برچسب: پاکستان

  • ترکیه و همدلی تاریخی و میانجیگری در صلح افغانستان

    ترکیه و همدلی تاریخی و میانجیگری در صلح افغانستان

    در حالی که روند صلح افغانستان وارد مرحله حساسی شده، ترکیه در حال آمادگی برای میزبانی کنفرانس صلح در شهر استانبول است. این نشست با کنفرانس بن (۲۰۰۱) مقایسه می‌شود که اساس نظام جدید افغانستان را پایه‌گذاری کرده بود.

    با بازگشت آمریکا به چندجانبه‌گرایی در روابط بین‌المللی پس از روی کار آمدن جو بایدن، نقش بازیگران منطقه‌ای در صلح افغانستان بیش از گذشته پررنگ‌تر شده، نگاه‌ها بیشتر به سمت آنکارا دوخته شده که مهمترین کشور اسلامی است که در دو دهه اخیر سربازانش را به افغانستان فرستاده است.

    قرار است در کنفرانس استانبول که “سرنوشت‌ساز” خوانده شده و به گفته منابعی در ۱۶ آوریل/آپریل (۲۷ حمل/فروردین) برگزار خواهد شد، برای ده روز مقام‌های ارشد دولت، طالبان و جناح‌های سیاسی درباره “آینده سیاسی” افغانستان تصمیم بگیرند.

    پس از پیشنهاد میزبانی ترکیه توسط آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، دیپلماسی صلح آنکارا در افغانستان فعالتر شده، و نقش ترکیه در میزبانی و میانجی‌گری میان طرف‌ها مهم ارزیابی شده است.

    زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان در یک سال اخیر مرتبا از آنکارا دیدار کرده است.

    چاووش‌اوغلو، وزیرخارجه ترکیه موضع مشابه دولت افغانستان را اعلام کرده و گفته که کنفرانس استانبول در ادامه روند مذاکرات دوحه است و نه جایگزین آن.

    نقش ترکیه در روند صلح افغانستان

    هفته گذشته کنفرانس سالانه وزیران خارجه “قلب آسیا-روند استانبول” برگزار شد که از سال ۲۰۱۱ به ابتکار کابل و آنکارا راه اندازی شده و نسبت به سایر ابتکارهای منطقه‌ای برای اعتمادسازی صلح و ثبات افغانستان جامع‌تر بوده است و در آن علاوه بر ۱۷ کشور منطقه، اتحادیه اروپا و سازمان‌های منطقه‌ای نیز حضور دارند.

    در تحقیق تازه بنیاد فردریش ایبرت آلمان با عنوان “میانجی شدن؟ نقش و پتانسیل ترکیه در روند صلح افغانستان” که توسط دو تحلیلگر مسائل افغانستان؛ تیمور شاران و اندره واتکینز نوشته شده، توصیه شده که اتحادیه اروپا و ترکیه روند “قلب آسیا- استانبول” را از وضعیت نمادین فعلی به یک مکانیسم عملی با یک بستر جدید منطقه‌ای برای شامل کردن کشورهای منطقه در روند صلح افغانستان تبدیل کنند.

    ترکیه، تنها کشور مسلمان و عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است که در افغانستان نیرو دارد.

    این کشور از ابتدای دوره جدید پس از سال ۲۰۰۱ در قالب ماموریت نظامی نیروهای کمک به امنیت و بازسازی در افغانستان (آیساف) و “ماموریت قاطع” ناتو در افغانستان مشارکت داشته است.

    ترکیه جایگاه “هفتم” را در میان نیروهای کشورهای ائتلاف بین‌المللی ناتو و غیرناتو در افغانستان داشته و در دو دهه اخیر، این کشور بیش از یک میلیارد دلار در پروژه‌های زیربنایی و امنیت افغانستان کمک کرده است.

    ترکیه و طالبان

    با وجود حضور نیروهای این کشور در زمان طولانی دو دهه در افغانستان دیدگاه طالبان نسبت به این کشور خصمانه نبوده است، تنها یک سرباز ترک در انفجار خودرو در کابل در سال ۲۰۱۵ کشته شده است.

    به گزارش رسانه‌های ترکیه، پارلمان ترکیه در ماه دسامبر، تمدید حضور نیروهای این کشور در افغانستان را به مدت ۱۸ ماه تایید کرده است.

    قبلا نیز مقام‌های ترکیه گفته بود که تا هر زمانی که دولت افغانستان بخواهد نیروهای این کشور در افغانستان خواهند ماند.

    گفته می‌شود که در طرح آمریکا برای صلح افغانستان حضور نیروهای حافظ صلح برخی کشورهای اسلامی زیر نظر سازمان ملل متحد از جمله نیروهای ترکیه پیشنهاد شده است.

    طالبان در این مورد واکنشی نشان نداده است.

    سخنگویان طالبان در مورد نقش احتمالی ترکیه در افغانستان به صورت رسمی اظهارنظری نکرده‌اند. اما، گفته می‌شود که نمایندگان این گروه گفته‌اند که شهر دوحه را نسبت به ترکیه ترجیح می‌دهند.

    دیپلمات‌های ترکیه در مناسبت‌های مختلف با نمایندگان طالبان دیدارهایی داشته‌اند و در روزهای اخیر هیاتی از ترکیه در دوحه در حال رایزنی با نمایندگان طالبان در مورد کنفرانس استانبول است.

    مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر جنبش ملی اسلامی ازبیک‌تبار به ترکیه نزدیک است، امری که گفته می‌شود با حساسیت طالبان روبرو شده است.

    دولت افغانستان چندی پیش پیشنهاد کرده بود که محل گفتگوهای صلح به مکانی در داخل کشور منتقل شود اما طالبان آن را “غیرعملی” دانست.

    ترکیه و افغانستان؛ همدلی تاریخی

    افغانها، ترکیه را یک همسایه‌ دور اما متحد نزدیک و تاریخی خود می‌دانند.

    افغانستان “دومین” کشوری بود که ترکیه نوین به رهبری کمال آتاتورک را در سال ۱۹۲۱ به رسمیت شناخت.

    پیش‌تر از آن نیز، شاهان افغانستان روابط نزدیک با ترکیه عثمانی داشتند، در جنگ اول جهانی، هیات مشترک ترک و آلمانی برای ترغیب دربار افغانستان به ورود به جنگ اول جهانی به کابل سفر کرد که با وجود استقبال پرشور روشنفکران از جمله امان الله، ولیعهد و مردم از این هیات اما افغانستان موضع بی‌طرفی در جنگ جهانی را حفظ کرد.

    حضور فرهنگی ترکیه در افغانستان چشمگیر است، سریال‌های ترکی از تلویزیون‌های افغانستان نشر می‌شود.

    مدارس افغان-ترک زیر نظر بنیاد معارف ترکیه حدود ۵ هزار دانش آموز را در ۱۷ مدرسه در سراسر افغانستان تحت پوشش قرار داده است. این مدارس بنا به نظام آموزشی ترکیه است و جزو مدارسی است که بنا به آزمون‌های ورودی سعی دانش آموزان را جذب می‌کند.

    در سال‌های اخیر، کالاهای ساخت ترکیه با دو ویژگی قیمت و کیفیت خوب در افغانستان مشهور شده و محبوبتش افزایش یافته است.

    در واقع، آنکارا از معدود کشورهای منطقه است که با کابل هیچ گونه تضاد منافع ندارد و نقش آفرینی این کشور در صلح افغانستان با خوشبینی دنبال می‌شود.

    افغانستان در سیاست خارجی ترکیه

    مولود چاووش‌اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در نشست اخیر وزرای امور خارجه کشور‌های عضو کنفرانس “قلب آسیا-روند استانبول” در شهر دوشنبه گفت که “مشکلات منطقه تنها با همکاری منطقه‌ای قابل حل و فصل است. اقدامات اتخاذ شده از مبارزه با تروریسم گرفته تا گسترش تجارت”.

    به گزارش خبرگزاری آناتولی او تصریح کرد که “افغانستان نیز یکی از کشورهایی خواهد بود که بیشترین نفع را از سیاست عدم تعهد موجود در منطقه خواهد برد.”

    وزارت خارجه ترکیه سیاست خارجی آنکارا در قبال افغانستان را در چهار هدف تعریف کرده است: حفظ ثبات سیاسی و وحدت کشور، تقویت ساختارها و نهادهای سیاسی موجود، حمایت از ثبات محیط امنیتی خود و بازگرداندن صلح و رفاه با از بین بردن تروریسم و افراط گرایی.

    در این راستا، زلمی نشاط و محمد فتیح سیلین در تحلیلی که در سایت “جرمن مارشال فند آمریکا” نشر کرده‌اند، تاکید می‌کنند که آنکارا باید گفتگوی سه جانبه ترکیه-افغانستان-پاکستان را “بدون تأخیر” از سر بگیرد، اگرچه در گذشته، این دیپلماسی سه جانبه نتایج اندکی داشته است.

    آنها نوشته‌اند: “ترکیه باید در تلاش باشد تا پاکستان را تا حد ممکن دوباره دخیل بسازد. پاکستان خود از افراط گرایی مذهبی و درگیری های بین قومی رنج می برد و برای غلبه بر این چالش‌ها به حمایت دوستانه نیاز دارد. برای این منظور ، آنکارا باید گفتگوی سه جانبه ترکیه-افغانستان-پاکستان را بدون تأخیر مجدداً برگزار کند.”

    در این مرحله، به گفته آنها دخیل کردن پاکستان “می‌تواند آغاز خوبی باشد”.

    پاکستان در سال‌های اخیر به ترکیه نزدیک شده است.

    میزبانی موج پناهجویان افغان

    ترکیه در سرحد اروپا بدل به گذرگاه عمده موج پناهجویان سوریه، افغان و ایرانی به کشورهای اروپایی در سال‌های اخیر بوده است.

    شمار زیادی از این پناهجویان ترکیه را نیز به عنوان مقصد موقت یا دایمی انتخاب کرده اند، تسهیلات آسان اقامتی و کسب شهروندی این کشور برای پناهجوبان در میان کشورهای منطقه بینظر است.

    اگر ایران و پاکستان را کنار بگذاریم، حدود ۷۰ درصد پناهجویان افغان که به این دو کشور همسایه پناه نبرده‌اند، به شش کشور اروپایی (از جمله ترکیه) رفته‌اند.

    ترکیه که معمولا مکانی برای ثبت در خواست پناهندگی در دفاتر سازمان ملل است، بعد از آلمان دومین پناهگاه بزرگ پناهجویان افعان است. آمار این پناهجویان افغان در این کشور بیش از صد هزار نفر است.

    بی بی سی

  • وزیر خارجه روسیه به هند و پاکستان می رود

    وزیر خارجه روسیه به هند و پاکستان می رود

    سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه قرار است تا دو روز دیگر به دهلی‌نو سفر کند. پس از دیدار با مقامات هندی، وی به پاکستان می‌رود تا با مقامات آن کشور در رابطه به روند صلح افغانستان و روابط دوجانبه نیز تبادل نظر نماید.
    لاوروف قرار است سفر‌های خود را روز دوشنبه (۱۶ حمل) آغاز کند.
    همکاری‌های اقتصادی و مسائل ضد تروریزم از جمله موضوعات مورد بحث وزیر خارجه روسیه خوانده شده است.
    سفر لاوروف به هند در حالی صورت خواهد گرفت که این کشور از دهلی‌نو برای شرکت در کنفرانس مسکو دعوت نکرده بود.

