نویسنده: Raha News Agency

  • سیما سمر: طالبان باید از قربانیان جنگ معذرت خواهی کنند

    سیما سمر: طالبان باید از قربانیان جنگ معذرت خواهی کنند

    سیما سمر، وزیر دولت در امور حقوق بشر، می‌گوید گروه طالبان، باید برای جلوگیری از وارد شدن تلفات به غیرنظامیان، با برقراری آتش‌بس، موافقت کند.

    بانو سمر که روز چهارشنبه (۹ میزان)، در مراسمی در کابل سخن می‌گفت، افزود گروه طالبان باید با کاهش خشونت و یا آتش‌بس، موافقت کند تا از این طریق، زمینه‌ی برقراری صلح پایدار و همه‌شمول در افغانستان، فراهم شود.

    او، در بخش دیگری از سخنان خود، گفت به منظور تأمین عدالت، باید خواسته‌های قربانیان جنگ در گفت‌وگوهای صلح، در نظر گرفته شود.

    بانو سمر، افزود: «باید مطابق به خواست قربانیان جنگ، گفت‌وگوهای صلح پیش برود. در رسانه‌ها روایت‌های قربانیان جنگ نوشته می‌شود، این نشان می‌دهد که مردم افغانستان چه اندازه درد می‌کشند. برای اینکه در آینده‌ها این جنایات تکرار نشود، باید تروریستان از قربانیان جنگ معذرت بخواهند. ما باید روی مکانیزمی، برای شنیدن نظریات قربانیان جنگ کار کنیم.»

    به گفته‌ی او، در گفت‌وگوهای میان‌افغانی، باید به ارزش‌های حقوق بشری احترام گذاشته شود.

    این در حالی است که با گذشت بیش از دو هفته از آغاز گفت‌وگوهای میان‌افغانی، دو طرف، هنوز هم روی طرزالعمل گفت‌وگوها، به توافق نرسیده اند. هم‌چنان، گروه طالبان با وجود درخواست‌های پی‌هم کشورها و سازمان‌های بین‌المللی، نه تنها با برقراری آتش‌بس موافقت نکرده؛ بلکه خشونت‌ها را به شدت افزایش داده است.

  • جنبش اسلامی ازبکستان چگونه وارد افغانستان شد؟

    جنبش اسلامی ازبکستان چگونه وارد افغانستان شد؟

    شیرزاد بولتیف با تن لرزان از در وارد شد و روی صندلی‌ای که رو به دیوار رنگ‌رفته بود، نشست. چراغ رومیزی‌ای که پرچم کوچک افغانستان را با نور سفیدش روشن کرده بود، اتاق کوچک زندان را بیش از پیش ناخوشایند نشان می‌داد. بولتی، ازبیک ۳۸ ساله و تنومند با ریش بلند و نازکش، مضظرب و کم‌حرف به نظر می‌رسید. او چنان نرم و آرام حرف می‌زد که حرف‌هایش در میان سکوت عمیق اتاق، به سختی قابل تشخیص بود.
    بولتیف برخلاف اعضای دیگر این زندان مخوف-که توسط امنیت ملی افغانستان اداره می‌شود-، تصمیم دل‌کندن از جنگ دارد. پس از آن‌که محمد‌اشرف‌ غنی، رییس‌جمهوری افغانستان به اعضای شاخه‌ی خراسان داعش وعده‌ی بخشش در صورت تسلیمی آن‌ها داد؛ بولتیف چنین فرصتی را غنیمت شمرد. او خسته از جنگ و ناامید از آینده ‌اش بود.
    در پاییز ۲۰۱۹ بود که شاخه‌ی خراسان دولت اسلامی (داعش)، آخرین سنگر خود را در کوه‌های ننگرهار افغانستان در نزدیکی مرز پاکستان، از دست داد. اعضای زیاد این گروه فرار کردند و شماری از آن‌ها مخفی شدند؛ اما شمار چشم‌گیر آنان، توسط ارتش افغانستان و ایالات متحده‌ی امریکا دست‌گیر و یا کشته شدند. بولتیف در آغاز نوامبر ۲۰۱۹ خود و خانواده‌ی شش‌نفری ‌اش را تحویل این ارتش در حال رشد، داد. خانم باردار و پنج فرزند او در بس جداگانه جابه‌جا شدند و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند؛ جایی که شیرزاد هنوز از آن نمی‌داند.
    شیرزاد بولتیف، مشهور به نجیب‌الله عبدالرحیم – نامی که هنگام پیوستن به «جهاد» انتخاب کرد- یکی از صدها شهروند ازبیک است که طی سال‌های گذشته به عنوان بخشی از جنبش اسلامی ازبیکستان(IMU) وارد افغانستان شده است. جنگ آن‌ها، از دهه‌ی ۱۹۹۰ در سرزمین مادری ‌شان آغاز شد. این جنگ، آن‌ها را طی سال‌های گذشته با گروه‌های مختلفی مثل طالبان، القاعده و دولت اسلامی (داعش) آشنا کرده است؛ آن‌ها به گروه‌های مختلف تقسیم شده و سرانجام سرنوشت‌ شان به نابودی کشانده شده است.
    هرچند جنبش اسلامی ازبیکستان، دیگر نمی‌تواند به عنوان یک بازیگر مهم در صحنه‌ی پیچیده‌ی «جهاد جهانی» باشد و یا تهدید جدی برای کشورهای آسیای میانه به شمار برود؛ اما تا اکنون چنین قضاوتی زود است که بگوییم این جنبش به‌گونه‌ی کامل نابود شده است.
    شکل‌گیری در وضعیت آشفته
    در سال ۱۹۹۰ که اتحادیه‌ی جماهیر شوروی، آخرین روزهای خود را سر می‌کرد، گروهی از جوانان مذهبی از شهر ازبیک نامنگان در دره‌ی فرغانه، «عدالت» را- سازمانی که هدف آن بازگرداندن عدالت در اوضاع آشفته بود- اساس‌گذاری کردند. رهبری آن را یک آخوند جوان به نام طاهر یولداشف و جمعه نامنگانی، سرباز شوروی سابق به دست گرفتند و مسجد نوی برای پیکار عقیده‌ی شان ساختند. آن‌ها گشت‌زنی‌هایی را برای اجرای شرع در جاده‌ها شروع کردند و به تدریج به عنوان اجرا‌کننده‌ی قانون ظاهر شدند. این گروه با افزایش نفوذ شان، خواستار ازبیکستانی با معیارهای شریعت اسلامی شدند.
    مسوولان حکومتی، ابتدا برای پاسخ‌گویی در برابر افزایش این تندروی مذهبی در دره‌ی فرغانه، به کندی عمل کردند. تنها اقدام آن‌ها در سال ۱۹۹۲ بود که «عدالت» را بستند. با این حال اعضای آن سرکوب شد و به بیرون از کشور فراری شدند. نامنگانی به جنگ درون‌مرزی تاجیکستان پیوست و آن‌جا در کنار اسلام‌گراهای تندروتر دیگر جنگید؛ یولداشف اما، به گردش در کشورهای اسلامی شروع کرد.
    در سال ۱۹۹۷، زمانی که حکومت عرفی تاجیکستان روزهای آخرش را سپری می‌کرد، نامنگانی با توافق‌نامه‌ی صلح مخالفت کرد و متحدان تاجیکی ‌اش را که طرف‌دار صلح بودند، رها کرد. در آن‌زمان دولت اسلامی کریموف در ازبیکستان، در حال سرکوب گروه‌های اسلامی در دره‌ی فرغانه بود؛ جایی که شماری از جوانان مذهبی برای پیشبرد فعالیت‌های ‌شان برنامه‌ریزی می‌کردند.
    با این حال، جنبش اسلامی ازبیکستان (IMU) به‌گونه‌ی رسمی در سال ۱۹۹۸ توسط دو چریک و ایدیولوژیک مذهبی از جمله طاهر یولداشف و نامنگانی- کسی که در آن زمان به تجارت سودآورد قاچاق مواد مخدر درگیر شده بود و ارتباطش را با طالبان در افغانستان محکم کرده بود- بنیان گذاشته شد. هدف اصلی این جنبش، سرنگونی دولت‌های ازبیکستان و قرغزستان و هم‌چنان تبدیل‌کردن دره‌ی فرغانه به خواستگاه یک کشور اسلامی بود؛ دره‌ای که هردو کشور (ازبیکستان و قرغزستان) را با تاجیکستان وصل می‌کند. این گروه برای مدتی به دلیل جنگ‌های داخلی و مساله‌ی افغانستان، با لباس طالبان، در تاجیکستان به سر کردند.
    در اوایل ۱۹۹۹، تاشکند شاهد یک سری انفجارهایی بود که جنبش اسلامی ازبیکستان به دست داشتن در آن متهم شد؛ هرچند مشخص نشد که آن‌ها عامل اصلی این انفجارها بودند. در سال‌های بعد، جنبش اسلامی ازبیکستان برای باج‌گیری از حکومت‌های ازبیکستان و قرغزستان در مناطق مرزی این دو کشور و تاجکستان به گروگان‌گیری آغاز کرد. آن‌ها، از قاچاق مواد مخدر درآمد به ‌دست آوردند و به اساس گزارش‌هایی؛ بودجه‌ای از القاعده- متحد افغانستان‌نشین ‌شان- دریافت کردند.
    حمله‌ی ایالات متحده‌ی امریکا به افغانستان برای سرنگونی رژیم طالبان در ۲۰۰۱، جنبش اسلامی ازبیکستان را در مسیر نوی قرار داد.
    پس از آن، این جنبش با تشکیل گروه منسجم‌تر، ارتباط شان را با القاعده و طالبان نزدیک‌تر کرد. در نوامبر ۲۰۰۱ به محض کشته‌شدن نمنگانی، این گروه به پاکستان در مناطق قبایلی تحت اداره‌ی فدرال (FATA) و به‌ ویژه در وزیرستان شمالی در نزدیکی مرز افغانستان انتقال کرد؛ جایی که آن‌ها می‌توانستند با قبایل محلی ارتباط برقرار کنند. جنبش اسلامی ازبیکستان در ۲۰۰۴، مسوولیت برخی از حمله‌ها را در تاشکند پذیرفت؛ کشوری که جنگ علیه اسلام به شدت در آن جریان داشت.
    در سال ۲۰۰۹ طاهر یلداشف در حمله‌ی هواپیمای بدون سرنشین کشته شد. با کشته‌شدن دو رهبر این حرکت، جنبش اسلامی ازبیکستان متلاشی شد و رهبران نوی برگزید؛ اما اعضای آن هم‌چنان به‌شکل فزاینده‌ا‌ی به «جهاد جهانی» متعهد ماندند.
    در جست‌وجوی وطن
    شیرزاد بولتیف در روستایی در منطقه‌ی شیردریا در شرق ازبیکستان، نزدیک مرز تاجیکستان، بزرگ شد. به گفته‌ی بولتیف خانواده‌ی او از مسایل مذهبی دور بودند. آیین اسلامی را در روستای ‌شان انجام می‌دادند؛ اما نه به شکل کامل. خود را مسلمان می‌خواندند؛ اما نماز نمی‌خواندند. بولتیف می‌گوید که زمینه‌ی همه‌ی «گناهان مدرن» در روستا به شمول ودکا، روسپی، سیگار و ساز مساعد بود. شیرزاد در سال ۲۰۰۸ به تشویق برادر کوچکش به اسلام گروید.
    اندکی بعد، بولتیف ازدواج کرد و مشکلات آغاز شد.
    در آن زمان، مبارزات علیه مسلمانان عقیدتی در ازبیکستان جریان داشت. کسانی که از کتاب مقدس دین اسلام پیروی می‌کردند، ریش می‌گذاشتند و یا پنج‌بار در روز نماز می‌خواندند توسط آژانس امنیتی نظم عامه دست‌گیر می‌شدند. بنابر این، دین‌داری می‌توانست برای خیلی افراد خطرناک باشد و آن‌ها را به زندان بیندازد؛ جایی که مکان ابدی برای خیلی از آدم‌ها می‌شد؛ اما نه برای همه. سخت‌گیری‌ها بر مسلمانان سبب شده بود که خانم بولتیف در پوشش ‌اش آزاد نباشد و برادر بولتیف ماه‌هایی از عمرش را در پشت میله‌های زندان بگذراند.
    شیرزاد بولتیف می‌گوید: « آژانس امنیت نظم عامه‌ی منطقه‌ی شیردریا که دوستانم را بازداشت کرده بود، آن‌ها را مجبور به نوشیدن ودکا کرده و اجازه‌ی ادای نماز را به آن‌ها نداده بود. وقتی دوستانم آزاد شدند، آژانس امنیت نظم عامه گفت که فیلم نوشیدن ودکای آن‌ها را دارد. وضعیت مسلمانان ازبیکستان این‌گونه بود.»
    وقتی برادر بولتیف از زندان بیرون آمد، دو خانواده تصمیم گرفتند به مسکو کوچ کنند. چند مدتی پس از زندگی در روسیه، اما به زودی مشخص شد که این کشور نیز جایی نیست که دو برادر به دنبال آن بودند. بولتیف در روسیه کار پخش جزوه‌ها و روزنامه‌ها را داشت؛ اما ترس اسلام‌ستیزی هم‌چنان ادامه داشت. سرانجام، مسلمانان مذهبی در آن‌جا نیز هدف قرار گرفتند. دو برادر ناچار بودند وطن نوی پیدا کنند.
    بولتیف می‌گوید: «برادرم از طریق انترنت با یکی از دوستانش در منطقه‌ی ما به تماس شد. برایش گفته شد که در افغانستان جمعیت بزرگی وجود دارد که در سایه‌ی شریعت اسلامی زندگی می‌کنند. آن‌جا هر روز جنگ است؛ اما شما می‌توانید آزادانه نماز بخوانید. همین بود که برادرم به طرف افغانستان حرکت کرد.»
    برادر بولتیف به او گفت که دوست ندارد بی‌دلیل بجنگد و بمیرد؛ اما کم از کم می‌تواند در یک مدرسه‌ی دینی حتا آشپزی کند و خدمتی برای اسلام کرده باشد. بولتیف می‌گوید: « برادرم گفت که می‌خواهد در مدرسه‌ی دینی کوچکی که در افغانستان است، آشپزی کند، ظرف بشوید؛ اما گفت که دین واقعی در آن‌جا [افغانستان] وجود دارد. بنا بر این، ما نیز تصمیم گرفتیم که «هجرت» کنیم. برادرم گفت که اگر ما این‌جا را ترک نکنیم، دیر یا زود زندانی خواهیم شد.»
    ورود به افغانستان
    در سال ۲۰۱۲، بولتیف و همسرش، هم‌راه با دو فرزند کوچک‎‌ شان، روسیه را ترک کردند. آن‌ها از طریق آذربایجان و ایران، وارد خاک افغانستان شدند و از آن‌جا به مناطق قبایل‌نشین پاکستان، نزدیک مرز افغانستان؛ جایی که بسیاری از جنگ‌جویان ازبیک مستقر بودند، راه یافتند. دو سال در آن‌جا ماندند.
    بولتیف می‌گوید که او در توزیع مواد غذایی به «مجاهدین» ازبیک که در آن زمان در کنار اسلام‌گرایان محلی علیه ارتش پاکستان می‌جنگیدند، کمک می‌کرد. (داستانی که بولتیف از «جهاد»ش تعریف می‌کند، ما نمی‌توانیم در مورد درستی و نادرستی آن، نظر دهیم.)
    در سال ۲۰۱۴، پس از چندین حمله‌ی تروریستی که شهرهای پاکستان را به لرزه درآورد، این کشور تصمیم گرفت که ضربه‌ی نهایی را به گروه‌های قبایل‌نشین که بیش‌تر آن‌ها غیرقانونی آن‌جا، جا خوش کرده بودند، وارد کند. درگیری‌ها سبب شد که یک میلیون تن از این مناطق آواره شوند. هزاران جنگ‌جو هم‌راه با خانواده‌های‌ شان از این مناطق فراری شدند و در همسایگی افغانستان پناه‌گاه امن یافتند. بیش‌تر آن‌ها در ننگرهار ساکن شدند؛ جایی که به آرامی توانستند، اجتماع شان را در میان هم‌پیمانان طالب ‌شان نوسازی کنند.
    ادامه دارد…

