نویسنده: Raha News Agency

  • چالش های نشست استانبول

    چالش های نشست استانبول

    اعلام شده است نشست استانبول برای صلح افغانستان در ۲۷ حمل برابر با ۱۶ ماه اپریل در کشور ترکیه برگزار می‌شود؛ اما براساس معلوماتی که به برخی رسانه ها رسیده است، احتمال می‌رود نشست استانبول در این تاریخ برگزار نشود.

    براساس معلومات، طالبان هنوز به گونه قطع سخن از اشتراک در این نشست در این تاریخ نزده‌اند. گفته می‌شود طالبان از چندی به این‌سو رای‌زنی‌های ‌شان را درباره چگونه‌گی برخورد با مرحله دوم گفت‌وگوهای صلح آغاز کرده‌اند.

    در تازه‌ترین مورد، طالبان از میزبانان این نشست خواسته‌اند که برای آن‌ها فرصت داده شود تا درباره شرکت در نشست استانبول با رهبری‌شان گفت‌وگو و رای‌زنی کنند.

    با توجه به این‌که تا اول ماه می کم‌تر از یک ماه زمان باقی مانده است، طالبان باید درباره مهم‌ترین بند توافق‌نامه دوحه با امریکا که براساس آن نیروهای خارجی تا اول ماه می باید افغانستان را ترک کنند، تصمیم بگیرند.

    به نوشته هشت صبح، امریکایی‌ها تلاش دارند تا پیش از رسیدن زمان خروج نیروهای خارجی، نشست استانبول آغاز شود و نقشه راه صلح را ترسیم کند. به این ترتیب، امریکایی‌ها می‌توانند فشار عدم رعایت توافق‌نامه دوحه را کم کنند و در روشنی فیصله‌های نشست استانبول زیر نظارت سازمان ملل متحد درباره خروج یا ماندن یا تغییر ماهیت ماموریت نیروهای امریکایی و ناتو تصمیم بگیرند.

    اداره بایدن این خروج را در جدول زمانی تعیین شده دشوار عنوان کرده است. از سوی دیگر، بندهای توافق‌نامه دوحه به هم وابسته است. امریکایی‌ها و ناتو بار بار گفته‌اند که بدون کاهش خشونت‌ها و به سرانجام رسیدن مذاکرات صلح آن‌ها افغانستان را به گونه عجولانه ترک نخواهند کرد.

    واقعیت امر این است که مسأله خروج نیروهای خارجی، به معضل بزرگی برای طالبان و امریکایی‌ها مبدل شده است.

    منابعی به ۸صبح گفته‌اند که امریکایی‌ها تلاش دارند تا زمان خروج را تمدید کنند و در این باره نظریات‌شان را با طالبان نیز در میان گذاشته‌اند. طالبان اما شرط تمدید حضور نیروهای خارجی را رهایی ۷ هزار زندانی باقی‌مانده این گروه عنوان کرده‌اند.

    کاملاً روشن است که حکومت افغانستان زندانیان طالبان را به ساده‌گی رها نخواهد کرد و برای حکومت بایدن نیز چنین مطالبه‌ای از دولت افغانستان بسیار دشوار خواهد بود.

    به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها برای شروع نشست استانبول عجله دارند؛ اما هم حوزه جمهوریت و هم طالبان هنوز آماده‌گی کافی برای شرکت در این نشست ندارند.

    در حوزه جمهوریت دیدگاه‌های متفاوتی درباره مسأله صلح و نوعیت نظام آینده و ماهیت حکومت انتقالی صلح مطرح شده است. شورای مصالحه ملی می‌گوید که تاکنون ۳۰ طرح از آدرس احزاب سیاسی و شخصیت‌های مستقل سیاسی به این نهاد رسیده است. گفته می‌شود که شورای مصالحه ملی تلاش دارد تا از مجموع این طرح‌ها، طرح واحدی بسازد تا در نشست استانبول از آدرس حوزه جمهوریت مطرح شود.

    در میان این ۳۰ طرح، اشتراکات بیش‌تر از افتراقات است. این طرح‌ها درباره حکومت انتقالی صلح و نوعیت نظام پسا صلح وجوه مشترک دارد. طرح حکومت اما با تأکید بر انتخابات زودهنگام چالشی است که رسیدن به یک طرح واحد از آدرس جمهوریت را دشوار ساخته است. هرچند منابع در شورای مصالحه ملی می‌گویند که این شورا با حکومت درباره توحید طرح‌های گوناگون به شمول طرح حکومت در حال گفت‌وگو است؛ اما این منابع هنوز برای رسیدن به اشتراک نظر در این باره خوشبین نیستند.

    قدر مسلم این است که اگر حکومت نتواند طرحش را شامل طرح شورای عالی مصالحه ملی سازد و از آدرس طرح جمهوری اسلامی افغانستان ارایه کند، حکومت و طرحش در نشست استانبول به احتمال زیاد از جانب سایر اشتراک کننده‌گان رد خواهد شد.

    حکومت گفته است که به روز سه‌شنبه طرحش را علنی خواهد کرد. هرچند رئوس مطالب طرح سه مرحله‌ای حکومت روشن شده است؛ اما با روشن شدن جزئیات بیش‌تر آن، نقاط افتراق و اشتراک آن با سایر طرح‌ها روشن‌تر خواهد شد.

  • آیا افغانستان با طرح واحد به نشست استانبول می رود؟

    آیا افغانستان با طرح واحد به نشست استانبول می رود؟

    هم‌زمان با توحید و بررسی طرح‌های پیشنهادی احزاب از سوی شورای عالی مصالحه‌ی ملی، رییس‌جمهور غنی نیز، طرحی را به حیث نقشه‌ی راه صلح به شماری از سفارت‌خانه‌ها در کابل و شورای عالی مصالحه‌ی ملی، تحویل داده است. یک مقام ارشد حکومت افغانستان به خبرگزاری رویترز گفته است آقای غنی، نقشه‌ی راه صلح را با چند کشور خارجی به اشتراک گذاشته است.
    در گزارشی که روز یک‌شنبه (۱۵ حمل)، از سوی خبرگزاری رویترز نشر شد، آمده است رییس‌جمهور غنی تلاش می‌کند پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در افغانستان، با گروه طالبان به توافق برسد تا آتش‌بس دایمی در کشور برقرار شود.
    ارگ ریاست‌جمهوری با آن‌ که از جزییات این طرح چیزی نمی‌گوید؛ اما فاطمه مورچل -معاون سخن‌گوی ریاست‌جمهوری- در صحبت با رسانه ها، این طرح را تایید می‌کند. خانم مورچل می‌گوید در روزهای آینده، رییس‌جمهور غنی در کنفرانس خبری، جزییات این طرح را با مردم شریک خواهد کرد.
    بر بنیاد گزارش رویترز، طرح پیشنهادی آقای غنی در نشست استانبول در سه مرحله ارایه می‌شود؛ مرحله‌ی نخست آن، اجماع در مورد توافق سیاسی و دست‌یابی به یک آتش‌بس با نظارت سازمان‌های بین‌المللی است؛ در مرحله‌ی دوم، برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و تشکیل و استقرار یک «دولت صلح» و اجرای ترتیبات برای حرکت به سوی یک نظام سیاسی جدید، مطرح شده است؛ در مرحله‌ی سوم، ایجاد چارچوب قانون اساسی، استقرار مجدد پناهندگان و طرح توسعه را آقای غنی پیشنهاد خواهد کرد.
    شماری از کارشناسان سیاسی افغانستان باور دارند طرح آقای غنی، بیشتر برای زمان‌کشی بوده و عملی نیست؛ بنا بر این، از سوی جریان‌های دخیل در گفت‌وگوهای صلح افغانستان و جامعه‌ی جهانی، پذیرفته نخواهد شد.
    مصطفا علی‌زاده -کارشناس سیاسی- به روزنامه‌ی صبح کابل گفت مرحله‌های برجسته در طرح آقای غنی، خلاف خط سرخ‌های طالبان –آتش‌بس، پیش از توافق صلح و برگزاری انتخابات- است. به‌گفته‌ی او، آقای غنی، زیرکانه طرح زمان‌بر و غیرعملی را پیشنهاد می‌کند تا زمان بیشتری برای حکومت داشته باشد. «اگر طالبان آتش‌بس را در مرحله‌ی نخست می‌پذیرفت؛ گره‌های زیادی از صلح افغانستان در دوحه باز می‌شد. طالبان اگر در انتخابات اشتراک می‌کرد، ما شاهد بن‌بست‌ها در گفت‌وگوهای صلح نبودیم.»
    رییس‌جمهور غنی پیش از این، بارها تاکید کرده است تنها از طریق انتخابات و اراده‌ی مردم قدرت را به جانشین‌اش واگذار می‌کند. در روزهایی که زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی وزارت خارجه‌ی امریکا برای صلح افغانستان، با طرح ایالات متحده به افغانستان آمد، رییس‌جمهور غنی (۱۶ حوت) در برنامه‌ی گشایش سال سوم دور هفدهم تقنینی پارلمان طرح او را «خواب و خیال روی کاغذ» خواند و برای نخستین‌بار در باره‌ی برگزاری انتخابات زودهنگام سخن گفت. او تاکید کرد که انتقال قدرت از طریق انتخابات برایش یک اصل غیرقابل معامله است. «ما آماده استیم که در مورد برگزاری انتخابات آزاد، شفاف و سرتاسری تحت مدیریت جامعه‌ی جهانی بحث کنیم. در مورد تاریخ برگزاری انتخابات هم می‌توانیم صحبت کنیم و به نتیجه برسیم.»
    کارشناسان سیاسی افغانستان اما می‌گویند که با توجه به انتخابات‌های ناکام گذشته، جامعه‌ی جهانی، برای برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه، به دولت افغانستان اعتماد ندارد. اسدالله ندیم -کارشناس سیاسی- می‌گوید که در مرحله‌ی نخست، برگزاری انتخابات از لحاظ مالی امکان ندارد و دوم این‌ که؛ جامعه‌ی جهانی و ایالات متحده‌ی امریکا، پیش از برگزاری انتخابات ۹۸، به رییس‌جمهور غنی پیشنهاد کرده بودند که از انتخابات بگذرد و به حکومت مشارکتی تن بدهد؛ کاری ‌که رییس‌جمهور غنی، خلاف آن را پیش برد.

