برچسب: امریکا

  • کرملین: وضعیت فعلی روابط مسکو و واشنگتن خوب نیست

    کرملین: وضعیت فعلی روابط مسکو و واشنگتن خوب نیست

     دمیتری پسکوف، سخنگوی کاخ کرملین امروز دوشنبه (17 قوس) اظهار داشت روابط مسکو و واشنگتن در حال حاضر خوب نیست و مسکو در این امر مقصر نمی باشد. 

    پسکوف در این مورد در جمع خبرنگاران گفت: «دستیابی به اهداف توسعه پایدار می تواند یکی از عناصر اصلی گفتگوی دو جانبه بین مسکو و واشنگتن باشد، اما اکنون این گونه نیست، زیرا در حال حاضر وضعیت روابط مسکو و واشنگتن به طور کلی  خوب نیست و روسیه در این امر بی تقصیر است.»

    وی افزود: «در مورد روابط دو جانبه روسیه و آمریکا، می توانم بگویم که وزارت امور خارجه و سایر نهادها با هماهنگی با رئیس جمهور روسیه در این امر مشاركت می كنند.»

    پیش از این سخنگوی کرملین تاکید کرده بود رئیس جمهور فعلی باید نتایج انتخابات را به رسمیت بشناسد.

  • امریکا: نهاد با صلاحیت در مذاکرات، آتش بس و تقسیم قدرت شورای عالی مصالحه است

    امریکا: نهاد با صلاحیت در مذاکرات، آتش بس و تقسیم قدرت شورای عالی مصالحه است

     امریکا از برگزاری اولین نشست کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی که روز شنبه، پانزدهم قوس برگزار شد، استقبال کرده است.

    وزارت امور خارجه امریکا در این رابطه یک اعلامیه صادر کرده است. مایک پمپئو، وزیر خارجه امریکا و زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه این وزارت در امور صلح، در رشته توییت‌هایی این اقدام را ستوده‌اند.

    خلیل‌زاد گفته است که اجماع رهبران و طیف‌های سیاسی در پیوند به صلح یک گام مهم است.

    او هم‌چنان نوشته است: «در جریان مذاکرات بر شرایط توافق صلح، تقسیم قدرت، و آتش‌بس دایمی و همه‌جانبه با طالبان، این کمیته یک نهاد با صلاحیت برای جمهوری اسلامی افغانستان خواهد بود.»

    نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان تأکید کرده است که با تکمیل کردن اصول و کارشیوه‌ها، هیأت‌های مذاکره‌کننده دولت و طالبان در مرحله بعدی مذاکرات هستند و نخستین جلسه‌ی‌شان را درباره آجندا در دوحه نیز آغاز کرده‌اند.

     خلیل‌زاد نوشته است که «افغان‌ها دور هم‌ می‌آیند و به سوی صلح گام بر می‌دارند» و مردم افغانستان آرزومند صلح هستند.

    به گفته خلیل‌زاد، اقدامات روزهای اخیر مثبت و امیدبخش است.

    او از دو طرف خواسته است که تلاش‌های‌شان را برای صلح سرعت و جنگ طولانی در کشور را پایان ببخشند.

    در اعلامیه وزارت خارجه امریکا نیز شورای عالی مصالحه ملی به ریاست عبدالله عبدالله یک نهاد فراگیر توصیف شده است.

    وزارت خارجه امریکا گفته است که رهبران افغانستان و گروه‌های سیاسی برای تصمیم‌گیری و بسیج حمایت از صلح «عادلانه و پایدار» متحد شده‌اند.

    این وزارت تأکید کرده است که همه طرف‌ها باید دور هم جمع شوند و راهی برای صلح ترسیم کنند.

    در اعلامیه وزارت خارجه امریکا هم‌چنان آمده است که شورای عالی مصالحه و کمیته رهبری آن به عنوان یک نهاد معتبر در زمینه صلح درباره نقشه راه سیاسی، تقسیم قدرت و آتش‌بس دایمی برای پایان دادن به جنگ طولانی کار خواهد کرد.

    کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی ۴۸ عضو دارد.

    این کمیته اولین نشست خود را روز شنبه، پانزدهم قوس در ارگ برگزار کرد.

    عبدالله عبدلله، ریاست این شورا را بر عهده دارد، اما رییس جمهور می‌تواند در صورت نیاز جلسه فوق‌العاده این کمیته را فرا بخواند.

    هم‌زمان با این، مذاکرات بین هیأت دولت و طالبان در قطر نیز وارد مرحله اصلی خود شده است. دو طرف بحث روی آجندا را آغاز کرده‌اند.

    براساس اعلام طالبان، زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، با رییس و اعضای هیأت دفتر سیاسی طالبان در قطر دیدار کرده است.

    در این دیدار روی رهایی زندانیان، حذف نام‌های رهبران طالبان از فهرست سیاه و مذاکرات بین‌الافغانی گفت‌وگو شده است.

  • امریکا از برگزاری نخستین نشست شورای عالی مصالحه‌ی ملی استقبال کرد

    امریکا از برگزاری نخستین نشست شورای عالی مصالحه‌ی ملی استقبال کرد

    وزارت خارجه‌ی امریکا، از برگزاری نخستین نشست شورای عالی مصالحه‌ی ملی، استقبال کرده است.

    در خبرنامه‌ای که ناوقت شب گذشته، (شنبه، ۱۵ قوس)، از سوی وزارت خارجه‌ی امریکا به نشر رسیده، آمده است که رهبران و احزاب سیاسی افغانستان برای تصمیم‌گیری وحمایت از صلح عادلانه و پایدار متحد شده اند.

    در خبرنامه آمده است که شورای عالی مصالحه‌ی ملی به عنوان یک نهاد معتبر می‌تواند در قسمت مشوره‌دهی به هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان، تسهیلات لازم را فراهم سازد.

    مایک‌ پومپئو، وزیر خارجه‌ی امریکا نیز، گفته است که برگزاری نخستین نشست کمیته‌ی رهبری این شورا، یک گام مثبت برای رفتن به جلو است.

    در همین حال، زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی وزارت خارجه‌ی امریکا برای صلح افغانستان نیز برگزاری این نشست را یک گام مهم خوانده است.

    آقای خلیل‌زاد، بامداد روز یک‌شنبه (۱۶ قوس)، در برگه‌ی تویترش نوشته است: «در جریان مذاکرات بر شرایط توافق صلح، تقسیم قدرت، و آتش‌بس دایمی و همه‌جانبه با طالبان، این کمیته یک نهاد با صلاحیت برای جمهوری اسلامی افغانستان خواهد بود.»

    او تاکید کرده است که با تکمیل‌شدن اصول و طرزالعمل‌ها، هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت و طالبان در مرحله‌ی بعدی گفت‌وگوها قرار دارند، و نخستین نشست شان را در مورد اجندا در دوحه آغاز کردند.

    زلمی خلیل‌زاد گفته است: «افغان‌ها دور هم می‌آیند و به سوی صلح گام بر می‌دارند. مردم افغانستان آرزومند صلح اند. اقدامات روزهای اخیر، مثبت و امیدبخش اند. من از هردو طرف تقاضا می‌کنم که تلاش‌های شان برای صلح را تسریع بخشند و جنگ طولانی در کشور را پایان بدهند.»

    گفتنی است که نخستین نشست شورای عالی مصالحه‌ی ملی، روز شنبه (۱۵ قوس)، با حضور رییس‌جمهور غنی، عبدالله عبدالله، حامدکرزی و شماری از رهبران سیاسی و احزاب جهادی در ارگ ریاست‌جمهوری برگزار شد.

  • چرا هشتاد روز؟ نگاهی کوتاه به دشواری مذاکره و صلح افغانستان

    چرا هشتاد روز؟ نگاهی کوتاه به دشواری مذاکره و صلح افغانستان

    هشتاد روز به درازا کشید تا بر طرزالعمل مذاکرات میان هیأت جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان توافق به وجود آید و نهایی گردد. طبیعی است اولین پرسشی که به ذهن خواهد آمد این است که چرا این مرحله از مذاکرات که روی مسئله نه چندان دشوار که طرزالعمل مذاکرات است این همه جر و بحث و حواشی به وجود آمد؟ علت چیست؟ شاید علت العلل، ریشه در تفاوت عمیق و پر چالش دو روایت جمهوریت و امارت، داشته باشد.

    این دو روایت، از اهمیت زیاد برخوردارند و این واقعیت را تجربه هشتاد روز سخت و دشوار آشکار ساخت. در واقع، دو سوی مذاکره کننده هرکدام هویت و مشروعیت خود را در یکی از آن دو می‌بینند و بر اساس آن‌ها به احتمال زیاد هرکدام، هدف نهایی (end state) خود را تعیین کرده‌اند. به همین دلیل ذره‌ای عقب نشینی از روایت و گفتمان خویش را به مثابه از دست دادن مشروعیت و هویت خویش تلقی می‌کنند.

    مواد طرزالعمل که پیش نویس آن از سوی هیئت جمهوری ارایه شده بود، ساده و فارغ از مباحث ماهوی و محتوایی بود، دامنه بحث را به این مسایل نمی‌کشانید، لکن برای طالبان که سالها شعار داده بود، امارت اسلامی است و دارد به عنوان دولت مشروع یک کشور، با اشغال و تجاوز خارجی می‌جنگد، و وجود دولت جمهوری اسلامی افغانستان را قبول نداشت و به همین دلیل مخالف هرگونه مذاکره با دولت بود، بسیار دشوار بود که با هیئت رسمی دولت جمهوری اسلامی افغانستان و تحت همین عنوان مذاکره کند.

