برچسب: پاکستان

  • ملا برادر برای مشورت به پاکستان رفت

    ملا برادر برای مشورت به پاکستان رفت

    به دنبال ایجاد وقفه در گفت‌وگوهای صلح، ملا عبدالغنی برادر، معاون سیاسی گروه طالبان، در راس هیئتی به اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان رفت.

    محمدنعیم وردک، سخن‌گوی دفتر سیاسی طالبان در قطر، در برگه‌ی تویترش نوشت این سفر، روز سه‌شنبه (۲۵ قوس)، با دعوت رسمی مقام‌های پاکستانی انجام شده است.

    به گفته‌ی او، قرار است معاون سیاسی گروه طالبان، در جریان این سفر با عمران خان، نخست‌وزیر و شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه‌ی پاکستان دیدار کند.

    سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر، افزود در جریان این دیدارها، در باره‌ی موضوعات دوجانبه به شمول مشکلات مهاجران و رفت‌وآمد افغان‌ها به پاکستان گفت‌وگو خواهد شد.

    این در حالی است که گفت‌وگوهای صلح میان هیئت‌های گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان و گروه طالبان، با ۲۰ روز وقفه رو‌به‌رو شده است. هیئت‌های گفت‌وگوکننده‌ی دو طرف، پس از حدود سه ماه، چندی پیش روی کارشیوه‌ی گفت‌وگوها به توافق رسیدند.

    به دنبال توافق روی کارشیوه‌ی گفت‌وگوها، هیئت‌های کاری دو طرف ایجاد شد تا در مورد برنامه‌ی اصلی گفت‌وگوها صحبت کنند.

    قرار است دور بعدی گفت‌وگوهای صلح، در شانزدهم جدی برگزار شود.

  • وابستگی متقابل افغانستان و ایران و پاکستان

    وابستگی متقابل افغانستان و ایران و پاکستان

    بندر اسلام قلعه در هرات، زرنج در نیمروز و خط آهن هرات-خواف، موجب افزایش مراودات اقتصادی-تجارتی شده است. بر اساس گزارش‌های رسمی؛ میزان دادوستد میان افغانستان و ایران بیشتر از یک میلیارد دالر در سال تخمین زده می‌شود. همان‌طوری که یادآور شدیم، نگاه ایران به افغانستان، از زاویه‌ی نهادهای امنیتی خاورمیانه و غرب آسیا است. روی همین ملحوظ، خط منافع امنیتی ایران از غرب و جنوب غرب افغانستان عبور می‌کند. ایران، به دلایل گوناگون می‌تواند در صلح و جنگ افغانستان نقش‌آفرین باشد و این نقش می‌تواند دو وجه داشته باشد؛ گاهی سازنده و گاهی هم غیر سازنده.

    امنیت یک پدیده چند وجهی، در مقیاس متوسط منطقه‌ای و در مقیاس بزرگ با ریشه‌های جهانی مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد. قسمی‌که در مباحث گذشته تذکر دادیم، جنگ در سه سطح کلیدی «ملی، منطقه‌ای و جهانی» قابل تحلیل و بررسی است. هرقدر به این پدیده‌ی چند بعدی نگاه پروژه‌ای شود، زمانی که از کنترل خارج شود، ابعاد منفی‌اش مانند ویروس، مهارناشدنی خواهد شد. تا این‌دم، پاکستان با نگاه مطلق و رویکردهای خصمانه، هیچ‌گونه وقعی به این وابستگی متقابل امنیتی قایل نشده و خلاف اصول قبول‌شده‌ی بین‌المللی، متوسل به اقدامات ویران‌گری شده که این اقدامات ضد بشردوستانه، افغانستان را در بدترین وضعیت ممکن قرار داده است:
    ۱. حمایت از باندهای تبهکار تروریستی و صدورشان به افغانستان.
    ۲. دادن پناهگاه برای طالبان و دیگر گروه‌های دهشت‌افگن و حلقات تروریستی.
    ۳. تقویت تسلط بالای رهبران طالبان و ترسیم منش برای این گروه در حول منافع مطلق امنیتی‌اش.
    ۴٫ ایجاد رابطه بین مدارس دینی، هم در سطح تشکیلاتی طالبان و هم در بعد منابع بشری.
    ۵. لابی طالبان در سطح منطقه‌ای و جهانی.
    ۶. تدوین پلان و برنامه‌ی جنگی برای طالبان به حیث عقبه فکری جنگ.
    ۷. تبلیغ طالبان از آدرس مدارس دینی وابسته به سازمان استخبارات و ارتش پاکستان.
    ۸. میزبانی و نگهبانی از خانواده‌های رده‌بالا و رهبران طالبان.
    ۹. آماده‌سازی تجهیزات و ابزارآلات جنگی برای طالبان.
    ۱۰. دادن معلومات کشفی و استخاباراتی برای طالبان.

    دلایل نقش مهم طالبان در روند جنگ‌وصلح افغانستان
    ۱. نگاه کشورهای غربی به صلح و جنگ افغانستان از عینک پاکستان و نهادهای امنیتی جنوب آسیا.
    ۲. از دیری بدین‌سو، نگاه عربستان سعودی – در بعد سخت‌افزاری به افغانستان – در شعاع منافع پاکستان بوده و پاکستان نقش سکرتریت گروه‌های نیابتی سعودی را در جنگ افغانستان ایفا کرده است.
    ۳. پاکستان، تنها قدرت اتمی در میان کشورهای اسلامی بوده و از این منظر نقش این کشور در صلح و جنگ افغانستان پررنگ است.
    ۴. پاکستان به عنوان قدرت برتر در جنوب آسیا، دارای عمق استراتژیک در افغانستان بوده و استوار بر همین ذهنیت خود را محق دانسته و خواهان نقش فراوان در جنگ و صلح افغانستان است.
    ۵. داشتن متحدان استراتژیک در شورای امنیت سازمان ملل متحد(روسیه، چین، بریتانیا و ایالات‌متحده امریکا)
    ج: وابستگی متقابل اقتصادی – جغرافیایی پاکستان با افغانستان
    ۱. افغانستان طولانی‌ترین مرز مشترک را با پاکستان دارد(۲۶۴۰کیلومتر مرز مشترک).
    ۲. مناسبات اقتصادی میان افغانستان و پاکستان حدود دو میلیارد دالر در سال می‌رسد.
    ۳. ترانزیت و انتقال کالاهای پاکستان به آسیای مرکزی از خاک افغانستان و انتقال کالاهای افغانستان به هند و جنوب شرق آسیا از خاک پاکستان.
    ۴. حضور بیش از دو میلیون مهاجر افغانستانی در پاکستان و نقش این مهاجرین در رشد و توسعه پاکستان.
    به این ترتیب، پاکستان اگر بخواهد می‌تواند به‌عنوان همسایه خوب برای افغانستان، نقش سازنده‌ای در ختم جنگ و تأمین صلح بازی کند.


    ایران و نقش آن در صلح و جنگ افغانستان
    این کشور حدود ۹۳۶ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد. ایران با داشتن ذخایر بزرگ گاز و نفت و جمعیت بالغ بر۸۰ میلیون نفر، به‌حیث یک قدرت منطقه‌ای در مناسبات سیاسی و امنیتی منطقه نقش مهم و حایز توجهی دارد. نقش ایران از سه منظر و آدرس، بالای صلح و جنگ افغانستان قابل‌تحلیل و ارزیابی است. همسایگی ایران با افغانستان از یک‌سو و نقش ایران به‌حیث قدرت بلامنازع در غرب آسیا و پیش‌قراول در مناسبات امنیتی و سیاسی نهادهای امنیتی خاورمیانه از سوی دیگر، نقش ایران را در همه‌ی تحولات و تغییرات منطقه‌ای به‌ویژه افغانستان پررنگ ساخته است.
    بندر اسلام قلعه در هرات، زرنج در نیمروز و خط آهن هرات-خواف، موجب افزایش مراودات اقتصادی-تجارتی شده است. بر اساس گزارش‌های رسمی؛ میزان دادوستد میان افغانستان و ایران بیشتر از یک میلیارد دالر در سال تخمین زده می‌شود. همان‌طوری که در بالا یادآور شدیم، نگاه ایران به افغانستان، از زاویه‌ی نهادهای امنیتی خاورمیانه و غرب آسیا است. روی همین ملحوظ، خط منافع امنیتی ایران از غرب و جنوب غرب افغانستان عبور می‌کند. ایران، به دلایل گوناگون می‌تواند در صلح و جنگ افغانستان نقش‌آفرین باشد و این نقش می‌تواند دو وجه داشته باشد؛ گاهی سازنده و گاهی هم غیر سازنده.
    از بدو انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷ تا اکنون، شاهد فراز و نشیب‌های فراوانی در روابط میان ایران و افغانستان بوده‌ایم. جمهوری اسلامی ایران، در دو برهه‌ی حساس و بحرانی (بعد از کودتای هفتم ثور در سال ۱۳۵۷ و اشغال افغانستان توسط گروه طالبان) از مهاجران افغانستان با جبین باز استقبال و میزبانی کرده است. میزبانی جمهوری اسلامی ایران همراه با حمایت از مجاهدین بعد از هفتم ثور و مقاومت‌گران بعد از سقوط حکومت مجاهدین به‌همراه بوده است.
    در طول ۱۹ سال حضور سیاسی و نظامی جامعه جهانی در افغانستان تحت رهبری ایالات متحده امریکا، علی‌رغم همه‌ی اختلاف‌ها و رقابت‌های جدی که بین جمهوری اسلامی ایران و امریکا بوده، شاهد هیچ‌گونه تهدیدی از سوی جمهوری اسلامی ایران علیه مواضع ایالات‌متحده در افغانستان نبوده‌ایم. در کنار این مسئله، افغانستان و ایران به‌عنوان همسایه‌های هم‌دین و هم‌زبان، روابط شان را در بهترین وضعیت ممکن حفظ کرده‌اند.
    این بدین معنا است که رهبران جمهوری اسلامی ایران، به تأثیرگذاری امنیت و ثبات در افغانستان به امنیت و ثبات در ایران واقف‌اند. این تأثیرات دو وجهی، بیانگر وابستگی‌های متقابل امنیتی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، جغرافیایی و تاریخی است و در ذیل مباحث، به آن خواهیم پرداخت.
    جمهوری اسلامی ایران با توجه به وابستگی‌های متقابلی که قبلاً به آن اشاره شد، نسبت به هر زمان دیگری، می‌تواند نقش سازنده و پر رنگ‌تری در امر ختم جنگ و تأمین صلح در افغانستان داشته باشد. دوام جنگ و زایش گروه‌های تروریستی و افراطی در افغانستان، به ‌هیچ‌وجه به نفع جمهوری اسلامی ایران نیست. افراطیت و تفکر جزم‌اندیشیِ مذهبی در افغانستان در قالب امارت اسلامی، افغانستان را به میدان تقابل رقابت‌های مذهبی بین سلف عرب تحت رهبری سعودی و شیعه‌گرایی در محوریت جمهوری اسلامی ایران مبدل خواهد ساخت. این امر نامیمون، در صورت تحقق، می‌تواند بنیادهای نظام جمهوری اسلامی ایران را متزلزل کند.
    افغانستان با ثبات و دموکراتیک، می‌تواند برای ایران همسایه خوب باشد. جمهوری اسلامی ایران نیز با در نظرداشت دلایل ذیل می‌تواند در روند مصالحه و گفت‌وگوهای صلح افغانستان نقش مؤثری داشته باشد.
    ۱. ایران به‌حیث همسایه‌ی افغانستان، در طول ۱۸ سال با حکومت افغانستان میانه‌ی نسبتاً خوبی داشته است.
    ۲. افغانستان بعد از پاکستان و تاجیکستان، طولانی‌ترین مرز مشترک را با ایران دارد و این سرحد طولانی از لحاظ امنیتی، تأثیرات خود را بالای جنگ و صلح افغانستان می‌تواند داشته باشد.
    ۳. به گفته مقام‌های ایرانی، میانه‌ی جمهوری اسلامی ایران با طالبان، پس از ظهور داعش، در یک سطح مناسب قرار دارد، بدون شک این تأثیرگذاری جایگاه ایران را در صلح و جنگ افغانستان پررنگ می‌سازد.
    ۴. جمهوری اسلامی ایران تجربه حضور غیرمستقیم سیاسی، چه در زمان جهاد و چه در زمان مقاومت در افغانستان، می‌تواند با رویکرد سازنده و غیر سازنده در روند صلح افغانستان تأثیرگذار واقع شود.
    ۵. ایران میزبان بیش از دو میلیون مهاجر از افغانستان است، نمی‌توان تأثیرات مثبت و منفی این میزبانی را در صلح و جنگ افغانستان نادیده گرفت.
    ۶. کشور ایران، رابطه‌ی قسماً حسنه و نیک با بعضی از احزاب و تنظیم‌های مطرح جهادی در افغانستان دارد. این جریان‌های سیاسی، به‌حیث یکی از محورهای کلیدی در صلح و جنگ افغانستان نقش دارند.
    ۷. جنگ جاری در افغانستان، در یک نگاه قسمی در کنار عوامل دیگر، از جانب طالبان یک جنگ ایدیولوژیک و مقدس تعریف می‌گردد و جمهوری اسلامی ایران به‌حیث علم‌بردار بلامنازعه شیعه در جهان اسلام، در جنگ و صلح افغانستان دارای وزنه‌ای قوی است.
    ۸. روابط جمهوری اسلامی ایران، هم به دلایل سیاسی و هم اقتصادی، با جمهوری فدراتیف روسیه و جمهوری خلق چین خوب است و این دو کشور قدرتمند، در اکثریت موارد در شورای امنیت سازمان ملل متحد، از منافع ایران به‌حیث اعضای دایمی این شورا که از حق «وتو» برخوردار هستند، دفاع کرده‌اند. چین و روسیه که در مباحث بعدی شرح داده خواهد شد، به دلایل مختلف بالای صلح و جنگ افغانستان تأثیرات قابل‌ملاحظه‌ا‌ی دارند.
    ۹. موضوع شورای مشهد و تأثیرات این شورا در بدنه‌ی عملیاتی طالبان بر کسی پوشیده نیست.
    ۱۰. مشترکات فرهنگی، زبانی، تاریخی و دیگر وابستگی‌های متقابل ایران و افغانستان، همچنان تأثیرات خود را بالای صلح و جنگ افغانستان دارد.

