نویسنده: rahapress

  • 338 زندانی ناپدید شده اند

    338 زندانی ناپدید شده اند

    حدود بیست ساعت پس از حملۀ مهاجمان مسلح به زندان مرکزی ننگرهار، یک منبع حکومتی در این ولایت گفت شماری از زندانیان از زندان فرار کرده‌اند.

    منبع هم‌چنان به نقل از یک زندانی افزود تمامی مهاجمان به زبان‌های فارسی و پشتو آشنا نبودند و به احتمال زیاد شهروندان کشورهای خارجی بودند.

    عطاالله خوگیانی، سخنگوی والی ننگرهار پیش‌تر گفته بود در این زندان حدود 1793 نفر زندانی بودند.

    به گفته او، نیروهای امنیتی 1025 زندانی را هنگام فرار دوباره بازداشت کردند.

    او افزود نیروهای امنیتی، 430 زندانی را از این زندان نجات دادند، شماری از زندانیان کشته و زخمی شده‌ و برخی ناپدید شدند. براساس آماری که مقام‌های امنیتی ننگرهار داده‌اند، از میان 1793 زندانی، 338 تن آنان ناپدید شده‌اند.

    سخنگوی والی ننگرهار گفت در این حمله، 29 تن به شمول نظامیان و غیرنظامیان کشته و دست‌کم پنجاه تن دیگر زخمی شدند.

    حوالی ساعت 6:45 دقیقه‌ شام روز گذشته، یک‌شنبه، دوازدهم اسد، شماری از مهاجمان مسلح به زندان ننگرهار حمله کردند. به گفته مقام‌های امنیتی، حمله با انفجار یک موتر بمب‌گذاری شده در ورودی زندان آغاز و سپس مهاجمان وارد ساختمان زندان شدند.

    وزارت دفاع ملی پس از چاشت امروز، دوشنبه، سیزدهم اسد، با نشر اعلامیه‌یی گفت در عملیات پاک‌سازی نیروهای دفاعی و امنیتی، ۵ مهاجم در داخل زندان کشته شده‌ و ساختمان زندان به کنترل نیروهای امنیتی درآمده است؛ اما منبع فوق به رسانه ها گفت تعداد مهاجمان به سی تن می‌رسید.

    وزارت دفاع ملی گفت ۳ زندانی توسط مهاجمان کشته شده و از این میان، دو تن شان اعضای گروه طالبان هستند.

    وزارت دفاع افزود عملیات نیروهای امنیتی با هدف پاک‌سازی ساختمانی که مهاجمان در آن جابه‌جا شده بودند، ادامه دارد.

    این حمله زمانی انجام شد که دولت افغانستان و طالبان به آخرین ساعت‌های آتش‌بس سه‌روزه نزدیک شده بودند. گروه طالبان در نخستین ساعات پس از حمله، دست داشتن در آن را رد کردند. بر بنیاد گزارش‌ها، گروه داعش مسئولیت این حمله را عهده گرفته است.

    عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی با نشر اعلامیه‌یی حمله مهاجمان به زندان ننگرهار را محکوم کرد و گفت این‌گونه حملات وحشیانه، توجه و حوصله ما را برای صلح کم نمی‌کند.

    آقای عبدالله از نهادهای امنیتی خواست این حمله را به صورت جدی بررسی و یافته‌‌های‌شان را با مردم در میان بگذارند.

  • جایگاه منطقه‌گرایی در سیاست خارجی افغانستان: انفکاک و یا هم‌گرایی؟

    جایگاه منطقه‌گرایی در سیاست خارجی افغانستان: انفکاک و یا هم‌گرایی؟

    لورد رابرتسون وایسرای سابق هند، افغانستان را یک کشور منطقه‌ای (REGIONAL COUNTRY) و منطقه‌ی حایل (BUFFER ZONE) یاد می‌کرد که محل تلاقی چندین حوزه امنیتی و سیاسی است. این بدین معنا است که ثبات و امنیت افغانستان جاده‌ی دو طرفه است که خیر و شر منطقه را تعیین می‌کند. روی این ملحوظ است که این جغرافیا من‌حیث منبع ثبات و یا هم ناامنی منطقه و فراتر از منطقه دانسته شده و موقعیت آن نهایت حساسیت‌برانگیز بوده که حضور غیر متناسب و یا هم‌زمان یک و یا چند بازیگر سیاسی – نظامی در این کشور باعث تشدید جنگ‌های نیابتی می‌شد و پای قدرت‌های بزرگ را برای متوازن‌سازی یک‌دیگر به این خاک می‌کشانید که متاسفانه در این بازی‌ها افغان‌ها کم‌تر صاحب، مجری و جهت‌دهنده‌گی بودند و زیادتر من‌حیث گیرنده و یا هم نظاره‌گر منفعل نقش بازی می‌کنند.

    اما ریشه‌ی اصلی این کاستی‌ها برمی‌گردد به نبود یک دولت ملی فراگیر، مسلکی و قوی که بتواند صاحب و مالک این خاک گردیده و در لابه‌لای این بازی‌ها منافع ملی افغانستان را جست‌وجو و تامین کند. تطبیق این کار نیاز به نهاد‌های ملی و مسلکی و یک سیاست خارجی پویا دارد.

    سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی و انسجام ملی دولت‌ها به اساس تعاملات دوجانبه و چندجانبه برای حفظ و بسط منافع خارجی‌شان با دولت‌ها و یا واحد‌های سیاسی دیگر در نظام بین‌الملل می‌باشد. هر قدر انسجام ملی و نهادی‌های ملی کشور‌ها قدرت‌مند، بی‌طرف و مسلکی باشد به همان اندازه کشور‌ها می‌توانند در تعاملات‌شان با واحد‌های سیاسی دیگر در نظام بین‌الملل دست بالا داشته و منافع‌شان را بهتر تامین کنند و الّا برعکس آن نیز متصور است.

    اما کشور‌ها نظر به قدرت ملی و جایگاه‌شان در نظام بین‌الملل (دولت‌های ضعیف و شکننده، قدرت‌های میانه و قدرت‌های بزرگ) برای تامین و حفظ منافع ملی‌شان در تعاملات بین‌المللی دست به ائتلاف‌سازی، چندجانبه‌گرایی به اساس اصول و ارزش‌های لیبرال و غیرلیبرال می‌زنند و منطقه‌گرایی یکی از روش‌ها و ابزارهایی است که حکومت‌ها منافع حیاتی خارجی‌شان را در یک منطقه خاص جغرافیایی تامین می‌کنند.

    اما منطقه‌گرایی به زبان ساده به رویکرد و روشی گفته می‌شود که دولت‌ها و یا واحدهای سیاسی‌ای که وجوه مشترک فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ژیوپولتیک داشته و در یک جغرافیا واقع شده‌اند برای حفظ و بسط و گسترش روابط سیاسی، امنیتی و اقتصادی‌شان دست به اقدام دست جمعی برای دفع تهدیدات مشترک و دست‌رسی به فرصت‌های مشترک می‌زنند.

    افغانستان، محل تقاطع حداقل چهار نظام امنیتی هر یک نظام امنیتی فارس (ایران)، فدراتیف روسیه و آسیای مرکزی، شبه‌قاره هند و آسیای جنوبی و بالاخره چین و آسیای غربی بوده که در ادبیات ژیوپولتیک به این ساحات به عنوان زون‌های فشار (COMPRESSION ZONES) و یا مناطق لغزش (SHATTER ZONES) و یا هم خطوط گسل (FAULT LINES) یاد می‌گردد.

    روی این ملحوظ است که به اثر نبود یک دولت – ملت قوی و آسیب‌پذیری‌های اقتصادی و امنیتی هم‌چون کشور‌ها یا باید تحت چتر حمایت نظامی و اقتصادی یک قدرت بزرگ و یا هم سیاست متوازن‌سازی و در نهایت انزوا و بی‌طرفی مطلق و یا هم نسبی‌شان را در مسایل حساس منطقه‌ای و بین‌المللی حفظ نمایند تا از گزند رقابت‌های قدرت‌های بزرگ و کوچک در خاک‌شان به امان بمانند.

    از سوی دیگر افغانستان به شکل تاریخی دچار یک بحران هویت جغرافیایی بوده که یک تعداد از نقشه‌های جغرافیای سیاسی جهان این کشور را مربوط جنوب آسیا، یک تعداد دیگر آسیای مرکزی و بعضی دیگر هم افغانستان را جز شرق میانه و حتا آسیای غربی می‌دانند. اما افغان‌ها از جایگاه و جغرافیای خود یک تعریف خاص حماسه‌گرایانه و بر مبنای احساسات ملی یعنی قلب آسیا دارند.

    این خودشناسی جغرافیای زیادتر ریشه در ادبیات حماسی، لشکرکشی‌ها و موقعیت مهم این کشور از نقطه نظر ژیوپولتیک دارد. اما تعریف، مکانیسم فعالیت و ویژه‌گی‌های این‌که «قلب آسیا» بودن به چی معنا است، نزد افغان‌ها و حتا خارجی‌ها و خصوصاً منطقه تعریف واضح و مشترک نداشته بلکه زیادتر یک خوانش ژیوپولتیک و امنیتی بوده تا این‌که تمدن – فرهنگ‌محور و یا هم سیاسی – اقتصادی باشد. اساس این تعریف روی این استوار است که افغانستان منبع ثبات و رفاه و یا هم بدامنی و یا بی‌ثباتی منطقه می‌تواند باشد. روی این ملحوظ ثبات سیاسی و امنیتی افغانستان به شکل تاریخی با منطقه و همسایه‌های این کشور گره خورده است.

    ۱- بستر تاریخی روابط سیاسی و اقتصادی افغانستان و منطقه

    کشور‌هایی مثل افغانستان را مناطق حایل، حاشیه‌ی ابر قدرت‌ها، ساحات فشار و یا خطوط لغزش در ادبیات جغرافیای سیاسی می‌نامند. این مترادف‌سازی جبر جغرافیایی (GEOGRAPHICAL DETERMINISM) نبوده و هم‌چنان قیاس‌گرایی تاریخی (HISTORICAL ANALOGIES) نیست. بلکه واقعیت‌های میدانی و عینی در نظام بین‌الملل و تعاملات ژیوپولتیک می‌باشد. متأسفانه در شرایط امروزی با وجود پیش‌رفت‌ها در تکنولوژی و پروسه جهانی شدن این مترادف‌سازی خیلی‌ها هم قرین به حقیقت می‌باشد.

    افغانستان از شکست و ریخت‌های جغرافیایی و سیاسی امپراطوری‌های فارس و مغول با درایت و هوشیاری احمد شاه ابدالی عرض اندام نموده و با لشکرکشی‌ها و جهان‌گشایی‌های متعدد او بدل به یک امپراطوری کوچک گردید. پس اساسا از بدو ایجاد و پیدایش افغانستان یک جغرافیایی مشخص تمدنی نبوده بلکه جغرافیایی است که از بقایا و حاشیه‌های منطقه‌ای دو امپراطوری بزرگ به وجود آمده است.

