نویسنده: Raha News Agency

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! قسمت ۴

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! قسمت ۴

    معراج پیامبر اسلام از فلسطین:

    علاوه بر اینکه قدس نخستین قبلهٔ مسلمانان بود، ده سال پس از مبعث رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله، پروردگار یکتا، پیامبر خود را شبانه به مسجدالاقصی در فلسطین برد و از آنجا به آسمان عروج داد.
    در سال ۱۶ ه. ق مسلمانان فلسطین را فتح کردند و اغلب مردم این دیار اسلام آورده و در فتوحات اسلامی در شام، مصر و مغرب شرکت جستند.
    اصالت عربی و فتوحات مسلمانان، اثر به سزایی در سازگاری مردم این دیار با اسلام داشت.
    در زمان فتح قدس، هیچ یهودی‌‏ای در شهر وجود نداشت چرا که به وسیلهٔ مسیحیان از ورود به آن منع شده بودند و از سویی آنان با مسلمانان شرط کرده بودند که از ورود آنها (یهودیان) به قدس جلوگیری کنند.
    بدین ترتیب مسجدالاقصی، سومین حرم شریف گشت و فلسطین، به استثنای دورهٔ اشغال به وسیله صلیبی‌‏های قرون وسطی (۱۰۹۹ م) – که سرانجام به دست صلاح‌الدین ایوبی (۱۱۸۷ م) آزاد شد – پیوسته بخشی از خلافت اسلامی بود.
    فلسطین و قدس دیگربار و به دنبال اشغال فرانسوی‌‏ها، به رهبری ناپلئون- که توانسته بود برای مدتی کوتاه چند شهر فلسطینی را به اشغال درآورد به آغوش مسلمانان بازگشت.
    احمد پاشا الجزار، فرمانده شهر عکا و نیروهای فلسطینی‌‏ تحت امر او، توانستند در سال ۱۷۹۹ م. ناپلئون را شکست داده و او را وادار به فرار کنند.
    ناپلئون در زمان خروج از فلسطین، این جمله را بر زبان راند: «آرزوهایم (برپایی امپراتوری در این منطقه عربی) را پای دیوارهای عکا به خاک سپردم».
    گفتنی است ناپلئون از یهودیان جهان و بقایای آنها در فلسطین خواسته بود، در کنارش بجنگند و در مقابل برایشان دولتی در فلسطین دایر کند که حامی منافع فرانسه در منطقه باشد.

    داکتر سیدعلی موسوی چکاوک

  • آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    تلاش های دولت آمریکا برای متقاعد نمودن طالبان جهت شرکت در نشست استانبول، کماکان ادامه دارد.طی چند روز گذشته تماس‌های متعددی در سطوح مختلف با دولت پاکستان به عمل آمده تا این کشوربا استفاده از نفوذ خود‌ بر روی طالبان، این گروه را برای شرکت در نشست استانبول متقاعد نماید. سایر متحدین آمریکا در ناتو قبل از این اعلام کرده بودند که اعضای ناتو با هم وارد افغانستان شده اند و با هم از افغانستان خارج می‌شوند و از این طریق نارضایتی خود را از خروج زود هنگام از افغانستان اعلام کرده بودند. ولی با اعلام آغاز خروج آمریکا، بر مبنای توافق قبلی با طالبان در طی روز گذشته اعلام کردند علیرغم نارضایتی از تصمیم آمریکا، ولی با این تصمیم همراهی نموده و آنها نیز نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهند کرد.

    این موضوع همچنین این واقعیت را آشکار کرد که اعضای ناتو فقط نقش تامین کننده سرباز و تجهیزات مورد نیاز آمریکا را بر عهده دارند و جایگاهی در تصمیم گیری های کلان آمریکا در قالب ناتو ندارند. در چنین شرایطی طالبان، پیروزی خود بر آمریکا را بیش از هر زمان دیگر مشاهده و حس می کنند. از این رو، هیچ امیدی به اینکه طالبان از خواسته‌های حداکثری خود کوتاه بیایند وجود ندارد.

    به این ترتیب، طالبان این پیام را به دولت بایدن داده که اگر توافقنامه دوحه و به خصوص خروج کامل نیرو‌های امریکایی از افغانستان محقق نشود، نه تنها طالبان حاضر نمی‌شود در نشست استانبول یا هر فرایند صلح دیگری شرکت کند، بلکه امریکا باید آماده دور دیگری از حملات طالبان به نیروهایش باشد؛ و دور تازه‌ای از جنگ با طالبان به هیچ وجه در اولویت‌های دولت بایدن نیست.

    اینکه رئیس جمهور آمریکا قبل از اجلاس استانبول موضوع خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان را اعلام می نماید در واقع فشار به دولت افغانستان است که به راه حل ارائه شده از سوی دولت آمریکا که بارها توسط آقای خلیل زاد به سران دولت اعلام شده، رضایت بدهد. هدف آمریکا از تشکیل دولت موقت با مشارکت طالبان آن است که ارزیابی آنها بر این مبناست که بعد از خروج آمریکا دولت افغانستان فرو می ریزد و طالبان از طریق جنگ به قدرت می رسند. لذا تیم سیاست خارجی بایدن، می خواهند زمینه‌ای فراهم کنند که طالبان از طریق مسالمت آمیز وارد کابل شوند تا آمریکا اوضاع را از طریق نمایندگی طالبان در کنترل داشته باشد و پایگاه های مورد نظر خود را کماکان به منظور بهره برداری ژئوپلتیک حفظ نماید.

    به هر تقدیر،اعلام رسمی خروج بدون قید و شرط آمریکا از افغانستان را باید ثبت شکستی دیگر برای تاریخ لشکرکشی‌های ناموفق آمریکا به نقطه‌ای در خارج از مرزهای این کشور و همچنین مصداق دیگری بر باطل بودن افسانه شکست ناپذیر بودن نیروهای آمریکایی با آن همه تجهیزات پیشرفته دانست.

    اما در عین حال بر این نکته نیز باید تاکید داشت که هرگونه خروج بدون توافق منجر به فاجعه ای دردناک در افغانستان خواهد شد که بی ثباتی سیاسی و آغاز جنگ داخلی قطعی ترین پیامد خروج غیر مسوولانه و پیش از توافق است؛ و فراموش نباید کرد که مسئولیت این جنگ بر عهده دولت آمریکا و سایر متحدین آن در ناتو می باشد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • دورنمای سیاست خارجی چین

    دورنمای سیاست خارجی چین

    مهم‌ترین رویدادهای سیاست خارجی چین پس از اپیدمی کرونا، جنگ نرم چین و آمریکا برای تصویرسازی از یک الگوی حاکمیت مقتدر و کارآمد در عبور سریع و کامل از بحران‌ها بوده است. چین که بارها از سوی دولت‌های غربی به استبداد و نقض حقوق بشر در یک ساختار تمرکزگرای غیردموکراتیک متهم می‌شد، این بار توانست در برابر ناکارآمدی الگوهای لیبرال‌دموکراتیک در آمریکا و بریتانیا، در روایت رسانه‌ای، موفق‌تر عمل کند. به‌ویژه در مقابل این کارآمدی، آمار کرونا در ایالات متحده روزبه‌روز افزایش یافت و دولت ترامپ بی‌توجه به این امر، سیاست‌های متناقضی در پیش می‌گرفت. این رویداد، نقطه عطف مهمی در روند جنگ تجاری چین و آمریکا بود که از ۲۰۱۷ آغاز شد ولی در پایان ۲۰۱۹ با عقد قراردادی، آرام گرفت. ولی نبرد روایت‌ها در خصوص کرونا، آن روند را نیز به تنش واداشت، چنان‌که به نبردی دیپلماتیک و نهایتاً تعطیلی متقابل کنسولگری‌های‌شان انجامید.

    شیوع ویروس کرونا، فرصت‌هایی برای سیاست خارجی چین به همراه داشت. بازگشت زندگی عادی به چین پس از مهار کرونا، موفقیت بزرگی بود که می‌تواند مقدمه‌ای برای جلب توجه کشورهای در حال توسعه به سوی الگوی حکم‌رانی چینی بر مبنای تقدم توسعه بر دموکراسی، باشد. چین پس از عبور از بحران در داخل سعی کرد به مثابه منجی در خارج عمل کند. این موفقیت‌ها به ایجاد زمینه‌ای کمک کرد که چین با ارائه کمک‌های پزشکی و دارویی، دیپلماسی عمومی قدرتمندی از خود به نمایش بگذارد. این مسأله در تقویت نقش بین‌المللی چین به عنوان قدرتی مؤثر در کمک به عبور جهان از بحران‌های انسانی نقشی جدی داشت.

