نویسنده: Raha News Agency

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! (قسمت ۸)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! (قسمت ۸)

    توسعهٔ علمی، اقتصادی و فناوری در اسرائیل:

    آموزش در اسرائیل – یا همان فلسطین اشغال شده توسط صهیونیست ها- یکی از مهم‌ترین بخش‌های فرهنگ و زندگی در اسرائیل است.

    مدارس و دانشگاه‌های اسرائیل، از سیستم سکولاریسم  پیروی می‌کنند.

    دولت اسرائیل، همچنین هر ساله بیش از ده درصد بودجه عمومی کشور را به آموزش و توسعه مدارس، موسسات علمی و تحقیقاتی و دانشگاه‌های اسرائیل اختصاص می‌دهد.

    ۹۷٫۱٪ اسرائیلی‌ها باسواد هستند. این رقم یکی از بالاترین ارقام در میان تمامی کشورهای جهان و بالاترین در منطقه خاورمیانه است.

    در مقایسه با تمامی کشورهای جهان، به نسبت جمعیت، اسرائیل دومین کشور از نظر میزان چاپ کتاب و سرانه کتاب‌خوانی است.

    تاکنون دوازده یهودی اسرائیلی موفق به دریافت جایزه نوبل شده‌اند؛ و در کل ۱۹۰ یهودی با ملیت‌های گوناگون از جمله اسرائیل موفق به کسب جایزه نوبل در تمامی رشته‌ها شده‌اند یعنی بیش از ۲۴ درصد برندگان این جایزه که از سال نخست (۱۹۰۱) تا سال ۲۰۱۵ تعداد ۸۵۰ نفر می‌شوند، یهودی بوده‌اند، این در حالیست که یهودیان تنها دو دهم درصد از جمعیت مردم جهان هستند.

    از دانشگاه‌های اصلی اسرائیل می‌توان به دانشگاه عبری اورشلیم، دانشگاه بن گوریون، دانشگاه حیفا، دانشگاه برایلان، دانشگاه تل‌آویو، دانشگاه صنعتی اسرائیل و مؤسسه عالی علوم وایزمن اشاره کرد.

    اسرائیل پیشرفته‌ترین کشور از لحاظ توسعهٔ صنعتی و اقتصادی در منطقهٔ غرب آسیا و خاورمیانه در نظر گرفته می‌شود.

    کیفیت آموزش مراکز آموزش و پرورش اسرائیل و ایجاد یک جامعه با انگیزهٔ بسیار بالا و تحصیل‌کرده تا حد زیادی عامل ترغیب و تحریک این کشور برای رونق فناوری‌های رده بالا و توسعهٔ سریع اقتصادی است.

    اسرائیل دومین کشور بعد از ایالات متحده در داشتن شرکت‌های نوپا و خارج از آمریکای شمالی کشوریست که بیش‌ترین تعداد شرکت‌های فهرست شده در بورس نزدک را دارد.

    [نزدک (به انگلیسی: NASDAQ) یک بازار بورس سهام در آمریکا است. این بازار در فهرست بورس‌های سهام از نظر ارزش بازار دومین رتبه را در بازار معاملهٔ الکترونیک سهام؛ پس از بورس نیویورک، داراست.]

    تصویر: شهر تل آویو که قطب صنعتی و اقتصادی اسرائیل را تشکیل می دهد.

    ادامه دارد …

    سیدعلی موسوی چکاوک

  • 8 محافظ معدن مس عینک توسط طالبان کشته شدند

    8 محافظ معدن مس عینک توسط طالبان کشته شدند

    گل‌حیدر احمدی؛ سخنگوی پولیس لوگر گفت گفت، این رویداد عصر روز یک‌شنبه، ۵ ثور در منطقه سیدآباد ولسوالی محمدآغه رخ داده است.

    به گفته سخنگوی پولیس لوگر، در این حمله سه پولیس دیگر زخمی شده‌اند.

    آقای احمدی گفت که جنگجویان طالبان موتر حامل نیروهای پولیس را که به سوی قرارگاه مس عینک در حرکت بود، هدف قرار داده‌اند.

    گروه طالبان هنوز در این مورد چیزی نگفته است.

    پیش از این هم طالبان چندین بار محافظان معدن مس عینک را هدف حمله قرار داده ‌بودند که در نتیجه آن چند تن کشته شده‌اند.

    معدن مس عینک در منطقه عینک ولسوالی محمد آغه ولایت لوگر قرار دارد. این منطقه در ۳۰ کیلومتری جنوب غربی کابل و شاهراه عمومی تورخم – اسلام‌قلعه واقع است. این معدن بزرگ‌ترین معدن مس در افغانستان و دومین معدن مس در سطح جهان می‌باشد.

  • نظامیان پاکستانی در اسپین بولدک با نیروهای مرزی افغان درگیر شدند

    نظامیان پاکستانی در اسپین بولدک با نیروهای مرزی افغان درگیر شدند

    مقام‌های ارتش در قندهار از درگیری نظامیان پاکستانی با نیروهای امنیتی کشور در مرز اسپین بولدک این ولایت خبر می‌دهند.

    غلام‌یحیا علوی؛ سخنگوی قول اردوی ۲۰۵ اتل در قندهار به رسانه‌ها گفت درگیری میان نظامیان پاکستان و نیروهای امنیتی از ساعت ۹:۰۰ صبح امروز دوشنبه، ۶ دلو آغاز شده و پس از ساعتی پایان یافته‌است.

    سخنگوی قول اردوی ۲۰۵ اتل افزوده که در این درگیری یک نیروی سرحدی زخمی شده و یک موتر این نیروها نیز تخریب شده‌است.

    علوی همچنین گفت که درگیری میان دوطرف پایان یافته و نظامیان پاکستانی عقب زده شده‌اند.

    به گفته او، این درگیری به دلیل تلاش نظامیان پاکستانی برای عبور از خط دیورند و نصب سیم خاردار صورت گرفته‌است.

    در ماه‌های اخیر این چندمین بار است که نظامیان پاکستانی و نیروهای امنیتی در نقطه مرزی درگیر شده‌اند.

  • امریکا سفارت و کنسولگری های خود در ترکیه را بست

    امریکا سفارت و کنسولگری های خود در ترکیه را بست

    براساس بیانیه سفارت آمریکا در وب سایت رسمی اش، این درخواست به دنبال پیش بینی اعتراضات علیه آمریکا به سبب تصمیم جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا در روز شنبه است که اذعان کرده بود دولت عثمانی در قبال نسل کشی ارامنه مسئول است.

    در این بیانیه آمده است که مقر سفارت آمریکا در آنکارا و تمام کنسولگری های وابسته به آن در شهرهای آدانا، ازمیر و استانبول در روزهای ۲۶ و ۲۷ ماه جاری به دلیل پیش بینی وقوع اعتراضاتی علیه آمریکا بسته خواهد شد.

    در بیانیه سفارت ضمن اشاره به این که شهروندان آمریکایی در ترکیه می توانند از طریق تلفن یا پست الکترونیکی با سفارت ارتباط داشته باشند، تصریح شده است که این اقدامات پیشگیرانه پس از اذعان رئیس جمهوری آمریکا به مسئول بودن دولت عثمانی در قبال نسل کشی ارامنه صورت گرفته است.

  • وزیر دفاع استرالیا: اوضاع بدتر شود، نمی توانیم افغانستان را ترک کنیم

    وزیر دفاع استرالیا: اوضاع بدتر شود، نمی توانیم افغانستان را ترک کنیم

    وزیر دفاع استرالیا می‌گوید نیروهای کشورش برای همیشه افغانستان را ترک خواهند کرد. خطر تروریزم هنوز در افغانستان جدی است اما راه‌های مقابله دیگری غیر از مستقر کردن نیروها وجود دارد.

    پیتر داتون، وزیر دفاع استرالیا امروز (یک‌شنبه، ۵ ثور) در گفتگو با شبکه ABC این کشور گفته‌است: «در صورت وخیم‌تر شدن وضعیت در آن کشور، بسیار بعید است که نیروهایی استرالیایی به افغانستان بازگردند.»

    به گفته او خطر تروریزم در افغانستان هنوز جدی است؛ اما راه دیگر مقابله با این پدیده غیر از مستقر کردن نیروها نیز وجود دارد.

    وزیر دفاع استرالیا همچنین به شبکه تلویزیونی ناین نتورک (Nine Network) گفته‌است که خروج نیروهای استرالیایی به این کشور اجازه می‌دهد تا بر منطقه خود، جایی که چین در حال تغییر محیط امنیتی است، تمرکز کند.

    داتون با اشاره به فجایع طبیعی و همه‌گیری کرونا گفته‌است: «اکنون تمرکز ما بر منطقه خودمان و حمایت از همسایگان نزدیک است. ما باید تشخیص دهیم که منطقه ما در حال تغییر است. چین بنادر سراسر منطقه ما را نظامی می‌کند. ما باید با همه این‌ها کنار بیاییم و این دقیقاً همان چیزی است که اکنون روی آن متمرکز شده ایم.»

    از سوی دیگر، اسکات موریسون؛ نخست‌وزیر استرالیا در روز ملی استرالیا و نیوزلند (انزاک) گفته‌است: «جهان از تهدید تروریزم نسبت به زمانی که به برج‌های دوگانه در نیویارک حمله شد، ایمن‌تر شده‌است. جنگ با تروریزم، هزینه‌های زیادی داشته‌است. ما امروز از آن‌ها یاد می‌کنیم و یاد آن‌ها را گرامی می‌داریم.»

    نخست‌وزیر استرالیا افزوده‌است که نیروهای استرالیایی با از دست‌دادن ۴۱ سرباز در افغانستان، در آینده نزدیک این کشور را ترک خواهند کرد.

    کشورهای استرالیا و نیوزیلند همه ساله به تاریخ ۲۵ اپریل، از خدمات ارتش و کشته‌شدگان استرالیایی و نیوزیلندی به نام روز انزاک یادبود به عمل می‌آورند.

  • انفجار در کارخانه ماین سازی طالبان در هرات 30 جنگجوی طالب را به کام مرگ کشاند

    انفجار در کارخانه ماین سازی طالبان در هرات 30 جنگجوی طالب را به کام مرگ کشاند

    سید وحید قتالی؛ والی هرات گفت این انفجار امروز (یک شنبه، ۵ ثور) در روستای مارآباد ولسوالی پشتون زرغون رخ داده است.

    به گفته قتالی انفجار زمانی رخ داده است که جنگجویان طالبان سرگرم ساخت ماین‌های کنار جاده و واسکت‌های انتحاری بودند.

    والی هرات افزود ماین‌های ساخته شده در این کارخانه برای ناامن ساختن و حمله‌های انفجاری در ولسوالی‌های شرقی و شهر هرات استفاده می‌شد.

    طالبان تاهنوز در این باره چیزی نگفته‌اند.

  • محمد صادق با معین سیاسی وزارت خارجه دیدار کرد

    محمد صادق با معین سیاسی وزارت خارجه دیدار کرد

    محمد صادق، نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان در راس یک هیات عالیرتبه، امروز (یکشنبه ۵ ثور) وارد کابل شد.

    سفارت پاکستان در کابل اعلام کرد نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان قرار است در این سفر با مقامات افغانستان درباره گفتگوهای صلح، امنیت و روابط دو جانبه گفتگو کند.

    سفر نماینده ویژه پاکستان در کابل و گفتگو درباره روند صلح در حالی صورت می‌گیرد که پیش از این دولت افغانستان همواره پاکستان را به پناه‌دادن و تجهیز گروه‌ طالبان متهم کرده‌است.