    آیا دولت افغانستان با طرح واحد به نشست استانبول خواهد رفت؟

    طرح پیشنهادی آقای غنی در حالی به شماری از کشورهای خارجی سپرده شده که شورای عالی مصالحه‌ی ملی نیز، سرگرم بررسی و توحید طرح‌های پیشنهادی احزاب سیاسی افغانستان برای نشست استانبول است.
    در اعلامیه‌ی شورای عالی مصالحه‌ ملی از نشست کمیته‌ی تهیه و توحید پیش‌نویس طرح صلح که روز یک‌شنبه (۱۵ حمل) نشر شد، آمده است؛ تا اکنون ۲۵ حزب سیاسی و اعضای کمیته‌ی رهبری شورای عالی مصالحه‌ی ملی، طرح‌های‌شان را به این کمیته فرستاده‌اند که شامل ۳۰ طرح می‎‌شود. «کمیته‌ی تهیه و توحید پیش‌نویس طرح صلح، روی جمع‌آوری و توحید نظریات و دیدگاه‌های احزاب سیاسی، اعضای کمیته‌ی رهبری شورای عالی مصالحه‌ی ملی و شهروندان کار کرده است.» به گفته‌ی این شورا، قرار است دولت افغانستان با طرح واحد در نشست استانبول اشتراک کند.
    با آن‌که آقای غنی طرح پیشنهادی‌اش را به شورای عالی مصالحه‌ی ملی فرستاده است؛ اما به باور کارشناسان سیاسی، تفاوت دیدگاه میان ارگ ریاست‌جمهوری و شورای عالی مصالحه‌ی در رابطه به صلح افغانستان، باعث شده است که ارایه‌ی طرح واحد از آدرس دولت افغانستان در نشست استانبول دشوار باشد.
    آقای علی‌زاده می‌گوید که ارگ ریاست‌جمهوری و شورای عالی مصالحه‌ی ملی، به یک‌دیگر اعتماد ندارد. «رهبران هر دو طرف منافع شخصی‌شان را در نشست استانبول جست‌وجو می‌کنند.» به ‌باور آقای علی‌زاده، طرح رییس‌جمهور غنی در برابر طرح زلمی‌خلیل‌زاد مطرح شده است؛ در حالی ‌که شمار زیادی از رهبران سیاسی و جهادی افغانستان از طرح آقای خلیل‌زاد برای ایجاد «دولت انتقالی صلح» حمایت کرده است.
    گفتنی است که پیش از این، مجیب‌الرحمن رحیمی –مشاور ارشد شورای عالی مصالحه‌ی ملی- در گفت‌وگو با روزنامه‌ی صبح کابل، گفته بود که کمیته روی توحید این دیدگاه‌ها کار می‌کند؛ زمانی که کمیته‌ی رهبری شورای عالی مصالحه، طرح نهایی را تأیید کند، این طرح به‌ عنوان طرح نهایی در نشست ترکیه ارایه می‌شود. «ما در حال توحید و شکل‌دادن طرح استیم و به زودترین فرصت نهایی خواهد شد. به اساس توافق‌ ارگ و سپیدار، کمیته‌ی رهبری شورای عالی مصالحه، در این رابطه حرف نهایی را می‌زند.»
    با این ‌همه، شمارش معکوس برای برگزاری نشست استانبول شروع شده و قرار است که این نشست تا ده روز دیگر؛ یعنی در ۲۷ حمل برگزار شود. در این نشست، طرف‌های درگیر جنگ افغانستان طرح‌های‌شان را ارایه می‌کنند که با محوریت سازمان ملل‌متحد برای نظام آینده‌ی سیاسی افغانستان تصمیم گرفته خواهد شد. با این حال اما گروه طالبان تا اکنون از طرح پیشنهادی‌شان برای این نشست چیزی نگفته است. آقای علی‌زاده می‌گوید؛ بر خلاف دولت افغانستان که بارها از خط سرخ‌اش گذشته است، طالبان تا اکنون بر خط سرخ‌شان پافشاری داشته‌ و یک وجب هم عقب‌نشینی نکرده‌اند.

  • استعفا نامه بدون تاریخ احمد ضیا سراج صحت ندارد

    استعفا نامه بدون تاریخ احمد ضیا سراج صحت ندارد

    یک منبع حکومتی که نخواست هویتش فاش شود در گفت‌وگو با رسانه ها موضوع گرفتن استعفانامه‌ی بدون تاریخ از احمدضیا سراج، رییس عمومی امنیت ملی کشور را توسط رییس‌جمهور تکذیب کرد و اضافه نمود چنین جلسه‌ای میان رییس‌جمهور و آقای سراج صورت نگرفته است.

    روزنامه اطلاعات روز در نسخه‌ی شماره ۲۱۲۵ خود یادداشتی را با عنوان «آشفتگی بروکراتیک در کابینه؛ استعفاهای اجباری و معاوضه‌ی وزارت‌ها» منتشر کرد.

    در این یادداشت به نقل از منابع آگاه حکومتی آمده بود پس از درز خبر بازداشت یک گروه ده نفری از جاسوسان چینی در کابل، رییس‌جمهور اشرف غنی از احمدضیا سراج، رییس امنیت ملی در این مورد توضیح خواسته و همچنان خواستار استعفای بدون تاریخ او شده است. در یادداشت همچنان آمده است که آقای سراج استعفای بدون تاریخ‌اش را به رییس‌جمهور تحویل داده است.

    در بخشی از این یادداشت به نقل از منابع آگاه حکومتی آمده است محمدحنیف اتمر، وزیر امور خارجه در دیدار با رییس‌جمهور غنی نسبت به دیدار حمدالله محب و فضل‌محمود فضلی با سفیران کشورهای خارجی و تلاش برای دخالت در صلاحیت‌های وزارت خارجه اعتراض کرده و گفته است نمی‌تواند این گونه دخالت‌ها را تحمل کند.

    رییس‌جمهور غنی در پاسخ به اعتراض آقای اتمر گفته است فضل‌محمود فضلی و حمدالله محب، در هماهنگی با او، در امور روابط خارجی و دیپلماتیک کشور با سفرای کشورهای خارجی فعال شده‌اند و اگر او (حنیف اتمر) نمی‌تواند خودش را با این وضعیت هماهنگ کند، می‌تواند استعفا کند.

    حنیف اتمر بلافاصله استعفانامه‌اش را می‌نویسد و به رییس‌‌جمهور تحویل می‌دهد. استعفایی که البته هنوز از طرف رییس‌‌جمهور منظور نشده است.

    در حال حاضر تلاش‌ها جریان دارد تا اختلاف سیاسی که پس از برکناری مسعود اندرابی از وزارت داخله میان ارگ و سپیدار خلق شده، با معاوضه‌ی وزارت امور خارجه و داخله تلطیف و ترمیم شود.

    عبدالله عبدالله تا کنون به مخالفت‌اش ادامه داده و تمایلی به این معاوضه و از دست‌دادن وزارت داخله ندارد.

  • اتمر و ناب از رئیس جمهور غنی مدال گرفتند

    اتمر و ناب از رئیس جمهور غنی مدال گرفتند

    در اعلامیه ای که از سوی ارگ پخش شده آمده که محمد اشرف غنی ، ظهر امروز به خاطر سهم فعال محمد حنیف اتمر وزیر امور خارجه و میرویس ناب معین سیاسی آن وزارت در برگزاری موفقانۀ نهمین کنفرانس قلب آسیا-پروسه استانبول و کنفرانس جینوا برای افغانستان، نشان دولتی غازی امیر امان الله خان و مدال دولتی غازی میرمسجدی خان را تفویض کرد.

    در مراسمی که به این مناسبت در قصر گلخانه ارگ انجام شد، ابتدا فرامین رئیس جمهور غنی در این خصوص از سوی فاطمه مورچل معاون سخنگوی رئیس جمهور، قرائت گردید.

    رئیس جمهور غنی پس از تفویض نشان دولتی غازی امیر امان الله خان به محمد حنیف اتمر و مدال دولتی غازی میرمسجدی خان میرویس ناب، برای آنان در امور محوله، آرزوی موفقیت کرد.

    در مقابل، محمد حنیف اتمر وزیر امور خارجه و میرویس ناب معین سیاسی آن وزارت از رئیس جمهور ابراز امتنان کردند و یکبار دیگر به خاطر خدمت به وطن و مردم تعهد سپردند.

    نهمین دور کنفرانس قلب آسیا به میزبانی مشترک افغانستان و تاجیکستان در دوشنبه برگزار شد. گفته شده بود که هدف از برگزاری نشست های اخیر تقویت اجماع منطقه ای و بین المللی از روند صلح افغانستان بوده است.

  • طالبان برای ایجاد وحشت به صورت هدفمند خبرنگاران را هدف می گیرد

    طالبان برای ایجاد وحشت به صورت هدفمند خبرنگاران را هدف می گیرد

    نهاد حمایت‌کننده رسانه‌های آزاد افغانستان روز (دوشنبه، ۱۶ حمل) با نشر خبرنامه‌ای به اعلامیه دیده‌بان حقوق بشر گفته است طالبان برای ایجاد ترس و وحشت خبرنگاران را به صورت عمدی هدف قرار می‌دهند.

