دسته: فرهنگی هنری

  • طالبان: هنرمندان برای خود شغل دیگری پیدا کنند

    طالبان: هنرمندان برای خود شغل دیگری پیدا کنند

    ذبیح الله مجاهد که هم سخنگوی طالبان است و از طرف رهبری این گروه به سمت سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ تعیین شده می گوید که قوانین حکومت آینده افغانستان براساس شریعت خواهد بود و اگر کار هنرمندان مخالف قوانین شریعت باشد، آنها باید به دنبال شغل دیگری باشند.

    لازم به ذکر است که طالبان در دوره قبلی حکومت شان دیدگاه بسیار سختگیرانه ای نسبت به هنر و رسانه داشتند و عملا هیچگونه فعالیت هنری در آن دوران اجازه نداشت.  

  • هنرمند بودن  هم برای تمدید کارت اقامت افغانستانی ها در ایران کافی نیست!

    هنرمند بودن هم برای تمدید کارت اقامت افغانستانی ها در ایران کافی نیست!

    علی رحیمی هنرمند مهاجر افغانستانی در ایران با پنج اثر نقاشی در نمایشگاه «هم خانه» که با بیش از ۷۰ اثر فاخر در زمینه نقاشی، مینیاتور، خط، تذهیب، مجسمه و عکس از هنرمندان افغانستانی مقیم ایران در خانه هنرمندان ایران با همکاری اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری تهران به نمایش در آمد حضور دارد. البته این نماشگاه به دلیل شیوه نامه های بهداشتی ستاد ملی مقابله با کرونا به تعویق افتاده است.  

    رحیمی در تشریح آثار خود در این نمایشگاه گفت: تکنیک کارهایم در این نمایشگاه اکرولیک است. ایده این آثار تحت تاثیر یک پروسه طولانی است که به عنوان هنرمند در زندگی خود تجربه کردم. در روند خلق یک اثر لایه هایی متعددی وجود دارد که هنرمند با حذف و اضافه کردن به آن دست پیدا می‌کند. پژوهش در آثار من بسیار ضروری است، البته نه فقط مطالعه نوشتاری بلکه مطالعه بصری. تحقیق و جستجو در آثار هنرمندان بزرگ و توجه به ساختارهای کارهایشان؛ که بخشی روند تجزیه و تحلیلی است که می تواند برای نقاش به عنوان پژوهش کارکرد داشته باشد. وقتی هنرمند در تنهایی خودش تلاش به تولید یک اثر دارد در حقیقت این تولید با جست وجو و ساعت ها و شاید روزها آزمون و خطا محقق می شود.

    این هنرمند جوان به نقش نمایشگاه ها در روند کار حرفه ای هنرمند اشاره کرد و گفت: نمایشگاه تاثیر زیادی بر شکل گیری کار هنرمند دارد. وقتی اثری تولید می‌شود باید در معرض نمایش قرار گیرد تا بتواند در مواجهه با مخاطب واکنش هایی را دریافت کند. نمایشگاه فضایی برای گفت و گو است و می تواند در ایجاد ارتباط با هنرمندان و گالری داران موثر باشد.این فضا در روند شکل گیری شخصیت هنرمند نیز بسیار تاثیر گذار است. 

    این هنرمند با اشاره به مشکلات هنرمندان مهاجر گفت: با توجه به قوانین کار برای اتباع، فکر می‌کنم هنرمند بودن شغلِ غیر قانونی برای یک افغانستانی است. مهاجرانی که به عنوان هنرمند فعالیت می‌کنند کاملا مستقل هستند که با نهادهای خصوصی کارمی‌کنند، البته می‌شود استثناهایی را هم در نظر گرفت اما کلیت موضوع این است که من طبق قانون جمهوری اسلامی ایران‌ نمی‌توانم هنرمند باشم به همین دلیل هرسال که برای تمدید کارت کارگری به دفتر اتباع مراجعه می‌کنم شغل خود را کارگر ساختمانی درج می‌کنم.

    رحیمی گفت: البته از این شغل شریف هیچ ابایی ندارم،چرا که من سال ها با کارگری توانستم زندگی شخصی خودم را در کنار نقاشی ادامه دهم، از هنر به زحمت می شود نان در آورد. خصوصا رشته هنرهای تجسمی. پس با یک‌جمع بندی می‌شود نتیجه گرفت که هنرمندانی که در ایران ظهور می‌کنند اکثرا مستقل هستند.

    تردد بین شهری برای هنرمندان افغانستانی غیرقانونی است

    این هنرمند مهاجر به ارتباط هنرمندان افغانستانی و ایرانی با یکدیگر اشاره کرد و گفت: فعالیت‌های مشترک بسیار کم است ولی می توان امیدوار بود. فعالیت های فرهنگی و هنری بین دو کشور به یک معالجه اساسی نیاز دارد. اجرای قوانین در مورد فعالان فرهنگی و هنر باید کمی آسان‌تر گرفته شود  قوانین تردد بین شهرهای ایران و همین طور روادید بین ایران و افغانستان بسیار مشکل ساز است. امکان تردد به آسانی وجود ندارد که شخصا این مشکل را دارم و بسیاری از برنامه‌هایم تحت تاثیر این قوانین عقب افتاده است.برای مثال بخاطر چنین قوانین نمی توانم دعوت یکی از دوستانم در شهر بابل را بپذیرم و در نمایشگاه هایی که خارج از تهران برگزار می شود حضور داشته باشم.

    علی رحیمی هنرمند افغانستانی در ایران

    وی در پایان به مشکلات ویروس کرونا برای اهالی فرهنگ و هنر اشاره کرد و گفت: این شرایط ملیت نمی‌شناسد و شرایط برای همه تقریبا یکسان است. طبق معمول کرونا بر شرایط اقتصادی همه تاثیر زیادی داشته و شرایط برای هنرمندان واقعا سخت است. کلاس های آموزشی تعطیل شد، بسیاری از نمایشگاه ها کنسل شدند. وقتی نمایش آثار نباشد فروش هم کم می‌شود. امیدوارم که هرچی سریع‌تر مشکل این بیماری حل شود.

    علی رحیمی متولد ۱۳۷۳ در ولایت دایکندی افغانستان است. ۱۹سال است که در ایران زندگی می کند. نقاشی را در سن ۱۰ سالگی شروع و در سن ۱۶ سالگی به صورت حرفه ای دنبال کرد. حضور در نمایشگاه گروهی «نیمروز» که با حضور پنجاه ھنرمند معاصر افغانستان در سال ۲۰۱۷ برگزار شد، نمایشگاه بین المللی جشنواره فجر، آرت فر ارمنستان، نمایشگاھ گروهی با جمعی از ھنرمندان ارمنی و ایرانی در سال ۲۰۱۹ و برگزاری ۳ نمایشگاه انفرادی در سالھای ۲۰۱۶ و۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ در تھران بخشی از فعالیت های این هنرمند جوان است.

    ایرنا

  • 23 اثر باستانی به سفارت افغانستان در واشنگتن تحویل داده شد

    23 اثر باستانی به سفارت افغانستان در واشنگتن تحویل داده شد

    سفارت افغانستان در واشنگتن اعلام کرد ۳۳ اثر باستانی مربوط به افغانستان را دریافت کرده است.

    این آثار در مراسمی که روز سه‌شنبه، سی‌ویکم حمل در دفتر دادستانی «منطقه‌ای نیویارک» برگزار شده بود، از سوی مقامات امریکایی به رویا رحمانی، سفیر افغانستان در واشنگتن سپرده شد.

     طبق اعلام سفارت افغانستان در امریکا، قدمت این آثار به قرن دوم تا هشتم میلادی بر می‌گردد و نمایانگر تاریخ و فرهنگ غنی افغانستان است.

    قرار است این ۳۳ اثر باستانی به زودی به کشور انتقال و به موزیم ملی سپرده شود.

    سفارت افغانستان از نهادهای امریکایی از جمله دادستانی «منطقه‌ای نیوریارک» و وزارت امنیت داخلی امریکا که در کشف و ضبط و نیز برگرداندن ۳۳ اثر باستانی افغانستان تلاش کرده‌اند، سپاس‌گزاری کرده است.

  • غنی:  امیر علی شیر نوایی پیوند دنده فرهنگ های منطقه بود

    غنی: امیر علی شیر نوایی پیوند دنده فرهنگ های منطقه بود

     نشست بین‌المللی بازخوانی اندیشه‌های امیر علی‌شیر نوایی، با حضور مهمانان داخلی و خارجی روز چهارشنبه، هجدهم حمل، در هرات گشایش یافت.

    در نخستین روز این همایش بین‌المللی سه روزه، رییس جمهور غنی از طریق ویدیو کنفرانس و مهمان داخلی و خارجی درباره شخصیت و جایگاه امیر‌ علی‌شیر نوایی صحبت کردند و او را پیوند دهنده‌ی فرهنگ‌ه بین کشورهای منطقه خواندند.

