دسته: برگزیده ها

  • چرا ملا هبت الله آخندزاده، ملا یعقوب و سراج الدین حقانی خود را مخفی کرده اند؟

    چرا ملا هبت الله آخندزاده، ملا یعقوب و سراج الدین حقانی خود را مخفی کرده اند؟

    یک ماه از سقوط دولت اشرف غنی و کنترل نظامی طالبان بر افغانستان می گذرد، و با وجود آنکه طالبان از دولت موقت جدید و اعضای کابینه آن رونمایی کرده، اما همچنان سه تن از چهره های ارشد این گروه ملا هبت الله آخندزاده، سراج الدین حقانی و ملا یعقوب در سایه بسر می برند.

    سراج الدین حقانی که به عنوان وزیر داخله طالبان معرفی شده از سوی پولیس اف بی آی آمریکا تحت تعقیب است و آن طور که پولیس آمریکا اعلام کرده هر گونه اطلاعاتی که منجر به دستگیری مستقیم سراج الدین حقانی گردد 10 میلیون دالر پاداش دارد.

    سراج الدین حقانی فرزند جلال الدین حقانی بنیانگذار شبکه حقانی و فرمانده فعلی این شبکه است؛ اما ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان چندی قبل و با انتقاد از افزایش جایزه دستگیری سراج الدین حقانی توسط پولیس اف بی آمریکا اعلام کرد که آقای حقانی عضوی از گروه طالبان است و او با هیچ نام و یا وابستگی دیگری شناخته نمی شود.

    آقای مجاهد افزایش جایزه برای دستگیری سراج الدین حقانی را خلاف توافق دوحه میان طالبان و آمریکا عنوان کرد و خواهان حذف نام حقانی و دیگر اعضای طالبان از لیست تحریم ها و تحت تعقیب ها شد.

    براساس برخی گزارش ها، گفته می شود که سراج الدین حقانی طی چند روز گذشته به شهر «کویته» پاکستان رفته بوده و شب گذشته (چهارشنبه 24 سنبله) به کابل بازگشته است. حقانی عضو شورای پشاور طالبان نیز است.

    مکان بود و باش ملا هبت الله آخندزاده قاضی القضات طالبان و رهبر این گروه نیز تاکنون نامشخص است زیرا او نه در کابل و نه در قندهار دیده شده است. پیش تر حتی گزارش هایی مطرح شده بود که گویا ملا هبت الله آخندزاده در قید حیات نیست اما طالبان به این گزارش ها واکنش نشان داده و گفتند که رهبر این گروه زنده است و در زمان مناسب حضور پیدا خواهد کرد. گرچه طالبان مرگ ملا محمد عمر بنیانگذار این گروه را نیز برای مدت دو سال پنهان کرده بودند و زمانی که اداره امنیت ملی افغانستان در سال 1394 اعلام کرد که ملا محمد عمر تقریبا 2 سال پیش در شفاخانه ای در شهر کراچی فوت کرده است، پس از چندی این خبر را تایید کرده و علت مرگ او را «قضای الهی» عنوان کردند. طالبان طی این دو سال حتی بیانیه هایی نیز به نقل از ملا محمد عمر در ایام مختلف منتشر می کردند.

    ملا عبدالغنی برادر یکی دیگر از اعضای ارشد گروه اما در قندهار حضور دارد. گفته می شود او پس از مشاجره با سراج الدین حقانی و ملا محمد یعقوب فرزند بنیانگذار طالبان به قندهار رفته است. ناگفته نماند که گزارش هایی نیز مطرح شده بود که گویا ملا برادر طی درگیری های درونی زخمی شده و سپس جان باخته است، اما محمد نعیم یکی از سخنگویان این گروه در قطر شب گذشته (چهارشنبه 24 سنبله) با ارسال یک فایل تصویری از ملا برادر که می گفت در صحت کامل بسر می برد به این شایعات خاتمه داد.

    براساس گزارش ها، سفر اخیر سراج الدین حقانی به شهر کویته با وجود اینکه طالبان کنترل افغانستان را بدست گرفته و دیگر اثری از حضور نظامی آمریکا نیست نشان می دهد او همچنان نگران وضعیت امنیتی خود در کابل است و از توانایی های فرا مرزی نیروهای فرماندهی مرکزی آمریکا موسوم به «سنتکام» و نیروهای جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود و امرالله صالح همچنان هراس دارد.

    گزارش های اطلاعاتی حاکی از آنست طالبان هنوز موفق به شروع حکمرانی خود نشده اند زیرا تنش های سیاسی میان اعضای کابینه آنها وجود دارد. سراج الدین حقانی با پشتوانه 6 هزار نیروی نظامی از قومیت زدرانی کنترل کابل را بدست دارد. حتی رئیس استخبارات طالبان که به تازگی معرفی شده نیز از نزدیکان و دستیار ویژه سراج الدین حقانی است.

    آز آنجایی که طالبان در حال حاضر ارتشی منظم ندارد، پست وزارت دفاع که به ملا محمد یعقوب فرزند ملا محمد عمر بنیانگذار گروه طالبان داده شده است نیز صرفا تشریفاتی است. وزارت خانه های دیگری چون اقوام و قبایل و سرحدات و اطلاعات و فرهنگ نیز توسط کسانی اداره می گردد که در زندان گوانتانامو بوده اند و نزدیک به سراج الدین حقانی هستند.

    ملا محمد یعقوب مانند پدرش ملا محمد عمر همچنان یک چهره مخفی باقی مانده است. از زمان تاسیس جنبش طالبان در سال 1994 میلادی (1373 خورشیدی) تا سال 2015 میلادی (1392 خورشیدی) تنها دو یا سه تصویر از ملا محمد عمر منتشر گردید که خود گروه طالبان تنها یکی از این تصاویر را تایید کرده اند.

    ملا محمد یعقوب در دولت موقت طالبان به واسطه تجربه نظامی اش در کمیسیون نظامی طالبان پست وزارت دفاع را بر عهده دارد، اما با وجود آنکه 10 روز از معرفی او برای این پست می گذرد، هنوز مکان بود و باش او معلوم نیست.

  • مذاکرات صلح دوحه یک پروژه بود/ارتباط با طالبان بهتر از قطع ارتباط با این گروه است

    مذاکرات صلح دوحه یک پروژه بود/ارتباط با طالبان بهتر از قطع ارتباط با این گروه است

    روزنامه ایرانی اعتماد نوشت: تأمل در سخنان رهبران جناح‌ها و آنالیز دیدگاه آنها بیانگر دو موضع مخالف یا حمایت از سیاست جمهوری اسلامی ایران است.

    مخالفان با توجه به بنیاد فکری و عملکرد طالبان در دوره قبل به این گروه اطمینان ندارند. از نظر هواداران این طرز تفکر قرار گرفتن طالبان در اردوگاه سلفی-تکفیری، تجربه حکومت آنها در طول سال‌های ۲۰۰۱-۱۹۹۶ بر افغانستان و برخورد آنها با سایر گروه‌ها و رفتار توام با تحجر و خشونت در قبال زنان، محوریت قرار دادن قوم پشتون و سرکوب دیگر گروه‌های قومی، حمله به کنسولگری ایران در مزارشریف و شهادت دیپلمات‌های ایرانی، پیوند جناح رادیکال آنها مانند گروه حقانی با داعش و احتمال تشکیل جبهه‌ای علیه ایران، تداوم رابطه طالبان با امریکا و امکان استفاده ابزاری امریکا از آنان، تبدیل مجدد افغانستان به کانون تولید و صادرات مواد مخدر، عدم اطمینان به شعارهای آنها مبنی‌ بر تشکیل دولت فراگیر همراه با برخی اقدامات سرکوب‌گرایانه آنان در مناطقی مانند پنجشیر پس از تشکیل دولت موقت موید خطای محاسباتی مسوولان سیاست خارجی ایران بوده و نباید دولتمردان به این گروه اطمینان داشته و باید از آنها تضمین بگیرند که حقوق شیعیان، اقوام دیگر مانند تاجیک‌ها و گروه‌هایی مانند زنان رعایت گردد.

    به نقل از شفقنا اما در مقابل گروهی دیگر، علی‌رغم تایید استدلال‌های مخالفین، بر این باورند که تحولات افغانستان براساس پروژه کنفرانس دوحه حتی در صورت مخالفت ایران در چنین مسیری پیش می‌رفت لذا منافع جمهوری اسلامی ایران ایجاب می‌کرد که با رصد تحولات سیاسی و میدانی این کشور و اتخاذ راهکارهای مناسب منافع خود را تامین کند.

    لذا حفظ ارتباط با طالبان به چند دلیل بهتر از قطع ارتباط با آنها است:

    ۱- در دوران تحریم بازار افغانستان یکی از بازارهای اصلی صادرات ایران است.

    ۲- حضور در تحولات افغانستان و ارتباط با طالبان می‌تواند اهرمی برای کنترل رفتار آنها در قبال شیعیان و دیگر اقوام غیرپشتون باشد.

    ۳- حضور در صحنه سیاسی افغانستان ایران را از تحولات این کشور آگاه و سیاستگذاران جمهوری اسلامی ایران را قادر به تصمیم‌گیری براساس تحولات جهت ممانعت از تبدیل این کشور به کانون بحران علیه ایران خواهد کرد.

    ۴- وابستگی شرق ایران، استان سیستان‌وبلوچستان، به حقابه آب رودخانه هیرمند از طریق حفظ رابطه با طالبان بهتر قابل تحقق است.

    ۵- ممانعت از تبدیل افغانستان به کانون تولید و صادرات مواد مخدر از طریق همکاری با طالبان بهتر امکان‌پذیر است.

    ۶- در داخل ایران در نواحی مرزی با افغانستان گروه‌هایی ساکنند که از نظر مذهبی به طالبان سمپاتی داشته و از تحولات این کشور استقبال کرده‌اند، لذا منافع ملی اقتضا می‌کند که ایران از طریق تنش‌زدایی منطقه‌ای مانع از رویکرد این گروه‌ها به سمت رفتار رادیکالیسم گردد.

    ۷- حضور در صحنه افغانستان مانع از تبدیل این کشور به حیاط‌خلوت رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران می‌گردد.

    لذا به‌ نظر می‌رسد در شرایط کنونی جمهوری اسلامی ایران از نظر عقلانی باید سیاست فعلی در قبال تحولات افغانستان را ادامه و در عین ‌حال با اتخاذ راهکارهای سیاسی مانع از افزایش اعمال خشونت علیه گروه‌هایی مانند شیعیان یا زنان در این کشور گردد.

    اما سوال اصلی اینجاست که چرا چنین اختلاف و شکافی در جامعه ایران بروز کرده است؟ نگارنده بر این باور است که ریشه‌های این شکاف را باید در ماهیت رفتار سیاسی جناح‌های سیاسی در ایران در قبال یکدیگر براساس بازی با حاصل جمع صفر و سیاست حذفی جست‌وجو کرد.

    حاکم بودن چنین روحیه‌ای بر رفتار سیاسی نخبگان ایرانی سبب سیاست‌زدگی همه موضوعات مرتبط با مسائل داخلی و سیاست خارجی ایران و گاه وارد آمدن ضربات جبران‌ناپذیری بر منافع ملی ایران گردیده است. شاید نمونه بارز آن شکاف در قبال برجام، خروج امریکا از آن و تحریم‌های این کشور علیه ایران، مذاکرات وین برای احیای برجام، موضوع کرونا، واکسیناسیون و در شرایط کنونی نیز تحولات افغانستان و نوع همکاری با آژانس باشد.

    مهم‌ترین معضل جامعه ایران و عدم توانایی آن برای برون رفت از بسیاری از مشکلات ریشه در فرهنگ سیاسی ایرانیان، به ‌ویژه نخبگان سیاسی و مچ‌گیری آنها از یکدیگر دارد عاملی که مهم‌ترین چالش فراروی شکل‌گیری وفاق در جامعه ایران حداقل در سه دهه اخیر بوده است و ضربات جبران‌ناپذیری بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران وارد کرده است. اما نخبگان سیاسی ایران باید این مهم را مدنظر داشته باشند که اگرچه اختلاف سلیقه و رقابت در درون جامعه ایران به دلیل تفاوت نگاه‌ها در حوزه اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی و نوع کنشگری اجتماعی امری عادی است اما سیاست خارجی جای رفتار حذفی و مچ‌گیری سیاسی نیست، چراکه موضوع آن منافع ملی است.

  • اولین جلسه سران طالبان به درگیری بین درانی ها و غلجایی ها ختم شد/ آیا ملا برادر زنده است؟

    اولین جلسه سران طالبان به درگیری بین درانی ها و غلجایی ها ختم شد/ آیا ملا برادر زنده است؟

    تاریخ روایت‌گر وفاداری درانی‌ها نسبت غلجایی‌ها به وطن بوده و بهتر است این‌طور بگوییم که غلجایی‌ها افراطی‌ترین افراطی‌ترها است که در این تعریف درانی‌ها نسبت به اکثریت پشتون‌ها افراطی‌تر واقع می‌شوند. غلجایی‌ها با افراطیت بی‌حد و حصر خود همواره در فروش کشور از برای تکیه بر مسند قدرت، از درانی‌ها پیشی گرفته‌اند و برای رسیدن به اقتدار نزدیک‌ترین هم‌صفان درانی خود را قربانی کرده‌اند.

