برچسب: القاعده

  • خوشیفتگی از انسان حکمتیار می سازد

    خوشیفتگی از انسان حکمتیار می سازد

    گلبدین حکمتیار از شخصیت‌های جهادی-سیاسی افغانستان است و پیوسته فراتر از قلمرو صلاحیت و توانایی‌هایش خود را نمایش داده است. از رفتار این شخصیت سیاسی طوری به نظر می‌رسد که گویا رویکرد سیاسی-حزبی‌اش همیشه یکی از برحق‌ترین، جناح‌ها و جریان‌های سیاسی در افغانستان بوده و مثلاً برای صلاح مردم افغانستان دست به اعمال خشونت‌آمیز زده است. به گمانم از نظر آقای حکمتیار، مردن در خیابان‌ها صلاح مردم افغانستان است.
    حکمتیار یکی از رهبران جهادی‌ است که با دیگر گروه‌های تندرو اسلامی رابطه‌ی تنگاتنگی دارد. او بنا بر روابطی که با القاعده و گروه‌های تندرو دیگر داشت، نتوانست از دولت پسا بن سهمی بگیرد. این امر باعث شد که چندین سال در کوه‌های افغانستان متواری باشد و علیه دولت افغانستان و متحدانش بجنگند. هم‌چنان گلبدین پس از سقوط طالبان در چندین حمله‌ی تروریستی‌ شهر کابل دست داشت و صدها غیرنظامی را با حملات تروریستی به خاک و خون نشاند.
    اکنون با تظاهرات مسالمت‌آمیز می‌خواهد خود را در شمار انسان‌های مدنی نشان دهد. آقای حکمتیار نمی‌داند، در پیوست به هر عملی که تهدید وجود داشته باشد، رفتار خشونت‌آمیز به شمار می‌آید. چنان‌چه چندی پیش آقای حکمتیار با تظاهرات ارگ را تهدید به تسخیر کرده بود.
    با این‌که حکمتیار عملکرد غیرقابل‌قبولی داشت، دولت افغانستان با او صلح کرد و برایش جایگاه اجتماعی بخشید. دولت افغانستان بدون کیفرخواهی برایش امتیازهای بی‌شماری قایل شد و او را اجازه داد که در انتخابات افغانستان شرکت کند. با وجود ادعاهای فراوان، کم‌وبیش ۳ درصد از کل آرای انتخابات را به دست آورد که شکست بزرگی برایش تلقی شد و تمثال تصورش از خودش فرو ریخت؛ اما در پشت تقلب‌های کمیسیون انتخابات پنهانش کرد.
    حکمتیار با وجود حاتم‌بخشی‌های دولت افغانستان به‌جای تمکین از راه ستیز با دولت پیش می‌آید و با این رویکرد دنبال جایگاه و پایگاه سیاسی است که یک مقداری نتیجه نیز داده؛ حکمتیار در بیست‌و‌ششمین سال‌گشت خروج نیروهای شوروی در سخنرانی دولت را به فروپاشی تهدید کرد و خبر داد که با تظاهرات ارگ را تسخیر می‌کند. او پیش‌ازاین تهدیدات پیوسته از تحریک طالبان حمایت کرده و با این‌که از دولت امتیاز می‌گیرد دولت را تهدید به فروپاشی و از دشمنان نظام و مردم افغانستان حمایت می‌کند، اما بازهم دولت از او می‌گذرد به‌جای آن‌که در دادگاه از او استقبال شود.

    اختلال خودشیفتگی در حکمتیار
    معمولاً خودشیفتگی در بزرگ‌سالی ظاهر می‌شود. افرادی که با این مرض دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ تصورشان در مغایرت با تصویر شخصی‌ آن‌ها از خودشان است و به‌عنوان فرد پرمدعا و خودستا با همه‌ برخورد می‌کند و آن‌چه دارند را ده برابر به رخ‌ها می‌کشند و نمایش می‌دهند. گلبدین حکمتیار پس از تطهیر شدنش گفته بود؛ یک‌صد و چند جلد کتاب چاپ کرده آن‌هم در زمانی که متواری‌ کوه‌ها بوده. آیا ممکن است یک فرد در کوه‌ها متواری باشد و با دولت بجنگد و هم بتواند با خیال آرام صدوچند جلد کتاب بنویسد؟ گیرم که این فرد تمام عمرش را صرف کتاب‌های پرشمارش کرده باشد، آیا مردی که کل عمر دغدغه‌ی جنگ و ستیز داشته می‌تواند این‌همه کتاب بنویسد، چگونه عمر این مرد کفاف داده است؟ تنها در خصوص نوشتن کتاب‌های حکمتیار پرسش‌های فراوانی وجود دارد که همواره شخصیت او را در مغایرت با واقعیتش نشان می‌دهد
    رهبر محبوب حزب اسلامی در انتخابات بیشتر از ۳ در صد آرا را از آن خود نکرد؛ ولی پیوسته کمیسیون را محکوم به تقلب آرا کرده و خود را پیروز میدان انتخابات فرض کرده بود. حزبی که گلبدین آن را از آن خود می‌داند دچار دودستگی است؛ هنگامی حکمتیار با دولت افغانستان صلح کرد، شاخه‌ی دیگر این حزب که مشروعیت دولتی داشت به حکمتیار تمکین نکرد و هم‌چنان به بقایای سیاسی خود به‌عنوان حزب اسلامی جدا از شاخه حکمتیار ادامه داد.
    حکمتیاری که نتوانست پس از برگشت نیم دیگر حزب خودش را با خود متحد کند؛ چطور مدعی برنده بودن در میدان انتخابات شده بود و این ادعای رهبر حزب اسلامی از کجا می‌آید؟
    پس از تهدید دولت به فروپاشی با تظاهرات، حکمتیار لوحه‌هایی در سطح شهر کابل خصوصاً دارالامان منتشر کرد که در آن‌ها نوشته شده است: سرنوشت کمونیست‌های ملحد و سکولارهای دین‌ستیز یک‌سان است. این لوح تبلیغاتی حکمتیار نشان می‌دهد که او خود را تنها پیروز میدان در مبارزه با شوروی می‌داند، غافل از آن‌که شکست شوروی هزاران دلیل دیگر داشت و در میدان مبارزه با شوروی تنها نمی‌جنگید.
    جدا از این، منظور حکمتیار از سکولارهای دین‌ستیز همین دولتی که وجودش را مشروعیت بخشیده و این مرد را در میان مردم تطهیر کرده، است. معلوم می‌شود که آقای حکمتیار ثبات فکری ندارد. او زمانی گفته بود که اگر یک امریکایی در افغانستان باشد، با دولت می‌جنگد؛ ولی حالا از همین دولت پول امریکایی‌ها را خرج موترهای ضد گلوله‌اش می‌کند.
    اکنون پرسش این است که حکمتیار با همین تظاهرات چند نفره، چگونه نظامی که اردو و پولیس منظم دارد تهدید به فروپاشی می‌کند؟ این برخورد حکمتیار از کجا می‌آید؟
    زمانی که ادعاها و عملکردهای رهبر محبوب حزب اسلامی را در کنار هم قرار می‌دهیم، نتیجه‌ای نمی‌گیریم جز اختلال روانی‌ای به نام خودشیفتگی. با این‌همه اما ادعا‌هایی که از سوی این مرد می‌شود در مغایرت با عملکردش است و این خود نشان‌گر اختلالی است که رهبر محبوب تا کنون متوجه آن نشده است.

    صبح کابل

  • مجلس نمایندگان امریکا: خلیلزاد برای تعدیل توافق نامه صلح دوحه به منطقه سفر کرده است

    مجلس نمایندگان امریکا: خلیلزاد برای تعدیل توافق نامه صلح دوحه به منطقه سفر کرده است

    مایک مک‌کال در مصاحبه با صدای امریکا گفت خلیلزاد تعدیل توافق‌نامه را می‌خواهد تا حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان فراتر از اول ماه می پذیرفته شود و نیز خشونت علیه غیرنظامیان و قوای مسلح افغانستان کاهش یابد.
    مک‌کال برای پیشرفت روند صلح افغانستان پیشنهاد کرد طالبان از «کشتن مردم» دست بکشند و با القاعده قطع رابطه کنند.
    او همچنان در این مصاحبه تمرکز قدرت را در چهاردیوار ارگ چالش عمده‌ خوانده که به باور وی از زمان تهاجم به رهبری امریکا در افغانستان تا کنون مشکل آفرین بوده است.
    این نمایندۀ جمهوریخواه تاکید می‌کند که باید تمرکززدایی قدرت در افغانستان صورت گرفته و قدرت با ولایت‌ها تقسیم شود.
    به گفته وی، تعیین ضرب‌الاجل برای خروج نیروهای خارجی هرگز ایده درستی نبوده و باید خروج قوا وابسته به شرایط و منوط به پابندی طالبان به تعهدات شان به ویژه در زمینۀ قطع رابطه با القاعده باشد.
    مک‌کال در ادامه گفته است روسیه، پاکستان و چین می‌خواهند تا طالبان بر افغانستان مسلط شوند که به باور این قانونگذار امریکایی «مایۀ اقتدار روسیه، چین و پاکستان در منطقه خواهد بود».
    با این حال، زلمی خلیلزاد روز گذشته وارد افغانستان شده و تاکنون با رییس جمهور غنی، داکتر عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی، حامد کرزی رییس جمهور پیشین کشور، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی و محمد کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان دیدار داشته است.
    قرار است آقای خلیلزاد به پاکستان و قطر نیز برود.

  • 30 جنگجوی طالبان و القاعده در کاپیسا کشته شدند

    30 جنگجوی طالبان و القاعده در کاپیسا کشته شدند

    این وزارت بانشر خبرنامه‌ای امروز (دوشنبه، ۱۱ حوت) اعلام کرده است که عملیات مشترک تصفیه‌ای نیروهای دفاعی و امنیتی با حمایت نیروهای ویژه کماندو و قوای هوایی در مربوطات «دره افغانیه» ولسوالی نجراب ولایت کاپیسا راه‌اندازی شد.

    بر اساس اعلام خبرنامه وزارت دفاع ملی، در نتیجه این عملیات ۳۰ تن از جنگ‌جویان گروه طالبان که ۱۶ تن آنان شهورندان پاکستانی و عضو شبکه القاعده می‌باشند، کشته و شش تن دیگرشان نیز زخم برداشتند.

    این خبرنامه علاوه کرده است که در این عملیات مقدار زیاد سلاح و مهمات طالبان نیز تخریب شده و قریه‌های حاجیان، خلیفه‌گان، ذاکر خیل کوچک و بداخیل دره افغانیه به طور کامل از و حضور افراد گروه طالبان پاکسازی شده است.

    به گفته وزارت دفاع ملی، در حال حاضر نیز عملیات تصفیه‌ای در ساحه جریان دارد.

