دسته: برگزیده ها

  • تا اعلام نشدن فهرست نهایی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، فعالیت تیم‌های کمپاین محسوب نمی‌شود

    تا اعلام نشدن فهرست نهایی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، فعالیت تیم‌های کمپاین محسوب نمی‌شود

    ذبیح‌الله سادات، معاون سخنگوی کمیسیون مستقل انتخابات، دیروز شنبه، هفدهم حمل، به رسانه‌ها گفت: تا هنگامی ‌که فهرست نهایی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری نشر نشود، نامزدان انتخابات ریاست جمهوری «احتمالی»‌اند و کمیسیون مستقل انتخابات مانع‌شان شده نمی‌تواند. آقای سادات افزود که پس از نشر فهرست نهایی، این نامزدان اجازه‌ی کمپین پیش از وقت را ندارند.

    با این حال، دسته‌های انتخاباتی و نهادهای ناظر انتخابات، همواره گفته‌اند که شماری از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، دست به کمپین‌های پیش از وقت می‌زنند. پیش از این، چندین‌بار سفرهای ولایتی رییس جمهور غنی و سخنرانی‌های شماری از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری در محافل تجمعی مردم، کمپین پیش از وقت انتخاباتی خوانده شده است.

    پیش‌گامان کمپین‌های پیش از وقت، سران حکومتی‌‌اند

    مقام‌های حکومت وحدت ملی، به ویژه رییس جمهور غنی، همواره متهم به کمپین‌های پیش از وقت شده‌اند. مسوولان دسته‌ی انتخابات «امنیت و عدالت» به رهبری رحمت‌الله نبیل، می‌گویند که پیش‌گامان کمپین‌های انتخاباتی پیش از وقت، مقام‌های حکومت وحدت ملی‌اند.

    محمدعارف کیانی، سخنگوی دسته‌ی انتخاباتی امنیت و عدالت می‌گوید که کمپین‌های پیش از وقت سران حکومت، قابل نگرانی جدی دسته‌های انتخاباتی است و سلامت انتخابات آینده را نیز زیر پرسش قرار می‌دهد. آقای کیانی می‌گوید که دسته‌های انتخاباتی، از حکومت و کمیسیون‌های انتخاباتی می‌خواهند که به خاطر تأمین شفافیت انتخابات ریاست جمهوری، از کمپین‌های پیش از وقت جلوگیری کنند.

    سخنگوی دسته‌ی انتخاباتی امنیت و عدالت می‌گوید اگر حکومت وحدت ملی باز هم تعهدشکنی کند و مانع کمپین‌های پیش از وقت نشود، حضور رقت‌بار سران حکومت، پس از یکم جوزا، قابل قبول نخواهد بود. آقای کیانی تأکید می‌کند که نیاز است در این راستا کمیسیون‌های انتخاباتی عکس‌المعل نشان بدهند. به گفته‌ی او: «با این روش و سکوتی که اکنون کمیسیون‌های انتخاباتی در پیش گرفته‌اند، نمی‌توانیم به برگزاری یک انتخابات شفاف باورمند باشیم.» سخنگوی دسته‌ی انتخابات امنیت و عدالت،‌ به این باور است که کمیسیون‌های انتخاباتی، تاکنون در راستای جلوگیری از کمپین‌های پیش از وقت انتخاباتی، هیچ کاری نکرده‌اند.

    کمیسیون انتخابات موقف‌گیری روشن داشته باشد

    در همین حال، نهادهای ناظر انتخابات می‌گویند که آنان، پیش از این بارها نگرانی‌های‌شان را مبنی‌ بر کمپین‌های پیش از وقت برای انتخابات ریاست جمهوری، اعلام کرده‌اند، اما کمیسیون انتخابات توجهی نکرده است.

    یوسف رشید، رییس اجرایی فیفا، می‌گوید که کمیسیون انتخابات باید یک موقف‌گیری روشن و واضح با رویکرد قانونی در برابر کمپین‌های پیش از وقت داشته باشد و موارد کمپینی را گوش‌زد کند. آقای رشید هم‌چنان می‌افزاید، لایحه‌ای که موارد کمپین‌های پیش از آغاز دوره‌ی اصلی آن را مشخص می‌کند، باید از سوی کمیسیون انتخابات تهیه شود.

    رییس اجرایی فیفا اضافه می‌کند که شماری از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، دست به گشایش دفترهای کمپینی نیز زده‌اند و از وضعیت استفاده می‌کنند. آقای رشید می‌گوید که فعالیت‌های نامزدان انتخابات ریاست جمهوی، هیچ‌گونه تفاوتی با فعالیت‌های کمپینی ندارد. به گفته‌ی او، این نوع برخوردها و رفتارها فضا را برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، متشنج خواهد کرد.

    در همین حال، حبیب‌الله شینواری، مسوول برنامه‌های ایتوا می‌گوید که نامزدان در مجالس شخصی و دولتی، هم‌چنان در شبکه‌های اجتماعی به گونه‌ی آزادانه به کمپین‌های انتخاباتی پرداخته‌اند. آقای شینواری می‌افزاید که کمیسیون‌های انتخاباتی هیچ‌گونه تصمیمی در این راستا نگرفته‌اند. آقای شینواری نیز مدعی است که شماری از نامزدان انتخابات، رسماً دفترهای کمپین گشوده‌اند و با رسانه‌ها در مورد برنامه‌ها و اهداف‌شان مصاحبه می‌کنند.

    با این حال، مسوول برنامه‌های ایتوا می‌گوید که شماری دیگر از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، که امکانات برای‌شان مهیا نیست، اصلاً در صحنه‌ی انتخابات حضور ندارند و این مورد، عدالت انتخاباتی را زیر سوال می‌برد. آقای شینواری هم‌چنان از «همکاری نامنصفانه‌» رسانه‌ها با نامزدان انتخابات ریاست جمهوری انتقاد می‌کند. وی می‌گوید که کمیته‌‌ی رسانه‌های کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی، باید کارشیوه‌ای را برای مشخص ساختن موارد کمپین‌های پیش از وقت و هشدار برای نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، تهیه کند. مسوول برنامه‌های ایتوا، افزون‌ بر این، پیشنهاد می‌کند که برای جلوگیری از کمپین‌های پیش از وقت، بهتر است نامزدان انتخابات ریاست جمهوری تفاهم‌نامه‌ای را امضاء کنند.

    قرار انتخابات ریاست جمهوری، در ششم میزان سال جاری برگزار شود. براساس تقویم انتخاباتی، دوره‌ی کمپین نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، از دو ماه پیش از روز برگزاری انتخابات آغاز می‌شود.

  • عمران خان: بی‌طرفی در افغانستان به نفع همه است

    عمران خان: بی‌طرفی در افغانستان به نفع همه است

    این در حالی‌ست که نخست وزیر پاکستان پیش از این از تشکیل حکومت موقت در افغانستان حمایت کرده‌بود.

    عمران خان افزوده‌است از تجربه‌هایش آموخته که بی‌طرفی به نفع همه است.

    از سویی هم زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، روز گذشته وارد پاکستان شد.

    نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان پیش از سفرش به پاکستان از این کشور خواسته بود که در روند صلح افغانستان صادقانه همکاری کند.

     آقای خلیل‌زاد که روز پنج‌شنبه با شماری از دانشجویان در ولایت‌های جوزجان، پروان و بامیان از طریق ویدیو کنفراس صحبت می‌کرد، گفت اسلام‌آباد در امور کابل مداخله می‌کند و در صورتی که این کشور در رویکردش در قبال افغانستان تجدید نظر نکند، روابطش با امریکا بهبود نخواهد یافت.

    رسانه‌های پاکستانی گزارش کرده‌اند آقای خان روز جمعه، شانزدهم حمل، هم‌زمان با سفر زلمی خلیل‌زاد به اسلام‌آباد در جمرود پاکستان طی سخنانی یک بار دیگر گفته‌های پیشین خود در مورد ایجاد حکومت موقت در افغانستان را تکرار کرده است.

    او در عین حال اظهار امیدواری کرده است که صلح در افغانستان برقرار شود و جنگ خاتمه یابد.

     به گفته او، برقراری صلح در افغانستان به نفع مردمان قبایلی در آن سوی خط دیورند است.

    او گفته است: «ما باید برای صلح در افغانستان دعا کنیم تا مردم این کشور بتوانند دوباره در آرامش زندگی کنند. من یک پیشنهاد برادرانه به حکومت افغانستان دادم که آن‌ها خشمگین شدند؛ من از تجربه‌ها آموخته‌ام که بی‌طرفی به نفع همه است.»

    عمران‌خان در پنجم حمل گفته بود که حکومت افغانستان مانع گفت‌وگوهای صلح است و به همین دلیل تلاش‌های صلح به بن‌بست نزدیک شده و برای عبور از این بن‌بست، نیاز است تا حکومت موقت در افغانستان ایجاد شود.

     او تأکید کرده بود که روند صلح افغانستان زمانی کامیاب خواهد شد که یک «حکومت موقت» و «عادلانه» در این کشور شکل بگیرد.

    به گفته او، ایجاد حکومت موقت در افغانستان، می‌تواند انتخابات آزاد و شفاف را در این کشور تضمین کند.

    این اظهارات عمران‌خان در داخل افغانستان با واکنش‌های تند روبه‌رو شد. وزارت امور خارجه در پی اظهارات آقای خان، عاطف مشعل، سفیر افغانستان در پاکستان را برای «بحث بیش‌تر» به کابل فراخواند و معاون سفیر این کشور در کابل را نیز «به خاطر اظهارات غیر‌مسوولانه»‌ی عمران به مقر وزارت امور خارجه احضار کرد.

    وزارت امور خارجه اظهارات آقای خان را غیرمسوولانه و نمونه‌ی آشکاری از پالیسی مداخله‌جویانه این کشور و عدم احترام به حاکمیت و اراده ملی مردم افغانستان عنوان کرده بود.

    افزون بر واکنش‌ها در سطح ملی، اظهارات عمران‌خان واکنش شماری از دیپلمات‌های امریکایی را نیز در پی داشت. زلمی خلیل‌زاد سخنان آقای خان را غیرسازنده خواند و سفیر امریکا در کابل به عمران‌خان خاطر‌نشان کرد که نیرنگ‌های کرکت در میدان سیاست کارایی ندارد.

  • اسلام‌آباد باید موضع خود در قبال افغانستان را تغییر دهد!

    اسلام‌آباد باید موضع خود در قبال افغانستان را تغییر دهد!

    زلمی خلیل‌زاد ، نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان روز جمعه (۱۶حمل) با جنرال قمر جاوید باجوه، رییس ستاد ارتش پاکستان دیدار و روی مسائل مربوط به امنیت منطقه‌ای و تلاش‌های جاری برای صلح در افغانستان بحث و گفت‌وگو کرد.

    ارتش پاکستان دریک خبرنامه گفته است که : « در جریان نشست، وضعیت کلی امنیت منطقه‌ای با اشاره ویژه به روند آشتی در افغانستان مورد بحث قرار گرفت. خلیل‌زاد دراین دیدار از تلاش‌های پاکستان نسبت به روند صلح قدردانی کرد.»

    شاه‌محمود قریشی، وزیرخارجۀ پاکستان در دیدار با آقای خلیل‌زاد، از پشتیبانی کشورش از روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان خبر داده‌است.

    قریشی، گفت وگوها میان افغانان را مهم دانسته و از همکاری صادقانۀ پاکستان در روند صلح افغانستان به زلمی خلیل زاد اطمینان داده‌است.

    زلمی خلیل‌زاد، پیش از رفتن به پاکستان بر به میان آمدن یک توافق میان افغانستان و پاکستان که روند صلح افغانستان یاری رساند، تأکید کرده‌ بود.

    او به پاکستان هشدار داده‌است که اگر رویکردش را نسبت به افغانستان تغییر ندهد، روابط میان واشنگتن و اسلام‌آباد بهبود نخواهد یافت.

    این دیپلمات امریکایی، افزوده‌است که پاکستان عملأ در افغانستان مداخله می‌کند و او گواه تلاش‌های منفی اسلام‌آباد در قبال کابل، بوده‌است.

    زلمی خلیل‌زاد، تأکید دارد که برای جلوگیری از مداخلۀ پاکستان در امور افغانستان، باید همزمان با امضای توافق‌نامه با طالبان، حکومت افغانستان با حکومت پاکستان نیز توافق‌نامه‌یی را امضا کند.

    آقای خلیل‌زاد، این سخنانش را روز پنج‌شنبه (۱۵حمل) در گفت‌وگوی ویدیویی با جوانان ولایت‌های جوزجان، بامیان و پروان بیان کرده بود.

  • آیا صلح با التماس به طالبان به دست می‌آید؟

    آیا صلح با التماس به طالبان به دست می‌آید؟

    زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، که در چارچوب ششمین سفر کاریش برای پیش‌برد پروسه صلح افغانستان، چند روز پیش به افغانستان سفر کرده بود، کابل را برای مذاکره دوباره با نمایندگان طالبان در دوحه قطر ترک کرد.

    خلیل‌زاد در مدت اقامتش در کابل و در دیدار با سران حکومت و شخصیت‌های سیاسی برجسته بر تشکیل هیأت مذاکره کننده حکومت با طالبان تأکید کرد و حکومت نیز تلاش‌هایش برای تشکیل این هیأت را افزایش داده‌است.

    اگر حکومت و  نیروهای سیاسی، هیأت ملی مذاکره‌کننده را مشخص کنند و ارگ هم صلاحیت آن را تأیید کند، گامی کلان در راستای ایجاد اجماع سیاسی داخلی در مورد مذاکره با طالبان برداشته خواهد شد. چنین هیأتی باید از موضع حامی ارزش‌هایی که همه به آن‌ها پابند هستند، مذاکره کند.

    همه‌ی آنانی که نظم جمهوری را قبول دارند و زیر پرچم افغانستان فعالیت سیاسی می‌کنند، ‌باید از دموکراسی نماینده‌گی و مشروعیت انتخاباتی در هرنشستی دفاع کنند. در این هیچ تردیدی نیست که افغانستان به هویت تمدنی اسلام تعلق دارد. کرکتر مذهبی افغانستان به کسی پوشیده نیست. مردم افغانستان اسلام را به عنوان آیین پرستش و رهایی پذیرفته‌اند و این امر بخشی از هویت و موجودیت آنان را تشکیل می‌دهد. اما در کنار آن افغانستان نظم جمهوری را پذیرفته است که مبتنی بر دموکراسی نماینده‌گی و مشروعیت انتخاباتی است. حکومتی که مشروعیت انتخاباتی نداشته باشد، دیگر برای مردم افغانستان قابل قبول نیست. در این تردیدی نیست که در گذشته‌ی تاریخی این جغرافیا هر‌نیرویی که قلمروی را تسخیر می‌کرد، مشروعیت لازم را برای سلطه به دست می‌آورد. امروز افغانستان از آن گذشته‌ی تاریخی فاصله گرفته است.

