نویسنده: Raha News Agency

  • معان اوپراتیفی امنیت ملی استعفا داد

    معان اوپراتیفی امنیت ملی استعفا داد

    اجمل عبید عابدی معاون اوپراتیفی امنیت ملی افغانستان از سمتش کنار رفت.

    اجمل عابدی دیروز در بیانه‌یی گفت: «امروز با استعفا از سمت‌ام با همرزمان و همسنگرانم خداحافظی کردم. علت استعفایم مشروع است و به خاطر معاذیر کاملاً شخصی و رسیده‌گی به ادامه تحصیلاتم استعفا دادم. اما برای همیشه منحیث یک  سرباز و یک استخباراتی شامل ساختار امنیت ملی علیه دشمنان وطنم مبارزه خواهم کرد.»

    او گفت که همواره جز خانوادۀ امنیت ملی خواهد بود. شجاعت، تدبیر و هوشیاری منسوبین امنیت ملی قابل قدر است. آنها روزانه برای افغانستان افتخار آفرینی می‌کنند. بسیاری از قهرمانی‌های شان نه سرخط خبر میشود و نه هم در تاریخ به نام‌شان رقم خواهد خورد، اما آن‌ها بر اساس فریضه قهرمانانه می‌رزمند.

  • شرکت‌های هرمی به‌جای بازاریابی شبکه‌ای؛ چگونه هزاران جوان میلیون‌ها افغانی را می‌بازند؟

    شرکت‌های هرمی به‌جای بازاریابی شبکه‌ای؛ چگونه هزاران جوان میلیون‌ها افغانی را می‌بازند؟

    یافته‌ها نشان می‌دهد که شرکت‌ها و افراد زیادی در افغانستان زیر نام بازاریابی شبکه‌ای فعالیت دارند و از این طریق دست به فریب و کلاهبرداری هزاران تن که عمدتا جوانان و دانشجویان‌اند می‌زنند. فعالیت این شرکت‌ها با معیارهای بازاریابی شبکه‌ای مطابقت ندارد و ساختار و فعالیت آن‌ها شبیه شرکت‌های هرمی و نیمه‌هرمی است. براساس آمار وزارت صنعت و تجارت تنها یک شرکت در افغانستان زیر نام بازاریابی شبکه‌ای از این وزارت مجوز فعالیت گرفته است و دیگر شرکت‌ها که زیر نام بازاریابی شبکه‌ای فعالیت دارند از این وزارت مجوز نگرفته‌اند. این شرکت‌ها در خلای نظارت و کنترل دولت و نبود قانون مشخص در زمینه‌ی بازاریابی شبکه‌ای، فعالیت و کلاهبرداری می‌کنند.

    در این گزارش، اطلاعات روز با حدود ۲۰ تن از افرادی‌که عضو این شرکت‌ها بوده‌اند، گفت‌وگو کرده است که تجربه آن‌ها از فعالیت در این شرکت‌ها نشان می‌دهد هیچ شرکتی در افغانستان به‌صورت اصولی کار بازاریابی شبکه‌ای را انجام نمی‌دهد. این شرکت‌ها با استفاده از نام بازاریابی شبکه‌ای کار شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی را انجام می‌دهند که اکثر اعضای آن‌ها پس از مدت کوتاه متضرر شده‌ و دست از فعالیت کشیده‌اند.

    در دهه‌ی هشتاد خورشیدی که شرکت هرمی گولد کویست در افغانستان فعالیت گسترده‌ای داشت، افراد زیادی را به‌ویژه دانشجویان و جوانان را جذب کرد و دست به کلاهبرداری بی‌سابقه زد. در سال ۱۳۸۷ خورشیدی فعالیت شرکت‌های هرمی از جمله شرکت گولد کویست از سوی وزارت تکنولوژی و مخابرات کشور غیرقانونی اعلام شد. شرکت گولد کویست پس از کلاهبرداری از هزاران نفر، از افغانستان خارج شد. در سال های اخیر  شرکت‌های مختلف هرمی و نیمه‌‌هرمی زیر نام بازاریابی شبکه‌ای در ولایت‌های مختلف افغانستان به فعالیت آغاز کرده‌اند و اکنون نیز بسیاری از این شرکت ها در کابل و بزرگ‌شهرهای افغانستان فعالیت دارند.

    شرکت‌های مثل کیونت، ابریشم درخشان، تلفیق هنر، ودا یا اونیکسوم، میگالایف، ANC (Afghanistan Network-marketing Company)، بیز، فیوچر نیت، MCC، افغان‌انگیزه، بادران گستران، یونیک فایننس، فوریکس، اسکای ویی، کارآفرینان افغان، فور ایور و شرکت‌های دیگر در کابل، هرات، بلخ، ننگرهار و برخی ولایت‌های دیگر فعالیت دارند که عمدتا ادعا می‌کنند کارشان بازاریابی شبکه‌ای است، اما تجربه‌ی افرادی که عضو برخی از این شرکت‌ها بوده‌اند و با اطلاعات روز صحبت کرده‌اند، نشان می‌دهد که فعالیت‌ آن‌ها همانند شرکت‌های هرمی یا نیمه‌‌هرمی است.

    براساس اطلاعات وزارت صنعت و تجارت کشور از میان این شرکت‌ها تنها شرکت انیکسویم مجوز بازاریابی شبکه‌ای را اخذ کرده و دیگر هیچ شرکتی زیر نام بازاریابی شبکه‌ای از این وزارت جواز نگرفته است. برخی از این شرکت‌ها مدعی‌اند که نمایندگی شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای بین‌المللی هستند، اما وزارت صنعت و تجارت می‌گوید که نمایندگی شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای خارجی نیز در این وزارت ثبت و راجستر نیست. مسئولان شرکت انیکسیوم مدعی‌اند که این شرکت تنها شرکت بازاریابی شبکه‌ای در افغانستان است که مجوز فعالیت دارد و مطابق اصول بازاریابی شبکه‌ای کار می‌کنند، اما تجربه افرادی که در این شرکت عضو بوده‌اند، نشان می‌دهد که این شرکت نیز نیمه‌‌هرمی است. اکثر شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی که در افغانستان فعالیت دارند، از طریق ایران وارد افغانستان شده و فعالیت‌شان در ایران ممنوع و غیرقانونی اعلام شده است.

    براساس آمار وزارت صنعت و تجارت تنها یک شرکت در افغانستان (شرکت انیکسوم) زیر نام بازاریابی شبکه‌ای از این وزارت مجوز فعالیت گرفته است
    براساس آمار وزارت صنعت و تجارت تنها یک شرکت در افغانستان (شرکت انیکسوم) زیر نام بازاریابی شبکه‌ای از این وزارت مجوز فعالیت گرفته است

    همچنین یافته‌های اطلاعات روز نشان می‌دهد که کار برخی از این شرکت‌ها تا حدودی نزدیک به بازاریابی شبکه‌ای است، اما در روش کار و ارائه محصول به سمت شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی نزدیک می‌شوند و اصول‌های بازاریابی شبکه‌ای را رعایت نمی‌کنند. همچنین برخی از شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی زیر عنوان‌های مختلف حتا کار فرهنگی و مدنی از اداره‌های مختلف مجوز گرفته‌اند. اعضای این شرکت‌ها که با اطلاعات روز صحبت کرده‌اند، می‌گویند که در افغانستان شرکت بازاریابی شبکه‌ای معیاری وجود ندارد و تمامی شرکت‌ها یا هرمی یا نیمه‌‌هرمی است که دست به کلاهبرداری می‌زنند. افزون به این‌ها مسئولان این شرکت‌ها همدیگر را به کلاهبرداری متهم می‌کنند و تنها شرکت خود را بازاریابی شبکه‌ای معیاری می‌خوانند.

    یکی از نمایندگی‌های شرکت کیونت ادعا دارد که ۱۰ هزار عضو دارد، یکی از اعضای نزدیک به رأس هرم در شرکت ANC (شرکت خدمات بازاریابی افغان‌انگیزه) می‌گوید که در جریان حدود هشت ماه فعالیت، تنها افراد زیرشاخه وی به حدود دو هزار تن رسیده بود و شرکت اونیکسوم می‌گوید که بیش از یک‌هزار و ۶۰۰ عضو دارد. با توجه به این اظهارات و تعدد شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی در ولایت‌های مختلف افغانستان، می‌توان گفت که اعضای این شرکت‌ها به ده‌ها هزار تن می‌رسد و این افراد میلیون‌ها افغانی را به این شرکت‌ها باخته‌اند.

    اخیرا پس از شکایت مردم از کلاهبرداری شرکت کیونت، امرالله صالح معاون اول ریاست‌جمهوری در جلسات شش‌ونیم صبح خود گفت که به شکایت مردم راجع به یک حلقه کلاهبردار رسیدگی می‌شود و به اداره‌ی مبارزه با جرایم سنگین مسئولیت سپرده شده که در مورد شرکت کیونت به‌طور فوری تحقیق کند. آقای صالح افزود که این شرکت متهم به «فریب‌کاری، کلاهبرداری و چپاول پول» مردم است. اکنون رضوان مراد، سخن‌گوی معاونت اول ریاست‌جمهوری به اطلاعات روز می‌گوید که جلسه‌ی شش‌ونیم به ریاست تحقیقات جنایی فرماندهی پولیس کابل مسئولیت داده که در مورد این شرکت تحقیقات لازم و گسترده را انجام دهد و پولیس کابل نیز تحقیقات خود را آغاز کرده است. اظهاراتی وجود دارد که اطلاعات روز نمی‌تواند مستقلا آن را تأیید کند، این شرکت تنها در شهر کابل ده‌ها نمایندگی و دفتر دارد. دو نمایندگی این شرکت حاضر به گفت‌وگو با اطلاعات روز نشد و مسئولان یکی از نمایندگی‌ها که بدون کدام نشان و لوحه در جاده‌ی دارالامان موقعیت دارد به گزارش‌گران ما اجازه بازدید از دفترشان را ندادند.

    تفاوت شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای با شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی

    بازاریابی شبکه‌ای نوعی از روش فروش محصول و خدمات است که در یک سده اخیر پدید آمده و در بسیاری از کشورها قانونی و مروج است. بازاریابی شبکه‌ای برای اولین بار در دهه ۱۹۳۰ در امریکا به گونه‌ی رسمی به فعالیت آغاز کرد، هرچند پیش از آن در روسیه از این روش استفاده شده بود، ولی غیرقانونی و کلاهبرداری دانسته شد.

    در بازاریابی شبکه‌ای برخلاف روش فروش سنتی، محصول مستقیم از تولید‌کننده به مصرف‌کننده با هزینه‌ی کمتر از نرخ بازار می‌رسد. در روش سنتی محصول از تولیدکننده تا مصرف‌کننده چندین بار دست‌به‌دست می‌شود و قیمت آن نیز مرحله به مرحله افزایش می‌یابد. در روش بازاریابی شبکه‌ای یا فروش مستقیم، مشتری ضمن خرید محصول با قیمت کمتر از نرخ بازار یا برابر با نرخ بازار، اگر بخواهد برای محصول بازاریابی کند، بابت معرفی مشتریان جدید، درصدی ناچیزی از شرکت تولید‌کننده کمیشن می‌گیرد. اکثرا شرکت‌های تولیدکننده می‌توانند محصول خود را از طریق بازاریابی شبکه‌ای به فروش برسانند یا شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای باید در شرکت‌های تولید‌کننده سهام قابل توجه داشته باشند. سه مشخصه‌ی مهم شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای این است که محصول واقعی‌ست، محصول در بازار تقاضا دارد و نرخ آن برابر یا پایین‌تر از نرخ بازار است. همچنین در روش بازاریابی شبکه‌ای تبلیغات برای محصول چهره به چهره و دهن به دهن و عمدتا میان حلقه‌ی دوستان و آشنایان صورت می‌گیرد.

    شرکت‌های هرمی هیچ محصولی برای فروش ندارد یا محصول آن کاملا خیالی و کار آن نوعی بازی با پول است. افراد در این شرکت‌ها با معرفی افراد جدید به‌عنوان زیرشاخه‌ی خود، صرف در پی گرفتن کمیشن و کسب درآمد هستند. در شرکت‌های نیمه‌‌هرمی محصول وجود دارد، اما قیمت آن به مراتب بالاتر از نرخ بازار است. تقاضا برای آن وجود ندارد. محصول غیرواقعی یا غیرقابل استفاده برای مشتری است. در این شرکت‌ها محصول صرف میان اعضای هرم توزیع می‌شود و مشتری بیرون از هرم وجود ندارد. بررسی‌های اطلاعات روز نشان می‌دهد که بیشتر شرکت‌های که زیر نام بازاریابی شبکه‌ای در افغانستان فعالیت می‌کنند، ویژگی شرکت‌های نیمه‌‌هرمی را دارند.

    مثلا شرکت فروش زغال سنگ در کابل وجود دارد که می‌خواهد محصول خود را از طریق بازاریابی شبکه‌ای به فروش برساند. مشتری‌که به زغال سنگ نیاز دارد، این محصول را به جای خرید از بازار، از شرکت بازاریابی شبکه‌ای با نرخ پایین‌تر می‌خرد. اگر بخواهد برای شرکت بازاریابی کند، شرکت بابت معرفی هر مشتری جدید درصدی ناچیزی به‌عنوان حق بازاریابی به وی می‌پردازد. این فرد اگر مشتری جدید برای شرکت پیدا نتواند، ضرر نکرده است، چون محصول مورد نیاز خود را خریده و مصرف می‌کند. اما شرکت نیمه‌‌هرمی در کابل مثلا برای مشتریان خود ریزرف هتل در کشورهای افریقایی یا امریکای لاتین را پیشکش می‌کند که مشتری هرگز نمی‌تواند از آن استفاده کند. ولی با وجود این وادار به خرید آن می‌شود تا از طریق آن عضویت شرکت را کسب کرده و افراد دیگر را به‌عنوان زیرشاخه برای کسب درآمد معرفی کند.

    وعده‌های خیالی؛ روش جذب افراد و چگونگی کار

    بیشتر افرادی که جذب شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی می‌شوند، دانشجویان، یا فارغ‌التحصیلان جویای کار هستند. این افراد وقتی از طریق حلقه‌ی دوستان و آشنایان‌شان به این شرکت‌ها کشانده می‌شوند، با وعده‌های بزرگ و موفقیت‌های دلگرم‌کننده‌ای روبه‌رو می‌شوند. مسئولان شرکت‌ها با استفاده از فوت‌وفن‌های انگیزشی در نخست آن‌ها را احساساتی می‌کنند و وعده‌ی کار راحت با درآمدهای بالا را می‌دهند.

    تجربه افراد در این شرکت‌ها نشان می‌دهد که عمدتا روش جذب افراد طوری است که اعضای شرکت تلاش  می‌کنند در نخست نزدیک‌ترین دوستان و آشنایان خود را که بر آن‌ها اعتماد کامل دارند، وارد شرکت کنند. در قدم نخست از طریق تماس تلفنی زمینه‌ی دیدار را فراهم می‌کنند و سعی می‌کنند که آن‌ها را برای سرمایه‌گذاری و کسب درآمد بلند آماده کنند. بعد از یکی-دو دیدار به شرکت دعوت می‌کنند. مسئولان شرکت‌ها در جلسه‌های اول و دوم بیشتر ویدئوهای انگیزشی به آن‌ها نشان می‌دهند و کتاب‌های افراد موفق را برای مطالعه معرفی می‌کنند، اما از این‌که عضو شرکت شوند و باید پولی بپردازند، هرگز صحبت نمی‌کنند. در جلسه‌های سوم و چهارم شرکت خود و محصول آن را معرفی می‌کنند. پس از آن‌که افراد انگیزه گرفت و متقاعد شد که کار در شرکت را شروع کنند، پیشنهاد می‌کنند که محصولی را بخرند و برای این‌که درآمد کسب کنند، باید افراد بیشتر را وارد شرکت کنند.

    عبدالجمال (نام مستعار) تجربه‌ی فعالیت در سه شرکت هرمی و نیمه‌‌هرمی در کابل را دارد. او می‌گوید که نخست یک دوستش برایش پیام می‌گذارد که شغلی یافته و باید با هم دیداری داشته باشند. او می‌گوید که دوستش به او وعده‌ی کار پاره‌وقت در یک شرکت بین‌المللی با درآمد بلند را نوید داده بود: «به‌عنوان یک دانشجو گفتم خوب است. اولین بار یک ویدئوی انگیزشی یک‌ساعته پخش کرد. طوری که نفر به مرور زمان بسیار پولدار می‌شود. بعد یک نفر توضیح می‌داد که هر عضو شرکت ضمن درس دانشگاه، ماهانه در این شرکت حدود سه هزار دالر درآمد دارد. روز اول فقط انگیزه می‌دهد تا روز دوم بیایی. روز اول از خرید محصول و عضویت صحبت نمی‌کند. روز دوم به‌صورت غیرمستقیم می‌گوید که باید محصول بخرید. روز سوم مسئول اول شرکت می‌آید و توضیح می‌دهد. روز چهارم نشست دو به دو است. چون زیاد انگیزه گرفته بودم، وادار شدم که عضویت بگیریم. به فامیل خود در خارج تماس گرفتم که چنین کاری با درآمد بالای یافته‌ام و برای شروع به حدود ۷۰۰ دالر نیاز دارم. این پول برایم رسید و با شروع کار از دانشگاه تأجیل گرفتم.»

    علی امینی که دو سال پس از فراغت از دانشگاه کابل هنوز دنبال شغل بود، زمستان سال ۱۳۹۷ یکی از دوستان مورد اعتمادش به او کار در  یک شرکت بازاریابی را پیشنهاد داد. دوستش به او گفته بود که در بدل پرداخت ۱۰ تا ۱۵ هزار افغانی صاحب شغل راحت، با درآمد خوب و دوامدار می‌شود که می‌تواند از هر کجا آن را مدیریت کند.

    علی امینی در واقع به شرکت هرمی ای‌ان‌سی (ANC) در پل سرخ کابل دعوت شده بود. او از اولین روزهای تجربه خود در این شرکت می‌گوید: «وقتی رفتم زیاد تبلغات می‌کرد و یک نمودار زنجیری را برای‌مان توضیح می‌دادند و جمع و تقسیم می‌کردند که درآمدتان سه‌چند می‌شود. برای ما مثل یک رویا بود. در سه روز اول برنامه انگیزشی می‌گذاشتند و به اصطلاح گل‌های سرخ و سبز برای ما نشان می‌داد. بعد از سه روز به ما گفتند که پول خود را بپردازید.»

    شاه‌ولی شایان، فارغ‌التحصیل دانشگاه پلیتخنیک کابل در سال ۱۳۹۸ از طریق دوست نزدیکش به شرکت «افغان‌انگیزه» (ANC) دعوت شد. او می‌گوید که مسئولان شرکت به او وعده داده بودند که در ماه اول ۱۰ هزار افغانی، در ماه دوم چهل هزار افغانی و در ماه سوم و چهارم چندین برابر این رقم درآمد خواهد داشت. آقای شایان می‌افزاید که در همان روزهای اول مسئولان شرکت با وعده‌های اغواکننده تازه‌واردان را تشویق به خرید بسته‌هایی می‌کردند که قیمتش دوبرابر نرخ بازار بود و آن‌ها نیازی به خرید آن هم نداشتند: «اول انگیزه‌دهی می‌کردند. مثلا با این مقدمه شروع می‌کردند که افغانستان کشوری رو به بحران است و بیکاری اوج گرفته و ما می‌خواهیم که کار را از بیرون به خانه بیاوریم و شما بیزنیس خود را از خانه مدیریت کنید.»

