پیشروی برقآسای طالبان از ولسوالیها آغاز شد؛ زمانیکه نیروهای دولتی از این مناطق بدون جنگ عقبنشینی کردند. این روند ادامه داشت تا که طالبان به مراکز ولایات رسیدند. با آنکه مراکز ولایات و شهرها با مقاومت اندک ارتش به دست طالبان سقوط کرد؛ اما کابل بدون چون و چرا تسلیم شد که در نهایت نظام و ارتش افغانستان فروپاشید. چرایی فروپاشی ارتشی که طی ۲۰ سال، میلیاردها دالر برای احیای آن هزینه شده بود، سوال میلیونها شهروند افغانستان و حتی مقامهای کشورهای غربی از جمله امریکا است. نظامیان پیشین ولی میگویند، آنها دستور جنگ نداشتند، بلکه دستوری که دریافت میکردند، عقبنشینی و تسلیمی تجهیزات سلاح به طالبان بود.
محمد رضایی (اسم مستعار) یکی از اعضای سابق ارتش افغانستان به شفقنا گفت: «قبل از رسیدن طالبان به کابل، شماری از افسران و سربازان همراه با بسم الله محمدی؛ سرپرست وزارت دفاع به ولایتهای اطراف کابل از جمله پروان، میدان وردک و لوگر رفتند و به آنها دستور داده شد آنجا را ترک کنند و تمام تجهیزات نظامی و تسلیحاتی را به کابل انتقال دهند».
این نظامی پیشین میگوید، به نیروهای امنیتی مستقر در کابل اطمینان داده شده بود که طالبان وارد شهر کابل نمیشوند و دروازههای ورودی محکم است.
دستور نداشتیم بجنگیم
به گفته این عضو سابق ارتش افغانستان، به رغم اطمینان از عدم ورود طالبان به کابل، از وزارت دفاع به نظامیان دستور داد شد که کمربندهای امنیتی کابل را ترک کنند و به مرکز شهر عقبنشینی کنند که به گفته او، با خروج نظامیان از کمربندهای امنیتی، طالبان وارد شهر شدند.
این عضو سابق ارتش گفت: «حدود ساعت ۱۰ صبح همزمان با ورود طالبان به شهر کابل، به ما دستور دادند که کمربندیهایی که برای جلوگیری از ورود طالبان ساخته بودیم را ترک کنیم…ما به امر وزارت دفاع، کمربندیها را رها کردیم و به مرکزهای خودمان در شهر آمدیم».
رضایی میگوید، وقتی طالبان به قرارگاههای نظامی در مرکز شهر کابل رسیدند، به نظامیان دستور رسید که تمام تجهیزات و تسلیحات خود را به طالبان تسلیم کنند و به خانههای شان بروند.
به گفته این نظامی پیشین، این اتفاق ناگهانی بود و نظامیان هیچ کاری نمیتوانستند انجام دهند.
او گفت: «ما و تمام سربازان حاضر بودیم بجنگیم و شهید شویم ولی ما دستوری از بالا نداشتیم. اگر بدون دستور میجنگیدیم همه شهید میشدند و جنگ ما بیفایده میشد. زیرا چه ما میجنگیدیم و چه نمیجنگیدیم کشور را تسلیم طالبان کرده بودند و اینجا فقط خون ما و شهیدان پایمال میشد.»
وعده عفو طالبان فریبی بیش نیست
طالبان پس از تسلط بر کابل، عفو عمومی اعلام کردند که این فرمان شامل حال تمام کارمندان دولتی و نظامیان پیشین میشدند؛ اما گفته میشود طالبان به وعده خود عمل نکردهاند.
دو عضو سابق ارتش افغانستان که پس از سقوط کابل مجبور به مهاجرت شدند میگویند طالبان خانه به خانه بهدنبال نظامیان بودند و اگر کسی در خانهاش نبود همسر و دخترانش را با خود میبردند.
رضایی به شفقنا گفت که نیروهای طالبان شبانه خانه به خانه به دنبال سربازان و اعضای سابق ارتش میگشتند.
او میگوید: «طالبان شبانه خانه به خانه به دنبال سربازان سابق ارتش و اردوی ملی میگشتند. آنها سربازان را به بیرون از خانه میکشاندند و با خود میبردند، شکنجه میکردند و میکشتند. گاهی حتی جسدشان را دیگر پس نمیدادند. من خود شاهد بودم که طالبان به خانه یکی از سربازان سابق رفته بود و خانوادهاش را تهدید کرد که اگر تا سه روز دیگر این سرباز برنگردد، بیوه یا خواهرش را به جای او با خود میبرند.»
طالبان از ما دو برابر عشر میخواستند
با تسلط طالبان در سراسر کشور، نیروهای طالبان در برخی از مناطق، به جمعآوری عشر و زکات آغاز کردند. مردم از جمعآوری بیرویه، اجباری و سنگین پول توسط طالبان شکایت دارند.
منابع میگویند، طالبان از نظامیان پیشین دو برابر سایر باشندگان عشر درخواست میکنند.
رضایی در این باره میگوید: «طالبان از خانوادههای سربازان ارتش دولت قبل دو برابر عشر میخواستند و اگر پولی به آنها داده نمیشد، وسایل خانه، مانند یخچال، فرش و تمام وسایل قیمتی را با خود میبردند و میگفتند اینها برای دولت است. درحالی که یک سرباز وسایل خانهاش را از دولت دریافت نمیکند.»
پول کافران را به ما بدهید!
طالبان که اعضای سابق ارتش و تمام اعضای دولت سابق را وابسته به خارجیها میدانند و معتقدند که معاش این افراد از طریق کافران تامین میشدهاند. طالبان پس از قدرتگیری به اعضای سابق ارتش گفته «باید تمام پولهایی که از کافران گرفتهاید را به ما بدهید».
رضا حسینی (اسم مستعار) یکی دیگر از اعضای سابق ارتش افغانستان در این باره به شفقنا گفت: «طالبان ما را لت و کوب میکردند و میگفتند شما چندین سال به دولت قبل خدمت کردید و پول کافران را گرفتهاید. باید آن پولها را هر ماه به ما بدهید.»
به گفته حسینی؛ طالبان از اعضای سابق ارتش اسلحههای آنها را میخواستند و اگر در این میان کسی اسلحه نداشت او را مجبور میکردند تا اسلحهای خریداری کند و سپس آنرا به طالبان تحویل دهند.
او نیز مانند محمد رضایی وعده عفو عمومی طالبان را دروغین میداند و میگوید که سرنوشت نامعلوم و وحشتناکی در انتظار سربازان و اعضای دولت سابق افغانستان است.
بسیاری از کارمندان و سربازان سابق میگویند، تحت تعقیب طالبان هستند؛ با این حال به نظر میرسد که این گروه به وعده خود عمل نمیکند.
طالبان وعده داده بودند که با آموزش و کار دختران و زنان مشکل ندارند؛ اما در حال حاضر نه دختری به مکتب میروند و نه هم به زنان اجازه کار در ادارات دولتی داده میشوند.
این فعالان مدنی می گویند که با روی کار آمدن مجدد رژیم طالبان شرایط به گونه ای جدی برای این زنان سخت و طاقت فرسا شده است.
حسن حکیمی یک فعال مدنی در ولایت غور به خبرنگار رها گفت زنان زیادی با تلاش های فراوان و به امید یک آینده خوب در شرایط سخت و حساسی تحصیل کرده و به علم آموزی روی آورده بودند، که اما با تحولات سیاسی اخیر تمامی این امیدها نقش بر آب شدند.
آقای حکیمی علاوه می کند بسیاری از این زنان که از وظایف شان برکنار شده اند به مشکلات روحی و روانی دچار شده و در واقع می توان گفت که در کنج خانه هایشان زندانی اند.
او می گوید زنانی که تا پیش از این در تمامی نهادها و موسسات و حتی ارگان های دولتی از جایگاه بالایی برخوردار بودند، در شرایط حاضر از تمامی امتیازات مادی و معنوی شان محروم شده اند و به جبر خانه نشین گشته اند.
آقای حکیمی می افزاید آمار دقیقی از میزان زنان بیکار شده در ولایت غور در دست نیست، اما بجز زنانی که هم اکنون در بخش های صحی مشغول هستند، صدها زن تحصیل کرده دیگر در این ولایت پس از روی کار آمدن طالبان از کار بیکار شده و خانه نشین شده اند.
او می گوید مکانیزم مشخصی باید وجود داشته باشد تا زنان نیز مانند مردان در نظام فعلی جایگاه شان حفظ و از حق کار و تحصیل برخوردار باشند.
مقام های محلی طالبان در ولایت غور حاضر به صحبت در این باره نشدند.
آنتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا در توییتی نوشت که زلمی خلیلزاد فرستاده ویژه این کشور برای افغانستان شام گذشته (دوشنبه) استعفا داد و «توماس وست» جایگزین او شده است. توماس وست معاون خلیلزاد بود.
به نقل از سی ان ان، خلیلزاد در نامه استعفایش گفته است “برنامه های سیاسی میان دولت (پیشین) افغانستان و طالبان آنطور که تصور میشد پیش نرفت؛ دلیل عدم موفقیت آن بسیار پیچیده است که در روزها و یا هفته های آینده به صورت مفصل دلایل شخصی خود را در این باره پس از ترک دولت شرح خواهم داد.”
لازم به ذکر است که زلمی خلیلزاد به عنوان فرستاده ویژه آمریکا برای افغانستان در دوره های ریاست جمهوری دونالد ترامپ و جو بایدن کار کرد؛ او همچنین پیش از این به عنوان سفیر آمریکا در افغانستان، عراق و سازمان ملل نیز حضور داشت.
زلمی خلیلزاد همچنین مسئولیت رهبری مذاکرات صلح آمریکا با طالبان را بر عهده داشت که در نهایت در اواخر سال 1398 خورشیدی منجر به امضای پیمان صلح طالبان و آمریکا در شهر دوحه پایتخت قطر شد.
حمدالله محب رئیس شورای امنیت ملی افغانستان در دولت اشرف غنی در حین انجام مذاکرات صلح آمریکا با طالبان گفته بود که زلمی خلیلزاد در جریان این مذاکرات به دنبال دستاوردهای شخصی است تا بدست آوردن صلح.
حمدالله محب گفته بود: “زلمی خلیلزاد در مذاکرات صلح آمریکا با طالبان، متحد و شریک قوی آمریکا (دولت افغانستان) را طرد کرده و کنار گذاشته است.”
در آن زمان شمار زیادی از مقام های دولت پیشین افغانستان، زلمی خلیلزاد را متهم کردند که در جریان تقابل دولت افغانستان و طالبان و مذاکرات صلح دو جناح، از طالبان طرفداری می کند.
شیرعباس استانکزی که یکی از اولین چهره های سرشناس طالبان برای جامعه جهانی می باشد هنوز به تیم طالبان در کابل ملحق نشده است و گفته می شود که او صراحتا مخالفت خود را با ظاهر فعلی ساختار دولت موقت و دخالت های سازمان استخبارات پاکستان اعلام کرده است.
منابعی به سی ان ان گفته اند که شیرعباس استانکزی که روز گذشته قطر را به مقصد دوبی ترک کرده است، صراحتا به مقام های طالبان اعلام کرده که این گروه هم اکنون نیاز به مدیریت دیپلماتیک توقعات جامعه جهانی دارد.