  • راه پیمایی بزرگ برای برکناری عمران خان در راه است

    راه پیمایی بزرگ برای برکناری عمران خان در راه است

    رهبران ائتلاف ضد دولتی پاکستان به ده‌ها هزار تن از حامیانش تاکید کرده تا به راهپیمایی گسترده ماه آتی میلادی در اسلام آباد ملحق شوند که تاکیدی برای برکناری نخست وزیر است.

    به گزارش خبرگزاری رویترز، ائتلاف اپوزیسیون پاکستان می‌گوید عمران خان، نخست وزیر با کمک ارتش در انتخابات متقلبانه ۲۰۱۸ بر سر کار آمده است.

    ائتلافی از ۱۱ حزب بزرگ اپوزیسیون موسوم به “جنبش دموکراتیک پاکستان”  راهپیمایی‌های گسترده‌یی را از سپتمبر با هدف برکناری نخست وزیر و فشار بر ارتش به منظور توقف مداخله در امور سیاسی آغاز کرده است.

    بیلاوال بوتو زرداری، رهبر اپوزیسیون گفته است: زمان گفتگو دیگر سرآمده. حالا وقت راهپیمایی است.

    وی همچنین احتمال انجام هرگونه گفتگو با نخست وزیر یا ارتش را رد کرد و گفت: تنها در صورتی این مهم، صورت می‌گیرد که انتخابات برگزار شود.

    عمران خان که می‌گوید اعتراضات با هدف اخاذی از وی برای متوقف کردن تحقیقات پرونده‌های فساد علیه رهبران این احزاب اپوزیسیون است و راهپیمایی را در بحبوحه پاندمی کرونا به شدت مورد انتقاد قرار داده است.

    اپوزیسیون که شش راهپیمایی بزرگ در ماه‌های اخیر انجام داده‌اند، می‌گویند: به دنبال اعمال فشار بر دولت برای برگزاری انتخابات جدید هستند. انتخابات بعدی در پاکستان ۲۰۲۳ برگزار می‌شود.

    پاکستان ۷۲ مورد مرگ بر اثر ابتلا به کروناویروس و ۳۳۶۹ مورد مبتلا در ۲۴ ساعت گذشته ثبت کرده که بالاترین میزان از جون محسوب می‌شود.

    کمپین اعتراضی در حالی برگزار می‌شود که اقتصاد پاکستان به دلیل تورم بالا و رشد منفی که اپوزیسیون علت آن را نخست وزیر و ارتش می‌دانند، در نوسان و دچار مشکل است.

    نواز شریف، نخست وزیر پیشین پاکستان که از طریق لینک ویدئویی از لندن این راهپیمایی را رصد می‌کند، از مردم پرسیده: چه فرد دیگری را باید مقصر این مسائل و مشکلات در کشور بدانیم؟

    نواز شریف که پس از محکوم شدن در ۲۰۱۸ به فساد مالی از کار برکنار شد و از سال گذشته میلادی با قرار وثیقه برای درمان در لندن است، خطاب به جنرال‌های ارتش پاکستان ادامه داد: از نهاد نظامی برای مقاصد سیاسی خود استفاده نکنید.

    عمران خان و ارتش پاکستان، این اتهامات را رد کرده‌اند.

  • انفجار در راولپندی 25 زخمی بر جای گذاشت

    انفجار در راولپندی 25 زخمی بر جای گذاشت

    انفجار در نزدیکی یک پاسگاه پولیس در شهر راولپندی پاکستان، دستم‌کم ۲۵ زخمی بر جای گذاشت.

    تلویزیون سمای پاکستان به نقل از منابع پولیس این کشور گفت در این انفجار ۲۵ تن زخمی شده که ۲۲ تن راهی شفاخانه شدند. سه زخمی دیگر در محل حادثه کمک‌های اولیه دریافت کردند.

    وضعیت سه مجروح از جمله یک کودک وخیم گزارش شده است.

    پولیس گفت انفجار با استفاده از بمب دستی رخ داده و محل حادثه در کنترول پولیس قرار داد.

    تحقیقات در مورد این انفجار جریان دارد.

  • پاکستان از افزایش حج مبادلات تجاری ایران و افغانستان نگران است

    پاکستان از افزایش حج مبادلات تجاری ایران و افغانستان نگران است

     پاکستان طی روزهای اخیر از افزایش مبادلات کالای تجاری بین ایران و افغانستان ابراز نگرانی، آنرا جایگزین کالای خود خوانده و تلاش ها برای جبران آن را آغاز کرده است.

    شماری از رسانه‌های پاکستان طی روزهای اخیر نوشته اند ۵۰ درصد بازار سیمان افغانستان در اختیار صادرکنندگان ایران قرار گرفته است

    بطور مثال روزنامه  «پاکستان تودی» در مطلبی نوشته است چالش‌های دنباله‌دار پاکستان و افغانستان در بحث تجارت، سوء مدیریت در ساماندهی ترانزیت بار، ضعف در مرز و کارشکنی ناظران باعث شده تا سیمان تولیدی ایران جای پای خود را در افغانستان محکم کند.

    براساس این گزارش، بانک توسعه آسیایی هم در گذشته در گزارشی از مزیت تجارت ایران و افغانستان نوشته و گفته بود که طی سال‌های اخیر ۷۰ درصد تجارت ترانزیت افغانستان از طریق ایران انجام شده است.

    هیأت دولت پاکستان در همین راستا پیش از سفر عمران خان نخست وزیر آن کشور به کابل در هفدهم نوامبر وارد کابل شده و با مقامات بلند پایه افغانستان دیدار و گفت وگو کردند، گسترش روابط اسلام اباد و کابل را مورد بررسی مجدد قرار دادند.

    در این دیدار دو طرف خواهان گسترش همکاری تجاری و ترانزیتی بر اساس تفاهم‌نامه «اپتا» شدند و رئیس جمهور گفته بود با اینکه تاجران افغان در گمرکات و بنادر پاکستان با مشکلات زیادی مواجه اند اما کابل خواهان گسترش همکاری تجاری و ترانزیتی با اسلام آباد می‌باشد.

    عبدالرزاق داوود مشاور نخست وزیر پاکستان که هیأت را رهبری می کرد گفته است ما با نیتی که چالش‌ها و مشکلات گذشته برطرف گردد به کابل آمده ایم.

    وی در این سفر خود از مذاکرات سازنده با تمامی سهام‌داران در افغانستان به ویژه اشرف غنی و عبدالله عبدالله خبر داد و تاکید کرد: جامعه تجار و بازرگانان دو کشور باید از وضعیت کنونی استفاده کنند.

    اکنون که خط آهن خواف- هرات به مرحله بهره برداری رسیده و بازرگانان افغانستان و ایران آنرا گام مهمی در توسعه تجارت و قیمت کالا عنوان می کنند، پاکستان نیز تلاش‌های خود را برای وصل شدن به افغانستان از طریق خط آهن را آغاز کرده است.