    نی گفته است پیش از این بارها نگرانی خود در پیوند به کشتار هدف‌مند خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای را مطرح کرده بود و اعلامیه دیده‌بان حقوق بشر تأییدی بر نگرانی‌های نی و جامعه رسانه‌ای کشور است.

    نهاد حمایت‌کننده رسانه‌های آزاد افغانستان، قتل و کشتار خبرنگاران، فعالان رسانه‌ا‌ی و اعضای خانواده های‌شان را خلاف قوانین ملی و اصول بین‌المللی خوانده و تأکید کرده است که قتل و کشتار خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای به عنوان گروه‌های غیرنظامی خلاف قواعد حقوقی جنگ در کنوانسیون چهارگانه ژنو است و جنایت جنگی و ضد بشری تلقی می‌شود.

    در پایان نی از گروه‌های درگیر به خصوص طالبان خواسته است در حملات خود دست از کشتار غیرنظامیان به ویژه خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای بردارند تا نقش اطلاع‌رسانی و فعالیت آزاد خبرنگاران در افغانستان مصون باشد.

    گفتنی است که خبرنگاران در سال گذشته با موجی از حملات هدفمند مواجه بودند. براساس معلومات نهادهای حامی رسانه‌ها، سال گذشته یک سال خونین برای رسانه‌های افغانستان بوده است. طبق آمارهای این نهادها، در سال گذشته ۱۱ کارمند رسانه‌ها در حملات گوناگون به قتل رسیده‌اند.

  • مجلس طرحی برای صلح آماده می کند

    مجلس طرحی برای صلح آماده می کند

    میررحمان رحمانی، رییس مجلس نمایند‌گان کشور در برگۀ فیسبوکش نوشت نخستین اجلاس کمیتۀ صلح مجلس نمایند‌ه‌گان پیش از چاشت امروز(دوشنبه، شانزدهم حمل) در پارلمان برگزار شده است.

    آقای رحمانی، افزوده است آخرین تحولات روند صلح، نشست‌های مسکو و دوشنبه و نشست بزرگ بین‌المللی صلح استانبول در مورد افغانستان، در نخستین نشست این کمیته مورد بحث قرار گرفته است.

    به نقل از آقای رحمانی، او در این نشست، اجماع بین‌المللی و منطقه‌یی در روند صلح کشور را فرصت مناسبی برای تأمین صلح در کشور عنوان کرده است. به بیان او جنگ راه‌حل نیست و طالبان باید از خشونت دست کشیده و برای پایان جنگ روی گفت‌وگوهای صلح تمرکز کنند.

    او خاطر نشان ساخت کمیتۀ صلح مجلس نمایند‌ه‌گان کار روی تدوین طرح مجلس برای صلح کشور را نیز آغاز کرده است.

    این در حالی است که افزون بر نقشۀ راه ارگ ریاست جمهوری برای صلح، گزارش شده است که ۲۵ طرح جداگانه از آدرس احزاب و چهره‌های سیاسی کشور در روند صلح مطرح شده است.

    شورای عالی مصالحۀ ملی اما اعلام کرده است این شورا سرگرم تدوین کردن این طرح‌ها است و با طرح واحد از آدرس حوزۀ جمهوریت به نشست استانبول خواهند رفت.

  • در اعتراض به پایمال شدن حقوقشان ده ها معلول در کابل تظاهرات کردند

    در اعتراض به پایمال شدن حقوقشان ده ها معلول در کابل تظاهرات کردند

    بشیر دیره، معاون شورای معلولین و وارثین شهدای کابل، می‌گوید که برای برآوردن شدن خواسته‌های شان از چهار ماه به این سو خیمه‌ی تحصن برپا کرده بودند؛ اما مشکلات‌شان همچنان پابرجا است.

    به گفته‌ی او، بر اساس قانون حقوق و امتیازت معلولین، باید سه درصد کارمندان دولتی معلولان باشند؛ اما این قانون هنوز هم عملی نشده و از سه سال به این طرف، امتیاز و حقوق پنج‌هزار افغانی ماهانه‌ی شان را دریافت نکرده‌اند.

    این معلولان، تاکید می‌کنند که اگر به خواسته‌های شان رسیدگی نشود، به اعتراضات‌شان ادامه خواهند داد و حتا در سازمان ملل متحد نیز شکایت درج خواهند کرد.

    این در حالی است که اخیرا، کمیسیون مستقل حقوق بشر، با نشر گزارشی گفته است که در حال حاضر، ۱۳٫۹ درصد جمعیت افغانستان را که شامل ۴ میلیون ۴۷۵ هزار و ۸۰۰ نفر می‌شود، افراد دارای معلولیت تشکیل می‌دهد.

    بر اساس گزارش، این رقم در سال ۱۳۸۴ هجری خورشیدی به ۲٫۷ درصد کل جمعیت افغانستان می‌رسید؛ اما در ۱۴ سال گذشته، شمار این افراد ۱۱٫۲ درصد افزایش یافته است.

  • طراح حمله به دفتر امرالله صالح بازداشت شد

    طراح حمله به دفتر امرالله صالح بازداشت شد

     نیروهای قطعات خاص ریاست عمومی امنیت ملی با اجرای عملیاتی در ناحیه سوم شهر کابل یک عضو شبکه حقانی را بازداشت کرده‌اند. ریاست عمومی امنیت ملی می‌گوید این فرد از طراحان حمله به دفتر روند سبز متعلق به امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری  و از طراحان حملات بزرگ شبکه حقانی بوده است.

    امنیت ملی افزود فرد بازداشت شده «عبیدالله» نام دارد اما با نام‌های مستعار «فاروق، بلال و ابراهیم» در سال ۱۳۹۶ در شهر پشاور پاکستان توسط اعضای شبکه حقانی جذب و آموزش نظامی را در یکی از اردوگاه‌های این شبکه فراگرفته است.

    طبق اعلام امنیت ملی، عبیدالله پس از اتمام آموزش‌های نظامی، به شورای کویته مراجعه و آمادگی خود را برای حملات انتحاری در داخل افغانستان اعلام کرده است. امنیت ملی می‌گوید اولین هدفی که برای عبیدالله تعیین شد، اجرای حمله بر جبار قهرمان بود، اما پس از کشته شدن جبار قهرمان این هدف کنار گذاشته شد.

     به همین ترتیب، امنیت ملی توضیح داده است عبیدالله برای گرفتن دستورات به پیشاور رفته بود که از نیک‌محمد مسوول انفجارات شبکه حقانی در افغانستان دستور حمله بر دفتر روند سبز متعلق به امرالله صالح را گرفت.

    اطلاعات امنیت ملی نشان می‌دهد عبیدالله در پوشش یکی از اعضای روند سبز به این روند نفوذ کرده بود و به دستور نیک‌محمد برای چند انتحاری نیز در دیگر ولایت‌ها عضویت روند سبز را گرفتته بود و سرانجام حمله انتحاری اجرا شد. در این حمله که در ششم حوت سال ۱۳۹۸ صورت گرفت ده‌ها تن کشته و زخمی شدند.

    از جانب دیگر، امنیت ملی می‌گوید که عبیدالله در جریان طرح‌ریزی حمله بر دفتر امرالله صالح، وظیفه رصد و تثبیت زمانی و مکانی تردد کاروان موترهای خارجی را در ساحات مختلف کابل بر عهده داشت. او هم‌چنان دستور حمله بر کاروان رییس جمهور، معاونان رییس جمهور، عبدالله عبدالله، رحمت‌الله نبیل و فعالان مدنی و رسانه‌ها را گرفته بود.

    امنیت ملی می‌گوید که عبیدالله به تازه‌گی برنامه داشت تا حمله انتحاری را بر سیلی غفاری، سخنگوی حزب همبسته‌گی اجرا کند که بازداشت شد.

    نیروهای امنیت ملی محل‌ بودوباش عبیدالله را در ناحیه سوم شهر کابل تثبیت و بازداشت کرده‌اند.

  • طرح سه مرحله ای غنی برای صلح افغانستان

    طرح سه مرحله ای غنی برای صلح افغانستان

    رئیس جمهور غنی قصد دارد در آستانه کنفرانس بین‌المللی استانبول که با هدف پیشبرد مذاکرات صلح میان دولت مرکزی و نیروهای طالبان برگزار خواهد شد، از یک «نقشه راه صلح» رونمایی کند.

    تصمیم برای پیشنهاد یک «نقشه راه صلح» پس از آن گرفته شد که ایالات متحده در طرح خود که از حمایت روسیه و دیگر کشورهای درگیر در تحولات افغانستان نیز برخوردار است، موضوع تشکیل یک دولت موقت با حضور نیروهای طالبان را برای گذار از وضعیت کنونی و رسیدن به صلح پایدار در این کشور مطرح کرد.

    طرح صلح آمریکا مخالفت آقای غنی را در پی داشت؛ رئیس جمهور غنی اعلام کرد هر دولتی در افغانستان تنها باید از مسیر انتخابات و با رای مردم بر سر کار آید.

    آقای غنی در چهارچوب «نقشه راه صلح» قصد دارد طرحی سه مرحله‌ای را در جریان کنفرانس بین‌المللی استانبول به همگان معرفی کند.

    این کنفرانس در اواخر ماه جاری میلادی با حمایت سازمان ملل و حضور نمایندگان آمریکا و روسیه و دیگر بازیگران منطقه‌ای برگزار خواهد شد اما زمان دقیق آن هنوز تعیین نشده است.

