دسته: دیدگاه ها

  • ایران در زمینه تقویت زبان فارسی به افغانستان کمک می کند

    ایران در زمینه تقویت زبان فارسی به افغانستان کمک می کند

    غلام علی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی که در نخستین همایش گفت‌وگوی فرهنگی ایران و افغانستان در تهران صحبت می‌کرد، گفت: “‌فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی در ایران در طول فعالیت خود توانسته است بیش از ۵۵ هزار معادل فارسی را برای لغات خارجی پیدا کند و ما آماده‌ایم این کلمات را در اختیار دولت افغانستان قرار دهیم تا آموزش زبان فارسی در مدارس/مکتب ها این کشور راحت‌تر شود.”

    رئیس فرهنگستان زبان و ادبیات ایران همچنین گفته که با همکاری افغانستان می‌توان موضوعات مربوط به دانشمندان، علما و شخصیت‌های تاریخی و تاریخ افغانستان را در دایره‌المعارف اسلامی ایران گنجانید.

    آقای حداد عادل همچنین با اشاره به نقش “بنیاد سعدی” که مسئولیت گسترش زبان فارسی در خارج ایران را به عهده دارد، گفت: “بنیاد سعدی آمادگی کامل دارد تا در زمینه آموزش فارسی در افغانستان همکاری کند.”

    نخستین ‘همایش گفت‌وگوی فرهنگی ایران و افغانستان ‘ با میزبانی مشترک دفتر مطالعات استراتژیک افغانستان و دانشگاه علامه طباطبایی ایران برای دو روز در تهران برگزار شد.

    شماری استفاده از واژه‌های شبیه دانشگاه و دانشکده را که در بیشتر از یک و نیم دهه اخیر در رسانه‌ها و جامعه افغانستان افزایش یافته است، معادل افزایش نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران در افغانستان قلمداد کرده‌اند و آن را خلاف منافع افغانستان می‌دانند. آنها بدین باورند که فارسی دری در افغانستان ویژگی‌های خود را دارد و نباید “تحت نفوذ” فارسی در ایران قرار بگیرد.

    اما شماری دیگر استدلال می‌کنند که زبان فارسی مرز ندارد و با توجه به دهه‌ها جنگ و توسعه نیافتگی در افغانستان، بهره بردن از دستاوردهای زبان فارسی در ایران به توسعه زبان فارسی دری در افغانستان کمک می‌کند.

    داوود مرادیان، رئیس دفتر مطالعات استراتژیک افغانستان و از میزبانان نشست به بی بی سی گفت: “در افغانستان ایران‌ستیزی وجود دارد و ایران‌ستیزی که در افغانستان وجود دارد، از جنبه‌های ایدیولوژیکی، تباری و سیاسی است. در ایران هم یک نوع افغان ستیزی وجود دارد که بیشتر بخاطر مسایل تاریخی، بحث مهاجرین، مواد مخدر و اینهاست. پس یکی از گره‌های رابطه ایران و افغانستان، ایران‌ستیزی موجود در افغانستان و افغان‌ستیزی موجود در ایران است که متاسفانه زبان فارسی هم قربانی این سوءتفاهم دو جانبه شده است.”

    آقای مرادیان در مورد هدف همایش فرهنگی ایران و افغانستان گفت: “هدف از این همایش ایجاد و ساماندهی ساختار یک گفت‌وگوی منظم فرهنگی میان ایران و افغانستان است که از دل این گفت‌وگوهای ساختارمند، ایران و هم افغانستان شناخت بیشتری از یکدیگر پیدا کنند. متاسفانه با وجود همسایگی و همزبانی، شناخت دو کشور از یکدیگر بسیار کم است و در خیلی جهات سو تفاهمات بیشتر از شناخت واقعی است.”

    در این همایش گفت‌وگوی فرهنگی ایران و افغانستان نمایندگانی از دولت افغانستان، اساتید دانشگاه‌، روزنامه‌نگاران و اعضای جامعه مدنی شرکت داشتند./بی بی سی

     

  • افغانستان اولین چالش سیاست خارجی تیم دونالد ترامپ خواهد بود

    افغانستان اولین چالش سیاست خارجی تیم دونالد ترامپ خواهد بود

    اما اصلی ترین چالش سیاست خارجی آقای دونالد ترامپ و تیمش به احتمال بسیار قوی، مسئله ای است که در دوران رقابت های انتخاباتی کمتر توجهی به آن شد.

    افغانستان!

    افغانستان که آمریکا طولانی ترین جنگ را در آن تجربه کرده است. جایی که آمریکا و متحدانش در ناتو و شمار دیگری از کشورهای متحد پس از گذشت 15 سال همچنان در حدود 13 هزار سرباز دارند. جایی که آمریکا تنها در سال گذشته میلادی در حدود 3.6 میلیارد دالر در بخش تقویت نیروهای امنیتی آن مصرف کرد. جایی که آمریکا بیش از هر زمان دیگری، بمب های قوی تر و کلان تری برای بدست آوردن تاثیر استراتژیک رها کرده است.

    درست همانند زمانی که باراک اوباما رئیس جمهوری بر حال آمریکا به قدرت رسید، مسئله افغانستان بخاطر جنگ عراق کم اهمیت جلوه کرده بود و تقریبا فراموش شده بود؛ و همانطور که باراک اوباما جنگ افغانستان را به ارث برد، رئیس جمهوری جدید این کشور نیز این جنگ را که به گمان بسیاری ها در مسیر اشتباه قرار دارد، به ارث خواهد برد. هم اکنون، اقتصاد افغانستان در حال افول است و تولید ناخالص ملی افغانستان طی 3 سال گذشته کاهش یافته است. دولت افغانستان نیز با چالش و هرج و مرج فراوانی مواجه است، به طوریکه به تازگی پارلمان، هفت وزیر کابینه دولت را سلب صلاحیت کرد.

    شرایط امنیتی نیز وضعیت خوبی ندارد. فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا چندی پیش گفته بود که تنها 60 فیصد کل جمعیت افغانستان تحت کنترول کامل و یا نفوذ دولت زندگی می کنند، در حالیکه 10 فیصد جمعیت تحت کنترول شورشیان بسر می برند. (مابقی جمعیت در مناطقی زندگی می کنند که همواره در آن مناطق درگیری است.)

    سی ان ای در تحقیقی مستقلانه از وضعیت نیروهای امنیتی افغانستان در سال 2013 اینگونه نوشته بود:

    “فعالیت های گروه های شورشی پس از افزایش شمار سربازان آمریکایی و ناتو از سال 2009 تاکنون به حد قابل ملاحظه ای کاهش یافته است، اما آنها همچنان تهدیدی واقعی برای دولت افغانستان محسوب می گردند. خروج نیروهای خارجی تا حد بسیار زیادی به کاهش عملیات های ضد تروریستی و ضد شورشیانه نیروهای امنیتی افغانستان، آمریکا و ناتو خواهد انجامید. تاریخ نشان داده است که هر بار که فشار بر طالبان افزایش یافته، آنها از پناهنگاه های امن شان در پاکستان استفاده می کنند تا قدرت بگیرند و هر زمان که فشار عملیات های نظامی کاهش یافت، بار دیگر به فعالیت های خود بپردازند. براساس ارزیابی های ما، طالبان احتمالا در سال های 2015 و 2016 فشارهای نظامی شان را علیه نیروهای امنیتی افغانستان در قریه جات و مناطق روستایی اعمال خواهند کرد، و تلاش خواهند کرد تا نفوذشان را در مناطقی که از نیروهای ائتلاف خالی شده اند افزایش داده، شهرهای کلان را محاصره کرده و حملات مرگباری در کابل و دیگر کلان شهرها راه اندازی می کنند تا بتوانند اهرم فشاری در گفتگوهای صلح احتمالی بدست داشته باشند.”

    در حقیقت، طبق ارزیابی و پیش بینی های این سازمان، طالبان در سال جاری واقعا این کار را نیز کردند. شورشیان طالبان ابتدا نفوذشان را در مناطق روستایی و قریه جات اطراف کندز افزایش دادند و سپس به شهر کندز حمله کردند؛ و یا در ولایت هلمند، که آنها ابتدا دیگر مناطق را تصرف کردند و سپس تلاش کردند تا به شهر لشکرگاه مرکز این ولایت حمله کنند. در هر دو شهر، اعزام سربازان بیشتری از سوی ناتو و آمریکا و انجام چندین عملیات هوایی علیه مواضع شورشیان تنها توانست از پیشروی بیشتر طالبان جلوگیری کند. (عملیات های هوایی گرچه با تلفات مرگبار غیرنظامیان نیز همواره همراه بوده است. در یک مورد، حمله هواپیمای جنگی آمریکا علیه شفاخانه داکتران بدون مرز در کندز بود که 42 کشته برجای گذاشت.) گرچه گروه طالبان نتوانست مرکز ولایتی را به طور کامل تصرف کند، اما توانست 5 مرکز ولایت به شمول شهر کندز، لشکرگاه، ترینکوت، میمنه و شهر فراه را به طور مستقیم مورد حملات خود قرار دهد.

    به نظر می رسد تنها مانعی که پیش روی طالبان برای پیروزی می باشد، نیروهای امنیتی افغانستان هستند که در سال جاری به شدت با آنها دست و پنجه نرم کرده اند. اما در این خصوص، در سه مرتبه تحقیق و بررسی که از سوی سازمان «سی ان آی» راه اندازی شدند، نتایج قابل ملاحظه ای بدست آمد.

    در بررسی های دور اول، پیشرفت های خوبی در برخی مناطق افغانستان بویژه در شرق کشور و در قول اردوهای 201 و 203 وجود داشت؛ در حالیکه در شمال و جنوب غرب، مشکلات سیستماتیک جدی در درون نیروهای امنیتی دیده می شدند. قول اردوی 215 در ولایت هلمند نیز با وجود اینکه سال گذشته به طور کامل بازسازی شد، اما همچنان کارایی خاصی در نبردها ندارد. در بسیاری مواقع، نیروهای پولیس نیز نمی توانند مناطقی که توسط اردوی ملی پاکسازی شده اند، را به طور کامل نگه دارند. هر دو نیروهای پولیس و اردوی ملی به شدت نیازمند حمایت های لوجستیکی و نگهداری می باشند، و کشورهای آمریکا و اعضای ناتو همچنان از طریق قراردادی ها هزینه آنان را می پردازند.

    عدم توانایی کافی نیروهای پولیس عادی و اردوی ملی سبب شده تا بسیاری از مردم افغانستان به نیروهای ویژه (قطعات خاص) و نیروی هوایی اتکا کنند؛ که هر دوی این نیروها (نیروهای قطعات خاص و نیروی هوایی) بیش از حد مورد استفاده قرار می گیرند و یا به طور نامناسب مورد استفاده قرار می گیرند. در واقع، نیروی هوایی بیش از حد استاندارد با هلی کوپترهای جنگی اش پرواز می کند. هلی کوپترهایی که آمریکا به تازگی تصمیم گرفته است با هلیکوپتری های «بلک هاوک» ساخت خودش جایگزین کند.

    پس از انجام بررسی سوم، معلوم شد که نیروهای امنیتی افغانستان تنها قادر به حفظ مناطقی هستند که فشار کمتری از سوی طالبان است، و یا مقامات امنیتی عالی رتبه ای در آن مناطق و یا در نزدیکی آن مناطق حضور دارند. در مناطقی که این شاخصه ها وجود نداشته باشند، نیروهای امنیتی توانایی کمتر و ضعیف تری از خود نشان داده اند.

    تمامی این موارد چه معنایی می تواند برای دولت دونالد ترامپ داشته باشد؟

    اول اینکه، شورشیان طالبان همانند سال های دیگر در آغاز فصل گرما به شدت حملات شان می افزایند و نباید متعجب بود که نیروهای امنیتی را تحت فشار قرار دهند. در واقع، حمله طالبان به ولسوالی ها و مراکز ولایات در سال 2017 چیزی است که تقریبا 4 سال پیش نیز پیش بینی شده بود. “بین سال های 2016 الی 2018، و زمانی که دیگر فشار عملیات های نیروهای آمریکایی و ناتو علیه شورشیان وجود ندارد، احتمال تلاش های گروه های شورشی به شدت افزایش خواهد یافت. کسی نباید متعجب باشد که اگر طالبان در فصل گرما حملات گسترده ای علیه شهرهای کلیدی راه اندازی کند.”

    دوم اینکه، با در نظر داشت آغاز فصل گرما و شدت فعالیت های شورشیان، تیم دونالد ترامپ باید بازبینی بسیار جامع و کاملی در خصوص استراتژی و سیاست افغانستان داشته باشد.

