برچسب: امریکا

  • دورنمای افغانستان در نشست صلح استانبول

    دورنمای افغانستان در نشست صلح استانبول

    به نظر می‌رسد در سال ۱۴۰۰، مهم­ترین متغیر تأثیرگذار بر سیاست داخلی و خارجی افغانستان موضوع روند صلح و تشکیل دولت انتقالی باشد. پس از اینکه آنتونی بلینکن خبر بازنگری توافقنامه دوحه میان امریکا و طالبان را مطرح نمود، طالبان ضمن عقب نشینی از مذاکرات صلح بین الافغانی دوحه با حکومت کابل و نمایش قدرت از طریق افزایش سفر به کشورهای منطقه و گسترش دامنه عملیاتها در افغانستان، اعلام کرد که امریکا باید به تعهدات خود طبق توافقنامه مذکور از جمله خروج از افغانستان عمل کند، در غیر این صورت، آنها پاسخگوی تبعات این موضوع نخواهند بود. دولت بایدن با مشاهده جدیت طالبان در خصوص عدم ادغام با حکومت کابل به رهبری اشرف غنی، بن بست گفتگوهای بین الافغانی دوحه، نزدیک شدن به زمان خروج نیروهای خارجی طبق توافقنامه دوحه با طالبان؛ طرح “دولت انتقالی صلح” را مطرح کرد و جهت تسریع دستیابی به طرح موردنظر، حتی به دولت افغانستان هشدار آمرانه داد. از دید امریکا، آنچه طالبان در خصوص خروج نیروهای خارجی تا قبل از ماه می ۲۰۲۱ طبق توافق دوحه می گویند، عملیاتی نیست. تیم بایدن حداقل ۶ ماه موضوع خروج را به تعویق خواهند انداخت و حتی ممکن است تعداد نیروها را مقداری افزایش دهد. در طی این شش ماه، چارچوبِ نهایی شده در نشست آپریل ۲۰۲۱ ترکیه تثبیت خواهد شد.

    هر چند براساس رویکرد دموکراتها بایستی موضوع حقوق بشر و دموکراسی در افغانستان مدنظر دولت کنونی امریکا باشد، اما از دید بایدن، افغانستان مانند یک باتلاق است و اوضاع آن از طریق ملت سازی درست شدنی نیست. واقعیت قدرت و جایگاه طالبان در افغانستان و لزوم توجه امریکا به مهار چین باعث می شود که دولت بایدن نیز مانند دولت اوباما، شعارهای دموکراتیک را قربانی منافع استراتژیک ایالات متحده نماید. ابقای زلمی خلیلزاد در سمت نماینده رئیس جمهور امریکا در مذاکرات صلح افغانستان و ارائه طرح دولت انتقالی صلح که به معنای پایان حکومت اشرف غنی است، نشان از برتری منافع استراتژیک بر شعارهای دموکراتیک نزد کاخ سفید دارد. در واقع، طرح دولت انتقالی صلح به دنبال ایجاد تغییر در تمام ساختارهای بنیادی نظام موجود از ساختار سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه گرفته تا شوراهای ولایتی و قانون اساسی فعلی افغانستان است. در ضمن، ایجاد شورای عالی فقه اسلامی که با هدف تأمین نظر طالبان در طرح دولت انتقالی صلح توسط دولت بایدن مطرح شده است، به احتمال فراوان به اصلاح برخی از اصول حقوق بشری و ارزشهای مدنی موجود در قانون اساسی افغانستان منجر خواهد شد. ناخشنودی مقامات حکومت اشرف غنی از طرح جدید امریکا در حالی مطرح شده است که مشخص است دولت کابل بدون حمایت امریکا به عنوان اصلی ترین شریک استراتژیک و نیز مهمترین حامی مالی و نظامی خود نمیتواند دوام بیاورد.

    در مجموع، تعدد جلسات در دوحه، مسکو، استانبول و فشار بر دولت اشرف غنی از جانب امریکا جهت پذیرش طرح دولت انتقالی، از نوعی عجله امریکا در موضوع صلح افغانستان حکایت دارد. چنانکه در نشست ۲۸ حوت در مسکو، حکومت افغانستان نتوانست نقش کامل و قابل توجهی ایفا کند. مردم افغانستان که پس از امضای توافق نامه صلح طالبان و امریکا و به رغم وعده های داده شده، شاهد افزایش خشونتها و ناامنی ها در کشور بودند، اکنون نیز پس از ارائه طرح جدید دولت بایدن در خصوص دولت انتقالی صلح، نگران تأمین منافع امریکا در پس این طرح به بهای قربانی شدن جان و مال افغانها هستند.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • بلینکن به بروکسل سفر می کند

    بلینکن به بروکسل سفر می کند

    آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه ایالات متحده قرار است این هفته دوباره به بروکسل برود. افغانستان، اکراین، روسیه و ایران در آجندای این سفر است.
    هرچند جزئیات بیشتری در مورد افغانستان منتشر نشده، اما آمادگی‌ها برای برگزاری کنفرانس صلح استانبول در مورد افغانستان احتمالاً موضوع مورد بحث باشد.
    بر بنیاد این گزارش، لوید آستین وزیر دفاع امریکا که سفری را روز شنبه به بلجیم، اسراییل، آلمان و انگلیس آغاز کرده قرار است در بروکسل با وزیر خارجه یکجا شود.
    این سفر در حالی صورت می‌گیرد که تنش‌ها در روابط روسیه و ایالات متحده بر سر اوکراین افزایش یافته است.
    ترکیه به تازگی گفته است ایالات متحده دو کشتی جنگی را از تاریخ ۱۴ تا ۱۵ اپریل به دریای سیاه اعزام خواهد کرد.

  • واشنگتن پست: بایدن به دنبال رهبری جهانی امریکا می باشد

    واشنگتن پست: بایدن به دنبال رهبری جهانی امریکا می باشد

    واشنگتن پست در گزارشی با اشاره به رویکردهای دولت بایدن در حوزه های مختلف نوشت: بایدن معتقد به رهبری جهانی آمریکاست؛ اما این رهبری را تنها در گرو برقراری ارتباط با دوستان و دشمنان و نیز پیشبرد نظم مبتنی بر قانون در جهان می داند.

    “دیوید ایگناشس” ستون نویس واشنگتن پست در این گزارش می افزاید: “آنتونی بلینکن” وزیر خارجه آمریکا رویکرد “جو بایدن” در مورد موضوعات اصلی سیاست خارجی آمریکا را اینگونه شرح می دهد:”هیچ دکترینی نمی تواند به اندازه یک قالب ذهنی عملگرا، حلال مسائل و مشکلات باشد. آن قالب ذهنی این است: حل مشکلات، برقراری ارتباطی واضح و روشن با دوستان و دشمنان، پیشبرد نظم مبتنی بر قانون و برداشتن گام در وقت مناسب.

    بلینکن در این هفته در مصاحبه ای ۴۵ دقیقه ای با من (نگارنده مطلب) که اولین مصاحبه طولانی مدتش در این سمت بوده است شرکت کرد و جهان بینی بایدن و مبانی اصلی سیاست خارجی دولت او را تشریح کرد.

    تا قبل از این مصاحبه و تشریح این مبانی، هیچکس از کم و کیف و ذهنیات بایدن و نحوه تصمیم گیری هایش در حوزه سیاست خارجی مطلع نبود. اما این مصاحبه، دریچه ای رو به قالب ذهنی بایدن در حل مهمترین موضوعات روز سیاست خارجی آمریکا گشود.

    – افغانستان: افغانستان؛ اضطراری ترین و فوری ترین مسئله پیش رو است

    بلینکن بی هیچ ابهامی در باب موضوع گفت که؛ بایدن سربازان آمریکایی را به خانه بازخواهد گرداند، منتها جدول زمانی برای عقب نشینی معین نکرده است.   من از بلینکن سوال کردم: بایدن در یک مصاحبه خبری یک مهلت نهایی برای عقب نشینی از افغانستان را ترسیم کرده است. آیا او در این زمینه به اشتباه گفت که نمی توانم سال آینده سربازان آمریکایی را در افغانستان مجسّم کنم.

    بلینکن پاسخ داد: ” این دقیقا بازتاب کامل همان تفکرات خود اوست. فکر می کنم این اصلاً اشتباه نیست. ما ۲۰ سال است که در حوزه سیاست خارجی کار می کنیم.  کاملا واضح است که بایدن در مقام رئیس جمهوری مایل است نبرد افغانستان را با یک پایان مسئولیت پذیر خاتمه اش بدهد. رسیدن به یک چنین اختتامی؛ لازمه اش این است که ما سربازانمان را به خانه برگردانیم”.

    در همین زمینه؛ بایدن دارد نهایت تلاشش را می کند تا طرحی بریزد که همزمان با عقب نشینی نیروهای آمریکایی، در آنِ واحد، یک انتقال قدرت با ثبات در کشور اتفاق بیفتد.

    به من گفته شده است که مذاکره کنندگان آمریکایی، برخی از ایده های دقیق انتقال را به اطلاع طالبان و دولت کابل رسانده اند. از جمله این ایده های پیشنهادی عبارتست از: اصول اساسی حاکمیت، انتخابات زودهنگام، سایر اقدامات تقسیم قدرت و پیشنهادهایی برای دستیابی به آتش بس پایدار.

    بایدن خوب از این خطر آگاه است و می داند که به محض رفتن سربازان آمریکایی؛ افغانستان مستعد آن است که بی درنگ به دامن یک جنگ داخلی بازگردد. همچنین القاعده” تنها ظرف دو سال بعد از رفتن سربازان آمریکایی دوباره لانه های قدیمی اش را احیا و بازسازی کند.

    اما دولت بایدن به دنبال حفظ یکی از پایگاه های خود و همین نیروی اندک باقیمانده هم می تواند مشغول جمع آوری اطلاعات و عملیات ضد تروریسم شود. طالبان دارد مراکز استانها را تصرف می کند.

    بلینکن وقتی از افغانستان صحبت می کند، دائما به عبارت “فروتنی و اعتماد به نفس” اشاره می کند. این عبارت، نقطه نظر او و بایدن است در مورد قدرت آمریکا.

    تجربه دو کشور عراق و افغانستان به بایدن آموخته است که آمریکا نمی تواند نتیجه را دیکته کند اما؛ آمریکا یک “نیروی محرّک قوی” است.