  • طالبان دنبال صلح نیستند

    طالبان دنبال صلح نیستند

    طالبان گروه تروریستی‌ای‌ هستند که با هم‌بستری سیاسی امریکا و هم‌پیمان‌های سیاسی‌اش چون انگلیس، اسراییل و عربستان سعودی با پاکستان، به‌عنوان فرزندان چند پدر و یک مادر در بطن کشور پاکستان پرورده و زاده می‌شوند. بی‌نظیربوتو نخست‌وزیر پیشین پاکستان در چهارم اکتوبر ۱۹۹۶ میلادی در مصاحبه‌ی با بی‌بی‌سی می‌گوید پدیده‌ای طالبان در سال‌های جهاد افغانستان از سوی امریکا، عربستان سعودی و انگلیس طرح‌ریزی شد و پاکستان امور مدیریتی آن ‌را به دوش گرفته بود (محمد عالم، ۱۳۹۸، ص ۱۱۴).
    این گروه تبه‌کار از نام، جامه، کلاه، دستار و شعارهای اسلامی برای مشروعیت خود در افغانستان استفاده ابزاری می‌کنند و دست به اعمال ضد انسانی و اسلامی و منافع کشور افغانستان می‌زنند.
    گروه طالبان به هدف به ثمر رساندن خواست‌های امریکا و متحدان منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای خود به‌ویژه پاکستان به جود می‌آید. امریکا برای راه‌اندازی و تکمیل پروژه‌ی نفتی یونیکال و هژمونی منطقه‌ای به گونه‌ی درازمدت در منطقه با حضور نظامی در افغانستان در بهترین منطقه‌ی راهبردی و پاکستان برای جلوگیری از ایجاد یک حکومت مقتدر و همه‌شمول در افغانستان و معضل خط دیورند این پدیده بنیادگرا و تروریستی را با هماهنگی یکدیگر ایجاد می‌کنند.
    به‌طورکلی طالب‌ها را می‌توان به این گروه‌ها تقسیم کرد:
    *طالبان تکنوکرات (نیکتایی‌دار)؛
    *طالبان پاکستانی وابسته به سازمان استخباراتی آی اس آی؛
    * طالبانی که به گونه فعال مصروف انجام حملات تروریستی و دهشت افگنی هستند.
    طالبان تکنوکرات یا نیکتایی‌دار
    همان طالبانی‌اند که برای نخستین بار این گروه تروریستی را با هماهنگی امریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش به‌ویژه پاکستان پی‌می‌افگند و هم‌چنان مأموریت جلب، جذب و حمایت مالی طالب‌ها به دوش آن‌ها است، از جمله‌ی این طالبان می‌توان از حامد کرزی، زلمی خلیل‌زاد، علی احمد جلالی و غیره لابی گران نام برد. محمد عالم ۱۳۹۸ به نقل از خلیل‌زاد می‌گوید: «وقتی کرزی و من در واشنگتن دیدار کردیم او از رازی پرده برداشت که طالبان در نظر دارند او را به نمایندگی خود در سازمان ملل تعین کنند و از من مشورت خواست من به‌طور غیرصریح گفتم؛ اگر این مقام را بگیرد ناچار از طالبان در جهان نمایندگی کنید، آیا آماده‌ی چنین کاری هستید؟» حامد کرزی و خلیل‌زاد از جمله بنیان‌گذارانی می‌باشند که در ایجاد این گروه حضور فزیکی دارند و حامد کرزی فرد درجه دوم رهبری طالبان بعد از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴ تقریباً ۱۳ سال بالای مردم افغانستان حکومت می‌کند.
    به گفته احمد رشید روزنامه‌نگار پاکستانی «رابرت اوکلی سفیر پیشین امریکا در پاکستان، یونیکال را در استخدام کارشناسان کمک می‌کرد و به مشورت اوکلی، یونیکال بعضی از امریکایی‌های افغان‌تبار را که خلیل‌زاد نیز در جمع آن‌ها بود استخدام کرد» خلیل‌زاد یکی از اعضای نیکتایی‌دار و هم‌چنان کارمند یونیکال، به‌عنوان وایسرای امریکا همیشه از طالبان به‌عنوان کمند سیاسی برای دست‌یابی امریکا به اهدافش در منطقه، مأموریتش را به گونه‌ی خستگی‌ناپذیر انجام می‌دهد.
    طالبان پاکستانی
    طالبانی‌اند که برای جلب و جذب و انگیزه دادن این گروه در آن‌سوی مرز دیورند مصروف انجام مأموریت‌شان هستند. رهبران پاکستانی طالبان از جمله ملا نصیرالله بابر، مولوی سمیع الحق و ده‌ها تن دیگر که چهره‌های‌شان تا هنوز افشا نشده است با ایجاد و تمویل مدارس دینی، از آن مکان‌ها جهت پرورش و گسترش این گروه مصروف انجام مأموریت و پل ارتباطی مخفی میان امریکا، شیخ‌نشین‌های عربی و طالبان هستند.
    طالبان افغانی یا حربی و سیاسی: این بخش از طالبان به گونه‌ی حضوری در خط مقدم نبرد مصروف انجام اعمال ضد بشری هستند. این بخشی از طالبان نیز به چهار گروه تقسیم می‌شوند:
    ۱: گروه رهبران: این بخش از طالبان در سطح رهبری قرار دارند، برخی از این گروه در صفحات نبرد جنگ را به گونه‌ی عملی و حضوری رهبری می‌کنند و برخی از ایشان اکنون در دوحه قطر مصروف چانه‌زنی از راه سیاسی با نمایندگان مردم افغانستان قرار دارند و هدف‌شان همیشه کرسی، قدرت و فروش افغانستان به بیگانگان است که بیست‌وپنج سال می‌شود برای رسیدن به قدرت و کرسی از مردم افغانستان قربانی نابهنگام می‌گیرند؛
    ۲: گروه خوش‌باوران دینی: این گروه از طرف علمای بنیادگرا و خوارج چنان شکار وسوسه شدند که گویا افغانستان توسط کفار اشغال‌شده و به مکانی تبدیل شده که در آن‌جا جنگیدن به پیمانه جهاد اکبر است، این‌ها بی‌خبر از این‌که همین کافران غربی تمویل‌کننده منابع مالی‌شان است و ایشان با عقیده پاک شعار جهاد را سر می‌دهند و مردم افغانستان را می‌کشند. این بخشی از طالبان به شمول بخش رهبری همانند خوارج همیشه از آدرس دین اسلام به‌خاطر رسیدن به قدرت و منافع شخصی استفاده‌ی ابزاری می‌نمایند.
    ۳: گروه ناگزیران: این بخش از طالبان مردمانی‌اند که از خاطر فقر و بیکاری برای تهیه نفقه فامیل ناگزیرند از دولت فاصله بگیرند به گروه طالبان بپیوندند و در بدل معاش و تمویل خرج عیال بجنگند.
    ۴: گروه قانون‌گریزان: این گروه همان افرادی‌اند در ساحات تحت حاکمیت دولت دست به جنایات از جمله قتل، سرقت، رهزنی و غیره جنایات و اعمال ضد بشری می‌زنند و برای گریز از این‌که توسط دولت دست‌گیر و مجازات نشوند به ساحات تحت نفوذ طالبان به گروه طالبان پناه می‌برند در جمع ایشان هم‌چنان کسانی‌اند که با داشتن عقده‌های شخصی و دشمنی در بین جامعه برای انتقام به گروه طالبان می‌پیوندند و با استفاده از ابزار طالبان از دشمن‌شان انتقام می‌گیرند.
    در کل گروه طالبان هیچ‌گونه طرح و برنامه‌ای برای حیات آینده‌ی افغانستان ندارند برای این‌که ایشان توسط بیگانگان پیدا شدند، توسط بیگانگان تمویل می‌شوند و برای برآورده کردن اهداف بیگانگان چون امریکا و دیگر هم‌پیمانان استراتژیک و منطقه‌ای آن در مقابل بهای اندک و مزد چندروزه به کشتن مردم افغانستان می‌پردازند.
    این ‌بود چهره‌ی اصلی طالبانی که بیست‌وپنج سال می‌شود بر پیکر کشور و مردم افغانستان آتش می‌افروزند و مردم بی‌گناه و بی‌چاره را به خاک و خون می‎کشند.
    بیست سال می‌شود که دولت دست‌نشانده‌ی امریکا در افغانستان تلاش دارد که با طالبان صلح کند و این پروسه تا اکنون به نتیجه‌‌ای نرسیده است. علت اصلی این‌که چرا پروسه صلح ناکام مانده است این است، طرف‌هایی که دولت افغانستان می‌خواهد با ایشان صلح بکند، آلت دست قدرتی به‌نام امریکا و پاکستان است. اگر دولت افغانستان می‎خواهد با طالبان صلح کند باید اول بداند که طالبان گروهی‌اند با ابتکار امریکا، متحدان غربی و منطقه‎ای‌اش و پاکستان به وجود آمده است. پروسه صلح دولت افغانستان با طالبان به آن نتایج که افغان‌ها انتظار دارند و به منافع افغانستان باشد، هیچ‌گاهی به نتیجه نه خواهد رسید و اگر صلحی صورت گیرد، به منافع و خیر مردم افغانستان نخواهد بود، یگانه طرف‌هایی که از این صلح سود می‌برد، امریکا و متحدان راهبردی و منطقه‌‌ای و فرا منطقه‌ای‌اش خواهد بود. یگانه راهی که بتواند صلح به نفع افغان‌ها صورت گیرد، در گرو از بین بردن نقش امریکا و دیگر شرکای راهبردی‌اش به‌ویژه پاکستان در قضیه افغانستان است.

    صبغت الله مسلمیار

  • آی اس آی فرماندهان طالبان را به پیشاور فراخوانده است

    آی اس آی فرماندهان طالبان را به پیشاور فراخوانده است

    نظر علی واحدی معاون ریاست عمومی امنیت ملی در نشست پاسخ‌گویی نهادهای امنیتی به مجلس سنا، هشدار می‌دهد اگر روند صلح نتیجه ندهد، نیروهای دولتی در برابر طالبان در میدان جنگ زورآزمایی خواهند کرد.
    مجلس سنا روز سه‌شنبه(۱۰ حمل) مسئولان نهادهای امنیتی را در ارتباط با بدتر شدن اوضاع امنیتی در کشور به این مجلس فراخواند.
    معاون ولایتی ریاست عمومی امنیت ملی گفت استخبارات پاکستان فرماندهان نظامی گروه طالبان را به منظور راه‌اندازی جنگ بهاری در کشور به شهر پشاور فراخوانده است.
    آی‌اس‌آی همواره از سوی مقام‌های حکومتی و برخی از سیاسیون افغانستان متهم به پشتیبانی از گروه‌های هراس‌افکن به ویژه گروه طالبان شده است. اما دولت پاکستان پیوسته این ادعاها را رد کرده است.
    در همین حال، وزارت‌های دفاع ملی و داخله با اشاره به تهدیدهای امنیتی می‌گویند اطلاعات امنیتی نشان می‌دهد هراس‌افکنان در تلاش سقوط مراکز ولایت‌ها اند.
    افزایش روز افزون تلفات نیروهای دولتی در میدان‌های جنگ، ترورهای هدفمندانه در شهرهای بزرگ و جرم‌های جنایی از نگرانی‌های سناتوران به شمار می‌رود.

