در بحبوبهی رسیدن زمان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان طبق توافقنامهی دوحه میان امریکا و طالبان، هنوز مسیر گفتوگوهای صلح افغانستان مشخص نیست. قرار بود در نشست مسکو، وضعیت گفتوگوهای صلح افغانستان تا حدی مشخص شود؛ اما نشست مسکو، به جای تسهیل، فراروی گفتوگوهای صلح افغانستان موانع جدیدی را خلق کرد.
طالبان در نشست مسکو گفتند: «ما به عنوان نمایندهی پشتونها با دیگر اقوام روی صلح افغانستان صحبت میکنیم و دولت افغانستان برای هموارشدن مسیر صلح قدرت را رها کند. در ادامهی این نشست، لوی درستیز گذشتهی طالبان با مارشال عبدالرشید دوستم بنای دعوا را گذاشت.»
از زمان سقوط حکومت طالبان تا هنوز، الگوهای ذهنی طالبان دچار دگرگونی نشده است. از برخورد طالبان با مارشال دوستم در نشست مسکو دریافت شد که این گروه به عمد از سوی بعضی قدرتهای جهانی، سیاسی نمایش داده می شود؛ با این که هنوز در همان بدویت ذهنی به سر میبرد.
از خواستههای طالبان در نشست مسکو مشخص شد، اصل دموکراسی برای طالبان مفهومی ندارد و حلال مشکلات افغانستان را همان امارتخواهی میدانند. با گذشت سالهای متمادی و تغییر شاخصههای اجتماعی افغانستان، تفاوت خاصی در خطوط سرخ طالبان نیامده است و این گروه همچنان آینده را با عینک گذشته میبیند.
البته در نشست مسکو کشورهای شرکتکننده به صورت واضح بیان داشتند که جمهوریت راه حل صلح افغانستان است و اگر طالبان خیال صلح را به سر میپرورانند، در پذیرش جمهوریت منعطف باشند؛ اما طالبان دست رد به این خواست نشست ترویکای مسکو زدند.
با آن که در نشست مسکو نتیجهی مطلوبی در جنگ و صلح افغانستان به دست نیامد؛ اما آگاهان سیاسی بر این باور استند که نشست ترکیه با نظارت مللمتحد، گفتوگوهای صلح افغانستان را به نتیجه خواهد رساند و دولت افغانستان نیز از آمادگی خود برای شرکت در این نشست خبر داد.
حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، دیروز شنبه در کنفرانس خبری –نشست مشترک امنیتی-، اعلام کرد که دولت برای نشست ترکیه آمادگی خود را میگیرد. این مقام سیاسی کشور، گفت: «بحث در بارهی آجندا، اشتراککنندگان و زمان برگزاری نشست استانبول ادامه دارد.»
روزنامه صبح کابل در مطلبی پیرامون صلح افغانستان می نویسد: در مورد گفتوگوهای صلح افغانستان آن چه قابل درنگ است، تقابل دو طرف گفتوگوهای صلح است. نه طالبان و نه دولت افغانستان تمایلی به نشستها و گفتوگوها نشان نداده اند. هر دو طرف، جنگ را حربهی اصلی برای سرکوب همدیگر میخوانند. تصور میرود که طالبان و دولت افغانستان به اجبار و فشارهای بینالمللی در این نشستها شرکت میکنند؛ در غیر آن، هیچ یک از طرفها تمایل به گفتوگو ندارند و از قراین معلوم میشود که نشست ترکیه هیچ تغییری به طرز دید دو طرف درگیر در افغانستان نخواهد آورد؛ مگر این که فشارهای بینالمللی، دو طرف گفتوگو را مجبور به از خودگذری کند.
در سایت جهاد، طالبان همواره شکست نیروهای امنیتی را بزرگنمایی میکنند و دولت افغانستان نیز حملات هوایی و زمینی را به پناهگاههای طالبان شدت بخشیده است؛ نکتهای که آشکار میکند دولت و طالبان چندان تمایلی به صلح ندارند و گفتوگوی صلح افغانستان، روندی است تحمیلی از سوی کشورهای حامی دولت افغانستان و طالبان.
در ادامهی نشست مشترک امنیتی افغانستان، حمدالله محب، مشاور شورای امنیت افغانستان، تأکید کرد که گروه طالبان هیچ تغییری نکرده و تلاش دارد تا با استفاده از زور، حکومت را به دست آورد. او گفت: «طالب تعهد به صلح ندارند و قصد دارند با وحشت ما را تسلیم بادارش بسازند.»
از ادبیات گفتاری آقای محب، معلوم میشود که ناقوس جنگ در افغانستان شدت میگیرد و حملات نیروهای ارتش در برابر طالبان افزایش خواهد یافت. طالبان نیز پیوسته در گفتوگوهای صلح، آتشبس را نپذیرفته و از آمادگیهای جنگ بهاری خبر داده اند.
وقتی تمام قراین و نشانهها را در کنار هم بگذاریم، تنها یک نتیجه به دست میآید: گفتوگوهای صلح افغانستان و نشستهای پیهم برای حل منازعات، چیزی جز ضیاع وقت نیست و آیندهی افغانستان قبل از قبل در کشورهای دیگر ترسیم شده است. آنچه به نام گفتوگو و نشست در کشورهای دیگر جریان دارد، اجرای رسمیات و به سخره گرفتن مردم است.
نویسنده: Raha News Agency
-

نشست مسکو برای صلح افغانستان موانع تازه ایجاد کرد، نشست استانبول هم احتمالا موثر نخواهد بود
-

یک مرکز اخاذی طالبان در بلخ تخریب شد
منابع امنیتی در ولایت بلخ از تخریب یک مرکز دزدی و اخاذی گروه طالبان در این ولایت خبر میدهند.
قول اردوی ۲۰۹ شاهین، امروز (شنبه،۱۴ حمل) با نشر خبرنامهای گفت شب گذشته یک مرکز مهم اخاذی طالبان در قریهٔ سبسخور ولسوالی چهاربولک بلخ توسط نیروهای دفاعی و امنیتی از بین برده شدهاست.
به نقل از این خبرنامه، این مرکز اخاذی مربوط به ذبیح الله مشهور به هلال، یکی از قوماندانان این گروه، در قریه سبسخور ولسوالی چهار بولک ولایت بلخ بودهاست.
گفته میشود جنگجویان طالب این مرکز را به منظور دزدی و غارت اموال مردم و موترداران ایجاد کرده بودند که از سوی نیروهای امنیتی در این ولایت از بین برده شد.
گروه طالبان ادعا کردهاند نیروهای امنیتی خانههای مسکونی آنان را نیز تخریب کردهاند.
اما قول اردوی ۲۰۹ شاهین این ادعای طالبان مبنی بر تخریب خانههای مسکونی آنان را کاملاً بی اساس میداند.
بلخ در شمال کشور موقعیت دارد و یکی از ولایتهای نا امن کشور بوده که گروه طالبان در ولسوالیهای مختلف آن حضور گسترده دارند.
-