منابع می افزایند که تیم مذاکره کننده طالبان در دوحه با دخالت های مستقیم پاکستان و توسط شبکه حقانی در ساختار فعلی دولت موقت به حاشیه رانده شده است.
به همین خاطر است که هم اکنون اعضای شبکه حقانی پست های کلیدی را در ساختار دولت موقت طالبان بدست دارند و از تشکیل دولت همه شمول نیز خودداری می کنند.
بر کسی مخفی نیست که دولت موقت طالبان هم اکنون تحت فشار زیاد جامعه جهانی برای تشکیل دولت همه شمول و قائل شدن احترام به تمامی موازین بین المللی به شمول احترام به حقوق زنان و جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به مکانی امن برای تروریستان قرار دارد.
طالبان از زمان روی کار آمدن در افغانستان همواره اعلام کرده است که دولت همه شمول تشکیل خواهد داد و به حقوق تمامی شهروندان افغانستان به شمول حقوق زنان در چارچوب شریعت اسلام احترام خواهد گذاشت.
اما تاکنون کمتر به این وعده های خود جامعه عمل پوشانده است.
حامد کرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان معتقد است مشروعیت داخلی حکومت تنها از طریق اراده مردم چه به شکل انتخابات و چه از طریق برگزاری لویه جرگه به دست می آید.
وی در گفت و گو با صدای امریکا تاکید کرد افغانستان در یک برهه زمانی حساس در تاریخ خود قرار دارد و افغانستانی ها می بایست متحد شوند و یک حکومت مبتنی بر اراده و خواست خود تشکیل دهند.
به گفته کرزی مشروعیت داخلی برای امارت اسلامی یا هر حکومت دیگر سنگ بنای به رسمیت شناخته شدن از سوی کشورهای منطقه و جامعه بین المللی به حساب می آید.
رئیس جمهور پیشین در بخش دیگری از سخنان خود گفت امارت اسلامی طالبان نیاز شدید به مشروعیت داخلی دارد تا بتواند مشروعیت و رسمیت بین المللی را کسب کند و در این راستا پاکستان نباید در امور داخلی افغانستان دخالت کند.
کرزی خاطرنشان کرد رهبران پاکستان به شمول عمران خان نخست وزیر و شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه این کشور از امارت اسلامی حمایت کرده از جامعه بین المللی خواسته اند با حکومت تازه در کابل همکاری کنند.
قابل یادآوری ست عمران خان نخست وزیر پاکستان در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک در ماه سپتامبر گفته بود اگر به افغانستان بی توجهی صورت گیرد، بحران انسانی رخ می دهد و این عواقب جدی نه تنها برای همسایگان افغانستان که برای تمام جهان به دنبال خواهد داشت.
عمران خان همچنین تاکید کرده بود:« ما باید حکومت کنونی افغانستان را حمایت کنیم و به خاطر خود مردم افغانستان در راستای ایجاد صلح وثبات گام برداریم. طالبان چه تعهداتی سپرده اند؟ آنها وعده داده اند به حقوق بشر احترام بگذارند، یک حکومت همه شمول تشکیل دهند و اجازه ندهند از خاک افغانستان علیه دیگران استفاده شود.»
کرزی اما در ادامه اظهاراتش تاکید کرد پاکستان نماینده مردم افغانستان نیست.
وی افزود توصیه من به کشور برادر و دوست پاکستان این است که از افغانستان نمایندگی نکند و تلاش کند یک رابطه مدنی با افغانستان برقرار سازد.
کرزی تاکید کرد:«رابطه عمیق مردمی با پاکستان داریم. انتظار ما از پاکستان این است که ارتباط خود با افغانستان را بر دخالت در امور داخلی ما و حمایت از افراط گرایی و تروریزم تنظیم نکند و در عوض ارتباط خود با افغانستان را بر اصول مدنی و ارتباطات بین المللی پایه گذاری کند و افغانستان نیز با اشتیاق اینگونه روابط را حفظ خواهد کرد.»
داعش تهدیدی برای افغانستان و منطقه
رئیس جمهور پیشین افغانستان در بخش دیگری از سخنان خود به خشونت های روز افزون توسط دولت اسلامی(داعش) در افغانستان اشاره کرد و آن را تهدیدی هم برای افغانستان وهم برای منطقه عنوان نمود.
این در حالی ست که داعش شاخه خراسان مسئولیت چندین حمله مرگبار در هفته های اخیر در کابل، قندوز و قندهار را بر عهده گرفته است، حملاتی که صدها نفر در آنها جان باختند و ده ها تن دیگر زخمی شدند.
کرزی گفت:«حملات انتحاری خونبار هفته های اخیر داعش در مساجد در کابل، قندوز و قندهار ثابت نمود این گروه تهدیدی برای جان ها و زندگی مردم افغانستان است.»
کرزی ابراز خوشبینی نمود کشورهای منطقه به افغانستان برای مبارزه با داعش کمک خواهند کرد چون داعش تهدیدی برای امنیت ملی این کشورها نیز به حساب می آید. وی ابراز امیدواری نمود قدرت های منطقه به یک درک مشترک در افغانستان برسند.
کرزی افزود افغانستان موظف است برای رسیدن به صلح و ثبات با دیگر کشورهای منطقه کار کند.
یک مقام ارشد طالبان روز جمعه (23 میزان) به «سی ان ان نیوز 18» هند تایید کرد که ملا هبت الله آخندزاده سال گذشته در جریان یک حمله انتحاری که از سوی نیروهای امنیتی پاکستان راه اندازی شده بود کشته شد.
این شبکه پیش تر نیز گزارشی مطرح کرده بود مبنی بر اینکه ملا هبت الله آخندزاده یا در بازداشت نیروهای پاکستانی است و یا کشته شده است.
ملا هبت الله آخندزاده از سال 2016 که رهبری گروه طالبان را بر عهده دارد در انظار ظاهر نشده است و پیش تر نیز گزارش های زیادی مبنی بر کشته شدن او مطرح شده بود.
گزارش مرگ او در حالی منتشر می شود که مقام های طالبان همواره تاکید کرده اند ملا هبت الله آخندزاده در قید حیات است، اما با وجود آنکه در حدود دو ماه از حضور آنها در افغانستان و سقوط دولت پیشین می گذرد تاکنون وی خود را نشان نداده است.
ناگفته نماند که طالبان سابقه در مخفی کردن مرگ رهبر خود را دارند. مرگ ملا محمد عمر رهبر و بنیانگذار جنبش طالبان سال ها از سوی این گروه مخفی نگه داشته شد تا اینکه در ماه اسد سال 1394 ریاست امنیت ملی افغانستان با استناد به گزارش های مختلف فاش کرد که ملا محمد عمر 2 سال قبل در شفاخانه ای در کراچی جان باخته است.
به دنبال آن، طالبان نیز مرگ او را تایید کردند و بدون ارائه جزئیاتی «قضای الهی» را علت مرگوی عنوان کردند.
پس از ملا محمد عمر، ملا اختر منصور به عنوان رهبر این گروه انتخاب شد، که اما او نیز توسط هواپیمای بی سرنشین نیروهای آمریکایی در خاک پاکستان در سال 2016 هدف قرار گرفت و کشته شد.
بی بی سی به نقل از یک نشریه انترنتی وابسته به گروه تروریستی داعش گزارش کرده است که این گروه تهدید کرده تمامی شیعیان از بغداد تا خراسان (نام قدیمی برای اشاره به افغانستان) در امان نخواهند بود.
در این نشریه هفتگی با نام «النبا»، با تهدید به اینکه حملات شان علیه شیعیان ادامه خواهد داشت، مشخصا عنوان کرده است که «شیعیان هزاره افغانستان» متحد کشور ایران هستند که همراه با نیروهای ائتلاف علیه داعش جنگیده اند.
داعش در نشریه اش گفته است که دشمنی شیعیان با سنی ها در حال افزایش است و اهل سنت در حال تثبیت وجود «تهدید شیعیان» در خاورمیانه هستند.
داعش در حالی این تهدید را می کند که روز جمعه مسجد جامع فاطمیه در شهر قندهار متعلق به شیعیان هدف یک حمله مرگبار تروریستی از سوی این گروه قرار گرفت که بیش از 50 تن در این حادثه جان خود را از دست دادند.
این حمله زمانی صورت گرفت که نمازگزاران در حال ادای نماز جمعه بودند.
یک هفته قبل از آن نیز، مسجد جامع سیدآباد ولایت قندوز هدف حمله مشابهی قرار گرفت. در آن حادثه نیز بیش از 50 تن جان باخته و بیش از 100 تن دیگر زخمی شدند.
از زمان روی کار آمدن طالبان در افغانستان این چهارمین حمله مرگبار گروه تروریستی داعش در افغانستان بوده است.
این در حالیست که مقام های طالبان که دولت موقت تشکیل داده اند می گویند گروه داعش مشکلی جدی برای امنیت افغانستان و گروه طالبان محسوب نمی گردد.
داعش در حالی با این پیام خود تمامی شیعیان را در منطقه خاورمیانه و افغانستان تهدید می کند که این گروه تا چندی پیش در آستانه کامل فروپاشی قرار گرفته بود و نیروهای امنیتی تمامی کشورهای منطقه به شمول ایران، عراق، سوریه و افغانستان پایگاه های این گروه را نابود کرده بودند.
اما ظاهرا با به قدرت رسیدن مجدد طالبان و خلا امنیتی ایجاد شده در افغانستان پس از سقوط دولت پیشین، این گروه در حال بازسازی توان خود است؛ کما اینکه از حملات مرگباری که تاکنون راه اندازی کرده نیز نباید این تصور را زیاد دور از ذهن به حساب آورد.
گروه تروریستی داعش روز گذشته (جمعه 23 میزان) حمله ای را بر مسجد جامع فاطمیه در شهر قندهار متعلق به اهل تشیع افغانستان راه انداخت که در نتیجه این حادثه مرگبار دست کم 47 تن جان خود را از دست دادند.
این حمله زمانی رخ داد که نمازگزاران در حال ادای نماز جمعه در این مسجد بودند.
گروه داعش یک هفته قبل از آن یعنی در روز جمعه هفته گذشته (16 میزان) حمله ای مشابه بر مسجد جامع سیدآباد قندوز راه انداخت که در آن حادثه نیز دست کم 50 تن جان خود را از دست دادند.
اما در میان شهدای این دو حادثه، یک خانواده طی تنها یک هفته و با فاصله ای بیش از یک هزار کیلومتر دو شهید دادند.
«نعمت الله رجبی» پدر دو فرزند پسر، روز گذشته و در حالی که برای ادای نماز جمعه در تنها مسجد جامع اهل تشیع شهر قندهار که نماز جماعت جمعه در آن برگزار می گردد، رفته بود جان خود را در این حادثه مرگبار از دست می دهد.
این در حالیست که فرزند او «عزت الله رجبی» نیز هفته قبل از آن در حادثه مشابه در مسجد جامع سیدآباد ولایت قندوز جان خود را از دست داده بود.
از نزدیکان خانواده رجبی به خبرگزاری رها می گویند که خانواده حاجی نعمت الله رجبی ساکن ولایت قندهار هستند، اما پس از آنکه دولت پیشین سقوط کرد و طالبان وارد قندهار شدند، فرزند آنها یعنی عزت الله رجبی به ولایت قندوز رفته بود.
