دسته: برگزیده ها

  • شروع بازی تقصیر آمریکا و انگلیس/ مقصر حمله بر فرودگاه کابل کیست

    شروع بازی تقصیر آمریکا و انگلیس/ مقصر حمله بر فرودگاه کابل کیست

    برخی مقامات دولتی انگلیس و اعضای حزب محافظه کار این کشور، نظامیان آمریکایی را متهم می کنند که آنها در تلاش اند تا تقصیر را از روی آمریکا برداشته و انگلیس را مقصر حمله مرگبار تروریستی بر میدان هوایی کابل جلوه دهند.

    این «بازی تقصیر» روابط این دو متحده دیرینه را تحت الشعاع خود قرار داده است.  

    برخی منابع از پنتاگون می گویند که نظامیان آمریکایی با وجود هشدارهای امنیتی و خطر بالایی که وجود داشت، «دروازه اَبی» میدان هوایی کابل را برای کمک به نیروهای بریتانیایی برای خروج اتباع شان همچنان باز نگه داشته بود.

    اما رئیس حزب محافظه کار انگلیس مقصر اصلی را نظامیان آمریکایی و جو بایدن رئیس جمهور آمریکا می داند و می گوید: “جو بایدن مسئول تمامی آن تصمیماتی است که منجر به اتفاقاتی شد که شاهد آن هستیم.”

    آقای «یین دانکن اسمیت» می گوید: “به نظرم اینکه الان آمریکا در تلاش است تقصیر حمله انتحاری بر میدان هوایی کابل را به دوش انگلیس بیاندازد بسیار شرم آور است، زیرا بدانید که اگر واقعا دولت و نظامیان آمریکایی برای بستن دروازه جدی می بودند، دروازه را می بستند.”

    براساس یادداشت هایی از پنتاگون که به دست پولیتیکو رسیده، آدمیرال «پیتر ویسلی» فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان دستور بسته شدن «دروازه اَبی» را داده بود اما برای اینکه نیروهای بریتانیایی بتوانند اتباع خود را به داخل میدان هوایی ببرند، این دروازه باز نگه داشته شده بود.

    «توبیاس الوود» یک عضو دیگر حزب محاظه کار انگلیس و رئیس کمیته دفاعی پارلمان انگلیس در این خصوص می گوید: “بازی تقصیر بی فایده که از سوی آمریکا برای مقصر جلوه دادن انگلیس شروع شد نشان می دهد که سطح روابط دو کشور تا چه اندازه رو به سردی رفته است.”

    در همین حال پنتاگون از نشریه پولیتیکو انتقاد کرده و انتشار این خبر را «غیرقانونی» عنوان کرده است.

    پنتاگون گفته است به محض اطلاع از این که این موضوع به دست خبرنگار نشریه پولتیکو رسیده، با مسئولان این نشریه در سطح بالایی به تماس شده اند و از انتشار خبری که جان سربازان آمریکایی و عملیات شان را در میدان هوایی کابل بخطر می انداخت، جلوگیری کردند، اما این خبر باز هم منتشر گردید.

    لازم به ذکر است که در حمله مرگبار تروریستی بر میدان هوایی کابل روز پنجشنبه هفته گذشته دست کم 170 تن جان خود را از دست دادند و بیش از یک هزار تن دیگر زخمی شدند.

    دو خبرنگار از جمله خبرنگار خبرگزاری رها، 13 سرباز آمریکایی به شمول یک کادر درمانی و 2 شهروند بریتانیایی-افغان در میان جان باختگان این رویداد هستند.  

  • حقانی: به موضوع داعش رسیدگی می کنیم/ 90 فیصد مشکلات افغانستان حل شد

    حقانی: به موضوع داعش رسیدگی می کنیم/ 90 فیصد مشکلات افغانستان حل شد

    انس حقانی فرزند جلال الدین حقانی رهبر شبکه حقانی و یکی از سران ارشد طالبان گفته است هم اکنون زمان آن رسیده که طالبان بخششند و اتحاد دوباره ایجاد کنند.

    آقای انس حقانی در پاسخ به پرسشی در این خصوص که چهار برادر خود را در جنگ از دست داده و سال ها در زندان نیروهای آمریکایی و افغانستان بوده است، آیا همچنان تمایل به بخشش دارد، به شبکه «تی آر تی» ترکیه گفت اکنون زمان آن رسیده که طالبان بخشش کنند و اتحاد دوباره برای بازسازی افغانستان ایجاد کنند.  

    وی گفت: “طی دو دهه گذشته، مردمان بسیاری مانند من متحمل رنج و شکنجه از جنگ توسط نیروهای آمریکایی و دولت پیشین افغانستان شدند.”

    حقانی افزود: “آنها مرا پنج سال زندانی کردند. چهار سال آن را در زندان انفرادی بسر بردم. آنها مرا به لحاظ روانی شکنجه می دادند.”

    وی اما علاوه کرد: می دانم که اتفاقات بدی در گذشته  افتاده است، اما هم اکنون فرصتی برای بازسازی و اتحاد دوباره داریم.”

    انس حقانی همچنین به موضوع گروه داعش پرداخت و گفت 90 فیصد مشکلات افغانستان هم اکنون حل شده است و به زودی طالبان با سازندگان گروه داعش مانند باقی مسایل رسیدگی خواهد کرد.

    او گفت: “هنوز بسیاری از کشورها هستند که نمی خواهند جنگ در افغانستان خاتمه یابد. بخاطر همین گروه داعش را ساخته اند و تلاش دارند جنگ نیابتی شان را در افغانستان طولانی سازند.”

    حقانی تاکید کرد: “آنها (داعش) ممکن حملاتی را ایجاد کنند و سبب وحشت مردم شوند، اما رسیدگی خواهیم کرد، درست مانند دیگر مسایل بزرگتری که رسیدگی کردیم که سبب ختم اشغال افغانستان شد.”

  • بازی جدید منطقوی بعد از خروج امریکا

    بازی جدید منطقوی بعد از خروج امریکا

    اما قبل از ان یک سوال اساسی را باید مطرح کرد. درتصویر بزرگ چه باعث موفقیت فوری طالبان شد؟ جواب که تابحال من دریافت کرده ام اینست که یک معامله یی خیلی بزرگ بین ایران و چین.

    روز های اینده نشان خواهد داد که یکی از اساسی ترین تحولات منطقوی که باعث حمایت شدید چینی ها از به قدرت رسیدن طالبان شد این بود که انها توانستند با ایران یک معامله بزرگ خرید انرژی درمقابل سلاح را انجام بدهند.

    چه نوع معامله؟

    دوماه قبل از شکست دولت افغانستان چینی ها با ایران یک قرار داد امضا کردن و این قرار داد تاجایی که حالا میبینیم سرنوشت حضور امریکایی ها در افغانستان را یک سره ساخت. در این قرار داد ایران نفت مورد نیاز چین را برای ۲۵ سال اینده پیش فروش میکند و در عوض چین تعهد میکند که برای فروش هرنوع سلاح به ایران ممانعتی وجود نخواهد داشت. یعنی ایران میتواند هر نوع سلاحی را که خواسته باشد از چین خریداری کرده میتواند. این معامله اساسی ترین ضروریات دو کشور را درعین زمان حل میکند. ایران اشد ضرورت به سلاح دارد و چین دو برابر بیشتر از ان ضرورت شدید برای تامین انرژی.

    با در نظر داشت اینکه نیروی بحری امریکا برای سال های متمادی کنترول ابهای بین المللی را در اختیار خواهد داشت چین به جز کشیدن پایپ لاین از راه زمین گزینه بهتری برای دست رسی به ذخایر انرژی نخواهد داشت. بنا به محض اینکه قرار داد با ایران امضا شد دیگر مساله افغانستان برای چینی ها در اولویت کار قرار گرفت. به اساس گذارش های مختلف چینی ها بعد از امضای این قرار داد برای طالبان وعده کردند که با گرفتن هر متر جفرافیای افغانستان برایش پول نقد میدهند. درست همان معامله یی که یک وقت داکتر نجیب با جنرال دوستم انجام داده بود. سرازیر شدن پول یکی از مهم ترین فاکتور ها برای شکست سرسام اور قریه ها ولسوالی ها و حتی ولایت ها و قول اردو ها بود. همه میدانیم که در افغانستان کاری را که پول میکند هیچ نیروی دیگری انجام داده نمیتواند. ولی یک مساله عمده دیگری که در این معامله خیلی قابل توجه است اینست که ایرانی ها فروش نفت را به چین به یک قیمت خیلی نازل قرار داد کرده اند. به قیمتی که اکثر کشور های دنیا را شگفت زده ساخته است.

    میدانید چقدر ارزان؟

    یک سوم قیمتی که روس ها نفت را فعلا به چین می فروشند.

    بنا پولی که چینی ها در طی ۲۵ سال اینده از این قرار داد پس انداز میکنند برابر است با بیش از ۱۰ برابر از مصارفی که امریکایی ها در طول ۲۰ سال در افغانستان انجام داده اند. اگر یک دهم انرا هم برای ساختار جدید قدرت در افغانستان مصرف کنند هنوز هم خیلی فاضل خواهند بود. نه تنها فاضل که بلکه چندین دست اورد دیگر را در عین زمان بنام خودشان خواهند کرد. شکست امریکا در افغانستان – فروش سلاح برای کشوری که میتواند حضور امریکا در خاور میانه را به چالش بکشد – موفق ساختن بیشتر ابتکار شاهراه های بزرگ یا راه ابریشم – وحتی جلوگیری از محاصره اقتصادی شدن در صورت جنگ با امریکا. به هر صورت تا جایی که حدس زده میشود – خیلی وقت نخواهد گرفت که حکومت جدید طالبان در افغانستان بتوانند وضعیت اقتصادی کشور را سرو سامان بدهند خصوصا اگر مثل حکومت های طرف حمایت امریکا غرق در فساد و تجمل نشوند.

    اما در این میان بازنده های منطقوی این معامله هم دست روی دست نخواهند نشست. قبل از همه روس ها تمام ان پولی را که چینی ها و ایرانی ها باید به جیب بزنند از خودش میداند و فکر میکند که از دست داده است. از اینکار چندان خوشش نخواهد امد و دست زیر الاشه به تماشا نخواهد نشست. حد اقل باید منتظر حرکاتی جدی از قبیل تمویل نیرو های ضد ظالبان از طرف روس ها باید بود.

    هندی ها به شدت در مارکیت تامین انرژی از چین عقب می افتند و ناچار هستند با روس ها همکاری کنند تا از چنین رویکردی جلوگیری گردد.سهم پاکستان از این معامله هنوز دقیق معلوم نیست اما اگر پایپ لاین را چینی ها از طریق بدخشان به کشور شان ببرند پاکستان هم یکی از بازنده های این معامله به حساب خواهد امد. بنا بی دلیل نیست که سر و کله داعش اهسته اهسته پیدا شود. داعش برای پاکستان یک پالیسی بیمه درمقابل بی بهره ماندن در این بازی جدید و گپ نا شنوی طالیان است. به محض اینکه بدانند انها گوشه زده شده اند و یا طالبان سر حرف شنیدن ندارند با حمایت بیشتر از داعش مانع این پایپ لاین خواهد شد و اکثر بازنده های دیگر هم برایشان کمک خواهند کرد.

    بالاخره امریکایی ها به هیچ وجه دست زیر الاشه نخواهند نشست. انها در هر صورت دیر یا زود به سراغ طالبان و چینی ها خواهند امد تا حساب خود را تصفیه کنند. خصوصا وقتی کشور هایی مانند پاکستان هند و روس بخواهند همرایشان همکاری بکنند. علل خصوص وقتی جمهوری خواهان دوباره به قدرت برسند. ماه های اینده در جریان ایجاد حکومت طالبان و حرکات جدید در فغانستان آثار به وقوع پیوستن این بازی جدید را بیشتر و بیشتر متوجه خواهیم شد. برای فعلا بزرگ ترین اثر اش حضور تمام دیپلومات های چینی در داخل سفارت شان است در حالیکه تمام کشور های دیگر دیپلومات هایشان را بیرون کردند.

    ادریس رحمانی

  • جامعه زنان افغانستان، تسلیم و انزوا یا ایستادگی!

    جامعه زنان افغانستان، تسلیم و انزوا یا ایستادگی!

    «اگر طالب، طالب بیست سال قبل است، زن افغان، زن بیست سال قبل نیست؛ این موضوع را جدی بگیرید». این جملات، بخشی از پیام ویدئویی «نیلوفر اعلم» دختر جوان افغانستانی است که برای مردم جهان در شبکه‌های اجتماعی ارسال کرده است.

    او در یکی از ادارات کابل کار می‌کند. بعد از تصرف افغانستان توسط طالبان، به همراه دیگر همکار زن خود، در محل کارشان حاضر شدند اما طالبان اجازه ورود به آنها را نداد.

    نیلوفر در این پیام ویدئویی می‌گوید اعضای طالبان حتی از نگاه کردن به چهره آنان خودداری کرده و با آنان صحبت هم نکرده‌اند. این دختر افغان می‌پرسد: «یعنی ما چه کرده‌ایم که اینها نمی‌توانند با ما حرف بزنند؟».

    طالبان در چند ماه گذشته بارها اعلام کرده بود حق حضور اجتماعی زنان را پاس می‌دارد و با اشتغال آنان مخالف نیست. «سهیل شاهین» سخنگوی این گروه در مصاحبه اختصاصی با شبکه خبری چین (CGTN) گفت بود: طالبان در کابل از حقوق زنان برای تحصیل و کار محافظت می‌کند و عزت افغان ها در امان است.

    مدتی بعد از این گفتگو هم «ذبیح الله مجاهد» دیگر سخنگوی این گروه عبارت «قوانین اسلامی» را به سخنان شاهین افزود و به رسانه‌ها گفت: حقوق زنان در چارچوب قوانین اسلامی رعایت خواهد شد.

    وضعیت زنان افغان در حکومت قبلی طالبان

    زنان افغان بیست سال قبل، حکومت اسلامی مورد نظر طالبان را تجربه کرده‌اند. آنان در حکومت سابق طالبان از دسترسی به بیمارستان‌های عمومی منع شدند. این مسئله نه تنها بر سلامت آنان تأثیر منفی گذاشت، بلکه منجر به افزایش نرخ مرگ و میر نوزادان شد.

    بیست سال قبل زنان افغان برای خروج از منزل باید از حجاب سختگیرانه طالب اطاعت می‌کردند. درس خواندن زنان در مراکز آموزش عمومی ممنوع شد و وقتی که مراکز آموزشی کوچک به صورت خودجوش در خانه‌ها توسط افراد برای آموزش دخترها شکل گرفت، قانون ممنوعیت تحصیل دختران بالای ۹ سال توسط حکومت طالبان به جامعه تحمیل شد. دختران زیر ۹ سال هم فقط حق داشتند قرآن را بیاموزند.