سرپرست وزارت دفاع: تفاوتی میان طالب و علی پور وجود ندارد
سرپرست وزارت دفاع افغانستان امروز در نشست خبری گفت فرقی میان طالبان و فرمانده جبهه مقاومت مردمی نیست.
او افزود عملیات برای بازداشت فرمانده علی پور ادامه دارد.
وی اضافه کرد شب گذشته کندهار، بغلان، بدخشان و چندین ولایت دیگر شاهد درگیریهای شدید بود که به طالبان تلفاتی هم وارد شده است.
در همین حال، هواداران علیپور می گویند میان طالب و علیپور تفاوت از زمین تا آسمان است. طالب نزدیک به ۳۰ سال، ابتکاری ترین مدل های جنایت و کشتار و نسل کشی و انتحار و انفجار را مرتکب شده؛ اما زندانیان آن به صورت هزاران نفری آزاد می شوند، میلیون ها دالر برای صلح با آنان، هزینه می شود، جنایت های شان توجیه می شود، خشونت های شان نادیده گرفته می شود، جرایم شان تطهیر می شود و مجرمان و جنایتکاران شان تبرئه می شوند تا صلح بیاید و آتش بس پایدار مستقر شود!
طالب تاکنون چندین هلیکوپتر ارتش را سرنگون کرده، هزاران نیروی ارتش و پولیس و… را کشته، ده ها هزار غیر نظامی را به کام مرگ فرستاده و همچنان همه روزه مرتکب این جنایت ها می شود؛ اما هیچ مقامی دولتی نه تنها برای سرکوب و اننقام و «مجازات سخت» از تروریست های مزدور پاکستان وارد عمل نمی شود؛ بلکه حتی به قربانیان بی شمار جنایت های طالبان نیز اعتنایی نمی شود و اشرف غنی تاکنون حتی یکبار به سربازان کشته شده در نتیجه فرو افتادن هلیکوپترهای ارتش به وسیله طالبان، زنگ نزده و غمشریکی نکرده؛ اما درباره بهسود و علیپور این کار را کرده تا نشان دهد که اشرف غنی علیه عبدالغنی است و تا حذف کامل او از پا نخواهد نشست؛ البته تنها عبدالغنی علیپور نه عبدالغنی برادر؛ زیرا این دو تا با هم از زمین تا آسمان فرق دارند؛ همان فرقی که علیپور با طالب دارد.
-

صلح و سه راهکار استراتژیک رئیس جمهور
نشست قلب آسیا ـ روند استانبول، فرصت مغتنمی بود برای طرح دیدگاههای بنیادین دولت جمهوری اسلامی افغانستان در باب صلح؛ صلحی که بیشتر میدانی برای مداخله و اعمال نظر و تأمین منافع قدرتهای برتر بینالمللی و منطقهای شده تا نسخهای برای برونرفت افغانستان از بحران جنگ داخلی چهلساله.
اهمیت این نشست در آن بود که به مثابه پیشنشست استانبول، این امکان را فراهم آورد که آقای غنی به عنوان رییس جمهور افغانستان، مواضع خود را در خصوص روند صلح، به روشنی و منطبق با مقتضای منافع ملی و قانون اساسی کشور بیان کند و شرکتکنندگان در نشست استانبول را آماده دریافت پیام و پیشنهاد نهای خود در نشست استانبول کند.
منطقی که در بیان مواضع رییس جمهور نهفته بود، از قوت و قدرتی برخوردار بود که همه بازیگران بینالمللی و منطقهای میدان صلح را ناگزیر به زانو زدن و سپر انداختن کرد. مواضع شرکتکنندگان در آن نشست و از جمله امام علی رحمان، رییس جمهور تاجیکستان نیز که در حمایت از نظام جمهوری و مخالفت با برپایی امارت طالبانی بیان شدند، مبتنی بر تقویت هدف رییس جمهور غنی و ناشی از لابیگری نیرومند او در نشست قلب آسیا و منطق مجابکنندهای بود که در سخنرانی آقای غنی بازتاب یافت.
رییس جمهور در نشست قلب آسیا سه راهکار در برابر طالبان و قدرتهای جهانی دخیل در روند صلح و جنگ افغانستان گذاشت که عمیقاً راهبردی و مبتنی بر هوشمندی و خردورزی سیاسی در جهت مدیریت و مالکیت روند صلح بود. این سه راهکار، عبارت بودند از ۱٫ آتشبس سراسری، ۲٫ برگزاری لویه جرگه سنتی و ۳٫ انتخابات زودهنگام.
حقیقت این است که روند صلح افغانستان از همان ابتدا در چنبره امریکا و بیرون از دایره اراده و انتخاب دولت و مردم افغانستان قرار داشت. زلمی خلیلزاد، در قامت نماینده ویژه وزارت خارجه دولت دونالد ترامپ، با دور زدن نظام سیاسی افغانستان، به صورت یکجانبه و در چارچوب منافع امریکا برای یافتن راهی آبرومندانه خروج از باتلاق جنگ بیهوده با تروریزم، روند صلح را مورد تجاوز قرار داد. او با تجاوز معنوی به حریم نظام سیاسی و خواست مردم افغانستان، روندی را بنیاد نهاد که به تمام معنا متضمن زیانهای جبرانناپذیر ساختاری و محتوایی برای افغانستان و راه دراز بیست ساله پیمودهشده برای نهادینهسازی مدنیت و مردمسالاری در کشور ما بود.
با خشت اولی که آقای خلیلزاد به عنوان معمار صلح افغانستان، کج نهاد؛ اکنون کار به جایی رسیده که نشست استانبول با رویکرد تغییر ساختاری در نظام سیاسی کشور برگزار میشود و مبنای آن نیز چیزی جز طرح او برای پیریزی دولت انتقالی نیست؛ چیزی که نه مبنای عقلپسند و عقلپذیر دارد و نه با خواست و اراده آزادانه و آگاهانه مردم و نه با هزینههای سنگین و خونین پرداختهشده برای برپایی نظام مردمسالار در دو دهه گذشته، همسویی و انطباق ندارد.
بنابراین، طرح رییس جمهور در نشست قلب آسیا ـ روند استانبول، از آن جهت که روند صلح را در مسیر مدیریت و مالکیت دولت جمهوری اسلامی افغانستان و در هماهنگی با اراده جمعی مردم افغانستان قرار میدهد و همزمان منطبق با الگوهای پذیرفتهشده بینالمللی و منطق مورد ادعای جهانی، مبنی بر واگذاری حق انتخاب به دولتهای مشروع و منتخب و نیز مردم بیدار و بابصیرت انتخابگر میباشد، نشانه زیرکی و ریزبینی آقای غنی در مواقع حساس و حیاتی است.
آتشبس سراسری، نخستین شاخصه صلحطلبی دو طرف درگیری است و طرح این مسئله در سخنرانی آقای غنی در نشست قلب آسیا، هم عقلانی و هم عملیاتی است؛ زیرا اگر طالبان به راستی به صلح باورمند هستند، باید به آتشبس و قطع خشونت گردن بگذارند. از آن طرف امریکا نیز اگر به معنای واقعی، در پی استقرار صلح و ثبات در افغانستان است و تنها به یافتن راهی برای برونرفت خودش از بحران و باتلاق جنگ با تروریزم و کاهش هزینههای جنگی خود نمیاندیشد، باید طالبان را تحت فشار قرار دهد که با برقراری آتشبس فراگیر، امکان تحقق صلح و رسیدن به توافق بر سر تقسیم قدرت را فراهم سازند.
برگزاری لویهجرگه هم از مواردی است که ریشه در سنتهای تاریخی افغانستان دارد و به مثابه نوعی میکانیزم دموکراتیک بومی برای عبور از بحرانهای مشابه آنچه اکنون در کشور جریان دارد، مورد تأیید و تصدیق یکایک شهروندان افغانستان و از جمله طالبان است. این راهکار، بر این پیشفرض استوار است که حق و قدرت انتخاب از مردم افغانستان سلب نشود و نشست استانبول، جایی برای تحمیل اراده بیگانگان و بیرونیان بر مردم و نظام سیاسی افغانستان نباشد و افغانها نیز متناسب با الگوها و معیارهای مجرب تاریخی خود، فرصتی برای اظهار و اعمال نظر در مورد ساختار و سرنوشت آینده سیاسی خود در اختیار داشته باشند.
در این میان، انتخابات زودهنگام، به مثابه راهکاری آزموده و اجراشده در سراسر جهان، به عنوان سومین راهکار پیشنهادشده از سوی آقای رییس جمهور، هم برآمده از خودگذری و فداکاری خود آقای غنی برای صلح افغانستان است و هم معطوف به موازین و معیارهای مورد قبول جهانی در این گونه مواقع. آنچه مخصوصا این راهکار را خدشهناپذیر و قابل اجرا میسازد، پیششرط برگزاری آن از سوی جامعه جهانی با نظارت مستقیم سازمان ملل و سایر قدرتهای مدعی عملیاتیسازی الگوهای دموکراتیک برای مشارکت مردم در انتخاب نوع نظام سیاسی خود است. بدین ترتیب، خدشهای که بر شفافیت انتخاباتهای برگزارشده توسط دولت افغانستان وارد میشود نیز به خودی خود خنثا و منتفی شده و امکان هرگونه بهانهتراشی و تعلل را از طالبان و قدرتهای جهانی و منطقهای دخیل در روند صلح افغانستان، بازمیستاند.
این راهکار همچنین جهان و طالبان را در برابر چالشی قرار میدهد که عبور از آن برای شان ناممکن است؛ زیرا دموکراسی و انتخابات، یکی از اهرمهای نیرومند قدرتهای جهانی و از جمله امریکا برای مداخله در کشورهای دیگر و مبنای رفتار سیاسی آنان در برابر نظامهای توتالیتر غیر مردمی است و از طرف دیگر، آزمونی است برای بازشناسی باورها و رفتار سیاسی طالبان. بدین معنا که اگر طالبان همچنان مخالف مردمسالاری و حق مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود باشند و به تحمیل امارت اسلامی مورد نظر خود فکر کنند، نهتنها برای مردم افغانستان، بلکه برای همه جهان و به ویژه برای کشورهای همسایه افغانستان به مثابه یک تهدید جدی امنیتی و ایدئولوژیک شمرده میشوند و مورد قبول واقع نخواهند شد؛ چیزی که نه افکار عمومی شهروندان افغانستان حاضر به پذیرش آن است و نه دولتهای منطقه و جهان آمادگی تعامل با آن را دارد.
سید راحل موسوی
-

