دسته: دیدگاه ها

  • شب‌های ترسناک کابل؛ راننده و مسافر از یک‌دیگر می‌ترسند

    شب‌های ترسناک کابل؛ راننده و مسافر از یک‌دیگر می‌ترسند

    با افزایش جرایم جنایی هم‌چون قتل، دزدی، اختطاف و راهزنی در شهر کابل، شهروندان به ویژه آنانی که به تنهایی در تاکسی‌ها و موتر‌های «لینی» هنگام شب رفت‌وآمد می‌کنند، در نوعی ترس و دلهره به سر می‌برند.

    در چنین وضعیت ترسناکی شهروندان کابل به جز در شرایط خاص که مجبور به بیرون آمدن از منازل خود می‌شوند ترجیح می‌دهند در شهر گشت و گذار نکنند. این امر بر کار و کاسبی رانندگان تاکسی نیز تأثیر مفنی گذاشته‌است.

    بروز ده‌ها مورد دزدی، قتل و اختطاف در پایتخت سبب شده شهروندانی که با تاکسی‌های دربست به این سو و آن سو می‌روند نیز از راننده‌ها احساس ترس کنند.

     طرف دیگر که راننده‌ی تکسی است، با ‌خوف از مسافران به علت احساس خطر از دست دادن جان‌ و‌ مالش نمی‌تواند این مسافران را با خاطر جمع انتقال بدهند و اگر حاضر به انتقال مسافر هم می‌شود، تا رسیدن مسافر به مقصد، راننده را اضطراب و ترس فرا می‌گیرد.

     برخی از مسافران که به‌‌گونه‌ی فردی و یا گروهی به گوشه‌‌های دورتر از ساحات مرکزی شهر و ساحاتی که کوچه‌ها ‌و پس‌کوچه‌هایش تاریک و خامه‌اند و تقاضای تاکسی گرفتن دارند با جواب رد رانندگان تاکسی در شب روبه‌رو می‌شوند و رانندگان از رفتن به هم‌چون مناطقی به بهانه‌هایی ابا می‌ورزند.

    میرویس (نام مستعار)، راننده‌ی تکسی، که از ۱۳ سال به این‌سو در کابل تاکسی‌رانی می‌کند از حکایت‌های سرقت میان مسافران و تکسی‌ران‌ها می‌گوید: «من در داخل شهر از طرف شب تاکسی رانی می‌کنم عده‌ی زیادی از مشتریانم را می‌شناسم و از رفتن به ساحات دور از شهر با افرادی مشکوک در شب می‌ترسم نمی‌توانم به سادگی روی مسافر اعتبار کنم به خاطر مجبوریت با تاکسی‌ام از خانه بیرون می‌شوم اما با مسوولیتی که در قبال خانواده‌ام دارم احتیاط بیش‌تر می‌کنم چون  یگانه درآمدم از همین تاکسی‌ام است که از این طریق زندگی خودم و ‌خانواده‌ام را تامین می‌کنم.»

    «در جاده‌ی میدان هوایی کابل  قضایایی وجود دارد مثلاً تاکسی‌ران‌هایی بوده‌اند که در عین رفتار با مسافرش به بهانه‌ای موترش را خاموش می‌کرد و از مسافر می‌خواست که کمکش کند و موتر را تیله کند تا روشن شود، زمانی که مسافر از موتر پایین می‌شود اجناسش در موتر باقی می‌ماند و موتر روشن می‌شد و تاکسی‌ران با سرعت زیاد حرکت می‌کرد و مسافر در سرک با جیغ و فریاد اگر بخواهد کاری بکند چیزی از دستش نمی‌آید، چون آنانی که این گونه کارها را می‌کنند بیش‌تر راه‌های فرار را در نظر گرفته‌اند.»

    احمد تمیم تاکسی رانی که در شهر نو از طرف شب تاکسی‌رانی می‌کند می‌گوید کار در شب برایش دشوار است. در روز به دلیل ازدحام بیش از حد در شهر نمی‌تواند کار کند. تمیم از مسافران مشکوک در هراس است. او می‌گوید که زمانی گروهی از مسافران از تاکسی‌رانی خواسته بودند که آنان را از مقابل شفاخانه ایمرجنسی به سرک ششم قلعه فتح‌الله انتقال بدهد، با جور آمد دو طرف، راننده حرکت می‌کند، زمانی که داخل کوچه می‌رسند مسافران با تفنگ تاکسی‌ران را تهدید می‌کنند تا تمام پول‌هایش را به آنان تسلیم کند. سرانجام پول را می‌گیرند و دروازه موترش را با لگد می‌زنند و می‌گویند که هرچه‌ زودتر این ساحه را ترک کند.

    احمد تمیم می‌گوید که در مسلک تاکسی‌رانی در کابل سابقه‌ی بیش‌تری دارد. کابل‌نشینان و تاکسی‌ران‌های اصیل این کار را یک مسلک پاک می‌دانند و زنان و مردان با خاطر جمع نسبت به موترهای شخصی در تکسی‌ها رفت‌و‌آمد می‌کنند. او گفت مسوولان باید جداً جلو دزدی‌ها و این گونه قضیه‌های وحشت‌ناک را بگیرند، تا شهروندان به گونه‌ی راحت بتوانند در هر زمان و هر گوشه‌ای‌ از شهر بدون کدام نگرانی سفر کنند.

    نذیر مجددی یکی از شهروندان کابل و رییس یکی از شرکت‌های سیاحتی در شهر نو است. نذیر که تا ناوقت‌‌های شب مصروف کار در دفترش هست، به خانه‌اش به دلیل نا‌امنی و تهدیدات با هر تکسی و هر موتر لینی نمی‌تواند برود. آقای مجددی همیشه با یک تکسی‌ آشنا رفت‌وآمد می‌کند و از رفتن با تکسی‌های گونه‌گون احساس خطر می‌کند.

    فردوس فرامرز سخنگوی پولیس کابل با تایید این مشکلات، می‌گوید: «پولیس کابل چندین گروه از دزدان را که در قضایای یادشده دست داشتند به کمک اطلاع شهروندان بازداشت کرده است و شبکه‌هایی که در حال فعالیت‌های جرمی در شهر هستند تحت تعقیب جدی قرار دارند و به زودی این گروه‌ها بازداشت خواهند شد، پولیس کابل با ایجاد مکان‌های بازرسی و گزمه‌های سیار به صورت پیاده، موترسایکل و موتر وسایط شخصی و تکسی‌ها را در ساحات مختلف شهر از طرف شب‌وروز به گونه‌ی جدی بررسی می‌کند.»

    با این حال محمدمسعود انداربی، سرپرست وزارت امور داخله کشور، روز یک‌شنبه در ورکشاپ تحلیل جرایم جنایی گفت که وزارت امور داخله بعد از تدویر جلسات متعدد و ارزیابی کارکردها و عمیلات‌های مختلف راه‌کار و طریق کاری‌اش را در راستای وقایه و تعقیب یک جرم و مبارزه جدی با تروریسم، جرم و جرایم  کاملاً تغییر داده است.

    آقای اندرابی اضافه کرد مجرمان و شبکه‌هایی که به شکل انفرادی در چهره‌های مختلف و نام‌های عجیب ظاهر می‌شوند، در اصل با ارتباطات شبکه‌ای و مالی هم‌دست، در دست‌یابی اهداف مشترک و یک‌سان فعالیت می‌کنند. به گفته‌ی آقای اندرابی، وزارت امور داخله با شیوه‌ی جدید کاری با وصل افراد در گروه‌های مختلف سازمان‌یافته، مجرمین را شناسایی می‌کند و با ایجاد تیم‌های کاری مشخص، نه تنها  فعالیت‌های جرمی مهار می‌شود، بل‌که پولیس در امر تعقیب، کشف و بازداشت اعضای این شبکه‌ها دست به کار می‌شود.

    سرپرست وزارت امور داخله تصریح کرد که با تطبیق این راه‌کار جدید که در مرحله نخست تمرکز بیش‌تر در کابل داشتیم، پولیس ملی  توانست ۲۱ تن از اعضای این شبکه‌ها را بازداشت و به پنجه قانون بسپارند.

    این در حالی است که گراف جرایم جنایی در کابل، اخیراً بلند رفته و نگرانی‌های مردم را بیش‌تر ساخته است. افزون بر این، افزایش جرایم جنایی در سطح شهر، شماری از شهروندان را قربانی نیز گرفته است.

    سیدمرید مودودی

  • کوچی‌ها مانند سال‌های گذشته یک‌بار دیگر به بهسود حمله کردند/ در این حمله 20 نفر کشته و زخمی شده‌اند

    کوچی‌ها مانند سال‌های گذشته یک‌بار دیگر به بهسود حمله کردند/ در این حمله 20 نفر کشته و زخمی شده‌اند

    حسین‌علی بلیغ، یک عضو شورای ولایتی میدان‌وردک گفت جنگ‌جویان گروه طالبان که تعدادشان به حدود ۱۵۰ نفر می‌رسید حوالی ساعت ۱۱:۰۰ شب گذشته (شنبه، ۲۱ ثور) در هماهنگی با دو فرد مهم کوچی‌ها بر پاسگاه‌های نیروهای «مقاومت مردمی» در ساحه‌ی «کجاب» ولسوالی حصه‌ی دوم حمله کرده‌اند.

    آقای بلیغ گفت در این حمله تعدادی از نیروهای «مقاومت مردمی» کشته و زخمی شده‌اند. او افزود که تا کنون در مورد رقم دقیق تلفات اطلاعات کافی در دست ندارد.

    این عضو شورای ولایت میدان‌وردک در ادامه گفت گروه طالبان در مورد پاسگاه‌ها و ساحات بهسود معلومات دقیق ندارد و این گروه در هماهنگی با دو فرد مهم کوچی‌ها به‌نام‌های «ملا باران» و «گلاب» پلان حمله بر بهسود را سازمان‌دهی کرده است.

    آقای بلیغ همچنان گفت جنگ‌جویان گروه طالبان پس از تصرف یک پاسگاه نیروهای «مقاومت مردمی»، اقدام به حفظ آن نکرده و ساحه را ترک کرده‌اند. او در عین حال گفت که در حال حاضر درگیری‌های پراگنده میان دو طرف ادامه دارد.

    در همین حال، خوانی سلطانی، یک عضو دیگر شورای ولایتی میدان‌وردک می‌گوید که در این حمله دو پاسگاه‌ نیروهای مردمی از سوی طالبان سقوط داده شده است.

    آقای سلطانی گفت در این حمله در حدود ده نفر کشته و در حدود ده نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.

    او تأکید کرد که این آمار نهایی نیست و ممکن است با تکمیل گزارش‌ها، آمار تلفات نیز تغییر کند.

    از سویی هم، محب‌الله شریف‌زی، سخن‌گوی والی میدان وردک می‌گوید که تا کنون در این باره گزارشی دریافت نکرده است. آقای شریف‌زی همچنان گفت که نیروهای کشفی و امنیتی این قضیه را بررسی خواهند کرد.

    گروه طالبان نیز در اعلامیه‌ای گفته است که افراد این گروه در این حمله پنج پاسگاه نیروهای مردمی را تصرف کرده‌اند.

     این گروه همچنان ادعا کرده است که در جریان درگیری ۱۳ نفر از نیروهای مردمی کشته شده‌اند.

  • عمر خضر، عضو پیشین القاعده و میلیاردر امروز در کانادا

    عمر خضر، عضو پیشین القاعده و میلیاردر امروز در کانادا

    جنگ افغانستان هم شگفتی‌های فراوانی داشته و دارد، اما در میان همه شگفتی‌ها و فرازونشیب‌های آن، ظهور یک میلیونر جوان کانادایی، برای بسیاری از افغان‌ها بیش‌تر تعجب‌برانگیز است.

    عمر خضر Omar Khadr جوان کانادایی عرب‌تبار، حالا چهره‌ی شناخته شده در کانادا است. او زمانی در افغانستان در کنار طالبان و شبکه‌ی القاعده فعالیت داشت و به دست داشتن در اعمال تروریستی مجرم شناخته شده بود، اما حالا با استفاده از میلیون‌ها دالر، این‌جا در کانادا زنده‌گی مرفه‌ای به خود ساخته و سرگرم فعالیت‌های تجارتی است.

    عمر خضر در سال ۲۰۰۲ میلادی زمانی که دوازده سال داشت، در ولایت غزنی افغانستان بازداشت شد. بازداشت عمر خضر هم کار ساده‌ای نبود، او و شماری دیگر از طالبان و شبکه القاعده حدود پنج ساعت با نیروهای امریکایی در منطقه جنگیده بودند. در همین نبرد بود که عمر خضر بم دستی‌ای را بر گروهی از سربازان امریکایی پرتاب کرد. انفجار بم پرتاب شده، منجر به کشته شدن کرستوفر سپیر Christopher Speer، افسر اردوی امریکا شد.

    به نقل از هشت صبح، نیروهای امریکایی عمر خضر را به بازداشتگاه گوانتانامو انتقال دادند. وی هفت سال در آن‌جا زندانی بود. او در یک محکمه به فعالیت‌های تروریستی اعتراف کرده بود. عمر خضر بعداً به کانادا انتقال یافت، اما با استفاده از قوانین مدنی این کشور مبارزه تازه‌ای را آغاز کرد. او به وسیله وکیلش حکومت را به نحوی قانع ساخت تا بر مبنای حقوق بشری از دست‌رفته‌اش، غرامت بپردازد.

    حکومت کانادا نیز به دلیل این که نتوانسته بود از حقوق عمر خضر در هنگام بازداشتش در گوانتانامو دفاع کند، دو سال قبل یعنی در سال ۲۰۱۷ میلادی مبلغ ده و نیم میلیون دالر کانادایی را به وی به عنوان غرامت پرداخت.

    این تصمیم حکومت فدرال کانادا با انتقادهای تندی در داخل و بیرون از کانادا روبه‌رو گردید.

    سهم‌گیری عمر خضر در فعالیت‌های تروریستی در داخل افغانستان و دادن غرامت مالی برای وی، واکنش‌هایی را در میان افغان‌ها نیز بر انگیخت. افغان‌ها که بیش‌تر از همه از فعالیت‌های تروریستی شبکه‌ی القاعده و افراد وابسته به آن متاثر شده‌اند، انتظار دارند تا دنیا مبارزه جدی‌تر در برابر خشونت و تندروی داشته باشد و از دادن مشوقات اجتناب کند.

    محمدیونس مهرین، یکی از نویسنده‌ها و ژورنالیست‌های سرشناس افغانستان که در کابل زنده‌گی می‌کند، با اشاره به فعالیت‌های عمر خضر و غرامتی که به وی پرداخته شده است چنین می‌گوید: «دقیقاً این‌ها از ضعف سیاسی و حماقت سردم‌داران ما استفاده کرده و خود را صاحب میلیون‌ها دالر ساختند.»

    عمر خضر به تازه‌گی در مصاحبه‌ای با بخش فرانسوی «رادیو کانادا» اظهار داشته است که بخشی از پول‌هایش را در فعالیت‌های تجارتی به کار انداخته است.

    به نوشته روزنامه «اوتاوا ستیزن»، وی حدود سه میلیون دالر از پولی را که دولت برایش پرداخت کرده بود، در یک شاپنگ‌سنتر در شهر ادمنتون سرمایه‌گذاری کرده است.

    پدر عمرخضر از عربستان و مادرش از مصر است. عقیده بر آن است که وی تحت تاثیر اندیشه‌های افراطی پدرش، با شبکه‌ی القاعده یک‌جا شده بود.

    عمر خضر در این مصاحبه‌اش گفته است که از رویداد‌های افغانستان چیزی را به یاد ندارد.

    وی در پاسخ به پرسشی که از رویداد درگیری با نیروهای امریکایی در افغانستان چی چیزی را به خاطر دارد گفت: «وقتی به هوش آمدم، برایم گفتند که در نتیجه همان بمی که پرتاب کرده بودم، یک افسر امریکایی کشته شده است.»

    شعیب جلیل‌زاد یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی در صفحه فیس‌بوک خود در واکنش به اظهارات تازه عمر خضر که گفته است از جنگ افغانستان و رویداد‌هایی که وی در آن دخیل بوده است، چیزی به یاد ندارد، چنین نوشته است: «شاید از مفلسی القاعده شده بود، اما حالا که پول یافت و هوشیار شد، حتا گذشته سیاه خود را به خاطر ندارد.»

    نیروهای امریکایی در خزان سال ۲۰۰۱ میلادی اداره طالبان را که از شبکه القاعده در افغانستان حمایت می‌کرد، از قدرت بر انداختند. با آن که عمر خضر رویداد‌های جنگ و تفنگ را فراموش کرده است اما افراد وابسته به شبکه القاعده، طالبان و گروه داعش تا هنوز هم به جنگ در برابر قوای بین‌المللی و نیروهای افغان ادامه می‌دهند. پیش‌بینی برگشت صلح دشوار است، اما ظهور میلیونرهای جنگ افغانستان را می‌توان پیش بین بود.

    برشنا نظری – کاناد

  • امریکا رصد مناطق تحت کنترل طالبان را متوقف کرده‌است

    امریکا رصد مناطق تحت کنترل طالبان را متوقف کرده‌است

    این درحالی‌ست که امریکا پیش از این مناطق تحت کنترل طالبان و حکومت افغانستان و شرایط تحولات امنیتی را رصد و بررسی می‌نمود و نتایج آن را معیار سنجش پیشرفت‌های امنیتی قرار می‌داد.

    این معیار در حالی کنار گذاشته شده است که گروه طالبان عملیاتی را تحت نام «الفتح» با هدف تشدید جنگ علیه نیروهای افغان و مأموریت حمایت قاطع اعلام کرده است.

    اداره بازرس ویژه‌ی امریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) در گزارشی تازه که سه‌شنبه‌شب گذشته همگانی شد، اعلام کرد ارتش امریکا دیگر ساحات و حدود کنترل دولت و نیز مناطق تحت تصرف طالبان را رصد و سنجش نمی‌کند.

    ارتش امریکا در تماس با گزارش‌گر سیگار این موضوع را تأیید کرده است.

    مأموریت حمایت قاطع نیز به سیگار گفته است سنجش و بررسی ساحات زیر کنترل دولت و مخالفان مسلح اهمیت راهبردی محدود داشته و کم‌تر براساس آن تصمیم گرفته می‌شده است.

    اما جان ساپکو، بازرس ویژه امریکا در امور بازسازی افغانستان، به رویترز گفته است: «مسأله بسیار روشن است، این تصمیم سبب شده است تا مالیات‌دهنده‌گان امریکایی اطلاعات بسیار کم‌تری درباره میزان موفقیت یا شکست سرمایه‌گذاری‌ها در افغانستان در اختیار داشته باشند.»

    پیش‌تر سیگار و دیگر نهادهای مربوط، با استفاده از سنجش و رصد ارتش امریکا از ساحات، کنترل طرف‌های درگیر جنگ و میزان نفوذ آن‌ها را اعلام می‌کرد.

    در ماه‌های اخیر گفت‌وگوهای گرم و جدی میان نماینده‌گان امریکا و گروه طالبان در پیوند به روند صلح افغانستان در جریان است. قرار است که ششمین دور دیدار رسمی نماینده امریکا و گروه طالبان امروز آغاز شود. در پنج‌بار گفت‌وگوی رسمی نماینده‌گان امریکا و گروه طالبان که تاکنون انجام شده، تنها روی پیش‌نویس خروج نیروهای خارجی از افغانستان و استفاده نشدن از خاک افغانستان برای اهداف تروریستی توافق شده است.

  • چرا شورای  ملی یک‌شبه افتتاح شد

    چرا شورای ملی یک‌شبه افتتاح شد

    دور هفدهم شورای ملی افغانستان، پس از چهار سال تأخیر روز جمعه (6 ثور 1398) از سوی رییس‌جمهور اشرف‌غنی رسماً افتتاح شد. 