    بیست سال قبل حق کار در مراکز عمومی نیز مانند حق تحصیل توسط طالبان از زنان گرفته شد. آنها به همین مقدار بسنده نکردند بلکه حق راه رفتن تنها در خیابان را نیز از زنان افغانستانی گرفتند و زنان تنها با همان حجاب مورد نظر آنان و با همراهی یک محرم حق داشتند پا به خیابان بگذارند.

    «آرین پورقدیری» جامعه شناس ایرانی در تحقیق خود درباره جامعه زنان افغان در زمان طالبان نوشته است: «آنان با قوانین سخت گیرانه خود کار را به جایی رساندند که گروه‌های حقوق بشری شرایط زندگی زنان افغانستان در دوره طالبان را یکی از بدترین شرایطی که جهان با آن روبرو شده است توصیف کردند. نرخ سواد در افغانستان به ۱۳درصد در شهرها و ۳ تا ۴ درصد در روستاها کاهش یافت. به خاطر ممنوعیت حضور زنان دربیمارستانهای عمومی هم سلامت زنان آسیب دید و هم سلامت کودکان و نوزادان و طبق آمار، از هر ۱۰۰۰ کودک ۱۶۵ نفر زیر سن یک سالگی جان خود را از دست می‌داد.

    جامعه‌ای که این برخورد طالب را تجربه کرده، امروز نمی‌تواند ادعاهای این گروه درباره حفظ حقوق زنان را باور کند. یکی از دختران افغان در ویدئویی که از خود منتشر کرده از ممانعت طالبان برای حضور در محل کارش خبر داده و گفت است: «بین حرف تا عمل خیلی فاصله است. من امروز با حجاب اسلامی آمده بودم تا اینها هیچ بهانه‌ای برای حضورم نداشته باشند. اما نگذاشتند وارد محل کارمان شویم.»

    «سمیه حقجو» که در کابل زندگی می‌کند در صفحه فیسبوک خود نوشته است: «طالبا ادعا دارند که ما به حقوق زن ارزش قایل هستیم. اگه از شان بپرسی حقوق زن چیست، می‌گویند آب و نان، شوهر».

    این شاعر جوان نوشته است: قابل توجه طالبان حکومت کردن فقط حجاب و چادر خانم ها نیست.

    «سکینه امیری» گزارشگر روزنامه «اطلاعات روز»  هم درباره تجربه خود از رودرویی با نیروهای طالبان در کابل اینگونه نوشته است: در حوزه سوم شهر کابل با سربازان پایین رتبه طالبان در مورد حجاب اسلامی و حدود شریعی صحبت می‌کردیم. می‌خواستم بدانم که جدای از سران طالبان، افراد این گروه، نسبت به زندگی شهری و مسایل مرتبط به زنان چه دیدی دارند.

    پرسش: دلیل حضور طالبان با این سر و وضع که موجب ایجاد ترس در شهر شده، چیست؟

    طالب: شکر الحمدلله ما کفار را بیرون کردیم و کابل را فتح کردیم. ما برای تامین امنیت و پیاده کردن شریعت آمده‌ایم.

    پرسش: شریعت اسلامی چیست و چه حکمی در مورد زندگی ما دارد؟

    طالب: روش زندگی مثل صدر اسلام و خلفای راشدین است که مردم باید مثل آنان و مطابق حدیث و ارشادات اسلامی زندگی کنند.

    پرسش: حکم شریعت در مورد پوشش اسلامی چیست، چه پوششی اسلامی است؟

    طالب: مثلا این که زنان کدام لباس بپوشند که همه‌اش پوشیده باشد. مثل چادری و برقه که دست و صورت‌شان را می‌پوشاند.

    پرسش: چرا چادری و برقه حجاب اسلامی است، آیا کدام آیت و یا حدیثی در مورد وجود دارد که درستی ادعای‌تان را ثابت کند؟

    طالب: کدام آیت و حدیث نیست، خوب می‌گویم جای زنان در خانه است و اگر بیرون می‌شوند باید مطابق به شریعت عمل کنند. زنان فعلا حجاب اسلامی ندارند، اما به مرور اسلامی می‌شوند.

    پرسش: آیا از دید شما من با این پوشش مسلمان هستم؟

    طالب: بلی شما مسلمانید. لباس تان مشکل دارد.

    پرسش: پس شما می‌گویید که لباس من مطابق به شریعت نیست و لباس اسلامی نیست؟

    بلی لباس شما حجاب اسلامی نیست. باید چادری یا هم برقه بپوشید.

    پرسش: اگر نپوشم شما مشکل دارید، من هیچگاه از آن لباس اسلامی شما نخواهم پوشید؟

    طالب: لباس شما اسلامی نیست. می‌گویم کدام مشکل نیست با این لباس. آهسته آهسته جور می‌شود.

    خانم امیری افزوده است که «بعد از این صحبت دریافتم که هنوزم این گروه حتا ابتدایی‌ترین حق زن(حق انتخاب نوع پوشش) را به رسمیت نمی‌شناسد».

    مهاجرت، مقاومت و یا تسلیم؟

    گفتگو با زنان و دختران افغان و فعالان اجتماعی این کشور درباره آینده زنان سخت شده است. اما آنچه مشخص است این است که همزمان با به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان گروهی از زنان و فعالان اجتماعی این کشور مهاجرت را بر ماندن در وطن ترجیح دادند؛ دختران تیم رباتیک این کشور که به مکزیک پناهنده شدند.

    گروهی هم از هم‌اکنون پذیرفته‌اند که باید با قوانین سختگیرانه طالبان سر کنند.

    یکی از فعالان فرهنگی کابل که خواست نامی از او برده نشود در گفتگو با دین آنلاین گفت: وضعیتمان نامشخص است. خانواده من از اینجا رفته‌اند. من مانده‌ام که باید چکار کنم. دلم می‌خواهد در وطنم بمانم.

    او که هفته گذشته با اشتراک گذاشتن تصویر اعتراض مدنی دختران افغان در کابل نوشته بود باید این اعتراضات گسترده‌تر شود گفتگوی تفصیلی را نپذیرفت و گفت شرایطش برای گفتگو مناسب نیست و باید مراقب خودش باشد.

    اما در این میان زنانی هستند که همچنان معتقدند باید مقابل طالبان ایستاد و ترس را شکست. یکی از دختران افغان در صفحه فیسبوک خود نوشته است: «لطفن ترس را بشکنید، برای تثبیت جایگاه انسانی تان و برای مطالبه حقوق اساسی‌تان برخیزید تا جامعه پیشرفت داشته‌باشد!».

    شبکه‌های اجتماعی افغانستان در روزهای اول حضور طالبان پر بود از پیامهای مقاومت اما به مرور زمان تعداد این پیامها کم شده است.

    آیا زنان افغان ترس را می‌شکنند یا از ترس طالبان به پذیرش قوانینی تن می‌دهند که بیست سال قبل در این کشور اجرا شده است؟ این پرسشی است که برای دریافت پاسخ دقیق آن باید چند ماهی منتظر ماند.

  • رقابت شاخه های مختلف طالبان برای به دست گرفتن قدرت در افغانستان

    رقابت شاخه های مختلف طالبان برای به دست گرفتن قدرت در افغانستان

    فارین‌پالیسی در گزارشی خبر از اختلاف و شکاف بین نحله‌های مختلف طالبان داده و ادعا کرده شکاف موجود بین رهبری بین‌المللی این گروه با بدنه جنگجویانش هرگز وسیع‌تر از حالا نبوده است.

    آنکال وورا، ستون‌نویس و کارشناس سیاسی فارین‌پالیسی گزارش خود را با توصیف شرایط کابل و دیگر شهرهای افغانستان بعد از پیروزی طالبان آغاز کرده است:

    از زمان تسلط طالبان بر افغانستان، گزارش‌های زیادی درباره غارت‌ها و اعدام‌های پرشماری در سراسر کشور منتشر شده است. افغان‌های ساکن کابل هم در پیام‌هایی که به دوستان خود در خارج از کشور ارسال کرده‌اند، خبر از جستجوی خانه به خانه نیروهای طالبان برای شکار روزنامه‌نگاران و پزشکان زن داده‌اند.

    اما در سوی دیگر ماجرا رهبری طالبان در صدد انتقال پیامی متفاوت است. در واقع تلاش آن‌ها این بوده که به نیروهای زمینی خود دستور دهند با خویشتن‌داری عمل کرده و افغان‌ها را در مورد نیت خوب خود متقاعد کنند. به این منظور رهبران طالبان برای کسانی که برای رژیم قبلی کار می‌کردند، عفو عمومی اعلام کرده‌اند و از مقامات دولتی و روزنامه‌نگاران و در آن روزهای اول حتی از زنان نیز خواسته‌اند سر کار خود بازگردند. رهبران طالبان حتی برای رفع نگرانی‌های گروه‌های اقلیت با آن‌ها هم تماس گرفته‌اند.

    در رأس سلسله مراتب طالبان، که بسیاری از آن‌ها سال‌های زیادی را طی سال‌هایی که افغانستان درگیر جنگ بوده، در خارج از کشور گذرانده‌اند، تمایل برای معرفی خود به عنوان حاکمانی خوش‌اخلاق و اصلاح‌شده به وضوح آشکار است. گروهی که خواهان مشروعیت و البته محبوبیت در میان افغان‌ها و به رسمیت شناخته شدن از سوی جامعه بین‌المللی هستند. با این حال هنوز روشن نیست که آیا اعضای معمولی‌تر طالبان نیز که در حال حاضر قدرت را در کل افغانستان در دست دارند، خواهان همان چیزها هستند؟ بگذریم از این که این نیز روشن نیست که اگر این دوگانگی باعث بروز تنش شود، این تنش‌ها چگونه قرار است در داخل طالبان حل شود!

    یک روز پس از ورود به کابل، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی اصلی این گروه در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که طالبان به دنبال انتقام نیست و قرار نیست کسانی را که قبلاً با آن‌ها مخالف بوده اعدام کند. وی همچنین درباره رعایت حقوق زنان در چارچوب اسلام، تشکیل دولت فراگیر و محافظت شبانه‌روزی از سفارتخانه‌های خارجی اطمینان داد.

    بسیاری از افغان‌ها و کارشناسانی که از زمان تشکیل این گروه روند حرکت آن‌ها را دنبال کرده‌اند، معتقدند که این ادعاهای اطمینان‌بخش بیش از نوعی تمرین روابط عمومی نیست. این گروه به صحبت‌های مجاهد در همان کنفرانس مطبوعاتی اشاره می‌کنند که در کنار ادعاهای اطمینان‌بخش این را نیز به تاکید گفت که رسانه‌ها در گزارشی که می‌دهند موظف به رعایت قوانین اسلامی هستند و هم‌چنین درباره شغل زنان نیز چیزهایی که گفت به نظر می‌رسد که به این معنی بود که زنان مجوز فعالیت در چند حرفه خاص را خواهند داشت.

    در این میان سوالاتی هنوز بی‌پاسخ درباره روند آینده طالبان وجود دارد- که از این جمله می‌توان پرسید که آیا رهبری سیاسی طالبان تمایل دارد- و می‌تواند- امتیازات بیشتری در قیاس با آن‌چه نیروهای معمولی آنها مایل به پذیرش آن هستند، به مردم بدهد؟ به هر حال گزارش‌هایی که در حال حاضر همه روزه درباره تیراندازی طالبان به معترضان و پوشاندن تصاویر عمومی زنان در سطح شهرها منتشر می‌شود چیز دیگری می‌گویند.

    چند روز پیش یکی از جنگجویان طالبان در قندهار که نمی‌خواست نامش در گزارش ذکر شود، به فارین‌پالیسی گفت که «طالبان هرگز اجازه برگزاری انتخابات را در افغانستان نخواهد داد». او گفت که «انتخابات در این سرزمین کار نمی‌کند. ما در ۲۰ سال گذشته انتخابات زیادی داشتیم، اما هیچ نتیجه‌ای از آن‌ها حاصل نشد. طالبان راه و روش خود را خواهد داشت».

    سهیل شاهین سخنگوی رسمی گروه در دوحه، البته می‌گوید که با این دیدگاه مخالفت است: «ما آماده شنیدن و صحبت کردن درباره همه ایده‌هایی هستیم که روی میز قرار دارد- که برگزاری انتخابات نیز از این جمله است».

    داگلاس لندن، رئیس سابق عملیات ضد تروریسم سیا در جنوب و جنوب غربی آسیا می‌گوید که «طالبان به‌طور خارق‌العاده‌ای به آگاهی در مورد رسانه‌ها رسیده‌اند. این پیچیدگی نویافته می‌تواند این گروه را از ارتکاب نسل‌کشی آشکار مثلا علیه اقلیت هزاره بازدارد. اما این به این معنی نیست که این گروه به بی‌احترامی به حقوق بشر اولیه ادامه نخواهد داد یا از تروریست‌ها حمایت نخواهد کرد». به گفته لندن «طالبان با سرکوب زنان، محدود کردن ارتباط با غرب، سرکوب دموکراسی و بی‌احترامی به حقوق بشر می‌کوشد موجودیت افراط‌گرای خود را در بین هوادارانش حفظ کند. آن‌ها گروه‌های تروریستی را محدود نخواهند کرد، بلکه ممکن است فقط از آنها بخواهند که به طور پنهانی کار کنند. به هر حال فراموش نکرده‌ایم که طالبان پیش از این شماری از جنگجویان مهم القاعده را در شبه قاره هند را که توسط مقامات افغان در بازداشتگاهی در پایگاه هوایی بگرام نگهداری شده بودند، آزاد کرده است».

    گفتگوهای فارین‌پالیسی با نمایندگان طالبان در مراحل مختلف سلسله مراتبی این گروه نشان می‌دهد که آنها در حال برنامه‌ریزی برای احیای یک رژیم استبدادی هستند که ظلم و بیرحمی‌اش در قیاس با گذشته تعدیل شده باشد. برخی معتقدند که طالبان قصد دارد نسخه سختگیرانه‌تری از حاکمیتی را که قبلاً در سایر کشورهای اسلامی وجود داشته اتخاذ کند. یا در واقع یک رژیم معتدل‌تر و خویشتن‌دارتر از طالبان بیست سال پیش».

