برچسب: امریکا

  • فرمانده‌ی لشکر طیبه در پاکستان بازداشت شد

    فرمانده‌ی لشکر طیبه در پاکستان بازداشت شد

    مقام‌های پاکستانی، از بازداشت ذکی الرحمان لکهوی، فرمانده‌ی گروه تروریستی لشکر طیبه در این کشور خبر داده اند.

    به نقل از رادیو فردا، سخن‌گوی اداره‌ی ضد تروریزم ایالت پنجاب پاکستان، روز شنبه (۱۳ جدی) گفت ذکی الرحمان لکهوی را به اتهام تامین مالی گروه‌های تروریستی بازداشت کرده است.

    این فرمانده‌‌ی لشکر طیبه، با راه‌اندازی کارزار جمع‌آوری پول برای خدمات دارویی به مردم، آن را به گروه‌های تروریستی می‌داد و یا هم در فعالیت‌های نظامی مصرف می‌کرد.

    ذکی الرحمان لکهوی در حملات مرگ‌بار بمبی ۲۰۰۸ که منجر به کشته شدن ۱۶۶ نفر شد دست داشت. شورای امنیت سازمان ملل متحد، لکهوی را به دخالت در عملیات نظامی در کشورهای افغانستان، چچن، عراق و بوسنی متهم کرده است.

    لشکر طیبه در فهرست گروه‌های تروریستی امریکا و هند قرار دارد.

    پاکستان سال گذشته حافظ سعید، بنیان‌گذار این گروه را به اتهام تامین مالی تروریزم، به ۱۱ سال زندان محکوم کرد.

    لکهوی در حالی به اتهام تامین مالی تروریزم از سوی پاکستان بازداشت شده است که این کشور در فهرست خاکستری نهاد ویژه اقدام مالی جهانی قرار دارد.

  • حفیظ منصور: طالبان در دولت ادغام نمی شوند، حکومت موقت پیشنهاد خوبی ست

    حفیظ منصور: طالبان در دولت ادغام نمی شوند، حکومت موقت پیشنهاد خوبی ست

    عبدالحفیظ منصور، عضو هیأت مذاکره‌کنندۀ صلح دولت می‌گوید که بعید است طالبان مانند حزب اسلامی در چوکات دولت مدغم شوند. از همین‌رو، این عضو هیأت مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان پیشنهاد می‌کند برای برقراری صلح در کشور نیاز است یک حکومت موقت شکل بگیرد.

    آقای منصور امروز (شنبه، سیزدهم جدی) هنگام سخنرانی در انستیتیوت مطالعات استراتژیک افغانستان تشکیل حکومت موقت را یگانه ساختار عملی برای پایان جنگ و ادغام طالبان در بدنۀ نظام توصیف می‌کند.

    آقای منصور می‌افزاید بعید است طالبان بپذیرند که همانند حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمت‌یار در بدنۀ دولت کنونی مدغم شوند.

    این عضو هیأت مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان از این‌رو، شکل‌گیری حکومت موقت را ضروری می‌داند.

    او اضافه می‌کند: «ما ناگزیر هستیم با حفظ چهارچوب نظام و ارزش‌های حقوق بشری به سمت یک حکومت موقتی که طالبان نیز در آن شامل شوند، حرکت کنیم.»

    این عضو هیأت مذاکره‌کنندۀ صلح دولت خاطرنشان می‌سازد طالبان شکل‌گیری یک ساختار سیاسی را در رأس آجندای‌شان در گفت‌وگوهای صلح قرار داده‌اند و بدون گفت‌وگو روی این موضوع از بحث روی برقراری آتش‌بس در کشور خودداری خواهند کرد.

    گفتنی است دور دوم مذاکرات مستقیم صلح میان هیأت‌های مذاکراتی صلح دولت افغانستان و گروه طالبان قرار است در شانزدهم جدی در قطر آغاز شود. گفته می‌شود هیأت مذاکراتی دولت روز دوشنبه این هفته به قطر خواهد رفت.

  • آنچه در سال 2020 میلادی بر مردم ما گذشت

    آنچه در سال 2020 میلادی بر مردم ما گذشت

    سال 2020 میلادی با تمام حوادث نیک و بدش گذشت. برای افغانستان و مردم مظلومش اما این سال با سختی ها و چالش های زیادی همراه بود. در این سال علی رغم به جریان افتادن مذاکرات صلح در دوحه قطر جنگ و ناامنی نیز به اوج خود رسید و قربانیان جنگ افزایش یافت.

    جمعه خان محمدی، استاد دانشگاه، در فیس بوکش در مورد سال 2020 میلادی می نویسد:«جنگ، ترور، انفجار همانند سال های گذشته در افغانستان ادامه یافت. در سال گذشته بیش از 18200 حمله از سوی طالبان بالای نیروهای مردمی و دولتی صورت گرفت. طالبان در سال گذشته صدها کیلومتر سرک را در افغانستان ویران کردند.»

    به نوشته وی، در سال 2020 میلادی امریکا با طالبان قرار داد دوحه را به امضا رساند که قرار شد طالبان رابطه شان را با القاعده قطع و تضمین کند که از خاک افغانستان منافع امریکا و متحدنیش را تهدید نگردد. مذاکرات بین افغانی را همراه با اتش بس اغاز کند. مذاکرات بین افغانی به شکل صوری اغاز شد؛ اما چشم افغان ها به اتش بس روشن نشد. امریکا دوسیه افغانستان از کابل به اسلام اباد تحویل داد.

    این استاد دانشگاه نوشت طالبان در کنار خونین ترین حملات دیگرش، به کورس کوثر دانش و دانشگاه کابل، نیز دو حمله ی وحشیانه انجام دادند که فریاد بسیاری از ازادی خواهان را در سراسر جهان بلند کرد. پدر شهید که بعد از 142 بار تماس در اخر برای دخترش نوشت: جان پدر کجاهستی؟ به شعار همدلی جهانی با قربانیان دانشگاه کابل بدل شد.

    جمعه خان محمدی نوشت:«طالبان در سال گذشته، ساطور قصابی را در دست گرفتند و فقط ادم کشتند؛ تا توانستند ادم کشتند. تلاش کردند هرچه بیشتر انسان ها را در افغانستان بکشند. انان فکر می کنند؛ اگر بیشتر بشکند، بیشتر به نتیجه خواهند رسید. انان انسان های زیادی را در سال گذشته در افغانستان به قتل رساندند که خیلی ناراحت کننده بود.»

  • از سرگیری گفت‌وگوهای صلح؛ اولویت مذاکرات چیست؟

    از سرگیری گفت‌وگوهای صلح؛ اولویت مذاکرات چیست؟

    هیأت مذاکره‌کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان با هیأت گروه طالبان حدود یک ماه پیش بر سر کارشیوه‌ی مذاکرات صلح به توافق رسیدند و قرار است تا کمتر از یک هفته دیگر، دور دوم مذاکرات، در دوحه پایتخت قطر از سر گرفته شود. همزمان با جدی‌شدن روند مذاکرات صلح، انتظارات جدی از گفت‌وگوهای صلح مطرح می‌شود و قطعا دلگرمی به روند مذاکرات زمانی ایجاد خواهد شد که مردم تأثیر عملی این گفت‌وگوها را در زندگی روزمره‌شان ببینند. پاسخ به نگرانی‌های مردم، اساسی‌ترین بحث مذاکرات صلح باید باشد و این نگرانی‌ها در اولویت‌های دور دوم مذاکرات صلح تبلور بیابد، زیرا هم هیأت مذاکره جمهوری اسلامی افغانستان از آدرس مردم کشور به مذاکرات صلح‌ رفته‌اند، اما گروه طالبان ادعا می‌کنند که آن‌ها از مردم کشور نمایندگی می‌کنند. با این حال، چیزی بهتر از آن نیست که هردو طرف خواست‌های مردم افغانستان را در صدر گفت‌وگوها قرار دهند. اما این نگرانی‌ها چیست و اولویت‌های دور دوم مذاکرات کدام‌ها است؟

    اولویت طرف «جمهوریت»

    جای خوش‌بینی است که هیأت جمهوری اسلامی افغانستان تاکنون به خوبی از تنوع‌، تفاوت‌ها و ارزش‌های مردم افغانستان نمایندگی کرده‌اند و اکنون نیز در هماهنگی و پیوستگی، مذاکرات صلح را به پیش می‌برند. امروز مرجع تصمیم‌گیری مذاکرات صلح یک آدرس مشخص است که همه افراد برجسته سیاسی افغانستان که در چهار دهه اخیر در متن تحولات افغانستان قرار داشتند، در این تصمیم‌گیری‌ها شریک‌اند. پیش از این در مرحله اول مذاکرات صلح، زمزمه‌هایی از چندپارچگی در مذاکرات صلح دوحه به گوش رسیده بود، اما اکنون ریاست شورای عالی مصالحه ملی با حضور چهره‌های برجسته سیاسی یک آدرس مشخص برای پیش‌برد امور صلح است و اکنون دیدگاه‌های هیأت جمهوریت پراکنده و غیرمنظم نیست. انتظاری که مردم از هیأت رهبری شورای عالی مصالحه ملی دارند این است که یکپارچگی و اتحاد آن‌ها دوامدار باشد و در روند مذاکرات صلح ارزش‌های ملی بر ارزش‌های فردی ترجیح داده شود.

    دوم، مردم خواستار پایان قتل و کشتار و آتش‌بس فوری‌اند. مذاکرات صلح برای مردم معنایی نخواهد داشت تا زمانی که خشونت‌ها متوقف یا حداقل کاهش یابد. اما در چند ماه اخیر که گفت‌وگوهای صلح جریان داشته، نه تنها خشونت‌ها کاهش نیافته، بلکه به‌صورت سرسام‌آور افزایش یافته است. نمایندگان جمهوریت نمایندگان مردم افغانستان‌اند که این خواست مهم مردم را در روند گفت‌وگوها به خوبی بازتاب دهند و دلایل خوبی برای ختم جنگ در قناعت طرف مقابل در مذاکرات پیش‌کش کنند.

    سوم، انعطاف در مذاکرات الزامی است، هر دو جناح باید ظرفیت شنیدن دیدگاه مخالف دو طرف را داشته باشند تا مذاکرات به نتایج مطلوب برسد، اما انعطاف نباید به معنای از دست‌رفتن دستاوردهای دو دهه اخیر باشد. زنان که در دو دهه گذشته حق تعلیم و تحصیل کسب کرده‌اند، نباید از این حق مسلم‌شان محروم شوند. آزادی بیان و رسانه‌ها که با خون ده‌ها خبرنگاران به‌دست آمده، نباید به دوره سکوت و سرکوب برده شوند. جوانان که امروز صاحب دیدگاهای انتقادی‌ و معتقد بر حقوق و آزادی‌های فردی‌اند نباید از این حق‌شان محروم شوند. هیأت مذاکره‌کننده باید تمامی این اصل‌ها و ارزش‌ها را در صدر مذاکرات طرح و به خوبی از آن‌ها حراست کنند.