    ایران سال گذشته جایگاه نخست از نگاه صادارت کالای بازرگانی به افغانستان را از آن خود کرد و برای نخستین بار سال گذشته پاکستان در جایگاه دوم قرار گرفت و این موضوع بازرگانان پاکستان را به تامل بیشتر واداشت.

    روز دوشنبه گذشته منابعی خبری افغانستان اعلام کردند دولت پاکستان می خواهد از شهرک مرزی «چمن» با «اسپین بولدک» در استان قندهار خط آهن ایجاد کند.

    «یونس مومند» معاون اتاق تجارت افغانستان ساخت راه آهن برای تجارت با پاکستان را مهم ارزیابی کرده و گفته است این طرح برای انتقال کالای تجاری گام مهم است.

    رسانه ها به نقل از «شیخ رشید احمد»، وزیر خط آهن پاکستان نوشته اند که به رسانه های پاکستانی نیز گفته شد، در قدم نخست ۱۱ کیلومتر خط آهن از چمن تا اسپین بولدک احداث می ‌شود و در گام بعدی این مسیر تا شهر قندهار ادامه خواهد یافت.

    افغانستان و پاکستان برای روابط تجاری و ترانزیتی تفاهم‌نامه «اپتا» را در سال ۱۳۹۱ امضا کرده بودند اما با موجودیت این تفاهم‌نامه در سال‌های اخیر مبادلات تجارتی و ترانزیتی میان دو کشور با مشکلات زیادی مواجه بوده است.
    دولت پاکستان که طی ماه‌های اخیر با هدف بهبود روابط با افغانستان اقدام به بازگشایی تمام گذرگاه‌های مشترک مرزی میان دو کشور مطابق پروتکل‌های صحی کرده است، اواخر تابستان امسال درخواست کابل برای ازسرگیری تجارت ترانزیت و صادرات افغانستان به هند از طریق مسیر زمینی پاکستان را نیز پذیرفت.

    افغانستان همواره از کارشکنی در امر ترانزیت کالا از پاکستان و پیامدهای ناشی از اختلافات سیاسی- نظامی اسلام‌آباد با دهلی‌نو شکایت داشته و در گذشته موانع بسیاری از سوی پاکستان در تجارت مانند تعرفه‌های سنگین و قوانین سخت در ترخیص و یا حمل بار را به ضرر خود تلقی کرد.

    تنش‌های سیاسی، دیپلماتیک، مرزی و درگیری‌های مرزی افزون بر تجارت افغانستان و پاکستان حتی روند ترانزیت کالا از افغانستان به کشورهای دیگر از جمله هند را نیز تحت تاثیر قرار داده است.

  • پاکستان همچنان در دخالت در افغانستان دست بالا دارد

    پاکستان همچنان در دخالت در افغانستان دست بالا دارد

    مداخله‌ی پاکستان در سیاست‌های داخلی افغانستان، کاری نیست که آن‌ را پنهان بنامیم؛ نظمی آشکار که ساختار حکومت‌های افغانستان را همواره به چالش کشیده است.

    ریخته‌شدن هسته‌ی دولت ربانی در پیشاور، پشتیبانی مجاهدان از سوی پاکستان و پشتیبانی طالبان از سوی این حکومت، نه حرف استخباراتی است، نه راز پنهان. بر عکس پاکستان آشکارا از حلقات ضد نظام در افغانستان حمایت کرده و تا هنوز این حمایت پایدار است. سفرهای مجاهدان -حکمتیار و عبدالله-، برگشت حکمتیار با طرح دولت موقت با استناد به حرف‌های‌ اسد درانی، رییس پیشین آی اس آی پاکستان، این فرضیه را تایید می‌کند.

    سهم پاکستان در نظام افغانستان 

    یونس قانونی، معاون اول ریاست‌جمهوری پیشین افغانستان، در مصاحبه‌ای بیان کرده است که در بن، نقش پاکستان را کشورهای شرکت‌کننده و افغانستان فراموش کرده بودند که در گفت‌وگوهای صلح، نقش پاکستان را نباید فراموش کنیم.

    سخنان یونس قانونی آشکار می‌کند که پاکستان پیوسته در امور افغانستان دخالت می‌کند و بدون رضایت پاکستان آوردن ثبات در افغانستان ناممکن است. کنش‌ها و دعوت‌کردن‌های مستمر پاکستان از مجاهدان، نشان می‌دهد که حکومت پاکستان در افغانستان خواهان دولت ادغامی؛ طالبان و مجاهدین است.

     پاکستان در گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نقش طالبان و مجاهدان را برجسته‌تر می‌خواهد، تا بتواند سهم بیش‌تری را در دولت پساصلح افغانستان بگیرد. مجاهدان با طالبان -دشمنان قبلی و دوستان میز صلح- در زمان گفت‌وگوهای صلح افغانستان با پیش‌برد سیاست پاکستانی، مهر تایید بر این فرضیه می‌زنند. مجاهدان و طالبان به نحوی سلاح پاکستان برای شکستن نظام در افغانستان استند و با چانه‌زنی می‌خواهند سهم بیش‌تری برای پاکستان به دست بیاورند و افراطیت سوبه‌سرحد پاکستان را در افغانستان تخلیه کنند.

    سوبه‌سرحد؛ افراطیت در افغانستان و استمرار قدرت پنجاب

    حاکمیت و برتری‌طلبی پنجابی‌ها در پاکستان، دلیل محرومیت پشتون‌های آن‌طرف مرز شده است. پنجاب پاکستان در مقابل پشتون‌ها از سیاست برادر بزرگ استفاده می‌کند و هراس پنجاب از این است که قدرت دست پشتون‌ها بیفتد. بنا بر این با سیاست مشخص؛ عقده‌ی محرومیت را با ابریشم مذهب پیچانده و در افغانستان تخلیه می‌کنند و با این روش جلو فروپاشی و جنگ داخلی را در پاکستان می‌گیرند.

     پاکستان با رشد افراطیت مذهبی در سوبه‌سرحد و چاق‌کردن مدارس دیوبند، سلطه‌ی خود را روی پشتون‌ها اعمال می‌کند و از اشتراکات قومی-زبانی دو طرف سرحد استفاده کرده، انژی مخرب جنگی پشتون‌های پاکستان را داخل افغانستان تخلیه می‌کند. این استراتیژی تا هنوز هژمونی پنجابی‌ها را در پاکستان برقرار کرده است. جهاد افغانستان و قدرت‌مندشدن طالبان در افغانستان، حمایت قاطع پاکستان را در عقب خود داشت.

    هنگامی که مجاهدان در مقابل روس‌ها می‌جنگیدند، پاکستان از تکتیک «اسلام مرز نمی‌شناسد» انرژی مخرب مرز را در داخل افغانستان ریخت؛ سپس از عدم مدیریت مجاهدان استفاده کرده، طالبان و القاعده را در افغانستان بزرگ کرد. پاکستان از پشتون‌های آن‌طرف مرز و مردم افغانستان به عنوان چوب سوخت و استمرار جنگ استفاده کرد.

     پاکستان پس از بن، جای خالی خود را در افغانستان دید و احساس خطر کرده، دوباره با همان روش -اسلام مرز نمی‌شناسد- طالبان را علیه حکومت افغانستان به دلیل حضور کشورهای حامی رشد داد، تا افغانستان را «از دست کفار» آزاد کند. این ادعا را می‌شود از سخنان اسد درانی آشکارا دریافت.

    حمایت پاکستان از گروه‌های تندرو مذهبی

     رییس پیشین (آی‌اس‌آی)، جنرال اسد درانی در مورد روند جاری صلح افغانستان گفته است: «پاکستان می‌تواند از نفوذ خود بر مجاهدین و طالبان استفاده کند و به آنان بگوید که با یگ‌دیگر گفت‌وگو کنند و هر تصمیمی که شما می‌گیرید، برای پاکستان قابل قبول است؛ ولی پاکستان بیش‌تر از این کاری را نمی‌تواند انجام دهد.» او افزود که پاکستان پیوسته با طالبان و مجاهدان در ارتباط بوده و به آن‌ها کمک کرده است؛ زیرا آن‌ها در مقابل نیروهای خارجی می‌جنگیدند. از سخنان درانی معلوم می‌شود که پاکستان مجاهدان و طالبان را با یک چشم می‌بیند؛ «اسلحه‌ای ضد نظام» و با وجود همه فشارهای بین‌المللی پاکستان نفوذ و رابطه‌ی خو را با آن‌ها حفظ کرده است.

    آقای درانی قبل از این، گفته بود که گروه طالبان با اشخاصی؛ مانند عبدالله عبدالله و محمد محقق مذاکره خواهد کرد و نه اشرف غنی. او از عبدالله و محقق به عنوان «فرزندان خاک» یاد کرده بود.

    بخش دوم سخنان اسد درانی واضح می‌کند که پاکستان با چناق دل‌خواه در امور افغانستان تصمیم می‌گیرد و نظام برای پاکستانی‌ها مفهوم ندارد، فقط اشخاصی که می‌توانند سیاست پاکستانی را پیاده کنند، فرزندان واقعی افغانستان استند.

    در روزهای اخیر سفرهای سران حکومت افغانستان و مجاهدان به پاکستان به بهانه‌ی صلح، تاکید بر این دارد که پاکستان نقش محوری در صلح افغانستان دارد؛ اما روی‌کرد پاکستان نسبت به افغانستان نیت شوم این کشور را هویدا می‌کند.

    دیدار سران مجاهدان در روزهای اخیر با هم‌دیگر و جلسات پی‌هم شان با حامد کرزی و دیدار عبدالله و حکتمیار در کابل، نشان می‌دهد که پاکستان با همان مهره‌ها -طالبان و مجاهدان- افغانستان را با سرنوشت دولت نجیب دچار می‌کند. اگر چه این بحث در روزهای اخیر به بحث کلیشه‌ای روزنامه‌ها تبدیل شده است؛ اما واقعی به نظر می‌رسد. قدرت‌گرفتن دوباره‌ی مجاهدان، برگشت طالبان و تلاش پاکستان برای آشتی دو دشمن دیرینه -طالبان و مجاهدان- و  پایه‌گذاری حکومت موقت، می‌تواند مهر تایید به این بحث بزند.

    در نخسین روزهای شکل‌گیری طالبان، دولت ربانی بنا بر وجوه مشترک فکری از طالبان حمایت کرد؛ اما با قدرت‌گرفتن طالبان، دشمنی میان دولت ربانی و طالبان شکل گرفت و تا مداخله‌ی ناتو، این دشمنی برای چندین سال ادامه یافت. حالا پاکستان از همان هم‌فکری استفاده کرده، این دو جناح را آشتی می‌دهد و می‌خواهد دولت دل‌خواه خود را در افغانستان شکل بدهد. از این رو مفهوم حضور نظام برای پاکستان در داخل افغانستان فاقد ارزش است؛ زیرا نظام علیه هژمونی پاکستان عمل می‌کند.

