برچسب: پاکستان

  • ازبکستان کار پروژه برق سرخان‌دریا- پلخمری را سرعت می بخشد

    ازبکستان کار پروژه برق سرخان‌دریا- پلخمری را سرعت می بخشد

     وزارت امور خارجه بانشر خبرنامه‌‌ای امروز پنج‌شنبه( ۱۶ دلو) اعلام کرده است که محمد حنیف اتمر وزیر امور خارجه کشور با شوکت میرضیایوف رییس جمهور ازبیکستان دیدار کرد.
    گفته شده که در این دیدار دو طرف پیرامون تقویت اجماع منطقه‌ای و حمایت‌های بین‌المللی از روند صلح افغانستان، گفت‌وگو کرده و راه‌اندازی کنفرانس بین‌المللی وزرای خارجه کشورهای منطقه را که قرار است در آینده نزدیک به ابتکار دولت ازبیکستان برگزار شود، حایز اهمیت دانسته‌اند.
    آقای اتمر گفته که راه‌اندازی موفقانه نشست سه‌جانبه افغانستان-ازبیکستان-پاکستان برای امضای طرح احداث خط آهن مزارشریف-کابل-پشاور عامل اثرگذار در گسترش تجارت، رشد همکاری‌های اقتصادی و اتصال منطقه‌ای است.

    بر بنیاد خبرنامه وزارت خارجه، رییس‌ جمهور ازبیکستان نیز در این دیدار حمایت کشورش را از روند صلح و حفظ دستاوردهای ۱۹ سال اخیر افغانستان اعلام کرده و بر گسترش روابط سیاسی، تجاری و اقتصادی میان کابل و تاشکند تأکید کرده است.
    وی امضای نقشه راه پروژه راه آهن مزارشریف-کابل-پشاور را میان ازبیکستان، افغانستان و پاکستان یک تحول بزرگ در راستای اتصال منطقه‌ای توصیف کرده و آن را سبب پیشرفت و ثبات در منطقه دانسته است.
    در این دیدار دوجانبه هر دو طرف در مورد افزایش صادرات برق ازبیکستان به کشور و سرعت بخشیدن کار پروژه جدید برق هزار میگاواتی سرخان‌دریا-پلخمری، بر اساس تقاضای رییس ‌جمهور غنی، آقای میرضیایف موافقت خود را اعلام کرده است.

    این در حالی است که ازبیکستان سالانه حدود ۴۵۰ میگاوات برق به افغانستان صادر می‌کند و قرار است در چند پروژه بزرگ منطقه‌ای نیز حضور داشته باشد.

  • کرزی حملات راکتی پاکستان به کنر را نقض حاکمیت ملی دانست

    کرزی حملات راکتی پاکستان به کنر را نقض حاکمیت ملی دانست

    حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین کشور می‌گوید حملات راکتی نظامیان پاکستانی به ولسوالی شلتن ولایت کنر نقض صریح حاکمیت ملی کشور است.

    آقای کرزی بانشر اعلامیه‌ای امروز (چهارشنبه‌، ۱۵ دلو) گفت حملات راکتی نظامیان پاکستانی را بر ولسوالی شلتن ولایت کنر، به شدیدترین الفاظ تقبیح می‌کند.

    آقای کرزی تاکید کرد این حملات نقض صریح حاکمیت ملی افغانستان و در تضاد با تمام اصول و موازین بین‌المللی قرار دارد.

    وی از دولت پاکستان خواست از ارتکاب اعمال مخرش و حساسیت‌برانگیز جداً خودداری کرده و تلاش‌هایش را برای ایجاد یک رابطه برادروار، مسالمت‌آمیز و متمدن با افغانستان متمرکز سازد.

    این در حال است نظامیان پاکستانی روز گذشته یک بار دیگر حملات راکتی خود بر خاک افغانستان را از سر گرفتند.

    محمداقبال سعید، والی کنر گفت نظامیان پاکستانی ۵۰‌ راکت بر ولسوالی شلتن این ولایت شلیک کرده‌‌اند که زیان‌های مالی به‌ باشندگان محل وارد کرده است.

    والی کنر این حملات نظامیان پاکستانی را خلاف حسن همجواری و اصول بین‌المللی خوانده و خواستار توقف آن شده است.

    گفتی است در سال‌های گذشته نیز نظامیان پاکستانی دست به حملات گسترده‌ای راکتی به خاک افغانستان زده بودند و اعتراض شدید دولت افغانستان را به همراه داشت.

  • در مسیر ابلیس نباید پا گذاشت

    در مسیر ابلیس نباید پا گذاشت

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری، طرح «راه صلح و حکومت مشارکتی» را مسیر ابلیس خوانده و گفته است این طرح، زون جنوب و شرق افغانستان را حیاط خلوت پاکستان می‌سازد، زون شمال را به منازعه‌ی قومی سوق می‌دهد و نقش کابل را تضعیف می‌کند.

    آقای صالح، روز دوشنبه (۱۳ دلو)، در برگه‌ی فیسبوکش نوشت: «در این روزها، نوشته‌ای در میان جامعه دست‌به‌دست می‌شود که از نشانی مبهم و بی‌نشانی پخش شده و نام آن را گذاشته‌اند؛ راه صلح و حکومت شراکتی صلح. از این نوشته، بوی لابی تروریست‌ها به مشام می‌رسد. این طرح، چیزی به جز از یک پروژه‌ی تفرقه و تضعیف افغانستان نیست.»

    به گفته‌ی او، بر اساس این طرح، پشتون‌ها باید وادار ساخته شوند تا از دید ساختاری، طالب را به عنوان تنها ساختار و آدرس سیاسی خود قبول کنند که این به معنای رفتن به دهه‌ی نود میلادی است.

    او نوشته است: «این طرح، ساحات جنوب و شرق افغانستان را به حیاط خلوت راولپندی مبدل می‌کند. هم‌چنان، ۵۰ درصد قدرت به شمال می‌رسد که در طرح به آن «طرف دیگر» خطاب شده است؛ اما تعریف واضح از طرف دیگر وجود ندارد. مکانیزم تقسیم ۵۰ درصد قدرت برای شمال، چنان مبهم و پیچیده است که شمال را به زون منازعه و کش‌مکش قومی مبدل می‌سازد.»

    آقای صالح افزوده است بر اساس این طرح، در شمال باید همه در برابر هم بجنگند تا یک گروه پیروز شود و یا اگر پیروز نمی‌شود، دست نیاز به دامن طالبان دراز کند و در نهایت شمال به حاکمیت نیابتی طالبان تبدیل شود.

    او گفته است بر اساس این طرح، باید سرحد استراتژیک – سرحد حفاظت از منافع پاکستان- به گونه‌ی غیرمستقیم تا دریای آمو گسترش یابد و هم‌چنان رییس‌جمهور به فردی مصلح و خیرخواه تبدیل شود که برای اجرای کارهای دولتی، بین طرف‌ها داوری کند و اگر نیاز بود از یک رای داورگونه‌ی خود، به عنوان ایجاد پانگ استفاده می‌کند.

    آقای صالح نوشته است: «طرح می‌گوید ضریب طالب چهار و ضریب طرف دیگر چهار و ضریب رییس‌جمهور یک. رییس‌جمهور به اساس مصلحت، این یک را در اختیار هر طرف که قرار داد، آن طرف در مورد مشخص صاحب رای و صلاحیت می‌شود. این فرمول در تمام مسایل بزرگ به عنوان راه حل مطرح شده است.»

    معاون نخست ریاست‌جمهوری، گفته است، اگر این طرح صلحی را به میان آورد، نام آن صلح سنگگ‌شده خواهد بود؛ یعنی پویایی و تحرک از جامعه رخت خواهد بست، مگر آن که یکی از قدرت‌های خارجی دست به تغییر تعادل قدرت در داخل بزند و جنگ را از نو آغاز کند.

    او افزوده است، بر اساس این طرح، مردم به گونه‌ی نهادینه و ساختارمند مجبور می‌شوند افرادی را انتخاب کنند که از قبل توسط طالب و طرف دیگر واجد شرایط خوانده شوند و هم‌چنان سازمان‌های استخباراتی به صورت نیابتی، انتصاب‌کننده‌ی اشخاصی خواهند بود که مردم آن‌ها را باید نماینده‌ی خود انتخاب کنند.

    آقای صالح، تاکید کرده است این طرح، چیزی جز نسخه‌ی تهدید بر علیه امنیت داخلی و خارجی نیست و دولت افغانستان اجازه نخواهد داد، چنین بلایی بر سر این کشور بیاید.