    خواست‌ها از جناح «طالبان»

    گروه طالبان نیز برای نشان‌دادن حسن نیت‌شان به پروسه صلح و خواست‌های مردم افغانستان، اقدام‌هایی را در روند صلح روی دست گیرند. اولین و مهم‌ترین اقدام ممکن می‌تواند این باشد که آن‌ها در عمل ثابت کنند که مشکلی با مردم افغانستان ندارند و همانطوری‌که خودشان اذعان می‌کردند، مخالفت آن‌ها تنها با حضور نیروهای خارجی در خاک کشور است. این اساسی‌ترین بحث مذاکرات صلح تلقی می‌شود. گروه طالبان همیشه گفته‌اند که آن‌ها علیه نیروهای خارجی که به پندارشان افغانستان را اشغال کرده‌اند، دست به سلاح برده‌اند و هرگاهی که امریکا و ناتو از افغانستان خارج شوند، جنگ‌افزارهای‌شان را به زمین می‌گذارند. چیزی کم یکسال از تفاهم‌نامه صلح این گروه با امریکا می‌گذرد؛ بر مبنای این تفاهم‌نامه، طالبان رسما با امریکا آتش‌بس کرده‌اند و امریکا تعهد کرد که نیروهایش را از خاک افغانستان بیرون می‌کند. اکنون نیز شمار سربازان امریکایی در افغانستان کمتر از پنج هزار است و روند خروج آن‌ها مطابق تفاهم‌نامه صلح، دنبال می‌شود.

    با این حال، مرام گروه‌ طالبان محقق شده است و نیروهای خارجی قرار است تا ماه می سال ۲۰۲۱ افغانستان را ترک کنند. سوالی برجسته‌ای که مردم به دنبال پاسخ آن‌اند این است که چرا هنوز گروه‌ طالبان به حملات مسلحانه خویش ادامه می‌دهند و هنوز در جبهه‌های جنگ و در مراکز شهر از مردم قربانی می‌گیرند؟ وقتی هیچ شخص خارجی‌ای دیگر در افغانستان نیست، قربانی این جنگ طبعا هم‌میهنان آن‌هاست. پس توجیه ادامه این جنگ که منجر به قتل ده‌ها تن از دو طرف می‌شود و روزانه صدها کودک یتیم و بی‌پرست می‌شوند، آن‌هم در شرایطی که هردو طرف برای راه حل مسالمت‌آمیز گفت‌وگو می‌کند چیست؟

    دوم، مردم افغانستان انتظار دارند که رهبری طالبان اشراف‌شان را بر تمامی نیروهای‌شان که در میدان‌های نبرد هستند، در عمل ثابت کنند. در هفته‌های اخیر، قتل‌های زنجیره‌ای و هدفمند، باعث نگرانی جدی و حتا در مواردی باعث کاهش باورمندی مردم به پروسه صلح شده است. پس از هر حمله تروریستی در هفته‌ اخیر، گروه طالبان دست‌داشتن در این حملات را تکذیب می‌کنند، اما همه می‌دانند که چنین حملات هدفمند، تصادفی و کار افراد و گروه‌های بی‌تجربه نمی‌تواند باشد و طبعا پشت آن یک شبکه بزرگ استخباراتی – تروریستی قرار دارد. در افغانستان هیچ گروهی به اندازه طالبان توانایی شبکه‌سازی و راه‌اندازی چنین حملات هدفمند را ندارند. ادعای دست‌نداشتن این گروه در حملات اخیر دو احتمال را در بر دارد. یا رهبری این گروه اشراف‌شان را بر تمامی نیروهای‌شان از دست داده‌اند، و آیا آن‌ها از تحمل حضور چهره‌های فعال و کنش‌گر اجتماعی را ندارند. هردو صورت برای مردم قابل نگرانی است؛ اگر طالبان بر نیروهای‌شان اشراف ندارند، پس مذاکرات صلح برای چیست؟ یا اگر آن‌ها تاب شنیدن دیدگاه‌های مخالف را ندارند، چگونه قرار است به جامعه‌ای قدم بگذارند که ۸۰ درصد مخالف ایدئولوژی طالب است؟ جامعه کنونی افغانستان، جامعه کثرت‌گرا و مملو از دیدگاه‌های متفاوت است. مردم یاد گرفته‌اند که با این تنوع دیدگاه‌ها کنارهم زندگی کنند. نسل نو افغانستان نگرش‌شان در مورد زنان، رسانه‌ها و کنش‌گران نسبت به بیست سال گذشته به‌شدت متفاوت است و افغانستان امروز چتری است که ظرفیت پذیرش همه دیدگاه‌ها را دارد، اما هیچ دیدگاهی بر دیدگاه دیگر نمی‌تواند تحمیل شود. گروه طالبان باید این واقعیت را بپذیرند که نسل جدید افغانستان نسل کنش‌گر، منتقد و معتقد به ارزش‌های انسانی و حقوق مدنی است و حذف کردن این روایت، حتا با حذف فیزیکی افراد امکان‌پذیر نیست.

    هرگاه دو طرف به این موارد جزئی اما مهم و اساسی فکر کردند و با آن برخورد آگاهانه داشتند، کار آن‌ها مورد قناعت و پذیرش مردم کشور است و باعث افزایش امیدواری‌ها به روند صلح می‌شود. در غیر آن اما اگر مذاکرات صلح همزمان باشد با افزایش خشونت‌ها و کشتار مردم بی‌گناه، امیدواری به مذاکرات صلح معنایی ندارد و مردمی که سال‌های برای جنگ قربانی دادند، نمی‌توانند چندین سال دیگر برای صلح قربانی دهند.

    اطلاعات روز

  • ژاپن به رسانه های غربی بر ضد چین کمک مالی کرده است

    ژاپن به رسانه های غربی بر ضد چین کمک مالی کرده است

     نشریه ژاپنی “کیودو” با استناد به منابع معتبر نوشت: دولت ژاپن به کشور های غرب از جمله ایالات متحده آمریکا و انگلیس کمک کرد تا چین را تحت فشار قرار دهد.

    توکیو مدت زمان طولانی مخفیانه اطلاعات مربوط به اردوگاه ها و زندان های مسلمانان در منطقه خودمختار سین کیانگ اویغور زا به سرویس های اطلاعاتی غربی منتقل می‌کرد.

    بر اساس این گزارش، توکیو اطلاعات کشفی در مورد این منطقه را ارائه می‌داد، اما به شرطی كه ایالات متحده و انگلیس به طور علنی منبع داده ها را افشا نکنند.

    این داده ها بود که واشنگتن برای اتهامات نقض حقوق بشر استفاده کرد ، و متعاقباً آن پکن را تحریم کرد.

    به گفته کیودو، انتقال این اطلاعات بیانگر تقویت همکاری بین منابع اطلاعاتی جاپان و اتحاد پنج چشم – Five Eyes است که شامل سرویس های اطلاعاتی ایالات متحده، انگلیس، کانادا، استرالیا و نیوزیلند است. این نشریه یادآوری می کند که توکیو هنوز در تلاش است روابط دوستانه خود را با پکن به عنوان بزرگترین شریک تجاری خود حفظ کند ، در حالی که روابط با متحد امنیتی خود ، واشنگتن را خدشه دار نمی‌سازد

    اویغورها از اقوام  ترک‌تبار ساکن ایالت خودگردان سین‌کیانگ یا  تُرکستان شرقی (اویغورستان) به مرکزیت اورومچی، در شمال غرب چین هستند که غیر از سین‌کیانگ چین؛ بر پایه آخرین آمارِ مربوط به سال 2009 میلادی، بخشی از آنان اینک ساکن کشور قزاقستان   بخشی کوچکی هم ساکن کشور قرقیزستان هستند. بیشتر اویغورها پیرو دین اسلام و سنی هستند.

  • هجوم اتحاد جماهیر شوروی و رویایی که هرگز تعبیر نشد

    هجوم اتحاد جماهیر شوروی و رویایی که هرگز تعبیر نشد

    در ششم جدی ۱۳۵۸، اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان حمله کرد. افغانستان برای مدت ده سال تحت اشغال نظامی ارتش سرخ بود و پس از ده سال، اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان عقب‌نشینی کرد. پیامد این تجاوز، کشته‌شدن و زخمی‌شدن میلیون‌ها شهروند افغانستان بود؛ همانطور که پس از خروج نیروهای شوروی نیز افغانستان به پرتگاه جنگ‌های داخلی رفت و کابل، به ویرانه‌ای بازمانده از جنگ تبدیل شد. رهبران اتحاد جماهیر شوروی، اهداف مختلفی را برای حمله به افغانستان در نظر گرفته بودند که البته به آن‌ها دست نیافتند. در این نوشته تلاش شده است تا اهداف اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان تبیین شده و میزان موفقیت شوروی در دسترسی به این اهداف بررسی شود. مدعای نویسنده این است که با توجه به شواهد موجود، میزان موفقیت شوروی در پایین‌ترین حد ممکن بوده و حمله به افغانستان، هرگز باعث سود مهم برای شوروی نشده است.

    «از همین اکنون می‌توان گفت که در افغانستان، یک رژیم کمونیستی ثابت و خودمختار روی کار نخواهد آمد» این کلمات را اولیور روآ، افغانستان‌شناس فرانسوی، در سال‌های ۱۹۸۴ نوشته است، پنج سال پس از حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی و زمانی که هنوز ارتش سرخ در افغانستان حضور نظامی دارد. روآ به خوبی به یکی از اشتباهات استراتژیک رهبران شوروی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که روی‌کارآمدن رژیم کمونیستی، با توجه به ساختار اجتماعی افغانستان، ناممکن است. پیش‌بینی روآ پنج سال بعد با خروج نیروهای شوروی و پس از آن سقوط دولت داکتر نجیب، به واقعیت بدل می‌شود. پیش‌بینی روآ هر چه باشد، از یک حقیقت مهم حکایت می‌کند و آن هم این‌که رهبران اتحاد جماهیر شوروی، در حمله به افغانستان دچار اشتباه محاسباتی شده‌اند و اهدافی را در افغانستان تعیین کرده‌اند که قابل دسترسی نیست، مطمئنا که شوروی از حمله به افغانستان اهداف متعددی داشته است که یکی از آن‌ها گسترش ایدئولوژی کمونیسم یا همان (صدور انقلاب اکتبر) بود که این هدف به واقعیت بدل نشد. نه‌تنها این هدف که اهداف دیگر شوروی هم در حد رویا باقی ماند. در ادامه به اهداف دیگر شوروی اشاره می‌شود.

    • رقابت با بلوک غرب و ایدئولوژی سرمایه‌داری: مهم‌ترین چارچوبی که برای تحلیل اقدامات شوروی سابق به کار برده می‌شود، چارچوب رقابت دو بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد است. در سال‌های جنگ سرد، آنچه سیاست خارجی کشورهای مختلف را تبیین می‌کرد، رقابت دو بلوک شرق و غرب بود، لذا حمله‌ی شوروی به افغانستان نیز با همین چارچوب تبیین می‌شود، شوروی به دنبال گسترش حوزه‌ی نفوذ خود بود، رهبران شوروی فکر می‌کردند که باید (انقلاب بلشویکی اکتبر) را به جهان گسترش بدهند، لذا از احزاب کمونیستی در سرتاسر جهان حمایت می‌کردند. با توجه به این‌که در سال‌های ۱۹۷۹ حزب خلق بر روی کار بود، و از سویی خطراتی از ناحیه‌ی اسلام‌گرایان این حزب را تهدید می‌کرد، لذا رهبران اتحاد جماهیر شوروی تصمیم گرفتند که برای حمایت از رژیم کمونیستی حاکم، به افغانستان حمله کرده و به‌‌عنوان حامی ارتش این کشور عمل کنند.