    پاکستان با نظام دل‌خواه چند معضل را حل می‌کند

    − مناقشه‌ی دو کشور -افغانستان و پاکستان- روی مرز دیورند و حل این مناقشه برای پاکستان امری بسیار حیاتی است. برای براندازی نظام کنونی و جاگزینی آن با نظام دل‌خواه اش، می‌تواند قضیه‌ی دیورند را یک‌طرفه کند و پاکستان را به نتیجه‌ی مطلوب برساند.

    پاکستان اگر بتواند یک دولت ادغامی از طالبان و مجاهدان بسازد، اولین اقدام شان برای زمینه‌سازی حل معمای دیورند خواهد بود. به همین دلیل تلاش اش را خواهد کرد که دولت دل‌خواه خود را در افغانستان بنیان بگذارد.

    − جنگ نیابتی هند و پاکستان: پاکستان در مناقشه‌ی مرزی خود با هند شکست خورده و جامو و کشمیر را به هند واگذار کرده است و نمی‌خواهد با نفوذ هند در مرزهای دیگر خود روبه‌رو شود. اگر پاکستان بتواند در افغانستان دولت دل‌خواه خود را جاگزین نظام فعلی بکند، نفوذ هند را در افغانستان قطع کرده است.

    اقتصاد و آب: ضعیف‌بودن بنیادهای اقتصادی افغانستان، نداشتن مدیریت روی آب‌های خویش، مزایای بسیاری را برای پاکستان هدیه می‌کند. اگر افغانستان بتواند زیربنای اقتصادی خود را محکم کند، دیگر واردات از پاکستان امر منتفی است. سالانه درآمدی را که پاکستان از افغانستان دارد، رقم بالایی است که در رشد اقتصادی پاکستان کمک می‌کند.

    آب مساله‌ی حیاتی برای پاکستان است که از افغانستان وارد خاک َآن کشور می‌شود.

    با قدرت‌مندشدن نظام در داخل افغانستان، پاکستان دیگر نمی‌تواند از آب رایگان افغانستان استفاده کند و افغانستان با بندسازی می‌تواند پاکستان را دچار معضل کم‌آبی بکند. این برای پاکستانی که دچار هزاران معضل دخالی و اقتصاد شکننده است، خطرناک خواهد بود.

     وجود نظام قدرت‌مند در افغانستان، پاکستان را دچار تنش‌های بی‌شماری می‌کند که حل آن برای دولت پاکستان چالشی است بزرگ. از همین رو پاکستان در لابی‌گری‌های جهانی اش، پیوسته تلاش دارد دولت افغانستان را ضعیف نشان بدهد و جهان نیز به پاکستان با دید غول اتمی گرسنه می‌بیند و هم‌واره افغانستان را قربانی این غول اتمی می‌کند.

    مداخله‌ی پاکستان در سیاست‌های داخلی افغانستان، کاری نیست که آن‌ را پنهان بنامیم؛ نظمی آشکار که ساختار حکومت‌های افغانستان را هم‌واره به چالش کشیده است.

    ریخته‌شدن هسته‌ی دولت ربانی در پیشاور، پشتیبانی مجاهدان از سوی پاکستان و پشتیبانی طالبان از سوی این حکومت، نه حرف استخباراتی است، نه راز پنهان. بر عکس پاکستان آشکارا از حلقات ضد نظام در افغانستان حمایت کرده و تا هنوز این حمایت پایدار است. سفرهای مجاهدان -حکمتیار و عبدالله-، برگشت حکمتیار با طرح دولت موقت با استناد به حرف‌های‌ اسد درانی، رییس پیشین آی اس آی پاکستان، این فرضیه را تایید می‌کند.

    سهم پاکستان در نظام افغانستان 

    یونس قانونی، معاون اول ریاست‌جمهوری پیشین افغانستان، در مصاحبه‌ای بیان کرده است که در بن، نقش پاکستان را کشورهای شرکت‌کننده و افغانستان فراموش کرده بودند که در گفت‌وگوهای صلح، نقش پاکستان را نباید فراموش کنیم.

    سخنان یونس قانونی آشکار می‌کند که پاکستان پیوسته در امور افغانستان دخالت می‌کند و بدون رضایت پاکستان آوردن ثبات در افغانستان ناممکن است. کنش‌ها و دعوت‌کردن‌های مستمر پاکستان از مجاهدان، نشان می‌دهد که حکومت پاکستان در افغانستان خواهان دولت ادغامی؛ طالبان و مجاهدین است.

     پاکستان در گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نقش طالبان و مجاهدان را برجسته‌تر می‌خواهد، تا بتواند سهم بیش‌تری را در دولت پساصلح افغانستان بگیرد. مجاهدان با طالبان -دشمنان قبلی و دوستان میز صلح- در زمان گفت‌وگوهای صلح افغانستان با پیش‌برد سیاست پاکستانی، مهر تایید بر این فرضیه می‌زنند. مجاهدان و طالبان به نحوی سلاح پاکستان برای شکستن نظام در افغانستان استند و با چانه‌زنی می‌خواهند سهم بیش‌تری برای پاکستان به دست بیاورند و افراطیت سوبه‌سرحد پاکستان را در افغانستان تخلیه کنند.

    صبح کابل

  • احتمال توافق طالبان و مجاهدین و تکرار دوران بدبختی مردم

    احتمال توافق طالبان و مجاهدین و تکرار دوران بدبختی مردم

    خبرها حاکی از آن است که در دوحه، همه‌ی بن‌بست‌های فراراه گفت‌وگوهای صلح افغانستان، شکسته شده و دو هیئت به نیتجه رسیده اند. هرچند هنوز معلوم نیست که توافق‌ها بر سر چه صورت گرفته است اما؛ نادر نادری، عضو هیئت مذاکره کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان در دوحه، می‌گوید کارشیوه‌ی مذاکرات صلح «به‌شمول مقدمه» نهايی شده‌است و طرف‌ها، گفت‌وگوها را روی اجندای صلح آغاز کرده‌اند.

    زمانی که آقای اشرف غنی در مجلس نمایندگان حضور یافت و کابینه‌ اش را به نمایندگان معرفی کرد، گفته بود که هر توافقی ابتدا با مجلس نمایندگان- که مراد چنین کنایه‎‌‌هایی اکثرا مردم است- از آن آگاه شد در مورد آن تصمیم خواهد گرفت.

    اکنون که طالبان هیئت دولت را در دوحه با خود همراه ساخته است، معلوم نیست که این توافق‌ها که می‌گویند اساس آن کارشیوه‌ی گفت‌وگوها است، چه نکته‌هایی را در بر می‌گیرد. ترس مردم افغانستان، همان‌طور که بود باقی مانده زیرا نه حکومت افغانستان و نه مردم در آن شریک نیستند.

    گروه سومی که بیشتر به دلیل بیعت دوباره به سروری پاکستان، توانسته اند وارد گفت‌وگوهای صلح افغانستان شده و بیشتر سهم بگیرند، خلاف باورهای ما، آینده‌ی افغانستان را با  خطر معامله با طالبان قرار داده است.

    اسد درانی، رییس پیشین سازمان اطلاعات نظامی پاکستان گفته است؛ «پاکستان می‌تواند از نفوذ خود بر مجاهدین و طالبان استفاده کند و به آنان بگوید که با یگدیگر گفت‌وگو کنند».

    زمانی که آقای عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی افغانستان به پاکستان رفت و گفت، این سفرها برای جلب حمایت کشورهای همسایه برای تقویت گفت‌وگوهای صلح است، نمی‌شد چنین تصور کرد که او در پی تشکیل جبهه‌ی سومی در گفت‌وگوهای قطر باشد.

    برجسته شدن نام مجاهدین در کنار طالبان، پیش از این مورد بحث نبود اما در آخرین روزهای تنش میان دو هیئت که امروز چهار شنبه جلسه‌ی عمومی میان شان دایر گردید و به کمیته‌ی مشترک کاری آن وظیفه سپرده شد تا موضوعات اجندا را ترتیب نماید، نام مجاهدین بیشتر و جدا از حکومت افغانستان، بر سر زبان‌ها است.

    نقش ضعیف حکومت در برابر طالبان، مستحق چنین نتیجه‌ای بود اما؛ مردمی که سال‌ها هم از مجاهدین زخم خوردند و هم از طالبان، اکنون بین آن دو در حال تبادله‌شدن هستند؛ این، سقوط مردم است. شکست همه‌ی امیدهایی است که قرار بود با آن‌ها، انگیزه گرفته به زندگی برابر و بدون جنگ برسیم.

    طالبان با حمایت پاکستان به یک نیروی سیاسی مبدل شد، همان‌گونه که روزی مجاهدین در نشست بن، تلطیف یافتند و با دریشی به جای لنگی به کرسی قدرت در افغانستان تکیه زدند، اکنون نوبت به طالبان رسیده است.

     اکنون طالبان در کنار مجاهدین، می‌خواهند این چند سال را فرصتی برای برپا کردن یک نظام مشترک برای خود بسازند. سال‌هایی که بسیاری، از آن به عنوان سال‌های پردست‌آورد افغانستان یاد می‌کنند، اکنون مبدل به مرحله‌ای شده است که طالبان و مجاهدین از آن به عنوان مرحله‌ی گذار استفاده می‌کنند.

    گذار از نظام پرادعای جمهوریت به یک نظام سخت‌گیر دینی؛ حضور و عدم حضور خارجی‌ها نیز در این مورد تفاوتی نمی‌کند زیرا آنان تضمین امنیت کشورهای شان را از پاکستان می‌گیرند. پاکستان نیز، با نفوذی که در مجاهدین و طالبان دارد، آنان را تابع خود ساخته و نظامی را که سال‌ها برای آن جنگیدند و بسیاری‌ را بی‌خانمان ساختند، کشتند و… برای شان وعده خواهد داد.

    حکومت افغانستان در این میان، بیشتر از یک حکومت موقت نیست؛ نقشی که اکنون به دوش آقای اشرف غنی و همکاران او افتاده؛ انتقال یک نظام به نظام دیگر است. این که هنوز بحث آتش‌بس در میان نیست ولی توافق‌ بر سر کارشیوه‌ی گفت‌وگوها صورت گرفته است؛ بیشتر به خاطر فشاری است که از سوی پاکستان بر حکومت افغانستان باید تحمیل شود. اگر آتش‌بسی صورت بگیرد، نقش مجاهدین که آقای درانی رییس پیشین سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، نمایندگان آنان را فرزندان راستین افغانستان می‌داند و اکنون طرف اصلی طالبان اند، بی تاثیر خواهد بود؛ آتش‌بس بین طالبان و مجاهدین به توافق خواهد رسید نه نیروهای امنیتی افغانستان و افراد طالبان و این یعنی توافق بر سر جمع شدن بساط نظام کنونی!