    دی دیپلمات

  • فرمانده ولسوالی کوهستان بدخشان در حمله طالبان کشته شد

    فرمانده ولسوالی کوهستان بدخشان در حمله طالبان کشته شد

    مقام‌های محلی بدخشان می‌گویند در حمله گروه طالبان بر ولسوالی کوهستان این ولایت، فرمانده پولیس این ولسوالی و دو پولیس محلی کشته شدند

    ثناالله روحانی، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت بدخشان گفت گروه طالبان حوالی ساعت نُه شب گذشته بر ولسوالی کوهستان این ولایت حمله کردند و در این حمله یک فرمانده با دو تن از سربازانش کشته و سه تن دیگر زخمی شدند.

    به گفته او این حمله توسط نیروهای امنیتی عقب زده شده است.

    هم‌چنان وی گفت در این درگیری، به گروه طالبان تلفاتی وارد شده است. براساس معلومات روحانی، در ضد حمله نیروهای امنیتی چهار طالب کشته و پنج تن دیگر‌ زخمی شدند.

     تاکنون گروه طالبان در این باره چیزی نگفته‌اند.

  • زمری پیکان به 3 سال حبس محکوم شد

    زمری پیکان به 3 سال حبس محکوم شد

    دادستانی کل کشور اعلام کرد زمری پیکان، فرمانده پیشین امن و نظم عامه‌ی وزارت امور داخله به اتهام سوءاستفاده از صلاحیت‌های وظیفوی به سه سال حبس محکوم به مجازات شده است.

    در خبرنامه‌ای که از سوی دادستانی کل به نشر رسیده، آمده است حکم سه سال حبس برای آقای پیکان امروز (سه‌شنبه، ۸ میزان) از سوی دادگاه استیناف مرکز عدلی و قضایی مبارزه با جرایم فساد اداری صادر شده است.

    به نقل از خبرنامه، براساس صورت دعوای دادستان مؤظف پرونده، فرمانده پیشین امن و نظم عامه‌ی وزارت داخله به تعیین بست پسرس و دراخیتارگذاشتن پرسنل و تجهیزات نظامی به او متهم بوده است.

    دادستانی کل توضیح داده است که پسر زمری پیکان با استفاده از این امکانات در سال ۱۳۹۵ راهی ولسوالی استالف می‌شود و در مسیر راه با کاروان حامل‌اش با ماین کنارجاده‌ای اصابت می‌کند. آقای پیکان با اطلاع از این حادثه، پرسنل تحت اثرش را به محل حادثه اعزام می‌کند، اما پسرش حین برگشت به شهر کابل یک نفر را به ضرب گلوله به قتل می‌رساند.

    او سه سال پیش به جرم سوء استفاده از صلاحیت‌های وظیفوی در وزارت داخله و اتهام قتل، از سوی مرکز عدلی و قضایی مبارزه با جرایم سنگین به هشت‌ونیم سال زندان محکوم شده بود.

    زمری پیکان از آن زمان تا ماه سنبله سال جاری بازداشت نشده بود.

    رییس‌جمهور اشرف غنی اما در تاریخ ۲۴ قوس سال گذشته در «کنفرانس سالانه‌ی مبارزه علیه فساد اداری» از وزارت داخله خواست که او را به‌گونه‌ی «فوری» بازداشت کند.

  • غنی 17 مشاور خود را برکنار کرد

    غنی 17 مشاور خود را برکنار کرد

    این منبع که نخواست نامی از وی برده شود گفت سیدحامد گیلانی، مشاور ارشد رییس جمهور در امور بین‌المللی، قطب‌الدین هلال، مشاور ارشد رییس جمهور در امور صلح، احمد مشاهد، مشاور ارشد رییس جمهور در امور اصلاحات اداری و خدمات ملکی، محمدایوب رفیقی، مشاور ارشد رییس جمهور در امور مردمی،  شیرمحمد جامی‌زاده، مشاور اشد رییس جمهور در امور منابع طبیعی و شاه‌محمد سرگند، مشاور ارشد رییس جمهور در امور تحقیق و توسعه برکنار شده‌اند‌.

    به همین ترتیب، سیروس علاف، مشاور ارشد رییس جمهور  در امور تجارتی، نجیب‌الله خواجه‌عمری، مشاور ارشد رییس جمهور در امور تحصیلات عالی، خلیل‌الله زمری، مشاور ارشد رییس جمهور در امور رسیدگی به حقوق محجوزین و محبوسین، عبدالرحمن هوتکی، مشاور ارشد رییس جمهور در امور سیاسی و منطقه‌ای، پیغمبر‌قل دوغن، مشاور رییس جمهور در امور اجتماعی، گلالی اچکزی، مشاور رییس جمهور در امور حقوق زنان،  عزیزالله آریافر، مشاور رییس جمهور در امور اصلاح اداره، محمدعزیز بختیاری، مشاور رییس جمهور در امور اجتماعی و فرهنگی، لیلا احراری، مشاور رییس جمهور در امور تقویت دموکراسی، همایون جریر مشاور ارشد رییس جمهور در امور اجتماعی و بسم‌الله روحانی مشاور رییس جمهور در امور قومی در سطح محلات از جمله مشاورانی‌اند که از سوی رییس جمهور غنی از وظیفه سبک‌دوش شده‌اند.

