نویسنده: Raha News Agency

  • فرمانده پولیس تازه قندهار کارش را آغاز کرد

    فرمانده پولیس تازه قندهار کارش را آغاز کرد

    محمدشریف سرطیب، فرمانده جدید پولیس قندهار روز شنبه، بیست‌ویکم حمل به صورت رسمی به کارش را آغاز کرد.

    در مراسم معرفی او، روح‌الله خان‌زاده والی قندهار، گل‌آغاز شیرزوی و تادین خان فرمانده پیشین پولیس قندهار حضور داشتند.

    محمدشریف سرطیب، پیش از به عنوان فرمانده قطعه چهارم لوای سوم سرحدی در قندهار کار کرده بود.

    در پانزدهم حمل، منابعی در قندهار به رسانه ها گفته بودند تادین خان، فرمانده پولیس قندهار از سمتش استعفا کرده است.

    به گفته این منابع، استعفانامه تادین خان سه ماه پیش ارایه شده بود، اما محمدمسعود اندرابی، وزیر پیشین وزارت امور داخله با آن مخالفت کرده بود.

    تادین خان ۳۸ سال دارد و در اخیر میزان ۱۳۹۷ به عنوان جایگزین جنرال عبدالرازق اچکزی، فرمانده پیشین پولیس قندهار، معرفی شد.

    عبدالرازق اچکزی در ماه میزان همین سال در پایان یک نشست امنیتی در حمله پولیسی که نفوذی گروه طالبان خوانده شد، کشته شد.

    گفتنی است که او براساس پیشنهاد بزرگان قندهار به این وظیفه گماشته شده بود.

    منابع همین طور به روزنامه ۸صبح گفته‌اند که تادین خان به عنوان عضو رهبری شورای عالی مصالحه ملی تعیین شده است.

  • وزارت خارجه امریکا: آمادگی ها برای نشست استانبول ادامه دارد

    وزارت خارجه امریکا: آمادگی ها برای نشست استانبول ادامه دارد

    وزارت امور خارجه ایالات متحده به تازگی گفته است آمادگی‌ها برای کنفرانس صلح در رابطه به افغانستان در ترکیه ادامه دارد تا به مذاکره‌کنندگان افغانستان برای دستیابی به یک حل و فصل کمک کند.
    بر بنیاد این گزارش، رییس جمهور جو بایدن در حال بررسی این تصمیم است که آیا مهلت خروج ماه می را برای خروج تمام نیروهای امریکایی از افغانستان رعایت کند یا خیر.
    دولت بایدن به دنبال افزایش فشارهای بین‌المللی بر طالبان و حکومت افغانستان است تا قبل از اول ماه می روی آتش‌بس و تامین صلح به توافق برسند.
    با این حال، هنوز روشن نیست که امریکا در مهلت ماه می از افغانستان خارج خواهد شد یا خیر، اما اخیراً گروه طالبان برای نخستین بار پایگاه امریکایی‌ها را پس از امضای توافقنامه دوحه، در میدان هوایی بین‌المللی قندهار هدف حملات موشکی قرار داده‌اند.

  • جوان بامیانی با هزینه شخصی یک هواپیما ساخته است

    جوان بامیانی با هزینه شخصی یک هواپیما ساخته است

    ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان اعلام کرد داود، پسر جوان بامیانی از هزینۀ شخصی خود یک بال هواپیما ساخته است.

    این ریاست روز (پنج‌شنبه، نوزدهم حمل) با نشر خبرنامه‌یی نوشت این جوان بامیانی پس از چندین ماه تلاش به ساختن این هواپیما موفق شده است.

    در خبرنامۀ ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بامیان آمده مراحل ساخت و مونتاژ این هواپیما تکمیل شده و اکنون آمادۀ پرواز است. بر اساس خبرنامۀ این نهاد، بیشتر پرزه‌های این هواپیما از المونیم ساخته شده است.

    بنابر معلومات مسوولان محلی در بامیان، این هواپیمای کوچک قادر است در ارتفاع ۱۰۰ متر بیش از ۳۰۰ کیلومتر فاصله را در هر پرواز طی کند.

    ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بامیان خاطرنشان می‌سازد که مسوولان محلی به شمول والی بامیان از این هواپیما دیدن کرده و وعده سپرده‌اند که پس از بررسی تخنیکی، زمینۀ پرواز آن را فراهم خواهند ساخت.

    این نخستین باری نیست که باشنده‌گان بامیان دست به اختراع می‌زنند. پیش از این یک نوجوان در مرکز این ولایت با استفاده از آهن‌پاره‌ها موشک ساخته بود. به دلیل بی‌توجهی دولت و نهادهای مربوطه اما جوانان دیگری تشویق نمی‌شوند که به همچو ابتکارها و نوآوری‌ها روی بیاورند.

  • هواپیمای رئیس مجلس پاکستان بدون فرود از کابل بازگشت

    هواپیمای رئیس مجلس پاکستان بدون فرود از کابل بازگشت

    محمد صادق خان، نمایندۀ ویژۀ پاکستان در امور افغانستان می‌گوید هواپیمای حامل اسد قیصر، رییس مجلس نمایندگان پاکستان لحظات پیش از فرود از میدان هوایی کابل بازگشت کرده است.

    آقای صادق خان روز (پنج‌شنبه، نوزدهم حمل) در برگۀ تویترش نوشت این هواپیما به دلیل بروز یک تهدید امنیتی در میدان هوایی کابل به پاکستان برگشته است.

    به نوشتۀ آقای صادق خان، هواپیمای حامل هیأت پارلمانی پاکستان که پیش از چاشت روز گذشته به سمت کابل پرواز کرده بود هنگام فرود خبر مسدود بودن میدان هوایی را از برج مراقبت میدان هوایی حامد کرزی دریافت کرده است.

    نمایندۀ ویژۀ پاکستان در امور افغانستان خاطرنشان می‌سازد که به این ترتیب برنامۀ سفر رییس مجلس نماینده‌گان پاکستان به کابل به تعویق افتاده و این سفر با تفاهم دو طرف در یک زمان دیگری صورت خواهد گرفت.

    در همین حال، محمد نعیم صالحی، سخنگوی ادارۀ هوانوردی ملکی به خبرنگاران می‌گوید که پروازها در میدان هوایی بین‌المللی حامد کرزی در کابل به دلیل بروز یک مشکل تخنیکی حدود نیم ساعت متوقف شده بود.

    او اما در مورد این مشکل تخنیکی جزییات نمی‌دهد. به بیان او، پروازهای داخلی و خارجی پس از نیم ساعت تعطیلی در این میدان هوایی از سر گرفته شده است.

    این در حالی است که اسد قیصر، رییس مجلس نماینده‌گان پاکستان در رأس یک هیأت شانزده نفری پیش از چاشت امروز عازم کابل شده بود. قرار بود آقای قیصر با رهبری حکومت، شورای عالی مصالحۀ ملی و رییسان مجلس نماینده‌گان و سنای کشور دیدار کند. هدف این سفر نزدیک ساختن روابط میان کابل و اسلام‌آباد خوانده شده است.

  • ترکیه چه نقشی می تواند در روند صلح افغانستان بازی کند

    ترکیه چه نقشی می تواند در روند صلح افغانستان بازی کند

    از زمانی که ترکیه در سال ۱۹۵۲ به سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) پیوست، روابطش با ایالات متحده ماهیت استراتژیک داشته است. حملات ۹/۱۱ سپتمبر القاعده علیه ایالات متحده همکاری‌های آن‌ها را در امر مبارزه با تروریزم در همه اشکال و مظاهر آن تقویت کرد و افغانستان تئاتر دیگری بود که این دو در آن رفیق بودند. آن‌‌ها در تمام عملیات‌ها و ماموریت‌ها در افغانستان کنار هم کار کردند و در سال‌های آینده نیز همین‌طور خواهد بود. بنابر این، این امر تصادفی نیست که دولت بایدن از ترکیه بخواهد از اجلاس سران در باره افغانستان ماه آینده میزبانی کند.
    در افغانستان، ترکیه و ایالات متحده از همان ابتدا سربازان خود را در معرض خطر قرار دادند. در هر مرحله حساس، آن‌ها همکاری خود را برای دستیابی به صلح پایدار تقویت کردند. ترکیه دوبار نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت (آیساف) را رهبری کرد و تا ختم ماموریت از آن پشتیبانی کرد. این کشور همچنین به عنوان بخشی از ماموریت حمایت قاطع مسئولت فرماندهی کابل و عملیات‌های میدان هوایی بین‌المللی کابل را به عهده گرفت.
    به تاریخ ۷ مارچ، انتونی بلینکن وزیر خارجه ایالات متحده نامه‌ای به رییس جمهور اشرف غنی فرستاد و بر نیاز فوری دستیابی به صلح در افغانستان پافشاری کرد. او واضح ساخت که پالیسی دولت بایدن هنوز زیر بررسی است، اما حل و فصل صلح‌آمیز جنگ همچنان اولویت است. این نامه به غنی در مورد کنفرانس تحت نظارت سازمان ملل متحد در ترکیه اطلاع داد که در آن ذینفعان بین‌المللی و منطقه‌ای تلاش خواهند کرد به توافق روی آتش‌بس فوری دست یابند. ضمیمه این نامه، نقشه راه تقسیم قدرت، به ویژه «دولت صلح» بود. دولت ترکیه متعاقباً اعلان کرد که این کنفرانس در ماه اپریل برگزار خواهد شد.
    به تاریخ ۱۸ مارچ، آنتونیو گوترش سرمنشی سازمان ملل متحد جین آرنولت دیپلمات پیشکسوت فرانسوی را به عنوان نماینده ویژه خود در امور افغانستان و منطقه منصوب کرد. در همان روز، کنفرانس صلح افغانستان به میزبانی «ترویکا»ی گسترده با حضور نمایندگان دو طرف درگیر، ترکیه، قطر و کشورهای نظارت‌کننده در مسکو برگزار شد.
    به دنبال تحرکات اخیر، ترتیب تقسیم قدرت ممکن از این کنفرانس بیرون داده شود. ترکیه با توجه به پیوند‌های تاریخی عمیق با افغانستان، منطقه و عضویت در ناتو و مشارکت با اتحادیه اروپا، موقعیت منحصر به فردی برای تسهیل حل و فصل صلح‌آمیز بحران افغانستان دارد.


