نویسنده: Raha News Agency

  • ترکیه ماموریت سربازان خود در افغانستان را تمدید می کند

    ترکیه ماموریت سربازان خود در افغانستان را تمدید می کند

    رجب‌طیب اردوغان، رییس‌جمهور ترکیه، خواهان تمدید زمان ماموریت سربازان این کشور در افغانستان شد.

    آقای اردوغان، روز گذشته (چهارشنبه، ۲۶ قوس)، به پارلمان ترکیه پیشنهاد کرد ماموریت سربازان این کشور زیر رهبری ماموریت حمایت قاطع در افغانستان را برای ۱۸ ماه دیگر تمدید کند.

    به گفته‌ی او، ترکیه با افغانستان رابطه‌ی برادرانه دارد و همیشه از اتحاد، تمامیت و آزادی افغانستان حمایت کرده است.

    قرار است اعضای پارلمان ترکیه، به زودی در مورد پیشنهاد آقای اردوغان بحث کنند.

    گفتنی است که در حال حاضر، ترکیه ۱۲۰۰ سرباز در چوکات ماموریت حمایت قاطع در افغانستان دارد.

  • وضعیت امنیتی ولایات کندهار و ارزگان بررسی شد

    وضعیت امنیتی ولایات کندهار و ارزگان بررسی شد

    تحت ریاست محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان قبل از ظهر امروز، جلسه رهبری ارشد امنیتی به خاطر بررسی وضعیت امنیتی ولایات کندهار و ارزگان در مقر قول اردوی ۲۰۵ اتل برگزار شد.

    در این جلسه که امرالله صالح معاون اول ریاست جمهوری، داکتر حمدالله محب مشاور امنیت ملی، محمد مسعود اندرابی وزیر امور داخله، شمیم خان کتوازی رئیس ادارۀ مستقل ارگان های محل، والیان کندهار و ارزگان، قوماندان قول اردوی ۲۰۵ اتل و قوماندانان امنیه و سایر مسئولین امنیتی ولایات متذکره حضور داشتند.

    حیات الله حیات والی کندهار در خصوص وضعیت امنیتی ولایت متذکره، معلومات داد و خواستار توجه بیشتر در زمینه تامین امنیت و تمویل و تجهیز نیروهای امنیتی مستقر در این ولایت گردید.

    جنرال شفیق الله رسول زی قوماندان قول اردوی ۲۰۵ اتل در مورد وضعیت امنیتی ولسوالی های ولایت کندهار، اکمال و تعبیه قوت ها و پلان گذاری معلومات داد و خواهان رفع کمبود پرسونل و اکمال مهمات گردید.بعداً تادین خان قوماندان امنیه ولایت کندهار و نظرشاه صافی رئیس امنیت ملی این ولایت در مورد هماهنگی بیشتر و تلاش های شان بخاطر دفع و طرد تحرکات و حملات دشمن، معلومات ارائه کردند.

    همچنان در این دیدار محمد عمر شیرزاد والی ارزگان و قوماندان امنیه و رئیس امنیت آن ولایت در مورد وضعیت امنیتی ولایت ارزگان معلومات دادند.

    آنان ضمن اینکه وضعیت عمومی امنیتی در آن ولایت را قناعت بخش خواندند، خواهان حمایت های بیشتر در زمینه بهبود وضعیت امنیتی ولسوالی دهراوود و تمویل، تجهیز و اکمالات پولیس در این ولایت شدند.

    همچنان آنان موجودیت فساد را یکی از چالش های اصلی عنوان کردند و گفتند که مطابق تشکیل موجود، تعداد پرسونل ما اندک است و باید هماهنگی در سطوح متوسط و پایین صورت گیرد.

    در این دیدار امرالله صالح معاون اول رئیس جمهور و داکتر حمدالله محب مشاور امنیت ملی از شجاعت و دلیر نیروهای امنیتی و دفاعی مستقر در ولایات کندهار و ارزگان تشکر کردند و بر هماهنگی بیشتر، اصلاحات و اکمالات نیروها از طریق هوا تاکید ورزیدند.

    رئیس جمهور پس از استماع صحبت های آنان، ضمن قدردانی از نیروهای امنیتی و دفاعی مستقر در ولایات متذکره به خاطر خنثی نمودن پلان های شوم دشمن، گفت که نیازمندی های شان را به گونه واضح ارائه کنند، تا اکمالات شان به صورت اساسی انجام شود.

    وی ضمن تاکید بر مدیریت لوژستیک و جلوگیری از ضایعات و استفاده بهتر از ظرفیت های پولیس، گفت باید پلان واضح و منسجم در این موارد داشته باشیم.

    رئیس جمهور گفت به خاطر بهتر شدن وضعیت امنیتی ولایت کندهار و اکمال بهتر نیروهای امنیتی و دفاعی مستقر در آنجا، به تصامیم جدی نیاز داریم.

    وی افزود کندهاریان تنها نیستند، کابل پایتخت و کندهار قلب افغانستان است و ما حقایق واضح می خواهیم تا بدیل های مناسب جستجو گردد.

  • آیا چین جای آمریکا را در عراق پر می کند؟

    آیا چین جای آمریکا را در عراق پر می کند؟

    هفته گذشته بلومبرگ در گزارشی از انعقاد یک قرارداد نفتی میان دولت‌های چین و عراق خبر داد که بر اساس آن، بغداد قرارداد‌های بلند مدتی را با پکن امضا می‌کند و پول نفتی را که قرار است در آینده بفروشد به صورت پیش‌فروش دریافت می‌کند.البته این‌گونه قرارداد‌ها پیشتر هم تجربه شده است، اما از نظر حجم، قرارداد اخیر یکی از قرارداد‌های بزرگ نفتی در حوزه تجارت محسوب می‌شود.

    عراقی‌ها به پول نیاز دارند، چینی‌ها نیز پول دارند و برای نفتی که می‌خواهند بخرند به حساب فروشنده واریز می‌کنند. طرف‌های این معادله برای آنکه از امنیت اقتصادی و جریان پایدار انرژی برخوردار باشند این قرارداد را به امضا رساندند، اما نکته اصلی چیست؟اینکه چینی‌ها به عراق تمایل بسیاری دارند، به دلیل ذخایر و تولید نفت این کشور است، اما این همه ماجرا نیست؛ پکن از دوران حکومت صدام سعی می‌کرد جای پای خود را در خاورمیانه و این کشور محکم کند، هرچند که در ابتدای ابراز وجود گام‌هایش محتاطانه بود، ولی طی یک دهه اخیر بیشترین سرمایه‌گذاری در میان کشور‌های خاورمیانه را در عراق انجام داده است. این کشور بیش از ۱۵۰ میلیارد بشکه نفت دارد که با توجه به تازه نفس بودن میادینش، منبع بزرگی برای تأمین کشوری است که تا هفت سال آینده به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نفت جهان تبدیل می‌شود.

    کشوری در این مختصات، حتماً دسترسی به منابع را در اولویت و استراتژی‌های خود قرار می‌دهد تا جایگاهش را در اقتصاد جهانی مستحکم‌تر و عنوان نخستین قدرت اقتصادی را تصاحب کند.با چنین رویکردی، چین در عراق سرمایه‌گذاری می‌کند و در قبال آن، علاوه بر کسب امتیازات شیرین، آینده انرژی خود را نیز تضمین می‌کند. کشوری که تقریباً در حوزه زیرساخت‌های صنعتی، نیروگاهی، برقی و عمرانی بسیار وضعیت ناگواری دارد، مورد توجه چینی‌ها قرار گرفته است. اما مسئله اینجاست که عراق تصمیم گرفته در چه پازلی بازی کند.

    از زمان نخست‌وزیری نوری مالکی تا عادل عبدالمهدی، رویکرد سیاستمداران عراقی برای بازسازی کشورشان روی چین متمرکز بوده است؛ چینی‌ها برنامه بلندپروازانه‌ای را در حوزه اقتصادی در دست اجرا دارند و اصولاً هر کشوری که در این برنامه حضور داشته باشد، می‌تواند آینده روشنی را برای خود ترسیم کند. درست برعکس چین، امریکایی قرار گرفته که برای «کارسازی» برای شرکت‌های خود از ابزار تحریم و تهدید استفاده کرده و بابت قرارداد‌هایی که میان بغداد و پکن امضا می‌شود، آتش اعتراضات در جنوب عراق و حتی پایتخت این کشور را شعله‌ور می‌کند.