رئیس اداره هوا نوردی استعفا داد
محمدنعیم صالحی، سخنگوی ادارۀ هوانوردی ملکی کشور گفت محمدقاسم وفاییزاده، رییس این اداره امروز شنبه (14حمل) از سمتش استعفا کرد.
آقای صالحی افزود دلیل استعفای وی مشخص نیست.
او تاکید کرد استعفای رییس هوانوردی ملکی از سوی ریاستجمهوری منظور نگردیده است.
محمدقاسم وفاییزاده در اواخر ماه دلو 1397خورشیدی به کارش بهعنوان رییس عمومی اداره هوانوردی ملکی آغاز کرده بود.
ارگ ریاستجمهوری نیز تا کنون در این باره چیزی نگفته است.
دو روز پیش، منیره یوسفزاده، معاون وزارت دفاع نیز از سمتش استعفا کرد.
-

نباید اجازه داد افراد به خاطر منافع شخصی شان صلح را به چالش بکشند
کمیته مشترک سیاسی این احزاب امروز(شنبه ۱۴ حمل) با نشر اعلامیهای از سایر جریانهای تاثیرگذار خواست با مجموعه احزاب شامل در کمیته سیاسی، همسو شده و با همکاری یکدیگر از فرصت پیش آمده برای آوردن صلح در افغانستان تلاش کنند.
احزاب همسو شامل حزب جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری صلاحالدین ربانی، حزب اسلامی افغانستان به رهبری گلبدین حکمتیار، حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری محمد کریم خلیلی، حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان به رهبری مارشال عبدالرشید دوستم، حزب افغان ملت، حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به رهبری محمد محقق و حزب محاذ ملی اسلامی افغانستان است.
این احزاب از برگزاری نشست صلح افغانستان در ترکیه استقبال کرده و ابراز امیدواری کردند با همکاری جهانی و منطقهای و تلاشهای طرفهای سیاسی اشتراک کننده در اجلاس، راه حل مناسب، معقول، جامع و همه شمول برای ختم جنگ و منازعه بیش از چهار دهه افغانستان پیدا شود.
در این اعلامیه آمده کمیته سیاسی احزاب ضمن تفاهمهایی که درباره روند صلح کرده به عنوان تیم هماهنگ کننده، عمدهترین کارهای فنی را انجام داده و گامهای مناسبی را برای تقویت همدلی و ایجاد هماهنگی میان جریانهای سیاسی و شخصیتهای تأثیرگذار برداشته و اراده دارد تا هماهنگیها را بیشتر گسترش داده و تقویت کند..
این احزاب گفتنند در قدم بعدی در نظر دارند نشست میان این احزاب و سایر نهادها نیز برگزار شود و حتی با افراد طالبان و دولت افغانستان نیز در تماس خواهند شد.
در اعلامیه این احزاب نیز آمده آنان تأمین صلح و ایجاد ثبات پایدار در افغانستان را به نفع امنیت منطقه و جهان دانسته و از تمام کشورهای همسایه، منطقه و جهان خواسته که برای یافتن جنگ و آوردن صلح و بازسازی کشور صادقانه همکاری کنند.
غیرت بهیر، از اعضای ارشد حزب اسلامی افغانستان نیز در این نشست به نمایندگی از حزب اسلامی گفت هفت حزب سیاسی روی چندین موضوع به تفاهم رسیدهاند و اینکه بعضی از حلقات میخواهند در روند صلح مشکل ایجاد کنند واقعیت دارد و در این شرایط حساس همه افغانها باید دست به دست هم دهند که از اجلاس ترکیه همه شرکت کنندگان با دست پر برگردند.
آقای بهیر گفت هفت حزب تصمیم گرفته که به تفاهم برسند و با تفاهم مشترک به نشست ترکیه بروند و آنان تلاش دارند که با جهتهای دیگر مانند طالبان و دولت افغانستان تماس بگیرند تا دامنه این تفاهم گستردهتر شود.
او گفت تفاهم این احزاب را با دولت نیز منتفی نداسته و اگر تمام جناحها به گفته او، قبل از سفر به ترکیه به یک طرح واحد و همنظری به ترکیه بروند به نفع افغانستان است.
-

