در اعلامیه تیم
صلح و اعتدال آمدهاست: «جرگهی به اصطلاح مشورتی صلح که توسط حکومت و با هزینه
بسیار زیاد برگزار شد، نه تنها مشخصات لوی جرگه عنعنوی و معیارهای لوی جرگه قانون
اساسی را نداشت که باعث اختلاف شدید و مشکلات زیادی برای مردم شریف کابل شد.»
در اعلامیه این
تیم انتخاباتی تأکید شده هموطنان شریفی که در جرگه اشتراک نمودند بودند با هوشیاری
و استقامت قابل وصف دسایس علیه روند صلح و قانون اساسی را خنثی ساختند.
باید گفت تیم انتخاباتی صلح و
اعتدال قبلا در بیاینهای جداگانه، برگزاری این جرگه را ضروری ندانسته و همراه و
همصدا با دیگر جریانات مطرح سیاسی، شرکت در این جرگه را تحریم نموده بود.
در بخش دیگری از اعلامیه تیم صلح و
اعتدال تأکید شده: «لوی جرگه در فرهنگ مردم افغانستان باعث وحدت و همدلی بیشتر میگردد،
اما جرگه سفارشی اخیر متاسفانه باعث ایجاد دودستگی و نفاق میان مردم و جریانات
مطرح سیاسی کشور گردید.»
تیم انتخاباتی صلح و اعتدال در
اعلامیه خود از تمامی شرکت کنندگان لویه جرگه مشورتی، به خاطر ایستادگی در برابر
خواست های کمپاینی حکومت و وفاداری به مصالح علیای کشور سپاسگزاری کرد.
به باور تیم صلح و اعتدال حکومت
تلاش داشت تا از طریق تشکیل این جرگه سفارشی به ادامه کار خود پس از اول جوزا،
مشروعیت ببخشد، پروسه صلح را در انحصار خود درآورد و به تخریب روند صلح و حذف
جریانات سیاسی کشور ادامه دهد اما شرکت کنندگان با هوشیاری تمام با وجود فضای
ملتهب، پر از تهدید و ارعاب، به دور از چشم رسانهها زیر بار خواستههای فراقانونی
حکومت نرفتند و حکومت را ناکام ساختند.
تیم صلح و اعتدال
در عین حال میافزاید حکومت توانست از این لویه جرگه برای تبلیغ به نفع خود
استفاده کند.
در اعلامیه تیم انتخاباتی صلح و
اعتدال آمدهاست این تیم ضمن حمایت از گفتگوهای صلح بین الافغانی و تلاش های صلح
ایالات متحده آمریکا، به عنوان یک جریان سیاسی در مذاکرات بین الافغانی شرکت
فعالانه داشته از روند پروسه صلح و ادامه گفتگوهای بین الافغانی به جدیت حمایت مینماید.
آقای عبدالله از منتقدان و تحریمکنندگان لویهجرگهی
مشورتی صلح بود.
او این
سخنان را در سفرش به ترکیه و در مصاحبه با خبرگزاری «آناتولی» مطرح کرد.
به نقل از یک خبرنامه قصر سپیدار که روز شنبه،
چهاردهم ثور نشر شد، آقای عبدالله در این مصاحبه تأکید کرد برگزاری لویهجرگهی
مشورتی صلح به رغم تحمیل هزینه مالی بر مردم و ایجاد وقفه در فعالیتهای اقتصادی
و اجرای امور دولتی، دستآورد جدیدی نداشته است.
لویهجرگهی مشورتی صلح، روز جمعه پایان یافت.
این جرگه که به مدت چهار روز برنامهریزی شده
بود، اما با یک روز تأخیر روز جمعه، سیزدهم ثور، پایان یافت.
قطعنامه
۲۳ مادهای صادر شده توسط
لویه جرگه نتیجه کلی گفتوگو میان بیش از سه هزار نفر در تالار لویهجرگه را نشان
میدهد.
برقراری آتشبس در ماه رمضان، آغاز مذاکرات بینالافغانی،
تأکید بر پایان جنگ و برقراری صلح از موارد مهم این قطعنامه است.
گروه طالبان پیشنهاد آتشبس اعضای لویهجرگه
مشورتی صلح را رد کرده است؛ اما یوناما و ناتو از پیشنهاد برقراری آتشبس حمایت
کردهاند.
رئیس جمهور غنی، روز گذشته در تالار لویه جرگه در کابل از تمام دست
اندرکاران برگزاری لویه جرگه مشورتی صلح به ویژه نیروهای پرافتخار امنیتی و دفاعی
تشکر کرد و گفت: « شما سرمایه سیاسی و اجتماعی بزرگ کشور هستید، کار ما و شما
خاتمه نیافته است، با شما در هر مرحله صلح تماس دوامدار و معنادار خواهیم داشت.»
رئیس جمهور غنی افزود: «در
این لویه جرگۀ عظیم، زنان روایت های تلخ و شیرین دارند. روایت تلخ آن است که آنان
قصه های تلخ مردم را با خود آورده اند تا با بیان آن در زمینۀ صلح همکاری کنند و
از سویی هم حضور گستردۀ زنان بیانگر آن است که نظام جمهوری ما به حضور زنان باور
معنادار دارد.»
رئیس جمهور تأکید کرد: « در این قصه ها و داستان ها، نقاط مشترک
صلح خواهی و استحکام نظام
نهفته است. استحکام نظام مردم محور، استحکام حراست وقار کابل، استحکام افغانستان
منحیث خانۀ پدری و آرزوی هر افغان است.»
رئیس جمهور محمد اشرف غنی
تصریح کرد در حقیقت ۳۱ میلیون انسان این سرزمین از گلوی ۳۲۰۰ نماینده صدا بلند
کردند که صلح ضرورت بدون قید و شرط این ملت است و طالب را به اسلام وافغانیت اش
سوگند دادند که دست از خشونت بردارد و در آبادی کشور سهیم باشد.
رئیس جمهور خاطرنشان نمود: «من به طالبان صدا می زنم که جنگ
کردیم، گاهی پیروز شدید و گاهی پیروز شدیم، گاهی شکست خوردید، گاهی شکست خوردیم و
نتیجه این است که غریب ترین های این خاک در عذاب اند و صلح می خواهند.»
رئیس جمهور گفت: « صلح معنایش زیرپا کردن شما نخواهد بود، صلح
معنایش زیرپا شدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان نخواهد بود، صلح معنایش سرمایه
گذاری بر وجوه مشترک و زندگی صلح آمیز زیر چتر یک نظام افغانستان شمول خواهد بود
که عزت شما را ضمانت خواهد کرد.»
رئیس جمهور غنی افزود به احترام جرگۀ مشورتی صلح و ماه مبارک رمضان
و برای نشان دادن حسن نیت و حرکت دوستانۀ دولت جمهوری اسلامی افغانستان، میخواهد ۱۷۵ تن از طالبان را که از
سالیان متمادی زندانی اند، از زندان رها کند.
رئیس جمهور تصریح کرد: «پیام
من به ملت افغان این است که صدای صلح ما به قوت و عدالت و به قربانی ها و فداکاری
های نیروهای امنیتی و دفاعی ما استوار است و همچنان صدای صلح ما به ارزش های ملی و
دستآوردهای افغان ها استوار می باشد.»
وی افزود این صدا به دیدگاه اقتصادی استوار است و ما باور داریم که
صلح برای همه مفید است و خشونت برای همه ضرر می رساند. بزرگترین هدیۀ صلح برای ما
میلیاردها دالر سرمایهگذاری داخلی و خارجی خواهد بود. جوانان ما دیگر مجبور
نخواهند بود که برای کار راه های دشوار سفر به کشورهای خارجی را در پیش گیرند و
در آنجا کارهای شاقه را تحمل کنند و از وطن فرار نمایند.
رئیس جمهور غنی گفت: «من بالای طالبان صدا می کنم که اگر شما به هر
بهانه جنگ می کنید، نتیجه آن مصیبت و بدبختی است، نه خوشحالی. انتخاب بازهم با
شماست که ملت را خوشحال می سازید و یا وسیلۀ غم و درد بیشتر به ملت می شوید، به
طالبان می گویم، آیا شما گاهی از مردم پرسیده اید، که چه می خواهند؟»
رئیس جمهور اطمینان داد که برنامه صلح معنای عقب نشینی و فروپاشی
را نمی دهد.
وی افزود: «قوای امنیتی و دفاعی ما مانند کوه استوار ایستاده اند و
هیچ چیز را نه تنها از دست نداده، بلکه بسیار پیشرفت داشته اند. معنای طرح صلح قطع
و پایان حضور جهان در افغانستان نخواهد بود، بلکه گذار از حضور نظامی به حضور
انکشافی و توسعه یی و گذار به مرحله دیپلوماسی صلح محور خواهد بود.»
رئیس جمهور با بیان اینکه
معنای صلح دست به ماشۀ تفنگ نخواهد بود، بلکه به معنای دست به کاربودن خواهد بود،
گفت: «پس از صلح روایت ما این خواهد بود که چگونه افغانستان را به دهلیز برق
رسانی و انرژی به جنوب آسیا تبدیل کنیم. چگونه آسیای میانه را پس از صد سال به
جنوب آسیا وصل کنیم. چگونه معادن خویش را برای اولین بار به بازار عرضه نمائیم.»
رئیس جمهور تأکید کرد: « با الهام از قطعنامۀ جرگه مشورتی صلح، از
طالبان می خواهم که در مذاکرات صلح در داخل کشور آماده شوند، ما حاضر هستیم زمینۀ
مذاکرات صلح را در داخل افغانستان فراهم کنیم و می خواهیم افغانستان میزبان صلح
خویش باشد. وی افزود که جرگه مشورتی برایم صلاحیت و مشوره داده است که هیات مذاکره
کنندۀ صلح را تعیین کنم، من تیم مذاکراتی را تعیین می کنم، نه لشکر مذاکره را.»
پیام به همسایهها
رئیس جمهور غنی افزود: پ«یام من به تمام کشورهای منطقه و به خصوص
همسایه ما پاکستان این است، هدیه پس از صلح چنان بزرگ خواهد بود که رشد اقتصادی
شما بالا خواهد رفت، ما صمیمی ترین مناسبات را با همه ای جهان داریم و میخواهیم
این صمیمیت در رابطه ای ما با پاکستان نیز ایجاد گردد.»