    این نخستین سفر یک مقام پاکستانی به کابل پس از لغو سفر هیئت پارلمان این کشور به ریاست «اسد قیصر» رئیس پارلمان پاکستان به دلایل «امنیتی» است.

    دو هفته پیش یک هیئت ۹ نفره از پارلمان پاکستان قرار بود از کابل دیدن کند اما هواپیمای آن‌ها به دلیل آنچه مسایل امنیتی عنوان شد اجازه فرود در فرودگاه کابل نیافت.

    این دیدار در حالی صورت می‌گیرد که نشست استانبول پس از ۲ بار تعویق قرار است پس از ماه رمضان برگزار شود اما طالبان هنوز تمایلی برای حضور در آن ابراز نکرده است همچنین رئیس جمهور افغانستان به دولت پاکستان هشدار داده است.

    اشرف غنی چند روز قبل تاکید کرد که پاکستان باید سیاست برد یا باخت را انتخاب کند، آینده آنها با ما مرتبط است. اگر دست دوستی دهند از مسیر افغانستان به آسیای مرکزی دسترسی خواهد داشت.

    وی هشدار داد که اگر پاکستان سیاست باخت یعنی تداوم جنگ را انتخابات کند و افغانستان آباد نباشد، هرگز به آسیای مرکزی نخواهد رسید.

    رئیس جمهور گفته بود که اسلام‌آباد باید به جنگ اعلام نشده علیه افغانستان پایان دهد.

  • میلر: روند تخلیله پایگاه های نظامی امریکا در افغانستان آغاز شده است

    میلر: روند تخلیله پایگاه های نظامی امریکا در افغانستان آغاز شده است

    درحالی که بیش از ۴ ماه به مهلت جدید تعیین شده توسط آمریکا برای خروج از افغانستان باقی مانده است، ژنرال «اسکات میلر» فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان اعلام کرد که روند تخلیه شماری از پایگاه‌های آمریکا در افغانستان آغاز شده است.

    پیش از این نیز «جان کربی» سخنگوی پنتاگون با تایید گزارش‌ها مبنی بر آغاز خروج تجهیزات از افغانستان گفته بود که مقداری از این تجهیزات به آمریکا منتقل شده است، بخشی از آن به دیگر مناطق جهان ارسال شده و بخشی دیگر نیز در اختیار نیروهای افغان قرار گرفته و یا تخریب می‌شود.

    میلر افزود که نیروهای آمریکایی دستور دارند که پیش از بیستمین سالگرد ۱۱ سپتامبر خاک افغانستان را ترک کنند.

    وی با ابراز نگرانی از تشدید خشونت‌ها توسط طالبان نیز ادامه داد که این گروه همچنان با القاعده در ارتباط است.

    فرمانده ارشد نظامی آمریکا در افغانستان تاکید کرد: سطح خشونت‌ها توسط طالبان همچنان بالاست و این در روند صلح تاثیر نامناسبی می‌گذارد؛ اگر خشونت‌ها پس از خروج بیشتر شود برای تمام منطقه خطرناک خواهد شد.

    طالبان بارها اعلام کرده است که خروج نیروهای خارجی از افغانستان، گام اساسی برای حل مشکلات این کشور است.

    این گروه همچنین تاکید دارد که به تعهداتش در توافقنامه قطر پایبند است و آمریکا نیز به آن متعهد بماند.

  • اگر رئیس جمهور غنی خط دیورند را طبق دل پاکستان می پذیرفت، اکنون دیگر جنگی نداشتیم

    اگر رئیس جمهور غنی خط دیورند را طبق دل پاکستان می پذیرفت، اکنون دیگر جنگی نداشتیم

    نشست مسکو در مورد صلح افغانستان چندی پیش به میزبانی روسه و با شرکت نمایندگان طالبان، نمایندگان حکومت افغانستان، تعدادی از چهره های سرشناس سیاسی افغان و برخی کشورهای منطقه برگزار شد.

    نکته مهم در نشست مسکو اعلام پایانی بود که امارت اسلامی طالبان را در افغانستان رد می کرد.

    این موضع نشست مسکو و روسیه در قبال مسأله جنگ و صلح افغانستان با واکنش های متعددی روبرو شد و  حکومت افغانستان از آن استقبال نمود.

    یکی از کاربران فیس بوک به نام «انسانیت» در این مورد می نویسد:«ساده نگذریم، جدی فکر کنیم که چرا پاکستان در اعلامیۀ مسکو با چین و روسیه و امریکا و ایران و هند هم‌صدا شد و به رهبران طالب گفت در افغانستان امارت یا حکومت الله نمی‌خواهد؟ پس وقتش رسیده که برای صلح ملی و ختم خون‌ریزی در وطن، باری برای زند‌گی انسانی خود فکر کنیم که چرا امریکا به روسیه اخطار داد که وا به جانش اگر ثابت شود که به طالبان برای کُشتن عساکر امریکا پول داده باشد؟ اما چرا امریکا هیچ وقت به پاکستان اخطار نداد و نگفت که اگر ثابت شد که برای طالبان پول و سلاح و عقب جبهه داده که هزاران عسکر امریکا و ناتو را در افغانستان بکشند، باز پاکستان می‌داند و مسئولیت تجزیه شدنش؟

     چون پاکستان بر اساس پیمان سیتو (SEATO) متحد ستراتیژیک امریکا برای امنیت منافع امریکا در جنوب آسیا ست. اسلام‌آباد در سپتامبر ۱۹۵۴در بدل به رسمیت شناختن خط دیورند یا تمامیت ارضی پاکستان توسط قصر سفید، در پیمان سیتو عهد بست مدافع امنیت منافع امریکا در جنوب آسیا باشد.

    جناب عباس ستانکزی در نشست مسکو با روحیۀ‌ فتح جناب کرزی را عامل جنگ گفت که چرا در سال ۲۰۱۱ خلاف امریکا شد و نگذاشت بیرق امارت بر دفتر دوحه بلند گردد. اما جناب کرزی با سر خم شنید و چیزی نگفت. اما جناب ستانکزی دقت نکرد که اگر کرزی خط دیورند را به رسمیت می‌شناخت، جنگ افغانستان وقت ختم شده بود. این که جناب کرزی خوب‌کرد یا بد که دیورند را به رسمیت نشناخت بحثش به جایش، اما وقتی اوباما جنابان کرزی و غنی را یک‌جائی به قصر سفید دعوت کرد و به رسمیت شناختن خط دیورند را از آن‌ها خواست و آن‌ها رد کردند، امریکا بر اساس پیمان سیتو طرف اسلام آباد را گرفت تا ارگ تمامیت ارضی پاکستان را احترام کرده مثل امریکا خط دیورند را به رسمیت بشناسد.

    در ادامه دیدیم که وقتی جناب کرزی «نه» گفت و مقابل امریکا ایستاد، جنگ ابعاد پیچیده یافت، داعش پیدا شد و حال ارگ یوم‌البدتر و روزگار طالب یوم‌البهتر شد و در منطقه در عرض ارگ مطرح شدند.

     پس، اگر از دید دیورند به جنگ و صلح قطر ببینیم، به نظرم سرنوشت طرف‌های جنگ روشن شده است. یعنی حالا که خط دیورند به دل پاکستان تعیین و سراسر آن سیم‌خاردار کشیده شد، پس پاکستان ممکن است راست بگوید که برای حفظ امنیت منافع امریکا در جنوب آسیا، هم امارت نمی‌خواهد و هم نمی‌گذارد صلح قطر به شکست برسد. حال اگر طالبان با روحیۀ استقلال طلبی خود  بر خلاف خواست پاکستان صلح قطر را شکست دادند، آیا جناب ملابرادر مطمین است که باز در پاکستان به زندان نمی‌افتد؟

  • امنیت ملی: طرح ترور سرور دانش را ختثی کردیم

    امنیت ملی: طرح ترور سرور دانش را ختثی کردیم

    رئیس عمومی اداره امنیت ملی افغانستان می‌گوید ۹ نفر در پیوند به طرح حمله به سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری را بازداشت کرده‌اند.

    احمد ضیا سراج که در نشست مطبوعاتی مقامات امنیتی سخن می‌زد گفت شماری دیگری نیز در این برنامه دخیل بوده‌اند که امنیت ملی به دنبال آنهاست.

    آقای سراج گفت این گروه برخی حملات هدفمند دیگر را نیز بر فعالان مدنی طرح‌ریزی کرده بودند.

    رئیس اداره امنیت ملی گفت هویت این گروه را به زودی افشا خواهند کرد.

  • پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    پیامدهای به قدرت رسیدن بایدن بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس

    یکی از رویدادهای مهم و اثرگذار پیرامون تحولات کشورهای حاشیه خلیج فارس کنار رفتن ترامپ و استقرار دولت بایدن است. گرچه استقرار دولت جدید در آمریکا به دلیل ماهیت ابرقدرتی آمریکا و حضور چشمگیر و فراگیر آن در منطقه غرب آسیا برای همه کشورهای این منطقه حائز اهمیت است اما این جابجایی قدرت برای کشورهای حاشیه خلیج فارس معنا و مفهوم متفاوتی دارد. چرا که کشورهای اصلی این حوزه یعنی عربستان و امارات به لطف روابط شخصی مستحکمی که با ترامپ برقرار کردند و با توجه به نقش موثر قراردادهای چند صد میلیارد دالری که با دولت او امضا کرده بودند در بهترین وضع ممکن طی سال‌های اخیر قرار داشتند و تمامی پروژه‌ها و رویاهای خود را در سطح منطقه دنبال می‌کردند، بدون آن‌که از تهدید یا پیگیری قدرت‌های جهانی، سازمان ملل یا شورای امنیت هراسی داشته باشند. مصادیق این شرایط را می‌توان در جنگ مخرب شش ساله یمن، محاصره قطر، ماجراجویی‌های نظامی و امنیتی در مناطقی مانند شمال آفریقا و … مشاهده نمود.

    اما استقرار بایدن که در مبارزات انتخاباتی خود به صراحت از سیاست ترامپ در قبال این کشورها انتقاد می کرد اوضاع را به یکباره برای این کشورها و حاکمان آن تغییر داد. بر همین اساس دولت بایدن به محض روی کارآمدن طی چند دستور و فرمان اجرایی بخشی ازدستاوردهای این کشورها از دوره زمامداری ترامپ را از بین برد و به صراحت اعلام کرد که شرایط برای این کشورها تغییر کرده و سیاست ایالات متحده در مواجهه با آن‌ها تغییر خواهد کرد. لغو یا توقف قراردادهای فروش سلاح‌های پیشرفته به عربستان و امارات، اعلام پایان حمایت‌های اطلاعاتی و لجستیکی از جنگ یمن، «فاجعه راهبردی» خواندن جنگ یمن و تعیین نماینده ویژه در امور این کشور به منظور پایان دادن فوری به این جنگ فاجعه‌بار از طریق دیپلماتیک، انتشار گزارش «دفتر اداره‌کننده اطلاعات ملی» درباره قتل خاشقچی که به طور مستقیم ولیعهد سعودی را در این قتل فجیع دخیل معرفی کرد، بخشی از پیامدهای حضور دولت جدید آمریکا برای کشورهای خلیج فارس به ویژه عربستان و امارات بوده است.