    استراتژی انرژی چین، پایه سرمایه‌گذاری‌های خارجی این کشور است و عراق هم با درک درست از سند‌های بالادستی پکن، همکاری‌های خود را افزایش داده است؛ چین به نفت عراق نیاز دارد و عراق نیز به پول چین. بین‌النهرینی‌ها دوست ندارند تماشاگر بازی باشند که جایگاه نخست صادرکننده نفت به چین، میان عربستان و روسیه دست به دست می‌شود. گرچه غربگرایان در عراق روی اتحاد استراتژیک با امریکا تأکید دارند، اما نباید از یاد برد که عراق چیزی جز نفت و خرما ندارد؛ کالا‌هایی که اصولاً بازار مصرفی در ایالات متحده ندارد و اگر هم پیوندی برقرار شود یک پیوند تجاری است، درست برخلاف چین.وقتی در سال ۲۰۰۳ ارتش این کشور به عراق حمله کرد، شرکت‌های غربی و امریکایی صاحب قرارداد‌های نفتی شدند تا با استخراج نفت عراق، امنیت انرژی کشورشان را تأمین کنند.

    از سال ۲۰۱۰ به بعد با افزایش تولید نفت امریکا، استراتژی واشنگتن تغییر کرد. شرکت‌های امریکایی عراق را ترک کردند و به کردستان رفتند. نفت عراق دیگر برای کاخ سفید اهمیت امنیتی نداشت و تنها چیزی که ایالات متحده در پی آن بود، پول صادرات نفت این کشور بود.

    عراقی‌ها این را درک کرده‌اند؛ عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر سابق عراق نیز به این موضوع در پارلمان اعتراف کرد و گفت که ترامپ او را تهدید کرده چنانچه به جای شرکت‌های امریکایی با شرکت‌های چینی قرارداد‌های اقتصادی امضا کند، این کشور را تحریم می‌کند. با این وجود، بغداد گرایش خود را به سمت چین حفظ کرده است تا علاوه بر جذب سرمایه‌گذاری از پکن، نیاز‌های مالی و اقتصادی خود را نیز برطرف کند.

    دکتر عبدالطیف نظری

  • غنی به قندهار رفت

    غنی به قندهار رفت

    محمداشرف غنی، رییس جمهور کشور برای بررسی وضعیت عمومی قندهار، به این ولایت سفر کرد.

    ارگ ریاست جمهوری روز پنج‌شنبه، بیست‌وهفتم قوس گفت آقای غنی در راس یک هیأت بلندرتبه صبح امروز به ولایت قندهار سفر کرده است.

    قرار است آقای غنی در این سفر با مقام‌های محلی قندهار، متنفذین، زنان، جوانان و اعضای جامعه مدنی این ولایت دیدار و گفت‌وگو کند.

    قندهار در جنوب کشور از جمله ولایت‌های ناامن شمرده می‌شود و گروه طالبان در جریان روزهای اخیر بالای برخی از ولسوالی‌های این ولایت، از جمله ارغنداب و دهراوود حملات گسترده‌ای انجام داده‌اند.

  • نامه سرگشاده یک معلم به غنی،عبدالله، صالح و دانش!

    نامه سرگشاده یک معلم به غنی،عبدالله، صالح و دانش!

    جنابان عالی می‌دانم که روز و روزگارتان خیلی خوب و طبق میل‌تان سپری می‌شوند. می‌دانم که در این هوای سرد، خانه‌های‌تان گرم، نان‌تان عالی، فکرتان جمع، غذاهای‌تان متنوع، بادی‌گاردهای مجهز، دیوارهای استنادی، خانه‌های مفشن با دیکور جذاب، زمینه تحصیلات برای فرزندان مهیا و در یک کلام می‌توان گفت که همه چیز بر وفق مرادتان می‌گذرد.

    اما خبر از حال ما معلمان دارید؟

    آیا می‌دانید که معلمان این سرزمین به چه شکلی زندگی تحقیرآمیز دارند؟

    آیا آگاهی دارید که معلمان بدبخت‌ترین آدم‌های این وطن است؟

    فکر نکنم که خبر داشته باشید که یک معلم 6000 افغانی معاش دارد. اگر می‌داشتید اقدام می‌کردید. شاید هم بدانید که چه حقیرانه زندگی می‌کنند:با این 6000 افغانی منِ معلم با 5 عضو خانواده در یک ماه چه کنم؟

    1- قیمت یک بوری آرد 1730 افغانی؛

    2- قیمت یک پیپ روغن 1400 افغانی؛

    3- قیمت یک بوری برنج 2300 افغانی؛

    4- قیمت یک سیر بوره 350 افغانی؛

    5- قیمت یک کیلو چای 300 افغانی؛

    6- قیمت 4 کیلو گاز 220 افغانی؛

    7- قیمت دو عدد روپ کلان 160 افغانی؛

    8- قیمت یک سیر کچالو 150 افغانی؛

    9- قیمت یک سیر پیاز 120 افغانی؛

    10- قیمت یک شامپو 80 افغانی؛

    11- قیمت نمک 40 افغانی؛

    12- قیمت گوگرد 30 افغانی؛

    13- کرایه موتر الی مکتب ماه 1500 افغانی؛

    14- کرایه خانه 3000 افغانی؛

    15- بل برق 600 افغانی؛

    17- بِل آب 500 افغانی؛

    18- پول دوا 1000 افغانی؛

    19- فیس مکتب 2 فرزندم 1200 افغانی؛

    و غیره مواد ضروری.

    در مجموع تقریباً 15000 افغانی که خیلی در مصرف خود صرفه‌جویی کنم، ماهوار نیاز دارم؛ اما با این 6000 افغانی کدام مصارف را تحت پوشش قرار دهم.وقتی به دکان بروم که یک بوری آرد کار دارم، به طعنه و سخن کنایه می‌گوید که شما پول ندارید، آیا این را خریده می‌توانید. هیچ کس قرض هم نمی‌دهد.

    به یاد ندارم که روزی میوه‌ی تازه به فرزندان خود برده باشم. وقتی فرزندانم میوه‌ها در بازار می‌بینند، می‌گویند پدر جان این‌ها چه اند؟ماه‌ها می‌گذرد، گوشت خریده نمی‌توانیم. در سال، ماه یک‌بار یک سیر نخود و یک سیر لوبیا خریداری می‌کنم که فرزندانم خوشحال می‌شوند.من که معلم هستم، اگر به دزدی بروم، چگونه فرزندان وطن را تربیت کنم؟

    من اگر راه‌زنی کنم، چگونه آینده‌سازان این سرزمین را درس بدهم؟ این را از صدق دل می‌گویم، وقتی سر درس هستم، تمام فکر و ذکرم به قرض‌داری‌هایم است. بعضی روزها شده است که حتا شاگردان می‌پرسند، استاد چرا این قدر حالت گرفته است؟در ختم و خیرات هیچ‌گاه شرکت نمی‌کنم، اگر بروم خانه حاضری‌ام قید می‌شود که در آن صورت از معاش کاسته شده و به بدبختی‌ام فزوده می‌شود.

    نمی‌دانم این پیامم به چه کسی برسد؛ ولی از درد دل و از عمق وجودم نوشته کردم. امید که به مقام عالی ریاست‌جمهوری، معاونیت محترم اول و دوم برسند تا در زمینه اقدام عملی نمایند.

    صفحه فیس بوک فیض الله شریفی

  • اسماعلیه؛ مذهب همپذیری و رواداری

    اسماعلیه؛ مذهب همپذیری و رواداری

    کریم آقاخان چهل و نهمین امام حاضر اسماعیلیان است. پیشوای مذهب اسماعلیه هم اکنون هشتاد و چهار ساله است.

    آنچه مذهب اسماعیلیه را برای بسیاری دوست داشتنی می کند، تاکید روشن این مذهب بر پذیرش پلورالیزم دینی و مذهبی و ترویج همپذیری در جامعه است. بیشتر زخم‌های بشر امروز، به ویژه جوامع اسلامی، ناشی از انحصارگرایی دینی و مذهبی است.