    سوال هایی که این بازبینی باید به دنبال پاسخی برای آنها باشد می تواند موارد زیر را شامل شود:

    • تعهدات تیم دونالد ترامپ نسبت به افغانستان تا چه زمان و تا چه اندازه ای خواهد بود؟ آیا طرح جایگزین کردن تجهیزات نظامی روسی با تجهیزات نظامی آمریکایی برای نیروهای امنیتی افغانستان به شمول هلی کوپترهای جنگی، که تقریبا جایگزین کردن تنها هلی کوپترها یک میلیارد دالر هزینه خواهد داشت، با تعهدات تیم دونالد ترامپ سازگاری دارد و یا خیر؟
    • آیا امضای یک توافقنامه صلح با گروه طالبان همچنان کارساز است؟ اگر جواب مثبت است، چه «بایدهایی» و چه «بایدهای خوبی» در مفاد قرارداد باید وجود داشته باشد تا منافع آمریکا در افغانستان حفظ گردد؟ چه چیزهای دیگری را می توان انجام داد تا این توافق صورت بگیرد؟
    • چه کارهایی می توان انجام داد تا اصطکاک های داخلی دولت افغانستان را کاهش داد و اعتماد مردم نسبت به دولت را افزایش داد؟
    • چه کارهای بیشتری می توان انجام داد تا از سرمایه گذاری ها و مصارف آمریکا در افغانستان محافظت کرد و فساد وابسته به مصارف آمریکا در افغانستان را کاهش داد.
    • آیا نیروهای پولیس افغانستان آمیزه ای از توانایی ها و ساختار لازم را دارد تا بتوانند نیروهای نگهدارنده باشند، بویژه در مناطق قریه جات و روستایی؟
    • آینده برنامه نیروهای پولیس محلی چه خواهد بود؟
    • آیا فعالیت های سربازان آمریکایی باقی مانده به عنوان مشاور میان نیروهای امنیتی موثر خواهد بود؟ آیا در کل این مشاوران صلاحیت کافی دارند تا موثر واقع شوند؟

    گرچه موضوعات دیگری هم اکنون وجود دارد که در رسانه ها بیشتر حائز اهمیت پنداشته شده اند و به نظر می رسد که بیشتر انرژی دولت جدید آمریکا را خواهد گرفت، اما افغانستان همچنان یکی از چالش های اصلی سیاست خارجی آمریکا، بار مالی و معمای استراتژیک برای آمریکا و متحدانش می باشد. بی توجهی به این موضوع، به راحتی شدت بحران در حال حاضر را برای تیم دونالد ترامپ افزایش می دهد.

    جاناتان شرودین (سازمان تحقیقی سی ان آی)

  • ویکی لیکس، اسناد بازداشت احمدضیاء مسعود با 52 میلیون دالر در دُبی را افشا کرد

    ویکی لیکس، اسناد بازداشت احمدضیاء مسعود با 52 میلیون دالر در دُبی را افشا کرد

    به گزارش بخدی و نقل از دیلی میل، در اسناد منتشره شده امده است که ماموران مبارزه با مواد مخدر میدان هوایی امارات متحده عربی آقای مسعود را در سال ٢٠١٠ با ٥٢ میلیون دالر پول نقد بازداشت کرده بودند.

    احمد ضیا مسعود پس از فروپاشی رژیم طالبان همواره در سمت های مهم دولت وظیفه انجام داده است. او در دور اول ریاست جمهوری حامد کرزی، معاون اول رییس جمهور بود.

    در اسناد افشا شده گفته شده که مسعود چندین ساعت در بازداشت قرار داشت و با میانجیگری کارل ایکنبیری، سفیر سابق امریکا در کابل رها شد.

    ویکیلیکس گفته که ایکنبیری از مقامات امارات متحده عربی خواسته بود که این موضوع را مخفی نگهدارند.

    گفته شده که ٥٢ میلیون دالر در چندین بکس جاسازی و قرار بود توسط کشتی به محلی نامعلومی انتقال یابد.

    در اطلاعات سایت ویکی لیکس آمده است که دستگیری مسعود در عملیات ویژه تحت ماموریت مبارزه با قاچاق مواد مخدر که در آن ماموران نظامی امارات متحده عربی و ایالات متحده امریکا حضور داشتند، صورت گرفته بود.

    احمد ضیا مسعود در حال حاضر نمانیده فوق العاده رییس جمهور در امور اصلاحات و حکومتداری خوب است. او به تازگی گفته است رییس جمهور در گماشتن افراد در سمت های بلند با او مشوره نمی کند.

    او گفته بود که مداخلۀ زورمندان در گماشتن افراد در پست‌های مهم دولتی نقش اساسی دارد.

    قبل از این مسعود گفته بود که بیش از ۱۵۰۰ پرونده فساد اداری در دادستانی کل افغانستان وجود دارد که بررسی نمی‌شوند.

    او تاکید کرده بود که حکومت وحدت ملی باید هر کسی را که در هر سطحی و مقامی قرار دارد و مرتکب فساد اداری می‌شود به نهادهای عدلی و قضایی معرفی کند.

     

  • آیا منبع عظیم گاز در زیر دریای خزر، علت اصلی جنگ افغانستان است؟؟؟

    آیا منبع عظیم گاز در زیر دریای خزر، علت اصلی جنگ افغانستان است؟؟؟

    بهتر است برای درک بهتر این گفته رابرت هویل، نگاهی کوتاه به برخی رویدادهایی از این دست و مرتبط با افغانستان بیاندازیم.

    از سال 2001 تا سال 2015، دولت انگلیس بیش از 27 میلیارد پوند صرف جنگ در افغانستان کرد.

    طی همین مدت، این کشور مجبور شد تا 12 میلیارد پوند از بودجه خدمات صحی اش را بکاهد تا بتواند در جنگ افغانستان هزینه کند.

    برخی رسانه های انگلیس به نقل از مقامات سیاسی این کشور به منظور دادن توجیهی سیاسی برای این اقدام، می نوشتند که انگلیس باید به افغانستان وارد شود تا منطقه را با ثبات سازد؛ و از این رو انگلیس نیز با ثبات خواهد ماند.

    “نمی دانم آیا واقعا این طرز فکر درستی بود و یا خیر؟”

    نظم نوین جهانی
    نظم نوین جهانی

    تاریخ نشان داده است که جنگ تاثیر برعکس داشته و مداخله در خاورمیانه برخلاف تصور غربی ها، سبب افزایش تروریسم در منطقه شده و هرج و مرج هایی به مراتب بیشتر از دوران جنگ را به باور آورده است.

    نویسنده انگلیسی می نویسد که ناکامی در باثبات ساختن افغانستان، بر علاوه مصرف شدن پول های کلان، جان 453 سرباز انگلیسی را نیز گرفته است.

    او می افزاید “چرا کمپاین افغانستان تا به این اندازه طولانی، دچار انحراف و یا پرهزینه شده است؟ یا شاید ناکارآمدی محض سیاست مداران در این واقعه دست داشته است؟؟؟ اما زمانی که به دنبال جوابی بهتر بودم، چیزی کشف کردم که مسیر اصلی خبرها را به بیراهه برده بود.”

    نظریه پردازان توطئه صحبت از یک منبع عظیم گازی در زیر دریای خزر می کنند که شرکت های نفتی تمایل دارند برای استخراج آن، خط لوله ای از آن کشیده و به خلیج فارس امتداد دهند.

    برای این کار، خط لوله یا باید از طریق ایران و یا از طریق افغانستان به خلیج فارس کشیده شود، که بر اساس نظریه توطئه پردازان، این مهم ترین دلیل دولت انگلیس برای به اصطلاح باثبات سازی منطقه است.

    “آیا این واقعا دلیل اصلی انگلیس است؟ آیا واقعیت دارد که این همه پول مصرف شد و این تعداد سرباز جان باختند، آن هم فقط و فقط برای پولدارتر ساختن شرکت های نفتی؟؟”

    دنیل کریگ بازیگر انگلیسی جیمز باند
    دنیل کریگ در یکی از سری فیلم های جیمزباند (شبح)، برای یک اجتماع مخفی می جنگید.

     

    اگر این طور باشد که می توان طور دیگری نیز ماجرا را استنباط کرد؛ نیروهای انگلیس به هدایت دولت انگلیس به منطقه اعزام نشدند که از منطقه محافظت کنند، بلکه آنها در واقع به عنوان یک ارتش شخصی در اختیار شرکت های شخصی بوده اند.

    و همچنین، از آنجایی که این طرح به طور مشترک هم توسط دولت حزب کارگر و هم دولت حزب محافظه کار حمایت می شد، می توان گفت که سیاستمداران نیز در خدمت مردم نبوده اند، بلکه آنها نیز در خدمت شرکت های شخصی بوده اند.

    و این ماجرا تنها به انگلیس خلاصه نمی شود؛ در آمریکا نیز شواهدی این گونه، به مراتب قوی تر و مشهودتر از شواهد در انگلیس است، که سیاست مداران و نیروهای مسلح آمریکایی در خدمت شرکت داران شخصی بوده اند.

    دیک چینی
    دیک چنی سیاست را ترک کرد و وارد شرکت «هلی بورتون» شد.

    در دوران جنگ عراق، دیک چینی وزیر دفاع وقت آمریکا مبلغ 8.5 میلیون دالر به «گروه تولیدی نفتی هلی بورتون» داد، و سپس از سیاست دست کشید و رئیس اجرایی این شرکت شد.

    شرکت هلی بورتون از آن زمان تاکنون طی قراردادهایی متفاوت، (40 میلیون دالر) برای کار در عراق دریافت کرده است.

    به نظر می رسد، این استفاده طلبی کلان از جنگ، از دید اصلی خبرها پنهان مانده است؛ اما به اسناد شواهد نظریه پردازان توطئه افزوده است.

    پژوهشگران خبری بی طرف مدعی اند که دولت ها و رسانه ها با یکدیگر جورآمد/ساخت و پاخت کرده اند تا این گونه وقایع را از صدر خبرها پنهان نگاه دارند، زیرا هر دوی آنها (دولت و رسانه ها) توسط یک گروه مخفی به نام «نظم نوین جهانی» کنترول می شوند.

    این اجتماع مخفی قصد دارد با به کنترول گرفتن بشر، آن را به بردگی و استثمار خود به منظور منفعت «جامعه ای برتر» بگیرد.

    لازم به ذکر است که نظریه «نظم نوین جهانی» در گفتمان های سیاسی از زمان آدولف هیتلر تا زمان جرج بوش پدر بر سر زبان ها بوده است.

     

    ادولف هیتلر
    آدولف هیتلر به برقراری یک نظم نوین جهانی باور داشت.

     

    از آنجایی که این اجتماع مخفی برای پیش برد این اهداف بزرگش نیازمند به سرمایه است، گفته می شود که توسط پول های به ارث رسیده از حکومت های اشرافی و خانواده های بانکدار تامین می گردد. توضیح بهتر و خلاصه برای حکومت های اشرافی و خانواده های بانکدار، (نظم قدیم جهانی) است.

    نظریه پردازان توطئه معتقدند که نظم نوین جهانی متشکل از اجتماع ها و گروه هایی سری و مخفی از اشراف زاده ها می باشند که در خفا تصمیم به هدایت جامعه به سوی یک هدف گرفته اند.

    گفته می شود این اجتماع مخفی در نظر گرفته است از طریق تمامی هرج و مرج هایی که ما همه روزه در گوشه و اطراف دنیا شاهدیم، و با هدف طولانی مدت جهانی سازی، منابع جهانی و حکومت داری یک دولت بر سراسر دنیا، قدرت و ثروت شان را محکم و یک پارچه سازند.

    به نظر می رسد تجزیه ملت ها وسیله و ابزاری مناسب برای رهایی یافتن از ملی گرایی است، زیرا نظریه جهانی سازی به ثروتمندان این اجازه را می دهد تا ملت های ضعیف تر را با امپریالیسم اقتصادی در استثمار خود قرار دهند.

    البته این موضوع آن چنان هم در حد کلمه و نظریه نیست، زیرا در حال حاضر نیز می توان آثار آن را در افزایش روند اجبار کشاورزان و کارگران صنعتی کار به عنوان منابع تولیدی ارزان به خوبی مشاهده کرد.

     

    جرج دبلیو بوش پدر
    جرج دبلیو بوش پدر درباره نظم نوین جهانی سخن گفته بود.

     

    امروزه، تخمین زده می شود بیش از 27 میلیون نفر در سراسر دنیا به گونه های متفاوت در بردگی بسر می برند؛ این، بیشترین تعداد برده در تمام طول تاریخ است.

    برای اینکه بتوانند این اهدافشان را وضع کنند، نظم نوین جهانی از گروه های متفاوتی استفاده می کند که هر یک از این گروه ها موظف به کار کردن بر روی یکی از جنبه های مختلف از طرح هدف قراردادن سرنوشت بشری می باشند.

    اینها گروه هایی واقعی هستند که به منظور ارتقای هماهنگی بین المللی، پس از جنگ جهانی دوم تشکیل شدند و شامل گروه هایی چون «گروه بیلدربرگ»، «کمیسیون سه جانبه»، «باشگاه روم»، «شورای روابط خارجی» و «اعضای مخفی باشگاه» هستند.

    این گروه ها قدرتمندترین و ثروتمندترین افراد دنیا به شمول روسای جمهور کشورها، سیاستمدارها و چهرهای پیشرو در عرصه های تجارت و اقتصاد را به خود جذب می کنند.

    از آنجایی که این گروه ها طرح هایشان را هیچ گاه علنی نمی کنند، و به رسانه ها نیز این اجازه را نمی دهند تا طرح هایشان را افشا کنند، بسیار شبیه به فیلم «شبح» از سری فیلم های «جیمزباند» می باشند.

    اما، شاید تئوری توطئه بزرگ نظم نوین جهانی بسیار بیشتر از آن چیزی که فکر می کنیم به آن هایی که در راس قدرت هستند و در رقابت برای حفظ سرمایه ها و قدرت این توطئه تلاش می کنند، اعتبار می دهد.

    بهرحال، این مردم است که همچنان بهای همه چیز را می پردازند؛ مانند افغانستان که پول را مردم پرداخت می کنند و جان را سربازان از دست می دهند.

    بوستان بوهیمی
    بوستان بوهیمی محلی برای تفریح و قرارهای مخفی اعضای باشگاه بوهیمی بود.

    از سویی دیگر، مداخلات نظامی و میانجی گری های سیاسی در خاورمیانه، بیشتر از ایده های وهمی افراطی گری های مذهبی علیه جامعه غربی حس نفرت برانگیخته است.

    کار ساخت خط لوله گاز طبیعی «عبور از افغانستان» از ماه دسامبر سال 2005 آغاز شد و گفته می شود که تا سال 2019 تکمیل می شود؛ پروژه ای که تحت هیچ عنوان برای خانواده های محروم سربازان کشته شده در جنگ منفعت سازی نمی کند و پول هایی هم که از بخش خدمات صحی کشور برداشته شده را باز نمی گرداند.