وی افزود: «من به پاکستان
صدا می زنم که بیاید همه تردیدها را غلط ثابت کنیم و نشان دهیم که می توانیم
مناسبات تهدید محور را به مناسبات صلح محور و همکاری واقعی تبدیل نماییم. بیایید
ثابت کنیم که تنها کشورهای غربی نیستند که میتوانند منازعات شان راحل کنند، اینجا
نیز تمدن انسانی ای بوده و هست.»
رئیس جمهور از هند به عنوان دوست سنتی و دیرینۀ افغانستان، از
جاپان به عنوان همکار در بخش حیاتی و اساسی و از کانادا به خاطر سهم گیری در
تقویت نیروهای امنیتی و کمک به انکشاف افغانستان ابراز امتنان کرد.
رئیس جمهور گفت: «به همین منوال کشورهای دیگر جهان و همسایه های ما از جمله ترکمنستان و تاجیکستان، از موقف اصولی ایران مبنی بر مذاکره صلح به محوریت دولت افغانستان، از ازبیکستان و اندونیزیا بخاطر اینکه حاضر شده اند تا مذاکرات صلح را میزبانی کنند، تشکر می کنم. همچنان از اتحادیه اروپا، ملل متحد و سایر نهادهای بین المللی، تلاش های فدراتیف روسیه به خاطر صلح، عربستان سعودی و اینکه امامان کعبه شریف و مدینۀ منوره و خادم حرمین شریفین صدای خویش را بلند کردند، تشکر می نمایم و ما به صدای صلح منابر مکه و مدینه لبیک می گوئیم.»
رئیس جمهور خاطرنشان کرد: « از تلاشها و سیاست ایالات متحده
امریکا که برای صلح به راه انداخته است سپاس گذاری میکنم. رابطهی ما با امریکا
یک رابطه بنیادی و درازمدت است. دولت افغانستان نقش مهم در تدوین استراتژی رییس
جمهور ترامپ برای جنوب آسیا داشت که در آن صلح سازی محور اساسی بود، صلح سازی
معنای تجرید افغانستان را نمیدهد، جای هراس و نگرانی نیست.»
رئیس جمهور غنی خطاب به
اعضای جرگۀ مشورتی صلح گفت: «من حاضرم که تقاضای برحق و مشروع شما را که آتش بس
است، عملی سازم، من در صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی خویش جرئت و قوت را می بینم که
در آتش بس نظم و دسپلین را عملی نمایند، اما آتش بس یکطرفه نیست، اگر طالبان به
گونۀ حاضر به آتش بس باشند، ما می توانیم بالای جزئیات تخنیکی آن کار کنیم.»
طالبان کینه و کدورت را کنار بگذارند
در این نشست، استاد عبدرب الرسول سیاف رئیس لویه جرگۀ مشورتی صلح،
ضمن تشکر از حسن نیت رئیس جمهور غنی در قبال تلاش هایش برای صلح، گفت درجریان چند
روز لویه جرگه مشورتی صلح، نمایندگان، با شهامت از ملت نمایندگی کردند و عالیترین
مدارج ادب را به نمایش گذاشتند.
وی افزود: «کینه توزی خصوصیات اهل جنت نیست، بیایید کینه و کدورت
را از دل دور کنیم و کشور خود را از این حالت بیرون سازیم.»
استاد سیاف خطاب به رئیس جمهور گفت: «برشما
شرعاً لازم است که با ملت مشورت نمایید و هیچگاه کار خودسرانه انجام ندهید. در این
جرگه معلوم شد که هیچ نظریه ای تحمیل نشده است و در مورد آوردن صلح با صلابت
تصمیم بگیرید، زیرا ما صلح را آوردنی هستیم.»
رئیس لویه جرگۀ مشورتی صلح خاطرنشان کرد بزرگترین دستاورد جرگۀ مشورتی صلح این است که ما از یک کشور و یک خاک هستیم، به نمایندگی از ملت باید دیدگاه واحد ارائه گردد و ما طرفدار کوشش های پراکنده برای آوردن صلح نیستیم و تلاش ها در این خصوص باید توحید شود و در یک استقامت به پیش برود. باید گفت در مراسم اختتامیه لویه جرگه مشورتی که روز گذشته در تالار لویه جرگه برگزار شد ۳۲۰۰ نمایندۀ انتخابی از تمام افغانستان حضور داشتند. این نمایندگان دیدگاه های شان را طی یک قطعنامه ۲۲ ماده ای در خصوص صلح بیان داشتند.
عبدرب الرسول سیاف، رییس لویهجرگهی مشورتی صلح، در آغاز نشست گزارشدهی کمیتههای کاری این جرگه از اشتراککنندهگان خواست که اعتراض و انتقادهایشان را به صورت کتبی به دبیران کمیتههای این جرگه بسپارند تا به هیأت اداری و ریاست لویهجرگه برسد. به رغم این در خواست یک عضو لویهجرگه مشورتی صلح، صدا به اعتراض بلند کرد. اعتراض او سبب شد که مسوولان امنیتی جرگه او را از تالار اخراج کنند. تصاویری نیز در شبکههای اجتماعی از این صحنه به نشر رسیده است.
محمدعمر داووزی، رییس کمیسیون برگزاری لویهجرگه مشورتی صلح، در دومین روز جرگه با فرشته کوهستانی، عضو لویهجرگه مشورتی صلح که در روز نخست اخراج شده بود، دیدار کرد. آقای داوودزی در صفحه رسمی فیسبوک خود، به نقل از خانم کوهستانی نوشته است که او ارادهی برای اخلال نشست جرگه نداشته است.
ادامهی روند گزارشدهی کمیتههای کاری لویهجرگه
کمیتههای کاری لویهجرگه مشورتی صلح در سومین روز نشست این جرگه روی پرسشهای مطرح شده از سوی کمیسیون برگزاری این جرگه بحث و تبادل نظر کردند. اعضای این جرگه مشورتی صلح که تعدادشان به سههزار و ۲۰۰تن میرسد، پس از رایزنیها روی پرسشهای مطرح شده، که اجندای اصلی جرگه را شکل میدهد، دیدگاهشان را به گونه کتبی به رییسان کمیتهها تسلیم کرده بودند.
رییسان کمیتهها امروز پنجشنبه، دوازدهم ثور گزارششان را در یک نشست علنی و عمومی ارایه کردند و این روند ادامه دارد. تاکنون چندین کمیته گزارش نتایج بحثها و پیشنهادهایشان را به این نشست ارایه کردهاند. بیشتر کمیتههای کاری لویهجرگهی مشورتی صلح، خواهان آتشبس فوری بین طرفهای جنگ شدهاند. همچنان حفظ نظام، قانون اساسی از خواستهای اصلی اعضای لویهجرگه به شمار میرود. قرار است که فردا نتیجه نهایی لویهجرگهی مشورتی صلح اعلام شود.
معترضین همچنین خشم خود را نسبت به سهمیه بندی شدن آزمون ورودی به
دانشگاهها را ابراز داشتند و از اعتراضات مدنی مردم در بغلان که توسط حکومت سرکوب
شد حمایت کردند.
آنان تأکید کردند: «تبعیض، ستم، بیداد و کشتار چنان با تاریخ معاصر
افغانستان عجین شده است که هیچ کسی نمی تواند آنان را انکار نماید و در این میان
مردم ستمدیدهی هزارستان بزرگ بیشتر از همه این ناملایمت ها و تعاملات غیر انسانی و ددمنشانه را تجریه
نموده و شاهد آن بوده اند.»
به گفتهی معترضین، هزارهها روز به روز زورگیری، باج خواهی، گشتار گروهی، شکنجه شدن، به بردگی رفتن و کله منار شدن و در یک کلام تبعیض سیستماتیک را که در زیر لایه های ساختار اجتماعی و سیاسی کشور توسط خصم قبیله گرا و شوونیست تطبیق می شود را بیشتر و بیشتر تجربه مینمایند.
معترضین، انحراف لین برق توتاپ از مسیر اصلی آن (بامیان-
میدان وردگ) ، حذف پروژه های بنیادی چون بندهای برق از مناطق مرکزی، سهمیه بندی
تبعیض آمیز نهادهای تحصیلی نظامی و ملکی و از این طریق بستن درهای دانشگاه به نسلی
که به جای تفنگ قلم و به جای پیوستن به گروهای افراطی رفتن به مکتب و دانشگاه را انتخاب
نموده است را نمونههای بارز ظلم سیستماتیک علیه یک نژاد خاص در افغانستان عنوان
کردند.
ٱنان تأکید کردند حکومت افغانستان می بایست به عنوان مرجع
مسئول در قبال سرنوشت مردم از حرکت های مدنی چون جنبش روشنایی، رستاخیز، تبسم و
صدها موارد مدنی دیگر تقدیر به عمل آورد و به داد خواهی آنان توجه نماید.
معترضین از حرکت مدنی مردم بغلان حمایت کردند و در پیامی
به حکومت محلی بغلان و حکومت مرکزی افزودند که دیگر به ظلم و ستم تن نمیدهند وچون
کوهپایههای بابا با همدیگر در سنگر عدالت، برابری و دادخواهی خواهند ایستاد.
راهپیمایان با صدور قطعنامهای خواستار لغو سهمیه بندی تبعیض آمیز و ظالمانه رشته های تحصیلی دانشگاه شدند و عملی شدن آن را زیانبار خواندند.
« لغو فیصله بی بنیاد، غیر
علمی و ناعادلانه کابینه در یازدهم ثور 1395 مبنی بر انحراف لین برق 500 کیلوولت
از مسیر اصلی آن بامیان-میدان وردگ به سالنگ و به دادگاه کشاندن عاملان اصلی حادثه
خونین دوم اسد» از دیگر خواستههای معترضین بامیانی بود.
آنان همچنین خواستار جلوگیری از سرکوب فعالیت های مدنی و مخصوصا اعتراضات مسالمت آمیز در بغلان شدند و تأکید کردندعاملین کشتار معترضین در ولایت بغلان باید محاکمه شوند.
سرور دانش که شام روز گذشته چهارشنبه 11 ثور 1398، اول می 2019، در
محفل گرامیداشت از روز جهانی آزادی مطبوعات و اولین سالگرد شهادت ده خبرنگار حادثه
شش درک کابل، در سفارت بریتانیا در کابل سخن میگفت، افزود رسانه گری ضمن آنکه یک
کار مقدس و هدف آن بلند رفتن میزان دانایی و آگاهی مردم است، «”یک نوع مبارزه
در راه آزادی و دموکراسی» نیز هست.