  • اسلام آباد از افغانستان متحد و دموکراتیک حمایت می کند

    اسلام آباد از افغانستان متحد و دموکراتیک حمایت می کند

    شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجۀ پاکستان می‌گوید اسلام‌آباد از یک افغانستان مستقل، متحد و دموکراتیک در روند صلح این کشور حمایت می‌کند.

    آقای قریشی این مطلب را در دیدار با رییس‌جمهور غنی در حاشیۀ نهمین نشست قلب آسیا در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان مطرح کرد.

    آقای قریشی اظهار داشت اسلام‌آباد از رسیدن افغانستان به هدف مطلوب در روند صلح حمایت می‌کند. به بیان او، اسلام‌آباد طرف‌دار حفظ استقلال، اتحاد گروه‌های سیاسی و ارزش‌های دموکراتیک در روند صلح افغانستان است.

    وزیر خارجۀ پاکستان همچنان بر ضرورت کاهش خشونت و برقراری آتش‌بس در افغانستان تأکید دارد. به سخن آقای قریشی، پاکستان طرف‌دار پایان خشونت‌ها در افغانستان است.

    این اظهارات وزیر خارجۀ پاکستان در حالی مطرح می‌شود که طرف‌های دخیل در روند صلح کشور قرار است تا کمتر از یک ماه دیگری در انقره، پایتخت ترکیه گردهم بیایند. این نشست برای آیندۀ افغانستان سرنوشت‌ساز خوانده می‌شود.

  • ماجرای تانک ها و طیاره های افغانستان که به دست پاکستان افتاد

    ماجرای تانک ها و طیاره های افغانستان که به دست پاکستان افتاد

    اینکه افغانستان در زمان حکومت کمونیستی داکتر نجیب الله دارای یک ارتش قوی مجهز به تانک و توپ و طیاره های جنگی پیشرفته بود را بسیاری تصدیق می کنند. سوال اساسی اما سرنوشت این تجهیزات جنگی ست: براساس شواهد موجود تعداد زیادی از تانک و طیاره های این ارتش قوی افغانستان پس از سقوط حکومت نجیب به دست مجاهدین به پاکستان منتقل شد.

    یکی از کابران فیس بوکی به نامه «فتاح دورانی» طی مطلبی در این مورد نوشته است:«پاکستان در مراسمی که تحت عنوان روز پاکستان تعدادی از تانک های روسی را به نمایش گذاشت. این تانک ها پس از سقوط دولت نجیب توسط برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود به عنوان تحفه به ارتش پاکستان داده شده بود.»

    محمد اکرام اندیشمند یکی دیگر از کاربران فیس بوکی در واکنش به این اظهار نظر فتاح دورانی در فیس بوک خود نوشته است:«حزب دموکراتیک خلق خودش را از داخل فروپاشند. همان هایی که طیاره ها را به پاکستان بردند، پیلوت هایش اعضای این حزب بودند. جنرال شهنواز تنی، قادر اکا، نیاز محمد مومند و دیگرانی که پس از ناکامی کودتا به پاکستان با طیاره رفتند از بلند پایگان و رهبران نظامی این حزب بودند. این حزب هر دو جناح خلق و پرچمش در خط قومی و قبیله ای و زبانی ترکه و تقسیم شدند و ارتش حزبی خود که با کمک های هنگفت، مفت و سخاوتمندانۀ کشور انتر ناسیونالیست کبیر شورا ها ساخته شده بود را همینگونه تقسیم و ترکه کرده متلاشی کردند. جنرال حمزه شیندند را با هواپیماها به حکمتیار داد، جنرالان مستقر در بگرام به احمدشاه مسعود، مزار و شبرغان به دوستم. فرقه ها را نیز همینگونه تقسیم و ترکه کردند.»

    به گفته آقای اندیشمند در تمام جنگ های پس از سقوط حکومت خود سران کمونیست نقش اصلی را ایفا کردند. پیلوت هایی که کابل، مزار، شبرغان، هرات و پروان را در این جنگ ها بمباران می کردند اعضای این حزب بودند. اروگان، لونا و انواع سلاح پیشرفته را اعضای این حزب در این جنگ ها به کار می انداختند.

    در این ترکه و تقسیم و این خیانتی که این حزب با خودش کرد و در این خیانتی که در خوست و گردیز و ننگرهار مردم و مجاهدان حقانی و غیر حقانی، طیاره، تانک و توپ های قول ارود و فرقه ها را اره کردند و به عنوان آهن پاره به پاکستان بردند و فروختند، نقش و گناه احمدشاه مسعود و استاد ربانی چیست؟

    اکرام اندیشمند تاکید می کند پاکستان از همان آغاز بهار ۱۳۷۱ با مسعود و استاد ربانی سر خصومت و جنگ را در پیش گرفت و تا آخر به این جنگ ادامه داد. حالا چگونه آنها می توانستند این تانک ها را از کابل به پاکستان هدیه بدهند؟ کدام عقل سلیم و کدام وجدان پاک آدمی می تواند این را بپذیرد و این چنین دروغ بزرگی را عنوان کند؟

    آقای اندیشمند این اظهارات را بی انصافی بی حد و دروغ بی حد می داند!

    وی می نویسد آن تانک های روسی را امریکایی ها در جنگ ۱۹۹۱ از ارتش صدام در کویت گرفتند و به پاکستان دادند تا به مجاهدین بدهند که حکومت داکتر نجیب را سقوط دهند. شماری از این تانک ها را پاکستان به لشکر ایثار حزب اسلامی حکمتیار به فرماندهی ابوبکر در لوگر داد. قسمت زیادش را پاکستانی ها برای خود نگهداشتند.

    استادربانی و احمدشاه مسعود هیچ تانک و طیاره ای را به پاکستان ندادند.

    آقای اندیشمند خطاب به فتاح دورانی می گوید:«لطفا با انصاف باشید، حتی در برابر دشمن ترین دشمن های تان عدالت و انصاف را فراموش نکنید.»

  • رحمانی با رئیس مجلس پاکستان دیدار کرد

    رحمانی با رئیس مجلس پاکستان دیدار کرد

    میر رحمان رحمانی رییس ولسی جرگه شورای ملی در حاشیه ی کنفرانس مبارزه علیه تروریزم و تقویت اتصال منطقه یی با آقای  ” اسد قیصر ” رییس مجلس نمایندگان پاکستان دیدار کرد.

    در این دیدار دو طرف بر اهمیت مبارزه علیه تروریزم و همکاری دولت پاکستان در پروسه صلح افغانستان تمرکز کرده، در باره استحکام روابط تجارتی و ترانزیتی میان دو کشور و ایجا‌د سهولت در صدور ویزه پاکستان به اتباع افغانستان، نیز صحبت کردند.

    آقای رحمانی و رئیس مجلس نمایندگان پاکستان، بر ایجاد بازار های مشترک در بنادر دو کشور تاکید کرده آن را در استحکام روابط و مراودات تجارتی افغانستان – پاکستان مهم خواندند.

    قابل ذکر است میر رحمان رحمانی قبل از این دیدار در یک سفر رسمی به تاجیکستان رفته بود و درباره اوضاع امنیتی و صلح افغانستان با مقام های تاجیکستان بحث و گفتگو کردند.

  • از شیعیان پاکستان چه می دانید؟

    از شیعیان پاکستان چه می دانید؟

    تعداد دقیق جمعیت شیعیان در پاکستان به درستی معلوم نیست.

    مهم‌ترین دلیل این موضوع نادیده‌گرفتن مذهب در سرشماری‌های پاکستان است که خود ناشی از سیاست دولت پاکستان در عدم توجه به تفاوت فرقه‌ای با هدف حفظ وحدت دینی است.آنچه به عنوان آمار شیعیان این کشور در منابع مختلف ذکر شده بیشتر بر پایه تخمین و گمانه‌زنی است. منابع مختلف، نسبت شیعیان پاکستان به کل جمعیت این کشور را متفاوت و تا ۲۵ درصد ذکر کرده‌اند؛ آنچه از میان آمارهای مختلف صحیح‌تر به دست می‌آید رقم تقریبی ۲۰ درصد است.چند نفر نویسندهٔ شیعهٔ پاکستانی که با من دوست هستند، آمار واقعی شیعیان در پاکستان را تا ۸۰ میلیون نفر می دانند و اگر این رقم درست باشد، پاکستان بزرگترین جمعیت شیعه را در خود جا داده است و کشور دوم یا سوم ایران خواهد بود!

    مذاهب و گرایش‌های فکری:

    مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین گروه شیعیان پاکستان فرقه اثناعشری‌ و پیروان فقه جعفری‌اند که یکی از مذاهب رسمی در پاکستان شناخته می‌شود. دیگر فرق شیعه که در پاکستان پیروانی دارند از این قرارند: بُهره که اسماعیلیه مستعلیه هستند. بهره‌ها بیشتر در شهر کراچی و حیدرآباد زندگی می‌کنند. خوجه‌های اثناعشری، پس از جدایی پاکستان و هند در ۱۳۲۶ش/۱۹۴۷م، شماری از خوجه‌های اثناعشری به همراه دیگر مسلمانان، هند را به مقصد پاکستان ترک کردند. آنان از همان آغاز در کراچی سپس حیدرآباد ساکن شدند و بعدها در شهرهای دیگر این کشور نیز اقامت گزیدند. جمعیت خوجه‌های اثناعشری پاکستان حدود ۴۲،۰۰۰ تن است که بیشتر آنان در کراچی زندگی می‌کنند. این گروه سازمانی به نام«جماعت خوجه پیرهای اثنا عشری کراچی» دارند.

    آغاخانی این گروه نیز از اسماعیلیان نزاری هستند که منسوب به آغا خان اول(۱۸۰۰-۱۸۸۱م.) هستند. آغاخانیه پاکستان بیشتر در کراچی، حیدرآباد، ملتان، گلگت و هنزه ساکن‌اند.نوربخشیه منسوب به محمد نوربخش از علمای شیعیه صوفی مسلک زمان خود بود که در بلتستان رهبری شیعیان را بر عهده داشت.ذکری که به وسیله سید محمد جونپوری (۸۴۷-۹۱۰ق.) که ادعای مهدویت می‌کرد، بنیان گذارده شد. ذکری‌های پاکستان در ایالت بلوچستان در نواحی کیچ مکران، لسبیله، گوادر، تربت و پنج گور زندگی می‌کنند.در میان شیعیان امامیه پاکستان دو گرایش کلامی و اعتقادی عمده حضور بیشتری دارند:

    گرایش موسوم به «شیخیه» یا «موالیه» که منسوب به شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی است.گرایش موسوم به «شیعیت خاص» یا «موحدین» که در مقابل گرایش‌های شیخیه قرار گرفته و به نوعی نماینده مکتب اصولیان شیعه هستند و اصلا‌ح‌گران شیعی به شمار می‌آیند و مورد حمایت حوزویان و دانشگاهیان قرار دارند

    پراکندگی شیعیان:

    ویژگی جغرافیای تشیع در پاکستان، پراکندگی مناطق شیعه‌نشین در شهرها و روستاهای سراسر پاکستان و عدم تمرکز شیعیان در یک یا چند نقطه از این سرزمین است به طوری که در همه ایالات پاکستان جمعیت‌های کوچک و بزرگ شیعه زندگی می‌کنند.