    از این رو، به نظر می رسد که نظریه پردازان توطئه تمام این مدت راست می گفته اند و حق با آنها بوده است.

    رابرت هویل می نویسد “شاید به عنوان حداقل یک رای دهنده، بتوانیم دفعه بعد که دولت خبر از مداخله جهانی دیگر داد، بپرسیم چرا ما را به داخل جنگی پر هزینه می کشانند که هیچ تهدیدی علیه ما و کشور ما نیست.”

     

    رابرت هویل
    رابرت هویل نویسنده و پژوهشگر درباره زندگی اجتماع های مخفی است. تازه ترین کتاب وی با نام “افراد طبقه والا (ایلومیناتی)، تکامل ضدفرهنگی از اجتماع های مخفی تا ویکی لیکس و ناشناس” تا چند روز دیگر منتشر خواهد شد.

     

  • نیروی تخلیه پزشکی هوایی افغانستان! نیروهای افغان تلفات سنگینی می دهند!

    نیروی تخلیه پزشکی هوایی افغانستان! نیروهای افغان تلفات سنگینی می دهند!

    براساس اسناد بدست آمده از نظامیان آمریکایی که روز گذشته توسط واشنگتن پست بررسی شد، ماه گذشته و در جریان تنها یک هفته (از اول سنبله تا هفتم سنبله) تیم تخلیه پزشکی هوایی افغانستان، 125 کشته و 280 زخمی از نیروهای امنیتی کشور را از مناطق درگیری خارج کرد. این تعداد کشته و زخمی که تقریبا معادل 18 کشته در هر روز بوده، از 37 نقطه مختلف کشور توسط این تیم خارج شدند.

    ارائه این آمارها که البته از نزدیک توسط نظامیان آمریکایی رصد می شود، و نشان دهنده افزایش نگران کننده آمار تلفات میان نیروهای امنیتی افغانستان است، فشار فزاینده ای بر مقامات ارشد نظامی آمریکا می گذارد، با توجه به اینکه پس از 15 سال آنها نظر متفاوتی نسبت به وضعیت امنیتی افغانستان و توانایی نیروهای امنیتی کشور در مقابله با شورشیان دارند.

    این اسناد نظامی آمریکا نشان دهنده آماری است که توسط نیروهای آمریکایی رصد می شده است، و «تنها آمار کشته ها و زخمی هایی که توسط تیم هوایی خارج و نجات داده شده را نشان می دهد»، که این بدین معناست که کل آمار کشته ها و زخمی های نیروهای امنیتی کشور می تواند بسیار فراتر از این نیز باشد.

    مسئولیت آموزش تیم تخلیه پزشکی هوایی افغانستان را نیز همین نیروهای آمریکایی بر عهده داشتند.

    براساس این اسناد، طی هفته اول ماه میزان، این تیم به طور مجموع 118 ماموریت تخلیه هوایی انجام داد، که بیشتر این ماموریت ها را نیز با هلی کوپترهای قدیمی روسیه (MI-17) و (C-208) اجرا کرد. در این 118 ماموریت، این تیم به طور مجموع 288 زخمی را نجات داده و 125 کشته را از مناطق تحت درگیری خارج کرده است.

    یک مقام نظامی آمریکایی که در خصوص این اسناد آگاهی داشت، گفت که تمامی این کشته ها و زخمی های نیروهای امنیتی افغانستان ناشی از درگیری های مربوط به همان هفته اول ماه میزان است.

    از سویی دیگر، براساس یک گزارش پنتاگون که تقریبا 3 ماه پیش منتشر شد، آمده است که ماموریت های تیم تخلیه پزشکی هوایی افغانستان در سال 2016 افزایش قابل ملاحظه ای داشته است.

    این گزارش نوشته بود، از ابتدای سال جاری میلادی تا یکم ماه آپریل (از 11 جدی 1394 الی 13 حمل1395)، تیم تخلیه پزشکی هوایی افغانستان 2،727 ماموریت انجام داد، که در مقایسه با مدت مشابه آن در سال 2015 افزایش قابل ملاحظه ای داشته است.

    در مدت مشابه در سال 2015 این تیم 1،944 ماموریت انجام داده بود.

    این مقام نظامی آمریکا که خواست نامش فاش نشود در خصوص این «آماری که رسانه ای نشد» می گوید ماموریت های تیم تخلیه پزشکی هوایی افغانستان همواره و بدون هیچ وقفه ای انجام می شده است.

    اما به گفته وی، آمار تلفات بستگی به فصل سال، افزایش و یا کاهش می یافت.

    برای مثال، در فصل بهار که معمولا به عنوان «فصل جنگ» نیز یاد می شود، آمار تلفات معمولا افزایش می یابند، زیرا آب و هوای گرم فعالیت شورشیان طالبان را نیز افزایش می دهد.

    این مقام نظامی آمریکا می افزاید که این تلفات نیروهای امنیتی تنها مربوط به درگیری با شورشیان نیست، و شامل تلفاتی که ناشی از برخورد این نیروها با ماین های کنار جاده ای و دیگر بمب ها می شود نیز می باشد.

    لازم به ذکر است که برخلاف نیروهای امنیتی که عمدتا توسط نیروهای آمریکایی و ائتلاف با حملات هوایی و یا مشاوره حمایت می شوند، تیم تخلیه پزشکی هوایی افغانستان کمترین حمایت مستقیم را از خارجی ها در ماموریت هایش دریافت می کند.

    به گفته این مقام نظامی آمریکا، تیم پزشکی نیروهای آمریکایی در اوایل سال 2015 به طور چشمگیری ماموریت های نجات و تخلیه اش را کاهش و یا قطع کرد.

    وی افزود “شمار عملیاتی که این تیم هم اکنون انجام می دهد بسیار فراتر از حد استاندارد است، حتی فراتر از استانداردهای آمریکایی ها.”

    به گفته او، تنها 40 پزشک در این تیم حضور دارند که هر کدام آموزش های گوناگونی با رنج های مختلف دیده اند، که مسئولیت رسیدگی و نجات بسیاری از زخمی های نیروهای امنیتی افغانستان را دارند.

    این آمار فزاینده تلفات نیروهای امنیتی افغانستان همواره نکته قابل بحث و منازعه برای جنرالان ارشد آمریکایی که مسئولیت نظارت و سرپرستی جنگ را دارند بوده است.

    هفته گذشته، جنرال جوزف دانفورد رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا به کنگره این کشور گفت “تلفاتی که نیروهای امنیتی افغانستان هم اکنون متحمل می شوند، سبب نگرانی و ناراحتی ما شده است، و جنگ در افغانستان به بن رسیده است.”

    جنرال جان نیکلسون فرمانده حال حاضر نیروهای آمریکایی در افغانستان نیز روز جمعه طی یک کنفرانس خبری در پنتاگون نگرانی جنرال دانفورد را انعکاس داد اما آمار دقیقی در خصوص تلفات نیروهای امنیتی کشور ارائه نکرد.

    وی اما ماه گذشته گفته بود که نیروهای امنیتی افغانستان طی ماه جولای (11 سرطان الی 11 اسد) بیش از 900 کشته دادند.

    در ماه اگست اما (اوایل ماه اسد) درگیری های شدیدی میان نیروهای امنیتی کشور و شورشیان طالبان بویژه در ولایت هلمند به وقوع پیوست.

    در ولایت هلمند که به گفته بسیاری ها مکان تولد طالبان و مرکزی برای تجارت جهانی تریاک می باشد، شورشیان طالبان تا نزدیکی تصرف شهر لشکرگاه مرکز این ولایت پیشروی کردند. همچنین در همین مدت و در شمال شرق، نیروهای امنیتی بیشتر وقت خود را صرف دفاع از کندز کردند، شهری که سال گذشته برای چند روز به تصرف شورشیان طالبان درآمد و سبب تعجب همگان شد.

    لازم به ذکر است که هم اکنون 300 هزار سرباز در صفوف مختلف امنیتی برای افغانستان می جنگند، اما اراده سیاسی ضعیف، فساد و رهبری ناکارآمد، به شورشیان طالبان این اجازه را داده است که با وجود تعداد اندک خود، پیشروی های قابل ملاحظه ای داشته باشند.

  • حداقل 9 دلیل که افغانستان را باید دوست داشت!

    حداقل 9 دلیل که افغانستان را باید دوست داشت!

    اما افغانستان تنها این نیست، و اگر به افغانستان فراتر از سیاست بنگریم، این کشور به دلایل بسیار زیاد، منبع الهام برای بسیاری از شهروندان این کشور و دیگر شهروندان بوده است.

    بهتر است پیش از آنکه کسی بپرسد که اگر این کشور اینگونه است، چرا بسیاری از شهروندان این کشور در حال ترک افغانستان هستند، بپردازیم که چرا بسیاری ها ترجیح داده اند در افغانستان بمانند…

    1- افغانستان یکی از جوان ترین کشورهای دنیا است، و فرزندان این کشور افتخاری برای شهروندان این کشور محسوب می شوند.

    افغانستان در مقام پنجم جوان ترین کشورهای دنیا قرار می گیرد، بطوریکه 68 فیصد جمعیت این کشور زیر 25 سال عمر دارند. این آمار فرصت ها و ریسک های فراوانی را در افغانستان خلق می کند. جوانترها می خواهند سهم خود را در آبادانی و انکشاف بیشتر ادا کنند و این وظیفه مسن تر ها است تا به جوانان این اجازه را بدهند. اگر امید باشد، فرصت هایی برای جوانان افغانستان خلق می شود که می توانند بهتر به کشور در حال توسعه خودشان خدمت کنند، تا اینکه در کشورهای توسعه یافته دیگران رفته و خدمت کنند.

    اما، متاسفانه حکومت داری ضعیف در افغانستان سبب گسترش بیکاری، فساد، ناامنی و خشونت در کشور شده است. با این وجود، گرچه بسیاری از جوانان افغانستان در دام گروه های افراطی، اعتیاد و یا فقر می افتند، اما این جوانان همچنان یکی از منابع غنی کشور محسوب می گردد و در واقع تنها امید آینده ای بهتر برای افغانستان هستند.

    2- همگرایی بسیاری از عناصر

    افغانستان با اینکه به لحاظ وسعت جغرافیایی منطقه ای کوچکی است، اما خانه ای برای بسیاری از عناصر است: این عناصر شامل:

    میراث فرهنگی گسترده- برای مثال آثاری از دوره غزنویان در ولایت غزنی (زمانی این ولایت مرکز دنیای اسلام بود) تا پادشاهی کوشانیان در ولایت بامیان (ولایت بامیان مرکز فرهنگی سازمان سارک قرار گرفت).

    زبان ها —– از شیقنانی تا براهوایی،

    گویش ها—– از تلفظ حرف _ش_ در پشتوی کندهار تا _خ_ در ننگرهار

    غذا—— از قابلی ازبکی گرفته تا اجه هزارگی

    رسومات —– از رسومات سنتی ازبکی گرفته تا آیین های مدرن کابلی

    آلات موسیقی —-از دنبوره تا رباب

    رقص —- از اتن گرفته تا قرصک

    بازی های ملی —–از بزکشی گرفته تا توب دنده

    حیات وحش جانداران —– از پلنگ سفید زیبا گرفته تا گوسفند مارکوپولو و از گاو میش دم ضخیم گرفته تا سهره برفی (نوعی پرنده) …

    جانداران گیاهی —– از ریواس گرفته تا علف های هرز کلان و غول آسا. (به طور کل 3 هزار نوع گونه گیاهی در افغانستان وجود دارد. این گیاهان شامل انواع مختلف درخت، بوته، تاک، گل و سمارق می باشد که تمامی این ها، افغانستان را به لحاظ پوشش گیاهی متنوع تر از کل اروپا کرده است.)

    اما متاسفانه، دهه ها درگیری در افغانستان فرصتی را برای سیاست مداران و گروه های خارجی بوجود آورده تا با کنترول این تنوع زیبایی های افغانستان، اهداف سیاسی شان را دنبال کنند. اما با این وجود، این تنوع همچنان در صدر میراث افغانستان قرار دارد و منبعی الهام بخش برای بخش بزرگی از مردمان افغانستان است.

    3- مهمان نوازی بی بدیل مردمان افغانستان که هیچ جای دنیا نمی توان مانند آن را یافت

    افغانستانی ها مردمانی بسیار مهمان نواز هستند، به طوریکه به مهمان مانند یکی از اعضای خانواده خودشان خدمت می کنند. این مردمان در این رابطه ضرب المثل مشهوری دارند. “نان و پیاز؛ قاش واز”. به این معنی که غذا اگر نان و پیاز باشد، توام با خوشحالی باشد.

    4-  باوجود بخش های مختلف، اما افغانستانی ها مردمانی به شدت میهن پرست هستند

    تاریخ غنی مردمان افغانستان که برای استقلال شان و یا علیه تهاجم خارجی ها جنگینده اند نشان می دهد که افغانستانی ها به شدت مردمانی میهن پرست هستند.

    در همین راستا می توان به تلاش های بسیار زیاد بریتانیا و شوروی سابق اشاره کرده که تماما توسط این مردمان پاسخ داده شدند. البته، گرچه قدرت های خارجی نقش بسیار مهمی در حمایت از فعالیت های شورشیان ضد امپریالیستی ایفا کردند، اما این حمایت ها اگر عِرق ملی مردمان افغانستان نسبت به وطن شان و کسب استقلالشان نبود بی فایده بود.

    امروزه نیز مردم افغانستان به طور فزاینده ای علیه برخی فعالیت های تروریستی در جهان با یکدیگر متحد شده اند. در همین خصوص می توان به جنبش تبسم در افغانستان اشاره کرد.

    چندی پیش و پس آن که یک دختر 9 ساله در ولایت زابل به طور وحشیانه ای توسط اعضای وابسته به گروه داعش سر بریده شد، جنبش تبسم در اعتراض به این رویداد شکل گرفت و تقریبا یکی از بزرگترین اعتراضات مدنی تاریخ افغانستان را شکل دادند.

