نویسنده: Raha News Agency

  • فرمانده پولیس ننگرهار به کابل فراخوانده شد

    فرمانده پولیس ننگرهار به کابل فراخوانده شد

    دو روز پس از حمله‌ی داعش بر زندان ننگرهار، وزارت داخله‌ طی مکتوبی، ایمل نیازی، فرمانده پولیس ننگرهار را به کابل فراخواند.

    در مکتوب وزارت داخله با امضای محمدمسعود اندرابی، سرپرست این وزارت که روز گذشته (سه‌شنبه، ۱۴ اسد) صادر شد، دلیل فراخواندن فرمانده پولیس ننگرهار به کابل بررسی امور قومندانی امنیه ولایت ننگرهار عنوان شده است.

    وزارت داخله در این مکتوب به آمر امنیت ننگرهار هدایت داده است تا در نبود فرمانده پولیس، تمامی امور مربوط به فرماندهی پولیس این ولایت به‌گونه‌ی مسئولانه پیش ببرد.

    این درحالی است که ده مهاجم مسلح داعش شام یک شنبه 12 اسد موتر بمب‌گذاری‌شده را در مقابل دروازه‌‌‌‌ی زندان جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار منفجر کردند.

    پس از آن مهاجمان مسلح با محافظان زندان درگیر شدند. شماری از مهاجمان به زندان نفوذ کردند و شماری دیگری در یک ساختمان نزدیک به زندان مستقر شده به تیراندازی پرداختند.

    این حمله حدود ۲۳ ساعت ادامه یافت. مقام‌های محلی در ننگرهار اعلام کردند در این حمله ۲۵ نفر به‌شمول نظامیان و غیرنظامیان کشته و ۴۸ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

  • رحمت الله نبیل: لویه جرگه مشورتی اتلاف وقت و پول است

    رحمت الله نبیل: لویه جرگه مشورتی اتلاف وقت و پول است

    نبیل اظهار داشت دولت نقش خود در پروسه صلح را به حداقل رسانده و نتوانسته از استقلال و نظام جمهوری اسلامی ذکر شده در قانون اساسی به درستی دفاع کند.

    به باور رئیس پیشین امنیت ملی، دولت اگر به فکر دفاع از مردم بود از همان ابتدا که لیست زندانیان طالبان را دریافت کرده بود باید در مورد آزادی 400 زندانی طالبان اعتراض می کرد.

    وی گفت مردم از همین الان نتیجه لویه جرگه را پیش بینی کرده می دانند که زندانیان طالب آزاد می شوند.

    رحمت الله نبیل با برگزاری لویه جرگه مشورتی برای رهایی 400 زندانی طالبان مخالفت کرد و برقراری صلح را در گرو حسن نیت، مدیریت شفاف و فضای مملو از اعتماد دانست.

  • رئیس جمهور غنی با خانواده های قربانیان انفجار بیروت ابراز همدردی نمود

    رئیس جمهور غنی با خانواده های قربانیان انفجار بیروت ابراز همدردی نمود

    رییس جمهور غنی با خانواده‌های قربانیان انفجار بزرگ در بیروت، پایتخت لبنان، ابراز همدردی کرد.

    ارگ اعلام کرد رییس جمهور غنی با آگاهی از انفجار در بیروت، «شدیدا  متاثر» شده ابراز امیدوای کرده است حکومت و مردم لبنان بتوانند این حالت «دشوار و غم‌انگیز» را مدیریت و از آن موفقانه عبور کنند.

    در نتیجه انفجار ذخیره‌گاه دو هزار و ۷۵۰ تُنی امونیم نایتریت در بندر بیروت، ۷۸ تن کشته و چهار هزار تن زخمی شده‌اند. مقامات تایید کرده‌اند که عده زیادی در این انفجار هنوز ناپدید اند و احتمال دارد که تلفات افزایش یابد.

    این انفجار که روز سه‌شنبه، چهاردهم اسد، پایتخت لبنان را تکان داد به حدی قوی بود که صدای آن تا ۲۴۰ کیلومتر دورتر شنیده شد و حدود ۱۰ کیلومتر اطراف خود را تخریب نمود.

    حسن دیاب، نخست وزیر لبنان، به رسانه‌ها گفت یک ذخیره‌گاه که حدود دو هزار و ۷۵۰ تُن امونیم نایتریت از ۲۰۱۴ بدین‌سو در آن نگهداری می‌شد، منفجر شده است.

    وی از نگهداری این میزان از امونیم نایتریت اظهار بی‌خبری کرد و گفت با عاملان آن برخورد قانونی می‌کند.

    با این حال، نخست‌وزیر لبنان رسیدگی به وضعیت زخمیان را اولویت حکومت خوانده از کشورهای خارجی خواسته است که در کنار لبنان بایستند.

    خبرگزاری ملی لبنان گزارش داد این مواد در جریان سال‌های اخیر ضبط و در این انبار نگهداری شده است. با این وجود، دلیل این‌که چرا این انفجار رخ داده، هنوز روشن نیست.

  • روایت ارگ و مجلس از این دیدار متفاوت است

    روایت ارگ و مجلس از این دیدار متفاوت است

    رئیس جمهور غنی روز گذشته با هیأت اداری مجلس نمایندگان دیدار و پیرامون اهمیت برگزاری لویه جرگه مشورتی برای تصمیم گیری در مورد آزادی 400 زندانی باقی مانده طالبان سخن گفت.