    مردم افغانستان دیگر اجازه نمی‌دهند که کشور‌شان به قلمرو فتح شده‌ی یک گروه بدل شود و خودشان به عنوان اسیر جنگی در اختیار همان گروه قرار بگیرند. همه باید درک کنند که افغانستان کنونی با افغانستانی که در گذشته بود، ‌خیلی متفاوت است. گروهی که می‌خواهد در سیاست افغانستان حضور مشروع و قانون‌مند داشته باشد، باید اصل جمهوری و دموکراسی نماینده‌گی را بپذیرد. اگر این اصول پذیرفته نشود، منازعه به پایان نمی‌رسد و مردم افغانستان در برابر هر‌گروهی که بخواهد از راه غلبه‌ی نظامی بر کشور‌شان مسلط شود، ‌می‌ایستند.

    جامعه‌ی جهانی و قدرت‌های بزرگ هم باید تعهدشان را با مردم افغانستان عملی کنند. افغانستان با ایالات متحده و کشورهای دیگر پیمان‌های همکاری امنیتی و دفاعی دارد. هرتغییری که در وضعیت نیروهای ناتو یا امریکایی در افغانستان می‌آید، باید دولت‌ها روی آن موافقت کنند. دولت‌ها باید با هم بنشینند و روی همه‌ی مسایل توافق کنند. افغانستان با ایالات متحده و ناتو قرارداد همکاری‌های دفاعی و تعیین وضعیت نیروها دارد که باید اجرا شود. نه افغانستان حق دارد این قرارداد‌ها را به صورت یک‌جانبه نقض کند و نه کشورهای دیگر. هیچ کشوری نباید در مورد خروج یا کاهش نیروهایش، با طالبان به گونه‌ای توافق کند که دولت افغانستان در جریان نباشد.

    این مسأله‌ی مهم است. دولت افغانستان هم باید طرف مشوره‌ی متحدانش در مورد وضعیت نیروها باشد. سرمنشی ناتو به صراحت گفت کاهش نیروهای ناتو در افغانستان به نتیجه‌ی مذاکره ربط دارد. این مذاکره  با دولت افغانستان هم باید صورت بگیرد. سفیر ایالات متحده چند هفته قبل گفت که ایالات متحده با دولت افغانستان هم در مورد مبارزه با تروریسم و کاهش نیروهای ناتو مذاکره می‌کند. توافق در این مورد هم باید از سوی دولت‌ها صورت بگیرد. اگر کل وضعیت به سود یک گروه مسیر داده شود، مشکل زیادی ایجاد می‌شود. وقتی همه چیز به گونه‌ای پیش برود که در آن صرف منافع یک گروه لحاظ شود،‌ در آن صورت ختم جنگ در افغانستان امکان‌پذیر نخواهد بود. ختم جنگ زمانی ممکن است که قدرت‌های بزرگ، قدرت‌های منطقه‌ای و نیروهای داخلی همه به صورت جمعی و با درنظرداشت منافع یک‌دیگر، به توافق برسند و آن توافق را اجرایی کنند.

  • خریداس -۴۰۰ به جایگاه آنکارا ضربه می‌زند

    خریداس -۴۰۰ به جایگاه آنکارا ضربه می‌زند

    مایک پنس، معاون رییس‌جمهوری امریکا در جریان سخنرانی‌های مربوط به هفتادمین سالگرد تأسیس ناتو گفت: ترکیه باید انتخاب کند؛ آیا می‌خواهد همچنان یک عضو مهم در موفق‌ترین پیمان نظامی تاریخ جهان باقی بماند یا با تصمیم‌های عاری از حس مسئولیت که اتحاد ما را زیر سوال می‌برد، ضمانت عضویت در این پیمان را به خطر بیاندازد؟

    دیگر مقام‌های ایالات متحده نیز در مورد خرید سامانه اس -۴۰۰ به ترکیه هشدار داده‌اند. با این حال هشدار مایک پنس، آن‌طور که رسانه‌ها می‌گویند، انتقادها علیه انقره  را تشدید کرده است؛ به ویژه که در نشست اعضای ناتو، و به‌طور مشخص در مورد عضویت ترکیه بیان شده است.

    پنس گفت: تصمیم ترکیه برای خرید سامانه دفاع هوایی اس -۴۰۰ از روسیه که ۲.۵ میلیارد دلار هزینه در بر دارد، تهدید بزرگی برای ناتو و قدرت این پیمان است.

    معاون رییس‌جمهوری امریکا همچنین از آلمان که از دیگر اعضای کلیدی ناتو است، به خاطر اختصاص ندادن بودجه کافی به امور دفاعی انتقاد کرد.

    مقام‌های امریکایی گفته بودند که واشنگتن در واکنش به اقدام انقره  در خرید سامانه روسی اس -۴۰۰، ارسال قطعات و تجهیزات جنگنده اف -۳۵ به ترکیه را متوقف کرده است.

    دو هفته پیش کیتی ویلبارجر، دستیار وزیر دفاع امریکا در امور امنیتی به رویترز گفته بود: اس ۴۰۰ یک رایانه است. اف -۳۵ هم یک رایانه است. شما رایانه خودتان را در اختیار دشمن قرار نمی‌دهید: ما هم دقیقاً همین قصد را داریم.

    ترکیه از سوی دیگر امریکا را به تناقض‌گویی متهم کرده و گفته که قرارداد خرید اس -۴۰۰ به امنیت ترکیه مربوط می‌شود و به قوت خود باقی است.

    مولود چاووش‌اغلو، در نشست اندیشکده امریکایی «شورای آتلانتیک» گفت، پیشنهاد امریکا برای فروش پدافند دفاعی «پاتریوت» از نظر زمانی به‌سود ترکیه نیست.

    او افزود: ما نمی‌توانستیم این سامانه دفاع هوایی امریکا را طی ۱۰ سال داشته باشیم. به همین دلیل باید از روسیه بخریم. این یک مسأله حیاتی است. ما خیلی فوری به سامانه پدافند هوایی در ترکیه نیاز داریم.

    فواد اوکتای، معاون رییس‌جمهوری ترکیه نیز در حساب کاربری خود در توئیتر، بار دیگر موضوع حمایت امریکا از شبه‌نظامیان کرد در سوریه را پیش کشیده و نوشت: ایالات متحده باید انتخاب کند که آیا می‌خواهد همچنان «دوست» ترکیه باقی بماند یا نه.

    موضوع شبه‌نظامیان کرد سوریه از سوی مایک پامپئو نیز مطرح شده است. او روز چهارشنبه در جریان دیدار با همتای ترکیه‌ای خود، در مورد پیامدهای «ویرانگر» اقدام نظامی ترکیه در منطقه هشدار داد.

    وزارت خارجه امریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد: وزیر خارجه ضمن اعلام حمایت از مذاکرات در خصوص شمال سوریه، در مورد عواقب ویرانگر احتمالی هرگونه اقدام یکجانبه نظامی ترکیه در منطقه هشدار داد.

    آناتولی گزارش داد، وزیر امور خارجه ترکیه در واشنگتن با همتای امریکایی خود با محوریت موضوع روابط دوجانبه دیدار و گفت‌وگو کرد. در این دیدار که در ساختمان وزارت خارجه امریکا انجام شد، دو طرف به مدت ۴۰ دقیقه گفت‌وگو کردند.

    وزیر خارجه ترکیه خود پیش از این دیدار در پاسخ به این پرسش که آیا امریکا سیاست مشخصی در سوریه دارد، گفته بود: نه و مشکل هم همین است.

    از سوی دیگر چندی پیش خبرگزاری رویترز در یک گزارش تحلیلی آورده بود، با توجه به اینکه سامانه موشکی اس -۴۰۰ قرار است در ماه‌های پیش‌رو به ترکیه تحویل داده شود، انقره  اساساً برای تغییر نظر فرصت چندانی ندارد. در نتیجه امکان مانور دیپلماتیک بسیار محدود و احتمال تحریم ترکیه از سوی امریکا افزایش می‌یابد.

  • حکومت موقت، پیشک سیاه غنی!

    حکومت موقت، پیشک سیاه غنی!

    پس از پایان گفتگوهای دور پنجم مذاکرات، صلح زلمی خلیل زاد نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان با هیأت گروه طالبان در قطر، اکنون زمزمه های تشکیل حکومت موقت بیشتر گردیده است. شماری از جریان های سیاسی و دسته‌های انتخاباتی نیز گفته اند که پس از اول ماه جوزا که عمر حکومت وحدت ملی بر بنیاد قانون اساسی پایان می یابد، خواستار ایجاد حکومت سرپرستی یا موقت هستند. حنیف اتمر، رهبر دسته‌ی انتخابات« صلح و اعتدال» در همایشی که به تاریخ پنجم حمل در مزار شریف برگزار شده بود گفت که پس از اول جوزا آوردن حکومت موقت از اولویت‌های دسته‌ی انتخاباتی صلح و اعتدال خواهد بود. آقای اتمر همچنان گفت: «ما به‌ هیچ‌وجه در سدد خلای قدرت نیستیم ولی ما حتما حکومتی را می‌خواهیم که برای صلح و انتخابات با صداقت کار کند نه این‌که خود به یک مانع تبدیل شود؛ بنا آوردن حکومت سرپرست و یا موقت بر اساس احکام قانون اساسی ما از اولویت‌های ما خواهد بود تا به ملت خود اطمینان بدهیم که صلح و انتخابات آمدنی است.»

    بربنیاد قانون اساسی، وظیفه‌ی رییس‌جمهور در اول ماه جوزای سال پنجم پس از برگزاری انتخابات ریاست‌ جمهوری به پایان می‌رسد. قانون اساسی افغانستان هم‌چنان حکم می‌کند که انتخابات ریاست‌جمهوری باید ۳۰ یا ۶۰ روز پیش از ختم کار رییس‌ جمهور برگزار شود. این در حالی است که انتخابات ریاست‌جمهور کشور که باید در ۳۱ ماه حمل امسال برگزار می‌شد، اکنون قرار است به تاریخ ششم ماه میزان یعنی با تاخیر پنج ماهه برگزار شود.

     براساس مطلبی که در خبرگزاری مقاومت به نشر رسیده، طرح ایجاد حکومت موقت در میان سیاست‌مداران و حکومت هم طرفدار و هم مخالف دارد. حکومت وحدت ملی در واکنش به ایجاد حکومت موقت می‌گوید که بر اساس قانون اساسی کشور تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به کار خود ادامه خواهد داد. مخالفان ایجاد حکومت موقت به بند دوم ماده‌ی شصت و یکم قانون اساسی استدلال می کنند. بند دوم این ماده قانون اساسی وظیفه رییس جمهور را در اول جوزای سال پنجم و پس از برگزاری انتخابات، پایان یافته می شمارد. پافشاری مخالفان ایجاد حکومت برای پایان وظیفه رییس جمهور همان برگزاری انتخابات است نه زمان ذکر شده در قانون، که اول جوزا را پایان کار حکومت و وظیفه رییس جمهور قید کرده است. بر بنیاد نگرش مخالفان ایجاد حکومت موقت تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ادامه‌ی کار آنان قانونی است و حکومت به کار خود ادامه خواهد داد. کسانی‌که بر دوام کار رییس جمهور و حکومت تاکید دارند بدین باورند که هرگونه تلاش جهت ایجاد حکومت موقت، باعث به وجود آمدن بحران سیاسی و شکنندگی اوضاع خواهد شد که هیچ کسی قادر به مدیریت آن نخواهد بود.

     اما موافقان ایجاد حکومت موقت به این باورند که بر بنیاد قانون اساسی دوره‌ی قانونی حکومت وحدت ملی در اول ماه جوزا پایان می یاد. موافقان تاکید دارند، از اول ماه جوزا که وظیفه رییس جمهور ختم می شود تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به تاریخ ششم ماه میزان امسال باید یک شخص بی طرف، رهبری حکومت را به دوش گیرد و زمینه‌ی برگزاری انتخابات عادلانه، شفاف، سراسری و با اعتبار ملی را فراهم سازد. به باور آنان در حکومت وحدت ملی و رهبری کنونی آن که در پروسه انتخابات ذی‌نفع اند، امکان برگزاری انتخابات با اعتبار ملی وجود ندارد. افزون بر مخالفان ایجاد حکومت موقت موافقان آن نیز به بند دوم ماده‌ی شصت و یکم قانون اساسی استناد کرده و استدلال می کنند که وظیفه رییس جمهور در اول ماه جوازی سال پنجم پس از انتخابات پایان می یابد. بنا براین، این بند قانون اساسی روشن می کند که با ختم دوره‌ی پنج ساله، دوره کاری رییس جمهور پایان یافته و دیگر از جایگاه قانونی و حقوقی برخوردار نیست. موافقان ایجاد حکومت موقت ماده شصت و یکم قانون اساسی را در مورد ختم دوره کاری رییس جمهور، روشن و صریح می دانند و تاکید دارند که این ماده‌ی قانون  نیاز به تفسیر ندارد.

    با این همه هرچند طرح روشن و واضح از حکومت موقت تا کنون از سوی موافقان آن ارایه نشده؛ اما تمامی مخالفان سیاسی رییس جمهور و نامزدان انتخابات ریاست جمهوری به طرح ایجاد حکومت موقت هم نظر و موافق هستند. بحث بر سر ایجاد حکومت موقت در میان نامزدان ریاست جمهوری پس از آن شدت یافت که آنان شورای تشریک مساعی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری را به منظور بازداشتن رییس جمهور غنی از کارهای فراقانونی ایجاد کردند. شواری تشریک مساعی اشرف غنی را که خود یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری است، مهتم به عزل و نصب اشخاص مورد نظرش به اداره‌های دولتی و پرداختن به کارزارهای انتخاباتی پیش از وقت کرده اند. اما بحث ایجاد حکومت موقت در صف مخالفان سیاسی رییس جمهور پس از آن مطرح شد که او همواره سخن از گفتگوهای صلح بر محور حکومت وحدت ملی زد و مذاکرات صلح بین الافغانی مسکو میان سیاست‌مدران مطرح کشور و هیأت گروه طالبان را فاقد صلاحیت و کارایی خواند. اکنون دیده شود که طرح حکومت موقت در میان مخالفان و موافقان، ره به کجا می‌برد و این چیزی است که گذشت زمان بهتر از هر کسی پاسخ آن‌را می دهد.

