برچسب: القاعده

  • پس از دو دهه از لشکر کشی امریکا به افغانستان طالبان به یک قدمی قدرت رسیده اند

    پس از دو دهه از لشکر کشی امریکا به افغانستان طالبان به یک قدمی قدرت رسیده اند

    بسیاری از افغان‌ها با ترس از اینکه طالبان از زمان تاریک‌ترین روزهای این رژیم تغییر کمی کرده باشد، نگران دوره جدیدی از نفوذ طالبان هستند.

    به گزارش خبرگزاری فرانسه، تقریباً دو دهه بعد از آنکه امریکا حملات هوایی علیه رژیم حاکم طالبان انجام داد و آغازگر چیزی بود که بدل به طولانی‌ترین جنگ امریکا شد، این گروه تندرو بیش از هر زمان دیگری در جایگاه قدرت است.

    حمله‌ای که به دنبال حملات ۷ اکتبر ۲۰۰۱ انجام شد، سریعاً شبه‌نظامیانی را که به القاعده- گروه پشت حملات ۱۱ سپتمبر که حدود ۳ هزار نفر را درست چند هفته قبل‌تر در امریکا کشته بود- پناه داده بودند، سرنگون کرد.

    حالا، ۱۹ سال بعد از سرنگونی رژیم بی‌رحم القاعده، طالبان در حال فشار برای بازگشت به قدرت هستند؛ در ماه فبروری یک قرارداد برجسته عقب‌نشینی نیروها با واشنگتن به امضا رسانده‌اند و هم‌اکنون نیز در حال برگزاری مذاکرات صلح با دولت افغانستان هستند.

    بسیاری از افغانستانی‌ها با ترس از اینکه طالبان از زمان تاریک‌ترین روزهای این رژیم تغییر کمی کرده باشد- زمانی که به گروه‌های اقلیت مذهبی حمله می‌کرد و دخترها را از مدرسه رفتن منع می‌کرد-، نگران دوره جدیدی از نفوذ طالبان هستند.

    شهروند کابل “کتایون احمدی”، مادر ۲۶ ساله گفت: رژیم طالبان را مانند یک کابوس به یاد می‌آورم. ما نگران آینده‌مان و آینده دخترمان هستیم.

    اما تاکنون در مذاکرات صلح در دوحه، که ماه گذشته آغاز شد، طالبان درباره مسائلی نظیر حقوق زنان یا آزادی بیان، صحبت زیادی نکرده است.

    تفاهم متعلق به افغانستانی‌ها

    “فرزاد فرنود”، همسر کتایون و محقق ۳۵ ساله مؤسسه مطالعات استراتژیک افغانستان گفت افزایش خشونت طالبان از زمانی که تفاهم بین این گروه تندرو و واشنگتن به امضا رسیده، نشان می‌دهد که شبه‌نظامیان تغییری نکرده‌اند.

    وی گفت: آیا این برای افغانستانی‌ها امید ایجاد می‌کند؟ خیر!

    وی در نوجوانی شاهد سنگسار یک زن توسط طالبان و اعدام‌های علنی در استادیوم فوتبال کابل بود. خانواده او زمانی که طالبان موسیقی و سرگرمی را ممنوع کرد، ناچار بودند آنتن تلویزیون سیاه و سفید خود را در یک درخت قایم کنند.

    وی گفت: تمام دستاوردهایی که ما در طول ۱۸ سال گذشته به دست آورده‌ایم، در دوره طالبان وجود نداشتند.

    در بیانیه‌ای که روز سه‌شنبه منتشر شد، طالبان مدعی شد که امریکا درخواست‌های آن‌ها برای دیپلماسی در سال ۲۰۰۱ را “متکبرانه رد کرده” و در عوض یک “حمله وحشیانه” را آغاز کرده است.

    این بیانیه با بیان اینکه امریکا، متحدان و ائتلاف‌هایش با وجود خسارات جانی و مالی عظیمی که به بار آوردند، از رسوایی و جنایات جنگی در امان بودند، افزود: طالبان از فرصتی برای آغاز “دولت مستقل ” استقبال می‌کند.

    “ضیا الرحمن”، شورشی سابق که به مدت ۴ سال با سربازان خارجی و نیروهای دولت افغان جنگیده بود، به خبرگزاری فرانسه گفت: ما مشکلی با اینکه دختران تحصیل یا زنان کار کنند نداریم، اما آن‌ها باید حجاب داشته باشند.

    درگیری امریکا در افغانستان به طور دردآوری برای این ابرقدرت دشوار ثابت شده، در حالی که بیش از ۱ تریلیون دلار از خزانه آن خالی کرده و موجب مرگ ۲ هزار و ۴۰۰ سرباز در جنگی شده که پنتاگون آن را بن‌بست توصیف کرده است.

    در دوحه، طالبان و دولت افغانستان در مذاکراتی که ممکن است سال‌ها ادامه یابد، در تلاشند تا بر سر طیف وسیعی از موضوعات مشترک، قبل از اینکه حتی یک دستور کار را تنظیم کنند، به توافق برسند.

    برخی قانون‌گذاران امریکایی گفته‌اند که با هرگونه تفاهمی که در حفاظت از زنان و اقلیت‌ها ناکام باشد، مخالفت خواهند کرد، اما دولت دونالد ترامپ تأکید کرده است که می‌خواهد ارتباط کمی با نتیجه‌ای که به گفته او “متعلق به افغان‌هاست” داشته باشد.

    “جاوید رحمانی”، یک کارمند امنیتی ۳۸ ساله در کابل، گفت که عدم درگیری امریکا به طور اجتناب‌ناپذیر به تصرف افغانستان توسط طالبان منجر می‌شود.

    وی اظهار کرد: این‌ها مذاکرات صلح نیستند بلکه تفاهمی برای آن هستند که دولت بعدی را به طالبان تحویل دهند. مردم با هر آنچه حالا داریم، در مقایسه با تاریک‌ترین دوره طالبان، خوشحال‌تر هستند.

  • خروج امریکا از افغانستان و گنج بادآورده برای چین!

    خروج امریکا از افغانستان و گنج بادآورده برای چین!

    به طور علنی، رییس جمهور ترامپ خروج امریکا از افغانستان را به عنوان یک رهبر مسئول توجیه می‌کند و کاخ سفید می‌گوید کاهش نیروهایش را نظر به پیروی طالبان می‌سنجد. این افسانه است. پشت پرده، نه تنها جامعه اطلاعاتی، بلکه مقامات ارشد دولت ترامپ به طور خصوصی توافق صلح ماه فبروری را توافق‌نامه «پوچ» می‌پندارند که فقط خروج را خوشایند‌تر می‌کند. در واقعیت، آن‌ها می‌گویند که ناامیدی ترامپ با «جنگ‌ بی‌پایان» در افغانستان بیشتر مربوط به تمایل وی برای توقف هزینه سالانه ۵۰ میلیارد دالر جهت حمایت از عملیات‌های نظامی در این کشور و مصرف این هزینه برای مقابله با چین می‌شود، مشکلی که اکنون در محراق توجه قرار دارد.
    در سطح کلان، این استراتژی منطقی است. طنز تلخ این است که با ترک افغانستان، ترامپ نه تنها یک سرمایه استراتژیک عظیم را به پکن می‌دهد، بلکه ۱۴۰ میلیارد دالر دیگر نیز تحفه می‌دهد. این مقدار پول مالیات‌ دهندگان امریکایی است که تا ماه جولای ۲۰۲۰ به بازسازی افغانستان کمک کرده‌اند و حتی هزینه نظامی عملیات‌ها را در بر نمی‌گیرد. برای هر مرد، زن و کودک امریکایی تقریباً معادل ۴۲۵ دالر می‌باشد.
    این امر به منظور لغو تصمیم ایالات متحده برای مداخله نظامی در افغانستان نیست: امارت اسلامی طالبان وعده‌هایی را که به وزارت خارجه مادلین آلبرایت در دومین دوره بیل کلینتون داده بود شکست، از آن‌جا که از کمپ‌های آموزشی القاعده میزبانی کرد. این به ضرر آن‌هایی است که از توافق زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان پشتیبانی می‌کنند. طالبان امروز حتی بیشتر از زمان پیش از حملات ۱۱ سپتمبر، با القاعده درآمیخته‌اند. دیپلمات‌ها ممکن است از جانب متکلمان خود در قطر این وعده را بگیرند که طالبان خود را از القاعده جدا می‌کنند، اما ترجمه این واقعیت به معنای جدا شدن پدران از پسران و برادران از برادران است. اشتباه ایالات متحده مبارزه با آن‌هایی که به القاعده فضا فراهم می‌کرد نبود، بلکه تلاش‌ها برای ملت‌-سازی بود که فساد سیستماتیک افغانستان را بدتر کرد.
    تمام ۱۴۰ میلیارد دالر سرمایه‌گذاری ایالات متحده برای بازسازی هدر نرفته است. از سال ۱۹۹۷ بدینسو، من بارها به افغانستان سفر کردم، هم قبل از آنکه طالبان مناطق معینی را تصرف کنند، بعداً هم در مناطق تحت کنترول «امارت اسلامی» پیش از ۱۱ سپتمبر و بلاخره، در مناطقی که اکنون توسط جمهوری اسلامی افغانستان کنترول می‌شود. جاده‌هایی که برای سفر روزها طول می‌کشید و اکنون چند ساعت (در صورتی که تهدیدات امنیتی مانع سفر نگردد). میدان‌ها و خطوط هوایی فعال است. امکانات برق، آب و بهداشت وجود دارد. مکاتب برای پسران و دختران فعالیت می‌کند. نسل جدیدی از مردم افغانستان امیدی برای آینده دارند، فرقی نمی‌کند که چقدر نسبت به تجرد و فساد در طبقۀ حاکم و دیدگاه قرون وسطایی طالبان ناامید باشند.
    این اساس و بنیادی که افغانستان روی آن ساخته خواهد شد، چیزی است که ترامپ به دنبال تحفه دادن آن به چین است. چین مدت‌ها به دنبال حضور در افغانستان بوده است. در سال ۲۰۰۸، طبق گزارش‌ها، پس از آنکه کارگزاران چینی به مقامات افغانستان رشوت دادند، وزارت معادن افغانستان قرارداد ۳.۴ میلیارد دالری معدن مس عینک را به شرکت‌های چینی داد، معامه خوبی برای چین بود با توجه به اینکه ذخایر مس عینک به طور بالقوه بالغ بر ۵۰ میلیارد دالر است. یک دهه بعد، معدنی که با درآمد آن افغانستان روی پای خود می‌ایستاد، عملیاتی نشد.
    دیگر اینکه نفت وجود دارد: پیشنهاد ۴۰۰ میلیون دالری چین برای نفت در سه بلوک اکتشافی آمو دریا که طی دو سال نفت تولید می‌کرد، قبل از آن که ناگهان در سال ۲۰۱۳ متوقف شود. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که چین هر دو پیشنهاد را صرفاً برای جلوگیری از امتیاز گرفتن سایر کشورها دنبال کرده است. دیدگاه طولانی‌مدت واشنگتن به ندرت فراتر از چهار سال نیست، اما چین بازی طولانی را انجام می‌دهد.

