وزارت خارجه امریکا روز
گذشته سهشنبه (6 حمل/ 25 مارچ) اعلام کرد که خلیلزاد دور تازه سفر خود را آغاز
کرده و این سفر تا 10 اپریل ادامه مییابد.
این وزارت گفته که آقای
خلیلزاد در این دور سفر خود به شمول افغانستان، به بلجیم، بریتانیا، پاکستان،
ازبکستان، اردن و قطر خواهد رفت.
در اعلامیه وزارت خارجه
امریکا آمده که هدف آقای خلیلزاد از سفر به این کشورها، تلاش برای ایجاد هماهنگی
در راستای صلح همه جانبه در افغانستان است.
گفته شده که آقای خلیلزاد
در سفرش به کابل، با رهبران حکومت و سایر رهبران سیاسی دیدار کرده و تلاش خواهد
کرد تا برای آغاز گفتگوی دولت با طالبان هماهنگی بیشتر میان سیاسیون ایجاد کند.
در اعلامیه آمده که آقای
خلیلزاد با رهبران افغانستان در مورد دور بعدی مذاکره با طالبان مشوره خواهد کرد.
منبع افزوده که خلیلزاد
با متحدان و شرکای امریکا در مورد پیشرفتهای صلح و هماهنگی تعهدات دراز مدت جامعه
جهانی به افغانستان گفتگو خواهد کرد.
این در حالی است که
پنجمین دور نشست نمایندگان امریکا و طالبان در قطر که 16 روز در دوحه دوام داشت،
اوایل ماه اپریل به پایان رسید.
آقای خلیلزاد پس از این
نشست اعلام کرد که در این مذاکرات با گروه طالبان به توافق نهایی در مورد خروج
نیروهای خارجی از افغانستان و قطع رابطه طالبان با داعش و القاعده نزدیک شده است.
او همچنین نهایی سازی این
توافق را مشروط به آغاز مذاکرات طالبان با حکومت افغانستان و برقراری آتش بس اعلام
کرد و تاکید ورزید که بدون توافق روی تمامی موارد، توافق نهایی در هیچ موردی در
کار نخواهد بود.
نویسنده: rahapress
-

دور تازهی سفرهای زنجیرهای زلمی خلیلی زاد با هدف پیشبرد مذاکرات صلح افغانستان آغاز شد
-

جنجال طرفداران تشکیل حکومت موقت با رئیس جمهور غنی شدیدتر میشود!
به استدلال آنان حکومت کنونی صلاحیت رهبری انتخابات را از دست داده است زیرا، دو تن از سران حکومت(رییسجمهور و رییس اجرایی) در انتخابات پیش رو نامزد هستند.
بر بنیاد قانون اساسی، انتخابات باید در ماه حمل برگزار میشد و رییسجمهور تا اول جوزا به کار آغاز میکرد. اما کمیسیون مستقل انتخابات تاریخ برگزاری انتخابات را دوبار تغییر داد. بار نخست، رهبری پیشین کمیسیون انتخابات تاریخ تدویر انتخابات را با سه ماه تأخیر 29 سرطان اعلام کرد. بعدتر رهبری جدید کمیسیون گفت که به لحاظ تخنیکی و مالی، آمادۀ برگزاری انتخابات در تاریخ تعیین شده نیستند و انتخابات باید در 6 میزان برگزار شود. تأخیر هفتماهه در تاریخ برگزاری انتخابات، حکومت را با بحران مشروعیت روبرو ساخته است.
دو دیدگاه دربارۀ «حکومت سرپرست»
دیدگاه نخست: ایجاد حکومت موقت با واکنش تند حکومت مواجه شده است. حکومت میگوید که طبق قانون اساسی تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، به کار میپردازند. آنان به بند دوم مادۀ شصت و یکم قانون اساسی استناد میکنند. در بند دوم مادۀ شصت و یکم آمده است که وظيفه رییسجمهور در اول جوزاي سال پنجم بعد از انتخابات پايان مييابد. بنابراین، تا تدویر انتخابات ادامۀ کار آنان قانونی است و به کار ادامه میدهند. کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی و برخی پژوهشگران حقوق بدین باور هستند که تا تدویر انتخابات، حکومت کنونی مشروعیت دارد. موافقان دوام کار رهبری کنونی بدین باور هستند که هرگونه تلاش برای ایجاد حکومت سرپرست، منجر به متزلزلشدن وضعیت و بحران سیاسی خواهد شد که هیچ کسی قادر به مهار و مدیریت آن نخواهد بود. به باور آنان، روح قانون با عرف پیوند ناگستنی دارد. در گذشته نیز انتخابات به تأخیر افتیده و رییسجمهور سابق براساس فیصلۀ دادگاه عالی به ادامۀ کار پرداخته است. بنابراین، تأخیر در انتخابات و ادامۀ کار رییس جمهور بدل به یک «عرف پسندیده» شده است.
دیدگاه دوم: سرپرستخواهان، باور دارند که هم بر اساس قانون اساسی و هم براساس توافقنامۀ سیاسی تشکیل حکومت، دورۀ قانونی حکومت وحدت ملی در اول جوزا(دو ماه پس) پایان مییابد و باید یک شخص بیطرف، حکومت را مدیریت کند و زمینۀ تدویر انتخابات عادلانه، شفاف و سراسری را فراهم سازد. تحت مدیریت رهبری کنونی، امکان برگزاری انتخابات شفاف و منصفانه میسر نیست. چون رهبری حکومت در پروسه ذینفع میباشند. این دسته هم به مادۀ شصتویک قانون اساسی استناد میکنند. مادۀ شصت و یک قانون اساسی میگوید: «رییس جمهور با کسب اکثريت بيش از پنجاه في صد آراي راي دهندگان از طريق رأيگيري آزاد، عمومي، سري و مستقيم انتخاب ميگردد. وظيفه رییس جمهور در اول جوزاي سال پنجم بعد از انتخابات پايان مييابد. انتخابات به منظور تعيين رییس جمهور جديد در خلا ل مدت سي الي شصت روز قبل از پايان کار رییسجمهور برگزار ميگردد.» به باور مخالفان، اولاً رییسجمهور کنونی از طریق انتخابات شفاف و بیطرف نه، بل بر بنیاد توافقنامۀ سیاسی روی کار آمده است. بنابراین، طبق توافقنامه کار او پایان یافته است. همچنان، بند دوم همین ماده به صراحت میگوید که دور کار رییسجمهور در اول جوزای سال پنجم پس از انتخابات پایان مییابد. این بند قانون به دلیل اینکه از ماه و سال یادآوری کرده و میان «سال پنجم» و «پس از انتخابات» علامت کامه نیامده است، روشن میسازد که با ختم دورۀ پنج ساله رییسجمهور دیگر جایگاه قانونی ندارد. آنان این ماده قانون را صریح و روشن میدانند که نیاز به تفسیر و تأویل ندارد.
این دسته معتقد هستند که اگر به دلایلی- از جمله بیارادهگی حکومت و اوضاع نابسامان امنیتی و سیاسی- انتخابات برگزار نشود و یاهم باردیگر به تأخیر افتد، آیا تداوم کار رهبری فعلی حکومت قانونی است؟
کار به کجا میانجامد؟
مخالفان رییسجمهور غنی با علم کردن بحث حکومت سرپرست، در پی فشاردادن او هستند. آنان توانستهاند توجه شورای هماهنگی نامزدان را به طرح «حکومت سرپرست» جلب کنند. بحث حکومت سرپرست همچنان با یکی از سران حکومت، نهادهای دیپلوماتیک و نمایندگان کشورهای با نفوذ در قضایای افغانستان، در میان گذاشته شده است.
همه طرفها معتقد هستند که نتیجۀ برگزاری انتخابات تحت رهبری حکومت کنونی، معلوم است. رییسجمهور غنی، آمادۀ مدیریت کشور برای یک دورۀ پنج سالۀ دیگر است. بنابراین، ورود به میدانیکه بازی آن از قبل معلوم است، منطقی نیست.
در سوی دیگر، رهبری کنونی حکومت متهم به «سبوتاژ» پروسۀ صلح است و با مذاکرات بینالافغانی مسکو و همچنان گفتوگوهای دوجانبۀ دوحه مخالفت کرده است. رییسجمهوری همواره میگوید که او تجربۀ حل منازعات در کشورهای مختلف را مرور کرده و صلح پایدار و عادلانه، حداقل پنج سال زمان میخواهد.
ایالات متحده امریکا بهمنظور به کرسی نشاندن اهداف و برنامههایش باید رییسجمهور غنی را از سر راه بردارد. بحث حکومت سرپرست میتواند به عنوان یک حربه و فشار بر آقای غنی باشد. ایالات متحده امریکا از این حربۀ «قانونی» حمایت میکند تا رهبری کنونی کابل را وادار به انعطافپذیری و تمکین در گفتوگوهای صلح کند.
البته هیچ طرح و چشمانداز روشن از «حکومت سرپرست» ارایه نشده است. طرح حکومت سرپرست چیزی متفاوت از حکومت موقت است. حکومت سرپرست برای یک دورۀ کوتاه سه الی شش ماهه روی کار میآید و با تدویر انتخابات به کارش پایان میدهد. نمونههای چنین حکومتی در پاکستانِ هنگام روی کارآمدن بینظیر بوتو نیز به میان آمده بود. اما نگرانیهایی وجود دارد که با روی کارآمدن حکومت سرپرست، گسست و بحران سیاسی فراگیرتر و اوضاع متزلزلتر نشود و اوضاع به گونۀ کامل از کنترل خارج نگردد.آنیتا احمدی
-