    به گفته‌ی آقای شایان، در این شرکت حق عضویت برای تازه‌واردها ۱۰ هزار افغانی بوده است و قیمت ارزان‌ترین بسته محصولاتش که سه تا کیف کمپیوتر لپ‌تاب، کیف سفر و کیف دستی بوده، ۱۵ هزار افغانی بوده است. تازه‌واردها بعد از خرید این بسته باید چهار فرد دیگر را به شرکت دعوت می‌کرده‌اند تا با تشکیل زیرمجموعه برای‌شان، هشت هزار افغانی به‌عنوان کمیشن کسب درآمد می‌کردند. سپس هر کدام از این چهار نفر، چهار-چهار نفر دیگر را به‌عنوان زیرمجموعه‌شان باید به شرکت دعوت می‌کردند. 

    هانیه کریمزاد (اسم مستعار) نیز از طریق دوستان نزدیکش که عضو شرکت کیونت هستند، برای عضویت در این شرکت دعوت شده بود. او حدود سه ماه قبل پس از اصرار زیاد و زنگ و تماس بسیار دوستش، به شعبه قلعه‌ی ناظر  شرکت کیونت در دشت برچی مراجعه کرد. خانم کریمزاد می‌گوید که مسئولان این شرکت به او وعده دادند در صورتی که ۱۲۰ نفر را به این شرکت معرفی کند و آن‌ها بسته‌های محصولاتی این شرکت را خریداری کند، او ماهانه ۲۷ هزار دالر را به‌عنوان معاش دوامدار از طریق حساب بانکی خود دریافت خواهد کرد. به گفته خانم کریمزاد، بسته این شرکت شامل زیوارت، لوازم آرایشی، بورس تحصیلی و سفر به کشورهای خارجی است که قیمت آن از ۱۷۰۰ دالر شروع می‌شود تا هفت هزار دالر. در صورتی‌که عضو زیردست ارزان‌ترین بسته را خریداری کند، ۲۰۰ دالر به‌عنوان کمیشن به فرد بالادست می‌رسد.

    برخی از کسانی‌که تجربه فعالیت در این شرکت‌ها را دارند و با اطلاعات روز صحت کرده‌اند، مدعی‌اند که روش تبلیغات این شرکت‌ها شبیه شست‌وشوی مغزی است و با وعده‌های خیالی تا جایی تبلیغ می‌کنند که جوانان و دانشجویان هیچ راهی جلوشان نبینند، مگر این‌که عضو شرکت شوند. علی مشعل که تجربه فعالیت در شرکت ANC را دارد و ۱۰ هزار افغانی ضرر کرده، می‌گوید: «سیستم سمینار و صنف دارد که ذهن اشتراک‌کننده‌ها را با وعده‌ها و قول‌های زیادی شست‌وشو کرده و آن‌ها را وسوسه می‌کند برای این‌که در مدت یک سال دارای سرمایه خیلی زیاد می‌شوند.»

    روایت اعضای شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی که در افغانستان فعال‌ بودند یا هستند نشان می‌دهد که این شرکت‌ها به تازه‌واردان آموزش می‌دهند که در صورت نداشتن پول نقد، می‌توانند با گرفتن قرض‌های کوچک از دوستان و نزدیکان مقدار مورد نیاز را تکمیل به شرکت مورد نظر بپردازند.

    نگینه (نام مستعار) عضو شرکت میگالایف می‌گوید تازه‌واردانی که ۶۰ هزار افغانی پول نقد نداشتند، از سوی مسئولان شرکت آموزش داده می‌شد که چگونه از نزدیکان خود پول قرض بگیرند: «مشخصا من چون پول نقد نداشتم، تمامی ۶۰ هزار افغانی را قرض گرفتم و یک وب‌سایت را خریدم.»

    نسیمه عضو شرکت ANC می‌گوید که تازه‌واردانی که ۱۵ هزار پول نقد برای خرید محصول این شرکت را نداشتند، آموزش می‌دیدند که می‌توانند این مقدار پول را از افراد متعدد به شکل خرده-خرده قرض بگیرند. به گفته‌ی او، دختر خانم‌ها را وادار می‌کردند که جواهرات‌شان را بفروشند و به شرکت بدهند، زمانی که صاحب درآمد شدند دوباره آن را بخرند.

    غیرقابل استفاده‌بودن یا نبود تقاضا برای محصول یا خدمات

    یکی از مشخصه‌های شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی این است که یا محصول ندارند و خدماتی ارائه نمی‌کنند و یا محصول و خدمات آن‌ها در بازار تقاضا ندارد و یا غیرقابل استفاده است. محصولات و خدمات این شرکت‌ها مشتری عادی در بازار ندارد و آن را صرفا اعضای آن به‌خاطر عضوشدن و بازاریابی می‌خرند، در صورتی‌که هیچ نیازی به خرید آن ندارند و اگر بخرند هم از آن استفاده نمی‌توانند. بیشتر شرکت‌های که در افغانستان و به‌ویژه در کابل زیر نام بازاریابی شبکه‌ای فعالیت دارند، محصولات و خدمات‌شان تقاضا ندارد و قابل مصرف نیست. افرادی‌که عضو این شرکت‌ها می‌شوند برای کسب درآمد، محصولات و خدمات آن را با قیمت بلندتر از نرخ بازار خریداری می‌کنند. محصولات این شرکت‌ها، کیف‌های چرمی، خدمات ریزف هتل در کشورهای خارجی یا داخل افغانستان، زیورات، لوازم آرایشی و بهداشتی، سفر خارجی و… است.

    عبدالجمال که مدتی در شرکت ودا یا انیکسیوم کار کرده، می‌گوید که خدمات این شرکت ریزرف هتل‌های چهار-پنج ستاره بین‌المللی بود که در افغانستان متقاضی نداشت و افراد صرفا برای شمولیت در سیستم آن را خریداری می‌کردند: «من از مسئولان شرکت زیاد سوال کردم که به اتاق هتل در مصر نیاز ندارم، چرا باید بخرم، اما آن‌ها می‌گفتند که بیا از سیستم استفاده و درآمد کسب کن.»

    آقای عبدالجمال که عضو شرکت ای‌ان‌سی هم بوده، می‌گوید که محصول این شرکت در بارزار هیچ متقاضی نداشت و افراد فقط به‌خاطر تشکیل زیرشاخه و گرفتن کمیشن، آن را خریداری می‌کردند. او می افزاید که: «از ولایت‌ها ۲۰ الی ۳۰ نفر یکجایی خرید می‌کردند و عضویت شرکت را می‌گرفتند. آن‌ها می‌گفتند محصول را نیاز ندارند و به شرکت پس می‌‌دادند و می‌گفتند ما می‌خواهیم با معرفی افراد بیشتر، کمیشن بگیریم.»

    محمدنعیم حقجو، دانشجوی دانشگاه کابل که مدتی عضو شرکت‌های ودا و ANC  بوده است، بار اول در شرکت ودا یک بسته ۴۳۰ دالری ریزرف هتل چهار ستاره‌ای را خریده که هیچ نیازی به آن نداشت. او می‌گوید که مدت دو ماه عضویت شرکت ودا را داشته که خدمات آن ریزرف هتل‌های چهار یا پنج ستاره‌ای بین‌المللی بوده است. انگیزه‌ی آقای حقجو از رفتن به این شرکت، به گمان خودش آغاز یک تجارت جدید و داشتن کار سبک در کنار درس بوده است، اما عملا هیچ درآمدی از کار با این شرکت نداشته است. این شرکت بعدا به اونیکسوم تغییر نام داد و از وزارت صنعت و تجارت مجوز شرکت بازاریابی شبکه‌ای گرفته است. به گفته‌ی مسئولان ایرانی این شرکت، بیش از یک هزار و ۶۰۰ نفر عضو دارند و ۹۰ درصد از مراجعه‌کنندگان آن‌ها دانشجویان دانشگاه‌های کابل هستند و بازاریابی می‌کنند. آن‌ها تأکید می‌کنند که پس از تغییر نام شرکت، ریزرف هتل‌های داخلی را هم در فهرست خدمات‌شان افزوده‌اند. این در حالی است که دانشجویان دانشگاه‌های کابل هیچ نیازی به ریزف هتل در این شهر ندارند.

    مسئولان شرکت اونیکسوم ادعا می‌کنند تنها شرکت بازاریابی شبکه‌ای در افغانستان است که جواز دارد و معیاری کار می‌کند
    مسئولان شرکت اونیکسوم ادعا می‌کنند تنها شرکت بازاریابی شبکه‌ای در افغانستان است که جواز دارد و معیاری کار می‌کند

    آقای حقجو بعدا عضو شرکت ای‌ان‌سی می‌شود و حدود شش ماه در آن فعالیت می‌کند. او در این شرکت یک بسته ۱۵ هزار افغانی کیف‌های چرمی را می‌خرد که قیمت آن نسب به نرخ بازار دوبرابر بوده است: «وقتی تحقیق کردیم فهمیدیم که همان پکیج ۱۵ هزاری سه تا کیف، قیمتش در نهایت ۶ یا ۷ هزار افغانی بیشتر نبود.»

    علی امینی در بدل سه کیف چرمی که نیازی به خرید آن نداشته، ۱۵ هزار افغانی را از طریق بانک به حساب این شرکت واریز می‌کند. او می‌گوید که بعد از پرداخت پول، مسئولان شرکت قراردادی را برای امضا به او تحویل دادند که براساس آن تمام مسئولیت‌ها و مکلفیت‌ها از گردن مسئولان شرکت رفع می‌شد. آقای امینی می‌گوید: «بیشتر دانشجوها و افرادی که تازه فارغ‌التحصیل می‌شوند، مشکل اقتصادی دارند و دنبال کار هستند، جذب این شرکت‌ها می‌شوند. وقتی تبلیغات شرکت را می‌شنوند، می‌گویند که حالا ۱۰ یا ۱۵ هزار افغانی را هر طور شده آماده کنیم و جنس را که نیاز هم نداریم بخریم تا بعدا درآمد خوب و دوامدار داشته باشیم.»

    چه کسانی سود می‌کنند و چه کسانی ضرر؟

    ساختار شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای و شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی یکسان است، چون شبکه در هر سه نوع مثل هرم است. اما در بازاریابی شبکه‌ای ۷۰ تا ۷۵ درصد بازریاب‌ها به درآمد بالا نمی‌رسند، چون این افراد در قاعده هرم قرار می‌گیرند. در شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی حدود ۸۰ درصد اعضا نه‌تنها به درآمد نمی‌رسند بلکه ضرر هم می‌کنند. تنها کسانی که در رأس هرم قرار دارند، سود می‌کنند. تفاوت این است که در بازاریابی شبکه‌ای ۷۰ الی ۷۵ درصد به درآمد بالا نمی‌رسند، اما در شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی بیشتر از این درصدی عملا ضرر می‌کنند، چون در برابر محصول خیالی یا غیرقابل استفاده پول هنگفتی از دست می‌دهند.

    عبدالجمال تجربه فعالیت در سه شرکت در کابل را دارد. این جوان دانشجو که برای کار در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای و کسب درآمد، ترم اول دانشگاه را ترک گفته بود، پس از شرکت ودا یا انیکسیوم و شرکت بیز به شرکت ANC مراجعه می‌کند. در تجربه سوم چون از افرادی است که نزدیک به رأس هرم قرار دارد، به درآمد بالایی می‌رسد. برای عضویت در این شرکت ۱۵ هزار افغانی را سه کیف می‌خرد که به گفته‌ی او، بعدا متوجه می‌شود  قیمت هر سه عدد آن در بازار در حدود پنج هزار افغانی است و برخلاف گفته‌ی مدیران اصلی شرکت، چرم خالص و تولید خود شرکت نیز نیست. او بعد از حدود دو تا سه ماه کار در این شرکت صاحب درآمد می‌شود. عبدالجمال می‌گوید که هر هفته در حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار افغانی درآمد داشته و افراد زیرمجموعه‌اش به حدود دو هزار نفر رسیده بود. این درآمد حدود هفت الی هشت ماه دوام می‌کند، تا این که با مدیران اصلی شرکت روی تغییر محصول مناسب‌تر با قیمت برابر با نرخ بازار به توافق نمی‌رسد و شرکت را ترک می‌کند.

    عبدالجمال بار اول با عضویت در شرکت ودا یا اونیکسوم اتاق هتلی را در مصر به قیمت ۵۱۰ دالر ریزرف می‌کند، اما هیچ وقت از آن استفاده نمی‌تواند. با تلاش‌های زیاد تنها دو دوست خود را به این شرکت می‌برد که زیرشاخه‌اش شوند، آن‌ها نیز  هتل‌های را در کشورهای بسیار دور از افغانستان ریزف می‌کنند، اما عملا از آن استفاده نمی‌توانند. هر سه در این شرکت ضرر می‌کنند و بعد از مدتی آن را ترک می‌گویند. جمال چون نمی‌تواند افراد بیشتری را به‌عنوان زیر شاخه‌اش ببرد، ۵۱۰ دالرش را از دست می‌دهد.

    او بعد از ترک شرکت ودا به شرکت بیز می‌رود و حدود پنج هزار افغانی را محصول می‌خرد. جمال بعد از مدتی متوجه می‌شود که محصولات این شرکت نسبت به بازار گران‌تر است و همچنان کمیشن ناچیز به بازاریاب‌های خود می‌دهد، این شرکت را نیز ترک می‌کند: «محصول این شرکت خوب بود که قابل استفاده بود. قهوه، کَکَو و وسایل بهداشتی بود. اما محصول شرکت نسبت به بازار قیمت بود. محصولات شرکت بیز را که با محصولات مشابه در بازار مقایسه می‌کردیم، قیمت‌تر بود، بنابراین شرکت یکی از اصول‌های بازریابی شبکه‌ای را نقض می‌کرد. به همین دلیل و این‌که کمیشن کم می‌داد، شرکت را ترک کردم.»

    تجربه‌ی نسیمه و چند تن از اعضای شرکت ANC که اطلاعات روز با آن‌ها صحبت کرده، خیلی متفاوت از تجربه‌ی عبدالجمال است. نسیمه در تابستان ۱۳۹۸ تنها برای عضویت در این شرکت ۱۰ هزار افغانی را پرداخت می‌کند، اما هیچ محصولی به‌دست نمی‌آورد، چون ۱۵ هزار افغانی را تکمیل نکرده تا سه عدد کیف بخرد. نسیمه در جریان یک سال نمی‌تواند هیچ دوست و آشنایی خود را قانع کند که عضویت این شرکت را کسب کنند تا او به درآمدی برسد. پس از آن‌که تلاش‌هایش نتیجه نمی‌دهد و متوجه می‌شود که از سود و درآمد خبری نیست، تلاش می‌کند که پول خود را از شرکت پس بگیرد. همانند او حدود ۲۰۰ عضو دیگر این شرکت نیز از شرکت می‌خواهند پول‌های آن‌ها را پس دهد. تلاش نتیجه نمی‌دهد و آنان به‌صورت جمعی به حوزه پولیس شکایت می‌کند. شماری از آن‌ها پس از یک‌ونیم ماه برو و بیا و جنجال، موفق می‌شوند که نصف پول‌شان را از شرکت پس بگیرند. نسیمه می‌گوید که شمار زیادی از اعضای شرکت نتوانستند سود کنند و عملا ۱۰ تا ۱۵ هزار افغانی ضرر کردند: «کسانی‌که در اوایل رفته و با نیرنگ و چاپلوسی توانسته بودند افراد دیگر را نیز به شرکت ببرند، فایده کرده بودند. کسانی‌که بعدها می‌رفتند، ضرر می‌کردند.»

    در شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی سود اصلی به جیب صاحبان یا مؤسسان شرکت‌ها می‌رود و پس از آن‌ها افراد محدود که به رأس هرم نزدیک‌اند، فایده می‌کنند، بقیه اعضا ضرر می‌کنند. از میان حدود ۲۰ تن از اعضای این شرکت‌ها که اطلاعات روز با آن‌ها صحبت کرده، تنها دو تن می‌گویند که سود کرده‌اند، بقیه همه پول‌های خود را از دست داده‌اند.

    مهدی رضایی عضو شرکت ودا یا انیکسیوم از کسانی‌ست که می‌گوید از کار با این شرکت سود کرده است. او هنگام عضویت در این شرکت هتلی را در کشور آرژانتین به قیمت معادل ۳۴ هزار افغانی ریزرف می‌کند، اما هیچ‌گاهی از آن استفاده نمی‌تواند. براساس معلومات مسئولان شرکت اونیکسوم، آقای رضایی از کسانی بود که به رأس هرم نزدیک و توسط کسی‌که جواز شرکت به نام وی است، وارد شرکت می‌شود، از این رو می‌تواند با دعوت افراد بیشتر و وسعت‌دادن زیرشاخه‌اش، به درآمد بالا برسد. او هرچند بار اول محصولی را خرید کرده که از آن استفاده نتوانسته و ضرر کرده، اما اصرار دارد که کار شرکت انیکسیوم بازاریابی شبکه‌ای است: «عملا کار بود. منفعت داشت. مفاد هم کردیم. ولی [بعدا] بعضی مشکلات زیاد شد. برخی شرکت‌های دیگر خلاف‌کاری کردند و اذهان عامه در مورد این شرکت‌ها خراب شد. دیدگاه من مثبت است، البته شرکتی که واقعی باشد.»

    نگینه که تجربه‌ی فعالیت در شرکت میگالایف را دارد از کسانی‌ست که ضرر کرده و می‌گوید بیشتر کسانی‌که عضو این شرکت بودند، ضرر کردند. نگینه از این شرکت دُمین یک وب‌سایت را به قیمت ۶۰ هزار افغانی می‌خرد. مسئولان شرکت به وی می‌گویند که او می‌تواند سایت مخصوص خود را داشته باشد و مطابق میل خود آن را طراحی کند. او در جریان شش ماه فعالیت در این شرکت تنها یک دوست خود را به ا ین شرکت معرفی می‌کند و وی نیز وب‌سایتی را به قیمت ۶۰ هزار افغانی می‌خرد. با معرفی این دوست، به نگینه سه‌هزار و ۵۰۰ افغانی کمیشین می‌رسد. نگینه پس از آن که متوجه می‌شود این شرکت بازاریابی شبکه‌ای نیست و او نمی‌تواند از آن درآمدی داشته باشد، شرکت را ترک می‌کند و اکنون دیدگاه بدبینانه نسبت به کلیت بازاریابی شبکه‌ای در افغانستان دارد: «تمام کسانی که آن‌جا بودند ضرر کردند، ممکن کسانی‌که در اوایل شروع کرده بودند، یک مقدار مفاد کرده باشند. نتیجه‌ای که من گرفته‌ام، بازاریابی شبکه‌ای اصلا در افغانستان به درد نمی‌خورد، این شرکت [میگالایف] هم بازاریابی شبکه‌ای نبود.»

