نویسنده: Raha News Agency

  • وزارت خارجه امریکا برنامه جدید انتقال افغان ها به امریکا را اعلام کرد

    وزارت خارجه امریکا برنامه جدید انتقال افغان ها به امریکا را اعلام کرد

    وزارت خارجه ایالات متحده امریکا پلانی را اعلام کرد که براساس آن هزارها افغان دیگر هم که با امریکایی‌ها کار کرده‌اند به این کشور انتقال خواهند یافت.

    آژانس خبری رویترز گزارش داده براساس این پلان جدید کسانی که در پروژه‌های تمویلی امریکا، اداره‌های غیردولتی و رسانه‌ها کار کرده‌اند نیز شامل برنامه می شوند.

    در بیانیه وزارت خارجه امریکا که دیروز دوم آگست نشر شد، آمده است با درنظر داشت تشدید حمله‌های طالبان، حکومت امریکا تلاش دارد برای شماری از افغان‌های ویژه زمینه زندگی را در امریکا به عنوان پناهنده فراهم کند.

    براساس این خبرنامه، در این میان کسانی که در موسسه‌های امریکایی کار کرده‌اند نیز شام برنامه می شوند.

    خبرنامه افزوده براساس معیارهای جدید، هزارها افغان و خانواده‌های‌شان که زندگی‌شان با تهدید روبروست، به امریکا منتقل خواهند شد.

    اداره رئیس جمهور جو بایدن از سوی اعضای کانگرس و فعالان تحت فشار است که باید با آن عده از افغان‌هایی که با امریکایی‌ها در افغانستان همکاری کرده‌اند و با بیرون شدن امریکا از آن کشور زندگی‌شان با خطر مواجه است، کمک و آن‌ها را به جای امن منتقل کند.

  • خلیلزاد: طرف های جنگ در افغانستان به منافع ملی اهمیت دهند

    خلیلزاد: طرف های جنگ در افغانستان به منافع ملی اهمیت دهند

    نمایندۀ خاص امریکا برای صلح افغانستان می‌گوید، اگر افغان‌ها به یک توافق سیاسی دست نیابند، امکان دارد کشور به یک جنگ دوام‌دار فرو رود.

    زلمی خلیل‌زاد به رادیو آزادی گفت طرفین درگیر باید منافع ملی را اولویت دهند.

    او می‌گوید: «مذاکرات صلح که بعد از موافقتنامۀ (قطر) شروع شد، پیشرفت لازم را نکرده و دوطرف زیادتر توجه‌شان به حل نظامی متمرکز شده. وقت آن است که رهبران به جای این که فکر کنند از راه جنگ موضوع راحل کرده می‌توانند، مذاکرات را جدی‌تر و با سرعت بیشتری برای رسیدن به یک موافقه اولویت دهند.»

    آقای خلیل‌زاد می‌افزاید ادامه جنگ جزء وارد کردن تلفات و خسارات به افغان‌ها، کدام نتیجه ای نخواهد داشت.

    وی این اظهارات را درحالی ابراز می‌دارد که جنگ در هرات، هلمند، کندهار و شماری دیگر از ولایت‌ها شدت گرفته است.

  • هیات مذاکره کننده حکومت در دوحه با مقامات اتحادیه اروپا دیدار کردند

    هیات مذاکره کننده حکومت در دوحه با مقامات اتحادیه اروپا دیدار کردند

    در اعلامیه‌ای که از سوی تیم مذاکره کننده حکومت روز گذشته (۱۲ اسد) نشر شد، آمده است عبدالسلام رحیمی، مشاور رئیس جمهور و اعضای دیگر این تیم روز دوشنبه با انریک مورا، معاون اتحادیه اروپا و توماس نیکلسن، نماینده ویژه این اتحادیه برای افغانستان ملاقات کردند و از پیشرفت‌ها در مذاکرات معلومات داده شد.

    در اعلامیۀ گفته شده اعضای ارشد اتحادیه اروپا حمایت‌شان را از دستاورد های دو دهه گذشته افغانستان هم اعلام کردند.

    مذاکرات میان نماینده‌های دولت افغانستان و گروه طالبان در سپتمبر سال گذشته در قطر آغاز شد اما تا هنوز نتیجه این مذاکرات روشن نیست.

    با وصف تلاش‌ها برای صلح در افغانستان، نقاط مختلف این کشور شاهد تشدید درگیری‌هاست.

  • عبور غنی از انحصار و تلاش برای رهبری بسیج ملی علیه طالبان

    عبور غنی از انحصار و تلاش برای رهبری بسیج ملی علیه طالبان

    پس از تصرف نزدیک به صد ولسوالی در دو ماه پس از آغاز خروج بی‌قید و شرط نیروهای خارجی از افغانستان، اکنون گروه طالبان برای تصرف برخی از شهرهای کلان افغانستان دورخیز بزرگی برداشته‌اند. شهر استراتژیک هرات از چهارسو در محاصره قرار گرفته و از شش روز به این‌سو حملات طالبان برای تصرف این شهر روزبه‌روز شدت می‌گیرد. در لشکرگاه، جنگجویان طالبان به بخش‌هایی از شهر پیشروی کرده‌اند. شهرهای غزنی، قندهار، قلعه‌ی نو، تالقان و میمنه نیز در محاصره‌ی کامل قرار دارند و جنگجویان طالبان یا به نقطه‌ی صفری دیوارهای امنیتی این شهرها رسیده یا بخش‌هایی از خطوط دفاعی این شهرها را نیز شکسته‌اند.

    علاوه بر محاصره‌ی کامل دست‌کم ۷ شهر و حملات سنگین طالبان برای تصرف این شهرها، برخی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی و عایداتی حکومت نیز در تصرف طالبان قرار دارد. گذرگاه استراتژیک بولدک در قندهار و بنادر ابونصر فراهی، اسلام‌قلعه، تورغندی، شیرخان بندر، آی‌خانم و دند پتان در ولایت‌های فراه، هرات، کندز، تخار و پکتیا در کنترل طالبان قرار دارد. علاوه بر تصرف ۷ بندر/گذرگاه عمده، طالبان بر شاهراه‌های استراتژیک کنترل دارند و با تعبیه‌ی ایست‌های بازرسی مؤقت و قابل جابجایی، به‌صورت رسمی سیستم مالیه بر ترانزیت‌شان را در شاهراه‌های کشور اعمال می‌کنند.

    از آغاز موج سنگین حملات طالبان برای تصرف ولسوالی‌ها و سپس چشم‌دوختن به تصرف شهرها، نیروهای امنیتی افغانستان نتوانسته به این حملات پاسخ متناسب و برابر دهد. نه‌تنها حملات طالبان بر ده‌ها ولسوالی و تصرف کردن نزدیک به صد ولسوالی از طرف نیروهای امنیتی دفع و این ولسوالی‌ها بازپس گرفته نشد که طالبان اکنون به شهرها چشم دوخته و خطر سقوط چند ولایت استراتژیک در غرب، جنوب و شمال جدی است. به‌نظر می‌رسد مردم و دولت‌مردان افغانستان بیش از هر زمانی به این نتیجه رسیده باشند که نیروهای امنیتی ملی برای مقابله با پیشروی‌های سریع‌السیر طالبان، به همراهی یک بسیج ملی و سراسری نیازمند است.

    دیروز، رییس‌‌جمهور غنی در نشست فوق‌العاده‌ی شورای ملی که در دوره‌ی تعطیلات تابستانی نمایندگان مجلس، آن را فرا خوانده بود، به‌‌صورت غیرمستقیم و به تلویح، تعلیق مذاکرات صلح را اعلام و خطاب به مردم، اراکین دولت و قشر سیاسی کشور گفت که زمان اتحاد و شکل‌گیری یک بسیج ملی برای «شکستن زانوی طالبان» فرار رسیده است. رییس‌‌جمهوری که مردم، قشر سیاسی و همه‌ی اراکین و مسئولان دولتی را به پیوستن به بسیج ملی در محور خودش به‌‌عنوان سرقومندان اعلای قوای مسلح افغانستان دعوت می‌کند،  7 سال انحصار قدرت، بی‌اعتمادی به شرکای سیاسی و شکستن اعتماد اکثر جناح‌های سیاسی نسبت به کار و برنامه‌ی مشترک را در کارنامه‌ی سنگین و قطورش دارد. با چنین کارنامه‌ای، آیا غنی می‌تواند به محور بسیج ملی در برابر طالبان تبدیل شود؟ چگونه ترمیم ۷ سال کارنامه‌ی سراسر تک‌روی و انحصار برای غنی ممکن خواهد شد؟ این یادداشت سعی می‌کند به این پرسش پاسخ دهد.

    تعلیق صلح؛ تفنگ‌ها را پر کنید

    رییس‌‌جمهور در نشست فوق‌العاده‌ی شورای ملی گفت روند صلح، برنامه‌ی سیاسی اشتباهی بود که به‌‌صورت وارداتی بر جمهوری اسلامی افغانستان تحمیل شد و به جای تحقق صلح، به دموکراسی افغانستان آسیب زد و به طالبان مشروعیت داد. آقای غنی اعلام کرد که افغانستان در معرض یک تجاوز آشکار توسط گروهی قرار گرفته که با خوارج در صدر اسلام قابل مقایسه است و پاسخ این تجاوز، دفاع و جنگ است.

    آقای غنی در این نشست با برشمردن ارزش‌ها و دستاوردهایی که در دو دهه‌ی گذشته افغانستان به آن دست‌ یافته، خطاب به مردم اعلام کرد که نسبت به حفاظت از این ارزش‌ها توسط دولت افغانستان مطمئن باشند.

    رییس‌‌جمهور از همه‌ی مردم افغانستان خواست که با شکل‌دادن یک بسیج ملی در سراسر کشور، در برابر تجاوز طالبان بر افغانستان بایستند و در کنار نیروهای امنیتی ملی، صلح را از معبر میادین جنگ برقرار کنند. آقای غنی اعلام کرد که برنامه‌ی امنیتی حکومت برای بهبود در جبهات جنگ و برگشت وضعیت به نفع دولت در میادین جنگ تدوین شده و اکنون در مرحله‌ی اجرا قرار گرفته است.

    رییس‌‌جمهور، برخلاف دیگر سخنرانی‌هایش، با آرامش و بدون این‌که فریاد زند، مهم‌ترین پیام‌ سخنرانی طولانی‌اش در جلسه‌ی فوق‌العاده‌ی شورای ملی را چنین اعلام کرد: «یا زانو به زانو در میز مذاکرات با طالبان می‌نشینیم، یا در صورت امتناع این گروه از مذاکره، زانوهای‌شان را خواهیم شکست.»

    هرچند که از مدت‌ها پیش، دست‌کم در مقام سخن و مواضع سیاسی، روایت رییس‌‌جمهور غنی بیش از آن‌که به صلح متمایل بوده باشد، معطوف به جنگ بود اما او در جلسه‌ی فوق‌العاده‌ی شورای ملی، عملا تعلیق مذاکرات صلح و تمرکز بر جنگ و «شکستاندن زانوی خوارج» را اعلام کرد.

    از انحصار به محور بسیج

    دعوت رییس‌‌جمهور از مردم، اراکین دولت و جناح‌های سیاسی به شکل‌دادن یک بسیج ملی برای مبارزه با طالبان اما با یک پرسش بزرگ و تعیین‌کننده مواجه است. چگونه مردی که ۷ سال تمام را در انحصار قدرت، تک‌روی، پشت‌کردن به متحدان سیاسی و شکستن آخرین امکان‌های ایجاد اعتماد سیاسی گذراند، اکنون می‌تواند گزینه‌ای مورد اعتماد برای قرار گرفتن در محور یک بسیج ملی باشد؟

    رییس‌‌جمهور غنی، زمانی که داشت برای مبارزات انتخاباتی انتخابات ریاست‌‌جمهوری ۱۳۹۳ آماده می‌شد، موفق شد یکی از وسیع‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف‌های سیاسی دو دهه‌ی اخیر را شکل دهد. حزب وحدت به رهبری محمدکریم خلیلی و حزب جنبش ملی به رهبری مارشال دوستم به همراه شبکه‌ای وسیع و پرکار متشکل از صدها فعال سیاسی، اجتماعی و دانشگاهی، آقای غنی را در این انتخابات همراهی کردند. پس از آن‌که آقای غنی به قدرت رسید، نه‌تنها از اداره‌ی امور کشور در همراهی و مشارکت سیاسی مؤثر با متحدان سیاسی و انتخاباتی‌اش خودداری کرد که بر آن شد از هر امکانی برای تضعیف متحدان سیاسی و انتخاباتی‌اش استفاده کند. شبکه‌ی قدرتمند و پرکاری که او را در انتخابات همراهی می‌کردند، پس از به قدرت رسیدن‌اش، به بزرگ‌ترین مخالفان سیاسی او تبدیل شدند.

    در طول دوره‌ی حکومت وحدت ملی و پس از آن در حکومت ائتلافی کنون نیز، رییس‌‌جمهور به استثنای موارد نادر، تقریبا با هیچ یکی از متحدان سیاسی‌اش به‌‌صورت درازمدت کار نکرده است. تجربه‌ی هفت سال حکومت‌داری رییس‌‌جمهور غنی، اکنون تقریبا همه‌ی جناح‌های سیاسی را به این نتیجه رسانده‌اند که اعتماد به کسی که اساسا از بنیاد باوری به کار مشترک ندارد، بیهوده است. چند ماه پیش زمانی که شکل‌گیری شورای عالی دولت روی میز جناح‌های سیاسی مطرح کشور قرار گرفته بود، چند گام مانده به اعلام رسمی تشکیل آن، در نطفه خوابید. رییس‌‌جمهور به اعضای این شورا تعهد داد که به واسطه‌ی یک فرمان بخشی از صلاحیت‌هایش را به شورای عالی دولت واگذار خواهد کرد اما شدت بی‌اعتمادی رهبران سیاسی به او به حدی بود که نتوانستند به این تعهد رییس‌‌جمهور اعتماد کنند. آن‌ها می‌خواستند انتقال صلاحیت‌های رییس‌‌جمهور به شورای عالی دولت باید به واسطه‌ی یک لویه‌جرگه انجام شود تا رییس‌‌جمهور نتواند از تاکتیک صدور فرمان برای انتقال صلاحیت ریاست‌‌جمهوری و سپس برگشت این صلاحیت‌ها به ریاست‌‌جمهوری توسط فرمان دیگری، استفاده کند.