    حال که زنده بودن ملا هیبت‌الله در پرده‌ای از ابهام قرار دارد، چندی می‌شود ملابرادر که یکی از بزرگان درانی می‌شود نیز آفتابی نشده است.با توسل به آنچه در اول اشاره رفت و با گزارش‌های موجود احتمال کشته شدن ملا برادر به دست گروه حقانی دور از واقعیت نیست. طالبانی درانی و غلجایی با هماهنگی چند ساله حامد کرزی درانی و اشرف‌غنی غلجایی به قدرت رسید و زمانی‌که نخستین جلسه درانی‌ها و غلجایی‌ها در ارگ بر پا شد، غلجایی‌ها خواهان قدرت بیشتر بر درانی‌ها شد و این سبب نارضایتی ملا برادر شد که در نتیجه جلسه با درگیری و زخمی‌شدن ملا برادر پایان یافت و این مسئله عاملی بر ورود رئیس استخبارات پاکستان به کابل شد، در حالی‌که ملا برادر برای تداوی به پاکستان انتقال یافته بود.

    رئیس استخبارات پاکستان با دادن سهم و اقتدار بیشتر به حقانی غلجایی، او را به هدفش رساند، اما با این کار خود فرصت درگیری‌های مجدد بین دو طایفه همیشه‌دوست و همیشه‌دشمن درانی و غلجایی را فراهم کرد. درانی‌ها که همان ابدالی‌ها است خود را به خاطر احمدشاه ابدالی که بنیان‌گذار افغانستان است مستحق قدرت می‌داند، اما غلجایی‌ها به خاطر ارتباط مستحکمی که با پاکستان دارد خود را مستحق‌تر می‌داند. حال دیده شود که غلجایی‌ها قدرت اصلی می‌شود یا درانی‌ها، اما با رویدادهای پیش آمده مرغ اقبال به بام غلجایی‌ها است. در صورت که مرگ ملا برادر واقعیت داشته باشد اقبال غلجایی با درگیری‌های بیشتر میان‌گروهی زوال کرده و آینده‌ای تاریک منتظر تحریک طالبان خواهد بود. در پایان باید پذیرفت که اکثرا دو طائفه در برابر مشکلات بیرونی همواره در صف واحد قرار گرفته و در صورت تقویت و گسترش دامنه فعالیت‌های جبهه مقاومت ملی، برای غلبه بر این جبهه محتمل هر دو برادر شوند و در صورت پیروزی، وارد تصفیه حساب‌های داخلی خواهند شد.

    کابل ویس

  • پاکستان از پیروزی اش در افغانستان پشیمان می شود

    پاکستان از پیروزی اش در افغانستان پشیمان می شود

    سلطه طالبان بر کابل که یک پیروزی برای تشکیلات سیاسی پاکستان به‌شمار می‌رود چه‌بسا برای مردم پاکستان به یک تراژدی تبدیل شود. نگرانی‌های فزاینده‌ای درباره پیامدهای امنیتی تشکیل یک امارت اسلامی در همسایگی وجود دارد. به‌علاوه صدای طرفداران حاکمیت کامل شریعت در پاکستان با پیروی از طالبان بلندتر هم خواهد شد.

    آنکال ووهرا در فارین پالیسی نوشت: چندین دهه فعالیت برای اسلامی کردن پاکستان شمار بسیاری از مردم این کشور را به سوی دیدگاه‌های‌ مذهبی سوق داده و آداب و رسوم اجتماعی یک جامعه دارای تنوع فرهنگی را تغییر داده است. با برقراری نوعی خاص از اسلام‌گرایی در افغانستان توسط طالبان، پاکستان نیز ناگزیر افراطی‌تر خواهد شد.
    امیر رعنا، تحلیلگر مسائل امنیتی پاکستان می‌گوید هرچه بیشتر پاکستانی‌ها در پی الهام گرفتن از طالبان باشند مقابله با تبلیغات برای کشور و جامعه اسلامی، دشوارتر خواهد شد. «طالبان تنها منبع الهام‌بخش برای جوانان سردرگم پاکستانی خواهد بود. احزاب سیاسی این پیروزی را جشن می‌گیرند. این روند پاکستان را بیشتر طالبانیزه می‌کند. محبوبیت فزاینده طالبان همچنین باعث خواهد شد تا سایر فرقه‌ها (فرقه‌های غیرسنی) احساس ناامنی کنند. این فشارها می‌تواند تنش‌های بین فرقه ها را گسترش دهد» و باعث افزایش تعصب و ناشکیبایی در کل جامعه شود.
    به‌علاوه، برخی نشانه‌ها حاکی از آن است که طالبان در پیروی از فرامین حامی اصلی‌شان یعنی پاکستان مطابق انتظارات اسلام‌آباد عمل نخواهند کرد، دستکم برای اینکه در برابر مردم افغانستان تظاهر به استقلال و عدم وابستگی کنند. پاکستان در افغانستان به‌شدت منفور است و طالبان هوشیارانه تلاش می‌کند که در چشم مردم این کشور دست‌نشانده اسلام‌‌آباد به‌نظر نرسد.
    طالبان همچنین در تامین برخی منافع امنیتی پاکستان از جمله پایان دادن به حمایت از تروریست‌های ضدپاکستان و تحویل دادن این افراد به اسلام‌آباد خودداری می‌کنند. یک رهبر طالبان در کابل به شرط فاش نشدن نامش به فارین پالیسی گفت: «ما عروسک‌های خیمه‌ شب‌بازی پاکستان نیستیم. ما مستقل هستیم».

    خطر دیگر برای اسلام‌آباد، تقویت طالبان پاکستان به واسطه پیروزی طالبان افغانستان است. طبق گزارش اخیر شورای امنیت سازمان ملل، طالبان افغانستان و طالبان پاکستان «درست همانند گذشته روابط خود را ادامه می‌دهند». مشاهدات پایشگران سازمان ملل حاکی از آن است که طالبان پاکستان در جنگ اخیر به طالبان افغانستان در برابر نیروهای دولت افغان کمک‌های نظامی ارائه کردند.
    افراسیاب خطاک، یک رهبر پشتون و روشنفکر پاکستانی گفت: «دولت پاکستان همواره دولت‌های منتخب افغانستان را به حمایت از طالبان پاکستان متهم می‌کرد، در حالی که طالبان پاکستان در کنار طالبان افغان (با دولت این کشور) جنگید. این نشان می‌دهد که دولت پنهان ما چه سیاست غلطی را دنبال کرده است».
    به گفته خطاک دلیل اصلی حمایت و حفاظت از طالبان این بود که افغانستان به کشوری تحت الحمایه تبدیل شود و رهبری آن هویت مذهبی را بر هویت قومی ترجیح دهد و در وهله نخست خود را مسلمان بداند، نه افغان. «سیاست پاکستان این بود که از طاللبان برای ساختارشکنی در هویت افغانستان استفاده کند و هر چیزی را که نماد افغانستان بود از بین ببرد».
    با گذشت زمان، طالبان به خوی استثمارگری‌ حامیان پاکستانی‌ خودشان پی برده‌اند. طالبان می‌داند که پاکستان اهرم اقتصادی بزرگی در افغانستان محصور در خشکی دارد، اما اکنون در فرایند تثبیت قدرتشان چه‌بسا بخواهند از طالبان پاکستان به عنوان اهرمی علیه اربابانشان استفاده کنند، کسانی که به طالبان پناه دادند اما با بسیاری از رهبران آنها بدرفتاری کردند.
    لیبرال‌های پاکستان به مقاومت در برابر طالبانیزه شدن پاکستان ادامه خواهند داد – هرچند آنها اکنون در ضعیف‌ترین موضع چند دهه اخیر قرار دارند، بنابراین ممکن است این مساله برای دولت پنهان پاکستان اهمیتی نداشته باشد. با این حال، بازگشت طالبان می‌تواند برای دولت پنهان پاکستان هم یک پیروزی پرهزینه و آسیب‌زا باشد. ایده‌هایی که به شکل‌گیری طالبان انجامید اکنون دامنگیر پایه‌‌های دولتی شده است که تصور می‌شد به واسطه طالبان از آن حمایت می‌شود.

  • به باشندگان چند ولسوالی دایکندی 9 روز فرصت داده شده خانه و زمین های خود را رها کرده کوچ کنند

    به باشندگان چند ولسوالی دایکندی 9 روز فرصت داده شده خانه و زمین های خود را رها کرده کوچ کنند

     به تازگی چند نوار ویدیویی در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد هزاره‌ها در برخی ولسوالی‌های ولایت دایکندی، توسط افراد زورمند وادار به کوچ اجباری شده‌اند. در این ویدیوها، باشندگان محل مدعی‌اند افراد وابسته به مقام‌های محلی طالبان در دایکندی، تلاش دارند تا زمین‌ها و ملکیت شخصی آنان را تصرف کنند.

    به نقل از هشت صبح، یکی از این نوارهای ویدیویی باشندگان روستاهای «نوآباد» و «بالاسر تگاب‌دار» ولسوالی گیزاب دایکندی را در حال اعتراض نشان می‌دهد. گیزاب پیش از این یکی از واحدهای اداری ولایت ارزگان بود؛ اما به تازگی طالبان آن را با ولسوالی پاتوی دایکندی یکی کرده است. براساس گفته‌های متنفذین این روستاها، حدود ۳۰۰ خانواده به تازگی از جانب فردی به‌نام «جمهورخان» و «ظاهرخان تیموری» «اخطار» دریافت کرده‌اند که طی نُه روز خانه‌ها و زمین‌های خود را رها و به جای دیگر کوچ کنند. براساس ادعادی متنفذین این روستا، جمهورخان که ملکیت زمین‌های هزاره‌های این روستاها را ادعا کرده است، در حال حاضر به‌عنوان معاون والی طالبان برای ولایت دایکندی کار می‌کند.

    باشندگان روستاهای نوآباد و بالاسر تگاب‌دار می‌گویند بیش‌تر از چهل سال در این مناطق زندگی کرده‌اند و تاکنون هیچ‌کسی بر زمین‌ها و جایداد آن‌ها ادعای ملکیت نکرده بود. اما به‌تازگی پس از به قدرت رسیدن طالبان در کشور، برخی پشتون‌ها با حمایت شماری از طالبان محلی، ادعا کرده‌اند که این مناطق ملکیت آن‌هاست. آنان تأکید می‌کنند جمهورخان، معاون والی طالبان برای ولایت دایکندی، مردم را نُه روز فرصت داده تا خانه‌های شان را ترک کنند و به مناطق دیگر بروند.

    مردم این روستاها خواهان توظیف یک هیأت بی‌طرف از جانب اداره محلی طالبان شده‌اند تا قضیه را به گونه دقیق و بی‌طرفانه از نزدیک بررسی و مورد رسیده‌گی قرار دهد. به گفته‌ی متنفذین محل، عدالت در این خصوص باید تطبیق شود و اداره محلی دایکندی موضوع را از طریق مراجع قانونی و رسمی حل کند.

    براساس ادعای باشندگان این مناطق، برای آن‌ها گفته شده که تا نُه روز دیگر خانه‌های خود را تخلیه و به محلات دیگر کوچ کنند. در غیر آن، اگر علیه شان هرگونه «ظلم و ستم» صورت بگیرد، حق شکایت را ندارند. آنان مدعی‌اند که به تکرار اخطار دریافت می‌کنند و برای شان گفته می‌شود که از منطقه کوچ کنند و به امید رسیدگی قانونی و اصولی هم نباشند. همین گونه باشنده‌گان محل تأکید می‌کنند که در ۴۰ سال گذشته در این مناطق زنده‌گی کرده‌اند و زمین و ملکیت هیچ‌کسی را هم غصب نکرده‌اند که اکنون به یک‌بارگی چنین وادار به کوچ اجباری می‌شوند. آنان از حکومت طالبان می‌خواهند که عدالت را تطبیق و هرچه زودتر به این مشکل مردم رسیدگی کنند.

    با این حال، مسوولان محلی طالبان برای ولایت دایکندی می‌گویند که تحقیقات را در زمینه آغاز کرده‌اند و اگر ثابت شود که چنین مشکلی وجود داشته، به آن رسیده‌گی خواهد شد.

    صدیق‌الله عابد، فرمانده امنیه طالبان در دایکندی، به روزنامه ۸صبح گفت ممکن است این خبر حقیقت نداشته باشد و به گفته‌ی وی چنین خبرها «تبلیغات دشمن» است. اما اگر کسی یا گروهی با استفاده از نام طالبان دست به چنین کاری بزند، از طرف طالبان اجازه داده نمی‌شود. به گفته‌ی عابد، کسی حق ندارد ملکیت مردم را با زور تصرف کند و آن‌ها را مجبور به کوچ اجباری کند. عابد هم‌چنان گفت به زورمندان اجازه نیست تا با زیر پا کردن «قانون، محکمه و اصول» ملکیت کسی را تصاحب کند. او همین‌طور از مردم خواست اگر در حق آنان «ظلم» صورت گرفته است، به اداره محلی مراجعه کنند تا به عرایض‌شان رسیدگی صورت می‌گیرد.

    فرمانده امنیه طالبان تأکید کرد تاکنون از این موضوع آگاهی نداشت و کسی برای رسیده‌گی به آن به اداره محلی نیز مراجعه نکرده است. فرمانده امنیه طالبان برای ولایت دایکندی، ضمن اظهار بی‌خبری از این موضوع، تأکید کرد که به‌زودی تحقیقات در این خصوص انجام می‌شود و درستی و نادرستی این خبر با رسانه‌ها نیز در میان گذاشته خواهد شد.

    از سویی هم، یک منبع که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، به روزنامه ۸صبح گفت که در برخی مناطق ولسوالی پاتو که به تازه‌گی گیزاب ارزگان نیز به آن مدغم شده، کوچی‌ها نیز در تلاش تصرف مناطق هزاره‌نشین این ولسوالی هستند. به نقل از منبع، تاکنون خانواده‌های زیادی مجبور به ترک خانه و مناطق شان شده‌اند و پشتون‌ها و کوچی‌ها به جای آن‌ها جابه‌جا شده‌اند. منبع به عنوان نمونه از منطقه «خلج» ولسوالی پاتو یاد می‌کند که در آن‌جا پشتون‌ها ساکنان بومی منطقه کوچ داده و خود در آن مسکن گزین شده‌اند.