    تاریخ دیپلماسی افغانستان تا زمان حاکمیت غازی امان‌الله خان اساساً یک تاریخ دادوستد منطقه‌ای خصوصاً با امپراطوری‌های هند برتانیایی، فارس و روسیه تزاری بوده و افغانستان من‌حیث یک دولت – ملت تعاملات کم‌تر با جهان فراتر از مسکو، بخارا، دهلی و تهران – مشهد – اصفهان داشت. تنها دو کشور فرامنطقه‌ای که باب دیپلماسی با افغانستان را با مقاصد ژیوپولتیک و رسیدن به آب‌های گرم باز کرد. امپراطوری عثمانی و آلمان نازی تحت قیومیت هتلر بود که هر دو ماموریت ناکام ماند.

    اما منطقه‌گرایی در سیاست خارجی افغانستان را می‌توان در بستر تاریخی به چهار مرحله تقسیم کرد:

    الف: مرحله اول – سیاست خارجی تحت کنترل انگلیس (امیر شیر علی خان الی دوره امان‌الله خان غازی)

    در این مرحله حاکمان افغان به صورت مستقیم خودشان و یا هم اعضای فامیل و فرستاده‌های خاص‌شان تنها با وایسرای هند در دهلی روی تمامی مسایل و روابط خارجی در تماس بوده و در صورت نیاز در مورد روابط‌‌شان با امپراطوری‌های فارس و روسیه تزاری پیش از هر گونه اقدام یک جانبه مشورت و رای‌زنی می‌نمودند و به اساس معاهدات که بین طرفین در حداقل دو جنگ افغان – انگلیس به امضا رسیده بود افغانستان و حاکمان افغان مکلف بودند تا در موارد خاص سیاست خارجی و تعاملات خارجی‌شان مخصوصاً با مسکو و تهران با دهلی مشورت و رای‌زنی کنند و تحت قیومیت و با مشورت آن‌ها سیاست خارجی‌شان را پیش ببرند.

    در این مرحله افغانستان دارای یک نهاد مستقل برای پیش‌برد سیاست خارجی نبوده و اکثراً مراودات و تعاملات خارجی با تبادل نامه‌های رسمی میان شاه و وایسرای و یا نماینده‌‌های او انجام گردیده و در بعضی موارد فرستاده‌های ویژه که از دربار شاه و اغلب اعضای خانواده و فامیل او بودند برای مذاکرات به دهلی و یا شهرهای دیگر فرستاده می‌شد. در این دوران تعاملات خارجی افغانستان تنها با تهران، مسکو، دهلی و تا حدودی بعضی از کشور‌های دیگر هم‌چون ترکیه، فرانسه و آلمان البته با مشورت و نظارت انگلیس صورت می‌گرفت.

    ب: مرحله دوم – استقلال افغانستان و بیرون آمدن از انزو ( امیر امان‌الله خان الی حاکمیت کمونیستان)

    امیر امان‌الله خان را می‌توان امیر دیپلمات افغان نامید. او بعد از کسب استقلال افغانستان به فکر سیاست افغانستان باز شده و با کشور‌های منطقه و اروپایی روابط دیپلماتیک ایجاد کرد و حداقل به ۱۲ کشور اروپایی و غیر اروپایی سفر کرد. سفر‌های شاه امان‌الله خان و متعاقب آن امرا و حاکمان مابعد او زیر سایه‌ای دو جنگ جهانی صورت گرفته و زیادتر هدف اقتصادی و تجارتی و در بعضی موارد کمک‌های نظامی داشت.

    امان‌الله خان افغانستان را از انزوا کشیده و این کشور را در نقشه جهان من‌حیث یک کشور مستقل و آزاد به جهانیان معرفی کرد. بعد از او نادر خان و ظاهر شاه هم زیر سایه جنگ سرد بی‌طرفی افغانستان را حفظ نموده اما کوشش نمودن تا از جو موجود جهانی به نفع منافع اقتصادی و سیاسی افغانستان استفاده کنند. اما از این کار چنان که باید و شاید، نتوانستند به شکل اساسی بهره ببرند.

    اما با وجود تقلا‌های متعدد این دو حاکم افغانستان هنوز درگیر مشکلات منطقه‌ای و همسایه‌های خود بود. استقلال هندوستان و تقسیم این کشور به کشور‌های کوچک دیگر مثل پاکستان باعث درد‌های جدید سیاسی و امنیتی برای افغانستان شد. افغانستان در این دوران درگیر قرض‌های هنگفت اتحاد جماهیر شوروی سابق برای تمویل پلان‌های پنج ساله سردارداوود خان و داعیه پشتونستان‌خواهی او که نهایتاً منجر به سقوط رژیم شاهی به دست مسکو و هم‌پیمانان افغان او در حزب خلق و پرچم بود. افغانستان زیر سایه جنگ سرد بعد از سال‌ها سیاست بی‌طرفی و توازن قدرت‌ها دست‌خوش بازی‌های ژیوپولتیکی گردید که تا هنوز این نزاع‌ها در جغرافیای آن به یک شکل و یا شکل‌هایی ادامه دارد.

    ج. مرحله سوم – سیاست خارجی افغانستان تحت سایه جنگ سرد با محوریت مسکو و سوسیالیسم (سردار داوود خان الی حاکمیت داکتر نجیب‌الله)

    در دهه هشتاد افغانستان عملا بدل به میدان رقابت‌های طرفین جنگ سرد گردید. عامل اساسی این کار سیاست‌های نا سنجیده سردار داوود خان و تجاوز اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان بود. حکومت خلق و پرچم عملا یک دولت تحت حمایت شوروی سابق و کشور‌های اقماری کمونیسم بود. در این دوران افغانستان به مسکو، کشور‌های بلوک شرق و آسیای مرکزی ملحق گردیده و سیاست‌های خویش را مطابق و با مشورت رهبری سیاسی و نظامی این کشورها عیار می‌نمود. اکثریت دادوستد‌های سیاسی – اقتصادی – نظامی افغانستان با این کشور‌ها با محوریت مسکو بود. هم‌چنان اکثریت کدرهای رهبری سیاسی و نظامی افغان دانش آموخته مسکو و یا هم پایتخت‌ها دیگر کشور‌های سوسیالیستی بوده و به زبان روسی بلدیت داشتند.

    تمامی این چرخش‌ها بیان‌گر اهمیت و تاثیر گذاری همسایه‌های شمالی افغانستان و مسکو را در عرصه سیاست و اقتصاد و امنیت افغانستان بیان می‌کرد. در این دوره سیاست خارجی افغانستان عملا مسکو محور و در مشورت سیاسی و نظامی با اتحاد جماهیر شوروی انجام تدوین و تطبیق می‌گردید.

    د: مرحله چهارم – سیاست خارجی منطقه‌ای با محوریت امریکا و ناتو روی مبارزه با تروریسم (حامد کرزی تا حال)

    فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و متعاقب آن سقوط حکومت کمونیستی در افغانستان به رهبری داکتر نجیب‌الله راه را برای جنگ‌های داخلی و نیابتی به حمایت منطقه در خاک افغانستان باز کرده و افغانستان الی حوادث یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ دست خوش جنگ گروه‌های مختلف برای تصاحب قدرت گردید. در این دوره اساسا سه بازیگر اصلی اسلام آباد، تهران و کشور‌های آسیای مرکزی توام با نقش نه چندان دهلی و مسکو بود.

    اما حوادث یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و به تعقیب آن مداخله نظامی ایالات متحده امریکا و ناتو این کشور را یک بار دیگر در محراق توجه و سیاست‌های جهانی مبارزه علیه تروریسم قرار داد. اما این بار بلوک غرب به رهبری ایالات متحده امریکا و ناتو عملاً افغانستان را زیر چتر حمایت اقتصادی و نظامی خود قرار داده و سیاست‌های این کشور غرب محور و در حول سیاست‌های بزرگ امریکا و متحدانش تا امروز می‌چرخد. دلیل آن واضح و مبرهن است و آن این که حمایت مالی و نظامی وابسته‌گی‌های سیاسی را می‌آورَد. اما این وابسته‌گی سیاسی نباید به قیمت تصادم با منطقه و همسایه‌های افغانستان باشد.

    با خروج نیروهای خارجی و کاهش حضور امریکا در افغانستان این نفوذگذاری کم گردیده و افغانستان یک‌بار دیگر روی به منطقه کرده و سیاست‌هایی که منطقه‌گرا باشد را دنبال خواهد کرد.

    ۲- جایگاه منطقه‌گرایی در سیاست خارجی افغانستان – گذشته، حال و آینده

    افغانستان یک کشور منطقه‌ای است که منطقه و همسایه‌های دور و نزدیک این کشور همیشه بالای تعاملات داخلی و مناسبات خارجی‌شان من‌حیث کتلست، مانع و سایه عمل کرده است.

    این اثرگذاری همسایه‌گان و منطقه بالای دادوستد‌های داخلی و مناسبات خارجی افغانستان چند لایه، پیچیده، اقتصادی و امنیتی و در بعضی موارد تاریخی و پیچیده است. در گذشته‌های دور تعاملات و مناسبات سیاسی و تجارتی افغانستان تنها محدود به هند برتانیایی و شهرهای بزرگ آن، امپراطوری فارس و شهر‌های آن، خان‌نشین‌های آسیای مرکزی مثل بخارا، خیوا، سمرقند همراه با پترزبورگ و مسکو بود. مراودات افغانستان به امپراطوری‌های متعدد چین کم‌تر و در حد تعاملات تجارتی و بعضا سیاحان چین بود. این وضعیت تا امارت شیر علی خان ادامه داشت و نهاد محور نبوده و زیادتر دربار محور و در بهترین حالت با فرستادن فرستاده‌های ویژه مراودات و دادوستد‌ها میان کابل و قندهار و پایتخت‌های این دولت‌ها تامین می‌گردید.

    هدف اصلی این مناسبات میان کابل و پایتخت‌های این قدرت‌ها به خاطر حفظ تمامیت ارضی، حاکمیت شاهان افغان، دریافت کمک‌های اقتصادی و نظامی و بالاخره حل و فصل منازعات مرزی، تجارتی و در بعضی موارد سیاسی و جنایی بود. پس برای حاکمان افغان مراکز قدرت و نظام بین‌الملل برای مراودات خارجی فراتر از دهلی، مسکو، تهران و خان نشین‌های آسیای مرکزی نبود.

