برچسب: امریکا

  • مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    مسکو و تقابل ژیوپلتیک با امریکا/دور نمای سیاست خارجی روسیه

    روسیه به دلیل برتری‌های نظامی و سیاسی در آسیا و شرق اروپا، قدرت مهمی به شمار می‌رود. در ابعاد دیپلماتیک، روسیه در روند توسعه نفوذ منطقه‌ای‌اش در دو پرونده یعنی بلاروس و قره‌باغ تلاش نمود تا ضمن حفظ متحدانش به آن‌ها گوشزد کند که چشم دوختن به غرب حاصلی برای آنان در پی نخواهد داشت. در پرونده سوریه و لیبی نیز در تقابل با آمریکا، اروپا و هم‌چنین ترکیه گام برداشت. در حوزه بین‌المللی نیز رویدادهای تنش‌آلودی با غرب مانند اتهام‌ها نسبت به مداخلاتش در انتخابات آمریکا و مجادله با برخی دولت‌های اروپا در پرونده‌های حقوق‌بشری به‌ویژه در مورد ناوالنی مد نظر بوده است.

    نقش روسیه در پرونده های منطقه

    بلاروس به دلیل شباهت فرهنگی و زبانی، بیش از دیگر همسایگان روسیه برای این کشور اهمیت دارد. بلاروس علاوه بر اهمیت سیاسی، اهمیت اقتصادی بالایی نیز برای روسیه دارد. زیرا از آن برای دور زدن برخی تحریم‌های غرب بهره می‌برد. هم‌چنین با سرمایه‌گذاری در حوزه نفت و گاز این کشور، اهرم‌های فشار بیشتری در برابر اروپا به دست می‌آورد. به همین دلیل، پوتین به دولت بلاروس تضمین داده که امنیت مرزی آن را تأمین می‌کند و هم‌چنین پیشنهادهایی برای کمک جهت جبران کسری بودجه این دولت ارائه داده است.

    روسیه به دلیل آن‌که خود را وارث اتحاد جماهیر شوروی قلمداد می‌کند، در بحران قره باغ نمی‌خواست که با جانب‌داری از یکی از دو جمهوری‌های بازمانده از دولت پیشین، هژمونی منطقه‌ای خود در محدوده قفقاز را خدشه‌دار سازد. در عین حال،رویکردهای غرب‌گرایانه پاشینیان، روسیه را از وی دور ساخت. از این رو،مسکو که پیش‌تر در جریان صدور قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت، پذیرفته بود که مسئله در چارچوب گروه مینسک حل‌وفصل شود، این بار در روند گسترش عمق راهبردی‌اش در ژئوپلتیک قفقاز، مستقل از غرب ورود کرده و حتی در مخالفت ضمنی با گروه مینسک، همراهی نسبی با ترکیه داشت. بنابراین درباره ارمنستان نیز مانند بلاروس، پس از مدتی ورود کرد تا این دو متحد دریابند که نهایتاً این روسیه است که پشتیبانی اصلی آنان می‌باشد و غرب تکیه‌گاه محکمی برای‌شان نخواهد بود.

    مسکو از ۲۰۱۵ با ورود نظامی به بحران سوریه از دولت مستقر به ریاست بشاراسد به حمایت پرداخت. توسعه موقعیت این کشور در حوزه دریای مدیترانه و دسترسی به آب‌های آزاد و هم‌چنین جلوگیری از استقرار متحدان آمریکا در منطقه از مهم‌ترین دلایل اقتصادی و سیاسی روسیه برای ورود به این بحران بود. روسیه نه‌فقط در حوزه نظامی ارتش سوریه را در تسلط بر تمامیت ارضی این کشور یاری کرد که با تماس با برخی گروه‌های سیاسی مخالف دولت تلاش نمود بُعد دیپلماتیک قوی‌تری از خود در سطح منطقه به نمایش بگذارد. برگزاری جلسات کمیته قانون اساسی با پشتیبانی مسکو در تابستان ۱۳۹۹ مهم‌ترین نمود این اقدام‌ها بود. تداوم مذاکرات آستانه در سال های پسین،که آخرین جلسات آن در دلو ۱۳۹۹ برگزار شد نیز، نمود دیگری از اقدام‌های دیپلماتیک روسیه برای مدیریت بحران سوریه بود.

    لیبی پس از سقوط قذافی شاهد نبرد داخلی خون‌باری بود. از ۲۰۱۴ خلیفه حفتر از فرماندهان نظامی ارتش در برابر دولت مستقر به ریاست فائزالسراج ایستاد و از ۲۰۱۹ بخش‌های مهمی از مناطق نفت‌خیز جنوب لیبی را به تصرف خود درآورد. ترکیه و قطر از دولت سراج که گرایش‌های اخوانی در آن بروز دارد، حمایت کردند و در مقابل، مصر، عربستان و امارات به حمایت از حفتر برخاستند. روسیه نیز از مداخله در لیبی سه هدف اصلی را در پی دارد: بازیابی جایگاه بین‌المللی این دولت به عنوان بازیگری که برای حل مسائل باید به آن رجوع کرد؛ توسعه نفوذ در ژئوپلتیک دریای مدیترانه که منافع اقتصادی چشم‌گیری در حوزه انرژی دارد و سرانجام حفظ لیبی در دایره متحدان روسیه که از دیرباز در این شمول می‌گنجید. در عین حال حمایت از حفتر برای روسیه، برخلاف دیگر حامیانش، بیش از سویه‌های ایدئولوژیک، از رویکردی عمل‌گرایانه برمی‌خیزد. مخالفت با دولت مورد حمایت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و افزایش سطح تعامل با کشورهای حاشیه خلیج فارس از این دلایل است. به‌واسطه همین رویکرد عمل‌گرایانه بود که در سنبله ۱۳۹۹ پس از حمایت نظامی انقره از طرابلس و جلوگیری از سقوط پایتخت توسط حفتر، روسیه درصدد توافق با ترکیه برآمد که هر دو درصدد ثبات در لیبی برای کسب منافع اقتصادی و هم‌چنین مخالفت با گسترش نفوذ غرب در این کشور هستند.

    همکاری و تعامل با چین و تنش و تقابل با امریکا

    تقویت روابط دوجانبه با چین به عنوان دو عضو دائم شورای امنیت، بُعد دیگری از سیاست خارجی مسکو در سال های اخیر است که به واسطه رقابت هر دو با ایالات متحده در ابعاد نظامی و اقتصادی، اهمیت دارد. دو کشور که چندین سند همکاری در خصوص انتقال فناوری‌های نسل نوی اینترنت، تجارت الکترونیک، برنامه هسته‌ای و حوزه کشاورزی به امضا رسانده بودند، در سال گذشته گفتگوهایی پیرامون انتقال انرژی از جمله احداث خطوط لوله گاز و انرژی‌های برق و زغال سنگ نیز به انجام رساندند. فروش تسلیحات از جانب روسیه به چین، توسعه همکاری‌های مشترک در تولید تسلیحات جدید، همکاری‌ها در خصوص فروش نفت روسیه به چین و هم‌چنین انتقال فناوری‌های هسته‌ای، از مهم‌ترین مواردی است که نگرانی‌های تصمیم‌گیران ایالات متحده را برمی‌انگیزد.

    هم چنین از مهم‌ترین رویدادهای سیاست خارجی روسیه در سال گذشته، برگزاری انتخابات آمریکا بوده است. در ماه ثور ۱۳۹۹، کمیته اطلاعات سنای آمریکا گزارش جامعه اطلاعاتی این کشور مبتنی بر ادعای مداخله روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ ایالات متحده به نفع کمپین ترامپ را تأیید کرد. بدین‌ترتیب یکی از محورهای انتقادی کمپین تبلیغاتی دموکرات‌ها علیه روسیه، احتمال مداخله مجدد مسکو در انتخابات آمریکا بود. این ادعا نه‌فقط از سوی دموکرات‌ها بلکه از سوی برخی دولت‌مردان نیز تأیید شد. به‌گونه‌ای که رییس اف‌بی‌آی و مدیر امنیت ملی آمریکا در نشست مشترکی در میزان ۱۳۹۹ هشدار دادند که ایران و روسیه در شبکه‌های اجتماعی درصدد عملیات روانی علیه رأی‌دهندگان آمریکایی هستند. ادعاهایی که همواره از سوی کرملین تکذیب شد. این رویداد را با توجه به مزیت نسبی ترامپ بر بایدن برای روسیه می‌توان درک کرد. به‌واقع فارغ از صحت‌وسقم این ادعا، روابط شخصی نسبتاً مساعد ترامپ با پوتین و هم‌چنین سیاست خارجی «اول آمریکا»ی کاخ سفید که راه را بر توسعه‌طلبی‌های مسکو در رقابت با ناتو در اروپا، هموار می‌کرد؛ به‌وضوح نشان می‌داد مطلوبیت مسکو پیروزی ترامپ می‌باشد.

    مسئله ناوالنی نیز در سیاست خارجی روسیه تاثیر گذار است. ناوالنی با بازگشت به مسکو در ماه جدی ۱۳۹۹، بار دیگر آتش تنش را در این کشور شعله‌ور کرد. وی بلافاصله بازداشت و محاکمه شد. حامیان وی اعتراض‌های خیابانی را سامان دادند و اتحادیه اروپا در کنار آمریکا خواستار آزادی وی شدند. به نظر می‌رسد در شرایطی که خروج ناوالنی از روسیه و حضورش در آلمان، سبب فروکاستن تنش‌ها و آرامش در کشور شده بود و دولت روسیه نیز اصراری بر بازگشت وی و محاکمه‌اش نداشت، می‌توان احتمال دخالت دولت‌های غربی در ترغیب وی به بازگشت به مسکو و تنش‌آفرینی در جامعه روسیه را محتمل دانست. زیرا از یک‌سو مستمسک خوبی برای ایجاد پرونده‌های به‌اصطلاح نقض حقوق بشر در روسیه خواهد بود و از سوی دیگر سبب می‌شود دولت پوتین چندصباحی به مدیریت بحران‌های داخلی مشغول شود.

    جمع بندی و فرجام

    مسکو در سال 1399 رویه‌ای تهاجمی‌تر اتخاذ کرد و در حوزه‌های پیرامونی نزدیک(بلاروس و قره‌باغ) و دورتر(سوریه و لیبی) سعی کرد عمق راهبردی خود را گسترش دهد.

    اما مهم‌ترین متغیر در دورنمای کوتاه‌مدت سیاست خارجی روسیه، تغییر دولت در آمریکاست. تیم سیاست خارجی بایدن در عین رویکرد تعاملی در حوزه‌هایی مانند «عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای» با روسیه که آن را در تمدید توافق «استارت جدید» نمود یافته، در حوزه‌های حقوق‌بشری و سیاست‌های منطقه‌ای مسکو در شرق اروپا، رویکرد تقابل‌جویانه‌تری اتخاذ خواهد کرد. به طوری که کامالا هریس بر ضرورت بازپس‌گیری شبه‌جزیره کریمه تأکید داشته است. به نظر می‌رسد پرونده‌های حقوق‌بشری و برنامه منطقه‌ای روسیه در شرق اروپا از جمله بحران اوکراین از جمله مسائلی باشند که به سیاست‌های تهاجمی آمریکا علیه روسیه شکل دهند و روسیه نیز با توسعه برنامه موشکی‌ و عمق راهبردی‌اش در منطقه به آن پاسخ گوید. در عین حال که بر تقویت همکاری‌هایش با چین بیفزاید.

  • امریکا 1.8 میلیارد افغانی به دهاقین افغانستان قرضه می دهد

    امریکا 1.8 میلیارد افغانی به دهاقین افغانستان قرضه می دهد

    وزارت زراعت، آبیاری و مالداری افغانستان اعلام نمود ادارهٔ انکشاف بین المللی ایالات متحده امریکا ۱.۸ میلیارد افغانی قرضه را در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی برای دهاقین افغانستان در نظر گرفته است.