    محمداشرف غنی، رییس جمهور کشور ضمن سپاس‌گزاری از اشتراک شماری از دانشمندان نوایی‌شناش از کشورهای منطقه، نقش فرهنگ را در توسعه روابط اقتصادی و سیاسی موثر خواند و گفت برگزاری چنین برنامه‌ها می‌تواند موجب هم‌گرایی منطقه‌ای شود.

    رییس جمهور از امیر علی‌شیر نوایی، به عنوان یک دانشمند بزرگ یاد کرد و نقش هرات را به عنوان شهری که در شکل‌گیری شخصیت این دانشمند ‌کمک کرده ارزنده خواند.

    محمداشراف غنی گفت آثار امیرعلی‌شیر نوایی به دو زبان ترکی و پارسی دری نگاشته شده و پیوند زبان ترکی و پارسی دری ناگسستنی است.

    هم‌چنان مقام‌های ارشد جمهوری ازبکستان روابط دو کشور را دوستانه عنوان و تاکید کردند برای گسترش آن تلاش خواهند کرد.

    عصمت ارگشوف، نماینده ویژه رییس جمهور ازبکستان در امور افغانستان، در نشست بازخوانی اندیشه‌های امیرعلی‌شیر نوایی گفت به زودی کشورش روابط تجارتی را با ولایت هرات آغاز می‌کند و کنسولگری کشورش در هرات فعال خواهد شد.

    او افزود کنسولگری ازبکستان در هرات، به درخواست سید وحید قتالی، والی هرات گشایش خواهد یافت.

    نماینده ویژه رییس جمهور ازبکستان تأکید می‌کند هم اکنون کنسولگری این کشور در شهر مزار شریف فعالیت دارد و هرات هم برای‌شان بیگانه نیست و هرات را وطن دوم خود می‌داند. او آرزو کرد فرهنگیان دو کشور اندیشه‌های امیر علی‌شیر نوایی را به نسل جوان آموزش دهند و از آثار ارزش‌مند این دانش‌مند بزرگ استفاده کنند.

    در نخستین روز نشست بین‌المللی بازخوانی اندیشه‌های امیر علی‌شیر نوایی، کتاب پنج جلدی خمسه او که به ابتکار رییس جمهوران افغانستان و ازبکستان به چاپ رسیده است نیز در اختیار برگزارکنند‌گان این مراسم گذاشته شده تا در روزهای بعدی آن را برای مهمانان داخلی و خارجی توزیع کنند.

    شب نخست این سمپوزیم شب فرهنگی خواهد بود که این بزم فرهنگی با حضور مهمانان داخلی و خارجی در ارگ باستانی هرات با موسیقی خراسانی و شعرخوانی برگزار می‌شود.

    روز دوم به گشایش نمایشگاه صنایع دستی و آثار هنری متعلق به دوره‌ی تیموریان اختصاص داده شده است و در صحن اداره اطلاعات و فرهنگی هرات تا روز پایانی این سمپوزیم که روز جمعه، بیستم حمل خواهد بود ادامه می‌یابد. روز پایانی این نشست بین‌المللی، روز گردش‌گری خواهد بود که مهمانان داخلی و خارجی از جاذبه‌های باستانی و تاریخی ولایت هرات دیدن می‌کنند.

  • فیلم کوتاه «نازپری» روایت مبارزه دختر نوجوان افغان با کودک همسری

    فیلم کوتاه «نازپری» روایت مبارزه دختر نوجوان افغان با کودک همسری

    افغانستان کشوری ست با جذابیت ها و تلخی های فراوان. در طول چهل سال گذشته جنگ و فقر و ناامنی علاوه بر اثرات مخربی که بر مردمان این سرزمین و این جغرافیای بسیار مهم گذاشته، دیدگاه ها و افکار عمومی منطقه و جهان را نیز مکدر ساخته است. پس از سال 2001 و به مدد رشد کمی و کیفی رسانه ها نخبگان افغانستانی سخت تلاش کرده اند با تولیدات رسانه ای، فرهنگی و هنری خود تفکرات منفی نسبت به کشور و مردم خود در اذهان جهانیان را اصلاح کنند. البته در این میان تلاش وافر صورت گرفته تا مشکلات و ناهنجاری های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز به صورت درست مطرح و را حل هایی برای رفع آنها سنجیده شود.
    در این میان اما عرصه سینما و تأتر افغانستان نیز علی رغم بی توجهی های مسئولین و سران حکومت سخت کوشیده است سهم خود در سوق دادن افغانستان به سمت پیشرفت و رفاه و البته انکشاف ذهنی را ادا کند. در این تلاش مهاجرین افغانستانی مقیم کشورهای خارج از جمله ایران را نیز سهم به سزایی داشته اند.
    آقای محمد رضا محمدی، کارگردان و فیلم نامه نویس جوان و جویای نام مهاجر افغانستانی مقیم شهر مقدس مشهد در ولایت خراسان رضوی ایران برای بیان دردها و رنج ها و البته نوید های خوش آینده به فیلم سازی روی آورده است.
    آقای محمدی به تازگی فیلم کوتاه «نازپری» را ساخته است.
    آقای محمدی به خبرنگار رها در مشهد گفت:«فیلم نازپری» مبارزه یک دختر نوجوان افغانستانی با کودک همسری را روایت می کند.
    نازپری درست همانند هزاران دختر نوجوان دیگر در افغانستان به اصرار و البته تهدید خانواده باید با یک مردی که سال ها از او بزرگ تر است ازدواج کند. نازپری اما در این فیلم کوتاه تابو شکنی می کند و تن به این ازدواج اجباری نمی دهد.
    پایان فیلم دو پهلو است و به صورت روشن نشان نمی دهد نازپری سرانجام مبارزه را به کجا می کشاند، اما آنچه مهم است شهامت، جسارت و خلاقیت یک دختر نوجوان در مبارزه با رسم و رسومات سنتی است.

    محمد رضا محمدی و همکاران حین ساخت فیلم کوتاه نازپری

    فیلم کوتاه نازپری در جشنواره فیلم های کوتاه «چلکینوفست» و در بخش فیلم های رقابتی توانست به جمع 35 فیلم منتخب راه یابد. جشنواره چلکینوفست با موضوع انسان و ارزش های انسانی در روزهای 12 و 13 حمل سال جاری هجری شمسی در روسیه برگزار شد و فیلم های منتخب خود را به نمایش عمومی گذاشت.
    محمد رضا محمدی، کارگردان و فیلم نامه نویس فیلم نازپری می گوید زمان فیلم نازپری پانزده دقیقه می باشد. «رضا دیدار» ، فیلم بردار و مدرس دانشگاه کابل و افغان فیلم، مدیریت فیلم برداری فیلم نازپری را بر عهده داشته است. بازیگرانی چون «نازنین عسکری» که در این فیلم کوتاه ایفای نقش کرده اند طی یک پروسه انتخابی در آموزشگاه بازیگری «جاودانه های پارس» در منطقه طلاب مشهد برگزیده شده اند. چهار بازیگر از بین پانصد شرکت کننده برای بازی در فیلم نازپری برگزیده شدند.
    آقای محمدی می گوید زمانیکه در اروپا بوده است سوژه ساخت یک فیلم با موضوع اجتماعی با تمرکز بر کودک همسری را در ذهن داشته است.
    وی می افزاید:«در اروپا مردان زیادی را می دیدم که علی رغم سن بالا با دختران نوجوانی از افغانستان و ایران ازدواج می کردند و به اروپا باز می گشتند. والدین این دختران همینکه می شنیدند این مردان اقامت اروپا را دارند بدون کوچترین ممانعتی با ازدواج دختران نوجوان خود با این مردان موافقت می کردند و به سن و سال بالای مردان از خارج آمده و سازگاری یا ناسازگاری شخصیتی آنها با دختران نوجوان شان اهمیتی نمی دادند.»
    کارگردان و فیلم نامه نویس فیلم کوتاه نازپری می گوید تولید فیلم از ابتدا تا انتها حدود دو ماه زمان برد: یک ماه پیش تولید فیلم طول کشید و ده روز روی فیلم برداری صرف شد.
    آقای محمدی می افزاید فیلم سازی و فیلم نامه نویسی را به صورت تجربی و طی سال های گذشته فرا گرفته است. وی در «انجمن سینمای جوان» در ولایت خراسان رضوی نیز دوره فیلم سازی را فرا گرفته است.
    آقای محمدی ابراز امیدواری می کند فیلم کوتاه وی بتواند در بخش رقابت جشنواره فیلم روسیه که بین سی و پنج فیلم راه یافته به بخش رقابت برگزار می شود عنوان شایسته ای کسب نماید.
    ساخت فیلم کوتاه نازپری در شرایطی که سینما و تولید فیلم در افغانستان هنوز با چالش های جدی مواجه است و کمتر کسی حاضر است روی فیلم سازان جوان سرمایه گذاری کنند، حائز اهمیت است.
    قابل ذکر است محمد رضا محمدی قبل از ساخت فیلم نازپری، برخی تولیدات کوتاه برای تلویزیون راه فردا و تلویزیون نگاه نیز داشته است و در برخی فیلم های کوتاه دیگر نیز ایفای نقش نموده است.