    • هراس از نزدیک‌شدن حفیظ‌الله امین به امریکا:

    یکی از مواردی که به‌‌عنوان عامل حمله‌ی شوروی به افغانستان شمرده می‌شود، هراسی بود که برای رهبران شوروی مبنی بر نزدیک‌شدن حفیظ‌الله امین، رییس حکومت وقت افغانستان، به وجود آمده بود. ملاقات‌های پیدا و پنهان امین با سفیر امریکا و همین‌طور رفتارهای خودسرانه‌ی امین، باعث شده بود که این تصور برای شوروی به‌وجود بیاید که امین در پی نزدیکی با رقیب شوروی، یعنی امریکا است. این هراس باعث شد تا در اولین ساعات حمله‌ی شوروی، امین توسط گارد امنیتی‌اش که نیروهای شوروی بودند کشته شده و ببرک کارمل، به‌‌عنوان رییس دولت معرفی شود. این اتهام به امین، در پیامی که در روز ششم جدی از طریق رادیو توسط کارمل خوانده شد نیز محسوس بود، آن‌جا که کارمل، حفیظ‌الله امین را مزدور امپریالیسم غربی معرفی کرد.

    • دسترسی به منابع خلیج فارس و اقیانوس هند:

    یکی از اهدافی که پای اتحاد جماهیر شوروی را به افغانستان کشانید، چشم‌داشت به آب‌های گرم اقیانوس هند و منابع نفتی خلیج فارس بود. شوروی می‌خواست از افغانستان به‌‌عنوان مسیری برای گذر به سمت پاکستان و پس از آن هند، و همین‌طور مسیری برای گذر به سمت ایران استفاده کند. به همین جهت بود که از اولین روزهای حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی، ایران و پاکستان کمر به حمایت از مجاهدین بستند تا شوروی را در خاک افغانستان زمین‌گیر کنند (البته حمایت این دو کشور از مجاهدین دلایل دیگری هم داشت). لذا دسترسی به این منابع هم جز اهداف اتحاد جماهیر شوروی از حمله به افغانستان بود.

    • تقویت حزب مارکسیستی حاکم:

    یکی از هراس‌هایی که در میان رهبران اتحاد جماهیر شوروی مطرح شده بود، تضعیف و سقوط جمهوری دموکراتیک خلق و روی‌کارآمدن رژیمی اسلامی بود. مجاهدین اسلامی هر روز به بسیج نیرو در روستاها می‌پرداختند و با تبلیغات خود پیشروی می‌کردند. از سویی اختلافات درون‌حزبی میان شاخه‌ی خلق و پرچم موقعیت حکومت را با خطر مواجه کرده بود، این هر دو عامل باعث می‌شد تا دولت وقت افغانستان که متمایل به شوروی و ایدئولوژی مارکسیستی بود، با خطر سقوط مواجه گردد. لذا رهبران اتحاد جماهیر شوروی تصمیم گرفتند برای تقویت موقعیت دولت حاکم، به افغانستان حمله‌ی نظامی کرده و قدرت نظامی دولت را تقویت بخشند.

    • منحرف‌کردن افکار عمومی داخلی:

    یکی از مشکلاتی که شوروی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اقتصاد ضعیف آن بود. اتحاد جماهیر شوروی که نظام اقتصادی‌اش را نظام اقتصاد دولتی تشکیل می‌داد، با مشکلات متعددی در زمینه‌ی رشد اقتصادی و رفاه مواجه شده بود و افکار عمومی رهبران حکومت را مورد انتقاد قرار می‌دادند. حقیقت این است که اقتصاد دولتی شوروی توانایی تامین نیازهای دولت و جامعه را نداشت، به همین جهت بود که روزبه‌روز گراف رشد اقتصادی شوروی پایین‌تر می‌آمد؛ به گونه‌ای که به باور برخی تاریخ‌نگاران روابط بین‌الملل، اتحاد جماهیر شوروی در طول‌ سال‌های جنگ سرد، کشوری قدرت‌مند و نه‌چندان ثروت‌مند بود. این مسأله باعث شد تا رهبران اتحاد جماهیر شوروی برای منحرف‌کردن افکار عمومی به سمت دشمن خارجی، تصمیم حمله به افغانستان را بگیرند.

    • هراس از نفوذ ایرانِ پسا انقلاب در افغانستان:

    نزدیک به یک سال پیش از حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، در همسایگی غربی این کشور، انقلاب اسلامی ایران رخ داده بود و از سویی انقلابیون ایران، به فکر (صدور انقلاب) و صدور ایدئولوژی اسلام سیاسی‌شان بودند. این عامل باعث شد تا اتحاد جماهیر شوروی برای جلوگیری از نفوذ ایران، به افغانستان حمله کرده و نفوذ خود بر این کشور را تحکیم ببخشد.

    • هراس از نزدیکی چین به امریکا:

    چین در سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۵ استراتژی‌های مختلفی در عرصه‌ی سیاست خارجی در نظر گرفت. از رهاشدن از وابستگی به شوروی گرفته، تا رفتن به سمت اتکای به خود و پس از آن انزواطلبی و سپس تنوع جهت‌گیری، این تغییرات سریع در سیاست خارجی چین، احتمال نزدیکی این کشور را به بلوک غرب و امریکا افزایش می‌داد، لذا رهبران شوروی برای داشتن نفوذ بیشتر بر چین و جلوگیری از نزدیکی این کشور به امریکا، تصمیم گرفتند تا به افغانستان حمله کنند.

    گرچند عوامل دیگری نیز برای حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان مطرح شده است، اما بی‌گمان موارد ذکرشده از مهم‌ترین اهدافی است که رهبران شوروی برای حمله به افغانستان در نظر گرفته بودند. اما اتحاد جماهیر شوروی در برآورده‌کردن اهداف خود ناکام ماند. این حمله نه‌تنها به سود شوروی تمام نشد، بلکه با گیرماندن این کشور در منجلاب افغانستان و یک جنگ ناتمام، زیانی بزرگ بر اقتصاد شوروی و همین‌طور وجهه و پرستیژ بین‌المللی آن وارد کرد. حمله به افغانستان چنان ضربه‌ای به اتحاد جماهیر شوروی وارد کرد که در فروپاشی آن، نقشی مهم داشت. شوروی با حمله به افغانستان، نتوانست در رقابت با امریکا برنده شود، بلکه این امریکا بود که با حمایت از مجاهدین و جنگ‌جویان چریکی، ارتش سرخ را در افغانستان زمین‌گیر کرد. همین‌طور شوروی به‌دلیل شکست‌های خود در افغانستان، نتوانست بر کل این جغرافیا مسلط شده و به سمت پاکستان و یا ایران برود، به همین دلیل هم نتوانست بر چین نفوذ پیدا کند. از سویی حمله به افغانستان باعث شد تا ایران برای حمایت از مجاهدین مصمم‌تر شده و بتواند توسط مجاهدین، استراتژی صدور انقلاب خود را به گونه‌ی بهتری در بیرون از مرزهای خود عملی کند، قدرت‌مندشدن احزابی که دفترشان در ایران بود، نشانه‌ای از موفقیت ایران در صدور  انقلابش تلقی می‌شود. همین‌طور نتوانست افکار عمومی داخلی را منحرف کند، بلکه به‌دلیل حمله به افغانستان و مصارف هنگفت، بر مشکلات اقتصادی جامعه افزود و میزان نارضایتی از دولت افزایش یافت. همچنان اتحاد جماهیر شوروی نتوانست باعث تقویت حزب حاکم شود، نه‌تنها باعث تقویت نشد، بلکه با حمله‌ی خود به‌‌عنوان نیروی اشغالی، بر اراده‌ی مخالفان و مجاهدین افزود و در نتیجه، باعث سقوط جمهوری دموکراتیک شد. تنها امری که شوروی در آن موفقیت نسبی‌ای داشت، کشتن حفیظ‌الله امین و منتقل‌کردن قدرت به جناح پرچم بود، که این موفقیت هم در درازمدت به سود شوروی تمام نشد. باری، حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، دو بازنده‌ی قطعی داشت، یکی مردم افغانستان و دیگری اتحاد جماهیر شوروی.

    اطلاعات روز

  • چرا غنی و خلیلی در دومین نشست شورای عالی مصالحه ملی غایب بودند؟

    چرا غنی و خلیلی در دومین نشست شورای عالی مصالحه ملی غایب بودند؟

    هفته جاری دومین نشست کمیتۀ رهبری شورای عالی مصالحۀ ملی در کابل با حاشیه‌هایی برگزار شد. در دومین نشست این کمیته؛ امرالله صالح، معاون نخست رییس‌جمهور، حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین، محمد محقق، عبدالرب رسول سیاف، معصوم ستانکزی، رییس هیأت مذاکره کنندۀ جمهوری اسلامی افغانستان، محمد یونس قانونی و شماری دیگر از سیاسیون حضور داشتند.

    اولین نکته‌ای که جلب توجه می‌کرد، جای خالی رئیس جمهور و آقای محمد کریم خلیلی یکی از رهبران احزاب و رئیس سابق شورای مصالحه ملی افغانستان بود. آقای غنی و خلیلی به طور رسمی از دلیل غیبت خود در این جلسات چیزی نگفته‌اند اما یونس قانونی گفته بود که آقای خلیلی در اعتراض به سانسور شدن سخنانش در نشست نخست کمیتۀ رهبری شورای مصالحه، در نشست امروز شرکت نکرده‌است: «در نشست افتتاحیه خلاف موازین اخلاقی صدای استاد خلیلی قطع شد.»

    در زمان انتشار سخنان محمدکریم خلیلی در نشست قبلی؛ سخنان ایشان از سوی تلویزیون ملی افغانستان قطع شد. تلویزیون ملی افغانستان در این مورد توضیحی نداده است که آیا این مشکل فقط نقص فنی بوده است یا اینکه آنها به طور عمد دست به این کار زده اند. سایت اینترنتی این سازمان در حال بازسازی بوده و عملا از دسترس خارج است. صفحه رسمی فیس‌بوک تلویزیون ملی به این موضوع اشاره‌ای نکرده و حتی سخنان آقای قانونی در این مورد را هم بازتاب نداده و فقط به بخشی از گفته‌های ایشان در دومین جلسه اکتفا کرده است. همین عدم واکنش تلویزیون ملی، این گمان را تقویت می‌کند که این رسانه عمدا دست به این‌کار زده و به طور از پیش تعیین شده، به این عمل مبادرت کرده است. اما سوالی که پیش می‌آید این است که چه چیزی در سخنان آقای خلیلی بیان شده است که تلویزیون ملی آن را خلاف موازین نشراتی خود دانسته و یا آن را مطابق به روحیه وحدت ملی تلقی نکرده است؟

    آنچه در شبکه‌های مجازی در مورد سخنان خلیلی به نشر رسیده است، موضوع سری و یا خاصی نیست که پخش آن خلاف مصالح عمومی کشور باشد. دلیل سانسور این سخنان از سوی رسانه ملی اصلا قابل توجیه نیست. اقای خلیلی در گفته‌های خود به مساله اهمیت صلح از نظر ایشان و لزوم منتهی شدن این مذاکرات نتیجه دلخواه طرفین اشاره شده است. خلیلی گفته است که در مورد صلح باید مکانیزم برد برد به پیش برویم. نه طالبان به باخت راضی اند و نه ما تن به این کار داده و ما حتما دستاوردهای نوزده ساله خود را حفظ می کنیم. اقای خلیلی در مورد احزاب سیاسی و  نقش آنها در مورد صلح و وحدت ملی و همدلی این احزاب بر حمایت از هیات صلح تاکید کرده است. ایشان در ادامه از رئیس جمهور به عنوان زعیم سیاسی کشور می خواهد که به نقش اصلی و موثر خود عمل کرده و نگذارد که موارد منفی برای از بین بردن همدلی و وحدت در جبهه دولت نفوذ کند. او ادامه می دهد که او «چه در این جلسات باشد و چه در این جلسات نباشد»، پشتیبان و همدل و همکار دولت در مورد صلح خواهد بود.