    ولایت کاپیسا در مجاورت کابل یکی از ولایت‌های نسبتاً ناامن کشور محسوب می‌شود که جنگ‌جویان گروه طالبان در بخشی‌های از این ولایت حضور و فعالیت دارند.

  • شورای امنیت ملی: طالبان ارتباط شان با گروه های تروریستی را قطع نکرده اند

    شورای امنیت ملی: طالبان ارتباط شان با گروه های تروریستی را قطع نکرده اند

    رحمت‌الله اندر، سخنگوی دفتر شورای امنیت ملی، گفت تا کنون، هیچ سندی مبنی بر قطع رابطه‌ی طالبان با سایر گروه‌های تروریستی وجود ندارد.

    آقای اندر، روز چهارشنبه (۶ حوت)، در برگه‌ی تویترش نوشت: «تا هنوز هیچ سندی وجود ندارد که ثابت بسازد طالبان با سایر گروه‌های تروریستی قطع رابطه کرده باشد؛ زیرا طالبان و القاعده دارای اشتراکات ایدئولوژیک هستند و حتا به تقسیم جغرافیایی کشورها اعتقادی ندارند.»

    به گفته‌ی او، طالبان همواره تعهدات شان را نقض کرده، به خشونت‌ها ادامه داده و رابطه‌ی شان را با گروه‌های تروریستی حفظ کرده‌اند.

    آقای اندر افزوده است: «طالبان بر خلاف وعده‌هایی که داده بودند، سطح خشونت‌ها را کاهش نداده‌اند. هنوز هم در صفوف طالبان، تروریستان خارجی به شمول القاده می‌جنگند.»

    این در حالی است که به تازگی، کمیسیون نظامی طالبان، به جنگ‌جویان این گروه در تمام ولایت‌های افغانستان دستور داده تا از پناه دادن به جنگ‌جویان خارجی در صفوف شان خودداری کنند.

    کمیسیون نظامی طالبان، هشدار داده است که اگر چنین کاری انجام شود، مسئولان ولایتی این گروه از سمت‌های شان برکنار، واحدهای جنگی شان منحل و مجازات خواهند شد.

    گفتنی است که نقض توافق‌نامه‌ی قطر از سوی طالبان، سبب شده تا دولت جدید امریکا به رهبری جو بایدن، این توافق‌نامه را مورد بررسی قرار دهد. از سویی هم، آقای بایدن، به تازگی گفته است که می‌تواند جدول خروج سربازان امریکایی از افغانستان در ماه می سال روان میلادی را کنار بگذارد.

    ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو نیز، گفته است که خروج عجولانه از افغانستان نگران‌کننده است و سبب قوت گرفتن گروه‌های تروریستی خواهد شد.

  • پنتاگون: طالبان و القاعده منتظر خروج امریکا از افغانستان است

    پنتاگون: طالبان و القاعده منتظر خروج امریکا از افغانستان است

    دفتر سربازرس وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد طالبان به خاطر وقت‌کشی برای بیرون شدن نیروهای خارجی از افغانستان با دولت این کشور وارد گفت‌وگوهای صلح بین‌الافغانی شده است.

    شان اودونل، سرپرست دفتر بازرس وزارت دفاع آمریکا بر اساس یافته‌های اداره استخبارات دفاعی این کشور گفت گروه طالبان روابط خود را با شبکه القاعده حفظ کرده و اعضای این شبکه در صفوف و ساختارهای گروه طالبان مدغم شده‌اند.

    در این گزارش آمده است: «القاعده از مذاکرات صلح افغانستان به عنوان ابزاری برای اهداف کوتاه مدت خود چون کاهش حضور نظامی ایالات متحده و ایتلاف در افغانستان استقبال می‌کند تا از زیر فشار عملیات ضد تروریستی، خود را برهاند.»

    در گزارش آقای اودونل به کانگرس ایالات متحده آمریکا گفته شده که شبکه القاعده برای رسیدن به اهداف درازمدت خود در افغانستان حاضر است از تمام دستورات گروه طالبان پی‌روی کند، زیرا این شبکه می‌خواهد در افغانستان پایگاه‌های امن و عملیاتی ایجاد کند.

    در گزارش دفتر بازرس وزارت دفاع آمریکا دلیل افزایش خشونت‌ها و توسل به ترورهای هدفمند از سوی گروه طالبان را دست بالاداشتن و کسب امتیاز بیشتر این گروه در روند گفت‌وگوهای صلح بین‌الافغانی دانسته شده است.

    این در حال است که مطابق توافق‌نامه صلح آمریکا با گروه طالبان، قطع ارتباط با گروه‌های تروریستی، کاهش خشونت‌ها و پیوستن به گفت‌وگوهای صلح بین‌الافغانی از تعهدات اساسی این گروه به مفاد این توافق‌نامه است.

    از سوی هم ایالات متحده آمریکا نیز تعهد کرده است که تمام نیروهای خود را تا اول ماه می سال ۲۰۲۱ از افغانستان خارج می‌کند.

    اما پس از روی کار آمدن حکومت جدید در ایالات متحده آمریکا به رهبری جو بایدن، موضع‌گیری این کشور در قبال طالبان و توافق‌نامه واشنگتن با این گروه تغییر کرد.

    مقام‌های بلندپایه این کشور به شمول رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه، وزیر دفاع و مشاور امنیت ملی کاخ سفید از بازنگری در توافق‌نامه صلح واشنگتن با گروه طالبان، کنار گذاشتن زمان خروج نیروهای نظامی این کشور از افغانستان و حفظ ارتباط طالبان با شبکه القاعده و سایر گروه‌های تروریستی فعال در منطقه سخن گفته‌اند.

    جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا در دیدارش از وزارت دفاع این کشور گفته بود که او می‌تواند زمان خروج همه سربازان آمریکایی از افغانستان را کنار بگذارد.

    همچنان آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه و جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید از بازنگری در توافق‌نامه صلح ایالات متحده آمریکا با گروه طالبان خبر داده بودند، زیرا به باور آنان طالبان به تعهدات خود در قبال این توافق‌‌نامه عمل نکرده‌اند.

    در همین حال وزارت‌های دفاع و خزانه‌داری ایالات متحده نیز طی گزارش‌های جداگانه‌ای گفته بودند که گروه طالبان هنوزهم با گروه‌های تروریستی در منطقه، به ویژه شبکه القاعده رابطه نزدیک دارند.

    این گزارش‌ها کشته شدن چندین رهبر بلندپایه شبکه القاعده، به خصوص ابومحسن المصری، فرد شماره دوم این شبکه را در مناطق زیر تسلط گروه طالبان در افغانستان، دلیل داشتن رابطه نزدیک طالبان با القاعده دانسته است.

    گفتنی است، گزارش دفتر بازرس پنتاگون زمانی نشر می‌شود که وزیران دفاع ناتو در یک نشست مجازی در مورد ماموریت نظامی این پیمان در افغانستان تصمیم می‌گیرند که آیا افغانستان را ترک کنند و یا با خطر از دست رفتن دستآوردها و مبدل شدن افغانستان به پناهگاه امن ترورستان مقابل شوند.

  • طالبان هنوز با القاعده ارتباط دارد

    طالبان هنوز با القاعده ارتباط دارد

    شبکه‌ی خبری ان‌بی‌سی، گزارش داده است، هرچند گروه طالبان در توافق‌نامه‌ی قطر تعهد داده بود با سایر گروه‌های تروریستی قطع رابطه می‌کند، اما هنوز هم با شبکه‌ی القاعده ارتباط دارد.

    در گزارشی که روز سه‌شنبه (۲۸ دلو/ ۱۷ فبروری) در ان‌بی‌سی منتشر شده، آمده است، با وجود تعهد گروه طالبان مبنی بر قطع رابطه با گروه‌های تروریستی، جنگ‌جویان این گروه هنوز هم در کنار جنگ‌جویان القاعده آموزش می‌بینند.

    هرچند گروه طالبان ادعا می‌کند هیچ عضو شبکه‌ی القاعده در افغانستان حضور ندارد و آن‌ها پس از حملات ۱۱ سپتامبر، افغانستان را ترک کردند؛ اما کارشناسان، این ادعای طالبان را رد می‌کنند.

    بر اساس گزارش ان‌بی‌سی، یک تیم نظارتی سازمان ملل، در ماه جنوری دریافته است که در افغانستان، ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفر از جنگ‌جویان شبکه‌ی القاعده در ۱۱ ولایت افغانستان حضور دارند.

    کارشناسان سازمان ملل متحد، می‌گویند که رهبران القاعده هنوز هم از سوی گروه طالبان حفاظت می‌شوند و جدایی این دو گروه از یک‌دیگر که سال‌ها با هم زندگی کرده‌اند و علیه دشمنان شان جنگیده‌اند، دشوار است.

    فیتون براوان، کارشناس امور گروه‌های تروریستی، می‌گوید: «القاعده هنوز هم در مناطق تحت کنترل طالبان آموزش می‌بیند و گاهی هم با گروه طالبان یک‌جا علیه دولت افغانستان می‌جنگد.»

    داگلاس لندن نیز که بیش از ۳۰ سال در سازمان استخباراتی امریکا خدمت کرده و تجربه‌ی ماموریت در آسیای جنوبی و مرکزی را دارد، می‌گوید که گروه طالبان و القاعده با هم روابط خانوادگی برقرار کردند و قطع رابطه میان این دو گروه، واقعیت‌های فرهنگی و عملی را میان این دو گروه از بین می‌برد.

    لندن گفته است: «مربیان، جنگ‌جویان و رهبران القاعده، روابط صمیمانه با همتایان طالب خود برقرار کرده‌اند و این دو گروه روابط  خانوادگی ایجاد کرده‌اند که وفاداری و تعهد متقابل را بر اساس رسوم و فرهنگی قوم پشتون تضمین می‌کند. از جنگ‌جویان طالبان نباید این انتظار را داشت که نوه‌ها و دامادها و اعضای خانواده‌ی خود را کنار بگذراند و با آنان قطع رابطه کنند و حالا بعضی از فرزندان نسل دوم این ازدواج‌ها، در گروه القاعده و طالبان، موقعیت‌هایی را به دست آورده‌اند.»

    بر اساس توافق‌نامه‌ای که میان گروه طالبان و امریکا در سال گذشته به امضا رسید، امریکا باید نیروهای نظامی خود را تا ماه می از افغانستان خارج کند و طالبان نیز باید رابطه‌ی خود را با گروه‌های تروریستی قطع کند؛ اما جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، گفته است که توافق‌نامه‌ی قطر را بررسی می‌کند و خروج نیروهایش از افغانستان را کنار می‌گذارد.