    توافق صلح امریکا – طالبان
    در دهه گذشته، وقتی مصالحه به عنوان استراتژی خروج از افغانستان برای جامعه بین‌الملل مطرح شد، طالبان همواره از مذاکرات مستقیم با دولت خودداری کردند. در عوض، این گروه مصمم بود که با ایالات متحده به طور مستقیم صحبت کند. در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ تصمیم گرفت به طور مستقیم با طالبان در دوحه قطر، محل دفتر سیاسی این گروه، مذاکره کند. پس از حدود دو سال گفت‌وگو، توافق‌نامه امریکا-طالبان در فبروری سال ۲۰۲۰ امضا شد. طالبان باید روابط خود را با القاعده قطع و با حسن‌نیت برای دستیابی به حل و فصل سیاسی با دولت افغانستان به طور مستقیم گفت‌وگو می‌کرد. همزمان ایالات متحده باید نیروهایش را تا اول ماه می سال ۲۰۲۱ از این کشور خارج کند.
    بعد از گفت‌وگوهای فشرده، این توافق‌نامه شامل آزادی ۵ هزار زندانی طالبان و ۱ هزار زندانی نیروهای امنیتی افغانستان قبل از شروع مذاکرات مستقیم بود. سرانجام، سپتمبر گذشته، گفت‌وگوهای مستقیم بین دولت و طالبان آغاز شد. تاکنون، هیچ نتیجه دلگرم کننده‌ای نداشته است.
    دولت بایدن در حال بازنگری این توافق‌نامه و استراتژی خود در قبال افغانستان است. سه دیدگاه مختلف در واشنگتن نمایان شده است: پایبندی کامل به این توافق‌نامه از جمله خروج، خروج تدریجی نیروهای امریکایی و ماندن در افغانستان برای جلوگیری از هدر رفتن دستاوردهای دو دهه گذشته. واشنگتن واضح ساخته است که قبل از گرفتن تصمیم نهایی با ناتو و متحدان اروپایی خود رایزنی می‌کند. این امر بخشی از نشست ترکیه است.


    روابط ترکیه – افغانستان
    برای ترکیه، افغانستان از لحاظ تاریخی و اجتماعی هرگز احساس دوری نکرده است. قرن‌ها پیش، اقوام ترک از خراسان، منطقه باستانی که افغانستان امروزی و فراتر از آن را شامل می‌شود، به آنتالیا مهاجرت کردند. امروز، این روابط هنوز پابرجاست. روابط مردم با مردم و دولت با دولت همچنان قوی است. مردم ترکیه پس از ۱۱ سپتمبر، کمک‌های مهمی به افغانستان کرده‌اند.

    از زمان حملات تروریستی ۱۱ سپتمبر و به عنوان بخشی از اقدامات بعدی جامعه جهانی، ترکیه بار دیگر تصمیم گرفت تا به افغانستان کمک کند تا آینده بهتر در صلح و ثبات داشته باشد. ترکیه در تاریخ خود بیشترین کمک را به این کشور کرده و آن‌ را در هر کنفرانس کشورهای کمک‌کننده ادامه داده است. انقره در کنفرانس ۲۰۲۰ جنوا، ۷۵ میلیون دالر برای دو سال دیگر به افغانستان کمک کرد.
    ترکیه در چارچوب ماموریت کمک، مشوره و آموزش ناتو، ۵ هزار نظامی و ۱۰ هزار پولیس افغانستان را آموزش داده است. دسمبر گذشته، این کشور تصمیم گرفت حضور نظامی خود را در این کشور ۱۸ ماه دیگر تا جون ۲۰۲۲ تمدید کند، بسیار فراتر از مهلت تعیین‌شده خروج نیروهای امریکایی. هرگونه تنظیم شمار نیروهای ناتو در افغانستان به حضور ترکیه تأثیر نخواهد گذاشت. تصمیم دولت ترامپ برای کاهش شمار نیروهای امریکایی، عقب‌گرد برای تلاش‌های ناتو و مغایر اصل «با هم رفتن، با هم خارج شدن» بود. این تصمیم، در مغایرت با انتقال مسئولیت‌ها از آیساف به حمایت قاطع، ائتلاف را با مشکل چگونگی تنظیم حضورش مواجه ساخت، امری که موضوعی رایزنی‌های فشرده سران ناتو بود.


    نقش ترکیه در روند صلح
    افغانستان مشغله ناتمام است و به توجه منطقه و جامعه جهانی نیاز دارد. اما توافق امریکا-طالبان، پیشرفت مهم به سمت یک کشور آزاد است که با خود و خارج در صلح باشد. دستیابی به این هدف در زمانی که بخش‌های رادیکال طالبان به حملات خشونت‌بار خود در افغانستان ادامه می‌دهند، دشوار است. به همین خاطر، در طول روند جاری، هوشیار باشیم. تمام بازیگران دخیل باید مراقب باشند تا پیشرفت‌های به دست آمده در دو دهه گذشته را حفظ کنند. آسیب‌پذیری افغانستان و بی‌ثباتی همچنان ادامه دارد.
    به نفع ترکیه است تا از روند دوحه کاملاً حمایت کند و تمام کانال‌های گفت‌وگو در این کشور را در نشست آینده حفظ کند. دیپلماسی این کشور می‌تواند به همه همسایگان افغانستان برسد تا به طور جدی غلبه بر چالش‌های مانع صلح و ثبات در کشور را حل کند. این گفت‌وگوی وسیع می‌تواند با تلاش جدید برای ایجاد یک طرح همکاری منطقه‌ای تکمیل شود. روند ۲۰۱۱ استانبول به هدف خود رسید. اکنون زمان ایجاد یک چارچوب همکاری جدید و مستحکم برای صلح پایدار است. بنابراین، این به ترکیه و افغانستان مربوط می‌شود که بلافاصله رایزنی‌ها را برای دستیابی به این هدف آغاز کنند.
    ترکیه به ویژه باید تلاش کند پاکستان را تا حد ممکن دخیل بسازد. پاکستان خود از افراط‌گرایی مذهبی و درگیری‌های بین قومی رنج می‌برد و برای غلبه بر این چالش‌ها به حمایت دوستانه نیاز دارد. برای این منظور، انقره باید گفت‌وگوی سه‌جانبه ترکیه-افغانستان-پاکستان را بدون تأخیر آغاز و تقویت کند. در گذشته، این تلاش‌ها نتایج خوبی به همراه داشت. در این مرحله، ابتکار عمل جدید پاکستان در سراسر این کشور می‌تواند شروع خوبی باشد.
    صلح و ثبات در افغانستان به مدیریت موفقیت‌آمیز توازن حساس داخلی در میان جوامع مختلف قومی بستگی دارد. این امر گفت‌وگوهای منطقه‌ای نتیجه‌محور را می‌طلبد. در غیر این صورت، تلاش‌ها برای صلح پایدار ممکن دچار مشکلات شود. از این رو، تلاش‌های هماهنگ از داخل افغانستان و گسترش آن در سراسر منطقه ضروری است.
    تصمیم ترکیه مبنی بر انتصاب نماینده ویژه برای افغانستان بسیار اقدام به موقع است. این شخص نه تنها باید به مقامات افغانستان، بلکه به کشورهای همسایه نیز ارتباط و دسترسی داشته باشد. این نماینده ویژه باید تلاش‌ها را در افغانستان با ابتکارات منطقه‌ای و تلاش‌های بین‌المللی فراتر از این منطقه هماهنگ کند.
    ترکیه همچنین می‌تواند اطمینان حاصل کند که چالش افغانستان در دستور کار ناتو قرار داشته باشد. این امر به اطلاع‌رسانی منظم متحدان از تحولات، از جمله اقدامات منطقه‌ای نیاز دارد. افغانستان در گزارش ۲۰۳۰ ناتو برجسته نبود. با توجه به خروج بالقوه نیروهای ایالات متحده، زمان آن فرا رسیده است که از طرح مشارکت پایدار ناتو بیشتر استفاده کنیم. هدف نهایی واضح است: جلوگیری از تبدیل شدن دوباره افغانستان به پناه‌گاه امن تروریزم و ایجاد زمینه‌های صلح و ثبات.
    قبل از اول می ۲۰۲۱، مهم است ترکیه دیدگاه کاهش آسیب احتمالی افغانستان را از ناحیه خروج زودهنگام نیروهای امریکایی با دولت بایدن در میان گذارد. ایالات متحده از خطرات احتمالی قبلاً آگاهی دارد. افغانستان همچنین می‌تواند به عنوان یک بخش ثابت در تعاملات ترکیه با اتحادیه اروپا گنجانده شود. وضعیت مهاجران افغانستان مسئله مهمی است که می‌توان با اتحادیه اروپا مطرح کرد و مکمل ارتباط‌های افغانستان باشد. ترکیه مانند سوری‌هایی که در این کشور پناه گرفته‌اند، ممکن گزینه‌هایی را در مورد مهاجرین افغانستان نیز بررسی کند.

    ترکیه همچنین می‌تواند به افزایش اتصال منطقه‌ای افغانستان کمک کند. تعمیق همکاری در پروژه راه لاجورد و اتصال این کشور محاط به خشکه با کشورهای همسایه و همچنین بندرهای دریایی شرق و غرب می‌تواند مثال خوبی باشد. این پروژه بلند‌پروازانه در درازمدت نه تنها به نفع ترکیه و افغانستان است، بلکه همسایگان آن‌ها و اتحادیه اروپا نیز از آن سود خواهد برد.
    ترکیه متعهد شده است تا زمانی که افغان‌ها بخواهند، حضور خود را در افغانستان حفظ کند. موقعیت‌اش به پیوندهای پایدار بین دو کشور بستگی دارد که همه اقشار جامعه را بدون هیچ‌گونه تبعیضی در آغوش می‌کشد. در سال ۲۰۲۱، افغانستان بار دیگر در مهد چارراه قرار گرفته است. ترکیه، افغانستان و همچنین جامعه جهانی باید دوباره تلاش‌های خود را برای دستیابی به صلح و ثبات پایدار در این کشور و منطقه روی هم قرار دهند.

    منبع: جی ام اف

    مترجم: دید

  • والی کابل: قانون اساسی در مذاکرات صلح قابل معامله نیست

    والی کابل: قانون اساسی در مذاکرات صلح قابل معامله نیست

    محمدیعقوب حیدری، والی کابل می‌گوید در گفت‌وگوهای صلح نباید ارزش‌های قانون اساسی افغانستان که در لویه‌جرگه تصویب شده، به معامله گرفته شود.

    آقای حیدری که روز جمعه (۲۰ حمل)، در همایشی زیر عنوان «صدای مردم کابل در مورد صلح»، صحبت می‌کرد، گفت صلح خواست اساسی مردم افغانستان است؛ اما این صلح باید مبتنی بر منافع علیای کشور و مردم باشد.

    او افزود: «خواست مردم این است تا همه‌ی طرفین درگیر از خواسته‌های شخصی و گروهی خود گذشته، به خواسته‌های جمعی احترام گذاشته و در نخست به یک آتش‌بس سراسری توافق کنند. آرزوی ما این است که یک نظام منتخب و مبتنی بر آرای مردم داشته باشیم. نظامی که در آن دستاوردهای ۲۰ سال اخیر حفظ شود.»