    اما با روی کار آمدن امارت شیر علی خان و متعاقب آن حاکمیت امیر امان الله خان روابط خارجی افغانستان بسط و گسترش یافته و این کشور با امپراطوری عثمانی و آلمان نازی، فرانسه و دیگر دول اروپایی روابط بر قرار کرده و روی تعاملات سیاسی – نظامی – اقتصادی موافقت نامه‌ها امضا نموده و هم‌چنان به این حکومت‌ها سفیر فرستاد.

    افغانستان من‌حیث یک منطقه حایل از دو جنگ جهانی من‌حیث یک کشور بیطرف بهره برد چون که قدرت‌های بزرگ مصروف جنگ‌ها در داخل جغرافیای خودشان گردیده و این فرصت را برای کشور‌های همچون افغانستان که قربانی سیاست‌های چون بازی بزرگ، پالیسی پیشروی (فارورد پالیسی) و یا مسابقه اشباح (معادل روسی بازی بزرگ) بودند تا از این فرصت برای خودسازی و انکشاف داخلی خود استفاده نموده و از مداخلات نیابتی قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای به دور بمانند.

    اما کودتای ۷ و ۸ ثور افغانستان را دوباره به محراق نبرد‌های نیابتی جنگ سرد آورده و زمینه را برای تجاوز اتحاد جماهیر شوروی سابق و مداخلات قدرت‌های منطقه‌ای و جهان فراهم ساخت. افغانستان یک‌بار دیگر میدان جنگ‌های نیابتی راولپندی، مشهد و ریاض گردید.

    پسا یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و حضور نظامی امریکا و ناتو در افغانستان حکومت افغانستان تحت رهبری حامد کرزی سیاست توازن را پیش گرفته و کوشش مینمود تا منطقه و امریکا را در یک توازن سیاسی و نظامی نگهدارد که در این امر تا حدود هم موفق بود. حکومت انتقالی افغانستان اعلامیه روابط همسایه‌گی خوب را در کابل با همسایه‌های افغانستان امضا نموده و متعاقبا درشهر دوبی نیز جلساتی در مورد اجماع منطقه‌ای برگزار گردیده که طی آن اعلامیه‌ها و توافقاتی نیز به دست آمد. اما این توافقات بین سالها ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ با افزایش تنش‌های میان ایران – روسیه و ایالات متحده امریکا شکست کرده و در سال‌های پسین آن عملاً اجماع منطقه‌ای نسبت به افغانستان از هم پاشید.

    رییس جمهور غنی در حکومت خود کوشش نمود و تا حال نیز کوشش دارد تا اجماع منطقه‌ای را احیا نموده و به زعم خودش افغانستان را مبدل به یک سمبول و منطقه همکاری‌های منطقه‌ای نماید و این کشور را مبدل به پل انرژی، ترانزیت و تجارت منطقه نماید. در این راستا پروژه‌ها و قدم‌های مثل «کاسا یک‌هزار»، تاپی و دهلیز راه لاجورد و امثالهم نیز برداشته شد اما تا هنوز بشکل اساسی هیچ کدام از این پروژه‌ها تطبیق و جنبه عملی نگرفته اند.

    با این حال آینده سیاست خارجی افغانستان با خروج نیرو‌های خارجی از افغانستان با منطقه نهفته است. هیچ دیدگاه و برنامه سیاسی و اقتصادی که افغانستان را مبدل به نقطه وصل جنوب آسیا و آسیای مرکزی نماید بدون همکاری همسایه‌ها و اجماع منطقه‌ای امکان ندارد. این امر الزامیت یک سیاست خارجی منطقه‌گرا را نسبت به هر زمان دیگر واضح و آشکار می‌سازد.

    ۳- افغانستان و سازمان‌های همکاری منطقه‌ای – همکار و یا رقیب

    همسایه‌گی افغانستان یعنی آسیای جنوبی و شبه قاره هند، آسیای مرکزی و فدراتیف روسیه و بالاخره ایران و کشور‌های خلیج بلند ترین تعداد سازمان‌های گوناگون همکاری‌های اقتصادی – مالی و امنیتی – نظامی و یا هم سازمان‌های همکاری‌های سیاسی و دیپلماتیک را دارد. به ساده گی می‌توان گفت که این منطقه بلند ترین میزان سازمان‌های گوناگون همکاری‌های مختلف را دارد. در حقیقت این جغرافیا از تعدد نهاد‌ها همکاری‌های منطقه‌ای غیر موثر رنج می‌برد.

    افغانستان در یک تعداد از این سازمان‌ها عضو و در یک تعداد دیگر آن ناظر می‌باشد. سازمان‌های چون سارک به خاطر رقابت‌های بین هند و پاکستان تقریبا مفلوج بوده در حالیکه نهاد‌های دیگر چون کریک (CAREC) و سازمان شانگهای (SCO) یا اقتصادمحور بوده و یا هم بنا به حضور امریکا در خاک افغانستان به این کشور زیادتر من‌حیث یکی از اقمار ایالات متحده نگریسته و تعهد جدی برای بازی کردن در قضایای افغانستان را ندارند.

    بنا یک تعداد از این سازمان‌ها همکار و یک تعداد‌شان رقیب و حتا مخالف انکشاف در افغانستان بنا به ملحوظات مختلف سیاسی و ژیوپولتیک می‌باشند که این کار را برای بدل‌سازی افغانستان من‌حیث نقطه وصل تجارتی، انرژی و ترانزیت آسیا و اروپای شرقی دشوار می‌سازد.

    ۴- منطقه‌گرایی در سیاست خارجی افغانستان پسا خروج امریکا و ناتو

    با خروج نیروهای امریکایی و ناتو منطقه و کشور‌های همسایه افغانستان روز به روز نقش فزاینده و اهمیت ویژه‌ای را در سیاست خارجی افغانستان پیدا کرده و منطقه‌گرایی نقش عمده و یکی از اولویت‌های سیاست خارجی افغانستان را تشکیل خواهد داد.

    رهبری سیاسی و نظامی امریکا فعلاً معضل افغانستان را اساساً یک مشکل منطقه‌ای دانسته و خواهان اجماع سیاسی و امنیتی برای خروج با عزت امریکا و اعاده صلح به این کشور است.

    حکومت افغانستان و هم‌چنان منطقه نیز خواهان خروج مسوولانه نیروهای خارجی از افغانستان بوده و نمی‌خواهند دهه ۹۰ و یک جنگ جدید داخلی در این کشور آغاز گردد. بدین لحاظ منطقه و کشور‌های همسایه افغانستان روی خروج نیرو‌های خارجی، مبارزه با تروریسم و آغاز گفت‌وگو‌های بین‌الافغانی توافق دارند. این‌جا است که منطقه‌گرایی دوباره جایگاه خاصی را در سیاست خارجی افغانستان پسا خروج امریکا پیدا کرده و حکومت افغانستان خواهان عجین شدن بیش‌تر افغانستان در ساختارها، مکانیسم‌ها و زیربنا‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی منطقه‌ای می‌باشد.

    ۵- منطقه‌گرایی با رویکرد ژیوپولتیک و امنیتی

    سرنوشت افغانستان با جغرافیای آن گره خورده است. متاسفانه با وجود پیش‌رفت‌ها در تکنولوژی، پدیده جهانی شدن، تبدیل‌شان جهان به یک دهکده باز هم جبر جغرافیا بالای سرنوشت افغانستان حاکم است. روی این ملحوظ است که حاکمان افغانستان و حکومت افغانستان نیاز به یک رویکرد منطقه‌گرایی در سیاست خارجی خود برای متوازن‌سازی حداقل چهار سیستم امنیتی – ژیوپولتیک (فارس، هند و پاکستان، فدراتیف روسیه و چین) که در افغانستان تلاقی می‌کنند دانسته که مبنا و اساس آن را محاسبات جیواستراتژیک و امنیتی تشکیل میدهد.

    منطقه‌گرایی با رویکرد ژیوپولتیک به معنای حفظ ثبات، امنیت و منافع امنیت ملی افغانستان با پیدا نمودن و هم‌سویی با منافع مشترک این چهار حوزه امنیتی – ژیوپولتیک است. این بدین معنا است که فرصت‌ها و چالش‌های که در هم‌گرایی منطقه‌گرایی و همسویی منافع امنیتی افغانستان به همسایه‌ها و منطقه کمک می‌کند باید برجسته ساخته شده و به اساس یک برنامه مدون و طویل‌المدت پایدار تعقیب و ترتیب گردد.

    اساساً منطقه‌گرایی امنیتی و ژیوپولتیک مبنای آن همکاری‌های امنیتی – اطلاعاتی – نظامی میان منطقه و افغانستان و جذب و هم‌سویی افغانستان در ساختار‌ها و مکانیسم‌های امنیتی و نظامی منطقه‌ای برای دفع تهدیدات مشترک و هم‌چنان توسعه همکاری‌های امنیتی و نظامی برای اعتمادسازی و توسعه روابط است.

    پس با این روش در سیاست خارجی خود ما ریشه‌های بیرونی بحران و جنگ افغانستان را خشکانیده و به آن به اساس یک معضل سیاست خارجی نگریسته و با استفاده از قدرت نرم و اعتماد سازی این ریشه‌های خارجی جنگ افغانستان را از طریق یک دیپلماسی پویا و درازمدت روی یک فرمول دادوستد امنیتی – نظامی می‌پردازیم.

    ۶- منطقه‌گرایی با رویکرد اقتصادی و تجارتی

    آینده اقتصادی – امنیتی افغانستان وابسته به ساختار‌ها و سازمان‌های سیاسی – امنیتی و اقتصادی – مالی منطقه می‌باشد. جغرافیای افغانستان محور و محراق کاروان‌های تجارتی خط ابریشم و نقطه وصل آسیا با اروپای شرقی و شرق میانه بوده است.

    راه حل دایمی و دراز مدت برای خودکفایی اقتصادی – مالی افغانستان مهار و ادغام ظرفیت‌های موجود و بالقوه اقتصادی و مالی این کشور با ساختار‌های تجارتی و مالی و نهاد‌های اقتصادی منطقه‌ای برای مبدل‌سازی افغانستان من‌حیث نقطه وصل و شاهراه تجارت، انرژی و ترانزیت است. این کار نیاز به یک دیپلماسی اقتصادی – تجارتی در محراق ماشین سیاست خارجی افغانستان دارد. بدین ملحوظ افغانستان می‌تواند با یک دکترین سیاست خارجی اقتصاد و تجارت محور با حفظ الزامات ژیوپولتیک و امنیتی افغانستان به تحکیم و گسترش روابط تجارتی و مالی با کشور‌های همسایه، نهاد‌های مالی و تجارتی منطقه‌ای و سازمان‌های اقتصادی منطقه‌ای بپردازد. این تجربه را کوریای جنوبی در دهه هفتاد و هشتاد میلادی با موفقیت انجام داد و حالا بسیاری از کشور‌ها با الهام از این تجربه یک سیاست خارجی تجارت محور (MERCANTILIST FOREIGN POLICY) را دنبال می‌کنند.