    از جمله دیگر پیامدهای روی کار آمدن دولت بایدن برای کشورهای خلیج فارس این است که پیش از روی کار آمدن او دولت‌های محاصره کننده قطر (عربستان و امارات) پس از سه سال و نیم مجبور شدند بدون تحقق هیچ یک از شروط خود با قطر توافق آشتی امضا کنند.

    با این اوصاف، نباید انتظار تغییرات جدی در روابط آمریکا با این کشورها را داشت. چرا که آمریکا برای اجرای پروژه‌های خود در منطقه غرب آسیا به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های کشوری مانند عربستان نیاز دارد و نمی‌توان انتظار داشت از روابط راهبردی و طولانی مدت خود صرفنظر نماید. ولی پیشاپیش روشن است شرایط و اوضاع برای حاکمان جوان این کشورها تغییر کرده و این کشورها از این پس می‌بایست در قبال موضوعاتی مانند حقوق بشر، سیاست‌های داخلی و کیفیت نقش‌آفرینی‌های خود در منطقه به آمریکا پاسخگو باشند و بر اساس شرایط جدید حرکت نمایند. در این میان، آینده جنگ یمن و سرنوشت کشورهای عربستان و امارات به عنوان کشورهای دخیل در این نزاع حائز اهمیت است. آن چه در این ارتباط می‌توان پیش‌بینی کرد این است که با توجه به رویکردهای دولت جدید آمریکا و وضعیت تحولات میدانی به احتمال زیاد سعودی با کمک آمریکا به «طور رسمی» پای خود را از جنگ یمن بیرون خواهد کشید و به این ترتیب به یکی از زیان‌بار‌ترین اقدامات خود در دهه‌های اخیر پایان خواهد داد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! ( قسمت ۷)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! ( قسمت ۷)

    ایستادگی‌ فلسطینیان:

    فلسطینیان از همان ابتدا در برابر قیمومیت بریتانیا و باندهای صهیونیستی، پایداری و مقاومت کردند و برای دفاع از زمین و پاسداری از مقدسات، گروه‌های جهادی تشکیل داده، تظاهرات و اعتصاب‌های عمومی به راه انداختند. قیام‌های ۱۹۲۰، ۱۹۲۳ و ۱۹۲۹ (معروف به انقلاب براق) از آن جمله است.

    انگلیسی‌‏ها قیام‌های فلسطینیان را سرکوب و هزاران تن را کشتند یا به زندان انداختند تا از این رهگذر، خدمتی به باندهای صهیونیستی انجام داده باشند.

    شیخ عزالدین قسام با تشکیل گروه‌های اسلامی- جهادی، به نبرد با انگلیسی‌‏ها و صهیونیست‌ها پرداخت و سرانجام در سال ۱۹۳۵ م. به شهادت رسید.

    در پی شهادت وی، فلسطین به رهبری حاج امین حسینی (مفتی اعظم قدس)، یکپارچه قیام شد و حسن سلامه، عبدالرحیم الحاج محمد و عبدالرحیم مسعود از شاگردان قسام، عملیات متعددی را بر ضد ارتش انگلیس و صهیونیست‌ها انجام دادند به طوری که بریتانیا برای سرکوب انقلاب مردم فلسطین، ژنرال مونت کوری جنایتکار را فراخواند.

    نامبرده در سرکوب مردم مبارز فلسطین، نهایت قساوت را به کار برد به گونه‏‌ای که زندان‌ها مملو از زندانیان، خانه‌ها ویران، زمین‌های بسیاری مصادره و معیشت مردم بسیار سخت گردید.

    قیام‌های مردم فلسطین، تداوم داشت و به موازات آن، کوچ یهودیان سراسر جهان با هدف اشغال فلسطین نیز ادامه یافت تا اینکه پس از پایان جنگ دوم جهانی) ۱۹۴۵ م)، بریتانیا و آمریکاتوانستند در سال ۱۹۴۷ م. از طریق سازمان ملل متحد قطعنامه تقسیم فلسطین را صادر کنند.

    به موجب این قطعنامه ظالمانه، فلسطین بین فلسطینیان و یهودیان اشغالگر- که تعدادشان از ۱۵ درصد جمعیت ساکن آنجا فراتر نمی‌‏رفت و تنها ۷ درصد از سرزمین فلسطین به آنان اعطا شده بود تقسیم گردید.

    البته فلسطینیان، اعراب و مسلمانان با تقسیم فلسطین مخالفت کردند. فلسطینیان به جهاد و مبارزه خویش ادامه دادند و عبدالقادر الحسینی (رهبر مجاهدان)، سرانجام در سال ۱۹۴۸ م. در جریان نبرد (القسطل) به شهادت رسید

    عبدالقادر حسینی رهبر مجاهدان وفعال ملی‌گرای فلسطینی و فرمانده سازمان شبه‌نظامی فلسطینی ارتش جهاد مقدس بود که حملات مهمی را به شهرک‌های یهودی‌نشین و تأسیسات اسرائیلی سازمان داد.

    شیخ عزالدین قسام (۱۸۸۲– ۲۰ دسامبر ۱۹۳۵) نیز رهبر و فعال سیاسی عرب در زمان قیمومیت بریتانیا بر فلسطین بود که علیه مهاجرت یهودیان به فلسطین اقدام به مبارزه مسلحانه کرد.

    قسام در نوامبر ۱۹۳۵،‌ با گلوله‌ی نیروهای انگلیسی در تپه‌های جلیله به شهادت سید.

    به علت محبوبیت وی شاخه نظامی حماس گردان‌های عزالدین قسام نام دارد و موشک‌هایی با نام راکت قسام نیز تولید می‌شود. وی در یک گورستان مسلمانان در حیفا به خاک سپرده شد.

    داکتر سید علی موسوی چکاوک

  • در 24 ساعت گذشته 172 مورد تازه  ابتلا به کرونا در افغانستان ثبت شد

    در 24 ساعت گذشته 172 مورد تازه ابتلا به کرونا در افغانستان ثبت شد

    وزارت صحت عامه‌ می‌گوید در ۲۴ ساعت گذشته ۱۷۲ مورد مثبت ویروس کرونا در ولایت‌ های کابل، قندهار، ننگرهار، تخر، بغلان، قندوز، پروان، هلمند، میدان‌وردک، کاپیسا، کنر، لغمان، پنجشیر، زابل، ارزگان و پکتیکا شناسایی شده‌ اند.

    با ثبت این تعداد موارد مثبت کرونا شمار مجموعی مریضان کووید۱۹ در افغانستان به ۵۹ هزار و ۱۵ نفر افزایش یافته است.

    براساس معلومات وزارت صحت عامه، در شبانه‌ روز گذشته ۱۰ نفر از اثر مریضی کووید۱۹ در ولایت‌ های کابل، قندهار، ننگرهار و غزنی فوت کرده‌اند و شمار مجموعی فوتی‌های کرونایی به دوهزار و ۵۹۲ نفر افزایش یافته است.

    همچنان در شبانه‌ روز گذشته ۹۷ مریض کووید۱۹ در ولایت‌ های کابل، هرات، قندهار، بلخ، ننگرهار، بغلان، میدان‌ وردک، لوگر، لغمان، نورستان و سمنگان بهبود یافته‌ اند. شمار مجموعی بهبود یافتگان تا کنون به ۵۲ هزار و ۴۸۹ نفر رسیده است.

  • کمک های فوری بشردوستان چین به افغانستان تکمیل شد

    کمک های فوری بشردوستان چین به افغانستان تکمیل شد

    جمهوری خلق چین که در توافق با وزارت دولت در امور رسیدگی به حوادث، از سه ماه به اینسو روند تسلیم دهی یک محموله کمک های غذایی به افغانستان را آغاز کرده بود، امروز با اعلام تکمیل جریان این کمک ها سند آن رسماٌ به وزارت دولت در امور رسیدگی به حوادث، تسلیم داده شد.

    غلام بهاءالدین جیلانی، وزیر دولت در امور رسیدگی به حوادث که امروز در یک کنفرانس خبری مشترک در مرکز اطلاعات و رسانه های حکومت، با وانگ یو، سفیر جمهوری خلق چین، حضور یافته بود، افزود: مقدار مجموعی محموله کمک های عاجل غذایی چین به افغانستان، ۵۲۶۶ متریک تن می باشد که ارزش مجموعی آن ۵۰ میلیون ین چینایی، معادل ۵۵۰ میلیون افغانی است.

    او تصریح کرد، این کمک ها که شامل ۱۲۸۴ تن گندم و ۳۹۸۲ تن برنج چینایی می شود با توجه به آسیب پذیری ولایات از لحاظ حوادث طبیعی، سهمیه بندی و انتقال گردیده و روند توزیع آن به صورت عادلانه و شفاف برای خانواده های مستحق این کمک ها، عملاً آغاز شده است.

    وانگ یو، سفیر جمهوری خلق چین مقیم کابل، در این کنفرانس خبری پیش از تسلیم دهی سند کمک های عاجل بشردوستانه این کشور به افغانستان، تأکید کرد که افغانستان و چین دو همسایه نیک هستند.

    وانگ یو، همچنان با اشاره به کمک های کشورش در بخش صحی به افغانستان افزود که چین در آینده نزدیک ۴۰۰ هزار دوز واکسین کرونا نیز، کمک می کند.

  • امتحان کانکور از 8 ثور آغاز می شود

    امتحان کانکور از 8 ثور آغاز می شود

    اداره‌ی ملی امتحانات می‌گوید روند بایمتریک داوطلبان آزمون سراسری کانکور در ۲۵ ولایت عملا جریان دارد و آزمون کانکور در این ولایات از هشتم ثور آغاز و در دهم ثور به پایان می‌ رسد.

    دوست‌ محمد فیضی سخنگوی اداره‌ی ملی امتحانات گفت برنامه‌ی برگزاری آزمون سراسری کانکور در سه مرحله تنظیم شده است.

    براساس برنامه‌ی اداره‌ی ملی امتحانات، آزمون کانکور در ولایت‌های سمنگان، سرپل، غور، نیمروز، بادغیس، فراه، نورستان، پکتیکا، دایکندی، زابل، ارزگان، هلمند، قندهار، بامیان، میدان‌وردک، لوگر، پکتیا، خوست، کاپیسا، پنجشیر، لغمان، کنر، پروان، ننگرهار و بغلان در مرحله‌ی اول گرفته می‌شود.

    همچنان مرحله‌ی دوم آزمون کانکور در ولایت‌ های فاریاب، قندوز، جوزجان، غزنی، بلخ، هرات، تخار و پنج حوزه‌ی ولایت بدخشان به تاریخ ۳۰ و ۳۱ ثور برگزار خواهد شد.

    سخنگوی اداره‌ی ملی امتحانات کانکور افزود که مرحله‌ی سوم آزمون کانکور در کابل برگزار می‌شود. طبق برنامه، زمان امتحان کانکور در شهر کابل تاریخ ۱۴ جوزا و در ولسوالی‌های ولایت کابل تاریخ ۱۵ جوزا تعیین شده است.