    به گفتهٔ وزارت زراعت و مالداری، کمک ۱.۸ میلیارد افغانی ایالات متحده امریکا پیش از هفت هزار دهقان را در سراسر افغانستان تحت پوشش قرار خواهد داد.

    پول کمک شده از سوی اداره انکشاف بین المللی ایالات متحده امریکا به همکاری صندوق انکشاف زراعتی (ADF) که توسط ایالات متحده امریکا رهبری میگردد، به دهاقین کشور اهدا خواهد شد.

    اکبر رستمی سخنگوی وزرات زراعت، آبیاری و مالداری کشور میگوید که صندوق انکشاف زراعتی ۱.۸ میلیارد افغانی ( ۲۳ میلیون دالر امریکایی) قرضه برای دهاقین افغان منظور نموده است.

    آقای رستمی علاوه نمود که این مقدار پول برای هفت هزار دهقان منظور گردیده که پروسه توزیع آن از آغاز سال روان مالی آغاز شده است.

  • چین و امریکا در مسأله تغییر آب و هوا همکاری می کنند

    چین و امریکا در مسأله تغییر آب و هوا همکاری می کنند

    این بیانیه پس از سفر جان کری، نماینده ویژه آمریکا در امور اقلیمی به شانگهای چین و انجام گفتگوهای دوجانبه میان مقامات عالیرتبه دو کشور منتشر شد.

    در این بیانیه مشترک که به امضای آقای کری و شی ژنهو، همتای چینی او رسید، آمده است: «ایالات متحده و چین متعهد می‌شوند که با یکدیگر و دیگر کشورها برای مقابله با بحران آب و هوا همکاری کنند؛ بحرانی که باید با جدیت و فوریت به آن رسیدگی شود.»

    در ادامه متن همچنین به تعدادی از راههای همکاری میان دو قدرت بزرگ اقتصاد جهان که در مجموع مسئول انتشار نزدیک به نیمی از گازهای گلخانه‌ای جهان و تغییرات آب و هوایی ایجاد شده هستند، اشاره شده است.

    دو کشور همچنین متعهد شدند که «همکاری خود را در معاهدات چندجانبه از جمله کنوانسیون تغییرات اقلیمی سازمان ملل و توافق پاریس» تقویت کنند.

    جان کری اولین مقام دولت جو بایدن، رئیس جمهوری جدید ایالات متحده است که به چین سفر می کند.

    این امیدواری وجود دارد که سفر او به چین، با وجود تنش‌های آشکاری که میان دو کشور در موضوعات مختلف وجود دارد، باعث تقویت همکاری‌های بین‌المللی برای مقابله با چالش جهانی تغییرات آب و هوایی و گرمایش زمین شود.

    بر خلاف دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین آمریکا که از طرفداران تداوم استفاده از سوخت‌های فسیلی بود و با زیر سوال بردن موضوع تغییرات آب و هوایی، آمریکا را از توافق پاریس خارج کرده بود، جو بایدن مبارزه با تغییرات اقلیمی را از اولویت‌های کاری خود اعلام کرده است.

  • غنی: کسانیکه در صف جمهوریت نباشند در دولت جایی ندارند

    غنی: کسانیکه در صف جمهوریت نباشند در دولت جایی ندارند

    رییس‌جمهور غنی، گفت اگر افغانستان ناامن باشد، پاکستان نیز ناامن خواهد بود و از همین رو، انتخاب دوستی و دشمنی با پاکستان است.

    آقای غنی که روز یک‌شنبه (۲۹ حمل)، در برنامه‌ی اهدای مدال به برخی از نیروهای پولیس و امنیت ملی، صحبت می‌کرد، با اشاره به بازنگری روابط کشورهای منطقه با افغانستان، گفت: «امروز، روز تصمیم برای پاکستان است. اگر کشور ما ناامن باشد، آن‌جا نیز ناآرام می‌باشد. اگر ما آسایش داشته باشیم، آن‌ها نیز آسایش خواهند داشت.»

    به گفته‌ی او، انتخاب دوستی و دشمنی در دست پاکستان است و اگر پاکستان دوستی را انتخاب کند، افغانستان آماده است که با افزایش همکاری با کشورهای منطقه و جهان، با این کشور همکاری کند.

    آقای غنی، هم‌چنان گفت: «یک صف جمهوری است و صف دیگر دشمن. آنانی که در صف جمهوری ایستاده نمی‌شوند، دیگر برای شان در دولت جایی نیست. طالبان به خاطر دوام جنگ، هیچ‌گاه مشروعیت دینی ندارند؛ اجماع علمای جهان اسلام، جنگ افغانستان را نامشروع خوانده است.»

    رییس‌جمهور غنی با اشاره به این که دیدگاه حکومت افغانستان، حاکمیت، جمهوری، مردم‌سالاری، آبادی، آزادی و استقلال است، گفت اگر طالبان در این چارچوب صلح می‌کنند، آغوش ما به روی آن‌ها باز است و بدون آن، انتخاب جنگ و دوام آن، بهانه‌ی طالبان است.

    او در بخش دیگری از سخنان خود، در باره‌ی اعلام خروج نیروهای امریکایی از افغانستان صحبت کرد و گفت در تاریخ معاصر، نخستین‌بار است که برای افغانستان همه فرصت‌های مناسب فراهم شده است.

    آقای غنی گفت حکومت افغانستان از دو سال به این طرف آمادگی کامل دارد و به خاطر رفتن سربازان امریکایی، پلان همه‌جانبه را ترتیب کرده است.

    او تاکید کرد حکومت افغانستان به خاطر حفاظت از خاک خود، آمادگی کامل دارد و وقت آن رسیده است که حاکمیت ملی به گونه‌ی کامل تطبیق شود و افغانستان بی‌طرفی خود را ثابت کند.

    گفتنی است اخیرا جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، اعلام کرده که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان در ماه می آغاز و تا یازدهم سپتمبر تکمیل خواهد شد. به دنبال آن، ناتو نیز اعلام کرده که سربازان کشورهای عضو این سازمان، هم‌زمان با سربازان امریکایی از افغانستان بیرون خواهند شد.

    با این حال، گروه طالبان، دولت امریکا را به نقض توافق‌نامه‌ی قطر متهم کرده و هشدار داده که مسئولیت عواقب آن به دوش ایالات متحده خواهد بود.

  • امریکا و طالبان و تبانی سیستماتیک

    امریکا و طالبان و تبانی سیستماتیک

    در مقطع حساسی که امریکایی‌ها در حال رفتن هستند و فرستاده ویژه واشنگتن برای روند صلح افغانستان نیز گاه و بیگاه به سود گروه طالبان سر می‌جنباند و مذاکرات دوحه و توافق کذایی امریکا با این گروه نیز اعتماد به نفس کاذبی برای آنان در میدان سیاست فراهم کرده، گروه طالبان خود را بی نیاز از مذاکرات با کابل حس کرده و در پی وقت کشی هستند تا قدرت را از راه زور به چنگ بیاورند و امارت خونین خویش را دوباره احیا کنند.
    گروه طالبان اخیراً به فراخوان آتش‌بس در ماه مبارک رمضان پاسخ منفی داده و ادامه جنگ و کشتار مردم افغانستان را در این ماه دارای ثواب بیشتر خواند.
    بنا بر این هرگز به صلح نمی‌اندیشد و تلاش دارند که جنگ ادامه یابد.
    طالبان خود را در این وضعیت که خلیلزاد فشارها را بر دولت افغانستان افزایش داده و هرازگاهی به سود گروه طالبان سخن می‌زند، همچنان با توجه به این که امریکایی‌ها در حال خروج از افغانستان هستند، بی نیاز از مذاکره و چانه زنی با دولت افغانستان می‌بیند؛ زیرا به این نتیجه نهایی رسیده که با رفتن امریکا، دولت کابل چند صباحی بیشتر دوام نمی‌کند و رویای احیای امارت اسلامی محقق می‌شود.
    در واقع، خروج نظامیان امریکایی از افغانستان، زمینه قدرت گیری طالبان را در میدان نبرد افزایش می‌دهد و این باور را خلق می‌کند که چرا با دولتی مذاکره شود که سرانجام شکست می‌خورد و متلاشی می‌شود.
    به نظر می‌رسد طالبان تا حدودی در محاسبات شان دقیق هستند، زیرا امریکا با خیانت ننگین به دولت و ملت افغانستان، توافقنامه صلح با گروه طالبان امضا کرد، خلیلزاد خلاف تمام موازین اخلاقی و بین‌المللی برای این گروه لابی گری کرد و اکنون نیز دولت افغانستان زیر فشار شدید واشنگتن قرار گرفته و به طالبان دست بالا داده است.
    طالبان به دلایل زیر خود را نیازمند مذاکره با دولت افغانستان نمی بینند:
    نخست: طالبان خود را بی نیاز از مذاکره با دولت افغانستان می‌پندارد؛
    دوم: به احیای امارت اسلامی کذایی خویش می‌اندیشند؛
    سوم: جنگ و کشتار ماهیت اصلی و فلسفه وجودی این گروه است و هرگز به صلح نمی‌اندیشند.

    سید علی سجادی بهسودی

  • محقق: طالبان احساس می کنند امریکا را شکست داده اند

    محقق: طالبان احساس می کنند امریکا را شکست داده اند

    محمد محقق؛ رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و مشاور ارشد ریاست جمهوری می‌گوید، طالبان احساس می‌کنند امریکا را در جنگ شکست داده و دولت افغانستان را نیز به آسانی شکست خواهند داد؛ اما به گفته او، آمادگی برای دفاع از نظام وجود دارد.

    محقق به رسانه ها گفته است: «طالبان احساس می‌کنند که برنده جنگ هستند و ایالات متحده را شکست داده اند، بنابرین آن‌ها فکر می‌کنند، وقتی ایالات متحده را شکست داده ایم، می‌توانند هموطنان خود را به راحتی شکست دهند.»

    وی تاکید کرده است که «هم دولت و هم نیروهای شامل دولت، آماده دفاع از نظام هستند».

    محقق گفته است: «آمادگی عام و تام وجود دارد. هم دولت و هم در جریان‌های سیاسی شامل دولت، به حمایت جریان‌های که جمهوری اسلامی و نظام دفاع می‌کنند. حتی اگر از حکومت راضی نباشند، آمادگی کامل برای دفاع وجود دارد.»

    مشاور ریاست جمهوری می‌گوید، طالبان به صلح علاقه‌مندی نشان نداده‌اند و از زور کار می‌گیرند.

    براساس تصمیم تازه امریکا، قرار است نیروهای این کشور همزمان با سایر نیروهای خارجی تا ۱۱ سپتامبر سال جاری میلادی، افغانستان را ترک کنند.

    پس از اعلام این تصمیم نگرانی از بروز جنگ داخلی و بازگشت دوباره طالبان مطرح می‌شود.