  • سودی که کشورهای منطقه از مذاکرات صلح افغانستان می برند

    سودی که کشورهای منطقه از مذاکرات صلح افغانستان می برند

    گفت‌وگوهای صلح افغانستان، با آن‌که زیر نام «صلح به رهبری افغان‌ها» جریان دارد؛ اما در حقیقت کشورهای دیگری، از جمله ایالات‌متحده‌ی امریکا و امارات متحده‌ عربی، نقش پررنگ‌تری در این روند بازی می‌کنند.
    گزافه‌گویی نیست اگر بگوییم که نقش کشورهای همسایه در روند گفت‌وگوها میان طالبان و دولت افغانستان بسیار اثرگذار است.
    در این روند، هیئت طالبان و دولت افغانستان باهم گفت‌وگو می‌کنند. اگر این روند کامیاب نشود و افغانستان درگیر فاجعه‌ی جنگ‌ها درون‌کشوری شود، همسایه‌های افغانستان، براساس منافع خودشان از این پیش‌آمد شکار خواهند کرد؛ کاری که می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر افغانستان و گذرگاه‌های مرزی کشورهای همسایه منجر شود.
    از این‌رو، روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نیازمند همکاری کشورهای منطقه‌ای است. در سال‌های پسین، پاکستان، ایران، روسیه و چین، به‌صورت غیررسمی میزبان گروه طالبان، نماینده‌های حکومت افغانستان و سیاست‌مداران این کشور بوده‌اند تا روی آغاز گفت‌وگوها و آینده افغانستان، بحث کنند. در برخی از این دیدارها کارگزارانی از واشنگتن نیز فراخوانده شده بود.
    روسیه به‌عنوان رقیب امریکا، میزبان چندین دور از گفت‌وگوها میان نماینده‌هایی از دولت افغانستان و طالبان بود. امریکا اما نگران بود که این کنش‌ها در تقابل با تلاش‌هایش در روند صلح قرار بگیرد.
    در سوی دیگر، پاکستان از پشتیبانان بی‌قیدوشرط طالبان که نقش برجسته‌ای در تمویل طالبان دارد و یکی بازیگران اصلی روند مذاکرات صلح افغانستان است، نمی‌تواند از نفوذ خود در میان طالبان انکار کند. اسلام‌آباد زیر فشار قرار دارد تا طالبان را وادار به کاهش خشونت‌ها کند و نقش‌ بارزی برای بهبود گفت‌وگوهای صلح داشته باشد.
    تنها همسایه افغانستان که نقش چندان بارزی در روند مذاکرات صلح افغانستان ندارد، هند است. کشوری که پیوند نزدیکی با حکومت کابل دارد.
    رویکرد دهلی، در رابطه به گفت‌وگوهای صلح افغانستان ابعاد گوناگونی دارد؛ از یک‌طرف پاکستان به‌عنوان رقیب هند، در روند مذاکرات دست بالایی دارد و در کنار آن، هند ترس آن را دارد که در صورت پیروزی روند صلح، زمینه‌ ایجاد شده برای دهلی معقول نباشد.
    در یک نظام پساجنگ که اگر طالبان-به‌عنوان مخالفان هند-به قدرت برسند، باب دندان پاکستان خواهد بود. با این‌حال اما به‌نظر می‌رسد که این روزها هند وارد بازی جدیدی شده است. در ماه‌های اخیر مشاور شورای امنیت هند از کابل دیدار کرد و وزیر خارجه هند ابراز کرده که نیروهای هند به آموزش و پشتیبانی نیروهای امنیتی – دفاعی افغانستان می‌پردازند. هدف هند توان‌بخشی قدرت حکومت افغانستان است؛ نظامی که در گفت‌وگو با طالبان از موضع بسیار ضعیفی وارد عمل شده‌ است.
    طالبان در روند مذاکرات، به برون‌رفت نیروهای امریکایی دست یافته‌اند و این خروج می‌تواند به ازسرگیری قدرت طالبان در میدان‌های نبرد منجر شود.
    این در حالی است که جانب‌داری قدرت‌های منطقه‌ای از روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نمی‌تواند یک اشتباه باشد. همسایه‌های افغانستان می‌توانند طالبان را به مذاکرات با دولت افغانستان ترغیب کنند؛ اما آنان این توانایی و ظرفیت را ندارند تا طالبان وادار کنند که در روند مذاکرات به یک نتیجه برسد. طالبان، در این روند دست بالای دارند. فشار وارد کردن بالای طالبان که بی‌گمان باید یک موضوع را بپذیرند، به معنای حمایت نیست؛ زیرا طالبان، گزینه دومی را نیز زیر نظر دارند. آن‌ها در صورت شکست گفت‌وگوها، به میدان‌های نبرد برخواهند گشت.
    طالبان باورمند به برنده شدن از راه جنگ هستند. این احتمال وجود دارد که پس از خروج نیروهای امریکایی، میدان‌های نبرد گرم‌تر خواهد شد؛ اما کشورهای همسایه-مانند پاکستان- می‌تواند روی طالبان فشار وارد کند تا به روند مذاکرات پایبندی نشان دهند.
    نگاه‌ها به برآیند مذاکرات صلح متفاوت است و این می‌تواند گمانه‌زنی‌های زیادی را برای کشورهای همسایه ایجاد کند. اگر روند گفت‌وگوها، منجر به نقطه‌ پایان گذاشتن به جنگ شود، به سود کشورهای منطقه تمام خواهد شد.
    یک افغانستان باثبات به نفع کشورهای منطقه است. برگشت مهاجران و کاهش تجارت مواد مخدر، کاهش عبور و مرور دهشت‌افکنان از گذرگاه‌های مرزی و زمینه‌های بیشتر برای سرمایه‌گذاری، به‌ویژه پروژه‌های زیربنایی فراهم خواهد شد.
    اسلام‌آباد، همکار نزدیک گروه طالبان از شکست صلح نگران است؛ زیرا قدرت گرفتن طالبان را در کابل به معنای تقویت گروه‌های تروریستی‌ای که در حال حاضر در این کشورند، می‌داند. صلح می‌تواند منافع امنیتی و اقتصادی کشورهای منطقه را نیز برآورده کند. گرچه طالبان تعهد کرده‌اند که از پرو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ژ‌ه‌های بازسازی هند در افغانستان حمایت خواهند کرد؛ اما دهلی نگران است که اگر طالبان به قدرت سیاسی دست یابند، زمینه برای قدرت گرفتن پاکستان بیشتر فراهم می‌شود و در آن صورت، دست هند از افغانستان کوتاه‌تر خواهد شد.
    اگر روند مذاکرات ناکام شود و افغانستان یک‌بار دیگر در برزخ جنگ‌های داخلی فرو برود، بازیگران منطقه‌ای، هرکدام بر مبنای منافع خود در آن شرایط عمل خواهند کرد. برخی از بازیگران بنا بر ‌ضرورت امنیتی، کنش‌های حمایتی مداخله‌جویانه‌ای برای ایجاد دیوار امنیتی در گذرگاه‌های مرزی خود روی دست خواهند گرفت.
    هم‌چنان، پاکستان بنا بر اقتضای منافع و بی‌هیچ چون‌وچرایی از طالبان و متحدان‌شان جانب‌داری خواهد کرد. هند از طرف‌های ضد طالبانی حمایت می‌کند و ایران پشتیبان گروه‌های مذهبی شیعه خواهد بود. چین و روسیه به‌نسبت نداشتن گروهی مشخص در افغانستان، از دوستان و حامیان خود حمایت خواهند کرد.
    در چنین شرایطی، افغانستان میان بازیگران بیرونی تقسیم خواهد شد و سرانجام این حمایت‌ها، نتیجه‌ای جز بی‌ثباتی بیشتر افغانستان در پی نخواهد داشت. با چنین حالتی، نقش بازیگران منطقه‌ای در افغانستان غیرقابل‌انکار است.
    از این‌رو، موفقیت یک صلح شکننده به دست خود افغانستانی‌ها و به‌صورت ویژه طالبان است. با این‌همه، بی‌گمان این روند بیشتر به حکومت افغانستان و همسایه‌های این کشور وابسته است.

    منبع: آی اس پی آی

    مترجم: ابوبکر صدیق

  • چرا امریکا توافق صلح با طالبان را بازنگری می کند؟

    چرا امریکا توافق صلح با طالبان را بازنگری می کند؟

    حدود ۴۸ ساعت پس از تحلیف رییس‌ جمهور جو بایدن، مشاور امنیت ملی وی -جیک سالیوان- اعلام کرد که دولت جدید قصد دارد «توافق‌نامه ماه فبروری ۲۰۲۰ ایالات متحده با طالبان را بازنگری کند». او گفت که در این بازنگری دولت جدید ایالات متحده پابندی طالبان را به تعهدات این گروه طبق توافق‌نامه ماه فبروری ارزیابی می‌کند. براساس این توافق‌نامه طالبان باید روابط‌شان را با گروه‌های تروریستی قطع کنند، خشونت را در افغانستان کاهش دهند و با حکومت افغانستان و سایر ذینفعان به‌صورت جدی وارد مذاکره شوند. هم طالبان و هم پاکستان از رییس‌ جمهور بایدن خواسته‌اند که به جدول زمانی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان که مهلت آن اول ماه مِی سال جاری تعیین شده است، پابند بماند.