  • سرانجام جنرال دوستم به شبرغان رسید

    سرانجام جنرال دوستم به شبرغان رسید

    قرار است معاون اول ریاست جمهوری در دوران اقامت شان در شهر شبرغان «چگونگی اوضاع امنیتی در شمال را بررسی‌‌ کند، با اقشار مختلف مردم پیرامون پروسه ی صلح و دورنمای آن و تعیین آجندای مشخص برای نشست های آینده در دوحه و سمرقند گفت‌وگو و روی ایجاد شورای ملی گفت‌وگو» مشورت‌های لازم را انجام دهد.
    معاون اول ریاست جمهوری همچنان در دیدار هایش با مسئولین امور در شمال از وقوع سیلاب های اخیر در کشور ابراز تاسف نمود و پس از بررسی وضعیت، از آنان خواست تا هرچه زود تر به آسیب دیدگان سیلاب‌ها کمک های لازم صورت گیرد.

    جنرال دوستم، رهبر و بنیانگذار حزب جنبش ملی، که از ازبکستان به شهر مزار شریف مرکز ولایت بلخ رسیده بود با مقامات ولایتی در بلخ دیدار و گفت‌وگو نمود.

    جنرال دوستم در مزار شریف با قوماندان امنیه‌ی تازه تققر یافته‌ی ولایت بلخ، قوماندان قول اردوی شاهین، رئیس امنیت ملی آن ولایت بلخ و سرکنسول ترکیه در شهر مزار شریف دیدار و گفت‌و‌گو نمودند.

    «بررسی اوضاع امنیتی، تأمین هرچه عاجل امنیت در صفحات شمال و شمال‌شرق کشور، پروسه‌ی صلح، تشویق و ترغیب مردم برای انتخابات آینده، ارزیابی جدی و همه جانبه‌ی آسیب دیدگان سیلاب های اخیر و بیجا شدگان» از محورهای اصلی گفت‌وگوی دوستم با مقامات ولایتی در مزار شریف بود.
    جنرال دوستم همچنین از همکاری جامعه‌ی جهانی و کشورهای منطقه برای فراهم نمودن زمینه‌ی اعتماد سازی جهت پیشرفت پروسه‌ی صلح تشکر نمود.
    معاون اول ریاست جمهوری همچنین به زیارت آرامگاه حضرت علی(ع) رفت و برای خیر‌ و ‌فلاح مردم افغانستان و ختم جنگ در کشور اتحاف دعا نمود.
    این در حالیست که در مسیر شاهراه مزارشریف – شبرغان کاروان حامل جنرال دوستم با چندین کمین از سوی طالبان روبرو شد اما به معاون اول رئیس جمهور آسیبی نرسید.


  • قربانی‌های سیل‌های اخیر در افغانستان را دریابید!

    قربانی‌های سیل‌های اخیر در افغانستان را دریابید!

    این روزها مشکل سیلاب‌ها هم علاوه بر جنگ در برخی از ولایات‌ بی‌داد می‌کند. سران حکومت مصروف بحث‌های صلح و انتخابات‌اند و به همین دلیل است که حوادث طبیعی زیاد توجه برنمی‌انگیزد. اما مردم از این ناحیه خیلی در رنج‌اند. احتمال آن زیاد است که با گرمی هوا و آب ‌شدن برف‌ها، شاهد سیلاب‌های مدهش در برخی از ولایات باشیم. وقتش است که اداره‌ی مبارزه با حوادث و در مجموع حکومت برای مقابله با سیلاب‌های احتمالی آماده‌گی داشته باشند. کمبود منابع دیگر نمی‌تواند دلیل توجیه ناکامی و سوءمدیریت باشد. منابع کافی  در اختیار اداره‌ی مبارزه با حوادث و دیگر اداره‌های مربوط وجود دارد. سفیر ایالات متحده هفته‌ی قبل اعلام کرد که کشورش برای قربانیان حوادث طبیعی، خشک‌سالی و آواره‌گان داخلی ۶۰ میلیون‌ دالر کمک می‌کند.

    کمک‌های امریکا و کشورهای دیگر همیشه در دسترس ارگان‌هایی که وظایف انسان‌دوستانه دارند،‌ قرار دارد و دیگر هیچ ارگانی حق ندارد به بهانه‌ی نبود امکانات و منابع، کم‌کاری خود را توجیه کند. اصلاً نبود امکانات و افزار کار هم یکی از نشانه‌های جدی ضعف مدیریت است. مقام‌های اداره‌ی مبارزه با حوادث و نهادهای دیگر‌، ‌اگر کارایی داشته باشند،‌ حتماً امکانات لازم را فراهم می‌سازند. هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند ناکارآمدی را توجیه کند.

    مشکل دیگر این است که همیشه اداره‌ی مبارزه با حوادث و ارگان‌های دیگر، می‌خواهند بحران را مدیریت کنند.  این ارگان‌ها باید پیش‌بینی دقیق از حوادث و آماده‌گی برای حوادث احتمالی داشته باشند. باید احتمال حوادث و خسارات و زیان‌های آن پیش از وقوع رویداد سنجیده شود و اقدامات لازم صورت بگیرد. رهبران حکومت وحدت ملی باید شخصاً از روند امداد‌رسانی به آسیب‌دیده‌گان حوادث طبیعی به ویژه سیلاب‌ها نظارت کنند. رهبران حکومت باید کمی از چانه‌زنی‌ها در مورد صلح، ‌انتخابات و مسایل دیگر خودشان را فارغ کنند و به بحث حوادث طبیعی بپردازند.

    سفرهای رییس‌جمهور به ولایات‌ بیش‌تر جنبه‌ی تبلیغی و سیاسی دارد و در این سفرها هم موضوعات مرتبط به صلح و انتخابات بیش‌تر مطرح می‌شود؛ ولی لازم است که به سیلاب‌زده‌گان توجه جدی صورت بگیرد. وزارت‌های مربوطه هم باید فعال شوند و برای آبادی روستاها و خانه‌های آسیب‌دیده اقدام کنند. وقتی سیلاب به وقوع می‌پیوندند‌ و روستاها را خراب می‌کند،‌ زیربنای اقتصاد روستایی از بین می‌رود. اگر برای احیای زیربنای اقتصاد روستایی اقدامات لازم صورت نگیرد، روستایی‌ها به شهرها می‌آیند و بازار کار شهرها به حدی نیست که بتواند روستایی‌ها را جذب کند. این روستایی‌های قربانی سیلاب و حوادث طبیعی دیگر وقتی در بازار کار شهرها جذب نشوند، ‌راهی کشورهای همسایه می‌شوند و در آن کشورها مورد ستم قرار می‌گیرند.

    بنابراین نیاز است که وزارت‌خانه‌های مختلف و ارگان‌های مسوول، یک برنامه‌ی دراز‌مدت جامع برای کمک به قربانی‌های سیلاب‌ها و حوادث طبیعی بسازند و آن را عملی کنند. این برنامه باید کمک‌های فوری، کمک‌های میان‌مدت و احیای اقتصاد روستایی را در بر بگیرد. منابع لازم در اختیار حکومت است،‌ لازم است که مدیریت درست صورت بگیرد و از این منابع در جهت حمایت از مردم استفاده شود. مردم افغانستان انتظار بسیار بلند بالا و برآورده نشدنی از حکومت ندارند. انتظارات مردم حداقلی است و با توجه به امکانات موجود، حکومت می‌تواند با به کار بردن معقول منابع  و قابلیت‌های نهادها، به این انتظار پاسخ بگوید. رهبران حکومت نباید چنان مصروف انتخابات و بحث‌های مرتبط به صلح شوند که مردم عام  و رنج‌های‌شان فراموش‌شان شوند.

  • تهداب صلح باید در دانشگاه‌ها گذاشته شود

    تهداب صلح باید در دانشگاه‌ها گذاشته شود

    سیما سمر روز گذشته در یک نشست خبری در کابل گفت دانشگاه‌ها نقش عمده و اساسی در آوردن صلح و حکومت‌داری خوب دارند.

    رییس کمیسیون حقوق بشر افغانستان به این نظریه که می‌گوید نباید دانشگاه‌های کشور را سیاسی بسازیم، اشاره کرد و گفت این یک اشتباه است چراکه نمی‌توانیم حق سیاست را از دانشجویان بگیریم.

     وی افزود ما در افغانستان به دلیل داشتن اقوام مختلف، زبان‌های مختلف و مذاهب مختلف به سیاستی که ارزش‌های برابری، صلح‌خواهی و هم‌دیگر‌پذیری را در خود داشته باشد، نیاز داریم.

    خانم سمر افزود اگر ما بتوانیم تفاوت بین اقوام، مذاهب و زبان را در دانشگاه‌ها و نهادهای آموزش از بین ببریم، می‌توانیم از همان‌جا صلح بیاوریم.

    خانم سمر، آوردن صلح از راه جنگ و کشتار افراد را ناممکن دانست. او گفت: «ما صلح را با ولوله و سروصدا، جنگ و کشتار افراد آورده نمی‌توانیم. هر‌انسانی که از هر‌طرف کشته می‌شود، به همان اندازه عقده‌ها را بیش‌تر می‌سازد. صلح پایدار در کشور نیز باید بنیادش در دانشگاه‌ها گذاشته شود.»

    با این حال خانم سمر وضعیت جاری در شماری از دانشگاه‌های کشور را ناگوار توصیف کرد و افزود: «دانشگاه هرات به دلیل تبعیض زبانی هنوز لوحه ندارد، آن‌ هم به خاطر کلمه «پوهنتون و دانشگاه». این برای ما شرم است و نشان‌دهنده وضعیت اجتماعی ماست.»

     رییس کمیسیون حقوق بشر تأکید کرد که از زبان باید به عنوان وسیله ارتباط، افهام و تفهیم استفاده شود، نه به عنوان وسیله تشنج. وی بیان داشت که قضایایی که در دانشگاه‌های کشور به ویژه دانشگا‌ه کابل رخ می‌دهد، بسیار ناگوار است.

    به باور خانم سمر دانشگاه‌ها و نهادهای آموزشی جای تغییر و سازنده‌گی هستند. او در ادامه گفت که ما می‌توانیم با تغییر فضای دانشگاه، شهروندان مسوولیت‌پذیر را به جامعه تقدیم کنیم.

    نصاب تعلیمی باید بهبود یابد

    در همین ‌حال وی از کارکرد‌ها در خصوص تعلیم و تربیت انتقاد کرد و گفت که تمام امکانات ما در افغانستان مصرف جنگ شده و به همین دلیل تعلیم و تربیت در کشور به فراموشی سپرده شده است. وی افزود که باید کارهای اساسی و بنیادی در خصوص تعلیم و تربیت و نهاد‌‌های آموزشی انجام شود.

    سیما سمر، رییس کمیسیون حقوق بشر افغانستان، ضمن با‌اهمیت‌خواندن نهاد‌های تعلیمی در کشور گفت که نهاد‌های تعلیمی اساس و بنیاد یک کشور مرفه را می‌سازند. او افزود که ارزش‌های حقوق بشری باید با تغییر و اصلاح نصاب تعلیمی در افغانستان نهادینه و آموزش داده شود، در غیر آن با دیگر اقدامات نمی‌شود در جامعه تغییر آورد. خانم سمر تأکید کرد که با ترویج ارزش‌های حقوق بشری در نهاد‌های تعلیمی، کشور‌ ما شاهد افراد مسوولیت‌پذیر خواهد بود. او گفت: «ما اگر از نصاب تعلیمی شروع کنیم و برابری، عدم تبعیض، حق دسترسی به تعلیم و تربیه با‌کفایت، صحت با‌کیفیت و حق دسترسی به عدالت را ترویج کنیم، ما خود‌به‌خود یک نسل یا شهروند مسوول را به جامعه ارائه می‌دهیم.» او تصریح کرد که اگر دانش‌آموزان بتوانند ارزش‌های حقوق بشری را بیاموزند، می‌توانند در خانواده‌ها و اجتماع صلح بیاورند. هم‌چنان خانم سمر خاطر‌نشان ساخت تا زمانی ‌که برابری جنسیتی و برابری زن و مرد تثبیت نشود و به حقوق هم‌دیگر احترام قایل نشویم، صلح به وجود نخواهد آمد. با این‌ حال خانم سمر گفت که نهاد‌های تعلیمی و آموزشی جای نهادینه کردن ارزش‌های حقوق بشری هستند و ما منحیث یک شهروند مسوولیت داریم که فضا را در جهت مثبت تغییر دهیم. او افزود که اگر آموزگاران خوب و پای‌بند به ارزش‌های حقوق بشری در نهاد‌های آموزشی و تعلیمی خویش داشته باشیم، می‌توانیم کودکان و دانش‌آموزان را طوری تربیت کنیم که پای‌بند به ارزش‌های حقوق بشری باشد.

    از سویی ‌هم رییس کمیسیون حقوق بشر بهبود نصاب تعلیمی را یک امر ضروری دانست و افزود که این نهاد با همکاری وزارت معارف در تلاش است تا کیفیت نصاب تعلیمی را بهبود بخشند.

    در همین‌ حال سیما سمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، از اذیت و آزار شاگردان در مکتب‌‌ها و نهاد‌های آموزشی ابراز نگرانی کرد. خانم سمر گفت، تاکنون هیچ‌گونه قانونی برای نظارت از آزار و اذیت کودکان در مکتب‌ها و نهاد‌های آموزشی روی دست گرفته نشده است. او افزود، کودکانی که از آزار و اذیت در نهاد‌های تعلیمی رنج می‌برند، به دلایل مختلف قادر نیستند که به خانواده‌های‌شان بگویند. به نظر خانم سمر، جو حاکم در شماری از خانواده‌ها باعث شده است، کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، نتوانند مشکلات خویش را با خانواده، به ویژه پدر و مادر خویش، شریک سازند. او علاوه کرد که کودکان مجبور اند بهانه‌گیری کنند و از رفتن به مکتب‌ها و کورس‌ها سر باز زنند.

    این در حالی است که اخیراً بی‌بی‌سی فارسی با نشر یک گزارش تحقیقی گفته است که در افغانستان قانونی برای برخورد با سوء‌استفاده‌کنندگان جنسی از کودکان در مکتب‌ها و دیگر نهاد‌های آموزشی وجود ندارد و این موضوع حتا در قانون معارف افغانستان نیز به عنوان یک معضل شناخته نمی‌شود.

  • آتش‌بس و گفت‌وگوی بین‌الافغانی، بخش‌های سخت پروسه صلح!