    – روسیه؛  رویکرد دولت بایدن یک رویکرد عمل گرایانه است

    از بلینکن سوال شد؛ بایدن چطور می تواند از یک طرف “ولادیمیر پوتین” را یک “قاتل” بنامد اما از طرف دیگر؛ با او کار هم می کند.

    بلینکن پاسخ داد:” رویکرد بایدن در قبال روسیه، رویکرد سیاست واقعی(Realpolitik) است. از طرفی هم باید روسیه را بابت اقدامات نسنجیده و خصمانه اش پاسخگو کرد و از طرفی می توان در حوزه هایی که منافع مشترک ما در آن نهفته است، ما رویمان گشاده است و می توانیم در آن حوزه ها با آنها کار کنیم”.

    وزیر امو رخارجه آمریکا از اقدام ماه گذشته پوتین که هزاران سرباز و سلاح سنگین را به مرزهای اوکراین فرستاده است ابراز نگرانی کرد. وزارت خارجه آمریکا ترسش از آن است که این حرکت روسیه، تلاشی باشد برای تحریک اوکراینی ها و اقدامی باشد برای محک زدن آستانه تحمل واشنگتن. این مسئله می تواند منجر به چیزی بسیار خطرناکتر شود.

    آمریکا؛ “خویشتنداری ” اوکراین را در قبال این تحرکات روسیه تحسین کرده و از اینکه “کی یف” به دام تَله مسکو نیفتاده از او قدردانی کرده است.
    اما روس ها ظاهرا خیال عقب نشینی ندارند. بلینکن می گوید:” نگرانی هنوز پابرجاست. ما با دقت اوضاع را پیگیری می کنیم”.

    – چین؛ رویکرد دولت بایدن تلفیقی و تاکیدی است بر حفظ منافع آمریکا و بررسی زمینه های همکاری با پکن

    در این مورد بلینکن شرح می دهد:” پیامی که بایدن ماه گذشته به من داد تا آن را در اجلاس آنکوراژ” به اطلاع رهبران چین برسانم این بود که اقدامات چین در سین کیانگ و یا هنگ کنگ و یا تایوان و یا در دریای چین جنوبی، صرفا موضوعات داخلی نیستند. بلکه این اقدامات، نظم بین الملل را که مبتنی بر قانون است تهدید می کنند”.

    بلینکن تأکید کرد: “هدف ما این نیست که چین را مهار کنیم و به عقب برانیم و سرش را به زمین بزنیم”.

    – رهبری آمریکا

    وزیر خارجه آمریکا تاکید می کند:”در جهانی که با سرعتی فوق العاده و غیرقابل تصور دارد به پیش می رود، بایدن پیرو ایده های بسیار سنتی درباره رهبری جهانی آمریکاست. عقیده بایدن پیرامون رهبری جهانی آمریکا همیشه همین بوده است و امروز هم همین است و او معتقد است؛ وقتی ما از رهبری جهان شانه خالی می کنیم، در آن موقع شخص دیگری که به احتمال فراوان این شخص “چین” است، سعی می کند خودش را به زور در جای ما بنشاند، آن هم نه بطور طبیعی، بلکه به روشی که ممکن است به منافع آمریکا و به ارزش های آمریکا لطمه بزند”.

    بلینکن ادامه می دهد:”اصلا دنیا هیچ رهبری ندارد و به حال خودش رها شده است و هرکی به هرکی است و قانون جنگل بر آن حاکم است و هرکس می خواهد رهبر آن باشد و یا اینکه هرکس می خواهد هرکاری دلش خواست انجام بدهد. آن موقع؛ آمریکا و دوستانش حتما آسیب خواهند دید”.
    شاید دیدگاه بایدن در مورد رهبری آمریکا این باشد که او معتقد به بسط دادن شکل های جدیدی از همکاری است.

    بلینکن در ارتباط با موضوع “رهبری آمریکا” از ائتلافی نام برد که مشتمل است بر” برخی دموکراسی ها” و برخی از سهامداران بزرگ مانند شرکت های جهانی فناوری.

    او اشاره کرد:” هدف این است که مشکلات خیلی بزرگ جهان حل بشوند. و این مشکلات خیلی بزرگ فقط به صورت جمعی قابل حل هستند؛ مثل بیماری های همه گیر جهانی، تغییرات آب و هوایی و تکنولوژی های مخرب”.

    سیاست خارجی آمریکا همیشه دغدغه ذهنی اش این بوده است که یک توازنی عملی میان ارزش هایش و منافعش برقرار کند.

    امروز در قرن بیست و یکم؛ بایدن به یک سری از نقاط ضعف و محدودیتهای آمریکا اشراف کامل دارد.

    بایدن می داند که قدرت نظامی آمریکا محدودیتهایی دارد. او می داند که آمریکا بطور سنتی همواره بر برخی تعاملاتش تاکید خاص دارد.

    وجه تمایز بایدن از دو مقام سلفش یعنی ” دونالد ترامپ” و “باراک اوباما” هم همین علم او به این محدودیتهای آمریکاست. آن دو مقام هم گرفتار همین معما و چالش بوده اند، اما تجربه کافی بایدن را در حل معما نداشته اند.

    نوع نگاه بایدن به جهان؛ ریشه در گذشته او دارد. اما امروز؛ گذشته نیست. امروز؛ حال است و واقعیت های غیرقابل انکارش.
    یک عمر قرارداد بستن و یک عمر توافق امضا کردن، امروز با هنر نگاه واقع بینانه و مدرن داشتن به واقعیتها و مقدورات و امکانات موجود ممزوج شده  و آن ایده های قدیمی را کمی تعدیل کرده است.

  • متیو روژانسکی مشاور بایدن در امور روسیه می شود

    متیو روژانسکی مشاور بایدن در امور روسیه می شود

    نشریه امریکایی آکسیوس به نقل از منابع آگاه گزارش داد، جو بایدن رئیس‌جمهور امریکا، متیو روژانسکی، مدیر موسسه کنان مرکز بین‌المللی دانش و پژوهان وودرو ویلسون را به عنوان کاندیدای پست مشاور شورای امنیت ملی امریکا در امور روسیه در نظر می‌گیرد.

    این نشریه یادآوری می‌شود که روژانسکی اغلب به‌خاطر رفتار ملایم خود در برابر مسکو مورد انتقاد قرار می‌گرفت. به‌طور مثال او در سال 2017 میلادی اظهار داشت که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، یک چالش بزرگ برای امریکا است، در حال که استدلال کرده بود که افزایش کشمکش‌ خطرات غیرقابل قبول دارد.

    طبق گزارش، حامیان امریکایی از یک رویکرد قدرتمندانه برای گفتگو با مسکو نگران انتصاب احتمالی روژانسکی به‌عنوان مشاور شورای امنیت ملی امریکا در امور روسیه هستند.

    در اوایل ماه اپریل، گزارش شد که امریکا روسیه را مسوول بی‌ثباتی در روباط می‌داند.

  • پیش نویس طرح دولت برای نشست استانبول نهایی شده است

    پیش نویس طرح دولت برای نشست استانبول نهایی شده است

    طبق اعلام شورای عالی مصالحه، کمیته‌ تهیه و توحید پیش‌نویس طرح صلحِ امروز (یکشنبه، ۲۲ حمل) پیس‌نویس طرح صلح را به رهبری این شورا سپرده است.

    قرار است این پیش‌نویس به‌زودی در نشست کمیته‌ی رهبری شورای عالی مصالحه‌ ملی جهت تأیید ارایه ‌شود.

    شورای عالی مصالحه گفت پیش‌نویس طرح صلح که پس از تحلیل و توحید دیدگاه‌های مطرح شده در رابطه به صلح، تهیه شده است و بر حفظ و تقویت نظام جمهوری، حقوق شهروندی، حقوق بشر، آزادی بیان، رسانه‌ها، انتخابات، نهادهای ملی و ختم دایمی جنگ تأکید دارد.

    این شورا پیشتر اعلام کرده بود ۳۰ طرح در مورد صلح دریافت کرده است و این طرح‌ها برای ارایه در نشست استانبول توحید می‌شود.

    نشست استانبول در جریان هفته جاری برگزاری خواهد شد.

    امرالله صالح؛ معاون نخست ریاست جمهوری در سخنرانی خود در همایشی گفت نشست استانبول در جریان هفته جاری برگزاری خواهد شد و آجندای آن توافق روی حفظ ارزش‌ها، آتش‌بس و حکومت صلح است.

    او گفت هیات امریکایی به رهبری زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان اجندی نشست استانبول را با حکومت شریک کرده است.

    صالح، حفظ ارزش‌های دو دهه اخیرا، آتش‌بس و ایجاد حکومت صلح را اجندای نشست استانبول خواند.

    معاون نخست ریاست جمهوری اظهار داشت که نه مردم افغانستان و نه کشورهای منطقه امارات طالبان را نمی‌خواهند.

  • نی: آزادی بیان باید خط سرخ نشست  استانبول باشد

    نی: آزادی بیان باید خط سرخ نشست استانبول باشد

    در اعلامیه‌ای که روز یک‌شنبه (۲۲ حمل)، از سوی نی نشر شد، آمده است: «از آقای خلیل‌زاد رسما می‌خواهیم تا در نشست استانبول، اصل آزادی بیان و دست‌آوردها‌ی رسانه‌های افغانستان را به‌عنوان خط سرخ تعریف کرده و از دو طرف گفت‌وگوکننده بخواهد تا به آن احترام بگذارند.»

    در اعلامیه آمده است جامعه‌ی رسانه‌ای افغانستان، از سرنوشت آزادی بیان و رسانه‌ها نگران است تا مبادا در نشست استانبول، این ارزش‌ها نادیده گرفته‌شده یا مورد معامله قرار گیرد.

    نی افزوده است آزادی بیان و فعالیت‌های رسانه‌ای، از جمله حقوق اساسی شهروندان در قانون اساسی افغانستان است و باید در نشست استانبول، به آن حرمت گذاشته شود.

    نی، از حکومت افغانستان و گروه طالبان نیز خواسته است به خواست‌های قانونی و مشروع شهروندان و جامعه‌ی رسانه‌ای افغانستان حرمت گذاشته و نگذارند به دست‌آوردهای ۱۹ ساله‌ی جامعه‌ی رسانه‌ای، صدمه‌ا‌ی وارد شود.