    نیروهای امریکایی در معرض خطرند و تعجبی ندارد که اعلام این تصمیم یکی از اولین اعلامیه‌های سیاست خارجی دولت جدید ایالات متحده است. از حدود ۲۵۰۰ سرباز امریکایی که در افغانستان حضور دارند، بیشترشان نیروهای کمکی هستند؛ همچنین گروه کوچکی از نیروهای ویژه با تعدادی بالگرد تهاجمی و جنگنده‌ نیز باقی مانده‌اند. پنتاگون حتماً مطمئن است که این نیروها می‌توانند از خود دفاع کنند و در صورت وخیم‌شدن ناگهانی وضعیت به سرعت از میدان خارج شوند. این ارزیابی شاید اطمینان‌بخش به‌ نظر برسد، اما این‌که رییس ‌جمهور سابق نیرویی به این کوچکی را در کشوری ذاتاً خطرناک جا گذاشته، تصمیمی نیست که بتوان از آن تمجید کرد. بخشی از دلیلی که دولت پیشین ایالات متحده براساس آن این تصمیم خطرناک را گرفت، شاید این بوده که طالبان قصد حمله به نیروهای امریکایی را ندارند. قصد طالبان این است که بگذارند نیروهای امریکایی تا اول ماه می سال جاری افغانستان را ترک کنند. تا زمانی که ایالات متحده قصد خروج از افغانستان را داشته باشد (همان‌طور که ترامپ مصمم به انجام آن صرف‌نظر از تحقق شرایط مندرج در توافق‌نامه ماه فبروری ۲۰۲۰ بود) تهدید برای امریکایی‌ها در افغانستان نسبتاً خفیف است.
    اظهارات سالیوان احتمالاً هیچ‌یک از طرف‌ها را به اندازه‌ اعضای شورای کویته طالبان درگیر خود نکرده است. حتا تصور این‌که ایالات متحده قصد دارد در افغانستان فراتر از ماه می باقی بماند، می‌تواند طالبان را به سمت حمله مستقیم بر نیروهای امریکایی و سایر نیروهای بین‌المللی، برای تأثیرگذاری بر سیاست واشنگتن، سوق دهد.
    طی نشست‌های استماعیه‌ مقامات جدید در واشنگتن، سخنان «آنتونی بلینکن»، نامزد بایدن برای وزارت خارجه و «لوید آستین» وزیر دفاع، عمداً محتاطانه و حساب‌‌شده بود و معلوم نشد که ایالات متحده در دو راهیِ ادامه خروج تا ماه می ۲۰۲۱ و ماندن برای مدت طولانی‌تر در افغانستان، کدام مسیر را در پیش خواهد گرفت. اظهارات سالیوان اما خیلی خنثا نبود. او نه‌ تنها اعلام کرد که دولتش قصد بازنگری توافق‌نامه ماه فبروری را دارد، بلکه سه پرسش اساسی را نیز مطرح کرد که در دو مورد آن، خودش حتماً می‌داند که پاسخ، یک «نه» واضح است.
    آقای سالیوان پرسید که آیا گروه طالبان به تعهدش به قطع رابطه با گروه‌های تروریستی عمل می‌کند یا خیر؟
    برپایه گزارش تیم سازمان ملل متحد در ماه جون ۲۰۲۰ روابط طالبان و القاعده و به ویژه رابطه شبکه حقانی و القاعده همچنان ادامه دارد. این گزارش به نقش طالبان در برابر ولایت خراسان دولت اسلامی(داعش) نیز اشاره می‌کند.
    آقای سالیوان پرسید که آیا طالبان خشونت را در افغانستان کاهش داده‌اند یا خیر؟
    پاسخ این پرسش منفی است. خشونت در افغانستان با شدت هرچه تمام ادامه دارد و به‌ نظر می‌رسد موجی از ترورهای هدف‌مند (برای مثال قتل دو قاضی زن در هفته‌های اخیر) به منظور تضعیف اعتماد مردم به حکومت افغانستان به راه افتاده است. هرچند که طالبان تأکید می‌کنند که مسئول اکثر این خشونت‌ها دولت اسلامی است، اما گزارش سیگار به وضوح می‌گوید که خشونت طالبان در واقع پس از امضای توافق‌نامه ماه فبروری سال گذشته افزایش یافته است.
    همچنین آقای سالیوان پرسید که آیا مذاکرات طالبان با حکومت افغانستان و سایر ذینفعان جدی است یا خیر؟
    پاسخ این پرسش به اندازه قضاوت درباره برآورده‌شدن این شرط از توافق‌نامه ماه فبروری ۲۰۲۰، دشوار است زیرا مسئله، انجام مذاکرات و انجام توافق، نه بلکه نتایج و اجرای آن است. تمام طرف‌ها به نداشتن حسن نیت در مذاکرات متهم‌اند.

    ارزیابی و احیای شرایط توافق‌نامه ۲۹ فبروری به مراتب فراتر از مهلت ماه می ۲۰۲۱ به طول خواهد انجامید و طالبان احتمالاً آن‌را به چالش می‌کشند. همچنین احیای این شرایط مستلزم نظارت بین‌المللی است و دشوار می‌نماید که تصور کنیم یک کشور بی‌طرف یا حتا یک نهاد بین‌المللی برای انجام این نقش داوطلب شود. بنابراین احتمال این‌که انجام این کار مستلزم ماندن سربازان باقی‌مانده امریکا در افغانستان برای چند ماه دیگر باشد، بالاست. این‌که آیا زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه ایالات متحده برای مصالحه افغانستان در سمّت خود باقی خواهد ماند یا خیر، جای بحث دارد(خلیلزاد بعداً در سمت خود ابقا شد- این مطلب پیش از آن نوشته شده است). ماندن خلیلزاد شاید باعث اطمینان طالبان و پاکستان شود، اما اعتبار او در کابل عمیقاً زیرسوال رفته است.
    اگر نیروهای امریکایی در افغانستان بمانند، ۲۵۰۰ سرباز رقم بسیار اندکی است. در داخل ایالات متحده حمایتی نه‌ چندان قابل‌ ملاحظه از افزایش تعداد این نیروها وجود دارد. همچنین امکان دارد که دولت بایدن برای تقویت این نیروها پیمان‌کاران بیشتری را به‌عنوان نیروهای کمک‌کننده به‌کار گیرد، یا برخی از ظرفیت‌های ارتش امریکا را که در کشور ثالث یا در کشتی‌های امریکایی در خلیج فارس مستقر است، وارد صحنه کند و یا واشنگتن به بهبود هماهنگی با سایر نیروهای غربی مستقر در این کشور اقدام کند. همچنین شکی نیست که نیروهای شبه‌نظامی اضافی «مبارزه با تروریزم» و سازمان «سیا» نیز به ‌صورت مخفیانه در افغانستان مستقر شوند.
    دیدگاه پاکستان مثل همیشه بسیار مهم است. پاکستان دوست دارد حکومت فعلی افغانستان که به‌نظر می‌رسد با هند نزدیک است، از قدرت کنار گذاشته شود. اسلام‌آباد همیشه نسبت به خطرات نصب طالبان در کابل و افتادن کنترول افغانستان به دست یک حزب اسلامی و کاملاً پشتونی چشم‌پوشی کرده است. یک حکومت فراگیر در کابل حتا اگر پاکستان روابط دیپلماتیک عادی خود را با دهلی نو حفظ کند، برای امنیت پاکستان در بلندمدت بهتر خواهد بود. اما واشنگتن برای وادار کردن پاکستان به متوقف‌کردن حمایت دیرینه‌اش از طالبان، به دیپلماسی جدی و پایدار نیاز دارد.
    بسیاری در پاکستان از جمله درون ارتش این کشور، نگران از دست‌دادن دوستی ایالات متحده و اتحاد تمام و کمال واشنگتن با دهلی نو و سقوط اسلام‌آباد به دام وابستگی بیش از حد به پکن/ بیجنگ هستند. چین به طور فزاینده‌ای نسبت به متحد «تمام فصول» خود جسور شده است. تمام این موارد می‌تواند بارقه‌ امیدی برای مذاکره‌کنندگان امریکا به منظور اعمال فشار بر اسلام‌آباد باشد.
    خود افغان‌ها اخبار واشنگتن را با جزئیات زیر نظر دارند و اظهارات سالیوان آن‌ها را دل‌گرم خواهد کرد. اخیراً اکثر بحث‌ها در کابل در مورد زمان خروج و انتخاب مسیر خروج بوده است. برخی از افغان‌های ثروت‌مند از هم‌اکنون پول خود را به دبی و فرزندان‌شان را به دانشگاه‌های خارجی می‌فرستند. برخی حتا در ایالات متحده و انگلیس و آلمان گذرنامه و ملک و املاک دارند. اما میان آن‌هایی که اقبال کم‌تری دارند، بحث بر سر این است که کدام مسیر را برای خروج در پیش بگیرند. مرز ازبیکستان به گذرگاه موردعلاقه این افغان ها بدل شده است زیرا هزینه ویزای این کشور فقط ۳۰ دالر است و از آن‌جا مسیرهای متعددی از طریق ترکیه و یا روسیه به سمت غرب وجود دارد، درحالی‌که مسیرهایی که از ایران یا پاکستان می‌گذرد محدودتر است و احتمال ممنوعیت عبور از آن وجود دارد.
    اظهارات سالیوان نشان می‌دهد که بایدن قصد ندارد مسیر آسان را برای خروج از افغانستان انتخاب کند و به خروج نیروهای امریکایی ادامه دهد و قبل از ماه می افغانستان را ترک کند و بعد ترامپ را مقصر بکشد. حتا اگر هلیکوپتری مجبور به فرار از روی بام سفارت امریکا در کابل نشود، تصاویر تلویزیونی ورود طالبان به کابل و سیل پناهجویان افغان که دستاوردها خود را ترک و از کشور فرار می‌کنند، می‌تواند یادآور خاطرات سایگون سال ۱۹۷۵ برای واشنگتن باشد. روی کارآمدن طالبان و اعمال محدودیت‌های طالبانی بر زنان افغان باعث رسوایی بین‌المللی خواهد شد. و به تعقیب آن گزارش‌ها از برپایی مجدد اردوگاه های آموزشی القاعده در افغانستان خاطرات دردناک ایالات متحده را زنده خواهد کرد. این سناریو، بعد از آن همه خون و ثروتی که در افغانستان خرج شد، نتیجه‌ای فاجعه‌بار برای ایالات متحده خواهد بود.

    دی دیپلمات

  • برای شرکت در یک اجلاس سه جانبه، اتمر به تاشکند رفت

    برای شرکت در یک اجلاس سه جانبه، اتمر به تاشکند رفت

    محمد حنیف اتمر وزیر خارجه و شماری از مقامات بلندپایه به منظور اشتراک در اجلاس سه‌جانبه افغانستان-ازبکستان-پاکستان وارد تاشکند شدند.
    در جریان این سفر، محمد شاکر کارگر رییس عمومی دفتر مقام عالی ریاست جمهوری، نثار احمد فیضی غوریانی وزیر صنعت و تجارت، نجیب‌الله یمین وزیر فواید عامه، کبیرخان عیسی خیل مشاور ارشد رییس جمهور در امور حقوقی، احمد داود نورزی رییس اجرایی شرکتِ برشنا، معین وزارت مالیه و نمایندگان عالی‌رتبۀ ادارۀ خط آهن و ادارۀ حمایت از سرمایه‌گذاری افغانستان، جزء هیئت هستند.
    هدف این سفر، شرکت در اجلاس سه‌جانبه افغانستان – ازبکستان – پاکستان، تقویت اتصال منطقه‌ای، گسترش تجارت و ترانزیت و توسعۀ روابط وهمکاری‌ها خوانده شده است.