محب: غنی در انتخابات زودهنگام کاندید نمی شود
حمدالله محب مشاور امنیت ملی کشور می گوید حکومت برای برگزاری انتخابات زود هنگام حاضر است و رییسجمهور غنی در این انتخابات زود هنگام کاندید نخواهد بود.
وی گفت:« افغانها حکومت موقت نمیخواهند، مردم در مورد نظام آینده تصمیم خواهند گرفت.»
مشاور امنیت ملی افزود گفتههای زیاد وجود داشت که گویا طالبان تغیر کرده، سیاست را آموخته و دیپلوماسی بلد شدهاند اما زمانیکه هیئت مذاکره کننده با آنها نشستند، واضح شد که طالبان غیر از توهین و اقتدار طلبی دیگر چيزی برای مذاکره ندارند.
این اظهارات مشاور امنیت ملی در حالی مطرح می شود که قرار است چند روز بعد نشست استانبول با موضوع صلح افغانستان در ترکیه برگزار شود.
در نشست استانبول طرح امریکا برای صلح افغانستان بررسی می شود. براساس طرح پیشنهادی امریکا قرار است یک حکومت مشارکتی با حضور تمام احزاب سیاسی و حکومت و طالبان تشکیل شود.
حمدالله محب، مشاور امنیت ملی، میگوید بحثها در بارهی نشست استانبول جریان دارد و حکومت افغانستان نیز برای اشتراک در آن، آماده است.
آقای محب که روز شنبه (۱۴ حمل)، در یک نشست خبری صحبت میکرد، گفت: «تیم گفتوگوکنندهی دولت افغانستان در قطر، در حال مذاکره با طالبان و امریکاییها است. بحث در بارهی آجندا، اشتراککنندگان و زمان برگزاری نشست استانبول ادامه دارد.»
به گفتهی او، تا اکنون گفتوگوها در این موارد نتیجهای نداشته و تلاشها جریان دارد تا در این زمینه هر چه زودتر به توافق برسند.
آقای محب افزود: «تا هنوز نه سر آجندا، نه سر اشتراککنندگان و نه سر تاریخ نشست استانبول موافقت شده است. امیدواریم در هفتههای آینده، چیزی برای گفتن داشته باشیم. یک توافق باید صورت بگیرد که شاید کمی زمان را در بر بگیرد.»
این در حالی است که برخی از رسانهها، به نقل از منابعی گزارش دادهاند که نشست استانبول، در شانزدهم اپریل برگزار خواهد شد. گفته میشود که این نشست، ۱۰روزه بوده و در آن، در بارهی حکومت آیندهی افغانستان گفتوگو خواهد شد.
-

بهاروند: تشکیل کمیسیون مشترک سرحدی برای جلوگیری از عبور و مرور غیرقانونی موثر است
میرویس ناب معین سیاسی وزارت امور خارجۀ جمهوری اسلامی افغانستان که با هدف بررسی کار و قیرریزی سرک نقطه صفری سرحد میان افغانستان و ایران، پنج شنبه هفته گذشته به شهرک اسلام قلعه ولایت هرات سفر کرده بود، با آقای محسن بهاروند معاون امور حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجهٔ جمهوری اسلامی ایران، دیدار و ملاقات کرد.
معین سیاسی وزارت امور خارجه کشور قبل از هر چیز از سخنان وزیر امور خارجۀ جمهوری اسلامی ایران در نهمین کنفرانس وزرای خارجهٔ قلب آسیا – پروسۀ استانبول، میزبانی از مهاجرین افغان در ایران و همکاری به موقع آنکشور در مهار آتشسوزی شهرک اسلام قلعه قدردانی کرد.
آقای ناب ضمن استقبال از افتتاح خط آهن خواف – هرات که در رشد اقتصادی و همکاریهای تجارتی میان دو کشور دوست و برادر مهم است، بر تقویت وگسترش همکاریهای دوجانبه در بخشهای مختلف، تأکید کرد.
آقای بهاروند نیز با اشاره به وجود ارادۀ قوی سیاسی رهبران افغانستان و ایران برای رشد و توسعه مناسبات و یادآوری از نقش مؤثر مهاجرین و شهروندان افغان در توسعهٔ اقتصادی و رفاه ملی ایران، تقویت کمیسیون مشترک سرحدی، با هدف جلوگیری از عبور و مرور غیر قانونی از سرحدات مشترک دو کشور را مهم و ضروری دانست.
در ادامه، هردو طرف پیرامون گسترش و توسعه همکاریهای سرحدی، ایجاد سهولتهای لازم برای رفت و آمد مسافرین، استفاده از ظرفیتهای موجود در راستای رشد همکاریهای اقتصادی و تجارتی و موضوعات مرتبط دیگر، صحبت و تبادل نظر کردند.
-

بایدن تحریمهای ترامپ علیه سارنوال دیوان کیفری بینالمللی را لغو کرد
دولت جدید امریکا به رهبری جو بایدن، تحریمهایی را که دونالد ترمپ، رییس جمهور سابق امریکا علیه فاتو بنسوده، سارنوال ارشد دیوان کیفری بینالمللی وضع کرده بود، لغو کرد. فاتو بنسوده پس از آن از سوی دولت ترمپ تحریم شد که تحقیقات درباره احتمال ارتکاب جنایت جنگی از سوی نیروهای امریکایی در افغانستان را روی دست گرفت.
آنتونی بلینکن، وزیر خارجه امریکا روز جمعه، سیزدهم حمل با نشر اعلامیهای گفت محدودیت صدور ویزا برای برخی از کارکنان دیوان کیفری بینالمللی نیز لغو شده است.
وزیر امور خارجه امریکا از جانب دیگر تأکید کرده است با اقدامات دیوان کیفری بینالمللی در مورد افغانستان و فلسطین مخالف است و همین طور نسبت به تلاشهای این نهاد برای اعمال صلاحیت درباره کشورهای غیر عضو مانند امریکا و اسرائیل اعتراض دارد.
آنتونی بلینکن تحریمهای دولت ترمپ علیه دیوان کیفری بینالمللی را «اشتباه» و غیرموثر خوانده است.
در اعلامیه وزیر خارجه امریکا آمده است که نگرانیهای کشورش درباره اقدامات دیوان کیفری بینالمللی بهتر است از طریق تعامل و گفتوگو با همه ذینفعان در این پرونده حل شود تا از طریق اعمال تحریم.
قضات دیوان کیفری بینالمللی در پانزدهم حوت سال ۱۳۹۸ خورشیدی، موافقت کردند که تحقیقات در مورد ابعاد جرمی جنگ افغانستان آغاز شود.
گزارشها نشان میدهد که تاکنون صدها شکایتنامه به نمایندهگی از یک میلیون و ۷۰۰ هزار قربانی جرایم جنگی و جنایت علیه بشریت از طرف بازماندهگان جنایات رخداده در طی نزدیک به دو دهه جنگ در افغانستان به دیوان بینالمللی کیفری لاهه ارسال شده است. دیوان کیفری اولین دادگاه بینالمللی است که به مسوولیت کیفری افراد در زمان بروز جنایاتی نظیر نسلکشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی رسیدهگی میکند.
-