کشف نهنگ مردهای که 40 کیلوگرم کیسه پلاستیکی در معده خود داشت
در کالبدشکافی این نهنگ، ۱۶ کیسه برنج، ۴ کیسه مربوط به پرورش کیله و تعداد زیادی از انواع کیسههای پلاستیکی که در خرید از آن استفاده میشود کشف شد.
بر اساس این کالبدشکافی، علت مرگ این نهنگ، شوک معده به خاطر بلعیدن میزان زیادی پلاستیک بوده است.
کارشناسان محیط زیست بارها در مورد این مسأله به دولتها هشدار داده و از آنها خواستهاند تا فکری در مورد زبالههای رها شده در دریاها و اقیانوسها کنند.
گفته شده است که مصرف پلاستیک در کشورهای آسیای جنوبشرقی بسیار بیشتر از سایر نقاط جهان است. براساس گزارش «ارزیابی اقیانوس آرام» در سال ۲۰۱۷ میلادی، چین، فیلیپین، تایلند و ویتنام بیشترین میزان پلاستیک را در دریاها و اقیانوسها رها کردهاند.
دارل بلاتری، یک متخصص زیستشناسی دریایی و مالک موزیم جمعآوریکننده استخوان در فیلیپین، گفته است مطالعات ده سال اخیر در فیلیپین نشان میدهد که حداقل مرگ ۵۷ نهنگ به دلیل انباشت مواد زائد از جمله پلاستیک در معده آنها رقم خورده است.
گزارش شده است در تابستان گذشته نیز یک نهنگ مرده در سواحل تایلند یافت که به دلیل بلعیدن ۸۰ کیلوگرام پلاستیک، دچار شوک معده شده بود.
گفته شده است که سنگپشتهای دریایی، دلفینها و ماهیها از دیگر قربانیان پلاستیکهای رهاشده در دریاها و اقیانوسها هستند. گفتنی است که به دلیل همین ضررهای مواد پلاستیکی و دیگر آسیبهای آن، استفاده از خریطههای پلاستیکی، بهویژه در بخش خرید و فروش، در بعضی از کشورها ممنوع شده است.
-

امریکا دیگر با محبالله محب سرو کار نخواهد داشت
رویترز به نقل از یک مقام پیشین حکومت افغانستان گفته است: «هیل به غنی تماس گرفته و گفته است که دیگر از محب در امریکا استقبال نمیشود. امریکا با او در کابل و یا واشنگتن سر و کار نخواهد داشت.»
این مقام پیشین گفته است این اقدام امریکا نوعی فشار بر غنی برای اخراج محب میباشد.
محب قبل از رسیدن به مشاور امنیت ملی، سفیر افغانستان در امریکا بود.
تصمیم قطع روابط مقامهای امریکایی با حمدالله محب پس از آن گرفته شده که آقای محب از کارکرد زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه وزارت خارجه امریکا در روند صلح انتقاد کرد و گفت خلیلزاد در این گفتوگوها به دنبال منافع شخصیاش است.
حمدالله محب روز پنجشنبه هفتهی گذشته (۲۳ حوت) در صحبت با خبرنگاران در امریکا گفته بود که زلمی خلیلزاد به خاطر هدف شخصیاش میخواهد در افغانستان حکومت موقت ایجاد کرده و خود در رأس آن قرار بگیرد.
آقای محب با اشاره به این که خلیلزاد در مورد مذاکرات امریکا با گروه طالبان، با حکومت افغانستان مشوره نمیکند، گفته بود: «فکر میکنیم شاید در «مذاکرات» اهداف شخصی وجود داشته باشد زیرا در این روند کمبود معلومات و اطلاعات موجود است.»
-

کارمند ربوده شده هندی پس از هفت ماه به خانه بازگشت
هفت کارمند هندی ربوده شده در یک پروژه انتقال برق کار میکردند.
وزارت خارجه هند تأکید کرده است دهلی نو با حکومت افغانستان از نزدیک کار میکند تا شش هندی دیگر نیز سالم به خانههای شان، برگشتانده شوند.
به گفتۀ وزارت خارجه هند، این هفت انجینر هندی از سوی طالبان به روز ششم ماه می سال ۲۰۱۸ ربوده شدند.
آنان روی یک پروژه انتقال برق درشمال افغانستان سرگرم کاربودند که ربوده شدند.
پیش از این، منابعی در ریاست شرکت برشنا در ولایت بغلان گفته بودند که این شرکت مسؤولیت ساخت سب استیشن بزرگ برق را در منطقۀ خواجه الوان شهر پلخمری این ولایت را، به عهده داشت.
منابع امنیتی گفته بودند که کارمندان این شرکت، بی آن که نیروهای امنیتی را در جریان بگذارند، در مسیر که رفت و آمد میکردند، ربوده شدند. -