    آسیب‌زدن به روابط اجتماعی

    شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی در کنار خسارت مالی، به روابط اجتماعی افراد آسیب شدید می‌زند. از آن‌جایی که روش تبلیغ در بازاریابی شبکه‌ای دهن به دهن و در حلقه دوستان و آشنایان انجام می‌شود و شرکت‌های هرمی و نیمه‌‌هرمی با سوءاستفاده از نام بازاریابی شبکه‌ای فعالیت می‌کنند، روش جذب و عضوگیری از طریق حلقه دوستان و آشنایان انجام می‌شود. وقتی یک فرد عضو این نوع شرکت‌ها می‌شود، تلاش می‌کند که با دعوت از نزدیک‌ترین افراد زندگی‌اش هرچه زودتر زیرشاخه تشکیل بدهد تا مقدار پولی از خرید آن‌ها به‌عنوان کمیشن به او برسد و صاحب درآمد شود. زمانی که افراد با اعتماد به فرد دعوت‌کننده عضو شرکت می‌شوند و در نتیجه هیچ درآمدی به‌دست نمی‌آورند و یا متضرر می‌شوند، این اعتماد شدیدا آسیب می‌بیند.

    شاه‌ولی شایان می‌گوید که در جریان یک ماه کار در شرکت افغان‌انگیزه، او پنج تن از دوستان و افراد نزدیک فامیلش را به این شرکت دعوت و جذب کرد. در هنگام دعوت و تبلیغ آن‌عده از دوستان آقای شایان که از کار این نوع شرکت‌ها آگاهی داشتند، از او ناراحت می‌شده‌اند و در نهایت از او دور می‌شده‌اند اما آن‌عده که آگاهی نمی‌داشته‌اند عضو شرکت می‌شده‌اند اما بعدا که متضرر می‌شده‌اند نسبت به او اعتماد خود را از دست می‌داده‌اند.

    علی امینی می‌گوید بعد از پرداخت پول و خرید محصول، مسئولان شرکت یک هفته دیگر به افراد تازه‌وارد چگونگی تبلیغ و جذب افراد جدید را آموزش می‌دادند. او به اطلاعات روز می‌گوید: «می‌گفتند شما از نزدیک‌ترین فرد زندگی خود شروع کنید، کسی که به شما بسیار اعتماد دارد. و حضوری باید صحبت کنید نه تلفنی یا از طریق پیام و ایمیل. اول آن‌هایی را که دنبال کار هستند و به شما اعتماد دارند جذب کنید و سعی کنید تا طرف احساساتی و گرم هست، خرید خود را انجام بدهد زیرا وقتی سرد شد قانع کردنش سخت می‌شود.»

    آقای امینی می‌افزاید: «من وقتی فهمیدم که همه‌اش دروغ است به کسی نگفتم. با خود فکر کردم که حالا خودم بدبخت شدم و پولم رفت چرا چهار تا دوست و فامیل را هم بدبخت کنم.»

    هانیه کریمزاد که مدتی در شرکت کیونت می‌رفته است، می‌گوید وقتی به مسئولان شرکت گفته است که پول خرید پکیج را ندارد، آن‌ها یک جلسه دیگر در مورد چگونگی پیدا کردن پول برگزار کردند: «مثلا می‌گفتند از افراد که به شما اعتماد دارند از فامیل گرفته تا دوست و همکار و آشنا ۵ هزار و ۱۰ هزار قرض بگیرید و به این ترتیب مقدار پول مورد ضرورت تان تکمیل می‌شود.»

    چشم‌انداز مبهم بازاریابی شبکه‌ای در افغانستان

    بازاریابی شبکه‌ای در افغانستان پدیده‌ی کاملا جدید است که اکثر شهروندان کشور حتا با این مفهوم آشنایی ندارند و از روش سنتی خرید و فروش استفاده می‌کنند. همچنین شرکت‌های تولیدکننده‌ی محصولات یا ارائه‌کننده‌ی خدمات، برای فروش محصولات خود از روش بازاریابی شبکه‌ای استفاده نمی‌کنند و شرکت‌هایی که زیر نام بازاریابی شبکه‌ای فعالیت دارند در شرکت‌های تولیدی سهام ندارند. بنابراین حتا اگر شرکت بازاریابی شبکه‌ای معیاری در افعانستان فعالیت کند، با توجه به سیستم رایج خرید و فروش سنتی، عدم آگاهی مردم، دیدگاه منفی و بدبینانه و نبود زمنیه و امکانات اجرای این سیستم، بعید است موفق شود.

    عبدالجمال و چند دوست‌اش پس از کار در سه شرکت و مطالعه زیاد در مورد بازاریابی شبکه‌ای، اقدام به شرکت تولید لباس کردند تا محصول خود را از روش بازاریابی شبکه‌‌ای به فروش برسانند، اما به‌زودی متوجه شدند که این سیستم در افغانستان قابل اجرا نیست و بعدا آن را با سیستم سنتی خرید و فروش جاگزین کردند.

    اطلاعات روز

  • قیام ابراهیم خان گاوسوار و رسیدن به نتیجه مطلوب

    قیام ابراهیم خان گاوسوار و رسیدن به نتیجه مطلوب

    تنها قیام و اقدامِ اعتراضی و مسلحانه‌ای هزاره‌ها که هم آگاهانه و هدفمند بود و هم نتایج و دستاوردهای ملموس و مشهود به دنبال داشت؛ همانا قیامِ مردم شهرستان به رهبری زنده‌یاد ابراهیم خان گاوسوار بود.پس از شلیکِ بی‌دستاوردِ عبد الخالق و قتل نادر شاه، فرزند جوان و بی‌تجربه‌اش محمد ظاهر بر تخت سلطنت نشست؛ اما قدرت واقعی در دست کاکاهایش (هاشم خان، شاه محمود و سردار ولی) قرار داشت.

    هاشم خان به مدت 17 سال هم پادشاه بود و هم صدر اعظم.هاشم خان و برادران و برادرزادگانش (ظاهر و داود و نعییم) از آنجا که به دلیل همان شلیکِ بی‌هدفِ خالق، هزاره‌های بی‌خبر از آن اقدام را به حیث «پدرکشته» و «قاتلِ شاه شهید» می‌شناختند؛ از هیچ بی‌رحمی و بی‌رسمی در حق آن مغضوبان تاریخ دریغ نکردند.از جمله‌ی آن بی‌رحمی‌ها و بی‌رسمی‌ها ـ که دقیقاً به قصد نابودی بی‌صدای تمام هزاره‌ها برنامه‌ریزی و اجرا شد ـ وضع مالیاتِ کمرشکن به نام «روغن مواشی» بود. از آنجا که پرداختِ آن مالیات سنگین برای خلق فقیر هزاره میسور نبود، آنها مجبور می‌شدند که زمین‌ها (و حتی فرزندان خود را) به کوچی‌ها و خریداران برده بفروشند. و بدین ترتیب و تدبیر، ریشه‌ای قومیت هزاره از این سرزمین در حالِ کنده شدن بود.

    در چنین روزگاری تباه و سیاه و در آن زمستانِ سنگ‌شکن، مردی گردن‌فراز و آسمان‌همت به نام «ابراهیم خان گاوسوار» در سال 1324 علیه ستم و استبداد «قیام» کرد. ولسوالی شهرستان را تصرف نمود و نیروهایش را به سمت مرکز حکومت کلان (پنجاب) سوق داد.سلطنت کابل از درِ مدارا و ملایمت با قیام شهرستان پیش آمد و یک هیأت 150 نفری از بزرگان شیعه و هزاره را به سرپرستی اسماعیل خان مایار (والی کابل) به هزاره‌جات فرستاد. هیأت مذکور، ابراهیم خان را با عزت و احترام به کابل آورد و به ملاقات ظاهر شاه بُرد. او روزگار جهنمی هزاره‌ها را برای سلطان مملکت شرح داد و خواسته‌های قیام کنندگان (از جمله لغو مالیات مواشی) را مطرح نمود.ظاهر شاه در همان ملاقات عمومی، لغو مالیات مواشی را اعلام نمود و بخش بزرگی از مطالبات قیام‌کنندگان را برآورده ساخت. این رخداد، تنها قیام و اقدامِ اعتراضی و مسلحانه‌ای هزاره‌ها بود که به اهداف خود دست یافت و نتیجه و ثمره‌ی مشخص و مشهود به دنبال داشت.

    مسیح ارزگانی

  • قلم به دست و بهره بردار فرهنگی!

    قلم به دست و بهره بردار فرهنگی!

    درست است که کار سیاسی و حکومتی مکلفیت‌های خود را دارد اما اندکی تعهد به قلم، مردم و ارزش‌های انسانی هم لازم است. در فضای مجازی و واقعی جامعه ما هستند مقامات و فرهنگیان فرهیخته و آگاه که حالا حکومتی شده‌اند و خوشبختانه ابهت و منزلت شان را تا حد زیادی نگه داشته و خود را به مصرف نگرفته‌اند. اما در یک مورد قضیه کلا فرق می‌کند.شاید در جریان باشید که حبیب الرحمن پدرام نماینده مجلس، انتقاداتی را بر موقف‌گیری‌های اخیر رولا غنی همسر رئیس جمهور مطرح کرده که اتفاقا درست و بجا هم هست. بعد شاه حسین مرتضوی مشاور فرهنگی رئیس جمهور گفته که خانم رئیس جمهور هزار مرتبه بیش‌تر از پدرام وطن‌دوست‌تر است و…!

    این درحالی‌ست که خانم رئیس جمهور نه وجاهت مردمی دارد و نه هم موقف مشخص قانونی که مرتضوی درباره وی انجام وظیفه نماید. او فقط خانم رئیس جمهور است و همین!یعنی شب و روز در وطن کم جنایت و وحشت خلق می‌شود که مرتضوی چشم بر آن‌ها فرو می‌بندد اما در مقابل کوچک‌ترین انتقادی که بر دربار شاه و ملکه وارد می‌شود، وی فورا دست به قلم می‌شود و آبروداری می‌کند!؟یعنی ما اینقدر ذلیل شده‌ایم که یک نفر که زمانی ادای روشنفکری و آزاد اندیشی درمی‌آورد حالا آنقدر مجبور و محدود است که به خاطر حفظ وضعیت و بهره‌مندی از امتیازات دنیایی، حتی به نگهبانیِ فرهنگی خانم رئیس خود هم تن درمی‌دهد!؟

    ضیا موسوی

  • متن کامل گفت و گوی ظریف با طلوع نیوز

    متن کامل گفت و گوی ظریف با طلوع نیوز

    نجفی‌زاده: رابطه افغانستان و ایران پستی و بلندی‌های فراوانی داشته. فرهنگ، تاریخ و زبان مشترک این دو همسایه زیر سایه‌ی سیاست، روابط افغانستان با امریکا، وضعیت مهاجران افغان در ایران و رابطه‌‌ی ایران با طالبان قرار گرفته. ایران طرفتار جمهوریت است یا دوست طالبان؟ سیاست اصلی ایران در برابر افغانستان چیست؟ تصمیم‌گیرنده‌ی اصلی این سیاست کیست؟ قدس، سپاه یا وزارت خارجه؟ دوستی افغانستان با امریکای دشمن ایران، به معنای دوستی افغانستان با ایران است یا دشمنی؟ مهمان من برای این بحث جواد ظریف، وزیر خارجه ایران است.

    نجفی‌زاده: آقای ظریف، آیا افغانستان یک کشور اشغال شده است توسط امریکا؟

    ظریف: ما افغانستان را یک کشور مستقل می‌دانیم که در طول نزدیک به ۱۹ سال گذشته از کنفرانس «بن» در سال ۲۰۰۱ تاکنون دستاوردهای زیادی در حوزه‌ی دموکراسی، حقوق مردم، حقوق زنان و حقوق اقلیت‌ها داشته است. مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود شان در افغانستان یک واقعیت هست و باید این واقعیت را به رسمیت بشناسیم. این‌ها اتفاقاتی است که افتاده، ما همواره با حضور نیروهای خارجی در منطقه مخالف بودیم.

    نجفی‌زاده: اما کلمه‌ی اشغال گاه‌گاهی توسط مقامات ایرانی استفاده شده.

    ظریف: حضور نیروهای خارجی را ما چه در عراق، چه در افغانستان و چه در سایر کشورهای منطقه، مخل صلح و امنیت منطقه می‌دانیم. اما ما به جای حکومت‌های این کشورها تصمیم نمی‌گیریم. حکومت‌های این کشورها دولت‌های مستقل هستند که برای خودشان تصمیم می‌گیرند، تصمیم هم با مردم است.

    نجفی‌زاده: شما کمک کردید به این حضور در « بن » ۲۰۰۱، خودتان حضور داشتید در کنفرانس بن، کمک کردید که امریکا بیاید به افغانستان؟

    ظریف: نه، ما کمک به حضور امریکا نکردیم، کمک به استقلال و ایجاد یک حکومت دموکراتیک در افغانستان کردیم. اولاً که کنفرانس بن بعد از حضور امریکا در افغانستان بود و بعد از مقابله‌ی مردم افغانستان و اتحاد شمال با کمک امریکا و با کمک ما در مقابل حکومت قبلی. حکومتی که سازمان ملل متحد آن‌را به رسمیت می‌شناخت توانست برگردد به کابل. اما آنچه که در بن اتفاق افتاد، در واقع ما کمک کردیم به گروه‌های مختلف افغانی که بتوانند یک آینده‌ی دموکراتیک را برای افغانستان شکل بدهند. شاید نکته‌ی شما این باشد که دو کنش‌گر مهم در کنفرانس بن، ایران و ایالات متحده بودند که در مورد یک آینده‌ی دموکراتیک برای افغانستان با رهبران گروه‌های که آنجا حضور داشتند، همکاری می‌کرد.

    نجفی‌زاده: پس از کنفرانس بن، شورای امنیت سازمان ملل حضور نیروهای خارجی به شمول امریکا را در افغانستان تایید کرد که تا اکنون در کشور است. پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در سال گذشته، آیا سیاست ایران در برابر افغانستان تغییر جدی کرده؟

    ظریف: سیاست ما هیچ‌گاه در برابر افغانستان تغییر نکرده، سیاست ما همیشه این بود که ما حامی دولت و مردم افغانستان هستیم. معتقدیم که باید همه‌ی‌ گروه‌های افغانی در مورد آینده‌ی افغانستان تصمیم بگیرند و این سیاست، سیاست نظام هست نه سیاست بنده بود، نه سیاست مرحوم شهید سلیمانی. البته این را من باید تاکید بکنم که نقش شهید سلیمانی در برقراری دموکراسی در افغانستان در کنفرانس بن، اگر از من بیشتر نبود، کمتر نبود.

    نجفی‌زاده: شما پس از ترور قاسم سلیمانی گفتید که امریکا باید از منطقه بیرون شود.

    ظریف: ما همیشه این را گفتیم. گفتیم ترور شهید سلیمانی خروج امریکا از منطقه را تسریع کرد. کما این‌که دیدیم در عراق، پارلمان عراق رای داد به ضرورت خروج نیروهای امریکایی.

    نجفی‌زاده: در افغانستان هم چنین میخواهید؟

    ظریف: در افغانستان ما معتقد به خروج قانون‌مند و حساب‌شده‌ی نیروهای خارجی هستیم، براساس خواست مردم افغانستان و با تحویل مسئولانه‌ی مسئولیت‌های امنیتی به نیروهای افغانی نه به شکلی که حالا امریکایی‌ها خودشان بروند با طالبان مذاکره کنند.

    نجفی‌زاده: در رابطه به حضور امریکا در افغانستان فکر نمی‌کنید کمک کرده به امنیت ملی ایران هم؟

    ظریف: فکر نمی‌کنیم. ما این برداشت را نداریم. ببینید، حضور خارجی‌ در هر جایی باعث می‌شود که یک احساسات داخلی ایجاد شود که این احساسات داخلی را تندروها و افراط‌گرایان از آن استفاده می‌کنند برای اهداف تروریستی. این یک واقعیت بوده، ما در عراق دیدیم، ابومصعب زرقاوی در عراق بعد از این ایجاد شد. حضور امریکا در افغانستان باعث جریحه‌دار شدن احساسات گروه‌هایی در افغانستان شد که توسط داعش، توسط القاعده و توسط تحریک طالبان مورد سوءاستفاده قرار گرفت.

    نجفی‌زاده: شما در زمان طالبان که هشت هم‌کار شما را در مزارشریف به شمول یک خبرنگار کشتند سفارت نداشتید، اما در ۲۰ سال گذشته در افغانستان نقش فعالی دارید.

    ظریف: ما در زمان طالبان با دولت مرحوم استاد ربانی رابطه داشتیم که سازمان ملل متحد دولت استاد ربانی را به‌عنوان دولت رسمی افغانستان می‌شناخت و ما هم با آن دولت رابطه داشتیم و بسیار هم در افغانستان فعالانه با اتحاد شمال، یعنی با دولت قانونی افغانستان همکاری می‌کردیم.

    نجفی‌زاده: همکاری امنیتی به ضد طالب؟ همکاران شما وزارت خارجه خو نبودند؟

    ظریف: ما با داکتر عبدالله که در آن زمان وزیر خارجه‌ی دولت بود، تنگاتنگ رابطه داشتیم. من قبل از اینکه بروم به کنفرانس بن، در تهران با آقای داکتر عبدالله ملاقات کردم و نظرات دولت قانونی افغانستان را از آقای داکتر عبدالله شنیدم و بر اساس آن من به کنفرانس بن رفتم. لذا رابطه‌ی ما با دولت قانونی افغانستان همواره بوده و در ۲۰ سال گذشته هم خوشحالیم که دولت قانونی افغانستان براساس یک مبنای دموکراتیک و رعایت حقوق مردم تشکیل شد، همواره نقش فعالی را داشتیم چه در کنفرانس بن، چه در کنفرانس توکیو و چه در افتتاح راه آهن خواف-هرات که آخرین دستاورد ما از این روابط بود.

    نجفی‌زاده: کار خیلی خوبی بود واقعا. وعده مشترک شما با امریکا در افغانستان چیست؟

    ظریف: ما موضع خودمان را داریم. حالا نمی‌دانیم واقعاً موضع امریکا در افغانستان چیست؟ اگر موضع امریکا در افغانستان آن است که در گفت‌وگوهای‌شان با طالبان و توافق‌شان با طالبان منعکس است، حتماً ما با آن موضع متضاد هستیم. آن اقدام را اقدام خطرناکی می‌دانیم. نه به نفع مردم افغانستان، فقط یک اقدام داخلی برای امریکا برای خروج. ولی اگر بخواهید اشتراک مواضع ایران را بگیرید، موضع ما مشخص است. موضع ما این است که باید مردم افغانستان آینده‌ی‌ خودشان را تعیین بکنند به شمول طالبان.

    نجفی‌زاده: امریکا نیز همین را میگوید!

    ظریف: اما امریکا رفت. ما هیچ‌وقت نرفتیم با یک گروه خارجی راجع به آينده افغانستان تصمیم‌گیری بکنیم. امریکا این کار را کرد.

    نجفی‌زاده: سر جزئیات رابطه‌ی شما با گروه طالبان هم موارد زیادی است.