  • معاون والی هرات: امارت اسلامی برنامه های اقتصادی مناسبی برای آینده شهروندان دارد/مردم کشور را ترک نکنند

    معاون والی هرات: امارت اسلامی برنامه های اقتصادی مناسبی برای آینده شهروندان دارد/مردم کشور را ترک نکنند

    به علت بیکاری و فقر اقتصادی روزانه ده ها شهروند ولایت هرات دست به فروش لوازم خانه های شان می زنند تا بتوانند مواد خوراکی خانه های شان را فراهم کنند.

    احمد محمدی، یکی از شهروندان ولایت هرات امروز یکشنبه (21سنبله) به خبرنگار خبرگزاری رها در مورد سختی های زندگی در هرات گفت:«عدم زمینه اشتغال زایی و وضعیت بد اقتصادی موجب شده مردم  لوازم خانه های شان را به منطقه “درب قندهار” بیاورند و به قیمت ناچیزی به فروش برسانند.»

    او افزود شماری از مردم به علت بیکاری و مشکلات اقتصادی لوازم خانه های شان را به فروش می رسانند و عده ی دیگر هم به خاطر ترک کشور دست به اینچنین کاری می زنند.

    در همین حال محمد ناصری، یک تن از دست فروشانی که در منطقه درب قندهار هرات دست فروشی می کند می گوید لوازمی که برخی از خانواده ها جهت فروش به این منطقه می آورند از روی اجبار می باشد و به قیمت مطلوبی که می خواهند فروخته نمی شود.

    وی بیان می کند قیمت یک یخچال که 9 هزار افغانی می باشد در منطقه دست فروشان درب قندهار هرات به قیمت 3 هزار افغانی فروخته می شود که این، همه و همه وضعیت بد اقتصادی مردم را نشان می دهد.

    از سویی هم محمد عظیم عزیزی، استاد دانشگاه هرات می گوید: «در حال حاضر و شرایط کنونی کشور باید مردم دست به دست هم بدهند تا زمینه اشتغال زایی بین شهروندان افزایش پیدا کند.»

    موصوف می افزاید فرارسرمایه ها و ترک از کشور راه حلی نیست که نتیجه مطلوبی برای شهروندان  هرات داشته باشد.

    وی علاوه می کند با روی کار آمدن حکومت جدید طالبان بایستی اقدامی جدی در جهت برنامه های اقتصادی و زمینه اشتغال زایی از سوی رهبری این حکومت برای شهروندان چیده و راه های جلوگیری از رفتن جوانان به کشورهای همسایه و اروپایی صورت گیرد.

    با این وجود مولوی شیر احمد اعمار مهاجر، معاون والی هرات، به خبرنگار خبرگزاری رها می گوید مردم نباید لوازم خانه های شان را لیلام کنند و به قیمت ناچیزی به فروش برسانند.

    به گفته وی، فرار از کشور هیچ دردی را دوا نمی کند و موجب تباهی تمام اقشار جامعه خواهد شد.

    مهاجر تاکید می کند بیکاری و مشکلات اقتصادی در بین مردم موقتی است و امارت اسلامی افغانستان برنامه های مطلوب اقتصادی را روی دست دارد تا دامنه این معضلات در آینده کمتر شود.

    از یک ماه بدین سو خانواده های زیادی در هرات بنابر مشکلات امنیتی – اقتصادی تمام لوازم خانه های شان را به فروش رسانند و کشور را ترک کرده اند.

    گفته می شود بیشترین خانواده هایی که هرات را ترک کرده اند مقامات دولتی و نیروهای امنیتی افغان عنوان شده اند.

  • مشروعیت طالبان در گرو اقدامات این گروه/حتی پاکستان نیز این بار محتاط عمل می کند

    مشروعیت طالبان در گرو اقدامات این گروه/حتی پاکستان نیز این بار محتاط عمل می کند

    طالبان برخلاف آنچه وعده داده بودند در تشکیل یک دولت همه شمول کوتاهی کرده اند. این گروه چند روز پیش کابینه سرپرست خود را اعلام کردند و علی رغم ادعای رهبران طالبان مبنی بر همه شمول بودن این کابینه در عمل دیده می شود که فضایی برای چهره هایی که در بیست سال گذشته بخشی از حکومت بوده اند، وجود ندارد. این رویه طالبان در تشکیل کابینه بدون شک مورد پذیرش بسیاری از کشورهای منطقه و جهان نخواهد بود. برداشت طالبان از حکومت همه شمول اگر این باشد از سوی جهان رد خواهد شد.

    به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری رها طالبان علی رغم مخالفت های موجود از جمله مخالفت شورای امنیت سازمان ملل متحد، امارت اسلامی خود را احیا کرده اند. در این راستا، چند روز پیش طالبان سرانجام پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی افغانستان را از ارگ پایین کشیده پرچم سفید رنگ خود را بر فراز ارگ به اهتزاز درآوردند. کاربران و صاحبان رسانه های اجتماعی طالبان نیز عکس هایی از ملا هبت الله را آپلود کردند و نوشتند «امیرالمومنین» یعنی فرمانده پرهیزگاران!

    این در حالی ست که به نظر کارشناسان امر اعلام امارت اسلامی از سوی طالبان می تواند دومین مانع کلان در به رسمیت شناخته شدن طالبان از سوی کشورهای منطقه و جهان به حساب آید.

    اینکه طالبان به آسانی و بدون مقاومت نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان توانستند طی چند هفته کل افغانستان را تصرف کنند و به کابل برسند اگرچه جای تعجب دارد اما در نوع خود گویای یک توطئه عمیق از سوی اشرف غنی رئیس جمهور پیشین و فراری علیه مردم خود و در حمایت از طالبان می باشد. روش طالبان برای تصرف ولایت پنجشیر تنها مرکز مقاومت مردمی علیه این گروه و استفاده از زور برای کنترل این ولایت خود می تواند نظر بسیاری از کشورها در اعطای مشروعیت به نظام طالبانی را تغییر دهد. طالبان اگرچه در روزهای نخست بر حل مساله پنجشیر از راه مذاکره تاکید می کردند و در این راستا چند نشست مشورتی نیز با بزرگان پنجشیرو رهبران مقاومت مردمی داشتند اما در نهایت به کمک حملات هواپیماهای بدون سرنشین پاکستان و اطلاعات استخباراتی سازمان استخباراتی پاکستانی آی ای آی به پنجشیر حمله ور شدند و توانستند بخش هایی از این ولایت را به تصرف خود درآورند. بعد فجیع قضیه حمله طالبان به پنجشیر دخالت آشکار پاکستان و حمله عملی به خاک افغانستان بود که در اولین گام رژیم طالبان صورت گرفت و چهره ای منفور از این گروه در افکار عمومی افغانستانی ها و جهان ارائه کرد.

    کشورهای جهان و منطقه برای به رسمیت شناختن طالبان همان طور که بارها و بارها اعلام کرده اند منتظر اقدامات طالبان می باشند، اینکه این گروه تا چه حد به تعهد خود مبنی بر قطع رابطه با گروه های تروریستی از جمله القاعده عمل می کند و اجازه نمی دهد گروه های تروریستی خارجی از خاک افغانستان علیه امریکا و متحدینش استفاده نمایند.

    پاکستان نیز این بار برخلاف دوره قبلی سنجیده تر عمل خواهد کرد: در دوره گذشته امارت  اسلامی طالبان پاکستان یکی از سه کشوری بود که رژیم طالبان را به رسمیت شناخت. اسلام آباد این بار برخلاف سال 2001-1996 میلادی منتظر می ماند تا عکس العمل کشورهای دوست و دیگر کشورها در قبال حکومت طالبان را ببیند و براساس آن احتمالا موضع خود را اعلام کند. منظور از کشورهای دیگر همان عربستان سعودی و امارات متحده عربی می باشد.

    در این میان اما قطر که چندین دوره مذاکرات صلح بین امریکا و طالبان را میزبانی کرد و در نهایت به امضای توافق صلح میان امریکا و طالبان منجر شد را نباید فراموش کرد. قطر به عنوان تنها کشور نزدیک به طالبان تاکنون هیچ نشانه ای مبنی بر به رسمیت شناختن رژیم طالبان از خود بروز نداده است. قطر اما اولین کشوری ست که وزیر امور خارجه خود را روز گذشته یک شنبه 12 سپتامبر به کابل فرستاد تا با مقامات طالبان از جمله وزیر الوزراء طالبان و عبدالله و کرزی دیدار کند. به گفته مقامات رسمی طالبان شیخ محمد بن عبدالرحمان آل ثانی وزیر امور خارجه قطر در  ارگ ریاست جمهوری با رهبران طالبان دیدار و گفت و گو کرده است.

    وزیر امور خارجه قطر پیش از سفر به کابل به کشورهای پاکستان، ترکیه و ایران سفر کرده با مقامات این کشورها در مورد افغانستان گفت و گو کرده بود.

    از سوی دیگر موضوع حقوق زنان و اقلیت ها نیز در به رسمیت شناخته شدن طالبان از سوی کشورهای غربی نقش مهمی دارد. این در حالی ست که در کابینه اعلام شده از سوی طالبان هیچ زنی به چشم نمی خورد و هزاره های شیعه به عنوان یک قوم بزرگ در افغانستان در کابینه طالبان جایی ندارد.

    نکته مهم دیگر دولت اشرف غنی می باشد: این درست که با فرار محمد اشرف غنی عملا دولت وی نیز ساقط شد اما از لحاظ قانونی هنوز فعال قلمداد می شود و همان طور که امرالله صالح معاون اول رئیس جمهور پیشین افغانستان اعلام کرده است در نبود رئیس جمهور براساس بیان صریح قانون اساسی معاون اولش صاحب اختیار کرسی ریاست جمهوری می باشد. در همین راستا امرالله صالح پس از فرار غنی به پنجشیر رفت و خود را رئیس جمهور خواند.

    به هر صورت طالبان اکنون باید بدانند که کنترل یک کشور از راه زور ممکن است بسیار آسان تر از اداره یک کشور جنگ زده و غرق در مشکلات باشد. رژیم طالبان که اکنون با اعلام یک کابینه یک جانبه عملا نشان داده به شریک ساختن دیگر اقوام در قدرت علاقه ای ندارد بدون شک در ادامه با چالش های کلانی در به رسمیت شناخته شدن از سوی کشورهای منطقه و جهان روبرو ست.

    بیشتر کشورها منتظر عملکرد طالبان می باشند، اینکه این گروه تا چه حد به همه شمول بودن دولت آینده خود در افغانستان عمل می کند.

  • دولت تازه طالبان و چند پرسش اساسی

    دولت تازه طالبان و چند پرسش اساسی

     بعد از تسلط کامل طالبان بر افغانستان، رژیم حاکم بر این کشور با مردم و البته همسایگان چگونه رفتار خواهد کرد؟

    نشریه فارن‌پالیسی با اشاره به آینده نگران‌کننده‌ای که پس از خروج آمریکا در انتظار افغانستان بحران‌زده است، روند آینده این کشور را مرهون و مدیون عواملی می‌داند که در نهایت برآیندشان تعیین‌کننده نوع و شیوه حکمرانی طالبان و روابط این رژیم با همسایگان و البته مجامع بین‌المللی خواهد بود.

    در حقیقت از نگاه مایکل کوگلمن، نویسنده فارن‌پالیسی؛ عواملی که مسیر افغانستان را در هفته‌های آینده رقم خواهند زد، در چند سرفصل کلی و در قالب چند پرسش کوتاه قابل پیش‌بینی و گمانه‌زنی هستند.

    ویژگی‌های دولت طالبان

    معرفی ترکیب دولت طالبان اولین نشانه‌ای بود که تا حد زیادی چگونگی حکمرانی طالبان و مراوده این رژیم با دنیا را نشان داد. دولتی کاملا انحصاری، بدون زنان و افراد غیر طالبان، بدون کسانی که کمترین ارتباطی با دولت قبل داشته‌اند، و البته همان‌طور که لین اودونل در فارن‌پالیسی پیش‌بینی کرده بود: با یک شورای رهبری افراط‌گرا که شاید قدرتمندترینشان خلیل حقانی از شبکه حقانی باشد که تاکنون در اغلب حملات پرتلفاتی که طالبان در افغانستان داشته، نقش داشته است. این‌ها هیچ‌کدام نشانی امیدوارکننده با خود ندارد. به خصوص اگر آن را در کنار برخوردهای اولیه طالبان با زنان و خبرنگاران و البته اهالی پنجشیر قرار دهیم. نشانه‌هایی به شدت نگران‌کننده که کشورها و دولت‌های دیگر را از همین ابتدا متوجه عمق خطراتی که ممکن است طالبان برای دنیا داشته باشد، کرده؛ و آن‌ها را دچار تردید کرده- که آیا باید این رژیم را به رسمیت بشناسند یا نه!