انگار غنی به سرنوشت مشابه با کرزی دچار میشود!
شماری در کابل به این نظر بودند که حملهی لفظی حمدالله محب، مشاور امنیت ملی ارگ بر داکتر زلمی خلیلزاد، نمایندهی ویژهی امریکا برای پایان جنگ افغانستان، انگیزهی شخصی دارد و بلندپایهگان حکومت در پشت آن نیستند، اما حضور مشاور امنیت ملی ارگ در کنار محمداشرف غنی در سفر امارات نشان میدهد که هیچ خبری از برکناری آقای محب نیست. محمداشرف غنی قصد ندارد که آقای محب را برکنار یا حداقل مواخذه کند. این رفتار آقای غنی نشاندهندهی آن است که ایشان به نحوی پشت اظهارات آقای محب قرار دارد. حمدالله محب هم تاکنون اظهاراتش را در مورد زلمی خلیلزاد پس نگرفته است. محب به گونهای در مورد خلیلزاد سخن میگوید که مشاور امنیت ملی زمان حامد کرزی در مورد ریچارد هالبروک میگفت. داکتر دادفر سپنتا، مشاور امنیت ملی ارگ در زمان حامد کرزی، در کتاب خاطراتش هالبروک را دیپلماتی متفرعن و گستاخ توصیف میکند که با نگاه کلونالیستی به موضوع افغانستان میدید و قصد داشت حامد کرزی را با استفاده از روشهای غیر قانونی از اریکهی قدرت به زیر بکشد.
البته دکتر سپنتا این حرفها را در مورد هالبروک، در کتاب خاطراتش نگاشته است. او در زمان مأموریتش عرف دیپلماتیک و نزاکتهای سیاسی را به صورت جدی رعایت میکرد و هیچ حرف درشتی به نشانی هیچ دیپلماتی نگفته بود. اما آقای محب تعارف را کنار گذاشت و آنچه را که خود او و دیگر بلندپایهگان حکومت در مورد زلمی خلیلزاد فکر میکنند، در حضور رسانهها و دیپلماتها بیان داشت. گزارشگران امریکاییای که سخنان آقای محب را میشنیدند، به صورت فوری آن را بازتاب دادند و این امر نشان داد که ارگ و کاخ سفید/زلمی خلیلزاد اختلاف جدی در مورد دیپلماسی پایان جنگ دارند. تحلیل محتوای سخنان محب که در واقع موضع ارگ است، نشان میدهد که چقدر مواضع محمداشرف غنی با موضعگیریهای حامد کرزی در سال ۲۰۱۳ شباهت دارد. یکی از تکههای اظهارات آقای محب این بود که ایالات متحده باید در مورد استراتژی درازمدتش به کابل معلومات بدهد. او گفت که زلمی خلیلزاد با طالبان مذاکره میکند تا این گروه وجود پایگاههای نظامی امریکا را در افغانستان بپذیرد.
این همان چیزی است که کرزی همیشه بر آن انگشت میگذاشت. کرزی پیوسته میگفت که ایالات متحده استراتژی درازمدت دارد، ولی در مورد آن به او معلومات نمیدهد و حضور نظامی امریکا در افغانستان صرف به هدف مبارزه با تروریسم نیست. امروز همین موضع را ارگ بار دیگر اتخاذ کرده است. اشرف غنی تقریباً به مواضع حامد کرزی برگشته است، ولی برعکس، کرزی از دیپلماسی زلمی خلیلزاد حمایت میکند. رییس اجرایی هم با موضعگیری اخیر ارگ که از زبان مشاور شورای امنیت ملی کشور بیان شد، موافق نیست. داکتر عبدالله به صراحت گفت، او در صورتی که مطمین شود که با تشکیل یک ادارهی انتقالی جنگ افغانستان به پایان میرسد، با آن مشکلی نخواهد داشت.
احتمال آن زیاد است که داکتر عبدالله هم نمایندهگان خود را با هیأت متشکل از نمایندهگان احزاب سیاسی و سیاستمداران برای مذاکره با طالبان به دوحه بفرستد؛ اما ارگ و رییس جمهور غنی هنوز هم بر مذاکرهی حکومتمحور تأکید دارند. واقعیت دیگر این است که در حلقات دیپلماتیک کابل هم شنیده میشود که حکومت محمداشرف غنی قاعدهی وسیع سیاسی ندارد. در این تردیدی نیست که محمداشرف غنی در چهار سال گذشته تلاش کرد که یک حکومت یکدست بسازد، اما پس از شروع دیپلماسی پایان جنگ خلیلزاد، آقای غنی قاعدهی سیاسی تیم خودش را وسیع ساخت و کسانی مثل امرالله صالح را نیز به آن راه داد. او با دیگر مخالفان سیاسی خودش که نامزدان بالقوهی انتخابات ریاست جمهوری بودند، نیز به تفاهم رسید و آنان را به حکومت راه داد. یکی از این نامزدان بالقوهی انتخابات، اسدالله خالد، سرپرست وزارت دفاع کنونی است. با آن هم در حلقات دیپلماتیک کابل این بحث به صورت جدی مطرح است که حکومت محمداشرف غنی دارای قاعدهی وسیع سیاسی نیست. در تنشی که بین ارگ و عطامحمد نور به میان آمد، دیپلماتهای غربی برخلاف گذشته از محمداشرف غنی حمایت نکردند. تمام اینها نشاندهندهی آن است که تفاوت نظر ژرفی بین آقای غنی، امریکا و کشورهای دیگر روی موضوع دیپلماسی جنگ به میان آمده است.
محمداشرف غنی ظاهراً میخواهد امریکا حل سیاسی جنگ را به گونهای تحقق نبخشد که در آن تشکیل یک ادارهی انتقالی مد نظر باشد. آقای غنی خودش برنامهای برای مذاکره با طالبان و پایان جنگ پیشنهاد کرده است که در نشست ژنیو آن را در حضور نمایندهگان کشورهای کمککننده خواند. دیپلماتهای امریکایی از جمله خلیلزاد که با طالبان برای پایان جنگ مذاکره میکنند، به این باور اند که ایالات متحده عجله دارد و میخواهد از جنگ افغانستان راحت شود. به نظر میرسد که ایالات متحده حاضر است هر روشی را برای پایان این جنگ به کار بگیرد تا به سرعت آن را برای خود به پایان برساند. رییس جمهور ایالات متحده بارها گفته است که از جنگ افغانستان خستهاند و مصارف آن هم بسیار زیاد است. اما محمداشرف غنی به این باور است که ایالات متحده در جنگ افغانستان تلفات نمیدهد. آقای محب در امریکا هم گفت که ارگ به امریکا طرحهای جالبی را برای کاهش مصارف این کشور در افغانستان ارایه کرده است. آقای غنی یک بار مدعی شد که برای کاهش نیروهای خارجی هم برنامه ارایه کرده است. چنین مینماید که ارگ به این عقیده است که اگر کاخ سفید برنامههایی را که محمداشرف غنی در مورد کاهش شمار نیروهای ناتو، کاهش مصارف نیروهای امریکایی و پایان جنگ ارایه کرده است، عملی کند، نیازهای انتخاباتی و سیاسی ادارهی ترمپ برآورده میشود و نیازی به تشکیل حکومت انتقالی نمیماند، اما ادارهی ترمپ به تشویق برخی از دیپلماتهای امریکایی نمیخواهد به آن برنامهها ترتیب اثر دهد.
این اختلافها فاصله میان رییس جمهور غنی و امریکا را بیشتر کرده است. واقعیت دیگر این است که برای ایالات متحده هم نادیده گرفتن محمداشرف غنی کاری آسان نیست. محمداشرف غنی به هر حال رییس دولت افغانستان است و هر فیصلهای در مورد حل سیاسی جنگ افغانستان را اگر او عملی نکند، کسی دیگر نمیتواند. محمداشرف غنی هم نشان میدهد که قصد دارد انتخابات را به هر قیمتی برگزار کند و در آن برنده شود. او به این باور است که احزاب سیاسی و سیاستمدارانی که با آقای خلیلزاد موافقاند، در انتخابات رأی نمیآورند. از نظر آقای غنی اگر سیاستمداران، احزاب سیاسی و طالبان در جایی بنشینند و روی آیندهی سیاسی افغانستان به تفاهم برسند، فیصلههایشان مشروعیت ندارد و او آن را اجرایی نمیکند. غنی شاید به این نظر است که انتخابات برگزار شود و اگر در انتخابات کسی به پیروزی رسید که طرفدار حل سیاسی جنگ از طریق ادارهی موقت بود، به تشکیل آن رضایت دهد.
8am
-

جلسه امنیتی به ریاست رئیسجمهور غنی در ارگ برگزار شد
ارگ امروز سهشنبه(۲۸حوت) با نشر خبرنامهای گفته است که جلسه امنیتی تحت ریاست محمد اشرف غنی به اشتراک رهبری سکتور امنیتی و دفاعی افغانستان، شام روز گذشته در ارگ ریاست جمهوری برگزار شده است.
بر اساس این خبرنامه، در این جلسه رهبری سکتور امنیتی و دفاعی در مورد وضعیت عمومی امنیتی و عملیاتهای پلانشدهشان در روزها و ماههای آینده، گزارششان را به رئیسجمهور ارائه کردند.
در این نشست، رییسجمهور به رهبری سکتورهای امنیتی و دفاعی در راستای بهبود اوضاع امنیتی و عملیاتهای آینده هدایات لازم را داده است.
-

صلح در افغانستان امنیت و منافع اقتصادی را برای همه به دنبال خواهد داشت
آقای خلیلزاد پس از این دیدار که روز گذشته انجام شده در صفحه تویتر خود نوشته که با سفرای پاکستان و بریتانیا در واشنگتن در مورد صلح افغانستان دیدار کرده است.
آقای خلیلزاد گفته است: «چشم انداز شما خواه منطقهای یا بینالمللی باشد، پایان جنگ در افغانستان برای همگی امنیت و منافع اقتصادی را به ارمغان خواهد آورد.»
او جزئیاتی بیشتری در مورد این دیدار نداده است.
این در حالی است که پنجمین دور نشست قطر میان نمایندگان امریکا و طالبان، دو هفته پیش به پایان رسید و دو طرف مذاکره کننده اعلام کردند در زمینه خروج سربازان خارجی از افغانستان و قطع رابطه طالبان با داعش و القاعده به توفق رسیدهاند.
چند روز پیش عمران خان نخست وزیر پاکستان از تشکیل حکومت موقت در افغانستان خبرداد و گفت مذاکرات صلح منجر به تشکیل یک حکومت خوب در افغانستان خواهد شد.
این اظهارات آقای خان با واکنشهای تند مردم افغانستان مواجه شده است.
پیش از این دولت افغانستان نیز هرگونه پیشنهاد حکومت موقت در نتیجه گفتگوهای صلح را رد کرده است. -

ده نفر به دلیل سیلابهای شدید در ولایت هرات جان باختند
این افراد در سرازیر شدن سیلابهای در حومۀ شهر و ولسوالیهای غوریان، رباط سنگی و زندهجان هرات جان خود را از دست دادند.
جیلانی فرهاد، سخنگوی والی هرات، میگوید در نتیجۀ بارش بارانهای شدید و سرازیرشدن سیلابها در دو روز اخیر در ولایت هرات 2 کودک، 4 زن و 4 مرد جان باختهاند.
به گفتۀ فرهاد، این سیلابها زیانهای مالی نیز در پی داشته و شماری از خانههای مسکونی، صدها جریب زمینهای کشاورزی و باغها و جویهای آب را ویران کرده است.
سخنگوی والی هرات میگوید در حالحاضر کارمندان ادارۀ مبارزه با رویدادهای طبیعی این ولایت برای بررسی به بخشهای آسیبدیده فرستاده شدهاند و پس از ارزیابی، قرار است به نیازمندان کمک شود.
-

