دسته: برگزیده ها

  • با خروج از افغانستان تقابل قدرت ها در افغانستان افزایش می یابد

    با خروج از افغانستان تقابل قدرت ها در افغانستان افزایش می یابد

    توجه نماید قبل از ورود امریکا به افعانستان ، کشور صحنه درگیری میان قدرت های منطقه ای بود؛ ایران، روسیه هند و ازبکستان از اتحاد شمال درمقابل طالبان که مورد حمایت کشورهای خلیج فارس، عربستان و پاکستان بود حمایت می‌کرد.

    ورود امریکا درافغانستان برای شکست القاعده و تروریسم  بود اما  با ایجاد پایگاه‌های نظامی، تحلیل ها چنین بود که امریکا برای مهار  رقیبان منطقه ای خود مثل چین، روسیه و ایران در افغانستان ماندنی خواهد بود .

    استراتژی قدرت های منطقه ای به خصوص چین و ایران زمین‌گیر کردن امریکا‌ بود اما باهدف ویتنامیزه کردن افعانستان برای امریکا، ناچار در یک پیمان ضمنی باطالبان قرار گرفت.

    با خروج امریکا زمینه تقابل کشورهای منطقه ای  علیه منافع همدیگر بیشتر شده است .ببینید! زمانی منافع ایران در سوریه برآورده می شود که بشار اسد متحد قدیمی ایران در قدرت باشد نه کسی دیگر. اما فعلا درافغانستان هیچ متحد ایران، هند و روسیه در قدرت نیست. فکر نکنم آنها آرام بنشیند.   

    پروژه قرن اقتصادی چین(جاده ابریشم)  و ائتلاف اقتصادی منطقه (ترکیه ،پاکستان ، ایران وچین ) هیچ وقت برای امریکا، هند، تایلند و جاپان قابل تحمل نیست به همین لحاظ خروج امریکا از منطقه و پیش بینی صف بندی های جدید شبیه دهه نود این پروژه منطقه ای را با مشکل رو برو خواهد کرد و ان دقیقا  سناریویی ست که امریکا سالهاست تلاش می‌کند.

    حرف آخر، ایران هیچگونه نیروی بازدارنده و نفوذ معتمد در حاکمیت فعلی طالبان ندارد. اما طالبان ممکن است هرنوع تعامل با حمایت  امریکا و سعودی علیه ایران انجام دهد.  برای نمونه،  ایران دیگر توان موشکی اش بالای منافع آمریکا در عربستان توسط حوثی های یمنی را از دست خواهد داد، چون در آن صورت  جوابش را از افعانستان خواهد گرفت، زیرا امریکا وعربستان  اهرم فشار از نظر مالی، سیاسی  وبین المللی بیشتری علیه طالبان دارد.

    شبیر بهار

  • اکنون چه باید کرد؟

    اکنون چه باید کرد؟

    اکنون که امریکا و ناتو در یک طرح پیچیده و خطرناک افغانستان را معامله کرده و خود فرار ذلّت‌بار کرده‌اند؛

    اکنون که دولت‌مردان و رهبران سیاسی با کوله‌بارهایی از دالر و طلا گریخته‌اند و در سواحل آرام ترکیه و اروپا، بدبختی‌های مردم افغانستان را تماشا می‌کنند؛ اکنون که قانون “الحق لمن غلب” بر کرسی نشسته و حکومت زور سلطة خود را بر کشور گسترانده ‌است؛اکنون که ملاها خود را پشت خدا و دین پنهان کرده و به نام خدا و دین اراده، اختیار و آزادی را از شهروندان گرفته‌اند؛ اکنون که استبداد حاکم، صداهای اعتراض زنان، مردان، رسانه‌ها، نویسندگان و فرهنگیان را در گلو خفه می‌کند؛

    سخنم با کسانی‌ است که استبداد مذهبی را برنمی‌تابند و قصد مبارزة با آن را دارند.

    مبارزه؟ بلی؛ خداوند، انسان را برای مبارزه‌ و تلاش آفریده است؛ امّا مبارزه‌ای که چراغی را روشن کند؛ آگاهی و بیداری‌بخش باشد؛ کشور را در باتلاق جنگ‌های دیگری غرق نکند؛ صلح و ثبات دایمی بیاورد و …

    از دو نوع مبارزه می‌توان سخن گفت:

    1. مبارزه نظامی

    در وضعیت کنونی، بسیاری‌ها طرف‌دار این نوع مبارزه هستند؛ راهی که احمد مسعود، علی‌پور و پنجشیریان در پیش گرفته‌اند و ممکن است در آینده در مناطق دیگری هم تکثیر شود.

    تاریخ معاصر افغانستان ثابت کرده است که درخت جنگ‌ و خشونت، میوة صلح و امنیت و حکومت ملّی نمی‌دهد. جنگ، جنگ‌ می‌آورد و این دور باطل دایماً تکرار می‌شود و میوه‌ای جز خشونت، کشتار، ویرانی و دشمنی بیش‌تر ندارد.

    مردم افغانستان از سال 1357 خورشیدی؛ یعنی نیم قرن به این‌طرف روزی را بدون جنگ ندیده‌اند. از جنگ خسته و بیزار‌اند و از مبارزة مسلّحانه حمایت گسترده نمی‌کنند.

    مقاومت مسلّحانة کنونی در برابر امارت طالبانی را نمی‌توان با مقاومت 20 سال پیش مقایسه کرد؛ وضعیت سیاسی و نظامی جهان به خصوص کشورهای منطقه اکنون چیز دیگری است؛ چنان‌که فعلاً قهرمانی چون احمدشاه مسعود در میدان نیست؛ او یک نابغة نظامی بود که سال‌ها با ارتش سرخ جنگیده بود و از جانب کشورهای ایران، هندوستان، روسیه، تاجیکستان، ازبکستان و برخی کشورهای غربی حمایت همه‌جانبه می‌شد. آن زمان تاجیک‌ها، هزاه‌ها و ازبک‌ها در کنار هم بودند و رهبران آن‌ها نیز اندک اعتباری در نزد مردم خود داشتند.

    چنان‌که طالبان کنونی، طالبان 20 سال پیش نیستند. آن‌ها تجربة 20 سال جنگ با امریکا را دارند، امکانات جنگی و حامیان منطقه‌ای کسب کرده‌اند و از غرور و روحیة بالایی برخوردار می‌باشند.

    بنابراین پندار من این است که با جنگ نمی‌توان به جنگ‌های طولانی و دور باطل خشونت در افغانستان پایان داد و حکومت فراگیر ملّی ایجاد کرد.

    2.    مبارزه سیاسی و فرهنگی

    ناکامی دموکراسی و حکومت‌های مدرن امان‌الله خان، دهة چهل ظاهر خان و 20 سال گذشته ثابت می‌کند که زمینه‌های فکری و روانی این نوع حکومت‌ها هنوز در افغانستان ایجاد نشده و جامعه به آگاهی سیاسی و فکری لازم نرسیده است. بنابراین آگاهی سیاسی و بیداری فکری ضرورت نخست مردم می‌باشد. مهم‌تر از آن مردم نیاز به اندکی دوری از جنگ و تأمّل پیرامون حوادث 20 سال اخیر دارند که خود عامل بیداری خواهد شد.

    تردید ندارم که راه‌حل نهایی معضل نیم‌قرنة افغانستان آگاهی و بیداری مردم است. بدون آگاهی و بیداری مردم، جنگ تنها چهره عوض می‌کند و نیروها جابجا می‌شوند؛ گروه‌های جهادی سوار بر قدرت می‌شوند، طالبان با آن‌ها جهاد می‌کنند و به قدرت می‌رسند. این‌بار جهادی‌ها مجاهد می‌شوند و جنگ را از سر می‌گیرند و … تنها آگاهی و بیداری سیاسی و فرهنگی مردم می‌تواند به این دور باطل مهر پایان دهد و صلح و ثبات دایمی را به ارمغان بیاورد.

    نقطة ضعف و آسیب‌پذیری طالبان نرم‌افزاری است و نه نظامی. مبارزة سیاسی و فرهنگی‌‌ای که بتواند:

     1. مردم افغانستان را آگاه و بیدار کند/ حتّی خود طالبان را

     2. امارت را از درون ویران کند/ گذشت زمان در این‌کار کمک می‌کند

     3. ماهیت واقعی امارت را به جهان معرفی کند/ با گذشت زمان معرفی خواهد شد

     4. امارت را در سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای جهان منزوی کند

    در پایان لازم است اشاره کنم که مبارزة سیاسی و فرهنگی می‌تواند در حاشیة خود مبارزه نظامی را نیز داشته باشد و خود را محافظت و یاری کند.

    مبارزه سیاسی و فرهنگی مبارزه اصیل است؛ هرکسی هم توان آن را ندارد. زمان‌بر است و لازمة آن بردباری است؛ امّا اگر به ثمر بنشیند، میوة آن آگاهی و بیداری مردم است؛ مردم آگاه، بر سرنوشت خود حاکم می‌شوند؛ حکومت مردم‌سالار، عادلانه و ملّی و صلح و ثبات دایمی میوة درخت آگاهی و بیداری است.

    سید اسحاق شجاعی

  • سومین قوم بزرگ افغانستان در تحولات اخیر فقط تماشاچی بوده است

    سومین قوم بزرگ افغانستان در تحولات اخیر فقط تماشاچی بوده است

    حضور و نقش‌آفرینی هزاره‌ها در تحولاتِ سیل‌آسای اخیر، بسیار ضعیف و نحیف و رقت‌انگیز بود. در قیاس با سایر اقوام و مجموعه‌ها، تأثیرگذاری و نقش‌آفرینی ما هرگز از حدّ تماشاچی و سیاهی‌لشکر فراتر نرفت.

    سهم و نقش پشتون‌ها در مدیریت تحولات اخیر، بی‌نیاز از بیان و برهان است. فعالان سیاسی ـ نظامی این قومیت از امریکا و قطر تا افغانستان و پاکستان، مدیریت و کارگردانی هر دو طرف منازعه را در دست داشتند و اکنون حاکم و مالک مطلق کشور هستند.

    کارنامۀ فعالان سیاسی ـ نظامی تاجیک‌ها نیز تا حدودی درخور توجه و قابل دفاع بود و حداقل نشان داد که این قومیت هنوز در قید حیات است و نفس می‌کشد. اسماعیل خان و عطا محمد، سنگرهای مقاومت در هرات و مزار دایر کردند. احمد مسعود و امر الله صالح در پنجشیر پرچم مقاومت برافراشتند و تا کنون تنها نیروی مخالف طالبان به شمار می‌روند.

    در جبهه‌ی ازبک‌ها نیز مقاومت و ایستادگی مارشال دوستم و فرزندانش در شبرغان و فاریاب و مزار، درخور توجه بود و حداقل نامی از قومیت ازبک برده شد.

    اما از سومین قومیت بزرگ افغانستان (هزاره‌ها) در تحولات اخیر هیچ صدایی شنیده نشد و هیچ قیام یا اقدامی به مرحله‌ی عمل نرسید. ما صرفاً تماشاچی و نظاره‌گرِ فروپاشی و تباهی و بربادی وطن خود بودیم. نه با لشکر پیروز طالبان همراه شدیم و نه در جبهه‌ی جمهوریت و دولت، کدام نمود و ظهوری داشتیم و حتی از کانون توجه رسانه‌ها هم غایب شدیم.

    نه از سران و رهبرانِ همسو با جمهوریت (دانش و مراد و محقق و خلیلی و مدبر و …) کدام قیام و قعودی در حد اسماعیل خان و دوستم و عطا و صالح و مسعود به مشاهده رسید و نه از سوی جبهه‌های مقاومت شماره یک و دو کدام صدای تفنگ برخاست.