    با گذشت هشت ماه از برگزاری انتخابات پارلمانی ماه میزان سال 1397 و افتتاح شورای ملی، تاکنون نتایج انتخابات شماری از ولایات از جمله پایتخت اعلام نشده است. اما حکومت پیش از آن‌که کمیسیون نتایج بررسی‌هایش را اعلام کند، با عجله به افتتاح شورای ملی اقدام کرد. 

    کمیسیون انتخابات در روز افتتاح دور هفدهم شورای ملی، نتایج ولایات بغلان، کندز، وردک و حوزۀ کوچی‌ها را بدون هیچ‌گونه تغییری اعلام کرد. نتایج نهایی این حوزه‌ها، به دلیل شکایت‌های فراوان و اتهامات گستردۀ تقلب، به جنجال کشیده بود. 

    به دنبال اعلام نتایج نهایی این حوزه‌ها، معترضان در برخی شهرها از جمله بغلان به جاده‌ها ریخته و هشدار داده‌اند که نتیجۀ تقلب را نمی‌پذیرند و برای تحقق عدالت مبارزه می‌کنند. 

    در شرایطی‌که نتایج شماری از ولایات نهایی نشده و کمیسیون سرگرم بررسی‌ و ارزیابی آرا و شکایت‌هاست، تعجیل حکومت در افتتاح شورای ملی، پرسش‌هایی را به وجود آورده است. 

    دلایل تعجیل در افتتاح شورای ملی 

    معترضان می‌گویند: وقتی غنی توانست چهار سال تمام تأخیر در انتخابات و تداوم کار غیرقانونی شورای ملی را تحمل کند؛ اجازه می‌داد که نتایج ولایات باقی مانده هم اعلام شده، آرای پاک و ناپاک جدا می‌گردید و آنگاه به افتتاح شورای ملی مبادرت می‌ورزید. 

    اما رئیس جمهور به دو دلیل عمده به‌یک‌ بارگی به افتتاح شورای ملی اقدام کرد: 

    نخست: حکومت روز یک‌شنبه (9 ثور) جرگۀ مشورتی صلح را برگزار می‌کند. تحریم جرگه از سوی 12 تن از نامزدان ریاست‌جمهوری و بسیاری از احزاب و جریان‌های مهم، پیش ‌از پیش مشروعیت و اعتبار جرگه را زیر سوال برده است. اشرف‌غنی با افتتاح پارلمان تلاش ورزید که پای نمایندگان جدید را به جرگۀ مشورتی صلح بکشاند و به نامزدان ریاست‌جمهوری تفهیم کند که اگر شما به حیث «نامزدان بالقوه» در جرگه شرکت نمی‌کنید، ما قادر هستیم جای شما را با «نماینده‌گان بالفعل» مردم پر سازیم. شکی نیست که شرکت نمایندگان جدید در لویه جرگۀ مشورتی، به مقبولیت و اعتبار جرگه کمک کرده و خاطر حکومت را مبنی بر الزامیت فیصله‌های جرگه راحت خواهد ساخت. البته اکثریت نامزدان تازۀ مجلس نیز وابسته به تیم‌های انتخاباتی هستند و احتمال می‌رود با تبعیت از تیم‌های مورد حمایت‌شان در جرگه شرکت نکنند. 

    دوم. پس از افتتاح شورای ملی، تاهنوز از نتایج انتخابات حوزۀ کابل و پکتیا خبری نیست. کابل با توجه به جمعیت 6 میلیونی، بیشترین نماینده (33) را در شورای ملی دارد. رقم زیاد شکایت‌ها و اتهامات تقلب و جعل نیز در کابل ثبت شده است. رهبری پیشین کمیسیون شکایات انتخاباتی به‌دلیل حجم گستردۀ شکایت‌ها، نتایج حوزۀ کابل را باطل ساخت. اما در نتیجۀ فشار و مقاومت حکومت و کمیسیون انتخابات، تصمیمش را عوض کرد. 1/3 درصد نامزدان انتخابات پارلمانی سراسر افغانستان از حوزۀ کابل نامزد بودند. مجموع نامزدان انتخابات پارلمانی 2300 تن بود که از این میان، 803 تن از حوزۀ کابل وارد رقابت‌ها شده بودند. در فهرست ابتدایی انتخابات کابل، اکثریت سرمایه‌داران و بازرگانان مشهور به پارلمان راه یافتند. 

    حکومت به خوبی می‌داند که وکلای حوزۀ کابل به دلیل سرمایه و پول هنفگت بیشترین تأثیر و نقش را در تعیین هیأت اداری پارلمان بازی می‌توانند. سه تن از نمایندگان پیروز حوزۀ کابل که میانۀ خوبی با ریاست‌جمهوری ندارند، نامزد ریاست مجلس نیز هستند. غنی با ترس از نقش‌آفرینی میلیونرهای مجلس به افتتاح شورا مبادرت ورزید تا از حضور آنان در رهبری شورای ملی و نقش‌ سرنوشت‌سازشان در تعیین هیأت اداری جلوگیری نماید. 

    موجودیت هیأت اداری وابسته و گوش به فرمان، برای حکومت بسیار مهم است. چون در گذشته اشرف‌غنی از سوی هیأت اداری مجلس بسیار آزار دیده است. حالا با دورزدن نمایندگان کابل تلاش می‌کند که تجربۀ تلخ گذشته تکرار نشود. 

    اما آیا در نبود نمایندگان یک حوزۀ بزرگ، انتخابات هیأت اداری و تعیین رییس مجلس مشروعیت دارد؟ 

    قانون درونی مجلس حکم می‌کند که رأی‌گیری دربارۀ تعیین هیأت اداری و تأیید و یا رد مسوده‌های قانون با دوثلث آرا انجام ‌شود. در حال حاضر، دو ثلث آرا تکمیل است و نمایندگان پارلمان می‌توانند به تعیین هیأت اداری‌شان اقدام کنند. البته این قانون درصورتی می‌تواند نافذ باشد که نمایندگان مجوز حضور در شورای ملی را داشته باشند. حالا نمایندگان یک بخشی از مردم به دلایلی از حضور در تصمیم‌گیری‌های اساسی مجلس محروم ساخته شده‌اند. 

    از سوی دیگر، قانون اساسی، قانون انتخابات و قانون درونی مجلس صراحت دارد که هرگونه انتخابات باید سراسری، بدون تبعیض میان اتباع و همه شمول برگزار شود. حکومت با تعجیل در افتتاح شورای ملی، عملاً بخش بزرگی از نمایندگان و جمعیت قابل ملاحظۀ واجدان شرایط رأی‌دهی(1/3 درصد نفوس افغانستان) را از حق تعیین رییس و هیأت اداری مجلس محروم ساخته است. چنین اقدامی با روح قوانین نافذۀ کشور ناسازگار است. بنابراین، در نبود نمایندگان حوزۀ کابل، تعیین هیأت اداری مجلس، مشروعیتی نخواهد داشت. اشرف‌غنی تلاش می‌کند که در ریاست مجلس یکی از افراد مورد نظر او قرار گیرد. کمال ناصر اصولی، نماینده خوست و عبدالروف ابراهیمی، رییس سابق مجلس، از گزینه‌های آقای غنی برای ریاست مجلس است. 

    افتتاح غیرقانونی قوۀ قانون‌گذاری 

    اقدام رییس‌جمهور دربارۀ افتتاح عجولانۀ شورای ملی، با انتقادات فروانی به همراه شد. 

    یک نماینده کابل در مجلس می‌گوید که اقدام رییس‌جمهور دربارۀ افتتاح شورای ملی، خلاف قانون و حیرت‌انگیز بوده است. اشرف‌غنی با وجود این‌که از قوانین آگاهی دارد؛ دنیا را می‌شناسد و اما خود را در ناآگاهی و غفلت زده و در تصمیم‌گیری‌هایش هیچ اعتنایی به قانون ندارد. 

    اما رییس‌جمهور غنی در مراسم افتتاح شورای ملی، مسوولیت تأخیر در تدویر انتخابات و افتتاح پارلمان را به‌رهبری پیشین کمیسیون انتخابات نسبت داد. او گفت که افتضاح انتخابات، ناشی از بی‌کفایتی مدیران سابق کمیسیون انتخابات است. 

    چنانچه تأخیر در برگزاری انتخابات و همچنان تأخیر در اعلام نتایج انتخابات پارلمانی، به طنز بزرگ سیاسی در سطح منطقه تبدیل شد؛ نحوۀ افتتاح پارلمان نیز مورد تمسخر ناظران و تحلیل‌گران قرار گرفته است. چندی پیش، یکی از رهبران حکومت وحدت ملی گفت که اگر نفوس افغانستان به اندازۀ چین بود، نتایج انتخابات ما در قیامت اعلام می‌شد! 

    فرمان تقنینی به جای پارلمان 

    اشرف غنی در موجودیت پارلمان هم هیچ اعتنایی به مصوبه‌ها و فیصله‌های مجلس نداشته است. او حتا به تکرار قوانین مصوب مجلس و توشیح‌شده را برگردانده و تطبق خواسته‌اش نافذ ساخته است. اما حالا با افتتاح شورای ملی در پی خاتمه‌دادن به انتقادها مبنی بر نامشروع بودن بدنۀ اصلی دولت (شورای ملی) است. مهم نیست که شورای ملی چقدر در نظارت بر اعمال حکومت، قانون‌گذاری و نمایندگی از مردم سهم می‌داشته باشد. دورۀ پنج سالۀ حکومت وحدت ملی، بدترین روابط میان قوه‌های سه گانه به ویژه قوۀ مجریه و مقننه بوده است. علی‌رغم بازبودن دروازۀ پارلمان، طی پنج سال، بسیاری از وزرا سال‌ها به حیث سرپرست در وزارت‌خانه‌های کلیدی به کار پرداخته‌اند. درحالی‌که قانون سرپرستی صراحت دارد و هیچ مقامی، بیشتر از یک ماه نمی‌تواند به حیث سرپرست به کار ادامه دهد. 

    در جریان یک سال پسین، اشرف غنی 82 فرمان تقنینی صادر کرده که اکثریت این فرامین از جانب شورا رد شده است. فرامین تقنینی متعدد رییس‌جمهور مجلس را وادار کرد که طرح قانون صدور فرامین تقنینی را تصویب نماید. 

    طرح مجلس دربارۀ فرامین تقنینی چهار رکن اساسی داشت: 

    1. در صورتی‌که قانون موجود باشد، رییس‌جمهور حق صدور فرمان تقنینی را ندارد. چون فلسفۀ صدور فرمان تقنینی، پرکردن خلاءقانون‌ بود. وقتی قانون وجود داشته باشد، نیازی به فرمان تقنینی نیست.

     2. رییس‌جمهور در هنگام بازبودن درِ شورای ملی، حق صدور فرمان تقنینی را ندارد.

     3. رییس‌جمهور حق صدور فرمان تقنینی در مسایل مالی را ندارد.

     4. رییس‌جمهور نمی‌تواند در مسایل عادی و نورمال فرمان صادر کند. اما این طرح مجلس از سوی رییس‌جمهور رد شد.

    حالا مجلس جدید می‌تواند با دوثلث آرا طرح را باردیگر تصویب و توشیح سازد و از صدور فرامین رییس‌‌جمهور جلوگیری نماید.

    نویسنده: آنیتا احمدی 

  • سناریوی تسلط غنی بر پارلمان و دادگاه عالی انگار تکمیل شده‌است

    سناریوی تسلط غنی بر پارلمان و دادگاه عالی انگار تکمیل شده‌است

    دوران حکومت رئیس جمهور غنی را باید دوران تأخیر، عوام فریبی و صید ماهی‌های مراد از آب گل‌آلود اوضاع سیاسی افغانستان نامید: نگاهی به حافظه‌ی کوتاه مدت تارخی مردم افغانستان که بیندازیم، به روشنی درمی‌یابیم که رئیس جمهور غنی از همان ابتدا با تزویر و فریب از به تأخیر انداختن رویدادهای مهم به بهترین نحو به نفع خود و حلقه‌ی خودی اطرافش سود برده‌است؛ گواه روشن این مدعا، عدم برگزاری لویه جرگه اضطراری تعدیل قانون اساسی از سوی رئیس جمهور غنی می‌باشد.

    براساس تفاهم‌نامه سیاسی تشکیل دولت وحدت ملی، قرار بود پس از دو سال لویه جرگه اضطراری برگزار و با تعدیل قانون اساسی افغانستان، پست صدراعظمی به صورت قانونی تعریف و صلاحیت‌ها و امتیازات مادی و معنوی آن به داکتر عبدالله عبدالله سپرده شود، این اتفاق نه‌تنها نیفتاد که غنی در ادامه خود را پیروز انتخابات پرتقلب ریاست جمهوری سال 2014 خواند و در نگاهی ترحم‌آمیز به رئیس اجرایی و طرفدارانش در  تیم اصلاحات و همگرایی تنها حاضر شد ریاست جلسات شورای وزیران را به داکتر عبدالله بسپارد.

    رئیس جمهور غنی که با صدای بلند خود را سرقومندان اعلای قوای مسلح می‌خواند، در  اقدامات عوام‌فریبانه بعدی خود و به بهانه شکستن جزایر قدرت و تطبیق حاکمیت قانون، تمام چهره‌های سرشناس مردمی که دستی در تغییر اوضاع سیاسی کشور داشتند و نوعی تهدید برای تداوم برنامه‌های انحصارطلبانه‌ی غنی محسوب می‌شدند، را با سوء استفاده از قوای مسلح کشور سرکوب نمود: دوسیه‌زای علیه جنرال دوستم، معاون اول رئیس جمهور و از چهره‌های مشهور جهادی که در حمله امریکا به افغانستان و جنگ با طالبان همکاری نزدیکی با  ایالات متحده داشت مثال بزرگی از انحصارگرایی غنی است.

    نمونه‌های بارز دیگر، کنار گذاشتن عطا محمد نور، رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی و از چهره‌های سرشناس جهادی که او هم در شکست دادن طالبان با امریکا همکاری صمیمانه‌ای داشت، از ولایت بلخ و ملغی کردن پست معاونیت دوم ریاست اجرایی می‌باشند.

    اما تازه‌ترین اقدام انحصارگرایانه رئیس جمهور غنی که خود را داعیه‌دار احیای حکومت شاه‌امان‌الله می‌داند، مهندسی انتخابات گذشته پارلمانی در افغانستان می‌باشد.

    رئیس جمهور عصبانی و خودخواه کنونی افغانستان که خود را دارنده‌ی لقب دومین متفکر دنیا می‌داند اما حوصله شنیدن حتی یک سخن حق را ندارد و به سرعت از کوره در می‌رود در برنامه‌ای هدفمند و با استفاده از نیروهای خبیثه‌ی خود که از قبل آنها را در پست‌های مشاوریت رئیس جمهور در بخش‌های مختلف جلب و جذب کرده بود، انتخابات گذشته پارلمانی را به سویی هدایت کرد که خروجی آن همان چیزی باشد که غنی و ارگ می‌خواست.

    براساس شواهد موجود، غنی دل خوشی از دوره شانزدهم شورای ملی نداشت: دور شانزدهم شورای ملی اگر نگوییم به طور کامل که تاحدودی نقش نظارتی خود را به خوبی انجام داد، نمایندگان این دوره در بسیاری موارد علم مخالفت با طرح‌ها و برنامه‌های غنی را برافراشتند و با سؤالات اساسی دولت  غنی را به چالش کشیدند.

    دل‌خوری غنی از برخی نمایندگان دور شانزدهم سبب شد در انتخابات پارلمانی اخیر که در ماه میزان سال گذشته هجری خورشیدی برگزار شد و اینک پس از گذشت نزدیک به هفت ماه هنوز نتایج آن به صورت کامل اعلام نشده، نام نمایندگان مخالف غنی که براساس اسناد موجود آراء لازم برای ورود به دور هفدهم را نیز به دست آورده بودند، از لیست برندگان انتخابات حذف شود و تنها چهره‌های گوش به فرمان غنی به پارلمان کنونی که روز گذشته افتتاح شد راه یابد.

    رئیس جمهور غنی در حالی دور هفدهم شورای ملی را روز گذشته و پس از چهار سال تأخیر افتتاح کرد که هنوز نتایج انتخابات پارلمانی در برخی ولایات به شمول کابل هنوز اعلام نشده و شورای ملی از بعد کمی ناقص به حساب می‌آید.

    غنی هنگام افتتاح دور هفدم شورای ملی طی سخنان، بیشتر اعضای جدید مجلس را تحصیل‌کرده و جوان خواند و از ترکیب مجلس تازه ابراز خشنودی نمود.

    غنی، دوره تازه تقنینی مجلس را دوره‌ی «استحکام وحدت ملی» نامگذاری کرد و ابراز امیدواری نمود در دوره تازه هماهنگی بیشتری میان پارلمان و حکومت ایجاد شود.

    رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود به نقش نظارتی پارلمان اشاره کرد و از  نمایندگان جدید خواست این امر را از حالت مغرضانه خارج و به یک روند مؤثر تبدیل کنند.

    این همه در حالی‌ست که در میان خشنودی برخی خوش‌بین‌ها نسبت به آغاز دور هفدهم، موجی از بدبینی‌ها که بسیاری از آنها نزدیک به واقعیت به نظر می‌رسند نیز وجود دارد.

    براساس این پیش‌بینی‌ها، دوره تازه تقنینی مجلس می‌تواند منشأ چالش‌های کلان در سال‌های پیش‌رو باشد: به باور این دسته از کارشناسان، وحدت ملی که غنی از آن سخن می‌گوید از بین بردن نقش نظارتی مجلس به معنای واقعی کلمه می‌باشد؛ غنی که در مهندسی انتخابات پارلمانی سال گذشته هجری خورشیدی موفق بود و توانست افراد وفادار به خود را به پارلمان تزریق کند، اینک انتظار دارد پارلمان نجن سیطر‌ه‌ی کامل او باشد در غیر اینصورت نقش نظارتی پارلمان برای غنی طعم تلخ خواهد داشت.

    از سویی دیگر، اعلام نشدن نتایج انتخابات در برخی ولایات از جمله ولایت مهم  کابل هنوز دست غنی را برای وارد ساختن چهره‌های نزدیک به خود به پارلمان باز گذاشته‌است.

    رئیس جمهور غنی به گمان خود بسیار ماهرانه انتخابات را مهندسی کرد و پس از حصول اطمینان از پیروز ساختن افراد نزدیک به خود، در  اقدامی نمادین تمامی اعضا و کمیشنران کمیسیون‌های مستقل انتخابات را از کار برکنار و پرونده آنها را به دادستانی معرفی کرد اما هیچگاه اصل انتخابات را زیر سؤال نبرد، انتخاباتی که به باور بسیاری از  کارشناسان باید به طور کامل باطل اعلام می‌شد.

    رئیس جمهور غنی علاوه بر مهندسی کردن انتخابات پارلمانی سال گذشته برای تسلط بر شورای ملی، با ذکاوت خاصی توانست دادگاه عالی را نیز فریب دهد و حکم ادامه‌ی دوره ریاست جمهوری خود تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آینده افغانستان و اعلام نتایج آن را از سوی دادستانی کل اخذ نماید.

    در این میان، پرواضح است که غنی در تسلط بر پارلمان و دادگاه عالی به عنوان دو قوه‌ی اصلی از سه قوه نظام جمهوری اسلامی افغانستان، تا این لحظه موفق عمل کرده و اگر انتخابات ریاست جمهوری آینده در تاریخ اعلام شده برگزار شود، به احتمال زیاد غنی با کارهایی که از قبل  انجام داده و به مدد گروه کاری جاعل خود می‌تواند پیروز انتخابات باشد و یک دوره دیگر در ارگ بماند.