    محمد هاشم سلطانی

  • 8 عضو القاعده در هلمند کشته شدند

    8 عضو القاعده در هلمند کشته شدند

    قول اردوی ۲۱۵ میوند اعلام کرد هشت عضو شبکۀ القاعده در مربوطات ولسوالی ناوۀ ولایت هلمند کشته شده‌اند.

    این قول اردو امروز (سه‌شنبه، ۲۸ دلو) در خبرنامه‌یی آورد این افراد در پی یک عملیات هوایی ارتش در ساحۀ دراب، از مربوطات ولسوالی ناوۀ ولایت هلمند کشته شده‌اند. خبرنامه می‌افزاید که این عملیات جمعه شب هفتۀ گذشته (۲۴ دلو) راه‌اندازی شده و دست‌کم شانزده عضو گروه طالبان و شبکۀ القاعده در این عملیات نظامی کشته شده‌اند.

    بر اساس این خبرنامه، بررسی‌ قول اردوی ۲۱۵ میوند نشان می‌دهد هشت تن از این افراد اعضای شاخۀ شبه‌قارۀ هند شبکۀ القاعده هستند. گروه طالبان و شبکۀ القاعده تاکنون در این پیوند اظهار نظری نکرده‌اند.

    گفتنی است حدود پنج ماه پیش، ابوالحسن المصری، رهبر شاخۀ هند شبکۀ القاعده نیز در یک عملیات نیروهای امنیت ملی در ولسوالی اندر ولایت غزنی کشته شده است. این اعضای شبکۀ القاعده در حالی در میان جنگ‌جویان گروه طالبان حضور دارند که این گروه با امضای موافقت‌نامۀ دوحه به ایالات متحدۀ امریکا تعهد سپرده است که روابط خود را با شبکۀ القاعده قطع خواهد کرد.

  • دولت بایدن باید مواظب خشونت های طالبان باشد

    دولت بایدن باید مواظب خشونت های طالبان باشد


    این توافقنامه طالبان را ملزم می‌کرد روابط خود با القاعده را قطع کنند، خشونت‌ها را کاهش دهند و وارد مذاکرات منطقی با دولت افغانستان شوند.
    این معامله برای ایجاد زمینه عقب‌نشینی نیروهای امریکایی در بدل تضمین‌های امنیتی از طرف طالبان انجام شد.
    تاکنون روند خروج نیروها مطابق برنامه صورت گرفته است.
    از زمان آغاز جنگ در سال ۲۰۰۱ تعداد سربازان امریکایی در افغانستان به کمترین اندازه آن- ۲۵۰۰ تن- رسیده است. با این حال، مواد اصلی این توافق نامه توسط طالبان نقض شده است.
    خشونت‌ها و همچنین قتل‌های هدفمند زیاد شده است و مذاکرات بین‌الافغانی تقریباً متوقف شده است.
    شهرهای بزرگ کشور، از جمله پایتخت -کابل- روزانه شاهد ترور روشنفکران برجسته، مقامات دولتی، قضات، روزنامه نگاران، کارگران حقوق بشر و فعالان جامعه مدنی بوده است.
    افغانستان در حال جنگ در یک مقطع حساس ساختن و یا شکستن قرار دارد. عامه مردم ایالات متحده به دنبال خاتمه دادن به اصطلاح «جنگ ابدی» هستند، اما منطقه همچنان بی‌ثبات است و تعدادی از گروه‌های تروریستی در این کشور فعالیت دارند.
    به اساس گزارش‌ها، همین اکنون بیش از ۲۰ گروه تروریستی در منطقه فعال هستند که این می‌تواند امنیت جهانی را با خطرات جدی روبرو کند. اگر این گروه‌ها در سطح منطقه مهار نشوند، تروریست‌های با اجنداهای جهانی می‌توانند خیابان‌های نیویارک، لندن، پاریس و بسیاری از شهرهای دیگر را نا امن کنند.
    بدتر از آن این که اگر آن‌ها به نیروگاه‌های هسته‌ای پاکستان نا امن دسترسی پیدا کنند، می‌تواند منجر به یک فاجعه جهانی شود.
    یکی از مهمترین دلایل حضور نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان طی ۱۹ سال گذشته این بوده است که نگذارند تروریست‌ها از پناهگاه‌های امن استفاده کنند و به نیروگاه‌های هسته‌ای پاکستان دسترسی پیدا کنند. افراط گرایی مذهبی و رادیکالیزم پاکستان را در مقابل تروریستان نسبتاً آسیب پذیر کرده است.
    دولت بایدن با رویکرد محتاطانه اما عمل گرایانه، این وضعیت شکننده را مدیریت کند.
    یک عامل مهم، عقب نشینی تمام نیروهای امریکایی به اساس جدول زمانی تا ماه می ۲۰۲۱ مطابق توافقنامه صلح است. اما با توجه به شرایط موجود و نقض توافقنامه صلح توسط طالبان، عقب‌نشینی کامل نیروها در مدت چهار ماه عملی به نظر نمی‌رسد.
    توقع افغان‌ها از بازنگری توافق صلح این است که آتش‌بس دایمی و فشار بیشتر بر طالبان برای ترک خشونت وارد شود.
    طالبان باید دموکراسی در ساختار فعلی نظام در مذاکره را حرمت بگذارند، حنیف اتمر وزیر امور خارجه افغانستان و یکی از بازیگران اصلی گفت‌وگوهای صلح، تلاش دارد تا اجماع منطقه‌ای را برای حفظ جمهوریت به دست بیاورد.
    دستاوردها بسیار به دشواری طی ۱۹ سال گذشته به دست آمده و آتش‌بس می‌تواند به یک توافق صلح موفقیت آمیز مبدل شود.
    صلح باید همراه با امنیت و یک انتقال اقتصادی باشد که منجر به خودکفایی پایدار برای افغانستان شود.
    توسعه اقتصادی می‌تواند هزینه‌های جنگ ایالات متحده را جبران نموده و افغانستان را در راستای خودکفایی مطابق به دستور کار رییس جمهور غنی کمک کند. این می‌تواند همکاری طولانی مدت بین افغانستان و ایالات متحده را تقویت کند. برخی از پیمانکاران امریکایی برنامه‌های انتقال امنیتی و اقتصادی را به مقامات افغان و ایالات متحده ارائه داده‌اند- ایده‌های که می‌تواند امنیت و منافع اقتصادی هر دو کشور را تقویت کند، حتی در صورتی که توافق صلح باقی بماند و یا شکست بخورد.
    وضعیت شکننده کنونی فرصتی منحصر به فرد برای مقامات افغانستان و ایالات متحده برای دستیابی به اهداف خود فراهم می‌کند، اما این موضوع نیازمند اعمال فشار بیشتر بر طالبان است.
    بهترین گزینه خروج گام به گام نیروهای امریکایی مطابق با شرایط تضمین‌های طالبان است که آن‌ها واقعاً از روابط خود با القاعده دست بکشند، با دولت افغانستان به توافق برسند و به گروه های تروریستی اجازه ندهند تا در داخل افغانستان فعالیت کنند.
    در حالی که این توافقنامه در دست بررسی است، این زمان برای رسیدگی به چالش‌های اساسی و اعمال فشار بیشتر بر طالبان برای جدی گرفتن آتش‌بس دائمی است. علاوه بر این، باید تلاش شود تا در مورد روند صلح به اجماع منطقه‌ای برسد.
    تاکنون برخی از بازیگران منطقه‌ای به دلیل تضاد منافع، نقشی نسبتاً مخرب در روند صلح داشته‌اند.

    منبع: دی هیل

    مترجم: شمس حقجو

  • مسئول جلب و جذب القاعده در ننگرهار دستگیر شد

    مسئول جلب و جذب القاعده در ننگرهار دستگیر شد

    وزارت داخله اعلام کرد در پی یک عملیات هدفمند نیروهای قطعات خاص پولیس در ننگرهار؛ مسئول جلب و جذب شبکه تروریستی «القاعده» بازداشت شد.
    در اعلامیه وزارت داخله آمده است نیروهای قطعات خاص پولیس با اجرای یک عملیات هدفمند در مربوطات ولسوالی «سرخ‌رود» ولایت ننگرهار، مسئول جلب و جذب شبکه تروریستی «القاعده» برای ولایت ننگرهار را بازداشت کرده‌اند.
    در اعلامیه آمده است که این عضو شبکه تروریستی «القاعده» در تبانی با گروه طالبان در طراحی و سازماندهی حملات تروریستی در مربوطات ولایت ننگرهار نقش کلیدی داشت و از نزد وی، مقداری مهمات نیز به دست آمده است.
    این در حالی است که شورای امنیت سازمان ملل به تازگی گروه طالبان را به همکاری با گروه تروریستی القاعده متهم کرده بود. این سازمان گفته بود که کشته شدن برخی از فرماندهان شبکه القاعده در افغانستان گواه این مدعا است.

  • شورای امنیت سازمان ملل: رابطه طالبان با القاعده هنوز ادامه دارد

    شورای امنیت سازمان ملل: رابطه طالبان با القاعده هنوز ادامه دارد

    به نقل از وزارت خارجه افغانستان، بر اساس گزارش «گروه تحلیل و نظارت از تعزیرات شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه گروه القاعده، داعش و گروه‌ها و نهادهای وابسته به آن‌ها» که به تاریخ 3 فبروری منتشر شد، رابطهٔ طالبان با القاعده، داعش و برخی از گروه‌های تروریستی دیگر هنوز پابرجا و محکم بوده و کشته‌شدن چندین فرمانده القاعده به‌شمول حسام عبدالرؤوف، معروف به ابو محسن المصری، در مناطق تحت کنترول طالبان، گواه این مدعاست.

    گزارش یادشده همچنان از  تهدیدات و هماهنگی میان تحریک طالبان پاکستان، گروه‌های تروریستی منطقه‌یی و گروه جهاد اسلامی که با صد جنگجوی فعالِ تحت حمایت و کنترول طالبان در ولایات فاریاب و کندز فعالیت دارند،‌ نیز یادآوری می‌کند.

    با توجه به این یافته‌ها، گروه تحلیل و نظارت وضعیت در افغانستان را چالش برانگیز و معروض به تهدیدهای گروه‌های تروریستی می‌داند.

    وزارت امور خارجه می‌گوید دولت افغانستان ضمن استقبال از یافته‌هیا گزارش نامبرده، بر موضع برحق خود مبنی بر عدم پابندی طالبان به تعهدات شان تاکید می‌کند.

    این وزارتخانه می‌گوید: از شرکای بین‌المللی به‌شمول سازمان ملل می‌خواهیم تا طالبان و حامیان‌شان را وادار به پذیرش آتش‌بس، ختم قتل‌های هدفمند و قطع رابطه با گروه‌های تروریستی نمایند تا زمینه برای گفتگوهای معنادار صلح و دستیابی به راه حل سیاسی به‌منظور برقراری صلح پایدار در افغانستان مساعد شود.