    رهبران طالبان در حال حاضر در حال بحث و بررسی در مورد چگونگی و میزان اعطای آزادی‌های فردی و اجتماعی به جمعیت شهری افغانستان هستند- که در قیاس با زمانی که طالبان قدرت را در دست داشت، از نظر اندازه افزایش یافته و البته از نظر عقاید کمتر از آن زمان به ارزش‌های محافظه‌کاری پایبند هستند. هدف رهبران طالبان در اصل این است که منتقدان ساکن در خارج از کشور را ساکت کرده و در عین حال پایگاه حمایتی سختگیرانه گروه را دست‌نخورده باقی گذارند.

    حبیب آقا، پسر سید اکبر آقا رهبر ارشد طالبان که ادعا می‌کند با رهبری طالبان در دوحه و کویته و همچنین سربازان پیاده این گروه در کابل ارتباط نزدیک دارد، به فارین‌پالیسی درباره برنامه‌های سیاسی این گروه می‌گوید: «دختران مجاز خواهند بود به مدرسه و حتی دانشگاه بروند. آنها می‌توانند پزشک شوند، زیرا زنان به پزشکان زن نیاز دارند. اما فکر نمی‌کنم به راحتی بتوانند روزنامه‌نگار یا وکیل شوند».

    حبیب‌آقا می‌افزاید که «ممکن است زنان محجبه مجبور به پوشیدن حجاب کامل نشوند». به گفته او «طالبان به احتمال زیاد اجرای برنامه‌های سرگرم‌کننده تلویزیونی را متوقف خواهد کرد، زیرا جوانان را از مطالعه منصرف می‌کند و وقت افراد مسن را هم هدر می‌دهد، اما ممکن است جایی برای گوش دادن به موسیقی خوب وجود داشته باشد. با این حال همه این‌ها توسط وزارت ترویج فضیلت تحت نظارت خواهد بود». این چهره نزدیک به طالبان می‌پذیرد که «ممکن است برخی از افراد در جنوب توسط طالبان اعدام شده باشند»، اما به گفته وی «فقط دزدان و برخی از کسانی که سلاح مخفی کرده‌اند یا دارای کالاهای دولتی از جمله وسایل نقلیه دولتی را در اختیار دارند، مورد تفتیش خانه به خانه قرار گرفته‌اند».

    احمد رشید روزنامه‌نگار و نویسنده کتاب ایدئولوژی این گروه می‌گوید که «طالبان سعی خواهند کرد سیستم اقتصادی کشور را برای حفظ دسترسی خود به دارایی‌های دولتی در اختیار بگیرند، اما این امر در مورد حقوق بشر صدق نمی‌کند. دلیلش هم این است که آن‌ها به دموکراسی اعتقاد ندارند».

    اما گروهی که به دموکراسی اعتقاد ندارد، پس چگونه- مثلا- رهبرشان را انتخاب می‌کنند؟ رشید می‌گوید: «سوالات زیادی وجود دارد که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند. اما در کل فکر می‌کنم طالبان سخت تلاش خواهد کرد تا خود را در جامعه بین‌المللی ادغام کرده و به رسمیت شناخته شود. با این حال همه صحبت‌هایی که درباره حقوق زنان به زبان می‌آورند، تنها و تنها حرف است. و گرنه این نسل جدید غیرت‌پرستان که از زندان‌های افغانستان و حتی گوانتانامو آزاد شده و در واقع تجربیات بدی از غرب دارند، مواضع بسیار سختی درباره چنین مباحثی خواهند گرفت. نسل جوان جنگجویان طالبان که بیشتر نبردها را انجام داده‌اند، قطعا از دادن هرگونه امتیاز به لیبرالیسم و مدرنیسم اجتناب خواهند کرد».

    روسیه، چین و البته پاکستان به بازگشت طالبان به قدرت اعتماد کرده‌اند. اما بسیاری در غرب به سختی می‌توانند سیمای جدید این گروه را، بدون یادآوری تاریخ بی‌رحمی و وحشتی که در افغانستان حاکم کرده بود، بپذیرند. در واقع جهان منتظر است بفهمد که آیا طالبان سزاوار فرصتی جدید برای حکومت است یا نه.

  • جمهوری خواهان آمریکا جبهه مقاومت پنجشیر را به رسمیت می شناسند

    جمهوری خواهان آمریکا جبهه مقاومت پنجشیر را به رسمیت می شناسند

    سناتور «لیندزی گراهام» از کالیفرنیای جنوبی و «مایکل والتز» از فلوریدا دو سناتور جمهوری خواهی هستند که در بیانیه ای مشترک خواهان به رسمیت شناخته شدن جبهه مقاومت پنجشیر به عنوان دولت رسمی افغانستان هستند.

    آنها از جو بایدن همچنین خواستند که تصرف طالبان را غیر قانونی اعلام کند.

    این دو سناتور جمهوری خواه در بیانیه ای آورده اند: “پس از صحبت با امرالله صالح معاون رئیس جمهوری افغانستان و نماینده های احمد مسعود، از دولت جو بایدن می خواهیم که این افراد را به عنوان نماینده قانونی دولت افغانستان بشناسد.”

    آنها افزودند: “از دولت بایدن همچنین می خواهیم که قانون اساسی افغانستان همچنان دست نخورده است و تصرف طالبان غیرقانونی محسوب گردد.”

    لازم به ذکر است که اشرف غنی رئیس جمهور فراری افغانستان 14 اسد کابل را به مقصد نامعلومی ترک کرد اما پس از چند روز اعلام شد که در امارات متحده عربی پناهنده شده است. پس از آن، امرالله صالح که به همراه احمد مسعود فرزند احمد شاه مسعود قهرمان ملی در ولایت پنجشیر حضور دارد اعلام کرد که در نبود رئیس جمهور افغانستان، به عنوان معاون اول او رئیس جمهور قانونی کشور است.

    دو سناتور آمریکایی در بیانیه مشترک شان علاوه کرده اند: “از جو بایدن می خواهیم که طالبان را به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی بشناسد و همچنین میخواهیم که به صورت علنی از تلاش های کنگرس برای حمایت از دوستان مان در ولایت پنجشیر حمایت کند.”

    احمد مسعود طی چند روز گذشته بارها اعلام کرده است که علاقمند مذاکره با طالبان برای تشکیل نظام سیاسی همه شمول است اما به زور سلاح هرگز تسلیم نخواهد شد.  

  • چین و تلاش برای حمایت از طالبان در برابر تهدید های غرب

    چین و تلاش برای حمایت از طالبان در برابر تهدید های غرب

    این هفته به عنوان یک لحظه حیاتی و مهم در دوران ریاست جمهوری جو بایدن به ثبت خواهد رسید: لحظه ای توام با فروتنی اما تعیین کننده، سرشار از جسارت و دور اندیشی اما تاکتیکی که بر منافع ملی امریکا تمرکز نمود.

    آن تاکید می کند توانایی ایالات متحده امریکا برای تحمیل اراده اش بر دیگر کشورهای جهان و حتی بازیگران غیر دولتی به طور چشمگیری کاهش یافته است.

    به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری رها برای مخالفین و منتقدین جو بایدن این ممکن است لحظه ضعف به نظر آید: اینکه ویلیام برنز، رئیس سازمان استخبارات مرکزی امریکا(سیا) مجبور شد برای جلب رضایت رهبران طالبان مبنی بر تمدید ضرب العجل 31 آگوست برای خروج نیروهای امریکایی از میدان هوایی کابل، به افغانستان سفر کند و با پاسخ منفی ملاعبدالغنی برادر مواجه گردد از دید منتقدان بایدن ضعف دولت او را نشان می دهد.

    با این وجود جو بایدن اما به آن دسته از مردان سیاسی سرشناس تعلق دارد که نشان داده اند توانایی اتخاذ تصامیم سخت را دارند و می توانند شرایط و اوضاع را تحت کنترل نگهدارند. او کاملا متقاعد شده که ادامه جنگ در افغانستان به اولویت های بازآفرینی ملی ایالات متحده امریکا آسیب می زند.

    بدون شک مواجه شدن با طالبان در کابل آن هم در شرایط نابسامان کنونی یک دیوانگی محض بود. سیاستمداران زبده دولت بایدن نیز حالت ایده آل و مطلوب پایان سریع تخلیه و خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را محاسبه کرده بودند.

    روند تخلیه از فرودگاه کابل با انتشار خبر مشاهده جنگجویان داعش در اطراف میدان هوایی کابل اما خود به یک معضل خطرناک تبدیل شد.

    بنابراین در سی و یک آگوست، طالبان میدان هوایی بین المللی کابل را تصرف خواهند کرد. این گروه اجازه فرار مغزها از افغانستان را نخواهند داد: افراد با تخصص فوق العاده بالا، انجینران و داکتران نخواهند توانست پس از این تاریخ افغانستان را ترک کنند. ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان از غرب خواسته است نخلگان باسواد افغان را برای ترک افغانستان تشویق نکنند.

    با خروج کامل نیروهای غربی از افغانستان در تاریخ سی و یکم آگوست سال جاری میلادی، شاهد تشکیل یک حکومت فراگیر از سوی طالبان آن طور که رهبران این گروه بارها و بارها اعلام کرده اند خواهیم بود. دولتی که به قول طالبان بیشترین درصد حضور اقوام مختلف افغانستان را در برخواهد گرفت. این در حالی ست که بدون شک در این دولت فراگیر نقش اصلی در دست خود این گروه می باشد.

    بوریس جانسون نخست وزیر بریتانیا روز سه شنبه همین هفته در نشست رهبران گروه هفت در مورد افغانستان یک برنامه پنج ماده ای را ارائه کرد که یکی از مفاد آن به تهیه یک پلان روشن برای نحوه رفتار با رژیم تازه در افغانستان به صورت متحد و محکم، مربوط می شد.

    جانسون پس از نشست رهبران گروه هفت مدعی شد کشورهای گروه هفت اهرم های فشار اقتصادی، دیپلماتیک و سیاسی قابل ملاحظه های در اختیار دارد. کشورهای عضو گروه هفت به نظر می رسد سیاست تشویق طالبان را در پیش بگیرند(سیاست هویچ و چماق) که در آن کمک های انسانی، به رسمیت شناختن بین المللی و مواردی دیگر سبب خواهد شد فشار نفوذ بر کابل همچنان حفظ گردد.

    اعلامیه پایانی نشست گروه هفت، لزوم تلاش های انسانی تازه از سوی جامعه بین الملل را تایید می کرد. براساس این اعلامیه، کشورهای گروه هفت در هماهنگ نمودن پاسخ به کمک های انسانی فوری منطقه به شمول دسترسی بدون محدودیت به کمک های انسانی در افغانستان با سازمان ملل همکاری خواهند نمود و به صورت جمعی در راستای این پاسخ همکاری خواهند کرد.

    اعلامیه می افزاید:«به عنوان بخشی از این برنامه، گروه هفت با همکاری هم و نیز همکاری کشورهای همسایه و دیگر کشورهای منطقه از مهاجرین افغان حمایت می کند و به عنوان یک پاسخ منطقه ای بلند مدت هماهنگ شده میزبان جوامع خواهد بود. همچنین از تمام همکاران افغانستان می خواهیم از این تلاش ها و ثبات منطقه ای بیشتر از طریق کانال های چندگانه حمایت نمایند.

    در بخش دیگری از اعلامیه آمده است باید اطمینان حاصل کرد طالبان از تهدید تحریم های غرب به هراس نخواهند افتاد. این گروه هم اکنون دیدگاه های ملی گرایانه از خود نشان می دهند و نمی خواهند انزوای دهه 1990 میلادی برای آنها تکرار گردد. طالبان البته در مذاکره با چین و پاکستان هستند.

    پکن درصد بالایی از پذیرنده بودن را دارد. بنابراین، آنچه چین انتظارش را دارد حیاتی قلمداد می شود. معید یوسف، مشاور امنیت ملی پاکستان روز سه شنبه هفته جاری تماسی تلفنی با ژائو کاژی، همتای چینی اش، داشت.

    معید یوسف پس از این تماس تلفنی در تویتی نوشت:« خوشحالم که با عالی جناب ژئو کاژی همتای چینی ام صحبت نمودم. ما در مورد راه های تقویت هرچه بیشتر همکاری های دو جانبه گفت و گو کردیم. اوضاع در افغانستان را بررسی کردیم و توافق شد همکاری های نزدیک به شمول مواجه با خرابکاران را حفظ کنیم. ما با یک دیدگاه مشترک به پیش می رویم.»

    این در حالی ست که یک زمانی معید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان همکاری های نزدیک با جیک سالیوان مشاور امنیت ملی امریکا داشت و نسبت به افغانستان ابراز دیدگاه مشترک می کردند، مساله یی که دیگر وجود ندارد.

    بنابراین، پکن به دنبال چیست؟

     هو شیجین، مدیر مسئول «گلوبال تایمز» نوشته است:

    اولین نکته در ارتباط چین با طالبان این است که طالبان خط روشنی علیه جنبش اسلامی ترکستان شرقی و دیگر نیروهای تروریستی که به استقلال استان سین کیانگ چین ضربه می زنند، کشیده اند. طالبان دیگر از هیچ فعالیتی که با هدف ناامن ساختن منطقه خودمختاراویغور در استان سین کیانگ چین صورت می گیرد، حمایت نمی کند. 

    دومین نکته این است که طالبان وعده سپرده اند یک دولت فراگیر با حضور تمام اقوام افغانستان تشکیل می دهند و به نزاع های مدنی برای یک صلح دائمی نقطه پایان می گذارند. این گروه همین طور وعده سپرده اند برای رفاه مردم افغانستان و تسهیل روابط منطقه ای تلاش کنند و دیگر هیچگاهی زمینه مداخله نیروهای خارجی در افغانستان را فراهم نکنند.

    سومین دلیل رابطه نزدیک چین با طالبان این است که طالبان از امریکا و دیگر نیروهایی که دشمن چین هستند فاصله گرفته اند. طالبان می بایست نقش ابزار بودن برای این قدرت ها جهت ضربه زدن به منافع استراتژیک چین را کنار بگذارد. با این حال، امیدواریم طالبان به تعهد خود مبنی بر توسعه روابط و همکاری با چین و دیگر کشورهای همسایه پایبند باشند و برای صلح و توسعه در منطقه هماهنگ عمل نمایند.

    نکته چهارمی که در مورد تلاش چین برای نزدیک شدن به طالبان باید اشاره کرد تبلیغ این گروه در مورد «تعدیل سیاست های اساسی اجتماعی داخلی خود، پایبندی به حقوق بشر، حفظ حقوق زنان و کودکان و تبدیل افغانستان به یک کشور اسلامی میانه رو ، می باشد. »

     پکن تلاش می کند برای طالبان یک دیوار محافظتی در برابر فشارهای غرب ایجاد کند. این در حالی ست که نفوذ امریکا در افغانستان بسیار کاهش یافته است.