    چین هم‌زمان با رشد اقتصادی روزافزون درصدد گسترش روند توسعه عمق راهبردی در مناطق ژئوپلتیک جهان برآمده است. یکی از مهم‌ترین نمونه‌های توسعه روابط چین در غرب آسیا، همکاری در چرخه سوخت هسته‌ای عربستان در سال گذشته بوده که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در گزارشی پرده از آن برداشتند. مورد مهم دیگر فرآیند عقد قرارداد تجاری راهبردی با ایران است که پایه‌های حضور چین در آینده سیاسی منطقه را مستحکم‌تر کرده و امکانی برای میانجی‌گری در منازعات منطقه‌ای بازیگران درگیر ایجاد خواهد کرد. این دو رویداد سبب خواهد شد روند تعمیق حضور چین در آسیای غربی گسترش یابد. پکن به دلیل روابط اقتصادی با عمده بازیگران اعم از ایران، عربستان، ترکیه و حتی اسراییل، موقعیت بهتری برای گسترش نفوذ سیاسی‌اش در آینده نسبت به آمریکا دارد. به‌ویژه که ایالات متحده درصدد خروج تدریجی نیروهای نظامی‌اش از منطقه برآید و این زمین بازی را برای چین، بی‌رقیب‌تر خواهد ساخت.

    در اروپا چین توانسته است به توفیقاتی در گسترش سرمایه‌گذاری زیرساختی در اروپای شرقی و حوزه بالکان دست یابد. به همین دلیل هر چند که با شیوع کرونا، رسانه‌های اروپایی و آمریکایی بیش‌ازپیش بر طبل چین‌هراسی کوبیدند و توانستند افکار عمومی کشورهای اروپای مرکزی و غربی را تا حدی همراه کنند ولی در اروپای شرقی و جنوبی توفیق کمتری داشتند. علاوه بر اینکه عقد توافق سرمایه‌گذاری جامع چین و اروپا در زمستان سال گذشته نیز نشان داد که قدرت اقتصادی چین بر جنگ رسانه‌ای آمریکا و بعضی قدرت‌های اروپای غربی غلبه کرده است که یکی از دلایل آن را می‌توان در افزایش فاصله دو سوی آتلانتیک در دوران ترامپ جستجو کرد.

    چین در عین سیاست‌های توسعه‌طلبانه در عرصه دور، از عرصه جغرافیای نزدیک خود غافل نیست. در تابستان سال گذشته مانورهای نظامی متقابل آمریکا و چین در دریای چین جنوبی نشان داد که نبرد تجاری طرفین می‌تواند با تشدید اختلافات راهبردی به تقابل‌های نظامی نیز تسری یابد.

    توسعه همکاری‌های تجاری و مالی با آمریکای لاتین بخش دیگری از سیاست خارجی پکن در سال گذشته بود که نگرانی اتاق‌های فکر و نخبگان ایالات متحده را برانگیخت. توسعه روابط دولت چین در عمق راهبردی آمریکا را می‌توان پاسخی به مداخله‌جویی‌های واشنگتن در خاور دور و به‌ویژه حوزه پیرامونی چین قلمداد کرد. در این میان دولت‌های بولیوی، کوبا و ونزوئلا با گرایش‌های چپ‌گرایانه که تحت فشارهای تحریمی آمریکا و اروپا هستند، بیشتر به سمت جلب فرصت‌های سرمایه‌گذاری چین پیش رفته‌اند. در عین حال که چین در سال گذشته توانست بزرگ‌ترین شریک تجاری برزیل، پرو، آرژانتین، شیلی و اوروگوئه شود.

    تقویت روند روابط دوجانبه با روسیه به عنوان دو قدرت بزرگ مخالف هژمونی آمریکا، بُعد دیگری از سیاست خارجی چین در سال های اخیر بوده است. دو کشور که چندین سند همکاری در خصوص انتقال فناوری‌های نسل نوی اینترنت، تجارت الکترونیک، برنامه هسته‌ای و حوزه کشاورزی به امضا رسانده بودند، در سال گذشته گفت‌وگوهایی پیرامون انتقال انرژی از جمله احداث خطوط لوله گاز و انرژی‌های برق و زغال سنگ نیز به انجام رساندند. روند این ائتلاف که با سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه ترامپ افزایش یافته بود، با تشدید تنش‌های چین با آمریکا در شرق دور و روسیه با کشورهای غربی در شرق اروپا، بیش‌ازپیش گسترش یافت. قدرت نظامی مسکو در کنار توان اقتصادی چین، دو مؤلفه‌ای بود که هژمونی اروپا و آمریکا را به چالش کشید و به دلیل برخی اختلافات دو سوی اقیانوس اطلس و هم‌چنین در میان کشورهای اتحادیه اروپا، سیاست مؤثری در مقابل آن اتخاذ نشد.

    کوتاه سخن این که تحولات سیاست خارجی پکن در سال ۱۳۹۹ نشان می‌دهد جمهوری خلق چین از سیاست خارجی «اول آمریکا»ی ترامپ و افتراق در جبهه دولت‌های غربی برای توسعه نفوذش در جهان و هم‌چنین ارتقای سطح نفوذش از حوزه اقتصادی به سیاسی و دیپلماتیک استفاده کرده است. ولی احتمال دارد که با استقرار دولت بایدن و تقویت اتحاد آمریکا و اروپا، سویه تدافعی در سیاست خارجی چین نسبت به سویه تهاجمی آن، مقداری تقویت شود. برای مثال افزایش تعداد کلاهک‌های هسته‌ای با احتیاط بیشتری دنبال خواهد شد. همچنین احتمال تشدید رویکردهای مداخله‌جویانه ایالات متحده در شرق دور و به‌ویژه مناطق پیرامونی چین مانند تایوان، هنگ کنگ و تقویت همکاری متحدانی مانند هند، کوریا، جاپان و استرالیا علیه پکن در دولت بایدن وجود دارد. به‌خصوص که تشدید فشارها بر چین از مسائلی است که اجماع نسبی در هر دو حزب در کنگره بر آن وجود دارد و به همین دلیل چین از فرصت رفتارهای نامتعارف و در مواردی تصمیم‌های شخصی ترامپ بی‌بهره است. این بار سیستم آمریکا با یکپارچگی بیشتری در برابر سیاست‌های داخلی، دیپلماتیک و تجاری چین خواهد ایستاد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    روسیه به دلیل برتری‌های نظامی و سیاسی در آسیا و شرق اروپا، قدرت مهمی به شمار می‌رود. در ابعاد دیپلماتیک، روسیه در روند توسعه نفوذ منطقه‌ای‌اش در دو پرونده یعنی بلاروس و قره‌باغ تلاش نمود تا ضمن حفظ متحدانش به آن‌ها گوشزد کند که چشم دوختن به غرب حاصلی برای آنان در پی نخواهد داشت. در پرونده سوریه و لیبی نیز در تقابل با آمریکا، اروپا و هم‌چنین ترکیه گام برداشت. در حوزه بین‌المللی نیز رویدادهای تنش‌آلودی با غرب مانند اتهام‌ها نسبت به مداخلاتش در انتخابات آمریکا و مجادله با برخی دولت‌های اروپا در پرونده‌های حقوق‌بشری به‌ویژه در مورد ناوالنی مد نظر بوده است.

    نقش روسیه در پرونده های منطقه

    بلاروس به دلیل شباهت فرهنگی و زبانی، بیش از دیگر همسایگان روسیه برای این کشور اهمیت دارد. بلاروس علاوه بر اهمیت سیاسی، اهمیت اقتصادی بالایی نیز برای روسیه دارد. زیرا از آن برای دور زدن برخی تحریم‌های غرب بهره می‌برد. هم‌چنین با سرمایه‌گذاری در حوزه نفت و گاز این کشور، اهرم‌های فشار بیشتری در برابر اروپا به دست می‌آورد. به همین دلیل، پوتین به دولت بلاروس تضمین داده که امنیت مرزی آن را تأمین می‌کند و هم‌چنین پیشنهادهایی برای کمک جهت جبران کسری بودجه این دولت ارائه داده است.

    روسیه به دلیل آن‌که خود را وارث اتحاد جماهیر شوروی قلمداد می‌کند، در بحران قره باغ نمی‌خواست که با جانب‌داری از یکی از دو جمهوری‌های بازمانده از دولت پیشین، هژمونی منطقه‌ای خود در محدوده قفقاز را خدشه‌دار سازد. در عین حال،رویکردهای غرب‌گرایانه پاشینیان، روسیه را از وی دور ساخت. از این رو،مسکو که پیش‌تر در جریان صدور قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت، پذیرفته بود که مسئله در چارچوب گروه مینسک حل‌وفصل شود، این بار در روند گسترش عمق راهبردی‌اش در ژئوپلتیک قفقاز، مستقل از غرب ورود کرده و حتی در مخالفت ضمنی با گروه مینسک، همراهی نسبی با ترکیه داشت. بنابراین درباره ارمنستان نیز مانند بلاروس، پس از مدتی ورود کرد تا این دو متحد دریابند که نهایتاً این روسیه است که پشتیبانی اصلی آنان می‌باشد و غرب تکیه‌گاه محکمی برای‌شان نخواهد بود.