    رییس‌‌جمهور غنی، فطرتا آدم قاطع، جدی و پرکاری است که هیچ اعتقاد و باوری به کار مشترک با جناح‌های مختلف و تأثیرگذار سیاسی برای اداره‌ی امور کشور ندارد. او صرفا می‌تواند با کسانی کار کند که هیچ روایت، مطالبه و دیدگاه مستقلی در خصوص چگونگی اداره‌ی امور کشور نداشته و گوش به فرمان رییس‌‌جمهور باشد. تعبیر جمهوریت چندنفره در دوره‌ی حکومت وحدت ملی و جمهوریت سه‌نفره در حکومت کنونی، صدها مصداق عینی دارد و یک ادعای پادرهوا نیست.

    برخلاف آنچه رییس‌‌جمهور در سخنرانی‌اش گفت اکنون زمان سخن گفتن در مورد «سلامت و ملامت» نیست، شهروندان افغانستان و جناح‌های سیاسی، با ۷ سال کارنامه‌ی قطوری که از آن خروارها «سلامتی و ملامتی» به جا مانده است، درگیر هستند. مردم و جناح‌های سیاسی با این پرسش مواجه هستند که چگونه می‌توانند به مردی به‌‌عنوان محور یک بسیج ملی اعتماد کنند که در ۷ سال کارنامه‌اش جز تک‌روی، بی‌اعتنایی به مطالبات مردم و انحصار، هیچ نشانه‌ای از بسیج و مشارکت وجود ندارد؟

    راه «محورشدن» از کجا می‌گذرد؟

    با وصف آن‌که جنگ به پشت دروازه‌ی شهرها رسیده، صدها هزار نفر در حال فرار و آوارگی هستند و تیغ طالب بر گلوی مردم نشسته اما پای بسیج‌شدن به محور رییس‌‌جمهور غنی همچنان می‌لنگد. مردم از خود می‌پرسند وقتی هنوز هم، خیزش‌های مردمی توسط اصلی‌ترین افراد حلقه‌ی سیاسی رییس‌‌جمهور با طعن و تهدید «ملیشه‌سازی» تعریف می‌شود، چگونه می‌توان تخم مرغ‌های خود را به سبد رییس‌‌جمهوری گذاشت که پس از گذشتن از پل انتخابات یا یک جنگ مقطعی با طالب، همراهانش را از زین به زیر نکشد؟

    هرچند بی‌اعتمادی به رییس‌‌جمهور در میان مردم و جناح‌های سیاسی، عمیق و سنگین است اما هنوز هم امکان‌هایی برای رییس‌‌جمهور در راستای تبدیل شدن به محور بسیج ملی مردم افغانستان در برابر طالبان وجود دارد.

    رییس‌‌جمهور باید فورا و در مقام عمل، مردم و جناح‌های سیاسی را به‌‌صورت معنادار و واقعی در امور جنگ، صلح و حکومت‌داری مشارکت دهد. رهبری جنگ از سطوح ارشد رهبری نهادهای امنیتی تا سطوح پایین‌تر باید به شبکه‌ای از مسئولان ورزیده، متعهد و صاحب‌صلاحیت فارغ از قومیت و تعلق سیاسی‌شان سپرده شود. بساط انحصار صلاحیت‌های تمام دستگاه اجرایی حکومت به دو یا سه نفر برچیده شده و اصل کار مشارکتی و مبتنی بر صلاحیت نهادی نهادها و مسئولان روی دست گرفته شود. رییس‌‌جمهور باید به معنای واقعی کلمه به مردم اعتماد کرده و صرفا از آن‌ها به‌‌عنوان سپر انسانی و چوب سوخت در جنگ سیاسی با طالبان استفاده نکند. اگر آقای غنی فکر می‌کند حکومت، حال و آینده‌ی کشور از آن مردم است، همان‌طور که از ملت انتظار بسیج ملی در برابر طالبان و جنگ با این گروه را دارد، باید به معنای واقعی کلمه به مردم اعتماد و به آن‌ها تکیه کند.

    شبکه‌ای متشکل از رهبران و جناح‌های سیاسی، کادرهای ورزیده‌ی نظامی و حکومت‌داری، نخبگان ملی و محلی باید به‌‌صورت گسترده در ساختارهای حکومت جابجا شده و صلاحیت و مسئولیت در موازات با هم در دستگاه اجرایی دولت، به معنای واقعی به مردم سپرده شود.

    تا زمانی که مردم و جناح‌های سیاسی عملا ناظر بر تغییر بنیادین رویکرد، کارشیوه و باورهای رییس‌‌جمهور از انحصار به مشارکت نباشند، نمی‌توانند در ذیل زعامت او در برابر طالبان بسیج شوند زیرا نمی‌توانند به مردی اعتماد کنند که در ۷ سال، جز بر طبل انحصار، عصبیت، تمرکزگرایی افراطی و تک‌روی نکوبیده است.

    واگذاری عملی و واقعی صلاحیت و مسئولیت از یک دستگاه سه‌نفره‌ی تصمیم‌گیری به یک شبکه‌ی وسیع افغانستان‌شمول و قدرتمند از سراسر کشور، تنها راهی‌ست که می‌تواند اعتماد مردم و جناح‌های سیاسی برای شکل‌گیری یک بسیج ملی را جلب کند. اگر رییس‌‌جمهور غنی از چنین اقدامی و واگذاری صلاحیت و مسئولیت به یک شبکه‌ی ورزیده، شایسته و توانمند از سراسر کشور می‌ترسد، پس صلاحیت زعامت سیاسی بر یک بسیج ملی برای جنگ در برابر یک تجاوز آشکار بر حریم کشور را ندارد.

    اطلاعات روز

  • اعلام جنگ علیه طالبان از سوی دولت و حمایت شورای ملی

    اعلام جنگ علیه طالبان از سوی دولت و حمایت شورای ملی

    هم‌زمان با گسترش دامنه جنگ در شهرها و راکد بودن مذاکرات صلح در دوحه، محمد‌اشرف غنی، رییس جمهور‌، روز دوشنبه، یازدهم اسد، برای اولین بار نشست فوق‌العاده شورای ملی را برگزار کرد. صحبت‌های رییس جمهور غنی در این نشست بر چهار محور متمرکز بود. رییس جمهور غنی با استناد به آیه قرآن کریم، گروه طالبان را متجاوز خواند و از مردم خواست که علیه این گروه بسیج شوند. به همین ترتیب او از توافق‌نامه دوحه میان امریکا و طالبان به‌عنوان یک روند شتاب‌زده یاد کرد و گفت که این روند نه‌تنها منجر به صلح نشد، بلکه برای مشروعیت‌بخشی به یک «گروه متجاوز» و مشروعیت‌زدایی از صف واحد جمهوریت تلاش شد. رییس جمهور غنی در این نشست فوق‌العاده به وحدت و یک‌پارچه‌گی میان مردم تاکید کرد و از اعضای شورای ملی خواست که شانه دهند تا یک آینده روشن برای افغانستان ترسیم شود. او وضعیت کنونی را ناشی از ضعف مدیریت در سطوح مختلف ادارت عنوان کرد و گفت که برای مدیریت و بهبود اوضاع، پلان شش‌ماهه را تدوین کرده‌اند که براساس آن تا شش ماه آینده وضعیت تغییر می‌کند. هم‌چنان رییس جمهور خطاب به طالبان گفت که در مقابل قوت‌های ویرانگر زانو نمی‌زند. به گفته او، یا در میز مذاکره زانو به زانو با طالبان می‌نشیند یا در میدان جنگ زانوهای‌ اعضای این گروه را می‌شکند. با این حال این سخنرانی رییس جمهور با موجی از واکنش‌ها روبه‌رو شده است. اعضای شورای ملی با استقبال از این سخنرانی رییس جمهور گفته‌اند که از نظام جمهوریت و نیروهای امنیتی پشتی‌بانی می‌کنند. شهروندان نیز این موقف رییس جمهور را ستوده‌ و گفته‌اند که هرچند این موقف ناوقت گرفته شده، اما می‌تواند شرایط را به نفع حکومت تغییر دهد. طالبان اما در واکنشی این گفته‌های رییس جمهور را «یاوه‌‌سرایی» خوانده و گفته‌اند که غنی تلاش داشت وضعیت بد و حالت «وارخطایی» خود را کنترل کند.

    گروه طالبان پس از خروج نیروهای خارجی به ‌جای تمرکز بیش‌تر بر مذاکرات صلح، بر حملات و افزایش خشونت تمرکز کرد‌. هرچند حکومت و جامعه‌ جهانی از این گروه خواستند که به مذاکرات معنادار صلح برگردند، اما ظاهراً به این خواست‌ها وقعی گذاشته نشد. هم اکنون طالبان بر بیش‌تر ولایات حملات تهاجمی کرده‌اند و مراکز ولایات را در محاصره گرفتند. این وضعیت سبب شد که محمداشرف غنی، رییس جمهور کشور، نشست فوق‌العاده شورای ملی را برگزار کند. او در این نشست گفت، به‌ رغم این‌که دولت برای برقراری صلح عادلانه و پایدار گام‌های موثر برداشته، اما طالبان نه‌تنها گامی برنداشته، بلکه جنگ را بر مردم و دولت افغانستان تحمیل کرده‌اند. رییس جمهور با استناد به آیه قرآن کریم، طالبان را گروهی متجاوز خواند و از مردم و اعضای مجلس خواست که در برابر این گروه ایستاده‌گی کنند. به گفته او، براساس حکم صریح قرآن، گروهی که از تجاوز دست برندارد، مسوولیت دینی همه مردم است که علیه آن جنگ کنند. او استدلال کرد که هدف تجاوز ایجاد فتنه و ابزار آن «مکر و خدعه» است. غنی افزود که این جنگ و فتنه بر مردم و دولت افغانستان تحمیل شده و اکنون وجیبه دینی و ایمانی هر مرد و زن مسلمان افغان است تا در مقابل آن بجنگند.

    رییس جمهور غنی تأکید کرد که مردم او را با شعار برقراری صلح، آرامش و پیش‌رفت اقتصادی انتخاب کرده‌اند و اکنون او تلاش می‌کند تا از جنگ و تلفات غیرنظامیان جلوگیری کند. به گفته او، پیش از این نیز آرمانش صلح پایدار و عادلانه بود و اکنون هم همین آرمان را دارد. غنی اما افزود که طالبان اراده‌ای برای صلح ندارند و جنگ را بر مردم تحمیل کرده‌اند. به گفته رییس جمهور، در چنین وضعیتی که در کشور جنگ جریان دارد، دردآورترین قسمت کار او، خواندن گزارش‌های تلفات غیرنظامیان و نظامیان کشور است.

    از سوی دیگر آقای غنی به برقراری آتش‌بس سه روز عید در سال ۱۳۹۷ اشاره کرد و گفت که این آتش‌بس یک ابتکار ملی و بیانگر سینه فراخ ملت بود. به گفته او، طالبان با چشم خود دیدند که افق این ملت چه‌قدر گسترده است. به گفته غنی، در آن زمان جوانان، زنان و مردم ما با طالبان صحبت کردند و هیچ کسی به آنان به دیده دشمن نگاه نکرد. او تأکید کرد که این آتش‌بس سه‌روزه درس بزرگی به طالبان بود. همین‌طور او افزود که درس‌های صلح ملی و عملی را در دو صفحه خلاصه و به مردم و جهانیان ارایه کرده است. رییس جمهور گفت: «دست‌یابی به صلح واقعی و پایدار، طبیعت و تاریخ مردم این سرزمین است و به دنبال درک عمیق‌تری از بستر ایدیولوژیکی، فرهنگی و تاریخی این سرزمین است.»

    موافقت‌نامه صلح دوحه، به طالبان مشروعیت بخشید

    محمداشرف غنی در بخشی از سخنانش به‌نحو تلویحی به موافقت‌نامه دوحه اشاره کرد و گفت که برای رسیدن به صلح، اجماع ملی و نقشه راه وجود داشت، اما مشکل از جایی شروع شد که درس‌های افغانی و بین‌المللی صلح مراعات نشد. به باور غنی، در این امر مهم، جای یک روند ملی و واقع‌بینانه را یک روند وارداتی و شتاب‌زده گرفت؛ روندی که به گفته غنی بر فرضیه‌های خام استوار بود و اساسش را فشار بر جمهوریت و تخریب دموکراسی می‌ساخت. رییس جمهور کشور تصریح کرد که این روند نه‌تنها منجر به صلح نشد، بلکه کوشش‌هایی برای مشروعیت‌بخشی به یک گروه متجاوز و تلاش برای مشروعیت‌زدایی از صف واحد جمهوریت شد. هم‌چنان او تأکید کرد که این روند شک و ابهام زیادی ایجاد کرد که بازده آن وضعیت کنونی است‌.

    غنی تاکید کرد که در افکار طالبان کدام تغییری نیامده است. او اما در جواب کسانی‌ که معتقدند طالبان تغییر کرده‌اند و به گفته غنی طالبان را سفیدنمایی می‌کنند، گفت: «بلی طالبان تغییر کرده‌اند؛ در ظلم و خشونت شدیدتر شده‌اند و نسبت به گذشته مزدورتر شده‌اند.» به گفته او، همان‌گونه که طالبان در دوران حاکمیت‌شان تاریخ، جرافیه و وطن‌دوستی را از نصاب حذف کرده بودند، اکنون باور عمیق‌تر به حذف دارند. وی افزود که در حال حاضر طالبان بالای تاریخ و جغرافیه این وطن هجوم آورده و مردم و دولت به این نتیجه رسیده‌اند که در مافیه‌الضمیر طالبان اعتقادی به صلح پایدار و عادلانه وجود ندارد. رییس جمهور تصریح کرد تا زمانی ‌که میدان جنگ تغییر داده نشود، این محاسبه گمراه‌‌کننده‌شان تغییر نمی‌کند. با آن‌ هم او از طالبان خواست که دشمنی را کنار بگذارند و زنجیر دوستی را با مردم افغانستان محکم کنند.

    تأکید بر وحدت میان مردم

    با این حال رییس جمهور یادآور شد که در این برهه زمانی، وقت وحدت و هم‌بسته‌گی فرا رسیده است. او افزود که حالا فرصتی برای جدا ساختن ملامت و سلامت نیست و وجدان آگاه مردم در این مورد قضاوت خواهد کرد. غنی بیان کرد که اکنون تمرکزش بیش‌تر بر وحدت و یک‌پارچه‌گی مردم است. به گفته او، اتحاد و اتفاق شرط بقا و پیروزی کشور است. رییس جمهور کشور گفت که اکنون زمان آن فرا رسیده است که یک گفتمان ملی آغاز شود.