    نکته جالب توجه در مورد این دیدار روایت متفاوت ارگ و مجلس از این دیدار است.

    روایت ارگ

    ارگ ریاست جمهوری گفته است این دیدار روز گذشته سه‌شنبه (۱۴اسد) صورت گرفت و رییس جمهور غنی بر ضرورت تدویر لویه جرگه مشورتی صلح به خاطر تعیین سرنوشت ۴۰۰ زندانی طالبان با هدف آغاز مذاکرات بین الافغانی معلومات داده است.

    به گفته ارگ آقای غنی در این دیدار تاکید کرده که در جرگه مشورتی صلح در روشنایی اجماع و نظریات مردم و نمایندگان شان به شمول صلح، روی مسایل مهم ملی تصمیم گرفته خواهد شد.

    او همچنان نشست سران دو قوه را مثال عمدۀ آغاز مشوره ها خوانده است.

    در خبرنامه ارگ تاکید شده: «در پایان این نشست، رئیس ولسی جرگه حمایت مردم از نظام و مشورت های آنان را در مسایل ملی و سرنوشت ساز، مهم خواند و از همکاری خویش در این عرصه اطمینان داد.»

    روایت مجلس

    دفتر مطبوعاتی میر رحمان رحمانی، رییس مجلس، اما گفته است آقای رحمانی در این دیدار مراجعه به نظریات مردم در مورد مسائل مهم ملی را یک اصل خوانده اما برگزاری لویه جرگه مشورتی صلح را خلاف قانون دانسته است.

    رحمانی خاطرنشان کرده تا زمانی که نمایندگان واقعی مردم در دو مجلس شورای ملی حضور دارند، تدویر هر گونه لویه جرگه مشورتی غیر قانونی است.

    در خبرنامه دفتر آقای رحمانی آمده است این نشست پس از بحث های طولانی به نتیجه‌ی نرسیده اما ریاست جمهوری خواستار برگزاری نشست مشابه با رئیس، هیئت اداری، کمیته روسا و مسوولان گروپ های پارلمانی مجلس نمایندگان شده است.

    لویه جرگه مشورتی صلح

    این در حالی است که رییس جمهور غنی در بیانیه عیدی‌اش در روز جمعه گذشته گفته بود برای تصمیم‌گیری در مورد رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان که موارد حق‌العبدی را مرتکب شده‌اند، لویه‌جرگه مشورتی برگزار می‌کند.

    او افزوده بود بر اساس قانون اساسی و قانون جزا صلاحیت رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان را ندارد و به همین دلیل، در نظر دارد که برای مراجعه به تصمیم مردم، لویه‌جرگه مشورتی تشکیل دهد.

    آقای غنی آن زمان از مجلس نمایندگان خواسته بود که برای انجام این کار از رخصتی‌ تابستانی‌شان برگردند.

    این جرگه که قرار است در تاریخ ۱۷ اسد (جمعه آینده) برگزار شود تنها رهایی ۴۰۰ زندانی طالب را بررسی نمی کند بلکه به گفته سخنگوی ریاست جمهوری مسایل مهم دیگر شامل اجندای این جرگه است.

    جرگه مشورتی که قرار است برگزار شود در کنار موافقان، مخالفانی نیز داشته است. شماری از مخالفان آنرا تعلل حکومت در روند صلح می دانند.

  • حمله بر زندان مرکزی ننگرهار و چند پرسش بی پاسخ

    حمله بر زندان مرکزی ننگرهار و چند پرسش بی پاسخ

    روزهای عید قربان امسال افغانستان گواه چند حمله بود که در دو مورد اول که شب اول عید در لوگر و دومی در روز آخر عید بر زندان ننگرهار اتفاق افتاد، دهها تن از شهروندان کشور به خاک و خون کشیده شد. 

    شام روز یکشنبه دوازدهم اسد، مهاجمان نخست موتر مملو از بمب خودشان را در نزدیکی ورودی زندان ننگرهار منفجر کرده و سپس مردان مسلح با نگهبانان زندان درگیر شدند. بنا بر گزارشهای تایید نشده بخشی از دیوار زندان بر اثر انفجار فروریخته و مهاجمان توانستند به داخل زندان نفوذ کنند. بخشی از جنگجویان بر ساختمان مشرف بر زندان سنگر گرفته و از آنجا با نیروهای دولتی درگیر شده بودند. زد و خورد تقریبا یک شبانه روز کامل به درازا کشید و در این مدت به قول مسئوولین امنیتی، 29 تن کشته و 50 تن دیگر زخمی شدند.بخش بزرگ قربانیان افراد غیر نظامی هستند. بنا به قول مقامات رسمی حکومتی، حمله بر زندان ننگرهار با عث فرار حدود 300 تن از زندانیان شده و جستجو برای یافتن آنها ادامه دارد. معلوم نیست که زندانیان فراری چه کسانی اند و با توجه به بندی بودن 300 عضو داعش در کنار دیگر محبوسین خطرناک دیگر در این زندان، آیا انها موفق به فرار شده اند یا نه. مسئوولین زندان گفته اند که پاسخ به این سوال تا تثبیت هویت فراریان مدتی به طول خواهد انجامید.معلوم نیست که آیا فراریان دوباره دستگیر خواهند شد یا خیر.  در مورد حمله به زندان ننگرها چند نکته قابل تامل است:

