه برگزاری دو انتخابات ملی را فراهم ساختند. امروز، حکومت و قوای امنیتی ما در وضعیتی به‌ مراتب قوی‌تر و مستحکم‌تر از هفت سال قبل قرار دارند و ما کاملاً آماده هستیم که به خدمت و دفاع از مردم خود بعد از خروج کامل نیروهای امریکایی ادامه دهیم.

    از سوی دیگر، این خروج، فرصتی را برای مردم افغانستان به منظور دست‌یابی به حاکمیت واقعی کشورشان، به میان می‌آورد. در جریان بیست سال گذشته، نیروهای چهل کشور در افغانستان مستقر شده بودند. در آینده‌ نزدیک، همه تصامیم در رابطه با رویکردهای نظامی در قبال طالبان و گروه‌های تروریستی دیگر، از سوی حکومت افغانستان اتخاذ خواهد شد. اکنون، بدون شک، توجیه و بهانه طالبان برای جنگ، یعنی جهاد علیه یک قدرت خارجی، کاربرد نخواهد داشت.

    تصمیم ایالات متحده، طالبان و حامیان این گروه در پاکستان را غافل‌گیر و آنان را وادار به انتخاب کرد. آیا آنان به همکاران بااعتبار مبدل خواهند گشت یا بی‌نظمی و خشونت بیش‌تر به بار خواهند آورد؟ اگر طالبان گزینه دوم – بی‌نظمی و خشونت – را انتخاب کنند، قوای ملی امنیتی و دفاعی افغانستان در مقابل آنان خواهند جنگید. اگر طالبان هم‌چنان از مذاکره خودداری کنند، در حقیقت، صلح در قبرستان را انتخاب خواهند کرد.

    به خاطر جلوگیری از دچار شدن به این سرنوشت، طالبان باید به سوالات بسیار مهم درباره دیدگاه‌شان برای یک افغانستان صلح‌آمیز پاسخ بدهند؛ سوالاتی از این قبیل که آیا طالبان انتخابات را خواهند پذیرفت یا این‌که به حراست از حقوق همه افغان‌ها اعم از دختران، زنان و اقلیت‌ها تعهد خواهند سپرد؟ به نظر می‌رسد که پاسخ طالبان به این سوالات پس از تصمیم‌ اخیرشان مبنی بر عدم اشتراک در یک کنفرانس صلح که قرار بود در استانبول در اخیر ماه اپریل برگزار گردد، منفی است. به نظر می‌رسد که طالبان هم‌چنان تمایل به بدست آوردن قدرت دارند، نه دست‌یابی به صلح. یک توافق سیاسی و ادغام طالبان در جامعه و حکومت افغانستان، تنها مسیری است که فراروی ما قرار دارد. در عین حال، توپ در میدان طالبان است.

    آینده‌ای که افغان‌ها می‌خواهند

    افغان‌ها قطعاً به وحشت دهه نود میلادی برنخواهند گشت. ما نه تنها عاطلانه منتظر صلح اتفاقی نخواهیم بود، بلکه در راستای ایجاد محیط و عرصه لازم برای تحقق صلح گام خواهیم برداشت. خطرات خروج قوای امریکایی به صورت گسترده در رسانه‌ها بازتاب یافته است و تبلیغات منفی ادامه دارد؛ آنچه به ندرت مشاهده می‌شود، بحث‌ جدی در مورد فرصت‌هایی است که در نتیجه خروج نیروهای امریکایی از افغانستان به میان می‌آید.

    همکاران و جوانب ذی‌دخل بین‌المللی و مردم افغانستان خواستار یک افغانستان مستقل، اسلامی، مردم‌سالار، متحد، بی‌طرف و متصل هستند. مردم افغانستان در لویه‌جرگه مشورتی صلح که در ماه آگست ۲۰۲۰ برگزار شد، حمایت قاطع‌شان را از این هدف مطلوب اعلام کردند. جامعه بین‌المللی نیز به صورت قاطع خواست خود را مبنی بر دست‌یابی به این هدف مطلوب در ماه مارچ سال ۲۰۲۰ زمانی که شورای امنیت سازمان ملل متحد قطع‌نامه ۲۵۱۳ را مورد تصویب قرار داد، اعلام کرد که در نتیجه واضح شد که جهان خواستار بازگشت امارت طالبان نیست.

    هرچند وضاحت زیادی وجود ندارد که طالبان چه می‌خواهند. آنان خواهان یک نظام اسلامی هستند، که این نظام در افغانستان وجود دارد. به خاطر موفقیت در راستای رسیدن به یک توافق سیاسی بین حکومت افغانستان و طالبان، این گروه باید هدف مطلوب مورد نظر خود را با جزئیات و به صورت واضح بیان کند.

    مذاکرات مستلزم یک میانجی بااعتبار و بی‌طرف است. با بن‌بستی که تاکنون در گفت‌‎وگوها بین حکومت افغانستان و طالبان در دوحه به وجود آمده است، نیاز به یک میانجی بیش از پیش آشکار و فقدان آن احساس می‌شود. بهترین نهاد به خاطر ایفای این نقش، سازمان ملل متحد خواهد بود.

    نخستین موضوعات مذاکره باید دست‌یابی هدف مطلوب و برقراری یک آتش‌بس همه‌جانبه باشد، تا نه تنها صلح و آرامی را به زنده‌گی روزمره مردم افغانستان بیاورد، بلکه اعتبار و باور را به روند صلح‌سازی برگرداند. از آن‌جایی که اکثراً توافق‌ها روی آتش‌بس در مذاکرات صلح نقض شده، نظارت بین‌المللی از آتش‌بس حایز اهمیت است.

    سپس، طرف‌ها باید روی تشکیل یک اداره انتقالی بحث کنند و در این باره تصمیم بگیرند. هرچند ساختار جمهوریت باید دست‌نخورده باقی بماند، یک اداره صلح باید نظم و تداوم نظام را هم‌زمان با این‌که برای برگزاری انتخابات برنامه‌ریزی صورت می‌گیرد، حفظ کند. دوره اداره انتقالی باید کوتاه باشد و باید هر چه زودتر انتخابات ریاست جمهوری، پارلمانی و محلی برگزار گردد تا از طریق آن رهبری جدید کشور برگزیده شود. من در این انتخابات کاندیدا نخواهم بود و قبل از پایان رسمی دوره ریاست‌ جمهوری قدرت را واگذار خواهم کرد؛ البته در صورتی که هدف این باشد که مأموریت جانشینم، آوردن صلح به کشور باشد.

    این مذاکرات با موضوعات دشواری همراه خواهد بود، از جمله این‌که طالبان چگونه روابط خود را با پاکستان که حمایت لوژستیکی، مالی و جلب و جذب آن‌ها را فراهم می‌کند، خاتمه می‌دهند. این گفت‌وگوها هم‌چنین باید به ارتباطات کنونی طالبان و القاعده بپردازد که در گزارش ۲۰۲۰ سازمان ملل متحد با جزئیات آمده است. بنابراین، بسیار مهم است که حکومت افغانستان و طالبان در مورد رویکردی علیه دولت اسلامی (داعش)، القاعده و گروه‌های تروریستی دیگر توافق کنند و موافقت‌نامه ما شامل چارچوب مبارزه با تروریسم باشد که ضمانت حمایت از سایر کشورهای منطقه و سازمان‌های بین‌المللی را داشته باشد. هم‌چنین، موافقت‌نامه مذکور باید تداوم دیپلماسی منطقه‌ای به سطح بالا را داشته باشد و از شمولیت نماینده ویژه سرمنشی سازمان ملل در آن استقبال شود.

    هنگامی که دولت افغانستان و طالبان به توافق رسیدند، مردم افغانستان باید به طور علنی آن را از طریق بالاترین مراجع اجماع ملی در کشور تأیید کنند: یعنی توسط لویه‌جرگه که عبارت از نشست بزرگ رهبران جامعه زن و مرد از تمام ولایات افغانستان می‌باشد. طالبان طی ۲۰ سال گذشته از شمولیت در جامعه افغانستان محروم بوده‌اند و لویه‌جرگه فرصتی ایده‌آل برای رهبری آن‌ها است تا با تمام اقشار مردم در تماس شوند.

    پس از مذاکرات روی توافق سیاسی، امضا و تأیید آن، کار دشوار که همانا تطبیق موافقت‌نامه است، آغاز می‌شود. این، پروسه اعمار صلح می‌باشد. چون تمایل دایمی شدن ساختار موقت به دایمی وجود دارد، از این‌رو دولت صلح باید انتخابات را در اولویت قرار دهد.

    با این وجود در دوره موقت، رهبری (حکومت) انتقالی باید یک سلسله تصمیم‌گیری‌های دشوار را در مورد حکومت‌داری اتخاذ کند. توسعه اقتصادی، آموزش و خدمات صحی و سایر وظایف اساسی دولت باید بدون اخلال ادامه یابد. هرگونه اخلال پیامدهای فاجعه‌باری برای مردم و اقتصاد افغانستان خواهد داشت. اولویت‌های جدیدی نیز هم‌چون آزادی اسیران جنگی، ادغام اعضای طالبان در تمام سطوح دولت، نظام و اجتماع به وجود خواهد آمد و رسیده‌گی به شکایات کسانی که عزیزان، دارایی و معیشت خود را طی دو دهه از دست داده‌اند ، مطرح خواهد شد.

    حکومت منتخب جدید، وظیفه اساسی حفظ صلح و تطبیق موافقت‌نامه صلح را به دوش خواهد داشت و ممکن است در موافقت‌نامه تعدیلات قانون اساسی نیز مطرح شود. پروسه قانون اساسی واضح است – به جز مشخصه دولت اسلامی و حقوق اساسی شهروندان، سایر موارد در قانون اساسی قابل تعدیل هستند و برای اجرای آن تغییرات مکانیسم‌های واضح در قانون وجود دارد.

    حکومت جدید هم‌چنین با ادغام مجدد مهاجرین (به ویژه مهاجرین افغان در ایران و پاکستان)، اسکان مجدد بی‌جاشده‌گان داخلی و موضوع مصالحه ملی که همیشه نادیده گرفته شده است، روبه‌رو خواهد بود. در عین حال، آتش‌بس انتقالی باید جای خود را با وضعیتی عوض کند که در آن نهادهای دولتی صاحب مشروعیت قانونی استعمال قوه باشد. افغانستان برای کاهش خطر جنگ‌های منطقه‌ای نیاز به بی‌طرفی دایمی خواهد داشت. مجمع عمومی سازمان ملل یا شورای امنیت سازمان ملل مکان ایده‌آل برای ایجاد موقف بی‌طرفی افغانستان خواهد بود.

    مسیر آینده

    دست‌یابی به صلح عادلانه و پایدار حتا در وضعیت ایده‌آل هم‌چنان آسان نخواهد بود و متأسفانه محیطی که ما در آن کار می‌کنیم، محیط ایده‌آل نیست. خطرات زیادی وجود دارد که ممکن است این پروسه را مختل کند و ممکن است افغان‌ها این فرصت برای صلح را یک‌بار دیگر از دست بدهند.

    ذهنیت بی‌باوری و ابهام که با پیش‌بینی‌های ناخوشایند رسانه‌ها تقویت می‌شود، ممکن است بسیاری از افغان‌ها را به ترک کشور سوق دهد و این می‌تواند منجر به تکرار بحران مهاجرت شود که در سال ۲۰۱۵ اتفاق افتید و کشور را از افراد مستعد آن در زمانی که به آنان نیاز داشت، محروم کرد.

    خطر دیگر این است که انقطاع یا بی‌نظمی در انتقال می‌تواند فرماندهی و کنترل را در بخش امنیتی کشور مورد تهدید قرار دهد. باید یک پروسه سیاسی منظم برای انتقال قدرت وجود داشته باشد تا نیروهای امنیتی از رهبری و هدایت به دور باقی نمانند. علاوه بر این، بسیار مهم است که ایالات متحده و ناتو به تعهدات موجود خود برای تأمین بودجه نیروهای دفاعی و امنیتی افغان عمل کنند. این مهم‌ترین سهم جامعه جهانی در انتقال موفقیت‌آمیز برای صلح در افغانستان خواهد بود.

    خطرات سیاسی داخلی هم‌چون این‌که شخصیت‌های سیاسی بر یک روند منظم صلح کنار نیایند، وجود دارد. بنابراین، ما در تلاش هستیم تا اطمینان حاصل کنیم که پروسه صلح همه‌شمول باقی مانده و نه تنها چهره‌های سیاسی داخلی و اقشار مختلف جامعه افغانستان، بلکه بازیگران منطقه‌ای را نیز شامل باشد که می‌توانند به پروسه صلح آسیب برسانند.

    هرچند محاسبه اشتباه طالبان خطر اصلی سد راه صلح است. طالبان تاهنوز به روایت خود که گویا موفق شده‌اند ناتو و ایالات متحده امریکا را شکست بدهند، باور دارند. چون رهبری طالبان بخش‌های نظامی خود را از ادبیات صلح دور نگه داشته‌اند، بزرگ‌ترین خطر این است که طالبان هم‌چنان علاقه جدی به توافق سیاسی نشان ندهند و در عوض ادامه تهاجم نظامی را برگزینند.

    اگر چنین اتفاق بیفتد، دولت افغانستان و نیروهای امنیتی افغان آماده هستند. همان‌طوری که ما برای گفت‌وگوهای صلح با طالبان آماده هستیم، در رویارویی با آن‌ها در میدان جنگ نیز آماده هستیم. طی دو سال گذشته، بیش از ۹۰ درصد عملیات نظامی افغانستان به طور کامل توسط نیروهای امنیتی افغانستان انجام شده است. اگر طالبان خشونت را انتخاب کنند، این به معنای جنگ شدید در فصل‌های بهار و تابستان خواهد بود که در پایان آن طالبان هیچ گزینه خوبی به جز برگشت به میز مذاکره را نخواهند داشت.

    محاسبه نادرست پاکستان می‌تواند فرصت برای صلح را تهدید کند. نشانه‌های مثبت که پاکستان مسیر اتصال منطقه‌ای، صلح و رفاه را انتخاب کند، نظر به سخنرانی‌هایی که نخست‌وزیر عمران خان و جنرال قمر جاوید باجوه، لوی درستیز پاکستان، در کنفرانس امنیتی اسلام‌آباد در ماه مارچ ابراز نموده بودند، وجود دارد. این اظهارات می‌تواند بیانگر چرخش آنان از روش مخرب به روش سازنده در روابط با افغانستان باشد. اکنون فرصت آن رسیده است تا هم‌چون اظهارات عملی گردد.

    هرچند، اگر آن‌ها حمایت از طالبان را انتخاب کنند، به معنای خصومت با ملت افغانستان خواهد بود و از مزایای اقتصادی زیادی که صلح و اتصال منطقه‌ای برای این کشور در پی خواهد داشت، برخوردار نخواهند شد. پاکستان به یک کشور منزوی تبدیل خواهد شد، چون پس از خروج نیروهای امریکایی بدون هیچ نوع امتیاز باقی خواهد ماند. دولت پاکستان برنامه عمل ایالات متحده برای افغانستان و منطقه را اشتباه محاسبه کرده بود؛ اما برای اسلام‌آباد هنوز هم زیاد دیر نشده است تا به عنوان یک شریک در یک پروسه منظم صلح ظاهر گردد.

    در حالی که ما به سمت آب‌های ناشناخته افغانستان حرکت می‌کنیم، من توجه‌ام را برای دست یافتن به بهترین نتیجه ممکن برای این جنگ طولانی‌مدت متمرکز می‌کنم که همانا یک افغانستان مستقل، اسلامی، مردم‌سالار، متحد، بی‌طرف و متصل است. برای رسیدن به این هدف، آماده قربانی و مصالحه هستم. خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، فرصتی است که بتوانیم به این هدف مطلوب نزدیک شویم؛ اما به شرطی که افغان‌ها و همکاران بین‌المللی‌شان به یک مسیر رو به جلو و واضح تعهد بسپارند و در این مسیر باقی بمانند.