    به باور رییس جمهور غنی، کشور امروز در معرض آزمون کلان ملی قرار گرفته است. او گفت سوال‌های زیادی را باید از خود بپرسیم؛ از جمله این‌که چگونه با داشتن تمدن چند‌هزار‌ساله، در برابر فتنه یک «مشت اجیر» و خون‌خوار از پا می‌افتیم؟ به گفته او، مردم باید با این‌همه سرمایه دینی، تاریخی و فرهنگی‌، اجازه ندهند که «مدرسه منحرف اکوره ختک» از بیرون سرنوشت‌شان را رقم بزند. او گفت: «آیا ما در مقابل گروهی که هیچ تفاوتی با خوارج صدر اسلام ندارد، زانو می‌زنیم؟ نه! نه!»

    نماینده‌گان، نیروهای مردمی را علیه طالبان بسیج کنند

    رییس جمهور غنی در بخش دیگر از سخنانش به خروج نیروهای خارجی از افغانستان اشاره کرد و گفت پنج سال پیش پیش‌بینی کرده بود که شرکای بین‌المللی افغانستان را ترک می‌کنند. به گفته او، در این مدت هزاران سرباز خارجی از کشور بیرون شده‌، اما نیروهای امنیتی توانسته‌اند این خلا را پر کنند. علاوه بر این، غنی تأکید کرد که دو سال پیش به رییس جمهور امریکا نامه نوشته است تا در‌باره خروج سربازان باقی‌مانده آن کشور تصمیم بگیرد. به گفته او، هرچند برخی از شهروندان تحلیل می‌کردند که امریکا افغانستان را ترک نمی‌کند، اما امریکا این کار را کرد و به‌طور ناگهانی تصمیم به خروج نیروهایش گرفت. او اما تصریح کرد که با خروج سربازان خارجی از افغانستان، خطراتی به میان آمده و مسوولیت بر‌طرف کردنش با همه مردم است.

    به همین ترتیب غنی در ادامه صحبت‌هایش گفت که کشور در سه ماه گذشته با یک حالت غیر‌مترقبه روبه‌رو شده است. به باور غنی در حال حاضر کشور مورد هجوم تبلیغات داخلی و خارجی قرار گرفته و برخی شایعات وجود دارد که گویا وضعیت کنونی نتیجه معامله پنهانی است. غنی با اطمینان گفت که هیچ معامله‌ای در کار نیست، بلکه این وضعیت ناشی از عدم آماده‌گی دوجانبه و ضعف‌های خُرد و ریز در سطوح مختلف بوده است. به گفته او، همین دلیل‌ها سبب به وجود آمدن یک حالت مبهم شده بود. غنی به اعضای مجلس نماینده‌گان گفت نمی‌خواست در شرایطی که مسایل مبهم بود و مشخص نبود که نیروهای امنیتی توان تطبیق طرح‌ها را دارند یا نه، به مجلس چیزی بگوید که بعداً عملی نشود. او گفت: «نمی‌توانستم که یک حالت خیالی را ترسیم و براساس آن وعده‌های کاذب دهم. امروز این ابهام تا حدی زیادی رفع شده است. استقرار نسبی قوا به وجود آمده است. امروز در خدمت‌تان هستم تا در مورد آینده حرف بزنیم.»

    او از اعضای شورای ملی خواست که شانه دهند تا برای افغانستان یک آینده روشن ترسیم شود. غنی خاطر‌نشان کرد که هر نماینده ملت با هزاران نفر ارتباط دارند و می‌توانند از روابط قوی و شبکه‌‌ای‌شان برای بسیج ملی استفاده کنند تا یک جواب قاطع به دشمنان داده شود.

    تقسیم وظایف نیروهای امنیتی

    رییس جمهور غنی در ادامه خاطر‌نشان کرد که یک پلان واضح برای رسیدن به «استقرار» در شش ماه آینده تدوین کرده و تطبیق آن آغاز شده است. او افزود که پیش‌بین تمام خطرات و فرصت‌ها است و اکنون نیروهای امنیتی قابلیت استقرار را پیدا کرده‌اند و روزبه‌روز قوی‌تر شده‌اند. به گفته غنی تا شش ما آینده کشور به حالت استقرار و بعد از آن به حالت مطلوب می‌رسد. رییس جمهور تصریح کرد که تنها به همکاری مردم و نماینده‌گان‌شان این کشور می‌تواند با توان و قوت به پا ایستاد شود.

    رییس جمهور به نماینده‌گان مردم گفت که دولت با یورش بی‌سابقه تروریسیم روبه‌رو شده و طالب نیز آن طالب ۲۴ سال پیش نیست. به گفته رییس جمهور، طالبان نسبت به گذشته جابرتر، خون‌خوارتر و ظالم‌تر هجوم آورده‌اند. غنی افزود که طالبان خلاف تعهدات‌شان نه‌تنها روابط‌شان با تروریست‌های بین‌المللی را قطع نکرده، بلکه قوی‌تر نیز کرده‌اند. او گفت که خشونت گروه طالبان اکنون بیش از هر زمانی شده است. او افزود که طالبان نسبت به احکام و ارزش‌های دینی بیش از پیش بی‌اعتنا شده‌‌ و حملات‌شان بر زنان، خبرنگاران و جامعه مدنی را افزایش داده‌اند. رییس جمهور همین‌طور افزود که دولت این بار با یک حرکت پراکنده و بی‌تجربه روبه‌‎رو نیست، بلکه در برابر یک دستگاه منظم سوق و اداره قرار دارد. او تشریح داد که در عقب این ایتلاف نامقدس، تروریسم بین‌المللی قرار دارد. او گفت: «با یورش روبه‌رو هستیم که عقبه آن را مفکوره دون و تاریک‌اندیش پر می‌کند. با یورشی روبه‌رو هستیم که در عقب آن باج‌گیران بنادر و قاچاقبران مواد مخدر، کرومایت و طلا قرار دارند. این جنگ را در برابر ایتلاف نامقدس گروه‌های تروریستی ایدیولوژیک، قاچاقبران و باج‌گیران می‌نماییم.»

    با این‌همه غنی توضیح داد که پلان امنیتی حکومت واضح است و همه آماده‌گی برای دفع «موج فتنه» در شش ماه آینده گرفته شده است. به گفته او، محاسبه اشتباه پیروزی از راه نظامی طالبان را ذلیل خواهد کرد. هم‌چنان رییس جمهور غنی تقسیم وظایف بین قوا را نیز تشریح کرد. براساس گفته‌های او، اردو باید بر بر ساحات استراتژیک و دفاع متمرکز شود، پولیس امنیت شهرهای و ولسوالی استراتژیک را تأمین کند و ریاست امنیت ملی و شورای امنیت بسیج مردمی را در کنار نیروهای امنیتی هماهنگ کنند. او تأکید کرد که جامعه جهانی از تمامی پلان‌های دولت حمایت مالی و سیاسی می‌کند. به این ترتیب رییس جمهور در این نشست فوق‌العاده از اعضای شورای ملی خواست که با قاطعیت از نظام و نیروهای امنیتی حمایت کنند. هم‌چنان او از اعضای شورای ملی خواست که مردم را بسیج و بر ضد این فتنه طالبان صدا بلند کنند.

    طالبان تصیم بگیرند؛ صلح می‌‌خواهند یا جنگ؟

    محمداشرف غنی، در بخشی دیگر از سخنانش یادآور شد که ۷۲ سال دارد و هیچ چیزی جز آرامش و صلح برایش مهم نیست. او گفت هر اقدامی که برای صلح، آرامش و رفاه مردم می‌کند، از جانب مقابل (طالبان) چیزی جز کشتار و خشونت نمی‌بیند. غنی افزود که از او توقع اغماض نداشته باشند. به گفته رییس جمهور، مردم از او توقع دارند که کشور را قاطعانه از این آزمون بگذراند. او به طالبان خطاب کرد و گفت که انتخاب کنند، جنگ می‌خواهند یا صلح. او تأکید کرد که در مقابل هیچ قدرت ویرانگر زانو نمی‌زند؛ او یا در میز واقعی مذاکرات صلح با طالبان زانو به زانو می‌نشیند یا زانوی طالبان را در میدان جنگ می‌شکند. او افزود که ما انتخاب کرده‌ایم و اکنون این طالبان و حامیان‌شان هستند که باید انتخاب کنند.

    واکنش‌ها

    سخنرانی غنی با واکنش‌هایی روبه‌رو شده است. شورای ملی و شماری از شهروندان از این اقدام غنی استقبال کرده و حمایت‌شان را از نظام و نیروهای امنیتی اعلام کرده‌اند. اعضای شورای ملی پس از برگزاری نشست فوق‌العاده با حضور رییس جمهور، یک اعلامیه مشترک را به تصویب رساندند. در این اعلامیه مشترک از نظام جمهوریت، پروسه صلح و نیروهای امنیتی حمایت شده است. شورای ملی در این اعلامیه از طالبان خواسته است که باید ماشین «یتیم‌سازی و ویرانگری اقتصادی» را که به راه انداخته‌اند، متوقف کنند. شورای ملی گفته است که قربانی اصلی خشونت‌ها در کشور، مردم عادی و جامعه فقیر کشور‌ند، بنابر‌این گروه طالبان نباید بیش‌ از این تاریخ تمدن منطقه را ویران کند. شورای ملی از طالبان خواسته است به صلحی که خواست قرآن کریم نیز است، بپیوندند. در بخشی از اعلامیه مشترک مجلس نماینده‌گان و مجلس سنا، از سازمان ملل متحد، امریکا، کشورهای دخیل در مساله افغانستان، سازمان‌های جهانی و منطقه‌ای و نیز سازمان همکاری‌های اسلامی خواسته شده است تا مردم افغانستان را همانند دو دهه گذشته حمایت مادی و سیاسی کرده و در راه رسیدن به صلح دایمی و پایدار، همکاری همه‌جانبه کنند.

    سرور دانش، معاون دوم رییس جمهور، سخنان رییس جمهور را از هر جهت راه‌گشا و سازنده خوانده است. او در صفحه فیس‌بوکش نوشته است که به همه سوالات پاسخ روشن داده و به همه ابهامات و تردیدها نقطه پایان گذاشته شد. به گفته او، موضع رهبری حکومت از هر جهت و در همه موارد مهم و سرنوشت‌ساز ملی هم‌چون صلح، جنگ، چگونه‌گی پیش‌رفت مذاکرات و گفت‌وگوهای معنادار صلح، ماهیت دشمن و مسوولیت‌های ملی مردم افغانستان به‌صراحت و روشنی تمام بیان شد. دانش گفته است که از موقف سازنده رییس جمهور حمایت همه‌جانبه می‌کند. او تصریح کرده که اکنون وظیفه همه مردم افغانستان که با حرکت متحد در یک مسیر روشن و با صفوف فشرده، به دفاع از جمهوریت و نیروهای امنیتی به پا خیزند.

    کاوه جبران، نویسنده‌ و شاعر‌، گفته است که موقف رییس جمهور غنی هرچند دیر است، اما هنوز کار‌ساز است. او اما تأکید کرده است که این مهم در صورتی امکان‌پذیر است که کار عملی و صداقت آن را پشتی‌بانی کند. او از رییس جمهور خواسته است که زمینه مداخله شماری از چهر‌ه‌های حکومت در نهادهای امنیتی را بگیرد و تصامیم جنگی را به شورای عالی مدیران جنگ بسپارد. همین‌طور از حکومت خواسته است که نیروهای مقاومت مردمی را به رسمیت بشناسد و تجهیز و تمویل آن‌ها را به موازات سایر نیروهای امنیتی بدون سیاست‌بازی و تبعیض انجام دهد. این نویسنده کشور به حکومت پیشنهاد کرده است که خدمت سربازی را به‌طور موقت اجباری کند و افراد زیر چهل سال را به جنگ با طالبان فرا بخواند.

    طالبان اما در واکنشی این گفته‌های رییس جمهور غنی را «یاوه‌سرایی» توصیف کرده‌اند. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان، در توییتی گفته است که رییس جمهور غنی تلاش داشت وضعیت بد و حالت وارخطایی خود را کنترل کند. او گفته است که اعلان جنگ، وارد کردن اتهامات و ارایه معلومات «کاذب»، عمر حکومت غنی را دراز نمی‌تواند.

    رییس جمهور غنی در حالی نشست فوق‌العاده شورای ملی را دایر کرد که گفت‌وگوهای صلح دوحه نتیجه ملموسی در پی نداشته است. هرچند منابع در دوحه می‌گویند که گفت‌وگوهای صلح میان هیأت‌های مذاکره‌کننده دو طرف جریان دارد، اما تاکنون روی اصل اجندا که همانا برقراری آتش‌بس، تعیین میانجی و توافق سیاسی باشد، بحث آغاز نشده است.

  • معاش کارمندان دولت تلفنی پرداخت می شود

    معاش کارمندان دولت تلفنی پرداخت می شود

    ارگ ریاست‌جمهوری می‌گوید برنامه‌ی پرداخت معاشات کارمندان دولتی از طریق تلفن افتتاح شده است.

    ریاست‌جمهوری کشور با نشر خبرنامه‌ای گفت این برنامه قبل از ظهر امروز (دوشنبه، ۱۱ اسد) با حضورداشت رییس‌جمهور اشرف غنی در ارگ افتتاح شده است.

    در خبرنامه به نقل از اجمل احمدی، سرپرست بانک مرکزی (د افغانستان بانک) آمده است در این برنامه، انتقال پول از طریق تلفن‌های معمولی و بدون انترنت صورت می‌گیرد.

    او گفته است که پس از این تمامی کارمندان ملکی و نظامی دولت با داشتن تلفن‌های عادی می‌توانند حساب‌های‌شان را بررسی کنند و معاشات‌شان را به خانواده‌ها و هرکسی که بخواهند، انتقال دهند.

    آقای غنی افتتاح برنامه‌ی پرداخت معاشات کارمندان دولت از طریق تلفن را پیشرفت اساسی و گام تاریخی توصیف کرده است.

    او گفته که این سیستم در جلوگیری از فساد و ایجاد شفافیت مهم است و منسوبین نیروهای امنیتی و دفاعی پس از این معاشات‌شان را می‌توانند به آسانی به خانواده‌های‌شان ارسال کنند.

    آقای غنی تأکید کرده که این سیستم و تجربه‌ی آن در افریقا موفق بوده است.

  • در 24 ساعت گذشته 587 بیمار جدید شناسایی و 30 بیمار دیگر جان باخته است

    در 24 ساعت گذشته 587 بیمار جدید شناسایی و 30 بیمار دیگر جان باخته است

    وزارت صحت عامه امروز دوشنبه (۱۱ اسد) می‌گوید که در شبانه روز گذشته ۵۸۷ مریض جدید کرونایی شناسایی شده و ۳۰ نفر جان داده‌ است.
    به نقل از وزارت صحت شمار مجموعی مریضان مبتلا به کرونا به ۱۴۸ هزار و ۵۷۲ نفر و تعداد جان‌باختگان به شش‌هزار و ۸۰۴ نفر افزایش یافته است.
    این وزارت همچنین گفته است که در بیست‌وچهار ساعت گذشته ۹۴۵ نفر از مریضان مبتلا به کرونا سلامتی‌شان را باز یافته‌اند.
    وزارت صحت می‌گوید که شمار بهبودیافتگان به ۱۰۰ هزار و ۳۶ نفر افزایش یافته است.

