برچسب: حکومت

  • بسیج مردمی، میخی که طالبان بر تابوت خود کوبیدند

    بسیج مردمی، میخی که طالبان بر تابوت خود کوبیدند

    بسیج مردمی در حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی کشور، در شرایطی که طالبان به شکل چشم‌گیری در مناطق روستایی افغانستان پیش‌روی داشتند، ناامیدی‌ها را تبدیل به امیدواری کرده است. از آغاز اعلام خروج نیروهای ناتو از افغانستان، گروه طالبان، تمام توان نظامی و تبلیغاتی‌اش را بسیج کرد تا بتواند پس از خروج ناتو، با زور نظامی بر افغانستان حاکم شود. در اولین روزهای اعلام خروج ناتو که برابر بود با آغاز عملیات بهاری این گروه، طالبان با حمله بر چند ولایت افغانستان، خواستند توانایی نظامی‌شان را به نمایش گذاشته و با سقوط دست‌کم یکی از چند ولایتی که حملات نظامی‌شان را متمرکز کرده بودند، خودی نشان دهند. حملات سازمان‌یافته و هم‌زمان این گروه بر ولایت‌های هلمند، بغلان، کندز و یکی دو ولایت دیگر، نه تنها نتوانست موفقیتی برای این گروه به دنبال داشته باشد، بل که با ضدحمله‌ی زمینی و هوایی نیروهای امنیتی و دفاعی، صدها تن از سربازان این گروه کشته و زخمی شدند.

    طالبان که در استراتژی سقوط ولایت‌ها ناکام مانده بودند، این بار، تمام توان نظامی‌شان را در نقاط مختلف افغانستان بسیج کردند تا شاید بتوانند با حمله بر پاس‌گاه‌های امنیتی محلی و ولسوالی‌ها، نیروهای امنیتی مستقر در آن را که تعدادشان کم‌تر است، غافل‌گیر کرده و به موفقیت نظامی دست یابند. محاسبه‌ی دوم طالبان –حمله بر ولسوالی‌ها-، به دلیل ناکارگی در مدیریت جنگی و دخالت سیاسی در استراتژی نظامی، کارا واقع شد و این گروه، توانست در فاصله‌ی دو ماه، نزدیک به پنجاه ولسوالی را سقوط داده و خون پیروزی از راه نظامی در رگ‌های سربازانش جریان پیدا کند. طالبان، در محاسبه‌ی‌شان، فقط مدیریت نادرست نظامی دولت در سطوح فرمان‌دهی را بررسی کرده بودند، نه مردمی را که از این گروه و عمل‌کرد آن متنفر استند. از قلم‌انداختن نفرت عمومی نسبت به این گروه، کار دستش داد و حرکت‌های ضدانسانی سربازان این گروه، باعث شد که مردم مقابل آن ایستادگی کرده و خواب پیروزی را بر آنان حرام کنند.

    بسیج مردمی، همان نیرو و اراده‌ی قدرت‌مندی است که همواره از سوی دو طرف جنگ نادیده گرفته شده بود. طی روزهای اخیر، ده‌ها هزار نفر در ولایت‌های مختلف افغانستان و به خصوص ولایت‌های شمالی و شمال‌شرقی که مورد تهاجم حملات طالبان قرار گرفته بود، به حمایت از سربازان امنیتی و دفاعی افغانستان سلاح برداشتند و رهبران سیاسی‌ای که طی دو دهه‌ی اخیر، فقط مصروف جمع‌آوری پول از منابع مختلف بودند نیز، از نقاط مختلف کشور و جهان به ولایت‌های‌شان برگشته و در کنار مردمی ایستادند که مرگ را بر زندگی زیر سایه‌ی امارت طالبانی ترجیح می‌دادند. بسیج‌های مردمی، همان نیرو و اراده‌ای بود که طالبان در محاسبات‌شان آن را شامل نکرده بودند و دولت نیز نظر به عمل‌کردی که نسبت به مردم داشته است، انتظار چنین پشتیبانی‌ای را نداشت.

    خیزش‌های مردمی و اعلام آمادگی ده‌ها هزار نفر در حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی کشور، تمام مناسبات جنگ و صلح افغانستان را طی یک هفته توانسته است تغییر بدهد. دیگر، درصدی بسیاری از مردم که نگران سقوط به دست طالبان بودند، از این نگرانی رهایی پیدا کرده و به این امیدواری می‌اندیشند که بسیج مردمی در ولایت‌های مختلف، دقیق مدیریت شده و از آن به عنوان امکانی برای نابودی کامل طالبان استفاده شود.

    حرکت‌های مردمی در مقابل طالبان، آزمون بزرگی را سر راه دولت‌مردان و سران قومی و حزبی گذاشته است. مسؤولان نهادهای امنیتی و دفاعی، به خصوص بسم‌الله محمدی که نام درشتی در مبارزه با طالبان در کارنامه‌ی نظامی‌اش دارد، باید بتوانند با توافق و هم‌کاری رهبران قومی-سیاسی و نمایندگان مردم در شورای ملی و شوراهای ولایتی، از فرصت به‌وجودآمده استفاده کنند. استفاده‌ی درست از این فرصت، دست‌کم در شمال  و شمال‌شرق، به معنای سرکوب و نابودی کامل طالبان است. اگر حرکت‌های مردمی درست مدیریت شده و در هم‌کاری با نیروهای امنیتی و دفاعی علیه طالبان استفاده شود، بیش‌تر سربازانی که از روی اجبار یا تبلیغات برای اهداف این گروه می‌جنگند، سلاح‌‌شان را بر زمین خواهند گذاشت؛ چون، این گروه در شمال، از اقوام ساکن در این منطقه سربازگیری کرده و این سربازان، در صورت مواجهه با خشم عمومی، توان مقابله با مردمی که رابطه‌ی هویتی و زبانی دارند را، ندارند.

    زمان آن رسیده که طالبان با نتیجه‌ی کارهای‌شان روبه‌رو شوند؛ به نتیجه‌ی کشتن هزاران نفر بی‌گناه طی بیش از دو دهه در افغانستان. مردم، آماده‌ی این تصفیه‌ی حساب با طالبان اند. اگر حرکت‌های مردمی به زودی مدیریت و وارد میدان جنگ نشود، در درازمدت، میدان جنگ از آن چه که هست، بدتر خواهد شد؛ چون، مردمی که سلاح برداشته و یا از سوی دولت دریافت کرده اند، باید توان و گلوله‌ی‌شان مقابل طالبان به مصرف برسد؛ در غیر این صورت، دوام‌دارشدن تنش‌های نظامی بین طالبان، مردم و دولت، زمینه‌ی سوءاستفاده را فراهم کرده و باعث هرج‌ومرج بیش‌تر می‌شود؛ وضعیتی که ممکن دولت و مردم را به جان هم بیندازد و امکان ورود طالبان در شهرها را فراهم کند.

    محمد گوهری

  • حکومت با مسلح سازی مردم به دنبال جنگ طلبی ست

    حکومت با مسلح سازی مردم به دنبال جنگ طلبی ست

    بسیج و مسلح شدن مردم چندین ولایت کشور علیه گروه طالبان بلاخره واکنش این گروه را برانگیخت.

    نعیم وردک، سخنگوی گروه طالبان در تویتری گفته است حکومت با مسلح سازی مردم جنگ‌طلبی می کند.

    این واکنش در حالی مطرح می شود که آقای وردک به طور دقیق مشخص نکرده چه کسانی جنگ طلب ند؟ انتخاب حکومت و مردم افغانستان صلح بود اما این طالبان بودند که مزاکرات را ترک کرده حملات تان را بیشتر و جنگ را انتخاب کردند.

    طالبان دروازه های کابل را دروازه جنت گفتند.

    به باور کارشناسان بسیج امروز مردم علیه طالبان نتیجه اعمال خودشان است. مردم سرانجام صبر و حوصله شان سر رفت و دست به سلاح بردند.

    طالبان بارها و بارها ندای حکومت و مردم افغانستان برای صلح و توقف برادر کشی را نشنیده گرفته اند و امروز باید با جنگ جواب دندان شکنی به آنها و اربابانشان داده شود.

  • بخت با طالبان نخواهد بود

    بخت با طالبان نخواهد بود

    طالبان در سال‌های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۴ بانام جنبش اسلامی طالبان و با شعار اجرای شریعت ظهور کردند. به زودی تا سال ۱۹۹۵ به پیروزی‌های نایل شد و تا سال ۱۹۹۶ موفق به تصرف کابل شدند. طالبان موفق به تصرف ۹۰ درصد خاک کشور شدند.

    طالبان با القاعده همسو شد به حیث یک تهدید بزرگ جهانی عمل کردند. برج‌های دوگانه امریکا هدف قرار گرفت و به زودی امریکا علیه این گروه وارد اقدام شده، تا سرانجام در سال ۲۰۰۱ امارت طالبانی سرنگون شد.

    دلیل اصلی پیروزی طالبان در آن وقت تداوم جنگ‌های تنظیمی و فقدان حکومت منظم و مقتدر بود. جنگ‌های داخلی فرصت را به طالبان داد و مردم نیز که خسته از جنگ بودند در نقش بی‌تفاوت عمل می‌کردند.

    رقابت میان تنظیم‌های سیاسی وقت سبب شده بود که هرکس برای برداشتن حزب رقیب راه را برای طالبان هموار کنند.

    مردم روزهای سخت و سیاه را در دوران طالبان سپری کردند. افغانستان عملا به زندان بزرگ برای مردم خصوصا زنان بدل شده بود.

    رابطه افغانستان با جهان قطع بود. تماس‌های تلفنی با پیش شماره های پاکستان وصل می‌شد و تنها سه کشور امارت را به رسمیت شناخته بود

    رفتار طالبان با مردم و نوع حکومت‌داری این گروه سبب نفرت مردم شده بود و به حیث یک خاطره تلخ در حافظه جمعی ثبت شده است.

    اکنون افغانستان پس از توافق بن به حیث کشور مستقل و شریک خوب جامعه جهانی عرض اندام کرده و طی بیش از بیست سال تغییرات عظیم در همه عرصه‌ها رونما شده است.

    مردم طی بیش از بیست سال با دست‌آوردهای مهم همراه شده است. افغانستان امروز با دوره عصر ظهور طالبان کاملا تفاوت دارد و به همین دلیل است که شانس موفقیت طالبان صفر خواهد بود. به رغم انتقادهای که علیه حکومت است، اما همه از کلیت نظام حمایت می‌کنند.

    مردم امروز پس از سال‌های طولانی دارای قانون اساسی، نظام، نهادها و ساختارهای مختلف شده اند. حفظ و توسعه این دست‌آوردها برای مردم مهم است.

    نیروهای امنیتی و دفاعی کشور یک سرمایه قوی و بزرگ برای دفاع از افغانستان و مردم است.

    وحدت ملی و خود آگاهی میان همه اقوام راز موفقیت امروز در برابر طالبان است.