    صبح کابل

  • رئیس پیشین آی اس آی پاکستان: ما  فقط می توانیم طالبان را به مذاکره تشویق کنیم

    رئیس پیشین آی اس آی پاکستان: ما فقط می توانیم طالبان را به مذاکره تشویق کنیم

     اسد درانی رئیس سابق سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آی‌اس‌آی) اظهار داشت اسلام‌آباد قادر است مجاهدین افغان و گروه طالبان را به مذاکره ترغیب کند.

    درانی گفت: «پاکستان می‌تواند از نفوذ خود بر مجاهدین و طالبان استفاده کند و به آنان بگوید که با یکدیگر گفت‌وگو کنند و اطمینان دهد هر تصمیمی که دو طرف بگیرند برای پاکستان پذیرفتنی است اما اسلام‎‌آباد بیش از این نمی‌تواند کاری انجام دهد.»

    وی همچنین تأکید کرد «پاکستان همیشه با مجاهدین در ارتباط بوده و به آنها کمک کرده است؛ زیرا آنها در مقابل نیروهای خارجی می‌جنگیدند، همین کار را با طالبان نیز کرده است، با وجود همه فشارها، پاکستان نفوذ و رابطه خود را با آنها حفظ کرده است».

    «پاکستان تودی» نیز پیش از این نوشته بود نفوذ اسلام‌آباد بر طالبان با گذر زمان کاهش یافته است و میزبانی قطر از گفت‌وگوهای صلح و نیز ایجاد روابط طالبان با دیگر کشورها نشان‌دهنده این موضوع مهم است.

    این رسانه پاکستانی گفته بود: «نفوذ اسلام‌آباد بر طالبان با گذر زمان کاهش یافته است و این موضوع نه‌تنها با تغییر محل مذاکرات آمریکا و طالبان به قطر بلکه با اعتماد به نفس این گروه برای ایجاد روابط مستقل با دیگر کشورها مشهود است.»

    درانی پیش از این گفته بود که اشرف غنی، رئیس‌جمهور کنونی افغانستان پس از توافق صلح هیچ نقشی در آینده افغانستان نخواهد داشت و وی را تحمیل‌شده خواند. 

  • آیا بایدن می تواند ایران و پاکستان را نزدیک کند؟

    آیا بایدن می تواند ایران و پاکستان را نزدیک کند؟

    کارشناسان اعتقاد ندارند رییس‌جمهور بعدی ایران بتواند برای نجات [برجام] کار کند. ایران و امریکا ممکن در ۲۰۲۱ دوباره به برجام برگردند؛ زمانی که روحانی دفتر ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند و آن‌ها می‌توانند روی توافق موشکی و امنیت منطقه‌ بحث کنند.

    با اعلام برنده‌شدن جو بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا، جواد ظریف، وزیر خارجه‌ی ایران، در سفری دو روزه وارد پاکستان شد.
    روابط سیاسی میان ایران و پاکستان گرم؛ اما رابطه‌ی اقتصادی و امنیتی هنوز در حال توسعه است.
    این بخش از بده‌کاری‌های دونالد ترامپ است که از برجام (JCPOA) بیرون شد و پیوستن در ۲۰۱۸ به آن را خطرناک تلقی کرد و کمک به نقض حقوق بشر و تروریزم دانست؛ اما ترامپ به زودی ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند و جا‌نشین ‌اش جو بایدن دوباره به برجام ملحق خواهد شد.
    محور گفت‌وگوی جواد ظریف با همتای پاکستانی اش تجارت و هم‌کاری‌های اقتصادی بود، تفکر دوباره روی‌کارآمدن برجام (JCPOA) یک هدف است؛ اما دلایل زیادی وجود دارد که منجر به بهبود روابط ایران و پاکستان در دوره‌ی‌ حکومت جو بایدن شود؛ نخست این که تضمینی به دوباره واردشدن جو بایدن به برجام (JCPOA) وجود ندارد. حسن روحانی، رییس‌جمهوری کنونی ایران که هیئت گفت‌وگوی برجام از ۲۰۱۳-۲۰۱۵ را به دوش داشت، تا سال دیگر ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند. به نظر می‌رسد که جانشین روحانی چهره‌ی ضد امریکایی باشد. افزون بر آن؛ توافق برجام نزد مردم ایران منفور است و آن را به نفع اقتصاد شان نمی‌دانند. در ایران اعتماد به امریکا کاهش یافته است. خروج دونالد ترامپ از توافق‌ برجام (JCPOA) به صورت یک‌جانبه ایران را در وضعیت بد اقتصادی قرار داد، آن‌هم زمانی که با همه‌گیری شیوع ویروس کرونا دست‌وگریبان بودند.
    در فرجام، ترامپ موج شدید [تحریم‌] را به پای «لنگ» مرغابی ایران پیش از ماه جنوری خواهد فرستاد. ایران فعالیت‌های پنهانی را برای دوباره روی دست گرفتن برجام‌ (JCPOA) آغاز کرده است. تلاش ایران در ۲۰۱۹ از طرف امریکا نادیده گرفت شد؛ اما اقدام کنونی شاید بتواند دوباره به برجام نزدیک شود. اگر در تلاش توقف برجام باشید، برنامه‌ی هسته‌‌ای ایران را باید زیر نظر داشت که برای نمایندگان جنگ نیابتی ایران؛ مانند «حزب الله» مفید است و سنتیز منطقه‌ای ایران را محدود کرده است. هر توافقی که منجر به ازدست‌دادن نمایندگان جنگ نیابتی ایران شود، از طرف ایران رد خواهد شد. ایران تحریم‌های دوباره‌ی امریکا را ممکن زیر نظر داشته باشد.
    بحث مهم اما متحدان منطقه‌ای امریکا؛ مانند اسراییل، عربستان، امارات متحده‌ی عربی اند که طرف‌دار توافق با ایران نیستند و تلاش به براندازی برجام کردند. از طرفی هم، ایران در اولویت بایدن نخواهد بود و چون اداره‌ی بایدن در مبارزه با ویروس کرونا درگیر است.
    انرژی مثبت این است که توافق حزب دموکرات برای‌ حمایت از برجام (JCPOA) نسبت به ۲۰۱۵ افزایش یافته است و تمام حزب رییس‌جمهوری طرف‌دار برگشت به توافق برجام است؛ اما سنا به دست جمهوری‌خواهان است که می‌تواند یک چالش جدی فراراه بایدن باشد.
    کارشناسان اعتقاد ندارند که رییس‌جمهور بعدی ایران بتواند برای نجات [برجام] کار کند. ایران و امریکا ممکن در ۲۰۲۱ دوباره به برجام برگردند؛ زمانی که روحانی دفتر ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند و آن‌ها می‌توانند روی توافق موشکی و امنیت منطقه‌ بحث کنند.
    برگشت به توافق موشکی علاج نوش‌داریی برای ایران نیست، تنها از تحریم‌های بعدی جلوگیری خواهد کرد که بخش سوم تجارت ایران است؛ اما تحریم‌های اولی پابرجا است. آغاز تجارت با کمپنی‌های امریکا می‌تواند روی پیمان‌کارهای غیرامریکایی که به دالر کالا عرضه می‌کنند، تاثیر بکند.
    این مهم است که چرا رابطه‌ی تجاری ایران و پاکستان هنوز ناچیز است. از۲۰۱۵-۲۰۲۱ هزینه‌ی تجاری این دو کشور افزون به ۵ بیلیون دالر می‌شود؛ اما هیچ‌گاه به اهداف تعیین‌شده نرسیدند. اگر پاکستان در تاریخ یک رهنما داشته باشد، آن ‌هم منافع پاکستان در توافق برجام (JCPOA) است.
    البته تعیین تعرفه‌های بلند به کالاهای تجاری دو کشور و هم‌چنان سوی مدیریت اقتصادی و تجارت مزمن پاکستان از دیگر فکتورها است. هم‌چنان شیوع بیماری ویروس کرونا روی صادرات کالا تاثیر داشته است.
    چالش دیگر فراراه تجارت دو کشور؛ نزدیکی اقتصادی-امنیتی پاکستان و عربستان است. عربستان تلاش می‌کند به روند توسعه‌ی پایپ‌لاین ایران-پاکستان مانع ایجاد کند؛ در حالی که رابطه‌ی پاکستان و سعودی هنوز قدرت‌مندانه پابرجا است.
    نگرانی جدی پاکستان از دشمن سنتی ‌اش هند است، خطرناک‌تر از لغو برجام (JCPOA)، پیش از این ‌که ترامپ از برجام (JCPOA) بیرون شود. هند توافق تجاری نفت و پروژه‌ی گذرگاه تجاری چابهار را با ایران امضا کرد که کلید آغاز در هم‌کاری اقتصادی تلقی می‌شود. نزدیکی ایران و هند، تهران را وادار به دخالت در قضیه‌ی کشمیر می‌کند. در سال‌های اخیر رهبر مذهبی و سایر رهبران ایرانی از موقف پاکستان در کشمیر حمایت کردند؛ اما شگردهای تجاری اخیر هند سبب می‌شود تا ایران عقب‌نشینی کند.
    از گفت‌وگوهای ظریف در پاکستان چیزی به بیرون درز نکرده است، هر چند در خبرنامه‌های پاکستان به کشمیر اشاره شده بود؛ اما در متن خبرنامه‌ی ایرانی‌ها ذکر نشده بود. در نشست‌های دوجانبه‌ی پیشین روی اتصال چابهار به کریدور اقتصادی چین-پاکستان صحبت شده بود؛ اما در این دیدار به آن اشاره‌ای نشده است.
    با لغو برجام (JCPOA) ایران، نمی‌خواهد هند؛ رقیب بجینگ و پاکستان را در منطقه از دست بدهد. تهران محتاط قدم بر می‌دارد، تا در وضعیت حساسی که نیروهای هند و چین در بندر همالیان در برابر هم قرار دارند، لغزش نکند. با دوباره روی‌کارشدن توافق برجام (JCPOA) تنش ایران و پاکستان دوباره افزایش خواهد یافت. اگر هند ظرفیت دوباره واردشدن به بازار کالاهای تجاری ایران را پیدا کند و رابطه‌ی نزدیک سیاسی با تهران ایجاد کند، به معنای تشدید هراس دیرینه‌ی پاکستان است. هند می‌تواند از نفوذ در زیر ریش پاکستان، از ایران استفاده کند. این هراس در ۲۰۱۶ تجربه شد. زمانی که «کابوشان جادهی» -جاسوس هندی-، در پاکستان از بندر ایران وارد این کشور شده بود. پاکستان از افزایش نفوذی‌های هند نگران است. این کشور اخیرا ادعا کرده است که هند با تروریستان ارتباط دارد.
    افغانستان به عنوان یک فرصت دیگر است. در ۱۹۹۰ پاکستان و ایران در دو خط مخالف قرارد اشت؛ پاکستان از گروه‌ طالبان حمایت می‌کرد و ایران طرف‌دار گرو‌های ضد طالبان –جبهه‌ی متحد شمال- بود. پس از آن تهران رابطه‌ی نزدیکی با طالبان ایجاد کرد و در روند صلح با پاکستان هم‌کاری را آغاز کرد؛ اما این دو طرف [ایران-پاکستان] در یک سطح قرار ندارند. ایران نسبت به پاکستان نگرانی دارد که حکومت کابل به دست طالبان سقوط نکند. در حقیقت تهران مخالف امضای توافق‌نامه‌ی فبروری ۲۰۲۰ دوحه است، قسمی که حکومت افغانستان را دور زدند.
    در صورتی که جو بایدن در بخشی از راه‌برد سیاسی خود به دنبال برجام (JCPOA) باشد و ایران و پاکستان نزدیک شوند؛ اما نزدیکی پاکستان به تهران و ریاض به عنوان دو رقیب نقش پل را دارد. زمانی که بایدن شاهد توسعه میان ایران و پاکستان باشد، کمکی به پایداری آن نمی‌کند.