    این در حالی است که قرار است در شانزدهم اپریل، شهر استانبول ترکیه میزبان گفت‌وگوهای صلح افغانستان باشد.

  • آیا خاورمیانه جدید ایرانی در راه است؟

    آیا خاورمیانه جدید ایرانی در راه است؟

    در تقویم تاریخ تحولات سیاسی منطقه و سیاست بین الملل، قطع رابطه سیاسی امریکا با ایران در ۲۰ حمل ۱۳۵۹ اتفاق افتاد. هنگامی که مقامات و نظریه پردازان امریکایی در اواخر دهه ۷۰ میلادی شاهد تحول در امن‌ترین منطقه تحت نفوذ و سیطره خود یعنی خاورمیانه بودند، هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند به همین راحتی، زمانی فرا رسد که مجبور شوند با متحدترین کشور منطقه که عنوان ژاندارم را صرفا برازنده او می‌دانستند، قطع رابطه کنند. خواب تحولات سال‌های ۵۷ تا ۵۹ برای مقامات کاخ سفید به مراتب دهشتناک‌تر از آن بود که تئوری پردازان و استراتژیست‌های امریکایی پیش بینی کرده بودند.

    در ۲۰ حمل ۱۳۵۹، به طور رسمی عمر سلطه امریکا در ایران پایان یافت. امریکا و قدرت‌هایی که شالوده فکری آنان بر پایه سلطه شکل گرفته بود، با تشکیل نظام جمهوری اسلامی که روابط تازه خود را در نظام بین الملل بر پایه نفی سلطه و استقلال طلبی آغاز کرده بود، عرصه را بر وجود خود تنگ دیدند و این بود که رسما قطع رابطه سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را اعلام کردند. هرچند که این قطع رابطه نه پایان، بلکه سرآغاز دشمنی‌ها و تنش امریکا با ایران بود، چراکه نفی سلطه یا رویکرد سلطه ستیزی و مقابله با نظام سلطه که از خصیصه ذاتی انقلاب اسلامی ایران بود، موضوعی نبود که خوشایند امریکا باشد و این قطع رابطه یعنی گام نهادن آن‌ها در مسیری که امروز با تحریم‌های متنوع و صد‌ها اقدام ریز و درشت دیگر در طول این ۴۱ سال به وقوع پیوسته و شاهد بوده ایم.

    اثبات توانمندی انقلاب اسلامی در تحقق آرمان‌ها، به مقایسه شرایط انقلاب اسلامی با دیگر انقلاب‌های مطرح جهان باز می‌گردد. در یک مقایسه تطبیقی می‌توان مدعی بود که نه انقلاب فرانسه و نه انقلاب اکتبر شوروی به عنوان دو انقلاب مطرح در تاریخ معاصر با این حجم از توطئه‌های خارجی و فراگیرترین تهدیدات و فشارهای بیرونی و جریان های تجزیه طلب داخلی برای براندازی مواجه نبوده‌اند. با وجود فشار، تهدید و تحریم، تا حال انقلاب اسلامی از اصول وآرمان‌های خود منحرف نشده است.

    پیروزی انقلاب اسلامی آغاز تحولات ژئوپلتیک در منطقه بود که ایران تحت سلطه و در اردوگاه غرب را، به یک کشور مستقل و قدرتمند منطقه‌ای به حرکت درآورد و پس از ۴۲ سال ایستادگی و مقاومت، نه تنها ایران را به یک بازیگر اصلی منطقه تبدیل کرده، بلکه در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت بین‌المللی قرار داده است. در همین راستا، وایل عصام معتقد است که با تصمیم اخیر جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده برای خروج بیشتر نیروهای آمریکایی از خلیج فارس واشنگتن به سمت کاهش حضور نظامی خود حرکت می کند و بیشتر نیروی نظامی خود را از عراق و سوریه خارج خواهد کرد و این به معنای کاهش بیشتر تاثیرگذاری سیاسی و نظامی این کشور خواهد بود، به این ترتیب ما بیشتر از هر زمان دیگری به خاورمیانه جدید ایرانی نزدیکتر می شویم.

    ایران در شرق جهان عرب به نظر می رسد از ایده نفوذ در پایتخت های این مطنقه فراتر رفته است، پس از این که متحدانش این نفوذ را برای این کشور تضمین کردند، اکنون به نفوذ منطقه ای وسیع تر از جلگه ی هند تا باب المندب و برقراری روابط و ائتلاف با کشورهای بزرگی همچون چین و چه بسا به زودی با روسیه فکر می کند.

    با امضای توافق چین و ایران به نظر می رسد که تهران پیام محکمی به واشنگتن ارسال کرد مبنی بر این که ما به تحریم‌ها توجهی نداریم و برای لغو آنها عجله نمی کنیم زیرا جایگزین هایی در اختیار داریم. این موضوع روزنامه «وال استریت ژورنال» را به نوشتن مقاله ‌ای تند درباره این توافقنامه سوق داد. خوانش‌های مشابهی در روزنامه های متعدد غربی در این زمینه مشاهده پذیر است. به عنوان مثال سردبیر «بی بی سی» در بخش خاورمیانه، جرمی بوئن، درباره این توافقنامه تصریح کرد: این توافق موضع ایران در مقابله با آمریکا را تقویت خواهد کرد.

    این در حالی است که تمام نشانه‌ها در میدان‌های درگیری در عراق، سوریه، لبنان و یمن به این مسئله اشاره می‌کند که آمریکایی‌ها در خاورمیانه عقب نشینی می‌کنند و متحدان این کشور همگی در این میدان‌ها موفقیتی در مقابله با ایران بدست نیاورده اند. به این ترتیب، پس از چهاردهه از قطع روابط سیاسی میان تهران و واشنگتن و رویارویی این دو کشور و متحدان انها،حرکت زمان به سود تهران سنجش می گردد و سخن در محافل سیاسی، دیپلوماتیک و رسانه ای از سلام کردن به خاورمیانه جدید ایرانی است.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • لانگ وار ژورنال: القاعده در 21 ولایت افغانستان فعالیت دارد

    لانگ وار ژورنال: القاعده در 21 ولایت افغانستان فعالیت دارد

    گزارشی تازه از سایت «لانگ وار ژورنال» نشان می‌دهد جنگجویان شبکه القاعده در 21 ولایت از 32 ولایت افغانستان فعالیت دارند.

    براساس گزارش سایت «لانگ وار ژورنال» که پنجشنبه 8 آوریل 2021 منتشر شد، شبکه القاعده در ده‌ها حمله در ولایت‌های گونا‌گون در افغانستان دست داشته‌اند. این شبکه در روزنامه این گروه به اسم «ثبات» از ماه نوامبر 2020 تاکنون از ده‌ها حمله در ولایت‌های افغانستان خبر داده‌ است.

    در حالی که گروه طالبان در وب سایت رسمی‌شان روزانه از ده‌ها حمله علیه نیروهای امنیتی و اهداف دولتی افغانستان گزارش می‌دهد، روزنامه «ثبات» شبکه القاعده فقط از حملاتی که جنگجویانش در شبه قاره هند و همچنین گروه‌های وابسته به آن، مانند «جهاد اسلامی» انجام می‌دهند، خبر می‌دهد.

    روزنامه «ثبات» از حضور جنگجویان شبکه القاعده در 18 ولایت، بدخشان ، بلخ، فراه، فاریاب، غزنی، هلمند، جوزجان، کاپیسا، کابل، قندهار، کنر، کندز، خوست، لوگر، ننگرهار، تخار، ارزگان و زابل خبر داد اما سایت «لانگ وار ژورنال» نوشت که نیروهای امنیتی افغان در دو ولایت دیگر نیمروز و پکتیکا جنگجویان القاعده را هدف قرار دادند که در مجموع می‌شود گفت آنان در 21 ولایت افغانستان فعالیت دارند.

    اما گزارش‌های مطبوعات افغانستان از سپتامبر 2020 تاکنون نشان می‌دهد که القاعده و متحدانش در هفت ولایت از ولایات اشاره شده توسط روزنامه «ثبات» فعالیت می‌کنند، این ولایات عبارتند از: بدخشان، فراه، غزنی، هلمند، کاپیسا، کنر و ننگرهار.

    وزارت دفاع ملی افغانستان به شبکه «طلوع نیوز» تایید کرده که با وجود تعهد طالبان به قطع روابط با القاعده و شورشیان خارجی دیگر در توافق‌نامۀ صلح آمریکا – طالبان، هنوز هم این گروه با القاعده پیوند دارد.

    روح‌الله احمدزی، سخن‌گوی وزارت دفاع ملی گفته است: «رابطه میان گروه القاعده و طالبان مثل گذشته تنگاتنگ بوده در نقاط مختلف و ولایات مختلف کشور در نتیجه عملیات نیروهای ما افراد کلیدی القاعده هدف قرار گرفته‌اند.»

  • صلح و همکاری های استراتژیک مورد بحث قرار گرفت

    صلح و همکاری های استراتژیک مورد بحث قرار گرفت

    وزارت امور خارجه افغانستان به تازگی در بیانیه‌ای گفت حنیف اتمر وزیر خارجه در تماس تلفنی با «دیریک شولی» مشاور وزارت خارجه ایالات متحده در مورد آخرین تحولات روند صلح و برگزاری گفت‌وگوهای صلح در ترکیه تبادل نظر کردند.
    در بیانیه آمده است: «وزیر امور خارجه در مورد آخرین تحولات در خصوص روند صلح به ‌ویژه برگزاری دور بعدی گفت‌وگوها در ترکیه و طرح صلح جمهوری اسلامی افغانستان برای دستیابی به راه‌حل سیاسی همه‌ شمول در مطابقت به قانون اساسی معلومات داد.»
    وزیر امور خارجه همچنان بر تحقق خواست و داعیۀ برحق مردم و دولت افغانستان برای حفظ ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشری به‌ویژه حقوق زنان تأکید کرد.
    اتمر تداوم حمایت‌ها و همکاری‌های ایالات متحده را با دولت افغانستان در راستای تقویت هرچه بیشتر اجماع جهانی به ‌منظور استقرار آتش‌بس و تأمین صلح پایدار در کشور، با اهمیت خواند.
    مشاور وزیر خارجهٔ امریکا نیز با قدردانی از تلاش‌های دولت افغانستان در راستای تقویت اجماع ملی، منطقه‌‌ای و بین‌المللی در جهت تأمین صلح پایدار در افغانستان، از تداوم حمایت‌های همه‌جانبه کشورش با مردم و دولت افغانستان در راستای تأمین صلح پایدار و عادلانه در افغانستان، به وزیر امور خارجه کشور، اطمینان داد.