  • عمران خان: بزرگترین اشتباه ما دخالت در جنگ افغانستان بود

    عمران خان: بزرگترین اشتباه ما دخالت در جنگ افغانستان بود

    عمران خان نخست‌وزیر پاکستان گفت پاکستان در ازای دریافت پول به بخشی از جنگ‌های خارجی تبدیل شده است و باید از اشتباهات این رویکردهای نادرست درس بگیرد.
    عمران خان تصریح کرد: «ما قبلاً اشتباهاتی مرتکب شده بودیم و در جنگ‌های دیگران درگیر شده بودیم. این جنگ ما نبود، ما به دلیل فشار آنان در جنگ دخیل شدیم که به کشور (پاکستان) آسیب زیاد رسانیده است.»
    خان از حکومت و مقام‌های پیشین کشورش به دلیل دخالت در جنگ علیه تروریزم به رهبری امریکا در افغانستان انتقاد کرد و آن را اشتباه بزرگ خواند.
    دولت افغانستان بارها مدعی شده پاکستان برای گروه‌های هراس‌افگن از جمله طالبان، شبکه حقانی و القاعده در خاک این کشور پناهگاه داده است، اما این ادعاها پیوسته از دولت پاکستان رد شده است.

  • اتمر و قریشی بر آتش بس در افغانستان تاکید کردند

    اتمر و قریشی بر آتش بس در افغانستان تاکید کردند

    شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان در تماس تلفنی با محمد حنیف اتمر وزیر خارجه افغانستان روی اهمیت و گسترش مناسبات دوجانبه در عرصه‌های مختلف، تازه‌ترین انکشافات در روند صلح گفت‌وگو کرد.
    در این گفت‌وگو، حنیف اتمر در مورد چالش‌های فراراه روند صلح به‌ویژه افزایش خشونت‌ها در افغانستان صحبت کرده بر اهمیت تداوم حمایت پاکستان از کاهش خشونت‌ها و موفقیت روند مذاکرات صلح تأکید کرد.
    وزیر امور خارجهٔ کشور همچنان نقش علمای هر دو کشور و برگزاری کنفرانس مشترک علمای اسلامی را برای قطع خونریزی و تأمین آتش‌بس، حایز اهمیت فراوان شمرد.
    شاه محمود قریشی نیز اظهار داشت پاکستان به همه مساعی خود در جهت موفقیت مذاکرات صلح و نیز قطع خشونت در افغانستان، ادامه خواهد داد.
    وی نگرانی خود را نسبت به سطح بلند خشونت‌ها در افغانستان ابراز داشت و بر اهمیت پیشرفت‌ها در روند مذاکرات که به کاهش خشونت‌ها و آتش‌بس سراسری در افغانستان بینجامد، تأکید کرد.
    دو طرف همچنین روی اهمیت و تقویت همکاری‌ها در عرصهٔ تجارت و ترانزیت، روابط میان مردم با مردم، آزادی زندانیان پاکستانی از محابس افغانستان و نهایی‌ساختن اسناد و تفاهمات حاصله در جریان ‌هشت‌مین نشست ماه دسمبر ۲۰۲۰ اپتیکا (APTECA) به عنوان سند چهارچوب توسعهٔ روابط تجارتی میان دو کشور، تأکید کردند.

  • همکاری تجاری میان کابل و اسلام اباد

    همکاری تجاری میان کابل و اسلام اباد

    در سفر اخیر عمران خان نخست وزیر پاکستان به کابل، جانب افغانستان به پاکستان وعده داد که موانع تجاری میان افغانستان و آسیای میانه را بر می‌دارد. قرارداد اپتا، موافقت‌نامه ترانزیتی و تجارتی میان افغانستان و پاکستان است که در سال ۲۰۱۰، بین وزیران وقت تجارت افغانستان و پاکستان امضا شد. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت ایالات متحده امریکا، برای امضای این قرارداد میان افغانستان و پاکستان تلاش کرد. پیش از این در سال ۱۹۵۶ میان افغانستان و پاکستان یک قرارداد ترانزیتی و تجارتی وجود داشت.

    در قرارداد ۱۹۵۶ افغانستان اجازه نداشت با هند تجارت کند.پاکستان در سال ۱۹۵۶ هم مثل امروز نگران بود که مبادا استخبارات هند در قلمرو افغانستان فعالیت‌های ضدپاکستانی کند. اسناد نشان می‌دهد که پاکستان آن زمان معتقد بود که پشت سر تبلیغات ضد پاکستانی، سفارت هند در کابل است. همین مشکل اکنون نیز وجود دارد. زیرا رئیس جمهور غنی می خواهد پای هند را نیز در تجارت میان کابل و اسلام آباد بکشاند که این موضوع، برخلاف توافق نامه تجاری اپتا است و از نظر پاکستان قابل قبول نیست.

    به نظر می رسد منافع افغانستان ایجاب می کند که نباید توافق نامه اپتا را به هند تعمیم داد؛ زیرا این امر، نه تنها باعث تنش دوباره میان کابل و اسلام آباد می گردد، بلکه سبب راه افتادن یک جنگ اعلام ناشده میان اسلام اباد و دهلی نیز خواهد شد.کابل و اسلام آباد از طریق همکاری های اقتصادی و تجاری منافع سرشار نصیب خود می کنند و این فرصت با سفر عمران خان به کابل فراهم آمده است. بنابر این نباید این فرصت را از دست بدهیم. افغانستان حلقه وصل تجارت آسیای میانه به پاکستان است، بر این اساس باید به عنوان معبر استراتژیک در گسترش تجارت و ترانزیت عمل کند و مناسبات سیاسی و تجاری خود را با همسایگان بویژه پاکستان گسترش دهد.

    امضای قرارداد ترانزیتی و تجارتی میان افغانستان و پاکستان، فرصتی طلایی را برای هردو کشور فراهم کرده است؛ زیرا با گسترش تجارت و اقتصاد میان دو کشور، منافع مشترک به‌وجود می‌آید و این منافع مشترک مانع از تنش و تشنج سیاسی می شود. بنابراین اکنون که روابط کابل و اسلام آباد رو به بهبود است، باید تلاش شود تا موانع تجارتی میان دو طرف، از بین برود و به این ترتیب اقتصاد دو کشور بیشتر بارور شود. ورود هند به قرارداد ترانزیتی و تجارتی، بار دیگر مانع جدی در برابر تجارت کابل و اسلام اباد ایجاد می کند که به مصلحت کشور نیست. شرایط جدید و نقش کلیدی پاکستان در روند صلح هم ایجاب می‌کند که میان افغانستان و پاکستان مبادلات تجارتی و ترانزینی توسعه یابد. پاکستان مایل است تا تجارتش را با آسیای میانه گسترش دهد و تاجران افغانستان هم خواستار گسترش تجارت با پاکستان هستند. در قرارداد اپتا تا حد زیادی تلاش شده است که نقص‌های قرارداد سال ۱۹۵۶ جبران شود.

    در قرارداد اپتا این امتیاز به پاکستان داده شده است تا آزادانه از خاک افغانستان با آسیای میانه تجارت ‌کند. بر مبنای این قرارداد کامیون‌های پاکستانی می‌توانند، به مرز آسیای میانه بروند، بار خود را خالی کنند و بعد کالا‌های تجاری آسیای میانه را به خاک پاکستان انتقال دهند. در قرارداد اپتا به افغانستان نیز اجازه داده شده است تا تاجرانش کالا‌های بازرگانی‌شان را به پاکستان انتقال دهند. اما در قرارداد اپتا به تاجران افغانستان اجازه داده نشده است تا کالا‌های تجاری خود را به هند ببرند و از آن‌جا کالا‌های هندی را بارگیری کنند و به افغانستان بیاورند.

    بنابراین شریک ساختن هند در قرارداد اپتا، نقض توافق نامه تجارتی میان کابل و اسلام آباد به شمار می رود و بار دیگر فضای تنش را میان دو کشور باز تولید می کند. بر مبنای قرارداد اپتا، لاری‌های حامل کالا‌های بازرگانی افغان، حق قانونی ورود به خاک هند را ندارند.

    پاکستان شاید هرگز اجازه ندهد که هند مستقیما با افغانستان از طریق پاکستان تجارت کند. به هر حال،گسترش تجارت میان افغانستان و پاکستان و افغانستان و آسیای میانه، به نفع افغانستان تمام می‌شود و باید کابل هیچ مانعی در این زمینه باقی نگذارد. وارد کردن پای هند به توافقنامه اپتا، مانع جدی در برابر تجارت افغانستان با پاکستان و آسیای میانه است که در فرجام به ضرر تجارت و ترانزیت ما تمام خواهد شد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • پاکستان طالبان را وادار کند به تعهداتش عمل نماید

    پاکستان طالبان را وادار کند به تعهداتش عمل نماید

    وزارت امور خارجه در واکنش به اظهارات وزیر خارجه پاکستان روز یکشنبه در اطللاعیه ای از اسلام آباد خواست طالبان را واردار به توقف خشونت و عمل به تعهداتش کند .

    وزیر خارجه پاکستان چند روز پیش از جوبایدن رئیس جمهوری جدید آمریکا خواست با خروج نظامیان آمریکا از افغانستان به توافقنامه این کشور با طالبان پایبند باشد.

    وزارت خارجه در ادامه این اطلاعیه از دولت پاکستان و  شرکای بین المللی خواست تا به طالبان برای عملی کردن تعهداتشان برای کاهش خشونت ها، برقراری آتش بس سراسری و قطع رابطه با گروه های تروریستی فشار وارد کنند تا زمینه گفت وگوی معنادار برای دستیابی به صلح و توافق سیاسی هموار شود.

    در ادامه این اطلاعیه اضافه آمده است افغانستان از تلاش تمامی طرف هایی که برای برقراری صلح صادقانه تلاش می کنند قدردانی می کند.