    گرچه افغانستان همچنان کشوری است که دست های خارجی در آن نقش منفی ایفا می کنند، اما نهادهای مدنی در کشور و بخصوص در پایتخت همواره در حال رشد بوده و صدایشان را علیه افزایش خشونت ها و ناامنی ها در افغانستان بلند کرده اند.

    این را می توان تلاش نوین مردم افغانستان عنوان کرد که در آن عرق ملی و میهن پرستی شان به وضوح آشکار است و چالشی را برای دولت مرکزی کم کار و گروه طالبان بوجود آورده است.

    5- زنان بیشتر از پیش در اجتماع حضور دارند

    براساس یک ارزیابی که در سال 2011 توسط بنیاد توماس رویترز در افغانستان انجام شد، افغانستان بخاطر آمار مرگ و میر بالای زنان، دسترسی محدود به داکتر و خدمات پزشکی و همچنین دسترسی محدود به حق اقتصاد مستقل به عنوان خطرناک ترین کشور دنیا برای زنان شناخته شد.

    اما، از زمان سقوط رژیم طالبان که دسترسی زنان به کار و تحصیل به شدت محدود شده بود، و یا زنان حتی حق بیرون رفتن از خانه بدون داشتن همراه محرم مرد نداشتند و همواره پوشش بوقره/بورکه یکی از الزامات بیرون رفتن این زنان بود، افغانستان هم اکنون پیشرفت های شگرفی در راستای تساوی حقوق زن و مرد به خود دیده است.

    قانون اساسی افغانستان در خصوص تساوی حقوق زن و مرد در ماده 22 می گوید “هر گونه تبعیض و امتیاز بین اتباع افغانستان ممنوع است. اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق و وجایب مساوی می باشند.”

    و این را می توان هم اکنون به وضوح مشاهده کرد که زنان در افغانستان جایگاهشان را تا حدی کسب کرده اند و هم چنان در تلاش اند تا این را مستحکم تر کنند. هم اکنون زنان در پارلمان افغانستان حضور دارند، و یا در مواردی که پیش تر بسیار نادر به نظر می رسید، زنان هم اکنون در افغانستان رانندگی می توانند.

    6- سادگی در افغانستان حکمفرما است

    افغانستانی ها به ساده ترین شکل ممکن زندگی می کنند. خانواده ها در افغانستان دوست دارند که در یک خانه با هم و در کنار هم زندگی کنند، برخلاف خانواده ها در غرب که هر کس در اتاق خودش هست و فقط اعضای خانواده همدیگر را هنگام غذا خوردن می بینند.

    همچنین افغانستانی ها ترجیح می دهند که بجای نشستن بر روی چوکی، چهارزانو روی زمین بنشینند و یا روی تشک و پتو بر روی زمین بجای تختخواب بخوابند.

    دلسردی مردمان افغانستان نسبت به تجمل گرایی شاید تنها نعمتی باشد که کمک کرده این مردمان در سال های سخت دوام آورند. به طور کل، اساس زندگی ساده تنها چیزی است که مردمان افغانستان می پسندند، حتی اگر بسیار ثروتمند باشند.

    برای افغان ها، خانه ای ساده به نوعی پناهگاه محسوب می شود، و خطر واقعی بیرون از این خانه است.

    7- بچه ها به مکتب می روند

    در سال 2001، در افغانستان هیچ کودک دختری به مکتب نمی رفت، و تنها یک میلیون پسر بچه به مکاتب دسترسی داشتند و شرکت می کردند.

    اما براساس آمار بانک جهانی، در سال 2012 تقریبا 7.8 میلیون کودک به مکتب می رفتند که از این میان 2.9 میلیون تن دختران بودند.

    تنها نسلی سخت کوش و فهیم و کنجکاو می تواند افغانستان را به سوی پیشرفت و خود کفایی سوق دهد.

    8- نان

    مردمان افغانستان عاشق نان هستند. اما این نان، با نان دیگر کشورها کاملا فرق دارد، بطوریکه نان مردمان افغانستان یکی از مزه دارترین نان های دنیا می باشد. یکی از غذاهای جالب مردمان افغانستان شوربا است که به سادگی نان را در داخل کاسه ای از آبگوشت ریز می کنند و سپس نان خشک را با نان آبگوشتی می خورند.

    اغلب افغانستانی ها که در خارج از افغانستان زندگی می کنند از نان های افغانستان یاد می کنند، بخصوص آنهایی که درد دندان دارند و نمی توانند نان های خارجی را بخوبی بجوند.

    9- میوهای آبدار روی زمین و معادن غنی زیر زمین

    تقریبا 80 فیصد مردم افغانستان وابسته به زراعت هستند و از این راه امرار معاش می کنند. افغانستان همچنین منابعی بسیار غنی از جمله طلا، مس و دیگر منابع را در خود جای داده است. متاسفانه، بدلیل تهدیدهای امنیتی در افغانستان، سرمایه گذاری درستی در این بخش تاکنون صورت نگرفته است.

    “براساس یک گزارش، ارزش تقریبی منابع طبیعی افغانستان 3 تریلیون دالر تخمین زده شده است.”

    اما می توان گوشه هایی از این ثروت عظیم و گسترده افغانستان را در سراسر بازارهای این کشور دید. انار ولایت کندهار یکی از بهترین انارهای دنیا محسوب می شود، کچالو/سیب زمینی بامیان شهرت جهانی دارد و خربزه کندز نیز در سراسر منطقه مشهور است، که همه این میوه ها در سراسر بازار کشور با قیمت اندکی در دسترس همه مردمان افغانستان قرار دارد.

    تنها برای میوه جات هم که شده، افغانستان ارزش دیدن دارد.

  • تدفین مرگبار؛ حبیب الله کلکانی بعد از 70 سال دوباره دفن شد

    تدفین مرگبار؛ حبیب الله کلکانی بعد از 70 سال دوباره دفن شد

    لس انجلس تایمز، مترجم: نجیب عزیز

    مراسم تدفین یک حاکم سابق افغانستان در هفتهٔ جاری در کابل منجر به مرگ بیشتر گردیده، باعث ایجاد شکافهای عمیق قومی و سیاسی در حکومت بهم خوردهٔ افغانستان شد.

    زمانی یک تن به قتل رسید و چهار تن دیگر زخم برداشتند که پیروان شاه حبیب الله کلکانی از گروه قومی تاجک که 90 سال قبل برای مدت کوتاهی در افغانستان صاحب تخت بود، تلاش نمودند پیکر او را به قبرستان انتقال دهند.

    اما تپهٔ اى را که آنها انتخاب کرده بودند توسط یک گروه قومی دیگر، اوزبیک ها، مورد تکریم قرار می گیرد. انتخاب آنها (طرفداران کلکانی) سبب درگیری میان گروهای مسلح رقیب شد. جلوگیری از خونریزی گسترده در اواخر روز پنجشنبه نیاز به مداخلهٔ مقامات بلندرتبه افغان داشت.

    تا صبح جمعه، بقایای جسد کلکانی در تپهٔ شهرآرا، جایيکه به نام دختر بابر فاتح قرن شانزدهم میلادی مسمی شده، دفن گردید. بابر را اوزبیک ها قهرمان خود تلقی می کنند. در همان روز پیروان کلکانی به قبر تازه کنده شدهٔ کلکانی آمده ادای احترام کردند و به حق او دعا نمودند.

    این جنگ و دعوا نشاندهندهٔ اختلافات در حکومتِ غیرمتحرک وحدت ملی بود. حکومتی که با میانجگیری ایالات متحده بمیان آمده و با گذشت دو نیم سال از تشکیل آن هنوزهم به مشکل به پیش می رود.

    جنجال زمانی آغاز شد که پیروان کلکانی، برنامهٔ بخاکسپاری مجدد بقایای جسد او را که در یک قبر ناشناس دفن بود، اعلام کردند. آنها می گفتند، او (کلکانی) پس از کشته شدن توسط نادر خان (از قوم پشتون)، به شکلی دفن نشده که مناسب یک شاه باشد. نادرخان پس از کشتن کلکانی در سال ۱۹۲۹ به جایی او به تخت نشست.

    یونس قانونی، یکی از معاونین سابق ریاست جمهوری و عضو کمیسون به خاکسپاری مجدد کلکانی گفت، “همان شكلى كه هر شهروند افغان حق طبيعى زندگى كردن را در سرزمين خود دارد، حق داشتن مقبره را هم دارا است”.

    عبدالله عبدالله، ریس اجرائیه حکومت وحدت ملی افغانستان، با صدوری فرمانی گفت که استخوانهای کلکانی باید در شهرآرا دفن گردد.

    این تصمیم (فرمان) با مخالفت یک عضو دیگر حکومت وحدت ملی، معاون اول ریس جمهور عبدالرشید دوستم (اوزبیک)، روبرو شد. دوستم گفت، چون این تپه (شهرآرا) یک جای تاریخی است، جایکه اقارب بابر در آنجا یک باغ ساخته بودند، آن را نمی توان (برای دفن) استفاده کرد.

    دوستم که یک رهبر قوی است و گروه های از افراد مسلح را زیر فرمان دارد، روز پنجشنبه در بيرون از دروازه منزلش در کابل و در حضور طرفدارانش ایستاده گفت، چندین تپه ی دیگر وجود دارد که پیروان کلکانی می توانند انتخاب کنند.

    دوستم گفت، “چرا باید تاریخ ما به خاطر مقبره اى قربانی شده از بین برود؟”.

    باوجود آن، طرفدران کلکانی روز پنجشبنه پلان های خود را عملی نموده، استخوانهای وی را از یک قبر ناشناس کشیدند، مراسم جنازه برگزار کردند و با جسد وی و یارانش به طرف شهرآرا حرکت کردند.

    داود کلکانی، یک عضو کمیسون بخاکسپاری مجدد گفت، “مردم افغانستان تصمیم گرفتند كه تاريخ افغانستان را يكبار ديگر رقم بزنند و تاريخ صحيح و بدون كذب را برمردم برملا بسازند.”

    با طرفداری از آنها (جسد کلکانی و پیروانش) ده ها تن از افراد ملیشه تحت رهبری قوماندانان وفادار به عبدالله عبدالله به جاده های کابل برآمدند که بعضی های آنان سوار بر موترها بودند و بعضی های دیگر تفنگ داشتند. موجودیت جنگجویان غیرقانونی باعث پخش و گسترش ترس در پایتخت شد.

    درحدود دو صد تن از سربازان ریاست امنیت ملی که از دوستم محافظت می کنند در باغ شهرآرا جابجا شده موضِع گرفتند. ملیشه های پشتون نیز حمایت خود را از دوستم اعلام کردند.

    جبهه گیری ها، یادهای منازعات طولانی قومی در افغانستان را تازه ساخت که در سالهای نود میلادی منجر به جنگ داخلی گردید که با به قدرت رسیدن طالبان پایان یافته بود.

    رقابت های قومی یکبار دیگر تحت حکومت وحدت ملی ریس جمهور اشرف غنی، شعله ور شده است. حکومتی که تلاش دارد تا شورش طالبان را فرو نشاند و اقتصاد را رشد دهد. این در حالی است که این حکومت شاهد تنشهای روبه افزایش میان آنعده رهبران قومی است که مقامات بلند در این حکومت دارند.

    در هفته های اخیر عبدالله رهبری غنی را علناً مورد انتقاد قرار داده است. در حالیکه طرفدران دوستم باور دارند که دفن مجدد، یک تلاش عمدی برای کند ساختن و ایجاد مشکلات در حکومت غنی بود، متخصصین می گویند که پشتونها، قشر بزرگ قومی در افغانستان که غنی نیز از آن قوم است، جهت ضعیف ساختن اوزبیک ها و تاجک ها باعث ایجاد تنش های اخیر میان طرفین شده اند.

    ریس دفتر دوستم، عنایت الله فرهمند گفت، “خاكسپارى امير حبيب الله كلكانى بيشتر رنگ سیاسی بخود گرفته است”. او در ادامه افزود، “احياى یک بخش ازتاریخ نباید سبب حذف يك بخش بزرگ تاريخ درخشان این کشور شود.”

    کماندوهای افغان برای برقراری نظم به تپه شهرآرا اعزام شدند و راهای این تپه را بستند. اما کماندوها بعداً به طرفداران کلکانی اجازه دادند تا به طرف تپه رفته با نیروهای دوستم روبرو شوند.

    وقتی تقابل طرفین نزدیکتر شد، باشندگان در اطراف تپهٔ شهرآرا دکان ها و درهای منازل خود را بستند.

    عبدالغفار 63 ساله که روز پنجشنبه بعد از بستن دکانش با بایسیکل ساحه را ترک می کرد گفت، “این جا امن نیست. ما همه نگران وضعیت هستیم و امیدوارم که جنگ داخلی دوباره رخ ندهد.”

    روشن نه شد که شب پنجشنبه کدام طرف نخست در تپه آتش گشود. اما درگیریی که حدود یک و نیم ساعت دوام داشت یک کشته و چهار زخمی بجا گذاشت. فرد کشته شده یکتن از نیروهای امنیتی دوستم بود.

    وقتی درگیری شب پنجشنبه خاموش شد، کماندوهای افغان توانستند یک مصالحه را مدیریت کنند: طرفداران کلکانی، در روشنی برق دستی، جسد وی و یارانش را در قبرستان تپه دفن کردند، نه در تعمیر تاریخی که در آن آرامگاه دختر بابر قرار دارد.

    پس از حادثه، مقامات بلندرتبه ی افغانستان، طرفداران کلکانی و اشخاص دیگر به منزل دوستم آمده با او ملاقات کردند. روز جمعه، توافقی اعلام شد که توانست تنش ها را درحال حاضر فرو نشاند.