    محمدرضا محمدی کارگردان و فیلم نامه نویس و بازیگر خانم فیلم کوتاه نازپری
  • اکبر نیکزاد آواز خوان مشهور افغانستان درگذشت

    اکبر نیکزاد آواز خوان مشهور افغانستان درگذشت

    در اعلامیه ارگ ریاست جمهوری که شام روز( یکشنبه ۸ حمل ) نشر شد آمده است که اکبر نیکزاد از آوازخوانان محبوب بود و برای موسیقی کشور خدمات شایانی انجام داده است.

    نزدیکان نیکزاد علت مرگ او را ابتلا به ویروس کرونا گفته‌ اند.

    اکبر نیکزاد در سال ۱۳۴۵ خورشیدی در کابل به دنیا آمد نیکزاد در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه کابل تحصیل کرده بود.

  • حضرت مهدی(عج) رنگ خدایی دارد

    حضرت مهدی(عج) رنگ خدایی دارد

    نمیه شعبان، سالروز میلاد با سعاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی(ع) فرصت خوبی ست که نگاهی به یک موضوع مهم بندازیم: ما مسلمانان ادعا داریم که سعادت دنیا و آخرت بشر را ما تامین می کنیم اگرمردم دنیا به حرف ما گوش دهد.

    ما شیعیان نیز ادعای پایان تاریخ راداریم و می گویم پایان تاریخ را ما رقم می زنیم: یکی از دلایل ما هم این آیه مبارکه قرآن کریم است که می فرماید:« هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله ولوکره المشرکون آیه 33 سوره توبه»

    با توجه به معنای آیه مبارکه می توان گفت: «یک: دین ما برهمه ادیان جهان غالب است وخواهد بود. دو: این غلبه درهمین دنیاست نه در آخرت روز قیامت که غیر از اسلام هیج دینی نخواهدبود. سه: اگرچه دنیا قبول نکند حقیقت این است که ما دنیا وآخرت مردم جهان رامی سازیم.»

    تا حالا که هیچ کاری نکرده ایم!

    در راستای تحقق این هدف تا حالا که ما مسلمانان هیج کاری را از پیش نبرده ایم و صرف ادعا بوده است و بس. درحقیقت ما یک امت عقب مانده از دنیا هستیم که فعلا بدترین گناهان در بین ما رایج است، قتل، کشتار، ناامنی، دزدی، فقر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، انواع تعصب، قوم گرای، نژادگرایی، تعصب مذهبی، تعصب منطقه گرایی، رنگ، پوست و قیافه.

    قرآن کریم را فقط به خاطر ثوابش می خوانیم و هیج وقت به خود رنگ خدایی نگرفته ایم.

    بیاید برای یک بار هم که شده همه رنگهای اختلافات را کنار بزنیم و فقط رنگ و صبغه خدایی راقبول کنیم و باور کنیم که رنگ خدایی صبغه للهی بالاتر از این رنگهای جاهلی است( صبغة لله ومن احسن من لله صبغة).  

    همه رنگها درمقابل صبغة الهی رنگ می بازند. به ما گفته اند مولد 15 شعبان فقط رنگ خدایی دارد بقیه رنگها اعتبارندارد، به ما گفته اند مولود 15 شعبان تمام معادن زمین را استخراج می کند نه با معجزه بلکه باعلم ودانش. درسرتاسرکره زمین امنیت می آورد، دیگرفقری در کار نیست، کسی شب گرسنه نمی خوابد، به ماگفته اند کسی به خاطررنگ و پوست خود  توهین نمی شود، یعنی کسی به خاطرافغانستانی بودن تحقیرنمی شود و نیز کسی به خاطرشیعه بودن وهزاره بودن ازحق خود محروم نمی شود، به ما گفته بودند که  برادری دینی حقیقتا در زمان ظهور مولود شعبان المعظم است، ظلم و ستم و تبعیض برداشته می شود.

    پس ای عزیز «علی ان اری الخلق ولاتری، لیت شعری این استقرت بک النوا»

    حسین فهیمی بزرگمهر

  • انتقام بازیگر؛ فیلم کابوکی خارق‌العاده، اثری هیجان‌انگیز از «کن ایچیکاوا»

    انتقام بازیگر؛ فیلم کابوکی خارق‌العاده، اثری هیجان‌انگیز از «کن ایچیکاوا»

    گاهی در تئاتر از صحنه دزدی سخن به میان می‌آید. وجه مشترک دزدی و بازیگری چیست؟ کسانی که نمایش اجرا می‌کنند در پی جلب توجه‌اند درحالی که جیب‌برها از شناخته‌شدن طفره می‌روند، اما برای شناخت هر دو، باید با دقت رفتار انسان را مطالعه کرد. کارگردان «کن ایچیکاوا» در فیلمی با عنوان «انتقام بازیگر»، محصول ۱۹۶۲، دنیای گروه تئاتر دوره‌گرد کابوکی (تئاتر سنتی جاپانی) و گروهی از سارقان را در کنار هم به تصویر می‌کشد. شاهکار او در این فیلم بازی گرفتن از «کازوئو هاسگاوا» در نقشی دوگانه است؛ نقش بازیگر اصلی گروه و نقش دزدی رابین‌هود مسلک. این بازیگر کهنه‌کار، در سه‌صدمین حضور سینمایی‌اش، با خونسردی تمام در قلب و روح مخاطبان رسوخ می‌‌کند.

    در نخستین صحنه، مجرمان در سالن نمایش در حال اجرا هستند. آن‌ها از یک طرف پول تماشاگران را گرفته‌اند و از طرف دیگر، بر سر این‌که تا آخر نمایش بمانند یا نه، مشاجره دارند. یکی از سارقان فریاد می‌زند: «این بازی برای من زیادی کند است». این فیلم ایچیکاوا یکی از بهترین مطالعات سینما در تئاتر است. این فیلم اثری بازسازی شده از فیلمی به همین نام به کارگردانی «تینوسوکه کینوگاسا» محصول سال ۱۹۳۵ است که در آن هاسگاوا (بازیگر کابوکی که به ستاره فیلم گیشه تبدیل شد) در آن ایفای نقش می‌کند.

    نسخه‌ی ایچیکاوا از این روایت، بلافاصله مخاطب را درگیر خود می‌کند. در ادو(توکیوی امروزی)، گروه تئاتر کابوکی نمایشی زیبایی ارائه می‌دهد که در آن برف روی صحنه‌ای پر از شمع می‌بارد. یوكینوجو (هاسگاوا) اُناگاتایی (بازیگر مردی است كه نقش‌های زنانه را بازی می‌كند) است مورد تحسین. ما مونولوگ درونی یوكینوجو را می‌شنویم که پدر مرحومش را مورد خطاب قرار می‌دهد. چرا که او در میان تماشاچیان، قاضی و تاجری که ۲۰ سال پیش مسبب مرگ پدر و مادرش بوده‌اند را زیر نظر دارد. او برای انتقام به ادو آمده است.

    یوكینوجو برای به‌دست آوردن قلب دختر قاضی (آیاکو واکائو) از قدرت بازی خود در صحنه و خارج از صحنه استفاده می‌كند. دیگران او را بازیگر و اُناگاتایی ضعیف و زن صفت می‌دانند و مسخره‌اش می‌کنند، اما او برای انتقام‌جویی از این برداشت به نفع خود استفاده می‌کند. او از اطلاعات وسیع خود در زمینه‌ی طراحی صحنه‌های کابوکی، آراستن صورت و کلاه گیسی ترسناک بهره می‌برد تا هنگام رویارویی با یکی از مردان، با هیبت روح پدرش ظاهر شود. (نام جاپانی فیلم، یوکینوجو هنگه، او را شبحی توصیف می‌کند و این شیوه‌ی خیالی برگرفته از همین توصیف است.) بعدا، او برای آزار و اذیت یکی دیگر از دشمنان خود صحنه‌ی مرگ مادرش را به صورت نمایش سایه و روشن اجرا می‌کند. یكی از سارقان یوكینوجو را مسخره می‌كند و می‌گوید: «او نه زن است و نه مرد». به ما گفته شده که ویژگی‌های او به هر دو والدینش شباهت دارد؛ بنابراین گویا او هر برای مجازات کردن، ویژگی‌های منحصر به فرد هر کدام را تجسم می‌کند.