  • محک دیدگاه افغان ها در مورد نظام آینده از اهداف امریکا در نشست استانبول است

    محک دیدگاه افغان ها در مورد نظام آینده از اهداف امریکا در نشست استانبول است

    نشست استانبول با موضوع صلح افغانستان قرار است چند روز دیگر در ترکیه برگزار شود.
    حکومت افغانستان و شورای عالی مصالحه ملی طرح های خود برای ارائه در این نشست را آماده کرده اند. در کنار این، طالبان در روزهای اخیر اعلام کرده اند تا نیروهای خارجی از جمله نیروهای امریکایی به طور کامل از افغانستان خارج نشوند، در هیچ نشستی مرتبط با صلح افغانستان شرکت نمی کنند.
    در چنین فضایی امریکایی ها اما تمام تلاش های دیپلماتیک و سیاسی خود را به کار بسته اند تا قبل از خروج شان از افغانستان در یازده سپتامبر سال جاری میلادی به نوعی توافق صلح دست یابند.
    داکترعبداللطیف نظری، استاد دانشگاه، کارشناس مسائل سیاسی و کاندید پیشین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، در گفت و گویی با خبرگزاری رها هدف اصلی امریکایی ها از نشست استانبول را رسیدن به یک توافق نامه صلح قبل از یازده سپتامبر جهت خروج ابرومندانه از افغانستان عنوان نمود.
    امریکایی ها عملا توافق صلح دوحه با طالبان را نقض کرده نیروهای خود را به جای اول ماه می در یازده سپتامبر قرار است از افغانستان خارج کنند. امریکایی ها نگرانند طالبان با اعتماد به نفسی که به دست آورده اند یک بار دیگر حملات شان را بر نیروهای امریکایی و ناتو از سر بگیرند و این شرایط را برای امریکایی ها می تواند دشوار بسازد. دولت بایدن تلاش می کند در نشست استانبول رضایت طرف اصلی یعنی طالبان را به دست آورد تا زمینه خروج آبرومندانه آنها فراهم شود.
    به باور داکتر نظری هدف دوم امریکایی ها در نشست استانبول رسیدن به نوعی محک و دیدگاه گروه های سیاسی، نمایندگان مردم افغانستان و شهروندان این کشور در مورد نوع نظام سیاسی که قرار است در افغانستان روی کار آید، می باشد.
    تیم بایدن بر این باور است که گسست های هویتی در افغانستان بیش از اندازه است و گسل های قومی روبه افزایش می باشد و این می تواند برای حضور بیش از دو دهه امریکا در افغانستان یک شکست تلقی گردد. امریکایی ها در نشست استانبول به دنبال محک و دیدگاه احزاب سیاسی، نمایندگان سیاسی و شهروندان افغانستان در مورد نوع نظام سیاسی آینده این کشور می باشد.


    طرح غنی و عدم استقبال گسترده
    داکتر نظری در ادامه گفت و گو خود به طرح سه مرحله ایی غنی که قرار است در نشست استانبول ارائه شود، اشاره کرده می گوید طرح غنی در نشست استانبول با استقبال گسترده روبرو نخواهد شد.

    وی همچنین افزود: هم طالبان، هم امریکا و هم برخی احزاب سیاسی کلان و تاثیرگذار افغانستان با طرح غنی مخالف هستند. اما حکومت افغانستان قطعا می تواند یک طرف قضیه باشد چون بدون رضایت حکومت افغانستان هم بحث توافق روی صلح و نوع نظام آینده در کشور با مشکلاتی روبرو خواهد شد. امریکایی ها در نشست استانبول تلاش می کنند رضایت آقای غنی و طرفداران طرح جمهوریت به گونه ای حاصل شود و در این راستا احتمالا امتیازاتی هم برای آنها در نظر گرفته می شود.
    نظری همچنین تاکید کرد:« طرح غنی از لحاظ توازن قومی با اشکالات و خلأهای جدی روبروست. از سویی طرح شورای عالی مصالحه ملی با اشکالاتی روبروست. می توان گف هم طرح غنی و هم طرح شورای عالی مصالحه ملی هر دو با مشکل توازن قومی و تعادل قومی روبرو هستند.»
    به باور این کارشناس مسائل سیاسی طرح جمهوریت به خصوص بیشتر قابل نقد است چون بر نظام سیاسی متمرکز تاکید دارد. تجربه دو دهه ای در افغانستان نشان می دهد که یکی از عوامل اصلی بحران و بی ثباتی در افغانستان تمرکز گرایی قدرت می باشد. این مسأله کشور را به سمت استبداد و انسداد سیاسی سوق داده و گسست های هویتی را به بار آورده است. بنابراین، به نظر می رسد طرح جمهوریت آقای غنی و طرفدارانش با اقبال عمومی در نشست استانبول مواجه نشود و نیازمند بحث های جدی ست و می بایست برخی واقعیت های افغانستان را مورد توجه قرار دهد. در غیر اینصورت، افغانستان حتی در نظام پسا صلح نیز نمی تواند یک دولت مقتدر شکل دهد و به مرور زمان دچار بی ثباتی می شود.

  • اتمر با وزیر خارجه هند دیدار نمود/روند صلح بررسی شد

    اتمر با وزیر خارجه هند دیدار نمود/روند صلح بررسی شد

    در این گفت‌وگو، اتمر با اشاره به همکاری‌های همیشگی هند به‌ویژه در بخش مبارزه با کوید-۱۹، روی آخرین تحولات از جمله پایان حضور نظامی امریکا و فصل جدید همکاری‌های افغانستان و امریکا در بخش‌های امنیتی، سیاسی و توسعه‌ای در مرحلهٔ پساخروج روشنی انداخت و گسترش‌ همکاری‌های منطقه‌ای را در موفقیت پروسهٔ صلح مهم و بااهمیت خواند.
    وزیر خارجه هند نیز بر حمایت همیشگی کشورش از افغانستان صلح‌آمیز و باثبات تأکید کرده و از نقش فعال هند در راستای تقویت همکاری‌های منطقه‌ای برای رسیدن به راه‌حل سیاسی جامع و تأمین صلح پایدار در افغانستان اطمینان داد.
    گفتنی است که دولت بایدن با اعلام تاریخ خروج نیروهای امریکایی، از کشورهای منطقه خواسته بود در صلح و ثبات افغانستان تلاش بیشتر کنند.

  • چند دستگی طالبان کار صلح را دشوار ساخته است

    چند دستگی طالبان کار صلح را دشوار ساخته است

    شاه حسین مرتضوی، مشاور ارشد رییس‌جمهور غنی می‌گوید چند دستگی در رهبری طالبان گفتگو‌های صلح را دشوار می‌سازد.

    آقای مرتضوی می‌افزاید در حال‌حاضر، میان جنگجویان میدان نبرد و رهبران طالبان در قطر نیز هماهنگی و جود ندارد.

    به گفتهٔ وی، تعدد مراکز تصمیم گیری در چند کشور و پنهان بودن رهبر اصلی طالبان بر مشکلات افزوده است.

    او می‌گوید طالبان در آستانه گفتگوهای صلح صد پارچه و فاقد طرح و صدای واحد شده‌اند.

    از سویی‌هم، قرار بود نشست استانبول برای صلح افغانستان در تاریخ ۱۶ ماه اپریل برگزار گردد؛ اما طالبان گفتند که آمادهٔ این نشست نیستند.

    از سویی‌ دیگر گروه طالبان می‌گویند تا زمانی که نیروهای خارجی از افغانستان خارج نشوند آنان در هیچ نشستی که در بارهٔ آینده افغانستان تصمیم گرفته شود، اشتراک نخواهند کرد.

    در همین حال، جو بایدن، رییس‌جمهور ایالات متحدهٔ آمریکا، گفته‌است که از اول ماه می سال جاری روند خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان آغاز می‌شود و تا ۱۱ سپتامبر سال جاری نیروهای این کشور به طور کامل از افغانستان خارج می‌شوند.

    رییس‌جمهور غنی به تصمیم جو بایدن مبنی بر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان احترام گذاشته، گفته‌است که نیروهای افغان به تنهایی می‌توانند از افغانستان دفاع کنند.

  • ترکیه، امریکا و “صلح” در افغانستان

    ترکیه، امریکا و “صلح” در افغانستان

    مساله “خروج” را که قدرتمندان امریکا در تعامل با طالبان مطرح کرده اند خیلی ها سنجیده شده است. اول اینکه نباید فکر کنیم که ساختار قدرت امریکا از افغانستان خارج می شود. این گپ خروج نیست بلکه بهتر است این پروسه را تجدید روش و جابجایی نیرو ها برای یک جنگ دیگر در منطقه نامید. آقای بایدن آنچه را که اوباما در عراق انجام داد در افغانستان انجام می دهد. اوباما با تبلیغات لیبرالی گویا به جنگ عراق پایان داد. فقط، هنوز هم بین 3000 هزار تا 5000 هزار عسکر امریکایی، یک نیروی بزرگ استخباراتی و هزار ها قرادای جنگی و استخباراتی امریکا در عراق وجود دارد.* “لیبرال دموکرات”ها مهارت، امکانات، و قدرت عظیمی در خلق گفتمان های تبلیغی و شکل دهی افکار عامه دارند. هرچند بزرگ ترین دروغ ها و خطرناکترین جنگ طلب ها همین ها هستند. اوباما با شعار ختم جنگ در عراق توانست، جنگ را به سه کشور دیگر ( یمن، لیبیا، سوریه) گسترش دهد. اینبار نوبت بایدن است که زیر نام ختم جنگ در افغانستان تهدیدی را برای چین، روسیه، و ایران ایجاد کند.

    دوستان زیادی از من خواسته اند که نظراتم را در مورد آنچه که “مذاکرات صلح” خوانده می شود، بنویسم. هر چند من به تکرار در رابطه به “صلح” گفته و نوشته ام، فقط جا دارد که در مورد نقش مقطعی ترکیه و صف بندی های قدرت امریکا در منطقۀ یک کمی به تفصیل بحث شود.

    اول، باید تکرار کنم که نه جنگ از مردم افغانستان بوده و است و نه آنچه که بنام صلح جریان دارد، صلح مردم افغانستان است و خواهد بود. وابسته گی استعماری متاسفانه پیامد های دراز مدت و خونین دارد که مردم بیچاره کشور های استعمار شده می پردازند. جنگ افغانستان از آغاز یک پروژه استخباراتی برای شکل دهی سیاسی و جغرافیای منطقه بود و افغانستان هم بمثابه پایگاه و به گفته یک پروفیسور ترک از دانشگاه دفاع ملی ترکیه، “لابراتوار” برای قدرت های بزرگ و منطقوی بوده و است. نقش سازمان های استخباراتی از ابتدا در افغانستان برجسته بود و این پالیسی جدید نیست که با آمدن بایدن آغاز شده است. افغانستان یگانه کشوریست که سازمان های استخباراتی در آن ملیشه های نظامی دارند. ملیشه های سی آی ای در خوست و سرتاسر مناطق مرزی افغانستان فعالیت دارند.

    نقش ترکیه را هم در افغانستان باید در این بازی استخباراتی منطقه یی و فرا منطقه یی مطالعه کرد. پیشینه امروزی همکاری ترکیه با امریکا به نخستین روزهای حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 بر می گردد. قدرت مندان ترک با استفاده از نفوذ شان در پاکستان و همکاری شان با نیرو های شمال آن زمان رابطه خوبی با طالبان و جبهه شمال آن زمان داشتند. ترکیه قبل از اینکه نیرو های امریکایی داخل افغانستان شود، استخبارات زیادی را در مورد افغانستان به امریکا فروخت. نگرش قدرت مندان ترکیه به افغانستان هم استخباراتی است. و اکثر سفیر های ترکیه در افغانستان به شمول سفیر فعلی، سابقه ی استخباراتی و امنیتی داشتند و دارند. ( طبعآ، مردم ترکیه احترام, علاقه و دوستی خاصی به افغان ها داشتند و داردند. من بمثابه کسی که سالها در ترکیه زنده گی کرده ام علاقه و احترام ترک ها را به مردم افغانستان از نزدیک شاهد بوده ام). دولت مندان ترکیه در کل سه هدف مهم را در افغانستان دنبال می کنند:

    – استفاده از افغانستان در معامله با امریکا و اروپا برای اهداف کلان و نزدیک شان در منطقه

    – حفظ نفوذ و رابطه با تمام جریان ها و قوای نیابتی محلی در افغانستان

    – سهم بردن از ذخایر و منابع طبیعی افغانستان

    ترکیه در استفاده از افغانستان برای امتباز گیری و معامله با امریکا خیلی ها موفق بوده است. در چندین موارد توانسته با توسل به نفوذش در افغانستان و یا هم کنترول نیرو های نیابتی اش در افغانستان با امریکا معامله کند و امتیاز بگیرد. به طور مثال زمانی که امریکا در سال 2017 می خواست دوستم را به تعبید بفرستد و از شمال دور کند و دوستم نمی خواست از افغانستان خارج شود، با ترکیه معامله کرد. از تاریخ 15 تا 18 می سال 2017 رجب طیب اردوغان در امریکا بود و از اداره امریکا می خواست که امریکا به مسلح سازی کرد ها در سوریه خاتمه بدهد. در مقابل ترکیه در افغانستان، اوکرایین و عراق به امریکا کمک می کند. به تاریخ 18 می اردوغان به ترکیه برگشت و به تاریخ 19 می دوستم را با طیاره ترکی به ترکیه خواست و زیادتر از یک سال به خواهش امریکا در ترکیه نگاه کرد. برای قدرتمندان ترکیه مساله سوریه، اوکراین، آذربایجان، عراق و ایران مهمتر از افغانستان است و متاسفانه فکر می کنند که افغانستان “یک لابراتوار” برای قدرت های بزرگ است که ترکیه هم مانند ایران و پاکستان هر چندگاهی باید از این لابراتوار نفع ببرد. هر چند کنفرانس “صلح” در استانبول برای افغانستان خوانده می شود، ولی در حقیقت این پروسه دوباره چیدن نیروها برای شکل دهی اتحاد های نو در منطقه روی مسایل کلان مانند، روسیه، ایران و چین است. افغانستان تنها دستاویز و میدانی برای این بازی کثیف و خونین است. طبعآ، روسیه، ایران پاکستان هم تقریبآ پالیسی مشابه در مورد افغانستان دارند.