    The International Interests

    ابوبکر صدیق

  • پاکستان در صدد تغییر در رهبری طالبان است

    پاکستان در صدد تغییر در رهبری طالبان است

    رهبریت طالبان از موضوعات مهم، عمده و پر پیچ استخباراتی و سیاسی در منطقه محسوب می‌گردد. طالبان مبارز در سنگر به واسطه رهبرانی سوق و اداره می‌شوند که تاکنون آنها را ندیده‌اند و هم نمی‌شناسند.
    از اینجاست که این مقام رهبری به همه کشور های منطقه ارزش راهبردی دارد. رهبریتی که بدون کدام دلیل و برهان بر پیروانش فرمان می‌راند و آن‌ها خود را محکوم به اجرای آن می‌دانند، جایگاه مهمی است. این رهبری به خواست هر کشوری عمل کند می‌تواند منافع ملی و بین‌المللی آن را در جهان تا اندازه‌ای تضمین کند‌.

    هرچند اختلافات ناشی از چگونگی رهبری و وابستگی این رهبران به کشور های خارجی، در میان گروه‌های طالبان وجود دارد. گروه‌هایی از طالبان به این نظر هستند که چرا رهبران خود، در سنگر‌های گرم جنگ که جهاد می‌نامند حضور ندارند و آل و اولادهای شان در کشور های خارجی مصروف تحصیل و عیاشی هستند. اما به هر حال رهبران این گروه در تعیین خط مش کاری شان خیلی تاثیر گذارند و از همین جاست که کشور های منطقه هرکدام رقابت به وابسته سازی یا رهبر گزینی برای این گروه هستند.
    طالبان تا اندازه‌ای توانستند که در گفت‌وگوهای صلح با افغان‌ها قدم مثبت گذارند و یک گره از کار پروسه صلح کشور بگشایند. حفظ وضعیت کنونی در افغانستان به نفع کشور هایی است که دوام صلح و استمرار منافع ملی شان را در بحرانی بودن افغانستان می‌بینند. روی این دلایل تلاش سازمان استخبارات پاکستان برای تغییر در رهبری گروه طالبان جریان دارد.
    گفته می‌شود آی اس آی در همکاری با شورای علمای دینی طالبان پلان دارند تا در رهبری گروه طالبان تغییر بیارند. این عملکرد پاکستان در قبال رهبری طالبان ناشی از پیشرفت‌هایی است که در گفتمان‌ها میان هیئت مذاکره کننده افغانستان با رهبران طالبان آمده است. پاکستان حتماً با مختل ساختن نظم رهبریت در سطوح بالای طالبان از یک طرف خواستار از هم پاشاندن نتایج حاصله از گفت‌وگوها است و از جانب دیگر می‌خواهد عناصر وابسته تر خود را جایگزین افراد فعلی کند، که هیچ راهی برای رسیدن به توافق نداشته باشند.
    از سوی دیگر نارسایی‌های درونی کشور، در را به مداخله بیرونی باز می‌کند، زمانی که نخبگان سیاسی کشور مصروف زد و بندهای داخلی خود می‌شوند امکان آن میسر می‌گردد که از رشد نامتعادل قدرت کشورهای همسایه غافل مانده و در نهایت از بروز جنگ و بی‌ثباتی در کشور خود جلوگیری نتوانند. شاید به همین دلیل است که دولت‌ها شورشیان داخلی خود را با شدت بسیار زیاد سرکوب می‌کنند. چون می‌دانند که اگر این کار را نکنند زمینه مداخله کشورهای قدرتمند همسایه به سرعت مساعد می‌گردد. حکومت افغانستان هم باید پاسخ‌های مشابه در رابطه به گسترش حملات طالبان بر شهر و ولایات کشور بدهد. و در میدان جنگ و یا میز گفت‌وگو حداقل همسان و مناسب به رفتار خودشان با آنها پیش آمد کند تا طالبان فکر نکنند که حکومت افغانستان بخاطر ضعف‌هایی که دارد با آنها وارد روند مفاهمه شده است.

  • در زمان کرزی هزاران جریب زمین در شرق کابل برای جابه جا کردن کوچی ها اختصاص داده شد

    در زمان کرزی هزاران جریب زمین در شرق کابل برای جابه جا کردن کوچی ها اختصاص داده شد

    کنفرانس جنوا برای تداوم کمک ها به افغانستان دیروز آغاز و امروز نیز ادامه دارد.

    کشورهای کمک کننده در این کنفرانس پس از استماع گزارشات مقامات افغان نسبت به ادامه کمک هایشان به افغانستان برای چهار سال دیگر تصمیم خواهند گرفت.

    یکی از شروط جامعه جهانی برای ادامه کمک به افغانستان مبارزه جدی حکومت با فساد می باشد، مساله یی که به باور بسیاری از کارشناسان و براساس اسناد موجود تنها روی کاغذ بوده است.

    یکی از مصادیق فساد گسترده در افغانستان غصب زمین بوده است و در این راستا افراد و شخصیت های برجسته حکومتی و غیر حکومتی در مظن اتهام قرار دارند.

    مولوی ملا تره خیل یکی از این افرادی ست که به «غصب زمین، لت و کوب ترافیک و داشتن افراد مسلح غیرمسئول» متهم است.

    مولوی تره خیل اما در یکی از برنامه ها «کاکتوس» که از تلویزیون 1 پخش می شد اتهام غصب زمین را رد کرد و گفت زمین های شرق کابل در منطقه پل چرخی را رئیس جمهور کرزی به طور رسمی و قانونی به کوچی ها داده است.

    وی افزود:« پروژه شرق کابل از پدرم مولوی جنت گل است.»

    مولوی ملاتره خیل گفت:«در زمان رئیس جمهور کرزی که اشرف غنی وزیر مالیه بود 34977 جریب زمین برای اسکان کوچی ها در شرق کابل داده شد. هر جریب زمین به قیمت سی هزار افغانی به کوچی ها فروخته شد.»

    وی افزود پدرش به پاکستان رفته و از کوچی ها خواسته که به افغانستان بیایند و در کابل ساکن شوند.

    مولوی ملاتره خیل گفت در حال حاضر 230 هزار خانواده کوچی در شرق کابل جابه جا شده اند، در این منطقه 373 مسجد و 27 مدرسه خصوصی و غیرخصوصی ساخته شده است.

    ملاتره خیل در برنامه کاکتوس تلویزیون یک تاکید کرد آنها غصب زمین را گناه کبیره می دانند و انجام آن گناه است.

    ملاتره خیل گفت:«مولوی صاحب محمد عمر مجاهد، امیر المومنین، نیز دستور داد به تمام والیان که کوچی‌ها را آزاد بگذارید که در حق‌شان بسیار ظلم شده است.»

  • غنی برای نشان دادن «حسن‌نیت و تحکیم روابط» فرمان رهایی برخی از زندانیان پاکستانی را صادر کرد

    غنی برای نشان دادن «حسن‌نیت و تحکیم روابط» فرمان رهایی برخی از زندانیان پاکستانی را صادر کرد

    محمداشرف غنی، رییس جمهور فرمان عفو مجازات و رهایی برخی از زندانیان پاکستانی را که به «حکم قطعی و نهایی محاکم» در افغانستان محکوم به مجازات شده‌اند، صادر کرد.

    در متن فرمان ریاست جمهوری که تاریخ صدور آن بیست‌وهشتم عقرب است، دلیل این اقدام نشان دادن «حسن‌نیت و تحکیم روابط دوستانه با جمهوری اسلامی پاکستان» خوانده شده است.

    این فرمان چهار ماده دارد. در ماده اول آمده است که آن شمار از زندانیان پاکستانی که مدت حبس‌شان یک ماه باقی‌مانده باشند، مجازات آن‌ها عفو و از زندان رها شوند.

    ماده دوم، جزای نقدی زندانیان پاکستانی که شرایط ماده اول این فرمان را داشته باشند و یا مدت حبس‌شان را سپری کرده و پولی برای پرداخت نداشته باشند، مورد عفو قرار داده است.

    در ماده سوم فرمان محمداشرف غنی، مسوولت اجرای فرمان عفو مجازات زندانیان پاکستانی به کمیسیونی که فرمان عفو مجازات «محجوزین و محبوسین» را به مناسبت عید قربان اجرا کرد، سپرده شده است.

    در ماده چهار فرمان ریاست جمهوری زمان انفاذ این فرمان سی‌ام عقرب ذکر شده است.

    فرمان ریاست جمهوری در بیست‌وهشتم ماه عقرب یک روز پیش از سفر عمران‌ خان، نخست‌وزیر این کشور به کابل امضا شده است.

    عمران خان در بیست‌ونهم عقرب طی سفر یک روزه به کابل آمد. سفر او به کابل به هدف تقویت روابط دوجانبه، گفت‌وگوی روی روند صلح افغانستان، تجارت و روابطه اقتصادی دو کشور انجام شده بود. این نخستین سفر او به افغانستان بود.

  • هند با طرح یک جاده یک کمربند چین در شمال افغانستان مقابله می کند

    هند با طرح یک جاده یک کمربند چین در شمال افغانستان مقابله می کند

    مشارکت واقعی مردم و توجه به  مطالبات اقوام شرط مهمی در پیروزی مذاکرات صلح افغانستان می باشد.

    این جمله را احمد ولی مسعود در کنفرانس نقش پاکستان در روند صلح افغانستان که امروز در دانشگاه غرجستان در کابل برگزار شده بود عنوان نمود.