    این نمایشی هیجان برانگیز، پویا و بسیار خوش ساخت است که به شکلی بسیار جذاب روایت می‌شود، اما در عین حال، برشی زیبا نیز شکل داده که در هماهنگی با فیلمی بسیار متفکرانه‌تر، و شاید مشهورتر درمورد گروه کابوکی دیگری است؛ گروه «علف‌های شناور» اثر «یاشیجیرو اوزو»، که سه سال پیشتر ساخته شده و در هر دو فیلم دو تن از بازیگران نقش مکمل فیلم (آیاکو واکائو و گانجیرو ناکامورا) حضور دارند.  در هر دو فیلم، بازیگری به شهر می‌آید که در ذهن خود به خانواده فکر می‌کند. برای قهرمان فیلم اوزو، کوماجورو، فیلم در مورد دیدار میان پدر و پسری است که هویت پدرش را نمی‌داند. در علف‌های شناور (که آن نیز فیلمی باسازی شده از فیلمی قدیمی است)، اجراهای گروه با شکست کامل روبه‌رو می‌شوند، بعضی از شب‌ها تعداد بازیگران از تماشاگران بیشتر است و این گروه آکنده از کینه‌توزی است. اما کوماجورو نقش خود به عنوان رییس این گروه تئاتر ناکارآمد را دوست دارد و در صحنه‌ی آخر که گروه منحل می‌شود تا هر کسی به دنبال کار خودش برود، می‌توان سایه غم را روی صورتش دید. در فیلم ایچیکاوا، یوکینوجوی یتیم را عملا خانواده‌ی تئاتر به فرزندی پذیرفته است. مدیر بازیگران گروه برای او شخصیت پدر را دارد.

    شاید گروه نمایش در فیلم انتقام بازیگر بیش از فیلم اوزو مورد تحسین واقع شود، اما ایچیکاوا نیز زندگی متزلزل بازیگرانی را که ذهنیت روشنی نسبت به آن‌چه در اطرافشان می‌گذرذ، ندارند، به خوبی به تصویر می‌کشد. همین بی‌ثباتی در سبک فیلم نیز رسوخ کرده، تا حدی که هرگز روی یک ژانر ثابت نمی‌شود. ایچیکاوا با استفاده از خطوط پنجره و درب برای بعضی صحنه‌ها چارچوبی محکم ایجاد می‌کند، اما به نظر می‌‌رسد سایر صحنه‌ها تقریبا به صحنه‌ای بی‌پایان شباهت دارد که شخصیت‌هایی احاطه شده در تاریکی یا غباری شناور در آن حضور دارند. تکنیک‌های نورپردازی اغلب از جسارت تکنیک‌های تئاتر پیروی می‌کند و حتا در صحنه‌های خارج از تئاتر، این که مکالمات را «مخاطبانی» تماشا می‌کنند که چشم به شخصیت‌ها دوخته‌اند، امری عادی است.

    ماهیت روان و رویا مانند روایت در بازی ظریف هاسگاوا در نقش یوکینوجو بازتاب داده شده، که در تقابل با شخصیت خاکی و خنده دار او در نقش «یامیتارو»ی دزد است. چهره‌ی یوكینوجو به اندازه‌ی خود تئاتر اثیری است: در صحنه به یاد ماندنی آخر، او از روی صحنه ناپدید شده  و مخاطبان را با خاطرات محوی كه از اجراهایش در ذهنشان به جا مانده، رها می‌کند.

    منبع: گاردین

    مترجم: شریفه عرفانی

  • از مرد ستیزی تا تبدیل فیلم به یک بیانیه!

    از مرد ستیزی تا تبدیل فیلم به یک بیانیه!

    فیلم حوا مریم عایشه فیلمی که از سه پارت ظاهرا مجزا تشکیل شده است که در آخر در یک راهروی مطب یک دکتر زنان به هم وصل میشود. همانطور که از اسم فیلم پیداست داستان درباره سه شخصیت به نام های حوا مریم و عایشه میباشد که هر کدام درگیر حوادثی میشوند.

    شاید یک عده با دیدن فیلم این فیلم را یک فیلم مرد ستیزانه بدانند و از اینکه در تمام فیلم مرد ها مدام شخصیت های اسیر کننده هوسباز و بی توجه نشان داده شده اند آزرده شوند اما باید توجه داشت به اینکه دنیای هنر دنیای آزاد بودن است و نمیتوان هیچکس را مجبور کرد که فلان اثر هنری را تولید کند یا تولید نکند ما در هنر و مخصوصا در فیلم فقط میتوانیم ازین بعد به اثر نگاه کنیم که آیا فیلم در انتقال محتوای مدنظر موفق بوده است یا نبوده است.

    این محتوا گاها میتواند بسیار متنوع باشد از اعتراض های مدنی و اجتماعی گرفته تا بیان و انتقال و احساسات یا نمایش فرم های مختلف هنری یا نشان دادن خلاقیت و نوآوری های تازه. در فیلم حوا مریم عایشه موضوع اعتراض به نگاههای موجود در جامعه به زنان میباشد و صحرا کریمی در بعضی قسمت ها توانسته حرف خودش را بیان کند و در بعضی از قسمت ها از چوکات هنری بودن و سینما بودن بیرون زده و فیلم تبدیل به یک بیانیه شده است. با توجه به شعار معروف سینما که می گوید (حرف نزن نشان بده) خانم صحرا کریمی هر جایی از فیلم که با تصویر حرف زده موفق تر عمل کرده است و هر جایی از فیلم ‌که اطلاعات به صورت رگباری و با دیالوگ به مخاطب منتقل شده نا موفق بوده است.

    شاید میتوان گفت سینمایی ترین قسمت فیلم قسمت اول فیلم که مربوط به شخصیت حوا است میباشد. کارگردان در این بخش توانسته اکثرا تمام حرفهای خود را با تصاویر بیان کند و از نمادها برای انتقال احساسات و انتقال محتوای خود استفاده کند. مانند نماد پرنده در قفس که نماد خود شخصیت حوا است. اما در بخش دوم عملا نود درصد روایت داستان با حرف زدن یک شخصیت با تلفن به مخاطب منتقل میشود که فیلم را کمی حوصله سر بر میکند.

    شخصیت محدود لوکیشن محدود دیالوگ های طولانی فضای بسته از عوامل دیگری هستند که بیشتر باعث خسته کننده شدن این قسمت میشود. اما در اپیزود سوم دوباره کار کمی جان میگیرد و باعث میشود که رخوت بخش دوم کمی از بین برود. شاید بتوان گفت بزرگترین نقطه ضعف فیلم فیلمنامه است . حتی در بخش اول فیلم که بهترین بخش فیلم است اتفاق محرک داستان خیلی دیر می افتد و همین باعث کم شدن تعلیق در داستان میشود.

    شاید اگر زمین خوردن حوا قبل از رسیدن مهمان ها اتفاق می افتاد ما حس همذات پنداری بیشتری با حوا میکردیم. در قسمت های دوم و سوم عملا هیچ اتفاق محرک داستانی وجود ندارد. اتفاق محرک داستانی اتفاقی است که شرایط موجود را بر هم میزند و بعد از آن شرایط هیچ گاه به مسیر اولیه خود برنمی‌گردد. البته شاید تصمیم مریم برای سقط جنین و یا آمدن خواستگار برای عایشه را بتوان اتفاق محرک داستانی در نظر َگرفت اما حوادث بعد اینها در فیلم در پی این حوادث نمی‌باشد و نمیتوان اسم انها را اتفاق محرک داستانی گذاشت. در مورد بازی بازیگران این را میتوان گفت که در کل سطح بازیگری در افغانستان پایین است و بازیگران نمیتوانند تمام پتانسیل کاراکتر را دریابند و علاوه بر آن نمیتوانند با خلاقیت خود به نقش چیزی اضافه کنند به همین دلیل بازی بازیگران را باید نسبت به کل افغانستان و بازیگری در افغانستان در نظر گرفت. خانم آریا پور در نقش حوا بازی قابل و قبول و باور پذیری ارائه کردند و به ترتیب بعد از ایشان خانم ابراهیمی و در اخر خانم افشار که در نقش مریم ایفای نقش میکردند و در کل اگر بخواهیم بازی بازیگران فرعی را در نظر بگیریم فضای ساخته شده توسط بازیگران فضای قابل باوری برای مخاطب میباشد.

    سخن پایانی اینست که این فیلم میتواند سراغاز خوبی برای خانم کریمی باشد و امید است که ایشان کم کم تلاش کنند تا به فرم خاص کارگردانی خود در فیلم های بعدی خود دست یابند.محمد باقر حسینی

  • سید رضا محمدی، شاعر افغانستانی مقام نخست جشنواره شعر فجر ایران را کسب کرد

    سید رضا محمدی، شاعر افغانستانی مقام نخست جشنواره شعر فجر ایران را کسب کرد

    به گزار رها، سید رضا محمدی، شاعر برجسته نام‌آشنای افغانستانی، مقام نخست جشنواره شعر فجر ایران را به دست آورده است.