  • استقرار بمب افکن های بی-52 خروج امن یا هشدار به طالبان؟

    استقرار بمب افکن های بی-52 خروج امن یا هشدار به طالبان؟

    سوم ثور ساعت ۹ شب به وقت افغانستان، دو فروند بمب‌افکن بی-۵۲اچ استراتوفورترِس (B-52H Stratofortress) از اسکادران‌های ۲۳ و ۹۳ بمب‌افکن نیروی هوایی امریکا مستقر در پایگاه هوایی مینوت، پس از ۱۸ ساعت پرواز به پایگاه هوایی العدید در قطر رسید.
    این بمب‌افکن‌ها توسط جنگنده‌های نیروی هوایی ایالات متحده‌ی امریکا هم‌راهی می‌شد. آخرین حضور و استقرار بمب‌ا‌فکن‌های بی-۵۲اچ در قطر، در سال ۱۳۹۸ بود. پس از آن، به علت وجود خطر حملات موشکی سپاه پاسداران ایران، از اعزام این بمب‌ا‌فکن‌ها به قطر خودداری شد.
    در همین حال، برخی از رسانه‌های امریکایی، گزارش داده ‌اند که مقامات پنتاگون هم‌چنین اعزام صدها نیروی دریایی، هوایی و زمینی به منطقه را تأیید کرده ‌اند تا امنیت نیروهای امریکایی و ناتو و هم‌چنین پیمان‌کاران را هنگام خروج از افغانستان تأمین کنند.
    اعزام بمب‌افکن‌ها به قطر و استقرار شان در پایگاه هوایی العدید از یک ماه پیش از سوی فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده‌ی امریکا برنامه‌ریزی شده بود. در حال حاضر، هدف اصلی استفاده از این بمب‌افکن‌ها، پشتیبانی نزدیک هوایی از نیروهای امریکایی حین خروج از افغانستان اعلام شده است.
    سخن‌گوی سنتکام -فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا- تاکید کرده است که دلیل استقرار بمب‌افکن‌ها در قطر به جای پرواز کوتاه‌مدت شان بر فراز خلیج فارس، استفاده‌ی آن‌ها به منظور پشتیبانی از نیروهای امریکایی خواهد بود که از افغانستان خارج خواهند شد.
    پنتاگون اعلام کرده است که شماری از نیروهای ویژه‌ی این کشور، ممکن است برای مدت کوتاهی به افغانستان اعزام شوند تا از خروج امن نیروهای امریکایی اطمینان حاصل کنند.
    وزارت دفاع امریکا هم‌چنین تأیید کرده است که برای اطمینان از ایمنی خروج نیروهای امریکایی و بین‌المللی از افغانستان، دو فروند بمب‌افکن بی-۵۲ را به منطقه اعزام کرده است.
    جان کربی، سخن‌گوی پنتاگون گفته است که وزارت دفاع امریکا با توجه به «اظهارات تند» طالبان، اقدامات احتیاطی را انجام داده است. به گفته‌ی او، همه احتمالات باید در نظر گرفته شود و این که طالبان ممکن است در برابر عقب‌نشینی نیروهای امریکایی مقاومت نشان دهند.
    او به دلیل «رازداری عملیاتی» توضیح بیشتری نداده است؛ اما تأکید کرد که ایالات متحده در تلاش است تا نیروهای خود را «با خیال راحت و مسئولانه» از افغانستان بیرون بکشد؛ اما نگرانی ویژه‌ای در مورد ایمنی این نیروها وجود دارد؛ زیرا آن‌ها، مکان‌های دورافتاده‌تری را در اطراف کندهار در جنوب و جلال‌آباد و برخی از مناطق دیگر در شرق افغانستان ترک می‌کنند.
    سخن‌گوی پنتاگون افزوده که هدف از اعزام نیروهای اضافی نه تنها اطمینان از خروج ایمن نیروهای امریکایی بلکه ارایه‌ی کمک‌های لجستیکی و مهندسی است.

    یک تیر و دو هدف
    قرار بود این بمب‌افگن‌ها در سوم ماه می (تا یک ماه دیگر) در ساحه اعزام شود؛ اما به نظر می‌رسد اقداماتی چون راکت‌پرانی به فرودگاه بین‌المللی بغداد در روز دوشنبه و حمله‌ی پهپادی به فرودگاه بین‌المللی اربیل و محل استقرار نیروهای امریکایی در آن‌جا، باعث تسریع یک هفته‌ای در اعزام بمب افکن‌ها به قطر شده باشد.
    شماری از کارشناسان نظامی بر این باور استند که هدف اعزام این بمب‌افگن‌ها، تنها خروج امن نیروهای امریکایی از افغانستان نیست. به باور آن‌ها، هدف دیگر اعزام این بمب‌افگن‌ها انجام ماموریت‌های رزمی بر فراز عراق و محافظت از حملات شبه‌نظامیان وابسته به ایران در برابر نیروهای امریکایی است.
    بابک تقوایی، کارشناس نظامی و دفاعی، در یادداشتی به اندیپندینت نوشته است: «اعزام فوری این بمب‌ا‌فگن‌ها به قطر درست یک روز پس از حمله‌ی راکتی نیروهای شبه‌نظامی وابسته به سپاه قدس به کمپ ویکتوری (پیروزی) نیروی زمینی ارتش امریکا در فرودگاه بین‌المللی بغداد صورت گرفت. به نظر می‌رسد پاسخ امریکا به این حمله و یا دست‌کم خط‌ونشان کشیدن آن برای جمهوری اسلامی باشد.»
    به باور او، این بمب‌افگن‌ها تنها به حمایت از نیروهای امریکایی در افغانستان نخواهند پرداخت و در صورت نیاز، می‌توانند به انجام ماموریت‌های رزمی بر فراز عراق نیز بپردازد و از نیروهای امریکایی در برابر حملات شبه‌نظامیان وابسته به ایران محافظت کند.
    در حال حاضر، حدود ۲۵۰۰ سرباز امریکایی و ۷ هزار سرباز ناتو در افغانستان حضور دارند. مطابق توافق‌نامه‌ی دوحه، قرار بود این نیروها تا یک هفته‌ی دیگر (اول ماه می) افغانستان را ترک کنند؛ اما حدود یک هفته قبل، رییس‌جمهور امریکا اعلام کرد که روند خروج نیروهای امریکایی از اول ماه می آغاز و تا ۱۱ سپتمبر تکمیل خواهد شد.
    یکی از شرط‌های طالبان در توافق‌نامه‌ی دوحه برای آغاز گفت‌وگوهای مستقیم با حکومت افغانستان، خروج کامل نیروهای امریکایی در اول می از افغانستان بود. گروه طالبان پس از اعلام امریکا مبنی بر تأخیر این خروج، واشنگتن را به نقض توافق‌نامه‌ی دوحه متهم کرده و تأکید دارد؛ تا زمان خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان، آن‌ها به هیچ گفت‌وگویی حاضر نخواهند شد.
    ‌قرار بود نشست استانبول به میزبانی قطر، سازمان ملل و ترکیه در ۲۴ اپریل برای گفت‌وگوی صلح افغانستان برگزار شود؛ اما این نشست تا بعد از ماه رمضان به تأخیر افتاد.
    در همین حال، خبرگزاری اسوشیتیدپرس خبر داده است که رییس «سی‌آی‌ای» به تازگی از افغانستان به گونه‌ی سری دیدار کرده است. هدف از این سفر رییس سی‌آی‌ای، چگونگی سپردن مسئولیت واحدهای ویژه‌ی ضد هراس‌افگنی در افغانستان عنوان شده است.
    به گفته‌ی برخی ازمقام های امریکایی، از جمله شش واحد ضد هراس‌افگنی که «سی‌آی‌ای» در افغانستان آموزش داده است، تنها مسئولیت دو واحد آن به حکومت افغانستان سپرده شده است.
    پیش از این مقام‌های ایالات متحده‌ی امریکا به حکومت افغانستان اطمینان داده بود که پس از خروج سربازان این کشور، حملات هوایی آن‌ها برضد هراس‌افگنی در افغانستان ادامه خواهد داشت.
    جنرال کنیت مک‌کنزی، فرمانده فرماندهی مرکزی امریکا، گفته است که ارتش ایالات متحده حتا پس ازخروج سربازان خارجی از افغانستان، حمله‌های هوایی را در این کشور علیه طالبان انجام خواهد داد. مک‌کنزی افزوده است که پس از عقب‌نشینی نیروهای امریکایی از افغانستان، در صورتی که تهدیدی برای منافع امریکا دیده شود، واشنگتن حق انجام حمله‌های هوایی به طور معمول از هواپیماهای بدون سرنشین را برای خودش محفوظ می‌داند.
    او گفته است که ارتش ایالات متحده این حملات هوایی را در افغانستان از کشورهای منطقه از جمله خلیج، انجام خواهد داد.

    علی شیرشهیر

  • چرا ترکیه برای میزبانی مذاکرات صلح افغانستان انتخاب شد؟

    چرا ترکیه برای میزبانی مذاکرات صلح افغانستان انتخاب شد؟

    مقدمه
    در ماه مارچ امسال، انتونتی بلینکن در نامه‌ای به ریس‌جمهور غنی، از نشستی به رهبری سازمان ‌ملل و تحت حمایت امریکا در ترکیه به منظور پیداکردن راه‌ حل صلح‌آمیز به جنگ افغانستان میان طالبان و حکومت افغانستان خبر داد. قرار بود این نشست در ۱۶اپریل سال روان و پس از آن در ۴ همین ماه برگذار شود؛ اما به دلیل عدم آمادگی طالبان برای‌ اشتراک، برگزاری نشست استانبول به بعد از عید رمضان به تعویق افتاد. این که ترکیه چه نقشی را می‌تواند در صلح افغانستان بازی کند؛ پرسشی است که در این یاداشت، سعی کردم به آن پاسخ بدهم.

    ترکیه و جنگ‌وصلح در افغانستان
    ترکیه یکی از کشورهای تاثیرگذار در صلح‌وجنگ افغانستان در چهار دهه‌ی اخیر بوده است. پس از تجاوز شوروی به افغانستان، ترکیه در کنار کشورهای غربی و ایالات ‌متحده و دولت‌های عربی، از مجاهدین افغانستان حمایت کرد. با پیروزی مجاهدین، ترکیه در سایه‌ی سیاست پان‌ترکیزم، در کنار این ‌که از حزب جنبش به رهبری مارشال عبدالرشید دوستم حمایت و قسماً از حزب وحدت به رهبری استاد عبدالعلی مزاری حمایت می‌کرد، سعی در گسترش نفوذ فرهنگی خود نیز در افغانستان داشت. در زمان طالبان، برخلاف امارات متحده‌ی عربی، پاکستان و عربستان‌ سعودی؛ ترکیه هم‌چنان به حمایت خود از جبهه‌ی ‌مقاومت به خصوص مارشال دوستم ادامه داد.
    پس از حادثه‌ی یازده سپتمبر و حمله‌ی ایالات ‌متحده‌ی امریکا و متحدان آن به افغانستان، ترکیه به ‌عنوان عضو ناتو، برای اولین‌بار در افغانستان نیروی نظامی فرستاد؛ ترکیه دوشادوش ایالات ‌متحده و ناتو در هر مأموریت و عملیات سهم فعال گرفت. این کشور، برای دو بار رهبری آیساف را به دوش داشت. به دلیل روابط نیک و تصویر خوب ترکیه نزد مردم افغانستان، سربازان ترکیه در طول مدت مأموریت ‌شان در افغانستان در کنار این‌ که کمترین تلفات را داشته اند، به راحتی سربازان افغانستانی در جاده‌ها گشت‌وگذار می‌کردند.
    ترکیه در کنار سهم‌گیری نظامی، پس از ۲۰۰۱ به فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی خود نیز در افغانستان شدت داد. ترکیه‌ی امروز، یکی از مقاصد مهم تحصیلی برای جوانان افغانستان است؛ سریال‌های ترکی، پربیننده‌ترین سریال‌ها در افغانستان است و این کشور تا ۲۰۱۱، هفت نشست سه‌جانبه‌ی ترکیه-پاکستان-افغانستان را برگذار و میزبانی کرده است. علاقه‌مندی ترکیه به روند صلح افغانستان و تنش‌زدایی روابط افغانستان و پاکستان، حامدکرزی -ریس‌جمهور پیشین کشور- را وادشت که در حاشیه‌ی پنجمین نشست سه‌جانبه، بگوید که طالبان اگر مایل باشند، می‌توانند در قطر دفتر داشته باشند.
    باوجود تمایل ترکیه به جنگ‌وصلح افغانستان، قطر به جای ترکیه، مقر دفتر طالبان انتخاب شد و ایالات‌ متحده، پس از هژده ماه گفت‌وگو با طالبان، در ۲۹فبروری ۲۰۲۰ توافق صلح با طالبان را امضاء کرد. بر اساس این توافق‌نامه، امریکا باید سربازان خود را تا ماه می ۲۰۲۱ از افغانستان بیرون می‌کرد، حکومت افغانستان ۵۰۰۰ زندانی طالبان را از قید رها می‌کرد؛ طالبان روابط خود را با القاعده قطع و می‌باید در گفت‌وگوهای صلح افغانستان، با حکومت افغانستان شرکت می‌کردند.
    پس از ناکامی گفت‌وگوهای صلح در قطر، ایالات‌ متحده، ترکیه را به‌ عنوان محل برگزاری گفت‌وگوهای صلح افغانستان انتخاب کرد. انتخاب ترکیه، پرسش‌هایی را در مورد آینده‌ی گفت‌وگوهای صلح افغانستان و نقش ترکیه در موفقیت و ناکامی آن را به ‌وجود آورده است. به باور من، با توجه به بی‌باوری طالبان نسبت به نشست استانبول، روابط دوستانه‌ی ترکیه با پاکستان، رقابت ترکیه با عربستان و ایران‌ و رقابت ترکیه با چین و روسیه در آسیای‌میانه، سرنوشت گفت‌وگوهای صلح افغانستان در میان بیم و امید گیر کرده است.