  • عبور از میراث سیاسی ترامپ در خاورمیانه/آیا بایدن به دنبال ترتیبات جدید امنیتی در غرب اسیا است؟

    عبور از میراث سیاسی ترامپ در خاورمیانه/آیا بایدن به دنبال ترتیبات جدید امنیتی در غرب اسیا است؟

    در کنار پیشرفت در مذاکرات ایران و قدرت های جهانی در وین و بالا گرفتن احتمال احیای برجام، خبر مذاکرات سری ایران و عربستان در بغداد، بیش از پیش نشان دهنده عبور از آمریکای ترامپ و میراث سیاسی آن در خاورمیانه است. در صورت تایید نهایی این خبر باید گفت اذعان بایدن به شکست فشار حداکثری علیه ایران و قطع حمایتش از عربستان در جنگ یمن، ریاض را به تجدید نظر در سیاست تهاجمی قبلی خود در قبال ایران وادار کرده است.

    در کنار این تحولات نمی توان از یک تحول مهم تر گذشت. صحه نهادن بایدن بر توافق ترامپ و طالبان و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ظرف پنج ماه آینده و دست بالا گرفتن طالبان در آینده این کشور.

    از هر منظر این سومین تحول در مقیاس ژئوپولتیک به سود ایران است و احتمالا مقدمه خروج نهایی نیروهای آمریکایی از عراق هم باشد.

    عقب نشینی آمریکا از افغانستان به منزله اذعان به شکست پروژه های نومحافظه کارانه دهه اول سده جاری و بخصوص دستور کار “رژیم چنج” است.

    با هر نگاهی ایالات متحده در دهه گذشته مانند دوران گرفتاری در ویتنام، گرفتار چرخه دیگری از عقب نشینی شده و تمایل فزاینده ای برای غیرنطامی شدن سیاست خارجی آن بوجود آمده است. این تحول در دوره ترامپ به صورت عروج انزواگرایی و عدول از استثناگرایی معهود خود را نشان داد.

    مجموع رویکردهای سیاست خارجی بایدن در سه ماه گذشته و بویژه موضع گیری آن در قبال پرونده های مهمی چون چین، روسیه و خاورمیانه، حاکی از تمایل به اصلاح واقع گرایی تنگ نظرانه ترامپ به سود قسمی ویلسونیسم واقع گرایانه است. مطابق این دیدگاه سیاست داخلی کشورها از حیث تاثیرگذاری بر سیاست و امنیت بین الملل به عنوان متغیری جدی، مهم تلقی می شود، در پناه آن توجه به سازمان های بین المللی و همکاری های چند جانبه برای نیل به اهداف ایده ئالیستی دوباره مطمح نظر واقع می شود.

    از این زاویه دولت جرج بوش و برنامه جنگ پیشگیرانه و رژیم چنج آن، از نوعی تناظر با رویکرد جراحی در مواجهه با مسائل بین الملل برخوردار بود.

    این رویکرد با شکست در عراق و افغانستان سلب اعتبار شد و سردرگمی و تردید در سوریه، یکی از نخستین پیامدهای آن بود.

    اما نو ویلسونیسم بایدن مشابه پزشکی داخلی است که با حوصله به ارزیابی علائم بالینی، یافته های پاراکلنیکی و شواهد دیگر می پردازد و اولویت آن دارودرمانی و دیگر روش های کمتر تهاجمی است. هرچند در براورد نهایی، جراحی را هم به عنوان گزینه آخر، کنار نمی نهد.

    روشن است که با این ساده سازی ها، نمی توان تمام وجوه و متغیرهای دخیل در سیاست خارجی آمریکا را توضیح داد. اما حداقل می توان گفت که فرصتی مهم برای ایران فراهم شده و رقبای منطقه ای آن نظیر اسرائیل و عربستان قبل از همه آن را فهمیده اند و هریک هم با روش خود به آن پاسخ داده اند.

    دولت جدید آمریکا چاره ای جز اذعان به بازتعریف ترتیبات جدید امنیتی در خاورمیانه و یک رژیم جدید توازن قوا در آن ندارد. کشش سیاست اسرائیلی ترامپ تمام شده و با قدرت گیری چین و روسیه دیگر آمریکا فعال مایشاء نیست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • ساختارِ چاپلوسی در جهانِ سوم

    ساختارِ چاپلوسی در جهانِ سوم

    چاپلوسی در ذاتِ بشر است؟ بررسی جوامعی مانند کرۀ جنوبی، دانمارک، سنگاپور و سوئیس شکی به جای نمی‌گذارد که انسان ها چاپلوسی را می آموزند. شاید چاپلوسی با دروغ، حیله گری، اغراق، ترس و عصبانیت فرقی نداشته باشد زیرا که عموم این ویژگی‌های منفی را انسان‌ها در ساختارهایی که زندگی می‌کنند، می‌آموزند، به آن عادت می‌کنند، در ناخودآگاهشان به طور خودکار وارد می‌نمایند و سپس به نسل‌های بعدی منتقل می‌کنند. از این رو، اگر بخواهیم ساختار چاپلوسی را واکاوی کنیم ضرورتاً باید محیطی را مطالعه کنیم که انسان‌ها در آن پرورش یافته و این عادت را درونی می‌کنند. تعریفِ استاندارد چاپلوسی (Sycophancy)، بزرگ نشان دادن، خاص معرفی کردن و موفق جلوه دادن یک مقام دولتی یا معروف برای کسبِ امتیاز است. هرچند امتیاز می‌تواند شامل موارد مختلفی باشد ولی انتهای چاپلوسی، دسترسی به پول و امکانات مادی است. اگر هدفِ اولیه چاپلوسی را به قدرت رسیدن وسِمَت پیدا کردن تلقی کنیم، خودِ سِمت و مقام نیز به پول، امکانات و تسهیلات منتهی می‌شوند. به نظر می‌رسد چاپلوسی را می‌توان در دو علتِ زیر واکاوی کرد:

    الف: ساختار اقتصادی یک کشور. تقریباً عموم کشورهای جهانِ سوم دارای اقتصاد دولتی هستند. به این معنا که فرصت‌های ثروتمند شدن، سرمایه‌گذاری، دسترسی به امکانات و تضمین معاش در زندگی با نوعی ارتباط با دستگاه دولتی آمیخته است. اگر شهروندی در نروژ، آلمان، ژاپن و کره جنوبی، که کشورهای توسعه یافته قلمداد می‌شوند، بخواهد ثروتمند شده یا از امکانات مالی و تضمین معاش بهره‌مند شود، ضروری است که خود به تاسیس و مدیریت یک بنگاه اقتصادی مبادرت ورزد. دولت و حاکمیت در این کشورها، قانونگذار و مجری قانون و ناظر بر مقررات هستند و ثروت توزیع نمی‌کنند. اما در نیجریه، اردن یا بولیوی، ثروت و امکاناتِ کشور در اختیار دستگاه دولتی است. اقتصادِ دولتی و گسترۀ وسیع امکانات دولتی در ذات خود، چاپلوسی را پرورش می‌دهند.

    اتفاقاً دولت‌های جهان سوم به خوبی متوجه شده اند که آبراهام مازلو سخن دقیقی می‌گوید که اولین و فوری‌ترین نیاز انسان‌ها به پول، اشتغال، مسکن و غذا است. اگر دولتی این نیازهای اولیه را به دست گیرد و کنترل و شدت و ضعف تامین این نیازها در اختیار دستگاه‌های دولتی باشد به راحتی می‌تواند جامعه را تحت قیمومیت خود در آورد. این ساختار اقتصادی به عنوان مثال در کوبا، تفاوت‌های کهکشانی با ژاپن دارد که هزاران کارآفرین فکر می‌کنند، نوآوری می‌کنند و در بنگاه‌های خود، ده‌ها هزار نفر را به موجب مهارت و تخصص استخدام می‌کنند به طوری که 92 درصد مردم ژاپن برای بخش خصوصی کار می‌کنند. این در حالی است که معاش و زندگی اقتصادی 77 درصد مردم کوبا در بخش دولتی است. کرۀ جنوبی هم‌اکنون یکی از رقابتی‌ترین، حرفهای‌ترین و تخصصی‌ترین کشورها در جهان محسوب می‌شود. بی دلیل نیست که 90 درصد مردم آن برای بخش خصوصی کار می‌کنند. در آلمان و آمریکا نیز حدود 87 درصد مردم در استخدامِ بخش خصوصی هستند. البته این تحلیل به آن معنا نیست که در سوئیس، آلمان یا کرۀ جنوبی، چاپلوسی تعطیل است بلکه فرهنگ و رفتارِ مسلط نیست (Mainstream) و درصدِ قابل توجهی از مردم می‌آموزند و در ناخودآگاه آن‌ها ثبت می‌شود که معیشت و امکانات در زندگی، نتیجۀ کار، زحمت و رقابتِ فکری است. سرنوشتِ ملت‌ها با فرهنگ، خُلقیات و اندیشه‌های اکثریت آن‌ها شکل می‌گیرد. در همه کشورها، متقلب، حیله‌گر، فاسد، چاپلوس، دروغگو، قانون شکن، ناجوانمرد و بی پِرنسیپ وجود دارد اما سوال این است که آیا این گروه 80 درصد جامعه است یا 10 درصد جامعه؟ طبعاً با 80 درصد حیله‌گر نمی‌توان جامعه ای سالم بنا کرد.

    ب: فرصت‌های شهرت و کسب اعتبار. اگر فرصت شهرت و اعتباریابی در هنر، علم، نویسندگی، ادبیات و هر نوع فعالیتِ اجتماعی و مدنی با نظارت، امکان‌یابی و منابع مالی انحصاری نهادهای دولتی آمیخته شده باشد خود به خود در ذات خود درجه‌ای از تمجید‌های بی‌پایه، استفاده از واژگان اغراق آمیز و چاپلوسی را به همراه خواهد داشت.

    موقعیتِ ملی و جهانیِ فیلسوف آلمانی یورگن هابرماس، ارتباطی به دولت آلمان ندارد. موقعیت بازیگر سینما آنتونی هاپکینز، ارتباطی به دولت انگلستان یا آمریکا ندارد. موقعیت رمان نویس ژاپنی‌ها روکی موراکامی، ارتباطی به دولت ژاپن ندارد. توماس فریدمن اعتبار روزنامه نگاری خود را از دولت آمریکا اخذ نکرده است. دولت انگلستان در شوکتِ تاریخی آلفرد هیچکاک نقشی ایفا نکرد. اگر در ناخودآگاه جامعۀ هنرمندان، نویسندگان، دانشگاهی‌ها و حرفه‌ای‌های دیگر رسوب کرده باشد که راهِ دستیابی به پول و شهرت از طریق ارتباطات دولتی است، خود به خود توجیه‌های اغراق‌آمیز، موفق خطاب کردن مدیران ناکارآمدِ دولتی، نادیده گرفتن Fact ها، تحریفِ آمار، طرح ارادت‌های غیر واقعی و تایید بی‌پایۀ مدیران دولتی، به فرهنگ عمومی تبدیل می‌شود. افراد می‌آموزند که پله‌های ترقی را با استفاده از واژگان پر طمطراق و تعظیم و قیام در برابر مدیران، می‌توان راحت و بی هزینه طی نمود.

    در کشورهای جهان سوم که نهادِ دولت بر هر نوع ارتقایی تسلط و نظارت دارد، این فرهنگ به تدریج عمومی شده و شهروندان با محافظه کاری و لطیفه گویی از آن عبور می‌کنند. در دستگاه‌ها و وزارت‌خانه‌هایی که منابع مالی قابل توجه و ارزهای خارجی در اختیار دارند، صنعتِ چاپلوسی پیشرفته‌تر شده و غلظتِ فریب و میزانِ تمجید پیچیده تر می‌شوند. متملق مثلاً مدیر را در خواب می‌بیند یا موفقیت‌هایی را به او نسبت می‌دهد که اصلاً وجود خارجی ندارند. بعد از مدتی، متملق و دریافت کنندۀ تملق هر دو در توهم زندگی می‌کنند. این در حالی است که خانم مِرکل با مدیریتی آرام و محاسبه شده‌ای در شرایط بحرانی اعم از سیاسی و اقتصادی اروپا، در معرض چنین تملقاتی قرار نگرفته است. مردم آلمان بر اساس وظایف قانونی، خانم مرکل را ارزیابی می‌کنند و معمولاً در جامعه ای مانند آلمان، متملق طرد می‌شود.

    چند نکته: چاپلوسی محصول ساختارهای ناکارآمد و متمرکز است. به میزانی که در یک جامعه، امکانات، منابع و فرصت‌ها متمرکز و نزد دولت باشند، به همان میزان می‌توان انتظار داشت چاپلوسی در فرهنگ، عمومی گردد. تمرکز در ذات خود، بی عدالتی می‌آورد؛ چه این تمرکز نزد دولت باشد چه تمرکزِ ثروت نزد یک درصدِ جامعه. از این رو برای اندازه گیری پیچیدگی و غلظتِ چاپلوسی، فهمِ ساختارِ اقتصادی یک جامعه، قدمِ اولِ شناخت است. متملق به یک امیدی تملق می‌کند: یا می‌خواهد به سمت و مقام و قدرت برسد یا در نهایت به پول و امکانات و ثروت و منابع ارزی و حقِ ماموریت. در هر دو صورت، چاپلوس می‌خواهد نیازهای خود را برآورد کرده و احیاناً به امکانات و قدرت بیشتر، طمع دارد.

    در عین حال، در کشورهای جهانِ سوم که تمرکز ثروت و قدرت وجود دارد، یک اتفاقِ تعیین کنندۀ دیگری نیز شکل می‌گیرد: ظهورِ یک اکثریتِ ضعیف با اعتماد به نفس بسیار پایین. چاپلوس در عین اینکه طمع دارد و محتاج است از مناعت طبع و شخصیت والا برخوردار نیست. حاضر است به هر رفتاری تن دهد، تا سمت خود را حفظ کند و به رقم‌های بالاتری برسد. چاپلوس آگاهانه دروغ می‌گوید و حیله به کار می‌برد. چاپلوس و دریافت کنندۀ چاپلوسی، هردو محصولِ یک ساختار معیوبِ اقتصادی و فرهنگی هستند. یک نظامِ اقتصادی سالم، شهروندانِ سالم به ارمغان خواهد آورد. اقتصادِ سالم، ثبات سیاسی نیز به همراه می‌آورد. عدالت اجتماعی نیز در سایه اقتصادی سالم به دست می‌آید. مادامی که کشورهای جهان سوم، پارادایم حکمرانی خود را بر تمرکز ثروت، قدرت و رانت بنا کرده باشند نه تنها نمی‌توان در انتظارِ شهروندانِ مدنی نشست، بلکه اهدافی مانند آزادی فکری و دموکراسی نیز رویایی بیش نخواهند بود. کارِ لازم فرهنگی در جهان سوم این است که تملق و فرصت طلبی در فرهنگ عمومی مذموم شناخته شوند. اما کلیدِ تقابل با چاپلوسی، سالم سازی ساختار اقتصادی از یک طرف و اعتباریابی اشخاص از طریق زحماتِ خود آنها از طرف دیگر است.

    داکتر محمود سریع القلم

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! تجاوز سه جانبه انگلیس/فرانسه/ اسرائیل (قسمت 12)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! تجاوز سه جانبه انگلیس/فرانسه/ اسرائیل (قسمت 12)

    در سال ۱۹۵۶ میلادی انگلیس، فرانسه و اسرائیل، در توطئه‌ای مشترک، تجاوز سه جانبه‌ای را علیه مصر تدارک دیدند و صهیونیست‌ها نوار غزه و بخشی از سینا را اشغال کردند. اما بر اثر فشارهای جهانی و عملیات مقاومت، ناگزیر از این مناطق خارج شدند.