    محمد محقق، معاون دوم ریاست اجرائیه و یکی از رهبران هزاره، گفت که نام تپه به حالت اولی خود باقی خواهد ماند و تغییر نخواهد کرد. حکومت افغانستان باغ شهرآرا را بازسازی خواهد کرد و به نام کلکانی در یک جای که بعداً مشخص خواهد شد، نیز مدرسه اعمار خواهد کرد.

  • عبدالله: دشمنان کشور به مذاکره باور ندارند

    عبدالله: دشمنان کشور به مذاکره باور ندارند

    آقای عبدالله، امروز (چهارشنبه) در دومین روز نشست آیندۀ پولیس ملی افغانستان گفت که متاسفانه در شرایط کنونی با دشمنی مواجه هستیم که باور به صلح، گفتگو و حل قضیه از طریق مذاکره ندارد.

    آقای عبدالله تصریح کرد؛ در جنگی که افغان ها قرار دارند، در حقیقت جنگ میان انسانیت و وحشت است.

    رئیس اجرائی با بیان اینکه در سراسر دنیا، دو قطب انسانیت و وحشت در مقابل همدیگر قرار گرفته اند افزود که متأسفانه افغانستان در صف اول این تقابل قرار گرفته است.

    رئیس اجرائیه در حالی این گفته ها را مطرح میکند که طالبان با شدت بخشیدن به حملات شان در اکثر نقاط کشور، نه تنها فراخوان صلح حکومت را نادیده گرفتند؛ بلکه به تازگی ملا ابراهیم صدر را به صفت مسؤول جدید نظامی شان معرفی کرده اند.

    شدت ناامنی‌ها در بعضی مناطق به ویژه ولایت هلمند، به حدی افزایش یافت که حتا نیروهای امریکایی مجبور شدند دوباره به ولایت هلمند مستقر گردند.

    او همچنان تاکید کرد که باید آمار زنان در صفوف پولیس ملی افزایش یابد چون نیاز است تا زنان در کنار مردان برای وطن و هموطنشان خدمت کنند و از سوی دیگر میتوانند پولیس را به جوامع نزدیکتر سازند.

    رئیس اجرائیه به رهبری وزارت داخله و فرماندهان ارشد دستور داد تا از آن دسته از اعضای پولیسی که جان خود را برای مردم و کشور فدا کرده‌اند، حمایت کنند.

    عبدالله اظهار کرد: دولت متعهد است تا اقدامات ضروری را برای اصلاح پولیس روی دست گیرد تا به نیروهای پولیس برای حفاظت از قانون کمک کند.

    او تاکید کرد که باید از سیاسی سازی پولیس خود داری شود و آنان را در بحث ها و کشمکش های سیاسی خود دخیل نسازند.

    آقای عبدالله یادآور شد که پولیس کشور نسبت به گذشته از نظر کیفی در جایگاه بهتری قرار دارد و حکومت افغانستان در تلاش است تا با همکاری دوستان بین المللی خود در این قسمت بیشتر کار کند.

    در همین حال تاج محمد جاهد، وزیر امور داخله نیز در دومین روز نشست آیندۀ پولیس ملی افغانستان گفت که رهبری وزارت امور داخله در تلاش است که پولیس را از میادین جنگی بیرون و به وظیفه اصلی آن (تنفیذ قانون و آوردن نظم در جامعه) تبدیل کند.

    آقای جاهد افزود که در سالهای اخیر پولیس کشور به همکاری جامعه جهانی به ویژه اتحادیه اروپا از نظر کمی بهبود قابل ملاحظه ای پیدا کرده است و حال ضرور است تا روی ارتقای ظرفیت پولیس کشور کار صورت گیرد.

    وزیر امور داخله یاد آور شد که در صفوف پولیس کشور در قسمت جلب و جذب کادر های مجرب و ورزیده توجه زیاد صورت گرفته است.

    وزارت امور داخله، روز گذشته، کنفرانس دو روزه یی را به هدف بحث پیرامون دورنمای پولیس ملی افغانستان، به ویژه جایگاه زنان در صفوف این نیروها، برگزار کرد.

  • کمک غذایی موثر نیست، تمرکز روی کشاورزان کنید

    کمک غذایی موثر نیست، تمرکز روی کشاورزان کنید

     

    آقای غنی از این نهاد سازمان ملل خواسته که از محصولات زراعتی کشاورزان داخل خریداری کند، زیرا این کمک می‌کند تا ظرفیت محصول کشاورزان افزایش یابد.

    رئیس جمهور تصریح کرد که دولت پلان دارد تا بندهای بیشتر آب را اعمار و به‌بهربرداری بسپارد، که با این کار آب‌های مدیریت گردیده و حاصلات کشاورزان نیز مضاعف خواهد شد.

    رئیس جمهور کشور از مسوولین نهاد مذکور خواست تا با دهاقین در زمینه‌های مختلف به‌خصوص فارم‌های مرغ‌داری و پروسس محصولات زراعتی همکاری نموده، که با حمایت از دهاقین به‌ویژه در بخش خریداری محصولات زراعتی، رونق خوبی در بازار زراعت ایجاد خواهد شد.

    رئیس جمهور غنی با اشاره به مشکلات عودت کنند‌گان به کشور گفت، شمار زیادی از برگشت کنند‌گان در نزدیک شهرها زندگی می‌کنند که نیاز به اشتغال دارند.

    وی تصریح کرد که باید به‌آنان در بخش کشت، زرع و پروسس محصولات زراعتی زمینۀ کار فراهم گردد.

    رئیس جمهور محمد اشرف غنی اظهار داشت که باید ذخایر محصولات زراعتی در کشور ساخته شود، تا از این طریق بیمه برای محصولات دهاقین به‌وجود آید.

    رئیس جمهور تأکید ورزید که مصوونیت غذایی یکی دیگر از اولویت‌های دولت افغانستان است، که با همکاری مشترک و تحکیم زنجیرۀ ارزشی، عاید پایدار زراعتی و غذایی فراهم خواهد شد.

    رئیس جمهور کشور گفت، نقش زنان زراعت‌پیشه در ترویج و تقویت سکتور زراعت مهم می‌باشد و باید فهم دهقان در بخش‌های عمدۀ زراعتی افزایش یابد. او افزود که به‌خواست‌های دهاقین رسیدگی شود و مصوونیت غذایی لازم بوجود آید.

    رئیس جمهور محمد اشرف، تجربۀ نهاد متذکره را در زمینه‌های لوژستیک و پروسس محصولات زراعتی مهم خوانده، گفت که این نهاد موثریت خوبی در بخش ازدیاد محصولات زراعتی داشته است و در این زمینه خواهان همکاری آن نهاد شد.

    رئیس جمهور افزود که دولت افغانستان و برنامۀ جهانی غذا سازمان ملل متحد به مثابۀ دو شریک و همکار روی یک هدف مشترک کار می‌نمایند، تا دیدگاه و مصوونیت غذایی  پایدار تأمین و به‌وجود آید.

    در این دیدار رئیس اجرایی برنامۀ جهانی غذا از توجه رئیس جمهور در تطبیق پلان‌های غذایی و زراعتی که مطابقت با پلان‌های این نهاد دارد تشکری کرد. او گفت که نهاد مذکور با پلان‌های استراتیژیک پایدار درازمدت و میان‌مدت، تمرکز بیشتر روی مصوونیت غذایی دارد.

    او علاوه کرد که تمرکز افزون برنامۀ جهانی غذا روی قشر فقیر می‌باشد، تا زمینه‌های اشتغال و رشد اقتصاد پایدار به آنان فراهم گردد. خانم کازین افزود: ما تلاش می‌ورزیم با تطبیق برنامه‌های موثر کمک‌های عاجل را به شیوۀ مناسب آن ارائه نماییم.

    رئیس اجرایی برنامۀ جهانی غذا گفت: این نهاد آماده‌است تا در مطابقت با پلان‌های ملی غذایی افغانستان برنامه‌هایش را در این کشور به‌پیش ببرد، که ازاین طریق مصوونیت پایدار غذایی و زمینه‌های خوب اشتغال نیز ایجاد میگردد.

    در اخیر رئیس جمهور کشور از همکاری‌های آن نهاد در افغانستان تشکری کرده، گفت که ما ضرورت به کار مشترک داریم، تا با تطبیق پلان‌های ملی غذایی با شیوۀ موثر آن، مشکلات در این زمینه مرفوع گردد.

    رئیس جمهور غنی به آنان گفت که یک تیم تخنیکی را توظیف خواهد کرد، تا بگونۀ مشترک با بخش تخنیکی برنامۀ جهانی غذا روی پلان‌ها و تطبیق موثر آن کار نماید.

  • هند، میوه تازه کشور را بدون گرفتن مالیات دریافت می کند

    هند، میوه تازه کشور را بدون گرفتن مالیات دریافت می کند

    خان جان الکوزی، معاون اتاق تجارت و صنایع گفت که این اتاق در نظر دارد با هماهنگی حکومت افغانستان میوه تازه کشور را از طریق هوایی به کشورهای هند و امارات متحده عربی صادر کند.

    آقای الکوزی همچنین گفت که هند نیز وعده داده است که میوه تازه افغانستان را بدون دریافت مالیات بپذیرد.

    به گفته وی، بعد از بروز تنش‌های مرزی میان مرزبانان افغانستان و پاکستان در جوزای امسال، میزان تبادل کالا میان افغانستان و پاکستان کاهش یافته است.

    بعد از این تنش مرز تورخم به دلیل تنش‌های مرزی برای ۵ روز بسته بود.

    آقای الکوزی می‌گوید که پاکستان به صورت آگاهانه در نظر دارد که میزان صادرات میان کابل و اسلام آباد کاهش یابد.

    او مدعی شد که پاکستان دیگر خواستار تجارت با افغانستان نیست و دولت افغانستان باید مسیرهای جدید تجارتی را برای بازرگانان افغانستان باز کند.

    به گفته او قبل از این روزانه ۶۰ کانتینر میوه تازه از طریق مرز اسپین بولدک به پاکستان فرستاده می‌شد که اکنون به دلیل بسته شدن این نقطه مرزی متوقف شده‌است.

    او گفت که تاکنون چندین تن میوه تازه افغانستان از طریق هوا به دهلی فرستاده شده‌است.

    به گفته او رئیس جمهوری کمیسیونی را برای صادرات میوه افغانستان از مسیرهای هوایی ایجاد کرده تا میوه‌های افغانستان که اکنون در فرودگاه‌های افغانستان در قندهار و کابل موجود است، به خارج این کشور انتقال داده شود.

    او افزود که شرکت هوایی آریانا نیز برای انتقال این میوه به بازار دهلی و دبی آمادگی دارد و از طرف دیگر هند نیز وعده داده که برای انتقال این میوه‌ها هواپیما در اختیار افغانستان قرار دهد.

    آقای الکوزی از بازرگانان سراسر افغانستان به خصوص ولایت قندهار خواست که به اتاق‌ تجارت این کشور مراجعه و مشخص کنند که چه مقدار میوه آماده صدور دارند.

  • میراث داران گنجینه های بزرگ

    میراث داران گنجینه های بزرگ

    یک فعال فرهنگی در کشور ایران نیز با نگاشتن مقاله ای، مثنوی معنوی را میراث یک تمدن بزرگ فرهنگی دانسته و گفته است که نباید برخورد ناسنجیده و اشتباه؛ میراثی که می تواند مایع پیوند باشد به تنفر و جدایی تبدیل شود. جزییات بیشتر نوشته:

    چندی است به بهانه ثبت دو نسخه قدیمی از مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی در حافظه جهانی یونسکو باز هم جنجال بر سر میراثی بزرگ به راه افتاده است. جنجالی که هر از گاهی بر سر یکی از مواریث مهم منطقه به راه می افتد و زمینه را برای تعمیق جدایی ها و کینه ها فراهم می سازد. مباحث مربوط به این نوشتار در همان مقطع ذهنم را به خود مشغول ساخته بود و بارها دست به کار نوشتن شدم اما تصمیم گرفتم بعد از فروکش کردن تب های داغ که زود به سردی می گراید این کار را انجام دهم تا مبادا این کلام نیز گرفتار طوفان دعواهای بی حاصل شود.

    آن چه در این بین جالب است ظاهرا هرچه میراث عظیم تر باشد میراث داران را درگیر دعواهای بزرگتری خواهد کرد. در این نوشتار کوتاه نخست به بیان جایگاه این میراث بزرگ اشاره ای خواهم داشت. سپس مروری مختصر بر چرایی این نوع برخوردها در چنین مواقعی خواهم داشت تا شاید بتواند زمینه ساز دوری از این گرفتاری گردد.

    برای فهم درست از این پدیده و تبیین جایگاه این میراث تمدنی باید ابتدا نوعی تفکیک بین میراث فیزیکی، معنوی و فکری قایل شویم. منظور از میراث فیزیکی آن چیزی است که وجود خارجی دارد و می توان آن را لمس نمود. بناها و نسخ باقی مانده از گذشتگان در این دسته قرار می گیرند.

    در این سطح تکلیف مشخص است. این میراث به کشوری تعلق دارد که در حال حاضر این اثر در جغرافیای آن قرار دارد. به عنوان مثال هیچ کشوری جز افغانستان نمی تواند مدعی تصاحب خانقاه بهاءالدین ولد پدر فاضل و بزرگوار مولانا در بلخ یا قلعه اختیارالدین در هرات یا نسخه قدیمی کلیات سعدی موجود در آرشیو ملی این کشور باشد. کما این که در مورد ارگ بم یا سازه های آبی شوش یا بنای تخت جمشید یا نسخه قدیمی مثنوی موجود در ایران ادعای هر کشور دیگری جز ایران مضحک می نماید و همین قاعده در مورد سایر کشورها هم حاکم است.