    کمک‌های جامعه بین‌الملل به افغانستان

    یکی از احتمالات رو به قطعیت افغانستان در آینده نزدیک مواجهه این کشور با بحران اقتصادی است. به هر حال تحریم‌های اقتصادی غرب علیه طالبان چیزی جز بحران را ایجاب نمی‌کند. به خصوص که طالبان برای مقابله با چنین بحران‌هایی از نظر سیاسی به شدت بی‌تجربه است و همین هم ممکن است این بحران را به بحران‌هایی دیگر پیوند زده و مثلا طالبان را به تلاش برای تثبیت قدرت خود و البته مقاومت لجبازانه و خشونت‌آمیز در مقابل دنیا وادارد. همان‌طور که مقاومت لجبازانه و خشونت‌آمیز مردم در مقابل طالبان هم قابل پیش‌بینی است- که این هم می‌تواند به ناآرامی و درگیری و در ادامه هم افزایش پناهجویان منجر شود. احتمالاتی که لزوم کمک‌های مالی بین‌المللی را یادآوری می‌کند- که البته در این زمینه تاکنون شاهد نشانه‌های خوبی بوده‌ایم. از جمله مجوز وزارت خزانه‌داری آمریکا برای ارسال کمک‌های بشردوستانه به افغانستان- که الحق طالبان نیز تاکنون مانعی در مقابل تحویل این کمک‌ها به گروه‌های امدادی به وجود نیاورده است.

    ظرفیت ضدتروریسم واشنگتن

    افغانستان تحت حاکمیت طالبان قطعا با بحران‌های تروریستی نیز مواجه خواهد شد. به هر حال آمریکا بعد از خروج از افغانستان، برای این که احساس غبن یا شکست نکند، تهدیدات تروریستی را رصد خواهد کرد و در صورت لزوم با حملات هوایی از طریق امکانات و پایگاه‌های نظامی موجود در خاورمیانه دست به اقدام خواهد زد. به ویژه اگر آن تهدیدات تروریستی علیه واشنگتن باشند- که در این زمینه به طور مشخص می‌توان به القاعده و داعش اشاره کرد. گروه‌هایی که با پیروزی طالبان تقویت هم شده‌اند، و بنابراین احتمالا با الهام گرفتن از این گروه حملات تروریستی خود را افزایش خواهند داد. موضوعی که درگیری‌ها و بحران‌ها و تنش‌های افغانستان را بیشتر خواهد کرد. هم از این نظر که حملات ضدتروریستی خطرات جدی به همراه دارند و مثلا ممکن است به کشته شدن غیرنظامیان منجر شوند- که خطر اعتراض مردمی و ناآرامی‌های اجتماعی را به همراه دارد. و هم از این نظر که اگر مثلا القاعده یا داعش خراسان هدف قرار گیرند، احتمال بروز درگیری و تنش بین این گروه‌ها با طالبان بالا می‌رود- که این نیز به نوبه خود به معنای تنش‌های بیشتر در افغانستان خواهد بود.

    سرنوشت مقاومت پنجشیر

    سرنوشت مقاومت پنجشیر دیگر عاملی است که بی‌تردید نقش مهمی در آینده افغانستان خواهد داشت. تنها ولایت افغانستان که در مقابل طالبان مقاومت کرده و روزهای دشواری برای این گروه خشن به وجود آورده است.
    حالا در چنین شرایطی فرجام مقاومت یاران احمد مسعود فاکتور مهمی در شکل‌گیری آینده افغانستان قلمداد می‌شود. حتی با این که بدون حمایت جدی خارجی نیروهای چند هزار نفری مقاومت شانس زیادی برای پیروزی در نبرد با طالبان ندارند و عملا طالبان دست بالا را در نبرد پنجشیر دارد.

    در دیگر سو اما اگر احمد مسعود و یارانش موفق به مقاومت و پیروزی در این نبرد و اجبار طالبان به مذاکره شوند، می‌توان خودمختاری نسبی ایالت پنجشیر را انتظار داشت. نتیجه‌ای که اگر چه به ظاهر به نفع مقاومت به نظر می‌رسد، اما عملا به نفع طالبان هم هست و به نوعی می‌تواند حسن نیت این گروه را به جامعه بین‌الملل نشان دهد.

    ارتباط با هند

    اگر چه دنیا طالبان را به عنوان دست‌پروردگان پاکستان می‌شناسد و همین هم به خودی خود می‌تواند نشان‌دهنده نوع رابطه این گروه با هند باشد؛ اما نکته این است که هم طالبان و هم هند تاکنون ظاهر را حفظ کرده‌اند و دست‌کم در این چند ماهی که دوباره نام طالبان بر سر زبان‌ها افتاده، در رسانه‌ها روابطی محترمانه با هم داشته‌اند. تا جایی که شاهد تماس و دیدار دیپاک میتال، سفیر هند در قطر با شیرمحمدعباس استانکزی، رئیس دفتر سیاسی طالبان در دوحه نیز بوده‌ایم. این در حالی است که انتظار می‌رفت دهلی نو به دلیل ارتباط طالبان با پاکستان از آن فاصله بگیرد- و اتفاقا بیست سال پیش هم این اتفاق افتاده بود.

    در دوره جدید قدرت گرفتن طالبان اما دهلی نو در برخورد با این گروه محتاطانه عمل کرده- که این امر نشان‌دهنده تغییر سیاست هند در این زمینه بوده است. این تغییر را البته در مورد طالبان هم شاهد بوده‌ایم و به عنوان مثال ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان به صراحت گفته که دولت طالبان تهدیدی برای دهلی نو نخواهد بود. ادعایی که حتی اگر به نیت کسب مشروعیت بین‌المللی هم باشد، باز هم می‌تواند نگرانی‌های بسیاری را کاهش دهد. از جمله نگرانی هندی‌ها در زمینه ایمنی اتباع هند که تلاش دارند از افغانستان خارج شوند و البته هراس و نگرانی‌های دنیا درباره پناهگاه‌های تروریسم در افغانستان- که بی‌تردید تنش‌های طالبان با جهان بیشتر در این زمینه رخ خواهد داد.

  • طالبان و چالش های مالی برای اداره حکومت جدیدشان/به کمک های مالی امریکا و خروج از تحریم سازمان ملل هم امید دارند

    طالبان و چالش های مالی برای اداره حکومت جدیدشان/به کمک های مالی امریکا و خروج از تحریم سازمان ملل هم امید دارند

    تنها در سال مالی 2020-2019 میلادی طالبان 1.6 میلیارد دلار از منابع مختلف گسترده به دست آورده اند.

    به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری رها، اکنون که طالبان کنترل تقریبا تمام افغانستان را به دست آورده اند و تشکیل دولت خود را آغاز کرده اند بزرگترین چالش پیشروی این گروه چگونگی حفظ کشور و اقتصاد آن می باشد.

    در بیست سال گذشته، ایالات متحده امریکا و دیگر کشورهای کمک کننده تقریبا بخش اعظم بودجه مورد نیاز بخش های غیرنظامی دولت افغانستان را تامین می کردند و تمام مخارج نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان که علیه طالبان می جنگیدند و سرانجام در آگوست 2021 به سرعت در طالبان ادغام شدند توسط امریکا و دیگر دنرها پرداخت می شد.

    اکنون که به احتمال زیاد دیگر کمک های امریکا وجود ندارد و میلیاردها ارز خارجی در بانک مرکزی مسدود شده طالبان برای پرداخت معاش و حمایت از شهروندان و زیرساخت ها می بایست راه های دیگری را پیدا کنند.

    سال ها به عنوان تحلیل گر سیاست های اقتصادی در مرکز مطالعات افغانستان کار کرده ام و با امور مالی طالبان و دولت مورد حمایت امریکا آشنا می باشم. درک این نکته که طالبان چگونه می خواهند هزینه های دولت خود را تامین کنند برای اولین بار بیست سال پس از در قدرت بودن این گروه مطرح می شود.

    افغانستان بسیار تغییر کرده است

    در دهه 1990 میلادی افغانستان یک کشور بسیار متفاوت بود. جمعیت افغانستان زیر بیست میلیون بود و این کشور در دریافت خدمات محدود به گروه های کمک رسان بین المللی وابسته بود. در سال 1997 میلادی، به طور مثال، طالبان تنها 100 هزار دلار امریکایی بودجه داشت که به سختی کفاف معاش مقامات دولتی را می داد و برای نیازهای توسعه یی و دولتی کل کشور اصلا کفایت نمی کرد.

    امروزه افغانستان اما به سرعت تغییر کرده و جمعیت به طور قابل ملاحظه ایی افزایش یافته است. شهروندان امروز افغانستان انتظار دریافت خدمات صحی مناسب، آموزش و دیگر نیازهای اساسی را دارند. در سال 2020 میلادی به عنوان مثال بودجه غیرنظامی افغانستان 5.6 میلیارد دلار بود.  این امر سبب شد کابل از یک شهر جنگ زده به یک پایتخت مدرن با خواسته های روز افزون، مراکز اینترنت متعدد، رستوران ها و دانشگاه های متعدد  تبدیل شود.

    بیشتر بودجه مورد نیاز در بخش های توسعه یی و زیرساخت ها از سال 2001 میلادی به بعد توسط دیگر کشورها به افغانستان کمک شده است. طی این سال ها، امریکا و دیگر کمک کننده های خارجی هفتاد و پنج درصد مخارج غیرنظامی دولت افغانستان را پرداخت کرده اند. از سویی هم امریکا از سال 2001 به بعد 5.8 میلیارد دلار در بخش های اقتصادی و توسعه زیرساخت ها در افغانستان هزینه کرده است.

    از سویی هم نباید درآمدهای داخلی دولت افغانستان را فراموش کرد که در سال های اخیر بخش عمده ای از مصارف داخلی را فراهم می کرد: عوارض گمرکی، مالیات، درآمدهای حاصله از صدور پاسپورت و مالیات بر محصول مخابراتی و سرک ها و درآمدهای ناشی از منابع معدنی دست نخورده بخش های مهم درآمد داخلی دولت افغانستان را تشکیل می داده است. به گفته برخی کارشناسان اگر فساد گسترده در دولت افغانستان وجود نداشت درآمدهای داخلی می توانست بیشتر از این باشد. به اذعان این کارشناسان فساد یکی از دلایل اصلی سرنگونی دولت غنی به شمار می رفت. براساس یک گزارش منتشر شده در ماه می 2021 روزانه هشت میلیون دلار از افغانستان اختلاس می شد که این رقم در سال به سه میلیارد دلار می رسید.

    طالبان از کجا پول به دست می آورند؟

    از سویی هم نباید فراموش کرد طالبان نیز برای تامین فعالیت های شورشگری خود که در نهایت به کنترل تمام افغانستان منتهی شد منابع مالی مهمی در اختیار داشته اند.

    در سال مالی 2020-2019 میلادی، طالبان از منابع مختلف گسترده نزدیک به 1.6 میلیارد دلار درآمد داشته اند. در این سال، طالبان از ناحیه فروش تریاک 416 میلیون دلار، استخراج معادن مانند معدن سنگ آهن، طلا و سنگ مرمر نزدیک به 400 میلیون دلار و از ناحیه کمک های شخصی افراد و گروه ها 240 میلیون دلار درآمد داشته اند.

    براساس سازمان استخبارات امریکا، کشورهای مختلفی چون ایران، روسیه، چین و پاکستان به طالبان در این سال ها کمک مالی کرده اند.

    دسترسی به این منابع مالی باعث شد طالبان انبوهی از تسلیحات مورد نیاز خود را خریداری کنند و صفوف نظامی خود را توسعه دهند و در فرصت مناسب با بهره گیری از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان طی چند هفته کل افغانستان را تصرف نمایند.

    چالش های افغانستان

    نباید فراموش کرد که پیروزی در جنگ به مراتب آسان تر از اداره یک کشور است، آن هم کشوری که با مشکلات متعددی روبروست. افغانستان هم اکنون با خشکسالی دوامداری روبروست که بیش از دوازده میلیون افغان یعنی یک سوم جمعیت این کشور را تهدید می کند. عدم مصونیت غذایی در کمین شهروندان افغان قرار دارد.  سطح اضطراری ناامنی غذایی افغان ها را تهدید می کند. بانک ها پس از یک وقفه طولانی در حال باز شدن هستند اما پول نقد کمی در اختیار دارند و از سویی هم بهای مواد غذایی و دیگر مایحتاج شهروندان روز به روز افزایش می یابد.

    از سویی هم افغانستان نیز همانند سایر کشورها به دلیل کوید-19 از لحاظ اقتصادی آسیب دیده است. بسیاری از نهادهای صحت عامه با کمبود شدید بودجه مواجه هستند و این خود می تواند درصد واکسیناسیون را کاهش داده سبب افزایش مبتلایان تازه به این ویروس گردد.

    طالبان نیز با چالش های اقتصادی کلانی روبرو هستند. بلافاصله پس از تسلط طالبان بر کابل تقریبا 9.4 میلیارد دالر در بخش ارزهای بین المللی افغانستان مسدود. صندوق بین المللی پول بیش از 400 میلیون دلار را در بخش ارزهای اضطراری معلق نمود و اتحادیه اروپا برنامه های اختصاص 1.4 میلیارد دلار به افغانستان تا سال 2025 را متوقف نمود.

    پنج منبع پتانسیل مالی برای دولت جدید طالبان

    طالبان در بحبوحه نهایی سازی دولت جدید خود در افغانستان و انتخاب نظام سیاسی برای آینده به چند منبع مالی برای اداره دولت مورد ادعای خود دسترسی دارند:

    عواید گمرکی و مالیات ها

    اکنون که طالبان بر تمام نقاط مرزی و گذرگاه های افغانستان با همسایگان و نیز اداره جات دولتی کنترل دارند می توانند تمام مالیات های مرتبط با واردات و صادرات را جمع آوری کنند.

     مواد مخدر

    طالبان اعلام کرده اند به کشاورزان افغان اجازه کشت تریاک را نمی دهند چون به دنبال مشروعیت بین المللی برای  حکومت آینده خود می باشند. اما اگر این مشروعیت بین المللی حاصل نشود ممکن است نظر خود را تغییر دهند و همچون همیشه از ناحیه قاچاق مواد مخدر منبع درآمد کلانی در اختیار داشته باشند. براساس آمار موجود افغانستان هشتاد درصد تریاک و منابع هروئین جهان را تامین می کند.