    موضوع «نقشه راه صلح» درحالی مطرح است که ایالات متحده فاصله چندانی با مهلت از پیش تعیین شده برای تخلیه نیروهایش از افغانستان ندارد.

    بر اساس توافق سال گذشته نماینده دولت ترامپ و طالبان، آمریکا باید تا قبل از اول مه ۲۰۲۱ میلادی همه نیروهایش را از افغانستان خارج کند؛ اقدامی که جو بایدن عمل به آن را دشوار می‌داند.

    طرح سه مرحله‌ای اشرف غنی چیست؟

    در چهارچوب این طرح، آقای غنی پیشنهاد داده است ابتدا دو طرف به یک توافق سیاسی دست یابند و بر اساس آن اعلام آتش‌بس کنند؛ آتش‌بسی که نهادهای بین‌المللی ناظر اجرای آن باشند.

    گام دوم برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری در افغانستان است که اعضای طالبان نیز می‌توانند برای تشکیل «دولت صلح» در آن شرکت کنند.

    به باور اشرف غنی، عملی کردن «نقشه راه صلح» باعث اجرای برنامه‌های توسعه در سراسر کشور خواهد شد و به این ترتیب زمینه برای برداشتن گام سوم یعنی بازبینی در قانون اساسی افغانستان فراهم می‌شود.

    بنا بر اعلام منابع آگاه، او تا کنون «نقشه راه صلح» خود را با چند تن از دیپلمات‌های بین‌المللی در میان گذاشته است.

    تلاش برای رسیدن به راه حلی برای برقراری صلح در کشور جنگ‌زده افغانستان در حالی ادامه دارد که خشونت‌ها در افغانستان نیز رو به افزایش است و هفته گذشته دولت مرکزی مجبور شد دست‌کم در دو منطقه در ولایت قندهار با نیروهای طالبان درگیر شود.

  • کانکور 1400 در سه مرحله برگزار می گردد

    کانکور 1400 در سه مرحله برگزار می گردد

    اداره ملی امتحانات کشور روز «یک‌شنبه ۱۵ حمل» پلان احتمالی اخذ امتحانات کانکور سال ۱۴۰۰ را اعلام کرد،

    بر اساس اعلامیه‌ای که روز «یک‌شنبه ۱۵ حمل»، از سوی اداره‌ی ملی امتحانات به نشر رسیده، آمده است امتحان کانکور ۱۴۰۰ در سه دور برگزار می‌شود که دور اول آن در هشتم ثور آغاز خواهد شد.

    در دور اول که در تاریخ ۵،۶،۷ ثور بایومتریک و در تاریخ ۸،۹،۱۰ ثور است امتحان داوطبان در ولایت‌های سمنگان، سرپل، غور، نیمروز، بادغیس، فراه، نورستان، پکتیکا، دایکندی، ارزگان، هلمند، کندهار، بامیان، میدان وردک، لوگر، پکتیا، خوست، کاپیسا، پنجشیر، لغمان، کنر، پروان، ننگرهار و بغلان را در بر می‌گیرد.

    دور دوم که در تاریخ ۲۸ و ۲۹ ثور بایومتریک و در تاریخ ۳۰ و ۳۱ ثور امتحان است، ولایت‌های فاریاب، کندز، جوزجان، غزنی، بلخ، هرات، تخار و بدخشان را در بر می‌گیرد.

    دور سوم ولایت کابل را در بر دارد که تاریخ بایومتریک داوطلبان در شهر کابل ۵،۶،۷،۸،۹،۱۰ و ۱۱ جوزا و ولسوالی‌های کابل ۱۲ و ۱۳ جوزا و تاریخ امتحان، ۱۴ و ۱۵ جوزا در دو تایم پیش از چاشت و پس از چاشت، اعلام شده است.

    در این اعلامیه آمده است: «این پلان مطابق زمان معینه و رسیدن به موقع فورم‌های طی مراحل شده ثبت نام داوطلبان، مساعد بودن اوضاع امنیتی عدم مشکلات ترانسپورتی زمینی و هوایی، مساعد بودن اوضاع جوی و همچنان مشکلات تخنیکی، قابل تطبیق است.»

  • داکتر وفایی زاده: نهاد سازی در اداره هوا نوردی صورت گرفته است

    داکتر وفایی زاده: نهاد سازی در اداره هوا نوردی صورت گرفته است

    داکتر محمد قاسم وفایی زاده، رئیس عمومی اداره هوا نوردی ملکی، چند روز پیش به دلایل نامعلوم از سمت خود استعفا داد.

    رئیس جمهور غنی روز گذشته استعفای وی را پذیرفت.

    داکتر وفایی زاده طی مطلبی در فیس بوک خود در این مورد نوشت:«پایان یک دور تلاش صادقانه برای خدمت. با منظوری استعفایم از سوی جلالتمآب رئیس جمهور، رسما ماموریت من بعنوان رئیس عمومی اداره هوانوردی ملکی افغانستان پایان یافت.

    در مدت تصدی مسئولیت رهبری سکتور هوانوردی ملکی با وجود موانع، مشکلات، چالشها و محدودیت های بسیار، برای بهبود خدمات و معیاری سازی سکتور هوانوردی ملکی و مدیریت موثر میدان های هوایی و کنترل حریم فضایی کشور مجدانه تلاش نمودم و اقدامات بنیادینی را با همکارانم انجام دادم.

    میدانم پس از چهار دهه جنگ و ویرانی، حاصل کار و تلاش و اصلاحات هر چی بیشتر باشد، در برابر نابسامانی و مشکلات باقی مانده اندک می نماید و حق میدهم به انانیکه کار و تلاش من را کافی و لازم ندانند. پروژه ها و برنامه های زیادی را آغاز کردیم، بسیاری از آنها به پایه اکمال رسید و بسیار دیگر نیز یا نا تکمیل ماند یا در هر حال برنامه سازی.

    اما مطمئنم نهاد سازی صورت گرفته در این دوره خدمت، با کنار رفتن من آسیب نمی بیند و ظرفیت لازم برای ایجاد تداوم مثبت بوجود آمده است.

    رئیس عمومی اداره هوا نوردی ملکی در حالی از سمتش استعفا داد که بسیاری دلیل این استعفا را فشارهای پشت پرده از سوی ارگ می دانند. به اعتقاد کارشناسان داکتر وفایی زاده به عنوان یک فرد خبره با سوادترین و خبره ترین چهره ای بود که در حکومت غنی حضور داشت.

  • زمزمه های پایان جنگ، حملات موشکی و پهبادی یمن نتیجه می دهد

    زمزمه های پایان جنگ، حملات موشکی و پهبادی یمن نتیجه می دهد

    ارتش و کمیته‌های مردمی یمن در سالی که گذشت به شکل مستمر حملات گسترده‌ای به عمق خاک سعودی و به اشکال مختلف انجام دادند. طی یک سال اخیر جبهه‌های زمینی که در واقع سه ولایت سعودی همجوار با شمال یمن است همواره درگیر بود و مانند گذشته عملاً نیروهای مردمی انصارالله در عمق خاک ولایت هایی مانند جیزان، عسیر و جازان حضور نظامی داشته‌اند و تسلط نظامی خود را بر اراضی از پیش متصرف شده، حفظ نموده‌اند.

     از سویی این جبهه‌ها همواره به عنوان یک اهرم فشار در اختیار یمنی‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. یعنی هر زمان فشارها در عرصه‌ای خاص بر مردم یمن افزایش می‌یافت ارتش و کمیته‌های مردمی، با فعال کردن این جبهه‌ها ائتلاف سعودی را به منظور عقب‌نشینی تحت فشار قرار می‌دادند. از اهمیت حضور و فشار انصارالله در این جبهه‌ها ذکر همین نکته کافی است که حدود سه ماه قبل، گزارشی در رسانه‌ها منتشر شد که عربستان طرحی به سازمان ملل ارائه داده که بر اساس آن آماده است عملاً محاصره یمن را رفع کند ولی در ازای آن نیروهای یمنی ضمن تخلیه اراضی سعودی یک خط حائل را در جوار مرزهای عربستان به رسمیت بشناسند و امنیت آن را حفظ کنند.

    جبهه دیگری که ارتش و کمیته های مردمی یمن طی یک سال گذشته ضمن حفظ و تداوم آن بیش از گذشته آن را پویاتر فعال نگه داشتند، بحث حملات موشکی و پهپادی به عمق خاک سعودی علیه اهداف نظامی، اقتصادی و نفتی عربستان بود. یگان موشکی و پهپادی یمن طی سال گذشته ده‌ها حمله محدود و گسترده را علیه اهداف مختلف انجام دادند و به جرئت می‌توان گفت نقش بسزایی در تغییر موازنه جنگ به سود یمن داشته‌اند. در یک سال گذشته اهدافی مانند پایگاه نظامی «ملک خالد» در خمیس مشیط یا میدان هوایی ابها بارها هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفت.

    مجموعه عملیات‌های «توازن بازدارندگی» که شش مرحله از آن در سال اخیر انجام شد در همین راستا صورت گرفت. در طی این عملیات‌ها بارها تأسیسات غول نفتی آرامکو در شهرهای مختلف هدف قرار گرفت و اهداف نظامی ازجمله میدان های هوایی که از آن‌جا حملات هوایی علیه شهرهای یمن صورت می‌گرفت، مورد اصابت موشک‌ها و پهپادها قرار گرفتند. اما در آخرین مورد از این دست حملات که در راستای عملیات توازن بازدارندگی ششم انجام شد، هدف قرار گرفتن شهر ساحلی و مهم «جده» و بندر بزرگ نفتی «رأس تنوره» برای نخستین‌بار بود. انتخاب این اهداف یک پیام روشن برای سعودی‌ها داشت؛ اینکه اولاً راهبرد توازن و معادله «چشم در مقابل چشم» همچنان معتبر و پابرجاست و دوم این‌که انتخاب اهداف جدید نیز حساب‌شده و معنادار بود. چراکه شهر بندری جده یکی از مهم‌ترین قطب‌های اقتصادی و تجاری عربستان و بندر راس تنوره نیز بزرگترین بندر نفتی عربستان و محل ذخیره نفت شرکت آرامکو جهت صادرات است. دقیقاً به همین دلیل بود که فردای این عملیات قیمت نفت برای اولین بار به بالاترین میزان خود طی یک سال اخیر رسید و بالای ۷۰ دالر معامله شد.