    در رویکرد انحصارگرایانه به دین و مذهب، پیروان سایر ادیان و مذاهب، همه گمراه‌اند و به موجب گمراهی شان، مستوجب عذاب اخروی و زجر و تحقیر دنیوی دانسته می‌شوند.

    دین با رویکرد انحصارگرایانه، به راحتی ابزاری می‌شود در دست سیاست‌بازان برای حذف و قلع و قمع حریفان و مخالفان و زمینه می‌سازد برای اِعمال انواع تبعیض، ستم و محرومیت.

    به نظر من، مذاهب انحصارگرا، خود جوخه مرگ‌اند و منافی با کرامت انسانی. مذاهب باورمند به پلورالیزم، راه زندگی‌اند و همخوان با فطرت انسان.

    سالم حسنی

  • از مرد ستیزی تا تبدیل فیلم به یک بیانیه!

    از مرد ستیزی تا تبدیل فیلم به یک بیانیه!

    فیلم حوا مریم عایشه فیلمی که از سه پارت ظاهرا مجزا تشکیل شده است که در آخر در یک راهروی مطب یک دکتر زنان به هم وصل میشود. همانطور که از اسم فیلم پیداست داستان درباره سه شخصیت به نام های حوا مریم و عایشه میباشد که هر کدام درگیر حوادثی میشوند.

    شاید یک عده با دیدن فیلم این فیلم را یک فیلم مرد ستیزانه بدانند و از اینکه در تمام فیلم مرد ها مدام شخصیت های اسیر کننده هوسباز و بی توجه نشان داده شده اند آزرده شوند اما باید توجه داشت به اینکه دنیای هنر دنیای آزاد بودن است و نمیتوان هیچکس را مجبور کرد که فلان اثر هنری را تولید کند یا تولید نکند ما در هنر و مخصوصا در فیلم فقط میتوانیم ازین بعد به اثر نگاه کنیم که آیا فیلم در انتقال محتوای مدنظر موفق بوده است یا نبوده است.

    این محتوا گاها میتواند بسیار متنوع باشد از اعتراض های مدنی و اجتماعی گرفته تا بیان و انتقال و احساسات یا نمایش فرم های مختلف هنری یا نشان دادن خلاقیت و نوآوری های تازه. در فیلم حوا مریم عایشه موضوع اعتراض به نگاههای موجود در جامعه به زنان میباشد و صحرا کریمی در بعضی قسمت ها توانسته حرف خودش را بیان کند و در بعضی از قسمت ها از چوکات هنری بودن و سینما بودن بیرون زده و فیلم تبدیل به یک بیانیه شده است. با توجه به شعار معروف سینما که می گوید (حرف نزن نشان بده) خانم صحرا کریمی هر جایی از فیلم که با تصویر حرف زده موفق تر عمل کرده است و هر جایی از فیلم ‌که اطلاعات به صورت رگباری و با دیالوگ به مخاطب منتقل شده نا موفق بوده است.

    شاید میتوان گفت سینمایی ترین قسمت فیلم قسمت اول فیلم که مربوط به شخصیت حوا است میباشد. کارگردان در این بخش توانسته اکثرا تمام حرفهای خود را با تصاویر بیان کند و از نمادها برای انتقال احساسات و انتقال محتوای خود استفاده کند. مانند نماد پرنده در قفس که نماد خود شخصیت حوا است. اما در بخش دوم عملا نود درصد روایت داستان با حرف زدن یک شخصیت با تلفن به مخاطب منتقل میشود که فیلم را کمی حوصله سر بر میکند.

    شخصیت محدود لوکیشن محدود دیالوگ های طولانی فضای بسته از عوامل دیگری هستند که بیشتر باعث خسته کننده شدن این قسمت میشود. اما در اپیزود سوم دوباره کار کمی جان میگیرد و باعث میشود که رخوت بخش دوم کمی از بین برود. شاید بتوان گفت بزرگترین نقطه ضعف فیلم فیلمنامه است . حتی در بخش اول فیلم که بهترین بخش فیلم است اتفاق محرک داستان خیلی دیر می افتد و همین باعث کم شدن تعلیق در داستان میشود.

    شاید اگر زمین خوردن حوا قبل از رسیدن مهمان ها اتفاق می افتاد ما حس همذات پنداری بیشتری با حوا میکردیم. در قسمت های دوم و سوم عملا هیچ اتفاق محرک داستانی وجود ندارد. اتفاق محرک داستانی اتفاقی است که شرایط موجود را بر هم میزند و بعد از آن شرایط هیچ گاه به مسیر اولیه خود برنمی‌گردد. البته شاید تصمیم مریم برای سقط جنین و یا آمدن خواستگار برای عایشه را بتوان اتفاق محرک داستانی در نظر َگرفت اما حوادث بعد اینها در فیلم در پی این حوادث نمی‌باشد و نمیتوان اسم انها را اتفاق محرک داستانی گذاشت. در مورد بازی بازیگران این را میتوان گفت که در کل سطح بازیگری در افغانستان پایین است و بازیگران نمیتوانند تمام پتانسیل کاراکتر را دریابند و علاوه بر آن نمیتوانند با خلاقیت خود به نقش چیزی اضافه کنند به همین دلیل بازی بازیگران را باید نسبت به کل افغانستان و بازیگری در افغانستان در نظر گرفت. خانم آریا پور در نقش حوا بازی قابل و قبول و باور پذیری ارائه کردند و به ترتیب بعد از ایشان خانم ابراهیمی و در اخر خانم افشار که در نقش مریم ایفای نقش میکردند و در کل اگر بخواهیم بازی بازیگران فرعی را در نظر بگیریم فضای ساخته شده توسط بازیگران فضای قابل باوری برای مخاطب میباشد.

    سخن پایانی اینست که این فیلم میتواند سراغاز خوبی برای خانم کریمی باشد و امید است که ایشان کم کم تلاش کنند تا به فرم خاص کارگردانی خود در فیلم های بعدی خود دست یابند.محمد باقر حسینی

  • شراب قرمز و پنیر خطر ابتلا به آلزایمر را کاهش می دهد

    شراب قرمز و پنیر خطر ابتلا به آلزایمر را کاهش می دهد

    برخی از عادت‌های بد ما در دوران همه‌گیری کرونا ممکن است خیلی هم بد نباشد. تحقیقات جدید نشان داده است که مصرف شراب و پنیر می‌تواند ما را در برابر خطر زوال عقل محافظت کند. 

    اُریل ویلت، استادیار علوم غذایی و تغذیه انسانی در دانشگاه ایالتی آیووا که در انجام این تحقیق شرکت داشته است، اظهار می‌دارد که اگرچه یافته‌های این تحقیق بهانه کافی برای هر شب جشن گرفتن با یک دیس پنیر و بطری شراب فراهم نمی‌کند، اما «نتایجی که به دست آورده‌ایم بسیار شگفت‌انگیز است». 

    در این مطالعه چهارساله که با حضور ۱۷۸۷ شرکت‌کننده بریتانیایی بین ۴۶ تا ۷۷ انجام شده است، شرکت‌کنندگان پرسش‌نامه‌ای را درباره تناوب مصرف غذاهای مختلف از میوه و سالاد تازه گرفته تا ماهی‌های روغنی، قهوه، آبجو و شراب سفید، شراب قرمز و پنیر پر کرده‌اند. 

    سپس برای تعیین سرعت عملکرد مغز، از شرکت‌کنندگان «آزمایش هوش سیال» گرفته شده است. 

    در این تحقیق اطلاعات درباره انواع مواد غذایی و الکلی را که شرکت‌کنندگان بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ میلادی مصرف کرده بودند، جمع‌آوری شد. در آزمایش‌های متعاقب بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ و بین سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ این افراد دوباره مورد مطالعه قرار گرفتند. 

    نتایج منتشر شده در مجله بیماری آلزایمر در نوامبر ۲۰۲۰ نشان می‌دهد که به احتمال زیاد مصرف شراب قرمز و پنیر از زوال عقل جلوگیری می‌کند. پنیر به عنوان موثرترین ماده غذایی برای جلوگیری از زوال عملکرد مغز در نتیجه افزایش سن شناخته شده است. 

    دکتر ویلت می‌گوید: «این برای من مایه شگفتی بود که مطابق یافته‌های این تحقیق، مصرف متعادل پنیر و نوشیدن شراب قرمز به طور روزانه نه تنها به ما برای کنار آمدن با بیماری همه‌گیر کرونا کمک می‌کند، بلکه همچنین برای حل یک مشکل پیچیده که هیچ وقت کُند نمی‌شود، ما را یاری می‌رساند. 