    استراتژی چین ممکن نتیجه دهد. به نظر می‌رسد پکن آماده است خلاء به جامانده از ایالات متحده را پر کند و در افغانستان به شکل غارتگرانه سرمایه‌گذاری کند که امریکا هرگز انجام نداده است. چین مدت‌هاست که به دنبال انحصار کالا و عناصر کمیاب خاکی است. مقامات چینی از گزارش سازمان زمین شناسی ایالات متحده و گروه ویژه وزارت دفاع برای عملیات بازرگانی و ثبات که برآورد کرده است افغانستان دارای یک تریلیون دالر مواد معدنی دست نخورده است، به خوبی آگاه است. در یادداشت ۲۰۱۰ داخلی پنتاگون آمده است که افغانستان به طور بالقوه می‌تواند به «لیتیوم عربستان سعودی» تبدیل شود. کمبود زیرساخت ها مانع استخراج آن می‌شود، اما چین صبور است و ممکن است خروج امریکا همان چیزی باشد که پکن منتظر آن بوده است. به جای تقویت افغانستان با ثبات و دموکراتیک که واشنگتن تصور می‌کرد، سرمایه‌گذاری چین پس از خروج ایالات متحده می‌تواند پکن را قادر به حمایت از مشتریان کلپتوکراتیک کند، همان‌طور که در افریقا دارد.
    زمینه مساعد است. افغانستان از جمله ۱۳۸ کشوری است که تفاهم‌نامه یک «کمربند و جاده» را با چین امضا کرده است، حتی اگر به گونه رسمی برای پیوستن به ابتکار کمربند و جاده مقاومت کرده است. این امر احتمالاً پس از خروج ایالات متحده تغییر خواهد کرد. به عنوان مثال، رییس جمهور اشرف غنی در یک سخنرانی در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه شینهوا در پکن اظهار داشت که «چین یک شریک استراتژیک برای ما در سطوح مختلف است، این سفر بر اساس همان بنیاد قبلی است، اما در مورد تعمیق و گسترش این روابط، عملی شدن جاده جدید ابریشم اتفاق مهمی است». وانگ یو سفیر چین در افغانستان همچنان از گسترش ابتکار کمربند و جاده در افغانستان سخن می‌زند.
    چین همواره گفته است که تمایل دارد راهرو اقتصادی چین و پاکستان را به افغانستان گسترش دهد. راهرو اقتصادی چین و پاکستان «گل سرسبد» پروژه کمربند و جاده است. موقعیت جغرافیایی افغانستان می‌تواند آن را به نقطه وصل راهرو اقتصادی و کشورهای آسیای مرکزی مبدل کند. افغانستان ممکن کوهستانی باشد، اما چین می‌تواند میلیاردها دالر که ایالات متحده برای بازسازی سرک حلقوی افغانستان و انشعاباتی که پس از آن تا گذرگاه‌های مختلف مرزی افغانستان گسترش خواهد یافت، هزینه کند. چین قبلاً خط آهن ارتباطی بین چین، افغانستان و جمهوری‌های آسیای میانه ایجاد کرده است و پکن هم به دولت افغانستان و هم به طالبان پیشنهاد کمک داده تا یک شبکه جاده‌ای اضافی ایجاد کنند. یکی از رهبران طالبان در بلوچستان که پس از یک ماه حضور در افغانستان با فایننشال تایمز صحبت می‌کرد، گفت چین متعهد شده است شاهراه‌هایی را ایجاد کند که شهرهای اصلی افغانستان را به هم پیوند می‌زند. وی گفت: «وعده چین توسط شبکه جاده‌ای در سراسر افغانستان هدایت می‌شود. چینی‌ها گفته‌اند وقتی چنین شبکه‌ای با شاهراه‌های شش-باند ایجاد شود، کار و بار محلی و تجارت رونق خواهد یافت.» این با اظهارات طالبان مطابقت دارد مبنی بر اینکه شبه‌نظامیان نباید به پروژه‌های تحت حمایت چین حمله کنند که به نفع دورنمای آن‌ها برای یک امارت اسلامی است. مقامات وزارت خارجه چین تأیید کرده‌اند که وقتی ترامپ شروع به خروج نیروهایش کرد، مقامات چینی به ملاقات‌ها با طالبان ادامه دادند.
    مشارکت چین در افغانستان تنها با این کشور ختم نمی‌شود، بلکه نیرویی برای متحدان چین و دشمنان منطقه‌ای امریکا خواهد بود. عمران خان نخست‌وزیر پاکستان هم اکنون پاکستان را به یک دولت اثرگذار وابسته به چین تبدیل کرده است. گرچه درست است که از سال ۲۰۰۵ تا امروز، سرمایه‌گذاری چین در پاکستان بیشتر و بزرگ‌تر از افغانستان بوده است، اما خروج ایالات متحده به چین و پاکستان اجازه می‌دهد تا هر دو نفوذ خود را در افغانستان افزایش دهند. برای پکن و اسلام‌آباد، تلاش بی‌وقفه دیپلماتیک و اقتصادی در افغانستان می‌تواند تقویت نیرو و ابزاری برای پیروزی در آنچه آن‌ها بازی مجموع-صفر با ایالات متحده و هند می‌دانند، ‌باشد. علاوه بر این، چنين بازی در مرزهای غربی افغانستان پايان نمي‌یابد: تحکيم تسلط اقتصادیش بر افغانستان همچنين به چين کمک خواهد کرد تا آرزوهای خود را در ايران نیز محقق سازد.
    درست یک سال پیش، الیس ولز معاون پیشین وزارت خارجه امریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی گفت که «چین بازی‌گر واقعی در توسعه افغانستان نبوده است.» این ممکن در گذشته درست بوده باشد، اما با خروج ایالات متحده، به نظر می‌رسد پکن محاسبات خود در رابطه به افغانستان را تغییر دهد. کمک‌های چین، فشارسنج منافع پکن در افغانستان، در حال افزایش است. طی یک دهۀ گذشته، چین متعهد شده است کمک‌های بیشتری به افغانستان کند. در سال ۲۰۱۴، چین وعده کمک ۳۲۷ میلیون دالری تا سال ۲۰۱۷ به افغانستان داد، مبلغی بیشتر از کل کمک‌های چین بین سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۱۴. کمک‌های پسا-۲۰۱۷ آن ممکن حتی بزرگ‌تر باشد.

    ترامپ درست می‌گوید که امریکا باید با بلندپروازی‌های چین مقابله کند. و بزرگ‌ترین میراث مایک پمپئو به عنوان وزیر خارجه ممکن عدم ترویج صلح در خاورمیانه و بالکان و تغییر بیشتر گفت‌وگو در واشنگتن و سراسر جهان در مورد تهدید چین باشد. بنابراین، چقدر تأسف‌آور است که در شتاب برای ترک افغانستان، ترامپ ممکن میلیاردها دالرِ سرمایه‌گذاری شده را هدر دهد و همزمان رویاهای چین را تحقق بخشد.

    منبع: نشنل اینترست

    مترجم: سید طاهر مجاب، خبرگزاری دید

  • یک هفته وقت دارید تا مهمانداران تان حجاب اسلامی بپوشند

    یک هفته وقت دارید تا مهمانداران تان حجاب اسلامی بپوشند

     گروه طالبان به شرکت های هواپیمایی افغانستان هشدار داده در صورت بی توجهی مهمانداران هواپیماها به دستورات اسلامی به آنها حمله خواهد کرد.

    طالبان با انتشار اعلامیه ای به شرکت هوایی کام‌ایر اخطار داده اگر تا یک هفته مهمانداران زن ملبس به حجاب اسلامی نشوند و دست از آرایش برندارند، هواپیماهای این شرکت از سوی طالبان آماج حملات قرار خواهد گرفت و مسؤولیت بعدی بدوش مدیریت کام‌ایر خواهد بود نه طالبان.

    بر اساس این گزارش، طالبان همچنین گفته‌اند مهمانداران زن حق ندارند بدون محرم شرعی وارد هواپیما شوند. در اعلامیه طالبان آمده است تمام شرکت‌های هوایی مکلف به پیروی این احکام هستند.

    طالبان در حالی این اعلامیه را صادر کرده اند که مذاکرات صلح در دوحه قطر در حال برگزاری است و طرفین تاکنون به توافقی دست نیافته اند.

    هربرت مک‌مستر: صلح با طالبان محکوم به شکست است

    مشاور پیشین امنیت ملی ترامپ می‌گوید مذاکرات صلح افغانستان محکوم به شکست است و احتمال حمله دیگری مانند ۱۱ سپتامبر بسیار بالا است.

    به نقل از USA Today هربرت مک‌مستر مشاور پیشین امنیت ملی ترامپ اظهار داشت مذاکرات صلح افغانستان با حمایت آمریکا محکوم به شکست است و این، میزان آسیب‌پذیری آمریکا برابر القاعده، داعش و دیگر گروه‌های تروریستی مخالف را افزایش می‌دهد.

    این ژنرال بازنشسته آمریکایی در گفت و گو با این نشریه اعلام کرد آمریکا در بسیاری جهات بیشتر از ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در معرض خطر می باشد زیرا توانایی گروه‌های تروریستی افزایش یافته است.

    وی با اشاره به توافقنامه ۲۹ فوریه بین آمریکا و طالبان خاطرنشان کرد این توافقنامه، به طالبان اجازه می‌دهد تا مناطق تحت کنترل خود را افزایش دهد.

  • حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    گلبدین حکمتیار در طول حیات خود همواره با دروغ های خود تنش آفریده است و این بار در برابر گفته‌های سرور دانش، باز به شیوه دروغ متوسل شده است. لازم است یکی از دروغ های شاخدار حکمتیار را ذکر کنیم: باری، یکسال پیش او در باره ایران ظاهراً در برنامه کاکتوس گفته بود: سخت‌ترین تجربه زندگی من این است که در سال ۱۳۷۷ همراه استاد ربانی به تاجیکستان رفتم و دولت تاجیکستان به من دستور داد که هرچه زودتر تاجیکستان را ترک کنم و ایرانی‌ها مرا اغوا کردند تا به آن کشور بروم و من به ایران رفتم، اما حکم یک زندانی را داشتم. این بزرگترین اشتباه و تلخ‌ترین مقطع از مقاطع زندگی من بود.
    با این که رابطه نگارنده با حکومت ایران مطلوب نیست، اما در این مطلب حکمتیار دروغ بزرگ و آشکاری گفته است که لا اقل برای کسانی که بالای ۳۰ سال عمر دارند، بسیار واضح و آشکار است. حقیقت این است که در ۵ میزان/مهر سال ۱۳۷۵ در روز سقوط کابل به دست طالبان که حکمتیار همراه با شهید استاد ربانی به جبل السراج آمد و نگارنده نیز همراه آنان بودم، حکمتیار، از ترس شهید احمدشاه مسعود رنگ از رخش پریده و به شدت ترسیده بود. راستی اگر حکمتیار، مسعود را در چنین شرایطی به دست می‌آورد از صد جان مسعود یکی هم نجات پیدا نمی‌کرد اما مسعود بزرگی به خرج داد که نه تنها مزاحم حکمتیار نگردید، بل او را احترام نموده همراه سایر رهبران به تخار فرستاد و حکمتیار از تخار به کندز رفت و نخست در کندز و سپس در کارخانه قند بغلان مرکز گرفت. در زمستان همان سال- در ماه دلو- که مصادف به ماه رمضان بود که دولت جمهوری اسلامی ایران استاد ربانی را با عدّه‌ای دعوت نمود که حکمتیار، بنده و سید منصور نادری نیز عضو هیئت بودیم، چون جلسات با مسئولین ایرانی ختم گردید، حکمتیار خود تقاضای سکونت در ایران را نمود و دولت ایران هم او را پناه داد و بهترین قصر را در شمال تهران در اختیار او قرار داد و محافظ و بادیگارد در اختیار او گذاشت. حکمتیار با فرا خواندن عائله خود، به مدت دو سال در شمال تهران زندگی شاهانه داشت.
    استاد ربانی پایتخت حکومت خود را در تابستان ۱۳۷۶ به طور موقت در شهر مزار شریف ایجاد کرد. تا این که حکمتیار از طرف آقای محقق در زمستان ۱۳۷۶ به افغانستان دعوت شد و حکمتیار آمدن خود را مشروط به پرداخت ۴۰۰۰ قبضه اسلحه سبک و سنگین از طرف ایران نمود. حکمتیار می‌گفت: چنانچه این سلاح در اختیار من قرار گیرد، کمتر از یک ماه ولایات بغلان و کندز را از دست طالبان خارج خواهم ساخت و ایرانیان شرط او را قبول کردند و حکمتیار در اواخر زمستان ۱۳۷۶ با طمطراق وارد مزار شد و چند روز بعد در ولسوالی بلخ مقر گرفت. ایرانی‌ها طی پروازهای پی هم، چهار هزار قبضه سلاح را به مزار منتقل نموده و در اختیار حکمتیار قرار دادند که موجب ناراحتی جنرال دوستم و عطا محمد نور و احزاب شیعه گردید در آن زمان، نگارنده نیز در شهر مزار بودم. اما حکمتیار نه تنها به قول خود عمل نکرد و ولایات بغلان و کندز را آزاد نکرد، بل سلاح‌های مذکور را به اعضای حزب اسلامی در داخل شهر مزار، ولسولی بلخ، چهاربولک، چمتال و دولت‌آباد که همگی همکار طالبان بودند، توزیع نمود. زمانی که در تابستان سال ۱۳۷۷ طالبان حرکت خود را از ولایت بادغیس شروع کردند و به سرعت خود را به ولایت بلخ رسانیدند، تمام اعضای حزب اسلامی که سلاح‌های ایرانی را گرفته بودند، با طالبان همراه شده بالای شهر مزارشریف حمله کردند و اعضای حزب اسلامی در داخل شهر نیز قیام نموده شهر مزار را متصرف شدند.
    حکمتیار دو سه روز پیش از سقوط شهر مزار، نزد استاد ربانی به مزار آمد و باز احمد شاه مسعود بزرگی به خرج داده هلیکوپتر فرستاد و استاد ربانی و حکمتیار را به بدخشان منتقل نمود و پس از چند روزی استاد ربانی و حکمتیار به تاجیکستان رفتند و حکمتیار از آنجا به خانه و عائله خود که در ایران زندگی شاهانه داشتند، رهسپار گردید و تا سنبله ۱۳۸۰ در همان قصر خود در شمال تهران زندگی می‌کرد و بعد از حمله القاعده به برج‌های تجارت جهانی در نیویارک و حمله امریکا بر افغانستان، حکمتیار از ایران ناپدید شد و به احتمال نود در صد که به پاکستان نقل مکان نمود. همانگونه که ذکر کردیم، حکمتیار در زمستان ۱۳۷۵ مهمان عزیز ایرانی‌ها شد و در سال ۱۳۷۷ به تاجیکستان و سپس به منزل خود در ایران رفت. با این همه محبت و مهمان‌نوازی ایرانی‌ها از حکمتیار، باز هم او بدترین مقطع زندگی خود را در ایران بازگو می‌کند و می‌گوید در آنجا اسیر بودم. کسی که چنین آشکارا دروغ بگوید، می‌تواند سخنان دانش را تکذیب کند؟

    اگر کسی از حکمتیار بپرسد: تو که خود را مجاهد راه اسلام و مدعی تأسیس حکومت اسلامی می‌دانی، آیا حکومت سدوزایی‌ها چون: تیمور شاه فرزند احمدشاه ابدالی، زمان شاه فرزند تیمور شاه و شاه شجاع درانی که نیم افغانستان را به «رنجیت سنگ» پادشاه پنجاب هند داد، قبول داری؟ آیا حاکمیت آنها را افتخار تاریخ این کشور می‌دانی یا ننگ تاریخ؟ و همچنین حکومت سیاه و آدمکش عبدالرحمن خان را افتخار می‌دانی یا ننگ؟ حکمتیار در شعار خود همه حکومت‌های ظالم گذشته را خائن می‌دانست پس حالا چه شده است که آنان را افتخار تاریخ کشور می‌داند؟ علاوه بر آن، باید از گلبدین پرسیده شود که اگر حکومت‌های سدوزایی و محمدزایی افتخار تاریخ افغانستان است، چرا با کم آزارترین پادشاه محمدزایی؛ یعنی محمد ظاهرشاه مخالف بودی و همچنین در برابر حاکمیت سردار داوود خان که وطن دوست‌ترین حاکم افغانستان از قوم محمدزایی بود به مبارزه برخاستی؟ مگر نه این است که جناب شما یک چیز را به رسمیت می‌شناسید و آن رسیدن شما به قدرت است که تاکنون نرسیده‌ای و هیچگاه نخواهی رسید.
    سرور دانش تابعیت ایران را ندارد. اول: این که احتمالاً خودش تقاضای تابعیت نکرده و ثانیاً: اخذ تابعیت ایران سخت‌تر از گذشتن از هفت خوان رستم و اسفندیار است مخصوصاً اخذ تابعیت برای افغانی‌ها هرچند ممکن ولی نزدیک به محال است.
    غلط دیگری که حکمتیار مرتکب شده در باره ۱۲ امام شیعه و موروثی دانستن حکومت توسط آن‌ها و انکار امام مهدی امام دوازدهم شیعیان است که بحث در این مورد ادله بسیار می‌طلبد که در این وجیزه مجال ذکر آن نیست و اگر حکمتیار حاضر باشد، اینجانب با ایشان در یکی از رسانه‌ها رو در رو بحث خواهم کرد. مسئله دیگری که جهل مطلق حکمتیار را نشان می‌دهد، همانا موروثی دانستن اجتهاد در بین فقهای اهل تشیع است. بطلان این مطلب چنان آشکار است که نیاز به بحث ندارد، حکمتیار لطف کند و نشان دهد از کدام مجتهد شیعه، اجتهاد به فرزندش منتقل شده و مقلدان پدرش از وی تقلید کرده‌اند. دروغ بسیار بد است.
    سید محمدعلی جاوید

    خبرگزاری دید

  • عبدالله: مذاکرات صلح به برپایی دو نظام در افغانستان منجر نمی شود

    عبدالله: مذاکرات صلح به برپایی دو نظام در افغانستان منجر نمی شود

    رئیس شورای عالی مصالحه ملی گفت مذاکرات صلح میان دولت و طالبان به معنای برپایی دو نظام در افغانستان نیست.

    عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی در گفتگو با کانون فکری شورای روابط خارجی مستقر در آمریکا گفت نتیجه مذاکرات صلح میان افغانی، دو نظام در کشور نخواهد شد.

    رییس شورای عالی مصالحۀ ملی بیان کرد اظهارات در مورد سرنگون شدن حکومت افغانستان بعد از خروج نیروهای خارجی از افغانستان دقیق نیست و فرصت تامین صلح دایمی در افغانستان را از میان بر می دارد.

    او افزود طالبان باید آموخته باشند که حتا در زمانی که کنترول 85 درصد قلمروی افغانستان را در دست داشتند، به کنترول کامل کشور از راه نظامی دست نیافتند.

    آقای عبدالله در پاسخ به این مساله که پس از صلح با طالبان هم جنگ در افغانستان توسط داعش و دیگر گروه‌های تروریستی ادامه خواهد یافت نیز گفت، اگر طالبان از جنگ دست بکشند، دیگر گروه‌های مسلح چون داعش، شانس جنگ نداشته و خود به خود محو خواهند شد.

    او تاکید کرد عمال القاعده هنوز هم در افغانستان فعال بوده و دهشت افگنان مرتبط با کشورهای همسایۀ افغانستان در مرزهای شرقی کشور حضور دارند.

    این در حالی است که هم اکنون، گفتگو میان دولت افغانستان و طالبان در قطر ادامه دارد؛ اما از سوی دیگر میدان جنگ در افغانستان از سوی جنگجویان طالبان به شدت گرم شده است.

    دولت افغانستان، اتحادیه اروپا و سازمان ملل بار بار از طالبان خواسته‌اند که در جریان گفتگوها آتش‌بس کنند؛ اما این گروه نه تنها که آتش‌بس نکرده بلکه به حملات شان افزوده‌اند.

  • خشونت های میراثی چهل ساله باید با برقراری صلح پایان یابد

    خشونت های میراثی چهل ساله باید با برقراری صلح پایان یابد

    رییس‌جمهور اشرف غنی می‌گوید هدف دولت از برقراری صلح، ختم اساسی تمامی خشونت‌های میراثی ۴۰ سال گذشته می‌باشد.