    آتش‌بس و گفت‌وگوی بین‌الافغانی، بخش‌های سخت پروسه صلح!

    خلیل‌زاد پس از پایان گفت‌وگوها و ترک دوحه برای گزارش‌دهی به پمپئو، در توئیتی در ۱۲ مارچ گفت: «صلح مستلزم توافق روی چهار موضوع است: ضمانت‌های ضد تروریستی، خروج نیروها نظامی، گفت‌وگوی بین‌الافغانی و یک آتش‌بس فراگیر.»

    سال گذشته هنگامی که رییس‌جمهور دونالد ترمپ اجازه داد مذاکرات میان ایالات متحده و طالبان شروع شود، هیچ‌کس انتظار نداشت صبر او خیلی دوام بیاورد. بسیاری از ناظران نگران این بودند که او می‌تواند با صدور دستور خودسرانه‌ی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان ـ امری که دولت افغانستان را در برابر تصرف کابل به دست طالبان آسیب‌پذیر می‌کند ـ تلاش تیم مذاکره‌کننده‌ ایالات متحده را برباد دهد.

    امید زیادی هم وجود نداشت که ترمپ پس از لنگ‌کردن وزارت خارجه، براساس قوانین دیپلماتیک معمول بازی کند و به جای تکیه بر غرایز فاکس‌نیوز محورش، به نهادهایی چون جامعه اطلاعاتی امریکا که کارش مذاکره و دوندگی‌های مذاکرات است، تکیه کند. ولی ترمپ همه را متعجب کرده است. او با تعیین زلمی خلیل‌زاد افغانی‌الاصل به عنوان رییس هیأت مذاکره‌کننده‌ی امریکا، دیپلمات ‌بسیار با تجربه‌ای را برای این کار انتخاب کرد. با اینکه خلیل‌زاد گاهی اوقات به عنوان چهره‌ی بحث‌برانگیز در دو دور ریاست‌جمهوری بوش ـ که در آن‌ به عنوان سفیر ایالات متحده در افغانستان، عراق و سازمان ملل خدمت کرد ـ دیده می‌شد، برای این کار هم نزد جمهوری‌خواهان و هم دموکرات‌ها در کنگره به عنوان واجدشرایط‌ترین فرد از جامعه دیپلماتیک ایالات متحده، قابل‌قبول بود.

    به خلیل‌زاد زمان و فضا داده شد تا تیم بین سازمانی جامعی از متخصصان را بسازد که از نمایندگان سازمان سیا گرفته تا وزارت خزانه‌داری را شامل می‌شود. او همچنین از همکاری شگفت‌آور پنتاگون برخوردار شد که همین اواخر موضع‌اش را در قبال افغانستان تغییر داده است. تا سال گذشته وزارت دفاع ایالات متحده بیشتر طرف‌دار عملیات‌های نظامی تهاجمی‌ علیه طالبان بود تا مشارکت در گفت‌وگوهای صلح.

    ترمپ حتا توئیت درباره این موضوع را در سطح حداقلی نگهداشت. از جانب ترمپ، هیچ تهدید یا نظر نیش‌دار و طعنه‌آمیزی درباره افغانستان یا طالبان وجود نداشت و دخالت در ماموریت خلیل‌زاد نزدیک به صفر بود. عدم درگیری رییس‌جمهور امریکا با مسأله‌ی افغانستان، در واقع به نفع خلیل‌زاد بوده و به او دست باز در مذاکرات داده است. براساس گفته‌های منابع دیپلماتیک نزدیک به خلیل‌زاد، ترمپ [همچنان مانند گذشته] علاقه‌ی کمی به پیشرفت مذاکرات با طالبان نشان داده است. به جای ترمپ، نظارت بر پیشرفت رییس هیأت مذاکره‌کننده امریکا به مایک پمپئو وزیر امور خارجه محول شده است، کسی که از نظر بعضی‌ها به اندازه‌ترمپ احتمال داشت تلاش‌های صلح را تضعیف کند. در دسامبر سال گذشته، پمپئو در سخنرانی بزرگی در بروکسل، تقریبا به هر سازمان بین‌المللی که برای صلح جهانی کار می‌کند، از جمله سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، اتحادیه آفریقا و بانک جهانی حمله کرده بود. با این‌حال، حتا پمپئو در مورد تلاش‌های صلح در افغانستان سکوت کرده است.

    خلیل‌زاد با دست بسیار بازی که به خاطر رهایی از قید و دخالت واشنگتن دارد، موفقیت ظاهرا غیرممکنی را رقم زد. مذاکره‌کنندگان ایالات متحده و طالبان پس از شانزده روز گفت‌وگوهای پی‌هم در دوحه پایتخت قطر، بخش مهمی از این معامله‌ی پیچیده را جمع‌بندی کردند که می‌تواند در نهایت به درگیری در افغانستان پایان دهد؛ به جنگی که تقریبا بدون وقفه در طی بیش از هفده سال پس از تهاجم ایالات متحده به این کشور در سال ۲۰۰۱ ادامه داشته است. هر دو طرف اعلام کردند که درباره پیش‌نویس توافق روی دو موضوع مهم برای ایالات متحده، یعنی جدول زمانی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و تعهد طالبان به قطع رابطه با تمام گروه‌های افراطی به شمول القاعده، دولت اسلامی و گروه‌های جهادی آسیای میانه مانند جنبش اسلامی ازبیکستان و در نهایت ریشه‌کن‌کردن آن‌ها از افغانستان، به توافق رسیده‌اند.

    خلیل‌زاد با به کارگیری احتیاط لازم در عملکردش، مطمئن شد که ما تنها زمانی به تمام جزئیات پی می‌بریم که هر بخش از توافق‌نامه منعقد شده باشد. در حالیکه دو عنصر نخست پیش‌نویس توافق‌نامه شاید برای امضا تقریبا آماده باشند، اما معامله‌ی کلی که ایالات متحده می‌خواهد احتمال دارد با یک رویکرد تدریجی و چند مرحله‌ای به خطر بیافتد.

    خلیل‌زاد پس از پایان گفت‌وگوها و ترک دوحه برای گزارش‌دهی به پمپئو، در توئیتی در ۱۲ مارچ گفت: «صلح مستلزم توافق روی چهار موضوع است: ضمانت‌های ضد تروریستی، خروج نیروها نظامی، گفت‌وگوی بین‌الافغانی و یک آتش‌بس فراگیر.» او همچنین گفت: «شرایط برای صلح بهبود یافته است. روشن است که همه‌ی طرف‌ها پایان جنگ را می‌خواهند.» ملا عبدالغنی برادر رهبر سیاسی که هیأت طالبان را رهبری می‌کرد، این اظهارنظر مثبت را تکرار کرد.

    اما حالا نوبت قسمت سخت ماجرا است: آتش‌بس و گفت‌وگوی بین‌الافغانی. رییس‌جمهور اشرف غنی عمیقا از این که طالبان هنوز از مذاکره با وی یا دولت وی خودداری می‌کنند، ناراحت است. به گفته‌ی کسانی که اخیرا با وی ملاقات کرده‌اند، او عصبانی است. اوقات‌تلخی او برخاسته از این گمانی‌زنی‌ها در تیم اشرف غنی است که امریکایی‌ها نقشه دارند به عنوان امتیازی به طالبان، غنی را از این روند دور نگهدارند؛ باوری که مبنای چندانی ندارد، زیرا همه می‌دانند که در دورهای قبلی هر وقت فرصتی پیش می‌آمد، خلیل‌زاد به کابل سفر می‌کرد تا به غنی گزارش دهد.

    کاسه‌ی صبر تیم غنی ظاهرا در ۱۴ مارچ لبریز شد، زمانی که حمدالله محب مشاور امنیت ملی اشرف غنی در صحبت با جمعی از خبرنگاران در واشنگتن، ایالات متحده را به مذاکره برای تسلیم‌شدن [و رها کردن افغانستان به طالبان] متهم کرد. محب که قبلا به عنوان سفیر افغانستان در واشنگتن خدمت کرده است و بنابراین باید بهتر می‌دانست که از متحد اصلی دولت‌اش در عموم انتقاد نکند، گفت: «اگر این دستورالعملی برای صلح باشد، نمی‌دانیم که دستورالعمل جنگ چیست. آخرین مردمانی که خبر می‌شوند ما هستیم.»

    هدف این حمله‌ی غیردیپلماتیکِ محب، بیشتر خودِ خلیل‌زاد بود. محب او را به «مشروعیت‌زدایی از دولت افغانستان و تضعیف آن و در عین حال تقویت طالبان» متهم کرد. او گفت که خلیل‌زاد طرح‌هایی برای تبدیل‌شدن به «فرمان‌فرمای کل» در افغانستان در سر دارد. وزارت امور خارجه ایالات متحده بلافاصله محب را برای سرزنش احضار کرد و به رییس‌جمهور غنی اطلاع داده شد که محب، که حاضر به عذرخواهی نشده بود، بیش از این به وزارت خارجه و یا نزد مقامات ایالات متحده پذیرفته نخواهد شد. خلیل‌زاد هرچند این اتهام غیرمنصفانه و ناروا بود، واکنش نشان نداد.

    واقعیت این است که جایگاه داخلی غنی تضعیف شده است. با توجه به عدم اطمینان کابل بر پیشرفت و نتیجه احتمالی مذاکرات دوحه، پایگاه مردمی او از بین رفته است و او با سرخوردگی روزافزون در میان احزاب مخالف، سیاست‌مداران، جنگ‌سالاران و رهبران جامعه مدنی روبه‌رو است. حتا برخی از حامیان سابق وی قبول دارند که در هرگونه توافق سیاسی، غنی مجبور به عقب‌نشینی خواهد شد. رییس‌جمهور که ناگزیر از این موضوع آگاهی دارد، بر سر امریکایی‌ها که از نظرش وی را در روند صلح به حاشیه رانده‌اند، خشمگین است.

    طالبان نیز با دیدار با سیاست‌مداران اپوزیسیون افغانستان و رهبران جامعه مدنی از جمله فعالان زن در مسکو در ماه فبروری، به این تنش دامن زدند. گزارش‌هایی وجود دارد که جلسه‌ی این‌چنینی دیگری در ماه آپریل در دوحه و احتمالا بازهم بدون حضور و شمولیت نمایندگان دولت برگزار می‌شود. امتناع سرسختانه طالبان از معامله مستقیم با غنی هنوز مانع بزرگی است که با وجود هرگونه موفقیتی که تا کنون در گفت‌وگوهای دوحه به دست آمده، باید بر آن غلبه شود.

    خلیل‌زاد احتمالا از سر هوشیاری تصریح کرده است که مسأله گفت‌وگوی بین‌الافغانی روند صلح مربوط به افغان‌ها و چیزی است که آن‌ها خود شان باید آن را به دست بگیرند. با اینکه ممکن است غنی در انتظار حمایت بیشتر امریکا در این تلاش باشد، اما برای کمک به خودش، کار چندانی تا کنون انجام نداده است: او هیچ چارچوبی برای چنین گفت‌وگویی آماده نکرده و نه حتا تیم مذاکره‌کننده‌ای تشکیل داده است. این در حالی است که خلیل‌زاد از او خواسته باید که باید این کار را انجام دهد.

    با همه‌ی این چالش‌ها، مسأله‌ی دشوار دیگری هنوز حل ناشده باقی مانده است: توافق بر سر آتش‌بس در جنگی که هنوز هر هفته جان ده‌ها نفر را می‌گیرد. در هفته‌های اخیر ده‌ها سرباز افغان کشته‌ شده‌اند و بیش از پنجاه تن توسط طالبان در نبردی بر سر کنترل ولایت بادغیس در غرب افغانستان، اسیر شده‌اند. در ۱۷ و ۱۸ مارچ، حدود صد نفر از نیروهای امنیتی افغانستان سعی کردند به ترکمنستان در آنسوی مرز فرار کنند اما توسط مقامات ترکمن بازگردانده شدند. در عین زمان، طالبان ادعا کرد که ۹۰ سرباز افغان به نیروهای طالبان در ولایت بادغیس تسلیم شده‌اند. اکنون بسیاری‌ها از تشدید بیشتر درگیری هراس دارند زیرا طالبان به طور سنتی عملیات تهاجمی بزرگی را در فصل بهار راه‌اندازی می‌کنند. براساس برآوردهای فعلی، طالبان در حال حاضر کنترل نیمی از کشور را در دست دارند هرچند هنوز نتوانسته‌اند شهر عمده‌ای را به تصرف خود درآورند.

    آخرین روند صلحی را که افغان‌های سال‌خورده‌ به یاد دارند، گفت‌وگوهای تحت رهبری سازمان ملل است که با موافقت‌نامه‌های ژنیو در سال ۱۹۸۸ پایان یافت و منجر به خروج نهایی نیروهای شوروی از افغانستان شد. این مذاکرات چهار سال زمان برد تا به پایان برسد. اکنون، برای اولین‌بار پس از خروج روس‌ها، با اینکه برخی‌ها از سر ناگزیری از چشم‌انداز دولت جدیدی که در آن طالبان شریک باشند، می‌ترسند، بسیاری از افغان‌ها برای پایان این جنگ و یک توافق سیاسی که اکثر آن‌ها بتوانند با آن سر کنند، امیدوار هستند. اگر صبر غیرمعمول و نامتعارف رییس‌جمهور معمولا عجول ایالات متحده دوام بیاورد، خلیل‌زاد شاید بتواند چنین توافقی را سامان دهد.

    نیویورک ریویو ـ احمد رشید

  • افغانستان صرف گورستانی برای افغان‌ها می‌باشد

    افغانستان صرف گورستانی برای افغان‌ها می‌باشد

    افغانستان کشوری است با مجموعه‌ای از رفتارهای متضاد؛ در کنار تمام افتخاراتی که در طول سال‌های مملو از درگیری و جنگ افغان‌ها در مبارزه با متجاوزان خارجی برای خود به نیکی رقم زده‌اند، داستان‌های تلخی از اشتباهات فاحش سردمداران این سرزمین نیز به چشم می‌خورد، اشتباهاتی که پیامدی جز تباهی، ویرانی زیرساخت‌های کشور، کشته و زخمی شدن میلیون‌ها افغان و آواره شدن میلیون‌ها افغان دیگر نداشته‌است.