    نقش و حضور هزاره‌ها آنچنان بی‌رمق و بی‌رونق بود که طالبان رغبت نکردند به هیچ منطقه‌ای هزاره‌جات لشکرکشی کنند. تمام هزارستان بدون هیچگونه یورش یا اخطار قبلی، توسط عوامل ضعیف النفس حکومت تخلیه شد و سالم در اختیار طالبان قرار گرفت.

    به دلیل همین نقش حاشیه‌ای و تماشاچی، مواجه‌ی طالبان با هزاره‌ها آنقدر تحقیرآمیز بود که در اعلامیه‌ای عفو سران جمهوریت، از غنی و معاونش صالح نام برده شد؛ اما از معاون هزاره‌تبارش (دانش) حتی نام هم برده نشد!

    مسیح ارزگانی

  •  رئیس اداره زندان های طالبان: قطع دستان دزدان ضروری است

     رئیس اداره زندان های طالبان: قطع دستان دزدان ضروری است

    ملا نورالدین ترابی سرپرست اداره زندان های طالبان که در دوران حاکمیت قبلی این گروه بر افغانستان رئیس امر به معروف و نهی از منکر بود در گفتگویی با آسوشیتدپرس ضمن دفاع از عملکرد طالبان در دوران حاکمیت قبلی شان گفت قطع دستان دزدان برای امنیت ضروری است.

    او افزود که اداره طالبان در حال بررسی سیاستی است که اجرای حدود شرعی در حضور عام باشد و یا خیر.

    این گروه قبلا بسیاری از مجازات های شرعی را در ملا عام مانند غازی استادیوم کابل انجام می داد.

    ملا ترابی گفت “همگی ما را به خاطر اجرای حکم در استادیوم نقد می کنند در حالیکه ما هیچ موقع در مورد قوانین و مجازات های آنها چیزی نگفته ایم. هیچ کس به ما نمی تواند بگوید که قوانین مان باید چگونه باشد. ما از اسلام پیروی می کنیم و قوانین را براساس قرآن خواهیم ساخت.”

    ملا نورالدین ترابی که در لیست تحریم های سازمان ملل متحد قرار داد از بنیانگذاران گروه طالبان است که یک چشم و یک پای خود را طی جنگ های دهه 80 میلادی مقابل شوروی از دست داد.

    ترابی علاوه کرد که در حکومت فعلی آنها قضات به شمول قاضی های زن می توانند قضاوت کنند اما بنیان قانون افغانستان براساس قران خواهد بود.

    آسوشیتدپرس می نویسد زمانی که طالبان در سال 1996 بر افغانستان مسلط شدند، یکی از نخستین کارهای ملا نورالدین ترابی این بود که بر سر یک خبرنگار زن فریاد زد و او را از اتاقی که همه مردان بودند بیرون کرد؛ سپس به صورت مردی که به این اقدام او اعتراض کرده بود سیلی محکمی زد. ملا ترابی همچنین به خاطر از بین بردن نوارکاست های موسیقی از داخل موترها و یا خانه ها در آن زمان معروف است. ورزش ممنوع شده بود و نیروهای تحت امر ملا نورالدین ترابی کسانی که ریش هایشان را کوتاه می کردند کتک می زدند، و مردان را پنج بار در طول روز مجبور به رفتن به مساجد برای خواندن نماز می کردند.  

    اما هم اکنون ملا نورالدین ترابی در گفتگوی تازه اش با خانم «کتی گانون» خبرنگار زن آسوشیتدپرس می گوید “ما نسبت به گذشته تغییر کرده ایم.”

    او افزوده است که طالبان اکنون به تماشای تلویزیون، داشتن موبایل و عکس و فیلمبرداری اجازه می دهد زیرا این ابزار هم اکنون یک ضرورت است، و از طرفی نیاز طالبان برای انتشار پیام هایشان را نیز برطرف می سازند.

  • وزیر دفاع طالبان بر اصلاح سر و صورت افراد طالبان تاکید کرد

    وزیر دفاع طالبان بر اصلاح سر و صورت افراد طالبان تاکید کرد

    ملا محمد یعقوب فرزند ملا محمد عمر که هم اکنون سرپرستی وزارت دفاع طالبان را بر عهده دارد در نخستین پیام خود که ذبیح الله مجاهد سخنگو و معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان آن را باز نشر کرده، با تاکید بر اصلاح سر و صورت افراد طالبان، گفته است در گذشته هر چه بود زمان جنگ علیه کفار بود اما حالا که نظام اسلامی برقرار شده است، طالبان مورد آزمایش سنگین تری قرار دارند تا رفتار و اخلاق اسلامی از خود نشان دهند و مورد تنفر مردم قرار نگیرند.

    ملا یعقوب همچنین به افراد طالبان هشدار داد که از گشت و گذار و تفریح و خوشگذارنی گروهی که از یک ولایت به ولایت دیگر با موترهای دولتی می روند یا از بازارها و نهادهای دولتی دیدن می کنند خودداری کنند.

    وی تاکید کرده که افراد طالبان باید تنها در محلات نظامی تعیین شده باقی بمانند.

    ملا یعقوب که تاکنون چهره اش به ندرت دیده شده است همچنین با انتقاد از افراد طالبان که با مقامات و رهبران این گروه عکس و فیلم می گیرند، گفته است که این گونه رفتارها نشانه «نه دیده گری» است و جواز شرعی و اخلاقی ندارد، در عین حال این رفتارها می تواند سبب افشا شدن رازهای دولتی گردد و دشمنان آنان از آنها سوء استفاده کنند.

    سرپرست وزارت دفاع طالبان گفت “شنیده ام افراد طالبان در برخی مناطق کسانی را به خاطر دشمنی کشته اند، این در حالیست که طالبان عفو عمومی اعلام کرده است و این شامل همه مخالفان می گردد.”

    ملا یعقوب تاکید کرده هر گونه تهدید و قتل افراد مخالف هدف های گروه طالبان است و چناچنه کسی با کسی دیگر مشکل شخصی دارد باید مشکل خود را از طریق محاکم اسلامی حل و فصل کند.

    او افزود که مخالفان گروه طالبان که در گذشته با آنها جنگیده اند و سبب کشته شدن افراد طالبان شده اند هم اکنون مورد عفو عمومی قرار گرفته اند و هیچ کس حق ندارد کسی را به خاطر مخالفت با طالبان به قتل برساند.

    این مقام ارشد طالبان علاوه کرد که حتی اگر کسی در زمان اقتدارش از اقارب طالبان را مانند پدر، برادر و یا خویش اقوام شان را در گذشته کشته باشد، در حال حاضر تنها مرجع فیصله کننده در این گونه موارد علما و محاکم اسلامی است.

    ملا یعقوب هشدار داد که با مخالفان فرمان عفو عمومی برخورد جدی خواهد شد.

    این در حالیست که از زمان روی کار آمدن طالبان، گزارش های متعددی از قتل مخالفان طالبان و برپایی محاکم صحرایی از مناطق مختلف کشور به گوش می رسد.  

  • زبان فارسی دری، ابزار قوی تمدن فارسی زبان ها

    زبان فارسی دری، ابزار قوی تمدن فارسی زبان ها

    اینکه بدانیم « زبان پارسی زبان ششم دنیاست،  زبان پارسی زبان دومین کلاسیک جهان است، زبان پارسی زبان دوم اسلام است،  زبان پارسی زبان دوم بهشت است، زبان پارسی زبان علم و فرهنگ است، زبان پارسی از ادبیات غنی برخوردار است، زبان فارسی ریشه‌ای باستانی دارد  و زبان پارسی زبان صحابه سلمان الفارسی رضی الله عنه (رح) صاحبی رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد» بدون شک غرور برانگیز است.

    همین طور باید دانست « زبان پارسی زبان امام ابوحنیفه (رح)،  زبان پارسی زبان امام بخاری (رح)، زبان پارسی زبان امام ترمذی (رح)، زبان پارسی زبان امام ابو داوود (رح)، زبان پارسی زبان امام نسایی (رح)، زبان پارسی زبان حسن بن شجاع بلخی (رح)، زبان پارسی زبان جعفر بن محمد الفریابی (رح)،  زبان پارسی زبان امام ابی ليث سمرقندی (رح)، زبان پارسی زبان مولانای بلخی ، زبان پارسی زبان امیر خسرو دهلوی ،زبان پارسی زبان حنظله بادغیسی، زبان پارسی زبان عبدالرحمن جامی ، زبان پارسی زبان حضرت بیدل دهلوی، زبان پارسی زبان ناصر خسروی بلخی ، زبان پارسی زبان عمر خیام نیشابوری، زبان پارسی زبان عطار نیشابوری ، زبان پارسی زبان صائب تبریزی ، زبان پارسی زبان ابوعبدالله رودکی ، زبان پارسی زبان سعدی شیرازی ، زبان پارسی زبان حافظ شیرازی ، زبان پارسی زبان سنایی غزنوی ، زبان پارسی زبان عنصری بلخی ، زبان پارسی زبان دقیقی بلخی ، زبان پارسی زبان رابعه بلخی، زبان پارسی زبان مخفی بدخشی، زبان پارسی زبان خليل الله خلیلی، زبان پارسی زبان عبدالقهار عاصی ، زبان پارسی زبان ابوسعید ابوالخیر ، زبان پارسی زبان اسعد گرگانی، زبان پارسی زبان رستم و سهراب ، زبان پارسی زبان کوروش بزرگ ، زبان پارسی زبان داریوش بزرگ ، زبان پارسی زبان فریدون ،زبان پارسی زبان رخسانه سغدی ، زبان پارسی زبان افراسیاب، زبان پارسی زبان کیکاووس ، زبان پارسی زبان کیومرث ، زبان پارسی زبان کیخسرو ، زبان پارسی زبان ابومسلم خراسانی ، زبان پارسی زبان شاه اسماعیل سامانی ، زبان پارسی زبان سلطان محمود غزنوی، زبان پارسی زبان يعقوب ليث صفاری

    زبان پارسی زبان نادرشاه افشار ، زبان پارسی زبان طاهر فوشنجی ، زبان پارسی زبان اقبال محمد لاهوری، زبان پارسی زبان تهمینه شاهدخت سمنگان

    زبان پارسی زبان خواجه عبدالله انصاری هیروی ، زبان پارسی زبان ابوعلی‌ سینایی بلخی پدر پزشک و فلسفه‌ای جهان و زبان پارسی زبان مولانای بلخی که امروز بدون توپ و تانک شرق و غرب جهان را فتح کرده” می باشد.

    زبان پارسی زبان ابوالقاسم فردوسی بزرگ که تاریخ خراسان و آریانای کهن را در کتاب مشهوری به نام شاهنامه نوشته می باشد.

    زبان پارسی زبان سعدی شیرازی که شعرش در دروازه‌ای سازمان‌ملل نوشته شده می باشد: بنی آدم اعضای یک دیگر اند.  

    زبان پارسی زبان امپراتوری هخامنشیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری اشکانیان، زبان پارسی زبان امپراتوری پارتیان، زبان پارسی زبان امپراتوری کیانیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری کوشانیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری يفتليان ، زبان پارسی زبان امپراتوری ساسانیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری طاهریان ، زبان پارسی زبان امپراتوری صفاریان ، زبان پارسی زبان امپراتوری سامانیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری غزنویان ، زبان پارسی زبان امپراتوری غوريان ، زبان پارسی زبان امپراتوری برمکیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری کرتیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری سلجوقیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری خوارزمشاهیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری تیموریان ، زبان پارسی زبان امپراتوری بابریان ، زبان پارسی زبان امپراتوری صفویان ، زبان پارسی زبان امپراتوری هوتکیان ، زبان پارسی زبان امپراتوری افشاریان ، زبان پارسی زبان امپراتوری درانيان ، زبان پارسی زبان آریانایی کهن است  و زبان پارسی زبان خراسان کهن است.  