    واضح است که این سخنان آقای محمد کریم خلیلی رئیس اسبق شورای مصالحه ملی، مطالبی نیست که از سوی رسانه ملی قابل سانسور باشد. در این سخنان نه از کسی انتقاد شده است و نه به مسایل سری دولتی اشاره‌ای شده است. از سوی دیگر خود آقای خلیلی به طور تلویحی اشاره می‌کند که ممکن است در این جلسات نتواند حضور پیدا کند و این غیبت او به معنی عدم پشتیبانی از اقدامات این کمیته نیست. اگر آقای قانونی به دلیل غیبت اقای خلیلی در اعتراض به سانسور سخنانش از تلویزیون ملی اشاره‌ نمی‌کرد؛ از سخنان آقای خلیلی در نشست قبلی می توان چنین استنباط کرد که ایشان به دلایل دیگری در این نشست حضور نداشته است. از طرفی، این سوال پیش می‌آید که آیا صرف پخش نشدن سخنان یک شخص از سوی رادیو تلویزیون ملی می تواند دلیلی بر رها کردن مساله خطیر صلح در کشور از سوی شخصیتی مثل خلیلی شود؟

    به نظر می‌رسد که دلیل این مساله را باید جای دیگری جستجو کرد. غیبت هم‌زمان خلیلی و غنی در این جلسه مهم، شاید دلایل دیگری به غیر از این موضوع داشته باشد.

    شورای مصالحه ملی تا همین چند مدت پیش فعالیتی نداشت، اما پس از بن‌بست در مذاکرات دوحه و فشارهای خارجی بر دولت افغانستان، این کمیته به ناگاه فعال شده و دومین جلسه خود را برگزار کرده است. در اینکه اشرف غنی از فعالیت شورای مصالحه ملی رضایت نداشته و آن را دور زدن نقش خودش در روند صلح می‌داند، تردیدی وجود ندارد. غنی خواسته‌های خودش را در مورد صلح دارد و بن‌بست قبلی به وجود آمده هم مرتبط با خواست‌های مشخص او در مورد صلح بود. دولت‌های غربی و خصوصا آمریکا- که بر این نکته واقف هستند- به همین خاطر بر ایجاد شورای مصالحه و فعالیت آن اصرار دارند.

    از این رو، گویا در مورد صلح، با وجود تاکید ظاهری بر ادامه این پروسه از سوی سیاستمداران کشور، دیدگاه واحدی در اردوی دولت افغانستان وجود نداشته و اختلافات جدی‌ای را می توان در طرف دولت مشاهده کرد. مشخصا آقای غنی از این روند راضی به‌نظر نمی رسد و گویا رئیس اسبق شورای مصالحه هم با او هم‌نظر است. حداقل می توان شرکت نکردن این دو در جلسه دوم کمیته صلح را دلیلی بر این مدعا دانست. اما باید توجه کرد علنی شدن  این اختلافات و تاثیر آن بر روند صلح، میدان بازی برای تبلیغات علیه دولت به طالبان و حامیان آنها خواهد داد.

    با این وضع، احتمال اینکه مذاکرات بعدی در موعد مقرر برگزار نشود، وجود دارد اما نباید فشار افکار عمومی و اصرار کشورهای غربی بر ادامه این روند را دست کم گرفت. موضوعی که به هیچ عنوان نه اشرف غنی و نه هیچ کس دیگری نمی تواند آن را نادیده بگیرد.

    خامه پرس

  • ایران و طالبان

    ایران و طالبان

    سال ۱۳۷۷ نوجوانی مهاجر بودم که در ایران زندگی می‌کردم. گروه طالبان به شهر مزارشریف حمله کرد. جنایت هولناکی رخ داده بود. جنایتی که هنوز هم ابعاد آن ناشناخته باقی مانده است. خبر کشتار و قتل‌عام مردم مزارشریف به‌زودی به گوش مهاجران در ایران و سایر جهان رسید. ما تا هفته‌ها از خانواده کاکایم خبری نداشتیم. بعدها فهمیدیم که مردان خانواده سه هفته درون چاه خانه‌شان مخفی شده بودند. بوی خون و اجساد رهاشده در سرک‌های شهر را می‌شد تا تهران استشمام کرد.

    برای اولین بار عمق وحشت، ترس و ناامیدی را در استخوانم و صورت هزاران مهاجر افغان ساکن ایران می‌دیدم. حادثه شهر مزارشریف جدای از ابعاد ضدانسانی و حقوق بشری آن از این جهت که هشت دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی در آن کشته شده بود ابعاد رسانه‌ای گسترده‌‌ای در ایران پیدا کرد. رسانه‌های ایران و جهان، جنایت هولناکی را که طالبان در شهر مزارشریف رقم زده بودند، پوشش گسترده‌ای دادند.

    وضعیت دشواری در ایران به‌وجود آمده بود. ابعاد فاجعه مشخص نبود. نسل‌کشی، نقض قوانین جنگ، تصفیه ‌نژادی، مهم‌ترین کلیدواژه‌هایی بود که در آن روزها تکرار می‌شد. جمهوری اسلامی ایران گیج و سردرگم شده بود. در یک اقدام فوری، شورای عالی امنیت ملی ایران، حمله به طالبان را تصویب کرد و ارتش این کشور در مرزهای شرقی آماده حمله به این گروه در افغانستان شد. ایران و گروه طالبان در آستانه جنگ قرار گرفتند. هزاران سرباز ایرانی در حاشیه مرزهای شرقی ایران برای حمله به گروه طالبان آماده شدند. اگر درایت رهبر جمهوری اسلامی ایران و برخی شخصیت‌های دیگر این کشور نبود، وضعیت ایران و افغانستان اکنون گونه‌ای دیگر بود.

    سیاست‌های ایران، تعدد بازیگران و تصمیم‌گیرندگان

    ایران در طول چند دهه‌ی گذشته به دقت تحولات افغانستان را دنبال کرده است. و همیشه تلاش کرده نقش فعال را در تحولات افغانستان بازی کند. بر این اساس، این کشور منافعی را برای خود در افغانستان متصور است و نگرانی‌هایی نیز دارد. «اختلاف بر سر حق ‌آب رودخانه هلمند»، «مهاجران افغان در ایران»، «نگرانی‌های امنیتی این کشور در مرزهای مشترک با افغانستان»، «حضور نیروهای امریکایی در افغانستان»، «جنگ نیابتی این کشور با عربستان سعودی در افغانستان»، «صدور انقلاب»، «منافع اقتصادی این کشور در افغانستان»، «مواد مخدر»، «قاچاق‌ انسان و مهاجرت غیرقانونی» و «تروریسم و طالبان» مهم‌ترین مسائلی است که ایران راجع به آن احساس نگرانی می‌کند.

    با وجود این، ایران نتوانست جایگاهی را که مورد انتظارش است در تحولات افغانستان به‌دست آورد. مهم‌ترین عامل در این عرصه، حضور امریکا در افغانستان و تضاد منافع با این کشور است. امریکا در طول دو دهه گذشته قدرتمندترین کشوری بوده که در تحولات سیاسی افغانستان نقش داشته است. سیاست‌های امریکا در قبال ایران و هژمونی گسترده‌ی این کشور در منطقه و جهان مهم‌ترین عامل نفوذ ایران در افغانستان بوده است.

    دلیل دیگری که ایران نتوانسته جایگاه خود را در تحولات افغانستان کسب کند، بازیگران مختلف و تعدد تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی این کشور در قبال افغانستان بوده است. این مسأله موجب شد که تصمیم‌گیرندگان سیاست‌خارجی ایران همیشه دچار نوعی تضاد در شناخت، تعریف منافع و اجماع بر سر مسأله افغانستان باشند. به‌دلیل ماهیت ایدئولوژیک سیاست‌ها و اهداف ایران بعد از انقلاب در قبال افغانستان، این کشور همیشه چند گام عقب‌تر از رقبای منطقه‌ای‌اش مثل پاکستان قرار گرفته است. این مسأله باعث شد که ایران خیلی دیرتر از رقبای منطقه‌ای‌اش به تعمیق سیاست‌ها و برنامه‌هایش در افغانستان بپردازد.

    ایده صدور انقلاب توسط ایران، سال‌ها به‌عنوان یک استراتژی مهم به اساس مداخله جمهوری اسلامی ایران در افغانستان و سایر کشورها مطرح بوده است. این ایده بیشتر از جانب طیف محافظه‌کار و سنتی – مذهبی در افغانستان و سایر جوامع دنبال شده است. بر این اساس یک عده در برخی شهرهای افغانستان هر ساله کارنوال روز قدس و حمایت از فلسطین را ایجاد کردند. نمایشی که در سال‌های اخیر به‌دلیل ناهمگونی آن با جامعه افغانستان، کمرنگ شد و با تغییر استراتژی‌های جمهوری اسلامی در افغانستان از اولویت خارج شد. در سال‌های اخیر این ایده جای خود را به منافع و رویکرد‌های جدید جمهوری اسلامی در قبال افغانستان داده است. امریکا‌ستیزی، رقابت‌های منطقه‌ای با کشورهای همسایه به‌خصوص عربستان، خطر داعش و تروریسم، مسأله آب و رودخانه هلمند از جمله مواردی است که ایده صدور انقلاب را کمی کمرنگ‌تر کرده‌ است. استراتژی‌های تازه، رویکردهایی است که متأثر از نهادهای امنیتی–نظامی این کشور در افغانستان دنبال می‌شود.

    رابطه پرفراز و نشیب ایران و طالبان

    جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگویی که روز دوشنبه، ۱ جدی ۱۳۹۹ با یکی از شبکه‌های داخلی افغانستان داشت به تشریح مواضع جمهوری اسلامی در قبال طالبان پرداخت. او گفت: «جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که دو واقعیت در افغانستان وجود دارد؛ طالب یک واقعیت است. اما آنچه که در ۱۹ سال گذشته در افغانستان اتفاق افتاده، دستاوردهایی که مردم افغانستان دارند، دموکراسی، حقوق اقلیت‌ها، حقوق زنان این‌ها هم واقعیت است. این‌که طالب بگوید آينده‌ی افغانستان را من تعیین می‌کنم، نمی‌تواند بدون در نظرگرفتن واقعیتی که در ۲۰ سال گذشته در افغانستان اتفاق افتاده است، چنین ادعایی کند.». همچنین او اضافه کرد که «طالب اقدامات تروریستی بسیاری انجام داده است. این‌که طالب یک گروه تروریستی هست یا نه؟! در قوانین ما هنوز طالبان را از گروه تروریستی خارج نکردیم.»

    جواد ظریف این صحبت را در حالی انجام می‌دهد که به‌تازگی هیأت طالبان با سفیر این کشور در دوحه ملاقات کردند. اجندای این ملاقات، تبریک انتصاب سفیر جدید ایران در دوحه از سوی طالبان و محکومیت ترور محسن فخری‌زاده است. از سوی دیگر، ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان، صحبت‌های وزیر امور خارجه ایران را «دخالت آشکار این کشور در امور داخلی افغانستان، غیرمسئولانه و ناشی از ناآگاهی وی» تعبیر کرد.