    مردم طعم آزادی، دموکراسی و انتخابات را تجربه کرده اند هرگز اسیر نظام طالبانی نخواهند شد. باز گشت به گذشته را مردم هرگز قبول ندارد.

    همبستگی ملی، اجماع قشر سیاسی، خودآگاهی نسل جوان عامل موفقیت جمعی است. شاید برخی افراد ضعیف و سست عنصر اسیر فریب طالبان شوند و یا از روی ناخودآگاهی به صدای آنان بدل شود.

    دنیا با مردم افغانستان و در کنار حکومت و نیروهای امنیتی و دفاعی قرار دارند. طالبان حمایت مردم و جهان را باخود ندارند.

    نسل امروز در از آزمون بزرگ قرار دارند. همه باید نشان دهند که از این آزمون چگونه با سربلندی بیرون می‌شوند. حفظ نظام و حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی برای همه اولویت مهم است.

    جهان خصوصا منطقه خطر طالبان را درک کنند. بیست گروه تروریستی زیر چتر طالبان است. هرکدام برای منطقه و جهان تهدید است.

    جهان نباید نسبت به رفتار و نقض حقوق بشری از سوی طالبان بی تفاوت باشند. بازنگری در توافق نامه امریکا و طالبان، بسته شدن دفتر قطر و منع سفر برای رهبران طالبان مهم است.

    شاه حسین مرتضوی، مشاور ارشد رئیس جمهور غنی

  • سرور دانش: گروه طالبان در موج متلاطمی که خود خلق کرده غرق خواهد شد!

    سرور دانش: گروه طالبان در موج متلاطمی که خود خلق کرده غرق خواهد شد!

    در طول بیش از دو سال اخیر گروه طالبان و حامیان شان شعار صلح را مطرح کردند و در سایه این شعار و با کمک برخی از کشورهای دیگر، از مشروعیت نسبی بین المللی نیز برخوردار شدند. دولت افغانستان که بیش و پیش از طالبان صلح را یک ضرورت و نیاز ملی برای افغانستان می دانست از این شعار به خوبی استقبال کرد. اما گروه طالبان تا این لحظه با عملکرد خود به اثبات رسانده است که کمترین باور و ایمانی به صلح و همزیستی مسالمت آمیز ندارد و جز به حاکمیت انحصاری خود به هیچ چیزی تن نمی دهد و نمایندگان شان در مذاکرات دوحه هم صرف به صورت نمادین حضور دارند و تا کنون به هیچ نوع مذاکره مؤثر و معنادار حاضر نشده اند.

    روشنترین شاهد این مدعا تشدید خشونت ها و جنگ ها است. در حالی که امروز با خروج قوای خارجی از افغانستان هیچ توجیه مشروعی برای جنگ وجود ندارد و به همین جهت تمام علمای اسلام از پاکستان و عربستان گرفته تا اندونیزیا و مالیزیا جنگ طالبان را نامشروع اعلام کردند؛ اما طالبان و حامیان شان بدون هیچ نوع شرم و حیا، جنگ طلبی های خود را «فتح» نامیده و به طور واضح به ریش همه مدعیان و حامیان صلح و مخصوصا کسانی که با ذوق زدگی بسیار در کنفرانس ها و نشست های این کشور و آن کشور به ملاقات طالبان می شتافتند، می خندند و در تلاش هستند که بیشترین اراضی را هم در تصرف خود بگیرند.

    اما این یک خیال باطل است. گروه طالبان به اصطلاح فتوحات خود را از مناطق و سرزمین هایی شروع کرده که هیچ نوع زمینه پذیرش اجتماعی و فرهنگی در میان مردم آن مناطق ندارد. ولایات شمال و مناطق مرکزی افغانستان در دهه هفتاد نشان دادند که به هیچ صورت تسلیم زورگویی و انحصار طلبی طالبان نخواهند شد و به طالبان اجازه حاکمیت نخواهند داد. امروز دقیقا این گروه همان اشتباه دهه 70 خود را تکرار می کند اما سرانجام در گرداب موج متلاطمی که خود آفریده غرق خواهد شد و به زودی نیروهای دفاعی و امنیتی کشور درس دیگری را که تا ابد فراموش نشود به آنان خواهند داد.

    در کنار نیروهای دفاعی و امنیتی، خیزش های وسیع مردمی و مقاومت فراگیر ملی در چارچوب حاکمیت دولتی، برای دفاع از جمهوریت و برای سرکوب دشمنان نظام در حال شکل گیری است. در میان قوای سه گانه دولت و در بین سیاستمداران و احزاب سیاسی کشور، اجماع سیاسی به حد کافی نیز در دفاع از نظام و جمهوریت و مخالفت با امارت طالبانی وجود دارد و مردم افغانستان نیز از همه اقوام در 34 ولایت کشور، موقف متحد بر ضد طالبان دارند.

    مردم افغانستان در همه مناطق کشور همچنان که تا کنون حمایت بی دریغ خود از جمهوریت و پشتیبانی قاطع خود از نیروهای دفاعی و امنیتی را نشان داده اند، بعد از این نیز باید بدون هیچ گونه ترس و هراس، صفوف خود بر ضد دشمنان این سرزمین را فشرده تر و متحدتر بسازند و بدانند که اکنون فریبکاری ها و جنگ های روانی گروه طالبان برای همه دنیا آشکار شده است. این گروه نیز باید بداند که اگر صلح و راه حل سیاسی را نپذیرد، از طریق نظامی و تشدید جنگ به هیچ صورت به اهداف خود نمی رسد و مردم سرافراز افغانستان هرگز ذلت تسلیم شدن به استبداد و انحصار را نمی پذیرد.

  • دست کم 10 ولسوالی به دست طالبان سقوط کرده است

    دست کم 10 ولسوالی به دست طالبان سقوط کرده است

    در ادامه درگیری‌ها در افغانستان منابع محلی تصرف هشت ولسوالی در ولایت تخار و دو ولسوالی در ولایت‌های بلخ و سمنگان را تایید کرده‌اند.

    گروه طالبان هم می‌گوید کنترل ولسوالی دشت ارچی در ولایت قندوز و سه ولسوالی دیگر در ولایت جوزجان را هم به دست گرفته است.

    وزارت داخله می‌گوید تلفات طالبان سه برابر تلفات نیروهای دولت است.

    از طرف دیگر، رئیس جمهور افغاانستان، سرپرستهای جدیدی برای وزارتخانه های دفاع و امور داخله معرفی کرده است.

  • عنایت الله کمال والی فاریاب شد/دوستم موافقت نمود

    عنایت الله کمال والی فاریاب شد/دوستم موافقت نمود

    مقامات دولت تایید کردند عنایت‌الله کمال به حیث والی جدید فاریاب معرفی شده است.

    در مراسم معرفی والی جدید ولایت فاریاب مقاماتی از اداره ارگان‎ها محلی و اعضای حزب جنبش ملی به رهبری مارشال عبدالرشید دوستم حضور داشته است.

    حضور همزمان نمایندگان ارگان‎های محل و اعضای حزب جنبش در مراسم معرفی والی جدید به معنای پایان جنجال طولانی حزب جنبش با دولت افغانستان بر سر معرفی والی فاریاب است.

    نصرت الله ابراهیمی، رئیس دبیرخانه بخش جوانان حزب جنبش ملی به بی‌بی‌سی گفت عنایت الله کمال یکی از چهار گزینه‌ای بود که توسط مارشال دوستم برای انتصاب به عنوان والی فاریاب به ریاست جمهوری پیشنهاد شده بود.

    آقای ابراهیمی گفت والی جدید فاریاب با جغرافیای این ولایت آشنایی دارد و باشندگان شهر میمنه از تعیین او خشنود هستند.

    عنایت الله کمال قبلاً به عنوان معاون دادستانی کل افغانستان کار کرده است.

    پیش از این عبدالمقیم راسخ، معاون مالی و اداری ولایت فاریاب مسئولیت سرپرستی ولایت فاریاب را به عهده داشت.

    حدود یک ماه قبل، اختلاف حزب جنبش ملی افغانستان به رهبری مارشال عبدالرشید دوستم و دولت افغانستان بر سر تعیین والی جدید در فاریاب جنجال‌ساز شده بود.

    جنجال‌ها در فاریاب از زمانی آغاز شد که اداره ارگان‌های محلی در سوم ثور اعلام کرد که “محمد داوود لغمانی به عنوان والی جدید ولایت فاریاب تعیین شده است.”

    هواداران حزب جنبش ملی افغانستان با گماشتن آقای لغمانی به عنوان والی فاریاب به شدت مخالفت کردند.

    آنها پس از پخش خبرهایی مبنی بر معرفی محمد داوود لغمانی در ولایت فاریاب، دروازه ولایت را بستند و برای روزهای متمادی در خیابان‌های فاریاب تظاهرات کردند.

    داوود لغمانی در مقر لوای اول ارتش افغانستان در شمال آغاز به کار کرد و ده روز به عنوان والی فاریاب باقی ماند.

    معترضان در فاریاب خواهان انتخابی شدن کرسی‌های ولایت، شهرداری‌ها و ولسوالی‌ها بودند.

    آنها در نهمین روز تحصن‌شان در خیمه نزدیکی در ورودی ولایت فاریاب، صندوق انتخابات گذاشتند و به نامزدهای مورد نظرشان برای احراز کرسی ولایت رای دادند.

    در پایان این انتخابات، شرکت‌کنندگان این انتخابات نمادین صلاحیت گزینش والی را به مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی افغانستان واگذار کردند.

    آقای دوستم هم فهرست چهار گزینه‌ای را به ارگ ریاست جمهوری افغانستان پیشنهاد داد.

    اکنون منابع از حزب جنبش ملی می‎گویند عنایت الله کمال یکی از آن چهار گزینه مد نظر مارشال دوستم بوده است.

    خیمه تحصن مردم فاریاب تا امروز در مرکز این ولایت، در نزدیکی ساختمان ولایت فاریاب پابرجا بود.

    منابع گفتند این خیمه امروز پس از معرفی والی جدید از سطح شهر برداشته خواهد شد و معترضان اجازه خواهند داد که کارهای اداری در این ولایت به شکل نرمال ادامه یابد.

  • سربازان محاصره شده در ولسوالی اوبه از گرسنگی برگ  درخت می خورند

    سربازان محاصره شده در ولسوالی اوبه از گرسنگی برگ درخت می خورند

    اعضای خانواده سربازان محاصره شده در اوبه هرات، در مقابل ساختمان ولایت هرات، فریاد بلند کرده اند.

    بستگان سربازان محاصره شده در اوبه، با راه‌پیمایی خواستار اقدامات فوری برای رهایی این نیروها شده اند و ادعا دارند سربازانی که در محاصره طالبان مانده اند در نبود غذا، برگ درختان را می‌خورند.