    آقای غنی که روز (دوشنبه، ۳۱ سنبله) در مراسمی به مناسبت روز جهانی صلح در کابل صحبت می‌کرد، گفت: «مبارزه شبکه‌ی القاعده و شبکه‌های مخرب آن یک تهدید و موج پنجم جنگ بین‌الملی است. ما (افغانستان) به یک میدان جنگ ناخواسته تبدیل شدیم. جمع‌کردن این‌ها صلح است و هدف ما از صلح ختم اساسی تمامی خشونت‌ها است.»

    او همچنان تأکید کرد برای برقراری صلح پایدار باید روی «اعمار صلح» اقدام شود. رییس‌جمهور کشور رسیدن به صلح را «یک کمان رستم» خواند و تأکید کرد که کار اصلی باید «اعمار صلح» باشد.

    او افزود دولت افغانستان برای ادغام حداقل ۶۰ الی ۱۲۰ هزار جنگ‌جوی گروه طالبان برنامه و آمادگی دارد. همچنان به گفته‌ی او، پس از برقراری صلح لازم است که اعضای طالبان در اقتصاد رسمی و قانونی کشور جذب شوند و سرمایه‌های‌شان نیز از خارج به داخل افغانستان انتقال داده شود.

    او همچنان گفت خواست اصلی مردم افغانستان صلح است و تا مرحله‌ی آغاز مذاکرات به سختی رسیده است و دولت تمامی موانعی که طالبان ایجاد کرده بودند، را برداشته است.

    رییس‌جمهوری در ادامه خاطرنشان کرد برقراری صلح بدون هم‌پذیری، قربانی و سازش ممکن نیست. او مردم را به حوصله‌مندی فراخوانده، گفت طالبان از خدا می‌خواهند که دولت از میز مذاکره کنار برود.

    آقای غنی در ادامه تأکید کرد برقراری صلح برای رشد اقتصادی و محو فقر و ثبات سیاسی ضروری است.

    او گفت از زمان کودتای ثور تا نشست بُن، افغانستان ۲۴۰ میلیارد دالر را از دست داده است.

    رییس‌جمهوری کشور از گروه طالبان نیز خواست آتش‌بس را بپذیرند.

  • احتمال دارد ملا هبت الله رهبر طالبان مرده باشد

    احتمال دارد ملا هبت الله رهبر طالبان مرده باشد

    براساس یک گزارش محرمانه از پیمان اتلانتیک شمالی(ناتو) رهبری طالبان در آستانه‌ی گفت‌وگوهای صلح افغانستان، در حال چند‌ دسته‌‌ شدن است. بر اساس یافته‌های این گزارش، احتمال مرگ ملاهبت‌الله آخندزاده، رهبر گروه طالبان و سراج‌الدین حقانی، معاون این گروه به اثر بیماری کوید-۱۹ وجود دارد.
    پیش از این نیز، در جون ۲۰۲۰، انتونیو جیوستوزی، آگاه طالبان در انستیتیوت خدمات متحده‌ی سلطنتی در لندن به فارین پالیسی، تأیید کرده بود که ملاهبت‌الله آخندزاده، به بیماری کوید-۱۹ مبتلا شده و برای درمان در پاکستان به سر می‌برد. به گفته‌ی این آگاه طالبان، ملاهبت‌الله آخندزاده چند هفته‌ای پس از مبتلاشدنش به کوید-۱۹ در جلسه‌های این گروه، دیده نشده است.
    بر اساس پژوهش سری ناتو که توسط خانم لین او دانل (Lynne O’Donnell)، به سفارش این سازمان تهیه شده است، قرار است تا ماه‌های دیگر رهبری گروه طالبان را ملا یعقوب، پسر ملا محمدعمر، رهبر پیشین و بنیان‌گذار این گروه به دست بگیرد.
    در این گزارش آمده است که ملا یعقوب، رهبری موقت گروه طالبان را به‌ دست گرفته و برای رسیدن به رهبری این گروه در حال رأی‌زنی است. او، تصمیم دارد که پس از ۲۰۲۰ به‌گونه‌ی رسمی خود را رهبر گروه طالبان در افغانستان اعلام کند؛ اما مخالفت‌های شدیدی در میان اعضای این گروه با رهبری او، وجود دارد.
    ملایعقوب در سال ۲۰۱۵ میلادی، زمانی که مرگ پدرش ملا محمد‌عمر علنی شد نیز، تصمیم گرفتن رهبری گروه طالبان را داشت؛ اما آن ‌زمان پیشنهاد او برای این مقام رد شد. او از ۲۰۱۵ تا اکنون برای رهبری که به گفته‌ی او «حق پیدایشی»اش است، تلاش می‌کند. ملا یعقوب پس از ۲۰۱۵ به همکاری و کمک گل‌آغا اسحاق‌زی، مسؤول مالی طالبان در دوره‌ی ملا محمد‌عمر-فرد شماره ۱۴۷ در فهرست تحریم شورای امنیت سازمان ملل-، استراتیژی جمع‌آوری بودجه‌ی جنگی‌اش را آماده کرد.
    گزارش محرم ناتو، نشان می‌دهد که ملا یعقوب در حال حاضر کنترل خود را بر نظامیان طالب از ۱۵ ولایت در ۲۰۱۵، به ۲۸ ولایت در ۲۰۲۰ افزایش داده است. افزایش قدرت نظامی ملایعقوب، او را قادر کرده است که به منطقه سفر کند و با منابعی دیدار کرده و پیشنهادهای مالی چشم‌گیری را به دست بیاورد.
    در این پژوهش ناتو، با اعضای ارشد گروه طالبان در کندهار،کویته و هم‌چنان مقام‌های دولت افغانستان در کابل و شماری از کارشناسان بین‌المللی در این زمینه در اروپا، ایالات متحده‌ی امریکا و افغانستان، به‌صورت حضوری، از طریق ایمیل، اسکایپ و تلفن از ۲۵ جنوری تا ۱۸ می سال روان میلادی، گفت‌وگو شده است.


    دو دستگی در رهبری طالبان
    ملا یعقوب که برای آمدن در قدرت تا چند ماه دیگر تلاش می‌کند، با مخالفت‌های شدید گروه اسحاق‌زی و نیروهای هم‌سویش روبه‌رو شده است. گل‌آغا اسحاق‌زی که مسؤول کنترل امور مالی طالبان در دوره‌ی ملا محمد‌عمر بود، از نفوذ چشم‌گیری در میان اعضای طالبان برخوردار است. ملا اختر محمد منصور، هم‌تبار اسحاق‌زی نیز توسط او، به رهبری گروه طالبان رسید.
    با این حال به نظر می‌رسد که ملا یعقوب به قوم خود «هوتک» و اقوام هم‌سو به این قوم، وفادار مانده است. بنابر این، احتمال این وجود دارد که در ماه‌های آینده نزاع بزرگی بر سر قدرت، میان قوم‌های هوتک و اسحاق‌زی صورت بگیرد. نتیجه‌ی این برخوردها می‌تواند بر موضع طالبان در گفت‌وگوهای صلح این گروه با حکومت افغانستان، تأثیر مستقیم بگذارد.
    از سوی دیگر، احتمال برگشت ملا طیب آغا، رییس دفتر ملا محمد‌عمر و کسی که ریاست دفتر سیاسی طالبان را در قطر، از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ به عهده داشت- به افغانستان وجود دارد. قرار است ملاطیب به عنوان عضو ارشد اعضای رهبری گروه طالبان تعیین شود.
    ملا محمد یعقوب نیز از حمایت چهره‌های قدرت‌مند اعضای کنونی رهبری طالبان به‌شمول ملا‌عبدالغنی برادر آخند، یکی از بنیان‌گذاران گروه طالبان با ملا محمد‌عمر و کسی که به نمایندگی از طالبان توافق‌نامه‌ای را در فبروری ۲۰۲۰ با امریکا امضا کرد- برخوردار است.

    درآمد هنگفت مالی و عدم تعهد طالبان به توافق صلح
    یافته‌های این گزارش، نشان می‌دهد که گروه طالبان به رهبری ملایعقوب، سالانه نزدیک به ۱٫۶ میلیارد دالر از قاچاق منرال‌های طبیعی، مواد معدنی، مواد مخدر و هم‌چنان عشر و زکات و فروش املاک درآمد دارد.
    به اساس این گزارش سری ناتو، گروه ملا یعقوب، سالانه نزدیک به ۴۱۶ میلیون دالر از قاچاق مواد مخدر، ۴۶۴ میلیون دالر از طریق قاچاق معادن، ۲۴۰ میلیون دالر از طریق قاچاق کالا و فرآورده‌ها به بیرون از افغانستان، ۱۶۰ میلیون دالر از طریق جمع‌آوری عشر و زکات، ۸۰ میلیون دالر از طریق معاملات املاک و ۲۴۰ میلیون دالر از راه‌های دیگری درآمد دارد.
    به اساس یافته‌های این گزارش، افزایش قدرت مالی طالبان، سبب شده است که این گروه خود را در امر پیروی از تعهداتش برای قطع روابط با القاعده و سایر گروه‌های تروریستی، مجبور و مسؤول نداند.
    پژوهش سری ناتو، نشان می‌دهد که افزایش منابع مستقیم مالی طالبان سبب شده که این گروه، از دولت افغانستان بی‌نیاز شوند و هم‌چنان زمینه‌ی نزدیکی آن‌ها با گروه‌های تروریستی؛ مانند القاعده فراهم شود. تأسیس دوباره‌ی مدرسه‌های دینی برآیند دیگر این قدرت مالی طالبان است، آن‌هم در زمانی که این گروه ادعای برقراری دوباره‌ی «امارت اسلامی» را دارند.
    اعضای گروه طالبان به رهبری ملا یعقوب، در مصاحبه با این پژوهش گفته‌اند که در چهار سال اخیر آن‌ها، با ایجاد کمیسیون مالی و استراتیژی جمع‌آوری درآمد مالی، تلاش کردند، بیشتر مناطقی را زیر کنترل بگیرند که موادهای منرالی و معدنی دارد.
    یکی از اعضای گروه طالبان در مصاحبه‌اش گفته است: « در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ ما درآمد کمی از طریق جمع‌آوری عشر و زکات، از استخراج‌کنندگان معادن به‌دست می‌آوردیم؛ اما در حال حاضر خود ما تصمیم گرفتیم که معادن را در کنترل بگیریم و با استخراج و فروش آن در خارج از افغانستان، درآمد خود را از ۸ میلیون دالر، به صدها میلیون دالر افزایش دهیم.»
    یک عضو دیگر طالبان در مورد درآمدزایی‌شان از معادن به نویسنده‌ی این پژوهش نیز، تأکید کرده است که آن‌ها با این استراتیژی، در آمدشان را از ۳۵ میلیون دالر در ۲۰۱۶ به ۴۶۴ میلیون دالر در ۲۰۲۰ افزایش داده‌اند. به گفته‌ی آن‌ها، چین و دبی بزرگ‌ترین خریداران معادن قاچاق‌شده‌ی آن‌ها استند.
    این اعضای طالبان، تأکید کرده‌اند که آن‌ها، از سوی کشورهای منطقه از جمله پاکستان و ایران تمویل می‌شوند؛ اما نمی‌خواهند که وابسته به آن‌ها بمانند.
    از سویی هم در هیچ‌جایی از توافق‌نامه‌ی طالبان و امریکا از مواد مخدر یادآوری نشده است، در حالی که بخش عمده‌ی هیروئین جهان از دره‌ی دریای هلمند که توسط طالبان کنترل می‌شود، تأمین می‌شود.
    با این حال، هم‌سویی طالبان با گروه‌هایی مثل القاعده، شبکه‌ی حقانی، جنبش اسلامی ازبیکستان و سازمان‌های تروریستی بین‌المللی دیگر، نشان می‌دهد که آن‌ها از نگاه تمویل مالی مشکلی ندارند و جنگ‌جویان شان، دلیلی نمی‎‌بینند که در یک توافق سیاسی، با حکومت افغانستان یک‌جا شوند.
    در این گزارش، تأکید شده است، تا زمانی که اقدام‌های جهانی در این مورد انجام نشود، طالبان با داشتن بودجه‌ی خودکفا، حمایت خارجی از کشورهای منطقه و هم‌چنین حامیان فردی در سراسر جهان، به‌عنوان یک سازمان تروریستی ثروت‌مند باقی خواهد ماند. با این حال نقش این گروه، نه‌تنها به‌عنوان یک نیروی بی‌ثبات‌کننده در آسیای جنوبی، بلکه با خروج امریکا از افغانستان، بازگشت سریع آن‌ها به قدرت نیز، تقویت خواهد شد.