  • طالبان زمینه انجام  فعالیت های تروریستی برای دیگر گروه ها را فراهم می کند

    طالبان زمینه انجام فعالیت های تروریستی برای دیگر گروه ها را فراهم می کند

    حمت‌الله اندر سخنگوی شورای امنیت ملی کشور گفت گروه طالبان به گونه مستقیم یا غیر مستقیم در ترور و خشونت‌های و تخریب تاسیسات عامه نقش دارند.
    اندر افزود: «طالبان به عنوان یک چتر برای همه گروه‌ها زمینۀ فعالیت و حملات تروریستی را فراهم کرده، ترور، خشونت‌ها و تخریبات تأسیسات عامه را طالبان به گونۀ مستقیم یا غیرمستقیم انجام می‌دهند».
    به گفته آقای اندر، گروه طالبان برای تمام گروه‌های تروریستی زمینه فعالیت را در افغانستان فراهم می‌کند.
    سخنگوی شورای امنیت ملی تأکید می‌کند دولت افغانستان متعهد به تأمین صلح از راه گفت‌وگو و توافق سیاسی است و نه از راه جنگ.
    با این حال، سازمان ملل متحد و سیگار نیز در گزارش‌های شان گروه طالبان را همکاری نزدیک سازمان القاعده خوانده و تاکید کرده‌اند که این گروه خلاف توافقنامه ماه فبروری در دوحه، هنوز با القاعده قطع ارتباط نکرده است.

  • تجدید قوای القاعده در سایه طالبان!

    تجدید قوای القاعده در سایه طالبان!

    وزارت خزانه‌داری ایالات‌متحده‌ی امریکا که منابع تمویل غیرقانونی تروریستان را زیر نظارت دارد، در آغاز ماه روان میلادی اعلام کرده که القاعده در تلاش ازسرگیری قدرت، زیر سایه گروه طالبان در افغانستان است.
    این بررسی که از سوی وزارت خزانه‌داری امریکا انتشار یافته، خواهان روشنی و چگونگی مبارزه از طریق وزارت دفاع امریکا-پنتاگون- با این منابع شده است.
    در فشرده‌ی این سند که در چهارم جنوری منتشر شده؛ وزارت خزانه‌داری امریکا هم‌چنان روی روند مبارزه با منابع مالی شبکه‌ی القاعده و داعش تمرکز کرده اما؛ بخشی از این سندها که در پیوند به منابع تمویل کننده‌ی گروه‌های تروریستی است تا هنوز به‌صورت همگانی افشا نشده است.

    توان‌بخشی القاعده از طریق طالبان در افغانستان
    اداره‌ی ترامپ در ماه فبروری توافق‌نامه‌ا‌ی را جهت دست‌یابی به صلح، با طالبان امضا کرده است. با این‌ فرض که گروه طالبان رابطه خود را با القاعده و دیگر گروه‌های تروریستی قطع می‌کند، این توافق‌نامه‌ برای اداره‌ی ترامپ یک امتیاز در مبارزه با تروریزم به‌شمار می‌رود.
    با این‌حال اما دیوان خزانه‌داری امریکا گزارش داده که رابطه القاعده و طالبان بسیار باهم نزدیک است. بر بنیاد این گزارش؛ تحلیل‌گران وزارت خزانه‌داری ایالات‌متحده‌ امریکا بر این باورند که در سال ۲۰۲۰، القاعده با به‌کارگیری فرصت‌های به میان آمده، فعالیت خود را در افغانستان زیر پشتیبانی طالبان ازسر گرفته است.
    القاعده، با استفاده از تأمین منابع مالی برای طالبان، تلاش می‌کند تا با مشورت‌دهی به رهبری گروه طالبان، اهداف خود را در این زمینه پیاده کند؛ زیرا بخشی از منابع مالی طالبان هنوز از طریق افراد برجسته القاعده تأمین می‌شود.
    در این گزارش آمده است که بلندپایگان شبکه تروریستی حقانی نیز با القاعده رابطه‌ی تازه حمایتی و یکی شدن را امضا کرده‌اند. این بخش دیگری از ادعایی است که در این سند توسط یکی از اعضای شورای امنیت امریکا صورت گرفته است.
    [در گزارش سازمان ملل متحده آمده است «طالبان به‌صورت عادی از رهبران شبکه‌ القاعده مشورت می‌گیرند» این در حالی است که طالبان مصروف گفت‌وگو با ایالات‌متحده‌ی امریکا نیز هستند.]القاعده با همیاری‌ مالی و مشورت دهی و رهنمایی با رهبری طالبان، توانسته است رابطه‌ی نزدیکی با گروه طالبان ایجاد کند.
    این سند نشان می‌دهد که طالبان در ماه می ۲۰۲۰، تنها چند ماه پس از آن‌که با ایالات متحده‌ امریکا در ماه فبروری همان سال توافق‌نامه‌ی را در دوحه‌‌ امضا کردند، به‌صورت عادی با القاعده دیدار و مشورت داشته‌اند. این سندها به شواهدی درباره رابطه‌ی القاعده و طالبان اشاره می‌کند که در گزارش شورای امنیت سازمان ملل نیز ذکر شد است.
    برخی از گروه‌های تندرو، هنوز وابسته به منابع مالی القاعده هستند. این پول از طرف افراد مشخص در اختیار شبکه‌‌ القاعده قرار می‌گیرد. در سال ۲۰۱۴ گزارشی از طرف ایمن‌الظواهری، رهبری القاعده منتشر شد که در آن از ایجاد شاخه‌ی نو القاعده در شبه‌قاره‌ هند (AQIS) اشاره شده است. این شاخه در-کشمیر زیر قلمرو هند-کنش‌وری دارند. بیشتر منابع مالی گروه طالبان به امارات اسلامی طالبان از طریق القاعده در جنوب آسیا تأمین می‌شود.
    شاخه‌ی القاعده در جنوب آسیا – شبه‌قاره‌ هند، از ساحات گذرگاه مرزی افغانستان –پاکستان به‌عنوان پناهگاه امن استفاده می‌کند.
    اهداف شاخه‌ی القاعده در جنوب آسیا، آماج قرار دادن نیروهای امنیتی پاکستان است و همکاری نزدیکی با تحریک طالبان پاکستان (TTP) دارد.
    تأمین منابع مالی داعش در ترکیه
    برآوردهای دیوان خزانه‌داری ایالات‌متحده‌ امریکا نشان می‌دهد که داعش، نزدیک به ۱۰۰ میلیون دالر منابع از کشورهای منطقه به دست می‌آورد؛ اما امریکا به بخش اندکی از این منابع دسترسی دارد. دیوان خزانه‌‌داری امریکا گفته است که این بخش از منابع داعش زیر نام‌ همکاری با خلافت داعش در نیمی از سال گذشته گردآوری شده است.
    گزارش وزارت خزانه‌داری امریکا هم‌چنان نشان می‌دهد که یک بخش از پشتیبانی‌های لوژستیکی داعش از ترکیه تأمین شده و از آن‌جا به کشورهای عراق و سوریه انتقال داده می‌شود. مسئولان حکومت ترکیه همواره از مبارزه جدی در برابر داعش خبر داده‌اند؛ اما داعش در درون این کشور تار دوانی سودمندی به نفع خود داشته است.
    ایجاد زمینه‌های به‌کار گماشتن و هم‌چنان جابه‌جایی پول از راه حواله به دیگر کشورها، از درون این کشور صورت گرفته که یک بخش بزرگ آن از داخل اردوگاه بیجاشدگان سوری در «الحاول» انجام شده است.
    خدمات اجرای تاوسول حواله (Tawasul hawal) به‌دست اعضای داعش بنیان گذاشته که انتقال پول را از بیرون سوریه اجرا می‌کند.
    تحلیل‌گران حکومت امریکا برخی مراکز جابه‌جایی پول را ردیابی کرده‌اند که توسط رهبران ارشد داعش به شاخه‌ی خراسان در سال ۲۰۲۰ پول انتقال داده است.
    داعش، بر بنیاد حوزه‌بندی خودش، افغانستان را ولایت خراسان می‌نامد. شاخه‌ی خراسان داعش بخشی از درآمدش را از راه باج‌گیری-مالیات- و اخاذی تأمین می‌کند و تنها بخشی از این درآمد از طریق هسته‌ی مرکزی داعش در سوریه تأمین می‌شود.
    با آن‌که در سال ۲۰۱۹ در حملات نیروهای امنیتی – دفاعی و طالبان در جنوب شرق افغانستان – ننگرهار داعش به‌شدت عقب رانده شد و پولی که از حلقه‌ی مرکزی داعش به دست می‌آمد، نسبتاً از دست داد؛ اما انتقال پول برای این گروه از ولایت‌های کابل و جلال‌آباد نیز صورت گرفته است.
    پس از ۲۰۱۴ دولت ایالات‌متحده‌ امریکا ۹۲ پایگاه حمایتی این گروه را شناسایی و از بین برده است.

    منبع: لانگ وار ژورنال

    برگردان: ابوبکر صدیق

  • القاعده دیگر در افغانستان وجود ندارد

    القاعده دیگر در افغانستان وجود ندارد

    گروه طالبان، در واکنش به گزارش اخیر وزارت مالیه‌ی امریکا، گفت شبکه‌ی القاعده در افغانستان حضور ندارد.

    ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان، روز چهارشنبه (۸ دلو)، در اعلامیه‌ای گفت، پس از سال ۲۰۰۱ میلادی، شبکه‌ی القاعده و شهروندان سایر کشورها که از پیش از آن در افغانستان زندگی می‌کردند، به کشورهای شان برگشتند.

    به گفته‌ی او، در حال حاضر هیچ عضو شبکه‌ی القاعده در افغانستان حضور ندارد.

    سخنگوی طالبان گفت این گروه، به تمام محتویات توافق‌نامه‌ی قطر متعهد می‌ماند و به هیچ کسی اجازه نمی‌دهد از خاک افغانستان برای امریکا و متحدان آن تهدید ایجاد کند.

    وزارت مالیه‌ی امریکا، اخیرا گزارش داده است گروه طالبان پس از امضای توافق‌نامه‌ با این کشور، رابطه‌‌ی خود را با گروه القاعده قطع نکرده و القاعده با حمایت طالبان در افغانستان در حال قوت گرفتن است.

    در این گزارش، آمده است: « طالبان همچنان متحد القاعده است. القاعده در افغانستان در حال قوت گرفتن است و این گروه روابط اش را با طالبان از طریق شبکه‌ی مربیان و مشاوران که برای ارائه‌ی مشاوره، راهنمایی و حمایت مالی موظف شده‌اند، برجسته می‌سازد.»