گفت و گو در مورد دستور کار نشست استانبول در دوحه آغاز شده است
عضو هیئت مذاکرهکننده دولت افغانستان در دوحه از آغاز گفتوگوها در باره دستور کار نشست ترکیه خبر داده است.
غلام فاروق مجروح در این باره در پیام ویدئویی به رسانهها گفت: نمایندگان کشورهای امریکا و ترکیه از جمله سازمان ملل در دوحه حضور داشته و به میزبانی قطر گفتوگوهایی را پیرامون چگونگی دستورکار نشست ترکیه با هیئتهای مذاکره کننده دو طرف آغاز کردند.
انتظار میرود نشست ترکیه در بارۀ صلح افغانستان در این ماه در شهر استانبول برگزار شود.
نمایندۀ ویژۀ ملل متحد برای افغانستان نیز به دوحه پایتخت قطر سفر کرده است.
یوناما نیز در پیامی گفته است که «دیبورا لاینز» با تیمهای مذاکراتی افغانستان و طالبان و همچنان با مقامهای ارشد ترکیه ، قطر و ایالات متحده دربارۀ راههای کاهش خشونت و تسریع روند صلح بحث خواهد کرد.
لاینز پیش از سفر به دوحه با رییس جمهور محمداشرف غنی روز پنجشنبه در ارگ دیدار کرد.
یوناما گفته که در این دیدار در بارۀ سرعت بخشیدن به تلاشهای صلح و کاهش خشونت بحث کردند.
خشونت در افغانستان پس از توافق امریکا و طالبان افزایش پیدا کرده و دولت جدید واشنگتن نیز اعلام کرده به دنبال بازبینی توافق است. -

خلیلزاد با عبدالله دیدار نمود
منابعی میگویند زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا در امور روند صلح، امروز شنبه(۱۴ حمل) به کابل آمده و با عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی کشور ملاقات کرده است.
سفر خلیلزاد به کابل در حالی صورت گرفته است که وی با شروع دور تازه سفرهایش، به ترکیه و قطر سفر کرده بود.
در دوحه، وی با هیئتهای مذاکرهکننده صلح دولت و طالبان ملاقات کرد.
تا کنون منابع رسمی سفر خلیلزاد را به کابل تأیید نکرده است. -

کودکی با سه آلت تناسلی در عراق به دنیا آمد
نوزادی در شهر دهوک کردستان عراق، با سه آلت تناسلی به دنیا آمده است.
این کودک چند ماه پیش بهدنیا آمد و پدر و مادرش در سهماهگی و پس از مشاهده تورم در کیسه بیضهها و دو برآمدگی در زیر آلت تناسلی او را به شفاخانه بردند.
داکتران پس از معاینه دریافتند که آن دو برآمدگی، دو آلت تناسلی اضافه است؛ یک آلت دو سانتی در زیر آلت اصلی و دیگری یک آلت یک سانتیمتری که در زیر کیسه بیضه قرار گرفته بود.
این نخستین مورد گزارششده ترایفلیا (سهآلته) در جهان است که در یک ژورنال معتبر پزشکی هم مستند شده است.
داکتران میگویند این کودک هیچگونه پیشینه انحراف ژنتیکی نداشته و مادرش نیز در هنگام بارداری، در معرض مواد مخدر نبوده است.
از آنجایی که دو آلت اضافه این کودک کُرد عراقی، کارایی نداشته، داکتران با عمل جراحی آنها را قطع کردند.
ژورنال بینالمللی پروندههای جراحی، گزارش این رویداد نادر را منتشر کرده است.
داکتر شاکر سلیم جبلی، یکی از دو نویسنده این گزارش نوشته است: تا جایی که اطلاع داریم، این نخستین مورد گزارش شده ترایفلیا در جهان است و هیچ مورد مشابهی تاکنون در تاریخ مشاهده و گزارش نشده است.
نخستین مورد دیفلیا (دوآلته) حدود چهار قرن پیش گزارش شد.
دیفلیا ممکن است یک بار در هر پنج یا شش میلیون تولد روی دهد.
تاکنون حدود ۱۰۰ مورد تولد نوزاد دارای دو آلت تناسلی گزارش شده که در مواردی، هر دو آلت هم کارایی داشته است.
شش سال پیش خبر تولد یک نوزاد هندی با سه آلت تناسلی منتشر شد اما این ادعا از آنجایی که در ژورنال بینالمللی مستند نشده بود، تکذیب شد.
-

درگیری چند جوان با پولیس در چهارراه دهبوری کابل/ چه کسی آغازکننده جنگ بود؟
یک نوار تصویری منتشر شده در فضای مجازی نشان می دهد روز گذشته جمعه 13 حمل چند جوان در چهارراهی دهبوری از مربوطات حوزه سوم کابل با نیروهای پلیس درگیر شده است.
وزارت داخله میگوید پنج نفر به اتهام «بیحرمتی و لتوکوب» پولیس در ساحهی دهبوری بازداشت شدهاند.
این اظهارات وزارت داخله در حالی مطرح می شود که شاهدان عینی می گویند ابتدا پلیس با زدن سیلی به صورت یکی از جوانان آتش جنگ را برافروخته است.
به گفته شاهدان عینی در قضیۀ لتوکوب پولیس در دهبوری، همهگی متوجه رفتار غیرقانونی دو جوانی شدند که پولیس را لتوکوب میکنند. اما هیچکسی متوجه برخورد غیرقانون و رفتار غیرمسلکی پولیس با آن دو جوان نشد.
یکی از شاهدان عینی که خواست نامش فاش نشود گفت:«پولیس جرقۀ جنگ را با زدن سیلی به روی یکی از آن دو جوان برافروخت.»
برخی از کاربران فیس بوکی نیز در واکنش به این رویداد نوشته اند:« پولیس حق ندارد بدون موجب بالای کسی دست بلند کند.»
آقای شایان از کاربران فیس بوک در این مورد می گوید:« واقعیت این است که در اکثر موارد، پولیس در مواجه با مردم عادی، به جای استفاده از منطق قانون، از زور و خشونت کار میگیرد. رفتار پولیس با مردم عادی اکثراً بسیار زشت و غیرمسلکی است. پولیس از یونیفورمش در بسیاری موارد سوءاستفاده میکند و به خود حق میدهد به سر و صورت مردم عادی بزند، عزت و وقارش را پامال کند، غرورش را بشکند، باجگیری کند و به کسی پاسخگو هم نباشد. »
لتوکوب شهروندان، باجگیری از آنان و پاسخگو نبودن پولیس در برابر چنین رفتارها، به یک رویۀ عادی تبدیل شده است. برخورد متقابل دو جوان در برابر پولیس در دهبوری، نشاندهندۀ خستهگی و به تنگ آمدن مردم از رفتارهای اینچنینی پولیس است. در موراد مشابه دهبوری، پولیس به خاطر رفتار غیرمسلکی و غیرقانونیاش موجب خلق تنش و درگیری میشود که پس از تنش، سرنوشت بسیاری شهروندان به زندان و یک عالم سرگردانی کشیده میشود.
وی تاکید می کند:«هدفم توجیه عملکرد آن دو جوان و تعمیم دادن موضوع به همۀ نیروهای پولیس نیست. بدون تردید، برخورد هردو طرف ناشایست و غیرقانون بود، اما از پولیس انتظار بیشتر میرود که همه میدانیم. حساب پولیسهایی که با مردم رفتار خوب و مناسب دارند، جدا است و جایشان روی دیدۀ ما.»
-

استعفای منیره یوسف زاده از وزارت دفاع
وی دو سال پیش به پیشنهاد اسدالله خالد وزیر دفاع وقت در این پست گمارده شده بود.