     اشاره مشاور امنیت ملی پاکستان به «خرابکاران» و توصیه مدیر مسئول رسانه گلوبال تایمز مبنی بر خواست چین از طالبان برای فاصله گرفتن از امریکا و دیگر نیروهایی که دشمن چین هستند می بایست به دقت مورد توجه قرار گیرد.

    از سویی هم سخنان وزیر امور خارجه چین که نسبت به استفاده از تروریزم برای رسیدن به دستاوردهای ژئوپلوتیک اخطار داده بود و از کشورهای منطقه خواسته بود برای نابودی گروه های تروریستی با یکدیگر کار کنند را نیز نباید فراموش کرد. 

    پاکستان لیستی از تروریستان تحت تعقیب را به طالبان تحویل داده است. اقدام اسلام آباد در فاش ساختن مکالمات فوق سری با دستگاه امنیتی چین حاوی یک پیام روشن می باشد: منافع امنیت ملی دو کشور همسو شده و تلاش های مشترک برای عقب زدن دشمنان روی دست گرفته می شود.

  • دستگاه های بایومتریک و طالبان، خطری که خودی را تهدید می کند

    دستگاه های بایومتریک و طالبان، خطری که خودی را تهدید می کند

    «در حال حاضر در کابل ایست‌های بازرسی تحت کنترل شبه‌نظامیان طالبان است که با استفاده از اسکنرهای بیومتریکی که هزینه آنها را آمریکایی‌ها داده‌اند، شهروندانی را که برای نیروهای آمریکایی کار کرده و یا در کنار آنها جنگیده‌اند، شناسایی و شکار می‌کنند؛ اتفاقی که باید توسط هر کسی که این سیستم‌های شناسایی بیومتریک را به عنوان ابرازی خوب فروخته است، مورد تامل قرار گیرد».

    “آلبرت فاکس کان”، بنیان‌گذار و مدیر اجرایی “پروژه نظارت بر فناوری نظارت” در مقاله‌ای برای روزنامه دیلی بیست می‌نویسد: «افغانستان طی ۲۰ سال گذشته به زمینی برای آموزش فناوری تبدیل شد. افغانستان جایی بود که آمریکا تسلیحات جدید جنگی از جمله پهپاد “پردیتور” را در آن آزمایش کرد که غالبا همراه با نتایج هولناک بودند. افغانستان همچنین جایی بود که ما نسخه‌های جدید سیستم‌های نظارتی و شناسایی چه نظامی و چه انسانی را در آن امتحان کردیم. آمریکا محله به محله با اسکن داده‌های بیومتریک افغان‌ها به صورت تصادفی و رندوم امیدوار بود که ابزارهای مقابله با شبه‌نظامی‌گری جدیدی ایجاد کند.

    این تلاش در متوقف کردن طالبان هیچ ثمره‌ای نداشت اما چیزهایی را به وجود آورد که وقتی در دستان طالبان هستند، بسیار خطرناک محسوب می‌شوند.

    تقریبا ۸۰ درصد از جمعیت افغانستان یعنی حدود ۲۵ میلیون تن جزء پایگاه داده بیومتریک ارتش آمریکا هستند. در حال حاضر، “تجهیزات تشخیص هویت بین سازمانی دستی” می تواند اثر انگشت، چهره و عنبیه چشم افغان‌ها را اسکن کند و اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد را نشان دهد. این وسیله ساخته شده توسط کمپانی ماکروسافت همچنین می‌تواند به یک پایگاه داده اطلاعات ملی بسیار بزرگ‌تری در مورد میلیون‌ها افغان که توسط آمریکا طی دو دهه جنگ جمع‌آوری شده است، وصل شود.

    با این فناوری، طالبان کنترل یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های شناسایی و نظارتی در جهان را در دست خواهد گرفت.

    اوضاع بدتر هم می شود. در حالی که تعداد اندکی انتظار داشتند که ارتش آمریکا بر حمایت از حقوق مدنی افغان‌ها تمرکز کند، تعداد بیشتری انتظار عملکرد بهتری از سوی سازمان ملل به ویژه آژانس آوارگان سازمان ملل را داشتند. در عوض، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل کمپین دو دهه‌ای را برای دریافت داده‌های بیومتریک به منظور ارسال کمک ترتیب داد و باعث ایجاد یک پایگاه داده خطرناک دیگر برای طالبان برای کنترل افغانستان شد.

    از سال ۲۰۰۲ میلادی، افغانستان به عنوان یک زمین آزمایشی دوفاکتو برای فناوری بیومتریک جدید از جمله یکی از اولین سیستم‌های اسکن عنبیه چشم در جهان خدمت کرد. برای آژانس‌های امدادرسان، این راهی بود که از طریق آن نه تنها هویت کارمندان را تایید می‌کردند بلکه افرادی را که کمک‌های غذایی و دیگر اقلام را دریافت می‌کردند، رهگیری کرده و مانع برخی افراد از دریافت مواد غذایی بیشتر تحت اسامی مختلف می‌شدند. شکایت‌های گروه‌های حامی حقوق مدنی و حریم خصوصی به عنوان افرادی که ترس و وحشت بی‌مورد ایجاد می‌کنند، رد شدند اما اکنون بهای این مساله را افغان‌ها خواهند پرداخت.

    در تعداد بیشمار دیگری از کشورهای کم درآمد نیز، نظارت و شناسایی بیومتریک به جایگزینی برای جامعه مدنی و اجرای قانون تبدیل شده است. درست است، کلاهبرداری و اختلاس مشکلاتی واقعی هستند. درست است، ما باید مطمئن شویم که کمک‌ها به دست افراد نیازمند می‌رسد. اما وقتی با ابزار پادآرمان‌شهر همچون سیستم‌های تشخیص چهره و اسکنرهای عنبیه چشم به بحران‌های انسانی پاسخ می‌دهیم، اصول دموکراتیکی را که ظاهرا برای حمایت از آنها مبارزه می‌کردیم، متزلزل می کنیم.

    هر بار که سیستم نظارت و شناسایی بیومتریک بیشتر جا در جامعه افغانستان باز کرد، خطر سوء استفاده از آن بیشتر شد اما نتایج معکوس و منفی‌اش نادیده گرفته شد. هنگامی که تشخیص چهره برای شرکت در انتخابات یک امتیاز ورودی محسوب شد، افراد حاضر در افغانستان و طرفدارانشان در سراسر جهان بار دیگر این خطر را نادیده گرفتند.

    امروز شبکه مفصل نظارت و شناسایی بیومتریک که عمدتا با پول مالیات‌دهندگان امریکایی خریداری شده‌اند، یکی از خطرناک ترین ابزارهای طالبان محسوب می‌شود. امدادرسانان، مترجمان و دیگر متحدان آمریکا می توانند اسناد جعلی دریافت کنند، می توانند شماره تلفن‌های خود را عوض کنند اما نمی‌توانند چهره‌های خود را تغییر دهند. و برای آنهایی که جان خود را برای رسیدم به فرودگاه کابل و آخرین امید زودگذر برای رسیدن به امنیت به خطر می‌اندازند، هر ایست بازرسی طالبان خطر اسکن صورت و عواقب مرگبار را به همراه دارد.

    اکثر کشورها با خطر مشابه سقوط همان طور که دولت کابل تجربه کرد، مواجه نیستند اما این درس‌ها همچنان به کار می‌آیند. هر زمان اجازه دهیم شرکت یا دولتی داده‌های بیومتریک‌مان را بدست آورد، به آنها یک مدل از اطلاعات را می دهیم که تا ابد در ذهنمان خطور خواهد کرد و ما را آزار خواهد داد. شما می‌توانید نامتان را تغییر دهید اما عنبیه چشم یا دی‌ان‌ای‌تان را خیر.

    حتی اگر به دولت‌مان در خصوص چنین ابزار رهگیری اعتماد داشته باشیم (که البته نباید اعتماد کنیم)، اگر این داده‌ها به دست افراد دیگر بیفتد چه؟ تنها در یکی از حملات سایبری سال ۲۰۱۹ میلادی به وزارت امنیت کشور آمریکا، نزدیک به ۲۰۰ هزار چهره آمریکایی سرقت شد اما این در مقایسه با داده‌های میلیون‌ها کارمند فدرالی که در حمله سایبری سال ۲۰۱۵ میلادی به دفتر مدیریت پرسنل سرقت شد، بی‌نهایت ناچیز است.

    برای اینکه داده‌های بیومتریک شما از ابزاری که پلیس از آن استفاده می‌کند به ابزار مورد استفاده جنایتکاران و شبه‌نظامیان تبدیل شود، سقوط دولت لازم نیست. و تا کنون، تنها یک راه مطمئن برای محافظت از داده‌های بیومتریک و جلوگیری از استفاده مجدد از آنها وجود دارد: عدم جمع آوری آنها در وهله اول».

  • بازی  عجیبی که رئیس جمهور غنی انجام داد

    بازی عجیبی که رئیس جمهور غنی انجام داد

    فرار غنی رئیس جمهور پیشین کشور از افغانستان سبب شد شالوده نیروهای امنیتی و دفاعی کشور به یک باره از هم بپاشد و طالبان بدون جنگ به دروازه کابل و نهایت ارگ ریاست جمهوری برسد.

    واکنش ها و انتقادها در این مورد زیاد است اما یکی از کاربران فیس بوکی به نام سید محمد حسینی طی متنی روی دیگر سکه فرار غنی را مطرح کرده است.  

    وی نوشته دکتر غنی به طور مخفیانه به نیروهای ملی خود علیه جامعه بین المللی دستور داده بود که با طالبان نجنگند و اجازه دهند که طالبان بدون جنگ تمام افغانستان را به طور مسالمت آمیز اشغال کنند و به این ترتیب آمریکا ، آلمان ، جامعه بین المللی و به ویژه طالبان غافلگیر شدند.

    به نوشته آقای حسینی طالبان بلافاصله به کاخ شتافتند و سعی کردند برخی اسناد را بi دست آورند ، اما هیچ اسنادی وجود نداشت، به این معنی که هیچ اسنادی به صورت کاغذی وجود نداشت زیرا به مدت هفت سال دولت غنی همه چیز را به دستور غنی دیجیتالی کرده بود. مانند امنیت ملی ، سیستم سلامت ، سیستم بانکی و غیره.

    از سوی دیگر ، دکتر غنی تمام دارایی های افغانستان را که بالغ بر 1.3 میلیارد دلار است به حساب بانک جهانی منتقل کرده است برای مسدود کردن آنها ، اکنون توسط بانک جهانی مسدود شده و به طالبان پرداخت نمی شود. به ایالات متحده همچنین در ارائه 3700 و 3 میلیون کمک برای پیشگیری از بیماری های کرونری قلب و همچنین 5/1 میلیارد میلیارد در پروژه های توسعه ای کوتاهی می کند.

    بنابراین در حال حاضر طالبان با یک بحران بزرگ پولی روبرو هستند و تنها پول آنها در بانک های افغانستان چند ماه طول می کشد. برق افغانستان نیز متعلق به تاجیکستان است و در صورت عدم پرداخت آن ، این شبکه تعطیل می شود.

    سیستم بانکی افغانستان به قدری مدرن است که طالبان برای فلج نشدن آن مردم را در تلویزیون و هرجای دیگر بر سر کار فریاد می زنند ، زیرا آنها قادر به اداره این سیستم نیستند.

    داکتر غنی چنان بازی قدرتمندی با جامعه بین المللی انجام داد که جامعه بین المللی و طالبان اکنون درک کردند که او به جای مبارزه با آنها که خواسته جامعه بین المللی بود ، اکنون بین مردم و طالبان فاصله ایجاد کرده است. سیستم مدرن دلیل این استراتژی قوی این بود که جامعه بین المللی به هر دو طرف کمک می کرد و نمی خواستند جنگ به پایان برسد. غنی دیگر نمی خواست پایه های مردم افغانستان را خراب کند و خونریزی را دوست نداشت. او همین اظهارات را کرده است.

    اکنون طالبان تلاش می کنند تا جامعه بین المللی را سر پا نگه دارند و از طرف دیگر طالبان به جامعه بین المللی گفته اند که می توانند به خوبی حکومت کنند به نظر نمی رسد چنین باشد زیرا آنها از حکومت مدرن ناتوان هستند.

    در ادامه متن این کاربر فیس بوکی می خوانیم افغان های تحصیل کرده در حال فرار هستند ، طالبان سعی می کنند آنها را در کشور نگه دارند ، اما مشکل دیگر این است که نیمی از افراد تحصیل کرده زن هستند که سیستم مدرن را می شناسند و با آنها مشکل دارند.

    این بدان معناست که طالبان وارد جنگ دیگری شده اند و مشخص نیست که آنها در این جنگ پیروز خواهند شد یا خیر ، فقط زمان آن را نشان می دهد.

  • حالا چین چشم به یک تریلیون دالر ذخایر لیتیوم افغانستان دوخته است!

    حالا چین چشم به یک تریلیون دالر ذخایر لیتیوم افغانستان دوخته است!

    هنگامی که آمریکا به افغانستان لشکر کشی کرد، اقتصاد جهانی شکل دیگری داشت. شرکت تسلا یک شرکت نبود، آیفون هنوز وجود نداشت و هوش مصنوعی هم تنها در فیلم های استیون اسپیلبرگ کارگردان مشهور هالیوودی دیده می شد.

    اما هم اکنون هر سه مورد آنها به لطف پیشرفت تکنولوژی و باتری هایی با گنجایش بالا که از عناصر کمیاب معدنی درست می شوند در عصر طلایی خود قرار دارند. افغانستان دقیقا روی یکی از آن ماده های کمیاب معدنی خوابیده است که در حدود یک تریلیون دالر یا بیشتر ارزش دارد؛ بزرگترین ذخایر فلز «لیتیوم» جهان و عناصر خاکی کمیاب که اگر کسی بتواند آن ها را استخراج کند.

    چهار دهه جنگ به شمول هجوم شوروی، جنگ های داخلی و در نهایت لشکرکشی آمریکا تاکنون نگذاشته که این ذخایر استخراج گردد. به نظر می رسد حالا که دولت مرکزی سقوط کرده و طالبان آن را به تصرف خود در آورده اند، به این زودی ها نیز قرار نیست این معادن استخراج گردند.

    اما از آن طرف جامعه جهانی به شمول چین اصرار دارند که طالبان دولتی فراگیر به شمول تمامی سران سیاسی با رعایت حفظ حقوق شهروندی همگان به ویژه زنان تشکیل دهد و علیه عناصر تروریستی که می خواهند از خاک افغانستان علیه دیگر کشورها از جمله آمریکا استفاده کنند مبارزه کنند.