     معادن

    برآورد شده است افغانستان در مناطق کوهستانی و دیگر بخش های خود حدود یک تریلیون دلار مواد معدنی دارد. چین از جمله کشورهایی ست که علاقه مندی بالایی برای استخراج مواد معدنی افغانستان از خود نشان داده است. مواد معدنی همچون لیتیوم، آهن، مس و کبات در زنجیره ذخایر مدرن نقش اساسی بازی می کنند. اگرچه استخراج این مواد معدنی در کوتاه مدت ممکن است پاسخگو نباشد.

    کشورهای غیر غربی

    چندین کشور از جمله روسیه، ایران و پاکستان گفته می شود به طالبان کمک مالی می کنند و این امکان وجود دارد این کشورها کمک های خود به این گروه را همچنان ادامه دهند. پس از سقوط دولت پیشین افغانستان، برخی مقامات اسبق در بانک مرکزی به من گفتند یکی از کشورهای منطقه به احتمال زیاد قطر برای حمایت از اقتصاد افغانستان میلیون ها دلار تزریق می کند.چین نیز پای ارتباطات خود با دولت تازه طالبان خواهد ایستاد چون طالبان به تازگی اعلام کرده اند چین همکار کلیدی این گروه می باشد. در هشتم سپتامبر 2021 میلادی، چین سی و یک میلیون دلار به قالب کمک های اضطراری به دولت افغانستان پول داد. در کنار استخراج مواد معدنی افغانستان، چین می تواند از طریق افغانستان به موفقیت پروژه «کمربند و جاده» خود کمک کند، پروژه توسعه یی بین المللی که از افغانستان می گذرد.  

    کمک های غربی

    حتی با در اختیار داشتن این منابع مالی من فکر می کنم طالبان علاقه مند هستند کمک هایی از امریکا و دیگر کشورهای غربی به دست آورند و از شر تحریم های سازمان ملل که از سال 1999 تاکنون درگیرش هستند خلاص شوند. طالبان وعده سپرده اند نسبت به دهه 1990 میلادی متفاوت عمل کنند و نسبت به «حقوق زنان و عدم اجازه دادن به گروه های تروریستی برای فعالیت در خاک افغانستان علیه دیگر کشورها» متعهد باشند. اتحادیه اروپا، امریکا و دیگر کشورها ممکن است از دارایی های منجمد شده به عنوان اهرم فشار بر طالبان جهت عمل این گروه به وعده هایش استفاده نمایند.

  • افغانستان تحت حاکمیت طالبان و احتمال بازسازی القاعده

    افغانستان تحت حاکمیت طالبان و احتمال بازسازی القاعده

     بیست سال قبل، صبح روز سه شنبه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، عناصر القاعده چهار هواپیمای مسافربری را ربودند و آن‌ها را تبدیل به جنگ‌افزار‌های مرگبار حملات انتحاری کردند. هواپیماربایان، نخست دو فروند از هواپیماها را با مسافرانشان به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک کوبیدند. این برج‌ها دو ساعت پس از برخورد هواپیماها، به گونه وحشت‌ناک فروریختند.

    هواپیماربایان، هواپیمای سوم را به پنتاگون- مقر وزارت دفاع امریکا در آرلینگتون ویرجینیا کوبیدند. اما هواپیمای چهارم، هنگامی که کارکنان هواپیما و بعضی از مسافران کوشیدند کنترل آن را از دست هواپیماربایان بگیرند، در نزدیکی «شَنکْسْویل» در ایالت پنسیلوانیا سقوط کرد. هواپیماربایان هواپیمای چهارمی را به سوی واشنگتن دی سی هدایت می‌کردند.

    حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مرگبارترین حملات تروریستی در تاریخ تروریسم دانسته می‌شود. در این حملات براساس آمارهای رسمی در مجموع ۲۹۷۷ کشته و ۶۲۹۱ زخمی به جا گذاشت. حمله به برج‌های دوقلو به تنهایی سبب‌ کشته شدن ۲۷۵۳ نفر شد که ۳۴۳ تن از آنان مأموران آتش نشانی و ۶۰ تن مأموران پولیس بودند.

    امریکا و متحدان غربی‌اش کمتر از دو ماه پس از حملات ۱۱ سپتامبر، پس از آن که طالبان از تسلیم اسامه بن‌ لادن؛ رهبر القاعده به امریکا سر باز زد، به افغانستان حمله کردند و در پی این حمله، رژیم طالبان سرنگون شد و مردم افغانستان و به‌ویژه زنان از زیر یوغ حاکمیت سخت‌گیرانه طالبان آزاد شدند.

    امریکا و غرب طی دو دهه در افغانستان، نظام مردم‌سالار سبک غربی و ارتش بنا نهادند و در این زمینه صدها میلیارد دالر سرمایه‌گذاری کردند.

    پس از بیست سال اما، در پی خروج شتاب‌زده نظامیان خارجی از افغانستان، طالبان طی کمتر از دو هفته دوباره به قدرت رسیدند و به این ترتیب، سرمایه‌گذاری صدها میلیارددالری امریکا و غرب روی نظام سیاسی و ارتش افغانستان نقش برآب شد.

    با این حال، منتقدان حکومت امریکا، حضور ۲۰ ساله این کشور در افغانستان را بی‌ثمر می‌دانند؛  آن‌هم در وضعیتی که افغانستان نه دولت مدرن دارد و نه هم تهدیدات تروریستی از این کشور رفع شده‌است.

    به تازگی لوید آستین؛ وزیر دفاع امریکا گفته است که احتمال احیای القاعده در افغانستان وجود دارد. این در حالی است که طالبان در توافقی که با امریکا امضا کرده، تعهد کرده‌اند که با القاعده قطع رابطه کنند و مانع حمله علیه غرب از خاک افغانستان شوند.

    به تازگی رییس سازمان امنیت و اطلاعات داخلی بریتانیا هم، قدرت گرفتن طالبان در افغانستان را یک «تقویت روحیه» برای گروه‌های افراطی جهت انجام حملات تروریستی در کشورهای دیگر خوانده و در مورد خطر حمله دیگری مشابه حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به ایالات متحده، هشدار داده است.

    با این حال، از دید کارشناسان وضعیت فعلی هیچ تفاوتی با شرایط قبل از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ ندارد؛ مگر اینکه طالبان به تعهد خود عمل کنند و اجازه ندهند افغانستان باردیگر به پناهگاه تروریسم تبدیل شود. به نظر می‌رسد، امریکا نیز روی این وعده حساب باز کرده‌است.

  • پولیتیکو: همکاری طالبان با القاعده در افغانستان تقویت شده است

    پولیتیکو: همکاری طالبان با القاعده در افغانستان تقویت شده است

    القاعده از سیطره طالبان بر افغانستان خوشحال است و از پیروزی این گروه برای نشر تبلیغات با هدف انگیزه‌بخشی به گروه‌های وابسته و حامیان خودش در سراسر جهان استفاده می‌کند. آمریکایی‌ها به‌خوبی آگاهند که نشانه‌هایی از تقویت اتحاد بین القاعده و طالبان مشاهده می‌شود.

    پولیتیکو نوشت: اما این‌بار این اتحاد به آن معنا نیست که طالبان از لحاظ تاکتیکی به القاعده برای حمله به غرب کمک خواهد کرد، بلکه این دو با یکدیگر متحد می‌شوند تا تلاش‌های یکدیگر در مسیر رسیدن به قدرت، مبارزه با دشمنان مشترک جهادگرایان و یاری به پاکستان برای ایجاد بی‌ثباتی در جنوب آسیا را تقویت کنند.
    فاز جدید روابط این دو گروه بازتابی است از مسئولیت‌های تازه طالبان به عنوان یک ماهیت حاکمیتی، نه یک نیروی شوروشی و همچنین بیانگر گسترش سایر گروه‌های تروریستی، به ویژه دولت اسلامی خراسان، است که که هم القاعده و هم طالبان با آن به شدت مخالف هستند.
    این واقعیت تازه برای آمریکا هم نویدبخش و هم نگران‌کننده است. خبر خوب این است که القاعده‌ی تازه احتمالا به آن دسته از حملات تروریستی‌ که آمریکا را در وهله نخست وارد جنگ کرد، روی نخواهد آورد.
    اما خبر بد این است که تلاش‌های ضدتروریستی آمریکا علیه داعش و وابستگانش به طور غیرمستقیم به طالبان – و در نتیجه القاعده و سایر شبه‌نظامیان اسلام‌گرا در منطقه- کمک خواهد کرد تا رقبایشان را از میان بردارند و قدرتشان را تحکیم کنند.
    هدف نهایی القاعده این نیست که از طالبان پناهگاهی امن برای طراحی حمله‌ای دیگر به غرب درخواست کند. القاعده ظاهرا دیگر روی این هدف پافشار نمی‌کند و به‌خوبی می‌داند که طالبان هرگز بار دیگر حاکمیتش بر افغانستان را به خطر نخواهد انداخت. بلکه هدف القاعده استخدام رزمندگان تازه برای تقویت صفوف خود و گسترش حضور منطقه‌ای‌اش است.

    با ظهور داعش، القاعده به طور جدی تهدید شد. اما این گروه با هوشیاری بسیار از تلاش بیش از حد برای مقابله با رقیب جهادی جدیدش خوداری کرد و در عوض، به تقویت ریشه های خود در سطوح محلی ادامه داد، در حالی که داعش حملات فراملیتی علیه اهدافی در غرب را انجام می داد (و اکثریت قریب به اتفاق پاسخ نظامی غربی را به خود اختصاص بود).
    طالبان هم سال‌ها پس از سردی روابط با القاعده اکنون به نظر می‌رسد که اشتیاق بیشتری برای گسترش روابط دوجانبه در ماه‌های آینده داشته باشد. دلیل این اشتیاق حضور گروه دولت اسلامی خراسان است. طالبان با دولت اسلامی خراسان مخالف است اما مطمئن نیست که بتواند از فعالیت این گروه در شرق افغانستان پیشگیری کند، بنابراین ممکن است دست یاری به سوی القاعده دراز کند.
    به دلیل عدم برخورداری از ظرفیت پلیسی، طالبان در آنچه احتمالا به یک منازعه درون‌جهادی طولانی تبدیل خواهد شد به کمک القاعده تکیه خواهد کرد. در منازعه اخیر پنجشیر، القاعده مبارزانش را به کمک طالبان فرستاد.
    شبه‌نظامیان القاعده، به رغم اندک بودن تعدادشان، به عنوان نیرویی فزاینده برای طالبان عمل کرده‌اند و در فاز بعدی این منازعه یک دارایی بسیار با ارزش‌تر به شمار خواهند رفت.
    در ماه‌های اخیر، رویدادهایی مانند فرار جهادگرایان از زندان‌های افغانستان باعث شده است که گروه‌های جهادی صفوفشان در سراسر این کشور را گسترش بدهند. با توجه به حضور بیش از ۱۰ هزار رزمنده از سین کیانگ، قفقاز، آسیای میانه و پاکستان در افغانستان، اتحاد طالبان و القاعده می‌تواند بخش‌های وسیعی از منطقه را بی‌ثبات کند.
    در این مرحله ممکن است القاعده از گرایش محلی خود نه به سوی حمله علیه غرب بلکه به سوی راهبردی منطقه‌ای‌تر حرکت کند – یعنی همکاری با طالبان برای ایفای نقشی مهم‌تر در آسیای میانه و جنوب آسیا.

    این احتمال وجود دارد که طالبان و القاعده با همکاری هم وارد پرخطرترین رقابت منطقه‌ای یعنی رقابت بین پاکستان و هند شوند. چه‌بسا پاکستان که از تحولات اخیر افغانستان جسارت گرفته است از نفوذ چشمگیرش روی طالبان استفاده و آنها را وادار کند تا به مجموعه سازمان‌های تروریستی‌ بزرگی بپیوندند که اسلام‌آباد از آنها به عنوان راهی برای تهدید هند حمایت می‌کند.
    طالبان و حامیانش در اسلام‌آباد حتی می‌توانند القاعده را تحت فشار بگذارند تا از هرگونه برنامه طولانی مدت حملات تروریستی فراملی اجتناب کند و در عوض منابع خود را به اولویت اصلی پاکستان برای مقابله با هند اختصاص دهد.
    این با تمرکز اخیر القاعده بر افزایش قدرت خود در حیاط خلوتش سازگار است. با توجه به پیشینه دیرین پاکستان در استفاده از گروه‌های تروریستی برای حمله به هند، افزودن القاعده به فهرست نیروهای نیابتی یک نقطه قوت بزرگ برای اسلام‌آباد خواهد بود.
    این‌بار اتحاد بین دو گروه مشابه رابطه‌ی میان یک ولی‌نعمت و زیردستش نیست، بلکه ارتباط دو متحد دیرین است که منافعشان به شکل خطرناکی دو طرف را تقویت می‌کند. به جای تلاش برای حمله به غرب – وظیفه‌ای که به داعش محول شده است – القاعده احتمالا روی منابعش متمرکز خواهد شد تا نفوذش در سراسر جنوب آسیا را تثبیت کند و در این روند هم به طالبان و هم به پاکستان یاری برساند.
    نکته مثبت این ارتباط برای ایالات متحده این است که شاهد حمله‌ای مشابه حملات ۱۱ سپتامبر، دستکم از سوی القاعده، نخواهد بود. اما شرایط هنوز هشداردهنده است. طالبان و پاکستان ممکن است بار دیگر همکاری نزدیک با یکدیگر را شروع کنند و القاعده را نیز به عنوان نیروی نیابتی پیشین به خدمت بگیرند. ایالات متحده نمی‌تواند القاعده‌ای را نادیده بگیرد که مدیون آژانس‌های اطلاعاتی سرکشی مانند سازمان اطلاعات نظامی پاکستان است یا نگاهش را به هند دوخته است. بی‌ثباتی در شبه‌قاره هند که از تسلیحات هسته‌ای برخوردار است لزوما به همان منطقه محدود نخواهد شد.