    یکم: مسئوولیت این حمله را گروه داعش به عهده گرفته است. تعداد مهاجمین یازده تن بوده و در مدت حمله، از نقطه دیگری ساختمان زندان با هاوان هم هدف قرار گرفته بوده است. حضور گروه داعش در افغانستان با وجود حضور دهها گروه افراطی دیگر، معمای بزرگی است. هیچ گروهی همانند داعش در افغانستان همزمان مورد حمله طالبان نیروهای دولتی و حامیان آنها در افغانستان نبوده است. با این وصف، چطور این گروه تا هنوز توانسته حضور خود در افغانستان را حفظ کرده و با حمله اخیر، توانایی تاکتیکی و فعال بودن خود را چنین به رخ بکشد؟ با وجودی که در این اواخر گروه داعش خونین ترین و بی رحمانه ترین حملات در کابل و دیگر شهرهای کشور را به عهده گرفته است، اما دولت اصرار دارد که این گروه متلاشی شده و دیگر توانایی حمله بر اهداف دولتی و غیرنظامیان را ندارد. پرسشی که به میان می آید این است که چرا دولت اصرار دارد تا داعش را تمام شده اعلان کند؟ آیا واقعا این گروه در افغانستان حضور دارد یا طرفهای جنگ در افغانستان از این گروه بدنام برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند؟ این ها سوالاتی است که ذهن هر آشنا با وضعیت افغانستان را درگیر خود می کند.شگفت اینکه هم گروه طالبان و هم دولت افغانستان همدیگر را به حمایت و پناه دادن به این گروه متهم می کنند. در این وضعیت فقط مردم مظلوم افغانستان است که هر روز قربانی اعمال این گروههای جنایتکار می شود. دولت باید مشخص کند که این حملات کار چه گروههایی است و برای مقابله با آنها چه تصمیمی دارد.

    دوم: حمله بر زندان ننگرهار با تکنیک قدیمی و آشنایی انجام پذیرفت. طبق گفته های مقامات رسمی، مهاجمان نخست با انفجار یک موتر بمب گزاری شده مقابل درب ورودی مکان مورد نظر، حمله را آغاز و هنگامی که مدافعان احتمالا از شوک وارد شده بر اثر انفجار، دچار سردرگمی هستند، بقیه نیروهای مهاجم با لباس مشابه با یونیفورم نیروهای امنیتی بر مکانهای مسلط بر هدف خویش مستقر شده و شروع به حمله بر اهداف خود می کنند. این نوع حمله را گروههای جهادی برای بار نخست در خاورمیانه و خصوصا کشورهای عراق و سوریه رواج دادند. اما با تدابیر اتخاذ شده از سوی نیروهای نظامی آن کشورها با طرح دفاعی چند لایه، از موثریت این حملات به شدت کاسته شده است. اما در افغانستان مخالفان مسلح دولت با تقلید این تاکتیک حملات زیادی را طرح ریزی کرده که در اغلب موارد توانسته اند که خسارات سنگینی را بر نیروهای دولتی تحمیل کنند.اینکه چطور به ذهن مسئوولین امنیتی کشورمان نمی رسد که حداقل با درس گرفتن از تجارب دیگر کشورها و رفع نقاط ضعف خود از موفقیت این طور حملات بکاهند، واقعا جای سوال است. زندان ننگرهار با نگهداری از 300 زندانی خطرناک داعشی باید با تدابیر ویژه و دفاع چند لایه حفاظت می شد اما با غفلت فرماندهان نظامی ما، گروهی که خود دولت آن را شکست خورده می داند، به راحتی این مکان را هدف قرار می دهند و به نوعی به موفقیت هم می رسند. 

    سوم: حمله گروهی بر مکانهایی چون زندان و یا مراکز حساس نظامی دیگر کار یک روز و دو روز نیست. این طور عملیات ها بدون شک نیاز به زمان، مطالعه مکان مورد نظر، طراحی حمله و پشتیبانی لجستیکی دارد. سوالی که وجود دارد این است که نیروهای کشفی و استخباراتی در این مدت کجا بوده اند و چطور نتوانسته اند حمله ای به این گستردگی را کشف و خنثی کنند؟ بدون شک این حمله باعث پرسش های زیادی را در مورد عملکرد نیروهای استخباراتی کشور در اذهان مردم خلق می کند. همه می دانیم که سالانه بخش بزرگی از بودجه کشور به ارگانهای دفاعی و امنیتی اختصاص داده می شود، از این رو انتظار می رود که موثریت این نیروها در پیشگیری از این طور حملات سنگین ثابت شود. 

    چهارم: در دیگر کشورها در صورت روی دادن چنین اتفاقات بزرگ، نظامیان مسئوول مورد پیگرد قانونی قرار گرفته و در صورت کم کاری و کوتاهی در انجام وظیفه مجازات می شوند. اما با تاسف در افغانستان حداقل در حوادث مشابه گذشته خبری از پیگرد قانونی یا به مجازات رسیدن فرماندهان مقصر دولتی در رسانه ها نشر نشده است. در شدید ترین حالت ممکن، مسئوول نظامی غفلت کننده از آن مکان تبدیل و با حفظ رتبه به جای دیگری سوق داده می شود. این مشکل از آنجا ناشی می شود که متاسفانه اغلب فرماندهان نه بر اساس لیاقت و شایستگی بلکه با توصیه این حزب و یا ان شخصیت متنفذ در بست های بلند نظامی منصوب شده و از حمایت آن گروهها و اشخاص برخوردار اند. در چنین وضعیت هایی، بازهم آن ها مورد حمایت حامیان خود هستند.به صورت طبیعی این فرماندهان عملا در قبال اعمال خود پاسخگو نیستند و با این وضعیت هیچگاه از شکست های قبلی خود درس نخواهند گرفت. 