    یک افسر ارشد نظامی چین در یادداشتی برای نیویورک تایمز نوشته است “با خروج آمریکا، پکن آنچه را که کابل بشدت به آن نیاز دارد می تواند فراهم نماید، یعنی سرمایه گذاری اقتصادی و سیاستی بی طرفانه؛ در عوض افغانستان نیز چیزی دارد که چین بسیار علاقمند است و آن یعنی فرصت های سرمایه گذاری در بخش های زیرساختی و صنعتی و در نهایت دسترسی به ذخایر طبیعی یک تریلیون دالری افغانستان.”

    البته برای به واقعیت پیوستن این سناریو باید منتظر وقایع در چند هفته بعد بود. گرچه آمریکا نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کرد و این روزها به سرعت در تلاش برای تخلیه شهروندان خود و همکارانشان از کابل است، اما جو بایدن هنوز قدرت آن را دارد که دولت طالبان را در انزوا قرار دهد و پس از تحمیل تحریم علیه آنها جلوی فعالیت شرکت ها در افغانستان را بگیرد. نمونه ی بارزش نیز مسدود سازی 9.5 میلیارد دالر از دارایی های افغانستان است که پس از تصرف کشور به دست طالبان، آمریکا آن را مسدود کرد، و یا صندوق بین المللی پول که درست قبل از سقوط دولت مرکزی در نظر داشت 500 میلیون دالر به افغانستان کمک کند.  

    اگر طالبان می خواهند به این منابع دسترسی داشته باشند، به نظر می رسد باید زمینه خروج آرام شهروندان خارجی را فراهم سازد، دولتی همه شمول با حضور تمامی جناح ها و قومیت های سیاسی افغانستان تشکیل دهد و در تامین امنیت و حفظ حقوق همه شهروندان تلاش به خرج دهد.

    هیچ چیز تا ابد بی تغییر نمی ماند

    طالبان از روزی که قدرت را به دست گرفته اند به دنبال برقراری روابط حسنه با جامعه جهانی بخصوص چین بوده است. مقامات و رسانه های دولتی چین نیز زمینه مناسباتی خوب را فراهم کرده اند. در یک گزارش از سوی یکی از رسانه های وابسته به حزب کمونیست چین آمده است که احتمالا سرمایه گذاری های اقتصادی چین در افغانستان مورد استقبال گسترده قرار می گیرد.

    یا گزارشی دیگر می گوید که آمریکا هیچ نقشی در همکاری های بالقوه افغانستان و چین حتی در بخش معادن ندارد.

    خانم «هوا چونینگ» سخنگوی وزارت خارجه چین پیش تر گفته بود “مردم افغانستان تاکید دارند که به طالبان اعتمادی ندارند، ما اما می گوییم که هیچ چیز تا ابد بدون تغییر نمی ماند. ما باید به گذشته و حال نگاه کنیم، باید به حرف ها گوش دهیم و منتظر عمل باشیم.”

    افغانستان برای چین ارزش اقتصادی و استراتژیک دارد. رهبران چینی همواره به سران طالبان گفته اند که باید جلوی فعالیت های تروریستی علیه خاک چین از افغانستان گرفته شود و در عوض مناسبات اقتصادی مستحکم میان دو کشور را به عنوان راهی برای ثبات در نظر بگیرند. چین همچنین به دنبال فرصت های سرمایه گذاری در بخش معادن افغانستان است؛ موادی که پس از استخراج به پاکستان که در آنجا نیز خودش سرمایه گذاری کرده برود.

    آمریکا در سال 2010 اعلام کرده بود که ذخایر معدنی کشف نشده افغانستان به حدود یک تریلیون دالر می رسد، اما مقامات افغانستان آن را در حدود سه برابر آن یعنی 3 تریلیون دالر تخمین زده بودند. این معادن شامل معادن فلز لیتیوم، عناصر خاکی کمیاب و مس (موادی کمیاب و نادر که در حفظ محیط زیست و تبدیل انرژی نقشی حیاتی دارند) می گردد. اما متاسفانه زیرساخت های سست و وضعیت امنیتی همواره مانعی برای استخراج و استفاده از این معادن بوده است.

    قدرت گرفتن طالبان در افغانستان دقیقا در زمانی رخ داده که تولید کننده های باتری به دنبال سرمایه گذاری های مطمئن تر بر افراد یا نقاطی که در راس تامین فلز لیتیوم هستند می باشند، پیش از آنکه به گفته ی دانشگاه «مک کویری» استرالیا با کمبود دایمی این فلز مواجه گردیم. آمریکا، جاپان و اروپا به دنبال آن بوده اند تا وابستگی شان را به چین برای دستیابی به عناصر فلزی کمیاب قطع کنند اما به نظر می رسد این کار سال ها و میلیون ها دالر هزینه خواهد داشت.  

    هنوز چندین ساعت از تصرف کابل توسط طالبان نگذشته بود که گزارش هایی مطرح گردید که گویا مقامات اطلاعاتی و نظامی چین به رهبران آن کشور در پکن مشورت داده اند که طالبان را به رسمیت بشناسند.

  • چرا پاکستان و چین از تغییر نظام در افغانستان استقبال می کنند؟

    چرا پاکستان و چین از تغییر نظام در افغانستان استقبال می کنند؟

    مقامات در اسلام آباد نسبت به تغییر نظام سیاسی در افغانستان ابراز خوش بینی کرده و معتقدند با چهره ی مثبتی که طالبان از خود نشان می دهند، می توانند با افغانستان به عنوان یک شریک اقتصادی خوب همکاری کنند.

    لازم به ذکر است که پیش از تغییر نظام و سقوط دولت مرکزی، مقامات افغانستان و بسیاری از چهره های سرشناس کشور همواره پاکستان را به حمایت از طالبان متهم می کردند. در روزهای پایانی دولت پیشین نیز، کمپاینی در فضای مجازی در سراسر دنیا راه افتاد که خواستار تحریم پاکستان از سوی سازمان ملل شده بود.

    از آن سو نیز پس از سقوط دولت اشرف غنی، گزارش هایی توسط برخی رسانه های غربی مطرح گردید که گویا افسران اطلاعاتی و نظامی چین به سران آن کشور توصیه کرده اند طالبان را به رسمیت بشناسند.

    چین در صورت سقوط کابل طالبان را به رسمیت می شناسد

    نماینده سابق پاکستان در سازمان تجارت جهانی نسبت به علاقمندی پاکستان و چین برای به رسمیت شناختن دولت طالبان می گوید پاکستان به دلیل اقتصاد شکننده ای که خود دارد شاید نتواند به دولت طالبان کمک مالی چندانی کند، اما گزینه های دیگری وجود دارد که می توان برای داشتن تعامل خوب با افغانستان از آنها استفاده کرد که به نفع دو کشور نیز است.

    این گزینه ها را می توان به طور کلی به دو بخش کوتاه مدت و میان مدت تقسیم کرد زیرا بسیاری از این پروژه ها بخش اعظم کار بر رویشان تمام شده است. این پروژه ها به سه بخش عمده یعنی بخش انرژی، بخش ترانزیت و تجاری دو جانبه و در نهایت شریک سازی افغانستان به عنوان بخشی از پروژه عظیم «کوریدور اقتصادی چین و پاکستان» تقسیم بندی می شوند.  

    در بخش انرژی، افغانستان و پاکستان هر دو متکی به واردات نفت و گاز هستند و تاکنون نتوانسته اند راه مناسب تر و با صرفه تری از ذخایر انرژی آسیای مرکزی برای خود بیابند. ذخایر نفتی و گاز افغانستان هم دست نخورده باقی مانده است. اما موقعیت استراتژیک افغانستان و پاکستان می تواند دو کشور را به کوریدوری مناسب برای انتقال انرژی در سطح کشورهای منطقه تبدیل کند.

    پروژه خط لوله انتقال گاز ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند موسوم به «تاپی» یکی از این پروژه ها است.

    مطالعات عملی بودن ساخت این پروژه به ارزش 7.5 میلیارد دالر که قادر است 33 میلیارد مکعب گاز طبیعی را با لوله ای به قطر 56 اینچ عبور دهد تمام شده است. حتی دیگر مسایل فنی این پروژه از جمله میزان سهم دهی به هر کشور نیز کاملا بررسی شده است. برای مثال پاکستان سالانه 14 میلیارد مکعب معادل 42 فیصد از کل حجم گاز تولیدی و افغانستان 5.11 میلیارد مکعب معادل 16 درصد از آن را خواهد خرید.

    علاوه بر آن، افغانستان سالانه حدود 400 میلیون دالر بابت حق عبور این خط لوله گاز در آمد خواهد داشت.

    افغانستان از ترانزیت خط لوله گاز «تاپی» سالانه یک میلیارد دالر بدست می آورد

    ترکمنستان کار ساخت در خاک خود را تکمیل کرده است و اگر افغانستان نیز کار ساخت در خاک خود را شروع کند، این پروژه به سرعت تکمیل و اجرایی خواهد شد.

    با کار ساخت این پروژه نه تنها گاز مورد نیاز این دو کشور تامین می گردد، بلکه راه برای تامین نفت ارزانتر نیز فراهم می شود. ایران شدیدا تمایل دارد برای انتقال نفت به چین از طریق خاک افغانستان و پاکستان خط لوله ای احداث گردد که این کار علاوه بر عواید سالانه بابت حق عبور سبب می شود که دو کشور به منابع نفتی ارزانتری نیز دسترسی داشته باشند. ایران و چین هر دو علاقمند به آغاز چنین پروژه ای هستند.

    یکی دیگر از این دست پروژه ها در بخش انرژی، پروژه برق کاسا 1000 است که بخش اعظمی از کار ساخت آن به اتمام رسیده و تمویل آن از سوی بانک جهانی و بانک انکشاف/توسعه اسلامی صورت می گیرد. این پروژه به ارزش تقریبی 1.16 میلیارد دالر است که 1300 مگاوات برق تولیدی قرقیزستان را با طی مسیری به طول 1330 کیلومتر به افغانستان و پاکستان می رساند. روسیه نیز تمایل دارد در این بخش سرمایه گذاری کند.

    معرفی کامل و ساختار پروژه “کاسا یک هزار”

    بخش اصلی دیگری که حائز اهمیت برای دو کشور است بحث افزایش تبادل تجاری دو جانبه میان افغانستان و پاکستان است.  

    افغانستان که محاط به خشکی است، بنادر پاکستان آسان ترین راه برای واردات و صادرت کالاهای افغانستان است. پاکستان نیز افغانستان را به عنوان بهترین و آسان ترین مسیر خشکی برای ترانزیت کالاهایش به آسیای مرکزی می بیند.

    در همین زمینه میان دو کشور قرادادی 10 ساله تحت عنوان «توافقنامه تجارت و ترانزیت افغانستان و پاکستان» وجود دارد که اما اخیرا به دلیل تنش های سیاسی رو به کاهش رفته است.

    تقریبا بیش از 70 درصد کالاهای تجاری افغانستان از طریق این بنادر عبور می کرد که اما هم اکنون این رقم چیزی در حدود زیر 30 فیصد است.

    حجم مبادلات تجاری میان دو کشور نیز طی 10 سال گذشته رو به کاهش رفته و از رقم حدود 3 میلیارد دالر در سال 2011 به رقم حدودی 1.3 میلیارد دالر رسیده است. اگر دو کشور پایانه های مرزی بیشتری ایجاد کنند و از طرفی از محدودیت های موجود بکاهند حجم مبادلات تجاری در آینده نزدیک به راحتی از مرز 5 میلیارد دالر عبور خواهد کرد.

    و سوم اینکه پاکستان، افغانستان را وارد پروژه کوریدور اقتصادی چین و پاکستان کند. چین هم اکنون یکی از سرمایه گذاران بزرگ در هر دو کشور است. این کشور در حال ساخت دو خط آهن ویژه چین-افغانستان و دیگری خط آهنی که کشورهای چین، قیرقیزستان، تاجیکستان، ایران و افغانستان را به یکدیگر متصل می کند، است. پاکستان نیز ممکن است به این پروژه بپیوندد.

    چین همچنین دو پروژه دیگر نیز در افغانستان دارد، که یکی از آنها استخراج معدن مس ولایت لوگر به ارزش تقریبی 4.4 میلیارد دالر و دیگری تحقیقات نفتی در ساحه آمو دریا می باشد.

    با نگاهی اجمالی به این گفته ها، شاید اکنون بی دلیل نباشد که چین و پاکستان از اولین کشورهایی هستند که در نظر دارند طالبان را به رسمیت بشناسند.

  • آیا پنجشیر همچنان به عنوان هسته مقاومت باقی می ماند؟

    آیا پنجشیر همچنان به عنوان هسته مقاومت باقی می ماند؟

    به دنبال تصرف کابل و تقریبا تمام ولایات افغانستان توسط طالبان و فرار اشرف غنی، امرالله صالح معاون اول رئیس جمهور پیشین افغانستان اعلام کرد براساس بیان صریح قانون اساسی وی سرپرست کرسی ریاست جمهوری ست. امرالله صالح که پس از تصرف کابل توسط طالبان در پانزده آگوست 2021 به دره پنجشیر پناه برد اعلام کرده است هیچگاه به طالبان تسلیم نمی شود.

    به گزارش بخش ترجمه خبرگزاری رها، دره پنجشیر که در قله های رشته کوه هندوکش در شمال کابل واقع شده به محل استقرار نیروهای مقاومت علیه طالبان تبدیل شده است. تمام نیروهای ضد طالبان در این دره جمع شده اند تا علیه طالبان اقدام کنند. پنجشیر حتی در زمان حمله شوروی سابق به افغانستان در دهه 1990 میلادی نیز سقوط نکرد و شوروی سابق قادر به فتح آن نشد.

    براساس ویدئوهایی که روز گذشته در شبکه های مجازی پخش شد جنگجویان طالبان سوار بر ده ها موتر در حالیکه با ماشین های جنگی همراهی می شوند در حال حرکت به سوی پنجشیر و ظاهرا تصرف آن می باشند.

    دره پنجشیر محلی ست که امرالله صالح معاون اول رئیس جمهور پیشین افغانستان هم اکنون در آنجا به سر می برد. صالح قبلا اعلام کرده بود براساس بیان صریح قانون اساسی وی سرپرست کرسی ریاست جمهوری ست. امرالله صالح که پس از تصرف کابل توسط طالبان در پانزده آگوست 2021 به دره پنجشیر پناه برد اعلام کرده است هیچگاه به طالبان تسلیم نمی شود.

    چرا پنجشیر تاکنون سقوط نکرده است؟

    یکی از دلایلی که طالبان نتوانسته اند تاکنون پنجشیر را تصرف کنند موقعیت جغرافیایی خاص این منطقه است که آن را به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل کرده است. موقعیت حیاتی دره پنجشیر واقع در شمال کابل و رشته کوه هندوکش برای این منطقه یک امتیاز جغرافیایی محسوب می شود.