    مسکو از ۲۰۱۵ با ورود نظامی به بحران سوریه از دولت مستقر به ریاست بشاراسد به حمایت پرداخت. توسعه موقعیت این کشور در حوزه دریای مدیترانه و دسترسی به آب‌های آزاد و هم‌چنین جلوگیری از استقرار متحدان آمریکا در منطقه از مهم‌ترین دلایل اقتصادی و سیاسی روسیه برای ورود به این بحران بود. روسیه نه‌فقط در حوزه نظامی ارتش سوریه را در تسلط بر تمامیت ارضی این کشور یاری کرد که با تماس با برخی گروه‌های سیاسی مخالف دولت تلاش نمود بُعد دیپلماتیک قوی‌تری از خود در سطح منطقه به نمایش بگذارد. برگزاری جلسات کمیته قانون اساسی با پشتیبانی مسکو در تابستان ۱۳۹۹ مهم‌ترین نمود این اقدام‌ها بود. تداوم مذاکرات آستانه در سال های پسین،که آخرین جلسات آن در دلو ۱۳۹۹ برگزار شد نیز، نمود دیگری از اقدام‌های دیپلماتیک روسیه برای مدیریت بحران سوریه بود.

    لیبی پس از سقوط قذافی شاهد نبرد داخلی خون‌باری بود. از ۲۰۱۴ خلیفه حفتر از فرماندهان نظامی ارتش در برابر دولت مستقر به ریاست فائزالسراج ایستاد و از ۲۰۱۹ بخش‌های مهمی از مناطق نفت‌خیز جنوب لیبی را به تصرف خود درآورد. ترکیه و قطر از دولت سراج که گرایش‌های اخوانی در آن بروز دارد، حمایت کردند و در مقابل، مصر، عربستان و امارات به حمایت از حفتر برخاستند. روسیه نیز از مداخله در لیبی سه هدف اصلی را در پی دارد: بازیابی جایگاه بین‌المللی این دولت به عنوان بازیگری که برای حل مسائل باید به آن رجوع کرد؛ توسعه نفوذ در ژئوپلتیک دریای مدیترانه که منافع اقتصادی چشم‌گیری در حوزه انرژی دارد و سرانجام حفظ لیبی در دایره متحدان روسیه که از دیرباز در این شمول می‌گنجید. در عین حال حمایت از حفتر برای روسیه، برخلاف دیگر حامیانش، بیش از سویه‌های ایدئولوژیک، از رویکردی عمل‌گرایانه برمی‌خیزد. مخالفت با دولت مورد حمایت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و افزایش سطح تعامل با کشورهای حاشیه خلیج فارس از این دلایل است. به‌واسطه همین رویکرد عمل‌گرایانه بود که در سنبله ۱۳۹۹ پس از حمایت نظامی انقره از طرابلس و جلوگیری از سقوط پایتخت توسط حفتر، روسیه درصدد توافق با ترکیه برآمد که هر دو درصدد ثبات در لیبی برای کسب منافع اقتصادی و هم‌چنین مخالفت با گسترش نفوذ غرب در این کشور هستند.

    همکاری و تعامل با چین و تنش و تقابل با امریکا

    تقویت روابط دوجانبه با چین به عنوان دو عضو دائم شورای امنیت، بُعد دیگری از سیاست خارجی مسکو در سال های اخیر است که به واسطه رقابت هر دو با ایالات متحده در ابعاد نظامی و اقتصادی، اهمیت دارد. دو کشور که چندین سند همکاری در خصوص انتقال فناوری‌های نسل نوی اینترنت، تجارت الکترونیک، برنامه هسته‌ای و حوزه کشاورزی به امضا رسانده بودند، در سال گذشته گفتگوهایی پیرامون انتقال انرژی از جمله احداث خطوط لوله گاز و انرژی‌های برق و زغال سنگ نیز به انجام رساندند. فروش تسلیحات از جانب روسیه به چین، توسعه همکاری‌های مشترک در تولید تسلیحات جدید، همکاری‌ها در خصوص فروش نفت روسیه به چین و هم‌چنین انتقال فناوری‌های هسته‌ای، از مهم‌ترین مواردی است که نگرانی‌های تصمیم‌گیران ایالات متحده را برمی‌انگیزد.

    هم چنین از مهم‌ترین رویدادهای سیاست خارجی روسیه در سال گذشته، برگزاری انتخابات آمریکا بوده است. در ماه ثور ۱۳۹۹، کمیته اطلاعات سنای آمریکا گزارش جامعه اطلاعاتی این کشور مبتنی بر ادعای مداخله روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ ایالات متحده به نفع کمپین ترامپ را تأیید کرد. بدین‌ترتیب یکی از محورهای انتقادی کمپین تبلیغاتی دموکرات‌ها علیه روسیه، احتمال مداخله مجدد مسکو در انتخابات آمریکا بود. این ادعا نه‌فقط از سوی دموکرات‌ها بلکه از سوی برخی دولت‌مردان نیز تأیید شد. به‌گونه‌ای که رییس اف‌بی‌آی و مدیر امنیت ملی آمریکا در نشست مشترکی در میزان ۱۳۹۹ هشدار دادند که ایران و روسیه در شبکه‌های اجتماعی درصدد عملیات روانی علیه رأی‌دهندگان آمریکایی هستند. ادعاهایی که همواره از سوی کرملین تکذیب شد. این رویداد را با توجه به مزیت نسبی ترامپ بر بایدن برای روسیه می‌توان درک کرد. به‌واقع فارغ از صحت‌وسقم این ادعا، روابط شخصی نسبتاً مساعد ترامپ با پوتین و هم‌چنین سیاست خارجی «اول آمریکا»ی کاخ سفید که راه را بر توسعه‌طلبی‌های مسکو در رقابت با ناتو در اروپا، هموار می‌کرد؛ به‌وضوح نشان می‌داد مطلوبیت مسکو پیروزی ترامپ می‌باشد.

    مسئله ناوالنی نیز در سیاست خارجی روسیه تاثیر گذار است. ناوالنی با بازگشت به مسکو در ماه جدی ۱۳۹۹، بار دیگر آتش تنش را در این کشور شعله‌ور کرد. وی بلافاصله بازداشت و محاکمه شد. حامیان وی اعتراض‌های خیابانی را سامان دادند و اتحادیه اروپا در کنار آمریکا خواستار آزادی وی شدند. به نظر می‌رسد در شرایطی که خروج ناوالنی از روسیه و حضورش در آلمان، سبب فروکاستن تنش‌ها و آرامش در کشور شده بود و دولت روسیه نیز اصراری بر بازگشت وی و محاکمه‌اش نداشت، می‌توان احتمال دخالت دولت‌های غربی در ترغیب وی به بازگشت به مسکو و تنش‌آفرینی در جامعه روسیه را محتمل دانست. زیرا از یک‌سو مستمسک خوبی برای ایجاد پرونده‌های به‌اصطلاح نقض حقوق بشر در روسیه خواهد بود و از سوی دیگر سبب می‌شود دولت پوتین چندصباحی به مدیریت بحران‌های داخلی مشغول شود.

    جمع بندی و فرجام

    مسکو در سال 1399 رویه‌ای تهاجمی‌تر اتخاذ کرد و در حوزه‌های پیرامونی نزدیک(بلاروس و قره‌باغ) و دورتر(سوریه و لیبی) سعی کرد عمق راهبردی خود را گسترش دهد.

    اما مهم‌ترین متغیر در دورنمای کوتاه‌مدت سیاست خارجی روسیه، تغییر دولت در آمریکاست. تیم سیاست خارجی بایدن در عین رویکرد تعاملی در حوزه‌هایی مانند «عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای» با روسیه که آن را در تمدید توافق «استارت جدید» نمود یافته، در حوزه‌های حقوق‌بشری و سیاست‌های منطقه‌ای مسکو در شرق اروپا، رویکرد تقابل‌جویانه‌تری اتخاذ خواهد کرد. به طوری که کامالا هریس بر ضرورت بازپس‌گیری شبه‌جزیره کریمه تأکید داشته است. به نظر می‌رسد پرونده‌های حقوق‌بشری و برنامه منطقه‌ای روسیه در شرق اروپا از جمله بحران اوکراین از جمله مسائلی باشند که به سیاست‌های تهاجمی آمریکا علیه روسیه شکل دهند و روسیه نیز با توسعه برنامه موشکی‌ و عمق راهبردی‌اش در منطقه به آن پاسخ گوید. در عین حال که بر تقویت همکاری‌هایش با چین بیفزاید.