دو کارمند مراقبت از سالنگها بر اثر ریزش برف کوچ زخمی شدند
عبدالبصير حبيبی، رييس اداره حفظ و مراقبت سالنگها، میگويد بارش شدید برف همراه با طوفان که از ساعت هفت شام روز گذشته(دوشنبه) آغاز شده بود سبب مسدود شدن شاهراه سالنگ گردید.
آقای حبيبي میگويد از روز گذشه تا اكنون دهها برفكوچ در مسير شاهراۀ سالنگ فرود آمده، برفباری شديد همراه با توفان هنوزهم ادامه دارد و ممكن تا عصر امروز، شاهراه سالنگ به روی ترافیک بسته بماند.
-

تفاهم نامۀ برق رسانی به ولایت بدخشان و اعمار بند شیوه با هزینۀ ۶۳۱ میلیون دالر، به امضا رسید
در مراسمی که به این مناسبت در قصر چهارچنار ارگ برگزار گردید، تفاهم نامۀ ذکر شده توسط محمد گل خُلمی سرپرست وزارت انرژی و آب، انجنیر امان الله غالب، رئیس دافغانستان برشنا شرکت، و نمایندۀ صندوق انکشاف اقتصادی آغا خان به امضا رسید.
براساس این تفاهم نامه، صندوق انکشاف اقتصادی بنیاد آغاخان قرار است ۶۳۱ میلیون دالر در بخش تولید برق برای شهروندان بدخشان هزینه کند.
مدت قرارداد این پروژه که جهت رفع نیاز مردم ولایت بدخشان به برق تطبیق میشود ۳۰ سال پیشنهاد گردیده که در چند مرحله اجرا می گردد و هر مرحله آن هفت سال طول میکشد.
-

افغانستان، درسهای گذشته و تلاش برای قامت راست کردن از بار مشکلات جاری
تاریخ سیاسی افغانستان، به خصوص در قرن بیست و دو دهه اخیر قرن ۲۱، شاهد کشمکشها و زدوبندهای سیاسی میان گروههای مختلف بوده است. همزمان، عملکرد و رفتارهای سیاسیون و رهبران حکومتها نشان میدهد که یک بخش مهم از کار آنها نه تنها آسیب زدن به یکدیگر، بلکه آسیبرسانی به جامعه و گاهی هم به قشر خاص، میباشد. این قشر خاص میتواند تعریف جنسیتی، قومی، دینی ویا هم فرهنگی داشته باشد.
اکنون افغانستان بار دیگر در یک مرحله مهم از تاریخ خود قرار گرفته است. در این مرحله، سیاسیون و رهبران حکومت سخت در تلاش زدوبندهای سیاسی و نیز آسیب زدن به یکدیگر اند. این نوشته به تحلیل این زدوبندها و آسیبرسانیها نمیپردازد. آنچه برای این نویسنده مهم است، دستآوردهای دو دهه گذشته است که چگونه باید آنها را نگهداری و برای رشد و گسترش آنها تلاش کرد.
خوب است که بحث این نوشته با یک ضربالمثل آغاز شود. ضربالمثلها عموماً نشاندهنده شیره تجربیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مردم و کشورها میباشند. فرهنگهای گوناگون ضربالمثلهای گوناگون دارند. یکی از این ضربالمثلها چنین میگوید: «این مهم نیست که بدانیم چگونه سقوط میکنیم، مهم این است که بدانیم چگونه میتوانیم بلند شویم.» مردم افغانستان بارها از سوی خودی و بیگانه به زمین خوردهاند و هر بار نشان دادهاند که توانایی و استعداد بلند شدن را دارند.
با تحلیل از گذشته سیاسی کشور و توانایی مردم، میخواهم ضربالمثل یادشده را گسترش بدهم و به آن نکته جدیدی بیافزایم: «مهم این نیست که بدانیم چگونه به زمین میافتیم و دوباره میتوانیم بلند شویم، بلکه مهم این است که بدانیم و بیاموزیم که چگونه میتوانیم دوباره به زمین نیافتیم و به پیش برویم.» نسل کنونی کشور دیگر فرصتی برای سقوط کردن ندارند. آنها نمیخواهند بار دیگر ثابت کنند که توانایی بلند شدن را دارند. آزموده را آزمودن خطا است. آنها نمیخواهند دچار این خطا شوند. اینبار، آنها میخواهند نشان بدهند که توانایی ایستادن را دارند و دوشادوش کشورهای متمدن دنیا میتوانند به پیش راه بروند و برای کشورشان صلح بیاورند.
در یک نکته همه مردم متفقاند که صلح در افغانستان امری حتمی است، اما صلحی که مردم و نسل کنونی را به زمین بزند، ارزش پشتیبانی را ندارد. مردم و نسل جوان امروز صلح میخواهند، اما نه به هر قیمتی. صلحی که در آن مردم و نسل کنونی، به خصوص زنان جوان نقش نداشته باشند، میتواند پیامدهای ناگوار داشته باشد. با تأسف، یکی از این پیامدها، شکست روند بازسازی و رشد و پیشرفت کنونی، به خصوص در عرصههای معارف، فرهنگ، ورزش و هنر است. بسیاریها، خودی و بیگانه، خواستار شکست این بازسازی و پیشرفتاند. آنها از پیشرفت آموزش، فرهنگ، علم، مدنیت و هنر هراس دارند. این شکست زمانی رخ میدهد که نسل کنونی به زمین بخورند و یک نسل دیگر بگذرد تا مردم دوباره به پا بیاستند.
متن داستان صلح و خط مرکزی آن به زودی نهایی میشود. آنچه برای معامله باقی میماند، زیرداستانها و نقش افراد در آنها است. این نوع داستاننویسی از بالا به پایین امر میشود. در حال حاضر، مردم افغانستان هیچ نقشی در نوشتن متن این داستان ندارند. سیاسیون حکومتی و مخالفان بیصبرانه منتظر اند تا نقشهایشان را بدانند و در مورد جایگاه و نقششان در زیرداستانها چانهزنی کنند. بعضی از آنها دلهره دارند که ممکن هیچ نقشی برایشان در نظر گرفته نشده باشد.
برای مردم افغانستان پرسش این است که آیا شما تصمیم دارید بار دیگر تماشاگران سرنوشت خود باشید؟ پاسخ و تصمیم به دست مردم است. اگر مردم خواستند مانند گذشته تماشاچی باشند، فردا نباید شکوه و فریاد سر بدهند که چرا بازیگران در حقشان جفا و ستم میکنند. این بازیگران نقشهایشان را بازی میکنند؛ داستان از پیش نوشته شده است.
اگر مردم تصمیم دارند که تماشاگر نباشند، پس باید آواز خود را بلند کنند، منسجم شوند، برنامههایشان را طرح نمایند و برای نوشتن داستان بزرگ آمادگی بگیرند. آنها نباید هر بار ابزار شوند. ارزش زندهگیشان به مراتب بالاتر از ابزار بودن است. مردم بایست تصویر روشن از نقششان در داستان سرنوشتشان داشته باشند. بهترین داستانها از پایین به بالا نوشته میشوند و از متن جامعه بیرون میآیند. مردم میتوانند داستان بزرگ را از پایین به بالا تغییر دهند و امر کنند. هیچ قانونی وجود ندارد که داستانهای بزرگ باید از بالا به پایین نوشته و امر شوند.
مردم افغانستان خود بزرگترین مدافع ملی و بینالمللی حقوق و سرنوشتشان هستند. اگر آنها از حقوق خود دفاع نکنند، هیچ کشوری برای دفاع از حقوق آنها ایستاد نخواهد شد. این کشور دگرگونیهای فراوان را تجربه کرده است که همیشه از بالا به پایین امر شده است. اینبار مردم باید به دگرگونی واقعی و داستان حقیقی باندیشند.
به یاد داشته باشید که همه شعارها و وعدههای سیاسی دروغ است، به جز آن شعار و وعده که مردم با دست خود مینویسند.
دکتر یحیی بیضا
-