    دره پنجشیر در دهه 1980 میلادی و در زمان حمله اتحاد جماهیر شوروی سابق مرکز مقاومت علیه ارتش سرخ بود و یک بار دیگر در دهه 1990 میلادی به سنگر مقاومت علیه طالبان تبدیل شد.

    امرالله صالح خود متولد ولایت پنجشیر است و در همان جا آموزش دیده است. پنجشیر از آنجایی که همواره مرکز مقاومت بوده هیچ نیرویی نتوانسته آن را فتح کند.

    رسانه هندوستان تایمز در گزارشی نوشت:«پنجشیر نه شوروی سابق و نه طالبان هیچ یک نتوانستند پنجشیر را فتح نمایند.»

    یکی از باشندگان پنجشیر که خواست نامش فاش نشود به «ای اف پی» گفت:«ما به طالبان اجازه نمی دهیم وارد پنجشیر شود و با تمام توان و امکانات خود علیه این گروه می جنگیم.»

    برخی تصاویر تایید نشده نشان می دهد پرچم های ائتلاف شمال و جبهه متحد اسلامی برای نجات افغانستان در پنجشیر برافراشته شده است و برای اولین بار پس از سال 2001 می باشد که این اتفاق می افتد. همین طور گزارش هایی وجود دارد سربازان ارتش و نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان که از دست طالبان فراری هستند به درخواست احمد مسعود در حال آمدن به پنجشیر می باشند.

     عزت الله مهرداد، خبرنگار واشنگتن پست، در تویتی نوشت امرالله صالح معاون اول رئیس جمهور پیشین افغانستان، احمد مسعود فرزند احمد شاه مسعود و بسم الله محمدی وزیر دفاع پیشین افغانستان یک هسته مقاومت علیه طالبان را در پنجشیر ایجاد کرده اند.

    آیا صالح از پنجشیر با طالبان می جنگد؟

    پس از حمله یازده سپتامبر 2001، صالح که در آن زمان بخشی از جبهه مقاومت علیه طالبان بود به یک ذخیره کلیدی برای سی آی ای تبدیل شد. این ارتباط با سی آی ای امریکا سبب شد صالح در سال 2004 میلادی به سمت ریاست امنیت ملی افغانستان برسد. گفته می شود صالح به عنوان رئیس امنیت ملی در زمان ریاست جمهوری کرزی توانست شبکه گسترده ای از مخبران و جاسوسان را در درون شورشیان طالب در مرز پاکستان گردآوری کند و به کمک جاسوسان پشتو زبان رهبران طالبان را ردیابی نماید. براساس اطلاعاتی استخباراتی که صالح در آن زمان جمع آوری کرد مشخص شد ارتش پاکستان همچنان از طالبان حمایت می کند. مسیر کاری و درخشش صالح اما عاری از چالش و لغزش های عمده نبوده است.

    در سال 2010 میلادی و به دنبال حمله بر کنفرانس صلح کابل، صالح از سمتش کنار گذاشته شد. از آن زمان به بعد صالح وارد بیایان خشن سیاست شد و از طریق تویتر علیه اسلام آباد و طالبان نوشت و به طور روزانه تویت هایی علیه طالبان و پاکستان که دشمنان دیرینه برای او محسوب می شدند را ادامه داد.

       صالح اما در سال 2018، دست در  دست اشرف غنی  گذاشت و به وزارت امور داخله رسید و در ادامه به عنوان معاون اول به تیکت انتخاباتی محمد اشرف غنی در انتخابات ریاست جمهوری گذشته افغانستان پیوست. همزمان با  مطرح شدن خروج امریکا از افغانستان موجی از حملات علیه شخصیت های سیاسی کلان افغانستان توسط طالبان به راه افتاد و صالح نیز از این قاعده مستثنی نبود: صالح از یکی از این حملات وحشتناک در کابل جان سالم به در برد: در سپتامبر گذشته کاروان موترهای او هدف یک انفجار مهیب در کابل قرار گرفت که ده کشته برجای گذاشت. صالح اما چند ساعت بعد از حمله با انتشار ویدئویی و در حالی که دست چپش باندپیچی شده بود نشان داد زنده است. او در این ویدئو گفت:«ما جنگ مان را ادامه می دهیم.»

  • طالبان: انتقال پایتخت از کابل به قندهار تحت بررسی است

    طالبان: انتقال پایتخت از کابل به قندهار تحت بررسی است

    «عبدالقهار بلخی» عضو کمیسیون فرهنگی طالبان می گوید مشورت ها برای ترسیم یک نظامی سیاسی همه شمول در جریان است و همچنین حتی مسئله انتقال پایتخت از کابل به قندهار نیز تحت بررسی است.

    آقای بلخی که هفته پیش و همزمان با کنفرانس خبری ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان برای اولین بار چهره اش رسانه ای شد به الجزیره انگلیسی در خصوص عدم اعتماد میان طالبان و مردم افغانستان گفت با وجود اینکه طالبان عفو عمومی برای همگان اعلام کرده این واقعا مایوس کننده است که مردم همچنان برای فرار از کشور به فرودگاه کابل هجوم می برند.

    وی همچنین درباره حفظ حقوق شهروندان بویژه حقوق زنان گفت قانون شریعت برای همگان روشن است و براساس آن هیچ ابهامی در حقوق زنان و مردان وجود ندارد؛ اما رایزنی ها نیز در حال انجام است تا کاملا مشخص گردد از چه حق و حقوقاتی صحبت می گردد.

    این گفته ها در حالی از سوی این مقام طالبان مطرح می گردد که بسیاری از شخصیت های سیاسی کشور و جامعه جهانی از این گروه خواسته اند تا در ترسیم نظامی سیاسی جدید، فراگیر بودن نظام، حفظ حقوق شهروندی همگان و دستاوردهای مردم طی 20سال گذشته در نظر گرفته شود.

  • احمد مسعود: آماده تشکیل دولت فراگیر با طالبان هستیم/صلح را می پذیریم اما زور اسلحه را خیر!

    احمد مسعود: آماده تشکیل دولت فراگیر با طالبان هستیم/صلح را می پذیریم اما زور اسلحه را خیر!

    پسر قهرمان ملی افغانستان از آمادگی خود برای تشکیل دولت فراگیر با جنبش طالبان و همچنین گذشت از خون پدرش در راه برقراری صلح، امنیت و ثبات در این کشور خبر داد.

    «احمد مسعود»، تنها پسر «احمدشاه مسعود»، قهرمان ملی و چهره نمادین مقاومت افغانستان در مصاحبه اختصاصی با روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن که در شماره امروز (یک شنبه) آن منتشر شده، تاکید کرده آماده است در صورت ایجاد شرایط برقراری صلح و امنیت در کشورش، از خون پدرش که دو روز پیش از حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی ترور شد، گذشت کند.

    مسعود که در دره «پنجشیر» در شمال شرق افغانستان به عنوان منطقه اصلی خارج از کنترل جنبش طالبان نفوذ زیادی دارد، در این مصاحبه توضیح داد: ما آماده گفت و گو با طالبان هستیم و با این جنبش ارتباط داریم؛ حتی پدرم نیز با طالبان صحبت کرد، در سال ۱۹۹۶ برای صحبت با رهبران جنبش، بدون سلاح و محافظت به خارج از کابل رفت و به آنها گفت که شما چه می خواهید؟ اجرای دین اسلام؟ ما نیز مسلمان هستیم و همچنین صلح می خواهیم، بنا بر این اجازه دهید با یکدیگر کار کنیم.

    پسر قهرمان ملی افغانستان که طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ میلادی در آکادمی نظامی سلطنتی «سندهرست» بریتانیا تحصیل کرده و مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را نیز به ترتیب در رشته های مطالعات جنگی و سیاست بین الملل از دانشگاه های «کینگز لندن» و «لندن سیتی» این کشور گرفته، در این باره افزود: با این وجود، جنبش (طالبان) می خواهد همه چیز را با سلاح تحمیل کند و این همان چیزی است که ما قبول نخواهیم کرد؛ اگر آنها خواهان صلح باشند و با ما صحبت و همکاری کردند، ما همه افغان هستیم و صلح برقرار خواهد شد.

    مسعود در ادامه نیز تصریح کرد: در دوران پدرم، طالبان نتوانست بر شمال (افغانستان) تسلط پیدا کند، سپس سازمان القاعده وی را (در ۹ سپتامبر ۲۰۰۱) کشت، با این حال تمایل دارم و آماده هستم از خون پدرم در راه برقراری صلح، امنیت و ثبات در کشور گذشت کنم.

    پسر احمدشاه مسعود همچنین عنوان کرد: ما برای تشکیل یک دولت فراگیر با طالبان از طریق مذاکرات سیاسی آماده هستیم با این حال آن چه قابل قبول نیست، تشکیل یک دولت افغان افراط گرا است که می تواند تهدید خطرناکی نه تنها برای افغانستان، بلکه برای منطقه و همه جهان به شمار آید.

    مسعود ضمن تاکید بر اهمیت تمرکززدایی در افغانستان، توضیح داد: ما در عمل با آنها صحبت می کنیم و نسبت به دستیابی به راه برون رفت و پایان هر گونه جنگ و درگیری امیدواریم جایی که آنها می گویند مخالف تروریسم بین المللی هستند با این حال باید این را به صورت عملی ببینیم و امیدواریم که آنها در واقع چنین چیزی را بخواهند.

    پسر چهره نمادین مقاومت افغانستان در پایان نیز خاطر نشان ساخت: ما خواهان جنگ نیستیم با این وجود، اگر وارد پنجشیر شوند، آماده جنگ هستیم؛ درست است که آنها می توانند با خیال راحت بدون سلاح وارد شوند اما در صورتی که با تفنگ وارد شدند، ما آماده دفاع تا آخرین مرد هستیم با این حال باید به صلح فرصت داده شود حتی اگر این صلح با طالبان هم باشد.

  • اسامه بن لادن در زمان حیاتش دستور داده بود به جو بایدن آسیبی نرسد

    اسامه بن لادن در زمان حیاتش دستور داده بود به جو بایدن آسیبی نرسد

    براساس نامه ای که نیویورک پست آن را منتشر کرده اسامه بن لادن بنیانگذار گروه القاعده در زمان حیاتش به اعضای این گروه دستور داده بود تا به جو بایدن هیچ آسیبی نرسانند تا در صورتی که بایدن رهبری آمریکا را به عهده گیرد، کشور را به سوی بحران هدایت خواهد کرد.

    براساس نامه منتشر شده که از منزل بن لادن در ابت آباد پاکستان هنگام کشته شدنش کشف شده، او از جو بایدن که در آن زمان معاون باراک اوباما بود به عنوان «اردک لنگان» نام برده؛ اصطلاحی در ادبیات سیاسی برای شخصی که مقام یا پستی را تحویل می گیرد اما توانایی تصمیم گیری و انجام امور را ندارد.

    بن لادن در نامه اش به اعضای القاعده توصیه کرده بود به دنبال کشتن باراک اوباما و جنرال دیوید پترئوس رئیس وقت سازمان سیا باشند، تا در صورت کشته شدن اوباما، براساس قوانین بایدن قدرت را به دست گرفته و آمریکا را به سوی بحران خواهد کشاند.  

    این گزارش در حالی مطرح می گردد که محبوبیت جو بایدن میان آمریکایی ها که چند ماهی از ریاست جمهوری اش بیشتر نمی گذرد به شدت کاهش یافته است.

    براساس یک نظر سنجی در آمریکا، بسیاری از شهروندان آن کشور معتقدند که در دولت بایدن دیگران تصمیم گیرنده هستند و جو بایدن از نگاه جسمی و روانی مناسب ریاست جمهوری نیست.  

    جو بایدن به دلیل سیاست هایش در قبال افغانستان این روزها بشدت هدف انتقادهای گسترده قرار گرفته است، گرچه او خودش این انتقادها را قبول ندارد.

  • چین: دموکراسی نوشابه کوکاکولا نیست که طعمش در تمام دنیا یکسان باشد

    چین: دموکراسی نوشابه کوکاکولا نیست که طعمش در تمام دنیا یکسان باشد

    خانم «هوا چونینگ» سخنگوی وزارت خارجه چین امروز (جمعه) با تاکید بر این که هیچ مدل ثابتی برای دموکراسی وجود ندارد، گفت دموکراسی مانند نوشابه کوکاکولای آمریکا نیست که همان طعم را در سراسر دنیا بدهد.

    خانم هوا افزود اتفاقات اخیر در افغانستان بار دیگر نشان داد که دموکراسی تحمیلی یا پیوندی توسط نیروهای خارجی همواره بی ثبات و شکستنی است.

    وی گفت تعریف و ترجمه از دموکراسی نباید همواره توسط آمریکا و چند تن از متحدانش به انحصار گرفته شود.

    به باور وی، یکی از معیارهای کلیدی دموکراسی این است که آیا آن نسخه از دموکراسی نیازها و توقعات مردم را بر آورده می سازد و یا خیر.

    سخنگوی وزارت خارجه چین علاوه کرد “به نظر من، دموکراسی که در چین حاکم است دموکراسی مردم است در حالیکه در آمریکا این دموکراسی پول است. مردم چین دموکراسی در بطن دارند، در حالیکه مردم آمریکا ممکن است دموکراسی در فرم داشته باشند.”

    خانم هوا همچنین گفت “بیایید به نتیجه مدل های دموکراسی آمریکایی که تاکنون آمریکا تلاش کرده آنها را در کشورهای مختلف پیاده سازد نگاه بیندازیم. از میان کشورهایی که آمریکا در آنها مداخله دارد، مردم کدام کشور به صلح واقعی، امنیت، آزادی و دموکراسی دسترسی دارند؟ سوریه، عراق و یا افغانستان؟”

    این گفته ها در حالی مطرح می شود که پیتر مایکل مک کینلی سفیر سابق آمریکا در افغانستان به تازگی در مقاله ای گفته است که تلاش های واشنگتن از سال 2001 تاکنون برای تحمیل مدل دموکراسی غربی در افغانستان شکست خورده است. به باور مک کنلی، عدم محاسبات درست و سیاست های شکست خورده دولت آمریکا طی این دو دهه نتیجه این ناکامی است.

    در همین حال، وحید الله هاشمی یک تن از اعضای ارشد طالبان در گفتگو با خبرگزاری رویترز پیش تر گفته بود که دموکراسی در افغانستان جایی ندارد و احتمالا حاکمیت شورایی خواهد بود به نحوی که ملا هبت الله آخند زاده رهبر گروه مقامی بالاتر از این شورا خواهد داشت.