    در این مطالعه میزان ثروت افراد و تاثیر آن بر نحوه تغذیه در نظر گرفته شده است. اما برای تعیین این که آیا ایجاد تغییرات آسان در رژیم غذایی می‌تواند به جلوگیری از زوال عقل کمک کند، هنوز نیاز به انجام آزمایش‌های بالینی تصادفی داریم.» 

    براندون کلایندینست، از نویسندگان این تحقیق، توضیح می‌دهد که مصرف پنیر و شراب بسته به سایر عوامل ژنتیکی، ممکن است از افراد در برابر علائم بیماری آلزایمر محافظت کند. وی می‌گوید: «خطر ابتلا به آلزایمر به عوامل ژنتیک ربط بسیار دارد. گرچه برخی بسیار مستعد ابتلا به این بیماری هستند، برخی دیگر با ژن‌های متفاوت دچار این بیماری نمی‌شوند.» 

    مطابق پژوهش‌ها، مصرف هفتگی گوشت گوسفند نیز برای بهبود قوای مغزی مفید است، اما مصرف نمک اثر معکوس دارد. مصرف بیش از اندازه نمک خطر ابتلا به مشکلات شناختی را افزایش می‌دهد. 

    کلایندینست، می‌گوید: «شاید راه‌حلی که به دنبال آن هستیم در تغییر نحوه تغذیه باشد. دانستن این که چه غذاهایی برای جلوگیری از زوال عقلی مفید یا مضر است، به درک بهتر این مشکل و مقابله با آن کمک می‌کند.» 

    بیماری آلزایمر رایج‌ترین نوع زوال عقل یا از دست دادن حافظه در انگلیس است. سازمان بهداشت ملی بریتانیا آن را به عنوان «یک عارضه (گروهی از علائم مرتبط) همراه با کاهش مداوم عملکرد مغز» توصیف می‌کند: «آلزایمر بر حافظه، مهارت‌های تفکر و سایر توانایی‌های ذهنی تأثیر می‌گذارد». 

    منبع: ایندیپندنت فارسی

  • رئیس جمهور غنی مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به داکتر زلمی رسول، تفویض کرد

    رئیس جمهور غنی مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به داکتر زلمی رسول، تفویض کرد

    محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان قبل از ظهر امروز به منظور تقدیر از خدمات داکتر زلمی رسول سفیر افغانستان در بریتانیا، مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را به وی تفویض نمود.

    در فرمان رئیس جمهور در این خصوص آمده است به خاطر تقدیر از نمایندگی برجستۀ موصوف در عرصۀ دیپلوماتیک در خارج از کشور که امور محوله را با بسیار صداقت و شجاعت انجام داده و نتایج خوبی را در قبال داشته است، اعطای مدال دولتی غازی محمد اکبرخان را منظور می نمایم.

    رئیس جمهور غنی در مراسمی که به این مناسبت در قصر گلخانه برگزار شده بود، گفت: «جای افتخار است که امروز از یک فرزند صدیق افغانستان تقدیر به عمل می آید.»

    داکتر زلمی رسول در تمام مراحل زندگی خویش، همانند پدرش عبدالقیوم رسول که وزیر صحت عامه بود، برای نهادینه کردن نظام مشروع در افغانستان، تلاش های خستگی ناپذیر را انجام داده است.

    رئیس جمهور کشور گفت تلاش ها و خدمات داکتر زلمی رسول از جوانی تا این لحظه برای آزادی و ایجاد نهضت سیاسی افغانستان بوده تا افغانستان از طریق دموکراسی به ثبات سیاسی برسد.

    رئیس جمهور غنی گفت نقش داکتر زلمی رسول در ایجاد لویه جرگه به خاطر حل معضله افغانستان پس از تجاوز اتحاد شوروی سابق که بعدها زمینه ساز تدویر کنفرانس بن گردید، برجسته می باشد.

    رئیس جمهور غنی با اشاره به حوصله، تحمل و تفکر داکتر زلمی رسول، گفت موصوف همیشه در بحث های ملی نقش ارزنده را بازی کرده و به همین خاطر حکومت افغانستان تلاش ها و خدمات وی را مورد تقدیر قرار می دهد.

    در مقابل، داکتر زلمی رسول سفیر افغانستان در بریتانیا، از اعتماد رئیس جمهور غنی و تفویض مدال دولتی غازی محمد اکبرخان، تشکر کرده گفت من از جوانی تا این لحظه برای افغانستان تلاش و کار کرده ام و تا زمانی که زنده هستم، برای کشورم خدمت خواهم کرد و آن را وجیبه ملی خویش میدانم.

  • تمام هزینه تدفین استاد زریاب 15 هزار افغانی شد

    تمام هزینه تدفین استاد زریاب 15 هزار افغانی شد

    استاد محمد اعظم رهنورد زرياب به عنوان استاد ادب فارسی از دوست های قديمی ما بود و پس از بازگشت او از پاريس به کابل، همواره با وی نشست های دوستانه داشتيم.

    اين نشست های دوستانه نامنظم در خانه ما، گاهی در خانه مولانا صاحب و يکی دو نشست در خانه جاويد لودين برگزار شد.

    اشراق حسينی، جاويد لودين، داکتر سيد عسکر موسوی، صديق الله توحيدی، شفیق پیام، فهيم دشتی، مولانا عبدالله، فاضل سانچاره‌کی، مبارز راشدی، باری سلام، اسحاق فايز، عبدالحميد مبارز، سنجر سهيل، حشمت رادفر و چند تن ديگر در اين نشست ها حضور می‌يافتند.

    زمانی که بشير انصاری و استاد غلام سخی مصباح از بيرون کشور به کابل می‌آمدند، نشست ها رونق بيشتر می‌گرفت.

    در اين نشست ها به عوض بحث روی‌ ادبيات داستانی، مسايل معرفت شناسی، فلسفی و کلامی مورد بحث قرار می‌گرفت و هر که ديدگاه اش را بيان می‌کرد.

    اختلاف ديدگاه ها در مورد هستی و جهان، سبب سردی روابط نمی شد، بل تصميم گرفتيم تا اين بحث ها ادامه يابد و تعداد ديگر نيز به آن افزود شود، اما به دليل نيافتن جای مناسب نتوانستيم به اين مأمول برسيم و برخی دوستان نيز فرصت حضور در اين نشست ها را نداشتند.

    اين نشست ها، با شوخی و طنز نيز همراه بود و آخرين نشست دوستانه ما در ماه سنبله سال جاری در باغچه‌ی ما برگزار شد که استاد نشاط قبلی اش را نداشت به سختی راه می‌رفت و نشست و برخاست می‌کرد.

    در اين نشست گرچه بازهم بحث های داغ فلسفی صورت گرفت ولی من به خاطر که طبع استاد خوش شود بيشتر با وی شوخی و مزاح کردم و از رفتار های صادق هدايت که استاد به وی بسيار علاقه‌مند بود، انتقاد کردم و گفتم: استاد! صادق هدايت بی عقل بود!

    مريضی استاد با گذشت هر روز بيشتر می‌شد. ده روز پيش از شدت گرفتن مريضی خود با من تماس مکرر می‌گرفت و به شوخی‌ می‌گفت مسووليت روزنامه را به مکارم و سيده بده و تاريخ تو گذشته است.

    چند روز بعد ناگهان توحيدی صاحب با من تماس گرفت و گفت که استاد را در بيمارستان امنيت بردند و در آنجا بستر شده و مورد مراقبت جدی قرار گرفته است و پرويز شمال، منوچهر فراديس و خواهر زن او از وی پرستاری می‌کنند.

    صبح همان روز من با توحيدی صاحب به بيمارستان امنيت رفتيم و ديديم که وضع استاد خراب است و چشمان خودش را بسته است.

    صدا زديم استاد! استاد! چشمان اش را باز کرد، اما سخن زده نمی توانست.

    پس از گذشت حدود بيست دقيقه استاد به سختی سخن زد، شعری را زمزمه کرد، خنده بر لبانش پيدا شد، با پرويز و توحيدی گفتوگو کرد.