  • امریکا 1.8 میلیارد افغانی به دهاقین افغانستان قرضه می دهد

    امریکا 1.8 میلیارد افغانی به دهاقین افغانستان قرضه می دهد

    وزارت زراعت، آبیاری و مالداری افغانستان اعلام نمود ادارهٔ انکشاف بین المللی ایالات متحده امریکا ۱.۸ میلیارد افغانی قرضه را در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی برای دهاقین افغانستان در نظر گرفته است.

    به گفتهٔ وزارت زراعت و مالداری، کمک ۱.۸ میلیارد افغانی ایالات متحده امریکا پیش از هفت هزار دهقان را در سراسر افغانستان تحت پوشش قرار خواهد داد.

    پول کمک شده از سوی اداره انکشاف بین المللی ایالات متحده امریکا به همکاری صندوق انکشاف زراعتی (ADF) که توسط ایالات متحده امریکا رهبری میگردد، به دهاقین کشور اهدا خواهد شد.

    اکبر رستمی سخنگوی وزرات زراعت، آبیاری و مالداری کشور میگوید که صندوق انکشاف زراعتی ۱.۸ میلیارد افغانی ( ۲۳ میلیون دالر امریکایی) قرضه برای دهاقین افغان منظور نموده است.

    آقای رستمی علاوه نمود که این مقدار پول برای هفت هزار دهقان منظور گردیده که پروسه توزیع آن از آغاز سال روان مالی آغاز شده است.

  • چین و امریکا در مسأله تغییر آب و هوا همکاری می کنند

    چین و امریکا در مسأله تغییر آب و هوا همکاری می کنند

    این بیانیه پس از سفر جان کری، نماینده ویژه آمریکا در امور اقلیمی به شانگهای چین و انجام گفتگوهای دوجانبه میان مقامات عالیرتبه دو کشور منتشر شد.

    در این بیانیه مشترک که به امضای آقای کری و شی ژنهو، همتای چینی او رسید، آمده است: «ایالات متحده و چین متعهد می‌شوند که با یکدیگر و دیگر کشورها برای مقابله با بحران آب و هوا همکاری کنند؛ بحرانی که باید با جدیت و فوریت به آن رسیدگی شود.»

    در ادامه متن همچنین به تعدادی از راههای همکاری میان دو قدرت بزرگ اقتصاد جهان که در مجموع مسئول انتشار نزدیک به نیمی از گازهای گلخانه‌ای جهان و تغییرات آب و هوایی ایجاد شده هستند، اشاره شده است.

    دو کشور همچنین متعهد شدند که «همکاری خود را در معاهدات چندجانبه از جمله کنوانسیون تغییرات اقلیمی سازمان ملل و توافق پاریس» تقویت کنند.

    جان کری اولین مقام دولت جو بایدن، رئیس جمهوری جدید ایالات متحده است که به چین سفر می کند.

    این امیدواری وجود دارد که سفر او به چین، با وجود تنش‌های آشکاری که میان دو کشور در موضوعات مختلف وجود دارد، باعث تقویت همکاری‌های بین‌المللی برای مقابله با چالش جهانی تغییرات آب و هوایی و گرمایش زمین شود.

    بر خلاف دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین آمریکا که از طرفداران تداوم استفاده از سوخت‌های فسیلی بود و با زیر سوال بردن موضوع تغییرات آب و هوایی، آمریکا را از توافق پاریس خارج کرده بود، جو بایدن مبارزه با تغییرات اقلیمی را از اولویت‌های کاری خود اعلام کرده است.

  • غنی: کسانیکه در صف جمهوریت نباشند در دولت جایی ندارند

    غنی: کسانیکه در صف جمهوریت نباشند در دولت جایی ندارند

    رییس‌جمهور غنی، گفت اگر افغانستان ناامن باشد، پاکستان نیز ناامن خواهد بود و از همین رو، انتخاب دوستی و دشمنی با پاکستان است.

    آقای غنی که روز یک‌شنبه (۲۹ حمل)، در برنامه‌ی اهدای مدال به برخی از نیروهای پولیس و امنیت ملی، صحبت می‌کرد، با اشاره به بازنگری روابط کشورهای منطقه با افغانستان، گفت: «امروز، روز تصمیم برای پاکستان است. اگر کشور ما ناامن باشد، آن‌جا نیز ناآرام می‌باشد. اگر ما آسایش داشته باشیم، آن‌ها نیز آسایش خواهند داشت.»

    به گفته‌ی او، انتخاب دوستی و دشمنی در دست پاکستان است و اگر پاکستان دوستی را انتخاب کند، افغانستان آماده است که با افزایش همکاری با کشورهای منطقه و جهان، با این کشور همکاری کند.

    آقای غنی، هم‌چنان گفت: «یک صف جمهوری است و صف دیگر دشمن. آنانی که در صف جمهوری ایستاده نمی‌شوند، دیگر برای شان در دولت جایی نیست. طالبان به خاطر دوام جنگ، هیچ‌گاه مشروعیت دینی ندارند؛ اجماع علمای جهان اسلام، جنگ افغانستان را نامشروع خوانده است.»

    رییس‌جمهور غنی با اشاره به این که دیدگاه حکومت افغانستان، حاکمیت، جمهوری، مردم‌سالاری، آبادی، آزادی و استقلال است، گفت اگر طالبان در این چارچوب صلح می‌کنند، آغوش ما به روی آن‌ها باز است و بدون آن، انتخاب جنگ و دوام آن، بهانه‌ی طالبان است.

    او در بخش دیگری از سخنان خود، در باره‌ی اعلام خروج نیروهای امریکایی از افغانستان صحبت کرد و گفت در تاریخ معاصر، نخستین‌بار است که برای افغانستان همه فرصت‌های مناسب فراهم شده است.

    آقای غنی گفت حکومت افغانستان از دو سال به این طرف آمادگی کامل دارد و به خاطر رفتن سربازان امریکایی، پلان همه‌جانبه را ترتیب کرده است.

    او تاکید کرد حکومت افغانستان به خاطر حفاظت از خاک خود، آمادگی کامل دارد و وقت آن رسیده است که حاکمیت ملی به گونه‌ی کامل تطبیق شود و افغانستان بی‌طرفی خود را ثابت کند.

    گفتنی است اخیرا جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، اعلام کرده که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان در ماه می آغاز و تا یازدهم سپتمبر تکمیل خواهد شد. به دنبال آن، ناتو نیز اعلام کرده که سربازان کشورهای عضو این سازمان، هم‌زمان با سربازان امریکایی از افغانستان بیرون خواهند شد.

    با این حال، گروه طالبان، دولت امریکا را به نقض توافق‌نامه‌ی قطر متهم کرده و هشدار داده که مسئولیت عواقب آن به دوش ایالات متحده خواهد بود.

  • پاکستان امیدوار است نشست استانبول به صلح در افغانستان منجر شود

    پاکستان امیدوار است نشست استانبول به صلح در افغانستان منجر شود

    شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه‌ی پاکستان، گفت کشورش متعهد به برقراری صلح و ثبات در افغانستان است.

    به نقل از رسانه‌های پاکستانی، آقای قریشی، روز یک‌شنبه (۲۹ حمل)، در تماس تلفنی با محمدحنیف اتمر، وزیر خارجه‌ی افغانستان، گفت: «افغانستان صلح‌‌آمیز و با ثبات، به نفع پاکستان است.»

    وزیر خارجه‌ی پاکستان، ابراز امیدواری کرد نشست استانبول بتواند در راستای توافق برای تامین صلح پایدار در افغانستان کمک کند.

    در این تماس تلفنی، هم‌چنان وزیر خارجه‌ی پاکستان از وزیر خارجه‌ی افغانستان دعوت کرد پس از نشست استانبول به اسلام‌آباد سفر کند.

    وزارت خارجه‌ی افغانستان تا اکنون در این باره چیزی نگفته است.

    این در حالی است که قرار است در ۲۴ اپریل، شهر استانبول ترکیه میزبان گفت‌وگوهای صلح افغانستان باشد. این نشست، ده روزه خواهد بود و در جریان آن، در باره‌ی حکومت آینده‌ی افغانستان بحث خواهد شد.