    متاسفانه، مردم افغانستان قربانی اول این به ظاهر “خروج” اند. آنچه را که در آیندۀ نه چندان دور شاهدش خواهیم بود:

    – طالبان بر طبل جنگ خواهند کوبید. ولی آنچه را که از حنجره طالبان بیرون می شود به نوعی گپ قدرتمندان جنگ طلب امریکایی است. جنگ طلبی طالبان با امتیاز گیری زیادتر که با فشار امریکا گرفته خواهد شد، همراه خواهد بود. توجه کنید که این قدرتمندان امریکا بودند که زیادتر از پنچ هزار زندانی و قاچاقبر را رها کردند و برای این کار حتا به دولت غنی مشروعیت دادند. ( برای یک لحظه فکر کنید، اگر خلیلزاد، میلر و دیگران در مراسم سوگند عبدالله اشتراک می کردند، دولت غنی به این شکلش وجود می داشت؟) به همین شکل، هزاران زندانی دیگر به کوشش امریکا در آینده بسیار نزدیک رها می شوند.

    – این رها شده گان با بقایای “طالبان” به مانند یک نیروی نامریی درمناطق استراتیژیک افغانستان به یکباره گی زیر یک نام و با یک بیرق دیگر ظهور می کنند که مانند سوریه و عراق به چند پارچه گی افغانستان منجر می شود. فراموش نشود که اکثریت نیروهای که زیر نام داعش در سال 2014 شهر های عراق تصرف کردند (به شمول رهبران شان)، چندگاهی را در زندان های امریکا در عراق خوابیده بودند.

    – تعدادی زیادی از نیروهای استخباراتی امریکا، که قدرت رزمی دارند، قراردادی های شان و ملیشه های افغان شان برای سمت و سو دهی این پلان در افغانستان می مانند. نیرو های امریکایی هر لحظه که تطبیق این پلان شانرا در خطر ببینند، داخل افغانستان می شوند.

    متاسفانه وابسته گی یک پروسه ای است که همیشه انجام خونین دارد. طبعآ که نخبه گان وابسته افغان نقش مهمی در این پروسه خونین داشتند و دارند. من از سال 2004 به این طرف به تکرار نوشته ام: طالبان و لیبرال های وابسته و مدرن شده افغان دو روی یک سکه اند که در تقابل و تعامل با یک دیگر در یک بازی استعماری افغانستان را ویران می کنند.

    داکترحکیم نعیم استاد تاریخ تحلیلی در دانشگاه برکلی

    فیس بوک، حمد شافعی

  • ارتباط طالبان با القاعده همچنان ادامه می یابد

    ارتباط طالبان با القاعده همچنان ادامه می یابد

    پس از امضای توافق‌نامه میان ایالات‌ متحده امریکا و گروه طالبان در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰، از میان همه بند‌های تعهد شده، مسأله قطع روابط طالبان با شبکه القاعده، موضوع جنجالی و قابل تأمل بوده است. با گذشت بیش‌تر از یک‌سال از امضای این توافق‌نامه، هنوز هم روابط بین این دو گروه پابرجا بوده است و هیچ نشانه‌ای از قطع روابط میان گروه طالبان و شبکه القاعده به چشم نمی‌آید. به هر حال، در این نبشته تلاش خواهد شد تا نشانه‌هایی از ادامه روابط طالبان با شبکه القاعده برجسته شود.

    در همان آغاز گفت‌وگو‌های صلح، گروه طالبان در تلاش بود تا از جایگاه قدرت وارد مذاکرات شود و می‌کوشید تا روی مبانی فکری و ایدیولوژیک خود قیمت‌گذاری کند و با این روش، دست‌ بالایی در مذاکرات داشته باشد. بدیهی است که نیروهای پشت‌پرده (سازمان‌های استخباراتی و متفکران شبکه القاعده) آن‌ها را تغذیه اطلاعاتی می‌کردند و مشوره می‌دادند. با این تاکتیک، طالبان خواهان به کرسی نشاندن دیدگاه خود بودند و چیزی کم‌تر از آن نمی‌خواستند. اما بخش دیگری از مذاکرات، مطالبات حکومت افغانستان و خواست‌های امریکایی‌ها از طالبان بود که تبلور آن در موافقت‌نامه دیده می‌شود. یکی از موارد جدی در این موافقت‌نامه، قطع روابط طالبان با شبکه القاعده بود که طالبان تا هنوز برای قطع روابط شان با شبکه موصوف از خود قاطعیت نشان نداده‌اند و در ضمن، اطلاعات و شواهد زیادی مبنی بر دوام و تحکیم روابط میان این دو گروه وجود دارد.

    پس از آفتابی شدن دوام روابط طالبان با القاعده، دستگاه تبلیغاتی این گروه همواره روابط شان با القاعده را در اعلامیه‌های رسمی و در نشست‌های خود رد می‌کرد. باید اذعان کرد که طالبان با حفظ و تحکیم روابط‌‌ شان با القاعده در این وهله‌ زمانی دنبال سه هدف مهم و راهبردی هستند.

    نگاه ابزاری طالبان به القاعده

    در شرایط کنونی، طالبان جدا از پیوند ایدیولوژیک با القاعده، نگاه ابزاری نسبت به این شبکه دارند. آن‌ها از القاعده به عنوان آخرین کارت بازی استفاده می‌کنند تا معادله و فرمول مذاکرات را تغییر بدهند. بدون شک، القاعده و شاخ و برگ آن‌ها در افغانستان، منطقه و جهان، هنوز هم  تهدید جدی در برابر منافع بعضی کشورها، از جمله ایالات متحده امریکا پنداشته می‌شود. طالبان با درک این واقعیت تلاش دارند روابط شان با القاعده هم‌چنان ادامه داشته باشد و غیرمستقیم برای امریکایی‌ها این پیام را می‌دهند که قطع روابط آن‌ها با القاعده قیمت ‌گزاف در پی خواهد داشت. این مطلوب‌ترین روش برای باج‌گیری از امریکایی‌ها و حکومت افغانستان است.

    شکست مذاکرات و نقش القاعده

    از آن‌جایی‌ که طالبان به تنهایی روی جنگ و صلح تصمیم نمی‌گیرند، آن‌ها به عنوان نیروهای نیابتی و پیش‌قراولان فاقد دیدگاه، در واقع آجندای مبهم و چندلایه‌ دیگران را وسیله می‌شوند و روی محتوای آن چانه‌زنی می‌کنند تا مطالبات بازیگران اصلی برآورده شود. با این حال، طالبان با شکست مذاکرات صلح نیاز به حامیان مالی و ایدیولوژیک دارند تا ماشین جنگی آن‌ها متوقف نشود و قدرت بسیج افراد تحت امر شان را از دست ندهند. سازمانی ‌که می‌تواند نقش تعیین کننده‌‌ای پس از شکست مذاکرات صلح در بسیج و آرایش نیروهای طالبان داشته باشد، القاعده است. با این حال، طالبان به خوبی می‌دانند که همکار استراتژیک خود یعنی القاعده را از دست ندهند.

    ترس از رقبای منطقه‌‌ای

    براساس اطلاعات موجود، بیش‌تر از بیست گروه تروریستی با ظرفیت‌های سازمانی و خاستگاه‌های تقریباً مشابه عملاً در منطقه فعال هستند. شبکه القاعده با اکثریت این گروه‌های تروریستی در تماس بوده و نوع تعامل این سازمان با گروه‌های تروریستی منطقه‌ براساس نیاز دو طرف تحکیم شده است. شبکه القاعده در سه سطح تاکتیکی، اطلاعاتی و ایدیولوژیکی با گروه‌های تروریستی منطقه‌ در تعامل است و دو نوع همکاری مالی ­و آموزشی نیز با این گروه‌ها دارد. طالبان با درک این پیوند چندلایه‌ القاعده با رقبای منطقه‌ای خود، ترس از دست دادن همکاری راهبردی القاعده را دارند و می‌دانند که هر نوع مقاطعه در این شرایط، ذهن القاعده را به سوی دیگری معطوف خواهد کرد. اسناد و مدارک متعددی نشان می‌دهد که سازمان القاعده بر علاوه داشتن روابط با گروه طالبان و شبکه حقانی، با گروه‌های تروریستی پاکستانی «لشکر طیبه، تحریک طالبان پاکستانی، انصار الاسلام، سپاه صحابه، لشکر جنگوی و…» و گروه‌های تروریستی آسیای میانه «حرکت اسلامی اوزبیکستان و جماعت انصارالله تاجیکستان» روابط نزدیک دارد که هرکدام از این گروه‌ها به عنوان یک پتانسیل منطقه‌ای نزد القاعده مطرح است. این امر دست ‌بلندی برای القاعده می‌دهد تا برای پیش‌برد اهداف تروریستی خود انتخاب متعددی داشته باشد. با این حال، دوام روابط طالبان با القاعده برای این گروه حیاتی پنداشته می‌شود. از این‌رو، طالبان تلاش خواهند کرد تا ارتباط زیر‌زمینی و معنادار شان محفوظ بماند.

    مانیفست تدوین شده القاعده نشان می‌دهد که سه مولفه‌ «جهاد و مبارزه با کفر، بازیابی هویت گذشته (بازگشت به اسلام راستین) و پاک‌سازی کشورهای اسلامی از حاکمان فاسد» بازگو کننده‌ تفکر اصلی آن‌ها است. این مولفه‌ها و مبانی ایدیولوژیک شبکه القاعده برمی‌گردد به تاثیرپذیری آن‌ها از اندیشه‌های سید قطب و جریان اخوان‌المسلمین. باید اذعان کرد که نظام فکری حاکم بر القاعده، ریشه در سلفی‌گری دارد و می‌توان آن را در افکار خوارج، احمد بن حنبل، ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب به خوبی جست‌وجو کرد. روشن است که سلفی‌ها به سبب ماهیت واپس‌گرا و گذشته‌نگر خود به سمت سنت‌گرایی پیش‌می‌روند. القاعده هم‌چنان با طرز تفکر مشابه خواهان برقراری نظم اسلامی در جهان است که توسط بنیادگرایان صورت می‌گیرد؛ جهانی که تحت رهبری یک خلیفه قرار داشته باشد. با چنین تفکری، القاعده در گوشه‌های دنیا ریشه دوانده و هسته‌های عملیاتی خود را مستقر ساخته است. پس از اعلام «جنگ برعلیه ترور» و متواری ساختن نیروهای القاعده توسط ائتلاف جهانی به رهبری ایالات متحده امریکا، بعضی از رهبران این شبکه و اعضای آن دوباره به کمک طالبان توانستند در نقاط مختلف افغانستان جابه‌جا شوند. اطلاعات استخباراتی نشان می‌دهد که اعضای القاعده در ۱۹ ولایت افغانستان در تبانی با طالبان فعالیت‌های تخریبی، آموزشی و اطلاعاتی دارند.