  • پس از 12 سال پروازهای ملکی در کندز از سر گرفته شد

    پس از 12 سال پروازهای ملکی در کندز از سر گرفته شد

    کندز ولایت ناامنی در شمال‌شرق کشور می‌باشد که همواره گواه رویدادهای امنیتی بوده است. باشند‌گان و شماری از کارمندان دولتی و نظامیان در این ولایت، از ۱۲ سال به این‌سو به دلیل نبود پروازهای ملکی، تهدیدات و مشکلات امنیتی در شاهراه کندز- بغلان از راه زمین نیز نمی‌توانستند به راحتی به کابل سفر کنند.

    پس از چندین سال دادخواهی از سوی شماری از فعالان مدنی کندز، روند پرواز‌های ملکی کابل-کندز و برعکس آن با هواپیماهای شرکت خصوصی «کام‌ایر» امروز (سه‌شنبه، 8 میزان) به گونۀ رسمی در این ولایت از سر گرفته شد.

    اعضای شورای ولایتی و باشندگان کندز، از آغاز پروازهای ملکی در این ولایت استقبال می‌کنند و می‌گویند، در جریان بیش از یک دهۀ گذشته به دلیل تهدیدات امنیتی در شاهراه کندز- بغلان به سختی از راه زمین رفت‌وآمد می‌کردند. آنان می‌گویند، پس از آغاز پروازهای ملکی تمامی کارمندان اداره‌های دولتی، بازرگانان و غیرنظامیان می‌توانند با سهولت به کابل سفر کنند.

    عبدالستار میرزکوال، والی کندز دو ماه پیش با آغاز کارش به مردم وعده سپرد که پروازهای ملکی را در این ولایت بازگشایی خواهد کرد. او می‌افزاید که در روزهای نزدیک از میدان هوایی کندز پروازهای خارجی نیز انجام خواهد شد.

    محمدقاسم وفایی‌زاده، رئیس عمومی ادارۀ مستقل هوانوردی ملکی آغاز دو بارۀ پروازهای ملکی از ولایت کندز را پس از ۱۲ سال برای از میان برداشتن مشکلات مردم سودمند می‌داند.

    در جریان ده سال گذشته با بسته‌بودن پروازهای ملکی از ولایت کندز، شماری از مسافران به ویژه کارمندان دولتی از مسیر راه کندز-بغلان و کندز-کابل از سوی طالبان ربوده شده و به قتل رسیده‌اند.

  • اصرار طالبان بر فقه حنفی یعنی حذف مذاهب دیگر!

    اصرار طالبان بر فقه حنفی یعنی حذف مذاهب دیگر!

    در روزگار جنگ هفتادودو ملت به تعبیر حافظ و در روزگاری که فرقه‌های اسلامی جام‌های خون را از پیروان فرقه‌های متخاصم می‌نوشیدند، فقیهی دیدگاهی را در فقه اسلامی مطرح کرد. نعمان‌بن‌ثابت معروف به ابوحنیفه، رأی و اجتهاد را در استنباط حکم مطرح کرد. روش ابوحنیفه حدود 12ونیم قرن قبل از امروز نوع تجدد در فقه شمرده می‌شود و چون او در آخر عصر امویان و آغاز عصر عباسیان می‌زیست، طعم شلاق، آواره‌گی و زندان را چشید.

    در عصر امویان، ابوحنیفه را در یازده روز 110 تازیانه زدند و او از جور حکام در این روزگار آواره شد. عباسیان او را به زندان افکندند و به روایتی در زندان به دستور منصور خلیفۀ عباسی مسموم شد و به زنده‌گی در اسارت بدرود گفت. این دو دستگاه ادعای اسلام داشتند و حدود بیش از 12 قرن پس از امام، در اواخر قرن 20 میلادی، گروهی با سوءتفسیر و سوءاستفاده از میراث ابوحنیفه و زیر نام اسلام دستگاه مخوف و عقب‌گرایانه‌یی را ابداع کردند؛ امارت اسلامی.

    جای هیچ تریدی نیست که اسلام مستعد تفسیرها و خوانش‌های فروانی است. گروهی آن را صلح خوانده‌اند، اما گروهی دیگر با خوانش خشونت‌آمیز از اسلام، در طول تاریخ جشن خون و تحجر برپاکرده اند/می‌کنند. در امتداد خوانش خشونت‌آمیز از اسلام، طالبان در آخرین سال‌های قرن 20 امارت‌شان را با خشونت و کشتار در کابل مستقر کردند. این جماعت، با خوانش مشابه به خوانش عباسیان و امویان از اسلام که قرن‌ها قبل با توسل به آن ابوحنیفه را شکنجه کردند، با استفاده از نام امام به سرکوب و شکنجه دست یازیدند.

    در زمان طالبان، هم‌وغم حکومت ریش، زنده‌گی خصوصی و طرز پوشش مردم بود. آنان مقرر کرده بودند که پاچۀ تنبان بلندتر از مچ (بجلک) پای باشد، زنان حق نداشتند از خانه بیرون شوند، خیابان‌ها با نوارهای شکسته رنگین بود. اکنون که پس از سال‌ها جنگ با آمریکای‌ها آشتی کردند، قصد دارند با استفاده از نام ابوحنیفه، امارت‌شان را برگردانند.

    حدود دو هفته پیش (22 سنبله) مذاکرات به هدف یافتن راه حل سیاسی، میان نمایند‌گان طالبان و نمایند‌گان حکومت افغانستان، در دوحه، پایتخت قطر آغاز شد. از آن زمان به این‌سو طالبان، مصُراند که به زعم آنان «فقه حنفی» باید به عنوان مرجعی برای حل اختلافات شناخته شود. بنابراین تاکنون دو طرف روی دستورالعمل مذاکرات به نتیجه نرسیده‌اند و از مذاکرات جدی هم خبری نیست. یک عضو هیأت گفت‌وگوکنندۀ حکومت افغانستان، در یک مصاحبۀ تلویزیونی می‌گوید که طالبان در مقایسه به 20 سال پیش تغییری نکرده‌اند. به گفتۀ او، «تاکنون هر خبری که ما در مورد تغییر رویکرد طالبان شنیده‌ایم نادرست است.»

    بنابراین آنان توان تحمل تفاوت‌ها را ندارند و با آوردن یک ملای خشک مذهب بر آن‌اند که عصر شلاق و مداخله را دو باره احیا کنند. افغانستان مستعد اختلاف مذهبی است و طالبان با کشتن عبدالعلی مزاری، بنیان‌گذار حزب وحدت اسلامی و روحانیون شیعه در 22 حوت 1373 در اشتعال آتش جنگ مذهبی سابقه دارند. آنان در زمان حاکمیت‌شان اهل تشیع را به صورت کلی از اشتراک در امور مملکت محروم کردند. اکنون نیز انتظار دارند که با تأکید روی مرجع قراردادن «فقه حنفی» آتش اختلاف میان تشیع و تسنن را روشن کنند.

    اختلاف و حذف دیگران در طول تاریخ جز خون و ویرانی، ثمرۀ دیگری نداشته است. بنابراین اگر عوام به جنگ‌های فرقه‌یی و قومی ترغیب شوند، نتیجۀ آن جز فلاکت عمومی چیز دیگری نخواهد بود. آرامش جمعی و رسیدن به ثبات در افغانستان مستلزم احترام به کثرت و عبور از تئکوکراسی است. اما طالبان هیچ‌گاه تنوع را نخواهند پذیرفت و حاضراند برای رسیدن به حذف دیگران و انحصار قدرت، دو باره به جنگ و تفنگ تمسک جویند.

    موضع سخت طالبان در پیوند به مرجع قراردادن «فقه حنفی» و گذشتۀ آن در سرکوب اقلیت‌های مذهبی در کشور بسیاری را نگران ساخته است. از جمله سرور دانش، معاون دوم محمداشرف غنی، کریم خلیلی و محمد محقق از رهبران سیاسی مذهب تشیع نیز اصرار طالبان را به معنی تلاش برای حذف تشیع تعبیر کرده‌اند. در بهترین حالت مرجع قراردادن یک مذهب فقهی می‌تواند محدودیت‌های زیادی فراروی پیشرفت و ارتقای اقلیت‌های مذهبی بگذارد. جامعۀ افغانستان و کسانی که آرزوی آیندۀ بهتر را دارند، نباید اجازه دهند که تفسیر خشک از فقه که اساس آن «رأی و اجتهاد» است، امکان تکرار تاریخ را فراهم کند.

    سلام وطن دار

  • ارمنستان، ترکیه را به سرنگوی یک فروند سوخود 25 خود متهم کرد

    ارمنستان، ترکیه را به سرنگوی یک فروند سوخود 25 خود متهم کرد

    وزارت دفاع ارمنستان اعلام کرد یک فروند جنگنده «اف۱۶» ترکیه، یک فروند «سوخو ۲۵» نیروی هوایی این کشور را سرنگون کرده است. با این حال معاونت اطلاع رسانی ریاست جمهوری ترکیه این ادعای ارمنستان را رد کرد.

    ترکیه در پی آغاز درگیری‌های نظامی از روز یکشنبه ۲۷ سپتامبر بین ارمنستان و آذربایجان آشکارا حمایت کامل خود را از آذربایجان اعلام نمود و ایروان، آنکارا را به مداخله سیاسی و نظامی در درگیری ها در منطقه ناگورنو قره باغ متهم کرده است.

    برخی رسانه‌های خبری از کشته شدن خلبان جنگنده «سوخو ۲۵» ارمنستان خبر داده‌اند.

    وزارت دفاع ارمنستان در خصوص چگونگی سرنگونی هواپیمای سوخوی این کشور اعلام کرد جنگنده ترکیه از فرودگاه گنجه در خاک جمهوری آذربایجان بلند شده و از حملات هوایی ارتش آذربایجان به مواضع ارمنستان در نزدیکی شهرواردینس حمایت هوایی می‌کرده است.

  • سرور دانش: سیستم صحی افغانستان با معیارهای جهانی فاصله زیادی دارد

    سرور دانش: سیستم صحی افغانستان با معیارهای جهانی فاصله زیادی دارد

    سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری، می‌گوید که نظام صحی افغانستان، از نگاه معیارهای بین‌المللی و در مقایسه با سایر کشورها، با چالش‌های زیاد و نگران‌کننده‌ای مواجه است.

    آقای دانش که روز سه‌شنبه (۸ میزان)، در سمپوزیم ملی هماهنگی طبی سخن می‌زد، گفت نیاز است تا سیستم آموزش طبی و نظام صحی، به گونه‌ی دقیق، جامع و همه‌جانبه، مورد بازنگری قرار گیرد تا مشکلات و چالش‌ها روشن شده و اولویت‌ها تعیین شود.