  • امریکا به دریای سیاه کشتی های جنگی می فرستد

    امریکا به دریای سیاه کشتی های جنگی می فرستد

    ترکیه می‌گوید ایالات متحده دو کشتی جنگی را به دریای سیاه می‌فرستد.

    یک سخنگوی وزارت خارجه ترکیه شام دیروز جمعه به خبرگزاری دی‌پی‌ای جرمنی گفت منابع دیپلماتیک ۱۵ روز قبل به ترکیه خبر دادند که کشتی‌های جنگی از طریق گذرگاه باسفورس به سمت دریای سیاه می‌روند.

    روز دوشنبه وزارت دفاع امریکا از صحبت در مورد ارسال کشتی‌های جنگی به این سمت خودداری کرد.

    اما جان کربی سخنگوی وزارت خارجه امریکا گفت فرستادن کشتی‌ها به دریای سیاه یک اقدام غیر معمول نیست.

    معلوم نیست آیا این اقدام امریکا به افزایش قوای روسیه در این منطقه در نزدیکی اوکراین رابطه دارد یا خیر؟

    اما جن ساکی سخنگوی قصر سفید اخیراً گفته بود امریکا در مورد وضعیت در اوکراین جایی که روسیه در سرحدات آن قوای خود را بیشتر ساخته، نگران می‌باشد.

    ترکیه گفته است این کشتی‌ها قرار است روزهای ۱۴ و ۱۵ اپریل از باسفورس بگذرند و تا ۴ ماه می در دریای سیاه بمانند.

  • وزارت خارجه امریکا: آمادگی ها برای نشست استانبول ادامه دارد

    وزارت خارجه امریکا: آمادگی ها برای نشست استانبول ادامه دارد

    وزارت امور خارجه ایالات متحده به تازگی گفته است آمادگی‌ها برای کنفرانس صلح در رابطه به افغانستان در ترکیه ادامه دارد تا به مذاکره‌کنندگان افغانستان برای دستیابی به یک حل و فصل کمک کند.
    بر بنیاد این گزارش، رییس جمهور جو بایدن در حال بررسی این تصمیم است که آیا مهلت خروج ماه می را برای خروج تمام نیروهای امریکایی از افغانستان رعایت کند یا خیر.
    دولت بایدن به دنبال افزایش فشارهای بین‌المللی بر طالبان و حکومت افغانستان است تا قبل از اول ماه می روی آتش‌بس و تامین صلح به توافق برسند.
    با این حال، هنوز روشن نیست که امریکا در مهلت ماه می از افغانستان خارج خواهد شد یا خیر، اما اخیراً گروه طالبان برای نخستین بار پایگاه امریکایی‌ها را پس از امضای توافقنامه دوحه، در میدان هوایی بین‌المللی قندهار هدف حملات موشکی قرار داده‌اند.

  • تداوم چنین حملاتی به صلح افغانستان ضربه می زند

    تداوم چنین حملاتی به صلح افغانستان ضربه می زند

    جان کربی، سخنگوی وزارت دفاع امریکا دیروز (چهارشنبه، هژدهم حمل) در یک نشست خبری حملۀ موشکی طالبان بر میدان هوایی قندهار را محکوم کرده است.

    سخنگوی وزارت دفاع امریکا هشدار می‌دهد ادامۀ این دست حمله‌ها روند جاری صلح افغانستان را صدمه می‌زند. او اما خاطرنشان می‌سازد که نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان هم‌اکنون چشم‌ به راه نتیجۀ مثبت تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان جنگ هستند و علیه طالبان اقدام نظامی نخواهند کرد.

    این در حالی است که جنگ‌جویان طالبان دیروز میدان ‌هوایی قندهار را هدف حملۀ موشکی قرار دادند. طالبان مدعی شدند در پی این حمله تلفاتی بر نظامیان افغانستان و خارجی وارد کرده‌اند. مسوولان محلی در ولایت قندهار اصابت چهار فیر راکت بر میدان هوایی قندهار را تأیید می‌کنند، اما وارد شدن تلفات را نمی‌پذیرند.

    پیش از این نیز جنگ‌جویان طالبان یک مرکز مشترک نظامی نیروهای امنیتی افغانستان و نظامیان خارجی را در مرکز ولایت خوست هدف حملۀ راکتی قرار داده‌اند. پس از امضای موافقت‌نامۀ صلح میان طالبان و امریکا، این دومین حملۀ طالبان بر نظامیان امریکایی در کشور است. این حملۀ راکتی در حالی صورت می‌گیرد که در بیش از یک سال گذشته طالبان حمله‌های خود بر نظامیان خارجی را متوقف کرده‌اند.

  • نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    با پیروزی‌های ارتش سوریه با حمایت ایران و روسیه و بازیابی کنترل تقریباٌ دو سوم قلمرو این کشور، ترکیه در هدف خود مبنی بر سرنگونی بشار اسد از قدرت تجدید نظر کرده و در عوض گفتمان عملی و محتاطانه‌تری را متناسب با شرایط و تحولات جدید اتخاذ کرد و بنابراین تحولات میدانی سوریه در سال ۹۹ وضعیت آرام‌تری یافت. در سال ۹۹ اولویت ترکیه جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی در جهت ایجاد یک دولت مستقل بود. با این حال، فضای مانور برای ترکیه به تدریج محدود شده است. از این‌رو احتمال یک عملیات نظامی در ادلب، احتمال اختلافات بیشتر بین ترکیه روسیه و ایران را به عنوان حافظان مناطق عدم ‌تنش در بر دارد. به طور کلی نارضایتی برخی گروه‌ها ازجمله حراس‌الدین از ترکیه و تلاش انقره در بازتعریف گروه تروریستی تحریرالشام در قالبی جدید که البته به نظر می‌رسد همراهی غربی‌ها را نیز در این مسیر داشته باشد، بخشی از روندهای میدانی تحولات سوریه به شمار می رود.

    در خصوص عراق، ترکیه در سال ۹۹ بارها برای مبارزه با عناصر حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک)، تمامیت ارضی این کشور را نقص و به خاک عراق حمله کرد. ازجمله این حملات عملیات پنجه عقاب ۲ در ماه دلو بود که بنا به اظهارات وزیر دفاع ترکیه ۵۰ مقر پ.ک.ک هدف حمله قرار گرفت و البته سه تن از نیروهای ترکیه نیز کشته شدند.همچنین شایعات و تحلیل‌هایی در مورد احتمال حمله گسترده ترکیه در شمال عراق وجود داشته است. این حملات ترکیه نگرانی‌ها از حضور بلندمدت نظامیان ترکیه در خاک عراق و احتمال تکرار تجربه ترکیه در شمال سوریه را در پی داشته است.

    اما در تحولات لیبی سال گذشته شدیدترین درگیری‌های نظامی در غرب لیبی از زمان سقوط قذافی رقم خورد و نیروهای دولت وفاق ملی که سال‌ها برابر ارتش ملی به رهبری خلیفه حفتر در موضع دفاعی بوده و تا آستانه از دست دادن پایتخت این کشور نیز پیش رفتند، سرانجام با ورود نظامی سنگین ارتش ترکیه موفق به تغییر وضعیت میدانی و موازنه قوا در این کشور شدند. در نبردهای بهار و تابستان ۹۹ قوای دولت وفاق به مدد ورود تجهیزات نظامی ارتش ترکیه نظیر پهپادهای بیرقدار و ادوات توپخانه‌ای این کشور و همچنین مزدوران سوری تحت حمایت ترکیه که به این کشور اعزام شده بودند در مدت کوتاهی موفق به تصرف مناطق راهبردی زیادی شدند. اقدامات ترکیه در لیبی به گونه‌ای بود که نگرانی شدید مصر را در پیش داشت و دو کشور تا آستانه رویارویی مستقیم در لیبی پیش رفتند.

    قوای مشترک وفاق و ترکیه به سمت غرب و شهر راهبردی سرت پیشروی کردند اما ورود پرتعداد جنگنده‌های روسی و تهدید ارتش مصر به دخالت مستقیم در صورت ورود رقیب به منطقه موسوم به هلال نفتی لیبی این پیشروی‌ها متوقف شد.

    یکی از مهم‌ترین اقدامات ترکیه در سال ۹۹ حمایت از آذربایجان در جنگ قره باغ بود؛ جنگی که در آن آذربایجان توانست بخش زیادی از سرزمین‌های اشغال شده قره‌باغ توسط ارمنستان را پس بگیرد و نهایتاً بعد از ۴۵ روز با وساطت روسیه پایان یافت. جنگ قره‌باغ برای ترکیه، نمایشی از نقش فزاینده انقره در منطقه قفقاز جنوبی بود؛ این کشور با حمایت از باکو تا حدودی به آن‌چه که می‌خواست رسید. در پایان این جنگ ارمنستان مجبور به پذیرش شروط زیادی از سوی آذربایجان شد که یکی از آن‌ها ایجاد گذرگاه زمینی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان از دورن خاک ارمنستان بود. با ایجاد این گذرگاه ارتباط زمینی ترکیه با جمهوری آذربایجان و همچنین آسیای مرکزی برقرار می‌شود. ترکیه امیدوار است این تغییر ژئوپلتیک بتواند مقدمه‌ای برای پروژه‌های بزرگ جهت ارتباط شرق و غرب باشد و جایگاه این کشور را به عنوان گذرگاه انرژی تقویت کند.

    ترکیه که با توافقات عادی‌سازی روابط امارات، بحرین و سودان با اسراییل انتقادات تندی علیه این کشورها مطرح کرده بود با عادی‌سازی روابط مراکش که دولتی اخوانی دارد با اسراییل ادبیات خود را در خصوص روند عادی‌سازی تغییر داد که در کنار گزارش‌ها در مورد وساطت رئیس‌جمهور آذربایجان و موضوع تعیین سفیر جدید ترکیه برای حضور در تل آویو و همچنین اظهارات علنی اردوغان نشانه‌ای از تمایل این کشور به بهبود روابط خود با اسراییل ارزیابی شده است. این چرخش در سیاست خارجی ترکیه در قبال اسراییل را می‌توان به عوامل متعددی مانند دولت جدید در آمریکا، تحریم‌های ایالات متحده و اروپا علیه این کشور و روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسراییل و چشم‌انداز بازیگری ترکیه در مسئله فلسطین نسبت داد.