    مهم‌ترین مناطق شیعه نشین پاکستان:

    مهم‌ترین مناطقی که جمعیت بیشتری از شیعیان را در خود جای داده چنین‌اند: بلوچستان – کویته و‌ جعفرآبادسند – کراچی و حیدرآبادپنجاب – لاهور، مولتان، راولپندی، کچئی و لَیهخیبر پختونخواه – کوهات، هنگو، دیره اسماعیل خان و پاراچنارگلگت بلتستان – بلتستان، گلگت و نگرکشمیر – مظفرآباد

    شیعیان در عرصه سیاست:

    به دلیل سیاست غیرفرقه‌ای در بیشتر دولت‌های پاکستان که از دخالت امور مذهبی در سیاست پرهیز دارند، امکان فعالیت سیاسی و شهروندی برای پیروان فرق مختلف فراهم است. از جمله سیاستمداران سرشناس شیعی که در استقلال این کشور نقش مهمی داشتند می‌توان به محمد علی جناح و ژنرال یحیی خان، رئیس جمهور سال‌های ۱۹۶۸-۱۹۷۱م. و ذوالفقار علی بوتو رئیس حزب مردم و نخست وزیر این کشور در سال‌های ۱۹۷۳- ۱۹۷۷م. اشاره کرد.عارف علوی رئیس جمهور فعلی پاکستان نیز شیعه است و خیلی از سیاستمداران، نخست وزیران ، وزرای کابینه، ژنرالان نظامی و نمایندگان این کشور در مجامع بین المللی در گذشته و حال شیعه مذهب بوده اند.

    احزاب و گروه‌های سیاسی:

    از نخستین نمونه‌های گروه‌های سیاسی شیعه می‌توان به «کنفرانس سراسری شیعیان هند» اشاره کرد که در سال ۱۹۰۷/ ۱۲۸۶ش. و پیش از استقلال پاکستان فعالیت خود را آغاز کرد. «اداره تحفظ حقوق شیعه»، «شیعه مطالبات کمیتی» (کمیته مطالبات شیعیان) و «حزب سیاسی شیعه» از جمله سازمان‌های شیعی است که در مقاطع مختلف فعالیت داشته‌اند.

    تحریک جعفریه:

    این سازمان که مهم‌ترین گروه سیاسی شیعه پاکستان بوده و فعالیت تاثیرگزاری در تاریخ پاکستان داشته در تاریخ ۱۳۵۸ش/۱۹۷۹م با نام تحریک نفاذ فقه جعفریه (نهضت اجرای فقه جعفری) آغاز به کار کرد و بعدها نام تحریک جعفریه پاکستان یافت. این حزب سیاسی در واکنش به سیاست مذهبی ژنرال ضیاء‌الحق رئیس‌ جمهور این کشور (۱۳۵۶-۱۳۶۷ش)/(۱۹۷۷-۱۹۸۷م) ایجاد شد که شعار حاکم کردن فقه حنفیه را مطرح کرد.در این دوران طرحی با نام نظام مصطفی برای اجرای جدی‌تری احکام اجرایی در پاکستان طرح و اجرا شد که برخی از برنامه‌های آن مانند اخذ زکات اجباری، یک شکل کردن نظام آموزش دینی و دولتی کردن اوقاف شیعه مورد مخالفت شیعیان قرار گرفت. در سال ۱۹۷۹م همایش بزرگی از شیعیان پاکستان در شهر بکر تشکیل شد و علامه مفتی جعفر حسین ریاست و رهبری شیعیان پاکستان را برعهده گرفت.[نیازمند منبع] پس از درگذشت مفتی جعفر حسین در سال ۱۳۶۲ش/۱۹۸۳م. علامه عارف حسین حسینی به رهبری نهضت رسید. در دوره رهبری وی فعالیت سیاسی این نهضت گسترش یافت و تبدیل به یک حزب سیاسی شد. عارف حسین حسینی در سال ۱۳۶۷ش/۱۹۸۸م به شهادت رسید و بعد از وی سید ساجد علی نقوی (عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت) جایگزین وی شد.

    نهضت اجرای فقه جعفری در آغاز برای معاف شدن شیعیان از پرداخت زکات، حفظ امنیت مراسم عزاداری، مستثنا شدن راهپیمایی عزاداری از نیاز به دریافت مجوز رسمی، آموزش تعلیمات دینی شیعی برای دانش‌اموزان و دانشجویان شیعه و مراعات فقه شیعه در قوانین حکومتی برای شیعیان، مبارزه می‌کرد و توانست با برگزاری تجمع‌های بزرگ و فشار به دولت به این خواسته‌ها دست یابد.

    در پی سختگیری بر گروه‌های مذهبی در پاکستان در سال ۲۰۰۲ میلادی این گروه غیرقانونی اعلام شد ولی تحت عنوان جدید تحریک اسلامی به کار خود ادامه داد اما بار دیگر در سال ۲۰۰۳ منحل شد و سپس با نام شیعه علما کونسل کار خودش را ادامه داد.

    خانواده‌های سیاسی شیعه:

    با توجه به ساختار سیاسی پاکستان که مبتنی بر نظام «جاگیرداری» و سرداری است برخی از خانواده‌های سیاسی به طور سنتی قدرت سیاسی را در دست داشته‌اند که در میان آنان خانواده سرشناس شیعه نیز وجود دارند. بدین‌ترتیب حضور خانواده‌های سیاسی شیعه مذهب یکی از زمینه‌های مهم مشارکت سیاسی شیعیان در پاکستان است.

    فهرست برخی از این خانواده‌ها که اعضای آنان، مناصبی در سطوح بالای سیاسی داشته‌اند،‌ به شرح زیر است:

    سادات شاه جیونه

    سادات قتال پور خانیوال

    خانواده تالپور

    خانواده قزلباش لاهور

    سادات گردیزی ملتان

    خانواده سردار یزدان خان کویته

    فعالیت‌های علمی و فرهنگی شیعیان پاکستان:

    نهادهای علمی و فرهنگی شیعی را به طور کلی می‌توان به حوزه‌های علمیه و نهادهای آموزشی و فرهنگی شیعی تقسیم کرد.

    حوزه‌های علمیه:

    پیش از اینکه پاکستان کشوری مستقل شود، لکنو مرکز اصلی آموزش علوم دینی شیعیان بود که بعد از استقلال پاکستان در کشور هند قرار گرفت و ارتباط شیعیان پاکستان با این مرکز قطع شد. بعد از آن، حوزه علمیه این کشور تحت نفوذ حوزه علمیه نجف درآمد. بعد از مدتی علمای پاکستانی شروع به تاسیس مدارس دینی در این کشور کردند. روند ساخت این مدارس از نیمه دهه هفتاد میلادی رشد چشم‌گیری یافت. بعد از انقلاب اسلامی ایران، حوزه علمیه پاکستان ارتباط زیادی با حوزه علمیه قم یافت. در این دوران پاکستانی‌های زیادی برای علم آموزی به ایران مسافرت کردند و برنامه‌ها و شیوه‌های علمی در مدارس پاکستان از حوزه علمیه ایران الگو برداری می‌شود.

    برخی از علمای مشهور پاکستانی که از فارغ‌التحصیلان حوزه علمیه نجف بوده‌اند:‌

    سید صفدر نقوی (متولد ۱۹۳۳م.) مدیر مدرسه جامعه المنتظرضامن حسین حائری (۱۹۸۱-۱۹۶۴م.)

    غلام حسین (متولد ۱۹۳۹م.)

    سید ریاض حسین نقوی(متولد ۱۹۴۱م.)

    سید زوار حسین همدانی؛ سید احمد موسوی(متولد ۱۹۵۱م.)

    صادق علی نقوی (م۱۹۳۲م.)

    میرزا صفدر حسین مشهدی (م۱۹۱۰-۱۹۸۰م.)

    مفتی جعفر حسین (۱۹۱۴م.)

    محقق و نویسنده: سید علی موسوی چکاوک

  • عمران خان: کلید امنیت منطقه در افغانستان است

    عمران خان: کلید امنیت منطقه در افغانستان است

    عمران خان نخست‌وزیر پاکستان روز گذشته در سخنرانی‌اش در نشست افتتاحیه «گفت‌وگوهای امنیتی اسلام‌آباد» از دولت هند خواست برای صلح در منطقه اقدام کند.
    نخست‌وزیر پاکستان در این نشست امنیتی با بیان اینکه اسلام‌آباد تمام تلاش‌ خود را برای تسریع روند صلح افغانستان انجام می‌دهد، گفته است: صلح افغانستان نیز برای امنیت ارتباطات منطقه‌ای به ویژه مسیر تجارت از چین به پاکستان تا آسیانه میانه از طریق افغانستان با اهمیت است.
    وی افزوده است که بدون صلح در منطقه و بهبود روابط تجاری با کشورهای همسایه، پاکستان نمی‌تواند از موقعیت جئواستراتژیک خود استفاده کند.
    عمران خان در رابطه به مسئله کشمیر گفته است: هند نیز از تجارت بیشتر و اتصال به آسیای مرکزی سود خواهد برد. این (کشمیر) است که ما را به عقب نگه می‌دارد. ما تمام تلاش خود را می‌کنیم، اما هند باید اقدامی انجام دهد. تا زمانی که آن‌ها کاری نکنند، ما نمی‌توانیم به پیش برویم.
    گفتنی است که نشست گفت‌وگوهای امنیتی اسلام‌آباد به مدت دو روز (چهارشبنه و پنجشنبه) با حضور مقامات بلندپایه ارتش پاکستان برگزار می‌شود.

  • 7 تن در انفجار معدن در ایالت بلوچستان پاکستان کشته شدند

    7 تن در انفجار معدن در ایالت بلوچستان پاکستان کشته شدند

    مقام‌ها می‌گویند این هفت تن اواخر پانزدهم مارچ در اثر انفجار در معدن ذغال سنگ واقع در منطقه هرنای در شمال‌شرق کویته جان‌های‌شان را از دست دادند.

    سهیل انور هاشمی یک مقام ارشد پولیس بلوچستان دیروز گفت انفجار گاز متان در معدن باعث کشته شدن معدنچی‌ها شده است.

    این دومین رویداد در یک هفته است که معدنچی‌ها در ایالت بلوچستان جان‌های‌شان را از دست داده‌اند.

    هشت معدنچی دیگر در ۱۲ مارچ هدف انفجار گاز میتان در معدن ذغال سنگ واقع در منطقه مرور نزدیک در مرز افغانستان قرار گرفتند که از آن جمله شش تن آن‌ها کشته و دو تن دیگر شان نجات یافتند.

    مقام‌های پاکستانی گفته اند که در مورد این دو رویداد تحقیقات را آغاز کرده‌اند.

  • یک گروه ده نفری طالبان در نشست مسکو شرکت می کند

    یک گروه ده نفری طالبان در نشست مسکو شرکت می کند

    دفتر سیاسی طالبان در قطر اعلام کرد یک هیأت ده نفری این گروه به شمول ملاعبدالغنی برادر، معاون سیاسی آنان در نشست مسکو اشتراک خواهد کرد.

    محمد نعیم وردک، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر بامداد امروز (سه‌شنبه، ۲۶ حوت) در یک نوار صوتی گفت رهبری این هیأت را ملابرادر بر عهده خواهد داشت. آقای نعیم، جست‌وجوی یک راه حل سیاسی برای پایان جنگ در کشور را از اهداف اشتراک هیأت طالبان در نشست مسکو می‌خواند.