    وزارت امور خارجه در  ادامه از همه طرف های دخیل در روند صلح افغانستان خواسته است به تعهدات خود برای دستیابی به صلح عمل کنند.

    در ادامه اطلاعیه وزارت امور خارجه آمده است: دولت با آزادی ۶ هزار زندانی طالبان، اعلام آمادگی برای آتش بس فوری و سراسری و شرکت صادقانه در گفت وگوهای صلح تمام تلاش خود را برای هموار کردن راه دستیابی به توافق جامع و عملی به کار گرفته است.

    براساس گزارش وزارت امور خارجه، طالبان نه تنها به تعهدات خود برای آتش بس سراسری عمل نکرده، بلکه با دست زدن به ترورهای هدفمند و افزایش خشونت، چالش تازه ای برای دستیابی به صلح ایجاد کرده است.

    رئیس جمهور غنی نیز چند روز پیش در سفری به استان هرات در دیدار با مردم این استان از طالبان خواست برای دستیابی به صلح با قطع رابطه خود با پاکستان، دست از تابعیت دوگانه بردارند.

  • صالح: طالبان به بهانه تعلیم به کودکان آموزش های انتحاری می  دهند

    صالح: طالبان به بهانه تعلیم به کودکان آموزش های انتحاری می دهند

    معاون اول رییس ‌جمهوری، امروز شنبه، ۴ دلو در صفحه فیس‌بوک‌اش نوشت: «طالبان زیر نام تعلیم دین شماری از نوجوانان و اطفال را از خانواده‌های بی‌بضاعت تسلیم می‌گیرند و در عوض آن‌ها را شستشوی مغزی کرده و به انتحار تشویق می‌کنند.»

    آقای صالح افزود گروه طالبان این آموزش را بیش‌تر در پاکستان و ساحات زیر کنترل این گروه انجام می‌دهند.

    آقای صالح همچنین گفت: «برای طالب ارزان‌ترین پدیده، زندگی انسان‌هاست و با ارزش‌ترین پدیده کسب رضایت حامی اصلی‌شان در منطقه است. شما متوجه هستید که یگانه کشوری که به‌صورت سراسیمه خواستار امتیازگیری بیش‌تر از غرب برای طالب است پاکستان است.»

    او افزود ریاست امنیت ملی کابل، فهرست کودکان و جوانانی را که در دام تبلیغات طالب افتاده و بعدا از آن‌ها برای انتحار و کشتار استفاده شده را نشر خواهد کرد.

    آقای صالح چندی پیش نیز گفته‌بود که پولیس کابل از انتقال ده‌ها کودک و نوجوان به مدارس طالبان جلوگیری کرده و آن‌ها را به خانواده‌های شان برگردانده است.

  • پاکستان و قطر همکاری های دو جانبه را گسترش می دهند

    پاکستان و قطر همکاری های دو جانبه را گسترش می دهند

    به نقل از رادیو پاکستان، «مجاهد انور خان» رییس کل ستاد نیروی هوایی پاکستان با «سلیم حامد عقیل»‌ فرمانده نیروی هوایی قطر توافق کردند تا همکاری‌های دوجانبه خود را تقویت کنند.
    دو طرف در نشستی در قطر روی موضوعات مورد علاقه و همکاری‌ها نیز بحث و تبادل نظر کردند.
    از سویی هم، گزارش‌ها حاکی است که پاکستان روز گذشته با موفقیت موشک بالستیک زمین به زمین شاهین-۳ را با بُرد متوسط در دریای عرب آزمایش کرد.
    این موشک قابلیت حمل انواع کلاهک‌های هسته‌ای را با برد ۲ هزار و ۷۵۰ کیلومتر دارد.

  • آینده پاکستان در معرض خطر رادیکالیزم مذهبی

    آینده پاکستان در معرض خطر رادیکالیزم مذهبی

    «نیک پرت» جنرال بازنشستۀ امریکایی و بنیان‌گذار فقید برنامۀ مطالعات تروریزم و امنیت مرکز «جورج سی. مارشال» داستانی تعریف کرد در مورد پسر جوانی در پشاور که مادرش می‌آید تا او را از خانۀ همسایه تحویل بگیرد، اما وی نگران شد، وقتی همسایه به او گفت که نمی‌تواند بلافاصله پیش پسرش برود، چون مشغول یادگیری نماز است. زمانی که سرانجام پیش مادرش آمد، وی با افتخار نشان داد که چگونه نماز خواندن را که پرستار مسلمانش در پاکستان به وی آموخته، یاد گرفته است، زیرا احساس کرده که یک پسر کاتولیک در سن او باید بداند چگونه آن را بخواند.

    چنین حکایتی در پاکستان مربوط به دهۀ ۱۹۵۰ عجیب نبود. چند سال بعد، محمد علی جناح بنیان‌گذار و اولین رییس جمهور پاکستان، از پاکستانی‌ها خواست که به پلورالیزم مذهبی احترام بگذارند. به رغم تلخی و خونریزی همزمان با تجزیه از هند و آغاز درگیری کشمیر، بنیان‌گذاران پاکستان از پلورالیزم مذهبی استقبال و آن را تشویق کردند. فهرست تعطیلات رسمی پاکستان را در ۱۹۵۳ در نظر بگیرید: نه تنها اعیاد مسیحیان-کریسمس و عید پاک- بل جشنوارۀ چراغ و نور دیوالی، هندو، جین و سیک؛ هولی، رنگ‌های هندو و Dussehra (جشنوارۀ هندوها که پیروزی خیر و شر را جشن می‌گیرد) را نیز شامل می‌شود.
    پاکستان سال گذشته و رویای بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی پاکستان، اکنون شباهت چندانی به با هم ندارند. پاکستان امروز به کشوری تبدیل شده است که قضات آن پس از مجبور کردن مردی که همدست قاتل خبرنگار امریکایی است به «اعتراف» به یهودیت جلو دوربین، او را آزاد می‌کند. کشوری است که در آن اعضای اقلیت‌های مذهبی به طور معمول به اتهامات دروغین کفر، با مرگ روبرو می‌شوند. جمعیت هندوهای پاکستان کاهش یافته و اکنون به سمت انقراض پیش می‌رود. نه تنها مسیحیان بلکه شیعیان که ده درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، با تبعیض روبرو هستند و با اتهامات بدبینانه و مخرب کفرآمیز هدف قرار می‌گیرند. احمدی‌های پاکستان که مقامات دولتی آنان را برای پیگرد قانونی انتخاب می‌کنند، بیشتر رنج می‌برند. همین تابستان گذشته، پس از اینکه «خالد خان» اسلام‌گرا، «طاهر احمد نسیم» یک پاکستانی-امریکایی و عضو فرقه احمدی را به قتل رساند، فرد مسلح نوجوان با افسران عکس گرفت که به نظر می‌رسید حامی عمل خان بودند.
    تحمل‌ناپذیری مذهبی پاکستان اکنون وارد صحنۀ بین‌المللی شده است. پاکستان در کنار ترکیه، آذربایجان، عربستان سعودی و یمن، هیچ ارتباط دیپلماتیک با ارمنستان ندارد. بیشتر کشورها اختلاف قره‌باغ را دلیل عدم روابط خود عنوان می‌کنند. آذربایجان، ترکیه و پاکستان نیز این کار را انجام می‌دهند اما فراتر می‌روند: الهام علی‌اف رییس جمهور آذربایجان بارها تمام ارمنستان، از جمله ایروان را مدعی شده است. رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه در مورد ایجاد «ارتش اسلامی قفقاز» سخن‌ می‌راند. پاکستان حتی ارمنستان را به عنوان یک کشور به رسمیت نمی‌شناسد. بر بنیاد گزارش‌ها، پاکستان همچنان در جریان جنگ نگورنه-قره‌باغ، جنگجویانی را برای مبارزه علیه ارمنستان فرستاد. در حالی که پاکستان از حمایت دیپلماتیک آذربایجان در مورد کشمیر برخوردار است، اما به نظر می‌رسد مشکل، بیشتر این واقعیت باشد که ارمنستان کشوری مسیحی است که با یک کشور مسلمان اختلاف دارد.
    به نظر می‌رسد «محور شر» جدیدی در حال شکل‌گیری است. عمران خانِ نخست‌وزیر، پاکستان را از نظر نظامی و دیپلماتیک به ترکیه نزدیک‌تر کرده است. هر دو کشور به مسیحیان، شیعیان و اقلیت‌های مذهبی سخت می‌گیرند. به نظر می‌رسد هر دو نه تنها در قره‌باغ کوهستانی، بلکه در ارمنستان نیز مایل به تشویق نسل‌کشی علیه ارامنی‌ها هستند. خان و اردوغان همچنین بازگشت آزادی‌های دموکراتیک و مطبوعات را اداره می‌کنند. ترکیه با بقایای داعش در سوریه رابطه عاشقانه برقرار کرده است، در حالی که رهبران پاکستان از طالبان و سایر گروه‌های تروریستی حمایت می‌کنند.
    فاجعه، رهبری سیاسی است. اکنون پاکستان در مسیر حرکت خود قرار دارد تا، یا به یک دولت سرکش تبدیل شود یا به یک کشور شکست‌خورده. با این حال، آیندۀ آن غیرقابل گریز نیست. اگر قرار است که پاکستان موفق شود، پس باید از گذشتۀ خود الهام بگیرد؛ زمانیکه مقامات پاکستانی به آزادی مذهبی هم در خانه و هم در خارج احترام می‌گذاشت و درک می‌کرد که رهبریت و احترام از پشتیبانی تروریزم یا عذرخواهی از نسل‌کشی به دست نمی‌آید، بلکه از به رسمیت شناختن هر کشوری ناشی می‌شود – حتی با اکثریت مسیحی – حق حیات دارند.