    همچنین این عملیات پیامی هم برای دیگران داشت؛ زیرا با توجه به موقعیت و فاصله بندر رأس تنوره از یمن که حدود ۱۴۰۰ کیلومتر است، نشان داد همه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس زیر بُرد موشک‌ها و پهپادهای انصارالله است. این موضوع پیامی روشن و معنادار برای این کشورها در آغاز ورود به مرحله جدید داشت.

    در مجموع می‌توان گفت مجموعه عملیات‌های موشکی و پهپادی یمنی‌ها طی سال اخیر به معنای واقعی توازن نبرد و معادله حاکم بر جنگ یمن را به گونه‌ای تغییر داد که برای اولین بار زمزمه‌های پایان جنگ به صورت واضح‌تری شنیده می‌شود، زیرا وقتی سعودی‌ها هر از گاهی حتی پایتخت خود را آماج این حملات می‌بینند و توانمندی‌های نظامی و پدافندی غربی‌ها نیز در عمل کمکی به آن‌ها نمی‌کند، در نتیجه تصمیم می گیرند خود برای رفع مشکلات‌شان راه چاره‌ای بیابند!

    داکتر عبدالطیف نظری

  • یک سرباز دیگر به دلیل لت و کوب مردم در تورخم دستگیر شد

    یک سرباز دیگر به دلیل لت و کوب مردم در تورخم دستگیر شد

    آقای آرین امروز (دوشنبه، شانزدهم حمل) در برگۀ تویترش نوشت این سرباز پولیس از مأموران امنیت داخلی وزارت امور داخله می‌باشد. آقای آرین از این سرباز پولیس به نام «ذاکر» یاد کرد و گفت این سرباز متخلف هم‌اکنون زیر نظارت و بررسی وزارت امور داخله قرار دارد.

    سخنگوی وزارت امور داخله خاطرنشان ساخت برخورد خشن پولیس با شهروندان قابل قبول نیست و عاملان این دست رویدادها زیر پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.

    این در حالی است که به تازگی تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که نشان می‌دهد یک سرباز پولیس در بندر تورخم در ولایت ننگرهار مسافرانی را که در یک محل این بندر تجمع کرده‌اند، لت‌وکوب می‌کند.

    دو هفته پیش نیز در یک رویداد مشابهی یک افسر پولیس یک زن را در بندر تورخم لت‌وکوب کرده بود. وزارت امور داخله در واکنش به این اقدام، این افسر پولیس را برای همیشه از صفوف پولیس اخراج کرد.

  • امریکا به بهانه روسیه ظرفیت نظامی خود را در اروپا افزایش داده است

    امریکا به بهانه روسیه ظرفیت نظامی خود را در اروپا افزایش داده است

    فرماندهی اروپایی نیروهای مسلح ایالات متحده (EUCOM) فعالیت های روسیه را بهانه قرار داده و سطح جنگی نیروهای خود را به حداکثر آمادگی ارتقاء داده است.

    «پولیتیکو» در گزارشی در این مورد می نویسد اقدامات روسیه موجب شده تا فرماندهی آمریکا در اروپا سطح آماده باش خود را به بالاترین درجه برساند و به خصوص تحرک در اوکراین موجب شده تا رهبران امنیت ملی ارشد دولت بایدن با همتایان اوکراینی خود و دیگر رهبران در این منطقه تماس بگیرند. آنها متعهد شدند تا در کنار کی‌یف بمانند.

    ژنرال «گلن ونهرک» مسئول فرماندهی شمالی آمریکا (نظامیان آمریکایی در اروپا) تاکید کرد این وضعیت به دلیل بازگشت ایالات متحده و روسیه در «رقابت قدرت بزرگ»، درست مثل زمان جنگ سرد است.

    او به خبرنگاران گفت: «واضح است روسیه برای نشان دادن دوباره نفوذ و قابلیت‌های خود در عرصه جهانی تلاش می‌کند.»

    بر اساس این گزارش، وزارت دفاع آمریکا پس از آغاز دوباره درگیری میان جدایی‌طلبان شرق اوکراین و دولت کی یف از تابستان گذشته، مدعی است فعالیت روسیه را با هوشیاری دنبال می‌کند.

  • مجلس نمایندگان: ادامه کار سرپرست ها فساد را بیشتر گسترش می دهد

    مجلس نمایندگان: ادامه کار سرپرست ها فساد را بیشتر گسترش می دهد

    آقای رحمانی در جلسه‌ی عمومی امروز (دوشنبه، ۱۶ حمل) مجلس نمایندگان همچنان افزود ادامه‌ی کار سرپرست‌وزیران غیرقابل قبول و خلاف اصول حکومت‌داری است.

    رحمانی از حکومت خواست به عُرف سرپرستی خاتمه داده و به قانون احترام بگذارد. او در عین حال از حکومت خواست که نامزدوزیران تازه را برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس نمایندگان معرفی کند.

    این درحالی است که درحال حاضر وزارت‌های صحت عامه، امور داخله، امور زنان، معارف، انکشاف دهات، اطلاعات و فرهنگ و وزارت مالیه از سوی سرپرستان اداره می‌شود. افزون بر این، بانک مرکزی افغانستان و دادستانی کل نیز از سوی سرپرستان اداره می‌شود.

    از سوی هم، شماری از نمایندگان مجلس در جلسه‌ی امروز به «عزل و نصب‌های سلیقه ای و تغییر ساختار» در وزارت صحت عامه اشاره کردند و خواستار جلوگیری از اقدامات غیرقانونی در این وزارت شدند.

    رییس مجلس نمایندگان در جمع‌بندی جلسه گفت «عزل و نصب‌های سلیقه ای و تغییر ساختار» وزارت صحت خلاف قانون و ارزش‌های امور صحی است. آقای رحمانی خواستار بررسی این موضوع از سوی کمیسیون مربوطه‌ی مجلس نمایندگان شد.

  • انفجار در کابل 5 کشته و زخمی برجای گذاشت

    انفجار در کابل 5 کشته و زخمی برجای گذاشت

    فردوس فرامرز، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت کابل افزود این انفجار حوالی ساعت ۰۷:۰۰ بامداد امروز (دوشنبه، شانزدهم حمل) در روستای «سبز سنگ» از مربوطات ولسوالی قره‌باغ ولایت کابل رخ داده است.

    آقای فرامرز گفت در این رویداد یک موتر مربوط به نیروهای ارتش محلی هدف انفجار ماین کنار جاده‌یی قرار گرفته است. به گفتۀ او، یک منسوب نیروهای محلی در این انفجار جان باخته و چهار نیروی دیگری زخم برداشته‌اند.

    سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت کابل خاطرنشان ساخت یک حلقه ماین کنار جاده‌یی دیگری که در نزدیکی محل این حادثه جابه‌جا شده بود، از سوی نیروهای امنیتی خنثی شده است.

    تاکنون هیچ گروهی مسوولیت این انفجار را بر عهده نگرفته است. مسوولان نهادهای امنیتی کشور اما طالبان را عامل حمله‌هایی از این دست می‌خوانند.

  • آمادگی ها برای نشست استانبول مورد بحث قرار گرفت

    آمادگی ها برای نشست استانبول مورد بحث قرار گرفت

    در خبرنامه‌ای که روز گذشته (یکشنبه،۱۵ حمل) در صفحهٔ فیسبوک وزارت خارجهٔ کشور به نشر رسیده، آمده است آقای اتمر از تقویت اجماع منطقه‌یی و جهانی و حفظ دستاوردهای افغانستان صحبت نموده، نتایج کنفرانس اخیر وزرای قلب آسیا-پروسهٔ استانبول را در این راستا مهم و با‌اهمیت دانست.

    به نقل از این خبرنامه، دو طرف ضمن بررسی آخرین تحولات در روند صلح افغانستان، در مورد آمادگی‌ها برای برگزاری دور بعدی گفتگوهای صلح در ترکیه صحبت کردند.

    آنان در بارهٔ تاریخ و اجندای احتمالی، ترکیب هیأت‌های گفتگوکننده و برآیند این نشست تبادل نظر کردند.

    سفیر ویلسون به وزیر امور خارجه در مورد ادامهٔ تعهد و همکاری کشورش با افغانستان برای دستیابی به صلح پایدار اطمینان داد.

    این در حالی‌ست که کنفرانس صلح افغانستان به میزبانی کشور ترکیه، به تاریخ ۲۷ حمل سال جاری برگزار می‌شود.

    داکتر عبدالله عبدالله، رییس‌شورای عالی مصالحهٔ ملی، برگزاری این نشست را برای صلح افغانستان سرنوشت‌ساز عنوان کرده‌است.

    از سویی‌هم، چندی قبل نشست دیگری در پیوند به صلح اففانستان در کشور روسیه با حضور نمایندگانی از کشور‌های، آمریکا، روسیه، چین و پاکستان برگزار گردید.