    سقوط ولسوالی ها به دست طالبان و عدم حمایت و پشتیبانی لوجیستیکی از سربازان ارتش و پلیس که طی جنگ های شدید در محاصره طالبان قرار می گیرند، یکی از نگرانی های بزرگ این روزهای شهروندان کشور می باشد.

    حکومت اما در یکی بی تفاوتی محض انگار قصد اقدام ندارد.

  • کریم خلیلی: هزاره ها به گونه هدفمند نسل کشی می شوند

    کریم خلیلی: هزاره ها به گونه هدفمند نسل کشی می شوند

    محمدکریم خلیلی، رییس پیشین شورای عالی صلح کشور می‌گوید هزاره‌ها به گونۀ فاجعه‌باری در معرض کشتار و نسل‌کشی باندهای جنایت‌کار قرار دارند.

    آقای خلیلی امروز (یک‌شنبه، ۲۳ جوزا) در یک نشست خبری در کابل گفت جنگ جاری در کشور از همۀ گروه‌های قومی قربانی‌ می‌گیرد، اما هزاره‌ها به دلیل هویت قومی‌شان به گونۀ هدف‌مند مورد نسل‌کشی قرار دارند.

    رییس پیشین شورای عالی صلح علاوه می‌کند، رویدادهایی که نمونۀ عینی نسل‌کشی هزاره‌ها است در جریان بیست سال گذشته بارها مشاهده شده است. آقای خلیلی خاطرنشان می‌سازد هیچ قوم و گروهی متهم به نسل‌کشی هزاره‌ها نیست و باندهای جنایت‌کار پشت این برنامه قرار دارند.

    محمد کریم خلیلی از حکومت به ویژۀ از شخص رییس‌جمهور غنی می‌خواهد نسل‌کشی هزاره‌ها را به رسمیت بشناسد و در کارزار منع نسل‌کشی این گروه قومی که به تازگی به راه افتاده است، مشارکت کند.

    آقای خلیلی همچنان می‌گوید که تأمین امنیت شهروندان از مسوولیت‌های اصلی حکومت است و نهادهای امنیتی ضمن اتخاذ برنامه‌های موثری برای جلوگیری از تکرار حمله‌های هدف‌مند بر گروه قومی هزاره، مشخص کند که چه گروه‌ها و باندهای جنایت‌کاری پشت این حمله‌ها قرار دارند.

    رییس پیشین شورای عالی صلح هشدار می‌دهد، اگر حکومت به تأمین امنیت هزاره‌ها بی‌توجهی کند، این گروه قومی از حق مشروع خود دفاع خواهد کرد.

    این در حالی است که در ادامۀ کشتار هدف‌مند هزاره‌ها و پس از چندین حملۀ مرگ‌بار در غرب کابل که از هزاره‌ها به گونۀ هدف‌مند قربانی گرفت، کارزاری زیر نام «نسل‌کُشی هزاره‌ها را متوقف کنید» در شبکۀ اجتماعی تویتر به راه افتاده است. در ادامۀ این کارزار، اتحادیۀ اروپا و آلمان نیز از کشتار هدف‌مند هزاره‌ها در افغانستان یادآوری کرده خواستار توقف آن شده‌اند.

  • اگر طالبان تغییر کرده اند، حقوق زن در رهبری را به رسمیت بشناسند

    اگر طالبان تغییر کرده اند، حقوق زن در رهبری را به رسمیت بشناسند

    در این مطلب که برای صفحه ناظران بی بی سی فرستاده شده، نویسنده با بررسی حقوق زنان در رهبری جامعه بنا به دیدگاه‌های موافق و مخالف می‌گوید: اگر طالبان ادعا دارد که تغییر کرده و با ارزش‌های شهری کنار آمده، حق زن در رهبری جامعه را به رسمیت بشناسد. نویسنده معتقد است “طرف‌های مقابل، حکومت افغانستان و جامعه جهانی، به هیچ صورت در این زمینه کوتاه نیایند.”

    مردم افغانستان از جنگ خسته‌اند و می‌خواهند هر چه زودتر به صلحی فراگیر ‌و پایدار برسند. به نظر می‌رسد که جامعه جهانی نیز در این زمینه با افغان‌ها همداستان، و از تداوم جنگ خسته است و می‌کوشد به هر صورت راهی به پایان این جنگ پیدا شود.

    اما پرسش اساسی این است که نظام پس از صلح از چه ویژگی‌هایی برخوردار خواهد بود و حقوق اساسی شهروندان، خصوصا زنان، چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد.

    وقتی سخن از حقوق زن به میان می‌آید، یکی از حقوق مهم وی مساوی بودن با مرد در عرصه سیاسی و اجتماعی است که به وی فرصت بدهد تا در رهبری جامعه، مثلا در سطح وزیر یا رئیس جمهور، ایفای وظیفه کند. همچنان که حق دارد انتخاب کند، حق داشته باشد به این مناصب انتخاب شود.

    موضوع رهبری زن در سطح بلند، که در زبان فقه به آن ولایت عامه می‌گفتند، از دیرباز در میان مسلمانان موضوعی مناقشه برانگیز بوده و مخالفان و موافقان خود را داشته است. در گذشته، یعنی پیش از عصر مدرن، عمده‌ی مناقشات در چارچوب درون‌دینی جریان داشت و استدلال هر دو طرف به نصوصی بود که در این زمینه وجود داشت، یا استنباطاتی که از برخی نصوص در این زمینه می‌توانست صورت بگیرد.

    از نظر یک بخش از گروهی که خوارج خوانده می‌شدند رهبری زن حتی در سطح خلافت مانعی نداشت، تا جایی که پس از کشته شدن شبیبه بن یزید شیبانی مادرش غزاله را به رهبری برداشتند. خوارج با آن که در تاریخ اسلام به نظرات تندورانه شان شهرت دارند، اما در مواردی که معطوف به عدالت اجتماعی بود نظرات‌شان از بقیه فرقه‌های مسلمان پیشرفته‌تر بود. شماری از پژوهشگران معتقدند که گروه خوارج در نظرات سیاسی و اجتماعی شان تحت تاثیر جنبش مزدکی قرار داشتند که در اواخر دوران ساسانی ظهور کرد، و خواهان حقوق برابر برای همه شهروندان بود. اما بیشتر فرقه‌های اسلامی مذکر بودن را شرطی اساسی برای خلافت می‌دانستند. مهمترین دلایل این عده پاره‌ای از آیات قرآن، و احادیث منسوب به پیامبر اسلام است.

    از آیات قرآنی مورد نظر این گروه یکی این آیه است: “الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض وبما أنفقوا من أموالهم” (سوره نساء، آیه ۳۴) یعنی مردان از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است، و از آن جهت که از مال خود نفقه می‌کنند بر زنان تسلط دارند. و دوم این آیه: “وقرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الأولی” (سوره أحزاب، آیه ۳۳) یعنی در خانه‌های تان با سنگینی بمانید و مانند دوران جاهلیت خودنمایی نکنید. از احادیث منسوب به پیامبر اسلام که فراوان مورد استدلال قرار گرفته این روایت است: “لن یفلح قوم ولوا أمرهم امرأة” (صحیح بخاری) یعنی هرگز رستگار نخواهند شد مردمی که کارشان را به زنی بسپارند.

    اما در مقابل این گروه، شماری دیگر از دانشمندان مسلمان معتقدند که رهبری زن در جامعه اسلامی مانع شرعی ندارد و دلایل گروه پیشین را مردود شمرده‌اند. در مورد آیه نخست که تسلط مرد را بیان کرده است، گفته‌اند چنانکه سیاق آیه نشان می‌دهد، ناظر به شرایط خانوادگی و خرج و مصرف خانه است، و این موضوع با ریاست جمهوری و خلافت و مانند این‌ها تفاوت اساسی دارد و هر کدام تابع منطق خاصی است. به ویژه که آیه اشاره کرده است به نفقه کردن مرد بر زن، حال آن‌که این امر پدیده‌ای دایمی نیست و با تغییر شرایط اجتماعی زنان می‌توانند خودشان کار کنند و استقلال مالی داشته باشند و در نتیجه “قوامیت” شان مبنای خود را از دست می‌دهد.

    در مورد آیه دوم گفته‌اند که مخصوص زنان پیامبر اسلام است، و چنانکه از سیاق آیه دانسته می‌شود، سخن بر سر خودداری از خودنمایی و رفتارهای سبُکی است که زن را به مثابه کالای جنسی معرفی می‌کند و به این معنا نیست که از مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی خود دست بکشند. از نظر این عده از اهل علم، حدیثی که در باره رستگار نشدن مردم با رهبری زن است، ناظر به وضعیت خاص امپراطوری ساسانی در دوران فروپاشی آن است نه به مثابه حکمی کلی و جهانشمول. از نظر این عده، این که زن می تواند در مقام رهبری عمومی جامعه نیز کارکردی موفق داشته باشد و سبب رستگاری مردمش بشود حکایتی است که قرآن از ملکه سبا در زمان سلیمان پیغمبر آورده و نشان می‌دهد که تصمیم درست یک زن در یک مقطع دشوار تاریخی چگونه سبب رستگاری و نجات کشورش از تباهی و مردمش از ذلت و خواری گردید.

    علاوه بر آن، احادیث دیگری از پیامبر اسلام نشان می‌دهد که زنان و مردان مساوی هستند مانند: “النساء شقائق الرجال” (سنن ترمذی) یعنی زنان نیمه وجود مردان و هم‌تراز آنان هستند.

    شیخ محمد غزالی مصری، از دانشمندان معاصر که طرفدار نظریه دوم است، می‌گوید: “من از تبلیغات‌چی‌های سپردن مناصب علیا به زنان نیستم بلکه طرفدار تفسیر روایت‌ها در پرتو واقعیت‌ها هستم. انگلستان دوران طلایی خود را در زمان ملکه ویکتوریا تجربه کرد، و در دوران متأخر نخست وزیری مانند مارگارت تاچر داشت که اوج شکوفایی اقتصادی و ثبات سیاسی را برای آن کشور به همراه آورد، چنانکه اندیرا گاندی برای کشورش سبب پیروزی، ولی مارشال یحیی خان در پاکستان سبب ناکامی و سرافکندگی شد. در این جا کدام یک مانع رستگاری برای مردمش شده است رهبری یک زن یا یک مرد؟ اساسا بحث، بحث ذکورت و انوثت نیست، بلکه بحث اخلاق، موهبت و استعداد شخصی انسان هاست.”

    اگر از رهبری زن در سطح خلافت و ریاست جمهوری بگذریم، نوبت به صدارت عظمی، وزارت و استانداری می‌رسد که شمار بیش‌تری از فقها با سپردن این مناصب به زن موافقند. (مصطفی سباعی، المرأة بین الفقه والقانون) شماری از آنان به این امر استدلال کرده‌اند که فقهایی مانند امام ابوحنیفه به سپردن منصب قضا که، با توجه به نقش مستقل قوه قضائیه، منصب مهمی است به زنان موافق بوده‌اند، و با قیاس به آن سپردن مناصبی که در اصطلاح فقه به آن‌ها ولایت تنفیذی یا ولایت تفویضی گفته می‌شود، و معادل صدارت عظمی و وزارت است، به طریق اولی جواز دارد.