    هرچند دولت افغانستان اعلام کرده که برای اشتراک در این نشست آمادگی کامل دارد؛ اما گروه طالبان، گفته است که تا زمان خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان، در هیچ نشست صلحی اشتراک نمی‌کند. پیش‌تر از آن نیز گروه طالبان گفته بود که برای اشتراک در نشست استانبول آمادگی ندارد.

  • امریکا و طالبان و تبانی سیستماتیک

    امریکا و طالبان و تبانی سیستماتیک

    در مقطع حساسی که امریکایی‌ها در حال رفتن هستند و فرستاده ویژه واشنگتن برای روند صلح افغانستان نیز گاه و بیگاه به سود گروه طالبان سر می‌جنباند و مذاکرات دوحه و توافق کذایی امریکا با این گروه نیز اعتماد به نفس کاذبی برای آنان در میدان سیاست فراهم کرده، گروه طالبان خود را بی نیاز از مذاکرات با کابل حس کرده و در پی وقت کشی هستند تا قدرت را از راه زور به چنگ بیاورند و امارت خونین خویش را دوباره احیا کنند.
    گروه طالبان اخیراً به فراخوان آتش‌بس در ماه مبارک رمضان پاسخ منفی داده و ادامه جنگ و کشتار مردم افغانستان را در این ماه دارای ثواب بیشتر خواند.
    بنا بر این هرگز به صلح نمی‌اندیشد و تلاش دارند که جنگ ادامه یابد.
    طالبان خود را در این وضعیت که خلیلزاد فشارها را بر دولت افغانستان افزایش داده و هرازگاهی به سود گروه طالبان سخن می‌زند، همچنان با توجه به این که امریکایی‌ها در حال خروج از افغانستان هستند، بی نیاز از مذاکره و چانه زنی با دولت افغانستان می‌بیند؛ زیرا به این نتیجه نهایی رسیده که با رفتن امریکا، دولت کابل چند صباحی بیشتر دوام نمی‌کند و رویای احیای امارت اسلامی محقق می‌شود.
    در واقع، خروج نظامیان امریکایی از افغانستان، زمینه قدرت گیری طالبان را در میدان نبرد افزایش می‌دهد و این باور را خلق می‌کند که چرا با دولتی مذاکره شود که سرانجام شکست می‌خورد و متلاشی می‌شود.
    به نظر می‌رسد طالبان تا حدودی در محاسبات شان دقیق هستند، زیرا امریکا با خیانت ننگین به دولت و ملت افغانستان، توافقنامه صلح با گروه طالبان امضا کرد، خلیلزاد خلاف تمام موازین اخلاقی و بین‌المللی برای این گروه لابی گری کرد و اکنون نیز دولت افغانستان زیر فشار شدید واشنگتن قرار گرفته و به طالبان دست بالا داده است.
    طالبان به دلایل زیر خود را نیازمند مذاکره با دولت افغانستان نمی بینند:
    نخست: طالبان خود را بی نیاز از مذاکره با دولت افغانستان می‌پندارد؛
    دوم: به احیای امارت اسلامی کذایی خویش می‌اندیشند؛
    سوم: جنگ و کشتار ماهیت اصلی و فلسفه وجودی این گروه است و هرگز به صلح نمی‌اندیشند.

    سید علی سجادی بهسودی

  • محقق: طالبان احساس می کنند امریکا را شکست داده اند

    محقق: طالبان احساس می کنند امریکا را شکست داده اند

    محمد محقق؛ رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و مشاور ارشد ریاست جمهوری می‌گوید، طالبان احساس می‌کنند امریکا را در جنگ شکست داده و دولت افغانستان را نیز به آسانی شکست خواهند داد؛ اما به گفته او، آمادگی برای دفاع از نظام وجود دارد.

    محقق به رسانه ها گفته است: «طالبان احساس می‌کنند که برنده جنگ هستند و ایالات متحده را شکست داده اند، بنابرین آن‌ها فکر می‌کنند، وقتی ایالات متحده را شکست داده ایم، می‌توانند هموطنان خود را به راحتی شکست دهند.»

    وی تاکید کرده است که «هم دولت و هم نیروهای شامل دولت، آماده دفاع از نظام هستند».

    محقق گفته است: «آمادگی عام و تام وجود دارد. هم دولت و هم در جریان‌های سیاسی شامل دولت، به حمایت جریان‌های که جمهوری اسلامی و نظام دفاع می‌کنند. حتی اگر از حکومت راضی نباشند، آمادگی کامل برای دفاع وجود دارد.»

    مشاور ریاست جمهوری می‌گوید، طالبان به صلح علاقه‌مندی نشان نداده‌اند و از زور کار می‌گیرند.

    براساس تصمیم تازه امریکا، قرار است نیروهای این کشور همزمان با سایر نیروهای خارجی تا ۱۱ سپتامبر سال جاری میلادی، افغانستان را ترک کنند.

    پس از اعلام این تصمیم نگرانی از بروز جنگ داخلی و بازگشت دوباره طالبان مطرح می‌شود.

  • محک دیدگاه افغان ها در مورد نظام آینده از اهداف امریکا در نشست استانبول است

    محک دیدگاه افغان ها در مورد نظام آینده از اهداف امریکا در نشست استانبول است

    نشست استانبول با موضوع صلح افغانستان قرار است چند روز دیگر در ترکیه برگزار شود.
    حکومت افغانستان و شورای عالی مصالحه ملی طرح های خود برای ارائه در این نشست را آماده کرده اند. در کنار این، طالبان در روزهای اخیر اعلام کرده اند تا نیروهای خارجی از جمله نیروهای امریکایی به طور کامل از افغانستان خارج نشوند، در هیچ نشستی مرتبط با صلح افغانستان شرکت نمی کنند.
    در چنین فضایی امریکایی ها اما تمام تلاش های دیپلماتیک و سیاسی خود را به کار بسته اند تا قبل از خروج شان از افغانستان در یازده سپتامبر سال جاری میلادی به نوعی توافق صلح دست یابند.
    داکترعبداللطیف نظری، استاد دانشگاه، کارشناس مسائل سیاسی و کاندید پیشین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، در گفت و گویی با خبرگزاری رها هدف اصلی امریکایی ها از نشست استانبول را رسیدن به یک توافق نامه صلح قبل از یازده سپتامبر جهت خروج ابرومندانه از افغانستان عنوان نمود.
    امریکایی ها عملا توافق صلح دوحه با طالبان را نقض کرده نیروهای خود را به جای اول ماه می در یازده سپتامبر قرار است از افغانستان خارج کنند. امریکایی ها نگرانند طالبان با اعتماد به نفسی که به دست آورده اند یک بار دیگر حملات شان را بر نیروهای امریکایی و ناتو از سر بگیرند و این شرایط را برای امریکایی ها می تواند دشوار بسازد. دولت بایدن تلاش می کند در نشست استانبول رضایت طرف اصلی یعنی طالبان را به دست آورد تا زمینه خروج آبرومندانه آنها فراهم شود.
    به باور داکتر نظری هدف دوم امریکایی ها در نشست استانبول رسیدن به نوعی محک و دیدگاه گروه های سیاسی، نمایندگان مردم افغانستان و شهروندان این کشور در مورد نوع نظام سیاسی که قرار است در افغانستان روی کار آید، می باشد.
    تیم بایدن بر این باور است که گسست های هویتی در افغانستان بیش از اندازه است و گسل های قومی روبه افزایش می باشد و این می تواند برای حضور بیش از دو دهه امریکا در افغانستان یک شکست تلقی گردد. امریکایی ها در نشست استانبول به دنبال محک و دیدگاه احزاب سیاسی، نمایندگان سیاسی و شهروندان افغانستان در مورد نوع نظام سیاسی آینده این کشور می باشد.


    طرح غنی و عدم استقبال گسترده
    داکتر نظری در ادامه گفت و گو خود به طرح سه مرحله ایی غنی که قرار است در نشست استانبول ارائه شود، اشاره کرده می گوید طرح غنی در نشست استانبول با استقبال گسترده روبرو نخواهد شد.