  • پاکستان در اتصال تجاری افغانستان به هند کارشکنی کرده‌است

    پاکستان در اتصال تجاری افغانستان به هند کارشکنی کرده‌است

    پاکستان می‌خواهد که افغانستان بدون دریافت امتیاز متقابل، دسترسی تاجران پاکستانی به آسیای میانه را تسهیل کند. اتصال بازرگانی پاکستان به آسیای میانه، ‌به سود اقتصاد افغانستان و منطقه است،‌ اما کابل زمانی به این اقدام مبادرت خواهد ورزید که اسلام‌آباد برمبنای قرارداد سال ۲۰۱۰ دو کشور، دسترسی بازرگان افغان به بندر واگه و از آن‌جا به قلمرو هند را فراهم سازد. هنوز رنگ امضای‌ وزیران وقت تجارت افغانستان و پاکستان روی قرارداد تجارتی و ترانزیتی دو کشور در سال ۲۰۱۰ خشک نشده بود که اسلام‌آباد به نقض آن آغاز کرد. پاکستان به معنای واقعی کلمه به بازرگانان افغانستان اجازه نداد که کاروان‌های اموال‌شان از راه بندر واگه به هند برود.

    پاکستان بهانه‌های گوناگون تراشید؛ گاه خواستار آن شد که تاجران افغان در بانک‌های پاکستانی حدود یک میلیون روپیه‌ی پاکستانی ضمانت بگذارند و گاه نبود یک قرارداد تجاری میان هند و افغانستان را بهانه قرار داد. ضمانت ماندن حدود یک میلیون روپیه‌ی پاکستانی در بانک‌های آن کشور، برای تاجران افغان ناممکن بود. چرا باید تاجران افغان یک مقدار بسیار بزرگ وجه نقد را در بانک‌های  پاکستانی می‌گذاشتند؟ این بهانه‌گیری‌های پاکستان سبب شد که قرارداد ترانزیتی و تجارتی میان دو کشور ناکام شود. جالب این است که قرارداد تجارتی و ترانزیتی افغانستان و پاکستان را که جانشین قرارداد مشابه سال ۱۹۵۶ شده بود، هیلاری کلنتون، وزیر خارجه‌ی وقت امریکا در سال ۲۰۱۰ میانجی‌گری کرده بود. خانم کلنتون در مراسم امضای آن قرارداد هم در اسلام‌آباد حضور داشت. با آن هم پاکستان حاضر نشد که دسترسی افغانستان به خاک هند را از طریق قلمرو خودش تسهیل کند.

    هشت صبح در مطلب در مورد انتظارات تجاری متقابل افغانستان و پاکستان می‌نویسد پاکستان حالا حتا در قسمت پرواز هواپیما‌های مسافربری از کابل به دهلی‌نو مشکل ایجاد کرده است. پس از تنش‌های نظامی در کشمیر، پاکستان فضای خود را به روی هواپیماهای مسافربری که مقصدشان هند باشد، بست. این کشور بعداً به روی کشورهای دیگر حریم فضایی خود را باز کرد، ‌ولی هنوز آن طوری که باید، مشکل حریم فضایی پاکستان در برابر هواپیماهای مسافربری افغانستان حل نشده است. بعید نیست که روزی پاکستان به صورت رسمی حریم فضایی خود را به روی هواپیماهای مسافربری افغانستان که مقصد‌شان هند باشد، ‌ببندد.

    اما همین کشور انتظار دارد که کابل وارد قرارداد سه‌جانبه‌ی ترانزیتی میان افغانستان، ‌پاکستان و تاجیکستان شود. پاکستان می‌خواهد که افغانستان از طریق قلمروش زمینه‌ی دسترسی بازرگانان پاکستانی به خاک تاجیکستان و احتمالاً دیگر کشورهای آسیای میانه را فراهم کند. پاکستان خواستار آن است که کشورهای آسیای میانه هم از طریق افغانستان با اسلام‌آباد تجارت کنند. تمام این خواست‌ها مشروع است، ‌مشروط بر این‌که پاکستان هم امتیاز متقابل بدهد. هیچ ممکن نیست که پاکستان امتیاز متقابل ندهد، ولی افغانستان خدمات‌رسانی کند. افغانستان یک کشور مستقل است؛ این کشور کدام ایالت در چارچوب دولت فدرال پاکستان نیست که هرچه اسلام‌‌آباد بگوید، آن را قبول کند. افغانستان هم منافع بازرگانی و اقتصادی دارد و ناگزیر است که آن را دنبال کند. افغانستان می‌خواهد روابط دیپلماتیک، بازرگانی و فرهنگی با هند داشته باشد.

    اگر پاکستان دسترسی افغانستان به خاک هند را از طریق قلمروش تسهیل کند، منافع اقتصادی افغانستان تا حدی تأمین می‌شود. آن زمان پاکستان می‌تواند امتیاز دسترسی به آسیای میانه از طریق قلمرو افغانستان را به دست بیاورد. افغانستان نمی‌تواند یک‌جانبه امتیاز بدهد و در بدل آن چیزی دریافت نکند. پاکستان حتماً می‌خواهد که وضعیت قبل از سال ۲۰۰۱ در افغانستان حاکم شود تا کابل از اسلام‌آباد به عنوان یک دولت وابسته حرف‌شنوی داشته باشد،‌ ولی آن وضعیت دیگر برنمی‌گردد. افغانستان استقلال خودش را در هر‌وضعیتی حفظ خواهد کرد.

    مردم افغانستان هم می‌خواهند که دولت‌شان منافع کشور‌شان را دنبال کند و زیر فشار پاکستان به معامله‌ای که در آن سود افغانستان متصور نباشد، تن ندهد. دولت افغانستان هم نمی‌تواند این خواست برحق مردم افغانستان را نادیده بگیرد و وارد معامله‌ای با پاکستان شود که مردم افغانستان از آن سود نمی‌برند. پاکستان باید افغانستان را به عنوان یک کشور مستقل که خودش منافع خود را دنبال می‌کند، ‌بشناسد و نگاه استعماری خود را کنار بگذارد. اگر ارتش پاکستان هم‌چنان نگاه استعماری به افغانستان داشته باشد،‌ نه تنها مشکل دو کشور حل نمی‌شود، بلکه وضعیت کل منطقه پیچیده‌تر خواهد شد. اگر روابط افغانستان و پاکستان برمبنای حسن هم‌جواری و منافع متقابل گسترش یابد،‌ زنده‌گی مردمان هردو کشور بهبود خواهد یافت.

  • تلفات غیرنظامیان در سال گذشته خورشیدی 19 درصد افزایش یافته‌است

    تلفات غیرنظامیان در سال گذشته خورشیدی 19 درصد افزایش یافته‌است

    سیما سمر، رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر، با ارائهٔ گزارش تلفات غیرنظامیان در یک سال گذشته (۱۳۹۷ خورشیدی) در افغانستان، همچنان گفت در مجموع ۱۱ هزار و ۲۱۲ غیرنظامی در سال گذشته در کشور کشته یا زخمی شده‌اند در حالی که این رقم در سال ۱۳۹۶خورشیدی به ۹ هزار و ۴۱۳ نفر می‌رسید.
    وی این آمار را نگران‌کننده خوانده، تصریح کرد از این مجموع، سه هزار و ۳۲ نفر کشته و هشت هزار و ۱۸۰ نفر دیگرشان زخمی شده‌اند.
    به گفتهٔ خانم سمر از نگاه جنسیت و سن این تعداد افراد غیرنظامی، هفت هزار و ۷۰۹ نفر آن مرد، ۹۳۳ نفر آن زن و دو هزار ۴۵۲ نفر دیگر آن کودک می‌باشند.
    وی همچنان افزود که جنسیت ۱۱۸ نفر دیگر نیز مشخص نشده‌است.
    رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر گفت که تلفات غیرنظامیان به ترتیب در حوزهٔ جنوب – غرب، شرق، مرکز، شمال – شرق، جنوب، غرب و شمال کشور بوده‌است.
    وی همچنان با اشاره به عاملان تلفات غیرنظامیان در کشور افزود که ۵۳ درصد آن از سوی طالبان، ۱۱٫۹ درصد آن از طرف نیروهای امنیتی و نیروهای بین‌المللی در افغانستان و ۱۲٫۵ درصد دیگر آن نیز از سوی گروه داعش صورت گرفته‌است.
    سمر تأکید کرد که ۲۱ درصد دیگر تلفات غیرنظامیان در سال گذشته را کس و گروهی بر عهده نگرفته‌است.
    رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان همچنان با اشاره به نوعیت حوادث افزود که ۲۷ درصد غیرنظامیان در حملات انتحاری، ۲۰٫۲۵ درصد آن در درگیری‌های زمینی طرف‌های جنگ، ۱۹٫۱۹ درصد آن در حملات راکتی، ۱۶٫۳۵ درصد آن در انفجار ماین‌های کنارجاده‌ای و ۸٫۵ درصد آن در حملات هوایی کشته و زخمی شده‌اند.
    وی افزود که ۸۴۷ نفر دیگر در قتل‌های فردی و ۸۸ نفر دیگر نیز در جریان عملیات شبانه کشته شده‌اند.
    به گفتهٔ سیما سمر، حمله بر رسانه‌ها و خبرنگاران نیز در سال گذشته، ۲۴ کشته و ۲۰ زخمی بر جای گذاشته‌است و ۲۷ خبرنگار دیگر نیز در جریان سال ۱۳۹۷ مورد توهین و لت‌وکوب قرار گرفته‌اند.
    در همین حال کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از دولت افغانستان خواست که به تمام نیروهای امنیتی قوانین بین‌المللی بشردوستانه را تدریس کند، به فرهنگ معافیت پایان دهد و مسئولانی که در جلوگیری از تلفات غیرنظامیان غفلت کرده‌اند، مجازات کند.
    این کمیسیون همچنین از طرف‌های درگیر جنگ نیز خواست که قوانین بین‌المللی را مراعات کرده و به‌خاطر جلوگیری از تلفات غیرنظامیان آتش‌بس اعلام کنند.

  •  نشست قطر از برنامه‌ریزی برای شروع تا دلایل لغو

     نشست قطر از برنامه‌ریزی برای شروع تا دلایل لغو

    لغو نشست قطر با پرسش‌ها و انتقادهای زیادی مواجه شده است. هرچند طرفین تاکنون به‌صورت رسمی دلایل خود در این مورد را ارایه کرده‌اند، اما به نظر می‌رسد عواملی فراتر از آن‌چه در اعلامیه‌های مطبوعاتی بازتاب یافته است، باعث شده تا نشست قطر لغو شود.

    سه روز پس از لغو نشست قطر، وزارت امور خارجه امریکا خواهان برگزاری فوری این نشست بین دولت افغانستان و طالبان شده است. مایک پمپئو، وزیر خارجه امریکا در گفت‌وگوی تلفنی با رییس‌جمهور اشرف غنی از لغو نشست قطر ابراز تأسف کرده و گفته است که دو طرف با استفاده از فرصت پیش آمده، روی فهرست اشتراک کنندگان توافق کنند تا هرچه سریع‌تر نشست دوحه میان افغان‌ها برگزار شود.

    همزمان با این عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت افغانستان روز دوشنبه (۲ ثور) در جلسه‌ی شورای وزیران گفته است که گفت‌وگوی بین‌الافغانی که قرار بود در دوحه برگزار شود، به دلیل سوءمدیریت لغو شده است.

    نشست دوحه قرار بود برای دو روز از ۲۰ تا ۲۱ اپریل با حضور یک هیأت ۲۵۰ نفری دولت افغانستان و هیأتی از گروه طالبان برگزار شود، اما یک روز مانده به زمان برگزاری این نشست، حکومت افغانستان از لغو این نشست خبر داد. روز جمعه‌ی هفته‌ی گذشته (۳۰ حمل/ ۱۹ اپریل) ریاست جمهوری افغانستان با نشر خبرنامه‌ای گفت که حکومت قطر نشست دوحه را لغو کرده است.

    لغو نشست قطر با پرسش‌ها و انتقادهای زیادی مواجه شده است. هرچند طرفین تاکنون به‌صورت رسمی دلایل خود در این مورد را ارایه کرده‌اند، اما به نظر می‌رسد عواملی فراتر از آن‌چه در اعلامیه‌های مطبوعاتی بازتاب یافته است، باعث شده تا نشست قطر لغو شود.

    نشست دوحه چگونه آغاز شد؟
    حدود دو ماه پیش مطلق بن ماجد القحطانی، فرستاده‌ی ویژه‌ی وزیر امور خارجه قطر در امر مبارزه با تروریزم و میانجی‌گری برای حل منازعات به کابل آمد و با رییس‌جمهور اشرف غنی دیدار کرد. او در این نشست اعلام کرد که قطر کنفرانسی را در مورد صلح افغانستان برگزار می‌کند که در آن نمایندگانی از افغانستان و گروه طالبان شرکت داشته باشند.

    القحطانی در آن جلسه فهرستی را به آقای غنی ارایه کرد که در آن نام شرکت کنندگان این نشست درج شده بود. این فهرست از سوی آقای غنی رد شد. چند روز بعد زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی وزارت خارجه امریکا برای صلح افغانستان به کابل آمد و بار دیگر این موضوع را با رییس‌جمهور غنی مطرح کرد.

    آقای غنی گفته بود که اگر فهرست شرکت‌کنندگان و آجندای نشست از سوی افغانستان تهیه و نهایی شود، حکومت افغانستان با آن موافق است در غیر آن نه.

    منابعی در ریاست جمهوری افغانستان می‌گویند که آقای خلیل‌زاد پس از آن پیشنهاد دیگری را به رییس‌جمهور ارایه کرد که در آن برخی شرایط ذکر شده بود. در پیشنهاد آقای خلیل‌زاد آمده است که امریکا با قطر صحبت می‌کند تا کنفرانس یاد شده مذاکره نه بلکه گفتمان در مورد صلح باشد و فهرست اشتراک‌کنندگان نیز در داخل افغانستان تهیه شود. در این فهرست باید نمایندگان تمام اقشار به‌شمول حکومت افغانستان شامل باشند.

    «عدم مداخله‌ی حکومت قطر در فهرست اشتراک‌کنندگان»، «عدم وجود کنفرانس جای‌گزین برای مذاکرات صلح» و «تشریح افغانستان پس از یازده سپتامبر از سوی شرکت‌کنندگان به طالبان» از دیگر شرط‌های پیشنهادی آقای خلیل‌زاد به رییس‌جمهور غنی بوده است.

    حکومت افغانستان پس از آن رای‌زنی‌ها با رهبران سیاسی را آغاز کرد. حاصل این مشوره‌ها تشکیل شورای رهبری مصالحه بود که در آن شماری از رهبران سیاسی افغان حضور داشتند. این شورا فهرست شرکت‌کنندگان نشست دوحه را نیز تهیه کرد.

    نشست دوحه در واقع ادامه‌ی نشست مسکو است که در ماه دلو سال گذشته برگزار شد. در این نشست شماری از رهبران سیاسی افغانستان با نمایندگان طالبان در غیاب حکومت افغانستان دیدار کردند. در آن زمان دو طرف توافق کرده بودند تا نشست بعدی در قطر برگزار شود.

    براساس اسنادی که اطلاعات روز به آن دست یافته است، قرار بود در حدود ۲۰۰ نفر از افغانستان در نشست قطر شرکت کنند. نسخه‌ی ابتدایی فهرست نشان می‌داد که افرادی از گروه‌های سیاسی که در نشست مسکو اشتراک نداشتند، فعالان سیاسی، فعالان جامعه مدنی، زنان، نمایندگان اتحادیه‌های مهاجران در ایران و پاکستان، فعالان رسانه‌ای و تحلیل‌گران سیاسی خارج از افغانستان و گروه طالبان برای نشست قطر دعوت شده‌اند.

    هدف از این نشست تقویت گفت‌وگو میان یک جمع وسیع از زنان و مردان افغانستان که متعهد به ختم جنگ اند و تلاش برای درک بهتر از تاثیرات گفت‌وگوهای سال ۲۰۱۹ میان امریکا و طالبان در دوحه بر سر مسایل امنیتی و انکشافی افغانستان در آینده، خوانده شده بود.

    حکومت افغانستان در آن زمان با ترکیب هیأت اعلام شده از سوی قطر مخالفت کرد. سپس ارگ در ۲۷ حمل فهرست ۲۵۰ نفری هیأت دولت افغانستان برای گفت‌وگوهای صلح با طالبان در نشست قطر را ارایه کرد. در این فهرست نمایندگانی از احزاب سیاسی، شخصیت‌های سیاسی، رهبران جهادی، خانواده‌های قربانیان، شورای عالی صلح، علما، شورای ملی، جامعه‌ی مدنی، زنان، جوانان، خبرنگاران، مقام‌های حکومتی و بزرگان و متفذین قومی حضور داشتند، اما اعلام این هیأت نشست قطر را با بن‌بست مواجه کرد و واکنش‌های گسترده‌ای را خلق کرد.

    اختلاف بر سر اشتراک‌کنندگان
    ریاست جمهوری افغانستان می‌گوید حکومت قطر نشست دوحه را لغو کرده است. استدلال حکومت این است که پس از معرفی فهرست ۲۵۰ نفری هیأت دولت افغانستان، قطر یک فهرست دیگر را ارایه کرد که باید در نشست دوحه شرکت کنند.

    حکومت افغانستان این اقدام قطر را بی‌احترامی به اراده‌ی مردم خواند و گفت که در فهرست جدید که از سوی قطر ارایه شده، «شمولیت متوازن مردم افغانستان مراعات نشده است.»

    یک روز پیش از پرواز هیأت دولت افغانستان به قطر، مقام‌های قطری به حکومت افغانستان طی تماس تلفنی از پذیرش هیأت ۲۵۰ نفری خودداری کرده و فهرست جدید ۱۵۰ نفری را به حکومت افغانستان ارایه کرد. منابعی در ریاست جمهوری افغانستان می‌گویند که مقام‌های قطری گفتند که اگر فهرست ۱۵۰ نفری قبول نشود، نشست دوحه لغو می‌شود.

    سلطان برکت، رییس مرکز مطالعات نزاع‌ها و مطالعات بشری که میزبان نشست بود، اما می‌گوید که اختلاف بر سر آجندای نشست میان طرفین وجود ندارد ولی روی اشتراک‌کنندگان نشست اجماع وجود ندارد.

    او در چند تویت پیهم نوشته است که «هیچ طرف بر سر آجندا اختلاف نظر ندارند، تعهد همه‌ی طرف‌ها به آمدن صلح قابل پرسش نیست، اما بر سر اشتراک‌کنندگانی که از همه‌ی جوانب نمایندگی خوبی کند و کنفرانس را موفق بسازد هنوز توافق صورت نگرفته است.»

    پس از آن زلمی خلیل‌زاد نیز از لغو نشست قطر ابراز تأسف کرد و گفت که طرفین نشست از فرصت استفاده کرده و با کنار گذاشتن همه چیز، روی فهرست اشتراک‌کنندگانی به توافق برسند که از تمام افغان‌ها نمایندگی کنند.

    گروه طالبان نیز مدعی است که ارایه‌ی فهرست ۲۵۰ نفری از سوی ریاست جمهوری افغانستان در نشست قطر بی‌نظمی ایجاد کرد. این گروه با نشر اعلامیه‌ای گفته است که نشر این فهرست در کنار این که با شرایط و محل برگزاری نشست دوحه تناسب نداشت، امکان پذیرش آن نیز وجود نداشت.

    طالبان در واکنش به این فهرست گفتند که نشست قطر تنظیم شده است نه «عروسی یا مهمانی» و اعلام فهرست ۲۵۰ نفری هیأت گفت‌وگوکننده یک گام «ضد صلح» بود که حکومت افغانستان تلاش کرد تا از طریق آن نشست دوحه را به تعویق بیاندازد.

    کارشکنی غنی؟
    شورای رهبری مصالحه هفته‌ی گذشته «خطوط سرخ افغانستان» برای نشست دوحه را مشخص کرد. حفظ نظام جمهوری اسلامی افغانستان، برگزاری انتخابات و حفظ قانون اساسی به‌عنوان خطوط سرخ در مذاکرات با طالبان مشخص شده بود.

    پس از آن‌که نشست قطر لغو شد، طالبان به‌صورت مشخص تقصیر را به گردن حکومت افغانستان انداختند و تشکیل شورای رهبری مصالحه، تهیه‌ی فهرست ۲۵۰ نفری هیأت گفت‌وگوکننده و تعیین خطوط سرخ را «حرکات مرموز» خواندند.