عفو بینالملل امروز با انتشار مستندات جدیدی از تهدیدها و خشونتهای طالبان علیه آموزگاران و دانشآموزان گفت که دختران در افغانستان باید اجازه داشته باشند که به مکتب بازگردند و تحصیلات خود را ادامه دهند.
با وجود اینکه دانشآموزان پسر در سراسر کشور اجازه یافتند از ۱۷ سپتامبر به مکتب بازگردند، طالبان تأکید دارند که قبل از بازگشت دختران ایجاد «محیط یادگیری امن» لازم است.
با این حال، در بیش از ۲۰ مصاحبه جدید، دانشآموزان، آموزگاران و مدیران مکاتب به عفو بینالملل گفتند که ارعاب و آزار و اذیت طالبان باعث میشود که میزان حضور در مکتب در تمام سطوح، بهویژه برای دختران، پایین باشد.
وی گفت: «در حال حاضر دختران در افغانستان از بازگشت به مکتب منع شدهاند. در سراسر کشور، حقوق و خواستههای یک نسل کامل از دختران نادیده گرفته شده و سرکوب میشود. حق تحصیل یک حق اساسی بشر است که طالبان، بهعنوان مقاماتی که عملا اداره کشور را به دست دارند، موظف به رعایت آن هستند. سیاستهایی که در حال حاضر توسط طالبان دنبال میشود تبعیضآمیز، ناعادلانه و ناقض قوانین بینالمللی است.»
طالبان باید فورا تمام مکاتب متوسطه را به روی دختران باز کند، همه آزارها، تهدیدها و حملات علیه آموزگاران و دانشآموزان را متوقف کرده و هرگونه استفاده نظامی از مکاتب در افغانستان را متوقف کند.»
عفو بینالملل همچنین از جامعه بینالمللی میخواهد تا از طریق سازمانهایی مانند سازمان ملل متحد یا سازمانهای غیردولتی از بودجه مناسب برای بخش آموزش افغانستان اطمینان حاصل کنند تا مکاتب بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. عدم انجام این کار به طور بالقوه میتواند میلیونها محصل افغان را از حق تحصیل محروم کند.
«آموزش و پرورش جرم نیست»
تا به امروز، با وجود اینکه برخی از مکاتب متوسطه به دختران اجازه بازگشت دادهاند، از جمله در شهر کابل و ولایاتی مانند قندوز، بلخ و سرپل، اکثریت قریب به اتفاق مکاتب متوسطه در سراسر افغانستان به روی دختران بسته است.
اسما*، دانشآموز ۱۴ ساله در کابل، به عفو بینالملل گفت: «آیا میتوانم به مدرسه بروم یا نه؟ این بزرگترین نگرانی من است. من میخواهم همه چیز را یاد بگیرم، از سادهترین تا سختترین موضوعات. من میخواهم یک فضانورد باشم، یا اینجینر یا معمار … این رویای من است … درس خواندن جرم نیست. اگر طالبان اعلام کنند که تحصیل یک جرم است، ما این جنایت را مرتکب میشویم. ما تسلیم نمیشویم.»
مریم*، دانش آموز ۱۷ ساله در بدخشان، میگوید: «هنگامی که من برای اولینبار شنیدم که آنها لیسهها را تعطیل میکنند، احساس کردم ما به جای حرکت به جلو به عقب رانده میشویم. ما رویاها و آرزوهای زیادی داشتیم، اما اکنون از بین رفتهاند. من میخواهم داکتری بخوانم و داکتر شوم. آمادگی شرکت در آزمون ورودی دانشگاه را داشتم. احساس میکنم در حال حاضر فلج شدهام. نمیتوانم به آینده فکر کنم.»
تعدادی از دانشآموزان دختر لیسه گفتند انگیزه خود را برای تحصیل از دست دادهاند زیرا به نظر میرسد طالبان به آنها تنها اجازهی کار در چند زمینه خاص مانند آموزش یا مراقبتهای صحی بدهند.
خالده*، یک دانشآموز ۱۶ ساله در کابل، گفت: «اگر نتوانیم خواستههای خود را برآورده کنیم، تحصیل به چه کارمان میآید؟ من میخواهم یک سیاستمدار شوم … من نمیخواهم فارغ التحصیل شوم و در خانه بنشینم … دختران مانند من، ما میخواهیم رهبر باشیم … ما میتوانیم هر چیزی باشیم، و آنها به ما اجازه نمیدهند.»
کاهش نرخ حضور و غیاب
آموزگاران، دانشآموزان و فعالان سراسر افغانستان به عفو بینالملل گفتند که در بسیاری از مناطق میزان حضور دانشآموزان، بهویژه دختران در مکاتب ابتدایی، به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. بسیاری از خانوادهها هنوز از طالبان میترسند و از شدت نگرانی از فرستادن فرزندان خود، بهویژه دختران، به مکتب خودداری میکنند.
زینت*، یکی از آموزگاران ولایت سمنگان میگوید: «هیچ اعتمادی در جامعه وجود ندارد… والدین فکر میکنند اگر دخترانشان را به مکتب بفرستند از سوی طالبان مورد ضرب و شتم قرار میگیرند.»
وضعیت وخیم اقتصادی بسیاری از خانوادهها را وادار کرده که فرزندان خود را از مکتب گرفته و سر کار بفرستند. میلیونها افغان در جریان تصرف این کشور توسط طالبان و پس از آن آواره شدهاند و بسیاری از کودکان آواره به مکتب نمیروند.
مصاحبه شوندگان همچنین گفتند تعداد زیادی از آموزگاران نیز به دلیل عدم پرداخت حقوق از سوی طالبان، سر کار حاضر نمیشوند و این باعث شده که بسیاری از مکاتب ابتدایی یا با ظرفیت کم کار کنند یا به طور کامل تعطیل شوند.
در دانشگاهها نیز دانشجویان گزارش دادند که با وجود بازگشایی برخی دانشگاهها، میزان حضور دانشجویان، بهویژه زنان جوان کاهش یافته است.
ودان*، یک دانشجوی ۲۱ ساله داکتری در کابل میگوید: « در کلاس من [قبل از تسخیر طالبان] ۲۰ دختر حضور داشتند. اکنون فقط شش دختر وجود دارد … طالبان قوانین جدیدی را وضع کرده … هیچ کس نمیداند در چند ساعت آینده چه خواهد شد، چه برسد به روزهای آینده. والدین در این شرایط اجازه نمیدهند دخترانشان به دانشگاه بروند.»
آزار و اذیت آموزگاران توسط طالبان و استفاده نظامی از مکاتب
یکی از آموزگاران لیسه به عفو بینالملل گفته است که سوی طالبان تهدید به مرگ شده و به دلیل اینکه پیش از این مربی ورزش بوده از سوی طالبان به دادگاه محلی فراخوانده شده است.
او در اوایل سال جاری نامهای از اعضای طالبان دریافت کرد که در آن نوشته بود: «اگر طالبان شما را بگیرند، گوشهایتان را میبرند و این درس عبرتی برای دیگران در این ولایت خواهد بود.» او اکنون به صورت مخفیانه زندگی میکند و حتا خانوادهاش فکر میکنند به خارج از کشور رفته است.
عفت، زن ۲۲ ساله، و نوید، برادر ۱۶ سالهاش گفتند که آنها در ۱۸ آگست توسط دو تن از اعضای طالبان ضرب و شتم شدند، تا حدی که از هوش رفتهاند. آنها گفتند زمانی که به کورس انگلیسی میرفتند که طالبان آن را «زبان کافران» مینامند، مورد حمله قرار گرفتند.
یکی دیگر از آموزگاران لیسه میگوید که طالبان به تلافی مصاحبهای با رسانه که در آن از حقوق معلم و دسترسی دختران به تحصیلات متوسطه شکایت کرده بود، او را مورد اذیت و آزار قرار دادهاند. وی افزود که او و چند معلم دیگر تهدید به اخراج از خانههای خود شدهاند، خانههایی که دولت قبلی در اختیارشان قرار داده بود.
به دلایل امنیتی و ترس از حملات تلافیجویانه، مکان دقیق این حوادث حذف شده است. عفو بینالملل هنوز تأیید نکرده است که آیا این حوادث به این معنا است که سوءرفتارهای این چنینی از سوی طالبان با آموزگاران و محصلان عمومیت دارد یا نه، اما به نظارت بر چنین گزارشهایی ادامه خواهد داد.
شاهدان همچنین به عفو بینالملل گفتند که طالبان قبل از تصرف این کشور از چهار مکتب برای مقاصد نظامی استفاده کردند: لیسه طغانی و لیسه خطیبزاده در شهر سرپل، لیسه زاخیل خندون در شهر قندوز و لیسه آلیشینگ در ولسوالی آلیشینگ در ولایت لغمان. این نوع اقدامات مکاتب آنها را در معرض حمله قرار میدهد و به احتمال زیاد ارائه آموزش مناسب را بسیار دشوار میکند؛ همچنین برخلاف اعلامیه جهانی مکاتب ایمن است که دولت افغانستان در سال ۲۰۱۵ آن را تأیید کرد.
نشنال انترست می نویسد که گروه داعش شاخه خراسان گرچه به لحاظ تعداد اعضا اندک می باشند اما تاکنون حملات فعال و گسترده ای را در افغانستان انجام داده است.
پیش تر گروه داعش شاخه خراسان علیه دولت جمهوری اسلامی افغانستان فعالیت می کرد و هم اکنون که آن دولت سقوط کرده و طالبان امارت اسلامی شان را مجددا تشکیل داده، علیه این گروه اعلام فعالیت کرده است.
تصمیم رهبری طالبان برای تمرکز روی حکومت داری در افغانستان براساس برداشت های این گروه از شریعت اسلامی و اجازه ندادن به گسترش این برداشت به خارج از مرزهای افغانستان، احتمالا سبب شده تا به مزاج شماری از جنگجویان پیاده این تصمیم خوش نیاید و تصمیم به پیوستن به گروه های افراطی تر مانند القاعده و یا داعش شاخه خراسان بگیرند.
گرچه گمانه های دیگری هم وجود دارد مبنی بر اینکه برخی از سربازان پیاده طالبان همچنان در صفوف خود را نگه داشته اند و یا حتی جنگجویان تازه ای وارد نظام طالبان شده اند، تا ماموریت شان را به نحوی به سمت انجام خشونت های بیشتر در افغانستان سوق دهند.
به دنبال آن، رهبری طالبان به فرماندهان شان دستور داد تا پیشینه سربازان پیاده مورد بررسی قرار بگیرد، به امید آنکه اعضای گروه های افراطی که خود را در میان طالبان پنهان کرده اند شناسایی گردند.
یک مقام ارشد طالبان به سی بی اس گفته است که معتقد است یک رهبر گروه داعش شاخه خراسان که هویت اش همچنان نامعلوم است به صفوف طالبان نفوذ کرده است.
این مقام طالبان می گوید که این رهبر تروریستی میان اعضای داعش با نام «شهاب المهاجر» شناخته می شود، اما شایع است که نام افغان او «سناالله» باشد؛ گرچه به طور قطع تایید نشده است.
لازم به ذکر است که گروه تروریستی داعش شاخه خراسان سال گذشته و پس از آنکه «عبدالله اورکزی» توسط نیروهای امنیتی دولت پیشین افغانستان دستگیر شد، شهاب المهاجر را به عنوان سرپرست جدید این شاخه تروریستی معرفی کرد.