    خلاصه این که این کشور طی سال های اخیر، مداخلات خارجی خود را در سوریه، لیبی و عراق ادامه داده است؛ در سوریه اولویت این کشور جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی بوده و در عراق نیز رویکرد جسورانه‌تری در مبارزه با کردها اتخاذ کرده است. در لیبی تا کنون به حمایت از دولت وفاق پرداخته و سال گذشته در جنگ قره‌باغ تغییر ژئوپلیتک مهمی را به نفع خود رقم زد. روابط ترکیه با کشورهای اروپایی به دلیل اقدامات در شرق دریای مدیترانه پرتنش می باشد و روابط با آمریکا نیز در اواخر دوران ترامپ بر سر خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ روسی دچار تنش شد. با استقرار بایدن و با توجه به نگاه وی به سیاست داخلی ترکیه و همچنین اختلافات در قبال برخی مسائل منطقه‌ای، انتظار می‌رود ترکیه در روابط خود با آمریکا شرایط سختی پیش رو داشته باشد. از این‌رو می‌توان انتظار داشت که این کشور به بازتعریف رفتار منطقه‌ای و سیاست خارجی خود در خاورمیانه متناسب با تغییرات در سیاست خارجی آمریکا بپردازد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • ماجرا بیشتر از امضای یک توافق نامه استراتژیک است!

    ماجرا بیشتر از امضای یک توافق نامه استراتژیک است!

    روز جمعه گذشته وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرد که پس از نشست مجازی برجام در دوم ماه آپریل که درآن نمایندگان ایران، روسیه، چین، فرانسه و آلمان شرکت کردند ایالات متحده ی آمریکا تصمیم گرفته است که در نشست آتی برجام در وین پایتخت اتریش شرکت کند.

    ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها قصد ندارند در این مذاکرات با هم مستقیما وارد گفتگو شوند، بلکه آمریکائی‌ها تلاش خواهند کرد به آنچه که آنها فعالیت های ایران برای دسترسی به سلاح های اتمی می نامند بپردازند، لازم به یادآوری است که دولت دونالد ترامپ به طور یک جانبه از این توافقنامه خارج شد.

    محمدجواد ظریف در توییتی که پس از برگزاری جلسه مجازی برجام منتشر کرد نوشت: «هدف ما نهایی شدن سریع برداشتن تحریم ها و محدودیت‌های فعالیتهای هسته ای با هدف لغو برنامه ریزی شده همه‌ی تحریم هاست و به دنبال آن ایران نیز به اقدامات اخیرش در اعتراض به عدم رعایت برجام توسط آمریکا و اروپا پایان خواهد بخشیدن برای رسیدن به این هدف نیاز به برگزاری دیدار مستقیمی با آمریکا نمی باشد و این امر ضروری نیست.»

    تحریم‌های اقتصادی گسترده علیه ایران اهرم اصلی واشنگتن برای وارد آوردن فشار بر روی این کشور است. اما توافقنامه ای ۴۰۰ میلیارد دلاری بین ایران و چین که در هفته گذشته امضا شد اثرات این تحریم ها را بسیار ضعیف می کند.

    کارشناسان چینی به رسانه‌های دولتی این کشور ابراز کردند که جمهوری خلق چین می توانند با استفاده از ارز اختصاصی کشور خود یعنی یوان برای تجارت با ایران و دیگر کشورهای آسیای میانه تحریم‌های آمریکا را دچار اختلال کرده و آن را دور بزند. به این ترتیب ایالات متحده آمریکا در شرایطی نیست که بتواند اقتصاد ایران را فلج کند.

    توافقنامه ۲۵ ساله بین ایران و چین به یک واقعیت در منطقه تبدیل شده است و در مقابل این واقعیت دولت بایدن از خود عکس العمل نشان داد، سخنگوی مطبوعاتی وزارت امور خارجه ند پرایس در یک کنفرانس مطبوعاتی در تاریخ اول آوریل گفت: «همانطور که مطلع هستید شاخص رابطه ما با چین بر اساس رقابت است،اما در بسیاری از موارد ما هم سوئی های بسیار محدود و باریکی با هم داریم از جمله اینکه ما با پکن در مورد مسئله هسته‌ای ایران توافق داریم و آنها در گفتگوهای اخیر تاکید کردند، که آنها موافق تلاش برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران هستند، البته، چین عضو بنیانگذار ۱ + ۵ است. چین علاقه‌ای به اینکه کشوری در منطقه دارای سلاح اتمی باشد ندارد و آن را عاملی برای بی ثبات کردن منطقه می داند»

    این سیاست اعلام شده تنها یکی از برنامه های احتمالی چین در منطقه خاورمیانه است و شامل تمام سیاست‌های چین نمی شود.
    واشنگتن در گذشته جمهوری خلق چین را به تأمین فناوری موشک های بالستیک از جمله فناوری بکار گیری سوخت جامد و فناوری سیستم های هدایت الکترونیکی و همچنین حمایت از برنامه سلاح های هسته ای ایران متهم کرده است.

    «بروس ای بچتول» در نشریه نشنال اینترنیست ادعا می‌کند: شایع است که در سال ۲۰۲۰ چین زمینه فروش بوسترهای موشکی Hwasong-12 ICBM کره شمالی را به ایران فراهم آورده است. برخی تحلیلگران حدس می زنند كه دقت بالای موشكهای ایرانی در انهدام آشیانه هواپیما در پایگاههای آمریكا در عین‌الاسد و اربیل عراق نشانگر این است که تکنیک موشکهای ایرانی همان تکنیک موشکهای «دقیق-زن» چینی است.

    با این وضعیت چین از گزینه‌های بیشتری برخوردار است که می‌تواند از این گزینه‌ها هم به عنوان یک تسریع کننده برای رسیدن به توافق و صلح استفاده کند و هم با کمک این گزینه‌ها اگر لازم باشد بازی را به نفع خود تغییر دهد و مانع موفقیت های آمریکا در منطقه شود البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که چین به عنوان یکی از وارد کننده گان اصلی انرژی از منطقه خاورمیانه قبل از هر چیز به آرامش و ثبات در خاورمیانه نیاز دارد و در این زمینه تلاش می کند.

    نقش احتمالی چین در طراحی سلاح هسته ای (که هنوز هم ثابت نشده است که ایران تلاشی برای رسیدن به ساختن آن کرده است یانه – مترجم) و یا در کمک به ساختن موشک های بالستیک ایران در پرده ای از ابهام قرار دارد و در حقیقت سند و مدرکی برای ادعای آمریکا موجود نمی باشد. اما همین نکته از اهمیت بسیار در تغییر توازن در منطقه برخوردار است که چین از چنین اهرم و توانایی هایی برخوردار است که به ایران در این زمینه کمک رسانی کند و از این اهرم‌ها علیه سلطه گری ایالات متحده آمریکا استفاده کند.

    ,«فرانچسکو سیسیسی» ، سینولوژیست ایتالیایی ، یکی از محققان دانشگاه Tsinghua در پکن ، هفته گذشته در مصاحبه ای گفت که چین می تواند از ایران به عنوان وسیله ای در برابر تلاش های آمریکا برای تقویت جزیره تایوان علیه چین استفاده کند.

    پکن در این مذاکرات دست بالا را دارد و از کارتهای بهتری برخوردار است، واشنگتن از این برتری مطلع است اما نمی داند که به پکن کدامین کارت را در این بازی بر زمین خواهد زد به همین علت در مورد توافقنامه استراتژیک ۲۵ ساله بین ایران و چین رفتار واشنگتن بسیار محتاطانه بوده است، وزارت امور خارجه آمریکا در این مورد موضع گیری مشخص و صریحی از خود نشان نداده است و این نکته به خصوص وقتی آشکار شد که خبرنگاران از ند پرایس سخنگوی مطبوعاتی وزارت امور خارجه آمریکا پرسیدند «آیا [معامله چین و ایران] رویکرد شما در مورد اختلاف هسته ای با ایران و به طور کلی منطقه را تغییر می دهد؟»

    او در پاسخ گفت، «نه، دقیقا به همان دلیلی که گفتم این طور نیست, آن هم به این خاطر که ما با پکن به طور کلی در مورد مسئله هسته‌ای ایران توافق داریم، چین هم مانند ما هیچ علاقه ای ندارد که ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد و درست به همین علت هم هست که چین جزو کشورهای پنج به اضافه یک می باشد ما با همکاری اعضای پنج به اضافه یک در جستجوی یافتن راه حل هایی برای بازگشت متقابل به برجام خواهیم بود.»

    ماجرا بیشتر از امضای یک توافق نامه استراتژیک است.

    این یک ارزیابی خوشبینانه از وقایع چهارده روز گذشته است ، خصوصاً پس از آنکه چین هفته پیش از وزیر امور خارجه روسیه ، سرگئی لاوروف ، برای گفتگو در مورد «جایگزینی دلار آمریکا» به عنوان یک ابزار تجاری در آسیای میانه استقبال کرد ، و کنار نهادن دلار به مثابه یک ابزار تجاری از معاملات بین دو کشور مهم جهان چین و روسیه می تواند تحریم‌های اقتصادی آمریکا را زمین گیر کند.

    روزنامه رسمی انگلیسی زبان چینی گلوبال تایمز در گزارشی به سفر سرگی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در تاریخ ۲۲ مارس اشاره می کند:

    سرگی لاوروف قبل از سفر در مصاحبه‌ای با رسانه‌های چینی بر این نکته تأکید کرد که ما می‌بایست به استقلال علوم و فناوری اهمیت بسیار بالایی قایل شویم و به سمت خودمختاری سیستم مالی حرکت کنیم، ما باید تلاش کنیم که معاملات اقتصادی مان بر اساس واحد‌های پول محلی و یا ارزهای بین‌المللی غیر از دلار صورت بگیرد، و به تدریج از سیستم پرداخت های بین المللی تحت کنترل غرب دور شویم تا خطرات ناشی از تحریم های ایالات متحده یا غرب علیه روسیه و چین کاهش یابد.
    «پیشنهاد روسیه با استقبال مثبت چین روبرو شد ، زیرا هر دو طرف خطر عظیم اتکای بیش از حد به دلار آمریکا و سیستم پرداخت تحت کنترل غرب را در بحران مالی ۲۰۰۸ را تجربه کرده‌اند.»، یانگ جین کارشناس روابط چین و روسیه در آکادمی علوم اجتماعی پکن معتقد است که: «تسهیلات کمی گسترده‌ای که اخیراً توسط ایالات متحده آمریکا برای تحریک اقتصاد داخلی خود انجام داده است به این نگرانی ها افزوده.»