    نامزد پیشین ریاست جمهور افغانستان افزود جمهوریت برای اینکه بتواند از تمام اقشار مردم نمایندگی کند نیازمند برخی اصلاحات می باشد.

    عبدالطیف پدرام، نماینده پیشین مردم بدخشان در ولسی جرگه، نیز گفت هند در شمال افغانستان به دنبال مبارزه با طرح یک جاده یک کمربند چین می باشد.

    وی تاکید کرد صلح افغانستان روند پیجیده ای دارد که بدون مشارکت و همکاری منطقه ای به ویژه پاکستان امکان پذیر نیست.

    قابل ذکر است در سمینار نقش پاکستان در روند صلح افغانستان که امروز دوشنبه سوم قوس ۱۳۹۹ برگزار شده بود علاوه بر احمد ولی مسعود بنیانگذار جریان سیاسی وفاق ملی و رئیس بنیاد شهید احمدشاه مسعود، دکتر لطیف پدرام رئیس کنگره ملی افغانستان، تعداد زیادی از استادان و دانشجویان در دانشگاه غرجستان حضور داشتند.

    داکتر عبدالطیف نظری نیز در مورد چشم انداز صلح و نقش پاکستان صحبت نمود.

  • صلح افغانستان بدون پاکستان میسر نیست

    صلح افغانستان بدون پاکستان میسر نیست

    عمران خان، نخست وزیر پاکستان، هفته گذشته به کابل آمد و با رهبران کشور در مورد برخی موضوعات از جمله پروسه صلح افغانستان گفت و گو کرد.

    در مورد موضوعات مورد بحث بین عمران خان و  رئیس جمهور غنی چند نکته حائز  اهمیت است.

    اولین نکته اینکه پاکستان در پروسه صلح افغانستان نقش کلیدی دارد و بدون اسلام آباد صلح در افغانستان برقرار نمی شود.

    پاکستان از سویی مراوداتی تجاری در حجم بالا با افغانستان دارد و این خود می تواند رشد اقتصادی و رفاه را برای هر دو کشور به ویژه افغانستان در پی داشته باشد. از این منظر، سفر عمران خان به کابل برای رشد تجارت و ترانزیت دو کشور مهم ارزیابی می گردد.

    سومین نکته اینکه پاکستان برخی نگرانی های امنیتی در مورد افغانستان دارد: برخی مقامات پاکستانی و رسانه های این کشور هفته قبل از حمله استخبارات هند به منافع پاکستان در خاک افغانستان خبر داده بودند. به احتمال زیاد عمران خان و رئیس جمهور  غنی در دیدار هفته قبل خود در مورد این موضوع نیز گفت و گو کرده اند که در این صورت خلأ اعتماد جای خود را به هماهنگی مناسب، اعتماد و احترام متقابل می دهد.

    نکته مهم دیگر همانگونه که رسانه ها اخیرا مطرح کرده اند ملیشه های هندی می باشد. این برای افغانستان و پاکستان یک نگرانی ست. در سفر هفته قبل عمران خان به کابل به احتمال زیاد در مورد تهدیداتی که ملیشه ها برای آینده افغانستان دارند نیز گفت و گو شده است.

    با این وجود بهترین سیاست برای افغانستان تمسک به دیدگاه اعتماد سازی ست تا توجه همسایگان به ویژه پاکستان را جلب کرده زمینه حمایت واقعی اسلام آباد از پروسه صلح افغانستان در این شرایط حساس را فراهم کند.

  • مشاور ارشد رئیس جمهور غنی: افغانستان و پاکستان باید اعتماد سازی کنند

    مشاور ارشد رئیس جمهور غنی: افغانستان و پاکستان باید اعتماد سازی کنند

    «افغانستان و پاکستان نیاز به اعتماد جدی دارند. سال هاست که جو بی اعتمادی در روابط دو کشور حاکم بوده است.»

    شاه حسین مرتضوی، مشاور ارشد رئیس جمهور، با بیان جمله بالا افزود کلید اعتماد سازی اقدامات عملی می باشد.

    وی در فیس بوک خود نوشت:«رئیس جمهور غنی همیشه بر یک سیاست دولت محور در قبال منطقه و کشورهای همسایه تاکید کرده است.»

    همکاری های اقتصادی به دلیل ظرفیت های دو کشور در سکتور تجارت و حمل و نقل هنوز مهم است. برای افغانستان و پاکستان مارکت گسترده و راه های ترانزیتی مهمی وجود دارد و استفاده از این فرصت ها برای مردم هر دو کشور بی نهایت مهم ارزیابی می گردد.

    مرتضوی تاکید می کند دیدگاه سیاست اقتصادی می تواند هر دو کشور را در یک مسیر سازنده قرار دهد. افغانستان هم اکنون بعد از سال ها تلاش می کند جایگاه از دست رفته خود در اتصال منطقه ای را احیا کند. با زنده شدن این جایگاه افغانستان به قلب اتصال منطقه ای بدل می گردد.

    به باور مشاور ارشد رئیس جمهور کشورهای همسایه افغانستان می توانند از این جایگاه استفاده مثبت انجام دهند. پاکستان با نقش فعال در پروژه تاپی، انتقال انرژی و حمل و نقل می تواند شریک خوبی برای افغانستان باشد.

    مرتضوی گفت:«البته نباید فراموش شود که پایه اصلی برای این همکاری صلح و ثبات در افغانستان است.»

    مشاور ارشد رئیس جمهور افزود همکاری صادقانه کشورهای همسایه در صلح افغانستان بسیار مهم است.

  • پاکستان، دو چهره در یک سر!/عمران خان و دولت ملکی پاکستان تعیین کننده نیستند

    پاکستان، دو چهره در یک سر!/عمران خان و دولت ملکی پاکستان تعیین کننده نیستند

    یک نگاه سطحی به نوع رفتارهای سیاسی پاکستان در قبال افغانستان به خوبی نشان می دهد این که کشور در یک طنز کلامی واضح درست عکس آنچه می گوید عمل می کند.

    اسلام آباد که با این سیاست سالهای سال است علاوه بر دریافت مبالغ هنگفت کمک های مالی امریکا به بهانه همکاری در مبارزه با تروریزم خیلی آرام اهداف خود در افغانستان را نیز به پیش برده است.

    براساس برخی تحلیل ها، پاکستان  تا به خواسته خود که همان روی کار آمدن یک حکومت موافق با سیاست های پاکستان در کابل است نرسد، دست از عمق استراتژیک خود در افغانستان بر نمی دارد.

    در مورد پروسه صلح افغانستان نیز پاکستان به دنبال منفعت خود است: اگر این پروسه موفق شود که چه بهتر! چون طالبان در قدرت شریک می شود. اگر پروسه صلح ناکام شود باز هم پاکستان طالبان را در اختیار دارد و همچنان با استفاده ابزاری از این گروه منافع خود در افغانستان را دنبال می کند.

    داکتر شفق خواتی، استاد دانشگاه و تحلیل گر برتر مسائل سیاسی، در این مورد می نویسد:«بار کج افغانستان با پاکستان هرگز به منزل نخواهد رسید. سخن پاکستان دقیقا عکس عملش است.»

    داکتر خواتی دو روز پیش طی مطلبی در فیس بوک خود افزود نیم قرن است افغانستان به صورت مکرر از پاکستان فریب می خورد و بارها و بارها پاکستان را تحریک نیز کرده است.

    وی با استناد به ملا ضعیف، از چهره های سرشناس طالبان در زمان امارت اسلامی این گروه، که به تازگی گفته است «پاکستان دو زبان در یک دهان و دو چهره در یک سر دارد» تاکید کرد این سخن ملا ضعیف یک درک قوی از ماهیت پاکستان است.

    به باور داکتر خواتی تاکنون هیچ یک از کارگزاران سیاسی افغانستان چنین درکی از ماهیت پاکستان را ابراز نکرده است.

    این استاد دانشگاه به سفر هفته گذشته عمران خان به افغانستان  اشاره کرده تاکید می کند عمرا‌ن‌خان و دولت ملکی پاکستان هرگز تعیین‌کننده نیست، مگر این‌که پیام واقعی آی اس آی و جنرالان راولپندی را آورده باشد، که بعید است.

     به گفته خواتی این سخن عمران‌خان که برای “اعتمادسازی” آمده‌، هرگز قابل اعتماد نیست و تکرار ادعا و سخنان چهل ساله‌ی مقامات پاکستانی است، مگر این‌که تحولی بزرگی در پاکستان رخ داده باشد و پاکستان از آینده‌ی خود و تروریستان نگران باشد، که آن هم بعید است.