    آنان استدلال کرده‌اند که در زمان خلیفه دوم، زنی به نام شفا بنت عبدالله که زنی باسواد بود، در مقام مسئولیت “حسبه” یا بازرسی عمومی قرار گرفته بود. موضع رسمی الازهر مصر، به مثابه بزرگترین نهاد مذهبی جهان اسلام، نیز بدین گونه بر زبان دکتر احمد الطیب، شیخ الازهر بیان شده است: “در کنفرانس جهانی برای تجدید اندیشه اسلامی، علما اتفاق نظر خود را بر این نشان دادند که برای زن از نظر شرعی روا است که وظایف مناسب حال خود را به عهده بگیرد از جمله وظایف بلند دولتی و وظایف قضا و فتوا. مصادره این حقوق یا مشکل‌تراشی در برابر آن از سوی کسانی که نشستن زن را در جایگاه برابر با خود ناخوشایند دانسته و مانعی در برابر دست یافتن وی به حقوق شرعی و قانونی‌اش ایجاد می‌کنند، گناه کبیره است و عواقب اخروی در پی دارد.” (وبسایت الیوم السابع، ۷ می ۲۰۲) این دیدگاه، به ویژه، اعتبار بیشتری پیدا می‌کند اگر نقش زنان موفق در این عصر را در نظر بگیریم که به خوبی از عهده رهبری جوامع خود برآمده اند مانند خانم انگلا مرکل در آلمان و خانم جاسیندا آردرن در نیوزیلند و شماری دیگر.

    اگر چه رهبری زن اختصاصی به عصر حاضر ندارد و در تاریخ تمدن‌های بشری زنانی بوده‌اند که در مقام پادشاه یا فرمانده قرار داشته‌اند، و حتی در صدر اسلام نیز چنین تجربه‌ای رخ داده است که بزرگان صحابه رهبری عایشه، همسر پیامبر اسلام، را در حادثه جمل در زمان خلیفه چهارم پذیرفتند. اما روی‌هم رفته تبعیض در میان مرد و زن در گذشته یک امر پارادیمی بود و موارد یاد شده از استثنائات به شمار می‌رود. اما عصر جدید که انسان‌گرایی (اومانیسم) یکی از ویژگی‌های عمده به حساب می‌رود، حقوق برابر انسان‌ها را فارغ از جنسیت به میان کشید و به زن حق داد که مانند مرد در نقش‌های مختلف علمی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و اقتصادی قرار بگیرد، و این وضعیت تقریبا به مدلی جهانشمول تبدیل شد. این یک تغییر پارادایمی کلان بود که به این حجم و وسعت در تاریخ بشر اتفاق نیفتاده بود. در اثر این تحول، زنان در جامعه اسلامی نیز تبعیض نهادینه بر ضد خود را به پرسش گرفتند و آن دسته از قرائت‌های دینی را که مبتنی بر چنین تبعیضی است به شدت مورد انتقاد قرار دادند.

    ضرورت بازنگری در سنت و در قرائت‌های سنتی و بنیادگرا از دین مورد توجه قرار گرفت، به ویژه از سوی کسانی که حذف نیمی از پیکره جامعه را سبب تضعیف آن نیمه دیگر و در نتیجه سبب ناکامی و عقب‌ماندگی تمام جامعه می‌دانستند. بسیاری از روشنفکران، احزاب و نهادهای مدنی، شمار وسیعی از خانواده‌های شهری و حتی شماری از اندیشمندان دینی به تغییر این وضعیت فراخواندند، و امروزه نگاه تبعیض‌آمیز به زن، از منظر دینی، هرچند هنوز تا حد چشمگیری پابرجاست، اما اکنون با چالش‌های مهمی رو به رو است، و هر چه بر میزان سواد و دانایی شهروندان افزوده می‌شود این چالش‌ها عمق و گستره افزون‌تری پیدا می‌کنند.

    اکنون، در چنین بستری، قرائت طالبانی از دین و به ویژه نگاه زن‌ستیزانه‌ این گروه به زن موجب برانگیخته شدن نگرانی‌های عمیقی در برخی از لایه‌های اجتماعی افغانستان، و همزمان در بخش وسیعی از جهان می‌شود. اهمیت این موضوع وقتی بیشتر می‌شود که می‌بینیم قانون اساسی کنونی افغانستان، طبق ماده شصت و دوم، به زنان حق می‌دهد تا نامزد پست ریاست جمهوری شوند، و این برای کشوری مانند افغانستان دستاورد چشمگیر و بی‌سابقه‌ای است.

    اگر طالبان ادعا دارند که نسبت به زمان حاکمیت‌شان تغییر کرده و با ارزش‌های شهری کنار آمده و از تفسیر متحجرانه از دین فاصله گرفته‌اند، بهترین و مهم‌ترین آزمون برای راستی‌‌آزمایی این است که حق زن در رهبری جامعه را به رسمیت بشناسند، و طرف‌های مقابل، حکومت افغانستان و جامعه جهانی، به هیچ صورت در این زمینه کوتاه نیایند.

    اگر طالبان به شریعت اسلامی استناد می‌کنند، در پاسخ به آنان می‌توان گفت مخالفت با رهبری زن حکم قطعی شریعت نیست، و نظراتی از دیرباز وجود داشته است که آن را تجویز می‌کرده است. افزون برآن، نظراتی که با آن مخالفت داشته است محصول شرایط و مناسبات تاریخی خاصی بوده است که در دنیای امروز وجود ندارد، و برای عصر حاضر باید نظراتی از سنت فقهی را برگزید که با نیازمندی‌های کنونی جوامع مسلمان هم‌خوانی دارد و به رشد و پیشرفت این جوامع کمک می‌رساند، نه دیدگاه‌هایی که سبب فلج شدن جامعه، نهادینه شدن تبعیض و پس ماندن از سیر زمان می‌گردد.

    نظرات هیچ فقیهی مقدس نیست، و نمی‌توان حقوق مسلم انسان‌ها را قربانی دیدگاه‌هایی کرد که با صاحبان خود دفن شده و به تاریخ پیوسته‌اند.

  • محقق: عاملان رویدادهای تروریستی با رشوت یا بخشش حکومت آزاد می شوند

    محقق: عاملان رویدادهای تروریستی با رشوت یا بخشش حکومت آزاد می شوند

    محمد محقق، مشاور ارشد رئیس‌جمهور در امور امنیتی و سیاسی می‌گوید عاملان بیشتر رویدادهای تروریستی به جان غیرنظامیان توسط رشوت و یا بخشش حکومت از زندان رها می‌شوند.

    آقای محقق که امروز (چهارشنبه، ۱۲ جوزا) در مراسم گرامی‌داشت از چهارمین سال‌گرد جان باختن محمدسالم ایزدیار، فرزند محمدعلم ایزدیار، معاون نخست مجلس سنا صحبت می‌کرد، گفت غیرنظامیان را کسانی می‌کشند که اگر بازداشت هم شوند، فردا توسط رشوه و یا بخشش حکومت از بند رها می‌شوند.

    وی علاوه کرد همین حالا نیز هزاران عامل رویدادهای تروریستی بدون مجازات از بند دولت رها می‌شوند. او با اشاره به گروه طالبان گفت این گروه آزادی هزاران عامل رویدادهای تروریستی را از حکومت می‌خواهند.

    او همچنان افزود کشورهای خارجی نیز بارها خواست‌های مشابهی را با حکومت مطرح کرده‌اند.

    مشاور امنیتی و سیاسی رئیس‌جمهور از حکومت خواست برای مرهم بخشیدن به دردهای شهروندان کشور از هیچ تلاشی دریغ نکند و به وضع خانواده‌های قربانیان حوادث تروریستی رسیدگی جدی نماید.

    آقای محقق به گونه انتقادی گفت حکومت تاکنون برای رسیدگی به وضع خانواده‌های قربانیان رویدادهای تروریستی بسیار سطحی اقدام کرده و در حد ابراز همدردی در شبکه‌های اجتماعی بوده است.

    وی در عین حال خواستار شناسایی و مجازات عاملان رویدادهای تروریستی، به ویژه عاملان حمله بر مکتب سیدالشهدا، واقع در ناحیه سیزدهم و انفجارهای شب گذشته شهر کابل شد.

    این در حال است که در آخرین رویداد تروریستی بر جان غیرنظامیان، شب گذشته دو انفجار در ناحیه سوم شهر کابل بر دو موتر کاستر مسافربری صورت گرفت که در نتیجه، ۱۰ تن جان باختند و بیش از ۱۲ تن دیگر زخمی شدند.

    در همین حال امرالله صالح، معاون نخست رئیس‌جمهور گفته است که دادگاه عالی حکم اعدام چند تن از عاملان رویدادهای تروریستی بر جان غیرنظامیان را صادر کرده است.

    از سوی‌هم آقای محقق در مورد صلح گفت که در داخل و خارج کشور حرف از صلح و وحدت زده می‌شود، اما در عمل برای جنگ و تفرقه  آمادگی گرفته می‌شود.

    او در پایان تاکید کرد که دموکراسی، آزادی و آزادی بیان تاهنوز مفهوم واقعی خود را در کشور پیدا نکرده، اما بازهم می‌گویم که یک دموکراسی ناقص از دیکتاتوری کرده بهتر است.

  • اعضای هیات مذاکره کننده حکومت عازم قطر شدند

    اعضای هیات مذاکره کننده حکومت عازم قطر شدند

     شماری از اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت روز سه‌شنبه، یازدهم جوزا، کابل را به مقصد دوحه ترک کردند.

    فوزیه کوفی، عضو هیأت مذاکره‌کننده دولت، در توییتی نوشت در راه قطر است.

    کوفی ابراز امیدواری کرده است مذاکره معنادار آغاز شود و این مذاکرات به ختم خون‌ریزی و رنج مردم افغانستان منتج شود.

    این عضو هیأت مذاکره‌کننده دولت تأکید کرده است به اراده و صداقت بیش‌تر در مذاکرات نیاز است؛ زیرا مذاکرات پیش‌رو برای مردم افغانستان و منطقه حیاتی است.

    وزارت دولت در امور صلح روز گذشته اعلام کرد که شماری از اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت روز سه‌شنبه به دوحه می‌روند.

  • اسپانتا: صلح با تضرغ به دست نمی آید

    اسپانتا: صلح با تضرغ به دست نمی آید

    رنگین دادفر اسپنتا؛ مشاور سابق امنیت ملی می‌گوید به تغییر ادبیات «صلح و جنگ» در شرایط کنونی نیاز است و با ادبیات تسلیم و تضرع صلح تأمین نمی‌شود.