    به گفته‌ی او، در حال حاضر، در مورد کیفیت آموزش طبی و مطابقت آن با معیارهای بین‌المللی، نظارت از فعالیت داکتران دولتی و خصوصی، تدابیر در مورد رسیدن به خودکفایی در راستای تولید دارو و لوازم صحی و عرضه‌ی خدمات صحی از طریق قراردادی‌ها و انجوها، سوال‌های زیادی وجود دارد و نیاز است که به آن پاسخ داده شود تا اعتماد مردم به سیستم صحی برگردد.

    آقای دانش، گفت که پیشرفت در طب و عرضه‌ی خدمات صحی در جامعه، یکی از شاخص‌های اصلی توسعه‌ی پایدار در یک کشور به شمار می‌رود، اما افغانستان نسبت به کشورهای همسایه و کشورهای دور و نزدیک در این بخش، در رتبه‌ی بسیار پایین قرار دارد.

    او، علاوه کرد که بی‌ثباتی سیاسی و تداوم جنگ، مانع اصلی توسعه و ترقی افغانستان در بخش‌های مختلف، از جمله بخش صحی بوده؛ اما در ۱۹ سال اخیر، با وجود یک تحول چشم‌گیر در بخش تحصیلات عالی طبی و عرضه‌ی خدمات صحی، نتوانستیم سیستم صحی خود را با معیارها و شاخص‌های جهانی عیار سازیم.

    معاون دوم ریاست‌جمهوری، برای تدوین پالیسی جدید صحی و یافتن راه حل برای چالش‌های موجود در عرصه‌ی آموزش طبی و عرضه‌ی خدمات صحی به شهروندان، خواستار هماهنگی بیشتر میان وزارت‌های صحت، تحصیلات عالی و شورای طبی افغانستان شد.

  • چرا پاکستان صادقانه از صلح افغانستان حمایت نمی کند؟

    چرا پاکستان صادقانه از صلح افغانستان حمایت نمی کند؟

    شورای عالی مصالحه ملی، با نشر خبرنامه‌ی از سفر داکتر عبدالله عبدالله به اسلام آباد خبر داده است. در این خبرنامه که امروز دو شنبه (۷ میزان) به نشر رسیده، آمده است: «در این سفر، رییس شورای عالی مصالحه ملی در پیوند به تلاش‌های صلح پایدار، با عزت و عادلانه در افغانستان با رهبران ارشد جمهوری اسلامی پاکستان بحث و تبادل نظر می‌کند.» داکتر عبدالله در این سفر قرار است با عارف علوی، رییس‌جمهور پاکستان، عمران‌خان نخست وزیر، اسد قیصر رییس مجلس نمایندگان، محمد صادق سنجرانی رییس مجلس سنا، شاه‌محمود قریشی وزیر امور خارجه و جنرال قمر جاوید باجوه رییس ستاد ارتش این کشور ملاقات نماید.

    در این سفر عبدالله به پاکستان در حالی صورت می‌گیرد که مذاکرات صلح در روزهای اخیر در قطر هیچ پیشرفتی نداشته است، و همین‌طور در هفته‌ی گذشته (جمعه ۴ میزان) رییس‌جمهور غنی نیز از طریق تماس تلفنی با عمران‌خان در مورد پروسه صلح افغانستان گفتگو کرده بودند. چنانچه رییس‌جمهور غنی، در تماس تلفنی با عمران خان، در مورد پروسه صلح و برقراری آتش‌بس در افغانستان صحبت نموده بودند و در ضمن نخست وزیر پاکستان را به کابل دعوت کرده بود، که این دعوت از سوی عمران خان در آینده‌ی نزدیک پذیرفته شده است. در اعلامیه‌ی ارگ ریاست جمهوری از قول عمران خان ذکر شده است: «ما به طور کامل از برقراری آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌کنیم.»

    پاکستان و پروسه صلح افغانستان

    عمران خان، در ۷۵مین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد که به صورت مجازی صحبت می‌کرد، گفته بود که کشورش نقش خود را برای تسهیلات در روند صلح افغانستان انجام داده است. وی در صحبت‌هایش گفته بود که رهبران حکومت افغانستان باید از این فرصت تاریخی برای برقراری صلح در این کشور استفاده کرده و طرف‌ها در مذاکرات بین‌الافغانی برای جستجوی یک راه حل سیاسی تلاش کنند. باآن‌که مسوولان و رهبران سیاسی پاکستان همواره از نقش منفی سازمان‌های نظامی و استخباراتی شان در جنگ و صلح افغانستان انکار می‌کند، و همین‌طور در گفتگوهای رسمی و رسانه‌ای از برقراری صلح و آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌نمایند، اما در عمل تاکنون پاکستان نقش مثبت در جنگ و صلح افغانستان نداشته است. چنانچه حمایت سازمان استخبارات این کشور از نظامیان طالبان و به‌خصوص شبکه تروریستی حقانی به رهبری سراج الدین حقانی که در جنگ افغانستان فعال است و بیش‌ترین حملات انفجاری و انتحاری را در خاک افغانستان انجام داده و می‌دهند، دلیلی بر این مدعا است. طوری‌که گروه طالبان با شبکه حقانی که رهبران آن در وزیرستان جنوبی زندگی می‌کنند، ارتباطات خیلی نزدیکی دارند، ولی یک گروه نیستند. شبکه حقانی بیش‌تر از شورای کویته یا دفتر سیاسی طالبان در قطر که اکنون جریان‌های اصلی طالبان به حساب می‌روند، با سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) در ارتباط است. و همین‌طور طالبان نیز همواره در وب‌سایت الاماره از جلال‌الدین حقانی، بنیان‌گذار شبکه حقانی به نیکی یاد کرده است.

    چرا پاکستان از برقراری صلح در افغانستان حمایت نمی‌کند؟

     پاکستان در مذاکرات صلح ایالات متحده آمریکا با گروه طالبان، در نقش تسهیل‌کننده و تشویق‌کننده طالبان برای مذاکره با آمریکایی‌ها، نقش اساسی بازی کرده است و تاکنون بر مبنای همین موضوع، در همسویی با سیاست‌های آمریکا در پروسه صلح با طالبان پیش رفته است. اما این مسئله به معنای حمایت از پروسه صلح افغانستان یا برقراری صلح و آتش‌بس در افغانستان نیست. بلکه این «بچه بدِ آسیای جنوبی» در تلاش این است تا با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، همچون گذشته طالبان را به نیابت از ارتش و استخبارات پاکستان در افغانستان به قدرت بازگرداند تا از این طریق منافع خودش را از جنگ و صلح افغانستان ببرد. چرا که پاکستان به مسئله جنگ و صلح افغانستان نگاه استراتژیکی دارد و در تداوم جنگ افغانستان و یا بازگشتِ طالبان به قدرت در کابل، چهار هدف عمده را دنبال می‌کند. چنانچه از جنبه ژئوپلیتیکی به ایجاد یک دولت همسو و ضعیف، نایده گرفتن خط دیورند، به چالش کشاندنِ قدرت ملی در افغانستان؛ از نظر ژئوکالچر بسط نفوذ ایدئولوژیک در افغانستان؛ از جنبه ژئواستراتژیک دسترسی مستقیم به منطقه آسیای میانه، سیاستِ عمق استراتژیک در افغانستان در برابر هند؛ و همین‌طور از نظر ژئواکونومیک گشایش راه ترانزیت میان پاکستان و آسیای میانه، امکان دسترسی به منافع نفت و گاز کشورهای آسیای مرکزی و تبدیل افغانستان به بازار کالای مصرفی، از جمله اولویت‌های سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان به شمار می‌رود.

    با این‌حساب، پاکستان نه تنها از روند صلح و برقراری آتش‌بس در افغانستان حمایت واقعی نمی‌کند، بلکه برعکس در ماه‌های اخیر با حمایت از گروه‌های تروریستی و به‌خصوص با حمایت و تجهیز شبکه تروریستی حقانی، جنگ افغانستان را شدت بخشیده و حملات تهاجی گروه‌های تروریستی را بالای نیروهای امنیتی افغانستان به خصوص در ولایت‌های شمال و شرق بیش‌تر نموده است. چنانچه در یک مورد در جریان درگیری‌های اخیر در ولایت فاریاب، به نقل از عبدالکریم یورش، سخنگوی قومندانی امنیه این ولایت؛ «یک جنرال بازنشسته پاکستانی مشهور به شیخ، به رهبران طالبان در فاریاب مشوره می‌دهد.»

    آیا پاکستان طرف اصلی جنگ افغانستان است؟

    جنگ در افغانستان پس از ۲۰۰۱م، در ظاهر دو طرف اصلی داشت، نیروهای ائتلاف بین‌المللی ضد تروریسم به رهبری آمریکا و طالبان با پشتوانه‌ی گروه القاعده. اما به مروز زمان طرف سوم نیز بر این جنگ اضافه شد؛ حکومت افغانستان. از نظر طالبان عامل اصلی به وجود آمدن و دوام این جنگ، حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان است. اما رییس‌جمهور غنی بر این باور است که جنگ فعلی در افغانستان معلول مداخله‌ی پاکستان است. او بارها گفته است که پاکستان یک جنگ اعلان نشده علیه افغانستان به راه انداخته است؛ یعنی جنگ را به داخل افغانستان صادر می‌کند. با این‌حال، جنگ افغانستان زنجیره‌ای از منازعات است که به همدیگر وصل شده و در پیوستار حوادث و رویدادها تاکنون ادامه یافته است. طوری‌که افغانستان در چند مرحله جنگ را تجربه کرده است که در سه مرحله‌ی اخیر پاکستان نقش طرف اصلی را در جنگ افغانستان داشته است؛ چنانچه در مرحله جنگ تنظیم‌های جهادی با حکومت کمونیستی تحت عنوان جهاد که پاکستان ارباب آن جنگ بود. طوری‌که جنرال یوسف، رییس «بیروی افغان» یا بخش ویژه مدیریت جهاد افغانستان در سازمان آی‌اس‌آی، در مورد جنرال اختر عبدالرحمان، رییس اسبق سازمان استخبارات پاکستان می‌نویسد: «جنرال اختر عبدالرحمان طراح جهاد افغانستان بود. این جنرال اختر عبدالرحمان بود که استراتژی جهاد را طراحی کرد. او این استراتژی را موفقانه عملیاتی ساخت و موجب شکست شوروی ابرقدرت شد… پنجاه درصد وقت جنرال اختر عبدالرحمان در تنظیم مسایل مربوط به جهاد افغانستان سپری می‌شد.»(سپاهی گم‌نام، ۳۳) پاکستانی‌ها در این مرحله از جنگ در افغانستان چه می‌خواستند؟ این سوال را نیز جنرال یوسف به خوبی پاسخ داده است؛ «جنرال اختر عبدالرحمان همیشه خطاب به رهبران مجاهدین می‌گفت: کابل باید بسوزد. آرزوی بزرگ اختر عبدالرحمان این بود که با خروج شوروی‌ها از افغانستان و سقوط متحدان آنان، به کابل برود و در آن شهر نماز بگزارد.»(همان، ۴۳)

