در این دیدار رئیس و اعضای این کمیسیون روی مسایل مرتبط با آبدات تاریخی صحبت نموده و نسبت به از بین رفتن بافت تاریخی شهر هرات و ثبت هنر مینیاتوری به نام کشورهای منطقه ابراز نگرانی کردند.
در همین راستا، آنها خواهان ایجاد یک نمایشگاه دائمی خطوط جهان اسلام در یک مکان خاص شدند.
مولوی نعیم الحق حقانی سرپرست ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت هرات نیز ضمن ابراز قدردانی از کارکردهای این کمیسیون، آبدات تاریخی و میراث فرهنگی یک کشور را هویت تاریخی آن کشور در سطح جهان دانست.
آقای حقانی گفت که از آنجایی که ولایت هرات نظر به موقعیت جغرافیایی و تاریخیای که دارد در مرکز توجه مسئولان طالبان است، در آینده ای نزدیک با یک تیم واحد فرهنگی عازم کابل خواهد شد تا خواسته ها و پیشنهادات خویش را به مقامات امارت اسلامی در مرکز کشور برسانند.
گفتنی است که پرونده هنر نگارگری (مینیاتور) سال گذشته در پانزدهمین کمیته جهانی میراث ناملموس سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) توسط کشورهای آذربایجان، ترکیه، ازبکستان و ایران مطرح شد که در نهایت پس از بررسی، این هنر به عنوان پانزدهمین هنر ناملموس چند ملیتی در فهرست سازمان یونسکو ثبت شد.
اعضای کمیسیون میراث فرهنگی کشور در دیدار با مولوی نعیم الحق حقانی رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت هرات در حالی نسبت به ثبت جهانی هنر نگارگری به عنوان هنر ناملموس کشورهای منطقه ابراز نگرانی می کنند، که طالبان در دوره قبلی حاکمیت خود یکی از بزرگترین میراث های تاریخی افغانستان یعنی بت های بامیان را نابود کرد.
معزالدین احمدی رییس اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت بدخشان در مصاحبه با خبرگزاری رها امروز (چهار شنبه ۳ قوس) می گوید که از سه روز پیش به این سو برنامه دیوارنگاری را در بدخشان آغاز کرده اند و تاکنون به تعداد صد شعار اسلامی ملی و حماسی را روی دیوارهای عمومی بدخشان ثبت کرده است.
آقای احمدی هدف از نگارش اینگونه شعار ها را روی دیوارهای مزدحم شهر، «احیای فرهنگ اسلامی و برچیدن بساط فرهنگ های بیگانه از اذهان مردم این ولایت می داند که طی ۲۰ سال گذشته امریکا و هم پیمانانش زرع و آبیاری نموده اند.»
او گفت: «نزدیک به ۱۰۰ شعار دینی، ملی، میهنی و حماسی را در کنار جاده های این شهر ترسیم نموده ایم و با اینگونه فعالیت ها برای تغییر اذهان عامه به وحدت و همسویی تلاش خواهیم کرد.»
در همین حال تعدادی از شهروندان در ولایت بدخشان آغاز برنامه دیوار نویسی را در بدخشان می ستایند اما به جنبه عملی این شعارها تاکید دارند.
احمد نبیل قاضی زاده یک تن از فرهنگیان ولایت بدخشان نیز می گوید که برنامه دیوار نگاری و نقش شعارهای اسلامی و حماسی یک گام نیک است اما باید جنبه های عملی شعار ها در نظر گرفته شود.
این در حالیست که در نظام قبلی دیوارهای عمومی و مکان های مزدحم بدخشان با برنامه های مشابه از طرف ریاست امور زنان، اطلاعات و فرهنگ ولایت بدخشان با شعارهای آزادی، استقلال، حقوق زنان، صلح و همدیگر پذیری و محیط زیست مزین شده بود.
این کتاب که تاریخ چند صد ساله خطه هرات را به رشته تحریر در آورده توسط «گل احمد نظری آریانا» نوشته شده و توسط نصیرالدین سلجوقی گرد آوری شده است.
آقای آریانا گفت که این کتاب قرار بود که حدود 10 سال پیش به نشر برسد اما به دلایل مختلف این کار انجام نشد.
مولوی نعیم الحق حقانی، رئیس اداره اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت هرات معرفی این کتاب را بخشی از تاریخ و فرهنگ افغانستان دانسته و تاکید می کند که فرهنگ غنی هرات احساس سربلندی و غرور به افغان های بیرون از کشور می دهد.
همچنین شماری از آگاهان و استادان پوهنتون چاپ چنین کتاب ها و آثار را در غنامندسازی مجموعه های علمی مفید میخوانند.
معزالدین احمدی رییس اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت بدخشان با ارسال خبرنامه ای به خبرگزاری رها می گوید در سلسله دیدارهایش، آبدات تاریخی و ساحات باستانی موزیم شهدا در ناحیه ششم ولایت بدخشان را مورد بررسی قرار داده و نگرانی های خود را نیز ابراز کرده است.
در خبرنامه آمده است: «در جریان بررسی که ما از موزیم شهدای ولایت بدخشان داشتیم شماری از سنگ های مرمر و کاشی های آن توسط مردم تاراج گردیده است، اما مسئولین گذشته اطلاعات و فرهنگ ولایت بدخشان به این موضوع توجه چندان ننموده اند که این مایه نگرانی های ما می باشد.»