    روابط تهران و طالبان از بدو به‌وجودآمدن این گروه، فراز و فرودهای بسیاری داشته است. زمانی که طالبان در سال ۱۹۹۶ به قدرت رسید، ایران جزء کشورهایی بود که حاکمیت این گروه را به رسمیت نشناخت. ایران برخلاف رقبای منطقه‌ای خود مشروعیت این گروه را رسمیت نداد و در یک چرخش استراتژیک از جبهه شمال که در آن زمان مورد پشتیبانی امریکا و سایر کشورهای هم‌پیمان با امریکا بود حمایت کرد. با قدرت‌یافتن طالبان در افغانستان و تغییر و تحولات سیاسی در منطقه، مسیر سیاست خارجی ایران نیز تغییر کرد. ایران از رویکرد سنتی خود یعنی صدور انقلاب، کمی فاصله گرفت و سیاست خارجی خود را براساس واقعیت‌های جدید افغانستان بازتعریف کرد.

    مقامات امریکایی و افغان، بارها از حمایت گسترده ایران از طالبان، تجهیز و آموزش این گروه خبر دادند. نشریه‌ی تایمز در دوم جولای سال ۲۰۱۷ گزارش مفصلی را درباره رابطه پنهانی ایران و طالبان منتشر کرد. در این گزارش آمده بود که سپاه پاسداران ایران در شهرهای کرمانشاه، زاهدان و مشهد به آموزش جنگ‌جویان طالبان می‌پردازد. هدف از آموزش این نیروها به گفته تایمز، تجهیز طالبان و آماده‌سازی آنان برای جنگیدن با نیروهای امریکایی و داعش بوده است. این در حالی بود که روزنامه وال‌استریت ژورنال قبل از آن مدعی شده بود که سپاه قدس ایران برای ارسال راکت‌های زمین‌به‌هوا با گروه طالبان به توافقاتی دست پیدا کرده است.

    دولت ایران این ادعاها را همیشه رد کرد و آن‌ها را بی‌اساس خواند. اما حقیقت این است که ماه همیشه پشت ابر باقی نمی‌ماند. در سال ۲۰۱۶ زمانی که ملا اخترمحمد منصور، رهبر پیشین طالبان از ایران به پاکستان برمی‌گشت، مورد حمله پهبادهای امریکایی قرار گرفت و کشته شد. باراک اوباما شخصا دستور حمله هوایی را صادر کرده بود. پس از آن‌که هویت او تأیید شد. این پرسش به‌وجود آمد که او در ایران چه می‌کرده؟ وزارت امور خارجه ایران از حضور رهبر طالبان در ایران، اظهار بی‌اطلاعی کرد، اما پایگاه خبری جهان‌نیوز، از تحرک دیپلماسی پنهان تهران خبر داد. این خبرگزاری نوشت که ملا منصور، نزدیک به دو ماه در ایران بوده و با مقامات مختلف ایرانی دیدار و گفت‌وگو داشته است.

    در سال‌های اخیر رقابت عجیبی میان کشورها و گروه‌ها مختلف برای گفت‌وگو با طالبان ایجاد شده است. همچنین در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی و تحولات افغانستان نیز تغییرات مهمی به‌وجود آمده است. افراط‌گرایی و خطر تروریسم، منشأ بسیاری از این تغییرات بوده است. ایران نیز از این قافله عقب نماند و تلاش‌های گسترده‌ای را برای گفت‌وگو با طالبان انجام داد. تلاش‌هایی که از چشم مردم، رسانه‌ها و شبکه‌های استخباراتی افغانستان و جهان پنهان نماند. و دیپلماسی پنهان تهران، آهسته‌آهسته به دیپلماسی آشکار و پویا تبدیل شد.

    در سال‌های اخیر، ایران از سیاست انکار و حاشا درباره ارتباط خود با طالبان دست کشید و عملا از آن سخن گفت. اواخر ماه سپتامبر یک هیأت از گروه طالبان به رهبری ملا عبدالسلام حنفی، معاون دفتر سیاسی طالبان به همراه چهار نفر دیگر به تهران سفر کردند و در این دیدار با مقامات ایرانی گفت‌وگو کردند. همچنین در ۲۷ نوامبر سال ۲۰۱۹ ملا عبدالغنی برادر، رییس دفتر سیاسی طالبان به تهران سفر کرد و با وزیر خارجه ایران دیدار و گفت‌وگو داشت. در تازه‌ترین رویداد، وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگویی که روز دوشنبه ۱ جدی ۱۳۹۹ با یکی از رسانه‌های افغانستان داشت، تأکید کرد که ایران همچون بسیاری از کشورها با طالبان ارتباط دارد و آن را ضرورت و مبتنی بر منافع کشورش دانست.

    نقش ایران در معادلات صلح و نگرانی‌های مردم افغانستان

    وزارت خارجه‌ی ایران در واکنش به امضای توافق‌نامه‌ی صلح میان امریکا و گروه طالبان، گفت که امریکا جایگاه حقوقی برای امضای قرارداد صلح یا تعیین تکلیف در مورد آینده‌ی افغانستان را ندارد. در این اعلامیه همچنان گفته شد که ایران از هر تحولی که به صلح و ثبات در افغانستان منجر شود، استقبال و در عین حال از تلاش‌هایی که در راستای تأمین صلح در افغانستان تحت رهبری و مالکیت افغان‌ها انجام شود، حمایت می‌کند.

    ایران همسایه غربی افغانستان است. این کشور در بخش شرقی خود ۹۴۵ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد. سال‌ها میزبان چند میلیون مهاجر افغان در خاک خود بوده است. به‌نحوی از حوادث و تحولات افغانستان متأثر شده است. بر این اساس به خود حق می‌دهد که نگران آینده منافع خود در افغانستان باشد. ایران همواره تلاش کرده است که اقتدار و مؤثریتش را در افغانستان تثبیت کند. در کنفرانس بن از ساختار جدید پساطالبانی حمایت کرد. اما به‌دلیل نفوذ امریکا در افغانستان و تضاد منافع این کشور با عربستان سعودی در افغانستان به پیمانه‌ای که خواست ایران بود، نتوانست در فضای جدید افغانستان نقش‌آفرینی کند. ایران هیچ‌وقت از این وضعیت راضی نبوده و به صراحت از ادامه حضور امریکا در افغانستان ابراز نگرانی کرده است.

    به باور بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی و امنیتی افغانستان، دلیل گرایش ایران به سمت طالبان، استفاده از این گروه برای تهدید منافع امریکا در افغانستان بوده است. این سیاست، دلیل معنا‌دار بازی دوگانه ایران با دولت افغانستان و رابطه آن با طالبان بوده است. مشکلات تاریخی رابطه ایران و امریکا، همیشه مانع جدی‌ِ نقش‌آفرینی ایران در منطقه و افغانستان بوده است. این در حالی است که کارشناسان مسائل سیاسی افغانستان معتقدند، این کشور به‌دلیل اشتراکات تاریخی و فرهنگی‌اش با افغانستان و نقش همسایگی‌، می‌تواند در به‌وجودآمدن صلح پایدار در افغانستان، سهم اساسی داشته باشد. مردم افغانستان نیز نگران ماجراجویی‌های ایران در منطقه و افغانستان، جنگ نیابتی این کشور با عربستان و امریکا در افغانستان می‌باشند. نگران این‌که اگر صلحی به‌وجود بیاید، ماجراجویی‌های ایران آن را با تهدید مواجه نکند.

    اطلاعات روز

  • خلیلزاد: ترورهای هدفمند باید متوقف شود

    خلیلزاد: ترورهای هدفمند باید متوقف شود

    زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان امروز جمعه(٥ جدی) در چند رشته توییت گفت قتل‌ها و ترورهای هدفمند روند صلح را تهدید می‌کند و باید متوقف شود.
    آقای خلیلزاد گفت: «این کار، روند صلح را تهدید می‌کند. مردم افغانستان صلح می‌طلبند.»
    وی با بیان اینکه آتش‌بس و توافق سیاسی همچنان نیازهای فوری است، تاکید کرد: «من از جوانب مذاکره کننده می‌خواهم که تلاش‌های شان را دو برابر سازند.»
    فرستاده ویژه امریکا در ادامه گفت زیستن با این همه خشونت‌ها، راه زندگی نیست.
    وی می‌افزاید: «این سبب ایجاد وهم می‌شود. وهم افغان‌ها را مجبور به ترک میهن شان خواهد کرد.»
    ‏خلیلزاد ضمن محکوم نمودن ترور یوسف رشید، فرشته کوهستانی، داکتران و فعالان حقوق زنان، بیان داشت: «کسانی که در عقب این حملات تروریستی‌اند، باید به حسابدهی کشانیده شوند.»
    گفتنی است پس از امضای توافق‌نامه ٢٩ فبروری در دوحه؛ خشونت‌ها و قتل‌های هدفمند در کشور به شدت افزایش یافت.

  • وزیر دفاع امریکا: نیروهای ویژه امریکا آخرین سربازانی خواهند بود که افغانستان را ترک می کنند

    وزیر دفاع امریکا: نیروهای ویژه امریکا آخرین سربازانی خواهند بود که افغانستان را ترک می کنند

    کریستافور میلر سرپرست وزارت دفاع آمریکا به تازگی به کابل سفر کرد و گفت نیروهای ویژه آمریکا آخرین سربازانی خواهند بود که از افغانستان خارج خواهند شد.

    میلر در این سفر از یک پایگاه نظامی در جنوب شهر کابل جایی که سربازان آمریکایی نیروهای افغان را آموزش نظامی می‌دهند بازدید نود.

    او تاکید کرد سربازان ویژه آمریکا نخستین سربازانی بودند که 20 سال پیش درافغانستان استقرار یافتند و ممکن است آنها آخرین سربازانی باشند که از افغانستان خارج خواهند شد.

    کاهش سربازان آمریکایی در افغانستان

    وزارت دفاع آمریکا در تاریخ 17 نوامبر 2020 اعلام کرد واشنگتن سربازان خود را در افغانستان تا پایان سال جاری میلادی به 2500 تن کاهش می‌دهد. ایالات متحده در حال حاضر 4500 سرباز در افغانستان دارد.

    کریستافور میلر سرپرست وزارت دفاع آمریکا در این باره گفت: «این تصمیم توسط رئیس جمهور با مشورت با کابینه امنیت ملی طی چند ماه گذشته همچنان در گفت‌وگوهای مداوم با من و همکارانم گرفته شده است».

    این در حالی است که در تاریخ 17 نوامبر 2020 سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) با نشر اعلامیه‌ای نوشت، خروج شتاب زده از افغانستان بهای سنگینی در قبال خواهد داشت، اگر آمریکا این کشور را ترک کند، ناتو خواهد ماند.

    همچنان، مک مستر مشاور سابق امنیت ملی ایالات متحده آمریکا اخیراً در گفت‌وگو با شبکه خبری CBS گفته است خارج شدن سربازان آمریکایی از افغانستان یک پیروزی به طالبان می‌بخشد که این طرح نفرت برانگیز است.