    وی همچنین افزود: هم طالبان، هم امریکا و هم برخی احزاب سیاسی کلان و تاثیرگذار افغانستان با طرح غنی مخالف هستند. اما حکومت افغانستان قطعا می تواند یک طرف قضیه باشد چون بدون رضایت حکومت افغانستان هم بحث توافق روی صلح و نوع نظام آینده در کشور با مشکلاتی روبرو خواهد شد. امریکایی ها در نشست استانبول تلاش می کنند رضایت آقای غنی و طرفداران طرح جمهوریت به گونه ای حاصل شود و در این راستا احتمالا امتیازاتی هم برای آنها در نظر گرفته می شود.
    نظری همچنین تاکید کرد:« طرح غنی از لحاظ توازن قومی با اشکالات و خلأهای جدی روبروست. از سویی طرح شورای عالی مصالحه ملی با اشکالاتی روبروست. می توان گف هم طرح غنی و هم طرح شورای عالی مصالحه ملی هر دو با مشکل توازن قومی و تعادل قومی روبرو هستند.»
    به باور این کارشناس مسائل سیاسی طرح جمهوریت به خصوص بیشتر قابل نقد است چون بر نظام سیاسی متمرکز تاکید دارد. تجربه دو دهه ای در افغانستان نشان می دهد که یکی از عوامل اصلی بحران و بی ثباتی در افغانستان تمرکز گرایی قدرت می باشد. این مسأله کشور را به سمت استبداد و انسداد سیاسی سوق داده و گسست های هویتی را به بار آورده است. بنابراین، به نظر می رسد طرح جمهوریت آقای غنی و طرفدارانش با اقبال عمومی در نشست استانبول مواجه نشود و نیازمند بحث های جدی ست و می بایست برخی واقعیت های افغانستان را مورد توجه قرار دهد. در غیر اینصورت، افغانستان حتی در نظام پسا صلح نیز نمی تواند یک دولت مقتدر شکل دهد و به مرور زمان دچار بی ثباتی می شود.

  • اتمر با وزیر خارجه هند دیدار نمود/روند صلح بررسی شد

    اتمر با وزیر خارجه هند دیدار نمود/روند صلح بررسی شد

    در این گفت‌وگو، اتمر با اشاره به همکاری‌های همیشگی هند به‌ویژه در بخش مبارزه با کوید-۱۹، روی آخرین تحولات از جمله پایان حضور نظامی امریکا و فصل جدید همکاری‌های افغانستان و امریکا در بخش‌های امنیتی، سیاسی و توسعه‌ای در مرحلهٔ پساخروج روشنی انداخت و گسترش‌ همکاری‌های منطقه‌ای را در موفقیت پروسهٔ صلح مهم و بااهمیت خواند.
    وزیر خارجه هند نیز بر حمایت همیشگی کشورش از افغانستان صلح‌آمیز و باثبات تأکید کرده و از نقش فعال هند در راستای تقویت همکاری‌های منطقه‌ای برای رسیدن به راه‌حل سیاسی جامع و تأمین صلح پایدار در افغانستان اطمینان داد.
    گفتنی است که دولت بایدن با اعلام تاریخ خروج نیروهای امریکایی، از کشورهای منطقه خواسته بود در صلح و ثبات افغانستان تلاش بیشتر کنند.

  • سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان: طالبان فرصت پیش آمده برای صلح را جدی بگیرد

    سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان: طالبان فرصت پیش آمده برای صلح را جدی بگیرد

    سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان در آستانه برگزاری نشست استانبول ابراز امیدواری کرد این گروه فرصت پیش‌آمده برای صلح را جدی بگیرد و در نشست ترکیه شرکت کند.
    به گزارش خبرگزاری دید، اندرس وان برندت سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان روز گذشته در همایشی در کابل گفت که اگر طالبان می‌خواهند از کمک‌های جامعه جهانی برخوردار شوند، فرصت پیش‌آمده را برای صلح باید جدی بگیرند و در نشست آتی استانبول شرکت کنند.
    سفیر اتحادیه اروپا گفت: اگر طالبان می‌خواهند بخشی از دولت در افغانستان باشند، از کمک‌های توسعه‌ای ما، از تجارت ما و از نمایش در صحنه بین‌المللی بهره ببرند، بهتر است مذاکره را شروع کنند.
    وی افزوده که امیدوار است طالبان فرصتی را که با نشست استانبول پیشنهاد شده ‌است، از دست ندهند.
    به گفته وی، در پنج سال گذشته مسئله صلح افغانستان هیچ‌گاه مانند هفته‌های اخیر داغ نبوده‌ است.
    گفتنی است که کنفرانس بین‌المللی استانبول قرار است به تاریخ ۲۴ اپریل سال جاری میلادی در ترکیه برگزار شود. اما طالبان گفته‌اند تا زمانی که نیروهای خارجی از کشور بیرون نشوند در هیچ نشستی در باره افغانستان شرکت نمی‌کنند.

  • بارسلونا با شکست بیلبائو قهرمان کوپا دل ری شد

    بارسلونا با شکست بیلبائو قهرمان کوپا دل ری شد

     بارسا با دبل مسی و گل های دی یونگ و گریزمن از سد حریفش بیلبائو گذشت و برای سی و یکمین بار به عنوان قهرمانی رقابت های کوپا دل ری دست یافت.

    مسی در این مسابقه موفق شد گل های سوم و چهارم تیمش را در دقایق 68 و 72 و در فاصله 4 دقیقه به ثمر برساند تا در شبی که به عنوان کاپیتان جام قهرمانی را روی سر برد، دو رکورد فوق العاده را نیز به نامش با پیراهن بارسا ثبت کند.

    شب گذشته بدون شک برای مسی، شب مهم و خاطرانگیزی بود.

    گل دوم مسی در فینال دیشب، گل شماره 29 لئو در بازی شماره 41 برابر بیلبائو و نهمین گلش در رقابت فینال کوپا دل ری به حساب می آید. به این ترتیب او با عبور از رکورد تلمو زارا، آقای گل فینال کوپا دل ری لقب گرفت.

    لیونل مسی همچنان همراه با سرخیو بوسکتس و جرارد پیکه به رکورد هفت قهرمانی کوپا دل ری نیز رسید تا با رکورد گاینسا بازیکن افسانه ای بیلبائو برابری کند.

    مسی سال های 2009، 2012، 2015، 2016، 2017، 2018 و 2021 موفق به فتح این جام شده است.

    او همچنین شب گذشته بعنوان بهترین بازیکن فینال انتخاب شد و پس از بازی جایزه گرفت.

  • در تیر اندازی افرد مسلح 8 نفر در ننگرهار کشته شدند

    در تیر اندازی افرد مسلح 8 نفر در ننگرهار کشته شدند

    مسوولان محلی در ننگرهار تأیید می‌کنند هشت عضو یک خانواده هنگام ادای نماز تراویح در شهر جلال‌آباد، مرکز این ولایت کشته شده‌اند.

    فرید خان، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت ننگرهار می‌گوید این رویداد شب گذشته (شنبه، ۲۹ حمل) در روستای «علی‌خان» از مربوطات حوزۀ نهم امنیتی شهر جلال‌‌آباد رخ داد.

    آقای خان می‌افزاید پنج پسر و سه برادرزادۀ یک متنفذ قومی به نام «حاجی عبدالوهاب» هنگام ادای نماز تراویح، هدف تیراندازی افراد مسلح ناشناس قرار گرفته و کشته شده‌اند. به گفتۀ او، در این رویداد دو عضو دیگر این خانواده زخم برداشته‌اند.

    سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت ننگرهار خاطرنشان می‌سازد که بررسی‌های ابتدایی پولیس در پیوند به این رویداد حاکی از آن است که این قضیۀ برخاسته از دعوا روی یک قطعۀ زمین می‌باشد. به سخن آقای خان، پولیس تلاش دارد عاملان این رویداد را شناسایی و بازداشت کند.

    ننگرهار در شرق کشور از ولایت‌های نسبتاً ناامن به شمار می‌رود. افزون بر فعالیت جنگ‌جویان گروه‌های داعش و طالبان، قتل‌های هدف‌مند، اختطاف و جرایم جنایی نیز در این ولایت اخیراً افزایش یافته است.

  • چند دستگی طالبان کار صلح را دشوار ساخته است

    چند دستگی طالبان کار صلح را دشوار ساخته است

    شاه حسین مرتضوی، مشاور ارشد رییس‌جمهور غنی می‌گوید چند دستگی در رهبری طالبان گفتگو‌های صلح را دشوار می‌سازد.

    آقای مرتضوی می‌افزاید در حال‌حاضر، میان جنگجویان میدان نبرد و رهبران طالبان در قطر نیز هماهنگی و جود ندارد.

    به گفتهٔ وی، تعدد مراکز تصمیم گیری در چند کشور و پنهان بودن رهبر اصلی طالبان بر مشکلات افزوده است.

    او می‌گوید طالبان در آستانه گفتگوهای صلح صد پارچه و فاقد طرح و صدای واحد شده‌اند.

    از سویی‌هم، قرار بود نشست استانبول برای صلح افغانستان در تاریخ ۱۶ ماه اپریل برگزار گردد؛ اما طالبان گفتند که آمادهٔ این نشست نیستند.

    از سویی‌ دیگر گروه طالبان می‌گویند تا زمانی که نیروهای خارجی از افغانستان خارج نشوند آنان در هیچ نشستی که در بارهٔ آینده افغانستان تصمیم گرفته شود، اشتراک نخواهند کرد.