  • داکتران بدون مرز: زندگی در لشکرگاه غیرممکن شده است

    داکتران بدون مرز: زندگی در لشکرگاه غیرممکن شده است

    سازمان داکتران بدون مرز اعلام کرد در هفته‌های اخیر درگیری‌ها میان نظامیان دولتی و جنگ‌جویان گروه طالبان به شهرها از جمله شهر لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند کشیده شده است. این سازمان گفته است که زندگی در شهر لشکرگاه به بُن‌بست رسیده است.

    در اعلامیه‌ی داکتران بدون مرز که امروز (دوشنبه، ۱۱ اسد) منتشر شده، آمده است که در بیشتر بخش‌های پرجمعیت شهر لشکرگاه شلیک‌های بی‌وقفه، حملات هوایی و راکتی صورت گرفته است. خانه‌های مسکونی مورد حمله قرار گرفته و شمار زیادی مردم زخمی شده‌اند.

    به نقل از اعلامیه، جنگ در محدوده‌ای از شهر لشکرگاه، کار رسیدگی به زخمیان را برای سازمان داکتران بدون مرز دشوار کرده است. این سازمان گفته است که کارمندانش که از ساکنان این شهر اند، از ترس زیاد نمی‌توانند از خانه‌های‌شان بیرون شوند.

    داکتران بدون مرز گفته است: «این وضعیت بسیار خطرناک است و زندگی به بُن‌بست رسیده است. شماری از کارمندان ما شب در شفاخانه [شفاخانه بست مورد حمایت داکتران بدون مرز] باقی می‌مانند چون مصون‌تر است، اما در پهلوی آن می‌توانند به تداوی مریضان بپردازند. ماه‌ها وضعیت وخیم بود ولی اکنون وضعیت وخیم‌تر شده است.»

    با این حال، سارا لیهی، هماهنگ‌کننده‌ی پروژه داکتران بدون مرز در هلمند گفته است که شفاخانه بست تنها در یک روز ده عمل جراحی را بالای کسانی که در جنگ زخمی شده‌اند، انجام داده است.

    به‌گفته‌ی او، از سوم ماه می که جنگ شدت یافته تا ۳۱ ماه جولای، تیم‌های داکتران بدون مرز ۴۸۲ زخمی جنگ را درمان کرده‌اند. ۹۲ درصد این افراد در حملات راکتی و گلوله‌باری زخمی شده و ۲۶ درصد آنان زیر ۱۸ سال بوده‌اند.

    داکتران بدون مرز به کمبود امکانات صحی اشاره کرده و گفته است که شدت جنگ نیازهای صحی را فراتر از مراقبت از تروما شدت می‌بخشد.

    جنگ در شهر لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند از روز جمعه هفته‌ی گذشته شدت گرفته است. طالبان ادعا کرده‌اند که بخش‌هایی از این شهر را تصرف کرده‌اند.

    وزارت دفاع افغانستان روز گذشته صدها نیروی کماندو را برای سرکوب طالبان به لشکرگاه اعزام کرده است. در حال حاضر درگیری میان دو طرف در بخش‌های از این شهر ادامه دارد.  نیروهای امریکایی نیز مواضع طالبان را در این شهر هدف قرار داده‌اند.

  • رئیس شورای علمای شیعه هرات: خیزش مردمی حمایت نشود هرات سقوط می کند

    رئیس شورای علمای شیعه هرات: خیزش مردمی حمایت نشود هرات سقوط می کند

    جنگ در افغانستان این روزها وارد فاز بسیار شدید و مرگباری شده است: طالبان که از چندی بدینسو حملاتشان برای تصرف مناطق در ولایات مختلف افغانستان را افزایش داده بودند اکنون برای تصرف کلان شهرها برنامه دارند. در این میان کلان شهر هرات خیلی زودتر از حد تصور مورد هجوم طالبان قرار گرفته است. براساس گزارشات از نوزده ولسوالی ولایت هرات، حدود هفده ولسوالی هم اکنون در تصرف طالبان است و تنها دو ولسوالی در اختیار نیروهای دولتی ست. تسلط دولت بر این دو ولسوالی هم در حد مراکز این دو ولسوالی ست و در اطراف آن طالبان حضور دارند.

    حجت الاسلام و المسلمین شیخ محممد موسی رضایی، رئیس شورای علمای شیعه هرات، در گفت و گو با خبرگزاری رها و در توضیح وضعیت کنونی ولایت هرات گفت:«طالبان در تازه ترین حملاتشان به ولایت هرات پس از تصرف ولسوالی های انجیل و گذره تا پل پشتون و پل مالان پیش آمده بودند و حتی خود را به نزدیکی شفاخانه نور در شهر هرات رسانده بودند.»

    تهاجم گسترده طالبان اما به کمک نیروهای خیزش مردمی با محوریت امیر اسماعیل خان از چهره های سرشناس جهادی پس زده شد و اکنون ولسوالی انجیل، ساختمان ولسوالی گذره و اطراف میدان هوایی هرات از وجود طالبان پاکسازی شده است. امروز پروازهای هرات-کابل از سر گرفته و پایگاه مهم طالبان در منطقه «سیاوشان» هرات درهم کوبیده شد.

    استاد رضایی در ادامه و در پاسخ به سوال اهمیت ولایت هرات و به ویژه مرکز این ولایت برای طالبان به سه موضوع اشاره نمود:

    اهمیت جمعیتی

    رئیس علمای شیعه هرات در مورد اولین دلیل اهمیت هرات برای طالبان به مساله جمعیت اشاره کرد و گفت هرات با جمعیت چهار میلیونی خود پس از کابل دومین کلان شهر افغانستان می باشد و برای طالبان حائز اهمیت می باشد.

    اهمیت اقتصادی

    حجت الاسلام رضایی به عنوان دومین دلیل اهمیت هرات برای طالبان به موضوع اقتصاد اشاره کرد. وی افزود ولایت هرات با کشورهای ایران و ترکمنستان مرز مشترک دارد: هرات از طریق مرز گمرکی اسلام قلعه با ایران و از طریق مرز گمرکی ترغندی با کشور ترکمنستان ارتباط دارد. مواد غذایی، سوخت و دیگر کالاهای مصرفی مورد نیاز مردم از طریق این دو مرز گمرکی وارد افغانستان می شود. نه تنها ولایات غربی که کابل و دیگر ولایات افغانستان از کالاهای وارداتی از طریق این دو مرز بهره مند می شوند. تسلط طالبان بر این دو مرز گمرکی سبب افزایش درآمدهای مالی این گروه می شود.

    اهمیت سوق الجیشی

    استاد رضایی در ادامه به توضیح اهمیت سوق الجیشی ولایت هرات برای طالبان پرداخت. وی گفت ولایت هرات به نوعی مسیر ورود طالبان به ولایاتی چون «فراه، نیمروز، بادغیس و غور و حتی ولایت بلخ» می باشد. در صورت تسلط طالبان بر ولایت هرات به تدریج امکان دسترسی این گروه به ولایات بلخ و جوزجان از طریق ولایت بادغیس ممکن می شود. با تصرف هرات، طالبان می توانند راحت تر جبهه جنگ خود در شمال را اکمال کنند.

    بی میلی نیروهای امنیتی برای جنگ با طالبان

    با افزایش حملات تهاجمی طالبان برای تصرف جغرافیای حداکثری مشاهده شد که در بسیاری موارد این گروه بدون جنگ مناطق و ولسوالی ها را تصرف کردند.

    رئیس شورای علمای شیعه هرات در این مورد گفت:«به نظر می رسد اراده لازم برای جنگ با طالبان در رده رهبری سطح بالای نیروهای امنیتی وجود ندارد. تنها برخی از فرماندهان و نیروهای امنیتی و آن هم به دلایل شخصیتی و دوست داشتن وطن در جنگ با طالبان از خود روحیه و اراده نشان می دهند.»

    این چهره سرشناس جهادی تاکید کرد در بسیاری از ولسوالی ها حتی قبل از آمدن طالبان ولسوالی و قومندان امنیه منطقه را ترک کرده بودند.

    آقای رضایی گفت:«بسیاری از ولسوالی ها قبل از ورود طالبان سقوط کرده بودند و وقتی طالبان آمدند قومندان امنیه و ولسوالی و دیگر مسئولین امنیتی فرار کرده بودند.»

    بی توجهی حکومت به داوطلبان شیعه برای جنگ با طالبان

    حجت الاسلام و والمسلمین رضایی در بخش دیگری از صحبت های خود به خیزش های مردمی برای مقابله با طالبان اشاره کرد و گفت:« مردم شیعه به ویژه شیعیان مناطق مرکزی که در چهار اطراف هرات(شمال، جنوب، شرق و غرب) ساکن هستند برای جنگ با طالبان و دفاع از هرات داوطلب شدند، اما حکومت با میلی از آنها حمایت نکرد و سلاح و مهمات در اختیار آنها قرار نداد.

    استاد رضایی تاکید کرد اگر حکومت با حمایت از شیعیان هرات یک کمربند امنیتی ایجاد می کرد طالبان حتی خواب رسیدن به دروازه های هرات را نمی توانستند در سر بپرورانند.

    به گفته این عالم دینی مقصر سقوط ولسوالی های هرات و احتمالا سقوط شهر هرات حکومت است.

    استاد رضایی گفت:«حکومت به مردم شیعه یا اعتماد نکرد و یا سلاح و مهمات کافی نداشت تا در اختیار آنان قرار دهد.»

    وی افزود شیعیان اکنون در قالب خیزش های مردمی در هرات در جنگ حضور ندارند و بی طرف می باشند. اما برخی اقوام دیگر و حتی برخی شخصیت ها از قوم خاص با استفاده از منبر مساجد و نماز جمعه از طالبان حمایت می کنند و در اجتماعات خصوصی با طالبان هماهنگ نشان می  دهند.

    جبهه دولت تغییر نکند، هرات بدون شک سقوط می کند

    رئیس شورای علمای شیعه هرات تاکید می کند در صورتیکه حکومت جبهه خود را تغییر ندهد و از نیروهای خیزش مردمی حمایت نکند، بدون شک هرات سقوط می کند. حکومت در صورتیکه سیستم مدیریت جنگ خود در ولایت هرات را عوض نکند و به صورت همه جانبه از خیزش های مردمی به ویژه شیعیان حمایت نکند، هرات به دست طالبان می افتد.

  • در دو هفته گذشته نزدیک به 10 هزار مهاجر از ایران و  پاکستان به کشور بازگشته اند

    در دو هفته گذشته نزدیک به 10 هزار مهاجر از ایران و پاکستان به کشور بازگشته اند

     براساس آمار وزارت مهاجرین و عودت‌کننده‌گان، در دو هفته گذشته (۲۶ سرطان تا ۸ اسد) ۱۱ هزار و ۹۲۳ نفر از مهاجران افغانستان از ایران و پاکستان به کشور بازگشته‌اند.

    طبق معلومات بخش مرزی وزارت امور مهاجرین، ۱۱ هزار و ۸۸۲ نفر از ایران بازگشته‌اند.

    این افراد عمدتاً کسانی بوده‌اند که برای کار به ایران سفر کرده بودند و یا کسانی‌اند که به قصد سفر به کشورهای دیگر به ایران رفته بودند.

    وزارت مهاجرین تأیید کرده است که شماری از این مهاجران توسط نیروهای مرزی ایران بازگشت داده شده‌اند.

    در دو هفته گذشته ۳۱ مهاجر دیگر از طریق مرز تورخم از پاکستان به کشور برگشته‌اند.

    وزارت مهاجرین و عودت‌کننده‌گان گفته است که از میان بازگشت‌کننده‌گان پنج درصد آن نیازمند شناسایی شده‌اند و کمک‌های بشردوستانه دریافت می‌کنند.

  • محقق: طالبان به دنبال سیطره بر افغانستان از طریق جنگ می باشند

    محقق: طالبان به دنبال سیطره بر افغانستان از طریق جنگ می باشند

    مشاور رئیس جمهور شامگاه یکشنبه در مصاحبه‌ای گفت آمریکایی‌ها به شکست خود در افغانستان اعتراف کردند.

    «محمد محقق» مشاور امور سیاسی و امنیتی رئیس جمهور افغانستان گفت که آمریکایی‌ها به شکست خود در افغانستان اعتراف کردند.

    وی که با شبکه خبری المیادین مصاحبه می‌کرد، گفت: «خروج آمریکایی‌ها از افغانستان بر اساس منافع آنها بوده و بیانگر منافع دموکرات‌ها و دولت بایدن است این در حالی بود که فرماندهان نظامی آمریکا با این خروج شتاب زده موافق نبودند».

    مشاور امور سیاسی و امنیتی رئیس جمهور افغانستان اضافه کرد: «گروه طالبان بدون آنکه با درگیری مواجه شود وارد مناطقی شده و این موضوع به این دلیل بوده که نیروهای افغانستانی به دنبال تجمیع و تمرکز بر خط دفاعی خود بودند».

    محقق در ادامه این مصاحبه با اشاره به وجود جنگ داخلی در افغانستان در شرایط کنونی گفت: «در حال حاضر نیروهای مردمی در کنار دولت، ارتش و پلیس در حال جنگ بوده و این به گسترش جنگ انجامیده است».

    وی گفت: «مذاکراتی که ۱۰ ماه در دوحه قطر به طول انجامید هیچ نتیجه‌ای در بر نداشته و طالبان به دنبال صلح در افغانستان نیست بلکه خواستار اشغال افغانستان و سیطره بر این کشور از طریق جنگ است».

    مشاور امور سیاسی و امنیتی رئیس جمهور افغانستان تاکید کرد: «ما در برابر مسیر طولانی قرار داریم تا طالبان بفهمد که مسیر نظامی به نتایج دلخواهی که آنها به دنبال آن هستند نمی‌رسد».

    محقق اضافه کرد: «تا زمانی که طالبان به این عقیده نرسد که رسیدن به صلح از راهی غیر از جنگ حاصل می‌شود، مذاکرات هرگز به نتیجه نخواهد رسید».

    وی گفت: «طالبان به دنبال تشکیل دولت طالبانی محض بوده و نظام کشور را به آن چیزی که ۲۰ سال پیش بوده بازگرداند».

    مشاور امور سیاسی و امنیتی رئیس جمهور افغانستان تاکید کرد نظامی کنونی این کشور نظام اسلامی بوده اما درک آنها از اسلام با درکی که طالبان از اسلام دارد متفاوت است.