    یانگ در ادامه می نویسد: «تشویق به تسویه حساب ارزی با واحد های ارزی محلی روند اصلی برای اقتصاد در سراسر جهان است و هنگامی که آمریکا از توافق هسته ای ایران خارج شد ، اعضای اصلی اتحادیه اروپا نیز برای دور زدن SWIFT تحت کنترل ایالات متحده ، یک سیستم پرداخت جدید روی آوردند.»

    دونگ دنگ شین ، مدیر انستیتوی دارایی و اوراق بهادار در دانشگاه علم و صنعت ووهان ، روز دوشنبه به گلوبال تایمز گفت: «واشنگتن از سوئیفت سو استفاده کرده است تا به دلخواه خود هر کشوری را تحریم کند و باعث نارضایتی جهانی شود. اگر چین و روسیه بتوانند با هم همکاری کنند تا هژمونی دلار را به چالش بکشند ، قطعاً این موفقیت منجر به این خواهد شد که تعداد بیشتری از کشورهای جهان از این روند حمایت کرده و به آن بپیوندند»

    از آنجا که سیستم پرداخت با سیستم تجارت ارتباط مستقیم و ناگسستنی دارند ، دونگ پیشنهاد می‌کند که سیستم پرداخت جدید از یوان به عنوان ارز تسویه حساب مالی استفاده کند.

    راشا تودی گزارش میدهد ، تعدادی از بانکهای روسی برای تسهیل تجارت دوجانبه بین دو کشور به سیستم پرداخت بین المللی چین پیوسته اند.

    دونگ در ادامه گفت: «در ابتدا ، این سیستم می تواند بصورت آزمایشی در كشورهای آسیای میانه و كشورها و مناطقی که در امتداد مسیرهای كمربند و جاده (جاده ابریشم) قرار دارند اجرا شود.. اگر این سیستم موفق بود و مورد قبول واقع شد، می تواند آنرا برای سایر كشورهای اروپا و آسه‌آن نیز بکار گرفت.»
    بر اساس ادعاهای تائید نشده، چین تا نیمه دوم سال ۲۰۲۰ با تحریم های آمریکا علیه ایران همکاری می کرد و واردات نفت از ایران را تقریبا به صفر رسانده (گزارشات رسانه‌های داخلی ایران و آسیائی خلاف این این ادعا تائید می‌کنند. – مترجم).

    براساس گزارش های خبری ، چین واردات نفت از ایران را به میزان قابل توجهی افزایش داده است. چینی‌ها با خرید نفت ایرانی آن را به عنوان محموله های سوختی مالزیائی و یا زیر پرچم دیگر کشورها وارد کرده و به این ترتیب تحریم های آمریکا را دور می‌زند. این درحالی است که سال گذشته واردات نفت رسمی چین از ایران تقریبا به صفر رسیده بود، به نظر میرسد چین از چند ماه پیش به این سو تصمیم گرفت که روابط خود با ایران را تحکیم بخشد.

    منبع: آسیا تایمز

    ترجمه: مجله هفته

  • پیروزی در جنگ افغانستان هرگز هدف نبود!

    پیروزی در جنگ افغانستان هرگز هدف نبود!

    در نشست خبری ۲۵ مارچ در فضای کاملا حساس، جو بایدن با پرسش‌های زیادی در رابط به خارج شدن از افغانستان مواجه شد: «آیا در اول ماه می سال روان از افغانستان بیرون می‌شویم؟»
    او به این پرشس‌ها پاسخ‌های دوپهلو داد. «راهبرد نظامی تقاضا نمی‌کند که برای مدت طولانی در افغانستان بمانیم، ما حتما بیرون می‌شویم. پرسش این است؛ چه زمانی بیرون می‌شویم.»
    این در حالی است؛ سه مردی که تا هنوز به کاخ ریاست‌جمهوری امریکا رسیده است، برنامه‌‌ای برای پیروز شدن در افغانستان نداشته است و بایدن، امروز این برنامه‌ی ناکام را تکرار می‌کند.
    دلیل این ‌که ما به جنگ می‌رویم چیست؟ جنگ تباه‌کننده است و هزینه‌ی چند ملیارد دالری از منافع عامه‌ی امریکا صرف آن می‌شود. این هزینه‌ها به دلیل این ‌که ما در افغانستان برنده می‌شویم، صرف شد و حدود ۲۰ سال، ما در افغانستان درگیر جنگ شدیم. در این جنگ بیش از ۲.۷ میلیارد دالر هزینه شد، ۲۳۰۰ نظامی کشته و نزدیک به ۱۷۰۰ تن از پیمان‌‌کاران امریکایی در افغانستان کشته و ۲۰هزار تن دیگر زخمی شدند.
    نبود اهداف مشخص: من از چهار مرکز آموزشی و دو کالج فرماندهی نظامی امریکا مدرک فراغت دارم و در این دانشگاه‌ها تدریس کرده‌ام. پس از بازنشستگی از ارتش، به صورت داوطلبانه به دو تور نظامی به عراق و افغانستان رفتم. من می‌توانم بگویم که هیچ راهبرد تعین‌شده و هیچ عملیات هدف‌مندی برای پایان دادن به وضعیت، روی دست نبود؛ «چه زمانی به اهداف نظامی می‌رسیم»؟ ما برنامه‌ی‌ منسجم و مختصری که وضعیت را پیش‌بینی کند، فضای جنگی را تغییر و مداخله‌ی نظامی را کاهش دهد، نداشتیم.
    ابتکار عملیات نظامی به افغانستان، توانست مراکز القاعده را نابود کند و دست‌رسی طالبان و سایر طرف‌ها را از تریاک -که یکی از منابع مهم درآمد برای این گروه در جهان است- را محدود کند تا حملاتی مانند ۱۱ سپتامبر را علیه امریکا و متحدانش راه‌اندازی نکنند.
    این اهداف به صورت آنی طبق دستور جورج بوش –رییس‌جمهور پیشین امریکا– عملی شد و با عملی شدن این اهداف در ۲۰۰۱، می‌توانستیم همه نیروهای خود را از افغانستان بیرون کنیم که نکردیم. به عوض آن، تلاش کردیم که نظامی به اساس ارزش‌های غربی در کابل ایجاد شود تا تمثیل‌کننده‌ی حکومت دموکراسی به اساس ارزش‌های غربی باشد. این ارزش‌ها با فرهنگ، جامعه و تاریخ افغانستان وجه مشترک نداشت. این دیدگاه از نظر من قابل هضم نبود و این اهداف به دست نیامد. من برای زمانی طولان از نزدیک با افغانستانی‌ها کار کردم؛ به همین دلیل، نسبت به موفقیت راهبردی غرب در افغانستان اعتقاد کمی دارم.
    فرهنگ یکه‌تازی امریکا، حقیقت را نابود کرد
    در جریان خدمت و مشاوریت در عراق و افغانستان، یک موضوع برایم خیلی روشن شد؛ این ملت‌ها در مدت طولانی از نگاه تاریخی، با نیروهای بیرونی درگیر بوده‌اند و توسط شیخ و تفنگ‌سالارها رهبری شده‌اند. حکومت مرکزی در هردو کشور افغانستان و عراق شکننده‌ است؛ کسانی که حکومت را در دست دارند، مورد پذیرش مردم نیستند. این وضعیت در عراق تجربه شد و مهم‌تر از آن، جزیره‌های قدرتی در داخل نظام وجود دارند که بیشتر درگیر فریب شهروندان استند.
    دموکراسی با ارزش‌های غربی تنها تا زمانی که نیروهای خارجی در آن کشور باقی می‌ماند، وجود دارد؛ به محض بیرون شدن نیروها، دموکراسی از بین رفته است. البته این وضعیت اعصاب‌خردکن در عراق تجربه شده و در افغانستان قابل پیش‌‌بینی است.
    من به عنوان رییس پالیسی روند همکاری‌ نیروهای ائتلاف و سفارت امریکا در عراق که برای حمایت از نیروهای چندملیتی عراق در تابستان ۲۰۰۴ ایجاد شده بود، جزئیات کامل یک همه‌پرسی را به خاطر دارم؛ یک بررسی همه‌جانبه در جمهوری عراق، نشان می‌دهد که شهروندان عراق به توسعه امیدوار استند.
    در یک پرشس از شهروندان عراق پرسیده شده بود؛ آیا حکومت دموکراتیک فعلی را نسبت به نظام صدام حسین ارجحیت می‌دهید؟ ۸۴ درصد اشترک‌کنند‌گان گفته بودند که با یک نظام دکتاتوری بیشتر راحت استند. مشابه این داستان را در صحبت با شماری از افغانستانی‌ها نیز شنیدم؛ زمانی که در یک گشت‌ هم‌راه با نیروهای امریکایی و نظامیان خاص افغانستان در ۲۰۰۷ مصروف بودیم،‌ یکی از فرماندهان ارتش گفت که آن‌ها با حکومت محلی -فدرالی، نیمه‌ریاستی- که تفاوت کمتری با حکومت مرکزی کابل داشته باشد، راحت استند. او به من گفت: این چیزی است که به صورت واقعی به دست نیامده است. یک دلیل این است که؛ اگر کسانی در محله‌ی‌ خودشان هم‌سویی خود را با حکومت مرکزی نشان می‌دهند، با مخالفت طالبان روبه‌رو می‌شوند و از طرف طالبان آن‌ها و خانواده‌ی شان کشته می‌شوند، باغ و زمین و مغازه‌ی شان ویران می‌شود و یک زندگی ساده رو به نابودی می‌رود.