    ۷- منطقه‌گرایی با رویکرد فرهنگی، زبان و تاریخ مشترک

    افغانستان در امتداد حداقل چهار حوزه تمدنی (فارس، شبه قاره هند، روسیه و چین) است و کشور امروزی افغانستان موزاییکی از نژاد‌ها، فرهنگ‌ها و مردمان همین چهار حوزه تمدنی می‌باشد. بنا مشترکات مردمان این سرزمین چی از نظر زبان، فرهنگ و تاریخ به مراتب بیش‌تر و زیادتر نسبت به اختلافات‌شان است. این در جهان مشترکات در جهان دیپلماسی یک سرمایه بزرگ برای دادوستد دیپلماتیک بوده و از آن می‌توان در تعاملات و مناسبات دو جانبه و چند جانبه با دولت‌های که در این حوزه‌های تمدنی قرار دارند استفاده نمود. عمل‌کرد این مشترکات در تعاملات سیاست خارجی من‌حیث ابزار سیاست خارجی دوطرفه و هم‌مانند شمشیر دو لبه است که نکات مثبت و منفی خود را دارد.

    افغانستان باید روی اشتراکات فرهنگی، تاریخی و زبانی خود برای تعقیب یک سیاست خارجی پویا سرمایه‌گذاری نموده و آن من‌حیث یک مخرج مشترک و ست فرعی از یک ست مجموعی از ابزار سیاست خارجی این کشور به خاطر تامین منافع منافع امنیت ملی و اقتصادی خویش استفاده کند. این سرمایه‌گذاری و ابزارسازی مشترکات فرهنگی الزاماً صرف به معنای سرمایه‌های هنگفت نبوده بلکه استفاده بهینه از قدرت نرم موزاییک نژادی و تنوع فرهنگی و تاریخی افغانستان به خاطر تعقیب اهداف سیاست خارجی است.

    ۸- فرصت‌ها و چالش‌ها فرا راه سیاست خارجی منطقه‌گرا

    خروج نیروهای خارجی و کاهش حضور امریکا فرصت را برای سیاست‌گذاران افغان برای چرخش سیاست خارجی و قراردادن منطقه‌گرایی در محراق سیاست خارجی افغانستان فراهم می‌کند. افغانستان بعد از حادثات الم‌ناک یازدهم سپتامبر به یک حالت تصنعی و نیونورمال (نورمال جدید) زیر چتر حمایت نظامی و مالی غرب و امریکا قرار گرفته که تقریباً از منطقه برید و می‌خواست زیر چتر حمایتی امریکا سیاست مستقل را بدون در نظر داشت ملاحظات همسایه‌هایش پیش ببرد. اما به کاهش حضور امریکا و ناتو این چتر دیگر وجود نخواهد داشت و افغانستان دوباره به آغوش سیاسی – اقتصادی – نظامی منطقه که بستر تاریخی سیاست خارجی و امنیتی آن است برمی‌گردد. بنا افغانستان دوباره به یک سیاست کلاسیک متوازن‌سازی و پیش‌برد منافعش در لابلای منافع همسایه‌گان و منطقه می‌باشد.

    اما با کاهش حضور امریکا و خروج ناتو از افغانستان این چانس نیز وجود دارد که این خروج مسوولانه صورت نگیرد، یک خلای خطرناک استراتژیک به وجود می‌آید که می‌تواند منجر به باز شدن فصل جدیدی از جنگ‌های داخلی و افغانستان مبدل به یک سوریه و یا لیبیا دیگر گردد. این سوریه‌سازی و یا لیبیاسازی جنگ افغانستان در صورت ایجاد این خلا و مداخلات کشور‌های منطقه و حمایت نظامی گروه‌های تحت حمایت‌شان خیلی محتمل است.

    اما منطقه‌گرایی در سیاست خارجی افغانستان به چی معنا است و چگونه تطبیق باید گردد؟ جواب این سوال هم ساده و هم پیچیده است.

    اولین قدم در راستای تعیین منطقه‌گرایی من‌حیث محور اصلی سیاست خارجی افغانستان تثبیت رویکرد است. آیا دولت افغانستان خواهان یک سیاست منطقه‌گرایی با رویکرد ژیوپولتیک و امنیتی برای خشکانیدن ریشه‌ها و محرک‌های خارجی جنگ و بی‌ثباتی در افغانستان است و یا خواهان یک سیاست منطقه‌گرایی مرکانتلستی ( اقتصادی و تجارتی) برای تامین عواید و انکشاف اقتصادی افغانستان است. بعضی نظریه پردازان و دیپلماتان پیشین به این فکر اند که هر گونه سیاست منطقه‌گرایی در دکترین سیاست خارجی افغانستان باید چند جانبه-چند پهلو-چند بعدی باشد تا تمامی زوایای امنیتی-سیاسی-اقتصادی و فرهنگی را در نظر بگیرد. اما این روش تمرکز و اولویت‌های واضح نداشته و در بسیاری موارد کامیابی و ناکامی آن قابل پیمایش نمی‌باشد بدین ملحوظ سخت است تا از دست‌آورد‌ها و کامیابی آن مطمین شویم.

    چارچوب سیاست منطقه‌گرایی با رویکرد ترکیبی ژیوپولتیک و تجارتی ظرفیت بالقوه بدیل کمک‌های خارجی و بدل‌سازی افغانستان به چار راه تجارتی-ترانزیت- انرژی را دارد. دستگاه سیاست خارجی افغانستان بر مبنای این سیاست می‌تواند روی چهار بازیگر: الف. همسایه‌های نزدیک. ب. همسایه‌های دور که مرز مشترک با افغانستان ندارند. ج. سازمان‌های همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا، آسیای مرکزی، آسیای شرقی و شرق میانه و بالاخره د. تفاهم با سه قدرت بزرگ اقتصادی که در همسایه‌گی افغانستان قرار دارند، هر یک چین، هند و روسیه و تا حدودی ایران روی همکاری‌های دراز مدت اقتصادی – امنیتی – سیاسی تا در انکشاف اقتصادی و تجارتی افغانستان نقش ایفا کنند.

    با این رویکرد و جهش در سیاست خارجی افغانستان ما می‌توانیم بدیل کمک‌های مالی و اقتصادی امریکا و ناتو و هم‌چنان چتر امنیتی و ثبات سیاسی‌شان را در کوتاه تا میانه‌مدت در منطقه جست‌وجو کنیم.

    افغانستان نمی‌تواند من‌حیث یک جزیره امن با چتر حمایتی اقتصادی و امنیتی امریکا و ناتو برای ابد بدون تعاملات سازنده با منطقه باقی بماند. افغانستان تافته جدا بافته و جدا از منطقه نیست. ضرب‌المثل مشهور انگلیسی است که می‌گوید شما نمی‌توانید والدین و همسایه‌گان خود را تغییر بدهید و باید با آن‌ها کنار بیایید.

    پس افغانستان چاره‌ای جز یک دورنمای واضح و سازش با همسایه‌گانش و منطقه ندارد و آینده سیاسی – اقتصادی – و امنیتی افغانستان با منطقه نهفته است.

    هشت صبح

  • تعداد کل مبتلایان به کرونا در افغانستان به 36 هزار و 746 نفر رسید

    تعداد کل مبتلایان به کرونا در افغانستان به 36 هزار و 746 نفر رسید

    وزارت صحت عامه اعلام کرده در ۲۴ ساعت گذشته ۳۶ واقعه مثبت ویروس کرونا در کشور به ثبت رسیده و با ثبت این ارقام شمار مجموعی واقعات مثبت کووید-۱۹ در کشور به ۳۶هزار و ۷۴۶ نفر رسیده است.

    براساس اطلاعات وزارت صحت عامه، در بیست‌وچهار ساعت گذشته، ۴۲ فرد مبتلا به ویروس کرونا در کشور بهبود یافته اند و با این حساب شمار بهبودیافتگان ۲۵هزار و ۵۵۶ نفر رسیده است.

    همچنان تا اکنون ۱۲۸۸ نفر در اثر بیماری کووید۱۹ در این کشور جان باخته اند.

    این در حالی است که براساس اطلاعات دانشگاه جانزهاپکینز، تاکنون بیش از ۱۸ میلیون تن در سراسر جهان به ویروس کرونا مبتلا شده و نزدیک به ۶۸۹ هزار تن در اثر ابتلا به این ویروس جان باخته اند.

  • رئیس ستاد ارتش وارد ننگرهار شد

    رئیس ستاد ارتش وارد ننگرهار شد

    رییس ستاد ارتش برای رهبری عملیات پاک سازی زندان مرکزی جلال آباد از وجود مهاجمان مسلح وارد ننگرهار شد.

    گفت می شود جنرال یاسین ضیا، رییس ستاد ارتش به شهر جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار رفته است تا عملیات پاکسازی مهاجمان از زندان این ولایت را رهبری کند.

    با این حال سخنگوی والی ننگرهار می گوید شماری قربانیان حمله تهاجمی بر زندان مرکزی شهر جلال آباد افزایش یاقته است و درگیری میان مهاجمان و نیروهای امنیتی هنوز هم ادامه دارد.

    عطاالله خوگیانی سخنگوی والی ننگرهار گفت تا کنون ۲۱ تن به شمول زندانی ها، نظامیان و افراد ملکی کشته و ۴۳ تن دیگر زخمی شده اند.

    این حمله تهاجمی هنوز هم ادامه دارد و گفته می شود ۳ مهاجم مسلح تاکنون از پا در آمده و شمار دقیق آن ها تاکنون معلوم نیست.

    سخنگوی والی ننگرهار پیش از این نیز گفته بود نیروهای قطعات خاص وزارت امور داخله به منظور پاک سازی محل از وجود مهاجمان وارد عمل شده اند.

    گفته می شود ده ها زندانی با استفاده از فرصت دست به فرار زده بود که دوباره از سوی پولیس باز داشت شده اند.

    این حمله تهاجمی حوالی ساعت ۶:۴۵ دقیقه شام روز گذشته آغاز شد و تاکنون نزدیک به ۱۹ ساعت می شود که ادامه دارد.

  • لین برق وارداتی ایران به هرات قطع شد

    لین برق وارداتی ایران به هرات قطع شد

    شرکت برشنا روز دوشنبه، سیزدهم اسد، اعلام کرد لین برق وارداتی ایران به هرات بر اثر اصابت گلوله‌ در ولسوالی کهسان این ولایت قطع شده است.

    این شرکت گفت قطع این لین کاهش ۵۰ درصدی برق وارداتی ایران به افغانستان را در پی داشته است.

    طبق اعلام شرکت برشنا، تیم فنی برای ترمیم دوباره این لین به محل حادثه رفته است.