قاری سعید خوستی سخنگوی وزارت امور داخله طالبان در همین حال این فرضیه که شهاب المهاجر به درون صفوف طالبان نفوذ کرده باشد را رد می کند.
وی اما می گوید که امارت اسلامی طالبان موفق به بازیابی فایل ها و اطلاعات دولت پیشین نشده است که می توانست در تشخیص هویت اعضای گروه تروریستی داعش کمک کند.
مولوی ابو احمد احمدی معاون و سرپرست ولایت بدخشان صبح امروز (پنجشنبه ۲۲ میزان) در صحبت با رسانه ها گفت که کندک ضربتی طالبان بعد از دو ماه تعلیمات نظامی در ولایت بدخشان فراغت حاصل نمود.
آقای احمدی گفت حکومت طالبان در نظر دارد اردوی مقتدری را تشکیل دهد که از ارزش های اسلامی، مرز ها و سرحدات کشور دفاع نماید.
او گفت مانور نظامی کندک ضربتی در ولایت بدخشان نمایانگر این است که امارت اسلامی طالبان آماده دفاع از سرحدات کشور است و از این نیروها بر خلاف هیچ یکی از کشور های همسایه استفاده نخواهد شد.
معاون والی بدخشان گفت که آمادگی کامل دارد که در صورت بروز تهدیدات از سرحدات کشور دفاع و امنیت باشندگان بدخشان را تامین نماید.
مولوی شیر احمد جواد مسئول امر به معروف و نهی از منکر طالبان گفت تشکیل اردوی منظم از جمله حقوق هر کشور است و امارت اسلامی طالبان نیز اردوی منظم بخاطر دفاع از سرحدات و تامین امنیت باشندگان این کشور تشکیل می دهد.
در همین حال معزالدین احمدی سخنگوی طالبان در بدخشان به زبان انگلیسی پیامی داشت که اردوی افغانستان آماده دفاع از سرحدات کشور است.
این مانور نظامی در حال در بدخشان برای دومین بار به نمایش گذاشته می شود که روابط میان افغانستان و تاجیکستان تیره گردیده است و آن طرف مرز هم مانور های نظامی مشابه در حال انجام است.
«وانگ یی» وزیر خارجه و نماینده ویژه رئیس جمهور چین روز گذشته سه شنبه (20 میزان) در نشست سران گروه بیست برای افغانستان 4 پیشنهاد را برای کنترل چالش های مرتبط با افغانستان به شمول بحران انسانی و تروریسم ارائه کرد.
«سی جی تن ان» چین به نقل از وزیر خارجه این کشور نوشته است که افغانستان هم اکنون در چهار راه فرصت ها و چالش ها، مشکلات و امیدواری ها قرار دارد.
او گفت “تجربه 20 سال گذشته نشان داد که یک کشور باید متناسب با شرایط خود گام به سوی توسعه بردارد؛ تحمیل ایدئولوژی و مداخله نظامی در امورات داخلی یک کشور تنها به بی ثباتی مداوم و بحران انسانی منجر می گردد.”
وزیر خارجه چین از سران گروه 20 خواست تا به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی افغانستان احترام بگذارد و اجازه دهند که افغان ها خود تصمیم به مشارکت در صلح، ثبات، خوشبختی و توسعه افغانستان و منطقه بگیرند.
وی در همین خصوص 4 پیشنهاد ارائه کرد:
اول؛ چین از تمامی کشورها می خواهد که به تداوم حمایت های بشردوستانه بر رفاه مردم افغانستان تمرکز کند تا آنها را در شرایط کمبود غذا، همه گیری بیماری کرونا و کمبود اقلام و تجهیزات طبی کمک کنند.
او گفت به همین منظور چین 200 میلیون یوان (حدود 31 میلیون دالر) کمک های بشردوستانه شامل مواد غذایی، تجهیزات متناسب برای رویارویی با فصل سرد زمستان، تجهیزات طبی و واکسن کرونا به افغانستان اختصاص می دهد، که اولین محموله آن به تازگی به مقام های محلی افغانستان تحویل داده شده است.
دوم؛ افغانستان باید به یک مسیر توسعه باز و فراگیر متعهد بماند. جامعه جهانی باید با طرف افغان به شیوه منطقی و عملی وارد تعامل گردد و از این کشور برای تشکیل ساختار سیاسی همه شمول حمایت کند.
وزیر خارجه چین تاکید کرد که یکی از بنیادی ترین شیوه ها برای فرونشاندن چالش های افغانستان این است که این کشور متوجه اهمیت بازسازی مسالمت آمیز و رشد اقتصاد و توسعه اجتماعی خود گردد.
وانگ یی از کشورها خواست تا تحریم های یک طرفه شان را علیه افغانستان بردارند و از نهادهای مالی بین المللی نیز خواست تا حمایت مالی بیشتری برای مهار فقر و بازسازی زیرساخت ها در افغانستان کنند.
سوم؛ وزیر خارجه چین بار دیگر بر موضع مستحکم کشورش مبنی بر عدم تحمل حضور گروه های تروریستی در افغانستان تاکید کرد.
او از کشورها خواست تا اقدام موثری در راستای جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به مکانی امن برای گروه های تروریستی بردارند و پیشنهاد کرد که جبهه واحدی از سوی جامعه جهانی در این خصوص شکل بگیرد.
چهارم؛ چین معتقد است که جامعه جهانی باید در خصوص افغانستان به یک اتفاق نظر برسد و با همکاری مشترک برای ایجاد مکانیزمی مشخص برای تعامل با افغانستان گام بردارند.
وانگ یی وزیر خارجه چین گفت که کشورش از نقش مرکزی سازمان ملل متحد در بخش کمک های بشردوستانه به افغانستان و تلاش برای حفظ ثبات و صلح در این کشور حمایت می کند.
او همچنین افزود که کشورش آماده است تا با تمامی جناح های سیاسی در افغانستان کار کند تا افغانستان فصل تازه ای از زندگی را تجربه کند.
لازم به ذکر است که نشست فوق العاده گروه 20 برای اوضاع افغانستان روز گذشته سه شنبه به ریاست ایتالیا برگزار شد.
منابعی به نیوز18 گفته اند که دولت تاجیکستان به تازگی از امرالله صالح معاون دولت اشرف غنی و احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت پنجشیر که در تاجیکستان حضور دارند خواسته است تا در مدت زمان حضورشان در این کشور فعالیت عمده ای نداشته باشند و در سطح پایین حضورشان را حفظ کنند.
این منابع همچنین گفته اند که احمد مسعود بین شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان و پاریس در رفت و آمد است.
از طرفی دیگر، این منابع می گویند که ترکیه گرچه عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است و سازمان ناتو نیز حضور نظامی خود در افغانستان را خاتمه داده، اما این کشور به واسطه رابطه ای که با رهبران مختلف سیاسی در افغانستان دارد، در نقش میانجیگر میان سران طالبان با این رهبران مختلف سیاسی در حال فعالیت است.
این منابع می افزایند ترکیه که شاید با هدف رهبری جهان اسلام در حال تلاش برای این میانجی گری است، همچنین در تلاش است تا طالبان را قانع سازد که راه چاره تشکیل یک دولت همه شمول است.
این گفته ها در حالی مطرح می گردد که احمد مسعود امروز در بیانیه ای نسبتا طولانی عنوان کرد که تا زمانی که دولتی همه شمول در افغانستان شکل نگیرد او به مبارزات خود ادامه می دهد.
همچنین وبسایت ریاست جمهوری تاجیکستان روز گذشته اعلام کرد که امامعلی رحمان به دعوت شارل میشل رئیس شورای اروپا به بروکسل پایتخت بلجیوم رفت تا در خصوص اوضاع افغانستان با مقام های اروپایی گفتگو کند.
برخی منابع مردمی که خواسته نامشان فاش نگردد به خبرنگار رها گفته اند فقر، بیکاری و مشکلات شدید اقتصادی در این ولایت سبب شده تا شماری از خانواده ها دخترهای زیر سن خود را به عقد مردان میانسال آن هم در بدل پول، سلاح و یا مواشی در بیاورند.
حتی برخی از آنان روایت های تکان دهنده تری دارند که می گویند برخی از خانواده ها دختران حتی یک ساله خود را در بدل پول و یا مواشی و سلاح فروخته اند.
این منابع می افزایند که برای مثال نرخ خرید و فروش و پیشکش یک دختر زیر سن معمولا از بین یکصد هزار افغانی الی 250 هزار افغانی در این ولایت است.
براساس گفته های آنان، چنانچه خریدار پول نقد نداشته باشد در بدل آن سلاح و یا مواشی به خانواده دختر می دهد.
خبرنگار رها می گوید براساس یافته هایش این گونه رویدادها در ولسوالی های دور افتاده این ولایت بیشتر از مرکز اتفاق می افتد.
او همچنین می گوید که خرید و فروش و یا به عقد درآوردن دختران خردسال در بدل پول در این ولایت پیش از نیز صورت می گرفت، اما پس از سقوط دولت و متشنج شدن بیشتر اوضاع اقتصادی خانواده های بیشتری رو به این کار آورده اند.
حبیبه جمشیدی فعال حقوق زنان در غرب کشور می گوید که زنان نیمی از پیکر جامعه هستند و نباید با آنان رفتارهای غیر انسانی و اسلامی صورت گیرد.
او می گوید برخی از خانواده ها جایگاه دختران و زنان را نمی دانند و از آنها استفاده سوء می کنند.
بانو جمشیدی تاکید می کند یکی از علت هایی که دختران زیر سن به ازدواج در میایند عدم آگاهی درست از نقش و جایگاه زنان می باشد.
مقام های طالبان در ولایت غور در این باره حاضر به گفتگو نشدند.
یافته های خبرگزاری رها نشان می دهد که نه تنها این فیلمسازان جوان به همراه کارمندان اسبق این ریاست ادعای پوچی را مطرح نکرده اند؛ بلکه اسناد و شواهد فراوانی نیز وجود دارد که نشان می دهند تقریبا بسیاری از افرادی که چه بصورت قراردادی با این ریاست تحت امر خانم صحرا کریمی کار کرده و چه به صورت کارمندان برای این ریاست فعالیت داشته اند، از بدرفتاری های این رئیس جوان افغان فیلم نیز شکایت داشته اند.
به گفته این هنرمندان افغانستان، بدرفتاری هایی که نه در شان رئیس یک نهاد دولتی است و نه در شان هنرمندانی که در آن ریاست برای ارتقای فرهنگ و هنر افغانستان تلاش می کنند، است.
آن طور که در منابع متعدد به نقل از خود خانم صحرا کریمی آمده است او در دنیای مهاجرت در کشور ایران به دنیا آمد و پس از تحولاتی مسیر زندگی اش به سوی اروپا چرخید و در کشور اسلواکی موفق به دریافت درجه دکترای کارگردانی سینما گردید.
خانم صحرا کریمی در ماه ثور 1398 از سوی کمیسیون اصلاحات اداری به عنوان رئیس جدید افغان فیلم معرفی گردید.