    به گفته‌ی والی کابل، از ارزش‌های عمده‌ی قانون اساسی که شامل آزادی بیان، حقوق زنان، ارزش‌های حقوق بشری، انتخابات، نیروهای ملی دفاعی و امنیتی و رسانه‌ها است باید پاسداری شود، زیرا این دست‌آوردها حاصل سال‌ها قربانی مردم افغانستان است.

    یعقوب حیدری در بخشی از سخنان خود با اشاره به نشست استانبول گفت: «امیدوار هستیم در کنفرانس استانبول به خواسته‌های مردم کابل توجه جدی صورت گیرد، چون کابل همواره در محراق صلح و جنگ کشور بوده و نقش به‌سزایی در سرشت و سرنوشت کشور دارد. خواست ما از جوانب مذاکرات چیزی نیست جز توافق طرفین بر استقرار یک آتش‌بس فوری و قطع جنگ و خشونت‌ها.»

    آقای حیدری تأکید کرد که مردم افغانستان پس از تجربه‌ی پیامدهای تلخ و ناگوار حاکمیت‌های ایدیولوژیک و بنیادگرای مذهبی، دیگر حاضر نیستند تا به عقب برگشته، این تجارب تلخ را بار دیگر بیازمایند.

    او برگزاری انتخابات را یگانه اصل حکومت‌داری اسلام و مردم‌سالاری خواند و از طرف‎‌های گفت‌وگوکننده خواست که این اصل را به گونه‌ی جدی در نظر بگیرند.

    این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که قرار است تا چند روز دیگر نشست استانبول در مورد صلح افغانستان برگزار شود و در این نشست افزون بر رهبری حکومت، چهره‌های سیاسی و طالبان، نمایندگانی از کشورهای دیگر نیز حضور خواهند داشت.

  • خلیلی: باشندگان بهسود ثابت ساختند که طرفدار نظام هستند

    خلیلی: باشندگان بهسود ثابت ساختند که طرفدار نظام هستند

    آقای خلیلی که روز جمعه (۲۰ حمل)، در همایشی در ولسوالی بهسود صحبت می‌کرد، تأکید کرد پس از نشر گزارش هیئت حقیقت‌یاب در بهسود، مشخص شد که مردم نه؛ بلکه نیروهای امنیتی مقصر بودند و مردم را به گلوله بستند.

    او افزود در نتیجه‌ فاجعه‌ای که در ولسوالی بهسود رخ داد، ۱۱ نفر کشته شدند و نزدیک به ۴۰ نفر دیگر زخم برداشتند.

    رهبر حزب وحدت اسلامی که بیشتر صحبت‌هایش در مورد حادثه‌های اخیر در ولسوالی بهسود بود، گفت که مسعود اندارابی، وزیر پیشین داخله نیز به حقیقت فاجعه در این ولسوالی اعتراف کرد و گفته بود که برای معذرت‌خواهی از مردم به بهسود می‌رود؛ اما پیش از رفتن برکنار شد.

    آقای خلیلی در ادامه گفت: «اندرابی خودش گفت که میرم از مردم بهسود معذرخواهی می‌کنم و تمام شهدا را به عنوان شهدای جمهوری افغانستان قبول کرده، ثبت دفتر می‌کنیم؛ اما با واقعه صحنه‌سازی‌شده که سقوط هلیکوپتر بود، مواجه شدیم که او را برکنار کردند و حکومت نیروی سنگینی را به ولسوالی بهسود اعزام کرد.»

    او با انتقاد از حکومت مبنی بر «لشکرکشی» در بهسود، گفت که در حالی که هر روز پاسگاه‌های امنیتی در ولسوالی‌های مختلف به دست طالبان می‌افتد و ده‌ها پاسگاه امنیتی به طالبان تسلیم‌داده می‌شود؛ اما دولت بدون کدام دلیل موجه، صدها سرباز را به ولسوالی بهسود می‌فرستد.

    کریم خلیلی در این همایش تأکید کرد که جنگ با مردم، به هیچ‌وجه کمکی به روند صلح افغانستان نمی‌کند؛ زیرا باشندگان مردم خواستار براندازی نظام نیستند و برعکس برخی حلقاتی در اطراف رییس‌جمهور است که افکار منفی را در ذهن او تزریق می‌کنند و می‌خواهند فاصله میان مردم و حکومت بیشتر شود.

    آقای خلیلی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به مشکل کوچی‌ها در مناطق مرکزی، گفت که باید مشکل کوچی‌ها به گونه‌ی بنیادی حل شود. او تأکید کرد که یگانه راه‌حل این است که یک جای مشخص بودوباش برای آن‌ها درنظر گرفته شود. «ما علاقه‌مند هستیم که دوستان کوچی ما از این‌گونه زندگی بیرون شوند، در دنیای امروز کوچی‌گری بی مفهوم است.»

  • نقش کرونا و تبعیض نژادی در شکست ترامپ در عرصه سیاسی

    نقش کرونا و تبعیض نژادی در شکست ترامپ در عرصه سیاسی

    شیوع ویروس کرونا که دولت دونالد ترامپ در ابتدا سعی در کم‌اهمیت جلوه‌دادن آن داشت به یک تراژدی در این کشور بدل شد که در نهایت به منبع نارضایتی و شکست ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری منتهی شد. ابتلای نزدیک به ۳۰ میلیون نفر به بیماری کووید-۱۹ و مرگ بیش از نیم میلیون آمریکایی بر اثر آن، ابعاد سوءمدیریت در کنترل بحران را نشان می‌دهد. دونالد ترامپ تصور می‌کرد با کم‌اهمیت جلوه‌دادن کرونا می‌تواند اذهان آمریکایی‌ها را از تبعات اقتصادی بحران منحرف کرده و از انتخابات به سلامت عبور کند. با هر چه نزدیک‌شدن به انتخابات، بحران کرونا بیش از پیش مورد غفلت دولت ترامپ قرار گرفت و به معضلی بدل شد که چشم‌اندازی برای حل آن در دولت ترامپ وجود نداشت. البته محافظه‌کاری خاص بخش‌هایی از جامعه آمریکا بر این رویکرد ترامپ بی‌تأثیر نبود و وی تأمین خواسته مدنظر آمریکایی‌های طرفدار خود را در اولویت قرار داد. این موضوع به بهای ابتلای میلیونها نفر به کرونا در این کشور تمام شد. ترامپ که معیارهای انتخاباتی را سرلوحه کار خود قرار داده بود با شکست در انتخابات، مدیریت کرونا را به کلی کنار گذاشت که این موضوع موجب شد سیر صعودی موارد ابتلا همچنان تداوم داشته باشد و رکوردهای جدیدی ثبت شود.

    اعتراضات ضد نژادپرستی علیه سیاه‌پوستان در سال ۲۰۲۰ نیز یکی از بی‌سابقه‌ترین و گسترده‌ترین اعتراضات در نوع خود در تاریخ این کشور بود. انتشار تصاویر قتل بی‌رحمانه جورج فلوید توسط پلیس شهر مینیاپولیس بار دیگر بحث قدیمی تبعیض نژادی در آمریکا را در فضای مجازی و واقعی برجسته کرد و موجی از اعتراضات را در پی داشت. آمریکا با وجود اینکه یک کشور مهاجرپذیر محسوب می‌شود اما همچنان تمایلات بیگانه‌هراسانه و نژادپرستانه در میان بخش‌هایی از جامعه، ملموس و مشهود است. دونالد ترامپ که با استفاده از همین شکاف‌ها و با جلب آرای سفیدپوستانِ آسیب‌خورده از آثار جهانی‌شدن به کاخ سفید رسیده بود برای حفظ حمایت این بخش از جامعه آمریکا در آستانه انتخابات، از همراهی با جنبش ضد نژادپرستی سر باز زد و سعی کرد خشونت بروز کرده در تظاهرات را به بحث اصلی بدل سازد.

    بنابراین،آمریکا در سال ۱۳۹۹ با مسائل و چالش‌های متعددی هم از جنبه داخلی و هم از جنبه خارجی مواجه بود. شیوع گسترده کرونا و عدم مدیریت صحیح این بحران توسط دولت فدرال موجب شد تا علاوه بر میزان بالای مرگ‌ومیر و مبتلایان، کسب‌وکارهای کوچک نیز متحمل پیامدهای منفی قابل توجه شوند. بحران کرونا را می‌توان یکی از متغیرهای موثر بر انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا دانست که به شکست دولت حاکم منجر شد. جو بایدن با استفاده از محدودیت‌های تحمیل شده کرونایی که شکل بی‌سابقه‌ای به رقابت‌های انتخاباتی بخشیده بود توانست خود را به کاخ سفید برساند. همچنین اعتراضات کم‌سابقه ضد تبعیض نژادی، شکاف‌های عمیق اجتماعی در آمریکا را بار دیگر در کانون توجه قرار داد که در فرجام به شکست ترامپ در عرصه سیاسی منجر شد.

    با حضور جو بایدن در کاخ سفید و اجباری‌شدن استفاده از ماسک در ادارات فدرال و ترویج فرهنگ استفاده از ماسک و توصیه به حفظ فاصله اجتماعی توسط دولت، موارد ابتلا سیر نزولی به خود گرفته است. واکسیناسیون روزانه حدود ۵/۲ میلیون نفر در روز را می‌توان مهمترین دلیل این روند دانست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • نظام فدرالی در افغانستان: راهبرد سزاوار و آزمون دشوار

    نظام فدرالی در افغانستان: راهبرد سزاوار و آزمون دشوار

    این روزها همزمان با برگزاری نشست های ملی و بین المللی در مورد صلح نوع نظام آینده برای افغانستان نیز به صورت داغ مطرح می شود.

    برخی کارشناسان نظام فدرالی را گزینه خوب برای آینده افغانستان می دانند.

    حمزه واعظی، چهره شناخته شده ادبی افغانستان و کارشناس مسائل سیاسی، در مطلبی در فیس بوک خود در این مورد می نویسد:«به باور من، تجربه، دانش و تاریخ نیم قرن پسین ما آشکارگر این واقعیت است که مشکل بنیادین افغانستان، بعنوان یک واحد سیاسی، الزامن نوع تعریف ما از نظام سیاسی نبوده بلکه نوع تطبیق نظام های سیاسی بوده است. کارنامه ی نظام های مختلف حاوی این موضوع روشن است که ما نظام های متنوعِ سلطنت مشروطه، جمهوری، جمهوری دمکراتیک خلق، دولت اسلامی و جمهوری اسلامی مبتنی برعناصر مولف دمکراسی را تجربه کرده ایم اما برقراری هیچدام از این ساختارها، نتوانسته به نوسازی و دگرگونی اندیشه ی نظام متوازن ملی، ترویج روح ملی و تألیف نظام شهروندی و درنهایت عبور از مناسبات مسلط قومی بینجامد.»