    در همین حال، جو بایدن، رییس‌جمهور ایالات متحدهٔ آمریکا، گفته‌است که از اول ماه می سال جاری روند خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان آغاز می‌شود و تا ۱۱ سپتامبر سال جاری نیروهای این کشور به طور کامل از افغانستان خارج می‌شوند.

    رییس‌جمهور غنی به تصمیم جو بایدن مبنی بر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان احترام گذاشته، گفته‌است که نیروهای افغان به تنهایی می‌توانند از افغانستان دفاع کنند.

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس(2)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس(2)

    موقعیت جغرافیایی فلسطین:

    مساحت مجموعی سرزمین فلسطین که فعلاً در اشغال اسرائیل است ۲۷۰۲۷ کیلومتر مربع می‌باشد.

    فلسطین بخشی از بلاد شام (سوریه، اردن و لبنان) به شمار می‌‏رود که از طرف شرق به اردن، از غرب به دریای مدیترانه، از شمال و شمال شرقی به لبنان و سوریه و از جنوب به خلیج عقبه و صحرای سینای مصر محدود می‌‏شود.

    در فلسطین سه منطقه کوهستانی، دشتی و ساحلی وجود دارد که زمین‌های حاصل‌خیز کشاورزی را تشکیل می‌‏دهد. صحرای نقب در بخش جنوبی واقع شده و یک سوم مساحت فلسطین را تشکیل می‌‏دهد.

    فلسطین فعلی به سه بخش تقسیم می‌‏شود:

    ۱. سرزمین اشغالی ۱۹۴۸ که یک میلیون و یکصد هزار فلسطینی را در خود جای داده است.

    ۲. کرانه باختری که مساحتی بالغ بر ۵۶۵۰ کیلومتر مربع داشته و شهر قدس را در برمی‌‏گیرد جمعیت فلسطینی آن قریب به یک میلیون و پانصدهزار نفر است.

    ۳. نوار غزه با مساحتی بیش از ۳۵۰ کیلومتر مربع که جمعیت فلسطینی آن حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر است.

    نزدیک به ۵–۴ میلیون فلسطینی نیز پس از اشغال فلسطین به دست صهیونیست‌ها آواره شده و در کشورهای اردن، سوریه و لبنان زندگی می‌‏کنند.

    فلسطین به لحاظ جایگاه ممتاز جغرافیایی، حاصلخیزی زمین و قداستی که از آن برخوردار است، در طول تاریخ عرصه کشمکش‌ها و درگیری امپراتوری‌‏ها بوده و مردم این دیار پیوسته و در حد توان خود، به پایداری و مقاومت در برابر مهاجمان پرداخته‌اند. از طرفی اشغالگران نیز بر سر تصاحب زمین فلسطین و از صحنه به در کردن رقیبان خویش، گاهی با هم درگیر شده‌اند.

    داکتر سید علی موسوی چکاوک

  • ترکیه، امریکا و “صلح” در افغانستان

    ترکیه، امریکا و “صلح” در افغانستان

    مساله “خروج” را که قدرتمندان امریکا در تعامل با طالبان مطرح کرده اند خیلی ها سنجیده شده است. اول اینکه نباید فکر کنیم که ساختار قدرت امریکا از افغانستان خارج می شود. این گپ خروج نیست بلکه بهتر است این پروسه را تجدید روش و جابجایی نیرو ها برای یک جنگ دیگر در منطقه نامید. آقای بایدن آنچه را که اوباما در عراق انجام داد در افغانستان انجام می دهد. اوباما با تبلیغات لیبرالی گویا به جنگ عراق پایان داد. فقط، هنوز هم بین 3000 هزار تا 5000 هزار عسکر امریکایی، یک نیروی بزرگ استخباراتی و هزار ها قرادای جنگی و استخباراتی امریکا در عراق وجود دارد.* “لیبرال دموکرات”ها مهارت، امکانات، و قدرت عظیمی در خلق گفتمان های تبلیغی و شکل دهی افکار عامه دارند. هرچند بزرگ ترین دروغ ها و خطرناکترین جنگ طلب ها همین ها هستند. اوباما با شعار ختم جنگ در عراق توانست، جنگ را به سه کشور دیگر ( یمن، لیبیا، سوریه) گسترش دهد. اینبار نوبت بایدن است که زیر نام ختم جنگ در افغانستان تهدیدی را برای چین، روسیه، و ایران ایجاد کند.

    دوستان زیادی از من خواسته اند که نظراتم را در مورد آنچه که “مذاکرات صلح” خوانده می شود، بنویسم. هر چند من به تکرار در رابطه به “صلح” گفته و نوشته ام، فقط جا دارد که در مورد نقش مقطعی ترکیه و صف بندی های قدرت امریکا در منطقۀ یک کمی به تفصیل بحث شود.

    اول، باید تکرار کنم که نه جنگ از مردم افغانستان بوده و است و نه آنچه که بنام صلح جریان دارد، صلح مردم افغانستان است و خواهد بود. وابسته گی استعماری متاسفانه پیامد های دراز مدت و خونین دارد که مردم بیچاره کشور های استعمار شده می پردازند. جنگ افغانستان از آغاز یک پروژه استخباراتی برای شکل دهی سیاسی و جغرافیای منطقه بود و افغانستان هم بمثابه پایگاه و به گفته یک پروفیسور ترک از دانشگاه دفاع ملی ترکیه، “لابراتوار” برای قدرت های بزرگ و منطقوی بوده و است. نقش سازمان های استخباراتی از ابتدا در افغانستان برجسته بود و این پالیسی جدید نیست که با آمدن بایدن آغاز شده است. افغانستان یگانه کشوریست که سازمان های استخباراتی در آن ملیشه های نظامی دارند. ملیشه های سی آی ای در خوست و سرتاسر مناطق مرزی افغانستان فعالیت دارند.

    نقش ترکیه را هم در افغانستان باید در این بازی استخباراتی منطقه یی و فرا منطقه یی مطالعه کرد. پیشینه امروزی همکاری ترکیه با امریکا به نخستین روزهای حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 بر می گردد. قدرت مندان ترک با استفاده از نفوذ شان در پاکستان و همکاری شان با نیرو های شمال آن زمان رابطه خوبی با طالبان و جبهه شمال آن زمان داشتند. ترکیه قبل از اینکه نیرو های امریکایی داخل افغانستان شود، استخبارات زیادی را در مورد افغانستان به امریکا فروخت. نگرش قدرت مندان ترکیه به افغانستان هم استخباراتی است. و اکثر سفیر های ترکیه در افغانستان به شمول سفیر فعلی، سابقه ی استخباراتی و امنیتی داشتند و دارند. ( طبعآ، مردم ترکیه احترام, علاقه و دوستی خاصی به افغان ها داشتند و داردند. من بمثابه کسی که سالها در ترکیه زنده گی کرده ام علاقه و احترام ترک ها را به مردم افغانستان از نزدیک شاهد بوده ام). دولت مندان ترکیه در کل سه هدف مهم را در افغانستان دنبال می کنند:

    – استفاده از افغانستان در معامله با امریکا و اروپا برای اهداف کلان و نزدیک شان در منطقه

    – حفظ نفوذ و رابطه با تمام جریان ها و قوای نیابتی محلی در افغانستان

    – سهم بردن از ذخایر و منابع طبیعی افغانستان

    ترکیه در استفاده از افغانستان برای امتباز گیری و معامله با امریکا خیلی ها موفق بوده است. در چندین موارد توانسته با توسل به نفوذش در افغانستان و یا هم کنترول نیرو های نیابتی اش در افغانستان با امریکا معامله کند و امتیاز بگیرد. به طور مثال زمانی که امریکا در سال 2017 می خواست دوستم را به تعبید بفرستد و از شمال دور کند و دوستم نمی خواست از افغانستان خارج شود، با ترکیه معامله کرد. از تاریخ 15 تا 18 می سال 2017 رجب طیب اردوغان در امریکا بود و از اداره امریکا می خواست که امریکا به مسلح سازی کرد ها در سوریه خاتمه بدهد. در مقابل ترکیه در افغانستان، اوکرایین و عراق به امریکا کمک می کند. به تاریخ 18 می اردوغان به ترکیه برگشت و به تاریخ 19 می دوستم را با طیاره ترکی به ترکیه خواست و زیادتر از یک سال به خواهش امریکا در ترکیه نگاه کرد. برای قدرتمندان ترکیه مساله سوریه، اوکراین، آذربایجان، عراق و ایران مهمتر از افغانستان است و متاسفانه فکر می کنند که افغانستان “یک لابراتوار” برای قدرت های بزرگ است که ترکیه هم مانند ایران و پاکستان هر چندگاهی باید از این لابراتوار نفع ببرد. هر چند کنفرانس “صلح” در استانبول برای افغانستان خوانده می شود، ولی در حقیقت این پروسه دوباره چیدن نیروها برای شکل دهی اتحاد های نو در منطقه روی مسایل کلان مانند، روسیه، ایران و چین است. افغانستان تنها دستاویز و میدانی برای این بازی کثیف و خونین است. طبعآ، روسیه، ایران پاکستان هم تقریبآ پالیسی مشابه در مورد افغانستان دارند.