    در سال ۱۹۶۳ میلادی سازمان آزادی‌‏بخش فلسطین به رهبری احمد شقیری، شکل گرفت و صاحب سپاهی در نوار غزه شد. همچنین جنبش‌های چریکی نظیر جنبش فتح، جبههٔ خلق و … تشکیل شدند و توانستند عملیات چریکی بسیاری را از خاک سوریه علیه صهیونیست‌ها به مورد اجرا بگذارند و تلفات و ضایعات قابل توجهی به آنان وارد سازند.

    فَتْح با نام کامل جنبش آزادی‌بخش میهنی فلسطین (به عربی: حرکة التحریر الوطنی الفلسطینی) مهمترین سازمان سیاسی و نظامی فلسطینی است که در سال ۱۹۵۹ توسط یاسر عرفات و خلیل الوزیر (ابوجهاد) با هدف آزادی فلسطین از سیطره اسرائیل از طریق مبارزات چریکی بنیان‌گذاری شد.

    جبههٔ خلق با نام کامل جبههٔ مردمی برای آزادی فلسطین(به عربی: الجبهة الشعبیة لتحریر فلسطین – القیادة العامة) سازمان سیاسی و نظامی زیرزمینی فلسطینی است که در سال ۱۹۶۸ توسط احمد جبرئیل با انشعاب از جبهه مردمی برای آزادی فلسطین تأسیس شد.

    اسرائیل در سال ۱۹۶۷ م. با حمایت آمریکا، جنگی را علیه مصر و سوریه به راه انداخت و سینای مصر و ارتفاعات جولان سوریه را- علاوه بر سایر بخش‌های فلسطینی به اشغال خود درآورد. اما ملت فلسطین همچنان به مقاومت خود در برابر اشغالگری صهیونیستی ادامه داد. پس از شکست ۱۹۶۷ م. عملیات نظامی- چریکی فلسطینی، از خاک اردن علیه صهیونیست‌ها گسترش یافت و خطر و تهدیدی بالقوه برای یهودیان غاصب گردید.

    به دنبال این تحولات آمریکا و صهیونیست‌ها، اردن را تحت فشار قرار دادند و این کشور در سپتامبر ۱۹۷۰ م. فعالیت چریکی فلسطینیان را درهم کوبید. کارهای چریکی از این پس، به سوریه و لبنان انتقال یافت.

    در سال ۱۹۷۳ م. سوریه و مصر توافق کردند برای آزادسازی خاک اشغال شده خویش، با صهیونیست‌ها بجنگند و اگر دخالت مستقیم آمریکا در جنگ نبود، شکست کامل صهیونیست‌ها رقم می‌‏خورد.

    در پی این حوادث، مذاکرات آتش‌بس میان مصر و رژیم صهیونیستی زیر نظر آمریکا آغاز و کار به جایی رسید که انور سادات (رئیس جمهور وقت مصر)، در سال ۱۹۸۷ م. به طور یک جانبه و در کمپ دیوید آمریکا، صلحی را با صهیونیست‌ها امضا کرد.

    مصر با امضای این قرارداد، عملًا از گردونه درگیری با دشمن صهیونیستی خارج شد لیکن خداوند سبحان خروج مصر را به واسطه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی‌‏رحمه الله جبران کرد.

    رهبر ایران سفارت اسرائیل را تعطیل و سفارت فلسطین را به جای آن دایر فرمود و اعلام داشت: «اسرائیل غدّه‌ای سرطانی است و باید ریشه کن شود»

    همچنین روز جهانی قدس را اعلام و سپاه قدس را تأسیس کرد. این خط مشی و سیاست حکیمانه و حمایت از مبارزات بحق مردم مسلمان فلسطین، به وسیله جانشین ایشان سیدعلی خامنه ای و مسئولان نظام اسلامی، با همان قوت ادامه دارد.

    داکتر سید علی موسوی چکاوک

  • علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ! (قسمت 6)

    علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ! (قسمت 6)

    در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید

    نازم به حسن مطلع و حسن ختام او

    طبق نقل مورخان و محدثان مشهور، ولادت امام علی علیه السلام در سیزدهم رجب سی سال بعد از عام الفیل در درون خانه کعبه روی داده و جریان آن از این قرار است که:

    یزید بن قعنب گوید: «من و عباس بن عبدالمطلب و گروهی از خاندان عبدالعزی در برابر خانه خدا نشسته بودیم که ناگهان دیدیم فاطمه بنت اسد، مادر امیرمؤمنان (ع) که به آن حضرت حامله بود و نُه ماه از مدت حملش می گذشت و دچار درد زایمان شده بود وارد شد و به درگاه خداوند عرض کرد: پروردگارا! من به تو و پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو فرستاده شده اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم و باور دارم که او این خانه والا را بنا کرده و به حق این فرزندی که در شکم دارم سوگند می دهم که وضع حمل مرا آسان کنی.»

    یزید بن قعنب می گوید: در این هنگام دیدم دیوار پشت کعبه شکافت و فاطمه وارد کعبه شد و از چشمان ما ناپدید گشت و دیوار به هم چسبید. برخاستیم که قفل در خانه کعبه را باز کنیم، قفل باز نشد، دانستیم که این رویداد به فرمان خدا رخ داده است.

    پس از چهار روز که گذشت فاطمه از خانه کعبه بیرون آمد و نوزادش امیرمؤمنان (ع) را روی دست داشت و گفت: من بر زنان گذشته تاریخ برتری یافته ام زیرا آسیه دختر مزاحم، خدا را به صورت پنهانی در جایی عبادت می کرد که عبادت خدا در آنجا جز از روی ناچاری سزاوار نبود، و مریم دختر عمران آن شاخه خشکیده خرما را با دستش تکان داد تا آنکه خرمایی تازه از آن فرو ریخت و خورد. ولی من وارد خانه خدا شدم و از میوه ها و نعمتهای بهشتی خوردم و وقتی خواستم خارج شوم هاتفی به من گفت: فاطمه! او را علی نام بگذار، چرا که او بلند مرتبه است و خداوند علی اعلی می گوید نام او را از نام خودم مشتق ساختم.

    او را به آداب و اخلاق خودم تربیت کردم و از علوم پیچیده خود آگاهش نمودم او کسی است که بت ها را در خانه من می شکند و بر بام خانه ام اذان می گوید و مرا به مجد و بزرگواری یاد می کند. خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و از او فرمان برد و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و فرمانش نبرد.(1)

    این رویداد با اندکی تفاوت در منابع بسیاری ذکر شده است و از شگفتی های این واقعه مهم تاریخی این است که فاطمه بنت اسد نه از در خانه بلکه با شکافته شدن دیوار آن وارد کعبه گردید تا این رویداد عجیب دلیل و برهانی روشن تر بر معجزه باشد و آیندگان نتوانند آن را پدیده ای تصادفی و اتفاقی قلمداد کنند و جالب این است که پس از گذشت قرن ها از آن رویداد مهم و تجدید ساختمان کعبه و تعمیر آن و پر کردن جای شکاف با نقره، هنوز هم اثر شکاف بر دیوار خانه، خود را نمایان می سازد.(2)

    ولادت امام علی (ع) در کتب اهل سنت:

    1. حافظ ابو عبدالله محمد بن عبدالله، معروف به حاکم نیشابوری، که همه بزرگان اهل سنت او را مورد اعتماد و استناد دانسته اند در کتاب بسیار معروفش، «مستدرک صحیحین» می گوید: روایات متواتر است که فاطمه بنت اسد، امیرمؤمنان علی بن ابی طالب ـ کرّم الله وجهه، را در خانه کعبه به دنیا آورده است.(3)

    2.  شاه ولی الله احمد بن عبدالرحیم دهلوی، محدث متعصب اهل سنت، در کتاب «ازاله الخفا» می نویسد: «بی گمان روایات متواتر است در اینکه فاطمه بنت اسد، امیرالمومنین علی بن ابی طالب را در درون کعبه به دنیا آورد، بدون تردید او در روز جمعه سیزدهم رجب، سی سال بعد از عام الفیل، در خانه کعبه به دنیا آمده است، و هرگز پیش از او یا بعد از او کسی در خانه کعبه زاده نشده است.(4)

    3. شهاب الدین ابوالثنا، سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر آلوسی، در شرح بر قصیده عینیه عبدالباقی افندی عمری می نویسد: ولادت امیرمؤمنان کرم الله وجهه در درون کعبه، در سراسر دنیا مشهور است و در کتابهای هر دو فرقه شیعه و سنی روایت شده است و هرگز در مورد غیر ایشان چنین فضیلتی ثابت نشده است.(5)

    4. نورالدین علی بن محمد بن صباغ مکی، از دانشمندان معروف اهل سنت، مشهور به ابن صباغ مالکی در کتاب «الفصول المهمّه» با سلسله سند از ابن مغازلی، از امام سجاد (ع) درباره ولادت امام علی (ع) در درون خانه کعبه نقل کرده است که: پیش از او کسی در بیت الله الحرام متولد نشد و این برتری ویژه اوست از سوی خداوند برای ابراز کرامت و شرافت و شکوهمندی او.[6]

    منابعی از اهل سنت که به طور صریح به شکافته شدن دیوار کعبه اشاره کرده اند:

    1. محمد شریف خان شیروانی در کتاب «چوتهی کتاب» به ولادت امام علی (ع) در درون کعبه و شکافته شدن دیوار کعبه و شنیده شدن صدای هاتف غیبی تصریح کرده است.(7)

    2. مولوی حافظ حکیم ظهیر احمد سهسوانی در کتاب «ظهیر البشر» در احوال و فضائل ائمه می نویسد:

    چون خداوند اراده نمود که شرفی بر شرفهای کعبه بیفزاید، دیوار کعبه را بشکافت و فاطمه بنت اسد را به درون کعبه فرا خواند و فاطمه فرزندش علی را در درون کعبه به دنیا آورد.(8)

    3. علامه حسن بن امان الله مولوی عظیم آبادی هندی، درکتاب تجهیز الجیش، جریان ولادت امام علی (ع) را طبق روایت «بشائر المصطفی» از یزید بن قعنب نقل کرده است.(9)

    4. دکتر محمد شاه قادری، دانشمند و پزشک نامی سرزمین لاهور، در کتاب «مصباح المقربین» تصریح می کند که امیرمؤمنان در درون کعبه متولد شد و تصریح می کند که مادر آن جناب در حال طواف کعبه بود که او را درد زایمان گرفت، دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد به درون کعبه فرا خوانده شد، سپس تأکید می کند که هرگز چنین شرف و فضیلتی به جز امیرمؤمنان برای احدی نصیب و میسر نشده است.(10)

    نتیجه گیری:

    با بررسی متون تاریخی به این نتیجه می رسیم که جریان ولادت امام علی (ع) و شکافته شدن دیوار کعبه در منابع متعددی از اهل سنت به آن اشاره شده است که برای نمونه به شماری از آنها اشاره کردیم.

    پی نوشت ها:

    [1] صابری یزدی، علیرضا، هزار حدیث در فضائل امام علی ـ علیه‎ السلام ـ، ترجمه، محمد رضا انصاری محلاتی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1380، صفحات 32،31، محمد بن فتّال نیشابوری، روضه الواعظین، قم، رضی، 1386ق، ج1، ص 76 و ابی محمد الحسن بن محمد دیلمی، مؤسسه اعلمی بیروت، ص 211 و علی بن عیسی.

    [2] قزوینی، سید محمد کاظم، امام علی ـ علیه السلام ـ،از ولادت تا شهادت، ترجمه: علی کرمی، قم: دلیل، 1379، صفحات 43-41.

    [3] حافظ ابی عبدا… محمد بن عبدا…. نیشابوری، مستدرک الصحیحین، حیدرآباد هندوستان، 1324، ج3، ص 483، و موسوی همدانی، سید محمد باقر، علی ـ علیه‎ السلام ـ در کتب اهل سنت، تهران، واژه آرا، 1380، ص 46

    [4] شاه ولی ا… دهلوی، ازاله الخفا، چاپ هند، ج2، ص 251.

    [5] شهاب الدین ابوالثنا، سید محمود آلوسی، سرح الفریده، در شرح قصیده عینیه عبدالباقی افندی، ص 15 و اردوبادی، محمد علی، مولود کعبه، ترجمه عیسی سلیم پور اهری: قم: رسالت، 1378، ص 81.

    [6] ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ص 14، و اردوبادی، محمد علی، مولود کعبه، ترجمه عیسی سلیم پور اهری، قم: رسالت 1378 ص 132.

    [7] محمد شریف خان شیروانی، چوتهی کتاب، به زبان اردو، ص 123، 1935م، و مولود کعبه ص1.

    [8] مولوی حافظ حکیم ظهیر احمد سهسوانی، «ظهیر البشر» به زبان اردو ص 18 و مولود کعبه ص 218.

    [9] علامه حسن بن امان الله مولوی عظیم آبادی هندی. تجهیز الجیش، چاپ هند، ص 110، و مولود کعبه ص 222.

    [10] دکتر محمد شاه قادری، مصباح المقربین ص 16، چاپ لاهور، مولود کعبه، ص 228.

    پ.ن: تصویر همان قسمتی از دیوار کعبه است که مؤرخان اشاره می کنند به روی فاطمه بنت اسد برای وضع حمل شکافته شده است.

     عکاس: موسوی چکاوک

    سیدعلی موسوی چکاوک

  • علی(ع) ماندگار ترین چهره در تاریخ! ( قسمت ۵)

    علی(ع) ماندگار ترین چهره در تاریخ! ( قسمت ۵)

    امام علیه السلام در بستر شهادت چه می گفت؟

    نفرین بر قاتل علی!

    ای دشمن خدای! پسر ملجم مراد

    بر چهره‌ٔ سیاه تو نفرین و مرگ باد!

    چون فرق حق نشانه گرفتی بپای عرش؟

    با تیشه‌ی نفاق شکستی ستون داد

    (چکاوک)

    خطبه (70)

    امام(ع) در سحرگاه نوزدهم رمضان سال 41 هجری (سحر گاهی که ضربت خورد)، فرمودند:

    همانگونه بنشسته، پیش از سحر

    که چشمان من خواب بردی به بر

    گرامی پیمبر بدیدم به خواب

    بگفتم که از امتت در عذ اب

    چه رنجی کشیدم من از دست شان

    فقط دشمنی کرد با من کسان

    رسولم بفرمود؛ عالی جناب

    به نفرین شان خشم خود باز تاب

    دهد بهترین ها خدایت تو را

    به ایشان مسلط شود زشت ها

    خطبه (149)

    در بستر شهادت

    من اینک وصیت کنم بر شما

    نیارید ماننده ای بر خدا

    محبت نبی را و پس عترتش

    اطاعت نمودن یکی سنتش

    کتاب خدا، شیوه ی احمدی

    بود عروه ی محکم و سرمدی

    علی بود دیشب شما را امام

    کنون عبرتم مر شما را تمام

    و فردا به پهلوی تان نیستم

    بدانید شاید که من کیستم؟

    نامه (23)

    گوشه ای از وصیتنامه ی علی(ع) در لحظه های شهادت، رمضان سال 41 هجری

    بخوانم به پرهیز از شرک تان

    عمل طبق قرآن و دستور آن

    چنان چون چراغان و چون دو ستون

    نگردد مبادا خموش و نگون

    نباشید آنگه سزاوار عار

    همی دین و دنیای تان استوار

    که همراه تان بودمی روزِ چند

    و امروز هم مایه ی علم و پند

    جدا می شوم از شما روز بعد

    بود زندگی تیز پاتر ز رعد

    اگر زنده ماندم مرا اختیار

    که با ابن ملجم نمایم چه کار؟(1)

    وگر مُردمی مرگ نیکو همین

    بود عفو و بخشش یکی بهترین

    مرا رستگاری بود همچو مرگ

    مهیا همی بوده ام ساز و برگ

    چنان عاشقی کاو به دلبر رسد

    و یا تشنه ای کاو به کوثر رسد

    که ایزد مرا بهتر از آن چه هست

    روان سوی دلدارمی شاد و مست

    …………………….