    محقق تاکید کرد: «هرگز از جمهوریت افغانستان کوتاه نخواهیم آمد این در حالی است که طالبان نه اعتقادی به انتخابات و نه جمهوریت دارد».

    وی ادامه داد: «حقوق زنان، حقوق بشر و کودکان و حقوق اقلیت‌ها در قانون اساسی درج شده و هرگز از آن کوتاه نخواهیم آمد».

    این مقام افغانستانی گفت در صورتی که طالبان به این نتیجه برسد که مسیری که در پیش گرفته بن‌بست بوده، دولت این کشور آماده از سرگیری مذاکرات است.

    محقق تاکید کرد: «طالبان همان طالبان ۲۰ سال پیش است و معتقدم که جنگ شعله‌ور تر شخواهد شد و دولت افغانستان با تهدیدات بیشتری مواجه خواهد بود».

    وی گفت: «زمانی که طالبان توافقی که با آمریکا به امضا رسانده را نقض کند جنگنده‌های آمریکایی ما را همراهی خواهند کرد».

    مشاور امور سیاسی و امنیتی رئیس جمهور افغانستان به توافق سیاسی که آمریکا با طالبان امضا کرده اشاره کرد و گفت این توافق به افغانستان ضرر شد چون سطح طالبان را ارتقا داد.

    محقق گفت: «روابط دولت افغانستان با کشورهای همجوار نظیر ایران، ازبکستان و تاجیکستان و دیگر کشورها خوب بوده اما برخی موضوعات با پاکستان در خصوص گروه‌های تروریستی باقی مانده است».

    به گزارش خبرگزاری فارس، ایالات متحده و دیگر کشورهای عضو ناتو در سال ۲۰۰۱ در پاسخ به حملات ۱۱ سپتامبر همان سال در آمریکا، به افغانستان حمله نظامی کردند و از آن زمان، حضور نظامی و اشغالگری آن‌ها در افغانستان ادامه داشته است.

    بعد از توافق فوریه ۲۰۲۰ آمریکا و طالبان و امضای «توافقنامه صلح» بین دو طرف، روند خروج نظامیان آمریکایی و متحدان این کشور از افغانستان شروع شده و به گفته رسانه‌های آمریکایی بیش از نود درصد نیروهای آمریکایی این کشور را ترک کرده‌اند.

  • حمله طالبان به زندان هلمند دفع شد

    حمله طالبان به زندان هلمند دفع شد

     قول اردوی ۲۱۵ میوند اعلام کرد حمله طالبان به زندان هلمند با کشته‌شدن ۳۷ عضو این گروه دفع شده است.

    طبق خبرنامه قول اردوی ۲۱۵، شب گذشته (یک‌شنبه، ۱۰ اسد) گروه ۴۰ نفری طالبان به زندان شهر لشکرگاه حملات تهاجمی انجام دادند که با مقاومت نیروهای امنیتی و هوایی دفع شد.

    این پایگاه ارتش گفته است که طی درگیری‌ها و ضربات هوایی از جمله ۴۰ نفر حمله کننده، ۳۸ آنا کشته و دو نفر آنان زخمی شده‌اند.

    طی سه روز گذشته جنگ شدید میان نیروهای دولتی و طالبان در شهر لشکرگاه جریان دارد.

    در کنار لشکرگاه، شهرهای هرات و قندهار زیر حملات طالبان قرار دارند.

  • وقت غنی به پایان رسیده است

    وقت غنی به پایان رسیده است

    مجاهد در توئیتی نوشت: «ملت فیصله کرده‌است خائنان ملی را تعقیب و به میز عدالت می‌کشاند.»

    سخنگوی طالبان درباره زمان و مکان و مرجع «فیصله ملت» توضیحی نداده است.

    سخنگوی طالبان افزوده است: «اعلان‌های جنگ، وارد کردن اتهامات و ارائه معلومات کاذب، عمر غنی را دراز کرده نمی‌تواند، وقت وی به پایان رسیده‌است.»

    گفتنی است اشرف غنی، رئیس جمهور امروز در نشست فوق العاده پارلمان و مجلس سنای کشور تاکید کرد در مسئولیت خود باقی خواهد ماند و اگر مذاکره با طالبان به سرانجام نرسد قاطعانه در مقابل این گروه خواهد ایستاد.

    اشرف غنی گفت: مشکل از جایی شروع شد که یک روند شتاب زده وارداتی، جای یک روند ملی را گرفت که بر فرضیه های خام و استوار بود. روند جاری صلح نه تنها منجر به صلح نشد، بلکه کوشش هایی برای مشروعیت بخشی به یک گروه متجاوز گردید.

    رئیس جمهور افزود: متاسفانه هر اقدامی برای آبادی و رفاه مردم می کنم از جانب مقابل غیر از کشتار و ویرانگری چیز دیگری نمی بینم؛ پس در این موقعیت از من انتظار اغماض نداشته باشید. مردم از من می خواهند قاطعانه و مدبرانه افغانستان را از این آزمون بگذرانم؛ من ثابت و محکم در جای خود ایستاده ام و آن بید ضعیفی نیستم که از هر بادی بلرزم.

  • پاکستان ریشه مشکلات افغانستان است

    پاکستان ریشه مشکلات افغانستان است

    زاهد حفیظ چودری سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان امروز دوشنبه(۱۱ اسد) به اظهارات اخیر کریس الکساندر سفیر پیشین کانادا در افغانستان واکنش نشان داد.
    کریس الکساندر وزیر اسبق امور مهاجرین و سفیر پیشین کانادا در افغانستان به تازگی در توییتی عمران خان نخست‌وزیر پاکستان را «کلاهبردار تمام عیار و دروغگوی بی‌شرم و یک شارلاتان توصیف کرد که ده‌ها سال در بین بی‌فکرترین مردم، تفکر طالبانی را» تقویت می‌کرده است.
    سخنگوی وزارت خارجه پاکستان با محکوم نمودن سخنان وی، اظهارات او را در مورد نقش پاکستان در روند صلح افغانستان گمراه‌کننده و بی‌اساس خواند.
    سفیر پیشین کانادا پیش از این نیز در اظهاراتی گفته بود پاکستان ریشه مشکلات افغانستان است و تا زمانی که این کشور تحریم نشود، صلح در افغانستان تأمین نمی‌شود.
    او به تازگی نیز عکسی را منتشر کرده که شماری از جنگجویان گروه طالبان را در کنار یک دیوار سیمی نشان می‌دهد. او با نشر این عکس گفته است که هرکس در مداخله و تجاوز پاکستان بر افغانستان شک کند، احمدق خواهد بود.

  • اعلام جنگ علیه طالبان اگر زودتر صورت می گرفت نتیجه می داد/سخنان غنی پوپولیستی ست

    اعلام جنگ علیه طالبان اگر زودتر صورت می گرفت نتیجه می داد/سخنان غنی پوپولیستی ست

    به دنبال افزایش خشونت‌ها در کشور و شدت‌گرفتن درگیری میان جنگ‌جویان طالب و نیروهای امنیتی و خیزش مردمی، به دستور رییس‌جمهور غنی، امروز –دوشنبه، ۱۱ اسد-، نشست فوق‌العاده‌ی پارلمان، برگزار شد. محتوای این نشست، در شبکه‌های مجازی بازتاب گسترده‌ای یافته و واکنش‌هایی را به هم‌راه داشته است.

    شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی، می‌‌گویند رییس‌جمهور غنی، هرچند دیر اما؛ تصمیم درستی گرفته است و باید طیف گسترده‌ای از مقاومت در برابر گروه طالبان شکل بگیرد.

    علی‌رضا شریفی، استاد دانشگاه، در برگه‌ی فیسبوکش، نوشته است؛ اگر اشرف غنی، این موضع‌گیری‌ها را در دوران ریاست‌جمهوری اش انجام می‌داد، به طور قطع، امروز وضعیت بهتری داشتیم. «اقدامات اخیر رییس‌جمهور، گرچه دیر انجام شده، ولی درست است و همه باید از  آن حمایت کنیم.»

    روز گذشته، رییس‌جمهور، فرمان برگزاری نشست فوق‌العاده‌ی شورای ملی را صادر کرد و امروز با حضور شماری از اعضای کابینه و چهره‌های سیاسی و جهادی، در مجلس نمایندگان حضور یافت و موضع جدیدش را در برابر گروه طالبان اعلام کرد.

    رییس‌جمهور غنی، با صراحت گفت امروز شهروندان افغانستان در معرض تجاوز آشکار قرار دارند که مبنای آن فتنه و ابزار آن مکر و خدعه است. «این تجاوز بر ما تحمیل شده است. این جنگ بر ما تحمیل شده است. این فتنه بر ما تحمیل شده است. حکم خداوند است که اگر کسی متجاوز است و دست از تجاوز برنمی‌دارد، جنگیدن در مقابل شر و فتنه آن گروه، وجیبه‌ی یک جامعه مسلمان و هر فرد مسلمان است.»

    آقای غنی از نمایندگان مجلس و مردم افغانستان، خواست در برابر گروه فتنه‌گران و حامیان ‌شان متحد شوند. او، در بخشی از سخنانش، به گروه طالبان، گفت که با دولت افغانستان یا زانو‌به‌زانو در میز گفت‌وگوها می‌نشیند و یا زانوی‌ شان را در میدان جنگ می‌شکند. «تعهد من به شما و ملت افغانستان این است که در مقابل هیچ نیروی ویران‌گر زانو نمی‌زنم؛ یا در میز مذاکره واقعی، زانو‌به‌زانو می‌نشینیم، یا در میدان جنگ، زانوهای شان را می‌شکنیم. ما انتخاب خود را کرده ایم. طالب و حامیان شان، انتخاب خود را کنند!»

    سخنان رییس‌جمهور غنی، واکنش‌های متفاوتی در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشته است. شماری از کاربران، می‌گویند رییس‌جمهور سرانجام انتخاب درستی کرده و باید از آن حمایت شود. شماری دیگر اما، می‌گویند که سخنان رییس‌جمهور، بیش‌تر جبنه‌ی پوپولیستی داشته است.

    واکنش‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی به سخنان رییس‌جمهور غنی در مورد جنگ با طالبان.

    کاوه جبران، نویسنده و استاد دانشگاه، در برگه‌ی فیسبوکش، نوشته است اعلام جنگ از سوی اشرف ‌غنی علیه طالب، هرچند دیر اما هنوز کارساز است، به شرطی که با صداقت و کار عملی نیز از آن پشتیبانی کند.‌

    جبران هم‌چنان می‌گویند غنی اگر واقعاً تصمیم ‌اش را به عنوان مدیری مستقل اعلام کرده و نیتی خیرخواهانه برای بقای این کشور دارد، در این مرحله، نمی‌تواند «دروغ» بگوید. «چون دیگر برای عوام‌فریبی زمان ندارد. او می‌رود؛ اما مقاومت ادامه خواهد داشت، چه خوب که در چنین فرصتی، تمام خطاها و خیانت‌های تاریخی ‌اش را جبران کند.»

    هم‌چنان نبی ساقی، نویسنده، در برگه‌ی فیسبوکش، نوشته است که وضعیت تغییر کرده است؛ تعدادی از ولسوالی‌ها از دست رفته ‌اند، تعدادی از شهرها نیز با تهدید جدی مواجه استند؛ در این شرایط، شتاب برای فراخوانی نشست فوق‌العاده‌ی پارلمان و تهاجم مخالفان، نشان می‌دهد که رییس جمهور، وضعیت را درک کرده است. «اوضاع اما عملا وقتی تغییر مثبت می‌کند که اراده‌ی جنگ واقعا به وجود آمده باشد، به وزرا صلاحیت داده شود، هم‌کاری جهانی وجود داشته باشد، تداخل وظایف صورت نگیرد، از خیزش‌ها و مردم قلبا حمایت شود و در مدیریت دولتی، از چهره‌های مردمی استفاده شود.»

    اسد کوشاه، کنش‌گر اجتماعی، نوشته است سخنان رییس‌جمهور غنی در پارلمان، دل‌گرم‌کننده بوده است. «او مستقیم علیه طالبان اعلام جنگ کرد و مردم را به اتحاد و مقاومت دعوت کرد؛ غنی گفت که او حاضر است برای دفاع مقدس جان بدهد.» کوشاه گفته است تا حدودی با رییس‌جمهور غنی، موافق است؛ چون، طالبان حاضر به گفت‌وگو نیست؛ از این ‌رو، تنها راه باقی‌مانده در برابر این گروه، جنگ است.

    شماری از منتقدان اما می‌گویند که رییس‌جمهور غنی، باید از شعاردادن و «کلی‌گویی» بگذرد و وارد میدان عمل شود. مقیم مهران، نویسنده، نوشته است که غنی در موقعیتی قرار گرفته که هم از سرکوب طالب خوشش می‌آید و هم دردش. «هر قدر طالب سرکوب شود، زمینه برای دوام انحصارش مساعدتر می‌شود؛ از این جهت، خوشش می‌آید؛ اما این که با سرکوب طالب اقوام دیگر قدرت‌مند می‌شوند و برای سرکوب طالب باید به اسماعیل‌خان‌ها، کسانی که دو دور حکومتش را برای انزوای آنان کوشید، امتیاز بدهد، برایش دردآور است.»

    مهران می‌افزاید که غنی باید یکی را فدای دیگری کند. «یا از لذت چشم بپوشد و قدرت را واگذار کند، یا درد سرکوب طالب را به جان بخرد؛ راه وسطی وجود ندارد. با شعار و کلی‌گویی، نمی‌توان با طالب مبارزه کرد.»

    آقای غنی در حالی در نشست فوق‌العاده‌ی پارلمان، در برابر طالبان اعلام جنگ کرده است از نزدیک به یک سال به این سو، تلاش برای رسیدن به تفاهم با طالبان از راه گفت‌وگو نتیجه‌ای جز ادامه‌ی جنگ و افزایش خشونت را در پی نداشته است. طالبان در این مدت، بیش‌تر برای به‌دست‌آوردن امتیاز در میدان جنگ تمرکز داشته و با حمله‌های پی‌هم، نزدیک به ۲۰۰ ولسوالی را از تصرف دولت بیرون کرده اند؛ در این مدت، نیروهای امنیتی-دفاعی افغانستان، توانسته اند نزدیک به ۳۰ ولسوالی را دوباره از کنترل طالبان بیرون کنند.

    همین اکنون، جنگ در شهرهای هرات، قلعه‌ی نو بادغیس، غزنی، لشکرگاه در هلمند و تالقان در تخار میان نیروهای امنیتی و گروه طالبان جریان دارد.

  • میراث جهان برای افغانستان!!

    میراث جهان برای افغانستان!!