    بخوانید:

    طالبان: دموکراسی در افغانستان جایی ندارد/ حاکمیت احتمالا شورایی است

  • تاریخ فرار حقارت بار غنی را از یاد نمی برد

    تاریخ فرار حقارت بار غنی را از یاد نمی برد

    سه روز پس از تخلیه‌ی کابل، محمداشرف غنی، رییس جمهور پیشین افغانستان که به‌گونه‌ی مخفیانه از کابل بیرون شده بود، در پیام ویدیویی‌ای با شهروندان افغانستان صحبت کرد؛ صحبت‌های آقای غنی که در امارات متحده‌ی عربی، ثبت شده بود، بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی یافته و واکنش‌های تند کاربران را نیز به هم‌راه داشته است.

    اسد بودا، نویسنده، پس از نشر صحبت‌های آقای غنی، در برگه‌ی تویترش نوشته است؛ اشرف ‌غنی با همه لج کرد و حالا تنها و منزوی‌ شده، با خودش لج می‌کند که چرا فرار کرده؟ «تاریخ، این صحنه‌ی حقارت‌بارت را از یاد نخواهد برد.»

    اشرف غنی، در پیام ویدیویی اش، گفت روز یک‌شنبه به کار عادی ‌اش ادامه می‌داد که مسؤولان امنیتی اش، خبر یک توطئه را به او می‌دهند. غنی تصریح کرد: «جنگ‌جویان طالبان در اطراف دروازه‌های ارگ جابه‌جا شده بودند و هم‌کاران امنیتی توان مقابله با آنان را از دست داده بودند.»

    آقای غنی، در پیام خود، به نحوی ادعای بردن چند موتر پول نقد را که چندی پیش در رسانه‌ها دست‌به‌دست می‌شد، رد کرد و گفت دست خالی به امارات رفته است. «زیر فشار تیم امنیتی، حتا نتوانستم، به جای چپلی بوت بپوشم و کتاب و کتاب‌چه‌ها و لبتاب شخصی ‌‌ام را که همه جزو داشته‌های مادی و معنوی من و اسرار محرم دولتی بود، بردارم.»

    ادعای خروج ناگهانی بر اثر فشار امنیتی توسط رییس‌جمهور پیشین کشور، واکنش‌های زیادی در پی داشته است. عطیه مهربان، فعال حقوق زن، با نشر فهرست هم‌راهان آقای غنی، نوشته است که اشرف ‌غنی به قول خودش، فرصت پوشیدن بوت‌هایش را نداشته؛ اما توانسته است که ۵۲ نفر از حلقه‌ی مافیایی ‌اش را از کابل جمع کند و به هواپیما برساند.

    فهرست هم‌راهان اشرف‌غنی که کشور را ترک کرده اند، توسط تلویزیون افغانستان انترنشنال، همگانی شده است. بر پایه‌ی این فهرست، ۵۲ نفر هم‌راه با آقای غنی از کشور خارج شده است.

     هم‌چنان، باری سلام، یکی از کارمندان وزارت خارجه‌ی کشور، مدعی شده است رییس‌جمهور غنی، چند روز پیش، پاسپورتش را از وزارت خارجه خواسته بود. «پاسپورتش را چند روز پیش از فرار، از وزارت خارجه طلب کرده بود و خوب می‌دانست که چه می‌کند؛ حالا می‌گوید وقت بوت‌پوشیدن را نیافته است. ملتی را شرم‌سار و سرافکنده و بی‌سرنوشت ساخت؛ ولی هنوز ذره‌‌تی حیا ندارد.» ذکی دریابی، مدیرمسؤول روزنامه‌ی اطلاعات روز، فهرست دیدارهای روز یک‌شنبه‌ی رییس‌جمهور غنی را نشر کرده و نوشته است: «در یک روز شش نفر را ملاقات کردی، آن هم در یک ساعت، فرصت چپلق پوشیدن را نداشتی؟ به به!»

    رییس‌جمهور غنی، تأکید کرد که او در حال مشورت است تا به کشور برگردد و به مبارزه‌ اش برای تأمین عدالت، حاکمیت افغانستانی‌ها بر افغانستان و اعاده‌ی ارزش‌ها و دست‌آوردهای واقعی اسلامی و ملی این کشور ادامه دهد. به گفته‌ی او، اگر در کابل می‌ماند یک ‌بار دیگر رییس‌جمهور در پیش روی مردم به دار آویخته می‌شد. «مرگ باعزت ترس ندارد؛ اما برای جلوگیری از خون‌ریزی و تکرار فاجعه‌ی شرم‌آور تاریخی، کابل را ترک کرده است.»

    هارون معترف، فعال رسانه‌ای، نوشته است که تلاش اشرف ‌غنی در دوره‌ی ریاست‌جمهوری ‌اش این بود که نباید کسی حتا یک روز، به حیث سرپرست ریاست‌جمهوری ایفای وظیفه کند. «سخن‌رانی غنی یک علت اساسی دارد، اعلام امرالله صالح به حیث سرپرست ریاست‌جمهوری.»

    چندی پیش، امرالله صالح، معاون نخست آقای غنی، ادعا کرد که به اساس حکم صریح قانون اساسی افغانستان، در صورت نبود، فرار و یا مرگ رییس‌جمهور، معاون نخستش، به عنوان سرپرست مقام ریاست‌جمهوری قرار می‌گیرد. «من در داخل کشور استم و به صورت قانونی و مشروع سرپرست این مقام استم.» معترف اما می‌افزاید که ادعای آقای صالح، هم طالبان و هم «تمامیت‌خواهان» را در چالش جدی مشروعیت قرار داد. او، احتمال داده است که طالبان و یا حامد کرزی، باعث شده باشند که رییس‌جمهور غنی، از رأی‌زنی و بازگشتش سخن بگوید.

    آقای غنی، در بخشی از سخنانش گفت که در میدان سیاست شکست خورده است. «نیروهای امنیتی و دفاعی شکست نخورده‌ اند؛ بل که شکست از سیاست‌های حکومت، طالبان و جامعه‌ی جهانی بود که صلح را به جنگ تبدیل کرد.»

    رییس‌جمهور غنی، پس از این که بیش‌تر از ۳۰ ولایت افغانستان به دست گروه طالبان، سقوط کرد و جنگ‌جویان طالب در پشت دروازه‌‌های کابل رسیده بودند، ارگ ریاست‌جمهوری را ترک کرد. او، پس از ترک کشور، در صفحه‌ی فیسبوکش، نوشت که برای جلوگیری از خون‌ریزی مجبور شده است که از افغانستان خارج شود.

  • موضع قدرت های بزرگ منطقه ای در قبال طالبان چه بوده است؟

    موضع قدرت های بزرگ منطقه ای در قبال طالبان چه بوده است؟

    این‌طور که پیداست بازگشت غیر‌منتظره طالبان به قدرت در افغانستان از نظر دیپلماتیک به نفع آن‌ها تمام شده و بسیاری از کشورهای همسایه با وجود خودداری از به رسمیت شناختن این گروه، ضرورت مذاکره با آن‌ها به منظور حفظ ثبات در منطقه را پذیرفته‌اند.

    از سوی دیگر رابطه با آمریکا – چه دوستانه و چه خصمانه- در نوع نگرش کشورها به این گروه نقشی تأثیر‌گذار داشته و دشمنان ژئوپلیتیک آمریکا به ویژه بر پایان ماموریت ننگ‌آور این کشور در افغانستان تاکید دارند.

    این مطلب به واکنش قدرت‌های کلیدی منطقه نسبت به طالبان و منافع تاثیرگذار بر نوع رابطه آن‌ها با این گروه می‌پردازد.

    چین

    نگرش عمومی پکن نسبت به طالبان همچنان محتاطانه است. وزارت امور خارجه چین همزمان با متهم کردن آمریکا به خروج از افغانستان در بحبوحه هرج و مرج، گفته “به اراده و انتخاب” مردم افغانستان احترام می‌گذارد، با این حال این کشور هنوز رسما طالبان را به عنوان دولت قانونی افغانستان به رسمیت نشناخته است.

    پیام کلیدی در بیانیه‌های رسمی و روایت‌های رسانه‌های دولتی چین این بوده که طالبان باید بر وعده خود برای حفظ صلح، ایجاد دولتی باز و فراگیر با حضور تمامی جناح‌ها، همین‌طور تضمین امنیت کسب‌و‌کارها و شهروندان چینی مستقر در افغانستان پایبند باقی بماند.

    با این که چین می‌گوید سفارتش در کابل فعالیت عادی خود را دارد اما بسیاری از شهروندان این کشور طی روزهای گذشته از افغانستان خارج شده‌‌اند.

    ملا غنی برادر، معاون رهبر گروه طالبان در جریان سفرش به چین با ونگ یی، وزیر خارجه دیدار کرد

    از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ که طالبان در افغانستان قدرت داشت، پکن روابط خود با این کشور را متوقف کرد و تخریب بوداهای بامیان در ۲۰۰۱ توسط این گروه هم با انتقاد‌های شدید و گسترده در چین روبرو شد. با این حال بعد از سرنگونی طالبان به دست آمریکا در ۲۰۰۱، چین روابط خود با افغانستان را از سر گرفت.

    در ۲۰۱۶، چین به همراه آمریکا و پاکستان حامی و میانجی گفت‌و‌گوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان بود و سفر بی‌سابقه هیات نمایندگان عالی‌رتبه طالبان به این کشور در ماه گذشته هم از بهبود روابط چین با این گروه حکایت داشت. در جریان این دیدار چین از طالبان خواست در ازای کمک‌های بیشتر در روند صلح‌آمیز آشتی و بازسازی افغانستان پس از جنگ، جنبش اسلامی ترکستان شرقی که تهدیدی برای امنیت ملی‌اش محسوب می‌شود را سرکوب کند.

    اولویت اصلی چین به عنوان یک کشور همسایه جلوگیری از سرایت خشونت و تهدید گروه‌های جهادی از افغانستان به منطقه سین‌کیانگ واقع در شمال غربی کشور است که از نظر سیاسی حساسیت بالایی دارد. ثبات افغانستان همچنین نقشی تعیین کننده در موفقیت طرح موسوم به “یک کمربند و یک جاده” چین ، همین‌طور گذرگاه اقتصادی چین- پاکستان دارد. چین علاوه بر این در بخش‌های معدن (مس) و استخراج نفت هم در افغانستان سرمایه‌گذاری کرده است.

    هند

    با قدرت گرفتن طالبان در افغانستان، دهلی گفته برای “تضمین سلامت و امنیت اتباع هندی و منافع خود در افغانستان” همه اقدامات لازم را انجام خواهد داد.

    اوایل سال جاری وقتی تعدادی از کشورها در رابطه با آینده افغانستان با طالبان گفت‌و‌گو کردند، هند خودش را کنار کشید. اما بنا بر گزارش‌ها مقام‌های این کشور در ماه ژوئن “بی سر و صدا” به دوحه سفر کردند تا با رهبران این گروه مذاکره کنند.

    هند همیشه برای ایجاد افغانستانی دموکراتیک کوشیده و بالغ بر ۳ میلیارد دلار برای اجرای بیش از ۴۰۰ پروژه در تمامی ۳۴ استان این کشور سرمایه‌گذاری کرده است. سرمایه‌گذاری‌هایی که تحولات اخیر این کشور می‌تواند آن‌ها را با خطر مواجه کند.

    از سوی دیگر قدرت گرفتن دوباره طالبان هند را با تهدید‌ امنیتی روبرو خواهد کرد. سوهاسینی حیدر ،‌ سردبیر روزنامه هندو می‌گوید گروه‌های شبه‌نظامی فعال در کشمیر حالا احتمالا “مناطق خارج از کنترل بیشتری برای حمله علیه هند در اختیار خواهند داشت.” عده‌ای دیگر از کارشناسان هم نسبت به تاثیر این مساله بر امنیت داخلی هند ابراز نگرانی کرده‌اند.

    هند علاوه بر این با بحران پناهندگان روبروست. بنابر گزارش‌های اخیر تقاضای ویزا از سوی اتباع افغانستانی که قصد خروج از کشور را دارند، افزایش یافته است. دولت هند گفته روند بازگشت به کشور برای متقاضیان خروج از افغانستان و همینطور افغان‌هایی که “شریک” هند به حساب می‌آیند را تسهیل خواهد کرد.

    پاکستان

    پاکستان در رابطه با تعامل با طالبان به دقت گام برمی‌دارد و ظاهرا قصد دارد برای به رسمیت شناختن این گروه به عنوان دولت قانونی افغانستان بر طبق “اجماع جهانی” عمل کند.

    پاکستان همیشه روابط پرآشوبی با افغانستان داشته، به ویژه از زمان حمله شوروی سابق به این کشور در ۱۹۷۹ که به هجوم پناهجویان افغان به پاکستان منجر شد. ۴۰ سال تنش و آشفتگی باعث “بی‌اعتمادی” این دو کشور نسبت به هم شده و این مساله‌ در جریان گفت‌و‌گوهای بین‌الافغانی میان آمریکا و طالبان به وضوح آشکار بود.

    به دنبال تحولات اخیر افغانستان، دفتر نخست‌وزیری پاکستان بار دیگر تاکید کرد که این کشور برای دستیابی به “یک راه‌حل جامع سیاسی” در رابطه با بحران کنونی به همکاری با تمامی طرف‌های ذی‌نفع ادامه خواهد داد.

    اما اظهارات اخیر رهبران پاکستان از تمایل آن‌ها برای به رسمیت شناختن طالبان با هدف کاستن از انتقادها نسبت به این گروه و ضربه زدن به مشروعیت دولت افغانستان حکایت دارد.

    عمران خان، نخست ‌وزیر پاکستان به تازگی گفته “افغان‌ها قید و بند بردگی را شکسته‌اند.” او در ماه ژوئیه هم از طالبان به عنوان “غیرنظامیان عادی” یاد کرده بود.

    سپهبد ( بازنشسته) عبد‌القیوم از حزب مخالف مسلم لیگ – نواز گفته پاکستان “باید اولین کشور در دنیا” باشد که دولت احتمالی به رهبری طالبان در افغانستان را به رسمیت می‌شناسد.

    ترکیه

    رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه در ماه‌های اخیر در سخنان خود رویکردی دوستانه‌تر نسبت به پیوندهای احتمالی با طالبان داشته است.

    او در سخنرانی خود در نشست سران ناتو در ماه ژوئن گفت نمی‌توان واقعیت طالبان را نادیده گرفت. او همچنین در روز ۱۱ اوت هم از احتمال دیدار خود با رهبر طالبان خبر داد.