    ظریف: حتماً ما با گروه طالبان کار می‌کنیم اما نه این‌که برویم با آن‌ها در مورد آینده‌ی افغانستان تصمیم‌گیری بکنیم و قرارداد امضا بکنیم.

    نجفی‌زاده: جزئیات واضح نیست که چه می‌گویید واقعا اما سوالاتی زیادی من دارم. تعریف شما از طالب چیست؟ طالب تروریست است؟ طالب یک گروه شورشی است؟ چه تعریفی دارد ایران از گروه طالبان؟ نجفی‌زاده: همانطور که شما اشاره کردید، طالبان قبل از این‌که کسی دیگر را کشته باشند- هشت نفر از همکاران من را کشتند و شهید کردند. لذا تعریف ما این است که طالبان اقدامات تروریستی زیادی کردند. اما این‌که ما بگوییم طالب تروریست است، طالب بالاخره یک گروهی هست در داخل افغانستان که اقدامات تروریستی داشته و امروز هم ضروری است که طالب به‌عنوان یک بخشی از راه‌حل آینده‌ی افغانستان باشد نه راه‌حل آینده‌ی افغانستان. نجفی‌زاده: اما طالب به‌عنوان یک گروه، نزد شما گروه تروریستی نیست؟

    ظریف: ببینید، طالب اقدامات تروریستی بسیار انجام داده است. این‌که طالب یک گروه تروریستی هست یا نه، در قوانین ما هنوز طالبان را از گروه تروریستی خارج نکردیم. در قوانین ما کما این‌که در قوانین ملل متحد بوده است. ما تابع ملل متحدیم. نجفی‌زاده: پس برای ایران طالب یک گروه تروریستی هست؟ ظریف: همان‌طور که شورای امنیت ملل متحد تصمیم می‌گیرد، ما همان رفتار را داریم. اما معتقدیم که طالب در آینده یک واقعیت است. من می‌خواهم دو تا واقعیت را اشاره بکنم. ببینید ما دو تا واقعیت در افغانستان داریم؛ طالب یک واقعیت است. اما آن‌چه که در ۱۹ سال گذشته در افغانستان اتفاق افتاده، دستاوردهایی که مردم افغانستان دارند، دموکراسی، حقوق اقلیت‌ها، حقوق زنان این‌ها هم واقعیت است. شاید هم کلان‌تر از طالب. این‌که طالب بگوید من این‌قدر خاک افغانستان را در اختیارم است، بنابراین باید آينده‌ی افغانستان را من تعیین کنم، طالب نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن واقعیتی که در ۲۰ سال گذشته در افغانستان اتفاق افتاده است، ادعا کند که ۲۰ سال گذشته وجود نداشت است.

    نجفی‌زاده: در رابطه به آینده طالب و افغانستان سوالاتی از شما خواهیم داشت. شما اشاره کردید به کشته شدن هشت همکار شما در مزار شریف در سال ۹۸، آیا از طالب انتقام می‌گیرید یا بخشیده‌اید؟

    ظریف: نه بخشیده‌ایم و نه فراموش کرده‌ایم. اما این‌که انتقام بخواهیم بگیریم، ما همان زمان تصمیم گرفتیم. شما یادتان هست که نیروهای ما در مرز مستقر شدند. امکان یک درگیری وجود داشت. دولت ایران تصمیم گرفت که این چنین درگیری حتماً به ضرر مردم افغانستان خواهد بود و فقط به ضرر طالب نخواهد بود. لذا ما از درگیری صرف نظر کردیم و از انتقام‌گیری هم صرف نظر کردیم. اما این‌که ببخشیم یا فراموش کنیم، نه! یک دردی هست داریم و به‌خاطر مردم افغانستان تحمل کردیم. ما همان زمان اگر می‌خواستیم انتقام بگیریم باید اقدام نظامی می‌کردیم و آن اقدام نظامی را مضر برای مردم افغانستان می‌دانستیم و برای مردم ایران.

    نجفی‌زاده: نزدیکی امریکا و طالب به ضرر ایران است؟

    ظریف: آن چیزی به ضرر ایران و افغانستان است که امریکا بنشیند با طالبان توافق امضا کند و بخواهد آن توافق بر مردم افغانستان تحمیل شود.

    نجفی‌زاده: آن را ما از مقامات افغانی پرسیدیم. از رییس جمهور افغانستان، اما می‌خواهیم موقف ایران را بدانیم. ظریف: موقف ما هم همین است. موقف ما این است که امریکا باید تسهیل‌کننده‌ی گفت‌وگوهای بین‌الافغانی باشد نه به جای افغان‌ها با یک گروه تماس بگیرد و به توافق برسد و کار را به جایی برساند که آن گروه هیچ‌ مبنایی را جزء توافق خودش را با امریکا به‌عنوان مبنا نپذیرد. نجفی‌زاده: شما هم رابطه‌ی با طالبان دارید. تایید هم کردید اما مقامات افغان به شمول رییس قبلی اردوی افغانستان در ۲۰۱۷ ادعا کرد که شما ( ایران) به طالبان جنگ‌افزار می‌دهید، آموزش می‌دهد و زخمی‌های شان را درمان می‌کند، شبیه آی اس آی.

    ظریف: ما حتماً هیچ‌یک از این سه کار را انجام نمی‌دهیم. جنگ‌افزار نمی‌دهیم، زخمی‌های طالبان را درمان نمی‌کنیم اما با طالبان گفت‌وگوی جدی داریم. من شخصاً با ملا برادر در تهران ملاقات کردم. کما این‌که دیگر مقامات بین‌المللی یا در دوحه یا در پایتخت‌های خودشان با هیأت طالبان دیدار کرده‌اند. ما بالاخره در مناطقی بزرگی از مرز مشترک ایران و افغانستان، متاسفانه دولت افغانستان استقرار ندارد و ما مؤظفیم که از مردم خودمان دفاع بکنیم.

    نجفی‌زاده: شریک‌تان طالب است؟ او طرف مرز همسایه‌ مستقیم‌تان طالب است؟

    ظرف: طالب حضور دارد. شریک حالا نمی‌دانم چه می‌خواهیم اسم‌اش را بگذازیم.

    نجفی‌زاده: رابطه امنیتی پس دارین؟

    ظریف: ما تمامی تبادلات مان را، گفت‌وگوهای مان را با طالب به اطلاع دولت افغانستان رساندیم. در بسیاری مواردی که دولت افغانستان با آن‌ها نیاز داشتند کمک کنیم، کمک کردیم. در سفر اخیر آقای دکتر عراقچی، کاملا تشریح کردیم آن‌چه را که انجام شده است.

    نجفی‌زاده: چه است؟ چه انجام دادید با طالب؟ ظرف: ما مثلاً خواسته‌های دولت افغانستان از ما داشت. آن‌ها را منتقل کردیم به طالبان. نجفی‌زاده: میانجی هستین بین طالبان و افغانستان؟

    ظریف: نه میانجی نیستیم. ما یک همسایه‌ایم که برای ما افغانستان مهم است. آینده‌ی افغانستان مهم است و آینده‌ی افغانستان را با همین شکلی که گفتم می‌خواهیم. نجفی‌زاده: شما اگر از روند صلح افغانستان حمایت می‌کنید که گفتید می‌کنید، چرا در نشست ۱۲ سپتامبر که همتایان شما از سراسر جهان شرکت کردند، شرکت نکردید؟ ظرف: ما قبل از آن نشست بیانیه‌ی داریم برای حمایت از روند صلح در افغانستان.

    نجفی‌زاده: اعتراضیه بود بیشتر. اعتراض کردید از مدیریت امریکا.

    ظرف: نه. از مدیریت امریکا اعتراض کردیم. من گفتم ما سیاست امریکا را در این زمینه قبول نداریم.

    نجفی‌زاده: هیچ کشور دیگر دنیا اعتراض نکرد!

    ظریف: آن‌ها نظر خودشان را دارند. همانطور که عرض کردم ما به نظر دولت افغانستان احترام می‌گذاریم.

    نجفی‌زاده: دولت افغانستان با دنیا بود، شرکت کرد و دوست شما آقای عبدالله در آن جلسه بود. ظریف: درست است. من با آقای دکتر عبدالله هم قبل از آن جلسه صحبت کردم و هم بعد از آن جلسه صحبت کردم. بیانیه دادیم در حمایت از آن. اما ما با یک برنامه‌ی انتخاباتی ایالات متحده حتماً در آن شرکت نمی‌کنیم. آن برنامه با حضور آقای پومپئو تبدیل شد به یک برنامه انتخاباتی و از نظر ما در واقع آقای ترامپ افغانستان را فدای اهداف انتخاباتی‌اش کرد و ما در آینده خواهیم دید که چه ضرری بزرگی به افغانستان زد.

    نجفی‌زاده: یک سوال دیگر دارم در رابطه به رابطه شما با طالبان. ملا اختر منصور، رهبر پیشین طالبان پیش از کشته شدنش به ایران بود. چرا؟

    ظریف: من گفتم ما هیچ‌گاه نگفتیم که ما با طالبان ارتباط نداریم. آقای ملا برادر هم آمد ایران و با وزیر خارجه‌ی ایران ملاقات کرد. به همان دلیل ایشان هم در ایران ملاقات‌هایی ممکن است با مسئولین ما داشته باشد. این را ما هیچ‌وقت مخفی نکردیم، دولت افغانستان هم اطلاع دارد.

    نجفی‌زاده: این پیش از شورای مذاکرات صلح است. ظریف: بلی درست است. همه پیش از شروع مذاکرات با طالب رابطه داشتند. خیال می‌کنید رابطه‌ی ایالات متحده با طالب از مذاکرات شروت شد؟ نجفی‌زاده: نخیر. اما خیلی کم می‌دانیم که آقای ملا اختر منصور چه می‌کرد واقعا؟ چه کمک کرد به پروسه صلح؟

    ظریف: البته آن سفر تا جایی که من می‌دانم، یک عبوری بود با اسم مستعار.

    نجفی‌زاده: عبور دو ماهه؟

    ظریف: این را من دیگه اطلاع ندارم.

    نجفی‌زاده: ندیدین شما با اونا؟

    ظریف: من نه. اولین طالبی که من دیدم در زمانی بود که من به‌عنوان میانجی بین اتحاد شمال و طالبان در کنفرانس اسلامی آن وقت در جده بودم و هیأت طالبان را من آنجا ملاقات کردم. فکر کنم وزیر اطلاعات‌رسانی طالبان بود، این اولین ملاقات من با طالب بود. دومین ملاقات من با طالب با ملا برادر بود در تهران.

    نجفی‌زاده: رابطه‌‌ی بسیار دیرینه معلوم می‌شود.

    ظریف: آن به‌عنوان سازمان همکاری با کنفرانس اسلامی یک کمیته‌ای افغانستان داشت که کمیته‌ی افغانستان شامل ایران بود، پاکستان بود، تونس بود و چند کشور دیگر. تلاش می‌کردند که بین گروه‌های افغانی صلح برقرار کنند و من به‌عنوان نماینده‌ی رییس وقت سازمان کنفرانس اسلامی جناب آقای خاتمی در آن جلسه ریاست جلسه را به عهده داشتم.

    نجفی‌زاده: طالبان در ایران خانه دارند؟ مقامات طالبان؟ در مشهد در ذاهدان؟

    ظریف: من از چنین چیزی اطلاع ندارم. ممکن است افرادی که با طالبان ارتباط داشته باشند، در ایران رفت‌وآمد داشته باشند اما اینکه در ایران مقر داشته باشند، یا قرارگاهی داشته باشند حتماً چنین چیزی وجود ندارد.

    نجفی‌زاده: چیزی به نام شورای مشهد و کمیته ذاهدان..

    ظریف: من هم این‌ها را شنیدم ولی ما واقعیت از این خبر نداریم.

    نجفی‌زاده: کشورتان است؟

    ظریف: بلی کشور ما است.

    نجفی‌زاده: اطلاعات ندارید یا رد می‌کنید وجود ندارد؟

    ظریف: ما سه میلیون افغان یا شهروند افغانستانی در ایران داریم.

    نجفی‌زاده: عین جواب را پاکستانی‌ها هم می‌دهند.

    ظریف: نخیر، ببینید شما نوع رابطه‌‌ای که ما با طالبان برقرار کردیم، گفتم به چه دلیل است. ما نه طالبان را ایجاد کردیم، نه طالبان را شناسایی کردیم. در زمانی که طالبان حکومت تشکیل دادند در افغانستان، سه کشور شناسایی کردند یادتان هست، پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان. ما این کار را نکردیم و لذا ارتباط‌ مان با طالبان یک ارتباط ضروری به‌خاطر حضور طالبان در کنار مرزهای مان [است].

    نجفی‌زاده: در مذاکرات صلح در دوحه طالبان یک موضع جالبی در برابر فقه جعفری گرفتند، خبر یا آگاه شدید؟

    ظریف: ما شنیدیم که طالبان فقه جعفری را به‌عنوان یک گروه اقلیت مذهبی مطرح کردند.

    نجفی‌زاده: قابل نگرانی است برای شما؟

    ظریف: حتماً قابل نگرانی است.

    نجفی‌زاده: تشریح کنید، چطور؟

    ظریف: به‌خاطر اینکه مجموعه‌ی جهان اسلام مخصوصاً بر اساس مقررات قانون اساسی کنونی افغانستان مجموعه‌ای فقه‌های اسلامی در افغانستان به‌عنوان مذهب رسمی هستند و این‌که طالبان بخواهند با شیعیان به‌عنوان یک اقلیت مثل مسیحیان یا بودایان برخورد بکنند، خلاف موازین اسلامی از نظر همه‌ی افراد معتقد به یک روش اسلامی برای حکومت [است].

    نجفی‌زاده: حالا اقدامی هست از طرف ایران برای همچو موقفی؟

    ظریف: این مسئولیت مردم افغانستان است. به نظر من ما نظر خودمان را داریم، اما مردم افغانستان هستند که باید در مورد آینده‌ی‌شان تصمیم بگیرند.

    نجفی‌زاده: آقای ظریف، آیا ایران با یک نظامی در افغانستان که بعضی‌ها می‌گویند نسخه‌ی سنی که شما در ایران دارید، اگر شکل بگیرد مشکل دارید؟

    ظریف: ما این‌جا یک جمهوری اسلامی داریم. اگر کسی نسخه‌ی سنی کشور ما را ایجاد بکند حتما استقبال می‌کنیم. اما امارت اسلامی حتماً نسخه‌ی سنی جمهوری اسلامی نیست.

    نجفی‌زاده: چه است؟

    ظریف: به نظر ما جمهوری اسلامی افغانستان آن‌گونه که در قانون اساسی افغانستان آمده، مبتنی بر آرای مردم، راه‌حلی است که در ۲۰ سال گذشته وجود داشته و پیشنهاد ما و نظر ما این است که باید مبنای آینده‌ی افغانستان هم جمهوری اسلامی افغانستان و همین قانون اساسی کنونی باشد. اما بازهم من تکرار می‌کنم، این تصمیم ما نیست. تصمیم مردم افغانستان است.

    نجفی‌زاده: پس وجه مشترک ولایت فقیه و امارت در چیست؟ هردو مشروعیت را آسمانی می‌دانند.

    ظریف: این دو بحث کاملاً متفاوت است. البته من نه فقیهم و نه متخصص حقوق اسلامی هستم. من یک حقوق‌دان بین‌المللی‌ام و در این زمینه ورود تخصصی ندارم اما می‌توانم این را بگویم که مبنأ دو روش متفاوت حکمرانی است.

    نجفی‌زاده: یعنی در افغانستان اگر رییس جمهوری باشد و بعد یک امیرالمومنین… ظریف: ببینید. این تصمیم با مردم افغانستان است. این‌که نظر مردم، رأی مردم تعیین‌کننده باشد در جمهوری اسلامی حتا مقام ولایت فقیه توسط خبره‌گان منتخب از سوی مردم انتخاب می‌شود. ما هیچ سمتی غیرانتخابی و هیچ‌ سمتی دایمی در جمهوری اسلامی نداریم.

    نجفی‌زاده: به جز رهبر؟

    ظریف: نخیر. رهبر طبق قانون اساسی هم توسط مجلس خبره‌گان انتخاب می‌شود هم می‌تواند توسط مجلس خبره‌گان برکنار شود.

    نجفی‌زاده: اما با رای مستقیم مردم نیست به هر حال. ظریف: رای مستقیم مردم؟ اگر در امریکا، رای الکترال کالج رای مستقیم مردم است. دیروز دیدیم چه شد در امریکا.

    نجفی‌زاده: در نیت طالبان در صلح شک دارید؟

    ظریف: من برداشتم این است که طالب مایل به صلح براساس مبانی خودش است. صلح یعنی رسیدن به تفاهم با همه وگرنه می‌شود پیروزی در جنگ. پیروزی در جنگ با صلح دو تاست. من فکر می‌کنم باید طالبان دنبال صلح باشند. صلح یعنی پذیرش واقعیات کنونی، پذیرش دیدگاه همه‌ی‌ طرف‌ها. نه اینکه بگوییم هروقت همه‌ی طرف‌ها آمدند و به ما تسلیم شدند آنوقت صلح می‌شود.

    نجفی‌زاده: فکر می‌کنید این نیت را دارند یا شک دارید؟

    ظریف: من در مورد نیت اول‌‌شان که دوست دارند همه طبق روش آن‌ها عمل بکنند، مطمئنم. در مورد اینکه آمادگی دارند با بقیه همراهی بکنند امیدوارم، ولی اطمینان ندارم.

    نجفی‌زاده: نگفتید به مهان‌تان آقای برادر؟

    ظریف: هم آنوقت گفتیم و هم اگر دوباره ببینم‌شان خواهیم گفت. جمهوری اسلامی یک خاصیت دارد و آن این است که در ما در گفتن مواضع‌مان با کسی رودروایستی نداریم.

    نجفی‌زاده: آيا کدام ستپ یا تشکیلی بین‌المللی ممکن است صورت بگیرد که ایران بخشی از آن باشد؟

    ظریف: ما معتقدیم که یک ابتکار منطقه‌ای می‌تواند برای افغانستان بسیار مفید باشد. ببینید ما در ۶ به اضافه‌ی دو شرکت کردیم که مبنایش همسایه‌گان افغانستان بود، البته کشورهای دیگر هم بودند. ما نمی‌پذیریم که دیگران تصمیم بگیرند و ما در حاشیه برویم و برای تصمیمات آن‌ها مهر امضا ایجاد بکنیم و آن را تایید بکنیم. ما معتقیدم که اولاً هر ابتکار منطقه‌ای باید خود افغانستان در آن حضور داشته باشد، یک. نمی‌تواند یک ابتکار منطقه‌ای بدون حضور افغانستان شکل بگیرد دو. باید محوریت صلح در افغانستان خود افغانستان باشد. نباید دیگران از بیرون برای افغانستان تصمیم بگیرند، سه. همسایه‌گان نزدیک‌ترین کشورهایی هستند که از وضعیت افغانستان یا ضرر می‌بینند یا سود می‌برند. یعنی از مواد مخدر گرفته تا بحث آوارگان، تا بحث ناامنی در افغانستان، این همسایه‌گان هستند که اولین خطر متوجه آن‌ها می‌شود. لذا همسایه‌گان باید حلقه‌ی اصلی، یعنی مرکزیت خود دولت افغانستان- حلقه‌ی اصلی همسایه‌گان و حلقه‌ی بعدی کسانی که می‌خواهند کمک بکنند. ما در چنین ستپ یا چنین تشکیلی حتماً حضور خواهیم داشت.