    در کنار این، طالبان هیأت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان را هیأت حکومتی تلقی کردند. برخی از رهبران سیاسی افغانستان نیز به این باورند که این هیأت بیشتر حکومتی است تا هیأتی به نمایندگی از مردم.

    با تمام این اما و اگرها، برخی‌ها به این باورند که حکومت افغانستان به‌صورت آگاهانه تلاش کرد تا نشست قطر برگزار نشود و با ارایه‌ی فهرست طولانی از افراد روند را به چالش کشید.

    احمد ‌ادریس رحمانی، پژوهش‌گر افغان مقیم امریکا استدلال می‌کند، دولت افغانستان قرار نبود به روند قطر پاسخ مثبت بدهد و در جریان روند با دقت لازم کار نکرد و در تهیه‌ی فهرست ۲۵۰ نیز  برخورد جدی نداشت.

    وی گفت دولت افغانستان در روند قطر کنترل میز مذاکره را از دست داد و زمانی که تقریباً کنارآمدن امریکایی‌ها با طالبان در روند قطر نهایی شد، چانه‌زنی برای دولت افغانستان با طالبان دشوار شد.

    ادریس رحمانی استدلال می‌کند که دولت افغانستان فرصت پیش آمده را از دست داد و ممکن است در مواجهه با امریکا و طالبان با وضعیت ناچاری روبه‌رو شود: «احتمال اغلب این است که شاید امریکایی‌ها با طالبان کنار بیایند و دولت در انزوا قرار بگیرد و از روند به‌صورت کامل خارج شده و دولت جدید روی کار بیاید.»

    عباس فراسو، نامزد دکترا در دانشگاه دیکین در استرالیا اختلاف میان حکومت افغانستان و طالبان را در جای دیگر می‌بیند. او استدلال می‌کند که هر دو فهرست (فهرست حکومت و طالبان) مشکلات جدی تخنیکی-تشریفاتی داشت و دلیل آن «اختلافات چند لایه‌ی سیاسی و عدم نهادهای با تجربه در این موارد است.»

    وی گفت: «از نظر سیاسی، طالبان و قطر در لیست‌شان نماینده‌های حکومت را حذف کردند و بیشتر کسانی را شامل ساختند که یا افکار سنتی و محلی داشتند یا افکار نزدیک به طالبان. این نشان می‌دهد که طالبان با واقعیت‌های جدید جامعه‌ی افغانستان و تکثر فرهنگی و اجتماعی مملکت بیگانه‌اند. بنابراین، اختلاف بر سر طولانی بودن لیست نبود، بلکه ریشه در بنیادین‌ترین نزاع‌های سیاسی و ایدیولوژیک داشت.»

    اما حکومت افغانستان دیدگاه دیگری دارد. شاه حسین مرتضوی، معاون سخن‌گوی ریاست جمهوری استدلال می‌کند که تاکید حکومت همواره این بوده است که اگر ملاحظه‌ی مردم افغانستان در هر گفتمانی پذیرفته شود، حکومت آمادگی دارد، اما در نشست قطر ملاحظات مردم نادیده گرفته شده بود.

    وی گفت که توافق شده بود که یک فهرست جامع از افغانستان در کنفرانس شرکت کند، اما حکومت این فهرست را تهیه نکرد، بلکه در تهیه‌ی آن یک کمیته نقش داشت.

    نشست قطر درحالی لغو شد که قرار است تا یک هفته‌ی دیگر لویه‌جرگه‌ی مشورتی صلح برگزار شود؛ لویه‌جرگه‌ای که به شمول رییس اجرایی حکومت افغانستان، نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و شماری از رهبران سیاسی نیز آن را تحریم کرده‌اند. چه حکومت افغانستان و چه امریکا به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی دولت افغانستان توافق دارند که نشست قطر فرصتی برای شروع گفت‌وگوهای بین‌الافغانی و رسیدن به صلح با طالبان بود. اکنون که این فرصت از دست رفته است، پرسش اساسی این است که آیا دوباره نشست قطر برگزار خواهد شد؟ اگر این روند متوقف شود، سرنوشت توافق ابتدایی امریکا با طالبان چه می‌شود؟ چه کسانی از لغو نشست قطر سود بردند/ می‌برند؟

    الیاس نواندیش

  • دادستان کل: در یک سال گذشته به بیش از ۴۱ هزار پرونده رسیدگی شده است

    دادستان کل: در یک سال گذشته به بیش از ۴۱ هزار پرونده رسیدگی شده است

    فرید حمیدی، دادستان کل امروز دوشنبه(۲ ثور) در برنامه‌ی حساب‌دهی حکومت به ملت گفت از مجموع این پرونده‌ها، ۲۱۲۶۶ پرونده‌ی آن ملکی، ۱۴۱۳۹ پرونده‌ی آن نظامی، ۲۸۵۵ پرونده‌ی آن جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی، ۳۳۹۸ پرونده‌ی آن مواد مخدر و ۲۳۸ پرونده‌ی دیگر آن آدم‌ربایی بود.

    وی افزود برای بررسی این پرونده‌ها، پول هنگفتی به حساب دولت واریز شده که شامل ۸۰ میلیون و ۵۵۰ هزار افغانی، ۴۲۰ هزار کلدار پاکستانی، ۲۱۴ هزار کلدار هندی، ۱۰۵ هزار دالر امریکایی می‌شود.

    آقای حمیدی، مبارزه با فساد اداری، مبارزه با مواد مخدر، نظارت و اصلاحات داخلی، آموزش و ارتقای ظرفیت، دست‌رسی به عدالت، حاکمیت قانون، رعایت حقوق زندانیان و رسیدگی به قضایای خشونت علیه خبرنگاران را از کارکردهای دیگر دادستانی کل عنوان کرد.

    وی گفت که مرکز عدلی و قضایی رسیدگی به جرایم سنگین فساد اداری در سال گذشته، ۸۵۰ پرونده‌ را دریافت کرده است. او علاوه کرد: «از مجموع این پرونده‌ها به ۱۱۰ پرونده رسیدگی شده است،۱۹۳ پرونده زیر کار این مرکز قرار دارد،  ۷۶ مورد دیگر تحت کشف قرار دارند، ۴۵۴ پرونده به دلیل عدم صلاحیت رسیدگی به مراجع مربوط فرستاده شده و ۱۷ پرونده دیگر به خاطر نبود دلایل کافی الزام، حفظ شده‌اند.»

    آقای حمیدی گفت در پیوند به این پرونده‌ها،  ۲۱۲ تن از سوی این مرکز، محکوم به مجازات شده اند، ۶۷ تن ممنوع‌الخروج و وظایف ۲۸ تن دیگر، به تعلیق در آمده است.

    وی هم‌چنان گفت دادستانی کل در سال گذشته پنج تفاهم‌نامه را در راستای مبارزه با فساد اداری با وزارت داخله، دفاع ملی، ریاست عمومی امنیت ملی، ادارۀ تدارکات ملی و کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی به امضا رسانیده است.

    دادستان کل گفت ثبت دارایی‌های دادستان‌ها، تهیه و امضای فرم تضاد منافع دادستان‌ها و فعال‌سازی حاضری الکترونیکی، از فعالیت‌های دیگری است که این اداره به خاطر نظارت داخلی دادستانی کل انجام داده است.

    وی گفت در جریان سال گذشته، ۱۶ جنرال و هفت معین نیز به اتهامات مختلف، پس از اکمال تحقیقات، از سوی دادگاه محکوم به مجازات شده اند.

    آقای حمیدی هم‌چنان گفت که در جریان سال گذشته به بیش از ۵۰ پرونده‌ی خشونت در برابر خبرنگاران نیز رسیدگی شده است.

    وی افزود دو تن در پیوند به ترور عبدالمنان ارغند خبرنگار کابل نیوز در کندهار، به اعدام محکوم شده اند.

    آقای حمیدی گفت: «در پیوند به قتل احمدشاه کارکن بی بی سی نیز سه تن محکوم به مجازات شده اند که یک تن آنان محکوم به اعدام، یک تن به سی سال و یک تن دیگر به شش سال زندان محکوم به مجازات شده اند.»

  • 19 برنامه از 31 برنامه تعیین شده عملی شده‌است

    19 برنامه از 31 برنامه تعیین شده عملی شده‌است

    در گزارش فعالیت‌های وزارت تحصیلات عالی در سال 97 که روز گذشته در چارچوب برنامه «حساب‌دهی حکومت به ملت» ارائه شد آمده‌است تنها کار عملی یک فعالیت از مجموع فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده تاکنون آغاز نشده‌است.

    نجیب‌الله خواجه‌عمری، وزیر تحصیلات عالی هنگام ارائه‌ی این گزارش گفت وزارت تحصیلات عالی از مجموع ۳۱ فعالیت پلان‌شده برای سال مالی ۱۳۹۷، ۱۹ فعالیت آن را به گونه‌ی کامل عملی کرده است و ۱۱ فعالیت دیگر آن نیز در حال اجرا می‌باشد.

    این فعالیت‌ها شامل برنامه‌های بازنگری و انکشاف نصاب تحصیلی، ارتقای ظرفیت تحصیلی استادان دانشگاه‌ها، کارمندان دولت و محصیلان در خارج و داخل کشور، ارایه‌‌ی تسهیلات به استادان و دانش‌جویان، بازنگری و اصلاح قوانین و انکشاف زیربناها می‌شود. هم‌چنان از دیگر فعالیت‌های پلان‌شده این وزارت در سال گذشته، توسعه‌ی انکشاف نهادهای تحصیلی، تطبیق پالیسی‌های جندر، انکشاف زیربناهای الکترونیک، افزایش دسترسی به تحصیلات عالی و انکشاف برنامه‌های ارتقای کیفیت بوده است.

    آقای خواجه‌عمری هم‌چنان می‌افزاید وزارت تحصیلات عالی در تطبیق این برنامه‌ها، ۹۲ درصد بودجه‌ی انکشافی‌اش را به مصرف رسانده است.

    بازنگری نصاب تحصیلی

    نبود نصاب تحصیلی کشور در مطابقت با نیازمندی‌های بازار کار و معیارهای بین‌المللی همواره مورد انتقاد بوده است. محمداشرف غنی، رییس‌جمهوری کشور حدود دو سال پیش (۲۶ اسد ۱۳۹۶) از وزارت تحصیلات عالی خواست که نصاب تحصیلی در دانشگاه‌های کشور را تغییر دهد. این وزارت پس از آن تا کنون، به منظور تغییر این نصاب و بهبودی آن، دو اجماع را با اشتراک نمایندگانی از دانشگاه‌های دولتی و خصوصی در سطح کشور برگزار کرده است. اولی در ۲۸ عقرب سال ۱۳۹۶ برگزار شد و دومی هم زیر عنوان «برنامه‌ی ملی بازنگری و انکشاف نصاب‌های تحصیلی» در ۱۶ عقرب سال ۱۳۹۷.

    در برنامه‌ی ملی بازنگری و انکشاف نصاب‌های تحصیلی فیصله شده بود که رشته‌های تکنالوژی طبی، معادن، محیط زیست، قابلگی، پرستاری، صحت عامه، اداره‌ی عامه و مدیریت آموزشی در دانشگاه‌های کشور افزوده و به آن‌ها در نسبت به سایر رشته‌ها اولویت داده شود. هم‌چنان در این برنامه ۱۶۵ رشته‌ی تحصیلی قابل بازنگری تشخیص شده بود.

    اکنون وزارت تحصیلات عالی کشور می‌گوید که به تعداد ۲۰ رشته‌ی این مجموعه مورد بازنگری قرار گرفته و در مطابقت با معیارهای بین‌المللی عیار شده است. به گفته‌ی آقای خواجه‌عمری، کار بازنگری و عیارسازی بیشتر از ۱۰ رشته‌ی دیگر نیز هم‌اکنون در جریان است.

    او همچنان تأکید می‌کند: «این روند به شکل دوام‌دار ادامه دارد. تعدادی از استادان دانشگاه را ما به کشورهای خارج برای آموزش فرستادیم. در نصاب‌سازی، ما بیشتر از ۷۰ استاد خود را به کشور مالیزیا برای آموزش نصاب روان کرده‌بودیم که در بخش آموزش شاگردمحوری و مبتنی بر نتیجه، آموزش دیدند و دوباره به افغانستان برگشتند. این‌ها وظیفه گرفتند که در دانشگاه‌ها استادان دیگر را آموزش بدهند و هم‌چنان در بخش بازنگری و انکشاف نصاب تحصیلی با کمیته‌ای که در وزارت تحصیلات عالی زیر نام «کمیته‌ی ملی نصاب تحصیلی» بدین منظور فعالیت دارد، همکاری کنند.»

    پیش از این در سال ۱۳۸۸ خورشیدی نیز یک کمیته‌ به نام «کمیته‌ی ملی تجدید و انکشاف نصاب» در وزارت تحصیلات عالی ایجاد شده بود. هدف از ایجاد این کمیته نیز، تغییر نصاب تحصیلی گفته شده بود. کمیته‌‌ی ملی تجدید و انکشاف نصاب وزارت تحصیلات عالی در سال ۱۳۹۲ خورشیدی کریکولمی را که دارای ۵۲ عنوان درسی بود، به دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی توزیع کرد، ولی آن نصاب به علت غیرمعیاری و به‌روزنبودن آن، نتوانست تطبیق شود.

    ارتقای ظرفیت تحصیلی

    در گزارش از کارکرد سالانه‌ی این وزارت در سال ۱۳۹۷ آمده است که یک هزار و ۱۴۱ نفر از استادان دانشگاه‌ها و کارمندان به منظور ارتقای سویه‌های تحصیلی‌شان به برنامه‌های ماستری و دکترا اعزام شده‌اند. بر اساس این گزارش، از این مجموع، ۱۹۰ تن از استادان دانشگاه‌ها به برنامه‌های مقطع ماستری در داخل کشور در دانشگاه‌های کابل، طبی کابل، پولی‌تخنیک کابل، تعلیم و تربیه‌ی استاد ربانی، هرات، بلخ، ننگرهار، قندهار و زراعتی قندهار معرفی شده‌اند. متباقی یک هزار و ۱۴۱ نفر نیز در سطح ماستری و دکترا در خارج از کشور معرفی شده‌اند.

    همچنان در گزارش آمده است که ۸۵۰ استاد و کارمند دیگر نیز به برنامه‌های کوتاه‌مدت خارجی به منظور ارتقای ظرفیت علمی و مؤثریت آنان به خارج از کشور اعزام شده‌اند.

    در همین حال، نجیب‌الله خواجه‌عمری می‌افزاید که یک هزار و ۵۵۱ نفر را در دو سال ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ در مقاطع مختلف به ۴۱ کشور جهان به بورسیه‌های تحصیلی از سوی وزارت تحصیلات عالی اعزام شده‌اند. او هم‌چنان از ایجاد اولین سیستم آموزشی آنلاین در کشور خبر داده، می‌گوید که با ایجاد این سیستم هم‌اکنون ۴۳ برنامه‌ی ماستری و سه برنامه‌ی دکترا در دانشگاه‌های دولتی و ۳۳ برنامه‌ی ماستری در دانشگاه‌های خصوصی ایجاد شده است و ۷۰۰ نفر نیز در مقاطع ماستری و دکترا در خارج از کشور اعزام شده‌اند.

    اعتباردهی نهادهای تحصیلی

    وزارت تحصیلات عالی کشور در جریان سال گذشته‌ی خورشیدی، «چارچوب ملی تضمین کیفیت» را به منظور ارتقا و تضمین کیفیت در نهادهای تحصیلی ایجاد کرد. این وزارت می‌گوید که این چارچوب در مطابقت با معیارهای بین‌المللی آماده شده و تا کنون ۴۸ نهاد تحصیلی (۲۴ خصوصی و ۲۴ دولتی) شامل مراحل مختلف اعتباردهی، شده است. از این مجموع، پنج نهاد آن از سوی وزارت تحصیلات عالی اعتبارد داده شده است.

    هم‌چنان آقای خواجه‌عمری می‌گوید که این وزارت ۱۷۵ نهاد تحصیلی دولتی و خصوصی را از ابعاد مختلف مورد بررسی همه‌جانبه قرار داده که از آن جمله روند ارزیابی ۴۵ مؤسسه‌ی تحصیلات عالی خصوصی طبی در مرکز و ولایات کشور تکمیل شده است. به گفته‌ی او، از این مجموع به دانش‌آموختگان ۱۶ نهاد تحصیلی خصوصی ۱۸ هزار و ۸۲۱ قطعه دیپلوم توزیع شده است.

    از سویی آقای خواجه‌عمری می‌گوید که به منظور اعتباردهی در نهادهای تحصیلی و تضمین کیفیت در آن‌ها، صلاحیت مالی هشت دانشگاه به خودشان واگذار شده و سیستم مالی آن‌ها نیز بر اساس معیارهای راپوردهی مالی بین‌الملل (انتوسای) عیار شده است: «ظرفیت تدارکاتی آن نیز از اداره‌ی ملی تدارکات به آنان واگذار شده است.»

    بازنگری و اصلاح قوانین

    وزارت تحصیلات عالی کشور می‌گوید که به منظور ارتقای سطح کارآیی، شفافیت و جلوگیری از فساد در جریان سال گذشته بیش از ۱۰ سند تقنینی مورد تعدیل و بازنگری قرار گرفته است. این اسناد شامل قانون تحصیلات عالی، پلان استراتژیک این وزارت، مقرره‌های معاشات استادان، فوق‌الیسانس، شبانه، بورسیه‌ها، خواب‌گاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی و لایحه‌های تقرری اعضای کادر علمی و کریدیت می‌باشد.

    آقای خواجه‌عمری می‌افزاید که با تعدیل و بازنگری این اسناد تقنیی، مشکل بیش از دو هزار و ۴۰۰ استادی که در رتبه‌ی پوهیالی بودند، حل شده است و رتبه‌ی پوهیالی نیز از جمع رتب استادان دانشگاه برداشته شده است. او تأکید می‌کند: «با بازنگری این اسناد، تعدادی از استادان دانشگاه که نتوانسته بودند در مدت شش سال ترفیع کنند، مشکل آنان حل شد و معاشات استادان دانشگاه‌ها نیز با آن حل و اجرا شد.»

    انکشاف زیربناها

    نجیب‌الله خواجه‌عمری می‌گوید که وزارت تحصیلات عالی در جریان سال گذشته‌ی خورشیدی، ۲۲ پروژه‌ی ساختمانی را تکمیل کرده است. به گفته‌ی او، این پروژه‌ها شامل پروژه‌های ساخت و بازسازی در ولایت‌های بامیان، بغلان، پروان، پکتیا، تخار، سمنگان، کابل، کنر، ننگرهار، هلمند، هرات، قندهار و کاپیسا می‌شود.

    همچنان به گفته‌ی او، ۱۵ دانشگاه دولتی در سال گذشته با فایبر نوری وصل شده است: «با معرفی تکنالوژی جدید در سیستم حکومت‌داری در وزارت، ما پرداخت بدل اعاشه و اسناد تحصیلی محصلان بانکی، برای بررسی اسناد تحصیلی خارج مرز سیستم آنلاین ایجاد و خوابگاه‌ها با سیستم بیومتریک مجهز شده است. هم‌چنان سیستم HRMIS نیز در شماری از دانشگاه‌ها تطبیق و برای سیستم تحصیلات عالی خصوصی دیتابیش الکترونیک ساخته شده و دیتابیش استادان دانشگاه‌های دولتی نیز الکترونیک شده است.»