    لذا برای بیرون رفت از این مخمصه و توجیه موضع خود برای حامیانش، موافقتنامه دوحه را به عنوان اساس مذاکرات مطرح کرد. در اینجا لازم است به دو سوال پاسخ داده شود. نخست این‌که چرا برای طالبان مذاکره رسمی با دولت مشکل بود؟ دوم این‌که مبنا قرار گرفتن موافقتنامه دوحه چگونه به باور آنان این مشکل را حل می‌کرد؟در پاسخ به سوال اول ، همان‌گونه که خاطر نشان شد، باید گفت اقرار و اعتراف به وجود دولت در افغانستان پایه‌های مشروعیت جنگ طالبان را به لحاظ دینی نابود می‌کند، چون به باور خود طالبان که خود را پیرو مذهب حنفی می‌داند، جنگ علیه دولت مسلمان و لو فاسق جایز نیست. لذا طالبان برای فرار از این مشکل همیشه تصویر یک کشور تحت تجاوز و اشغال از افغانستان به دست می‌دهد و دولت افغانستان را در حد اجیر و دستگاه تحت امر کفار اشغالگر تقلیل می‌دهند و آن را بخشی از نیرو و دستگاه اشغالگر معرفی می‌کنند و معتقداند که جنگ شان جهاد است و مشمول هیچ آیه‌ای از قرآن که به صلح فرمان می‌دهد و از کشتار مسلمانان نهی می‌کند، قرار نمی‌گیرد.

    لذا تا وقتی که به اهداف مورد نظر خود نرسند، کوشش می‌کنند کاری نکنند که به معنای تضعیف این روایت و عقب نشینی از آن به حساب آید، دقیقا به همین دلیل طی مذاکرات کوشیدند که طرف خود را به مجموعه‌ای از جهت‌های افغانی کاهش دهند و به عنوان دولت به رسمیت نشناسند. اما این‌که موافقتنامه دوحه چگونه، به زعم آنان، می‌توانست مشکل یادشده طالبان را حل کند، این بود که در این موافقتنامه دولت در حد یک جهت افغانی تقلیل داده شده است و به طور ضمنی قبول شده است که در نتیجه صلح می‌تواند یک حکومت اسلامی جدید به وجود آید. به این ترتیب طالبان از طریق اینکه تنها دوحه مبنا قرار می‌گرفت، روایت خود را عملا تثبیت و تحمیل می‌کرد.

    اما استراتیژی جانب هیئت جمهوری اسلامی افغانستان این بود که طالبان نتواند روایت خود را تحمیل و مشروعیت نظام و دولت را به دست هیئت جمهوری اسلامی، مخدوش کند. در عین حال برای پرهیز از ایجاد انسداد در مذاکره طالبان را ملزم نمیدانست که دولت و نظام را پیشاپیش به رسمیت شناخته و مشروعیت آن را قبول کند. به همین دلیل در تمامی پیشنهادات و مذاکرات طولانی خود در پی ایجاد توازن بود. در این راستا بیش از ده پیشنهاد را برای جانب مقابل به دست داده است. و نشستهای متعدد گوناگون در سطوح مختلف با حانب مقایل برگزار کرد، اما طالبان به منظور تحمیل روایت خود سرسختانه هم در میز مذاکره و هم در جبهات جنگ جنگیدند. جهان نیز فشار لازم را مطابق قطعنامه 2513 شورای امنیت بر طالبان وارد نکردند و این گروه بر خلاف موافقتنامه خود با امریکا که متعهد شده بود با شروع مذاکرات خشونتها را کاهش دهد، به افزایش آن پرداختند و بر شهر ها دامنه حمله خود را گسترش دادند، لشکرگاه، قندهار، غزنی، قلات و تخار را مورد حمله قرار دادند.

    لکن سر انجام پای دیپلماسی و وساطت میزبان و گروه کشورهای حامی صلح به میان کشیده شد، این مرحله نیز با نشستهای دو جانبه و سه جانبه متعدد همراه بود و چندین هفته به درازا کشید و پیشنهادهای گوناگون مبادله شد، سر انجام بعد از مباحثات طولانی روی متن‌های گوناگون بر متنی توافق اولیه به عمل آمد که در نگاه نخست برای جانب طالبان از جذابیت بیشتر بر خوردار بود، چون در این متن پیش از سه اصل دیگر، موافقتنامه دوحه به عنوان یکی از چهار اساس مذاکره‌، البته با این تعبیر مذاکره‌ای که قبلا شروع شده بود قبول می‌شد، اما سه اصل دیگر به گونه‌ای بیان می‌شد که بر حسب ظاهر در قبول دولت جمهوری اسلامی به عنوان طرف اصلی و قطعنامه 2513 شورای امنیت صریح نبود.

    اما برای هیئت جمهوری اسلامی حد اقل خواست آنان را که حفظ اعتبار دولت و نظام بود، به شرحی که توصیح داده خواهد شد، تأمین می‌کرد و در عین حال راه را به سوی مذاکرات اصلی باز می‌کرد، چون از یکسو سیاق عبارت به گونه‌ای بود که مشخص میکرد یکی از دو طرف مذاکره، دولت جمهوری اسلامی است که در 12 سپتامبر مذاکرات صلح افغانستان را یکجا با جانب طالبان و جامعه جهانی آغاز کردند. و این مذاکرات فقط دو جانب دارد که یک جانب دولت است که در تاریخ یادشده این مذاکرات را افتتاح کرده است و مبنای تعهد آن به لحاظ حقوقی متفاوت از موافقتنامه دوحه است چون در این متن آمده بود تعهد طرفین به صلح پایدار. پس جانب دولت جمهوری اسلامی افغانستان به عنوان طرف اصلی مذاکرات قبول می‌شد. همچنین خواست مردم افغانستان و ملل متحد مبنی بر صلح پایدار نیز به عنوان مبنای مذاکرات پذیرفته شده بودند. خواست مردم افغانستان در قطعنامه 2513 شورای امنیت و اخیرا در اعلامیه جینیوا نیز آمده است و جانب دولت، لویه‌جرگه‌های 98 و 99 را مصداق واضح آن میدانستند، چون این دو مجلس، متشکل از نمایندگان منتخب مردم (مجلس شورای ملی و اعضای شوراهای ولایتی) و نمایندگان جامعه مدنی از گروه‌های گوناگون اجتماعی بوده است.

    هم‌چنین این عنوان بر هرگونه دادخواهی و نظرخواهی که از طرق معتبر به دست آیند و حاکی از خواست و نظر هر قشر اجتماعی از قبیل زنان و گروه‌های قومی و مذهبی در جهت تأمین صلح پایدار باشد، نیز قابل اطلاق است. خواست مکرر ملل متحد مبنی بر قراری صلح پایدار به طور واضح شامل قطع‌نامه 2513 شورای امنیت می‌گردد که در آن از جمهوری حمایت و امارت نفی شده است. ضمنا مفهوم صلح پایدار که به لحاظ محتوا معادل اعمار صلح/ صلح حداکثری (peace building) است، هدف غایی مذاکره را روشن میکند که بدون یک صلح همه شمول و عادلانه که در آن علاوه بر قطع خشونت فیزیکی، خشونت و تبعیض ساختاری و فرهنگی را نیز از میان باید برد، به وجود نمی.آید.

    هدفی که در چارچوب گفتمان طالبان قابل تحقق نمی‌باشد و برای تحقق آن حتی نیاز است که گفتمان جمهوریت را از آنچه اکنون وجود دارد، تقویت کرده و توسعه باید داد تا بهتر از گذشته بتواند وفاق و اجماع ایجاد کند.این توافق در نگاه نخست از نگاه رهبری دولت برخوردار از وضاحت کافی دانسته نمی‌شد و لذا لازم بود در مورد این توافق، اجماع و رضایت همه شمول در جبهه جمهوری، مخصوصا در سطح رهبری دولت به وجود آید، پس لازم بود نگرانی‌های رهبری دولت به شکل مناسب رفع گردد. میکانیزم رسمی ایجاد این اجماع که شورای عالی مصالحه ملی بود، هنوز به وجود نیامده بود. به همین دلیل ظاهرا نیاز افتاد ایجاب که رهبری هیئت، رهبری دولت را از نزدیک در جریان امور قرار دهد.