مهاجرین باید در لویه جرگه مشورتی شرکت کنند
احسانالله طاهری، سخنگوی شورای عالی صلح در پیامی صوتی که به رسانهها فرستاده، گفته است که آقای داوودزی، با نمایندگان مهاجران افغان در تهران دیدار و روی پروسه صلح و همچنین لویهجرگه مشورتی صلح، بحث و گفتوگو کرده است.
او افزود: «از آنها خواستیم که سر از حال با اصناف و اقشار مختلف جامعه مهاجر افغان در ایران صحبت بکنند تا اینکه بتوانیم در آینده نزدیک با اعلان شرایط عضویت در لویه جرگه کتهگوریهای مختلف نمایندگان مهاجر افغان در تهران و ولایتهای مختلف ایران را هم داشته باشیم.»
به گفته سخنگوی شورای عالی صلح، در آینده نزدیک انتخابات عضویت لویهجرگه مشورتی صلح، در میان مهاجران افغان مقیم ایران برگزار میشود تا نمایندگان واقعی این مهاجران به لویهجرگه مشورتی صلح راه یابند.
شورای عالی صلح در نظر دارد تا نمایندگان مهاجران افغان مقیم پاکستان را نیز در لویهجرگه مشورتی صلح دعوت کند.
قرار است که لویهجرگه مشورتی صلح در نهم ثور سال ۱۳۹۸ در کابل برگزار شود. حکومت هدف از این جرگه را تعیین « حدود و چارچوب مذاکره با تحریک طالبان» و « تعریف و چگونگی دستیابی به صلح» اعلام کرده است.
آقای داوودزی روز شنبه به ایران سفر کرد. هدف از این سفر، جلب همکاری عملی ایران در زمینه پروسه صلح افغانستان خوانده شده است. نماینده ویژه رییس جمهور در امور منطقهای برای اجماع صلح تاکنون با وزیر خارجه ایران و دیگر مقامهای این کشور دیدار و گفتوگو کرده است.
ایران یکی از کشورهایی است که ارتباط خود را با گروه طالبان به گونه رسمی اعلام کرده است. این کشور همچنان گفته است که دولت افغانستان در جریان تماسهای ایران با گروه طالبان قرار دارد و ایران به این تماسها با آگاهی دولت افغانستان ادامه میدهد. در نیمههای ماه جدی این کشور، میزبان هیأتی از گروه طالبان نیز بود. افزون بر ارتباط داشتن ایران با گروه طالبان، مقامهای امریکایی این کشور را به حمایت از گروه طالبان نیز متهم کردهاند.
آقای داوودزی پس از انتصابش به سمت ریاست دبیرخانه شورای عالی صلح و نماینده رییس جمهور در امور منطقهای برای اجماع صلح، به کشورهای پاکستان و چین نیز سفر کرده است. هدف این سفرها، تحکیم اجماع منطقهای در پیوند به صلح افغانستان خوانده شده است.
-

نشان سید جمالالدین افغان به خانواده سفیر پیشین امارات در افغانستان اعطا شد
در فرمانی که به این مناسبت قرائت گردید، آمده است: « شهید جمعه محمد عبدالله یلیل الکعبی در جریان ماموریتاش در افغانستان در راستای توسعۀ روابط همهجانبه، تحکیم ثبات و جلب همکاریها تلاشهای زیادی انجام داد و در اجرای وظایف از خود شایستگی نشان داده است.»
رئیسجمهور غنی پس از اعطای نشان مذکور، طی صحبتی از فعالیتهای اجتماعی و خیریۀ شهید جمعه محمد عبدالله یلیل الکعبی ستایش کرد و گفت افغانستان و امارات متحدۀ عربی روابط دیرینه و برادرانه دارند.
وی افزود که دشمنان مردم نمیتوانند با انفجار و انتحار به روابط دو کشور صدمه برسانند.
شیخ خلیفه بن تحنون بن محمد آل نهیان، رئیس امور شهدای امارات متحدۀ عربی صحبت نیز گفت که رابطه افغانستان و امارات متحدۀ عربی، رابطه برادری است و قربانی، شهید جمعه محمد عبدالله یلیل الکعبی نشاندهندۀ این است که ما در هرگونۀ شرایط، در کنار هم قرار داریم.
-

حمایت حکومت از آزادی بیان قابل قدر است
معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ افزود تلاش های شخص معاون رئیس جمهور در رابطه با حمایت از آزادی بیان و خبرنگاران قابل ستایش است.
وی تأکید کرد: « تلاش های استاد دانش در کمیته مشترک حکومت و رسانه ها و پشتیبانی همیشگی وی از این صنف بزرگ، همیشه قابل قدر است.»
آقای سنچارکی افزود حکومت در زمینه دسترسی به اطلاعات، صیانت از حقوق خبرنگاران و آزادی بیان تلاش های چشم گیری انجام داده است که آخرین نمونه آن تصویب روز 27 حوت به عنوان روز ملی خبرنگاران است.
شفیقه حبیبی از فعالین رسانه ای نیز از تلاش های همیشگی معاون رئیس جمهور در زمینه حمایت از خبرنگاران و آزادی بیان قدردانی کرد.
شفیقه حبیبی همچنین با انتقاد از گفتگوهای صلح گفت موضوع آزادی بیان باید در صدر گفتگوهای صلح قرار داشته باشد.
وی تأکید کرد آزادی بیان و حقوق زنان قابل معامله نیست و ما هرگز به عقب برنخواهیم گشت.
احمد قریشی، رئیس اجرایی مرکز خبرنگاران افغانستان، نیز آمارهای ثبت خشونت علیه خبرنگاران در سال 1397 را با رسانه ها شریک کرد.

تادامیچی یاماموتو، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان، نیز در سخنرانی خود از تصمیم حکومت افعانستان مبنی بر نامگذاری روز ملی خبرنگار ابراز خرسندی کرد.
وی گفت: «سازمان ملل متحد آماده است که همکاری خویش در زمینه آزادی بیان و خبرنگاران در افغانستان را افزایش دهد» .
نماینده سفارت انگلستان مقیم کابل، نیز به عنوان یکی از سخنرانان این محفل از نقش معاون دوم ریاست جمهوری در رابطه به آزادی بیان و خبرنگاران به نیکی یاد کرد و گفت نامگذاری این روز به نام خبرنگار پیام خوبی برای دموکراسی در افغانستان می باشد.قابل ذکر است تجلیل از روز ملی خبرنگار در حالی در افغانستان برگزار میشود که آمار خشونت علیه خبرنگاران در کشور روبه افزایش است و در تازه ترین مورد دور روز پیش خبرنگار یک رادیوی ولایتی توسط افراد ناشناس کشته شد.
-