    نشست مسکو در ارتباط با صلح افغانستان قرار است تا دو روز دیگر برگزار شود. در این نشست افزون بر نمایندگان دولت افغانستان و گروه طالبان، نمایندگان دیپلماتیک چین، پاکستان، ایران، امریکا و شماری از کشورهای منطقه نیز اشتراک خواهند کرد.

    این نشست در مورد صلح افغانستان در حالی برگزار می‌شود که به تازه‌گی وزارت خارجۀ امریکا طرح ایجاد حکومت مشارکتی را در افغانستان روی دست گرفته است. قرار است در پیوند به این طرح در یک نشست دیگری که تا کمتر از ده روز دیگر انقرۀ ترکیه برگزار خواهد شد، تصمیم گرفته شود.

  • طرح جدید امریکا برای صلح افغانستان بررسی شد

    طرح جدید امریکا برای صلح افغانستان بررسی شد

    محمد صادق نماینده ویژه پاکستان برای افغانستان که به ایران سفر کرده با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه آن کشور ملاقات کرد.
    محمد صادق شنبه‌شب وارد تهران شد و از سوی سید رسول موسوی معاون وزیر خارجه ایران مورد استقبال قرار گرفت.
    بر بنیاد این گزارش، نماینده ویژه پاکستان برای افغانستان روز گذشته با جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در رابطه به تحولات اخیر در افغانستان گفت‌وگو کرده است.
    صادق در توییتی در مورد دیدارش گفت:« نشست‌های خیلی مهمی در تهران داشتم، از جمله دیدار با محمد جواد ظریف، وزیر خارجه و دیپلمات شهیر.
    تاکنون محتوای مباحث وگفت‌وگوهای فرستاده خان با مقامات ایرانی رسانه‌ای نشده، اما احتمالاً نشست مسکو، نشست انقره و طرح جدید امریکا برای صلح افغانستان از موارد مورد بحث دو طرف بوده است.

  • سقوط احتمالی پاکستان به دست طالبان

    سقوط احتمالی پاکستان به دست طالبان

    قرار است ایالات متحده در ماه می نیروهای باقی مانده خود را مطابق به توافقنامه‌ای که سال گذشته با طالبان در دوحه امضا کرد، از افغانستان بیرون کند.
    اما خشونت در حال اوج گرفتن است و گفت‌وگوهای بین‌الافغانی با توافقنامه دوحه پیشرفت کمی داشته است. در صورت خروج سربازان امریکایی، طالبان ممکن روند صلح را رها کرده و قدرت را به زور به دست بگیرند. این می‌تواند مسلماً برای پاکستان که از ابتدای تاسیس طالبان در دهه ۱۹۹۰ ازین گروه برای ایجاد عمق استراتژیک خود برای جلوگیری از نفوذ هند در افغانستان حمایت کرده است «یک ماموریت تمام شده» باشد.
    دولت افغانستان روابط نزدیکی با دهلی نو دارد و کنارگذاشتن آن به منافع هند آسیب می‌رساند.
    با این حال، ظاهراً اسلام‌آباد خواستار عقب نشینی «مسئولانه» ایالات متحده است و بارها تاکید کرده که یک دولت فراگیر در کابل را ترجیح می‌دهد.
    البته ممکن این تلاش پاکستان برای منحرف کردن اتهامات حمایت از طالبان باشد، اما دلایل موجهی برای پاکستان برای مخالفت با به قدرت رسیدن این گروه شبه نظامی و احیای حکومت دینی آنها وجود دارد.
    طوری که تریسیا بیکن مسئول پیشین مبارزه با تروریزم ایالات متحده متذکر می‌شود: «اگرچه پاکستان و طالبان منافع مشترک دیرینه دارند، اما این منافع میان آن‌ها دوستی ایجاد نکرده است».
    سازمان امنیت پاکستان تا حد زیادی به طالبان افغانستان به نظر حقارت می‌نگرد، در حالی که طالبان غالباً از مداخلات پاکستان انتقاد می‌کنند.
    سال‌هاست که اسلام‌آباد تلاش کرده است که به دستور واشنگتن طالبان را تحت فشار قرار دهد. قبل از ۱۱ سپتمبر، ایالات متحده از پاکستان خواست که ملاعمر رهبر پیشین طالبان را برای تسلیم‌دهی اسامه بن لادن تحت فشار قرار دهد که وی حاضر به انجام چنین کاری نشد.
    پرویز مشرف رییس جمهور پیشین پاکستان نیز سعی کرد – و نتوانست – از تخریب مجسمه‌های بودای بامیان توسط طالبان جلوگیری کند. تلاش‌ها برای اعمال فشار بالای طالبان پس از سقوط این گروه از قدرت ادامه یافت.
    هنگامی که درگیری افغانستان به بُن‌بست رسید و ایالات متحده در جستجوی راه حل دیپلماتیک شد، از اسلام‌آباد خواست تا طالبان را بر سر میز مذاکره بیاورد. اما طالبان پاکستان را دور زده و گفت‌وگوهای پنهانی را با دولت افغانستان آغاز کردند. این کار طالبان پاکستان را که می‌خواست مذاکرات را در کنترول داشته باشد خشمگین کرد.
    اطلاعات پاکستان یا (آی اس آی) با دستگیری نیمی از رهبری آن‌ها در سال ۲۰۱۰، به شمول ملا برادر معاون فعلی امیر، اقدام به مجازات طالبان کرد. برخی از طالبان در بازداشت پاکستان مورد بدرفتاری قرار گرفتند، ملا عبیدالله وزیر دفاع رژیم طالبان ممکن است زیر شکنجه آی اس ای کشته شده باشد.
    در حالی که پاکستان میزبان طالبان بود و به آن‌ها کمک می‌کرد، در عین زمان آن‌ها را مورد آزار و اذیت نیز قرار داد . و این کار را تا حدی به درخواست امریکا انجام داد و در واقع در کنار دشمنان اصلی طالبان قرار گرفت.
    در واقع، اسلام‌آباد در کارزار نظامی به رهبری ایالات متحده در برکناری این گروه از قدرت در سال ۲۰۰۱ همکاری مهمی انجام داده است. جنگجویان دستگیر شده به شمول ملا ضعیف، سفیر پیشین طالبان در پاکستان را تحویل ایالات متحده داد که بعداً وی به خلیج گوانتانامو منتقل شد. ضعیف در خاطرات خود نهاد اطلاعاتی پاکستان را خیلی بد گفته است، نظری که بعدها بیشتر اعضای طالبان در مصاحبه‌های خود منعکس کردند.
    به عبارت دیگر، خصومت بین گروه شبه نظامی و حامیان پاکستانی آن وجود دارد که می‌تواند بر ادامه روابط آنها تاثیر منفی بگذارد.
    به طور کلی در افغانستان به پاکستان با دیده تردید نگریسته می‌شود و رژیم طالبان انگیزه سیاسی دارد تا از اسلام‌آباد فاصله بگیرد تا از حمایت مردمی در داخل افغانستان برخوردار شود.
    در دهه ۱۹۹۰ طالبان از اسلام‌آباد اطاعت نکردند و سیاست رد «خط دیورند» مرز مورد مناقشه با پاکستان را مانند دولت‌های قبلی افغانستان دنبال کردند. جنگجویان طالبان اخیراً تأکید کرده‌اند که مناطق پشتون‌نشین پاکستان به افغانستان تعلق دارد.
    بازگشت طالبان به قدرت می‌تواند به نقطه اشتعال تبدیل شود، بیشتر به این دلیل که پاکستان در حال ساخت و ساز یک حصار مرزی در امتداد خط دیورند است که مناطق قبایلی و خانواده‌های دو طرف را از هم جدا می‌کند و مانع فعالیت اقتصادی در آنجا می‌شود. ظاهراً طالبان در بعضی از نقاط سعی کردند مانع ساخت و ساز حصار کشی در مرز شوند.

    یک رژیم طالبانی همچنین ممکن میزبان گروه‌های شبه نظامی متخاصم پاکستان باشد.
    اسلام‌آباد یک استراتژی دوگانه را با شبه نظامیان دنبال می‌کند، از برخی (مانند طالبان افغانستان یا لشکر طیبه) که بیشتر به آن کشور نفع می‌رساند حمایت می‌کند و با دیگران مانند ( داعش شاخه خراسان، القاعده و تحریک طالبان پاکستان) که بر‌نیروهای پاکستانی حمله می‌کنند، مخالفت می‌کند.
    اما طالبان چنین رویکردی ندارند. در حالی که این گروه در واقع مخالف دولت اسلامی است، القاعده را همچنان در پناه دارد و هرگز بر تحریک طالبان پاکستان که در سال ۲۰۱۴ ‌‌توسط ارتش پاکستان از مناطق قبایلی تبعید و به افغانستان پناهنده شده بودند، محکوم یا حمله نکرد.
    بین سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۱۵ ، تی تی پی با حملات مکرر با تلفات بالا، از جمله حمله وحشیانه به مدرسه‌ای در سال ۲۰۱۴ پاکستان را به وحشت انداخت.
    چشم انداز ایجاد یک تحریک طالبان پاکستانی که توسط تحریک طالبان افغانستان کمک و انگیزه داده شده باشد، باید مورد توجه رهبران پاکستان باشد.
    همچنین این خبر بدی برای چین است که کارگران آن در پاکستان مورد حمله این گروه قرار گرفته‌اند.
    اگر طالبان به قدرت برگردند و همانند دهه ۱۹۹۰ میزبان افراط گرایان باشند، ایالات متحده احتمالاً از اسلام‌آباد می‌خواهد تا آن‌ها را برای اخراج مهمانان شان تحت فشار قرار دهد. آن زمان نتیجه‌ای نداشت و ممکن است این بار هم چنین کاری نکند. پاکستان مقصر شناخته خواهد شد و در نتیجه روابط ایالات متحده و پاکستان آسیب خواهد دید و اسلام‌آباد را بیشتر در آغوش پکن سوق خواهد داد.
    اسلام‌آباد اکنون از قدرت نفوذ کمتری بر رژیم طالبان‌نسبت به دهه ۱۹۹۰ زمانی که پاکستان به عنوان یکی از‌‌ سه کشور، دولت آنها را به رسمیت شناخته بود، برخوردار است.
    اخیراً این گروه روابط دیپلماتیکی را با اکثر کشورهای منطقه، از جمله مخالفین پیشین خود مانند ایران و روسیه، یا قطر جایی که دفتر سیاسی دارند برقرار کرده است.
    اگر طالبان قدرت را به دست بگیرند، ممکن است روابط اقتصادی پاکستان با افغانستان نیز مختل شود؛ زیرا احتمالاً ایالات متحده و جامعه جهانی بر افغانستان تحریم‌هایی را اعمال کنند که باعث محدود شدن تجارت و سرمایه گذاری می‌شود.
    آرزوهای دیرینه اسلام‌آباد برای ارتباط با آسیای میانه از طریق افغانستان از بین خواهد رفت. علاوه بر این، ممکن دیگر گروه‌های مسلح افغانستان در برابر تصرف قدرت توسط طالبان مقاومت کنند.
    درگیری و ادامه بی‌ثباتی، فعالیت اقتصادی را بیشتر مختل می‌کند و ممکن است سیل آوارگان را به پاکستان جاری کند و بار سنگینی بر دوش اقتصاد متشنج پاکستان بگذارد و نفوذ شبه نظامیان و قاچاقچیان به آن کشور را سهل کند.
    تجارت و کاروبار مواد مخدر نیز مطمئناً تحت رژیم طالبان تشدید خواهد شد. این گروه به شدت در کار و بار مواد مخدر دخیل است و می‌تواند از اهرم‌های دولت خود برای تسهیل کشت و قاچاق استفاده کند.
    تریاک منبع اصلی درآمد افغانستان است و سال‌ها چه که دهه‌ها طول می‌کشد تا کشور ویران شده گزینه‌های مناسب اقتصادی را ایجاد کند.
    رونق قاچاق مواد مخدر در افغانستان برای پاکستان به منزله کابوس است. این کشور در حال حاضر جمعیت قابل توجهی از معتادان را دارا است. در سال های اخیر مصرف شیشه کریستال به طور فزاینده‌ای در میان جوانان پاکستانی شیوع یافته است‌ و با آغاز تولید شیشه ارزان از گیاه افدرین در افغانستان احتمالاً این وضعیت بدتر هم خواهد شد.
    علی‌رغم همه این مشکلات، یک افغانستان تحت اداره طالبان حداقل نسبت به دولت فعلی با هند، رقیب پاکستان، کمتر روابط دوستانه خواهد داشت. دهلی یکی از معدود قدرت‌های منطقه‌ای است که روابط دیپلماتیک با این گروه برقرار نکرده و در صورت قدرت گرفتن مجدد طالبان، آن را در یک نقطه ضعف مشخصی قرار خواهد داد. اما این یک پوشش نقره‌ای روی ابر بسیار تاریک است.
    هزینه‌های به قدرت رسیدن طالبان برای اسلام‌آباد بسیار گزاف خواهد بود و سرنوشت افغانستان را به عنوان یک کشور فقیر، بی‌ثبات، آغشته به مواد مخدر و ماشین جوجه کشی تروریزم که امنیت ملی و منافع اقتصادی پاکستان را تهدید می‌کند، مهر و موم خواهد کرد.
    به همین دلیل، از پاکستان انتظار می‌رود تلاش‌های خود برای تسهیل حل و فصل سیاسی در افغانستان و جلوگیری از فروپاشی دولت و آغاز جنگ داخلی گسترده ادامه دهد.
    اما، با توقف گفت‌وگوهای صلح و‌ خروج احتمالی ایالات متحده از افغانستان، توفانی در حال شکل گیری است.
    مرتضی احمدزاده