آقای احمدی موزه شهدا در ولایت بدخشان را یاد آور جنایات کمونیست ها دانسته و گفت که در نظر دارد جهت حفظ و مراقبت آن یک کارمند و یک نگهبان استخدام نماید تا از فروپاشی این موزه تاریخی که یاد آور یک رویداد تاریخی می باشد جلوگیری شود.
او همچنین گفت: «در این موزیم نشانه های اجساد نزدیک به چهار صد تن از مردمان بومی و مجاهد پرور بدخشان که توسط رژیم کمونیستی وقت مظلومانه بشهادت رسیدند قرار دارد. اجساد این شهدا از یک قبر دسته جمعی در همین ناحیه بعدها یافت گردید، و سپس نام این منطقه بنام دشت شهدا مسمی گردید.»
مسئولان فرهنگی در بدخشان چندی پیش آبده تاریخی «پل خشتی» شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان که 320 سال قدامت تاریخی دارد و از اثر بندش رود کوکچه و عبور موتر ها در حال تخریب شدن قرار دارد را نیز مورد بررسی قرار داده بودند.
مسوولان اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان در جریان این دیدارها وعده داده اند که با در جریان گذاشتن وزارت اطلاعات و فرهنگ در زمینه مرمت و بازسازی آن ها اقدام خواهند کرد اما تا اکنون هیچ نوع اقدامی از طرف طالبان صورت نگرفته است.
ولایت بدخشان یکی از ولایات باستانی کشور است که صد ها آبده تاریخی، آثار باستانی و موزیم را در بطن خود جا داده است اما در طول بیست سال گذشته نیز در زمینه حفظ و نگهداری، مرمت و باز سازی آن توجه خاصی نشده و تمام این آثار های باستانی در حال نابودی است.
نمی توان فیلم های زیادی را نام برد که این گونه بر ذهن مخاطب اثر می گذارند، اما در اینجا دست کم به هفت فیلم از این دست اشاره می کنیم که ممکن است نگاه شما را به زندگی تغییر دهد.
فارست گامپ
این فیلم، داستان مردی بالغ اما با ذهنی کودکانه است که هیچ گاه دست از کنجکاوی و خوش بینی های کودکانه اش بر نمی دارد.
در این فیلم، بازی زیبا و ماندگار «تام هنکس» و روایت داستانی جذاب توام با طنزی ساده دلانه و لحظاتی غم انگیز و شبهه بردار، تعادلی کامل برای فیلم برقرار می کند، که شما بلا شک پس از تماشای آن به این فکر خواهید افتاد که «آیا بد نیست کمی کنجکاوی و خوش بینی های کودکانه را در زندگی خود مخلوط کنیم؟»
کلب مشت زنی
جای تعجب است که شما فیلمی را تماشا کنید که مملو از صحنه های خشن، بیخود و سبکسرانه باشد، اما همچنان با شخصیت اول فیلم (اصطلاحی غلط اما مشهور در افغانستان به عنوان «بچه فیلم») نسبت به دیدگاه او در قبال جامعه احساس همذات پنداری داشته باشید.
با توجه به آن که تبلیغ مصرف گرایی در این فیلم به اوج خود می رسد، شاید اما این فیلم ارزش آن را داشته باشد که یک بار دیگر با نگاه دقیق تری آن را تماشا کنید.
نمایش ترومن
یک فیلم کمدی که با ظرافتی خاص و طنزگونه مانند فیلمی اکشن اما با همین تم یعنی «ماتریکس» این سوال را مطرح می کند که چگونه می توان مطمئن شد «این زندگی ما واقعا زندگی خودمان است؟ چگونه بفهمیم که این واقعیت، واقعا واقعیت است؟»
انجمن شاعران مرده
اگر تا حالا به این فکر افتاده اید که آیا ارزش این را دارد که به دنبال آرزوها و بلندپروازی هایتان بروید، پس این شاهکار سینما با نقش آفرینی تحسین برانگیز «رابین ویلیامز» را تماشا کنید.
این فیلم به شما نشان خواهد داد هنگامی که به دنبال به دست یافتن رویاهایتان در زندگی تان هستید، هیچ چیز نباید مانع شما گردد.
درخشش ابدی یک ذهن پاک
همه ما روزی آرزو کرده ایم که ای کاش در برهه ای از زمان کسی را می توانستیم در زندگی مان فراموش کنیم؛ و این دقیقا همان چیزی است که در این فیلم اتفاق می افتد.
یک زوج جوان تصمیم می گیرند که همدیگر را فراموش کنند، و این تصمیم سبب می شود که این دو به تفکری عمیق و ژرف درباره وجودیت عشق و فراموشی عشق شان بپردازند.
رستگاری در شاوشنک
این فیلم کلاسیک را نگاه کنید؛ بدون آنکه حتما با خود فکر کنید این فیلم باید شما را به فکر فرو ببرد. این فیلم چیزی جز قصیده ای کوتاه از زنده نگه داشتن امید در شرایط دشوار نیست و به شما می گوید که چطور می توان در شرایط بسیار سخت، امیدتان را همچنان زنده نگه دارید.
500 روز سامر
فیلمی فوق العاده صادق درباره عشق و این که چگونه ما به اشتباه بجای اینکه عاشق شخصیت واقعی طرف مقابل مان باشیم، در خیالات خود از او شخصیتی باب دل خودمان می سازیم و طرف مقابل خود را با آن شخصیت ساخته ذهن خودمان دوست می داریم.