    استاد خلیل الله خلیل در مورد زبان فارسی می گوید:« چه زیباست پارسی دری

    دل ماست پارسی دری . دری گـویــم، دری آن من است پارسی، ارث نیاکان من است»

    «زبانِ پارسـی قنــــد وُ شَــکرّ است، غزل‌هایش همَش خونِ جگرّ است، برایِ این‌که عشقَش لامَـکان است، تـمامِ عاشـــقانَش درّ بـــه درّ است، زبـانِ پـارســی قنـدِ و حــیات است، بـرایِ عاشـقانش شـاخِ و نــبات است، اگــر عاشـــق شَــوِی مانند حافظ، بــرایت پـارسی آبِ و نــجات است»

    اینکه در دنیا یکی از 225 میلیون انسانی هستید که فارسی سخن می گوید باید به خود افتخار کنید.

    استاد سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • کوچ اجباری مردم در دایکندی! محمد محقق: دایکندی در آستانه فاجعه انسانی است

    کوچ اجباری مردم در دایکندی! محمد محقق: دایکندی در آستانه فاجعه انسانی است

    حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان که زمانی مشاور امنیتی محمد اشرف غنی رئیس جمهور فراری افغانستان نیز بود در صفحه اجتماعی اش نسبت به وقوع یک فاجعه انسانی در شماری از قریه های ولسوالی گیزاب ولایت دایکندی هشدار داده است.

    آقای محقق نوشته است “به من اطلاع دادند که طالبان نیروی ضربتی شان را وارد مناطق «کندیر» و «دهن ناله» کرده اند و مردم هزاره را از مناطق حاصلخیز شان کوچ داده و زمین های شان را به طرفداران طالبان توزیع می کنند.

    وی افزوده است که به مردم این مناطق تا ساعت 2 بعدازظهر امروز (پنجشنبه 1 میزان) مهلت داده شده تا مناطق را ترک کنند در غیر این صورت با برخورد نظامی مواجه می شوند.

    آقای محقق همچنین مکتوبی منسوب به «امین الله زبیر» والی طالبان در ولایت دایکندی را باز نشر کرده که در آن به ولسوال گیزاب طالبان تذکر داده شده در صورت لزوم از نیروی نظامی علیه مردم به کار گرفته شود.

    در مکتوب موصوف آمده است که اگر ساکنان محل نسبت به این اقدام اعتراضی دارند می توانند پس از ترک محل به محمکه طالبان مراجعه کنند.

    استاد محقق در این باره می گوید “این یعنی محکمه طالبان اول فیصله می کنند بعد بررسی، در صورتی که مطابق احکام قضایی در صورتی که ملکی از کسی گرفته می شود باید اول حکم محکمه صادر گردد.”

    آقای محقق این اقدام طالبان را اقدامی ظالمانه و خلاف شرع و یک جنایت بشری عنوان کرد.

    رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان از گروه طالبان و سازمان ملل متحد خواست تا کوچ اجباری و ظالمانه مردم در دایکندی متوقف گردد تا از بروز یک فاجعه انسانی در آستانه فرارسیدن زمستان جلوگیری بعمل آید.

    مکتوبی منسوب به والی طالبان در دایکندی که آقای محقق آن را بازنشر کرده است
    مکتوبی دیگر منسوب به طالبان که آقای محقق بازنشر کرده است
    تصاویری از مناطق یاد شده که آقای محقق منتشر کرده است
  • عذری بدتر از  گناه/چرا امریکا همیشه اشتباه می کند

    عذری بدتر از گناه/چرا امریکا همیشه اشتباه می کند

    پس از حدود یک ماه سرانجام جنرال مک کنزی، فرمانده ستاد مرکزی آمریکا پس از کشته شدن غیر نظامیان از جمله هفت کودک در حمله بر منزل مسکونی در کابل اعتراف کرد و گفت: این حمله هوایی آمریکا یک اشتباه فاجعه آمیز بود. وی تأیید کرد: هیچ جنگجوی داعش ولایت خراسان در محل حمله حضور نداشت.

    آمریکا طی بیست سال گذشته اشتباهات نابخشودنی در افغانستان مرتکب شده است. حمله بر مراسم عروسی در ارزگان، دستگیری و زندانی کردن شماری از شهروندان بدون دلیل روشن( نقض ماده ۷ میثاق حقوق مدنی و سیاسی)، شکنجه اسرا( نقض کنوانسیون منع شکنجه)، نقض حقوق بشر و کشتار اعضای یک روستا در پنجوایی قندهار، از محورهای اصلی اشتباهات نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان به شمار می روند. اما در این میان، عمده ترین اشتباه قصر سفید حمایت تمام قد از دولت فاسد و بی ریشه اشرف غنی بود که در نهایت هم باعث دربدری مردم افغانستان و هم موجب شکست آمریکا شد. آمریکا هیچ گاه مطالبات حقیقی مردم افغانستان و نقدهای دقیق و علمی نخبگان را نشنید بلکه همواره به دروغ ها و نیرنگ های غنی و اطرافیانش گوش و عمل کرد. غنی یک روز قبل از سقوط کابل نیز به آنتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا از سیاست فریب و دروغ استفاده کرد و به او اطمینان داد که کابل سقوط نمی کند. سیاست فریب، فساد و دروغ طی سالیان اخیر از ویژگی های اصلی حکمرانی در کابل بود. بازرس ویژه آمریکا بارها از فساد گسترده در روند حکمرانی کابل پرده برداری کرد، اما سران کاخ سفید نخواستند بر حاکمان فاسد و متعصب کابل فشار وارد کنند تا از غارت بیت المال و سرمایه های مادی و معنوی مردم افغانستان دست بردارند.

    سران کابل همواره تلاش کردند واقعیت ها را وارونه جلوه دهند، حقایق را تحریف کنند و در باره فضای سیاسی، امنیتی و اقتصادی و حتی افراد و اقوام افغانستان، گزارش های غیر واقعی در اختیار سیاست گذاران و بویژه استخبارات آمریکا قرار دهند. به همین دلیل روز به روز فاصله میان مردم و حکومت متقلب و فاسد غنی افزایش یافت. دریافت گزارش از منابع غیر موثق و گماشتگان آمریکا در روزهای اخیر سبب شد که آمریکا به جای داعش مناطق مسکونی و غیر نظامیان را در مجاورت میدان هوایی کابل هدف قرار دهد و فاجعه ی دیگر را رقم بزند. اکنون نه تنها عذرخواهی آمریکا از مردم افغانستان و خانواده های قربانیان،کفایت نمی کند بلکه باید ضمن جبران غرامت، گزارش دهندگان، آمران و عاملان این فاجعه مورد تحقیق همه جانبه قرار گیرند.

    داکتر نظری

  • بیماران در غور بجای پرداخت پول برای دارو، مرغ و تخم مرغ می دهند

    بیماران در غور بجای پرداخت پول برای دارو، مرغ و تخم مرغ می دهند

    عبدالحی تابش فعال مدنی در ولایت غور ضمن تایید این خبر به خبرنگار خبرگزاری رها می گوید بیمارانی که از مناطق دور دست این ولایت به مراکز درمانی در مرکز ولایت مراجعه می کنند به دلیل نداشتن پول نقد برای پرداخت فیس پزشکان و یا خرید دارو، مواشی خود را به شمول مرغ، تخم مرغ و یا قوروتی می دهند.

    آقای تابش علت اصلی این موضوع را فقر و بیکاری و کمبود نقدینگی مردم عنوان می کند.

    چندی پیش هم گزارش های ضد و نقیضی از ولایت غور منتشر گردید که گویا برخی از دختران خردسال به نکاح  افراد بزرگسال در بدل مواشی در آمده اند.

    خبرنگار رها می گوید که تلاش زیادی کرده تا نظر مسئولین صحت عامه و یا اداره محلی غور را در این رابطه جویا شود اما موفق نشده است.  

    در همین حال آگاهان اجتماعی نیز می گویند وضع موجود در حکومت طالبان روز به روز وخیم تر می شود و اقتصاد مردم نیز در حال فروپاشی است.

    محمد رضایی، آگاه امور در ولایت هرات گفته که مردم در حال حاضر در شرایط بد اقتصادی زندگی شان را دنبال میکنند و دامنه ی این وضع بیانگر آینده سیاه در جامعه می باشد.

    او می افزاید اگر مردم امروز مواشی شان را به فروش رسانند، امکان دارد فردا فرزندان شان را به دلیل مشکلات اقتصادی به فروش برسانند.

    وی علاوه می کند مردم از این وضعیت بی نهایت خسته و آشفته هستند و این اوضاع برای تمام اقشار جامعه به ویژه قشر آسیب دیده موجب یاس و ناامیدی شده است.

    رضایی تاکید می کند مولوی محمد حسن آخوند رئیس دولت طالبان باید در این شرایط احساس و بحرانی به نگرانی های موجود مردمی توجه کند تا این مشکلات کمتر شود.

    با به روی کار آمدن طالبان و سقوط دولت قبلی، دارایی های افغانستان در خارج از کشور مسدود گردید. پیش تر بانک مرکزی افغانستان به رهبری طالبان از آمریکا خواسته بود تا دارایی های نقدی افغانستان را آزاد کند در غیر این صورت اقتصاد افغانستان در خطر فروپاشی قرار دارد.

  • پرسش هایی که آقایان امرالله صالح، بسم الله محمدی و ضیاء سراج باید پاسخ دهند!

    پرسش هایی که آقایان امرالله صالح، بسم الله محمدی و ضیاء سراج باید پاسخ دهند!

    تسلط کامل طالبان بر افغانستان آن هم در یک بازه زمانی کم سبب تعجب بسیاری از شهروندان افغان و مردم جهان شد.

    بسیاری از کارشناسان و آگاهان امور در زمان غنی از عقب نشیتی تاکتیکی نیروهای امنیتی و دفاعی که به دستور ارگ انجام می شد گلایه داشتند اما کسی آن را جدی نمی گرفت.

    رزاق مامون، کارشناس مسائل سیاسی، در مطلبی منتشر شده در فیس بوک خود می گوید آقایان امرالله صالح، معاون اول رئیس جمهور پیشین، بسم الله محمدی، وزیر دفاع پیشین دولت غنی، و ضیاء سراج، رئیس عمومی امنیت ملی، باید به برخی پرسش ها پاسخ دهد.

    وی می نویسد:«شما ها که همیشه داد از مجاهدت و رهرو بودن قهرمان ملی شهید احمدشاه مسعود(رح) می زنید، لطفا به پرسش های ذیل پاسخ ارایه نمایید:

    ۱- چرا زمانیکه ولسوالی ها و ولایات یکی پی دیگر توسط غنی و محیب سقوط داده می‌شد شما ها سکوت اختیار کردید که گویایی هیچ گپی نیست.اگر خبر داشتید چرا سکوت کردید؟ پس اگر خبر نداشتید چرا ؟ چون شما یکی تان مغز متفکر اطلاعات کشور خود را قلمداد میکنید، دیگر تان مجاهد کبیر که بارها بخاطر دفاع از خون سربازان میهن قسم یاد کردید و دیگر تان هم مسوول ع خاد کشور بودید چه شده بود شما ها را که شاهد ریختن خون هزاران سرباز میهن و تسلیمی کندک ها، ولایات و قول اردوها کشور بودید؛ اما لب تر نکردید، چرا ؟

    ۲- اگر می‌گوید ما از همه چیز خبر داشتیم؛ اما کاری از دست ما پوره نبود، پس چرا منحیث رهرو قهرمان ملی کشور مردانه وار استعفا ندادید ؟چون در قاموس رهروان قهرمان ملی بی همتی، رعب و مادی پرستی جای ندارد.