دانش آزادی بیان را نماد
وجود دموکراسی و آزادی در جامعه ونقطه مقابل استبداد و خودکامگی خوانده گفت نظام
های دیکتاتوری و خودکامه به هیچ صورت آزادی را بر نمی تابند.
معاون
رئیس جمهور گفت که آزادی بیان در افغانستان نیز فراز و فرودهای زیاد داشته است.
وی با
اشاره به اینکه در گذشته های دورتر خبرنگاران افغانستان در خط مقدم صفوف مبارزات
سیاسی قرار داشتند افزود ما در شرایط کنونی افغانستان نیز در صف مبارزه قرار
داریم؛ مبارزه با افراط گرایی، مبارزه با تحجر و تعصب و مبارزه با تروریزم و در خط
مقدم این مبارزه طاقت فرسا خبرنگاران ما قرار دارند.
وی
خشونت و نا امنی، مشکلات ناشی از عدم دسترسی به اطلاعات، مشکلات اقتصادی رسانه ها
و عدم رعایت حقوق و امتیازات خبر نگاران ازسوی مالکان رسانه را از چالش های اساسی
فراروی فعالیت مطبوعات و رسانه گران کشور خواند.
معاون
رئیس جمهور اما در باب موقف دولت افغانستان در مورد آزادی بیان و مطبوعات گفت
حکومت افغانستان هیچ گاه به طور عمدی موقف منفی نداشته است ولی ما منکر برخی از
کاستی ها در این مورد و یا برخوردهای نادرست برخی از نهادها یا افراد دولتی نیستیم
اما از نگاه پالیسیها و رویکردهای اصلی و اجراآت رسمی همواره طرفدار جدی آزادی
بیان و رشد رسانه ها بوده ایم.
دانش،
روند تکاملی قانونگذاری در حمایت از آزادی بیان و رسانه ها؛ تأسیس کمیته مشترک
مصونیت حکومت و خبرنگاران برای تعقیب قضایای خشونت علیه خبرنگاران؛ حمایت از صندوق
حمایت از خبرنگاران و تقویت آن، تصویب قانون دسترسی به اطلاعات و تأسیس کمیسیون
مستقل دسترسی به اطلاعات را به عنوان بخش از اقدامات حکومت در حمایت آزادی بیان و
آزادی مطبوعات برشمرد.
وی از اراده قاطع حکومت در حمایت از آزادی بیان و حمایت از رسانه های آزاد خبرداده گفت آزادی بیان محصول مبارازت آزادیخواهانه مردم افغانستان است و به همین جهت است که آزادی بیان در همه حالات حتی در سرنوشت ساز ترین موضوع یعنی مسأله صلح با مخالفان دولت، خط سرخ حکومت و مردم ما است و نباید به هیچ کس اجازه داده شود که به آزادی های مردم و رسانه ها تعرض صورت بگیرد.
جایس لیور، شارژدافیر سفارت بریتا در کابل، نیز
ضمن گرامی داشت از روز جهانی آزاد مطبوعات، از کارکرد حکومت افغانستان در زمینه
حمایت از آزادی بیان و مطبوعات آزاد به نیکی یادکرد و بر ادامه همکاری دولت بریتا
در حمایت آزادی بیان و آزادی مطبوعات در افغانستان تأکید کرد.
این درحالیست که امریکا
پیش از این مناطق تحت کنترل طالبان و حکومت افغانستان و شرایط تحولات امنیتی را
رصد و بررسی مینمود و نتایج آن را معیار سنجش پیشرفتهای امنیتی قرار میداد.
این معیار در حالی کنار گذاشته شده است که گروه
طالبان عملیاتی را تحت نام «الفتح» با هدف تشدید جنگ علیه نیروهای افغان و مأموریت
حمایت قاطع اعلام کرده است.
اداره بازرس ویژهی امریکا برای بازسازی
افغانستان (سیگار) در گزارشی تازه که سهشنبهشب گذشته همگانی شد، اعلام کرد ارتش
امریکا دیگر ساحات و حدود کنترل دولت و نیز مناطق تحت تصرف طالبان را رصد و سنجش
نمیکند.
ارتش امریکا در تماس با گزارشگر سیگار این موضوع
را تأیید کرده است.
مأموریت حمایت قاطع نیز به سیگار گفته است سنجش و
بررسی ساحات زیر کنترل دولت و مخالفان مسلح اهمیت راهبردی محدود داشته و کمتر
براساس آن تصمیم گرفته میشده است.
اما جان ساپکو، بازرس ویژه امریکا در امور
بازسازی افغانستان، به رویترز گفته است: «مسأله بسیار روشن است، این تصمیم سبب شده
است تا مالیاتدهندهگان امریکایی اطلاعات بسیار کمتری درباره میزان موفقیت یا
شکست سرمایهگذاریها در افغانستان در اختیار داشته باشند.»
پیشتر سیگار و دیگر نهادهای مربوط، با استفاده
از سنجش و رصد ارتش امریکا از ساحات، کنترل طرفهای درگیر جنگ و میزان نفوذ آنها
را اعلام میکرد.
در ماههای اخیر گفتوگوهای گرم و جدی میان
نمایندهگان امریکا و گروه طالبان در پیوند به روند صلح افغانستان در جریان است.
قرار است که ششمین دور دیدار رسمی نماینده امریکا و گروه طالبان امروز آغاز شود.
در پنجبار گفتوگوی رسمی نمایندهگان امریکا و گروه طالبان که تاکنون انجام شده،
تنها روی پیشنویس خروج نیروهای خارجی از افغانستان و استفاده نشدن از خاک
افغانستان برای اهداف تروریستی توافق شده است.
این
بیانیه امروز چهارشنبه، ۱۱ ثور، از سوی دفتر هیأت معاونت سازمان
ملل متحد در کابل یا یوناما به مناسبت سوم می، روز جهانی آزادی رسانهها، نشر شد.
سفیران امریکا، آسترالیا، کوریا، بریتانیا،
کانادا، اتحادیه اروپا، دانمارک، فنلند، فرانسه، هالند، ناروی آلمان، نماینده ویژه
دبیر کل سازمان ملل متحد برای افغانستان و نماینده ملکی ناتو از امضاءکنندهگان
این بیانیه هستند.
امضاءکنندگان
این بیانیه از دولت افغانستان خواهان اطمینان از عدم معافیت عاملان حملات علیه خبرنگاران
شده و تأکید کردهاند هرنوع تهدید علیه خبرنگاران غیرقابل قبول است.
آنها
همچنان خواهان توجه به امنیت خبرنگاران از سوی دولت شدهاند و نیز بر خاتمه یافتن
حمله نیروهای امنیتی و تفنگداران علیه خبرنگاران تأکید کردهاند.
در
این بیانیه که با عنوان «بیانیه مشترک جامعه جهانی در مورد روز جهانی آزادی
مطبوعات» نشر شد، نسبت به چالشهای موجود در برابر زنان خبرنگار ابراز نگرانی شده
است.
بر اساس بیانیه، زنان خبرنگار در افغانستان با
چالشهای فراوان مواجهاند.
در بیانیه تأکید شده است بیشتر خبرنگاران زنان
در مناطق دوردست و بیرون از محدوده شهرهای کلان، به دلیل «زن و خبرنگار» بودن با
تبعیض مواجهاند و با وجود پیشرفتهایی که تاکنون به دست آمده است، شمار زنان
خبرنگار اندک است.
با
این حال، جامعه جهانی آزادی رسانهها در کشور را دستآوردی بزرگ عنوان کرده و گفته
است مردم افغانستان به این دستآورد ببالند و برای حفظ آن کوشش کنند.
جامعه
جهانی گفته است حق دسترسی به اطلاعات صرف در قانون تذکر داده شده، اما در عمل
پیاده نشده است و حکومت باید در این مورد توجه کند.
از
سویی هم، سازمان ملل متحد و جامعه جهانی از کارهای رسانههای کشور ستایش کرده آن
را برای کاهش فساد و تقویت حکومتداری خوب مفید خوانده است.
همچنان
در این بیانیه، تلف شدن هرخبرنگار فاجعه توصیف شده و تأکید شده است داعش و طالبان
باید به دلیل قتل خبرنگاران نکوهش شوند.
جامعه
جهانی با اشاره به کشته شدن ده خبرنگار در دهم ثور سال گذشته در کشور که نه نفر آنها
در کابل کشته شدند، گفته است قتل یک خبرنگار حمله بالای ارزشهای دموکراتیک است.
افغانستان
سال گذشته یکی از خطرناکترین کشور برای خبرنگاران عنوان شد. در این سال حدود
اضافهتر از بیست خبرنگار در جریان انجام کار رسانهای کشته و زخمی شدند.
گفتنیست آقای خلیلزاد در این سفرش، مقامهای پاکستانی را تشویق کرده است تا گام علمی را در حمایت از روند صلح افغانستان و تأمین اجماع منطقهای برای صلح، بردارند.
آقای خلیلزاد سهشنبهشب
(دهم ثور) در تویتی نوشت سفر او به اسلامآباد پایان یافته است و او در این سفر
مقامهای پاکستانی را تشویق کرده است تا نقش خود را برای ایجاد اجماع منطقهای در
حمایت از روند صلح افغانستان بازی کنند. نماینده ویژه امریکا در امور صلح
افغانستان تأکید کرد که زمان اقدام عملی پاکستان برای حمایت از روند صلح افغانستان
فرا رسیده است.
او در ادامه نوشت پاکستان
از تلاشها برای آغاز گفتوگوهای بینالافغانی حمایت میکند و به کمک برای کاهش
خشونتها در افغانستان متعهد است. خلیلزاد تصریح کرد برقراری صلح در افغانستان،
به نفع منطقه است.
در همین حال، سفارت
امریکا در اسلامآباد با نشر خبرنامهای اعلام کرد که نماینده ویژه این کشور در
امور صلح افغانستان در سفر دو روزهاش به اسلامآباد با مقامهای بلندپایه ملکی و
نظامی این کشور دیدار و در پیوند به پروسه صلح افغانستان گفتوگو کرده است.
معاون وزارت امور خارجه امریکا نیز در این سفر
زلمی خلیلزاد را همراهی میکرد.