گرچه این فیلم، فیلمی عاشقانه نیست، اما شما را وا می دارد تا به گذشته و روابط عاطفی که در گذشته تجربه کرده اید بیاندیشید؛ و خواهید فهمید که شاید همه ما آدم های رمانتیک ولی بی اراده ای هستیم که وقتی اتفاقات بد برایمان می افتد قادر به دیدن آنها نیستیم.
داوود عرفان، استاد دانشگاه در ولایت هرات ضمن تسلیت به خانواده آقای هروی در صفحه فیسبوکش امروز (پنجشنبه ۲۰ عقرب) نوشت که «استاد غلام حیدر اسیرهروی مصداق بارز بی مهری روزگار در حق جامعه فرهنگی بود که چه غریبانه یک عمر در خدمت جامعه فرهنگی هرات بود و غریبانه چشم از جهان فرو بست.»
به گفته ی فرهنگیان ولایت هرات، استاد اسیرهروی، عمر خود را صرف پاسداری و صیانت از فرهنگ و زبان فارسی و حفظ واژههای رایج در هرات کرد.
استاد اسیر هروی پس از مدت ها تحمل بیماری دیابت امروز پنجشنبه (20 عقرب) در سن 64 سالگی در گذشت
راه اندازی نشریه «پالون» و نویسنده کتاب «انبنچهی گب هرات» که به گویش هراتی نوشته شده است از جمله یادگاری های استاد هروی است.
کمپانی فیلمسازی «یونیورسال» قرار است فیلمی از نحوه خروج سربازان و عملیات تخلیه شهروندان آمریکایی و همکاران افغان آنها از افغانستان بسازد، که دو بازیگر مطرح سینمای هالیوود یعنی «تام هاردی» و «چنینگ تیتوم» در آن نقش آفرینی می کنند.
این فیلم را قرار است «جورج نولفی» کارگردانی کند؛ هنوز اسمی برای این فیلم انتخاب نشده است.
جورح نولفی نویسندگی فیلم های مشهوری چون «اولتیماتوم بورن» و «دوازده یار اوشن» را در کارنامه کاری خود دارد.
براساس گفته های کمپانی یونیورسال، در این فیلم سه کهنه سرباز نیروی ویژه آمریکا به افغانستان باز می گردند تا همگام با دیگر سربازان به خانواده های متحدین و دیگر افراد باقی مانده در افغانستان برای خروج از کشور کمک کنند.
تام هاردی یکی از بازیگران مشهور و توانمند سینمای آمریکا است که بازی در فیلم هایی چون «ونوم 1 و 2»، «تلقین» و «شوالیه تاریکی بر می خیزد» را در کارنامه خود دارد.
«چنینگ تیتوم» نیز از بازیگران مطرح سینمای آمریکا است که اغلب در فیلم های اکشن و جنگی ظاهر شده است.
از جمله فیلم هایی که او در آن نقش آفرینی کرده می توان به فیلم های «جی آی جو» و «سقوط کاخ سفید» اشاره کرد.
سقوط دولت افغانستان و به دنبال آن هرج و مرج گسترده در میدان هوایی کابل و نحوه خروج شهروندان خارجی و همکاران افغان آنها از میدان هوایی کابل تا مدت ها سر خط خبرهای رسانه های تمامی کشورهای دنیا بود.
بسیاری ها رویدادهای میدان هوایی کابل را در آن روزها به فیلم های سینمایی اکشن و جنگی دنیا تشبیه می کردند، با این تفاوت که میدان هوایی کابل صحنه فیلم نبود، بلکه واقعیت آن روزهای افغانستان بود.
موسسه «اپسو» امروز (سه شنبه 18 عقرب) همایشی را تحت نام «گفتگو و روا داری» جهت آشنایی و تبادل فرهنگی و تاریخی میان ولایات کشور در محل «قلعه اختیارالدین» شهر هرات برگزار کرد.
امیرمحمدی مدیرمسئول موسسه اپسو در ولایت هرات گفت هدف از راه اندازی این همایش آشنایی و تبادله فرهنگی و تاریخی ولایت هرات با دیگر ولایات کشور است.
وی گفت در این همایش ده ها تن از فرهنگیان از ولایات مختلف کشور به شمول قندهار، بامیان، جلال آباد، لغمان و کابل اشتراک کرده اند.
«ولیشاه بهره»، مسئول «فرهنگسرای استاد بهره» در شهر هرات نیز در این همایش پیرامون فرهنگ و قدامت تاریخی شهر هرات معلومات داده، و گفت «این ولایت در طول تاریخ مهد علم و فرهنگ بوده و در طول ادوار تاریخ بزرگان زیادی به جامعه فرهنگی کشور تقدیم نموده است.»
مولوی نعیم الحق حقانی، سرپرست ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت هرات نیز راه اندازی این چنین همایش ها را برای تبادل فرهنگ و مسایل اجتماعی مفید عنوان کرد و از بانوان نامدار هرات مانند گوهرشاد بیگم در طول تاریخ به نیکی یاد نمود.
آقای حقانی گفت که مسئولان امارت اسلامی طالبان به ولایت هرات به عنوان شهرعلم و فرهنگ توجه ویژه دارند و برای برجسته کردن مشاهیر و بزرگان این ولایت برنامه های موثر و مفیدی را طرح و تطبیق خواهند کرد.
«توماس شوامن» سرباز آمریکایی اهل شیکاگو که در افغانستان حضور داشته می گوید که «رابرت رودات» فیلمنامه نویس مشهور آمریکایی از هالیوود قرار است تا از نحوه تلاش های او برای کمک به خروج «زین الله زکی» ترجمان افغان از افغانستان فیلمنامه ای بنویسد.