    زابل، ارزگان، بدخشان، بلخ، قندهار، کنر، فاریاب، فراه، غزنی، کاپیسا، کابل، جوزجان، هلمند، خوست، لوگر، ننگرهار، تخار، نیمروز و پکتیکا از جمله ولایت‌هایی‌ اند که اعضای شبکه القاعده زیر چتر طالبان در آن عملاً فعالیت دارند. القاعده ساختار سازمانی نظام‌مند دارد. شورای مرکزی آن‌ها به مثابه فرماندهی کل نیروها دارای بخش‌های نظامی، مالی، مذهبی و تبلیغاتی است. هر بخش توسط افراد وفادار و تذکیه شده رهبری می‌شود و شورای مرکزی آجندای فعالیت و تحرکات‌شان را تدوین می‌کند. براساس اطلاعات، شمار اعضای گروه القاعده در افغانستان بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ تن می‌رسد که اکثریت آن‌ها شهروندان کشور‌های خارجی، مخصوصاً کشور‌های عربی، پاکستان، بنگله‌دیش، برما، مالدیف، اوزبیکستان، قرغیزستان، چچین و ترکیه هستند.

    فواد حسین، روزنامه‌نگار اردنی که مدتی هم‌بند ابومصعب ‌الزرقاوی در زندان بود، در خلال نگارش کتاب خود «الزرقاوی؛ نسل دوم القاعده»، کوشیده است با بسیاری از رهبران این شبکه ارتباط برقرار کند. وی می‌نویسد: «من با طیفی از اعضای القاعده با عقاید مختلف مصاحبه کردم تا تصوری از چگونه‌گی تحول جنگ بین تروریست‌ها و واشنگتن را به دست بیاورم». او نیز یادآور شده است که شبکه القاعده امیدوار است، در هفت مرحله‌ جداگانه نظم ایده‌آل خود را در جهان براساس خلافت اسلامی حاکم بسازد. آن‌ها مراحل هفت‌گانه را چنین دسته‌بندی ‌کرده‌اند:

    مرحله بیدارسازی بین سال‌های ۲۰۰۰ الی ۲۰۰۳، مرحله گشودن چشم‌ها؛ تبدیل ساختن عراق به پایگاه اصلی القاعده در جهان بین سال‌های ۲۰۰۳ الی ۲۰۰۶، مرحله برپا خاستن؛ تمرکز بالای سوریه و تصمیم حمله بالای ترکیه و اسراییل بین سال‌های ۲۰۰۷ الی ۲۰۱۰، مرحله فروپاشی حکومت‌های عربی بین سال‌های ۲۰۱۰ الی ۲۰۱۳، مرحله اعلام خلافت اسلامی بین سال‌های ۲۰۱۳ الی ۲۰۱۶ و مرحله رویارویی مطلق؛ رویارویی سپاه اسلام بین معتقدان و بی‌اعتقادان که در سال ۲۰۱۶ پیش‌بینی شده بود. در نهایت، مرحله هفتم، پیروزی قطعی توصیف شده است. وی می‌افزاید که از نظر تروریست‌ها، به علت آن‌که بقیه جهان توسط ۱٫۵ میلیارد مسلمان درهم کوبیده خواهد شد، خلافت بدون شک به پیروزی خواهد رسید. این مرحله باید تا سال ۲۰۲۰ به پایان برسد و جنگ نباید بیش از دو سال به طول انجامد.

    آنچه ‌که حسین روایت می‌کند، به وضوح نشان می‌دهد که رهبران القاعده به اصول راهبردی خود دست نیافته‌اند و هنوز در مرحله‌ چهارم و پنجم که خشونت و مقاومت سخت‌گیرانه را نشان می‌دهد، گیرمانده‌اند. با این حال در تلاش و تکاپو هستند تا ریشه‌های‌شان الی تکمیل‌ شدن مرحله هفتم نخشکند. از همین‌رو، در جهان عرب با جبهه النصره، در سوریه با انصار الشریعه، در یمن با جنبش الشباب و در افغانستان با گروه طالبان و سایر گروه‌های تروریستی در تماس‌اند تا به خواست‌های استراتژیک‌شان که همانا سه مولفه اصلی تفکر و تکمیل مراحل هفت‌گانه است، برسند. بنابراین، القاعده به خاطر بقای خود در منطقه‌ برای فعلاً شریک خوب‌تر از طالبان سراغ ندارند و همسویی این دو گروه ظاهراً برای هردوی‌شان سود‌آور است.

    نشانه‌هایی از همسویی و روابط طالبان با القاعده

    ریاست عمومی امنیت ‌ملی افغانستان ادعا می‌کند که در جریان بیش‌تر از یک‌‌سال، یعنی پس از امضای توافق‌نامه دوحه میان ایالات متحده امریکا و گروه طالبان، چهار تن از اعضای رهبری شبکه القاعده توسط عملیات نیروهای ویژه ریاست عمومی امنیت ملی کشته شده‌اند. براساس اعلامیه‌های رسمی این نهاد، هر چهار فرد مهم شبکه مذکور در مناطق مربوط به گروه طالبان زیست داشته‌ و تحت حمایت آن‌ها فعالیت‌های خود را پیش‌ می‌برده‌اند.

    بریده‌‌ای از اعلامیه رسمی ریاست عمومی امنیت، ۳ ثور ۱۳۹۹: «منیب فرزند سردار خان ولدیت حیات‌ خان، باشنده‌‌ اصلی پاکستان، عضو شورای مرکزی شاخه‌ خراسان داعش، قاضی و مسوول هماهنگی و ارتباطات میان شاخه‌ خراسان داعش و گروه‌های تروریستی مثل لشکر طیبه، شبکه حقانی، سپاه صحابه و جمعیت ‌العلمای اسلام؛ این مسوول بلندپایه داعش شاخه‌ خراسان در جریان تحقیق در مورد چگونه‌گی تبانی و تشریک مساعی میان شاخه‌ خراسان داعش و گروه‌های تروریستی صحبت کرده است. نامبرده قبل از این‌که با گروه داعش بپیوندد، جزو افراد کلیدی گروه تروریستی القاعده بوده است».

    اعلامیه ریاست عمومی امنیت ملی، ۴ عقرب ۱۳۹۹: «حسام عبدالرووف، مشهور به ابومحسن المصری، یکی از رهبران ارشد القاعده در جریان یک عملیات نیروهای قطعات خاص ریاست عمومی امنیت‌ ملی در ولسوالی اندر ولایت غزنی به هلاکت رسید. نامبرده تا سال ۲۰۱۵‌ میلادی مسوولیت تبلیغاتی و مطبوعاتی را برای شبکه‌‌ القاعده بر عهده داشت. حسام عبدالرووف با طالبان و شبکه‌ حقانی رابطه‌ نزدیک برقرار کرده بود و جنگ‌جویان این گروه را حمایت مالی و لوژستیکی می‌کرد. او سال‌های متمادی زیر چتر طالبان در آن طرف خط دیورند و یا در داخل خاک افغانستان به طور پنهان زنده‌گی می‌کرد. در این عملیات، یکی از قوماندان‌های طالبان و از همکاران نزدیک حسام عبدالرووف، به نام عبدالرحیم بازداشت شده است».

    اعلامیه ریاست عمومی امنیت‌ ملی، ۲۰ عقرب ۱۳۹۹: «نیروهای قطعات‌ خاص ریاست عمومی امنیت‌ ملی براساس معلومات دقیق و در جریان یک عملیات هدفمند، اسامی محمد حنیف فرزند محمد انور به اسم مستعار عبدالله، یکی از رهبران القاعده برای شبه‌قاره هند را از بین برده‌اند. اسامی حنیف باشنده اصلی شهر کراچی پاکستان می‌باشد که در جریان عملیات از قبل‌ پلان‌ شده در ولسوالی بکواه ولایت فراه توسط نیروهای قطعات‌ خاص امنیت‌ ملی کشته شد. نامبرده در ابتدا عضویت گروه تروریستی طالبان را داشته و بعد از سال ۲۰۱۰ عضویت شبکه‌ تروریستی القاعده را نیز کسب کرده بود».

    اعلامیه ریاست عمومی امنیت ‌ملی، ۱۰ حمل ۱۴۰۰: «نیروهای قطعات خاص ریاست عمومی امنیت ‌ملی در عملیات هدفمند یک عضو برجسته‌ شبکه‌‌ القاعده و یک فرمانده‌ طالبان را در ولسوالی گیان ولایت پکتیکا به هلاکت رساندند. دولت‌بیگ تاجیکی مشهور به ابومحمد ‌التاجیکی، عضو برجسته‌‌ شبکه القاعده در شبه‌قاره هند و حضرت علی مشهور به حمزه، مهاجر باشنده اصلی وزیرستان، فرمانده گروه تروریستی طالبان، از پلان‌گذاران اصلی حملات مشترک، پیچیده، خونین و بزرگ طالبان و القاعده بوده‌اند. این افراد، اشخاص ارتباطی میان شبکه القاعده و گروه تروریستی طالبان بوده و مسوولیت تجهیز و تمویل گروه تروریستی طالبان را پیش‌ می‌بردند».

    همان‌طوری ‌که موضوع صلح و جنگ در افغانستان تصمیم محض داخلی نیست، هر نوع پیش‌رفت در مذاکرات صلح و چالش سد‌ راه این پروسه، پیامد‌های منطقه‌ای و جهانی دارد. حکومت افغانستان و همکاران بین‌الملی‌اش انتظار داشتند تا توافق‌نامه دوحه نقشه‌‌ راه برای رسیدن به صلح پایدار گردد و منجر به قطع جنگ شود؛ اما عدم پابندی طالبان به مفاد این توافق‌نامه، بازی را پیچیده ساخته است و مقامات حکومت افغانستان و کشورهای دخیل در پروسه صلح افغانستان، در این مورد واکنش‌هایی داشته‌اند.

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری در ۲۸ دلو ۱۳۹۹ در قندهار گفته بود که تعهدی را که طالبان کرده بودند و گفته بودند که به ما وقت بدهید که ۲۰ گروه تروریستی دیگر را از افغانستان بیرون کنیم، یکی آن را هم عملی نکردند. وی گفت: «شما شاهد هستید که سومین رهبر القاعده دو ماه پیش در غزنی پیدا شد و این یعنی که طالبان به تعهد‌شان پابند نیستند».

    احمد ضیا سراج، رییس عمومی امنیت ملی افغانستان در ۳۰ دلو ۱۳۹۹ در کابل گفت که حضور فعال القاعده در کشورغیر‌قابل‌ انکار است. او افزود: «حدود سه صد جنگ‌جوی این گروه در افغانستان با طالبان همکاری گسترده و استراتژیک دارند. هم‌اکنون شش تا ده هزار جنگ‌جوی خارجی، از جمله جنگ‌جویان جنبش اسلامی اوزبیکستان، جنبش اسلامی تاجیکستان و جنگ‌جویان ترکستان شرقی چین حضور دارند که هدف نهایی‌شان کشاندن دامنه‌ جنگ به کشور‌های آسیای میانه و ترکستان شرقی است».