    امریکا و ناتو به هدف کمک و همکاری بامردم افغانستان و مبارزه علیه تروریستان وارد کشور شدند. اکنون که ماموریت آنان در حال ختم است افغانستان سخت ترین روز ها را سپری می کند. هجوم تروریستان از شبکه های مختلف با حمایت تروریسم دولتی وضعیت را برای مردم دشوار کرده است.

    تروریستان با یک سوق و اداره منظم روزانه بیشتر از صد حمله را بالای مردم انجام می دهند. هجوم تروریستان به افغانستان ختم نخواهد شد. این هجوم زنگ خطر برای کشور های منطقه و تمام جهان است.

    جهان در برابر این هجوم نباید بی تفاوت باشند. کشورهای حامی تروریسم باید در سطح جهان معرفی و محدودیت های سخت بالای آنان اعمال شود. دفتر طالبان در قطر و رفت و آمد های رهبران طالبان باید محدود گردد. جهان نباید وحشت ‌‌و جنگ را از خود برای افغانستان به میراث بماند.

    شاه حسین مرتضوی

  • رئیس جمهور در شورای ملی: یک مرام مقدس دارم

    رئیس جمهور در شورای ملی: یک مرام مقدس دارم

    رئیس جمهور غنی امروز با حضور در شورای ملی گفت یک مرام مقدس دا رد و می خواهد نسل کنونی و آینده افغانستان در یک کشور آباد، مرفه، آزاد و سربلند زندگی کند.

    وی افزود:«به صراحت برای تان می‌گویم که وظیفۀ من در این امانتی که مردم افغانستان برایم سپرده اند، عاطفی شدن و احساساتی شدن نیست. مردم از من می‌خواهند تا افغانستان را مدبرانه و قاطعانه با هم از این آزمون بقا بگذارنیم. در حالی که این بربادی و خونریزی که بر ملت ما تحمیل می‌شود و روزانه سلول سلول بدنم را می‌آزارد، من ثابت و محکم در جایم ایستاده هستم.»

    رئیس جمهور غنی تاکید کرد:«تعهد من برای ملت افغانستان این است که در مقابل هیچ نیروی ویرانگر زانو نمی‌زنم. یا در میز واقعی مذاکره زانو به زانو می‌نشینیم یا در میدان جنگ زانوهای شان را می‌شکنیم.»

    رئیس جمهور غنی گفت:«متاسفانه مشکل از جایی ایجاد شد که درس های افغانی و بین المللی صلح مراعات نشدند. جای یک روند ملی و واقعبینانه را یک روند شتابزده ی وارداتی گرفت. روندی که بر فرضیه های خام استوار بود و اساسش را فشار بر جمهوریت و تخریب دموکراسی می ساخت.

    این روند نه تنها منجر به صلح نشد، بلکه باعث مشروعیت بخشی به یک گروه متجاوز و شریر و تلاش برای مشروعیت زدایی از صف واحد جمهوریت شد. این روند شک ایجاد کرد. ابهام خلق کرد و محصولش همین وضعیتی است که شما می بینید.

    رئیس جمهور غنی تاکید نمود: «واضح می گویم که امروز مردم ما در معرض یک تجاوز آشکار قرار دارند که مبنای آن فتنه و ابزار آن مکر و خدعه است. این تجاوز بر ما تحمیل شده است. این جنگ بر ما تحمیل شده است. این فتنه بر ما تحمیل شده است. حکم خداوند است که اگر کسی متجاوز است و دست از تجاوز بر نمی دارد، جنگیدن در مقابل شر و فتنه آن گروه وجیبه یک جامعه مسلمان است.»

  • افغان ها در چهل سال گذشته صلح را به بازی گرفته اند

    افغان ها در چهل سال گذشته صلح را به بازی گرفته اند

    از گفت‌وگو و ضرورت آن برای صلح سخن گفتیم، نتیجه‌ی آن به جنگ ختم شد. از ضرورت آشتی ملی و سیاسی سخن گفتیم باز نتیجه‌ی آن به جنگ ختم شد. روی خروج نیروهای خارجی و پایان اشغال تأکید کردیم که اگر آن‌ها اشغال را پایان دهند، جنگ و جهاد ختم می‌شود، باز نتیجه به جنگ و افزایش خشونت ختم شد. دست همیاری و صلح به‌سوی پاکستان دراز کردیم (جرگه امن میان دو کشور برگزار کردیم) که این همسایه در این راستا به ما کمک کند، باز نتیجه به صلح ختم نشد. دست دوستی و همیاری به‌سوی کشورهای منطقه و جهان دراز کردیم باز هم صلح نیامد. انگار قرار نیست در این کشور صلح بیاید و به‌نظر می‌رسد خشونت و جنگ بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی افغان‌هاست.

    صلح در افغانستان این روزها واژه‌ی غریبی است. طرف‌های درگیر منازعه درباره‌ی اهمیت و ضرورت آن تنها مقابل تلویزیون‌ها و خبرنگاران حرف می‌زنند. گویی اشتباهی از دهان‌شان واژه‌ی صلح و اهمیت و ضرورت آن خارج می‌شود. سپس این جمله‌ی کلیشه‌ای را به‌کار می‌برند که صلح آرزوی مردم افغانستان است و زندگی صلح‌آمیز حق مردم است. جمله‌هایی حال‌به‌هم‌زن و نخ‌نما که به‌حدی تکراری شده که دیگر به‌سختی می‌توان معنایی از آن تصور کرد.  

    از صلح بیش از هر کلمه‌ای در جغرافیای افغانستان معنازدایی شده است. طوری که وقتی گروهی سیاسی یا نمایندگان بنیادگرای طالبان از صلح صحبت‌ می‌کنند، بسیاری دچار وحشت می‌شوند. برای این‌که فهم آنان از صلح با معنایی که در ذهن ماست تفاوت اساسی دارد. اکنون مردم می‌دانند این گروه عقل‌ستیز چه برداشتی از صلح و آشتی و پایان منازعه دارند. افغان‌ها بیش از هر کلمه‌ای صلح را به بازی گرفته‌اند. آن را خوار و خفیف کرده‌اند و به یک معنا این کلمه را بی‌معنا و تهی کرده‌اند. خدمت افغان‌ها به صلح، تهی‌ساختن روح و هستی این کلمه از معنای واقعی‌اش در طول بیش از چهل سال گذشته بوده است.

    طرح صلح «بنین سیوان»

    طرح صلح بنین سوان، شامل لیستی بلندبالا از اقوام و گروه‌‌های مختلف، احزاب، جریان‌‌های سیاسی و طرفداران شاه سابق می‌‌شد که این گروه‌‌‌ها پس از مذاکره و گفت‌‌وگو گروهی را از میان خود به‌عنوان نمایندگان‌شان انتخاب می‌‌کردند و وظیفه‌ی آن‌ها مشورت با گروهای مختلف اجتماعی برای دایرکردن لوی جرگه بود. وظیفه اصلی لوی جرگه، تعیین ساختاری برای حکومت انتقالی بود. طرح صلح بنین سیوان برای خلای قدرت به‌وجودآمده و پایان منازعه در مجموع یک دولت ائتلافی با نظرداشت دیدگاه‌‌های جناح‌‌‌های درگیر منازعه و مردم افغانستان بود. با توجه به این‌که جنگ افغانستان ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی پیدا کرده بود، طرح صلح بنین سوان نتوانست دیدگاه‌‌های مختلف را به‌خصوص در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی با خود همسو کند. همچنین حمایت‌‌های جهانی و حتا حمایت سازمان ملل را جلب کند. عوامل بیرونی نقش اساسی در ناکامی طرح بنین سوان داشت. استراتژیست‌‌های مسکو به این دلیل مخالف طرح سازمان ملل بودند که می‌‌پنداشتند طرح بنین سوان امریکایی و غربی است و زمینه‌ی نفوذ آن‌ها به حداقل می‌‌رسد. همچنین پاکستانی‌‌‌ها نیز بر این باور بودند که بیش از هر زمانی دیگری می‌‌توانند با استفاده از ابزار نظامی و ادامه سلطه بر مجاهدین آن‌ها را به قدرت برسانند و اهداف خود را دنبال کنند.

    بسیاری از صاحب‌نظران مسائل افغانستان بر این باورند که سازمان ملل نتوانست آن‌چنان که انتظار می‌‌رفت در قضایای جنگ و صلح این افغانستان نقش مؤثری داشته باشد. بیشتر تلاش‌‌های این سازمان و شورای امنیت به صدور قطعنامه و محکوم‌کردن جنگ در افغانستان محدود بوده است. توافقنامه جینوا (ژنو) میان کشورهای افغانستان، پاکستان و اتحاد جماهیر شوروی منجر به خروج ارتش سرخ از افغانستان شد. تأکید اصلی این توافقنامه بر عدم همکاری و حمایت شوروی، امریکا و کشورهای غربی از طرف‌‌های درگیر منازعه در افغانستان بود. مهم‌ترین انتقادی که بر تلاش‌‌های بنین سوان برای ختم منازعه عنوان می‌‌شود، نداشتن استراتژی بعد از خروج ارتش سرخ از افغانستان و مدیریت خلای قدرت است.

    طرح آشتی ملی داکتر نجیب‌الله

    تاریخ معاصر افغانستان پر است از عهد و پیمان برای صلح و نقض گسترده‌ی این عهد و پیمان‌ها. هنوز بسیاری از افغان‌ها خاطره سال‌های حکومت داکتر نجیب‌الله و تلاش‌های او را برای برقراری صلح به یاد دارند. هدف اصلی داکتر نجیب‌الله برای پایان‌دادن به جنگ و ختم منازعه، الگوی «طرح آشتی ملی» او بود. طرحی که در آن دولتی فراگیر با حضور همه مخالفان در ساختار قدرت و نظام سیاسی آینده پیش‌بینی شده بود. برای تحقق این مسأله حکومت او کمیسیون‌های مختلفی را برای مصالحه و آشتی در کابل و سایر ولایات ایجاد کرد. همچنین نمایندگانی را برای جلب رضایت سران جهادی تعیین کرد که با آن‌ها در این رابطه گفت‌وگو کنند. با این همه او نتوانست حمایت ملی و منطقه‌ای برای برنامه‌های صلح‌جویانه‌اش ایجاد کند. رهبران گروه‌های جهادی با اینکه می‌دانستند طرح او به نفع ثبات، آینده و امنیت افغانستان است به دلایلی از جمله احساس بدنامی سازش با دولت کمونیستی، دخالت‌های پاکستان و فروپاشی و اقتدار کمونیسم در جهان با او سر ناسازگاری را گرفتند و طرح او را رد کردند. جهاد مفهوم کلیدی مبارزان و مهم‌ترین محور مبارزه با دولت او بود. بنابراین هر نوع سازش با دولت داکتر نجیب‌الله از سوی رهبران سیاسی به معنای خودکشی سیاسی تلقی می‌شد.

    موافقت‌نامه پیشاور

    پس از ماه و روزها جنگ بر سر قدرت، سرانجام مجاهدین تصمیم گرفتند شورای قیادی ۵۱ نفره‌ای را با هدف تشکیل حکومت آینده ایجاد کنند. برنامه این طور بود که پس از کنار رفتن داکتر نجیب‌الله، قدرت میان سران جهادی تقسیم شود. «تصمیم بر این شد که شورای ایجادشده زیر نظر صبغت‌الله مجددی به داخل افغانستان بروند و قدرت را از رژیم کابل، بدون قید و شرط در طی دو ماه تحویل بگیرند. رییس این شورا در مدت دو ماه ریاست دولت را نیز بر عهده خواهد داشت. بعد از آن، این شورا به عنوان شورای موقت اسلامی تحت ریاست حضرت صبغت‌الله مجددی در کنار دولت انتقالی باقی خواهد ماند که این دوره از فعالیت شورا چهار ماه خواهد بود. همچنین تصمیم گرفته شد تا بعد از گذشت دو ماه از انتقال قدرت، آقای ربانی به‌عنوان رییس‌جمهور دولت انتقالی اسلامی افغانستان و رییس شورای قیادی برای چهار ماه کارش را رسما شروع کنند. و در پایان تأکید شده بود که دوره‌های متذکره حتا برای یک روز هم تمدید نخواهد شد.».

    با آن‌که سمت نخست‌وزیری در موافقت‌نامه برای حزب اسلامی آقای حکمتیار پیش‌بینی شده بود. اما آقای حکمتیار از امضای موافقت‌نامه سر باز زد و آن را امضا نکرد. در عوض به کابل رفت و با حمایت لوجستیکی پاکستانی‌ها خود را برای جنگ آماده کرد. چرا که مسأله تنها نخست‌وزیری نبود. حزب اسلامی و حزب جمعیت که بیشترین منابع و قدرت را در اختیار داشتند بر سر تقسیم قدرت و منابع باهم به توافق نرسیدند. با توجه به این‌که داکتر نجیب‌الله از قدرت کناره‌گیری کرده بود، عملا فضایی بی‌دولت در کشور حاکم شده بود. فضایی که در اختیار گروه‌های مختلف مجاهدین قرار داشت.

    به باور بسیاری از تحلیل‌گران، محصول نشست پیشاور، حاد‌شدن مسایل قومی و همچنان انحصار و تمامیت‌خواهی قدرت بود. این انتقاد نسبت به آقای ربانی و مسعود وجود داشت که برنامه‌ای برای شامل ساختن سایر اقوام در قدرت نداشتند. همین مسأله باعث اختلاف شدید میان آقای ربانی و مسعود و آقای حکمتیار شد. البته کارنامه آقای حکمتیار در پشت‌پا‌ زدن به توافقنامه‌های صلح و آشتی پر است. او نیمی از عمرش را در طغیان و سرکشی از توافق‌نامه‌های صلح سپری کرده است.

    موافقت‌نامه اسلام‌آباد

    در تاریخ معاصر افغانستان، توافق‌نامه اسلام‌آباد یکی از مهم‌ترین پیمان‌هایی است که گروه‌های جهادی آن را امضا کردند. براساس این موافقت‌نامه گروه‌های مجاهدین توافق کردند که حکومتی به مدت ۱۸ ماه با ریاست آقای ربانی و صدراعظمی آقای حکمتیار و یا نماینده‌شان ایجاد شود. تنظیم‌های جهادی برای پایان‌بخشیدن به خشونت و منازعه تعهد به ختم جنگ کردند.