    در آخر جهاد یا مرحله‌ی جنگ تنظیم‌های جهادی علیه حکومت وقت، باآن‌که کابل را در آتش سوزاندند و به ویرانه تبدیل کردند، اما وقتی پاکستانی‌ها نتوانستند در کابل نماز شکرانه بخوانند و آن‌ دولتی وابسته‌ی کامل به اسلام‌آباد را درنظر داشتند، در کابل روی کار نیامد، – با درنظرداشت وضعیت داخلی و عوامل داخلی جنگ که یک مبحث دیگر است – جنگ افغانستان را وارد مرحله‌ی دیگری ساختند؛ حمایت از تحریک طالبان. چنانچه پاکستانی‌ها در این مرحله از جنگ افغانستان، طالبان را از جهات مختلف حمایت و همکاری کردند. چنانچه برعلاوه حمایت مالی و نظامی، بی‌شمار سرباز- طلبه‌های مدارس دیوبندی را نیز در جنگ افغانستان گسیل کردند. در این مرحله جنگ در افغانستان نقش مدارس زیرنظر جماعت العلمای اسلام پاکستان که پیرو مکتب دیوبند است، را نمی‌توانیم نادیده بگیریم. چنانچه بدنه‌ی نظامی تحریک طالبان تقریباً همه از مدارس دیوبندی که زیرنظر جمعیت العلمای اسلام بودند، تشکیل شده بود. در طول جنگ طالبان برای تسخیر مزار شریف، کابل و بامیان که با شکست‌های سنگین و تلفات بسیار مواجه شدند، در عین زمان مدارس در مناطق سرحدی بلوچستان تعطیل می‌شد و طلبه‌ها به خط مقدم جنگ در افغانستان فرستاده می‌شدند. چنانچه احمد رشید، نویسنده‌ی پاکستانی در کتاب «اسلام، نفت و بازی بزرگ بزرگ نو در آسیای میانه» برعلاوه حمایت مالی عرب‌ها، از نقش پاکستانی‌ها در جنگ طالبان با حکومت مجاهدین می‌نویسد: «طالبان بر پاکستان و عربستان فشار وارد نمود که به‌خاطر حمله و تسخیر شمال، برای شان کمک‌های تازه برسانند. رییس استتخبارات عربستان، شهزاده ترکی فیصل به قندهار در اواسط ماه جون سفر نمود و ۴۰۰ عراده موترهای پکپ و کمک‌های مالی زیاد به اختیار طالبان گذاشت. آی‌اس‌آی یک بودجه دو میلیون کلداری تهیه دید تا از آن وسایل لوجستیکی آماده شود. افسران آی‌اس‌آی به قندهار، به سفرهای رفت و برگشت آغاز کردند تا پلان حمله را آماده گردانند. هزاران افغان و پاکستانی تازه استخدام شده از کمپ‌های مهاجرین و مدارس، در کنار طالبان در جبهات جنگ قرار داده شد.»(رشید، ۱۰۹)

    پاکستان و بازتولید طالبان

    پس از پیروزی طالبان و تصرف کابل، تنها کشورهای پاکستان و عربستان سعودی بودند که رژیم طالبان را به رسمیت شناختند. در این مرحله آرزوی دیرینه‌ی پاکستانی‌ها برآورده شده بود و هر وقت می‌خواستند می‌توانستند بیایند در کابل نماز بگزارند. در واقع کابل بخشی از پاکستان شده بود و سیاست عمق استراتژیک پاکستان عملی شده بود. اما القاعده کاری کرد که پاکستان را در یک تنگنا قرار داد؛ دست برداشتن از کابل و رژیم طالبان یا شاخ به شاخ شدن با ایالات متحده آمریکا که سخت در خشم و به دنیال انتقام از القاعده و میزبان آن طالبان بود. بنابراین، پاکستانی‌ها همان‌طور که از حمایت مجاهدین دست کشید، از حمایت طالبان نیز به ظاهر دست کشید، اما واقعیت این‌گونه نبوده است.

    به نقل از احمد رشید، طالبان بعداز فروپاشی امارت اسلامی، در زمستان ۲۰۰۱م، به طور مخفیانه به سوی مرز پاکستان فرار نکردند؛ بلکه به صورت گروهی و به وسیله‌ی اتوبوس، تاکسی، تراکتور، سوار بر شتر و اسب و حتی پیاده به مرز پاکستان رسیدند. برای بسیاری از آن‌ها، این یک فرار نبود؛ بلکه بازگشت به خانه بود. بازگشت به اردوگاه‌های پناهندگان در بلوچستان، یعنی جایی که در آن رشد کرده بودند و خانواده‌های شان هنوز آنجا زندگی می‌کردند، بازگشت به مدارس مذهبی که روزگاری در آن درس می‌خواندند، مهمان مساجدی که زمانی در آن‌ها عبادت می‌کردند. آن‌های که خانواده‌ای نداشتند تا از آن‌ها استقبال کند، به وسیله‌ی گروه‌های شبه نظامی پاکستان و جمعیت علما، همراه با پتو، لباس‌های نو و بسته‌های پُر از پول مورد استقبال گرم قرار می‌گرفتند. مقامات «آی‌اس‌آی» برای طالبان دست تکان می‌دادند. پرویز مشرف، رییس جمهور پیشین پاکستان، بر آن نبود تا طالبانی را که به مدت دو دهه به وسیله‌ی ارتش این کشور آموزش دیده بودند، ناامید یا دستگیر کند. برای پاکستان، طالبان تجسم آینده‌ی پاکستان بودند و باید تا زمان موعود پنهان می‌شدند. طالبان متواری که شامل رهبران ارشد شان هم می‌شد، در مناطق قبیله‌ای هم مرز با افغانستان پناه گرفتند. مناطقی که تا به حال برای بقا و فعالیت‌های طالبان بسیار حیاتی است. این مناطق قبیله‌ای مرزی واقع در خاک پاکستان، شامل بلوچستان، ایالت سرحد شمال غربی و مناطق قبیله‌ای آزاد(فتا) می شود. منطقه فتا‌ از شمال غرب با افغانستان هم‌مرز است که دارای هفت ناحیه قبیله‌ای می‌باشد. از نظر استراتژیک برای ادامه جنگ در افغانستان، از اهمیت بالایی برای طالبان برخوردار است.

    مشکل پاکستان با افغانستان چیست؟

    تاریخ روابط افغانستان و پاکستان از آغاز شکل‌گیری پاکستان به عنوان یک کشور مستقل تاکنون با فراز و نشیب‌های همراه بوده است. تا حالا در هیچ دوره‌ای تاریخی این دو کشور نسبت به همدیگر با دید مثبت و همگرایانه ندیده است. تجربه روابط گذشته دو کشور سراسر واگرایانه و توأم با منازعه بوده است. به عبارت دیگر، گذشته روابط دو کشور را می‌توان سراسر واگرایی و شکست دیپلماسی نامید. پاکستان نسبت به افغانستان، نگاه امنیتیدارد. بنابراین، همیشه تلاش نموده است تا در افغانستان حکومتی را روی کار بیاورد که تابع سیاست‌های امنیتی پاکستان باشد. چنانچه پیتر مارسدن، در کتاب «طالبان، جنگ، مذهب و نظم نوین در افغانستان» می‌نویسد: «ضیاء الحق آشکارا خواستار آن بود که در کابل حکومتی بر سر کار آید که زیر کنترول پاکستان باشد. استراتژی پشت سر این هدف از نظر دفاعی برای پاکستان بسیار اهمیت داشت؛ ایجاد یک قدرت استراتژیک در برابر هند از طریق تشکیل یک بلوک اسلام‌گرا که از پاکستان تا آسیای میانه گسترده باشد.»(مارسدن، ۵۲) و همین‌طور پرویز مشرف، رییس‌جمهور پیشین پاکستان نیز در سال ۲۰۰۵م، به صراحت اعلام کرده بود که اگر دولت طالبان به رسمیت شناخته می‌شد، شاید واقعه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م، رخ نمی‌داد. بنابراین، دو مشکل عمده در مناسبات سیاسی میان این دو کشور وجود دارد؛ یکی مشکل سرزمینی و مرزی که بر محور «خط دیورند» شکل گرفته است. و دیگر این‌که پاکستان به دنبال سیاست عمق استراتژیک در افغانستان در رابطه به هند است.

    الف: خط دیورند

    افغانستان و پاکستان با ۲۲۴۰ کیلومتر مرز مشترک، در همسایگی همدیگر قرار دارند. این همسایگی و داشتنِ مرز مشترک اما برای افغانستان هزینه‌ی زیادی داشته است. این مرز مشترک که معروف به خط مرزی دیورند است، در سال ۱۸۹۳م، بین بریتانیای آن زمان که هند را تحت استعمار خود داشت و امیر عبدالرحمن خان، پادشاه افغانستان تأیید شد. اما در هیچ مقطعی از تاریخ مورد قبول حاکمان پشتون در افغانستان قرار نگرفته است. مسئله خط دیورند مورد قبول هیچ یک از رژیم‌های متفاوتی که تا حالا در افغانستان روی کار آمده‌اند، قرار نگرفته است. بنابراین، روابط این دو کشور تحث تأثیر دو عامل اختلاف‌های مرزی و ادعاهای قومی همواره تیره بوده است. چنانچه درگیری میان پاکستان و افغانستان به دلیل کوتاهی در عمل به مفاد موافقتنامه‌ای توسط اسلام‌آباد به اوج خود رسیده است که بر اساس آن مقرر شده بود که جنرال پرویز مشرف، رییس جمهور پیشین پاکستان، صلح را در مناطق قبیله‌نشین پاکستان بر قرار کرده و از سرایت ناامنی به داخل خاک افغانستان جلوگیری کنند. در سال ۲۰۰۶م، حکومت پاکستان در مناطق وزیرستان، با طالبان توافق‌نامه صلح امضاء کردند، ولی در داخل آماده جنگ نظامی با این گروه شد. قرارداد آتش‌بس وزیرستان با توافق میان حکومت مشرف با بزرگان قبایلی که پشتیبانان اصلی القاعده و طالبان هستند، امضاء شد. امضای توافق‌نامه دولت پاکستان با سران قبایل و طالبان در وزیرستان، در واقع بسیج کردن طالبان افغان در پاکستان بود. این موافقتنامه با ۴۵ قبیله مرزنشین نواحی شمالی ایالت وزیرستان منعقد شده و در آن تصریح شده است که مبارزان القاعده از آن منطقه اخراج شده و گروه طالبان نباید بر هیچ منطقه‌ای از آن نواحی حاکمیت داشته و یا در آن مناطق دست به خشونت و درگیری بزنند. اما از سوی دیگر، دست این گروه‌ها را باز گذاشته بود که آزادانه در خاک پاکستان فعالیت کنند، که در واقع برای جنگ در افغانستان می‌کردند.