    در اعلامیهٔ مشترکی که از سوی این چهار کشور به نشر رسید، آمده بود که آنان از « آمارت اسلامی» در افغانستان حمایت نمی‌کنند.

  • حکومت فدرالی چگونه حکومتی ست!

    حکومت فدرالی چگونه حکومتی ست!

    حکومت فدرالی از جمله حکومت مرکب می باشد. که حکومت مرکب از مراکز و نهاد هاي متعدد حکمروایی تشکیل یافته و نحوه ارتباط و صلاحیت هاي آنها در قانون تعیین میشود. این تعدد به گونه ای است که میتوان هر یک از اعضا را، دولت مستقل نام نهاد. حکومت مرکب در واقع دولت هاي کوچکی است که با هم دولت بزرگتري را ساخته اند. تمایل به مقاومت در مقابل خطرها و دشمنان مشترك، تمایل به رشد اقتصادي و تمایل به وحدت و همبستگی با حفظ کثرت و چندگانگی از عوامل اصلی مؤثر در تشکیل حکومت هاي مرکب بوده است.

    حکومت مرکب، در طول تاریخ، چهره ها و حالات مختلفی داشته که برخی از آنها امروزه دیگر وجود خارجی ندارد؛ اما برخی دیگر با قوت و گستردگی وجود دارد. مجموع این چهره ها را میتوان به سه حالت طبقه بندي کرد: اتحاد دولتها، کنفدراسیون و فدرالیسم. برخی از اتحاد دولت ها به نام «دولت هاي متصل» و از کنفدرالی به نام «دولت هاي متفق» و از فدرالیسم به نام «دولتهاي متحد» تعبیر کرده است.

    تعریف حکومت فدرالی:

    حکومت فدرالی اتحاد چند دولت مستقل است که از اتحاد آنها شخصیت بین المللی جدیدي بدون اینکه حکومت هاي عضو صلاحیت هاي اساسی خود را از دست بدهند، ظهور می یابد. به عبارت دیگر حکومت فدرالی عبارت است از: «اتحاد چند دولت مستقل از طریق یک قانون اساسی با حفظ استقلال نسبی داخلی و داراي شخصیت بین المللی واحد و با سپردن اختیارات وسیع به حکومت مرکزي فدرال.»

    فدرالیسم شکلی از حکومت است که نهادهاي اساسی دوگانه دارد؛ به نام حکومت فدرال و حکومت هاي محلی و صلاحیت ها مطابق به قانون بین آنها تقسیم میشود. پیوند دهنده اي قانونی اعضاي فدرال، قانون اساسی است که توسط نمایندگان منتخب مردم در «مجلس مؤسسان» به تصویب میرسد. یکی از فرق هاي اساسی فدرالیسم و کنفدراسیون نیز در همین نقطه است. چون در کنفدراسیون تنها حکومت ها بر اساس یک پیمان با هم متحد میشوند؛ اما در فدرالیسم اراده اي ملت ها است که از طریق تصویب قانون اساسی، چند دولت را در یک دولت متحد میگرداند.

    فدرالیسم را میتوان مجموعه اي از طرز تفکر ها، ارزش ها و جهان بینی هایی دانست که بیان کننده اي فلسفه اي بر اساس حفظ گوناگونی، در عین وحدت و یگانگی است. فدرالیسم نوعی آشتی و آمیزش میان گوناگونی و یگانگی در ساختاري است که بر پایهي ارزیابی و تعدیل استوار است. در چنین ساختاري، قدرت نسبی است و به وسیله اي قواي دیگر محدود میشود.

    نظام فدرالی به سیستم ایالات متحدهي امریکا برمیگردد که براي اولینبار در سال 1787م. ایجاد شد و سپس سویس در سال 1848م. و بعد نیز آلمان در سال 1871م. از آن تبعیت کردند و پس از آنها در مناطق مختلفی از جهان گسترش یافت و امروز 20 کشور فدرال بر 82/51که 2 درصد خاك دنیا حکومت میکنند و نمایندهي 58/39 درصد مردم دنیا هستند.از قبیل کشور هاي: هند، برما، اتریش، سویس، اتحاد شوروي سابق، یوگسلاویاي سابق، چکسلواکیاي سابق، آلمان، آمریکا، کانادا، مکزیک، برازیل، کلمبیا، آرجنتاین، کامرون، اوگاندا، نیجریا، تانزانیا، پاکستان، استرالیا و سودان.

    عوامل مؤثر در پیدایش فدرالیسم

    عوامل زیر موجب روآوردن دولتها به فدرالیسم شده است:

    1. 1.      احساس تجانس و همگرایی فرهنگی و اجتماعی، بدون ادغام و انضمام کامل به یکدیگر؛ بنابراین اگر دولت ها از نظر شرایط اجتماعی و سطح فرهنگی و اقتصادي زیاد با هم تفاوت داشته باشند، اتحاد فدرالی بین آنها امکان پذیر نیست.
    2. وسعت ساحهي جغرافیایی و همسایگی و مجاورت جغرافیایی: البته مجاورت شرط اصلی حقوقی نیست، ولی موفقیت تجربهي فدرالی از نگاه رشد روابط بازرگانی، اجتماعی و فرهنگی بستگی به مجاورت دارد و وسعت ساحه هم بدون شک تأثیر جدي دارد.
    3. 3.      احساس خطر مشترك: همین احساس در تشکیل نظام فدرالی آمریکا در سال 1787م. نقش اصلی را بازي کرد.
    4. 4.      تشابه نظامهاي سیاسی: به عنوان مثال بین دو نظام پادشاهی و جمهوري، اتحاد فدرالی امکان ندارد.
    5. فراهم بودن منابع مالی کافی: چون در دولت فدرالی، نهادها بسیار زیاد است و تعدد آنها به طور طبیعی نیاز به منافع کافی دارد.

    ویژگیهاي حکومت فدرالی

    سه خصوصیت زیر، حکومت فدرالی را از سایر حکومت ها متمایز می گرداند:

    1ـ وحدت در عرصه اي بین المللی: حقوق بین المللی تنها دولت فدرال را به رسمیت میشناسد و دولت فدرال است که در عرصهي بین المللی از شخصیت حقوقی برخوردار است. البته در بعضی موارد این قاعده استثناهایی داشته است، مثل اینکه اوکراین و روسیه اي سفید در زمان اتحاد جماهیر شوروي سابق در کنار کرسی شوروي، در ملل متحد کرسیهاي خود را داشتند.

    2. تعدد در عرصهي داخلی: هر دولت عضو در ساحهي داخلی، قانون اساسی و نهادهاي اجرایی و قضایی و قانونگذاري مخصوص به خود را دارد و این تنوع در روابط حقوقی آنها مشکلاتی را هم به بار میآورد؛ ولی در عین حال نشانهي استقلال آنها است. البته این تعدد در تابعیت واحد همه شهروندان تأثیر ندارد یعنی همگی، از نظر ملی اتباع دولت فدرال شناخته میشوند نه اتباع دولتهاي عضو.

    3. انعطاف در روابط بین اعضاي فدرال: روابط بین آنها باید از یکنوع توازن و تعادل برخوردار باشد تا بتواند وحدت آنها را در عین تعدد حفظ کند وگرنه باعث تجزیه ها و جنگ هاي داخلی خواهد شد.

    قانون اساسی فدرال در این مورد نقش اصلی را بر عهده دارد. زیرا از یکسو تمام صلاحیت هاي حکومت فدرال و حکومتهاي عضو در قانون اساسی مشخص میشود و از طرف دیگر قانون اساسی هیچ کشور عضو، نمیتواند برخلاف قانون اساسی فدرال تصویب شود؛ و اگر احیاناً منازعه اي اتفاق بیفتد، بر عهدهي قوهي قضاییه است که در مطابقت با قانون اساسی فدرال تصمیم بگیرد و به اختلاف پایان دهد.

    اصل دیگري که این روابط را متوازن نگه میدارد، اصل مشارکت عادلانه و مساوي اعضاي فدرال است. یعنی هیچ عضوي در هر سطح و سویه اي که باشد (از نظر جغرافیایی یا تعداد جمعیت و یا…) بر دیگري ترجیح ندارد و همه در تصمیم گيري ها مساوي هستند.

    نهادهاي حکومت فدرال

    حکومت فدرال مثل هر حکومت دیگري داراي سه قوه است؛ اما ساختار و صلاحیتهاي

    آنها متفاوت است که بهطور خلاصه یادآور میشویم:

    اولـ پارلمان فدرال: پارلمانهاي فدرال معمولاً از دو مجلس تشکیل میشود: یکی مجلس نمایندگان مردم است که بر اساس اصل وحدت و به تناسب نفوس دولتهاي عضو

    انتخاب میشوند. یعنی در تعداد آنها، دولتهاي عضو از حق مساوي برخوردار نیستند، بلکه تعداد نفوس آنها ملاك است. دیگري مجلسی است که به طور خاص از دولت هاي عضو نمایندگی میکند. به طور مثال مجلس سناي آمریکا از یکصد سناتور تشکیل شده که در واقع از هر ایالت بهطور مساوي، دو سناتور در آن عضویت دارند. این اشخاص گاهی با انتخابات مستقیم از طرف مردم هر ایالت و گاهی توسط پارلمان هاي محلی انتخاب میشوند. در آلمان فدرال، خود حکومت هاي محلی نمایندگان ایالت را برمیگزینند. در آمریکا مجلس سنا نسبت به مجلس نمایندگان از صلاحیت هاي بیشتري برخوردار است. به عنوان مثال تصدیق معاهدات بین المللی و موافقت با تعیین مأمورین عالی رتبه اي دولت، به خصوص وزرا، از صلاحیت هاي سنا است. مدت دورهي کار سنا نیز شش سال اما دورهي کار مجلس نمایندگان تنها دو سال است. البته در آلمان فدرال برعکس است؛ صلاحیت هاي مجلس نمایندگان مردم (بندستاگ) بیشتر از صلاحیت هاي مجلس نمایندگان دولتهاي عضو (بندسرات) است و تعداد اعضاي مجلس دوم، یعنی بندسرات نیز مساوي نیست، بلکه از ده ایالت عضو فدرال به تناسب جمعیت آنها انتخاب میشوند، سه نماینده از دولت هایی که جمعیت آنها از دو میلیون بیشتر نیست و چهار نماینده از دولت هایی که بین دو تا شش میلیون جمعیت دارند و پنج نماینده براي دولتهاي عضوي که بیشتر از شش میلیون جمعیت دارند.