    ۳- خوب گیریم تا اینجایی کار شما ها بی گناه بودید، زمانیکه اشرف غنی احمدزی خاین با دار و دسته مفسد اش از ارگ فرار کردند، چرا شما ها حالت اضطراری اعلان و نظر به قانون اساسی سرپرستی ریاست جمهوری را تصاحب نکردید و یا ساده‌تر چرا حکومت نظامی را به رهبری بسم الله خان اعلان نکردید ؟جالب این است که طالب نا رسیده به دروازه های کابل یکی تان با موتر شخصی به پنجشیر فرار کردید، دیگر تان به دوبی و دیگر تان هم در کابل پنهان شدید چرا ؟ حتما زیر کاسه نیم کاسه ای است، در غیر آن جواب ملت را دهید.

  • طالبان باقی اعضای کابینه خود را معرفی کرد

    طالبان باقی اعضای کابینه خود را معرفی کرد

    طالبان 16 سنبله دولت موقت جدید خود را اعلام و بیشتر اعضای کابینه آن را معرفی کرد که در فهرست اعضای کابینه هیچ عضو غیرطالبان دیده نمی شد.

    وزارت های صحت عامه و تجارت از جمله وزارت خانه هایی بود که در آن تاریخ سرپرست هایشان توسط طالبان معرفی نگردیده بود.

    ذبیح الله مجاهد سخنگوی این گروه اما امروز (سه شنبه 30 سنبله) باقی مانده اعضای کابینه را اعلام کرد که براساس آن «قلندر عباد» جانشین وحید مجروح می گردد، و «نورالدین عزیزی» به عنوان سرپرست وزارت تجارت تعیین گردیده است.

    وحید مجروح در دولت اشرف غنی نیز سرپرست وزارت صحت عامه بود که اما پس از سقوط دولت از کابل خارج نشد و به ادامه وظیفه اش پرداخت.  

    «عبدالباری عمر» و «محمد حسن غیاثی» به عنوان معاونان قلندر عباد در وزارت صحت عامه تعیین شده است. قلندر عباد از پنجشیر است.

    همچنین ذبیح الله مجاهد، «حاجی محمد بشیر» باشنده بغلان و «محمد عظیم سلطان زاده» را به عنوان معاونان نورالدین عزیزی در وزارت تجارت معرفی کرد.  

    طبق اعلام جدید گروه طالبان، «نظرمحمد مطمئن» به عنوان سرپرست کمیته ملی المپیک و «محمد فقیر» به عنوان سرپرست اداره احصائیه مرکزی از سوی این گروه انتخاب شده است.

    دیگر تعیینات طالبان که امروز توسط ذبیح الله مجاهد اعلام شد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    ملا محمد ابراهیم به عنوان معین امنیتی وزارت امور داخله، غلام غوث به عنوان معین وزارت ضد حوادث، لطف الله خیرخواه به عنوان معین مسکلی وزارت تحصیلات عالی، ارسلا خروتی به عنوان معین وزارت مهاجرین، محمد گل و گل زرین کوچی به ترتیب به عنوان معاونان اول و دوم وزارت سرحدات و قبایل، مجیب الرحمان به عنوان معین وزارت انرژی و برق و نجیب الله به عنوان رئیس اداره انرژی اتمی افغانستان.

    ذبیح الله مجاهد که در یک نشست خبری امروز (سه شنبه) این افراد را معرفی می کرد گفت برای معرفی این افراد تا حد زیادی تخصص افراد مد نظر گرفته شده است و تلاش شده تا کابینه همه شمول تعیین گردد.

  • قضاوت تاریخ در مورد اشرف غنی

    قضاوت تاریخ در مورد اشرف غنی

    با گذشت بیش از یک ماه، هنوز اشرف‌غنی برای بخشی از جامعه محبوبیت و مقبولیت دارد، او فرد متفکری بود و هست، خدمتی که به جامعه‌ای قبیله‌ای افغانستان کرد، با هیچ حکم‌روایی قابل ملاحظه نیست. او بارها گفته بود فصل ناتمام امانی را تمام می‌کند، حالا می‌بینیم که چنان‌هم کرد، شاید بیشتر از چیزی که انتظارش می‌رفت.

    امان‌الله با معاهده راولپندی، مرز دیورند را به رسمیت شناخت تا بتواند بدون دغدغه بر این ممکلت شاهی کند، اینکه چرا و چگونه از قدرت افتاد تاریخ قضاوت می‌کند، اما اشرف‌غنی خوب تفسیر کرد و فصلی را که امان‌الله نتوانست خوب تمام کند، او با تقدیم تمام کشور به غلجائی‌ها و درانی‌ها تمام کرد.

    طی ۷ سال ریاست جمهوری، نزدیک‌ترین افراد به کاخ را مات کرد، عده‌ای هم ناخواسته با توطئه‌ای که شاید انتظارش را نمی‌داشتند با پول و سمت‌های سمبولیک معامله کردند تا اشرف‌غنی بتواند در طرح خود کامیاب شود، طرحی که بر اساس آن تمام کشور را دو دستی به قبیله‌ای خویش داد و تمام اقوام را زیر دستان جبارگونه‌ای عبدالرحمنی قرار داد.

    اکنون، اندک تاجیک‌ها در آخرین سنگرهای آزادی می‌جنگند و تمام دارایی، پایگاه و جایگاه خود را از دست رفته می‌بینند، هزاره‌ها انتظار دارند تا لیسه‌ای معرفت و دانشگاه ابن‌سینا باز بماند و مذهب‌شان رافضی نامیده نشود، ازبیک‌ها که هویت و زبان‌شان را احتمالا از دست رفته فکر می‌کنند در اندیشه انتقام نگرفتن از ایشان بابت کشتار دشت لیلی هستند و روشن‌فکران پشتون‌هم یا سکوت و فرار کرده و یا هم از داخل و خارج برای این فصل امانی-احمدزایی هورا هورا می‌گویند.

    توپ بازی در جایی است که غنی می‌خواست، ما در مکتب کمتر تاریخ واقعی خواندیم، شکی نیست، تاریخ برای فرزندان ما از اشرف‌غنی به عنوان یک قهرمان و با پسوند (بابا) داستان‌سرائی کند که توانسته افغانستان را با همکاری برادران خود از چنگال و تسلط ده‌ها کشور نجات دهد، همین‌طور هم می‌شود، این را هم تاریخ به ما یاد داده است.

    اگر با توجه به این‌همه، باز به متفکر بودن اشرف‌غنی شک کنیم، به‌خود جفا کرده‌ایم، مجله پروس‌پکت او را ناحق متفکر دوم معرفی کرد، او با کارکردهای خود ثابت کرد که متفکر اول جهان است، این‌که ما تجربه دیپلماتیک نداریم گناهش با غنی نیست. اشرف‌غنی بارها این را به ما ثابت کرده است.

    کابل ویس

  • حقایقی افشا شده درباره کابینه طالبان/ 20 عضو کابینه طالبان شاگرد مدرسه حقانیه پاکستان بوده اند

    حقایقی افشا شده درباره کابینه طالبان/ 20 عضو کابینه طالبان شاگرد مدرسه حقانیه پاکستان بوده اند

    مولانا «یوسف‌شاه» سخنگوی مدرسه «دارالعلوم حقانیه» پاکستان در تازه‌ترین سخنان خود اعتراف کرد که حداقل هشت عضو کابینه طالبان از شاگردان مولانا «سمیع‌الحق» و از اعضای مدرسه حقانیه هستند. وی در گفتگو با بی‌بی‌سی پشتو، ملا «نورمحمد ثاقب»، ملا «عبدالباقی حقانی»، ملا «نجیب‌الله حقانی»، «عبداللطیف منصور» و شیخ «عبدالحکیم حقانی» را تربیت یافتگان دارالعلوم حقانیه دانست که اکنون وارد کابینه طالبان شده‌اند.

    سوال این است که مدرسه دارالعلوم حقانیه کجاست و متعلق به کیست؟

    مدرسه دارالعلوم حقانیه در منطقه «اکوره ختگ» در ایالت «خیبر پشتونخوا» پاکستان واقع شده است. این مدرسه، شعبه دوم بخش عقیدتی- سیاسی ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان به شمار می‌رود که در قسمت افغانستان فعالیت می‌کند. مولانا سمیع‌الحق که به پدر معنوی طالبان شهرت داشت و سه سال پیش در یک بازی استخباراتی در راولپندی کشته شد، مسئول روابط مدرسه حقانیه با ارتش و سازمان آی.اس.آی بود. برای تکمیل اطلاعات این را هم اضافه کنم که شعبه اول بخش عقیدتی- سیاسی سازمان آی.اس.آی «جامع بنوریه» کراچی است که در حوزه کشمیر فعال است. 

    دارالعلوم حقانیه که مبلغ عقاید تند جنبش «دیوبندی» است، در روزهای نخست جدایی پاکستان از هند توسط مولانا «عبدالحق» با حمایت ارتش تازه‌تأسیس پاکستان بنیان گذاشته شد تا عقبه جنگ علیه هند را تشکیل دهد. در واقع، مدرسه دارالعلوم حقانیه چهل روز پس از جدایی پاکستان از هند در ۲۳ سپتامبر سال ۱۹۴۷ تأسیس شد. از آن پس کمتر جنگی در کشورهای اسلامی رخ داده که ردپای از طلاب مدرسه دارالعلوم حقانیه دیده نشود. با توجه به محتوا و روش آموزش در این حوزه و همچنین سوابق طالبان آن، به مدرسه دارالعلوم حقانی، لقب دانشگاه جنگ و جهاد داده‌اند. به همین خاطر شبکه حقانی که شاخه نظامی دارالعلوم حقانیه است، به عنوان یکی از خطرناک‌ترین و با تجربه‌ترین گروه‌های شبه‌نظامی در جهان شناخته می‌شود. رابطه شبکه حقانی با دارالعلوم حقانیه چنان آشکار و علنی است که جلال‌الدین حقانی از فرماندهان سابق جهادی و بنیانگذار شبکه حقانی، پسوند خود را از مدرسه حقانی گرفته و در حال حاضر نیز بسیاری از اعضای طالبان با داشتن پسوند حقانی، به رابطه با دارالعلوم حقانی افتخار می‌کنند.

    به اعتراف سخنگوی مدرسه دارالعلوم حقانیه، در حال حاضر هشت تن از اعضای این مدرسه در کابینه طالبان حضور دارند اما سوابق اعضای کابینه طالبان نشان می‌دهد که نزدیک به ۲۰ تن از اعضای کابینه طالبان، عضویت مدرسه دارالعلوم حقانیه را دارند.

    شاید اکنون راز سفر غیرمترقبه و اضطراری ژنرال «فیض‌ حمید» رئیس سازمان آی.اس.آی را به کابل دانسته باشید. در روزهای نخست ورود طالبان به کابل که بحث روی تشکیل کابینه جریان داشت، پیروان ملا محمدعمر موسوم به شاخه عمری در مقابل زیاده‌خواهی شبکه حقانی و سازمان اطلاعات پاکستان ایستادند. سرکشی شاخه عمری و شخص ملا برادر از فرامین پاکستان، ناگزیر پای رئیس سازمان اطلاعات پاکستان را به کابل کشاند تا هم اختلاف بین طالبان را حل کند و هم از بابت اوضاع پنجشیر خاطرجمع شود. فیض حمید در سفر سه روزه به کابل، طالبان شاخه عمری را با تهدید و تطمیع متقاعد کرد که باید بخش بیشتر کابینه طالبان به اعضای مدرسه دارالعلوم حقانیه اختصاص بگیرد که چنین هم شد. وی همین‌طور طالبان را راضی کرد که مسئله پنجشیر را از طریق نظامی حل کنند که این اتفاق هم رخ داد و در ساعات آخر حضور فیض حمید در کابل، طالبان به پنجشیر حمله کردند.