سرور دانش: صلج باید در چارچوب قانون اساسی صورت گیرد/آزادی بیان لازمه یک صلح فراگیر است
معاون دوم رئیس جمهور با اشاره به صیانت و تقویت آزادی بیان و موضوع صلح با گروه طالبان، صلح را خواست تمام مردم افغانستان خواند، از پروسه ای که اکنون برای گفتگوهای صلح آغاز شده استقبال کرد و از کشورها و دولت های متحد افغانستان که برای برقراری صلح در افغانستان تلاش می کند تشکر کرد.
وی افزود حفاظت از آزادی بیان تنها در سایه نظم سیاسی و حقوقی مبتنی بر قانون اساسی موجود امکان پذیر است.
استاد دانش گفت حکومت و مردم افغانستان طرفدار صلحی هستند که در چارچوب نظام و قانون اساسی موجود شکل بگیرد.
معاون دوم رئیس جمهور همچنین تأکید کرد به همان اندازه که آزادی بیان مهم است، ابزار بیان نیز مهم است.
استاد دانش عنصر آزادی بیان، رسانه و رسانه گران را سه عنصر به هم پیوسته و لازم الاحترام خواند. وی گفت: «احترام به خبرنگار احترام به آزادی بیان و احترام به آزادی بیان احترام به خبرنگار است.»
به گفته استاد دانش خبرنگاران مبارزان راه آزادی هستند.
استاد دانش افراط گرایی، تحجر و تعصب و تروریزم را دشمنان آزادی بیان و رسانه ها را مبارزان خط مقدم خواند و گفت به خبرنگاران به عنوان سنگرداران و مبارزان راه آزادی باید احترام گذاشته شوند.
استاد دانش معاون دوم رئیس جمهور و رئیس کمیته مشترک حکومت و رسانه ها ضمن تبریک روز ملی خبرنگار به خبرنگاران و رسانه گران افغانستان از کابینه حکومت وحدت ملی به خاطر نامگذاری 27 حوت به عنوان روز ملی خبرنگار در تقویم رسمی کشور قدردانی کرد.
استاد دانش در ضرورت تجلیل از روز خبرنگار گفت خبرنگاران نماد آگاهی و دانایی و خرد جامعه هستند و باید از مقام و جایگاه آنان تجلیل شود.
وی با تأکید بر حمایت حکومت از آزادی بیان در کشور گفت که آزادی بیان ناشی از کرامت انسانی است و سانسور در حقیقت نفی عقلانیت، استقلال و کرامت انسان است.
معاون رئیس جمهور افزود اگر آزادی بیان و رسانه های آزاد وجود نداشته باشد، بدان معنا است که آزادی های دیگر هم وجود ندارد.
به گفته استاد دانش اگر آزادی بیان نباشد، انتخابات عادلانه و منصفانه و آزادی در رأی دادن و کاندید شدن هم وجود نخواهد داشت.
معاون رئیس جمهور بیان داشت آزادی بیان نماد وجود دموکراسی و آزادی در جامعه است و نظام های خودکامه به هیچ صورت آزادی را بر نمی تابند و آن را مغایر اقتدار و حاکمیت خود می پندارند.
استاد دانش در خصوص تأثیر آزادی بیان بر حکومت داری خوب گفت: « آزادی بیان بهترین راه برای اصلاحات و مبارزه با فساد مقامات حکومتی و عامل جلوگیری از سوء استفاده از قدرت است.»
وی افزود آزادی بیان و توسل به استدلال در مقابل توسل به زور و تحمیل نظر قرار دارد.
وی تصریح کرد آزادی بیان باعث زندگی مسالمت آمیز اجتماعی و سانسور باعث بی اعتمادی و درگیری می گردد.
آقای دانش گفت: «هر زمان که در کشور اختناق و استبداد حاکم بوده نه از پیشرفت خبری بوده و نه از صلح و نه از رشد فکری و فرهنگی و احترام به کرامت انسانی و حقوق بشری.»
وی بیان داشت: «این چه فضیلتی است که همه صداها را خفه کنیم و فقط یک صدا داشته باشیم و مانند زمان طالبان هر صدا و رسانه دیگر را ضد دیانت و شریعت بپنداریم و به نام دین و یا به نام منافع ملی و یا هر نام و عنوان دیگر، مردم یک کشور همگی لب ها را بدوزند و در باره سرنوشت و محیط زندگی خود ابراز نظر نکنند.»
وی افزود خبرنگاران نیز باید وضعیت دشوار و مسئولیت سنگین خود را درک کنند.
استاد دانش با اشاره به مکلفیت های مسلکی و قانونی خبرنگاران و رسانه گران بیان داشت که در شرایطی مثل افغانستان خبرنگار مسئولیت دارد که منافع ملی کشور را در نظر بگیرد و از آن جمله در تحکیم وحدت ملی مردم افغانستان نقش فعال خود را ایفا کند.
وی بیان داشت امروز با موجی از نفرت پراکنی های زبانی و قومی مواجه هستیم و مردم ما سخت نیاز به همگرایی و همدلی دارند و رسانه ها و خبرنگاران ما می توانند در این رابطه نقش بسیار مؤثر داشته باشند.
قابل ذکر است 27 حوت به عنوان روزملی خبرنگار در کابینه جمهوری اسلامی افغانستان به تصویب رسیده است؛ این موضوع نخست در کمیته مشترک حکومت و رسانه ها به ریاست استاد دانش معاون دوم ریاست جمهوری مطرح شد و بعد از تأیید این کمیته توسط وزیر اطلاعات و فرهنگ به کابینه ارائه شد و در نهایت مورد تصویب قرار گرفت.
در محفل گرامیداشت از روز ملی خبرنگار امروز در کابل علاوه بر معاون دوم رئیس جمهور، نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد در افغانستان، معین نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ، رئیس اجرایی مرکز خبرنگاران افغانستان، خبرنگاران و رسانه گران کشور، نمایندگان سفارت ها و نهادهای بین المللی، نهادهای مدنی و رسانه ها حضور داشتند.
-

جنگ و صلح و سال سختی که افغانستان در پیش روی دارد!
صلح در میدان جنگ رقم میخورد، نه در پشت میز مذاکره و گفتوگو. میز مذاکره و گفتوگو شاید تسهیلکننده روند صلح باشد، ولی صلح زمانی معنا پیدا میکند که طرفهای درگیر توانسته باشند یکدیگر را راضی کنند که برای ختم جنگ به گفتوگو بپردازند. امروز اگر طالبان با امریکاییها در حال گفتوگو و مذاکره هستند، این گفتوگو و مذاکره ماحصل ۱۸ سال جنگی است که میدانهای افغانستان شاهد آن بوده است. در این ۱۸ سال افغانستان روزهای سخت و دشوار زیادی را پشت سر گذشته است، اما در عین حال دستآوردهای چشمگیر و غیرقابل انکاری نیز داشته است.
۱۸ سال پیش افغانستان هیچ ارتش و نیروی نظامی از خود نداشت. نیروهای امنیتی کشور در سالهای پس از سقوط رژیم داکتر نجیبالله بر اثر توطیه بیرونی و عدم فهم آنانی که تازه قدرت را به دست گرفته بودند، متلاشی شدند. تانکها و تجهیزات نظامی افغانستان به نرخ آهن کهنه در کشور همسایه به فروش رفت. جنگندههای افغانستان یا منهدم شد و یا از کشور خارج گردید. ۱۸ سال پیش وقتی نظام سیاسی جدید در پی توافق بن ساخته شد، افغانستان کشوری ویران و بدون نیروی امنیتی بود. تنها نیروهای جنگنده در کشور، افراد مسلح تنظیمها و احزاب جهادی بودند که تجربه تلخ دهه ۷۰ خورشیدی را تداعی میکردند. افغانستان تقریباً از نقطه صفر به کمک جامعهی جهانی نیروهای امنیتیاش را احیا کرد. امروز نیروهای امنیتی کشور با همه مشکلات و کموکاستیهایی که دارند، یگانه نیروی پاسدار نظام، مردم و ارزشهای ملی ما هستند. این نیروها حداقل از پنج سال گذشته به تنهایی در برابر تجاوز و گروههای هراسافگن ایستادهگی و مقاومت کردهاند.
امروز که بحث گفتوگوهای صلح بیشتر از هر زمانی داغ شده است، باید همچنان با تکیه بر نیروهای امنیتی خود، صلح را در کشور تامین کنیم. صلح زمانی در کشور ما تامین میشود که در میدان جنگ توانسته باشیم قدرت و صلابتمان را به دشمن نشان دهیم. صلحی که از راه تضّرع و امتیازبخشی به دست آید، صلح پایدار و قابل قبول برای مردم افغانستان نیست. صلحی که در آن دستآوردهای ۱۸ ساله ما که به بهای خون هزاران مرد و زن، جوان و پیر این سرزمین به دست آمده، نابود شود، صلح نه، بل اسارت و بردهگی است. این را سیاسیون ما که از منظر انتقادی به کارنامه حکومت نگاه میکنند و در نشستهای به اصطلاح صلح شرکت میجویند، باید در نظر داشته باشند.
ما در جاهایی ممکن است با یکدیگر اختلاف نظر و مشکل داشته باشیم، اما این اختلاف نظر نباید ما را چنان از یکدیگر دور سازد که منافع مشترکمان را نبینیم و عملاً تیشه را برداریم و به ریشههای خود بزنیم.
ما چند روزی بیشتر با بهار و سال نو فاصله نداریم. بهار همواره متأسفانه در افغانستان فصل جنگ بوده است. دشمنان افغانستان با استفاده از وضعیت جَوی در فصلهای بهار و تابستان حملاتشان را تشدید میبخشند. همین حالا در بخشهای بزرگی از کشور این حملات آغاز شده و یا در حال آغاز شدن است. حداقل گزارشهای رسمی نشان میدهد که در برخی مناطق پنج ولایت، نیروهای هراسافگن به شدت جنگ را آغاز کردهاند. بادغیس در غرب کشور شاید بیشتر از همه گواه جنگ در روزهای پسین بوده باشد. دهها نیروی امنیتی ما در این نبردها قربانی شدهاند.
به نظر میرسد که با وارد شدن به سال نو، روزهای دشوار نیز فرا خواهد رسید. به همین دلیل، ضرورت است که از نیروهای امنیتی کشور حمایت و پشتیبانی صورت گیرد. هر صدای ما در حمایت از نیروهای امنیتی، به معنای ضربه زدن به دشمن در میدان جنگ است. اگر ما واقعاً صلح میخواهیم، باید اختلافهای جزیی و سیلقهای را کنار گذاشته و به عنوان یک مشت واحد در برابر مخالفان عمل کنیم. طالبان تلاش دارند که سال آینده را برای خودشان سال مهم بسازند. برای ما اما سال آینده سال سرنوشتساز خواهد بود، سالی که ما بتوانیم وارد گفتوگوهای مستقیم صلح شویم و کشورمان را از مصیبت جنگ و ویرانی برهانیم.
اتکا بر نیروهای امنیتی ما، از اولویتهای اساسی ما است. امروز در رأس نیروهای امنیتی کشور، مدبرترین افراد قرار گرفتهاند که در ۱۸ سال گذشته کمتر نظیر داشتهاند. آنان نشان دادهاند که از عهده مسوولیتهایشان به خوبی به در میآیند، به این شرط که نیروهای سیاسی ما نیز در این راستا ممد واقع شوند.
نباید بگذاریم که تجربههای تلخ گذشته یکبار دیگر تکرار شود و افغانستان به روزهای تاریک و ظلمانی برگردد. در گذشته اختلافهای ما باعث شد که نتوانیم به صلح و پیشرفت دست پیدا کنیم. جنگهای ویرانگر کابل که ریشه در سیاستهای کشور پاکستان داشت، از افغانستان میدان جنگ ساخت. امروز نیز اگر با هوشیاری و درایت عمل نکنیم، باز در همان دام گذشته اسیر خواهیم شد.
نثاراحمد فیضی غوریانی
-