    مستر از خروج شتاب زده نیروهای آمریکایی از افغانستان انتقاد کرد و هشدار داد هرگاه طالبان در بخش‌های وسیعی از این کشور حضور یابند، سازمان‌های دیگر «هراس افگن» نیز در افغانستان پناه خواهند گرفت و امنیت آمریکا را به مخاطره قرار خواهند داد.

  • پوتین: تغییر دولت در امریکا شرایط روسیه را سخت نمی کند

    پوتین: تغییر دولت در امریکا شرایط روسیه را سخت نمی کند

    رئیس‌جمهور روسیه درباره تغییر دولت در ایالات متحده امریکا اظهار نظر کرد.

    ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه درباره تغییر دولت در امریکا گفت: «فکر نمی‌کنم شرایط برای روسیه سخت‌تر شود، همه چیز مثل همیشه خواهد بود. و لازم است وضع پیش بینی شده و بر این اساس سازماندهی کار در اقتصاد و حوزه دفاعی انجام شود.»

    رئیس‌جمهور روسیه امروز چهارشنبه جلسه مشترک شورای ایالتی و شورای توسعه استراتژیک برای پروژه‌های ملی را برگزار کرد.

    وی گفت: «اکنون درباره اینکه رهبری در امریکا تغییر کرده، و شرایط برای ما سخت‌تر خواهد شد. فکر نمی‌کنم همه چیز مثل همیشه خواهد بود. سمت گیری ما نباید چنین باشد، باید درک کنیم که در چه زمینه‌هایی با مشکلات و تهدیدها روبرو می شویم و این را پیشاپیش پیش بینی کرده و کار خود را در اقتصاد و در زمینه افزایش توانایی دفاعی بر این اساس سازماندهی کنیم.»

  • آیا شکاف در روابط امریکا و ترکیه در دولت جدید بیشتر می شود؟

    آیا شکاف در روابط امریکا و ترکیه در دولت جدید بیشتر می شود؟

    روابط امریکا و ترکیه در دوره زمامداری ترامپ، به‌خصوص با توجه به خرید سامانه روسی اس ۴۰۰ با تنش‌هایی همراه شد و حالا با تحریم‌های جدید واشنگتن، انتظار بروز شکاف‌های بیشتری می‌رود.

    وزارت خزانه‌داری امریکا روز دو شنبه ۲۴ قوس اعلام کرد، صنایع دفاعی ترکیه و چهار مقام این کشور را به دلیل اقدام انقره در خرید سامانه دفاع موشکی اس ۴۰۰ تحریم کرده است. «اسماعیل دمیر» رئیس صنایع دفاعی ترکیه از جمله افرادی است که از سوی وزارت خزانه‌داری امریکا تحریم شده است.

    در ماه‌های اخیر تنش میان امریکا و ترکیه بر سر خرید سامانه روسی اس ۴۰۰ افزایش یافت و واشنگتن هم هشدار داده بود اگر ترکیه سامانه‌های اس ۴۰۰ روس را تحویل بگیرد، تحریم خواهد شد. سامانه موشکی اس ۴۰۰، از پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافند هوایی و ضد موشکی است. مقامات ارشد ترک به ویژه رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور معتقدند که انقره حق دارد درباره انتخاب‌های تسلیحاتی خود که با توجه به الزامات دفاعی ترکیه مشخص شده‌اند استقلال عمل داشته باشند. ضمن اینکه بار‌ها تأکید کرده‌اند خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ هیچ تعارضی با خرید جنگنده اف ۳۵ از امریکا ندارد.

    با این حال، کنگره امریکا خواهان مجازات ترکیه بود و بار‌ها از دولت ترامپ خواسته بود در چارچوب قانون «کاتسا» تحریم‌هایی علیه انقره اعمال کند. این قانون که اوت ۲۰۱۷ به امضای ترامپ رسید، کشور‌هایی را که با روسیه قرارداد‌های خرید‌های تسلیحاتی عمده امضا کنند، مشمول تحریم می‌داند. روابط امریکا و ترکیه در سال‌های اخیر پرنوسان بوده؛ انقره امیدوار بود زمامداری ترامپ روابط دو کشور را بهبود دهد، اما اختلافات از جمله بر سر خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ از روسیه و امتناع امریکا از فروش جنگنده اف ۳۵ در واکنش به این اقدام انقره و حالا هم اعمال تحریم علیه صنایع دفاعی و مقامات ارشد ترک موجب وخامت روزافزون این روابط شده است.

    ضمن اینکه دولت ترامپ در مناقشه بین ترکیه با قبرس و یونان بر سر اکتشاف منابع گازی در مدیترانه شرقی، جانب این دو کشور عضو اتحادیه اروپا را گرفته و موضعی همسو با اتحادیه اروپا در پیش گرفته است. واشنگتن همچنین از سیاست منطقه‌ای اردوغان که از شمال آفریقا تا قفقاز جنوبی مداخله گری در پیش گرفته، به‌شدت ناراضی است. پمپئو اواسط نوامبر ۲۰۲۰ با انتقاد از اقدامات ترکیه در مدیترانه شرقی، لیبی و جمهوری آذربایجان گفت که اقدامات جدید انقره بسیار تجاوزکارانه است.

    سفر اخیر پمپئو به استانبول و دیدار با اسقف اعظم کلیسای ارتدوکس، بدون ملاقات با مقامات ترک، نماد سردی روابط دو طرف بود. به نظر می رسد شکاف در مناسبات ترکیه و امریکا باقی خواهد ماند و مناسبات ترکیه و امریکا به شرایط قبلی خود بازنخواهد گشت. مجموع موضع‌گیری‌های امریکا در قبال ترکیه، آشکارا علیه سیاست‌ها و اقدامات دولت اردوغان در عرصه داخلی و منطقه‌ای است و به بروز دور جدیدی از تنش‌ها بین انقره و واشنگتن منجر شده است. با توجه به رویکرد منفی جو بایدن در قبال سیاست‌های اردوغان انتظار می‌رود که تنش‌ها و اختلافات بین دو کشور در دوره زمامداری بایدن نیز روندی افزایشی داشته باشد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • چرا ایران به یکباره برای افغانستان مهم شد؟

    چرا ایران به یکباره برای افغانستان مهم شد؟

    هفته‌ی گذشته، عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی افغانستان نیز به تهران سفر و با شماری از مقام‌های بلندپایه‌ی تهران دیدار کرد. شورای عالی مصالحه‌ی ملی در مورد سفر آقای عبدالله به تهران نوشت: «از نظر ما صلح و ثبات در افغانستان به معنای صلح در منطقه و فراتر از منطقه است. صلح و ثبات در افغانستان با پایان ‌بخشیدن به بحران منطقه‌ای، بی‌ثباتی، دهشت‌افگنی، افراط‌گرایی، زرع، تولید و قاچاق مواد مخدر می‌تواند فصل تازه‌ای از همکاری، همگرایی، تجارت، اتصال و توسعه‌ای منطقه‌ای را رقم زند.»

    در مااه‌ها و هفته‌های اخیر، رفت‌وآمدهای دیپلماتیک میان مقام‌های افغانستان و ایران، بیش‌تر از پیش افزایش یافته است. آگاهان بر این باورند که روابط افغانستان با کشورهای منطقه، به‌ویژه با ایران، بیش‌تر از هر زمانی نزدیک‌تر شده است. به گفته‌ی آن‌ها، نزدیکی اخیر افغانستان و ایران در واقع تقلای اخیر افغانستان برای تغییر سیاست امریکا در روند صلح این کشور است.
    در ادامه‌ی این ترافیک دیپلماتیک میان تهران و کابل، دیروز (سه‌شنبه، ۲ جدی) حمدالله محب، مشاور امنیت ملی رییس‌جمهوری افغانستان به تهران سفر کرد و با شماری از مقام‌های ایرانی، به شمول جواد ظریف، وزیرخارجه‌ی ایران و علی شمعخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران دیدار کرده است.
    وزیر امور خارجه‌ی ایران‌ در این دیدار با آقای محب، حمایت از حکومت افغانستان را سیاست اصولی ایران دانسته و تأکید کرده است که راه‌ حل فراگیر سیاسی با حضور همه‌ی اقشار افغانستان، بهترین ضامن صلح پایدار در این کشور است.
    وزارت امور خارجه‌ی ایران با نشر اعلامیه‌ای از این دیدار گفته است که آقای ظریف بر ضرورت تعمیق رایزنی‌ها میان دو کشور همسایه در سطوح دوجانبه‌ – منطقه‌ای و بین‌المللی- تأکید کرده است.
    در اعلامیه‌ی وزارت خارجه‌ی ایران آمده است که مشاور امنیت ملی افغانستان نیز در این دیدار ضمن ارایه‌ی گزارشی از آخرین تحولات مربوط به گفت‌وگوهای صلح، از مواضع ایران در حمایت از دولت و ملت افغانستان قدردانی کرده و بر ضرورت گسترش همکاری‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی دو طرف تأکید کرده است.
    از سویی‌ هم آقای محب با علی شمعخانی، دبیرشورای عالی امنیت ملی ایران دیدار کرده و در این دیدار ایران را خانه‌ی دومش خوانده است. آقای شمعخانی نیز گفته است که افغانستان به دلیل اشتراکات و پیوندهای فراوان بین دو ملت از جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی ایران برخوردار است. او با اشاره به افتتاح راه‌آهن خواف-هرات گفته که امیدوار است این پروژه بتواند نقش مؤثری در ارتقا و تحکیم روابط دو کشور داشته باشد. او در این دیدار با مشاور امنیت ملی ریاست‌جمهوری افغانستان، بر حمایت قاطع ایران از دولت افغانستان و لزوم افزایش همکاری و تعامل بین تهران-کابل در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی تأکید کرده است.
    هم‌چنان رسانه‌های ایران به نقل از آقای محب نوشته است که او در این دیدار، ایران را خانه‌ی دومش خوانده و تأکید کرده است که طالبان با استفاده‌ی سو از توافق‌ با امریکا، در تلاش تحمیل شرایط خودشان به دولت افغانستان است. مشاور امنیت ملی تأکید کرده است که حکومت افغانستان اما در برابر طالبان بر مواضع اصول و قانونی خود، مقابل زیاده‌خواهی آن‌ها ایستادگی کره است.


    ترافیک دیپلماتیک تهران-کابل
    سفر روز دوشنبه‌ی مشاور امنیت ملی افغانستان به تهران، سومین رفت‌وآمد دیپلماتیک میان تهران و کابل در دو هفته‌ی اخیر بوده است.
    هفته‌ی گذشته، عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی افغانستان نیز به تهران سفر کرد و با شماری از مقام‌های بلندپایه‌ی تهران دیدار کرد. شورای عالی مصالحه‌ی ملی در مورد سفر آقای عبدالله به تهران نوشت: «از نظر ما صلح و ثبات در افغانستان به معنای صلح در منطقه و فراتر از منطقه است. صلح و ثبات در افغانستان با پایان ‌بخشیدن به بحران منطقه‌ای، بی‌ثباتی، دهشت‌افگنی، افراط‌گرایی، زرع، تولید و قاچاق مواد مخدر می‌تواند فصل تازه‌ای از همکاری، همگرایی، تجارت، اتصال و توسعه‌ای منطقه‌ای را رقم زند.»
    با این حال دو هفته پیش، عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه‌ی ایران به کابل آمد و با شماری از مقام‌های حکومتی، از جمله عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی افغانستان و حمدالله محب، مشاور امنیت ملی دیدار کرد.
    روند صلح افغانستان، مذاکرات صلح در دوحه و ضرورت اجماع و حمایت منطقه‌ای از تلاش‌های صلح در افغانستان، موضوعات اصلی این دیدارها خوانده شده است.
    این ترافیک دیپلماتیک میان کابل و تهران در حالی صورت می‌گیرد که چندی پیش زلمی خلیلزاد، نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای صلح افغانستان، گفت که ایران می‌خواهد امریکا در افغانستان در یک جنگ غیرقابل پیروزی و پرهزینه مشغول بماند و دوست ندارد روند صلح در این کشور موفق شود. به گفته‌ی او، ایران می‌خواهد از افغانستان به‌عنوان ابزار بر ضد امریکا استفاده کند. پیش از این امریکا ایران را به ارسال سلاح به طالبان نیز متهم کرده بود که از سوی ایران، «اتهامات بی‌اساس» خوانده شد.