    اسپنتا که روز دوشنبه، دهم جوزا، در نشستی زیر نام «هم اندیشی صلح کابل» صحبت می‌کرد، تأکید کرد تجربه‌های صلح طلبی و توافق‌های صلح در جهان نشان می‌دهد که با ادبیات «تسلیم و تضرع» نمی‌شود به صلح رسید.

    رنگین دادفر اسپنتا افزود هر نوع مداراجویی در این شرایط آغاز تسلیمی است و اشاعه ادبیات تسلیم، خطرناک، روحیه‌شکن و آغاز پایان دولت جمهوری است.

    به گفته او، در حال حاضر تغییر گفتمان غالب صلح و جنگ به طالبان سپرده شده است و حکومت انفعالی عمل می‌کند و موضع منفعل داشتن، ادبیات و موضع یک گروه در حال عقب‌نشینی و فراری است. او افزود که در چنین حالتی نمی‌شود به جز «اوراد تسلیم» سرود دیگری را زمرمه کرد.

    مشاور اسبق امنیت ملی تأکید کرد که طالبان با بیان این که با حکومت مذاکره نمی‌کنند، در حقیقت دست‌آوردهای ۲۰ ساله کشور را نفی می‌کنند. به گفته او، طالبان جنگ‌جویان خود را برای محافظت پایگاه‌های به اصطلاح خودشان «صلیبون» فرستاده‌اند، اما نیروهای امنیتی را قتل عام می‌کنند.

    رنگین دادفر اسپنتا تصریح کرد که این نوع سیاست به معنای غیررسمی‌سازی و دولت‌زدایی حقوقی و سیاسی است که تمام دست‌آوردهای مردم افغانستان را زیر سوال می‌برد.

    او گفت، وقتی که روی موانع صلح صحبت می‌شود، باید به صراحت اعلام کرد که گروه‌های جنگ‌افروز و کسانی که نیروهای امنیتی را می‌کشند، مانع اصلی صلح هستند.

    اسپنتا می‌گوید که درخواست قطع جنگ از سوی نیروهای امنیتی که از مردم دفاع می‌کنند، درست نیست. به گفته او، جنگ در افغانستان بر مردم تحمیل شده است.

    او تأکید کرد که صف جمهوریت باید یک دست و متحد شود تا بتواند پیام واحد را از جانب مردم ارائه کند و به این ترتیب محتوا و شکل مذاکرات را تعیین کند.

    رنگین دادفر اسپنتا در این نشست از روند صلح افغانستان انتقاد کرد و گفت که مذاکرات امریکا با طالبان به «غلط» به روند صلح معروف شد که روند «ناقص و مصدوم» بود.

    او رهبران دولت و سیاسیون را مورد انتقاد قرار داد که به طرح امریکا خوش‌بین بودند و به جای اعتراض به این برنامه سیاست تسلیم‌پذیری را پیشه‌ کردند.

    اسپنتا می‌گوید که رهبری دولت افغانستان با سیاست‌های اشتباه‌آمیز سبب جدایی مردم و حکومت شده است. به گفته او، افتراق قومی، گرایش‌های افراطی و انحصار در اعمال قدرت، سبب محصور و محدود شدن قدرت شده است.

    او توضیح داد که در این حالت نهادها کارایی خود را از دست می‌دهد و حکومت از ارائه خدمات عامه عاجز می‌ماند.

    به گفته اسپنتا، تبلیغ روایت دولت و طالبان در این شرایط مورد قبول مردم قرار نمی‌گیرد و در بهترین حالت مردم بی‌تفاوتی اختیار می‌کنند که برای جمهوری ویران‌گر است.

    اسپنتا گفت که مردم قدرت خود را در حکومت نمی‌بینند و هر روز اقتدار، غیررسمی، غیر دولتی و خصوصی‌سازی می‌شود، اما قربانی‌ها تعمیم می‌شود.

    در این نشست سایر سخنرانان نیز درباره روند صلح صحبت کردند. این نشست از سوی حزب ملت افغانستان تنظیم و برنامه‌ریزی شده بود.

  • اعتراضات در شمال وارد هشتمین روز خود شد/پاپوش برای دوستم یا تلاش برای سقوط شمال

    اعتراضات در شمال وارد هشتمین روز خود شد/پاپوش برای دوستم یا تلاش برای سقوط شمال

    معترضان در فاریاب، در هشتمین‌روز اعتراضات‌شان، با پوشیدن پارچه‌های سفیدی که روی آن «یا رهبر یا کفن» نوشته است به خیابان‌ها ریختند و برای داوود لغمانی –والی تازه‌معرفی‌شده از سوی ارگ- خط و نشان کشیدند که سه روز فرصت دارد، فاریاب را ترک کند. آن‌ها، هشدار دادند که در صورت عدم تمکین دولت به خواست‌شان، در این ولایت دولت فدرالی اعلام خواهند کرد.
    اعتراض، حق مدنی شهروندان در نظام‌های دموکراتیک است و هر گاه مردم احساس کنند دولت یا گروهی، حق آن‌ها را نادیده می‌گیرد، می‌توانند دست به اعتراض بزنند؛ اعتراضی مدنی و بدون راه‌اندازی خشونت. اعتراضات در فارایاب اما، مسلحانه است و مردم با سلاح‌های مختلف به خیابان‌ها می‌آیند و به دولت هشدار می‌دهند که در صورت عدم تمکین به خواست‌های آنان، آماده اند مقابل دولت و جابه‌جایی والی‌ای که وظیفه‌اش را در پایگاه ارتش در این ولایت آغاز کرده، ایستادگی کنند. دلیل برداشتن سلاح از سوی معترضان، عدم توجه دولت به خواست‌های ‌شان است.
    مارشال دوستم که نقطه‌ی مرکزی اعتراضات است و مردم با شعاردادن نام او به خیابان‌ها می‌آیند، از هوادارانش خواسته که مانع ورود والی معرفی‌شده از سوی ارگ به مقر ولایت شوند و فرمان داده که می‌توانند دست به هر نوع خشونتی بزنند تا خواست‌شان را بر دولت بقبولانند. معترضان در این ولایت، دروازه‌های دانشگاه و ریاست معارف را بسته اند.
    با توجه به شرایط پیش‌آمده که نیروهای ناتو در حال ترک افغانستان هستند، طالبان حمله‌های‌شان را افزایش داده اند و احتمال جنگ داخلی نیز زنگ خطری است که شهروندان و دولت صدای آن را می‌شنوند، اعتراضات مسلحانه در ولایت‌ فاریاب و برخی ولایت‌های دیگر و پافشاری دولت بر خواسته‌ی خودش که خلاف خواسته‌ی مردم است، شک ‌و تردیدهایی را به میان آورده است که شماره‌وار در این نوشته به آن اشاره خواهم کرد.
    ۱: برخی از کاربران در شبکه‌های اجتماعی، با استناد به دیدار خلیل‌زاد و مارشال دوستم در اوزبیکستان، می‌گویند که اعتراضات در شمال و به خصوص فاریاب، ربط مستقیمی با این دیدار دارد. به باور آن‌ها، خلیل‌زاد که به دنبال قبولاندن خواست‌های امریکا بر غنی است، از دوستم خواسته تا کنترل دولت را در شمال به چالش بکشد و با زیر فشار قراردادن دولت، آن را وادار به قبول‌کردن خواست‌های امریکا کند. اگر این احتمال درست باشد، آن‌چه در شمال در حال اتفاق است، نه تنها که به نفع مردم و دولت نیست؛ بلکه سماجت هر دو طرف و تأکید بر آن‌چه که می‌خواهند، باعث خواهد شد طالبان به خواست‌های شان در میز مذاکره و میدان نظامی دست یابند.
    ۲: احتمال دوم، تردیدهایی است که در مورد سقوط شمال به دست طالبان مطرح می‌شود. بر اساس این احتمال، دولت می‌خواهد با اصرار بر معرفی داوود لغمانی در فاریاب، اعتراضات مردمی را شدت بخشیده و منجر به صف‌بندی گروه‌های قومی و حزبی در شمال شود. حمایت حزب جمعیت و برخی از فرماندهان اوزبیک از تصمیم حکومت مبنی بر معرفی داوود لغمانی و اصرار هوادارن جنبش بر خروج آن از فاریاب، به صورت سیستماتیک زمینه‌ی جنگ قومی و حزبی در شمال را ریخته است و کافی است یک طرف گلوله‌ای شلیک کند تا این سناریو به واقعیت تبدیل شود. با توجه به امتیازهایی که تا هنوز دولت به طالبان داده و در روزهای اخیر، زیر نام «عقب‌نشینی تکتیکی»، یکی‌یکی ولسوالی‌هایی را در ولایت‌های مختلف به طالبان واگذار می‌کند، دور از احتمال نیست؛ چون، یکی از تحلیل‌ها این است که اگر غنی روزی مجبور شود قدرت را با افراد یا گروه‌هایی تقسیم کند، ترجیح می‌دهد که با طالبان تقسیم کند تا رهبران گروه‌های قومی و سیاسی دیگر. این برداشت نیز، با توجه به سیاست‌های قومی دولت، احتمالی است قابل انتظار.
    ۳: احتمال سوم، پاپوش‌ساختن برای مارشال دوستم است. بنا بر این احتمال، دولت تلاش می‌کند با پافشاری بر معرفی داوود لغمانی، جنگ را توسط معترضان احساساتی دوستم کلید بزند و بهانه‌ای پیدا کند که هم مردم را سرکوب کند و هم برای مارشال دوستم دوسیه‌سازی کند تا شاید بتواند او را بازداشت و یا از قدرت کنار بزند. این احتمال، با توجه به اقدام چند سال پیش دولت علیه دوستم که منجر به فرار دوستم برای مدت طولانی به ترکیه شد، بعدی از وضعیت است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. بر حسب این سناریو، کافی است نیروهای امنیتی برای انتقال داوود لغمانی از قرارگاه ارتش به مقر ولایت اقدام کنند تا جنگ تمام‌عیاری را بین نیروهای امنیتی و مردم کلید بزنند. در صورت درگیری بین مردم و نیروهای امنیتی، ملامتی به گردن مردم می‌افتد و مارشال دوستم که در رأس این اعتراضات جاخوش کرده است، با دوسیه‌سازی و از قدرت به دور رانده خواهد شد.
    ۴: احتمال چهارم اما؛ تأکید و لجاجت رییس‌جمهور غنی بر معرفی داوود لغمانی است که می‌تواند به لجاجت بیش‌تر شهروندان انجامیده و زمینه‌ی سقوط شمال را به دست دوستم فراهم کند. این احتمال، دولت را از هر گونه تصیم پشت پرده برائت می‌دهد؛ جز لجاجت و عدم تمکین به خواست‌های مردم که ممکن است خسارت‌هایی را متوجه دولت کند. در آخرین روزهای حکومت نجیب، چنین سناریویی در شمال اجرا شد که اعتراض دوستم و دیگر گروه‌های قومی-سیاسی را به دنبال داشت و به جدایی دوستم از دولت نجیب انجامید. جدایی‌ای که تجهیزات نظامی سبک‌وسنگینی را در اختیار دوستم قرار داد و او، با توافق با شورای نظار، توانست شمال و سپس کابل را سقوط بدهد.
    اگر احتمال چهارم درست باشد، پافشاری دولت بر معرفی داوود لغمانی، سنگی است که خود دولت به هوا انداخته و دور خودش می‌چرخد که چه وقت به فرقش پایین می‌آید. هر چند، تفاوت زیادی میان قدرت امروز و دیروز دوستم وجود دارد؛ اما اگر تنش‌ها و اعتراضات افزایش پیدا کند و به خشونت‌های خیابانی کشیده شود، ممکن است این تنها کارت برنده‌ی دولت نیز باطل شود؛ چون، دولت خودش دست به تولید این آشوب برده است. موقعیت به‌وجودآمده، بیش‌تر از هر چیزی، نیاز به ازخودگذری دارد؛ اما چنان چه که مشخص است، سیاست خصوصا در افغانستان، پدر و مادر ندارد و هیچ کسی، حاضر نیست اندکی از خواستش پایین بیاید. در شرایطی که باید هم انرژی دولت و گروه‌های سیاسی و قومی دیگر، مقابل طالب به مصرف برسد و فشار بر این گروه را افزایش دهد، خلق این تنش‌ها از سوی دولت که می‌تواند با معرفی والی دیگری مطابق خواست مردم، آن را خاموش کند، به قوت‌گرفتن بیش‌تر طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی انجامیده و امتیازهای این گروه در میز مذاکره و میدان نبرد را افزایش می‌دهد.