  • خلیل‌زاد و موفقیت دیپلماتیک در افغانستان

    خلیل‌زاد و موفقیت دیپلماتیک در افغانستان

    دیپلماسی داکتر خلیل‌زاد سبب شد که محمداشرف ‌غنی به مذاکره با رهبران سیاسی بیرون از حکومت تن دهد و با آنان روی مذاکرات نماینده‌گان نیروهای سیاسی افغانستان با طالبان در قطر و تشکیل هیأت همه‌شمول برای مذاکره با طالبان مشوره کند. به نظر می‌رسد که محمداشرف‌ غنی با حامد کرزی، قانونی و آقای سیاف روی تشکیل یک هیأت چندحزبی و چندفرهنگی برای مذاکره با طالبان به نحوی به توافق رسیده است. از سخنان عمر داوودزی روشن شده است که در نشست قطر مقام‌های دولتی هم می‌روند و آقای غنی حتماً یکی دو نفر را به نماینده‌گی از خودش می‌فرستد. حامد کرزی سخت در تلاش بود که محمداشرف ‌غنی یک یا دو مقام دولتی را به دوحه بفرستد تا در مذاکره با طالبان به عنوان نماینده‌گان یک جناح حضور داشته باشند، ‌اما آقای غنی تا دیروز در این مورد تصمیم نگرفته بود.

    ترکیبی از فشارهای خلیل‌زاد و نیروهای سیاسی داخلی و میانجی‌گری‌های عبدرب‌الرسول سیاف، ارگ را وادار کرد تا به گفت‌وگوهای میان‌افغانی لبیک بگوید و حاضر شود که نمایندگان خودش را هم در ترکیب هیأت ملی مذاکره‌کننده وارد سازد. چیزی که روشن است، این است که تمام رهبران سیاسی در نشست قطر به عنوان شهروندان جمهوری شرکت می‌کنند و از حکومت هم به عنوان نهاد مشروع این جمهوری نام می‌برند، ولی روشن است که نقش حکومت وحدت ملی در گفت‌وگوهای قطر در حد یک جناح فروکاسته خواهد شد.

    ولی مشوره‌های رییس‌جمهور غنی و تصمیم‌گیری‌های او به باور برخی از سیاست‌مداران حتا امروز هم همه‌شمول نیست. با آن‌که آقای غنی با محمدیونس قانونی  و محمدمحقق گفت‌وگو می‌کند، اما محمدحنیف اتمر، مشاور پیشین امنیت ملی ارگ و نامزد انتخابات ریاست جمهوری، رأی‌زنی‌های ریاست جمهوری و فهرست احتمالی هیأت مذاکره‌کننده را همه‌شمول نمی‌داند. آقای اتمر با نشر اعلامیه‌ای گفته است که حتا کار برگزاری جرگه‌ی مشورتی هم بدون رأی‌زنی با او و مؤتلفانش انجام می‌شود. از لحن اعلامیه‌ی او برمی‌آید که ایشان شاید درآینده جرگه‌ی مشورتی را هم نامشروع اعلام کند.

    واقعیت هم همین است که محمدحنیف اتمر در هیچ یک از جلسه‌هایی که ارگ برای رأی‌زنی در مورد مذاکره با طالبان برگزار کرده است،‌ حضور ندارد. روشن نیست که او خودش در این رأی‌زنی‌ها نمی‌رود یا محمداشرف ‌غنی از او دعوت نمی‌کند. آقای غنی، مشاور پیشین امنیت ملی خود را به عنوان رقیب انتخاباتی‌اش برگزیده است. امرالله صالح، نامزد معاونت اول ریاست جمهوری در تکت اشرف‌ غنی هم پیوسته از تیم محمدحنیف اتمر انتقاد می‌کند. این امر نشان‌دهنده‌ی آن است که تیم آقای غنی دسته‌ی انتخاباتی محمدحنیف اتمر را رقیب اصلی‌اش تشخیص داده است. با این وجود، آقای اتمر از روند رأی‌زنی برای شرکت در نشست قطر و تشکیل هیأت همه‌شمول برای مذاکره با طالبان به دور است.

    رسانه‌های پاکستانی به نقل از وزیر خارجه‌ی آن کشور گزارش دادند که داکتر خلیل‌زاد، نماینده‌ ویژه‌ امریکا برای پایان جنگ افغانستان، به بلندپایه‌گان پاکستانی گفته است که نشست اواسط ماه اپریل در   قطر شبیه نشست مسکو خواهد بود. معنای این سخن این است که در نشست قطر نیروهای سیاسی و شخصیت‌های مهم افغانستان مثل نشست مسکو با‌هم مذاکره خواهند کرد. در نشست مسکو که در ماه فبروری سال جاری میلادی برگزار شد،‌ دسته‌ی انتخاباتی آقای اتمر حضور پررنگ داشت. شخص آقای اتمر هم در آن نشست شرکت کرده بود.

    با این حال به نظر می‌رسد که در نشست دوحه اگر اتمر شرکت هم کند، بدون مشوره با آقای محمداشرف‌ غنی شرکت خواهد بود. آقای اتمر به صورت بسیار علنی خواستار تشکیل یک حکومت سرپرست پس از اول جوزای سال جاری خورشیدی در کابل شده است. او به این باور است که صرف یک حکومت سرپرست می‌تواند یک انتخابات سراسری، همه‌شمول،‌آزاد و رقابتی را برگزار کند. او فکر می‌کند که اگر آقای غنی در رأس حکومت باشد،‌ انتخابات را به سود خودش جهت می‌دهد. شاید همین موضع‌گیری او سبب شده است که فاصله میان آقای اتمر و آقای غنی بیش‌تر شود.

    به احتمال زیاد کرزی میان غنی و اتمر میانجی‌گری خواهد کرد تا رأی‌زنی‌ها در مورد نشست قطر بیش‌تر فراگیر شود. کرزی تلاش خواهد کرد تا اتمر را در موضع حمایت از هیأتی قرار دهد که قرار است به قطر برود و با طالبان مذاکره کند. ولی روشن نیست که تلاش‌های احتمالی کرزی نتیجه می‌دهد یا نه. واقعیت این است که نشست مسکو فضای سیاسی کابل را انقطابی ساخته بود. در کنار فشارهای خلیل‌زاد و رهبران سیاسی، ترس از انقطابی شدن بیش‌تر فضای سیاسی کابل، اشرف‌ غنی را وادار کرد تا با نشست میان‌افغانستانی در قطر مخالفت نکند و حتا نماینده‌گانش را به آن نشست بفرستد.

    طالبان مذاکره‌ با حکومت افغانستان را به عنوان حکومت قبول ندارند، اما احتمال آن زیاد است که این گروه در جمع نماینده‌های احزاب با نماینده‌گان حکومت هم به عنوان نماینده‌گان یک گروه مذاکره کنند. دیپلمات‌های کشورهای کمک‌کننده از جمله آقای خلیل‌زاد از محمداشرف ‌غنی خواسته بودند که انعطاف نشان دهد و مذاکره‌ی طالبان با نماینده‌ احزاب سیاسی را رد نکند. این دیپلمات‌ها از آقای غنی خواسته بودند که دیالوگ میان‌افغانی را بپذیرد و اجازه دهد که مذاکرات میان‌افغانی برگزار شود.

    حال آقای غنی هم به این دیالوگ راضی شده است. خلیل‌زاد هم روی همین نکته مانور می‌داد که اگر ارگ با دیالوگ میان‌افغانی موافقت نکند، ‌انعطاف نشان ندهد و هم‌چنان بر مذاکره‌ی حکومت‌محور تأکید کند، تجربه‌ی نشست مسکو تکرار می‌شود و فضای سیاسی کابل بیش‌تر انقطابی می‌گردد. حامد کرزی هم گفته بود که اگر محمداشرف‌ غنی هم موافقت نکند،‌ او در نشست قطر شرکت می‌کند و از تمام نفوذش کار می‌گیرد تا سلسله‌ی گفت‌وگوهای میان‌افغانستانی با طالبان ادامه یابد. داکتر عبدالله هم به این باور است که به صورت جدی با گفت‌وگوهای میان‌افغانی مخالفت صورت نگیرد. محمداشرف‌ غنی زیر فشارهای داخلی و خارجی به تشکیل هیأت چندحزبی برای مذاکره و تأیید نشست قطر راضی شد، ولی روشن نیست که بالأخره فیصله‌های نشست میان‌افغانستانی قطر یا نشست دیگر شبیه آن،‌ چگونه عملی خواهد شد؟ اگر طالبان هیچ گاهی با حکومت به عنوان حکومت مذاکره نکنند،‌ اقدام‌های اعتماد‌ساز مثل آزادی زندانیان یا اعلام آتش‌بس چگونه انجام خواهد شد؟ برای این سوال‌ها فعلاً جواب روشن وجود ندارد.

    در حال حاضر امریکا و طالبان با هم‌دیگر در حال مذاکره هستند. طالبان خواستار خروج نیروهای امریکایی هستند و امریکایی‌ها می‌خواهند که طالبان به آتش‌بس سراسری و مبارزه با القاعده و دیگر دشمنان امریکا تعهد کنند. طالبان شاید می‌خواهند که احزاب سیاسی افغانستان در نشست میان‌افغانی از آنان خواستار آتش‌بس شوند. برای ایالات متحده هم مهم است که بحث خروج تدریجی نیروهای آن کشور در یک نشست بزرگ احزاب سیاسی، ‌جامعه‌ی مدنی، فعالان حقوق زن و دیگر بخش‌های جامعه‌ی افغانستان مطرح شود. برای  ایالات متحده مهم است که موضوع خروج تدریجی نیروهای آن کشور و روابط نظامی امریکا و افغانستان در آینده، صرف بر مبنای خواست‌های یک گروه مسیر نیابد. شاید واشنگتن می‌خواهد که چنین مسایلی در نشست میان‌افغانی از طرف همه‌ی احزاب سیاسی، نماینده‌گان جامعه‌ی مدنی و دیگر بخش‌های جامعه‌ی افغانستان برای صورت جمعی مطرح شود. به همین دلیل است که همه روی برگزاری گفت‌وگوهای میان‌افغانستانی تأکید می‌کنند.

    8am 

  • رهگذر نیمه‌شب، روایت رنج‌ها و مشکلات یک خانواده پنج نفری از مبدا تا اروپا!

    رهگذر نیمه‌شب، روایت رنج‌ها و مشکلات یک خانواده پنج نفری از مبدا تا اروپا!

     فیلم مستند«رهگذر نیمه‌شب»، در فاصله‌ی کوتاهی در دو جشنواره‌ی معتبر ساندنس و برلیناله به نمایش درآمد. در ساندنس موفق به کسب جایزه‌ی ویژه‌ی هیات داوران در بخش مستند و در برلین دومین فیلم محبوب مخاطبان در بخش پاناروما شد. رهگذر نیمه‌شب که تنها با سه گوشی موبایل فیلم‌برداری شده، قصه‌ی مهاجرت یک خانواده‌ی فیلم‌ساز است که به دنبال امنیت و آینده‌ی بهتر از افغانستان متواری می‌شوند. پس از ۱۴ ماه بلاتکلیفی در تاجیکستان، درخواست پناهندگی حسن فاضلی و خانواده‌اش بی‌جواب می‌ماند و آن‌ها باید به افغانستان برگردند. افغانستان برای آن‌ها امن نیست.

    حسن فاضلی پیش از این و در فیلمی مستند که با حمایت شورای عالی صلح ساخته، به موضوع حساس طالبان و صلح پرداخته است. در آن فیلم ملا تورجان یکی از فرمانده‌های سابق طالبان، خشونت را محکوم می‌کند و از همفکران سابقش می‌خواهد که از جنگ دست بردارند و صلح کنند. طالبان به فاصله‌ی کوتاهی با ترور ملا تورجان و تهدید رسانه‌ها به این فیلم پاسخ می‌دهند. حسن فاضلی توسط یکی از دوستان سابقش که حالا به طالبان پیوسته از طرحی برای ترور خودش مطلع می‌شود. کمی بعد سفر طولانی و پرحادثه‌ی او، همسرش فاطمه حسینی و دو دختر کوچکش زهرا و نرگس به اروپا آغاز می‌شود.

    در رهگذر نیمه‌شب، سوژه و فیلم‌ساز یکی می‌شوند. اعضای خانواده از یک‌دیگر فیلم می‌گیرند و رنج‌ها، شادی‌ها و روزمرگی‌های‌شان در عبور از جنگل‌های مرزی، اقامت در کمپ‌های فرسوده و مواجهه با دارودسته‌های نژادپرست شرق اروپا را مستند می‌کنند. رهگذر نیمه شب با ترسیم یک روایت واقع‌گرایانه از روند پناهجو شدن، موفق به جلب هم‌دلی تماشاگر می‌شود. در یکی از صحنه‌های فیلم نرگس پس از امتحان کردن کفش‌های جدیدش در فروشگاهی در بلغارستان، کفش‌های فرسوده‌ی قبلی را که در عبور از مرز چند کشور او را همراهی کرده‌اند به سطل زباله می‌اندازد. این صحنه یادآور این شعر برتولت برشت شاعر تبعیدی آلمانی است: «ما بیشتر از کفش، کشور عوض کردیم.»
    در حاشیه‌ی برلیناله با حسن فاضلی که حالا در آلمان زندگی می‌کند اما به دلیل مشکلات ویزا نمایش فیلمش در ساندنس را از دست داده به گفتگو نشستم

    .
    آیا این دست‌به‌دوربین بودن و فیلم گرفتن عادت همیشگی شماست یا درباره‌ی این پروژه‌‌ی خاص آگاهانه از زندگی روزمره و سفرتان فیلم گرفتید؟

    کار ما فیلم‌سازی است. به‌ خاطر فیلم مستندی به نام «صلح» که قبلاً ساخته بودم در شرایط سختی قرار گرفتیم و همزمان ما در کابل کافه رستورانت هنر را داشتیم. به دلیل آن فیلم و آن کافه مشکلاتی برای ما پیش آمد. یک سال و چهار ماه در تاجیکستان بودیم و کسی صدای ما را نشنید. مجبور شدیم از راه قاچاق بیاییم. خود ما احساس کردیم سوژه‌ی بسیار خوبی برای ساختن فیلم خودمان هستیم. در تاجیکستان و از طریق یکی از دوستان فیلم‌ساز ایرانی با تدوین‌گر فیلم‌مان آشنا شدیم. امیلی خیلی تلاش کرد که ما از راه قاچاق نرویم ولی تلاش‌ها نتیجه نداد و ما راه افتادیم. شروعِ کار آن‌جا بود. ما می‌خواستیم فیلم بسازیم. قبل از آن گاهی عکس و فیلمی به یادگار می‌گرفتیم اما موضوع مشخصی نداشت. بعد از آن مشخصاً به خاطر این فیلم تصویر می‌گرفتیم.


    آیا این کار با رضایت کامل خانواده و فرزندان‌تان بود؟ و آیا لحظاتی بود که فکر کردید شاید این صحنه زیادی خصوصی است یا این‌که برای بهتر شدن فیلم همه چیز را ثبت کردید؟

    چانسی که در ساختن این فیلم داشتیم این بود که خانواده‌ی ما فیلم‌ساز بود. همسرم فیلم‌ساز است و دو دختر کوچکم هم قبلاً در فیلم‌ها بازی کرده و با فضای فیلم آشنا بودند. نیازی به توضیحات اضافی نبود که فیلم چیست و چه کار می‌کنیم. همه‌ی ما هم شخصیت‌های فیلم هستیم و هم تصویربردار و سازنده‌ی فیلم. پس از این لحاظ مشکلی نبود و همه روی این موضوعِ خاص توافق کرده بودیم. به هر حال در زندگی لحظات خصوصی‌ای هست که به آن احترام گذاشتیم. ما توافق کرده بودیم که از هر چیزِ خیلی شخصی فیلم نمی‌گیریم ولی اگر گرفتیم و به قصه‌ی فیلم کمک می‌کرد خودمان را سانسور نکردیم. حتی شاید گاهی حس کردیم که با پخش یک صحنه شاید وجه اجتماعی یکی از شخصیت‌ها پایین بیاید ولی چون فیلم ضرر می‌کرد، خودمان را سانسور نکردیم. با خودمان صادق بودیم و سعی کردیم با مخاطب هم همین‌گونه باشیم.

    من تصور می‌کردم فیلم با رسیدن شما به آلمان پایان بگیرد. آیا از حل شدن وضعیت ناامید شدید و فکر کردید ممکن است دو سه سال دیگر هم در همین شرایط بمانید و در این صورت بهتر است فیلم را بسازیم یا علت دیگری داشت؟

    شما خودتان مهاجرت کرده‌اید؟

    بله، من هم از میان کوه‌های ایران و ترکیه گذشتم.

    خیلی خوب حرف من را می‌فهمید. هر کسی که مهاجرت را تجربه کرده باشد این حرف مرا می‌فهمد. ما برای این فیلم با تهیه‌کننده و دیگر عوامل تصمیم گرفتیم که عجله نکنیم. گفتیم دستپاچه نمی‌شویم و تا آن‌جایی که حس کنیم به چیزی که می‌خواهیم رسیده‌ایم ادامه می‌دهیم. اما چرا فیلم را آن‌جا تمام کردیم. من اعتقاد دارم -و همه‌ی کسانی که مهاجرت کرده‌اند حرف مرا درک می‌کنند- که پایان مهاجرت لوکیشن خاصی نیست. حتی اگر ما به آلمان می‌رسیدیم، به معنی خوشی و پایان دنیا و بهشت نبود. آدم در بهترین حالت هم که باشد بخشی از وجودش هنوز نرسیده. شاید پا و دستش رسیده باشد اما احساسش هنوز نرسیده است. هنوز عواطفش و یک بخشی از خودش جا مانده. هنوز درگیر است و دنیا برایش یک بند. حسی‌ست که اگر مهاجرت نکرده باشید شاید درک نکنید. من می‌خواستم نشان بدهم که اروپا می‌تواند چنین چیزی هم باشد و حتی اگر برسی هم همه‌ی وجودت نرسیده است.


    جایی در فیلم شما تعریف می‌کنید که بین نمایش بیچارگی و اضطراب ناشی از گم شدن دخترتان به این فکر کردید که از این صحنه فیلم بگیرید و از این فکر شرمنده شدید. حالا که با فاصله به این موضوع نگاه می‌کنید آیا همچنان به نظرتان این موضوع غیراخلاقی است؟

    چیزی که خیلی برایم سخت بود و هنوز هم نتوانسته‌ام با آن کنار بیایم این است که من داشتم به کسی تبدیل می‌شدم که از رنج و گریه‌ی دخترش لذت می‌برد. واقعاً چنین صحنه‌هایی بود. در جاده یا جنگل بودیم، دخترانم یخ زده بودند و اتفاقات دیگری که خیلی از آن در فیلم هست. یعنی هم‌زمان لذت می‌بردم که «وای چه صحنه‌ی قشنگی» و هم‌زمان بغض می‌کردم و اشک می‌ریختم که این‌ها دختران من و همسر من هستند. آن‌ها گناهی ندارند. من فیلمی ساخته بودم و مجبور به فرارم. چرا دنیا این طوری است که چون من مجبورم این‌ها هم مجبورند. حالا شغل و حرفه‌ی من طوری است که باید از این صحنه‌ها فیلم بگیرم و هر چه این صحنه‌ها رنج‌آورتر باشند، فیلم قشنگ‌تر می‌شود. هنوز هم برایم قابل هضم نیست. اما گاهی فکر می‌کردم ما در اتفاق افتادن آن صحنه‌ها دخیل نیستیم. چه این فیلم باشد چه نباشد او آن‌جا یخ کرده، گم شده و این اتفاقات افتاده است. این ذره‌ای مرا آرام می‌کند اما هنوز هم برایم سخت است و جوابش را پیدا نکردم. چیزی که برایم مهم بود احساس و عواطف انسانی بود. به عنوان یک پدر خوشحالم که نتوانستم از آن صحنه فیلم بگیرم. همه‌ی این فکر که از جستجوی دختر گم‌شده‌ام فیلم بگیرم شاید چند لحظه بیشتر نشد اما اندازه‌ی یک عمر طول کشید. یک لحظه می‌خواست دستم به سمت دوربین برود که روشنش کنم، به عنوان یک پدر خوشحا‌ل‌ام که دستم نرفت.


    اما به عنوان یک فیلم‌ساز یک صحنه را از دست دادید.