  • صالح: شورای کویته وجود خارجی ندارد

    صالح: شورای کویته وجود خارجی ندارد

     معاون نخست ریاست جمهوری با نشر گزارش جلسات شش و نیم از ۱۷ تا ۲۳ حوت، اعلام کرد از مدیریت تامین امنیت کابل کنار می‌رود، اما این جلسات ادامه خواهد یافت.
    امرالله صالح در این گزارش به صورت مفصل به مسئله شبکه‌های جرمی، هسته‌های تروریستی در شهر کابل، تثبیت زمین برای خانواده‌های شهدای نیروهای امنیتی و دفاعی، شناخت عمیق تر از گروه طالبان و داعش، اعاده روحیه سربازان، شیوه‌های سربازگیری گروه طالبان و همچنان انتقال سرمایه به پاکستان و تلاش پاکستان برای جلوگیری از ظهور چهره‌های کاریزماتیک در میان طالبان پرداخته است.
    صالح نوشت: «تمام دستگیر شده‌ها از ظلم – قساوت و فساد میان مشران طالبان قصه می‌کنند. در ولایت کندز قوماندان‌های طالبان از پول به اصطلاح اعانه و عشر و جزیه که از مردم عام جمع کرده‌اند دست به خریداری جایداد – چهار بار ازدواج و انتقال سرمایه‌های خود به کراچی و جاهای دیگر زده‌اند. کار کشفی ما بخاطر تثبیت سرمایه‌های پنهانی قوماندان‌های طالب در شهرهای کلان افغانستان ادامه دارد.»
    صالح افزود گروه طالبان یا اجساد خود را به گونه بی نام و نشان دفن می‌کند یا این که برخی اجساد را به پاکستان انتقال می‌دهد.
    او در این باره نوشت: «تحقیق روی چگونگی اینکه طالب با اجساد خود چه می‌کند را انجام دادیم. آنها تلاش می‌نمایند تلفات خود را مخفی نگهدارند و اجساد را بی‌هویت به خاک بسپارند. به خانواده‌ها اجازه دادخواهی نمی‌دهند و شماری از اجساد به پاکستان انتقال می‌گردد.»
    معاون رییس جمهور مدعی شد شماری از اعضای داعش که بازداشت شده‌اند افراد بی‌سواد بوده و معنی داعش را نیز نمی‌دانند.
    او تصریح کرد: «دریافتیم که ظهور چهره‌های جذاب و کرزماتیک در میان طالب ناممکن است. پاکستان به چنین امری اجازه نمی دهد. از لابلای اعترافات طالبان دستگیر شده دریافتیم که پس از دو نیم ماه چانه زنی در پشاور – کویته و کراچی و با پا درمیانی شدید سازمان استخباراتی پاکستان طالبان نتوانستند برای خود قاعده بزرگتر سیاسی و یا قومی ایجاد نمایند. آنهایی که برای طالب در شمال می‌جنگند با چشم خود می‌بینند که عایدات توسط یک حلقه خاص جمع شده و به کویته انتقال می‌گردد.»
    آقای صالح مدعی شد ادعای طالبان را در این مدت مبنی بر عدم دست داشتن در انفجار ماین‌های مقناطیسی و ترورهای هدفمند دروغ ثابت کرده است.
    صالح گفت: «دریافتیم که شورای به اصطلاح عالی تحریک طالبان مسما به شورای کویته چیزی به جز یک اسم برای تطبیق تصامیم اردوی پاکستان نیست.»

    دریافتیم که چه مقدار مواد منفجره نظامی (غیرتجارتی) به طالبان داده می‌شود و از کدام فابریکه‌ها و دستگاه‌ها در اختیار شان قرار می‌گیرد. دریافت‌های خود را به خاطر تقویت موقف مشروع و برحق افغانستان با نهادهای جهانی شریک ساختیم. روایت طالب و پاکستان را در ارتباط به عدم دست داشتن در قتل های هدفمند و زنجیره ای دروغ ثابت کردیم و دنیا درک کرد ماهیت تروریستی طالبان به خاطر مذاکرات دوحه تغییر نکرده است بلکه این گروه ترور را قوت اصلی خویش می پندارد.»
    صالح در خصوص جلسات شش و نیم گفت: «جلسات شش‌ونیم ادامه دارد و خواهد داشت. جلسات شش و نیم سلام خانه‌ای‌ست برای مردم و توده و بسته نخواهد شد.»

  • محب: نشست مسئولان ارشد امنیتی افغانستان و پاکستان در بحرین برگزار شد

    محب: نشست مسئولان ارشد امنیتی افغانستان و پاکستان در بحرین برگزار شد

    مشاور امنیت ملی و هیأت همراهش هفته گذشته به بحرین سفر کرد اما این سفر تاکنون رسانه‌ای نشده بود.

    حمدالله محب روز شنبه، بیست‌وسوم حوت در نشست خبری مسوولان ارشد امنیتی، اما درباره زمان برگزاری این نشست چیزی نگفت.

    او توضیح داد این نشست به وساطت بریتانیا برگزار شده بود و به این دلیل که دو طرف درباره محل برگزاری آن اختلاف داشتند و به توافق نرسیدند، بحرین به عنوان محل برگزاری این نشست انتخاب شد.

    مشاور امنیت ملی افزود که دولت افغانستان خواهان برگزاری این نشست در کابل بود و جانب پاکستان بر برگزاری آن در راولپندی تأکید داشت.

    او در ادامه افزود که «فعلا اعتماد وجود نداشت» و به این ترتیب، نشست دو طرف به وساطت بریتانیا در بحرین برگزار شده است.

    محب در مورد محورهای مورد بحث این نشست جزییات نداد، اما گفت که این نشست «تعارفی» بود و او «پیش‌رفت خاصی» را نمی‌تواند از این نشست بیان کند، اما توافق شده است که این نشست‌ها ادامه پیدا کند.

    به گفته محب، این اولین نشست بود و طبق توافق دو طرف در آینده نیز ادامه پیدا می‌کند.

    حمدالله محب هم‌چنان گفت، همان‌گونه که در گذشته نیز گفته است، تنها مذاکره با طالبان سبب تأمین صلح در کشور نمی‌شود و «اصل مهم پیش‌ پاکستان است».

    اسلام‌آباد متهم به عدم همکاری صادقانه در روند صلح و نیز حمایت از طالبان است. در این اواخر زبان مقام‌ها در کابل در نقد موضع پاکستان در قبال صلح افغانستان صریح بوده است.

    رییس جمهور غنی در هفته‌های گذشته به تکرار از پاکستان خواسته است که با افغانستان به صورت واقعی صلح کند.

  • صلح افغانستان بررسی شد

    صلح افغانستان بررسی شد

     جنرال قمر جاوید باجوا رییس ستاد ارتش و جنرال فیض حمید رییس آی‌اس‌آی پاکستان در دیدار با فیلد مارشال محمد بن عیسی آل خلیفه در بحرین پیرامون روند صلح افغانستان، امنیت مرزها و گام‌های ضروری بعدی در روند صلح رایزنی کردند.
    در این دیدار جوانب در مورد آخرین تحولات در روند صلح افغانستان، امنیت مرزی و گام‌های ضروری بعدی برای تسریع روند صلح به رهبری و مالکیت افغانستان گفت‌وگو کردند.
    این تلاش‌ها پس از آن صورت می‌گیرد که دولت بایدن طرح جدید خود را برای تسریع روند صلح افغانستان با طرف‌های ذیدخل در میان گذاشته است.

  • پروژه خط آهن ترانزیتی افغانستان به اتصال منطقه ای کمک می کند

    پروژه خط آهن ترانزیتی افغانستان به اتصال منطقه ای کمک می کند

    شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان امروز چهارشنبه(۲۰ حوت) در توییتی گفت دیدار سازنده‌ای با همتای ازیکستانی‌اش داشته است.
    در این دیدار، دو طرف در مورد تقویت روابط، مشارکت اقتصادی بر محور صلح، توسعه و اتصال بحث و تبادل نظر کردند.

    وزیر خارجه پاکستان در مورد نشستی که با عبدالعزیز کاملوف وزیر خارجه ازیکستان داشت گفت: «ما برای ایجاد اتصال منطقه‌ای از ساخت به موقع پروژه خط آهن ترانزیتی افغانستان حمایت می کنیم.»
    گفتنی است سفر کاملوف به پاکستان پس از دیدار هیئت پاکستان از ازیکستان در ماه فبروری و امضای نقشه‌راه ساخت خط آهن ترانزیتی با افغانستان صورت می‌گیرد.