    حفظ رابطه‌ی نزدیک با القاعده
    گزارش سری ناتو، نشان می‌دهد که طالبان هنوز با القاعده و سازمان‌های دیگر تروریستی جهانی، رابطه‌ای نزدیک دارند. این گزارش، تأکید کرده است که این ارتباط از لحاظ عملیاتی، زمانی بیشتر روشن خواهد شد که طالبان با حکومت افغانستان، بر سر تقسیم قدرت به توافق برسند.
    در این گزارش آمده است که طالبان همواره با حرف و عمل‌شان این را واضح کرده‌اند که آن‌ها، هیچ‌گاهی قصد ندارد که با متحدان‌شان به‌شمول القاعده و سازمان‌های تروریستی جهانی دیگر، قطع رابطه کنند.
    با این حال اعضای بخش نظامی امریکا که شامل کشورهای هم‌پیمان ناتو نیز می‌شود و کشورهایی که در قضیه‌ی افغانستان دخیل استند، با بستن پایگاه‌های شان در این کشور، هیچ اقدامی در برابر تخلف و تعهدشکنی طالبان انجام داده نخواهند توانست. در این گزارش تأکید شده است که اعضای ناتو آگاه باشند که توافق‌نامه‌ی امریکا با طالبان، احتمال آمدن چنین وضعیتی را امکان‌پذیر می‌کند.
    برای پیش‌گیری از چنین وضعیتی، برخی از پیشنهادهایی نیز در گزارش آمده است. در این گزارش آمده است که برای پیش‌گیری از افزایش بیشتر قدرت طالبان، اعضای ناتو باید در برابر حذف همه‌ی چهره‌های طالبان و هم‌کاران‌شان از فهرست تحریم شورای امنیت سازمان ملل، مقاومت کنند. هم‌چنان، ناتو باید بر اجرای فوری و سازش‌ناپذیر قطع‌نامه‌ی ۱۹۸۸ (۲۰۱۱) سازمان ملل به ویژه اقدام‌های (الف)، (ب) و (ج) برای اطمینان از همکاری جهانی در مهار کردن جریان تسلیحات، تجهیزات و بودجه‌ی طالبان اصرار ورزد.
    پیشنهاد دیگر این گزارش، این است که ناتو باید کالاهای قاچاق‌شده‌ی طالبان، از جمله مواد معدنی را که از راه‌های ترانزیتی‌ای؛ مانند راه آبی و سایر راه‌های ترانزیتی انتقال داده می‌شود با استفاده از «فن‌آوری تصویربرداری موقعیت مکانی» و ماهواره‌ای، تحریم کند. به باور نویسنده‌ی گزارش، این امر می‌تواند بر کاهش درآمدهای فوری طالبان تاثیر بگذارد.

    منبع: صبح کابل

  • ترامپ با طالبان بر ضد حکومت افغانستان شریک شده است

    ترامپ با طالبان بر ضد حکومت افغانستان شریک شده است

    جنرال هربرت مک‌مستر، مشاور پیشین امنیت ملی رییس جمهور امریکا گفت ترامپ با طالبان شریک شده‌ و سیاست او برضد حکومت افغانستان است.

    مک‌مستر در یک گفتگوی ویژه با شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس گفت سیاست ترامپ در برابر حکومت افغانستان ناعادلانه است و امریکا با یک تعهد پایدار باید از حکومت و نظامیان افغان پشتیبانی کند.

    این جنرال امریکایی که سابقه فعالیت در افغانستان را نیز دارد می گوید ترامپ بر ضد حکومت افغانستان در پروسه صلح از گروه طالبان حمایت کرده است.

    وی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را بی موقع دانسته و بیان کرد بیرون ساختن نیروهای امریکایی از افغانستان، به کاهش ایمنی امریکا می‌انجامد.

    این مقام پیشنین امریکایی افزود:«فکر می‌کنم که ترمپ با سیاست جدیدش، به انواع مختلف در برابر حکومت افغانستان با طالبان شریک شده‌است. فکر می‌کنم که این سیاست غیرعقلانی است.»

    وی گفت امریکا به یک تعهد پایدار در افغانستان نیاز دارد تا در راستای ختم جنگ به حکومت و نیروهای نظامی افغانستان کمک کند.

    وی همچنان تاکید کرد جنگجویانی القاعده و گروه داعش که دسترسی به امکانات بیشتر دارند و از قدرت تخریب کاری بیشتر برخوردار اند، تهدید گسترده‌تر نسبت به جهادی‌هایی پیشین ایجاد می‌کند.

    این در حالی است که گفتگوهای میان افغانی در دوحه پایتخت قطر از یک هفته بدینسو بدون رسیدن به نقطه مشترک ادامه دارد.

  • پمپئو: کمتر از 200 تن از اعضای  القاعده در افغانستان باقی مانده اند

    پمپئو: کمتر از 200 تن از اعضای القاعده در افغانستان باقی مانده اند

    مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا روز گذشته گفت امروز کم‌تر از ۲۰۰ تن از اعضای القاعده در افغانستان حضور دارد.

    وزیر خارجه ایالات متحده در مراسمی که به تازگی در شورای اتلانتیک برگزار شد، گفت کم‌تر از ۲۰۰ عضور القاعده امروز در افغانستان باقی مانده است.

    این اظهارات را آقای پمپئو در حالی مطرح می‌کند که سازمان ملل متحد در گزارشی گفته بود القاعده هنوز هم در افغانستان حضور دارد و طالبان روابط خود را با این شبکه قطع نکرده‌اند.

    پیشتر گزارش سازمان ملل حاکی از آن بود که دست کم ۶۰۰ جنگجوی مربوط به القاعده در افغانستان فعالیت دارد، همچنان ملل متحد تاکید نموده بود گروه طالبان روابط خود را با این شبکه قطع نکرده است.

    با این حال، ایالات متحده امریکا از زمان امضای توافقنامه صلح با گروه طالبان، هرگونه گزارشی را نسبت به رابطه طالبان با گروه‌های تروریستی نادیده گرفته است.

  • القاعده، از بن لادن تا ایمن الظواهری!

    القاعده، از بن لادن تا ایمن الظواهری!

    وزده سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ایمن‌الظواهری، رهبر القاعده، هنوز نتوانسته‌ به سطحی از سوءشهرتی برسد که سلف وی، اسامه بن لادن، در هر خانه و خانواده بدان رسیده بود. دلیل کم‌توجهی به ظواهری تا حدی این است که ایالات متحده به ظواهری در حدی اهمیت نداده که او در کانون توجه قرار گیرد. از زمان روی‌کارآمدن ظواهری در سال ۲۰۱۱، ایالات متحده جدا از پول بزرگی که برای اطلاعات درباره محل اقامت وی مد نظر گرفته است، نسبت به القاعده بی‌تفاوت بوده است. درحال حاضر فقط ۲۵ میلیون دالر جایزه برای سر وی از طرف حکومت امریکا تعیین شده است که بیش‌تر از پاداش برای سر هر تروریست دیگری در جهان است. برخی از تحلیل‌گران تروریسم حتا ادعا می‌کنند که زنده‌ی ظواهری بیش از مرده‌ی ظواهری به القاعده آسیب رسانده است.

    با این‌حال، این نتیجه‌گیری با مسیری که این گروه اخیرا پیموده، هم‌خوانی ندارد. درست است که القاعده پس از ۲۰۰۱ نتوانسته‌ است حمله‌ای شبیه حمله ۱۱ سپتامبر را تکرار کند، اما این معیار ساده‌لوحانه‌ای برای ارزیابی موفقیت این گروه است. به جای تکرار ۱۱ سپتامبر، القاعده روابط خود را با گروه‌های تروریستی محلی در مناطقی در آفریقا، خاورمیانه و آسیای جنوبی حفظ کرده است و هرچند ظواهری را نمی‌توان هم به‌لحاظ محبوبیت در بین جهادگرایان اسلامی و هم به‌لحاظ بدنامی جهانی هم‌تراز بن لادن قرار داد، اما رهبر کنونی القاعده به اندازه رهبر سابق این گروه برای ایالات متحده خطرناک است.