    بعد از دیدار با رهبری دولت، هیئت در جلسات عمومی خود توانست راهکار مناسب را برای ایجاد وضاحت در مورد متن مورد توافق، بیابد و این راه‌کار را به اطلاع شورای عالی مصالحه و رهبری دولت رسانید و داشت این اجماع در داخل به وجود می‌آمد و نگرانی‌ها در حال رفع بود که طالبان بر خلاف تعهد دو جانبه، توافق ابتدایی را به صورت یکجانبه، بدون اینکه در جلسه عمومی مشترک نهایی شده باشد اعلان کردند که خود می‌توانست مشکل آفرین باشد، لذا هیئت از یک سو تدبیر لازم را جهت مدیریت واکنشها و جلوگیری از سوء تفاهم بیشتر، اتخاذ کرد و از سوی دیگر به تلاش خود جهت رفع هرگونه ابهام از مقدمه (چهار اصل یاد شده) سرعت داد و یک نامه توضیحی رسما به جانب طالبان فرستاد و در آن تفسیر خود را از چهار اصل به اطلاع آنان رساند و نامه مشابه را به کشورهای حامی صلح و ملل متحد که در آن علاوه بر ارایه تفسیر از چهار اصل به تعهد کشورها در حمایت از نظام جمهوری اسلامی و خواست مردم افغانستان مبنی بر ایجاد صلح پایدار، مطابق قطع‌نامه‌های ملل متحد و اعلامیه جینیوا، تذکر داده شد و این کشورها به شمول ملل متحد در جوابیه‌های شان ضمن تأیید تفسیر جانب جمهوری بر حمایت شان از نظام دموکراتیک، حقوق بشر و حقوق همه مردم افغانستان و از هدف نهایی (end state) تأکید کردند. به این ترتیب توضیحات لازم به طرف دوم و سوم داده شد و این توضیحات، نزد جانب سوم ثبت گردید.و در نتیجه نگرانی‌های رهبری دولت رفع و در جبهه جمهوری اجماع و وفاق لازم به وجود آمد، واکنشها مدیریت شد و در این خلال، تدابیر لازم اتخاذ شد که جانب مقابل و شرکای بین المللی افعانستان به اراده هیئت و صلاحیت و اقتدار آن در آوردن صلح دچار شک و تردید نشود.

    در نتیجه زمینه برای اعلام نهایی این توافق و ورود به فاز جدید مذاکره فراهم گردید. به نظر می‌آید اگر به اجزای گوناگون این گزارش تحلیلی دقت به عمل آید، روشن خواهد شد که هر جزء آن یک مشکل بوده است که با تدبیر و ایجاد اجماع باید حل می‌شد. جا دارد که خاطر نشان کنیم که در در رفع نگرانی‌ها علاوه بر ارایه توضیحات یادشده، مشروعیت بین المللی دولت جمهوری اسلامی افغانستان و قطعنامه‌های گوناگون ملل متحد، مخصوصا حمایت قاطع جهان از مواضع نظام جمهوری اسلامی افغانستان در اعلامیه جینیوا ، بسیار موثر بوده است، چون وقتی چهار اصل یادشده از جمله موافقتنامه دوحه را در متن و زمینه‌ای قطعنامه‌های شورای امنیت که فارغ از اینکه کسی آنرا قبول کند و یا نکند، و اعلامیه‌های جامعه جهانی قرار می‌دهیم، چیزی جز چهار اصل مهم که هرکدام می‌تواند پایه‌ای اساسی مذاکرات باشند به دست نمی‌آید. موافقتنامه دوحه نیز در این چارچوب عملا مقید به قطعنامه 2513 شورای امنیت ملل متحد است.یادداشت: مسئله مذهب هم مهم بود، فعلا طالبان به دلایل گوناگون از جمله به جهت کسب امتیاز نسبی در مسئله موافقت نامه دوحه از تاکید بر آن دست کشید ببینیم آینده چه می‌شود.

    داکتر امین احمدی

  • پمپئو: مذاکره در کنار کاهش خشونت جواب می دهد

    پمپئو: مذاکره در کنار کاهش خشونت جواب می دهد

    پمپئو در که در نشست آن لاین انستیتوت مطالعات راهبردی در منامه پایتخت بحرین سخن می گفت نسبت به خشونت ها در افغانستان ابراز نگرانی کرد.

    وی گفت طرف های مذاکره کننده در دوحه باید برای توقف جنگ به مذاکرات خود ادامه دهند.

    وزیر امور خارجه قطر نیز در این نشست آن لاین ابراز امیدواری نمود تا پایان سال میلادی جاری گفت و گو ها به نتیجه خوب برسد و افغان ها سال خوبی را پشت سر بگذرانند.

    وی تاکید کرد هدف از میزبانی مذاکرات صلح تسهیل روند صلح است تا افغان ها بتوانند ثبات را در کشورشان برقرار نمایند.

    این در حالی ست که گفته می شود پس از نردیک به سه ماه تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان در دوحه روز طرزالعمل مذاکرات به توافق رسیده اند.

  • کنگره امریکا تلاش می کند مانع خروج نیروهای این کشور از افغانستان شود

    کنگره امریکا تلاش می کند مانع خروج نیروهای این کشور از افغانستان شود

    به نقل از رسانه‌های امریکایی، قانونگذاران امریکایی در لایحه مجوز دفاع ملی، برای سال ۲۰۲۱ اعلام کردند که رییس‌ جمهور این کشور نمی‌تواند شمار نیروهای امریکایی را در افغانستان به کمتر از چهار هزار تن کاهش دهد.
    در این لایحه تأکید شده‌ که رییس‌ جمهور ترامپ، باید روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان را مشروط به وضعیت افغانستان کند.
    یکی از این قانونگذاران امریکا گفته‌اند: «اعضای کنگره تذکر می‌دهند که هر تصمیمی برای کاهش نیروهای مسلح ایالات متحده در افغانستان باید به روشی منظم و با هماهنگی با هم پیمانان و شرکای ایالات متحده و دولت افغانستان انجام شود».
    این در حالی‌ست که وزارت دفاع امریکا پیش از این اعلام کرده بود که طرح کاهش نظامیان این کشور در پنتاگون تصویب شده و قرار است تا اواسط جنوری آینده، تعداد سربازان امریکایی به ۲۵۰۰ تن کاهش یابند.

    در همین حال، نمایندگان هیئت مذاکره کننده دولت و طالبان، هفته گذشته اعلام کردند که طرفین بروی طرزالعمل مذاکرات توافق کردند و قرار است بحث بر روی آجندا را آغاز کنند.

  • دولت جدید آمریکا تصمیم خروج کامل نیروهایش را از افغانستان خواهد گرفت

    دولت جدید آمریکا تصمیم خروج کامل نیروهایش را از افغانستان خواهد گرفت

    رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا می‌افزاید که این کشور می‌خواهد تعداد نیرو‌هایش را درافغانستان به ۲۵۰۰ تن کاهش دهد.

    وی می‌گوید که آمریکا در جریان ۲۰ سال گذشته در افغانستان موفقیت‌های چشمگیری نداشته است و در چند سال اخیر به بن‌بست در افغانستان مواجه شده است.

    آقای میلی علاوه کرده است که گفتگو‌های ما با طالبان ممکن برای برخی‌ها قابل تأمل باشد اما این یگانه‌ راه پایان دادن به جنگ در افغانستان است.

    این جنرال آمریکایی می‌گوید که در این مدت دولت افغانستان هم برای شکست طالبان کار موجه انجام نداده است.

    وی تأکید کرده که آمریکا به مشوره‌دهی و آموزش نیرو‌های امنیتی افغانستان ادامه خواهد داد.

  • دو دستگی در بین طالبان/ رهبران پاسخی برای جنگجویان  ندارند

    دو دستگی در بین طالبان/ رهبران پاسخی برای جنگجویان ندارند

    روشن است که طالبان برای کاهش فشار جنگ با ایالات متحده معامله کردند و سپس از نظر تاکتیکی، توافق را یک پیروزی خواندند.
    حتماً بیاد داریم روزی که توافقنامه بین طالبان و ایالات متحده امضا شد، دفترطالبان درقطر اعلام پیروزی کرد. ظاهراً رهبران طالبان نشان می‌دادند که ایالات متحده را شکست داده‌اند و توافقنامه به منفعت آن‌ها رقم خورده است، اما داستان متفاوت است.
    طالبان از آنچه اتفاق می‌افتد می‌ترسند. طالبان تمام تلاش خود را کردند تا برگ‌های تکمیلی توافقنامه با ایالات متحده را از شبه نظامیان خود مخفی نگه دارند و اطلاعات مشابهی به آن‌ها ندهند. اما برخی از رهبران سیاسی در ترکیب هیئت هستند، این اطلاعات به فرماندهان جنگ داده شده است که واکنش‌های شدیدی را برانگیخته و ترس از تجدید حیات این گروه را افزایش داده است.
    فایل‌های ضمیمه شده توافقنامه با امریکا نزد طالبان است آن چیزی که شامل آن است فرماندهان جنگی طالبان آن را قبول ندارند، اما این که رهبران طالبان می‌خواهند که امریکا از افغانستان بیرون شود هر نوع معامله را با آن‌ها قبول می‌کنند.
    فرماندهان طالبان با حضور یک امریکایی هم مخالف هستند، اما در ضمیمه توافقنامه آمده است که تعدادی از سربازان خارجی و امریکایی به طور خاص به خاطر ازبین بردن هراس‌افکنان باقی می‌مانند. موضوعات دیگری هم است که فرماندهان جنگی با آن مخالف هستند، اما رهبران سیاسی طالبان آن را مخفی کرده با امریکا توافق نموده‌اند.
    اکنون کمیسیون فرهنگی طالبان در تلاش است تا با تبلیغات، حقیقت‌های ذکر شده در توافق نامه را ازبین ببرد و معامله ننگین را بهتر توصیف کند. کمیسیون فرهنگی گاهی توافق با ایالات متحده را به عنوان یک پیروزی تفسیر می‌کند و گاهی نیز به طریقی سعی می‌کند به جنگجویان طوری وانمود کند که توافق با ایالات متحده یک معامله نیست بلکه یک پیروزی است و ایالات متحده شکست خورده است.
    اما تاکنون این کمیسیون نتوانسته است که فرماندهان و جنگجویان طالب را در برخی زمینه‌ها متقاعد بسازد، کمیسیون فرهنگی به جنگجویان طالب گفته است، توافق با ایالات متحده شامل تصمیماتی که آن‌ها می‌جنگند نیست.
    بناءً احتمال انفجار بزرگ در درون طالبان تصور می‌گردد که این گروه را به چندین جناح تقسیم کند و هر یک به طریق خود وارد معامله و یا جنگ شود.