    استاد در همين لحظه نيز شوخی را با من آغاز کرد و باز هم تکرار کرد که مکارم و سيده کودتا می‌کنند و مسووليت روزنامه را می‌گيرند و ترا تبعيد می‌کنند.

    من در پاسخ استاد گفتم که استاد! صادق هدايت بي عقل بود، استاد خنديد و آرام شد.

    استاد مرا به نزديک خود خواست و دست اش را بلند کرد و گفت: مطهر من رفتنی‌ شده ام و از دنيا می‌‌روم.

    توحيدی، پرويز و من استاد را دلداری داديم و گفتيم هيچ چيز نمی شود. پس از چند روز صحت ياب می‌شوی، می‌بريم ترا خانه و رومان زن بدخشانی را تمام می‌کنی.

    دوستان ديگر به عيادت استاد آمدند اما حال استاد بدتر شد و ما هم از اتاق بيرون شديم.

    در حويلی بيمارستان با توحيدی و پرويز در مورد شدت بيماری استاد صحبت کرديم و نگرانی ما افزوده شد.

    من پيشنهاد دادم که بايد يک ستاد زير نام ستاد شفايابی استاد را ايجاد کنيم، توحيدی گفت که خوب نظر است، اما بهتر است که در اين ستاد نماينده‌گان حکومت نيز شامل شوند و حکومت زودتر و بهتر می‌تواند زمينه فرستادن استاد را به کشور هند يا ايران فراهم کند.

    فردای همان روز رفتيم به دفتر شيوای شرق، معين نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ که از دوستان ما است، موضوع را با وی در ميان گذاشتيم، وی استقبال کرد و من گفتم که پيشنهاد آماده شود.

    وزارت فرهنگ پس از گذشت دو روز به ما گفت که رياست جمهوری می‌خواهد يک صندوق مالی به فرهنگيان کشور ايجاد کند و از آن صندوق در هنگام ضرورت، فرهنگيان را مساعدت بدارد.

    برداشت من از اين پاسخ چنين بود که بايد دنبال نخود سياه برويم و حکومت از اين امر مهم شانه خالی کرد.

    استاد را بردند به بيمارستان بگرام و پس از گذشت سه يا چهار روز دوباره تن بيمار او را آوردند به بيمارستان چهارصد بستر. پرويز برای ما گفت که وضع استاد بدتر شده است. يک بار توحيدی هم به بيمارستان رفت ولی استاد از حال رفته بود.

    دختر استاد خانم شبنم از فرانسه به کابل آمد و در بيمارستان پرستاری استاد را آغاز کرد به دنبال او خانم وی سپوږمی زرياب نيز به کابل رسيد، اما وضع استاد بدتر و وخيم شده می‌رفت.

    پنجشنبه شب (18) قوس پرويز با من تماس گرفت و گفت که وضع استاد بسيار وخيم شده و منتظر هر واقعه باشيم، من گفتم که تليفون من فعال است.

    در همين شب چون منتظر خبر بد بودم، خواب نکردم، ساعت پنج صبح 19 قوس پرويز برايم پيام فرستاد که استاد ما را ترک کرد، پس از گذشت چند لحظه تماس گرفت و گفت که هرچه عاجل به بيمارستان بياييد.

    من پس از وضو خواستم نماز صبح را بخوانم وانتظار داشتم که وقت نماز داخل شود، اما پرويز گفت که وضع ما خراب است هرچه عاجل به بيمارستان بياييد.

    من آماده حرکت شدم و به سرعت به خانه توحيدی خود را رساندم، وی را گرفته به بيمارستان رسيديم و با خانواده استاد و پرويز که می‌لرزيدند و اشک می‌ريختند، مقابل شديم، آنها گريه کردند و ما تسليت گفتيم، پرويز روبه من کرد که چه کنيم؟ موتر من به داخل بيمارستان اجازه يافته بود، من خانواده استاد و پرويز را گرفتم، پرويز در دروازه بيمارستان پايين شد و خانواده استاد را به سرک نهم تايمنی بردم و برای آنها پيشنهاد دادم که بهتر است به خانه خود شان در مکروريان بروند و برای مراسم آماده‌گی بگيرند و من تصميم گرفتم تا قبر را در قبرستان شان در شهدای صالحين آماده کنم.

    شبنم و خانم وی را با خود به شهدای صالحين بردم تا محل دفن و حضيره شان را برايم نشان بدهند، محل دفن پيدا شد، جای قبر را به قبر کن نشان داديم و توحيدی دو هزار و پنجصد افغانی براب قبر کن پيش پرداخت کرد.

    من و توحيدی در همين مدتی که از بيمارستان به قبرستان رسيديم با برخی از دوستان استاد تماس گرفتيم که بايد به بيمارستان چهارصد بستر بروند. حسين فخری از دوستان نزديک استاد به بيمارستان رفت و موضوع را به اسحاق فايز نيز در ميان گذاشتم. وی بعد‌تر گفت که پول کرايه موتر را نداشتم، خانمم را به خانه همسايه روان کردم، مبلغ پنجصد افغانی از همسايه قرض گرفت و به بيمارستان آمدم.

    من مکرر از استاد فايز معلومات می‌گرفتم که آيا کسی‌ به بيمارستان آمده است، گفت تا اکنون هيچ کس نيامده.

    توحيدی زمانی که با لطف الله نجفی زاده مسوول طلوع نيوز تماس گرفت که شما در کجا استيد؟ وی گفت که در بيمارستان است، ولی استاد فايز که در بالای تابوت استاد قرار داشت گفت که وی را نديده است.

    ما دوباره به بيمارستان رفتيم، داکتر معالج وی آقای رامز رايان مسأله شست و شوی و تکفين را تمام کرده بود و تن بی جان استاد در تابوتی قرار داشت و آماده خواندن جنازه و دفن بود.

    ما ساعت دوازده مراسم جنازه را اعلان کرديم و منتظر بوديم که تمام دوستان به بيمارستان بيايند و با شکوه جنازه استاد را تشييع کنند.

    لحظه ها سپری شد ولی از دوستان استاد خبری نشد، نجفی زاده مسوول طلوع نيز ساعت ده به بيمارستان آمد، پس از آن داکتر صاحب عبدالله رسيد، دعا کرد، از ما توضيح خواست و دوباره برگشت.

    پس از آن سرپرست وزير فرهنگ طاهر زهير و شيوای شرق معين نشراتی به بيمارستان رسيدند و به ما اطمينان دادند که همه تدابير گرفته شده و ممکن وزير حج و اوقاف نماز جنازه آن را ادا کند و يا مولوی حبيبالله حسام. به دنبال آنها، غضنفر مشاور فرهنگی رييس جمهور به بيمارستان آمد، اما کرسی هايی را که مسوول بيمارستان در مقابل تابوت استاد گذاشته بود، همه خالی بودند و انتظار دوستان استاد را می‌کشيدند ولی تا آخر خالی ماندند و کسی نيامد! با آن هم من، توحيدی، افسر رهبين، قريشی و فايز انتظار آمدن دوستان استاد را می‌کشيديم.

    قطعه تشريفات آماده شد و ییش ازاین جنرال صاحب داکترضیا ریس عمومی ارتش دستور همه آماده گی ها را به بیمارستان داده بود و ما با چند تن ديگر و خانواده استاد، جنازه استاد را از بيمارستان بيرون کرديم و به طرف عيدگاه روان شديم. من فکر می‌کردم دوستان استاد به عيدگاه حضور يافته اند، اما زمانی که به عيدگاه رسيديم تعداد اندکی آمده بودند.

    جنازه را گذاشتيم ولی از وزير حج و اوقاف ويا ملایی که جنازه بخواند خبری نشد.

    به سرپرست وزير فرهنگ گفتم که نماز را خودم می‌خوانم، همين که آماده شدم يک ملا پيدا شد و نماز جنازه را خواند و به طرف شهدای صالحين حرکت کرديم.

    قبر آماده شده بود و تعداد ديگر به قبرستان آمدند. تا هنگام دفن، من از خانم رويا سادات خواهش کردم که مسووليت فاتحه خانم ها را در سالون شهرنو بگيرد، وی به من اطمينان داد و گفت مشکلی نيست. جنازه دفن شد و همه به خانه های شان رفتند.