    هزینه‌کردن پول برای جنگ
    همان‌گونه که رییس‌جمهور دوایت دیوید آیزنهاور، در ۱۹۶۱ هشدار داده بود: «در شورای حکومت، ما باید محافظت خود را در برابر تهاجم و نفوذ که احتمال دارد که از طرف مجتمع‌ سرمایه‌‌گذاران نظامی که به عنوان قدرت در سایه محسوب می‌شود و احتمال شورش را دارند، مستحکم کنیم.»
    یکی از دلایل ابتدایی که ممکن است جنگ در افغانستان ادامه پیدا کند، شکنندگی نظام آینده است. پذیرش این شکنندگی به امریکا که میلیاردها دالر را به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم در افغانستان هزینه کرده است، دشوار است.
    هزینه‌های اختصاص‌یافته توسط پیمان‌کارانی مصرف شده است که با بخشی از سیتاست‌مداران ارتباط دارند و در ادامه‌ی جنگ دخیل استند. شمار زیادی از افسران ارتش نیز رابطه‌ی نزدیکی با همین پیمان‌کاران داشته‌اند و در زمان بازنشستگی به کرسی‌های بلند‌تری دست یافته‌اند. آن‌ها نیز می‌توانند در بخشی از جنگ سهیم باشند.
    نظامی‌‌گری خود نماد ادامه‌ی جنگ است
    در میان سایر موضوعات، ادامه‌ی جنگ امری خیلی مهم است؛ زیرا زمینه‌ها‌ی پرداختن به صنعت ابزار دفاعی را فراهم می‌کند.
    راهبرد مبارزه با تروریزم جهانی که به دنبال حمله‌ی ۱۱ سپتامبر آغاز شد، تا هنوز ادامه دارد. این راهبرد پس از ۲۰۰۱ آغاز شد و همین اکنون نیز جریان دارد که بیش از ۲ تریلیون دالر هزینه برداشته است.
    البته از ابتدا روشن بود؛ در همه یادداشت‌ها و امضاهای به‌جامانده از افسران، انعطاف‌پذیری شدیدی دیده می‌شود. نوشته‌ی جنرالان و افسران به کانگره‌ی امریکا و کاخ سفید این تعامل را نشان می‌دهد که نسل بعدی نظامی، نمی‌خواهد وقت خود را صرف جنگ کند.
    جنگ ویتنام شباهت‌های زیادی با جنگ افغانستان دارد؛ بیشتر راهبردهای نوشته‌شده در جنگ افغانستان، چیزی است که در جنگ ویتنام بود و در نهایت به شکست منجر شد. به ‌خاطر داشته باشیم که از نگاه زمانی، جنگ ویتنام دومین جنگ تاریخ امریکا است و امروز ما در افغانستان در طولانی‌ترین جنگ قرار داریم. به اساس دیدگا‌ها و نوشته‌های زیاد و تحقیقات موجود، جنگ ویتنام در شرایط خفن و جغرافیایی ناآشنا بود. این یک اصطلاح خیلی مشهور است که در زمان جنگ در ۱۹۶۰، کسی از یک افسر نظامی می‌پرسد: در رابطه به گفت‌وگوهای صلح چه فکر می‌کنید تا این روند – جنگ – متوقف شود؟ او در پاسخ می‌گوید: «گ….گفت‌وگوی صلح! این زمانی است که تنها باید جنگ کنیم.»
    با همه‌ی این و دلایل شخصی، باورهای کمتری وجود دارد که سیاسی‌ها با همه‌ی مشکلات و خطرهای موجود، به عدالت اجتماعی باور کنند و هزینه‌ی نظام را کاهش دهند تا جنگ افغانستان پایان یابد. برای کسانی که در کرسی‌های کاخ سفید لم داده و یا در کانکرس امریکا نشسته و کسانی که در پنتاگون استند، پایان دادن به جنگ افغانستان خیلی ساده و زودرس است.
    یادداشت: بیل وینجر، فرمانده‌ی بازنشسته، استاد دانشگاه، عضو نیروهای هوایی و عضو گروه رنجر نیروهای امریکایی بود که مدت طولانی‌ای را در عراق و افغانستان خدمت کرده است. او چهار مدرک ماستری دارد و استراتژی ملی را تدریس کرده است.

    منبع: تون هال

    مترجم: ابوبکر صدیق

  • نشست استانبول بدون حضور زنان به موفقیت نمی رسد

    نشست استانبول بدون حضور زنان به موفقیت نمی رسد

    شهرزاد اکبر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان حضور کم‌رنگ زنان در نشستی که قرار است تا چند روز آینده در استانبول ترکیه در مورد صلح افغانستان برگزار شود را غیرقابل قبول خوانده است.

    خانم اکبر در رشته‌تویتی نوشته است نه ارگ ریاست‌جمهوری، نه رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، نه سازمان ملل، نه زلمی خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای صلح افغانستان، نه میزبان‌های نشست استانبول و نه هم طالبان؛ هیچ کدام در مورد آجندا، میکانیزم و نتیجه‌ی مورد نظر این نشست به مردم افغانستان چیزی نگفته‌اند.

    او همچنان نوشته است: «به نظر می‌رسد که این نشست و مشورت‌هایی که در این نشست صورت می‌گیرد، عمدتا توسط رهبران مرد انجام می‌شود. تا کنون هیچ وضاحتی در مورد نقش دو تیم وجود ندارد.»

    شهرزاد اکبر تأکید کرده است در نشست اصلی در استانبول ترکیه هیچ نقشی برای کمیسیون مستقل حقوق بشر، جامعه مدنی و قربانیان جنگ تعریف نشده است.

    با این حال، او گفته است برگزاری نشست استانبول با این شیوه و تنها با حضور مردان به موفقیت نخواهد انجامید.

    از سویی هم، طبق اظهارات خانم اکبر، به نظر می‌رسد برای فعالان حقوق زن و نمایندگان جامعه مدنی تنها یک نشست جانبی را در استانبول در نظر گرفته‌اند.

    خانم اکبر اما نوشته است: «درنظر گرفتن نشست جانبی برای فعالان حقوق زن و نمایندگان جامعه مدنی به جای اشتراک این نیروها در نشست اصلی، چندان کار خوب نیست.»

    هرچند زمان برگزاری نشست استانبول هنوز به‌گونه‌ی رسمی اعلام نشده است، اما برخی رسانه‌ها به نقل از منابع‌شان گزارش کرده‌اند که امریکا، ترکیه و سازمان ملل در مورد تاریخ برگزاری این نشست توافق کرده‌اند.

    طبق این توافق، قرار است نشست استانبول در ۱۶ اپریل/۲۷ حمل برای ده روز برگزار شود. قرار است در این نشست روی آینده‌ی سیاسی و انتقال قدرت در افغانستان گفت‌وگو و تصمیم گرفته شود.

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی کشور گفته است که انتظار می‌رود نشست استانبول منجر به تأمین صلح پایدار در کشور شود.

  • نیروهای امریکایی را تا اول می از افغانستان خارج کنید

    نیروهای امریکایی را تا اول می از افغانستان خارج کنید

    چند سازمان مربوط به خانواده های سربازان و نظامیان بازنشسته آمریکایی، با ارسال نامه ای به جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا، از وی خواستند سربازان این کشور را در موعد تعیین شده تا اول ماه می، از افغانستان خارج کنند.

    چندین سازمان ائتلافی مربوط به خانواده‌های سربازان و نظامیان بازنشسته آمریکایی با ارسال نامه‌ی به رئیس جمهور این کشور، از وی خواسته اند به تعهدات قبلی مبنی بر خارج کردن سربازان آمریکایی از افغانستان تا تاریخ اول ماه می عمل کند.

    این ائتلاف، علاوه بر خانواده‌های سربازان، شامل چندین گروه فعال در عرصهٔ حقوق نظامیان و گروه‌های حامی پایان جنگ است.

    در این نامه آمده است: “متاسفانه ما به حدی در افغانستان مانده ایم که حالا فرزندان نخستین دور سربازان آمریکایی که در آنجا فعالیت کردند، به سنی رسیده اند که می‌توانند به عنوان سرباز در عین منازعه اشتراک کنند.”

    این خانواده ها خطاب به بایدن می‌گویند که “اعضای این ائتلاف به خدمت شان افتخار می‌کنند، اما حالا زمانش رسیده که از افغانستان به خانه باز گردند. ما از شما مصرانه می‌خواهیم که با استفاده از فرصت، هر چه زودتر به این کار اقدام کنید.”

    براساس تفاهمنامه‌ای که در دوحه میان گروه طالبان و ایالات متحده آمریکا امضا شد، باید تا تاریخ اول ماه می سربازان آمریکایی افغانستان را ترک کنند.

    اما پس از روی کار آمدن جو بایدن، تردیدهایی در مورد این زمان‌بندی ابراز شده است. بایدن گفته که به دلایل فنی، شاید ممکن نباشد که سربازان در تاریخ تعیین شده از افغانستان بیرون شوند.

    گروه طالبان هشدار داده که اگر آمریکا سربازان خود را براساس توافق دوحه از افغانستان خارج نکند، حملات خود را شدت خواهند داد.

  • آیا شکاف در روابط امریکا و روسیه در پرونده سوریه بیشتر می شود؟

    آیا شکاف در روابط امریکا و روسیه در پرونده سوریه بیشتر می شود؟

    صحنه میدانی سوریه، در سال گذشته نسبت به سال ۹۸ وضعیت آرام‌تری را تجربه کرد. تشدید منازعه میان تهران و واشنگتن و انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و تمایل بازیگران عرصه سوریه به حفظ وضع موجود، باعث شد تا به‌رغم درگیری‌های پراکنده که از ویژگی‌های یک منازعه طولانی‌شده محسوب می‌شود، نبرد مهم و همه‌جانبه‌ای به وقوع نپیوندد. به این ترتیب، چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه میدانی، کانون‌های اصلی منازعه همچنان پابرجا ماند.

    در این چارچوب به نظر می‌رسد سال ۹۹ تداوم توافق روسیه و ترکیه در ماه حوت ۹۸ بود که براساس آن، دو طرف بر سر نظارت روی کریدور امنیتی در طول بزرگراه M4 توافق کردند. البته در سطح خُرد، جابه‌جایی برخی پایگاه‌های نظامی ترکیه در مناطقی از ادلب، حملات گاه و بی‌گاه گروه‌های تروریستی به محل استقرار نیروهای روسیه در حمیمیم و لاذقیه و پاسخ روس‌ها و البته برخی تنش‌ها میان ارتش سوریه با ترویست‌ها در اطراف بزرگراه M4 قابل اشاره است که تأثیر چندانی بر روند کلی تحولات نداشت.