    دید

  • آمریکا دو پایگاه بزرگ خود در افغانستان را حفظ می‌کند

    آمریکا دو پایگاه بزرگ خود در افغانستان را حفظ می‌کند

    پنتاگون برنامه کاهش نیروهای آمریکایی در افغانستان به ۲۵۰۰ سرباز تا ۱۵ جنوری بنا به تصمیم اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را مشخص کرده است.

    خروج “شتابزده” نیروهای آمریکایی از افغانستان باعث ایجاد نگرانی‌هایی در واشنگنن و در ناتو شده که فرماندهی ماموریت قاطع را در افغانستان برعهده دارد.

    به گزارش رویترز، ژنرال مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا روز گذشته در موسسه بروکینگز در واشنگتن جزئیات مربوط به کاهش نیروهای آمریکایی در افغانستان تا ۲۵۰۰ سرباز و ماموریت این نیروها در آینده را تشریح کرد.

    آقای میلی گفت ارتش آمریکا همچنین به دو مأموریت اصلی خود در افغانستان ادامه خواهد داد؛ همکاری با نیروهای امنیتی افغان که در حال جنگ با شورشیان طالبان هستند و انجام عملیات‌های ضد تروریستی علیه شبکه‌های دولت اسلامی (داعش) و القاعده.

    به گزارش رویترز آقای میلی نخواست که سیاست جو بایدن، رئیس جمهور منتخب آمریکا در قبال افغانستان را پیش بینی کند، ولی او اضافه کرد که “آنچه بعد از آن پیش می‌آید، به عهده اداره جدید خواهد بود”.

    آقای میلی در مورد محل پایگاه‌های آمریکایی معلوماتی ارایه نکرد.

    هفته گذشته، روزنامه واشنگتن پست بعد از مصاحبه با شماری از مقام‌های آمریکایی و افغان نوشت که از زمان امضای توافقنامه صلح آمریکا با طالبان، حدود ۹ ماه پیش، “حداقل ده پایگاه” در سراسر افغانستان بسته شده است.

    ژنرال‌های آمریکایی که سابقه خدمت در افغانستان را داشته اند و شماری از سناتوران و ناظران نسبت به پیامدهای احتمالی خروج شتابزده آمریکا بر روند صلح افغانستان هشدار می‌دهند.

  • دشواریها و پیچیدگیهای توافق جامع با ایران/نظریه پردازان در آمریکا چه می گویند

    دشواریها و پیچیدگیهای توافق جامع با ایران/نظریه پردازان در آمریکا چه می گویند

    تلاش عقلای سیاست خارجی در آمریکای جدید به ترغیب بایدن به انجام مذاکرات میان ایران و آمریکا در حوزه‌های منطقه‌ای و موشکی، شدت گرفته است. طی روزهای اخیر نظریه پردازان سیاست خارجی در ایالات متحده به ارزیابی امکان یک توافق جامع در همه حوزه‌های اختلافی با ایران پرداخته اند. انان تأکید کرده اندکه راهبرد بایدن در قبال ایران، بازگشت به برجام به عنوان مقدمه‌ای بر مذاکرات منطقه‌ای و موشکی و حتی مسائل حقوق‌بشری است.

    شماری از این تئوریسین های امریکایی معتقد اند محدود شدن برجام به پرونده هسته‌ای، نقص بزرگی بود که به تدوام تنش‌های منطقه‌ای میان ایران و آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش در عراق و سوریه انجامید و نهایتاً به خروج دولت ترامپ از توافق هسته‌ای منجر شد. این امر نیز خود به تشدید تنش‌های منطقه‌ای مانند اسقاط پهپاد آمریکایی، حمله به آرامکو، انفجار نفت‌کش‌ها در خلیج فارس و نهایتاً ترور سردار سلیمانی منجر شد.

    طبق این دیدگاه که همزمان با نزدیک شدن بایدن به کاخ سفید مطرح می گردد، سیاست‌های منطقه‌ای ایران ماهیتی ایدئولوژیک ندارد بلکه از واقع‌بینی ایران در تلاش برای ایجاد توازن با رقبای منطقه‌ای‌اش برمی‌خیزد که پیشینه آن حتی به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. به همین دلیل شاید بتوان با تحریم یا مذاکره این فعالیت‌ها را مهار کرد ولی نمی‌توان متوقف نمود زیرا به امنیت ملی و بقای ایران ارتباط دارد.

    بر اساس این نظریات، ایران به دلیل تشدید حملات اسراییل به سوریه؛ رویکرد الکاظمی در عراق؛ فقدان سردار سلیمانی و نهایتاً افزایش حضور ترکیه در منطقه، با چالش‌هایی روبروست، ولی تدوین یک برجام منطقه‌ای نیز با دشواری‌هایی مواجه است. اولاً بازدارندگی جبهه مقاومت در برابر اسرائیل برای ایران اهمیت حیاتی دارد، ثانیاً امکان نظارت دقیق و فنی بر پایبندی ایران به محدودیت فعالیت‌های منطقه‌ای وجود ندارد و ثالثاً ممکن است ایران در برابر این فشارها، از برجام نیز خارج شود.

    به نظر می رسد برخلاف تصور تصمیم‌سازان آمریکایی، دست ایران برای حفظ ستون‌های امنیت ملی‌اش در حوزه‌های منطقه‌ای و موشکی، چندان بسته نیست و به صرف ترغیب دولت‌های غربی به رفع تحریم‌ها از این مؤلفه‌ها دست نخواهد کشید. این آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش هستند که باید حوزه‌های نفوذ ایران در غرب آسیا را به رسمیت بشناسند. همچنین، القای بدیهی بودن شکل‌گیری برجام منطقه‌ای از سوی نظریه پردازان آمریکایی نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • احتمال توافق طالبان و مجاهدین و تکرار دوران بدبختی مردم

    احتمال توافق طالبان و مجاهدین و تکرار دوران بدبختی مردم

    خبرها حاکی از آن است که در دوحه، همه‌ی بن‌بست‌های فراراه گفت‌وگوهای صلح افغانستان، شکسته شده و دو هیئت به نیتجه رسیده اند. هرچند هنوز معلوم نیست که توافق‌ها بر سر چه صورت گرفته است اما؛ نادر نادری، عضو هیئت مذاکره کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان در دوحه، می‌گوید کارشیوه‌ی مذاکرات صلح «به‌شمول مقدمه» نهايی شده‌است و طرف‌ها، گفت‌وگوها را روی اجندای صلح آغاز کرده‌اند.

    زمانی که آقای اشرف غنی در مجلس نمایندگان حضور یافت و کابینه‌ اش را به نمایندگان معرفی کرد، گفته بود که هر توافقی ابتدا با مجلس نمایندگان- که مراد چنین کنایه‎‌‌هایی اکثرا مردم است- از آن آگاه شد در مورد آن تصمیم خواهد گرفت.

    اکنون که طالبان هیئت دولت را در دوحه با خود همراه ساخته است، معلوم نیست که این توافق‌ها که می‌گویند اساس آن کارشیوه‌ی گفت‌وگوها است، چه نکته‌هایی را در بر می‌گیرد. ترس مردم افغانستان، همان‌طور که بود باقی مانده زیرا نه حکومت افغانستان و نه مردم در آن شریک نیستند.

    گروه سومی که بیشتر به دلیل بیعت دوباره به سروری پاکستان، توانسته اند وارد گفت‌وگوهای صلح افغانستان شده و بیشتر سهم بگیرند، خلاف باورهای ما، آینده‌ی افغانستان را با  خطر معامله با طالبان قرار داده است.

    اسد درانی، رییس پیشین سازمان اطلاعات نظامی پاکستان گفته است؛ «پاکستان می‌تواند از نفوذ خود بر مجاهدین و طالبان استفاده کند و به آنان بگوید که با یگدیگر گفت‌وگو کنند».

    زمانی که آقای عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی افغانستان به پاکستان رفت و گفت، این سفرها برای جلب حمایت کشورهای همسایه برای تقویت گفت‌وگوهای صلح است، نمی‌شد چنین تصور کرد که او در پی تشکیل جبهه‌ی سومی در گفت‌وگوهای قطر باشد.

    برجسته شدن نام مجاهدین در کنار طالبان، پیش از این مورد بحث نبود اما در آخرین روزهای تنش میان دو هیئت که امروز چهار شنبه جلسه‌ی عمومی میان شان دایر گردید و به کمیته‌ی مشترک کاری آن وظیفه سپرده شد تا موضوعات اجندا را ترتیب نماید، نام مجاهدین بیشتر و جدا از حکومت افغانستان، بر سر زبان‌ها است.

    نقش ضعیف حکومت در برابر طالبان، مستحق چنین نتیجه‌ای بود اما؛ مردمی که سال‌ها هم از مجاهدین زخم خوردند و هم از طالبان، اکنون بین آن دو در حال تبادله‌شدن هستند؛ این، سقوط مردم است. شکست همه‌ی امیدهایی است که قرار بود با آن‌ها، انگیزه گرفته به زندگی برابر و بدون جنگ برسیم.

    طالبان با حمایت پاکستان به یک نیروی سیاسی مبدل شد، همان‌گونه که روزی مجاهدین در نشست بن، تلطیف یافتند و با دریشی به جای لنگی به کرسی قدرت در افغانستان تکیه زدند، اکنون نوبت به طالبان رسیده است.