  • بلومبرگ: افغانستان باردیگر به پایگاه امن تروریستان تبدیل می شود

    بلومبرگ: افغانستان باردیگر به پایگاه امن تروریستان تبدیل می شود

    نویسنده بلومبرگ در نوشتاری معتقد است: امیدهای آمریکا با تشکیل دولت موقت افغانستان برباد رفت. اما چین، ایران و هند هم خواب راحتی نخواهند داشت.

    «بابی گُش» در بلومبرگ نوشت: یک هفته قبل، مردم مضطرب افغانستان و مقامات ساده‌لوح دولت بایدن تلاش می‌کردند خود را با خبر احتمال تشکیل دولت تازه طالبان به ریاست ملا عبدالغنی برادر آرام کنند. به نظر می‌رسید که این انتخاب، آخرین گزینه در میان بدترین گزینه‌ها بود. برادر به عنوان بازوی سیاسی طالبان نماینده اصلی این گروه در مذاکرات صلح قطر بود و چنین تصور می‌شد که در مقایسه با اغلب فرماندهان نظامی دیدگاه‌های میانه‌روتری داشته باشد. او در مصاحبه‌هایش قول تشکیل یک دولت فراگیر را داده بود.
    اما همانطور که پیداست، برادر شاید خوش شانس بوده که اصلا در دولت موقت افغانستان گنجانده شده است. تندروهای جناح نظامی طالبان مناصب کلیدی دولت موقت را اشغال کرده‌‌اند. برادر در رده سوم این سلسله مراتب قرار دارد و به عنوان یکی از دو معاون نخست وزیر دولت طالبان منصوب شده است.
    تنزل جایگاه برادر امیدهای مردم اففانستان برای برخورداری از یک دولت مهربان‌تر و دلسوزتر در دوره دوم حکومت طالبان را برباد داد. دولت موقت طالبان نه تنها فراگیر نیست، بلکه کابینه کاملا مردانه و اعضای آن عمدتا از قوم پشتون‌ها هستند و اقلیت شیعه هیچ نماینده‌ای در آن ندارد. از این رو، تحقق سایر وعده‌های طالبان، از جمله وعده‌هایشان درباره آزادی زنان و شکیبایی و رأفت دینی، ناممکن به نظر می‌رسد.
    هشدار جدی‌تر برای تمام جهان این است که دولت تازه در کابل از مردانی تشکیل شده است که القاعده و دولت اسلامی از آنها به گرمی استقبال خواهند کرد. ترکیب این دولت نشان می‌دهد که جو بایدن در قمارش مبنی بر اینکه طالبان برای همکاری با واشنگتن در مبارزه با تروریسم جهادی انگیزه‌های مشترک دارد، یک بازنده است. دولت بایدن باید باور کند که اعضای دولت موقت طالبان تمام تلاششان را به‌کار خواهند بست تا بار دیگر افغانستان را به پناهگاه امن تروریسم تبدیل کنند.
    دولت تازه کابل برای سایر کشورهایی هم که در افغانستان منافعی دارند، زنگ هشداری جدی است. مثلا، نارضایتی چین از قاری فصیح‌الدین، فرمانده ارتش طالبان، بدیهی است. فصیح الدین وابستگی دیرین با جنبش اسلامی ترکستان شرقی دارد و پکن این جنبش را به ارتکاب حملات تروریستی در ایالت سین کیانگ متهم می‌کند.
    کنار گذاشته شدن شیعیان از ترکیب کابینه نیز نگرانی‌های عمیقی را در ایران، که خود را حامی این اقلیت می‌داند، ایجاد خواهد کرد. این هراس وجود دارد که آزار و اذیت جامعه شیعیان هزاره که از ویژگی‌های اصلی حکومت پیشین طالبان در دهه ۱۹۹۰ بود، در حکومت جدید از سر گرفته شود.
    برای هند هم که در ۲۰ سال گذشته سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در افغانستان انجام داده است، اخبار بدی وجود دارد. تندروهای طالبان پیوند نزدیکی با اسلام‌آباد دارند. طالبان از دیرباز در منازعه بین پاکستان و هند بر سر کشمیر، همواره از اسلام‌آباد جانبداری کرده است و هندی‌های از این هراس دارند که حمایت طالبان از شورشیان منطقه مورد مناقشه از حمایت‌های معنوی فراتر برود.

  • مقام نظامی پیشین ایران: تسلط یک جانبه طالبان در افغانستان به ضرر ایران است

    مقام نظامی پیشین ایران: تسلط یک جانبه طالبان در افغانستان به ضرر ایران است

    دکتر حسین علایی، استاد دانشگاه، از فرماندهان سپاه پاسداران ایران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و قائم مقام پیشین وزیر دفاع این کشور طی مصاحبه با یکی از رسانه ها درباره چشم انداز تحولات افغانستان پس از روی کار آمدن طالبان و نقش ایران در آینده افغانستان گفته است: ایران بایستی از برقراری حاکمیت ملی که موجب ثبات و آرامش در افغانستان خواهد شد حمایت کند تا در آن کشور امنیت پایدار برقرار شود. در کوتاه مدت فرار ارتش آمریکا و نیروهای ناتو از افغانستان به نفع ایران است. اما تسلط یکجانبه طالبان بدون مشارکت مردم در حکومت آن کشور به شدت به ضرر ایران است. رابطه متوازن ایران با همه گروه های افغانی از جمله مجاهدان دره پنجشیر و طالبان و شیعیان و هزاره ها و تاجیک ها و نیز همه کشورهای همسایه افغانستان می تواند به مردم افغانستان برای رهایی از سلطه مطلقه آمریکا و طالبان کمک کند.

    متن گفت وگوی خبرگزاری شفقنا با دکتر علایی به صورت زیر است:

    -با توجه به تحولات اخیر در افغانستان چه پیش بینی برای آینده این کشور می توان داشت؟ آیا طالبان خواهند توانست حکومتی فراگیر ایجاد کرده و مخالفان و اقوام و را نیز به نوعی سهیم در قدرت کنند؟

    طالبان برای تثبیت قدرت خود، هم با مخالفت مردم افغانستان و هم با چالش های منطقه ای و بین المللی مواجه خواهد شد

    ترکیب دولتی که طالبان اعلام کرده است بیانگر آنست که اقوام، مذاهب و گروه های مختلف افغانی در آن حضور ندارند و یک دولت فرقه ای تشکیل داده است. بنابراین نه تنها حکومت فراگیر تشکیل نشده است و مخالفین طالبان هیچ سهمی از دولت ندارند، بلکه همگی اعضای دولت اعلام شده از شاخه های مختلف طالبان هستند که حتی بعضی از آنها در کشتار مردم افغانستان به ویژه در مزارشریف دست داشته اند. طبیعی است که چنین دولتی فقط با زور و با کمک افراد مسلح می تواند در قدرت باقی بماند. به نظر می رسد که طالبان برای تثبیت قدرت خود، هم با مخالفت بخش های زیادی از مردم افغانستان و هم با چالش های منطقه ای و بین المللی مواجه خواهد شد و نیاز به انعطاف بیشتری در مواضع و رفتار خود دارد. تاکنون هیچ دولتی حاضر به شناسایی رسمی دولت طالبان نشده است. به هر حال طالبان در شرایط فعلی نیاز به آرامش و رضایت مردم در داخل افغانستان دارد تا بتواند زمینه را برای تحمیل خود به عنوان یک دولت جدید، فراهم آورد.

    -برخی معتقدند طالبان با بیست سال گذشته تفاوت دارند. با توجه به موضع گیری های اخیر این گروه آیا می توان چنین برداشتی داشت؟

    مواضع و رفتارهای وحشت آفرین گذشته طالبان، توانایی تشکیل دولت پایدار در این کشور را ندارد

    طالبان با بیست سال قبل تفاوت دارد 

    تجربه پنج ساله حاکمیت طالبان بر افغانستان در قبل از ۲۰ سال گذشته نشان داده است که مواضع و رفتارهای وحشت آفرین گذشته طالبان، توانایی تشکیل دولت پایدار در این کشور را ندارد. بنابراین طالبان بنابر توصیه کشورهایی مانند پاکستان و قطر سعی کرده است با حفظ مبانی فکری سابق، مواضع نرم تری در برابر مردم اتخاذ کرده و برای تسلط بر افغانستان، دست به کشتار و خونریزی وسیع نزند. اما برای بسیاری از مردم افغانستان و همسایگان این کشور این سوال مطرح است که آیا این مواضع موقتی و تاکتیکی است و صرفاً برای تثبیت سلطه طالبان بر افغانستان و فریب دادن مردم و دولت های منطقه اتخاذ شده است یا این که در آینده نیز ادامه خواهد یافت؟ به هر حال شیوه رفتاری طالبان در تصرف شهرها و روستاهای افغانستان نشان داده است که طالبان در موضع گیری ها و عملکرد خود تغییر ایجاد کرده است و با طالبان بیست سال قبل تفاوت دارد و از میزان خشونت و سبعیت خود کاسته است و قصد دارد حکومت تشکیل دهد.

    -طالبان مساله پنجشیر را تا کنون نتوانسته اند از طریق مذاکره و گفت وگو حل کنند و به نوعی درگیری هایی نیز در این منطقه به وقوع پیوسته است. چرا جامعه جهانی در قبال این مساله سکوت کرده و این مناقشه چگونه در ادامه حل خواهد شد؟ آیا طالبان با گروه های مخالف خود در آینده نیز اعلان جنگ خواهد کرد؟

    طالبان حاضر به تقسیم قدرت نیست

    آمریکا به این نتیجه رسیده است که از طریق طالبان بهتر می تواند بر دولت آینده افغانستان نفوذ غیرمستقیم داشته باشد

    طالبان حاضر به تقسیم قدرت نیست و با گروه های مختلف از جمله با احمد مسعود بر سر واگذاری کنترل دره پنجشیر به وی مذاکره نخواهد کرد. طالبان به دنبال تسلط کامل نظامی بر تمامی جغرافیای افغانستان است و سایر گروه های مسلح را تحمل نخواهد کرد و تمامی اقوام را خلع سلام خواهد کرد. به نظر می رسد که آمریکا به این نتیجه رسیده است که از طریق طالبان که در کنترل پاکستان است بهتر می تواند بر دولت آینده افغانستان نفوذ غیرمستقیم داشته باشد. از سوی دیگر سایر کشورها نیز به این نتیجه رسیده اند که با حاکمیت طالبان، جنگ می تواند در افغانستان خاتمه یابد. بر همین اساس است که سایر کشورها از احمد مسعود و تداوم جنگ در افغانستان حمایت نمی کنند. گروه های دیگر افغانی هم ظرفیت و توانایی ادامه جنگ را ندارند و مذاکره و رسیدن به تفاهم با طالبان را بر تداوم جنگ ترجیح می دهند. مردم افغانستان هم از جنگ خسته شده اند و برقراری امنیت و پایان کشت و کشتار را نسبت بر اصرار برای تشکیل یک دولت فراگیر و با مشارکت سایر گروه ها در اولویت می دانند.

    – برخی معتقدند که حکومت طالبان در افغانستان منجر به تقویت گروه های تندور نظیر داعش و القاعده خواهد شد. آیا چنین فرضیه ای ممکن است؟ در آن صورت چه تبعاتی برای منطقه و جهان خواهد داشت؟

    داعش و القاعده تلاش خواهند کرد تا از فرصت تسلط طالبان بر افغانستان برای افزایش توانایی های خود استفاده کنند

    طالبان می داند که فرصت دادن به گروه هایی مانند القاعده و داعش، باعث از بین رفتن حاکمیت آنها بر افغانستان خواهد شد زیرا دولت های همسایه و جامعه بین المللی هرگز آن را نخواهند پذیرفت. البته مبانی فکری طالبان با القاعده و داعش تا حد زیادی نزدیک است و همه آنها به دنبال تشکیل امارت اسلامی از طریق انجام عملیات نظامی هستند و برای آراء و خواست مردم هیچ اهمیتی قائل نیستند. به هر حال داعش و القاعده تلاش خواهند کرد تا از فرصت تسلط طالبان بر افغانستان برای افزایش توانایی های خود استفاده کنند. اما بعید به نظر می رسد که طالبان اجازه انجام عملیات نظامی را به این گروه ها از طریق خاک افغانستان بدهد.