    شاید گزافه نباشد اگر بگوییم افغانستان و مردم شجاع، مظلوم و البته بی‌دفاع این کشور تنها مردمی هستند که هرگز پاداش مجاهدت‌ها و تلاش‌های خود برای رسیدن به صلح و امنیت را نگرفته‌اند، از اماواگرهای ناکامی دول و مردم افغانستان در رسیدن به این آرزوهای دیرینه‌شان که بگذریم، دخالت قدرت‌های استعماری جهان به شمول اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده امریکا در رقم زدن این سرنوشت شوم برای افغانستان و مردمش را نیز نباید نادیده گرفت: شوروی سابق با هدف توسعه و گسترش قدرت خود به افغانستان حمله کرد و پس از سالها جنگ و تباهی در حالی خاک افغانستان را ترک کرد که حوادث پس از خروج ارتش سرخ از افغانستان به مراتب تلخ‌تر از زمان حضور شوروی در افغانستان رقم خورد.

    در زمانی‌که افغان‌ها برای دفاع از سرزمین و ناموس خود برای مقابله با متجاوزین روس به پا خاسته بودند، امریکا در همکاری با پاکستان و عربستان سعودی و با تزریق پول و اسلحه یک‌بار دیگر افغان‌ها را آلت دست قرار داد و از توان جنگی افغان‌ها برای نابودی کمونیزم استفاده کرد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و نظام کمونیستی آن که تهدیدی جدی برای نظام سرمایه‌داری امریکا و متحدانش به شمار می‌رفت توسط  افغان‌ها کلیک خورد و امریکا و شرکایش در سرمستی شکست اتحاد جماهیر شوروی، حق و حقوق مردم مظلوم افغانستان را به دست فراموشی سپردند و هرگز به تشکیل یک دولت فراگیر در افغانستان که می‌توانست صلح و رفاه را برای مردمان این سرزمین به ارمغان آورد، کمک نکردند.

    سالهای تاریک حضور طالبان در افغانستان بازهم حوادث تلخ‌تری از تجاوز شوروی به این کشور رقم زد و افغان‌های بیشتری برای نجات جان‌های خود از سرزمین آبا و اجدادی‌شان گریختند و راهی اروپا،  امریکا، کشورهای همسایه و دیگر نقاط دنیا شدند.

    افغان‌های گریخته از کشورشان اگرچه در برخی  موارد به یک زندگی مرفه در کشورهای  اروپایی، امریکا و استرالیا دست یافتند اما هرگز حس وطن‌دوستی خود را فراموش نکردند و با پیگیری اوضاع سیاسی مترصد بازگشت به کشور و خدمت به مردم خود بودند: بازگشت انبوع مهاجرین افغانستانی به کشورشان پس از سال 2001 خود گواه این مدعاست.

    افغان‌ها به همان اندازه که با ورق زدن برگه‌های زرین حماسه‌های خود در طول تاریخ گذشته و معاصر مسرور می‌شوند، به همان اندازه از نیش و کنایه‌های دوست و دشمن در امان نبوده و افسرده خاطر می‌گردند.

    تنها در یک مورد، ولادمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، طی اظهار نظری طعنه آمیز بر افغان‌ها و یک دنیا خصلت‌های نیکشان  تاخته است.   

    شجاع ذکی، یکی از کاربران فیس‌بوکی، به نقل از ولادمیر پوتین نوشته است: «زمانی که یک افغان پولدار شود، حساب بانکی اش را در دوبی یا سویس باز می کند؛ اگر مریض شود، علاجش را در هند یا پاکستان می کند؛ ثروتش را در آلمان سرمایه گزاری می کند؛ خریداری‌اش را از دوبی و ترکیه می کند و عبادتش را در مکه و مدینه؛ فرزندانش را برای تحصیل به اروپا و برای سیاحت به امریکا و کانادا و یا هم اروپا می فرستد؛ اما زمانی که فوت کرد، در آن وقت به سرزمین پدری‌اش افغانستان برده و آنجا دفن می شود.»
    به گفته پوتین: «افغانستان صرف گورستان برای افغان هاست، چگونه دل‌شان برای توسعه، انکشاف و ترقی یک گورستان بسوزد!»

    در پاسخ به این اظهار نظر جناب پوتین باید گفت که افغانستان و مردم شریفش اگر قربانی اهداف شوم استعمارگران نمی‌شدند، در وطن‌پرستی و تلاش برای آبادانی کشورشان از هیچ مردمی کم نداشتند. اگر امروز شما به کنایه سبک زندگی افغان‌ها را به سخره می‌گیرید، حق دارید چون شما روس‌ها کسانی بودید که سبب این همه بدبختی برای ما شدید.

    شما روس‌ها هنوز به ما افغان‌ها مدیون  هستید و در یک مورد تنها و تنها اگر بدهی‌های مالی خود بابت استفاده از گاز افغانستان را بدهید، افغانستان می‌تواند بسیاری از زخم‌های خود را درمان کند، حال بگذریم از هزینه‌های هنگفتی که شما روس‌ها بابت تجاوز و تحمیل جنگ بر افغانستان، به مردم این سرزمین بدهکار هستید اما حاضر نیستید پرداخت کنید تا به نوعی جبران کرده باشید.

  • استفاده سیاسی بانوی اول از وضعیت رقت‌بار زنان افغانستان

    استفاده سیاسی بانوی اول از وضعیت رقت‌بار زنان افغانستان

    در این شکی نیست که بسیاری از زنان افغانستان «بی بضاعت» اند و نیازمند کمک دولت می باشند؛ اما این بسیار نفرت انگیز، زجرآور و منزجرکننده است که کسی با سوء استفاده از بی‌بضاعتی و نیازمندی آنها در صدد تأمین اهداف سیاسی و انتخاباتی مهره مورد نظرش باشد.

    رولا غنی؛ همسر اشرف‌ غنی تایید کرده که به نام او به زنان بی‌بضاعت پول توزیع شده؛ اما مدعی شده که هیچ نوع هدف سیاسی در این کار نبوده است.

    روز گذشته، گزارش‌هایی از توزیع پول از سوی او برای «کارزارهای انتخاباتی» بین مراجعان زن در مراکز صحی ولایت ننگرهار منتشر شد و در رسانه‌های محلی گفته شد که طالبان این پول‌ها را جمع آوری کرده، آتش زده و این مراکز صحی را بسته‌اند.

    خانم غنی امروز (هفتم حمل) در مراسم «تعهد برای کاهش مرگ و میر مادران» به این خبر اشاره کرد و گفت در آخر سال میلادی، پس از حساب مخارج، بودجه‌ای اضافه مانده بود و وزارت مالیه و صحت به پیشنهاد بانوی اول به تفاهم رسیدند که این پول را به زنان بی‌بضاعت در مراکز صحی برای مصرف ترانسپورت‌شان توزیع کنند.

    او تایید می‌کند که قرار شد این پول به نام او توزیع شود؛ اما می‌گوید دلیل آن را نمی‌داند.

    خانم غنی بودجه کلی این برنامه را اعلام نکرد؛ اما گفت قرار شد به هر زن ۵۰۰ افغانی پرداخت شود.

    توضیح توجیهی خانم غنی، عذر بدتر از گناه است. او یک اقدام دروغین را با دروغی بزرگتر توجیه می کند. او به نام کمک به زنان بی بضاعت در ننگرهار از بودجه ملی، می خواست به همسرش که نامزد انتخابات ریاست جمهوری است کمک کند تا ریشه های سیاسی و قومی اش را در میان پشتون های شرق افغانستان تقویت کند.

    خانم غنی می گوید که اقدام او سیاسی نبوده؛ اما همزمان اذعان می کند که این پول ها به نام او برای زنان بی بضاعت ننگرهاری توزیع می شد. این در حالی است که به گفته خود او، پولی که به نام او قرار بود توزیع شود، از بودجه ملی افغانستان تأمین می شد. پرسش این است که سمت حقوقی خانم غنی در چارچوب دولت افغانستان چیست و او بر چه اساسی به خود حق می دهد تا از بودجه ملی، پولی را برای اهداف خاصی برای زنان در یک ولایت مشخص، توزیع کند؟

    خانم غنی بدون تردید می داند که کمک به زنان افغانستان، مجاری مجاز و مشروع و مشخصی دارد. مثلا وزارت های امور زنان، صحت عامه و… می توانند برنامه هایی برای تقویت زنان، توسعه سهم و نقش آنها از خدمات عمومی و دسترسی آسان شان به تسهیلات صحی روی دست بگیرند. در این میان، هیچ نیازی به حضور، دخالت و مشارکت «بانوی اول» نیست. بنابراین نه تنها توزیع پول برای زنان بی بضاعت، از آدرس بانوی اول، مشروعیت و مجوز قانونی ندارد؛ بلکه استفاده از نام او در هرگونه برنامه کمک به زنان، نوعی سیاسی کاری محسوب می شود و حساسیت برانگیز خواهد شد.

    از جانب دیگر، در هیچ منطقی، توزیع مستقیم پول برای زنان به هر انگیزه ای که صورت بگیرد، جز آنکه اهداف سیاسی و انتخاباتی خاصی مد نظر باشد، هرگز توجیه پذیر نیست. با ۵۰۰ افغانی، زندگی یک زن بی بضاعت افغان، تغییر نمی کند و حتی نیازهای اولیه او هم تأمین نخواهد شد؛ اما بی تردید، مرجع توزیع کننده پول، به آسانی می تواند در پوشش این برنامه، اهداف سیاسی و تبلیغاتی اش را دنبال کند و برنامه هایش را برای کسب شهرت و محبوبیت و ارتقای جایگاه سیاسی و اجتماعی اش در میان مردم، به پیش ببرد.

    در این شکی نیست که بسیاری از زنان افغانستان «بی بضاعت» اند و نیازمند کمک دولت می باشند؛ اما این بسیار نفرت انگیز، زجرآور و منزجرکننده است که کسی با سوء استفاده از بی‌بضاعتی و نیازمندی آنها در صدد تأمین اهداف سیاسی و انتخاباتی مهره مورد نظرش باشد.

    در این میان، اگرچه اقدام طالبان در آتش زدن «پول های حرام» بانوی اول، منطقی و معقول نیست؛ اما مسؤول اصلی این اقدام طالبان، بانوی اول است که برای کمک به متفکر دوم، از بودجه ملی و پول ملت، هزینه کرد تا برای نامزد قدرت در میان مردم ننگرهار و مشرقی، جایگاه و محبوبیت کسب کند.

    نکته مهمی که نباید نادیده گرفت این است که «بانوی اول» یک جایگاه سیاسی یا حقوقی ویژه نیست تا همسر آقای غنی در قالب آن، در هر زمینه ای که اراده کرد، دخالت کند و برای تعیین سرنوشت و تشخیص موارد مصرف بودجه ملی، تصمیم بگیرد. او اگر آنگونه که ادعا می کند که در سیاست، دخالت نمی کند، در عمل نیز باید نشان دهد که تنها همسر رییس جمهور است نه یک مرجع قدرتمند اجرایی که بودجه ویژه ای دریافت می کند، امتیازات گسترده ای دارد و از صلاحیت نامحدود برای اعمال نظر و نفوذ بر وزارتخانه ها برخوردار است.

    نرگس اعتماد

  • دیدگاه مشترک مردم افغانستان و جامعه جهانی مذاکرات صلح با محوریت حکومت افغانستان می‌باشد

    دیدگاه مشترک مردم افغانستان و جامعه جهانی مذاکرات صلح با محوریت حکومت افغانستان می‌باشد

    در این دیدار که روز گذشته صورت گرفت سفیر کشور چین، سال جاری را برای مردم افغانستان سال سرنوشت ساز خواند و آمادگی کشورش را برای کمک به دولت و مردم افغانستان در زمینۀ صلح، همکاری های اقتصادی و امنیتی اعلام داشت.

    وی همچنین از جریان نشست چهارجانبه نمایندگان کشورهای چین، روسیه، امریکا و اتحادیه اروپا در واشنگتن و تصمیم شورای امنیت سازمان ملل متحد مبنی بر تمدید مأموریت یوناما یا دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد درافغانستان نیز گزارش داد.

    به گفتۀ وی در نشست واشنگتن به نقش محوری دولت افغانستان در مذاکرات صلح و اینکه پروسه صلح به مالکیت ورهبری دولت و مردم افغانستان به پیش برده شود و بر تداوم حمایت بین المللی از نیروهای امنیتی افغان در مبارزه باتروریزم، تأکید شده است.

    سفیر دولت چین تطبیق هرگونه توافق صلح را بدون حضور دولت افغانستان ناممکن دانسته و برهماهنگی بیشتر همکاران بین المللی افغانستان مبنی بر تأمین نقش دولت افغانستان در روند مذاکرات صلح برای حفظ دستاوردهای کنونی تأکید کرد.

    دراین دیدار، استاد سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری از موضع‌گیری‌های دولت چین و دیگر همکاران بین المللی افغانستان مبنی برچگونگی پیشرفت مذاکرات صلح قدر دانی کرده گفت: تأکید به نقش محوری دولت افغانستان در روند مذاکرات صلح، خواست همه مردم افغانستان و دیدگاه مشترک جامعه جهانی است.

    معاون رئیس جمهور گفت: از نظر بین المللی و کشورهای منطقه تا زمانی که یک توافق واضح و تضمین مطمئن بدست نیاید، نمی توان به خطر از میان برداشته شدن تروریزم و افراط گرایی در افغانستان اطمینان داشت.

    استاد دانش با بیان اینکه تغییر برخورد گروه طالبان با برخی از جوانب ذی‌دخل در قضیه افغانستان به معنی تغییر ایدئولوژی و باور طالبان نسبت به گذشته نیست، گفت: مردم و دولت افغانستان همچنان تأکید دارند که روند مذاکرات صلح باید در چارچوب نظام سیاسی و قانون اساسی افغانستان به انجام برسد.

    استاد دانش درپیوند به اظهارات برخی از مقامات کشورهای خارجی و برخی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری برای ایجاد یک دولت سرپرست یا موقت پس از ماه جوزا نیز گفت که برای ادامه کار حکومت وحدت ملی تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری هیچ مشکل قانونی و حقوقی وجود ندارد.

    به گفته معاون رئیس جمهور، تأخیر در برگزاری دور دوم حکومت آقای کرزی و همچنین تأخیر در برگزاری انتخاباتی که حکومت وحدت ملی براساس آن روی کار آمد و ادامه کار حکومت های قبلی تا زمان روی کار آمدن حکومت های جدید، به عنوان یک رویۀ عملی در کشور سابقه دارد و می تواند مورد استناد حقوقی قرار گیرد.

    وی همچنین گفت که در کشورهای دیگر نیز ادامه کار حکومت های انتخابی تا روی کار آمدن حکومت جدید تقریبا به عنوان یک اصل پذیرفته شده است و علاوه برآن در قوانین فرعی افغانستان از جمله قانون انتخابات به ادامه کار نهاد و یا مقام انتخابی تا زمان برگزاری انتخابات، حکم شده است.