    آنچه دیروز عمران خان نخست وزیر پاکستان از رایزنی با طالبان در مورد دولت فراگیر با حضور تاجیک‌ها، هزاره‌ها و ازبک‌ها، حرف زد، از نفوذ گسترده ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان در بین طالبان حکایت دارد. البته با این توضیح که سخنان عمران‌خان درباره دولت فراگیر در افغانستان نه به خاطر همراهی با اقوام افغانستان بلکه به منظور وارد کردن فشار بر طالبان به ویژه شاخه عمری است. در آینده موضوع سهیم کردن اقوام افغانستان در حاکمیت طالبان، یکی از ابزارهای فشار پاکستان علیه طالبان خواهد بود. به عبارت دیگر، هرگاه اسلام‌آباد احساس کند که طالبان به درستی از پاکستان اطاعت نمی‌کنند، موضوع سهیم کردن اقوام را در حاکمیت طالبان پیش می‌کشد تا از این طریق، طالبان را بیشتر به اطاعت وا دارد.

    مرادی

    گروه مجازی «گفت و گوی سیاسی»

  • حزب عدالت و توسعه و اردوغان را بهتر بشناسید!

    حزب عدالت و توسعه و اردوغان را بهتر بشناسید!

    حزب عدالت و توسعه (Adalet ve Kalkınma Partisi) در سال ۲۰۰۱م توسط رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور فعلی ترکیه تأسیس گردید. این حزب از بطن احزاب اسلامی که توسط نجم الدین اربکان فقید تاسیس شده بود، بیرون شده است. اهداف و شعار ابتدایی احزاب اسلامی در ترکیه بر گسترش و تطبیق نسبی احکام اسلامی، ارزش‌های محافظه‌کارانه و مفاهیم ملی استوار بوده که در نهایت بر نهادینه‌سازی ارزش‌های اسلامی با رنگ ملی‌‌گرایی در ترکیه متمرکز بوده است. در حقیقت، پس از تشکیل جمهوری ترکیه توسط مصطفی کمال اتاترک در سال ۱۹۲۳م، ارتش و قانون اساسی دولت ترکیه مبتنی بر جدایی دین از زندگی (سیکولریزم) بناء یافت. بناء احزاب اسلامی کمتر می‌توانند ظهور سیاسی نمایند، مگر این‌که به آرمان‌های اسلامی خویش الوداع بگویند. زیرا براساس قانون اساسی ترکیه، تمامی احزاب سیاسی باید در مطابقت با اصول سیکولاریزم به فعالیت خود ادامه دهد، و هرگاه یکی از احزاب سیاسی ارزش‌های سیکولار را نقض کند، حزب مذکور قادر به فعالیت در ترکیه نمی‌باشد.

    گروه واتس اپ «گفت و گوی سیاسی» در نوشته ای به قلم آقای جید، می نویسد نجم الدین اربکان، پدر سیاسی حزب عدالت و توسعه ترکیه، چندین احزاب سیاسی ایجاد کرد؛ اما احزاب وی یکی پی دیگری از سوی ارتش و قانون اساسی ترکیه ملغاء گردید. در نهایت اردوغان برای این‌که توانسته باشد کرسی‌های بیشتری را جهت کسب قدرت سیاسی بدست آورده باشد، با آرمان‌های دیرینه‌ی گروهی خود خداحافظی کرد؛ این یعنی پس از ایجاد حزب عدالت و توسعه، آجندای «اسلامی بودن» از خط‌مشی این حزب حذف گردید. سپس حزب عدالت و توسعه، دموکراسی محافظه‌کارانه، سیکولاریزم نرم، نظم لیبرال، بازار آزاد و اروپاگرایی را اساس پالیسی حزبی خود قرار داد که این امر یکی از عوامل پیروزی وی در انتخابات و اتکاء به قدرت سیاسی گردید. پالیسی‌های فوق امروزه توسط حزب حاکم دولت ترکیه در حال اجراء و تحکیم می‌باشد.

    به عبارت دیگر، اساسی‌ترین اهداف امروزی حزب عدالت و توسعه بر تقویت نهادهای دموکراتیک، ترویج ارزش‌های سرمایه‌داری-دموکراسی، پابندی به پالیسی‌های بانک جهانی (World Bank) و صندوق وجهی پول (IMF)، برآورده‌سازی شرایط اتحادیه اروپا (European Union) بمنظور کسب عضویت در آن اتحادیه و متبارز نمودن دولت ترکیه منحیث الگوی سیاسی برای جهان اسلام معطوف می‌باشد. این حزب راه رسیدن به اهداف فوق را از طریق تطبیق و ترویج دموکراسی محافظه‌کارانه ممکن دانسته که در آن سیکولاریزم نقش اساسی را بازی می‌نماید. و اسلام مانند سایر ادیان (عیسویت، یهودیت و هندویزم) نقش مذهب (Religion) را در ترکیه دارد که تنها در عرصه‌های عبادی، اخلاقی و فردی از سوی دولت فعلی تمثیل می‌گردد.

    چنان‎چه، خود اردوغان بارها طی مصاحبه‌هایی به صراحت اعتراف کرده است که دولت ترکیه یک دولت سیکولار بوده که در آن بجز دموکراسی محافظه‌کارانه (سیکولاریزم نرم) دیگر هیچ فکری جایی ندارد. وی حتی گفته است که هرگونه برچسب‌های «اسلامی بودن» بالای حزب عدالت و توسعه (AKP) منتفی می‌باشد. همچنان، حسین چلیک وزیر اسبق حزب عدالت و توسعه در واکنش به اسلامی پنداشتن حزب عدالت و توسعه به جدیت واکنش نشان داد. وی گفت: “زمانی‌که رسانه‌های غربی از حزب عدالت و توسعه –حزب حاکم جمهوری ترکیه– نام می‌برند، حرف‌های از قبیل «اسلامی»، «اسلامیست»، «اسلام معتدل»، «منحصر به اسلام»، «مبتنی بر اسلام» ویا «دارای آجندای اسلامی» به همرای آن سر داده می‌شود. باید تصریح کنم که چنین حرف‌ها نه تنها حقیقت نداشته بلکه مایه‌ی ناخشنودی ما می‌شود.” به همین‌ ترتیب، احمد داوود اوغلو، وزیر خارجه اسبق ترکیه، بارها اظهار داشته است که: “سیکولار و دموکرات بودن قوانین اجتماعی ترکیه در حال حاضر یک موضوع غیرقابل بحث است.” هم‌چنان، عمر چلیک، سخنگوی حزب عدالت و توسعه بیان کرد: “تنفیذ و جابجایی اسلام (دین) در قانون اساسی و در پالیسی حزب عدالت و توسعه وجود ندارد.”

    از سوی دیگر، براساس گزارش مجله اکانومست (Economist)، «هیچ یکی از احزاب اسلامی در ترکیه به اندازه حزب عدالت و توسعه میانه‌روتر و طرف‌دارتر غرب نبوده است. و این حزب به هدف کسب عضویت در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۲م به قدرت رسیده است.» به همین ترتیب، اردوغان، رهبر حزب عدالت و توسعه، در سال ۲۰۰۵م گفته بود: «حزب ما حزب اسلامی نیست و ما نیز برچسب‌های از قبیل مسلمان دموکرات را نیز رد می‌کنیم. آرمان اساسی ما رسیدن به دموکراسی محافظه‌کارانه است، نه اسلام!» نهاد بروکینز (Brookings) این را بیان می‌کند که اردوغان اصلاحات عمیقی را از لحاظ ایدیولوژیک در حزب خود آورد که کاملاً با روایت احزاب اسلامی قبلی مغایرت دارد. این گزارش هم‌چنان اضافه می‌کند که اساسی‌ترین آجندای حزب عدالت و توسعه کسب عضویت اتحادیه اروپا، نصب چهره‌های لیبرال و پراگماتیک در کرسی‌های بلند دولتی می‌باشد. این گزارش همچنان تصریح می‌کند که یکی از دلایل اساسی پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات ۲۰۰۲م اعمال همین استراتیژی بود.

    امروزه یکی از اهداف کلیدی حزب عدالت و توسعه تحقق‌بخشی به آرمان‌های مصطفی کمال اتاترک (تطبیق ارزش‌های سیکولار در ترکیه و ترویج آن به سایر سرزمین‌های اسلامی) می‌باشد. و اردوغان و تیم حاکم این ماموریت را با کمال احسان به پیش می‌برند. چنان‌چه وی در مراسم اکلیل‌گذاری به مقبره‌ی اتاترک از وی منحیث «مرد مبارز» و «نیک‌نام» یاد کرد. از سوی دیگر، با وجودی‌که حزب عدالت و توسعه با رد اسلام سیاسی و تمسک به غرب و ارزش‌های سیکولار توانست به قدرت سیاسی نایل گردد، اما این پیروزی به قیمت تقویت سیکولاریزم، استحکام ارزش‌های دموکراسی و آزادی‌ها و تسلیمی در برابر امریکا و غرب تمام گریدیده است.

  • مهاجم انتحاری فرودگاه کابل 11 روز قبل از حمله از زندان بگرام فرار کرده بود

    مهاجم انتحاری فرودگاه کابل 11 روز قبل از حمله از زندان بگرام فرار کرده بود

    حوالی ساعت 6 عصر روز پنجشنبه چهارم سنبله سال جاری یک مهاجم انتحاری وابسته به گروه تروریستی داعش واسکت انتحاری خود را در میان سیلی از جمعیت شهروندان که در تلاش برای رفتن به داخل میدان هوایی کابل بودند، در نزدیکی «دروازه اَبی» منفجر ساخت. در این حادثه بیش از 170 نفر جان خود را از دست دادند و بیش از یک هزار تن دیگر زخمی شدند.  

    گروه تروریستی داعش از طریق وبسایت ایماق ضمن بر عهده گرفتن مسئولیت این رویداد مرگبار، عکسی از مهاجم انتحاری منتشر کرد که هویت او را «عبدالرحمان» از ولایت لوگر عنوان می کرد.

    روزنامه «فرست پست» به نقل از مقام های اطلاعاتی هند نوشته است مهاجم انتحاری گروه تروریستی داعش به نام «عبدالرحمان» سکونت اصلی ولایت لوگر که حمله مرگبار بر میدان هوایی کابل را در تاریخ چهارم سنبله انجام داد، در تاریخ 24 اسد سال جاری (11 روز قبل از حمله) از زندان بگرام به دنبال سقوط دولت اشرف غنی آزاد شده بود.

    عبدالرحمان پیش از آن به مدت چهار سال در زندان بگرام تحت نظارت ماموران سازمان سیای آمریکا و نیروهای استخبارات افغانستان بود.

    مقام های استخباراتی هند می گویند که عبدالرحمان چهار سال پیش در سال 2017 پس از دستگیری در دهلی نو به مامورین سازمان سیای آمریکا در افغانستان تحویل داده شد که بازجویی های مامورین سیا در افغانستان و مامورین استخباراتی افغانستان از عبدالرحمان، بعدها منجر به کشته شدن شماری از اعضا و فرماندهان گروه تروریستی داعش توسط حملات هواپیماهای بی سرنشین گردید.

    عبدالرحمان در تاریخ 24 اسد سال جاری به همراه هزاران تن از زندانیان خطرناکی که در زندان بگرام حبس بودند از فرصت پیش آمده استفاده کرده و از آنجا فرار کردند.

    عبدالرحمان پیش از دستگیری دانشجوی انجینری در یکی از دانشگاه های دهلی نو در هند بود و پدرش نیز یک تاجر از ولایت لوگر است و اغلب مسافرت های کاری به هند داشت.  