     اکنون طالبان در کنار مجاهدین، می‌خواهند این چند سال را فرصتی برای برپا کردن یک نظام مشترک برای خود بسازند. سال‌هایی که بسیاری، از آن به عنوان سال‌های پردست‌آورد افغانستان یاد می‌کنند، اکنون مبدل به مرحله‌ای شده است که طالبان و مجاهدین از آن به عنوان مرحله‌ی گذار استفاده می‌کنند.

    گذار از نظام پرادعای جمهوریت به یک نظام سخت‌گیر دینی؛ حضور و عدم حضور خارجی‌ها نیز در این مورد تفاوتی نمی‌کند زیرا آنان تضمین امنیت کشورهای شان را از پاکستان می‌گیرند. پاکستان نیز، با نفوذی که در مجاهدین و طالبان دارد، آنان را تابع خود ساخته و نظامی را که سال‌ها برای آن جنگیدند و بسیاری‌ را بی‌خانمان ساختند، کشتند و… برای شان وعده خواهد داد.

    حکومت افغانستان در این میان، بیشتر از یک حکومت موقت نیست؛ نقشی که اکنون به دوش آقای اشرف غنی و همکاران او افتاده؛ انتقال یک نظام به نظام دیگر است. این که هنوز بحث آتش‌بس در میان نیست ولی توافق‌ بر سر کارشیوه‌ی گفت‌وگوها صورت گرفته است؛ بیشتر به خاطر فشاری است که از سوی پاکستان بر حکومت افغانستان باید تحمیل شود. اگر آتش‌بسی صورت بگیرد، نقش مجاهدین که آقای درانی رییس پیشین سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، نمایندگان آنان را فرزندان راستین افغانستان می‌داند و اکنون طرف اصلی طالبان اند، بی تاثیر خواهد بود؛ آتش‌بس بین طالبان و مجاهدین به توافق خواهد رسید نه نیروهای امنیتی افغانستان و افراد طالبان و این یعنی توافق بر سر جمع شدن بساط نظام کنونی!

    صبح کابل

  • خلیل زاد: دو طرف در دوحه می توانند روی موضوعات دشوار هم به توافق برسند

    خلیل زاد: دو طرف در دوحه می توانند روی موضوعات دشوار هم به توافق برسند

    زلمی خلیل‌زاد، نمایندۀ ویژۀ ایالات متحدۀ امریکا در امور صلح افغانستان می‌گوید توافق هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان روی کارشیوۀ مذاکرات صلح نشان می‌دهد که دو طرف می‌توانند روی موضوع‌های دشوار و مهم نیز به توافق برسند.

    آقای خلیل‌زاد از توافق هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان روی کارشیوۀ مذاکرات مستقیم صلح استقبال می‌کند.

    او شام دیروز (چهارشنبه، دوازدهم قوس) در برگۀ توییترش نوشت دو طرف روی یک کارشیوۀ سه برگه‌یی توافق کرده‌اند و این توافق رویه‌های گفت‌وگو روی نقشۀ راه سیاسی و آتش‌بس را مشخص می‌کند.

    به باور آقای خلیل‌زاد، این توافق نشان می‌دهد که دو طرف مذاکره در دوحه ارادۀ قوی برای پیشبرد گفت‌وگوهای صلح دارند و می‌توانند روی موضوع‌های دشوار و مهم صلح نیز به توافق برسند. نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور صلح کشور همچنان خاطرنشان می‌سازد در این مرحله مردم افغانستان و ایالات متحدۀ امریکا انتظار دارند که دو جانب مذاکره روی یک نقشۀ راه سیاسی و برقراری آتش‌بس سرتاسری و پایدار در افغانستان توافق کنند.

    گفتنی است هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان پس از سه ماه رأی‌زنی سرانجام به نهایی ساختن کارشیوۀ مذاکرات مستقیم صلح توافق کردند. این کارشیوه دارای ۲۱ ماده است و اساس مذاکرات صلح و رویۀ پیشبرد این گفت‌وگوها را مشخص می‌سازد. بر اساس گزارش‌ها، این کارشیوه با پادرمیانی دولت قطر، ایالات متحدۀ امریکا و پاکستان نهایی شده است.

  • امریکا 2 پایگاه بزرگ خود در افغانستان را حفظ می کند

    امریکا 2 پایگاه بزرگ خود در افغانستان را حفظ می کند

    رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا اعلام کرد که همگام با طرح کاهش نظامیان امریکایی در افغانستان، واشنگتن 2 پایگاه بزرگ خود در این کشور را حفظ خواهد کرد.

    به نقل از خبرگزاری رویترز، مارک میلی رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا اعلام کرد که همگام با طرح کاهش نظامیان امریکایی در افغانستان به 2 هزار و 500 نفر از 15 جنوری سال 2021 میلادی، 2 پایگاه بزرگ امریکا در این کشور حفظ خواهند شد.

    بر اساس اعلام این خبرگزاری، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا در نشست مجازی اندیشکده «بروکینگز» در این خصوص اعلام کرد که علاوه بر 2 پایگاه بزرگ، واشنگتن چندین پایگاه اقماری را نیز در این کشور نگه می دارد.

    وی ادعا کرد که ارتش امریکا در افغانستان 2 مأموریت اصلی خود را ادامه خواهد داد؛ اول آموزش نیروهای امنیتی افغانستان برای مقابله با طالبان و دوم، اجرای عملیات‌های ضدتروریستی علیه تروریست‌های داعش و القاعده.

    این در حالی است که مارک میلی از اعلام نام پایگاه‌های نظامی که قرار است در افغانستان تعطیل شوند و یا این 2 پایگاه خودداری کرد.

    گفتنی است، پس از حمله ائتلاف به سرکردگی امریکا به افغانستان در سال 2001 میلادی به بهانه مبارزه با تروریسم، آمارها آشکارا نشان می دهد که میزان خشونت، حملات تروریستی و ناامنی در این کشور همواره رو به افزایش بوده است.

  • امریکا و ناتو در افغانستان بمانند یا بروند؟

    امریکا و ناتو در افغانستان بمانند یا بروند؟

    در حالی‌که ناتو می‌گوید مانند امریکا خروج شتابزده از افغانستان را ترجیح نمی‌دهد، کارشناسان افغانستان می‌گویند که ناتو و امریکا باید به تعهد شان در قبال افغانستان وفادار بمانند.

    اسدالله ندیم، کارشناس نظامی به اسپوتنیک گفت:«تا امروز دولت امریکا به تمام تعهدات خود به دولت افغانستان پابند بوده، و هیچ نشانه های از ابراز نظر های رسمی مقامات امریکا مبنی بر قطع تعهدات وجود ندارد. بنا تا سال 2024 نشانه های زیادی وجود دارد که آنها پابند خواهد بود».

    به گفتهٔ این کارشناس افغان، حضور نیرو های امریکایی یگانه دلیل بر ادامه جنگ در افغانستان نیست. وی افزود:«جنگ در افغانستان علت های زیادی دارد تنها موضوع حضور خارجی ها نیست، اگر امریکایی ها به گونه یک جانبه در توافق با طالبان افغانستان را ترک کنند، در آن صورت طالبان جرات بیشتر کسب کرده و امیدواری شان بر راه حل نظامی بیشتر میگردد و کمک به صلح نمی کند با خروج نیروهای امریکایی طالبان از لحاظ نظامی قوی میشوند و به صلح دلچسپی نشان نخواهند داد».

    مسعوده کروخیل، عضو مجلس نمایندگان افغانستان نیز می‌گویند پایبندی امریکا به تعهداتش در قبال افغانستان، نه تنها به نفع افغانستان است بلکه به نفع منطقه و جهان می باشد. وی گفت:«بدون شک افغانستان نیروهای خارجی و امریکایی را برای همیشه در افغانستان خواستار نیست اما تهدیدات که در حال حاضر در منطقه موجود است حضور گروه های تروریستی و افراط گرایان در منطقه نه تنها اینکه امنیت افغانستان را برهم خواهد زد بلکه امنیت منطقه و جهان را نیز به خطر روبرو خواهد کرد یعنی امریکا باید یک خروج بسیار مسوولانه از افغانستان داشته باشد وضعیت را بررسی کند و مطابق به وضعیت از افغانستان خارج شود»

    او می‌گوید طالبان نیز باید آتش‌بس را بپذیرند:«نیرو های خارجی با مبارزه علیه تروریزم کار داریم و طالبان باید آتش بس را قبول کنند و بپزیرند و این به نفع شان است به خاطر اینکه آنها نیز حق زندگی کردن را دارند، و به همین شکل نظامیان و افراد ملکی نیز حق زندگی کردن را دارند، اما باید ما متوجه باشیم که منطقه پر از گروپ های افراطی است که آنها از سوی کشور های منطقه حمایت میشوند این یک تهدید بزرگ به افغانستان است و طالبان باید جدا این موضوع را متوجه باشند و مطمین باشند که نمی توانند طالبان با همان نیروهای که میخواهند مبارزه کنند این قابل پزیرش نیست و آنها شاید به یک وضعیت روبرو شوند که تاوان آنرا مردم افغانستان و طالبان خواهند داد».