به نقل
از خبرنامه، خلیلزاد از مقامهای پاکستانی خواهان حمایت از شروع گفتوگوهای بینالافغانی،
کمک برای کاهش خشونت در افغانستان و اقدامات لازم برای حلوفصل جامع مسأله
افغانستان از سوی این کشور شده است.
نماینده ویژه امریکا در
امور صلح افغانستان تأکید کرده است پایان دادن به جنگ، برقراری صلح و ثبات دایمی
در افغانستان مانع تبدیل شدن این کشور به لانه تروریسم بینالمللی میشود و به این
ترتیب از افغانستان علیه کشورهای دیگر به شمول امریکا برای اهداف تروریستی استفاده
نخواهد شد.
خلیلزاد به مقامهای
پاکستانی خاطرنشان کرده است پایان جنگ در افغانستان برای همبستگی اقتصادی مهم است.
دور هفتم سفر آقای
خلیلزاد که در بیستویکم ماه جاری میلادی آغاز شده تا یازدهم ماه مِی ادامه خواهد
یافت.
آقای
خلیلزاد در این دور از سفرهایش به افغانستان، هند، بریتانیا، پاکستان، روسیه و
قطر سفر میکند.
زلمی خلیلزاد تاکنون به بریتانیا، روسیه،
پاکستان و افغانستان سفر کرده است. در همین حال گزارش شده است آقای خلیلزاد به
قطر رفته است.
هدف کلی این دور از سفرهای آقای خلیلزاد، تسهیل
روند صلح همهجانبه در افغانستان خوانده شده است.
ایجاد اجماع بینالمللی و پیشبرد مذاکرات با
گروه طالبان از دیگر اهداف این دور از سفرهای نماینده ویژه امریکا در امور صلح
افغانستان عنوان شده است.
آقای
خلیلزاد روز گذشته سهشنبه، دهم ثور به مناسبت اولین سالگرد کشته شدن ۹ خبرنگار در شش درک کابل
در توییتی نوشته است: «ما صلحی میخواهیم که در سایهی آن نهادها و ارزشهای
دموکراتیک نظیر آزادی رسانهها تقویت شود.»
نماینده ویژه امریکا در
امور صلح افغانستان، با اشاره به رویداد دهم ثور سال گذشته، گفته است که این
خبرنگاران جان شان را برای ثبت تاریخ و بیان حقیقت قربانی کردهاند و باید صلح
آزادی رسانهها را تقویت کند.
سال گذشته هنگام پوشش یک
رویداد خبری، مهاجمان، خبرنگاران را هدف قرار دادند. در این رویداد بیش از ۹ خبرنگار کشته و زخمی
شدند.
از جانب دیگر، عبدالله
عبدالله، رییس اجرایی حکومت وحدت ملی که به مناسبت اولین سالگرد کشته شدن ۹ خبرنگار در کابل صحبت میکرد،
گفت، مردم از قربانی شدن آزادی بیان در جریان گفتوگوهای صلح نباید نگران باشند.
او تأکید کرد که مردم افغانستان برای رسیدن به
آزادی و آزادی بیان قربانی دادهاند و به سادگی از آن نمیگذرند.
این همه در حالی است که
این روزها با تشدید تلاشها برای برقراری صلح نگرانیها از استقرار دوباره حاکمیت
طالبان و قربانی شدن آزادی بیان نیز تشدید یافته است.
اما
مقاهای امریکایی و افغان بارها اطمینان دادهاند که آزادی بیان و دستآوردهای مردم
افغانستان قربانی صلح نخواهد شد.
عدم دسترسی به اطلاعات یکی
دیگر از مشکلات خبرنگاران عنوان میشود.
سازمان
گزارشگران بدون مرز در گزارشی اعلام کرده است افغانستان در ردهبندی جهانی آزادی
رسانهها، با سه پله افت از جایگاه ۱۱۸ به رده ۱۲۱ نزول کرده است.
این جرگه دیروز دوشنبه گشایش یافت و برای چهار روز برنامهریزی شده است. طرح احتمالی تمدید لویهجرگه از اختلافات بر سر چگونگی تعیین هیأت اداری این جرگه ناشی شده است.
عبدالرشید ایوبی، از سخنگویان کمیسیون برگزاری لویهجرگهی مشورتی صلح، گفته است که احتمالاً زمان برگزاری لویهجرگهی مشورتی صلح برای یک یا دو روز دیگر تمدید خواهد شد.
او گفته است که برگزارکنندهگان لویهجرگه برای مدیریت این جرگه در روزهای جمعه و شنبه نیز آمادهگی دارند.
دلیل این اقدام جنجالی شدن روند گزینش معاونان و دبیران برای ریاست لویهجرگهی مشورتی صلح خوانده شده است. روز گذشته پس از آنکه ریاست لویهجرگهی مشورتی صلح چهار نفر را به حیث معاون این جرگه معرفی و انتصاب کرد، اشتراککنندهگان لویهجرگه با آن مخالفت کردند و قرار شد که این انتخابات سهشنبه، دهم ثور برگزار شود و اعضای هیأت اداری لویهجرگهی مشورتی از سوی اشتراککنندهگان به صورت انتخابی گزینش شود.
بر اساس اجندای از پیش اعلام شده، باید روند تعیین اعضای هیأت اداری روز دوشنبه هفته جاری پایان مییافت و کمیتههای ۵۱ گانهی آن کارش را آغاز میکرد.
اکنون انتخابات کمتیهها برای گزینش رییسان و دبیران آن تکمیل شده است اما کار اصلی کمیتهها که بحث روی موضوعات مرتبط به پروسه صلح میباشد، آغاز نشده است.
لویهجرگهی مشورتی صلح بنا بر تصمیم حکومت روز دوشنبه گشایش یافت.
برای این جرگه چهار روز در نظر گرفته شده است. گفته شده است که ۳ هزار و ۲۰۰ نفر در لویهجرگهی مشورتی صلح شرکت کردهاند.
اعضای این جرگه انتخابی اند و زیر نظر شوراهای ولایتی گزینش شدهاند. بر اساس اعلام حکومت، در این جرگه خطوط اساسی صلح و چگونگی دستیافتن به آن تعیین میشود.
شمار زیادی از احزاب سیاسی و دستههای انتخاباتی در این جرگه شرکت نکردهاند. از دید آنها، این جرگه برای اشرف غنی یک کمپین انتخاباتی است و از همین رو آن را تحریم کردهاند. اما رییس جمهور غنی این ادعا را تکذیب کرده است.
او در مراسم گشایش لویهجرگهی مشورتی صلح گفت که هدف از برگزاری این جرگه، کمپین انتخاباتی نیست، زیرا اگر چنین بودی، نام لویهجرگه نبود.
این ویدیو که به تازگی روی شبکه
رسانهای فرقان، منسوب به داعش، پخش و نشر شده است ابوبکر البغدادی رهبر داعش را
نشان می دهد.
در این ویدیوی ۱۸ دقیقهای، مردی که گمان می رود ابوبکر البغدادی باشد در مورد بازگشت
داعش و گرفتن انتقام حرف می زند.
او در این ویدیو به شکست های داعش
در عراق و سوریه واکنش نشان می دهد و از جنگ طولانی و انتقام حرف می زند.
داعش هشت ماه قبل در سوریه شکست های
سنگینی خورد و شهر باغوز آخرین پایگاه خود را از دست داد.
البغدادی در این ویدیو به حملات
انفجاری اخیر در سریلانکا اشاره کرده می گوید گروهش این حملات را در انتقام به
شکست شان در سوریه انجام دادند.
او آخرین بار پنج سال پیش در مسجد
جامع شهر موصل عراق در انظار عمومی ظاهر شد و خلافت اسلامی را اعلام کرد، بعد از
آن او دیگر دیده نشد.
در ویدیوی تازه، او آهسته صحبت می
کند و فربه تر و ریشش دراز تر دیده می شود.
بغدادی که اصالتا عراقی و نام واقعی
او «عواد ابراهیم البدری» است در سال ۱۳۵۰ در ایالت صلاح الدین عراق به دنیا
آمد. او از کودکی شدیدا بنیادگرا و متشرع بود. وی از بیست سال به این طرف به سلفیت
روی آورده است.
گروه داعش بعد از شکست های شدید
درسوریه و عراق کاملا متلاشی شد ولی هنوز بقایایش در بعضی جاها دیده می شود و هر
از گاهی مسوولیت حمله هراس افگنانه ای را بر عهده می گیرد.
با گذشت کمتر از دو دهه از پایان حکومت طالبان در افغانستان، این کشور همچنان در تکاپو برای دستیابی به امنیت پایدار، با مسایل مختلف از جمله مذاکرات صلح با گروههای مختلف داخلی، جنگ با افراطگرایان، جذب کمکهای خارجی، نشستهای پیدرپی صلح در کشورهای مختلف و حالا هم دایر کردن لویهجرگه عنعنهای صلح است تا بتواند راهی برای این معضل پیدا کند.
صلح، دوستی و آرامش، گمشده هرافغانستانی است. از ۱۹۷۸ تا امروز جنگ و خشونت به صورتهای مختلف ادامه دارد و صلح تنها رؤیایی است که در این کشور به حقیقت مبدل نشده است. مردم افغانستان در گذشته و حال، از لویهجرگه به منظور حل بحرانهای داخلی و تصمیمات کلان استفاده کردهاند و میکنند. لویهجرگه شکل تکامل یافته همان جرگهای است که از چندین سده به این طرف مورد توجه دولت –ملت بوده است.
در افغانستان سنتی وجود دارد که براساس آن به هنگام تصمیمگیریهای بزرگ، چه در سطح قومی و منطقهای و چه در سطح ملی، نمایندهگان اقوام، مناطق و نواحی مختلف به شیوههای خاصی برگزیده میشوند و در جایی گردهم میآیند و پس از بحث و مناظره درباره موضوعات و مسایل قومی، منطقهای و ملی تصمیم میگیرند و بدان مشروعیت میبخشند. این تصمیمگیریها از حوزه ملی قومی تا گستره موضوعات ملی مانند تعیین زعیم، رهبر، حاکم، صلح، جنگ، تغییر و تصویب قانون اساسی و نظام سیاسی، اصلاحات و… را در بر میگیرد. لویهجرگه از دو کلمه لویه (در زبان پشتو) به معنای بزرگ، بزرگسال ریشسفید و جرگه (در زبان فارسی) به معنای حلقه، مجموع، گروه، انبوهی از مردم، مجلس، صف، قطار و… تشکیل شده است.