    سخن آخر اینکه حمله اخیر بر زندان ننگرهار سوالات زیادی در مورد توانایی های داعش در کشور و عملکرد نیروهای نظامی افغانستان به وجود آورده و درسهای زیادی به نیروهای امنیتی ما دارد. اگر داعش پشت این حمله باشد، باید به سخنان رئیس جمهور در مورد شکست داعش شک کرد. در غیر آن، دولت باید مشخص کند که این حملات را چه گروههای راه اندازی کرده و چرا دولت در پیشگیری از آن ناکام بوده است. دولت اگر با اراده قوی به دنبال سرکوب عاملان حمله و اتخاذ تدابیر جدی برای جلوگیری از تکرار این طور حملات باشد، امیدی برای بهبود وضعیت در این مورد وجود دارد. در غیر آن بدون شک این داستان تلخ دوباره تکرار خواهد شد. 

    خامه پرس

  • طالبانِ پس از آشتی و خطر سیاسی شدن تروریزم

    طالبانِ پس از آشتی و خطر سیاسی شدن تروریزم

    طالبان اکنون، نه‌تنها یک واقعیت جنگی و وحشت‌‌آفرین، بلکه یک واقعیت سیاسی نیز است. واقعیت سیاسی طالبان، بزرگ‌‌ترین شکست دموکراسی در افغانستان می‌‌تواند تعبیر شود. توافق‌‌نامه‌ی دوحه به همان میزان که ما را به ختم جنگ امیدوار می‌‌کند؛ به خطر برگشت طالبان تروریست در قاموس یک حزب سیاسی نیز هشدار می‌‌دهد. اصلاح‌‌ناپذیری طالبان، تصور غالب در قبال این گروه است. این‌‌که چرا طالبان چنین موفقیتی را کسب کردند، شاید به علت‌‌های زیر بستگی داشته باشد.

    ۱. دوام ماشین جنگی

    جنگ، تنها تثبیت موقعیت در سنگر نیست، بلکه احراز قدرت در سیاست نیز است. در تاریخ سراسر جنگ افغانستان، طالبان تنها گروهی هست که پس از سقوط کامل، دوباره خود را با تاکتیک‌‌های جدید جنگی عیار کرد. ممکن این موفقیت، علت‌‌های بیرونی و داخلی دیگر نیز داشته باشند. ولی این علت‌‌ها فقط مختص به طالبان نیست، بلکه شامل حال احزاب چپی و جهادی نیز می‌‌شود.

    احزاب خلق و پرچم، با سقوط حکومت داکتر نجیب‌‌الله، توان تجدید قوا را در صحنه‌‌ی جنگ از دست داد. لذا، ماهیت سیاسی خود را نیز از دست داد. اعضای آن یا منزوی و متواری شدند و یا در احزاب دیگر منحل شدند. احزاب جهادی نیز، با شرایط جنگی جدید کنار آمده نتوانست. اما با ساختار حکومت پساطالبانی تعامل کرد. این تعامل، این احزاب را از دچار شدن به سرنوشت احزاب چپی نجات داد.

    طالبان، در طول این سال‌‌ها نه‌تنها جنگ را دوام داد، بلکه خود را با شرایط جدید جنگی نیز همگام ساخت. سازگاری با شرایط جنگی، این گروه را خیلی خطرناک کرده است و احتمال دارد که حتا اگر با حکومت آشتی هم کند، باز هم رویکرد ایدئولوژیکی معطوف به خشونت خود را حفظ کرده و دوباره کشور را به کام جنگ فرو برد.

    طالبان به‌سبب ماهیت ایدئولوژیک داشتن، رابطه‌‌ی گسست‌‌ناپذیر با جنگ و خشونت دارد. این گروه برای بقای خود، تقریبا هیچ گزینه‌‌ای غیر از جنگیدن ندارد. قرار داشتن طالبان در موقعیت تک‌‌گزینه‌‌ای برای بقا، دورنمای صلح و ختم جنگ را در کشور، تیره و تار نموده است.

    ۲. دیپلماسی مبتنی بر دوام خشونت

    طالبان با زیرساخت خشونت‌‌پروری، رویکرد دیپلماتیک نیز دارد. هر انتحاری‌ای که خود را منفجر می‌‌کند، پشتوانه‌‌ای می‌‌شود برای منطق دیپلماتیک مبتنی بر خشونت طالبان، در پشت میز گفت‌‌وگوهای صلح.