    (1)- عبدالرحمن ابن ملجم مرادی، شقی ترین شخص تاریخ، از خوارج نهروان بود که سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان منادی حق ونماد عدالت و تقوا را در محراب مسجد کوفه هنگام نماز صبح به شهادت رسانید.

    (جز قاتل شقی تو ای حجت خدا

    کافر کسی ندید که شق القمر کند)

    نامه‌ی (47)

    وصیت نامه‌ی امام(ع) پس از ضربت خوردن در مسجد کوفه، در سحر نوزدهم ماه رمضان 40 هجری توسط عبدالرحمن ابن ملجم مرادی از خوارج نهروان که لعنت خداوند بر او و همدستانش باد.

    به فرزند و بر خانمانم بود

    به هر مؤمنی این وصیت شود

    به تقوا سفارش کنم ابتدا

    به پرهیزگاری و ترس از خدا

    به دنیا پرستی میارید روی

    اگر چند آید شما را به کوی

    نه از رفت دنیا گهی غصه ناک

    بگویید حق تا نگردید هلاک

    به اخلاص و اجر از خدا کارتان

    ستمدیده را یار و بر ظالمان

    بخوانم به نظم و به اصلاحِ کار

    شنیدم ز پیغامبر بار بار

    که صلح و سلم بین تان افضل است

    ز سالی عبادت به روزِ الست

    خدارا، خدا را، یتیمان را

    گرسنه نمانید و حق شان ادا

    خدا را، خدا را، به همسایه ها!

    که کردی وصیت رسول خدا

    چنان بر نکویی که پنداشتی

    به ایشان ز میراث بگذاشتی

    خدا را، خدا را، به قرآن وفا

    مبادا کسی پیشتر از شما

    خدارا، خدا را، بدانید هان

    نماز است تهداب آیین تان

    خدا را، خدا را، به حج اهتمام

    چو خالی شدی مهلتی هم تمام

    خدا را، خدا را، جهادی چنان

    به جان و به مال و به فکر و زبان

    وصیت کنم من به پیوست تان

    حذر می دهم من ز بگسست تان

    به معروف خوانید و نهی از بدی

    مبادا که زشتی مسلط شدی

    شب و روز آنگه خدا و دعا

    نیابید اما جواب از خدا

    مبادا پس از من به کشتار و بند

    بگویید مولای مان کشته اند

    که کشتن فقط قاتلم را سزاست

    فقط ضربه ای، مُثله اش نارواست

    چه بشنیده ام از رسول خدا

    حذر مر ز ببریدن دست و پا!

    سید علی موسوی چکاوک

  • آشنایی با بیماری های زنان و چگونگی تداوی آنها/ بخش 2

    آشنایی با بیماری های زنان و چگونگی تداوی آنها/ بخش 2

    معاینه پستان توسط خود زنان

    همانطور که در مطلب هفته گذشته بیان شد، در این بخش قصد داریم چگونگی یک معاینه صحیح پستان را آموزش دهیم.

    معاینه پستان توسط خود فرد BSE (Breast Self-Examination)

    خودآزمایی پستان (BSE) ممکن است برای تعدادی از زنان مفید باشد، اما برای آن دسته از زنانی که در معرض خطر محسوب می شوند (توضیحات در بخش یک) توصیه نمی گردد.

    هدف از این خودآزمایی این است تا مشخص گردد علامت موجود در فرد نشان دهنده اختلال خوش خیم پستان است یا اینکه احتمالا بر روند نئو پلاستیک (بدخیمی) دلالت دارد.

    هر بانویی در طول ماه یک مرتبه باید این خودآزمایی را انجام دهد. در اینجا بانوان به دو دسته تقسیم می گردد. دسته اول بانوانی که در سن قبل از یائسگی هستند و باید هفت الی ده روز پس از شروع خونریزی ماهانه، پستان های خود را معاینه کنند. و دسته دوم بانوانی که در سنین یائسگی به سر می برند؛ این بانوان چون یائسه شده اند، باید یک روز از ماه را برای خود مشخص کنند و هر ماه این خودآزمایی را انجام دهند.

    معاینه پستان شامل دو قسمت می باشد:

    1. مشاهده
    2. لمس

    مشاهده:

    این نوع معاینه در مکانی امن که آیینه بزرگی نیز در آن قرار دارد باید انجام شود.

    بانوی گرامی بدون پوشش بصورت نشسته یا ایستاده در مقابل آیینه قرار بگیرد، بطوریکه بتواند به راحتی هر دو پستان خود را در آیینه مشاهده نماید.

    هنگام مشاهده به هرگونه فرو رفتگی، عدم تقارن هر دو پستان، فرو رفتگی نوک پستان، تغییراتی در رنگ و ظاهر و پوست که با دیگر نواحی پستان تفاوت دارد، باید به دقت توجه کرد.

    دست ها را بالای سر ببرید و پشت سر به یکدیگر قلاب نمایید و یا دست ها را به کمر خود بگیرید، در این حالت به دنبال هر گونه کشیدگی یا برجستگی و یا فرو رفتگی باشید.

    به سمت جلو خم شوید و در آیینه نگاه کنید. هر نوع تغییر غیر عادی از فرو رفتگی، کشیدگی و یا عدم تقارن را بررسی کنید.

    لمس:

    از سه انگشت میانی دست استفاده کنید.

    معاینه پستان سمت راست با سه انگشت دست چپ باید صورت بگیرد و دست راست را به زیر سر یا بالای سر نگه دارید.

    از قسمت بالای تر قوه شروع کنید، و بصورت دایره های کوچک و با فشار خیلی کم ماساژ یا لمس دهید. این کار را به صورت چرخشی دور تا دور پستان انجام دهید تا به نوک آن برسید. دقت نمایید که در حین لمس آیا زبری خاصی احساس می کنید و یا آیا وجود توده سفت تر نسبت به دیگر نواحی پستان و یا درد خاصی را احساس می کنید یا خیر.

    نوک پستان را گرفته کمی فشار دهید. آیا ترشح دارد یا خیر. در صورت وجود ترشح، به رنگ آن، مقدار و نحوه خروج آن دقت کنید.

    با همان سه انگشت ناحیه زیر بغل تان را هم همانگونه که پستان را لمس کرده اید، لمس نمایید. آیا وجود توده، سفتی و یا درد را احساس می کنید.

    همین معاینه را می توانید با دست سمت راست برای پستان سمت چپ انجام دهید.

    خیلی از بانوان در هنگام انجام معاینه پستان احساس نگرانی می کنند. این معاینه در حمام و در حین دوش گرفتن هم قابل انجام است. آب و صابون حساسیت لمس را بیشتر می کند و حریمی که در محیط حمام وجود دارد از نگرانی و استرس بانوی گرامی می کاهد.

    پس از انجام معاینه اگر مورد غیر عادی در لمس و یا مشاهده حس کردید، باید با پزشک زنان و زایمان در میان بگذارید تا توسط پزشک مورد بررسی و معاینه قرار گیرید.

    سعی خواهد شد در بخش بعدی، چند نمونه که بیشتر بین بانوان شایع است را مورد بررسی قرار دهیم و در صورت امکان راه های جلوگیری از بروز آن و تداوی آن را بیان نماییم.

    زهرا احمدزاده کارشناس زنان و زایمان

    آشنایی با بیماری های زنان و چگونگی پیشگیری و تداوی آنها / بخش یک

  • همراه عدالت بودن چه سخت و دشواراست!

    همراه عدالت بودن چه سخت و دشواراست!

    علی جان چشمان ستم کشیدگان تاریخ وچشمان التماس گونه یتیمان و نیزچشمهای غضب آلود مظلوم  وشلاق خوردگان تبعیض رواداشته شدگان ظالمین به همراه مرغابی های منزل دخترت التماس می کنند که امشب مسجد کوفه نیا کسی دیگری را به جای خودبفرست!

    آه بعد از هزار و چهارصد سال در فراقت سوختیم بس است دیگرتحمل درد شلاق ظلم و رنج تبعیض قومی نژادی مذهبی، لسانی، اقتصادی بر ما سخت شده دنیا را ظلم فراگرفته بر مظلومان بدترین ظلم های مدرن روا داشته می شود، عدالت با شما دفن شد، هرکسی دیگری اگر ازعدالت هم حرف بزنند دروغ می گویند اگرچه بعضی ها درباره عدالت سخنرانی زیبایی می کنند اما درعمل از دروغ گویان تاریخ به حساب می آید.

    گفتارها عدالت محورند ولی عملکردها ظالمانه اند

    یا علی جان با تو بودن چقدر سخت است همراهی کردن شما ناممکن می نمایاند! علی جان مولی شیعیانت مثل گله بی چوپان در بیابان ظلمت کده رهاشده  درندگان انسان نما هر روز به این گله رها شده حمله می کنند زنده زنده مثل گوسفند پوست می کنند درمسیر رفت آمد کفتارهای درنده شیعیان را مثل آهو شکار می می کنند بسیار بدتر از کفتار تکه پاره می کنند فقط به جرم شیعه توست و محبت تو را به دل دارند، علی جان! شما هم این وضعیت را پیش بینی کرده بودی، بعد از دنیا رفتن به یکی از سینه چاکهایت به نام سهیل بن حنیف فرمودید: «لوا حبّنی جبلٌ لتحافت: اگرکوهی محبت من علی را در سینه داشته باشد هر آینه تکه تکه می شود، نهج‌البلاغه حکمت 111»

    آری علی جان وقتی برادرت عقیل تحمل همراهی شماراندارد معلوم می شود با شما بودن و با شما ماندن چقدر سخت است.

    علی جان چه می شد اگر کمی بیشتراز سهم عقیل از بیت المال به عقیل می دادی تا پیش معاویه نرود؟! واگر به طلحة و زبیر که از بزذگان بودند سهمی زیادی درجهاد داشتند از بیت المال سهمی بیشتر از حقشان می دادی از شما جدا نمی شد باعایشه جنگ جمل را علیه شما راه نمی انداخت، اگر برای بعضی تبارها و خاندان ها امتیاز بیشتری قائل می شدی قطعا مخالفین تبدیل به دوست قوم فامیل می شد، در عوض شما سالها حکومت می کردید!!

    علی جان عقل ناقص من این طورمی فهمد، اما مولی جان ببخشید اشتباه کردم یادم آمد ازجلمه قصار شما :«لوضربتٌم خیشوم المومنین بسیفی هذاعلی ان یبغضنی ماابغضنی،!! ولوصببت الدنیا بجماتها علی المنافق ان یحبنی مااحبنی»

    اگر با شمشیرم بر بینی موْمن بزنم که دشمن من شود با من دشمنی نخواهد کرد، و اگر تمام دنیا را به منافق بخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد، (نهج‌البلاغه حکمت45)

    عجب! که اینطور! من نمی فهمیدم البته نهج‌البلاغه زیاد خوانده بودم در حوزه مشهد مقدس ما تنها کسانی بودیم که نهج‌البلاغه را مثل کتاب سیوطی پیش استاد سیدموسی صدر درس گرفتیم اما باز هم ازابن ابی الحدید معتزلی خجالت می کشم که ایشان بعضی از خطبه ها و نامه های نهج‌البلاغه را هزار بار خوانده است.

    کاشکی مریض شده بودی امشب مسجدکوفه نمی رفتی! چه آرزوی باطلی؛ دست تقدیر رفته بود این قضیه باید اتفاق می افتاد ما یتیم می شدیم تا شب قدر اعتبار بیشتری می یافت!

    سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! ( قسمت11 ) غصب فلسطین (سال ۱۹۴۸ میلادی)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! ( قسمت11 ) غصب فلسطین (سال ۱۹۴۸ میلادی)

    بریتانیا پس از اطمینان از توان باندهای صهیونیستی در فلسطین و حمایت و پشتیبانی آمریکا و جهان غرب و شوروی از برپایی کشوری برای یهودیان، اعلام داشت که از فلسطین بیرون خواهد رفت و چنین نیز شد.

    ارتش انگلیس در ۱۹۴۸ میلادی پس از واگذاری مراکز و تسلیحات نظامی خود به باندهای صهیونیستی و ابقای برخی از فرماندهان در خدمت اهداف یهودیان، خاک فلسطین را ترک کرد.

    بن گوریون رهبر باندهای صهیونیستی، از این وضعیت سوء استفاده کرد و تأسیس کشور «اسرائیل» در سرزمین‌های اشغالی ۱۹۴۸ میلادی را اعلام نمود.

    داوید بن گوریون (زاده ۱۶ اکتبر ۱۸۸۶ – درگذشته ۱ دسامبر ۱۹۷۳) بنیان‌گذار اصلی و اولین نخست وزیر اسرائیل بود. از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۶۳، او هم‌چنین رهبری برجسته جامعهٔ یهودیان مقیم فلسطین تحت قیمومت انگلستان را بر عهده داشت.

    مدتی بعد آمریکا، دولت صهیونیستی را به رسمیت شناخت و به دنبال آن اتحاد جماهیر شوروی هم چنین کرد. کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری و بعد سازمان ملل متحد، این دولت غاصب را به رسمیت شناختند.

    فلسطینیان این ستم و ناروایی را نپذیرفته، به نبرد با صهیونیست‌ها پرداختند.

    در این نبردها، نیروهایی از ارتش کشورهای مصر، اردن، سوریه، لبنان، عراق و و نیروهای داوطلب اخوان المسلمین شرکت جستند لیکن به دلیل ضعف تدارکاتی و تسلیحاتی و حضور استعماری بریتانیا و فرانسه در اغلب کشورهای منطقه و خیانت برخی از رهبران، منجر به شکست این نیروها و آوارگی صدها هزار فلسطینی گشت.

    به دنبال این جنگ، کرانه باختری، قدس و نوار غزه همچنان در دست فلسطینیان و به دور از اشغالگری صهیونیست‌ها باقی ماند لیکن کرانه باختری‌‏ و قدس تابع اردن و نوار غزه تابع مصر گشت.

    پس از جنگ ۱۹۴۸ م. کشورهای آمریکا، فرانسه و انگلیس دولت غاصب صهیونیستی را به سلاح‌های پیشرفته (هسته‌ای، میکروبی و شیمیایی) مجهز ساختند.

    به رغم ناکامی، فلسطینیان، آنان دست از مقاومت و پایداری برنداشته و گروه‌های چریکی تشکیل دادند. این نیروها حمله به شهرها و شهرک‌های صهیونیستی را در دستور کار خود قرار دادند.

    داکتر سید علی موسوی چکاوک

  • آینده ی لبنان در سایه بی دولتی، اختلافات داخلی و تنش بازیگران خارجی

    آینده ی لبنان در سایه بی دولتی، اختلافات داخلی و تنش بازیگران خارجی

    وضعیت فعلی لبنان به لحاظ سیاسی و اقتصادی شکننده است. تجمعات و بیانیه‌هایی هفته‌های اخیر ازسوی احزاب مسیحی ضد مقاومت، نشان‌دهنده این شکنندگی است. اگرچه توافق نانوشته‌ای میان بازیگران داخلی و خارجی برای کنترل تنش در وضعیتی پیش از جنگ داخلی وجود دارد، اما احزابی که در سال‌های اخیر خود را در موقعیت ضعف می‌بینند به دنبال تحمیل «طائف»ی جدید به شطرنج سیاسی لبنان‌اند.

    علاوه بر شکاف از پیش موجود درباره تشکیل دولت با یا بدون حضور حزب‌الله، اکنون اختلاف میان الحریری و باسیل نیز بر آن افزوده شده است.