عکس: صفحه فیس بوک منیره یوسف زاده
-

منیره یوسفزاده، معاون وزارت دفاع ملی در امور آموزش و کارکنان استعفا داد
خانم یوسفزاده این خبر را در فیسبوک خود همگانی و علت آن را «موضوع شخصی» اعلام کرده است.
وی اما ابراز امیدواری کرده است حضور زنان در رهبری وزارت دفاع متوقف نشود.
بانو یوسفزاده دو سال قبل در این سمت گماشته شده بود.
این بانوی فعال در عرصه های مختلف می گوید:« دو سال قبل من به پیشنهاد شخص وزیر اسدالله خالد وزیر دفاع ملی کشور در این سمت گماشته شدم و در باره تحولات و جنگ ها در این مدت یادداشت هایی دارم که به مرور زمان به شکل مقاله ای نشر خواهم کرد.»
منیره اولین خانمی است که در پست بلند نظامی در کشور کار کرده و قبل از آن معاون والی کابل و سخنگوی اداره ارگانهای محلی بود.
کار کردن خانم ها در بست های بلند ادارات دولتی افغانستان کمتر دیده می شود.
خانم یوسف زاده در فیس بوک خود نوشته است:«دقیقا دو سال پیش، وقتی من و خانوادهام داغدار شهادت برادرم بودیم، جناب اسدالله خالد، وزیر محترم دفاع ملی، به اینجانب پیشنهاد همکاری، در وزارت دفاع را دادند، من با تعهدی که برای خدمتگزاری داشتم، این پیشنهاد را جسورانه پذیرفتم و در مدت کوتاهی کار خویش را با حمایت جدی شخص وزیر دفاع ملی، آغاز کردم و علیرغم چالشها، توانستم این راه پر پیچ و خم را برای خویش و سایر جوانان و زنانی که چون من، در آینده، توفیق خدمت به اردویملی را مییابند، هموارتر نمایم.»
از آنجایی که روایت آمدن و رفتن، روایت مکرر زندگی همهیمان است، میخواهم بوسیله این متن، ختم ماموریتم را به حیث معاون وزیر دفاع در امور پرسونل و تعلیمات اعلام نمایم و تشکری کنم از جلالتمآب رئیس جمهور، عالیجناب وزیر دفاع ملی، عالیمقام لویدرستیز قوای مسلح، و تمامی نظامیان قهرمان اردوی ملی، بخصوص همکار خوبم دگروال محمد حسیب ناصری، که با حمایت و همکاریشان، توفیق خدمتگزاری موفقانه را به اینجانب به حیث اولین زن در رهبری وزارت دفاع ملی دادند.
خانم یوسف زاده در بخش دیگری از متن فیس بوکی خود نوشته است:«باید یادآور شوم علت استعفای من کاملا موضوع شخصی میباشد اما امید آن دارم روند حضور زنان در سطح رهبری وزارت دفاع ملی متوقف نگردد و بعد از این شاهد حضور بیشتر زنان، در سطح رهبری ملکی و نظامی وزارت دفاع ملی باشیم. من در مدت دو سال گذشته، از هر روز کاریام، یادداشتهایی دارم که فشرده این یادداشتها را که روایتی تلخ از جنگ میباشد، به صورت مقالهای به چاپ خواهم رساند چرا که به این باورم، این روایتها، در حقیقت تجاربی هستند که باید به نسل امروز و بعد از ما، انتقال شود تا اگر صلحی آمد و یا اگر این جنگ خانمانسوز به شدت و حدّت متفاوتی ادامه یافت، قیمتش بر همگان آشکار شود و چهرهی ناپیدای جنگ، که کمتر بر کسی آشکار است، هویدا گردد.»
-

تمرین مدنیت از داخل قفس/کسی حکمتیار را نمی کشد!
اختلاف گلبدین حمکمتیار رهبر حزب اسلامی با حکومت این روزها وارد فاز تازه ای شده است و هواداران حزب اسلامی به امر رهبر خود روز گذشته برای تحت فشار گذاشتن حکومت به تمکین خواسته های این حزب به سرک های کابل آمدند و تظاهرات برپا کردند.
حزب اسلامی تاکید دارد حکومت به مفاد توافق نامه صلح با این گروه که آزادی زندانیان حزب اسلامی ست عمل نکرده است.
نکته جالب توجه در تظاهرات روز گذشته حزب اسلامی در کابل سخنرانی گلبدین حکمتیار از داخل یک قفس آهنین که به نظر می رسید ضد گلوله باشد، در جمع هوادارانش بود.
سخنرانی حکمتیار از داخل قفس آهنین با واکنش های متعددی در فضای مجازی روبرو شده است.
خداداد فقیهی از کاربران فیس بوک در این مورد نوشته است:«چه کسی حکمتیار را می خواهد ترور کند.؟»
رهبر حزب اسلامی امروز داخل قفس آهنی در راهپیمایی هوادارانش سخنرانی کرد.
گذشته از چهره ی مرموز گلبدین پیرامون تحولات کشور، او یک سیاست مدار بد شگون و ماجراجوست.
در دوران جهاد او با رقبای سیاسی خود بزن و بکش های بسیار داشت و برای کسب قدرت سر به هر دری زد و با دشمنان قسم خورده اش روی میز مذاکره نشست، اما اقبال او را یار نشد و زندگی پر مخاطره را در غار و مخفیگاه های نامعلوم گذراند تا اینکه با دولت موجود یکجا شد.
حکمتیار امروز از بد عهدی حکومت با زبان جنگ سخن گفت و مشوق هوادارانش برای نبرد شد.
اوضاع کشور و موجودیت طالبان حکمتیار را از محوریت به دور انداخته است و پیشینه اش محبوبیت او را از ذهن عامه برده است و نمی شود او را یک خطر قلمداد کرد.
حکمتیار با راه اندازی تجمعات و پناه بردن درون قفسه ای آهنین می خواهد از دولت امتیاز بیشتر گرفته و اسب بخت را در خیابان های کابل برای جلب توجه مردم بتازاند ورنه حکمتیار نه تهدید امنیتی هست و نه کسی او را که خود مروج ترور و انتحار هست می کشد.
محمد آصف اکبری از دیگر کاربران فیس بوک نیز نوشت سخنرانی حکمتیار از درون قفس یکی از شگفتی های روزگار بود. حکمتیار از درون قفس ضد گلوله مدنیت را تمرین کرد.

سالم حسنی مشاور ارشد رئیس جمهور نیز این اقدام حکمتیار را شجاعت زرهی خواند.
وی تاکید کرد:«گلبدین از داخل قفس زرهی خودساخته با هواداران کراییاش در باره صلح و رهایی صحبت کرد. گلبدین از آن چهرههای نکبتیاست که برای مردم و وطن جز ویرانی و فلاکت به ارمغان نیاوردهاند. اینها هیچ وقت با مردم افغانستان صداقت نداشته و در همه تحولات منافع شخصی و جریانی خود را در پشت شعارهای فریبنده دینی، مذهبی و مردمی پنهان کردهاند.»
ضیا موسوی از اهالی رسانه و کارشناس مسائل سیاسی هم نوشته است:«گلبدین حکمتیار یکی از سران فتنه و نفاق قومی و مذهبی در کشور، اکنون درصدد راهاندازی تظاهرات مسلحانه است و گفته که میخواهد حکومت موقت برپا کند. این یعنی که حکمتیار و امثال او یکبار دیگر برای خرابی و بربادی افغانستان کمر بستهاند و چنانچه حکومت مرکزی بیش ازین در برابر این مزدور آی اس آی پاکستان و عربستان سعودی مماشات کند، بدون شک کابل و دیگر ولایتها یکبار دیگر به میدان جنگ و خون تبدیل خواهد شد و قصابهای آدمکش دههی هفتاد با سوء استفاده از حق آزادی بیان و حق برپایی تجمعات مردمی، دوباره دست به سلاح خواهند شد و چور و چپاول خواهند کرد!»
درست است که سکاندار قدرت سیاسی و حکومتی فعلی کابل، چهار آدم فاشیست قومگرا هستند، اما اگر قرار باشد برای امروز و فردای سیاسی کشور آیندهی بدتری در انتظار باشد، همینها در مقایسه با طالب و داعش و حکمتیار، مناسبتر و بهتر ند!
داکتر امان فصیحی استاد دانشگاه و فعال ارشد سیاسی نیز نوشته است:«ای کاش در دهه هفتاد حکمتیار به جای جنگ گفتگو و فعالیت مدنی را انتخاب مینمود. حال هم حکمتیار باید قبول کند که اندیشههای بنیاد گرایانه وی توان مقاومت در برابر فرایند عقلانی شدن به عنوان یک فرآیند عام و جهان شمول، مدرنیزاسیون و جهانی شدن مشدت ندارد.»
-