    بر اساس این گزارش، مقام‌های ارشد شبکه‌ی حقانی در باره‌ی تشکیل یک واحد مشترک از جنگ‌جویان مسلح با همکاری و تامین مالی القاعده بحث کرده‌اند.

    پس از امضای توافق امریکا با طالبان در ماه فبروی سال ۲۰۲۰، این نخستین‌بار نیست که گزارشی در مورد رابطه و مشوره گرفتن این گروه با القاعده به نشر می‌رسد. پیش از این در ماه جون ۲۰۲۰، سازمان ملل متحد نیز از مشوره و ارتباط گروه طالبان با شبکه‌ی القاعده سخن گفته بود.

  • وزارت خزانه داری امریکا: القاعده در حال قوت گرفتن در افغانستان است

    وزارت خزانه داری امریکا: القاعده در حال قوت گرفتن در افغانستان است

    وزار خزانه‌داری امریکا نسبت به فعالیت جنگجویان شبکه القاعده و تحریک طالبان پاکستان در بخش‌های مرزی افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته‌است القاعده در افغانستان در حال قدرت‌گرفتن است و این گروه تلاش دارد تا روابط‌اش با طالبان را از طریق شبکه مربیان و مشاورانی که برای ارائه مشورت،‌ راهنمایی و حمایت مالی موظف شده‌اند، برجسته سازد.

    این وزارت همچنین گفته است: «تا سال ۲۰۲۰ القاعده در حال قوت‌گرفتن در افغانستان بوده، در حالی که زیر محافظت طالبان به همکاری با این گروه ادامه می‌دهد. القاعده به طور گسترده‌ای هنوز هم به کمک‌های مالی طرفداران همفکرش، و افرادی که معتقد اند پول کمک‌شده آنان در حمایت از اهداف بشردوستانه یا خیریه هزینه می‌شود، وابسته است.»

    در بخش دیگری از این گزارش آمده‌است که گروه داعش نیز از طریق حواله به داخل و بیرون از افغانستان پول را انتقال می‌دهد.

    پیش از این، در ماه میزان سال جاری یک مقام بلندپایه سازمان ملل متحد گفته‌بود که رهبران برجسته القاعده هنوز هم در افغانستان حضور دارند و ایمن‌الظواهری؛ رهبر القاعده با طالبان روابط نزدیکی دارد.

    ایموند فیتون برون؛ هماهنگ‌‌کننده گروه نظارتی سازمان ملل متحد بر داعش، القاعده و طالبان نیز گفته‌است که طالبان در جریان مذاکرات با امریکا بارها با القاعده مشورت کرده‌ و ضمانت‌های غیررسمی داده‌اند که روابط تاریخی‌شان را با القاعده حفظ می‌کنند.

    این در حالی است که روند گفتگوهای صلح میان نمایندگان دولت و گروه طالبان در دوحه جریان دارد.

    هرچند برخی از نمایندگان گفتگوکننده جانب دولت گفته‌اند که گروه طالبان اراده‌ای برای ادامه گفتگوهای سازنده با این هیات را ندارد؛ ولی حکومت افغانستان و امریکا تاکید بر ادامه گفتگوهای صلح دارند.

    از سوی دیگر، نهادهای امنیتی اعلام کرده‌اند که در صورت انتخاب جنگ از سوی گروه طالبان، نیروهای دولتی آماده سرکوب این گروه هستند.

  • شورش در امریکا مانند ظهور القاعده در افغانستان است

    شورش در امریکا مانند ظهور القاعده در افغانستان است

    به نقل از دیلی میل، استنلی مک‌کریستال جنرال بازنشستۀ امریکایی که سابقۀ خدمت در افغانستان را نیز دارد شورش و حمله هواداران رییس جمهور ترامپ را به اوایل ظهور القاعده در افغانستان همانند کرد و هشدار داد که ایالات متحده به سمت شورش داخلی روان است.
    مک‌کریستال گفته است: «شباهت‌های وحشتناکی بین ظهور گروه تروریستی مسئول حملات تروریستی ۱۱ سپتمبر و محاصره خشونت‌آمیز هفته گذشته در پایتخت امریکا وجود دارد که باعث کشته شدن ۵ تن و موجی شوک در سراسر جهان شد».
    وی افزوده است از آنجا که این جنبش افراطی تحت فشارهای فزاینده نیروی اجرای قانون در روزها و هفته‌های آینده قرار دارد، اعضای آن احتمالاً به خاطر امنیت به سلول‌های تنگ‌تر و محکم‌تر عقب‌نشینی می کنند و این باعث می‌شود آن‌ها حرفه‌ای‌تر و رادیکال‌تر شوند.
    این جنرال امریکایی در ادامه می‌گوید که حتی اگر ترامپ صحنه را ترک کند، این جنبش رادیکال که ترامپ به ایجاد آن کمک کرد، انسجام و حرکت خود را دارد و ممکن منتظر رهبر دیگری باشند.
    گفتنی است که هوادارن ترامپ هفته‌ گذشته برای تغییر نتیجه انتخابات امریکا به ساختمان کانگرس یورش بردند که در نتیجه ۵ تن کشته شد.

  • القاعده افغانستان را ترک نمی کند

    القاعده افغانستان را ترک نمی کند

    القاعده هنوز در افغانستان هست. ایالات متحده باید در مورد آن چه کند؟ سطح نیروهای امریکایی به گونۀ گسترده کاهش می‌یابد، اما به صفر نمی‌رسد. آیا این اقدام درستی است؟
    به نظر می‌رسد که حضور کوچک اما هدفمند عملیات‌های ویژه و متخصصان اطلاعاتی ایالات متحده، موثرترین وسیله‌ای باشد که از طریق آن می‌توان از حملات تروریستی القاعده علیه امریکا و متحدانش در خارج جلوگیری کرد. اکنون به چند دلیل، هر نوع نیروی نظامی متعارف گسترده می‌تواند مشکوک باشد.

    طالبان هیچ نوع نیروی هوایی، دریایی، موشک‌های دوربرد یا تسلیحات‌ سنگین، زرادخانه‌های موشک، توپخانه یا خودروهای زرهی ندارند؛ واقعیتی که می‌تواند این سئوال واضح و بدیهی را مطرح کند … تهدید واقعی علیه ایالات متحده چیست؟
    جواب آن چیزی است که کاملاً معلوم و مستند است … القاعده. به رغم بیست سال حملات مسلحانه علیه طالبان و افراطیون مسلمان در افغانستان، القاعده هنوز آن‌جا هست.
    اما چقدر اهمیت دارد؟ این امر چه نوع تهدیدی را متوجه امریکا و متحدانش می‌کند؟‌ آیا القاعده این قابلیت را دارد تا برای حملات تروریستی بزرگ، هماهنگ و مرگبار علیه ایالات متحده آماده شود؟ با این حال، پاسخ این سئوالات هر چه که باشد، سئوالی که پیامد آن حتی بزرگ‌تر است این است که بهترین راه برای مقابله با آن چیست؟ ادامه جنگ مسلحانه متعارف علیه طالبان جواب نمی‌دهد. پاسخ، یافتن، مهار کردن، نظارت و از بین بردن القاعده است.
    یک مقام ارشد وزارت دفاع امریکا می‌گوید: «القاعده دهه‌ها در افغانستان بوده است و واقعیت این است که احمق باشیم اگر بگوییم فردا این جا را ترک می‌کند».
    موثرترین مجموعه راه‌حل‌ها یا رویکردهای نسبت به این شرایط، به طور کلی، می‌تواند در محدوده یک کلمه قرار گیرد. . . اطلاعات. اطلاعات الکترونیکی در شکل پهپادها، اطلاعات سیگنالی و هواپیماهای نظارت کننده و اطلاعات انسانی جمع‌آوری شده در افغانستان. معنی این امر این است که کمپ‌های آموزشی وابسته به القاعده، خانه‌های امن یا تمرکز گردهمایی‌های کوچک پیدا شوند، یا برنامه‌های عملیاتی کشف، حملات دقیق هوایی و زمینی از راه دور، یا عملیات ویژه بتواند آن‌ها را نابود کند. در صورت لزوم، نیروهای ایالات متحده و ناتو نیز می‌توانند با حملات هواپیماهای بدون سرنشین، موشک‌های کروز و حتی بمب‌افکن‌ها یا هواپیماهای جنگنده به تهدیدات القاعده و طالبان پاسخ دهند، همه این‌ها می‌تواند بدون قرار دادن نیروهای زمینی ایالات متحده در خط آتش طالبان انجام شود.
    رویکرد دیگر، احتمالاً انتقادی‌تر، می‌تواند استفاده از اطلاعات انسانی برای کشف، ردیابی و نظارت بر فعالیت‌های القاعده باشد. حفظ روابط مشترک و سودمند متقابل با افغان‌های دوست، رهبران قبایل، بزرگان و سایر افراد محلی ضد القاعده – طالبان، کلید این امر است، زیرا این امر امکان جریان مداوم اطلاعات حیاتی را در ارتباط با فعالیت‌ها و برنامه‌های احتمالی القاعده فراهم می‌کند؛ انگیزه‌هایی که ممکن است در منطقه وجود داشته باشد. این امر با توجه به توازن درهم تنیدۀ این رویکردها به نظر می رسد بسیار تأثیرگذارتر باشد تا حفظ هزاران جنگجوی مسلح در افغانستان.
    بخشی از این رویکرد تقریباً واضح است؛ فقط کارهایی را انجام دهید که در سال‌های اخیر موثر بوده و کارهایی که موثر نبوده، کم‌تر انجام دهید. جمع‌آوری موفقیت‌آمیز اطلاعات، ایجاد روابط و در صورت لزوم حملات دقیق برنامه‌ریزی‌شده دهه‌ها از سوی نیروهای ویژه ایالات متحده در افغانستان انجام شده است. این امر موثر بوده است. شاید به همین دلیل القاعده با وجود اینکه در افغانستان هنوز تا حدودی حضور دارد، نتوانسته کاری زیاد انجام دهد. صفوف آن‌ها یا دست‌کم توانایی برای انجام عملیات کاهش یافته یا از بین رفته است.

    درگیری مسلحانه علیه گروه‌های شبه‌نظامی طالبان، پاکسازی موقت محله‌ها از وجود نیروهای ضد امریکا، جنگنده‌ها و انجام حملات در مقیاس بزرگ‌تر موثر نبوده است. البته، این بدین معنا نیست که حملات چندین ساله علیه طالبان و آموزش نیروهای افغان نتایج خوبی نداشته، بلکه باید گفت که در بسیاری موارد مهم بوده‌اند و حملات تهاجمی متعارف حداکثر استفاده را داشته است. با این همه، در حالی که برخی آن موفقیت‌آمیز بوده، بسیاری آن تأثیری نداشته است. شاید با توجه به آنچه به دست آمده، دیگر لازم نباشد.
    یکی از مقامات ارشد پنتاگون می‌گوید: «تصمیم برای آوردن نیروها به خانه طبق هدایت رییس جمهور گرفته شد، زیرا بر بنیاد توصیه‌های جنرالان در صحنه و مقامات امنیت ملی، دو نگرانی بزرگ در مورد حفاظت از مردم امریکا و منافع مان و حفاظت از مرم افغانستان برآورده شده‌ است».