    پس از آن‌که موافقت‌نامه پیشاور نتایج ملموسی در رابطه با صلح نداشت و احزاب جهادی همچنان مشغول بزکشی جنگی در کابل بودند به ابتکار عربستان سعودی و دولت پاکستان موافقت‌نامه مذکور شکل گرفت. از مهم‌ترین موضوعاتی که موافقت‌نامه اسلام را از موافقت‌نامه پیشاور مجزا می‌‌کند، حضور احزاب شیعی بود که در موافقت‌نامه پیشاور نادیده گرفته شده بودند. به باور بسیاری از تحلیل‌گران انحصار قدرت، فروپاشی اردوی افغانستان، پراکندگی و اختلافات مجاهدین و رقابت‌های قومی باعث شد که سرنوشت این موافقت‌ نیز با شکست مواجه شود.

    پس از امضای این موافقت‌نامه بسیاری از سران جهادی به دعوت پادشاه عربستان به این کشور سفر کردند. آن‌ها در پیشگاه خانه خدا تعهد کردند که به آتش جنگ‌های داخلی خاتمه دهند. رهبران افغان در ماه رمضان در مکه و مدینه برای آوردن صلح و آشتی سوگند یاد کردند. اما به افغانستان که بازگشتند، دوباره تفنگ‌های‌شان را مقابل یکدیگر نشانه گرفتند و راکت‌های‌شان را بر سر خانه‌های مردم انداختند. آن‌ها نماد پیمان‌های صلح و شکستن پی‌هم آن هستند. هنوز رنگ امضاهای‌شان در مکه برای صلح و آشتی خشک نشده بود که دوباره به جان هم افتادند.

    موافقت‌نامه تشکیل حکومت وحدت ملی

    اشرف‌غنی محصول دو انتخابات پرحاشیه، پر از تقلب و در مجموع محصول بحران مشروعیت نتایج انتخابات است. انتخاباتی که در نتیجه‌ی برگزاری آن بسیاری از مردم افغانستان اعتمادشان را به این نهاد از دست دادند. چرا که شفافیت و مکانیزم برگزاری آن پراز ابهام و چالش بود. در هر صورت، بن‌بست سیاسی که نتیجه‌ی انتخابات غیرشفاف بود با توافق سیاسی و تشکیل حکومت وحدت ملی پایان یافت. موافقت‌نامه وحدت ملی چندین ماده اساسی داشت که طرفین را ملزم به اجرایی‌ساختن آن می‌کردند. تعدیل قانون اساسی و برگزاری لوی‌جرگه‌ی قانون اساسی، اصلاح نظام انتخاباتی، ایجاد پست ریاست اجرایی، تفکیک کابینه و شورای وزیران از جمله مهم‌ترین موارد این توافق‌نامه بودند. پس از دو سال از شروع کار دولت وحدت ملی، اشرف‌غنی به بسیاری از موارد توافق‌نامه‌ی مذکور عمل نکرد. مهم‌ترین اقدامی که قرار بود طی دو سال ابتدایی حکومت وحدت ملی به آن عمل شود، برگزاری لوی‌جرگه تعدیل قانون اساسی و حل مسائل حقوقی ساختار سیاسی جدید بود که در زمان آن عملی نشد. با این همه، حکومت وحدت ملی با وجود حواشی مشروعیت حقوقی‌اش تا پایان به کار خود ادامه داد. روزهای پایانی حکومت وحدت ملی، مردم آن را به موتری تشبیه می‌کردند که دارای دو راننده است. دو راننده‌ای که هر کدام به مسیری می‌رود. حکومت وحدت ملی با چنان تصویری و نقض بسیاری از موارد توافق‌نامه، کشمکش‌ها و نزاع‌ها به پایان رسید. حکومتی که بستر را برای یک انتخابات پرچالش دیگر مهیا کرد.

    کلام آخر

    به لیست بالا می‌توان موافقت‌نامه‌های بسیاری از جمله گفت‌وگوهای صلح دوحه را افزود که در نهایت همه‌ی آنها به یک سرنوشت ختم می‌شود، بازی‌گرفتن صلح در طول بیش از چهل سال گذشته. افغان‌ها برای این‌که طعم صلح را بچشند، الگوهای متفاوتی از حکومت‌داری را نیز در این چهل سال تجربه کردند. جمهوری، جمهوری دموکراتیک، حکومت‌ اسلامی، امارت، دولت موقت، پادشاهی و دموکراسی. اما سرانجام هیچ‌کدام این حکومت‌ها نتوانستند این آرزوی دیرین مردم افغانستان را برآورده‌ کنند. نسلی در جنگ، آوارگی، وحشت، تنهایی و بی‌پناهی بزرگ شدند. اکنون نیز به‌نظر می‌رسد این قصه در حال تکرارشدن است.

    این تاریخ چهل ساله پر است از عهد و پیمان‌های افغان‌‌ها برای صلح، عهدشکنی و خیانت و اراده‌نداشتن برای صلح. افغان‌ها تاوان این عهدشکنی‌ها و بازی با صلح را نیز با بهای سنگینی پرداخت کرده‌اند. اما نکته اینجاست که هنوز بسیاری چشم‌های‌شان را روی واقعیت‌های تاریخی، اجتماعی، قومی و آینده افغانستان می‌بندند و به تنها چیزی که فکر می‌کنند، تمامیت‌خواهی قدرت و منافع شخصی و قومی خودشان است. به قول الیاس علوی اکنون باید از افغان‌ها پرسید؛

    «کاکا از چاه که آب می‌کشی

    چای که دم می‌کنی

    مزه‌ی خون نمی‌دهد؟»

    نویسنده: داکتر حسین علی کریمی

  • آخرین روزهای اسامه بن لادن چگونه سپری شد

    آخرین روزهای اسامه بن لادن چگونه سپری شد

    در هفته‌های اول سال ۲۰۱۱ اسامه بن لادن نگران بود. او پنج سال خودش، همسران، فرزندان و نواسه‌هایش را در حویلی‌ای در ایبت‌آباد پاکستان مخفی کرده بود اما حالا به‌نظر می‌رسید طرح به دقت ریخته‌شده‌ی مخفی‌‌شدنش از هم می‌پاشد. محافظان بن لادن از قدیم دو برادر عضو القاعده با رگ و ریشه‌ی خانوادگی در همان حوالی بودند. دو برادر تمام کارهای بن لادن را انجام می‌دادند، از خرید در بازارهای محلی تا انتقال تذکاریه‌های طولانی او به سایر رهبران القاعده.

    اما محافظان بن لادن از فرار از خطراتی که محافظت و خدمت به تحت تعقیب‌ترین مرد جهان با خود همراه آورد خسته شده بودند. بن لادن برای یکی از همسران خود اعتراف کرده بود که برادران «خسته شده‌اند» و قصد ترک دارند. اوضاع به حدی خراب شد که بن لادن در ۱۵ جنوری نامه‌ای رسمی به هردو برادر نوشت ــ به‌رغم این واقعیت که همه یک‌جا زندگی می‌کردند ــ و اذعان نمود که درک می‌کند آن‌ها چقدر از دستش عصبانی هستند. او در آن نامه از دو برادر تقاضا کرد که تا پیداشدن محافظ و مخفی‌گاه جدید به او مهلت بدهند (حویلی به نام یکی از برادران ثبت است). بن لادن کتبا با دو برادر توافق کرد که تا اواسط جولای از یکدیگر جدا شوند.

    با این‌حال بن لادن هرگز مخفی‌گاه جدید پیدا نکرد. او به همراه پسرش خالد، دو محافظش و همسران یکی از آن‌ها در حمله نیروهای امریکایی به مخفی‌گاه وی در ۲ می ۲۰۱۱ کشته شدند. این عملیات نه‌تنها جهان را از شر یک مغز متفکر تروریستی خلاص کرد، بلکه در نتیجه‌‌ی آن حدود ۴۷۰ هزار فایل کامپیوتری که روی ۱۰ هارد دیسک، پنج کامپیوتر و حدود صد یواس‌بی فلش درایو و دیسک ذخیره شده بود به‌دست آمد.

    برای شناختن مردی که حملات ۱۱ سپتامبر به نیویورک و واشنگتن را کارگردانی و مسیر سیاست خارجی دو دهه بعد امریکا را تعیین کرد، منبعی بهتر از این اسناد که شامل هزاران صفحه از نامه‌های محرمانه و تذکاریه‌های سری وی است، وجود ندارد. این اسناد از پایان سال ۲۰۱۷ به این سو به‌صورت کامل در وب‌سایت اداره اداره‌کننده اطلاعات ملی در دسترس قرار دارد.

    در میان این اسناد دفترچه‌ای دست‌نگاشته از دو دختر بن لادن است که در آن وقایع آخرین هفته‌های زندگی بن لادن ثبت شده است. رمزگشایی و خوانش متن این دفتر روزانه دشوار است و بنابراین قبلا خیلی مورد توجه روزنامه‌نگاران و پژوهش‌گران قرار نگرفته بود. اما این دفترچه همراه با سایر اسناد به‌دست‌آمده از ایبت‌آباد به حل معماهای مهم در مورد بن لادن و القاعده کمک می‌کند.

    بهار عربی، گیجی و سردرگمی

    اوایل سال ۲۰۱۱ و چند هفته قبل از حمله‌ی نیروهای امریکایی به حویلی در منطقه ایبت‌آباد، بن لادن که اواسط دهه ششم عمر خود به سر می‌برد بی‌قرار بود. به‌نظر می‌رسید تاریخ او را نادیده می‌گیرد. بهار عربی خاورمیانه را فرا می‌گرفت. وقایع مرتبط با آن به باور بن لادن مهم‌ترین وقایع خاورمیانه‌ی چند قرن پسین بودند. با این‌وجود صدها هزار معترض که جان خود را برای اعتراض در مصر و لیبیا به خطر انداختند، نه پرچم القاعده را حمل کردند و نه صدای القاعده برای جهاد خشونت‌آمیز را لبیک گفتند. آن‌ها خیلی ساده خواهان حقوق اولیه خود به عنوان بشر بودند. بن لادن نمی‌دانست چگونه واکنش نشان دهد.

    ام حمزه، همسر بزرگ بن لادن، در همان زمان به پاکستان آمده و به بن لادن ملحق شده بود. بن لادن ام حمزه را همتای فکری خود می‌دانست. او هشت سال از بن لادن بزرگ‌تر بود، دکترای روان‌شناسی کودک داشت و از دانش قرآنی عمیق برخوردار بود. ام حمزه اندکی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به ایران گریخته بود و یک دهه را در حبس خانگی گذرانده بود. حالا بن لادن معتقد بود که ام حمزه می‌تواند به وی در حل یک مشکل کمک کند. مشکل این بود که پشت انقلاب‌های بهار عربی عمدتا لیبرال‌ها قرار داشتند. آیا بن لادن با وجود این واقعیت می‌توانست خودش را به عنوان رهبر جنبش بهار عربی ارائه کند؟

    در هفته‌های منتهی به کشته‌شدنش، بن لادن تقریبا هر روز جلسات خانوادگی برگزار می‌کرد تا در مورد واکنشش به بهار عربی بحث و تبادل نظر کنند. این بحث‌ها با ام حمزه و سیحام، همسر بزرگ دوم بن لادن صورت می‌گرفت. سیحام شاعر، روشن‌فکر و دارای مدرک دکترای دستور زبان و ادبیات قرآنی بود و اغلب نوشته‌های بن لادن را ویرایش می‌کرد. سیحام و ام حمزه مشاوران فکری جدایی‌ناپذیر بن لادن بودند.

    دو دختر بن لادن جلسات خانوادگی را یادداشت می‌کردند؛ یادداشت‌هایی که نشان می‌دهد بن لادن، همسران بزرگش و فرزندان بزرگ‌سالش از فقدان ایده‌ها و پیروان القاعده در قیام‌های مدیترانه گیج بودند. برپایه این یادداشت، روزی یک عضو خانواده از بن لادن می‌پرسد: «چرا از القاعده هیچ نامی برده نمی‌شود؟» بن لادن به طور خلاصه و کمی با لحن دفاعی پاسخ می‌دهد: «برخی از تحلیل‌گران از القاعده نام می‌برند.»

    بن لادن نزد خانواده خود شکایت داشت که او در سال ۲۰۰۴ بیانیه‌ای را منتشر کرد و از پیروان خود خواست که«حاکمان عرب را بازخواست کنند» [اما] حالا می‌بیند نادیده گرفته شده. ام حمزه می‌گوید: «امکان دارد بیانیه شما یکی از دلایل قیام‌های بهار عربی باشد؟» اما می‌دانیم که اینطور نبود. حتا اعضای خانواده بن لادن «به طور مبهم و سربسته» از این واقعیت آگاه بودند. روزی یکی از آن‌ها با اشاره به انقلا‌ب‌‌های عمدتا مسالمت‌آمیز بهار عربی می‌پرسد: «آیا این‌که چنینی چیزی بدون جهاد اتفاق افتاد تأثیر منفی خواهد داشت؟»

    بن لادن در ۱۰ مارچ ۲۰۱۱ از دو زن بزرگ خود و دو دختر بزرگ‌سال خود می‌خواهد نظر خود را بیان کنند: «من می‌خواهم نظر شما را در مورد آنچه در اخبار بعد از ظهر مشاهده کردید بدانم.» آن‌ها توصیه می‌کنند که او باید یک سخنرانی طولانی برای انتشار آماده کند. خانواده‌اش معتقد بودند که سخنان بن لادن می‌تواند مسیر بهار عربی را تغییر دهد.

    معذرت‌خواهی از مسلمانان

    به عنوان بخشی از پیام‌رسانی عمومی خود، بن لادن به طور جدی در نظرداشت از طرف القاعده و متحدانش از مسلمانان ــ نه «امریکایی‌های منفور» ــ به نحوی عذرخواهی کند. بن لادن به خوبی می‌دانست که بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ گروه‌های متحد القاعده ــ برای مثال القاعده در عراق، الشباب در سومالیا و طالبان در پاکستان ــ هزاران غیرنظامی مسلمان را کشته بودند و این رفتارها این تصور را که القاعده به نمایندگی از همه‌ی مسلمانان، یک جنگ مقدس را پیش می‌برد، از بین برده بود.

    حالا بن لادن به دنبال بازگرداندن جایگاه القاعده در جهان اسلام به عنوان سازمانی بود که خودسرانه غیرنظامیان مسلمان را نمی‌کشد. او به یکی از دستیاران ارشد خود نوشت که قصد دارد بیانیه‌ای صادر کند و در آن در مورد «شروع یک مرحله جدید برای اصلاح اشتباهات ما» بحث کند. «برند القاعده» در ذهن بن لادن به حدی خراب شده بود که او حتی درنظرداشت نام این گروه را تغییر دهد. بن لادن به دنبال القاعده‌ای مهربان‌تر و ملایم‌تر بود.