    فردای آن روز برای فاتحه آماده‌گی می‌گرفتيم، در شبکه های اجتماعی زمان فاتحه را اعلان کرديم. من به وزارت فرهنگ رفتم و سرپرست وزارت و معين نشراتی به من اطمينان دادند که همه ترتيبات گرفته شده است، عيدگاه آماده است و شما نگران نباشيد، من به دفتر توحيدی رفتم و ساعت دوازده چاشت را نشان می‌داد، گفتم که بايد ما وقت تر به عيدگاه برويم، ساعت حدود يک پس از چاشت من، توحيدی و پرويز به دروازه عيدگاه رسيديم، حسين فخری در دم دروازه عيدگاه نمايان شد و گفت که دروازه مسجد مسدود است. با محافظ مسجد تماس گرفتيم، اما وی گفت که ما آماده نيستيم و کسی به ما اطلاع نداده است.

    نگران و وارخطا شديم، اشراق حسينی و اسحاق فايز نيز دست و پاچه شدند.

    فوراً با شيوای شرق، توحيدي تماس گرفت و موضوع را با وی در ميان گذاشت.

    شرق گفت که مسووليت را لطف الله نجفی زاده برعهده گرفته بود، توحيدی به وی گفت با نجفی زاده خود ما صحبت می‌کرديم پس شما چه کرديد؟ پاسخی نداشت و نجفی زاده هم مبايل اش را خاموش کرده بود.

    دروازه را باز کرديم، داخل مسجد فرش نداشت، از محافظان خواهش کرديم که فرش های مسجد را به ما نشان بدهند.

    توحيدی و اشراق حسينی با کمر آسيب ديده، فخری، فايز، عزيز آريانفر، افسر رهبين و چند تن ديگر فرش های مسجد را پهن کرديم ولی عرق خجالت و شرم از سر و روی ما جاری شده بود.

    از دستگاه صدا خبری نبود، سه يا چهار نفر قاری صاحبان را به داخل رهنمايی کرديم، آنها تلاوت را شروع کردند و ما دوستان استاد در يک قطار قرار گرفتيم و فخری چند تشک را از بازار آورد و در خالی گاه ها گذاشت. مدت چهل و پنجاه دقيقه قاری ها تلاوت کردند و ما می‌شنيديم و از دوستان استاد خبری نشد.

    يونس قانونی، طاهر زهیر سرپرست وزارت فرهنگ و بعد‌ها شيوای شرق آمدند، دعا کردند و برگشتند. شرق تا آخر در مسجد بود، تعدادی اندکی ديگر رسيدند و ساعت سه پس از چاشت فاتحه تمام شد و با گردن های خميده و شرم و خجالت و سکوت به خانه های خود رفتيم.

    فاتحه خانم ها در سالون شهرنو نيز همين قصه را داشت، خانم حميرا قادری به توحيدی گفت که از شروع تا آخر فاتحه گريه کردیم و از دوستان استاد خبری نبود.

    تمام هزینه تدفین استاد مبلغ حدود پانزده هزار افغانی شد.

    میر حیدر مطهر

  • کرونا ثابت کرد که علم بهتر است!

    کرونا ثابت کرد که علم بهتر است!

    شاید اگر تا خزان سال گذشته، از هر کسی در جهان مدرن یا در حال توسعه و حتی در جهان سوم پرسیده می‌شد که «علم بهتر است یا ثروت؟»، در دایره تأثیر از تفکرات عمومی جهان ناشی از قدرت پول، حتماً گزینه ثروت را انتخاب می‌کرد.

    این تلقی عمومی ناشی از زیستن واقعی در جهانی بود که مردم به عینه می‌دیدند آنکه «ثروت» بیشتری دارد، چه حکومت و چه فرد، «قدرت» بیشتری هم دارد‌؛ چون می‌تواند با در اختیار داشتن ثروت، به پیشرفت‌های علمی بیشتری نائل شود و تکنولوژی برتر و اقتصاد قوی‌تری داشته باشد. البته شاید گفته شود این موضوع در دوران پسا کرونا هم تا حدی صادق خواهد بود و ممکن است ثروت بیشتر باعث آن شود که به عنوان مثال جوامع پیشرفته‌تر، زودتر به حل مشکل کووید ۱۹ یعنی ساخت واکسن یا درمان آن دست یابند. این نظر تا حدی درست است،

    اما آنچه منظور این یادداشت می‌باشد، آن است که این رویداد مهم، یک‌بار دیگر جایگاه علم را در «حوزه مفهومی» برای بشر روشن‌تر کرد و اگر پیش از این تصور می‌شد که برای پیشرفت علمی، ثروت لازم است، اکنون مشخص شد که برای نگهداری از ثروت و همه وجوه برساخته از آن، بشر به شدت نیازمند علم است و اگر علم نباشد، یک ویروس کوچک، در مقیاسی که حتی با چشم مسلح معمولی هم دیده نمی‌شود، می‌تواند همه بنیان‌های قدرتمند اقتصادی و مالی و شیوه زندگی مردم جهان را فرو پاشد.

    این شگفتیِ قدرت واقعی علم است. اینکه برای دهه‌های مدید، فهم عمومی مردم این بود و گاه حتی نخبگان بر این باور بودند که اگر ثروت وجود داشته باشد، هر جامعه‌ای می‌تواند در پرتو آن هر گونه پیشرفتی را بدون تهدید و مداوم تجربه کند و ثروت در مرتبه بالاتری از علم یا مقدم بر آن قرار دارد، این دیدگاه با شیوع ویروس کرونا تغییر کرد و مشخص شد که علم همچنان بر ثروت مقدم و از آن مهم‌تر است و این توصیه مشهور که: «آنچه یک کشور را می‌سازد دانشگاه است و نه بانک» به روشنی تفسیر و تبیین گردید.

    شش‌ماه پس از کووید ۱۹، اکنون جهان دریافته است که اگر علم وجود نداشته باشد، نگهبانی برای ثروت در جهان مدرن وجود ندارد و جهان مدرن پسارنسانس، قطعاً و حتماً جهان علم است و هر آنچه بشر در پرتو علم‌گرایی در آن ایجاد کند، حتی ثروت، نمی‌تواند مفهوما و مصداقا جای اصل و ریشه خود یعنی علم را بگیرد، بلکه باید در پرتو آن حفظ و نگهداری شود.

    پس هم‌چنان این سوال تاریخی و موضوع انشای کودکی‌ها پرسیدنی است که «علم بهتر است یا ثروت»، و این بار محکم‌تر و قاطع‌تر از گذشته پاسخ می‌دهیم: «علم».

    محمد عیسی رضایی

  • پاکستان به دنبال یک توافق سیاسی فراگیر در افغانستان است

    پاکستان به دنبال یک توافق سیاسی فراگیر در افغانستان است

    رئیس جمهور غنی با عمران خان، نخست وزیر پاکستان تلنفی صحبت کرد.

    در مکالمه شب گذشته (چهارشنبه، ۲۶ قوس) رهبران دو کشور درباره روند صلح و نگرانی‌ها از افزایش خشونت در افغانستان گفت و گو کردند.

    آقای عمران خان تعهد کرد پاکستان برای کاهش خشونت‌ها و برقراری آتش‌بس در افغانستان همکاری خواهد کرد.

    در اعلامیه‌ دفتر نخست وزیری پاکستان نیز آمده است پاکستان با تمام طرف‌ها در افغانستان به این دلیل صحبت می‌کند که می‌خواهد “بنیاد یک توافق سیاسی فراگیر و کامل” در افغانستان گذاشته شود. ‏

    صحبت تلفنی رهبران دو کشور همسایه در حالی صورت می‌گیرد که روند مذاکرات صلح افغانستان در قطر به صورت موقتی متوقف شده است و ملا عبدالغنی برادر در رأس هیأت طالبان به پاکستان رفته‌اند و انتظار می‌رود با عمران خان دیدار کنند.

    هیأت مذاکره‌کننده افغانستان هم به کابل بازگشته و با رئیس شورای عالی مصالحه ملی دیدار کرده است.

  • حمایت از نیروهای دفاعی و امنیتی افغان ادامه می یابد

    حمایت از نیروهای دفاعی و امنیتی افغان ادامه می یابد

    مارک میلی، رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده‌ی امریکا، از حمایت دوام‌دار کشورش از نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان، اطمینان داد.