نادر نادری رئیس وقت کمیسیون مستقل اصلاحات اداری در 26 ثور 1396 در صفحه توییترش نوشت “افغان فلم، قدیمیترین شرکت دولتی فیلم سازی در افغانستان از طریق یک روند شفاف صاحب نخستین رییس زن شد. صحرا کریمی فلم ساز شناخته شده افغانستان از هفته پیش رو مسئولیت این نهاد دولتی را به عهده خواهد گرفت.”
آمدن خانم صحرا کریمی به عنوان اولین رئیس زن این نهاد دولتی و از طرفی اعلام تبریک و حمایت خانم «آنجلینا جولی» بازیگر پر قدرت و مطرح سینمای هالیوود، بسیار پر طمطراق و با خوشحالی فیلمسازان افغانستان همراه بود.
پیام تبریک آنجلینا جولی به خانم صحرا کریمی برای تصدی ریاست افغان فیلم
حتی دو تن از کسانی که با خانم صحرا کریمی در آزمون کمیسیون اصلاحات اداری برای به دست گرفتن پست این ریاست رقابت داشتند نیز به خبرگزاری رها گفته اند “بلافاصله پس از انتخاب ایشان به عنوان رئیس جدید، احساس رقابت را کنار گذاشتیم و در چارچوب ریاست افغان فیلم با خانم کریمی، پیمان همکاری مستحکم بستیم.”
این افراد اما می گویند با تمامی این پیمان های همکاری و همدلی با خانم صحرا کریمی برای رشد صنعت سینما و فرهنگ جامعه افغانستان، رفتارها و کج روی های خانم صحرا کریمی، گویی آب سردی بر پیکره سینمای افغانستان بود که نه تنها سبب رشد و ترقی صنعت سینمای «کج دار و مریز» افغانستان نبود، بلکه چندین پله به عقب تر نیز سقوطش داد.
رقابت در کمیسیون اصلاحات اداری:
حزب الله سلطانی ماستر سینما و از فیلمسازان و کارمندان سابق ریاست افغان فیلم می گوید “خانم صحرا کریمی نه به دلیل لیاقت و صلاحیت بلکه از 10 امتیاز اضافه برای زن بودن خود در گرفتن بست ریاست افغان فیلم استفاده کرد. در اعلام بست های دولتی به دلیل حمایت از حضور زنان در بدنه دولت، زنان 10 امتیاز بیشتر از هر امتیازی که موفق به کسب می شوند دریافت می کردند.”
سلطانی می گوید که خانم صحرا کریمی نمره اش 4.5 نمره از او و «محمد ناصر هاشمی» پایین تر بود اما چون 10 امتیاز حق زن بودنش را داشت، توانست بست ریاست افغان فیلم را از آن خود کند.
معرفی صحرا کریمی به عنوان اولین رئیس زن برای ریاست افغان فیلم (عکس از طلوع نیوز)
تحقیر، توهین و دشنام های فراوان صحرا کریمی در محل کار:
شمار زیادی از فیلمسازان و کارمندان سابق ریاست افغان فیلم از بی ثباتی های رفتاری خانم کریمی با خبرگزاری رها صحبت کرده اند و می گویند خانم صحرا کریمی طی دوران کاری اش بدون در نظر داشت سن و سال و یا جنسیت افراد با آنها رفتارهای بسیار تحقیرآمیز توام با فحش و دشنام داشت.
حزب الله سلطانی می گوید به ندرت به یاد دارد که جلسه ای در افغان فیلم با حضور خانم صحرا کریمی مسالمت آمیز برگزار شده باشد و تمامی جلسات با تشنج فراوان و فحش و دشنام های پیوسته صحرا کریمی آمیخته بود.
آقای سلطانی با خنده می افزاید: “روزی نبود که در ریاست افغان فیلم گلاس چایی توسط صحرا کریمی شکسته نشود.”
از پیام های صوتی و متنی ارسال شده توسط خانم صحرا کریمی به این هنرمندان جوان که در اختیار خبرگزاری رها نیز قرار گرفته، می توان دریافت گفته های آنان ادعای بی اساسی نیست.
سید جلال روحانی یک تن دیگر از فیلمسازان کشور پیام های متنی و صوتی ارسال شده توسط خانم صحرا کریمی به وی را به خبرنگار رها نشان می دهد که در آن خانم صحرا کریمی به وضوح با دشنام و توهین های فراوان با او صحبت می کند.
به پیام صوتی خانم کریمی ارسال شده به سید جلال روحانی گوش کنید:
عارف تکوین یک تن دیگر از فیلمسازان افغان می گوید: “در ابتدای کار خانم صحرا کریمی در ریاست افغان فیلم همگی خوشحال بودند و همه با اشتیاق زیاد شروع به فعالیت کردند. اما پس از مدتی دیگر کمتر کسی پیدا می شد که دل و دماغ رفتن به سوی ریاست افغان فیلم را داشته باشد.”
آقای تکوین علاوه می کند: “بعدها اگر کاری هم در ریاست افغان فیلم داشتیم سعی می کردیم نرویم. متاسفانه این به یک طنز تلخی میان فیلمسازان بدل شده بود که می گفتند «چرا برویم به افغان فیلم! برویم که فقط بیاب شویم و برگردیم».”
تکوین می افزاید “از هر کسی که از نزدیک با صحرای کریمی کار کرده باشد می توانید راجع به عدم ثبات رفتاری او بپرسید. گاهی چنان مهربان بود که باور نمی کردی این همان صحرای روز گذشته است، اما به ناگاه رفتارش بر می گشت و از هر لفظ رکیکی در گفتارش برای ناسزا گویی هایش استفاده می کرد.”
رفتارهای نمایشی:
حزب الله سلطانی می گوید “تخریب سینما پارک و اشک های خانم کریمی را به یاد دارید؟ و یا جشنواره های پر زرق و برق که توسط ریاست افغان فیلم تحت امر خانم کریمی برگزار شد؟”
حزب الله سلطانی، ناصر هاشمی و چند تن از نزدیکان خانم کریمی می گویند “در روزی که شاروالی کابل تصمیم به تخریب سینما پارک گرفته بود، همگی در ریاست افغان فیلم جمع بودیم و به صحرا کریمی گفتیم که باید کاری انجام دهیم. اما او با خونسردی گفت «که دیگر نمی توان کاری انجام داد و تصمیم از طرف شخص معاون اول رئیس جمهور گرفته شده و شاروالی هم آن را اجرا می کند»”.
مسعود اسلامی یک تن از فیلمسازان جوان افغانستان که تاکنون فیلم هایش در چندین جشنواره بین المللی راه یافته و جوایزی نیز برای او به ارمغان آورده می گوید “پس از آن همگی ما به خانه های خود رفتیم. حوالی شام بود که تماسی از کاوه آیریک (یک تن دیگر از فیلمسازان افغان) دریافت کردم که می گفت فورا برو پیش سینما پارک، زیرا صحرا کریمی به تنهایی ایستاده تا از تخریب سینما توسط شاروالی جلوگیری کند و حالش هم زیاد خوب نیست.”
اسلامی علاوه می کند “با حزب الله سلطانی و یکی دو تا از دوستان دیگر فورا خود را به سینما پارک رساندیم و با تعجب دیدیم که همان صحرای خونسرد که در بعدازظهر دیدیم، هم اکنون با حالتی بسیار آشفته در مقابل چندین کمره رسانه ها قرار گرفته و با گریه های پشت هم در تلاش برای جلوگیری از تخریب سینما پارک است.”
خانم صحرا کریمی هنگامی که سینما پارک را تخریب می کردند سعی کرد مانع شود.
سلطانی گفت “او را ریاست امنیت ملی به زور از آنجا بیرون کرد و سپس او را بردیم به داخل ریاست افغان فیلم، اما او همچنان در افغان فیلم گریه میکرد. از آنجایی که رئیس ما بود جرات هم نمی کردیم که بگوییم که خانم کریمی آن رفتار بعدازظهر شما و این رفتار اکنون شما تناقض فاحش دارد.”
مسعود اسلامی درباره شماری از جشنواره های فیلمی که صحرا کریمی در زمان ریاستش بر افغان فیلم برگزار کرد می گوید “باور کنید که این جشنواره ها اصلا برای هنرمندان و یا ارتقای صنعت سینمای کشور برگزار نشده بود. برگزاری جشنواره های متعدد فیلم در سراسر دنیا به منظور تشویق و حمایت از فیلم سازان است؛ اما در جشنواره هایی که خانم صحرا کریمی با بودجه های متفاوت تلاش کرد که برگزار کند، کوچکترین وقعی هم به هنرمندان گذاشته نشد که هیچ، حتی یک چوکی برای خود فیلمسازان هم در جشنواره نبود.”
عارف تکوین با تایید گفته های مسعود اسلامی می گوید که در این جشنواره ها به طور قطع می توان گفت که اصلا خود هنرمندان دعوت نشده بودند و حتی یک چوکی در کل تالار نداشتند. تقریبا تمامی فیلمسازانی که فیلم هایشان در همان جشنواره ها در حال اکران بود اصلا جایی برای نشستن نداشتند و در بیرون از تالار ایستاده بودند. شاید خانم کریمی از برگزاری این جشنواره ها هدف دیگری داشت.”
خانم صحرا کریمی در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم سرباز
مسعود اسلامی علاوه می کند “اولین باری که خانم کریمی تصمیم به برگزاری جشنواره گرفت با من مشورت کرد و من به او گفتم که افغانستان به جشنواره نیاز ندارد، به فیلم نیاز دارد؛ خانم کریمی تو در جشنواره می خواهی چه فیلمی را نمایش بدهی، وقتی هیچ فیلمی ساخته نشده است.”
مسعود می گوید “اما صحرا کریمی گفت ایرادی ندارد شما از من حمایت کنید و همان فیلم های قدیمی تان را بیایید دوباره در جشنواره اشتراک بدهید. فضای ناآگاه مردم افغانستان از فیلم و فیلمسازی و دولتمردان که بی خیال صنعت سینمای کشور بودند سبب شد که فیلم های تکراری فیلمسازان در جشنواره های گوناگون خانم کریمی به نمایش در بیاید و هر بار هم بر خلاف نظر داوران، فیلم هایی به صورت سلیقه ای برنده اعلام می شدند.”
محمد ناصرهاشمی درباره یکی دیگر از رفتارهای نمایشی خانم صحرا کریمی می گوید “هنگری که خانم کریمی در فضای مجازی پیوسته از آن تصویر می گذاشت که آن را تبدیل به سینما برای افغان فیلم کرده است، در واقع فاجعه ای دیگری از رفتارهای خانم کریمی بود که زیاد بر همگان آشکار نبود.”
او می افزاید “اگر خانم کریمی می خواست سالن سینمایی بسازد نیاز نبود که آن هنگر را تبدیل به سینما کند، بلکه سینماهای سطح کابل را احیا می کرد، و یا سالن سینمایی که در پهلوی ریاست افغان فیلم است را راه می انداخت؛ نه یک هنگر را خالی کند و پس از گذاشتن چند تا چوکی و یک پرده پروجکتور خیال کند که تبدیل به سینما کرده است در حالیکه هیچ معیاری از یک سالن سینمایی در آن وجود نداشت.”