    نشنال اینترست

    سید طاهر مجاب

  • طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    آمارها نشان می‌دهد، قرن بیستم میلادی رکورد دار بیشترین تلفات انسانی در تاریخ بشر است. این واقعیت تلخ برای ما قرن بیستمی ها تأسف بار است، اما جالب تر آنکه حداقل در دو قرن اخیر دیده شده است که بیشترین بحران های بشری و تحولات سیاسی نظامی، اعم از جنگ های جهانی و تغیر وتبدیل رژیم ها ریشه‌ی اقتصادی داشته است.

    در کشور های فقیر و در حال توسعه که جهان سوم لقب گرفته اند جنگ ها، کودتا ها، مرزبندی ها، و روی کار آمدن و سقوط رژیم ها به وسیله‌ی غول های اقتصادی دنیا صورت می‌گیرد. ایالات متحده‌ی امریکا با داشتن وال استریت ، مرکز تجارت جهانی و بانک های جهانی بیشترین حصه را در تغیر و تبدیل نظام ها و حکومت ها به عهده داشته است. البته قدرت نظامی برتر، ابر نشریه ها و غول های رسانه ای، مافیا و جاسوسی سحر آمیز شبکه های استخباراتی آن، موجودیت سازمان های حقوقی و از جمله مقر ملل متحد و شورای امنیت در کنار اقتصاد و موازی با آن بوده است، اما نقش محوری را همیشه اقتصاد امریکا بازی نموده است.

    کشور های مقتدر و ثروتمند دیگر که ابرقدرت یا نیمه ابرقدرت هستند هرکدام به اندازه‌ی سهم شان درین جنگ اقتصادی برای بلعیدن سرمایه های دنیا حصه گرفته اند.

    مسایلی از قبیل گسترش دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، صلح و کمک به همنوع که به وسیله‌ی سازمان هایی که باز همه مرکز فرماندهی شان درین همین کشور های صنعتی و اقتصادی یا به اصطلاح جهان اولی تمرکز دارند ابزاری برای سوء استفاده وسرپوشی برای سه مفهوم ماکیاولی استحمار، استعمار و استثماراست. حتی اگر بسیار آرمان گرایانه بحث نکنیم با چشم باز و واقعیت های عینی دیده می‌شود که سازمان های اقتصادی می‌توانند یک شبه ملتی را نابود و رژیمی را روی کار آرند. آنچه هر سال یا هر چند سال بعد در منطقه شاهد آن می باشیم. آنها می‌توانند یک شبه سرنوشت ملت های فقیر چون افغانستان را تغیر بدهند.

    برای شرکت های اقتصادی و غول های انرژی خوار دنیا کشته شدن میلیون ها انسان که در نتیجه‌ی جنگ ها ، کودتا ها و تغیر و تبدیل رژیم ها اتفاق می افتد ، چیز پیش پا افتاده است. آنها به کرامت انسانی نمی اندیشند و تنها چیزی که اندیشه‌ی شان را اشغال کرده است پول دار شدن بیشتر ، عیش و مصرف بیشتر، تولید بیشتر ، کشتن و ویرانی بیشتر و بلعیدن بیشتر ثروت وسرمایه‌ی ملت های جهان است. تاریخ شاهد به قدرت رسانیدن پینوشه و صدام حسین در شیلی و عراق بوسیله امریکا است، و پس ازآنکه عالی جنابان میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستادند بوسیله خودامریکا نابود شدند. گویا همانند صافی یکبارمصرف تاریخ انقضای شان به اتمام رسیده بود. از اینگونه مثال ها بسیار سراغ داریم، نه اول کار است ونه آخر آن. در سال های اخیر شاهد یکشبه روی کار آمدن ویکشبه نابود شدن دیکتاتور های زیادی بوسیله غول های اقتصادی و نظام سلطه‌ی جهانی خواهیم بود.

    اینکه در این بازی شطرنج میلییون ها لیتر خون به زمین می ریزد، سرزمین های فراوانی ویران می شود و به آتش می سوزد و مردمان بسیاری از فقر و فلاکت وبیماری می‌میرند، کسی خم به ابرو نمی‌آورد، و این است داستان مستند قرن ما!

    خاورمیانه برای آن بحرانیست و جنگهای همیشگی در آن شعله ور، و کودتا های پیاپی در آن اتفاق و رژیم های گوناگون می روند و می آیند که در آن نفت و انرژی بیشتر موجود است و در واقع این بوی نفت است که ابرقدرت ها را مست کرده وبسوی خلیج فارس می کشاند. اما بالاخره نفت خلیج فارس به اتمام خواهد رسید، نفت خواران به فکر چاره می‌بایست بر می‌آمدند. بعد از اینکه جستجو گران انرژیِ و شرکت های نفتخوار غربی دریافتند که ذخیره‌ی بزرگ انرژی (نفت و گاز) در آسیای میانه موجود است، از حرص و طمع دیوانه شدند و بخاطر به دست آوردن آن به تکاپو افتادند. درهمین امریکا که ذکر خیر آن پیشتر رفت، سنا و پارلمان در دست رؤسای شرکت های نفتی و میلیونر ها می چرخد و اکثر سازمان های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را آنها اداره می‌کنند. تلویزیون ها ، روزنامه ها ، سینما و هنر و منابع اطلاعات جمعی و سازمان های حقوقی دیگر نیز در دست آنهاست. جورج بوش اول که جنگ اول خاور میانه موسوم به طوفان صحرا را به راه انداخت رییس جمهور و یکی از ثروتمداران میلیونر امریکا ودر ضمن مالک شرکت نفتی بود . دبلیو بوشِ پسر که سکان دار جنگ های اخیر عراق و افغانستان است نیز چند شرکت نفتی دارد و کابینه اش با اشخاص محوری چون ( دیک چینی، کوندولیزا رایس، رامسفیلد، جنرال پاول، زلمی خلیل زاد و… ) در دید نخست یک کابینه‌ی نفتی و به طبع آن کابینه‌ی جنگی بود.

    موجودیت ذخایر بزرگ نفت و گاز در آسیای میانه و چگونگی انتقال آن برای افغانستان نیز حوادث آفرین و دردسرساز بود. از جمله‌ی شرکت های بیشمار نفتخوار جهانی دو شرکت نفتی بریداس آرژانتین و یونیکال امریکا که برای نفت و گاز افغانستان رقابت می کردند . مسؤولین ومدیران ارشد این دو شرکت نفتی همواره میان کابل ، اسلام آباد و آسیای میانه در رفت و آمد بودند.

    احمد رشید روزنامه نگار و پژوهشگر سیاسی نامدار پاکستانی در کتاب طالبان ، اسلام، نفت و بازی بزرگ، آسیای میانه را به بوتل پر از نفت و انرژی تشبیه می‌کند و افغانستان می‌توانست خواه ناخواه دهنه این بوتل باشد. در واقع سه محور یا سه راه حمل و نقل برای عبور لوله های نفت وگاز آسیای میانه وجود داشت. اول راه انتقال نفت وگاز ازطریق ترکیه که بسیار طولانی بود و برای شرکت ها بی صرفه به نظر می‌آمد. دومین راه ایران بود که به لحاظ دشمنی با امریکا و غرب عبور نفت و گاز از طریق آن ناممکن بود . و سومین و آخرین راه موجود که کوتاه ترین وباصرفه ترین راه نیز بود افغانستان ناآرام وبی ثبات بود که درآن هیچگونه تضمین امنیتی برای عبور پاپلاین های گاز و نفت وجود نداشت.

    آنها طالبان را آگاه یا ناآگاه از آینده‌ی خطرناک آنها به عنوان جاده صاف کن شرکت های نفت یا حتی برای تسلط دایمی در افغانستان انتخاب کردند و پاکستان نیز که از یکطرف گاز ترکمنستان را می‌خواست و از طرف دیگربه دنبال سپر دفاعی از گروه های رادیکالِ وهابی سلفی در مقابل هند بود و هم نگران از خط دیورند مسلماً از پروسه‌ی تولید گروهی به نام طالبان حمایت می‌کرد و گویا آنرا برای خود چانس بزرگ می پنداشت و در عمق استراتیژیکش جای داده بود و فقط طالبان می‌توانست از عهده‌ی این همه برنامه های بزرگ و شوم برآید.

    اسامه بن لادن ثروتمند میلیاردر سعودی و رهبر شبکه‌ی القاعده که زمانی امریکا اورا علیه اتحاد شوروی تسلیح و تقویه می کرد و روابط ویژه با او داشت تشویق شد تا به طالبان کمک اقتصادی و نظامی کند . اسامه شبکه‌ی وسیع تروریستی و افراد آموزش دیده اش را که از آسیای میانه، چچن، ترکستان، کشمیر وشبه قاره، خلیج فارس وجزایر عربی، شمال افریقا و حتی اروپا و امریکا گردآورده بود در افغانستان به کمک طالبان سوق داد. آی اس آی و ارتش پاکستان نیز از او و طالبان حمایت می‌کردند و گویا طالبان عروسک های کوکی در دست آنان بود.

    گفته می‌شود وقتی رابین رافایل معاون وزارت خارجه امریکا به دیدار احمد شاه مسعود فرمانده کل و وزیردفاع دولت مجاهدین آمد، با کنایه گفت: گروه جدیدی(طالبان) در شرف ظهور است، گروهی که سراسر افغانستان را تسخیر خواهد گرد. مسعود در جواب گفته بود به کوه ها پناهنده می‌شویم و آنجا سنگر می‌گیریم و رافایل در ادامه ایضاح می‌کند که این گروه جدید بر فراز قله ها و شاخ های کوه هم مسلط خواهد شد! این شواهد همه نشانگر طرح بزرگ کشورهای معین در تولید کالایی به نام طالبان است.

    معلوم نیست که عربستان سعودی چه منافع اقتصادی دربه وجود آوردن طالبان داشت که امیر ترکی فیصل وزیر استخبارات سعودی در بحبوبه‌ی شکل گیری طالبان سفر های سری به پاکستان و افغانستان داشت وبعد ها واضح شد که او برای تنظیم وکمک گزاف اقتصادی برای طالبان در رفت و آمد بوده است.