    دومـ قوه اجراییه فدرال: قوه اجرائیه اي فدرال، نظام خاصی ندارد. در آمریکا در رأس قوهي اجراییه رئیس جمهور قرار دارد. چون نظام ریاستی است و در سیستم ریاستی، رئیس جمهور به طور مستقیم از طرف مردم انتخاب میشود که هم دولت و هم قوهي اجراییه را تمثیل میکند؛ اما در برخی دیگر از کشورهاي فدرالی مثل آلمان، کانادا و استرالیا که سیستم پارلمانی دارند، در رأس قوهي اجراییه، صدراعظم قرار دارد که در مقابل پارلمان مسؤول است؛ اما در سوییس قوهي اجراییه به صورت شورایی اداره میشود. این شورا هفت عضو دارد که همگی توسط پارلمان دو مجلسی سویس براي چهار سال انتخاب میشوند و یک نفر از آنان براي یکسال به عنوان رییس شورا برگزیده میشود. هر یک از اعضاي این شورا مسؤولیت یک یا چند وزارتخانه را نیز بر عهده دارند.

    سومـ قوه قضائیه اي فدرال: قوه قضائیه اي فدرال صلاحیت وسیعی دارد که در رأس آن کنترل و نظارت بر توزیع صلاحیتها بین دولت فدرال و دولتهاي عضو و عدم تخطی آنان از محدوده اي صلاحیت تعیین شده است. همچنین دیوان عالی قضا این وظیفه را برعهده دارد که قوانین دولت فدرال را کنترل کند تا از صلاحیت خود تجاوز نکرده و حقوق دولت هاي عضو را نقض نکند. همچنین قوانین دولتهاي عضو را نیز کنترل کند تا قانون اساسی فدرال را نقض نکنند. تمام اختلافات بین دولتهاي عضو نیز از طریق قوه اي قضائیه فدرال حل میشود. چون دولتهاي عضو، شخصیت بین المللی ندارند تا از راه هاي دیپلوماتیک به حل و فصل منازعات آنها پرداخته شود. پس باید از طریق حقوق داخلی حل شود.

    میزان صلاحیتهاي حکومت فدرال

    اولـ صلاحیت هاي بین المللی: برپا شدن دولت فدرال، در وهلهي نخست، به این معنی است که حکومتهاي عضو، تمام صلاحیتهاي بینالمللی را به حکومت مرکزي فدرال واگذار میکنند. حکومتهاي عضو، شخصیت حقوقی بینالمللی ندارند و با هیچ کشوري به طور مستقل رابطهي دیپلوماتیک برقرار کرده نمیتوانند. بنابراین تمام امور مربوط به دیپلوماسی و معاهدات و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی بر عهدهي حکومت فدرال است.

    دومـ صلاحیتهاي داخلی: تصمیمهاي اصلی مربوط به امور پولی، مالی و گمرکی نیز مربوط به حکومت فدرال است. گاهی در مورد تنظیم آزاديهاي عمومی افراد، پالیسیها و برنامه هاي ملی اقتصادي و وضع مالیات، صلاحیت بیشتر به حکومت فدرال داده میشود تا بتواند در سراسر کشور مصالح عمومی دولت فدرال و رشد متوازن را تأمین کند. در غیر این موارد، دولتهاي عضو در داخل قلمرو خود از استقلال و صلاحیت کامل، در چارچوب قانون، برخوردار هستند.

    برخی از صاحب نظران فدرالیسم را از جهت میزان تخصیص اختیارات بین حکومت هاي مرکزي و ایالتی در قالب چهار مدل تقسیم کردهاند:فدرالیسم کشورمدار: در این مدل حکومت مرکزي به عنوان منبع غالب مطرح است که چشمانداز ملی بر خط مشی عمومی دارد و بر یکپارچگی قوانین تجارتی، حراست ملی از حقوق و موقعیت افراد تأکید دارد.

    فدرالیسم ایالتمدار: این مدل غلبه ایالت را در سیستم سیاسی مطلوب میداند و استدلال میکند که به علت نزدیکتر بودن ایالتها به مردم، آنها قادرند تا خود را با مسایل و مشکلات شهروندان که ممکن است در قسمتهاي مختلف کشور، متنوع باشد، تطبیق دهند.

    فدرالیسم دوگانه: سیستمی است که هر سطح حکومت (ملی و ایالتی) قدرت برتر در حوزه هاي مسؤولیت خود است. بر طبق این مدل هیچ سطحی غالب نیست و نباید در امور دیگري مداخله کند. به عنوان نمونه ممکن است اقتدار انحصاري در زمینه هایی همچون آموزش، قانون کار و… به ایالات واگذار شود، در حالیکه امور خارجه منحصراً در انحصار حکومت ملی قرار گیرد.

    مدل هاي اتکاي متقابل: این مدل مبتنی بر تقسیم قدرت و مسؤولیت بین مشارکت کنندگان متعدد در جهت اهداف مشترك است. این مدل ها در پی همبسته کردن منابع حکومت ملی با نمایندگی ایالات هستند و قابلیت هاي مدیریتی، به عنوان وسیلهاي براي تطبیق و اجراي خط مشی هاي عمومی، در سطح حکومت زیر مجموعه است. در طول قرن بیستم ایالات متحده امریکا از سیستم وابسته تر به فدرالیسم دوگانه حرکت کرده و خود را براي ایجاد سیستم اتکاي متقابل آماده کرده است.

    روش هاي تقسیم صلاحیتها بین حکومت فدرال و حکومت هاي محلییکی از مهم ترین و دقیق ترین مسایل مربوط به دولت فدرال، تقسیم صلاحیتها بین حکومت مرکزي و حکومتهاي محلی است. معمولاً این صلاحیتها در قانون اساسی مشخص میشود؛ اما مهم این است که در قانون اساسی نیز با چه روشی باید صلاحیت ها را تقسیم کرد؟ تا کنون سه روش تجربه شده است:

    1ـ تمام اختیارات و صلاحیت هاي حکومت فدرال و حکومتهاي محلی در متن قانون اساسی به طور جداگانه و با ذکر موارد تهیه و تعیین شود.

    در قانون اساسی سویس در سال 1802م. و در قانون اساسی هند در سال 1935م. از همین روش استفاده شده بود؛ اما اجراي این روش مشکل است. زیرا پیشبینی همهي اختیارات ممکن نیست و در این صورت مواردي که پیشبینی نشده است صلاحیت کدام یک خواهدبود؟ و از طرف دیگر اوضاع اجتماعی در تغییر و تحول است و در این صورت باید در صلاحیتها نیز تغییر ایجاد شود. اخیراً کشورهاي فدرالی، به دلیل وجود این مشکلات، روش دوم یا سوم را برگزیدهاند.

    2ـ همه صلاحیتها و اختیارات در دست حکومت هاي محلی باشد، مگر آن مواردي که قانون اساسی آنها را از صلاحیت حکومت فدرال دانسته و تصریح کرده باشد. مطابق این روش هر موردي که در قانون اساسی جزو اختیارات حکومت فدرال نباشد، از صلاحیت هاي حکومتهاي محلی خواهد بود. در قانون اساسی امریکا، مطابق اصلاحیه دهم در سال 1791م.، قانون اساسی سویس در سال 1874م. ماده سوم، اتحاد شوروي سابق مطابق قانون اساسی 1936م. و یوگسلاویاي سابق طبق قانون اساسی 1963م. از همین روش دوم پیروي شده است.

    در قانون اساسی امریکا موارد زیر از اختیارات حکومت مرکزي است: بستن پیمان ها، سیاست خارجی، وضع مقررات تجارت بینالمللی و بین ایالتی، ورشکستگی، خدمات پستی، پول، اوزان و مقادیر، ثبت اختراعات و علایم، جرایم علیه کشور و در آخر ارتش و دفاع. اما ایالات آن اختیاراتی را دارند که قانون آن را صریحاً به حکومت فدرال واگذار نکرده باشد.

    مانند مقررات مربوط به استخدام کارمندان، مقررات جزایی، اداري، حقوق خصوصی، آموزش، صحت، محیط زیست و….

    3ـ روش سوم عکس روش دوم است. یعنی همهي صلاحیت ها و اختیارات در دست حکومت فدرال است، مگر آن مواردي که قانون اساسی آنها را به حکومتهاي محلی یا ایالات واگذار کرده است. مطابق این روش قانون اساسی باید اختیارات حکومتهاي محلی را فهرست کند و موارد خارج از این فهرست از اختیارات حکومت فدرال خواهد بود. قانون اساسی کانادا همین روش را اتخاذ کرده است. در قانون اساسی سال 1950م. هندوستان نیز از همین روش تبعیت شده است. در هندوستان سه فهرست از اختیارات تهیه شده: اولی مربوط به اختیارات حکومت فدرال و دومی مربوط به حکومت هاي ایالتی و سومی مربوط به اختیارات مشترك هر دو است. مواردي که در فهرست دوم و سوم ذکر نشده از صلاحیت هاي حکومت فدرال است.