    گسترش روابط تجاری
    ایران در کنار این‌که افغانستان را از طریق بندر چابهار به هند وصل کرده است، به‌تازگی خط آهنی را نیز برای افغانستان ساخته است که هرات این کشور را با خاک ایران در منطقه‌ی خواف وصل می‌کند.
    جواد ظریف، وزیر امور خارجه‌ی ایران در دیدار با آقای محب، گشایش راه‌آهن خواف-هرات را زمینه‌ای برای گسترش همکاری‌های دو کشور و ارتباط سریع‌تر با مناطق شرقی عنوان کرده است: «ضرورت دارد در جهت افزایش همکاری‌های مرزی، گذرگاه دوغارون بهینه‌سازی شود.»
    همکاری‌ها در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی، برگزاری کمیسیون مشترک دو کشور و پیگیری پروژه‌های دیگر زیربنایی و به‌ویژه همکاری در حوزه‌ی آب، از محورهای دیگر گفت‌وگوهای وزیر امور خارجه‌ی ایران با مشاور امنیت ملی افغانستان بوده است.
    از سویی هم علی شمعخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در دیدار با آقای محب، با اشاره به افتتاح راه‌آهن خواف-هرات گفته که امیدوار است این پروژه بتواند نقش مؤثری در ارتقا و تحکیم روابط دو کشور داشته باشد.
    خط آهن هرات-خواف در بیستم قوس سال روان خورشیدی توسط رییس جمهورهای دو کشور گشایش یافت. حسن روحانی و محمد اشرف غنی در مراسمی که از طریق ویدیوکنفرانس برگزار شده بود، دو طرف گشایش این راه‌آهن را «تاریخی» خواندند.
    حسن روحانی، رییس‌جمهور ایران، این خط‌ آهن را مسیری برای «مستحکم‌تر» کردن پیوندها میان دو کشور خواند و محمد اشرف غنی هم آن را نتیجه‌ی تلاش‌های خستگی‌ناپذیر دو کشور برای رشد اقتصاد منطقه‌ای و رفاه آینده دانست.


    دهن‌کجی کابل به امریکا؟
    هم‌زمان با گرم شدن روابط کابل-تهران، آگاهان سیاسی تأکید دارند که این تغییر دیدگاه، درواقع آخرین تقلای کابل برای تغییر سیاست امریکا در روند کنونی صلح است.
    رحمت‌الله بیژن‌پور، آگاه سیاسی، به روزنامه صبح کابل می‌گوید که برجسته‌سازی ایران به یک‌بارگی، تحول‌های جدید در سیاست‌های کابل در آستانه‌ی گفت‌وگوهای صلح است.
    او تأکید دارد: «حکومت افغانستان بر این باور است که امریکایی‌ها، طالبان و هیئت مذاکره‌کننده، مصمم شده‌اند که دولت‌ موقتی را بپذیرند که بیش‌تر طرف‌ها با آن موافقت کرده‌اند. با این حال به نظر می‌رسد که دولت، دست‌کم خودش را در انزوا می‌بیند و تلاش می‌کند که به یک سری رگه‌های مخالفت برای تغییر سیاست‌گذاری امریکا پس از سوگند رییس‌جمهور جدید، دست بزند.»
    به گفته‌ی این آگاه سیاسی، آقای غنی با این کار می‌خواهد به امریکا بگوید که هرچند حالا طالبان به دست آن‌ها است و هر آن‌چه می‌خواهند توسط آن‌ها انجام می‌دهند؛ اما افغانستان می‌خواهد برای بقای خود در منطقه تلاش کند. «بدیهی است که سیاست اخیر افغانستان یک فشار است به‌خاطر این‌که دولت در انزوا نرود، توجه را جلب کند از سوی امریکا و متحدان دیگر بین‌المللی‌اش.»
    از سویی هم سجاد مولایی، آگاه سیاسی، تأکید دارد که افغانستان روابط کشورهای همسایه‌اش را با طالبان درک کرده است و اگر ابتکار از دست کابل بیرون شود؛ حمایت ایران و پاکستان از جریان مخالف، می‌تواند ضربه‌ی مهلکی به حکومت افغانستان باشد؛ چنین دلیلی سبب شده است که حکومت افغانستان می‌خواهد اوضاع منطقه را به نفع خود تغییر بدهد.
    آقای مولایی به روزنامه صبح کابل می‌گوید: «وقتی سفرهای اخیر نمایندگان طالبان به تهران و اسلام‌آباد صورت گرفت، کابل تلاش کرد که ابتکار عمل نباید به دست طالبان بیفتد. به همین خاطر مقام‌های افغانستان به چندین کشور منطقه‌ای سفر کردند و با آن‌ها دیدارهایی داشتند.»

    صبح کابل

  • امریکا حمایت خود از نیروهای امنیتی افغان را ادامه می دهد

    امریکا حمایت خود از نیروهای امنیتی افغان را ادامه می دهد

     جنرال مک کنزی، قوماندان مرکزی ایالات متحده امریکا در دیدار با رییس جمهور غنی بر دوام همکاری‌های این کشور با نیروهای امنیتی افغان تاکید کرده است.

    در اعلامیه‌ای که روز دوشنبه، یکم جدی از سوی ارگ ریاست جمهوری به نشر شد، آمده است رییس جمهور غنی با فرمانده مرکزی ایالات متحده امریکا دیدار کرده است.

    در این دیدار که در ارگ ریاست جمهوری انجام شده، امرالله صالح معاون اول رییس جمهور، لوی درستیز وزارت دفاع ملی، رییس عمومی ادارۀ امور، قوماندان عمومی ماموریت حمایت قاطع و شارژدافیر سفارت ایالات متحدۀ امریکا حضور داشته‌اند.

    براساس اعلامیه ارگ ریاست جمهوری، در این نشست هر دو جانب در مورد روند صلح و حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی کشور گفت‌وگو کردند.

    در این دیدار جنرال مک کنزی بار دیگر تعهد دوام‌دار ایالات متحده امریکا را در راستای حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی افغان اعلام کرد.

    مک‌کنزی گفت ایالات متحده امریکا همکاری‌های دوام‌دارش با نیروهای امنیتی افغانستان را ادامه می‌دهد.

    گفتنی است که ایالات متحده امریکا پس از امضای توافق‌نامه صلح با امریکا، تعداد نیروهایش را در افغانستان کاهش داده است.

    طبق اعلام کاخ سفید، قرار است که شمار نیروهای امریکایی در افغانستان را به دو هزار ۵۰۰ تن کاهش دهد.

  • وزیر خارجه ایران: خروج نیروهای خارجی از ایران باید مسئولانه باشد

    وزیر خارجه ایران: خروج نیروهای خارجی از ایران باید مسئولانه باشد

    وزیر خارجه‌ی ایران خواهان خروج نیروهای خارجی به گونه‌ی قانون‌مند و حساب‌شده از افغانستان است.

    محمدجواد ظریف، وزیر خارجه‌ی ایران، در گفت‌وگو با طلوع نیوز، گفت خروج نیروهای خارجی از افغانستان باید حساب‌شده باشد و با تحویل مسئولانه‌ی مسئولیت‌های امنیتی به نیروهای افغان صورت بگیرد.

    آقای ظریف، گفت حضور نیروهای خارجی، سبب ایجاد حساسیت‌های داخلی می‌شود و از این حساسیت‌ها گروه‌های تندرو و افراطی برای اهداف تروریستی استفاده می‌کنند. نمونه‌ی آن در عراق، ظهور ابومعصب زرقاوی بود. پس از حضور امریکا در افغانستان، احساسات گروه‌هایی جریحه‌دار شد که توسط طالبان، داعش و القاعده مورد استفاده قرار گرفتند.

    ظریف از مذاکره‌ی امریکا با طالبان در دوحه انتقاد کرد.

    او گفت: «امریکا با طالبان در باره‌ی آینده‌ی افغانستان تصمیم‌گیری کرد، امریکا باید تسهیل‌کننده‌ی گفت‌وگوهای بین‌الافغانی باشد، نه آن‌که با این گروه تماس بگیرد و به توافق برسد و کار را به جایی برساند که آن گروه، هیچ مبنایی را جزء توافق با امریکا به عنوان مبنا نپذیرد.»

    وزیر خارجه‌ی ایران، به ارتباط ایران با گروه طالبان اشاره کرد و گفت که طالبان اقدام‌های تروریستی زیادی را انجام داده و این گروه نزد دولت ایران، یک گروه «تروریستی» است.

    آقای ظریف، در ادامه‌ی صحبت‌هایش به حضور بیش از دوهزار افغان در جنگ سوریه اشاره کرد. او گفت که شهروندان افغانستان به گونه‌ی داوطلبانه به سوریه رفته اند و ما در آن‌جا برای شان سلاح توزیع کردیم و اگر نیاز شود، نیروهای بیشتری را می‌فرستیم.

    ظریف گفت اگر دولت افغانستان بخواهد، می‌تواند از این نیروها در پیکار با گروه‌های تروریستی و به ویژه گروه داعش، استفاده کند.

    پیش از این، مجید تخت روانچی، نماینده‌ی دایمی ایران در سازمان ملل نیز، روز جمعه (۲۸ قوس) گفته بود که خروج نیروهای خارجی از افغانستان باید مسئولانه و برنامه‌ریزی شده انجام شود.

    وزارت خارجه‌ی امریکا، در تاریخ (۱۰ قوس) نیز از حضور افغان‌ها در جنگ سوریه ابراز نگرانی کرده بود. وزارت خارجه‌ی امریکا گفته بود: «سپاه پاسداران ایران برای افزایش نفوذ خود در خارج از کشور، جنگ‌جویان بیگانه استخدام می‌کند.»

  • امریکا: در صورت حمله ایران در سالگرد سلیمانی آماده واکنش هستیم

    امریکا: در صورت حمله ایران در سالگرد سلیمانی آماده واکنش هستیم

    جنرال مکنزی، فرمانده‌ی مرکزی نیروهای امریکا (سنتکام) گفت اگر ایران بخواهد در سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی حمله کند، امریکا آماده‌ی واکنش است.

    جنرال مکنزی که پیش از سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی به شماری از کشورهای منطقه سفر کرده است؛ می‌گوید: «ما آماده‌ایم، از خودمان، دوستان مان و شریک‌های مان در منطقه دفاع کنیم و در صورت نیاز واکنش نشان دهیم.»

    سنتکام، عملیات نظامی را در خاورمیانه، شمال افریقا و آسیای میانه به عهده دارد.