    خالد سادات، کارشناس سیاسی نیز خروج نیروهای امریکا و ناتو را به معنای پایان جنگ در افغانستان نمی‌داند. وی گفت:«از نگاه روایتی جنگ، من فکر میکنم که یک نقطه مثبت و باید به خروج نیروهای امریکایی در افغانستان جنگ کاهش پیدا کند، اما این مسله متاسفانه در عمل نیست چون از هر منطقه که این نیروها رفته جنگ بیشتر شده و تشدید یافته است. شما شاهد جنگ هلمند، ارزگان، بدخشان استید اگر امریکایی ها به شکل زودهنگام از افغانستان خارج شوند و به یک تفاهم ملی نرسند ما با یک حالت مبهم روبرو خواهیم شد و این باعث کاهش جنگ نخواهند شد».

    ینس استولتنبرگ دبیرکل ناتو، روز دوشنبه (۳۰ نومبر) در یک نشست مجازی به خبرنگاران اعلام کرد که علیرغم تصمیم ایالات متحده برای کاهش شمار نیروهای نظامی خود در افغانستان،پیمان اتلانتیک شمالی “ناتو” قصد ندارد نیروهای خود را به طور کامل از افغانستان خارج کند.

    اسپوتنیک

  • بایدن: جنگ تجاری با چین را بلافاصله پایان نمی دهم

    بایدن: جنگ تجاری با چین را بلافاصله پایان نمی دهم

    رئیس جمهور منتخب ایالات متحده می‌گوید که قصد ندارد فورا پس از مراسم تحلیف تعرفه وضع شده از سوی دونالد ترامپ، بر کالا های چینی را لغو کند.

    به گزارش اسپوتنیک، جو بایدن، پیروز احتمالی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت قصد ندارد فوراً جنگ تجاری با چین را خاتمه دهد و تعرفه های تجاری وضع شده توسط رئیس دولت فعلی، دونالد ترامپ را لغو كند.

     وی در مصاحبه ای با The New York Times  خاطر نشان کرد که ابتدا باید تجزیه و تحلیل کامل انجام شود.

    بایدن تأکید کرد باید با متحدان دایمی واشنگتن در اروپا و آسیا مشورت و استراتژی جدیدی را تدوین و سپس اقداماتی لازم را انجام داد.

    سیاستمدار با این حال  اظهار داشت که هدف این استراتژی پیشرفت در مبارزه با سرقت مالکیت معنوی، دامپینگ ، ترجیحات غیر بازاری برای شرکت های دولتی چین و وادار کردن شرکت های آمریکایی به شرکت در فناوری است. در واقع ، ما در مورد همان اهدافی صحبت می کنیم که ترامپ اعلام کرد.

    در جنوری آمریکا و چین موافقتنامه‌ای را با هدف تخفیف جنگ تجاری میان دو کشور که بازارها را تکان داده و بر دوش اقتصاد جهان سنگینی کرده امضا کرده اند.

    بر اساس توافقنامه کاخ سفید تعرفه های 25 درصدی به ارزش 250 میلیارد دالر کالاهای چینی را حفظ کرد. همچنین تعرفه 7.5 درصدی کالاها به ارزش 120 میلیارد دالر همچنان پابرجا باقی ماند.

  • پناهندگی خلبان افغان که جان آمریکایی‌ها را نجات داده بود رد شد

    پناهندگی خلبان افغان که جان آمریکایی‌ها را نجات داده بود رد شد

    یک خلبان نظامی افغان که همراه با نیروهای آمریکایی در افغانستان کار می‌کرد و در نجات جان سربازان آمریکایی نقش داشته، اکنون از ترس جانش مجبور شده است به صورت مخفی زندگی کند.

    نظر به گزارش پایگاه خبری نظامی آمریکایی “استارز اند استریپس” درخواست پناهندگی آقای اسدی، همسر و دختر چهارساله‌اش در ابتدا از سوی دولت آمریکا پذیرفته شده بود ولی در ماه گذشته این درخواست از سوی ارتش آمریکا به یکبارگی رد شد.

    این پایگاه خبری به نقل از مسئولان نظامی گفته است که آقای اسدی در نجات جان چندین خلبان آمریکایی نقش اساسی داشته است.

    این خلبان در مصاحبه با رسانه‌ها گفته است که برای مدتی در جایی پنهان در محافظت نیروهای آمریکایی در افغانستان زندگی می‌کرد اما برای او تا روز دوشنبه (۱۰ قوس) مهلت داده شده بود که یا دوباره به ارتش بپیوندد یا هم محل محافظت شده را ترک کند.

    آقای اسدی، ۳۲ ساله که دارای رتبه نظامی “جگرن”/سرگرد است در مصاحبه با سی‌ان‌ان گفته است که او از این محل حفاظت شده اخراج شد و حالا خودش مجبور است برای حفاظت خود و خانواده‌اش به طور مخفی و در هراس زندگی کند.

    او اضافه کرده است:”یا از سوی دولت زندانی یا هم از سوی طالبان کشته خواهم شد.”

    کمبرلی موتلی، فعال حقوق بشر و وکیل مدافع این خلبان نظامی در نامه‌ای به مقام‌های آمریکایی گفته است که “به شدت نگران” است که اگر آقای اسدی دوباره به دولت بپیوندد، زندانی خواهد شد.

    در نامه او آمده است:” مشخص است که دولت افغانستان قادر به محافظت از خانواده اسدی در برابر طالبان نیست.”

    خانم موتلی همچنین گفته است که آمریکا نظر به کنوانسیون حقوق بشر و سازمان ملل مکلف است که از جان افرادی که در چنین شرایطی قرار دارند محافظت کند.

    او همچنین از نهادهای دیگر در این زمینه درخواست کمک کرده است.

    راب لودویک، یکی از سخنگویان پنتاگون در بیانیه‌ای گفته است که از وضعیتی که آقای اسدی در آن قرار دارد آگاه است و او هنوز هم مامور نیروی هوایی افغانستان است.

    در این بیانیه آمده است که برای رسیدگی به درخواست‌های بشردوستانه از سوی اتباع خارجی روند و شرایطی وجود دارد و پس از بررسی کامل درخواست آقای اسدی مسئولان تصمیم گرفتند که این درخواست را قبول نکنند.

    در این بیانیه آمده که به خاطر این که این پرونده هنوز باز است و به دلیل نگرانی ها از حریم خصوصی وزارت دفاع آمریکا نمی تواند جزئیات بیشتری ارایه کند.

  • تریاک، عامل اصلی تداوم جنگ افغانستان

    تریاک، عامل اصلی تداوم جنگ افغانستان

    در سال های جنگ جان های شیرین مردم در مقابل مفاد این جنگ خیلی ناچیز است و هر سیاستمدار به سادگی از جان تان می گذرد.

    کافی ست یک محاسبه کوتاه بکنید تا بدانید چرا مفاد این جنگ از جان افغان ها کرده با ارزش تربه نظر می اید.حتما می پرسید چه طور .

    درشروع حکومت اقای ی کرزی یک کیلو تریاک کوالتی متوسط را دهقان هلمندی به ۳۰۰ دالر به دکاندار های بازار ولسوالی سنگین میفروخت. این دکانداران انرا چیزی در حدود کیلوی ۸۰۰ دالر به قاچاقچیان مواد مخدر می‌فروختند. قیمت یک کیلو تریاک افغانستان در بازار های اروپا در همان وقت ۱۶ هزار دالر بود. این تفاوت هنگفت بین بازار سنگین و بازار اروپا محرک اصلی تمام کشتن ها و دریدن ها فساد ها ناکامی های افغانستان در طول بیست سال گذشته بوده است. اکثریت دلیل جنگ بین دولت و طالبان هم بخاطر کنترول همین مارکیت است که در هر کیلو تریاک حدود ۱۵ هزار و ۲۰۰ دالر فایده خالص وجود دارد.

    در سال ۲۰۱۹ به اساس ارقام ملل متحد افغانستان چیزی حدود ۶۷۰۰ متریک تن تریاک خالص تولید کرده است. ولی بطور اوسط در طول بیست سال گذشته میشود گفت که کشور ما بطور اوسط حد اقل سال ۵ هزار متریک تن تریاک تولید کرده است. بنا بخاطری که بدانید چرا جنگ توقف نمیکند بیایید یک محاسبه کوتاه بکنیم که صلح و آرامی کشور برای طرف های درگیر جنگ افغانستان به شمول دولت و طالبان چقدر ضربه مالی بوجود می‌آورد. ۵ هزار متریک تن میشود ۵ میلیون کیلو تریاک تولید حد اقل کشور در یک سال. ۱۵۲۰۰ دالر فایده در کیلو مقدار پولی است که صرف برای قاچاقچیان و یا بهتر بگویم طرف های درگیر جنگ افغانستان میماند. ۳۰۰ دالر فی کیلو که به دهقان میرود و ۵۰۰ دالر فی کیلو که به دکاندار های ولسوالی سنگین هلمند میرود را حساب نمیکنیم. ۵ میلیون کیلو تریاک در سال ضرب در پانزده هزار و دوصد دالر میشود هفتاد و شش میلیارد دالر مفاد در یک سال.