زین الله زکی که ترجمان نیروهای آمریکایی در افغانستان بود هم اکنون به همراه اعضای خانواده اش در آمریکا بسر می برد.
توماس شومن می گوید که با «آلن استورات» و «هاوک کوچ» تهیه کنندگان هالیوودی قراردادی امضا کرده که قرار است از نحوه تلاش های او برای کمک به خارج ساختن زین الله زکی به همراه خانواده اش از افغانستان فیلمنامه ای نوشته شود.
مسئولیت نوشتن این فیلمنامه را «رابرت رودات» بر عهده دارد. این فیلمنامه نویس مشهور آمریکایی که تا حالا نامزد دریافت جایزه سینمایی اسکار هم شده، نوشتن فیلمنامه فیلم زیبا و تحسین شده «نجات سرباز رایان» را در کارنامه کاری خود دارد.
زین الله زکی که به همراه همسر و چهار فرزندش هنوز در یک کمپ مهاجرین بسر می برند نیز در نوشتن این فیلمنامه کمک خواهد کرد.
توماس شومن پیش از خارج ساختن زین الله زکی در جریان عملیات تخلیه از افغانستان بارها تلاش کرده بود تا بتواند برای زکی و خانواده اش ویزای آمریکا بگیرد اما موفق نشد، تا اینکه در جریان عملیات تخلیه توانست او را به فرودگاه کابل آورده و از آنجا به آمریکا ببرد.
«میرولی احمد صبری»، مسئول انجمن خطاطان ولایت هرات به خبرنگار رها امروز (دوشنبه ۱۰ عقرب) گفت: «این نمایشگاه برای ۵ روز بوده که با بیش از 30 تابلوی خطاطی و با همکاری ریاست اطلاعات فرهنگ این ولایت برپا شده است.»
او می گوید قدامت خطاطی در هرات از سالیان قبل بوده و خطاطان بزرگی در این ولایت حضور داشته اند.
آقای صبری علاوه می کند خطاطی به ویژه خطاطی اسلامی در ولایت هرات از صدر اسلام در این ولایت آغاز و یکی از مهدهای خطاطی و هنر در جهان اسلام عنوان شده است.
در همین حال مولوی نعیمالحق حقانی رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت هرات می گوید: «امارت اسلامی از فرهنگیان و جوانان که در عرصه علم و هنر کار فعالیت دارند حمایت همه جانبه می کند.»
آقای حقانی خاطرنشان کرد «از صدر اسلام جایگاه خوش نویسی ارزش والایی داشته و حالا شهر تاریخی علم فرهنگ ولایت هرات هم خطاطان بزرگی را در خود گنجانیده است.»
وی افزود: «حکومت امارت اسلامی به مانند دولت قبل نیست که فقط کارهای تبلیغاتی و ظاهری را انجام دهد رهبری این امارت در راستا جوانان و بزرگان اهل علم و هنر هم برنامه های وسیعی را مدنظر دارد.»
طی دو ماه گذشته این دومین نمایشگاه خطاطی است که در ولایت هرات برگزار می گردد.
«مولوی امامالدین صادق»، رئیس اطلاعات و فرهنگ ولایت فراه در صحبت با خبرنگار رها امروز (یکشنبه ۹عقرب) می گوید: «این نشریه از سوی ریاست اطالاعات و فرهنگ ولایت فراه مدیریت می شود که قرار است هر ماه یک بار با موضوعات مختلف منتشر گردد.»
این مقام طالبان در فراه گفته که این جریده در بخشهای اطلاع رسانی، معرفی آثار و آبادات تاریخی و باستانی و همچنین معرفی شخصیتهای علمی و فرهنگی فعالیت می کند.
اولین شماره این جریده روز پنجشنبه ۶ عقرب به چاپ رسیده است.
مولوی صادق علاوه می کند این اولین مجله از سوی امارت اسلامی افغانستان است که در ولایت فراه فعالیت خویش را آغاز کرده است.
اتحادیه سینماگران افغانستان در صفحه اجتماعی اش نوشته است که خانم لینا علم هنرپیشه مشهور کشور با همکاری شماری از هنرمندان خارجی و انجمن نویسندگان شهر لس آنجلس آمریکا در حمایت از هنرمندان افغان که به خاطر تحولات سیاسی اخیر در داخل افغانستان مانده و نگران امنیت خود هستند، یک نمایش تیاتر اجرا می کند.
انجمن نویسندگان لس آنجلس با همکاری خانم لینا علم و برخی از هنرمندان خارجی پس از سقوط کابل و روی کار آمدن طالبان، با پناهجویان افغان که در داخل افغانستان مانده اند و یا به خارج از کشور در کمپ های مهاجرین کشورهای همسایه و یا دیگر نقاط جهان مستقر شده اند مصاحبه های گوناگونی انجام داده است، و بر اساس این مصاحبه ها، این نمایش تیاتر را ساخته اند.
اتحادیه سینما گران افغانستان علاوه کرده است که «در این تیاتر، مصاحبه هایی با یک خبرنگار که مخفیانه در افغانستان زندگی می کند؛ یک والی زن که از خانه اش فراری است؛ یک بازیگر افغان که در تلاش است از افغانستان بیرون شود؛ یک هنرپیشه که همه دار و ندارش را فروخته تا به کشور های همسایه پناه ببرد؛ یک زن تحصیل کرده که با تغییر رژیم دیگر امیدی برای زندگی ندارد و ده ها هنرمند، شاعر، نویسنده و بازیگر افغانستان انجام شده است که یا در داخل افغانستان زیر سایه وحشت طالبان گیر مانده و یا در مرزها سرگردان اند و یا در کمپ های موقتی روزگار به سر می برند، انجام شده است.»