    بی‌باوری طالبان به نشست استانبول
    پس از امضای توافق‌نامه‌ی دوحه، ایالات ‌متحده‌ی امریکا می‌بایست همه سربازان خود و متحدان ‌اش را تا ماه می سال روان از افغانستان بیرون می‌‌کرد و نام افراد طالبان را از فهرست سیاه سازمان ملل ‌متحد بیرون می‌کرد؛ اما بایدن برخلاف توافق‌نامه، زمان کامل خروج نیروهای ‌اش را از افغانستان تا ۱۱سپتامبر ۲۰۲۱ اعلام کرد. از نظر طالبان این تصمیم امریکا، نقض توافق‌نامه‌ی دوحه است و بر اساس اعلامیه‌ی آخر این گروه، اکنون آن‌ها می‌توانند هر گونه اقدام تلافی‌جویانه را دنبال کنند.
    به‌تعویق‌افتادن زمان خروج نیروهای نظامی امریکا‌ و مخالفت‌ مقامات نظامی، سیاسی و اعضای کانگرس ایالات ‌متحده‌ی امریکا بر خروج بدون شرط نیروهای خارجی در ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱ و عدم اقدام فوری امریکا مبنی بر کشیدن نام‌های افراد و رهبران طالبان از فهرست سیاه سازمان ملل، سبب شده است که طالبان نسبت به نیت امریکا برای خروج از افغانستان شک‌ کنند. به همین دلیل، تا اکنون این گروه حاضر نشده تا برای اشتراک در نشست استانبول آمادگی نشان دهد.

    رقابت عربستان و ترکیه
    ترکیه و عربستان ‌سعودی دو رقیب سرسخت مدعی رهبری جهان اسلام است و هر دو کشور، دو الگوی متفاوتی از نظام ‌سیاسی اسلامی در جهان است؛ ترکیه به رهبری حزب «عدالت‌ و توسعه» دارای گرایش‌های اخوانی است و از بیشتر نیروهای اسلامی-ملی‌گرا حمایت می‌کند؛ در حالی‌ که عربستان دارای نظام شاهی با ایدیولوژی وهابی است، عربستان را به خاطر داشتن مذهب رسمی وهابیت، متهم به حمایت از گروه‌های سلفی-وهابی بیشتر جهادی، در جهان اسلام می‌کند.
    ترکیه و عربستان ‌سعودی هردو خواستار ایفای نقش موثر در روند جنگ‌وصلح افغانستان بوده است؛ از ابتداء هر دو کشور علاقه‌مند بوده اند که مقر دفتر طالبان و محل برگزاری نشست‌های مرتبط به صلح افغانستان، شهرهای این کشورها انتخاب شود. عربستان انتظار داشت که با توجه به روابط پیشینه‌ی این کشور با طالبان در زمان حاکمیت شان، طالبان عربستان را به عنوان مقر دفتر خود انتخاب می‌کنند؛ اما برعکس، طالبان قطر را انتخاب کردند. پس از تحریم قطر در سال ۲۰۱۷، عربستان‌ نه ‌تنها که خواستار بستن دفتر طالبان در قطر شد، بلکه مشاری ‌بن ‌مزعل، سرپرست سفارت پاکستان، طالبان را گروه تروریستی خواند و در برابر ترکیه در کنار قطر قرارگرفت. ترکیه در سال‌های اخیر روابط خود را با پاکستان نیز افزایش داده است؛ در بحران ۲۰۱۹ کشمیر، در حالی ‌که عربستان‌ سعودی با بی‌علاقگی برخورد کرد، ترکیه از موضوع پاکستان در کشمیر حمایت کرد. این موضوع، بحث‌هایی را در مورد دورویی پاکستان در برابر عربستان و نزدیکی به ترکیه را مطرح کرد. ترکیه در حال حاضر روابط استراتژیک و دوستانه‌ای با پاکستان دارد و بر اساس یافته‌های مرکز مطالعات استراتژیک مستقر در بریتانیا، ترکیه پس از چین، دومین صادر‌کننده اسلحه‌ی به پاکستان است.
    عربستان با دوری از پاکستان، روابط گرم و باهمی با هند برقرار کرده است. در حال حاضر، عربستان سعودی با تجارت سالانه‌ی ۲۷میلیارد دالری، چهارمین شریک راهبردی هند و بزرگ‌ترین صادرکننده‌ی نفت به این کشور است؛ در حالی‌ که میزان تجارت عربستان با پاکستان به سه میلیاردوشش‌صد میلیون دالر می‌رسد. علاوه بر عربستان ‌سعودی، ترکیه رقیب ایران نیز است؛ در حالی‌ که ترکیه در چارچوب ناتو، یکی از حامیان حکومت افغانستان بوده و هیچ‌گاهی با طالبان رابطه نداشته است.
    ایران اما با وجود روابط رسمی با حکومت افغانستان، پس از ۲۰۱۴ روابط خوبی با طالبان نیز برقرار کرده و به عنوان یکی از حامیان گروه طالبان شناخته می‌شود. حضور ترکیه در افغانستان مدیون حضور ایالات ‌متحده‌ی امریکا و ناتو در افغانستان است؛ در حالی ‌که ایران با حمایت از طالبان، عملاً خواستار خروج امریکا و ناتو از افغانستان است.

    مسئله آسیای‌ میانه، روسیه و چین
    روسیه، آسیای ‌میانه را حیات ‌خلوت خود می‌داند و برای چین، آسیای ‌میانه یکی از بزرگ‌ترین مارکیت تجارتی، مسیر ترازیتی و تهیه‌کننده‌ی موادخام به ‌ویژه انرژی است. وجود ترک‌ها و سایر مسلمانان، سبب شده است که ترکیه پس از خاور میانه، توجه ویژه‌ای به آسیای ‌میانه داشته باشد. این کشور یکی از منتقدین نوع برخورد چین با اویغورهای این کشور به دلیل اشتراکات قومی-دینی است و احیایی هویت ترکی و اسلامی استراتژی‌ای است که ترکیه در حال دنبال کردن آن در آسیای میانه است.
    این استراتژی، ترکیه را به ‌یکی از رقیبان چین و روسیه که هر دو منافع اقتصادی و راهبردی در آسیای‌ میانه دارند، تبدیل کرده است. ظهور داعش در افغانستان، چین و روسیه را نسبت به امنیت خود شان و آسیای ‌میانه نگران و نسبت به صلح افغانستان علاقه‌مند کرده است. روسیه در کنار این ‌که در سال‌های اخیر نشست‌های سه و چهارجانبه با پاکستان، هند، حکومت افغانستان و چین برقرار کرده، میزبان دو نشست میان افغانستانی‌ها در مورد صلح افغانستان و نشست ترایکای گسترده بوده است.

    در نتیجه
    ترکیه عضو ناتو است و روابط راهبردی هرچند با فرازونشیب با ایالات ‌متحده‌ی امریکا دارد و یکی از حامیان حکومت افغانستان در بیست سال گذشته بوده است. نشست استانبول برای ترکیه این فرصت را می‌دهد که قدرت دیپلماسی و نفوذ نرم خود را در جهان اسلام به نمایش بگذارد. ترکیه با پاکستان به ‌عنوان یکی از طرف‌های اصلی، روابط صمیمی و دوستانه دارد و می‌تواند پاکستان را قناعت دهد که در مسئله‌ی صلح افغانستان، تلاش صادقانه کند. از سویی هم ترکیه از این طریق، می‌تواند بر طالبان فشار بیاورد که در نشست استانبول شرکت کنند و به یک راه حل مسالمت‌آمیز تن بدهند.
    عربستان ‌سعودی -رقیب منطقه‌ای ترکیه-، با وجودی که که تا اکنون خود را حامی صلح افغانستان می‌داند؛ اما اگر قرار شود گره کور صلح افغانستان در ترکیه باز شود، بدون شک سنگ‌اندازی خواهد کرد. ایران سیاست کنگ و دوپهلو در برابر افغانستان دارد. ایران، روسیه و چین، خواستار صلحی در افغانستان اند که امنیت مرزها‌ی کشورهای آسیای میانه تأمین و حضور امریکا و ناتو در افغانستان پایان یابد. بنا بر این، نشست استانبول و به تبع آن نقش ترکیه با خوش‌بینی‌ها و بدبینی‌هایی هم‌راه است.
    ترکیه می‌تواند با اقناع طرف‌های افغانستانی و پاکستان، روند صلح افغانستان را سرعت داده و هم‌چنان این احتمال که کشورهای رقیب ترکیه، سعی در ناکامی نشست استانبول کنند، هم‌چنان با درصدی زیاد وجود دارد.