    مامورین استخباراتی هند در سال 2017 عبدالرحمان را پیش از آنکه اقدام به یک حمله تروریستی در دهلی نو کند دستگیر و با اصرار مقام های سیا به مامورین این سازمان در افغانستان تحویل دادند.

    یکی از مامورین استخباراتی هند که روی دوسیه عبدالرحمان کار کرده بود می گوید: “خروج غیرمسئولانه آمریکا از افغانستان سبب شد تا صد ها تروریست ماهر آزاد شوند و به گروه های تروریستی شان مانند القاعده، داعش و یا دیگر گروه های ترویستی دوباره ملحق شوند.”

    او افزود: “در واقع یک دهه کار و تلاش در راستای مقابله با تروریسم به واسطه ناکامی آمریکا در حبس نگه داشتن زندانیان کلیدی در بگرام به هیچ تبدیل شد. عواقب این کار غیرقابل توصیف است.”

    مجله «صوت الهند» وابسته به گروه تروریستی داعش در جنوب آسیا نیز در چاپ هفته گذشته خویش تایید کرد که عبدالرحمان پیش تر توسط مامورین استخباراتی هند در دهلی نو دستگیر شده بود. او در آن زمان به دنبال انجام یک حمله تروریستی در دهلی نو بود که اما موفق نشده بود.  

    عبدالرحمان توسط رهبران گروه تروریستی داعش برای فرماندهی حمله تروریستی در دهلی نو انتخاب شده بود زیرا او به واسطه مسافرت های هر از گاهی که به دهلی بخاطر تجارت خانوادگی اش داشت با این شهر آشنا بود.

    منابع اطلاعاتی هند می گویند که عبدالرحمان ابتدا تحت عنوان دانشجوی انجینیری انستیتوت «نویدا» وارد دهلی نو شد. پس از چندین هفته اقامت در مهمانخانه انستیوت به آپارتمانی در محله «لاج پت نگر» نقل مکان کرد.

    اداره استخبارات خارجی هند (RAW) با مداخله اطلاعاتی موفق به اضافه ساختن یک مامور نفوذی در حلقه عبدالرحمان می شود که این مامور نفوذی در برابر عبدالرحمان مدعی می گردد می تواند عملیات تروریستی مورد نظر را با مهیا کردن مواد انفجاری و سربازگیری سرعت بدهد.  

    ماموریت این مامور نفوذی چندین هفته به طول انجامید و واحد مقابله با تروریسم اداره استخبارات هند نیز در تمام این مدت حرکات عبدالرحمان را زیر نظر داشتند تا اینکه او را دستگیر کردند.

    این مامور نفوذی، عبدالرحمان را قناعت داده بود که داوطلبان زیادی را برای انجام حملات انتحاری استخدام کرده و به آنها مواد منفجره کافی برای انجام حملات شان فراهم کرده است. این کار باعث شده بود تا عبدالرحمان در شبکه ارتباطی اش با فرماندهان ارشد داعش صحبت های زیادی در این خصوص کند که این خود راه را برای رهگیری فرماندهان داعش برای مامورین سیا هموار کرد.

    منابع هندی علاوه می کنند پس از دستگیری عبدالرحمان بجای آنکه روند محاکمه او در هند آغاز گردد تصمیم گرفته شد تا با پروازی ویژه او را به کابل بفرستند تا از این طریق، تحقیقات مامورین سیا تسهیل گردد.

    در زندان بگرام، مامورین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و مامورین اداره امنیت ملی افغانستان از او بازجویی های زیادی کردند که این بازجویی ها منجر به نابودسازی شماری از رهبران گروه داعش توسط هواپیماهای بی سرنشین آمریکا تا سال 2019 گردید.

    یک مقام استخباراتی هند می گوید: “معلوم نیست که از زمان فرار عبدالرحمان از زندان بگرام تا زمان انجام آن حمله مرگبار چه اتفاقاتی افتاده است. شاید او می خواسته انتقام بگیرد و یا شاید دوستانش به او گفته اند که باید کفاره گناهانش را که به واسطه اعترافات او شماری از فرماندهان و اعضای داعش کشته شدند را با این حمله پس بدهد.”

  • خلیل الرحمان حقانی با مشت به ملا برادر حمله کرده بود

    خلیل الرحمان حقانی با مشت به ملا برادر حمله کرده بود

    گزارش های مرتبط با کشته شدن ملا عبدالغنی برادر زمانی بیشتر قوت گرفت که ملا برادر در نشستی که طالبان با سران قطری در ارگ ریاست جمهوری داشتند حضور نداشت.

    محمد نعیم یک تن از سخنگویان گروه طالبان اما چهارشنبه شب (24 سنبله) یک فایل صوتی از ملا برادر منتشر کرد که در آن ملا برادر صراحتا به پرسش یک تن از اعضای گروه طالبان در خصوص زخمی و یا کشته شدنش پاسخ می دهد و می گوید که خبر کشته شدن او کاملا بی اساس است.

    ملا عبدالغنی برادر همچنین در این ویدیو به گزارش های دیگر مبنی بر وجود اختلاف میان طالبان می پردازد و می گوید که هیچ اختلافی میان سران طالبان وجود ندارد و همگی در شفقت کامل با هم بسر می برند.

    اما واقعا اصل ماجرا چه بود و چرا این گزارش ها مطرح گردید؟

    منابع نزدیک به طالبان می گویند در جلسه ای در ارگ ریاست جمهوری صحبت ها میان سران طالبان رو به تنش می رود و ناگهان خلیل الرحمان حقانی از روی صندلی اش بلند شده و به سوی ملا برادر حمله می کند و چندین مشت به او می زند.

    به دنبال آن، محافظان هر دو طرف فورا وارد درگیری مسلحانه با یکدیگر شده و شماری از آنان زخمی و کشته می شوند. گفته می شود که پس از آن ملا عبدالغنی برادر به قندهار می رود تا با ملا هبت الله آخندزاده رهبر این گروه دیدار کند.

    طالبان همواره گزارش های مرتبط با زخمی و یا کشته شدن ملا برادر را رد کرده است، و حتی بروز درگیری در ارگ را انکار می کند. اما از آنجایی که ملا برادر در ساختار دولت موقت طالبان مقامی به مراتب کمتر از ملا محمد حسن آخوند که چهره ای تقریبا ناشناخته برای بسیاری ها است را گرفته، این گمانه را قوی تر می کند که درگیری واقعا صورت گرفته است.

    لازم به ذکر است که پیش از اعلام دولت موقت طالبان، بسیاری ها انتظار داشتند که ملا عبدالغنی برادر به عنوان رئیس دولت معرفی گردد.

    احتمال می رود اصل درگیری میان خلیل الرحمان حقانی و ملا عبدالغنی برادر بر سر نحوه تشکیل دولت موقت باشد. براساس گزارش های متعدد از منابع مختلف، ملا برادر تلاش داشته تا دولتی همه شمول و فراگیر تشکیل گردد تا مورد قبول مردم و جامعه جهانی واقع گردد، در حالیکه براساس همان گزارش ها، حقانی ها اصرار بر حفظ دولت میان اعضای طالبان داشته اند.  

    همچنین سفر رئیس استخبارات پاکستان جنرال فیض حمید به کابل و دیدار با مقام های مختلف طالبان در پشت درهای بسته، آن هم درست سه روز قبل از اعلام دولت موقت طالبان این گمانه را بیشتر قوی کرد که گویا جنرال حمید اصرار بر این داشته تا سهمی چشمگیر به شبکه حقانی در ساختار دولت داده شود.

    با این وجود طالبان دولت موقت خود را در تاریخ 16 سنبله اعلام کرده و اعضای کابینه آن را نیز معرفی می کند که بر خلاف تصور جامعه جهانی و مردم افغانستان که گمان می بردند طالبان به دنبال کسب مشروعیت مردمی و بین المللی هستند و چاره ای جز تشکیل دولتی فراگیر ندارند، هیچ عضو غیر طالبان در کابینه آن دیده نشد. حتی آنها وزارت زنان را نیز حذف کرده و بجای آن وزارت «دعوت و ارشاد، امربه معروف و نهی از منکر» را اضافه کردند.

    در کابینه معرفی شده از سوی طالبان ظاهرا سهم خوبی به حقانی ها داده شده و هم اکنون سراج الدین حقانی رئیس شبکه حقانی به عنوان وزیر داخله، مولوی عبدالباقی حقانی وزیر تحصیلات عالی، نجیب الله حقانی به عنوان وزیر مخابرات و در نهایت خلیل الرحمان حقانی به عنوان وزیر مهاجرین معرفی شده اند.

    از سویی منابع اطلاعاتی گزارش هایی ارائه می کنند که گرچه سراج الدین حقانی به عنوان وزیر داخله منصوب شده است، اما قدرت میدانی زیادی در کابل دارد. اشخاصی مانند ملا عبدالحق وثیق که به عنوان رئیس استخبارات معرفی شده نیز از نزدیکان سراج الدین حقانی است.

    پولیس اف بی آی آمریکا درست یک روز پس از معرفی سراج الدین حقانی به عنوان وزیر داخله دولت موقت طالبان، جایزه اطلاعات منجر به دستگیری او را دو برابر کرده و به 10 میلیون دالر افزایش داد.

    خلیل الرحمان حقانی نیز توسط دولت آمریکا تحت تعقیب است و هر اطلاعاتی که منجر به دستگیری او شود 5 میلیون دالر جایزه دارد.

    از آن زمان (گزارش درگیری در ارگ) تاکنون نیز نقش ملا عبدالغنی برادر به کم رنگی رفته است، در حالیکه پیش از آن پای ثابت تمامی صحبت ها و مذاکرات از جانب طالبان، ملا برادر بود.

    در فایل تصویری که از او پخش شد تا گزارش های مرتبط با کشته شدن او را رد کند نیز دیده می شود که او با لحنی کاملا خسته و گویا از روی متن به پرسش ها پاسخ می دهد. حتی شاید این سوال نیز پیش بیاید که چرا طالبان در همان روز اول شایعات کشته شدن او، این فایل تصویری را از او منتشر نکردند.

  • ترامپ پس از شکست در انتخابات با طالبان توافقنامه ای محرمانه امضا کرده بود

    ترامپ پس از شکست در انتخابات با طالبان توافقنامه ای محرمانه امضا کرده بود

    «باب وود وارد» با همکاری یک خبرنگار به نام «روبرت کوستا» در کتاب تازه اش نوشته است که دونالد ترامپ رئیس جمهور قبلی آمریکا پس از آنکه در انتخابات ریاست جمهوری نتیجه را به جو بایدن واگذار کرد، توافقنامه ای محرمانه با گروه طالبان به امضا رساند که به موجب آن آمریکا متعهد بود تمامی سربازان خود را تا تاریخ 15 جنوری سال 2021 (26 جدی 1399) از افغانستان خارج کند.

    لازم به ذکر است که باب وودوارد نویسنده و خبرنگار آمریکایی در سال 1972 میلادی نیز نقش اصلی در فاش شدن ماجرای رسوایی «واترگیت» و استعفای ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا داشت.

    ترامپ این توافقنامه محرمانه را تنها هشت روز پس از شکست در انتخابات امضا کرده بود و تنها پنج روز قبل از آنکه دولت را به جو بایدن تحویل دهد مفاد آن باید اجرا می شد.

    باب وودوارد اما در کتابش می نویسد پس از آنکه مشاوران ارشد امنیتی ترامپ و مقام های ارشد نظامی از این توافقنامه اطلاع یافتند به سرعت با ترامپ دیدارهایی برگزار کرده و آن را لغو کردند.