    در بخشی از گزارش وزارت دفاع امریکا به کنگره در ۱۱ سرطان ۱۳۹۹ آمده است که گروه طالبان به ادامه همکاری با شاخه القاعده در شبه‌قاره هند متهم است. با وجود پیش‌رفت‌های اخیر در روند صلح، شاخه القاعده در شبه‌‌قاره هند روابط نزدیک با طالبان در افغانستان دارد که احتمالاً برای محافظت و آموزش باشد و به طور مرتب با اعضای رده پایین طالبان برای تضعیف دولت افغانستان همکاری می‌کند.

    گروه تحلیل و نظارت بر تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل (UN Security Council Sanction Analysis and Monitoring Group) در ۱۵ دلو ۱۳۹۹ در بخشی از گزارش چنین گفته است: «روابط طالبان با القاعده، داعش و برخی از گروه‌های تروریستی دیگر هنوز پابرجا و محکم است. کشته شدن چندین فرمانده القاعده، از جمله حسام عبدالرووف معروف به ابومحسن ‌المصری در مناطق تحت کنترل طالبان، گواه این مدعا است.»

    بازرس ویژه ایالات متحده (US Special Inspector General) در ۲۰ حوت ۱۳۹۹ در بخشی از گزارش سیگار آورده است: «افغانستان هنوز هم با تهدید گروه‌های افراطی روبه‌رو است. گروه طالبان الی اکنون تاکتیک‌ها و اهداف خود را تغییر نداده‌ و سطح خشونت‌ها هنوز هم در افغانستان بالا است. یافته‌های ما نشان می‌دهد که در کنار طالبان گروه‌های تروریستی مثل داعش و القاعده هنوز هم در افغانستان حضور دارند».

    رییس کمیته روابط خارجی مجلس سنای امریکا (Senator Robert Menendez) در ۱۹ حوت ۱۳۹۹، در صحبت با خبرنگاران در پیوند به عدم پابندی طالبان به تعهدات آن‌ها گفت: «ما راجع به صلح افغانستان نگرانی داریم. قطع رابطه با گروه‌های دهشت‌افگن، کاهش خشونت و پیوستن به مذاکرات صلح بین‌الافغانی از تعهدات اساسی طالبان در توافق‌نامه آن گروه با ایالات متحده امریکا در دوحه بود. اما آن‌گونه که دیده می‌شود، خشونت طالبان کاهش نیافته و مذاکرات‌ آن‌ها با حکومت افغانستان نتیجه ملموس نداشته است و به استناد گزارش وزارت دفاع ایالات متحده، روابط طالبان با القاعده نیز قطع نگردیده است».

     دبیرکل ناتو (NATO Secretary General Jens Stoltenberg) در ۹ دلو ۱۳۹۹ گفت: «طالبان هنوز هم با گروه‌های تروریستی در افغانستان در تماس‌اند و این گروه روابط شان ‌را با سازمان القاعده قطع نکرده است.»

    پس از کشته شدن عمر عاصم، مسوول القاعده در جنوب‌‌شرق آسیا، مسأله «امنیت خودی» به عنوان جدی‌ترین اصل از سوی شورای مرکزی این شبکه، همه‌گانی و برای همه اعضای سازمان گوشزد شد تا حین استفاده از تکنولوژی و رسانه‌های اجتماعی از احتیاط کار بگیرند. اطلاعات حاکی از آن است که اعضای شبکه القاعده بیش‌تر از واتس‌اپ و سیگنال استفاده می‌کنند و اجازه ندارند در رسانه‌های اجتماعی فعال باشند. هم‌چنان یافته‌های استخباراتی نشان می‌دهد که اعضای شبکه القاعده به تناسب اعضای گروه طالبان و داعش کم‌تر در رسانه‌های اجتماعی فعال‌اند؛ چون مسأله «امنیت خودی» براساس دستور شورای مرکزی باید مدنظر گرفته شود. اما اعضای این شبکه با نام‌های مستعار در ۳۴ گروپ مربوط به طالبان و داعش حضور فعال دارند. با این حال، گفته می‌توانیم که اعضای شبکه القاعده در جریان تمام تصمیم‌گیری‌های گروه طالبان و داعش قرار دارند.

    نتیجه‌گیری

    به نظر می‌رسد که طالبان به این ساده‌گی آماده نمی‌شوند تا روابط شان‌ را با القاعده قطع کنند. آن‌ها هنوز اعضای القاعده را جهاد‌گران واقعی می‌دانند و خود را در برابر آن‌ها وام‌دار حس می‌کنند. حتا اگر اعضای دفتر سیاسی طالبان و هیأت مذاکره کننده‌‌ آن‌ها بنابر فشار‌ کشور‌ها و نهادهای بین‌المللی مقاطعه را اعلام کنند، واقعیت اراضی چیز دیگری خواهد بود. جنگ‌جویان طالب پس از دو دهه همراهی از وضعیت قراردادی و تعاملی در روابط ‌‌شان با القاعده عبور کرده‌اند و حالا پیوند عاطفی میان آن‌ها شکل گرفته است. این احساس عاطفی رابطه را مستحکم، معنا‌دار و ماندگار می‌سازد. از منظر دیگر، طالبان هنوز با دل‌گرمی تمام وارد مذاکرات نشده‌اند و باور ندارند که مذاکرات نتیجه‌بخش تمام شود. بنابراین، از دست دادن همکار قدیمی و ایدیولوژیک‌ «القاعده» برای آن‌ها هزینه بالایی در پی خواهد داشت.

    هشت صبح

  • محب: گروه ها مختلف طالبان باید در روند صلح شرکت کنند

    محب: گروه ها مختلف طالبان باید در روند صلح شرکت کنند

    حمدالله محب، مشاور امنیت ملی کشور می‌گوید طالبان نمی‌توانند قدرت را در افغانستان از راه زور به‌دست بیاورند و خودشان را بر مردم تحمیل کنند.

    آقای محب که روز (جمعه، ۲۷ حمل) در کنفرانس رایزانا صحبت می‌کرد، گفت پس از توافق دوحه میان امریکا و طالبان، این گروه فرصت خوبی داشت تا خود را از راه سیاست مطرح و از آن طریق پیشرفت کند، اما به‌گفته‌ی محب، طالبان با مطرح کردن سناریوی نادرست «پیروزی» این فرصت را از داست دادند.

    محب افزود وقت آن است تا طالبان با دولت افغانستان صلح کنند و به بخشی از جریان اصلی جامعه‌ی افغانستان تبدیل شوند. او اما تأکید کرد که در روند صلح باید تمام گروه‌های مختلف طالبان شامل باشند و هیچ گروهی از آنها نباید از این روند بیرون باقی بماند.

    از سویی هم، مشاور امنیت ملی کشور در بخشی از صحبت‌هایش با اشاره به خروج نیروهای خارجی از افغانستان، گفت فرصت خوبی برای افغان‌ها به‌خاطر کنترل اوضاع امنیتی کشورشان به وجود آمده است: «من فکر می‌کنم این بهترین فُرصت است تا افغان‌ها مسئولیت امنیتی کشورشان‌را بر عهده گیرند.»

    آقای محب علاوه کرد افغانستان دیگر به حضور نیروهای خارجی ضرورت ندارد؛ زیرا آنها [خارجی‌ها] به ما اطمینان داده‌اند که به حمایت از نیروهای افغان ادامه خواهند داد.

    او در مورد طالبان نیز گفت با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، این گروه دیگر هیچ دلیلی برای ادامه‌ی جنگ ندارد.

    محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه‌ی ایران نیز که در این کنفرانس صحبت می‌کرد، گفت طالبان باید وارد مذاکرات با دولت افغانستان شوند.

    آقای ظریف طالبان را در جامعه‌ی افغانستان «یک واقعیت» دانست و از این گروه خواست خودشان را براساس نظام‌های دموکراتیک عیار کنند.

    ظریف تأکید کرد در صورتی که طالبان بخواهند به دهه‌ی ۹۰ برگردد، امکان ندارد. او استدلال کرد افغانستان امروزی با افغانستان دهه‌ی ۹۰ کاملا متفاوت است.

    وزیر خارجه‌ی ایران افزود که افغان‌ها باید در یک روند صلح به رهبری و مالکیت خودشان در مورد آنچه که می‌خواهند به توافق برسند و سپس روی جزئیات آن کار کنند.

    او در عین حال گفت که کشورهای منطقه باید افغانستان را در ایجاد یک دولت دموکراتیک، نمایندگی متعادل قومی و یک اقتصاد قوی کمک کنند.

    ظریف تأکید کرد که کشورهای منطقه باید اختلافات بین خودشان را کنار گذاشته و روی مشترکات‌شان، از جمله این که «امارت اسلامی» در افغانستان تهدیدی برای پاکستان، ایران و هند است، تمرکز کنند.

    جواد ظریف به نقش جامعه مدنی در افغانستان نیز اشاره کرد و گفت آنچه که در سال‌های گذشته به‌دست آمده است، حفظ و از تداوم آن باید اطمینان حاصل شود.

    اس جی شنکر، وزیر امور خارجه‌ی هند نیز گفت افغانستان امروزی نسبت به افغانستان سال‌های قبل تغییر کرده و چشم‌پوشی از دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته در این کشور امکان ندارد.

    شنکر گفت افغانستان نیازمند صلح دو وجهی است؛ صلح در داخل کشور و صلح در اطراف کشور. او تأکید کرد که همسایگان افغانستان باید در این امر مشارکت کنند.

    وزیر خارجه‌ی هند در ادامه گفت: «این که گفته می‌شود هند با انجام فعالیت‌هایش در افغانستان، پاکستان را به‌طور غیرمستقیم هدف قرار می‌دهد، خیالی باطل است و این سخنان ارزش تلاش‌های هند در افغانستان را کم‌رنگ می‌کند.»

  • شمار نیروهای امریکایی در افغانستان افزایش می یابد

    شمار نیروهای امریکایی در افغانستان افزایش می یابد

    مسوولان وزارت دفاع امریکا (پنتاگون) از احتمال افزایش نیروهای امریکایی به گونۀ موقت در افغانستان خبر می‌دهند.

    به باور پنتاگون، برای خروج مصون نیروهای امریکایی از افغانستان ممکن شمار نیروهای تخنیکی ارتش امریکا در این کشور افزایش یابد.

    شبکۀ تلویزیونی «سی‌. ان. ان» در گزارشی می‌نویسد جان کربی، سخنگوی وزارت دفاع امریکا این موضوع را دیروز (جمعه، ۲۷ حمل) در یک نشست خبری در امریکا مطرح کرده است.

    به نقل از این گزارش، آقای کربی می‌گوید ارتش ایالات متحدۀ امریکا دربارۀ افزایش موقت نظامیانش در افغانستان سرگرم رأی‌زنی است و هنوز در این مورد تصمیم قطعی گرفته نشده است.

    سخنگوی وزارت دفاع امریکا می‌افزاید خروج مصون و منظم نیروهای امریکایی از افغانستان به افزایش شمار نیروها به ویژه در بخش انجینیری و محافظت از نیروها نیاز پیدا خواهد کرد.

    گفتنی است که دو روز پیش جوبایدن، رییس‌جمهور ایالات متحدۀ اعلام کرد که نیروهای نظامی امریکا تا پنج ماه دیگری (یازدهم سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی) افغانستان را ترک خواهند کرد. همزمان با این، ناتو نیز از خروج نیروهای این پیمان تا یازدهم سپتامبر خبر داده است.

    در حال حاضر بیش از ده هزار نیروی خارجی در چوکات مأموریت حمایت قاطع در افغانستان حضور دارند.

  • حکمتیار: طالبان تحت هیچ شرایطی نباید مذاکرات صلح را رها کنند

    حکمتیار: طالبان تحت هیچ شرایطی نباید مذاکرات صلح را رها کنند

    گلب‌الدین حکمت‌یار، رهبر حزب اسلامی، از گروه طالبان می‌خواهد گفت‌وگوهای صلح را تحت هیچ شرایطی متوقف نکند.