    شاید برای سعودی ها مسایل ایدیولوژیک و همراهی مداوم با طرح های امریکایی مهم تر از مسایل اقتصادی مطرح بوده باشد. مهم ترین دغدغه‌ی آل سعود جمهوری اسلامی ایران و به زعم آنها تفکرات شیعی و گسترش آن به جهان اسلام و مخصوصا کشور های عربی بوده است. این نگرانی ها وقتی افزایش می یافت که ایران با شعار صدور انقلاب اسلامی گاهی اعراب را آزار می داد.‌

    می‌دانیم که در سوریه علوی های طرفدار ایران و دشمن رژیم صیهونیستی حاکم بود و کشور های عراق، لبنان، یمن و بحرین در اطراف عربستان اکثریت شیعی هواه خواه ایران دارند وبه همین مناسبت است که اعراب خلیجی در تبلیغ ایران هراسی و ظهور هلال شیعی می‌کوشند.

    عربستان سعودی با ایجاد سپر طالبانی با مفکوره های متحجرِ وهابی سلفی که مذهب رسمی آل سعود نیز است و رمز بقای این خانواده ، می‌خواست از ایدیولوژی رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران و مفکوره های امام خمینی جلوگیری کند.

    جلوگیری از خطر رو به تزاید ایران، روسیه، هند و چین که قدرت های بزرگ نظامی و اقتصادی در منطقه به شمار می آیند و می روند تا قطب مخالفی را علیه غرب بسازند، پیشروی ناتو بسوی قطب ورشو و ساحه‌ی تحت نفوذ شوروی سابق، حرکت بسوی جهانی شدن و دهکده‌ی کوچک، طرح خاور میانه بزرگ و دموکراتیزه کردن رژیم های خودکامه‌ی آن و بالاخره نمایاندن چهره‌ی زشت از اسلام نیز می‌تواند از دلایل موجه اما گاهی به ظاهرمتناقض ایجاد طالبان و به تبع شبکه جهانی تروریستی( القاعده ) باشد.

    در سیاست جهانی ماکیاولی امروز نیت های شوم پشت چهره های زیبا و سخنان شیرین بازی گران سیاسی پنهان می ماند، اما دانایان از روی طرز رفتار و نتیجه‌ی کار آنها قضاوت می کنند.

    قطعا طالبان با آن قیافه های ژولیده و وحشتناک ، با آن چماق ها و شلاق های شرعی ، با آن مفکوره های سلفی متحجر و قرون وسطایی و با آن شعار های خشک وافراطی برای امریکا و غرب و حامیان منطقوی شان ناخوش آیند و نامطلوب بودند ، اما آنها از طالبان به عنوان یک پروژه سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی وتمدنی استفاده می‌کردند و هم چنین کردند.

    صلح و امنیت سرپوش رنگینی بود که به روی طالبان کشیده شده بود

    قبلا مفهوم صلح وابعاد امنیت ملی را به کنکاش گرفتیم. بررسی مفهوم امنیت ملی در رژیم امارتی طالبان چندش آور و مسخره آمیز است. ابعاد اساسی امنیت ملی اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی و… برای طالبان نامفهوم بود. طالبان از امنیت زیست محیطی و فرهنگی بیگانه بودند و اصولا برای از بین بردن آنها آمده بودند.

    تنها امنیت که طالبان برای مردم و کشورما به زور تفنگ و شلاق و زندان های امر بمعروفی و تفتیش عقاید و بریدن دست و پا و سنگسار کردن به وجود آورده بود زنده ماندن در زندان بزرگی تحت اداره طالبان بود. در زندان های امروز هم گاهی شکنجه‌ی جسمانی وجود ندارد، اما زندان بزرگ طالبان پر از شکنجه و تعذیب بود. آنها مردم افغانستان را به اسارت گرفته بودند.

    استاد ربانی رییس جمهور دولت مجاهدین، حکومت طالبان را به گورستان خاموش و اندوهبار تشبیه نموده بود و از واقعیت نگذریم که این تشبیه بسیار رسا و ریالیستیک بوده است.

    بعضی ها امنیت در نظام طالبان را با وضعیت اسفبار جنگ های داخلی در حکومت مجاهدین مقایسه می‌کنند و با قیاس مع الفارق شان امنیت طالبانی را ترجیع می دهند.

    آنها حق دارند این گونه فکر کنند. شاید شکنجه برای برخی انسان ها بهتر از مرگ باشد اما باید متوجه بود برای عده ای هم یکبار مردن بهتر از هر لحظه مردن است. با این همه شکنجه در حکومت طالبان اکثر به مرگ و معیوبیت می‌انجامید.

    اگر آمار دقیقی اخذ شود، شاهدان عینی به هزاران نفر خواهد رسید که ادعای ما را صحه بگذارد.

    آیا اعدام های صحرایی، کشتار دسته جمعی، سوزانیدن مزارع، کوچ دادن های جبری اقوام، بریدن دست وپا و سنگسار کردن ها، محبوس کردن زنان و تحریم آموزش آنان، شلاق زدن تا سرحد مرگ، اجبار بستن عمامه و گذاشتن ریش و تراشیدن مو، تحریم فاتحه بر اموات و زیارت قبور، تکفیر مسلمانان غیروهابی و … چه همخوانی با صلح و آموزه های اسلامی دارد ودر کجای امنیت ملی قرار می گیرد؟ طالبان وحشت قرون وسطایی، خفقانِ تفتیش عقاید مسیحیت و شنکنجه و اعدام که انسان در اوراق تاریخ مطالعه می‌کند یکبار دیگر در آخرین سالهای قرن بیستم تکرار کردند، اما در آخر ناگفته نباید گذاشت تقصیر اصلی به دوش مجریان طرح ایجاد طالبان و تولید کننده های این سموم کشنده است، کارخانه هایی که تاهنوز هم در تولید این سموم جهانی ادامه می دهند.

    کارنامه سیاه طالبان

    بدون شک طالبان کارنامه های بزرگ و بلندی!؟ دارند که در مقاله‌ی کوچک ما نمی گنجد . صرف به اهم آنها اشاره می کنیم:

    1ـ قتل عام مردم افغانستان درگور های دسته جمعی در مزارشریف، بامیان، فاریاب و شمال کابل که در نتیجه هزاران انسان بیگناه به کام مرگ فرورفتتند.

    2ـ سوزانیدن باغ بزرگ افغانستان یا سرزمین سرسبزشمالی (کوهدامن زمین) و اعمال سیاست زمین سوخته وکوچ اجباری اقوام در مناطق گوناگون افغانستان.

    3ـ شهادت قهرمان ملی کشور احمدشاه مسعود ورهبران دیگر افغانستان.

    4ـ سوء استفاده از اسلام و شریعت و ارائه‌ی چهره‌ی زشت و خشن از دین مقدس اسلام که به این آیین مهرآفرین وسعادت بخش لطمه‌ی سختی وارد نمود.

    5ـ زمینه سازی برای اشغال افغانستان توسط نیروهای خارجی و انداختن کشور به دام اشغال امریکا.

    6ـ معرفی افغانستان به عنوان تولید کننده و صادرکننده‌ی زهر یا مواد مخدر به مردم جهان طوریکه اط نام افغان بوی ترک وترور به مشام برسد.

    7ـ تبدیل افغانستان این مسکن بزرگان علم و اندیشه به لانه‌ی تروریست ها ، جنایتکاران و مافیای جهانی.

    8ـ سیاست ضد انسانی و اسلامی در مقابل زنان مسلمان کشور وبازداشتن آنان از ابتدایی ترین حقوقشان.

    9ـ اعمال سیاست ضد بشری در مقابل مذاهب اسلامی و پیروان ادیان دیگر و بروز تفرقه‌ی دینی، اپارتایت مذهبی و تصفیه‌ی نژادی.

    10ـ تشدید عقب ماندگی کشور در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و…