    اما همگان می دانند که این مواریث فراتر از ارزش والای مادی و فیزیکی خود نوعی ارزش معنوی هم دارند. این ارزش در واقع به عنوان یک فاکتور هویت ساز مهم مطرح می شود. بی شک مردمانی که در پیشینه تاریخی خود بزرگانی چون مولانا، جامی، سنایی، فردوسی و سعدی داشته اند، یا دارای سنت های فرهنگی ریشه دار و بناهای باشکوه تاریخی هستند به شرط توجه به ارزش این میراث و حصول عوامل دیگر می توانند هویت غنی تری داشته و در فضای جهانی شدن امروزی تاثیرات فرهنگی عمیق تری از خود برجای بگذارند.

    از آنجایی که بخش مهمی از این میراث در طول تاریخ و پیش از شکل گیری مرزهای مدرن امروزی حاصل شده است به واقع نمی توان و نباید بسیاری از آن ها را در قالب مرزهای کنونی تعریف و محصور کرد. از این زاویه و در این سطح باید به جای توجه به کشورها با تعریف امروزی، به حوزه های تمدنی اشاره داشت و ارزش معنوی هر میراثی را به آن حوزه تمدنی متعلق دانست. با این تعریف تمام کشورهای امروزی که در یک حوزه تمدنی قرار دارند در این میراث با یکدیگر شریک هستند و تلاش هر کدامشان بر اعتلای جایگاه آن میراث به سود تمام میراث داران خواهد بود، هرچند که تلاش های مشترک در این عرصه لطف و زیبایی و سود بیشتری برای همگان خواهد داشت.

    با این تعریف آیا افتخار به نام مولانا و بهره مندی از عنصر هویت بخش میراث او را می توان به تنهایی متعلق به افغانستان، ترکیه، ایران یا تاجیکستان دانست؟ اما کار به این جا ختم نمی شود و هر یک از این مواریث دارای یک سطح بالاتری از ارزش نیز می باشند که در واقع سطحی اصیل است.

    اگر میراث مولانا در دو سطح پیشین دارای ارزش می باشند به واسطه ارزشی است که در این سطح سوم باید به آن اشاره کنیم و آن چیزی نیست جز میراث فکری. در واقع اگر مولانا مایه افتخار ملت های منطقه است و نسخه های مثنوی ارزشمند شده اند و خانقاه بهاءالدین ولد مورد توجه قرار گرفته است به واسطه تفکر، اندیشه و جهانی بینی انسانی است که مولای بلخ به آن پرداخته است. به نظر می رسد در این سطح میراث چنین بزرگانی به تمام بشریت تعلق دارد و هر که بیشتر از این چشمه های جوشان بهره مند شود سهم بیشتری به او تعلق گرفته است. از این منظر ویلیام چیتیک آمریکایی سهم بیشتری از بسیاری از هم زبانان مولانا از میراث او دارد یا گوته آلمانی بیش از بسیاری از اهالی شیراز وارث حضرت لسان الغیب است.

    با این وصف چرا بسیاری از ما در برخورد با موضوع این مواریث چنین برخوردهای ناسنجیده و اشتباهی را مرتکب می شویم و میراثی را که می تواند مایه پیوند ما باشد تبدیل به زمینه کینه توزی و نفرت پراکنی می کنیم؟ به صورت خلاصه می توان به سه دلیل عمده در این زمینه اشاره نمود. نخست، عدم فهم درست موضوع. به نظر می رسد در نظام آموزشی و رسانه های کشورهای منطقه تلاشی در جهت تبیین صحیح جایگاه این مواریث صورت نگرفته است و حتی برعکس فهم اشتباه از موضوع نیز ترویج شده است. دوم، کوته نظری ها که خود ریشه در عامل اول دارد. به این معنا که  مردم در کشورهای منطقه تصور می کنند بهره مندی سایرین از این گنجینه های ارزشمند به معنای کاستن یا نادیده گرفتن سهم ایشان است در حالی که اساسا چنین تصوری باطل و خطاست. سوم، عقده گشایی های سیاسی و فردی.

    این عامل بیش از دو عامل پیش گفته زشت و زننده می نماید. چرا که افراد یا جریاناتی تنها برای بهره مندی های سیاسی و فردی خود از تمام ارزش های انسانی مستتر در اندیشه های این بزرگان فاصله گرفته و تنها نام ایشان را مستمسک تسویه حساب ها و عقده گشایی ها و خودنمایی ها قرار می دهند.

    به امید روزی که ما میراث داران این گنجینه های ذیقیمت، ارزش های فکری موجود در میراثمان را به جهانیان تشنه معنویت هدیه نماییم.

     

    مجتبی نوروزی، سایت تابناک

  • وزیر صحت فساد گسترده ای در وزارتش راه انداخته است

    وزیر صحت فساد گسترده ای در وزارتش راه انداخته است

    این هفته نامه مدعی شده بر اساس اسنادی که در اختیار هفته‌نامه راه مدنیت قرار گرفته، آقای فیروز، بسیاری از رییس‌های بر حال این وزارت را بدون کدام دلیل قانونی از کار برکنار و به جای آن‌ها افراد مورد نظر خود را به کار گماشته است.

    راه مدنیت ادعا کرده روسای که برکنار شده از طریق کمیسیون اصلاحات اداری و طی یک پروسه شفاف برگزیده شده‌ بودند.

    برخی این روسا بدون در نظر گرفتن تخصص در سمت ها و بست های دیگر به کار گماشته شده اند.

    افراد مجرم

    در این گزارش تحقیقی گفته شده است که وزیر صحت عامه، داکتر میا احمد را به حیث سرپرست منابع بشری این وزارت به کار گماشته در حالیکه نامبرده به تاریخ ۱۳۹۴ / ۰۱/ ۱۶ از سوی ریاست محکمه ابتداییه جرایم ناشی از فساد اداری به دلیل “سواستفاده از صلاحیت وظیفوی به مدت یک سال و یک ماه به حبس تنفیذی” محکوم شده است.

    آقای میا احمد از افراد نزدیک و مورد اعتماد وزیر صحت عامه خوانده شده است.

    از سویی هم، داکتر عبدالقدیر قدیر که در رقابت آزاد به حیث رییس عمومی پالیسی و پلان تقرر یافته توسط وزیر صحت عامه برکنار و در ریاست تدارکات وزارت صحت عامه سرپرست مقرر شده است.

    اعتراض

    کمیسیون اصلاحات اداری از اداره امور ریاست جمهوری و دفتر نماینده خاص رییس‌جمهوری در امور اصلاحات و حکومت‌داری خوب خواسته که به تقرری های غیرقانونی در وزارت صحت عامه رسیدگی کنند.

    با توجه به این درخواست اما گفته شده که حکومت در این باره خاموشی اختیار کرده است.

    شکایت معین

    در گزارش آمده است که در پی گزینش‌های غیرقانونی و سلیقوی در وزارت صحت عامه، داکتر احمد جواد عثمانی، معین اداری و مالی این وزارت به تاریخ 01/03/1395 در یک مکتوب انتقادی شماره ۵۳۳ عنوانی همه ادارات وزارت صحت عامه از “فساد و سواستفاده وظیفوی در استخدام”، “عملکرد غیرقانونی و فراقانونی در مورد ایجاد ادارات مرکزی وزارت صحت عامه” و “توطیه‌گری، دسیسه‌سازی و سبوتاژ افراد فاسد بر ضد اصلاحات و حکومتداری خوب و مبارزه با فساد اداری” در سطح این وزارت انتقاد کرده است.

    آقای عثمانی در این مکتوب از تمام ادارات مرکزی وزارت صحت عامه خواسته که در آوردن اصلاحات همکاری کنند.

    داکتر احمد عثمانی در بخشی از این مکتوب نوشته است: “طوری که دیده می‌شود به تعداد از احکام و فرامین ریاست جمهوری افغانستان با بی‌اعتنایی برخورد می‌گردد و نه تنها در تطبیق آن‌ها سهل‌انگاری صورت می‌گیرد؛ بل خلاف احکام مقام عالی ریاست جمهوری عمل می‌گردد که این یک مخالفت صریح و واضح را در مقابل رهبری حکومت وحدت ملی نشان می‌دهد که باید به این وضعیت نا به هنجار پایان داده شود.”

    او گفته است با وجودی که یک تعداد روسا به شمول رییس بررسی تطبیق قوانین صحی و رییس مالی وزارت صحت عامه بر اساس حکم مقام ریاست جمهوری از وظایف‌شان برکنار شده‌اند، ولی بر خلاف این حکم، هدایت داده شده که اشخاص فوق‌الذکر به وظایف خود به حیث سرپرست آن ادارات به کار ادامه دهند که این خلاف‌ورزی واضح در مقابل حکم ریاست جمهوری است.

    کمیسیون اصلاحات اداری و ملکی موضوع عدم همخوانی افراد متخصص با وظیفه تازه سپرده شده در وزارت صحت عامه را تایید کرده و گفته که این نقض آشکار لوایح وظیفه کارمندان محسوب می شود.

    غوتی خاوری؛ کمیشنر بورد سمع شکایات کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی گفته است وقتی یک فرد در یک بست امتحان رقابتی را سپری می‌کند و بعد از اینکه منظوری آن در همان بست می‌آید خلاف لایحه وظایف و خلاف مسلک و رشته کار در یک بست دیگر جا به جا شود این‌ روند خلاف قانون است.

    به گفته او، کارمندانی که از یک وظیفه به وظیفه دیگر تبدیل می شوند باید ۳۰ درصد مشابهت کاری در بست های تازه تقرری داشته باشند.

    هفته نامه راه مدنیت مدعی شده که چندین مکتوب ریاست جمهوری در پیوند به گماشتن دوباره افراد که از کار در وزارت صحت عامه برکنار شده صادر شده است اما وزیر صحت عامه به هیچ یک از این مکتوب ها توجه نکرده است.

    همچنان گفته شده که فیروزالدین فیروز از فرامین و مکتوب های کمیسیون اصلاحت اداری و خدمات ملکی نیز در باره تقرری مجدد افراد برکنار شده سرپیچی کرده است.

    واکنش وزیر

    فیروزالدین فیروز، وزیر صحت عامه اما در گفتگو با هفته نامه راه مدنیت ادعای مطرح شده به خود را رد کرده است.

    آقای فیروز گفته است افرادی كه از وظایف ‌شان بركنار شدند، كاركردشان موثر نبوده و همچنان در فساد دست داشتند.

    در این گزارش از این افراد نام برده نشده اما فیروز مدعی شده که پرونده های جرمی این مقامات برای رسیدگی به دادستانی فرستاده شده است.

    او گفته است: “اكثر کارمندان برکنارشده در فساد دخيل بودند و پرونده‌های‌شان به دادستاني فرستاده شده ۶۴ دوسيه كه بيشتر آن به افراد بركنارشده ارتباط مي‌گيرد به سارنوالي فرستاده شده است. مشكلاتی چون خويش‌خوری،‌ قوم‌گرايی و بيكارگی در ميان آنان بود.”

    فیروز همزمان مدعی شده که هر کدام از افراد برکنار شده حدود ده سال يك رياست را اشغال كرده بودند و حقوق بلند می گرفتند.

  • غنی دستور تحقیق جامع در پیوند به بچه بازی در صفوف پولیس را داد

    غنی دستور تحقیق جامع در پیوند به بچه بازی در صفوف پولیس را داد

    این تصمیم پس از آن گرفته می‌شود که یک گزارش فرانس پرس نشان داد طالبان از بچه بازی برای راه اندازی حملات داخلی در صفوف پولیس استفاده می‌کند.

    ارگ با نشر اعلامیه نوشته است که هر کسی بدون نظر داشت رتبه و مقامش در صفوف نیروهای امنیتی مجرم شناخته شود، مورد پیگرد قرار خواهد گرفت و مطابق قانون مجازات خواهد شد.

    عمل بچه بازی یا سوء استفاده جنسی از کودکان در سطح بین المللی محکوم شده است.

    یک گزارش خبرگزاری فرانس پرس نشان می‌دهد که طالبان از به اصطلاح «بچه بی‌ریش‌ها» برای راه اندازی حملات داخلی استفاده می کنند که در نتیجه آن در دو سال گذشته صدها مامور و افسر پولیس در ولایت جنوبی ارزگان کشته شده اند.

    از رسم بچه بازی در صفوف پولیس بیشتر در ارزگان گزارش شده است، جایی که فرماندهان پولیس، قاضیان، مقام‌های حکومتی و قربانیان حملات داخلی به فرانس پرس گفته اند که طالبان این پسران را برای حمله بر پولیس استخدام می‌کنند.

    این ادعاها که از سوی طالبان رد گردیده است، نشان دهنده خشونت علیه کودکان توسط هر دو جانب در منازعه افغانستان است. اعلامیه ریاست جمهوری افغانستان حاکی است که «جایی» برای خلافکاران در صفوف نیروهای امنیتی وجود ندارد.

    هیئت نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) گفته است که بچه بازی نگرانی بالای جامعه بین المللی است.

    مارک بودن، معاون نماینده خاص ملل متحد برای افغانستان به فرانس پرس گفت: «یوناما همواره گزارش‌های حاکی از بچه بازی از جمله در میان نیروهای امنیتی افغانستان را دریافت می‌کند.

    یوناما به همکاری خود با حکومت افغانستان ادامه می‌دهد تا همه اشکال سوءاستفاده از کودکان یک عمل مجرمانه تلقی شده و از آن جلوگیری به عمل آید.»

  • در 6 ماه گذشته نزدیک به 6 صد کیلومتر سرک اسفالت شده است

    در 6 ماه گذشته نزدیک به 6 صد کیلومتر سرک اسفالت شده است

     

    مهدی روحانی، سخنگوی وزارت فواید عامه، امروز(شنبه) در نشست خبری “گزارش دهی 6 ماه گذشته سال مالی 1395” گفت: مهم‌ترین فعالیت وزارت فواید عامه از طریق برنامه راه سازی، وصل کردن روستا به روستا، شهر به شهر و کشور به کشور بوده است.