    در شرایط فعلی لبنان، آمریکا و عربستان تمایلی به حضور حزب‌الله در قدرت ندارند، فهم فرانسه از واقعیت‌های جامعه لبنان نیز اگرچه متفاوت است، پاریس اما توانایی پایان دادن به وضعیت فعلی ازطریق اجماع میان جناح‌های داخلی لبنانی و جلب حمایت‌های اقتصادی خارجی را ندارد. بنابراین اگرچه با پیروزی بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا امیدهایی برای تغییر شرایط در لبنان ایجاد شده، اما احتمالاً این امیدها تا تحقق واقعیت‌های میدانی فاصله دارد. بهبود شرایط داخلی لبنان فعلا از اولویت بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی خارج شده و به همین دلیل باید به انتظار تحولات آتی برای تغییر شرایط بود.

    اگرچه نحوه کنشگری متقابل الحریری و عون در شرایط آتی لبنان مؤثر است، اما به نظر می‌رسد بهبود وضعیت در این کشور تابع متغیرهای بیشتری است که بخشی از آن‌ها چندان در اراده بازیگران داخلی نیست.

    در واقع تحولات لبنان در سال گذشته متأثر از رویدادها و روندهای داخلی و منطقه‌ای سال‌های اخیر در غرب آسیا بود. در این چارچوب به همان میزان که شکاف داخلی میان جریان‌های سیاسی لبنانی فزاینده به نظر می‌رسید، تنش میان تهران و واشنگتن و تأثیرات ناشی از آن در بیروت نیز اثر گذاشت. انفجار در بندر بیروت، تیر خلاصی به دولت دیاب بود و تقریبا نیمی از سال نیز لبنان در گیرودار رایزنی الحریری با عون قرار داشت. بی‌دولتی، اختلافات داخلی و حتی زد و خوردهای پراکنده میان هواداران جناح‌های سیاسی، مسئله جدیدی در لبنان نیست، آنچه اما شرایط سال های اخیر را برای مردم این کشور دشوار کرده است، افزایش شدید قیمت‌ها، کاهش ارزش لیره برابر دالر و رکود در صنعت گردشگری به عنوان منبع مهم درآمد لبنانی‌ها می باشد. این وضعیت به دلیل ناتوانی دولت در ارائه خدمات عمومی نمی‌تواند تداوم داشته باشد و درصورت عدم سازش جریانات داخلی بر سر یک راه حل مورد حمایت و اجماع بازیگران خارجی، آینده لبنان چندان افق روشنی نخواهد داشت.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ! (قسمت ۳) شاهراه بلاغت؛ دون کلام خالق؛ فوق کلام مخلوق!

    علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ! (قسمت ۳) شاهراه بلاغت؛ دون کلام خالق؛ فوق کلام مخلوق!

    نهج‌البلاغه به معنای «راه شیوایی» یا «راه فصاحت» گزیده‌ای از خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان کوتاه منسوب به علی بن ابی‌طالب است که توسط سید رضی در قرن چهارم ه‍. ق بر اساس ذوق ادبیِ شخصی‌اش از نامه‌ها و خطبه‌های علی فراهم آورده‌است.

    نهج البلاغه شامل ۲۴۱ خطبه(سخنرانی و خطابه)، ۷۹ مکتوب یا نامه و ۴۸۰حکمت یا جملات کوتاه می باشد که بخاطر شیوایی و بلاغت آن حافظان (بویژه شیعیان و ارادتمندان امام) آن را حفظ نموده، تاریخ نویسان در کتب تاریخی شان ثبت نموده، دانشمندان در کتب شان به آن استناد جسته و یا به عنوان سخنان ارزنده و حکمت آمیز توسط حکمای اموی و عباسی در خزانه های شان نگهداری شده بود؛ تا آنکه دانشمند ادیب و شاعر توانا به نام سیدشریف رضی در سال ۴۰۰ هجری آن را در کتابی به نام نهج البلاغه جمع آوری و تدوین نمود و بعد از آن شرح های زیادی بر آن نوشته شد.

    از جمله شاخصه‌های این کتاب، ترجمه‌های متعدد آن است.

    سخنان علی بن ابی‌طالب در این کتاب در سه باب آمده‌است:

    باب اول: خطبه‌ها و اوامر

    باب دوم: نامه‌ها و رسائل و وصایا

    باب سوم: کلمات قصار، حکمت‌آمیز و مواعظ

    ترجمه‌های فراوانی از این کتاب به فارسی در دسترس است که از آن میان می‌توان به ترجمه‌های سید جعفر شهیدی، علی‌نقی فیض‌الاسلام، جواد فاضل، محمدتقی جعفری، سید محمدمهدی جعفری، حسینعلی منتظری، حسین انصاریان، محمد دشتی، مصطفی زمانی، علی‌اصغر فقیهی از نهج‌البلاغه اشاره کرد.

    صدیق صفی‌زاده نهج‌البلاغه را به زبان کردی و گویش سورانی ترجمه و با مشخصات زیر به چاپ رسانده‌است.

    ع‍ل‍ی‌ب‍ن اب‍ی طال‍ب، ڕێی ڕه‌وان ب‍ێژی (ن‍ه‍ج‌ال‍ب‍لاغ‍ه)، ۲ مجلد، گ‍ردآورن‍ده س‍ی‍د رض‍ی، وه‌رگ‍ی‍راوی ص‍دی‍ق ب‍وره‌ک‍ه‌ی‍ی (ص‍ف‍ی زاده)، ب‍ه‌راوردک‍ار ن‍زام س‍ال‍ه‌ح‍ی، س‍ن‍ن‍دج: پ‍رت‍وب‍ی‍ان، ۱۳۸۴.

    ترجمهٔ روسی نهج‌البلاغه: عبدالکریم تاراس چرنینکو

    برای اولین بار، امامقلی باتوانی، نویسنده و مترجم گرجی-ایرانی، که پیشتر، قرآن را نیز به زبان گرجی ترجمه کرده بود، نهج‌البلاغه را به زبان گرجی ترجمه کرد.

    نهج البلاغه به زبان فرانسوی و انگلیسی نیز ترجمه شده‌است.

    در افغانستان ترجمهٔ نهج البلاغه به زبان پشتو نیز ضروری می نماید که تا کنون حقیر به آن بر نخورده ام.

    شروح نهج‌البلاغه:

    علامه امینی در جلد چهارم کتاب الغدیر، ۸۱ شرح نهج‌البلاغه را معرفی کرده‌است.

    معروف‌ترین شروح نهج‌البلاغه شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید معتزلی بغدادی، شرح ابن میثم بحرانی، شرح خوئی و از معاصران، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه اثر شیخ محمدتقی جعفری و شرح نهج‌البلاغه تألیف شیخ محمدتقی شوشتری، را می‌توان نام برد.

    مآخذ و مدارک نهج‌البلاغه:

    نخستین گردآورنده کلمات قصار علی ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ صاحب (بیان و تبیین) درگذشتهٔ ۲۵۵ ه‍.ق می‌باشد. وی صد کلمه از کلمات قصار علی را انتخاب کرده و آن را مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب نامیده‌است.

    تاریخ‌نگاران و حدیث‌دانان دیگری نیز به گردآوری سخنان و اندرزهای علی اقدام کرده‌اند، برای نمونه قاضی محمد بن سلامه معروف به قضاعی درگذشتهٔ ۴۰۵ قمری مجموعه‌ای از سخنان علی را به نام «دستور معالم الحکم و مأثور مکارم الشیم» گردآوری کرده‌است. به زبان فارسی نیز به نام «قانون» چاپ شده‌است.

    بسیاری از خطبه‌ها و نامه‌های نهج‌البلاغه پیش از آن در کتاب «الغارات» تألیف ابواسحاق ثقفی کوفی، از دانشمندان قرن سوم (متوفی ۲۸۳ ه‍.ق) آمده‌است.

    همچنین بخش بزرگی از خطبه‌های توحیدی نهج‌البلاغه در کتاب‌هایی که یک قرن پیش از نهج‌البلاغه تألیف شده، نظیر کتاب الکافی شیخ کلینی و کتاب التوحید شیخ صدوق آمده‌است.

    علی بن حسین مسعودی مورخ بزرگ که تقریباً صد سال پیش از سید رضی می‌زیسته‌است (اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم قمری) در جلد دوم کتاب معروف خود مروج الذهب می‌نویسد: «آنچه مردم از خطابه‌های علی در مقامات و حوادث مختلف حفظ کرده‌اند، بالغ بر چهارصد و هشتاد و اندی می‌شود. علی آن خطابه‌ها را بالبداهه و بدون یادداشت و پیشنویس بیان و انشا می‌کرد و مردم هم الفاظ آن را می‌گرفتند و عملاً نیز از آن بهره‌مند می‌شدند.»

    گواهی دانشمند متتبعی مانند مسعودی می‌رساند که خطابه‌های علی فراوان بوده‌است که سید رضی از این میان در نهج‌البلاغه تنها ۲۳۹ خطبه را نقل کرده، که جنبهٔ ادبی قوی‌تری را به انتخاب و تشخیص او داشته‌است.

    کتاب‌های تحقیقیِ بسیار مفصّلی در مورد اسناد و مدارک نهج‌البلاغه انتشار یافته که از جمله مهم‌ترینِ آن‌ها این سه کتاب را می‌توان نام برد:

    رُوات و محدثین نهج‌البلاغه، تألیف محمد دشتی و همکاران.

    استناد نهج‌البلاغه، تألیف امتیازعلی‌خان عرشی و ترجمهٔ آیت‌الله‌زادهٔ شیرازی.

    مصادر نهج‌البلاغه، تألیف سید عبدالزهرا حسینی است.

    بسیاری از ادیبان بزرگ عرب از جمله عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، قدامة بن جعفر (قرن چهارم)، ابن ابی‌الحدید (قرن ششم) و خلیل بن احمد فراهیدی (قرن هشتم) فصاحت نهج‌البلاغه را ستوده‌اند.

    از جمله، جاحظ در کتاب خود البیان و التبیین —که به گفتهٔ ابن خلدون یکی از ارکان چهارگانهٔ ادب محسوب می‌شود.

    در عصر حاضر نیز دانشمندان بزرگ جهان از مسیحی و مسلمان نهج البلاغه را از حیث ادبی، فلسفی، خداشناسی، منطق، شیوهٔ استدلال و تحقیق و تبیین موضوعات مهم انسانی ستوده اند.

    در قسمت قبلی این نوشتار از جرج جرداق دانشمند مسیحی و دائرهٓ المعارف بزرگ وی به نام ” علی صوت العدالهٓ الانسانیه ” و تقدیر و تمجید دیگر دانشمندان از علی و نهج البلاغه یادآوری کردیم.

    زمانیکه نهج البلاغه به دست شیخ الازهر رسید، از خواندن آن تعجب کرد و تحت تأثیر اعجاز و شیوایی آن گفت: این کتاب دون کلام خالق و فوق کلام مخلوق است!

    اینک فراز دیگری از میثاقنامهٔ علی(ع) به مالک اشتر را خدمت تقدیم می کنم.

    ترا گر گرایش بود سوی عام

    موفق بدر آیی در انتظام

    بران عیب جویان فرصت طلب

    عیوب کسان را میاور به لب

    هویدا مکن رازِ پنهان شان

    چو شد آشکارا مپوشان شان

    چو بر عیبِ پنهان خدا داور است

    ترا نیز شاید بسی عیب هست

    گشاینده‌ی کینه ها باش بیش

    گسستنده‌ی دشمنی های پیش

    میانه‌روی رکن حق باوریست

    که خیرالامورت میانه رویست

    فراگیر کن داد خود بر عوام

    که پشت و پناه تو باشد مدام

    به اخبار گوینده تحقیق کن

    مسلّم اگر بود تصدیق کن

    سخن‌چین بد بخت اندرز گوست

    چنان خاینی خفته در کوی دوست

    بپرهیز از مشورت با بخیل

    که از نیکویی باز دارد خلیل

    بترساند از تنگدستی عمیق

    حسودیش آید ز کار رفیق

    نه شورا کنی با حریص و جبون

    نخستش دگرگون کند امر چون

    اخیرش کند ست رأی ترا

    کشاند به ناکامی سعی ترا

    همانا بخیلی و حرص و جبن

    به پروردگار بری سوءظن

    وزیران بدکارِ پیشین را

    مبادا کنی محرم رازها

    که بودند ایشان معین ستم

    شریکانِ ظالم، دبیرانِ غم

    گزین جانشینان نیکو سیر

    به فرزانگی هم پسندیده تر

    کسانی که بگذشته شان پاک است

    نه همکار ظالم نه یاران پست

    سبکبار و کم خرچ و والاتر است

    به بیگانه هم الفتش کمتر است

    کسانی چنین راز دارت گزین

    وزیر و دبیر و قرارت گزین

    پس آنانکه مردان صدق و صفاست

    و رفتار شان با همه رک و راست

    بپرور چنان زیر دستان خویش

    که نستایدت چون سلاطین پیش

    ستایش کند بنده را خودپسند

    به دام تکبر کند پای بند

    بد و خوب را یک شمردن خطاست

    چو یک شد نه رغبت بیاید به راست

    نکوکار میلش نیاید به نیک

    فزون می‌شود حرص اشرار لیک

    تو هر یک به کردار شان مزد نِه

    مجازات شان کن، مکافات دِه

    به احسان توان عالمی را خرید

    چه خوبست با خلق احسان کنید

    مبادا که سنگینی نمایی خراج

    مبادات اجبارکاری و باج

    رعیت چو شیدای سلطان شود

    به سرتا دَمِ پای ایشان دود

    چو بادست دادی به دامن بگیر

    به یک خوشه‌ی مهر، خرمن بگیر

    عمل کن به آداب نیکان پیش

    به اسلام پیوند زن جان خویش

    نظامست باقی به دانشوران

    حکیمان بود خلق را پاسبان

    به یاریّ شان ملک آبادکن

    ز اندرز شان جان و دل شاد کن

    بدان شهروندان خود گونه‌گون

    برابر، نه کم، نی زیاد و فزون

    یکی قاضی و دیگری پیشه ور

    سپاهی یک و دیگری برزگر

    دبیران و بازارَگان، پاسبان

    گدایان، فقیران و سرکردگان

    یکی مالیاتی، یکی کارمند

    یکی اهل ذمه، یکی مستمند

    که از یکدگر نیستند بی‌نیاز

    به اصلاح همدیگرند کارساز

    ز ایشان گروهی ولی عمده است

    که کشور به لشکر همی زنده است

    به ارتش بود مملکت استوار

    وزان مرز و بومت بود پایدار

    دو دیگر وزیران اندیشمند

    مدیران نیکو، دبیران چند

    که ایشان بود گوش و چشمِ نظام

    سر و صورت و دست و پای و مشام

    سدیگر که دهقان و بازاری اند

    هنرمند و صنعتگر و کاری اند

    به بازوی شان چرخش زندگیست

    به رخسار شان عشق و بالندگیست

    زنم بوسه بر کلک نقاش شان

    فرینندگانند و سازندگان

    پس از آن بود توده‌ی رعیت

    یکی رمز و اسرار مشروعیت

    نگهبان ملک و نگهبان دین

    پناهگاه دولت، عمود زمین

    در آخر بود مردم مستمند

    چو بار گرانی به دوش سمند

    که ایشان سزاوار یاری بود

    نه شایسته‌ی درد و خواری بود

    حقوق یکایک مراعات کن

    تلاش دو چندان به کرّات کن

    گزین خیرخواهی به فرماندهی

    رؤوف و شکیبا و پاک و مهی

    صمیم خدا و رسول و امام

    دلیر و قوی در قعود و قیام

    که بر ناتوان رحمتی آورد

    به گردنکشان قدرتی آورد

    چو زیشان گزیدی ندیمان خویش

    دلاور گزین و سلحشور بیش

    که با شخصیت باشد و ریشه دار

    درخشان سوابق، نجیب و عیار

    پس اندیشه درکارشان چون پدر

    که اندیشه سازد به کارِ پسر

    به مردم برس گرچه اندک بود

    ترحم بکن گرچه آنک بود

    که نیکیِ تو خیر خواه شان کند

    بزرگی تو سر براه شان کند

    عدالت بکن نور چشمان خویش

    که مهر و مودت بیارد به پیش

    محبت به جز پاکی قلب نیست

    سزاوار آن جز رعایات کیست؟

    چو از شوق دور تو گرد آمدند

    بدانی که مهر تو را باورند

    یکی بار سنگین به دوشی نمان

    کزان پشت او کج شود چون کمان

    چنان باش تا عهد فرماندار

    نباشد به مردم همی ناگوار

    بر آورده کن احتیاجِ سپاه

    مدیران گرامی و خویشان پناه

    یکی یاد از امر خلاق کن

    بر انگیز و تحریک و برّاق کن

    که تحریک ترسو به بزم آورد

    شجاعان به میدان رزم آورد

    نه پاداش این را به آن واگذار

    نه کاری زکس کوچک و کم شمار

    به کردار بنگر نه نام و نشان

    به اخلاص بنگر نه فرّ و چمان

    منه برگمان و خیال اعتبار

    به پیغمبر وایزدش واگذار

    جوابش به «والله اعلم» بده

    مقوّل اشارت به اثلم بده(2)