    بخاطر مقایسه تا بدانید این مبلغ چقدر پول است باید بگویم که تمام بودجه کشور در سال های گذشته بطور اوسط سال ۷ میلیارد دالر بوده که از این جمله ۵ میلیارد انرا خارجی ها میپردازند و حدود ۲ میلیارد انرا عواید داخلی پوره میکند. بنا در هر سال تقریبا ۱۱ برابر کل بودجه کشور از درک تریاک به جیب طرف های جنگ افغانستان میریزد.حالا به این حساب در بیست سال گذشته مفاد خالص تریاک افغانستان یک ونیم تریلیون دالر شده است. میدانید چی میگویم؟ برای اینکه بدانید این مبلغ چقدر پول است باید بگویم که قیمت کل ذخایر معادن افغانستان چیزی در حدود ۱ تریلیون دالر تخمین شده است. یعنی در بیست سال گذشته طرفهای جنگ افغانستان یک و نیم چند تمام ذخایر افغانستان را به جیب خود انداخته اند. حالا اگر تمام رهبری طالبان را که از این پول سهم برداشته باشد به ۱۰۰۰ نفر تخمین کنیم. و تمام قاچاقچیان رده اول مواد مخدر افغانستان را حدود ۲۰۰۰ نفر تخمین کنیم و تمام حلقات بلند رتبه دولت را به شمول پارلمان و اپوزیسیون و مجاهدین که از این پول سهم گذفته اند به ۷۰۰۰ نفر تخمین کنیم در این بیست سال برای هریک شان باید بطور اوسط ۱۵۲ میلیون دالر مفاد خالص رسیده باشد. حالا قدرتمند هایش ممکن کمی بیشتر گرفته باشند و ضعیف های شان کمی کمتر، اما بصورت کل، حرص همین مقدار پول است که نگذاشته جنگ توقف کند. و حرص همین مقدار مفاد است که نخواهد گذاشت برای ۲۰ سال آینده هم ارامی نصیب مردم افغانستان شود. من این محاسبه را به اساس قیمت سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ و کمترین حد اوسط تولید در سال کردم تا حد اقل فایده را برایتان نشان بدهم.

    اگر بصورت واقعی اوسط قیمت های بیست ساله را گرفته وضرب در حاصلات بیست سال گذشته کنید رقمی که حاصل میشود خیلی وحشتناک است.این مساله خیلی جدی تر از ان است که شما فکر میکنید. ولی متاسفانه هیچ کس در کشور به این مساله نمی‌پردازد. بعضی کسانی که کوشش کردند به این مساله بپردازد به سرنوشت اجمل نقشبندی سردچار شده اند. اینست دلیل تمام بدبختی هایی که مردم هر روز بخاطر اش جان میدهند و از خود میپرسید که چی باعث کشتار ما میشود? چرا در کشور ارامی نمی اید؟ چرا ما را هر روز میکشند؟ و بالاخره چرا صلح نمی اید؟ شما را مصروف پاکستان دشمن ماست میسازند تا دلیل اصلی جنگ را هیچ وقت جستجو نکنید. تاوقتی که این حیله و نیرنگ شان به ذهن تان منطقی جلوه کند قیمت اش را با جان تان خواهید پرداخت.یاتان نرود!!! قیمت ترین جان یک انسان در کشور های غربی توسط شرکت های بیمه ۶ میلیون دالر تخمین شده است. در کشور های عقب مانده قیمت جان انسان خیلی کمتر از این است. حال اگر جان هر کدام تانرا برابر به دهم حصه جان یک امریکایی و یا یک اروپایی حساب هم بکنیم تمام مردم افغانستان برای طرف های جنگ صرف ۱۸ تریلیون دالر ارزش اش میشود. یعنی درچند سال محدود میتواند برابر جان همه شما پول مفاد کنند.شما چگونه از انها انتظار دارید بخاطر کشته شدن چند نفر شما از این مقدار پول بگذرند؟ شما هم اگر بجای انها میبودید جنگ را به صلح ترجیح میدادید.

    اگر جانتان برایتان شیرین است نگذارید فدای مفاد سالانه ۱۰ هزار سیاستمدار و قاچاقبر شود.

    فراموش نکنید که این محاسبه خیلی سطحی تر از انچه واقعیت است انجام شده است در عمل تمام تجارت به هیرویین است و قیمت یک کیلو هیرویین در بازار اروپا دها مرتبه بیشتر از تریاک است. اگر قیمت های واقعی را بگذارم اساسا برایتان مشکل میشود که این واقعیت را قبول کنید.

    سید میثم احسانی

  • ایران و طالبان، از دشمنی دیروز تا دوستی امروز

    ایران و طالبان، از دشمنی دیروز تا دوستی امروز

    سفارت ایران در قطر تصویری از دیدار اعضای ارشد دفتر سیاسی طالبان و اعضای هیأت مذاکره‌کنندۀ این گروه با حمیدرضا دهقانی، سفیر جدید ایران در قطر را نشر کرده و نوشته است که اعضای دفتر سیاسی طالبان گماشته شدن سفیر جدید این کشور در قطر را «خیرمقدم» گفته‌اند. سفارت ایران در قطر همچنان نوشته است که طالبان ترور محسن فخری‌زاده، دانش‌مند هسته‌یی ایران را محکوم کرده و این ضایعه را برای شهروندان ایران تسلیت گفته‌اند.

    ایران رویکرد چند وجهی، پیچیده و محتاطانه نسبت به طالبان دارد و دیدار اعضای طالبان با سفیر این کشور در قطر بیان‌گر رابطۀ پیچیدۀ این گروه با ایران است. اما پرسش اساسی این است که ایران از طالبان چه می‌خواهد؟ و چه گونه این دشمنان دیروز به دوستان امروزی بدل شده‌اند؟

    طالبان هنگامی که قلمرو افغانستان را فراچنگ گرفتند، اعضای نماینده‌گی سفارت ایران در مزارشریف را به صورت بی‌رحمانه به رگبار بستند و حتا نزدیک بود ایران به افغانستان حملۀ نظامی کند. هرچند گفته می‌شود که این کشتار توسط طالبان پاکستانی صورت گرفته است، اما دیپلمات‌های ایرانی در قلمرو افغانستان سلاخی شده بودند؛ قلمروی که طالبان بر آن فرمان می‌راندند. از سوی دیگر، آزار و اذیت شیعیان افغانستان توسط طالبان بر عمق اختلاف‌های طالبان و ایران افزوده بود و در مدت سطلۀ طالبان بر افغانستان رابطۀ ایران و طالبان محدود بود. از سوی دیگر، ایران از جبهۀ ‌شمال حمایت می‌کرد تا بساط این گروه خشونت‌گستر را بردارند. بعدها هنگامی که امریکا رژیم طالبان را در افغانستان سقوط داد و بالای این کشور حملۀ نظامی کرد، ایران نیز با امریکایی‌ها کمک کرد.

    رابطۀ ایران و طالبان اما زمانی از سر گرفته شد که تنش میان ایران و امریکا در منطقه افزایش یافت و ایران نیز متوسل به سیاستی شد که امریکایی‌ها چند دهۀ پیش برای زمین‌گیر کردن روس‌ها اتخاذ کرده بودند. از سوی دیگر، اوج‌گیری داعش در منطقه و رسیدن پای این گروه سیاه‌پرچم به افغانستان، ایران را واداشته است که با طالبان رابطۀ خود را مستحکم بسازد و بعدها فرماند‌هان و رهبران این گروه از ایران بازدید کردند و با فرماند‌هان سپاه پاسداران ایران نیز گفت‌وگوها را آغاز کردند. ایران با نزدیک شدن به طالبان چندین هدف اساسی را دنبال می‌کند. مقام‌های ایرانی این را به خوبی درک می‌کنند که طالبان به عنوان یک گروه جنگی در آیندۀ افغانستان نقش خواهند داشت و در حال حاضر نیز دست‌کم بخشی از خاک افغانستان را در سلطۀ دارند.

    در نخست عمده‌ترین خواست ایران از طالبان زمین‌گیر کردن امریکایی‌ها و بیرون راندن نظامیان ایالات متحدۀ امریکا از افغانستان است. در سطح سیاست بین‌الملل ایران با حمایت سیاسی و نظامی از گروه طالبان، درنظر دارد که پای امریکایی‌ها را از باتلاق افغانستان بیرون بکشد. درست همان سیاستی که امریکایی‌ها چند دهۀ پیش با حمایت از اسلام‌گرایان ضد شوروی سابق توانست جماهیر شوروی را متقاعد به عقب‌نشینی بسازد و رژیم وابسته به این کشور را سقوط دهد. از یک‌سو ایران از سلطۀ دوبارۀ طالبان هراس دارد و از سوی دیگر با حمایت از این گروه درنظر دارد که امریکایی‌ها را با شکست در خاک افغانستان تحقیر کند. این دقیقاً همان رویکرد جنگ سرد نسبت به درگیری‌های خاور میانه است.

    در سطح داخلی، ایران دو هدف عمده‌یی از برقراری و استحکام رابطۀ دوستانه با طالبان دارد. نخست ایران برای حفاظت از مرزهایش از خطر نفوذ داعش با طالبان رابطه برقرار کرده است و می‌خواهد با استفاده از طالبان در برابر این گروه در افغانستان مبارزه کند. از همین‌رو، رسانه‌های امریکایی گزارش داده‌اند که ایران به طالبان کمک‌های نظامی فراهم می‌سازد. این کمک‌ها از یک‌سو برای مبارزه با داعش است و از سوی دیگر به منظور افزایش فشار نظامی بر امریکا و برچیدن حضور نظامیان ایالات متحده صورت می‌گیرد. دو سال پیش، والی فراه گفته بود که ایران به طالبان جنگ‌افزار کمک می‌کند و شماری از اعضای سپاه پاسداران به طالبان آموزش‌های نظامی می‌دهند.