    مشکل اساسی عقامت نظام سیاسی در افغانستان را، اساسن درنابسندگی و ناتوانی منابع انسانی ـ فکری و ناتمامی ساختار ذهنی ـ اخلاقی باید جستجو نمود که در پنج عنصر بنیادین تجلی می یابد:

    1. زوال اخلاقی الیت سیاسی که پیوسته به گفتمان ملی باور ندارند و درهیچ شرایطی، از دایره ی تنگ موروثی استبداد ذهنی مردسالارانه، نمی توانند عبور کنند.

    2. فساد فکری و آشفتگی اخلاقی ـ نظری روشنفکران، که درجایگاه گروه مرجع تولید فکر، قادرنشده اند بعنوان مولد اندیشه ی نقاد و دانش سیاسی خرد ابزار، نقش پویا وسهم تیوریک در بسط نظری و گفتمان سیاسی امرِدولت ـ ملت مدرن ایفا کنند.

    3. وجود یک مرزِ نامشخص و درهم تنیده میان پدیده ی سکولاریسم بعنوان یک ضرورت ساختاری و دین خویی به مثابه یک الگوی موازی در امر تعریف و تطبیق نظام سیاسی.

    4. تکنوکراتیسم منحط، بی مسولیت و اصلاح ناپذیر که ماشین مدیریت کلان را به گسست کارکردی دچار می سازد.

    5. بروکراسی لجام گسیخته، کهنه، قاعده ناپذیر، قانون گریز و نهادستیز که بنیاد نظام اداری را به فرسودگی و چرخه ی سیستم ملوک الطوایفی گرفتار کرده است.

    مجموعه ی این گزاره ها و بسیارعوامل دیگر، موجب گردیده که ما هنوز ظرفیت سخت افزاری ـ نرم افزاری تطبیق و اجرای نظام سیاسی توسعه یافته و مدرن را پیدا نکرده ایم.

    بحث و سخن پیرامون “فدرالیسم” نمی تواند از دایره ی مفهومی آنچه که طرح شد، جدا تلقی گردد. فدرالسیم یکی ازگزینه های معقول و مقبول برای افغانستان می باشد اما بصورت قاطع کسی نتوانسته با استدلال نظری و با تکیه بر فکت های سیاسی ـ تجربی، ادعا کند این نوع ساختار می تواند در این کشور، بدون تأمین و تحقق و تحقیق منابع وبسترهای انسانی، فکری، اخلاقی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، جغرافیایی و اقتصادی لازم در افغانستا معجزه کند و این کشور را بهشت سویس و یا دمکراسی متکثر هند شبیه سازد.

    همانگونه که تطبیق نظام جمهوری و مبتنی برقانون اساسی دمکراتیک و با پشتوانه ی تمام کشورهای غربی نتوانست سعادت دمکراسی، عدالت جمهوری و جامعه ی شهروندی ـ مدنی خرد بنیاد را دراین دو دهه برشانه های تکنوکرات های غرب نشین و روشنکفر ـ متفکرهای آدرنوـ مارکوزه شناس تطبیق کند و بلکه برعکس، فساد و گسست و فرسودگی را درنظام جمهوریت فراگیر ساخت، هیچ معجزه ای درکار نیست که برشانه های چوبین همین الیت ـ مجاهدها و برظرفیت تنگِ همین متفکران ـ تکنوکرات قومی و یا درپرتو اندیشه و دانش سیاسی روشنفکرانِ اغلب کم بضاعت، نزدیک بین، محل اندیش و پریشان کیش افغانستان، بتوان با استقرار فدرالیسم، برقرن ها گسست و شکست دولت ـ ملت مدرن فایق آمد.

    وی تاکید می کند:«من، فصل هفتم از کتاب “هویت های پریشان” را به موضوع فدرالیسم اختصاص داده ام. این فصل، محصول بخشی از صحبت های من در کنفرانس قانون اساسی بود که در سال 2003 در لندن ارایه شد. عنوان این فصل در کتاب هویت های پریشان با عنوان”نظام فدارالی در افغانستان: راهبرد سزاوار و آزمون دشوار” می باشد که کوشیده ام از لحاظ تحلیلی ـ نظری، شایستگی ها و چالش های سیاسی، ژئوپلتیک، ژئواکونومیک، ژئو استراتژیک و پیچیدگی های فرهنگی، سیاسی و قومی موجود در راه تطبیق نظام فدرال را درافغاستان به شکل کدهای اساسی، بررسی کنم.»

    نتیجه ای که از این بررسی گرفته ام درخودِ عنوان واضح است: فدرالییسم، نظامیست از نظر تیوریک و تجربه ی جهانی سزاوار، اما درافغانستان با وجود سزاواری و مطلوبیت نظری، آزمونیست درحوزه ی عمل و تطبیق، بسیار دشوار و ناهموار که باید بدرستی اندیشیده شود و پیش نیازهای اساسی آن به دقت مورد تحلیل، ارزیابی و آسیب شناسی سیاسی ـ نظری و مطالعات ژئو پلتیک، جامعه شناسی، فرهنگی، قوم شناسی، اقتصادی وجغرافیایی قراربگیرد.

    389سید احمد موسوی مبلغ, Ali Karimi and 387 others78 Comments15 SharesLikeCommentShare

  • آیا اشرف غنی کتاب‌خوان است؟

    آیا اشرف غنی کتاب‌خوان است؟

    دو روز پیش تصویری از رئیس جمهور غنی در فضای مجازی نشر شد که نشان می داد رئیس جمهور در بستر بیماری در شفاخانه سردار محمد داوود خان مشغول مطالعه است.

    طرفداران رئیس جمهور با نشر این عکس به توصیف از عادت نیک غنی حتی در بستر بیماری پرداختند اما مخالفان رئیس جمهور دعاهای بدی نثار وی نمودند.

    واکنش های مثبت و منفی نسبت به عکس رئیس جمهور یک جنجال تازه میان کاربران فیس بوکی به راه انداخته و برخی از کابرران فیس بوکی مدعی شده اند نشر این عکس تنها با هدف تبلیغ برای رئیس جمهور صورت گرفته است.

    احرار حکیمی از کاربران فیس بوک با باز نشری پستی از یکی دیگر از کاربران فیس بوک به نام محمد مرادی در واکنش به نشر عکس رئیس جمهور در حال مطالعه می نویسد:«بارها از قول اطرافیان و حامیان اشرف غنی شنیده‌ایم که رئیس جمهور اهل مطالعه و کتاب‌خواندن است. آنان برای استدلال، تصاویری از غنی را هم منتشر می‌کنند که وی را در حال مطالعه نشان می‌دهد.»

     سوال این است که آیا واقعاً اشرف غنی کتاب‌خوان است؟

    برای پاسخ به این سوال، نیاز به ذکر یک مثال داریم: اگر یک نجار به کار نجار دیگری نگاه کند، ضعف‌ها و قوت‌های هم‌شغل خود را بهتر از بقیه می‌داند. یک دکتر هم اگر کار هم‌مسلک خود را به دقت بررسی کند و مورد ارزیابی قرار دهد، به ضعف‌ها و قوت‌های وی پی می‌برد. این قاعده برای همه مشاغل و حرفه‌ها صدق می‌کند که همکاران، بهتر از سایرین، قوت‌ها و کاستی‌های همکاران خود را می‌دانند.

    حال شما اگر واقعاً اهل علم و مطالعه باشید و فن کتاب‌خوانی را بدانید، به ضعف‌ها و قوت‌های اشرف غنی در امر مطالعه پی خواهید برد. شاخص‌ترین استانداردهای یک مطالعه این است که یک مطالعه‌کننده پس از پایان مطالعه یک کتاب ۱۰۰صفحه‌ای، بتواند دو صفحه درباره کتاب بنویسید و یا حداقل پنج دقیقه درباره کتاب سخنرانی کند. اگر مطالعه‌کننده از پس تشریح کتابی که مطالعه کرده است، به درستی بربیاید، می‌توانیم بگوییم که وی اهل مطالعه است. تشریح و توضیح درست یک کتاب هم از این نکته قابل تشخیص است که مطالعه‌کننده اولاً محتوا و موضوع کتاب را به درستی دریافته باشد و ثانیاً توضیح و تشریح وی عاری از اشتباهات محتوایی و غلط‌های املایی، انشایی و تلفظی باشد.

    با این تعریف، از کجا بدانیم که اشرف غنی اهل مطالعه است یا نیست؟ تاکنون این اتفاق رخ نداده که اشرف غنی درباره یکی از کتاب‌هایی که مطالعه کرده است، چند صفحه‌ای بنویسد و یا چند دقیقه‌ای توضیح دهد اما وقتی سخنرانی‌های وی را پیگیری کنیم، به یک نتیجه می‌رسیم که توضیح می‌دهم.

    احرار حکیمی می افزاید: «اطلاعات یک مطالعه‌کننده حرفه‌ای که وی را از یک روزنامه‌خوان متمایز می‌کند، ژرف، استوار و بدون اشتباهات تاریخی، ادبی و علمی است اما اطلاعات یک روزنامه‌خوان، سطحی، سرسری و به عبارتی، بندانگشتی است. نمی‌دانم که چند مورد از سخنرانی‌های اشرف غنی را گوش داده و شنیده‌اید؟ آیا دقت کرده‌اید که وی سخنرانی کرده باشد اما دچار اشتباهات بزرگ تاریخی، ادبی و علمی نشده باشد؟»

    بنابراین، اشرف غنی اهل مطالعه و کتاب‌خواندن نبوده بلکه یک روزنامه‌خوان است که برای پر کردن اوقات فراغت خود به کتاب پناه می‌برد؛ این در حالی است که یک کتاب‌خوان واقعی و خوب، کتاب و مطالعه را یک اصل در زندگی‌اش می‌داند و محتوای کتاب را بهتر از نویسنده کتاب، درک می‌کند. آنچه طرفداران رئیس جمهور، از مطالعه وی سخن می‌گویند، از دو حال خارج نیست یا خود اهل مطالعه نبوده و یک مطالعه‌کننده را نمی‌شناسند و یا انگیزه‌های دیگری آنان را به این کار وامی‌دارد تا یک روزنامه‌خوان را کتاب‌خوان معرفی کنند.