مسئولان نهاد نویسندگان لس انجلس گفته اند که می خواهند از این صداها، تیاتری را تهیه کرده و به نمایش بگذارند تا توجه جهانیان را به جانب آن هنرمندان، شاعران و نویسندگان افغان که در افغانستان گیر مانده اند و راه نجاتی ندارند، معطوف کنند.
انجمن نویسندگان شهر لس آنجلس امیدوار است که با اجرای این نمایش تیاتر بتواند صدای هنر و هنرمندان افغانستان را به گوش دنیا برساند و زمینه انتقال آنها را فراهم سازد.
«مینا» این پیرزن 90 ساله اهل بدخشان در صحبت با خبرنگار رها می گوید که قرآن کریم را طی مدت هشت ماه توانسته دستنویسی کند و اکنون می خواهد برای بار دوم این کار را انجام دهد.
او دلیل این کار خود را از دست دادن فرزند و جنگ و خانمان سوزی مداوم در کشور می داند.
نکته جالب توجه اما این است که این بانو هیچ تحصیلاتی ندارد، ولی می تواند خط فارسی را بنویسد، اما توانایی خواندن ندارد؛ او حتی قادر است که خط فارسی را به شیوه نستعلیق بنویسد.
احمد نبیل قاضی زاده یک تن از فرهنگیان ولایت بدخشان این اقدام ستودنی این پیرزن بدخشانی را بی پیشینه خواند.
آقای قاضی زاده در گفتگو با رها ولایت بدخشان را یک ولایت فرهنگی توصیف کرد که تمام بانوان آن شوق و علاقه زیادی برای فرا گرفتن علوم اجتماعی و انسانی دارد.
بانو مینا متولد سال ۱۳۱۰ هجری خورشیدی است و علوم دینی را بعد از ازدواج در نزد خسر (پدرشوهر) خود که یک فرد روحانی بود فرا گرفت.
رسانه های آمریکایی به نقل از پولیس آمریکا گزارش کرده اند که روز گذشته (پنجشنبه 29 میزان) «آلک بالدوین» هنرپیشه مطرح سینمای هالیوود هنگام ایفای نقش در فیلم جدیدش به اشتباه فیلمبردار را کشت و کارگردان را نیز زخمی کرد.
براساس گزارش ها، در این فیلم که در ژانر وسترن است و آقای بالدوین 68 ساله در آن نقش اصلی را دارد، به اشتباه با اسلحه روی صحنه خانم «هالینا هاچینز» 42 ساله، فیلمبردار اوکراینی را می کشد و «جوئل سوزا» 48 ساله کارگردان فیلم را نیز زخمی می کند.
هالینا هاچینز که با مرمی اشتباهی آلک بالدوین کشته شد.
پولیس آمریکا گفته است که این رویداد روز گذشته در صحنه فیلمبرداری در جنوب شهر «سانتافه» مرکز ایالت نیومکزیکو روی داده است.
پولیس آمریکا می گوید تا کنون هیچ شکایت ثبت نشده و کسی نیز دستگیر نشده است، اما در حال تحقیق و مصاحبه با شاهدان عینی است.
هالینا هاچینز بلافاصله پس از اصابت مرمی با هلی کوپتر به یک شفاخانه انتقال یافت، اما جان بدر نبرد.
سید جلال حسینی فیلمساز افغان و از هماهنگ کنندگان این برنامه به خبرنگار رها می گوید که مسئولین سینما «متروپلیس» شهر هامبورگ آلمان تصمیم به نمایش چندین فیلم کوتاه و مستند ساخته فیلمسازان افغانستان در این سینما طی دو روز (امروز چهارشنبه و پنجشنبه مطابق با 12 و 13 اکتبر) کرده است.
آقای حسینی می گوید مسئولین سینما متروپلیس در واکنش به تحولات سیاسی اخیر در افغانستان و با این هدف که در فضای سیاست زده افغانستان ممکن است پس از مدتی توجه اذهان مردم دنیا نسبت به وقایع افغانستان کمرنگ گردد، ابتکار نمایش چندین فیلم کوتاه و مستند ساخته فیلمسازان افغانستان با موضوع جنگ و محدودیت ها در افغانستان را روی دست گرفتند تا با این کار به یادآوری این امر که در افغانستان چه می گذشته و چه می گذرد کمک کند.
سید جلال حسینی افزود هنگام انتخاب فیلم ها برای نمایش سعی بر این شد تا فیلم هایی انتخاب گردد که همخوانی موضوعی با حال و هوای این روزهای افغانستان داشته باشد.
وی می گوید برای نمونه یکی از فیلم ها با نام «قرارگاه» که ساخته خودش نیز است به موضوع یک سرباز افغان اشاره دارد که در یک قرارگاه دور افتاده با یک جنگجوی طالب که اسیر شده برای مدتی تنها می ماند و شروع به مکالمه با یکدیگر می کنند. این فیلم اشاره به نقش مخرب جنگ در زندگی انسان ها دارد.