    بعداً که به آن فکر کردم ناراحت شدم. به خودم گفتم ببین شغل من و سینما طوری است که گاهی می‌تواند کثیف باشد. هنوز هم برایم سخت است.


    مخاطب‌تان در این فیلم کیست؟ آیا آنها کسانی هستند که می‌خواهند مهاجرت کنند تا ببینند چه چیزی می‌تواند در انتظارشان باشد یا اینکه مخاطب شهروندان غربی هستند تا بتوانند ماجرا را از دید پناهنده‌ها ببینند و بفهمند آن‌ها از چه چیزی فرار می‌کنند و با چه رنجی به این‌جا می‌رسند؟ در هنگام ساختن فیلم به کدام فکر می‌کردید؟

    هنگام ساختن فیلم و تا همین حالا مخاطب مشخصی نداشتم. نمی‌خواستم به کسانی که می‌خواهند پناهنده شوند نصیحتی کنم و بگویم این خطرناک است، این کار را نکنید یا بکنید؛ نمی‌خواستم اروپایی‌ها بفهمند که درد و رنج شرقی‌ها چیست. می‌خواستم هر کسی در هر کجای جهان که هست، شرقی یا غربی، بی‌سواد یا باسواد عواطف انسانی خانواده‌ای در شرایط سخت را بفهمد. آیا در یک شرایط سخت فقط سختی است؟ نه شادی و خوشی هم هست، رقص و آرزو و امید و نقاشی هم هست و البته بدبختی هم هست. پس زندگی انسان مخصوصاً در آن شرایط سخت، یک جنبه ندارد. پس یک مخاطب هم نمی‌تواند داشته باشد. مخاطب من هر کسی است که می‌تواند ببیند. به عنوان کارگردان دوست داشتم مخاطب با شخصیت‌های فیلمم هم‌ذات‌پنداری کند. نمی‌خواستم حرف فلسفی یا سیاسی زده باشم. می‌خواستم با این شخصیت‌ها یک قصه بگویم.

    راویان قصه چند نفرند و دختر و همسرتان هم به همراه شما روی فیلم مونولوگ می‌گویند. چطور به این فرم رسیدید؟

    شرایط سنی دختر بزرگم به طور طبیعی طوری بود که من دقت می‌کردم و می‌دیدم بیشتر از ما اطراف را نگاه می‌کند. مثلاً اگر چنین جایی می‌آمدیم دختر کوچکم آن‌قدر کوچک بود که متوجه نبود و ما آن‌قدر بزرگ بودیم که سعی می‌کردیم خیلی اطراف را نبینیم و خودمان را با افراد دیگر برابر کنیم. نرگس دقیقاً در سنی بود که جستجوگر بود و می‌خواست چیزهای جدید ببیند و یاد بگیرد. ما فکر کردیم اگر بتوانیم جهان را از دید دختری هم سن و سال نرگس نشان دهیم، جالب خواهد شد. احساس کردم قشنگ‌تر می‌شود. گاهی حرف‌های آن دختر خیلی فلسفی‌تر از آن آدم بزرگ است. من فکر می‌کنم این در نهایت به قصه کمک کرد.


    فکر می‌کنید فیلم‌سازی و سینما در افغانستان چقدر بر مخاطبان و افکار عمومی تأثیرگذار است؟

    افغانستان به همان میزانی که طالبان، مردم خشن و سنتی دارد به همان اندازه زنان و مردانی دارد که مبارزه می‌کنند. هر چند کم اما هستند کسانی که بر ضد جهل و نادانی و برای آزادی کشورشان مبارزه می‌کنند. مبارزه می‌کنند تا چهره‌ی مثبتی از کشورشان نشان دهند. من هم یکی از آن‌ها بودم. از همان کسانی که فکر می‌کردیم اگر صلح باشد مردمِ کشورم راحت‌تر زندگی می‌کنند. به خاطر صلح فیلم می‌ساختم و تلاش می‌کردم. خیلی‌ها از همان موقع‌ها می‌گفتند مهاجرت کن. ولی من آدم آرمان‌گرایی بودم و دوست داشتم تلاش کنم. ولی وقتی آمد که دیدم نمی‌شود. نه این‌که دست از تلاش و مبارزه و فیلم‌ساختن بردارم، نه! من می‌توانم موقعیت مکانی‌ام را عوض بکنم و به فیلم ساختن ادامه بدهم. همین کار را کردم. هر کس از راهی تلاش می‌کند. ابزار من هم سینماست.


    حالا که زمزمه‌هایی از صلح با طالبان می‌شنویم، آینده‌ی مذاکرات را چطور می‌بینید؟

    فکر می‌کنم اگر در این مورد حرف بزنم، حرفم کارشناسانه نیست. من فقط می‌دانم طالبان خشن هستند و اگر حرف از صلح می‌زنند دروغ می‌گویند. در هجده سالی که طالبان بر سر کار نبودند و به اسم صلح می‌شناسیم قتل و غارت و انتحار و انفجار و ترور از طرف طالبان زیاد بود حالا اگر قرار بر بازگشت‌شان باشد مطمین هستم فاجعه‌ای رخ می‌دهد که قابل تصور نیست. نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم چون اطلاعات دقیقی ندارم اما فکر می‌کنم مردم موافق برگشتن طالبان نیستند. مثلاً اگر طالبان بر سر کار باشند به هیچ کار هنری و سینمایی اجازه‌ی انتشار نمی‌دهند. امیدوارم هرگز این اتفاق نیفتد و برنگردند.

    سپهر عاطفی

  • گرامیداشت از روز  جهانی زن در کابل و نگرانی از حقوق و آزادی‌های زنان در مذاکره با طالبان

    گرامیداشت از روز جهانی زن در کابل و نگرانی از حقوق و آزادی‌های زنان در مذاکره با طالبان

    از روز جهانی هم‌بسته‌گی زنان در حالی در کابل گرامی‌داشت شد که گفت‌وگوهای طالبان با امریکا نگرانی‌های جدی در مورد حقوق و آزادی‌های زنان خلق کرده است. طالبان در زمان حاکمیت‌شان تبعیض نظام‌مند علیه زنان اعمال می‌کردند. در دوران حاکمیت آنان، زنان حق کار و تحصیل نداشتند. طالبان زنان را از فضای عمومی به خانه رانده بودند. قوانینی که طالبان برای محدودسازی فعالیت‌های زنان به اجرا گذاشته بودند، حتا با معیارهای گروه‌های اسلام‌گرا سخت‌گیرانه بود. آنان حتا مکتب‌های خانه‌گی را که در آن دختران خواندن و نوشتن یاد می‌گرفتند، ممنوع کرده بودند. طالبان در زمان حاکمیت‌شان پیوسته می‌گفتند که مخالف درس‌خواندن و کارکردن زنان و دختران نیستند ولی «شرایط» فراهم نیست تا به آن اجازه دهند. این «شرایط» تا پایان حاکمیت آنان فراهم نشد.

    مذاکره‌کنندگان طالبان حالا هم می‌گویند که در آن زمان «شرایط» فراهم نبود و به همین دلیل محدودیت‌های جدی بر فعالیت‌های شغلی، ‌تحصیلی و فرهنگی زنان اعمال می‌شد. مذاکرکنندگان طالبان می‌گویند که در صورت ادغام این گروه در آینده‌ی سیاسی افغانستان، با کار و تحصیل زنان و دختران مخالفت نخواهند کرد. ولی روشن است که حرف و عمل آنان خیلی با هم فرق دارد. روشن نیست که وقتی مذاکره برای آینده‎‌ی سیاسی افغانستان جدی‌تر شود، طالبان در مورد زنان چه موقفی خواهند داشت. احتمال آن زیاد است که اگر روند صلح به پیش برود و کار به تعدیل قانون اساسی برسد، طالبان بر تفکیک جنسیتی/جدایی زن و مرد در فضای عمومی اصرار کنند. این چیزی است که با عقلانیت عصر و معیارهایی که امروز برای عدالت تعریف می‌شود، سازگاری ندارد.

    زنان امروز یکی از واقعیت‌های شهرهای بزرگ و برخی از مناطق روستایی افغانستان‌اند. شمار دختران دانشجو در دانشگاه‌ها رو‌به‌افزایش است. زنان زیادی در استخدام دستگاه بوروکراسی افغانستان هستند. حدود ۴۰ درصد شاگردان مکاتب دختران اند. در شهرهایی مثل کابل زنان کمیت بزرگی از معلمان و پرستاران را تشکیل می‌دهند. حل سیاسی جنگ افغانستان به هر شکلی که تحقق عینی پیدا کند، با نادیده گرفتن زنان موفق نخواهد شد. در توافقی که برای حل سیاسی جنگ افغانستان به دست می‌آید، باید خواست‌های جمعی زنان نیز بازتاب یابد. این امر نیاز به بحث‌های پیچیده‌ی الهیاتی و فلسفی ندارد. افغانستان کشوری است که مثل عربستان منابع طبیعی ندارد و جمعیت آن روبه‌افزایش است. توان‌مندسازی زنان سبب تقویت‌بخشی اقتصاد خانواده‌ها و در مجموع رشد اقتصادی کشور می‌شود. اگر وضعیتی به وجود بیاید که نقش اقتصادی، اجتماعی، ‌سیاسی و فرهنگی زنان محدود شود، روند آبادانی و توسعه در افغانستان به کلی متوقف می‌شود و به دلیل گسترش فقر، بعید نیست که بار دیگر مرحله‌ی جدیدی از درگیری آغاز شود.

    افغانستان کشور فقیری است و به کمک‌های جهانی نیاز دارد. یکی از پیش‌شرط‌های کمک‌های جهانی توان‌مندسازی زنان و رعایت حقوق آنان طبق اسناد حقوقی بین‌المللی است. اگر حل سیاسی جنگ بدون در نظر گرفتن حقوق و مطالبات زنان و به‌دور از چشم فعالان حقوق زن تنظیم شود، افغانستان فرصت دریافت کمک‌های جهانی را از دست می‌دهد، پروژه‌های عمرانی به دلیل نبود بودجه متوقف می‌شود و فقر اقتصادی بار دیگر بی‌ثباتی به ارمغان می‌آورد. حتا کشورهایی مثل عربستان که از پول نفت شکم مردم‌شان را سیر می‌کنند نیز به تقویت بخشی اقتصاد غیر نفتی‌شان آغاز کرده‌اند. در شرایطی که حتا سخت‌گیر‌ترین رژیم‌های سیاسی به واقعیت‌ها تن می‌دهند، افغانستان نمی‌تواند عقب‌گرد را تحمل کند. توان‌مندسازی زنان، ‌توسعه‌ی اقتصادی و روابط پایدار با دنیا، مطالبات مردم افغانستان است. مشروعیت عقلانی حکومت، حاکمیت قانون و توان‌مندسازی زنان از شروع قرن ۲۰ به این طرف، بخشی از مطالبات مشروع جریان‌های سیاسی داخلی افغانستان بوده است. در دهه‌ی چهل، زنان از قندهار در پارلمان وقت نماینده‌گی می‌کردند و حکومت آن زمان وزیر زن داشت. تلاش برای توان‌مندسازی زنان به هیچ وجه یک پروژه‌ی تحمیلی و بیرونی نیست. اگر طالبان یا هر نیروی دیگر به دموکراسی، توان‌مندسازی زنان و احقاق حقوق آنان گردن ندهند‌ و تلاش کنند که به زور ایدیولوژی‌شان را به مردم افغانستان تحمیل کنند، ثبات پایدار به میان نمی‌آید.

    زنان همه‌ی کشورهای موفق و پایدار، توان‌مند هستند. یکی از عوامل ورشکسته‌گی کشورهای ناکام، این است که برای توان‌مندسازی زنان به قدر کافی تلاش نکرده‌اند. مردم افغانستان می‌خواهند، کشور موفقی داشته باشند که به توسعه‌ی پایدار برسد و ثبات دایمی داشته باشد. این مطالبه بدون توان‌مندسازی زنان محقَق نخواهد شد.

  • پاکستان شاید مانع سفر هیأت مذاکره کننده طالبان به دوحه قطر شود

    پاکستان شاید مانع سفر هیأت مذاکره کننده طالبان به دوحه قطر شود

    با وقوع حمله انتحاری درمنطقه کشمیر در هفته گذشته و قبول مسئولیت این حمله انتحاری بر کاروان نیروهای هندی از سوی گروه تروریستی جیش‌المحمد، روابط هند و پاکستان به تیرگی گرایید.

    هند با لحنی تند پاکستان را حامی تروریست خواند و گفت به این اقدام پاکستان جوابی دندانشکن می‌دهد.

    اسلام‌آباد اما در مقابل با رد این ادعای هند از شورای امنیت سازمان ملل خواست پا درمیانی کند.

    سفیر پاکستان در کابل نیز طی اظهارنظری گفت تنش میان هند و پاکستان ممکن است بر مذاکرات صلح افغانستان تأثیر منفی بگذارد.

    حال یک منبع نزدیک به گروه طالبان می‌گوید که با افزایش تنش‌ها بین پاکستان و هند، ممکن است اسلام آباد مانع سفر هیأت مذاکره کننده طالبان به دوحه قطر برای دیدار با زلمی‌ خلیل‌زاد شود.  

    این اظهاراتِ سفیر پاکستان در کابل واکنش‌های گسترده‌‌ای را در داخل افغانستان به دنبال داشته و باعث شد که وی به وزارت خارجه افغانستان فراخوانده شود. آگاهان با ابراز نگرانی در این پیوند، از احتمال تعهد شکنی دوباره پاکستان در روند صلح سخن گفته اند.

    یک منبع نزدیک به طالبان، اما در پیوند به این اظهارات می‌گوید که ممکن  است پاکستان پس از افزایش تنش‌ها در روابطش با هند، در روند گفتگوهای صلح افغانستان مشکل خلق کند.

    وحید مژده آگاه مسایل سیاسی و منبع نزدیک به طالبان می‌گوید که اسلام‌آباد ممکن است برای سفر شماری از رهبران طالبان که قرار است تا چند روز آینده به قطر بروند، مشکل خلق کند.

    پنجمین دور گفتگوهای زلمی خلیلزاد نماینده خاص امریکا در امور صلح افغانستان قرار است در25  ماه فبروری در قطر برگزار شود. گفته می‌شود که گروه طالبان هیئت 15 نفری از اعضای ارشد این گروه را بر منظور پیشبرد گفتگوهای صلح با خلیلزاد مشخص کرده است.

    آقای مژده بیان داشت که شماری از اعضای ارشد گروه طالبان که هم اکنون در افغانستان و پاکستان به سر می‌برند در تشکیل هیأت تازه تعیین شده طالبان برای گفتگو با خلیل‌زاد شامل می‌باشند که ایجاد موانع فراروی سفر این اعضای طالبان به قطر ممکن است شامل تهدیدهای شود که اخیرا اسلام‌آباد متوجه روند صلح افغانستان کرده است.

    وی تاکید کرد که در صورت بروز موانع از سوی اسلام‌آباد فراروی سفر آن عده از رهبران طالبان شامل در هیئت مذاکره کننده که نام شان در فهرست سیاه ملل متحد قرار دارند، نشست بعدی امریکا با طالبان با مشکل روبرو خواهد شد.

    او با اشاره به اظهارات عمر داودزی رییس دبیرخانه شورای صلح افغانستان مبنی بر کم صلاحیت بودن نمایندگان طالبان در نشست‌های قبلی صلح گفت که هیأت مذاکره کننده طالبان در نشست‌های قبلی با امریکا جزء اعضای پایین رتبه این گروه بوده و صلاحیت کافی نداشتند.

    این آگاه مسایل سیاسی می‌گوید عباس استانکزی که تاکنون در پیشبرد مذاکرات دخیل بوده در تمام مسائل بایست با رهبری طالبان مشورت می‌کرد اما ملا برادر معاون گروه طالبان که قرار است درهیأت مذاکره کننده جدید این گروه شامل باشد از صلاحیت کافی برخوردار است.

    آقای مژده اما وجود نام ملا برادر و شماری از رهبران طالبان در فهرست سیاه ملل متحد که مانع از سفر این افراد به کشورهای مختلف از جمله قطر می‌شود را عاملی دانست که پیش از این گروه طالبان را تاکنون به گزینش یک هیأت مذاکره کننده دارای صلاحیت‌های ناچیز مجبور کرده‌است و در آینده نیز ممکن است مشکل ساز شود.

    پیش از این، حکومت افغانستان در اعتراض به سفر آزادانه رهبران طالبان به نشست مسکو و اسلام‌آباد که نام‌شان در فهرست سیاه سازمان ملل قرار دارند به سازمان ملل شکایت کرده بود.  

  • امریکا در پروسه صلح افغانستان صادق نیست!

    امریکا در پروسه صلح افغانستان صادق نیست!

    با چراغ سبزهای اندکی که این روزها طالبان برای مذاکره از خود نشان داده‌اند و تلاش قدرت‌های منطقه نظیر روسیه برای پیش‌برد پروسه صلح افغانستان، به نظر می‌رسد صلح افغانستان وارد یک مرحله تازه‌ای شده باشد.

    زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا درامور صلح  افغانستان، در سفر قبلی‌اش به افغانستان و برخی کشورهای منطقه که چهارمین سفر وی به حساب می‌آمد، یک گفت‌وگوی ماراتون شکل پنج روزه را با نمایندگان طالبان در دوحه قطر برگزار کرد.

    خلیل‌زاد پس از این دیدار در تویتی نوشت که دو طرف روی برخی مسائل پیشرفت‌های خوبی داشته و دور بعدی این گفت‌وگو ها قرار است در 25 فبروری(ماه میلادی جاری) برگزار گردد.

    طالبان نیز اعلام کردند که در این نشست با زلمی خلیل‌زاد روی چارچوب ختم جنگ در افغانستان به توافق رسیده‌اند که براساس آن قرار است پس از امضای معاهده صلح طی هجده ماه نیروهای خارجی از افغانستان خارج شوند. طالبان همچنین تأکید کردند که به امریکا تعهد سپرده‌اند اجازه ندهند گروه‌هایی مثل القاعده و داعش از خاک افغانستان برای انجام حملات تروریستی علیه امریکا و دیگر کشورها استفاده کنند.

    ایالات متحده در حالی تلاش دارد پروسه صلح افغانستان را به پیش‌ببرد که برای خروج نیروهای خود از افغانستان عجله دارد.

    دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، پس از نشست مستقیم نمایندگان طالبان با زلمی خلیل‌زاد در دوحه قطر گفت: «برای اولین بار است که طالبان از صلح گپ می‌زنند و اگر این اتفاق بیفتد، می‌توانیم سربازان خود را به خانه بازگردانیم.»

    نکته‌ای که در این میان شتاب امریکا و برخی کشورهای منطقه برای به موفقیت رساندن پروسه صلح افغانستان را با اماواگر روبرو ساخته، عدم حضور دولت افغانستان در مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان در مورد صلح می‌باشد، طالبان هنوز تمایلی به مذاکره با دولت افغانستان ندارند.

    رئس جمهور غنی برای تشویق طالبان جهت مذاکره با دولت افغانستان حاضر است امتیازات خوبی به آنها بدهد.

    رئیس جمهور غنی چند روز پیش(دهم فبروری) در سفرش به ننگرهار گفت دولت افغانستان حاضر است در کابل به طالبان دفتر بدهد اما طالبان باز هم به ندای غنی لبیک نگفتند و این نشان می‌دهد که رابطه طالبان با دولت کابل نیازمند یک بازنگری جدی می‌باشد.
    امریکا به دولت کابل اطمینان می‌دهد تا زمانیکه امنیت افغانستان تضمین نشود، نیروهایش از افغانستان را خارج نمی‌کند، اما طالبان این تصمیم  امریکا را خلاف تعهدات نشست مستقیم امریکا و طالبان که در دوحه برگزار شد، می‌دانند.

    سیاست دو پهلوی امریکا در مورد خروج نیروهایش از افغانستان و شامل ساختن دولت افغانستان در مذاکره مستقیم با طالبان سبب شده دیدگاه‌ها در مورد صلح افغانستان زیر سایه‌ی تردیدها قرار گیرد.   