    واقعیت‌های اساسی غیرقابل انکار درباره ظواهری این است: ظواهری پیر است و در سخنرانی‌های پرخم‌‌وپیچ و طولانی خود، حرف تکراری زیاد می‌زند. ظواهری در مقایسه با بن لادن، در استراتژی عملیاتی خود خویشتن‌دار و در سبک مدیریتی خود متصلب ظاهر شده است. ظواهری تلاش کرده است القاعده در میان گروه‌های جهادی، نقش پایدارتر و کم‌تر نمایشی داشته باشد. از نظر او القاعده باید از طریق حفظ وحدت و سیاست‌ورزی محتاطانه، جلودار جریان جهادی در جهان باشد. اما این رویکرد او خصوصا برای گروه‌های جوان جهادگرایان جذاب نبوده است. منتقدان القاعده شکاف بین القاعده و جبهه النصره (گروهی که زمانی متحد اصلی وابسته به القاعده در سوریه بود) را نشانه‌ی بی‌لیاقتی ظواهری در رهبری می‌خوانند. در دوره پس از مرگ بن لادن، دولت اسلامی ظهور کرده و توانسته است خودش را به‌عنوان پیشگام جهاد جهانی جا بزند. دولت اسلامی همچون تازه‌فرزند بلوک جهادگرایان جهان، از نیاکان خود پیشی گرفته است. این نه‌تنها به‌دلیل اشتباهات مدیریتی ظواهری، بلکه به‌دلیل ناکامی وی در توسعه ایدیولوژی جهادی بوده است که بتواند با ایدیولوژی دولت اسلامی که بر به‌دست‌آوردن قلمرو و خشونت شدید تمرکز دارد، برابری کند.

    اما ضعف‌های ظاهری ظواهری در نتیجه به نفع القاعده شده است؛ به‌ویژه در جهانی که دولت اسلامی (داعش) در کانون توجهات قرار دارد. برای مثال، بیزاری ظواهری از دولت‌سازی، موضعی است که القاعده را محافظت کرده فضای کافی را برای این گروه به‌منظور تجدیدنیرو فراهم کند، درحالی‌که علاقه‌ی دولت اسلامی به دولت‌سازی، این گروه را به هدف اصلی و فوری تلاش‌های ضدتروریستی ایالات متحده مبدل کرد و با شدت‌گرفتن حملات ایالات متحده علیه دولت اسلامی، انسجام وابستگان القاعده و متحدان این گروه بهبود یافت. هرچند القاعده در ابتدا به‌دلیل فرار شماری از جنگ‌جویانش و از هم‌گسیختگی و انشعابات سازمانی زیر فشاری زیادی قرار گرفت، اما رهبران القاعده توانستند از فرصت استراتژیک پیش‌آمده برای تمرکز بر سیاست‌های داخلی و مسائل محلی خود استفاده کنند. شاید از همه‌ مهم‌تر این است که ظواهری از فرار رهبران ارشد القاعده از جمله سیف‌العدل و ابومحمد المصری جلوگیری کرد. اطاعت مستمر عدل از ظواهری قابل‌توجه است، زیرا او قبلا تا حدی مستقل و حتا منتقد تصمیم‌گیری بن لادن بود.

    فراخوان ظواهری برای وحدت و بی‌علاقگی کلی وی به گرفتن دست بالا در خشونت‌ورزی، القاعده را قادر ساخت تا خود را در مقابل هواداران و افرادی که می‌توانند جذب این گروه شوند، به‌عنوان جبهه جهادی قابل‌اطمینان‌تر در مقایسه با دولت اسلامی نشان دهد. ظواهری به‌جای این‌که دل‌مشغول رقیب خود شود، با برجسته‌کردن گرایش‌های تکفیری دولت اسلامی و تمایل بیش از حد داعشی‌ها به خشونت شدید، برند جهادی القاعده را مجددا احیا کرد. به این ترتیب، گروهی که مسئول حملات ۱۱ سپتامبر است، تحت رهبری ظواهری به طرز باورنکردنی توانست خود را به‌عنوان سازمانی میانه‌رو در اقلیم جهادی سنی‌مذهب تثبیت موقعیت کند.

    خویشتن‌داری ظواهری ــ دست‌کم در مقایسه با دولت اسلامی ــ تلاش‌های گروه‌های منطقه‌ای وابسته به القاعده برای ایجاد ارتباطات محلی را تقویت کرد. وقتی دولت اسلامی پس از پیش‌روی‌های اولیه به دست‌وپا افتاد و سپس با واکنش مردمی روبه‌رو شد، گروه‌های وابسته القاعده به کارگردانی ظواهری خودشان را به‌عنوان یک بدیل جهادی دلپذیرتر معرفی کردند. جنگ‌جویان وابسته به القاعده به‌عنوان بخشی از این تلاش‌ها، به‌طور پیوسته در مناطقی از سومالیا، سوریه و یمن و همچنین آفریقای غربی خود را در سطح محلی قابل‌اطمینان‌تر عرضه‌ کرده و در برخی موارد ابتکارعمل را از دست وابستگان دولت اسلامی گرفتند.

    تحلیل‌گران استدلال می‌کنند که ظواهری القاعده را در جنگ‌های داخلی محلی درگیر کرده است، تا جایی که وابستگان این گروه دیگر نمی‌توانند تمرکز خود را بر حملات فراملی حفظ کنند. اما مسیر کلی که القاعده تاکنون پیموده، خلاف این را نشان می‌دهد. ظواهری القاعده را از بحث دیرینه «دشمن نزدیک» و «دشمن دور» جهادگرایان دور کرده است. در عوض او راهی را برای ایجاد موازنه و هم‌آمیزی بین اهداف فراملی و الزامات محلی وابستگان منطقه‌ای القاعده یافته و در عین حال تلاش کرده است خطرات ناشی از تلاش‌های ضدتروریسم ایالات متحده را مدیریت کند.

    ظواهری عملیات‌های فراملی را به وابستگان القاعده در یمن و سوریه واگذار کرده است (حتا اگر این به معنای عملیات‌های کم‌تر و کوچک‌تر باشد) و او، به گفته یک مقام ارشد ضدتروریسم ایالات متحده، بر «استراتژیک و صبور»بودن تأکید دارد. در منطقه ساحل عاج، ظواهری به جماعت نصر الاسلام والمسلمین، گروه وابسته به القاعده، اجازه داده است اهداف منطقه‌ای خودش را دنبال کند. و در جنوب آسیا، ظواهری می‌خواهد که وابستگان محلی القاعده از رهبری ارشد این گروه میزبانی و از طالبان افغانستان حمایت کنند.

    ظواهری همچنین در خصوص روابط پیچیده القاعده با ایران، واقع‌بین ظاهر شده است. این البته خیلی دور از انتظار بود. ظواهری تا سال ۲۰۱۰ اظهارات تندی در مورد ایران داشت. اما طی دهه گذشته ــ و به ویژه طی چند سال اخیر ــ دیدگاه وی نسبت به ایران نرم‌تر شده است. این تغییرجهتِ به‌موقع به القاعده امکان داده است که از رهبری خود محافظت کرده و برخی از کمک‌های مادی را، اگر نه مستقیما از ایران، ولی دست‌کم از طریق مسیرهای تدارکاتی که از خاک ایران می‌گذرد، به دست آورد.

    شاید مهم‌ترین پیروزی استراتژیک ظواهری این باشد که او توانسته است رابطه القاعده را با طالبان افغانستان حفظ کند. این رابطه به‌رغم فشارهای عظیم نظامی بین‌المللی و امریکایی بر طالبان برای قطع رابطه با القاعده، تاهنوز دوام آورده است. سازمان ملل اخیرا گزارش داده است که در ماه‌های اخیر، ظواهری شخصا با رهبران ارشد طالبان افغانستان برای حصول اطمینان از ادامه حمایت آن‌ها، مذاکره کرده است. این گفت‌وگوها به نظر می‌رسد موفقیت‌آمیز بوده است. طالبان به‌رغم تعهدات‌شان نسبت به ایالات متحده به‌عنوان بخشی از توافق‌نامه صلح فبروری ۲۰۲۰، نه علنا اعلام قطع رابطه با القاعده کرده است و نه اقدام مشخصی برای محدودکردن فعالیت این گروه در افغانستان انجام داده است.

    با وجود رهبری یک‌نواخت ظواهری ــ که تلفات القاعده را به حداقل رسانده و درعین‌حال فرصتی برای بازسازی این گروه فراهم کرده است ــ القاعده همچنان با چالش‌های جدی روبه‌رو است. یکی این است که چه کسی پس از رفتن ظواهری القاعده را رهبری خواهد کرد.

    جانشین ظواهری درست مانند نسل قبلی رهبران القاعده، با یک معضل اساسی روبه‌رو خواهد بود؛ و آن از نظر بسیاری از اعضای القاعده ضرورت کشاندن تروریسم به غرب، در پاسخ به تلاش‌های ضدتروریسم ایالات متحده و متحدین امریکا است. بسیاری از رهبران القاعده احتمالا انجام یک حمله بزرگ را به‌عنوان مدرکی برای اثبات جایگاه القاعده به‌عنوان جنبش جهادی غالب می‌دانند. آن‌ها معتقدند که این کار، در خدمت به اهداف استراتژی کلان بن لادن مبنی بر نیش‌زدن و ریختن خون ایالات متحده واقع می‌شود.

    اما برخی رهبران دیگر القاعده، به‌نظر می‌رسند از هزینه‌های یک عملیات تروریستی کلان آگاهند و درسی که به‌نظر می‌رسد ظواهری با جدیت آموخته این است که توانایی‌های ضدتروریسم ایالات متحده همچنان با قدرت خود پابرجاست و این واقعیت می‌تواند آزادی فعالیت القاعده را محدود و در همان‌حال حمایت از این گروه را برای برخی از وابستگان و متحدانش هزینه‌بر کند. آن‌ها همچنین به‌نظر می‌رسد به این نتیجه رسیده‌اند که انتقال سریع رهبری ــ مانند دوره بین سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ ــ به طور بالقوه می‌تواند منجر به فروپاشی القاعده شود.

    اما درحال حاضر ظواهری همچنان در رأس القاعده قرار دارد؛ و این رهبر نرم‌گفتار و ملایم، صرف‌نظر از این‌که آیا حمله دیگری به سبک حملات ۱۱ سپتامبر در شرف وقوع است یا خیر، همچنان به‌عنوان نیرویی که باید جدی گرفته شود باقی می‌ماند.

    فارن پالسی

    مترجم: جلیل پژواک

  • استفاده انتخاباتی ترامپ از صلح افغانستان

    استفاده انتخاباتی ترامپ از صلح افغانستان

    آیا انتخاب ۱۲ سپتمبر ۲۰۲۰ برای مذاکره میان گروه‌های افغانی براساس توافق صلح امریکا و طالبان، تصادفی است؟

    برخی تحلیلگران معتقدند مذاکره بین الافغانی برای پایان دادن به جنگ داخلی در این کشور، درست يك روز بعد از سالگرد ۱۱ سپتامبر با هر دستاوردی، يك فرصت تبليغاتی در اختیار رئیس‌جمهور امریکا برای مبارزات انتخاباتی‌اش قرار خواهد داد.