    منبع: نشنل انترست

  • رمزگشایی حرکت هند در افغانستان

    رمزگشایی حرکت هند در افغانستان

    هفته گذشته اجیت دوول مشاور امنیت ملی هند سفر طولانی به کابل داشت. این سفر درست پس از آن صورت گرفت که «اس. جیشنکر» وزیر امور خارجه آن کشور به افغانستان پشتیبانی نظامی بیشتر وعده کرد. گرچه چند و چون چنین حمایتی هنوز مشخص نیست، اما هند هر چیزی که پیشنهاد دهد، توازن نظامی احتمالاً بعد از خروج ایالات متحده به نفع کابل نمی‌چرخد. پس، چرا هند باید پشتیبانی خود را از حکومت افغانستان تقویت کند، وقتی جهان شرط خود را بسته و با طالبان مشارکت می‌کند؟
    با بن‌بست گفت‌وگوها بین کابل و طالبان در دوحه، تشدید جنگ در افغانستان، از جمله ترورهای هدفمند غیرنظامیان، ظهور جناح‌گرایی در کابل، عدم شفافیت نحوه اقدام جو بایدن رییس جمهور منتخب امریکا و پاکستان پرمدعا، سئوال اصلی که هند با آن مواجه است این است که رییس جمهور اشرف غنی چقدر می‌تواند در برابر این فشارها مقاومت کند و بعد چه می‌شود؟

    محرک اصلی سیاست هند نسبت به افغانستان، تمایل این کشور برای اطمینان از توازن استراتژیک بین افغانستان و پاکستان است. با توجه به عدم تقارن قدرت بین این دو کشور، چنین توازنی از دید هند، قادر ساختن کابل برای تأثیر گذاشتن بر شرایط گفت‌وگوها با نیروهای تحت حمایت پاکستان (طالبان) است. برای همین منظور، در صورت درگیر شدن در جنگ، دهلی‌نو متحدان قاطعی را در غنی و معاونش امرالله صالح پیدا کرده است.
    اما هیچ تضمینی وجود ندارد که رویکرد دهلی‌نو نتیجه دهد. در حقیقت، با توجه به افزایش چالش‌های امنیتی هند با پاکستان و چین، نگرانی‌های معتبری وجود دارد که هند در صورت سقوط کابل، کاملاً زمین خود را از دست بدهد. پس چرا حتی اگر هند تمایل ندارد به طور آشکار با طالبان وارد گفت‌وگو شود، پس تقویت پشتیبانی از کابل چرا؟ از این گذشته، دیگر نیازی به پیوند بیشتر با دولت غنی نیست. تاریخ سرنخ‌هایی برای درک بهتر تصمیم هند ارائه می‌دهد.
    در فبروری ۱۹۸۹، راجیو گاندی نخست‌وزیر هند «ای‌کی ورما» رییس آژانس اطلاعات هند را برای ارزیابی عمر دولت نجیب که تحت فشار حملات مجاهدین بود، اعزام کرد. ورما خوشحال بازگشت و گفت نجیب‌الله با حمایت شوروی می‌تواند «برای مدت نامحدود» دوام بیاورد. به موازات سفر ورما، هند ارتباط با جناح‌های مختلف مجاهدین را آغاز کرد و یک همگرایی جالب توجه را پیدا کرد.
    دسترسی موفقیت‌آمیز به مجاهدین که از دید عموم پنهان مانده بود و تا آن لحظه منفور بود، به هند کمک کرد تا واقعیت‌های جدید را پس از سرنگونی نجیب‌الله در سال ۱۹۹۲ هنگامی که حمایت اتحاد جماهیر شوروی پایان یافت، بپذیرد. در حال حاضر، هیچ مدرکی وجود ندارد که ارتباط غیررسمی هند با طالبان و بالعکس درک درستی از این نوع ایجاد کرده باشد. اما حتی اگر چنین درکی وجود داشته باشد، بعید است که توسط هر دو طرف علنی شود – شبیه آنچه در مورد مجاهدین رخ داد.
    تعامل آشکار با هند، روابط طالبان با پاکستان را پیچیده خواهد کرد، وقتی این کشور حداقل توانایی پرداخت این هزینه را داشته باشد. برای هند، تنوع آشکار به جای اطمینان از تعادل داخلی در افغانستان، باعث تسریع سقوط سیاسی غنی می‌شود. دهلی‌نو و طالبان می‌دانند که نمی‌توانند برای همیشه از هم دوری کنند، خصوصاً اگر دومی به قدرت برسد. بنابراین، تصمیم هند در حمایت از رییس جمهور غنی نشانۀ این است که هیچ بازی پایانی برای هند در افغانستان وجود ندارد. از این رو، هند ترجیح می‌دهد در پی دستیابی به توازن بین کابل و اسلام‌آباد و حفظ دستاوردهای چند دهۀ گذشته باشد، تا فرصت طلبی.
    جنبۀ دیگر تصمیم هند حاشیه تیزتری دارد. در ۱۵ اگست ۱۹۷۵، با ترور شدن شیخ مجیب‌الرحمن در بنگلادیش، هند شوک استراتژیک دید. ظهور ضیاالرحمان رییس طرفدار ارتش پاکستان به عنوان رییس جمهور در «داکا» اضطراب شدیدی در دهلی‌نو ایجاد کرد. در یک گزارش فوق محرمانه، اژانس اطلاعاتی هند (R&AW) ارزیابی کرد که پاکستان «نفوذ گسترده‌ای در وزارت‌خانه‌ها و ادارات مختلف دولت بنگلادش، به ویژه در دفتر امور خارجه اعمال می‌کند [و] … اختلافات هند و بنگلادیش را گسترش می‌دهد.
    (نخستین شواهد بایگانی در نوع خود که نویسنده آن را مشاهده کرده است)، سازمان اطلاعاتی هند در واکنش پیشنهاد کرد رهبری سیاسی تمام اقدامات عملی را برای «نرم کردن مناطق نزدیک به قلمرو هند که ما از آن آسیب‌پذیر هستیم» روی دست گیرد و به دنبال ارزیابی مجدد روابط با پاکستان باشد. به عنوان اولین قدم، این سازمان خواست که ایندیرا گاندی به طور جدی «ایدۀ حمایت قوی از فعالیت‌های ضدپاکستانی را در مرزهای شمال غربی(NWFP) و بلوچستان مطرح کرد. R&AW برای از بین بردن فشارهای پاکستان بر هند از طریق بنگلادیش، «تشدید فشار بر پاکستان از طریق افغانستان» را ضروری دانست.

    با توجه به چالش‌های امنیتی هند امروز، کاملاً ممکن است که سفر دوول سیگنالی برای پاکستان باشد که اگر این کشور همچنان به دنبال تجدیدنظرطلبی باشد، احتمالاً ناخواسته هرج و مرج پرهزینه، خشن و در نهایت تجاوزکارانه را در افغانستان به ارث می‌برد. این نشانه‌ها با این عقیدۀ هند محکم می‌شود که حتی اگر ایالات متحده افغانستان را ترک کند؟ نه ایران و نه روسیه، به رغم اتحاد با چین و مشارکت با طالبان، امارت اسلامی را در افغانستان ترجیح نخواهد داد؛ در نتیجه به هند فضا برای مانور می‌دهد و برایند جنگ افغانستان را تحت تأثیر قرار خواهند داد.
    توییت دقیق صالح: «ملاقات دلپذیر با اجیت دوول مشاور امنیت ملی هند داشتم. ما در مورد دشمن صحبت کردیم. گفت‌وگوی عمیقی بود.» بنابر این، باید درک کنید که چیست، یعنی چالش دوامدار و واقعی برای پاکستان.

  • صالح: از انتقال کودکان و نوجوانان به مدارس دینی طالبان جلوگیری شد

    صالح: از انتقال کودکان و نوجوانان به مدارس دینی طالبان جلوگیری شد

    امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری، گفت پولیس کابل از انتقال کودکان و نوجوانان به مدارس طالبان جلوگیری و آن‌ها را به خانواده‌هایشان برگردانده است.

    آقا صالح، روز دوشنبه (۲۹ جدی) در برگه‌ی فیسبوکش نوشت: «پولیس کابل چندین طفل و نوجوان را که برای آموزش به مدارس طالبانی انتقال داده می‌شدند، توقف داده و به خانواده‌های شان برگردانده است.»

    به گفته‌ی او، در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ نیز کودکان را از شمال افغانستان، به خاطر آموزش علوم دینی با امکانات ابتدایی به پاکستان می‌فرستادند و حکومت آن وقت، به این کار اجازه می‌داد.

    آقای صالح افزود: «زمانی که من رییس‌ عمومی امنیت ملی بودم، چندین مورد از این انتقالات را توقف دادم و موضوع در کابینه بحث شد که دولت وقت گفت تربیت اطفال به والدین‌شان ربط دارد؛ نه دولت.»

    آقای صالح گفت اکثر فرماندهان طالبان و تروریستان، همان افرادی اند که ۱۵ یا ۱۶ سال پیش برای آموزش به کراچی و سایر شهرهای پاکستان فرستاده شدند و حالا به افرادی بی‌رحم تبدیل شده‌اند.

    او خاطرنشان کرد اکثر کودکانی که برای آموزش علوم دینی به پاکستان فرستاده می‌شوند، از خانواده‌های بی‌بضاعت اند و برای جلوگیری از فرستادن آن‌ها به بیرون از خاک افغانستان، باید چارچوب حقوقی و قانونی ایجاد شود.

  • چرا رهبری طالبان فرماندهان این گروه را به کنار گذاشتن چند همسری ترغیب کرده است؟

    چرا رهبری طالبان فرماندهان این گروه را به کنار گذاشتن چند همسری ترغیب کرده است؟

    رهبر طالبان در افغانستان با صدور فرمانی اعضای ارشد و فرماندهان این گروه را ترغیب به کنار گذاشتن همسران متعدد کرده است. به گفته رهبران طالبان این کار “ملامتی دشمنان آنها” را نیز به دنبال داشته است.