    نویسنده: قیس‌احمد قادری؛ استاد دانشگاه و پژوهش‌گر روابط بین‌الملل

  • آیا پاکستان می تواند طالبان را به نشست استانبول بکشاند؟

    آیا پاکستان می تواند طالبان را به نشست استانبول بکشاند؟

    دو روز پس از آن ‌که کشورهای برگزارکننده‌ی‌ نشست استانبول اعلام کردند؛ این نشست تا بعد از عید سید فطر به تعویق افتاده است؛ هیئتی از گروه طالبان به ریاست شیخ عبدالحکیم حقانی، رییس هیئت گفت‌وگوکننده‌ی طالبان، از دوحه به اسلام‌آباد، رفته است. منبعی از گروه طالبان به روزنامه‌ی صبح کابل، دلیل این سفر را، مشوره در باره‌ی نشست استانبول می‌گوید.
    بر اساس طرح زلمی‌خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی وزارت خارجه‌ی امریکا، قرار بود که «نشست مهم» برای تسریع روند صلح افغانستان، در ترکیه با حضور جناح‌های سیاسی افغانستان و با محوریت سازمان‌ملل، برگزار شود. چندی پیش، ترکیه از آمادگی کامل برای برگزاری این نشست در ۲۴ اپریل خبر داده بود؛ اما با نزدیک‌شدن به زمان مشخص‌شده، وزارت خارجه‌ی ترکیه اعلام کرد که این نشست به دلیل مقدمه‌چینی به تاخیر افتاده است.
    هرچند، وزارت خارجه‌ی ترکیه، جزییات بیشتری از دلیل‌های به‌تعویق‌افتادن این نشست ارایه نکرد؛ اما منابع تایید می‌کند که نبود علاقه‌مندی گروه طالبان برای اشتراک در این نشست و چندپارچگی جانب دولت افغانستان، از دلیل‌هایی بوده است که نشست استانبول در زمان مشخص‌شده‌ی آن برگزار نشود.
    پیشتر، نعیم وردک، سخن‌گوی طالبان در قطر، به رسانه‌ها گفته بود؛ تا زمانی که نیروهای خارجی به‌گونه‌ی کامل از افغانستان بیرون نشوند، این گروه، در هیچ نشست به ‌شمول نشست استانبول اشتراک نخواهد کرد.
    از سویی هم، وزارت خارجه‌ی پاکستان گفته است که این کشور تلاش می‌کند طالبان را برای ادامه‌ی روند گفت‌وگوهای صلح قانع کند. شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه‎‌ی پاکستان، (۳۰ حمل) به خبرگزاری رویترز، گفت: «ما از طالبان می‌خواهیم که به تعامل شان در روند صلح ادامه دهند، ما تلاش می‌کنیم که آن‌ها را برای موفقیت روند صلح قانع کنیم؛ اما آن‌ها خودشان تصمیم می‌گیرند.»


    اسلام‌آباد و نشست استانبول
    در بحبوحه‌ی گفت‌وگوها برای صلح افغانستان، چشم‌ها از دوحه به استانبول دوخته شده بود؛ به شهری که قرار بود جناح‌های درگیر جنگ چهل‌ساله‌ی افغانستان، بار دیگر، گرد میز آمده و در باره‌ی نظام آینده‌ی سیاسی افغانستان، چانه‌زنی کنند؛ اما در آستانه‌ی این نشست، شماری از رهبران سیاسی، واکنش‌هایی دیگر در برابر کنش‌گری پاکستان دارند.
    رییس‌جمهور غنی که یک‌شنبه (۲۹ حمل)، در برنامه‌ی اهدای مدال به شماری از نیروهای پولیس و امنیت ملی، سخن‌رانی می‌کرد، گفت که انتخاب دوستی و دشمنی به دست پاکستان است. «امروز، روز تصمیم برای پاکستان است. اگر کشور ما امن باشد، آن‌جا [پاکستان] نیز آرام است؛ اگر ما آسایش داشته باشیم، آن‌ها نیز آسایش خواهند داشت.» آقای غنی افزود که اگر پاکستان دوستی را انتخاب کند، افغانستان آماده است که با افزایش همکاری با جهان و منطقه، با این کشور نیز همکاری کند.
    با این‌حال که هیئت گفت‌وگوکننده‌ی طالبان در پاکستان به ‌سر می‌برد؛ این پرسش پیش می‌آید که پاکستان تا چه اندازه می‌تواند و یا مصمم است که روی طالبان برای اشتراک در نشست استانبول و برنامه‌های این گروه، تاثیرگذار باشد؟
    شماری از کارشناسان سیاسی افغانستان، باور دارند که گروه طالبان در تصمیم‌گیری‌های شان مستقل عمل می‌کنند؛ اما برای مشوره با فرمانده‌هان شان به پاکستان و برخی از ولایت‌های افغانستان سفر می‌کنند. دکتر جعفر مهدوی، کارشناس سیاسی و استاد دانشگاه، در صحبت با روزنامه‌ی صبح کابل، می‌گوید که طالبان گوش به فرمان پاکستانی‌ها نیستند؛ اما پاکستان همانند دیگر کشورهای دخیل در جنگ و صلح افغانستان، تاثیراتی روی برنامه‌های جناح‌های سیاسی افغانستان و به ویژه گروه طالبان دارد. «برخی از چهره‌ها در درون گروه طالبان، ممکن است که وام‌دار پاکستان باشند؛ اما به این معنا نیست که طالبان گوش به فرمان پاکستان است… تمام ظرفیت طالبان در قطر نیست، تعدادی شان در پاکستان اند و تعدادی هم در داخل افغانستان؛ بنابر این، تیم مذاکره‌کننده مجبور است که با آن‌ها مشوره کند.» به گفته‌ی او، پاکستان وانمود می‌کند که طالبان در مشت آن‌ها است؛ در حالی که چنین نیست.
    آقای مهدوی، با اشاره به سخنان رییس‌جمهور غنی که انتخاب دوستی و دشمنی به دست پاکستان است، می‌گوید که فهم و درک آقای غنی «اشتباه» است؛ بخش بزرگی از روند صلح به دست افغانستانی‌ها است. «تا زمانی‌که افغان‌هایی چون غنی، منافع و قدرت ‌شان، مهم‌تر از منافع ملی و جان شهروندان افغانستان باشد؛ ما نه باید از کشورهای دیگر توقع داشته باشیم که به منافع ملی ما بیندیشند.»
    شماری دیگر از کارشناسان افغانستان اما باور دارند که حرف نهایی طالبان را پاکستان می‌زند و این کشور، برنامه‌های گروه طالبان را در روند صلح افغانستان تعیین می‌کند. علی‌سجاد مولایی، کارشناس سیاسی می‌گوید که در پشت برنامه‌های طالبان، سیاست‌گذاران زبده‌ی پاکستانی قرار دارد. «روشن است که پاکستان طالبان را مدیریت می‌کند. افراد زبده‌ی پاکستانی، برای طالبان برنامه می‌چینند و طرح می‌ریزند. این پاکستان است که تعین می‌کند، طالبان به نشست استانبول اشتراک کنند و یا نکنند.» تاکید آقای مولایی بر این است که پاکستان در موضع‌های طالبان تعیین‌کننده است؛ چون هر باری‌که این گروه به بن‌بست روبه‌رو می‌شود، به پاکستان، سفر کرده و از آن‌ها مشوره می‌گیرد.
    با این‌حال، عارف علوی، رییس‌جمهور پاکستان در مصاحبه با صدای امریکا، گفته است که کشورش بیشترین نفع را از برقراری صلح در افغانستان می‌برد. «با برقراری صلح در افغانستان، ما بیشترین نفع را می‌بریم. جنگ در افغانستان، جان ۷۰ هزار شهروند پاکستان را گرفته و میلیاردها دالر به ما ضرر وارد کرده است.»
    با آن‌که این مقام بلندرتبه‌ی پاکستانی، افزوده است که کشورش نمی‌خواهد، روند صلح افغانستان به ناکامی بینجامد؛ اما رهبران دولت افغانستان، هم‌واره پاکستان را متهم به حمایت از گروه طالبان می‌کنند. به تازگی، امرالله صالح، معاون دوم رییس‌جمهور (۲ ثور) در مراسمی در ولایت کندهار، گفت؛ ماین‌هایی که جنگ‌جویان طالب از آن استفاده می‌کنند، در پاکستان ساخته می‌شود؛ چون موادی که از آن در ساخت ماین‌ها استفاده می‌شود، در افغانستان وجود ندارد. «تمام تجهیزات نظامی و انفجاری جنگ‌جویان طالب، در پاکستان تولید می‌شود.»


    طالبان: هنوز زود است که بگویم در هنگام خروج به خارجی‌ها حمله می‌کنیم یا نه!
    یکی از نگرانی‌های عمده‌ی امریکا و کشورهای عضو ناتو، این است که در هنگام خروج سربازان شان مورد حمله‌ی گروه طالبان قرار نگیرد. چندی پیش، پنتاگون- وزارت دفاع امریکا- اعلام کرد که در زمان خروج به شمار نیروهای امریکایی در افغانستان به‌گونه‌ی موقت می‌افزاید. مضاف بر آن، جو بایدن در هنگام توضیح برنامه‌ی خروج گفت که اگر طالبان بخواهد در زمان خروج به سربازان خارجی حمله کند، این کشور با همه‌ی توان از خود و شرکای بین‌الملی اش، دفاع می‌کند.
    با این‌حال، گروه طالبان می‌گوید که دانستن این موضوع که پیش از خروج کامل، به سربازان امریکایی حمله می‌کنند یا نه، هنوز زود است. محمدنعیم وردک، سخن‌گوی گروه طالبان، به خبرگزاری آسوشتیدپرس، گفته است: «برای دانستن این مسایل هنوز خیلی زود است، در مورد آینده‌ نمی‌توان چیزی گفت.»
    آگاهان می‌گویند که اگر در هنگام خروج، کوچک‌ترین حمله‌ا‌ی به سربازان خارجی شود، خروج کامل آن‌ها به تعویق افتاده و جنگ دوام‌دار خواهد شد. آقای مولایی، تاکید می‌کند که در این صورت، نه به نفع طالبان است و نه به نفع دولت افغانستان. «فکر نکنم که طالبان حمله‌ا‌ی انجام بدهند.»
    با این ‌همه، این نگرانی میان شهروندان افغانستان و حتا مقام‌های امریکایی مطرح است که پس از خروج سربازان خارجی و بی‌نتیجه‌بودن نشست استانبول، افغانستان در تلاطم بحران‌ها غرق می‌شود. جان مکنزی، فرمانده‌ی نیروهای امریکایی در خاور میانه و شمال افریقا، گفته است که نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان، پس از خروج کامل نیروهای خارجی هم‌چنان نیاز به حمایت دارند و در غیر آن صورت از هم می‌پاشند. بر اساس گزارش خبرگزاری‌های امریکا و به ویژه اسوشتیدپرس، مقام‌های نظامی امریکایی، خروج کامل سربازان این کشور از افغانستان را پیشنهاد نمی‌کنند.
    شماری از کارشناسان سیاسی افغانستان اما باور دارند که اعلام یک‌بارگی و بدون قیدوشرط خروج سربازان امریکایی از سوی بایدن و کشورهای عضو ناتو، همه‌ی جناح‌های سیاسی افغانستان را غافل‌گیر کرده است. آقای مهدوی می‌گوید که جناح‌های سیاسی افغانستان به ‌شمول گروه طالبان، پس از اعلام خروج بی‌قیدوشرط، متعجب و گیج هستند و از همین ‌رو، به کشورهایی چون پاکستان برای مشوره سفر می‌کنند.