در گذشته عمدتاً اعضای لویهجرگه ریشسفیدان، اهل معارف و مشاهیر قوم بودهاند، ولی در مواردی علاوه بر آنها افراد و اشخاص دیگری را نیز شامل میشده است. هراندازه که مسایل فراگیرتر بوده، به همان اندازه تعداد افراد و اعضا افزایش یافته است.
لویهجرگهها به دو نام عادی و اضطراری شناخته شدهاند. جرگه عادی معمولاً به هنگام تغییر نظام حاکم و قانون اساسی و یا تصویب قانون اساسی جدید تشکیل میشده است و جرگه اضطراری به هنگام تصمیمگیریهای ورود به جنگ یا صلح و بیطرفی و تعیین زعیم و حاکم و رهبر منعقد میشده است.
به سبب اهمیتی که لویهجرگهها در حیات سیاسی و اجتماعی کشور داشته است، نحوه و زمان تشکیل آن در قوانین اساسی کشور پیشبینی شده است. جایگاه لویهجرگه گاه در غیبت قانون اساسی و نظام سیاسی حاکم، برای تصمیمگیریهای مهم و مشروعیت بخشیدن به آنها روشن است؛ نکتهی مهم آن است که لویهجرگه با وجود قانون اساسی و ساختار حاکم سیاسی و حتا پارلمان، نیز از جایگاه مشروعیتبخشی عمده برخوردار است (سرور مولایی، ۱۳۸۱: ۸۶). حکومت وحدت ملی به منظور حل بحران کنونی، میخواهد از طریق لویهجرگه، طرح صلح افغانستان را بررسی کند تا آرزوی دیرینهی مردم افغانستان به حقیقت مبدل گردد.
جرگههای محلی پدیده طبیعی–تاریخی افغانستان است. «این جرگهها از گذشتههای دور تا کنون در افغانستان وجود داشته و عملیترین شیوه مدیریت سنتی اجتماعی در دهات [و] محلهها به شمار میرود.»
جرگههای قومی، پدیده تاریخی–قومی افغانستان بوده است. این جرگهها با انگیزه «برخوردهای قومی و یا بروز اختلافها و مسایل مهمی که تصمیمگیری و تلاش مشترک ایجاب میکند، تشکیل میشود.»
اما جرگههای ملی پدیده سیاسی–تاریخی افغانستان است که به مثابه نماد اراده ملی تلقی میشود و همواره حلال مشکلات کشور بوده است.
تاریخچه لویهجرگه افغانستان
اولین جرگه افغانستان در سال ۱۷۰۹ میلادی به هدف انتخاب زعیم مردم دایر شد که طی آن میرویس نیکه به عنوان رهبر انتخاب گردید. دومین لویهجرگه در سال ۱۷۴۷ میلادی دایر شد که پس از بحث و مذاکره، احمدشاه درانی به عنوان رهبر انتخاب و مشروعیت اداره حکومت آن اعلام گردید. سومین لویهجرگه در نوامبر ۱۸۴۱ میلادی همزمان با حمله بریتانیا به افغانستان، به هدف دفاع از تمامیت ارضی و حفظ حاکمیت ملی تشکیل شد. چهارمین لویهجرگه در زمان زمامداری شیرعلی خان (۱۸۶۵) به هدف مشروعیت بخشیدن به حکومت دایر گردید. در این لویهجرگه ۲۰۰۰ نفر حضور داشتند. پنجمین لویهجرگه در دوره زمامداری امیر حبیبالله خان (۱۹۱۵ میلادی) دایر شد که طی آن موضوع بیطرفی افغانستان در جنگ اول جهانی اعلام گردید.
ششمین و هفتمین لویهجرگه افغانستان در دوره زمامداری امانالله خان در سالهای ۱۳۰۱/ ۱۹۲۰ میلادی و ۱۳۰۳ با هدف تبیین و تصویب قانون اساسی افغانستان در جلالآباد و پغمان دایر گردید. در لویهجرگه جلالآباد نخستین قانون اساسی کشور به تصویب رسید و متعاقباً لویهجرگه دیگر به هدف تعدیل قوانینی در پغمان دایر شد. هشتمین لویهجرگه در زمان زمامداری محمد نادر خان (۱۹۳۰ میلادی) تشکیل شد. لایحههای انتخابات شورای ملی، رنگ بیرق و استرداد داراییهای امانالله خان از محورهای بحث آن بود. نهمین و دهمین لویهجرگه افغانستان در زمان زمامداری محمدظاهرشاه دایر گردید و یازدهمین لویهجرگه افغانستان در سال ۱۹۷۷ میلادی در دوره جمهوری محمدداوود به هدف تثبیت نظام جمهوری و اهداف سیاسی و ارتباطی که رییس جمهور در نظر داشت، دایر شد. در دوره زمامداری کمونیستها در افغانستان (۱۹۸۵) و در دوره حاکمیت مجاهدین (۱۹۹۳میلادی) تحت عنوان شورای اهل حلوعقد اقداماتی در این راستا به عمل آمد.
لویهجرگه بهار ۱۳۸۱
این لویهجرگه پس از ۲۳ سال جنگ و بحران، براساس برنامههای کمیسیون تدویر لویهجرگه اضطراری و حمایت سازمان ملل و همکاری سازمانهای بینالمللی به تاریخ ۱۰ جون ۲۰۰۱ در محوطه دانشگاه پولیتکنیک کابل دایر گردید و به مدت ۹ روز ادامه یافت. این لویهجرگه با حضور و بیانیه محمدظاهر شاه افتتاح شد و در حالی که ۱۶۵۰ نفر نمایندههای انتخابی و انتصابی حضور داشتند، در شرایط ویژه و استثنایی شروع به کار کرد. این جرگه، ویژهگیهای منحصر به فردی داشت: ۱۶۵ نماینده از قشر زنان حضور داشتند و اقوام مختلف افغان زیر یک سقف بزرگ ملی به هدف تعیین زعامت ملی، ساختار دولت، انتخاب و تعیین پستهای کلیدی و تعیین خط مشی آینده کشور جمع شدند (عصمتاللهی، ۱۳۷۹: ۱۶۸).
لویهجرگه یک آرمان ملی و امروزه یک نیاز جدی در افغانستان است. برای رفع نیاز جدی و رسیدن به آرمان ملی و کشوری، باید از وسایل و ابزاری کار گرفته شود که دارای صبغه واقعاً ملی باشد. لویهجرگه به عنوان عالیترین ارگان در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده و بدون اراده رییس جمهور موجودیت مستقلی ندارد و دایمی نیست (زنگنه پیمان و دیگران، ۱۳۹۵: ۱۱۴). محمداشرف غنی، رییس جمهور افغانستان، تلاش میکند که از جرگه مشورتی کنونی، طرح صلح افغانستان را تدوین کند تا ثبات نسبی در افغانستان حاکم شود.
فرصتهای صلح نباید از دست برود
فرایند صلح افغانستان عملاً از سال ۱۳۶۱ از سوی سازمان ملل متحد آغاز شد و متعاقب آن با دخالت سازمان کنفرانس اسلامی، کشورهای منطقه و فرامنطقه و تحت فشار افکار عمومی گروههای درگیر به پروسه صلح پیوستند و تلاشهایی را در این زمینه انجام دادند که هم اکنون نیز ادامه دارد؛ اما هیچکدام از تلاشهای فوق منجر به ختم بحران و استقرار صلح در افغانستان نگردید. بحران با شدت بیشتر همچنان ادامه یافت و ادامه دارد. علیرغم تلاشهای جامعه بینالملل، قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، احزاب سیاسی، نهادها و شخصیتهای سیاسی افغانی در داخل و خارج افغانستان، تا کنون صلح که همان گمشده مردم افغانستان است، مستقر نشده است. امروزه اشرف غنی و تیم حاکم به شدت تلاش میکنند تا از فرصت موجود استفاده کنند.
آنها به هدف تحقق صلح، جرگه مشورتی صلح را دایر کرده و تمام نمایندهگان مردم افغانستان از سراسر کشور در این جرگه شرکت کردهاند تا یک راهکاری درست و مناسب زیر چتر همدلی و همسویی ارایه کنند. اگر به مسأله صلح افغانستان بیشتر نظر بیاندازیم و بحران افغانستان را بیشتر واکاوی کنیم، بحران این کشور را در سه سطح میتوان مورد ارزیابی قرار داد: سطح کلان و بینالمللی، سطح منطقهای و سطح داخلی. در سطح کلان، سه مسأله مهم مینماید: ثبات افغانستان، امنیت افغانستان و توسعه نیافتگی این کشور. ثبات سیاسی در یک کشور منوط به قرار گرفتن پازلهای متعدد در کنار یکدیگر است. سازش سیاسی بین نیروهای سیاسی و ترسیم فضای مهندسی سیاسی، پذیرش واقعیتهای سیاسی–اجتماعی، ارتقای آگاهی سیاسی، تأکید بر فراهم ساختن زمینههای ثبات، تأکید بر افزایش مشروعیت حکومت و مسایلی از این قبیل، از جمله موارد سیاسی به حساب میرود. در مقوله امنیت، این مسأله عنصر قوامبخش یک نظام سیاسی است.
به نقل از هشت صبح، امروزه امنیت دامنهی بسیار گسترده دارد و امنیت نظامی در سادهترین معنا به ذهن متبادر میشود و توسعه نیز مهمترین کلیدواژه یک کشور است (میرزایی، ۱۳۹۵: ۸۴). برگزاری جرگه مشورتی صلح شاید تنها راه کوتاه و باثبات و تنها نهادی باشد که ثبات، امنیت و توسعه نیافتگی کشور در آن توسط نمایندهگان همهی اقوام مورد بحث قرار میگیرد. این پازلها در کنار همدیگر جمع شدند تا صلحسازی و همدیگرپذیری را از زیر چتر جرگه مشورتی به مردم افغانستان نشان بدهند؛ اینکه مردم افغانستان خواهان صلح و ثبات دایمی هستند. به جای اینهمه منفیبافیها، بهتر خواهد بود که رهبران سیاسی، نخبهگان ابزاری–فکری، سیاسیون و صاحبان قدرت از تشتت و واگرایی جلوگیری کنند. مردم افغانستان خواهان صلح پایدار از هر طریق و ابزاری که باشد، هستند.