    سید علی موسوی چکاوک

  • مخفیگاه های القاعده در افغانستان و سوریه

    مخفیگاه های القاعده در افغانستان و سوریه

    هفته‌ی گذشته، هفته‌ی خوبی برای شبکه‌ی القاعده نبود، حد اقل هفت عضو فعال این شبکه در حملات مختلف نیروهای امریکایی در شمال‌غرب سوریه کشته شدند.
    کماندوهای نیروهای ارتش افغانستان، یک فرمانده‌ی ارشد این شبکه را در ساحات تحت کنترول طالبان در یک ولسوالی کشتند. ایالات متحده‌ی امریکا فشارهای جدی را بر گروه‌های وابسته به این شبکه در سومالیا افزایش داده که تحت حمایت «الشباب» فعالیت دارند.
    بخش مبارزه با تروریزم سازمان ملل متحد، در ماه جولای گفت؛ با آن که حدود دو دهه از حمله‌ی ۱۱ سپتامبر سپری شده است، رابطه‌ی شبکه‌ی القاعده با طالبان و گروه‌های دیگر در جهان، به حالت ارتجاعی حفظ شده و از غرب افریقا تا یمن و افغانستان گسترش داشته است.
    گزارش سازمان ملل، افزوده هر دو (القاعده و داعش) حامیان و افراد خود را در جهان دارند و نسلی را، برای حملات تروریستی به صورت مستقیم در جهان آموزش می‌دهند.
    در اخیر هفته‌ی گذشته، دفتر ریاست امنیت ملی افغانستان، در توییتی گفت قطعه‌ی خاص ارتش این کشور، یک عضو ارشد القاعده را در ولایت شرقی غزنی کشته اند.
    در این توییت عکسی از «حسام العبدالرئوف» یک عضو ارشد القاعده که به «ابومحسن المصری» مشهور است، نشان داده می‌شود. گفته شده است که او در غزنی، در ساحات تحت کنترول طالبان، مورد هدف نیروهای امنیتی قرار گرفته است.
    روز شنبه مشاور شورای امنیت قصر سپید امریکا، تایید کرد «العبدالرئوف» فرد نزدیک به ایمن‌الظواهری، رهبر شبکه القاعده، تحت پیگرد پولیس فدرال امریکا نیز بود. شورای امنیت، از این اقدام نیروهای افغانستان استقبال و تایید کرده است که مبارزه با القاعده و ریشه‌کن‌کردن پناه‌گا‌ه‌های القاعده در این در کشور، اولویت ‌شان است.
    مقامات امریکایی گفته اند گزارش‌های نامعتبری از کشته‌شدن عبدالله‌ احمد عبدالله، فرد شماره دوم القاعده که فرد نزدیک به ایمن‌الظواهری است، به جای المصری منتشر شد. «العبدالرئوف المصری» در ولسوالی اندر ولایت غزنی که مرکز فرمانروایی طالبان است، کشته شد. اگر العبدالرئوف واقعا در ساحه‌ی تحت اداره‌ی طالبان کشته شده باشد، به معنای نقض توافق‌نامه‌ی ۲۹ فبروری امریکا – طالبان است که براساس آن طالبان تعهد به قطع رابطه با شبکه‌ی تروریستی القاعده کرده اند.
    برخی منابع مبارزه با تروریزم، کشته‌شدن عبدالروف المصری را مهم می‌دانند. مقامات ارشد امریکا به شمول؛ کریستوفر میلر، رییس مرکز مبارزه با تروریسم این کشور به صورت عمومی تاکید بر ریشه‌کن‌کردن شبکه‌ی القاعده کرده است.
    العبدالرئوف چهره‌ی شناخته‌شده‌ی جهادی است که در سال ۱۹۸۰ آغاز به فعالیت کرد.
    تامس جوزلین، عضو ارشد بنیاد دفاعی دموکراتیک‌ امریکا، هفته‌ی گذشته در لانگ‌وار ژورنال نگاشته؛ او یکی از افراد نزدیک و با اعتماد ایمن‌الظواهری و سایر اعضای ارشد القاعده بود. جغرافیایی که او در آن‌جا هدف قرار گرفته است، بحث‌برانگیز است.
    در حالی که القاعده پناه‌گاه خود را در افغانستان از دست داده است، جوزلین و مرکز ملی مبارزه با تروریزم امریکا، از حضور القاعده در افغانستان هشدار داده‌ اند.
    گزارش مبارزه با تروریزم دفتر سازمان ملل، گفته است که شبکه‌ی القاعده در ۱۲ ولایت افغانستان فعال است و نزدیک به ۴۰۰ – ۶۰۰ جنگ‌جو دارد. در گزارش آمده است که ایمن‌ الظواهری، مرکز خود را در افغانستان مخفیانه حفظ کرده است؛ در حالی که برخی از گزارش‌های دیگر تاکید کرده اند که مرکز این شبکه، در همسایگی پاکستان قرار دارد.
    در دو هفته‌ی گذشته حملات امریکایی در ۲۰۰ مایلی شمال‌غرب سوریه، جان حارث‌الدین و دو تن دیگر از اعضای شبکه‌ی القاعده را گرفت. بیت‌رایردون، سخن‌گوی پنتاگون، گفت که در یک حمله‌ی نیروهای امریکایی در حومه‌ی شهر ادلب، ۷ عضو شبکه‌ی القاعده کشته شدند.
    القاعده در تلاش ایجاد یک پناه‌گاه امن در شمال‌غرب سوریه است، تا حملات تروریستی را گسترش دهد. رایاردن پس از حمله‌ی هوایی در ایمیلی، تصریح کرده است که کشتن حارث‌الدین، ضربه‌ی جدی به این گروه وارد کرده است. این مرکز – شمال غرب سوریه – کردینات حمله بر سراسر جهان را صادر می‌کرد و شهروندان امریکایی و متحدان ما از این بابت نگرانی جدی داشتند.
    رایاردن گفت که در هفته‌ی‌ پیش از حمله ۱۵ اکتبر، برخی از اعضای گروه القاعده در حمله‌ی راکتی در نزدیک ادلب کشته شدند.
    چارلز لیستر، رییس انستیتوت خاورمیانه در سوریه و مسوول مبارزه با تروریزم و خشونت، گفته است؛ یکی از کسانی که در ۱۵ اکتبر کشته شده اند، عبدالمحمد السودانی، عضو ارشد القاعده، فرد نزدیک به اسامه بن لادن و ایمن‌الظواهری است.
    ایالات متحده‌ی امریکا در جنوب‌غرب سوریه نیرو ندارد؛ اما نظامیان محلی در حمایت از سازمان استخباراتی امریکا، حملات مشترک را راه‌اندازی می‌کنند.
    امریکایی‌ها باور دارند که حارث‌الدین یک عضو کوچک القاعده، اما به شدت غرب‌ستیز بود.
    حملات اخیر با بم‌های حدود ۲۰پوندی صورت گرفته است. نظامیان تایید کرده اند که در هدف‌قرار‌دادن رهبران شبکه‌ی القاعده و جلوگیری از تلفات غیرنظامیان، از راکت‌های هیلفار ( – R9X Hellfire) استفاده می‌کنند. ۱۰۰پوندی هیلفار، تنها هدفی به اندازه‌ی موتر را نابود می‌کند. اگر هدف اول از بین نرود، هیلفار ظرفیت انداخت شش گلوله‌ی دیگر را بدون پارچه‌شدن دارد.
    حملات اخیر در ولایت ادلب سوریه صورت گرفت که در جریان تنش‌ها، نزدیک به سه میلیون باشنده‌ی آن آواره شدند. این‌جا، مکان امن برای گروه‌های خشونت‌گرایی مانند القاعده است که ارتباط نزدیک به هیئت «تحریر الشما» و گروه النصره دارد. نیروهای سوری با حمایت ایران و روسیه در برابر آنان می‌جنگند.
    حارث‌الدین در سال ۲۰۱۸ پس از فعالیت‌های سازمانی در جبهه‌ی النصره ظهور کرد و بعد، خود را از اعضای القاعده معرفی کرد. حارث به داعش نیز نزدیک بود؛
    یک عضو کوچک اما به شدت خطرناک، که در راه‌اندازی حملات بزرگ القاعده دست داشته است؛ الظواهری برای جنگیدن با نیروهای غرب آن را به سوریه فرستاد.
    دولت اسلامی ولایت خراسان داعش، پس از حملات هوایی امریکا در سال‌های پیش در سوریه قد علم کرد. در حال حاضر نزدیک به ۲ هزار جنگ‌جو دارد، مخصوصا رهبری دوم و سومش از اردن و مصر است. حارث‌الدین در ساحات نیروهای روسیه مخفی بوده است. این مناطق اخیرا تحت حملات هوایی نیروهای امریکایی و مراقبت جدی آنان قرار دارد.
    نیویورک تایمز

    ترجمه: صبح کابل

  • دبیر کل ناتو: مذاکرات بین الافغانی دوحه شکننده است اما فرصت خوبی برای صلح به شمار می رود

    دبیر کل ناتو: مذاکرات بین الافغانی دوحه شکننده است اما فرصت خوبی برای صلح به شمار می رود

    دبیرکل ناتو با اشاره به شکننده بودن مذاکرات میان افغانی در دوحه گفت با وجود شکننده بودن، مذاکرات فرصت خوبی برای تامین صلح در افغانستان است.
    ینس استولتنبرگ دبیرکل ناتو روز گذشته (جمعه، ۲ عقرب) در پایان نشست وزیران دفاع این سازمان گفت «چند ماه آینده برای افغانستان سرنوشت ساز است. هر چند مذاکرات در دوحه شکننده است، اما این از چند نسل به این سو فرصتی خوبی برای صلح می‌باشد».

    دبیرکل ناتو گفت همه افغان‌ها از این فرصت تاریخی باید استفاده کنند. ناتو از پروسه صلح افغانستان حمایت می‌کند.
    او گفت، وضعیت امنیتی در افغانستان وخیم است و لازم است که طالبان، سطح خشونت را کاهش دهند، تا زمینه برقراری آتش‌بس فراهم شود.
    استولتنبرگ همچنین بیان کرد «آنها (طالبان) باید روابط شان را با القاعده و تمامی گروه‌های تروریستی قطع کنند تا افغانستان بار دیگر به کشوری مبدل نشود که از آنجا حمله‌های تروریستی بر کشورهای ما صورت گیرد».
    او افزود نیروهای نظامی ناتو برای مبارزه با تروریزم بین‌المللی به افغانستان رفته و خروج آنها هم مرتبط به وضعیت و شرایط است.
    این در حالیست که حدود چهل روز از آغاز مذاکرات بین الافغانی می‌گذرد، اما با وجود نشست‌های متعدد بین طرفین، هیچ توافقی تاکنون حاصل نشده است.
    گفته می‌شود مبنا قرار دادن توافق امریکا با طالبان و مذهب حنفی به عنوان مبنای مذاکرات بین الافغانی دوحه، از دلایل اختلافات بین طرفین است.
    در همین حال که مذاکرات در دوحه جریان دارد، جنگ شدید بین نیروهای دولتی و طالبان در نقاط مختلف افغانستان نیز، صدها قربانی از هر دو طرف گرفته است.

  • مقام سازمان ملل: اعضای ارشد و صدها جنگجوی القاعده هنوز در افغانستان حضور دارند

    مقام سازمان ملل: اعضای ارشد و صدها جنگجوی القاعده هنوز در افغانستان حضور دارند

    ادموند فیتون-براون، هماهنگ کننده تیم نظارت سازمان ملل متحد از داعش، القاعده و طالبان روز جمعه هشدار داد اعضای ارشد و صدها جنگجوی القاعده هنوز هم در افغانستان حضور دارند. آقای براون در سخنرانی مجازی در مورد آینده افغانستان گفت: «ایمن الظواهری [رهبر القاعده] همچنان با طالبان ارتباط دارد. طالبان در جریان مذاکره با امریکا به صورت مرتب با القاعده مشورت می‌کرده اند و آنان تضمین های غیر رسمی برای ارج روابط تاریخی با القاعده را ارایه می‌داده اند.

    با این حال این مغایر با توافق نامه امریکا و طالبان که در ماه فبروری در دوحه امضا شد، می باشد. در این توافق آمده است طالبان باید همه روابط خود را با گروه های تروریستی، از جمله القاعده قطع کنند.

    هشدار فیتون-براون جدید نیست زیرا براساس گزارش سازمان ملل در ماه جولای، این گروه به طور مخفیانه در ۱۲ ولایت افغانستان فعال است و احتمالا فرماندهی ۴۰۰ تا ۶۰۰ جنگنده را دارد. در همین مقامات افغان ادعاها مبنی بر وجود تهدید القاعده در کشور را رد کرده اند. ضیا سراج سرپرست امنیت ملی در ماه می گفت: «طالبان سعی می کنند بیش از گذشته از این گروه ها و سازمان ها در جنگ در افغانستان استفاده کنند.»

    صدای امریکا نیز گزارش داد کشورهای عضو سازمان ملل متحد نسبت به حمایت مسلحانه اضافی از گروه القاعده در شبه قاره هند (AQIS) هشدار داده است. گفته می شود این گروه ها ۱۵۰ تا ۲۰۰ جنگجوی در ولایت های نیمروز، هلمند و قندهار دارند. براساس این گزارش و به نقل از مقامات ضد هراس افگنی جهانی و افغانستان تهدیدها روبه رشد است. این در حالی است شماری از مقام های امریکایی و افغان می گویند القاعده در حال محو شدن است.

    مایک پومپیو وزیر امور خارجه امریکا اخیرا گفته است کمتر از ۲۰۰ جنگجوی القاعده در افغانستان باقی مانده است. کریستوفر میلر  مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم اما چند روز بعد در شهادت کتبی خود به کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان امریکا گفت حضور القاعده در این کشور به ده‌ها جنگحوی کاهش یافته است.