    آقای حکمت‌یار که روز شنبه (۲۸ حمل)، در یک نشست خبری در کابل صحبت می‌کرد، گفت هرچند تاخیر در زمان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، سبب ایجاد فضای بی‌اعتمادی شده؛ اما طالبان باید تحت هیچ شرایطی گفت‌وگوهای صلح را متوقف نکرده و به تلاش‌های شان برای رسیدن به صلح از راه گفت‌وگو ادامه دهند.

    او گفت: «تصمیم یک‌جانبه‌ی امریکا مبنی بر خروج تا ماه سپتمبر، فضای بی‌اعتمادی را میان امریکا و طالبان ایجاد کرده است. امریکا باید دلیل تاخیر در خروج سربازانش را واضح سازد. تأخیر در خروج، حتا در منطقه هم بی‌اعتمادی ایجاد کرده است؛ همه فکر می‌کنند شاید امریکا دوباره خروج سربازانش را به تأخیر بیندازد.»

    به گفته‌ی او، ایالات متحده باید یک سلسله اقدام‌هایی را انجام دهد تا این بی‌اعتمادی از میان رفته و انتظار تطبیق تعهد جدید را به واقعیت مبدل کند.

    آقای حکمت‌یار افزود: «اگر امریکا تعهد کند که نیمی از نیروهای خود را در ماه می از افغانستان بیرون می‌کند و همه این صحنه را به چشم خود ببینند و تا ماه سپتمبر هر ماه ۵۰ درصد از نیروهای باقی‌مانده‌اش را خارج کند و تعهد کند که بعد از این در امور داخلی افغانستان مداخله نمی‌کند و سربازانش هم دست به کارهای استخباراتی نمی‌زنند، بی‌اعتمادی از میان خواهد رفت.»

    رهبر حزب اسلامی، هم‌چنان ابراز امیدواری کرد که در نشست استانبول، روی برقراری آتش‌بس و انتقال مسالمت‌آمیز قدرت توافق شود. به گفته‌ی او، در صورتی که طرف‌های دخیل با طرح واضح و با اداره‌ی صادقانه در نشست استانبول اشتراک کنند، بحران افغانستان حل خواهد شد.

    آقای حکمت‌یار، از گروه طالبان خواست که با برقراری آتش‌بس مشروط موافقت کند. او گفت: «شرط‌هایی که برای برقراری این آتش‌بس گذاشته می‌شود نیز، باید شامل این موارد باشد: تغییر حکومت کابل، تطبیق روند خروج نیروهای خارجی، عدم دخالت خارجی‌ها در امورات داخلی افغانستان، آزادی زندانیان سیاسی و نظامی، بیرون کشیدن نام رهبران طالبان از فهرست سیاه سازمان ملل و پرداخت غرامت جنگی از سوی کشورهایی که در جنگ افغانستان دخیل بودند.»

    این در حالی است که اخیرا، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، گفته است که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان در ماه می آغاز و تا یازدهم سپتمبر تکمیل خواهد شد. ناتو نیز اعلام کرده که سربازان کشورهای عضو این سازمان، هم‌زمان با سربازان امریکایی، افغانستان را ترک خواهند کرد.

    با این حال، گروه طالبان، امریکا را به نقض توافق‌نامه‌ی قطر متهم کرده و گفته که پیامدهای این موضوع، به دوش ایالات متحده خواهد بود.

  • بیست سال طول کشید تا زمینه به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان فراهم شود

    بیست سال طول کشید تا زمینه به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان فراهم شود

    با خروج نیروهای ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا و نیز خروج کامل نیروهای امریکایی تا سپتمبر سال جاری میلادی اما و اگر ها در مورد به قدرت رسیدن دوباره طالبان بیش از پیش بر سر زبان ها افتاده است.

    بسیاری از کارشناسان می گویند نشست استبانبول زمینه تقسیم قدرت بین حکومت و طالبان را فراهم می کند و این خود یعنی به قبضه کامل قدرت توسط پشتون ها چون هم حکومت در دست پشتون هاست و هم طالان از قوم پشتون می باشند.

    یکی از کاربران فیس بوک به نام «محمد انور محقق» با نشر مقاله ای از «احمدی رشاد» می نویسد:خلیل زاد در کتاب فرستاده اش در مورد ظاهرشا می نویسد: «ارزیابی من این بود که سرمایه استثنایی ظاهرشا آن بود که او یک رهبر پشتون غیر قابل سوال بود». (خلیل زاد، ص 87)

    حامد کرزی که طالبان را برادر می خواند، گفته است: «طالبان هرچند الان آشفته اند، ولی سرانجام تکنوکراتهای آنها حکومت خواهند کرد». (همان، ص 86.)

    خلیل زاد که الان نماینده ویژه آمریکا در صلح افغانستان است، زمانی سخنگوی طالبان بود، او در مورد جبهه از هم پاشیده شمال می نویسد: «من نگران بودم که تمایل عمده ایالات متحده به جانب ائتلاف شمال، تلاشها برای بسیج پشتون ها در قدرت را تحلیل ببرد». او در جایی دیگر طالبان را اپوزیسیون حیاتی پشتون می خواند و برای بسیج آن تاکید میکند. زیرا به نوشته ای او «طالبان اصولاً به حمایت پشتون ها به قدرت رسیده بودند». (فرستاده، ص 88.)

    الان با خروج نیروهای آمریکایی، آرزوی کرزی و تلاش خلیل زاد و سرمایه استثنایی ظاهرشاه مبنی بر بسیج اپوزیسیون طالب محقق شده و با برکناری دولت غنی که نقش مقدمه الجیش پشتونی را داشت، طالبان رسماً حکومت را قبضه نموده و به قول کرزی حکومت خواهند کرد. این اظهارات که قوی ترین و قدرتمندترین فرد در تحولات 20 سال پس از 11 سبتامبر 2001 یعنی خلیل زاد نوشته، واقعیات پشت پرده افغانستان بوده است. بر مبنای این نوشته 20 سال «بازی شطرنج» افغانستان به منظور بسیج طالبان بوده است. دولت کرزی و اشرف غنی احمد زی هر دو تطبیق دهنده سناریویی بوده اند، که از قبل توسط رهبران پشتون نوشته شده بود، و در این 20 سال از امکانات ایالات متحده و کشوهای غربی و عربی بهره گرفتند، تا پشتون ها را دوباره به قدرت برسانند و مناسبات گذشته را احیا نمایند.

    این فرضیه را اظهارات «آرنولد» نماینده سابق سازمان ملل نیز تایید می کند که گفته بود خلیل زاد، کرزی و لخضر ابراهیمی به ما گفته بود پشتونها بیش از صد سال این کشور را با آرامش اداره کرده بود، اما جهاد افغانستان باعث شد که اقلیتها قدرت را بگیرند و افغانستان را نا امن نمایند. لذا راهش آن است که اقلیت ها بابرنامه دی دی آر خلع سلاح شوند و با برنامه پی آر آر از ادارات دولتی بیرون انداخته شوند». (محی الدین مهدی، مقاله حل مناسبات تباری افغانستان.)

    اقوام افغانستان باید متوجه باشند، که در مدت 20 سال کرزی و اشرف غنی احمد زی چطور حساب شده و به تدریج برای به قدرت رساندن گروه طالبان در افغانستان کار کردند و برای شما شگفتی ساز نیست، که کرزی و احمدزی هیچگاه نگذاشتند، تا طالبان مورد حمله جدی قرار گیرند، یکی برادرش خواندند و دیگری مخالف سیاسی. برای شما سوال برانگیز نیست که چرا برنامه دی.دی.آر در مناطق جنوب و جنوب شرق و جنوب غرب تطبیق نشد ولی در شمال، مرکز و غرب که اقوام تاجیک، هزاره و ازبک بودند، برنامه خلع سلاح مو به مو به اجرا درآمد؟

    آیا برای شما سوال برانگیز نیست، که چرا در جریانی به نام «خیزشهای مردمی» در مناطق پشتون سلاح توزیع گردید و دولت در میان پشتونها به شکل گسترده سلاح توزیع کرد ولی در مناطق تاجیکها، هزاره ها و ازبیک ها یک میل اسلحه به مردم که داده نشد، هیچ که قومندانان ضد طالب هدف قرار گرفتند و کشته شدند؟

    آیا برای شما پرسش برانگیز نیست، که در جریان سه روز اشغال شهر غزنی توسط طالبان در سال 1396، چرا دولت کمک به عزنی روان نکرد، طالبان در سه روز مخالفان را کشتند، بانهای دولتی را غارت کردند، و هرچه اسلحه در دیپوهای ارتش و پلیس در این شهر بود، را همه طالبان با خود برند و همینه آنها از شهر خارج شدند، اشرف غنی آنگاه اجازه اعزام به غزنی را به نیروهای ارتش دادند.

    همه اینها یک نکته را اثبات میکند، که به قدرت رساندن دوباره طالبان برنامه ای از قبل طراحی شده بوده است. خروج نیروهای آمریکایی نیز با اطمنان از عدم حمله طالبان به منافع آمریکا انجام گرفته است و آنها تنها سربازان خود را بیرون می برند، ولی حضور سیاسی و لجستیکی خود را همچنان ادامه خواهند داد.

  • خروج نیروهای بین المللی یک فرصت مهم برای خود کفایی

    خروج نیروهای بین المللی یک فرصت مهم برای خود کفایی

    طبق اعلام جو بایدن رئیس جمهور امریکا قرار است نیروهای امریکایی تا سپتمبر سال جاری میلادی به طور کامل افغانستان را ترک کند.

    خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان با واکنش های منفی و مثبت زیاد داخلی و خارجی روبرو شده و عده ای آن را با سقوط حکومت کابل و سلطه طالبان مساوی دانسته اند.

    شاه حسین مرتضوی، مشاور ارشد رئیس جمهور، اما در این مورد می گوید:«اگر از پنجاه در صد عوایدی در گمرک‌ها غارت می‌شود و یا از فساد گسترده جلوگیری شود طبیعی است که وابستگی‌ها کاهش پیدا می‌کند.

    افغانستان دارای منابع عظیم طبیعی، آب و خاک خوب است. از این ظرفیت بزرگ برای خود اتکایی باید استفاده شود. تمام کمک جهان در سال چند میلیارد دالر است؟ اما اقتصاد جرمی در این کشور به بیش از چهل میلیارد و پول مواد مخدر به نزدیک به صد میلیارد دالر می‌رسد.

    شاه حسین مرتضوی در فیس بوک خود در این مورد نوشته است نیروهای امنیتی و دفاعی کشور در منطقه بی‌نظیر است. جهان‌ و منطقه مدیون افغانستان است. ما در خط اول مبارزه با تروریزم قرار داریم. پس از امضای موافقت نامه دوحه طالبان دچار غرور کاذب شده است. یک مشت محکم به کار است تا این گروه عقلانی فکر کند.

     اعتماد و اتکا به این نیروها مهم است. ۳۵۰ هزار نیروی کار آمد در برابر طالبان و تروریستان به خوبی توان مقاومت دارند. ما با روحیه مقاومت ملی پس از خروج، از کشور حراست خواهیم کرد. هیچ کشوری با وابستگی دوامدار به عزت سیاسی نمی رسد. وابستگی سیاسی و مالی روحیه و احساس مالکیت را نباید از رهبران سیاسی سلب کند. احساس مالکیت نسبت به این وطن باید تقویت شود. در همین جا متولد شده ایم، همین جا دفن خاک خواهیم شد.

  • با خروج امریکا چین به افغانستان نیرو می فرستد

    با خروج امریکا چین به افغانستان نیرو می فرستد

    این روزنامه روز جمعه (۲۷ حمل)، در آخرین گزارش خود در مورد افغانستان، نگاشت به باور تحلیل‌گران، اگر پس از عقب‌نشینی (خروج) نیروهای امریکایی، تهدید امنیتی متوجه کشورهای جنوب آسیا شود، چین نیروهای صلح را به افغانستان خواهد فرستاد.