    منطفه سرحدی قبایلی آزاد، همان هفت ناحیه‌ی است که در اطراف خط دیورند واقع شده‌اند. منطقه‌ی وزیرستان شمالی به مرکزیت میرامشاه، وزیرستان جنوبی به مرکزیت وانا، مناطق باجور، مهمند، خیبر، اورکزی و کورم عبارت از هفت منطقه‌ی مهم در کنار خط مرزی دیورند هستند که ۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارند. جمعیت مناطق قبایلی آزاد بیش از ۳ / ۱ میلیون نفر برآورد شده است، که بیش از ۴۰ میلیون پشتون در دو طرف خط مرزی دیورند زندگی می‌کنند. وزیرستان منطقه‌ی خودمختار در پاکستان هم‌مرز با افغانستان است، که پناهگاه اصلی نیروهای طالبان و القاعده محسوب می‌شود.

    ب: سیاست عمق استراتژیک

    یکی از عناصر ثابت رفتار استراتژیک پاکستان، اعتقاد به ضرورت عمق استراتژیک در افغانستان بوده است. علی‌رغم کاربرد وسیع این اصطلاح در گفتمان امنیت ملی پاکستان، بحث‌های ملموسی روی معانی واقعی آن، و اخیراً در مورد اهمیت آن وجود دارد. پژوهشگران، حکومت ضیاء الحق را آغازگر یافتن عمق استراتژیک می‌دانند. در این زمان پاکستان، ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی از مجاهدین افغان در برابر اتحاد جماهیر شوروی حمایت می‌کردند. در واقع علاقه‌ی پاکستان به عمق استراتژیک در جریان جنگ‌ افغانستان شکل گرفت که در آن زمان ضیاءالحق احساس می‌کرد که پاکستان با قرارگرفتن در خط اول نبرد، حق داشتن رژیم مورد نظر در کابل برایش محفوظ است. با این‌حال، کریستین فییر در کتاب «نبرد تا آخرین نفس» عمق استراتژیک را به عنوان یک مفهوم جغرافیایی توصیف می‌کند. از نظر او، جنرال میرزا اسلم بیگ، رییس ستاد ارتش پاکستان در زمان دوره نخست صدارت بی‌نظیر بوتو، عمق استراتژیک را؛ نصب یک رژیم دوست و اسلام‌گرا در کابل تعریف می‌کرد که تا به احساس ناامنی دایمی پاکستان نقطه پایان گذاشته و یا مانع نفوذ دولت‌های متخاصم در مناطق قبایلی در غرب این کشور شود و حکومت‌های افغانستان از روابط بسیار عمیق با هند پرهیز کنند. بنابراین، ارتش پاکستان در تلاش برای مهار تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم از ناحیه‌ی افغانستان، از منابع فراوان خود از جمله اسلام‌گرایان استفاده کرده است.(فییر، ۱۲۹- ۱۴۷)

    پاکستان همواره این نگرانی را داشته است که اگر هند پایگاهی در افغانستان داشته باشد، به تنهایی و یا با همکاری افغانستان می‌تواند اوضاع مناطق سرحدی غرب پاکستان را اخلال کند. پاکستان علی‌رغم ادعای قبلی‌اش، پس از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م، به طور آشکار حمایت‌های خود را از جنگ‌جویانی مانند ملاعمر، رهبر طالبان افغانستان و شبکه‌ی جلال الدین حقانی ادامه داده است. پاکستان به طور پیوسته بالای نیروهای نیابتی خود که در افغانستان می‌جنگند، سرمایه‌گذاری می‌کند؛ چون ارتش پاکستان می‌خواهد که توانایی و نفوذ هند در افغانستان را محدود سازد. هر چند که نظامیان پاکستان به متهم ساختن هند به اجرای فعالیت‌های شوم، حمایت از جدایی‌طلبان بلوچ و تروریست‌ها در مناطق قبایلی تا بمب‌گذاری اهدافی در خود پاکستان عادت دارند، اما تلاش برای داشتن عمق استراتژیک در افغانستان را انکار می‌کنند.(همان، ۱۶۴) اما خیلی واضح و آشکار است که سیاست پاکستان در قبال افغانستان، حمایت آگاهانه از طالبان است که از دشمنی‌ این کشور با هند نشأت گرفته است. از آغاز تأسیس پاکستان در ۱۹۴۷م، این کشور رقیب پُرچالش برای هند بوده است. این دو کشور ادعای مالکیت کشمیر را دارند و تا به حال سه بار با هم جنگیده اند. پاکستان برای مبنای سیاستِ عمق استراتژیک در افغانستان، همواره تلاش نموده تا با استقرار حکومت وابسته به پاکستان در کابل، از محاصره شدن توسط هند جلوگیری کند. پاکستان از روابط بین هند و افغانستان پس از سقوط طالبان همواره نگران بوده است؛ زیرا هند حضور چشم‌گیری در عملیات بازسازی افغانستان داشته، که این امر خیلی مورد تأیید پاکستان نبوده است. بنابراین، عوامل حمایت پاکستان از طالبان و تشدید جنگ در افغانستان به استراتژی و اهدافی همچون؛ تشکیل حکومت تحت الحمایه یا وابسته به پاکستان در کابل، تقویت عمق استراتژیک پاکستان در برابر هند در افغانستان و حل مسئله‌ی پشتونستان و به رسمیت شناخته‌شدنِ خط دیورند، برمی‌گردد. پس تا این مشکلات اساسی میان این دو کشور به طور ریشه‌ای حل نگردد، پاکستان هیچ‌گاه از پروسه صلح در افغانستان حمایت واقعی نخواهد کرد.

    عباس عارفی

    خبرنامه

  • گورباچف: رئیس جمهور آینده امریکا باید با پوتین دیدار کند

    گورباچف: رئیس جمهور آینده امریکا باید با پوتین دیدار کند

    نخستین رئیس جمهوری اتحاد جماهیر شوروی سابق ابراز نگرانی کرد: آنچه اکنون در حال اتفاق افتادن است، احیا کننده نظریه آمادگی برای یک جنگ جهانی جدید است.

    میخائیل گورباچف، نخستین رئیس جمهوری اتحاد جماهیر شوروی سابق در مصاحبه با Times اظهار داشت برنده انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده، هر کس که باشد، باید فوراً با “ولادیمیر پوتین” رهبر روسیه دیدار کند.

    رهبر شوروی سابق  با ابراز نگرانی ازاینکه رقابت تسلیحاتی هسته ای می تواند از کنترل خارج شود به رهبر آینده آمریکا توصیه نموده که مذاکرات با رئیس جمهور روسیه برای یافتن راه خروج از سردی کنونی روابط، آغاز شود.

    به گفته وی، در حال حاضر وضعیت بسیار نگران کننده‌ای در جهان ایجاد شده و خطر یک مسابقه تسلیحاتی جدید بسیار زیاد است.

    گورباچف افزود: «اوضاع بسیار نگران کننده است. نتیجه انتخابات در آمریکا هر چه باشد، ما باید گفت‌وگوهای دوجانبه را از سر بگیریم تا از وضعیت منجمد کنونی خارج شویم. ما به انگیزه‌ای جدی از روسای جمهوری هر دو کشور نیاز داریم.»

    گورباچف ​​ با اشاره به دیدار خود با “رونالد ریگان” در سال 1986 که در نتیجه آن پیمان مربوط به نابودی موشک‌های دارای برد متوسط و کوتاه‌تر (که آمریکا در سال 2019 از آن خارج شد)، منعقد گردید، ابراز اطمینان کرد که مقامات مسکو و واشنگتن باید بار دیگر چنین دیدار تاریخی را تکرار کنند.

    این سیاستمدار با تجربه با اشاره به اینکه در دهه 80 روابط روسیه و آمریکا از حال حاضر هم بدتر بود، ولی به لطف اعتماد و تفاهم، یافتن راهی برای خروج از آن وضعیت امکان پذیر شد، نسبت به امکان آغاز یک مسابقه تسلیحات هسته‌ای بین روسیه و آمریکا، به  توجه به برنامه‌های ایالات متحده برای تولید سلاح‌های هسته‌ای جدیدی که آستانه استفاده از آنها را کاهش می‌دهد، هشدار داد.

  • نخستین مناظره تلویزیونی ترمپ و بایدن امروز برگزار می شود

    نخستین مناظره تلویزیونی ترمپ و بایدن امروز برگزار می شود

    انتظار می‌رود نامزدان ریاست جمهوری امریکا، دونالد ترمپ و جو بایدن امروز (۲۹ سپتمبر) در مناظرۀ تلویزیونی حضور یابند.

    پنج هفته تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا وقت مانده و نخستین مناظره میان ترمپ جمهوری‌خواه و بایدن دموکرات برگزار می‌شود.

    دو نامزد رقیب در حالی در برابر هم حضور می‌یابند که روزنامۀ نیویارک تایمز در یک گزارش تحقیقی یک‌شنبه (۲۷ سپتمبر) از پیشینۀ مالیاتی دونالد ترمپ پرده برداشت.

    انتظار می‌رود بخش بزرگی از مناظره امروز به همین موضوع متمرکز باشد.

    در گزارش نیویارک تایمز آمده ترمپ در ۱۷ سال گذشته، مالیه نپرداخته و اگر هم پرداخته باشد خیلی اندک است.

    دونالد ترمپ این گزارش نیویارک تایمز را جعلی خوانده است. او دیروز در توییتر نوشت میلیون‌ها دالر مالیه پرداخته اما به گفتۀ ترمپ، او مانند سایر شهروندان، مستحق تخفیف در مالیه بوده است.

    انتظار می‌رود در مناظرۀ امروز، جو بایدن از برنامه‌ها و پالیسی‌های دونالد ترمپ به خاطر مقابله با ویروس کرونا هم انتقاد کند.

  • والی کابل: کاهش هماهنگی نظامی در ولسوالی های شمال کابل پایتخت را تهدید می کند

    والی کابل: کاهش هماهنگی نظامی در ولسوالی های شمال کابل پایتخت را تهدید می کند

    محمدیعقوب حیدری، والی کابل، در نشست بررسی اوضاع امنیتی ولسوالی‌های شمال کابل، گفت کاهش همآهنگی نظامی در این مناطق، شهر کابل را تهدید می‌کند.

    وی روز دوشنبه، هفتم سنبله، در سفر به ولسوالی‌ها شمال کابل، وضعیت امنیتی این مناطق را بررسی کرد و گفت هما‌هنگی نظامی در سطح ولسوالی‌های شمالی کابل کاهش یافته است.

    آقای حیدری گفت کاهش هماهنگی میان نیروهای امنیتی در ولسوالی‌های شمال کابل از چالش‌های اصلی است که سبب شده تا جنگ‌جویان طالبان در میان این ولسوالی‌ها رفت‌وآمد کنند.