    دوم، ایران با درک این ‌که طالبان در آیندۀ سیاسی افغانستان نقش خواهند داشت و یکی از جناح‌های سیاسی می‌باشند، برای حفظ منافع ملی و حمایت از شیعیان افغانستان تلاش می‌ورزد که رابطۀ خود را با طالبان مستحکم بسازد. با این وجود، ایران درنظر دارد که از طالبان استفادۀ ابزاری کند و نفوذ خود را در منطقه و افغانستان گسترش دهد. گسترش نفوذ ایران در منطقه ویران‌گر و خطرآفرین است و ممکن است باعث گسترش خشونت‌ها و تنش‌های مذهبی در افغانستان شود. از این لحاظ، طالبان باید بدانند که نزدیکی بسیار با ایران می‌تواند نه ‌تنها از دامنۀ ناامنی چیزی بکاهد؛ بلکه می‌تواند زمینه‌های خشونت را بیشتر از پیش فراهم بسازد و تنش‌ها را در کشور افزایش دهد. با توجه به آموزه‌های تاریخی و خرد جمعی، متحد شدن دشمنان قدیمی برای مقابله با یک دشمن قدرت‌مند در درازمدت می‌تواند شکننده و محکوم به فروپاشی باشد.

    منبع: خبرگزاری نشانه

  • ترور دانشمند هسته ای ایران، تاکتیک قدیمی اسرائیل برای انحصارگرایی اتمی در خاورمیانه

    ترور دانشمند هسته ای ایران، تاکتیک قدیمی اسرائیل برای انحصارگرایی اتمی در خاورمیانه

    ترور دانشمندان و کارشناسان فعال در پروژه های هسته ای خاورمیانه، یکی از تاکتیک های قدیمی اسرائیل برای حفظ برتری هسته ای در خاورمیانه و انحصار جنگ افزارهای اتمی در دست خودش است.این برنامه که در دهه هفتاد با ترور نظام مند دانشمندان هسته ای مصر شدت گرفت، در دهه هشتاد و نود مغزهای هسته ای عراق را یکی پس از دیگری هدف قرار داد و حتی دانشمندان فرانسوی و کانادایی همکار عراق از تیررس ماموران موساد دور نماندند.

    موج ترورها از یک دهه پیش به ایران رسیده و ترور محسن فخری زاده نشان داد که علیرغم برخی وقفه ها، ماشین ترور اسرائیل متوقف نشده است. ترور دماوند از این لحاظ اهمیت دارد که در بحبوحه حملات تقریبا روزمره اسرائیل به نیروهای هوادار ایران در سوریه و نزدیکی این رژیم با کشورهای عرب خلیج فارس رخ داده و نوعی اعلان جنگ غیررسمی محسوب می شود.

    افزایش تنش سیاسی در منطقه در آخرین هفته های حضور ترامپ در کاخ سفید تا جایی است که تنه به تنه نوعی درگیری نظامی می زند. به نظر می رسد هدف بانیان این وضع، شکل دهی به سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در دولت بایدن است.از این لحاظ ترور دماوند را می توان، یک مین گذاری دیگر در در مسیر بازگشت آمریکا به برجام و بحرانی کردن پرونده هسته ای ایران از رهگذر تحریک تهران به واکنش متقابل دانست.

    اسرائیل که از پشتیبانی بی شائبه امارات و عربستان برخوردار است، تلاش می کند، سیاست فشار حداکثری علیه ایران و یا دستکم خطوط‌ کلی آن در دولت آینده آمریکا حفظ شود. تشدید حملات به سوریه در حالیکه، تحول نظامی خاصی رخ نداده و جبهه های جنگ، عملا فریز هستند، عمدتا با اهداف سیاسی و به قصد “رفتن روی اعصاب” تهران انجام می شود.

    با این وصف ترور مهمترین دانشمند هسته ای ایران، بخشی از کارزار حفظ میراث ترامپ در خاورمیانه در فقدان خود اوست. منطقه آبستن جنگ است، اما ایران جنگ نمی خواهد و مایل است سیاست نه مذاکره نه جنگ فعلی را به سیاست “جنگ نه، مذاکره آری” تغییر دهد و بی صبرانه منتظر ژانویه زمان تحویل قدرت در کاخ سفید است.

    تحریم های ترامپ علیه ایران برخلاف تحریم های دوران اوباما که مصوب شورای امنیت بودند، مخلوق دولت آمریکا هستند و متحدان اروپایی و شرکای آسیایی آن، لزوما دل خوشی از آن ندارند. از این رو اگر دولت آینده، بخواهد “شل بگیرد”، سازمان تحریم ها به خودی خود تا حد زیادی از هم می پاشد.اما ائتلاف عبری ـ عربی جدید که این را نمی خواهد و قصد تغییر موازنه های فعلی خاورمیانه را دارد، از راه ارائه سیمایی “پیشاجنگی” از منطقه و برجسته کردن تهدید ایران، تلاش می کند راه بازگشت به دوران قبل از ترامپ را ببندد.

    به زبان دیگر با مخابره تصویری از منطقه که آتش و دود ساختگی، نمی گذارد واقعیت های آن دیده شود، چشم دولت آتی آمریکا را بسته و آن را مقهور ترجیحات و اولویت های خود نمایند. به همین خاطر به نظر می رسد، ایران گزینه صبر استراتژیک در پی عبور از تله امنیتی ـ سیاسی ائتلاف را پیش گرفته است.پس از هر ترور این سوال مطرح می شود که تروریست ها از کجا آمدند؟ در میان کشورهای همسایه ایران، آذربایجان نزدیک ترین رابطه را با تل آویو دارد.

    هرچند در ماه های اخیر امارات هم به جرگه دوستان نزدیک دولت یهود پیوسته است، اما در گذشته غالبا انگشت اتهام متوجه باکو و پیوندهای نزدیک امنیتی و نظامی آن با تل آویو می شد.آیا اسرائیل صورت حساب سنگین حمایت از آذربایجان در جنگ اخیر و پیروزی برق آسا و قاطع آن بر ارمنستان را روی میز الهام علیف گذاشته است؟هرچند شلیک کنندگان مشخصند، اما تدارک کنندگان و پشتیبانان فعلا در پس پرده هستند و نمی توان به ظن قاطع چیزی گفت. اما آنچه که روشن و خالی از ابهام است، این است که ترور فخری زاده شلیکی به برجام به انگیزه کشتن جسم نیمه جان آن بود.

    دکتر محود واعظی

  • استولتنبرگ: به طور کامل از افغانستان خارج نمی شویم

    استولتنبرگ: به طور کامل از افغانستان خارج نمی شویم

    دبیر کل ناتو در بیاناتی در مورد برنامه های کشور های عضو پیمان اتلانتیک شمالی برای ادامه حضور نظامی در افغانستان گفت بهای خروج از افغانستان به خطر انداختن دستاوردهای ماست.

    ینس استولتنبرگ دبیرکل ناتو، روز گذشته(دوشنبه 30 نوامبر) در یک نشست مجازی به خبرنگاران اعلام کرد علیرغم تصمیم ایالات متحده برای کاهش شمار نیروهای نظامی خود در افغانستان، پیمان اتلانتیک شمالی “ناتو” قصد ندارد نیروهای خود را به طور کامل از افغانستان خارج کند.

    استولتنبرگ با ذکر این نکته که یک گفتگوی تلفنی “عالی” با بایدن داشته و دربارهٔ افغانستان نیز صحبت کرده، گفت: «بهای ماندن در افغانستان، البته درگیری نظامی است. اما بهای خروج، به‌خطر انداختن دستاوردهای ما در آنجاست.»

    دبیر کل ناتو گفت، پس از آن‌که جوبایدن رئیس جمهور منتخب آمریکا مراسم تحلیفش را به جا آورد، از او دعوت می‌کند تا برای شرکت در یک اجلاس این پیمان به بروکسل بیاید و در مورد حضور آینده در افغانستان ارزیابی‌اش را شریک کند.

    وی گفت جامعه جهانی نباید اجازه دهد که افغانستان بار دیگر لانه امن برای تروریستان بین‌المللی شود.

    دبیر کل ناتو در این مورد گفت: «ایالات متحده شمار نیروهای خود را در افغانستان کاهش می دهد. با این وجود ، مأموریت آموزشی ناتو “پشتیبانی قاطع” در تنظیمات قبلی ادامه خواهد یافت ، کشورهای اروپایی ناتو و کشورهای همکار قبلاً حفظ نیروهای خود را تأیید کرده اند».

    دبیرکل ناتو تأکید کرد پس از حاصل شدن اطمینان از این‌که طالبان به تعهدات‌شان عمل کنند و با کاهش خشونت‌ها، آتش‌بس را بپذیرند، خروج نیروها خیلی زمان زیاد نخواهد گرفت.

     استولتنبرگ افزود، سوال در مورد شمار نظامیان باقی مانده در افغانستان در آینده نزدیک مشخص خواهد شد.

    پیش از این کریستوفر میلر سرپرست وزارت دفاع آمریکا گفته بود به دستور رئیس جمهور دونالد ترمپ شمار سربازان کشورش در افغانستان تا نیمه‌های ماه جنوری از 4500 به 2500 تن کاهش خواهد یافت.

    تصمیم‌گیری بر سر حضور نیروهای ناتو در افغانستان از مسائل مهم این روزهای این ائتلاف نظامی است، چرا که پس از تصمیم ترامپ مبنی بر خارج کردن بخش عمدهٔ نیروهای آمریکایی از این کشور تا 15 جنوری ، باقی اعضای ناتو تلاش دارند تا حضور نیروهای این پیمان را در افغانستان حفظ کنند.