    بفرمود ایزد به ام الکتاب

    که ای اهل ایمان و روز حساب

    اطاعت کنید از خدا و رسول

    ولی‌امر معصوم و نسل بتول

    اگر رأی تان را نزاعی پدید

    رجوع بر خدا و رسولش دهید

    کزان دو یکی وحی لامع بود

    دگر سنت پاک و جامع بود

    برای قضاوت گزین بهترین

    که باشد به علم و به حکمت قرین

    ز ارجاع مردم نگردد عبوس

    نه در خانه اش خفته چون نوعروس

    ز دعوای شاکی نه اندر ستوه

    شکیبا و محکم همانند کوه

    نه میلی به مال و نه حکمی به ظن

    نه محکم به باطل نه سستی چو زن

    تملق نسازد ورا منحرف

    ستایش نسازد ورا منصرف

    بدانی که کمتر بیابی چنان

    ولیکن بیاندیش و بگزین همان

    بر آورده کن پس نیاز ورا

    که فتواش باشد ز روی صفا

    گرامیش داری چو لا ینقطع

    همی بسته سازی فساد و طمع

    نخست از مدیرانت آغاز کن

    پس از آزمون کارشان ساز کن

    به تقوا و پاکیزگی شان نگر

    به پیشینه‌ی زندگی شان نگر

    ز اهل حیا و تجارب گزین

    قدیمش به اسلام و دین مبین

    که آنان به اخلاق آراسته

    گرامی و محفوظ و پیراسته

    سپس کارشان را نما بررسی

    نهانی مدیران بکن وارسی

    که اینت امانت دهی آورد

    به مردم همی مهربانی بود

    مراقب به اعوانِ نزدیک باش

    که گاهی خیانت کند این قماش

    چو سر زد کجی و گذارش‌گران

    نمودند تایید اخبار شان

    به کیفر کجی هایشان راست کن

    به خواری همی شیر شان ماست کن

    هر آنچه ز اموال دارد بگیر

    به هر مسندی بود، آرش به زیر

    به دقت بکن وارسی مالیات

    که بهبودی اش مملکت را ثبات

    چو اصلاح نگردد امور خراج

    نگردد یکی دردِ کشور علاج

    زراعت شگوفا کند سرزمین

    بود ثروت و مایه‌ی واپسین

    به کوشش همی ملک آباد کن

    عمارت کن و خلق دلشاد کن

    به اعمار سرچشمه و نهر کوش

    کشاورزی تشویق و حاصل بجوش

    مبادا که دهقان شود تنگدست

    که او پیکر میهن و ملک است

    بیاندیش آنگه به کارِ دبیر

    که باشد امین کاردان و بهیر

    اگر نامه ای حاوی راز هاست

    که گویا عَلَم کردنش نارواست

    سپارش به صالح ترین منشیان

    که کلکش امین و نگارش روان

    نه غافل شود از مصادیق عهد

    نه گسلد به ناچیز پیمان و عقد

    نه جاهل، نه سست و فراموشکار

    نه شخصی که نشناسدش قدرِ کار

    اگر قدر خود را نداند کسی

    چه فهمد مگر قدر دیگرکسی

    بکن آزمایش سپس انتخاب

    به صدق و امانت بکن انتصاب

    مبادا فریبت دهد زیرکی

    به خوش خدمتی های خود پیرکی

    چو خواهی نگردد پراکنده کار

    به هر یک کسی ویژه‌ی آن گمار

    که چیره نگردد بر او کار سخت

    ز روی تخصص نه از روی بخت!

    سپس در پی کار تجار باش

    مراقب به اوضاعِ بازار باش

    فرا خوان به انصاف شان بیشتر

    توجه به صنعتگر و پیشه ور

    که تولید بنیاد سازندگیست

    یکی پایه‌ی محکم زندگیست

    به کشور نشانی ز آرامش است

    به ملت امیدست و آسایش است

    نه بازاریان را شرارت بود

    نه اهل جفا و بغاوت بود

    ولی در تجارت دو سه رخنه ای

    که می خیزد از هر یکی فتنه ای

    یکی کم فروشی، یکی احتکار

    گرانیِ کالا و بازارِ عار

    چه هشدار داده رسول خدا

    ز رشوت، هم از احتکار و ربا

    هم ایشان بود ریشه های فساد

    نگون کن همه خاک شانرا به باد

    درآخر گروهی که درمانده اند

    زمین گیر و محروم افتاده اند

    فقیر اند ومسکین و بیچاره گان

    یتیم اند و بیمار و افتادگان

    چو دَینی از ایشان به گردن تراست

    که انجام آن واجب کارهاست

    بپرداز شان سهمی با احترام

    ز سرمایه‌ی دولت و پولِ عام

    خدا را! رعایت حقوق ضعیف

    نه کوچک شمارش نه خوار و خفیف

    یتیمان کم سال و پیرانِ زال

    که اوضاع شان ویژه اندر مقال

    پرستارشان در حقیقت تویی

    که آغوش مهر و عطوفت تویی

    به مردم برس گاه و ناگاه همیش

    بدور از نگهبان و یاران خویش

    که هر کس بگوید کلامش صریح

    چه تلخ و چه شیرین و شور و ملیح

    شنیدم ز پیغامبر بار بار :

    «نگردد یکی ملتی رستگار

    که از زورمندان نگیرد به داد

    حقوق ضعیفان بدون فساد»

    پس اینک یکی شیوه‌ی رهبری

    سخن نیک بشنو سپس داوری

    خود انجام ده برخی از کار خویش

    چو پاسخ به پیکی که آید به پیش

    بر آوردن مشکل شاکیان

    که در رفع آن دیگران ناتوان

    چو هر روز را کار مخصوص است

    میفگن به فردا، چه بالا چه پست

    معین بکن ویژه اوقات خود

    برای خدا در قیام و قعود

    بر آورده سازی اگر خلق را

    همه وقت باشد برای خدا

    چو کاری بود بهر قرب و وصال

    به رغبت رسانش به حّد کمال

    وسط را رعایت بکن در نماز

    نه کوتاهِ کوتاه، نه دور و دراز

    تباهش مکن، نی پراکنده کس

    که حاجتمداران و بیمار بس

    چو ما را فرستاده بودی یمن

    رسول خدا گفته بودی به من:

    « نمازی به حد ضعیفان گذار

    و بر مؤمنان مهربان باش و یار»

    مشو از رعیت فروان نهان

    ز دلتنگی و دانشِ کم، نشان

    که هم بی‌خبر مانی از کار خلق

    وهم لقمه‌ی تلخ آید به حلق

    نمایان شود کار کوچک بزرگ

    و یا اندک آید امور ستُرگ

    شبه شود باطل و حق به هم

    بد و خوب بشماری در یک رقم

    حکمران را خویش و نزدیک است

    که برخی ستمکار و خود خواه و پست

    عدالت همی، بین خوار و شریف

    که خویشی و بیگانگی هم ردیف

    به اطرافیانت مکن واگذار

    زمینی ، تیولی، خراجی، سوار

    که کامش به آنان و ننگش به تو

    وصالش به ارحام و جنگش به تو

    به بیچاره رس، پس مگو کیستی

    مگو از کجا هستی و نیستی

    تحمل بکن گرچه اجرای حق

    بود بار سنگین و آرد عرق

    رعیت اگر بدگمان شد به تو

    و یا اشتباهی عیان شد به تو

    به پوزش بکن اشتباهات دور

    چو جبران کنی بدگمانی به گور

    اگر دشمنت آشتی عرضه کرد

    که خوشنودی خالق و جمع و فرد

    پذیرش که بر لشکر آسایش است

    به خلق امنیت بار و آرامش است

    ولاکن پس از آشتی کن حذر

    ز دشمن که ناگه بسازد خطر

    نه خوشبین و نی آنچنان سختگیر

    در اندیشه باید چو فرزانه پیر

    چو پیمان ببستی وفادار باش

    امین بایدت، لیک بیدار باش

    که پیمان شکن تارِ پیچیده است

    به هر دین و مذهب نکوهیده است

    خیانت مکن از پسِ عهد خویش

    نه دشمن فریب و نه افسانه ریش

    بپرهیز و خونی به ناحق مریز

    بنی آدمی نزد یزدان عزیز

    به دنیا ز قاتل کی بد بخت تر؟

    به عقبی بود کیفرش سخت تر

    نه عذرش پذیرفته پیش خدای

    جزایش قصاص و جهنم سرای

    بپرهیز هم از هوایِ غرور

    به شیطان مده فرصتی با سرور

    تکبر دهد بار نیکان به باد

    مبادات هرگز که آرد عناد

    به منت مکن هیچ، احسان خویش

    به جام هوس کوته جولان خویش

    بفرموده پروردگار سترگ:

    «گران است نزد خدای بزرگ

    که گویید اما نسازید عمل»

    نگون باد هوشی که پوچش امل

    به جِد کوش اما به هنگام آن

    نه بشتاب و نی کاهلی آنچنان

    اگر کشت خام است تندی چرا؟

    پسِ پختن کشت کندی چرا؟

    نه در کار مبهم ستیزنده باش

    نه تنبل به کاری، برازنده باش

    نگهدار عدالت، مخواه امتیاز

    نه غافل که دنیا نشیب و فراز

    به زودی رود پرده ها یک طرف

    نه ثروت به کار آید و نی شرف

    عنان هوا را به ایمان سپار

    نه خشم و تجاوز، نه کبر و شرار

    به امّاره گاهی ، مسلط شوی

    که با ذکر حق سوی ذیحق روی

    بپادار ای مالک اشتر همیش

    روش های نیکوی مردان پیش

    روش های پیغمبر و عترتش

    کتابِ خداوند و هم سنتش

    به منشور هذا نمودی تمام

    یکی حجت خود امامِ همام

    به خود هم به مالک سعادت طلب

    در آخر به ایشان شهادت طلب

    درود الهی نبی را سزاست

    که پایان انسان بسوی خداست

    و پیوسته بادا تحیت تمام

    به پیغمبر و آل او ، والسلام

    ………………

    (1)  مالک در سرزمین “یمن” در روستای ” بیشه” چشم به جهان گشود. از قبیله‌ی “مذحج” بود که بعدها به “ماک اشتر نخعی” معروف شد. مالک پس از رحلت پیامبر در جنگ با رومیان شرکت کرد و از شام به کمک سعد ابن ابی وقاص آمده در فتح ایران رفت. در حکومت عثمان با فرماندار فاسد او درگیر شد و اول کسی بود که با امام علی(ع) بیعت کرد، مردم کوفه را برای جنگ جمل او آماده ساخت و در همین جنگ بود که لیاقت و شجاعت او شهره‌ شد، در صفین نیز نقش تعین کننده داشت.

    مالک نه تنها در شجاعت که در عبادت، ایمان و تقوا نیز مشهور بود و در سال 38 هجری در روستای “قلزم” بین راه مصر توسط جاسوسان معاویه پسر هند با زهر مسموم و به شهادت رسید.

    (2) “مقوّل” به معنای “پرگو” و “اثلم” به معنای “گوش بریده”، مفهوم مصرع آن است که سخن انسان پرگو و نق نقی را ناشنیده انگار و به آن اثر مده.

    داکتر سید علی موسوی چکاوک

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! به جنگ اقتصاد و فناوری با اسرائیل برویم (قسمت 10)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! به جنگ اقتصاد و فناوری با اسرائیل برویم (قسمت 10)

    در سال ۲۰۱۰ اسرائیل رتبهٔ ۱۷ در میان کشورهای جهان از لحاظ توسعه‌یافتگی اقتصاد را از مؤسسهٔ برجسته و بسیار معتبر IMD کسب نمود.

    در همین سال اقتصاد اسرائیل با دوام‌ترین اقتصاد جهان در برابر بحران‌ها رتبه‌بندی شد و همچنین رتبهٔ اول را در سرمایه‌گذاری بر روی مراکز توسعه و تحقیق کسب کرد.

    بانک اسرائیل در سال ۲۰۱۰ رتبهٔ اول را در میان بانک‌های مرکزی برای داشتن عملکرد کارآمد کسب کرد در حالیکه سال ۲۰۰۹ رتبهٔ ۸ا را داشت.

    اسرائیل همچنین به عنوان پیشرو در عرضهٔ نیروی انسانی ماهر رتبه‌بندی شد.

    بزرگترین دیش انرژی خورشیدی جهان در مرکز ملی انرژی خورشیدی بن گورین در صحرای نگب واقع در جنوب اسرائیل قرار دارد.

    بنا به گزارشی در سال ۲۰۱۰ از سازمان همکاری اقتصادی و توسعه که اسرائیل هم عضو آن است، اسرائیل رتبهٔ اول جهان در صرف هزینه‌های تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی را دارد.

    اینتل و مایکروسافت اولین مراکز تحقیق و توسعه خارج از کشور (آمریکا) خود را در اسرائیل ساختند و دیگر شرکت‌های چند ملیتی فناوری همچون  IBM،  گوگل،  اپل،  هیولت پکرد (HP)، سیسکو سیستمز، فیسبوک، موتورولا و چند شرکت دیگر تأسیسات تحقیق و توسعه را در این کشور در منطقهٔ سیلیکون وادی باز کرده‌اند که علاوه بر این شرکت‌های خارجی، بسیاری از شرکت‌های فناوری‌های رده بالای اسرائیلی در این منطقه مستقر هستند.

    از سال ۱۹۸۵، آمریکا سالانه در حدود ۳ میلیارد دلار به اسرائیل کمک کرده‌است. از سال ۱۹۷۶، اسرائیل بیشترین مقدار کمک‌های خارجی سالانهٔ آمریکا را دریافت کرده‌است. به‌علاوه پس از جنگ جهانی دوم آمریکا در مجموع بیشترین کمک‌های مالی را به اسرائیل ارائه داده‌است.

    کمک‌های مالی آمریکا قرار است از سال ۲۰۰۸ به تدریج افزایش یابد و حداکثر به ۳٫۱ میلیارد دلار در سال برسد، با این همه کمک ۳٫۱ میلیاردی آمریکا، بخش کوچکی از بودجه سالیانه اسرائیل را تشکیل می‌دهد.

    گفتنی است که امروزه اسرائیل به نسبت جمعیت خود دارای صادرات قابل توجهی است و تکنولوژی و محصولاتی با تکنولوژی بالا را حتی به کشورهای ایالات متحده آمریکا و کشورهای بزرگی چون هند و چین صادر می‌کند.

    صنعت گردشگری یکی از منابع مهم درآمد برای کشورهاست و اسرائیل نیز از این قاعده مستثنی نیست. جهانگردان بسیاری به منظور بازدید از مناطق باستانی مذهبی موزه ها مناطق طبیعی جغرافیایی و سواحل از اسرائیل دیدن می‌کنند.