هاشمی علاوه می کند “اما فاجعه تبدیل آن هنگر به سینما در آنجاست که در آن هنگر قدیمی، یادگاری از تنها دکور استودیویی صنعت سینمای افغانستان بود. انجینر لطیف رئیس اسبق افغان فیلم و از فیلمسازان قدیمی و مطرح کشور چند سال پیش تلاش کرده بود تا فیلم بلندی براساس سرگذشت زندگی مولانا جلال الدین بلخی را در فضای استودیویی بسازد؛ به همین منظور در داخل آن هنگر فضایی از محل زندگی جلال الدین بلخی تصویرسازی شده بود که اما خانم کریمی تمامی آن دکورسازی های زیبا را که یادگاری از تنها استودیوی سینمای افغانستان است نابود کرد و مانند زباله به بیرون انداخت.”
اختلاس چند میلیون افغانی بودجه اختصاص یافته به ریاست افغان فیلم و کمک های موسسات خارجی:
فیلمسازان کشور که برخی از آنها به دلیل تهدیدهای امنیتی از کابل خارج شده اند می گویند در کنار تمامی آن رفتارهای ناپسند که ذکر شد، موضوعی که بیش از همه برای همه ناراحت کننده بود مسئله اختلاس خانم کریمی است.
حزب الله سلطانی که از اعضای «هیات پول» ریاست افغان فیلم بود، می گوید بجز کمک های موسسات خارجی مانند «بریتیش کانسیل»، به طور مجموع در حدود 39 میلیون افغانی بودجه از سوی دولت افغانستان برای ساخت چند فیلم و مستند به ریاست افغان فیلم طی دوران ریاست خانم صحرا کریمی داده شد.
او می گوید “جشنواره هایی که برگزار می گردید هم بودجه و یا کمک های جداگانه ای داشت. برای نمونه، بریتیش کانسیل در یک اقدام در حدود به ارزش 40 هزار دالر وسایل و لوازم برای ریاست افغان فیلم اعطا کرد که از آن لوازم، یک دستگاه کامپیوتر مک بوک پرو به ارزش در حدود 5 هزار دالر در اختیار شخصی خانم کریمی است که هم اکنون در اروپا است؛ در حالیکه آن لوازم متعلق به ریاست افغان فیلم است.”
فایل صوتی خانم صحرا کریمی به حزب الله سلطانی از اعضای هیات پول ریاست افغان فیلم:
حزب الله سلطانی اما درباره بودجه ای که وزارت اطلاعات و فرهنگ به ریاست افغان فیلم داده، می گوید “یک روز خانم کریمی به من تماس گرفت و گفت که برویم وزارت برای گرفتن پول؛ با موتر لندکروزر ریاست افغان فیلم رفتیم وزارت و پس از طی مراحل اداری، مبلغ 12 میلیون افغانی را به صورت نقدی دریافت کردیم. من آن مقدار پول نقد را داخل دستمال گردن خود گذاشتم زیرا هیچ چیزی همراهمان نداشتیم که پول ها را داخل آن می گذاشتم؛ راه افتادیم به سمت یکی از شعبات «میوند بانک» در منطقه شهرنوی کابل.”
آقای سلطانی می افزاید “از آنجایی که ریاست افغان فیلم حساب بانکی تا آن زمان نداشت، من و همکارم اصرار زیاد کردیم که همین الان یک حساب بانکی برای افغان فیلم ایجاد کنیم، اما صحرا کریمی گفت که نیازی به این کار نیست و پول ها را به حساب شخصی اش واریز نماییم.”
وی علاوه کرد “با وجود مخالفت زیاد پول ها را به حساب او واریز کردیم. در همان حین واریز کردن، رئیس بخش مالی وزارت اطلاعات و فرهنگ مبلغ 200 هزار افغانی از همان پول را از صحرا کریمی بابت حساب نامعلومی گرفت؛ وقتی از صحرا پرسیدم که دلیل این کار چیست گفت که از حسابی های قبل حسابش مانده است و باید به او می دادم.”
سلطانی گفت: “باقی مانده مبلغ را یعنی یازده میلیون و هشت صد هزار افغانی را به حساب شخصی صحرا واریز کردم که قرار بود از این مبلغ برای ساخت چند فیلم و مستند استفاده شود.”
یکی از این فیلم ها، پروژه ساخت فیلمی به نام «کوچه حمام زنانه» بود که با وجود مخالفت های بسیار فیلمسازان، خانم صحرا کریمی گفت که کارگردانی آن را خود بر عهده می گیرد.
به گفته ی سلطانی، “بودجه ساخت این فیلم هفت میلیون افغانی تعیین شده بود که کار ساخت آن را هم خود خانم کریمی بر عهده گرفت؛ اما این فیلم هرگز حتی به مرحله فیلمبرداری (شوتینگ) هم نرسید، چه برسد که ساخته شود؛ اما برای همین فیلم خیالی که اصلا تاکنون هیچ کاری از آن انجام نشده است، تمامی اسنادهای مالی آن به صورت جعلی ساخته شده و به وزارت اطلاعات و فرهنگ تحویل داده شده است.”
سلطانی گفت: “برای مثال بل های مصرفی برای غذای عوامل، کرایه موتر عوامل و دستمزد عوامل تماما بصورت جعلی ساخته شده و به وزارت داده شد، در حالیکه هیچ کس و هیچ چیزی وجود نداشت. حتی تصویر یک جواز یک شرکت خارجی خیالی در زمینه میکس و مونتاژ فیلم در سویدن نیز جعلی درست شد تا به وزارت نشان دهد که کارهای پس از تولید یا اصطلاحا «پست پروداکشن» ساخت فیلم کوچه حمام زنانه در سویدن در حال انجام است. در حالیکه از اساس چنین فیلمی اصلا وجود نداشت و چنین شرکتی نیز اصلا وجود ندارد.”
این جواز از سوی ریاست افغان فیلم به وزارت اطلاعات فرهنگ ارائه شده است که نشان دهد فیلم کوچه حمام زنانه با بودجه 7 میلیونی اش در نزد این شرکت سویدنی در حال گذراندن کارهای پس تولید خود است؛ در صورتیکه این شرکت اساسا وجود خارجی ندارد.
حزب الله سلطانی علاوه می کند که برای ساخت چندین فیلم دیگر که به دیگر فیلمسازان محول شده بود قراردادهایی تنظیم گردید و قرار شده بود برای هر فیلم مبلغ 400 هزار افغانی داده شود.
ساخت یکی از این فیلم ها را مسعود اسلامی بر عهده داشت؛ ساخت یک مستند داستانی درباره شیوع ویروس کرونا در افغانستان.
جدول هزینه ساخت 5 فیلم مستند و نیمه بلند به مبلغ 2 میلیون افغانی که از وزارت بودجه آن دریافت شد اما به فیلمسازان هرگز پرداخت نشد.
مسعود اسلامی می گوید که پس از ماه ها تلاش و فیلمبرداری کامل این فیلم مستند موفق به دریافت تنها بخش اندکی از مبلغ توافق شده در قرارداد نشده است.
او می افزاید “تهیه کنندگی این فیلم مستند بر دوش ریاست افغان فیلم بود؛ بدین معنا که این ریاست باید هزینه های جاری برای ساخت آن به شمول عوامل و یا هزینه های خرید و یا اجاره وسایل مورد نیاز برای فیلمبرداری را پرداخت کند. اما تمامی این هزینه ها را از جیب شخصی ام پرداخت کردم به امید روزی که بتوانم از خانم صحرا کریمی بگیرم.”
آقای اسلامی علاوه می کند این در حالی بود که بودجه ساخت این مستند را خانم صحرا کریمی از وزارت اطلاعات و فرهنگ دریافت کرده و در حساب بانکی شخصی اش قرار داده بود.
تمامی فیلمسازان روایت مشابهی دارند؛ بیشتر آنها تایید کرده اند که قبل از شروع کار خانم کریمی از تمامی فیلمسازان می خواست تا بل های مصرفی شان را بیاورند و تحویل مدیر دفترش به نام «مریم» بدهند؛ در حالیکه این موضوع همواره با اعتراض فیلمسازان مواجه می شد که می گفتند “وقتی ما هنوز هیچ فیلمی نساخته ایم چگونه بل های مصرفی اش را تحویل دهیم. اما خانم کریمی اصرار داشت که اگر کسی نتواند برای فلان موعد بل های مصرفی را آماده و تحویل ندهد، به او پروژه ای داده نخواهد شد.”
نمونه ای از فاکتورها و مهرهای جعلی که فیلمسازان مجبور به ارائه به ریاست افغان فیلم می شدند.
حزب الله سلطانی نیز می گوید به سفارش افغان فیلم و خانم کریمی یک فیلم با عنوان «صد سال تاریخ افغانستان» را با بودجه یک میلیون افغانی ساخته است، اما با وجودی که یک سال و نیم پیش این فیلم را به خانم کریمی تحویل داده است، هیچ مبلغی از آن را دریافت نکرد و در نهایت هم دولت سقوط کرد.
فیلم دیگر او نیز با نام «کوچه پرنده فروشی» با بودجه 400 هزار افغانی به سفارش خانم کریمی ساخته شده که پول او نیز به سلطانی داده نشد.
سید جلال روحانی نیز وقتی پس از چندین ماه به خانم کریمی نسبت به پرداخت نشدن حق الزحمه اش اعتراض می کند با دشنام های تند خانم صحرا کریمی مواجه می گردد.
ناصرهاشمی، ذبیح الله سیف عسکری، همایون پاییز، عارف تکوین و شماری دیگر از جمله فیلمسازانی هستند که مانند مسعود اسلامی و جلال روحانی و حزب الله سلطانی پس از ماه ها تلاش برای ساخت فیلم هایی که سفارش خانم صحرا کریمی بود موفق به دریافت پول و حق الزحمه شان نشدند و تمامی ان پول ها در حساب شخصی خانم صحرا کریمی ماند.
این فیلمسازان می گویند که خانم کریمی هر بار به هر بهانه ای ندادن پول را عقب می انداخت. “یک بار می گفت بودجه نیامده است، یک بار دیگر می گفت که فیلم تان کیفیت لازم را ندارد. در آخر به او گفتیم که اولا بودجه ای که تعیین شده در سطح سینمای افغانستان است و نه در سطح سینمای هالیوود، و دوم اینکه شما با سینماگران افغانستان قرارداد کرده اید و در سطح همان ها باید توقع داشته باشید؛ و در نهایت اگر فیلم های ما کیفیت لازم را ندارند، چرا این فیلم ها را ریاست افغان فیلم از ما می گیرد؛ و چرا اینکه بودجه ساخت این فیلم ها در حساب شخصی خانم کریمی می ماند، در حالیکه این پول ها رسما و قانونا متعلق به دولت افغانستان و بیت المال است که باید پس به حساب دولت واریز گردد؛ نه اینکه در حساب شخصی خانم کریمی بماند.”
اما سیدجلال روحانی و حزب الله سلطانی که به خانم صحرا کریمی نزدیک بوده اند صحبت دیگری نیز در این باره دارند.
آنها به خبرگزاری رها می گویند که این پول ها را خانم صحرا کریمی در اختیار «احمد شاه» دوست پسرش که مالک یک شرکت ساختمان سازی است گذاشته بود.
آنها اضافه می کنند “اما از آنجایی که کار و بار ساختمان سازی احمدشاه خوب پیش نمیرفت، ظاهرا قادر به پس دادن پول های افغان فیلم به صحرا کریمی نشده بود و این طور بود که تمامی پول های فیلم سازها پرداخت نگردید و فیلم کوچه حمام زنانه با بودجه هفت میلیون افغانی هیچ گاه ساخته نشد؛ اما تمامی اسنادهای مالی اش به صورت جعلی آماده گردید و به وزارت اطلاعات و فرهنگ تحویل داده شد.”