    در مراسم معرفی چهره‌های برتر این جشنواره و اهدای جوایز آن‌ها که عصر روز گذشته(شنبه، 13 دلو) با حضور سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در کتاب‌خانه ملی ایران در تهران برگزار شد، در بخش شعر بزرگسال، دو اثر «روح اندوهگین یک شاعر» سروده  سید رضا محمدی، شاعر افغانستانی و کتاب «دومینو» سروده ابوذر پاکروان به صورت مشترک به عنوان برگزیده اعلام شدند.

    کتاب شعر آقای محمدی از میان ۳ هزار کتاب شعر در بخش بزرگ‌سالان در ایران به مرحله نهایی جشنواره راه یافت و سرانجام مقام نخست را به دست آورد.

    به گفته محمد کاظم کاظمی، شاعر دیگر افغانستانی در ایران که عضو هیأت داوران این جشنواره بود، حضور سید رضا محمدی در این جشنواره نشان از قوت شعر وی دارد که از میان این همه آثار توانسته است به مرحله نهایی راه پیدا کند و این موفقیت بزرگی برای این شاعر و شعر معاصر افغانستان محسوب می‌شود.

  • استاد محمد یوسف کهزاد هنرپیشه معروف تیاتر به ابدیت پیوست

    استاد محمد یوسف کهزاد هنرپیشه معروف تیاتر به ابدیت پیوست

    به گزارش رها، استاد محمد یوسف کُهزاد، نقاش، شاعر، نمایشنامه‌نویس و هنرپیشه معروف تیاتر افغانستان در سن ۸۴ سالگی بر اثر بیماری در بیمارستانی در ایالت کالیفرنیای امریکا درگذشت.

    شمار زیادی از هنرمندان و فرهنگیان افغانستان مرگ او را ضایعه‌ای بزرگ خواندند. از او به عنوان یکی از چهره‌های پیش‌گام در هنر نقاشی نوین افغانستان نام برده می‌شود.

    استاد یوسف کهزاد، متولد ۱۹۳۵ میلادى بود و مکتب را در لیسه عالى نجات در کابل به پایان رساند. شعرسرایى را از دوران مکتب آغاز کرد و در همان زمان در یک مسابقه ادبى که از طرف ریاست مستقل مطبوعات آن وقت براه انداخته شده بود با ارائه یک غزل بهاریه، برندۀ جایزه اول شد.

    آقای کهزاد، بعد از پایان مکتب، کارهاى تیاترى خود را به صفت نویسنده و هنرپیشه در “شارى نندارى” شروع کرد. سپس براى تحصیلات عالى در رشته نقاشى عازم ایتالیا شد.

    در همان سال‌ها، او آثار خود را در کشورهاى ایتالیا، آلمان، دانمارک و سوئد به نمایش گذاشت و همچنین در یکى از مسابقات بین‌المللى نقاشى که در ایتالیا برگزار شده بود، حایز مقام اول و مدال طلا شد.

    استاد یوسف کهزاد در سال ۱۹۶۶ میلادى به حیث مسئول هنر در ریاست ثقافت و هنر وزارت اطلاعات و فرهنگ اجرای وظیفه می‌کرد و در همان وقت، نگارستان غلام محمد میمنه‌گى را که شامل دوره‌های آموزشی نقاشى، مجسمه‌سازى، خطاطى و مینیاتورى بود تأسیس کرد.

    این هنرمند نقاش، بارها آثار هنرى خود را در داخل و خارج افغانستان به نمایش گذاشت. آخرین وظیفۀ دولتى آقای کهزاد در افغانستان، ریاست فرهنگ در وزارت اطلاعات فرهنگ افغانستان بود.

    آثار

    جلوه‌هاى زیبا در هنر، گزیده اشعار، خدا زن را آفرید و مرواریدهاى سیاه از جمله آثار یوسف کهزاد است که از وی به یادگار مانده است.

    آقای کهزاد، در سال‌های اخیر به همراه همسرش ذکیه کهزاد که یکى از گویندگان مشهور رادیو تلویزیون سابق افغانستان است و سه دختر و یک پسر خود، در کالیفرنیای آمریکا زندگی می‌کرد.

  • افراط گرایی در حوزۀ دین و سیاست عامل تباهی مردم است

    افراط گرایی در حوزۀ دین و سیاست عامل تباهی مردم است

    به گزارش رها، معاون دوم ریاست جمهوری، که امروز در هشتاد ششمین دور فراغت دانشجویان دانشگاه کابل، افراط گرایی در حوزه دین، سیاست و مذهب را عامل تباهی مردم افغانستان خوانده و به مبارزه دانشجویان با هرنوع تند روی و افراط گرایی دینی، قومی و سیاسی تأکید کرد.

    معاون رئیس جمهور با استناد به آموزه‌ها و ارزش‌های دینی، اعتدال و میانه‌روی را راه درست و طریق نجات خوانده و گفت که مشاهدات تاریخی نیز نشان می‌دهد که این افراطگرایی چپ و راست بوده که کشور را به بحران و منازعات داخلی و جنگ‌های نیابتی کشانده است.

    به گفته دانش، در چهل سال اخیر مردم افغانستان عمدتا قربانی افراط گرایی بوده اند و این می‌طلبد که نسل جوان نه تنها در مراکز اکادمیک درس اعتدال و عقلانیت را فرا گیرند؛ بلکه با هرنوع تند روی و افراط گرایی دینی، قومی و سیاسی مبارزه کنند.

    معاون رئیس جمهور تلاش دانشجویان و نسل جوان کشور را برای تحکیم وحدت ملی و مبارزه با نفرت پراکنی‌های قومی، زبانی، مذهبی و سمتی یک مسئولیت ملی خوانده گفت: امروزه متأسفانه ما با شکاف ها و گسست‌های سیاسی و اجتماعی مواجه شده ایم و تا زمانی که چنین باشیم، هرچند تحصیلات عالی هم داشته باشیم نمی‌توانیم به پیشرفت، خودکفایی، عزت و اقتدار دست یابیم.

    وی خطاب به دانشجویان دانشگاه کابل گفت که اگر آنان با نفرت پراکنی مبارزه نکرده و سنگ‌بنای وحدت و وفاق ملی را مستحکم نسازند، از دیگران کمتر انتظار می‌رود که کشور را از این بن بست‌ها و بحران‌ها نجات دهد.

    دانش با اشاره به حادثه دردناک حمله تروریستی به قرارگاه امنیت ملی  ضمن فرستادن درود به ارواح شهدای این فاجعه غمبار و همدردی با خانوده های شهداء تأکید کرد که دشمنان افغانستان باید بدانند که این حمله وحشیانه آنان بدون پاسخ نخواهد ماند.

     

  • قادر خان ستارۀ افغان تبار سینمای هند در سن 81 سالگی از دنیا رفت

    قادر خان ستارۀ افغان تبار سینمای هند در سن 81 سالگی از دنیا رفت

    به گزارش رها، قادر خان بازیگر مطرح و افغان تبار بالیوود روز دوشنبه ۳۱ دسامبر برابر با 10 جدی در سن ۸۱ سالگی براثر بیماری در بیمارستانی در کانادا از دنیا رفت. این خبر را پسرش سرفراز به رسانه های کشور هند اعلام کرد.

    در واکنش به خبر درگذشت قادر خان، شخصیت های برجسته هندی مانند نارندرا مودی نخست وزیر این کشور و آمیتاب باچان ستاره نامدار بالیوود مراتب تسلیت خود را اعلام کردند.

    «قادر خان با مهارتش در بازیگری پرده سینما را درخشان کرده بود، او همچنین به عنوان فیلمنامه نویس در بسیاری از فیلم های به یاد ماندنی مشارکت داشت. با خانواده اش ابراز همدردی می کنم.» این جملات را نارندرا مودی در صفحه توییتر خود نوشت.

    قادر خان از پدری افغانستانی و مادری هندی در سال ۱۹۳۷ در کابل به دنیا آمد. او نخستین بار در سال ۱۹۷۳ بازیگری را تجربه کرد، پس از آن وی در بیش از ۳۰۰ فیلم نقش آفرینی کرد و همچنین برای نزدیک به ۲۵۰ فیلم دیالوگ نوشت. از جمله فیلم های شناخته شده ای که او برای آنها دیالوگ نوشت می توان به «آمر اکبر آنتونی» با بازی آمیتاب باچان اشاره کرد.

    از جمله فیلم های بسیار موفق قادر خان در بالیوود می توان به «کولی»، «نصیب» و «چشم ها» اشاره کرد. او طیف وسیعی از نقش ها از کمدی تا شخصیت های پلید را در فیلم های متنوع ایفا می کرد.