    این گروه، دیپلماسی مبتنی بر خشونت را به گونه‌‌ی حساب‌‌شده به پیش می‌‌برد. بزرگ‌‌ترین مشکل حکومت افغانستان و جامعه‌‌ی بین‌‌المللی در مواجهه با طالبان این است که این گروه، به کم‌‌ترین ارزش‌‌های حقوق بشری پابند نیست و ابتدایی‌‌ترین حقوق جنگ‌‌جویان خود را رعایت نمی‌‌کنند. انتحارکردن، بارزترین نشانه‌‌ی عدم رعایت حقوق جنگ‌‌جویان است. طالبان از انتحارگران، به‌عنوان پیشرفته‌‌ترین و به‌صرفه‌‌ترین جنگ‌‌افزارها استفاده می‌‌کنند. در منطق طالبان، جنگ‌‌جویان، محموله‌‌های باروت‌اند که خوب‌‌ترین کاربرد را در مقابله با دشمن دارند.

    دیپلماسی مبتنی بر خشونت طالبان، قدرت‌‌مندترین کشور دنیا را مجبور به مذاکره با این گروه کرد. عمده‌ترین پیام منفی مذاکره‌‌ی امریکا با طالبان، نتیجه دادن وحشیانه‌‌ترین نوع خشونت از طرف طالبان در میدان جنگ است. مذاکرات صلح با طالبان چه به نتیجه برسد یا نرسد، دست‌آورد دوسره‌اش برای طالبان این است که از جنگ ۲۰ ساله‌‌ی خود دست‌آورد داشته است. نخستین دست‌آورد آن قباحت‌زدایی از جنایات این گروه در سطح بین‌‌المللی است.

    ۳. ناکامی حکومت

    حکومت افغانستان در طول ۲۰ ‌‌سال، در میدان نبرد با طالبان، موفقیت چندانی نداشته است. موفقیت‌‌های جنگی حکومت، معلول جان‌‌نثاری‌‌های سربازان ارتش و پولیس در جبهه‌‌های جنگی بوده و ناکامی‌‌ها بر می‌‌گردد به مدیریت جنگ در سطح وزارت‌‌خانه‌‌های جنگی و رهبری حکومت.

    حکومت همچنان دیپلماسی مبتنی بر جنگ را علیه طالبان با موفقیت پیش برده نتوانست. تعریف طالبان از دشمن مشخص بود: خارجی‌‌های کافر و داخلی‌‌های مزدور. اما حکومت، طالبان را گاه دشمن خطاب کرد، گاه برادران ناراضی و گاه مخالفان مصلح. عدم دقت، در تعریف روشن از دشمن، حکومت را در افکار عمومی، به دورویی و اهمال در قبال دشمن، مظنون کرد.

    حال آن‌که مردم پس از سقوط طالبان، کم‌‌ترین تردیدی به این نداشتند که نظام سیاسی پساطالبانی، به مراتب گزینه‌‌ی بهتر از طالبان است. اما حکومت به مرور زمان، این محبوبیت را در میان مردم از دست داد. فساد گسترده‌‌ی اداری، حیف و میل شدن کمک‌‌های خارجی، قوت‌‌گرفتن زورگویی‌‌های کسانی که با حکومت نسبتی داشتند، تبعیض سیستماتیک در برابر اقوام، حذف استعدادها به‌دلیل نسبت‌‌های قومی و یا شامل‌نبودن در تیم حاکم، رشد فقر و بیکاری و ریخت و پاش‌‌های بی‌‌رویه‌‌ی کارمندان بلندرتبه‌‌ی حکومتی، تجمع دارایی‌‌های مردمی در دستان چند نفر، سهمیه‌‌بندی‌شدن کانکور و ورود به ارتش و پولیس، عواملی‌اند که بهتر‌‌بودن حکومت را به‌جای طالبان، به شدت تضعیف کرده است.

    ۴. تضعیف بدون بدیل

    یکی از افتخارات حکومت پساطالبانی، به‌خصوص حکومت وحدت ملی این است که جزیره‌‌های قدرت را که همان احزاب سیاسی‌اند، تضعیف کرده‌اند. این اقدام حکومت به‌خصوص در میان جوانان و تحصیل‌کردگان طرفداران زیاد دارند و در جای خودش، یک رفورم به‌حساب می‌آید. اما مشکل در این است که حکومت، در راستایی اصلاحات سیاسی، رویکرد حذف بدون بدیل را در پیش گرفت. احزاب سیاسی را تضعیف کرد، بدون آن‌که روی احزاب جاگزین فکر کند یا فرهنگ سیاسی را در کشور رشد دهد. یکی از مهم‌‌ترین شعارهای حامد کرزی این بود که دانشگاه‌‌ها و دانشجویان باید غیرسیاسی باشند. منظور کرزی این بود که نهادهای تحصیلی، بازیچه‌‌ احزاب جهادی نباشند که این سخن درست بود؛ اما روی دیگر سکه که بدیل این احزاب باشد، نادیده گرفته شد. تعارض آشکاری که در این سیاست حکومت وجود داشت این بود که از یک طرف، به آزادی بیان اهمیت می‌‌داد و فضای عمومی تا حدودی زیادی باز بود. ولی از طرف دیگر، روی شکل‌‌گیری جریان‌‌های سیاسی که پاسخ‌‌گوی نیازهای نسل پساطالبانی باشد، کاری صورت نگرفت. لذا، ما یک آزادی بیانی در خلای اندیشیدن و فعالیت سیاسی داشتیم. نتیجه آن شد که آزادی بیان تبدیل شد به فرصتی برای لاابالی‌‌گری و روزمرّگی. یکی از علت‌‌هایی که گروه‌‌های افراطی از دانشگاه‌‌ها به سربازگیری پرداختند؛ همین خلای فعالیت سیاسی بود.