    گروه القاعده که تحت حمایت حکومت ادعایی طالبان در افغانستان بود در یازده سپتامبر ۲۰۰۱ یعنی نوزده سال پیش، حمله هایی تروریستی علیه امریکا انجام داد.

    عجله دولتمردان امریکا برای مذاکرات میان گروه‌های افغانستانی در حالی است که جنرال كنت مك‌كنزی، فرماندهی ارتش امریکا در خاورميانه گفته است طالبان تاكنون هيچ شاهد معتبری مبنی بر قطع روابطش با القاعده ارايه نکرده است.

    زمان تقریبی این توافق که نیمه اول سپتامبر سال گذشته اعلام شده بود در پی کشته شدن یک نظامی امریکایی بر اثر بمب گذاری در کابل، لغو شد. در آن زمان گروه شبه نظامی طالبان متهم شد که این بمب گذاری را انجام داده است. در نتیجه گفتگو میان گروه‌های افغانستانی که قرار بود در پی امضای این توافق انجام شود نیز به تعویق افتاد. البته گروه طالبان نیز خواهان آزادی شبه نظامیانش از زندان‌ها بود که روند مذاکره را به عقب انداخت.

    حال رئیس جمهور امریکا می‌تواند این مناسبت را با دستاوردهای رياست‌جمهور‌ی اش پیوند دهد. همانگونه که در این روزها برقراری روابط دیپلماتیک میان بحرین و اسرائیل و همچنین تصمیم مشابه امارات متحده عربی آن هم با وساطت کاخ سفید می تواند برگ برنده‌ای برای ریاست جمهوری امریکا در این هفته های پایانی پیش از انتخابات باشد. این در حالی است که تلاش‌های امریکا برای صلح در افغانستان پیشینه‌ای طولانی دارد؛ تلاش‌هایی که بیشتر با شکست و ناکامی مواجه بوده است.

    بر اساس اعلام وزارت دفاع افغانستان «۵۰ هزار تروریست در قالب ۲۱ گروه تروریستی، مسئول ایجاد نا امنی و بی‌ثباتی در این کشور آسیایی» هستند. برخی ناظران بین المللی نقش مذاکرات کنونی را برای آینده صلح در افغانستان مبهم می دانند، چرا که گروه‌های شبه نظامی و تندروی دیگری نیز در این کشور فعال هستند که به بی‌ثباتی در افغانستان دامن می زنند.

    با این حال مذاکره کنندگان دولتی و همچنین وزیر خارجه امریکا نسبت به برقراری آتش بس در افغانستان خوش بین هستند اما در مقابل گروه طالبان سخنی از آتش بس بیان نکرده است. برقراری آتش بس دائمی از جمله مسائل مهمی است که در مذاکرات روز یکشنبه به آن پرداخته شده است. بر این اساس قرار شد تا کمیته‌های فنی از هر دو طرف، به این موضوع بپردازند.

    مذاکره میان گروه‌های افغانستانی در حالی در جریان است که خبرها حکایت از آن دارد افغان‌های بسیاری از بازگشت طالبان به قدرت می ترسند. آنان معتقدند که مذاکره بین الافغانی فقط شاید بتواند شرایط خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان را پس از نزدیک به ۱۹ سال فراهم کند.

  • جنرال امریکایی: طالبان هنوز با القاعده ارتباط دارد

    جنرال امریکایی: طالبان هنوز با القاعده ارتباط دارد

     جنرال کنت مکنزی، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی امریکا می‌گوید بر خلاف توافق‌نامه دوحه روابط گروه طالبان با القاعده هنوز هم ادامه دارد.

    کنت مکنزی گفت طبق توافق‌نامه‌ای که اواخر ماده فبروری سال جاری میلادی میان امریکا و گروه طالبان در دوحه به امضا رسید طالبان باید ارتباطش را با القاعده قطع می‌کرد؛ اما روابط این گروه با القاعده تاکنون ادامه دارد.

    وی با ابراز خرسندی از گروه طالبان خواست که که روابط‌ش با القاده را قطع کند و بدون توقف برای آغاز مذاکرات بین‌الافغانی آماده شود.

    از سویی هم مکنزی تاکید کرده است که ایالات متحده امریکا تا ختم ماه اکتوبر سال روان شمار نیروهایش در افغانستان را از ۸ هزار و ۶۰۰ تن به ۴ هزار و ۵۰۰ تن کاهش می‌دهد.

    بر بنیاد گفته‌های وی این کاهش بر اساس توافقنامه امریکا با طالبان انجام شده است.

    خروج نیروهای امریکایی از افغانستان یکی از پیش شرط های توافق‌نامه سیاسی میان اتالات متحده و گروه طالبان بود.

  • خواهرزاده بن لادن از ترامپ حمایت کرد

    خواهرزاده بن لادن از ترامپ حمایت کرد

    خواهرزاده اسامه بن لادن روز شنبه هشدار داد در صورت پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا وقوع یک حمله هم سبک یازده سپتامبر ممکن است.

    نور بن لادن ۳۳ ساله در مصاحبه با نیویورک پست گفت: «فعالیت داعش در زمان دولت اوباما / بایدن گسترش یافت و منجر به حضور آن‌ها در اروپا شد. ترامپ نشان داد که با نابودی ریشه تروریست‌ها و قبل از اینکه فرصت حمله را پیدا کنند، آمریکا و ما را در برابر تهدیدات خارجی محافظت می‌کند.» 

    نور بن لادن متولد سوئیس افزود حامی ترامپ در سال ۲۰۲۰ است و انتخابات مهمترین تحول در نسل کنونی به حساب می‌آید. 

    خواهرزاده بن لادن تاکید کرد: حملات تروریستی که طی ۱۹ سال گذشته در اروپا اتفاق افتاده ما را به لرزه انداخته و (اسلام رادیکال) کاملاً در جامعه ما نفوذ کرده است. 

    نور بن لادن ادامه داد، در آمریکا بسیار نگران کننده است که حزب چپ کاملاً با افرادی که از این ایدئولوژی حمایت می‌کنند، همسو شود.     

    در حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ افرادی که گفته می‌شود از اعضای گروه تروریستی القاعده بودند چهار هواپیمای مسافربری را ربوده و به اهدافی در داخل آمریکا حمله کردند. از میان ۱۹ فرد دخیل در این هواپیماربایی ۱۵ نفر تبعه عربستان سعودی بودند. 

    ۲ فروند از هواپیماهای مسافربری به ساختمان برج‌های دو قلوی تجارت جهانی برخورد کردند، یکی از آن‌ها به ساختمان پنتاگون در ایالت ویرجینیا برخورد کرد و هواپیمای چهارم بعد از تلاش مسافرها برای مقابله با افراد هواپیماربا در پنسیلوانیا سقوط کرد. نزدیک به ۳۰۰۰ نفر در این حادثه جان باختند. القاعده مسئولیت این حمله را به عهده گرفت. 

    دولت آمریکا پس از این حادثه ابتدا به افغانستان و بعد از آن به عراق حمله کرد. 

  • جنرال میلر: تعهد طالبان به قطع ارتباط با القاعده باید عملی شود

    جنرال میلر: تعهد طالبان به قطع ارتباط با القاعده باید عملی شود

    جنرال میلیر به تلویزیون یک گفت:«قطع ارتباط طالبان با القاعده مورد بحث است و ما نظارت بر آن را ادامه می دهیم.»

    وی افزود تعهداد سختگیرانه ای در این زمینه وجود دارد و طالبان باید آنها را انجام دهد.

    این مقام امریکایی افزود سطح خشونت در سراسر افغانستان بسیا بالاست.

    وی تاکید کرد کمک های انسانی به سیل زدگان در پروان دلیل دیگر بر لزوم کاهش خشونت ها می باشد.

    وی گفت:«فرصتی برای کشاندن دو طرف برای مذاکره در اختیار داریم. خشونت ها باید کاهش پیدا کند تا بتوانیم راه مناسب برای رسیدن به صلح را بیابیم.»

    جنرال میلر افزود:«دو طرف سخت در حال جنگیدن هستند و افغان افغان دیگر را می کشد و این باید متوقف شود.»

    میلر تاکید کرد متاسفانه تلفات غیرنظامیان در درگیری های نیروهای دولتی با طالبان بالاست و این چیزی ست که باید از راه سیاسی حل شود.

    از سویی هم اسدالله خالد وزیر دفاع ملی گفت طالبان برخلاف تعهدشان سطح خشونت ها را افزایش داده اند.

    وی تاکید کرد نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان توانایی دفاع از کشورشان را دارند و هم اکنون نود درصد عملیات ها را انجام می دهند.

  • طالبان و القاعده برای کشتن نیروهای امنیتی افغان همکاری دارند

    طالبان و القاعده برای کشتن نیروهای امنیتی افغان همکاری دارند

    براساس این گزارش سه ماهه که روز گذشته از سوی پنتاگون به کنگره امریکا ارائه شد و بازه زمانی 1 اپریل تا 30 جون را تحت پوشش قرار می دهد طالبان ارتباط خود با القاعده را حفظ کرده حملات روز افزون مرگباری را علیه نیروهای امنیتی افغان انجام می دهد.

    گزارش می افزاید طالبان در انجام حملات تهاجمی و انتحاری خود با تسهیل کنندگان منطقه ای و القاعده در شبه قاره هند در ارتباط هستند.

    این در حالی ست که ایالات متحده امریکا بر اساس توافق صلحی که در ماه فبروری گذشته با طالبان در دوحه امضا کرد تعداد نیروهایش در افغانستان را تا 8600 تن کاهش داده است و به گفته مارک اسپر، وزیر دفاع امریکا، تعداد نیروهای امریکایی در افغانستان تا پایان ماه نوامبر به حدود 5 هزار کاهش خواهد یافت.

    براساس گزارش پنتاگون، امریکا در چارچوب توافق صلح با طالبان و در صورتیکه طالبان به تعهدات خود عمل کنند، متعهد است تا پا ماه اپریل سال 2021 بقیه نیروهایش را نیز از افانستان خارج کند.

    این گزارش نشان می دهد طالبان از زمان امضای توافق صلح با امریکا در دوحه تاکنون هیچ حمله ای علیه نیروهای امریکایی و نیروهای ائتلاف در افغانستان انجام نداده اند اما سطح خشونت های این گروه در افغانستان در سه ماه دوم سال 2020 میلادی در مقایسه با چهار ماه اول افزایش یافته است.

    همچنین در بخش دیگری از گزارش آمده حملات هوایی امریکا علیه طالبان 80 درصد کاهش داشته است.

    براساس گزارش، امریکا به دنبال توافق صلح با طالبان دیگر آمار مربوط به حملات این گروه در افغانستان را در اختیار عموم قرار نمی دهد.