    ارگ ریاست‌جمهوری، در خبرنامه‌ی گفت چهارشنبه شب (۲۶ قوس)، رییس‌جمهور غنی با مارک میلی، رییس ستاد مشترک ارتش امریکا دیدار کرد.

    در این دیدار، دو طرف نگرانی شان را در مورد افزایش خشونت‌ها در افغانستان، ابراز کردند.

    هم‌چنان در این دیدار، در باره‌ی روند صلح، نیاز فوری کاهش چشم‌گیر خشونت و برقراری آتش‌بس، بحث شد.

    این در حالی است که در جریان چند ماه گذشته، هم‌زمان با آغاز گفت‌وگوهای صلح افغانستان، گروه طالبان سطح خشونت‌ها را افزایش داده است. به باور مقام‌های دولت افغانستان، گروه طالبان قصد دارد تا با افزایش خشونت‌ها در گفت‌وگوهای صلح امتیاز بیشتری بگیرد.

  • وزارت خارجه: از قبل در جریان سفر طالبان به پاکستان بودیم

    وزارت خارجه: از قبل در جریان سفر طالبان به پاکستان بودیم

    وزارت امور خارجه اعلام کرد اسلام‌آباد نسبت به سفر ملابرادر، رییس دفتر سیاسی طالبان به پاکستان با دولت افغانستان هماهنگی کرده است.

    این وزارت امروز (چهارشنبه، ۲۶ قوس) در خبرنامه‌یی آورد عمران خان، نخست وزیر پاکستان در جریان سفرش به کابل در مورد سفر این هیأت طالبان به پاکستان با سران حکومت افغانستان هماهنگی و مشورت کرده بود.

    بر اساس این اعلامیه، سفر هیأت طالبان به پاکستان بخشی از تلاش‌ها برای تقویت روند صلح تلقی می‌شود و به پیشرفت در این روند منجر می‌شود. وزارت خارجه تصریح کرد دولت افغانستان از این سفر رییس دفتر سیاسی طالبان استقبال می‌کند.

    خبرنامۀ وزارت خارجه همچنان خاطرنشان ساخت کاهش فوری خشونت‌ها و برقراری صلح پایدار از طریق گفت‌وگوهای مستقیم صلح از توقع‌های عمدۀ مردم افغانستان در روند صلح است و این توقع‌ها با دولت پاکستان در میان گذاشته شده است.

    این وزارت ابراز امیدواری کرد سفر هیأت سیاسی طالبان به پاکستان در راستای کاهش خشونت‌ها و پیشرفت در روند صلح ثمربخش واقع شود.

    گفتنی است هیأتی از دفتر سیاسی طالبان در قطر به رهبری ملا عبدالغنی برادر، رییس دفتر سیاسی طالبان امروز به اسلام‌آباد سفر کرده است. وزارت خارجۀ پاکستان اعلام کرده است که این هیأت طالبان با عمران خان، نخست وزیر و شاه محمود قریشی، وزیر خارجۀ پاکستان دیدار می‌کند.

  • محل برگزاری دور دوم مذاکرات به زودی مشخص می شود

    محل برگزاری دور دوم مذاکرات به زودی مشخص می شود

    معصوم ستانکزی، رییس هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان، گفت محل برگزاری دور دوم گفت‌وگوهای صلح، به زودی مشخص خواهد شد.

    آقای ستانکزی، این سخنان را روز چهارشنبه (۲۶ قوس)، در دیدار با عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی بیان کرد.

    آقای ستانکزی، گفت: «در اوایل طرف مقابل فکر می‌کرد که هیئت گفت‌وگو‌کننده‌ی دولت افغانستان، از گروه‌های مختلف نمایندگی نمی‌کند، اما ما ثابت کردیم که از فرد و گروهی خاصی نمایندگی نمی‌کنیم، بل‌که از کلیت جمهوری اسلامی افغانستان و از تمام اقشار جامعه‌ نمایندگی می‌کنیم.»

    به گفته‌ی او، خواست‌ها و انتظارات برای دو طرف حساس و حیاتی بود، تعیین اصول گفت‌وگوها بسیار دشوار بود و به همین دلیل زمان‌گیر شد.

    آقای ستانکزی گفت: «قرار است وارد مرحله‌ی بسیار حساس و حیاتی شویم. لازم بود تا جمعاً به کشور برگردیم و در این باره مشوره کنیم.»

    این در حالی است که گفت‌وگوهای صلح میان هیئت‌های گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان و گروه طالبان، با ۲۰ روز وقفه رو‌به‌رو شده است. هیئت‌های گفت‌وگوکننده‌ی دو طرف، پس از حدود سه ماه، چندی پیش روی کارشیوه‌ی گفت‌وگوها به توافق رسیدند.

    به دنبال توافق روی کارشیوه‌ی گفت‌وگوها، هیئت‌های کاری دو طرف ایجاد شد تا در مورد برنامه‌ی اصلی گفت‌وگوها صحبت کنند.

    قرار است دور بعدی گفت‌وگوهای صلح، در شانزدهم جدی برگزار شود.

  • وحید عمر: دور دوم مذاکرات صلح در مسجد خرقه قندهار برگزار شود

    وحید عمر: دور دوم مذاکرات صلح در مسجد خرقه قندهار برگزار شود

    وحید عمر مشاور رئیس جمهور عنی چهارشنبه 16 دسامبر در توییتی نوشت، دور دوم مذاکرات صلح با طالبان در ولایت قندهار در جنوب این کشور آغاز شود.

    عمر نوشت: «اکنون که هر دو تیم به خانه خود بازگشته اند. خوب است که دور بعدی مذاکرات در قندهار برگزار شود. ما از کابل و شما(طالبان) از اسلام‌آباد این زحمت را بکشید. در مسجد خرقه مبارک آمادگی‌ها را می‌گیریم».

    او در ادامه نوشت، این مسجد «هوتل پنج ستاره نیست، اما از لحاظ تاریخ و تقدس برای یک صلح افغانی، اسلامی و پایدار مکان بهتری خواهد بود».

    قرار است دور دوم مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و گروه طالبان در تاریخ 5 ژانویه 2021 از سرگرفته شود و آمریکا نیز تاکید کرده این دور مذاکرات باید در تاریخ تعیین شده و بدون تأخیر آغاز شود.

    اما رئیس جمهور غنی دوشنبه 14 دسامبر 2020 تاکید کرد، دور دوم مذاکرات صلح با طالبان باید در خاک این کشور برگزار شود.

    غنی که در نشست کابینه در کابل صحبت می‌کرد گفت: «می‌خواهم به قوت اظهارات مشاور امنیت ملی افغانستان را در باره اینکه ما ترجیح می‌دهیم تا دور دوم مذاکرات صلح در افغانستان انجام شود را، تایید کنم».

    او ادامه داد: «هرگاه طالبان ادعا دارند که در سرزمین افغانستان اند؛ پس چرا در خاک افغانستان مذاکره نمی‌کنند؟ هرجایی از افغانستان را که آنها بخواهند، دولت افغانستان آماده است تا با آن‌ها مذاکره کند».

    محمد اشرف غنی اظهار کرد: «وقت آن نیست که هوتل‌های مفشن پیش شرط همه گذاشته شود. ضروری است که همه‌ی مردم ببینند تا مذاکرات چگونه انجام می‌شود؟ روی کدام موضوعات تمرکز می‌شود و چرا؟».

    رئیس جمهوری افغانستان علاوه کرد، افغان‌ها هم در خیمه و هم در سردی می‌توانند مذاکره کنند مراحل بعدی مذاکرات صلح باید در داخل افغانستان پیشبرده شود.

    ولی گروه طالبان با پیشنهاد محمد اشرف غنی مخالفت کرده و گفته است دور دوم مذاکرات صلح در دوحه قطر برگزار می‌شود.

    شایان ذکر است این گفته‌ها در شرایطی مطرح شده که اولین دور مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و طالبان در تاریخ 12 سپتامبر 2020 در دوحه قطر آغاز شد. هیأت‌های مذاکره‌کننده صلح دولت افغانستان و طالبان اخیراً در مورد طرزالعمل مذاکرات صلح توافق کردند.