    روح الله طاهری

  • به قدرت رسیدن طالبان برای همسایه ها بیش از امریکا خطرناک است

    به قدرت رسیدن طالبان برای همسایه ها بیش از امریکا خطرناک است

    رییس‌جمهور جو بایدن تصمیم گرفته است تا نیروهای امریکایی را در ۱۱ سپتمبر سال روان میلادی از افغانستان بیرون کند و تا اکنون، متحدان امریکا نیز تصمیم دارند که نظامیان خود را هم‌زمان با نیروهای امریکایی از افغانستان بیرون کنند.
    برای حفظ و ادامه‌ی حیات دستگاه کنونی دولت ضعیف کابل و ایستادگی در برابر تهدید طالبان، احتمال دارد که حمایت‌های مالی از این نظام ادامه پیدا کند؛ اما به نظر می‌رسد که نتیجه [حروج نیروهای امریکایی] خیلی خوش‌‌آیند نیست؛ پیامد چشم‌گیر منفی در پی‌خواهد داشت: یک یا دو سال بعد از خروج نیروهای امریکایی و متحدانش از‌ این کشور، اداره‌ی ضعیف کابل توسط طالبان سقوط داده خواهد شد؛ اما برگشت طالبان بر قدرت در کابل، چه تاثیری روی این کشور خواهد گذاشت؟
    همه‌ی این بحث‌ها به طالبان مرتبط است؛ اگر طالبان، آن‌چه را که در توافق‌نامه با اداره‌ی دونالد ترامپ امضا کرده اند، عملی کنند؛ رابطه‌ی خود را با القاعده قطع کنند، برگشت شان به قدرت از نظر امریکایی‌ها و غربی‌ها خیلی ناخوش‌آیند نیست؛ اما قدرت‌گرفتن طالبان، روی اقلیت‌های جنسیتی مانند زنان افغانستان تاثیر دارد.
    رهبری ارشد طالبان باید درک کرده باشد که به دلیل حمایت شان از القاعده و حمله‌ی ۱۱ سپتمبر از جغرافیای افغانستان بود که پای نیروهای امریکایی را به این کشور کشید. طالبان دوباره به چنین رویکردی مبادرت نمی‌ورزند؛ اگر طالبان حاضر به ایجاد یک نظام طبق رویکردهای کنونی باشند، با القاعده و گروهایی مانند آن رابطه‌ی خود را قطع کنند، در چنین وضعیتی، امریکا دوست ندارد که دوباره به افغانستان نیرو بفرستد؛ اما شرط این است که در نظام ایجاده شده، طالبان باید با جهان بیرون و جامعه‌ی بین‌المللی همکاری داشته باشند.
    این اما خیلی متفکرانه است؛ طالبان از گروهای استند که امریکا و سایر طرف‌ها، هم‌زیستی با آن‌ها به راحتی تصور نمی‌کنند. اگر طالبان دوباره به ضرب‌وشتم و تهدید شهروندان دست ببرند، کشورهای دیگر مانند ایالات متحده‌ی‌ امریکا، در رابطه به این پالیسی طالبان، نگرانی جدی دارند. این رویکرد، افکار عمومی را در غرب و سایر جهان در برابر امریکا و کسانی که با طالبان توافق کردند بر می‌انگیزاند؛ زیرا آن‌ها تعهد کرده بودند که طالبان توافق کرده اند رویکردهای –سنتی گذشته‌ی‌ خودرا اصلاح کرده و عمل‌گرایی بهتر یا مدرن نسبت به گذشته خواهند داشت.
    به عبارت دیگر؛ اگر طالبان تک‌روی کنند، امریکا و سایر متحدانش نیز رویکرد مشابه را در برابر طالبان پیش خواهند گرفت و چشم‌های خود را [از توافق موجود] خواهند پوشاند و روی انتقادهای پالیسی داخلی خود تمرکز خواهد کرد.
    حقیقت اما این است؛ با وجود تعهد طالبان برای قطع رابطه با القاعده، [این گروه] هنوز با این شبکه رابطه‌ دارند. این احتمال به صورت خیلی ظریف وجود دارد؛ در صورتی طالبان به قدرت برسند، بدون القاعده ادامه‌ نخواهند یافت؛ برای القاعده زمینه حضور را در افغانستان فراهم می‌کنند و یک بار دیگر حمله‌ی شبیه ۱۱ سپتمبر اتفاق خواهد افتاد. هر آن‌چه اتفا می‌افتد، امریکا مسئول آن است و این خیلی ملموس است. همان‌گونه که در نظام طالبان این قابل پیش‌بینی است؛ طالبان برای واردشدن در نظام دموکراتیک که پس از حمله‌ی ۱۱ سپتمبر به حمایت جورج دبلیو بوش ایجاد شد، اشتراک می‌کنند. با این حال، نکته‌ی قابل مکثی وجود دارد؛ رویکرد آن‌ها در رابطه به حملات شان هیچ‌گاه تغییر نکرده، نظر شان چیست؟ امریکا می‌تواند تضمین کند؟


    نیاز نیست کارهای خارق‌العا ده انجام دهید، دلایلی متفاوت بر آن وجود دارد.
    یک: امریکا مدافع هوایی خود را پس از حمله‌ی ۱۱ سپتمبر افزایش داده است؛ برای القاعده خیلی دشوار خواهد بود تا دوباره حملاتی مانند ۲۰۰۱ که بر کاخ‌های دوقلوی امریکا انجام داد را، دوباره راه‌اندازی کند. (چیزی که امریکا پیش از حادثه ۱۱ سپتمبر نداشت) داشتن پناهگاه امن برای القاعده در داخل افغانستان که حملات و بمب‌گذاری‌ها را سازمان‌دهی کند، خیلی مهم نیست. این کار می‌تواند در داخل امریکا و سایر کشورهای غربی و از راه‌های مختلف سازمان‌دهی شود.
    دوم: با این که اسامه بن لادن و القاعده پیش از حمله‌ی ۱۱ سپتمبر، حملات خویش را بر دشمن دور – امریکا- متمرکز کرده بود؛ اما رفته‌رفته، اکنون القاعده و گرو‌های مرتبط با این شبکه، با دشمن نزدیک خود در کشورهای اسلامی روی گروه‌های جهادی‌ای مانند داعش، بیشتر تمرکز می‌کنند.
    حضور دوباره‌ی القاعده در افغانستان بدون حضور نیروهای غربی، به معنای این است که با دشمن نزدیک خود مانند داعش که با شاخه‌های القاعده در سایر کشورهای درگیر استند، درگیر می‌شوند.
    سوم: اگر طالبان در نظام شان از القاعده میزبانی کنند، بدون شک سایر گرو‌های جهادی -که در کشورهای همسایه و منطقه‌ مانند آسیای میانه، سینکیانگ، ایران و احتمالا شمال‌غرب پاکستان، اهدافی را تعین کرده اند- نیز در این کشور حضور خواهند یافت.
    پیش از حمله‌ی ۱۱ سپتمبر، رژیم طالبان نه تنها به القاعده که به جنبش اسلامی اوزبیکستان که حملات زیادی را بر کشورهای آسیای میانه در «دره‌ی فرغانه» در سال‌های ۱۹۹۹ – ۲۰۰ از دورن افغانستان راه‌اندازی کرده بود، پناه داده بود. با حضور نه‌‌چندان طولانی نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان، تهدید حملات از این کشور به آسیای میانه که متحدانی اصلی مسکو استند، کاهش داشته است. زمانی که امریکایی‌ها درافغانستان حضور داشتند، روسیه، چین و ایران توانایی این را داشتند که تا گذرگاه‌های مرزی خود را به صورت مقام زیر نظر داشتند باشند و با گروهای جهادی که منافع شان را تهدید می‌کرد، وارد جنگ شوند؛ اما اکنون که نیروهای امریکایی و ناتو در آستانه‌ی بیرون‌شدن از افغانستان استند، این فرصت را نخواهند داشت.
    چهارم: پاکستان از طالبان حمایت می‌کند؛ زیرا افغانستان یک خط فرضی -گذرگاه مشترک طولانی- با پاکستان دارد. بنا بر این، پاکستان از گروهای اسلام‌گرای افغانستانی که ادعا می‌کنند پشتون‌های ساحه‌ی مرزی پاکستان-افغانستان هستند، حمایت می‌کند و دلیل آن خیلی روشن است؛ به باور پاکستان، این گروه‌ها حداقل نمی‌توانند متحد دشمن سنتی ‌اش –هند- باشند.
    در حقیقت هند با رابطه‌ی دوستانه‌ای که با دولت افغانستان -که به حمایت امریکا ایستاده است دارد-، با ایجاد فشار مبنی بر این ‌که پاکستان از طالبان حمایت می‌‌کند، نقش پاکستان را ضعیف کرده است؛ اما اگر طالبان یک بار دیگر به قدرت برسند، خود را به پاکستان کمتر مطلق می‌دانند و فضای این رابطه تغییر خواهد کرد. اگر چنین شود، جای حیرت نیست؛ پاکستان در نظام طالبانی از گروه‌های مخالف طالبان به ویژه داعش حمایت کند، به این‌ دلیل که حکومت نوظهور با پاکستان رابطه‌ی نزدیک ندارد و در این فرصت، افغانستان یک بار دیکر به منجلاب جنگی داخلی گرفتار خواهد شد.
    برگشت طالبان به قدرت برای امریکا خیلی مفید نخواهد بود، به خصوص اگر طالبان از القاعده حمایت کنند؛ اما برگشت طالبان به قدرت نسبت به امریکا، برای روسیه، چین، ایران و حتا پاکستان خطرناک‌تر است. خروج نیروهای امریکایی به این معنا است که کشورهای همسایه و روسیه باید آماده‌ی مبارزه با تهدید دوباره‌ی قدرت‌گرفتن طالبان باشند؛ زیرا عواقب این روند به نفع هیچ کسی نخواهد بود. البته این روشن است که برخی یا همه‌ی این کشورها، تعهد همکاری با واشنگتن داشته اند؛ حالا ممکن در لفظ بوده باشد یا عملی شده باشد؛ اما قدرت‌گرفتن دوباره‌ی یک گروه تندرو، بدون شک که تهدیدی برا ی منافع این کشورها است.
    یادداشت: مارک کارتز؛ استاد حکومت‌داری سیاست در دانشگاه‌ (George Mason University Schar School of Policy and Government و یکی از اعضای اتلانتیک کانسل است.

    منبع: دنشنال اینترست

    مترجم: ابوبر صدیق

  • امریکا، افغانستان را به همسایگانش می سپارد!

    امریکا، افغانستان را به همسایگانش می سپارد!

    هم‌زمان با اعلام زمان خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان، وزارت دفاع ایالات متحده امریکا گزارش نیم‌ساله خود در مورد تقویت امنیت و ثبات افغانستان که مربوط به نیمه دوم سال ۲۰۲۰ می‌شود را به کانگرس آن کشور ارایه کرده است. در این گزارش به مسایل مربوط به وضعیت و ارزیابی تهدیدها، ارزیابی نیروهای امنیتی افغان، نهادهای امنیتی و بودجه نیروهای امنیتی و دفاعی پرداخته شده است. در بخشی از این گزارش در مورد صلح افغانستان آمده است که امریکا متناسب به استراتژی خود، خواستار یک رویکرد منطقه‌ای برای افزایش ثبات منطقه‌ با ایجاد اجماع گسترده برای افغانستان باثبات است. بدین ترتیب امریکا امنیت و ثبات جنوب آسیا را به امنیت و ثبات افغانستان گره زده و از کشورهای منطقه خواسته است که در این راستا با افغانستان همکاری کنند. در این گزارش دیدگاه‌ها و نگرانی‌های برخی از کشورهای همسایه و منطقه در مورد صلح افغانستان پس از خروج نیروهای بین‌المللی درج شده است. در بخشی از این نگرانی‌ها، تقابلی در اهداف هند و پاکستان نیز دیده می‌شود؛ زیرا هر دو کشور از ماهیت تاثیرگذاری‌شان در افغانستان نگران‌اند. پیش‌تر منابع گفته بودند که امریکا پس از خروج، افغانستان را به کشورهای همسایه و منطقه واگذار می‌کند و در صورت بروز تهدیدهای احتمالی علیه منافعش، اقدام فوری خواهد کرد.