    علاوه بر امریکا، روسیه و ازبکستان نیز در ساخت مکانیزم صلح افغانستان وارد شده‌اند؛ روسیه «پروسه مسکو» و تاشکند «کنفرانس صلح افغانستان» را برای پیش‌برد صلح افغانستان برگزار کرده‌اند.

    روسیه در مورد صلح افغانستان دو ملاحظه دارد: یکی اینکه، روسیه امنیت در افغانستان را برای امنیت خود مهم می‌داند چراکه ناامنی در افغانستان اگر از حد معمول فراتر رود، می‌تواند روسیه و دیگر کشورهای آسیای میانه را تهدید کند.

    دیگر اینکه، حضور قوی روسیه در پروسه صلح افغانستان می‌تواند جایگاه این کشور در افغانستان و آسیای میانه را تقویت کند و سبب قدرت بیشتر روسیه در منطقه «اوراسیا» گردد.
    در اواخر ماه مارچ سال گذشته میلادی، تاشکند میزبان یک کنفرانس در مورد صلح افغانستان بود که در آن نمایندگانی از افغانستان، پاکستان، ایران، امریکا، روسیه، چین، سازمان ملل و اتحادیه اروپا حضور داشتند.

    شرکت‌کنندگان نشست تاشکند در اعلامیه پایانی خود بر مذاکره بدون قیدوشرط طالبان با دولت افغانستان تأکید کردند و از طالبان خواستند پیشنهاد صلح دولت افغانستان را بپذیرد.

    کنفرانس تاشکند اگرچه مکانیزمی برای صلح ارائه نکرد اما فواید خود را داشت، عدم حضور طالبان در این نشست موفقیت دستاوردهای نشست تاشکند را زیر سئوال برد.

    این همه در حالی‌ست که صلح و ثبات آرزوی دیرینه شهروندان افغانستان است و به نظر می‌رسد در ابعادی فراتر کشورهای منطقه به شمول روسیه، ازبکستان، عربستان سعودی، تاجیکستان و هند تمایل نیز دارند در پیش‌برد پروسه صلح افغانستان نقش پررنگ بگیرند.

    اما آنچه این آرزوی افغان‌ها و علاقه‌مندی کشورهای  منطقه و فرا منطقه را با مشکل روبرو ساخته، ناتوانی تلاش‌هایی که تاکنون انجام شده در متقاعد ساختن طالبان به مذاکره مستقیم با دولت افغانستان می‌باشد.

    اینکه چه زمانی، تلاش‌ها برای صلح افغانستان می‌تواند به مکانیزمی مشخص برای رسیدن به صلح، ختم جنگ و رفاه مردم افغانستان منجر شود را گذشت زمان مشخص می‌کند.


  • موانع مذاکره مستقیم طالبان با حکومت افغانستان به زودی رفع می‌شود

    موانع مذاکره مستقیم طالبان با حکومت افغانستان به زودی رفع می‌شود

    وی که در نشست «تحقیق ملی زنان، صلح و امنیت» امروز در کابل سخن می‌گفت، افزود محور اصلی در پروسه صلح، گفت‌وگوی مستقیم طالبان با دولت افغانستان می‌باشد.

    آقای داوودزی گفت: «مذاکره طالبان با حکومت افغانستان و اعلام آتش‌بس باید بین دولت و طالبان بررسی و نهایی شود.»

    وی افزود همان طور که رئیس جمهور غنی بارها گفته‌است امضای معاهده‌ی صلح از صلاحیت‌های حکومت و ملت افغانستان است و در این راستا تمام جزئیات توافق‌نامه صلح باید با مردم افغانستان شریک شود.

    رئیس دارالانشای شورای عالی صلح گفت: «قبل از امضای معاهده‌ی صلح تمام اقشار مردم افغانستان به ویژه زنان باید باید با اطلاع از مفاد آن، به یک اجماع نظر برسند.»

    طالبان و عدم تمایل به مذاکره با دولت افغانستان

    مذاکرات صلح افغانستان در حالی با شروع دور پنجم سفرهای زنجیره‌ای زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، به افغانستان و برخی کشورهای منطقه و فرامنطقه داغ شده که طالبان هنوز حاضر به  مذاکره با دولت افغانستان نشده‌اند.

    محمد عمر داوودزی، در بخش دیگر از سخنان امروز خود در نشست تحقیق ملی زنان، صلح و امنیت به موانع آغاز گفت‌وگوی مستقیم طالبان با دولت افغانستان اشاره کرد و برای رفع آنها پیشنهاداتی ارائه کرد.

    وی گفت: «در صورتیکه طالبان همچنان به جنگ ادامه دهند و تمایلی به صلح نداشته باشند، دولت افغانستان هم باید گزینه نظامی را کنار نگذارد و نیروهای امنیتی و دفاعی کشور در میادین جنگ طالبان را تحت فشار حملات خود قرار دهند.»

    آقای داوودزی افزود فشار نظامی بر طالبان باید باشد و نیروهای امنیتی و دفاعی کشور باید از مردم و حاکمیت ملی افغانستان در برابر حملات طالبان دفاع کند.

    رئیس دارالانشای شورای عالی صلح به عنوان پیشنهاد دوم برای رفع مشکلات موجود فرا روی مذاکره مستقیم طالبان با دولت افغانستان به هماهنگی منطقه‌ای برای صلح افغانستان اشاره کرد.

    آقای داوودزی  گفت کشورهای منطقه‌ای برای تشویق طالبان  به مذاکره مستقیم با دولت افغانستان به  تکاپو افتاده‌اند و در این راستا ابتکاراتی از خود نشان داده‌اند.

    «پروسه مسکو، گفت‌وگوی ایران با نمایندگان طالبان، تلاش‌های چین، آمادگی برخی کشورهای دیگر به شمول کشورهای آسیای میانه برای میزبانی نشست‌هایی که در مورد صلح افغانستان انجام می‌شود و نیز اعلام آمادگی آلمان برای برگزاری نشستی در مورد صلح افغانستان» از مواردی بود که آقای داوودزی به عنوان ابتکارات کشورهای منطقه و جهان برای صلح افغانستان به آنها اشاره کرد.

    به گفته نماینده ویژه رئیس جمهور غنی در امور  اجماع منطقه‌ای برای صلح، سفرهای زنجیره‌ای زلمی خلیل‌زاد به افغانستان و منطقه نیز در راستای تلاش امریکا برای تسهیل پروسه‌ی صلح افغانستان صورت می‌گیرد.

    آقای داوودزی گفت: «مشکل اصلی عدم هماهنگی در ابتکارات کشورهای منطقه و جهان برای صلح افغانستان است. امریکا با برخی از کشورهای منطقه رابطه‌ی خوبی ندارد و نمی‌تواند نظرها را به هم نزدیک کند.»

    وی افزود برای صحبت با کشورهایی که امریکا نمی‌تواند با آنها در مورد صلح افغانستان وارد گفت‌وگو شود، شورای عالی صلح افغانستان آمادگی دارد این کار را انجام دهد تا ایجاد اجماع منطقه‌ای در اسرع وقت صورت گیرد.

    صلح همین امسال می‌آید!

    رئیس دارالانشای شورای عالی صلح افغانستان در بخش دیگری از سخنان خود به ملت افغانستان وعده داد که صلح در سال جاری در افغانستان برقرار می شود.

    آقای داوودزی گفت: «در همین سال و با رفع موانع موجود ان‌شاءالله شاهد  مذاکره طالبان با دولت افغانستان و امضای معاهده صلح خواهیم بود.»

    2 محور اصلی و 4 محور فرعی در مذاکرات امریکا با طالبان

    محمد عمر داوودزی، رئیس دارالانشای شورای عالی صلح افغانستان، مذاکره مستقیم امریکا با طالبان را از همان آغاز با هماهنگی و اجازه‌ی دولت افغانستان دانست.

    وی گفت: «یک سال قبل امریکا با دولت افغانستان و برخی چهره‌های سیاسی برجسته کشور در مورد آغاز مذاکرات مستقیم خود با طالبان مشورت کرد و دولت افغانستان ضمن موافقت با این امر اجازه و مشورت خود را به امریکا ارائه کرد.»

    آقای داوودزی گفت: «یکی از کسانی‌که امریکا قبل از شروع مذاکره مستقیم با طالبان با آنها مشورت کرد، خود من بودم؛ اینجانب با این کار موافقت کردم و یک طرح 25 صفحه‌ای را در این مورد به امریکا ارائه کردم.»

    رئیس دارالانشای شورای عالی صلح تأکید کرد مذاکره مستقیم امریکا با طالبان از همان ابتدا با هماهنگی دولت افغانستان بوده است.

    به گفته داوودزی هدف اصلی گفت‌وگوی مستقیم امریکا با طالبان تسهیل پروسه صلح و زمینه سازی برای گفت‌وگوی مستقیم طالبان با دولت افغانستان است.

    2 محور اصلی

    وزیر پیشین امور داخله افغانستان گفت در مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان روی دو محور اصلیِ «مذاکره طالبان با دولت افغانستان و گفت‌وگوی طالبان با قشر سیاسی و جامعه مدنی افغانستان» تأکید شده‌است.

    «قشر سیاسی و جامعه مدنی افغانستان نگران یک‌جا شدن طالبان با دولت افغانستان هستند، این دو قشر کلان نظرات و خواسته‌های خود در این مورد را دارند که باید شنیده شود. این دو قشر باید برای رفع نگرانی‌های خود به طور مستقیم با طالبان مذاکره کنند.»

    آقای داوودزی افزود امریکا از طالبان خواسته در نشست بعدی بین امریکا و نمایندگان این گروه که قرار است در ماه جاری میلادی برگزار شود با در دست داشتن گواهی صلاحیت از رهبران خود مبنی بر آغاز گفت‌وگوی مستقیم با دولت افغانستان و قشر سیاسی و جامعه‌ی مدنی افغانستان حاضر شوند.

    4 محور فرعی

    محمد عمر داوودزی در بخش دیگری از سخنان خود در نشست «تحقیق ملی زنان، صلح و امنیت»امروز در کابل گفت در مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان چهار محور فرعی نیز مورد بحث قرار گرفته‌است.

    «آزادی زندانیان طالبان و جدول زمانی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان» از محورهای فرعی مورد بحث در مذاکره مستقیم امریکا با طالبان است که آقای داوودزی به آنها اشاره کرد

    وی گفت امریکا از طالبان خواسته‌است برای آزادی زندانیان خود با دولت افغانستان صحبت کند.

    رئیس دارالانشای شورای عالی صلح افغانستان تأکید کرد جدول زمانی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان در مذاکرات امریکا با طالبان ارائه نشده‌است.

    به گفته‌ی آقای داووزی، امریکا به طالبان گفته‌است که مجوز حضور نیروهای امریکایی در افغانستان تا سال 2024 توسط خود افغان‌ها و در لویه جرگه اضطراری صادر شده‌است.

    آقای داوودزی افزود امریکا به  طالبان گفته که هدف از حضور نیروهای امریکایی در افغانستان مبارزه با تروریزم است و تا زمانیکه به این هدف که برقراری صلح در افغانستان بخشی از آن است، نرسند افغانستان را ترک نمی‌کنند.

    به نقل از داوودزی، امریکا خطاب به طالبان تأکید کرده اگر بعد از برقراری صلح، افغان‌ها به طور جمعی از امریکا بخواهند که کشورشان را ترک کند، امریکا بلافاصله این کار را خواهد کرد.

    آقای داوودزی افزود در بیانیه رئیس جمهور ترامپ نیز سخنی از جدول زمانی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان یا کاهش کمک‌های مالی واشنگتن به کابل به میان نیامده و تنها روی صلح در افغانستان تأکید شده‌است.

    نماینده ویژه رئیس جمهور غنی در امور اجماع منطقه‌ای تأکید کرد مردم و رسانه‌های افغانستان نباید اسیر تبلیغات منفی در زمینه خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و قطع کمک‌های امریکا به افغانستا شوند.

    زنان، نگران معاهده‌ی صلح حکومت با طالبان نباشند

    محمد عمر داوودزی در ادامه به نقش مهم زنان در برقراری صلح در افغانستان اشاره کرد و گفت زنان نباید نگران امضای معاهده‌ی صلح حکومت با طالبان باشند چراکه روی حقوق زنان در معاهده صلح هیچ معامله‌ای قرار نیست صورت گیرد.

    آقای داوودزی گفت: «لویه جرگه مشورتی برای صلح با هدف جمع‌آوری نظرات اقشار مختلف جامعه از جمله زنان در مورد صلح قرار است برگزار شود و در این راستا 30 درصد اشتراک کنندگان در لویه جرگه مشورتی را زنان تشکیل خواهد داد.»

    جنگ راه حل نیست  

    محمد عمر داوودزی در ادامه تأکید کرد تمام کشورهای منطقه و فرا منطقه اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که ختم جنگ چهل ساله در افغانستان راه حل نظامی ندارد و باید یک راه حل سیاسی در این مورد اتخاذ شود.

    وی افزود جنگ چهل ساله در افغانستان با حمله اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد و امریکا که برای ختم این جنگ به افغانستان وارد شد اینک اعتراف می‌کند که از گزینه نظامی نمی‌توان این جنگ را پایان داد.

    قابل ذکر است در نشست «زنان، صلح و امنیت» که امروز چهارشنبه یکم حوت از سوی کمیسیون مستقل حقوق بشر در کابل برگزار شد، نمایندگان زنان، مسئولین عالی‌رتبه‌ی دولتی و برخی دیپلمات‌های خارجی به شمول سفیر ایالات متحده امریکا در کابل حضور داشتند.

  • جاده های مرگ و مسئولیت پلیس ترافیک

    جاده های مرگ و مسئولیت پلیس ترافیک

    هرچندگاهی خبر تصادف های مرگبار در جاده های افغانستان تیتر رسانه ها می شود و این سریال تکراری را پایانی نیست. هفته گذشته نیز در یک تصادف مرگبار در مسیر غزنی قندهار چندین مسافر جان باخت و عده ای نیز مجروح و مصدوم گردید.

    «سید میرزا حسین احسانی» از فعالان فرهنگی و رسانه ای طی یادداشتی اختصاصی به موضوع کم‌عرض بودن جاده‌های افغانستان و افزایش تصادفات خونین در افغانستان پرداخته است.

    در این یادداشت آمده است: بعد از حملات انتحاری و بمب‌های کنار جاده‌ای، تصادفات مرگ‌آفرین در جاده‌های کم عرض و پر تردد افغانستان بزرگ‌ترین عامل مرگ و میر مردم افغانستان است و هر ساله قربانیان زیادی برجای می‌گذارد.

    بر اساس برخی گزارش‌ها حوادث جاده‌ای در افغانستان سالانه بیش از 6 هزار قربانی می‌گیرد.

    آنچه مایه تعجب و تأسف همگان شده با وجود تکرار این حوادث مرگبار در جاده‌ها بی‌توجهی دولت به ویژه وزارت ترانسپورت و پلیس ترافیک شاهراه به این مسأله بوده که هیچ اقدام قابل توجه و مثمرثمری برای پیشگیری از تکرار این قبیل حوادث نکرده است.

    وی در ادامه به نارسایی‌ها و عوامل منجر به این تصادفات خونین در جاده‌های افغانستان می‌پردازد و چند عامل را در شکل گیری این تصادفات مؤثر می داند.

    جاده‌های کم عرض و پر تردد

    بدون شک جاده‌های کم عرض و باریک افغانستان و تردد زیاد ماشین‌ها در این جاده‌ها یکی از عوامل تصادف‌های مرگبار است.

    یکی از راهکارها برای پیشگیری از وقایع مشابه آنچه که در تاریخ 19 ثور 95 در «غزنی» اتفاق افتاد عریض کردن جاده‌ها است.

    سرعت زیاد و عدم نظارت و کنترل

    مهم‌ترین عامل تصادف‌های مرگبار در جاده‌های افغانستان سرعت زیاد ماشین‌ها است و رانندگان بویژه رانندگان اتوبوس‌های مسافربری با سرعت بالای 150 کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند که این مسأله حوادث ناگواری را رقم می‌زنند.

    متأسفانه پلیس راهنمایی و رانندگی هیچگونه نظارتی بر سرعت ماشین‌های در حال حرکت در جاده‌ها ندارد، هیچ تدبیری هم برای آن نیندیشیده و هیچگونه محدودیتی هم اعمال نکرده است.

    با توجه به کم عرض بودن جاده‌های افغانستان پلیس راهنمایی و رانندگی باید بر سرعت ماشین‌ها نظارت و محدودیت شدید اعمال کند و اجازه سرعت بیش از 100 کیلومتر در ساعت به رانندگان ندهد و رانندگان متخلف را با جرائم سنگین و محرومیت از رانندگی محکوم کنند.

    نئشگی و خواب آلودگی رانندگان

    یکی دیگر از عوامل اصلی تصادفات خونین نشئگی و خواب آلودگی رانندگان است. برخی از راننده‌ها از حشیش استفاده می‌کنند و در حال نشئگی و رانندگی می‌کنند.

    علاوه بر نشئگی به دلیل طولانی بودن مسافت‌ها خستگی و خواب آلودگی مزید بر علت می‌شود.

    برای پیشگیری از این حوادث باید پلیس راهنمایی و رانندگی از راننده‌ها آزمایش اعتیاد بگیرد و افراد معتاد به حشیش را از رانندگی منع و محروم کند.

    حمل بیش از اندازه بار و مسافر

    یکی دیگر از عوامل تصادفات و افزایش تلفات مسافران حمل بیش از حد مجاز مسافر در اتوبوس‌ها است.

    مالکان ماشین و راننده‌ها برای سودجویی بیشتر صندلی‌های اتوبوس‌ها را خیلی نزدیک نصب می‌کنند تا مسافر بیشتر سوار شود علاوه بر آن حتی در راهروهای اتوبوس‌ها مسافر سوار کرده و علاوه بر مسافر بار نیز حمل می‌کنند.

    تریلی‌های باربری نیز چند برابر حد مجاز بار حمل می‌کنند که هم باعث تخریب زودهنگام جاده‌ها شده و هم موجب تصادفات خونبار می‌‌شود.

    وزارت حمل و نقل و ماموران راهنمایی و رانندگی برای این مسأله هم چاره اندیشی کند تا از وقوع چنین حوادثی پیشگیری کند.

    تردد وسایل مسافربری و باری از یک مسیر

    اغلب تصادفات خونین تصادف اتوبوس‌های مسافر بری با تریلی‌های باربری بوده که از یک جاده استفاده کرده و تردد دارند.

    هر چند که در حال حاضر تفکیک جاده‌های ماشین‌های مسافربری و ماشین‌های باربری عملی و ممکن نیست اما در آینده به عنوان یک راهکار در نظر گرفته شود و وزارت حمل و نقل به فکر احداث جاده‌های دیگر باشد تا مسیر ماشین‌های مسافربری و باربری تفکیک شود.

    پاسخگو نبودن و عدم مسئولیت پذیری شرکت‌های مسافربری

    عامل دیگر در بروز این تصادفات پاسخگو نبودن و عدم مسئولیت پذیری شرکت‌های مسافربری است.

    این شرکت‌ها در قبال مسافران کشته شده و معلول پاسخگو نبوده و هیچ گونه مسئولیتی را نمی پذیرند.

    دولت افغانستان باید این شرکت «هارا» وادار به پاسخگویی و پرداخت دیه و غرامت به آسیب دیدگان حوادث کنند. در این صورت شرکت‌ها بر اعمال رانندگانشان نظارت بهتر خواهند کرد.

    نبود تابلوهای علایم راهنمایی رانندگی در جاده‌ها

    یکی دیگر از عوامل تصادفات نبود تابلوهای علایم ترافیکی و راهنمایی رانندگی در جاده‌ها و عدم آشنایی رانندگان با قوانین رانندگی و معنای علایم تابلوها است.