پوستر فیلم کوتاه قرارگاه ساخته سید جلال حسینی
نکته جالب تر در انتخاب و نمایش این فیلم ها، نمایش یک فیلم کوتاه ده دقیقه ای با عنوان «نامعلوم» ساخته «غفار فیضیار» است که در سال 2013 ساخته شده اما اشاره به زمان حال و خروج نظامیان خارجی از افغانستان و احتمال سقوط دولت افغانستان دارد.
فیلم نامعلوم در رابطه با زنی است که با رفتن نیروهای خارجی ترس از بازگشت طالبان را دارد و خود را برای زندگی در چنین شرایطی آماده می کند.
غفار فیضیار کارگردان این فیلم کوتاه به خبرنگار خبرگزاری رها در رابطه با این فیلم می گوید ایده ساختن این فیلم زمانی به ذهنش خطور کرد که بار دیگر در سال 2013 شنید که نیروهای خارجی قصد خروج از افغانستان را در سال 2014 دارند و می خواهند مسئولیت تامین امنیت را به دوش نیروهای امنیتی افغان بسپارند.
آقای فیضیار می افزاید “تاکنون خود شخصا شاهد شش یا هفت تغییر رژیم در طول دوران زندگی ام بوده ام؛ و هر بار که تغییر رژیم صورت می گرفت آشفتگی وارد زندگی مردم می شد و عده ای از شهروندان مجبور به فرار از کشور و یا نابودسازی برخی از اسناد و مدارک های شغلی شان می شدند؛ و یا برخی ها کشته می شوند.”
پوستر فیلم کوتاه نامعلوم ساخته غفار فیضیار
او می گوید در سال 2013 و زمانی که اعلام شد نیروهای خارجی تصمیم به خروج از کشور را دارند، همان ذهنیت های کودکی اش مانند تغییر عمده در زندگی مردم و آشفتگی اجتماعی که بوجود می آید سبب شد که تصمیم به نوشتن فیلمنامه و ساخت این فیلم کوتاه بگیرد.
آقای فیضیار علاوه می کند گرچه این فیلم شش سال پیش ساخته شد اما زمانی که شروع به نوشتن فیلمنامه آن کرده فضای عمومی مردم را می دیده که بسیاری ها نگران از وقوع اتفاقی بودند که هم اکنون پس از چند سال بوقوع پیوسته است.
در این برنامه همچنین قرار است فیلم مستندی از حسن فاضلی کارگردان دیگر افغان با نام «رهگذر نیمه شب» به نمایش در آید.
رهگذر نیمه شب داستان واقعی حسن فاضلی با خانواده اش است که با سختی های بسیار مسیری پر خطر و نامعلوم قاچاق را از افغانستان تا به آلمان طی می کند.
این فیلم مستند تاکنون در جشنواره های مختلف سراسر دنیا به نمایش در آمده و مورد تحسین بسیاری ها قرار گرفته است.
جشنواره (Rising of Lusitania) یک جشنواره بین المللی مختص فیلم های بلند و کوتاه انیمیشن در قالب روایت مستندی است که هر ساله در ماه سپتامبر در کشور لهستان برگزار می گردد و شرکت کننده های زیادی از کشورهای مختلف در آن اشتراک می کنند.
انیمیشن کوتاه «WHO» (چه کسی) ساخته خدیجه ظفری، دختر مهاجر افغان ساکن ایران، که به بخش مسابقه این جشنواره راه یافته بود، دیپلم افتخار را از سوی داوران این جشنواره برای این هنرمند جوان افغان به ارمغان آورد.
انمیشن «چه کسی» آخرین اثر این هنرمند جوان است که به موضوع مشکلات زنان در جامعه می پردازد.
خدیجه ظفری به خبرنگار خبرگزاری رها گفت: “به عنوان یک دختر افغان همیشه از شرایط و مشکلات زنان افغانستان اطلاع داشتم و این یکی از بزرگترین دغدغه های زندگی ام بوده است.”
خدیجه ظفری می گوید اکثر ساخته هایش به مشکلات زنان در جامعه می پردازد.
خانم ظفری افزود که اکثر موضوعات ساخته هایش به مشکلات زنان در اجتماع می پردازد.
لازم به ذکر است که انیمیشن «چه کسی» پیش از این نیز در جشنواره های دیگری در کشورهای اتریش، ایتالیا و جشنواره فیلم لاجورد افغانستان اشتراک کرده بود.
ذبیح الله مجاهد سخنگو و معاون وزیر اطلاعات و فرهنگ امارت اسلامی طالبان در روزهای اولیه تسلط این گروه بر افغانستان در یک کنفرانس خبری در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا هنرمندان در افغانستان اجازه فعالیت خواهند داشت یا خیر، گفته بود که اگر کار هنرمندان مطابق با شریعت اسلامی باشد می توانند به فعالیت خود ادامه دهند، در غیر این صورت باید به دنبال تغییر شغل خود باشند.
این گفته ها در حالیست که طالبان این هفته سرپرستی جدید برای ریاست افغان فیلم که مسئول تهیه و تولید آثار سینمایی در افغانستان و مدیریت سینماها در کشور را بر عهده دارد، تعیین کردند.
«مترجمان مانند نینجاها هستند؛ اگر به آنها توجه کنید، آنها خیلی خوب و خوشحال نیستند». این نقل و قول، منتسب به «اتگار کرت» نویسنده اسرائیلی است که در الگوهای به نام میمی تکثیر میشود و چه کسی عاشق نقل و قول به سبکی نینجاها نیست؟ با اینحال، در این ایدهپردازی – مترجم ادبی ممکن است که هر لحظه یک حمله غافلگیرانه انجام دهد، و از این که ما هر لحظه خواننده را به عنوان بخشی از یک توطئه مزدورانه و مغرضانه پیچیده فریب میدهیم – و این عمل یکی از سمیترین و زهرآگینترین ادبیات جهان است.