    جهانگردی یکی از مهم‌ترین منابع حمایتی صنایع اسرائیل از جمله تجارت هتل‌ها و رستوران‌ها است.

    در سال ۲۰۰۹ بیش از ۲٫۷ میلیون نفر جهانگرد از اسرائیل بازدید کردند.

    داکتر سیدعلی موسوی چکاوک

  • 7 و 8 ثور، از تکرار تاریخ بیم داریم!

    7 و 8 ثور، از تکرار تاریخ بیم داریم!

    در هفتم ثور سال ۱۳۵۷ حکومت سردار محمد داوود خان که با کودتا به قدرت رسیده بود، توسط حزب کمونیستی دموکراتیک خلق با کودتا سرنگون شد. این رخ‌داد، راه تجاوز شوروی سابق به افغانستان را باز کرد.

    ارتش سرخ شوروی پس از ۱۰ سال جنگ در افغانستان، تصمیم خروج را گرفت. در این جنگ ۱۰ ساله، بیش از یک میلیون افغان کشته شدند و شمار زیادی هم آواره گردیدند.

    نیروهای شوروی نیز با تحمل حدود ۱۵ هزار کشته، بیش از ۶ هزار زخمی و صدها تن مفقود، افغانستان زخم‌خورده را در ۲۶ دلو ۱۳۶۷ ترک کردند.

    در هشتم ثور بعد از خروج شوروی حکومت نجیب الله، آخرین رییس جمهور حزب کمونیستی توسط مجاهدین سرنگون شد.

    به این ترتیب، حوادث ۷ و ۸ ثور دو روی یک سکه بود که پیامد مشابه داشت: کشتار، ویرانی و تباهی. اما آنچه بسا سنگین تمام شد، پیامد هشتم ثور بود که تاکنون افغانستان در منجلاب آن گیر است.

    پس از سقوط حکومت نجیب الله، جناح‌های مجاهدین بر سر تقسیم قدرت، جنگ تنظیمی را آغاز کردند؛ جنگی که کشتار بی‌شمار داشت و منجر به ویرانی افغانستان شد. بدتر از همه، از دل دود و باروت جنگ داخلی، گروه ستم‌گر طالبان ظهور کرد و پنج سال تمام بر افغانستان ظالمانه حکم راند.

    طالبان از افغانستان لانه‌ای برای تروریسم ساختند؛ امری که پای قدرت‌های غربی را به افغانستان کشاند. سرانجام امریکا و متحدانش رژیم طالبان «تروریست‌پرور» را در سال ۲۰۰۱ ساقط کردند. پس از این، فصل تازه‌ای در افغانستان ورق خورد. طی ۲۰ سال اخیر تحولات چشم‌گیر مثبت به میان آمده است؛ اما پدیده به نام طالبان هنوزهم در پی اقتدار مجدد است و شعله جنگ همچنان زبانه می‌کشد.

    ۳۲ سال بعد از فتح کابل توسط مجاهدین، اکنون وضعیت طوری چرخیده است که امریکا و متحدانش‌ تصمیم خروج از افغانستان را گرفته‌اند و طالبان رقم‌خوردن حوادث هشتم ثور را لحظه شماری می‌کنند. به زعم این گروه، امریکایی‌های «اشغال‌گر» همچون شوروی، شکست را پذیرفته و تا چند ماه دیگر افغانستان را ترک خواهند کرد. از همین‌رو است که پیامد خروج نیروهای خارجی بیم‌ناک به نظر می‌رسد؛ نگرانی در مورد جنگ داخلی و برگشت حاکمیت طالبان.

    از جانب دیگر طالبان ادعا دارند که علیه نیروهای خارجی می‌جنگند و پس از خروج این نیروها، راه صلح را در پیش خواهند گرفت؛ اما این نیت طالبان تاکنون ثابت نشده است.

    به‌رغم این‌که مذاکرات صلح در قطر در جریان بود، جنگجویان طالبان جنگ و خشونت را به اوج‌اش رسانده بودند. با این حال صلح با طالبان، افقی روشن ندارد؛ اما در شرایطی که برخی از جناح‌های سیاسی هم که دل خوشی از اشرف‌غنی ندارند، منتظر سقوط حکومت وی هستند، بیم از جنگ داخلی و بازگشت طالبان جدی است.

    این نگرانی پیوند ناخواسته‌ای است میان خروج امریکا و شوروی که وضعیت فعلی را به دهه ۷۰ وصل می‌کند.

    به رغم این بدبینی‌ها، اما مدیریت درست وضعیت به ویژه نیروهای امنیتی توسط حکومت و تدبیر و عبرت‌گرفتن‌ جناح‌های سیاسی از گذشته، برگشت به دهه ۷۰ را نا ممکن خواهد ساخت.

  • تحولات سیاست خارجی پاکستان/به مناسبت سفر صادق خان به کابل

    تحولات سیاست خارجی پاکستان/به مناسبت سفر صادق خان به کابل

    استقرار دولت بایدن در امریکا تاثیر چندانی بر روابط دوجانبه پاکستان و آمریکا نداشته است. به نظر می رسد که امریکا می خواهد به توسعه بیشتر روابط خود با پاکستان بپردازد چرا که پاکستان در شرایط کنونی به دلیل رشد طبقه متوسط، توسعه صنایع و جمعیت جوان زیاد پتانسیل بالایی برای کارآفرینی و سرمایه گذاری دارد. همچنین از منظر راهبرد امنیت ملی آمریکا طی سال‌های اخیر، افزایش ارتباط با پاکستان، می‌تواند هم بر روابط با چین اثرگذار باشد و هم تنش‌های پاکستان با متحد آمریکا یعنی هند را کاهش دهد. همچنین در صورت اجرای توافق با طالبان نیز بهبود روابط با اسلام‌آباد می‌تواند برای منافع غرب در افغانستان پس از خروج نظامیان آمریکایی حیاتی باشد.

    از طرف دیگر اسلام آباد نیز برای روابط خود با واشنگتن ارزش بالایی قائل است و آماده است این همکاری را هر چه بیشتر تقویت کند. چرا که آمریکا طی یک دهه گذشته یکی از سرمایه‌گذاران برتر در پاکستان بوده و بیشتر سرمایه‌گذاری های آن بر کالاهای مصرفی، مواد شیمیایی، انرژی، کشاورزی، حمل و نقل و ارتباطات متمرکز بوده است. آمریکا همچنین بزرگترین مقصد صادرات پاکستان است. تجارت دو جانبه بین دو کشور در سال گذشته میلادی به ۶٫۵ میلیارد دالر رسید.

    چین نیز بزرگترین شریک تجاری پاکستان است. بندر گوادر پاکستان با خط ساحلی ۶۰۰ کیلومتری هم‌اکنون توسط چین در حال توسعه و گسترش می باشد. چین در چارچوب پروژه کریدور اقتصادی پاکستان-چین و با سرمایه‌گذاری ۶۴ میلیارد دالری به دنبال دسترسی مستقیم به اقیانوس هند از طریق بندر گوادر است. چین به کمک این کریدور می‌تواند دسترسی ارزانتری به غرب آسیا و آفریقا داشته باشد. البته باید توجه داشت که پکن و اسلام آباد علاوه بر روابط اقتصادی، دغدغه‌های استراتژیک مشترکی دارند که به تعامل بیشتر آنها در منطقه کمک می‌کند.

    رابطه با عربستان نیز برای اسلام اباد مهم است.در سالی که گذشت پاکستان درخواست برگزاری نشست سازمان همکاری اسلامی جهت بررسی مناقشه کشمیر را داشت که با مخالفت عربستان مواجه شد و متعاقب آن از عربستان و سازمان همکاری اسلامی مستقر در آن کشور، به دلیل عدم همراهی در مساله کشمیر انتقاد کرد و بدین جهت عربستان نیز پاکستان را مجبور به پازپرداخت وام ۱ میلیارد دالری نمود و همزمان با آن پرداخت وام و صادرات نفت به این کشور را متوقف نمود.

    تعلل عربستان در ورود به مساله کشمیر را می‌توان به دلیل روابط نزدیک عربستان با هند دانست. چرا که تجارت دو طرف در سال به ۲۷ میلیارد دالر می‌رسد در حالی که تجارت با پاکستان ۳٫۶ میلیارد دالر است. معنی این امر بنا بر نظر تحلیلگران این است که عربستان نمی‌خواهد با تاکید بر مسئله کشمیر موجبات عصبانیت هند را فراهم کند. البته شایان ذکر است که نفوذ عربستان در کشور پاکستان تنها محدود به روابط تجاری و سیاسی نبوده است و عربستان در دهه‌های گذشته با تامین مالی مدارس امور دینی منجر به صادرات رادیکالیزم در پاکستان شده است.

    نحوه ی رابطه با هند مهم ترین موضوع سیاست خارجی پاکستان است.در رابطه با همکاری های مشترک دو کشور هند و پاکستان باید اذعان نمود که مساله کشمیر همواره روابط دوجانبه دو کشور همسایه را تحت الشعاع خود قرار داده است بخصوص که در سال گذشته وضعیت مردم کشمیر پس از لغو خودمختاری منطقه توسط هند به شدت وخیم شده است ولی سازمان ملل و نهاد های مسئول بین المللی واکنش خاصی نداشته اند. هند مخالف برگزاری همه پرسی است و تلاش می کند به زور کشمیر را بخشی از خاک خود کند و در تمام این مدت حکومت نظامی سنگینی را در کشمیر اعمال کرده است. ضمن آنکه غیر از مساله کشمیر، پاکستان همواره نسبت به استفاده هند از خاک افغانستان برای ایجاد بی‌ثباتی در پاکستان ابراز نگرانی نموده است و مناقشات دو کشور تنها محدود به کشمیر نبوده است.

    رابطه با افغانستان، مساله مهم دیگر در سیاست خارجی پاکستان است.

    سال گذشته آغاز ترانزیت کالا از پاکستان به افغانستان از طریق بندر گوادر در این کشور بود که نقطه عطفی جهت تبدیل این بندر به بندری ترانزیتی و آغاز عصری جدید در روابط تجاری دو کشور محسوب می شد. اما گذشته از روابط تجاری، پاکستان به عنوان بازیگری کلیدی در تحولات سیاسی افغانستان نقش آفرینی می کند. این کشور همواره اعلان کرده که از کاهش خشونت و آتش‌بس در افغانستان حمایت و امنیت در افغانستان را به معنای امنیت پاکستان تلقی می کند. اما در طی سال گذشته ملاقات سران طالبان با مسئولین پاکستانی بارها موجبات رنجش خاطر مقامات افغانستانی را در پی داشته است. دولت افغانستان بارها اعلام نموده است که حضور علنی و فعالیت‌های سران طالبان در قلمرو پاکستان حاکمیت ملی افغانستان را آشکارا نقض می‌کند و سبب ایجاد چالش در تامین صلح پایدار در کشور می‌شود.

    اما از سویی دیگر دولتمردان پاکستانی بر این عقیده اند که ارتباط پاکستان با همه ذی‌نفعان افغان از جمله رهبران طالبان بخشی از تلاش‌های تسهیل‌کننده اسلام‌آباد برای اطمینان از پیشرفت به‌سوی یک توافق سیاسی فراگیر و جامع در روند صلح است. در مجموع، گذشته طالبان و فعالیت مستمر پاکستان در حوزه افغانستان و همچنین حضور برخی رهبران طالبان در خاک پاکستان باعث شده است که اسلام‌آباد به بازیگر کلیدی پروسه صلح افغانستان تبدیل شود.

    همانگونه که ظواهر امر پیداست و بسیاری اذعان نموده اند پاکستان نقش مهمی در کمک به مذاکرات امریکا و طالبان و اغاز مذاکرات بین‌الافغانی و نیز شکل دهی اجماع منطقه ای داشته است و مقامات افغان همواره خواستار مشارکت صادقانه پاکستان در روند صلح شده‌اند. چنان که در سفر صادق خان به کابل و دیدار وی با مقامات ارشد سیاسی و دولتی، همگان بر این مساله تاکید داشته و خواستار نقش بیشتر اسلام آباد در روند صلح شده اند. بنابراین به نظر می رسد پاکستان همچنان به ایفای نقش خویش برای صلح افغانستان و رایزنی با کشورهای منطقه ادامه خواهد داد و تلاش خواهد کرد تا کنفرانس استانبول با دستاورد بیشتر همراه شود.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ! (قسمت دوم)

    علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ! (قسمت دوم)

    منشور امام؛ نخستین میثاق حقوق بشر:

    نامه‌ٔ ۵۳ نهج البلاغه میثاقنامه ای است که به نخستین میثاق حقوق بشر معروف شده است. این میثاقنامه توسط علی علیه السلام نگاشته شده و به مالک اشتر نخعی زمانیکه امام وی را به فرمانداری مصر برگزید، سپرده شده است.

    در علینامه یا نهج البلاغهٔ منظوم فارسی که چند سال پیش توسط حقیر منظوم و به نشر رسید، این میثاقنامه تحت عنوان ” منشور ماندگار امام ” ذیل نامهٔ ۵۳ در بخش نامه های نهج البلاغه آمده است که در این قسمت به نسبت طولانی بودن آن، فراز اول آن خدمت خوانندگان تقدیم می شود و فراز دوم آن در قسمت سوم ان شا ٔ الله به نشر خواهد رسید.

    و اما مالک اشتر نخعی؟

    مالِک اَشتَر (مالک بن حارث نخعی) از جنگاوران برجسته و از وفادارترین حامیان علی بن ابی‌طالب بود.

    او در زمان پیامبر، اسلام آورد و از آن پس پشتیبانی صادق، ثابت و پابرجا برای اهل‌بیت او و بنی‌هاشم باقی ماند.

    لفظ «اَشْتَر» نسبت به شخصی به کار می‌رود که پلک چشمش بازگردیده باشد، چون وی بر اثر ضربهٔ شمشیری در جنگ یرموک در سال ۱۵ هجری/۶۳۶ میلادی از ناحیه چشم آسیب دید، وی را «مالک اشتر» می‌گفتند.

    سال تولد او به درستی مشخص نیست ولی بیشتر مورخان مالک را حدود ده سال بزرگ‌تر از علی بن ابی‌طالب و ۲۰ سال کوچکتر از محمد می‌دانند. مالک از طایفه بنی نخع بود که شاخه‌ای از قبیله مذحج در یمن محسوب می‌شوند و در یمن نیز به دنیا آمد.

    مالک قوی هیکل بود و شمشیرش به نام لج (درخشنده همچون آب روان) معروف بود. و زخم شمشیری به چشم داشت که در جنگ یرموک برابر روم به جا مانده بود.

    مالک اشتر در تاریخ اسلام به شجاعت، جوانمردی و پرهیزگاری معروف است و آوازهٔ قهرمانی او بعد از علی و حمزه در درجهٔ سوم قرار دارد.

    مالک عاشق علی بود و علی علیه السلام نیز علاقهٔ زیادی به او داشت و بارها از او به عنوان قهرمانی در عرب و کوه استوار شجاعت و پرهیزگاری توصیف نموده است.

    از جمله حکمت 443 نهج البلاغه علی علیه السلام در وصف وصف ماک چنین می فرماید:

    مَالِكٌ، وَ مَا مَالِكٌ، وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ جَبَلًا لَكَانَ فِنْداً، وَ لَوْ كَانَ حَجَراً لَكَانَ صَلْداً؛ لَا يَرْتَقِيهِ الْحَافِرُ، وَ لَا يُوفِي عَلَيْهِ الطَّائِرُ.

    مالك، چه مالكى! به خدا اگر كوه بود، كوهى كه در سرفرازى يگانه بود، و اگر سنگ بود، سنگى سخت و محكم بود كه هيچ رونده اى به اوج قلّه او نمى رسيد، و هيچ پرنده اى بر فراز آن پرواز نمى كرد.

    عهد نامه یا منشور امام(ع) به مالک اشتر نخعی، زمانیکه وی را به فرمانداری مصر برگزیده و از طولانی ترین و زیباترین نامه های نهج البلاغه است.