انفجار در بلخ 2 زخمی برجای گذاشت
مسوولان محلی در ولایت بلخ تأیید میکنند انفجاری در شهر مزار شریف، مرکز این ولایت دستکم دو زخمی برجای گذاشته است.
عادل شاه عادل، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت بلخ گفت این انفجار حوالی ساعت ۰۸:۳۰ بامداد امروز (شنبه، چهاردهم حمل) در چهارراهی «ذبیحالله» از مربوطات شهر مزار شریف رخ داده است.
آقای عادل افزود در این رویداد یک رنجر نیروهای پولیس هدف انفجار ماین تعبیه شده قرار گرفت. به سخن او، این مواد انفجاری در گلدان جاده جاسازی شده بود.
وی تاکید کرد، در پی این انفجار یک افسر پولیس و یک فرد ملکی زخم برداشتهاند.
تاکنون هیچ گروهی مسوولیت این رویداد را بر عهده نگرفته است.
گفتنی است هفتۀ پیش نیز یک انفجار مشابهی در مربوطات ولسوالی بلخ به وقوع پیوست و دستکم شش کشته و شانزده زخمی برجای گذاشت.
مسوولان نهادهای امنیتی این رویدادها را به طالبان نسبت میدهند، اما این گروه تاکنون به گونۀ رسمی مسوولیت حملههای یاد شده را بر عهده نگرفته است.
-

40 غیرنظامی در حملات طالبان در سراسر کشور کشته و زخمی شدند
طارق آرین سخنگوی وزارت داخله گفت براثر انفجار ماین و انداخت طالبان در ولایت های لغمان، تخار، سرپل، ننگرهار و خوست شش غیرنظامی بشمول یک کودک کشته و ۲۱ تن دیگر به شمول زنان و کودکان زخمی شده اند.
آرین افزود این رویداد ها در ساحه «منجان» ولسوالی علیشنگ لغمان، در ساحه «قندهاری قشلاق» ولسوالی خواجه غار ولایت تخار، در روستای صیاد ولسوالی گوسفندی سرپل، در ساحه سبزآباد حوزه هفتم شهر جلال آباد، ولسوالی حصارک ننگرهار و در ساحه «نهار کلی» ولسوالی صبری خوست رخ داده است.
سخنگوی وزارت داخله هدف قرار دادن غیرنظامیان را خلاف معیارهای جنگی خوانده تاکید کرد طالبان با دوام کشتار مردم همیشه «جنایت» خلق کرده اند.
تلفات غیرنظامیان در هرات و هلمند
هرچند سخنگوی وزارت داخله در مورد تلفات غیرنظامیان در ولایت های هرات و هلمند چیزی نگفته اند اما مقام های محلی این دو ولایت تایید کرده اند هرات و هلمند نیز در روز جمعه گذشته شاهد تلفات غیرنظامیان بوده است.
عمر زواک، سخنگوی والی هلمند گفت حوالی ساعت ۱۰:۰۰ روز گذشته یک عراده موتر حامل غیرنظامیان در منطقه «چهارگل» در مسیر شاهراه ۶۰۱ قندهار – هلمند با ماین کنارجادهای برخورد کرده است.
زواک افزود این موتر پنج سرنشین داشته و تمامی آنان در این انفجار کشته شدهاند.
دفتر والی هرات نیز در خبرنامه ای اعلام کرد حوالی ساعت ۸:۰۰ صبح جمعه یک عراده موتر نوع فلانکوج در مربوطات ولسوالی کشک کهنهی ولایت هرات با ماین کنارجادهای برخورد کرده است.
در خبرنامه آمده است در این رویداد هفت زن زخمی شده اند.
تاکنون گروهی مسوولیت این رویداد ها را برعهده نگرفته است.
این در حالی است که همزمان با جان تازه گرفتن گفتگو های صلح خشونت ها در افغانستان افزایش یافته و این کشور در چند روز گذشته گواه انفجار و درگیری های پرتلفاتی بوده است.
-

وزیر خارجه روسیه به هند و پاکستان می رود
سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه قرار است تا دو روز دیگر به دهلینو سفر کند. پس از دیدار با مقامات هندی، وی به پاکستان میرود تا با مقامات آن کشور در رابطه به روند صلح افغانستان و روابط دوجانبه نیز تبادل نظر نماید.
لاوروف قرار است سفرهای خود را روز دوشنبه (۱۶ حمل) آغاز کند.
همکاریهای اقتصادی و مسائل ضد تروریزم از جمله موضوعات مورد بحث وزیر خارجه روسیه خوانده شده است.
سفر لاوروف به هند در حالی صورت خواهد گرفت که این کشور از دهلینو برای شرکت در کنفرانس مسکو دعوت نکرده بود. -