    اکثریت قریب به اتفاق این رانندگان هیچ آموزشی ندیده و رانندگی را به صورت تجربی یاد گرفته و گواهینامه خود را با پرداخت پول به دست آورده‌اند.

    پلیس راهنمایی و رانندگی باید ضمن نصب تابلوهای علایم ترافیکی در جاده‌ها برای راننده‌ها دوره‌های آموزشی اجباری برگزار کرده و از آنها امتحان بگیرد.

    امیدواریم دولت افغانستان و مسئولان وزارت حمل و نقل بویژه پلیس راهنمایی و رانندگی با اتخاذ تدابیر مفید و ارائه راهکارهای جامع عوامل وقوع چنین وقایع دردناکی را از میان برداشته و با کنترل و نظارت بیشتر زمینه مسافرت امن و بی خطر را برای هموطنان فراهم کند.

  • اگر طالبان صلح نکنند آنهارا نابود می کنیم

    اگر طالبان صلح نکنند آنهارا نابود می کنیم

    به گزارش رها، کنی فالکنر، سخنگوی وزارت دفاع ایالات متحده امریکا در یک مصاحبه با دویچه وله دری گفته است که ایالات متحده امریکا فعلاَ هیچ گونه برنامه ای برای خروج نیروها از افغانستان ندارد. او هشدار می دهد که اگر طالبان به مذاکرات صلح برنگردند و جنگ از طریق سیاسی به راه حل نرسد، نیروهای امریکایی به مبارزه شان علیه این گروه ادامه می دهد.

    خبرگزاری متن مصاحبه ای سخنگوی وزارت دفاع امریکا را به شما تقدیم می کند. خبرنگار بخش دری صدای آلمان از جنرال فالکنر پرسید:

    شما درافغانستان نیز کار کرده اید و کارهای تان بیشتر روی مسائل افغانستان متمرکز است وضعیت افغانستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

    سخنگوی پنتاگون گفت: آنچه واضح است این است که 40 سال جنگ، دیگر بس است پیروزی تنها از طریق مصالحه سیاسی به دست می آید. چیزی که ما مشاهده می کنیم افزایش فشار و فعالیت مشترک نیروهای ما و نیروهای نظامی افغانستان در چارچوب استراتیژی موسوم به استراتیژی جنوب آسیاست. یکی از اهداف این استراتیژی تعیقیب تروریستان در افغانستان است. تروریستان به هرشکلی که بخواهند حمله کنند و از راهی که بخواهند امکانات و تجهیزات به دست بیاورند ما بر منابع آنها حمله می کنیم. چیزی که ما می بینیم این است که نیروهای نظامی افغانستان فراتر از انتظار ما فعالیت می کنند و همچنین نیروهای نظامی بین المللی همزمان عملیاتهایی را در سراسر کشور در کنار نیروهای اردوی ملی افغانستان انجام می دهند. در عین زمان افغانستان در حال توسعه قابلیتهای رزمی نیروهای نظامی خود می باشد در حال حاضر بیش از 20 هزار نیروی عملیات های ویژۀ افغان فعال اند و همچنان افغانستان تلاش دار تا ظرفیت نیروی هوایی خود را نیز بیشتر کند.

    بررسی اساسی ما این است که سپردن رهبری امنیتی به نیروهای امنیتی افغانستان و حفظ این رهبری در آینده توسط آنها در مسیر درست قرار دارد.

    او در پاسخ به این سوال که علت قوی ترشدن طالبان و افزایش خشونت ها چیست؟ گفت:

    ما به این باوریم که طالبان تلاش می کنند که همزمان با مذاکرت صلح حملات شان را بیشتر کنند و از این طریق خود را بیشتر مطرح نمایند. اما ما به آنها می گوییم که در نتیجه حملات نیروهای نظامی امریکایی و افغان طالبان گزینه ای جز مزاکره ندارند چون صلح تنها از طریق مذاکرات و توافق سیاسی تأمین شود. طالبان نمی توانند درمیان جنگ برنده شوند.

    او در جواب این سوال که گزارش های منتشر شده که پرزدنت ترامپ تصمیم دارد نیمی از نیروهای امریکایی را درافغانستان کاهش دهد و کاخ سفید هم این گزارشها را تأیید یا رد  نکرده است بالاخره طرح امریکا چیست؟ گفت:

    ما نمی خواهیم که به حدس و گمان در مورد آینده بپردازیم چنانچه قبلا اعلام شد ما می خواهیم تمام گزینه ها در مورد تعداد نیروها را بررسی کنیم اما در حال حاضر ما به حمایت مان از گفتگوهای صلح با طالبان ادامه می دهیم. فعلا هیچ تغییر برنامه در عملیات های ضد تروریستی جاری و ساختار نیروهای که به تعقیب تروریست ها ادامه می دهند به وجود نیامده است.

    فالکنر در پاسخ این سوال که آیا امریکا تاکنون از روند مذاکرات صلح راضی هست؟ گفت:

    هرچند این پرسش مربوط به وزارت خارجه می شود نه وزارت دفاع اما با این هم تأکید می کنم که وزارت دفاع از تلاش های زلمی خلیل زاد صد درصد حمایت می کند.

    سخنگوی پنتاگون در پاسخ این پرسش که اگر امریکا این کار را انجام دهد سایر متحدین نیز آنرا تعقیب خواهد کرد قسمیکه وزیر دفاع آلمان اخیرا گفته است؛ این گونه مسائل چه تأثیری روی گفتگوهای صلح خواهد داشت؟

    گفت: من بازهم تأکید می کنم که تمام اینها گمانه زنی است و ما برنامه ای برای کاهش نیروها از افغانستان نداریم و هیچ طرحی در این زمینه فعلا وجود ندارد ما در زمینه مبارزه با تمام گروه‌های تروریستی متحد می مانیم این گزارش ها فقط شایعه است.

    وی در پاسخ سوال دیگر که پرسید پس پنتاگون گزارش های در مورد کاهش نظامیان از افغانستان را رد می کند؟

    گفت: بله در حال حاضر هیچ برنامه ای برای کاهش نیروها از افغانستان وجود ندارد.

    از او سوال شد که شما از راهکارهای سیاسی یاد کردید اما طالبان هشدار داده اند که در صورت عدم گفتگو در مورد خروج نیروهای خارجی از روند مذاکرات با امریکا بیرون خواهند شد. در این مورد چه می گویید؟

    وی پاسخ داد: سیاست وظیفۀ کسانی نیست که یونیفورم نظامی بر تن دارند ما افراد نظامی هستیم اما به عنوان نظامی آماده هستیم هم از گفتگوها حمایت کنیم و هم به جنگ ادامه دهیم. طالبان باید درک کنند که آنها در میدا جنگ برنده نخواهد شد اگر طالبان می خواهند در میان مردم بمانند باید به مذاکره ادامه دهند.

    جنرال فالکنر در جواب این سوال که اگر طالبان از مذاکرات صلح خارج شوند اقدام بعدی شما چه خواهد بود؟

    پاسخ داد من بر می گردم به استراتیژی مان در جنوب آسیا، آنها انتخاب دیگری ندارند اگر می خواهند که جزء مردم افغانستان باشند باید مذاکره کنند در غیر این صورت ما آنجا می مانیم که تمر کز ما این خواهد بود که طالبان را از بین ببریم و نابود کنیم.

    وی در پاسخ به این سوال که تنها در داخل افغانستان با طالبان می جنگید یا در بیرون از افغانستان هم می جنگید؟ زیرا گفته می شود طالبان در خارج از افغانستان نیز پایگاه و مخفیگاه دارند.

    پاسخ داد: هرچند که صحبتهای ما در مورد افغانستان است اما باید بگویم که استراتیژی جنوب آسیای ما به این متعهد است که در برابر سازمان های تروریستی در هرجای جهان بجنگند.

    در صورتی که مذاکرات صلح موفقانه باشد برخورد شما با سایر گروههای تروریستی مانند داعش و حرکت اسلامی ازبکستان در افغانستان چه خواهد بود؟

    برای ما هیچ فرقی نمی کند هردشمن افغانستان دشمن ما نیز هست و ما متعهد هستیم که در کنار افغانستان باشیم و در برابر تمام کسانی که دشمن دولت افغانستان است بجنگیم. بنابراین اگر صلح ناشی از یک مصالحه سیاسی در افغانستان باشد ما می خواهیم مطمئن شویم که این عناصر از بین بروند.

    این در حالی است که مذاکرت میان نمایندگان طالبان با هیأ امزیکایی به رهبری خلیل زاد در قطر وارد چهارمین روز خود شده است.

     

     

     

     

  • یک کرسی و 18 نامزد عاشق!

    یک کرسی و 18 نامزد عاشق!

    قصر گلخانه در مرکز کابل برای کسانی که به دنبال قدرت و ثروت اند جازبۀ زیادی دارد و هر آدمی را وسوسه می کند تا از اریکه آن بر مملکتی به نام افغانستان فرمانروایی کند. در این دوره نیر 18 دلدادۀ عاشق عزم خود را برای رفتن به این قصر جزم کرده اند که خیل کوتاه و به ترتیب الف با به شما معرفی می گردد.

    قرار است فهرست ابتدایی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در تاریخ ۱۶ دلو و فهرست نهایی نیز بعد از رسیدگی به شکایت‌ها در ششم حمل سال آینده خورشیدی منتشر شود.

    احمد ولی مسعود

    احمدولی مسعود، برادر احمد شاه مسعود، فرمانده درگذشته جهادی افغانستان است. او، فریده مومند را به عنوان معاون اول و عبداللطیف نظری را به عنوان معاون دوم خود انتخاب کرده است.

    آقای نظری، استاد دانشگاه در کابل است. بر اساس نتایج مقدماتی، او در انتخابات پارلمانی امسال نتوانست به مجلس نمایندگان افغانستان راه یابد. خانم مومند چند سال به عنوان وزیر تحصیلات عالی افغانستان کار کرده است.

    فریده مومند معاون اول و عبداللطیف نظری معاون دوم آقای مسعود هستند

    حکیم تورسن

    حکیم تورسن، فارع التحصیل رشته ادبیات فارسی از دانشگاه کابل است. در دهه هفتاد خورشیدی در بخش اطلاعاتی فعالیت داشته و معاون نظامی دکتر نجیب الله، رئیس‌جمهوری سابق افغانستان بوده است.

    آقای تورسن، نادرشاه احمدزی و شفیع قیصاری را به عنوان معاونان اول و دوم خود در انتخابات سال ۱۳۹۸ افغانستان معرفی کرده است.

    رحمت الله نبیل

    رحمت الله نبیل، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان و از افراد اصلی گروه “محور ملی افغانستان” است. او با شعار “امنیت و عدالت” وارد رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان شده است.

    ژنرال مراد علی مراد، از جنرالان مطرح و مسعوده جلال، وزیر پیشین امور زنان افغانستان، به عنوان معاون اول و دوم او در این انتخابات معرفی شده‌اند.

    خانم جلال در دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان یگانه نامزد زن بود.

    ژنرال مراد علی مراد و مسعوده جلال، وزیر پشین امور زنان افغانستان نیز دو معاون آقای نبیل معرفی شدند

    زلمی رسول

    زلمی رسول، وزیر خارجه پشین افغانستان، در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ نیز نامزد بود و در دور اول حذف شد. آقای رسول در دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری از عبدالله عبدالله حمایت کرد.

    آقای رسول که کار به عنوان مشاور شورای امنیت ملی افغانستان را نیز در کارنامه دارد، در چهار سال گذشته سمت رسمی دیگری نداشت. او عبدالجبار تقوا، والی سابق کابل از قوم تاجیک را به عنوان معاون اول و غلام علی وحدت، والی پیشین بامیان، از قوم هزاره را به عنوان معاون دوم خود معرفی کرد.

    سید نورالله جلیلی

    سید نورالله جلیلی از دیگر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان است.

    آقای جلیلی که یک فعال سیاسی است، خلیل رومان را به عنوان معاون اول و چراغ‌علی چراغ را به عنوان معاون دوم خود انتخابات کرده است.

    آقای چراغ در انتخابات سال ۲۰۰۹ معاون آقای عبدالله عبدالله نیز بود.

    شیدا محمد ابدالی

    شیدا محمد ابدالی، سفیر پشین افغانستان در هند از دیگر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده خواهد بود.

    آقای ابدالی، عبدالبصیر سالنگی، والی سابق فراه را به عنوان معاون اول و ذوالفقار امید را به عنوان معاون دوم خود معرفی کرد.

    عبدالله عبدالله

    عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی افغانستان نیز از جمله افرادی که به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال آینده ثبت نام کرد.

    آقای عبدالله در دو دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نامزد بود. او در سال ۲۰۰۹ به عنوان رقیب حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین وارد کارزار انتخاباتی شد و توانست انتخابات را به دور دوم بکشاند. در انتخابات ۲۰۱۴ در مقابل محمد اشرف غنی به رقابت پرداخت که باز هم انتخابات به دور دوم رفت و در نهایت منجر به تشکیل حکومت وحدت ملی شد.

    شعار تیم آقای عبدالله “ثبات و همگرایی” اعلام شد.

    عنایت‌الله بابر فرهمند معاون اول آقای عبدالله، و اسدالله سعادتی به عنوان معاون دوم او معرفی شدند. آقای فرهمند، رئیس پیشین دفتر ژنرال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان و از قوم ازبک است؛ و آقای سعادتی، از افراد نزدیک به محمد کریم خلیلی، رهبر حزب وحدت افغانستان و از قوم هزاره است.

    آقای عبدالله نامزد حزب جمعیت اسلامی است و دو حزب جنبش ملی اسلامی و حزب وحدت نیز از او حمایت می‌کنند.

    عنایت الله حفیظ

    عنایت الله حفیظ، فارغ التحصیل رشته زبان و ادبیات انگلیسی است. او در نهادهای مختلف دولتی و غیر دولتی کار کرده است.

    آقای حفیظ، جنت خان فهیم و عبدالجمیل شیرانی را به عنوان معاونان خود در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده معرفی کرده است.

     

    غلام فاروق نجرابی

    غلام فاروق نجرابی، متخصص جراحی قلب کودکان است.

    آقای نجرابی در لویه جرگه (جرگه بزرگ) اضطراری سال ۱۳۸۱ که برای تعیین رئیس دولت انتقالی برگزار شده بود، هم نامزد ریاست دولت بود و پس از آن در انتخابات ۱۳۸۳ و انتخابات ۱۳۸۸ نیز نامزد ریاست جمهوری بود.

    آقای نجرابی، شریف الله را به عنوان معاون اول و محمد شریف بابکرخیل را به عنوان معاون دوم خود برگزیده است.

     

    فرامرز تمنا

    فرامرز تمنا با شعار ” تدبیر و توسعه” به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت نام کرده است. او به عنوان رئیس مطالعات استراتژیک وزارت خارجه افغانستان کار کرده و استاد دانشگاه نیز بوده است.

    آقای تمنا، سید قیاس سعیدی را به عنوان معاون اول و محمد امین رشادت را به عنوان معاون دوم خود انتخابات کرده است. هر دو معاون آقای تمنا استاد دانشگاه در کابل هستند.

     

    گلبدین حکمتیار

    گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان و از رهبران جهادی این کشور است.

    او بعد از سقوط گروه طالبان در صف مخالفان دولت افغانستان قرار گرفت و چند سال پیش با دولت افغانستان موافقنامه صلح امضا کرد و دوباره به کابل برگشت.

    آقای حکمتیار، فضل الهادی وزین یکی ازاستادان دانشگاه و از قوم ازبیک؛ و حفیظ الرحمن نقی از قوم تاجیک را به عنوان معاونان خود معرفی کرد.

    لطیف پدرام

    لطیف پدرام، نماینده سابق ولایت بدخشان در مجلس نمایندگان افغانستان با شعار “آزادی، عدالت و امنیت”به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت نام کرده است.

    او رئیس حزب کنگره ملی افغانستان و از سیاستمداران جنجالی این کشور است.

    آقای پدرام نامزد انتخابات پارلمانی اخیر از ولایت بدخشان نیز بود ولی نظر به نتایج مقدماتی این انتخابات، موفق به راه یافتن به مجلس نمایندگان افغانستان نشد.

    آقای پدرام، احسان الله حیدری را به عنوان معاون اول و محمد صادق وردک را به عنوان معاون دوم خود انتخاب کرده است.

     

    محمد ابراهیم الکوزی

    محمد ابراهیم الکوزی، رئیس “شورای سراسری الکوزی” است.

    او با شعار “تعهد و عمل” به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان ثبت نام کرد.

    آقای الکوزی، خانم خدیجه غزنوی را به عنوان معاون اول و سید سامع کیانی را بعنوان دوم خود معرفی کرده است.

    محمد اشرف غنی

    محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری کنونی افغانستان از نامزدهای دیگر انتخابات سال آینده ریاست جمهوری خواهد بود.

    محمد اشرف که شعار “دولت‌ساز” نامزد انتخابات شد و هنگام ثبت نام گفت که “عزت و آینده ما در یک دولت قوی است نه یک ساختار ضعیف و گسسته”.

    آقای غنی، امرالله صالح را به عنوان معاون اول و سرور دانش را معاون دوم خود معرفی کرد. آقای صالح، رئیس حزب روند سبز، از ولایت پنجشیر و از قوم تاجیک است و در گذشته از نزدیکان احمد شاه مسعود بوده است؛ و آقای دانش، معاون دوم کنونی آقای غنی، از اعضای حزب وحدت افغانستان و از قوم هزاره است.

    آقای غنی را علاوه بر معاونان او، محمد یوسف غضنفر، از بازرگانان مشهور افغانستان همراهی می‌کند. آقای غضنفر از قوم ازبیک است.

    آقای غنی گفت به دلیلی دوباره نامزد انتخابات می‌شود که می‌خواهد، کار ناتمام خود را تمام کند.

    محمد حنیف اتمر

    محمد حنیف اتمر، مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان نامزد دیگر انتخابات پیش‌رو است.

    آقای اتمر با شعار “صلح و اعتدال” ثبت نام کرد و تعهد سپرد که در ظرف شش ماه تا یک سال قانون اساسی این کشور را تغییر دهد.

    محمد یونس قانونی، رئیس پیشین مجلس نمایندگان، معاون اول؛ و محمد محقق، رئیس “حزب وحدت مردم افغانستان” معاون دوم آقای اتمر معرفی شدند.

    آقای محقق در حال حاضر معاون دوم رئیس اجرایی افغانستان است.

    در تیم آقای اتمر، عالم ساعی، والی پیشین جوزجان، ازقوم ازبیک نیز حضور دارد.

    آقای اتمر “اصلاح نظام ریاستی” را یکی از برنامه‌های خود اعلام کرد و گفت که بر اساس این اصلاحات، برای ریاست جمهور،ی پست معاونت سوم و در کنار ریاست جمهوری پست صدراعظم ایجاد خواهد کرد.

    محمد شهاب حکیمی

    محمد شهاب حکیمی با شعار “قانونیت و رفاه” به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان ثبت نام کرد.

    او چند سال به عنوان رئیس مؤسسه مین‌روبی در افغانستان فعالیت کرده است.

    آقای حکیمی، عبدالعلی سرابی را معاون اول و نورالحبیب حصیر را به عنوان معاون دوم خود معرفی کرده است.

     

    نورالحق علومی

    نور الحق علومی، وزیر داخله پشین افغانستان است.

    او در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ عضو تیم آقای عبدالله بود و بعدا وزیر داخله افغانستان شد.

    آقای علومی بعدا از وزارت داخله افغانستان برکنار شد.

    او بشیر بیژن و نعیم غیور را به عنوان معاونان خود معرفی کرده‌ است.

     

    نور رحمان لیوال

    نور رحمان لیوال، تاجر ثروتمند و مالک یکی از شرکت‌های فناوری از جمله افرادی بود که در آخرین دقایق مهلت ثبت نام، برای رقابت در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.

    آقای لیوال، عبدالهادی ذوالحکمت و یحیا ویار را به عنوان معاونان خود در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان معرفی کرد.