    معاون رئیس جمهور تصریح کرد: در اینگونه موارد نیاز به تفسیر قانون اساسی هم است و در مورد مشابهی که برگزاری انتخابات در زمان حکومت آقای کرزی به تأخیر افتاد، ستره محکمه به دوام کار حکومت آن زمان تا برگزاری انتخابات و روی کار آمدن حکومت جدید، قرار صادر کرد.

    استاد دانش گفت که از طرف دیگر تصمیم تأخیر دوماهه در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری از سوی کمیسیون مستقل انتخابات به دلایل تخنیکی اتخاذ شده و حکومت در این مورد به هیچ صورت دخالت نداشته و بلکه همواره بر برگزاری آن در میعاد معین قانونی تأکید داشته است.

  • حکومت اراده‌ی نجات نیروهای امنیتی محاصره شده توسط طالبان را ندارد

    حکومت اراده‌ی نجات نیروهای امنیتی محاصره شده توسط طالبان را ندارد

    وی می‌افزاید حکومت فاجعه قتل عام نیروهای امنیتی کشور را جدی نمی‌گیرد.
    آقای بهزاد تأکید می‌کند: «کشتار منسوبین نظامی و امنیتی توسط شبه نظامیان طالبان در چند ولایت به شمول بادغیس، فاریاب و اخیرا در هلمند، بار دیگر این پرسش را نزد جامعه مطرح کرده است که آیا این قتل عام ها محصول ضعف نهادهای نظامی و امنیتی کشور و قوت نظامی طالبان است یا مشکل در جای دیگری است؟»
    به گفته احمد بهزاد در اکثر این رویدادها، قتل عام سربازان و افسران معمولا پس از درگیری های طولانی، در محاصره قرار گرفتن نیروهای دولتی، اتمام مهمات و تجهیزات نظامی‌شان و نرسیدن کمک و نیروی پشتیبانی اتفاق می‌افتد. 
    نماینده مردم هرات در پارلمان می‌افزاید: «تا کنون مقامات ارشد نظامی و امنیتی کشور در مورد تنها گذاشتن نیروهای درگیر و محاصره شده، پاسخ قانع کننده‌ای به افکار عمومی نداده‌اند. معقول نیست که بپذیریم مجموعه نهادهای امنیتی و نظامی کشور همراه با پشتیبانی اکمالاتی، اطلاعاتی، هوایی و ماهواره‌ای حامیان خارجی‌شان (حمایت قاطع ناتو در افغانستان) به اندازه‌ای ناتوان شده باشند که قادر به نجات صدها سرباز و افسر در نزدیکی یک قل‌اردو نباشند.»
    آقای بهزاد می‌گوید: «عدم توانایی نهادهای امنیتی کشور برای کمک رسانی و نقل و انتقالات به موقع نظامی زمانی غیر قابل باور می‌شود که مشاهده می شود این نهادها در جایی که «بخواهند» و «اراده داشته باشند» انبوهی از نفرات و تجهیزات جنگی را از زمین و هوا در کمترین زمان ممکن منتقل و مستقر می سازند؛ مانند آنچه که در روزهای پایانی سال ۱۳۹۷ در مزارشریف اتفاق افتاد.»
    احمد بهزاد می‌پرسد: «با وجود توانایی حکومت و حامیان آن برای نجات جان سربازان و افسران قوای مسلح کشور، چه علتی می‌تواند در پس فاجعه ممتد قتل عام «غریب ترین فرزندان» این سرزمین قرار داشته باشد؟!»
    آقای بهزاد تأکید می‌کند: «اگر فرضیه بدبینانه در این خصوص را نپذیریم و منکر حضور عناصر همسو با تروریزم و طالبان در مراکز نظامی و امنیتی کشور شویم، باید در خوش‌بینانه ترین داوری به غفلت، بی‌پروایی و ندانم‌کاری مقامات ارشد اردو، پولیس و امنیت ملی اذعان نموده و درصدد چاره برای توقف قتل‌عام «غریب‌ترین فرزندان مدافع این سرزمین» باشیم. »
    به باور آقای بهزاد هیأت رهبری کنونی وزارت دفاع، در کمترین حالت متهم به غفلت و ندانم‌کاری در چند فاجعه کشتار و قتل‌عام سربازان و افسران قوای مسلح کشور می‌باشد.

    وی می‌گوید: « وجدان جامعه با عربده‌کشی های مضحک چوکی نشینان کابل قانع نخواهد شد؛ جامعه می‌خواهد دلیل این همه فاجعه و این همه بی مبالاتی را بداند.»

  • حضور حمدالله محب نمایندگان امریکا را فراری داد!

    حضور حمدالله محب نمایندگان امریکا را فراری داد!

    این در حالی‌ست که حکومت برگزاری نشست سفیران ناتو در کابل را تأیید نمی‌کند و دفتر سخنگوی مشاور امنیت ملی نیز در این مورد اظهار بی‌اطلاعی می‌نماید.

    حمدالله محب، چندی پیش برای شرکت در نشست شورای امنیت ملی سازمان ملل در مورد اوضاع افغانستان به نیویورک سفر کرد؛ وی در این سفر طی اظهاراتی در مورد مذاکرات مستقیم زلمی خلیل‌زاد با نمایندگان طالبان در دوحه قطر، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، را به تلاش برای تشکیل حکومت موقت و قرار گرفتن در رأس این حکومت از طریق طالبان متهم نمود.

    این اظهارات بی‌باکانه حمدالله محب موجی از واکنش‌های مثبت و منفی را در پی داشت و وزارت خارجه امریکا مشاور امنیت ملی افغانستان را اظهار و با لحنی تند تأکید نمود که توهین به زلمی خلیل‌زاد در اصل توهین به وزارت خارجه امریکا می‌باشد.

    ایالات متحده امریکا در ادامه در تماس با رئیس جمهور غنی به وی اطلاع داد که واشنگتن از این به بعد با حمدالله محب تعاملی نخواهد داشت.

    این اخطار امریکا به غنی به معنای برکناری حمدالله محب از پست مشاور امنیت ملی افغانستان بود، نکته‌ای که رئیس جمهور غنی تا این لحظه آن را جدی نگرفته و به حضور حمدالله محب در جلسات مهم داخلی و خارجی اصرار می‌ورزد.

    عصمت‌الله قانع، آگاه امور سیاسی، در مورد تنش ایجاد شده میان امریکا و رئیس جمهور غنی روی بودن یا نبودن حمدالله محب، می‌گوید افغانستان براساس  منافع ملی خود مجبور است با برخی کشورها رابطه داشته باشد و با زیرکی خاصی این روابط را حفظ کند و اینگونه اظهارات می‌تواند به منافع ملی افغانستان ضربه بزند.

    مهدی افضلی، آگاه روابط بین‌الملل، نیز می‌گوید اصرار رئیس جمهور غنی بر حفظ حمدالله محب در پست مشاور امنیت ملی افغانستان می‌تواند تنش‌های پیش آمده میان امریکا و افغانستان را تشدید کند.

    حمدالله محب از زمان قرار گرفتن در پست مشاور امنیت ملی تاکنون در چندین مورد سبب ایجاد تنش و جنجال‌های داخلی و خارجی شده‌است.

    وی چندی پیش نیز طی اظهاراتی متهم کننده گفته بود معاش بسیاری از کارمندان امنیت ملی در زمان اتمر را سفارت خانه‌های خارجی پرداخت می‌کرده‌است.

    این گفته‌های حمدالله محب با واکنش تند حنیف اتمر روبرو شد و مشاور پیشین امنیت ملی خواستار روشن شدن دقیق موضوع شد. حمدالله محب همچنین مشاوریت امنیت ملی در زمان اتمر را به کودکستان تشبیه نموده بود.  

  • انگار غنی به سرنوشت مشابه با کرزی دچار می‌شود!

    انگار غنی به سرنوشت مشابه با کرزی دچار می‌شود!

    شماری در کابل به این نظر بودند که حمله‌ی لفظی حمدالله محب، مشاور امنیت ملی ارگ بر داکتر زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای پایان جنگ افغانستان، انگیزه‌ی شخصی دارد و بلندپایه‌گان حکومت در پشت آن نیستند‌، اما حضور مشاور امنیت ملی ارگ در کنار محمداشرف‌ غنی در سفر امارات نشان می‌دهد که هیچ خبری از برکناری آقای محب نیست. محمداشرف ‌غنی قصد ندارد که آقای محب را برکنار یا حداقل مواخذه کند. این رفتار آقای غنی نشان‌دهنده‌ی آن است که ایشان به نحوی پشت اظهارات آقای محب قرار دارد. حمدالله محب هم تاکنون اظهاراتش را در مورد زلمی خلیل‌زاد پس نگرفته است. محب به گونه‌ای در مورد خلیل‌زاد سخن می‌گوید که مشاور امنیت ملی زمان حامد کرزی در مورد ریچارد هالبروک می‌گفت. داکتر دادفر سپنتا، مشاور امنیت ملی ارگ در زمان حامد کرزی، در کتاب خاطراتش هالبروک را دیپلماتی متفرعن و گستاخ توصیف می‌کند که با نگاه کلونالیستی به موضوع افغانستان می‌دید و قصد داشت حامد کرزی را با استفاده از روش‌های غیر ‌قانونی از اریکه‌ی قدرت به زیر بکشد.

    البته دکتر سپنتا این حرف‌ها را در مورد هالبروک، در کتاب خاطراتش نگاشته است. او در زمان مأموریتش عرف دیپلماتیک و نزاکت‌های سیاسی را به صورت جدی رعایت می‌کرد و هیچ حرف درشتی به نشانی هیچ دیپلماتی نگفته بود. اما آقای محب تعارف را کنار گذاشت و آن‌چه را که خود او و دیگر بلندپایه‌گان حکومت در مورد زلمی‌ خلیل‌زاد فکر می‌کنند، در حضور رسانه‌ها و دیپلمات‌ها بیان داشت. گزارش‌گران امریکایی‌ای که سخنان آقای محب را می‌شنیدند، به صورت فوری آن را بازتاب دادند و این امر نشان داد که ارگ و کاخ سفید/زلمی خلیل‌زاد اختلاف جدی در مورد دیپلماسی پایان جنگ دارند. تحلیل محتوای سخنان محب که در واقع موضع ارگ است، نشان می‌دهد که چقدر مواضع محمداشرف‌ غنی با موضع‌گیری‌های حامد کرزی در سال ۲۰۱۳ شباهت دارد. یکی از تکه‌های اظهارات آقای محب این بود که ایالات متحده باید در مورد استراتژی درازمدتش به کابل معلومات بدهد. او گفت که زلمی خلیل‌زاد با طالبان مذاکره می‌کند تا این گروه وجود پایگاه‌های نظامی امریکا را در افغانستان بپذیرد.

    این همان چیزی است که کرزی همیشه بر آن انگشت می‌گذاشت. کرزی پیوسته می‌گفت که ایالات متحده استراتژی درازمدت دارد، ولی در مورد آن به او معلومات نمی‌دهد و حضور نظامی امریکا در افغانستان صرف به هدف مبارزه با تروریسم نیست. امروز همین موضع را ارگ بار دیگر اتخاذ کرده است. اشرف‌ غنی تقریباً به مواضع حامد کرزی برگشته است، ولی برعکس، کرزی از دیپلماسی زلمی خلیل‌زاد حمایت می‌کند. رییس‌ اجرایی هم با موضع‌گیری اخیر ارگ که از زبان مشاور شورای امنیت ملی کشور بیان شد، موافق نیست. داکتر عبدالله به صراحت گفت، او در صورتی که مطمین شود که با تشکیل یک اداره‌ی انتقالی جنگ افغانستان به پایان می‌رسد،‌ با آن مشکلی نخواهد داشت.

    احتمال آن زیاد است که داکتر عبدالله هم نماینده‌گان خود را با هیأت متشکل از نماینده‌گان احزاب سیاسی و سیاست‌مداران برای مذاکره با طالبان به دوحه بفرستد؛ اما ارگ و رییس‌ جمهور غنی هنوز هم بر مذاکره‌ی حکومت‌محور تأکید دارند. واقعیت دیگر این است که در حلقات دیپلماتیک کابل هم شنیده می‌شود که حکومت محمداشرف‌ غنی قاعده‌ی وسیع سیاسی ندارد. در این تردیدی نیست که محمداشرف‌ غنی در چهار سال گذشته تلاش کرد که یک حکومت یک‌دست بسازد،‌ اما پس از شروع دیپلماسی پایان جنگ خلیل‌زاد، آقای ‌غنی قاعده‌ی سیاسی تیم خودش را وسیع ساخت و کسانی مثل امرالله صالح را نیز به آن راه داد. او با دیگر مخالفان سیاسی خودش که نامزدان بالقوه‌ی انتخابات ریاست جمهوری بودند، نیز به تفاهم رسید و آنان را به حکومت راه داد. یکی از این نامزدان بالقوه‌ی انتخابات،‌ اسدالله خالد، سرپرست وزارت دفاع کنونی است. با آن هم در حلقات دیپلماتیک کابل این بحث به صورت جدی مطرح است که حکومت محمداشرف‌ غنی دارای قاعده‌ی وسیع سیاسی نیست. در تنشی که بین ارگ و عطامحمد نور به میان آمد، دیپلمات‌های غربی برخلاف گذشته از محمداشرف ‌غنی حمایت نکردند. تمام این‌ها نشان‌دهنده‌ی آن است که تفاوت نظر ژرفی بین ‌آقای ‌غنی، امریکا و کشورهای دیگر روی موضوع دیپلماسی جنگ به میان آمده است.