    سخن پایانی این که با وجود کاستی‌های زیادی در زندگی علمی و سیاسی اشرف غنی، وی را در مقام مقایسه، بهتر از بسیاری رهبران رژیم کمونیستی مثل نورمحمد تره‌کی، بسیاری از رهبران جهادی مثل گلبدین حکمتیار و همچنین بهتر از طالبان می‌دانم ولی اگر بحث مقایسه را کنار بگذاریم، اشرف غنی هم به خودی خود در جایگاه یک رئیس جمهور، برای افغانستان مفید نبوده و نیست.

  • بند برق سوختک ولایت دایکندی افتتاح شد

    بند برق سوختک ولایت دایکندی افتتاح شد

    مسئولان محلی در ولایت دایکندی، می‌گویند بند برق سوختک این ولایت به بهره‌برداری سپرده شده است.

    بند سوختک در مرکز ولایت دایکندی، ظرفیت تولید ۷۰۰ کیلووات برق را دارد و با هزینه‌ی ۴٫۹ میلیون دالر ساخته شده است.

    در حال حاضر، روند توزیع برق از این بند در شهر نیلی و حومه‌های این شهر، آغاز شده است.

    کار ساخت بند برق سوختک، در سال ۱۳۹۵ آغاز شده بود.

    این در حالی است که در چهارم حمل سال روان، بند کمال خان در ولایت نیمروز نیز گشایش یافت. بند کمال خان، ظرفیت ذخیره‌‌ی ۵۲ میلیون متر مکعب آب را دارد. بند کمال‌خان بیش از ۱۸۴ هزار هکتار زمین را آبیاری و بیش از ۹ میگاوات برق تولید می‌کند.

    چند روز پیش نیز، مسئولان اداره‌ی ملی تنظیم امور آب، اعلام کردند که قرار است در ماه ثور سال روان، کار ساخت ۴۴ بند آبیاری و تولید برق، در ۲۱ ولایت افغانستان آغاز شود.

  • غنی: در انتخابات زودهنگام شرکت نمی کنم

    غنی: در انتخابات زودهنگام شرکت نمی کنم

    رییس جمهور غنی، شب گذشته (چهارشنبه ۱۸حمل) در نشستی تحت نام «چهار چوب برای نقشهٔ راه صلح» طرح حکومت افغانستان برای صلح را بیان کرد که انتخابات پیش از وقت، ایجاد حکومت صلح، برگزاری لویه جرگه و حفظ قانون اساسی از موضوعات عمدهٔ‌ آن بود.
    رییس جمهور در طرح خود گفت برای تامین صلح، اگر نیاز باشد حاضر است که انتخابات زودهنگام برگزار شود. او همچنین افزود اگر طالبان هراس دارند در انتخابات بازنده خواهند شد، «حاضریم در انتخابات اشتراک نکنیم».
    غنی علاوه کرد اقتدار ملی باید به گونهٔ مشروع و بر اساس ارادهٔ مردم تحویل داده شود و بدون انتخابات مشروعیت زیر سوال قرار می‌گیرد.
    آقای غنی گفت که شایعاتی به میان آمده است که گویا شماری از افراد که در راس آن خودش قرار دارد، می‌خواهد که تا پایان دورهٔ ریاست جمهوری در قدرت باقی بماند، اما او گفت آماده است در انتخابات آیندهٔ پیش از وقت، اشتراک نکند.
    وی با بیان این که حکومت‌های موقت سبب بی‌ثباتی می‌شوند، گفت: «در چهارچوب قانون اساسی یک حکومت صلح ایجاد شده می‌تواند و وظایف آن را با موافقه‌ٔ مشترک تعیین کرده ‌می‌توانیم».
    غنی بر وظیفه سر قوماندان اعلی نیروهای مسلح تاکید کرد تا به گفتهٔ‌ او نیروهای مسلح را رهبری کند و زمینه ادغام طالبان را فراهم سازد.
    او گفت که بر قوای امنیتی افغان معامله صورت نخواهد گرفت و مانند نیروهای امنیتی حکومت داکتر نجیب‌الله، نیروهای مسلح از هم نخواهند پاشید.
    رییس جمهور همچنین گفت: «قانون اساسی وثیقهٔ ملی ما است. تا روزی که انتخابات انجام می‌شود و سر تعدیل قانون اساسی به نتیجه می‌رسیم در چهار چوب قانون اساسی کردار و گفتار ما تعیین می‌شود».
    او گفت بحث افغانستان بحث سیاسی است و نباید به بحث مذهبی مبدل شود چون قانون اساسی افغانستان از رهگذر اسلامی بودن در منطقه نظیر ندارد.
    غنی بدون گرفتن نام فرد یا کشوری گفت از بیرون کسی نمی‌تواند قانون اساسی افغانستان را تغییر یا زعیم آینده افغانستان را تعیین کند.
    وی گفت در موافقتنامه آینده افغانستان موضوع لویه جرگه باید مورد بحث قرار بگیرد تا توافقنامهٔ آینده مشروعیت داشته باشد. طالبان بیایند و در لویه جرگه تقاضا‌های شان را مطرح کنند.
    رییس جمهور خاطرنشان کرد اگر طالبان فرصت طلایی نشست ترکیه را از دست دادند، باید مردم افغانستان دوباره تصمیم بگیرد و در این حالت هم خواستن لویه جرگه ضرور است.
    غنی در مورد برگزاری آتش بس نیز گفت «بی‌جا از آتش‌بس می‌ترسند که اگر آتش‌بس کنند جامعه آنان را رد می‌کند. من به نمایندگی از این جامعه تعهد می‌کنم که مذاکرات سیاسی را به صورت تعهد ملی و اسلامی این جامعه انجام می‌دهیم».
    رییس جمهور در مورد نشست استانبول گفت برای نشست ترکیه آمادگی کامل دارد و هفتهٔ آینده با زلمی خلیلزاد، نمایندهٔ ویژهٔ ایالات متحده برای مصالحهٔ افغانستان نیز بحث خواهند داشت.

  • تداوم چنین حملاتی به صلح افغانستان ضربه می زند

    تداوم چنین حملاتی به صلح افغانستان ضربه می زند

    جان کربی، سخنگوی وزارت دفاع امریکا دیروز (چهارشنبه، هژدهم حمل) در یک نشست خبری حملۀ موشکی طالبان بر میدان هوایی قندهار را محکوم کرده است.

    سخنگوی وزارت دفاع امریکا هشدار می‌دهد ادامۀ این دست حمله‌ها روند جاری صلح افغانستان را صدمه می‌زند. او اما خاطرنشان می‌سازد که نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان هم‌اکنون چشم‌ به راه نتیجۀ مثبت تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان جنگ هستند و علیه طالبان اقدام نظامی نخواهند کرد.

    این در حالی است که جنگ‌جویان طالبان دیروز میدان ‌هوایی قندهار را هدف حملۀ موشکی قرار دادند. طالبان مدعی شدند در پی این حمله تلفاتی بر نظامیان افغانستان و خارجی وارد کرده‌اند. مسوولان محلی در ولایت قندهار اصابت چهار فیر راکت بر میدان هوایی قندهار را تأیید می‌کنند، اما وارد شدن تلفات را نمی‌پذیرند.

    پیش از این نیز جنگ‌جویان طالبان یک مرکز مشترک نظامی نیروهای امنیتی افغانستان و نظامیان خارجی را در مرکز ولایت خوست هدف حملۀ راکتی قرار داده‌اند. پس از امضای موافقت‌نامۀ صلح میان طالبان و امریکا، این دومین حملۀ طالبان بر نظامیان امریکایی در کشور است. این حملۀ راکتی در حالی صورت می‌گیرد که در بیش از یک سال گذشته طالبان حمله‌های خود بر نظامیان خارجی را متوقف کرده‌اند.

  • نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    با پیروزی‌های ارتش سوریه با حمایت ایران و روسیه و بازیابی کنترل تقریباٌ دو سوم قلمرو این کشور، ترکیه در هدف خود مبنی بر سرنگونی بشار اسد از قدرت تجدید نظر کرده و در عوض گفتمان عملی و محتاطانه‌تری را متناسب با شرایط و تحولات جدید اتخاذ کرد و بنابراین تحولات میدانی سوریه در سال ۹۹ وضعیت آرام‌تری یافت. در سال ۹۹ اولویت ترکیه جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی در جهت ایجاد یک دولت مستقل بود. با این حال، فضای مانور برای ترکیه به تدریج محدود شده است. از این‌رو احتمال یک عملیات نظامی در ادلب، احتمال اختلافات بیشتر بین ترکیه روسیه و ایران را به عنوان حافظان مناطق عدم ‌تنش در بر دارد. به طور کلی نارضایتی برخی گروه‌ها ازجمله حراس‌الدین از ترکیه و تلاش انقره در بازتعریف گروه تروریستی تحریرالشام در قالبی جدید که البته به نظر می‌رسد همراهی غربی‌ها را نیز در این مسیر داشته باشد، بخشی از روندهای میدانی تحولات سوریه به شمار می رود.

    در خصوص عراق، ترکیه در سال ۹۹ بارها برای مبارزه با عناصر حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک)، تمامیت ارضی این کشور را نقص و به خاک عراق حمله کرد. ازجمله این حملات عملیات پنجه عقاب ۲ در ماه دلو بود که بنا به اظهارات وزیر دفاع ترکیه ۵۰ مقر پ.ک.ک هدف حمله قرار گرفت و البته سه تن از نیروهای ترکیه نیز کشته شدند.همچنین شایعات و تحلیل‌هایی در مورد احتمال حمله گسترده ترکیه در شمال عراق وجود داشته است. این حملات ترکیه نگرانی‌ها از حضور بلندمدت نظامیان ترکیه در خاک عراق و احتمال تکرار تجربه ترکیه در شمال سوریه را در پی داشته است.

    اما در تحولات لیبی سال گذشته شدیدترین درگیری‌های نظامی در غرب لیبی از زمان سقوط قذافی رقم خورد و نیروهای دولت وفاق ملی که سال‌ها برابر ارتش ملی به رهبری خلیفه حفتر در موضع دفاعی بوده و تا آستانه از دست دادن پایتخت این کشور نیز پیش رفتند، سرانجام با ورود نظامی سنگین ارتش ترکیه موفق به تغییر وضعیت میدانی و موازنه قوا در این کشور شدند. در نبردهای بهار و تابستان ۹۹ قوای دولت وفاق به مدد ورود تجهیزات نظامی ارتش ترکیه نظیر پهپادهای بیرقدار و ادوات توپخانه‌ای این کشور و همچنین مزدوران سوری تحت حمایت ترکیه که به این کشور اعزام شده بودند در مدت کوتاهی موفق به تصرف مناطق راهبردی زیادی شدند. اقدامات ترکیه در لیبی به گونه‌ای بود که نگرانی شدید مصر را در پیش داشت و دو کشور تا آستانه رویارویی مستقیم در لیبی پیش رفتند.