    -اینکه گفته می شود قدرت های بزرگ در مساله افغانستان با یکدیگر توافق کرده تا طالبان بر مسند قدرت بنشیند چه اندازه صحت دارد؟ نقش ایران در تحولات افغانیستان چه خواهد بود؟ آیا ایران موضع انفعالی در پیش گرفته است یا خیر؟حضور ایران در مراسم قدرت گیری طالبان چه اندازه حایز اهیمت است؟

    بعید است قدرت های بزرگ برای واگذاری حکومت افغانستان به طالبان توافق کرده باشند

    از دید آمریکا، طالبان جلوی نفوذ ایران را در منطقه خواهد گرفت

    ایران نباید تن به پذیرش امارت اسلامی دهد و همچنان از نظام جمهوری اسلامی افغانستان از طریق آراء واقعی مردم حمایت کند

    بعید به نظر می رسد که قدرت های بزرگ برای واگذاری حکومت افغانستان به طالبان توافق کرده باشند. اما شاید آمریکا برای نجات از باتلاق افغانستان به این نتیجه رسیده باشد تا به جای اجازه دادن به مردم افغانستان برای تشکیل یک حکومت ملی که باعث قرابت بیشتر افغانستان با ایران خواهد شد، دولت افغانستان را به طالبان که در کنترل دولت هایی مانند پاکستان و قطر است واگذار کند. زیرا از دید آمریکا، طالبان جلوی نفوذ ایران را در منطقه خواهد گرفت. چون اندیشه طالبان ضد ایران و ضد اقوام هزاره و تاجیک و مخالف زبان پارسی و مخالف شیعه است. به نظر می رسد که جمهوری اسلامی ایران با درک این موضوع سعی کرده است تا طالبان را از دشمنی با ایران و مردم فارسی زبان افغانستان باز دارد و با مذاکره با طالبان سعی کرده است در مواضع آنها تعدیل ایجاد کرده و آنها را از رفتار خشن باز دارد. ایران بایستی رفتار متوازن خود را با همه گروه ها و نیز آحاد مردم افغانستان ادامه دهد و از تشکیل دولت فراگیر با حضور همه گروه ها و اقوام و مذاهب حمایت کند و تن به پذیرش امارت اسلامی ندهد و همچنان از نظام جمهوری اسلامی افغانستان از طریق آراء واقعی مردم حمایت کند.

    -با خروج آمریکا از افغانستان و احتمالا از برخی دیگر از کشورهای منطقه، چه پیامدها و تبعاتی به دنبال خواهد داشت؟ آیا در درازمدت موجب امنیت منطقه خواهد شد یا آتش کینه ها را عمیق تر و بیشتر خواهد کرد؟

    خروج آمریکا از خاورمیانه باعث همگرایی کشورهای منطقه خواهد شد

    خروج آمریکا از کشورهای منطقه از جمله افغانستان و عراق و کشورهای خلیج فارس باعث افزایش امنیت منطقه و همگرایی کشورهای منطقه خواهد شد. در طی ۷۰ سال گذشته اسرائیل و آمریکا باعث تفرقه بین کشورهای خاورمیانه شده اند. طبیعی است که با خروج آمریکا از خاورمیانه، مهم‌ترین عامل واگرایی بین کشورهای منطقه از بین خواهد رفت و آنها نیاز به همکاری بیشتر با یکدیگر پیدا می کنند. همه کشورهای منطقه مسلمان هستند و می توانند اقتصاد خود را به بکدیگر پیوند زده و یک قطب نیرومند اقتصادی را در جهان تشکیل دهند و با هم، پیمان عدم مخاصمه امضاء کنند. آنگاه نظریه امنیت دسته جمعه هم می تواند در عمل محقق شود و ارتش های این کشورها نیز می توانند با یکدیگر همکاری کنند و حتی مکمل یکدیگر باشند.

    – آیا حضور طالبان در قدرت در ادامه منجر به جنگ داخلی خواهد شد؟ در آن صورت چه پیش بینی برای آینده افغانستان می توان داشت؟

    پاکستان هم بایستی دست از حمایت یکجانبه از طالبان بردارد

    طالبان نباید با تکیه بر تفنگ، حکومت خود را با نام امارت تشکیل دهند

    اگر کشورهای خارجی در امور افغانستان مداخله نکنند، طالبان برای حضور در قدرت مجبور به تفاهم با مردم و گروه های افغانی می شود. در این صورت جنگ داخلی در افغانستان رخ نخواهد داد و همه اقوام افغانی برای تشکیل یک دولت فراگیر نیاز به همکاری با یکدیگر دارند. البته پاکستان هم بایستی دست از حمایت یکجانبه از طالبان بردارد و اجازه دهد تا همه مردم افغانستان در حکومت مورد نظر خود دخیل باشند و سرنوشت خود را تعیین کنند. برای جلوگیری از بروز جنگ داخلی بایستی همه کشورهای همسایه افغانستان با یکدیگر همکاری کنند و با وادار کردن طالبان به پذیرش آراء مردم، اجازه بروز جنگ داخلی را در افغانستان ندهند. طالبان نباید با تکیه بر تفنگ، حکومت خود را با نام امارت تشکیل دهند، بلکه همه گروه های افغانی باید با کمک جمهور مردم حکومت تشکیل دهند که قاعدتاً این جمهوری، اسلامی نیز خواهد بود.

    -حضور طالبان در همسایگی ایران چه پیامدهای مثبت و منفی برای ایران خواهد داشت؟ و بهتر است ایران در قبال این مساله چه مواضعی اتخاذ کند؟

    تسلط یکجانبه طالبان بدون مشارکت مردم در حکومت آن کشور به شدت به ضرر ایران است

    لزوم رابطه متوازن ایران با همه گروه های افغانی از جمله مجاهدان دره پنجشیر، طالبان، شیعیان، هزاره ها و تاجیک ها 

    اگر ثبات و امنیت در افغانستان برقرار شود، به نفع همه کشورهای منطقه خواهد بود. ایران بایستی از برقراری حاکمیت ملی که موجب ثبات و آرامش در افغانستان خواهد شد حمایت کند تا در آن کشور امنیت پایدار برقرار شود. در کوتاه مدت فرار ارتش آمریکا و نیروهای ناتو از افغانستان به نفع ایران است. اما تسلط یکجانبه طالبان بدون مشارکت مردم در حکومت آن کشور به شدت به ضرر ایران است. رابطه متوازن ایران با همه گروه های افغانی از جمله مجاهدان دره پنجشیر و طالبان و شیعیان و هزاره ها و تاجیک ها و نیز همه کشورهای همسایه افغانستان می تواند به مردم افغانستان برای رهایی از سلطه مطلقه آمریکا و طالبان کمک کند.

  • آمریکا جایزه دستگیری وزیر داخله طالبان را به 10 میلیون دالر افزایش داد

    آمریکا جایزه دستگیری وزیر داخله طالبان را به 10 میلیون دالر افزایش داد

    پولیس فدرال آمریکا (اف بی آی) روز گذشته (17 سنبله) اعلام کرد که به هر نوع اطلاعاتی که منجر به دستگیری مستقیم سراج الدین حقانی وزیر داخله تازه معرفی شده طالبان گردد، 10 میلیون دالر پاداش تعلق می گیرد.

    این رقم تا پیش از این 5 میلیون دالر بود و محل اقامت سراج الدین حقانی نیز نامعلوم بود؛ طالبان اما روز سه شنبه (16 سنبله) دولت جدید خود را معرفی کرد که در آن سراج الدین حقانی به حیث وزیر داخله تعیین شده است.

    ذبیح الله مجاهد گفت که اعضای کابینه معرفی شده فورا به آغاز کارهای مربوطه شان می پردازند.

    سراج الدین حقانی فرزند جلال الدین حقانی بنیانگذار شبکه حقانی است که در لیست سیاه تروریستان سازمان ملل متحد و آمریکا قرار دارد.  

  • 8 نکته درباره ملا محمد حسن آخوند رئیس دولت جدید طالبان

    8 نکته درباره ملا محمد حسن آخوند رئیس دولت جدید طالبان

    ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان روز سه شنبه 16 سنبله در یک کنفرانس خبری از دولت جدید این گروه در افغانستان خبر داد و اعضای کابینه آن را اعلام کرد.

    آقای مجاهد گفت در این دولت «ملا محمد حسن آخوند» به عنوان رئیس دولت یا «رئیس الوزرا» انتخاب شده است و معاونان اول و دوم او به ترتیب ملا عبدالغنی برادر و ملا عبدالسلام حنفی هستند.

    اما ملا محمد حسن آخوند کیست؟ هشت نکته درباره او بخوانید:

    1. ملا محمد حسن آخوند در دهه شصت سالگی اش بسر می برد و زادگاهش قندهار محل ظهور گروه طالبان است.
    2. ملا محمد حسن آخوند از پشتون های دورانی است.
    3. او چندین کتاب درباره اسلام نوشته است.
    4. او دستیار ملا محمد عمر بنیانگذار گروه طالبان بود.
    5. او به مدت دو دهه به ملا هبت الله آخوندزاده رهبر گروه طالبان نزدیک بوده است.
    6. ملا محمد حسن آخندزاده طی دو دهه گذشته رئیس شورای رهبری طالبان بوده است.
    7. آخندزاه بیشتر یک چهره سیاسی است تا یک چهره مذهبی؛ سمت او در شورای رهبری طالبان باعث شده تا تاثیر بسزایی روی نظامیان طالبان داشته باشد.
    8. او در زمان حاکمیت قبلی طالبان مدتی وزیر خارجه آنها بود و سپس معاون نخست وزیر این گروه شد.

    لازم به ذکر است در فهرست نام هایی که برای جایگری کابینه دولت جدید طالبان اعلام شده هیچ عضو غیر طالبانی وجود ندارد.

    محمد نعیم وردک از سخنگویان گروه طالبان با اعتراف به این موضوع که هیچ یک از اعضای معرفی شده، عضویت غیر طالبان را ندارد همچنان می گوید که این دولت همه شمول و فراگیر است زیرا نمایندگانی از اقوام مختلف افغانستان در آن حضور دارند.  

  • آیا دولت تاجیکستان از جبهه مقاومت پنجشیر حمایت می کند؟

    آیا دولت تاجیکستان از جبهه مقاومت پنجشیر حمایت می کند؟

    تاجیکستان بیش از 1300 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد که از آمو دریا و دریای پامیر در غرب شروع شده و تا نقطه ای که اتصال بین افغانستان و چین در منطقه واخان است امتداد می یابد. اما وقایع اخیر نشان می دهد که گویا ارتباط دو کشور چیزی بیش از اتصال جغرافیایی است و دو طرف به طور فزاینده ای در حال نزدیک تر شدن بهم هستند.   

    گرچه محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان از کشور فرار کرد و طالبان روی کار آمد و با خروج کامل نیروهای آمریکایی و متحدان به نظر می رسد که تصرف طالبان دیگر تکمیل شده باشد، اما همچنان یک منطقه تسلیم این گروه نشده است.

    دره پنجشیر، ولایتی در شمال کابل و در همسایگی غربی کوهای هندوکش که هنوز شرایط طالبان را نپذیرفته و آنها را به چالش کشیده است. نیروهایی که در برابر خواسته های طالبان قد علم کرده اند نه تنها از خیزش های مردمی و یا باقی مانده نیروهای ارتش افغانستان است، بلکه متشکل از شهروندان تاجیکی است که از آن سوی مرز برای پیوستن به مقاومت آمده اند. این بهم پیوستگی میان دو مرز نشان دهنده این موضوع است که در سطح محلی روابط میان مردمان در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان بسیار در هم تنیده است.

    اکثریت ساکنان ولایت پنجشیر را قومیت تاجیک های افغانستان تشکیل می دهند که این سبب شده از سوی بخشی از جامعه تاجیک های تاجیکستان مورد حمایت قرار بگیرند.

    اخیرا ساکنان منطقه ای در جنوب تاجیکستان به نام «کولوب» در حدود 50 کیلومتری مرز با افغانستان در نامه ای سرگشاده به «امامعلی رحمان» رئیس جمهوری آن کشور از او خواسته اند تا اجازه دهد به «جبهه مقاومت ملی» (عنوانی که جبهه مقاومت پنجشیر انتخاب کرده است) علیه طالبان در ولایت پنجشیر بپیوندند. براساس مطالب منتشر شده در صفحات اجتماعی ساکنان این منطقه، آنها 1800 مرد پیکارجو آماده برای پیوستن به جبهه مقاومت پنجشیر دارند.

    برای بعضی از ساکنان این منطقه انگیزه جنگ در کنار نیروهای مقاومت پنجشیر در مقابل طالبان احساس دینی است که به دنبال ادای آن هستند.  

    زمانی که تاجیکستان در دهه 90 میلادی درگیر جنگ های داخلی شده بود، افغانستان پذیرای حدود نیم میلیون نفر از پناهجویان تاجکیستان بود و همچنین به نیروهای «اپوزیسیون متحد تاجیک ها»، «ائتلاف دموکرات ها و اسلام گراها و همچنین خیزش های قومی محلی اجازه ورود به افغانستان داد. در واقع، بسیاری از فرماندهان اپوزیسیون متحد تاجیک ها پایگاه های فرماندهی شان را در خاک افغانستان بنا کرده بودند.

    این کمک ها که از سوی شمالی های افغانستان به تاجیک ها در آن زمان داده شده بود سبب شده که آن ها هم اکنون احساس همدردی با ساکنان ولایت پنجشیر کنند.

    گرچه نامه سرگشاده از اشتیاق آن مردمان برای همرزمی در کنار نیروهای مقاومت پنجشیر سخن می گوید، اما مقامات تاجیکستان دنباله رو این لفاظی ها نیستند. در عوض این مقام ها گفته اند که هم گام با تصمیمات و رفتارهای جامعه جهانی در قبال طالبان قدم بر می دارند و تاکید می کنند که هر گونه عبور شهروندان تاجیکستان به آن سوی مرز برای قرار گرفتن در جبهه ای به نفع یا ضرر کسی و در کل جنگیدن جرم محسوب می شود.

    آنها همچنین می گویند که تنها راه قانونی برای حضور شهروندان تاجیکستان در جبهه های جنگ این است که دولت افغانستان به طور رسمی از تاجیکستان درخواست کند.

    گرچه ممکن است که دولت تاجیکستان اجازه حضور شهروندان خود را در جبهه مقاومت ملی پنجشیر ندهد، اما این بدان معنا نیست که تاجیکستان حکومت طالبان را به رسمیت شناخته است.

    امامعلی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان تاکید کرده است کشورش تا زمانی که طالبان دولتی فراگیر متشکل از تمامی اقوام و جناح ها تشکیل ندهد، آن را به رسمیت نخواهد شناخت.