هند، مخالف حکومت موقت و طرفدار دولت منتخب در افغانستان
پس از اظهارات عمرانخان در بارهی تشکیل یک حکومت جدید در افغانستان و پایان جنگ، شماری از دیپلماتهای بازنشستهی هندی از جمله یکی از سفیران پیشین هند در کابل نوشتند که دهلی نو به زلمی خلیلزاد نمایندهی ویژهی ایالات متحده در مورد پایان جنگ افغانستان بسیار به صراحت گفته است که هند نمیخواهد با کاهش نیروهای امریکایی یک حکومت موقت در افغانستان تشکیل شود. به نوشتهی برخی از دیپلماتهای هندی، هند به آقای خلیلزاد گفته است که حکومت آیندهی افغانستان هم باید منتخب باشد و مشروعیت انتخاباتی داشته باشد. حکومت موقت/انتقالی مشروعیت انتخاباتی ندارد و در مواردی که یک کشور از جنگ به آرامش یا از دیکتاتوری به دموکراسی گذار میکند، حکومت انتقالی روی کار میآید.
در افغانستان هم در حلقات اکادمیک، رسانهای و سیاسی این بحث خیلی داغ است که اگر طالبان بالاخره به پایان جنگ راضی شوند، چگونه به یک دموکراسی نمایندگی میپیوندند؟ در تحقیق اخیر انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان الگوهای مختلف حل سیاسی جنگ معرفی شده است. بر مبنای این تحقیق که نویسندهی آن دکتر عمر صدر است، در هر جنگی که به حل سیاسی منجر شود، شورشیان در پایان کار یا در انتخابات شرکت میکنند، یا در کنار شرکت در انتخابات، دولت، قدرت حکومت مرکزی را هم با آنان شریک میکند و در برخی موارد شورشیان در کنار این که امتیاز شریک شدن در قدرت و شرکت در انتخابات را به دست میآورند، در مناطق زیر سلطهیشان به نحوی خودمختاری نیز دست پیدا میکنند.
اما طالبان تا کنون نه به شرکت در انتخابات، نه به خود مختاری و نه به شریکسازی قدرت در حکومت مرکزی آری گفتهاند. طالبان هیچ طرحی از آدرس سازمانشان برای حل سیاسی جنگ و نحوهی تحقق آن بیرون ندادهاند، اما چهرههای نزدیک به طالبان و آنانی که با این گروه مذاکره کردهاند به نقل از مذاکرهکنندگان طالب میگویند که این گروه طرفدار یک حکومت انتقالی است. در تحقیق دکتر عمر صدر هم حکومت انتقالی به عنوان یکی از اشکال تحقق حل سیاسی جنگ معرفی شده است. حکومت انتقالی برای گذار از جنگ به صلح در بسیاری از کشورها روی کار میآید.
اما حکومت رییس جمهور غنی در کابل، صرف به راه حلی که زمینهی شرکت طالبان در انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کند، رضایت میدهد. این حکومت شاید با شریکسازی قدرت حکومت مرکزی با طالبان هم مشکل نداشته باشد، اما در نهایت میخواهد که طالبان آتشبس را بپذیرند، به حزب سیاسی بدل شوند و در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و بختشان را بیازمایند. ارگ شاید به طور موقت و به طور نانوشته به دوام سلطهی طالبان بر مناطقی که آنان در اختیار دارند نیز رضایت نشان دهد. اما گروه طالبان بارها گفتهاند که نظم سیاسی پس از بن را نمیپذیرند. سخنگویان غیر رسمی گروه طالبان هم میگویند که رهبران شورای کویته به این عقیدهاند که اگر در انتخاباتی شرکت کنند که زیر چتر نظم سیاسی پس از بن برگزار میشود، حیات سیاسی طالبان به عنوان یک سازمان به پایان میرسد. به همین دلیل است که بحث تشکیل یک حکومت انتقالی داغ است.
طالبان به مذاکره با حکومت هم رضایت نشان نمیدهند. آنان میخواهند که در نهایت با احزاب و سیاستمداران بیرون از حکومت مذاکره کنند و نمایندهگان حکومت هم در نقش یک گروه در مذاکره بیایند. روشن است که وقتی گروهها مذاکره کنند، بحث تشکیل یک حکومت انتقالی برای گذار به نظم سیاسی نو مطرح میشود.
بسیاری از سیاستمداران کابلنشین به این باور اند که پاکستان هم طرفدار تشکیل حکومت انتقالی است. چهرههای افغانستانشناس پاکستانی نزدیک به استبلشمنت آن کشور هم از تشکیل یک ادارهی انتقالی دفاع میکنند. مثلاً رستمشاه مهمند سفیر پیشین پاکستان در کابل که به استبلشمنت آن کشور خیلی نزدیک است، در مقالهای یک حکومت انتقالی ایتلافی را برای افغانستان پیشنهاد کرده است. از سخنان اخیر عمرانخان هم میتوان همین طور استنباط کرد که اسلامآباد طرفدار تشکیل یک حکومت انتقالی است.
حتماً جنرالهای پاکستانی و استراتژیستهای آن کشور به این نتیجه رسیدهاند که یک حکومت انتقالی که در آن طالبان هم مشارکت داشته باشند، راه را برای نفوذ تعیینکنندهی اسلامآباد در مناسبات قدرت افغانستان باز میکند. پاکستان همیشه این روایت را به دنیا فروخته است که طالبان در میان پشتونهای افغانستان نفوذ دارند و در میان پشتونهای پاکستانی محبوبیت و به همین دلیل است که تا سطح متحد جنرالهای پاکستانی ارتقا یافتهاند. در داخل افغانستان هم روایت آنانی که با طالبان همسویی اعتقادی و سیاسی دارند این است که شورش مجدد گروه طالبان در سال ۲۰۰۴ معلول «ستم» و «بیدادی» است که بر پشتونها پس از سال ۲۰۰۱ اعمال شد. آنانی که با طالبان سمپاتی دارند میگویند که پس از نشست بن «نمایندهگان واقعی پشتونها» به حکومت راه نیافتند و همچنان عملیاتهای نظامی، بمباردمانهای کور و بازداشتهای خودسرانهی افراد هم در روستاهای پشتوننشین اتفاق افتاد و این امر شورش مجدد طالبان را کلید زد. انتونیو گوزتوزی آلمانی و شماری از پژوهشگران دیگر هم به این باور اند که طالبان در جنوب روی قبایل مشخص نفوذ دارند.
پاکستانیها هم سیاستمداران ناسیونالیست و میهنپرست پشتون افغانستان را نمایندهگان واقعی پشتونها نمیدانند. آنان صرف گروههایی را نمایندهگان واقعی پشتونهای روستایی معرفی میکنند که متحد ارتش پاکستان باشند. پاکستانیها و طرفدارانشان حتا واقعیتهای مربوط به بافت اجتماعی و قبایلی مناطق جنوبی افغانستان را نادیده میگیرند و با ناشیگری بیشتر پشتونهای روستایی را طرفدار طالبان عنوان میکنند. پاکستانیها میخواهند با ادغام نیروهای طرفدارشان در دولت افغانستان، به پنج هدف عمده برسند. بارنت روبین افغانستانشناس امریکایی نوشته است که این پنج هدف عبارت اند از ۱-خروج نیروهای امریکایی ۲-محدود شدن روابط هند و کابل ۳-دسترسی تجارتی به آسیای میانه بدون اینکه به افغانستان امتیاز دسترسی به هند از طریق پاکستان داده شود ۴-توافق روی حوزههای آبی مشترک به سود پاکستان و ۵-رسمیت یافتن خط دیورند.
اگر این اهداف آن طوری که پاکستان میخواهد برآورده شود، افغانستان در نقش یک ایالت آن کشور تقلیل مییابد و آهستهآهسته به یک پایگاه ضد هند بدل میشود. روشن است که در این وضعیت هند و بازیگران دیگر خاموش نمینشینند. به باور آنانی که اوضاع جنوب آسیا را دنبال میکنند، فرهنگ سیاسی هند در سالهای اخیر به سمت سلطهگری میلان یافته است و این کشور اجازه نمیدهد که یک افغانستان ضد هند آن طوری که پاکستان میخواهد تشکیل شود. روشن است که بازیگران دیگر هم به آنچه که پاکستان میخواهد در کل رضایت ندارند. هند در حال حاضر از موقف حکومت محمداشرف غنی پشتیبانی میکند.
پایان جنگ در افغانستان وقتی متصور است که همهی قدرتهای جهانی و منطقهای روی آیندهی سیاسی افغانستان توافق کنند و نیروهای داخلی سیاسی هم از آن حمایت کنند. اگر وضعیت به سمتی پیش برود که صرف یک کشور نقش تعیینکننده در مناسبات قدرت افغانستان داشته باشد، قدرتهای دیگر از آن احساس خطر خواهند کرد و جنگ مجدداً آغاز خواهد شد.
8am
-