    وی افزود در جریان این نشست، با مسوولان امنیتی پیرامون کنترل راه‌های گشت‌وگذار طالبان در ولسوالی‌های شمال کابل و گشت‌زنی مشترک بحث و گفت‌وگو شده است.

    والی کابل گفت در جریان بررسی وضعیت ولسوالی‌های شمال کابل، با نیروهای امنیتی در پاسگاه‌ها صحبت شده است تا به آنان روحیه داده شده و مشکلات‌شان شنیده شود.

    به گفته وی، طالبان در حال حاضر تلاش دارند تا از نقاط دشتی در شمال کابل خارج شده و در نزدیکی خانه‌های مردم، پناه‌گاه ایجاد کنند.

    با این حال، او تصریح کرد نیروهای امنیتی تلاش دارند تا از این کار جلوگیری کنند، زیرا جنگ‌جویان طالبان در شمال کابل حمایت عقبی ندارند و مردم نیز از حضور آنان ناراضی‌اند.

    وی ولسوالی‌های شکردره، قره‌باغ و پغمان را از نقاطی خواند که طالبان با استفاده از آن می‌خواهند با سایر ولسوالی‌ها وصل شوند و پایتخت را ناامن سازند.

    آقای حیدری گفت یک طرح مشترک در آخر نشست ریخته شده است تا با استفاده از آن، از نیروهای امنیتی برای حفظ امنیت ولسوالی‌های شمال کابل به گونه مفید استفاده شود.

    پس از بررسی وضعیت امنیتی ولسوالی‌های شمال کابل، فرمانده کندک دوم فرقه ۱۱۱ کابل از این پس به عنوان مسوول هماهنگی مسوولان ملکی و نظامی برگزیده شده است.

    هم‌چنان در این نشست، والی کابل از عدم تحرک نیروهای امنیتی انتقاد کرده و هدایت داده است که نیروهای امنیتی در برابر طالبان تحرکات جدی داشته باشند و ابتکار عمل را در دست بگیرند.

    گفتنی است در روزهای اخیر از تحرکات طالبان در برخی از ولسوالی‌های شمالی کابل خبرهایی نشر شده است.

  • عبدالله عبدالله: منتظر گام های عملی مشترک پاکستان در پروسه صلح افغانستان هستیم

    عبدالله عبدالله: منتظر گام های عملی مشترک پاکستان در پروسه صلح افغانستان هستیم

    آقای عبدالله که روز سه‌شنبه (۸ میزان)، در انستیتوت مطالعات استراتژیک اسلام‌آباد سخن می‌ گفت، در حالی‌ از پاکستان دیدن می‌کند که آینده‌ی صلح‌آمیزی، در افق برای افغانستان به چشم می‌خورد.

    به گفته‌ی او، پاکستان در زمینه‌سازی برای آغاز گفت‌وگوهای میان‌افغانی، نقش عمده‌ای بازی کرد و اکنون، نقش مهم‌تری نه تنها در کمک به پایان رسانیدن موفقانه‌ی این فرآیند؛ بلکه در ایستادن در کنار مردم و حکومت افغانستان برای ساختن منطقه‌ای صلح‌آمیز و مرفه دارد.

    آقای عبدالله، افزود، دولت افغانستان، قدردان تلاش‌های اسلام‌آباد در راستای تحقق صلح بوده و هم‌چنان، چشم به راه گام‌های عملی مشترک در این مسیر است.

    او تصریح کرد: «به نفع نیست تا وضعیت موجود را ادامه بدهیم. ما به روی‌کردهای تازه‌ای نیاز داریم. مردم ما این‌ را از ما توقع دارند و می‌خواهند. نیازمندیم تا به منطقه‌ی خود، به عنوان یک منطقه‌ی واحد ببینیم.»

    آقای عبدالله، گفت: «باید به واقعیت‌های منطقه در ۳۰ سال گذشته، ببینیم و تغییرات را در نظر بگیریم. باید درس‌های لازم را از سود و زیان خود و تهدیدها و فرصت‌ها در نظر بگیریم. اگر ما راه‌حل‌های استوار بر برد-برد، تنش‌زدایی، میانه‌روی، اتصال منطقه‌ای بیش‌تر، تجارت‌، ترانزیت، همگرایی اقتصادی و تعامل موثر و بیش‌تر میان تاجران و مردم را دنبال می‌کردیم، امروز در کجا قرار می‌داشتیم؟ بهای سیاست عدم همکاری و فرصت‌هایی‌ را که به این دلیل نوع روی‌کرد از دست داده‌ایم، قابل پرداخت نیست. ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است.»

    به گفته‌ی او، در حال حاضر، افغانستان و پاکستان، با چالش‌ها و تهدیدهای جدی‌ای به شمول لایه‌های مختلف دهشت‌افگنی، افراط‌گرایی، نابردباری و ویروس کرونا روبه‌رو اند و به همین دلیل، دو کشور، بیش‌تر از هر زمانی، به همکاری مشترک و تعامل بیش‌تر برای همز‌یستی مسالمت‌آمیز و مرفه، نیاز دارند.

    آقای عبدالله، گفت صلح و ثبات در افغانستان یا در هر کشوری در جغرافیای جنوب و مرکز آسیا، می‌تواند پیامد مثبتی برای همسایگان و همگرایی منطقه‌ای، داشته باشد.

    او، تأکید کرد افغانستان امروز، افغانستان ۱۹۹۶ یا ۲۰۰۱ نیست؛ بلکه افغانستان امروز، جوان و متکثر است و مردم این کشور نیز، بیش‌تر از هر زمانی، با یک‌دیگر وصل و در ارتباط اند و مصمم اند تا خود آزادانه درباره‌ی حکومت و نظام هم‌خوان با وحدت و تنوع جامعه‌ی خود، تصمیم بگیرند.

    او، تصریح کرد مردم افغانستان، متحول و دگرگون شده و می‌خواهند دست‌آوردهای بنیادین خود را به شمول حقوق و آزادی‌های فردی تمام گروه‌ها، حفظ کنند.

    رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، گفت: «ما نمی‌خواهیم و اجازه نمی‌دهیم هیچ‌ دهشت‌افگنی در کشور ما حضور داشته باشد و اجازه نمی‌دهیم هیچ گروه و شبکه‌ای، تهدیدی برای ملت دیگری باشد. مذاکرت صلح، زمینه‌ی مناسب و امیدوارهایی را فراهم کرده تا با جنگ خداحافظی کنیم و با استفاده از صبر، گفت‌وگو و گذشت، به این توافق برسیم که کشور خود را، متحد سازیم.»

    او، تأکید کرد که پاکستان و افغانستان، هر دو به صلح و آینده‌ی بهتر نیاز دارند؛ زیرا هر دو بهای سنگینی در مقابله با گروه‌های مختلف تروریستی پرداخته‌اند که تا اکنون نیز، به عنوان خراب‌کار عمل می‌کنند.

    آقای عبدالله، گفت که دولت افغانستان، از گروه طالبان می‌خواهد تا خشونت را به گونه‌ی جدی کاهش داده و در حرکت به سوی یک آتش‌بس جامع و دائمی، از آسیب‌رسانیدن به غیرنظامیان، خودداری کند.

    رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، در بخش دیگری از سخنان خود، از مردم و دولت پاکستان، به خاطر میزبانی از میلیون‌ها مهاجر افغان در چهار دهه‌ی گذشته، قدردانی کرد؛ اما گفت که می‌خواهد تا مهاجران، به صورت داوطلبانه و با عزت و امید تازه، در آینده‌ی جدید، به کشور خود برگردند.

  • سید معراج الدین سادات قومندان امنیه بلخ شد

    سید معراج الدین سادات قومندان امنیه بلخ شد

    سید معراج‌الدین سادات به عنوان قوماندان جدید امنیه بلخ تعیین شد.

    طارق آرین سخنگوی وزارت داخله در حساب توییترش نوشت آقای سادات به جای اجمل فائز قوماندان پیشین امنیه بلخ مقرر شده است.

    سخنگوی وزارت داخله علت برطرفی اجمل فائز را ذکر نکرده است.

    اما حدود دو هفته قبل مسعود اندرابی وزیر داخله در سفری به بلخ به علت افزایش ناامنی و سرقت‌های مسلحانه در مزارشریف، هشت مقام امنیتی را از وظایف‌شان برکنار کرد.

  • انفجار ماین کنار جاده ای در دایکندی 14 کشته و زخمی برجای گذاشت

    انفجار ماین کنار جاده ای در دایکندی 14 کشته و زخمی برجای گذاشت

    مقامات محلی در ولایت دایکندی می گویند در انفجار ماین کنار جاده‌ی در این ولایت ۱۴ فرد ملکی به شمول زنان و کودکان کشته شده‌اند.

    غیرت علی جواهری، عضوی شورای ولایتی دایکندی گفت این رویداد صبح امروز (سه‌شنبه، ۸ میزان) در منطقه “صوف کاریز” از مربوطات ولسوالی کجران این ولایت صورت گرفته است.

    وی افزود، این رویداد هنگامی صورت گرفت که یک موتر حامل غیر نظامیان با ماین کنار جاده‌یی برخورد کرد.

    بر اساس گفته‌های وی در این رویداد ۴ کودک زخمی شده‌ و سایر سرنشینان این موتر که همه زنان و کودکان بودند، جان باخته‌‌اند.

    این عضوی شورای ولایتی دایکندی این رویداد را به طالبان نسبت داد و گفت این ماین‌ها از سوی گروه طالبان جاسازی می شود که از غیرنظامیان قربانی می گیرد.

    گروه طالبان تاکنون در رابطه با این موضوع اظهار نظر نکرده اند.

  • کانادا و بریتانیا خواستار توقف جنگ در قره باغ شدند

    کانادا و بریتانیا خواستار توقف جنگ در قره باغ شدند

    وزیران خارجۀ کانادا و بریتانیا در یک اعلامیه مشترک نگرانی خود را به خاطر آنچه عملیات وسیع نظامی در ناگورنو قره‌باغ خوانده ابراز داشته و خواستار توقف فوری جنگ شده اند.

    اعلامیۀ دیروز دوشنبه دومینک راب وزیر خارجه بریتانیا و فرانسوا فیلیپ شمپین وزیر خارجۀ کانادا می‌افزاید که کانادا و بریتانیا از گزارش‌های عملیات نظامی وسیع در امتداد خط تماس در منطقه مورد نزاع ناگورنو قره‌باغ عمیقاً نگران اند.

    اعلامیه می‌افزاید گزارش‌های آتشباری بر شهرک‌ها و تلفات غیرنظامیان عمیقاً نگران کننده است. او از تمام طرف ها می‌خواهد توافق آتش‌بس را رعایت و از غیرنظامیان محافظت کنند.

    راب و شمپین از گفت‌وگوها از طریق پروسۀ مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا حمایت کرده اند.