واقعیت انتشار بینالمللی متون این است که در زمینههای جدید و مدرنیتۀ آن، این مسئولیت بر عهده مترجمانی است هر کلمهای را که شامل متون میشود باید انتخاب کرده و ترجمه کنند. وقتی که شما کتاب «پروازها» از اولگا توکارچوک برنده جایزه نوبل را به انگلیسی میخوانید، تمام واژهها و کلماتاش متعلق به من است. مترجمان مانند نینجاها نیستند، اما کلمات مثل انسانها هستند، به این معنا که کلمات منحصر به فرد هستند و هرگز معادل مستقیم ندارند. شما میتوانید این دو مورد را در زبان انگلیسی نیز برسی کند: مانند کلمه «سرد» با «خُنَک» یکسان نیست، اما مشابه است. بنابراین، کلمه «یخزده» دلالتهای دیگر و کاربردهای دیگر دارد اما کلمه «منجمد» هم همینطور است. انتخاب یکی از این گزینهها به تنهایی منصفانه و منطقی نیست؛ باید در تعادل و توازن جملهها، پاراگرافها و تمام موارد سنجیده شود، و این مترجم است که از ابتدا تا انتها مسئول ایجاد یک جامعه واژگانی سرسبز و شکوفا است که هم جامع و مستقل است و هم با سرمشق آن ارتباط عمیقی دارد.
دقیقاً بیست سال پیش بود؛ از زمانی که من به کارشناسی ارشد یا ماستری در رشته هنرهای زیبا با گرایش ترجمه ادبی در دانشگاه آیووا شروع به تحصیل کردم، تغییراتی مثبت و بیشماری در نحوه آموزش و پرورش مترجمان ایجاد شده بود. با اینحال، یک نگاهی به برنده جایزه بینالمللی کتابدار بیندازید که از سال 2016 بدین سو مبلغ سخاوتمندانۀ پنجاه هزار پوندی را بین نویسنده و مترجم تقسیم کرده است. بنابراین به طور واقعی اثر را به عنوان یک نهاد اساساً مشارکتی تشخیص میدهد که مانند یک کودک برای وجود، به دو نسل و دو پدربزرگ نیاز دارد. با وجود این نوع پیشرفت فوقالعاده، هنوز هم جا و فضای زیادی برای پیشرفت وجود دارد. مترجمان، غالباً حقالتألیف و حقالامتیاز دریافت نمیکنند – من در ایالات متحده آمریکا از کتاب «پروازها» هیچ امتیازی دریافت نکردهام – و جالب اینجا است که تعداد زیادی از ناشران روی جلد کتابهای خود به مترجم کوچکترین امتیازی که درج نام مترجم است نمیدهند. اینجا است که نام نویسنده همیشه روی جلد کتاب میآید؛ شما میتوانید نام و نشان او را به آسانی دریابید، اما نام و نشان یک مترجم را هرگز نمیتوانید روی جلد یک کتاب پیدا کنید!! وقتی که من به این موضوع اشاره میکنم مردم متحیر و متعجب میشوند، و اما بیاید نگاه دیگری به برنده جایزه بینالمللی کتابدار بیندازید و آن وقت منظور من را بهتر و دقیقتر درک میکنید.
از زمان راه اندازی جایزه طراحیمجدد در سال 2016، هیچ یک از شش اثر داستانی برندگان نام مترجم در صحنههای ملی و بینالمللی رونمایی نشده است. گرانتا، نام دِبورا اسمیت را درج نکرد؛ جاناتان کیپ نام جِسیکا کوهن را درج نکرد؛ انتشارات سانستون نام مرلین بوث را درج نکرد؛ فیبرفابر نام میشل هاچیسون را درج نکرد و در نهایت فیتزکارالدو هم نامی از من نبرده و آن را درج نکرده است. کتاب (شبها تمامِ خون سیاه است) اثر دیوید دیوپ، برنده جایزه سال 2021 است که انتشارات پوشکین روی جلد آن از «آنا ماشوواکیس» مترجم کتاب هیچ نام نبرده است، اگرچه روی جلد آن نقل قولهایی از سه منبع نامگذاریشده را نشان میدهد. به عبارت دیگر؛ از چهار اسامیِ که روی جلد کتاب نوشته شده است از کلمات نام آنا ماشوواکیس بسیار طولانی به نظر میرسد.
در نتیجه، به نظر میرسد فرض اساسی بسیاری از ناشران این است که خوانندگان به مترجمان اعتماد ندارند و اگر خوانندگان متوجه شوند که کتاب ترجمه است آن را نمیخرند و نمیخوانند. آیا دقیقاً این نوعی از حیلهگری ناشران نیست که بین مترجمان و خوانندگان بیاعتمادی ایجاد میکنند نه بر پیکر و اساس ترجمه؟ آنچه که باعث تشویق خوانندگان به انتخاب یک کتاب ناآشنا میشود، همان احساس هیجانانگیزی است که آنها میخواهند سفری جالب و دلانگیزی را با یک راهنمای مطلوب و واجد شرایط آغاز کنند. در مورد خرید کتابهای ترجمهشده، مشتریان دو جلد کتاب را به قیمت یک جلد کتاب دریافت میکنند که این خودش یک نوع خریدی شگفتانگیز – «حیرتانگیز»، «فوقالعاده»، «هیجانانگیز» و در عینحال شگرف است.