  • طالبان از انتخابات هراس دارند و دولت انتقالی را نخواهند پذیرفت

    طالبان از انتخابات هراس دارند و دولت انتقالی را نخواهند پذیرفت

    هفته گذشته زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ ویژه ایالات متحده‌ امریکا در امور صلح افغانستان، در سفری به کابل، حامل طرحی تحت نام (دولت انتقالی صلح برای افغانستان) بود. این طرح یک نقشه راه برای حل سیاسی منازعه‌ افغانستان است که برای عبور به وضعیت صلح، تشکیل یک دولت انتقالی را پیشنهاد می‌کند. این طرح با واکنش رهبران حکومت و سیاسیون افغانستان مواجه شد. رییس جمهور غنی آن را تنها یک طرح روی کاغذ دانست و معاون رییس جمهوری هم آن را سند ننگین توصیف کرد. اما نعیم وردک، سخنگوی طالبان روز دوشنبه، هجدهم حوت در توییتی از رسیدن طرح به دست طالبان خبر داد و گفت که طالبان این طرح را بررسی می‌کنند. با توجه به موضع‌گیری‌های رهبران حکومت، به نظر می‌رسد که دولت افغانستان این طرح را قبول نخواهد کرد. حداقل تاکنون چنین موضع گرفته است. اما سوال اساسی این است که آیا طالبان این طرح را قبول می‌کنند؟ آیا قبول این طرح به سود طالبان است؟ مدعای نویسنده این است که گروه طالبان به دلایل مختلفی، این طرح را قبول نخواهد کرد. گرچند پیش‌بینی امور سیاسی به صورت قطعی ممکن نیست، اما با توجه به قراین مختلف می‌توان در این مورد به قضاوت نشست. در ادامه به تبیین دلایل این مدعا پرداخته می‌شود.

    طالبان زمانی به طرح دولت انتقالی متمایل می‌شوند که سود حاصل از دولت انتقالی، بیش‌تر از گزینه‌های دیگر باشد. این گروه همانند هر گروه و جناح دیگری، براساس میزان سود و زیان خود دست به انتخاب می‌زند و تصمیم می‌گیرد.

    اما طرح دولت انتقالی به سود طالبان نیست. مهم‌ترین چالشی که طالبان در این طرح با آن مواجه‌اند، مسأله‌ دولت انتخاباتی است. بنابر آنچه در این طرح آمده است، پس از دولت انتقالی، دولت دایمی‌ای که سر کار می‌آید، حتماً باید براساس انتخابات شکل بگیرد. این مورد نمی‌تواند به سود طالبان باشد. این گروه به دو دلیل گزینه‌ دولت انتخاباتی را قبول نخواهد کرد.

    دلیل اول این‌که، طالبان به دلیل ایدیولوژی بنیادگرایانه‌ای که دارند، نمی‌توانند روی خوش به انتخابات نشان دهند. ایدیولوژی طالبان تنها امارت اسلامی را قبول می‌کند و برای تعیین امیر، تنها شورای اهل حل و عقد است که تصمیم می‌گیرد، نه مردم عوام. در ایدیولوژی طالبان که البته باید گفت ایدیولوژی چندان واضح و مشخصی نیست، جایگاهی برای انتخابات تعریف نشده است. شاید بتوان گفت که مهم‌ترین مشخصه ایدیولوژی طالبان، مسأله‌ امارت اسلامی و تقابل با انتخابات است، به همین جهت این گروه با انتخابات سازگاری نشان نخواهد داد.

    دلیل دوم این است که طالبان توانایی برنده شدن در یک انتخابات شفاف را ندارند. گرچند ادعای این‌که طالبان پشتوانه مردمی نداشته باشند، دقیق نیست، اما با توجه به تضعیف شدن تفکر طالبانی از یک‌سو و خاطرات بد مردم افغانستان (به ویژه طبقه شهرنشین) نسبت به این گروه از جانب دیگر، احتمال برنده شدن طالبان در یک انتخابات کم است. شاید به همین جهت باشد که امرالله صالح، معاون نخست رییس جمهوری، در سخنانی که در مراسم سالیاد مارشال فهیم مطرح کرد، تأکید زیادی بر انتخابات داشت و مدعی بود که طالبان وارد انتخابات شوند. آقای صالح به خوبی می‌دانست که گزینه انتخابات به سود طالبان نیست و به همین جهت بر روی آن دست گذاشته بود.

    چالش دیگری که در پیوند به طرح دولت انتقالی، پیش روی طالبان است، ائتلاف با دولت کنونی است. براساس این طرح، نخبه‌گان سطح بالای سیاسی افغانستان و رهبران طالبان، برای تشکیل دولت موقت ائتلاف می‌کنند و تمام مسوولان نهادهای حکومتی، براساس توافق میان دو جناح انتخاب می‌شوند. اما احتمال ائتلاف طالبان با رهبران دولت کنونی بعید است و دلیل آن هم ایدیولوژی‌زده‌گی این گروه است. گروه طالبان جنبش ایدیولوژیک است و ایدیولوژی‌شان بر تمام تصمیمات آن‌ها سایه می‌اندازد.

    حتا اگر فرض کنیم که رهبران طالبان منافع اقتصادی و سیاسی را بر ایدیولوژی‌شان مقدم بدانند، باز هم با توجه بر ضرورت جلب رضایت جنگ‌جویان‌شان، نمی‌توانند هرگونه تصمیمی بگیرند. طالبان باید برای رضایت جنگ‌جویان خود، تصمیمات خود را در چارچوب ایدیولوژی‌شان بگیرند. چه این‌که توافق طالبان با ایالات متحده‌ امریکا، باعث نارضایتی عده‌ای از جنگ‌جویان‌شان شد و در نتیجه عده‌ای تحت نام (حزب ولایت) به عنوان ناراضیان این توافق، از طالبان جدا شدند. اما باز هم طالبان جنگ خود را به بهانه مبارزه با آنچه آنان دولت دست‌نشانده و فاسد می‌دانند، توجیه کردند. اما اگر فرض کنیم که طالبان با همین دولت و رهبران آن ائتلاف کنند، نارضایتی جنگ‌جویان‌شان را در پی خواهد داشت و آنان این ریسک را قبول نخواهند کرد. همان‌طوری که در سال‌های ۱۹۹۵ ـ ۱۹۹۶ و زمانی که طالبان قصد تصرف کابل را داشتند، از همکاری با عبدالرشید دوستم خودداری کردند. گرچند به روایت احمد رشید، خبرنگار پاکستانی، افسران آی‌اس‌آی تلاش زیادی کرده بودند تا میان دوستم و طالبان یک ائتلاف بسازند، اما طالبان به این دلیل که دوستم را کمونیست می‌دانستند، با آن‌که به کمک او نیاز داشتند، باز هم از همکاری با وی خودداری کردند. مهم‌ترین دلیل این خودداری هم حفظ رضایت جنگ‌جویان‌شان بود.

    ایدیولوژی‌زده نبودن شورشیان، یکی از پیش‌شرط‌های تشکیل دولت موقت ائتلافی است. داکتر عمر صدر در پژوهش خود تحت نام (حل سیاسی منازعه افغانستان) به این شرط به عنوان یکی از پیش‌زمینه‌های تشکیل دولت موقت ائتلافی، اشاره می‌کند. اما این پیش‌شرط، در مورد طالبان صدق نمی‌کند.

    چالش دیگر این طرح، گزینه آتش‌بس است. براساس طرح دولت انتقالی، پس از امضای توافق دولت انتقالی، هر دو طرف ملزم به آتش‌بس‌اند. اما این گزینه برای طالبان تا زمانی که به تمام اهداف خود نرسند، قابل قبول نیست. این گروه در طول دور اول و دوم مذاکرات میان افغانی، با وجود فشار کشورهای اروپایی و امریکا و تقاضای دولت افغانستان و شهروندان کشور، از قبول آتش‌بس خودداری کرد. طالبان ریسک آتش‌بس را قبول نمی‌کنند. آتش‌بس ماشین جنگی این گروه را متوقف می‌سازد، کنترل آنان را بر مناطق تحت تسلط شان تضعیف می‌کند، نیروی جنگی‌‌شان را بیکار می‌سازد، منابع اقتصادی طالبان را که از راه قاچاق به دست می‌آید، کاهش می‌دهد و هویت جنگی نیروهای‌شان را از بین می‌برد. به همین جهت، طالبان به آتش‌بس تن نمی‌دهند. آنان تنها زمانی به آتش‌بس تن خواهند داد که به تمام خواست‌های‌شان رسیده باشند. برای طالبان جنگ همواره یک استراتژی بوده است. آنان این احتمال را می‌دهند که دولت انتقالی، دولت شکننده باشد و طالبان را برای رسیدن به خواست‌های‌شان کمک نکند. به همین جهت، این گروه نیروی جنگی خود را تا پس از ایجاد یک دولت دایمی و مطابق خواست‌شان، متوقف نمی‌کنند.

    چالش دیگر این طرح برای طالبان، جمع شدن دفاتر خارجی آنان است. این گروه باید پس از امضای طرح دولت انتقالی، دفاترشان را به داخل افغانستان انتقال دهند. اما طالبان این گزینه را قبول نخواهند کرد. جمع شدن دفاتر آنان از پاکستان و قطر، به معنای کاهش پشتوانه خارجی‌شان است. گرچند طالبان خود را نیروی خودجوش و مردمی معرفی می‌کنند، اما گزارش‌های متعدد و تاریخ بیست‌وهفت ساله‌ این گروه نشان می‌دهد که آنان همواره وابسته به کمک‌های پاکستان، امارات متحده‌ عربی، عربستان، ایران و دیگر کشورهای منطقه بوده‌اند. اگر طالبان دفاتر خود را جمع کنند، مطمئناً‌ در ارتباط با کشورهای حامی خود با مشکل مواجه می‌شوند و این مسأله برای آنان قابل قبول نیست.

    باید در مورد معیارهای تصمیم‌گیری طالبان، به این مسأله هم توجه داشت که این تنها رهبران آنان نیستند که در مورد آینده تصمیم می‌گیرند، بلکه کشورهای حامی طالبان هم نقش مهم در تصمیم‌گیری دارند. البته نمی‌توان گفت که گروه طالبان تمام تصمیمات‌شان را بنابر خواست پاکستان می‌گیرد، این ادعا تقلیل‌گرایانه است و با تاریخ این گروه هم سازگار نیست. طالبان در سال‌های حاکمیت خود هم در مواردی از خواست‌های پاکستان سرپیچی می‌کردند؛ اما نمی‌توان منکر شد که پاکستان مهم‌ترین تأثیر را در تصمیم‌گیری این گروه دارد. اگر پاکستان تمایل به دولت انتقالی و آتش‌بس نداشته باشد، طالبان به این گزینه تن نخواهند داد. حال آن‌که به باور نویسنده، پاکستان هنوز هم از برقراری صلح در افغانستان استقبال نمی‌کند و سیاست خارجی آن کشور در قبال افغانستان تغییری نکرده است. پاکستان هنوز هم همان سیاست دوگانه‌ای را پیش می‌برد که در بیست سال گذشته پیش برده است؛ از یک طرف از صلح حمایت می‌کند و از طرف دیگر شورشیان را تمویل می‌نماید. لذا با توجه به نقش و خواست پاکستان، احتمال پیوستن طالبان به این طرح کم است.

    با توجه به قراین فوق، می‌توان چنین پیش‌بینی کرد که طالبان طرح دولت انتقالی را قبول نخواهند کرد. این گروه هم به دلیل مشکل ایدیولوژیک‌شان با انتخابات و محدود بودن احتمال برنده‌شدن آن‌ها در یک پروسه انتخاباتی و هم به دلیل ریسک آتش‌بس و جمع شدن دفاترشان از خارج کشور، به این طرح نخواهد پیوست. طالبان هنوز به این باورند که می‌توانند کابل را با گزینه نظامی فتح کنند. حالا که وزیر خارجه‌ امریکا بر تاریخ خروجی که ترمپ تعیین کرده بود، مهر تأیید گذاشته است، این باور طالبان قوت بیش‌تری می‌یابد و آنان گمان می‌کنند که پس از خروج نیروهای امریکایی، با اجرا گذاشتن پلان دوم که همان پلان نظامی است، می‌توانند کابل را فتح ‌کنند.