  • افغانستان و پاکستان به یک استراتژی مبتنی بر توسعه تجارت نیاز دارند

    افغانستان و پاکستان به یک استراتژی مبتنی بر توسعه تجارت نیاز دارند

    در این دیدار که در آن معاونین ریاست جمهور نیز حضور داشتند، ابتدا رییس جمهور غنی به عمران خان و هیئت همراهش خوش آمدید گفت و ابراز امیدواری کرد این سفر آغازی برای سفرهای آینده و گسترش مزید مناسبات میان دولت ها و مردمان دو کشور باشد.
    وی افزود افغانستان و پاکستان نه تنها مشترکات تاریخی دارند، بلکه آینده مشترک دارند و دورنمای آینده ما همان آرزوی اتصال و همکاری‌های منطقه‌ای است که برای بهبود وضعیت مردمان ما مهم می‌باشد و این اساس مناسبات ما را باید شکل دهد.
    رییس جمهور گفت این سفر، یک سفر تاریخی است و امیدواریم باعث تقویت همکاری‌های اقتصادی و سایر تلاش‌های مثبت برای صلح و ثبات در تمام منطقه گردد.
    رییس جمهور غنی خاطرنشان کرد این سفر تاریخی فرصت‌هایی را به میان خواهد آورد که به گذشته فایق آییم و باید هر دو کشور تلاش نمایند که این فرصت ها از دست نرود.
    رییس جمهور از موقف عمران خان که همواره از نظام افغانستان حمایت کرده و اینکه پاکستان تلاش دارد تا با ما در خصوص پروسه صلح همکاری کند، سپاسگزاری کرد.
    همچنان رییس جمهور گفت برای هر دو کشور افزایش خشونت در افغانستان قابل قبول نیست و خشونت‌های طالبان باید پایان یابد و یگانه راه حل این معضل، راهکار سیاسی است که باید به پیش برده شود. مردم ما و پاکستان از تروریزم و فقر آسیب‌های زیادی را متحمل شده‌اند و با هم می‌توانیم در این زمینه تغییر بیاوریم.
    رییس جمهور غنی گفت هر دو جانب برای تقویت یک دیدگاه استراتژیک استوار بر توسعه تجارت، همکاری‌های اقتصادی و ترانزیتی باید کار کنند.
    وی در پایان صحبت هایش گفت ما باید دیدگاه بزرگ سیاسی و توسعه اقتصادی داشته باشیم و با توجه به خطرات، فرصت‌ها را از دست ندهیم و صلح و ثبات در افغانستان باعت تقویت اقتصاد پاکستان خواهد شد.
    در این دیدار نخست‌وزیر پاکستان نیز گفت: «بسیار خرسندم که به افغانستان که سال‌ها آرزوی سفر به این کشور را داشتم، آمده‌ام و امیدوارم که خشونت‌های چند دهه اخیر که مصیبت های فراوانی را بالای مردم افغانستان آورده است، خاتمه یابد.»
    وی افزود صلح و ثبات در افغانستان منفعت مشترک دو کشور می‌باشد و خشونت‌های جاری قابل قبول نمی‌باشد و من می‌خواهم بگویم که ما در موجودیت خشونت در افغانستان سخت ناراحت و متاثر می‌شویم.
    نخست‌وزیر پاکستان خاطرنشان کرد ما می‌خواهیم نقش مثبت بازی کنیم و خواهان به میان آمدن شرایطی هستیم که در آن در روابط دو کشور سوء ظن وجود نداشته باشد.
    عمران خان گفت ما کوشش نهایی خود را انجام می‌دهیم تا خشونت کاهش یابد. کشور ما نیز آسیب‌های زیادی
    از جنگ دیده است و بهترین وضعیت برای منطقه، صلح و ثبات در افغانستان می‌باشد.
    موصوف گفت:« ما از گفت‌وگوهای اخیر میان هیئت پاکستان و افغانستان رضایت داریم و دیدگاه هر دو کشور، گسترش همکاری‌های اقتصادی می‌باشد. باید روابط هر دو کشور به گونه شفاف گسترش یابد و کمیته‌های مشترک که در حال ایجاد است، روی تقویت بیشتر همکاری ها کار خواهند کرد.

  • جنگ و صلح افغانستان تنها دست امریکا و پاکستان نیست/ بیش از ده کشور دنیا در جنگ افغانستان درگیرند

    جنگ و صلح افغانستان تنها دست امریکا و پاکستان نیست/ بیش از ده کشور دنیا در جنگ افغانستان درگیرند

    در شرایط فعلی که انتخابات ریاست جمهوری امریکا به چالش کشیده شده و مشخص نیست چه کسی رهبری آینده  ایالات متحده را بر عهده می گیرد، یک نکته مهم اما برای شهروندان و حکومت افغانستان حل نشده باقی مانده است، اینکه سرانجام نیروهای امریکایی و متحدانش در افغانستان چه می شود؟

    آیا پیروزی دوباره ترامپ یا جو بایدن به خروج نیروهای خارجی از افغانستان منجر خواهد شد؟

    پاسخ به این سوال در شرایط فعلی دشوار است اما مراجعه به برخی پیش بینی ها و نظرات کارشناسان می تواند راهنمایی کننده باشد.

    «گزارشنامه افغانستان» طی مطلبی منتشر شده در فیس بوک روز گذشته در این مورد نوشت:«خروج نیروهای امریکایی از افغانستان یک دروغی ست که گهگاهی کلان و زمانی کوچک می شود.»

    براساس این مطلب، خروج نیروهای امریکایی از افغانستان یک دروغ سالانه است که در پاره ای از زمان آنقدر به گرمی مطرح می شود که فضای سیاسی افغانستان را پر می کند اما گاهی اوقات فروکش می کند.

    امریکا اگر صحنه افغانستان را برای رقبایی چون روسیه و ایران رها کند، یک پشیمانی بزرگ را برای خود رقم زده است.

     به باور نویسنده مطلب، همسویی امریکا با اتحاد پاکستان و طالبان برای افغانستان کمرشکن خواهد بود اما تجربه نشان داده که مقاومت افغانستان می تواند این همسویی را تغییر دهد.

    جنگ و صلح افغانستان دست امریکا و پاکستان نیست و بیش از ده کشور دنیا در این بحران درگیر هستند.

    این همه در حالی ست که عمران خان نخست وزیر پاکستان امروز برای پاره ای گفت و گوها در مورد وضعیت منطقه، پروسه صلح افغانستان و همکاری های دوجانبه بین افغانستان و پاکستان قرار است به کابل بیاید.

    برخی از پیش بینی ها می گوید عمران خان برای چانه زنی در مورد پیش برد مذاکرات بین الافغانی دوحه که به بن بست خورده به کابل می آید و تلاش خواهد کرد وزنه را به نفع طالبان سنگین کند.

    از سویی هم توافق نامه صلح امریکا با طالبان که در دوحه امضا شد هنوز سرنوشت مشخصی ندارد چون معلوم نیست سرانجام ترامپ  در کاخ سفید می ماند یا جای خود را به بایدن می دهد.

  • کابل، دهلی یا اسلام آباد نیست

    کابل، دهلی یا اسلام آباد نیست

    وزارت خارجۀ کشور ادعای سخنگوی اردوی پاکستان مبنی بر استفاده از خاک افغانستان علیه آن کشور را رد کرد و گفت که دولت افغانستان به‌عنوان قربانی عمدۀ تروریزم، به سیاست مبارزۀ بدون تفکیک، علیه تروریزم ادامه می‌‍دهد.

    این درحالی است که اردوی پاکستان در حضور شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجۀ این کشور، هند را به تشویق و حمایت تروریزم متهم و ادعا کرد که شماری از سیاست‌مداران هندی مقیم کابل برخی حملات را علیه پاکستان طراحی می‌کنند.

    مقامات پاکستان برای چندمین بار است که تلاش دارند با فرافکنی، بر طبل رسوایی خود در رقابت با هندوستان در جغرافیای کشور ما بکوبند، اما واقعیت امر این است که چگونگی تامین روابط خارجی با کشورهای بیرونی بر اساس منافع ملی تعریف‌شدۀ هر کشور صدق دارد.

    افغانستان نیز از این مقوله مستثنا نیست و برای احیای اقتدار در سیاست خارجی خود تعریف واضح و شفافی می‌تواند در چگونگی روابط با کشورهای بیرونی داشته باشد.

    گرچه پاکستان همیشه منافع خود را در حمایت از گروه‌های تروریستی و برافروختن جنگ در افغانستان جستجو می‌کند، اما آنچه مقامات پاکستانی و برخی کشورهای منطقه در میدان جنگ افغانستان همیشه به‌دنبال آن بوده‌اند، دامن زدن به جنگ‌های نیابتی و رقابتی مابین خودشان است.

     امریکا، ایران، چین، روسیه، هند، پاکستان و دیگر کشورهای دخیل در جنگ افغانستان از جغرافیای کشور ما به‌عنوان میدان تاخت‌وتاز و قدرت‌نمایی خود سوءاستفاده کرده‌اند. همان‌طور که در سال‌های اخیر شاهد بودیم، دولت و نظامیان پاکستان به‌خاطر پالیسی و منفعت خودشان هیچ‌گونه اقدامی دربارۀ برقراری روابط دوستانه با افغانستان از خود نشان ندادند.

    اما بر اساس حفظ منافع ملی و استقلالیت در چگونگی روابط خارجی، پاکستان به هیچ‌وجه حق دخالت در چگونگی تامین روابط خارجی ما را با دیگر کشورهای دور و نزدیک ندارد. این کشور می‌تواند میدان رقابت خود را با هند در دهلی و اسلام‌آباد دنبال کند، اما کابل، دهلی و اسلام‌آباد نیست.

     اینک ما در سیاست خود با کشورهای منطقه باید دقت کنیم. گرچه گفتمان میان دولت‌مردان کشور و هندوستان همیشه به این هدف بوده که هم‌گرایی در منطقه برای مبارزه با تروریزم صورت بگیرد.

    در چنین حالتی، مقامات کشور باید این هوشیاری را داشته باشند که گسترش همکاری‌های نظامی و روابط ما با هر کشوری چون هند، باعث نشود که پاکستان سیاست خصمانۀ خود علیه افغانستان را شدت بخشد. ‌باید بسیار تلاش نمود که عاقلانه و با برنامه روابط همسایگی و منطقه‌یی خود را هم با پاکستان و هم با هند بر اساس منافع ملی عیار سازیم.

    فعلا کشور در برهۀ حساسی از روند گفتگوهای صلح قرار دارد. بدون شک رفتن به طرف گفتگو با پاکستان یا هر کشور دیگر بدون داشتن درک درست از منافع ملی، برای تامین صلح در افغانستان کاری‌ست بی‌مفهوم.

    در صورتی‌که حکومت موضع‌گیری خود را بر اساس منافع ملی افغانستان در برابر همسایگان به‌خصوص پاکستان عیار نسازد و مذاکرات را در چهارچوب ملاحظات راه حل منطقه‌یی به پیش نبرد، دست‌یابی به صلح ناممکن و برای مردم و کشورعواقب جبران‌ناپذیر خواهد داشت.

    سید باقر واعظی

  • رهبر گروه تروریستی جیش العدل در پاکستان کشته شد

    رهبر گروه تروریستی جیش العدل در پاکستان کشته شد

    ملا عمر بلوچی، رهبر گروه تروریستی جیش‌‌العدل، همراه با دو فرزندش در عملیات نیروهای امنیتی پاکستان کشته شده اند.

    رسانه‌های خارجی به نقل از پولیس پاکستان، گزارش داده اند در عملیات سه‌شنبه شب (۲۷ عقرب)، در منطقه‌ی تربت بلوچستان پاکستان، رهبر گروه تروریستی جیش‌العدل، همراه با دو فرزندش کشته شده اند.

    رسانه‌های پاکستانی، عکس‌هایی از افراد کشته‌شده به نشر رسانده اند که ادعا می‌شود ملا عمر، معروف به عمر شاهوزهی، رهبر گروه تروریستی جیش‌العدل یا لشکر خراسان، همراه با دو فرزندش است.

    جیش‌العدل، یکی از گروه‌های تروریستی است که در سیستان بلوچستان ایران – هم‌مرز با پاکستان فعالیت دارد. ملا عمر بلوچی، طراح حمله‌ی انتحاری به موتر حامل سربازان سپاه پاسداران ایران در سال ۱۳۹۷ است که در آن دست‌کم ۲۷ نفر کشته شدند.

    کشتن شدن رهبر گروه تروریستی جیش‌العدل در خاک پاکستان، پس از آن اتفاق می‌افتد که هفته‌ی پیش، جواد ظریف، وزیر خارجه‌ی ایران به پاکستان سفر کرده بود و با نخست‌وزیر، وزیر خارجه و رییس ارتش این کشور دیدار و گفت‌وگو داشت.