    قوای مشترک وفاق و ترکیه به سمت غرب و شهر راهبردی سرت پیشروی کردند اما ورود پرتعداد جنگنده‌های روسی و تهدید ارتش مصر به دخالت مستقیم در صورت ورود رقیب به منطقه موسوم به هلال نفتی لیبی این پیشروی‌ها متوقف شد.

    یکی از مهم‌ترین اقدامات ترکیه در سال ۹۹ حمایت از آذربایجان در جنگ قره باغ بود؛ جنگی که در آن آذربایجان توانست بخش زیادی از سرزمین‌های اشغال شده قره‌باغ توسط ارمنستان را پس بگیرد و نهایتاً بعد از ۴۵ روز با وساطت روسیه پایان یافت. جنگ قره‌باغ برای ترکیه، نمایشی از نقش فزاینده انقره در منطقه قفقاز جنوبی بود؛ این کشور با حمایت از باکو تا حدودی به آن‌چه که می‌خواست رسید. در پایان این جنگ ارمنستان مجبور به پذیرش شروط زیادی از سوی آذربایجان شد که یکی از آن‌ها ایجاد گذرگاه زمینی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان از دورن خاک ارمنستان بود. با ایجاد این گذرگاه ارتباط زمینی ترکیه با جمهوری آذربایجان و همچنین آسیای مرکزی برقرار می‌شود. ترکیه امیدوار است این تغییر ژئوپلتیک بتواند مقدمه‌ای برای پروژه‌های بزرگ جهت ارتباط شرق و غرب باشد و جایگاه این کشور را به عنوان گذرگاه انرژی تقویت کند.

    ترکیه که با توافقات عادی‌سازی روابط امارات، بحرین و سودان با اسراییل انتقادات تندی علیه این کشورها مطرح کرده بود با عادی‌سازی روابط مراکش که دولتی اخوانی دارد با اسراییل ادبیات خود را در خصوص روند عادی‌سازی تغییر داد که در کنار گزارش‌ها در مورد وساطت رئیس‌جمهور آذربایجان و موضوع تعیین سفیر جدید ترکیه برای حضور در تل آویو و همچنین اظهارات علنی اردوغان نشانه‌ای از تمایل این کشور به بهبود روابط خود با اسراییل ارزیابی شده است. این چرخش در سیاست خارجی ترکیه در قبال اسراییل را می‌توان به عوامل متعددی مانند دولت جدید در آمریکا، تحریم‌های ایالات متحده و اروپا علیه این کشور و روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسراییل و چشم‌انداز بازیگری ترکیه در مسئله فلسطین نسبت داد.

    خلاصه این که این کشور طی سال های اخیر، مداخلات خارجی خود را در سوریه، لیبی و عراق ادامه داده است؛ در سوریه اولویت این کشور جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی بوده و در عراق نیز رویکرد جسورانه‌تری در مبارزه با کردها اتخاذ کرده است. در لیبی تا کنون به حمایت از دولت وفاق پرداخته و سال گذشته در جنگ قره‌باغ تغییر ژئوپلیتک مهمی را به نفع خود رقم زد. روابط ترکیه با کشورهای اروپایی به دلیل اقدامات در شرق دریای مدیترانه پرتنش می باشد و روابط با آمریکا نیز در اواخر دوران ترامپ بر سر خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ روسی دچار تنش شد. با استقرار بایدن و با توجه به نگاه وی به سیاست داخلی ترکیه و همچنین اختلافات در قبال برخی مسائل منطقه‌ای، انتظار می‌رود ترکیه در روابط خود با آمریکا شرایط سختی پیش رو داشته باشد. از این‌رو می‌توان انتظار داشت که این کشور به بازتعریف رفتار منطقه‌ای و سیاست خارجی خود در خاورمیانه متناسب با تغییرات در سیاست خارجی آمریکا بپردازد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • ماجرا بیشتر از امضای یک توافق نامه استراتژیک است!

    ماجرا بیشتر از امضای یک توافق نامه استراتژیک است!

    روز جمعه گذشته وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرد که پس از نشست مجازی برجام در دوم ماه آپریل که درآن نمایندگان ایران، روسیه، چین، فرانسه و آلمان شرکت کردند ایالات متحده ی آمریکا تصمیم گرفته است که در نشست آتی برجام در وین پایتخت اتریش شرکت کند.

    ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها قصد ندارند در این مذاکرات با هم مستقیما وارد گفتگو شوند، بلکه آمریکائی‌ها تلاش خواهند کرد به آنچه که آنها فعالیت های ایران برای دسترسی به سلاح های اتمی می نامند بپردازند، لازم به یادآوری است که دولت دونالد ترامپ به طور یک جانبه از این توافقنامه خارج شد.

    محمدجواد ظریف در توییتی که پس از برگزاری جلسه مجازی برجام منتشر کرد نوشت: «هدف ما نهایی شدن سریع برداشتن تحریم ها و محدودیت‌های فعالیتهای هسته ای با هدف لغو برنامه ریزی شده همه‌ی تحریم هاست و به دنبال آن ایران نیز به اقدامات اخیرش در اعتراض به عدم رعایت برجام توسط آمریکا و اروپا پایان خواهد بخشیدن برای رسیدن به این هدف نیاز به برگزاری دیدار مستقیمی با آمریکا نمی باشد و این امر ضروری نیست.»

    تحریم‌های اقتصادی گسترده علیه ایران اهرم اصلی واشنگتن برای وارد آوردن فشار بر روی این کشور است. اما توافقنامه ای ۴۰۰ میلیارد دلاری بین ایران و چین که در هفته گذشته امضا شد اثرات این تحریم ها را بسیار ضعیف می کند.

    کارشناسان چینی به رسانه‌های دولتی این کشور ابراز کردند که جمهوری خلق چین می توانند با استفاده از ارز اختصاصی کشور خود یعنی یوان برای تجارت با ایران و دیگر کشورهای آسیای میانه تحریم‌های آمریکا را دچار اختلال کرده و آن را دور بزند. به این ترتیب ایالات متحده آمریکا در شرایطی نیست که بتواند اقتصاد ایران را فلج کند.

    توافقنامه ۲۵ ساله بین ایران و چین به یک واقعیت در منطقه تبدیل شده است و در مقابل این واقعیت دولت بایدن از خود عکس العمل نشان داد، سخنگوی مطبوعاتی وزارت امور خارجه ند پرایس در یک کنفرانس مطبوعاتی در تاریخ اول آوریل گفت: «همانطور که مطلع هستید شاخص رابطه ما با چین بر اساس رقابت است،اما در بسیاری از موارد ما هم سوئی های بسیار محدود و باریکی با هم داریم از جمله اینکه ما با پکن در مورد مسئله هسته‌ای ایران توافق داریم و آنها در گفتگوهای اخیر تاکید کردند، که آنها موافق تلاش برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران هستند، البته، چین عضو بنیانگذار ۱ + ۵ است. چین علاقه‌ای به اینکه کشوری در منطقه دارای سلاح اتمی باشد ندارد و آن را عاملی برای بی ثبات کردن منطقه می داند»

    این سیاست اعلام شده تنها یکی از برنامه های احتمالی چین در منطقه خاورمیانه است و شامل تمام سیاست‌های چین نمی شود.
    واشنگتن در گذشته جمهوری خلق چین را به تأمین فناوری موشک های بالستیک از جمله فناوری بکار گیری سوخت جامد و فناوری سیستم های هدایت الکترونیکی و همچنین حمایت از برنامه سلاح های هسته ای ایران متهم کرده است.

    «بروس ای بچتول» در نشریه نشنال اینترنیست ادعا می‌کند: شایع است که در سال ۲۰۲۰ چین زمینه فروش بوسترهای موشکی Hwasong-12 ICBM کره شمالی را به ایران فراهم آورده است. برخی تحلیلگران حدس می زنند كه دقت بالای موشكهای ایرانی در انهدام آشیانه هواپیما در پایگاههای آمریكا در عین‌الاسد و اربیل عراق نشانگر این است که تکنیک موشکهای ایرانی همان تکنیک موشکهای «دقیق-زن» چینی است.

    با این وضعیت چین از گزینه‌های بیشتری برخوردار است که می‌تواند از این گزینه‌ها هم به عنوان یک تسریع کننده برای رسیدن به توافق و صلح استفاده کند و هم با کمک این گزینه‌ها اگر لازم باشد بازی را به نفع خود تغییر دهد و مانع موفقیت های آمریکا در منطقه شود البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که چین به عنوان یکی از وارد کننده گان اصلی انرژی از منطقه خاورمیانه قبل از هر چیز به آرامش و ثبات در خاورمیانه نیاز دارد و در این زمینه تلاش می کند.

    نقش احتمالی چین در طراحی سلاح هسته ای (که هنوز هم ثابت نشده است که ایران تلاشی برای رسیدن به ساختن آن کرده است یانه – مترجم) و یا در کمک به ساختن موشک های بالستیک ایران در پرده ای از ابهام قرار دارد و در حقیقت سند و مدرکی برای ادعای آمریکا موجود نمی باشد. اما همین نکته از اهمیت بسیار در تغییر توازن در منطقه برخوردار است که چین از چنین اهرم و توانایی هایی برخوردار است که به ایران در این زمینه کمک رسانی کند و از این اهرم‌ها علیه سلطه گری ایالات متحده آمریکا استفاده کند.

    ,«فرانچسکو سیسیسی» ، سینولوژیست ایتالیایی ، یکی از محققان دانشگاه Tsinghua در پکن ، هفته گذشته در مصاحبه ای گفت که چین می تواند از ایران به عنوان وسیله ای در برابر تلاش های آمریکا برای تقویت جزیره تایوان علیه چین استفاده کند.

    پکن در این مذاکرات دست بالا را دارد و از کارتهای بهتری برخوردار است، واشنگتن از این برتری مطلع است اما نمی داند که به پکن کدامین کارت را در این بازی بر زمین خواهد زد به همین علت در مورد توافقنامه استراتژیک ۲۵ ساله بین ایران و چین رفتار واشنگتن بسیار محتاطانه بوده است، وزارت امور خارجه آمریکا در این مورد موضع گیری مشخص و صریحی از خود نشان نداده است و این نکته به خصوص وقتی آشکار شد که خبرنگاران از ند پرایس سخنگوی مطبوعاتی وزارت امور خارجه آمریکا پرسیدند «آیا [معامله چین و ایران] رویکرد شما در مورد اختلاف هسته ای با ایران و به طور کلی منطقه را تغییر می دهد؟»

    او در پاسخ گفت، «نه، دقیقا به همان دلیلی که گفتم این طور نیست, آن هم به این خاطر که ما با پکن به طور کلی در مورد مسئله هسته‌ای ایران توافق داریم، چین هم مانند ما هیچ علاقه ای ندارد که ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد و درست به همین علت هم هست که چین جزو کشورهای پنج به اضافه یک می باشد ما با همکاری اعضای پنج به اضافه یک در جستجوی یافتن راه حل هایی برای بازگشت متقابل به برجام خواهیم بود.»