    قادرخان با بازیگران مشهوراز نسل‌های مختلف کار کرده است که می‌توان از آمیتاب باچان، فیروز خان، گوویندا، شکتی کاپور، جیتاندرا و سیف علی خان نام برد.

    آمیتاب باچان در توییتر خود نوشت: قادرخان درگذشت .. خبر غم انگیز، غم انگیز .. تسلیت و دعا .. یک هنرمند درخشان و با استعداد و مهربان سینما .. نویسنده برجسته؛ در اکثر فیلم‌های بسیار موفق من .. یک همکار لذت‌بخش .. و یک ریاضیدان!”

    گوویندا یکی از هنرمندان دیگر بالیوود که چندین فیلم مشترک با قادرخان داشت، در توییترش تسلیت گفت و نوشت “او فقط استاد من نبود، مانند پدرم بود؛ با هر بازیگری که کار می‌کرد، لمس میداس مانندش (به باور اسطوره‌های یونان، میداس، شاه فریگیه، هر چه را که لمس می‌کرد به طلا تبدیل می‌شد) و هاله او آنها را به ستارگان تبدیل می‌کرد. تمام صنعت فیلم و خانواده‌ام از درگذشت او خیلی متاثریم و ما نمی‌توانیم غم و اندوه خود را با کلمات بیان کنیم.”

    قادرخان در افغانستان که زادگاهش است، هم هواداران بسیار داشت. او در یکی از مصاحبه‌هایی خود با یک تلویزیون خصوصی افغانستان در سال ۲۰۱۲ گفته بود اگر فرصت شود به این کشور بازمی‌گردد تا برای بالابردن سطح آموزش همتبارانش کمک کند.

     

  • رهبر زاده ها بهترین آشپزهای خاور میانه!

    رهبر زاده ها بهترین آشپزهای خاور میانه!

    به گزارش رها، عشق به غذای وطنی سه زن افغانستانی را که در کشورهای مختلف با تجربیات متفاوت بزرگ شده‌اند، گردهم آورده تا از این طریق خارجیان را با طعم‌ و مزه غذای خانگی کشورشان آشنا کنند.

    فاطمه ربانی، ایمان ناظمی و حمیرا ناصرضیا که در امارات متحده عربی زندگی می‌کنند، کمتر از یک سال پیش به عرصه رستوان‌داری پا گذاشتند، آنهم در دبی که لقب “شهر آینده” را برای خود انتخاب کرده است.

    این سه زن رستوران‌دار متعلق به خانواده‌های سرشناس سیاسی-جهادی در افغانستان هستند: فاطمه ربانی، دختر برهان‌الدین ربانی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و ایمان ناظمی و حمیرا ناصرضیا، نوه‌های سید احمد گیلانی، رهبر فقید حزب محاذ ملی افغانستان.

    رستوران آنها که “کشمش” نام دارد، اخیرا در میان رستوران‌های برتر خاورمیانه، جایزه بهترین رستوران غذای خانگی را از برنامه “غذای خوب بی‌بی‌سی” دریافت کرده است.

    ”همه غذاهای محبوب افغانی در یک منو”

    غذای افغانستان، کشوری که گاه “چهار راه فرهنگ‌های باستان” توصیف می‌شود، از تنوع فراوان برخوردار است و در مجموع با آشپزی ایران، آسیای میانه و پاکستان و هند اشتراک فراوانی دارد.

    فاطمه ربانی غذای افغانی را “آمیخته‌ای از طعم‌ها و عطرهای غذاهای منطقه” توصیف می‌کند.

    غذای افغانی

    او درباره تاثیر خوراک منطقه بر خوراک افغانی می‌گوید:”ادویه‌جات از جمله مصالح و فلفل (مرچ) تند از هند آمده و سبزیجاتی مانند گشنیز و نعناع از ایران. همچنین، تاثیرات مغولستان نیز به وضوع دیده می‌شود، به شکل نودل. از مجموع ترکیب این گروه‌های غذایی منطقه، غذای افغانی به میان آمده است.”

    منتو، کابلی‌پلو و آشک از معروف‌ترین غذاهای افغانی است که در فهرست خوراک رستوران کشمش گنجانده شده است.

    از ایمان ناظمی، یکی از مالکان این رستوران، که متولد لندن است، پرسیدم که چه شد به رستوران‌داری روی آورد؟ پاسخش این بود: “با توجه به این‌که آشپزی در میان مردم افغانستان بخش مهمی از نشان دادن خصلت‌هایی مانند مهمان‌نوازی و رسم آبروداری است، ما با راه‌اندازی چنین رستورانی خواستیم که هنر آشپزی این کشور را به نمایش بگذاریم.”

    او افزود: “آنچه که ما سه زن را برای انجام این ماموریت با هم نزدیک کرد، علاقه ما به آشپزی و غذای افغانی بود.”

    زنان و کسب و کار

    با وجود تعلق خانوادگی این سه زن به دو رهبر سنت‌گرای افغانستان، آنها ترجیح می‌دهند با هویت فردی خودشان شناخته شوند، یعنی زنان افغان‌تبار خارج از افغانستان که می‌خواهند از طریق رستوران‌داری تصویر مثبتی از کشور “مادری‌شان” را به جهانیان ارائه کنند.

    این سه زن رستوران‌دار این حس را که “زنان آزاد و برابر با مردان هستند” از مادران‌شان الهام گرفته‌اند. حمیرا ناصرضیا، یکی از مالکان این رستوران که ۴۰ سال پیش در تهران به دنیا آمد و سپس در لندن بزرگ شد، می‌گوید: “من از مادرم الهام گرفتم؛ او برایم آموخت که زنان می‌توانند در عرصه‌های مختلف از جمله سیاست، آموزش، کسب و کار و فعالیت‌های مدنی و بشردوستانه بدرخشند”.

    این سه زن که در خارج از افغانستان بزرگ شده‌اند، با راه‌اندازی این رستوران ظاهرا دغدغه اجتماعی هم دارند: می‌خواهند با چنین ابتکاری باور سنتی را که زنان افغانستان نمی‌توانند تجارت کنند به چالش بکشند و همچنین می‌کوشند در رستوران خود بیشتر از نیروی کاری زنان استفاده کنند.

    فاطمه می‌گوید: “زمانی که این رستوران را زدیم با واکنش‌های گسترده برخوردیم. شماری انتقاد می‌کردند زنان را چه به رستوران‌داری. اما، پاسخ ما همواره این بود که با توجه به این که نام افغانستان در خارج با جنگ، ویرانی و زنان برقع‌پوش گره خورده، ما خواستیم که با معرفی غذای افغانی تصویر متفاوتی از کشور و هویت ما به جهانیان نشان بدهیم”.

    بر اساس آمار اتاق تجارت و صنایع افغانستان، حدود چهارهزار زن در این کشور مدیر و مالک شرکت‌های تجارتی هستند.

    در “کشمش” که طراحی مدرن دارد، سعی شده تا حال و هوای افغانستان هم منعکس شود و یک زن افغانستانی در آلمان کارهای هنری این رستوران را انجام داده است.

    امارات متحده عربی از سال ۲۰۰۱ میلادی به این سو، به ویژه دبی، مکان مناسبی برای سرمایه‌گذاری بوده است.

    اهدای جایزه ‘غذای خوب’

    با وجودیکه از فعالیت کشمش هنوز یک سال نگذشته، اما این رستوان توانسته است در میان رستوران‌های برتر خاورمیانه، جایزه بهترین رستوران غذای خانگی را از آن خود کند.

    در رقابت امسال، رستوران‌هایی از  سراسر  خاورمیانه در ۶۷ بخش در یک رقابت آنلاینی نامزد شده بودند که بهترین رستوران با رای مخاطبان برگزیده شد.

    این تنها جوایزی در این منطقه است که بر پایه مهر تایید مشتریان اهدا می‌شود.

    به گفته این رستوران‌داران، اکثر مشتریان کشمش را اهالی امارات، افغان‌ها و ایرانی‌ها تشکیل می‌دهند.

    غذاهای مشهور افغانستان

    کابلی‌پلو یا قابلی پلو، یکی از انواع پلو معروف در افغانستان است که از برنج باریک، گوشت یخنی گوسفند، زردک (هویچ)، کشمش، و خلال پسته و بادام تهیه می‌شود.

    آشک، نوعی خوراک محلی است که با استفاده از خمیر گندم و گندنه (تره) تهیه می‌شود.

    منتو، یکی از خوراک‌های مشهور افغانستان که از گوشت چرخ کرده و سرخ شده و آرد در بخار آب پخته می‌شود. این خوراک غذای مورد علاقه مردم آسیای میانه نیز می‌باشد.

  • سید حنیف همگام کمدین محبوب کشور دار فانی را وداع گفت

    سید حنیف همگام کمدین محبوب کشور دار فانی را وداع گفت

    به گزارش رها، براساس خبر طلوع نیوز سید حنیف همگام هنر مند طنز پرداز کشور بعد از ظهر امروز درسن 56 سالگی به دلیل بیماری در کابل در گذشته است.