    متاسفانه، مردم افغانستان قربانی اول این به ظاهر “خروج” اند. آنچه را که در آیندۀ نه چندان دور شاهدش خواهیم بود:

    – طالبان بر طبل جنگ خواهند کوبید. ولی آنچه را که از حنجره طالبان بیرون می شود به نوعی گپ قدرتمندان جنگ طلب امریکایی است. جنگ طلبی طالبان با امتیاز گیری زیادتر که با فشار امریکا گرفته خواهد شد، همراه خواهد بود. توجه کنید که این قدرتمندان امریکا بودند که زیادتر از پنچ هزار زندانی و قاچاقبر را رها کردند و برای این کار حتا به دولت غنی مشروعیت دادند. ( برای یک لحظه فکر کنید، اگر خلیلزاد، میلر و دیگران در مراسم سوگند عبدالله اشتراک می کردند، دولت غنی به این شکلش وجود می داشت؟) به همین شکل، هزاران زندانی دیگر به کوشش امریکا در آینده بسیار نزدیک رها می شوند.

    – این رها شده گان با بقایای “طالبان” به مانند یک نیروی نامریی درمناطق استراتیژیک افغانستان به یکباره گی زیر یک نام و با یک بیرق دیگر ظهور می کنند که مانند سوریه و عراق به چند پارچه گی افغانستان منجر می شود. فراموش نشود که اکثریت نیروهای که زیر نام داعش در سال 2014 شهر های عراق تصرف کردند (به شمول رهبران شان)، چندگاهی را در زندان های امریکا در عراق خوابیده بودند.

    – تعدادی زیادی از نیروهای استخباراتی امریکا، که قدرت رزمی دارند، قراردادی های شان و ملیشه های افغان شان برای سمت و سو دهی این پلان در افغانستان می مانند. نیرو های امریکایی هر لحظه که تطبیق این پلان شانرا در خطر ببینند، داخل افغانستان می شوند.

    متاسفانه وابسته گی یک پروسه ای است که همیشه انجام خونین دارد. طبعآ که نخبه گان وابسته افغان نقش مهمی در این پروسه خونین داشتند و دارند. من از سال 2004 به این طرف به تکرار نوشته ام: طالبان و لیبرال های وابسته و مدرن شده افغان دو روی یک سکه اند که در تقابل و تعامل با یک دیگر در یک بازی استعماری افغانستان را ویران می کنند.

    داکترحکیم نعیم استاد تاریخ تحلیلی در دانشگاه برکلی

    فیس بوک، حمد شافعی

  • بایدن: افغان‌ها ! دیگه چه خدمت!

    بایدن: افغان‌ها ! دیگه چه خدمت!

    اعلام تاریخ خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان توسط رئیس جمهور جو بایدن با واکنش های متعدد داخلی و خارجی مواجه شده است.

    برخی این اقدام را سر منشأ تحولات منفی از جمله جنگ های داخلی می دانند و  بعضی دیگر آن را به فال نیک گرفته اند.

    از جمله کسانیکه این خروج را مثبت دانسته شاه حسین مرتضوی مشاور ارشد رئیس جمهور غنی می باشد که گفته خروج نیروهای خارجی سبب توسعه بیشتر کشور می شود.

    اما در میان کاربران فیس بوکی، یک کاربر به نام گل محمد مختاری در این مورد می نویسد: بایدن گفت، مابه اهداف خود رسیده ایم، دیگه باید به خانه برگردیم!!!

    من فکر می‌کنم؛ ایشان کاملا دقیق ودرست گفته است، این مائیم که قدرت گیرایی وفهم لازم را ازدست داده ایم، چراکه هدف اصلی آمریکا، بازیافت واحیای مجدد طالبان بود که از مرحله فنای مطلق و اضمحلال ابدی درغارهای تورابورا، اینک به لطف توجهات آمریکائی ها باردیگر میدان دارعرصه های سیاست ونظام شده اند!!!

    تولید خشخاش و کوکنار، به عنوان منبع اقتصادی طالبان، به چند صد درصد شده است که سالانه میلیاردها دلار به خزانه مخالفین سرازیر نموده تمامی نیازمندیهای آنان را اعم از تهیه جنگ افزار مدرن، معاش اجیران آدم کش، و تربیت انتحاری، فراهم خواهد نمود!!!

    به بهانه اصلاحات اداری، بر تورم قابل انفجار ادارات افزوده واحدهای موازی زیادی را بر ساختار و سازه لرزان و فرسوده نظام تحمیل نموده است!!!

    افغانستان را ازیک کشور مستقل اما ضعیف، به یک مملکت ضعیف، وابسته و مستعمره تبدیل نموده است!!!

    اردوی نظامی کشور را از یک نیروی شجاع و میهن پرست، به یک سپاه معاش بگیر و بی اختیار و بی صلاحیت، تنزل داده است!!!

    نسل جوان و آینده سازان مملکت را در باتلاق اعتیاد، خشونت و تعصب منشی جهت داده، بهترین سرمایه های انسانی جامعه‌ای مارا به گرداب باد فنا، رهبران و سردم داران ما را معتاد به جنگ، خون ریزی، تعصب و عدم هم پذیری نموده‌اند!!!

    و نیز برای همسایه‌های افغانستان، سرگرمی، چالش زایی، زمینه دخالت و دردسر های بی پایان فراهم نموده اند!!!

    همچنین زمینه های اختلافات قومی، مذهبی، و چالشهای سیاسی را به گونه‌ای عیار نموده است که مردم افغانستان هرلحظه خودشان را بالای مین، یادرجوار خرمن باروت احساس خواهند نمود!!!

    این درحالی است که کمک های انجام شده وصدقات اعطایی خودشان را، چندین برابر از طرق دیگر و امکانات پیدا وپنهان کشورمان، بازپس گرفته اند!!!

    پس آقای جوبایدن، کاملا درست گفته است و به اهداف استراتژیک شان دست یافته اند، افسوس برماست که هیچ‌گاه نخواستیم بفهمیم، در کجای این عالم به سر می بریم؟! هدف ما ازجنگ، برادرکشی و خانه ویرانی چیست؟

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس(3) حضور یهود در فلسطین(3)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس(3) حضور یهود در فلسطین(3)

    حضرت ابراهیم‌ علیه السلام حوالی سال ۱۹۰۰ ق. م. به همراه برادرزاده‌اش (لوط) از عراق هجرت کرد و در فلسطین رحل اقامت گزید و مردمان این سامان را به توحید فراخواند.

    پس از آن عبرانی‌‏ها (یهودیان راستین)، در قالب عشایر دامپرور و در جست‌وجوی آب و غذا، به این منطقه آمده و در میان مردمان این دیار- که از روی نوع دوستی و مهمان نوازی آنها را پذیرفته بودند اقامت گزیدند. اما وقتی تعدادشان فزونی یافت، شروع به درگیری با میزبان کرده، کوشیدند بر پاره‌ای از مناطق و اماکن مقدس چیره شوند. اوج اقتدار یهود در دوران حکومت حضرت سلیمان بود که بخش‌های وسیعی از سرزمین‌های آباد آن روز را در تصرف خود داشتند.

    خلق و خوی متکبّرانه یهودیان و اختلافی که بین آنان پیش آمد، آنها را از هم متفرق کرد و باعث شد حکومت آنان، چند سالی بیش دوام نیاورد و پس از مرگ سلیمان، به دست بخت‌النصر بابلی از میان برود.

    در این زمان بیشتر آنها به اسیری گرفته شدند گرچه بعدها جمعی از آنان به وسیله کوروش به فلسطین بازگردانیده شدند.

    در تورات از نبردهای بسیاری که فلسطینی‌‏ها در رویارویی با یهودیان غاصب داشته‌اند، سخن به میان رفته است.

    در مقطعی دیگر رومیان با پذیرش مسیحیت، با یهودیان درگیر شده، شمار کثیری از آنها را کشتند و بدین سان حضور یهودیان در فلسطین پایان یافت و آنان در گوشه و کنار جهان پراکنده شدند.

    داکتر سید علی موسوی چکاوک