    ماجرا بیشتر از امضای یک توافق نامه استراتژیک است.

    این یک ارزیابی خوشبینانه از وقایع چهارده روز گذشته است ، خصوصاً پس از آنکه چین هفته پیش از وزیر امور خارجه روسیه ، سرگئی لاوروف ، برای گفتگو در مورد «جایگزینی دلار آمریکا» به عنوان یک ابزار تجاری در آسیای میانه استقبال کرد ، و کنار نهادن دلار به مثابه یک ابزار تجاری از معاملات بین دو کشور مهم جهان چین و روسیه می تواند تحریم‌های اقتصادی آمریکا را زمین گیر کند.

    روزنامه رسمی انگلیسی زبان چینی گلوبال تایمز در گزارشی به سفر سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در تاریخ ۲۲ مارس اشاره می کند:

    سرگی لاوروف قبل از سفر در مصاحبه‌ای با رسانه‌های چینی بر این نکته تأکید کرد که ما می‌بایست به استقلال علوم و فناوری اهمیت بسیار بالایی قایل شویم و به سمت خودمختاری سیستم مالی حرکت کنیم، ما باید تلاش کنیم که معاملات اقتصادی مان بر اساس واحد‌های پول محلی و یا ارزهای بین‌المللی غیر از دلار صورت بگیرد، و به تدریج از سیستم پرداخت های بین المللی تحت کنترل غرب دور شویم تا خطرات ناشی از تحریم های ایالات متحده یا غرب علیه روسیه و چین کاهش یابد.
    «پیشنهاد روسیه با استقبال مثبت چین روبرو شد ، زیرا هر دو طرف خطر عظیم اتکای بیش از حد به دلار آمریکا و سیستم پرداخت تحت کنترل غرب را در بحران مالی ۲۰۰۸ را تجربه کرده‌اند.»، یانگ جین کارشناس روابط چین و روسیه در آکادمی علوم اجتماعی پکن معتقد است که: «تسهیلات کمی گسترده‌ای که اخیراً توسط ایالات متحده آمریکا برای تحریک اقتصاد داخلی خود انجام داده است به این نگرانی ها افزوده.»

    یانگ در ادامه می نویسد: «تشویق به تسویه حساب ارزی با واحد های ارزی محلی روند اصلی برای اقتصاد در سراسر جهان است و هنگامی که آمریکا از توافق هسته ای ایران خارج شد ، اعضای اصلی اتحادیه اروپا نیز برای دور زدن SWIFT تحت کنترل ایالات متحده ، یک سیستم پرداخت جدید روی آوردند.»

    دونگ دنگ شین ، مدیر انستیتوی دارایی و اوراق بهادار در دانشگاه علم و صنعت ووهان ، روز دوشنبه به گلوبال تایمز گفت: «واشنگتن از سوئیفت سو استفاده کرده است تا به دلخواه خود هر کشوری را تحریم کند و باعث نارضایتی جهانی شود. اگر چین و روسیه بتوانند با هم همکاری کنند تا هژمونی دلار را به چالش بکشند ، قطعاً این موفقیت منجر به این خواهد شد که تعداد بیشتری از کشورهای جهان از این روند حمایت کرده و به آن بپیوندند»

    از آنجا که سیستم پرداخت با سیستم تجارت ارتباط مستقیم و ناگسستنی دارند ، دونگ پیشنهاد می‌کند که سیستم پرداخت جدید از یوان به عنوان ارز تسویه حساب مالی استفاده کند.

    راشا تودی گزارش میدهد ، تعدادی از بانکهای روسی برای تسهیل تجارت دوجانبه بین دو کشور به سیستم پرداخت بین المللی چین پیوسته اند.

    دونگ در ادامه گفت: «در ابتدا ، این سیستم می تواند بصورت آزمایشی در كشورهای آسیای میانه و كشورها و مناطقی که در امتداد مسیرهای كمربند و جاده (جاده ابریشم) قرار دارند اجرا شود.. اگر این سیستم موفق بود و مورد قبول واقع شد، می تواند آنرا برای سایر كشورهای اروپا و آسه‌آن نیز بکار گرفت.»
    بر اساس ادعاهای تائید نشده، چین تا نیمه دوم سال ۲۰۲۰ با تحریم های آمریکا علیه ایران همکاری می کرد و واردات نفت از ایران را تقریبا به صفر رسانده (گزارشات رسانه‌های داخلی ایران و آسیائی خلاف این این ادعا تائید می‌کنند. – مترجم).

    براساس گزارش های خبری ، چین واردات نفت از ایران را به میزان قابل توجهی افزایش داده است. چینی‌ها با خرید نفت ایرانی آن را به عنوان محموله های سوختی مالزیائی و یا زیر پرچم دیگر کشورها وارد کرده و به این ترتیب تحریم های آمریکا را دور می‌زند. این درحالی است که سال گذشته واردات نفت رسمی چین از ایران تقریبا به صفر رسیده بود، به نظر میرسد چین از چند ماه پیش به این سو تصمیم گرفت که روابط خود با ایران را تحکیم بخشد.

    منبع: آسیا تایمز

    ترجمه: مجله هفته

  • محمد طاهر زهیر وزیر اطلاعات و فرهنگ در شام فرهنگی در قلعه اختیارالدین هرات

    محمد طاهر زهیر وزیر اطلاعات و فرهنگ در شام فرهنگی در قلعه اختیارالدین هرات

    قبل از شام فرهنگی، محمد طاهر زهیر از بخش‌های مختلف قلعه اختیار الدین و هم‌چنان از نمایشگاه آثار مینیاتوری دوره تیموریان، بازدید کرد.

    در شام فرهنگی، شاعران شعر سرودند و هنرمندان موسیقی نواختند.

    عکس: صفحه فیس بوک داکتر امان الله فصیحی

  • آیا عامل خارجی نقش داشته است؟

    آیا عامل خارجی نقش داشته است؟

    اعلام خبر کودتا در اردن، بازتاب‌ بسیاری در رسانه‌ها داشته است. در تحلیل این رویداد، نظرات مختلفی مطرح شده که قابل اعتناست.

    ۱️. اردن و رهبران آن در سال‌های اخیر زیر فشارهای برخی سران عربی ازجمله قطع کمک‌های مالی مرسوم به این کشور بودند و این کودتا می‌تواند اقدامی در این راستا باشد. گفتنی است اردن به دلیل عدم همسویی مورد انتظار جریان سازش با پروژه عادی‌سازی در منطقه، مورد خشم آن‌ها قرار گرفته و این طرف‌ها (احتمالاً سران سعودی و امارات) ممکن است برای کنار‌ زدن ملک عبدالله از قدرت به صورت مستقیم و غیر‌ مستقیم اقداماتی انجام دهند. قابل ذکر است اجرایی شدن کامل معامله قرن در عمل، حاکمیت اردن و حتی خود این کشور را با خطر جدی نابودی مواجه خواهد کرد.

    ۲️. این کودتا صرفاً نمایشی با هدف سرکوب مخالفان داخلی و تحکیم قدرت ملک‌ عبدالله در داخل است. باورمندان به نظریه کودتای نمایشی این‌گونه استدلال می‌کنند که اردن به دلیل ضعف در حکمرانی از یک‌سو و عدم کمک کشورهای منطقه و آمریکا، شرایط اقتصادی و اجتماعی و در نتیجه سیاسی ناگواری را تجربه می‌کند. تا جایی‌که پس از دهه‌ها تابوی انتقاد و ابراز مخالفت با حکومت و شخص پادشاه در میان نخبگان، سران عشایر و… شکسته شده و این مسئله می‌تواند خطری جدی برای استمرار حکومت ملک‌ عبدالله باشد و بر این اساس وی بر منوال رویه مرسوم در کشورهای عربی با حکومت اقتدارگرا، دست به طراحی و اجرای این پروژه با هدف ارعاب مخالفان نموده تا بدین ترتیب بار دیگر جایگاه خود را در این کشور تثبیت نماید.

    به عنوان جمع‌بندی می‌توان گفت یک نکته مشترک بین این دو تحلیل متصور است. ممکن است حکومت‌هایی که با حکومت اردن دارای مشکلاتی هستند، از اوضاع نابسامان داخلی برای دخالت و سرنگونی ملک‌ عبدالله یا لااقل زیر فشار قرار‌دادن او برای تن‌دادن به خواسته‌هایشان بهره برده باشند.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • بازگشت طالبان و تروریزم جهانی

    بازگشت طالبان و تروریزم جهانی

    یکی از اولین و مهم‌ترین آزمون‌ها برای ریاست‌جمهوری جو بایدن مسأله‌ی افغانستان است. طالبان پس از امضای توافق‌نامه صلح با حکومت دونالد ترمپ تشجیع شده‌اند و کارزار ترور و حملات تروریستی خود را در افغانستان شدت بخشیده‌اند. توافق‌نامه صلح طالبان و ایالات متحده خواستار تقسیم قدرت در کابل و خروج کامل ارتش ایالات متحده تا اول ماه میِ سال جاری از افغانستان است. اکنون تصمیم بایدن نه‎‌تنها سرنوشت افغانستان را تعیین خواهد کرد، بلکه بر امنیت منطقه‌ای، جنگ جهانی علیه تروریسم و جایگاه بین‌المللی امریکا، آن‌هم در زمانی که زوال نسبی آن غیرقابل انکار شده است، نیز تأثیر خواهد گذاشت.

    ایالات متحده در ماه فبروری سال ۲۰۲۰ هنگامی به خانه اول برگشت که ترمپ، که مشتاقانه در پی ترک افغانستان بود، توافق‌نامه «صلح» را با همان شبه‌نظامیان تروریستی‌ای امضا کرد که ایالات متحده پس از حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با حمله به افغانستان آن‌ها را از قدرت سرنگون کرده بود. این معامله فاوستی ترمپ که در غیاب حکومت منتخب افغانستان صورت گرفت، به طالبان مشروعیت بخشید. افزایش خشونت‌های تروریستی در افغانستان پس از امضای توافق‌نامه دوحه نشان می‌دهد که از توافق ایالات متحده و طالبان چه چیزی نصیب خود افغانستان شده است.