    در گزارش آمده است خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، نه ‌تنها ثبات و امنیت این کشور را تهدید می‌کند؛ بلکه حتا ممکن است که دامنه‌ی تهدیدها به سین‎‌ کیانگ چین نیز برسد و فعالیت و تلاش‌های ضد تروریزم دولت این کشور را مختل کند.

    سون چی، یکی از تحلیل‌گران روابط بین‌الملل در دانشگاه شانگهای، گفته است که نیروهای امنیتی افغانستان، توانایی تأمین امنیت این کشور را ندارند و ممکن در آینده‌ی نزدیک افغانستان دچار یک هرج‌ومرج شود و جرایم مرزی، قاچاق مواد مخدر و قاچاق سلاح در این کشور گسترش یابد.

    این کارشناس افزوده است: «اگر وضعیت امنیتی، تهدیدی ایجاد کند، ممکن است که چین نیروهای نظامی صلح را به هم‌راه کمک‌های بشردوستانه زیر شرایط منشور سازمان ملل متحد به منطقه اعزام کند تا از امنیت و منافع مردم چین، در آن‌جا اطمینان حاصل کند.»

    در همین حال، ژائو لیجیان، سخن‌گوی وزارت خارجه‌ی چین، روز پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته، در واکنش به اعلام جدول نهایی خروج نیروهایی خارجی از سوی بایدن، گفت: «نیروهای خارجی از افغانستان باید به گونه‌ی مسئولانه و منظم عقب‌نشینی کنند تا از حملات تروریستی جلوگیری کنند.»

    جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، چهارشنبه‌شب (۲۵ حمل) در یک نشست خبری اعلام کرد که روند خروج سربازان امریکایی از افغانستان، از اول می آغاز و تا یازدهم سپتامبر تکمیل خواهد شد.

    آقای بایدن  افزود: «خروج سربازان ما شتاب‌زده نه؛ بلکه به گونه‌ی سنجیده، مسئولانه، مصون و در هماهنگی با تمام متحدین و شرکای امریکا انجام خواهد شد.»

    اعلام جدول زمانی برای خروج نیروهای امریکایی، واکنش‌هایی را نیز در پی داشته است. اچ آر مک‌ ماستر، مشاور پیشین امنیت ملی امریکا، در واکنش به تصمیم اخیر جو بایدن مبنی بر خروج سربازان این کشور از افغانستان، آن را یک «تخریب اخلاقی» و «فاجعه‌ی استراتژیک» خوانده است.

    آقای مک ‌ماستر، روز جمعه (۲۷ حمل)، در برگه‌ی تویترش نوشته است که امریکا در حالی تصمیم خروج از افغانستان را گرفته است، که طالبان هم‌چنان به حملات مرگ‌بار شان علیه نیروهای امنیتی و غیرنظامیان در این کشور ادامه می‌دهند.

  • غنی: افغانستان در مرحله سقوط قرار ندارد

    غنی: افغانستان در مرحله سقوط قرار ندارد

    محمداشرف غنی، رییس جمهور کشور در نشست مرکز بین‌المللی نظامی گنجوی گفت افغانستان در «مرحله سقوط» قرار ندارد.

    نشست مرکز بین‌المللی نظامی گنجوی به ابتکار حکومت آذربایجان در شهر باکو پایتخت این کشور شام روز پنج‌شنبه، بیست‌وششم حمل برگزار شده بود.

    محمداشرف غنی در این نشست از طریق ویدیوکنفرانس درباره روند صلح افغانستان، تصمیم خروج نیروهای امریکا و ناتو از افغانستان و نیز همگرایی و اتصال منطقه‌ای، سخن گفت.

    غنی با این بیان این که نیروهای امنیتی توانایی دفاع در برابر تهدید‌ها را دارند، افزود افغانستان در مرحله سقوط قرار ندارد.

    او تصریح کرد: «نیروهای امنیتی و دفاعی ما توانایی دفاع مستقلانه از کشور را دارند و از چندین سال بدینسو ۹۴ در صد عملیات را به گونه مستقلانه انجام می‌دهند».

    رییس جمهور غنی درباره تصمیم جو بایدن رییس جمهور امریکا برای خروج سربازان این کشور تا ماه سپتامبر گفت به این تصمیم احترام دارد و در این روند همکاری می‌کند.

    به باور غنی، این تصمیم سبب شد نگرانی‌های مردم به خاطر خروج و عدم خروج نیروهای امریکایی از افغانستان رفع شود.

    به باور غنی، اکنون افغانستان از یک جانب با روایت جدید مثل روند صلح، اتصال و همکاری‌های منطقه‌ای روبه‌رو است و از جانب دیگر در برابر شبکه‌های فرامنطقه‌ای تروریستی و شبکه‌های جرمی قرار دارد.

    رییس جمهور غنی تأکید کرده است که برای مدیریت بحران ناشی از تروریسم و شبکه‌های جرمی باید همکاری‌ها با افغانستان ادامه یابد.

    به گفته او، طالبان یا صلح را بپذیرند و یا مبارزه در برابر‌شان ادامه می‌یابد. او تأکید کرده است: «مردم ما از ۴۲ سال بدینسو از حق مشرو‌ع‌شان برای دست‌یابی به صلح محروم مانده‌اند».

    غنی، افغانستان صلح‌آمیز، با ثبات و عاری از جنگ و خشونت را به نفع منطقه از جمله پاکستان خوانده است.

     محمداشرف غنی هم‌چنان درباره نقش زنان صحبت کرده و گفته است که مشارکت زنان افغان در تمام سطوح افزایش یافته است و اکنون آنان از خود نماینده‌گی می‌کنند، صدای رسا دارند و در خصوص صلح نظریات و دیدگاه‌های شان را مطرح می‌کنند.

    غنی از طرح خود برای صلح نیز یادآوری کرده است که به گفته او، این نقشه راه بر سه ستون استوار است. این سه ستون، آتش‌بس، تأمین صلح پایدار و عادلانه و نیز برگزاری انتخابات است. رییس جمهور غنی بار دیگر تعهد کرده است که برای رسیدن به صلح حاضر است، انتخابات زودهنگام را برگزار کند.

    محمداشرف غنی هم‌چنان تطبیق پروژه‌های بزرگ منطقه‌ا‌ی مانند تاپی، کاسا یک‌هزار و شبکه فایبر آپتیک را برای بهبود شرایط زنده‌گی مردم افغانستان و کشورهای منطقه، مفید خوانده است.

  • پاکستان به حمایت از پروسه صلح افغانستان ادامه می دهد

    پاکستان به حمایت از پروسه صلح افغانستان ادامه می دهد

    در آستانه‌ی برگزاری نشست استانبول در مورد صلح افغانستان، رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهور ترکیه با عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان تلفنی صحبت کرد.

    در اعلامیه‌ی دفتر نخست‌وزیر پاکستان آمده است این تماس روز گذشته (پنج‌شنبه، ۲۶ حمل انجام شد و دو طرف در مورد موضوعات دوجانبه و منطقه‌ای، از جمله روند صلح افغانستان صحبت کرده‌اند.

    در این اعلامیه آمده است عمران خان بر اهمیت حل و فصل مسأله‌ی افغانستان از راه مذاکرات سیاسی و قبل از خروج برنامه‌ریزی‌شده‌ی نیروهای امریکایی از افغانستان، تأکید کرده است.

    طبق این اعلامیه، نخست‌وزیر پاکستان به رییس‌جمهور ترکیه گفته است کشورش از توافق صلح ایالات متحده‌ی امریکا با طالبان و آغاز مذاکرات بین‌الافغانی به‌طور کابل پشتیبانی و آن‌را تسهیل کرده است.

    براساس گفته‌های عمران خان، مذاکرات بین‌الافغانی فرصت تاریخی‌ای را فراهم کرده است که رهبران افغان باید برای دست‌یابی به یک توافق سیاسی فراگیر و همه‌جانبه از آن استفاده کنند.

    در بخشی از اعلامیه آمده است نخست‌وزیر عمران خان ضمن قدردانی از نقش ترکیه، همچنان گفته است که پاکستان به پشتیبانی همه‌جانبه از تلاش‌ها برای دست‌یابی به صلح و ثبات پایدار در افغانستان ادامه خواهد داد.

    براساس اعلام وزارت خارجه‌ی ترکیه، نشست استانبول قرار است در ۲۴ ماه جاری میلادی (اپریل) برگزار شود.

    گروه طالبان اما اعلام کرده تا زمان خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان، در هیچ نشستی که در آن در مورد افغانستان تصمیم گرفته شود، شرکت نمی‌کند.

    طبق توافق‌نامه‌ی دوحه که میان امریکا و طالبان امضا شده، اول ماه می به‌عنوان آخرین مُهلت خروج نیروهای خارجی از افغانستان تعیین شده است، اما امریکا و ناتو اعلام کرده‌اند که روند خروج با حدود پنج ماه تأخیر، تا ۱۱ سپتامبر کامل می‌شود.

  • رئیس جمهور غنی با وزیر امور خارجه امریکا، دیدار نمود

    رئیس جمهور غنی با وزیر امور خارجه امریکا، دیدار نمود

    محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان ظهر امروز با انتونی بلینکن وزیر امور خارجه ایالات متحدۀ امریکا که در راس یک هیات عالی رتبۀ آن کشور به کابل آمده بود، دیدار کرد.

    در این دیدار که در قصر گلخانۀ ارگ انجام شد و معاونین ریاست جمهوری، شماری از وزرا و مقامات دولتی نیز حضور داشتند، ابتدا رئیس جمهور غنی ضمن خوش آمدید به وزیر امور خارجه امریکا و هیات همراه اش، از کمک و همکاری آن کشور و سایر شرکای بین المللی در طی دو دهۀ گذشته به دولت و مردم افغانستان، ابراز امتنان کرد.

    رئیس جمهور بر مبارزه مشترک همه کشورها در برابر تروریزم تاکید نموده، گفت به تصمیم ایالات متحدۀ امریکا مبنی بر خروج نیروهای شان از افغانستان احترام می گذاریم و دولت افغانستان تلاش خواهد کرد که در پروسۀ انتقال، همکاری لازم را انجام دهد.

    رئیس جمهور غنی از توانایی های نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان یادآوری کرده، گفت نیروهای شجاع امنیتی و دفاعی ما نشان دادند به تنهایی قابلیت دفاع سرزمین و کشور شان را دارند و مردم افغانستان پشتیبان نیروهای امنیتی و دفاعی خویش می باشند.

    رئیس جمهور کشور گفت: «اکنون که ایالات متحدۀ امریکا قصد خروج نیروهای شان را از افغانستان دارند، ضرورت به یک بحث واضح در خصوص آغاز فصل جدید همکاری ها بر محور احترام متقابل و منافع مشترک میان دو کشور، وجود دارد.»

    در مقابل، انتونی بلینکن وزیر امور خارجه ایالات متحدۀ امریکا ضمن قدردانی از قربانی های نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان، گفت خروج نیروهای ما از افغانستان به معنی تضعیف مناسبات استراتیژیک میان دو کشور نخواهد بود و ایالات متحدۀ امریکا به تعهدات خویش با دولت و مردم افغانستان پابند است.

    وی افزود ایالات متحدۀ امریکا حمایت های دیپلوماتیک و بشردوستانه خویش را از افغانستان و نیروهای امنیتی و دفاعی این کشور ادامه می دهد و تلاش های خود را بخاطر تسهیل روند صلح افغانستان، تداوم خواهد بخشید.

    در پایان این دیدار، هر دو جانب موافقت کردند به خاطر پیشبرد روند انتقال و آغاز فصل جدید همکاری ها، روابط و صحبت ها همچنان ادامه یابد.