    محمداشرف ‌غنی ظاهراً می‌خواهد امریکا حل سیاسی جنگ را به گونه‌ای تحقق نبخشد که در آن تشکیل یک اداره‌ی انتقالی مد نظر باشد. آقای غنی خودش برنامه‌ای برای مذاکره با طالبان و پایان جنگ پیشنهاد کرده است که در نشست ژنیو آن را در حضور نماینده‌گان کشورهای کمک‌کننده‌ خواند. دیپلمات‌های امریکایی از جمله خلیل‌زاد که با طالبان برای پایان جنگ مذاکره می‌کنند، به این باور اند که ایالات متحده عجله دارد و ‌می‌خواهد از جنگ افغانستان راحت شود. به نظر می‌رسد که ایالات متحده حاضر است هر ‌روشی را برای پایان این جنگ به کار بگیرد تا به سرعت آن را برای خود به پایان برساند. رییس جمهور ایالات متحده بارها گفته است که از جنگ افغانستان خسته‌اند و مصارف آن هم بسیار زیاد است. اما محمداشرف ‌غنی به این باور است که ایالات متحده در جنگ افغانستان تلفات نمی‌دهد. آقای محب در امریکا هم گفت که ارگ به امریکا طرح‌های جالبی را برای کاهش مصارف این کشور در افغانستان ارایه کرده است. آقای غنی یک بار مدعی شد که برای کاهش نیروهای خارجی هم برنامه ارایه کرده است. چنین می‌نماید که ارگ به این عقیده است که اگر کاخ سفید برنامه‌هایی را که محمداشرف‌ غنی در مورد کاهش شمار نیروهای ناتو، کاهش مصارف نیروهای امریکایی و پایان جنگ ارایه کرده است،‌ عملی کند،‌ نیازهای انتخاباتی و سیاسی اداره‌ی ترمپ برآورده می‌شود و نیازی به تشکیل حکومت انتقالی نمی‌ماند،‌ اما اداره‌ی ترمپ به تشویق برخی از دیپلمات‌های امریکایی نمی‌خواهد به آن برنامه‌ها ترتیب اثر دهد.

    این اختلاف‌ها فاصله میان رییس‌ جمهور ‌غنی و امریکا را بیشتر کرده است. واقعیت دیگر این است که برای ایالات متحده هم نادیده گرفتن محمداشرف‌ غنی کاری آسان نیست. محمداشرف‌ غنی به هر ‌حال رییس دولت افغانستان است و هر‌ فیصله‌ای در مورد حل سیاسی جنگ افغانستان را اگر او عملی نکند، کسی دیگر نمی‌تواند. محمداشرف‌ غنی هم نشان می‌دهد که قصد دارد ‌انتخابات را به هر ‌قیمتی برگزار کند و در آن برنده شود. او به این باور است که احزاب سیاسی و سیاست‌مدارانی که با آقای خلیل‌زاد موافق‌اند،‌ در انتخابات رأی نمی‌آورند. از نظر آقای غنی اگر سیاست‌مداران، ‌احزاب سیاسی و طالبان در جایی بنشینند و روی آینده‌ی سیاسی افغانستان به تفاهم برسند، فیصله‌های‌شان مشروعیت ندارد و او آن را اجرایی نمی‌کند. غنی شاید به این نظر است که انتخابات برگزار شود و اگر در انتخابات کسی به پیروزی رسید که طرف‌دار حل سیاسی جنگ از طریق اداره‌ی موقت بود،‌ به تشکیل آن رضایت دهد.

    8am

  • افغانستان، درس‌های گذشته و تلاش برای قامت راست کردن از بار مشکلات جاری

    افغانستان، درس‌های گذشته و تلاش برای قامت راست کردن از بار مشکلات جاری

    تاریخ سیاسی افغانستان، به خصوص در قرن بیست و دو دهه اخیر قرن ۲۱، شاهد کشمکش‌ها و زد‌و‌بندهای سیاسی میان گروه‌های مختلف بوده است. هم‌زمان، عملکرد و رفتارهای سیاسیون و رهبران حکومت‌ها نشان می‌دهد که یک بخش مهم از کار آن‌ها نه تنها آسیب زدن به یک‌دیگر، بلکه آسیب‌رسانی به جامعه و گاهی هم به قشر خاص، می‌باشد. این قشر خاص می‌تواند تعریف جنسیتی، قومی، دینی ویا هم فرهنگی داشته باشد.

    اکنون افغانستان بار دیگر در یک مرحله مهم از تاریخ خود قرار گرفته است. در این مرحله، سیاسیون و رهبران حکومت سخت در تلاش زد‌و‌بندهای سیاسی و نیز آسیب زدن به یک‌دیگر ‌اند. این نوشته به تحلیل این زد‌و‌بندها و آسیب‌رسانی‌ها نمی‌پردازد. آنچه برای این نویسنده مهم است، دست‌آوردهای دو دهه گذشته است که چگونه باید آن‌ها را نگهداری و برای رشد و گسترش آن‌ها تلاش کرد.

    خوب است که بحث این نوشته با یک ضرب‌المثل آغاز شود. ضرب‌المثل‌ها عموماً نشان‌دهنده شیره تجربیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مردم و کشورها می‌باشند. فرهنگ‌های گوناگون ضرب‌المثل‌های گوناگون دارند. یکی از این ضرب‌المثل‌ها چنین می‌گوید: «این مهم نیست که بدانیم چگونه سقوط می‌کنیم، مهم این است که بدانیم چگونه می‌توانیم بلند شویم.» مردم افغانستان بارها از سوی خودی و بیگانه به زمین خورده‌اند و هر بار نشان داده‌اند که توانایی و استعداد بلند شدن را دارند.

    با تحلیل از گذشته سیاسی کشور و توانایی مردم، می‌خواهم ضرب‌المثل یاد‌شده را گسترش بدهم و به آن نکته جدیدی بیافزایم: «مهم این نیست که بدانیم چگونه به زمین می‌افتیم و دوباره می‌توانیم بلند شویم، بلکه مهم این است که بدانیم و بیاموزیم که چگونه می‌توانیم دوباره به زمین نیافتیم و به پیش برویم.» نسل کنونی کشور دیگر فرصتی برای سقوط کردن ندارند. آن‌ها نمی‌خواهند بار دیگر ثابت کنند که توانایی بلند شدن را دارند. آزموده را آزمودن خطا است. آن‌ها نمی‌خواهند دچار این خطا شوند. این‌بار، آن‌ها می‌خواهند نشان بدهند که توانایی ایستادن را دارند و دوشادوش کشورهای متمدن دنیا می‌توانند به پیش راه بروند و برای کشورشان صلح بیاورند.

    در یک نکته همه مردم متفق‌اند که صلح در افغانستان امری حتمی است، اما صلحی که مردم و نسل کنونی را به زمین بزند، ارزش پشتیبانی را ندارد. مردم و نسل جوان امروز صلح می‌خواهند، اما نه به هر ‌قیمتی. صلحی که در آن مردم و نسل کنونی، به خصوص زنان جوان نقش نداشته باشند، می‌تواند پیامدهای ناگوار داشته باشد. با تأسف، یکی از این پیامدها، شکست روند بازسازی و رشد و پیشرفت کنونی، به خصوص در عرصه‌های معارف، فرهنگ، ورزش و هنر است. بسیاری‌ها، خودی و بیگانه، خواستار شکست این بازسازی و پیش‌رفت‌اند. آن‌ها از پیشرفت آموزش، فرهنگ، علم، مدنیت و هنر هراس دارند. این شکست زمانی رخ می‌دهد که نسل کنونی به زمین بخورند و یک نسل دیگر بگذرد تا مردم دوباره به پا بیاستند.

    متن داستان صلح و خط مرکزی آن به زودی نهایی می‌شود. آنچه برای معامله باقی می‌ماند، زیرداستان‌ها و نقش افراد در آن‌ها است. این نوع داستان‌نویسی از بالا به پایین امر می‌شود. در حال حاضر، مردم افغانستان هیچ نقشی در نوشتن متن این داستان ندارند. سیاسیون حکومتی و مخالفان بی‌صبرانه منتظر ‌اند تا نقش‌های‌شان را بدانند و در مورد جایگاه و نقش‌شان در زیرداستان‌ها چانه‌زنی کنند. بعضی از آن‌ها دلهره دارند که ممکن هیچ نقشی برای‌شان در نظر گرفته نشده باشد.

    برای مردم افغانستان پرسش این است که آیا شما تصمیم دارید بار دیگر تماشاگران سرنوشت خود باشید؟ پاسخ و تصمیم به دست مردم است. اگر مردم خواستند مانند گذشته تماشاچی باشند، فردا نباید شکوه و فریاد سر بدهند که چرا بازیگران در حق‌شان جفا و ستم می‌کنند. این بازیگران نقش‌های‌شان را بازی می‌کنند؛ داستان از پیش نوشته شده است.

    اگر مردم تصمیم دارند که تماشاگر نباشند، پس باید آواز خود را بلند کنند، منسجم شوند، برنامه‌های‌شان را طرح نمایند و برای نوشتن داستان بزرگ آمادگی بگیرند. آن‌ها نباید هر‌ بار ابزار شوند. ارزش زنده‌گی‌شان به مراتب بالاتر از ابزار بودن است. مردم بایست تصویر روشن از نقش‌شان در داستان سرنوشت‌شان داشته باشند. بهترین داستان‌ها از پایین به بالا نوشته می‌شوند و از متن جامعه بیرون می‌آیند. مردم می‌توانند داستان بزرگ را از پایین به بالا تغییر دهند و امر کنند. هیچ قانونی وجود ندارد که داستان‌های بزرگ باید از بالا به پایین نوشته و امر شوند.

    مردم افغانستان خود بزرگ‌ترین مدافع ملی و بین‌المللی حقوق و سرنوشت‌شان هستند. اگر آن‌ها از حقوق خود دفاع نکنند، هیچ کشوری برای دفاع از حقوق آن‌ها ایستاد نخواهد شد. این کشور دگرگونی‌های فراوان را تجربه کرده است که همیشه از بالا به پایین امر شده است. این‌بار مردم باید به دگرگونی واقعی و داستان حقیقی باندیشند.

    به یاد داشته باشید که همه شعارها و وعده‌های سیاسی دروغ است، به جز آن شعار و وعده که مردم با دست خود می‌نویسند.

    دکتر یحیی بیضا

  • جنگ و صلح و سال سختی که افغانستان در پیش روی دارد!

    جنگ و صلح و سال سختی که افغانستان در پیش روی دارد!

    صلح در میدان جنگ رقم می‌خورد، نه در پشت میز مذاکره و گفت‌وگو. میز مذاکره و گفت‌وگو شاید تسهیل‌کننده روند صلح باشد، ولی صلح زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف‌های درگیر توانسته باشند یک‌دیگر را راضی کنند که برای ختم جنگ به گفت‌وگو بپردازند. امروز اگر طالبان با امریکایی‌ها در حال گفت‌وگو و مذاکره هستند، این گفت‌وگو و مذاکره ماحصل ۱۸ سال جنگی است که میدان‌های افغانستان شاهد آن بوده است. در این ۱۸ سال افغانستان روزهای سخت و دشوار زیادی را پشت سر گذشته است، اما در عین حال دست‌آوردهای چشم‌گیر و غیرقابل انکاری نیز داشته است.

    ۱۸ سال پیش افغانستان هیچ ارتش و نیروی نظامی از خود نداشت. نیروهای امنیتی کشور در سال‌های پس از سقوط رژیم داکتر نجیب‌الله بر اثر توطیه بیرونی و عدم فهم آنانی که تازه قدرت را به دست گرفته بودند، متلاشی شدند. تانک‌ها و تجهیزات نظامی افغانستان به نرخ آهن کهنه در کشور همسایه به فروش رفت. جنگنده‌های افغانستان یا منهدم شد و یا از کشور خارج گردید. ۱۸ سال پیش وقتی نظام سیاسی جدید در پی توافق بن ساخته شد، افغانستان کشوری ویران و بدون نیروی امنیتی بود. تنها نیروهای جنگنده در کشور، افراد مسلح تنظیم‌ها و احزاب جهادی بودند که تجربه تلخ دهه ۷۰ خورشیدی را تداعی می‌کردند. افغانستان تقریباً از نقطه صفر به کمک جامعه‌ی جهانی نیروهای امنیتی‌اش را احیا کرد. امروز نیروهای امنیتی کشور با همه مشکلات و کم‌و‌کاستی‌هایی که دارند، یگانه نیروی پاسدار نظام، مردم و ارزش‌های ملی ما هستند. این نیروها حداقل از پنج سال گذشته به تنهایی در برابر تجاوز و گروه‌های هراس‌افگن ایستاده‌گی و مقاومت کرده‌اند.

    امروز که بحث گفت‌وگوهای صلح بیش‌تر از هر ‌زمانی داغ شده است، باید هم‌چنان با تکیه بر نیروهای امنیتی خود، صلح را در کشور تامین کنیم. صلح زمانی در کشور ما تامین می‌شود که در میدان جنگ توانسته باشیم قدرت و صلابت‌مان را به دشمن نشان دهیم. صلحی که از راه تضّرع و امتیاز‌بخشی به دست آید، صلح پایدار و قابل قبول برای مردم افغانستان نیست. صلحی که در آن دست‌آوردهای ۱۸ ‌ساله ما که به بهای خون هزاران مرد و زن، جوان و پیر این سرزمین به دست آمده، نابود شود، صلح نه، بل اسارت و برده‌گی است. این را سیاسیون ما که از منظر انتقادی به کارنامه حکومت نگاه می‌کنند و در نشست‌های به اصطلاح صلح شرکت می‌جویند، باید در نظر داشته باشند.

    ما در جاهایی ممکن است با یک‌دیگر اختلاف نظر و مشکل داشته باشیم، اما این اختلاف نظر نباید ما را چنان از یک‌دیگر دور سازد که منافع مشترک‌مان را نبینیم و عملاً تیشه را برداریم و به ریشه‌های خود بزنیم.

    ما چند روزی بیش‌تر با بهار و سال نو فاصله نداریم. بهار همواره متأسفانه در افغانستان فصل جنگ بوده است. دشمنان افغانستان با استفاده از وضعیت جَوی در فصل‌های بهار و تابستان حملات‌شان را تشدید می‌بخشند. همین حالا در بخش‌های بزرگی از کشور این حملات آغاز شده و یا در حال آغاز‌ شدن است. حداقل گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که در برخی مناطق پنج ولایت، نیروهای هراس‌افگن به شدت جنگ را آغاز کرده‌اند. بادغیس در غرب کشور شاید بیش‌تر از همه گواه جنگ در روزهای پسین بوده باشد. ده‌ها نیروی امنیتی ما در این نبردها قربانی شده‌اند.

    به نظر می‌رسد که با وارد شدن به سال نو، روزهای دشوار نیز فرا خواهد رسید. به همین دلیل، ضرورت است که از نیروهای امنیتی کشور حمایت و پشتی‌بانی صورت گیرد. هر ‌صدای ما در حمایت از نیروهای امنیتی، به معنای ضربه زدن به دشمن در میدان جنگ است. اگر ما واقعاً صلح می‌‌خواهیم، باید اختلاف‌های جزیی و سیلقه‌ای را کنار گذاشته و به عنوان یک مشت واحد در برابر مخالفان عمل کنیم. طالبان تلاش دارند که سال آینده را برای خودشان سال مهم بسازند. برای ما اما سال آینده سال سرنوشت‌ساز خواهد بود، سالی که ما بتوانیم وارد گفت‌وگوهای مستقیم صلح شویم و کشورمان را از مصیبت جنگ و ویرانی برهانیم.