  • پنتاگون نسبت به ارتباط طالبان با القاعده هشدار داد

    پنتاگون نسبت به ارتباط طالبان با القاعده هشدار داد

    پنتاگون نسبت به اوضاع امنیتی افغانستان و همکاری برخی اعضای طالبان با گروه‌های افراطی مانند القاعده هشدار داده است.
    به نقل از واشگتن اگزمینر، وزارت دفاع امریکا روز گذشته در گزارشی به کانگرس این کشور از تصویر تاریک اوضاع امنیتی افغانستان و همکاری معمولی برخی اعضای طالبان با گروه‌های افراطی مانند القاعده هشدار داد.
    این در حالی است که طبق توافق‌‌نامه دوحه، طالبان باید روابط خود با القاعده را قطع کنند.
    مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا نیز به تازگی در تماس با هیئت گروه طالبان در قطر، از حمله به امریکایی‌ها هشدار داده بود.

  • القاعده در کنر از بین جنگجویان طالب سرباز می گیرد

    القاعده در کنر از بین جنگجویان طالب سرباز می گیرد

    مقام‌های ولایت کنر در شرق افغانستان پنج شنبه 12 مارس اعلام کردند، شبکه القاعده روند سربازگیری از جنگجویان طالبان را در این ولایت آغاز کرده است.

    عبدالستار میرزکوال، والی کنر می‌گوید: «بر بنیاد معلومات ما، اکنون استخبارات پاکستان و همین‌طور شبکه القاعده تلاش می‌کنند که آن جنگ‌جویان طالبان را که رهبری گروه‌هایی را بر عهده دارند، جذب کنند با این پیام‌ که رهبران آنها [طالبان] به راه درست در حرکت نیستند را به آنها القا کند».

    عبدالستار میرزکوال اضافه کرد، این تلاش‌ها پس از امضای توافق صلح میان امریکا و طالبان آغاز شده‌است و القاعده می‌‌خواهد آن افراد طالبان را جذب خودش کند که از این توافق ناراضی اند.

    در همین حال، ولایت خان مشوانی، رییس شورای ولایتی کنر می‌گوید: «این واضح است طالبانی که در اینجا زندگی می‌کنند و در اینجا فعالیت می‌کنند در میان فامیل‌ها استند؛ اگر اینجا امنیت نیاید و این مناطق زیر تسلط گروه دیگر بیاید، معلوم‌دار است که آن‌ها به گروه‌های دیگر بیعت خواهند کرد».

    هم چنان ملک‌شاه زمین، عضو شورای ولایتی کنر گفته است: «این امکان وجود دارد که القاعده دوباره سر بردارد و با گروه‌هایی که پیش از این ارتباط داشتند این ارتباط را ازسرگیرند».

    قابل ذکر است، این خبر در شرایطی نشر شده که امریکا با طالبان به تاریخ 29 فوریه 2020 توافقنامه صلح امضا کرد که براساس این توافقنامه، گروه طالبان باید روابط‌اش را با گروه‌های «تروریستی» به ویژه شبکه القاعده قطع کند.

  • گزارش تازه سازمان ملل: طالبان هنوز با القاعده  ارتباط دارد

    گزارش تازه سازمان ملل: طالبان هنوز با القاعده ارتباط دارد

    در گزارش سازمان ملل متحد که امروز پنجشنبه (۱۰دلو) منتشر شد آمده است گروه طالبان، به شبکه‌ القاعده پناه داده و از آن‌ها محافظت می‌کند و القاعده نیز در ازای این خدمت طالبان جنگجویان این گروه را آموزش می‌دهد و منابعی در اختیار آنان قرار می‌دهد.

    گزارش سازمان ملل افزوده است کشته شدن عاصم عمر؛ رهبر شبکه القاعده برای شبه قاره هند در ولایت هلمند نشانگر ارتباط نزدیک طالبان با شبکه حقانی است.

    بر بنیاد این گزارش، گروه طالبان از سال ۱۹۹۰ در مورد رابطه این گروه با شبکه القاعده دروغ گفته و  حضور ده‌ها اجیر خارجی در جمع این گروه نیز مبهم است.

    سازمان ملل همچنین از حضور القاعده و جنگجویان خارجی تحت حمایت طالبان ابراز نگرانی کرده و افزوده است حمایت طالبان از این شبکه و جنگجویان خارجی در افغانستان، یک تهدید طولانی مدت برای جهان است.

    در گزارش همچنین آمده است با وجود سرکوب گروه داعش در افغانستان، اما هنوز این گروه در افغانستان حضور دارد.

  • طالبان کشته شدن رهبر القاعده در شبه قاره هند را رد کردند

    طالبان کشته شدن رهبر القاعده در شبه قاره هند را رد کردند

    قاری محمدیوسف احمدی، سخنگوی گروه طالبان در صفحه تویتر خود نوشت ادعای کشته شدن عاصم عمر در ولایت هلمند، تلاشی برای سرپوش گذاشتن به کشته شدن غیرنظامیان در هلمند است.

    وی بیان داشت در عملیات نیروهای امنیتی افغان بر ولسوالی موسی قلعه ولایت هلمند؛ تنها غیرنظامیان که در یک مراسم عروسی شرکت کرده بودند، کشته و زخمی شدند.

    گفتنی است ریاست عمومی امنیت ملی کشور تایید کرد که رهبر گروه تروریستی القاعده برای شبه قاره هند در عملیات مشترک دو هفته قبل نیروهای امنییتی افغان و امریکایی در ولسوالی موسی قلعه ولایت هلمند کشته شده است. عاصم عمر شهروند پاکستانی بوده است.

    امنیت ملی همچنین گفته است در این عملیات شش عضو دیگر این شاخه القاعده “که اکثر شان پاکستانی بوده‌اند” نیز کشته شده‌اند.

    ریاست عمومی امنیت ملی همچنین از کشته شدن فردی به نام ریحان که رابط عاصم عمر با ایمن الظواهری بوده خبر داده است. خبرنامه امنیت ملی اضافه کرده است این اعضای طالبان در موسی‌قلعه در یک قرارگاه طالبان پنهان شده بودند.

    نیروهای دولتی افغان با حمایت نیروهای خارجی دو هفته پیش به منطقه‌ای از موسی‌قلعه از هوا و زمین حمله کردند.

    شورای ولایتی هلمند و ساکنان این ولسوالی گفتند در این حمله دست کم 40 غیر نظامی کشته شده‌اند.

    پس از شکایت از تلفات غیرنظامیان، حکومت افغانستان، هیأتی را برای بررسی این رویداد موظف کرد. در اعلامیه‌ای که از سوی ریاست جمهوری منتشر شد، آمده بود گروه طالبان “همواره از خانه‌های مردم و روستاها به عنوان سپر (انسانی) استفاده کرده‌اند”.

    همزمان با نشر گزارش‌ها مبنی بر کشته شدن رهبر القاعده برای شبه قاره هند در یک مخفیگاه طالبان در هلمند؛ وزارت دفاع کشور می‌گوید، بر گروه طالبان فشار بیشتر وارد می‌کند تا ارتباطش را با شبکه‌های تروریستی متوقف سازد.

    این در حالی است که نمایندگان طالبان در جریان گفتگو‌های صلح در قطر، به ایالات متحده اطمینان داده بودند روابط شان را با شبکه القاعده، پیش از رسیدن به توافق صلح قطع می‌کنند.

  • شش عضو رهبری شبکه‌ی القاعده در هلمند کشته شد

    شش عضو رهبری شبکه‌ی القاعده در هلمند کشته شد

    وزارت دفاع ملی کشور اعلام کرد در حمله‌ی نیروهای ویژه‌ی ارتش در ولسوالی موسی‌قلعه‌ی ولایت هلمند، شش عضو رهبری شبکه‌ی القاعده کشته شده‌اند.

    در اعلامیه‌ای که روز (سه‌شنبه، ۲ میزان) به نشر رسید، از این افراد با ‌نام‌های «ریحان»، مسئول ارتباطات میان عاصم عمر و ایمن‌الظواهری، «فیضانی»، مسئول القاعده در هلمند و مسئول ساخت‌وساز مواد انفجاری و موتربمب این شبکه، «مدنی»، معاون فیضانی، «قریشی»، دستیار مدنی این شبکه، «ساحل» و «کرامت» نام برده شده است. ایمن‌الظواهری، رهبر شبکه‌ی القاعده و عاصم عمر نیز رهبر این شبکه در شبه‌قاره‌ی هند می‌باشد.

    به نقل از اعلامیه، این افراد از شهروندان پاکستانی این شبکه می‌باشند که دو شب پیش (یک‌شنبه، ۳۱ سنبله) در ولسوالی موسی‌قلعه در جریان عملیات نیروهای ویژه‌ی ارتش کشته شدند.

    از سویی هم، در اعلامیه آمده است در این عملیات، ۱۷ جنگ‌جوی طالبان به‌شمول «حاجی محمود»، مسئول نظامی طالبان برای ولسوالی نوزدا هلمند نیز کشته شد.

    به نقل از اعلامیه، ۱۴ جنگ‌جوی دیگر گروه طالبان و شبکه‌ی القاعده در این عملیات بازداشت شدند.

    وزارت دفاع ملی همچنان گفت نیروهای این ریاست مقداری تجهیزات و وسایل حمل و نقل طالبان و القاعده را نیز نابوده کردند.

    این وزارت پیش‌تر گفته بود که ۲۲ جنگ‌جوی خارجی گروه طالبان در این حمله کشته و ۱۴ جنگ‌جوی دیگرشان زخمی شده‌اند.

    گروه طالبان اما ادعا کرده بود این حمله بر یک مراسم عروسی در روستاهای «کونجک» و «شواروز» از حومه‌های بازار ولسوالی موسی‌قلعه انجام شده است.

    در اعلامیه‌ی این گروه گفته شده بود در این حمله علاوه بر تخریب‌ شش خانه‌ی مسکونی، ده‌ها غیرنظامی که بیش‌ترشان زنان و کودکان بودند، کشته و زخمی شده‌اند.

    به نقل از اعلامیه، در ضدحمله‌ی جنگ‌جویان این گروه، ۱۸ سرباز قطعه ۰۳ امنیت ملی نیز کشته و شماری از نیروهای دولتی زخمی شده‌اند.

    از سویی هم وزارت دفاع گفته بود ادعاها درباره‌ی تلفات غیرنظامیان در ولسوالی موسی‌قلعه را بررسی می‌کند.

    ارگ ریاست‌جمهوری کشور نیز اروز گذشته با نشر اعلامیه‌ای گفت ادعای تلفات غیرنظامیان در این حمله بررسی می‌شود.