    دین به مردان مسلمان اجازه می‌دهد که در یک زمان تا چهار همسر داشته باشند و تعدد زوجات در افغانستان، پاکستان و برخی کشورها با جمعیت عمدتا مسلمان قانونی است.

    اما منابع طالبان به بی‌بی‌سی گفتند چند همسری ایجاد تقاضای فزاینده فرماندهان برای پول پرداخت “بهای عروس” (شیربها) است -روشی که در بسیاری از قبایل پشتون در افغانستان و پاکستان اجرا می‌شود و براساس پولی که به خانواده دختر داده می‌شود با ازدواج دختر موافقت ‌می‌کنند.

    این فرمان در حالی صادر شده که طالبان و افغانستان در یک لحظه حساس سیاسی هستند، زیرا این گروه ملیشیا، در حال گفتگو با دولت در مورد آینده این کشور است. منابع گفتند که رهبری طالبان نگران اتهام‌های فساد علیه اعضای خود است که در تلاش جمع کردن بودجه مصارف خانواده‌های بزرگ یا چند خانوار اند.

    بیشتر رهبران ارشد طالبان بیش از یک همسر دارند، اما این فرمان تازه شامل کسانی که قبلا چندین ازدواج کرده اند، نمی‌شود.

    فرمان چه می‌گوید؟

    این فرمان در دو صفحه که به نام ملا هبت الله، رهبر طالبان افغانستان صادر شده، ازدواج دوم، سوم یا چهارم را منع نمی‌کند، اما هشدار می‌دهد که مبالغ هنگفت که خرج مراسم ازدواج می‌شود، ممکن است سبب درازشدن زبان دشمنان طالبان شود.

    در فرمان آمده که “اگر همه رهبری و فرماندهان از تعدد زوجات خودداری کنند، دیگر نیازی به اقدام به فساد و کارهای غیرقانونی ندارند.”

    در این فرمان موارد استثنا نیز پیش بینی شده است، چندهمسری را برای مردانی که فرزندی ندارند یا از ازدواج قبلی فرزند پسر ندارند، با زن بیوه ازدواج می‌کنند یا برخوردار از مکنت و دارایی خانوادگی برای تامین هزینه‌های چند زن خود هستند.

    در این حکم آمده که در چنین شرایطی، مردی که می‌خواهد زن دیگری بگیرد، باید قبل از ترتیبات ازدواج دیگر، از آمر مستقیم خود اجازه بگیرد.

    منابع طالبان به بی‌بی‌سی گفتند که این نامه در رده‌های مختلف جنبش در افغانستان و پاکستان توزیع شده است.

    چندهمسری چقدر رواج دارد؟

    چند همسری از گذشته‌ها در جوامع پشتون افغانستان و پاکستان رواج یافته است، جایی که زنان به طور سنتی در مورد این‌که با چه کسی یا چه زمانی ازدواج می‌کنند، اجازه حرفی ندارند.

    نداشتن فرزند از ازدواجی -به‌ویژه فرزند پسر- اغلب به عنوان دلیل گرفتن زنان بعدی در جوامع روستایی و مردسالار پشتون گفته می‌شود. موضوع دیگر، تنش خانوادگی است که معمولا زن مقصر آن پنداشته می‌شود.

    یک زن بیوه اغلب باید با برادر شوهر متوفی خود ازدواج ‌کند -اقدامی که محافظت از ناموس بیوه و خانواده دانسته می‌شود، حتی اگر برادر قبلا ازدواج کرده باشد. و برای کسانی که ثروت و مکنت بیشتری دارند، چندهمسری می‌تواند به عنوان یک نماد در پایگاه اجتماعی فرد شناخته شود.

    چنین ازدواج‌هایی با عرف “والوار” -یا قیمت عروس- که خانواده عروس در ازای رضایت دادن به شوهر دادن دخترشان دریافت می‌کنند، امکان پذیر است.

    ریتا انوری، فعال افغان در استرالیا می‌گوید فشارهای اقتصادی و تغییر نگرش‌های اجتماعی در دهه‌های اخیر موجب کاهش چند همسری شده است، اما “شهوت مرد” آن را در جهان مدرن نیز زنده نگه داشته است.

    خانم انوری گفت که اسلام به مردان اجازه داده تا “تحت شرایط خاص ” چند همسر بگیرند، “وقتی که همسر قبلی بیمار است یا نمی‌تواند بچه‌دار شود، شرایط متوازن خاصی وجود دارد”.

    او افزود: “متاسفانه مردان امروزی با قدرت در پی هوس خود همه اینها را فراموش کرده اند” و آنها را متهم کرد که با استناد به “بهانه‌های کوچک” همسران جدید می‌گیرند.

    او می‌گوید: “داشتن چند همسر وقتی که نتوانید از نظر مالی، جسمی و روحی به یک اندازه به آنها برسید،، کاملا اشتباه است.”

    بیشتر رهبران ارشد طالبان چندین زن گرفته اند. بنیانگذار این جنبش، ملامحمد عمر و جانشین وی، ملا اختر منصور، هر دو سه زن داشتند. ملا هبت الله، رهبر فعلی طالبان دو زن دارد.

    ارشدترین مقام مذاکره کننده طالبان در دوحه، ملا عبدالغنی برادر سه همسر دارد – گفته می‌شود که هنگامی که او در پاکستان در زندان بود با زن آخری ازدواج کرد.

    تقریبا همه رهبران این جنبش مستقر در دوحه چندین همسر دارند، از جمله کسانی که به تازگی از زندان آمریکایی گوانتانامو آزاد شده اند. بعضی از آنها بعد از آزادی، همسران اضافی گرفته اند، بیشتر در ازای پرداخت مبالغ هنگفت پول به خویشان تازه‌.

    هنگامی که بی‌بی‌سی با منابع طالبان تماس گرفت که بپرسد کدام یکی از رهبران طالبان چند همسر دارند، یک منبع به سادگی پاسخ داد: “کی ندارد؟”

    چرا حالا تلاش برای کنترل چند همسری؟

    سالهاست که مقام‌های دولت افغانستان رهبران طالبان را ملامت کرده اند که اغلب سبک زندگی مجللی را دنبال می‌کنند، در حالی که افراد پیاده طالبان دستشان به دهانشان نمی‌رسد.

    سال گذشته، اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان در یک پنل در مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در داووس سوئیس گفت “گزارش‌های خوب این است که افراد پایین‌رتبه طالبان بیزار از جنگ اند، در حالی که (رهبران طالبان) زن چهارم و پنجم گرفته اند و از زندگی لذت می‌برند.”

    گزارش‌های هم حاکی از آن است که فرماندهان طالبان در افغانستان به زور با زنانی ازدواج کرده‌اند- پخش منفی رسانه‌ای غیرضروری برای این گروه در یک زمان حساس سیاسی که مشغول مذاکرات با دولت شده است.

    از طرف دیگر، گفته می‌شود که فشار مالی بهای عروس، رهبران طالبان را نگران کرده است. در گزارش‌ها آمده که فرماندهان و جنگجویان طالبان قیمت‌های مختلف از ۲ تا ۸ میلیون افغانی (۲۶۰۰۰ دلار تا بیش از ۱۰۰،۰۰۰ دلار) پرداخت کرده اند، که از بودجه این گروه پرداخت شده یا از طریق راه‌های مشکوک جمع شده است.

  • راهبرد بایدن نسبت به جنوب آسیا با ترامپ فرق دارد

    راهبرد بایدن نسبت به جنوب آسیا با ترامپ فرق دارد

    رییس جمهوری جدید ایالات‌متحده‌ی امریکا، در حالی روی همکاری‌های دوجانبه‌ی هند و امریکا تأکید دارد که احتمال می‌رود، جنوب آسیا در دوره‌ی بایدن، نسبت به دونالد ترامپ کمتر مورد توجه‌ راهبردی قرار بگیرد. در حال حاضر رقابت امریکا و چین در کنار رقابت هند با چین قرار دارد و پروژه‌ی «یک راه و یک کمربند»، جای پای بجینگ را در تمام منطقه‌ باز کرده است.