    به این ترتیب می توان گفت:تحولات سوریه اگرچه در سال ۹۹ در وضعیت انسداد قرار داشت، اما به نظر می‌رسد با ریاست‌جمهوری بایدن و تجربه تشدید فعالیت گروه‌های تروریستی در دوره مسئولیت دموکرات‌ها از یک‌سو و پایان نسبی پیش‌بینی‌ناپذیری رفتار آمریکای ترامپ، می‌توان در سال ۱۴۰۰ دورنمای برخی تحرکات میدانی و سیاسی در سوریه را داشت. در این چارچوب، شرایط هم در شرق فرات و هم در ادلب، شکننده به نظر می‌رسد. در شرق فرات به دلیل روابط مساعد بایدن با کردها، ترکیه با چالش‌های بیشتری روبه‌رو خواهد بود.

    در ادلب نیز احتمال آغاز درگیری‌ها دور از ذهن نیست؛ هرچند که این منطقه از خاک سوریه راه حل نظامی ندارد. روابط کلان مسکو و واشنگتن نیز می‌تواند تأثیرات مهمی بر تحولات سوریه برجا گذارد.به نظر می‌رسد همچنان این گزاره قابل تأمل، معتبر باشد که پرونده سوریه بدون توافق کلان دو بازیگر مهم آن، یعنی آمریکا و روسیه تا آینده غیر قابل پیش‌بینی، تغییرات اساسی و بنیادینی نخواهد داشت.در این چارچوب و با توجه به نارضایتی احتمالی پوتین از پیروزی بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، به نظر می‌رسد شکاف در روابط روسیه و آمریکا در پرونده سوریه تشدید خواهد شد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • نشریه امریکایی: بایدن جنگ افغانستان را از همتایان پیشین خود به ارث برده است

    نشریه امریکایی: بایدن جنگ افغانستان را از همتایان پیشین خود به ارث برده است

    روزنامه آمریکایی “پست اند کوریر” روز سه شنبه در تحلیلی مربوط به ادامه حضور مسئله دار نیروهای آمریکایی در افغانستان نوشت: میراث رهبران پیشین آمریکا جو بایدن را به سمت طولانی کردن جنگ در افغانستان سوق می دهد.

    در این نشریه آمده است: “ماموریت آمریکا در افغانستان که از سال ۲۰۰۱ آغاز شده است با وجود سپری شدن دوران ریاست جمهوری دو رئیس جمهوری قبلی آمریکا، باراک اوباما و دونالد ترامپ که هر دو درباره پایان آن در زمان ریاست جمهوری خود وعده داده بودند پایان نیافته است.

    دولت دونالد ترامپ مذاکرات با طالبان را شروع کرد که در آن متعهد به خروج نیروهای نظامی آمریکا تا اول ماه مه برابر با ۱۱ اردیبهشت شده است. ترامپ به خوبی می دانست  عمل به این تعهد بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ خواهد بود و آن را به مشکلی برای جو بایدن تبدیل خواهد کرد.

    بایدن در کنفرانس مطبوعاتی اخیرش اعلام کرد:”بسیار دشوار است تا به ضرب العجل اول ماه مه برای خروج سربازان از افغانستان عمل کرد.”

    هنگامی که از او سوال شد، آیا نیروهای آمریکایی در افغانستان باقی خواهند ماند پاسخ داد: “چنین  چیزی را نمی توانم تصور کنم.”

    البته باید در نظر گرفت در سال ۲۰۱۲ و در دولت اوباما هم جو بایدن به عنوان معاون رئیس جمهوری قول داده بود تا ۱۶ ماه بعد از افغانستان خارج شوند. این رویه در مورد دونالد ترامپ هم صادق بود اما واقعیت این است که هر دو رئیس جمهوری به یک اندازه در عمل به وعده شان برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ناکام ماندند. 

    اگر بایدن تصور نمی کند که نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ در افغانستان باقی بمانند، اما دلایل محکمی وجود دارد که نشان می دهد نیروهای آمریکایی نه تنها تا سال ۲۰۲۲ بلکه تا بیش از این و شاید تا ۲۰۲۴ هم از افغانستان خارج نشوند. 

    نخستین دلیل این است که خطرهای سیاسی ترک کردن افغانستان از ماندن در آن بسیار بیشتر است. خروج آمریکا از افغانستان می تواند منجر به جنگی گسترده میان طالبان و دولت افغانستان شود و شکست ارتش افغان در برابر طالبان، منجر به بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان خواهد شد.

    چون هیچ رئیس جمهوری نمی خواهد پاسخگوی عواقب شوم این خروج باشد. بایدن افتضاحی را که در سال ۱۹۷۵ با خروج نیروهای آمریکایی از ویتنام اتفاق افتاد را به یاد می آورد. در حال حاضر آسان ترین راه برای اجتناب از نتیجه ای شرم آور ماندن در خاک افغانستان است. 

    دلیل دیگری که نشان می دهد بایدن با ماندن در افغانستان کنار می آید کابینه اش است چون این کابینه از افرادی تشکیل شده که همیشه از حضور آمریکا در عراق و افغانستان حمایت کردند و همواره حتی از مداخلات منجر به شکست به دلیل نقش آمریکا در جهان پشتیبانی می کنند. مثلا آنتونی بلینکن، جیک سالیوان و لوید آستین در تمام این سال ها با  حضور آمریکا در عراق، لیبی، افغانستان موافق بودند. 

    تا زمانی که وضع موجود در افغانستان برقرار باشد بایدن به این روند ادامه می دهد، با این فرض که دولت افغانستان و ارتش بتوانند مانع شکست آمریکا در این کشور شوند، پس تاخیر در خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان از نظر سیاسی منطقی است .

    اما این موضوع شانس موفقیت آمریکا را افزایش نمی دهد، وقتی در یک امتحان پاسخ را نمی دانید زمان مطرح نیست بلکه فقط لحظه رویارویی با حقیقت به تعویق می افتد. جرج بوش (پسر) آن لحظه را به باراک اوباما سپرد و اوباما آن را به ترامپ واگذار کرد و او نیز آن را برای جانشینش به جای گذاشت. بایدن به این نتیجه خواهد رسید که هر کس افغانستان را ترک کند به خاطر عواقب آن مورد سرزنش واقع خواهد شد و او نمی خواهد آن شخص باشد.”

  • خلیلی: برای انتخاب نوع نظام آینده باید رفراندوم برگزار شود

    خلیلی: برای انتخاب نوع نظام آینده باید رفراندوم برگزار شود

    محمدکریم خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، می‌گوید برای انتخاب نوعیت ساختار نظام آینده، باید رفراندوم برگزار شود.

    آقای خلیلی که روز سه‌شنبه (۱۷ حمل)، در همایشی در بامیان صحبت می‌کرد، گفت: «هر کسی ایده‌ای در باره‌ی نظام آینده دارد؛ اما من پیشنهاد می‌کنم که به رای مردم مراجعه شود و هر ساختاری که اکثریت آرا را با خود داشت، همان پذیرفته شود.»

    به گفته‌ی او، در این رفراندوم، باید همه افراد و مجموعه‌های تاثیرگذار، سیستم‌هایی را که برای حل منازعه در افغانستان مناسب است، ارایه کنند.

    آقای خلیلی اما گفت که رفراندوم زمانی باید برگزار شود که احصاییه‌ی دقیق از مردم افغانستان گرفته شود تا دیگر هرج‌ومرج ایجاد نشود.

    رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، هم‌چنان گفت: «فرصت خوبی برای برقراری صلح پیش آمده است. امروز برای برقراری صلح در افغانستان، اجماع ملی، منطقه‌ای و جهانی وجود دارد. حتا کشورهایی که طالبان را به رسمیت شناخته بودند نیز امروز می‌گویند که؛ نباید امارت طالبان تکرار شود.»

    او با اشاره به سفر اخیرش به اسلام‌آباد، گفت که دیدگاه پاکستان در باره‌ی افغانستان تغییر کرده و مقام‌های این کشور به این باور اند که ادامه‌ی جنگ به نفع منطقه نیست.

    آقای خلیلی، هم‌چنان گفت که در نشست مسکو نیز، همه علیه امارت طالبانی سخن گفتند و حمایت‌شان را از دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته‌ی افغانستان اعلام کردند.

    او ابراز امیدواری کرد تا کاستی‌هایی که در سایر نشست‌هایی که برای صلح افغانستان برگزار شده بود، در نشست استانبول رفع شود.

    آقای خلیلی، تصریح کرد: «ما صلح پایدار و عادلانه می‌خواهیم، صلحی که منازعات ریشه‌دار افغانستان را حل کند و ما شاهد منازعه‌ی دیگری در کشور نباشیم؛ اما اگر به نام صلح، کلوخ در آب گذاشتن باشد و آینده در نظر گرفته نشود، به هیچ وجه کارآیی ندارد. اگر عدالت در سایه‌ی صلح نباشد، صلح پایدار نیست.»

    او هم‌چنان تاکید کرد که صلح نیازمند قربانی دادن است و دو طرف (دولت و طالبان)، باید قربانی بدهند.

    آقای خلیلی افزود: «هیچ طرفی به خاطر منافع شخصی‌اش نباید صلح را قربانی کند. هر روز مردم به خاک و خون کشیده می‌شوند، این وضعیت تا چه وقت ادامه داشته باشد؟ مانع ایجاد کردن برای مردم افغانستان قابل قبول نیست. تلاش کنیم از فرصت پیش‌آمده استفاده شود.»

    آقای خلیلی گفت که اگر روند صلح به بن بست برسد، جنگ شدت یافته و وضعیت بدتر خواهد شد.

    این در حالی است که برخی از رسانه‌ها، به نقل از منابع‌شان گزارش داده‌اند که نشست استانبول، در شانزدهم اپریل برگزار خواهد شد. گفته می‌شود که این نشست، برای ۱۰ روزه بوده و در آن، در باره‌ی حکومت آینده‌ی افغانستان گفت‌وگو خواهد شد.