    به نام خداوند بس مهربان

    زعبدش علی سرور مؤمنان

    به فرزندِ حارث به نخعی نسب

    به والی مصری به اشتر لقب(1)

    به مالک به آن قله‌ی کوه عشق

    به بازوی حق مرد نستوه عشق

    ورا عهد با ما که فرمان دهد

    به مصر و به افریقه سامان دهد

    بگیرد خراج و بسازد بلاد

    به فرمان ایزد نماید جهاد

    کتاب خدا را کند پیروی

    به فرض و به سنت بود رهروی

    تمسک بدان رستگاری بود

    بریدن از آن جمله خواری بود

    به اندیشه و دل به گفتار و ید

    خداوند و آیین او کن مدد

    شکوهنده اش با شکوه داوری

    که او یاورش را کند یاوری

    نَفَس را منزه کن از نفس پست

    هوس را بمیران، روان ساز مست

    که امّاره سوی بدی می‌کشد

    ز یزدان مگر آنکه رحمی رسد

    ایا مالک آویزه‌ی گوش دار

    ترا بر بلادی رسیدست کار

    که پیش از تو هم بوده اش دولتی

    ستمکار و عادل سرو هیأتی

    چو بگذشتگان دیدگاهت کنند

    به کار تو حکم و قضاوت کنند

    بگویند احوالت آیندگان

    چنان چون تو گویی ز پیشینیان

    که نیکو ز کارش توانی شناخت

    خدا بر زبانهاش جاری بساخت

    بیاندوز اینک که اعمال نیک

    پسندیده کردار باشد، ولیک

    بکَش سخت چونان لگام هوا

    که دل بازماند ز کفر و دغا

    مزین بکن دل به مهر و صفا

    به لطف و به رحمت به عشق وحیا

    رعیت بود مردم و تو شبان

    نه چون گرگ وحشی پی صیدشان

    به ملکت رعایا به دو دسته اند:

    مسلمان تباران و وارسته اند

    دگر دسته در آفرینش شریک

    مسلمان اگر نیست انسان ولیک

    چو هر دو بود در علل ها اسیر

    ببخشای و بر هر دو آسان بگیر

    چنان چون بخواهی که پروردگار

    ببخشایدت اشتباه و شرار

    تو والاتر از خلق و من از شما

    خداوند والای مجموعِ ما

    مبادا کنی با خدایت ستیز

    که از حکم ایشان نباشد گریز

    مشو شاد از کیفر دیگران

    نه بشتاب، خشمت فرو می‌توان

    اگر عفو کردی پشیمان مباش

    ترا هم نیاز است و سهوست و کاش

    مپندار مأمور، معذور است

    که از عقل و انصاف این دور است

    به مردم مگو پس اطاعت کنید!

    چو فرمان برم نیز فرمان برید

    ترا چون بزرگی همی کرد شاد

    بزرگی خالق بیاور به یاد

    تکبر کند دین و نعمت تباه

    دل آدمی را نماید سیاه

    بپرهیز و خود را منه نابجای

    به عز و بزرگی به جای خدای

    که او خودپسندان را خوار کرد

    همی سرکشان را گرفتار کرد

    تو با خالق و خلق انصاف کن

    بدین شیوه هم خرمنت صاف کن

    وگرنی به مردم ستم کرده کرده ای

    خدا خوار سازد چنین بنده ای

    بجنگد خداوند با دشمنان

    زبون است و بیچاره گردنکشان

    مگر آنکه برگشته، جبران کند

    خدایش پذیرفته، احسان کند

    ستم اژدهاییست زشت و زمخت

    ستمکار را می‌خورد در نخست

    چو گژدم کمین کرده زیر ردای

    زند نیش اول به صاحب قبای

    اگر خشم ملت بیاید به جوش

    پراکنده دربار و خاصان خموش

    خواص است همواره ناراضیان

    به دوش حکومت چو بار گران

    به هنگام بخشش گشاده دهان

    به هنگام سختی گریزندگان

    به روز محک جمله عذرآورند

    به پیروزی هر یک کسی دیگرند

    ولی عامه باشد دژِ استوار

    بود توده‌ی خلق و نیروی کار

    عماد حکومت، ستونِ نظام

    به دین پایگاه و به حاکم دوام

    ترا گر گرایش بود سوی عام

    موفق بدر آیی در انتظام …(الخ)

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! (قسمت ۹)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! (قسمت ۹)

    جمهوری اسلامی ایران و موضوع فلسطین:

    پیروزی جمهوری اسلامی ایران همچنان که نامش انفجار نور بود، بارقهٔ امیدی برای همه آزادی خواهان جهان شد.

    امام خمینی با شعار حمایت از عدالتخواهان و مستضعفان جهانی و با طرح استکبار ستیزی و استعمار زدایی به پیروزی رسید و آزدی فلسطین و قدس شریف را در صدر برنامه های نه شرقی و نه غربی اش جای داد.

    او گفت فلسطین قلب تپندهٔ اسلام است و پارهٔ مقدسی از سرزمین اسلامی و باید به اصلش باز گردد.

    امام خمینی موضوع فلسطین را از شکل نژادی و عربی اش به چهرهٔ اسلامی و مربوط به تمام مسلمانان جهان تبدیل نمود و برای آزادی فلسطین اتحاد مسلمانان را گوشزد نمود.

    و نیز همو بود که جمعهٔ آخر ماه مبارک رمضان را به نام “روز قدس” جهانی ساخت و این موضوع سرآغاز انتفاضه هایی شد که منجر به آزادی نوار غزه و جنوب لبنان از اشغال صهیونیزم گردید.

    با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مسلمانان به آزادسازی قدس منحیث یک وجیبهٔ اسلامی، امیدوارتر شدند و این راهکار همچنان ادامه یافت، تا امروز که مجاهدان مسلمان تا دروازه های قدس نزدیک شده و پیروزی از هر زمان دیگر محتمل تر به نظر می رسد.

    حمایت از فلسطین و داعیهٔ آزادی قدس در نظام جمهوری اسلامی همچنان ادامه پیدا کرد و باعث به وجود آمدن دیدگاه جهانی شد که حداقل حقوق مردم فلسطین ایجاد یک حکومت مستقل فلسطینی با پایتختی بیت المقدس باشد.

    پانوشت:

    جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی ایجاد یک دولت فلسطینی را تأیید کرده و فلسطین را به عنوان یک کشور به رسمیت شناخت.

    سیدعلی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، راه حل ایجاد دو دولت را رد کرده و اظهار می‌دارد که فلسطین جدایی ناپذیر است.

    قبل از انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ شمسی) ایران، سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) روابط نزدیکی با گروه‌های اپوزیسیون ایران داشت.

    پس از انقلاب، ایران اتحاد خود با اسرائیل را خاتمه داد و شروع به حمایت از فلسطینی‌ها کرد و به صورت نمادین سفارت اسرائیل در تهران را به سازمان آزادی بخش فلسطین واگذار کرد.

    سازمان آزادیبخش فلسطین از انقلاب اسلامی در ایران حمایت کرد و چند روز پس از انقلاب، یاسر عرفات رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یک هیئت فلسطینی به ایران رفت. هیئت فلسطینی مورد استقبال عمومی واقع شد و به صورت نمادین کلید سفارت سابق اسرائیل در تهران به آنها تحویل داده شد که بعدها به سفارت فلسطین تبدیل شد.

    داکتر سید علی موسوی چکاوک

  • علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ! ( قسمت اول)

    علی(ع) ماندگارترین چهره در تاریخ! ( قسمت اول)

    جرج جرداق، نهج البلاغه و شخصیت علی علیه السلام:

    قسمت اول نوشته ام را به معرفی جرج جرداق دانشمند مسیحی لبنان و نظریات او در مورد شخصیت منحصر به فرد علی علیه السلام اختصاص می دهم؛ همو که دایرهٓ المعارف ” علی صوت العدالهٓ الانسانیه ” را نوشت و بعد از مطالعهٔ نهج البلاغه گفت: نهج البلاغه شور و اشتیاقی به من ایجاد کرد، تا آنکه ۲۰۰ مراتبه آن را خواندم!

    “جرج سجعان جرداق” در سال 1931 میلادی در منطقه «مرجعیون» لبنان و در یک خانواده مسیحی ارتدوکس و اصیل متولد شد. پدر و مادر وی اگرچه مسیحی بودند اما به امام علی (ع) عشق می‌ورزیدند و این عشق در منزل آنها متجلی بود به نحوی که بر سر در خانه خود عبارت «لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار» را نصب کرده بودند.

    خانواده و اقوام جرداق همه از تحصیلکردگان و روشنفکران محل تولد وی بودند. پدر جرداق مهندس و عمویش دانشمند بزرگ ریاضی بود. اما جرج کوچک تحت تاثیر شدید برادر روشنفکرش «فواد» بود . فواد نیز به شدت از جرج حمایت می کرد و وی همان کسی بود که بارقه‌های اول عشق به تالیف و تحقیق در مورد امام علی (ع) را در ذهن جرج با اهدای یک نهج البلاغه به وی در همان سنین کودکی روشن کرد‌. جرداق پس از گذراندن تحصیلات اولیه در محل تولدش وارد کالج کلیسایی آن زمان لبنان شد و پس از فارغ‌التحصیلی در تعدادی از دانشگاه‌های بیروت به تدریس ادبیات عرب و فلسفه مشغول شد. البته وی در کنار تدریس، به تالیف، نویسندگی، همکاری با روزنامه و مجلات و رادیو نیز مشغول بود.

    اگرچه شاید بسیاری بر اشعار بسیار زیبا و نقدهای جرج جرداق متمرکز شوند اما بخش درخشان زندگی وی تالیف دایره المعارف «علی، صدای عدالت انسانی» در چند جلد بود: «علي (ع) و حقوق بشر.» «علي (ع)و انقلاب فرانسه»، «علي (ع) و سقراط»، «علي (ع) و روزگارش» و «علي (ع) و قوم گرايي عربي» و سپس کتاب «روائع نهج البلاغه» را به اين مجموعه اضافه کرد.

    جرج جرداق به توصیه برادرش فواد که به او یک جلد نهج البلاغه هدیه داده بود، هر قدر از نهج البلاغه را که در توانش بود حفظ می‌کرد و در سن 13 سالگی بخش اعظم نهج البلاغه را حفظ بود.

    فواد جرداق به برادرش گفته بود که خیر بسیاری در نهج‌البلاغه نهفته است و خود فواد قصاید بسیاری در مدح امیر‌المومنین (علیه‌السلام) داشت. قصایدی که عظمت مبادی انسانی امام علی (ع) و نبوغ این شخصیت بزرگ تاریخ را وصف می‌کرد و جرج در مراسم‌های مختلف می‌شنید و بخشی از آنها را در پیوست کتاب «علی و قومیت عرب» افزوده است. جرج جرداق این اتفاق را مقدمه حک شدن تصویر والای امام علی (ع) از زمان کودکی در ذهنش توصیف می‌کند‌.

    جرج جرداق درباره راز عدم نوشتن در باره شخصیت دیگری غیر از علی علیه السلام گفته است: عده‌ای از مردم کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر به من پیشنهاد می‌کردند که مثلا در مورد عمر و یا دیگران بنویسم… اما من نپذیرفتم نه به این خاطر که بخواهم بگویم عمر و یا کس دیگری بد است؛ نه اصلا اینطور نبود، بلکه من پس از علی علیه اسلام کسی را شایسته نوشتن ندیدم و تصمیم گرفتم که جز در مورد علی (ع) ننویسم.

    از آنجایی که بخشی از تدریس‌های جرداق مربوط به امام علی (ع) بود وی به دنبال شناخت بیشتر این شخصیت مطالعات گسترده‌تری را آغاز کرد. جرداق پس از مدتی بحث و جستجو در کتاب‌های مختلف دریافت که بیشتر نوشته‌های پیرامون امام علی (ع) مربوط به امور تاریخی و محدوده زمانی و مکانی معینی است و برای تمام مردم در تمام دوره‌ها مفید نیست. علاوه اینکه بیشتر کتاب‌ها به موضوعاتی مانند خلافت و غیره پرداخته بودند و کمتر کسی به تالیف از امیرالمومنین (ع) بر اساس فکر علوی دست زده بود. تفکری که اگر در جامعه‌ای نهادینه می‌شد آن را زیر و رو می کرد.

    سرانجام اینکه شروع به مطالعه عمیق نهج‌البلاغه از منظری نو نمود و دریافت که حق صحبت پیرامون امام علی (ع) نه تنها ادا نشده است بلکه شاید در این زمینه بسیار اجحاف شده باشد. او امام علی (ع) را شخصیتی فراتر از مکان و زمان محدود یافت و عشق به این امام مسیر زندگی و تالیفات او را تغییر داد و به نویسنده دایره المعارف چند جلدی «علی، صدای عدالت انسانی » تبدیلش کرد. وی در این جلد اول این دایره المعارف با عنوان«علي (ع) و حقوق بشر» با دلایل محکم اثبات کرد که امام علی (ع) پیشرو تمام متفکران اروپا و جهان است. در جلد دوم «علي (ع)و انقلاب فرانسه» پیشرو بودن امام علی (ع) بر فلاسفه انقلاب‌های بزرگ را ثابت کرد. در جلد سوم «علي (ع) و سقراط»، از آنجایی که سقراط به عنوان پدر فلاسفه بزرگ بشری شناخته می‌شود جرداق ثابت کرد که دیدگاه‌های امام علی (ع) و سقراط در تمام زمینه‌ها به هم ارتباط دارد.

    جردج جرداق در پاسخ به سوالی پیرامون نظر شخصی اش از امام علی (ع) می‌گوید: علی (ع) فرمول کیهانی بی مانند برای تفکر انسانی برگرفته از قوانین ثابت است که زمان و مکان از جوهر آن نمی‌کاهد. او یک دانشمند، عالم و ادیب در شخصیتی واحد است.

    دایره المعارف جرداق از امام علی (ع) مورد استقبال دانشمندان و بزرگان مسیحی و اسلامی به ویژه شیعیان قرار گرفت. برخي از بزرگ‌ترين شخصيت‌هاي ادبي و علمي جهان اسلام و دنياي عرب همچون «ميخائيل نعيمه» و شيخ «محمد جواد مغنيه» و برجسته‌ترين علماي شيعه چون آيت الله العظمي «بروجردي» و آيت الله العظمي «حکيم» و علامه «سيد عبدالحسين شرف الدين» او را ستوده‌اند.

    جرداق پیرامون جایگاه امام علی (ع) در تفکر مسیحیت می‌نویسد که اگر به برخی از آثار اروپایی در قرون وسطی به ویژه ایتالیا نگاهی بیندازیم درمی‌یابیم که بسیاری از مردم به امام علی (ع) به دلیل شباهت‌ سخنان و روش امام به مسیح (ع)، به عنوان یک قدیس می‌نگرند. جرداق به عنوان نمونه به سخنان اندیشمند فرانسوی «کارا دیفو» اشاره می‌کند که تا چه حد تحت تاثیر شخصیت امام علی (ع) قرار گرفته است. وی از میان مسیحیان عرب نیز به نوشته‌های « جرجي زيدان»‌، « جبران خليل جبران»، «ميخائيل نعيمه »، «مارون عبود »، «بولس سلامه »، «فؤاد جرداق » ، «عبد المسيح محفوظ» و شگفتی آنها از شخصیت امام علیه (ع) اشاره می‌کند.

    جرداق جایگاه کتاب نهج البلاغه در تفکر انسانی را در راس و قله می‌داند و اعلام می‌کند تمامی ارزش‌هایی که قرنها دانشمندان و متفکران و جامعه شناسان به دنبال کشف و توضیح آن بودند به صورت یکجا در نهج البلاغه آورده شده است.

    ادامه دارد …

    داکتر سید علی موسوی چکاوک