    راهبرد خارجی جو بایدن – رییس‌جمهوری منتخب ایالات‌متحده امریکا – در جنوب آسیا، نسبت به دونالد ترامپ تفاوت‌هایی دارد.
    جو بایدن تلاش دارد تا اعتبار از دست رفته‌ی امریکا را به‌عنوان قدرت نخست جهان دوباره اعاده کند و در یک بازی دیپلوماتیک، اعتبار متحدان امریکا را دوباره به دست‌آورد‌ و به حمایت از ارزش‌های بین‌المللی،‌ حقوق بشر و دموکراسی در جهان ادامه دهد.
    جو بایدن تلاش می‌کند تا نواقصی را که در راهبرد خارجی امریکا در زمان حاکمیت دونالد ترامپ پیش‌ آمده است جبران کند و با زدودن این کاستی‌ها، می‌خواهد اعتبار جهانی کشورش را بالا ببرد.
    یک مثال روشن که در راستای سیاست خارجی بایدن وجود دارد، بازنگری سیاست خارجی امریکا است که در بخشی از آن جنوب آسیا قرار دارد.
    راهبرد جنوب آسیا در زمان حاکمیت دونالد ترامپ به‌گونه‌ای بود که بر مبنای آن؛ هند در محور حمایت‌های امریکا برای رقابت در برابر چین در منطقه‌ قرار می‌گرفت. جو بایدن اما با بازنگری در این راهبرد تلاش می‌کند تا در رابطه به جنوب آسیا، رویکرد تازه‌تری را نسبت به زمان دونالد ترامپ روی دست بگیرد.
    هرچند بایدن مانند دونالد ترامپ خواهان بیرون کردن نظامیان این کشور از افغانستان است؛ اما او در زمان معاونت دوره‌ی بارک اباما نیز طرفدار افزایش نیروهای نظامی در افغانستان نبود.
    بایدن مانند دونالد ترامپ به همکاری با پاکستان ادامه می‌دهد تا این کشور را متقاعد کند که در روند صلح شکننده‌ی افغانستان همکاری داشته باشد.
    از طرف دیگر، بایدن به همکاری‌های نزدیک با هند که در زمان دونالد ترامپ ایجاد گردیده ادامه خواهد داد. البته این روند در زمان اداره‌ی بیل کلینتون نیز مورد بحث بوده ولی؛ بایدن از دوست‌های پیشین هند است و ابراز کرده که رابطه‌ی هند و امریکا در قرن ۲۱، می‌تواند بسیار نزدیک و به اساس منافع دو کشور باشد.
    هردو کشور منافع مشترک در مبارزه با تروریزم و مقابله با چین دارند و این مسئله‌ برای بایدن حیاتی است.
    رییس جمهوری جدید ایالات‌متحده‌ی امریکا، در حالی روی همکاری‌های دوجانبه‌ی هند و امریکا تأکید دارد که احتمال می‌رود، جنوب آسیا در دوره‌ی بایدن، نسبت به دونالد ترامپ کمتر مورد توجه‌ راهبردی قرار بگیرد. در حال حاضر رقابت امریکا و چین در کنار رقابت هند با چین قرار دارد و پروژه‌ی «یک راه و یک کمربند»، جای پای بجینگ را در تمام منطقه‌ باز کرده است.
    بایدن که تلاش دارد تا در سیاست خارجی امریکا بازنگری‌هایی داشته باشد اما؛ این روند شامل جنوب آسیا نخواهد شد. البته این‌که جو بایدن چه راهکاری را در رابطه به جنوب آسیا روی دست دارد و چه تأثیراتی را در منطقه‌ می‌گذارد؛ نتیجه‌ی آن خوب است یا بد، هنوز قابل پیش‌بینی نیست.
    به‌نظر می‌رسد که در نخست، رابطه‌ی بایدن با دنیا، نرم، مهربان و استوار باشد. از ظاهر امر برمی‌آید که واشنگتن با هند همکاری‌های نزدیکی دارد و در رابطه به برنامه‌های هند، هیچ نگرانی‌ای ندارد.
    واشنگتن با پاکستان یک بازی پایان‌ناپذیر را آغاز کرده و تصمیمی برای قطع کمک‌های نظامی به این کشور روی دست نخواهد گرفت.
    دوم؛ بایدن یک تصمیم جدی برای مبارزه با تروریزم روی دست دارد. این یکی از کلیدی‌ترین رویکردهای جهانی اوست که بخشی از آن مرتبط به جنوب آسیا است.
    برنامه‌ی بایدن، ایجاد فشار بالای طالبان است تا در صورت خروج نیروهای امریکایی، دوباره حاکم بی‌قیدوشرط افغانستان نشوند و تا زمانی که طالبان با شبکه‌ی القاعده قطع رابطه نکنند، چنین فشارهایی ادامه خواهد داشت.
    بایدن هم‌چنان پاکستان را زیر فشار‌ قرار می‌دهد تا از حمایت گروه‌های تروریستی در خاک هند دست بردارد. از سوی دیگر، حمایت «شبکه‌ تروریستی از طرف پاکستان» تا زمانی که نیروهای امریکایی در افغانستان حضور دارند، یک نگرانی جدی برای واشنگتن است.
    سوم؛ بایدن در سیاست خارجی خود روی سه رقیب اصلی‌اش: ایران، چین و روسیه تمرکز خواهد کرد؛ اما این روند متفاوت‌تر از برنامه‌های ترامپ در جنوب آسیا خواهد بود.
    این قابل پیش‌بینی است که ایجاد رابطه‌ی نیک میان امریکا و تهران می‌تواند برای دهلی و اسلام‌آباد مفید تمام گردد و رابطه‌ی اقتصادی تهران – امریکا را بهبود بخشد؛ اما رابطه‌ی پاکستان با چین به‌عنوان متحد منطقه‌ای امریکا، برای واشنگتن اعصاب خردکن است. این کار می‌تواند بن‌بستی فرا راه راهبرد امریکا در جنوب آسیا باشد. رابطه‌ نزدیک بایدن با هند برای رقبای دهلی: پاکستان، سریلانکا و بنگلادش، گران تمام می‌شود.
    از طرفی هم تغییر اقلیم جهانی، مسئله دیگری است که در اولویت بایدن قرار دارد. پرداختن به این مسئله در جنوب آسیا فرصت را از برخی برنامه‌های جو بایدن خواهد گرفت.
    به‌صورت فشرده می‌توان گفت: راهبرد جنوب آسیا در زیر نظر جو بایدن یک مسئله مهم و حیاتی است؛ اما هنوز روشن نیست که با آمدن اداره‌ی جدید، سیاست‌های امریکا در مورد جنوب آسیا چقدر متفاوت از گذشته عمل خواهد کرد و نیز راهکار جدید بایدن چه تأثیری روی منطقه به‌ویژه جنوب آسیا می‌گذارد.
    چیزی که روشن و قابل درک است این است که با تمام فرصت‌هایی که اداره‌ی جدید ایالات‌متحده‌ی امریکا – گروه جو بایدن – پیش روی دارد به همان اندازه‌ چالش‌های جدید نیز در منطقه، به استقبال آن می‌آید.
    یادداشت: میشل کوگلمن، معاون مرکز برنامه‌های جنوب آسیا و مسئول ارشد انستیتوت بین‌المللی ولسن در واشنگتن است.

    منبع: ایست ایشیا

    برگردان: ابوبکر صدیق

  • عمران خان کشتار یازده کارگر افغان در پاکستان را به خروج نیروهای خارجی نسبت داد

    عمران خان کشتار یازده کارگر افغان در پاکستان را به خروج نیروهای خارجی نسبت داد

    عمران خان، نخست وزیر پاکستان، می‌گوید پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان، گروه‌های شبه‌نظامی باقی‌مانده در منطقه خسارات زیادی به پاکستان وارد کردند.

    نخست وزیر پاکستان در صحفه فیسبوکش نوشت: «پس از خروج قدرت‌های خارجی از افغانستان، گروه‌های شبه‌نظامی باقی‌مانده در منطقه خسارات زیادی به پاکستان وارد کردند، به‌ویژه با هدف قراردادن جامعه‌ی شیعه هزاره».

    آقای خان گفت حمله به کارگران افغان در بلوچستان را داعش به‌عهده گرفت و اضافه کرد: «نظر همه‌ی ما و آژانس‌های امنیتی ما این است که هند از داعش حمایت می‌کند».

    مردان مسلح، روز یک‌شنبه (۱۴ جدی، ۱۳۹۹)، ۱۰ کارگر معدن زغال‌سنگ را در منطقه‌ی «مچ»، در ۵۰ کیلومتری شهر کویته، ربودند و به کوه برده و سپس به قتل رساندند.

    خانواده‌های قربانیان این کارگران در شش روز گذشته با راه‌اندازی اعتراضات گسترده شاه‌راه کراچی-چمن را به‌روی رفت‌وآمد بستند. آنان از دفن اجساد کشته‌شدگان خودداری کردند و خواستار دیدار با نخست‌وزیر پاکستان بودند.

    عمران خان، روز شنبه (۹ جنوری ۲۰۲۱) در دیدار با خانواده‌های قربانیان، این رویداد را رویداد «تروریستی» خوانده بود.

  • خلیلی به پاکستان می رود

    خلیلی به پاکستان می رود

    وزارت خارجه‌‌ی پاکستان، در اعلامیه‌ای گفت آقای خلیلی در جریان این سفر دو روزه، با عمران خان، نخست‌وزیر، رییس مجلس نمایندگان، وزیر خارجه و سایر مقام‌های این کشور دیدار خواهد کرد.

    بر اساس اعلامیه، سفر آقای خلیلی به اسلام‌آباد، به عنوان بخشی از تلاش‌های این کشور برای برقراری صلح و توافق سیاسی در افغانستان و گسترش روابط میان دو کشور است.

    گفتنی است پیش از این نیز، شماری از مقام‌های دولتی و چهره‌های سیاسی، به منظور گفت‌وگو در باره‌ی روند صلح افغانستان به اسلام‌آباد رفته بودند.

  • اجساد معدن کاران کشته شده در پاکستان امروز دفن می شود

    اجساد معدن کاران کشته شده در پاکستان امروز دفن می شود

    گزارش‌ها از پاکستان حاکی است پس از شش روز اعتراض و تحصن جامعه هزاره در پیوند به کشتار ۱۰ کارگر معدن ذغال سنگ، وارثان قربانیان توافق‌ کرده‌اند اجساد را دفن کنند و اعتراض‌ها نیز خاموش شود.
    به نقل از جیو تی‌وی، پس از شش روز اعتراض جامعه هزاره در پاکستان، معترضین و وارثان قربانیان ۱۰ معدنکار ناوقت شب گذشته با حکومت مرکزی پاکستان توافق‌ کردند و اجساد معدنکاران امروز در گورستان مربوط به جامعه هزاره با حضور رهبران مردم هزاره و مقامات دولتی دفن می‌شود.

    علی زیدی وزیر فدرال پاکستان اعلان کرد گفت‌وگوها بین حکومت و وارثان قربانیان به نتیجه رسیده است و اجساد معدنکاران دفن خواهد شد.
    وی گفته است اجساد امروز ۱۰:۰۰ صبح (به وقت محلی) دفن خواهد شد.
    در همین حال، عمران خان نخست‌وزیر پاکستان امروز به کویته می‌رود تا با خانواده‌های قربانیان دیدار کند.
    گفتنی است اوایل هفته گذشته، افراد مسلح ناشناس دست‌کم ۱۰ معدنکار جامعه هزاره را ربوده و سپس به در ناحیه «مچ» بلوچستان به قتل رساندند. این رویداد موجب اعتراض و تحصن وارثان و جامعه هزاره شد.
    گروه تروریستی داعش مسئولیت آن را به دوش گرفت.