    اکنون از یک ‌‌طرف، احزاب سیاسی که معمولا جهادی‌اند، فرایند رو به زوال را می‌‌پیمایند و از طرف دیگر، حتا به اندازه‌‌ی همین احزاب در حال افول، ما حزب جدیدی که شکل‌‌گرفته‌ی ۲۰ ‌سال پسین باشد، نداریم. فرهنگ سیاسی در کشور، به حالتی رسیده است که کنش‌‌گران پیشین آن، در حال احتضارند و از طرفی، آلترنتیفی برای آن در جامعه، درنظر گرفته نشده است.

    بین نسل سیاسی پیشاطالبان و نسل پساطالبان، حفره‌‌ای عمیق وجود دارد. این گسست، معلول عدم تعامل بین این دو نسل است. تجربه‌‌های سیاسی رهبران، به نسل جوان منتقل نشد و جوانان، با سوءظن نسبت به رهبران می‌‌نگرند.

    از جانب دیگر، فامیلی‌‌شدن قدرت در اکثر احزاب سیاسی، سفره‌‌ی این احزاب را از دوره‌‌ی ایدئولوژیک اندیشی به مراتب تنگ‌‌تر کرده است. از این منظر اگر به موضوع نگاه کنیم؛ طالبان ظرفیت یک حزب ایدئولوژیک را داراست و بقیه احزاب، فرایند فامیلی‌‌شدن را طی می‌‌کند. گستره‌‌ی نفوذ طالبان به‌دلیل خصوصیت ایدئولوژیکی آن، بسی وسیع‌‌تر از بقیه احزاب سیاسی است.

    اکنون که در آستانه‌‌ی مذاکرات بین‌‌الافغانی قرار داریم تا تمهیدات صلح را فراهم کند، مهم‌‌ترین رسالت رجال سیاسی کشور، آوردن اصلاحات ساختاری در احزاب سیاسی است. این اصلاحات، هم ضامن بقای این احزاب شده می‌‌تواند و هم مانع گسترش تفکر طالبانی در قالب یک جریان سیاسی می‌‌شود.

    بزرگ‌‌ترین خطر طالبان پس از آشتی، تبدیل‌شدن آن گروه به یک حزب سیاسی است. طالبانی که در دهه‌‌ی هفتاد خورشیدی، با زور نظامی بیش‌‌تر از نود فیصد خاک کشور را تحت کنترل درآورد، در نبود احزاب سیاسی کارا، امکان تبدیل‌شدن به یک ابرایدئولوژی افراطی را نیز دارد. خطر تبدیل‌شدن تروریزم به یک حزب سیاسی دگم‌‌اندیش و سلفی‌‌گرا، جدی‌‌ترین خطر برای نهادهای مدنی شکل‌‌گرفته در طی بیست‌‌سال پسین، آزادی بیان، حضور زنان در جامعه، اقلیت‌‌های مذهبی و قومی است. جدی‌‌بودن این خطر را باید همه به‌عنوان یک معضل بالقوه بپذیرند.

    در عقیم‌ساختن فضای سیاسی در کشور، تنها احزاب سیاسی مقصر نبودند؛ گرچند بخش عمده‌‌ی این کوتاهی متوجه آنان است. در کنار آن، حکومت (دوران حامدکرزی و حکومت وحدت ملی) نیز در عقیم‌سازی سیاسی، نقش دارند. فردمحوری در احزاب سیاسی و تضعیف‌‌ احزاب، بدون در نظرگرفتن بدیل، دست به دست هم داد تا در نتیجه به مرحله‌‌ای برسیم که حالا در صورت پیوستن طالبان به پروسه‌‌ی صلح، خطر سیاسی‌شدن آن، مجموعه ارزش‌‌های مدرن ۲۰ ‌‌سال اخیر را به گونه‌‌ی جدی تهدید می‌‌کند. در معرض خطر قرار گرفتن آزادی بیان، حقوق زنان، احترام به حقوق اقلیت‌‌ها و فرصت‌‌های تحصیلی و شغلی، میراثی است که احزاب سیاسی و حکومت پساطالبانی به گونه‌‌ی مشترک از خود به جا می‌گذارند. این بار در طالبانیزه‌کردن فضای سیاسی، رجال سیاسی و زمامداران، سهم مشترک دارند.

    نویسنده: محمد موسی شفق

  • افغانستان قربانی جنگ نیابتی!

    افغانستان قربانی جنگ نیابتی!

    رئیس جمهور غنی به تازگی با عمران خان نخست وزیر پاکستان و نرندا مودی نخست وزیر هند از طریق تلفن گفت و گو کرد. اگرچه جزئیات غنی با نخست وزیر پاکستان، کشوری که به فراهم سازی لانه های امن برای تروریستانی که افغان های بی گناه را می کشد و همچنین با نخست وزیر هند به بیرون درز نکرده اما دفاتر مودی و عمران خان در این ارتباط اعلامیه داده اند.

    در اعلامیه دفتر نخست وزیر پاکستان آمده است غنی و عمران خان روی پیشرفت های اخیر در پروسه صلح افغانستان تبادل نظر کرده اند و عمران خان به نقش مثبت اسلام آباد در پیشرفت های تازه در پروسه صلح افغانستان اشاره کرده است.   