    اما هدف بن لادن از این تغییر، توقف‌ برنامه‌ریزی برای انجام حملات تروریستی بیشتر علیه اهداف متعلق به ایالات متحده نبود. در واقع با نزدیک‌شدن دهمین سالگرد حملات یازدهم سپتامبر، بن لادن مشتاق بود تا با یک حمله تماشایی دیگر این روز را یادگار نگه دارد. او به دستیاران خود گفت که «به دنبال عملیات مؤثری است که انشاالله تأثیرش از ۱۱ سپتامبر بیشتر باشد.» او توضیح داد که کشتن باراک اوباما، رییس‌جمهور وقت امریکا از اولویت اصلی‌ است اما جنرال دیوید پترائوس، فرمانده وقت نیروهای امریکایی در افغانستان، را نیز در نظر دارد. بن لادن به تیم خود گفت که خودشان را با توطئه علیه جو بایدن، معاون اوباما، به زحمت نیندازند چون از نظر بن لادن، جو بایدن برای کرسی ریاست‌جمهوری ایالات متحده «کاملا غیرآماده» بود.

    دوستان و دشمنان: پاکستان، طالبان، ایران

    مخفی‌گاه بن لادن در ایبت‌آباد از یک مدرسه نظامی پاکستانی که همتای آکادمی نظامی وست پوینت ایالات متحده دانسته می‌شود، فاصله چندانی نداشت. به همین دلیل و دلایل متعدد دیگر، بسیاری از ناظران معتقدند که بن لادن حتما از حمایت مقامات یا افسران ارتش پاکستان برخوردار بوده.

    با این وجود، هزاران صفحه سند و مدرک به‌دست‌آمده از مخفی‌گاه بن لادن حاوی چیزی نیست که این ایده را تأیید کند که بن لادن توسط مقامات پاکستانی محافظت می‌شد یا با آن‌ها در ارتباط بود. این اسناد درست برعکس این ایده را نشان می‌دهد: در این اسناد ارتش پاکستان «مرتدین» توصیف شده و از «فشار شدید پاکستان» بر بن لادن شکایت شده است. این اسناد همچنین شامل طرح‌هایی برای حمله علیه اهداف متعلق به ارتش پاکستان است.

    البته رهبران القاعده در تابستان سال ۲۰۱۰ در رابطه به مذاکره با حکومت پاکستان رایزنی کردند. نمایندگان القاعده‌ی  بن لادن با رهبران طالبان پاکستانی ــ که با سرویس استخباراتی ارتش پاکستان ارتباط خود را حفظ کرده بودند ــ تماس برقرار کردند تا ببینند که آیا القاعده می‌تواند با حکومت پاکستان بر سر آتش‌بس مذاکره کند یا خیر. اما این مذاکرات بدون آتش‌بس پایان یافت.

    از سوی دیگر، القاعده در آن‌زمان با طالبان در افغانستان همچون گذشته روابط نزدیکی داشت. تطهیرکنندگان طالبان ادعا می‌کنند که این گروه سال‌ها پیش با القاعده قطع رابطه کرده، اما این موضع‌گیری برای ازسرگیری مذاکرات صلح طالبان با ایالات متحده بود و واقعیت ندارد (ایالات متحده از طالبان خواسته بود که در ازای خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان القاعده را رد و قطع رابطه کنند).

    اسناد ایبت‌آباد نشان می‌دهد که القاعده و طالبان هیچ‌گاه قصد نداشتند روابط خود را قطع کنند. در واقع القاعده روابط دوستانه‌ای با طالبان برقرار کرده و با این گروه در تأمین مالی و اجرای عملیات‌های نظامی‌ همکاری می‌کرد. براساس این اسناد، افراد بن لادن یک دیپلمات افغانستان را در پاکستان می‌ربایند و سپس در سال ۲۰۱۰ وی را در ازای پنج میلیون دالر آزاد می‌کنند. براساس این اسناد، القاعده «مبلغ بزرگی» از این پول را به شاخه‌ای از طالبان موسوم به شبکه حقانی می‌دهد. سراج‌الدین حقانی، یکی از رهبران این شبکه اکنون رهبر شماره دو طالبان است.

    اسناد ایبت‌آباد همچنین به درک روابط تیره‌ی القاعده با حکومت ایران کمک می‌کند. برخی از رهبران القاعده و اعضای خانواده بن لادن از جمله ام حمزه، پس از ۱۱ سپتامبر به مدت یک دهه در ایران در حبس خانگی به‌سر می‌بردند. این اسناد فاقد شواهدی است که نشان دهد القاعده و ایران تا آن‌زمان برای کدام حمله‌ای همکاری کرده باشند. در عوض، این اسناد حاکی از بی‌اعتمادی شدید بن لادن به رژیم ایران است و در آن برخی اتفاقاتی که این بی‌اعتمادی را تشدید کرده بوده نیز ثبت شده است.

    برای مثال، براساس یادداشتی که یکی از اعضای القاعده به بن لادن فرستاده، نیروهای ویژه ایرانی با لباس سیاه و ماسک در ۵ مارچ ۲۰۱۰ به بازداشت‌گاه اعضای القاعده در ایران حمله می‌کنند. در این بازداشت‌گاه برخی از اعضای خانواده بن لادن و رهبران القاعده نگهداری می‌شدند. سربازان ایرانی بازداشت‌شدگان از جمله اعضای گروه بن لادن را لت‌وکوب می‌کنند. در همان زمان بن لادن به دستیار ارشد خود می‌نویسد: «نباید به ایرانیان اعتماد کرد.»

    رهبرِ بی‌خبر از شکست استراتژیک سازمان

    پس از حمله ایالات متحده به افغانستان بسیاری از رسانه‌های خبری و سرویس‌های اطلاعاتی تصور می‌کردند که بن لادن در غاری دورافتاده زندگی می‌کند و ارتباطاتش با فرماندهانی که شاخه‌های القاعده را از طرف وی اداره می‌کنند، قطع است. اما اسناد ایبت‌آباد نشان می‌دهد که رهبر القاعده حتا در آخرین هفته‌های عمر خود سازمان القاعده را خودش اداره می‌کرد.

    بن لادن در تصمیم‌گیری‌های مهم پرسنل القاعده عمیقا دخیل بود و به پیروان خود در خاورمیانه و آفریقا مشوره استراتژیک می‌داد. در سال ۲۰۱۰، القاعده در شبه‌جزیره عربستان یک روحانی امریکایی-یمنی به نام انور العولقی را به عنوان رهبر احتمالی جدید خود معرفی کرد، اما بن لادن این تصمیم را رد کرد. رهبران القاعده در یمن ایده تأسیس «دولت اسلامی» در یمن را مطرح کردند. بن لادن در تذکاریه‌ای بدون تاریخ به آن‌ها گفت که زمان این کار هنوز فرا نرسیده است. رهبران القاعده در یمن خواسته بن لادن را پذیرفتند. بن لادن در نامه‌ای که در ۷ آگست ۲۰۱۰ نوشته شده، از گروه تروریستی الشباب در سومالی می‌خواهد که به طور علنی خود را به عنوان شاخه‌ای از القاعده معرفی نکند، و این گروه نیز به این دستور عمل می‌کند.

    با همه‌ی این مدیریت ذره‌بینی، اسناد ایبت‌آباد بن لادن را به عنوان رهبری به تصویر می‌کشد که هیچ اطلاعی ندارد که شاهکارش، یعنی حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، واکنش چشم‌گیری داشته. بن لادن مرتکب یک اشتباه رایج شد. آن این بود که به پروپاگاندای خودش باور کرده بود. او باور کرده بود که ایالات متحده «ببر کاغذی» است که پس از حملات ۱۱ سپتامبر خاورمیانه را ترک می‌کند و در پی آن رژیم‌های موردحمایت واشنگتن، مانند عربستان سعودی، دومینو وار سقوط خواهند کرد.

    اما پس از ۱۱ سپتامبر ایالات متحده در هفت کشور مسلمان ــ افغانستان، عراق، لیبیا، پاکستان، سومالیا، سوریه و یمن ــ علیه گروه‌های تروریستی جهادی عملیات‌های نظامی به راه انداخت. هرچند این پیکارها قطعا پرهزینه بوده ــ تا امروز حدود شش تریلیون دالر هزینه مالی و بیش از ۷ هزار کشته نظامی امریکایی و صدها هزار کشته غیرنظامی داشته است ــ اما به هیچ وجه «عقب‌نشینی»‌ای‌ که بن لادن انتظارش را داشت، نبوده‌اند. پس از ۱۱ سپتامبر، درحالی‌که پایگاه‌های امریکایی در منطقه گسترش یافت، القاعده ــ که معادل عربی «پایگاه» است ــ بهترین پایگاه خود را در افغانستان از دست داد.

    دو دهه از ۱۱ سپتامبر گذشته و سرانجام حالا ایالات متحده از افغانستان و تا حدی از عراق خارج می‌شود. افغانستان و عراق کشورهایی هستند که بن لادن هرگز حضور امریکا را در آن‌ها تصور نکرده بود. برعلاوه، ایالات متحده پایگاه‌های بزرگی را در کشورهایی مانند بحرین، کویت، قطر و امارات متحده عربی ایجاد و حفظ کرده است. حملات ۱۱ سپتامبر به حضور ایالات متحده در خاورمیانه پایان نداد. بلکه برعکس، به گسترش و تقویت این حضور منجر شد.

    اسامه بن لادن از جمله معدود افرادی است که می‌توان گفت مسیر تاریخ را تغییر داد، اما نتیجه تغییر چیزی نبوده که بن لادن می‌خواست. در سال ۲۰۱۱، با نزدیک‌شدن دهمین سالگرد حملات یازدهم سپتامبر، هدف اصلی بن لادن انجام یک حمله تروریستی تماشایی دیگر علیه ایالات متحده بود. اما کشته شد. درحالی‌که می‌دانست ناکام مانده.

    این مقاله بخشی از کتاب جدید آقای برگن تحت عنوان «ظهور و سقوط اسامه بن لادن» است که در ۳ آگوست منتشر خواهد شد. آقای برگن معاون اندیش‌کده «نیو امریکا»، استاد دانشگاه ایالتی آریزونا و تحلیل‌گر امنیت ملی سی‌ان‌ان است.

    منبع: وال استریت جورنال

    ترجمه: اطلاعات روز

  • امنیت ملی: 4 خبرنگار بازداشت شده با مقامات ارشد طالبان مصاحبه کرده بودند

    امنیت ملی: 4 خبرنگار بازداشت شده با مقامات ارشد طالبان مصاحبه کرده بودند

    اداره امنیت ملی با انتشار اعلامیه‌ای بازداشت چهار خبرنگار در قندهار، در جنوب افغانستان را تایید کرد و اتهام آن‌ها را دیدار و مصاحبه اختصاصی با سران طالبان خوانده است.

    در اعلامیه این اداره آمده بسم‌الله وطن‌دوست، مسئول رادیو “دملت غژ”، قدرت‌الله سلطانی و محب‌الله عبیدی، کارمندان این رادیو و ثناالله صیام، “که خود را خبرنگار شینهوای چین معرفی کرده در چهارم اسد سال جاری بازداشت شدند.

    این اداره گفته این خبرنگاران زمانی که از مناطق “تحت اشغال گروه تروریستی طالبان” به سوی مناطق تحت حاکمیت دولت وارد می‌شدند بازداشت شدند.

    امنیت ملی در اعلامیه‌اش نوشته این خبرنگاران در تاریخ سوم اسد در منزل کنونی ژنرال عبدالرازق با اعضای ارشد طالبان از جمله ملا گل آغا، مولوی منظور، مسئول استخبارات گروه طالبان، ژنرال مبین، فیض الله دو تن از کارمندان سازمان استخبارات پاکستان، ملا یعقوب عمری فرزند ملا محمد عمر مسئول نظامی دیدار و مصاحبه اختصاصی کرده‌اند.

    نهادهای حمایت از خبرنگاران چند روز قبل بازداشت این افراد را غیرقانونی خوانده و خواهان رهایی هر چه سریعترشان شدند.

    نی، نهاد حامی رسانه‌های آزاد افغانستان، روز سه شنبه پنجم اسد گفت هنوز روشن نیست این خبرنگاران بعد از بازداشت در چه وضعیتی به سر می‌برند. به گفته این نهاد خانواده‌های این خبرنگاران بشدت نگران آنها هستند.

    نی نیز گفته این خبرنگاران در منطقه شور اندام بازداشت شده‌اند و در این منطقه تحت سلطه طالبان، با یکی از فرماندهان آنها مصاحبه کرده بودند.

    اما امنیت ملی همچنین افزوده رادیو “د ملت غژ” جواز نشراتی نداشته و فعالیتش غیرقانونی بوده است.

    در اعلامیه امنیت ملی آمده خبرگزاری شینهوای چین در یک نامه رسمی گفته که خبرنگاری به نام ثناالله صیام در این استخدام این خبرگزاری نبوده است.

    امنیت ملی این خبرنگاران را متهم کرده که با دیدار و مصاحبه با سران طالبان در تلاش “قباحت‌زدایی و منزه جلوه‌دادن گروه تروریستی طالبان و چشم‌پوشی از اعمال ضد انسانی” این گروه در ولایت‌های مختلف “به خصوص وقایع المناک منطقه اسپین بولدک” قندهار بوده‌اند.

    این اداره همچنین گفته این خبرنگاران بدون هماهنگی با نهادهای ذیربط به مناطق تحت کنترل طالبان رفته بودند.

    امنیت ملی همچنین اتهاماتی از جمله “باج‌گیری از مسئولان دولتی و تاجران” را به یکی از این خبرنگاران وارد کرده‌ است.

    این اداره گفته پرونده این چهار خبرنگار را به مراجع قضایی خواهد سپرد تا مطابق قانون به آن رسیدگی شود.

    این اداره گفته متعهد به حفظ ارزش‌های بیست سال گذشته به خصوص آزادی بیان و فعالیت قانونمند رسانه‌ای است ولی هشدار داده به هیچ رسانه‌ای اجازه فعالیت متضاد با قوانین نافذه را نخواهد داد.

    این خبرنگاران که در بازداشت به سر می‌برند تاکنون فرصت ابراز نظر یا دفاع از موضع خود شان را پیدا نکرده‌اند.

    نهاد نی هفته گذشته گفته بود: «بازداشت و به بند کشیدن خبرنگاران به گونه غیرقانونی سبب خواهد شد تا خبرنگاران نتوانند به مناطق جنگی رفته و از وضعیت کسانی که در مناطق جنگی گیر مانده‌اند گزارش تهیه و آن را بازتاب دهند. این مسئله خود خلاف اصول آزادی بیان و حقوق بشر است.»

    در دو ماه اخیر جنگ در مناطق مختلف افغانستان شدت گرفته و کنترل بخشی از مناطق به دست طالبان افتاده و یا میان دولت و این گروه دست به دست شده است. گزارش هایی از تلفات غیرنظامیان در این جنگ‌ها منتشر شده است.