    8am

  • صلح افغانستان و انزواگرایی امریکا

    صلح افغانستان و انزواگرایی امریکا

    انزواگرایی یک منطق برجسته در سیاست ایالات متحده است که پاتریک کاهان در کتاب خود به نام منطق سیاست خارجی امریکا، آن را به بحث گرفته است. کاهان در واقع در این کتاب نظریه‌های نقش جهانی ایالات متحده را مطرح می‌کند که یکی از این نظریه‌ها منطق انزواگرایی امریکا است که در صورت نیاز در دستگاه سیاست خارجی خود از آن استفاده می‌کند. سوالی که مطرح می‌شود، این است که انزواگرایی ایالات متحده چه تأثیری بر روند صلح افغانستان دارد؟ ادعای نویسنده این است که خارج شدن نیروهای امریکایی از افغانستان، تقابل هند با چین و لحاظ شدن منافع هند در افغانستان، باعث ایجاد صلح در این کشور می‌شود.

    ایالات متحده قبل از نیمه اول قرن بیست، سیاست انزواگرایی را دنبال می‌کرد. در سال ۱۹۱۷ این کشور وارد جنگ جهانی اول شد که با شکست آلمان این جنگ خاتمه یافت. بعد از سال ۱۹۲۱، ایالات متحده سیاست انزواگرایی را در پیش گرفت و از سیاست جهانی خود را دور ساخت.

    با وقوع جنگ جهانی دوم، بار دیگر امریکا در سال ۱۹۴۱ وارد این جنگ شد و به گروه متفقین پیوست. در ۱۹۴۵ متفقیق پیروز میدان جنگ شد. هرچند اتحاد جماهیر شوروی در جریان جنگ هم‌پیمان ایالات متحده بود، اما بعد از ۱۹۴۵ نه تنها که دوست نبود، بلکه به عنوان یک رقیب بالقوه مطرح بود. فرانسه و انگلستان در جنگ کاملاً فرسوده شده بودند و توان آن را نداشتند که مانع نفوذ شوروی در اروپایی غربی شوند. ایالات متحده از سیاست انزواگرایی بیرون شد و این وظیفه جهانی را بر عهده گرفت و سدی را برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم در اروپایی غربی به وجود آورد.

    در واقع یکی از اهداف منطق انزواگرایی این است که ایالات متحده از منافع کوچکش، به خاطر منافع بزرگش می‌گذرد و سعی بر این دارد تا منافع شریک‌های جهانی‌اش در نظام بین‌الملل لحاظ شود. هراس و ترس ایالات متحده در نظام بین‌الملل از چین است. چین بعد از ۱۹۸۰ اقتصاد رو به رشد داشته است. اکنون این کشور می‌رود که به یک هژمونی جهانی تبدیل شود و قدرت ایالات متحده را در آینده نزدیک در سطح جهانی به چالش بکشد.

    ایالات متحده برای این‌که بودجه نظامی‌اش را کاهش دهد تا مبادا دچار بحران اقتصادی شود، استراتژی احاله مسوولیت را در پیش گرفته است و نیروهای نظامی خود را در منطقه و افغانستان کاهش می‌دهد و این وظیفه را به هند واگذار می‌کند.

    در همین حال، هند یکی از شریک‌های استراتژیک امریکا در نظام بین‌الملل و به خصوص در جنوب شرق آسیا و آسیای میانه به شمار می‌رود. هند بعد از چین، بزرگ‌ترین جمعیت جهان را در خود جا داده و از ظرفیت اقتصادی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. هم‌چنان، هند تنها کشوری است که می‌تواند جلو گسترش چین را در آسیای میانه و جنوب شرق آسیا بگیرد.

    با این حال، هند هم‌زمان مشکل مرزی با چین و پاکستان دارد. اما مشکلات مرزی هند با پاکستان سابقه دیرینه‌ای دارد که تاکنون حل‌ نشده باقی مانده است. منطقه کشمیر که بین سه کشور چین، هند و پاکستان واقع شده است، محل زورآزمایی سیاسی و اختلافات بین دهلی نو و اسلام‌آباد بوده است. این دو کشور، هرازگاهی اقداماتی را علیه یک‌دیگر در این منطقه انجام می‌دهند. هراس دیگر هند از پاکستان، مربوط به ایالت جامو است. این ایالت ۲۰ میلیون جمعیت دارد که اکثر آن مسلمان‌اند و نفوذ بنیادگرایان به وسیله پاکستان خطر بزرگی برای دهلی نو در این منطقه به شمار می‌رود.

    بنابراین، دکترین سیاست خارجی هند، کشورها را به سه دایره متحدالمرکز تقسیم می‌کند که افغانستان در درون دایره نخست قرار می‌گیرد. به بیان روشن‌تر، افغانستان دارای اهمیت ویژه‌ای در سیاست خارجی هند است. هند که در زمان تسلط طالبان بر افغانستان، نفوذ خود را در این کشور از دست داده بود، پس از ۱۱سپتامبر روی‌کرد مثبت و همکاری‌جویانه نسبت به افغانستان داشته است. دهلی نو در صدد است تا با نقش‌آفرینی بیش‌تر در تحولات داخلی افغانستان و کمک به بازسازی این کشور، نفوذ دشمن دیرینه خود، پاکستان را کاهش دهد و به محاصره سیاسی این کشور بپردازد. واقع بودن افغانستان در قلب آسیا باعث شده است، این کشور به مثابه نقطه وصل بین چین، هند و آسیای میانه تلقی گردد. هم‌چنین، لازم به ذکر است که نقش هند در افغانستان پس از سردی روابط میان واشنگتن-  اسلام‌آباد جدی‌تر شده و با سفرهای مکرر مقامات عالی‌رتبه امریکا به هند در یک دهه گذشته همراه بوده است. با توجه به این موارد، امریکا خواهان نقش گسترده و عمیق هند در افغانستان است.

    منافع هند در یک افغانستان باثبات نهفته است. افغانستان باثبات باعث می‌شود که دست پاکستان، این دشمن دیرینه هند از منطقه و افغانستان کوتاه شود. با این کار، هند می‌تواند تحرکات پاکستان را در کشمیر نیز خنثا کند. به همین منظور، هند تلاش فراوانی را برای صلح و ثبات افغانستان کرده‌ و در زمینه جاده‌سازی و صنعت ریلی کشور به صورت گسترده سرمایه‌گذاری نموده است. هند از ۲۰۰۱ تاکنون بیش از دو میلیارد دالر برای بازسازی به افغانستان کمک کرده است. بنابراین، به نظر می‌رسد حتا اگر امریکا نسبت به افغانستان سیاست انزواگرایی را دنبال کند، با توجه به روابط استراتژیکش با هند و منافع اقتصادی و استراتژیک هند در افغانستان، نمی‌گذارد، صلح‌سازی در این کشور با مشکل مواجه شود.

    8am

  • غنی: پاکستان باید جنگ اعلام نشده در افغانستان را پایان دهد

    غنی: پاکستان باید جنگ اعلام نشده در افغانستان را پایان دهد

    رییس جمهور غنی امروز دوشنبه (۱۸حوت) در مراسم اختتامیه کنفرانس منطقوی «امن و ثبات» که در آن شماری از بزرگان و زنان از جنبش تحفظ پشتون و حزب عوام ملی از خیبر پشتونخوا و خیبر پشتونخوای جنوبی پاکستان نیز حضور داشتند در ارگ ریاست جمهوری گفت حکومت افغانستان متعهد است که بحران کنونی را به گونه اساسی به پایان برساند.

    غنی تاکید کرد پاکستان باید به جنگ اعلام ناشده با افغانستان خاتمه دهد و افغانستان آزاد، مستقل و دیموکراتیک را بپذیرد.

    او در این نشست همچنان بخاطر تغییرات اساسی در زندگی باشندگان دو سوی خط دیورند، بر افزایش تجارت تاکید کرده، افزوده که خواست دو طرف تجارت است.

    او خاطرنشان کرد برای باشندگان دو سوی خط دیورند یک کمپنی مشترک ترانسپورتی ایجاد شود و او در این خصوص به گونه کامل همکاری می کند.

    رییس جمهور همچنان به وزارت امور سرحدات و قبایل هدایت داد که بخاطر بازسازی اساسی آرامگاه غنی خان شاعر پشتون، تلاش خود را آغاز کند.

    ادامه انتقاد ها از پاکستان

    رییس جمهور غنی در حالی از پاکستان انتقاد می کند که مقامات حکومتی افغانستان همواره پاکستان را به پشتیبانی از گروه طالبان متهم کرده اند. روز گذشته حمدالله محب مشاور امنیت ملی نیز گفته بود که گفتگو با طالبان به ختم دائمی جنگ در کشور منجر نمی‌شود از این رو با حامیان خارجی این گروه نیز باید گفتگو صورت گیرد.

    محب افزوده بود که جنگ جاری افغانستان تنها بعد داخلی ندارد وگر نه تاکنون به پایان می‌رسید. به گفته او عوامل بزرگ خارجی پشت ادامه این جنگ نهفته است و برای تامین صلح دائمی در کشور با حامیان خارجی طالبان نیز باید مذاکره شود.

    از سوی هم احمدنادر نادری، سخنگوی هیات مذاکره کنندۀ صلح دولت افغانستان روز گذشته تاکید کرده بود که برای موفقیت روند جاری صلح افغانستان تعذیرات مشخص بین‌المللی بر حامیان خارجی طالبان از جمله پاکستان باید وضع شود.

    به گفته نادری پاکستان در گفتار به گونه پی در پی مدعی شده است که خواستار ختم جنگ در افغانستان است اما تاکنون از استراتیژی ادامه جنگ در افغانستان دست برنداشته و هیچ گونه اقدامی برای ختم جنگ انجام نداده است.

    به باور او امتیاز دهی به پاکستان برای تشویق این کشور به تغییر رویکرد خود نسبت به افغانستان نادرست است.

    نادری وضع تعذیرات بین‌المللی بر مقام‌های ارشد پاکستان و اعمال فشار بر این کشور برای قطع حمایت اسلام‌آباد از طالبان را ضروری خوانده بود.

    تاکنون مقامات پاکستانی در خصوص این اظهارات مقامات افغانستان اظهار نظر نکرده اند اما اسلام آباد پیش از این همواره وجود پناه گاه های امن برای طالبان و حمایت از این گروه را رد کرده است.

    همزمان با این وزارت سرحدات اقوام وقبایل کنفرانس دو روز تحت عنوان «امن و ثبات» را با اشتراک شماری از چهره های پشتون آن سوی خط دیورند برگزار کرده است.

    اشتراک کنندگان امروز در ختم این کنفرانس تفاهم‌نامه ای را نیز امضا کرده اند که در آن از افزایش تجارت در دو سوی خط دیورند و برقراری صلح در افغانستان که در آن قانون اساسی، حقوق زنان و اقلیت ها و دستآوردهای دودهۀ گذشته حفظ شود حمایت شده است.