    طالبان تاکنون به مقام های تاجیکستان و دیگر کشورهای همسایه افغانستان بارها اطمینان داده است که  از خاک افغانستان به هیچ عنوان علیه کشوری استفاده نخواهد شد و اجازه درگیری های برون مرزی و یا سر ریزی درگیری ها به آن سوی مرزهای افغانستان را نمی دهد.

  • گزارش: حدود یک میلیون نفر در جنگ های آمریکا طی 20 ساله گذشته کشته شدند

    گزارش: حدود یک میلیون نفر در جنگ های آمریکا طی 20 ساله گذشته کشته شدند

    دانشگاه براون آمریکا در گزارشی آورده است که در حدود یک میلیون نفر در جنگ 20 ساله آمریکا تحت عنوان مبارزه علیه تروریسم در سراسر دنیا جان خود را از دست داده اند.

    همچنین این جنگ در حدود 8 تریلیون دالر برای آمریکا هزینه داشته است.

    این گزارش با عنوان «هزینه پروژه جنگ» تخمین زده است که در حدود 897 هزار الی 929 هزار نفر طی 20 سال گذشته در 80 کشور دنیا در جنگ های مختلف تحت عنوان مبارزه علیه تروریسم جان باخته اند.

    براساس گزارش، از رقم 8 تریلیون دالری مصرف جنگ آمریکا، 2.3 تریلیون دالر آن تنها در مناطق جنگی افغانستان و پاکستان مصرف شده است.

    نویسندگان این گزارش می گویند: “این جنگ طولانی، پیچیده، وحشتناک و در نهایت ناموفق بود، زیرا طالبان دوباره به قدرت بازگشتند.”

    این نویسندگان همچنین می گویند که تخمین تلفات آنها برای این گزارش، شامل تلفاتی که غیرمستقیم ناشی از جنگ مانند بیماری، بیجایی و یا عدم دسترسی به غذای کافی و یا آب آشامیدنی می شود نیست.

    یکی از این نویسندگان می گوید: “شمار مرگ هایی که ما پیگیری کرده ایم احتمالا بسیار کمتر از آن رقم واقعی است که این جنگ ها به بار آورده اند.”

    «استفانی ساول» یک محقق دانشگاه براون می گوید: “از هم اکنون تا بیست سال بعد نیز شاهد هزینه ها و تبعات اجتماعی جنگ های آمریکا در افغانستان و عراق خواهیم بود.”

  • بانک مرکزی: بخشی از منابع مالی افغانستان در اختیار طالبان قرار بگیرد

    بانک مرکزی: بخشی از منابع مالی افغانستان در اختیار طالبان قرار بگیرد

    داکتر شاه محمد محرابی یکی از اعضای شورای عالی بانک مرکزی افغانستان از وزارت خزانه داری آمریکا و صندوق بین المللی پول خواسته تا به منظوری جلوگیری از فروپاشی اقتصادی کشور بخش محدودی از ذخایر افغانستان را در اختیار طالبان قرار دهد.  

    پس از سقوط دولت اشرف غنی و تصرف افغانستان توسط طالبان، آمریکا دسترسی طالبان به منابع بانک مرکزی افغانستان در حدود 10 میلیارد دالر را که در خارج از کشور است مسدود کرد.

    جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا پیش تر گفته بود که هر گونه دارایی های دولت افغانستان که در آمریکا است در دسترس طالبان قرار نخواهد گرفت و صندوق بین المللی پول نیز گفته بود که افغانستان تحت حاکمیت طالبان به منابع قرضه دسترسی نخواهد داشت.

    در همین حال اما داکتر شاه محمد محرابی استاد اقتصاد دانشگاه در مریلند آمریکا که عضویت شورای عالی بانک مرکزی افغانستان را از نزدیک 20 سال پیش تاکنون دارد در گفتگویی با رویترز گفته است اگر منابع مالی افغانستان همچنان مسدود باقی بمانند، کشور با بحران انسانی و اقتصادی اجتناب ناپذیری مواجه می شود.

    آقای محرابی گفته که از جانب طالبان در این خصوص صحبت نمی کند و فقط بخاطر جلوگیری از این بحران و به عنوان یک عضو شورای عالی بانک مرکزی این نگرانی را دارد.

    او گفت “اگر جامعه جهانی می خواهد از فروپاشی اقتصادی در افغانستان جلوگیری کند، یکی از راه ها این است که بگذارند افغانستان به بخش محدودی از ذخایرش دسترسی داشته باشد. در غیراینصورت فشار مستقیم بر روی مردم وارد می شود.”

    آقای محرابی در این خصوص پیشنهاد می دهد که واشنگتن می تواند اجازه دسترسی افغانستان به صورت ماهانه در حدود 100 الی 125 میلیون دالر از ذخایرش را بدهد که توسط یک تیم مستقل نیز این پروسه نظارت گردد.

    او افزود: “دولت بایدن باید همانطور که با طالبان برای عملیات خروج گفتگو کرد، در رابطه با این موضوع نیز صحبت کند.”

    داکتر محرابی تاکید کرد که طالبان می توانند از عواید گمرکات، فروش مواد مخدر و یا فروش تجهیزات نظامی به غنیمت گرفته امورات خود را بگذارنند، اما این که منابع مالی افغانستان مسدود باقی بمانند، تنها مردم متضرر خواهند شد و متکی به کمک های بین المللی خواهند شد.

    لازم به ذکر است به دنبال سقوط دولت اشرف غنی و ورود نیروهای طالبان، بانک های کشور برای چندین روز بسته بودند که مردم با مشکلات بسیاری بخاطر نداشتن نقدینگی مواجه گردیدند.

    اوایل هفته جاری بود که بانک مرکزی مکتوبی را به بانک ها ارسال کرد با این مضمون که بانک های کشور موظف به پرداخت تنها 200 دالر یا 20 هزار افغانی طی یک هفته برای دارندگان حساب های انفرادی می باشند.

    براساس این مکتوب نقل و انتقالات الکترونیکی هیچ محدویتی ندارد.

    با این وصف، اما همچنان صف های طولانی از مردم مقابل بانک ها در سطح شهرها تشکیل شده اند که منتظر دریافت پول از حساب هایشان هستند.

  • بایدن و غنی در آخرین مکالمه تلفنی خطر سقوط نظام را نادیده گرفته بودند

    بایدن و غنی در آخرین مکالمه تلفنی خطر سقوط نظام را نادیده گرفته بودند

    رویترز به سندی دست یافته است که نشان می دهد که جو بایدن در آخرین مکالمه تلفنی با محمد اشرف غنی رئیس جمهور فراری افغانستان از خواسته بود تا از دیگر چهره های مطرح سیاسی افغانستان برای تغییر وضعیت استفاده کند.

    همچنین در این مکالمه دو طرف بر روی مسایل مختلفی با یکدیگر صحبت کردند و تنها موضوعی که ظاهر در صحبت هایشان در نظر نگرفته بودند و یا شاید به طور کل از آن آگاهی نداشتند، خطر سقوط به یک باره دولت و تصرف افغانستان به دست طالبان باشد.  

    سند این مکالمه تلفنی 14 دقیقه ای توسط منبعی به دست رویترز رسیده که وی اجازه انتشار آن را نداشته است.

    در آن مکالمه، جو بایدن به اشرف غنی پیشنهاد می دهد که اگر بتواند چشم انداز روشن و واضحی از طرح و برنامه هایش برای کنترل اوضاع بهم ریخته افغانستان ارائه کند، آمریکا به کمک های هوایی اش ادامه می دهد؛ این در حالیست که تنها چند روز پیش از این مکالمه، نیروهای آمریکایی به برخی مواضع طالبان حمله هوایی کرده بودند که اما با اعتراض طالبان مواجه گردید و آن را نقض صریح توافقنامه دوحه میان خود و آمریکا عنوان کردند.

    همچنین جو بایدن به اشرف غنی توصیه کرده بود که از شخصیت های قدرتمند افغانستان برای ترسیم یک استراتژی نظامی کمک بگیرد و یک فرد نظامی واقعی را (احتمالا اشاره به بسم الله خان محمدی وزیر دفاع اشاره داشته است) در راس این کار بگمارد.

    آقای بایدن در این مکالمه از نیروهای امنیتی افغانستان به خوبی یاد کرده بود و گفته بود: “شما مسلما بهترین نظامیان را دارید. شما در حدود 300 هزار پرسونل مجهز و آموزش دیده در مقابل تنها 70 الی 80 هزار جنگجوی طالبان دارید که به راحتی توانایی جنگیدن دارند.”

    همچنین آقای بایدن به اشرف غنی گفته بود: “نیازی نیست که بگویم دنیا و در بخش هایی از افغانستان، چه دیدگاهی وجود دارد، اما معتقدم که مبارزه علیه طالبان به خوبی پیش نمی رود.”

    بایدن به غنی گفت اگر تمامی چهره های مطرح افغانستان یکجا در یک کنفرانس خبری حاضر گردند و از یک استراتژی نظامی حمایت کنند قطعا دیدگاه ها و اوضاع را در داخل تغییر می دهد.

    او افزود: “ما به مبارزه سخت خود چه به لحاظ دیپلماسی، سیاسی و اقتصادی ادامه می دهیم تا مطمئن گردیم که دولت شما نه تنها پا بر جا می ماند بلکه رشد و ترقی نیز می کند.”

    لازم به ذکر است که پس از این مکالمه تلفنی، کاخ سفید طی بیانیه ای از ادامه حمایت خود از نیروهای امنیتی افغانستان صحبت کرد و نوشته بود که دولت بایدن به دنبال گرفتن بودجه از کنگره برای افغانستان است.  

    براساس سند منتشر شده، اشرف غنی نیز در این مکالمه به نوبه خود گفته بود که معتقد بوده اگر بتواند راه حل نظامی را بالانس کند قادر است صلح را در کشور حاکم کند.

    غنی گفته بود: “ما با حمله تمام عیار از طرف طالبان به شمول پاکستانی ها با حمایت های لوجستیکی شان، به همراه 10 الی 15 هزار تروریست بین المللی که عمدتا از پاکستان آمده اند، مواجه هستیم.”

    لازم به ذکر است در حالی که دو رئیس جمهور این مکالمه تلفنی را با هم داشتند، نیروهای طالبان در حدود نیمی از خاک افغانستان را به کنترل خود در آورده بودند.

    دولت مرکزی افغانستان مدعی بود که تغییری در استراتژی نظامی خود بوجود آورده است که در آن بر حفاظت از مناطق شهری و مزدحم متمرکز است، و بایدن نیز گفته می شود که نظرش به این استراتژی مثبت بوده است.

    بایدن گفته بود: “من یک شخص نظامی نیستم، بنابراین نمی توانم بگویم یک استراتژی باید دقیقا چگونه باشد؛ اما با این کار نه تنها شما به کمک های بیشتری از جامعه جهانی دسترسی پیدا می کنید، بلکه دیدگاه ها را نسبت به خود تغییر می دهید که اوضاع در افغانستان در حال تغییر است.”

    زمانی که جو بایدن از اشرف غنی خواست تا از حامد کرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان بخواهد در یک کنفرانس خبری مشترک حاضر گردد، اشرف غنی با آن مخالفت کرد و گفت: “کرزی هیچ کمکی نخواهد کرد. او ساز مخالف می زند؛ و به لحاظ زمانی هم نمی توانیم تک تک افراد را وارد کنیم. ماه ها تلاش کردیم که حامد کرزی را قناعت دهیم اما در آخرین جلسه ای که با هم داشتیم و تقریبا 110 دقیقه به طول کشید، حامد کرزی ضمن سرزنش من، مرا متهم کرد که تو «نوکر آمریکا» هستی.”

    بایدن پس از شنیدن این صحبت های غنی، گفته که قضاوت نمی کند.

  • هر آمریکایی 265 دالر برای تجهیز نظامی طالبان کمک کردند

    هر آمریکایی 265 دالر برای تجهیز نظامی طالبان کمک کردند

    دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین آمریکا در توییتی گفته است که ارزش تجهیزات نظامی که از نظامیان آمریکایی و دولت افغانستان به دست نیروهای طالبان افتاده چیزی در حدود 85 میلیارد دالر است.

    آقای ترامپ با کنایه به جو بایدن گفته است: “با در نظر گرفتن اینکه آمریکا در حدود 320 میلیون نفر نفوس دارد، هر شهروند آمریکا چه زن و چه مرد و حتی کودکان، نفری 265 دالر برای تمویل تروریستان (گروه طالبان) کمک کردند. آفرین دموکرات ها.”

    ترامپ لیست تجهیزات نظامی که هم اکنون بدست طالبان افتاده را اینطور اعلام کرد:

    22174 عراده هاموی

    8 هزار عراده لاری نظامی

    634 عراده موتر زرهی نظامی

    162043 سیت مخابره

    155 عراده واسطه زرهی ضد ماین

    16035 سیت کمره دید در شب

    169 عراده تانک نفر بر

    358530 قبضه سلاح

    126296 قبضه تفنگچه

    42000 عراده واسطه های نظامی مانند رنجر

    4 فروند طیاره سی 130 حمل و نقل نظامی

    33 فروند هلی کوپتر ام آی 17

    33 فروند هلی کوپتر بلک هاوک

    23 فروند طیاره جنگی سوپر توکانو

    43 فروند هلی کوپتر ام دی 530

    28 فروند طیاره جنگی سسنا

    و 10 فروند طیاره نوع سسنا 208 آ

    ارزش مجموعی این تجهیزات در حدود 85 میلیارد دالر برآورد شده است.

    همچنین گزارش های مطرح شد که گویا تجهیزات بایومتریک نیروهای آمریکایی نیز به دست طالبان افتاده است که خطر شناسایی افرادی که برای نیروهای آمریکایی کار کرده اند افزایش می دهد.