    نجفی‌زاده: از میزبانی قطر در روند جاری استقبال می‌کنید؟ درست است؟

    ظریف: ما با قطر روابط بسیار خوبی داریم. در یک چارچوب مناسب حتماً آمادگی داریم که با قطر همکاری کنیم. همین امروز هم ما با قطر گفت‌وگوهای بسیار خوبی در مورد آینده‌ی افغانستان داریم. وقتی هم که من می‌خواستم این ابتکار منطقه‌ای را شروع بکنم، از اولین کسانی با او تماس گرفتم وزیر خارجه‌ی قطر بود.

    نجفی‌زاده: افغان‌ها را هم خبر کردید؟

    ظریف: بلی. اصلاً من بعد از تماس تیلفونی با آقای اتمر و هماهنگی با ایشان که من می‌خواهم این کار را بکنم، شروع کردم و کماکان هم آقای اتمر برادر بسیار خوب و دوست قدیمی من از زمانی که مشاور امنیت ملی بودند، با ایشان ما هماهنگی تنگاتنگ داریم برای ابتکار منطقه‌ای و من می‌توانم بگویم که این ابتکار مشترک من و آقای اتمر است.

    نجفی‌زاده: افغان‌ها می‌پرسند که از یک طرف که شما می‌گویید امریکایی‌ها باید بیرون شوند. از طرف دیگر می‌گویید که باید مسئولانه بیرون شوند. از طرف دیگر می‌گویید که طرف‌دار صلح هستید اما در جلسه شرکت نمی‌کنید. از طرفی می‌گویید که جمهوریت و قانون اساسی مهم است اما با طالب رفت‌وآمد دارید. اصلاً سوال این است که سیاست ایران چه است؟ کی تصمیم می‌گیرد؟ در این‌جا قوت‌های مختلفی هست؛ قدس است، سپاه است، اطلاعات است، شما در وزارت خارجه هستید، تعیین کننده‌ی اصلی سیاست ایران در قبال افغانستان کی است؟

    ظریف: سیاست خارجی هر دولتی در یک اجماع ملی شکل می‌گیرد. در افغانستان هم شما شورای امنیت ملی دارید، رییس جمهور دارید، وزیر خارجه دارید، مسئولین دیگر دارید، ولی نهایتاً یک سیاست خارج می‌شود. در ایران هم همین‌طور است. سیاست ما آنچه هست که من عرض می‌کنم. این‌که کنش‌گران مختلفی در سیاست ایران حضور دارند، حتماً حضور دارند.

    نجفی‌زاده: حضور بسیار گسترده و جدی دارند؟

    ظریف: بلی، حتما حضور بسیار جدی و گسترده دارند. افغانستان همسایه‌ی ما است. ما تا مرز یک جنگ بعد از حمله‌ی طالبان به صحن کنسول‌گری مان پیش رفتیم. لذا موضوع کم اهمیتی نیست. شما به همه اشاره نکردید، در بحث افغانستان از وزارت نیروی ما نقش دارد که رییس کمیسیون مشترک هست، تا وزارت کشور ما که مسئول مهاجرین افغانستان است تا وزارت علوم ما که ۲۳ هزار دانشجوی افغانی دارد تا وزارت آموزش و پرورش ما که ۴۸۰ هزار دانشجوی افغانی دارد. یعنی همه هستند. اما سیاست جمهوری اسلامی با همه آن ابعادی که شما گفتید این است که آينده‌ی افغانستان را باید مردم افغانستان با حضور همه تشکیل بدهند. طالب قسمتی از آینده‌ی افغانستان است نه آینده‌ی افغانستان.

    نجفی‌زاده: که همه بودند، شما نبودید در دوحه!

    ظریف: آن به دلیل این بود که ما با روش امریکا مخالف بودیم و کماکان هم هستیم. دوباره هم اگر بگذارند شرکت نمی‌کنیم.

    نجفی‌زاده: حتا اگر افغان‌ها بخواهند؟ ظریف: ببینید، ما حامی افغانستان هستیم. حالا شاید کشوری که با زبان صریح می‌گوید جمهوری اسلامی افغانستان باید مبنای آینده باشد، باید دستاوردهای ۲۰ سال گذشته افغانستان مبنا باشد، ایران است و این یعنی این‌که ما صددرصد در کنار مردم و دولت افغانستان ایستادیم. دیگران این‌طور نیستند.

    نجفی‌زاده: پس شما رد می‌کنید که در ایران یک حکومت و دو بازی‌گر است؟ یا یک بازی‌گر و دو سیاست؟

    ظریف: حتما ما یک سیاست داریم و سیاست همانی است که به شما گفتم. یعنی بنده در مورد طالبان عرض کردم چرا ما با طالب ارتباط داریم. وقتی هم که ما با حکومت هستیم، با حکومت مذاکره می‌کنیم، با دولت افغانستان مذاکره می‌کنیم، همه‌ی ما حضور داریم. یعنی در بحث‌هایی دوستان سپاه هستند، در بحث‌هایی دوستان وزارت اطلاعات هستند.

    نجفی‌زاده: اما در کشورهای مثل افغانستان، عراق، سوریه و لبنان واقعاً تعیین کننده سیاست کیست؟

    ظریف: تعیین کننده سیاست جمهوری اسلامی ایران. یعنی رهبری، رییس جمهور، شورای عالی امنیت ملی- این‌ها سیاست را تعیین می‌کنند و با کنش‌گران داخلی سیاست را اجرا می‌کنند.

    نجفی‌زاده: آقای سلیمانی در عراق چه می‌کرد؟

    ظریف: آقای سلیمانی در عراق کمک می‌کرد به دولت عراق در مبارزه با داعش و در مبارزه با افراط. به دولت عراق کمک می‌کرد و برای همین هم هست روزی که ایشان در عراق شهید شد، در مسیر رفتن به دیدار نخست‌وزیر عراق بود. آقای عادل عبدالمهدی اعلام کرد که ایشان مهمان من بود و می‌آمد که من را ببیند. امکان ندارد فرمانده قدس ما، وزیر اطلاعات ما و دیگر مسئولی از ایران به عراق برود، با نخست‌وزیر عراق دیدار نکند.

    نجفی‌زاده: اما معاون سابق قدس اسماعیل قاآنی به افغانستان آمد رفت به بامیان، با والی بامیان دیدار کرد، والی بامیان فکر می‌کرد با معاون سفیر می‌بیند؟

    ظریف: اگر والی بامیان این تصور را داشت است، آقای قاآنی بالاخره یک شخصیت معروف هست. با دوستان افغانی ارتباط داشته و دارد و در آینده هم خواهد داشت. مسئولین افغانستان ایشان را می‌شناسند و با ایشان هم ارتباط دارند و بعضا وقتی تهران تشریف می‌آورند با ایشان ملاقات می‌کنند. ما هم تشویق می‌کنیم این ملاقات را. فکر می‌کنیم که خوب است ما با همه‌ی افغانستان ارتباط داشته باشیم و این ارتباط، ارتباط بسیار مهمی است. به نظر من همان‌طور که گفتم سردار شهید سلیمانی، نقش سردار شهید سلیمانی با استاد شهید ربانی برای آینده‌ی افغانستان در کنفرانس بن شاید از نقش ما که در سالن بودیم، بیشتر بود.

    نجفی‌زاده: به همان خاطر می‌پرسم که آیا واقعاً تصمیم‌گیرنده وزارت خارجه است؟

    ظریف: من به شما عرض می‌کنم که ما باهم هماهنگ‌ایم. شما می‌دانید که دو تا نکته در کنفرانس بن را من وارد کردم. یکی دموکراسی، یکی مبارزه با تروریزم. این را بروید در کتاب نماینده‌ی امریکا در کنفرانس بن بخوانید. می‌گوید ظریف آمد به ما گفت که نمی‌خواهید به دموکراسی و تروریزم اشاره بکنید؟ و این‌ها را همه با هماهنگی شهید سردار سلیمانی وارد کردیم.

    نجفی‌زاده: فکر می‌کنید با بازگشت طالبان به افغانستان این کشور به دست یک گروه تروریستی ضد ایران می‌افتد؟

    ظریف: ما معتقدیم که آینده‌ی افغانستان باید در اختیار مردم افغانستان و با حضور همه‌ی گروه‌ها باشد. ما معتقد نیستیم که طالبان به تنهایی توان حکومت در افغانستان را داشته باشد یا افغانستان بتواند به دهه‌ی ۹۰ برگردد. نجفی‌زاده: در رأس حکومت اگر باشد؟ ظریف: این تصمیمی است که مردم افغانستان باید بگیرند. من به جای مردم افغانستان رییس جمهور افغانستان را تعیین نمی‌کنم. هیچ‌کس هم در ایران همچین کاری را نمی‌کند.

    نجفی‌زاده: و برای شما مشکل امنیتی نیست؟

    ظریف: اگر براساس دستاوردهای مردم افغانستان باشد، براساس قانون اساسی باشد و براساس جمهوری اسلامی در افغانستان باشد ما به انتخاب مردم افغانستان احترام می‌گذاریم.

    نجفی‌زاده: چرا افغان‌ها را برای جنگ به سوریه می‌فرستید؟

    ظریف: ما کسی را به سوریه نمی‌فرستیم.

    نجفی‌زاده: بیست و پنج هزار افغان را فرستادید.

    ظریف: این را ما کاملاً روشن کردیم. ببینید، کسی برای یک کشور دیگر نمی‌رود در یک کشور ثالث بجنگد. برادران ما به آن‌جا به‌صورت داوطلب رفتند. کما از عراق رفتند، کما از جاهای دیگر رفتند.

    نجفی‌زاده: شما تسهیل کردید، کمک دادید.

    ظریف: ما کمک کردیم در سوریه برای مقابله با داعش که دشمن مشترک همه‌ی ما است.

    نجفی‌زاده: از یک طرف می‌گویید که افغان‌ها باید خودشان تصمیم بگیرند. سلاح دادید برای‌شان.

    ظریف: اولاً این‌ها به‌خاطر اعتقادات خودشان رفتند.

    نجفی‌زاده: دعوت کردید شما.

    ظریف: در پایگاه‌های خودشان، در سنگرهای خودشان پرچم افغانستان و عکس رییس جمهور افغانستان بعضاً داشتند و این‌ها بهترین نیروهایی هستند که اگر دولت افغانستان تمایل داشته باشد، می‌تواند با سابقه‌ی رزم با تروریستان و داعش کمکی به دولت افغانستان باشند.

    نجفی‌زاده: برای چه؟

    ظریف: برای مبارزه با داعش و برای مبارزه با ترور و حفظ امنیت افغانستان.

    نجفی‌زاده: در درون افغانستان؟

    ظریف: هرجا که دولت افغانستان باشد.

    نجفی‌زاده: کجا است این نیروها؟

    ظریف: خیلی‌های شان مشغول زندگی عادی هستند، حالا که جنگ از اماکن متبرکه در سوریه رفع شده و بسیاری از این‌ها برگشته‌اند، زندگی می‌کنند، کار می‌کنند. نجفی‌زاده: کجا؟ ایران؟

    ظریف: ممکن است ایران باشند. ممکن است ایران نباشند.

    نجفی زاده: چند هزار نفر هستند؟

    ظریف: من همان عددهای را که شما می‌گویید شنیدم. پنج هزار من شنیدم که ممکن است حالا کمتر از دو هزار نفرشان در سوریه باشند.

    نجفی‌زاده: در کجای دنیا که شما پیشتر گفتید کارشناس روابط بین‌الملل هستید، دیدید که از مهاجر ملیشه بسازند و بفرستند به کشور دیگر؟

    ظریف: شما یک مفروضی می‌گیرید که این مفروض‌تان درست نیست که از مهاجر کسی ملیشه بسازد. اولاً که خیلی از آنها مهاجر نبودند، از خود افغانستان آمدند رفتند آن‌جا. کما این که ممکن است از جاهای دیگر هم رفته باشند.

    نجفی‌زاده: پس من بخواهم سلاح بگیرم، مرا می‌فرستید سوریه؟

    ظریف: شما وقتی رفتید سوریه ممکن است به شما سلاح بدهیم.

    نجفی‌زاده: اینجا سلاح نمی‌دهید؟

    ظریف: این‌ها که رفتند سوریه، در سوریه برای مبارزه با داعش پیوستند به نیروهای مبارزه با داعش. ما هم بدون هیچ رودروایستی از نیروهای مقاوم در برابر تروریسم، در برابر افراط‌‌گرایی حمایت کردیم.

    نجفی‌زاده: چقدر تلفات داده‌اند افغان‌ها؟

    ظریف: من تعدادشان را نمی‌دانم اما ما به خانواده‌های آن‌ها امتیازاتی می‌دهیم. خانواده‌های افرادی که شهید می‌شوند، در افغانستان-برای ایده‌ی‌شان، برای آرمان شان، ما خانواده‌های آن‌ها را تحت پوشش می‌گیریم.

    نجفی‌زاده: افغان‌ها در این کشور حق خریدن تلفون را ندارند، در بعضی‌ جاها از مکتب باز مانده‌اند، در جاده به گلوله بسته می‌شوند، به پارک و بعضی جاها رفته نمی‌توانند، اما چطور می‌توانند آزاده بروند به جنگ؟

    ظریف: بازهم مفروض‌های شما خیلی درست نیست. افغان‌ها، برادران و خواهران افغانی ما در ایران می‌توانند مدرسه بروند، مدرسه بزرگ‌سالان بروند. ۴۸۰ هزار دانش‌آموز ما داریم. بیست و چند هزار بزرگ‌سال داریم که دارد آموزش مبارزه با بی‌سوادی می‌بینند مخصوصا خانم‌های اففانی. ۲۳ هزار دانشجوی افغانی داریم. ما فقط ۵۰۰ دانشجوی افغانی را در دانشکده‌های پزشکی‌مان داریم آموزش می‌دهیم. ما افتخار می‌کنیم که بسیاری از مسئولین افغانی در دانشگاه‌های ما درس خوانده‌اند. این برای ما افتخاره که در خدمت برادران و خواهران مان بودیم. اگر اتفاقی افتاده در مورد کسانی که متاسفانه برای سود‌جویی قاچاق انسان می‌‌کنند، دوازده نفر را در یک موتر که چهار نفر جا داره قرار می‌دهند و در اتوبان‌ها کارهای خطرناک این قاچاق را انجام می‌دهند، متاسفانه اتفاقاتی می‌افتد. ایرانی‌های هم که ممکن است از این روش استفاده بکنند، با خطر مواجه‌اند. سیاست ما همواره این بوده که مهاجرین افغانی، پناهندگان افغانی و کسانی‌که غیرقانونی یا قانونی در ایران هستند، از امکانات ما استفاده می‌کنند. حالا یک مشکلی بود که بعضی از برادران افغانی ما که در بانک صادرات حساب داشتند، نمی‌توانستند کارت بانکی بگیرند.

    نجفی‌زاده: حالا می‌توانند؟

    ظریف: این مشکل را همکاران من رفتند دنبال کردند، حتا بانک مرکزی دستور داده، ما رفتیم دستور بانک مرکزی را هم گرفتیم ولی هنوز بانک‌ها به‌خاطر مقررات پول‌شویی مخالفت کردند. داریم می‌رویم شورای عالی مبارزه با پول‌شویی. یک مصوبه‌ای بگذاریم فقط برای این‌که دوستان افغانی ما که حساب دارند در بانک‌های ایرانی، بتوانند کارت هم داشته باشند. شما این را در نظر بگیرید که ایرانی‌ها در خیلی کشورها نمی‌توانند حساب داشته باشند، علی‌رغم اینکه با ویزه می‌روند آنجا، پاسپورت دارند همه‌چه دارند.

    نجفی‌زاده: اما شما این را می‌دانید که داشتن یک کارت بانک برای بعضی افغان‌های که ۴۰ سال است در آنجا است، شما بسیار مقایسه با امریکا را دوست دارید، در امریکا اگر پنج سال باشید، شهروندی برای‌تان می‌دهد.

    ظریف: نخیر. شما بروید نگاه بکنید ایرانیانی که در امریکا به دنیا آمده‌اند، نه پنج‌ سال بوده‌اند، همسر آقای ترمپ حساب‌های شان را چطوری می‌بندند.

    نجفی‌زاده: بخاطر رابطه‌ی ایشان با ایران شاید باشد.

    ظریف: نه، به‌خاطر ایرانی بودن. من نمی‌گویم ما بدون نقص ایم ولی ما این را می‌توانیم ادعا بکنیم که میزبانانی خوبی بودیم برای نزدیک به سه میلیون افغانی که در سخت‌ترین سال‌های ما ایران بوده‌اند. از امکانات بهداشتی ما حالا ۱۲۰ هزار افغانستانی داریم که بیمه‌ی سلامت دارند در ایران. یعنی در کنار ایرانیان از سپ‌سید ما برای غذا استفاده می‌کنند. از سپ‌سید ما برای رفت‌ و ‌آمد استفاده می‌کنند، در مدارس ما حضور دارند، از بیمارستان‌های ما استفاده می‌کنند. این را منتی هم نیست، این‌ها برادران و خواهران ما هستند، مهمان ما هستند، امیدواریم روزی افغانستان شرایطی را پیدا کند که این‌ها بتوانند بروند به کشور خودشان خدمت کنند. ما هم همیشه دوست داریم همیشه میزبان افغان‌ها باشیم.

    نجفی‌زاده: اما ایران هیچ‌وقت خانه افغان‌ها نبوده و نمی‌شود؟

    ظریف: هیچ‌جایی، جز وطن آدم خانه‌اش نیست. ایرانیانی هستند که سال‌ها در امریکا زندگی کرده‌اند.

    نجفی‌زاده: شما خودتان بودید.

    ظریف: منم سال‌ها زندگی کردم. اما هیچ‌وقت امریکا را خانه خودم ندانستم. بچه‌های من در امریکا به دنیا آمدند، هیچ‌وقت امریکا را خانه‌ی خودشان ندانسته‌اند. حالا هم با کمال افتخار در ایران زندگی می‌کنند. افغان‌ها این‌جا مهمان ما هستند. اما ما امیدواریم که روزی شود همه افغان‌ها بتوانند به خانه خودشان برگردند. هیچ‌جا مثل خانه خودم آدم نمی‌شود.

    نجفی‌زاده: آیا پروژه فاطمیون متوقف است؟

    ظریف: من کاملا صریح به شما گفتم. ما کسانی را که با داعش و با افراط در سوریه مقابله کردند، برای اینکه مجبور نباشند در کابل و در قندهار با داعش مقابله کنند، در تهران و همدان و کرمان‌شاه یا در بغداد و کربلا و نجف مقابله کنند از آن‌ها حمایت کردیم. اگر لازم باشد بازهم حمایت می‌کنیم. اما امروز آن خطر در حال رفع شدن هست که هنوز کاملاً رفع نشده است. دولت افغانستان کاملاً آگاهی دارد که ما کاملاً آمادگی داریم که هر کمکی به دولت افغانستان برای استفاده از نیروهای افغانستانی در اردوی ملی افغانستان، در مقابله با تروریسم تحت فرماندهی دولت افغانستان داشته باشد.