    آقای روحانی افزود: وزرات فواید عامه توانسته است تا در 6 ماه گذشته بیش از 595  کیلومتر جاده را در نقاط مختلف کشور اسفالت و قیرریزی کند.

    او همچنان خاطر نشان کرد که در 6 ماه گذشته این وزارت بیش از 10 هزار کیلومتر جاده درجه دو، بیش از 1391 متر پُل و بیش از 3525 متر پلچک و دیوار‌های استنادی را به بهره برداری سپرده است.

    روحانی تصریح کرد که این پروژه‌ها در کنار اینکه 3 میلیون روز کاری را برای روستاییان فراهم کرده، برای 450 دانشجو زمینه کاری‌های عملی را نیز فراهم ساخته است.

    او با بیان اینکه تطبیق این پروژه 350 میلیون دالر امریکایی هزینه برداشته است گفت که کشور‌های جاپان، ایتالیا، بانک جهانی و دولت افغانستان تمویل کنندگان پروژه‌های وزارت فواید عامه بوده اند و در سال 2015 این وزارت تمام بودجه خود را به مصرف رسانیده بود.

    سخنگوی وزارت فواید عامه تأکید کرد که تطبیق و بررسی تمام پروژه‌های وزارت فواید عامه از سوی افغانستانی‌ها انجام می‌شود و خارجی‌ها در آن دخالتی ندارند.

    در همین حال اکبر رستمی، سخنگوی وزارت احیا و انکشاف دهات در این نشست گفت که وزارت احیا و انکشاف دهات نیز طی 6 ماه سال مالی 1395 از طریق برنامه‌های ملی خود 891 کیلومتر جاده آسفالت، قیر ریزی، کانکریت و جغل اندازی شده را در 34 ولایت بازسازی کرده است.

    آقای رستمی افزود که هم‏اکنون 53 درصد روستانشینان به خدمات اولیه شهری و ترانسپورتی دسترسی دارند.

    سخنگوی وزارت احیا و انکشاف دهات تصریح کرد که این وزارت در 6 ماه گذشته 1587 کیلومتر جاده را در سراسر کشور مورد حفظ و مراقبت قرار داده و بیش از 891 متر پُل را در نقاط مختلف کشور اعمار کرده است.

    رستمی، هزینه این پروژه‌ها را 44 میلیون دالر عنوان کرد و افزود که این پروژه‌ها 1398 روستا را در 247 ولسوالی وصل ساخته و برای بیش از 21 هزار نفر زمینه‌های کاری کوتاه مدت را فراهم کرده است.

    سخنگوی وزارت احیا و انکشاف دهات اظهار داشت: با تطبیق این پروژه و ساخت جاده‌ها، تسهیلاتی در فعالیت دهاقین و سایر روستا نشینان به میان آمده است.

  • پنج عضو افغان داعش در عراق کشته شدند

    پنج عضو افغان داعش در عراق کشته شدند

    به نقل از عراق نیوز، اين مقامات در بيانيه اي گفته اند كه حملات هوايي نيروي هوايي عراق يك پناهگاه گروه تروريستي داعش را در منطقه الفلاحت در غرب فلوجه هدف قرار دادند كه در ان پنج تبعه افغاني وابسته به گروه داعش كشته شدند.

    بيانيه همچنين مي افزايد كه اين نيروها در حمله اي ديگر عليه اين گروه تروريستي در منطقه الحرارت سه عنصر اين گروه تروريستي را كشتند و يك آتش انداز اين گروه را نابود كردند.

    این اولین باری نیست که شهروندان افغان به اتهام عضویت کشته و یا دستگیر می شوند قبل از این نیز نیروهای مرزی ترکیه چند تبعه افغان را به گمان همکاری و عضویت در گروه تروریستی داعش در مرز با سوریه بازداشت کرده بودند.

    گروه تروریستی داعش در برخی از کشورهای خاورمیانه و آسیایه میانه فعالیت دارد اما بیشترین تحرکات این گروه ترویستی در سوریه و عراق است.

    این گروه تروریستی از سال گذشته به این سو، در ولایت های جنوب شرقی و جنوب غربی کشور نیز فعالیت های پراکنده ای را آغاز کرده و حملاتی را نیز علیه نیروهای امنیتی کشور صورت داده اند.

    بیشترین تحرکات این گروه تروریستی در ولایت ننگرهار که هم مرز با پاکستان است، وجود دارد.

     

  • قرارداد طراحی بند بخش آباد فراه امضا شد

    قرارداد طراحی بند بخش آباد فراه امضا شد

    بنا بر گفته مقام های وزارت انرژی و آب، این بند ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ۲۷ ﻣﻴﮕﺎﻭاﺕ ﺑﺮﻕ ﺭا ﺧﻮاﻫﺪ ﺩاﺷﺖ و در حدود ۱۰۴ هزار هکتار زمین را تحت آبیاری قرار خواهد داد.

    علی احمد عثمانی وزیر انرژی و آب، هنگام امضای قرارداد خاطر نشان کرد که در سال ۱۳۹۲ قرارداد طراحی تفصیلی بند بخش آباد با شرکت پاکستانی از طریق وزارت انرژی و آب به امضا رسید، اما انجام کار به کندی صورت گرفت و رضایت بخش نبود و به همین جهت این قرارداد از طریق کمیسیون تدارکات ملی فسخ شد.

    وزیر انرژی و آب خطاب به تمام شرکت ها و کمپنی های که در افغانستان در عرصه های مختلف سرمایه گذاری می کنند، گفت: ما با وجودیکه از هر ظرفیت که وارد کشور می شود، استقبال می کنیم اما حرکت بطی را قبول نداریم، یا باید پروژه ها به سرعت و کیفیت لازم انجام شوند و یا فسخ و متوقف گردند و مجدداً قرارداد صورت گیرد.

    وی با اشاره به اهمیت حفاظت از آب و خاک گفت: همانطوریکه ما باید در حفظ خاک و تمامیت ارضی کشور توجه داشته باشیم، در مهار آب ها و حفظ منافع آبی نیز توجه صورت گیرد.

    کاتیلو سیلیتو رئیس شرکت هایدرو آرک ایتالیایی ضمن خرسندی از امضای این قرارداد گفت که مدیریت آب از علایم خوب حکومتداری است و امیدوارم پروژه مذکور را به خوبی به پایه اکمال برسانیم.

    محمد آصف ننگ والی فراه نیز گفت که با آغاز این پروژه عظیم، آرزو های چهل ساله مردم فراه تحقق می یابد.

    وی گفت که میدان هوایی فراه تکمیل گردیده، پل ترانزیتی ریگی که چهار ولسوالی را وصل می کند، بزودی تکمیل می شود و شفاخانه دوصد بستر آن ولایت نیز در آینده نزدیک تکمیل خواهد شد.

    آصف ننگ، گفت که این پروژه اهمیت جغرافیایی ترانزیتی فراه را بیشتر می سازد و در رشد اقتصاد و محصولات زراعتی آن ولایت ممد واقع خواهد شد.

    دولت اخیر تصمیم گرفته است که روی بندهای آبی کشور به صورت جدی کار کند تا زمینه زراعت و تولید انرژی را فراهم کند.

  • به ایفای نقش مولانا توسط دی کاپریو اعتراض شده است

    به ایفای نقش مولانا توسط دی کاپریو اعتراض شده است

    دیوید فرانزونی که نگارش فیلم‌نامه گلادیاتور را در کارنامه خود دارد، در گفت‌وگویی با روزنامه گاردین گفته بود که امیدوار است با چنین انتخابی «چهره‌نگاری کلیشه‌ای شخصیت‌های مسلمان در سینمای غرب» را به چالش بکشد.

    فرانزونی و استیون جول براون، تهیه‌کننده سینما، تصمیم دارند که از دی‌کاپریو برای بازی در نقش مولانا و رابرت دانی جونیور برای بازی در نقش شمس تبریزی استفاده کنند و احتمالا ساخت فیلم را سال آینده میلادی آغاز خواهند کرد.

    با وجود آن‌ که ساخت چنین فیلمی بر اساس زندگی شاعری که اشعارش به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده و در فهرست بهترین آثار ادبی خوانندگان غربی قرار دارد، مورد استقبال بسیار واقع شده، اما استفاده از بازیگری سفید، با چشم و موی روشن به جای شخصیتی زاده شده در (بلخ) افغانستان کنونی یا انتقادات بسیاری برانگیخته است.

    این انتقادات مسبوق به سابقه است و پیشتر در موارد مشابه دیگری نیز به سینمای هالیوود وارد شده بود.

    فقدان گوناگونی نژادی در فیلم‌های هالیوودی بیش از پیش در سال جاری میلادی در مراسم اسکار خود را نشان داد که تمامی نامزدهای دریافت بهترین نقش اول مرد یا زن سفیدپوست بودند و میان‌شان هیچ رنگین‌پوستی وجود نداشت، رویدادی که منتقدان آن را سفیدسازی نامیدند.

    پیش از انتقاد از بازی لئو دی‌کاپریو در نقش شاعری فارسی‌زبان و زاده‎ی افغانستان، موارد مشابه دیگر نیز پیش آمده بود.

    حدود دو ماه پیش، کمپانی‌های پارامونت و دریم‌وورکز اعلام کردند که از اسکارلت جوهانسون در نقش موتوکو کوساناگی، از شخصیت‌‌های مهم یک داستان مصور ژاپنی در فیلم «روح در پوسته» استفاده خواهند کرد.

    این خبر نیز مورد انتقاد بسیاری واقع شد که می‌گفتند چرا باید زنی سفیدپوست نقش قهرمانی ژاپنی را بازی کند و آیا سینمای شرق آسیا و نژاد آسیایی، ابرستاره‌ای ندارد که بتواند این نقش را بازی کند؟

    مورد دیگر استفاده از تیلدا سوئینتون، بازیگر انگلیسی/ اسکاتلندی، در نقش عارفی تبتی بود. به این لیست بازی زوئی سالدانا در نقش نینا سیمون، خواننده آمریکایی محبوب را هم می‌توان اضافه کرد.

    اما پیش از لئو دی‌کاپریو، جیک گیلنهال نیز با بازی در فیلم «شاهزاده ایرانی» با انتقاداتی مشابه روبه‌رو شده بود، بازیگری سفید و بور که با موهای رنگ شده خود نقش شاهزاده‌ای از خاورمیانه را ایفا می‌کرد.

    در شبکه اجتماعی توییتر نیز این خبر موجی از واکنش‌ها را برانگیخته است و یکی از کاربران این شبکه نوشته است که هالیوود گریزی از سفید‌سازی مولانا ندارد، چرا که اگر مولانا این روزها بود پشت درهای امنیتی فرودگاه‌های آمریکا می‌ماند.

     

    Radiofarda#

  • وزارت خارجه علیه ثبت مثنوی مولانا به عنوان میراث دو کشور ترکیه و ایران اعتراض کرد

    وزارت خارجه علیه ثبت مثنوی مولانا به عنوان میراث دو کشور ترکیه و ایران اعتراض کرد

    نصیر احمد اندیشه، سرپرست و معاون اداری و مالی وزارت امور خارجه در دیداری با خانم پتریشیا مک فلپس، نماینده یونسکو در افغانستان، با ابراز نگرانی از این تصمیم دولت‌های ایران و ترکیه گفته است:”هرگاه قرار باشد این اثر شناخته شده ادبی و شاهکار عرفانی مولوی ثبت میراث جهانی یونسکو گردد، واقعیت تاریخی زادگاه خداوندگار بلخ نباید نادیده گرفته شود و پیوند مولانای بزرگ با افغانستان نباید فراموش گردد.”

    براساس خبرنامه وزارت امور خارجه نماینده یونسکو در افغانستان نیز اطمینان داده که نگرانی دولت این کشور در مورد با مثنوی مولانا را به مرکز آن سازمان گزارش خواهد داد.

    سه‌شنبه گذشته ۱۸ جوزا خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از رئیس سازمان مرکز اسناد ملی این کشور نوشت:” با ترکیه توافق کرده‌ایم که مثنوی مولوی را به صورت مشترک ثبت کنیم، مولانا یکی از نقاط مشترک فرهنگی ایران و ترکیه است”.

    سیدرضا صالحی امیری، مشاور رئیس جمهوری و رئیس سازمان اسناد ایران درباره ثبت جهانی مثنوی مولانا گفته بود:”در حال حاضر در مرحله ثبت هستیم، ما به دلیل اشتراکات فرهنگی این کار را انجام دادیم. ایران و ترکیه اشتراکات فرهنگی زیادی دارند. باتوجه به اینکه مولوی در قونیه دفن شده، اما به زبان فارسی شعر گفته، هم ما و هم تُرک‌ها شرایط ثبت داشتیم اما ما این حوزه مناقشه را به حوزه وحدت تبدیل کردیم.”

    جلال الدین محمد بلخی، ملقب به مولوی و مولانا، در سال ١٢٠٧ میلادی (٦٠٤ هجری قمری) در بلخ متولد شد و خانقاه بهاالدین ولد، پدر او، در ولایت بلخ در شمال افغانستان قرار دارد.

    اطلاع دقیقی درباره تاریخ ساخت این خانه گلی، در دست نیست ولی اسناد تاریخی نشان می‌دهد که در سال ۱۲۰۷ تولد جلال الدین محمد، این خانقاه از رونق و شکوه زیادی بر خوردار بود.

    بهاء الدین ولد، که به واعظ نامدار بلخ شهرت داشت، هنگامی که پسرش جلال الدین کودکی خردسال بود از بلخ خارج شد. عبدالحسین زرین کوب، پژوهشگر تاریخ ادبیات، در این باره می‌نویسد: “او [بهاء الدین ولد] از خوارزمشاه رنجشی یافت که سبب آن درست معلوم نیست. شاید وجود امام فخر رازی – یک واعظ دیگر- که با صوفیه میانه‌ای نداشت و شاه بدو دل بسته بود وی را از او آزرده خاطر داشته بود.”