با تلاش های فراوان موفق به صحبت با خانم صحرا کریمی نشدیم. خبرنگار رها چندین بار تلاش کرد تا با خانم کریمی صحبت کند اما ایشان از آنجایی که خارج از افغانستان حضور دارد، هر بار با دیدن پیام و یا تماس از طرف ما آن شماره را مسدود می کرد.
ریچارد کمپ که مسئولیت رهبری سربازان انگلیسی را در افغانستان بر عهده داشت، می گوید که رژیم طالبان از انگلیس خواسته تا بابت 20 سال حضور نظامی در افغانستان غرامت پرداخت کند.
نشریه میرور به نقل از این مقام انگلیسی نوشته است که رژیم طالبان که خود مسئول قتل عام و شکنجه در افغانستان است از انگلیس ادعای غرامت بابت حضور نظامی طی 20 سال گذشته کرده است.
این نشریه می نویسد؛ «نوراحمد متوکل» یک مقام طالبان در وزارت اطلاعات و فرهنگ می گوید: “بریتانیا آماده است که بابت 20 سال حضور نظامیاش در افغانستان غرامت پرداخت کند و ما از این اقدام آنها استقبال می کنیم. متباقی کشورها نیز باید آماده پرداخت غرامت باشند.”
یک منبع آگاه در این خصوص می گوید: “هنوز نمی دانیم که آنها (طالبان) چه چیزی می خواهند اما احتمالا میلیاردها دالر از تمامی کشورهای دخیل در افغانستان طلب کنند. اینکه ما به آنها پرداخت می کنیم و یا نه مسئله دیگری است.”
ریچارد کمپ می افزاید “این یک توهین بزرگ است که گروهی که کشور را به تصرف نظامی خود در آورده از کشورهایی که در آنجا حمایت از دولت مشروع می کردند غرامت طلب کند.”
این فرمانده سابق انگلیسی علاوه کرد: “دولت بریتانیا نباید حتی یک ثانیه هم روی این موضوع فکر کند تا حتی یک «پنی» به این گروه پرداخت کند؛ این اولین خواسته از بی شمار خواسته های این گروه خواهد بود؛ گروهی که قادر به قتل، شکنجه و مطیع کردن به زور مردم است.”
«فیلیپ انگرام» یک افسر سابق استخبارات ارتش انگلیس نیز می گوید: “بریتانیا در موقعیت سختی قرار دارد. فکر می کنم دولت بریتانیا نباید غرامتی پرداخت کند، زیرا هر گونه عدم اتحاد میان کشورها سبب استثمار از سوی طالبان می گردد. طالبان خیلی زیرک هستند.”
وزارت دفاع بریتانیا از پاسخ به این پرسش که آیا غرامت جنگی پرداخت خواهد کرد یا خیر، امتناع کرده اما گفته است که مانند گذشته برای تلفات غیرنظامیان غرامت پرداخت خواهد کرد.
یک سخنگوی این وزارت گفته است: “مرگ هر غیرنظامی یک تراژدی است. بریتانیا به دنبال آنست تا جایی که می تواند ریسک تلفات غیرنظامیان را کاهش دهد اما اینکه کلا ریسک این تلفات وجود نداشته باشد امکان پذیر نیست.”
نشریه میرور می نویسد که اطلاعات وزارت دفاع انگلیس نشان می دهد که طی سال های 2006 الی 2013 برای 289 مورد تلفات غیرنظامی غرامت پرداخت شده است.
برای مثال، یک خانواده تنها مبلغ 104 پوند دریافت کرد، و یک خانواده دیگر بخاطر مرگ یک پسر 10 ساله شان 586 پوند دریافت کردند.
محمد کریم خلیلی؛ رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان در واکنش به حمله تروریستی به مسجد شیعیان در قندوز، گفته است جای تأسف است که جهان و نظام بین الملل حاکم بر مناسبات جوامع بشری نظاره گر فجایع و کشتار سلسله وار در افغانستان هستند.
خلیلی امروز (شنبه، ۱۷ میزان) در پیامی به طالبان و هم به دولتهای خارجی و همچنین سازمان ملل متحد هشدار داد اگر در برابر این جنایات هولناک بیتفاوت و خنثی باشد، این قتل و کشتار که امروز بلای جان شیعیان افغانستان است، «فردا آفت و درد سر بزرگی برای دیگران هم خواهد شد و به سرعت گسترش خواهد یافت».
او در این پیام گفته است: «تروریزمی که داعیه جهانی دارد… اژدهایی است که با بلعیدن و دریدن انسانها، بزرگتر و هولناکتر میشود و هرچه زمان می گذرد مقابله با آن دشوارتر خواهد شد».
حمله وحشیانه تروریستی بر مسجد سید آباد قندوز و نمازگزارانی که در حین ادای نماز جمعه مشغول عبادت معبود یگانه شان بودند و مظلومانه در آن مکان مقدس در خون خود غلتیدند، قلب هر فرد مسلمان و هر انسان آزاده را به درد میآورد. در حدود صد نمازگزار بر سجاده هایشان شهید شدند و بیش از صد تن دیگر مجروح گردیدند در حالیکه برای اقامه نماز که ستون دین است، در روز جمعه مبارک که عید امت محمد “صلی الله علیه و آله و سلم” است، در مسجد که خانه امن خداست، جمع شده بودند.
گروه تروریستی بدنام و سفاک داعش خراسان که منفور قاطبه امت مسلمه و ملت مسلمان افغانستان است، مسبب و عامل اصلی این جنایت قبیح میباشد؛ گروهی که مانند گذشته از مظلوم ترین و محروم ترین اقشار بی دفاع جامعه قربانی میگیرد و در ریختن خون بیگناهان از هیچ جنایتی فروگذار نمی کند.
ابعاد این جنایت ضد بشری به اندازهای وسیع است که هر وجدان بیداری را تکان می دهد. این جنایت به روشنی، عمق فاجعه و خشونتی را که مردم مظلوم افغانستان گرفتار آن هستند، نشان می دهد. همه هستی و داشته های مردم افغانستان میدان تاخت و تاز گروه های تروریستی و خون آشام گشته است و ما با تمام وجود رنج بی پناهی مردم مظلوم و ظلم ظالمان را احساس میکنیم.
جای بسی تأسف مضاعف است که جهان و نظام بین الملل حاکم بر مناسبات جوامع بشری در حالی نظاره گر این فجایع و کشتار سلسله وار هستند که بارها و بارها نسبت به عواقب آن هشدار داده ایم و زنگ خطر را به اندازه ای که صدای ما شنیده میشد، با فریاد خود به صدا درآورده ایم. اکنون نیز یکبار دیگر، هم به اداره حاکم بر کابل که امارت اسلامی طالبان است، و هم به دولتهای دور و نزدیک افغانستان و هم به سازمان ملل متحد و نهادهای مدافع حقوق بشر، هشدار میدهیم که اگر در برابر این جنایات هولناک بی تفاوت و خنثی باشید، این قتل و کشتار که امروز بلای جان ما مردم است، فردا آفت و درد سر بزرگی برای دیگران هم خواهد شد و به سرعت گسترش خواهد یافت. تروریزمی که داعیه جهانی دارد و در منتهای خشونت و قساوت عمل میکند و اهداف و آینده اش مرموز و پنهان است، اژدهایی است که با بلعیدن و دریدن انسانها، بزرگتر و هولناکتر میشود و هرچه زمان می گذرد مقابله با آن دشوارتر خواهد شد.
اینجانب این حمله وحشیانه تروریستی را به شدیدترین الفاظ محکوم میکنم و برای شهدای مظلوم بهشت برین و برای مجروحین شفا و سلامتی و برای خانواده های داغدار قربانیان حادثه صبر و اجر، و برای مردم افغانستان امنیت و صلح از بارگاه الهی مسئلت دارم.
وعده خداوند بر مجازات ظالمین و یاری مستضعفین قطعی است و یقین دارم هیچ نیرویی نمیتواند سنت الهی را تبدیل کند. لا یَضِلُّ رَبِّی وَلَا یَنسَى
پیش تر عبدالحق واثق رئیس استخبارات طالبان در پیامی نگاشته بود که وی به همراه امیرخان متقی سرپرست وزارت امور خارجه و ملاخیرالله خیرخواه سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان به دوحه در قطر می روند.
دو تن از مقام های ارشد آمریکا به رویترز گفته اند که برای اولین بار از زمان خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان، هیاتی از این کشور با مقام های ارشد طالبان در دوحه قطر دیدار و گفتگو می کنند.
در این دیدار زلمی خلیلزاد نماینده آمریکا در امور افغانستان حضور ندارد و بجای او «تام وست» معاون نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا و «سارا چارلز» از اعضای ارشد بخش بشردوستانه «سازمان کمک های بین المللی آمریکا» با مقام های طالبان دیدار و گفتگو می کنند.
این دو مقام آمریکایی گفته اند که موضوع اصلی صحبت های طرفین در این دیدار، گفتگو بر تعهد طالبان برای جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به مکانی امن برای حضور گروه های تروریستی مانند القاعده، آزادی یک تبعه آمریکایی، تامین راهی مصون برای خروج شهروندان خارجی و همکاران افغان از افغانستان و اجازه و همکاری برای توزیع کمک های بشردوستانه به تمام مردم افغانستان خواهد بود.
تاکنون یک ماه از اعلام رسمی دولت موقت طالبان می گذرد اما تاکنون هیچ کشوری «امارت اسلامی افغانستان» را به رسمیت نشناخته است و بسیاری از کشورها ساختار کابینه موقت طالبان را انحصار شده توصیف کرده اند.
در لیست اعضای کابینه و حتی معاونان آنها هیچ عضو غیرطالبان به چشم نمی خورد؛ گرچه داکتر محمد نعیم از سخنگویان طالبان در قطر در صحبت با الجزیره تاکید کرده بود که کابینه تشکیل شده همه شمول است زیرا نمایندگانی از سایر اقوام نیز در آن حضور دارند.
دولت گذشته افغانستان از آزادی سه عضو برجسته شبکه حقانی ازجمله فرزند سرکرده و بنیانگذار این گروه تروریستی خبر داده بود و این در حالی است که روابط این گروه با سرویسهای جاسوسی غربی و منطقه بر کسی پوشیده نیست.
دولت پیشین افغانستان از آزادی سه عضو برجسته شبکه تروریستی حقانی ازجمله «انس حقانی» خبر داده بود. اقدامی که گفته میشود به درخواست دولت آمریکا و در قالب مذاکرات این کشور با طالبان برای تبادل اسیران و زندانیان دو طرف انجام شده بود.
کمتر کسی است که در منطقه نداند این گروه تروریستی با سرویسهای جاسوسی غربی و منطقه ارتباط دارند. درواقع انس حقانی، فرزند سرکرده و بنیانگذار این گروه تروریستی در ازای آزادی دو شهروند آمریکایی در بند طالبان از زندان «بگرام» آزاد شد. البته چندی پیش منابع نزدیک به طالبان اعلام کرده بودند این گروه در ازای آزادی دو استاد دانشگاه آمریکایی– افغانستان خواهان آزادی 80 زندانی طالبان ازجمله انس حقانی و حافظ رشید، از اعضای برجسته این شبکه شده بودند.