    نجفی‌زاده: شما طرفدار استفاده از قوت‌های فاطمیون در برابر داعش در درون افغانستان هستید؟

    ظریف: این تصمیم دولت افغانستان است. باید تحت فرماندهی دولت افغانستان، در افغانستان مقابله کنند. کما این‌که تمام کسانی که در سوریه با داعش جنگیده‌اند، تحت فرماندهی واحد دولت سوریه بوده‌اند. ما هم تحت فرماندهی دولت سوریه کمک می‌کردیم.

    نجفی‌زاده: در درون افغانستان ارتش آن تشکیل‌اش تکمیل نیست اما افغان‌ها در جاهای دیگر به اندازه کافی هستند که برای دیگران می‌جنگند.

    ظریف: ما اعتقادی به این نداریم. گفتم در سوریه هم تحت فرماندهی آقای حافظ بشار اسد، تصمیم می‌گرفت ما اجرا می‌کردیم. ما معتقد به تمامیت ارضی و حاکمیت ارضی دولت‌ها هستیم، حکومت‌ها هستیم. در افغانستان تحت حاکمیت و فرماندهی دولت افغانستان ما آمادگی داریم کمک کنیم.

    نجفی‌زاده: با روی کار آمدن اداره بایدن، انتظار دارید که برجام برخواهد گشت یا مذاکرات از سر گرفته می‌شود؟

    ظریف: ما معتقدیم که سیاستی که امریکا در دوران آقای ترامپ دنبال کرد-سیاست فشار حداکثری- به اهداف خودش نرسید. این به معنای این نیست که به ما فشار اقتصادی نیاروده‌اند، به مردم ما فشار نیاورده‌اند. چرا! مردم ما را حتا از واکسن کرونا محروم کردند. اما نتوانستند به اهداف‌شان برسند. آقای بایدن یا خود آقای ترامپ اگر می‌فهیمدند که این سیاست‌شان غلط است، باید سیاست را کنار بگذارند. امریکا به‌عنوان عضو ملل متحد، عضو شورای امنیت موظف است قطعنامه شماره ۲۰۳۱ را اجرا بکند و آن یعنی اینکه باید تحریم‌ها را بردارد. ایران هم اعلام کرده که اگر امریکا تحریم‌ها را بردارد و شرایط ما عملاً نه فقط در بیان- بیان در برابر بیان- آنها بگویند ما دوست داریم، ما هم می‌گوییم ما دوست داریم- آن‌ها اقدام بکنند، تحریم‌ها را بردارند، ما نفت‌مان را بتوانیم بفروشیم، پول‌های مان را بتوانیم برگردانیم- آنوقت هست که ما به تعهدات برجامی مان برمی‌گردیم. شرایط برمی‌گردد به سمت شرایط عادی.

    نجفی‌زاده: مذاکرات از سر شروع خواهد شد؟

    ظریف: این‌ها نیاز به مذاکره ندارد. این‌که شما تعهدات‌تان را انجام بدهید ما هم تعهدات‌مان را انجام می‌دهیم. ما مواضع مان را صریح گفتیم.

    نجفی‌زاده: خوش‌بین هستید با آمدن بایدن؟

    ظریف: من نه خوش‌بینم نه بدبین. این یک تصمیمی است که آن‌ها باید بگیرند. اگر آن‌ها چنین تصمیمی‌ ‌گرفتند، همانطور که عرض کردم، بیانیه در برابر بیانیه، اقدام در برابر اقدام. آن‌ها نمی‌توانند یک بیانیه بدهند ولی تحریم‌ها سر جایش باشند و توقع داشته باشند ما اقدام بکنیم. بیانیه بدهند ما هم بیانیه می‌دهیم، اقدام بکنند ما هم اقدام می‌کنیم.

    نجفی‌زاده: در رابطه به نزدیکی اسراییل با عربستان و بحرین نگران هستید؟

    ظریف: به نظر ما یک خطر وجود دارد و آن این است که رژیم صهیونیستی بخواهند که از همسایه‌گان ما استفاده بکند برای اینکه دعوای خودش را با ایران را بیاورد به این منطقه، این کار خطرناک است و این را به همسایه‌گان مان هم گفتیم که در دام اسراییل نیفتند که جنگ را بکشانند یا دعوا یا مخاصمه را بکشانند به خاک خودشان. این خیلی خطرناک است برای آن‌ها. این دسیسه اسراییل است، این توطئه اسراییل است. اسراییل هیچ علاقه‌ی به کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس ندارد. اسراییل به دنبال این است که از آن‌ها سوءاستفاده بکند. ما این موضع را گفتیم. البته ما رابطه‌ی‌مان را رابطه‌ی خوب با همسایه‌گان می‌خواهیم، رابطه‌ی خوب با کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌خواهیم. به همین دلیل هم طرح صلح هرموز را پیشنهاد کردیم.

    نجفی‌زاده: چرا روح‌الله زم اعدام شد؟

    ظریف: قوه‌ی قضاییه ما مستقل است و دولت نقش در تصمیم قوه قضاییه ندارد. اما تا آنجا که من خبر دارم، خبرنگار به معنای کسی است که خبر را منتقل می‌کند یا اظهار نظر می‌کند. علی‌القاعده یک خبر‌نگار نباید آموزش ساخت «کوکتر مولوتوف» در سایتش بگذارد.

    نجفی‌زاده: شما شخصاً طرفدار اجرای این اعدام هستید؟

    ظریف: من به‌عنوان یک شهروند ایرانی به قانون ایرانی را ملتزمم. کما اینکه شهروند هر کشوری به قوانین آن کشور ملتزم است. کشور ایران مثل بسیاری از کشورهای دیگر، مجازات اعدام را برای سنگین‌ترین جرم‌ها در نظر گرفته است. ما خوشحالیم با تغییراتی که صورت گرفت، به‌ویژه در حوزه مواد مخدر که بیشترین تعداد مجازات‌های اعدام را ما داشتیم آستانه برای مجازات‌های اعدام بسیار بالا رفت و تعداد کسانی که باید طبق قانون اعدام شوند، بسیار کم شدند. این را من به‌عنوان یک شهروند، کسی که یک زمانی حقوق بشر درس می‌داده است، حتما ازش استقبال می‌کنم.

    نجفی‌زاده: تا شش ماه دیگر ایران شاهد انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود، آيا نامزد این انتخابات هستید یا خیر؟

    ظریف: این جواب، کوتاه‌ترین جواب سوال شما خواهد بود؛ قطعاً خیر.

    نجفی‌زاده: خسته شدید؟

    ظریف: نه، این کار را، من توان خودم را می دانم، و آن کار را در توان خود نمی‌بینم.

    نجفی‌زاده: دوکتور جواد ظریف، ممنون از فرصتی که برای ما دادید.

    ظریف: خوشحالم که در خدمت شما بودم.

  • طالبان تاجیک را بشناسید

    طالبان تاجیک را بشناسید

    عبارت “طالب‌های تاجیک” تا همین یک ماه پیش نامأنوس بود و به‌تازگی بر زبان سیاست‌مداران رسانه‌های افغانستان و فراتر از آن جاری شده و جلب توجه کرده است.

    درست یک ماه پیش، ۲۰ نوامبر، در مرکز ولسوالی مایمی درواز افغانستان میان اعضای گروه طالبان و پلیس محلی درگیری خونینی رخ داد که بر اساس برخی از گزارشها به مرگ ۲۶ سرباز، افسر، مدیر امنیت منطقه و کنترل آن ناحیه هم‌مرز با تاجیکستان به دست حمله‌وران انجامید. انتشار ویديوی رعب‌انگیز قتل نظامیان تسلیم‌شده و کنترل منطقه در شبکه‌های اجتماعی و تکلم مهاجمان به گویش‌های فارسی تاجیکستان دیگر شکی باقی نگذاشت که کاربرد تعبیر “طالبان تاجیک” بی‌جهت نبوده است.

    اینکه در گروه طالبان افغانستان اتباع کشورهای خارجی، از جمله تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، پاکستان، اویغورهای چین، چچن‌های روسیه و اعراب کشورهای محتلف حضور دارند، حرف تازه‌ای نیست. از همه آنها با عبارت “نیروهای خارجی” یاد می‌شود. اما ظهور اصطلاح “طالبان تاجیک” بیانگر نفوذ و نقش و جایگاه ویژه آنها در ترکیب جنبش طالبان است.

    دوست‌محمد محمدف، ملقب به مهدی، سرکرده این گروه ، پس از تصرف این ولسوالی مهم مرزی در یک پیام ویدئویی خطاب به نیروهای مسلح تاجیکستان در آن سوی رود آمو گفت: “ما این کار را امروز در این سوی دریا (رودخانه) کردیم، ولی پیش شما هم می‌آییم و با شما نیز چنین خواهیم کرد”. این پیام تهدیدآمیز نگرانی مقام‌های هر دو سوی آمو را توجیه می‌کند.

    لطیف پدرام، نماینده پیشین بدخشان در مجلس افغانستان که زاده ولسوالی درواز است، وجود “تاجیک‌های طالبانی” در این کشور را خطر جدی برای دولت تاجیکستان عنوان کرده است. او در صفحه فیس‌بوکی‌اش گفته است چنین حمله پرقربانی در منطقه سابقه نداشته و بدین شکل نیرومند فعال شدن طالبان تاجیک برای تاجیکستان هم خطر دارد. “طبعا وقتی در این منطقه مرزی جنگ می‌شود، برای کشور همسایه هم خطرناک است.”

    اما جدا از این حادثه، مقام‌های امنیتی کابل و دوشنبه از دیرباز از حضور شهروندان تاجیکستان در صفوف طالبان خبر داشتند. چند سال پیش مقام‌های شهرستان/ولسوالی امام‌صاحب افغانستان که با شهرتوس و قبادیان تاجیکستان هم‌مرز است، از حضور ۴۰ عضو تاجیکستانی در ترکیب طالبان تحت فرماندهی “مهندس مصطفی تاجیک” اظهار نگرانی کرده بودند. امام‌الدین قریشی، ولسوال وقت امام‌صاحب آن زمان به رسانه‌ها گفته بود که جنگجویان تاجیک عمدتاً در کار مین‌سازی و انجام انفجار و حمله‌های انتحاری طالبان دست دارند و مهندسان غالباً تاجیکستانی هستند. آقای قریشی گفته بود که “آنها در آن سوی دریای آمو در جنگل‌های تاجیکستان پایگاه‌هایی ساخته‌اند و زمانی که عملیات نیروهای دولتی در منطقه راه‌اندازی می‌شود، با عبور از آمو وارد جنگل‌های تاجیکستان می‌شوند.”

    مقام‌های تاجیکستان نه آن زمان و نه حالا از موجودیت پایگاه‌های گروه‌های مربوط به طالبان در جنگل‌های مرزی صحبت نکرده‌اند، اما گه‌گاهی در خلال سخنان آنها می‌شود اشاراتی به “جنگل‌های انبوه دشوارگذر” را شنید و اینکه نظارت بر آنها ناممکن یا بسیار پیچیده است.

    دو سال پیش حکومت تاجیکستان، شرکت‌های مخابراتی را موظف کرد که همه سیم‌کارت‌های تلفن‌های همراه را دوباره ثبت نام کنند و برای هر یک شناسنامه حد اکثر دو سیم‌کارت صادر شود. بنا به این دستور، استفاده از شناسنامه کسی دیگر برای دریافت سیم‌کارت تلفن همراه، مجازات در پی دارد. گفته شد که این کار برای تأمین امنیت کشور صورت می‌گیرد.

    در ماه ژوئیه سال میلادی جاری در یک نشست ویژه شورای امنیت تاجیکستان رئیس ‌جمهور وضعیت نگران‌کننده مرز با افغانستان را بررسی کرد. امام‌علی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان، برای جلوگیری از رخنه احتمالی نیروهای افراط‌گرا دستور داد که با استقرار نیروهای اضافی، توانایی حفاظتی در امتداد حدود ۱۴۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان تقویت شود.

    چندی بعد ساکنان شهرستان/ولسوالی درواز تاجیکستان شاهد عزیمت زرهپوش‌های جنگی و ماشین‌های حامل نیروها به سمت مرز با افغانستان شدند. خط مرزی میان درواز تاجیکستان و درواز افغانستان ۲۰۰ کیلومتر طول دارد و بخشی از این ناحیه در افغانستان تحت نفوذ طالبان است. در شهرستان نُسَی افغانستان یک پل مرزی که بنیاد آقاخان سال‌ها پیش ساخته بود، دو درواز را به هم وصل می‌کند.

    ولی سؤال این‌جاست که “طالبان تاجیک” تا کجا برای امنیت تاجیکستان خطرناک است و چه شانسی برای پیاده‌سازی اهدافش دارد؟ این گروه روی چه گروه‌هایی در داخل می‌تواند حساب باز کند؟

    بسیاری از تحلیلگران در داخل تاجیکستان بر این باورند که این گروه از هیچ بخت و اقبالی در این کشور برخوردار نیست و در خود افغانستان هم استقلال عمل ندارد و طالبان از این گروه استفاده ابزاری دارند و بس.

    قاسم بیک‌محمد یکی از این تحلیلگران است که می‌گوید:”باید گفت حضور جنگجویان تاجیک در افغانستان و بطور خاص در مناطق هم‌مرز با تاجیکستان، مانند بدخشان، برای امنیت ملی تاجیکستان خطر جدی ندارد. زیرا تا جایی که تجربه چندین دهه حضور گروه‌های افراطی و تروریستی در افغانستان نشان داده‌است، تهدید مستقیم به امنیت کشورهای آسیای مرکزی، از جمله تاجیکستان، در دستور کار آنها نیست. از سوی دیگر، هجوم مستقیم و گسترده این گروه‌ها به قلمرو کشورهای منطقه واکنش جدی آنها و همین‌طور سازمان پیمان امنیت دسته‌جمعی و کشورهای ذی‌نفع، از جمله چین را در پی خواهد داشت و این گروه‌ها نمی‌توانند این عامل را نادیده بگیرند.”

    آقای بیک‌محمدف با اشاره به سالیان پیش می‌گوید که بارها مقام‌های امنیتی روسیه شمار “داعشی‌ها” در افغانستان را هزاران تن عنوان کرده و از آمادگی آنها برای هجوم به آسیای مرکزی هشدار داده بودند که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت.

    او با استناد به گزارش رسانه‌ها می‌گوید مهاجمان تاجیکستانی حملات مایمی افغانستان متعلق به گروه انصارالله و تحت حمایت طالبان هستند و برای تقویت موقعیت طالبان در مذاکره با دولت افغانستان در دوحه دست به این عملیات زده‌اند.

    اما ژنرال نورعلی شاه نظرف، رئیس پیشین کمیته دولتی مرزبانی تاجیکستان بر این نظر است که حضور چنین نیروهایی در مناطق مرزی کشور همسایه امنیت تاجیکستان را تهدید می‌کند و نباید احتمال رخنه این نیروها به خاک تاجیکستان را صرف نظر کرد. زیرا مرزبانان تاجیک در هر یک متر مرز پرمنفذ تاجیکستان و افغانستان حضور ندارند. اما ژنرال نظرف خوشبین است که هر آنچه از دست این گروه‌ها برمی‌آمد، تا کنون به نمایش گذاشته‌اند و نیروهای مرزی تاجیکستان نیروهای سابق نیستند و بسیار کارآزموده و تقویت شده‌اند. او معتقد است که دولت افغانستان و نیروهای آمریکایی مستقر در آن کشور هم باید چاره‌ای بجویند.

    با وجود این، پیام تهدیدآمیز “طالبان تاجیک” مسئولان امنیتی تاجیکستان را به اتخاذ اقدامات به اصطلاح فوری پیش‌گیرنده واداشته است. یکی از این اقدامات پخش صحبت‌های ویدئویی بستگان و نزدیکان “طالبان تاجیک” در شبکه‌های اجتماعی است که خطاب به آنها می‌گویند “به سوی وطن تیر شلیک نکنید، وگرنه عاق‌تان می‌کنیم.”

    هرچند گمان است که این فشار روانی بر “سربازان راه حق” که به راه بی‌بازگشت گام نهاده‌اند و در هر دو صورت مغضوب واقع خواهند شد، اثرگذار باشد. به‌ویژه پس از آنکه چند تن از آنها با دعوت و وعده عفو مقام‌های تاجیکستان به وطن برگشتند تا سرانجام به دوره‌های طولانی محکوم به زندان شوند. گمان نمی‌رود که سهراب یوسف، دلیر ایل‌مرادف، دوست‌محمد محمدف، محمد شریفف، شکربیک خال‌بیکف، بیگزاد و جواهر اورونف، حذیفه، یونس ارصلان، زکریا و دیگرانی که در نبرد خونین ۲۰ نوامبر در مایمی دست داشتند، بخواهند سرنوشت مشابهی داشته باشند.

    بی بی سی

  • یک عضو دیگر جنبش تحفظ پشتون توسط پلیس پاکستان بازداشت شد

    یک عضو دیگر جنبش تحفظ پشتون توسط پلیس پاکستان بازداشت شد

    یکی از اعضای جنبش، شام دوشنبه (۲۱ دسمبر) به رادیو مشال گفت محمد شیر مسید، ناوقت یکشنبه هنگامی بازداشت شد که نیروهای امنیتی بر خانه او هجوم آوردند.

    یک مقام پولیس به شرط افشاء نشدن نامش، بازداشت مسید را تائید کرد اما در مورد اتهام‌های وارد شده بر او چیزی نگفته است.

    جنبش تحفظ پشتون که برای حقوق پشتون‌ها در آن‌سوی مرز مبارزه می‌کند، اخیراً شاهد افزایش فشار از جانب نیروهای پاکستانی بوده است.

    پیش از این علی وزیر عضو پارلمان مرکزی پاکستان و از اعضای پیشتاز جنبش در پشاور بازداشت و به پولیس ایالت سند سپرده شد.

    وزیر از سوی محکمۀ ضد تروریزم کراچی به ۱۲ روز بند محکوم شد.

  • فوزیه کوفی برنده‌ی جایزه «تنوع و توسعه پایدار» خانه‌ی آسیا شد

    فوزیه کوفی برنده‌ی جایزه «تنوع و توسعه پایدار» خانه‌ی آسیا شد

    فوزیه کوفی، عضو هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان با گروه طالبان و نماینده‌ی پیشین ولایت بدخشان در مجلس نمایندگان برنده‌ی جایزه‌ی «تنوع و توسعه پایدار» خانه‌ی آسیا یا «Casa Asia» شد.

    هیأت داوران جایزه‌ی ۲۰۲۱ خانه آسیا پس از بررسی ۵۲ نامزد دریافت جوایز در چهار بخش، در جلسه‌ی شان که روز دوشنبه، ۲۱ دسامبر در مادرید برگزار شد، جوایز را به چهار نامزد اهدا کردند.