  • عبدالله: مکان نباید مانع گفت و گوهای صلح شود

    عبدالله: مکان نباید مانع گفت و گوهای صلح شود

    رییس شورای عالی مصالحه ملی هرچند تأکید کرد ترجیح دولت این است که مراحل بعدی مذاکرات در داخل کشور پی‌گیری شود، اما تصمیم نهایی به توافق دو طرف در این مورد بستگی دارد.

    عبدالله عبدالله روز چهارشنبه، بیست‌وششم قوس در برنامه گشایش دبیری ملی صلح در کابل سخنرانی کرد.

    او گفت وقفه در مذاکرات صلح با توافق دو طرف صورت گرفته است و انتظار می‌رود که ادامه‌ی مذاکرات در تاریخ معین آن آغاز شود.

    پیش از این حکومت پیشنهاد کرده بود محل برگزاری مذاکرات در داخل کشور باشد. طالبان این پیشنهاد را رد کرده‌اند.

    از جانب دیگر، عبدالله گفت که هیأت مذاکره‌کننده افغانستان همه‌شمول است و آنان تعهد خود را نسبت به خواست جمعی مردم افغانستان ثابت کردند.

    رییس شورای عالی مصالحه ملی می‌گوید مردم افغانستان توقع آتش‌بس دارند و از ادامه جنگ خسته‌اند.

    عبدالله عبدالله که در برنامه گشایش دبیری ملی صلح صحبت می‌کرد، گفت در روند گفت‌وگوهای صلح در کنار حفظ دست‌آوردهای بیست سال گذشته، حقوق قربانیان جنگ نیز در نظر گرفته خواهد شد.

     دبیری ملی صلح از سوی نهادهای مدنی تأسیس شده است.

    هدف این نهاد، گردآوری و بازتاب خواست‌ها، نگرانی‌ها، پیشنهادها و مطالبات مردم در قبال صلح عنوان شده است.

  • کشورهای اروپایی روند اخراج افغانستانی های رد شده را از سر گرفته اند

    کشورهای اروپایی روند اخراج افغانستانی های رد شده را از سر گرفته اند

    آلمان، اتریش، سویدن، بلغاریا و هنگری قدم‌هایی را برای اخراج آن عده از مهاجران افغان که درخواست پناهندگی‌شان رد شده است، برداشته اند.

    یک مقام وزارت امور مهاجرین و عودت‌کنندگان افغانستان به خبرگزاری آلمان (دی پی ای) گفت صبح امروز چهارشنبه ۱۱ مهاجر افغان که از اتریش و بلغاریا اخراج شده اند، به کابل رسیدند.

    این پرواز حامل ۱۰ پناهجوی رد شده از اتریش و یک تن از بلغاریا حوالی ساعت ۱۰ صبح امروز چهارشنبه به وقت محلی در میدان هوایی بین المللی حامد کرزی در کابل نشست کرده است.

    مقام‌های افغان همچنین گفته اند که قرار بود گروهی دیگری از پناهجویان افغان نیز از سویدن در این پرواز به کابل منتقل شوند، اما به دلیل شیوع ویروس کرونا این کار صورت نگرفت.

    اما احمد خلیل اکلیل، مسئول یکی از سازمان‌های مدافع مهاجران در سویدن در فیس بوکش نوشته که فعالان از اخراج این مهاجران جلوگیری کردند.

    مقام‌ها در افغانستان گفته اند هنگری نیز می‌خواست شماری از مهاجران افغان را اخراج کند، اما دولت افغانستان اعتراض کرد، “چون این کار مخالف موافقت‌نامه میان دو کشور است.”

    قرار است آلمان نیز گروه دیگری از پناهجویان افغان را که تقاضاهای پناهندگی‌شان رد شده، پس از یک وقفه نُه ماهه به افغانستان اخراج کند. منابع دولتی گفته اند که بر اساس برنامه ریزی، طیاره حامل این افراد فردا پنجشنبه به کابل خواهد رسید.

    روند اخراج مهاجران به افغانستان همواره بحث برانگیز بوده است. فعالان حقوق مهاجران باور دارند که این کشور جنگ‌زده برای مهاجران بسیار خطرناک است. بر اساس گزارش‌ها در ماه‌های اخیر شمار زیادی از غیرنظامیان در این کشور قربانی حملات گروه طالبان و داعش شده اند.

  • حمله طالبان در ارزگان 5 کشته بر جای گذاشت

    حمله طالبان در ارزگان 5 کشته بر جای گذاشت

    مقام های محلی ارزگان تایید کردند در درگیری میان نیروهای امنیتی و گروه طالبان در ولسوالی دهراود این ولایت به نیروهای امنیتی تلفات وارد شده است.

    احمدشاه ساحل، سخن‌گوی والی ارزگان گفت در حملۀ شب گذشته طالبان بر یک پایگاه نیروهای امنیتی در ولسوالی دهراوود این ولایت، پنج پولیس بشمول یک فرمانده آنان کشته شده اند.

    ساحل افزود در این درگیری سه نفر از نیروهای امنیتی نیز زخمی شده اند.

    به گفته او نیروهای کمکی به منطقه رسیده و درگیری ها نیز متوقف شده است.

    در همین حال، شماری از رسانه‌ها به نقل از منابع‌شان از سقوط مرکز ولسوالی دهراوود به‌دست طالبان و نیز کشته شدن ۱۳ نیروی دولتی خبر داده اند.

    این منابع تاکیده کردند در این درگیری ۸ نیروی دولتی نیز زخمی شده است. در همین حال شورای ولایتی ارزگان نیز تلفات سنگین نیروهای دولتی را تایید کرده اند.

    شدت حملات نیروهای امنیتی در ولسوالی دهراود

    از سویی هم وزارت دفاع در اعلامیه ای سقوط ولسوالی دهراود به دست طالبان را رد کرده گفته است که درگیری میان امنیتی و‌ طالبان در ولسوالی صورت گرفته رفته است.

    این وزارت خاطرنشان کرده که در حملات متقابل نیروهای دفاعی و امنیتی شب گذشته تلفات سنگین به طالبان وارد شده و در این درگیری ها ۱۷ طالب بشمول معاون یک فرمانده آنان کشته و ۶ تن دیگرشان زخمی شده اند.

    وزارت دفاع تاکید کرد: «نیروهای دفاعی و امنیتی کنترول ولسوالی را در دست دارند و حملات خود را در این ولسوالی شدت خواهند بخشید.»

    این در حالی است که ولسوالی دهراوود ارزگان در ۲۳ ماه عقرب به دست طالبان سقوط کرد و در تاریخ ۱۴ قوس وزارت دفاع اعلام کرد که این ولسوالی را دوباره از کنترل طالبان خارج کرده است.

  • صالح: 400 میلیون افغانی از ثبت 18 هزار موتر بی سند به دست آمده است

    صالح: 400 میلیون افغانی از ثبت 18 هزار موتر بی سند به دست آمده است

    امرالله صالح معاون اول ریاست جمهوری می گوید یکی از دستاورد های کوچک جلسات شش ونیم ثبت ۱۸ هزار موتر بی سند و آوردن چهارصد ملیون افغانی عاید به خزانه دولت است. او گفت این روند تمدید می شود.

    امرالله صالح امروز چهارشنبه (۲۶قوس) گفت طرحی برای جمع آوری مالیه سنگین از قانون شکن ها به کابیه پیشنهاد شده و تیم جلسه شش و نیم منتظر تایید آن است.

    صالح افزود درآمدهای ناشی از این بخش برای بهبود پایتخت افغانستان مصرف می شود.

    رویدادهای امنیتی شهر کابل

    امرالله صالح در خصوص رویدادهای جنایی و تروریستی در شهرکابل می گوید «جنابت» طالب به «حدی شنیع و وحشیانه» است که گاهی جرات پذیرش مسوولیت آن را ندارند.

    او تاکید کرد طالبان هسته ها را کوچک ساخته و در عین حال کمتر اتفاق می افتد که یک گروه یا هسته با گروه دیگر در تماس باشد. به همین خاطر به گفته آقای صالح هر عملیات و بازداشت افراد تنها فعالیت یک حلقه را فلج می کند.

    صالح این تشکیلات را طبقه بندی شده و شبکه های پارچه ای خواند. او در عین حال خطاب به خانواده یما سیاوش گفت از «هیاهوی مطبوعاتی» چیزی ساخته نمی شود.

    وی گفت کار روی پرونده یما سیاوش ادامه دارد.