    زاهد مصطفی

  • رحمانی: مشکل فاریاب باید از طریق گفت و گو حل شود

    رحمانی: مشکل فاریاب باید از طریق گفت و گو حل شود

    میر رحمان رحمانی، رییس مجلس نمایندگان کشور در دیدار با نمایندگان، بزرگان و متفذین فاریاب بر حل مشکل پیش آمده بر سر معرفی والی جدید برای این ولایت از طریق تفاهم و گفتگو تاکید کرد.

    این دیدار شب گذشته (چهارشنبه شب، ۲۹ ثور) در منزل آقای رحمانی انجام شد و بزرگان فاریاب در این دیدار خواستار همکاری آقای رحمانی در این زمینه شدند.

    نمایندگان حاضر در این نشست، به نمایندگی از مردم فاریاب مشکل پیش آمده میان حکومت و مردم فاریاب، در ارتباط با معرفی والی جدید آن ولایت را با رئیس پارلمان در میان گذاشته خواهان همکاری و حسن نیت ایشان در حل مشکل پیش آمده شدند.

    آقای رحمانی با تاکید بر اینکه وضعیت حاکم بیشتر از هر زمان دیگر به وحدت، اتحاد و همدلی عمومی نیاز دارد، گفت که وی در پیوند به حل این مشکل، با رئیس جمهور و دیگر مقامات حکومت دیدار کرده و بر پایان این معضل بر بنیاد خواست و اراده مردم از راه تفاهم و گفتگو اسرار خواهد کرد.

  • اعتراض مجلس به اکرامیه پرداختی به خانواده های قربانیان مکتب سید الشهدا/ تبعیض حکومت آشکار است

    اعتراض مجلس به اکرامیه پرداختی به خانواده های قربانیان مکتب سید الشهدا/ تبعیض حکومت آشکار است

    شماری از اعضای مجلس نمایندگان، می‌گویند پرداخت‌ ۵۰ هزار افغانی به عنوان اکرامیه به خانواده‌های جان‌باختگان حادثه‌ی مکتب سیدالهشدا در غرب کابل، تعبیض آشکار حکومت نسبت به خانواده‌های قربانیان این رویداد است.

    بر اساس گفته‌های نمایندگان مجلس، پیش از این برای خانواده‌های جان‌باختگان رویدادهای تروریستی، ۱۰۰هزار افغانی و برای زخمیان، مبلغ ۵۰ هزار افغانی  اکرامیه داده می‌شد.

    علی‌اکبر جمشیدی، نماینده‌ی دایکندی در مجلس نمایندگان، در نشست عمومی روز چهارشنبه (۲۹ ثور)، این مجلس، گفت این بار، معاونیت نخست ریاست‌جمهوری برای بازماندگان رویداد روز شنبه (۱۸ثور)، در دشت برچی، ۵۰ هزار افغانی و برای هر زخمی مبلغ ۲۰ هزار افغانی پرداخت کرده است.

    این در حالی است که به‌ گفته‌ی آقای جمشیدی، پیش از این در هر رویداد تروریستی، یک اصل بود که اداره‌ی امور ریاست‌جمهوری برای خانواده‌ی هر یکی از جان‌باختگان، ۱۰۰ هزار افغانی پرداخت می‌کرد.

    میر رحمان رحمانی، رییس مجلس نمایندگان نیز این کار حکومت و معاونیت نخست ریاست‌جمهوری را تبعیض آشکار با خانواده‌های قربانیان رویدادهای تروریستی خواند و به کمیسیون امور شهدا و معلوان این مجلس، دستور داد که این موضوع را به گونه‌ی جدی پیگیری کند و نتایج آن را با مجلس شریک سازد.

    چند روز پیش، رییس دفتر معاون نخست ریاست‌جمهوری، فهرستی را منتشر کرد که بر اساس آن، برای خانواده‌های  بیش از ۶۰ جان باخته‌ی این رویداد، ۵۰ هزار افغانی اختصاص یافته است.

    گفتنی است که پس از چاشت روز شنبه (۱۸ ثور)، ابتدا یک موتر بمب‌گذاری‌شده، در نزدیکی مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب کابل منفجر شد و پس از آن، دو ماین جاسازی‌شده نیز در همین ساحه منفجر شد. این رویداد هنگام رخصتی دانش‌آموزان از مکتب رخ داد و بیش‌تر ‏قربانیان آن نیز ‌‏کودکان دانش‌آموز بودند‎.‎

    بر اساس آخرین آمارها، در این رویداد نزدیک به ۹۰ نفر جان باختند و بیش از ۱۵۰ نفر دیگر نیز زخمی شده اند.

  • مارشال دوستم: تیم نام نهاد جمهوریت تاسیسات دولتی را به طالبان تسلیم خواهند کرد

    مارشال دوستم: تیم نام نهاد جمهوریت تاسیسات دولتی را به طالبان تسلیم خواهند کرد

    اعتراضات و جنجال ها بر سر معرفی داود لغمانی به عنوان والی تازه ولایت فاریاب کماکان ادامه دارد.

    در تازه ترین رویدادها باشندگان فاریاب در اعتراضی بزرگ و در حالی که افراد مسلح وابسته به حزب جنبش ملی نیز در میان آنان دیده می شود به سرک ها آمده اند.

    در این میان رزاق مامون در فیس بوک خود می نویسد: مارشال دوستم در دوازده ساعت اخیر در شمال احضارات جنگی داده است.»

    از صفحات شمال خبر می رسد که مارشال دوستم فرمان احضارات جنگی علیه حکومت کابل صادر کرده است.

    هم اکنون نیروهای مسلح و جماعت ترک تبار در سراسر شمال و شمال شرق به جنگ آماده گی دارند. فیصله رهبری جنبش این است که از ورود و معرفی والی نا شناخته در فاریاب به هر بهای ممکن، جلوگیری کنند.

    نکتۀ مهم تراین است که همه جنرالان، افسران میانه پایه و سربازان وابسته به دودمان جنبش ملی اسلامی که در اردوی ملی، پلیس و امنیت ملی خدمت می کنند، از فیصلۀ علما و رهبران جنبش با خبر ساخته شده اند.

    مارشال دوستم گفته است:« ما در دوجبهه ( علیه طالب و تیم اشرف غنی) خواهیم جنگید. وی اشاره داده است تیم نام نهاد جمهوریت درحال انقراض است و درآخرین مراحل تأسیسات دولتی را به طالبان تسلیم خواهند داد.»

  • شورای عالی دولت تشکیل می شود و عالمان دین با طالبان  دیدار می کنند

    شورای عالی دولت تشکیل می شود و عالمان دین با طالبان دیدار می کنند

    منابع معتبر تایید می‌کنند ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان با ایجاد شورای عالی دولت، موافقت کرده و قرار است این شورا تا چند روز دیگر ایجاد شود. از سویی هم تلاش‌ها از راه‌های دیگر بر طالبان شدت یافته و حکومت افغانستان از تصمیم عالمان دین مبنی بر دیدارشان با طالبان استقبال کرده است.
    فریدون خوزون، سخن‌گوی شورای عالی مصالحه‌ی ملی افغانستان، ایجاد شورای عالی دولت را در وضعیت فعلی، یک نیاز مبرم می‌داند و تأکید دارد که ایجاد این شورا، یکی از مواد توافق‌نامه‌ی سیاسی میان آقای غنی و عبدالله بود.
    به گفته‌ی او، وظایف اساسی این شورا، مشوره‌دهی برای رییس‌جمهور در موارد مختلف است. سخن‌گوی شورای عالی مصالحه‌ی ملی، ایجاد این‌شورا را در مخالفت با شورای مصالحه نمی‌داند و تأکید دارد که نقش بیش‌تر شورای دولت، مشوره‌دهی است. پیش از این انتقادها بر این بود که ایجاد چنین شورایی بدون میکانیزم فعالیت، کارا نخواهد بود و در واقع موقف شورای عالی مصالحه را زیرپرسش قرار خواهد داد.
    با این حال مقام‌های حکومت افغانستان، اعلام کرده‌اند رییس‌جمهور غنی از پیشنهاد شماری از عالمان دین مبنی بر دیدارشان با طالبان و رای‌زنی در مورد روند صلح، استقبال کرده و قرار است این عالمان دین با طالبان جرگه برگزار کنند.
    محمداکرم خپلواک، مشاور ریاست‌جمهوری در امور سیاسی، می‌گوید این عالمان و بزرگان قومی در جرگه‌ای با طالبان از این گروه خواهند خواست که اراده‌ی شان را برای یک صلح دایمی در کشور نشان دهند.
    آقای خپلواک، می‌گوید: « این یک اقدام مثبت است که تأکید عالمان دینی و بزرگان قومی در این جرگه بیش‌تر روی این مسأله خواهد بود که چگونه روند صلح را به یک روند کاملا افغانی و مردمی تبدیل کنیم و چگونه به یک صلح دایمی برسیم.»
    گروه طالبان تااکنون در این مورد چیزی نگفته است.
    وزارت دولت در امور صلح افغانستان نیز، تأکید دارد که این نهاد از هر اقدامی که به پیشرفت روند صلح کمک کند، استقبال می‌کند.
    ناجیه انوری، سخن‌گوی این وزارت، می‌گوید: «حکومت افغانستان و شورای عالی مصالحه‌ی ملی تلاش می‌کند از تمام راهکارها استفاده کنند تا بر اساس آن به یک صلح دایمی برسیم.»