    اتکا بر نیروهای امنیتی ما، از اولویت‌های اساسی ما است. امروز در رأس نیروهای امنیتی کشور، مدبرترین افراد قرار گرفته‌اند که در ۱۸ سال گذشته کم‌تر نظیر داشته‌اند. آنان نشان داده‌اند که از عهده مسوولیت‌های‌شان به خوبی به در می‌آیند، به این شرط که نیروهای سیاسی ما نیز در این راستا ممد واقع شوند.

    نباید بگذاریم که تجربه‌های تلخ گذشته یک‌بار دیگر تکرار شود و افغانستان به روزهای تاریک و ظلمانی برگردد. در گذشته اختلاف‌های ما باعث شد که نتوانیم به صلح و پیش‌رفت دست پیدا کنیم. جنگ‌های ویران‌گر کابل که ریشه در سیاست‌های کشور پاکستان داشت، از افغانستان میدان جنگ ساخت. امروز نیز اگر با هوشیاری و درایت عمل نکنیم، باز در همان دام گذشته اسیر خواهیم شد.

    نثاراحمد فیضی غوریانی

  • هند، مخالف حکومت موقت و طرفدار دولت منتخب در افغانستان

    هند، مخالف حکومت موقت و طرفدار دولت منتخب در افغانستان

    پس از اظهارات عمران‌خان در باره‌ی تشکیل یک حکومت جدید در افغانستان و پایان جنگ، شماری از دیپلمات‌های بازنشسته‌ی هندی از جمله یکی از سفیران پیشین هند در کابل نوشتند که دهلی نو به زلمی‌ خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی ایالات متحده در مورد پایان جنگ افغانستان بسیار به صراحت گفته است که هند نمی‌خواهد با کاهش نیروهای امریکایی یک حکومت موقت در افغانستان تشکیل شود. به نوشته‌ی برخی از دیپلمات‌های هندی، هند به آقای خلیل‌زاد گفته است که حکومت آینده‌ی افغانستان هم باید منتخب باشد و مشروعیت انتخاباتی داشته باشد. حکومت موقت/انتقالی مشروعیت انتخاباتی ندارد و در مواردی که یک کشور از جنگ به آرامش یا از دیکتاتوری به دموکراسی گذار می‌کند، حکومت‌ انتقالی روی کار می‌آید.

    در افغانستان هم در حلقات اکادمیک، رسانه‌ای و سیاسی این بحث خیلی داغ است که اگر طالبان بالاخره به پایان جنگ راضی شوند، ‌چگونه به یک دموکراسی نمایند‌‌گی می‌پیوندند؟ در تحقیق اخیر انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان الگوهای مختلف حل سیاسی جنگ معرفی شده است. بر مبنای این تحقیق که نویسنده‌ی آن دکتر عمر صدر است، در هر جنگی که به حل سیاسی منجر شود، شورشیان در پایان کار یا در انتخابات شرکت می‌کنند، ‌یا در کنار شرکت در انتخابات، دولت، قدرت حکومت مرکزی را هم با آنان شریک می‌کند و در برخی موارد شورشیان در کنار این که امتیاز شریک شدن در قدرت و شرکت در انتخابات را به دست می‌آورند، در مناطق زیر سلطه‌ی‌شان به نحوی خودمختاری نیز دست پیدا می‌کنند.

    اما طالبان تا کنون نه به شرکت در انتخابات، ‌نه به خود مختاری و نه به شریک‌سازی قدرت در حکومت مرکزی آری گفته‌اند. طالبان هیچ طرحی از آدرس سازمان‌شان برای حل سیاسی جنگ و نحوه‌ی تحقق آن بیرون نداده‌اند، ‌اما چهره‌های نزدیک به طالبان و آنانی که با این گروه مذاکره کرده‌اند به نقل از مذاکره‌کنندگان طالب می‌گویند که این گروه طرف‌دار یک حکومت انتقالی است. در تحقیق دکتر عمر صدر هم حکومت انتقالی به عنوان یکی از اشکال تحقق حل سیاسی جنگ معرفی شده است. حکومت انتقالی برای گذار از جنگ به صلح در بسیاری از کشورها روی کار می‌آید.

    اما حکومت رییس جمهور غنی در کابل، صرف به راه حلی که زمینه‌ی شرکت طالبان در انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کند، ‌رضایت می‌دهد. این حکومت شاید با شریک‌سازی قدرت حکومت مرکزی با طالبان هم مشکل نداشته باشد، اما در نهایت می‌خواهد که طالبان آتش‌بس را بپذیرند، به حزب سیاسی بدل شوند و در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و بخت‌شان را بیازمایند. ارگ شاید به طور موقت و به طور نانوشته به دوام سلطه‌ی طالبان بر مناطقی که آنان در اختیار دارند نیز رضایت نشان دهد. اما گروه طالبان بارها گفته‌اند که نظم سیاسی پس از بن را نمی‌پذیرند. سخنگویان غیر رسمی گروه طالبان هم می‌گویند که رهبران شورای کویته به این عقیده‌اند که اگر در انتخاباتی شرکت کنند که زیر چتر نظم سیاسی پس از بن برگزار می‌شود، حیات سیاسی طالبان به عنوان یک سازمان به پایان می‌رسد. به همین دلیل است که بحث تشکیل یک حکومت انتقالی داغ است.

    طالبان به مذاکره با حکومت هم رضایت نشان نمی‌دهند. آنان می‌خواهند که در نهایت با احزاب و سیاست‌مداران بیرون از حکومت مذاکره کنند و نماینده‌گان حکومت هم در نقش یک گروه در مذاکره بیایند. روشن است که وقتی گروه‌ها مذاکره کنند، بحث تشکیل یک حکومت انتقالی برای گذار به نظم سیاسی نو مطرح می‌شود.

    بسیاری از سیاست‌مداران کابل‌نشین به این باور اند که پاکستان هم طرف‌دار تشکیل حکومت انتقالی است. چهره‌های افغانستان‌شناس پاکستانی نزدیک به استبلشمنت آن کشور هم از تشکیل یک اداره‌ی انتقالی دفاع می‌کنند. مثلاً رستم‌شاه مهمند سفیر پیشین پاکستان در کابل که به استبلشمنت آن کشور خیلی نزدیک است، ‌در مقاله‌ای یک حکومت انتقالی ایتلافی را برای افغانستان پیشنهاد کرده است. از سخنان اخیر عمران‌خان هم می‌توان همین طور استنباط کرد که اسلام‌آباد طرف‎دار تشکیل یک حکومت انتقالی است.

    حتماً جنرال‌های پاکستانی و استراتژیست‌های آن کشور به این نتیجه رسیده‌اند که یک حکومت انتقالی که در آن طالبان هم مشارکت داشته باشند، راه را برای نفوذ تعیین‌کننده‌ی اسلام‌آباد در مناسبات قدرت افغانستان باز می‌کند. پاکستان همیشه این روایت را به دنیا فروخته است که طالبان در میان پشتون‌های افغانستان نفوذ دارند و در میان پشتون‌های پاکستانی محبوبیت و به همین دلیل است که تا سطح متحد جنرال‌های پاکستانی ارتقا یافته‌اند. در داخل افغانستان هم روایت آنانی که با طالبان هم‌سویی اعتقادی و سیاسی دارند این است که شورش مجدد گروه طالبان در سال ۲۰۰۴ معلول «ستم» و «بی‌دادی» است که بر پشتون‌ها پس از سال ۲۰۰۱ اعمال شد. آنانی که با طالبان سم‌پاتی دارند می‌گویند که پس از نشست بن «نماینده‌گان واقعی پشتون‌ها» به حکومت راه نیافتند و هم‌چنان عملیات‌های نظامی، بمباردمان‌های کور و بازداشت‌های خودسرانه‌ی افراد هم در روستاهای پشتون‌نشین اتفاق افتاد و این امر شورش مجدد طالبان را کلید زد. انتونیو گوزتوزی آلمانی و شماری از پژوهش‌گران دیگر هم به این باور اند که طالبان در جنوب روی قبایل مشخص نفوذ دارند.

    پاکستانی‌ها هم سیاست‌مداران ناسیونالیست و میهن‌پرست پشتون افغانستان را نماینده‌گان واقعی پشتون‌ها نمی‌دانند. آنان صرف گروه‌هایی را نماینده‌گان واقعی پشتون‌های روستایی معرفی می‌کنند که متحد ارتش پاکستان باشند. پاکستانی‌ها و طرف‌داران‌شان حتا واقعیت‌های مربوط به بافت اجتماعی و قبایلی مناطق جنوبی افغانستان را نادیده می‌گیرند و با ناشی‌گری بیش‌تر پشتون‌های روستایی‌ را طرف‌دار طالبان عنوان می‌کنند. پاکستانی‌ها می‌خواهند با ادغام نیروهای طرف‌دارشان در دولت افغانستان، به پنج هدف عمده برسند. بارنت روبین افغانستان‌شناس امریکایی نوشته است که این پنج هدف عبارت ‌اند از ۱-خروج نیروهای امریکایی ۲-محدود شدن روابط هند و کابل ۳-دسترسی تجارتی به آسیای میانه بدون این‌که به افغانستان امتیاز دسترسی به هند از طریق پاکستان داده شود ۴-توافق روی حوزه‌های آبی مشترک به سود پاکستان و ۵-رسمیت یافتن خط دیورند.

    اگر این اهداف آن طوری که پاکستان می‌خواهد برآورده شود، ‌افغانستان در نقش یک ایالت آن کشور تقلیل می‌یابد و آهسته‌آهسته به یک پایگاه ضد هند بدل می‌شود. روشن است که در این وضعیت هند و بازی‌گران دیگر خاموش نمی‌نشینند. به باور آنانی که اوضاع جنوب آسیا را دنبال می‌کنند، فرهنگ سیاسی هند در سال‌های اخیر به سمت سلطه‌گری میلان یافته است و این کشور اجازه نمی‌دهد که یک افغانستان ضد هند آن طوری که پاکستان می‌خواهد تشکیل شود. روشن است که بازی‌گران دیگر هم به آن‌چه که پاکستان می‌خواهد در کل رضایت ندارند. هند در حال حاضر از موقف حکومت محمداشرف غنی پشتی‌بانی می‌کند.

    پایان جنگ در افغانستان وقتی متصور است که همه‌ی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای روی آینده‌ی سیاسی افغانستان توافق کنند و نیروهای داخلی سیاسی هم از آن حمایت کنند. اگر وضعیت به سمتی پیش برود که صرف یک کشور نقش تعیین‌کننده در مناسبات قدرت افغانستان داشته باشد، ‌قدرت‌های دیگر از آن احساس خطر خواهند کرد و جنگ مجدداً آغاز خواهد شد.

    8am

  • قبل از مذاکرات اخیر قطر، خلیلزاد پنهانی به اسلام آباد رفته بود

    قبل از مذاکرات اخیر قطر، خلیلزاد پنهانی به اسلام آباد رفته بود

    علی رغم عکس العمل های وسیع در برابر اظهارات مشاور امنیت ملی افغانستان حمدالله محب در ارتباط به انتقادات صریح وی از عملکرد خلیلزاد در مذاکرات با طالبان در قطر، جزئیات دیگری نیز وجود دارد که دولت افغانستان را نگران کرده است.

    یک منبع ارگ ریاست جمهوری به شرط اخفای اسم به انسان نیوز گفته است که خلیلزاد اندکی قبل از گفتگوهای اخیر قطر، پنهانی به اسلام آباد سفرنموده و در آنجا با مقامات طالب دیدار کرده است. 

    منبع تأکید می‌ورزد که نمایندهٔ وزارت خارجهٔ امریکا زلمی خلیلزاد برخلاف آن میکانیزمِ اطلاع رسانی عمل میکند که دولت افغانستان و طرف امریکایی به آن توافق کرده بودند.

    پس از دور چهارم مذاکرات در قطر، خلیلزاد به کابل آمده بود و در آنجا جزئیات موضوع را با مقامات افغان در میان گذاشت. علاوه بر آن، فیصله شده بود که خلیلزاد دولت افغانستان و رسانه ها را در ارتباط به هر گونه گفتگوها بموقع مطلع میسازد.

    این در حالی است که نه تنها خلیلزاد به این موضوع توجه ای نکرد بلکه اندکی قبل از دور اخیر گفتگوهای قطر به اسلام آباد پنهانی سفر نموده و در آنجا با مقامات پاکستانی بشمول رهبران طالب دیدار کرده است.

    تقریباً یک ماه پیش عمران خان بیان داشته بود که رهبران طالب را به اسلام آباد دعوت کرده اند. در نتیجهٔ عکس العمل های وسیع، طالبان ظاهراً اعلان کردند که دعوت عمران خان را نپذیرفته اند؛ اما با آن هم، ایشان بدور از دوربین رسانه ها با مقامات پاکستانی و خلیلزاد دیدار کرده اند. 

    منبع ارگ می افزاید که یکی از موضوعات اجندای این دیدار قانع ساختن مقامات پاکستانی بود که به ملا عبدالغنی برادر اجازه بدهند تا به گروه مذاکراتی طالبان در قطر بپيوندد.

    گفته میشود که مقامات پاکستانی در ازای ملا برادر خواستار یک سلسله امتیازات در دور پنجم مذاکرات شده بودند.

    طالب در نخست گفته بودند که ملابرادر همتای زلمی خلیلزاد نه بلکه همتای وزیر امور خارجهٔ امریکا مایک پامپیئو میباشد. بخاطر این نامبرده به قطر نمی رود. در پهلوی آن، آوازه های به نشر رسید که گویا ملابرادر بدلیل تحریماتی که بر وی وضع شده است نمیتواند به قطر سفر نماید.

    ملا عبدالغنی برادر که در پاکستان زندانی بود، به درخواست خلیلزاد از بند رها و در نتیجهٔ این دیدارها و توافقات مخفی توسط یک هواپیمای اختصاصی نظامی امریکایی به دوحه، پایتخت قطر، برده شد تا در گروه مذاکراتی مذاکره کنندگان طالب اشتراک نماید.  یگانه دلیل انتقادات صریح از خلیلزاد توسط مشاور امنیت ملی افغانستان در سفر وی به امریکا این نبود که چرا جزئیات گفتگوهای دور پنجم مذاکرات قطر را با دولت افغانستان شریک نساخته اند. در کنار آن، مهمترین عامل نگرانی های مقامات افغان این کارکردهای ماجراجویانه خلیلزاد اند که در نتیجه آن به حاکمیت ملی افغانستان به دیده تحقیر نگریسته شده است.