    سرمنشی ملل متحد هم از رهبران آذربایجان و ارمنستان خواستار توقف فوری جنگ شده است.

    آنتونیو گوترش از طرفین خواسته است تا به ازسرگیری گفت‌وگو رو آورند و استقرار دوبارۀ ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا در منطقه را بپذیرند.

  • یک انبار بزرگ یونیفورم نظامی در کابل کشف و ضبط شد

    یک انبار بزرگ یونیفورم نظامی در کابل کشف و ضبط شد

    وزارت امور داخله می‌گوید یک انبار بزرگ لباس‌ و یونیفورم نظامی را در حوزه نهم امنیتی شهر کابل ضبط کرده است.

    طارق آرین، سخنگوی وزارت امور داخله روز سه‌شنبه، هشتم میزان گفت از این انبار ۶۵ هزار یونیفورم نظامی و ۴۵ هزار جوره بوت عسکری کشف و ضبط شده است.

    به گفته وی، این انبار طی سال‌های گذشته در نُه کانتینر «چهل فوت» در یک سرای از مربوطات «دسپیچری» جابه‌جا شده بود.

    آقای آرین تصریح کرد تاکنون فردی در پیوند به این قضیه بازداشت نشده است، اما تحقیقات پولیس در این زمینه ادامه دارد.

    این در حالی است که وزارت امور داخله روز یک‌شنبه، ششم میزان چهار تُن سودیم نایتریت که در ساخت مواد انفجاری از آن استفاده می‌شود را نیز در مربوطات همین حوزه کشف و ضبط کرده بود.

    گفتنی است ضبط انبارهای سلاح و موترهای مملو از مواد انفجاری از سوی پولیس در کابل طی روزهای اخیر افزایش یافته است.

  • طالبان با عقده های گذشته به میز مذاکره آمده اند!

    طالبان با عقده های گذشته به میز مذاکره آمده اند!

    مذاکره برای صلح اساسا با پیش‌فرض گذشت، مدارا و بردباری آغاز می‌شود. اگر بحث گذشت، مدارا و بردباری در بین طرفین مطرح نباشد، امکان ندارد طرفین برای مذاکره آماده شوند و باهم مذاکره کنند. با وصفی همه خوش‌بینی‌هایی‌که برای صلح وجود دارد؛ مردم، دولت افغانستان و کشورهای جهان از مذاکره برای صلح حمایت می‌کنند، اما تعدادی از هیات مذاکره‌‌ی دولت افغانستان می‌گویند که هیات طالبان تعصب و نفرت را از میدان جنگ با خود بر میز مذاکره آورده‌اند.

    طالبان برای مذاکره هیچ‌گونه گذشت و مدارا از خود نشان نمی‌دهند، در تصور تصرف و سلطه بر افغانستان هستند. مذاکره را نوعی از تسلیمی دولت افغانستان به خود می‌دانند. تعصب و نفرت مذهبی و قومی طالبان همچنان پا برجا است. طالبان تاکید به یک حکومت مذهبی دارند که مذهب حنفی مذهب رسمی دولت آینده‌ی افغانستان باشد، با پیروان مذاهب دیگر از جمله با پیروان مذهب تشیع به‌عنوان اقلیت مذهبی برخورد شود. بنابراین غیر از مذهب حنفی دیگر مذاهب به‌خصوص مذهب تشیع را به رسمیت نمی‌شناسند.

    این موضع طالبان خلاف اصول مذاکره و صلح است. نخست دولت افغانستان مذهب رسمی نه، دین رسمی دارد که اسلام دین رسمی آن است. مذاهب اسلامی همه در دولت افغانستان آزاد و برابر است. بنابراین نیاز نیست‌که دولت مذهب رسمی داشته باشد. رسمیت یکی از مذاهب اسلامی در واقع تعصب و تبعیض نسبت به مذاهب دیگر اسلامی است. اما تا هنوز هیات مذاکره‌ی طالبان بر این تبعیض و تعصب مذهبی برای آغاز و مدیریت مذاکره و برای مذهب آینده‌ی دولت افغانستان تاکید دارند.

    هیات مذاکره‌ی طالبان گذشت و مدارا برای مذاکره با هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان نشان نداده است؛ زیرا تاکید هیات مذاکره‌ی طالبان این است‌که مذاکره بر اساس تفاهم‌نامه‌ی آمریکا و طالبان صورت بگیرد. اما هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان به این نظر است‌که مذاکره بین هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان و طالبان از نو و به اساس مواد و موارد جدید طبق نیازمندی‌ها، ارزش‌ها و واقعیت‌های موجود مردم افغانستان آغاز شود. این نظر هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان واقع‌بینانه است.

    درصورتی‌که مبنا تفاهم‌نامه‌ی آمریکا و طالبان باشد، مذاکره‌ی هیات دولت افغانستان با طالبان نمی‌تواند معنای سیاسی داشته باشد. بنابه این نابردباری و گذشت نکردن طالبان برای مذاکره و صلح می‌توان چنین برداشت کرد: طالبان به این نظر استند که از ناگزیری ترامپ در انتخابات آمریکا استفاده کنند. زیرا ترامپ تلاش دارد از
    مذاکره‌ی صلح دولت افغانستان و طالبان استفاده‌ی کمپاینی و انتخاباتی کند. طالبان نیز این هدف ترامپ را درک کرده‌اند. بنابه این درک می‌خواهند جنگ را در جریان مذاکره در افغانستان تشدید کنند که با تشدید جنگ بیشتر قدرت‌نمایی کنند و بیشتر سرسختی نشان بدهند تا بتوانند از ترامپ امتیازات بیشتر کمایی کنند.

    بر این اساس طالبان مشارکت در قدرت و دولت آینده‌ی افغانستان نمی‌خواهند، بلکه قدرت و دولت افغانستان را برای خود می‌خواهند. هدف طالبان سلطه بر دولت و مردم افغانستان است. از این‌که طالبان قصد سلطه بر مردم و دولت افغانستان را دارند؛ بنابراین رسمیت تنوع مذهبی، قومی و فرهنگی را به نفع خود نمی‌دانند. درصورتی‌که تنوع مذهبی، فرهنگی و قومی به رسمیت شناخته شوند، طالبان نمی‌توانند سلطه‌ی خود را بر مردم افغانستان بقبولانند و مشروعیت ببخشند. طالبان می‌خواهند تنوع‌های مذهبی، قومی و فرهنگی را حذف کنند تا روایت طالبانی خود را به‌عنوان روایت رسمی و مشروع بر مردم افغانستان بقبولانند.

    اگرچه طالبان عزم خود را برای تک‌روایتی‌کردن مذهبی، قومی و فرهنگی جزم کرده‌اند اما مشکل است‌که بتوان تنوع مذهبی، فرهنگی و قومی افغانستان را حذف کرد. نخستین پیش‌فرض طالبان برای تک‌روایتی‌کردن قدرت، سیاست و حکومت‌داری در افغانستان این است‌که مذهب اکثریت مردم افغانستان حنفی است. تصور می‌کنند تاکید به تک‌مذهبی‌کردن حکومت افغانستان نه‌تنها به مخالفت رو به رو می‌شود، مورد حمایت مردم نیز قرار می‌گیرد. اما واقعیت فعلی افغانستان بر مبنای تک‌مذهب استوار نیست. فکر می‌کنم که مردم افغانستان این روایت مذهبی طالبانی را نمی‌پذیرند.

    برداشت طالبان این است‌که اگر بتوانند مذهب حنفی را رسمی کنند، مذاهب دیگر را حذف کنند و کنار بگذارند، به اساس مشروعیت مذهبی به سادگی می‌توانند تنوع فرهنگی و قومی را نیز حذف، سرکوب و به حاشیه برانند. زیرا برای این کار خود مبنا دارند. مذهب حنفی را طبق منفعت سیاسی خود تاویل می‌کنند و به اساس دیدگاه خود از مذهب منفعی، چارچوب مشروعیت زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را تعریف می‌کنند و این تعریف را مسلط می‌سازند. در این صورت، هرگونه تنوع قومی، فرهنگی و اجتماعی غیر مشروع و قابل سرکوب خواهد بود. هنوز که در آغاز مذاکره‌ی صلح با طالبان قرار داریم، بهتر است هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان برای حفاظت از ارزش‌ها و واقعیت‌های موجود مردم افغانستان ایستادگی کنند. مردم و دولت افغانستان نیز از نیت طالبان به کشورهای جهان و تاثیرگذار بر روند مذاکره‌ی صلح دولت افغانستان با طالبان اطلاع‌رسانی کنند که کشورهای خارجی تاثیرگذار بر روند مذاکرات صلح به خصوص حکومت آمریکا در مذاکرات با طالبان همسویی نکنند.

    این را همه می‌دانیم که ترامپ در این زمان، شرایط خاص خود را دارد اما شرایط خاص ترامپ به شرایط و واقعیت‌های مردم افغانستان ارتباطی ندارد. بنابراین بهتر این است‌که مذاکرات بنابه شرایط و واقعیت‌های زندگی مذهبی، فرهنگی، قومی و اجتماعی مردم افغانستان رقم بخورد.

    خامه پرس

  • وزیر خارجه پاکستان: دخالت در افغانستان به نفع ما نیست

    وزیر خارجه پاکستان: دخالت در افغانستان به نفع ما نیست

     شاه‌محمودی قریشی وزیر امور خارجه پاکستان امروز سه‌شنبه(۸میزان) در نشست خبری مشترک با عبدالله در انستیتوت مطالعات راهبردی پاکستان، گفت صلح پایدار تنها از داخل افغاستان می تواند تامین شود.
    وزیر خارجه پاکستان افزود بعضی‌ها هستند که به خاطر منافع شان صلح را در افغانستان نمی‌خواهند، ولی اکثریت خواهان صلح هستند.
    به گفته آقای قریشی، صلح پایدار تنها از داخل افغانستان می تواند تامین شود و نمی تواند از بیرون تحمیل گردد.
    قریشی تاکید کرد برای یک افغانستان صلح‌آمیز و با سعادت باید مشترک کار کنیم و این آروزی پاکستان است.
    او گفت: «اگر می‌خواهیم پروژه برق عملی شود، اگر می‌خواهیم پاکستان از طریق افغانستان با آسیای میانه وصل شود، اگر می‌خواهیم همکاری دوجانبه اقتصادی داشته باشیم، لازمه‌اش این است که در افغانستان صلح حاکم گردد.»
    شاه‌محمود قریشی تصریح نمود «امنیت و ثبات ما وابسته به امنیت و ثبات در افغانستان است. ما سودی در امور داخلی شما نداریم و نمی‌خواهیم در امور داخلی شما دخالت کنیم».
    قریشی در آخر گفت مردم پاکستان از اراده مردم افغانستان پشتیبانی می‌کنند و آرزوی ما حاکمیت ارضی و استقلال افغانستان است.