بنابراین، ما شدیداً نیازمند شفافیت بیشتر در تمام سطوح از تولید، گردآوری و استخراج ادب و ادبیات هستیم؛ این فقط یک مثال و نمونهی از اعتراض مترجمان است، اما من احساس میکنم که این یک موضوع مهم، جدی و فوری است. مترجمان مانند نینجاها نیستند؛ اما ما کسانی هستیم که نحوه روایت یک داستان را کنترل میکنیم و به آن عشق و انگیزه میبخشیم. ما مترجمان کسانی هستیم که سبکی از کتاب پیوندی را ایجاد و حفظ میکنیم. به طور کلی، ما مترجمان معتبرترین حامیان از کتابهای خود هستیم و ما از آنها بهتر از دیگران مراقبت و محافظت میکنیم. با اینحال، نبود و عدم درج نام مترجمان روی جلدها به سادگی نمیتوانند ما را نادیده بگیرند که ما چه کسانی هستیم. سرانجام، ترجمه چه یک شغل و حرفۀ بدی است که ما را در قبال انتخابهای مان مسئول نمیداند، و در ابهام قراردادن عمدی مترجمان عملی است که نه تنها به ما بلکه به خوانندگان نیز بیاحترامی است.
نویسنده: جنیفر کرافت
مترجم: اسدالله جعفری «پژمان»
روزنامه گاردِیَن: 10 سپتامبر، 2021
ویکیدپیدیا آورده است که روز جهانی ترجمه برابر با ۳۰ سپتامبر (8 میزان) است. این روز به افتخار «سنت جروم» که انجیل را ترجمه کرد و محافظ مترجمین به حساب می آید. این روز از ۱۹۵۳ (1332 خورشیدی) توسط فدراسیون بینالمللی ترجمه جشن گرفته می شود.
از سال ۱۹۹۱ (1370 خورشیدی) فدراسیون بین المللی مترجمان این روز را به عنوان یک روز بینالمللی پیشنهاد کرد تا همبستگی جامعه مترجمین جهان را نشان دهد که پیش برنده حرفه ترجمه در کشورهای مختلف خواهد بود. این فرصتی است برای تأکید بر اهمیت شغلی که یکی از مهترین ابزارهای جهانی شدن به حساب می آید.
خانم صحرا کریمی رئیس پیشین «افغان فیلم» در صفحه اجتماعی اش خبر داده که طالبان برای این ریاست، رئیس جدیدی تعیین کرده است.
خانم کریمی اما درباره نام و سابقه رئیس جدید افغان فیلم توضیحاتی نداده است.
لازم به ذکر است که طالبان در دوران حاکمیت قبلی شان بر افغانستان، دیدگاهی بسیار سختگیرانه در قبال سینما، تلویزیون و هرگونه نشرات تصویری داشتند و در مدت حاکمیت آنها، ریاست افغان فیلم تعطیل بود.
در آن زمان آرشیو افغان فیلم نابود شد، اما بخشی از این آرشیو به همت چند تن از کارمندان پیشین این ریاست در مکانی پنهان و محافظت شد.
خانم صحرا کریمی رئیس پیشین افغان فیلم دکترای سینما در رشته کارگردانی فیلم داستانی از کشور چکسلواکی دارد.
ریاست جشنواره فیلم استکهلم با انتخاب خانم صحرا کریمی رئیس افغان فیلم به عنوان رئیس هیات داوران سی و دومین جشنواره فیلم استکهلم از او دعوت کرده به این جشنواره اشتراک نماید.
خانم صحرا کریمی متولد 1364 است و دکترای کارگردانی فیلم داستانی از براتیسلاو پایتخت کشور اسلواکی دارد. او پیش از روی کار آمدن طالبان، پس از ابراهیم عارفی به عنوان رئیس افغان فیلم انتخاب شد. به دنبال تصرف کابل توسط افراد طالبان، خانم صحرا کریمی درخواست رخصتی خود را به وزارت اطلاعات و فرهنگ ارائه نمود و سپس از کشور خارج شد؛ هر چند معلوم نیست که در آن لحظه که کسی در وزارت اطلاعات و فرهنگ حضور نداشت، آیا با درخواست رخصتی وی موافقت شده است یا خیر و یا توسط چه کسی.
خانم کریمی در روز ورود طالبان به شهر کابل، در یک پست زنده فیس بوکی از لحظه فرارش و احساس اضطرابی که از ورود افراد به طالبان به شهر کابل داشت فیلم منتشر کرد که با انتقاد بسیاری از کاربران فضای اجتماعی در داخل کشور مواجه گردید، که او را متهم می کردند در حال اغراق از فضای اطراف خود است؛ گرچه بسیاری از کاربران فارسی زبان در خارج از کشور از او طرفداری می کردند.
خانم کریمی شهروندی اسلواکی را نیز دارد.
افغان فیلم در سال 1347 تاسیس گردید و یکی از ریاست های وزارت اطلاعات و فرهنگ است که در راستای رشد صنعت سینمای افغانستان فعالیت می کند.
طالبان در دوران حاکمیت قبلی شان این نهاد را تعطیل کرده و آرشیو این نهاد دولتی را به آتش کشید، گرچه تعداد اندکی از آرشیو این ریاست به تلاش برخی کارمندان آن دست نخورده باقی ماند.
طالبان تاکنون در خصوص وضعیت ریاست افغان فیلم اظهار نظری نکرده است.