    عمران خان درگفت و گوی تلفنی با رئیس جمهور غنی همچنین بر تقویت همکاری های دوجانبه پاکستان و افغانستان تاکید کرده است.

    اعلامیه دفتر نرندا مودی هم گفت رئیس جمهور غنی از گام ها بلند هند در تامین کمک های غذایی و دارویی برای مردم افغانستان در دوران شیوع ویروس کرونا قدردانی کرده است.

    براساس اعلامیه، مودی نیز تعهد هند نسبت به حمایت از پروسه صلح افغانستان را تجدید نمود و در گفت و گو با غنی وضعیت امنیتی جاری منطقه را بررسی کرد. مودی و غنی همچنین چندین موضوع مشترک مربوط به منافع دوجانبه کابل و دهی نو را طرح و بررسی کردند.

    نکته ای که از گفت و گوی تلفنی غنی با عمران خان و نرندا مودی به ذهن می رسد این است که آیا پاکستان قصد دارد صادقانه نسبت به پروسه صلح افغانستان رفتار کند یا اینکه یک بازی تازه را روی دست گرفته است. نکته دیگر اینکه رقابت هند و پاکستان روی پروسه صلح افغانستان تا چه اندازه جدی و قوی دنبال خواهد شد؟

    افغانستان چندین دهه است که میدان جنگ نیابتی کشورهای قدرتمند منطقه و جهان بوده است. دخالت کشورهای قدرتمند منطقه و جهان در امور داخلی  افغانستان که از منافع متضاد آنها سرچشمه می گیرد بحران های اقتصادی و سیاسی زیادی را بر افغانستان و مردمش تحمیل کرده است. رقابت های اقتصادی و سیاسی کشورهای خارجی قدرتمند در افغانستان سبب کشته شدن هزاران افغان بی گناه شده است.

    این دخالت کشورهای قدرتمند خارجی در افغانستان از جهتی می توانست و می تواند منشأ فواید زیادی برای افغانستان به حساب آید. افغانستان اما در تبدیل این تهدید به فرصت ناکام بوده و نتوانسته چنین استراتژی هایی را به نفع خود هدایت کند.

    افغانستان خلأ سیاسیون باهوشی که بتواند از وضعیت موجود به نفع منافع ملی خود بهره ببرد را احساس می کند. افغانستان به بازی جنگ نیابتی کشورهای خارجی منطقه ای و جهانی تبدیل شده است اما با این وجود هنوز می تواند ورق را برگردانده از تاثیر سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه و جهان به نفع خود استفاده کند.

    در این میان یک چیز واضح است و آن اینکه پاکستان دشمن مشخص شده افغانستان است. پاکستان از سال 1990 میلادی حمایت های مالی و معنوی خود از طالبان را تا زمان سقوط به دست امریکا و همکاری ائتلاف شمال در سال 2001 ادامه داد.

    اسامه بن لادن رهبر القاعده در خاک پاکستان کشته شد. نگاهی به سیاست پاکستان نسبت به افغانستان نشان می دهد که این کشور همواره تلاش کرده با حمایت از گروه های تروریستی در افغانستان از آنها به نفع خود استفاده کند.

    افغانستان نباید بیش از این گول سیاست های دوگانه پاکستان را بخورد. افغانستان در یک تیزهوشی کامل باید از رقابت کشورهای خارجی به نفع منافع ملی خود کمال استفاده را ببرد و از تاثیرات اقتصادی و سیاسی کشورهای رقیب برای توسعه خود در بخش های مختلف استفاده نماید.

  • تعداد کشته شدگان انفجار سه شنبه در بیروت به 63 تن رسید

    تعداد کشته شدگان انفجار سه شنبه در بیروت به 63 تن رسید

    وزیر صحت لبنان گفت شمار قربانیان انفجار مهیب در بیروت به حدود ۶۳ کشته و بیش از ۳ هزار زخمی، رسیده است.

    حمد حسن، وزیر صحت لبنان گفت: «براساس آمار جدید، شمار قربانیان به ۶۳ تن و زخمی‌ها به بیش از ۳۰۰۰ نفر رسیده است.»

    قبل از این وزیر صحت لبنان شمار قربانیان این حادثه را ۴۰ کشته و ۲۵۰۰ زخمی اعلام کرده بود.

    شام روز (سه شنبه، ۴ اگست) در شهر بیروت، پایتخت لبنان یک انفجار قوی رخ داد و شهر را لرزاند. گفته می‌شود قبل از انفجار، یک صدای نه چندان بلند شنیده شد، پس از پنج دقیقه دود سیاه و سفید پیدا شد و سپس انفجار قوی رخ داد و یک ستون دود سرخ را به آسمان بلند کرد. در شعاع چند کیلومتری ساحه انفجار شیشه‌های ساختمان‌ها شکست.

    به گفته رئيس عمومی امنیت عامه لبنان، ممکن است این رویداد در نتیجه منفجر شدن مواد انفجاری که مدت زیادی در انبار بندر بیروت نگهداری می‌شد، رخ داده باشد.

    پیش از این شبکه تلویزیونی لبنانی LBCI گزارش داده بود ممکن است انفجار روز سه شنبه در بندر بیروت ناشی از منفجر شدن سدیم نیترات (ترکیب کیمیاوی) که یک سال قبل از یک کشتی ضبط شده بود، باشد.

    تا هنوز رسما دلیل این حادثه اعلام نشده است.