    وزارت دفاع ایالات متحده امریکا گزارش خود زیر نام «گزارش نیم‌‌ساله: تقویت امنیت و ثبات در افغانستان» را روز جمعه، سوم حمل، نشر کرد. در این گزارش ارزیابی وضعیت افغانستان از اول جون ۲۰۲۰ تا آخر نوامبر همان سال گنجانیده شد است. این گزارش که پیش‌تر به کانگرس ایالات متحده امریکا ارایه شده بود، در شش محور «اهداف و استراتژی»، «وضعیت فعلی و ارزیابی تهدید»، «ارزیابی نیروهای دفاع ملی و امنیتی افغانستان»، «وزارت دفاع و نیروی دفاع ملی افغانستان» و «وزارت امور داخله و نیروهای امنیتی افغانستان» و «بودجه نیروهای دفاع ملی و امنیتی افغانستان» تهیه شده است.

    وزارت دفاع امریکا در این گزارش هدف آن کشور در افغانستان را جلوگیری از استفاده خاک کشور به عنوان پناه‌گاه امن سازمان‌های تروریستی علیه ایالات متحده امریکا و متحدان آن خوانده است. به نقل از گزارش، امریکا این هدف را از طریق دو ماموریت عملیات نگهبانی آزادی «Operation Freedom’s Sentinel» و مبارزه با تروریسم «Counter Terrorism» به کمک نیروهای امنیتی افغان پی‌گیری می‌کند. این کشور ماموریت مبارزه با تروریسم را مکمل ماموریت تربیه، مشوره و کمک ناتو یا (TTA) خوانده و گفته است که از این نیرو علیه داعش، القاعده و دیگر گروه‌های تروریستی استفاده خواهد کرد.

    در بخشی از این گزارش به «استراتژی جنوب آسیا» نیز اشاره شده است. وزارت دفاع امریکا گفته است که رویکرد این وزارت برای اجرای استراتژی جنوب آسیا در افغانستان به اصطلاح «R4+S» وابسته است که «تقویت، اصلاح مجدد، منطقه‌سازی، آشتی و پایداری» را شامل می‌شود. در گزارش وزارت دفاع امریکا گفته شده است که طالبان، القاعده و داعش در شبه‌قاره هند هنوز ثبات و امنیت افغانستان را تهدید می‌کنند و با درآمدها از طرق مختلف، از جمله قاچاق مواد مخدر، مالیات غیرقانونی، اخاذی، استخراج غیرقانونی [معادن] و امور مالی خارجی پایدار مانده‌اند. در این گزارش تصریح شده است که طالبان هم‌چنان از سوی پاکستان و برخی دیگر از کشورهای همسایه حمایت می‌شوند و به‌ شمول شبکه حقانی، تهدید اساسی برای ثبات افغانستان شمرده می‌شوند. بدین ترتیب گفته شده که طالبان با افزایش خشونت‌‌، بر نیروهای امنیتی افغان فشار وارد می‌کنند.

    امریکا افغانستان را به کشورهای همسایه و منطقه می‌سپارد

    با این حال در بخش «تأثیر بازیگران منطقه‌ای» آمده است که استراتژی ایالات متحده امریکا، نیازمند یک رویکرد منطقه‌ای برای افزایش ثبات در جنوب آسیا با ایجاد اجماع گسترده برای یک افغانستان باثبات است. هم‌چنان گفته شده است که این استراتژی بر اقتصاد منطقه‌ای ادغام و همکاری، پشتی‌بانی بین‌المللی از یک افغانستان تحت مالکیت افغان‌ها، روند مذاکرات صلح بین‌الافغانی و مسوول بودن کشورها در راستای تلاش‌ها برای تضعیف ثبات افغانستان تأکید دارد. در این گزارش به دیدگاه‌ها و نگرانی‌های همه کشورهای همسایه و منطقه در مورد روند صلح افغانستان و خروج نیروهای بین‌المللی اشاره شده است.

    در بحث روسیه تصریح یافته است که این کشور خواهان خروج کامل، اما مرحله‌ای ارتش امریکا از افغانستان است. در گزارش گفته شده است که روسیه خود را در وضعیت افزایش نفوذ در افغانستان و رسیده‌گی به امنیت بالقوه چالش‌های ناشی از بی‌ثباتی قرار می‌دهد. در این گزارش آمده است که روسیه از مذاکرات صلح بین‌الافغانی به عنوان بهترین راه برای ایجاد دولت موقت و تسهیل خروج مرحله‌ای نیروهای امریکایی از افغانستان پشتی‌بانی می‌کند. هم‌چنان گفته شده است که روسیه در تعامل با دولت مرکزی، سیاسیون افغان، تاثیرگذاران منطقه و گروه طالبان قرار دارد و تاکنون نیز هیچ‌گونه شواهدی مبنی بر تحرک این کشور علیه نظامیان امریکایی در افغانستان دیده نشده است.

    در گزارش آمده است که کشورهای آسیای مرکزی، از جمله تاجیکستان، اوزبیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان به آسیای میانه از منظر ثبات و امنیت افغانستان نگاه می‌کنند و از گسترش داعش در منطقه که توانایی بی‌ثباتی کشورهای همسایه افغانستان را دارد، نگران‌اند. وزارت دفاع امریکا گفته است که اوزبیکستان هم‌چنان می‌خواهد مسوولیت بگیرد و نقش سازنده‌ای در مذاکرات صلح بین‌الافغانی، رهبری منطقه و پیوند اقتصادی با افغانستان ایفا کند.

    در مورد پاکستان نیز گفته شده است که این کشور از مذاکرات صلح به عنوان راهی برای پایان دادن به درگیری‌ها حمایت می‌کند و برای پیش‌برد روند صلح کمک کرده است. به نقل از گزارش، پاکستان تمایل به اعمال نفوذ در منطقه  دارد و خود را به عنوان تسهیل‌کننده اصلی مذاکرات صلح بین‌الافغانی، به ‌ویژه در بحث طالبان، می‌بیند. به زعم وزارت دفاع امریکا، پاکستان در برابر تصرف بالقوه طالبان احساس خطر می‌کند و هم‌چنان تحت هر شرایطی سعی می‌کند که از هم‌سو شدن افغانستان با هند جلوگیری کند.

    وزارت دفاع امریکا به دیدگاه ایران نیز پرداخته است. در گزارش تصریح یافته است که ایران ضمن تلاش‌ برای تقویت روابط با دولت افغانستان، از طالبان به گونه «اندازه‌گیری شده» پشتی‌بانی می‌کند. تمایل ایران در حال حاضر معطوف به منافعش در امر خروج امریکا و ناتو، از بین رفتن داعش، افزایش روابط اقتصادی و امنیتی با دولت افغانستان، تأمین حقوق آب و بهبود امنیت مرزها خوانده شده است. این در حالی است که به گفته امریکا، ایران در گذشته ارتباط خود را با بخش سیاسی طالبان و دولت افغانستان افزایش داده و در کنار درخواست خروج فوری نیروهای امریکایی، توافق‌نامه صلح طالبان با ایالات متحده را نیز «نامشروع» خوانده است.

    امریکا هم‌چنان گفته است که هرچند چین برای ثبات منطقه‌ای پی‌گیر مساله دولت افغانستان و طالبان است، اما در مورد منتهی شدن مذاکرات بین‌الافغانی تردید دارد و به همین دلیل در میان چندین نتیجه احتمالی قرار دارد. به باور وزارت دفاع امریکا، چین به دلیل بی‌ثباتی و وضعیت امنیتی، شریک اقتصادی عمده افغانستان نبوده است، اما از امنیتی که توسط ناتو در افغانستان تأمین شده است، سود می‌برد. بدین ترتیب گفته شده است که خروج بدون موجودیت تضمین‌های لازم امنیتی، این مزیت را از بین می‌برد؛ زیرا چین به عنوان ضامن امنیتی جایگزین ناتو نخواهد شد. برای همین،‌ امریکا اعتقاد دارد که این وضعیت چین را در دو‌راهی قرار می‌دهد؛ وضعیتی که از یک‌سو باید امنیت پرسنل و سرمایه‌گذاری‌هایش در افغانستان را تأمین کند و از سوی دیگر از مرز شرقی افغانستان در برابر جنگ‌جویان اویغور محافظت نماید.

    در بحث هند نیز گفته شده است که این کشور با کشورهای منطقه، دولت افغانستان و سیاسیون همکاری می‌کند تا از پناه‌گاه‌های امن تروریستی فراملی جلوگیری و دسترسی به افغانستان به عنوان دروازه مرکز بازارهای آسیا را حفظ کند. در این گزارش، از این دو مورد به عنوان بزرگ‌ترین نگرانی هند در راستای ثبات افغانستان یاد شده است. بدین ترتیب امریکا احتمال داده است که هند روند صلح مداوم را فرصتی برای دست‌یابی به نفوذ بیش‌تر در افغانستان و کنار زدن موانع قبلی نفوذ پاکستان می‌داند. با توجه به شریک شدن رویکرد هند با کشورهای منطقه، امریکا گفته است که هند می‌تواند نفوذ بیش‌تری در افغانستان به دست بیاورد، اما از طالبان حمایت سیاسی نخواهد کرد و در کنار دولت افغانستان خواهد ماند.

    امریکا هم‌چنان به این نتیجه رسیده است که کشورهای عربی خلیج فارس، از جمله بحرین، عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دنبال افغانستان باثبات هستند و از تلاش‌های بین‌المللی برای برقراری آتش‌بس و دست‌یابی به یک توافق سیاسی حمایت می‌کنند. از حمایت قطر به عنوان میزبان مذاکرات بین‌الافغانی به عنوان یکی از نمونه‌ها نام برده شده است.

    این در حالی است که امریکا از افزایش خشونت‌ها در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته است که گروه‌های تروریستی هم‌چنان چالش جدی برای افغانستان،‌ امریکا و متحدانش شمرده می‌شود. به باور وزارت دفاع امریکا، گروه‌های تروریستی ثبات افغانستان را تهدید می‌کنند، اما هیچ‌گونه قلمروی ندارند و در مرزهای بین‌المللی، بخش‌های ناهموار مناطق مرزی افغانستان و پاکستان و مناطق دوردست کشور از خود محافظت می‌کنند. بدین ترتیب تصریح شده است که گروه‌های القاعده، لشکر طیبه، تحریک طالبان پاکستان و گروه‌ داعش حملات‌شان را بر جنوب آسیا متمرکز کرده‌اند. امریکا مشخص کرده است که هر نوع تهدیدی پس از این، بیش‌تر متوجه جنوب آسیا است و کشورهای همسایه و منطقه افغانستان باید در این مورد احساس مسوولیت کنند. پیش‌تر نیز منابع گفته بودند که امریکا تصمیم گرفته است افغانستان را به کشورهای همسایه واگذار کند و در صورت ایجاد تهدید علیه منافع آن کشور، اقدامات فوری را روی دست گیرد.

    این گزارش در حالی استراتژی امریکا در مورد افغانستان را پس از خروج نیروهای بین‌المللی ارایه می‌کند که در حال حاضر مذاکرات صلح به بن‌بست خورده است و برگزاری نشست استانبول نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. پیش‌تر امریکا بر برگزاری هرچه زودتر نشست استانبول تأکید کرده و گفته است که همه نیروهایش را تا یازدهم سپتامبر از افغانستان بیرون می‌کشد. بدین ترتیب امریکا پس از این تاریخ، حضورش در افغانستان را پایان می‌بخشد، اما به همکاری‌هایش ادامه می‌دهد.