    چند روز پیش نیز دو لین برق وارداتی ازبکستان به افغانستان در ولایت بغلان قطع شده بود که کابل و ولایت‌های هم‌جوار آن را در تاریکی فرو برد، اما دوباره از سوی شرکت برشنا ترمیم شد.

    قطع لین‌های برق یکی از چالش‌های جدی برای شرکت برشنا است.

    طبق معلومات مسوولان این شرکت، سالانه به دلیل تخریب پایه‌ها و قطع لین‌ها، میلیون‌ها افغانی زیان مالی به شرکت برشنا وارد می‌شود.

  • طالبان ولسوال پیشین ولسوالی دره صوف بالا را آزاد کردند

    طالبان ولسوال پیشین ولسوالی دره صوف بالا را آزاد کردند

    مسئولان محلی در ولایت سمنگان تأیید می‌کنند که گروه طالبان محمدعلی حسنی، ولسوال پیشین ولسوالی دره صوف بالای این ولایت را رها کرده است.

    عبدالمنیر رحیمی، سخن‌گوی فرماندهی پولیس سمنگان گفت آقای حسنی صبح امروز (دوشنبه، ۱۳ اسد) در ولسوالی دره‌صوف پایین از سوی جنگ‌جویان گروه طالبان آزاد شده است.

    محمدعلی حسنی حدود پنج ماه پیش (۵ حوت سال ۱۳۹۸ خورشیدی) هنگامی که از شهر مزارشریف، مرکز ولایت بلخ به‌سمت وظیفه‌اش در ولسوالی دره‌صوف بالا در حرکت بود، توسط طالبان از ساحه‌ی «دره‌ی چبچل» ربوده شد.

    طالبان در آن هنگام یک کارمند مدیریت مبازه با جرایم جنایی ولسوالی دره‌صوف بالا و یک محافظ آقای حسنی را نیز با خود برده بودند. سخن‌گوی فرماندهی پولیس سمنگان در مورد سرنوشت این دو نفر چیزی نگفت.

    طالبان نیز تاکنون در مورد رهایی ولسوال پیشین ولسوالی دره‌صوف بالا چیزی نگفته‌اند.

    ولایت سمنگان در شمال کشور از ولایت‌های ناامن است که جنگ‌جویان طالبان در بخش‌هایی از این ولایت حضور و فعالیت گسترده دارند.

  • کشورهای پولدار در صف اول پیش خرید واکسن کرونا قرار گرفته اند

    کشورهای پولدار در صف اول پیش خرید واکسن کرونا قرار گرفته اند

    با وجود این که هنوز هیچ فرمول معتبری برای واکسن کرونا موفق به دریافت مجوز نشده کشور های آمریکا، انگلیس، اتحادیه اروپا و جاپان 1.3 میلیارد دوز این واکسن را پیش خرید کرده اند.

    به نقل از  Bloomberg ایالات متحده آمریکا با شرکت‌ “سانوفی” و GlaxoSmithKline Plc سازنده واکسن و داروسازی‌های معتبر قرار دادی را امضا کرده اند تا میلیون ها دوز از واکسن ویروس کرونا را در صورت ساخت بخرند.

    وزیر بهداشت آمریکا پیشتر اعلام کرده بود این کشور برای دریافت 100 میلیون دوز از واکسن کرونا محصول شرکت داروسازی «فایزر» یک قرارداد دو میلیارد دالری را امضا کرده است.

    گفته می شود جاپان نیز با شرکت “فایزر” توافق نامه ای خرید واکسن کرونا را امضا کرده است.

    دولت انگلیس با شرکت‌های خارجی سازنده واکسن و داروسازی‌های معتبر قرار دادی امضا کرده است تا 90 میلیون دوز از واکسن ویروس کرونا را در صورت ساخت، بخرد.

    توافق اتحادیه اروپا و شرکت سونافی نیز برای دریافت واکسن کرونا  در شرایطی است که بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، تاکنون 17 میلیون و 570 هزار و 374 نفر به این  ویروس مبتلا شده‌اند که از این تعداد،تاکنون 11 میلیون و 155 نفر بهبود یافته و 678 هزار و 511 تن فوت کرده‌اند.

    تحلیلگران معتقد هستند که این دُز برای 7 میلیارد و 800 میلیون ساکن جهان کافی نخواهد بود و کشورهای فقیرتر در «صف واکسن» در آخرین ردیف قرار خواهند گرفت. یک مانع دیگر برای ایمن‌سازی جهانی در مقابل ویروس کرونا، این است که نه یک دُز بلکه تزریق دو دُز لازم خواهد بود.

    پیش ازاین دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در بیاناتی اظهار داشت که ایالات متحده 90 درصد از کل ذخیره داروهای Remdesivir در جهان را که برای معالجه بیماران مبتلا به کرونا ویروس استفاده می شود خریداری کرده است. 

    رئیس جمهور خاطرنشان کرد: «این دارو تأثیر بسیار خوبی دارد و به همین دلیل دولت کنترل ذخایر این دارو را برای بیماران آمریکایی تضمین کرد».

    بیماری جدید کرونا موسوم COVID-19 از ماه دسامبر سال گذشته میلادی در ولایت هوبئی در چین و شهر “ووهان” این ولایت شیوع یافت.

  • پناهجوی افغانستانی در آلمان به تجاوز به دو دختر بچه 11 و 13 ساله متهم شد

    پناهجوی افغانستانی در آلمان به تجاوز به دو دختر بچه 11 و 13 ساله متهم شد

    یک پناه‌جوی افغانستانی در شهر دورتموند، هفتمین شهر پر جمعیت آلمان بر یک دختر 13 ساله تجاوز کرده است.

    رسانه‌های آلمانی گزارش داده‌اند این جوان، کودک 13 ساله‌یی را که هنوز هویتش همگانی نشده است، به خانه‌اش برده و سپس به او تجاوز کرده‌است.

    به گفتۀ پولیس آلمان، در اوایل ماه جون امسال نیز شکایتی از این جوان افغانستانی مبنی بر آزارواذیت یک کودک یازده ساله ثبت شده بود، اما به دلیل نبود مدارک و شواهد کافی، از دادگاه تبرئه شد.

    شماری در آلمان به این باورند که اگر به پروندۀ نخست به درستی رسید‌گی می‌شد، قضیۀ دومی رخ نمی‌داد.

    یواخیم استامپ، وزیر مهاجران ایالت نوردراین-وستفالنِ آلمان خواستار مجازات سنگین برای این پناه‌جو شده است. او می‌گوید، با این‌که می‌دانند وضعیت امنیتی در افغانستان مناسب نیست، اما مجرمان و آنانی که پروندۀ جرمی دارند را به کشورشان بر می‌گردانند.

    بر پایۀ قوانین آلمان، عامل یا عاملان تجاوز در این کشور از هیچ مصونیتی برخوردار نیستند و مهاجران با چنین جرمی، تمام پشتی‌بانی حقوقی مهاجرتی خود را از دست می‌دهند.

    بر بنیاد اطلاعات سلام‌وطندار، این پناه‌جوی افغانستانی، 23 سال سن دارد و مدرک اقامت در آلمان را داشته، اما در پروندۀ جنایی‌اش یک مورد فروش مواد مخدر نیز به چشم می‌خورد.

    هم‌زمان با ثبت چنین پرونده‌هایی، شماری از جریان‌های سیاسی آلمان خواستار محافطت بیش‌تر کودکان در برابر آزارواذیت جنسی شده‌اند. حزب دموکرات عیسوی در ایالت نوردراین-وستفالنِ گفته است: «تجاوز بر دو دختر در یک ماه نشان می‌دهد که کودکان ما به حمایت بیش‌تر نیاز دارند و باید قواید بازداشت مجرمان پیش از محکمه شدیدتر شود.»

    آمارهای رسمی نشان می‌دهد که از سال 2019 تا جون 2020، بیش از 69 هزار قضیۀ آزارواذیت در برابر زنان در آلمان به ثبت رسیده است.

  • واکاوی درگیری مرزبانان پاکستانی و افغانستانی در اسپین بولدک!

    واکاوی درگیری مرزبانان پاکستانی و افغانستانی در اسپین بولدک!

    یک روز قبل از عید سعید قربان امسال، در مرز بین افغانستان و پاکستان در اسپین بولدک ولایت قندهار، بین مرزبانان پاکستان و افغانستان درگیری رخ داد که در نتیجه آن پانزده تن از شهروندان کشور کشته شدند. در میان قربانیان این حادثه تلخ خانواده ای هفت عضوش را از دست داده و تنها پدر و کودک خردسالی از این خانواده جان به در برده اند.

    بر اساس تصوایر که در شبکه های اجتماعی سرازیر می شودند، دیده می شود که تعداد زیادی از شهروندان افغانستان پشت دروازه ورودی پاکستان تجمع کردند و خواهان ورود به خاک آن کشور اند. اما مرزبانان پاکستانی مانع ورود این جمعیت به خاک شان می شوند.

    با آمدن فصل گرما، مردم از اینکه نتوانسته اند به پاکستان بروند، کم کم عصبانی می شوند و بعد از مدتی مردم خشمگین به طرف مرز پاکستان حرکت کرده و کار به خشونت کشیده می شود. صدای شلیک بلند می شود. آنچه از فیلم برداشت می شود این است که شهروندان کشور ما اعتقادی به عبور قانونی از مرز ندارند و گویا انتظار ندارند که پاکستان به عنوان یک کشور مستقل، مانع ورود آنها به قلمرو خود شود.

    بعد از این درگیری، یاسین ضیاء رئیس ستاد ارتش کشور به قول اردوهای ۲۰۵ اتل ۲۰۱ سیلاب و ۲۰۳ تندر دستور آمادگی برای مقابله داده و نیروهای هوایی نیز در حالت احضارات درجه یک قرار گرفت و به صورت آماده باش در آمد.

    مدتی بعد دفتر والی قندهار، در یک بیانیه اعلام کرد که در نتیجه حملات راکتی پاکستان در ولسوالی اسپین‌بولدک این ولایت دستکم ۱۵ نفر به شمول یک کودک کشته و ۸۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

    وزارت خارجه افغانستان این رویداد را به شدید ترین الفاظ محکوم کرد و شاه محمود قریشی وزیر خارجه پاکستان نیز گفته است که این رویداد نباید اتفاق می افتاد و خواهان حل شدن این مساله از طریق گفتگو و مفاهمه شد.

    بعد تر مسئوولین دفاعی هر دو کشور توافق کردند که این قضیه را بررسی و از تکرار آن جلوگیری کنند. دولت افغانستان هم – مثل همیشه- هیات بلند رتبه ای را برای بررسی این رویداد به قندهار فرستاده و قرار است که گزارش آنها از جریان این خشونت ها به رئیس جمهور ارائه شود.

    درگیری مرزی بین افغانستان و پاکستان موضوع تازه ای نیست. هر از گاهی خبر موشک پراکنی پاکستان به خاک افغانستان و خصوصا ولایت کنر خبر ساز می شود.