    روز ۱۶ اوت، سخنگوی طالبان به شبکه تلویزیونی آ‌هابر ترکیه گفت این گروه خواستار “روابط خوب” با این کشور است و همکاری‌های و کمک‌های اقتصادی را بخشی از این روابط دانست.

    بعد از دیدار رجب طیب اردوغان و همتای آمریکایی‌اش، جو بایدن در ماه ژوئن، ترکیه پیشنهاد داد بعد از خروج نیروهای آمریکایی تامین امنیت فرودگاه کابل را برعهده بگیرد.

    طالبان ضمن انتقاد از این طرح، ترکیه را “کشور برادر اسلامی” خود توصیف کرد و گفت به دلیل عضویت ترکیه در ناتو هیچ فرقی میان آنکارا و واشنگتن نمی‌بیند.

    اما همزمان با به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان تمامی این طرح‌ها بلاتکلیف مانده‌اند و مقامات هم تا‌‌کنون به روشنی در این رابطه اظهار نظر نکرده‌اند.

    ترکیه به عنوان یکی از کشورهایی که بیشترین جمعیت مهاجران افغان را در خود جای داده، طرح‌هایش در این کشور را از نزدیک دنبال می‌کند. طبق آمار سالانه هزاران نفر مهاجر غیرقانونی در مرزهای ترکیه دستگیر می‌شوند.

    با وجود این که مقام‌های ترکیه گزارش‌ها در رابطه با افزایش عبور غیرقانونی از مرز در هفته‌های اخیر را رد کرده‌اند، نگرانی‌ نسبت به احتمال هجوم موج تازه‌ای از پناهجویان در میان مردم این کشور بالا گرفته است.

    قطر

    قدرت گرفتن طالبان در افغانستان اهمیت تلاش‌های قطر برای برقراری هر نوع صلح میان این گروه و دولت پیشین کشور را کمرنگ کرده و این مساله از ارزش دوحه برای آمریکا کاسته است.

    اظهارات مقامات این کشور از پیوندهای نزدیک آن‌ها با طالبان حکایت دارد. قطر از هر گونه انتقاد نسبت به طالبان خودداری کرده و در عوض تمرکز خود را روی دعوت به “انتقال مسالمت‌أمیز قدرت” گذاشته است.

    وزارت امور خارجه این کشور روز ۱۵ اوت خواستار یک “آتش‌بس فوری، دائمی و جامع” در تمامی مناطق افغانستان شد.

    این کشور که نزدیک به یک سال میزبان مذاکرات صلح افغانستان بوده، بار دیگر بر تعهد خود به “همکاری با سازمان ملل و شرکای بین‌المللی برای برقراری صلح پایدار در افغانستان” تاکید کرده است.

    وزارت خارجه قطر، پیش از تصرف کابل به دست طالبان و فرار اشرف‌ غنی از کشور خواستار آتش بس و توقف حملات طالبان در مناطق مختلف کشور شد.

    ایران

    با توجه به این که برخی مسئولان و رسانه‌های ایرانی طالبان را “امارت اسلامی” خوانده‌اند، انتظار می‌رود تهران حکومت به رهبری این گروه را به رسمیت بشناسد.

    جمهوری اسلامی تحولات این کشور را از نزدیک زیر نظر دارد و خواستار انتقال مسالمت‌آمیز قدرت است.

    آمریکا‌ستیزی به اندازه‌ای در سیاست‌‌های حکومت ایران محوریت دارد که تهران بیشتر از آن‌که نگران پیامدهای قدرت‌ گرفتن طالبان در افغانستان باشد، از خروج آمریکا از این کشور خوشحال است.

    سال ۱۹۹۸، کشته‌ شدن ۸ دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی پس از ورود نیروهای طالبان به مزار شریف، ایران و این گروه را تا مرز رویارویی با یکدیگر پیش برد. اما رابطه این دو طرف تا حدی بهبود یافته که سعید لیلاز، اقتصاد‌دان ایرانی معتقد است ایران و افغانستان به رهبری طالبان می‌توانند روابط اقتصادی داشته باشند.

    ایران همزمان با حفظ روابط دوستانه خود با دولت افغانستان، در چند سال اخیر هم گفت‌و‌گوهایی با طالبان داشته و این در حالی است که تهران این گروه را در لیست سیاه خود قرار داده است.

    ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری ایران گفته خروج آمریکا از افغانستان راه را برای صلح پایدار در این کشور هموار کرده و از محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه و علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور خواسته تحولات افغانستان را از نزدیک زیر نظر بگیرند و مستقیما به او گزارش دهند.

    محمد‌جواد ظریف از آمادگی ایران برای ادامه “تلاش جهت برقراری صلح” در افغانستان خبر داده و این به نقش این کشور در میانجی‌گری میان دولت پیشین افغانستان و طالبان در سال گذشته اشاره دارد.

    در حالی که تمامی نشانه‌ها از همزیستی ایران و طالبان حکایت دارند،‌ مهاجران افغان ساکن ایران بارها علیه قدرت گرفتن طالبان در کشورشان دست به اعتراض زده‌اند. بیش از یک و نیم میلیون مهاجر افغان در ایران زندگی می‌کنند و گزارش‌ها از اقدام ایران در جهت ساخت اردوگاه برای موج احتمالی پناهجویان افغان در امتداد مرز خود با این کشور خبر می‌دهند.

    عربستان سعودی

    واکنش اولیه عربستان سعودی نسبت به طالبان، نه استقبالی گرم و پرشور که درخواستی محتاطانه برای حفظ همبستگی میان مسلمانان بوده است.

    وزارت امور خارجه این کشور در حساب توییتر خود ابراز امیدواری کرد که طالبان و سایر جناح‌ها در افغانستان برای “حفظ امنیت و ثبات و حفاظت از جان و مال مردم” تلاش کنند.

    در همین حال خروج دیپلمات‌های عربستان و امارات از افغانستان نشان می‌دهد نگرانی جهانی نسبت به اتفاقات آینده این کشور در مورد آن‌ها هم صدق می‌کند.

    عربستان در دوره قبلی حکمرانی طالبان، روابط دیپلماتیک خود با افغانستان را حفظ کرد اما در این کشور از سال ۲۰۰۱، خیلی چیزها تغییر کرده است.

    این تغییر رویکرد در پوشش شبکه تلویزیونی العربیه از رویدادهای اخیر افغانستان و تاکید این رسانه بر سرنوشت زنان افغان و ترس‌های آن‌ها به خوبی قابل مشاهده است. این شبکه تلویزیونی متعلق به عربستان سعودی است و یکی از بازوی‌های سیاست خارجی این کشور به حساب می‌آید. خط مشی کنونی این شبکه بازتاب اصلاحات اجتماعی است که محمد بن سلمان، ولیعهد به شدت بر آن‌ها تاکید دارد. حقوق جدید برای زنان و برداشتن برخی محدودیت‌ها در رابطه با پوشش و دادن حق آزادی حرکت به آن‌ها از جمله این اصلاحات است.

    روسیه

    روسیه از زمان اعلام رسمی خروج آمریکا از افغانستان، بر این نکته تاکید داشته که اولویت اصلی‌اش تضمین امنیت مرزهای متحدان آسیای مرکزی خود در شمال افغانستان است.

    مسکو سال‌هاست که با طالبان تماس‌های سطح بالا دارد و مقام‌های روسیه از آن به عنوان یک نیروی سیاسی مشروع یاد می‌کنند،‌ البته تا زمانی که این گروه به مرزهای شمالی خود با کشورهای آسیای مرکزی کاری نداشته باشد.

    ضمیر کابلوف ، نماینده ویژه رئیس جمهوری روسیه در امور افغانستان هم مدعی شده که طالبان می تواند با “نابود کردن” شبه نظامیان وابسته به داعش، به مسکو در دستیابی به اهداف امنیتی خود کمک کنند. روسیه بارها نسبت به خطر نفوذ چنین گروه هایی به تاجیکستان و ازبکستان ابراز نگرانی کرده است.

    تمرینات نظامی مشترک مسکو با دوشنبه و تاشکند هم اخیرا با هدف آماده‌سازی برای چنین رویدادی برگزار شده است. روسیه علاوه بر این پایگاه نظامی ۲۰۱ خود در تاجیکستان را با سلاح‌های جدید و خودروهای زرهی تقویت کرده است.

    روسیه هنوز طالبان را از فهرست سازمان‌های “تروریستی” خود حذف نکرده اما با سقوط کابل ظاهرا تمایل مسکو برای تعامل با این گروه افزایش یافته است.

    پس از سقوط دولت اشرف غنی، کابلوف در روز ۱۶ اوت گفت طالبان “مدتهاست که خود را قابل مذاکره‌تر از دولت دست نشانده افغانستان نشان داده‌است.”

    با این حال سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه روز ۱۷ اوت گفت مسکو برای به رسمیت شناختن دولت طالبان عجله‌ای ندارد و تنها راه پیش پای افغانستان ایجاد یک دولت انتقالی است که ازبک‌‌ها‌، هزاره‌ها، تاجیک‌ها و سایر گروه‌های قومی و مذهبی را در بر‌بگیرد.

    بی بی سی

  • آغاز شکست قطعی آمریکا از افغانستان رقم خورد

    آغاز شکست قطعی آمریکا از افغانستان رقم خورد

    امریکا با ادعاهای زیادی وارد افغانستان شد، 20 سال به اشغالگری اش ادامه داد و بیش از 2 ترلیون دلار مصرف کرد تا به قول معروف روش زندگی نوین را به مردم افغانستان یاد دهد. اما به هیچ یک از آن ادعاهایش نرسید. این درحالی بود که از حمله به افغانستان قصد داشت قدرت و توانایی اش را به رخ جهانیان بکشد: بوش ریس جمهور وقت آمریکا پس از 11 سپتامبر با ژست قلدر مآبانه  گفت:«جهان دوبخش بیشتر ندارد، یا با ما هستند، یاعلیه ما.»

    اکثرحاکمان جهان هم ترسیدند و حرف بوش را جدی گرفتند و گفتند ما با آمریکا هستیم،علیه تروریسم می جنگیم. در این میان تنها رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت:« تو غلط کردی! ما نه با تروریسم هستیم نه با شما!»

    خروج آمریکا از افغانستان درحالی صورت گرفت که این کشور به هیچ یک ازاین ادعایش نرسید و جلوی چشم جهانیان به یک قدرت پفکی تبدیل شد.

    آغاز افول آمریکا از دو مورد آغاز شد: یکی توافق برجام که از آن به بعد کسی به حرف و قول آمریکا اعتماد نمی کند و دیگری خروج امریکا از  افغانستان: قدرت نظامی آمریکا با خروج از افغانستان زیرسؤال رفته است و دیگر دنیا ازآمریکا نمی ترسد!

    از این به بعد دیگر نه کسی به حرف و قول آمریکا اعتماد می کند و نه  از قدرتش می هراسد و هر کس یا هر کشوری که مردم نه به حرفش اعتماد کنند و نه از قدرت نظامی اش بترسند شکست قطعی او آغاز شده است مگر اینکه اعاده حیثیت کند. کار به مراتب سخت تر از جنگ 11 سپتامبر تعهد بین المللی برجام است، دیگر دنیا از آمریکا پیروی بدون چون و چرا نخواهد کرد.

    فهیمی بزرگمهر

  • در زمان امارت اسلامی طالبان کشت خشخاش 91 درصد کاهش یافته بود، حمله امریکا به افغانستان مجدد آن را  افزایش داد

    در زمان امارت اسلامی طالبان کشت خشخاش 91 درصد کاهش یافته بود، حمله امریکا به افغانستان مجدد آن را افزایش داد

    بیست سال پیش یعنی در سال ۱۳۷۹ قیمت تریاک در برخی از کشورهای همسایه به یک باره افزایشی چند برابری یافت. این موضوع نگرانی درباره گرایش به هرویین، تزریق آن و رابطه میان استفاده از سرنگ مشترک و گسترش اچ‌آی‌وی را در میان فعالان کاهش آسیب‌های اعتیاد بالا برد.

    علت این افزایش ناگهانی قیمت تریاک، متوقف شدن کشت کوکنار (خشخاش) در افغانستان تحت حاکمیت طالبان بود.

    طالبان که در سال‌های ۲۰۰۰-۲۰۰۱ در اوج قدرت بود و تقریبا بر تمامی افغانستان حکومت می‌کرد، برای جلب نظر جهان و به ویژه دولت‌های غربی به وعده خود برای حرام اعلام کردن کشت خشخاش و از بین بردن مزارع آن عمل کرده بود.

    بی بی سی طی مطلبی در مورد کشت خشخاش و طالبان می نویسد البته رهبران طالبان، نیم نگاهی هم به پاداش و کمک‌های مالی غرب داشتند که نیم قرنی است از متوقف کردن کشت و تجارت تریاک و هرویین در افغانستان ناکام مانده‌ و به ویژه در آن زمان بسیار امیدوار بود راهی برای خشکاندن تجارت موادمخدر مرفین‌دار از مبدا اصلی آن – یعنی افغانستان – بیابد.

    در پی اقدامات طالبان، دفتر مبارزه با موادمخدر و جرایم مرتبط سازمان ملل متحد (UNODC) در سال ۲۰۰۱ طی گزارشی از کاهش ۹۱ درصدی کشت خشخاش در افغانستان خبر داد.

    در دو ولایت هلمند و ننگرهار که از قطب‌های تولید تریاک جهان هستند، کشت خشخاش تقریبا به صفر رسید. در آن سال تنها بدخشان بود که حدود ۶۵۰۰ هکتار مزارع خود را زیر کشت خشخاش برد. این ولایت تا حد زیادی در کنترل طالبان نبود.

    این کاهش به آن معنی بود که طالبان توانسته بود ظرف یک سال سطح کشت مزارع خشخاش را از ۸۲ هزار هکتار به حدود ۸ هزار هکتار کاهش دهد. بسیاری از کارشناسان این اقدام را موفق‌ترین عملیات امحای مزارع کشت خشخاش در تاریخ مدرن مبارزه با موادمخدر ارزیابی کردند.

    با وجود این، از یکسو شکست مذاکرات غرب با طالبان و انزوای جهانی این گروه و پس از آن هم وقایع یازدهم سپتامبر، و از سوی دیگر سفره خالی کشاورزانی که به امید دریافت کمک از کابل، کشت تنها محصول مقاوم خود در برابر بی‌آبی و آفات را متوقف کرده بودند، باعث شد پس از حمله آمریکا و متحدانش به افغانستان، خیلی زود دوباره تیغ‌ها به جان گرزهای خشخاش بیفتند تا بلکه شیره کوکنار مسکنی شود بر نداری و فلاکت کشاورز افغان که دردش تقریبا همیشه از چشم کابل‌نشینان و متحدان‌شان غافل مانده است.