    افزایش فشارها بر طالبان
    مقام‌های حکومت افغانستان، می‌گویند که از همه‌ی هرم‌های فشار برای کشاندن طالبان به صلح استفاده می‌کنند.
    محمد حنیف اتمر، وزیر امور خارجه‌ی افغانستان دیروز (سه‌شنبه،۲۸ ثور)، در یک نشست خبری در کابل، گفت که پاکستان نقش و تاثیر عمده‌ی بر طالبان دارد و فشاری که اخیرا بر پاکستان وارد شده، بی‌سابقه بوده است.

    او تأکید کرد تمام کشورهای جهان بر پاکستان فشار آورده؛ چون در این مسأله تنها منافع افغانستان دخیل نیست. او تأکید کرد: «در بیست سال گذشته هیچ وقت تمرکز دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی به اندازه‌ی امروزی روی پاکستان و کشورهای منطقه نبوده است.»
    وزیر خارجه‌ی افغانستان هم‌چنان، تأکید کرد که بیش‌تر جنگ‌جویانی که در حال حاضر در افغانستان می‌جنگند، جنگ‌جویان خارجی استند: « یک چهارم گروه‌هایی که علیه دولت و مردم افغانستان می‌جنگند، گروه‌های خارجی استند. طوری‌که در مورد خروج نظامیان خارجی تصمیم شجاعانه گرفته شد؛ همان‌طور در مورد اخراج جنگ‌جویان خارجی نیز تصمیم مسئولانه باید گرفته شود و این مسئولیت طالبان است.»
    پیش از این حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان نیز، تأکید کرده بود که باید از همه‌ی هرم‌های فشار برای مجبورسازی طالبان به صلح به صورت جدی استفاده شود. او وضع تحریم‌های سازمان ملل علیه طالبان را یکی از این اهرم‌ها یاد کرده بود.
    مقام‌های حکومت افغانستان در حالی از افزایش فشارها بر پاکستان سخن می‌زنند که در مقابل برخی از مقام‌های پیشین حکومت افغانستان، تأکید کرده اند که یک «معامله‌ی پنهانی» میان حکومت افغانستان و پاکستان جریان دارد.
    اشرف غنی، رییس‌جمهور افغانستان یک هفته پیش با قمر جاوید باجوه، رییس ستاد ارتش پاکستان و سرنیک کارتر، فرمانده‌ی عمومی نیروهای بریتانیایی در کابل نشست سه‌جانبه داشته است.
    هرچند جزئیات این دیدار به گونه‎‌ی رسمی منتشر نشد؛ اما رحمت الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی افغانستان، اعلام کرده که در این دیدار سه‌جانبه که حدود دو و نیم ساعت در پشت درهای بسته انجام شده، روی یک «توافق نظامی میان کابل و اسلام آباد» بحث شده است.
    آقای نبیل که از منتقدین حکومت است، در صفحه‌ی فیس‌بوکش نوشته است: «همین اکنون با میانجی‌گری انگلیس‌ها، بعضی معاملات “شرم آور” دیگری جریان دارد و در حال تکمیل‌شدن است که در آن سود شخصی افراد در نظر گرفته شده و زیان آن متوجه افغانستان است.»
    به گفته‌ی آقای نبیل، در این نشست سه‌جانبه، روی مسأیل جدیدی، از جمله «کاهش کمیت نظامیان افغانستان، آموزش نظامیان افغان توسط آموزگاران نظامی پاکستان، انجام عملیات‌های مشترک نظامی و استخباراتی در خاک افغانستان و فراهم‌سازی کمک‌های تسلیحاتی و تخنیکی برای استخبارات افغانستان از جانب پاکستان، ترمیم اسلحه و طیاره‌های نظامی نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان توسط پاکستان و سرکوب جنبش تحفظ پشتون‌ها»، بحث و گفت‌وگو شده است.
    این مقام پیشین استخبارات افغانستان یادآور شده است که اشرف غنی در این نشست سه‌جانبه به رهایی ۷۰۰۰ زندانی طالبان تعهد کرده و گفته است که در این مورد لویه‌جرگه برگزار خواهد کرد؛ اما وحید عمر، مشاور ارشد رییس‌جمهور افغانستان در واکنش به این ادعاهای ریيس پیشین امنیت ملی در صفحه‌ی توییترش نگاشته است: «برخی از کاربران توییتر در مورد محتوای صحبت‌های سری جنرالان باجوه و کارتر معلوماتی را به نشر سپرده اند. منبع این معلومات به گمان اغلب موش‌های دیوار باشند. قصه کوتاه، این موش‌ها خیلی دروغ‌گو هستند.»
    هم‌زمان با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، شماری از کشورها با اعلام حمایت از حکومت افغانستان و شهروندان این کشور، اعلام کرده اند که آن‌ها برای شکل‌گیری یک زندگی مسالمت‌آمیز برای شهروندان این کشور تلاش می‌کنند.
    وانگ یی، وزیر امور خارجه‌ی چین، روز دوشنبه‌ی این هفته (۲۷ ثور) در صحبت تلفنی با حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، حمایت کامل کشورش را از روند صلح افغانستان اعلام و گفته که چین خواهان افغانستان مستقل، با اقتدار و یک‌پارچه است.
    این مقام چینی، توافق سیاسی را تنها راه‌حل مناسب برای پایان جنگ افغانستان دانسته است.
    وانگ یی، هم‌چنان پیشنهاد داده که چین می‌تواند تلاش‌هایش را در منطقه برای حمایت از صلح در افغانستان افزایش دهد.
    از سویی هم ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه، می‌گوید که توسعه‌ی افغانستان بسیار مهم است و کمک فدراسیون روسیه برای تسهیل زندگی صلح‌آمیز در افغانستان ادامه خواهد داشت.
    او در مراسم پذیرش اعتماد نامه‌های سفرای کشور خارجی در کاخ کرملین، گفت: «توسعه‌ی صلح‌آمیز افغانستان کلید امنیت و ثبات در آسیای مرکزی و جنوبی است. روسیه به کمک در شکل‌گیری یک کشور مستقل از نظر اقتصادی، عاری از تروریسم و ​​جرایم مرتبط با مواد مخدر ادامه خواهد داد.»

  • معرفی جانشین ملا نیازی در سایه جمهوریت!

    معرفی جانشین ملا نیازی در سایه جمهوریت!

    درمان ملامنان نیازی در شفاخانه‌ی حوزه‌ای هرات و سپس انتقال جهت تداوی در کابل، واکنش‌های زیادی را در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت؛ واکنش‌هایی هم‌راه با خشم که با مرگ او تبدیل به خوش‌حالی شد. برگزاری مراسم تدفین برای او در مسجد گازرگاه هرات و معرفی پسرش به عنوان جانشین، دوباره خشم کاربران شبکه‌های اجتماعی را برانگیخت. آن‌چه که در یادداشت‌های کاربران فضای مجازی مشترک بود، کشتار ملانیازی پس از تصرف ولایت بلخ در سال ۱۳۷۷ بود.
    ملانیازی، پس از آن‌ که ولایت بلخ را فتح می‌کند، فتوای کشتن شهروندان هزاره در این ولایت را صادر می‌کند. در ویدیویی که از ملا نیازی در سال گذشته نشر شد، او، به روشنی به کشتارش اعتراف دارد و دیده می‌شود که تا آخرین لحظات زندگی‌اش، از رویکرد تروریستی در برابر هزاره‌ها پشیمان نبوده است. او، در ویدیو به صراحت می‌گوید که هزاره‌ها را می‌کشتند. «خانه تان را به آتش می‌کشیم، روزانه صدهاصدها نفر تان را می‌کشیم. طرز کشتن ما را اینا به خواب ندیده بودند. به شکلی می‌کشیم که هیچ کس نمی‌فهمند. هر شب که این‌ها وارد می‌شود، پنجاه و شصت نفرشان را می‌کشیم.»
    بر بنیاد گفته‌های شاهدان در آن زمان، ملا نیازی در یک شب ۱۲ هزار شهروند هزاره را در ولایت بلخ به رگ‌بار بسته بود. کاربران شبکه‌های اجتماعی با اشاره در این مورد، می‌گویند که رفتار او مصداق بارزی از نسل‌کشی است؛ نسل‌کشی‌ای که از آدمی چون ملا نیازی با افکاری تروریستی‌اش بر می‌آمد. احمد رشید، یکی از خبرنگاران پاکستانی، در کتابی نوشته است که در جریان حمله‌ی گروه طالبان بر مزار شریف، ملانیازی از بلندگوهای مسجدها، داد می‌زد: «هزاره‌ها مسلمان نیست و ما باید آن‌ها را بکشیم. یا مسلمان شوید و یا افغانستان را ترک کنید. هر کجا که شما بروید، شما را دست‌گیر می‌کنیم. اگر به زمین بروید و پنهان شوید، از موهای شما کش می‌کنیم، اگر به آسمان بروید از پاهای‌تان. شیعه‌های مزار، شما سه انتخاب دارید؛ سنی شوید، ایران بروید و یا هم بمیرید!»
    به نوشته صبح کابل، کشتار شهروندان در مزار شریف توسط ملا نیازی، سینه‌به‌سینه روایت می‌شود. سال پیش، یک شبکه‌ی رسانه‌ای به نام «و راز» مستندی را از آدم‌کشی دیوانه‌وار طالبان در آن زمان، نشر کرد؛ در این گزارش نشان داده شد که افراد وابسته به ملا نیازی در دیوارهای شهر حکاکی کرده بودند: «تاجیک‌ها به تاجیکستان، اوزبیک‌ها به اوزبیکستان و هزاره‌ها به گورستان بروند.»
    پس از نشست بن که نهادهای حامی حقوق ‌بشر در افغانستان آمدند، شماری از این نهادهای بین‌المللی، رویداد مزار شریف در ۱۷ اسد سال ۱۳۷۷ را قتل عام خواندند و آن را بی‌سابقه‌ترین نقض حقوق بشر عنوان کردند؛ اما با آن‌ که شهروندان افغانستان، کشتار ملا نیازی را مصداق بارز نسل‌کشی می‌دانند، رسانه‌های داخلی به آن‌صورت که باید، به آن نپرداخته اند.
    ملا نیازی، پس از سال‌ها فعالیت در گروه طالبان به رهبری ملا محمدرسول، پس از مرگ ملا عمر، رهبر پیشین این گروه، از شاخه‌ی اصلی گروه طالبان جدا شد. گفته می‌شود که در سال‌های پسین، درگیری‌های شدیدی میان جنگ‌جویان شاخه‌ی ملارسول و ملا هبت‌الله رخ داده است؛ درگیری‌هایی که باعث شد، چرخه‌ی زندگی ملا نیازی بیستد.