طالبان دنبال صلح نیستند
طالبان گروه تروریستیای هستند که با همبستری سیاسی امریکا و همپیمانهای سیاسیاش چون انگلیس، اسراییل و عربستان سعودی با پاکستان، بهعنوان فرزندان چند پدر و یک مادر در بطن کشور پاکستان پرورده و زاده میشوند. بینظیربوتو نخستوزیر پیشین پاکستان در چهارم اکتوبر ۱۹۹۶ میلادی در مصاحبهی با بیبیسی میگوید پدیدهای طالبان در سالهای جهاد افغانستان از سوی امریکا، عربستان سعودی و انگلیس طرحریزی شد و پاکستان امور مدیریتی آن را به دوش گرفته بود (محمد عالم، ۱۳۹۸، ص ۱۱۴).
این گروه تبهکار از نام، جامه، کلاه، دستار و شعارهای اسلامی برای مشروعیت خود در افغانستان استفاده ابزاری میکنند و دست به اعمال ضد انسانی و اسلامی و منافع کشور افغانستان میزنند.
گروه طالبان به هدف به ثمر رساندن خواستهای امریکا و متحدان منطقهای و فرا منطقهای خود بهویژه پاکستان به جود میآید. امریکا برای راهاندازی و تکمیل پروژهی نفتی یونیکال و هژمونی منطقهای به گونهی درازمدت در منطقه با حضور نظامی در افغانستان در بهترین منطقهی راهبردی و پاکستان برای جلوگیری از ایجاد یک حکومت مقتدر و همهشمول در افغانستان و معضل خط دیورند این پدیده بنیادگرا و تروریستی را با هماهنگی یکدیگر ایجاد میکنند.
بهطورکلی طالبها را میتوان به این گروهها تقسیم کرد:
*طالبان تکنوکرات (نیکتاییدار)؛
*طالبان پاکستانی وابسته به سازمان استخباراتی آی اس آی؛
* طالبانی که به گونه فعال مصروف انجام حملات تروریستی و دهشت افگنی هستند.
طالبان تکنوکرات یا نیکتاییدار
همان طالبانیاند که برای نخستین بار این گروه تروریستی را با هماهنگی امریکا و متحدان منطقهایاش بهویژه پاکستان پیمیافگند و همچنان مأموریت جلب، جذب و حمایت مالی طالبها به دوش آنها است، از جملهی این طالبان میتوان از حامد کرزی، زلمی خلیلزاد، علی احمد جلالی و غیره لابی گران نام برد. محمد عالم ۱۳۹۸ به نقل از خلیلزاد میگوید: «وقتی کرزی و من در واشنگتن دیدار کردیم او از رازی پرده برداشت که طالبان در نظر دارند او را به نمایندگی خود در سازمان ملل تعین کنند و از من مشورت خواست من بهطور غیرصریح گفتم؛ اگر این مقام را بگیرد ناچار از طالبان در جهان نمایندگی کنید، آیا آمادهی چنین کاری هستید؟» حامد کرزی و خلیلزاد از جمله بنیانگذارانی میباشند که در ایجاد این گروه حضور فزیکی دارند و حامد کرزی فرد درجه دوم رهبری طالبان بعد از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴ تقریباً ۱۳ سال بالای مردم افغانستان حکومت میکند.
به گفته احمد رشید روزنامهنگار پاکستانی «رابرت اوکلی سفیر پیشین امریکا در پاکستان، یونیکال را در استخدام کارشناسان کمک میکرد و به مشورت اوکلی، یونیکال بعضی از امریکاییهای افغانتبار را که خلیلزاد نیز در جمع آنها بود استخدام کرد» خلیلزاد یکی از اعضای نیکتاییدار و همچنان کارمند یونیکال، بهعنوان وایسرای امریکا همیشه از طالبان بهعنوان کمند سیاسی برای دستیابی امریکا به اهدافش در منطقه، مأموریتش را به گونهی خستگیناپذیر انجام میدهد.
طالبان پاکستانی
طالبانیاند که برای جلب و جذب و انگیزه دادن این گروه در آنسوی مرز دیورند مصروف انجام مأموریتشان هستند. رهبران پاکستانی طالبان از جمله ملا نصیرالله بابر، مولوی سمیع الحق و دهها تن دیگر که چهرههایشان تا هنوز افشا نشده است با ایجاد و تمویل مدارس دینی، از آن مکانها جهت پرورش و گسترش این گروه مصروف انجام مأموریت و پل ارتباطی مخفی میان امریکا، شیخنشینهای عربی و طالبان هستند.
طالبان افغانی یا حربی و سیاسی: این بخش از طالبان به گونهی حضوری در خط مقدم نبرد مصروف انجام اعمال ضد بشری هستند. این بخشی از طالبان نیز به چهار گروه تقسیم میشوند:
۱: گروه رهبران: این بخش از طالبان در سطح رهبری قرار دارند، برخی از این گروه در صفحات نبرد جنگ را به گونهی عملی و حضوری رهبری میکنند و برخی از ایشان اکنون در دوحه قطر مصروف چانهزنی از راه سیاسی با نمایندگان مردم افغانستان قرار دارند و هدفشان همیشه کرسی، قدرت و فروش افغانستان به بیگانگان است که بیستوپنج سال میشود برای رسیدن به قدرت و کرسی از مردم افغانستان قربانی نابهنگام میگیرند؛
۲: گروه خوشباوران دینی: این گروه از طرف علمای بنیادگرا و خوارج چنان شکار وسوسه شدند که گویا افغانستان توسط کفار اشغالشده و به مکانی تبدیل شده که در آنجا جنگیدن به پیمانه جهاد اکبر است، اینها بیخبر از اینکه همین کافران غربی تمویلکننده منابع مالیشان است و ایشان با عقیده پاک شعار جهاد را سر میدهند و مردم افغانستان را میکشند. این بخشی از طالبان به شمول بخش رهبری همانند خوارج همیشه از آدرس دین اسلام بهخاطر رسیدن به قدرت و منافع شخصی استفادهی ابزاری مینمایند.
۳: گروه ناگزیران: این بخش از طالبان مردمانیاند که از خاطر فقر و بیکاری برای تهیه نفقه فامیل ناگزیرند از دولت فاصله بگیرند به گروه طالبان بپیوندند و در بدل معاش و تمویل خرج عیال بجنگند.
۴: گروه قانونگریزان: این گروه همان افرادیاند در ساحات تحت حاکمیت دولت دست به جنایات از جمله قتل، سرقت، رهزنی و غیره جنایات و اعمال ضد بشری میزنند و برای گریز از اینکه توسط دولت دستگیر و مجازات نشوند به ساحات تحت نفوذ طالبان به گروه طالبان پناه میبرند در جمع ایشان همچنان کسانیاند که با داشتن عقدههای شخصی و دشمنی در بین جامعه برای انتقام به گروه طالبان میپیوندند و با استفاده از ابزار طالبان از دشمنشان انتقام میگیرند.
در کل گروه طالبان هیچگونه طرح و برنامهای برای حیات آیندهی افغانستان ندارند برای اینکه ایشان توسط بیگانگان پیدا شدند، توسط بیگانگان تمویل میشوند و برای برآورده کردن اهداف بیگانگان چون امریکا و دیگر همپیمانان استراتژیک و منطقهای آن در مقابل بهای اندک و مزد چندروزه به کشتن مردم افغانستان میپردازند.
این بود چهرهی اصلی طالبانی که بیستوپنج سال میشود بر پیکر کشور و مردم افغانستان آتش میافروزند و مردم بیگناه و بیچاره را به خاک و خون میکشند.
بیست سال میشود که دولت دستنشاندهی امریکا در افغانستان تلاش دارد که با طالبان صلح کند و این پروسه تا اکنون به نتیجهای نرسیده است. علت اصلی اینکه چرا پروسه صلح ناکام مانده است این است، طرفهایی که دولت افغانستان میخواهد با ایشان صلح بکند، آلت دست قدرتی بهنام امریکا و پاکستان است. اگر دولت افغانستان میخواهد با طالبان صلح کند باید اول بداند که طالبان گروهیاند با ابتکار امریکا، متحدان غربی و منطقهایاش و پاکستان به وجود آمده است. پروسه صلح دولت افغانستان با طالبان به آن نتایج که افغانها انتظار دارند و به منافع افغانستان باشد، هیچگاهی به نتیجه نه خواهد رسید و اگر صلحی صورت گیرد، به منافع و خیر مردم افغانستان نخواهد بود، یگانه طرفهایی که از این صلح سود میبرد، امریکا و متحدان راهبردی و منطقهای و فرا منطقهایاش خواهد بود. یگانه راهی که بتواند صلح به نفع افغانها صورت گیرد، در گرو از بین بردن نقش امریکا و دیگر شرکای راهبردیاش بهویژه پاکستان در قضیه افغانستان است.صبغت الله مسلمیار