    اخبار تکراری است: پاکستانی ها موشک باران می کنند و طرف افغانستانی هم به این موضوع اعتراض و گاهی هم به نهادهای بین المللی شکایت می کنند. اما چیزی بیشتر از این نشر نمی شود و هیچگاه به طور مشخص به مردم اطلاع رسانی نمی شود که چرا پاکستان به خاک افغانستان موشک پرتاب می کند و به چه دلیل افغانستان واکنش مناسب متقابل از خود نشان نمی دهد.

    واکنش شدید پاکستان به قضیه اخیر در اسپین بولدک از تصمیم این کشور بر اجرای سیاست جدی تر در مورد کنترل رفت و آمدهای مرزی به دلخواه حکومت پاکستان حکایت می کند.

    از طرفی، حکومت پاکستان به زودی به این مساله واکنش نشان داد و به نوعی از این حادثه اظهار تاسف کرد. این موضوع آشکار می سازد که پاکستان هم عملا به ساخت استحکامات مرزی می پردازد و هم از گسترش این قضیه نگرانی هایی دارد و در صدد خاموش کردن آتش این طور معرکه ها است.

    از سوی دیگر، واکنش افغانستان هم در حد همین خط و نشان کشیدن باقی ماند. کشور ما خودش با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. از نا امنی گرفته و جنگ با مخالفان مسلح در کشور تا اختلافات عمیق سیاسی بین سیاستمداران در داخل خود حکومت، مشکلاتی است که افغانستان را در بدترین وضعیت ممکن قرار داده است.

    همه این مشکلات دست به دست هم می دهند تا دولت افغانستان هیچگاه نتواند در مقابل پاکستان قد علم کند و حداقل از طریق دیپلماسی فعال، توجه جهانیان را به این موضوع جلب کند.

    با این وضعیت، افغانستان به هیچ عنوان توانایی درگیری با ارتش پاکستان را ندارد و به همین خاطر عموما دولت افغانستان کوتاه می آید و برای اقناع افکار عمومی به محکوم کردن این رویدادها بسنده می کند.

    مساله افغانستان و پاکستان در مورد مرز دو کشور و اقوام دو طرف خط دیورند، مانند زخمی است که هر از چندگاهی دهن باز می کند و مشکلاتی را به وجود می آورد.

    حاکمان افغانستان خصوصا در دوران معاصر از این مساله استفاده ابزاری می کنند و نظر به شرایط، هرگاه در امور داخلی با مشکلاتی مواجه شوند، برای انحراف ذهنیت عمومی این موضوع را پیش می کشند و توجه مردم را به این مساله جلب می کنند.

    ولی عملا هیچ اقدام مشخص و قاطعی تا هنوز در مورد مرز دو کشور از سوی افغانستان انجام نشده است. اما این مساله از سوی پاکستان و تمامی کشورهای دنیا به استثنای هند پایان یافته تلقی شده و مرز دیورند از سوی جامعه جهانی به عنوان مرز رسمی دو کشور به رسمیت شناخته می شود.

    پاکستانی ها به صورت بسیار مصمم و جدی در حال ساخت موانع مرزی و سخت تر کردن رفت و آمد آزاد شهروندان افغانستان و پاکستان اند. حتی چندی پیش مناطق آزاد قبایلی هم به ایالت خیبر پشتونخواه اضافه شده و این منطقه هم تحت کنترل دولت محلی و حکومت فدرال پاکستان در آمد.

    خط مرزی دیورند بین عبدالرحمن خان پادشاه وقت افغانستان و مورتمر دیورند نماینده انگلیس در سال ۱۸۹۳ به امضا رسید و این معاهده توسط پادشاهان بعدی افغانستان تایید شد. فقط در اواخر دوره ظاهر شاه و در ادامه در دوران حکومت کمونیست ها به بعد، مساله خط دیورند پیش کشیده می شود. البته همین مساله هم گاهی مسکوت می ماند و گاهی از سوی حاکمان کشور معاهده انجام شده بین دولت افغانستان و هند برتانوی و وارثش پاکستان، رد می شود. از دوران کرزی به بعد در مکاتبات رسمی از «خط دیورند» به جای مرز دیورند در افغانستان استفاده می شود.

    حکومت کنونی هم در این مورد سکوت اختیار کرده و این مساله را به لویه جرگه و مردم افغانستان حواله می دهد.

    این درگیر مرزی بین دو کشور، اولین مورد نیست و بدون شک آخرین آن نیز نخواهد بود. تا مساله مرز رسمی دو کشور به صورت اساسی حل و فصل نگردد، هر از چندگاهی شاهد تکرار این قضایا خواهیم بود.

    افغانستان اگر واقعا در صدد حل این مشکل است و اسناد کافی در این زمینه دارد، باید با شکایت در دادگاههای بین المللی پاکستان را زیر فشار قرار دهد و با ارائه اسناد و شواهد کافی، جهان را در محق بودن افغانستان قانع سازد. در غیر آن، ادامه ادعای ارضی بدون پشتوانه حقوقی، کشور را بیشتر به سوی ویرانی به پیش می برد.

    با ادامه این حالت، حاکمان کشور به جای رسیدگی به وضعیت اسفناک اقتصادی و امنیتی کشور، بدون کدام دستاوردی درگیر این مساله شده و افغانستان در سطح بین الملل بدون پشتیبانی جامعه جهانی منزوی خواهد شد.

    در ادامه توجه سیاستمداران کشور از مشکلات واقعی کشور منحرف شده و کشور به سوی رفاه پیش نخواهد رفت.

  • انفجار ماین طالبان در قندهار 3 کشته برجای گذاشت

    انفجار ماین طالبان در قندهار 3 کشته برجای گذاشت

    مسئولان محلی در ولایت قندهار تأیید می‌کنند در انفجار یک حلقه ماین در ولسوالی اسپین‌بولدک این ولایت، سه غیرنظامی جان باخته‌اند.

    بهیر احمدی، سخن‌گوی والی قندهار گفت این رویداد حوالی ساعت ۶:۳۰ شام روز گذشته (یک‌شنبه، ۱۲ اسد) در روستای «معینان» ولسوالی اسپین‌بولدک رخ داد.

    آقای احمدی افزود در این رویداد سه غیرنظامی دیگر زخمی شده‌اند.

    او توضیح داد این رویداد ناشی از برخورد موتر حامل این افراد یا یک حلقه ماین کنارجاده‌ای بوده است.

    در همین حال، جمال‌ناصر بارکزی، سخن‌گوی فرماندهی پولیس قندهار این رویداد را به گروه طالبان نسبت داده گفت این ماین توسط طالبان کارگذاشته شده بود.

    طالبان هنوز در این مورد چیزی نگفته است.

    این رویداد در آخرین روز عید «قربان» زمانی رخ داد که این گروه قبلا سه روز این عید را آتش‌بس اعلام کرده بود.

    در مقابل دولت افغانستان اما از آتش بس استقبال کرده به نیروهای امنیتی هدایت داده است که آتش‌بس را رعایت کنند.

  • مراسم حج امسال یک شنبه گذشته به پایان رسید

    مراسم حج امسال یک شنبه گذشته به پایان رسید

    مراسمِ حج امسال با اشتراک شمار اندک زائرین در عربستان سعودی در روز یکشنبه ۲ آگست به پایان رسید.

    حدود ۱۰ هزار مسلمان در این مراسم اشتراک کرده بودند.

    مقام‌های عربستان سعودی با هدف جلوگیری از انتشار ویروس کرونا به تعداد محدودی از مسلمانان از کشورهای مختلف مقیم عربستان، اجازه داده بودند در مراسم امسال اشتراک کنند.

    زائرین، ماسک پوشیده و فاصلۀ اجتماعی را رعایت کرده بودند.

    مقام‌های صحی گفتند هیچ موردی از ویروس کرونا در جریان مراسم حج گزارش نشده است.

    پیش از این سالانه بیش از ۲ میلیون مسلمان از ۱۸۰ کشور برای ادای مناسک حج به عربستان سعودی می‌رفتند.

  • طرفداران طالبان که پرچم این گروه را در تهران افراشته بودند دستگیر شدند

    طرفداران طالبان که پرچم این گروه را در تهران افراشته بودند دستگیر شدند

    مقامات ایرانی می‌گویند ناشر عکس‌های تجمع شماری از طرفداران طالبان در پارک ملت شهر تهران را بازداشت کرده اند.

    خبرگزاری‌های دولتی ایران ایسنا و مهرنیوز دیروز یکشنبه از قول علی ذوالقدیری رئیس پولیس امنیت عامهٔ تهران نوشت شماری از افغان‌ها در پارک ملت تهران پرچم یک گروه به گفتهٔ او تروریستی (طالبان) را برافراشته و عکس‌های آن را هم در صفحه های اجتماعی منتشر کرده بودند.

    او گفت، پس از این واقعه آنها نشر کنندهٔ عکس‌ها را دستگیر و بررسی قضیه دوام دارد.

    محمد عارف احمدی یک افغان فعال شبکه های اجتماعی باشندهٔ تهران این عکس ها را در صفحه فیسبوک خود نشر کرده بود.

    انصاف نیوز یک خبرگزاری دیگر ایران ناوقت دیروز یکشنبه به نقل از آقای احمدی گفت او این عکس ها را بدون اجازه نشر کرده و ابراز ندامت می‌کند.

    حکومت افغانستان و طالبان تاکنون در این مورد به رسانه‌ها چیزی نگفته اند.

    سید عباس عراقچی معین وزارت خارجهٔ ایران در سفر اخیرش به کابل گفته بود طالبان در ایران کدام مرکز یا فعالیت ندارند. اما به گفتهٔ او ممکن است در کنار سایر افغان‌ها تعدادی از طرفداران طالبان هم به ایران رفت و آمد کنند.

  • امریکا از روسیه پاسخ می خواهد

    امریکا از روسیه پاسخ می خواهد

    مشاور امنیت ملی کاخ سفید در بیاناتی هشدار داد اگر گزارش “تبانی” روسیه با گروه طالبان تایید شود، ایالات متحده روسیه را به پاسخ‎‍‌گویی وادار خواهد ساخت.

     رابرت اوبراین مشاور امنیت ملی کاخ سفید در مقاله‌ای که نشریه واشنگتن پست منتشر کرد ابراز نمود اگر ثابت شود روسیه به شبه نظامیان طالبان برای کشتن سربازان آمریکایی در افغانستان پول داده است، ایالات متحده قاطعانه واکنش نشان خواهد داد.

    مشاور امنیت ملی کاخ سفید ابراز داشت: «روسیه از تجربه های گذشته می‌داند که اگر گزارش های اخیر درباره اقدامات بدخواهانه روسیه در قبال امریکایی ها در افغانستان ثابت شود، این‌کشور بهای آنرا خواهد پرداخت – حتی اگر این قیمت هرگز علنی نشود».