باید بلوچستان آزاد و مستقل را به رسمیت بشناسیم
آقای نبیل میافزاید اظهارات عمران خان در مورد روی کار آوردن یک حکومت مطلوب پاکستان در افغانستان چیز تازهای نیست و ریشه در سیاست کثیف سازمان استخبارات پاکستان(آیاسآی) نسبت به افغانستان دارد.
رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان و از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری سال آینده کشور در صفحه فیس بوک خود مینویسد اینک زمان آن رسیده که افغانها خود در مورد سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند.
به باور آقای نبیل حفظ وحدت افغانها ضامن موفقیت آنها در تشکیل دولت قوی در کشورشان میباشد.
رحمتالله نبیل همچنین تأکید میکند افغانستان باید یک بلوچستان آزاد را به رسمیت بشناسد.
قابل ذکر است جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان از طریق طالبان سالهاست که از مردم مظلوم افغانستان قربانی میگیرد؛ پاکستان با حمایت از گروهای تروریستی به شمول طالبان نه تنها عامل اصلی جنگ در افغانستان به شمار میرود که امنیت منطقه را نیز با تهدید مواجه ساختهاست.
پاکستان با حمایت مالی و تسلیحاتی از طالبان و جا دادن سران طالبان در خاک خود قصد دارد یک حکومت وابسته به خود را در افغانستان روی کار آورد.
جنرالان نظامی پاکستان در یک تضاد آشکار با سیاسیون پاکستان هنوز این سیاست خصمانه خود در قبال افغانستان را تغییر ندادهاند.
حتی استراتژی تازه امریکا در قبال افغانستان و جنوب آسیا که قرار بود فشار لازم بر پاکستان برای قطع حمایت این کشور از طالبان را وارد کند نیز علیرغم شدت اولیه ناکام ماند.
حمایت پاکستان از گروههای تروریستی همچنین فریاد اعتراض دیگر کشورهای منطقه به شمول هند و ایران را نیز بلند کرده است.
گروههای جیشالعدل و جیش محمد که چندی پیش حملات مرگباری را علیه نیروهای نظامی هندی و ایرانی انجام داد در خاک پاکستان فعالیت دارند، تهران و دهلینو با لحنی تند از پاکستان خواستهاند برای نابودی این گروهها اقدام جدی کند. افغانستان نیز سالهاست که در محافل ملی و بینالمللی متعدد فریاد زده که پاکستان باید حمایت خود از طالبان را قطع کند، فریادی که تا این لحظه از سوی هیچ کسی به درستی شنیده نشده است.
-

چارچوبی برای تحلیل سخنان محب!
مشاور امنیت ملی افغانستان داکتر حمدالله محب به آشکارا از روند جاری تحت نام گفتگوهای مقامات طالب ها و خلیلزاد انتقاد کرد. گرچه موقف محب از سوی یک تعداد افغانها استقبال گردید، ولی برخی دیگر آن را بر باد انتقاد گرفت. دو نوع گروهِ از مردم بسبب انتقادات محب نگران شده اند. نخست، آنعدهٔ جوانان احساساتی است که فکر میکنند سخنان محب تأثیرات منفی روی روابط افغانستان-امریکا داشته باشند. گروه دوم، مخالفین محب و در کل حکومت اند که تلاش دارند سیاست داخلی و خارجی را باهم خلط داده و از سیاست خارجی منحیث یک ابزار در سیاست داخلی بهره ببرند.
این نوشته تلاش پاسخ به نگرانی ها و فرصت طلبی های هر دو گروه در چارچوب اصول روابط بین الملل میباشد. در سطرهای ذیل روی آن بنیاد تیوریک بحث صورت میگیرد که محب را واداشت تا به روند جاری تحت نام صلح انتقاده نماید. به منظور وضاحت بیشتر موضوع، تبصره های محب در پنج ماده ذیل بررسی شده اند:
۱- تفاوت سیاست داخلی و خارجی:
در عموم، سیاست داخلی و خارجی از هم مجزا اند. سیاست داخلی به آن برنامه ها و پالیسی های اطلاق میگردد که اقتدار، خواستار عملی نمودن آن است و آپوزیسیون با آن مخالفت میکند. سیاست خارجی اما یک مرام دارد؛ و آن دفاع از منافع ملی در روابط با جامعه بین المللی میباشد. به عبارت دیگر، حکومت ها نمایندگان حزب یا اقتدار خویش در سیاست داخلی میباشند، ولی در سیاست خارجی نماینده منافع ملی کل کشور محسوب میشوند. مخالفین سیاسی تا اندازه ای حق دارند که با حکومت ها بر سر تعریف منافع ملی مخالفت داشته باشند، ولی آنها حق نقد مواقف نمایندگان حکومتی در خارج از کشور را ندارند. موقف محب پالیسی رسمی دولت افغانستان بوده که بر اساس منافع ملی بوجود آمده او از تمام عناصر سیاست داخلی نمایندگی میکند.
۲- زبان ديپلماتیک:
کلمه “زبان ديپلوماتیک” در ادبیات روابط بین الملل وجود ندارد که کشورها مکلف به رعایت آن باشد. معتبرترین سند جهانی در رابطه به روابط ديپلوماتیک عبارت از کنوانسیون ویانا میباشد که در آنجا از این موضوع یادی نشده است. اینکه کدام زبان ديپلوماتیک است و کدام یکی آن نیست، به مواقف کشورهای در ارتباط به اهمیت مسئله مربوطه ربط میداشته باشد. البته تشریفات یا پروتوکول موضوع جدا است.
سخنان محب برای برخی ها از آن جهت نیز تعجب آور اند که در سیاست خارجی سنتی غیرمتعارف اند.
این یک برداشت بسیار نادرست است که اظهارات یک مقام دولتی بر روابط و در کل سیاست خارجی یک کشور اثرات مستقیم داشته باشند. برای مثال، روابط ترکیه و اسرائیل نمونه های بهتر در این امر در سیاست بین الملل باشند. مشاجره های لفظی بین اردوغان و نتانیاهو تند بوده و حتی تا سرحد دشنام و حقارت نیز میرسد اما روابط اقتصادی بین هر دو کشور همه ساله رشد میکنند.
۳ – روابط با امریکا:
روابط با امریکا روی یک سلسله معاهدات و پروتوکول های بین المللی مثل روابط با هر کشور دیگر بنا نهاده شده اند. بناءً، دولت افغانستان حق دارد تا در چارچوپ منافع ملی خویش عکس العمل نشان دهد یا ندهد.
۴ – اظهارات داکتر محب:
داکتر محب به عنوان مشاور امنیت ملی جمهوری اسلامی افغانستان حق دارد تا از هر نوع معامله مخفی در رابطه به افغانستان آگاه باشد. در اینجا کسانی را میخواهم مخاطب قرار دهم که فکر میکنند همه چیز در دست امریکا است و این موقف آمریکا را به قهر کرده و طبعاً آنها دولت افغانستان را تنها خواهد ماند. این گروهی از مردم باید بدانند چقدر که افغانستان به امریکا نیاز دارد، به همان اندازه امریکا به افغانستان نیاز دارد. هیچ کشور بی بدیل نیست! نگریستن به این مسئله از عینک اقتدار رئیس جمهور غنی اشتباه است زیرا عمر غنی معلوم و اما عمر افغانستان ابدی است. افغان ها تا ابد مالکان اصلی این خاک و بوم هستند.
حمدالله محب منحیث نماینده دولت افغانستان بر اساس تعریف فوق بر خلیلزاد انتقاد نموده است.