  • دوربین های امنیتی را برندارید، کشته می شوید

    دوربین های امنیتی را برندارید، کشته می شوید

    داعش شاخه خراسان به سکتورهای خصوصی، شرکت ها، مارکت ها و خانه های مسکونی در ولایت ننگرهار هشدار داد کامره های امنیتی خود را بردارند.

    این گروه تاکید کرد اگر شرکت های خصوصی و افراد با استفاده از دوربین های امنیتی نصب شده خود تصاویر فعالیت های داعش را در اختیار دولت افغانستان قرار دهد، توسط جنگجویان این گروه کشته خواهند شد.

    این اخطار داعش در حالی صادر می شود که جنگجویان این گروه که بیشترشان خارجی بودند یک شنبه هفته جاری به زندان مرکزی در جلال آباد مرکز ولایت ننگرهار حمله کردند.

    حمله داعش به این زندان سبب شد 1800 زندانی بتوانند فرار کنند، از این تعداد زندانی 300 نفر آنها متعلق به گروه داعش بودند. اگرچه بسیاری از زندانیان فراری دوباره دستگیر و زندانی شدند اما نزدیک به 380 زندانی دیگر هنوز فراری هستند.

    ولایت ننگرهار در شرق افغانستان از ولایات ناامن به شمار می رود که طالبان و داعش در بخش های مختلف آن فعالیت دارند.

    از سویی هم گفته می شود گروه داعش در تلافی کشته شدن یکی از رهبران ارشد خود در منطقه بهسود ولایت ننگرهار توسط نیروهای امنیتی افغان به زندان مرکزی این ولایت حمله کرده اند.

  • فرانسه از اتباع خود خواست به ایران سفر نکنند

    فرانسه از اتباع خود خواست به ایران سفر نکنند

    وزارت خارجه فرانسه روز سه‌شنبه ۴ اوت با انتشار بیانیه‌ای از اتباع این کشور خواست تا خاک ایران را ترک کنند.

    در این بیانیه آمده است: «به دلیل شرایط امنیتی منطقه‌ای به شدت ناپایدار، به شهروندان فرانسوی رسما توصیه می‌شود که به ایران سفر نکنند. از فرانسوی‌های ساکن ایران که قادر به ترک این کشور نیستند، خواسته می‌شود تا کاملا هشیار باشند و موازین اولیه را برای امنیت خود در پیش گیرند.»

    وزارت خارجه فرانسه از شهروندان این کشور در ایران خواسته است تا حد امکان از سفر میان شهرهای این کشور پرهیز و از حضور در تجمعات خودداری کنند.

    این هشدارها در پی افزایش شدید شمار مبتلایان و قربانیان بیماری کووید۱۹ در ایران داده شده است.

    وزارت خارجه فرانسه با یادآوری وضعیت شیوع ویروس کرونا در ماه‌های گذشته در ایران و با اشاره به موازین مراقبتی در فرودگاه‌ها برای مسافران خارجی به مقصد این کشور اعلام کرد از تاریخ اول ماه اوت، صدور ویزای توریستی در سفارت این کشور در تهران متوقف شده است.

  • نمایندگان پارلمان از رخصتی تابستانی به کابل فراخوانده شد

    نمایندگان پارلمان از رخصتی تابستانی به کابل فراخوانده شد

    رییس‌جمهور غنی طی حکمی، اعضای شورای ملی را از رخصتی تابستانی‌شان برای شرکت در لویه‌جرگه مشورتی صلح به کابل فراخواند.

    ارگ ریاست‌جمهوری در اعلامیه‌ای گفت آقای غنی این حکم را با رعایت فقره‌های اول ماده‌های ۶۶ و ۸۱ قانون اساسی کشور صادر کرده است.

    فقره اول ماده ۶۶ قانون اساسی کشور می‌گوید: «رییس‌جمهور در اعما ل صلاحیت‌های مندرج این قانون اساسی، مصالح علیای مردم افغانستان را رعایت می‌کند.»

    در فقره اول ماه ۸۱ قانون اساسی نیز آمده است: «شورای ملی دولت جمهوری اسلامی افغانستان به‌حیث عالی‌ترین ارگان تقنینی مظهر اراده مردم آن است و از قاطبه ملت نمایندگی می‌کند.»

    رییس‌جمهور غنی درحالی اعضای شورای ملی را برای شرکت در لویه‌جرگه مشورتی صلح فرا خوانده است که قرار است این جرگه در تاریخ هفدهم ماه جاری خورشیدی در کابل برگزار شود.

    صدیق صدیقی، سخن‌گوی ریاست‌جمهوری روز (سه‌شنبه، ۱۴ اسد) در یک نشست خبری گفت لویه‌جرگه ممکن است سه روز ادامه یابد.

    این جرگه برای تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت ۴۰۰ زندانی باقی‌مانده‌ی گروه طالبان برگزار می‌شود. سخنگوی‌ ریاست‌جمهوری همچنان گفت قرار است آقای غنی برنامه‌های انکشافی دولت را نیز در این جرگه با مردم در میان بگذارد.

    رییس‌جمهور غنی در نخستین روز عید قربان اعلام کرده بود مطابق قانون اساسی و قانون جزای افغانستان، او صلاحیت رهایی ۴۰۰ زندانی باقی‌مانده‌ی طالبان را ندارد و به همین منظور لویه‌جرگه مشورتی را فرا می‌خواند.