    دشمنی با هزاره‌ها پس از مرگ
    دیروز –یک‌شنبه، ۲۶ ثور- جسد ملا نیازی در شهر هرات به خاک سپرده شد. به گفته‌ی شاهدان محل، در مراسم خاک‌سپاری ملا نیازی که در مسجد جامع ولایت هرات انجام شد، ده‌ها طالب مسلح اشتراک کرده اند و او را در گازرگاه ولایت هرات به خاک سپردند. جریان خاک‌سپاری ملا نیازی در مسجد جامع ولایت هرات و حضور جنگ‌جویان طالب در این محفل، واکنش‌های کنش‌گران اجتماعی را به هم‌راه داشت. بصیر عبادی، یکی از کاربران فضای مجازی نوشته است: «وقتی که حکومت اجازه می‌دهد، مراسم فاتحه‌خوانی نیازی در مسجد جامع هرات برگزار می‌شود، نیروهای امنیتی کشور با چه انگیزه‌ عیله افراد باقی‌مانده‌ی طالبان بجنگند؟»
    با این‌ حال، منابع محلی تأیید می‌کنند که حافظ خالد، پسر ملامنان نیازی، به جای پدرش در معاونت شاخه‌ی انشعابی گروه طالبان تعیین شده است. همین‌گونه، در مراسم خاک‌سپاری ملا نیازی، خواهرزاده‌اش -مولوی نصیراحمد نیازی-، سخن‌رانی کرده است. به نقل از منابع محلی، احمد نیازی در سخن‌رانی‌اش، گفته است که ملا نیازی از زمان روس‌ها به بعد در افغانستان جهاد کرده و شایستگی «رهبری گروه طالبان» را داشته است. دیده می‌شود که افکار تروریستی ملامنان نیازی، هم‌راه با خودش به گور نرفته است؛ بلکه صدای‌‌شان از نزدیکی مقام‌های محلی در ولایت هرات، بلند می‌شود؛ صدایی که به طور صریح می‌گوید؛ بخشی از شهروندان افغانستان را بکشید!

    واکنش ها به تشییع ملا نیازی

    خانواده‌ی ملا نیازی، اطلاعیه‌ای را به منظور اشتراک مردم در مراسم فاتحه‌‌خوانی او، نشر کرده است. در این اطلاعیه‌، از تمام اقوام و قبیله‌های افغانستان به جز از هزاره‌ها نام برده شده. کنش‌گران اجتماعی می‌گویند؛ ملا نیازی حتا در گور با هزاره‌ها در جنگ است. مختار وفایی، خبرنگار، در برگه‌ی فیسبوکش این اطلاعیه را نشر کرده و نوشته است که اطلاعیه‌ی فاتحه‌ی ملا نیازی سه نکته‌ی قابل توجه دارد؛ نخست این‌ که از همه اقوام به جز هزاره‌ها، نام برده شده و از آنان دعوت شده تا در مراسم جنازه و فاتحه شرکت کنند. «این یعنی منان نیازی حتا در گور با هزاره‌ها می‌جنگد.» دوم این ‌که منان نیازی قرار است در گازرگاه هرات دفن شود، به باور آقای وفایی، این کار با حمایت دولت انجام می‌شود.
    آقای وفایی، هم‌چنان می‌افزاید که مراسم فاتحه‌ی ملا نیازی در مسجد جامع هرات برگزار می‌شود و پس از آن، او با عنوان «ستر رهبر» مورد ستایش قرار می‌گیرد. مسجد جامع هرات، یکی از مکان‌های مهم دینی این ولایت است و بدون شک اگر حکومت نخواهد، افراد ملا نیازی نمی‌توانند مراسم جنازه‌ی او را در این مکان برگزار کنند. با این ‌حال، چیزی که بارها از سوی شهروندان افغانستان مبنی بر این‌که ملا نیازی و افراد تحت فرماندهی‌اش از سوی حکومت حمایت می‌شود را، به واقعیت نزدیک می‌کند. حسین احمدی، یکی از کاربران فیسبوک، در برگه‌اش نوشته است: «تروریستی که هزاران بی‌گناه را کشته است و در سایه‌ی حکومت مراسم فاتحه‌خوانی‌اش برگزار شود، آیا این کشور، روی امنیت و آرامش را خواهد دید؟» احمدی، با اشاره بر رویداد تروریستی‌ای که در مکتب سیدالشهدا اتفاق افتاد و نزدیک به ۲۸۰ دانش‌آموز را کشته و زخمی کرد، نوشته که حکومت هرچه می‌گوید؛ تبلیغات است و هیچ علاقه‌ای برای ازبین‌بردن تروریستان ندارد.
    افکار تروریستی افرادی چون ملا نیازی، از شهروندان افغانستان چه در دوران حاکمیت گروه طالبان و چه پس از سقوط آن‌ها، قربانی گرفته و هزاران شهروند را به کام مرگ فرستاده است. در روزهای پسین، این حملات بیش‌تر هدف‌مند بوده و قشر خاصی و از میان آن بیش‌تر کودکان و دانش‌آموزان را تکه‌تکه کرده است. کمیسیون حقوق بشر افغانستان، اتحادیه‌ی اروپا و شماری دیگر از نهادهای بین‌المللی، حمله بر شهروندان افغانستان و به ویژه هزاره‌ها را مصداق بارز نسل‌کشی خوانده اند؛ نسل‌کشی‌ای که وحشت‌ناک‌ترین شیوه‌ی آن را ملامنان نیازی در ولایت بلخ پیاده کرد. دولت افغانستان، به عنوان ساختار حامی شهروندان افغانستان، نه ‌تنها کشتار دیوانه‌وار هزاره‌ها را نسل‌کشی نمی‌داند، بلکه اجازه می‌دهد تبر دشمنی افراد ملا نیازی در نزدیک گوش‌شان، در برابر اقوام افغانستان تیز و برنده شود.

  • نبیل:  معامله ننگین حکومت با پاکستان در حال اجرا شدن است

    نبیل: معامله ننگین حکومت با پاکستان در حال اجرا شدن است

    رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی کشور، اظهارات دو روز پیش حمدالله محب، مشاور امنیت ملی در ننگرهار را تلاشی برای تغییر افکار عمومی در آستانه معامله با پاکستان عنوان کرده است. محب در روز نخست عید اعلام کرد که پاکستان در صدد گسترش جغرافیای خود در داخل خاک افغانستان است.

    نبیل می‌گوید هر زمانی که با پاکستان معامله‌ای صورت می‌گیرد، «احساسات وطن دوستی و ضد پاکستانی» مقامات به هدف تغییر افکار عمومی شدت می‌گیرد . به گفته او، این موضوع بارها ثابت شده است.

    به نقل از هشت صبح، رییس پیشین امنیت ملی مدعی شده است در جریان سفر مقامات ارشد امنیتی بریتانیایی و پاکستانی به کابل، روی توافق‌ تازه نظامی بحث شده است که شامل کاهش شمار ارتش کشور می‌شود.

    نبیل روز شنبه، بیست‌وپنجم ثور در رشته توییت‌هایی هرچند نام از حمدالله محب نبرده است، اما توییت واکنشی عبدالکریم خرم نسبت به سخنان محب را بازنشر کرده است. او گفته است با میانجی‌گری انگلیسی‌ها «معامله‌ شرمناک» در حال انجام است و برخی از آن‌ها تکمیل شده است.

    به گفته نبیل، این معامله‌ها به نفع اشخاص است، اما ضرر بزرگی برای افغانستان به شمار می‌رود.

    به گفته نبیل، معاملاتی در زمینه آوردن خط دیورند به سوی افغانستان، کشیدن یک طرفه سیم خاردار، موافقت‌نامه «SOP» که براساس آن پاکستان دروازه‌ها و پوسته‌های جدید می‌سازد، از بین بردن مخالفان پاکستان زیر نام همکاری استخباراتی و تغییر تعرفه گمرکی و تجارتی به نفع پاکستان، تاکنون انجام شده است.

    رییس پیشین امنیت ملی به همین ترتیب به دیدار سه‌جانبه رییس جمهور غنی با سرنیک کارتر، فرمانده عمومی نیروهای مسلح بریتانیا و قمر جاوید باجوه، رییس ستاد ارتش پاکستان که روز دوشنبه، بیستم ثور، در ارگ ریاست جمهوری انجام شد، اشاره کرده است.

    او گفته است در این دیدار دو و نیم ساعته پشت درهای بسته، روی توافق‌ نظامی بحث شده است.

    طبق معلومات نبیل، این مباحث شامل کاهش ارتش افغانستان، آموزش ارتش افغانستان از سوی پاکستان، اجرای تمرینات مشترک نظامی و استخباراتی در خاک افغانستان، ترمیم هواپیماها و اسلحه نیروهای ارتش از سوی پاکستان، سرکوب جنبش تحفظ پشتون‌های پاکستان و مسایل دیگر می‌شود.

  • حمله بر مکتب سید الشهدا؛ ضعف آشکار بخش امنیتی

    حمله بر مکتب سید الشهدا؛ ضعف آشکار بخش امنیتی

    تراژدی غمبار روز شنبه در مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب کابل، نشانگر ناکارآمدی حکومت و بخش های امنیتی است. بارها عملیات انتحاری زنجیره ای در غرب کابل صورت گرفت. اما هیچ کس از جمله رئیس جمهور، صدای مردم را نشنیدند و تدابیر جدی را روی دست نگرفتند.

    اکنون تاوان ناکارآمدی حکومت را مردمی صلح دوست و معرفت گستری می پردازند که برای فراگیری دانش، سر از پا نمی شناسند و برای ساختن افغانستان اباد، آزاد و عاری از جنگ و خشونت به مکتب و دانشگاه رو آورده اند.

    به همین دلیل است که در این اواخر، مراکز آموزشی و تحصیلی هدف حمله دشمن قرار گرفته است. آیا وظیفه نیروهای امنیتی، تامین امنیت مردم نیست؟

    اگر پاسخ مثبت است، پس باید بپذیرند که در تامین امنیت شهروندان، کوتاهی کرده اند. ناکامی و تقصیر حکومت در این مورد، قابل گذشت و بخشش نیست؛ زیرا در مکتب سید الشهدا گلهای پرپر شدند که آرزویشان ساختن افغانستان آینده بود. دختران دانش آموزی که در اوج محرومیت، لحظه ای از جهد و تلاش به منظور فراگیری دانش، غفلت نورزیدند. در این تراژدی مرگبار، کسانی را از دست دادیم که باور داشتند پیشرفت این سرزمین تنها از رهگذر دانایی و آگاهی فراهم می گردد.

    حکومت اما فردا را روز عزای عمومی اعلان کرده که هیچ دردی را دوا نمی کند و ناکارآمدی و تقصیر آن را هرگز جبران نخواهد کرد. زیرا خانواده های این عزیزان، هر روزه از ناله و درد به خود می پیچند و گذر ایام نیز التیام بخش داغ این واقعه هولناک و جانسوز نخواهد بود.

    داکتر عبداللطیف نظری