«کوین کینگ»، شهروند استرالیا و «تیموتی ویکس»، شهروند آمریکا دو نفر از شهروندان دانشگاه آمریکایی افغانستان بودند که در سال 2016 میلادی از سوی افراد مسلح در کابل ربوده شدند و نزد گروه طالبان نگهداری میشدند.
شکلگیری شبکه حقانی
شبکه حقانی در شرق و جنوب شرق افغانستان به ویژه در ولایت «خوست» و «پکتیکا» فعال است. این گروه عملیاتهای زیادی در کابل، پایتخت افغانستان انجام دادند و حتی تلاش کردند حامد کرزی، رئیسجمهور این کشور را ترور کنند. آنها ارتباط خوبی با طالبان پاکستان و القاعده برقرار کردند و در به قدرت رساندن دوباره طالبان در افغانستان نقش مهمی ایفا کردند. این گروه حملات زیادی علیه نظامیان خارجی مستقر در افغانستان انجام دادند.
اواخر دوره مبارزه افغانستان علیه «ارتش سرخ» شوروی بود که به تدریج نام شبکه حقانی بر سر زبانها افتاد. در آن زمان این شبکه بخشی از حزبی به نام شاخه «یونس خالص» بود که در جنوب شرق افغانستان فعالیت میکرد. در دوره مجاهدین و طالبان، شبکه حقانی بیشتر به نام بنیانگذار خود یعنی گروه جلالالدین حقانی شناخته میشد، اما پس از سقوط طالبان نام شبکه حقانی برای یک جریان مسلحانه به رهبری جلالالدین حقانی و سپس فرزندش سراجالدین حقانی تثبیت شد.
با وجود اینکه شبکه حقانی ساختار و مدیریت جدا از طالبان دارد، اما هیچگاه از طالبان جدا نبوده است. طالبان نیز همواره شبکه حقانی را زیرمجموعه رهبری این گروه و سران شبکه حقانی نیز خود را تابع رهبر طالبان دانستهاند. این شبکه مرگبارترین حملات را در مناطق مختلف افغانستان به ویژه شهر کابل انجام داده است. بیشتر عملیاتهای شهری شبکه حقانی با استفاده از خودروهای بمبگذاری شده و مهاجمان انتحاری انجام شده است.
روابط حقانی و آمریکا
روابط شبکه حقانی با آمریکاییها همواره تیره نبوده است و دو طرف در دهه 80 میلادی همچون یک متحد در کنار یکدیگر به مقابله با شوروی میپرداختند. گفته میشود «چارلی ویلسون»، سناتور جمهوریخواه در سال 1987 میلادی به شرق افغانستان سفر کرد و چهار روز میهمان جلالالدین حقانی بود.
جلالالدین حقانی روابط بسیار استثنایی و نزدیک با سیا داشت که این روابط سیل کمکهای مالی و تسلیحاتی ازجمله موشکهای دوشپرتاب استینگر را برای جنگجویان حقانی به همراه داشت، موشکهایی که دهها بالگرد و هواپیمای شوروی را سرنگون کرد. پس از سقوط طالبان، جلالالدین حقانی نقش مبارزاتی خود را به فرزندانش به ویژه سراجالدین واگذار کرد.
تعداد نیروهای حقانی
شبکه حقانی حدود چهار هزار نیرو دارد که در پیوند با گروههای دیگر، گاه تا 10 هزار نیرو میتواند سازماندهی کند. آمریکاییها معتقدند شبکه حقانی بازوی دستگاه اطلاعاتی پاکستان برای انجام عملیاتهای تروریستی در راستای منافع این کشور است، اما پاکستان همواره این موضوع را رد میکند. آمریکاییها در سال های گذشته با پهپاد مقرهای این شبکه را هدف قرار دادند و همین موضوع موجب اعتراضات پی در پی اسلامآباد به واشنگتن بوده است.
از شورای کویته، شورای «شمشاتو باجاوا» و شورای «میرانشاه» به عنوان همکاران شبکه حقانی یاد میشود. مقر اصلی شورای کویته در شهر کویته پاکستان و رهبر آن ملاعمر بود که با بن لادن پیوند سببی برقرار کرده بود و به دلیل همین پیوندهای عمیق، پس از اشغال افغانستان بن لادن را تحویل آمریکا نداد.
رسیدن دوباره طالبان به قدرت در افغانستان پس از سال ها جنگ علیه نیروهای اشغالگر نه تنها اعتبار نظم سیاسی موجود را به چالش کشید و گفتمان تازه ای در مورد جایگاه و اقتدار امریکا در سیاست جهانی را باز نمود که از همه مهمتر بی تفاوتی آشکار جهان عرب نسبت به واقعیت های سیاسی در افغانستان را نیز نشان داد.
تصاویر هولناک شهروندان افغانستانی که به هواپیمای نظامی امریکایی در میدان هوایی بین المللی حامد کرزی در کابل چسپیدند تا با تسلط دوباره طالبان و سرنگونی دولت غنی از این کشور بگریزند، موج شوکه کننده ای در جهان به راه انداخت. امریکا به رفتار غیرمسئولانه و خیانت به متحدینش متهم شد. همیشه پیش بینی هایی در مورد شکست نیروهای امنیتی و دفاعی افغان در صورت تشدید حملات طالبان مطرح بود اما هیچ کس حتی تصورش را هم نمی کرد این شکست به این سرعت اتفاق بیفتد.
کشورهای عرب ساکت مانده اند
در حال حاضر و با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان جامعه جهانی با معضلات متعددی روبرو شده است اما واکنش محتاطانه یا حمایت صریح جهان عرب از طالبان خود موضوع مهمی ست. بیشتر کشورهای عربی به شمول کشورهای شورای همکاری خلیج اظهارات محتاطانه ای داشته اند و نشانه هایی از همراهی و اشتیاق در سخنان آنان به چشم نمی خورد. این سکوت معنا دار جهان عرب در تضاد با ارتباطات نزدیک آنها با طالبان قرار دارد: در گذشته و در زمان تجاوز ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان بیشتر کشورهای عربی از مجاهدین افغان حمایت مالی و تسلیحاتی کردند و در ادامه برخی کشورهای عربی از طالبان حمایت نمودند.
در گذشته بین مجاهدین افغان و جهان عرب رابطه ای تنگاتنگ و پیوند روحی و ایدئولوژیک وجود داشت و یکی از پیشگامان جهاد در افغانستان، عبدالرب رسول سیاف، فارغ التحصیل دانشگاه الاظهر مصر بود. آقای سیاف در سال 1971 میلادی وارد این دانشگاه شد و در ادامه به یکی از چهره های سرشناس جنگ افغانستان تبدیل گشت. به همین ترتیب برهان الدین ربانی نیز در دانشگاه الاظهر مصر درس خواند و مسئولیت تربیت نسلی از مجاهدین افغانستانی را بر عهده گرفت. جدای از نزدیکی مذهبی و ایدئولوژیکی ارتباط اقتصادی عمیقی نیز وجود داشت. عربستان سعودی حامی اصلی مالی عملیات سلکون به رهبری امریکا در حمایت از مجاهدین افغان به شمار می رفت. بر اساس برآوردها بین سال های 1979 تا 1992 میلادی عربستان سعودی در حدود چهار میلیارد دالر به جنگ افغانستان تزریق کرد و تنها سقف کمک های موسسه خیریه شاه فهد به مجاهدین افغان به بیست میلیون دالر می رسید. جدای از این کمک های شخصی در قالب صدقه سالانه، خیرات، کمک های مالی هفتگی مساجد نیز به مجاهدین افغان می رسید و موسسات مالی در کشورهای اسلامی مختلف نیز به افغانستان پول تزریق می کرد. سقوط کابل به دست طالبان در میانه خروج نیروهای امریکایی و غرب از افغانستان برای بسیاری از کشورهای عربی یک انتخاب دیپلماتیک گیج کننده ای را به همراه داشت. حضور دو دهه یی بازیگران سیاسی منطقه ای و جهانی در افغانستان به نوعی تغییرات دیپلماتیک و کاهش علاقه مندی کشورهای عرب به افغانستان را به همراه داشت.
با نابودی طالبان در سال 2001 میلادی، جهان شاهد یک پیشرفت کامل درحوزه دیپلماتیک و استراتژیک بوده است و حکومت داری کشورهای عربی نیز در حال گذر از دوران ضرب و شتم و غیرقابل پیش بینی بودن بود، روندی که با شروع بهار عربی در سال 2011 سرعت بیشتری به خود گرفت. ترکیب تازه واقعیت های سیاسی و و تحمیل حکومت داری تازه در جهان عرب سبب بازنگری استراتژی و سیاست گشت و اولویت های سیاسی و دیپلماتیک در جهان عرب باز تعریف شد. عربستان سعودی تحت حاکمیت ولیعهد محمد بن سلمان مدت هاست تلاش می کند چهره ارتدوکسی این کشور را تغییر دهد چون خانواده پادشاهی حاکم بر این کشور به دنبال رسیدن به یک جامعه لیبران با اقتصاد باز می باشد.
تلاش عربستان به مدرن سازی شاید یکی از دلایل بی میلی عربستان سعودی به طالبان باشد. حتی در جریان حملات نظامی طالبان برای تصرف افغانستان نیز «لیگ جهانی مسلمانان»، یک سازمان مستقر در مکه، طالبان را سرزنش نمود و اعلام کرد جنگ طالبان در افغانستان نمی تواند یک تلاش عادلانه قلمداد شود. سازمان همکاری های اسلامی، صدای اسلامی دیگر برای مسلمانان، هم جنایات طالبان در افغانستان را نسل کشی مسلمان به دست مسلمان خواند. در سال 2018 میلادی، عربستان سعودی میزبان نشست علمای اسلامی بود و شرکت کنندگان در این نشست به اتفاق جنایات طالبان را محکوم کردند. بعد از حادثه یازده سپتامبر، نیز عربستان سعودی از طالبان خواست اسامه بن لادن را تحویل دهد و همین طور القاعده را به صورت عمومی محکوم نمود. طالبان اما از این کار خودداری کردند.
با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، واکنش مقامات عربستان سعودی بسیار هوشمندانه بود: شاه سلمان در اظهاراتی رسمی اعلام کرد عربستان به انتخاب مردم افغانستان احترام می گذارد. در این اظهارات پادشاه عربستان هیچ اشاره ای به طالبان نشده بود.
به نظر می رسد سیاست کنونی عربستان سعودی در قبال رسیدن دوباره طالبان به قدرت، در راستای نیاز مبرم این کشور به کنار گذاشتن گذشته مذهبی-ایدئولوژیک و تغییر در شیوه حکومت داری باشد. این در حالی ست که طالبان هنوز مقید به همان ایدئولوژی سابق خود می باشند. عربستان سعودی اما در مسیر مدرن سازی قرار گرفته است. گذشته از این، حاکمان عرب هنوز خاطرات تلخ گذشته را فراموش نکرده اند: مجاهدینی که در گذشته به حاکمان عرب وفادار بودند اما به یکباره به یک دشمن تبدیل شدند و حاکمان عرب که زمانی حامی آنها بود را هدف قرار دادند. مثال واضح این گفته اسامه بن لادن است که به دشمنی با حاکمان عرب پرداخت.