آقای اسماعیل خان میگوید هرگاه شرکت کنندهگان لویه جرگه بر ادامه کار حکومت که به گفته او مشروعیتاش را از دست داده است تاکید کنند، کشور به صلح نخواهد رسید.
به گفته اسماعیل خان، حکومت تا پایان همین ماه مشروعیتاش را از دست میدهد.
اسماعیل خان گفت: «اگر امروز ای لویه جرگه فعلی در حالی که حکومت عملا مشروع نیست بر دوام حکومت تاکید بکنند، یقین داشته باشید ما به صلح نمیرسیم.»
آقای اسماعیل خان هشدار میدهد اگر درین جرگه عدالت صورت نگیرد، شهروندان کشور به صلح دست پیدا نخواهند کرد.
اسماعیل خان گفت: «ما از اعضای جرگه مشورتی صلح میخواهیم که نمایندهگانی که به هر ترتیب به جرگه رفتهاند عادلانه بیاندیشند، گرچند رییس جمهور افغانستان دوام حکومت خود را اعلام کرده است.»
در همین حال رییس شورای علمای حوزه غرب کشور هشدار میدهد که اگر حکومت و طالبان به توافقی دست نیابند خونریزی در کشور بیشتر خواهند شد.
عالمان دین در هرات از طالبان و حکومت میخواهند که به یک توافق دیدگاه برسند و به جنگ و خونریزی در افغانستان نقطه پایان بگذارند.
مولوی خداد صالح، رییس شورای علمای حوزه غرب، گفت: «ما از رهبران سیاسی خود میخواهیم که به واسطه خدا به واسط ملت مظلوم ایثار کنند، فدا کاری کنند، به واسط خدا دست محبت، دست اخوت، دست صمیمیت را به هم دیگر بدهند، دور یک میز جمع شوند و صلح را در کشور بیاورند.»
این نگرانیها در حالی ابراز میشوند که لویه جرگه مشورتی صلح با شرکت سه هزارو دو صد تن از سراسر کشور به روز دوشنبه برگزار شد و اعضای این جرگه در بیش از پنجاه کمیته برای چهار روز روی چگونهگی روند گفتوگوهای صلح با هم بحث خواهند کرد.
ارتش پاکستان روز دوشنبه به رهبران جنبش حفاظت
از پشتونها هشدار داد که شیوههای اعتراضهای آنان دیگر پذیرفتنی نیستند.
سخنگوی ارتش پاکستان، جنبش حفاظت از
پشتونها را به گرفتن پول از کشورهای دیگر متهم کرده است، اما این جنبش میگوید
که با هراسافگنی مبارزه میکند و برای پشتونها در پاکستان، خواهان عدالت است.
جنبش حفاظت از پشتونها در پاکستان از
سال گذشته به این سو، حرکتهای اعتراض آمیز را در برابر هراسافگنی در بخشهای
پشتون نشین پاکستان آغاز کرده است.
اما این جنبش به علت انتقادهایش از
ارتش و استخبارات نظامی پاکستان، با مخالفت این نهادها رو به رو شده است.
سخنگوی ارتش پاکستان به این گروه اتهام
میبندند که از سوی کشورهای دیگر تمویل میشود.
آصف غفور، سخنگوی ارتش پاکستان، گفت:
«من از آنان میپرسم که بیشتر از آن چه که در وبسایت توضیح دادهاید پول دارید.
بگویید که چقدر پول دارید؟ آیا جزئیات را در دست دارید؟ این پول چقدر است و از کجا
میآید؟»
اما یکی از رهبران جنبش حفاظت از پشتونها
که عضو مجلس نمایندهگان پاکستان نیز است با انتقاد از گفتههای سخنگوی ارتش
پاکستان، میپرسد که چرا خواستهای این جنبش برآورده نشدهاند.
محسن داور، از رهبران جنبش حفاظت از
پشتونها، گفت: «ما حساب قتلهای هدفمند را میخواهیم. حساب قتلهای فراقانونی را
میخواهیم. حساب آن ناپدید شدهگانی را میخواهیم که بیهیچ جرم و محاکمهیی، ده
ده سال را در زندانها سپری کردهاند. اما هنگامی که کسی این مسایل را مطرح کند،
به او اتهام میبندند که یک برنامه خارجی را به پیش میبرد.»
اما این نماینده پشتونها در مجلس
نمایندهگان پاکستان، اجازه نیافت که سخنانش را به پایان برساند و نشست مجلس
نمایندهگان پاکستان با تنشهای لفظی میان این نماینده و یکی دیگر از نمایندهگان
پشتونها با رییس پارلمان پاکستان به پایان رسید.
اما جنبش حفاظت از پشتونها بر ادامه
پیکارهایش تا هنگامی که به خواستهایش برسد تاکید میورزد.
لویه جرگی مشورتی صلح دیروز 9 ثور با حضور 3200 عضو و جمعی کثیری از مهمانان عالی رتبه برگزار شد.
رئیس جمهور غنی در مراسم افتتاحیه طی سخنانی هدف از برگزاری این لویه جرگه را تعیین چارچوب مذاکره با طالبان در مورد صلح اعلام کرد.
عبدالرب رسول سیاف نیز
که ریاست این لویه جرگه مشورتی را برعهده دارد گفت لویه جرگه در حقیقت چراغ سبزی
به طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان است.
این در حالیست که در روزهای گذشته برخی از حلقات سیاسی در باره
این لویه جرگه تشویش هایی ابراز کردند. گروه طالبان مخالفت خود را نشان داد و برخی
دیگر آن را تحریم کردند به دلیل این که گویا این جرگه مبنای حقوقی و قانونی ندارد
و یا این که گروه طالبان با آن مخالف است و یا این که کاروان صلح به راه افتاده و
این جرگه ممکن است به زیان پروسه صلح تمام شود و یا این که این جرگه باید بعد از
توافق صلح برگزار شود و نه قبل از آن و یا این که رئیس جمهور در این جرگه اهداف
کمپاینی دارد و ادعاهای مشابه دیگر.
این مخالفت ها در حالی است که ما در 18 سال اخیر چندین لویه جرگه
داشته ایم. به عنوان مثال لویه جرگه اضطراری در سال 1381 برای انتخاب رئیس دولت
انتقالی، لویه جرگه تصویب قانون اساسی در سال 1382، جرگه امن منطقوی میان
افغانستان و پاکستان در سال 1387، جرگه ملی مشورتی صلح در سال 1389 و لویه جرگه
عنعنوی برای بحث پیرامون پیمان استراتژیک با آمریکا و موضوع مصالحه ملی در ماه
عقرب 1390.
به راستی این سؤال قابل توجه است که چطور این پنج لویه جرگه در 18
سال گذشته هیچ کدام مشکلی نداشت و همه دولتمردان و رهبران احزاب سیاسی موافق بودند
اما لویه جرگه مشورتی در باره صلح این همه مشکل حقوقی و سیاسی پیدا کرده است؟ آیا
این جرگه واقعا به زیان پروسه صلح است؟ آیا نمایندگان مردم در این اجتماع سه هزار
نفری به ضد صلح سخن خواهند گفت؟
البته هیچ کس ادعا ندارد که این لویه جرگه همان لویه جرگه قانون
اساسی است. چون شرایط آن لویه جرگه از نگاه ترکیب قانونی فراهم نیست و ای کاش ما
از شرایطی برخوردار می بودیم که لویه جرگه مندرج در فصل ششم قانون اساسی را دایر
می کردیم. اما چه مشکلی دارد که رهبری حکومت با سه هزار و دو صد نفر از شخصیت های
کشور به شمول همه اعضای شوراهای ولایتی و شورای ملی و نمایندگان اقشار و گروه های
مختلف اجتماعی مخصوصا زنان، جوانان، علما و جامعه مدنی از تمام 34 ولایت و تمام
ولسوالی ها در باره مهم ترین مسأله ملی یعنی صلح مشوره کند؟ وقتی که مشوره رئیس
جمهور با نخبگان و حلقات سیاسی در کابل ضروری باشد و همه از آن استقبال کنند آیا
رئیس جمهور صلاحیت ندارد با نمایندگان مردم از تمام ولایات مشوره کند؟
رئیس جمهور که مطابق به ماده 65 قانون اساسی می تواند در مسایل مهم
ملی رفراندوم برگزار کند و یا مطابق ماده 64 قانون اساسی از صلاحیت های وسیعی در
مورد تعیین خطوط اساسی کشور و قیادت اعلای قوای مسلح و اعلان حرب و متارکه آن با
تأیید شورای ملی و اتخاذ تصمیم در حالت دفاع از تمامیت ارضی و استقلال برخوردار
است، آیا نمی تواند در این موارد از طریق یک جرگه مشورتی بامردم مشوره کند؟
آیا تحریم چنین نشستی در حقیقت اهانت و بی احترامی به خرد جمعی
مردم و کسانی نیست که از اقصی نقاط کشور به پایتخت آمده اند؟ آیا مردم خارج از
کابل حق ندارند طرف مشوره حکومت قرار بگیرند؟ لویه جرگه مشورتی در انحصار رهبران
احزاب و یا تیم های انتخاباتی نیست تا عدم اشتراک آنان باعث شود که مشوره با سایر
گروه های مردم ناجایز و غیرمشروع باشد.
به نقل از دفتر معاون دوم رئیس جمهور، برخی در رسانه ها اعتراض دو
تن را در اجلاس دیروز بهانه ای قرار داده اند که گویا در لویه جرگه آزادی بیان نقض
شده است. جدا از این که برخی از افراد در داخل لویه جرگه مأموریت دارند که جلسات
را اخلال کنند و بر عکس ادعای اتهام حکومت برای کمپاین، خود دست به کمپاین بزنند
اما آیا آزادی بیان به معنای اخلال و بی نظمی است؟ ایجاد هیاهو و بی نظمی کار
آسانی است اما ادعای خود را با دلیل و منطق مطرح کردن و قناعت دیگران را حاصل کردن
کاری دشوار است که این نوع افراد آن توان را ندارند.
اختلاف در مورد تعیین هیأت اداری لویه جرگه هم یک پدیده طبیعی است
و در هر جرگه دیگر نیز این نوع اختلاف نظرها وجود داشته است و اختلاف دیدگاه ها هم
در بین 3200 نفر طبیعی است و باید صداهای مختلف شنیده شود و در آخر آن تصمیم و
نظری ملاک است که از اکثریت نمایندگی کند و دیدگاه اکثریت مردم را انعکاس دهد.