    این‌که امریکا بخواهد از یک جنگ طولانی بی‌ثمر که بیش از ۸۰۰ میلیارد دالر هزینه مالی روی دست امریکایی‌ها گذاشته و جان ۲۲۱۸ سرباز امریکایی را گرفته است، خارج شود، منطقی است. (زیرا نقش رزمی امریکا و ناتو در افغانستان در واقع قبل از روی‌کارآمدن ترمپ هنگامی که نیروهای افغانستان مسئولیت کامل امنیتی این کشور را از اول جنوری ۲۰۱۵ به عهده گرفتند، پایان یافته بود.) اما آنچه منطقی نیست این است که «مک‌ماستر»، مشاور امنیت ملی خود ترمپ تلاش حکومت پیشین ایالات متحده برای صلح با طالبان را «مماشات مونیخ مانند امریکا پیش گروهی از وحشت‌ناک‌ترین مردم روی زمین» خواند.

    در واقع ترمپ با امضای توافق‌نامه صلح فبروری ۲۰۲۰ تصمیم گرفت افغانستان را به دست تروریست‌ها و حامیان مالی آن‌ها در پاکستان واگذار کند. ارتش قدرت‌مند پاکستان گروه طالبان را ایجاد کرد، تا هنوز به رهبری این گروه پناه داده است و در مناطق مرزی خود برای جنگ‌جویان این گروه لانه‌های امن فراهم می‌کند. ارتش پاکستان برنده اصلی توافقی است که یکی از پیامدهای خطرناک آن تبدیل‌شدن افغانستان به یک همسایه ضعیف و مطیعی خواهد بود که پاکستان بتواند بنابر میل خود بر آن اعمال نفوذ کند.

    با این وجود بایدن پس از آن‌که وارد کاخ سفید شد، به سرعت از توافق ترمپ استقبال کرد و زلمی خلیل‌زاد را به‌عنوان نماینده ویژه ایالات متحده برای مصالحه افغانستان در سمتش حفظ کرد. خلیل‌زادِ متولد افغانستان روابط نزدیکی با طالبان ایجاد کرده است اما برای ایجاد زمینه مشترک با حکومت افغانستان به مشکل خورده است. طرح صلح پیشنهادی دولت بایدن که اخیرا به رسانه‌ها درز کرد، تلاش شدید واشنگتن برای مجبورکردن طرف‌های جنگ افغانستان به توافق با یک‌دیگر به منظور عملی‌شدن مهلت یکم ماه می را برجسته می‌کند.

    این طرح پیشنهادی به دنبال جایگزینی رییس‌جمهور اشرف غنی با یک دولت انتقالی جدید است که در آن طالبان نیمی از قدرت را در اختیار داشته باشند. آنتونی بلینکن، وزیر امورخارجه ایالات متحده در نامه‌ای به غنی وی را با لحنی غیرمتعارف تحت فشار قرار داده تا «نقشه راه را برای ایجاد یک حکومت جدید فراگیر» و تدوین قانون اساسی جدید آماده کند. در این نامه وزیر امور خارجه ایالات متحده می‌افزاید که از حکومت اسلام‌گرای اردوغان در ترکیه می‌خواهد که نشستی را بین حکومت افغانستان و نمایندگان طالبان به منظور «نهایی‌کردن توافق‌نامه صلح» میزبانی کند. لحن آمرانه‌ی این نامه امرالله‌ صالح، یکی از دو معاون رییس‌جمهور افغانستان را برآن داشت تا در واکنش بگوید که افغانستان «هرگز صلح آمرانه و تحمیلی را نمی‌پذیرد».

    پرسش اصلی که حکومت بایدن باید به آن پاسخ دهد این است: چگونه یک گروه تروریستی می‌تواند بخشی از حکومت شود وقتی همچنان به دنبال پیروزی از راه نظامی و تحمیل مجدد حکومت تئوکراتیک ظالمانه خود است؟ طالبان می‌خواهند با خروج امریکایی‌ها قدرت مطلق را در افغانستان به دست آورند. نشانه‌ی قوی این نگرش، تأخیرهای عمدی و بی‌میلی این گروه در گفت‌وگوهای تقسیم قدرت با حکومت فعلی افغانستان است.

    اکنون درحالی‌که استراتژی ایالات متحده در معرض خطر شکست قرار دارد، بایدن می‌گوید که خروج نیروها تا «مهلت یکم ماه مِی دشوار است» اما او «نمی‌تواند» حضور سربازان امریکایی را در سال آینده در افغانستان «تصور کند». اگر بایدن قبل از سال ۲۰۲۲ همه سربازان امریکایی را از افغانستان خارج کند، احتمال تسلط تروریست‌ها بر افغانستان پیش چشم او بسیار محتمل است. در واقع طالبان اظهارات بایدن را مبنی براین‌که حضور نیروهای امریکایی را در سال آینده در افغانستان نمی‌تواند تصور کند، به‌عنوان تأییدیه‌ای می‌بینند مبنی براین‌که این گروه فقط لازم است چند ماه دیگر تا محاصره‌کردن کابل صبر کند.

    در این بحث در ایالات متحده در مورد این‌که آیا القاعده می‌تواند پس از خروج امریکا از افغانستان پایگاه‌های خود را در این کشور بازسازی کند، یا این‌که آیا ولایت خراسان دولت اسلامی (داعش در افغانستان) می‌تواند حضور خود را در این کشور گسترش دهد یاخیر، این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که تروریسم اسلام‌گرا یک جنبش ایدئولوژیک خودسازمان‌دهنده است که گروه‌های مختلف جهادی را بدون نیاز به هماهنگی اقدامات گردهم متحد می‌کند. شبه‌نظامیان طالبان شاید هدف جهانی نداشته باشند، اما طالبان یک حلقه‌ی مهم در زنجیره جنبش جهادی بین‌المللی است که خصومت با مسلمانان غیرسنی را با خشم شدید علیه مدرنیته تلفیق می‌کند.

    طالبان با مجبورکردن امریکایی‌ها به ترک افغانستان و سپس اقدام به تصرف کابل، به منبع الهام سایر گروه‌های تروریستی برای تشدید کارزارهای وحشت‌شان در جاهای دیگر تبدیل خواهد شد. این برداشت که جهادگرایان طالبان قدرت‌مندترین ارتش جهان را به زانو درآوردند، این باور را تقویت خواهد کرد که قدرت امریکا درحال افولِ برگشت‌ناپذیر است. به عبارت ساده، رسیدن طالبان به قدرت مطلق در افغانستان، بیش از هر گروه دیگری از جمله القاعده یا بازماندگان داعش، تهدید جهادگرایان برای جهان آزاد را تقویت می‌کند.

    برای جلوگیری از چنین سرنوشتی، ایالات متحده باید نیروهای باقی‌مانده خود را در افغانستان برای اطمینان خاطر و ارائه پشتیبانی هوایی به نیروهای افغان و همچنین کمک‌های تدارکاتی به حدود ۷ هزار سرباز ناتو و متحدان امریکا در افغانستان، حفظ کند. ایالات متحده درحال حاضر فقط ۲۵۰۰ سرباز در این کشور دارد، درحالی‌که در اوج جنگ این رقم به حدود ۱۰۰ هزار نفر می‌رسید. هزینه‌های مالی و جانی امریکا از زمان پایان نقش رزمی این نیروها در افغانستان به طرز چشم‌گیری کاهش یافته است و نیروهای امریکایی در ۱۴ ماه گذشته هیچ تلفات جنگی‌ای متحمل نشده‌اند.

    بایدن باید بین خروج کامل امریکا از افغانستان (که می‌تواند کلید هرج‌ومرج را در این کشور بزند و دولت افغانستان را تضعیف کند) و حفظ نیروهای باقی‌مانده‌اش در این کشور (برای جلوگیری از جنگ داخلی و تبدیل‌شدن افغانستان به مرکز تروریستی) یکی را انتخاب کند. گزینه اول نه‌تنها راه را برای خروج آبرومندانه امریکا از جنگ ۲۰ ساله‌اش در افغانستان هموار نخواهد کرد، بلکه می‌تواند واشنگتن را در جایگاه هم‌دست طالبان قرار دهد؛ گروهی که تسلطش بر افغانستان آسیب‌های دائمی بر منافع ایالات متحده و دوستانش وارد خواهد کرد.

    منبع: پروجکت سندیکت

    مترجم: جلیل پژواک

    روسله یاسینزی عثمانی

  • رئیس مجلس با سفیر ترکیه در کابل دیدار کرد

    رئیس مجلس با سفیر ترکیه در کابل دیدار کرد

    میررحمان رحمانی رییس ولسی  جرگه شورای ملی ( چهار شنبه ۱۸ حمل ) با سفیر کشور دوست ترکیه مقیم کابل دیدار کرد.

    در این دیدار که در دفتر کار رئیس ولسی جرگه انجام شد، دو طرف روی چگونگی روند صلح افغانستان در استانبول نقش پارلمان در این روند ایجاد هماهنگی بیشتر میان پارلمان و شورای عالی مصالحه ملی در پیوند به تدوین طرح واحد برای صلح افغانستان بحث و تبادل نظر کردند.

    در پایان این دیدار طرفین با اظهار خوشبینی نسبت به کنفرانس صلح استانبول آرزو کردند تا این نشست فرصت خوبی برای تامین صلح سراسری در کشورباشد.

  • رئیس مجلس پاکستان امروز وارد کابل می شود

    رئیس مجلس پاکستان امروز وارد کابل می شود

    مجلس نمایند‌گان اعلام کرد اسد قیصر، رییس مجلس نمایند‌گان پاکستان امروز وارد کابل خواهد شد.

    دفتر رسانه‌یی مجلس نمایند‌گان کشور با نشر خبرنامه‌یی نوشت اعضای این مجلس پیش از چاشت امروز (پنج‌شنبه، نوزدهم حمل) از آقای قیصر در میدان هوایی کابل استقبال خواهند کرد.

    بر اساس خبرنامۀ این نهاد، آقای قیصر در این سفرش به کابل هیأتی از اعضای شورای ملی پاکستان را سرپرستی می‌کند. بر اساس معلومات مجلس، رییس مجلس نماینده‌گان پاکستان در جریان این سفر افزون بر دیدار با میر رحمان رحمانی، رییس مجلس نمایندگان کشور با مقام‌های ارگ و شورای عالی مصالحۀ ملی نیز دیدار خواهد کرد.

    روند صلح افغانستان محور گفت‌وگوی رییس مجلس نماینده‌گان پاکستان با مقام‌های دولت افغانستان خوانده می‎شود.

    این در حالی است که پیش از این رییس شورای عالی مصالحۀ ملی، رییس مجلس نماینده‌گان و شماری از رهبران سیاسی کشور بنابر دعوت رسمی پاکستان از این کشور بازدید کرده‌اند.

    مقام‌های پاکستان پیوسته تعهد می‌کنند که از روند صلح افغانستان حمایت خواهند کرد، اما کابل نسبت به همکاری صادقانۀ اسلام‌آباد در این روند تردید دارد.