    پیش از این ، نیویورک تایمز مقاله ای را منتشر کرده بود که در آن ، با استناد به مقامات آمریکایی ناشناس گفته شد که اطلاعات نظامی روسیه، طی سال گذشته به جنگجویان طالبان در بدل کشتن سربازان آمریکایی در افغانستان “پاداش” ارائه داده است. به گفته این روزنامه، این اقدامات در بحبوحه مذاکرات برای حل و فصل مسالمت آمیز مناقشه افغانستان صورت گرفته است.

    این روزنامه مدعی شده است که نیروهای طالبان یا سایر گروه های شبه نظامی افغان که ارتباط نزدیکی با طالبان دارند، موفق به کسب پول و جوایز نقدی در این مدت شده است.

    گفتنی است ادعای تبانی روسیه و طالبان زمانی که برای نخستین بار از سوی New York Times مطرح شد در آن ادعا شد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا نیز در جریان آن بوده است.

    ترامپ  در نخستین واکنش خود در رابطه به این موضوع گفت در جریان این گزارش نبوده است؛ چراکه منابع اطلاعاتی آمریکا به دلیل عدم وجود شواهد کافی ضرورتی به مطلع کردن او ندیده‌اند.

    روسیه و طالبان هم در بیانیه‌های جداگانه این اتهام را رد کرده و آن را گامی در راستای مختل کردن روند صلح افغانستان تلقی کرده‌اند.

  • نیروهای امنیتی افغان آتش بس را ادامه می دهند

    نیروهای امنیتی افغان آتش بس را ادامه می دهند

    وزارت دفاع اعلام کرد نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان آتش بس سه روزه عید قربان را تمدید کرده اند

    فواد امان معاون سخنگوی این وزارت به رسانه ها گفت دوام آتش‌بس خواست مردم افغانستان از آنها ست.

    او افزود: «نیروهای افغان به آتش‌بس پایبند باقی می‌مانند و مردم افغانستان چنین توقع را از طالبان هم دارند. وزارت دفاع چند حادثه که در روز های عید اتفاق افتاده را نیز بررسی می‌کند.»

    طالبان و حکومت برای اینکه مردم روزهای عید قربان را در آرامش سپری کنند، آتش‌بس سه روزه ای را اعلام کرده بودند.

    به نظر می‌رسد آتش‌بس در سه روز عید در سراسر افغانستان از هر دو طرف حکومت و طالبان رعایت شده است.

    این در حالیست که شورای امنیت ملی گفت حکومت همه اقدامات لازم برای تمدید آتش بس از سوی طالبان را نیز انجام داده است.

    این گروه تاکنون در بارهٔ دوام آتش‌بس چیزی نگفته است.

  • درگیری نیروهای دولتی با مهاجمان همچنان ادامه دارد

    درگیری نیروهای دولتی با مهاجمان همچنان ادامه دارد

    به گفته سخنگوی والی ننگرهار درگیری بین مهاجمان مسلح و نیروهای دولتی در نزدیکی زندان مرکزی جلال آباد ادامه دارد و تاکنون سه مهاجم و پنج غیرنظامی در این حمله کشته شده اند.

    «عطاالله خوگیانی» روز دوشنبه در صفحه اجتماعی خود نوشت مهاجمان ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه شام گذشته با استفاده از موتر بمب گذاری شده به  زندان مرکزی ننگرهار در اطراف شهر جلال آباد حمله کردند و درگیری بین دو طرف همچنان ادامه دارد.

    وی با بیان اینکه در  درگیری ها ۴۲ زندانی زخمی شده اند گفت حال افراد زخمی شده که به شفاخانه منتقل شده اند رضایت بخش است  .

    سخنگوی والی ننگرهار گفت در درگیری ۵۰ زندانی فرار کردند که توسط پلیس دستگیر و به زندان  انتقال داده شدند.

    وی افزود: در حال حاضر نیروهای دولتی پاسگاه امنیتی زندان را در کنترل خود دارند و درگیری در ساختمانی در نزدیکی زندان ادامه دارد.

    گروه داعش مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است .

    این در حالی ست که امنیت ملی روز گذشته از کشه شدن “اسدالله اروکزی” مسئول عمومی اطلاعات داعش در ولایت ننگرهار خبر داده بود.

  • صلح افغانستان متاثر از رقابت قدرت های بزرگ جهانی!

    صلح افغانستان متاثر از رقابت قدرت های بزرگ جهانی!

    ساختار، یکی از اصطلاحات خیلی مهم و پر کاربرد در روابط بین‌الملل است. ساختار به نحوه چینش واحدهای سیاسی در نظام بین‌الملل اشاره دارد. از نظر کنت والتز نظام بین‌الملل، آنارشیک، یعنی بدون وجود اقتدار سلسله‌مراتبی، است. در این فضا همه واحدهای سیاسی یعنی دولت‌ها، در یک رقابت تنگاتنگ به سر می‌برند. این واحدهای بسیط و غیر قابل تجزیه برای دست‌یابی به منافع ملی‌شان در فضای انارشیک رقابت می‌کنند. از نظر رئالیست‌ها، مهم‌ترین ویژه‌گی‌های فضای انارشیک را نبود اعتماد، خودیاری و افزایش قدرت تشکیل می‌دهد. بنا بر این، دولت‌ها بدون اعتماد به یک‌دیگر، برای افزایش قدرت با هم‌دیگر در رقابت هستند. میزان برخورداری از قدرت، وزن سیاسی کشورها را در نظام بین‌الملل تعیین می‌کند. قدرت نقش مهم در ساختار نظام بین‌الملل دارد. در واقع قدرت تعیین می‌کند که یک دولت چه نقشی را در نظام بین‌الملل بازی کند. به همین دلیل واحدهای سیاسی را در نظام بین‌الملل، بر اساس برخورداری از قدرت‌شان، دسته‌بندی می‌کنند. در این دسته‌بندی کشورها به دولت‌های ضعیف، قدرت‌مند، قدرت‌های بزرگ و ابر‌قدرت تقسیم می‌شوند. از نظر رئالیست‌ها نحوه توزیع قدرت، ساختار نظام بین‌الملل را تعیین می‌کند. چگونه‌گی ساختار و نوعیت آن مانند، تک‌قطبی، دوقطبی و چندقطبی تأثیر تعیین‌کننده بر کنش‌های سایر بازیگران در نظام بین‌الملل دارد. جهان تاکنون ساختارهای متفاوتی را مانند چندقطبی قبل از جنگ جهانی دوم، ساختار دو قطبی دوران جنگ سرد و ساختار تک قطبی بعد از پایان جنگ سرد را تجربه کرده است.

    به نظر می‌رسد که اکنون این ساختار تک‌قطبی نیز در حال دگرگونی است. این‌که این ساختار در آینده چه شکلی را اختیار خواهد کرد و رقابت‌های چین، امریکا و احتمالاً اتحادیه اروپا به کجا منتهی خواهد شد؟ موضوع بحث ما نیست. ما در این مقاله سعی داریم که نقش و تأثیر این ساختار در حال تغییر را بر روند صلح افغانستان بررسی کنیم.

    همان‌گونه که در فوق متذکر شدیم، نوعیت ساختار بر رفتار دولت‌ها تأثیر تعیین‌کننده دارد. در واقع رقابت‌ قدرت‌های بزرگ سرنوشت سیاسی سایر کشورها را نیز تعیین می‌کند. بعد از پایان جنگ سرد به اعتقاد اکثر دانشمندان، جهان شاهد ساختار تک‌قطبی بود. ایالات متحده امریکا بعد از سال‎های ۱۹۸۹ نقش مهمی را در نظام بین‌الملل بازی کرده است. در این مدت تحولات جهان را اگر نتوان گفت «در مسیر»، به جرأت می‌توان گفت که «تحت تأثیر» سیاست‌های ایالات متحده قرار داشته است. افغانستان نیز به عنوان یک واحد سیاسی از این تأثیر مصون نبوده است و همواره تحت تأثیر رقابت‌های جهانی به ویژه سیاست امریکا قرار گرفته است. زیرا منافع قدرت‌های بزرگ به ویژه ابرقدرت‌ها در سراسر جهان گسترش می‌یابد و ابر ‌قدرت توانایی دفاع و برخورداری از منافعش در سراسر جهان را دارد. گرچه ابر ‌قدرت‌ها توانایی استفاده از زور را دارد، اما ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم بیش‌تر از قدرت نرم برای تسلط هژمونیک و اقتدارش استفاده نموده است.

    دولت افغانستان از زمانه‌های دور، عرصه رقابت و برخورد منافع قدرت‌های بزرگ قرار گرفته است. دولت‌ها و گروه‌های حاکم در افغانستان مورد استثمار قدرت‌ها قرار گرفته‌اند و در جهت تأمین منافع آنان وطن‌شان را به تباهی کشیده‌اند. از بریتانیای کبیر گرفته تا اتحاد جماهیر شوروی و امریکا همه به ترتیب در ویرانی و در عقب نگه داشتن افغانستان نقش داشته‌اند. اما چرا کشورها مورد تجاوز و یا دخالت کشورهای بزرگ قرار می‌گیرند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که کشورها، بر خلاف تصور غالب که به دلیل موقعیت استراتژیک و یا ذخایر طبیعی به عرصه رقابت بدل می‌شوند، از نظر من کشورها به دلیل ضعف حاکمیت و اختلافات داخلی به میدان رقابت کشورهای بزرگ بدل می‌شوند. موقعیت استراتژیک و منابع طبیعی برای کشورها یک امتیاز جهت برخورداری از قدرت به شمار می‌رود. ضعف حاکمیت و عدم کنترل دولت بر قلمرو، خودش فضاهای خالی را ایجاد می‌کند که از مجرای آن قدرت‌ها برای دخالت وسوسه می‌شوند. اکثراً این مناطق مورد هدف چندین قدرت بزرگ قرار می‌گیرد و این برخوردهای نخستین، زمینه را برای رقابت‌های سیاسی و نظامی به صورت دوام‌دار در جهان فراهم می‌کند. به همین دلیل است که در همه کشورهای ضعیف، جنگ، ویرانی و فقر وجود دارد. از لیبیا، فلسطین، سوریه و یمن گرفته تا افغانستان، همه میدان رقابت قدرت‌های بزرگ هستند و سر منشای اصلی چنین مداخلاتی، اختلافات درونی است. در واقع هر اختلافی قابل حل است و هیچ گونه تعارض ذاتی و خودجوش که خشونت را به صورت مستمر در جامعه نگه دارد، وجود ندارد. اختلافات زمانی برجسته می‌شود که پای دخالت یک کشور خارجی در آن‌جا دراز شود. در آن صورت اختلافات شدید می‌شود و به صورت خشونت و جنگ‌های دوام‌دار درمی‌آید. این قضیه در مورد روند صلح افغانستان نیز صدق می‌کند.