    «فوزیه کوفی در بخش تنوع و انکشاف پایدار به‌خاطر فعالیت‌اش در عرصه‌ی حمایت از حقوق زنان و کودکان، نقش سیاسی‌اش برای صلح در افغانستان، و به‌خاطر تعهدش به آموزش کودکان و زنان»، «زولیو ریوس، در بخش فرهنگ و اجتماع به‌خاطر افشاگری‌اش از واقعیت چین و به‌عنوان رییس نشریه آبزرور سیاست چین و «IGADI»، «نشریه پیرویی «ساتوری ایدیسیون» در بخش اقتصادی و کارآفرینی به‌خاطر کارهای برجسته‌اش در نشر آثارهای مرتبط به جاپان در زبان اسپانوی» و «دانشگاه سانتو توماس فیلپین در بخش آموزشی و علمی» جایزه‌ی خانه آسیا را از آن خود کرده‌اند.

    فوزیه کوفی، سیاست‌مدار و فعال حقوق زن متولد ولایت بدخشان است. او دو دور به‌حیث نماینده مردم بدخشان در مجلس نمایندگان افغانستان خدمت کرده و در تصویب قوانین مهم از جمله قانون منع آزار و اذیت زنان و کودکان در افغانستان نقش فعال داشته است.

    خانم کوفی از معدود زنانی است که در دو نشست شماری از جریان‌های سیاسی با گروه طالبان در مسکو و دوحه حضور داشته است و در حال حاضر عضو هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان با گروه طالبان می‌باشد.

    جایزه‌ی خانه‌ی آسیا در سال ۲۰۰۴ میلادی ایجاد شده است. این جایزه همه ساله به افراد و نهادهای دولتی و خصوصی به‌خاطر کار شان در عرصه‌ی همکاری‌های اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، توسعه پایدار، حقوق بشر و تنوع در قاره آسیا اهدا می‌شود.

  • جایگاه خالی احزاب ملی در سیاست افغانستان

    جایگاه خالی احزاب ملی در سیاست افغانستان

    در شرایط کنونی و دوره دموکراسی که قدرت واقعی در دستان مردم است، احزاب نقشی پررنگی در جامعه دارد. در عصر کنونی وجود احزاب و جریان‌‌های سیاسی شرط اولیه و اساسی حکومت‌‌های دموکراتیک و مردمی می‌‌باشد. احزاب و جریان‌‌های سیاسی به ما کمک می‌‌کند تا شاهد گسترش مشارکت سیاسی، مشروعیت، یکپارچگی ملی و جامعه‏پذیری سیاسی در جامعه باشیم و حکومت‌‌های مردمی براساس رای و اراده مردم به‌جود بیاید. در واقع احزاب سیاسی به گسترش آگاهی سیاسی مردم کمک می‌‌کند و شهروندان را به زندگی انتقادی، همبستگی و فعالیت جمعی سوق داده و با تأثیرگذاری بر شکل‏دهی و تبیین مصالح دینی و ملّی، ضریب امنیت ملی را افزایش دهند.

    افغانستان جامعه‌ای با تنوع قومی و زبانی است. تنوعی که به علت فقر علمی و آگاهی جمعی به معضله بزرگ مبدل شده است. در نتیجه بافت‌‌‌‌های مجزا تحت نام قوم، زبان و سمت شکل گرفته است. وضعیت افغانستان به خانه شبیه است که خشت‌‌های دیوارهایش باهم بافت ندارد و با کمترین فشار فرو می‌ریزد. برای استحکام خانه، خشت‌‌های دیوار باید بافت بخورد. دیوارها مجزا است، ولی فشار سقف خانه مشترک است.

    وضعیت افغانستان شبیه چنین خانه‌‌ای است. جامعه بافت نخورده‌ است. دشمن و منافع ما مشترک است، ولی جامعه سیاسی و مردم ما به این درک نرسیده‌اند. هر کدام تحت نام قوم و زبان به راه خود می‌‌رویم و دنبال منافع کوچک خویش می‌‌گردیم. بعد ملامتی را به گردن همدیگر انداخته و زمینه همدیگر را می‌‌زنیم. بیشتر انرژِی ما صرف کوبیدن همدیگر می‌‌شود تا بازسازی وطن و رسیدن به هدف.

    در شرایط کنونی وضعیت سیاسی و اجتماعی ما در افغانستان نیازمند توسعه سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. این در حالی‌ست که موانع عظیمی نیز بر سر راه آن مشاهده می‌‏شود؛ از این‏رو برای دستیابی به توسعه سیاسی و اقتصادی و نیز کنترل وضعیت، ایجاد احزاب قانونی و قدرتمند در جامعه، لازم و ضروری است.

    احزاب سیاسی قدرتمند و با برنامه می‌‌تواند این ناهماهنگی را اصلاح کند و جامعه را بافت دهد.

    حزب ملی شکل بگیرد تا مرزهای قومی و زبانی شکسته شود

    قبلا اشاره کردم افغانستان جامعه‌ای با تنوع قومی و زبانی است. از سوی تمام برنامه‌‌های سیاسی، اجتماعی و حتا اقتصادی ما با محور قوم شکل می‌‌گیرد. مرز قومی و سمتی باید شکسته شود. یک حزب مردمی و بدون مرز قومی و زبانی شکل بگیرد. دقیقا چیزی که وجودش در جامعه احساس می‌‌شود. به لیست بلند و بالای احزاب افغانستان نگاه کنید. شمارشان به عدد سه‌رقمی یعنی بیشتر از صد می‌‌رسد. در اساسنامه همه شعارهای ملی‌‌گرایانه دیده می‌‌شود، ولی عملکرد همه‌شان بدون استثنا قومی است. حتا ترکیب‌شان قومی است. نگاه‌شان به جامعه و قدرت قومی است. این نگاه و این تفکر علت اساسی شکل‌گیری بافت‌‌های مجزا در جامعه است. افغانستان نیازمند احزاب است که عملکردشان ملی باشد، نه فقط شعار و اساسنامه‌شان. احزابی که تمام اقوام افغانستان در آن سهیم باشند و خود را در آیینه آن بنگرند. تا وقتی یک جریان سیاسی از همه اقوام شکل نگیرد، وضعیت سیاسی و اجتماعی افغانستان تغییر نخواهد کرد. چنین حزب قدرتمند می‌‌تواند مردم را با هر باور، نژاد و زبان دورهم جمع کند.

    شکل‌‌گیری چنین حزبی باعث می‌‌شود سیاسیون و مردم کم کم ملی‌‌گرایانه فکر کنند و به مرور زمان وحدت ملی شکل خواهد گرفت. وقتی ما پایه‌‌های ملت‌سازی را در جامعه بنا کنیم، همان پایه‌‌های به ستون‌‌های مستحکم دولت و حکومت مقتدر مبدل می‌‌شود. فاصله‌‌ها میان دولت و ملت کم می‌‌شود. حکومت‌‌ها مردمی می‌‌شود و مردم‌‌ها حکومتی.

    یکبار به جامعه کنونی افغانستان نگاه کنید. حکومت مردم را ملامت می‌‌کنند و متهم به نقض مسئولیت شهروندی و مردم حکومت را به باد انتقاد می‌‌گیرند و عامل همه بدبختی می‌‌دانند. درحالی‌که حاصل و محصول همد‌‌یگرند.

    در سال‌‌های گذشته تلاش‌‌های زیادی برای دولت‌سازی انجام شده است. اما ملت‌سازی را فراموش کرده‌اند. درحالی‌که دولت و حکومت حاصل رای مردم و ملت‌اند. وقتی ملت در این وضعیت باشند، توقع داشتن حکومت مقتدر بی‌جا است.

    جامعه امروزی افغانستان به ملت‌سازی نیاز دارد. احزاب سیاسی می‌‌توانند نقش پررنگ در ملت‌سازی ایفا کنند. پس ما نیازمند احزاب قدرتمند و فراقومی هستیم؛ احزابی بابرنامه و با محور مردم تا بتوانند در انتخابات تفاوت را رقم بزنند و مردم را به محور حزب و یک جریان سیاسی جمع کنند، نه قوم و زبان. آن وقت است که ریشه‌‌های مردمی دولت و حکومت شکل می‌‌گیرد و بافت‌‌های مجزایی ملت باهم گره می‌‌خورند.

    اطلاعات روز

  • امریکا حمایت خود از نیروهای امنیتی افغان را ادامه می دهد

    امریکا حمایت خود از نیروهای امنیتی افغان را ادامه می دهد

     جنرال مک کنزی، قوماندان مرکزی ایالات متحده امریکا در دیدار با رییس جمهور غنی بر دوام همکاری‌های این کشور با نیروهای امنیتی افغان تاکید کرده است.

    در اعلامیه‌ای که روز دوشنبه، یکم جدی از سوی ارگ ریاست جمهوری به نشر شد، آمده است رییس جمهور غنی با فرمانده مرکزی ایالات متحده امریکا دیدار کرده است.

    در این دیدار که در ارگ ریاست جمهوری انجام شده، امرالله صالح معاون اول رییس جمهور، لوی درستیز وزارت دفاع ملی، رییس عمومی ادارۀ امور، قوماندان عمومی ماموریت حمایت قاطع و شارژدافیر سفارت ایالات متحدۀ امریکا حضور داشته‌اند.

    براساس اعلامیه ارگ ریاست جمهوری، در این نشست هر دو جانب در مورد روند صلح و حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی کشور گفت‌وگو کردند.

    در این دیدار جنرال مک کنزی بار دیگر تعهد دوام‌دار ایالات متحده امریکا را در راستای حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی افغان اعلام کرد.

    مک‌کنزی گفت ایالات متحده امریکا همکاری‌های دوام‌دارش با نیروهای امنیتی افغانستان را ادامه می‌دهد.

    گفتنی است که ایالات متحده امریکا پس از امضای توافق‌نامه صلح با امریکا، تعداد نیروهایش را در افغانستان کاهش داده است.

    طبق اعلام کاخ سفید، قرار است که شمار نیروهای امریکایی در افغانستان را به دو هزار ۵۰۰ تن کاهش دهد.

  • وزیر خارجه ایران: خروج نیروهای خارجی از ایران باید مسئولانه باشد

    وزیر خارجه ایران: خروج نیروهای خارجی از ایران باید مسئولانه باشد

    وزیر خارجه‌ی ایران خواهان خروج نیروهای خارجی به گونه‌ی قانون‌مند و حساب‌شده از افغانستان است.

    محمدجواد ظریف، وزیر خارجه‌ی ایران، در گفت‌وگو با طلوع نیوز، گفت خروج نیروهای خارجی از افغانستان باید حساب‌شده باشد و با تحویل مسئولانه‌ی مسئولیت‌های امنیتی به نیروهای افغان صورت بگیرد.

    آقای ظریف، گفت حضور نیروهای خارجی، سبب ایجاد حساسیت‌های داخلی می‌شود و از این حساسیت‌ها گروه‌های تندرو و افراطی برای اهداف تروریستی استفاده می‌کنند. نمونه‌ی آن در عراق، ظهور ابومعصب زرقاوی بود. پس از حضور امریکا در افغانستان، احساسات گروه‌هایی جریحه‌دار شد که توسط طالبان، داعش و القاعده مورد استفاده قرار گرفتند.

    ظریف از مذاکره‌ی امریکا با طالبان در دوحه انتقاد کرد.

    او گفت: «امریکا با طالبان در باره‌ی آینده‌ی افغانستان تصمیم‌گیری کرد، امریکا باید تسهیل‌کننده‌ی گفت‌وگوهای بین‌الافغانی باشد، نه آن‌که با این گروه تماس بگیرد و به توافق برسد و کار را به جایی برساند که آن گروه، هیچ مبنایی را جزء توافق با امریکا به عنوان مبنا نپذیرد.»

    وزیر خارجه‌ی ایران، به ارتباط ایران با گروه طالبان اشاره کرد و گفت که طالبان اقدام‌های تروریستی زیادی را انجام داده و این گروه نزد دولت ایران، یک گروه «تروریستی» است.

    آقای ظریف، در ادامه‌ی صحبت‌هایش به حضور بیش از دوهزار افغان در جنگ سوریه اشاره کرد. او گفت که شهروندان افغانستان به گونه‌ی داوطلبانه به سوریه رفته اند و ما در آن‌جا برای شان سلاح توزیع کردیم و اگر نیاز شود، نیروهای بیشتری را می‌فرستیم.

    ظریف گفت اگر دولت افغانستان بخواهد، می‌تواند از این نیروها در پیکار با گروه‌های تروریستی و به ویژه گروه داعش، استفاده کند.

    پیش از این، مجید تخت روانچی، نماینده‌ی دایمی ایران در سازمان ملل نیز، روز جمعه (۲۸ قوس) گفته بود که خروج نیروهای خارجی از افغانستان باید مسئولانه و برنامه‌ریزی شده انجام شود.

    وزارت خارجه‌ی امریکا، در تاریخ (۱۰ قوس) نیز از حضور افغان‌ها در جنگ سوریه ابراز نگرانی کرده بود. وزارت خارجه‌ی امریکا گفته بود: «سپاه پاسداران ایران برای افزایش نفوذ خود در خارج از کشور، جنگ‌جویان بیگانه استخدام می‌کند.»

  • جو بایدن واکسین ضد کرونا را تزریق کرد

    جو بایدن واکسین ضد کرونا را تزریق کرد

    جو بایدن، رییس‌جمهور منتخب امریکا، در برابر رسانه‌ها به خاطر جلب اعتماد مردم به ایمنی بودن واکسین کرونا، واکسین شد.

    بایدن روز دوشنبه (۱ جدی/ ۲۱ دسامبر) در محل اقامتش در ایالت دلاور، نخستین دوز واکسین کرونای شرکت تولیدی فایزر را دریافت کرد.

    جو بایدن، پس از دریافت واکسین کرونا گفت: «من این کار را به خاطر این انجام دادم که نشان بدهم، مردم باید آماده شوند تا هر زمانی که نوبت به آن‌ها رسید، واکسین بزنند، هیچ جای نگرانی نیست.»

    جو بایدن، از دولت دونالد ترامپ به خاطر مدیریت برنامه‌های تولید واکسین تشکری کرد و آن را شایسته‌ی تقدیر دانست.

    پیش از این، بیل کلینتون، بارک اُباما و جورج بوش، رییس‌های جمهور پیشین امریکا، گفته بودند که واکسین کرونا را در مقابل دوربین‌ها دریافت خواهند کرد.

    مایک پنس، معاون دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا و نانسی پلوسی، رییس‌ مجلس نمایندگان در برابر دوربین‌ها واکسین کرونا را دریافت کرده بودند.

    روند تطبیق واکسین کرونای شرکت تولیدی فایزر و به تازگی مدرنا، هفته‌ی پیش آغاز شده بود. مقام‌های صحی امریکا می‌گویند که تا هنوز بیش از ۹ میلیون دوز واکسین کرونا توزیع شده و گمان می‌رود دست‌کم نیم میلیون امریکایی نخستین واکسین کرونا را دریافت کرده باشند.

    جو بایدن، تا ۳۰ روز دیگر (۲۰ جنوری) رسما ریاست‌جمهوری اش را آغاز می‌کند. او پیش از این گفته بود، در ۱۰۰ روز نخست ریاست‌جمهوری ۱۰۰ میلیون دوز واکسین کرونا را در کشور توزیع و تزریق می‌کند.

    جو بایدن با ۷۸ سال سن، در گروه بزرگ‌سالان قرار دارد. دونالد ترامپ هم در گروه بزرگ‌سالان قرار دارد. او که ماه اکتبر بیمار شده بود و به مدت سه روز در شفاخانه بستری بود، تا هنوز واکسین کرونا را دریافت نکرده است.

    جو بایدن در حالی واکسین کرونای شرکت فایزر را دریافت می‌کند که مقام‌های صحی امریکا روز یک‌شنبه (۱۹ دسامبر) گفته بودند شاهد حساسیت‌های پس از ترزیق نخستین دوز واکسین کرونای شرکت فایزر در افراد بوده اند.

    آخرین آمار نشان می‌دهد که بیش از ۱۷٫۸ میلیون نفر به ویروس کرونا مبتلا و ۳۱۷ هزار نفر دیگر در اثر این بیماری جان باخته اند.

  • انفجار در کابل 7 کشته و زخمی برجای گذاشت

    انفجار در کابل 7 کشته و زخمی برجای گذاشت

     پولیس کابل می‌گوید در انفجار ماین در مربوطات ناحیه هفتم شهر کابل، پنج تن کشته و دو تن دیگر زخمی شدند.

    فردوس فرامرز، سخنگوی پولیس کابل گفت این انفجار حوالی ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح روز سه‌شنبه، دوم جدی در منطقه «دوغ‌آباد» رخ داده است.

    او افزود در این انفجار، پنج تن به شمول چهار داکتر زندان پل‌چرخی کشته و دو تن دیگر زخمی شدند.

    گفتنی است در روزهای اخیر، میزان انفجارها در شهر کابل افزایش یافته است.

    دو روز پیش نیز موتر حامل خان‌محمد وردک، عضو مجلس نمایندگان هدف قرار گرفت و نه تن کشته و نزدیک به ۵۰ تن دیگر زخم برداشتند.

  • رییس اتحادیه‌ی خبرنگاران غزنی ترور شد

    رییس اتحادیه‌ی خبرنگاران غزنی ترور شد

    مسئولان محلی در ولایت غزنی، می‌گویند رحمت‌الله نیک‌زاد، رییس اتحادیه‌ی خبرنگاران غزنی و خبرنگار تلویزیون الجزیره و آسوشیتدپرس، از سوی تفنگ‌داران ناشناس ترور شده است.

    نصیراحمد فقیری، رییس شورای ولایتی غزنی، می گوید این رویداد، دوشنبه شب (۱ جدی)، در ساحه‌ی خواجه‌حکیم حوزه‌ی اول امنیتی شهر غزنی رخ داده است.

    تا اکنون فرد و یا گروهی مسئولیت این رویداد را به عهده نگرفته؛ اما طالبان ترور آقای نیک‌زاد را محکوم کرده است.

    این پنجمین خبرنگار و کارمند رسانه‌ای است که در جریان نزدیک به ۲ ماه گذشته در افغانستان کشته می‌شود. پیش از این، ملاله میوند، خبرنگار رادیو و تلویزیون خصوصی انعکاس در ننگرهار، الیاس داعی، خبرنگار رادیو آزادی در ولایت هلمند، یما سیاووش، گوینده‌ی پیشین طلوع‌نیوز در کابل نیز کشته شده بودند.

    هم‌چنان به تازگی، فردین امینی، گوینده‌ی آریانانیوز نیز به گونه‌ی مرموز در کابل جان باخت.

    این همه در حالی است که بر اساس معلومات وزارت داخله، از سال ۱۳۸۰ خورشیدی تا اکنون، ۱۳۵ پرونده‌ی قتل خبرنگاران در افغانستان ثبت شده است. تنها در سال جاری خورشیدی، ۱۱ خبرنگار در افغانستان کشته شده اند.

  • نمایندگان مجلس: غنی پادشاه و رولا ملکه افغانستان نیست

    نمایندگان مجلس: غنی پادشاه و رولا ملکه افغانستان نیست

    میررحمان رحمانی، رییس مجلس نمایندگان، می‌گوید رولا غنی، همسر رییس‌جمهور غنی، توهین و بی‌حرمتی نابخشودنی‌ای را نسبت به پارلمان افغانستان مرتکب شده است.