    بستگان آقای همگام می‌گویند که او از چندی به‌این‌سو بدلیل بیماری در شفاخانۀ ۴۰۰بستر در کابل بستری بود.

    همگام، مدتی در تلویزیون طلوع به عنوان مجری و تهیه کنندۀ برنامه «زنگ خطر» کار کرد.

    او در سال ۱۹۶۲ در کابل متولد شد و مکتب را نیز در همین شهر خواند. همگام رشتۀ تیاتر و سینما را در دانشکدۀ هنرهای دانشگاه کابل خوانده بود.

    او پس از فراغت از دانشگاه کابل، به کار در سینما و تیاتر رو آورد. همگام، در بیش از ۲۰ فیلم نقش بازی کرده است.

  • هنرنمایی بروسلی افغانستانی در سینمای هالیوود

    هنرنمایی بروسلی افغانستانی در سینمای هالیوود

    به گزارش رها، عباس علی زاده مشهوره به بروسلی افغانستان با سینمای هالیوود قرارداد بسته است تا در یک فیلم هنرنمایی کند. این فیلم تحت نام He is back یا «او برگشت» ساخته می‌شود و قرار است مرحله فیلمبرداری او در ماه فبروری سال 2019 آغاز شود.

    عباس علیزاده گفته است، در این فیلم که توسط سینمای هالیوود تهیه می‌شود به عنوان بروسلی هنرنمایی خواهد کرد.

    عباس علیزاده مشهور به بروسلی افغانستان تا کنون در ساخت دو فیلم یکی در آذربایجان و دیگرش در هند ساخته شده، نقش بازی کرده است.

    عباس علیزاده 25 سال سن دارد و برای اولین بار در سال 2014 با گرفتن چند عکس در پیش ساختمان دارالامان شهر کابل و نشر آن در شبکه‌های اجتماعی با نام « افغانستان صاحب بروسلی شد» به شهرت رسید.

    عباس علیزاده که حالا فراتر از افغانستان شهرت یافته همواره گفته است که آرزوی بزرگش رسیدن به سینمای هالیوود است؛ که قرار است این آرزوی او هم تحقق پیدا کند و در پرده سینمای هالیوود، ظاهر شود.

    عباس علی زاده هم مانند بروسلی ورزشکار هنرهای رزمی است. وی گفته است که 9 سال پیش وارد باشگاه هنرهای رزمی در شهر کابل شد و به تمرینات کونگ‌فوی چینی و ووشو شروع کرد اما به دلیل فقر نتوانست ادامه بدهد. بعدا به دلیل خلاقیت‌های ورزشی‌اش در یکی از باشگاه هنرهای رزمی در این شهر بصورت رایگان شامل شد و به ورزش ادامه داد.

    علیزاده گفته است: «بروس لی در جامعه یک الگو است، هم از نگاه ورزش و هم از نگاه شخصیت، بروس لی اسطوره‌ای است که تکرار نمی‌شود، شاید بروس لی شده نمی‌توانم اما تا زنده‌ام راهش را ادامه می‌دهم».

  • خاک سپاری خانم فرانسوی در مسیر زائران اربعین

    خاک سپاری خانم فرانسوی در مسیر زائران اربعین

    به گزارش رها، خانم (ماری پیر والکمن) معروف به (مریم ابو الذهب) اسلام شناس مسلمان فرانسوی بنا بر وصیتنامه اش در نجف اشرف تشییع شد ودر مسیر زائران اربعین حسینی آرام گرفت.
    اسلام شناس مسلمان فرانسوی خانم ماری پیر والکمان که پس از مسلمان شدن نام (مریم ابوالذهب) را برای خود برگزیده بود دار فانی را وداع گفت و بنا بر وصیتنامه‌اش در صحن مطهر علوی تشییع شد و در حسینیه ای در جاده نجف کربلا در نزدیکی عمود شماره 172 به خاک سپرده شد. مریم ابوالذهب در سال (1952م) در خانواده ای کاتولیک به دنیا آمد و در سن 18 سالگی به دین مبین اسلام گروید ومذهب اهل بیت (ع) را برگزید. وی فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه پاریس می باشد وسالها در موسسه ملی زبان‌ها و تمدن‌های شرقی پاریس (INALCO) بعنوان استاد وپژوهشگر فعال بود ودر زمینه روابط اجتماعی شیعیان وسنی های پاکستان وافغانستان مطالعه و مقالات زیادی را ارائه کرد.
    این پژوهشگر از سنین کودکی در پی مطالعه و کسب اطلاعات درباره فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف بود، علاقه‌اش به فرهنگ و زبان شرقی عاملی شد تا از همان دوران نوجوانی و جوانی با مهاجران پاکستانی و افغان در فرانسه دم خور شود و همین ارتباط عاملی شد تا ضمن علاقه‌مندی به فرهنگ این دو کشور، عضو موسسه زبان‌های شرقی شود.
    ماری پیر سفرهای متعددی به کشورهای شرقی چون بنگلادش، ایران و لبنان داشت و در طی همین سفرها بود که با دین اسلام و مذهب تشییع آشنا شد و پس از تحقیقات و پژوهش‌هایی که درباره این زمینه داشت، در ۱۸ سالگی به دین اسلام گروید و مذهب تشیع را برای خود انتخاب کرد و به این ترتیب مسیر تازه‌ای در زندگی پیش رویش گشوده شد. او مدتی بعد به سوریه سفر کرد و در جریان دیداری، با ناظم ابو الذهب آشنا شد و با او ازدواج کرد.
    این پژوهشگر که در موسسه زبان‌های شرقی توانسته بود زبان‌های فارسی، عربی، هندی، اردو و پنجابی را یاد بگیرد، سپس راهی پاکستان و افغانستان شد و ضمن تحقیق درباره وضعیت ادیان و فرقه‌های مختلف در این دو کشور به فعالیت‌های بشردوستانه نیز مشغول شد.
    این استاد وپژوهشگر فرانسوی نقش فعالی در منعکس کردن وضعیت فاجعه آمیز ومظلومانه شیعیان پاکستان وافغانستان ایفا کرد وهمواره در فضای آکادمیک وتبلیغاتی غرب مظلومیت شیعیان پاکستان وافغانستان را مطرح می کرد، وطی سفرهای خود به خاورمیانه چندین بار به زیارت عتبات عالیات مشرف شد وبا اساتید دانشگاهی ومراجع عظام نجف دیدار کرد ووصیت نمود پس از مرگش در مسیر زائران اربعین دفن شود.