ما مطمئن هستیم که لویه جرگه مشورتی صلح به بهترین صورت کار خود را
ادامه خواهد داد و اعضای جرگه با آزادی کامل در همه زمینه های مرتبط به صلح اظهار
نظر نموده و حکومت را برای گام های بعدی پروسه صلح راهنمایی خواهند کرد.
ما از جلالت مآب رئیس جمهور و همچنین از جناب استاد سیاف رئیس لویه
جرگه مشورتی صلح تشکر می کنیم که دیروز با سعه صدر، مدیریت قوی و منطق نیرومند
اجلاس افتتاحیه لویه جرگه را رهبری کردند.
از نمایندگان مردم در لویه جرگه هم انتطار داریم که در قبال مهم
ترین مسأله سرنوشت شان یعنی صلح با متانت تمام و با واقع نگری و عقلانیت تصمیم
بگیرند و منافع ملی کشور را بر هر نوع منفعت طلبی های شخصی و سیاسی دیگر ترجیح
بدهند و بدانند که این لویه جرگه نه در انحصار حکومت است و نه در انحصار هیچ شخص و
یا حلقه خاص دیگر، بلکه پیام رسا و صدای بلند توده های مردم افغانستان از 34 ولایت
کشور است و حکومت افغانستان هم مکلف است این صدا را بشنود و از نظریات و راهنمایی
های مردم استقبال کند.
وزیر امور خارجه کشور افزود جهاد افغانستان ديوار ترس را در ذهنيت
و باور عمومي شمار زيادي از ملت هاي تحت اشغال فرو ريخت.
وی تأکید کرد پس از اين حماسه تاريخي، مداخلات خارجي، همچنان ادامه
يافت و فرصت بهره بري مردم از اين دست آورد ملي را نداد كه «مقاومت ملي» به رهبري شهيد استاد برهان الدين
رباني و فرماندهي قهرمان ملي كشور شهيد احمدشاه مسعود در برابر اين مداخلات فصل پر
افتخار ديگري از تاريخ معاصر افغانستان است.
صلاحالدین
ربانی گفت: «هدف اصلی جهاد، پاسداري از آزادی و استقلال کامل کشور و برپایی نظام
مبتنی بر خواست و اراده جمعی مردم بود و با وجود تداوم مداخلات و جنگ تحمیلی، طی
دو نیم دهه اخیر در این راستا پیشرفت هایی صورت گرفته، اما این پيشرفت ها کافی و
بسنده نیستند.»
وی
افزود به باور ما، موفقيت پروسه صلح و برگزاري انتخابات رياست جمهوري طَي سال
روان، از مسائلی هستند كه براي آينده باثبات جامعه ما و حتی امنيت و ثبات منطقه و
جهان اهميت حياتي دارند.
وزیر
امور خارجه از دولت، متحدان و دوستان بين المللي افغانستان و مردم كشور خواست در
راستاي موفقيت اين پروسه ها، مسئوليت هايي كه دارند را انجام دهند.
صلاحالدین
ربانی ابراز امیدوار نمود كه سال پيش رو، سال غلبه و موفقيت ملي ما بر همه مشكلات
و تهديدها و رسيدن به صلح و ثبات پايدار باشد.
قابل
ذکر است در ماه ثور ۱۳۷۱ هجری شمسی گروههای
مجاهدین پس از ورود به کابل حکومت کمونیستی داکتر نجیب الله را سرنگون کردند.
در هشــت ثـــور 1371 آخرین سنگر پوشالی رژیم تحت الحمایه شوروی،
سقوط کرد و بیرق سبز مجاهدین با شعار کلمه مقدس (لا اله الا الله محمد الرسول
الله) بر فراز ارگ ریاست جمهوری و تمام نواحی شهر به اهتزاز در آمد. این پیروزی
شکوهمند مجاهدین، باطل السحر کمونیزم در افغانستان گردید و یکبار دیگر حماسه
پیروزی غازیان افغان بر قوای اشغالگر انگلیس را که 74 سال قبل از آن اتفاق افتاده
بود تکرار نمود.
دوران حکومت رئیس جمهور غنی را
باید دوران تأخیر، عوام فریبی و صید ماهیهای مراد از آب گلآلود اوضاع سیاسی
افغانستان نامید: نگاهی به حافظهی کوتاه مدت تارخی مردم افغانستان که بیندازیم،
به روشنی درمییابیم که رئیس جمهور غنی از همان ابتدا با تزویر و فریب از به تأخیر
انداختن رویدادهای مهم به بهترین نحو به نفع خود و حلقهی خودی اطرافش سود بردهاست؛
گواه روشن این مدعا، عدم برگزاری لویه جرگه اضطراری تعدیل قانون اساسی از سوی رئیس
جمهور غنی میباشد.
براساس تفاهمنامه سیاسی تشکیل
دولت وحدت ملی، قرار بود پس از دو سال لویه جرگه اضطراری برگزار و با تعدیل قانون
اساسی افغانستان، پست صدراعظمی به صورت قانونی تعریف و صلاحیتها و امتیازات مادی
و معنوی آن به داکتر عبدالله عبدالله سپرده شود، این اتفاق نهتنها نیفتاد که غنی
در ادامه خود را پیروز انتخابات پرتقلب ریاست جمهوری سال 2014 خواند و در نگاهی
ترحمآمیز به رئیس اجرایی و طرفدارانش در
تیم اصلاحات و همگرایی تنها حاضر شد ریاست جلسات شورای وزیران را به داکتر
عبدالله بسپارد.
رئیس جمهور غنی که با صدای
بلند خود را سرقومندان اعلای قوای مسلح میخواند، در اقدامات عوامفریبانه بعدی خود و به بهانه
شکستن جزایر قدرت و تطبیق حاکمیت قانون، تمام چهرههای سرشناس مردمی که دستی در
تغییر اوضاع سیاسی کشور داشتند و نوعی تهدید برای تداوم برنامههای انحصارطلبانهی
غنی محسوب میشدند، را با سوء استفاده از قوای مسلح کشور سرکوب نمود: دوسیهزای
علیه جنرال دوستم، معاون اول رئیس جمهور و از چهرههای مشهور جهادی که در حمله
امریکا به افغانستان و جنگ با طالبان همکاری نزدیکی با ایالات متحده داشت مثال بزرگی از انحصارگرایی
غنی است.
نمونههای بارز دیگر، کنار
گذاشتن عطا محمد نور، رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی و از چهرههای سرشناس جهادی که
او هم در شکست دادن طالبان با امریکا همکاری صمیمانهای داشت، از ولایت بلخ و ملغی
کردن پست معاونیت دوم ریاست اجرایی میباشند.
اما تازهترین اقدام
انحصارگرایانه رئیس جمهور غنی که خود را داعیهدار احیای حکومت شاهامانالله میداند،
مهندسی انتخابات گذشته پارلمانی در افغانستان میباشد.
رئیس جمهور عصبانی و خودخواه
کنونی افغانستان که خود را دارندهی لقب دومین متفکر دنیا میداند اما حوصله شنیدن
حتی یک سخن حق را ندارد و به سرعت از کوره در میرود در برنامهای هدفمند و با
استفاده از نیروهای خبیثهی خود که از قبل آنها را در پستهای مشاوریت رئیس جمهور
در بخشهای مختلف جلب و جذب کرده بود، انتخابات گذشته پارلمانی را به سویی هدایت
کرد که خروجی آن همان چیزی باشد که غنی و ارگ میخواست.
براساس شواهد موجود، غنی دل
خوشی از دوره شانزدهم شورای ملی نداشت: دور شانزدهم شورای ملی اگر نگوییم به طور
کامل که تاحدودی نقش نظارتی خود را به خوبی انجام داد، نمایندگان این دوره در
بسیاری موارد علم مخالفت با طرحها و برنامههای غنی را برافراشتند و با سؤالات
اساسی دولت غنی را به چالش کشیدند.
دلخوری غنی از برخی نمایندگان
دور شانزدهم سبب شد در انتخابات پارلمانی اخیر که در ماه میزان سال گذشته هجری
خورشیدی برگزار شد و اینک پس از گذشت نزدیک به هفت ماه هنوز نتایج آن به صورت کامل
اعلام نشده، نام نمایندگان مخالف غنی که براساس اسناد موجود آراء لازم برای ورود
به دور هفدهم را نیز به دست آورده بودند، از لیست برندگان انتخابات حذف شود و تنها
چهرههای گوش به فرمان غنی به پارلمان کنونی که روز گذشته افتتاح شد راه یابد.
رئیس جمهور غنی در حالی دور
هفدهم شورای ملی را روز گذشته و پس از چهار سال تأخیر افتتاح کرد که هنوز نتایج
انتخابات پارلمانی در برخی ولایات به شمول کابل هنوز اعلام نشده و شورای ملی از
بعد کمی ناقص به حساب میآید.
غنی هنگام افتتاح دور هفدم
شورای ملی طی سخنان، بیشتر اعضای جدید مجلس را تحصیلکرده و جوان خواند و از ترکیب
مجلس تازه ابراز خشنودی نمود.
غنی، دوره تازه تقنینی مجلس را
دورهی «استحکام وحدت ملی» نامگذاری کرد و ابراز امیدواری نمود در دوره تازه
هماهنگی بیشتری میان پارلمان و حکومت ایجاد شود.
رئیس جمهور در بخش دیگری از
سخنان خود به نقش نظارتی پارلمان اشاره کرد و از
نمایندگان جدید خواست این امر را از حالت مغرضانه خارج و به یک روند مؤثر
تبدیل کنند.
این همه در حالیست که در میان
خشنودی برخی خوشبینها نسبت به آغاز دور هفدهم، موجی از بدبینیها که بسیاری از
آنها نزدیک به واقعیت به نظر میرسند نیز وجود دارد.
براساس این پیشبینیها، دوره
تازه تقنینی مجلس میتواند منشأ چالشهای کلان در سالهای پیشرو باشد: به باور
این دسته از کارشناسان، وحدت ملی که غنی از آن سخن میگوید از بین بردن نقش نظارتی
مجلس به معنای واقعی کلمه میباشد؛ غنی که در مهندسی انتخابات پارلمانی سال گذشته
هجری خورشیدی موفق بود و توانست افراد وفادار به خود را به پارلمان تزریق کند،
اینک انتظار دارد پارلمان نجن سیطرهی کامل او باشد در غیر اینصورت نقش نظارتی
پارلمان برای غنی طعم تلخ خواهد داشت.