    سفرهای اخیر جنرال مکنزی به بغداد، سوریه و اردن، نشان می‌دهد که امریکا آماده‌ی واکنش به هر نوع حمله از سوی ایران است.

    هفته‌های پیش نیز، جنرال مارک میلی، رییس ستاد مشترک ارتش امریکا، به افغانستان، اسراییل، عربستان و قطر سفر کرده بود و تا زمانی که از آن‌ کشورها بیرون نشد، سفرش مخفی نگهداشته شده بود.

    آقای مکنزی در حالی از آمادگی امریکا در برابر حملات ایران خبر می‌دهد که شامگاه یک‌شنبه (۳۰ قوس/ ۲۰ دسامبر) سفارت امریکا در بغداد هدف حملات موشکی قرار گرفت. مقام‌های امنیتی شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران را عامل این حملات موشکی خواندند.

    قاسم سلیمانی، فرمانده‌ی نیروی قدس سپاه پاسداران، ۱۳ جدی سال ۱۳۹۸ توسط هواپیماهای بی‌سرنشین امریکا در عراق  کشته شد. مقام‌های ایران پس از کشته شدن او، بارها از انتقام گرفتن سخن گفته اند.

    علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در دیدار با ستاد بزرگ‌‌داشت سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی، گفت که قاتلان سردار سلیمانی باید انتقام پس بدهند.

  • ترامپ بودجه موقت دولت را امضا کرد

    ترامپ بودجه موقت دولت را امضا کرد

    رئیس‌جمهور آمریکا پیش‌نویس بودجه موقت برای یک روز دیگر را تصویب کرد تا از تعطیلی دولت فدرال آمریکا جلوگیری کند.

    کاخ سفید اعلام کرد دونالد ترامپ روز دوشنبه لایحه بودجه موقت یک روزه کنگره را برای جلوگیری از تعطیلی دولت خود به امضا رساند. مهلت تصویب بودجه دولت فدرال آمریکا نیمه شب یکشنبه به پایان رسیده است و بودجه فعلی با کاهش موقت تعدادی از نهاد‌های فدرال همراه می‌شد.

    ترامپ روز جمعه نیز یک مصوبه کنگره برای تمدید دو روزه تامین بودجه فدرال را امضا کرد تا مانع تعطیلی دولت آمریکا براساس مهلت از پیش تعیین شده از سوی کنگره شود و به طور موقت تامین بودجه دولت را تا 48 ساعت دیگر میسر کرد.

    پیشتر اعلام شد در صورتی که نمایندگان کنگره آمریکا در خصوص بسته کمکی ویژه کرونا به توافق نرسند، بخشی از دولت آمریکا ظرف 24 ساعت آینده تعطیل می‌شود.

    پیش نویس بودجه موقت که باعث صرفه جویی در وقت برای بحث و تبادل نظر درباره بسته حمایتی 900 میلیارد دالری برای اثرات اقتصادی نوع جدید ویروس کرونا و همچنین پیش نویس بودجه 1.4 تریلیون دالری می شود، پس از تصویب در مجلس نمایندگان آمریکا با 60 رأی مخالف در برابر 320 رأی موافق٬ در مجلس سنا نیز تصویب شد.

  • آیا اردوغان از بایدن نگران است؟

    آیا اردوغان از بایدن نگران است؟

    متحدان عرب و غیرعرب امریکا، به تناسب نوع رویکرد جو بایدن نسبت به هر یک، خود را در افق نزدیک تحولات، اثرپذیر می‌بینند و به همین دلیل به اشکال مختلف برای این رخداد، خود را آماده می‌کنند. از جمله بازیگران غرب آسیا، ترکیه، اسراییل و عربستان از سیاست و رویکرد‌های بایدن در روابط دوجانبه یا منطقه‌ای نگران هستند.

    بایدن و مشاور امنیت ملی وی در قبال ترکیه و عربستان چندین‌بار مواضع صریحی داشته‌اند و اردوغان از این منظر که رفتار فرصت‌طلبانه‌ای در بازی‌های منطقه‌ای از خود نشان داده و همراهی مطلوبی از خود نشان نداده و با کارت تسلیحات روسیه، طرف‌های اروپایی و امریکا و ناتو را به چالش کشیده و امتیاز‌خواهی کرده یا در سرکوب جریان گولن تمامی خطوط قرمز را پشت سر گذاشته، عنصری نامطلوب ارزیابی شده و عربستان با بهانه حقوق بشری، ولی ناکارآمدی در سیاست‌های منطقه‌ای امریکا به‌ویژه تولید بن‌بست و شکست در یمن، خود را تحت فشار‌های جدید امریکایی خواهند دید؛ لذا هر دو بازیگر در تکاپوی بازبینی یا بهینه کردن سیاست‌های‌شان و تولید کارت‌های بازی برای کاستن از سیاست‌های تنبیهی بایدن قرار گرفته‌اند.

    سعودی‌ها که از یک سال پیش به این سو، هیچ ابتکار عمل برتری‌سازی در قبال پرونده یمن ندارند، به‌دنبال ترمیم روابط با ترکیه هستند تا از وزن آن‌ها برای توقف برتری انصارالله و حکومت یمن بهره بگیرند و اردوغان با پرونده قره‌باغ وارد یک فاز نظامی و امنیتی شده و تا مرز چالش‌سازی برای ایران هم در مراسم رژه باکو پیش رفته تا نظر بایدن را جلب کند و با تعیین سفیر خود پس از مدت‌ها سردی روابط، به لابی اسراییل دل بسته است. ولی روند تحولات قره‌باغ با شرایط جدیدی روبه‌رو شده است.قره‌باغ کوهستانی در اختیار کامل روس‌ها قرار گرفته و کریدور ارتباطی با ارمنستان نیز انحصاراً با نظامیان روس اداره می‌شود و ترک‌ها و آذری‌ها از آن کنار گذاشته شده‌اند. روس‌ها که از مسیر درگیری دو طرف ارمنی و آذری، به‌دنبال به قدرت رساندن جریان طرفدار خود بودند، هنوز به هدف خود نرسیده و پاشینیان در قدرت باقی مانده است؛ لذا روس‌ها به‌زودی صدور پاسپورت و تابعیت به شهروندان قره‌باغ را شروع می‌کنند که در عمل نوعی فشار به جناح غربی ارمنستان و پوچ کردن همه دستاورد‌های ترکیه و آذری‌ها در جنگ قره‌باغ خواهد بود و برنده اصلی تا این مرحله، روس‌ها خواهند بود و به همین منظور مذاکرات پنهان با ایران را در دستور کار دارند.

    این بدان معناست که اردوغان در نبرد قره‌باغ با دست خالی روبه‌روست و تنها گزینه کم‌هزینه برای اردوغان، کنار آمدن با سعودی‌ها برای نجات محمد بن‌سلمان در یمن است که شاید بایدن را نیز راضی کند. در حقیقت، سیاست صفر کردن چالش با همسایگان در رویکرد شرقی ترکیه که داود اوغلو برای ترکیه نظریه‌پردازی کرده، به نقطه‌ای رسیده که نه‌تنها با امریکا و اروپا، بلکه در محیط منطقه‌ای نیز، چالش‌های اردوغان به حداکثر رسیده و ناچار است از سیاست‌های جاه طلبانه دست برداشته و رویکرد امتیازدهی و تعهدات جدید به امریکا و عربستان را برای کارگشایی بن‌بست‌های آنان بپذیرد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • خلیلزاد: با وجود توافق نامه صلح امریکا و طالبان جنگ در افغانستان دیگر مشروعیت ندارد

    خلیلزاد: با وجود توافق نامه صلح امریکا و طالبان جنگ در افغانستان دیگر مشروعیت ندارد

    زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی وزارت خارجه‌ی امریکا برای صلح افغانستان، از طرف‌های درگیر خواست هرچه زودتر سطح خشونت‌ها را کاهش داده و آتش‌بس کنند.

    آقای خلیل‌زاد، بامداد یک‌شنبه (۳۰ قوس)، در برگه‌ی تویترش نوشت کشته شدن غیرنظامیان در ولایت غزنی که اکثر آن‌ها را کودکان تشکیل می‌داد، دردآور است.

    او افزود: «کشتن و مرگ افغان‌ها، به شمول غیرنظامیان، بسیار معمول شده است. ما سطح بلند خشونت‌ها و افرادی که مرتکب آن می‌شوند را محکوم می‌کنیم. هدف آن‌ها ایجاد نفاق و استفاده از خشونت برای تضعیف افغان‌هایی است که به صلح، ختم دایمی خشونت و یک افغانستان مرفه متعهد اند.»

    آقای خلیل‌زاد، با تاکید بر کاهش فوری خشونت‌ها و برقراری آتش‌بس، گفت طرف‌های درگیر، باید یک‌جا و با حمایت بین‌المللی، در سطح تمام کشور به خطرات مواد منفجر ناشده و ماین‌ها رسیدگی کنند تا حیات ارزشمند کودکان و بزرگ‌سالان نجات یابد.

    به گفته‌ی او، با موجودیت توافق‌نامه‌ی امریکا – طالبان، جنگ و کشتار میان‌افغانی مشروعیت اش را از دست داده است و طرف‌های درگیر باید به خواسته‌های مردم احترام گذاشته و هرچه زودتر به یک توافق سیاسی برسند.

    این در حالی است که روز جمعه (۲۸ قوس)، در ولسوالی گیلان ولایت غزنی، یک سرگلوله‌ی هاوان باقی‌مانده از جنگ انفجار کرد و در نتیجه‌ی آن، ۱۵ کودک کشته شدند و ۲۰ کودک دیگر زخم برداشتند.

  • دو کنسولگری امریکا در روسیه تعطیل می‌شود

    دو کنسولگری امریکا در روسیه تعطیل می‌شود

    وزارت خارجه‌ی امریکا در نامه‌ای به کنگره‌ی این کشور، از تعطیلی دو کنسولگری در روسیه خبر داده است.

    تعطیلی دو کنسولگری در روسیه، (۲۰ قوس/ ۱۰ دسامبر) صادر شده بود و خبر آن پس از آن در رسانه‌ها درز کرده که امریکا روسیه را عامل حمله‌های سایبری به نهادهای دولتی این کشور دانسته است.

    این دو کنسولگری، در شهرهای ولادی‌وستوک در شرق روسیه و یکاترینبورگ در ناحیه‌ی فدرال موقعیت دارند و قرار است دیپلمات‌های آن، به سفارت امریکا در مسکو منتقل شوند.

    روابط میان امریکا و روسیه در حالی دچار تنش شده که قرار است تا یک ماه دیگر، جو بایدن کارش را به عنوان رییس‌جمهور امریکا آغاز کند. جو بایدن در زمان کارزار انتخاباتی‌اش از موضع سخت امریکا در قبال روسیه سخن گفته بود.

    در چند روز گذشته، بسیاری از نهادها و سازمان‌های دولتی امریکا، مانند وزارت مالیه و امنیت ملی، با حملات گسترده‌ی سایبری روبه‌رو بوده است که امریکا روسیه را عامل آن می‌داند.

    مایک پمپیو، وزیر خارجه‌ی امریکا، روز جمعه (۲۸ قوس/ ۱۸ دسامبر) در گفت‌وگویی با یک رادیوی امریکا، گفت که «کاملا آشکار» است که روسیه در حملات سایبری دست داشته است.

    گفتنی است که فرمان تعطیلی دو کنسولگری در روسیه، سه روز پیش از حملات سایبری علیه نهادهای امریکایی صادر شده بود.