  • نماینده افغانستان در جشنواره فیلم موبایلی فرانسه

    نماینده افغانستان در جشنواره فیلم موبایلی فرانسه

    به گزارش رها، چهاردهمین جشنواره فیلم موبایلی فرانسه با حمایت دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر ملل متحد و اتحادیه اروپا برای بزرگداشت هفتادمین سال انتشار اعلامیه حقوق بشر در ماه نوامبر ۲۰۱۸ و در شهر پاریس برگزار می‌شود.
    «یک موبایل، یک دقیقه، یک فیلم» شعاری است که این جشنواره از ابتدا تاکنون با خود همراه داشته است.
    فیلم «بچه‌های موریا» که ازدید یک کودک پناهجو در کمپ موریا ساخته شده «به عنوان تنها نماینده افغانستان» موفق به راهیابی به این فستیوال شده است. در همین زمینه پیام آفتاب گفتگویی با سیدمحمدجواد موسوی، کارگردان این فیلم داشته است که در ادامه مطالعه می‌کنید.
    پیام‌آفتاب: با سلام و تبریک به‌خاطر موفقیت شما در راهیابی به این مرحله از جشنواره، به عنوان اولین سوال کمی در مورد این فستیوال توضیح بدهید.
    چهاردمین دوره فستیوال موبایل فیلم فرانسه امسال با هفتادمین سال انتشار اعلامیه حقوق بشر مصادف شده است به همین مناسبت این دوره با شعار “stand up 4 human rights” برگزار شده است.
    یکی از اسپانسرهای اصلی بخش حقوق بشر سازمان ملل می‌باشد و همچنین اتحادیه اروپا یکی از حامیان این فستیوال به شمار می‌رود.
    پیام آفتاب: این فستیوال با شرکت چند کشور برگزار شده است و آثار برتر چگونه انتخاب می‌شود؟
    در این جشنواره 715 فیلم از 81 کشور جهان اشتراک داشتند که از این میان 51 فیلم از 19کشور، به‌عنوان آثار برگزیده انتخاب شده است. در این مرحله از جشنواره، 51 فیلم برگزیده از طریق یوتیوب به نمایش گذاشته شده و توسط سنجش میزان بازدید مخاطبان عمومی، 10 فیلم پربازدید به‌عنوان بهترین فیلم‌ها انتخاب شده و در مراسم اختتامیه از آن‌ها تقدیر خواهد شد.
    انگیزه شما از ساخت این فیلم چه بود؟
    از آن‌جایی که بنده و همکارم رضا ادیب، بعد از سال‌ها فعالیت در عرصه خبرنگاری و رسانه در افغانستان، به یونان پناهنده شدیم و اوضاع نابسمان و نامناسب زندگی پناهجویان در کمپ «موریای یونان» را مشاهده کردیم، وضعیت نابهنجار و أسف‌باری که در یک کمپ با ظرفیت تعریف شده 1500 نفر گاهی شاهد حضور 11000 هزار انسان مهاجر از کشورهای مختلف هستیم، در شرایطی که وضعیت بهداشتی در پایین‌ترین سطح بود، وضعیت معیشت و اسکان مهاجرین در سطح نامناسب و نگران کننده بود، تمام این مشکلات و وضعیت بحرانی مهاجران ما را بر آن داشت تا به رسالت خبرنگاری خود عمل کرده و برای انعکاس گوشه‌ای از این مشکلات و رساندن صدای مهاجرین این اردوگاه به گوش جهانیان تلاشی هرچند کوچک داشته باشیم.
    چرا کودکان را محور اصلی فیلم خود قرار دادید؟
    از میان مشکلات عدیده و نگران‌کننده‌ای که در این اردوگاه شاهد بودیم، آن‌چیزی که بیش از همه ما را تحت تاثیر قرار داد، وضعیت بحرانی و خطرناک کودکان بود که در معرض انواع آسیب‌های جسمی و روانی قرار داشتند. مخصوصاً که خبر تعرض به کودک دختری در کمپ موریا ما را شدیداً تحت تأثیر قرار داد و انگیزه ما را برای این‌کار بیشتر کرد تا بتوانیم از طریق فستیوال «موبایل فیلم فرانسه» این مسائل را بازتاب بدهیم.
    از مجموع 8500 پناهجوی ساکن در اردوگاه موریای یونان، 3000 نفر را کودکان تشکیل می‌دهند که جمعیت قابل توجهی می‌باشد. کودکانی که در برابر خشونت‌هایی که در این اردوگاه وجود دارد توانایی دفاع از خود را ندارند. در کنار خطر خشونت فیزیکی علیه آن‌ها، کودکان با مشکلاتی همچون تغذیه و بهداشت هم روبرو هستند. مثلا فاصله‌ای بیست‌دقیقه‌ای بین خیمه‌ها و توالت‌ها وجود دارد که این مسیر برای کودکانی که شب برای رفع حاجت مجبور به طی این مسیر هستند می‌تواند خطرناک باشد. در یک دقیقه‌ای که ما در فیلم «کودکان موریا» به نمایش گذاشتیم دیدید که چه آسیب‌هایی در این اردوگاه کودکان را تهدید می‌کند چه برسد به فاصله‌ی 20 دقیقه‌ای که باید کودکان به تنهایی آن‌را در شب طی کنند.

    آیا نهادی، شما را در ساخت فیلم «کودکان موریا» یاری کرده است؟
    «ریفوکوس» ارگانی است که در حوزه رسانه فعالیت می‌کند همچنین کار آموزش را در بین پناهجویان پیگیری می‌کند، داگلاس هارمان مسئول این موسسه و خانم سونیا در ساخت این فیلم با ما همکاری نمودند و برای رساندن آن به جشنواره تلاش‌های زیادی کردند که همینجا از آن‌ها هم تشکر می‌کنم.
    برای ساخت این فیلم با چه مشکلاتی دست به گریبان بودید؟
    ساخت فیلم در کمپی مانند «موریا» مشکلات خاص خود را دارد. ما با ممانعت‌های فراوانی در ساخت این فیلم مواجه بودیم از جمله خود پلیس یونان چندین‌بار فیلم‌هایی که توسط موبایل گرفته بودیم را پاک کردند و ما را از این کار منع کردند و ما را تحت فشار قرار دادند که از این کمپ تصویربرداری نکنیم. حتی بعضا از سوی خود پناهجویان هم اعتراضاتی را شاهد بودیم که مانع کار فیلمبرداری می‌شدند.
    به هرحال مشکلات زیادی در سر راه داشتیم که با تمام این وجود موفق به ساخت این فیلم کوتاه شدیم، امیدواریم توانسته باشیم گوشه‌ای از مشکلات مهاجرین این کمپ و بالاخص تهدیداتی که کودکان با آن‌ها مواجه هستند را به نمایش گذاشته باشیم. در پایان از همه هموطنان گرامی تقاضا می‌کنم با انتشار لینک یوتیوب این فیلم، ما را در گزینش نهایی این فستیوال یاری رسانده و حمایت نمایند.
    با کلیک بر روی این لینک می توانید آن را ببیند

  • بصیر احمد دولت آبادی در دیار هجرت دار فانی را وداع گفت

    بصیر احمد دولت آبادی در دیار هجرت دار فانی را وداع گفت

    به گزارش رها، بصیر احمد دولت آبادی، نویسنده، و تاریخ نگار افغانستانی، امروز در سن ۶۱ سالگی به دلیل ابتلا به بیماری سرطان در کانادا درگذشت.
    بصیر احمد دولت آبادی در سال 1336 در روستای دولت آباد ولایت بلخ زاده شد و در سال ۱۳۵۸ از رشتۀ استخراج معدن از تخنیکم نفت و گاز شهر مزار شریف فارغ شد.
    آقای دولت آبادی پس از فراغت به ایران مهاجر شد و به پژوهش و روزنامه نگاری پرداخت و در نشریات متعدد مهاجران افغانستان و نشریات ایرانی قلم زد.
    آثار دولت آبادی
    شناسنامه افغانستان، چاپ اول، ۱۳۷۱ ایران
    شناسنامه احزاب و جریانات سیاسی افغانستان، چاپ اول، ۱۳۷۱
    معرفی نامه افغانستان، چاپ اول، ۱۳۷۲
    طرح صلح و تفاهم ملی در افغانستان، چاپ اول، ۱۳۷۵
    افغانستان از ابدالی تا تره کی، ج اول، ۱۳۷۷
    شورای ائتلاف، چاپ اول، ۱۳۷۸(فصل اول کتاب، مروری بر مبارزات سیاسی شیعیان افغانستان)
    هزاره‌ها، پناه گزینی و کتمان هویت، چ اول، ۱۳۸۲
    شناسنامه افغانستان، چاپ دوم، ۱۳۸۲
    ملا فیض محمد کاتب هزاره، مورخ دوراندیش و هدف‌دار افغانستان
    هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت.

  • بایسکل ران کتابدار به پنجشیر رسید

    بایسکل ران کتابدار به پنجشیر رسید

    به گزارش رها، سید صابر حسینی مسئول کتابخانه سیار که کارش را با توزیع رایگان کتاب برای کودکان از بامیان آغاز کرده است، سر از پنجشیر درآورد و ۲ هزار جلد کتاب را میان کودکان این ولایت توزیع کرد.
    به گفته حسینی، این کتاب‌ها شامل داستان و قصه‌های کوتاه است و برای شاگردان سه مکتب و کودکان چندین محل دیگر توزیع شده است. وی می‌گوید که تصمیم دارد توزیع کتاب برای کودکان را در دیگر بخش‌های کشور نیز ادامه دهد.
    سید صابر حسینی بیش از سه سال است که در زمینه توزیع کتاب و تأسیس کتابخانه فعالیت می کند و تاکنون هشت کتابخانه تأسیس و ده‌ها هزار جلد کتاب را برای کودکان توزیع کرده است.
    وی توزیع کتاب را در سال ۱۳۹۴ از بامیان آغاز کرده که در ابتدا فقط ۲۰۰ جلد کتاب در اختیار داشته است. وی افزود مردم بامیان از کار او به خوبی استقبال کردند و در حال حاضر در این ولایت ۸ کتابخانه ایجاد کرده است و در مجموع در این کتابخانه‌ها ۳۱ هزار جلد کتاب موجود است.
    حسینی می‌گوید، هدف از ایجاد کتابخانه سیار برای اطفال این است که هیچ کودکی بعد ازاین با اسلحه پلاستیکی بازی نکرده به کتاب خوانی رو آورد.
    به باور آقای حسینی توسعه فرهنگی تنها از راه کتاب خواندن به دست می‌آید و وی تلاش می‌کند با اهدای کتاب برای کودکان، برای رسیدن به این هدف سهم داشته باشد.
    صابر حسینی با یک دوچرخه و صندوقچه‌ای در پشت، برای خیلی از کودکان کشور نام آشنایی است. او از سوی اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۶ میلادی لقب «قهرمان افغان» را به خاطر فعالیت‌هایش به دست آورده است و از سوی نهادهای فرهنگی و علمی مطرح نیز تقدیر شده است.