    نوت: مطلب فوق با توجه به کتاب های حقوقی از قبیل: حقوق اساسی افغانستان نوشته، سرور دانش، جزوه حقوق اساسی، نوشته استاد محمد جواد اصغری و همچنان کتاب آشنایی با حقوق اساسی افغانستان، نوشته محمد اکبر عالمی تهیه شده است.
  • نشست کمیته توحید پیش نویس صلح برگزار شد

    نشست کمیته توحید پیش نویس صلح برگزار شد

    نشست کمیته‌ی تهیه و توحید پیش‌نویس طرح صلح، با ریاست محمدیونس قانونی، عضو رهبری شورای عالی مصالحه‌ی ملی برگزار شد.

    شورای عالی مصالحه‌ی ملی، روز یک‌شنبه (۱۵ حمل)، در اعلامیه‌ای گفت در این نشست، طرح پیشنهادی احزاب سیاسی، اعضای کمیته‌ی رهبری شورای عالی مصالحه‌ی ملی، نهادهای مدنی و شهروندان مورد بررسی قرار گرفت.

    بر اساس اعلامیه، تا اکنون ۲۵ حزب سیاسی و اعضای کمیته‌ی رهبری شورای عالی مصالحه‌ی ملی، طرح‌شان را برای صلح به این کمیته فرستاده‌اند که شامل ۳۰ طرح می‌شود.

    در اعلامیه آمده است کمیته‌ی تهیه و توحید پیش‌نویس طرح صلح، روی جمع‌آوری و توحید نظریات و دیدگاه‌های احزاب سیاسی، اعضای کمیته‌ی رهبری شورای عالی مصالحه‌ی ملی و شهروندان کار کرده است.

    شورای عالی مصالحه‌ی ملی گفته است که در این نشست نیز پیش‌نویس واحد دیدگاه‌های ارایه‌‌شده مورد بررسی قرار گرفت و تا توحید نظریات، نشست‌های این کمیته ادامه خواهد داشت.

    در اعلامیه آمده است قرار است دولت افغانستان با طرح واحد در نشست استانبول اشتراک کند.

    شورای عالی مصالحه‌ی ملی، گفته است که آتش‌بس و پایان کامل و دایمی جنگ، حفظ ارزش‌های حقوق‌بشری و حقوق اساسی شهروندان، مشارکت عادلانه‌ در قدرت و ساختار نظام سیاسی، از موارد درشت طرح صلح خواهد بود.

    این در حالی است که برخی از رسانه‌ها، به نقل از منابع‌شان گزارش داده‌اند که نشست استانبول، در شانزدهم اپریل برگزار خواهد شد. گفته می‌شود که این نشست، برای ۱۰ روزه بوده و در آن، در باره‌ی حکومت آینده‌ی افغانستان گفت‌وگو خواهد شد.

  • قوم برتر! دولت باید یک ملت واحد بسازد

    قوم برتر! دولت باید یک ملت واحد بسازد

    این روزها مشغول خواندن کتابی از اروین د. یالوم هستم. کتاب، روایت خیالی از زنده‌گی آلفرد روزنبرگ، یکی از نظریه‌پردازان حزب نازی است. قسمت عمده‌ای از کتاب به این موضوع می‌پردازد که چرا آلفرد روزنبرگ عمیقاً به برتری نژاد آریایی و پست بودن یهودیان باور دارد.

    هرکدام ما با نگاهی به اطراف‌مان، آلفردهای زیادی را می‌بینیم. همکار متعلق به قومی که باور دارد، سهم بیش‌تری باید می‌داشت، یا همکار متعلق به قوم دیگری که معتقد است، قبیله‌ای از یک قوم باید زمامداران اصلی افغانستان باشد و قبیله‌های دیگر متعلق به همین قوم محق و سزاوار رهبری نیستند، یا پولیسی سفید پوستی در امریکا که جان یک سیاه پوست را به آسانی می‌گیرد.

    برایم همیشه سوال بوده است که چه چیزی باعث می‌شود، این فرهنگ برتری‌طلبی و قربانی‌انگاری هر روز بیش‌تر شدت بگیرد. چرا با این‌که برابری انسان‌ها یکی از بدیهیات حقوق بشر است، هنوز انسان‌هایی هستند که باور دارند یک نژاد انسانی می‌تواند از یک نژاد دیگر برتر یا پست‌تر باشد.

    در کتاب مذکور، نویسنده به بررسی زنده‌گی شخصی آلفرد می‌پردازد و در کندوکاو دوران کودکی او به این نتیجه می‌رسد که این برتری‌طلبی نشأت گرفته از کودکی پر از رنج او است. او که در کودکی همیشه در حاشیه بوده و نادیده انگاشته شده است، در بزرگ‌سالی با برتر پنداشتن خود و نژادش سعی دارد توجه و احترام دیگران را جلب کند.

    این واقعیت در جامعه ما هم صدق می‌کند. بسیاری از افراد تحت تأثیر تربیت نادرست به درجاتی از عقده حقارت دچار می‌شوند که در بزرگ‌سالی به روش‌های مختلف سعی دارند بر این عقده غلبه کنند. عده‌ای خود و قوم‌شان را برتر می‌بینند و عده دیگر تمام شکست‌های‌شان را به دیگران نسبت می‌دهند و به این باور هستند که جایگاه حقیقی‌شان توسط عده‌ برتری‌جو از ایشان گرفته شده است.

    اما در بسیاری از موارد می‌بینیم که این پدیده (عقده حقارت) برای تعدادی از افراد صدق نمی‌کند. سوال این‌جا است که چه چیز دیگری به پدیده برتری‌طلبی قومی دامن می‌زند؟

    انسان‌های امروزی خود را هوشمندتر از انسان سده‌های پیشین می‌دانند؛ چرا که به طور گسترده‌تری به تکنولوژی و دانش دست‌رسی دارند. اما ما چقدر می‌توانیم بی‌طرفی دانش و معلوماتی را که در اختیار مان قرار می‌گیرد، تضمین کنیم؟ به طور مثال، چند نفر از ما می‌توانیم با اطمینان خاطر بگوییم که کتاب‌های درسی بی‌طرفانه طراحی شده است‌، یا خبرهایی که هر روز در رسانه‌ها انعکاس می‌یابد، بر مبنای واقعیت تهیه شده است.

    جریان‌های سیاسی هر روز در حال جهت دادن به افکار ما هستند. یک جریان از این‌که قربانی همیشه‌گی باشد، سود می‌برد و جریان دیگر از برتر بودن سود می‌برد. در حقیقت، تفکیک قومی به یکی از عوامل تعیین کننده کنش سیاسی افغانستان تبدیل شده است.

    اعتراف به این واقعیت که بخش عمده‌ای از آگاهی ما توسط افراد دیگر مدیریت می‌شود، دشوار است؛ اما اگر واقع‌بین باشیم، می‌بینیم که رسانه‌ها هر روز با ساخت غیرواقعی یا انعکاس گزینشی واقعیت، افکار ما را در  جهت منافع یک گروه یا یک جریان جهت می‌دهند. فضای مجازی با الگوهای خاص تعاملات ما را مدیریت می‌کند و ما ناخودآگاه از این الگوها پیروی می‌کنیم.

    روانشناسی جمعیت به این نکته اشاره می‌کند که عکس‌العمل یک گروه با عکس‌العمل یک فرد بسیار متفاوت است. به این معنا که گروه در مقابل یک پدیده، حادثه یا اتفاق، عکس‌العمل متفاوت از فرد نشان می‌دهد. گروپ بازخوردهای احساسی قوی‌تری دارد و براساس احساسات و عادات کار می‌کند. این واقعیت نشان می‌دهد که با دانستن عمل‌کرد ذهن جمعی می‌توان توده را بدون آگاهی‌شان کنترل کرد.

    همه ما تجربه پیوستن به بعضی هشتگ‌ها را داریم؛ اما چقدر از درستی واقعیت‌های ذکر شده در هشتگ‌ها و اهداف آن‌ها آگاه بوده‌ایم: وقتی یک فرد به یک هشتگ می‌پیوندد، هویت فردی‌اش در هویت مجموعه انتشار دهنده هشتگ ذوب می‌شود. همین امر باعث می‌شود که فرد به تحلیل عمیق و منطقی موضوع هشتگ نپردازد و براساس احساسات و شور حاکم بر فضای مجازی به انتشار هشتگ بپردازد. به همین دلیل است که ما بیش‌تر شاهد برخوردهای احساسی در فضای مجازی هستیم که البته این برخوردهای احساسی مجازی، در زنده‌گی واقعی ما هم تأثیرگذار است.

    اما برای پایان دادن به این برتری‌طلبی که شکاف عمیقی در بین ملت افغانستان ایجاد کرده است، چه باید بکنیم؟ وظیفه اصلی بر عهده دولت است. جریان حاکم باید این واقعیت را بپذیرد که یک ملت مشترک و واحد سبب رشد و شکوفایی جامعه می‌شود. پس جریان ملت‌سازی، وظیفه اصلی دولت است. این موضوع مستلزم پالیسی‌سازی و برنامه‌ریزی دقیق است. دولت باید به یکسان‌سازی فرهنگی بپردازد، مشارکت عامه را در سیاست افزایش دهد و بر مشترکاتی که سبب همبسته‌گی و اتحاد می‌شود، سرمایه‌گذاری کند.

    اما وظیفه اصلی بر دوش خود ما است. تفکیک واقعیت از شایعه و دروغ و بازبینی ایدیولوژی‌های مان، ما را از بند انقیاد دگم‌اندیشی خواهد رهاند.

    هایده فقیری

    هشت صبح