    او می افزاید: “چندی در وخش و سمر قند می‌بود، آنگاه عزیمت حج کرد. از راه نیشابور و بغداد به حجاز رفت و در بازگشت از مکه یک چند قدم به شام شد. هنگامی که خوارزم و ماوراء النهر به دست مغول افتاده بود و خوارزمشاه سرگشته و دربدر بود [سلطان ولد] به قونیه رفت و در آنجا سر بر بالین خاک نهاد.”

    BBC##

  • پنج مقام بلند پایه شرکت برشنا برکنار شد

    پنج مقام بلند پایه شرکت برشنا برکنار شد

    این افراد، شکیب احمد نثار رییس عملیاتی، احمد شاه ساحل رییس مالی واداری، میرویس عالمی رییس تجارتی، وحید الله پوپلزی رییس پی ام او(PMO) و نسیم گنجی رییس برق کابل از وظایف شان برکنار شده اند.

    هنوز علت بر کناری این افراد مشخص نیست اما گمان هایی وجود دارد که وقتی پی برده شده است که طرح تغییر مسیر برق از بامیان به سالنگ مغرضانه بوده، این افراد را سبک دوش کرد.

    شکیب احمد نثار، رییس عملیاتی شرکت برشنا به یکی از رسانه ها گفته است که بورد این شرکت به بهانه یی اینکه مدیریت خوبی درانتقال برق ۵۰۰ کیلو ولت که قرار بود از راه بامیان – میدان وردگ به کابل انتقال یابد، صورت نگرفته آنها را از وظایف شان سبکدوش کرده است.

    این افراد درحالی از وظایف شان سبک دوش می شوند که تغیر مسیر لین برق ۵۰۰ کیلو ولت ترکمنستان ازبامیان به دره سالنگ اعتراضات گسترده ای در پی داشت.

    در این مورد سخنگوی ریاست برشنا نیز حاضر به جوابگویی نشد.

    این اقدام در حالی صورت می گیرد که در تازه ترین مورد شورای عالی مردمی وجنبش روشنایی در اعلامیه ای هشدار داده است که اگر حکومت دست از لجاجت برندارد واین لین را از مسیر سالنگ به کابل انتقال بدهد آنان قمیت بل برق را به شرکت برشنا نمی پردازد.

  • ملا اختر منصور چگونه کشته شد/ طرح کشتن منصور ماه ها طول کشید

    ملا اختر منصور چگونه کشته شد/ طرح کشتن منصور ماه ها طول کشید

     

    این روزنامه آمریکایی امروز (چهارشنبه) افزود: مسئولان آمریکایی که در جریان تمام مراحل عملیات هدف قرار دادن رهبر طالبان بودند، جزئیات تمام این مراحل را از ابتدا تا انتها اعلام کردند. طبق اعلام این مقامات، آژانس های جاسوسی آمریکا ‘ملا اختر منصور’ رهبر طالبان را نشانه گیری کردند و دامی را که برای کشته شدنش گسترانده بودند، پهن کردند.

    وال استریت ژورنال اضافه کرد: منطقه ای که خودروی حامل رهبر طالبان هدف قرار گرفت، ناحیه ای است که به طور معمول هواپیماهای بدون سرنشین در آسمان آن پرواز نمی کنند. بر همین اساس، آژانس های جاسوسی آمریکا توانستند به کمک ارتباطات رهگیری شده، رهبر طالبان و سایر انواع اطلاعات گردآوری شده در این زمینه، موتری را که رهبر طالبان سوار بر آن بود و مسیر سفر او را شناسایی و رهگیری کرده بود، به محض آنکه موتر روز شنبه از مرز پاکستان عبور کرد، آن را هدف حمله قرار دهند.

    این روزنامه آمریکایی اضافه کرد: منصور سوار بر یک موتر سفید رنگ ‘تویوتا کورولا’ وارد ولایت بلوچستان پاکستان شده بود و راهش را در این مسیر در پیش گرفته بود. دستگاه نظامی آمریکا پس از شناسایی این موتر، وارد عمل شد و ادامه کار را بدست گرفت. نیروهای عملیاتی منتظر ماندند تا لحظه مقتضی فرا رسید و چندین فروند هواپیمای مسلح بدون سرنشین را به آسمان طول نوار مرزی افغانستان فرستادند تا خودروی حامل منصور را دقیقا هدف گیری کنند و مطمئن شوند هیچ خودروی دیگری در مسیر قرار ندارد تا مبادا هدف گیری درست انجام نشود .

    وال استریت ژورنال نوشت: اگر حمله درست و به موقع انجام نمی شد و خودروی منصور به شهر پرجمعیت ‘قتاده’ می رسید، معلوم نبود چه فاجعه ای رخ می داد و در حمله هواپیماهای بدون سرنشین به هدف نشانه گیری شده، چه تعداد انسان بی گناه کشته می شدند.

    این روزنامه آمریکایی تاکید کرد: مقدمات عملیات حمله برای کشتن رهبر طالبان از ماهها قبل تدارک دیده شد. به گفته یک مقام بلندپایه آمریکایی، حمله طالبان به ریاست محافظت از رجال برجسته در ۱۹ آوریل ( ۳۱ حمل) در کابل که بیش از ۶۰ کشته برجای گذاشت، این واقعیت را برای آمریکا آشکار ساخت که ملا منصور رویه نظامی گری را در پیش گرفته است .

    وال استریت ژورنال افزود: بر این اساس، تصمیم قاطع گرفته شد که منصور باید طعم عقوبت نیامدن به پای میز مذاکره را بچشد. آمریکا جاده ای را که ملا منصور برای رسیدن به ‘قتاده ‘ آن را در پیش گرفته بود، خوب می شناخت. آژانس های اطلاعاتی آمریکا تمام مراحل مقدمات سفر منصور در هفته گذشته برای عبور از مرز و بازگشت به پاکستان را رصد کرده بودند.

    این رسانه آمریکایی ادامه داد: یک مقام بلندپایه آمریکایی کار گردآوری اطلاعات عملی برای انجام این عملیات را ‘نادر و بی سابقه’ خواند. وی گفته است نظر به اهمیت داشتن وقایعی که چند ماه اخیر اتفاق افتاده است، فشار زیادی پشت میز مذاکره وجود داشت که دلالت داشت ‘دست به خطر نزن’.

    وال استریت ژورنال نوشت: طبق اعلام مقامات آمریکایی، در منطقه هم دستگاه نظامی آمریکا و هم هواپیماهای بدون سرنشین ‘سیا’ فعال هستند. هواپیماهای بدون سرنشین در افغانستان به ندرت در دو سوی مرز حرکت می کنند و عموما هواپیماهای بدون سرنشین ‘سیا’ فقط برای انجام حمله به داخل پاکستان می روند. این نواحی مناطق قبیله ای نشین هستند که به صورت فدرالی اداره می شوند .

    این روزنامه آمریکایی اضافه کرد: پاکستان هم با پاکسازی حریم هوایی خود، منطقه را برای هواپیماهای بدون سرنشین سیا آماده می کند اما جالب است که اسلام آباد در اعلام های علنی، مخالفت خود را با حملات هوایی آمریکا درون خاک پاکستان اعلام می کند. ولایت بلوچستان پاکستان از مدتها قبل خارج از محدوده هواپیماهای بدون سرنشین بوده است. باور آمریکایی ها بر این است که ملا منصور و سایر رهبران طالبان، در پاکستان بیشتر احساس راحتی می کردند.

    وال استریت ژورنال تصریح کرد: آمریکا به طور معمول برای کنترول یک چنین هدف مهمی و غافل نماندن از آن حتی برای یک لحظه نیاز به هواپیماهای متعدد بدون سرنشین داشته است چون هواپیماهای بدون سرنشین سازمان ‘سیا’ در منطقه عمل نمی کنند. آژانس جاسوسی سیا به اتکاء علائم اطلاعاتی و سایر اطلاعات گردآوری شده از محل سفر خودروی ‘کورولا’ حامل منصور را رد یابی کردند.

    این روزنامه نوشت: هواپیماهای بدون سرنشین مستقر در افغانستان که هدایت و کنترل آنها را ‘فرماندهی مشترک عملیات های ویژه ‘ آمریکا بر عهده دارد، نیز خود را آماده می کردند هر زمان، وقت مقتضی برای حمله به خودروی حامل منصور اعلام شود، وارد عمل شوند .

    این رسانه آمریکایی ادامه داد: آمریکا می دانست که رادارهای پاکستان نفوذ سرزده این هواپیما به داخل خاک خود را ردیابی خواهند کرد.شاید پاکستان با ورود این هواپیماهای بدون سرنشین به حریم هوایی خود تصمیم گرفته است با جت های جنگنده خود این هواپیماها را رهگیری کند. بر همین اساس تنظیم وقت مساله بسیار مهمی بود.

    وال استریت ژورنال اضافه کرد: به هنگام اعلام شروع عملیات، هواپیماهای بدون سرنشین مدل (Reaper دروگر) بعد از بلند شدن از پایگاههایشان در افغانستان، از مرز پاکستان عبور کرد و وارد حریم هوایی این کشور شد و در ارتفاع پایین بر فراز امتداد کوههای مرزی افغانستان – پاکستان پرواز کرد تا از خلاء های ایجاد شده در پوشش راداری به نحو احسن بهره برداری کند .

    این روزنامه نوشت: هنگام اجرای عملیات، ‘مرکز فرماندهی نظامی‘ آمریکا که عملیات را از دور هدایت می کرد و بر آن نظارت داشت مختصرا وقفه ای در عملیات ایجاد کرد چون موتر در مسیر جاده کنار زد و مقابل یک ساختمان ناشناس ایستاد و توقف کرد. هنوز هم معلوم نیست علت این توقف چه بوده است.

    رسانه آمریکایی ادامه داد: هدایت کنندگان عملیات منتظر ماندند تا خودرو دوباره به راه افتاد و مسیر خود را در جاده در پیش گرفت. هنگامی که خودرو فاصله اش از سایر خوروها و سایر ساختمان ها زیاد شد، آنگاه فرمان حمله صادر شد و دو فروند موشک ‘ هلفایر’ Hellfire به ملا منصور اصابت کرد. آنگاه هواپیماهای بدون سرنشین بالای خودروی هدف گیری شده به حال پرواز، متوقف ماندند تا اطمینان حاصل شود هیچ کس درون خودرو زنده نمانده است. این هواپیماها سپس به افغانستان بازگشتند.

    وال استریت ژورنال افزود: آژانس های دولتی آمریکا که درگیر این عملیات بودند، تصمیم گرفتند هر زمان وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) جزئیات گزارش کامل آن را تکمیل کرد، آن را به اطلاع عموم برسانند. این آژانس ها همچنین از همه مسئولان کشور خواستند مکان دقیق حمله را اعلام نکنند و فقط به طور سربسته به آن اشاره کنند و به پنتاگون هم دستورالعمل صادر شد که اعلام کند حمله در طول نوار مرزی افغانستان با پاکستان انجام شده است. اما مسئولان آمریکایی بزودی فاش کردند که محل وقوع حمله داخل خاک پاکستان بوده است.

    وال استریت ژورنال در ادامه تشریح کرد: این عملیات کمین که به کشته شدن ملا منصور انجامید، لحظه ای مهم و حیاتی را در سیاست های دولت ‘اوباما’ در خصوص افغانستان مشخص می کند. دولت اوباما در حال سنجیدن است که آیا گفت و گوهای صلح افغانستان را به پیش ببرد یا نه و اینکه آیا یک درگیری نظامی لازم هست یا نه؟

    این روزنامه آمریکایی تصریح کرد: این عملیات حامل پیام به پاکستان هم هست بر این مبنا که آمریکا چنانچه لازم بداند بدون آنکه از پیش اخطار دهد، می تواند داخل خاک پاکستان هم دست به عملیات بزند. در ارتباط با این حادثه، ‘چودری نثار علی خان’ وزیر کشور پاکستان روزسه شنبه هشدار داد که این حمله ‘پیامدهای جدی’ در روابط اسلام آباد با آمریکا خواهد داشت. وی گفت که این حمله ‘ نقض کامل منشور سازمان ملل و قوانین بین الملل است’.

    روزنامه وال استریت ژورنال افزود: در مجموع، از ماهها قبل در دولت اوباما اختلاف نظرهایی بر سر اینکه آیا پاکستان قادر خواهد بود یا اصلا مشتاق هست که منصور را به پای میز مذاکره بیاورد یا نه؛ وجود داشت. آمریکا معتقد بود که پاکستان در ماه فوریه سعی کرد ‘ملا منصور’ را متقاعد کند، نمایندگانی را برای دیدار با دولت افغانستان اعزام کند، اما موفق نشد .

    این رسانه آمریکایی ادامه داد: آژانس های اطلاعاتی آمریکا اطلاعاتی دریافت کردند که به آنها اجازه می داد هرگونه تحرک منصور را ردیابی کنند. از جمله این اطلاعات جزئیاتی راجع به وسائل ارتباطاتی طالبان بود. با اطلاعات بدست آمده، تصمیم گیرندگان سیاسی در آمریکا یک انتخاب بیشتر پیش رو نداشتند: اگر ملا منصور در پاکستان مستقر شود آیا آمریکا باید او را در خاک پاکستان هدف قرار دهد و چه موقع این کار را انجام دهد؟

    وال استریت ژورنال در پایان نوشت: هر چقدر کشتن منصور راحت بود، برعکس عملیات کشته شدن ‘ملا عمر’ رهبر پیشین طالبان کار دشواری بود. سازمان ‘سیا ‘ سالها بیهوده تلاش کرد به هر نحو ممکن فرصتی مغتنم بیابد و ملا عمر را که در پاکستان گوشه عزلت گزیده بود، بکشد.