    آقای رحمانی که روز دوشنبه (۱ جدی)، در نشست عمومی مجلس نمایندگان سخن می‌زد، گفت رولا غنی در گفت‌وگوی اخیرش با رادیو آزادی، به جای رعایت کردن قلمرو صلاحیت‌های قوه‌ی مقننه و احترام به اراده‌ی مالکان اصلی حاکمیت، بی‌حرمتی و توهین نابخشودنی را مترکب شده است.

    او گفت رای دادن و رای ندادن، حق هر کدام از نمایندگان مردم است و هیچ کس و هیچ مقامی حق ندارد این آزادی را از نمایندگان سلب یا آنان را تحقیر کند.

    آقای رحمانی، افزود: «افرادی که واجد شرایط وزارت و ریاست نبودند، از این فیلتر گذشته نتوانستند، به هیچ عنوان مشروعیت انجام وظیفه را ندارند و کسی حق ادامه انجام کار را به وزیران و روسا داده نمی‌تواند. بخصوص از جانب خانم رییس‌جمهور که هویت و موقعیت حقوقی و اداری شان در هیچ سندی تاهنوز روشن نشده است.»

    به گفته‌ی او، مجلس نمایندگان اجازه نمی‌دهد که اشخاص غیرمسئول و مجهول المسئولیت، به اراده‌ی مردم توهین کنند.

    آقای رحمانی، از رییس‌جمهور غنی خواست که هرچه زودتر رییس و وزرای جدید را برای وزارت‌خانه‌ها و بانک مرکزی برای گرفتن رای اعتماد از مجلس نمایندگان معرفی کند.

    حبیب‌الرحمان پدرام، عضو مجلس نمایندگان نیز، گفت: «بانوی اول یعنی چه؟ در کجای قوانین آمده است؟ رولا غنی فکر می‌کند که غنی پادشاه این مملکت است و او هم ملکه؛ اما زهی خیال باطل، این لقب هیچ جایگاه حقوقی در قوانین افغانستان ندارد و اظهارات این خانم باید از طریق مراجع عدلی و قضایی مورد پیگرد قرار گیرد.»

    گفتنی است که رولا غنی، اخیرا در گفت‌وگو با رادیو آزادی، مجلس نمایندگان را به میدان خرید و فروشی تشبیه کرده بود که به باور او، سبب شده که ارزش نهاد پارلمان پایین بیاید. بانو غنی، گفته بود که نمایندگان مجلس، در بدل دریافت پول به نامزدوزرای کابینه رای اعتماد داده‌اند.

    با این حال، ارگ ریاست‌جمهوری، گفته است که از اظهارات اخیر بانو غنی در مورد پارلمان، تعبیر سوء شده است. فاطمه مورچل، معاون سخن‌گوی ریاست‌جمهوری، روز دوشنبه (۱ جدی)، در یک پیام ویدیویی گفت بانو غنی، مانند سایر مردم افغانستان از کار پارلمان انتقاد کرده و از حرف‌هایش تعبیر سوء شده است.

  • امریکا: در صورت حمله ایران در سالگرد سلیمانی آماده واکنش هستیم

    امریکا: در صورت حمله ایران در سالگرد سلیمانی آماده واکنش هستیم

    جنرال مکنزی، فرمانده‌ی مرکزی نیروهای امریکا (سنتکام) گفت اگر ایران بخواهد در سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی حمله کند، امریکا آماده‌ی واکنش است.

    جنرال مکنزی که پیش از سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی به شماری از کشورهای منطقه سفر کرده است؛ می‌گوید: «ما آماده‌ایم، از خودمان، دوستان مان و شریک‌های مان در منطقه دفاع کنیم و در صورت نیاز واکنش نشان دهیم.»

    سنتکام، عملیات نظامی را در خاورمیانه، شمال افریقا و آسیای میانه به عهده دارد.

    سفرهای اخیر جنرال مکنزی به بغداد، سوریه و اردن، نشان می‌دهد که امریکا آماده‌ی واکنش به هر نوع حمله از سوی ایران است.

    هفته‌های پیش نیز، جنرال مارک میلی، رییس ستاد مشترک ارتش امریکا، به افغانستان، اسراییل، عربستان و قطر سفر کرده بود و تا زمانی که از آن‌ کشورها بیرون نشد، سفرش مخفی نگهداشته شده بود.

    آقای مکنزی در حالی از آمادگی امریکا در برابر حملات ایران خبر می‌دهد که شامگاه یک‌شنبه (۳۰ قوس/ ۲۰ دسامبر) سفارت امریکا در بغداد هدف حملات موشکی قرار گرفت. مقام‌های امنیتی شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران را عامل این حملات موشکی خواندند.

    قاسم سلیمانی، فرمانده‌ی نیروی قدس سپاه پاسداران، ۱۳ جدی سال ۱۳۹۸ توسط هواپیماهای بی‌سرنشین امریکا در عراق  کشته شد. مقام‌های ایران پس از کشته شدن او، بارها از انتقام گرفتن سخن گفته اند.

    علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در دیدار با ستاد بزرگ‌‌داشت سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی، گفت که قاتلان سردار سلیمانی باید انتقام پس بدهند.

  • انفجار در کابل دو زخمی برجای گذاشت

    انفجار در کابل دو زخمی برجای گذاشت

    فرماندهی پولیس کابل تأیید می‌کند در نتیجه‌ی یک انفجار در شهر کابل، دو نفر زخمی شده‌اند.

    فردوس فرامرز، سخن‌گوی فرماندهی پولیس گفت این رویداد حوالی ساعت ۱۰:۱۵ صبح امروز (دوشنبه، ۱ جدی) در مربوطات ناحیه‌ی دوزادهم شهر کابل رخ داده است.

    او افزود زخمیان شامل یک غیرنظامی و یک منسوب امنیتی اند.

    به گفته‌ی فرامرز، این انفجار ناشی از ماین مقناطیسی بوده است که یک موتر نوع «رنجر» نیروهای دولتی را هدف قرار داده است.

    هنوز مسئولیت این رویداد را شخص و یا گروهی به عهده نگرفته است.

    این درحالی است که روز گذشته، کاروان موترهای خان‌محمد وردک، عضو مجلس نمایندگان نیز در ساحه‌ی «سپین‌کلی» حوزه‌ی پنجم امنیتی شهر هدف انفجار قرار گرفت.

    براساس اعلام دفتر معاونت نخست ریاست‌جمهوری در این رویداد، ۱۰ نفر کشته و ۵۲ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

    هنوز شخص و یا گروهی مسئولیت این حمله را به عهده نگرفته است. گروه طالبان اما دست‌داشتن در این حمله را رد کرده است.

  • معاون شورای عالی مصالحه ملی: نظام پسا طالبان و آتش بس از موضوعات جنجال برانگیز در مذاکرات صلح می باشد

    معاون شورای عالی مصالحه ملی: نظام پسا طالبان و آتش بس از موضوعات جنجال برانگیز در مذاکرات صلح می باشد

     اسدالله سعادتی، معاون دوم ریاست شورای عالی مصالحه‌ی ملی، می‌گوید آتش‌بس و نظام پساصلح از موضوعات چالش ‌برانگیز در مذاکرات صلح خواهد بود.

    سعادتی که روز دوشنبه، یکم جدی در نشستی زیر نام «جوانان و چشم‌انداز صلح افغانستان» در کابل سخنرانی می‌کرد، این دو موضوع چالش‌ برانگیز شامل آجندای مذاکرات را توضیح داد.

    معاون دوم ریاست شورای عالی مصالحه‌ی ملی گفت آتش‌بس در صدر آجندای دولت جمهوری افغانستان برای مذاکره با گروه طالبان قرار دارد، اما این موضوع در ذیل آجندای طالبان نیز جا گرفته است.

    سعادتی بحث روی آتش‌بس را چالش‌ برانگیز توصیف کرد.

    از جانب دیگر، اسدالله سعادتی گفت که بحث روی نظام پساصلح نیز در جریان مذاکرات، چالش‌ برانگیز خواهد بود.

    به گفته او، گروه طالبان هرچند عنوان امارت اسلامی را برداشته است، اما نظام مطلوب این گروه که آن را زیر نام «نظام اسلامی» مطرح می‌کند، به لحاظ ماهیتی همان نظام امارت است.

    معاون شورای عالی مصالحه ملی گفت که طالبان مولفه‌ها‌ و عناصر نظام مطلوب‌شان را توضیح نداده است.

     او تأکید کرد که جمهوریت و انتخابی بودن نظام از ازرش‌هایی غیر قابل تعویض است، اما روی سایر مسایل امکان گفت‌وگو منتفی نیست.

    اسدالله سعادتی برقراری صلح در افغانستان را دشوار خواند و افزود که این دشواری به دلیل فاصله‌ای است که بین دو گفتمان «امارت و جمهوریت» وجود دارد.

    او گفت که برای تقویت موضوع هیأت مذاکره‌کننده در جریان گفت‌وگوها نیاز است که منطق جنگ طالبان از لحاظ سیاسی و دینی زیر پرسش برود.

    سعادتی تأکید کرد که صلح پایدار با تأمین عدالت ممکن است و حقوق همه‌ شهروندان از جمله زنان باید در آن رعایت و تأمین شود.

    معاون شورای عالی مصالحه‌ی ملی از جانب دیگر تأکید کرد که باید مذاکرات در زمان تعیین‌شده آن برگزار شود و تأخیر در شروع مجدد مذاکرات به نفع نیست.

    هیأت‌های مذاکره‌کننده دولت و طالبان توافق کرده‌اند که پس از وقفه ۲۰ روزه مذاکرات را در شانزدهم ماه جاری از سر بگیرند.

    این مذاکرات به هدف مشورت در مورد آجندای مورد بحث آن به تأخیر افتاده است.

  • نبیل: جمهوریت 4+1 از وحشت داعش و طالب استفاده ابزاری می کند

    نبیل: جمهوریت 4+1 از وحشت داعش و طالب استفاده ابزاری می کند

    رحمت‌الله نبیل، رئیس پیشین امنیت ملی کشور می‌گوید حکومت فعلی راه جمهوری دموکراتیک و دولت اسلامی را می‌پیماید و این زورآزمایی‌ها در برابر مردم نتیجه نمی‌دهد.

    آقای نبیل در یک رشته توییتی روز گذشته (یک‌شنبه، ۳۰ قوس) در واکنش به برکناری سخنگوی والی تخار از سوی ریاست جمهوری به دلیل تایید تلفات غیرنظامیان در حمله هوایی نیروی هوایی ارتش به رسانه‌ها، گفت با ایجاد فضاى ترس و اختناق هرگز نمی‌توان مردم افغانستان را مهار کرد.

    وی خطاب به حکومت تاکید کرد اگر روش‌های استبدادی و تحکم‌خویی نتیجه می‌داد، امروز نه نوبت به جمهوریت شما می‌رسید و نه به امارت اسلامی طالبان.

    رئیس پیشین امنیت ملی کشور خاطرنشان کرد پیش از حکومت فعلی، این زورآزمایى‌ها زیر نام جمهوری دموکراتیک و دولت اسلامى در برابر مردم افغانستان صورت گرفته‌اند.

    به باور آقای نبیل، گروه طالبان و داعش در میان مردم وحشت می‌آفرینند، اما «جمهوریت (۴+۱)» از این وحشت و دهشت آنان استفاده سیاسی و ابزاری می‌کند.

    این مقام پیشین امنیت ملی کشور از حکومت می‌خواهد با این حرکات ناسنجیده خود داعیه طالبان و داعش را در افغانستان تقویت نکند.

    به گفته او، هر دو جانب جنگ افغانستان باید فضای التهابی کشور و منطقه را درک کنند، در غیر آن صورت شهروندان افغانستان در برابر هردو پدیده ویرانگر و بیگانه قیام خواهند کرد.

    آقای نبیل بیان داشته‌است که این‌بار قیام بنام دین، مذهب، چپی، راستی، قوم و تبار نه، بلکه این قیام بنام اکثریت وطن‌دوست در برابر اقلیت خائن و جداسازى این صف خواهد بود.

    این اظهارات آقای نبیل در حالی صورت می‌گیرد که ارگ ریاست جمهوری با ارسالی مکتوبی به اداره ارگان‌های محل، گفته‌است از این پس پست سخنگویان ولایات لغو و مسئولیت اطلاع‌رسانی به شخص والی هر ولایت محول می‌شود.

    این تصمیم رئیس‌جمهور زمان صورت گرفت که سخنگوی والی تخار به رسانه‌ها گفته‌بود، در نتیجه حمله اشتباهی نیروی هوایی ارتش بر یک مسجد ۱۲ کودک کشته و ۱۴ تن دیگر زخمی شده‌است.

    ریاست جمهوری در این مکتوب ضمن برکناری جواد هجری، سخنگوی والی تخار، تمام بست‌های سخنگویان والی‌ها را نیز لغو کرده‌است.

  • سه جستار در خصوص سیاست‌مدار، سیاست‌دان و سیاست‌باز

    سه جستار در خصوص سیاست‌مدار، سیاست‌دان و سیاست‌باز

    ما تا حال به کرات در خصوص سیاست‌مدار، سیاست‌باز و سیاست‌دان شنیده‌ایم، اما درک درستی برای تفکیک علمی و صحیح از آن‌ها در دسترس نداریم. سیاست‌مدار را تنها با ژست‌های سیاسی‌اش می‌شناسیم، در حالی ‌که سیاست‌دان را شاید کلمه نادرست از لحاظ قواعد دستوری زبان تلقی کنیم. از سیاست‌باز نیز برداشت مشخص داریم. اما اگر دقت کنیم، در می‌یابیم که سیاست‌مدار با سیاست‌باز و سیاست‌دان، تفاوت کلی در نحوه عمل‌کرد، اهداف، اندیشه و حتا دانش سیاسی دارد. سیاست‌مدار کسی است که بر‌اساس عدل و انصاف سیاست و تدبیر کند و حضور کارآمد او در عرصه سیاست، عامل هدایت است. ‌این برداشت از سیاست، محتوای دینی دارد. سیاست‌دان کسی است که آشنایی به علم سیاست دارد، اما تدبیر عملی ندارد. سیاست‌باز اهل خدعه و نیرنگ است و معیاری برای حق و باطل ندارد. سیاست در این معنا بر هیچ مبنای ارزشی استوار نیست. برای درک این موضوع اگر به عمل‌کرد‌‌ها و روش‌های سیاسی دولت‌مردان خود نظری بیندازیم، در‌می‌یابیم که سیاست‌مدار کیست، سیاست‌باز کیست و سیاست‌دان در کجای جامعه ما قرار دارد.

    در دنیای سیاست، ممکن این پرسش در اذهان بسیاری تداعی شود که چرا واژه سیاست قربانی هوس‌بازی‌‌‌های بشری شده است، به گونه‌‌ای که امروزه کلمه سیاست برای مردم عموماً و دانایان خصوصاً، یک حالت وحشت‌انگیز را همراه نیرنگ، دروغ و… ترسیم می‌‌کند. این‌جا است که سیاست‌مداری، سیاست‌دانی و سیاست‌بازی با هم خلط می‌‌شود. برای تفکیک و تبیین آن‌ها، ‌نخست باید دانست که سیاست و سیاست‌مداری چیست.

    نخست: سیاست و سیاست‌مداری در لغت کاربردهای متنوعی دارد؛ مهم‌ترین آن‌ها پرورش، پروراندن، ریاست، سرپرستی، فرمان، دستور، امر و نهی و تدبیر امور است. البته بین همه این کاربردهای به ظاهر مختلف، تناسب، هماهنگی و ارتباط عمیقی وجود دارد. مثلاً رییس برای پرورش افراد، به تدبیر امور پرداخته و فرمان‌ها و دستورهای خاصی صادر می‌کند. در این عبارت همه کاربردهای سیاست در ارتباط با یک‌دیگر آمده‌اند. برای اصطلاح سیاست تعریف‌‌های گوناگونی ارایه شده است. در یک جمله، سیاست، هدایت جامعه به خیر و صلاح، کمال و فلاح است و سیاست‌مدار واقعی به کسی گفته می‌شود که دارای شناخت کامل از انسان و نیازهای او بوده و از اوضاع جهانی و روند سیاست‌های حاکم بر جوامع مختلف آگاه باشد و روشی را برگزیند که جامعه خود را در عزت و اقتدار به راه کمال هدایت کند. این سیاست ارزش است، جامعه به آن ضرورت دارد و کار چنین سیاست‌مداری عبادت است.

    دوم: انحراف سیاست از معنای واقعی آن، سیاست‌بازی است و آن عبارت است از یک‌سری نیرنگ‌‌ها و دسیسه‌‌هایی که سیاست‌بازان در راه پیش‌برد هدف سلطه‌جویانه خود به کار می‌‌گیرند. سیاست‌بازی از جمله واژه‌هایی است که به جهت کاربرد زیاد آن در فرصت‌طلبی‌ها، نیرنگ‌‌‌ها، دروغ‌‌ها، زورگویی‌‌ها‌… و استخدام هر‌گونه وسایل در راه رسیدن به هر هدفی که برای سیاست‌بازان خودکامه مطلوب تلقی شود، بدترین معنا را در ذهن شنونده تداعی می‌‌کند. در این نگاه، جهان و انسان‌ها وسیله منفعت‌طلبی افراد خودکامه هستند و اصل «هدف وسیله را توجیه می‌‌کند» شعار اصلی سیاست‌‌بازان است. در این نگاه، مرد سیاست کسی است که در ارایه نقشه‌‌ها برای رسیدن به اهداف سیاسی، ماهرتر باشد، هر‌چند عدالت اجتماعی پایمال گردد، ارزش‌‌ها نابود شود و پیمان‌ها نقض گردد.

    سوم: سیاست‌مدار کسی است که بر‌اساس عدل و انصاف سیاست و تدبیر کند و حضور کارآمد او در عرصه سیاست، عامل هدایت است. ‌این برداشت از سیاست، محتوای دینی دارد (عینیت دیانت و سیاست). سیاست‌دان، کسی است که آشنایی به علم سیاست دارد، اما تدبیر عملی ندارد. سیاست باز اهل خدعه و نیرنگ است و معیاری برای حق و باطل ندارد. سیاست در این معنا بر هیچ مبنای ارزشی استوار نیست و هدف، وسیله را توجیه می‌‌کند. بارزترین مشخصه آن تشخیص هدف و به دست آوردن آن از هر راه ممکن، حتا ابزار نامشروع است.

    در جامعه ما سیاست‌باز رواج بیش‌تر دارد. می‌گویند فلان سیاست‌باز یا رییس جمهور خیلی زرنگ و سیاست‌مدار است که توانست همه را راضی نگهدارد، در حالی که قیمت و هزینه بر‌آورد‌های شخصی‌اش، تباهی یک ملت است که با انجام آن اجازه داده علاوه بر یک اقتدار مرکزی، جزایر قدرت شکل بگیرد و دولت مرکزی را به چالش بکشد. آن سیاست‌باز، فقط خواسته خود را حفظ کند و از هر وسیله‌ای برای تداوم در قدرت و حفظ و بسط آن، با هر کسی و در هر جایی، معامله کرده است. سیاست‌باز واقعی همان دلالی است که برای رسیدن به اهدافش، حاضر است اصول و ارزش‌های بنیادی و فکری خود را کنار گذاشته و وارد ننگین‌ترین معاملات در بستر زمان شود.

    8am