    این توافقنامه که تاریخ آن 11 نوامبر سال 2020 است (8 روز پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا) به سرپرست وزارت دفاع آمریکا هدایت داده بود تا تمامی نیروهای نظامی از افغانستان و سومالیا تا تاریخ 15 جنوری سالی 2021 خارج گردند. (جو بایدن در تاریخ 20 جنوری کاخ سفید را از ترامپ تحویل گرفت)

    براساس کتاب، این توافقنامه سبب تعجب جنرال «مارک الکساندر میلی» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا و همچنین جنرال کریس میلر سرپرست وقت وزارت دفاع و رئیس کارکنان او «کاش پتل» شده بود.

    دیلی میل در این خصوص می نویسد جنرال مارک میلی در آن زمان با عصبانیت به کریس میلر و کاش پتل می گوید “واقعا مزخرف است. من فورا رئیس جمهور را می بینم، شما میایید یا نه.”

    جنرال مارک میلی سپس توافقنامه را به «رابرت او برایان» مشاور امنیت ملی ترامپ نشان می دهد که او نیز متعجب می گردد.

    برایان پیش دونالد ترامپ می رود و ترامپ به او می گوید که توافقنامه را امضا کرده است؛ اما برایان به ترامپ می گوید باید با اعضای تیم ارشد امنیتی اش فورا جلسه ای برگزار کند.

    پس از آن رابرت او برایان در جلسه ای با سران ارشد ارتش آمریکا می گوید: “به این موضوع رسیدگی کردیم؛ اشتباه شده بود و توافقنامه هم اکنون لغو شده است.”

    تمامی این اتفاقات در حالی رخ داده است که در کتابی دیگر از جنرال مارک الکساندر میلی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نقل شده بود که او ترس از «زوال عقل» دونالد ترامپ پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری دارد.

    دونالد ترامپ اما چندی پیش در واکنش به این گفته های مارک میلی، او را خائن خوانده بود.

    این گزارش در حالی مطرح می گردد که پس از خروج نظامی آمریکا از افغانستان، بسیاری ها از سیاست خروج جو بایدن از افغانستان انتقاد کردند؛ اما یکی از تندترین منتقدین آن دونالد ترامپ بود.

    ترامپ در واکنش به گزارش های مطرح شده مبنی بر دست یابی طالبان به تجهیزات نظامی آمریکا و ارتش افغانستان در توییتی نوشته بود طالبان هم اکنون بیش از 85 میلیارد دالر تجهیزات نظامی پیشرفته در اختیار دارند که تمامی آنها از پول مالیات مردم آمریکا به آنها داده شده است.

  • طالبان، کسب مشروعیت بین المللی و انتظار گام اول از سوی کشورهای منطقه

    طالبان، کسب مشروعیت بین المللی و انتظار گام اول از سوی کشورهای منطقه

    پس از خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان که براساس توافق صلح امضا شده میان امریکا و طالبان در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ در دوحه قطر صورت گرفت، رسانه ها و کارشناسان غربی تصویر وحشتناکی از آینده افغانستان ترسیم کردند. دیگر سهامداران جنگ و صلح در افغانستان اما به دقت سناریویی را طرح کرده اند که امیدوارند به صلح نه تنها در افغانستان بلکه در منطقه منجر شود. شاید برای اولین بار در طول چهار دهه اخیر باشد که کشورهای منطقه ای قدرتمند نظیر روسیه، چین، ایران و پاکستان دست به دست هم داده اند تا برای یک صلح پایدار در افغانستان و به دنبال آن توسعه منطقه ای تلاش مشترک کنند. برای این کشورها در حال حاضر صلح در افغانستان از اهمیت خاصی برخوردار است. 

    از سوی دیگر، رهبران طالبان اما بسیار محتاط عمل می کنند تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنند: رهبران طالبان تلاش می کنند به جامعه بین المللی اطمینان دهند که به حقوق زنان احترام می گذارند و زنان در جامعه اسلامی جایگاه شایسته ای دارند. غرب و رسانه های هندی اما تمایلی ندارند منتظر رهبران طالبان باشند تا ادعای خود را ثابت سازند. آنها همچنان عقاید افراط گرایانه طالبان در مورد زنان و حقوق بشر را بازگو می کنند.

    ورود بازیگران منطقه

    به نظر من افغانستان در سال های آینده ممکن است به یک مکان متفاوت و تغییر یافته تبدیل شود و دلیل اصلی آن هم مشارکت فعال بازیگران منطقه در این کشور می باشد مساله یی که در گذشته به چشم نمی خورد و امریکا به صورت یک جانبه در افغانستان حضور یافته بود و سرانجام هم ناکام این کشور را ترک کرد. نگاهی اجمالی به تاریخ معاصر افغانستان نشان می دهد پس از عقب نشینی و خروج نیروهای نظامی اتحاد جماهیر شوروی سابق از افغانستان در فبروری 1989 میلادی، سهامداران کشور جنگ زده افغانستان را تنها گذاشتند. دولت دست نشانده داکتر نجیب الله تنها توانست چهار سال دوام بیاورد و سرانجام در اپریل 1992 میلادی به طرز فجیعی و در حالی که از اداره موثر کشور و متحد ساختن گروه های مختلف مجاهدین درمانده شده بود، سقوط کرد.

    جنگ داخلی و ریاست جمهوری های کوتاه

     جنگ داخلی در افغانستان آغاز شد و تا زمان ریاست جمهوری سبقت الله مجددی در سال 1992 که تنها شصت و یک روز طول کشید، ادامه یافت. ریاست جمهوری برهان الدین ربانی اگرچه به طور رسمی نه سال و تا یازده سپتامبر 2001 میلادی طول کشید اما در عمل توسط طالبان به رهبری ملا عمر که بین سال های 1996 تا 2001 بیش از نود درصد خاک افغانستان را تحت سلطه خود درآورده بودند، تحت الشعاع قرار گرفت. در آن زمان تنها سه کشور پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی حکومت طالبان را به رسمیت شناختند. این انزوا در زمان خود برای طالبان بسیار سخت تمام شد و سرانجام با حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 و همکاری ائتلاف شمال رژیم طالبان سقوط کرد تا اینکه طی سال های بعد یک بار دیگر جان گرفت و داستان به جایی رسید که امروز می بینید.

    متاسفانه بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای همیشه به افغانستان به چشم یک میدان جنگ نگاه کرده اند. شهروندان افغانستان در یک وضعیت اجباری کشور و زادگاه خود را ترک کرده به کشورهای همسایه عمدتا ایران و پاکستان گریخته اند. ایران مهاجرین افغان را در کمپ ها نگهداری کرده است اما پاکستان اجازه زندگی به مهاجرین افغان در سراسر کشورش را داده است. در حال حاضر نسل سوم مهاجرین افغانستان در پاکستان زندگی می کنند. پاکستان اما به تازگی و پس از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان برای مدیریت خیل عظیم بی جاشدگان افغان تصمیم گرفته است کمپ هایی را در نقاط مرزی تاسیس کند.

    پاکستان همین طور از جامعه بین الملل خواسته است به تعهداتشان در قبال میزبانی از پناهجویان افغان واجد شرایط عمل کنند. در چهار دهه اخیر پاکستان میزبان نزدیک به چهار میلیون مهاجر افغانستانی بوده است.

    ورود از قبل تعیین شده طالبان به کابل

    رهبران طالبان تاکنون نتوانسته اند به گفته های خود عمل کنند. همین طور باید به تحلیل های جانبدارانه رسانه های غربی در مورد طالبان اشاره کنم: تحلیل هایی که می گوید طالبان افغانستانی هستند و نمی توان آنها را اشغالگران کشور نامید. براساس این تحلیل ها، طالبان حمایت کامل مردم خود در مبارزه با نیروهای خارجی را با خود دارند چون بدون حمایت کامل مردم محلی و بومی هیچ نیرویی نمی تواند در افغانستان موفق شود.

    علاوه بر این نباید فراموش کرد که طالبان به صورت بسیار منظم و برنامه ریزی شده وارد کابل شدند و پایتخت را تصرف نمودند. این گروه در تصرف ولایات دیگر مانند هرات، قندهار و بیشتر ولایات دیگر با کمترین مقاومت از سوی نیروهای امنیتی و دفاعی و مردم افغانستان روبرو شدند.

    پنجشیر که اکنون به مرکز مقاومت علیه طالبان تبدیل شده نیز از تصرف طالبان در امان نمانده است و اگرچه گفته می شود طالبان تنها بر جاده اصلی پنجشیر مسلط شده اند و بیشتر مناطق روستایی و کوهستانی آن در کنترل نیروهای مقاومت به رهبری احمد مسعود فرزند احمد شاه مسعود می باشد اما اینکه آیا احمد مسعود می تواند همچنان به عنوان یک تغییر دهنده بازی باقی بماند را گذشت زمان نشان خواهد داد.

    طالبان در اعلام کابینه سرپرست خود خیلی زمان صرف نکردند و تنها سه هفته پس از تصرف کابل کابینه را اعلام کردند.  این کابینه اما با اعتراضاتی از جمله عدم حضور زنان روبرو بوده است. رهبران طالبان اما اینک به دنبال جلب حمایت قدرت های منطقه و به طور  عمده چین و روسیه می گردند. طالبان از ناحیه پاکستان مطمئن هستند که اسلام آباد از صلح و ثبات در افغانستان حمایت  می کند. طالبان اگر موفق شوند حمایت کشورهای منطقه را به دست آورند و این کشورها حکومت طالبان را به رسمیت بشناسند، آنگاه به رسمیت شناخته شدن این گروه از سوی کشورهای دیگر و کسب مشروعیت لازم برای حکومت در افغانستان به مراتب آسان تر خواهد بود.

    بنابراین این بار تمام تلاش طالبان روی کسب مشروعیت و به رسمیت شناخته شدن منطقه ای متمرکز شده است و در این راستا پاکستان پیشرو هست. تلاش و دخالت پاکستان هم به این دلیل هست که هیچ کشوری جز افغانستان روی صلح و ثبات در پاکستان تاثیر نداشته است. به عبارتی باید گفت صلح و ثبات در پاکستان تحت تاثیر صلح و ثبات در افغانستان قرار دارد. 

  • پیروزی طالبان/ کوچ دادن پشتون های پاکستان به افغانستان و برهم زدن ترکیب قومی

    پیروزی طالبان/ کوچ دادن پشتون های پاکستان به افغانستان و برهم زدن ترکیب قومی

    با فرار اشرف غنی و سقوط حکومت وی تخلیه گسترده ای در افغانستان صورت گرفته است.

    به گزارش سرویس ترجمه رها نقل مکان از یک مکان به مکان دیگر یکی از ویژگی های فرهنگ پشتون است، چیزی که در «کابولیوالا»، شعری از رابیندرانات تاگور ارج گذاری شده است. کابولیوالا برنده جایزه نوبل شاعر بنگالی در عرصه ادبیات شد، رویدادی نادر برای یک نویسنده جنوب آسیا. کابولیوالا داستان یک میوه فروش به نام رحمت را روایت می کند که در کابل زندگی می کند: کابل زادگاه اوست اما رحمت هر ساله به کلکته می رود تا محصولاتش را بفروشد. وقتی در بنگال است به طور تصادفی یک دختر جوان بنگالی به نام «می نی» را می بیند، رحت با این دختر جوان بنگالی مانند دختر خوانده اش برخورد می کند چون وی یادآور دختر رحمت هست که در کابل جا گذاشته است.