    امریکا با افغانستان سرحد مشترک، که باعث همکاری و یا اختلاف شود، ندارد. در این‌جا منافع تجارتی و اقتصادی نیز ندارد، اما صرف برای رقابت با سایر کشورها در افغانستان حضور داشته است. امریکا برای نشان دادن قدرتش و حفظ ساختار بین‌المللی باید در سراسر جهان به خصوص مناطق آسیب‌پذیر، مانند افغانستان، دخالت کند. زیرا از دست دادن آن برای رقیبان وی یک امتیاز حساب شده و باعث افزایش قدرت آن‌ها می‌شود و این چیزی است که قدرت‌های بزرگ آن را نمی‌خواهند، مگر این که محدودیت‌های دست‌وپاگیر مانع‌شان شوند. تمایل قدرت‌های بزرگ برای دخالت، ارتباط مستقیم با ظرفیت و شرایط سیاسی، نظامی و اقتصادی‌شان دارد. کشورهایی که از ثبات و اطمینان بیش‌تر سیاسی و اقتصادی برخوردار اند، تمایل بیش‌تر برای رقابت و مداخله دارند. به همین ترتیب دولت‌هایی که قدرت‌شان در حال افول است، تمایل کم‌تر در رقابت‌های جهانی، و حرکت به سمت انزوای سیاسی دارند. بنا بر این، به نظر می‌رسد که پافشاری امریکا برای صلح در افغانستان و تحت فشار قرار دادن طالبان و دولت برای شروع مذاکرات صلح، ارتباط مستقیم با تحولات جهانی و به ویژه تحولاتی که در عرصه اقتصادی در حال وقوع است، دارد. رشد سرسام‌آور چین به ویژه در عرصه‌های اقتصادی و فناوری دست‌پاچه‌گی‌های جدی را برای امریکا مبنی بر از دست دادن جایگاه هژمونیک و تغییرات ساختاری نظام بین‌الملل به وجود آورده است. به همین دلیل سعی دارد تا از هزینه‌های اضافی جلوگیری کند و به صورت آبرومندانه‌تری پایش را از مناطق غیر ضروری‌تر جمع کند. اکنون امریکا به دلیل نگرانی از افزایش قدرت چین و احساس ناتوانی در رقابت با آن کشور، تلاش دارد تا نیروهایش را جمع کند و یا در صدد جابه‌جایی و آرایش جنگی جدید در نظام بین‌الملل باشد و تصمیم دارد نیروهایش را افغانستان بیرون کند.

    سرنوشت صلح افغانستان اکنون با عقلانیت و خردمندی هیأت مذاکره‌کننده طالبان و دولت بسته‌گی دارد که آیا با استفاده از وضعیت موجود می‌خواهند با هم تفاهم کنند و به جنگ و تباهی در کشورشان خاتمه ببخشند و یا این‌که زمینه را برای مداخله‌ای دیگر قدرت‌های بزرگ فراهم بسازند؟ زمان به چنین پرسشی پاسخ خواهد داد.

    نویسنده: عارف وفایی

  • آغاز مذاکرات بین الافغانی و آتش بس مورد بحث قرار گرفت

    آغاز مذاکرات بین الافغانی و آتش بس مورد بحث قرار گرفت

    کرِن دیکر، معاون سفارت امریکا در کابل با سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری از طریق تماس ویدیویی گفت‌وگو کرد.

    در این تماس ویدیویی که امروز (یک‌شنبه، ۱۲ اسد) انجام شد، در مورد آمادگی‌های افغانستان برای برگزاری لویه‌جرگه مشورتی، تلاش‌ها برای آغاز گفت‌وگوهای صلح و ایجاد آتش‌بس بحث و گفت‌وگو شد.

    آقای دانش در این تماس ویدیویی گفت تصمیم‌ها و خواست‌های نمایندگان مردم در لویه جرگه مشورتی صلح در سال گذشته در روند صلح نتایج مثبت داشته است.

    به گفته‌ی دانش، اکنون حکومت می‌خواهد که اجراآت صورت گرفته را با نمایندگان مردم شریک و برای دیگر اقداماتی که قرار است در آینده صورت بگیرد، دیدگاه‌های نمایندگان مردم را گردآوری کند.

    دانش تأکید کرد لویه‌جرگه مشورتی در روزهای آینده در کابل برگزار می‌شود. قرار است در این لویه‌جرگه نمایندگان مردم، اعضای شورای ملی، شورای عالی مصالحه ملی و دیگر نهادهای مرتبط به صلح شرکت کنند.

    معاون رییس‌جمهور افزود قرار است در این لویه‌جرگه مشورتی موضوع رهایی زندانیان طالبان، آتش‌بس، مذاکره با طالبان و خواست‌های مردم مورد بحث قرار گیرد.

    آقای دانش در عین حال ابراز امیدواری کرد از طریق گفت‌وگوهای مستقیم حکومت و نمایندگان مردم در این لویه‌جرگه، یک صدای واحد برای تقویت روند صلح و مذاکرات بین‌الافغانی بلند شود.

    همچنان به گفته‌ی او، برگزاری لویه‌جرگه مشورتی صلح زمینه را برای اقلیت‌های اجتماعی، زنان و فعالان مدنی و حقوق بشری فراهم خواهد کرد تا آنان بتوانند نگرانی‌ها و مطالبات خود در روند گفت‌وگوهای صلح را به‌صورت مستقیم بیان کنند.

    در همین حال، کرِن دیکر، معاون سفارت امریکا ضمن خرسندی از تصمیم حکومت افغانستان برای تقویت زمینه‌های گفت‌وگوهای صلح، همچنان ابراز امیدواری کرد برگزاری لویه‌جرگه مشورتی بتواند زمینه‌ی مناسب را برای اقلیت‌های اجتماعی و زنان فراهم کنند تا آنان بتوانند نگرانی‌ها و دیدگاه‌های‌شان در مورد صلح را مطرح کنند.

    خانم دیکر همچنان گفت گروه طالبان هرگز نمی‌تواند که صدای واحد مردم را در لویه‌جرگه مشورتی صلح برای گفت‌وگوهای صلح و حفظ ارزش‌های ملی و حقوق بشری افغانستان، نادیده بگیرد.

    این درحالی است که رییس‌جمهور اشرف غنی در روز نخست عید قربان اعلام کرد که از مجموع پنج‌هزار زندانی طالبان، براساس قانون اساسی و قانون جزای افغانستان، رهایی ۴۰۰ زندانی این گروه از صلاحیت او نیست و به همین منظور لویه جرگه مشورتی را برای تصمیم‌گیری در این زمینه فرا می‌خواند.

  • داعش مسئولیت حمله به زندان مرکزی جلال آباد را به عهده گرفت

    داعش مسئولیت حمله به زندان مرکزی جلال آباد را به عهده گرفت

    گروه تروریستی داعش مسئولیت یورش و انفجار شام امروز در ولایت ننگرهار را به عهده گرفت.

    گروه تروریستی داعش با نشر خبرنامه در ویب سایت اعماق نوشت جنگجویان دولت اسلامی به زندان مرکزی ننگرهار در شهر جلال آباد در شرق افغانستان حمله کرده اند.

    شام امروز گروه تروریستی داعش یک موتر بمب گذاری شده را در دروازه ورودی زندان جلال آباد منفجر کرده زندانیان را آزاد نمودند.

    در این یورش تا اکنون بیش از 35 نفر کشته و زخمی شدند.  

  • یک هیأت عالی رتبه دولتی به قندهار رفت

    یک هیأت عالی رتبه دولتی به قندهار رفت

    دفتر شورای امنیت ملی اعلام کرد یک هیأت بلندرتبه‌ی دولتی به ریاست معاون این دفتر برای بررسی همه‌جانبه‌ی حملات راکتی نظامیان پاکسانی بر ولسوالی اسپین‌بولدک، به ولایت قندهار رفته است.

    شورای امنیت ملی در تویتی گفت این هیأت دولتی با ترکیب نمایندگان ادارات مختلف امروز (یک‌شنبه، ۱۲ اسد) به قندهار رفته است.

    نهم اسد در پی حملات راکتی نظامیان پاکستانی به خاک افغانستان در مربوطات ولسوالی اسپین‌بولدک ولایت قندهار، ۱۵ غیرنظامی از جمله یک کودک کشته و ۸۰ غیرنظامی دیگر زخمی شدند. به دنبال این حملات، درگیری میان نیروهای مرزی افغانستان و پاکستان نیز آغاز شد.

    به دنبال آن، وزارت خارجه‌ی افغانستان این حملات نظامیان پاکستانی را با «شدیدترین الفاظ» محکوم کرد و خواستار شناسایی عوامل آغاز جنگ شد.

    وزارت خارجه در اعلامیه‌ای همچنان گفت نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان درحالی که همیشه طرفدار صلح و حفظ آرامش در امتداد خط فرضی دیورند هستند، در عین حال توان کامل دفاع از مردم و دادن پاسخ به چنین حملاتی را نیز دارند.

    از سویی هم، روز گذشته شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه‌ی پاکستان در یک نشست خبری گفت آن‌چه در منطقه چمن در مرز افغانستان رخ داد، نباید اتفاق می‌افتاد.

    او همچنان گفت ارتش پاکستان آغازگر جنگ نبوده است.

  • لویه جرگه مشورتی صلح در 17 اسد برگزار می شود

    لویه جرگه مشورتی صلح در 17 اسد برگزار می شود

     قرار است لوی‌جرگه مشورتی صلح برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت ۴۰۰ زندانی طالبان هفدهم اسد، در کابل برگزار می‌شود.

    تلویزیون ملی در گزارشی اعلام کرد، رییس جمهور غنی قصد دارد در این لوی‌جرگه درباره سرنوشت ۴۰۰ زندانی طالبان با نمایندگان مردم مشورت کند.

    رییس جمهور طرح برگزاری لوی‌جرگه را در روز نخست عید قربان اعلام کرد.

    او گفت براساس قانون اساسی و کد جزا، صلاحیت رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان را ندارد و باید لوی‌جرگه درباره آن تصمیم بگیرد.

    حکومت از مجموع پنج هزار زندانی طالبان، ۵۹۲ تن آن را افرادی اعلام کرده است که به دلیل ارتکاب جرایم جنایی محکوم به مجازات شده‌اند.

    حکومت گفته بود صلاحیت رهایی این افراد را ندارد. این تعداد اما به ۴۰۰ نفر تقلیل یافته است.

    محمداشرف غنی روز گذشته در سمنگان گفت اگر مشکل در روند صلح پیش نمی‌آمد، قرار بود لوی‌جرگه در پایان روند صلح برگزار شود.