از سویی دیگر، اعلام نشدن
نتایج انتخابات در برخی ولایات از جمله ولایت مهم
کابل هنوز دست غنی را برای وارد ساختن چهرههای نزدیک به خود به پارلمان
باز گذاشتهاست.
رئیس جمهور غنی به گمان خود
بسیار ماهرانه انتخابات را مهندسی کرد و پس از حصول اطمینان از پیروز ساختن افراد
نزدیک به خود، در اقدامی نمادین تمامی
اعضا و کمیشنران کمیسیونهای مستقل انتخابات را از کار برکنار و پرونده آنها را به
دادستانی معرفی کرد اما هیچگاه اصل انتخابات را زیر سؤال نبرد، انتخاباتی که به
باور بسیاری از کارشناسان باید به طور
کامل باطل اعلام میشد.
رئیس جمهور غنی علاوه بر
مهندسی کردن انتخابات پارلمانی سال گذشته برای تسلط بر شورای ملی، با ذکاوت خاصی
توانست دادگاه عالی را نیز فریب دهد و حکم ادامهی دوره ریاست جمهوری خود تا
برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آینده افغانستان و اعلام نتایج آن را از سوی
دادستانی کل اخذ نماید.
در این میان، پرواضح است که
غنی در تسلط بر پارلمان و دادگاه عالی به عنوان دو قوهی اصلی از سه قوه نظام
جمهوری اسلامی افغانستان، تا این لحظه موفق عمل کرده و اگر انتخابات ریاست جمهوری
آینده در تاریخ اعلام شده برگزار شود، به احتمال زیاد غنی با کارهایی که از
قبل انجام داده و به مدد گروه کاری جاعل
خود میتواند پیروز انتخابات باشد و یک دوره دیگر در ارگ بماند.
در بیانیه پایانی این نشست که از سوی وزارت خارجه روسیه منتشر شده، از گروه طالبان خواسته شده است در زودترین فرصت ممکن در گفتگوهای گستردهای با حضور نمایندگان دولت افغانستان شرکت کنند.
این بیانیه افزوده است شرکت کنندگان نشست مسکو از روند صلحی که رهبری و مالکیت آن بدست افغانها باشد حمایت میکنند.
در بیانیه آمده است: «هر سه جانب (نشست مسکو) طالبان افغان را تشویق میکنند تا در گفتگوهای گستردۀ صلح، با حضور نمایندگان دولت افغانستان، در زودترین فرصت ممکن شرکت کنند. در همین راستا، ما از برگزاری دومین نشست بینالافغانی در دوحه حمایت میکنیم.»
یکی از اهداف نشست مسکو، وارد کردن فشار بر طالبان برای آغاز گفتگوهای مستقیم با دولت افغانستان خوانده شده بود. این گروه تا حالا از مذاکره با حکومت افغانستان خودداری کرده اند.
نشستی که قرار بود هفته گذشته با حضور نمایندگانی از سیاستمداران و جامعه مدنی افغانستان با گروه طالبان در دوحه برگزار شود نیز یک روز قبل از سفر هیات افغانستان به قطر، لغو شد.
نشست مسکو، که دومین نشست از این نوع میان امریکا، روسیه و چین بود، همچنین روی برقراری آتشبس سراسری در افغانستان تاکید کرده و افزوده که تمام جناحهای درگیر باید به عنوان اقدامات اولیه، روی برنامههای به توافق برسند که خشونتها را در افغانستان به شکل فوری کاهش دهد.
در بیانیه وزارت خارجه روسیه از کشورهای منطقه تقاضا شده است که از موضعگیری این سه کشور در مورد صلح افغانستان حمایت کرده و آن را به اجماعی در سطح منطقه و جهان تبدیل کنند.
مقامات گفته اند که قرار است دور سوم نشست سه جانبه میان امریکا، روسیه و چین، در بیجینگ برگزار شود.
لویه جرگه مشورتی صلح در حالی قرار است با حضور بزرگان و نمایندگان مردم از ولایات مختلف هفته آینده در کابل برگزار شود که بسیاری از مخالفان غنی حضور در این جرگه را تحریم کردهاند.
تحریم کنندگان لویه جرگه مشورتی صلح معتقدند که طالبان هنوز حاضر به مذاکره جدی با حکومت نیستند و برگزاری لویه جرگه مشورتی در این زمان گرهی از کار افغانستان باز نمیکند.
مذاکرهی ارگ با احزاب سیاسی و نامزدان انتخابات ریاست جمهوری در مورد جرگهی مشورتی صلح، به نتیجه نرسید. احزاب سیاسی، شماری از نامزدان مهم انتخابات ریاست جمهوری و حتی برخی از وزیران حکومت وحدت ملی در مورد هدف جرگهی مشورتی صلح تردید دارند. موضع ارگ این است که حکومت برای مشورت با نمایندگان اقشار گوناگون مردم افغانستان جرگهی مشورتی صلح را برگزار میکند در حالیکه مشخص نیست حکومت در چه موردی میخواهد با نمایندگان مردم مشورت کند. واژه مشورت در اینجا گنگ و مبهم است و دقیق روشن نیست که حکومت چه سوالهایی را روی میز اعضای جرگه میگذارد و از شرکت کنندگان انتظار چه نوع پاسخی را دارد.
به نظر میرسد در این مورد آقای غنی با دیگر نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و شماری از مخالفان ارگ گفتوگو کرده است، اما این گفتوگوها بینتیجه بوده است. حتی داکتر عبدالله، رییس اجرایی، اعلام کرد که در مورد هدف جرگه تردید دارد و معلومات مورد نیاز با او در میان گذاشته نشده است. محمدعمر داوودزی، مسوول برگزاری جرگهی مشورتی صلح در کابینه در حضور آقای داکتر عبدالله گزارش داده است. دبیرخانهی کمیتهی برگزاری جرگهی مشورتی با دیگر مقامهای حکومتی هم جلسه گرفته است، ولی با وجود آن هم مدعای داکتر عبدالله و حتا برخی از وزیران حکومت این است که آنان در مورد ضرورت برگزاری جرگه و هدف آن تردید دارند.
هشت صبح در مطلبی در مورد لویه جرگه مشورتی برای صلح و تحریم آن از سوی مخالفان غنی مینویسد مخالفان جرگه بر این باوراند که در حال حاضر به برگزاری آن ضرورت نیست. آنان استدلال میکنند تاهنوز طالبان آمادهی مذاکرهی جدی با حکومت نشدهاند. طالبان پیوسته اعلام میکنند که برمبنای پالیسی آنان، مذاکره با حکومت در کار نیست، بلکه با گروهها و اشخاص حاضر به مذاکرهاند. آنان در فارمت مذاکره با گروهها و اشخاص با مقامهای دولتی هم به عنوان نمایندهگان گروهها و افراد، حاضر به مذاکره هستند نه به عنوان نمایندهگان دولت. به عقیدهی مخالفان جرگه، اگر طالبان آمادهی مذاکره با دولت افغانستان میبودند، در آن صورت حکومت میتوانست با برگزاری جرگه، آجندای این مذاکره را به تصویب میرساند. مخالفان جرگه بر این باوراند اگر مذاکره با طالبان وارد مراحل جدی میشد و جانب حکومت و طالبان روی یک مسوده توافق میکردند، حکومت میتوانست آن مسوده را یا به رفراندوم بگذارد یا به جرگه ارایه کند. در حال حاضر طالبان آمادهی مذاکره با حکومت نیستند و از توافق روی مسودهی یک معاهدهی صلح هم خبری نیست. به باور مخالفان جرگه، در چنین وضعیتی هیچ ضروری نیست که جرگه برگزار شود.
احزاب سیاسی، از جمله احزابی که در کابینه وزیر دارند، با آقای سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری در مورد این مسایل گفتوگو کردهاند. در آن گفتوگوها هم در مورد هدف برگزاری جرگه، توافق حاصل نشده است. ظاهراً طرفهای مذاکرهکننده با آقای دانش، به استدلالهای او قانع نشدهاند. موضع احزاب این بود که اگر جرگهی مشورتی برای صلح برگزار هم شود، روی مکانیزم انتخاب اعضای آن باید بین احزاب، ارگ، سپیدار و چهرههای سیاسی حکومت تفاهم شود. احزاب خواستار مکانیزمی برای انتخاب اعضای جرگهی مشورتی صلح بودند که همهی جهتها با آن توافق داشته باشند.
نظر احزاب سیاسی این بود که باید اعضای سه دور پارلمان، اعضای سنا و اعضای شوراهای ولایتی در جرگه حضور یابند و اگر بازهم تعداد اعضای جرگه کم باشد، باید از میان نامزدان انتخابات پارلمانی اخیر که رأی بیشتر آوردهاند، گزینش میشدند. روشن است که در طرح احزاب سیاسی موضوع توازن جنسیتی، سیاسی و قومی هم مد نظر گرفته شده بود. اما احزاب سیاسی و حکومت نه روی این مکانیزم به توافق رسیدند و نه روی هدف برگزاری جرگه. مخالفان ارگ به این باوراند که اگر مکانیزم مد نظر احزاب اجرا میشد، اعضای جرگه متشکل از حوزههای گوناگون فکری و سیاسی میبودند و در آن صورت کسی نمیتواند به سادهگی جرگه را سمتوسو دهد.
نبود توافق روی هدف برگزاری جرگه و مکانیزم گزینش اعضای آن، سبب شد که حتا رییس اجرایی و نامزدان مهم انتخابات ریاست جمهوری، آن را تحریم کنند. در حال حاضر جرگهی مشورتی صلح از کسانی تشکیل میشود که به لحاظ سیاسی طرفدار کمپین انتخاباتی رییس جمهور غنیاند. شاید در این جرگه از فیصلهی دادگاه عالی مبنی بر دوام کار رییس جمهور تا مشخص شدن رییس جمهور جدید و موضع ارگ در قبال گفتوگوهای صلح، پشتیبانی صورت بگیرد. ارگ بر محوریت حکومت در گفتوگوهای صلح تأکید دارد و جامعهی جهانی را زیر فشار گرفته است تا طالبان و حامیان این گروه را به قبول محوریت حکومت در روند گفتوگوها وادار سازند. ارگ امیدوار است که برگزاری جرگه، میزان این فشار را بیشتر سازد.