    رحمت یک تجارت جانبی دارد. او وام هایی که توسط دوستان پشتونش داده می شود را جمع می کند. وی به خاطر برخی کارهایش روانه زندان می شود و چندین سال بعد عفو می گردد و از زندان آزاد می شود. بعد از رهایی از زندان دنبال «می نی» می گردد. وقتی موفق به پیدا کردن مکان زندگی این دختر می شود، دختر رحمت را به یاد نمی آورد و او را نمی شناسد. قلب رحمت می شکند. مفهوم داستان های کابولیوالا بر برخی از اقدامات که سبب سرگردانی پشتون ها شده تمرکز دارد. فروش میوه و اعطای وام سبب پراکندگی پشتون ها در تمام هند بریتانیایی شد به ویژه در مناطقی که در  ادامه بخشی از خاک پاکستان نام گرفت.

    جمعیت شناسان برآورد کردند جمعیت کل پشتون ها شصت تا هفتاد میلیون نفر می باشد که بخش عمده آن هم اکنون در پاکستان زندگی می کنند. از جمعیت سی و هشت میلیونی کنونی افغانستان نیز نزدیک به پانزده میلیون آن پشتون ها هستند که یک قوم اکثریت به حساب می آیند، به عبارت دیگر سی و نه درصد جمعیت کل افغانستان را پشتون ها تشکیل می دهند. در نیم قرن گذشته پشتون ها یک بار دیگر سفرهای دور را آغاز کردند. آنها به خاورمیانه رفتند و خانه و زیربنا ساختند.

    یک موج عظیم مهاجرت پشتون ها زمانی شکل گرفت که اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان حمله کرد. نزدیک به چهار تا پنج میلیون مهاجر در همان سال های اول در کمپ های مهاجرنشین که به کمک کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان ساخته شده بود و نوعی سرپناه موقت به شمار می رفت جابه جا شدند. این اقدام موثر نیفتاد و صدها هزار مهاجر افغانستانی از کمپ بیرون زدند و در شهرهای بزرگ پاکستان ساکن شدند و شهر کراچی که از قبل نیز جمعیت زیادی از پشتون ها را در سهراب گوث نزدیک بزرگترین شهرهای پاکستان در خود جای داده بود، مقصد عمده این تازه وارد ها شد. به هر صورت کراچی اکنون بزرگترین جمعیت پشتون دنیا را در خود جای داده و کابل و پیشاور را پشت سر گذاشته است.

    سیل مهاجرین افغان به امریکا

    ایالات متحده امریکا که پس از بیست سال جنگ در افغانستان سرانجام این کشور را ترک کرد انتظار ورود جمعیت زیادی از افغانستانی ها به امریکا را دارد چون ده ها هزار افغان در زمان حضور امریکا در افغانستان در بخش های مختلف با امریکایی ها کار کرده اند. طی دو هفته یعنی از پانزده آگوست که اشرف غنی رئیس جمهور پیشین افغانستان این کشور را ترک کرد تا سی جولای که آخرین انتقال نظامی امریکا از افغانستان صورت گرفت تخلیه بزرگی از افغانستان صورت گرفت. نزدیک به یک صد هزار شهروند افغان از افغانستان بیرون کشیده شدند و ده ها هزار نفر دیگر که تمایل به ترک کشورشان داشتند موفق به این کار نشدند. از سوی دیگر افغان هایی که در خارج زندگی می کنند تلاش دارند خویشاوندان خود را خارج کنند. مارک لندلر از نیویورک تایمز در گزارشی به روزنامه خود داستان خروج پدر و دایی سومیا تورا در بیست و چهارم آگوست از افغانستان را بازگو کرده است. سومیا تورا اولین محقق از منطقه رودز در عرصه افغانستان است که از ارتباطاتش با دانشگاه آکسفورد و موسسه مالی اریک اشمیت، میلیاردر سابق و مدیر اجرایی گوگل، استفاده کرد و پدر و دایی اش را از طریق یک پرواز نظامی غیر امریکایی از کابل بیرون کشید. خارج ساختن افغان ها یک سوی قضیه است و طرف دیگر داستان ساکن ساختن آنها می باشد. پاسخ در امریکا به ویژه در شهرهایی چون آریزونا و شهر ایالت فینیکس اما درد آور بوده است. این برخورد نامناسب با مهاجران به ویژه مهاجرین مسلمان از اعتراض واضح و آشکار دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین امریکا با مهاجرت به کشور مردم رنگین پوست نشات می گیرد. از سوی دیگر و براساس گزارشات اما در سراسر امریکا مردم این کشور از طیف های سیاسی مختلف ورود جمعیت کثیر افغانستانی هایی که طی بیست سال جنگ امریکا در افغانستان به امریکایی ها کمک کرده بودند را به کشورشان خوش آمد گفتند. بعد از جنگ ویتنام ورود این تعداد افغانستانی به امریکا یکی از بزرگترین جابه جایی ها بوده است.

    اگرچه بخش های زیادی از مرز افغانستان با پاکستان فنس کشی شده اما این فنس ها به راحتی شکسته می شوند، اتفاقی که پیشاپیش افتاده است. در حال حاضر سخت است بگوییم تسلط طالبان بر کل افغانستان چه تاثیری بر سیاست و اقتصاد پاکستان خواهد گذاشت. براساس گزارش یک روزنامه، مولانا فضل الرحمان که چند ماه پیش در یکی از پارک های کراچی کمپاینی برای برکنار دولت نخست وزیر عمران خان راه اندازی کرده بود، طی سخنانی پیروزی طالبان در نقاط مرزی را یک انقلاب موفق برای تغییرات سیاسی در پاکستان دانست. به گفته محمد امیر رعنا، مدیر انستیتوت پاکستانی برای مطالعات صلح در اسلام آباد، با پیروزی طالبان در افغانستان گروه های تروریستی ضد پاکستان تشویق خواهند شد و این تنها به آنجا ختم نمی شود. روایت های تازه در کشور ظاهر می شود که می تواند بحث های کنونی در مورد حکومت و جامعه و  نقشی که دین بازی می کند را تغییر دهد. در سال 2018 میلادی و پس از پیروزی عمران خان در انتخابات پاکستان، یک گروه چند مذهبی به نام تحریک لبیک پاکستان(تی ال پی) به مبارزه با پلیس برخاست و شهرهای پاکستان را راکت باران نمود. دلیل این اقدام تحریک لبیک پاکستان تبرئه شدن یک زن مسیحی در یک پرونده کفرآمیز بود. تظاهرات کنندگان یک بار دیگر به اقدام امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه در ستایش از یک معلم فرانسوی که توسط اسلام گرایان تندرو سر بریده شده بود، اعتراض کردند. در اپریل، عمران خان گروه تحریک لبیک پاکستان و رهبر  این گروه را تحریم کرد و موجی تازه از ناآرامی ها در پاکستان به راه افتاد.

    طالبان و لزوم همکاری با سایر اقوام و گروه ها

    اکنون که طالبا کنترل کابل را به دست گرفته اند در صورتی قادر خواهند بود یک دولت قوی و حضور مقتدرانه در افغانستان ایجاد کنند که آماده همکاری با گروه هایی که به روش متفاوت با طالبان فکر می کنند، باشند. یکی از این موضوعات نقش زنان در جامعه هست. تحولات سریع و غیرقابل پیش بینی که در پانزده آگوست در افغانستان رخ داد نگرانی های جدی در مورد آینده زنان در کشور ایجاد نمود. در پانزده آگوست رئیس جمهور پیشین افغانستان گریخت و طالبان وارد ارگ شد. گفته شد غنی با جمعی از دوستان نزدیکش که اعضای دولت وی نیز بودند با یک هلی کوپتر وارد  امارات متحده عربی شده اند. رئیس جمهور و همدستان نزدیکش در دولت آنچه قرار بود اتفاق بیفتد را پیش بینی می کردند. آنها دیدند که طالبان همانند دهه 1996 میلادی، یک بار دیگر کنترل دولت را در اختیار گرفتند. با فرار غنی ارتش افغانستان که توسط کمک های مالی و آموزش های نظامی و تجهیزات نظامی امریکا ساخته شده بود به یک باره متلاشی شد. در روزی که غنی از افغانستان فرار کرد طالبان وارد ارگ ریاست جمهوری شدند و رهبران طالبان یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار نمودند.

    وعده تغییر

    رهبران طالبان وعده سپردند به روشی متفاوت از پنج سال گذشته که در افغانستان در قدرت بودند کشور را اداره می کنند. طالبان تلاش کردند نشان دهند در برخورد با زنان تفاوت کرده اند: طالبان در گذشته شریعت اسلامی مورد تفسیر خود را بر زنان تحمیل می کردند. زنان به جز قرآن و سنت در هیچ زمینه دیگر حق تحصیل نداشتند. زنان بدون همراهی که محرم مرد حق بیرون رفتن از منزل را نداشتند. آنها مجبور بودند تنها در داخل خانه کار کنند و از سر تا پای خود را بپوشانند. این اقدامات طالبان واکنش های زیادی در خارج از افغانستان به همراه داشت و حتی افغان های لیبرال احساس ناتوانی کردند.

    آیا افغانستان به گذشته بر می گردد؟ تنها زمان به این سوال پاسخ می دهد!

  • خلیلزاد: فرار غنی روند انتقال قدرت را مختل کرد

    خلیلزاد: فرار غنی روند انتقال قدرت را مختل کرد

    زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان می‌گوید قرار بود بر اساس طرحی که ساعاتی پیش از سقوط کابل به دست طالبان، روی آن توافق صورت شده‌بود، تا دست‌یافتن به یک توافق در مورد حکومت آینده در افغانستان، اشرف‌غنی؛ رییس دولت پیشین همچنان به عنوان رییس ‌جمهور باقی بماند؛ اما او با فرارش از کابل، روند انتقال قدرت را مختل کرد.

    خلیلزاد در یک گفتگوی اختصاصی با روزنامه بریتانیایی فایننشیل‌تایمز گفته‌است دلیل این‌که طرف‌های افغان حاضر به مذاکره نشدند و یک جناح (حکومت افغانستان) سقوط کرد، مسئولیت ایالات متحده و مسئولیت او به عنوان نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان نیست. 

    خلیلزاد افزوده فرار اشرف‌غنی سبب شد تا طرح انتقال قدرت و عدم ورود طالبان به کابل ناکام بماند. به گفته او در حالی که پیش از ورود طالبان به کابل، توافق شده‌بود که تا زمان موافقت روی حکومت آینده، اشرف‌غنی در سمت‌اش باقی بماند.

    خلیلزاد گفته‌است هرچند طالبان به دروازه‌های کابل رسیده‌بودند؛ اما بر اساس این طرح، قرار بود آنان تا دو هفته و تا زمان ایجاد یک توافق در مورد حکومت آینده منتظر بمانند.

    خلیلزاد همچنین گفته‌است او هیچگاه تصور نکرده‌بود که اشرف‌غنی قصد فرار از کابل را دارد.

    به گفته او، فرار غنی باعث شده تا نیروهای امنیتی در کابل وظایف‌شان را ترک کنند که این کار به ورود طالبان به شهر منجر شد.

    زلمی خلیلزاد در ادامه گفته‌است: «طالبان [به ما] گفتند که آیا اکنون شما مسئولیت تامین امنیت کابل را بر عهده می‌گیرید؟… شما می‌دانید که چه اتفاق افتاد، ما نمی‌توانستیم مسئولیت امنیت کابل را بگیریم.»

    او همچنین گزارش‌ها مبنی بر این‌که گویا واشنگتن به طالبان اجازه ضمنی یا صریح برای تصرف ارگ ریاست جمهوری را در تاریخ ۱۵ آگست داده‌بود را رد کرده‌است.

    خلیلزاد با اشاره به نقش خود در پایان‌بخشیدن به جنگ ۲۰ ساله امریکا در افغانستان و آنچه منجر به سقوط حکومت افغانستان شد، گفت هر آنچه در توان داشته برای پیشبرد ماموریت‌اش به بهترین شکل آن انجام داده‌است.